8 August 2025
ش
14:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


تب وصال تورا شب شب به سر دارد
کسی که از غم تو گریه سحر دارد

هوایی تو هوایی هیچ بامی نیست
تعلقات برای گدا ضرر دارد

چگونه زندگی اش راحت است و آسوده؟!
یتیم اگر به دلش حسرت پدر دارد

بیا برای غریبی ش گریه کن هرروز
که او همیشه به خون جگر نظر دارد

بگیر پشت درش دست خالی خود را
فقیر وقت کرم فیض بیشتر دارد

بگرد روضه به روضه برای دیدن او
بگرد، یار به این روضه ها گذر دارد

خدا کند که برات مرا کند امضا
کنار او دل من میل یک سفر دارد

به یمن تربت اعلای کربلای حسین
نماز و سجده من لذتی دگر دارد..

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
14:23
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی 
«تا با تو بگویم غم شب های جدایی» 

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران 
«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی» 

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم» 
ای کاش تو یکبار به بالین من آیی 

در بنده نوازی و بزرگی تو شک نیست 
من خوب نیاموختم آداب گدایی 

عمری ست که ما منتظر آمدنت، نه 
تو منتظر لحظه ی برگشتن مایی 

می خواستم از ماتم دل با تو بگویم 
از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی 

امشب شده ای زائر آن تربت پنهان؟ 
یا زائر دلسوخته ی کرب و بلایی 

ای پرسشِ بی پاسخِ هر جمعه ی عشّاق 
آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟ 

#یوسف_رحیمی 

@raziolhossein
3
ش
15:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
790×1280, 61.5 KB
#امام_زمان
#مشایه

بیا از حال مهدی با خبر باش
مقیم موکبش با چشم تر باش

نجف تا کربلا، پای پیاده
دعاگوی امام منتظَر باش



#محمد_خرم‌فر

@raziolhossein
4
ش
20:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#جامانده_ها


تا کرببلا پیام مارا ببرید
بر حضرتشان سلام مارا ببرید

ای زائر ارباب دوعالم حتما
در پای ضریح نام مارا ببرید

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
1
20:59
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


تا نگاهش به مزار گل زهرا افتاد
به روی تربت او زینب کبری افتاد

زیر لب زمزمه می کرد برادر برخیز
زیر بار غم تو خواهرت از پا افتاد

غم به تصویر کشیده است به پیش چشمم
اتفاقی که برای دلم این جا افتاد

گر که فریاد دلم سوخته بر می خیزد
پاره های جگرم بر روی صحرا افتاد

کو علی اکبر وکوقاسم و کو اصغر من
زین همه  داغ به دل شورش وغوغا افتاد

همه فریاد زنان رو به مزارش کردند
تانگاه همه بر تربت سقا افتاد

یاد لب های تو و اصغر خود افتاده است
گر رباب تو ز پا برلب دریا افتاد

همه گل های  تو جمعند به گردت اما
دختر تو به کنار سرت از پا افتاد

انقلاب دگری گشت به پا در کوفه
خطبه ام شعله شد وبر دل اعدا افتاد

مرگ خود را زخداوند طلب می کردم
سوی سرنیزه نگاهم به سرت تا افتاد

هر زمانی که فتاد از اثر سنگ سرت
دخترت گریه کنان گفت که بابا افتاد

وای من چوب به روی لب تو کوبیدند
درد این داغ مرا برهمه اعضا افتاد

یاس های چمنت گرکه کبودند ببخش
تازیانه به تن خسته ی گل ها افتاد

همره قافله ی عشق «وفایی» به خدا
اربعین شوق زیارت به دل ما افتاد
 
#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
21:00
#امام_حسین_علیه_السلام
#کربلا #مشایه #جامانده_ها



هیچ از دنیا نمی‌خواهیم الا کربلا
انتهای آرزوی ماست تنها کربلا

عاقبت در باب قبله رو به قبله می‌شویم
اشهد ما یا حسین و مشهد ما کربلا

دانه‌های سبحه شد شش گوشه از بس گفته‌ام
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا

گر بسوزد پیکرم در آتش عشق حرم
خیزد از خاکسترم لا عشق الا کربلا

سرزمین‌های بهشتی پیش او چون رعیتند
بین ملک آرزوها سلطنت با کربلا

ما که در دنیا به عشق کربلایش زیستیم
می‌رویم انشاالله باز عقبا کربلا

ترس جا ماندن در این ایام ما را می‌کشد
یک نفر ما را رساند اربعین تا کربلا

چند فرسخ تا حرم را خاک تربت گفته اند
خاک تو رفت از کجا ها تا کجاها کربلا

پاره‌های پیکری را نعل‌های تازه برد
قتلگه تا کوفه شد انگار هرجا کربلا


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
4
10 August 2025
ش
14:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#حضرت_رقیه #مشایه


نجف تا کربلا پای پیاده
به عشق تو زدم دل رو به جاده
کجایی یوسف زهرا که اینجا
برا یاریّ تو عاشق زیاده

شده روشن مسیر ما به نورت
قدمهای همه نذر ظهورت
الهی که بیام دورت بگردم
تو اون موکب که میّفته عبورت

الا ای غرة الحمیده ی من
امید این دل غمدیده ی من
کجایی ای گل زیبای نرگس
بیا پاتو بذار بر دیده ی من

میدونم تو مسیر کربلایی
عزادار اسیر نینوایی
دلت خون و دو چشمت کاسهٔ خون
به یاد عمه های مبتلایی

به یاد چادر و خلخال و معجر
به یاد نیزه و شمشیر و خنجر
یه سر گودالی و یک سر خرابه
آخه تن کربلا مونده ولی سر ...

بابا ...
همه جاها رو رفتی بی رقیه
نگفتی دیده آسیبی رقیه
سرت وقتی بدون پیکر اومد
سه سالم بود شدم بی بی رقیه !

چی شد که از تنور سر در آوردی ؟
هدیّه چی برا دختر آوردی ؟
چه خاکی بر سر از غصه بریزم ؟
برام سوغاتی خاکستر آوردی ‌

ببین درد رقیه بی حسابه
به روی دست من ردّ طنابه
تو که دائم به روی نیزه بودی
چی شد که اومدی کنج خرابه

#محمد_خرمفر
#سیداحمد_هاشمی_شهیدی


@raziolhossein
😭 3 2
14:37
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


بیابانی که خون بر قلب زینب شد همینجا بود
همانجا که تن تو نامرتب شد همینجا بود
تنت پامال سم چند مرکب شد همینجا بود
اسیر مردمان نامؤدب شد همینجا بود

همینجا بود افتادی و من هم با تو افتادم
تو در گودال جان دادی و من صدبار جان دادم

صدایت قطع شد بین حرم واویلتاه افتاد
نگاهت قطع شد از ما به سمت ما نگاه افتاد
سرت را میبرید و سمت ما لشکر به راه افتاد
سرت با شمر بیرون رفت تن در قتلگاه افتاد

تنور و دامن شمر و درخت و بر سنان رفتی
مگر خواهر نداری روی دست این و آن رفتی

به دنبال سرت غم بی قرین خوردم چهل منزل
چه طعنه ها که از شمر لعین خوردم چهل منزل
به پایت سنگها از آن و این خوردم چهل منزل
تو از نیزه زمین خوردی زمین خوردم چهل منزل

چهل منزل به هر سنگی که خوردی سنگ هی خوردم
سرت را که بغل کردم ببوسم کعب نی خوردم


تو را از من گرفتند و عزا کردند عیدم را
بگویم چه کشیده ها که خوردم چه کشیدم را
نمیدیدند اگر نامحرمان شمع چکیده‌م را
نشان میدادمت ای جان من موی سفیدم را

جوانی هام قربان سر تو که مقدس بود
همان بزم شراب شام بهر پیری ام بس بود

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
5 😭 2 😢 1
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زیارت_نجف
#نجف


دل شیعه ی آفتاب باشد ، چه خوش است
مست از نفس گلاب باشد چه خوش است

زائر به نجف که میرسد ، می فهمد
ماهی ، که میان آب باشد چه خوش است

.....

با گریه نوشت .... با چه حالی میرفت
آن توبه سرشت.... با چه حالی میرفت

در وقت جدایی از نجف ، فهمیدم
آدم ز بهشت.... با چه حالی میرفت

.....

موجم ، به سوی کناره بر میگردم
با یک بغل از ستاره بر میگردم

ای آرزوی همیشه ، در شهر نجف
جا مانده دلم ، دوباره بر میگردم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
6
18:03
#اربعین
#مشایه


به هر خاکی ، که دل سر زد ، بهشت است
تمام  "رفت  یا  آمد"   بهشت است

نجف تا کربلا   تنها مسیری است
که آنجا " مبدا  و  مقصد " بهشت است

......

هزاران دل ، ز هر سو ، سوی هم بود
هزاران گل ، ولی همبوی هم بود

نجف تا کربلا .... یک بی نهایت
دو تا آیینه رو در روی هم بود


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
7
13 August 2025
ش
00:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام



به زبان آمده ام با کلماتی که تویی
برده ام نام تو را با صلواتی که تویی

زندگی با نفس سبز تو جریان دارد
زنده‌ام زنده به آن آب حیاتی که تویی

وسط هر چه دوراهی دل خود را دادم
به‌همین راه ؛ همین راه نجاتی که تویی

سالیانی‌ست کنار تو اقامت دارم
که اقامه کنم آن روح صلاتی که تویی

کشته‌ی اشک،بمیریم الهی که خداست
مرثیه‌خوان قتیل العبراتی که تویی

روضه‌ی باز مقاتل لب خشکیده‌ی توست
تشنه ام تشنه‌ی آن آب فراتی که تویی

#محمدحسن_بیات‌‌لو


@raziolhossein
👍 2 1
ش
01:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


ای ماه من سوال نکن اخترت چه شد
بابای داغدیده ، مگو دخترت چه شد

آنقدر پیر گشته که نشناسی اش دگر
حق میدهم سوال کنی خواهرت چه شد

حسرت برم به کهنه حصیرِ داهاتیان
آه ای جدا جدا شده با پیکرت چه شد

پایین پا علی و روی سینه ات علی است
از من بپرس با علی دیگرت چه شد

سر را زدم به چوبه ی محمل که در عزات
با خون سر حدیث کنم با سرت چه شد

اوضاع ما چو حنجر تو نامرتب است
شیب الخضیب با گلوی پرپرت چه شد

بر روی نیزه چشم علمدار بسته بود
ای نور دیده ، دیده ی آب آورت چه شد

لیلا هنوز یاد عبا گریه می‌کند
یادش نمیرود که تن اکبرت چه شد

ما هر چه میکشیم بلای سقیفه است
دیوار و در چه کرده ، بگو مادرت چه شد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
01:36
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


بعد از تو بهر ما همه ساز سفر زدند
فریاد الرحیل به کوه و کمر زدند

بستند دست کودک و زن را به ریسمان
آتش به جان و قلب و دل شعله ور زدند

رحمی به کودکان تو هرگز نکرده اند
با ضرب تازیانه به آنان تشر زدند

رجاله های کوفه اسیران خویش را
گاهی به تازیانه و گاهی سپر زدند

آیا خبر رساند صبا بر سرت به نی
کز پشت سر به نیزه مرا بی خبر زدند؟

سرتاسر وجود همه لطمه خورده است
گاهی به چهره گاه به دست و کمر زدند

خواندم وان یکاد برایت ولی حسین
این کوفیان شوم، سرت را نظر زدند

خون می گریست بهر مصیبات اهل بیت
سنگی که برسر همه در هر گذر زدند

آن لحظه ای که چوب ، عدو برلب تو زد
خنجر به قلب زینب خونین جگر زدند

داغ رقیه را به دل ما گذاشتند
آتش به بال کودک بی بال وپر زدند

حالا رسیده ام به همان جا که دشمنان
شمیشر برپسر مقابل چشم پدر زدند

این غم کجا برم که در آغوش یک پدر
تیر سه شعبه را به گلوی پسر زدند

وقتی زدند آتش کینه به خیمه ها
یادآور مدینه شد آتش به در زدند

آن قدر تکه تکه شدی که به جسم تو
گویی به جای نیزه وخنجر، تبر زدند

آتش گرفت جان «وفایی» که اهل بیت
در اربعین زمین و زمان را شرر زدند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
8
01:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
757×1280, 111.0 KB
#حسین_منی


"حُسینُ مِنی" روی ضریح را دیدم
و با زبان خودم خواندمش حسین منی


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
17 😍 1
15 August 2025
ش
03:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
3
03:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
582×1200, 64.4 KB
#یاحسین


خورده است گره، به شادی و غم، اسمت
بخشیــــده چـــه عـــزتی به عـــالم، اسمت

معنـــای دگر گرفت، عشق از وقـــتی
افتــــاد سر زبــــان آدم، اسمت

#ع_رجبی

@raziolhossein
03:43
#امام_حسین_شهادت


مگر به كرب بلا آب قیمت جان بود
كه از عطش به فلك نالۀ یتیمان بود

كفن دریغ مگر بود بهر شاه شهید
كه تا سه روز تنش روی خاك عریان بود

به زیر سایۀ چتر زر، ابن سعد لعین
عزیز فاطمه در آفتابِ سوزان بود

ز كینه فرقۀ بی آبرو زدند آتش
سُرادقی كه در او جبرئیل دربان بود

به رویِ نعشِ علی اکبرِ جوان، لیلا
چو مویِ خویشتن آشفته وپریشان بود

گلوی جمله تر از آب خوش گوار فرات
به حلق خشك علی اصغر آب پیكان بود

ز آب و نان همه سیر و ز كربلا تا شام
سكینه تشنۀ آب و گرسنۀ نان بود


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
03:44
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
1
03:48
#امام_زمان_مناجات
#اربعین


پای جانان، نثارِ جان عشق است
طعنه خوردن از این و آن عشق است
 
نیمه شب فرصت تقرّب ماست
یادِ معشوق، در نهان عشق است
 
هر که ظرفش شکست بالا رفت
چون که همراهِ امتحان عشق است
 
همه دنبال سود و منفعتند
ضرر و نفعِ عاشقان عشق است
 
هرچه جز عشق بی گمان فانی است
آنچه باقی است بی گمان عشق است
 
اول صبح با تمام وجود
ذکر یا صاحب الزمان عشق است
 
خیر من وصل یا که هجران است؟
هرچه او خواسته همان عشق است
 
بگذارید در به در بشوم...
وسط صحن جمکران، عشق است
 
اربعین، رفتنِ به سوی حسین
بی قرار و جَزع کنان عشق است
 
پابرهنه به شارع العباس
برسم لحظه ی اذان عشق است


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
03:51
#امام_زمان_مناجات


یابن الحسن، که صبح و مسا گریه میکنی
بر جدِ خود حسین، کجا گریه میکنی؟

دانم، ولی برای تذکر به جامعه...
آقا چرا صباح و مسا گریه میکنی؟

آیا هنوز عمه ی تو در اسارت است؟
آیا به معجرِ اُسرا گریه میکنی

آری شنیده ام، به حجابِ اسیرها...
با اشکِ دیده ی شهدا گریه میکنی

بر آستینِ پاره ی ناموسِ فاطمه
بر چشم های بَد، به خَفا گریه میکنی
  
داری به یاد، گریه ی بالای نیزه را
بر اشکِ سیدالشهدا آقا گریه میکنی

بر لحظه ی عبورِ اسیران ز قتلگاه
بر زخمهای مانده به جا گریه میکنی

بر تازیانه خوردنِ طفلانِ بی پناه
در زیر دست و پای جفا گریه میکنی

بر گریه های راسِ عمویت، به نیزه ها
خون جای اشک، وقتِ عزا گریه میکنی
 
این عقده ماند در دلِ مجروحِ اهلبیت
بر کشته ی میانِ عبا گریه میکنی

بر حنجری که تیرِ سه شعبه، به جای آب...
خورده ز حرمله، همه جا گریه میکنی

بر طفلِ زیرِ بوته ی، جا مانده از حرم
بر شعله ی فتاده به پا گریه میکنی

بر دست و پای سوخته ی زین العابدین
بر خیمه های آل عبا گریه میکنی

وقتِ نماز شب، به نمازِ نشسته ی...
بانوی قد خمیده، سوا گریه میکنی
  
گویا برای مادر خود، نیمه شب جدا...
با دست های پر ز دعا گریه میکنی

گویند: روزِ آمدنت تکیه بر حرم...
بر تشنگانِ دشتِ بلا گریه میکنی


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
2 😭 1
03:53
#امام_زمان_مناجات
#اربعین


عطر تو زینت فزای روضه ها مهدی بیا
هجر تو از پا می اندازد مرا مهدی بیا

مهربان تر از پدر مادر به فرزندان تویی
 العجل ای بهتر از بابای ما مهدی بیا

ندبه باید کرد از درد فراق روی تو
اَبکیَنَّکَ صَباحاً و مَسا مهدی بیا

به تقاص خون جدت یا لثارات‌الحسین!
 زودتر با ذوالفقار مرتضی مهدی بیا

ای فدای قد و بالای پیمبرگونه ات
وارث حلم تمام انبیا مهدی بیا

مادرت زهرای مرضیه صدایت می زند
روز و شب مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

جان به لب آمد ولی نامت نیفتاد از لبم
عمر من طی شد فقط با ذکر یا مهدی بیا

صبح عاشورا نشد پس وعده ی ما اربعین
در مسیر از نجف تا کربلا مهدی بیا

شیرخواری با گلوی خشک و با چشمان تر
از دل گهواره می خواند تو را مهدی بیا


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
2
03:55
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل


خورشید من که صبحدم بالا می آیی
بی طاقتم! امروز یا فردا می آیی؟

هر جا نشستی بین روضه یاد ما باش
هر جا نیایی، روضه ی سقا می آیی

از اول ماه عزا چشم انتظارم
چون مطمئنم روز تاسوعا می آیی

امروز آقاجان شما بر عکس عباس
صد بار رفتی علقمه ... اما می آیی

از داغ مشک پاره پاره غصه خوردی
با تشنگی از بین خیمه ها می آیی

محض تسلای دل ام البنینش
امروز را با مادرت زهرا می آیی

ارباب او فرمود که ای ماه تشنه...
خوشحال بودم دیدم از دریا می آیی

دستت قلم شد در قنوتی که گرفتی
با فرق خون از کوفه ی مولا می آیی

جای مژه چشمت پُر از تیر است اما
به چشم تارم باز هم زیبا می آیی

برخیز علمدارم علی در خیمه غش کرد
به مادرش گفتم همین حالا می آیی

باشد نیا ... وقتی که زینب معجرش رفت
بر نی کنار زینب کبرا می آیی ...


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
3
03:57
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_اباالفضل

هر بنده اگر رو به خدا داشته باشد
حق است تو را قبله نما داشته باشد

بی دانه هم از دام تو جایی نپریدم
این عشق محال است هوا داشته باشد

ماندن در این خانه به ما میرسد و بس
حق است که نان خورده وفا داشته باشد

از در زدن ممتد ما خورده نگیری
خوب‌است گدا هول و ولا‌‌ داشته باشد

آن خانه که اهلش نبرند اسم علی را
آن خانه محال است صفا داشته باشد

بستم در دل را به روی بازی دنیا
تا خوب غم کربوبلا داشته باشد

ای شاه سفارش به اباالفضل خودت کن
یک نیم نگاهی سوی ما داشته باشد

افتاد دو دستش به زمین تا که بگوید
کی دیده که یک دست صدا داشته باشد

با تیر عمو را به حرم بدرقه کردند
ای وای اگر قوم جفا داشته باشد

چشمان اباالفضل حیا داشت ولی حیف
از حرمله دور است حیا داشته باشد

سخت است برادر برسد پای برادر
از درد ولی قد دوتا داشته باشد


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2
04:00
#امام_زمان_مناجات
#اربعین


چارده قرن گذشت است که غفلت کردیم
وای بر ما که به دوری تو عادت کردیم

ناظری بر همه احوالم و حاضر هستی
چارده قرن گذشت است که غیبت کردیم

ما گرفتار شدیم و تو عنایت کردی
عوضش تا دلمان خواست شکایت کردیم

گنه از جانب ما بود و تو اشکت آمد
چقدر پیش تو احساس حقارت کردیم

بگذر از ما که برای تو فقط دردسریم
بگذر از ما که به شأن تو جسارت کردیم

اشک ما مرهم زخم دل بی طاقت توست
ما از این راه ز قلب تو عیادت کردیم

هرچه هستیم عزادار حسینت هستیم
سالیانی است که ما عرض ارادت کردیم

سبب بخشش ما ذکر حسین است حسین
بارها پای همین اسم قیامت کردیم

کاروان آمد و دل از همه نوکرها برد
دلمان رفت حرم؛ قصد زیارت کردیم

ناله های دل زینب دل ما را سوزاند
با همین ناله ی او ذکر مصیبت کردیم

(السلام ای بدن بی سر گرما دیده
السلام ای سر مجروح کلیسا دیده

با چه وضعی ته گودال کشاندند تو را
ما شنیدیم ولی زینب کبری دیده)


#رضا_تاجیک

@raziolhossein
6
04:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
736×984, 79.8 KB
#یاحسین


هنگام بزنگاه نیامد خورشید
با زخم تنت راه نیامد خورشید
تا سایه بیفتد به تن بی کفنت
یک ثانیه کوتاه نیامد خورشید

#ع_رجبی

@raziolhossein
😢 6
ش
21:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#اربعین


ای کاش جهان پرتو نورت می‌شد
می‌آمدی و محو حضورت می‌شد

این لشکرِ اربعینِ ارباب حسین
ای کاش که لشکرِ ظهورت می‌شد

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
17 August 2025
ش
00:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
00:43
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد
#رباعی


مِن یوم ازل الی الابد ادرکنی
مولا ز تو می خواست مدد! ادرکنی

ای شیرزنِ دو عالم! ای مادر شیر
یا فاطمه ی بنت اسد ادرکنی
.
۲۳ صفر سالروز وفات حضرت اُمّ الحیدر
به *نیابت از مولایمان امیرالمومنین* هدیه به مادر بزرگوارشان صلواتی بفرستیم.

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
2
00:43
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد


از پنجره ی عرش به دنبال رصد بود
از روز ازل ، حامل اسرار ابد بود ...
مبهوت احد ، محو تماشای صمد بود
ام اسد الله که فرزند اسد بود ...

این شیرزن از هاشمیان نام و نشان داشت
در رگ رگ او سوره ی کوثر جریان داست


سر سلسله ی هرچه نکو فاطمه بوده است
سر چشمه ی اسرار مگو فاطمه بوده است
در آیه ی تطهیر ، وضو فاطمه بوده است
هم همسر و هم مادر او فاطمه بوده است

آن حیدر کرار که شاه دو جهان است ...
نامش به خداوند قسم روح اذان است


جز عشق در این جاده کسی همسفرش نیست
جز نور خدا ، آینه ای دور و برش نیست
جز احمد مختار ، کسی تاج سرش نیست
انگار نه انگار ، محمد پسرش نیست ...

این زن که پس از آمنه شد مادر احمد
این زن که در آیین ادب بود سرآمد ...


دریا شده با دیدن او غرق تلاطم ...
باران شده هر قطره پر از نور و تبسم
دیدند که گردیده در آغوش خدا گم
از کعبه برون آمد و در روز چهارم ...

گردید گرامی تر از آسیه و مریم ...
مکه پس از آن بود که گردید مکرم


ایزد صدف و گوهر خود را به تو بخشید
شمس و قمر و اختر خود را به تو بخشید
دردانه ی پیغمبر خود را به تو بخشید
تسنیم ترین کوثر خود را به تو بخشید

در عرش ، عروس تو شده حضرت زهرا
تو ام علی هستی و او ام ابیها ...


توفیق ابوطالب از اذکار تو بوده است
خوشبخت اسیری که گرفتار تو بوده است
خاک قدم جعفر طیار تو بوده است
دل باخته ی حیدر کرار تو بوده است

حیدر پسرت گوهر تابنده ی کعبه است
ای آنکه قدوم تو شکافنده ی کعبه است


کعبه پس از این واقعه لبخند به لب شد
شعبان رمضانی ست که مبهوت رجب شد
زیتون که به قربان علی رفت رطب شد
فرزند تو فخر عجم و شاه عرب شد ...

حیدر همه ی عمر ، تو را سرور خود خواند
پیغمبر اسلام تو را مادر خود خواند ...


#احمد_علوی

@raziolhossein
👍 1
00:43
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد
#رباعی

رفت آمنه از مهر تو آکنده شدم
از مادری ات چقدر شرمنده شدم

در قبر تو خوابیدم و بر خاسته ام
یعنی ز غم تو مردم و زنده شدم


#میثم_مومنی_نژاد

 علامه مجلسی از علل الشرایع صدوق از امام صادق روایتی را نقل کرده
که پیامبر برطبق وصیتی که فاطمه بنت اسد کرده بود پس از مرگ وی پیراهنش را برای کفن کردن فاطمه بنت اسد داد. .
سپس بر بدن فاطمه نماز میت خواند. پیامبر در تشییع جنازه او شرکت کرد تا به قبرش در قبرستان بقیع رسید.

پیامبر داخل قبر شد و در آن دراز کشید، آن‏گاه برخاست و جنازه را با دست خود گرفت و درون قبر گذاشت.

 @raziolhossein
4
00:49
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد


زن قادر است عرش برین را رصد کند
چون اقتدا به فاطمه بنت اسد کند

مانند او به روز قعود و شب قیام
دریای بی‌کرانه شود جزر و مد کند

پیک دعا فرستد و گیرد ز حق، جواب
این‌گونه با ملائکه داد و ستد کند

طفلی بیاورد که کند کعبه، سینه چاک
زین دست، معجزات فزون از عدد کند

نازم به مادری که ز پروردن علی
مدهوش، عالمی ز ازل تا ابد کند

شیرش چنان دهد که از او شیر پرورد
او را امیر حکمت و داد و خرد کند

تنها علی؟‌ نه، بلکه نبی را به دامنش
شایسته‌ی نبوت ذات احد کند

گیرد یتیم آمنه را در پناه خویش
تا پای جان، حبیب خدا را مدد کند

تا در امان بماند از آفات روزگار
قد را میان احمد و کفار سد کند

چون زاده شد ز پشت نبی یاسی از بهشت
او را برای زاده‌ی خود نامزد کند

پوشد کفن به قبر ز پیراهن رسول
یا بالش از عمامه‌ی او در لحد کند

ای‌کاش روز حشر به نور شفاعتش
دست مرا بگیرد و از نار رد کند


#افشین_علا


@raziolhossein
1
00:50
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد


فقط یک بار در کعبه قرارِ جان و جانان بود
دمی که فاطمه بنت اسد مهمان در آن بود

زنی پاکیزه تر از هاجر و والاتر از مریم
زنی که چون عروسش ، قدر او هم نیز پنهان بود

سخن می‌گفت با آن کودکی که بود در بطنش
سخن می‌گفت باطفلی که درجسم حرم جان بود

فرشته ها برای او طعام از جنت آوردند
سه روز آن برترینِ  بانوان در کعبه مهمان بود

محمد خاتم پیغمبران را او وصی آورد
شبیه آمنه از برترین زنهای دوران بود

زنی یکتا پرست از پیروان  دین ابراهیم
زنی که چون ابوطالب وجودش غرق ایمان بود

دو دریای بهم پیوسته ، فرزند و عروس اوست
بخوان مادر بزرگ حضرت " لؤلؤ وَ مرجان" بود

به طبع "طالبش" اشعار نعتِ مصطفی جاری
"عقیلش" را نخستین عقل عالم از محبان بود

خدا به "جعفرش" دو بال در محشر عطا کرده
خدا مداح فرزندش "علی" در متن قرآن بود

علی که باعثِ خلقت ، علی که وارثِ یس
علی که مومنون و عادیات و نور و انسان بود

به دامانش نبی را پرورش می داد و میدیدند
که آتش تا همیشه دور از آن آغوش و دامان بود


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
00:50
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد


نام تو شفا...فاطمه‌ی بنت اسد
یاد تو دوا...فاطمه‌ی بنت اسد

از نوکر دلشکسته ات یادی کن
در روز جزا...فاطمه‌ی بنت اسد


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
14:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


رفتم من و هوای تو از سر نمی‌رود
داغ غمت ز سینه‌ی خواهر نمی‌رود

برخیز تا رویم، برادر! که خواهرت
تنها به سوی روضه‌ی مادر نمی‌رود

گر بی‌تو زینب تو کند جایْ در وطن
از خجلتش به نزد پیمبر نمی‌رود

خواهم بَرَم عیال تو را در وطن ولی
لیلا ز روی مرقد اکبر نمی‌رود

از روی تربت تو که «دار الشّفای» اوست
سوی حجاز، عابد اطهر نمی‌رود

سوز گلوی خشک تو اندر لب فرات
ما را ز یاد تا لب کوثر نمی‌رود

پهلوی چاک‌خورده‌ات از نیزه‌ی سنان
ما را ز یاد تا صف محشر نمی‌رود

تا گوشه‌ی لحد شودم جا، ز خاطرم
کنج تنور خولی کافر نمی‌رود

زآن لعل لب، تلاوت قرآن به نوک نی
از خاطرم به حقّ پیمبر! نمی‌رود

بزم یزید و طشت زر و چوب خیز‌ران
از یاد ما، به حضرت داور! نمی‌رود

«جودی» ز یاد آن لب خشکیده‌ات، شها!
گر در جنان رود، لب کوثر نمی‌رود


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
2
15:02
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
15:06
#برگشت_به_مدینه


آمدم از سفر، مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام

با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من

وقت رفتن غرورِ من دیدی
آن شکوهِ عبورِ من دیدی

محملم پرده داشت یادت هست؟
جای دستی نداشت یادت هست

ثروت عالمین بود مرا
دلبری چون حسین بود مرا

دستِ عباس پرده دارم بود
علی اکبرم کنارم بود

هر زنی یک نفر مُلازم داشت
نجمه مه پاره ای چو قاسم داشت

کاروان آیه های کوثر داشت
روی دامان رباب اصغر داشت

حال بنگر غریب و سرگشته
کاروان را چنین که برگشت
ه
با غمِ عالمین آمده ام
کن نظر بی حسین آمده ام

ای مدینه خمیده برگشتم
زار و محنت کشیده بر گشتم

با رسولِ خدا سخن دارم
بر سرِ دست پیرهن دارم

دل من شاکی است یا جدّاه
چادرم خاکی‌‌ است یا جدّاه

سو ندارد ز گریه چشمانم
پینه بسته ببین به دستانم

خاطرت هست ناله ها کردم
دست بر سر تو را صدا کردم

از حرم سویِ او دویدم من
هر چه نادیدنی ست دیدم من

من غروبی پر از بلا دیدم
شاه را زیر دست و پا دیدم

آن چه را کس ندیده من دیدم
صحنۀ دست و پا زدن دیدم

خنجری کُند و حنجری دیدم
تَه گودال پیکری دیدم

آه جَدّاه امان ز صوتِ حزین
جملۀ آخرم به اُمّ بنین

پسرت تکیه گاه زینب بود
مرد بود و سپاه زینب بود

پسر تو ز زین اسب افتاد
ضربه هایِ عمود کار دستش داد

او زمین خورده و بلند نشد
سرِ او روی نیزه بند نشد

بعد عباس قلبم آزُردند
تا زمین خورد ، معجرم بُردند

#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1
15:06
#برگشت_به_مدینه


از میان غباری از اندوه
از دل ریگهای صحرا ها
کاروانی ز راه آمده بود
کاروان قبیله ی دریا

تا که پرسید از مدینه بشیر
کيست درشهرتان بزرگ شما
همه گفتند بیت ام بنین
هست در کوچه ی بن الزهرا

دید در کوچه ی بنی هاشم
درب آتش گرفته ای وا شد
پیشتر از تمام خانم ها
مادری همچو کوه پیدا شد

ديد در احترام مردم شهر
به سوی کاروان قدم برداشت
رفت اما ز راه خود برگشت
و به لب ناله ای مکرر داشت

زیر لب گفت باز هم نرسید
آنکه محو پریدنش بودم
باز این کاروان نبود آنکه
چشم بر راه دیدنش بودم

حیف شد که نیامد و من هم
نشنیدم سلام عباسم
وندیدم دوباره پیش حسین
پیش زینب قیام عباسم

داشت او سمت خانه بر می گشت
ناگهان ناله ای صدایش کرد
زن پیری میان قافله باز
مادرش خواند و در عزایش کرد

زیر چادر به زیر گرد و غبار
چهره ای سوخته پر از چین داشت
خوب معلوم بود از سر و وضعش
دیده ای تار و گوش سنگین داشت

گفت:حق ميدهم كه نشناسي
خواهری را که بی برادر شد
دخترت را كه پاي گودالي
قدكمان بود قدكمانتر شد

شانه ام جای دوش طفلانت
زیر رگبار خیزران ها سوخت
جرم زنجیر ها که جا وا کرد
پوست تا مغز استخوانها سوخت

مادرم،خوب شد ندیدی تو
شمر به روی سینه اش جا شد
وقت غارت كه شد خودم ديدم
سر یک پیرهن چه دعوا شد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
15:06
#حضرت_زینب
#برگشت_به_مدینه


زينب آئينه جلال خداست
چشمه جاری كمال خداست

ردّ پايش مسير عاشوراست
خطبه هايش سفير عاشوراست

مثل كوهِ وقار برگشته
وه چه با افتخار بر گشته

غصّه و ماتم دلش پيداست
رنگ مشكی محملش پيداست

پشت دروازه خواهری آمد
خواهر بی برادری آمد

خواهری كه تنش كبود شده
رنگ پيراهنش كبود شده

نيمه جانی كه كاروان آورد
با خودش چند نيمه جان آورد

كاروانی كه شير خواره نداشت
گوش هايی كه گوشواره نداشت

گر چه خورشيد عالمين شده
چند ماهی ست بی حسين شده

چند ماه است ديده اش ابری ست
بر سرش سايه برادر نيست

آسمان بود و غم اسيرش كرد
خاطرات رقيه پيرش كرد

رنگ مويش اگر سپيده شده
بارها بارها كشيده شده

بهر اُمّ البنين خبر آورد
از ابالفضل يك سپر آورد

از حسينش فقط كفن آورد
چند تا تكّه پيرهن آورد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
15:06
#برگشت_به_مدینه


ای مدینه سوی تو با دیدۀ تر آمدم
با برادر رفته بودم، بی برادر آمدم

ای مدینه دربرویم وامکن راهم مده
چون که بی امید جان خود براین درآمدم

ای مدینه تاکه گویم شرح حال خویش را
همچو مادر برسر قبر پیمبرآمدم

ای مدینه همره یک کاروان رنج وملال
سوی تو با کودکان ناز پرور آمدم

ای مدینه سوختم از آتش داغ حسین
چون پرستویی مهاجر گرکه بی پرآمدم

کاخ استبداد را با خطبه ام آتش زدم
دشمنان را ناتوان دیدم ، توانگر آمدم

وقت رفتن قاسم وعباس واکبر داشتم
بی علی اکبرو عباس واکبر آمدم

دیده ام خونین بدن گلهای باغ عشق را
ازکنار گلشنی در خون شناور آمدم

یوسف آل علی را دشمنان کشتند ومن
همره پیراهنش با دیدۀ تر آمدم

گرکه ریزم برسر خود خاک غم،عیبم مکن
کزکنار پیکری صد چاک وبی سر آمدم

گرکه نشناسد مرا عبدالله جعفر بگو
زینبم من کز سفر با دیدۀ تر آمدم

با «وفایی»کزخودم دادم نشان، ازاین دیار
اشک ریزان رفتم و،با دیدۀ تر آمدم

#سيدهاشم_وفایی

@raziolhossein
15:06
#برگشت_به_مدینه


ای مدینه دوباره برگشتم
با دل پر شراره برگشتم

بی علی ، بی رقیه ، بی عباس
با همین گاهواره برگشتم

از مسیری که بهرِ سنگ زدن
می گرفتند استخاره، برگشتم

همرهم بود زیور آلاتم
ولی بی گوشواره برگشتم

آه، از خیمه ای که غارت شد
با دو چشم ستاره برگشتم

از کنار تن لگد مال و
بدنِ پاره پاره برگشتم

با حجابی که بینِ آتش سوخت
از دل هر نظاره برگشتم

#رضا_باقریان

@raziolhossein
15:06
#برگشت_به_مدینه


مـن حامــل ســلام سـران بریـده‌ام
مادر! سؤال کن که بگویم چه دیده‌ام

داغ حسین تو کمرم را شکسته است
تیر شکسته یا کـه کمـان خمیده‌ام؟

جانم به لب رسیده در این ره هزاربار
تـا در کنـار تـربت جــدم رسیـده‌ام

جز آب تیغ و نیزه و شمشیر کوفیان
آبـی نداده‌انـد بــه گل‌هـای چیده‌ام

بار غمی کز آن کمر آسمان شکست
من با قد خمیده بـه دوشم کشیده‌ام

از لحظه‌ای که چشم به دنیا گشوده‌ام
نـاز غم حسیـن بـه جانـم خریـده‌ام

مـن داغــدار فاطمـۀ چــار‌سالــه‌ام
سوغات، گشتـه پیرهن آن شهیده‌ام

در زخم‌هـای آبله گم‌گشتـه پای من
از بس بـه روی خار مغیلان دویده‌ام

هم گریه بر حسین تو کردم قدم‌قدم
هم لحظه‌لحظه خنـدۀ دشمن شنیده‌ام

در قتلگه چو کـوه، مقـاوم بُـدم، ولی
در مجلس یزیـد، گریبــان دریـده‌ام

«میثم» به سوز سینه از آن سوخته که من
آتــش درون سینــۀ او آفــریــده‌ام

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
15:06
#برگشت_به_مدینه
#دوبیتی


دگر این کاروان یاسی ندارد
که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب
ولی افسوس عباسی ندارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
😭 1
15:06
#برگشت_به_مدینه


عمر سفر آمد به سر مدینه
داغ دلم شد تازه تر مدینه
فریاد زن اعلام کن خبر ده
برگشته زینب از سفر مدینه
از کربلا و شام و کوفه سوغات
آورده ام خون جگر مدینه
هم داده ام از دست شش برادر
هم دیده ام داغ پسر مدینه
از کاروان بی حسین و عباس
ام البنین را کن خبر مدینه
گردیده جسم یوسف پیمبر
از قلب زینب پاره تر مدینه
پیراهن او را بگیر از من
بر مادرم زهرا ببر مدینه

بر یوسف زهرا ز سوز سینه
قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه

جان مرا لب تشنه سر بریدند
هجده عزیزم را به خون کشیدند
هم پیکرش را پاره پاره کردند
هم سینه اش را از سنان دریدند
گه دور خیمه گه به دور مقتل
با کعب نی دنبال ما دویدند
با کام خشک از هیجده عزیزم
بین دو نهر آب سر بریدند
از کربلا تا شام لحظه لحظه
رأس حسینم را به نیزه دیدند
اعضای او گردیده سوره سوره
آیات قرآن از لبش شنیدند
حالا که آمد این سفر به پایان
اکنون که از ره کاروان رسیدند

بر یوسف زهرا ز سوز سینه
قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه

دادم ز کف گل های پرپرم را
عبدالله و عباس و اکبرم را
راهم مده راهم مده که با خود
نآورده ام گل های پرپرم را
دیدم به روی شانة ذبیحم
با کام عطشان ذبح اصغرم را
تا سر بریدند از تن حسینم
دیدم لب گودال مادرم را
وقتی سکینه تازیانه می خورد
کردم صدا جد مطهرم را
دردا که با پیشانی شکسته
دیدم به نی رأس برادرم را
تا بر حسین خود کنم تأسی
بر چوبة محمل زدم سرم را
یک روزه یک باغ گلم خزان شد
از دست دادم یار و یاورم را

بر یوسف زهرا ز سوز سینه
قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه

عریانِ تن در خون شناورش بود
پیراهنش گیسوی دخترش بود
آبی که زخمش را به قتلگه شست
در آن یم خون اشک مادرش بود
وقتی که جسمش را به بر گرفتم
لب های من بر زخم حنجرش بود
یک سوی او نعش علی اکبر
یک سوی او دست برادرش بود
من زائر جسمش کنار گودال
زهرا به کوفه زائر سرش بود
پیشانی اش را جای سنگ دشمن
نقش سم اسبان به پیکرش بود
با من بنال از داغ آن شهیدی
کز نوک نی چشمش به خواهرش بود
از نیزه و شمشیر و تیر و خنجر
بر زخم دیگر زخم دیگرش بود

بر یوسف زهرا ز سوز سینه
قرآن بخوان، قرآن بخوان مدینه

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
15:06
#برگشت_به_مدینه


سلام شهر‌ پیمبر! سلام‌یا‌جداه!
ز جا بلند شو!زینب رسیده است از راه

بلند شو بغلم کن که طاقتم سر شد
چقدر زینب تو نیمه جان و لاغر شد

چه زینبی که نماز شبش نشسته شده
غرور فاطمی اش بارها شکسته شده

اگرچه مردم شهر آمدند استقبال
کسی نگاه ندارد به صورت اطفال

کسی برای تماشای‌ ما نیامده است
بخاطر زدن بچه ها نیامده است

همه سیاه به تن کرده اند‌ عزادارند
هوای‌ حرمت من را به کوچه ها دارند

به یثرب آمده ام من بجای ویرانه
به احترام مرا میبرند تا خانه

زمان آن شده تا روضه برقرار کنم
برای تشنه‌گودال زار زار کنم

کجاست ام بنینم مرا کمک بدهد
به ناله هاش به این روضه ها نمک بدهد

نبودی ام بنین قتلکاه غوغا  بود
برای کشتن شاه غریب دعوا بود

سفارشات نبی را همه ادا کردند
سر حسین مرا از قفا جدا کردند

سری به نیزه بلند‌ و تنی به زیر کتک
صدا زدند همه بچه ها‌که عمه کمک

@raziolhossein
😭 2 1
15:06
#برگشت_به_مدینه


مدینه کاروانی سوی تو با شیون آوردم
ره آوردم بود اشکی که، دامن دامن آوردم

مدینه در به رویم وامکن چون یک جهان ماتم
نیاورد ارمغان با خود کسی، تنهامن آوردم

مدینه یک گلستان گل اگر در کربلا بردم
ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم

اسیرم کرد اگر دشمن به جان دوست خرسندم
به پایان خدمت خود را به نحو احسن آوردم

مدینه یوسف آل علی را بردم اکنون
اگر او را نیاوردم از او پیراهن آوردم

مدینه گر به سویت زنده برگشتم مکن مَنعَمْ
که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم

مدینه این اسیری‏ها نشد سدّ رهم بنگر
چها با خطبه‏ های خود به روز دشمن آوردم

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
15:06
#برگشت_به_مدینه


کعبه رفتیم و زیارت در منا
حولهء احرام شد رخت عزا
سنگ خوردیم از میان نیزه ها
هدیه آوردیم از کرببلا

زینبت برگشته یا ام البنین
جای تو خالی! که خوردم بر زمین

چار فصل من بهاری داشت، نیست
این دل عاشق، نگاری داشت، نیست
زینب غمدیده یاری داشت، نیست
محمل من پرده داری داشت، نیست

هی نپرس از صورت نیلی فقط
خورده ام از این و آن سیلی فقط

من از اینجا گرچه سنگین رفته ام
بین صدها مرد بی دین رفته ام
از بلندی رو به پایین رفته ام
تا ته گودالِ خونین رفته ام

شمر بود اما سر یارم نبود
نیمه شب، انگشتر یارم نبود

آمدم با معجری محکم شده
آمدم با این کمر که خم شده
سینهء ام ویرانه ای از غم شده
دختری از کاروانم کم شده

یادگار مادرم، یادت که هست
آن سه ساله دخترم، یادت که هست

این سفر، بد حرمت ما را شکست
بر سر نیزه، سر سقا شکست
در دل آتش دل زهرا شکست
حرمت من پیش دخترها شکست

چند سوغاتی به حاجی ها رسید
گوشواره تا حراجی ها رسید

روضهء چاک گریبان را نپرس
غربت قاری قرآن را نپرس
رد شدم از کوچه ها، آن را نپرس
سکوی برده فروشان را نپرس

با یهودی ها که سنگم می زدند
بی هوا یک عده چنگم می زدند

آه، سر گردانی من را ببخش
خسته ام، ویرانی من را ببخش
این پریشان خوانی من را ببخش
روضهء پایانی من را ببخش

در پی اشرار رفتم با حسین
مجلس اغیار رفتم با حسین

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
4
15:06
#برگشت_به_مدینه


رَوایَت اَست کِه چُون عِترَتِ رَسُول الله
سُوی مَدِینه رِسیدَند با خُرُوش زِ راه

خَمِیدِه زِینَبِ بِی غَمگُسار گَشت رَوان
مِیانِ رُوضهء مادَر به نالِه و اَفغَان

سَلام کَرد به حَسرَت فِکند سَر دَر پِیش
زَبانِ حال به مادَر بگُفت با دِلِ رِیش

که اِی سِتَمکِشِ اَیّام چِشمِ تُو رُوشَن
کِه زِینَبَت زِ سَفَر آمَده اَست سُوی وَطَن

سَرِی بَر آر زِ خاکَ و به پُرس اَحوالَم
نَظارِه کُن کِه چِسان گَشتِه اَست اِقبالَم

زِّ مَن بِپُرس کِه زِینَب چِه شُد بَرادَِر تُو
زِِ داغِ کِیست کِه گَشتِه سِیاه مَعَجر تُو

زِ کَربَلا تُو چِرا بِی بَرادَر آمَدِه‌اِی
چِنِین شِکَستِه دِل و خاکَ بَر سَر آمَدِه‌اِی

بِرَم زِ کُوفِه و یا کَربَلا به نَزدِ تُو نام
و یا زِ شام و یَزِیدِ لَعِینِ بَد فَرجام

به کَربَلا زِ سِتَم سُوختَند خانِهء ما
بِباد داد فَلَکَ خاکِ آشیانِهء ما

مَرا بِه گُوشهء زِندان هَمِین نَه مأوا داد
بِه کُوفِه حُکَم به قَتلَم نَمُود اِبنِ زیاد

میانِ کُوفُه نَدِیدِی چِسان زِ آتَشِ دِل
زَدُم زِ غُصّه سَرِ خُود به چُوبهء مَحمِل

کِه شُد زِ خُونِ سَرَم رُوی و مُویِ مَن رَنگِین
رَوانَه شُد زِ سَرَم هَمچُو سِیل خُون به زَمِین

زِ کُوفِه تا به سُویِ شام دَر بَرابَرِ مُن
بِه پِیشِ مَحمِلِ مَن بُد سَرِ بَرادِر مَن

شُدَم چُو واردِ شامِ خَراب اری مادَر
خَرابِه مَنزِل ما بُود و خَاکَ رَه بَستَر

کَسِی کِه مُونِس و غَمخوارِ و هَمدَمِ ما بُود
مُدام سَنگ و نِی و چُوبِ سَختِ اَعدا بُود

تَمامِ کُوچِه و بازارِ شام آئین بَست
یَزیدِ دُون به سَر تَختِ زَرنِگار نِشَست

به بَزمِ عام طَلب کَرد آن لَعِینِ غَیُور
سُرِ بِرِهنِهء مُن و اُهلِ بِیت را بِه حِضُور

چذنان نمُود جَفایِ یَزِید مَدهُوشَم
کِه شُد زِ شِمر و صِف کَربَلا فَرامُوشَم

به پِیشِ دِیدِهء مَن آن سِتَمگَرِ کُونِین
بِزَد به چُوبِ سِتَم بَر لَب و دَهانِ حُسین

گُذَشتِه زِین هَمِه یِک سُرخ مُو به بَزمِ یَزِید
زِ خاندانِ نُبُوّت کَنِیز می‌طَلَبِید

بَس اَست #صامت اَفسُردِه زِین عَزا بِگُذَر
کِه از سِرِشگِ دُو چِشمَت سِیاه شُد دَفتَر


#صامت_بروجردی


@raziolhossein
5
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19 August 2025
ش
18:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.8 KB
18:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
18:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
18:41
#حضرت_رسول_شهادت



شهــر مدینـه صحنــۀ صحـرای محشراست
بـــاور کنیـم عمـــر جهـــان رو بـه آخر است

مـلـک خـــدای عــــزوجـل خیمـــۀ عـزاست
کـی صـاحب عـزاست؟ خـداونـد اکبر است

در بیــت وحــــی آمــده در مـی‌زنـــد اجـــل
ایــن لحظــۀ یتیـمــی زهـــرای اطهــر است

جــاری اسـت اشــک دیـدۀ شیــرخدا علی
انگــار آب غســل نبـی اشـک حیــدر است

عتـــرت غــــریـب گشتــه و قـرآن بـه زیــر پا
دسـت امیـن وحــی خــداوند بـر سر است

بـــاور کنیـد بــر جگـــر شیــــر حــــق علـی
داغ نبـــی فقــط نــه کــه داغ بــــرادر است

رکـن علـی شکسته و از بــس شده غریب
از غصه گشته مثل همایی کـه بی‌پر است

یـــارب بـــر او تـو فــاطمــه‌اش را نگـــــاه‌دار
زهـــــرا بــــــرای شیــرخـدا رکن دیگر است

مــــویی مبـــاد کـــم ز ســـر فـاطمه شــود
کــو دست و تیغ و بازوی سردار خیبر است

«میثــم» اگــــر رســول خــدا رفت از جهان
نفس نبی به خلق امام است و رهبر است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5
18:41
#حضرت_رسول_شهادت


از غربت پیمبر، داور به گریه افتاد
توحید روضه‌خوان شد، کوثر به گریه افتاد

از داغ زهرِ آن دو ملعونه، جسم احمد‌‌‌_
می‌سوخت آن چنان که، بستر به گریه افتاد

وقتی که بی حیا گفت: "إنّ الرَّجل، لَیَهجُر"
جبریل ناله سر داد، منبر به گریه افتاد

هم دختر نبی بود، هم مادر پیمبر
بدجور مادرانه، دختر به گریه افتاد

یاد "حُسینُ مِنّی..." با جدّ خویش می‌سوخت
آمد حسین، نزدِ دلبر به گریه افتاد

تا حکم صبر را داد احمد به مرتضایش
خیره به همسرش شد، حیدر به گریه افتاد

در بین کوچه کشتند، آقای ما حسن را
از بعد آن دوشنبه، مضطر به گریه افتاد

رفت و ندید احمد، زهرا میان آتش_
آن قدر ناله سر داد، تا" در" به گریه افتاد

بعد از هجوم دشمن، تا دید میخ در را
از غربت امیرش، قنبر به گریه افتاد

روز دهم شد و شمر آمد میان مقتل
آن قدر ضربه زد که خنجر به گریه افتاد

با قد خم رسید و در بین قتلگه دید_
فرزند بی سرش را، مادر به گریه افتاد

جوری در آن هیاهو فریاد زد: "بُنیّ..."
تا صبح روز محشر، نوکر به گریه افتاد


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
2
18:41
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_شهادت


ابرهای همیشه گریانم
میچکد قطره قطره بر جانم

چقدر هول کرده ام امشب
چقدر مضطر و پریشانم

شاید امشب شب جدایی نیست
من چه میگویم و چه می‌دانم؟

باد تندی وزید و فهمیدم
در مسیر خطیر طوفانم

می رود از زمین سوی بالا
آن که کرده مرا مسلمانم

دستم از دامنش اگر کوتاست
ولی از قاریان قرآنم

من به درکش نمیرسم هرگز
ولی از نوکران سلمانم

ای رسول خدا، امین خدا
رحمت الله مسلمین خدا

شب رحمت شب پیمبر ماست
شب باران دیده ی تر ماست

گر مدینه نرفته ایم امشب
همه تقصیر بال ما پر ماست

جای او خالی است در اینجا
یاد او پر میان باور ماست

بانی روضه ی عزای نبی
دخترش فاطمه‌است- مادر ماست

میرود سوی حق به سوی اله
السلام علی رسول الله

سینه ات مثل وادی سیناست
دل پر مهر تو چنان دریاست

سرگذشت تو جاودانه ترین
خاطرات تو اصل مطلب ماست

قلمم کند میرود از چیست؟
آخر جمله‌های این انشاست؟

باغبان تمام اهل ُ البیت
بعد تو فصل خشکی گلهاست

اولین کس که می شود ملحق
به حضور تو – دخترت زهراست

بعد تو جانشین تو حیدر
می‌نشیند به خانه و تنهاست

چشم تو خوب شد نمی بیند
خانه‌ی دختری تو غوغاست

وای از آن لحظه ای که فاطمه‌ات
پشت در روی خاک بین عباست

کن نگاهی سه نور عینت را
حسن و زینب و حسینت را


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
3
18:41
#حضرت_رسول_شهادت



پیچیده بوی غم  همه جا وامحمدا
عرش خدا گرفته عزا  وامحمدا
گریان دو چشم ارض و سما ، وامحمدا
امشب شده است نوحه ی ما وامحمدا

بر غربت پیمبرمان گریه می کنیم
محض رضای مادرمان گریه می کنیم

دنیا چه کرد با زحمات پیمبرش
امشب میان عرش زَنَد حمزه بر سرش
ای روزگار پست ...که می گشت باورش
روزی شوند قاتل آقا دو همسرش

مّردم ! رسول عالم و آدم شهید شد
رحلت نکرد احمد خاتم ، شهید شد

اصحاب ، پشت پا به حق آسان زدند ، آه
چه زود دم ز دولت شیطان زدند آه
آتش به جان عالم امکان زدند آه
بر روح وحی ، تهمت هذیان زدند آه

ای دیده بر محمد مظلوم گریه کن
با چار کعبه زاده ی معصوم گریه کن

دوران حق کشی ِ زمانه شروع شد
دوران کفر خانه به خانه شروع شد
توهین به صد دلیل و بهانه شروع شد
دوران تلخ دفن شبانه ، شروع شد

ای روزشان سیاه ، نبی شد شبانه دفن
یک تن نگشت یار علی ، در زمان دفن

مولای ما به سوگ برادر نشسته است
جایش ببین که بر روی منبر نشسته است
روباه جای شیر دلاور نشسته‌ است
آتش به جان حضرت کوثر نشسته است

امت ز یاد برده چه راحت غدیر را
دادند زود اجر رسول و امیر را

چیزی نمانده تا که شود یاس بی قرار
قنفذ رسد به نان و نواهای بی شمار
آتش گرفت میخ در از آه ذوالفقار
آمد خزان فاطمه در اول بهار

چیزی نمانده تا که بماند از او خیال
گردد جوان خانه ی مولا قدش ، هلال


چل بی حیای پست و لعین ، آه فاطمه
بی حرمتی به صاحب دین ،آه فاطمه
پهلو شکسته، زار و حزین ، آه فاطمه
دو گوشواره ، روی زمین  آه فاطمه

چیزی نمانده تا که زند ناله از جگر :
فضه برس به داد دل مادر و پسر

یا ایها الرسول شود حق تو ادا
گاهی میان کوچه و گاهی به کربلا
وای از غروب روز دهم ، وامحمدا
شمشیر ،کهنه خنجر و سر نیزه و عصا

آه از دمی که ناله زند زینب حزین :
"ای مونس شکسته دلان حال ما ببین


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
3
18:42
#حضرت_رسول_شهادت



چگونه نوحه کنیم این عزای سنگین را
شهید گشت و  نفهمید امتش این را

شهید گشت کسی که به دست عاطفه اش
پناه داد فقیر و یتیم و مسکین را

شهید گشت امامی که فیض رحمت او
گرفته تا به ابد خلقت نخستین را

چگونه پیرو قرآن شوند قومی که
دهند نسبت هذیان کلام یاسین را

مدینه شرم نکردی به پیش دختر او
که رو به قبله کنی خاتم النبیین را

عجب که داغ تسلا شود به داغ دگر
کشد به خنده ی مرگ آن نگاه غمگین را

از این سو آتش دل ، آن سو آتش خانه
بگو که صبر نماید علی کدامین را

علی که غسل تن سید البشر با اوست
به دوش خویش کشیده است داغ تدفین را


به روی سینه ی او گوشوار عرش افتاد
بغل گرفت گل سرخ  ،  برگ نسرین را

به گریه گفت حسینم کجا یزید کجا
به گریه دید مگر آن غروب خونین را

همان غروب که شمر آمد و سنان میرفت
که پایمال کنند آن سلاله ی دین را

همان غروب که قرآن ورق ورق میشد
همان غروب که آتش زدند آیین را

که دیده قاری قرآن میان بزم شراب
به گریه دید سر و چوب و طشت زرین را


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
😢 1 😭 1
18:42
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_شهادت


خوشبخت آن کسی که دارد محبتش را
بدبخت آن کسی که رد کرد دعوتش را

میخواست تا بفهمیم خورشید واقعی کیست
مبداء برایمان کرد تاریخ هجرتش را

جز پنج سال مولا دیگر ندید دنیا
حسرت به دل نشستیم طرز حکومتش را

گفتند او یتیم است در خاک ها مقیم است
در فتح مکه دیدند آن قوم شوکتش را

زهر زن یهودی یا مادر سعودی
رحلت چرا بخوانیم روز شهادتش را

روز عروج خورشید گفتند وا محمد
یک روز بعد دادند مزد رسالتش را

در صحنه ی قیامت وقتی که خلق جمعند
ما ترس خویش داریم او ترس امتش را

#زخم_حسینی

@raziolhossein
1
18:42
#حضرت_رسول_شهادت


گشته مدینه غرق عزا وامحمدا
ماتم گرفته ارض و سما وامحمدا

گویید روی ماذنه (حیّ علی العزا)
رفت از جهان رسول خدا وامحمدا

روز یتیمی همه امت است ، پس
ناله زنید یاابتا وامحمدا

مولا زند به سینه و زهرا زند به سر
جبریل گشته نوحه سرا وامحمدا

مانده سه روز پیکر پاکش روی زمین
دفنش نکرده اند چرا وامحمدا

ماه صفر تمام شد اما شروع شد
اندوه اهلبیت شما وامحمدا

دردا که جای گل همه با هیزم آمدند
بر آستان شیر خدا وامحمدا

دردا که جای تعزیت و عرضِ تسلیت
سیلی زدند فاطمه را وامحمدا

دستی که بوسگاه نبی بود بد شکست
این طور اجر او شد ادا وامحمدا

آن زن که زهر داد نبی را پس از نبی
خون کرد قلب آل عبا وامحمدا

ملعونه پیش قبر نبی بر تن حسن
هفتاد تیر زد زجفا وامحمدا

هفتاد زخم جسم غریب مدینه خورد
اما غریب کرببلا ؟ وامحمدا

بیش از هزار و نهصد و پنجاه زخم داشت
از تیر و تیغ و سنگ و عصا وامحمدا

زینب به گریه گفت که یاایهاالرسول
یک دم به قتلگاه بیا وامحمدا

( این کشته فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست)

#عبدالحسین



@raziolhossein
1
18:42
#حضرت_رسول_شهادت


ای مهربان نبی که تو را زهر داده است
دستش شکسته باد که قلب تو را شکست


بر سینه‌ات حسین تو بود آخرین نفس
اما به روی سینه‌ی او قاتلش نشست…

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 1
18:44
#حضرت_رسول_شهادت
#دوبیتی


نشسته بود تنها گریه می کرد
غریبانه خدایا گریه می کرد
کنار بستر پاک پیمبر
چه مظلومانه زهرا گریه می کرد
.
.
.
درون سینه ام غوغاست بابا
عزا درصحن دل برپاست بابا

دلم می خواست همراهت بمیرم
ولی دیدم علی تنهاست بابا

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
18:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
860×860, 43.8 KB
#حضرت_رسول_شهادت

افسوس که سیدالبشر را کشتند
تاریک دلان نور سحر را کشتند
بیهوده نگویید که رحلت فرمود!
والله قسم پیامبر را کشتند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
4 😢 2
20 August 2025
ش
16:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت


ماتم جهان‌سوزِ خاتم النبیّین است
یا که آخرین‌روز صادر نخستین است

روز نوحهٔ قرآن در مصیبت طاهاست
روز نالۀ فرقان از فراق یاسین است

خاطری نباشد شاد در قلمرو ایجاد
آه و ناله و فریاد در محیط تکوین است

کعبه را سزد امروز رو نهد به ویرانی
زآن‌که چشمِ زمزم را سیلِ اشکِ خونین است

صبح آفرینش را شام تار بازآمد
تیره اهل بینش را دیدۀ جهان‌بین است

رایت شریعت را نوبت نگونساری‌ست
روز غربت اسلام، روز وحشت دین است

شاهد حقیقت را هر دوچشم حق‌بین خفت
آه بانوی کبری هم‌چو شمع بالین است

هادی طریقت را زندگی به‌سر آمد
گمرهان امّت را سینهٔ پر از کین است

شاهباز وحدت را بند غم به گردن شد
کرکس طبیعت را دست‌وپنجه رنگین است

شد همای فرّخ‌فر بسته‌بال و بی‌شهپر
عرصۀ جهان یک‌سر صیدگاه شاهین است

خاتم سلیمان را اهرمن به جادو برد
مسند سلیمانی، مرکز شیاطین است

شب ز غم نگیرد خواب، چشم نرگس شاداب
لیک چشم هر خاری شب به خوابِ نوشین است

پشت آسمان شد خم زیر بار این ماتم
چشم ابر شد پُرنَم در مصیبت خاتم


#محمدحسین_غروی_اصفهانی
#کمپانی #مفتقر


@raziolhossein
2
16:15
#حضرت_رسول_شهادت


ای مهربان نبی که تو را زهر داده است؟
دستش شکسته باد که قلب تو را شکست

از آن دو زن نصیب تو جز شوکران نبود
آن جام زهر، رشته‌ی اسلام را گستت

گفتی صحابه را قلم و کاغذ آورند
تا بعد تو دوباره نگردند بت پرست

می‌خواستی به فتنه نیفتند امتت
تا دست، بعد تو نگذارند روی دست

ناگه در آن سکوت، صدایی بلند شد
اِنَّ‌الرَجُل که گفت، دل دخترت شکست

باب جسارت آنکه به روی تو باز کرد
در کوچه راه را به روی دختر تو بست

زهرا کنار بستر تو زار می‌زند
شکر خدا که فاطمه بالا سر تو هست

قسمت نبود محسن او را بغل کنی
این صحنه در بهشت ولی دیدنی‌تر است

بر سینه‌ات حسین تو بود آخرین نفس
اما به روی سینه‌ی او قاتلش نشست


#سیدمیلاد_حسنی


@raziolhossein
1 😢 1
16:19
#حضرت_رسول_شهادت



خورشید بستری شده و در برابرش
مهتاب آمده‌ست کنارش دو اخترش

آن دلربا نسیم که رد شد ز کوی عشق
جان‌ها فدای بغض نفس‌های آخرش

هم دخترش نداشت توان فراق را
هم او‌ نداشت طاقت هجران دخترش

با زهر غربت احمد مکی شهید شد
بین صحابه ای که نبودند یاورش

گفتند صادق است ولی در وصیتش
آه از وصیتش که نکردند باورش

آنها که ظاهرا دم از اسلام میزدند
بستند تهمت هذیان بر پیمبرش

گفتند باغبان که از این باغ پا کشید
آتش میاوریم به دامان نوبرش

دور و برش تمام ملائک گریستند
وقتی سپرد فاطمه‌اش را به حیدرش

کشتی مصطفی که به پهلوی خود نشست
لولای در نشست به پهلوی دخترش

میسوخت در ملائکه بر سینه میزدند
حوریه هم گرفت نوک میخ بر پرش

در بین آن غلاف به دستان کسی بلند
با خنده گفت علی به زمین خورد آخرش


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
3
16:22
#امام_حسن_علیه_السلام


سلام می‌دهد به نام نامی‌ات سلام هم
رکوع می‌شود به احترام تو قیام هم

تو کیستی که سَیّدُالشّباب اهلِ جنّتی
و سبطِ اکبرِ بهشتِ سَیّدُالاَنام هم

کرامتت نداشت مرز، مثل نور آفتاب
رسید سفره‌ات به ناسزای اهلِ شام هم

شفای دوره‌گردِ خاکِ مقدمِ تو سر زده
به اهل گورخانه‌های مرده از جذام هم

هزار خطبه‌ بود در بلاغتِ سکوت تو
هزار بی‌الف، بدون نقطه، بی‌کلام هم

تو جنگجوی جنگ صبری ای دلاور جمل!
پر از دَمِ علی‌ست ذوالفقارِ در نیام هم

تُعِزُّ مَن تَشاء یعنی ای مُعِزّ مؤمنین!
تو ماندی، از سپاه دشمنت نمانده نام هم

تُذِلُّ مَن تَشاء یعنی آن زن شترسوار
زنی که بو نبرد از آبرو، از احترام هم

شکسته شد به دستِ جانمازدزدها، نماز
فقط نه سجده و قیام، حُرمت امام هم

کدام نوحه آخرین دَمت شد ای جگربه‌لب؟!
که سوخت جانِ بر لبِ شهیدِ تشنه‌کام هم

چه آتشی‌ست داغ مادرت، که کم نمی‌شود
از آن دو نانجیب اگر بگیری انتقام هم

دوباره گریه در غم تو را شروع می‌کنیم
اگر میان روضه کارمان شود تمام هم


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
2
16:24
#امام_حسن_شهادت


هنوز دل نگرانم از آن دوشنبه به بعد
هنوز آه نهانم از آن دوشنبه به بعد

مراشکسته در این خانه خنده های زنم
کسی نبود که حرفی مگو به او بزنم

مدینه سبّ علی میکند مقابل من
رفیق نان و نمک، طعنه می زند به حسن

به آن دلی که شکسته است دست رد زده اند
چهل نفر به غرور حسن لگد زده اند

بگو که خوردم از این ها شکست سنگینی
زده است مادر من را چه دست سنگینی

میان کوچه زمین خورد گل؛ ز ریشه شکست
همینکه ضربه بد خورد، بار شیشه شکست

غریب ماندن بابایم از سرم افتاد
دری که سوخت فقط روی مادرم افتاد

دعای مادر خود را شنیدم ای مردم
قنوت دست ورم کرده دیدم ای مردم

به خانه، حوریه را دست بر کمر دیدم
لباس پاره او را به میخ در دیدم

شنیدم آیه الهکم التکاثر را
ولی نشد بتکانم غبار چادر را

چقدر غصه آن کوچه ها بی اندازه است
هنوز خونِ روی گوشواره اش تازه است

حسین و زینب و عباس را خبر بکنید
نظر به تشت و به این پاره جگر بکنید

اگرچه خون دل تازه روی این لب هست
هزار شکر که عباس، پیش زینب هست

اگرچه تیر، تنم را به چوب می دوزد
چه خوب، معجر زینب دگر نمی سوزد

به دست های پراز بوسه ام طنابی نیست
کنار تشت من اینجا دگر شرابی نیست

تمام درد حسن درد کربلاست حسین
سرت مقابل زینب به نیزه هاست حسین

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
16:27
#حضرت_رسول_شهادت


روح بلند مصطفی تا عرشِ اعظم می رسد
بالاتر از بالاست...من اینقدر عقلم می رسد!
هر زحمتی که می کشد، خیرش به عالم می رسد
پس بوسه بر خاک درش، بر نسل آدم می رسد

با او ترازوی عمل، آنقدر سنگین می شود...
شاءن گدایش برتر از شاءن سلاطین می شود

وقت کرم، در کیسه اش درّ و گهر دارد فقط
چون از میان خانهء زهرا گذر دارد فقط
از قُوسِ اَو اَدنای او، حیدر خبر دارد فقط
در غزوه ها بر ذوالفقار او نظر دارد فقط

با دست خود نهری کنار نهر کوثر می کشد
صد جرعه را وقت عطش، با یاعلی سر می کشد

انگشتر دستش، سراغ سنگ خاتم را گرفت
در بین هیئت ها خودش هربار، پرچم را گرفت
بعد از حُسینُ مِنِّی اش، در روضه ها دم را گرفت
با گریه های او گدا، اشک محرم را گرفت

لرزه به روی شانهء عرش برین افتاده است
بابا بزرگ روضه خوان ها بر زمین افتاده است

آنکس که ماهِ هر سحر، شب زنده دارش بوده است
بعد نماز آخرش، زهرا کنارش بوده است
ام ابیها که نبی هم بیقرارش بوده است...
میخ ثقیفه، سال ها در انتظارش بوده است

مانده جنازه بر زمین، هیزم میان کوچه هاست
آن چادر خاکی شده وقتی که می سوزد عزاست

در با لگد که وا شود، صد لاله پرپر می شود
یاس سفید باغ حیدر رنگ دیگر می شود
زهرا نگفته با کسی که باز، مادر می شود
محسن که شش ماهش شود، اوضاع، بدتر می شود

ای وای! از این کوچه و این خانه و این سرزمین
صد مرد باهم جان دهد، یک زن نیفتد بر زمین!

یا مصطفی! شد بعد تو تنهای تنها دخترت
هرچند بارانی شده چشمان زهرا دخترت...
کاری ندارد هیچکس، این دور و بر با دخترت
راحت بغل کرده ترا هر دفعه اینجا دخترت

با آن غمی که مانده در قلب حزینت گریه کن
امشب برای دختر ویران نشینت گریه کن

آن دختری که خسته در آغوشِ خار افتاده بود
از دست زجر بی حیا، دستش ز کار افتاده بود
از روی ناقه بر زمین، با چشم تار افتاده بود
بین طبق می دید سر را که کنار افتاده بود

قدری بغل می خواست که آغوش بابا را ندید
سر بود...گردن بود...اما باز آقا را ندید


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
4
16:30
#امام_حسن_شهادت


جانم فدای آن امامی که غریب است
از سنگ قبر کوچکی هم بی نصیب است
 
یک روضه خوان یا شاعری پیشش نمانده
خاکی است قبر و زائری پیشش نمانده
 
نان کریمی حسن را خورد تاریخ
روز وداعش را ز خاطر بُرد تاریخ
 
هفتِ صفر روز غم و حزنی عظیم است
مَردم... زمان داغ آقایی کریم است
 
بی مهریِ این قوم، تنها ساخت او را
حتی امیر لشگرش نشناخت او را
 
سردارهایش غیر زر چیزی ندیدند
سجاده را از زیر پاهایش کشیدند
 
گرچه میان خیمه اش تنهای تنهاست
درد حسن تنها همان جریان زهراست
 
دیوار سنگی... تو بگو او چه کشیده؟!
درد عظیمی بین آن کوچه کشیده
 
یک روز خوش دیگر ندید از آن دوشنبه
موی سرش هم شد سپید از آن دوشنبه
 
مردی که روزی فاتح جنگ جمل شد
ایام سخت غربتش ضرب المثل شد
 
وای از هوای خانه ای که سرد باشد
مظلوم یعنی همسرت نامرد باشد
 
مظلوم یعنی هی بیافتی برنخیزی
خونِ جگر را روی دامانت بریزی
 
مظلوم یعنی تشنه باشی آب خواهی
بر خود بپیچی در کنار روسیاهی
 
وقتش شده تا که حسینش را بجوید
با کام خشک و خونی اش لا یوم گوید
 
مانند آن تشییعِ سختِ مادرانه
ای کاش تشییع تنش می شد شبانه
 
وقت نمازش یک سواره فتنه کرده
فتنه گر یثرب دوباره فتنه کرده
 
آن زن که نفرین خدا دائم بر او باد
دستور بر قوم کمان داران خود داد
 
آورده شیخ عباس آن شیخِ مقید
تیر نخستین را خودِ ملعونه اش زد
 
جسمی که روزی روی دوش مصطفی بود
حالا اسیر مردمانی بی حیا بود
 
از تیرها یکباره شد یاقوت، خونی
دیوارهای کوچه و تابوت، خونی
 
دیگر حسینش جز دو چشم تر ندارد
غارت زده یعنی حسن دیگر ندارد


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
3 😭 2
21 August 2025
ش
16:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت



آنکه با غمزه‌‌های گفتارش
درس‌آموزِ صد مدرّس بود
در نفس‌های آخرِ عمرش
قلم و کاغذی طلب بنمود

چون که می‌خواست بعد از او مردم
نشوند از مسیر حق، گمراه
خواست در آخرین وصیت خویش
بنویسد: "علی ولی‌الله"

ناگهان از میان جمعیت
محضر حضرت رسول‌الله
یک نفر _آن‌که دانی و دانم_
گفت "ان الرجل لیهجر"... آه

او که آیات را نمی‌فهمید
گفت قرآن برای ما کافی‌ست
او نفهمید که حدیث رسول
جز کلام خدای سبحان نیست

آن رسولی که گفت: ای مردم!
یک امانت زِ من کنار شماست
اجر پیغمبریِ من، تنها
احترامِ به دخترم زهراست

چند روزی گذشت... مردی که
بر نبی بست تهمتِ هذیان
او که قرآن برای او بس بود
حمله‌ور شد به کوثر قرآن

کوچه آماده، هیزم آماده
یک نفس مانده بود تا آتش
داد زد: ای اهالیِ خانه
یا که بیعت کنید یا آتش...

همه گفتند: فاطمه آنجاست
گفت: فضه، حسن، علی، یا او،
هرکسی پشت درب این خانه‌ست
طعمه‌ی آتش است حتی او

همه گفتند: محسنش پس چه؟
گفت: فرقی نمی‌کند اصلاً
باید این خانه را بسوزانم
مرد باشد میانِ آن یا زن

چند لحظه سکوت کرد و سپس
چند گامی سوی عقب برگشت
همه گفتند: منصرف شده است
همه گفتند که بخیر گذشت

ناگهان باز سمت خانه دوید
لگدی زد به در...خدا!... مادر
فاطمه بی‌سپر...خدا!... محسن
در شده شعله‌ور...خدا!...مادر

#حمید_رمی


@raziolhossein
3
16:09
#حضرت_رسول_شهادت


از کینه و بغض این و آن  کشته شده است
با طرحِ دسیسه ای نهان  کشته شده است

چشمش به حسین بود و زهرا و حسن
پیغمبر ما دل نگران کشته شده است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
16:12
#امام_حسن_علیه_السلام


غنچه ی دامان کوثر جلوه ی طاها حسن
در بنی آدم دلیل تاج کرمنا حسن

بر کتاب اهلبیت مصطفی عنوان علی است
فاطمه مضمون ، حسین آرایه و معنا حسن

کشتی صبر و رضا در موج خیز ابتلا
بهترین غواص اقیانوس استغنا حسن

بعد ذکر یا محمد یا علی یا فاطمه
شور می گیرم به ذکر یا حسین و یا حسن

ای که دست غیر هم از دامنت کوتاه نیست
نا امید از لطف خود کی می کنی ما را حسن ؟

پاسخ دشنام را دادی به لبخند و سلام 
کیستی ای در  ادب مهر جهان آرا حسن

پای تا سر حیدر از سر تا به پا پیغمبری
حق تمام حُسن را داده به تو یکجا حسن

نه فقط اهل زمین دلداده ی روی تواند
حُسن تو دل می برد از آسمانی ها حسن

دوستان غافلت هرگز نفهمیدند که ...
شد مداد صلح تو شمشیر عاشورا حسن

در نُخَیله نخل ها بر غربتت خون گریه کرد 
من خبر دارم که حتی ماهی دریا حسن 


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
1
16:13
#امام_حسن_علیه_السلام
#رباعی

اسلام حسین است‌و دوامش حسن است
آغاز عزا حُسن ختامش حسن است

ما جمع شدیم دور هم تا برویم
قربان امامی که امامش حسن است

#علی_کاوند

@raziolhossein
1
16:13
#امام_حسن_علیه_السلام

 
هزار حیف که خاموش شد صدای حسن 
چه شد قرائت قرآن، چه شد دعای حسن؟

بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت
که ماهیان همه گرینـد در عزای حسن

بـه حشـر بـا گـل لبخنـد می‌شـود محشور
خوشا کسی که بگرید به غصه‌های حسن

گمـان نبـود نمـک‌ناشناس‌هــا بـه ستـم
کنند خنجـر خود را فرو به پای حسن

میان طشت، عیان شد ز پاره‌های جگر
که بود خون جگر سال‌ها غذای حسن

تمام عمر دلش بود خون، نبود انصاف
که باز زهر هلاهل شود جزای حسن

هنـوز بـر بـدنش زخـم‌ تیرهــا پیــداست
هنوز شهر مدینـه است کربلای حسن

اگر چه از شرر زهر پاره شد جگرش
دگر نگشت بریده، سر از قفای حسن

کسی که فاطمـه را کشت قاتل حسن است
به روز حشر شهادت دهد خدای حسن

غـریبِ شهـر مدینه، غـریب رفت بـه خاک
غریب‌تر حرم و صحن باصفـای حسن

نه مهلتی که توقف کنند در حرمش
نه جرأتی که بگرید کسی برای حسن

از آن زمان که خـدا خلق کـرد «میثم» را 
دل شکستـۀ او بــود آشنـای حسـن


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
16:15
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسن_کوچه #عامیانه

چجوری خاطره هام یادم بره              
دست بسته ی بابام یادم بره
مگه میشه لحظه ای که مادرم             
سیلی خورد پیش چشام یادم بره

وسط کوچه من و مادر غریب            
وقتی بر ما راه چاره بسته  شد
یه جوری زد توی گوش مادرم           
گوشواره توی گوشش شکسته شد

بغض غم تو چشمای ترم شکست         
پهلوی کبوتر حرم شکست
دست سنگینش الهی بشکنه                
گوشواره نه ، قلب مادرم شکست

هرچی رو پنجه ی پا بلند شدم             
نتونستم سپر بلا بشم
موندم و نمردم این که تُو کوچه          
واسه ی مادر خود عصا بشم

یه سیلی هم از دیوار کوچه خورد       
دیگه چشم خسته ی او تار می دید
دستشو گرفتم از زمین پاشه              
انگاری که کوچه رو دیوار می دید

دم خونه مادرم گفت : پسرم
به بابات نگی که مادرو زدن
علی می میره اگه بفهمه که               
دوباره یاس پیمبرو زدن 


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
ش
16:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت


آنان که شعله بر دل غمپرورت زدند
روزی شراره برجگر مادرت زدند

دیروز برغریبی پدرت خنده کرده اند
شب باوران که خیمه به دور وبرت زدند

این دشمنان دوست نما ی هزار رنگ
زخمی به روی زخم دل مضطرت زدند

صلحت زمینه ساز قیام حسین بود
تهمت به علم ودانش  بار آورت زدند

سردار بی سپاه شدی و دریغ ودرد
خنجر زپشت برتو وبرباورت زدند

درهاله ی غریبی خود سوختی ولی
با شعله های زخم زبان آذرت زدند

گاهی کمر به قتل تو با زهر بسته اند
گاهی میان هجمه ی غم خنجرت زدند

بر حالت حسین ملائک گریستند
از بس که تیر بر بدن پرپرت زدند

با گریه می نوشت «وفایی» که ازغمت
آتش دوباره بر جگر خواهرت زدند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
16:52
#حضرت_رسول_شهادت


دخترم غصه مخور داغ پدر می بینی
بعد من داغ روی داغ دگر می بینی

دخترم گریه مکن عمر تو بس کوتاه است
زودتر از همه رخسار پدر می بینی

نور دیده ، چه غم انگیز و جگرسوز بود
آن چه از آتش بیداد بشر می بینی

بعد من آتش غم بر جگرت می افتد
زآن چه از حادثه ی هجمه به در می بینی

در جوانی کمرت خم شود از داغ گران
سرو من زخمه ای از ضرب تبر می بینی

حجم درد تو که اندازه ندارد پیداست
پی یاری علی ، داغ پسر می بینی

روح ما بین دو پهلوی من، از ضربت در
صدمه از پهلو و بازو  و کمر می بینی

لحظه ی سخت تو وقتی است که در کرب وبلا
خنجری را روی حلقوم پسر می بینی

ای «وفایی» زغم فاطمه و آل رسول
به روی  دامن خود خون جگر می بینی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
16:52
#حضرت_رسول_شهادت


از آسمان غم درد آورش زمین افتاد..
همان قبیله که پیغمبرش زمین افتاد

چه با ادب ملک الموت در زد آهسته
ز شرم فاطمه بال و پرش زمین افتاد

دراین دقایق آخر علی علی میکرد
ز احتضار نبی حیدرش زمین افتاد

ز گریه ی حسنینش به گریه افتاد و..
چه اشک ها ز دو چشم ترش زمین افتاد

پدر نگاه به چادر سیاه دختر کرد
مصیبت از نظر آخرش زمین افتاد

چقدر دست به سینه سلام کرد ولی..
ضریح خانه زهرا درش زمین افتاد

نوشته اند کمی بعد قتل پیغمبر..
میان عربده ها دخترش زمین افتاد

لگد به شاخه طوبی که خورد،زود شکست
به پیش چشم همه نوبرش زمین افتاد..

همان علی که چنان کوه بود این همه سال
به خنده گفت کسی... آخرش زمین افتاد!

گریز حرف مرا هرکسی نمیفهمد..
زنی جوان جلوی شوهرش زمین افتاد



#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
16:56
#امام_حسن_علیه_السلام


شکر حق دل مبتلایت شد حسن جانم حسن
زندگی من فدایت شد حسن جانم حسن

ای کرامت آفرین جز خانه ی تو در کجا
هیچ آمد بی نهایت شد حسن جانم حسن

آری آری هست از سرمایه داران بهشت
هر که در دنیا گدایت شد حسن جانم حسن

تو خدا هستی مگر آقا که سهم دشمنت
رحمت بی انتهایت شد حسن جانم حسن

چاره ساز مادر من موقع بیچارگی
سفره ی مشکل گشایت شد حسن جانم حسن

در غریبی ات همین بس ، روسیاهی مثل من
اشک ریزان ِ عزایت شد حسن جانم حسن 

کرد این دنیا چه با تو ، این چنین محروم از
دیدن صحن و سرایت شد حسن جانم حسن

چیست جرمت ؟ چیست جرمت ؟ بدتر از بیگانگان
با تو از چه آشنایت شد حسن جانم حسن

جان فدای غربتت ای از علی مظلوم تر
خانه ی تو کربلایت شد حسن جانم حسن


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
16:57
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسن_کوچه #عامیانه


آهم از غصه‎ها پر شراره شد
چاره دلم دیگه بی چاره شد
هرکی می‎پرسه بگید که قاتلم
کوچه و سیلی و گوش پاره شد
  
چل ساله غربت حیدر یادمه
شد ادا حق پیمبر یادمه
سیلی بی هوا خیلی درد داره
صورت کبود مادر یادمه

صحنه‎ای که من دیدم کسی ندید
بعد از اون از دنیا دیگه سیر شدم
گوشواره تو گوش مادرم شکست
به خدا از غم کوچه پیر شدم

مردم از خجالت اونجا که نشد
بکنم کاری برای مادرم
شد فقط از بین کوچه تا خونه
شونه‎های من عصای مادرم
  
حالا حق بدید حسن گریه کنه
مثل شمع انجمن گریه کنه
عالم و آدم باید به غربتِ
این غریبِ در وطن گریه کنه


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
3
17:00
#امام_حسن_شهادت


دارویی جز زهر، دردم را چنین درمان نکرد
مشکلم را جز شهادت در جهان آسان نکرد

جان من از دوستان و دشمنان آزرده گشت
هیچ کس درد غریبی مرا درمان نکرد

زخم ها ی قلبم از زخم زبان ها کم نبود 
یک نفر اندوه بسیار مرا عنوان نکرد

من که سردار جمل بودم شدم سردار غم
زان همه شاهد کسی درد مرا  اذعان نکرد

جز غم مادر که دل را رو به ویرانی کشید
هیچ طوفانی دلم را این چنین ویران نکرد

روی سیلی خورده ی مادر به چشمم نقش بست
هیچ تصویری چنین چشم مرا گریان نکرد

ریختم غم را درون سینه ام ، تا عاقبت
زهر ، غم را ریخت بیرون و دگر پنهان نکرد

گرچه خواندم برحسینم روضه ی لایوم .. را
سخت بود اما علاج سید عطشان نکرد

تیر پاشیدند جای گل به روی پیکرم
هیچ کس تابوت را این گونه گلباران نکرد

رسم دونان بود هیزم جای گل می آورند
این چنین حق نبی را امتی جبران نکرد

ای «وفایی» خصم دین در کربلا ،بهتر ازاین
کینه ی خود را تلافی با سم اسبان نکرد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
17:03
#حضرت_رسول_شهادت


چه ایامی پر از اندوه و درده
تن پیغمبرم بی جون و سرده

شهادت میدن آیات و روایات
پیمبر کشته شد رحلت نکرده!

#حسن_کاتب

@raziolhossein
3
17:03
#حضرت_رسول_شهادت


دخترم اشک دو چشمان ترت مانده هنوز
گریه های همه شب تا سحرت مانده هنوز

شجرطیبه ی با غ بهشت یاسین
صبرکن ریختن برگ وبرت مانده هنوز

گرچه من عازم گلزار جنانم امّا
غم تو در دل وجان پدرت مانده هنوز

تو بمان تا که علی بی کس وتنها نشود
دوسه ماه دگری تا سفرت مانده هنوز

روح مابین دوپهلوی پدر، می بینم
چه مصیبات که درپشت سرت مانده هنوز

اینقدر ناله مزن دربرمن دخترمن
صبرکن ناله ی غرق شررت مانده هنوز

گل یاسی ولی از ضربت مسمارستم
لاله می گردی وداغ جگرت مانده هنوز

یادم افتاد که روزی شکند سینه ی او
به دلم غصه ی داغ پسرت مانده هنوز

وای ازآن دم که شب غسل علی می بیند
زخم هایی به روی بال و پرت مانده هنوز

وای از آن لحظه «وفایی» که علی می گوید
فاطمه ، بر درخانه اثرت مانده هنوز


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
6
22 August 2025
ش
00:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×973, 90.1 KB
#امام_حسن_شهادت

بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تو
دادند به هم دست، پیِ کشتن تو
این یک، پیِ آتش زدن جان برخاست
وآن یک، بنشاند تیرها بر تن تو

#علی_انسانی

@raziolhossein
00:13
#حضرت_رسول_شهادت


از بس پیامبر به علی التفات داشت
دیده به دیده‌اش لحظات وفات داشت

خود چشمه‌ی حیات ولی تشنه‌ی علی است
گویی از او اراده‌ی آب حیات داشت

سینه به سینه‌اش دم آخر نهاد و گفت:
هر کس محبّ اوست به دنیا، نجات داشت

هذیان نداشت خاتم پیغمبران به لب
ذکر علی در آن قلم و آن دوات داشت

در مسجدش چو غیرِ علی را امام دید
او را به خشم بر حذر از آن صلات داشت

محراب را به شأن علی دیده بود و بس
یعنی همان که وقت رکوعش زکات داشت

چون گفت راز خویش به نجوا رسول عشق
زهرای خسته، راحت جان از ممات داشت

آغوش می‌گشود برای دو نور عین
از بس که با حسین و حسن التفات داشت

با هر نظر، حبیب خدا داشت نکته‌ای
امّا نگاه زینب کبری نکات داشت

تا آخرین نفس، نگران حسین بود
گاهی گریز روضه‌ی آب فرات داشت

در روزهای آخر عمرش بقیع را
آگاه از مصائب بعد از وفات داشت

زآن روز، رنج و محنت زهرا شروع شد
هر چند زیر سایه، تمام کرات داشت

فرمود: دخترم! به خدا می‌برم پناه
زآن فتنه‌ها که رنج، تو را در حیات داشت

تو بازوی علیّ و علی بازوی خداست
وز بازوی شکسته‌ی تو دین، ثبات داشت


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
00:17
#حضرت_رسول_شهادت



برخیز از بستر بیا پیغمبری کن
برخیز و زهرا را بجایت بستری کن

برخیز از بستر که غم با ما نماند
برخیز باباجان علی تنها نماند

در بسترت اُفتادی و فریاد کردم
بابا مخواه امروز دشمن شاد گردم

آهی کشیدم پیشِ تو جبریل اُفتاد
نالیدم از حال تو میکائیل اُفتاد

دستم به رویت خورد خیلی داغ بودی
خیلی برای محسنم مشتقاق بودی

کمتر تقلا کن نیافتم در کنارت
این چشم را وا کن نیافتم در کنارت

جان حُسینت باز هم مهمان ما باش
پیشِ علی در شهر سنگربان ما باش

کمتر بخوان روضه حسینِ بی کفن را
نگذاشتی بردارم از سینه حسن را

ما گِرد تو گریان و دلشادند جمعی
جمعی دو رو و  در پِیِ بادند جمعی

جمعی منافق رأیِ مردم جمع کردند
در خانه هیزم روی هیزم جمع کردند

بابا وصیت کن به منزل‌های این شهر
بعد تو ای وای از ارازل‌های این شهر

بابا وصیت کن سفارش کن برایم
از کوچه‌های تنگ خواهش کن برایم

خیلی سفارش کُن به در بر چوب ، مسمار
بابا سفارش کن مرا بر سنگِ دیوار

تا مادری در پیش طفلانش نیافتد
آتش به جانِ بیت‌الاحزانش نیافتد

در را سفارش کن به رویم در نکوبند
مسمار را  بر بارِ نیلوفر نکوبند

از خانه تا مسجد نگردانند ما را
بابا وصیت کن نسوزانند ما را


#حسن_لطفی

@raziolhossein
00:21
#امام_حسن_شهادت


چه کرده با دل تو روزگار، می فهمد؟
به آب می‌زند او بی گدار، می فهمد؟

دلیل خون دل و گیسوی سپیدت را
کسی که دیده غم بیشمار،می فهمد

تو را که دیدی و  افروختی و دم نزدی
در این قضیه فقط ذوالفقار می فهمد

خجالت تو از این کوتهیِ قامت را
غبارِ مانده روی گوشوار می فهمد

مسیرِ گم شده ی خانه با تو پیدا شد
حکایتی که فقط چشم تار می فهمد
.
به لطف زهر، رسیدی به آرزوی خودت 
که آب را، عطش روزه دار می فهمد....

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
00:25

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
00:27
#امام_حسین_مناجات



در روایات آمده که نبی..
به تو فرمود بارها "بِاَبی"

اوجب واجبات عشاقی
چه کسی گفته است‌ مستحبی؟!

هم حسینی عزیز فاطمه ای..
و هم عیسی بن‌ مریم وهبی

گاه اشکی و بین چشم منی
گاه یک السلام‌ روی لبی

از خودت داده ای به جوْن نسب
بده از جوْن هم به ما نسبی

بچه بودیم و بین کوچه مان..
یک حسینیه ساختیم شبی

سقف آن‌ بود‌ چادر مادر
آجرش چند قوطی حلبی..

بهترین روزهایم آنجا بود
نه دروغی،نه کبر ،نه غضبی

کام من شد به خاک تو شیرین
تربت کربلا! مگر رطبی؟!

بعد اسمم بگو غلامِ حسین
بهتر از این لقب کجا لقبی؟!

شاید این گریه های آخرم است
بسته است عمر آدمی به تبی

دل من لک‌ زده برای حرم
یک زیارت مرا نمی‌طلبی؟!

"تو"صدایت زدم حلالم کن
رسم عشاق نیست بی ادبی

بین گودال ماجرایی بود
تو‌ پر از زخم و قاتلت عصبی

رفت در شانه نیزه ی جلویی
رفت در قلب نیزه ی عقبی

شمر چون حرص بیشتر میخورد
ضربه ها هی به پشت سر میخورد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
00:36
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسین_علیه_السلام


دو جلوۀ ابدی از درخششی ازلی
به خُلق و خو، دو محمد؛ به رنگ و بو دو علی

دو آسمان که زمین مملو از ارادتشان
دوشنبه‌های جهان تشنۀ زیارتشان

چگونه باید از این وصف جاودانه نوشت
دو سرو باغ بهشت‌اند خوش به حال بهشت

دو سرگذاشته بر شانه‌های پیغمبر
و در مباهله اَبنائنای پیغمبر

به عزت و عظمت داده‌اند نام و نشان
دو باوقار که خون علی‌ست در رگشان

نگاه روشنشان آیه آیه اَلرَّحمان
و در تلاقی بحرین لؤلؤ و مرجان

چگونه سر نگذارد جهان به محضرشان
که مهربانِ خدا، فاطمه‌ست مادرشان

به یک نگاه هزاران کمیت می‌سازند
دو مصرع‌اند که یک شاه‌بیت می‌سازند

سلوک هر دو برادر میان یک راه است
مسیر روشنشان قُربةً اِلی الله است

اگر شتاب کنند و اگر درنگ کنند
اگر که صلح کنند و اگر که جنگ کنند

به یک نماز شبیه است عمر این دو امام
که گاه وقت قعود است و گاه وقت قیام

در اوج غربت و غیرت یکی‌ست یاورشان
دو مقتدا دو برادر، که صبر خواهرشان

برای خواهر حیرت‌زده چه سخت گذشت
غمی که خورده گره با دو تشت، آه دو تشت

یکی که خون جگر داده است زینب را
میان غربت خانه شکست زینب را

یکی که... آه چه می‌گویم، آه... بزم شراب
و خیزران و دل زینب و نگاه رباب


#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
00:36
#امام_حسن_روضه


امام کاظم علیه السلام فرمودند:

هنگامی که روز قیامت برپا می شود،شخصی صدا می زند:

«کجایند اصحاب خاص و وفادار حسن بن علی فرزند فاطمه دختر محمد رسول خدا؟»

در این حال،سفیان ابن ابی لیلی همدانی و حذیفه بن اُسید غفاری از جای بر می خیزند!

سپس همان شخص ندا می دهد که :
«کجایند اصحاب وفادار حسین بن علی؟»
در این حال تمامی کسانی که با آن حضرت به شهادت رسیده و او را تنها نگذاشته اند از جای خود بر می خیزند.

📚اختصاص ص ۵۵

@raziolhossein
2
00:36
#حضرت_رسول_شهادت



بر دلم صبح ازل ، مِهرت نظر انداخته
گوشه چشمی بر من خونین جگر انداخته

بنده ای ؟ پروردگاری ؟ این شکوه لایزال
شاعرانت را به اما و اگر انداخته

ساقی معراج ! عرش گنبد خضرایی ات
هر ملک را در فلک از بال و پر انداخته

نسخه ی درمان نمی خواهند بیماران عشق
درد را چشم طبیبت‌ از اثر انداخته

مهربانی نگاهت ای زلال سر به  زیر
دولت تزویر را از زور و زر انداخته

این تنور داغ مدح خلق و خوی قدسی ات
نان خوبی دامن اهل هنر انداخته

ذوق ماندن در جهان بعد از خدیجه با تو نیست
خاطراتش در سرت شوق سفر انداخته

َبر من دل نازک دلداده رحمی کن رئوف
در مصاف داغ تو ، صبرم سپر انداخته

آمدم بر آستانت در زنم یادم نبود !
میخ سرخی کوثرت را پشت در انداخته

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
00:36
#امام_حسن_شهادت


بارها از سفره‌اش با این که نان برداشتند
روز تشییع تنش تیر و کمان برداشتند

مردم این شهرِ در ظاهر مسلمان، عاقبت
با صدای سکه دست از دینشان برداشتند

بر سر همسایگانش سایه‌ای پرمهر داشت
از سرش هرچند روزی سایبان برداشتند

بذر ننگین جسارت بر تن معصوم را
این جماعت کاشتند و دیگران برداشتند

دست‌هایی که بر این تابوت تیر انداختند
چند سال بعد چوب خیزران برداشتند


#حسین_عباس‌پور

@raziolhossein
2
00:38
#امام_حسن_شهادت


دل بی‌شکیب از غم فصل جدایی است
جان، بی‌قرار لحظهٔ وصل خدایی است

این شامِ هجر نیست، که باشد شب وصال
این روزِ مرگ نیست، که روز رهایی است

این زهر نیست، شربتِ شیرین آرزوست
این کوزه نیست، چشمهٔ حاجت‌روایی است

هرگز ننالم از غمِ بیگانه، ای دریغ
رنجی که من کشیده‌ام از آشنایی است

شد روزگارِ من، سپری سال‌های سال
با همسری، که شیوهٔ او بی‌وفایی است

من در وطن غریبم و تنها، کسی نگفت
این شاهد شهید مدینه، کجایی است

یارانِ من، ز باغ وفا گل نچیده‌اند!
آیینِ مهرورزیِ آنان، ریایی است

در تنگنای سینهٔ من، این دل صبور
آیینهٔ مجسّمِ صبرِ خدایی است

دارم هزار عقده به دل، باز طبعِ من
مثل نسیم، عاشق مشکل‌گشایی است
::
فرمود با برادر خود: غنچهٔ مرا
با خود بِبَر، که بوی خوش آشنایی است

تو باغبانِ گلشنِ عشق و شهادتی
این ارغوانِ عاشقِ من، کربلایی است

فردا که تیر، بوسه به تابوت من زند
بال و پرِ بلندِ عروجِ نهایی است

دانی که در بقیع چرا چلچراغ نیست؟
خورشید، بی‌نیاز ز هر روشنایی است...


#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
1
00:42
#امام_حسن_علیه_السلام


مهرت به کائنات برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود

از داغِ جان گدازِ تو ای گوهرِ وجود
سنگ است هر دلی که مکدّر نمی شود

ظلمی که بر تو رفت ز بیدادِ اهلِ ظلم
بر صفحه ی خیال مصوّر نمی شود

تنها جنازه ی تو شد آماجِ تیرِ کین
یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

بی بهره از فروغ ولای تو یا حسن
مشمولِ این حدیثِ پیمبر نمی شود

فرمود دیده ای که کند گریه بر حسن
آن دیده کور واردِ محشر نمی شود

دارم امیدِ بوسه ی قبر تو در بقیع
اما چه می توان که میّسر نمی شود

با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید
ویران چرا بنای ستمگر نمی شود

آن را چه دوستی است "موید" که دیده اش
از خونِ دل ز داغِ حسن تر نمی شود


مرحوم #سید_رضا_موید


@raziolhossein
1
00:45
#امام_حسن_شهادت


آید به گوش نام حسن از دهن بلند
نامی که هست بر لب هر سینه زن بلند

پیش کریم هست فقط دست من دراز
پیش کریم هست فقط داد من بلند

زهرا برای تک تک‌شان می‌کند دعا
هرجا که هست گریه برای حسن بلند

زخمی عمیق مانده به سینه ،‌ که سال‌هاست
ما گریه می‌کنیم اگر دائما بلند

ما گریه می‌کنم بر آن لحظه ای که شد
دستی میان کوچه به قصد زدن بلند

از گوش گوشواره جدا می‌کند اگر
دستی ز بغض و کینه شود‌ روی زن بلند

از بس که تیر آمد و بر پیکرش نشست
تابوت شد به تشییع او با بدن بلند


#علی_کاوند

@raziolhossein
2
00:45
#امام_حسن_علیه_السلام


دعای زنده‌دلان صبح‌وشام 'یا حسن' است
که موی تیره و روی سپید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچ‌کس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

'حسین' می‌شنوم هرچه 'یا حسن' گویم
دو کوه هست؛ ولی کوه بی‌صدا حسن است

حسین، نهی به قاسم دهد؛ حسن، دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیهٔ شیر خدا 'اباحسن' است


#محمد_سهرابی
#معنی_زنجانی

@raziolhossein
2
00:52
#امام_حسن_علیه_السلام


جلوه ی هل اتی امام حسن
لطف و مهر و صفا امام حسن
حسن و حجب و حیا امام حسن
چشمه سار سخا امام حسن
پای تا سر کرامتی مولا
در محبت قیامتی مولا

سکه ی معرفت به نام شماست
کرم و جود در مرام شماست
جوهر نور در کلام شماست
صلحتان پایه ی قیام شماست
تو حسینی حسین هم حسن است
سبز و سرخ عقیق از یمن است

خانه ی تو بهشت دل ها بود
باغ سبز خدا شکوفا بود
در نگاهت حضور پیدا بود
درِ دار الضیافه ات وا بود
هر کسی سائل درت می شد
مست از فیض محضرت می شد

جاهلی بد شروع و نیک انجام
با دلی پُر رسیده بود از شام
بی ادب لب گشود بر دشنام
خنده کردی به روی او که : سلام
ای مسافر ز راه آمده ای ؟
خسته و بی پناه آمده ای

ناسزا گفتی ام ، ثنا بدهم
مرکب و آب یا غذا بدهم
دردمندی اگر ، دوا بدهم
هرچه خواهی بخواه تا بدهم ...
آب شد از خجالت آن شامی
گفت : الحق که اصل اسلامی

به سوی حج چه ساده می رفتی
خسته پای پیاده می رفتی
که دل از دست داده می رفتی
با شکوه و اراده می رفتی
کعبه مشتاق استلام تو بود
حجرالاسودش غلام تو بود

صبر ، مبهوت بردباری تو
کس ندیده است بیقراری تو
کوثر و زمزم ، اشک جاری تو
سیلی کوچه زخم کاری تو
جگرت را نه همسرت سوزاند
داغ جانسوز مادرت سوزاند

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
00:57
#حضرت_رسول_مدح



تو نور مطلقی آن واپسین امید در طول زمان یعنی
همان میراث در خط نبوت، نور پیشانی، نشان یعنی

دلیل خلقتی باری برای جلوه ات بستر فراهم شد
برایت خلق شد خورشید و ماه و روز و شب آری جهان یعنی

ز انگشت تو اختر می‌چکد هر اختری منظومه‌ای شمسی
سحابی ، آسمانی، نه فراتر از تصور کهکشان یعنی

به قصد فتح بعثت یافتی اما نه با شمشیر با لبخند
توقع غیر از این هم نیست  از بس نرم خویی مهربان یعنی

کلامت نور امرت رشد فعلت خیر رایت علم شانت حق
تو حکم مطلقی فصل الخطابی هرچه میگویی همان یعنی

منافق دشمنت، بد خواه تو مشرک ثناگویت مسلمانان
دعاگویان تو آن زنده در گوران عالم دختران یعنی

تو یا غار یا همراه کی می‌خواستی در زندگی وقتی
برادر چون علی ابن ابیطالب کنارت هست جان یعنی

خودت فرموده ای تو از حسینی و حسین از توست با این وصف
سرت خشکیده لب در کربلا رفته‌ست بر روی سنان یعنی

شهادت از تو شد میراث اولاد شریفت را کدامین مرگ
شهید فتنه‌ای و زهر قربانی نیرنگ زنان یعنی

فلک پرداخت بین شعله ها مزد رسالت را که بعد از تو
قدم دشوار برمی‌داشت زهرا آه با قد کمان یعنی


#زخم_حسینی

@raziolhossein
2 👍 1
00:57
#امام_حسن_روضه
#مقتل


ابن شهر آشوب می‌نویسد:
«وَرَموا بِالنبال جنازته حتي سَلَّ منها سبعون نَبلاً»
بدن آن حضرت را تير باران كردند تا جايی كه هفتاد چوبه تير به تابوت آويخته شد!


📕 المناقب ج۴ ص۴۴


@raziolhossein
😢 3 😭 3 2
ش
11:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
4
11:39
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

چو شمع، آب، ز شب تا سحرشدن کافی ست
ز رفت و آمدِ تو بی خبرشدن کافی ست

عزیزِ فاطمه تا کِی به هر دری بزنم؟
بیا بیا، که دگر دربِدرشدن کافی ست

چقدر گریه کنم تا به من نگاه کنی؟
بس است! این همه دور از نظرشدن کافی ست

تو رحم کن به کسی که، فقط تو را دارد!
سری بزن به من، این خونجگرشدن کافی ست

زِ نانِ شُبهه ببین تَحبِسُ الدُّعا شده ام
دعای روز و شبم بی اثرشدن کافی ست

خودت به ترکِ گناهان، مرا مدد فرما
که غصّه های دلت بیشترشدن کافی ست

بیا که مادرت از پشتِ دَر تو را خوانَد
قسم به فاطمه این منتظرشدن کافی ست

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
11:39
#امام_زمان_مناجات



بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح
بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید
علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح

بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا
به شمشیر تو می گردد مداوا یا اباصالح

چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر
بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته
که اینجا مادرت افتاد از پا یا اباصالح

بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان
که جایش مانده بر بازوی زهرا یااباصالح

میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا
بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا اباصالح


#غلامرضا_سازگار

#raziolhossein1
11:39
#امام_زمان_مناجات


بلا عظیم و گره کور و امتحان سخت است
چقدر پیروی از صاحب الزمان سخت است

شبیه هرکه به جز اوست زندگی کردیم
ولی شبیه به آقا ...!؟برایمان سخت است

قصور ماست اگر تحبس الدعا شده ایم
مقصریم که رفتن به آسمان سخت است

برای دیده ی هرجایی منِ دلسنگ
مجال دیدن دلدار هر زمان  سخت است

چقدر فاصله مانده چقدر از او دوریم
و‌ راه رفتن با پای ناتوان سخت است

اگرچه غرق گناهیم دوستش داریم
نبودن ولیِ مهربانمان سخت است

اگرچه دورم از او بین روضه نزدیکم
نفس کشیدن بی روضه بی گمان سخت است

همیشه قصه ی بی مادری غم انگیز است
همیشه رفتن یک مادر جوان سخت است

ز میخ سخت تر آغاز بی کسی علیست
به روضه خوان بگو این روضه را نخوان ..سخت است

به ‌پیش دیده ی مردم زدند فاطمه را
اگرچه روضه عیان است در بیان سخت است

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
11:39
#امام_زمان


خبری می رسد از راه خبر نزدیک است
آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است

طبق آیات و روایات رسیده ای قوم!
جمعۀ آمدن او به نظر نزدیک است

عاقبت فصل زمستان به سر آید روزی
باز هم گل دهد این باغ ثمر نزدیک است

قطره چون رود شود راه به جایی ببرد
به دعای فرج جمع اثر نزدیک است

با ظهورش حرم فاطمه را می سازیم
بار بر بند برادر که سفر نزدیک است

راه دور دل ما تا به در خیمۀ او
از در خانۀ زهرا چقدر نزدیک است

آه گفتم که در خانه و یادم آمد
غربت مادر و اندوه پدر نزدیک است

گر چه از آتش در سوخته جانم اما
بیشتر روضۀ کوچه به جگر نزدیک است

باز کابوس سراغ پسری آمده است
باز می لرزد و انگار که شر نزدیک است

مادرت را ببر از رهگذر نامردان
کوچه بند آمده از کینه خطر نزدیک است

تا که افتاد زمین زلزله در عرش افتاد
هاتفی گفت: قیامت به نظر نزدیک است

دو قدم رفته نرفته نفسش بند آمد
پسرش گفت بیا، خانه دگر نزدیک است
.
.

داغ مادر به جگر می رسد اما انگار
اثر داغ برادر به کمر نزدیک است


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
3
11:39
#امام_زمان_مناجات


بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگه‌دارت!

چو اشک بر سر بازارِ دیده پای گذار
الا که گرم‌تر از محشر است بازارت!

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت

مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
که بوده این دل ما دم به دم گرفتارت

رسان به تُربتِ زهرا سلامِ ما و بگو
بِده زِ دور جوابِ سلامِ زوّارت

سری ز پنجرۀ خانه‌ات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت

قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت


مرحوم #سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
3
11:39
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای مرکز ثقل کهکشان دل من
خورشید بلند آسمان دل من

عمری‌ست که من منتظر دیدارم
یک جمعه بیا به جمکران دل من

#جلیل_صفربیگی

@raziolhossein
2
ش
19:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.0 KB
19:36
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 37.0 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:37
#امام_رضا_شهادت


می توان دید ز چشمان ترش..
چقدَر درد گرفته جگرش

خبر رفتن خود را آورد..
با عبایی که کشیده به سرش

صورتش خاکی خاکی شده بود
بس که افتاد میان گذرش

وسط حجره به خود میپچید
غرق تب بود تن محتضرش

تشنه لب بود و میفتاد مدام
عکس گودال میان نظرش

او مگر گل پسر فاطمه نیست؟
پس چرا نیست کسی دوروبرش؟!

قبل از آنی‌که کسی برخیزد..
به مدینه برساند خبرش..

با سر و پای برهنه حالا
پشت در آمده گریان پسرش

رسم این است پسر وقت وداع
می نشیند به کنار پدرش

سر اورا به بغل میگیرد
تا بیاید نفس مختصرش

جدّش اما به سر جسم علی
آنقدر سوخت که خم شد کمرش

هفت دفعه ولدی گفت ولی..
غیر خس خس نرسید از ثمرش

یک عبا بود و هزاران اکبر
کربلا پرشده بود از اثرش


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:37
#امام_رضا_مناجات


همین که با خودم گذشته را مرور می کنم
از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

اگرچه غرق آتشم ولی به درد می خورم
برای مشعل حرم شراره جور می کنم

راه درازی آمدم به سینه دست رد نزن
از این به بعدجز تورازسینه دور می کنم

بال پریدنی بده سپس ببین که هر سحر
کبوترانه از دل حرم عبور می کنم

طلعت بی کران تویی ، ظلمت بی کران منم
کنارت این خرابه را محفل نور می کنم

به روی من نزد کسی چه کاره ام چه کرده ام
کنار تو شبیه خوبها ظهور می کنم

تو آروزی خلوت قبر منی و شب به شب
به خاطر تو خویش را زنده به گور می کنم

سنگدلم ولی به لطف چشم تو نشسته ام
خشت به خشت صحن را سنگ صبور می کنم

شبی به صید من بیا دام بیافکن و ببین
چگونه مثل آهوان میل به تور می کنم

کنج حرم که می روم یاد حسین می کنم
مصیبت سر به نیزه را مرور می کنم

نان غذای حضرت تو را که میل می کنم
یاد مصیبت سر و کنج تنور می کنم


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
19:37
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_شهادت


گله ای نیست اگر غصه ی بی‌ حد داریم
خلوتی هست که در گوشه ی مشهد داریم

ما نرفتیم هنوز از حرمش دلتنگیم
چشم امّید به دیدارِ مجدد داریم

گفته سر میزند آنگونه که از سلمانی
این قراریست که با صاحب مرقد داریم

ما گنهکارترین ها وسط صحن رضا
آنچه در خلد برین خلق ندارد داریم

روضه میخوانم از آن شاه که در اندوهش
دیده ای در طلب اشک مقید داریم

ای اباصلت! عبا را نکشد کاش به سر
از عبا ما چه قدر خاطره ی بد داریم

شاه بر شانه ی خم، پیکر خود را می‌برد
با عبا داشت علی اکبر خود را می‌برد


#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
1
19:37
#امام_رضا_مناجات


نه پی دانه و آبم ،نه پی ایوانم
من فقط کفتر جلد حرم سلطانم
مثل یک ابر، پر از گریه ی بی پایانم
ولی از این همه بخشندگی ات حیرانم

در هیاهوی حرم باز صدایم کردی
بی قرارِ سفرِ کرب و بلایم کردی

به خودم گفتم اگر داغ فراوان شده است
وقت پابوسی سلطان خراسان شده است
درد هایم همه با دست تو درمان شده است
آنکه ایوان  تو را دیده مسلمان شده است

سفره ی هیچ کسی مثل تو بی منت نیست
بی سبب نیست که صحن تو دمی خلوت نیست

چشمم از دیدن صحنِ تو ندارد سیری
گنبد و مرقد و گلدسته...عجب تصویری
بهتر از خادمی ات نیست دگر تقدیری
که سه جا می رسی و دست مرا می گیری

جز غبار قدمت تاج سری نیست که نیست
هیچ جا جز حرم تو  خبری نیست که نیست


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
2
19:37
#امام_رضا_شهادت


در سماوات، بانگ غم دادند
بی‌کسی را دوباره سم دادند

چه غریبی که دور از وطن است
پاره‌ی قلب جمع «پنج تن» است

زهر را خورده است؛‌ پا شده است
چقدر مثل مجتبی شده است

مثل زهرای خورده بر مسمار
دست خود را گرفته بر دیوار

وسط راه می‌خورد به زمین
گاه و بی‌گاه می‌خورد به زمین

می‌رود حجره، دست و‌ پا بزند
صورت‌اش را به خاک‌ها بزند

وقت آن است، آب آب کند
مثل جدّش به خون خضاب کند

گرچه در بی‌کسی، نفس زده است
پسرش آخر سر آمده است

باز هم شکر، پیرهن دارد
چندتا چندتا کفن دارد

نیزه‌ای نیست داخل دهن‌اش
سایبان مانده است بر بدن‌اش

خاتم‌اش دست‌ ساربانی نیست
دست مأمون که خیزرانی نیست

پسرش را ندیده روی عبا
قطعه‌قطعه نچیده روی عبا

خنجری زیر حنجرش نرسید
بین گودال، پیکرش نرسید

حجره‌اش را گرفته سوز حسین
نیست روزی شبیه روز حسین



@raziolhossein
19:37
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مناجات


جان‌و جانانِ ما امام رضاست
سر و سامانِ ما امام رضاست
نورِ یزدانِ ما امام رضاست
ذکر هر آنِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

بی‌حساب‌است‌لطفِ‌دَم به دَمَش
بی حدود است وسعت کَرَمش
هست فردوس واقعی حَرَمش
خُلد و رضوان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

ختم قرآن کن و دقیق ببین
از سر ذوق نه ؛ به قطعِ یقین
این بُوَد حرفِ‌ سُوره‌ی‌یاسین
قلب قرآن ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

فَردْ فَردِ عَشیره‌ی عُلما
پادشاهان؛حکیم‌ها؛شُعرا
همه‌هیچ‌اند پیش این آقا
فَخرِ ایرانِ ما امام رضاست
شرط‌ِ ایمانِ ما امام رضاست

تا قدمهای من به صحن رسید
گوش جان باز شد چنین بشنید
که خداوند گفت با خورشید
شَمس تابان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

غرق این بیکرانه ایم و خوشیم
صید بی‌دام و دانه‌ایم و خوشیم
مورِ این آستانه‌ایم و خوشیم
چون سلیمانِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

درِ این خانه مُستفیض شویم
«فَبِكُمْ يُجْبَرُ الْمَهِيضُ» شویم
هر زمانی که‌ما مریض شویم
راه درمان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

اگر ایمان به مرتضی داریم
یا اگر رزق کربلا داریم
هرچه داریم از رضا داریم
برکت نان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

به مقامِ علیِّ عِمرانی
بندگی‌اش بُوَد مُسلمانی
خانه‌ی قبر ماست نورانی
چونکه مهمان امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

ما دوتا چشم اشک ریزانیم
که خطا کرده و پشیمانیم
رو به‌او‌کرده‌ایم‌ و می‌دانیم
باب غفران ما امام‌رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

ما که تحت لوای فاطمه‌ایم
متوسّل به شاه علقمه‌ایم
روز محشر بدون واهمه‌ایم
خطّ پایانِ ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست

آنچه توصیه‌‌اش به تَک‌تَکِ ماست
گریه در سوگ سیّدالشّهداست
هرکجا بزم روضه‌ای‌برپاست
روضه‌گردان ما امام رضاست
شرطِ ایمانِ ما امام رضاست


#محمد_قاسمی


@raziolhossein
19:37
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مناجات
#رباعی


هیهات که با گریه و زاری بروم
با آنچه که تو دوست نداری بروم

با دست تهی آمده‌ام...مطمئنم
با دست تهی نمی‌گذاری بروم


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_مناجات



بر دردِ نگفته ام دوایی
برخلق جهان تو مقتدایی
دارد حَرَمت عجب صفایی
آئینه ی روی مرتضایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

با اینکه پر از بلا و دردم
جز وصلِ تو آرزو نکردم
بگذار که دور تو بگردم
تو معدن جودِ کبریایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

ای سایه ی مهرِ تو پناهم
من ماندم و کوهی از گناهم
بی لطف تو یا رضا، تباهم
تو یارِ گدایِ بی نوایی
سلطانِ سریر ارتضایی

ای آنکه انیس بر نفوسی
مولایی و شاهِ ارضِ طوسی
من آمده ام به خاک بوسی
الحق تو امیدِ ماسوایی
سلطانِ سریر ارتضایی

با عشقِ تو من قرار دارم
من با کَرَمِ تو کار دارم
با غیرِ شما چکار دارم ؟
تو وارثِ بیتِ هل اتایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

مولایِ زمین و آسمانی
آگه ز عیانی و نهانی
آقا و رئوف و مهربانی
تو ملجا و مونسِ گدایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

ای عشقِ تو باعثِ قبولی
تو نورِ دودیده ی بتولی
تو پاره ی پیکرِ رسولی
تو لنگرِ ارضی و سمایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی


پاییز منم تویی بهارم
والله، تویی همه قرارم
وقتی که به خاک سرگذارم
خاکم به سر است گر نیایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی


با عشقِ تو احترام دارم
بامهرِ تو من دوام دارم
شادَم که چنین امام دارم
لطف و کرمت همه خدایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

ای کویِ تو کعبه ی امیدم
هستی تو مراد و من مریدم
با سر به سرای تو دویدم
تو قبله یِ رازِ اولیایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی

من غیرِ تو از همه گُسَستم
والله تویی تمامِ هستم
پشتِ درخانه ات نشستم
شاید نظری به من نمایی
سلطانِ سریرِ ارتضایی



بهتر نَبُود از این سعادت
با لطفِ خدا من از ولادت
دارم به شما زجان ارادت
باقلب شکسته آشنایی
سلطان سریرِ ارتضایی


#محمد_خرمفر


@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_مناجات
#رباعی


هرچند که مسکین و تهی‌دستم من
از سُکر سلام بر شما مستم من

گویند سلام مستحب است، آری
مشتاق جواب واجبش هستم من


#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_شهادت


باز آتش به دلِ زخمیِ دریا افتاد
شعله ای سُرخ روی سینه ی صحرا افتاد

ملکوت است عزادارِ عزیزِ حیدر
بر زمین بارِ دگر قِبله ی دنیا افتاد

چه غریبانه در این غُربتِ خود می میرد
چه نفس گیر به خاک این گُلِ زهرا افتاد

صورتش خورد به دیوار، صدا زد مادر
فاطمه بود کنارش ولی از پا افتاد

گاه می گفت؛ حَسن، گاه؛ حُسین، گاه؛ عبّاس
یادِ اولادِ علی بود به هرجا افتاد

باز هم شُکر، جَوادش به کنارش آمد
روی دامانِ پسر صورتِ بابا افتاد

کربلا قصّه عَوَض شد، پسری پرپر شد
پدری آمد و بر نعشِ پسر تا افتاد...

...گفت: بعد از تو دگر خاک بر این دَهر، علی...
...بعدِ تو بر دلِ من ماتمی عُظمی افتاد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_شهادت


عبا به روی سر خود کشید و هِی اُفتاد
همینکه زهر جگر را درید و  هِی اُفتاد

سرِ مبارک و چشمان تار و سنگِ مسیر
میانِ راه زمین را ندید و هِی اُفتاد

چه کرده با جگرش زهر  مادرش می‌دید
چگونه تا درِ حجره رسید و هِی اُفتاد

گرفته بود اباصلت  از بغلهایش
نشست و پاشُد و آهی کشید و هِی اُفتاد

برای زهر نه در کوچه یادِ مادر بود
صدای ناله‌ی زهرا شنید و هِی اُفتاد

گذاشت دست به در ، میخِ شعله‌ور را دید
گذاشت دست به پهلو خمید و هِی اُفتاد

رضا نبود حسن بود و پاره‌های جگر
 به خاک ، خون زِ لبانش چکید هِی اُفتاد

به یادِ روضه‌ی یابن الشبیب و یادِ سر و
لباس کهنه و آنکه برید و ... هِی اُفتاد

زِ خیمه تا به بلندی ، زِ تل سویِ گودال
چقدر عمه‌ی ما هِی دوید و هِی اُفتاد

نکرد رحم حرامی به طفلِ بی بابا
که پابرهنه دوید و بُرید و هِی اُفتاد

به من دهید که سر را برایتان ببَرم
شما که هِی نوکِ نیزه  زدید و هِی اُفتاد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_شهادت


چرا شب غم و ماتم سحر نمیگردد
چرا زمین و زمان  نوحه گر نمیگردد

وداعِ قبر نبی بود و پاره تن او
غم فراق از این سخت تر نمیگردد

بگو به اهل و عیالش رواست گریه کنند
مسافر به سفر رفته بر نمیگردد

پدر پدر بکند دخترش ولی افسوس
که آه و  ناله برایش پدر نمیگردد

به غیر خون جگر در عزای آن مسموم
نصیب خواهر خونین جگر نمیگردد

شبیه جد خودش از مدینه رفت ولی
سفر به مرگ که دیگر سفر نمیگردد

خبر رسید که شد زخم پلک چشم ترش
کسی ز زخم دلش با خبر نمیگردد

چنان گریست برای ذبیحِ   در گودال
که مثل دیده ی او دیده تر نمیگردد

به گریه گفت که مردم عزیز پرده نشین
به چشم مردم کوی و گذر نمیگردد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_شهادت


گریه‌کُن ها همه از داغ رضا گریه کنید
شده مسموم ولی نعمت ما گریه کنید

پاره قلب پیمبر جگرش پاره شده
به جگر سوخته زهر جفا گریه کنید

خواهرش نیست که بر بی کسی‌اش گریه کند
جای معصومه مظلومه شما گریه کنید

گل بیارید و به همراه زنان نوغان
به غریبی غریب الغربا گریه کنید

یاد آن لحظه که آن نور دل آل عبا
آمد اما به سرش داشت عبا گریه کنید

دو قدم رفته نرفته به زمین می افتاد
سخت شد کارِ معین الضعفا گریه کنید

نا ندارد که سر از روی زمین بردارد
دستگیر همه افتاد زپا گریه کنید

پسرش آمد و برداشت سرش را از خاک
بعد از این بر غم شاه شهدا گریه کنید

پسرش آمد و سیراب از این دنیا رفت
همه بر تشنه لب کرببلا گریه کنید

بهر آن کشته لب تشنه که آبش دادند
با سرِ نیزه و شمشیر و عصا گریه کنید

باغریب الغربا بهر غریب گودال
که بریدند سرش را زقفا گریه کند

#عبدالحسین


@raziolhossein
2
19:39
#امام_رضا_مناجات
#امام_رضا_شهادت


دوباره میزنم از دل صدا امام رضا
بیا برای خودت کن مرا امام رضا

چه دارم از همه دنیا به جز همین یک دل
دلی که هست به نام شما امام رضا

هوای نفس گرفته مرا، گرفتارم
مرا ز دست خودم کن رها امام رضا

خدا کند دم آخر به داد من برسی
که گفته‌ام همه دم هرکجا امام رضا

به دست هیچکسی رو نمیزنم بس که
گرفته دست مرا بارها امام رضا

تورا که داشته باشم همیشه دارایم
هزار شکر که دارم تورا امام رضا

چقدر حاجت ناگفته را روا کردی
الا اجابت هرچه دعا امام رضا

چنین که فکر یتیم و اسیر و مسکینی
پس السلام علی هل اتی امام رضا

چقدر پیش تو وقت زیارتت گفتم
زمان مرگ تو پیشم بیا امام رضا

غریب‌های دو عالم چقدر دل گرم اند
که هست با دلشان آشنا امام رضا

مرا اگر به حرم هم نیاوری عشق است
که راضیم به رضای تو یا امام رضا

کنار پنجره فولاد تازه فهمیدم
که هست بانی کرببلا امام رضا

دلم گرفته، دلم باز روضه میخواهد
گرفته از غم تو دل عزا امام رضا

نوشته‌اند که پنجاه مرتبه افتاد
به درد زهر که شد مبتلا امام رضا

برای اینکه کسی با خبر از او نشود
کشید روی سر خود عبا امام رضا

ولی نیامده جایی به او سنان زده‌اند
ندید ضربه‌ی سر نیزه را امام رضا

سرش جدا نشد از تن، تنش کشیده نشد
نخورد نیزه و سنگ و عصا امام رضا


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_علیه_السلام


دعای عاصیان را حق اجابت میکند اینجا
وفور استجابتها قیامت میکند اینجا

به دارالرحمتش بی شک نه می‌لافد نه می‌بافد
اگر که مست هم دعوی عصمت میکند اینجا

به شوق سجده بر درگاه او نادیده میدانم
که شیطان نیز ابراز ندامت میکند اینجا

علیرغم همه شاهان که باج از خلق میگیرند
رعیت درد را با شاه قسمت میکند اینجا

دل سخت و سیاهم آب گردیده است و حیرانم چگونه سنگ صحنش استقامت میکند اینجا

دم باب الجوادش تا قسم دادم یقینم شد
که گرگی را چنان آهو ضمانت میکند اینجا


#محمدعلی_کردی


@raziolhossein
19:39
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام
#آخر_صفر


بازهم حرف فراق است جدایی سخت است
شب آخر شده، ای کاش بیایی، سخت است

بند اگر بند تو و گردن اگر گردن من
آری آری که از این بند، رهایی سخت است

من دو ماه است که سینه زده‌ام در زده‌ام
وای اگر در به روی من نگشایی سخت است

پدر سینه زنان بی تو یتیمیم همه
اینکه باشی و ندانیم کجایی سخت است

به همین طاول جامانده ز مشایه قسم
گر ز دست تو نگیریم دوایی سخت است

سخت دلتنگ هوای حرم سلطانم
دوری نوکر از ایوان طلایی سخت است

تو بگو جان جوادش نظری اندازد
هر کجا جز در این خانه گدایی سخت است


#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
👍 1
19:39
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام
#آخر_صفر


گرفته است دلم مثل آسمان امشب
دوباره حرف فراق است در میان امشب

به پای ثانیه ها چنگ می زنم اما
چرا نمی گذرد کندتر زمان امشب

فدای سینه زن خسته ای که بعد دو ماه
گرفته کنج حسینیه آشیان امشب

یکی برای خود آرام روضه می خواند
زبان گرفته یکی هم "حسین جان" امشب

مدینه، کرب و بلا، سامرا، نجف، مشهد
کجاست صاحب عزا صاحب الزمان امشب

بیا بخاطر این اشک، این لباس سیاه
دمی کنار عزادارها بمان امشب

نخواهم اجر، ولی از تو خواهشی دارم
بیا به مجلس ما روضه ای بخوان امشب

پس از دو ماه چه اجریست بهتر از اینکه
در آستان رضاییم میهمان امشب

چه سفره ای شود آن سفره ای که جمع شود
به دست بخشش آقای مهربان امشب


#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
2
19:39
#امام_زمان_مناجات
#امام_رضا_علیه_السلام


نشسته ام وسط روضه ، چشم تر برسد
برای رفتنِ تا عرش ، بال و پر برسد

عروجِ روح به معراجِ عشق ممکن نیست
مگر دو قطره‌ی اشکی دمِ سحر برسد

من از فراق تو دلسرد می شوم گاهی
از اینکه قبلِ وصالِ تو مرگ ، سر برسد

عزیز فاطمه! از دور‌ی‌ات مریض شدم
خدا کند که دوایَت به محتضر برسد

دو ماه گریه برای ظهور تو کم بود...
وگرنه یارِ سفر کرده این صَفَر برسد

چِقَدر ضَجّه زدی پای بی کسیِ خودت
ندیده ایم به داد تو..،یک‌نفر برسد!

گدای‌ِ خانه‌ٔ تو‌ بودن آرزوی من است
فقط اجازه بده سائلت به در برسد

چه می شود که مرا هم بغل کنی یکبار...
پسر به لذّتِ بوسیدنِ پدر برسد

تو را به حقِّ رضا یا رضای ما..،برگرد
بیا که زود به سلطان هم این خبر برسد
.
.
نفس کشیدنِ آسان چِقَدر سخت شود
اگر که قطره ای از زهر تا جگر برسد

غریبِ مشهدِ ما روی خاک‌ها جان داد
بدون آنکه به جسمش کمی ضرر برسد

فدای خون گلویی که مثل جو شده بود
حسین ، زیر سم اسب زیر و رو شده بود

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
19:39
#امام_رضا_شهادت


از بس به خاکِ بی کسی‌اش پا کشیده‌است
سر را به رویِ دامن زهرا کشیده‌است

در را بیا ببند اباصلت ، نشنوند
دادی که مادر از غم آقا کشیده‌است

انگورِ زهر‌دار چه کرده است ، واضح است
آتش تمامیِ جگرش را کشیده‌است

آه ای جوادِ شهر کمی زودتر بیا
کارش  خدای من به تقلا کشیده‌است

خواهر ندارد اینکه چنین می‌زند نفَس
خود را به حُجره‌اش تک و تنها کشیده‌است

معصومه خوب شد که ندیده‌است حالِ او
این دست و پا زدن به درازا کشیده‌است

این گوشه قتلگاه حسین است ، نه رضا
از سینه بس‌که  وای حُسینا کشیده‌است

زینب اگرچه بود   ولی کاشکی نبود
گودال هست و کار به دعوا کشیده‌است

سهمش میانِ اینهمه غم ، تازیانه است
سهمش میان غارت و بلوا کشیده‌است

نگذاشت تا حسین بگوید برو حرم...
بی غیرتی که روی لبش پا کشیده‌است

دَرهَم شده‌است خونِ دو دستش به خونِ او
از بسکه تیغ از تَنِ آقا کشیده است....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
19:39
#امام_رضا_شهادت


نشست روی زمین و بلند شد شاید
که مرهمی به جگر پاره‌ها زند که نشد

کنار فاطمه پنجاه مرتبه اُفتاد
نشست ناله‌ی یا مرتضی زند که نشد

بلند شد که بگوید جواد، جانش رفت
نشست مادرِ خود را صدا زند که نشد

حرارت جگرش دادِ او درآورده
چقدر خواست که داد از جفا زند که نشد

به حجره بود نبیند جواد حالت او
که آخرین نفسش را رضا زند که نشد

گرفته بود اباصلت شانه‌اش، می‌خواست
نفس نفس به غم کربلا زند که نشد

به گریه گفت که یابن‌شبیب، عمه‌ی ما
دوید جد مرا تا صدا زند که نشد

شلوغ بود و حرامی و چکمه  یابن شبیب
حسین خواست که حرف از خدا زند که نشد

شلوغ بود و حرامی و عمه‌ام آمد
که ناله بر بدنی نخ‌نما زند که نشد

همین‌که دید گلو را نمی‌برد، آن تیغ
دوید بوسه به او از قفا زند که نشد

در ازدحامِ قبائل به گِرد او ، پیری
رسید تا که به نذرش عصا زند که نشد

 سنان دوباره به دنبال جای سالم بود
که نیزه را به تنِ جد ما زند که نشد

حسین خواست کمی هم نفس کشد، نگذاشت
حسین خواست کمی دست و پا زند که نشد...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
19:39
#امام_رضا_مناجات



دلا! بکوش که گرم سرودنش باشیم
خوشا که شاعر چشمان روشنش باشیم!

در آستین خراسان، شکفته خورشیدی است
بیا که ذرّه‌صفت، دست و دامنش باشیم

خوش است، صبح‌دمی با کلید کوچک اشک
به پشتِ پنجره‌ی رو به گلشنش باشیم

حریم زاده‌ی موسی و رشک طور این جاست
بیا به سایه‌ی وادیّ ایمنش باشیم

امین حق که به مأمون، امان دهد، این است
بیا من و تو هم _  ای دل! _ به مأمنش باشیم

اگر نشد که چو آهو به محضرش برسیم
کبوترانه بیا گِرد مدفنش باشیم

اگر نشد که گل دوستی بیفشانیم
بیا که خار به چشمان دشمنش باشیم

بیا به پهلوی «این» پاره‌ی تن لولاک
به یاد پهلوی «آن» پاره‌ی تنش باشیم



#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
1
19:39
#امام_رضا_علیه_السلام



چنان که میبرد عطش،ز طفل تشنه تاب را
ندیدن ضریح تو ز من گرفته خواب را

نمیرسد شمیم تو به دشمنت وگرنه او
به کعبه پیش عطر تو،نمیزند گلاب را

دو پادشاه و یک زمین؟به این نگاه حق بده
که در کنار گنبدت نبیند آفتاب را

غنیمتیست بودنت برای سرزمینمان
نگین به ارزش خودش بها دهد رکاب را

بهشت در ورودی حریم تو نشسته است
بیا و لحظه ای ببر ز چشم ها حجاب را

چه خواهم از نگاه تو،کنار بارگاه تو
تویی که قبل هر سوال داده ای جواب را

هزار غصه هست و من به امر"فابک للحسین"
برای گریه های خود بهانه کردم"آب"را

نوشتم آب سوختم،شبیه قلب مادری
که دیده است هر قدم برابرش سراب را

نوشتم آب آه آب،امید میشود عذاب
که ذره ذره آب کرده قامت رباب را

به جنگ کفر میرود حسین معجزه به دست
پیمبرانه میرسد که رو کند کتاب را

و تیرهای حرمله چرا هدر نمیرود؟
بگو به باد لا اقل که کم کند شتاب را

دو گام سمت لشگر و دو گام سمت خیمه ها
تحیر اینچنین به او رسانده اضطراب را

رباب بود و سلسله،حرامیان و هلهله
و شعر لال میشود،که مجلس شراب را.....
.
.
.
بساط روضه جمع شد،شفا گرفت کودکی
و مادری که آمده است وا کند طناب را....

#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
19:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 343.8 KB
.
در طوس جلال کبریا می‌بینم
بی‌پرده تجلی خدا می‌بینم

در کفش‌کَنِ حریم پور موسی
موسی کلیم با عصا می بینم

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
19:41
#امام_حسین_علیه_السلام
#وداع_با_محرم_صفر


چگونه دل بکَنَم از لباس ماتم تو
چه گریه ها که نکردم دو ماه در غم تو

نه ما فقط ...همه ی کائنات سینه زدند
در این دوماه شب و روز پای پرچم تو

در این دو ماه چه دلها که از غمت لرزید
چه مُرده ها که مسیحا شدند با دم تو

چه روضه ها که شنیدیم و زنده ایم هنوز..
چگونه جان نسپردیم در محرم تو


هنوز خون تو در قتلگاه می جوشد...
چه کرده با دل عشاق جسم دَرهَم تو

دوباره ماه غم تو تمام شد اما
چگونه دل بکنم از لباس ماتم تو

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
19:41
#امام_حسین_علیه_السلام
#آخر_صفر
وداع

حال ما با تو تا که بهتر شد..
خبر آمد که روز آخر شد

این دوماهه چقدر خوش بودیم..
زود این روزهای خوش سر شد

من دلم باز گریه میخواهد
کم برای تو دیده ام تر شد

پیرهن مشکی مرا بردار
این لباس آبروی نوکر شد

از شب اول محرم بود..
حال من حال و روز دیگر شد

نفسم زیر خیمه ذکر شد و..
اشک من زیر خیمه کوثر شد

گفتم از غصه ی تو جان بدهم...
حیف جور دگر مقدّر شد

خوب و بد دیده ای حلالم کن!
عفو کن خاطرت مکدر شد

کربلا رفتنم که جور نشد
یک دعا کن تو،شاید آخر شد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
19:41
#امام_حسین_مناجات
#آخر_صفر #دوبیتی

دل رمیده ی من را ببین و احیا کن
بیا و گوشه چشمی به حال رسوا کن

قبول کن ز ره مرحمت کم من را
دوماه نوکریم را بیا و امضا کن

#رضا_رسولی

@raziolhossein
19:41
#امام_رضا_شهادت



زخمی که دارد بر جگر را مرهمی نیست
احضار اجباری شدن درد کمی نیست

با پاره ی جان رسول الله بد کرد
مامون رضا را باطنا نفی بلد کرد

بابا ندارد طاقت دوری فرزند
آقایمان را از جوادش دور کردند

قسمت نشد با چشم سر بابا ببیند
در رخت دامادی جوادش را ببیند

دور از وطن حالا غریب افتاده در طوس
در چنگ شمری نانجیب افتاده در طوس

چشمی به در دارد نگاهی سمت جاده
دلواپس و دلتنگ روی خانواده

جز روضه ی گودال روی لب ندارد
این هم حسینی که دگر زینب ندارد

از بی کسی او دل زهرا بگیرد
باید غلامی دست آقا را بگیرد

از بین حجره جمع کرده فرش ها را
دارد به خاطر ماجرای کربلا را

با نام و یاد کربلا بر خود بپیچد
از درد روی خاک ها بر خود بپیچد

با ناله مادر را صدا زد مثل جدش
در بین حجره دست و پا زد مثل جدش

وقتی شبیه جد خود خدالتریب است
یعنی غریب بن غریب بن غریب است

از مرو تا مروه برایش گریه کردند
مردم برای روضه هایش گریه کردند

از بخت بد حالی شبیه محتضر داشت
اما سر او را جواد از خاک برداشت

سم را نمی دانم چه ها با آن بدن کرد
اما جواد اهل بیت او را کفن کرد

اهل سناباد آب غسلش را می آورد
محض رضای حضرت زهرا می آورد

مهریه ی زن های نوغان خرج او شد
تابوتش از باران گل خوش عطر و بو شد

جدش ولی با ضربه ی پا پشت و رو شد
سرنیزه ای بر پهلوی جدش فرو شد

ای وای از جدش که زیر دست و پا رفت
تا کوفه خون تازه ای با نعل ها رفت



#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
19:41
#امام_رضا_شهادت


ساحتِ عرش ، غرق غم ها بود
جگری در حصار سَم‌ها بود

ناله ی او به آه بند شده
دادِ انگورها بلند شده

هرچه را خورده بود ، پس می زد
من بمیرم! نفس‌نفس می زد

هی نشست و بلند شد در راه
تا زمین خورد گفت: وا اُمّاه!

خاتمِ عشق بی نگین افتاد
با سر و صورتش ، زمین افتاد

در دل شیعه ها شرر انداخت
با عبایی که روی سر انداخت

سینه ی او مسیر سوختن است
اثر زهر ، تشنه‌لب شدن است

لااقل داده اند تسکینش
پسرش آمده به بالینش

این غریبی که سخت ، بی‌حال است
کُنج حجره به یاد گودال است

یاد آن تشنه‌ای که عریان شد
بدنش پایمال اسبان شد

باز هم شکر پا نخورده تنش
نوک نیزه نرفته در دهنش

قدرِ یک نصفه روز پیر نشد
شیرخوارش ذبیحِ تیر نشد

پای قاتل در آستانش نیست
زجر دنبال دخترانش نیست

همسرش این همه عذاب نداشت
خواهرش غصه ی حجاب نداشت

اهل بیتش ندیده بددهنی
وسط بزم مِی نرفته زنی


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
19:41
#امام_رضا_شهادت
#رباعی

در طوس قیامتی دگر را دیدند
در راه شما حجله ی ماتم چیدند

در دست صبا فتاد عطر تو رضا
از بس که به تابوت تو گُل پاشیدند

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:43
#امام_رضا_شهادت


تا زهر ستم بر دل و جان و جگر افتاد
چون برق جهان سوز به جانش شرر افتاد

چون موج به پهلوی گل فاطمه می خورد
دردی که به پهلو و دل و بر کمر افتاد

آهسته به روی سرش افکند عبا را
یک سایه ی غم بر روی شمس و قمر افتاد

پیوسته نگاهش به در حجره ی غم بود
تا آن که نگاهش به جمال پسر افتاد

یک قاب ز تصویر یتیمی شدنش دید
چشمان پسر تا که به چشم پدر افتاد

غمناله ی مادر شرر افکند به جانش
وقتی نظرش جانب دیوار و در افتاد

او ساحل امن همه طوفان زده گان است
چون کشتی طوفان زده ،گر در خطر افتاد

از طوس دلم  تا حرم کرب وبلا رفت
این جا پدر افتاد در آن جا پسر افتاد

دل سوخت «وفایی» به مُحرم ،پس از آن ماه
داغی به دل ما همه ماه صفر افتاد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
19:43
#امام_رضا_علیه_السلام



نَسِیمِ قُدسی یِکی گُذر کُن
بِه بارگاهی که لَرزَد آنجا
خَلیل را دَست، ذَبیح را دِل،
مَسیح را لَب، کَلِیم را پا

نَخُست نَعلِین زِ پای بَر‌کَن
سِپَس قَدَم نِه بِه طُورِ اِیمَن
که دَر فَضایَش زِ صِیحِهء لَن
فِتادِه بِیهُوش هِزار مُوسی

زِ آستانَش مَلایِک و رُوح
رَساندِه بَر عَرش صَدای سَبّوح
بِه خاکِ راهَش چُو شاةِ مَذبُوح
رُسُل بِه ذِلَّت هَمی جَبِین‌سا

نَسِیمِ جَنّت وَزان زِ کُویَش
شَرابِ تَسنِیم رَوان زِ جُویَش
حَیاتِ جاوِید دَمِیدِه بُویَش
بِه جِسمِ غِلمان بِه جان حُورا

فَلک بِه گردِش پِیّ طَوافَش
مَلک بِه نازَش زِ اِعتِکافَش
زِ سَر بُلندِی نَدیدِه قافَش
صَدای سِیمُرغ نَوای عُنقا

مِهین مَطافِ شَهِ خُراسان
اَمینِ نامُوس ضَمینِ عُصیان
سَلیلِ اَحمَد خَلِیلِ رَحمن
عَلی عالی وَلیّ والا

بِگُو که #نیر دَر آرِزُویَت
کُنَد زِ هَر گُل سُراغِ بُویَت
مَگر فِشانَد پَری بِه کُویَت
چُو مُرِغِ جَنّت بِه شاخِ طوبی


#نیر_تبریزی

@raziolhossein
2
19:43
#امام_رضا_شهادت


کار تو همه مهر و وفا بود رضا جان
پاداش تو، کي زهر جفا بود، رضا جان

آن لحظه که پرپر زدي و آه کشيدي
معصومه ي مظلومه، کجا بود رضا جان

بر ديدنت آمد چو جوادت ز مدينه
سوز جگرش، يا ابتا بود رضا جان

تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب
کي قتل تو اينگونه روا بود، رضا جان

تو ناله زدي، در وسط حجره و زهرا
بالاي سرت نوحه‌سرا بود رضا جان

يک چشم تو در راه، به ديدار جوادت
چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان

جان دادي و راحت شدي از زخم زبان‌ها
اين زهر، براي تو شفا بود رضا جان

از آتش اين زهر، تن و جان تو مي‌سوخت
اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان

روزي که نبوديم در اين عالم خاکي
در سينه ي ما، سوز شما بود رضا جان

از خويش مران «ميثم» افتاده ز پا را
عمري درِ اين خانه گدا بود رضا جان



#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:43
#امام_رضا_شهادت


آقایمان آمد عبا روی سرش بود
رنگ کبودی بر تمام پیکرش بود

در کوچه یاد ماجرای کوچه افتاد
یافاطمه یافاطمه ذکر لبش بود

دستی به پهلو دست دیگر روی دیوار
پهلو گرفتن یادگار مادرش بود

او در میان حجره ای دربسته اما
صدها فرشته در کنار بسترش بود

او دست و پا می زد ولی با کام عطشان
گویا که دیگر لحظه های آخرش بود

اما تمام فکر و ذهنش کربلا بود
یاد غریبی های جد بی سرش بود

مردم گریز کربلایم اینچنین است
آمد جواد و لحظه ی آخر برش بود

اما به دشت کربلا جور دگر شد
اربابمان بالای نعش اکبرش بود

باید جوانان بنی هاشم بیایند
تا این بدن را بر در خیمه رسانند


#حبیب_باقرزاده

@raziolhossein
4
19:43
#امام_رضا_شهادت


نفس‌های آخر، عطش، روضه‌خوان شد
که لب‌های تشنه، به یادم بیاید
اباصلت! آبی بزن کوچه‌ها را
قرار است امشب، جوادم بیاید
.....

قرار است امشب، شود طوس، مشهد
شود قبله‌گاه غریبان، مزارم
اگر چه غریبی، شبیه حسینم
ولی خواهری نیست اینجا کنارم


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
3
19:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_رضا_علیه_السلام
#آخر_صفر


اگرچه گریه نمودم دو ماه با غمتان
مرا ببخش نمُردم پس از محرمتان

لباسِ مشکی من یادگاری زهراست
چگونه دل کَنَم از آن؟ چگونه از غمتان؟

بگیر امانتی‌ات را خودت نگه دارش
که چند وقت دگر می‌شَویم محرمتان

برایِ سالِ دگر نَه برایِ فاطمیه
برایِ روضه‌ی مادر برای ماتمتان

دلم بگیر که محکم ترش گره بزنی
به لطفِ فاطمه بر ریشه‌های پرچمتان

هزار شُکر که از لطف پنجره فولاد
میان حلقه‌ی ماتم شدیم هم‌دمتان

بیا دوباره بخوان روضه‌های یابن شبیب
که من دوباره بسوزم دوباره با دَمِتان

چه شام‌ها که زدی سر به گریه‌ام اما
مرا ببخش نمُردم به پایِ مقدمتان ...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2
19:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#آخر_صفر


ما روز را همینکه به عشق تو شب کنیم
یا اینکه گاه نام تو را ذکر لب کنیم

شکریست که به نعمت داغ تو گفته‌ایم
کاری نکرده‌ایم که مزدی طلب کنیم

نگذاشتی که در دل گودال دق کنیم
بگذار لااقل ز غمت کاه تب کنیم

ما احترام روضه تان را نداشتیم
خوب است جان دهیم که شاید ادب کنیم

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
1
24 August 2025
ش
01:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت


رضا مُهَیِّج احزان روز عاشوراست
حدیث یابن شبیبش حدیث شرح بلاست

دو ماه گریه نمودیم پای روضۀ او
شروع ماه عزا روضه خوان، خود آقاست

برای داغ حسین اشک چشم او جاریست
ز فرط گریه ببین زخم پلک او پیداست

به گریه گفت که یابن الشبیب اشک بریز
بر آن امام که مذبوح کینۀ اعداست

بر آن غریب که لب تشنه جان به لب گردید
بر آن سری که ز پیکر بریده گشته جداست

به اصغری که به دست سه شعبه ذبح شده
به اکبری که ز پهلو شکسته چون زهراست

به خواهری که غریب و اسیر و گریان است
به دختری که حزین و یتیم و بی باباست

دو ماه سفرهٔ روضه به دست او پهن است
شروع و ختم محرم صفر به نام رضاست

به نام حضرت او سفره جمع میگردد
که با شهادت او جن و انس غرق عزاست

رسید آخر ماه صفر همه گفتند
رئوف آل عبا هم شهید زهر جفاست

به سر کشیده عبا را به سوی حجره روان
چقدر خورده زمین و چرا فتاده ز پاست

شبیه مارگزیده به خویش میپیچد
در انتظار جواد و به یاد کرب و بلاست

به دامن پسرش سر نهاد آخر عمر
که آخرین طلب هر پدر در این دنیاست

ولی به کرب و بلا ماجرا دگرگون شد
حسین فاطمه دلخون اکبر لیلاست

سر جوان خودش را گرفت بر دامن
به گریه گفت که بعد از تو خاک بر دنیاست


#سیداحمد_شهیدی

@raziolhossein
1
01:01
#امام_رضا_شهادت


عبا را بر سرش انداخت و کم‌کم قدم برداشت
زمین زیر قدمهایِ غریبش رنگ غم برداشت

علی-موسی الرضا -جانم زمانِ احتضارش بود
عزایش دلخوشی را از همه دور و برم برداشت

تنش در آتش ِ تب سوخت و لعنت به زهری که
به جانش رخنه کرد و فکرِ نیرنگ و ستم برداشت

الهی بشکند دستِ همان نامردِ پستی که
برای میزبانی جای شربت؛ جام ِ سَم برداشت

به زحمت؛ دست-بر دیوار، مظلومانه وارد شد
تمام حجره را عطرِ خوش ِ لطف و کرَم برداشت

أباصلت آمد و بالا سرش با گریه زانو زد
عرق را از سر و رویِ امام‌ محترم برداشت

نگاهش بود سمت کربلا و با لبِ تشنه
لبانش ذکرِ "یا جداه" در هر بازدم برداشت

چکید اشکش به یادِ آن غریبی که به رویِ خاک
دلش هر ثانیه دلشورهٔ اهلِ حرم برداشت!



#م_عاطفی

@raziolhossein
3
01:01
#امام_رضا_مناجات


آنچه در چشم من از دوریِ تو محبوس است
قطره هایی ست که در حسرت اقیانوس است

آمدن سمت حریمت همه رویای من است
دوری از صحن و سرای تو خودِ کابوس است

لحظه ها در حرم از عمر کسی کم نکند
حرکت ثانیه ها در حرمت معکوس است

تو برای دل من خوب رفیقی هستی
از ازل نام تو با جان و دلم مانوس است

آن بهشتی که خدا وعده به انسان داده
به خداوند قسم مرقد تو  در توس است

گنبدت جلوه ای از چشمه ی نور ازلی است
پیش خورشید تو، خورشید چنان فانوس است

دوری ات قلب مرا سخت بدرد آورده ست
التیام دل بیچاره فقط پابوس است

به امید کرمت آمده با دست تهی
زائری که ز همه غیر خودت مایوس است

خادمیِ حرمت حسرت یک عمر من است
ای که در دست غلام تو پر طاووس است

قلم از وصف کمالات تو قاصر باشد
لکنتم در همه ی جای غزلم محسوس است


#م_محمدی_مزینان


@raziolhossein
1
01:01
#امام_زمان_مناجات


یاصاحب الزمان کم ما را قبول کن
(امسال هم محرم ما را قبول کن)

از تو نفس رسید و برایت نفس زدیم‌
این ناله های پر غم ما را قبول کن

آقا وظیفه است اگر گریه می کنیم
این اشک های نم نم ما را قبول کن

با اشک عیادت دل زخمی ات آمدیم
آقا بیا و مرهم ما را قبول کن

حتما قصور کرده ام آقا حلال کن
عرض ارادت کم ما را قبول کن

تا زنده ایم نوکر این خانواده ایم
این عهد زیر پرچم ما را قبول کن

ما قول می دهیم که ترک گنه کنیم
این توبه ی مسلم ما را قبول کن

هر دم حسین گفتم و هر بازدم حسن
هم بازدم و هم دم ما را قبول کن

دارد بساط ماه عزا جمع می شود
این سفره ها به دست رضا جمع می شود

امشب هوای ضامن آهو گرفته ام
مهر قبول نوکری از او گرفته ام

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
1
01:01
#امام_رضا_شهادت


زخمی که دارد بر جگر را مرهمی نیست
احضار اجباری شدن درد کمی نیست

با پاره ی جان رسول الله بد کرد
مامون رضا را باطنا نفی بلد کرد

بابا ندارد طاقت دوری فرزند
آقایمان را از جوادش دور کردند

قسمت نشد با چشم سر بابا ببیند
در رخت دامادی جوادش را ببیند

دور از وطن حالا غریب افتاده در طوس
در چنگ شمری نانجیب افتاده در طوس

چشمی به در دارد نگاهی سمت جاده
دلواپس و دلتنگ روی خانواده

جز روضه ی گودال روی لب ندارد
این هم حسینی که دگر زینب ندارد

از بی کسی او دل زهرا بگیرد
باید غلامی دست آقا را بگیرد

از بین حجره جمع کرده فرش ها را
دارد به خاطر ماجرای کربلا را

با نام و یاد کربلا بر خود بپیچد
از درد روی خاک ها بر خود بپیچد

با ناله مادر را صدا زد مثل جدش
در بین حجره دست و پا زد مثل جدش

وقتی شبیه جد خود خدالتریب است
یعنی غریب بن غریب بن غریب است

از مرو تا مروه برایش گریه کردند
مردم برای روضه هایش گریه کردند

از بخت بد حالی شبیه محتضر داشت
اما سر او را جواد از خاک برداشت

سم را نمی دانم چه ها با آن بدن کرد
اما جواد اهل بیت او را کفن کرد

اهل سناباد آب غسلش را می آورد
محض رضای حضرت زهرا می آورد

مهریه ی زن های نوغان خرج او شد
تابوتش از باران گل خوش عطر و بو شد

جدش ولی با ضربه ی پا پشت و رو شد
سرنیزه ای بر پهلوی جدش فرو شد

ای وای از جدش که زیر دست و پا رفت
تا کوفه خون تازه ای با نعل ها رفت


#علیرضا_خاکساری


@raziolhossein
1
01:01
#امام_رضا_مناجات


عرض ارادت من و هم گریه های من..
بر حضرت رئوف، امام رضای من

تنها تویی که حرف مرا گوش میکنی
جای دگر که رنگ ندارد حنای من!

چیزی نمانده غرق شوم چاره ای بساز
کاری بکن بحق جوادت برای من

 دیدی که من اسیر هوی و هوس شدم
 گفتی بیا به طوس بیا در سرای من..

دستم گدای توست و پایم براه تو
جز این شود قلم بشود دست و پای من

قبل از خدا خدا به زبانم تو آمدی
با تو مبارک است همیشه دعای من

من زنده ام به نوکری خانه ی شما!
پس نوکری به کار نگیری به جای من!

دست مرا بگیر و ببر با خودت بهشت
ورنه جهنم است، جهنم سزای من

دیشب کنار پنجره فولاد سوختم
آقای من چه شد سفر کربلای من

ابن شبیب حرف شمارا به ما رساند
حالا ز گریه درنمیاید صدای من

وقتی ضریح پیکر او نیزه نیزه شد
لب تشنه بود جد سر از تن جدای من


#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
3
01:01
#امام_رضا_شهادت


تحت نظر بودم، ولیعهدی کجا بود؟!
در نقشه‌ی قتلم عدو، از ابتدا بود

هر بار یک فتنه برایم دست و پا کرد
کی گفته اصلاً دشمنم بی دست و پا بود

سَیّاستر بود از معاویه، به مکرش
غافل از اینکه با علی، دست خدا بود

می‌خواست صدجا آبرویم را بریزد
گویا نمی‌دانست، عالَم با رضا بود

در بحث علمی خواست، منکوبم نماید
اما به لطف حق، ظفر از آنِ ما بود

هرچند خیلی تهمت از خویشان شنیدم
با صبر بر این دردها، کارم دعا بود

در خانه‌ام دشمن نفوذی داشت حتی
هم در حضر، هم در سفر، درد و بلا بود

آخر ز جامِ زهر، زهرش را فرو ریخت
یک لحظه دنیا، پیشِ چشمم کربلا بود

در راه، تا پنجاه بار، از پا فتادم
حالم شبیهِ مادرم، در کوچه‌ها بود

در حجره‌ی دربسته، چون مقتل خزیدم
تنها فراشم، قطعه‌ای از بوریا بود

با یاد جسمی قطعه قطعه، گریه کردم
اینجا برای جسم من چندین عبا بود

خواهر به بالینم نبود، اما پسر بود
برعکس اما کربلا، بابا بجا بود

قاتل برایم گریه‌ها می‌کرد، اما
در اصل همچون هلهله، در نینوا بود

با یادِ جسمِ اِرباً اِربا، جان سپردم
ذکر لبم، یالَیتَنا یالَیتَنا بود


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
01:01
#امام_رضا_مناجات
#امام_رضا_شهادت


هر که ز عشقت شده دلسوخته
بر دو جهان مِهر تو نفروخته
جز نظر مرحمتت یا رضا
نیست مرا توشه و اندوخته
سرد نشد آتش عشقی که رب
روز ازل در دلم افروخته
آهوی آواره ی صحن دلم
چشم به لطف نظرت دوخته
رحمت حق بر نفس مادرم
نوکری ات را به من آموخته

عشق، کشانده است مرا سوی طوس
عبد توام حضرت شمس الشموس

حل بشود یا نشود مشکلم
فرق ندارد، به درت سائلم
دار و ندارم فقط این گریه است
رد نکن این هدیه ی ناقابلم
نقص مرا حال که پوشانده ای
با نظر خویش نما کاملم
دُر گران است بهای صدف
معرفتت هست عیار دلم
خواست حق بوده که عبدت شوم
ریخته از خاک درت در گلم

کاش بماند به سرم سایه ات
کاش شوم خادم و همسایه ات

ای که پناه دل هر مضطری
هر دو جهان دین مرا محوری
کس نخریده است متاع مرا
بار یخ عمر مرا می خری؟
حالِ مرا با نفسی چاره کن
زیر و رویم کن به دمی حیدری
جان جوادت که مراد من است
باز مرا کرب و بلا می بری؟
بر رد زخم روی پلکت قسم
از همه ی خلق حسینی تری

روضه بخوان ابن شبیبت شوم
گریه کن جد غریبت شوم

شرح بده علت جنجال را
داغ حسین و غم گودال را
چکمه نفهمید مقامات او
ریخت بهم آن همه اجلال را
خنجر اگر کُند شود، بی حساب
زجر دهد تشنه ی بدحال را
با که بگویم غم آن سینه ی...
زیر سم اسب لگدمال را
غارت پیراهن او بس نبود؟!
برد کسی از کمرش شال را

هلهله در معرکه تا پا گرفت
خولی ملعون سر او را گرفت


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
01:01
#امام_رضا_مناجات



دلم شوق تو را از باغ رضوان، بیشتر دارد
بهشت کویت از فردوس، خواهان بیشتر دارد

هوای روح من ابری است آقاجان! بگریانم
هوا وقتی که دلگیر است، باران بیشتر دارد

اسیر پیله‌ی خویشم، پُرم ازحسرت پرواز
چنین پروانه‌ای شوق گلستان بیشتر دارد

تو خورشیدی اگر چه بر تمام خلق می‌تابی
ولی همسایه با همسایه، احسان بیشتر دارد

بیا دل را به اقیانوس آرام رضا بسپار
اگر دل‌شوره از شب‌های طوفان بیشتر دارد

همیشه ازدحام دست‌ها بر سفره‌ات پیداست
هر آن‌کس دست‌و‌دل‌باز است، مهمان بیشتر دارد

بزرگی کن مرا کوچک حسابم کن که می‌دانم
نظر بر مور، امثال سلیمان بیشتر دارد

اگر دنیا جوابم کرده، دنیای جوابی تو
که این دارالشفاء از درد، درمان بیشتر دارد

شفاعت کن مرا پیش خدا با آبروی خود
رضای دوست از این راه، امکان بیشتر دارد

غلامی تو را از مادرت زهرا طلب کردم
که مادر، نقش، در تصمیم سلطان بیشتر دارد

اگر چه عطر رضوان در جهان پیچیده با نامت
ولی فیض حضورت را خراسان بیشتر دارد


#سیدحسین_سیدی


@raziolhossein
5
01:11
#امام_رضا_مناجات


گره خورده ست تا بر مهربانی تو احوالم
شبیه ریسه های پرچم سبزت سبکبالم

نگاهت آفتابم می‌شود هنگام تاریکی
خودت در کوره راه مرگ می آیی به دنبالم

به پابوسی غبار فرش هایت میشوم هربار
به این تقدیرِ خوش روزی سرافرازانه میبالم

برای غربتت در کشورم هرچند غمگینم
ولی از دیدن زوار بسیار تو خوشحالم

شب و روز قفس پرواز را از خاطرم برده ست
رمق می‌گیرد اما از نگاه تو پر و بالم

شکوه بارگاه تو، زمین را آسمانی کرد
تو را تنها برازنده ست شاهنشاهی عالم


#ف_معصومی

@raziolhossein
01:16
#امام_رضا_علیه_السلام


قرار این‌جاست، یار این‌جاست، کار این‌جاست، بار این‌جا
کرم این‌جاست، لطف این‌جاست، فضل این‌جاست، جود این‌جا

نیاز این‌جاست، نذر این‌جاست، عُذر این‌جاست، اذن اینجا
دکان این‌جاست، دخل این‌جاست، نقد این‌جاست، سود این‌جا

چنان جان‌های پاک انبیا صف بسته بر این در
که آدم دارد از خاتم تقاضای ورود این‌جا

مسیح این‌جا، کلیم این‌جا، خلیل این‌جاست، نوح این‌جا
شعیب این‌جاست، شیث این‌جاست، لوط این‌جاست، هود این‌جا

سلیمان را از این دریا مگر پیدا شد انگشتر
لب داود را داده‌ست مرغانِ سرود این‌جا

منم مور و سلیمانم به لطفش کرده مهمانم
وگرنه من که می‌دانم که جای من نبود این‌جا

مگر شمعی شوم در گوشه‌ای از این حرم گریان
که جز با اشکِ عجز آیینه‌ای نتوان فزود این‌جا


#محمدسعید_میرزایی

@raziolhossein
1
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_رضا_علیه_السلام


دم «قالوا بَلَی» سر داد و اهدا کرد جانش را
به دست عشق هرکس داد بی‌پروا عنانش را

و اما عشق... آسان می‌نمود اول ولی آخر
بسی مشکل گرفت از سینه‌چاکان امتحانش را

یکی را زهر کین دادند و جانش را زدند آتش
یکی را سر بریدند و شکستند استخوانش را

یکی در دامن دردانه‌اش خون جگر را ریخت
یکی هم در عبایش جسم صدچاک جوانش را

در این سو خواهری ارث از برادر برد غربت را
در آن سو خواهری داغ دل و قدّ کمانش را

به دنبال یکی یک خاندان در خاک و خون افتاد
نمی‌برد آن یکی ای‌کاش با خود خاندانش را

یکی شد آفتاب مشهد و تابید بر عالم
یکی بر نیزه رفت و کربلا کرد آسمانش را

بگو پروا کند از عشق هرکس مرد میدان نیست
که تیغ عشق با خون می‌نویسد داستانش را

به مشهد کربلا را خواستم از دامن «رحمان»
که من در این دو پیدا کرده‌ام «مُدهامَتان»ش را


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
2
ش
19:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اميرالمومنين_مدح
#لیلة_المبیت
#دوبیتی

ازسوی خدا تو مورد تأییدی
درظلمت شب مثل قمر تابیدی

دادند ملائکه سلامت امشب
تا جای پیمبر خدا خوابیدی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:33
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت

رسید وحی تا که از بلا تو را خبر کند
خبر کند که یک نفر به جای تو خطر کند

چقدر تیغ آخته به خانۀ تو تاخته
کدام مرد حاضر است سینه را سپر کند؟

چه صولتی! عجب یلی‌ست! مرد مردها علی‌ست
به جان او مباد چشم تیغ‌ها نظر کند

بگو چگونه رد شدی؟ کسی ندیده برگ گل
چنین سلامت از میان خارها گذر کند

به گرد پای لیلة المبیت هم نمی‌رسد
هر آن‌که مدعی‌ست هر چقدر هم هنر کند

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
19:33
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت

 وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّه رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (بقره/٢٠٧)
قصيده اى علوى درباره ليلة المبيت (شب اول ربيع الاول)

تا در اوصاف امیرالمؤمنین آید به کار
نه قلم را اقتدار و نه زبان را اختیار

مظهر حق شیر حق مرآت حق میزان حق
کشور حق را مدیر و لشكر حق را مدار

گو که بنویسند جّن و انس وصفش را مدام
نیست ممکن وصف مولا را یکی از صد هزار

قصّهء جانبازی آن جان شیرین رسول
جان شیرین می دهد بر تن برادر گوش دار

کافران دادند با هم دست از هر طایفه
بهر قتل خواجۀ لولاک در یک شام تار

گفت پیغمبر به شیر حق امیرالمؤمنین
کای نبی را جان شیرین ای ولیّ کردگار

کافران بر قتل من با یکدگر بستند عهد
باید امشب جای من در بسترم گیری قرار

گفت حیدر: ای دو صد جان علی قربان تو
این تو، این جان علی، این تیغ خصم نابکار

جان پاک تو سلامت جان من بادا فدات
گو ببارد تیغ و تیرم از یمین و از یسار

خفت آن شب مرتضی در بستر ختم رسل
گشت پیغمبر دل شب در بیابان رهسپار

ناگهان بوبکر آمد بر سر راه نبی
در درون آن شب تاریک، دور از انتظار

چشم پیغمبر چو بر وی در سر راه اوفتاد
برد همره تا نگردد راز پنهان آشکار

نفس خود را جای خود در بستر خود جای داد
خصم خود را ناگزیر آورد سوی کوهسار

آنکه جای مصطفی خوابید، باشد جانشین
وآنکه یار غار او شد، به که بنشیند به غار

با نبی در غار بودن کی کرامت می شود
جان به راه یار دادن عزّت است و افتخار

این تعصّب نیست انصاف است لختی گوش کن
فرق بسیار است بین یار غار و یار یار

او به "لا تحزن" ز فعل خویشتن گردید منع
این به "مرضات اللّه"ش گوید ثنا پروردگار

او ز بیم جان فراری بود از میدان جنگ
این به دور مصطفی گردید روز کارزار

او "اقیلونی" سرود این بر "سلونی" لب گشود
او سراپا عجز بود این پای تا سر اقتدار

او ز خیبر شد فراری این در از خیبر گرفت
فرق دارد فرق، مرد جنگ با مرد فرار

هر نفس در بستر ختم رسل بهر علی
بود بیش از طاعت کونین اجرش در شمار

ذات حق آن شب به جبراییل و میکاییل گفت
کی کند جان از شما در راه یکدیگر نثار؟

هر دو ماندند از جواب و سر به زیر انداختند
هر دو ساکت هر دو گردیدند از حقّ شرمسار

پس خطاب آمد که بگشایید چشمی بر زمین
بذل جان شیر حق بینید در این شام تار

خفته بهر بذل جان در بستر ختم رسل
گشته محو این همه ایثار چشم روزگار

ای وجودت شمع جمع آفرینش یا علی
وی خزان زندگی را نام دلجویت بهار

با سر انگشت تو مهر و مه کند در چرخ سیر
بر تماشای تو می گردند این لیل و نهار

گو برد حقّ تو را صد تن به جای آن سه تن
آنچه زآن تو است، آن تو است ای جان را قرار

چه شوی مسند نشین و چه شوی خانه نشین
تو امامیّ و امامت از تو دارد اعتبار

بانگ جبریل از اُحد آید به گوش جان که گفت
لافتی الاّ علی لا سیف الاّ ذوالفقار

لب نمی بندد ز اوصاف تو «میثم» یا علی
گر فتد در زیر تیغ و گر رود بر اوج دار

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:33
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد
خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب
صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر
بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می‌ رقصید
تیغ عریان شده بالای سرش می ‌رقصید

مرد آن است که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها
باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند
جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد
آیه ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن
جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه ‌ای از معجزه بر در دوخت
تاری از رشته ایمان تو محکمتر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر!؟
از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟

باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید
من زبان بسته ‌ام و خواجه سخن می‌گوید

من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم
مُهر بر لب‌ زده، خون می‌خورم و خاموشم

طاقت ‌آوردن این درد نهان آسان نیست
شِقشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
19:36
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت


دلم‌ گرفته از این روزگار زجرآور
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر

تمام کون و مکان را اگر نگاه کنی
جز او کسی به نظرها نمیرسد به نظر

همه اجاره نشین شهنشه نجفیم
زمین عمارت شخصی اوست سرتاسر

مسیح میشوم و مُرده زنده خواهم‌‌ کرد
به دست من برسد خاک پایی از قنبر

هوارِ میثم تمار روی دار این بود
ضرر نکرده کسی که در عشق کرده ضرر

هراسِ مرگ بدل شد به اشتیاق وصال
"فَمَن یَمُت یَرَنی" تا شنیدم از دلبر

به خاکِ تیره نخواهد نشست میّت ما
درون قبر بریزند تربت حیدر

چه عافیت چه بلا، راضی ام به تقدیرم
به دستِ دست‌خدا هست تا قضا و قدر

مَبین که پیرهن وصله دار می پوشد
تراب با نظر بوتراب گردد زر

علیست کیسه به دوش مدینه و کوفه
علی به سوره ی انفاق و هل اتی مظهر

نوشتم آنچه که خوبیست را به پای علی
نوشتم آنچه بدی هست، پای آن سه نفر

یکی ز جنگ فراری یکی بلاگردان
بگو کدام شود جانشین پیغمبر؟

«««اگرملاک جگر هست؛"ماجرای مَبیت"
اگرکه قدرت بازوست؛قلعه ی خیبر»»»

کَنَنده ی در خیبر اگر چه بوده ولی
شکسته است غرورش در آستانه ی در

#یامظلوم

@raziolhossein
1
19:39
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت #تبری


مرد آن است که تا لحظه آخر مانده
در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گرچه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و "محمد" خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها
باز هم چاره "علی" بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند
جان پیغمبرِ خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد!
آیه ی ترس برای چه کسی نازل شد!

بگذارید بگویم خطر عشق مکن
جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه‌ای از معجزه بر سر در دوخت
تاری از رشته‌ی ایمان تو محکم‌تر دوخت!

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر؟
از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟!

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
3
19:50
#امیرالمومنین_مدح
#لیلة_المبیت


دوش از پیر عقل پرسیدم
کای تو دانا به رازهای نهفت

که سزد جانشین پیغمبر
همین بگو، فاش در جوابم گفت

که به جایش نشیند از پس مرگ
آن که در زندگی به جایش خفت


#ادیب_بیضایی

@raziolhossein
3
19:55
#امیرالمومنین‌_مدح
#لیلة_المبیت


جان را به يک اشاره مسخّر کند علي!
دل را به يک نظاره منوّر کند علي!
ايجاد گل ز شعله‌ی آذر کند علي!
يک لحظه سير عالم اکبر کند علي!
بر کائنات جود مکرّر کند علي!

او را سزد به خلق اميري و رهبري
او آورد عدالت و قسط و برابري
تيغش رسد به چرخ گه رزم‌آوري
با ذوالفقار حيدري و دست داوري
يک لحظه فتح قلعه‌ی خيبر کند علي!

افلاک را مهار کند با نظاره‌اي
بي‌مهر او به چرخ نتابد ستاره‌اي
نبود به دهر منقبتش را شماره‌اي
ابليس را به بند کشد با اشاره‌اي
يک لحظه گر اشاره به قنبر کند علي!

پيغمبري نبوده بدون ارادتش
کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش
مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش
پروردگار فخر کند بر عبادتش
چون بندگي به خالق داور کند علي!

او ناخداست کشتي ليل و نهار را
فرمان دهد هماره خزان و بهار را
تقسيم کرده روز ازل خلد و نار را
نبوَد عجب که خلق خداوندگار را
با يک نگاه خويش ابوذر کند علي!

گردون به پيش تيغ علي افکند سپر
از حمله‌اش قضا و قدر مي‌کند حذر
شمشير فتح داور و شير پيامبر
روز از سران فتنه بگيرد به تيغ، سر
شب در خرابه با فقرا سرکند علي!

هنگام بذل دست بوَد دست داورش
گر کوهي از طلا بود و کوهي از زرش
اول نهد طلا به کف سائل درش
نبوَد عجب به دست غلام ابوذرش
اين گوي خاک را به جهان زر کند علي!

هر جا خدا خداست علي هم بوَد امير
خورشيد را توان کشد از آسمان به زير
از بس که بود ديو هوا در کفش اسير
حتي شکم ز نان جوين هم نکرد سير
با آنکه سنگ را در و گوهر کند علي!

در آسمان لواي امامت بپا کند
در خاک، با خدا دل شب التجا کند
در جنگ، حفظ جان رسول خدا کند
در رزم تيغ خويش به دشمن عطا کند
در مهد، پاره پيکر اژدر کند علي!

«««طاقي که تا قيام قيامت نيافت جفت
جان را هماره در ره اسلام ترک گفت
از جبرئيل نغمه‌ی «الا علي» شنفت
در ليلة المبيت به جاي رسول خفت
تا جان خود فداي پيمبر کند علي»»»

شاهي که هست و بود به دستش مسخر است
با يک فقير زندگي او برابر است
از بس که در خلافت خود عدل‌گستر است
سهم عقيل را که بر او خود برادر است
با سهم يک فقير برابر کند علي!

روزي که از خطاي همه پرده مي‌درند
روزي که خلق تشنه به صحراي محشرند
دل‌ها ز تشنگي چو شررهاي آذرند
آنان که مست جام تولّاي حيدرند
سيرابشان ز چشمه‌ی کوثر کند علي!

دارد ز قلب خاک حکومت بر آسمان
بر دستش اختيار مکان داده لامکان
گردد به گردش نگهش محور زمان
دست خداست با سر انگشت مي‌توان
افلاک را هماره مسخّر کند علي!

دين يافت از ولادت شير خدا کمال
بي‌مهر حيدر است مسلمان شدن محال
عالم به او و او به خدا دارد اتکال
در عين بندگي به خداوند ذوالجلال
اعجاز، همچو خالق داور کند علي!

آدم سرشته شد گلش از خاک پاي او
کس را چه زهره تا که بگويد ثناي او
مداح او کسي است که باشد خداي او
اکسير معرفت طلب از کيمياي او
شايد مس وجود تو را زر کند علي!

دنيا نديده مثل علي راست قامتي
در هر دلي بپاست ز شورش قيامتي
هر نقطه را بوَد ز ولايش علامتي
هر لحظه ريزد از سر دستش کرامتي
جود از نياز خلق، فزون‌تر کند علي!

دل از خيال منظر حسنش صفا گرفت
بايد از آن جمال نشان خدا گرفت
حق از نخست، عهد ولايش ز ما گرفت
روزي که تيرگي همه جا را فراگرفت
ما را شراب نور به ساغر کند علي!

روز جزا که هست همان روز سرنوشت
هرکس به حشر مي‌دروَد هر چه را که کشت
بخشنده مي‌شوند همه کرده‌هاي زشت
رويد ز شعله‌هاي جهنم گل بهشت
گر يک نگه ز دور به محشر کند علي!

مهر قبول توبه آدم به نام اوست
موسي به طور همسخن و همکلام اوست
از قله‌هاي وهم فراتر مقام اوست
امر قضا به حکم خدا در نظام اوست
تا در نظام خود چه مقدّر کند علي!

مدح علي است کار خداوند ذوالجلال
اينجا تمام عالم خلقت کرند و لال
بي‌لطف او به کس نبوَد قدرت مقال
«ميثم» چو دم زني ز ثناي علي و آل
هر دم تو را عنايت ديگر کند علي!

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
25 August 2025
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین‌_مدح
#لیلة_المبیت


هرشب هزار رکعتِ فیضِ تو شاهد است
پهلو تُهی نموده‌ای  از رخت خواب‌ها

هرگز ندید دیده‌ی لیل و نهار‌ها
چون لَیلَةُ‌المَبیتِ علی در حساب‌ها

یک شب فقط نگاه تو مهمانِ خواب بود
شامی که بود دور و برت التهاب‌ها

در بستر برادر خود تا سحر بخواب
ای خوابِ تو عبادتِ اُمُ‌الکتاب‌ها

تو گرمِ خواب بودی و گردنکشانِ کفر
نیزه به دست  گِردِ تو همچون سراب‌ها

مکه شنید ناله‌ی واویلتایشان
این حیدر است حضرت عالی جناب‌ها

تنها امیر ، نقش تو را تیشه می‌زند
وقتی که بُت تراش کند انتخاب‌ها


ما را ببر نجف به دَمِ ما دوا بریز
امشب بیا به کاسه‌ی ما کربلا بریز


#حسن_لطفی

@raziolhossein
00:53
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_رضا_علیه_السلام
#وداع_با_محرم_و_صفر


این روزها اگر که دلم غرق ماتم است
دلتنگ روزهای نخست محرم است
چشمم هنوز خیره به اشعار پرچم است
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»۱

اشک آنقدر که باید و شاید نداشتم
شرمنده‌ام برای غمش کم گذاشتم

قطره بدون عشق به دریا نمی رود
پایی که روضه آمده هر جا نمی رود
هر کس پیِ غلامی این خانه می رود
«هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود»۲

چشمان ما همینکه ز گریه نشان گرفت
مثل همیشه فاطمه تحویل‌مان گرفت

ای وای اگر که ماه محرم نداشتیم
والله بی حسین خدا هم نداشتیم
داغش نبود اگر دل خرّم نداشتیم
«ای کاش غیر غصه او غم نداشتیم»۳

آیا نظیرش آمده در عالمین؟ نه
ما را گدا کنید ولی بی حسین نه

بعد از وفات کاش محبت به من کنید
جسم مرا محافظت از سوختن کنید
با اشک روضه شستشوی این بدن کنید
«بر من لباس نوکری ام را کفن کنید»۴

یک لحظه هم مباد زمان را هدر دهید
پیش از همه امام رضا را خبر دهید

تا خواندمش بدون کلامی قبول کرد
دادم به هر طریق سلامی قبول کرد
طعنه نزد به من تو کدامی؟ قبول کرد
«بی امتحان مرا به غلامی قبول کرد»۵

سجده به خاک او عمل واجب من است
ایرانی‌ام امام رضا صاحب من است

هنگام مرگ سائل سلطان شدن خوش است
چشم انتظار شاه خراسان شدن خوش است
مثل خودش غریب و پریشان شدن خوش است
در خاک غلط خوردن و گریان شدن خوش است

از سوز زهر رنگ رخ او سفید شد
آقا شبیه مارگزیده شهید شد

صد شکر زخم تیر روی پیکرش نبود
هنگام دست و پا زدنش خواهرش نبود
چشمی به فکر غارت انگشترش نبود
دستی پی کشیدن موی سرش نبود

این داغ ها برای حسین است والسلام
اوج بلا، بلای حسین است والسلام


#علی_ذوالقدر


۱- مرحوم محتشم کاشانی
۲- جواد حیدری
۳- هادی جان‌فدا
۴- علی اکبر لطیفیان
۵- مرحوم حسان


@raziolhossein
5
ش
19:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 14.3 KB
19:33
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.9 KB
19:33
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
19:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 120.9 KB
یا منتقم...

ای با تو ظهور عدل ممکن برگرد
وی ذکر دعای هرچه مومن برگرد
یک سوم سادات جهان را کشتند
ای منتقم حضرت محسن برگرد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
19:38
#احراق_بیت
#محسنیه

به هرکسی دک و پز داشت اعتماد نکن
نظر به ظاهر امثال بن زیاد نکن ...

هر آنکه حق علی را ندیده می گیرد ...
از او توقع انصاف و عدل و داد نکن ...

برای خاطر این چند روز دنیایت ...
نمک به زخم امامت نزن ' عناد نکن ...

کنار مرجع شیعی که فقه می فهمد
الف ز میم ندانسته ' اجتهاد نکن ...

نگو که حضرت محسن فقط جنین بوده
مغیره را به دو تا حرف زشت شاد نکن ...

برای خاطر یک مشت قنفذ و ثانی ...
عزای حضرت صدیقه را کساد نکن ...



#سیدرضا_هاشمی

@raziolhossein
1 👍 1
19:38
#احراق_بیت
#محسنیه


سرِ انکار ، آخر کار ، خواهد رفت بر دارش
خدایا جان من را هم اگر راضی است بردارش

چرا راضی شوم بر بیعتی که از همان اول
به سقط بار آتشبار زهرا بسته شد بارش؟

چرا دنیا نیامد؟ پاسخش در روزگاران است
که تا روز قیامت باز خواهد ماند طومارش

مگر جبریل هم تاب و توان دارد که بنویسد
به صد لوح و قلم ؟ گیرم که اسرافیل هم یارش

چرا راهیِ آن راهی شوم که با لگد ، آن را
برای پیروان خود حسابی کرد هموارش

اگرچه خواست زنده زنده در گورش کند اما
ببین در سورۀ تکویر پیچیده است اَخبارش

سقیفه خانۀ خود را بنا دارد بنا سازَد
اگر حتی بپاشد خون زهرا روی دیوارش

خلیفه قاتل زهراست این را فاش می گویم
اگر برمی خورَد حتی به میلیون ها طرفدارش

خلیفه در اُحُد با اختیارش یک بز کوهی است
علی را صبر او بُرده است تا مسجد به اجبارش

مهم اثبات کفر غاصب باغ فدک باشد
چه فرقی می کند دیگر چه اندازه است هکتارش؟

یقیناً کار این امت به اوباشش نمی افتاد
اگر دنبال حیدر بود حمزه یا که طیارش

سقیفه بر سفینه فائق آمد ، غرق شد امت
همان کِشتی که در خُم غدیرش ساخت نجارش

چنین بوده است برخورد بشر با فتنۀ کوچه
مسلمان ها طلبکارش ، یهودی ها بدهکارش

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
19:38
#محسنیه
#حضرت_محسن_علیه_السلام


مادر و بچه در خطر هستند
چون علمدار یک نفر هستند

در مسیر دفاعِ از حیدر
هر دو تا عازم سفر هستند

یک نفر داد می زند نزنید
ثلث سادات پشت در هستند

مادری زیر دست و پا مانده
مردم شهر بی خبر هستند

آی مردم مگر نمی دانید
این دو از نسل بوالبشر هستند؟

#شیعیان ابتدای ماه ربیع
زخمیِ آخر صَفَر هستند

ما لباس #سیاه می پوشیم
گرچه یک عده خیره سر هستند

#شایان_مصلح

@raziolhossein
1
19:38
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه
#دوبیتی

خدایا گنج با گنجینه ام سوخت
میان شعله ها آیینه ام سوخت

چنان مسمار در قلبم فرو ریخت
که محسن گفت مادر سینه ام سوخت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
19:38
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

هیزم رسید و آتشی از در بلند شد
ای وایِ من که ناله‌ی مادر بلند شد

مامور شد به صبر علی ، از سکوت او
سو استفاده کرد ستمگر بلند شد

با جمعی از ارازل و اوباش ریخت و
پایش برایِ کُشتنِ مادر بلند شد

در را شکست او ، کمرِ شیعه را شکست
طوری که وای وایِ پیمبر بلند شد

طوری زدند خاطرشان جمع جمع شد
طوری زدند ناله‌ی حیدر بلند شد

با این همه همینکه علی بین کوچه رفت
دیوار را گرفت از آن در بلند شد

دستش رسید دامن مولا ولی شکست
از بس قلاف تیغ مکرر بلند شد

زینب شنید گریه‌ی در آه میخ را
زینب گریست دادِ برادر بلند شد

کُنج خرابه هم چقدر یاد مادر است
وقتی دوباره گریه‌ی دختر بلند شد
* * *
این راه فاطمه است که سر بر ولی دهیم
 اینگونه بود شیعه اگر سر بلند شد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
3
19:38
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه


مادرم پشت در افتاد به دادم برسید
پشت در با پسر افتاد به دادم برسید

‌ ضربه آنقدر به پهلوی گلش کاری بود
که زشاخه ثمر افتاد به دادم برسید

در زجا کنده شد افتاد به روی مادر
جان او در خطر افتاد به دادم برسید

مادرش نیست به داد دل دختر برسد
فضه در دردسر افتاد به دادم برسید

با همان حال به دنبال علی رفت ولی
چند قدم پیشتر افتاد به دادم برسید

هر چه کردند نمی کرد رها حیدر را
کار با ده نفر افتاد به دادم برسید

یک نفر نیست بگیرد غلاف از قنفذ
ضربه اش کارگر افتاد به دادم برسید

آنقدر در وسط کوچه زدند زهرا را
مثل یک محتضر افتاد به دادم برسید

مردم شهرمدینه چقدر نامردید
دخت خیرالبشر افتاد به دادم برسید

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 1
19:38
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن
#دوبیتی

آمَن هستیم، کاش آمِن باشیم*
در سایه ی فاطمیه ساکن باشیم

دیری ست عزادار حسین و حسنیم
تا سینه زنان "داغ محسن" باشیم

*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ...

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
1
19:38
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه


دستی آمد به روی صورت تو جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یکنفر که دلش از بغض قدیمی پر بود
ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت

عدّه ای را به درِ خانه ی تو آورد و ...
از روی کینه ی دیرینه به دعوا انداخت

آمد و با همه بی حرمتی اش در کوچه
ریسمان گردنِ"مولا"ی دو دنیا انداخت

در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد
آنکه در کوچه تورا بین تماشا...انداخت

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
19:38
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن

آن غنچه که سوخت لاله‌سان جان و تنش
خون، آب و، شراره‌های #در شد چمنش

صد جلدِ قطور، بازخوانی نکند
یک برگ ز پروندۀ پرپر شدنش!


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
19:38
#حضرت_محسن
#احراق_بیت
#محسنیه

در به هم خورد ولی حیف که با سرعت خورد
ضربه را فاطمه این مرتبه با شدت خورد

پسرش...نه، سپرش خورد زمین و زهرا
ضربه ها را پس از آن از دوسه تا قسمت خورد

معنی بیست و سه سال آهِ تو مولا این است؛
که زمان حق تو را آه، سرفرصت خورد

نه فقط حق علی را که چو ظرف آبی
غاصبی حق من و حق تو را راحت خورد

*خر فروشی سرکار آمد و با قیمت روز
خورد نانی اگر از جهل همین امت خورد

جالب این است که در ذهن همه نام علی؛
صدر نام همگان بود ولیکن خط خورد

محسن و کوچه و سیلی به فحول شیعه؛
هرچه برخورد تمامش به رگ غیرت خورد

کشته ی راه ولایت شده محسن یعنی؛
اگر آیینه لگد خورد به این قیمت خورد


*در کتاب طرائف به نقل از نهایة الطلب آمده که دومی ملعون قبل از اسلام(خر فروش) بود.

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
19:38
#حضرت_محسن
#محسنیه

رفت با مادر خود پشت در و ثابت کرد
محسن فاطمه همچون پدرش غیرت داشت

پدر نار به سوی پدر خاک شتافت
غافل از مادر آبی که از او نفرت داشت

گل و آهن نتوانند بسازند به هم
میخ با شاخه ایی از یاس چه سنخیت داشت

عدد ابجد زینب به همه ثابت کرد
شصت و نه روز عزا داری ما حکمت داشت

#محسن_قاسمی

@raziolhossein
19:38
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه

دیو را با خانه ی انسیّه الحورا چه کار؟
دود را با چشم خورشید جهان آرا چه کار؟

دشمن و بیت و لایت، هیزم و باغ بهشت
شعله ی آتش تو را با صورت زهرا چه کار؟

تازیانه شرم کن این دست، دست فاطمه است
ای فشار در تو را با عصمت کبرا چه کار؟

مرد کو، تا آورد دستی برون از آستین
این همه نامرد را با یک زن تنها چه کار؟

بوستانِ وحی و شیطان روبه و شیر خدا
ریسمان ظلم را با بازوی مولا چه کار؟

بیت حقّ را هیچکس نگشوده با ضرب لگد
درد را با پهلوی انسیّة الحورا چه کار؟

فاطمه پشت در آمد گفت با آن سنگ دل
ما عزا داریم ای ظالم تو را با ما چه کار؟

ای مغیره بشکند دستت که کوثر را زدی
هیچ دانی ضرب دستت کرد با زهرا چه کار؟

مجتبی می گفت وا اُمّا خدا داند که می کرد
با دل شیر حقّ آن فریاد وا اُمّا چه کار؟

ای که انکار شهادت می کنی از فاطمه
هیچ دانی با تو ذات حقّ کند فردا چه کار؟

کاش بودی کاش بودی می دیدی غلاف تیغ را
کرد با بازوی تنها عصمت یکتا چه کار؟

«میثم» از خون جگر بنویس در دیوان خود
ساکنان نار را با جنّت اعلی چه کار؟


#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
1
19:38
#محسنیه
#حضرت_محسن_شهادت
#احراق_بیت
#بای_ذنب_قتلت

در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند
اینگونه مقدّر شده سادات ببخشند

این روضۀ ناموسی و این قصۀ کوچه
تکرار مکرر شده سادات ببخشند

دیوار که تقصیر ندارد به گمانم
هر چه شده از در شده سادات ببخشند

مادر که زمین خورده و بابا که شکسته
ششماهه که پرپر شده سادات ببخشند

مظلومۀ دنیاست ولی قاتل زهرا
مظلومیِ حیدر شده سادات ببخشند

دل سوخت ازین غصه که بین همه تقسیم
ارثیّۀ مادر شده سادات ببخشند

ارثیّۀ پهلوی لگد خوردهء مادر
سهم علی اکبر شده سادات ببخشند

گهوارهء ششماهۀ زهرا به گمانم
وقف علی اصغر شده سادات ببخشند

سهمیّۀ رخسار کبودش به خرابه
تقدیم به دختر شده سادات ببخشند

البتّه رسیده است به او ارث ، اضافه
چشمی که مکدر شده شده سادات ببخشند

ظلمی که به زهرا شده ، تکرار به نوعی
با زینب مضطر شده سادات ببخشند

در شام خدا داند و زینب که به نیزه
با سنگ چه با سر شده سادات ببخشند

#مهدی_مقیمی


@raziolhossein
1 😭 1
19:38
#امحسنیه
#احرق_بیت
#بای_ذنب_قتلت


جمعیت آنطرف و این طرف در مادر
میشود در همه جا جوشن حیدر مادر
هیزم جمع شده،حمله لشکر،مادر
پاگرفته همه جا ناله ی مادر مادر

شعله بالا نرود! نا که ندارد اصلا
حوریه طاقت گرما که ندارد اصلا

درِ این خانه در عرش معلی ست نزن
خشت خشتش همه دلخوشی ماست نزن
اینکه لرزیده تنش آیت عظماست نزن
بی حیا پیش رویت حضرت زهراست نزن

زدی و زلزله در عالم بالا افتاد
بشکند پای تو که فاطمه از پا افتاد

کینه و بغص تو بی حد و عدد شد نامرد
حال مولا سراین فاجعه بدشد نامرد
سهم قدیسه این شهر لگد شد نامرد
هرکس آمد زروی فاطمه رد شد نامرد

سوره نور به شلاق ندارد عادت
یاس به میخ کج و داغ ندارد عادت

خانه وحی خراب است کجایی فضه
سوخته مادر آب است کجایی فضه
گل دگر نیست گلاب است کجایی فضه
دست حیدر به طناب است کجایی فضه

نکند روی زمین ماه بیفتد فورا
کمک فاطمه کن راه بیفتد فورا

سرّ مستور خدا بین گذر گفت علی
هی کتک خورد وبا درد کمر گفت علی
چقدر ناله کشید و چقدر گفت علی
بین این مردم بی عار اگر گفت علی

قصدش این است که از عشق حمایت بکند
هرچه دارد همه را خرج ولایت بکند


@raziolhossein
1
19:38
#محسنیه
#احراق_بیت
#بای_ذنب_قتلت


خانه ای که شُده خاکِ سه امامش جبریل
خانه ای که نرسد بر سرِ بامش جبریل
خانه ای که به سویش بود قیامش جبریل
خانه ای که به درش بود سلامش جبریل

از درِ کهنه در بسته که خواهش می کرد
اهل آن را به در خانه سفارش میکرد

گفت با در نَفَسِ خانه مریض احوال است
چند روزی ست که از گریه کمی بی حال است
پدرش رفته و سهمش غم و آه و ناله است
گفت با در ولی افسوس که بداقبال است

ناگهان دید در،آن روز که غربت پر بود
سمت جبریل سر کوچه جماعت پر بود

تازه فهمید همان روز سفارشها را
تازه دانست دلیل همه خواهش ها را
دید در یک طرفش هیزم و آتش ها را
بعد از آن دید در آن بین کِشاکشِ ها را

خواست تا نشکند آتش چقدر غوغا کرد
خواست تا وا نشود ضربه ای آن را واکرد

چند ضربه که به در خورد زِ جایش اُفتاد
مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد
پدری آب شد از شانه عبایش اُفتاد
در آتش زده روی سر و پایش اُفتاد

رحم بر آن تنِ بی تاب نیاورد کسی
چادرش شعله ور و آب نیاورد کسی

رفت در کوچه کمر بندِ علی در دستش
تا جدایش بکند بزن بر دستش
دخترش داد زد ای وای برادر دستش
خُرد شد قامت او از همه بدتر دستش

تا که آیینه ترک خورد علی را بردند
پیش دختر که کتک خورد علی را بردند

در آتش زده شد… خیمه و طفلان ماندند
وقتِ غارت شد و این جمع پریشان ماندند
دختران در وسطِ حلقه یِ دزدان ماندند
بی عمو بی سپر و بی سَر و سامان ماندند

خیمه های حرم از آتش شامی پُر شد
دورِ طفلان چقدر جمعِ حرامی پُر شد

#حسن_لطفی
.

@raziolhossein
19:38
#محسنیه
#احراق_بیت
#حضرت_زهرا_شهادت


برای روضه که شبهای تار لازم نیست
مدینه،کوچه و گرد و غبار لازم نیست

برای اینکه شما یاس خانه ام باشی
گل همیشه بهارم، بهار لازم نیست

دعای فاطمه یعنی سپاه پشت علی
همیشه پیش علی ذوالفقار لازم نیست

همینکه بسته شود دست همسرت کافی است
که ضرب و شتم زن باردار لازم نیست

و کوچه پر شده از دود و آتش و هیزم
برای معرکه آتش بیار لازم نیست

گلاب از گل آتش گرفته می آید
گلاب گیر مدینه فشار لازم نیست

برای من تو شهید مدافع حرمی
که در دفاع ولایت شعار لازم نیست

من از حکایت این خانواده فهمیدم
برای فاطمه سنگ مزار لازم نیست

#نادر_حسینی
.
@raziolhossein
1
19:38
#حضرت_محسن
#محسنیه
#احراق_البیت
#بای_ذنب_قتلت

اگرچه نام تو تسبیح ذکر عام نباشد
نمی شود که تو باشی و از تو نام نباشد

تو جرم واضحشانی، چه قدْر ازتو نگفتند
که روی قاتلت انگشت اتهام نباشد

دلیل اینکه چرا کوچه نیست بعد تو این است
محل قتل تو در دیده ی عوام نباشد

هزار سال گذشته ست و ترسشان فقط این است
که از من و تو درآن کوچه ازدحام نباشد

تو محسنی،حسنی که حسین هستی، ازاین رو؛
نمی شود که نبودِ تورا پیام نباشد

مگر ملاک تشیُّع به سنّ وسال ولی است
که گفته ماه نشد ماه تا تمام نباشد؟!

چنان حسین و حسن، محسن آه نیز نمی شد؛
که طفل فاطمه باشد ولی امام نباشد

گذشت عمر حلالش، کسی که آمد و فهمید
که حُرمت تو کم ازمسجد الحرام نباشد

خدا اراده اش این بود در نیامدنِ تو
که جز خودش احدی باتو همکلام نباشد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
19:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_محسن_شهادت
#محسنیه


باغبانى همچومن شرمنده ازگُلها نشُد
غُنچه ى نشكُفته ام گُلبرگهايش وا نشُد

آشيانى را كه با هم ساختيم آتش زدند
هر چه پيغمبرص سفارش كرده بود اِجرا نشُد

پاىِ نا مَحرَم نبايد باز ميشُد در حَرَم
با تمامِ قُدرتم مانِع شُدَم ، اَمّا نشُد

ضَربه اى با پا به دَر زَد، سخت پهلويم شكست
بعد از آن زهرا براى تو دگر زهرا نشُد

ريسمان را باز مى كردم ، اگر قُنفُذ نَبود
با غَلافِ تيغ مُحكَم زد، به دستم وا نشُد

در ميانِ شُعلِه ها دِلواپَسِ زينب شُدم
دود بود و ، هرچه گَشتَم دُخترَم پِيدا نشُد

#سعید_خرازی

@raziolhossein
19:38
#حضرت_محسن
#محسنیه
#دوبیتی

مظلوم ترین یار ولی را کشتند
سبط نبی لم یزلی را کشتند

غافل نشوید اول ماه ربیع
با ضرب لگد طفل علی را کشتند

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
19:38
#حضرت_محسن_علیه_السلام
#محسنیه


شاید او یوسف ذریه ی طاها می شد
روشنی بخش دل و دیده ی بابا می شد

شاید او در دل گهواره زبان وا می کرد
همدم فاطمه -فی المهد صبیا- می شد

شاید او بین مناجات و نماز شب خویش
جلوه ی روشنی از حضرت موسی می شد

شاید او از همه ی اهل جهان دل می برد
مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا می شد

شاید او در سکنات و وجنات و حسنات
اشبه الناس به صدیقه ی کبرا می شد

شاید او مثل اباالفضل میان صفین
ذوالفقار علی عالی اعلی می شد

شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان
از حرم با رجزی راهی دریا می شد

شاید اما چه بگویم که چه شد در آتش
کاش او پاسخ این شاید و اما می شد


#رضا_خورشیدی_فرد

@raziolhossein
19:38
#احراق_بیت
#محسنیه

روی در خانه همینکه ردّ غم افتاد
پرچم سیاهی سر در بیت الکرم افتاد

شد محسنیه خانه ی ما بعد از آن روز و
جبریل هم وقت رسیدن دم به دم افتاد

گهواره با گریه صدایت کرد و آخر هم
یک گوشه از خانه کنار مادرم افتاد

بعد از درو دیوار و بعد از آتش و مسمار
روی جبین آسمان رنگ عدم افتاد

آنروز مادر دست بر دیوار می آمد
آمد سر قبرت ولی تا آمدم; افتاد

بعد از گذشت چند سال از ماجرای تو
بر روی قبر اصغر من خواهرم افتاد

یک لحظه بین خیمه ها یاد تو افتادم
وقتی علی گهواره اش کنج حرم افتاد

ای کاش که در کربلا بودی ولی محسن
روی علم حک کرده ام زهرا ؛ علی ؛ محسن


#علی_رضوانی

@raziolhossein
19:38
#حضرت_محسن_شهادت
#احراق_بیت
#محسنیه

بالفرض که چشمان بشر بسته بماند
این قصه بنا نیست که سر بسته بماند

باید همه خلق بدانند که تا حشر
داغیست که بر روی جگر بسته بماند

در کوچه اگر راه ببندند به مادر
خوب است که چشمان پسر بسته بماند

باز است در خانه مولای من اما
بر روی ابوبکر و عمر بسته بماند

با ضرب لگد باز شود هر دری اما
یا رب تو مدد کن که مگر بسته بماند

در باز شد و مادر ما بچه اش افتاد
در سوخت نشد مثل سپر بسته بماند

ای فضه بیا تا که نبینند خلایق
ای فضه بیا تا که نظر بسته بماند

بی هوش که شد فاطمه بردند علی را
خاموش که شد فاطمه بردند علی را

#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
19:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
904×1280, 171.7 KB
خـــونِ محـــســـن!
دامـنِ شیخیـن را
خواهــــــــــــــد گرفت...!!

"در کفِ گلچین
ز گلشــــن
خـــار می ماند به جا"

#حسین_نادری

@raziolhossein
😢 1
26 August 2025
ش
16:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#محسنیه

کشته یار محسن بن علی
مرد پیکار محسن بن علی

با شهادت سقیفه ای ها را
می کند خوار محسن بن علی

می زنم جار -چشم دشمن کور-
آبرودار محسن بن علی

داده درس دفاع از حیدر
یاد عمار محسن بن علی

سپر جان حضرت زهرا
بین اشرار محسن بن علی

پا به پای گل رسول خدا
دیده آزار محسن بن علی

روضه من همین سه تا کلمه است
شعله ، مسمار ، محسن بن علی

... در مدینه نداشت منتقمی
مثل مختار محسن بن علی

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
2
16:23
#محسنیه
#احراق_البیت

إن تَكُن ترجو رضا ربِّ السّما
ومليكِ الخلـقِ مـن إنـسِِ و جــن

كلَّما أصبـحتَ أو أمسـيتَ قـل:
لعــــن الله الـّـــذي قــال (و إن)



🔹اگر خشنودیِ پروردگارِ جهان را خواهانی،
هر بامداد و شامگاه این سخن را مکرّر کن🔻

لعنت خدا بر آنکه گفت:

#فاطمه_پشت_در_هست_که_باشد!!!


@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه

آن روز که در شعله ور از اهل ستم شد
بین در و دیوار قد فاطمه خم شد

تنها نه فقط پیکر ناموس خدا سوخت
یک ثلث ز سادات بنی فاطمه کم شد

#حيدر_توکلی

@raziolhossein
1
16:23
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

درددل های این روزهای حضرت مادر با رسول الله

رفتی و حال فاطمه ات روبراه نیست
دیگر برای آل عبایت پناه نیست

شیطان به روی منبر تو تکیه کرده است
رخت کسی برای عزایت سیاه نیست

رجاله ها دوباره شکستند عهد خویش
اینجا کسی برای حقیقت گواه نیست

غیر از علی برای تو یاری نمانده است
جز فاطمه برای علی هم سپاه نیست

هر چند بعد تو دگر از پا فتاده ام
من یک تنه به پای علی ایستاده ام
****
سهمم ز روزهای پس از تو عذاب شد
دیگر سلام های علی بی جواب شد

با هیزم آمدند مرا تسلیت دهند
"بی حرمتی به ساحت آیینه باب شد"

محسن تمام دلخوشیم بود بعد تو...
افسوس دلخوشی پس از تو سراب شد

گهواره ای که ساخته بودم برای او
بین هجوم لشکر شیطان خراب شد

محسن به پای حق ولایت شهید شد
بابا ببین که یک شبه مویم سپید شد...

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

از خانه ات تا عرش راهی نیست زهرا
دیگر مجال سوز آهی نیست زهرا

از تنگ نای این در و دیوار برخیز
بهتر از اینجا تکیه گاهی نیست زهرا

پیچیده در گوشم صدای ضرب سیلی
سنگین تر از این ماه ماهی نیست زهرا

سردسته ی این قوم سنگین است دستش
بر ضربه های او پناهی نیست زهرا

با آبرو ریزی علی را میبرند و
جز تو برای او سپاهی نیست زهرا

بی بی زبانم لال چادر بر سرت کن
خیره تر از اینجا نگاهی نیست زهرا
ت
یا که رها کن دامنش را زود برگرد
یا مثل اینجا قتلگاهی نیست زهرا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
16:23
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن

خستند پرت را و شکستند سرت را
ای وای که کشتند حسودان پسرت را

پشت در آن خانه چه گویم که چه ها شد
با ضرب لگد چید حرامی ثمرت را

فریاد زدی فضه بیا بال و پرم سوخت
جز اشک چه سازم شرر بال و پرت را

ای مادر غم دیده که در اوج شقاوت
بردند به یغما همه ارث پدرت را

پنهان شدی از ظلمت این عالم خاکی
حاشا که بیابند خلایق اثرت را


#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
16:23
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن

نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد
با جسارت های قنفذ این سند ترسیم شد

محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛
از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

با حضور میخ در زهرا برای محسنش
پشت در صاحب عزای مجلس ترحیم شد

بابت اینکه ولی شد در حقیقت،پشت در؛
هدیه ی زهرا به مولا زودتر تقدیم شد

یک نفر پشت در و آن یک میان کوچه ها
فرق محسن با حسن از این جهت یک میم شد

حال مادر در میان بسترش بدتر شد و
زخم های در به لطف فاطمه ترمیم شد

غیر از اینکه قبر زهرا گشت پنهان از همه
روز قتل محسنش هم حسرت تقویم شد

اینکه زهرا با ولایت ماند با اهدای جان
نکته ی برجسته ی تربیت و تعلیم شد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
16:23
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه

ای حامی ولایت ، ای محسن عزیزم
رفتی و من ز داغت، اشک از بصر بریزم

هنگام ضربه در ، بودی کنار مادر
گشتیم هر دو باهم ، فدای راه حیدر

هر شب به یاد داغت ، در پشت درب خانه
بنشینم و بگریم ، ای طفل نازدانه

طفل نخورده شیرم ، مادر شود فدایت
با جان خود نمودی ، از شیر حق حمایت

مظلومی علی از ، داغ غمت عیان است
مانند قبر مادر ، قبر تو هم نهان است

وقتی که جسم پاکت ، بر سینه ام سپر شد
گفتم به فضه بیا ، فاطمه بی پسر شد

تو اولین فدای ، راه ولایت استی
تو اولین شهید ، پیش ولادت استی

با که بگویم این را ، با محسنم چها شد
شش ماهه کودکم از ، ضرب لگد فدا شد

هم جان و پیکرم سوخت ، هم ماه و اخترم سوخت
هم بین دود و آتش ، غنچه پرپرم سوخت

#علی_سلطانی

@raziolhossein
16:23
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه

زمین به لرزه در آمد به دل شرر افتاد
دمیکه مادر سادات پشت در افتاد

بهشت، شعله گرفت و ز هرم آن آتش
عزیز حیدر کرار، در خطر افتاد

صدای فاطمه را پشت در شنید،ولی ..
چنان لگد به در خانه زد، که در، افتاد

صدای یا ابتایش به آسمانها رفت
که آه یا ابتا محسنم دگر ، افتاد

چنان هجوم به درب سرای او بردند ...
که از درخت ولای على ، ثمر ، افتاد

طناب بسته به دستان مرتضی اما
طنابشان به گلوی پیامبر افتاد

اگرچه دست ، شکسته ، ولی امانش برد
دمیکه نیمه ی شب، درد بر کمر افتاد

علی ندید ، ولی پیش دیده ی زینب ...
شکست مادر و کم کم شکسته تر افتاد

بجز کبودی رخ ، یادگاری از کوچه ...
به کتف و بازو و ابروی او اثر افتاد

شکست درب و خدا هم عزا گرفت آنروز
چرا که مادر سادات پشت در افتاد

#محسن_تهرانی

@raziolhossein
16:23
#حضرت_محسن_شهادت
#محسنیه
#سقیفه


امان نداد سقیفه به چشم های ترت
هنوز خشک نشد در کفن تن پدرت

هنوز میوه ی اشک تو کال بود ولی
که خواستند ببینند باغ بی ثمرت

برای امر خلافت شروع شد قصه
بساط هیزم و آتش نشست پشت درت

((به روی سینه ی تو جای بوسه ی میخ است))
و خنده کرد عدو بر شکستن کمرت

نیاز بود که طفلت بزرگتر باشد
اگر که خواست میان بلا شود سپرت

به جای ظلمت خانه فروغ بود ای کاش
تمام قصه ی کوچه دروغ بود ای کاش

#مهدی_فلاح_نیا

@raziolhossein
2
16:23
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

مولای عالم بی کس و تنها و یار است
چشمان طفلانش چنان ابر بهار است

هیزم در این خانه جای لاله چیدید
در را نسوزانید زهرا داغدار است

اصلا نه اینکه فاطمه دخت رسول است
حرمت نگه دارید زهرا باردار است

فکر غریبی علی او را زمین زد
نامرد مردم مادر ما بی قرار است

دست علی را بسته اید ای بی حیاها
او فاتح بدر است و صاحب ذوالفقار است

اینجا میان کشمکش قنفذ جلو رفت
اما سر و کار حسین با نیزه دار است

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
16:23
#حضرت_محسن
#محسنیه


مثل حسن ، مثل حسین ، آقاست محسن
نور دو چشم حضرت زهراست محسن

در این فضیلت مثل و مانندی ندارد
اول شهیدِ غربت مولاست محسن

روز قیامت او شفیع شیعیان است
مشکل گشای عرصه ی عقباست محسن

با مادرش آمد ، که بابایش بماند
مانند اصغر ، حامیِ باباست محسن

اصلا به دنیا هم بیاید یا نیاید
یک سومِ ساداتِ این دنیاست محسن

هرکس که دستِ کم گرفته داغ او را
با او بگو: اصلِ عزای ماست محسن

از پشتِ در آتش به جان خیمه افتاد
پس ریشه ی اصلی عاشوراست محسن

روز قیامت اولین حکم الهی است
پایه گذار محشر کبراست محسن

#پوریا_باقری

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_زهرا
#محسنیه
#احراق_بیت


قلب دنيا سنگ شد وقتي كه آن در مي شكست
بايد از شرمندگي آنجا زمين سر  مي شكست

فاجعه تازه رقم مي خورد وقتي كوچه ديد
در كمال بهت مردم قلب حيدر مي شكست

چشم هاي ذولفقاري علي خون گريه داشت
هيبت اسطوره سردار خيبر مي شكست

آيه اي از سوره اش روي زمين افتاده بود
قامت رعنايي بانوي كوثر مي شكست

نيروي پروانه بر در كارگر واقع نشد
بال هايش شعله ور گرديد و پر پر مي شكست

در به روي شعله ها چرخيد و تا پهلو رسيد
از تلاقيِ در و ديوار مادر مي شكست

#حسن_کردی

@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه #عامیانه


روضه از اين ديگه بدتر نمي شه
غنچه با شعله برابر نمي شه

هر چي سعي مي كنم امشب براتون
كه نگم از ديوار و در نمي شه

حرفي از مردونگي پيش نكشيد
هيچ جا زن حريفِ لشكر نمي شه

وقتي آتيش بياد از جلو بخواي
از عقب نيوفتي با سر نمي شه

درِ خونه رو مادر افتاده بود
اوضاع از اين ديگه بدتر نمي شه

هر چي كه مي زدنش بازم مي گفت
برا من هيچ كسي حيدر نمي شه

***
كي مي دونه نوكِ مِسمار يعني چي؟
كي مي دونه مردم آزار يعني چي؟

به خدا خيلي بَده اگر بگم
يه عزيز كرده بشه خار يعني چي؟

مي دونم هيچ كسي باور نداره
گريه­ ی حيدرِ كرار يعني چي؟

بريد از چشمِ علي سوأل كنيد
خجالت كشيدن از يار يعني چي؟

اونكه با لگد در و وا مي كنه
چي مي فهمه زنِ باردار يعني چي؟

#علی_صالحی

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_محسن
#محسنیه

ای جذبه عشق در نگاهت محسن
.ای چشم امید ما براهت محسن

آخر گنهم چیست که باید هرروز
.افتد نظرم به قتلگاهت محسن

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت


دری که بوسه گه انبیای عظمی شد
چگونه بود که با ضربه ی لگد وا شد

بجای دسته گل جای احترام و سلام
شرار، قسمت آن خانه ی معلی شد

مقابل نفس بانوی عفیف علی
صدای عربده یک غریبه پیدا شد

آهای سینه زنان فاطمه زمین افتاد
کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد

امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت
امان ز در که شکست و بلای زهرا شد

قلاف تیغ یکی و دوتا نه،خیلی بود
چگونه اینهمه ضربه به دست او جا شد؟!

اگرچه پشت در خانه رفته بود از حال
به احترام نگاه علی ز جا پا شد

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت

لعنت به آنکه فاطمه را پشت در کشید
آنش به آشیانه خیرالبشر کشید

از سینه شکسته و مسمار در بپرس
زهرا چها به پشت درِ شعله ور کشید

ثانی به یک لگد دو نفر را شهید کرد
از پا فتاد مادر و شش ماهه پر کشید

با یک لگد حرامیِ بی دین به باد داد
شش ماه زحمتی که به حملِ پسر کشید

مادر صدای یا ابتایش بلند شد
وقتی که داد بر سرش آن بی پدر کشید

(تَبَّت یَداه) دست به رویش بلند کرد
ابرِ سیه به چهره همچون قمر کشید

دائم میان خانه سرش بسته بود ، آه
زهرا چقدر دردِ سر از دردِ سر کشید

مهدی بیا به دار بکش آتشش بزن
هر چه کشید مادرتان از عمر کشید

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_محسن
#محسنیه
#احراق_بیت


افتاد گره پشت در خانه به کارم
در نقطه آغاز خزان گشت بهارم

از بار فشار در و دیوار نشد تا
یک بار تو را تنگ در آغوش فشارم

حالا که نشد از رخ تو بوسه بچینم
در مقتلت از خون جگر لاله بکارم

هر قدر نگه داشتم این در که نیایند
...پهلوم شکستندو تو رفتی ز کنارم

تشییع ،تو را با عجله خادمه ام کرد
فهمید که بر دیدن تو تاب ندارم

اینگونه که داغ تو بر این سینه تنگ است
لاله شکفد یاد تو از سنگ مزارم

رختی که نشد قسمت تو تا که بپوشی
باید که برای علی اصغر بگذارم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
16:23
#محسنیه
#لعنت_بر_سقیفه

آغاز روزهای سیاه از سقیفه شد
دنیا که گشت پر ز گناه از سقیفه شد

روز غدیر چشم جهان روشنا گرفت
روز جهان چه زود سیاه از سقیفه شد

می خواست روی پای عدالت بایستد
افتادنِ جهان تهِ چاه از سقیفه شد

می رفت با علی که زمین آسمان شود
افسوس این امید، تباه از سقیفه شد

از آن به بعد جنگل دنیا درست شد
اینگونه باز، باب نگاه از سقیفه شد

هیزم جواب زحمت یک عمر احمد است
دنیا اگر سیاه شد آه از سقیفه شد

بستند باب شهر علوم رسول را
استاد جهل، رهبر راه از سقیفه شد

#حسن_کردی

@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه #احراق_بیت


درحنجره اش صدای تو می شکند
مردی که فقط برای تو می شکند

در خورده به پهلوی تو اما بی بی
پهلوی علی به جای تو می شکند

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
16:23
#حضرت_محسن_بن_علی
#محسنیه
#لعنت_بر_سقیفه


از حق گذشته ایم به ایجاب مصلحت
لب بسته ایم یا به ستم یا به مصلحت

عالِم که امتناع کند از بیان حق
جاهل دهد به سفسطه فتوا به مصلحت

باید به مکرهای معاویه تن دهیم
وقتی فروختیم علی را به مصلحت

محسن حقیقتی است که مسکوت مانده است
دیروز به مصالحه حالا به مصلحت

ظلمی که دیده فاطمه٬انکار میشود
کم کم که اعتراف دهد جا به مصلحت

از قاتلان فاطمه نامی نمی بریم
دردا به این مسامحه دردا به مصلحت

لعنت به دشمنان وطن٬ بی ممانعت
منع است لعن دشمن مولا به مصلحت

«باپیرو سقیفه برادر نمیشویم»
حتی به حکم وحدت و حتی به مصلحت

#ع_رجبی

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت
#محسنیه


نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد
یا به دیوار از آن سو بخورد یا نخورد،

این در سوخته حتما به زمین می افتد
لگدی بین هیاهو بخورد یا نخورد
 
دست بالا برود روضه به پا خواهد شد
حال بر صورت بانو بخورد یا نخورد
 
زنده می ماند اگر این نوک سنگین غلاف...
فرقش این است به بازو بخورد یا نخورد

بعد از این فرق ندارد به خدا حال علی
خانه بی فاطمه جارو بخورد یا نخورد 

داغ محسن به دل آل علی خواهد ماند
نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت #محسنیه


خاک تو سرشته از سرشتی که علی ست
تو کوثر جوشان بهشتی که علی ست

پرسید درِ خانه: که مولای شماست؟!
بامیخ به پهلوت نوشتی که علی ست

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت


به غمش التیام بگذارید
تیغ را در نیام بگذارید
جنگ را ناتمام بگذارید
به علی احترام بگذارید

دست از فتنه کاش بردارید
حرمت خانه را نگهدارید

گرگ های دریده برگردید
خانه دعوا ندیده برگردید
رنگ زهرا پریده برگردید
فاطمه داغ دیده برگردید

از دل فاطمه خبر دارید
حرمت خانه را نگهدارید

جمع شعله به دست ، گوش کنید
بی حیاهای پست گوش کنید
پشت در او نشست گوش کنید
نفس فاطمه ست گوش کنید

پا به بیت الحرام نگذارید
حرمت خانه را نگهدارید

یاد بغض همیشه اش افتاد
بر سر شاخه تیشه اش افتاد
یاس این خانه ریشه اش فتاد
فاطمه بار شیشه اش افتاد

سوخت ، پهلو شکست و دست شکست
حرمت خانه را شکست شکست


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
1
16:23
#حضرت_محسن
#محسنیه #رباعی


روزی که شود اذا السماء انفطرت
وانگه که شود اذا النجوم  انکدرت

من دامن تو بگیرم اندر سئلت
گویم صنما بای ذنب قتلت


@raziolhossein
2
16:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه #احراق_بیت


فاطمه افتاد اما سوخت حیدر بیشتر
بسته شد دست علی و سوخت مادر بیشتر

هر کسی آن روز ساکت ماند، مدیون نبی است
هیچ فرقی نیست در این جرم، کمتر... بیشتر...

سنگدل دیوار بود و سنگدل تر میخ در
سرخ شد دیوار اما سینه ی در بیشتر

هرچه زهرا می کشید ازین طرف مولای خود
می کشیدند آن طرف دستان حیدر بیشتر

نانجیبی دید زهرا بی خیالِ یار نیست
تازیانه زد به مادر، بین معبر بیشتر

در شلوغی ناگهان با ضربه ی سخت غلاف
ریخت بر روی زمین، آیات کوثر بیشتر

بعد از آن چشمی دگر لبخند زهرا را ندید
بین بستر، فکر رفتن بود دیگر بیشتر

ارث بردند از مصیبات بتول این بچه ها
یک به یک داغ و بلا دیدند، دختر بیشتر

زخم های سنگ و تیغ و نیزه ها جای خودش
سوخت زینب از غم کندیِ خنجر بیشتر


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
2 👍 1
16:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
863×984, 185.2 KB
6
27 August 2025
ش
23:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#محسنیه
#احراق_بیت
#رباعی


آن بیتِ نکو سرشت را سوزاندند
آن خانه ی نورخِشت را سوزاندند

یک عده جهنمیِ آتش در دست
آن روز درِ بهشت را سوزاندند

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
1
28 August 2025
ش
00:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#محسنیه
#احراق_بیت


خدا می‌خواست از حیدر بگیرد امتحانش را
چو زیر پای مردم دید بانوی جوانش را

به بیتی حمله ور بودند آن هیزم به دوشان که
تمام عمر‌ میخوردند از آن خانه نانش را

خلافت را کسانی ادعا کردند کز اسلام
فقط یک عمر دانستند اوقات اذانش را

کسانی جانشینی پیمبر را طلب کردند
که کشتند از رسول الله ثلث دودمانش را

نباید فاطمه بین در و دیوار می‌افتاد
چرا بیهوده می‌جوییم تاریخ و زمانش را

صدایش را کسی تا آن زمان نشنیده بود اما
شنیدند آن حرامی ها صدای استخوانش را

دو عالم گر بسوزد نیز جبرانش نخواهد بود
اگر سوزانده باشد شعله‌ی در گیسوانش را

کسی در آن میان فریاد میزد بر سر زهرا
که با دشنام وا کرده است از اول دهانش را

غلامش  با غلافش شاه بانو را کتک می‌زد
خودش می‌بست دور دست مولا ریسمانش را

چه شد محسن ؟ جواب پرسشم‌ را فضه میداند
نمی‌یابیم از او نیز چون مادر نشانش را


#زخم_حسینی

@raziolhossein
4
00:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×951, 166.7 KB
#محسنیه #حضرت_محسن
#حضرت_علی_اصغر


«دادخواهی»

در خبر است: « مَنْ قَتَلَ عُصفوراً بِغَیْرِ مَنْفَعَةٍ بَعَثَهُ اللهُ یَومَ القیامَةِ وَ لَهُ صُراخٌ عِندَ العَرشِ ویقولُ: یارَبِّ سَلْ عَنْهُ لِمَ قَتَلَني »اگر گنجشکی را بدون منفعت بکشد روز قیامت آن گنجشک محشور می شود، صیحه زنان می آید پای قائمهٔ عرش الله مجید، قائمهٔ عرش را می گیرد عرض می کند: الهی از قاتل من بپرس که به چه جرم و گناه مرا کشتی؟


روزی که شود إذا السّماءُ انْفطَرتْ
وآنگه بشود إذا النّجومُ انْکدرَتْ

من دامنِ تو بگیرم اندر سُئلَتْ
گویم صنما بأیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ

جائی که خداوندِ دادگر از قتل یک گنجشکی نگذرد البتّه از قاتل شیرخوار علیّ اصغر نخواهد گذشت. صیحه زنان این طفل شیرین زبان قائمه [ عرش] را می گیرد عرض می کند از حرملهٔ بیدین بپرس تقصیر من چه بود.


@raziolhossein
😭 2 1
00:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1010×909, 162.0 KB
00:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.9 KB
00:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
00:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ای كرامت را تو مجلای تمام!
حضرتت باب الكرم، بنت الكرام

با كلام الله ناطق همكلام
ای سكینه! بر كراماتت سلام!

مشعل روشن ز مصباح الهدی
در عبادت، غرق و مجذوب خدا

گوهر دردانه‌ی ناز حسین
دختر همراز و دمساز حسین

جدّه‌ات انسیة الحورا تو حور
چشمه‌ی خورشید را یك لمعه نور

زینت استی گوشوار عرش را
سرور استی بانوان فرش را

ای سكینه! مسكنت دامان عشق!
سوره‌ی والنّجم در قرآن عشق

قلب مادر از تو تسكین دیده است
زآن سكینه مادرت نامیده است

معرفت بُرده است در كیوان تو را
خوانده مولا «خَیرَة النِّسوان» تو را

برترین زنهای عصر خویشتن
یادگار ماندگار پنج تن

در دل كوثر، طهارت كرده‌ای
پنج حجّت را زیارت كرده‌ای

در زنان هاشمی صاحب وقار
خاندان فاطمی را افتخار

آفتابی خود كه عمری در حجاب
بوده‌ای در سایه‌سار آفتاب

ای وقار از دامنت آویخته!
هر نگاهت با عفاف آمیخته

چشمت از زمزم، دهان از كوثر است
نامت از طوبی، نشان از كوثر است

مهر و ماه معرفت را كوكبی
در جلالت همقِران زینبی

همنشینی با امامت با امام
دیده‌ای ماه ولایت را تمام

ای فصاحت بی نوایت، بی‌نوا!
صد نوا از نای تو در نینوا

ای سكینه! ای هم‌آغوش بلا!
وی تو سكاندار فُلك كربلا!

مرد میدانی ولیكن در حجاب
با امام عصر خود پا در ركاب

حرف حق، نطق تو را شمشیر كرد
شیره‌ی جان ربابت شیر كرد

در اسارت، نقش ایفا كرده‌ای
پا به پای عمّه غوغا كرده‌ای

در حرم، در خیمه‌گه، در قتلگاه
در مسیر كوفه و شام سیاه،

می‌درخشد نام تو، گفتار تو
اشك تو، ایمان تو، ایثار تو

جامه‌ی خون و شرف پوشیده‌ای
تشنگی را با پدر نوشیده‌ای

خورده بر جان و دلت مُهر عطش
شام غربت دیدی و ظُهر عطش

از عطش گر چه ز پا افتاده‌ای
سهم آب خود به طفلان داده‌ای

در مصائب، پایداری كرده‌ای
عمّه را با صبر، یاری كرده‌ای

بانوان را دل‌نواز پُرتوان
كودكان را سرپرست مهربان

دختری و صبر و همّت این چنین!
مرحبا بر صبرت! ای صبرآفرین!

در وداع آخرینت با حسین
كز حرم برخاست بانگ «یا حسین»

اوّلین كس را كه مولا یاد كرد
نام شیرین تو را فریاد كرد

كای سكینه! حامی ایتام باش
ای دلآرام حسین! آرام باش

قطره‌های اشك بر سیما مزن
شعله‌های درد بر دل‌ها مزن

منگرم با چشم گریان، دخترم!
قلب بابا را مسوزان، دخترم!

پیش‌تر آ نزد بابا، پیشتر
گریه‌ها در پیش داری بیش‌تر

بعد تودیع حرم با التهاب
دست بر شمشیر زد، پا در ركاب

رفت در میدان و دیگر برنگشت
برنگشت و از تن و از سر گذشت

رفت و پنهان از نظر شد منظرش
تا كه دیدی بر فراز نی، سرش

دیدی اندر خون، دو نیم است آفتاب
نیمه‌ای بر نیزه، نیمی بر تراب

چون رسیدی در حریم قتلگاه
معجر دیگر به سر كردی ز آه

طاقت از كف داده و دل باختی
خویش را بر خاك و خون انداختی

یافتی قرآن حق را جزو جزو
جسم خونین پدر را عضو عضو

یوسفت در بین گرگان مانده بود
جسم ثارالله، عریان مانده بود

بر زیارت كردن سبط رسول
چون نبودت مهلت اذن دخول،

زآن زیارت در فضا هنگامه شد
پاره‌های دل، زیارت‌نامه شد

پیكری دیدی ولیكن سر جدا
جمله اعضایش ز یك‌دیگر جدا

زآن تن پامال، اثر باقی نبود
سینه و پشتی دگر باقی نبود

چارسویش حجله‌ی خون بسته بود
استخوان در استخوان بشكسته بود

در وداع سینه‌سوز خویشتن
دست بردی زیر آن خونین بدن

تا گرفتی آن تن صد چاك را
سوخت آهت خیمه‌ی افلاك را

زخمهایش بوسهباران ساختی
مرهمی بر جسم عریان ساختی

روح بی‌تابت ز نو در تب نشست
خاك و خون زآن بوسه‌ات بر لب نشست

خاك مقتل شد ز اشك تو خجل
تا سرودی این سخن از سوز دل:

این بیابان گر شود از شب، سیاه
بر كه آرد دخترت بابا! پناه؟

«این بیابان، جای خواب ناز نیست
ایمن از صیّاد تیرانداز نیست»

ماه محمل! باز انجم را بخوان
«شیعتی مَهما شَرِبتُم» را بخوان

ای تجلّای حرم! نور خیام!
چلچراغ كوفه و قندیل شام!

سوخت این جا از غمت كلك و كلام
عمّه جان! بر روح والایت سلام!

#سیدرضا_مؤيد

@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود
بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود

پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه
آیینۀ تمام نمای رباب بود

نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند
که آرام بخش جان و دل مام و باب بود

پیوند بست عشق حسین و رباب را
یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود

این دختر حسین به میدان کربلا
با دختر بزرگ علی همرکاب بود

در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت
گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود

او را اگر حسین به همراه برده است
نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود

در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق
آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود

لب های خشک و تشنۀ او را به هر سوال
یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود

می کرد ناله اش جگر سنگ را کباب
از بس دلش ز آتش غم ها کباب بود

دشمن اگرچه معجر او برده است باز
در پردۀ جلال خدا در حجاب بود

از یاد قتله گاه و شهیدان سر جدا
نقش ضمیر او شب و روز التهاب بود

در یاد داشت آن شب و روزی که از عطش
طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود

در یاد داشت آن شب و روزی که اصغرش
از آب و شیر مانده و در پیچ و تاب بود

در یاد داشت آن که رخ شیرخواره را
آهسته بوسه می زد و او گرم خواب بود

در یاد داشت آن که به مقتل دوید و دید
خورشید پاره پاره به روی تراب بود

آن ناز پروریدۀ دامان افتخار
کی جای او خرابه ی شام خراب بود

در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام
سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود


@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ﺗﻮ ﮐﯿﺴﺘﯽ؟ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭ ﺣُﺴﻦ ﺣﺴﯿﻨﯽ، ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﺗﺒﻪ ﺯﯾﻨﺐ ﺛﺎﻧﯽ ﺑﺨﻮﺍﻧﻤﺖ
ﭼﻮﻥ ﻋﻤﻪ ﺍﺕ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻗﺮﯾﻨﻪ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺻﺒﺮ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﮐﻮﮐﺒﯽ
ﺑﯿﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍُﺳﺮﺍﺭ ﺭﮐﻦ ﺯﯾﻨﺒﯽ

ﺩﺷﻤﻦ ﺫﻟﯿﻞ ﻋﺰّﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺮﺑﻼ‌ﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺐ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﻭ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺍﺑﺘﻼ‌
ﺍﯾﺜﺎﺭ ﻭ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﮔﺰﯾﻨﻪ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﺧﺼﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ

ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺁﺋﯿﻨﺔ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﺎﯼ ﺭﺑﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻖ ﺗﻮ ﻣﻌﺠﺰﺓ ﻧﻄﻖ ﻣﺮﺗﻀﯽ
ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺗﻮ ﺣﯿﺎ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﮑﻮﻩ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺩﺭ ﻗﺘﻠﮕﻪ ﺯ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﮔﺮﯾﺴﺘﯽ

ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﯾﺰﯾﺪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺩﯾﺪﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﻃﺸﺖ ﻃﻼ‌ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺖ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﺖ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻭ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺖ ﺣﺠﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺁﻩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﻭ ﻏﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺣﺘﯽ ﺩﻝ ﯾﺰﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﺔ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ

ﮔﺎﻫﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺻﻐﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﮐﺒﺮ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﺭ ﻣﻐﯿﻼ‌ﻥ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﮔﻪ ﺣﻨﺠﺮ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﻠﯿّﻪ ﺣﻤﺪ ﺍﻻ‌ﻫﯿﺖ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺍﺳﺖ
ﺍﻟﺤﻖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺻﺒﺮ ﺯﯾﻨﺐ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﻤﮕﺎﻡ ﺯﯾﻨﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﻢ ﺳﻨﮕﺮ ﺣﺴﯿﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺷﺎﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ
ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﺎﻡ ﺁﻭﺭ ﺣﺴﯿﻦ
ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺭﺑﺎﺏ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﺵ
ﺑﺎﺷﺪ ﺻﻔﺎﯼ ﺭﻭﺿﺔ ﺷﻬﺮ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﺵ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ ﺩﺍﻣﻨﺖ
ﺑﺮ ﺻﻔﺤﺔ ﺟﻤﺎﻝ ﻓﺮﻭﺯﻧﺪﻩ ﺍﺣﺴﻨَﺖ
ﭘﺎﻣﺎﻝ ﺣﺮﻣﺘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﻮﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ
ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺁﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍﺯ ﻧﺎﺷﻨﯿﺪﻩ ﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺗﻮ ﻗﺎﺻﺪ ﭘﯿﺎﻡ ﮔﻠﻮﯼ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺍﯼ

ﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﻋﻔﺎﻑ ﻭ ﺣﯿﺎ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭ ﺗﻮ
ﺩﺷﻤﻦ ﺣﻘﯿﺮ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ ﺗﻮ
ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺎﻍ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﻬﺎﺭ ﺗﻮ
ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺣﺸﺮ ﮔﺮﯾﺔ "ﻣﯿﺜﻢ" ﻧﺜﺎﺭ ﺗﻮ
ﻗﻠﺐ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ 
ﺳﺮﺗﺎ ﻗﺪﻡ ﺟﻼ‌ﻝ ﻭ ﻭﻗﺎﺭ ﻭ ﺳﮑﯿﻨﻪ ﺍﯼ

#ﻏﻼ‌ﻣﺮﺿﺎ_ﺳﺎﺯﮔﺎر


@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

باید برای شعر زنم چاک سینه را
چون طالبی ز خاک در آرم دفینه را

آنجا که حرف می رود از بضعه الحسین
خاکش تبرک است سر و چشم و سینه را

بنت الرباب و دختر زهرا همیشه داشت
همراه خویش کرببلا و مدینه را

گفته حسین غرق جمال خداست او
گشتم نیافتم به مقامش قرینه را

در روضه اش نشستن ما رایگان نبود
پرداخت کرد لطمه به صورت هزینه را

پرسید اين عمی العباس و شاه داد
با کندن عمود جواب #سکینه را

وقت غروب آب گرفت و دوید تا
شوید ز خاک علقمه آهنگ کینه را

همچون حسن برای حسین و قیام او
تو ساختی برای رقیه زمینه را

دیدم نجات ماست به دست حسین و تو
مانند بادبان شده ایی آن سفینه را

بانو بگیر از کرم کربلاییت
دستان این غریب حقیر کمینه را


#محسن_قاسمی_غریب

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


ای چشم حسین بر جمالت
وی مظهـر فاطمـه، جلالت
تعظیم کمـال بــر کمـالت
تحسین رسول بر خصالت
بر قلب پدر سکینه‌ای تو
در بیـت ولا امینـه‌ای تو 

تـو سـوره نـور اهل‌بیتی
تو شادی و شور اهل‌بیتی
در سینه سـرور اهل‌بیتی
تو نخلـه طور اهل‌بیتی
تو دختر مــاه و آفتابی
آیینــه زینـب و ربابی 

گل بر تو، گلاب بر تو نازد
عطشانـی آب بـر تـو نازد
آیـات حجـاب بر تو نازد
تنهـا نـه رباب بر تو نازد
حقـا کـه تو فخر عالمینی
ممدوحـه زینب و حسینی  

ای چشم حسین را نظاره!
بـر فاطمـه، زینب دوباره
فریـاد گلـوی پـاره پاره
وصف تو فراتر از شماره
تا حشر، سکینه ولایت
آرامـش سینـه ولایت 

تو وجه خدای را گواهی
در قـلب پدر، شرار آهی
بیـن اسـرا چـراغ راهی
پیغــام ‌رسان قتلگاهــی
پیغامت از آن رگ بریده
تا حشـر قیامت آفریده 

در فُلک ولا، سکینـه‌ای تو
راضیــه‌ای و امینــه‌ای تو
یک کرب و بلا مدینه‌ای تو
چون فاطمه بی‌قرینـه‌ای تو

تـو آیه حُسن ابتلایـی
قرآنِ شهیـدِ کربلایی 
در مقتل خون چو پا نهادی
لب بــر گلـوی پدر نهادی
روی تـن پاکـش اوفتـادی
این گونه بــه مـا پیام دادی

ما عترت عصمت و حجابیم
در مـلک عفــاف آفتابیم
بــا آن همــه داغ بـی‌نهایت
مــی‌بود بـه محضـر ولایت
از بــردن چــادرت شکایت

ای شعلـه مشعــل هــدایت
توحید و کتاب زنده از توست
آیات حجـاب زنده از توست 

در بحر عفاف، گوهری تو
بر فُلک کمـال، لنگری تو
هنگام خطابـه، حیدری تو
زیرا به حسین، دختری تو
تو سینهْ ‌سپـر به هر بلایی
تو یـاسِ کبـودِ کربلایـی 

ای در نفست صدای زینب
در هر سخنت ندای زینب
هم‌سنگر و پا به پای زینب
مـرآت خـدا نمــای زینب
«میثـم» به ثنای تو چه خواند
هــر چنـد ز لب گهر فشاند

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین
#رباعی


در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه مذهب هستی

شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

×××

ای دختر بی قرینه‌ی ثارالله
آرام و قرار سینه‌ی ثارالله

در صبر و شکوه و استقامت، یکتا
آئینه‌ی حق! سکینه‌ی ثارالله

×××

با ناله‌ی یا حسین بی تاب شدی
از داغ لب تشنه او آب شدی

با زمزمه های «... أو سَمِعتُم بِغَریب ...»
یک عمر تو روضه خوان ارباب شدی

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


چگونه پلك ترت ميل خواب داشته باشد ؟
اگر برادر تو درد آب داشته باشد
تو خواهري و براي گلوي نازك اصغر
طبيعي است دلت اضطراب داشته باشد

خدا كند كه از اين لشگر خبيث ، اقلّاً
يكي بيايد و قصد ثواب داشته باشد

خدا كند پدرت وقت باز گشت به خيمه
رباب را كه ببيند جواب داشته باشد
حسين "شيعتي " از حلق پاره گفت به گوشت
كه شعر روضه مضامين ناب داشته باشد

هزار مرتبه راضي به مرگ مي شوي آري
اگر پدر ، سرِ از خون خضاب داشته باشد

اجازه مي دهي از شام چند جمله بگويم ؟
به شرط اينكه مصيبت حجاب داشته باشد

چگونه هضم كنم ؟ اي وقار محض ، سكينه
كه دستهاي تو ردّ طناب داشته باشد

چگونه هضم كنم كه يزيد ، چوب به يك دست
به دست ديگر خود هم شراب داشته باشد

نخواستي كه بفهمد كسي ، چرا كه كشيدي
چه قدر مي شود اين غم عذاب داشته باشد!

اراده كرد خداوند بعد رفتن اصغر
تو را به خانه كنارش ، رباب داشته باشد

تصوّرش به خدا غيرممكن است برايم
كه شصت سال، دلي ، پيچ و تاب داشته باشد

تو هم شبيه ربابي به سايه كار نداري
پس از حسين و علي اصغرش قرار نداري

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

نیست یارای زبان تا که کند مدح تو را
ای که آرامش هر روز و شب مولایی
ای که مستغرق فی الله تو را خوانده حسین
مدح تو بس که تو بانو نوه ی زهرایی

ای سراپای تو یاد آور زهرای بتول
اثر نطق تو بر کون و مکان غالب بود
همچو زینب ز لبت نطق علی می ریزد
نطق تو تیغ علی بن ابیطالب بود

آنچه زینب همه دم کرد تماشا دیدی
همره زینب خود کوچه به کوچه رفتی
بر روی ناقه ی عریان به کنار اسرا
تا دل شام بلا تا دل کوفه رفتی

لیک ای راحت جان و تن ارباب حسین
بفدای دل پر غصه و احساسی تو
روضه هایت همه از علقمه دارد صحبت
عالمی دیده دل و دیده ی عباسی تو

از در خیمه ی طفلان حرم تا به فرات
رفت آن ماه ولی تا به حرم بازنگشت
آری آری که علمدار حرم رفت که رفت
از بر علقمه سقا به حرم باز نگشت

#ناصر_شهریاری


@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


بار دیگر عزای عاشوراست
از غمی بی قرینه باید گفت
دو سه خط سوگواره ی غربت
در عزای سکینه باید گفت

قطره از وصف بحر درمانده
من کجا، مدح دختر ارباب
ای که بوده حسین مداحت
السلام ای سکینه بنت رباب

در کرامات حضرتش کافیست
شیر او را رباب داده، همین
در غریبی او فقط بنویس
به عمو مشک آب داده، همین

کربلا بود دشتی از روضه
او بلاهای خویش را دیده
در عبایی پر از علی اکبر
روح بابای خویش را دیده

روضه می خواند دور دارالحرب
نعش ها را یکی یکی که شمرد
دید بابا علیِ اصغر را
به امیدی گرفت و با خود برد

پدر آمد ولی چه آمدنی!
غرق خون کرد چشم قافله را
دید دور جنازه ی اصغر
همه گفتند لعن حرمله را

از وداع سکینه و ارباب
جگر کائنات خون شده بود
آه از آن دم که دید این دختر
زین باباش واژگون شده بود

با تنی خون گرفته از گودال
آمدی ذوالجناح بی بابا
کاش می شد رها نمی کردی
وسط تیر و نیزه ها او را

پدرم را غریب بین دو نهر
نحر کردند با لب عطشان
السلام علیک ای بی سر
السلام علیک ای عریان

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

دل شود از این روایت آبِ آب
گفته اربابم سخن چون دُرِّ ناب:

دوست دارم خانه ای را که در آن
میرسد صوتِ سکینه و رباب...

#پوریا_باقری

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

امشبم را سحر نمی‌آید
خواب، در چشمِ تر نمی‌آید
مدحش از من که بر نمی‌آید
چون سکینه دگر نمی‌آید
دختر شاه...گوهر نایاب
بی‌قرینه... درست مثل رباب

روضه می‌خواند، روضه با احساس
روضه‌اش داشت عطر و بوی یاس
شرم یک مرد... روضه‌ای حساس
وای از مشک پاره‌ی عباس
روضه‌ی دست و چشم و مشک عمو
روضه‌ی قطره‌قطره اشک عمو

روضه‌خوان چشم‌های خود را بست
مادرش دست می‌زند بر دست
رأس اصغر به روی نیزه نشست
پای نیزه قد سکینه شکست
خواهر اصغر است حق دارد
به خدا خواهر است حق دارد

به روی ناقه خواند نافله را
دور ناقه شنید هلهله را
چه کند خنده‌های حرمله را
چشم دشمن به سوی قافله را
مثل یک مرد... مثل عمه‌ی خود
صبر می‌کرد... مثل عمه‌ی خود

قلبش از غصه‌ها کباب شده
بعد سقا فقط عذاب شده
مثل او از خجالت آب شده
وارد مجلس شراب شده
خیزرانِ یزید پیرش کرد
حرف مردی پلید پیرش کرد

دختر بی‌قرینه‌ی پدرش
روضه‌خوان مدینه‌ی پدرش
همه‌جا شد سکینه‌ی پدرش
یادش افتاده سینه‌ی پدرش...
... زیر پای سوارها افتاد
روی گل، ردِ خارها افتاد

یادش افتاد آه آهِ حسین
غرق در خون همه‌سپاه حسین
بود یک نیزه تکیه‌گاه حسین
داد می‌زد که قتلگاهِ حسین...
... پر شد از خونِ زخم‌های تنش
پر شد از تیر و نیزه‌ها بدنش

وسط حجره‌ی محقر خود
چشم گریان... میان بستر خود
باز در لحظه‌های آخر خود
یادش افتاد داغِ خواهر خود
کنج ویرانه خواهرش جان داد
سر بابا برابرش... جان داد

#علی_سپهری
#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
2 😢 1
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#وداع
#رباعی


ای رویِ تو روز و مویِ تو چون شب من
بر سوز دلت سوخت دلِ مركب من

از بابِ جگر سوخته ات بوسه مخواه
ترسم كه بسوزد رُخ تو از لبِ من

#علی_انسانی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

راوی کرب و بلا دارد روایت می کند
از جدایی سر و تن ها حکایت می کند

شد سکینه معنی اش آرامش قلب حسین
بشنو از دریا زمانی که شکایت می کند

چون روایت می کند از کربلا یک روضه اش
تا همیشه مجلس مارا کفایت می کند

راوی کرب و بلا با روضه های مستند
تازه در روز قیامت او قیامت می کند

نام زیبایش برای بردن قلب حسین
با رقیه با علی اصغر رقابت می کند

تا رقیه می رسد محو سکینه می شود
هرچه می گوید حسین،عباس اطاعت می کند

آه «اَیْنَ عمِّیَ الْعباس» او هم نکته ای ست
که خیال بچه‌ها را آه راحت می کند

شمر یک بیماری سخت است که در قافله
به تمام مردها دارد سرایت می کند

درتمام راه هم بر ضرب و شتم بچه‌ها
شمر فرمان می دهد خولی اطاعت می کند

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


نقش جلیله دخترِ ارباب سرجدا
بعد از شهادت پدرش، بعد نینوا...

کمتر نبود از هنرِ عمه های خود
با شعر، خطبه، نوحه، تباکی، بکا، دعا

یعنی پس از شهادت شاه شهیدمان
مرهون نوحه های سکینه ست کربلا

آن بانویی که عابدۀ اهلبیت بود
با سوز خویش داده چنین درسِ دین بما

تیغ زبان گشود، به فریادِ فاطمی
گفت از هزار داغ، یکی را برای ما

وقت غروب بود و أذانی نمی رسید
إلاّ صدای هلهلۀ لشگر دَغا

دیدم به چشم خویش در اطراف خیمه گاه
در لابلای شیون و غوغای ماجرا

یک دسته نیزه، رأسِ بریده کنند حمل
یک فوج نیزه، معجرِ زنهای با حیا

دست خودم نبود که فریاد میزدم
معجر مگیر از سرِ ما، پَستِ بی حیا

دیدم ز پای خواهر من زیوری ربود
یک نابکار، با طمع و حرص، بی هوا

در بینِ دود و آتشِ خیمه، بدست خصم
دیدم چکید خون، ز همه گوشواره ها

دیدم فرارِ خواهر دیگر در آن میان
با دامنِ به شعله نِشسته ،سوی کجا؟

میگفت با تمام نواهای زخمی اش
اینجاست موجِ خونِ خدا، موج کربلا

این موجِ کربلا همه را غرق می کند
مستغرق خدا چو سکینه، نه در بلا

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
4
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین


کند تکیه بر اقتدارت خیام
که رکن خیامی و والا مقام
 
سکونی به سکّانِ فُلک نجات
از این رو سکینه تو را گشته نام

گواهم همین تلّ در پیش روست
تو را سجده برده ست دشت قیام

به نفس نفیس تو هم باز گشت
ضمیرِ "علیکنَّ مِنّی السّلام"

تو آن کعبه ی تیره پوشی که نور
حجاب تو را کرده است استلام

کمالی چنین و جلالی چنان
علی وار و زهرا نشانی تمام

نرفته نخ معجرت دست باد
ندیده جمال تو را صبح شام

تجلّی زهرا! نبود این بعید
که خیر النّسایت بنامد امام

بکش تیغِ آه و دو دم سر بده
الا ذوالفقار علی در نیام

بخوان خطبه تا یادمان آوری
"کلامُ الامیرِ امیرُ الکلام"

به تعظیم شانت جهانی اجیر
امیری تو و شام و کوفه اسیر

علی خویی و زین أب منصبی
از آن رو که آیینه ی زینبی

وقاری که جلباب پوشیده است
حیایی که در نور پیچیده است

از آن خانه ای که تویی و رباب
نرفته حسینت به پای شتاب

عفیفه، جلیله، کریمه، لقب
تو نور خدایی نسب در نسب

چه نوری که بر عالمی چیره شد
به خورشید کی میتوان خیره شد؟

ندیدند جز نور در محضرت
گره های کوری‌ست بر معجرت

به یک آه تو خم شود پشتِ دین
بیا مثل زینب به منبر نشین

علی گونه با خطبه کولاک کن
بخوان مسجد کوفه را خاک کن

بخوان تا بلرزد زمین و زمان
بگو اسکتوا لب ببندد جهان

که کوفه علی را تجسّم کند
که زنگ شتر دست و پا گم کند

که مسجد بلرزد ستون تا ستون
بکش کار ما را به مرز جنون

بدا آنکه شد گرمِ توهین تو
کند کاخ را خاک، نفرین تو

به زینب ولی اقتدا می‌کنی
تو هم جای نفرین دعا می‌کنی...

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای
آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای
باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت
چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای
در آسمان صبر فروزنده کوکبی
بین تمامی اُسرا رکن زینبی

دشمن ذلیل عزّو وقار سکینه است
فریاد کربلای حسینی به سینه است
در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا
ایثار و استقامت و ایمان گزینه است
هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای
تو خصم را به بند حقارت کشیده ای

روی تو آفتاب تماشای باب بود
آئینة تمام نمای رباب بود
در منطق تو معجزة نطق مرتضی
پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود
از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی
در قتلگه ز بردن چادر گریستی

در مجلس یزید که قلبت کباب بود
دیدی میان طشت طلا آفتاب بود
نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود
بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود
فریاد و آه و اشک و غم از گریة تو سوخت
حتی دل یزید هم از گریة تو سوخت

گاهی صدای گریه اصغر شنیده ای
گه ناله در شهادت اکبر کشیده ای
گاهی به روی خار مغیلان دویده ای
گه حنجر بریده به گودال دیده ای
در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است
الحق تو را مقاومت و صبر زینب است

ای یادگار فاطمه ای دختر حسین
همگام زینبینی و هم سنگر حسین
در راه شام راهنمایت سر پدر
منزل به منزلی تو پیام­آور حسین
هر خانه ای که هست رباب و سکینه اش
باشد صفای روضة شهر مدینه اش

تو مصحف حسین و بهشت است دامنت
بر صفحة جمال فروزنده احسنَت
پامال حرمتت شده از جور دشمنان
با تازیانه آیه نوشتند بر تنت
تو راز ناشنیده ز بابا شنیده ای
تو قاصد پیام گلوی بریده ای

ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو
دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو
پیوسته باد باغ شهادت بهار تو
تا روز حشر گریة "میثم" نثار تو
قلب حسین و چشم و چراغ مدینه ای
سرتا قدم جلال و وقار و سکینه ای

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
00:43
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین #وداع


اگر خواهی پدر بینی وفای دختر خود را
نگه کن زیر پای اسب و بالا کن سر خود را

نهان از چشم طفلان آمدم دارم تمنّایی
که در آغوش گیری بار دیگر دختر خود را

نرفتی تا به پُشتِ ابرِ سنگ و خنجر و پیکان
به روی دامنت ای ماه بنشان اختر خود را

فروشد ناز اگر طفلی خریدارش پدر باشد
بزرگی کن، ببوس این دختر کوچک‌تر خود را

لبم از تشنگی خشک است و جوهر در صدایم نیست
برو در نهر علقم، کن خبر آب‌آور خود را

ز دورادور، می‌دیدم گلویت عمه می‌بوسید
مگر آماده کردی بهر خنجر، حنجر خود را

به همراه مسافر آب می‌پاشند، ‌من ناچارم
به دنبال تو ریزم اشک چشمان تر خود را

کنار گاهواره رفتم و دیدم که اصغر نیست
چرا با خود نیاوردی، چه کردی اصغر خود را؟

#علی_انسانی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_بنت_الحسین

ای دسته گل وحی به گلزار مدینه
قرآن حسین ابن علی بر روی سینه
بر عمۀ سادات همانند و قرینه
دریای کمالی و وقاری و سکینه

هم فرش‌نشین استی و هم عرش مقامی
همه عمه و هم خواهر و هم دختِ امامی
*
سر تا قدم آیینۀ پا تا سرِ زهرا
زهرا به تو بالد که تویی کوثرِ زهرا
هم کوثر زهرایی و هم دختر زهرا
با زینب کبرا شده هم سنگر زهرا

گردون شرف را ز ازل قائمه‌ای تو
در شرم و حیا فاطمۀ فاطمه‌ای تو
*
هنگام دعا مرغ سحر با تو سخن گفت
هفتاد و دو تابنده قمر با تو سخن گفت
خورشید به بالای شجر با تو سخن گفت
از حنجر ببریده پدر با تو سخن گفت

ای نهضت سالار شهیدان به تو مدیون
تـو دختر قرآنی و قرآن بـه تو مدیون
*
نه نام سکینه، که وجود تو سکینه است
سر تا قدمت راضیه، مرضیه، امینه است
مهر تو به طوفان بلا نوح و سفینه است
جز زینب و کلثوم چه کس بر تو قرینه است؟

تو قلب حسین‌استی و تو روح ربابی
در هُـرم عطش مـادر آیینه و آبی
*
پیغمبر و زهرای مطهر به تو نازد
هنگام سخنرانی، حیدر به تو نازد
عباس و حسین و علی‌اکبر به تو نازد
بر شانۀ بابا علی اصغر به تو نازد

در کوفه گشودی لب خود را به تکلم
دیدم پـدرت زد بـه سرِ نیزه تبسم
*
دیدی پدرت سر به کف دست نهاده
چون شعله کشیده سر و چون کوه، ستاده
بـر رفتن میدان ز حرم کرده اراده
تنها تـو ورا کردی، از اسب پیاده

پای فرسش را بـه کف دست گرفتی
انگار که یک لحظه از او هست گرفتی
*
ای فاطمۀ فاطمه، ‌ای کوثر بابا
همسنگر عمه به کنار سر بابا
الحق که تویی پاره‌ای از پیکر بابا
وز حنجر ببریده پیام آور بابا

تنها نه همین در دل آرام حسینی
تـا روز جزا حامل پیغام حسینی
*
تو یک گل نیلوفری از گلشن زهرا
دامان تو عکس گلی از دامن زهرا
زیبد به تن پاک تو، پیراهن زهرا
حتی بدنت گشت شبیه تن زهرا

آغاز شد از دامن گودال، خروجت
تا گوشۀ ویرانه چهل بار عروجت
*
ای جای لبت مانده بر آن حنجر پاره
اشک تو به هفتاد و دو خورشید، ستاره
عباس به تبخال لبت کرده نظاره
حتی سر نی از تو خجل گشت دوباره

روئید گل از شرم تو بر صورت عباس
تو دست گرفتی به رخ از خجلت عباس
*
هر خانه که دارای رباب است و سکینه
آن خانه بوَد خانه‌ای از شهر مدینه
ای مانده تو را داغ روی داغ به سینه
ای خون خدا را به ره شام، رهینه

وصف تو جـز از عترت اطهار نیاید
از «میثم» بی دست و زبان، کار نیاید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
00:43
#حضرت_سکینه
#حضرت_علی_اصغر


هر کسی گوشش به حرفای منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه‏

هر چی مرد تو ماها بود، فدا شده
بچه‏ها بابا دیگه تنها شده‏

بابای ما دیگه سقا نداره
بره آب برای ماها بیاره‏

من از این گوشه‏ی خیمه می‏دیدم
حرفا شو با قوم کافر شنیدم‏

بچه‏ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماه قربونی شده‏

عبا رو طوری رو اصغر کشیده
معلومه خیلی خجالت کشیده‏

به خون فرق داداش اکبرمون
به تمام گل‏های پرپرمون‏

دیگه از خیمه‏ها بیرون نریزید
جلوی چشم بابا اشک نریزید

نذارید بابا خجالت بکشه
هر چه از دشمن کشیده بسشه

#غلامعلی_رجبی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها


تابیده است از دو نظر بر تو آفتاب
هم دختر حسینی و هم دختر رباب

هرچند آمنه‌ست و امینه، ولی حسین
نام تو را سکینه‌ی خود کرده انتخاب

درباره‌ی مقام بلند تو گفته‌اند؛
ممسوس در خداست شبیه ابوتراب

در هر دوعالم از سر ارج و بها تو را
شد "فخرة‌النسا" لقب از "سیدالشباب"

از آن زمان که راویه‌ی "شیعتی" شدی
دیگر برای شیعه گوارا نبوده آب

در کربلا و کوفه و شام و مدینه هم
شد قوت غالب تو فقط غصه و عذاب

درد تو را شنیده‌ام از سهل‌ساعدی
داغ تو را گرفته‌ام از مجلس شراب

یادت نمی‌رود که رقیه گرسنه بود
اما دلش کباب شد از نفخه‌ی کباب

"بس کن که ناله‌ات جگرم را کباب کرد!"
این حرف را شنیده‌ای از فاطمه به خواب

رویش سیاه باد و دودستش بریده باد
هرکس که دست‌های تو را بسته با طناب

هرچند گریه پلک تو را زخم کرده است
هرچند راس رفته به نی برده از تو تاب

یک رکعت از نوافلت اما قضا نشد
گیرم هزاربار رسیدی به اضطراب

سرهای غیرتی سر نی سنگ خورده‌اند
تا دشمن از شما نتواند برد حجاب

با ما بگو که زینب مضطر چکار کرد؟
وقتی که سم اسب گرفت از گلش گلاب...

ای روضه‌خوان واقعه‌ی کربلا بگو
با اشک خود چگونه به‌پا کردی انقلاب

شأن تو باشکوه‌تر از حرف‌های ماست
هرکس دروغ بسته به تو خانه‌اش خراب

ای ننگ بر تمام قلم‌های روزگار
وقتی کم است نام تو در این همه کتاب

باشد دعای خیر تو تعجیل در فرج
زیرا دعای خسته‌دلان هست مستجاب

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها


بعد روز دهم به هر مجلس
راوی و روضه خوان شدی بانو
من چه گویم؟ که در کلام حسین
"بهترینِ زنان" شدی بانو

عمه ی تو عقیله ی هاشم
و به اهل قریش عقیله تویی
"کرم الوافری" و " عقل التّام"
صاحب "سیرة الجمیلة" تویی

پدرت که حسین، جای خودش
تو و اصغر چه مادری دارید!
غصه ی هر دوتان رباب شده
حسِّ خواهر برادری دارید

از همان لحظه ی تولد، تو
خوش نشستی به سینه ی بابا
محض روی پدر تبسم کن
راحت جان! سکینه ی بابا!

پاشو از پیش پای این مرکب
پدرت را نکش، کنار بایست
غم ناموس قاتل مرد است
اشک دختر عذاب هر پدریست

عصر روز دهم به بعد خودت
جای اصغر بمان کنار رباب
مادرت را ببر ازین صحرا
بعد اصغر تویی قرار رباب

#داود_رحیمی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

دلش را داد دست آسمان ها
که نامش زنده مانده در زمان ها

بده یک جرعه از صبر سکینه
خداوندا به ما در امتحان ها

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 57.7 KB
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها

در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه‌مذهب هستی
شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#اربعین

می رسم از سفرشام ؛ عمویم برخیز
درد دل های خودم با تو بگویم برخیز
بسته غم ها به خدا راه گلویم برخیز
اثر ضربه ببین بر سر و رویم برخیز
رفته غارت همهٔ قافله چشمت روشن
من کتک خورده ام از حرمله چشمت روشن

رفتی و بی سروپاها همگی شیر شدند
با من و عمه سرِ پوشیه درگیر شدند
فاطمیات حرم یک شبه تحقیر شدند
دختران پایِ سرِ تو همگی پیر شدند
نیزه از حنجرِ آشفته تو کار کشید
رفتی و کارِ عقیله سرِ بازار کشید

رفتی و خون به دل دخترِ زهرا کردند
گره روسری ِ دخترکان وا کردند
دمِ دروازه عجب هلهله بر پا کردند
محمل عمه سادات تماشا کردند
نوه فاطمه دنبال جواب است عمو
جای زینب وسط بزم شراب است عمو؟؟؟؟

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها


ای‌جلوه‌گاه‌ِعصمت خاتون‌عالمین
پرده‌نشین‌ِ قصرِ حیا؛دخترِحسین

ای وام‌دار نور وجودِ تو آفتاب
مَکنُونه گوهر صدف دامن رُباب

بسیار گشته‌ایم؛ نداری قرینه‌ای
بیخود که نیست درخور نام سکینه‌ای

بر ما رسیده‌این‌ سُخن‌از شاهِ‌کربلا
تو غرق‌ در خدا شده‌ای از اَلَست‌ها

شعری‌که‌صَرف‌مدح‌توشددُرّ‌ِقیمتی‌ست
در خانه‌ای‌که‌نام‌توباشدچه‌برکتی‌ست!

بر من که در دلم احدی نیست غیر تو
آرامش است در گِرو ذکر خِیر تو

فارغ نبوده‌ای نفسی از غم حسین
ای‌شصت‌سال‌سوخته‌در ماتم‌حسین

در کوچه‌های کوفه غرورت‌ شکسته شد
چون دست‌های‌کوچکت از پُشت بسته شد

مرثیه‌خوان داغ شهیدان کربلا
طوبای قدخمیده ز طوفان کربلا

سجده به‌خاک‌پای تو چون رزق ما نبود
شد سهم خارهای بیابان کربلا

یادت‌که‌هست پیش نگاه تو موج موج
((خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا))

می رفت خون زگوش‌‌ِ تو وقتی‌که‌ دشمنان
((کردند رو به خیمه‌ی سلطان کربلا))

از حجم این مصیبت سنگین قدت خمید
بی‌سر تورا پدر چو در آغوش خود کشید

بیخودپدرنخوانده‌به‌گوش‌تو((شیعتی))
از تشنگی نبود فزون‌تر مصیبتی

با بُغض گریه کردی و راه گلو گرفت
وقتی‌عمو درعلقمه از خون وضو گرفت

پس بعد از آنکه آب ز‌ شرم تو آب شد
اشک تو شصت سال نثار رباب شد

دیدی‌چقدر در پی هم استخوان‌شکست
بس تازیانه بر بدن دختران‌ نشست

اینها نداشت تازگی آری که پیش‌تر
پیچیده تازیانه به بازوی یک نفر

شلّاق‌خورد بسکه‌درآن‌کوچه‌ از سپاه
انگشت‌های فاطمه بی‌جان شدند ! آه

قنفذ به بال زخمی بانو نکرد رحم
شمشیر در غلاف به بازو نکرد رحم

دنیا خراب شد به سر شاه لافتی
از هوش رفت حوریّه‌اش بین کوچه‌ها

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1 😭 1
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها


تو یادگار زینب و صوتِ حزینه ای
چون مادرت رباب؛ توهم بی قرینه ای
پیر تمام گریه کنانِ مدینه ای
از بسکه غرقِ ذات خدایی «سکینه ای»

هفتاد و چند سال؛ سکوت…ِ تو حرف داشت
بی شک حسین؛ دست به قلب تو هم گذاشت

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
😭 1
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها


ناگاه کتاب گریه را وا می کرد
آن قدر که پشت ناله را تا می کرد
در مجلس روضه ی امام صادق
یاد لب خشکیده ی بابا می کرد

.......
بانو! بنشین، بخوان، بگو حرف بزن
از تیر نشسته بر گلو حرف بزن
بانو! دم آخری کمی آب بخور
از خاطره دست عمو حرف بزن

.......
از سایه سنگ رد شده لشگر من
زنجیر نشسته روی زخم پر من
این غصه، شبانه، بی صدا پیرم کرد:
تشت و سر و چوب و گریه خواهر من

......
چوبی که به لب اشاره می کرد آن روز
از عمه جگر پاره می کرد آن روز
ترسیدم از آن چشم حرامی ناگاه...
وقتی که مرا نظاره می کرد آن روز

.......
در قاب عطش اگرچه تصویر‌ شده
از خوردن آب تا ابد سیر شده
او بعد هزار و چارصدسال هنوز
ایستاده در خیمه، ولی پیر شده

......
نه که بدن عزیزمان سر دارد
نه پیرهن کهنه ای در بر دارد
غارت شده زیر دست و پا...ای مردم!
این جسم غریب مانده مادر دارد

......
در باغ عزای کربلا تاک شده
آیینه ی لبهای عطشناک شده
جَرّوهَا عِدّ‌‌ه مِن اَعراب امّا
انگار سکینه با پدر خاک شده

......
می دید خود حضرت زهرا ای وای
افتاده تن ماه به دریا ای وای
تا خطبه بخواند از اسیری و عطش
از منبر نیزه رفته بالا ای وای

.......

از شام اسارتی که مهتاب نداشت
راهی به سرای چشم او خواب نداشت
بابا، غریب و تشنه بود و دختر
جز اشک نگاه خشک خود آب نداشت
......

چشم تو پر از صحنه ی درگیری بود
یک قافله دست و پای زنجیری بود
فکرش دل سنگ را شکست ای بانو
تیری که به سینه خورد عجب تیری بود


#روح_الله_عیوضی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

پریشان خاطر و قامت کمان بود
برای داغِ بابا روضه خوان بود

بمیرم! قاتل جانِ سکینه
صدایِ ضربه های خیزران بود!

#م_عاطفی

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#اسارت #شام
#مجلس_یزید #مقتل


◾️ سنگ‌دل‌تر از يزید (لعنه الله) ندیدم ...

... ثُمَّ أُدْخِلَ نِسَاءُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ فَصِحْنَ نِسَاءُ آلِ يَزِيدَ وَ بَنَاتُ مُعَاوِيَةَ وَ أَهْلُهُ وَ وَلْوَلْنَ وَ أَقَمْنَ الْمَأْتَمَ وَ وُضِعَ رَأْسُ الْحُسَيْنِ بَيْنَ يَدَيْهِ - فَقَالَتْ سُكَيْنَةُ وَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ أَقْسَى قَلْباً مِنْ يَزِيدَ وَ لاَ رَأَيْتُ كَافِراً وَ لاَ مُشْرِكاً شَرّاً مِنْهُ وَ لاَ أَجْفَى مِنْهُ وَ أَقْبَلَ يَقُولُ وَ يَنْظُرُ إِلَى الرَّأْسِ - لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا جَزَعَ اَلْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلِ ثُمَّ أَمَرَ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ فَنُصِبَ عَلَى بَابِ مَسْجِدِ دِمَشْق...

✍🏻 سپس زنان امام حسين عليه السلام را نزد يزيد بن معاويه لعنهماالله بردند، و زنان آل يزيد و دختران معاويه و خاندانش شيون و واويلا كردند و ماتم برپا نمودند؛ سر مطهر امام را برابر يزيد لعنه الله گذاشتند؛ سكينه علیهاالسلام گوید: سخت‌دل‌تر و كافرتر و مشرك‌تر و جفاکارتر از يزيد نديدم، به آن سر مطهر نگاه كرد و مى‌گفت: كاش کشته‌شدگانِ ما در جنگ بدر مى‌ديدند این روزها را؛ سپس دستور داد سر حسين عليه السلام را بر در مسجد دمشق آويختند ...

📓أمالی، صدوق رحمه الله، مجلس سی و یکم، حدیث ٣

@raziolhossein
00:43
#حضرت_سکینه
#روز_یازدهم


نه از لباس کهنه‌ات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم

تو را نه از صدای دلنشین روزهای قبل
که از سکوت غصه‌دار حنجرت شناختم

تو شعر عاشقانه بودی و من این قصیده را
میان پاره‌پاره‌های دفترت شناختم

قیام در قعود را، رکوع در سجود را
من از نماز لحظه‌های آخرت شناختم

غروب بود و تازه من طلوع آفتاب را
به روی نیزه، از سر منوّرت شناختم

شکست عهد کوفه... این گناه بی‌شمار را
به زخم‌های بی‌شمار پیکرت شناختم

تو را به حس بی‌بدیل خواهر و برادری
به چشم‌های بی‌قرار خواهرت شناختم

اگرچه روی نیزه‌ای ولی نگاه کن مرا
نگاه کن... منم سکینه دخترت... شناختی؟


#رضا_حاج‌حسینی

@raziolhossein
😭 7 5
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#محسنیه


گرچه به ظاهر از امامت یک پسر کشتند
یک سوم سادات را در پشت در کشتند

هم که پدر را پیش چشمان پسر بردند
هم که پسر را پیش چشمان پدر کشتند

هم عاطفی هم منطقی با کشتن یک طفل
کشتند اگر که شیعه را از هر نظر کشتند

گفتند آخر پایشان وا شد به بیت وحی
عمری فُحول شیعه را با این خبر کشتند

بی فهم ها، بی رحم ها، در خانه محسن را...
یعنی که در گلدان گلی را با تَبَر کشتند

یعنی سرِ شب که نه شمعی بود و نه گل...نه؛
نامردها پروانه را وقت سحر کشتند

در پشت در امروز اگر، یعنی علی را هم
از روبرو...نه، عاقبت از پشت سر کشتند


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
3
19:23
#حضرت_زهرا
#حضرت_محسن
#محسنیه #احراق_بیت


زهرا برای حضرت حق آفریده شد
پیش از وجودِ خلقِ خداوند دیده شد

سیب بهشت، آمدنش را بهانه بود
روحش به احمد از نفس حق دمیده شد

زهرا که بود؟ نور جلالیِ تحت عرش
فوق تصوّر است آنچه که از قدس چیده شد

احمد که گفت اُمِّ ابیهاست فاطمه
یعنی فضائلش چو محمّد حمیده شد

چندی گذشت تا که نسیم وصال او
سمت علیِ عالیِ اعلا وزیده شد

طوبای فاطمه که ثمر داد ناگهان
باد خزان گرفت و وجودش تکیده شد

گل بود و حیف ساقه ی او را لگد زدند
سیلی که خورد حوریه، رنگش پریده شد

وقتی هجوم برد سقیفه به خانه اش
در را شکست روی سرش، قد خمیده شد

شش ماهه داشت، میخ در او را شهید کرد
شش ماهه‌ای شهید برای شهیده شد

هر جا رسید روضه به محسن، بگو حسین
با تیر حرمله سر اصغر بریده شد


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
2
19:23

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
19:24
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اصغر


پای این سفره به پایت چقدر افتادیم
ما از آن روز که در بند توایم آزادیم

ما همه گوشه نشینان خرابات توایم
از غمت خانه خرابیم، ولی آبادیم

ما محال است که از عشق تو دلسرد شویم
ما ندیدیم تو را، باز به تو دل دادیم

از تو جز خوبی بسیار ندیدیم حسین
خودمانیم ولی ما که پر از ایرادیم

ارث اجدادیِ ما نوکری این خانه است
تا ابد جیره خورِ خیرِ همان اجدادیم

یادی از ما بکنی یا نکنی حرفی نیست
ما به این نوکرِ دربار تو بودن شادیم

پشت ما که همه جوره به تو گرم است حسین
ما بدهکار شما در همه ی ابعادیم

جز همین اشک نداریم برایت چیزی
با همین گریه به غم های تو، از عُبّادیم

به خدا نام تو هم دیده ی ما را تر کرد
مادرت خواست که در گریه به تو استادیم

تا ابد گریه ی آرام حرام است به ما
سالیانیست که در روضه پر از فریادیم

آب خوردیم به یاد جگر سوخته ات
یاد خشکی لب اصغر تو افتادیم

حرمله خیر نبیند که تو را حیران کرد
بیش از آن تیر و کمان، دلخور از آن صیادیم


#وحید_محمدی


@raziolhossein
3
19:24
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی 

شاهِ عرصات، یا قتیل العبرات
کشتیِ نجات، یا قتیل العبرات

بر گریه ی گریه دارِ من غبطه خورَد
امواجِ فرات، یا قتیل العبرات

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
19:24
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات


شور شیرین جوانی پای ماتم خرج شد
بهترین ساعات عمر من در این غم خرج شد

هیچ کالایی گران‌تر از "بُکاءِ روضه" نیست
پای هر یک قطره،خونِ شاه عالم خرج شد

انبیا را دستگیری کرده "گریه بر حسین"
عفوِ حق بارید وقتی اشک "آدم" خرج شد

"کعبه" از گریه‌کُنان اسبق "شش گوشه" است
در غمِ مشکِ "فراتت" اشک "زمزم" خرج شد

از نخ چادر نمازِ وصله دار فاطمه است
هر نخی که در سیاهی های پرچم خرج شد

دستبند مادر و انگشتریِ خواهرم...
بهر نذری دادنِ در روضه باهم خرج شد

قُلَّک چشم ترم را تا شکستم..،"گریه" ریخت
در عزایت کُلِّ دارایی ام از دَم خرج شد

آبروی رفته ی ما را تو برگردانده ای
با دو قطره آبِ رویی که مُحرَّم خرج شد
.
.
روستا یک کهنه بوریا برایش مانده بود...
که همان هم در ازای جسم دَرهَم خرج شد

ساربانِ بی مُرُوَّت را خدا لعنت کند...
وای که انگشت دستت پای خاتم خرج شد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
19:25
#امام_حسین_علیه_السلام


پرچمت هر چه نور داشت حسین
نوکری ام قُصور داشت حسین!

شصت و نُه شب ولی همین نوکر
با تو حسّ غرور داشت حسین

شهدِ نابِ عسل چشید آن که
در غمت!اشک شور داشت حسین

می شود سال بعد هم آیا
در عزایت حضور داشت حسین؟

ای غریبی که بر روی سینه
جای سمّ ستور داشت،حسین...

وای که خواهرت عقیله چِقَدر
دل و جانی صبور داشت حسین!
.
.
.
منتقم می رسد زِ رَه باید
تب و تاب ظهور داشت حسین

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
19:25
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

سلام ميدهم از راه دور در شب جمعه
سلام بر حرم تو ؛ سلام بر شب جمعه

به سمت صحن و سراي تو ايستاده ام آقا
سلام مي دهمت با دو چشم تر؛ شب جمعه

فقط نيامده بانوي بي نشان به زيارت
رسيده است پدر در بر پسر ؛ شب جمعه

نشسته زينب كبري كنار حضرت زهرا
حسن نشسته كنار پيامبر ؛ شب جمعه

چه قدر فطرس پر سوخته ست گرد ضريحت
كنار اين همه مرغ شكسته پر ؛ شب جمعه

هنوز خاطره ي اوّلين زيارت خود را
مُرور ميكنم اي مهربان به هر شب جمعه

فقط دعاي فرج ؛ تحت قُبّه ي تو بخوانم
دوباره زائر قبرت شوم اگر شب جمعه

چه عطر سيب لطيفي گرفته است فضا را
پُراز شميم تو گشته ست هر سحر؛ شب جمعه

به حق لحظه ي بر نيزه رفتن سر طفلت
مرا به كرببلا باز هم ببَر ؛ شب جمعه

چه صحنه هاي عجيبي عبور كرد ز چشمم
پدر؛خرابه؛سه ساله؛كنار سر ؛ شب جمعه

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:25
#امام_حسین_مناجات


نرفته است دل از روضه اش پی غم دیگر
چگونه اشک بریزم به پای ماتم دیگر؟

نخورده گندم ری، حُر شدم به طالعِ سعدم
حسین ساخت از این روسیاه، آدم دیگر

بهشت مال همینجاست، کربلای حسین است
بگو خدا ندهد وعده ام به عالم دیگر

به غیر پرچم مشکی روضه، فطرسِ چشمم
نرفته ثانیه ای زیر هیچ پرچم دیگر

هنوز زنده ام، ای ننگ بر تو دل، دلِ از سنگ
به روضه خوان بسپارید، یک محرّم دیگر...

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
19:25
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی

هر چند که تازه آمده از راهم
دلتنگ شدم دوباره غرقِ آهم

من دست خودم نیست که عادت کردم
در هرشب جمعه کربلا میخواهم

#سیدحسین_میرعمادی

@raziolhossein
3
29 August 2025
ش
04:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
1
04:31
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

گاهی به "حسین" و "مجتبی" گریه کند
بر "زینب" و "کلثوم" جدا گریه کند

یارب! فرج "مهدی" او را برسان
"زهرا" تا کی؟ تا به کجا گریه کند؟

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
04:33
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان_مناجات
#محسنیه


فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه
مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من
شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را
پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه

ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا
اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا
منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه

مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید
شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه

روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی
رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه


#مجتبی_قاسمی

@raziolhossein
3 😭 1
04:33
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان

بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم

این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم

مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده اند
کار شد بر خادمه دشوار أَینَ المُنتَقِم

خون محسن می‌چکد از آن درِ آتش زده
خون زهرا ریزد از مسمار أَینَ المُنتَقِم

با چهل نامرد شد در کوچه زهرا رو به رو
وایِ من از این همه آزار أَینَ المُنتَقِم

در کنار قبر زهرا نیمه شبها تا به صبح
ناله میزد حیدر کرار أَینَ المُنتَقِم

دید تا طشت پر ازخونِ حسن را خواهرش
گفت با چشمان گوهر بار أَینَ المُنتَقِم

نیزه داران آنقدَر بر پیکر اکبر زدند
شد تنش مانند نیزه زار أَینَ المُنتَقِم

با عمود آهنین افتاد آخر بر زمین
با سر آن سر لشکر و سردار أَینَ المُنتَقِم

خون اصغر را که می پاشید سمت آسمان
گفت جدّت با دل خونبار أَینَ المُنتَقِم

کرد با خون دلش مویِ سفیدش را خضاب
بین مقتل سیدالاحرار أَینَ المُنتَقِم

در میان قتلگه که دست و پا میزد حسین
در حرم شد کار زینب زار أَینَ المُنتَقِم

از حرم تا قتلگه میزد صدا (أَینَ الحسین)
تا تنش را دید میزد زار أَینَ المُنتَقِم

زجر ملعون دختر از قافله جا مانده را
می‌کشد با زجر روی خار أَینَ المُنتقم

زینبی که سایه اش را چشم نامحرم ندید
شد تماشایی سرِ بازار أَینَ المُنتَقِم


#عبدالحسین

@raziolhossein
3
04:33
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان_مناجات


فراق تو درد است و درمان ندارد
چرا قصه ی هجر پایان ندارد

تو جان جهانی تو صاحب زمانی
بدون تو جسم جهان جان ندارد

بیا ای که در سال های ظهورت
پر است از بهار و زمستان ندارد

خودت را مگیر از دل بیقرارم
که بودن بدون تو امکان ندارد

تو این روزها باز هم غرق اشکی
و اشک تو را چشم باران ندارد

خدا را دوصد شکر آقا تو هستی
اگر زائر آن قبر پنهان ندارد

در این روزهای غریبی سپاهی
بجز همسرش شاه مردان ندارد

و بستند دستان خیبرگشا را
شنیدند و گفتند امکان ندارد

یهودی در آن کوچه دادش درآمد
مگر که مدینه مسلمان ندارد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
1
04:33
#امام_زمان
#دوبیتی

سحر خیز مدینه کی می آیی
امیر بی قرینه کی می آیی

عزیزم مادرت چشم انتظارست
دوای زخم سینه کی می آیی

#جواد_حیدری

@raziolhossein
1
04:37
#امام_زمان_مناجات



خُونِ مَظلُوم، تُو را می‌خوانَد    
آهِ مَحرُوم، تُو را می‌خوانَد
اَشگِ مَعصُوم، تُو را می‌خواَند
قَلبِ مَغمُوم، تُو را می‌خوانَد
تُو گُشایَندِهء مُشکِل‌هایی
تُو شَفابَخشِ هَمِه دِل‌هایی

دادگاهِ تُو به پا گَردَد کِی؟
حَقَِّ مَظلُوم، اَدا گَردَد کِی؟
خَصمْ مَحکُومِ فَنا گَردَد کِی؟
قامَتِ ظُلم، دُو تا گَردَد کِی؟
تا به کِی فاطِمِه گُویَد پِسَرَم؟
تا کِی اِسلام بِگُویَد پِدَرَم؟

خُونِ رُخسارِ رَسُولِ دُو سَرا
فَرقِ بِشکَافتِهء شِیرِ خُدا
نالِه‌های شَب و رُوزِ زَهرا
پَرچَمِ سُرخِ شَهِ کَرب‌ و بُلا
هَمِه گُویَند بِیا، مَهدِی جان
بِشنُو نالِهء ما، مَهدِی جان

مامَت، اِی مُنتَقِمِ ثار الله
هَم‌چِنان ماهِ شَبِ آخَرِ ماه
چِهرِه پِنهان کُند اَز دِیدِهء شاه 
تا به رُویَش نَکُنَد شاه، نِگاه
چِه کَسی دِیدِه کِه با حالِ پَرِیش
رُو بِگیرَد زَنِی اَز شُوهَرِ خِویش؟

با خُدا گُفت کِه اِی دادگرَم
مَن کِه مَحرُوم زِ اِرثِ پِدَرَم
مَن کِه دِل‌خَستِه زِ داغِ پِسَرَم
مَن کِه آزُردِه زِ دِیوار و دَرَم
حَق نَدارَم کِه کُنم نالِه زِ جان  
حال، لُطفِی کُن و مَرگَم بِرَسان

خِیز با نَغمِهء ،مادَر مادَر،  
رُوی کُن دَر حَرَمِ پِیغَمبَر
اَز دِل خاکَ، تَنِ آن دُو نَفَر
به دَر آور گُو با دِیدِهءتَر
کِه شُما اَز چِه به هَم پِیوَستِید
پَهلُویِ مادَرِ من بِشکَستِید؟


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
4
04:37
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

دستان علی ز کینه بسته است بیا
از دست غم زمانه خسته است بیا

حالا که شده روضه ی زهرا... برگرد
حالا که دل حسن شکسته است بیا

#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
2 😭 1
04:37
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی
بیش از همه مشتاق فرج کیست علی

در پیش مزار فاطمه با حسنین
مشغول دعا برای مهدیست علی

#حسین_بابانژاد

@raziolhossein
😭 2
04:40
#حضرت_سکینه سلام الله علیها
#رباعی


با اینکه شب غمت ندارد سحری
با اینکه ز شام و کوفه خونین جگری
اما تو عزادار نداری خیلی
حتی ز رقیه نیز مظلوم تری
.....

بی واهمه چون مادر آبی بانو
اسطوره ی عفت و حجابی بانو
در سایه نمی روی پس از عاشورا
حقا که تو دختر ربابی بانو¹

......

دلتنگ حسین گشته و آغوشش
از کوفه و شام ، زخم ها بر دوشش
از روز دهم گذشته خیلی اما
مانده است نوای «شیعتی» در گوشش

#محمدحسین_رحیمیان



¹جناب سعيده بنت عُمران (رضوان الله تعالى عليها)
می فرمایند :
حضرت سكينه (سلام الله عليهما) بعد از کربلا هر روز در آفتاب می نشستند و بر مصائب
حضرت سیدنا ومولانا ابا عبد الله (سلام الله علیه میگریستند...

منابع :
السيده السكينه
عددالسنه


@raziolhossein
😭 5 2 👍 1
ش
19:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
540×960, 72.5 KB
5
30 August 2025
ش
20:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.0 KB
20:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
20:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 56.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
20:37
#امام_عسکری_شهادت

پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش

پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش

پسری را که بود نبض دو عالم در دست
شاهد داغ پدر آه و دل و چشم ترش

حسن العسکری از زهر جفا می سوزد
حجةابن الحسن از غم شده گریان به برش

چار ساله پسری مانده و صد ها دشمن
که خداوند نگه دارد و از هر خطرش

دشمن افکنده زپا نخل امامت را باز
کند اندیشه به نابودی یکتا ثمرش

خانه را که عدو دست به غارت زده است
اتش ظلم بر افروخته از بام و درش

آه از آن روز که شد غیبت مهدی آغاز
 غیبتی را که بود خون شهیدان اثرش

آنکه امروز جهان زنده و قائم از اوست
بار الها که مؤید نفتد از نظرش


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
20:43
#امام_حسن_عسکری

این چه زهریست که آتش به پرت آورده
همره جان به روی لب جگرت آورده

بدنت سبزولبت سرخ و شده تار نگات
زهر آقا چه بلائي به سرت آورده

چند قدم راه نرفته به زمین می افتی
این عذابی ست که برچشم ترت آورده

اینچنینی که خزان زود سراغت آمد
خبر ریختن برگ و برت آورده

این خسوفی که عیان گشته به رویت،پیداست
که چه حالی به رخ چون قمرت آورده

سوختی دروسط حجره، چگونه ساختی
آتشی که به دل شعله ورت آورده

تشنه ای و به لبت واعطشا داری تو
صبر کن ،کاسه آبی پسرت آورده

#اسلام_مولایی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان
لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر آب گوارا برسان
که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قدح آب همینکه به لبم شد نزدیک
غم لب های حسین زد شررم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد
کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود
وقعه ی کرب وبلا در نظرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب
خون قلبم چکد از چشم ترم مهدی جان

میدرخشد رخ ماه تو بیاد آوردم
سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

#سعید_خرازی

@raziolhossein
😢 1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


مهدى بیا كه رفتنیَم، راهِ چاره نیست
 جُز تو، به آسمانِ ولایت ستاره نیست

آبى به كامِ خُشكِ منِ تشنه لب رسان
 در كارِ خِیر، حاجتِ هیچ اِستخاره نیست

 بِنشین كنارِ بسترم اى میوه ى دِلَم
 فُرصت به قَدرِ دیدنِ رویت دوباره نیست

 آه از دَمى كه حضرتِ حیدر به خانه دید
 در گوشِ مادرم اثر از گوشواره نیست

 مهدى  بِدان كه بِینِ مُصیباتِ كربلا
 جانسوزتر زِ حَلقِ پاره ى آن شیرخواره نیست

 جَدّ غَریبِ من، بَدَنَش پاره پاره شُد
 امّا بِه گِردِ من خَبَرى از سَواره نیست

#سعید_خرازی
@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

دﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺯﺩﯼ ﻭ ﺑﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﭘﺴﺮﺕ
ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﺳﺎﻣﺮﻩ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ

ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ
ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﺁﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ

ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ

ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ

ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد
ﻋﻄﺶ ﮐﺮﺑﺒﻼ ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت

ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ

ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ
ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ

#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه
ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار
خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد
تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم
که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست


#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت



این چند روزه لرز تنت بیشتر شده
شاید تو را هم از قفس غم رها کنند
این آب از گلوی تو پایین نمی رود
بس کن دگر ٬ بگو پسرت را صدا کنند


مزد رسالتِ دل لرزان مصطفی است
این لرزشی که بر سر و دستت رسیده است
این آخرین زمان حضور ائمه است
این روزگار مثل تو رنگش پریده است


دارد به دست خود به لبت آب می دهد
فرزند پنج ساله که پیشت نشسته است
مثل امیدهای به زهر آرمیده ات
از بغض ٬ راه آه نفسهاش بسته است


حالا که در جوانی ات از دست می روی
کاری برای غربت مهدی نمی کنی؟
در رفت و آمد غم و در ازدحام داغ
فکری برای غیبت مهدی نمی کنی؟


باشد ٬ برو ٬ ولی به دو چشمش نگاه کن
خون دل است این که به رخسارش آمده
از بهر یوسفت چه کسانی ببین که بعد
در مصر روزگار به بازارش آمده


او را بغل بگیر که آغوش آخر است
شاید هزار سال دچار بلا شود
شاید غریب کوچهٔ جهل و غرورها
شاید اسیر سلسلهٔ کینه ها شود


دارد کنار پیکر تو گریه می کند
یعنی که آب غسل تو هم جفت و جور شد
باید برای تو کفنی دست و پا کند
گویا دوباره داغ غریبی مرور شد


اصلاً بپرس گریهٔ او از برای چیست
شاید برای بی کفنی گریه می کند
شاید برای تشنه لبی ناله می زند
شاید برای پاره تنی گریه می کند


#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

آنکه بر محضر شما نرسد
مطمئنا که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود
آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده
آنکه بر "سُرَّ مَن رَا ...نرسد

چشم بر خاکِ آن اگر بکشیم
آسمان هم به گَردِ ما نرسد

سامرا رفته‌ها به من گفتند
هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان
تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت
از گدایانِ این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید
بعدِ نام حسن کریم نوشت

تاکه پیشِ تو درد دل کردیم
نام ما را خدا کلیم نوشت

دلِ ما را اسیر کرد آنکه
بال جبریل را گلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا
بازهم روزیِ عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا
نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است
آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست
آن طرف بی چراغ بی علم است

این طرف احترام می‌بینی
آن طرف ناسزا که دَم‌به‌دم است

سامرا شد خراب فهمیدم
چقدر روضه‌ها شبیه هم است

مادری اند هر دوتا آقا
موسپید است هرکه غرقِ غم است

پیش‌هر دو به گریه می‌شنوی
روضه‌ی پهلویی که محترم است

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدایِ دو یاحسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد
به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت
زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرفِ آبی به دستهایش تا
پدر آبی نفس زنان بخورد

می‌خورد ظرف هِی به دندانت
چه کند آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت
ضربه از چوبِ خیزران بخورد

روی پیشانی‌ات فقط چین است
آه اگر سنگ بی امان بخورد
**
عمه مانده است زیر هر ضربه
که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه‌اند و با خنده
لقمه‌ی خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم
ما گدای دو یاحسن هستیم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

زهر جانکاه به جان جگرش افتاده
لرزه بر پیکره ی بال و پرش اقتاده

عطش از سوختگی لب او می بارد
شدت زهر به لبها اثرش افتاده

چشم او امدنی را به تماشا مانده
با دلی تنگ به یاد پسرش افتاده

در سرداب که وا شد دل او ریخت بهم
یاد یک خانه ای و میخ درش افتاده

لحظه ی اخر او روضه شد و سخت گریست
داغ مادر به دل شعله ورش افتاده

یاس در اتش و یک شهر تماشا میکرد
در به روی بدن محتضرش افتاده

محسن و مادر و دیوار و لهیب هیزم
روضه در روضه همه در نظرش افتاده

گفت اهسته به گوش پسرش...مادرمان
رد یک پنجه به چشمان ترش افتاده


#حسن_کردی


@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز
چشم «نرگس» به جمالت، نگران است هنوز

دل شهزاده‌ی روم، آینه‌ی دلبری‌ت
تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری‌ت

پسر حضرت هادی! به فدایت پدرم
پدر حضرت مهدی! به فدایت پسرم

حج نرفتی تو، ولی قبله‌ی حاجات شدی
تو خودت، عین صفا، مشعر و میقات شدی

کعبه، یک چاردهم، بی تو صفا کم دارد
بی تو، یک چاردهم، عطر خدا کم دارد

ماه زیبا ! حسنِ دوم زهرا ! برخیز
مهدی‌ت دل نگرانت شده، بابا ! برخیز

باز هم جانِ جهان را، تو در آغوش بگیر
صاحب عصر و زمان را، تو در آغوش بگیر

روی زانو بنشان آینه‌ی طاها را
تو ببوس از طرف ما، پسر زهرا را

غم پرپر شدنِ چون تو کریمی، سخت است
به رقیه قسم! آقا ! که یتیمی سخت است

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت



آقای سامرا چقدر ناتوان شدی
خیلی شبیه مادر خود قدکمان شدی

عمری اسیر طعنه و زخم زبان شدی
تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی
چون مادرت زمان جوانی تو میروی

دور از مدینه حضرت جانان چه میکنی؟
یوسف،جدا ز خیمه کنعان چه میکنی

تنها غریب گوشه زندان چه میکنی
ابن الرضا به حلقه شیران چه میکنی

حتی درندگان به تو تعظیم میکنند
اینجا تو را نیامده تکریم میکنند

دور از مدینه ای سفرت سخت میگذشت
ای آسمان به بال و پرت سخت میگذشت

باگریه ها به چشم ترت سخت میگذشت
آقا چقدر بر جگرت سخت میگذشت

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای
هی میخوری زمین و ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت
شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت
اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

آتش کسی به خرمن نیلوفرت نزد
اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند
مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

خاکی شده است موی سرت گریه میکند
این ظرف آب بر جگرت گریه میکند

برروی دامن پسرت دست و پا مزن
اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

آقا سلام بر تو و دریای تشنه ات
این کاسه میخورد روی لبهای تشنه ات

یاد حسین می دمد از نای تشنه ات
دادی سلام بر لب بابای تشنه ات

خونابه گرچه از دهنت ریخته شده
آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد
شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکرتو بی امان نخورد
سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن
بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


دیگر توانی در میان پیکرت نیست
آقا رمق بین دو چشمان ترت نیست

لعنت به این زهری که آبت کرد این طور
در بسترت انگار جسم لاغرت نیست

دختر نداری تا پرستار تو باشد
جان می دهی و هیچ کس دور و برت نیست

این روزها داری دلی پر از سقیفه
در گوش تو جز ناله های مادرت نیست

مثل حسن پیری چه زود آمد سراغت
این روزگار بی مروت یاورت نیست

دور از وطن در سامرا خیلی غریبی
آقا ولیکن قاتل تو همسرت نیست

لب تشنه ای ، لب تشنه ای ، لب تشنه اما
ساعات آخر خنجری بر حنجرت نیست

مهدی است بالای سرت وقت شهادت
بی غیرتی مثل سنان بالاسرت نیست

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

آن کعبه ای که صاحب کعبه دچارش شد
قسمت نشد حاجی شود، حق بی قرارش شد

یک روز بین شیرها الله اکبر گفت
شیر درنده محو او گشت و دچارش شد

اسب چموشی را لگام انداخت...نازش کرد...
آن اسب رامش شد، سپس آقا سوارش شد

وقتی سه سال آقای ما در بین زندان بود
یعنی سه سالِ سخت، غربت... یارِ غارش شد

در روزها، در کنج زندان روزه داری کرد
شب ها مناجات و نماز و گریه کارش شد

گرچه دل تاریک و سنگی داشت زندان بان
آقا دعایش کرد تا تقوا نثارش شد

تا معتمد فهمید با زندان حریفش نیست
با جام زهری سویش آمد... سفره دارش شد

مسموم شد آقا، میان حجره اش افتاد
بر خاک چنگی می زد و دلتنگ یارش شد

از تشنگی آبی طلب کرد از غلام اما
مانع ز نوشیدن دو دست رعشه دارش شد

شکر خدا فرزندش آمد این دم آخر
دیدار رویش روزی چشمان تارش شد

این جا امام عسگری در بین این حجره...
... فرزندش آمد در کنارش غم گسارش شد

در کربلا اما همین که جد او افتاد
قاتل به روی سینه، یارِ احتضارش شد

رحمی به کهنه جامه اش حتی نکردند و...
...دست کسی غارتگر آن یادگارش شد

سالار زینب را میان خون رها کردند
گرمای سوزانِ بیابان سایه سارش شد

زینب اسیری رفت و جای یک کفن آخر...
...تکه حصیری بر تن شاه و نگارش شد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


ازما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته امام زمان سلام

این روزها هزار و دو چندان شکسته ای
حالا کجای روضه بابا نشسته ای

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربان ریشه های نخ شال گردنت

آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاه پوش، خدا صبرتان دهد

گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای

انگار غصه دار جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

یک بار فکر زهر و دل پر شراره ای
یک بار فکر واقعه گوشواره ای

با این که بر سرِ پدرِ دیده بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند

هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمان روسریش پر ستاره شد

دو ماه و نیم کار حسن مو شکافی و
دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و.

#علی_زمانیان

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

چشم پدر به راه بود، ای پسر بيا
تا جان نرفته از تن او، زودتر بيا

از پشت ابر، ای قمر فاطمي درآي‏
تا شب به در رَوَد، چو فروغ سحر بيا

هم صاحب الزمانی و هم صاحبِ عزا
بهر نماز بر تن پاک پدر بيا

افتاد جام آب، ز بس دست لرزه داشت‏
در پيکرش نمانده توانی دگر بيا

در احتضار باشد و چشم انتظارِ تست‏
باز است اين دو پنجره بر ره، ز در بيا

بس ‌‏اشکِ مردم از پیِ تشييع آمده
خاکی نمانده، شيعه چه ريزد به سر؟ بيا

صاحب عزا به ختم، حضورش مسلم است‏
مردم تمام منتظِر؛ ای منتظَر بيا

پاره جگر شده‏است و جگرپاره جز تو نيست
ای پارۀ جگر! برِ پاره جگر بيا

#علی_انسانی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

پا از گلیم بیشتر انداخته گدا
وقتی به خاک پات سرانداخته گدا
اطراف صحن بال و پر انداخته گدا
گر سوی گنبدت نظر انداخته گدا

دارد شبیه کرببلا عشق میکند
با گنبد جدید شما عشق میکند

در پیشگاه لطف تو عنوان مهم نبود
انسان رسیده یا که نه حیوان!مهم نبود
سائل مسیحی است و مسلمان مهم نبود
اینچیزها برای کریمان مهم نبود

بر پای سفره ی تو نشستیم یا حسن
ما اهل سامرای تو هستیم یا حسن

هرچند ابری است هوای زیارتت
دل ها به حسرت است برای زیارتت
لب ها گرفته اند دعای زیارتت
یادی کنیم از شهدای زیارتت

قربان زائران تو که در سفر خوشند
راه تو پرخطر شده و با خطر خوشند

ای کاش نیمه جان نشود مثل تو کسی
از دیده ها نهان نشود مثل تو کسی
راهی پادگان نشود مثل تو کیسی
بیمار و ناتوان نشو مثل تو کسی

اطراف خانه ی تو چه شبها به خط شدند
سربازها مزاحم آرامشت شدند

خشک است کام تو ولی از قحط آب نیست
هستی اسیر گرچه!بدستت طناب نیست
از خون سر محاسنت آقا خضاب نیست
بر پیکر شما اثر آفتاب نیست

با نیزه بند بند تنت که جدا نشد
جسمت سه روز بین بیابان رها نشد

سنگین که شد سرت به روی نیزه ها نرفت
آوای استغاثه تو هرکجا نرفت
دیگر سنان میان دهان شما نرفت
ناموستان به کوفه و شام بلا نرفت

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد
اصلا عصا به این بدن نیمه جان نخورد

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
20:43
#امام_عسکری_شهادت


آتش زده این زهر، تمامِ بدنم را
انداخته در گوشه ای از هجره تنم را

در غربتم و یار و مددکار ندارم
باور نکنم این همه تنها شدنم را

افتاده ام از پا و کسی نیست ببیند
این لحظه ی آخر، من و پرپر زدنم را

در آتشِ هجرِ پسرم آه کشیدم
تا آید و بیند کمی از سوختنم را

بال و پرم از زهرِ جگرسوز، کبود است
فریاد زنم لحظه ی برخاستنم را

تشنه لبم و تار شده چشم پر اشکم
سیراب نکرد آب گوارا دهنم را

عمری است شده کارِ دلم روضه سرایی
مشکی زده ام سردرِ بیتُ الحَزَنم را

تنهاییِ من باعثِ اشکِ بصرم نیست
تاریخ گواه است فقط این سخنم را

در غربتم اما بدنم تیر نخورده
از من که نبردند عقیقِ یمنم را

غارت نشدم شکر خدا لحظه ی آخر
دستی نکشیده است ز تن پیروهنم را

با این همه سوزِ جگرم شکرِ خدا که
دارم به تنم گرچه غریبم، کفنم را

روی تنم از سُمِ ستوران خبری نیست
بر حنجرم از تیزیِ خنجر اثری نیست

#رضا_باقریان

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#رباعی

دل ساخته یک مدینه با سامرّا
از بین دو صحن رفته تا سامرّا

یک صحن به نام عسکری بین بقیع
یک صحن به نام مجتبی ، سامرّا

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#دوبیتی

اگر با غصه وغم هم ندیمی
غبار غم رسد با هرنسیمی

بیا همراه با مهدی بگوئیم
«یتیمی درد بی درمان یتیمی»

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

اثر زهر به کل بدنت معلوم است
شدت درد تو و ضعف تنت معلوم است

گاه غش میکنی و گاه به خود میپیچی
خوب اوضاع تو با سوختنت معلوم است

حرف خود را به تکان دادن سر میگویی
حالت از گریه و طرز سخنت معلوم است

سعی داری که نبیند پسرت اما حیف
باز خاکی شدن پیرهنت معلوم است

پادگان جای تو و اهل و عیال تو نبود
در نگاه تو غم دل شکنت معلوم است

کاسه نزدیک لبت میشود و می افتد
با همین زاویه زخم دهنت معلوم است

ته گودال نرفتی به سرت سنگ نخورد
شکر...این لحظۀ آخر بدنت معلوم است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


بیا و سر به روی سینه‌ام بگذار، مهدی‌جان
شرر زد بر درونم زهر آتشبار، مهدی‌جان

بیا تا سیر بینم وقت رفتن، ماه رویت را
که می‌باشد مرا این آخرین دیدار، مهدی‌جان

در ایام جوانی سیر گردیدم ز جان خود
ز بس بر من رسید از دشمنان آزار، مهدی‌جان

از آن ترسم که بعد از من، تو در تنهایی و غربت
به موج غم گذاری چهره بر دیوار، مهدی‌جان

تو در ایام طفلی بی‌پدر گشتی، عزیزِ دل
مرا شد در جوانی پاره قلب زار، مهدی‌جان

از آن می‌سوزم ای نور دو چشم خود، که می‌بینم
تو بهر گریه کردن هـم نداری یار، مهدی‌جان

غم تو بیشتر باشد ز غم‌های پدر، آری
اگر چه دیده‌ام من محنت بسیار، مهدی‌جان

تو باید قرن‌ها در پردهء غیبت کنی گریه
بُود هر روز روزت مثل شامِ تار، مهدی‌جان

تو باید قرن‌ها چون جد مظلومت علی باشی
به حلقت استخوان باشد، به چشمت خار، مهدی‌جان

بگیر از مرحمت، فردای محشر، دست «میثم» را
که بر جرم و گناه خود کند اقرار، مهدی‌جان

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#دودمه

در میان سامرا آید صدای فاطمه
یا بنی یا حسن

مهدی زهرا بگرید با نوای فاطمه
یا بنی یا حسن

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


به لبِ خشکِ تو انگار که باران میخورد
آب می‌خوردی هِی ظرف به دندان میخورد

پسرِ کوچک تو مانده چه سازد با تو
زهر وقتی که بر این سینه سوزان میخورد

آه میسوخت از این آه دوتا گونه‌ی او
نفست تا که برآن چهره‌ی گریان میخورد

فقط از کنده و زنجیر و فلک خالی بود
ورنه این حُجره‌ی پُر درد به زندان میخورد

بارها شد که تو پیچیدی و اُفتاد سرت
بارها خاک بر این زلف پریشان میخورد

پسرت اینطرف و مادرت آنسو افتاد
دستهاشان به سر از آه حسن جان میخورد

دیدی از بسترِ خود شام و سَر و آتش را
آنهمه زخم که از بام به طفلان میخورد

یک به یک با سرِ خود روی زمین میخوردند
ضربِ شلاق که بر پشت و گریبان میخورد

خیره بر چشمِ پدر بود نفهمید که سوخت
آشتی را که بر آن دخترِ بی جان میخورد

دخترک زد به لبش گفت که دندانش کو
آنقدر سنگ که بر آن لب و دندان میخورد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


به مثل زهر،درد دوری ات در پیکرم باشد
بیا یکدم ببین،تنها اجل دور و برم باشد

تمام آرزویم این شده تا از در آیی تو
چه باشد بهتر از این گر که مهدر در برم باشد

بیا تا سیر بینم روی ماهت را عزیز دل
بیا دامن کشان تا روی دامانت سرم باشد

ندارم قوتی در تن به مثل بید می. لرزم
بیا و کن تماشا لحظه های آخرم باشد

بیا خالی است جای تو کنارم ای جگر گوشه
ببین پاره جگر جای تو دور بسترم باشد

به اشک من در این حجره کسی هرگز نمی خندد
صدای گریه می آید،گمانم مادرم باشد

من از یاد همه رفتم ولی یاد حسینم من
به یاد سینه ی او خون به چشمان ترم باشد

همان سینه که برآن نعل تازه رفت و آمد داشت
که از این غم بیا بنگر فقط خاکسترم باشد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

 
ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان
سوخت از زهر هلاهل جگرم مهدی جان
 
 دوست دارم که به دامان محبت بنهی
از ره مهر و محبّت تو سرم مهدی جان
 
معتصم داد به من زهر که با خوردن آن
شمع سان سوخت ز پا تا به سرم مهدی جان
 
موقع دادن جان از اثر زهر جفا
روز شد تیره به پیش نظرم مهدی جان
 
ز آتش زهر جفا گر چه به خود می پیچم
یاد آن سینه و آن میخ درم مهدی جان
 
داد زهار بستان زان دو نفر روز ظهور
سوختند آن دو نفر برگ و برم مهدی جان
 
روز موعود تو از ثانی نامرد بپرس
کرد نیلی ز چه روی قمرم مهدی جان
 
پهلوی مادر ما را بشکست و بشکست
زین جنایت به خدا بال و پرم  مهدی جان
 
دل ژولیده از این ماتم عظمی خون شد
ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان


مرحوم #ژولیده_نیشابوری


@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

.
شانه به دَردِ زُلفِ پَریشانِ من نخورد
مرهم به دردِ چاکِ گریبانِ من نخورد
.
از زَهرِ مُعتمد که دو سه جُرعه خورده ام
یک قطره هم نماند که از جانِ من نخورد
.
تاریک بود بس که شِکنجه سرای من
راهِ ستاره نیز به زِندانِ من نخورد
.
شش سال در اسارت اگر عُمرِ من گذشت
بر خواهرِ اسیر که چَشمانِ من نخورد
.
در شُعله ای که چادُرِ این همسرم نَسوخت
یا تازیانه بر تَنِ طِفلانِ من نخورد
.
دَندانِ من زِ لرزه بر این کاسه آب خورد
چوبی دِگر به گوشه ی دَندانِ من نخورد
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#دوبیتی

.
گُواهم هَست چَشمانِ تَرِ من
رسیده لحظه های آخَرِ من
.
اگرچه سوختم در آتشِ زَهر
نرفت امّا در آتش هَمسرِ من
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_مدح
#امام_عسکری_شهادت


گدای کوی تو آقاست یا اباالحجه
که زیر سایۀ مولاست یا اباالحجه

نگفته ، حاجتِ دل را برآوری آقا
ز بسکه لطف تو با ماست یا اباالحجه

به خوان نعمت تو انبیاء بنشستند
که دست جود تو غوغاست یا اباالحجه

هزار حاتم طایی گدای سفرۀ تو
که سفره دار تو یکتاست یا اباالحجه

که گفته گوشۀ تبعید فیض جاری نیست
کرامت تو ز بالاست یا اباالحجه

بهارها همه دم صحبت از گُلت دارند
گُل تو یوسف زهراست یا اباالحجه

هزار یوسف مصری غلام یوسف تو
دَمَت هزار مسیحاست یا اباالحجه

خبر دهند به اردوی سوگوارانت
بساط ناله مهیّاست یا اباالحجه

صدای نالۀ مهدی بگوش می آید
که نور چشم تو تنهاست یا اباالحجه

عزای غربت تو بوی مجتبی دارد
دلت کرانۀ غمهاست یا اباالحجه

فراق و غربت و تبعید و رنج ، قوط تو شد
که غصه یار تو مولاست یا اباالحجه

هنوز یار نداری که یاری تو کند
که از مزار تو پیداست یا اباالحجه

شکسته باد نظامی که حرمت تو شکست
مزار تو همه دلهاست یا ابالحجه

هزار گنبد تابان به مرقدت روشن
که فرشت عرش معلّاست یا اباالحجه

ملائک حرمت با وقار می گویند:
که کربلای تو اینجاست یا اباالحجه

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


حدیث گریه شده جام زهر خوردن تو
به عمر گل نرسد قصه ی فسردن تو

همیشه آب نخوردن دلیل مرثیه نیست
تمام روضه ی ما گشته آب خوردن تو

هزار بار ، دلت را به ظلم سوزاندند
هزار بار ، بمیرم برای مردن تو

نبرده است مدینه ز خاطر ، ای یوسف
به سامرا ، نه به زندان غصه بردن تو

چه سخت بود سپردی یتیم خود به "قدر"
چه سخت بود به دست "قضا" سپردن تو


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ايم
همچو اشك از غم يك خاطره برخاسته ايم
با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ايم
به هواى حرم سامره برخاسته ايم

روضه غربت تو حال عجيبى دارد
هركه نامش حسن است ارث غريبى دارد

جان به قربان دلت جان به فداى سر او
فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او
كه تفاوت بكند ، همسرتو ... همسر او
طعنه بسيار شنيده دل غم پرور او

حسن سامره صحن حرمت محترم است
حسنى بين بقيع است كه او بى حرم است

ياحسن ، آه تو پرداختنى ميخواهد
ياحسن ، داغ تو بر سرزدنى ميخواهد
ياحسن ، نام تو دور از وطنى ميخواهد
ياحسن ، روضه تو سوختنى ميخواهد

دل تو تنگ مدينه است كه دلگير شدى
مادرى هستى عزيزم تو اگر پير شدى

خانه كوچك تو هيچ كم از زندان نيست
خالى از آمدن و رفتن زندانبان نيست
بين يك مشت نگهبان كه بوى ايمان نيست
زندگى با زن و بچه بخدا آسان نيست

خانه ات امنيت از دست نگهبانان داشت؟
واقعا ايمنى از حمله نااهلان داشت؟

اصلا اين غصه به پيمانه تو ريخته اند؟
اصلا آقا سر پروانه تو ريخته اند؟
شعله بر دامن كاشانه تو ريخته اند؟
چل نفر در وسط خانه تو ريخته اند ؟

راه ناموس ترا بسته كسى در كوچه؟
همسرت را زده پيوسته كسى در كوچه؟

كوچه اى بود مدينه ، كه زنى خورد زمين...
ناگهان مادرتان با زدنى خورد زمين ...
فاطمه با لگد بد دهنى خورد زمين ...
حسن عسكرى ، آنجا حسنى خورد زمين ...

قسمت اين بود كه او دردو محن جمع كند...
گوشوار از وسط كوچه حسن جمع كند

قسمت اين بود از اين داغ تو را هم دادند
به تو هم موى سپيدى و قدى خم دادند
در جوانى پسر فاطمه را سَم دادند
به لب خشك تو از جام محرم دادند

عطش پيكر مسموم تو ميگفت حسين...
نفس تشنه حلقوم تو ميگفت حسين ...

پسرى داشتى و آب به لبهاى تو ريخت
لحظه تشنگى ات گريه به غمهاى تو ريخت
اشك بالاى سر پيكر تنهاى تو ريخت
خاكها بر سرش از ماتم عظماى تو ريخت

روى زانوى پسر بودى و عطشان نشدى
حسن فاطمه صد شكر كه عريان نشدى

پسرى داشتى و زود كفن كرد ترا
كفن فاخر و شايسته به تن كرد ترا
درخور شان تو تشييع بدن كرد ترا
تيرباران چه كسى مثل حسن كرد ترا؟

نيتم بود حسين و ز كفن ميگفتم
ناخودآگاه همش ياد حسن مي افتم ...

خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده
احترام دل بى طاقت او حفظ شده
بعد تو روسرىِ عصمت او حفظ شده
دست بسته نشده عزت او حفظ شده

خواهرت بزم شراب و سر بازار نرفت
به اسيرى وسط مجلس اغيار نرفت

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


کام بهار طعمۀ جام خزان شده
زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه‌اش
زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی‌تاب لرزش بدنش دیدۀ زمین
گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسۀ آبی رمق نداشت
دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی‌اش
حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لب‌های تشنه‌اش
زخمیِّ دست بی‌ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او
پایین‌نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشت‌های او
مقصود دست غارت یک ساربان شده


#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
20:43
#امام‌_عسکری_شهادت


آتش زهر تمام جگرت را سوزاند
نا نداری و عطش چشم ترت را سوزاند

کاسه ی آب ز دستت به زمین می افتد
تشنگی شعله شد و بال و پرت را سوزاند

بدنت بی رمق و هی به خودت می پیچی
آه آهت همه ی دور وبرت را سوزاند

میکشی پا به زمین و بدنت سرد شده
سرفه هایت بدن مختصرت را سوزاند

دیدن حال بد و جان‌ به لب آمده ات
به خدا قلب یگانه پسرت را سوزاند

سر تو بر روی دامان پسر... جان‌دادی!
مطمئنم که خودت یاد حسین افتادی

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت

بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای
هی میخوری زمین و ولی یاد کوچه ای

گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت
شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت

شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت
اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت

تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند
مهدی رسیده و به برت گریه میکنند

بر روی دامن پسرت دست و پا مزن
اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن

یاد حسین می دمد از نای تشنه ات
دادی سلام بر لب بابای تشنه ات

خونابه گر چه از دهنت ریخته شده
آلاله روی پیرهنت ریخته شده

شکر خدا که لعل لبت خیزران نخورد
شکر خدا که روی گلویت سنان نخورد

چکمه به روی پیکر تو بی امان نخورد
سر نیزه ای نیامد و روی دهان نخورد

شکر خدا که تو کفنی داشتی حسن
بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
2
20:43
#امام_عسکری_شهادت


طفل اشکی که در این دیده ی تر می لرزد
خبر آورده ز داغی ، که جگر می لرزد

رو به قبله شده خورشید و شفق می گرید
پشت افلاک ، از این هول خبر می لرزد

جسم بابای جوان در بغل کودک اوست
شعله ی شمع در آغوش سحر می لرزد

بر پسر درد یتیمی است ، مسلم وقتی
کاسه ی آب به دستان پدر می لرزد

حسن عسکری از زهر ستم می سوزد
دل زهرا ز غم مرگ پسر می لرزد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت

ای سراپا حسن حیّ ذوالمنن
سوّمین ابن الرّضا دوّم حسن

ای هزاران آفتابت مشتری
یا اباالمهدی امام عسکری

دُرّ ده دریا و بحر یک گهر
آن گهر خود حجّت ثانی عشر

با همه درد و غم و عمر کمت
تا ابد مرهون احسان، عالمت

از نماز و از دعای متصل
بردی از دشمن کنار حبس دل

با خدا پیوسته در راز و نیاز
روزها را روزه، شب ها در نماز

رنج هایت در ره توحید بود
سال ها یا حبس یا تبعید بود

روزگارت شعله ها بر جان فکند
دشمنت در برکهء شیران فکند

ایستادی بین شیران در نماز
شیرها را جانبت روی نياز

الله الله گرد تو درّندگان
سر فرو بردند همچون بندگان

نور علمت از درون حبس ها
کرد از ظلمت جهانی را رها

ای دمت جان داده بر روح الامین
آسمان خفته در خاک زمین

رهنمای آفرینش کیست تو
شهریار ملک بینش کیست تو

چشم بد از ماه رخسار تو دور
یک جمال و چارده خورشید نور

گشت دشمن در جوانی قاتلت
کشت در ماه ربیع الاوّلت

کفر خود را عاقبت معلوم کرد
همچو اجدات تو را مسموم کرد

سامره شد صحنهء روز جزا
گشت تنها مهدیت صاحب عزا

ای به قربان تو و عمر کمت
قلب مهدی داغدار ماتمت

بی تو مهدی بی کس و یاور شده
طفل تنهای تو تنهاتر شده

آه از آن ساعت که در سوز و گداز
خواند مهدی بر تن پاکت نماز

کرد تا جسم ضعیفت را نظر
بر کشید آهی جهان سوز از جگر

آسمان دیده اش انجم گریست
بین مردم مخفی از مردم گریست

گر چه بوده اشک دامن دامنت
بود کی زنجیر و غل بر گردنت

جسم تو زخم از دم خنجر نداشت
پیکر جدّ غریبت سر نداشت

آه از آن ساعت که زین العابدین
پیشوای عابدین و ساجدین

دید در گودال خون بر روی خاک
پیکر پاک پدر را چاک چاک

یوسف زهرا و زخم تیر و سنگ
گرگها کردند جسمش چنگ چنگ

گشت از چشمش روان دریای خون
خواست جانش از بدن آید برون

همدم او جز شرار تب نبود
جان ز کف می داد اگر زینب نبود...

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


پر پرواز گشودی و مهیا شده ای
زهر افتاده بجانت که چنین تا شده ای؟

کمرت خم شده و تاب و توانت رفته
با همین دست به دیوار چو زهرا شده ای

جگرت مثل حسن سوخته صدپاره شده
آه با آتش این زهر مداوا شده ای

هی زمین خوردی و کل بدنت خاکی شد
مثل از اسب زمین خوردن آقا شده ای

هر چه آمد به سرت تیر به قلبت که نخورد
سنگ باران وسط هلهله آیا شده ای؟

راستی پیرهنت را ز تنت دزدیدند
راستی از اثر تیغ مجزا شده ای؟

زخم شلاق نشسته به تن دختر تو؟
چقدر خون جگر از زخم زبان ها شده ای؟

راستی در وسط طشت سرت را بردند؟
بسوی خواهر خود گرم تماشا شده ای؟

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
1 😭 1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


یابن‌الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
خون جای اشک می‌چکد از چشم اطهرت

داغی نشسته بر جگر داغدار تو
در خون نشسته است دل درد پرورت

قربان آن امام، که در آخرین نفس
سیراب گشته است به دست مطهرت

ای سرو سرفراز جهان، سرو سربلند
از ماتم پدر چه رسیده ست بر سرت

بهر تسلّی دل درد آشنای تو
صف بسته‌اند خیل ملائک برابرت

ما را شریک درد و غم خود حساب کن
ما دل شکسته‌ایم ز احوال مضطرت

دلتنگ سامرای تو هستیم و چون نسیم
ما را ببر به دیدن گلزار پرپرت

رفتی به پشت پردۀ غیبت ولی شده است
صدها هزار عاشق و عارف کبوترت

چشم انتظار مانده زمین تا کدام روز
روشن شود جهان ز حضور منورت

با کثرت گناه «وفایی» شب فراق
دارد سلام و عرض ارادت به محضرت

#سید_هاشم_وفایی


@raziolhossein
😭 1
20:43
#امام_عسکری_شهادت


ای جگر گوشه امان از جگرم مهدی جان
زهر آتش زده پا تا به سرم مهدی جان

لرزه افتاده به جانم، تو بیا راحت جان
ای رخت روشنی چشم ترم مهدی جان

سر من بر روی دامان تو و می سوزد
جگرت را نفس مختصرم مهدی جان

نام من هم حسن و مادریم همچو حسن
کشتهٔ کوچه و دیوار و درم مهدی جان

آتش فتنه که از سمت سقیفه برخاست
باز هم زهر شد و زد شررم مهدی جان

هم از این داغ و هم از روضهٔ جانسوز عطش
سوخت بابا جگر شعله ورم مهدی جان

یاد آن تشنه لبِ از لب خنجر سیراب
جرعه ای آب بیاور به برم مهدی جان

شمع عمرم که به تبعید و به زندان ها سوخت
شده انوار هدایت ثمرم مهدی جان

عالمی چشم به راه تو و در حال دعاست
که رسد روز ظهورت پسرم مهدی جان


#سعید_نسیمی

@raziolhossein
1
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#دوبیتی


کتیبه بر در و دیوار بستند
دل آیینه رویان را شکستند

عزای سامرا داغ مدینه است
حسن ها داغدار کوچه هستند
......

ز گلبرگ دو چشمش یاس افتاد
دلش در آتش احساس افتاد

میان کاسه ی آبش چه میدید
که یاد حضرت عباس افتاد
......

عزایش رستخیز روضه ی ماست
عطش هم اشک ریز روضه ی ماست

امام از کودک خود آب میخواست
همین جمله گریز روضه ی ماست

.......

دلش لرزید پای دستهایت
نمی داند عزای دستهایت

گدا از سامرا با دست پر رفت
دعا کرد از برای دستهایت
......

دل و جان در عزایت گریه کردند
فراوان در عزایت گریه کردند

کریم سامرایی ای حسن جان
کریمان در عزایت گریه کردند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:43
#امام_عسکری_شهادت


گریه خاموش نکرد آتش جانم چه کنم
رو به قبله شده بابای جوانم چه کنم

سر بی تاب پدر بر سر زانوی من است
اول درد یتیمی است ، ندانم چه کنم

نگران شد پدر از غربت تنهایی من
من هم از حالت بابا نگرانم چه کنم

سخت بود اینکه ببینم پدرم جان میداد
وای من ، وای که کاری نتوانم چه کنم

لرزش کاسه ی آب این دل من را لرزاند
کوهم و میدهد این داغ تکانم چه کنم

پدرم گرچه زمین خورد ولی نیزه نخورد
یاد جدم کنم و روضه نخوانم چه کنم

بر روی زخم تنش بار دگر زخم زدند
تیرباران شدنش کرده کمانم چه کنم

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
20:43
#امام_عسکری_شهادت
#امام_زمان

الا نگار دلارا ، سرت سلامت باد
يگانه يوسف زهرا،سرت سلامت باد

فداى شال عزا و سرشك چشمانت
فداى حال تو مولا ،سرت سلامت باد

فداى قلب حزينت ، فداى سوز دلت
دراين مصيبت عظمى،سرت سلامت باد

دراين شبى كه تو صاحب عزاى بابايى
پذير تسليت ما ، سرت سلامت باد

امام عسكرى از زهر معتمد مسموم
بقاى عمر تو آقا ، سرت سلامت باد

نشست گرد يتيمى ز كودكى به سرت
بميرم اى گل زهرا ،سرت سلامت باد

روان زغصه ،زچشم توجوى اشك شده
ميان ناله و غوغا ، سرت سلامت باد

#سعید_نسیمی

@raziolhossein
2
31 August 2025
ش
04:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری
#رباعی

بگذار که خاک زیر پایت باشیم
وز مِهر چو ذرّه در هوایت باشیم

ما را به گدایی درِ خود بپذیر
بگذار گدای سامرایت باشیم

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
ش
04:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت


هر کس که با ولای تو دل آشنا نکرد
لب تشنه ماند و روی به آب بقا نکرد

چشمی که دید روضۀ نورانی تو را
دیدار باغ خُلد طلب از خدا نکرد

هرگز نمی رسد به مشامش نسیم عشق
آن کس هوای قبر تو در سامرا نکرد

ای عسکری لقب، که غم تو عظیم بود
دل را غمی چو داغ تو ماتم سرا نکرد

گل ها به عمر کوته تو گریه می کنند
یک غنچه لب به خنده ز داغ تو وا نکرد

قربان آن دلی که به شب های سوز و ساز
حتی به حبس، دامن شب را رها نکرد

دشمن ز کشتن تو کجا می کند حیا
جائی که او ز کشتن زهرا حیا نکرد

هر گوشه از دل تو پُر از درد و غصه بود
جز زهر کینه درد دلت را دوا نکرد

دشمن پس از تو بُرد به کاشانه ات هجوم
تنها به زهر دادن تو اکتفا نکرد

ای گل زبی وفائی گلچین روزگار
دنیای دون نصیب تو غیر از جفا نکرد

#سید‌هاشم_وفایی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


هواى سامره مثل غروب پائيز است
 سياهپوش عزا گشته و غم‏ انگيز است

ز كوچه كوچه ی آن بوى درد مى‏ آيد
صداى غربت يك مرد مرد مى‏ آيد

ميان حجره غريبانه زار مى‏ گريد
 و كودكى كه بر او بيقرار مى‏ گريد

چه كودكى كه همه انبيا به قربانش
 عزيز فاطمه در بر گرفته چون جانش

شرار زهر و عطش در سكوت غوغا كرد
 امام عسکرى آخر به ناله لب وا كرد :

كه اى اميد دلم ، لحظه ی جدايى شد
 براى ديدن زهرا دلم هوايى شد
 
چو مادرم به جوانى از اين جهان سيرم
 زمان زمان فراق است و سخت دلگيرم

ز تاب رفته دلم صبر و تاب مى‏ خواهم
 ز دست كوچك تو جام آب مى‏ خواهم

اگر چه از شرر زهر كينه جانش سوخت
 غريب بود و ز غم قلب مهربانش سوخت

ولى چو جدّ غريبش حسين ، تشنه نرفت
 و در برابر خواهر به زير دشنه نرفت

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


فاطمه امشب گُهَر از دست داد
هادی امّت پسر از دست داد

سامره خاموش و سیه پوش شد
حضرت مهدی پدر از دست داد

#کلامی_زنجانی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


چه آتشی ز تو ای زهر در جگر دارم
اجل رسیده و من نیت سفر دارم

ز داغ غربت مهدی همیشه می سوزم
به قلب غم زده خود دوصد شرر دارم

گریست سامره برمن که دید تنهایم
که زخم های فراوان چنان پدر دارم

نماز میت من را بیا بخوان مهدی
که رو به قبله شدم حال محتضر دارم

شبیه جدم حسین تشنه تشنه می میرم
به یاد آن لب خشکیده چشم تر دارم

نه سیلی از کسی خوردم نه نیزه از دشمن
نه قطعه قطعه روی خاک یک پسر دارم

به بیت فاطمه مهمان محسنم امشب
هوای مادر خود فاطمه به سر دارم

به جای گل به عزادار هیزم اوردند
کسی نگفت گلی را به پشت در دارم

صدای فاطمه آمد :"نترس چیزی نیست
خودم هوای شما را به پشت در دارم

صدای بعدی صدای کنیز زهرا بود:
"کمک کنید که او را زخاک بردارم"

#مجید_احدزاده

@raziolhossein
1
04:16
#امام_عسکری_شهادت
#امام_عسکری_مدح


نظری تا به من شب زده ایمان برسد
از عنایات شما رزق فراوان برسد

هیچکس حال پریشان مرا چاره نکرد
با شما این دل آشفته به سامان برسد

"سامرایی شده ام راه گدایی بلدم"
سائلی آمده تا محضر سلطان برسد

کار ما چیست؟ گدایی در خانه دوست
در این خانه نشستیم که احسان برسد

لطف کن گوشه ی چشمی به من مسکین کن
با نگاهت به گدا فیض دوچندان برسد

درد بسیار و مداوا فقط از جانب توست
ای خوش آن درد که از سمت تو درمان برسد

کعبه محروم شد از نعمت پابوسی تو
قسمت کعبه نشد محضر جانان برسد

چند بیتی بنویسم ز مصیبت هایت؟!
شعر خوب است که با روضه به پایان برسد

باز هم زهر اثر کرده و لب تشنه شدی
تشنگی آمده تا که به لبت جان برسد

کنج یک حجره در بسته تنت می سوزد
پسری هست به داد تن سوزان برسد

دم آخر دل تو پر زده تا کرب و بلا
با سلامی که به سوی شه عطشان برسد

مانده جسمی به روی خاک، خدا رحم کند
هیچکس نیست به داد تن عریان برسد
....
خشکسالیم و کویریم دعا کن باران
یوسف گم شده ات زود به کنعان برسد

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


سوختم از اثر زهر جفا مهدی جان
قوتی نیست تنم را به خدا مهدی جان

رعشه افتاده زپا تا به سرم میلرزد
کن تماشا بنگر حال مرا مهدی جان

جگرم پاره ولی پیکر من پاره نشد
چه نیازی بود اینجا به عبا مهدی جان

آخرین لحظه عمر است بیا یک لحظه
صورتم کن به سوی کرببلا مهدی جان

بدنم نیزه نخورده ست خیالت راحت
مثل جدم نشد اعضام جدا مهدی جان

جد ما را ته گودال همه سنگ زدند
زد یکی هم به تنش با نوک پا مهدی جان

دید از روی بلندی که برش گرداندند
وای بر حال دل عمه ما مهدی جان


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_علیه_السلام


سیرتش نه در حقیقت صورت دنیایی‌اش
ماه را شرمنده‌ی خود می کند زیبایی‌اش

می‌چکد نهج البلاغه ازلب پایینی‌اش
می‌چکد آیات قرآن از لب بالایی‌اش

لحظه لحظه خیر او حتما به مردم می‌رسد
آن کسی که«جامعه» بوده دم لالایی‌اش

جامعه،«عجِّل فرج» به به چه تلفیقی شده‌ست
نسبت فرزندی‌اش با نسبت بابایی‌اش

سیزده دیگر برای هیچ کاری نحس نیست
یازده در ذکر بالا می رود کارایی‌اش

نوکر اربابم و یک بخش از آقایی‌ام
ریشه دارد بی برو برگرد در آقایی‌اش

طعم توحید و امامت را به هم آمیخته
نیمه ی مکّی او با نیم سامرّایی‌اش

هرقَدَر که خسته باشی بعد از آن دیوارها
روبراهت می کند یک استکان از چایی‌اش

از حرم برگشته می‌داند که وقت بازگشت
چایی دوم دوچندان می شود گیرایی‌اش

چون که تنها می‌روی هرگز به سامرّا نرو
چون خجالت می‌کشد تنهایی از تنهایی‌اش


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت



خشکِ خشک است لبش ؛ زهر عیان شد اثرش
کاسه ای آب بیارید نسوزد جگرش

سعی اش این است زمین گیر نباشد امّا
گاه بر روی تن و گه روی خاک است سَرَش

مثل یک مرغ در آتش به خودش می پیچد
هیچ کس نیست بگیرد به بغل ، بال و پرش

خواهری نیست بیاید دلش آرام شود
دختری نیست که سینه بزند دور و برش

وسط حجره ی در بسته و تاریک افتاد
یاد آن حجره که قاتل شده دیوار و درش

یادِ آن میوه که از شاخه ی طوبی افتاد
یاد آن کوچه و زهرا و دل شعله ورش

عوض آب فقط کاسه به دندان می زد
تا که اشک آمد و نوشید ز چشمان ترش

تشنه جان داد ولی با نوک پا ضربه نخورد
هیچ کس سنگ نزد بر بدن محتضرش

بی کس افتاد ولی شال و کمربند و عبا
مثل غارت زده ها باز نشد از کمرش

پادگان بود ؛ سنان بود ؛ کمان بود ولی
کس نکوبید به فرق سر او با سپرش

مهدی فاطمه تنها شد از امروز به بعد
شب نشین شب صحرا شد از امروز به بعد


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
1
04:16
#امام_عسکری_شهادت


از درد زهر سوخته جان مطهرش
محروم می شود جهان ز جمال منورش

آثار تشنگی به لبانش رسیده است
می لرزد از شراره ی این درد پیکرش

دارد برای هر نفسش درد می کشد
تنها خداست با خبر از قلب مضطرش

مهدی مگر بیاید و این درد کم شود
مانده ست تا به شوقِ تماشای دلبرش

سر را به زانوی پسرش تا گذاشت رفت
تشویش و اضطراب ز سیمای انورش

دارد یتیم می شود آقای کائنات
در حال رفتن است_خدا_سایه ی سرش

آقا یتیم می شود اما قرار نیست
سیلی زند کسی به رخِ ماه منظرش

دیگر قرار نیست که بعد از پدر کسی
آتش زند به خیمه ی تنهای خواهرش

اینجا پسر ندیده تن بی سر پدر
اینجا پسر ندیده اسیری مادرش


#حسن_کردی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


خورشید سوخت از غم و فردا یتیم شد
چشم و چراغِ نوح و مسیحا یتیم شد

زهری گرفت، از حسنِ عسکری نفس
صاحب-عزایِ روضهٔ بابا یتیم شد

بالا سرش به گریه نشست و عزا گرفت
بابایِ با محبتِ تنها یتیم شد

پشت و پناهِ منجیِ عالم شهید شد
تنها نه سامرا...همه-دنیا یتیم شد

ای جمکران سیاه بپوش و به سر بزن
آمد خبر که مهدیِ زهرا یتیم شد

گریه کنان امام زمان ؛ بیکس و غریب
زد بی پناه؛ خیمه به صحرا...یتیم شد...

بیتابی اش شروع شد از پنج سالگی
آقایِ غایب از نظرِ ما یتیم شد!


#م_عاطفی

@raziolhossein
1
04:16
#امام_عسکری_شهادت
#امام_زمان_مناجات


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد
غم از نگاه تو يكدم جدا نخواهد شد

محرم و صفر و فاطميه، نه هر روز
دل تو لحظه اي از غم جدا نخواهد شد

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت
دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

به سامرا ببري يا نه امشب از چشمم
هواي ابري ماتم جدا نخواهد شد

دخيل دست من از سامرا جداست ولي
دخيلِ بسته ي قلبم جدا نخواهد شد

غم حسين و غم توست در دل و، دستم
از اين دو رشته ي محكم جدا نخواهد شد

شهيد شد پدر تو ولي از انگشتش
به زور خنجر، خاتم جدا نخواهد شد


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


غریب‌تر زِ حریمِ تو نیست سامِرّا !
چقدر شیعه برایت گریست سامِرّا !

همین که پا رویِ خاکت گذاشتم، گفتم:
دلیلِ این‌همه اندوه، چیست سامِرّا ؟!

نسیمِ روضه‌ی رضوان رسیده از طرفت،
مگر زمینِ تو آغوشِ کیست سامِرّا ؟!

نفس کشیده میانِ بهشت، هرکس که
کنارِ صحن و سرایِ تو زیست سامِرّا !

مباد، باز شیاطین، جسارتی بکنند،
شبیهِ کوه، مقاوم، بایست سامِرّا !

اگرچه مرقدِ پاکت، زِ ظلم ویران شد
هنوز هم سویِ جنت، دری‌ست سامِرّا !

#عادل_حسین_قربان

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_علیه‌_السلام


محاصره‌ست ولی جای هیچ دلهره نیست
که نور لَم‌ یَزَلی قابل محاصره نیست

تنش اگرچه به ظاهر اسیر سامره است
نسیم عطر حضورش اسیر سامره نیست

کدام‌ بند و اسارت؟ که دست فضل کسی
چنین به میمنۀ روزگار و میسره نیست

کسی که شیفتۀ زرق و برق سامری است
مرام او که مرام امام سامره نیست

به حج نرفت و سفارش به اربعین فرمود
چنین گشوده به سوی ظهور، پنجره نیست

چقدر درس گرفتیم از او ولی افسوس
هنوز سیرۀ او نام هیچ کنگره نیست


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت
#دوبیتی

لبان تشنه اش وقتی تکان خورد
عطش برحنجر و براستخوان خورد

به لبهای تو ظرف آب ميخورد
لبِ ارباب چوب خیزران خورد!

#م_عاطفی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت
#رباعی


از زهر تمام پیکرش می لرزید
پیوسته ز پا تا به سرش می لرزید

افتاد حسن یاد حسن وقتی که
در کوچه به یاد مادرش می لرزید

#زهیر_سازگار

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت

قربان آن سری که به زانو نهاده است
امشب امام ما پدر از دست داده است


#سید_میلاد_حسنی

@raziolhossein
04:16
#امام_عسکری_شهادت


امشب دوباره در هوای سامراییم
پشت در ِ دارالشفای سامراییم
روضه به روضه ما گدای سامراییم
سینه زنان ِ مجتبای سامراییم

نام حسن آمد دوباره دیده تر شد
ماه ربیع ما خزانی چون صفر شد

دنیا نبود این مزد احسان ِ حسن ها
با بی کسی سرگشت هر آن ِ حسن ها
زهرای مرضیه است گریان حسن ها
ای زهر می خواهی چه از جان حسن ها

هر دو حسن پاره جگر رفتند ای وای
با قلب از غم شعله ور رفتند ای وای

امشب فلک ، جبریل را بی بال و پر دید
ریحانه را نوحه کنان ، بهر پسر دید
عالم امیدش را دوباره در سفر دید
تنها نه مهدی ، یک جهان داغ پدر دید

آه ای یتیمان ! رفت بابا در جوانی
با مهربانان باز شد نامهربانی

شکر خدا اصحاب ، تکفیرش نکردند
با یا مذل المومنین ، پیرش نکردند
در پیچ یک کوچه ، زمین گیرش نکردند
در کودکی از زندگی سیرش نکردند

صد شکر خانه قتلگاه این حسن نیست
بی شمع و زائر ، بارگاه این حسن نیست

ای سامرا ! مهمان مظلومت کجا رفت
ابن الرضای سومین ، پیش رضا رفت
آه از نهاد مهدی ِ او  تا خدا رفت
دور از وطن چون کشته ی کرببلا رفت

خوب است که خار بیابان بسترش نیست
چشمی پی ِ عمامه و انگشترش نیست

شد سامرا کرببلایی واحسینا
مهدی کند نوحه سرایی ، واحسینا
ای تن که زیر دست و پایی واحسینا
تو زینت عرش خدایی ، واحسینا

تدفین تو شد ماجرایی واحسینا
جای کفن در بوریایی واحسینا



#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
2
04:16
#امام_عسکری_علیه_السلام


نبی سِرشت و علی شوکت و حسن سیما
حسین سیرت و میراث دار آل کسا

کریم مثل حسن، مهربان شبیه حسین
پناهگاه فقیران و ملجا ضعفا

هزار حاتم طایی گدای دربارش
امام جود و کرم پادشاه فضل و سخا

"زکی" و "خالص" و "صامت"، "سراجِ" اهل ولا
"کریم"و "ناصح" و "طاهر"، "شفیعِ" روز جزا

"ابومحمد"، "ابنُ الرضا"، "سخی" و "رفیق"
امام یازدهم آن کمال بی همتا

شَهی که نقطه پرگار آفرینش اوست
طفیل هستی او بود خلق ارض و سما

خَم است پیش دو ابروش گردنِ گردون
به خاک پاش فتادست عالم بالا

کلاه از سر هفت آسمان زمین افتد
اگر‌کنند نگاهی بر آن قد رعنا

به دست بوسی او اولیاء مفتخرند
به پای بوسی او جبرئیل گشته دوتا

نشد به حج برود گرچه او، ملالی نیست
که حج ز یُمن قبول امام یافت بها

ز داغ دوری او کعبه داغدار بُود
ازآن نموده به تن جامه سیاه عزا

امام رُکن حقیقی کعبه می باشد
که کعبه گرم طواف است دور سامرّا

کلید عالم امکان به دست هایش بود
به حصر بود ولی بود سیّدُالاُمَرا

به حصر بود ولی پادشاه عالم بود
که نیست شیر خدا را ز سلسله پروا

نگاه کن که اسیران پیچ زلف تواییم
کدام شاه به غیر از تو میخرد ما را

چه نور بود که از چهره تو تابان بود
که شیر رام تو شد همچو آهوان ختا

به دست های تو افتاده لرزه آقاجان
چه کرده با جگر تو مگر که زهر جفا

غریب بودی و مظلوم همچنان حیدر
جوان شهید شدی مثل مادرت زهرا

پسر رسید به بالین و آب دستت داد
رسیده است زمان‌ گریز کرببلا

پسر رسید در اینجا به محضر پدرش
پدر رسید کنار پسر ولی آنجا

به پاره های تن اکبرش گریست حسین
کشید ناله "عفی بعدک علی الدنیا"


#عاصی_خراسانی


@raziolhossein
04:20
#امام_زمان_مناجات
#امام_عسکری_شهادت


باز اگر در زده این عبد، گرفتار شده
به خودش آمده و دیده که سربار شده

گرچه بیچاره ام و چهره ی من تکراری است
راه من وا شده با توبه ی تکرار شده

یار، فکر من و من فکر گناهم شب و روز
در دل سوخته اش، غصه تلنبار شده

نبریدم ز در خانه ی او جای دگر
گرچه آلودگی ام مانع دیدار شده

او کریم است که فکر نمکِ آش من است
او بغل کرده گدا را که طلبکار شده

آمده یوسف ما بر سر بازار، امروز
می خرد آبروی هرکه دل آزار شده

سامرا پرچم مشکی زده از داغ حسن
به فدای گل نرگس که عزادار شده

برسانید مرا پای پیاده به حرم
به امامی که اسیر غم اشرار شده

بنویسید حسن، مثل حسن مظلوم است
این حسن نیز شهید دم افطار شده

گرچه با زهر جفا هر دو حسن سوخته اند
یک حسن سوخته ی کوچه و دیوار شده

شاید این لحظه که تب کرده، تنش می سوزد ...
آخرین روضه ی او روضه ی مسمار شده

با لب تشنه زمین خورد، ولی گفت حسین ...
از غم کرببلا کار دلم زار شده

سر بریدن ز تنت، حوصله ها را سر بُرد
غصه ام آنهمه جان کندنِ دشوار شده

هیچکس مثل تو تحقیر نشد پیش همه
ای که بر غارت پیراهنت اصرار شده

تو مصیبت زده ی اهل و عیالت شده ای
ای که بد با زن و فرزند تو رفتار شده

خواهرت دید سرت را روی سر نیزه و گفت:
«تو کس و کار منی، شمر جلودار شده»


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
3
04:23
#امام_عسکری_علیه_السلام


آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته
آسمون تشنه‌ی نوره تشنه‌ی گوشه نگاته

چه مبارکه وجودت چه گدا نوازه جودت
خوش به حال پادشاهی که در خونه‌ت گداته

هم ابامحمدی هم پسر علی به والله
هر جا اسمت میاد اونجا پر عطر صلواته

شما ذریه‌ی اون مادر سجاده نشینی
دور و نزدیک و در و همسایه محتاج دعاته

یه ستاره واسه‌ی شبای بی ستاره داری
یه گل بهاری واسه روزای خزون باهاته

موسای امتی و چشمای مردم به عصاته
یا که نه نوحی و مهدی تو کشتی نجاته

یعقوب امتی و یوسفتم تو مصر غیبت
یا که نه مسیحی و مهدی و تو دم شفاته

تلخی روزای غربت تو کم نیست ولی آقا
یه پسر داری که آوردن اسمشم نباته

به ابوهاشم جعفری توسلاتی دارم
آخه دست ابوهاشم متوسل به عباته

تو اگه کعبه باشی سرداب خونه‌ی تو‌مروه‌ست
زیارت کردن تو سعیه ضریح تو صفاته

شیرینی چاییای سقاخونه‌ت از شکر نیست
عسل محبت شماس که توی چاییاته

زیارتنامه‌تو که میخونم از دل میره غم‌هام
طبیب سامره حلال تموم مشکلاته

قبل کربلا همیشه اربعین سامرا میرم
کربلا بهشته آره ولی سامرا صراطه

اگه گریه میکنم گریه‌ی شوقه شاد شادم
شادی دل من از شادی سُرَّ من رءاته

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
2
04:27
#امام_عسکری_علیه_السلام
#امام_عسکری_شهادت


ای آفتاب، سایه نشین جمال تو
ای عمر خضر، بسته به آب زلال تو
ای نیستی خلق دو عالم، زوال تو
ای هست و بودِ خلقت و هستی، وبال تو
ماییم در حریم تو، داریم چشم لطف
از دامن کریم تو داریم چشم لطف

اینجا مقربان، صُلحا صف کشیده اند
پیغمبران حق، شهدا، صف کشیده اند
آقا ببین چقدر گدا صف کشیده اند
در «سُرّ مَن رأیِ» شما صف کشیده اند
تا که شوند جزو گدایان حضرتت
روزی خورند از نمک و نان حضرتت

ای سامرات، گلشن زیبای اهل بیت
گلدسته ات، بهشت دِلارای اهل بیت
دور ضریح، در حرمت، جای اهل بیت
از نسل توست «مهدیُ مِنّایِ» اهل بیت
امشب که ما به روضه ی تو مشتری شدیم
مشغول ذکر یاحسن العسگری شدیم

کعبه در این دیار به دورت طواف کرد
پای همین مزار به دورت طواف کرد
روزی هزار بار به دورت طواف کرد
با قلب داغدار به دورت طواف کرد
ای قبله گاه یار، به دور خودت بچرخ
حج را بجا بیار، به دور خودت بچرخ

ای آنکه چشم دهر برایت گریسته
در آسمان دو نهر برایت گریسته
جبرییل بحر بحر برایت گریسته
مسموم زهر، زهر برایت گریسته
آقای من، نلرز، به دور خودت نپیچ
بر خویشتن نلرز، به دور خودت نپیچ

آقا تو هم ز سمِ جفا تشنه لب شدی
آزرده زهر قلب تو را، تشنه لب شدی
رفته دلت به کرببلا، تشنه لب شدی
در ظلّ آفتاب لبش تشنه مانده بود
بین دو نهر آب، لبش تشنه مانده بود

آقا بنوش آب گوارا، بگو حسین
بگذار سر به دامن مولا، بگو حسین
آسوده سیر کن به ثریّا، بگو حسین
مهدی کنار توست، همین جا، بگو حسین
او آمده است رخت عزا را به تن کند
آماده است تا به تن تو کفن کند

کرببلا، حسین، دریغا کفن نداشت
اصلاً کفن که جای خودش، پیرهن نداشت
جز زخم و زخم و نیزه شکسته، به تن نداشت
"هذا قلیل"، پس به گمانم بدن نداشت
جسمی که پایمال سم اسب ها شود
باید که سهم خاک شود، بوریا شود


#امیر_عظیمی


@raziolhossein
04:29
#امام_عسکری_شهادت


ز چشمِ پُر گُهَرِ من، خدا خبر دارد
ز جانِ پُر شررِ من، خدا خبر دارد

که بود معتمد و ظلم او؟ چگونه شکست،
ز کینه بال و پر من؟ خدا خبر دارد

ز هم‌زمانیِ با سه خلیفه در شش سال
چه آمده به‌ سر من، خدا خبر دارد

ز سوزِ زهرِ شرر زا، چگونه می‌گذرد
ز شام تا سحر من، خدا خبر دارد

شرارِ زهرِ ستم، هم چو شمع آبم کرد
ز سوزش جگرِ من، خدا خبر دارد

میان این همه دشمن چه‌ها کند مهدی؟
ز غربت پسرِ من، خدا خبر دارد

ز بعد من برسد غیبت خدایی او
ز صبر منتظَر من، خدا خبر دارد


مرحوم #سید_رضا_موید


@raziolhossein
04:39
#امام_عسکری_شهادت
#عامیانه


چیه ذکر هر گدا نام حسن
چیه آرامش ما نام حسن
ولی من نمیدونم چه سِرّیه
تنهایی عجینه با نام حسن

اونی که صبورتر و نجیب تره
ماجرای زندگیش عجیب تره
توی اولاد علی و فاطمه
هر کی نامش حسنه غریب تره

یه حسن توی کوچه شهید شده
شاهد یه ضربه شدید شده
من نمیدونم چرا ولی میگن
توی بچگی موهاش سفید شده

چی گذشت به آقا قصش درازه
هر کسی بجاش باشه جون میبازه
خیلی سخته ببینی بابات داره
با چوب گهواره تابوت می سازه

یه حسن غریب شهر سامراس
همونی که نوه امام رضاس
توی خونه ی خودش زندونی بود
اونی که قبله ی خونه خداس

توی ایام جوونی کشتنش
خیلی با نامهربونی کشتنش
آقامون دل نگرون مهدی بود
آخرم با نگرونی کشتنش

قربون اون بدن نیمه جونش
فدای صاحبْ عزای گریونش
پسرش آتیش گرفت وقتی که دید
میخوره کاسه آب به دندونش

تنشو تو خون میدید چیکار میکرد
اگه خیزرون میدید چیکار میکرد
اگه باباشو یه روز تو قتلگاه
پشت به آسمون میدید چیکار میکرد


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
1
04:41
#امام_حسین_علیه_السلام


شصت و نه شب میشود آقا سیه پوش
شصت و نه شب بین روضه نه در آغوش توام!

شصت و نه شب آمدم روضه به اذن مادرت
سینه زن بودم برای تو به اذن خواهرت

شصت و نه شب من پریشانم پریشانت حسین
روضه به روضه نشستم بر سر خوانت حسین

شصت و نه شب با گریز روضه یبن شبیب
گریه کردم بر جراحات تو ای شیب الخضیب

شصت و نه شب روضه خواندم جُرمت ای مظلوم چیست
زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست

شصت و نه شب از غمت خانه خرابم یاحسین
یاد خشکی لب طفل ربابم یاحسین

شصت و نه شب یاد قطعه قطعه جسم اکبرم
یاد آن ساعت که گفتی ای جوانان حرم

شصت و نه شب گریه کردم بر یتیمان حسن
بهر عبدالله و قاسم ناله کردم وای من

شصت و نه شب گریه کردم بر کس و کارت حسین
درکنار علقه افتاد علمدارت حسین

شصت و نه شب هرزمان طفل سه ساله دیده ام
بیقرار نازدانه دخترت گردیده ام

شصت و نه شب روضه ای آتش زده بر عالمین
از حرم تاقتله گه زینب صدا میزد حسین

شصت و نه شب گریه کردم با مصیبت های شام
خاک عالم بر سرم زینب کجا و ازدحام

شصت و نه شب ‌آمد و رفت و هنوزم زنده ام
جان ناقابل فدای تو نشد ؛ شرمنده ام

شصت و نه شب با سرشکم ؛ صبح را شب میکنم
۶۹ شب گریه را تقدیم زینب میکنم


#حسن_کاتب

@raziolhossein
04:44
#امام_عسکری_علیه_السلام
#امام_عسکری_شهادت


تو کریمی و ما گدا هستیم
آسمانی... شبیهِ بارانی
گرچه عنوانِ عسگری داری
حَسنِ دومِ  کریمانی

ای که مافوق این و آن هستی
لشکرت صف کشیده در بالا
عرش تا فرش تحتِ فرمانت
همه مادونِ شوکتت آقا!!!

ما کنارِ مزارِ تو دیدیم
در ضریحِ تو عشق، لبریز است
تجربه کرده‌ایم و می‌گوییم
در حریمت بهشت، ناچیز است

به صفایِ حریمِ قُدسیِ تو
دلِ ما جملگی شده پا بَست
چون گدایانِ سامرا ما نیز...
جَمعمان جمع، پیشِ سرداب است

تو و ایل و تبارتان هستید...
تا ابد  باعثِ نجاتِ بشر
پسرِ توست آنکه از اول...
بوده مقصودِ آلِ پیغمبر

حیف از روزگار و بَد عهدی
قَدرِ  تو ماند غافل از این دَهر
در عزایِ تو ابرِ  بارانیم
جگرت پاره پاره شد از زهر

خونِ دل، از لبت چکید آخر
رویِ لبهایِ تو که چین افتاد...
رَمَقت رفت از تنِ بی حال
عرش آن لحظه بر زمین افتاد

جگرت جایِ خود که از آن زهر
به تنت استخوان، تَرَک برداشت
ضعف افتاد رویِ پاهایت
طاقِ  هفت آسمان، تَرَک برداشت

هر که رفته به سامرا گفته
غُربتِ تو هنوز پا بر جاست
لحظه هایِ غروب در حَرَمت
سخت دلگیر، مثلِ عاشوراست

حج نرفتی و جَدِ مظلومت
آخرش حَجِ  نا تمامی داشت
ای به قربانِ آن تن مجروح...
آخرین دم عجب قیامی داشت

از قیامش به سجده ای افتاد
جدتان تشنه بود در گودال
خواهرش خیره شد به جسمی که
با سُمِ اسبها شده پامال

لحظه هایِ غروبِ عاشورا
رفت خورشید، بر سرِ نیزه
وَ سرِ سنگ خورده قرآن خواند...
پیش زینب، به منبرِ نیزه


#مهدی_قربانی

@raziolhossein
2
04:46
#امام_عسکری_علیه_السلام
#امام_عسکری_شهادت


دو حسن بودند در آل عبا
این امام عسکری آن مجتبی

دو ولی الله اعظم دو امام
از رسول الله بر هر دو سلام

هر دو تا بودند فرزند علی
بضعه زهرا و دلبند علی

دو کریم و سفره دار و محترم
این حرم دارد ولی آن بی حرم

این یکی از آن یکی مهموم تر
آن یکی از این یکی مظلوم تر

دو غریب و بی کس و بی آشنا
آه اما این کجا و آن کجا

هر دو تا شد آزموده صبرشان
شد جسارت بر مزار و قبرشان

این حسن آباد گشته تربتش
آن حسن قبرش گواه غربتش

این حسن در سامرا یاری نداشت
آن حسن در خانه غمخواری نداشت

این حسن از دشمنان بیداد دید
ان حسن از دوستان طعنه شنید

این حسن را کینه بیگانه کشت
آن حسن را همسرش در خانه کشت

این حسن تشییع شد با احترام
آن حسن تشییع او شد ناتمام

این حسن شد لاله باران آخرش
آن حسن شد تیرباران پیکرش

این حسن فصل جوانی شد شهید
آن حسن در کودکی شد موسفید

این حسن هرچه که آمد بر سرش
پیش او سیلی نخورده مادرش

آن حسن در پیش چشمان ترش
بی حیایی بست راه مادرش

تا جلو آمد دل عالم گرفت
دست مادر را حسن محکم گرفت

زد چنان بر روی مادر بی هوا
دست مادر شد زدستانش رها

مادری پیش پسر افتاده بود
گوشوارش زودتر افتاده بود


@raziolhossein
6 😭 3
04:46
#امام_عسکری_شهادت


دُوستان بَر مَن و سُوزِ جِگرَم گِریِه کُنِید
به شَرارِ دِل و اَشگِ بَصَرَم گِریِه کُنِید

مَن جَوان بُودَم و دَر سِنِ شَبابَم کُشتَند
بَر دلِ سُوختُه و چِشمِ تَرَم گِریِه کُنِید

حَسَنَم، پارِه جِگَر مِثلِ عَمُویَم حَسَنَم
بَر مَن و بَر عَمُویِ خُون جِگَرَم گِریِه کُنِید

مَن و جَدّ و پِدَرَم را به جَوانِی کُشتَند
دَر عَزای مَن و جَدّ و پِدَرَم گِریِه کُنِید

مَن شَهِیدَم وَلی از خَصَم نَخُوردَم سِیلِی
هَمِه بَر مادَرِ نِیکُو سِیَرَم گِریِه کُنِید

سال ها بُود کِه دَر تَحتِ نَظَر بُودَم حَبس
هَمِه بَر قِصّهء تَحتِ نَظَرَم گِریِه کُنِید

قَبرِ وِیران شده ام گشت بقیعِ دِگری
داغداران بِه بَقِیعِ دِگرَم گِریِه کُنِید

بَعدِ مَن مَهدیِ مَن بِی کَس و تَنها مانَد
بِه غَرِیبِیِ یِگَانِه پِسَرَم گِریِه کُنِید

گِریهء مُنتَظِران مَرحَمِ زَخمِ دِلِ اوُست
بَر ظُهُور خَلَفِ مُنتَظِرَم گِریِه کُنِید

به مُحبانِ مَن اِعلام کُن اِینَکَ میثم
هَمِه بَر حُجَتِ ثانی عَشَرَم گِریِه کنید


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 😢 3
04:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 297.9 KB
.

یا أَبا مُحَمَّدٍ
یا حَسَنَ بْنَ عَلِی
أَیهَا الزَّکی الْعَسْکرِی یاابْنَ رَسُولِ اللّه
یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَ مَوْلانا
إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِک إِلَی اللّهِ
وَ قَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا
یا وَجِیهاً عِنْدَ اللّهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ


@raziolhossein
9
1 September 2025
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت



لاله لاله خون شده قلب چمن یابن الحسن
شد جدا از باغ یاسین ، یاسمن یابن الحسن

از مدینه ناله های تسلیت آید به گوش
کشته شد بابای تو دور از وطن یابن الحسن

روضه خوان سامرا ، از تشنگیِ او بگو
لرزه افتاده ه چرا بر آن بدن یابن الحسن

از شرار زهر جسم نازنینش گشته آب
اشک ریزد بر تن او  پیرهن یابن الحسن

مثل جدش مجتبی خون شد دل او ، دم نزد
سامرا حیران شد از صبرِ حسن یابن الحسن

آه ای پروانه ی دلسوخته ، بالینِ شمع
روضه خواندی از کدامین سوختن یابن الحسن

جسم جدت در بیابان جسم مادر پشت در
از گلویت می‌برد تابِ سخن یابن الحسن

تا کفن شد پیکر بابای مظلومِ شما
یادت آمد ماتم آن بی کفن یابن الحسن

یادت آمد از تنی که تیر خورد و نیزه خورد
باز هم ، با سنگ او را میزدن یابن الحسن


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
01:16
#امام_عسکری_شهادت


در این قبیله نام هر آنکس حسن شود
تنهاترین امیر غریب وطن شود

تقدیر زندگی حسن در جوانی است
مویش سپید از غم و رنج و محن شود

ارث قبیله است هر آنکس غریب شد
در وقت احتضار چوخونین دهن شود

فرصت نداد زهر که تشتی بیاورند
فرصت نداد پاره جگر چون حسن شود

تا زهر خورد رنگ رخش ناگهان پرید
در نجف که دیده عقیق یمن شود

میراث مادر است که پسرهای فاطمه است
هنگام مرگ قسمتشان سوختن شود

در هرم زهر سوخت و پروانه‌ای رسید
تا التیام شمع در این انجمن شود

آمد که رو به قبله کند باب خویش را 
یاکعبه سوی قبله‌گه خویشتن شود

طفلش سریع دکمه پیراهنش گشود
تا سینه‌اش سبک ز پر پیراهن شود

اما کسی به جد غریبش امان نداد
آسوده لحظه‌ای دم جان باختن شود

تا خواست دست و پا بزند نیزه ای رسید
راحت نشد که یک نفس آن پاره تن شود

با چکمه روی سینه او قاتلش نشست
اما قرار بود که نحر آن بدن شود

چرخاند پاره پاره تنش را به روی خاک
تا ضربه ضربه کشته دور از وطن شود

ختم تمام مرثیه‌ها می‌شود حسین
گر بانی مجالس روضه حسن شود

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
3 😢 1
01:18
#امام_عسکری_علیه_السلام
#امام_عسکری_شهادت


گرچه پایین‌تر از ابراز وجود است حدم..
منِ ناچیز فقط از تو نوشتن بلدم
چه بگویید بمانم! چه بگویید ردم!
به خدا هیچ دری را به جز این در نزدم

سالیانیست که جاروکش این درگاهم
نمک آش خودم را ز شما می‌خواهم

چون تویی معنی اسلام‌ِ من و توحیدم
دوجهان را به سر موی شما بخشیدم
خواستم حج بروم دور سرت گردیدم
من خدارا به خدا در حرم تو دیدم

بوی خاکِ کف پای تو گرفته دهنم
سامرایی شده ی دست امام حسنم!

مظهر صبر خدا چشم تو شد بارانی
ما بمیریم و نبینیم که تو گریانی
زخمیِ کینه ی هرروزه ی سربازانی
احترام تو شکسته ست به هرعنوانی

بارها در وسط نافله دیدند تورا..
نانجیبان طرف قصر کشیدند تورا

اثر زهر چنان بر جگرت سنگین است
بدنت آب شده باز سرت سنگین است
بنشین راه مرو،بال و پرت سنگین است
داغ این بارِ گران بر جگرت سنگین است..

کاسه روی لب و دندان تو میگفت حسین
آن دقایق لب عطشان تو میگفت حسین

زهر تلخ است ولی تلخ تر از خنجر نیست
حجره تنگ است ولی گودیِ پر لشکر نیست
پیکرت خاکی و سر نیزه بر این پیکر نیست
قاتلت هست ولی زیر عبایش سر نیست

بگذارید در این حال بگوییم حسین
از غم تشنه ی گودال!بگوییم حسین

ای به قربان همان سر که به خورجین رفته
به روی سینه او چکمه سنگین رفته
لب گودال لگد خورده و پایین رفته
کس نپرسید که ذبحش به چه آیین رفته؟!

اسب ها عضو به عضو بدنش را بردند
جامه اش را جلوی حضرت زهرا بردند

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
01:19
#امام_عسکری_شهادت


شمع سان ، بر دامن پروانه اش جان می‌دهد
تا سحر ، با اشک دانه دانه اش جان می‌دهد

آه چه تصویرِ غمناکی ، که بابایی جوان
سر به روی سینه ی دردانه اش جان می دهد

تا ابد این داغ می‌ماند برای کودکی
که سر باباست روی شانه اش جان می‌دهد

قصه ی تلخی است ای دنیا که مظلومی دگر
در بهارِ عمرِ مظلومانه اش جان می‌دهد

ای صبا بنما خبر زهرا می‌آید سامرا
باز پیش مادری ریحانه اش جان می دهد

مثل مادر از سقیفه شعله ور شد جان او
مثل مادر در میان خانه اش جان می‌دهد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 254.4 KB
.
یا مظلوم یا امام عسکری


@raziolhossein
4
ش
19:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 30.2 KB
19:08
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 23.4 KB
3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری
#رباعی

صد شکر که ما اهل تولّا هستیم
در زمره‌ی دوستان مولا هستیم

بر شانه‌ی من، هر دو ملک! بنویسید
ما دشمن دشمنان زهرا هستیم

#سیدرضا_مويد


@raziolhossein
👍 3
19:09
#تبری
#رباعی

با شادی و شور و زمزمه میخندد
جانم که چه بی مقدمه میخندد

بر خصم علی که میفرستم لعنت
چی بهتر از این که فاطمه میخندد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
4 👍 1
19:09
#امیرالمومنین_مدح
#تبری

شمشیرها به فرق سر دشمن علی
نفرین به مادر و پدر دشمن علی

گفتند با خدا و پیمبر مخالف است
هرکس که هست هم‌نظر دشمن علی

هستیم روز حشر به دور و بر علی
کفار هم به دور و بر دشمن علی

وقتی شکسته شد در خیبر به دست او
درجا شکسته شد کمر دشمن علی

حب علی محافظ ما از جهنم است
محشر چه می‌شود سپر دشمن علی؟

با خواست علی همه تغییر می‌کنند
عبد علی شود پسر دشمن علی

تا سایه علی به سر شیعیانش است
پس دفع می‌شود خطر دشمن علی

هربار مثل باز شکاری هجوم برد
هر بار ریخت کرک و پر دشمن علی

شیعه صدا بزن که «علی یا علی مدد»
سیلی بزن به گوش کر دشمن علی

#آرش_براری

@raziolhossein
👍 4 2
19:09
#تبری


بر لشکــــر باطل ، علنــی لعنـــت
بــر منکــر حـَـــق علـــوی لعنـــت

تـا بـوده و تـا هست همین باشـد
بـر دشمـن مرتضـی علـی لعنـــت

#سیدحسین_میرعمادی

@raziolhossein
👍 2 1
19:09
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


قسم به خالق بی‌چون و صدر و بدر انام!
که بعد سید کونین، حیدر است امام

امام اوست به حُکم خدا و قول رسول
که مستحقّ امامت بُوَد به نصّ کلام

امام اوست که چون پای در رکاب آورد
روان به طیّ لسان هفت سبع کرد تمام

امام اوست که قائم بُوَد به حجّت خویش
چراغ عاریت از دیگری نگیرد وام

امام اوست که بخشید سر به روز مصاف
بدان امید که بیگانه را برآید کام

امام اوست که قرص خور از اشارت او
به جای فرض پسین، بازگشت از ره شام

امام اوست که انگشتری به سائل داد
نهاد مُهر رضا بر لب و نخورد طعام

امام اوست که داند رموز منطق طیر
نه آن که ره‌زن مردم شود به دانه و دام

امام اوست که دست بریده کرد دُرست
نه آن که کرد به صد حیله، وصله بر اندام

امام اوست که خلق جهان غلام ویند
نه آن که از هوس افتد به زیر بار غلام

تو ای که اهل حسد را امام می‌دانی!
گشای چشم بصیرت، اگر نه‌ای سرسام

کدام از آن دو سه در حلّ مشکلات یکی
به علم و فضل و هنر داد خصم را الزام؟

کدام از آن دو سه بیگانه، در طریق صواب
نهاده‌اند به انصاف و آشنایی گام؟

کدام از آن دو سه یک روز در مصاف و نبرد
به قصد دشمن دین برفروخت برق حسام؟

من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک
کند ز ظلم به فرزند مصطفی، اِبرام

من آن امیر نخواهم که آتش افروزد
بر آستانه‌ی کهف انام و صدر کلام

من آن امام نخواهم که در خلا و ملا
برند تا به ابد مردمش به لعنت، نام

به گرد خوان مروّت چگونه ره یابد؟
کسی کش آرزوی نفس کرده گرده و خام

قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع
چه اعتبار به قول زن و تعصّب عام؟

خسی اگر بگُزینند ناکسان از جهل
مطیع او نتوان شد به اعتقاد عوام

گُل مراد کجا بشکفد ز غنچه‌ی دل؟
تو را که بوی محبّت نمی‌رسد به مشام

میانه‌ی حق و باطل چگونه فرق کند؟
مقلّدی که نداند حلال را ز حرام

چه خیزد از دو سه نااهل در علف‌زاری؟
یکی گُسسته مِهار و یکی فکنده لجام

اسیر چاه طبیعت کجا خبر دارد
که مبطلات کدام است و واجبات کدام؟

به مِهر شاه که اوقات از آن شریف‌تر است
که ذکر خارجی و ناصبی کنیم مدام

وگر نه توده‌ی اخگر شود دمی صد بار
ز برق تیغ زبانم سپهر آینه‌فام

در آن زمان که شریعت به دست ایشان بود
مدار کار شریعت نداشت هیچ نظام

دو روزه مهلت ایّام آن سیه‌بختان
ز اقتضای قضا بود و گردش ایّام

هزار شکر! که این اعتبار بی‌بنیاد
چو عمر کوته دون‌همّتان نداشت دوام

زند معاویه در آتش جهنّم، سر
چو ذوالفقار علی سر برآورد ز نیام

به مُبدعی که مسمّا به اسم "اللّه" است!
به نور معرفت ذوالجلال و الاکرام!

به گوهر صدف کاینات یعنی دل!
به انبیای کرام و به اولیای عظام!

که در حریم دلم داشت بامداد ازل
فروغ روشنی مهر اهل بیت، مقام

#فغانی از ازل آورده مِهر حیدر و آل
به خود نساخته از بهر التفاتِ عوام

سفینه‌ی دلم از مدح شاه، پُرگهر است
گواه حال بدین عِلم، عالم علّام

به طوفِ کعبه‌ی اسلام تا چو اهل صفا
کبوتران حریم حرم کنند مقام،

شکسته باد دل خارجی چو طرّه‌ی دال!
خمیده باد قد ناصبی چو حلقه‌ی لام


#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
👍 2 1
19:09
#تبری
#رباعی

از بهر دفاع از علی جوشن باش
آگاه ز فتنه های اهریمن باش

خواهی که دعاگوی تو زهرا گردد
با دشمن مرتضی علی دشمن باش

#عبدالزهرا

@raziolhossein
👍 2
19:09
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


ایا گرفته تو اندر سرای جهل، مقام!
تهی ز دانش و غرقه میان بحر ظلام

ایا ز غُمری دائم فسوس گشته‌ی دیو
ز مصطفی به تو بر صدهزار گونه ملام

ایا گسسته ز حبل خدا و دعوت حق!
به کام خود به سرت کرده است دیو، لگام

ایا مخالف اسلام و راه دین هدی!
کشیده گردن از بیعت اولوا الارحام

ره صواب ندانی همی ز راه خطا
ره حلال ندانی همی ز راه حرام

نه مشک بازشناسی همی ز پُِشک سیاه
نه عود و عنبر و کافور را ز سنگ رُخام

نه حق ز ناحق دانی، نه بنده را ز خدای
نه مرد ناقص پرعیب را ز مرد تمام

همی ندانی ای کوردل ز غُمری خویش
که احمد قُرَشی را وصی که بود و کدام

نگر که پای، ابر کتف مصطفی که نهاد
بتان ز کعبه که افکند و پاک کرد مقام

نگر که از پس پیغمبر خدای، بزرگ
کدام بود به علم و به دانش و احکام

نگر که مهتر آل نبی که بود از اصل
نگر که خالق جبّار را که بُد ضرغام

نگر که سرمد، شمشیر خویشتن به که داد
به که سپرد پیمبر پس از فراق، حُسام

نگرکه بن عم و داماد مصطفی که بُد است
نگر که فضل که را کرد از بنی اعمام

نگر که کردش ترویج دین و بودش یار
ولی که بود ابر ذوالجلال و الاکرام

نگر که دستِ که بگرفت مصطفی به غدیر
که را امام هدی خواند فخر و زین انام

یکی فضیلت بُد بیش از این امام تو را
همی دهی به دل خویش اندر این آرام؟

اگر به غار بُد او یار مصطفی یک شب
بدین فضیلت بایدْش،‌ سروری فرجام؟

چهل شبان‌روز ابلیس بُد به نوح نبی
بدان سفینه‌ی پرآب اندرونْش مقام

و گر به پیری کس را رسد امامت خلق
کسی به پیری ابلیس بُد در آن ایّام؟

ایا مُناصب دل‌کور ابله ملعون!
ز کوربختی دائم در اوفتاده به دام

مرا امام هم از جایگاه وحی خداست
ز جایگاه نبی مر تو را امام کدام؟

امامم آن‌که به پیش بتان نکرده نماز
نکرده جز ملک‌العرش را صلوة و صیام

امامم آن‌که خداوند علم و شمع هدی است
امامم آن‌که تقی و نقی و ز اصل کرام

امامم آن‌که به مال کسان نکرده طمع
نخورده مال یتیمان، حلال خورده مدام

امامم آن‌که به زرّ و درم نشد مشغول
از این بعید نبود ار همیشه بودش وام

امامم آن‌که نبی گفت: یا ولیّ الله!
تویی مرا دل و جان و منم تو را اجسام

امامم آن‌که کتاب خدای، جمع او کرد
پس از "محمّد پیغمبر"، اوست شاه و امام

امامم آن‌که فدا کرد تن به جای نبی
ز وقت خفتن تا وقت نور دادن بام

امامم آن‌که بُد اندر رکوع، سائل را
بداد خاتم از بهر خالق علّام

امامم آن‌که بکردی به ضربتی به دو نیم
اگر بر آهن و بر سنگ بر زدی صمصام

امامم آن‌که به روزه بدی سه روز و سه شب
طعام داد به سائل به وقت خوردن شام

امامم آن‌که بر او و بر اهل خانه‌ی او
خدای عرش فرستاد از بهشت، طعام

امامم آن‌که خدای بزرگ، روز غدیر
به فضل کرد به نزدیک مصطفی، پیغام

امامم آن‌که به جز طاعت خدای نکرد
بر او امام پسندی تو عابد اصنام؟

امامم آن‌که ابا مصطفی به روز قضا
بُوَد ابر لب حوض و به دستش اندر جام

امامم آن‌که علی‌رغم این مَناصب را
لوای حمد به دستش بُوَد به روز قیام

امامم آن‌که امید شفاعتم همه اوست
که در محبّت او در شوم به دار سلام

ایا منافق مردود و مرتد بدکیش!
ز جهل، سُخته و در راه دین احمد، خام

تو خویشتن را "سنّی" و نیک‌ می‌دانی؟
تو زآن گروهی کایزد شناخت "کالانعام"

تو هیچ چیز نمی‌دانی از مسلمانی
به جز "سلام علیک" و دگر "علیک سلام"

اگر تو خواهی مؤمن شوی بیا بشنو
ز قول شاعر #سوزن‌گر این درست کلام

که شعر او دل هر پاک را چو نقره و زر
کند به دعوت و بیرون برد ز سر، سرسام

#سوزنی_سمرقندی

پُِشک: پشگل.
رُخام: سنگ مرمر، سنگ سفید و نرم.
غُمری: ناآزمودگی، ناشیگری.
مُناصب: بدی آشکار کننده.
مَناصب: رتبه‌ها، منصب‌ها.



@raziolhossein
👍 3 2
19:09
#تبری


ز یک بی‌حرمتی تا روز محشر
اگر لعنت به شیطان گشت واجب

یقین دارم《حسانا》! لعنت حق
مناسب‌تر بُوَد بر این دو غاصب

#حبيب_چايچيان #حسان

(به نیابتش برای فرج، صلوات)

@raziolhossein
👍 3 2
19:09
#تبری
#رباعی

آسان، ره حق به گفت‌وگو نتوان رفت
بی رهبری علی، نکو نتوان رفت

کردند بنای چارسو در ره دین
غیر از یک سو ز چارسو نتوان رفت

#تأثیر_تبریزی

@raziolhossein
👍 2
19:09
#تبری
#دوبیتی

توجه بر تبری عزت ماست
دلیل روشنی بر وحدت ماست

ز قول مردم ایران بگویید
ابولولو نماد غیرت ماست

@raziolhossein
👍 3
19:09
#تبری
#وحدت


سخن از روز نخست است... وَ قبل از اول
از همان روز كه فرمود:(على=خيرالعمل)

همه جا خواند محمد، كه على ، جان من است
خط به خط مدح علی ، عزت قرآن من است

اصل این است ، علی ، محور اسلام خداست
چه بخواهید و نخواهید «علی» نام خداست

هرکه تسلیم علی بود ، مسلمان نبی است
ورنه در سلسله‌ی ظلمت جهل عربی است

روی منبر به همه گفت ، که (لن یفترقا)..!
بعد من ...،(آیه‌ی قرآن و....فقط این آقا..!)

پس چه شد ، قوم به تفریق علی ، جمع شدند..!؟
شب پران در پی خاموشی این شمع شدند..!؟


فتنه کردند که « لن یفترقا » ، بی معناست
ریشه‌ی «وحدت اسلام» به ریش زعماست

اصل این است که اسلامِ «مغایر» ، نجس است
بی علی ، مسجد و محراب و منابر ، نجس است

«وحدت» این است «فقط» ، ناد علی.. ٬ یاد علی..
پس از آن چشم بدوزیم ، به اولاد علی

وحدت این است که هم لشکرمولا بشویم
ریزه خوار نمك سفره زهرا بشویم

وحدت این نیست که با قصد رضای اعدا
بزنی طعنه به رفتار محب زهرا (س)

یادمان رفت که قرآن نبی معیار است.!؟
که محمد « و اشدّاءُ علی الکفار» است..!؟

گر دفاع از علی و حق علی ، تفرقه بود
«الغدیر» از چه به احقاق علی ، شعر سرود..!؟

کتب اصلی شیعه ، پرِ طعن خلفاست
ما اگر دور از این «اصل» بمانیم ، جفاست

......

ما نگفتیم که سر از تنشان بر دارید
چادر از دخترکان و زنشان بردارید

ما نگفتیم که جنگی به میان سر بزند
رخت آرامش اسلام ، ز تن پر بزند
......

تا طلوع پسر فاطمه ، ما ، در صبریم
گرچه رودیم ، خروشیم ، ولی در ابریم
.
.
.
.
.
.
.

ما فقط روضه چشیدیم و ، نوشتیم "چرا"...!؟
ما فقط آه چکیدیم و نوشتیم ، "چرا"...!؟

ما نوشتیم ٬ "چرا " جام نبی پُر شده بود؟
و "چرا " مزد نفسهاش (لیهجر) شده بود..!؟

ما نوشتیم "چرا " دست خدا بسته شده‌..!؟
و "چرا " امت بی مایه ..!! از او خسته شده ..!؟

ما نوشتیم "چرا " ، مادر ما را زده‌اند.!؟
سر سردار جهان را ، سر سودا ، زده‌اند.!؟

ما نوشتیم که بر فاطمه ، شلاق زدند..!؟
بعد هجر پدرش ، برجگرش داغ زدند..!؟

و "چرا " قوم ، عزیز دگرش را کشتند
پشت در ، ماند و «خودش را» ، «پسرش را» کشتند

ما نوشتیم "چرا " مقبره‌ای نیست از او..!؟
تو که دم میزنی از وحدتشان ، باز بگو..!!!!

واقعا این‌که نوشتیم «"چرا " » !؟ ، تفرقه بود!؟
همه از دین‌که نوشتیم ... ، چرا تفرقه بود .!؟

★★★
اگر این دشمنیِ دشمن زهرا ، کفر است...!
همه‌ی دین و خداوند شما را کفر است...!
★★★

وحدت این نیست که یک سوم نسل طاها
بشود کشته و ، گویید فقط .. «واویلا...»!!

عوض اینکه جوابی بدهید ، انگ زدید
به سرِ نیزه ، نشاندید و به ما سنگ زدید

.
.
.
.
.
.
.

یادم آمد که علی را به همین «انگ» زدند
«سامری»وار ، «خرِ» جامعه را رنگ زدند

نامه دادند ٬ علی ! تفرقه آمیز شدی..!؟
امت واحده را ..!!! «فتنه» برانگیز شدی..!؟

به گمان، شیر خدا ، خام شود ، رام شود..!
نکند ، «تفرقه»ی «وحدت اسلام»!!! شود

در مرام علی ، «اسلام خلیفه» ، نجس است
هرکه شد «متحد» و «رام» خلیفه ، نجس است

وحدت این است که همراه ولایت باشی
شیعه‌ی سوخته در هرم برائت باشی

مصلحت بینی‌تان ، ربط ندارد به علی
آه از غربت و‌ مظلومیت قلب علی

★★★

عاقبت در دل محراب ، ولی را کشتند
به همین انگ ، «حسین بن علی» را کشتند

★★★

تفرقه نیست اگر ، حق علی را خواهیم
تفرقه نیست که با جاده‌ی او ‌ هم‌راهیم

نکند شقشقیه از نظرت جا مانده
که علی مثل همیشه تک و تنها مانده

نشود ساده ببینید ، که سرّی ، پشت است
تفرقه ، ذات سقیفه است ، که «محسن» کشته‌ست

نفس آل سعود، آل خلیفه ، نجس است...
هرکه رفته‌ست به دنبال سقیفه ، نجس است


★★★

شیعه..! هشدار ،که «درسفسطه بازی» بشوی
به دو تا منطق بی قاعده ؛ راضی بشوی

روضه‌ی حضرت زهرای شما تفرقه نیست
و تولا و تبرای شما تفرقه نیست ...

#یاسر_حوتی

@raziolhossein
6 👍 4
19:09
#تبری
#رباعی

اسلام که دین کامل و جامعی است
نه حنبلی و مالکی و شافعی است،

سنّی که عمل نمی‌کند بر سنّت
«شیعه» است که اهل سنّت واقعی است

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
👍 8
19:09
#حضرت_زهرا
#امام_صادق
#تبری
#لعن


بحار، ج 100، ص 441

بشار مکاری می گوید: در کوفه خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شدم، حضرت مشغول خوردن خرما بودند. فرمود: بشار! بنشین با ما خرما بخور!عرض کردم:
فدایت شوم! در راه که می آمدم منظره ای دیدم که سخت دلم را به درد آورد و نمی توانم از ناراحتی چیزی بخورم
فرمود: در راه چه مشاهده کردی؟
-من از راه می آمدم دیدم که یکی از مأمورین، زنی را میزند و او را به سوی زندان میبرد. هر قدر استغاثه نمود، کسی به فریادش نرسید!
-مگر آن زن چه کرده بود؟
-مردم می گفتند: وقتی آن زن پایش لغزید و به زمین خورد، در آن حال، گفت: لعن الله ظالمیک یا فاطمة!
امام علیه السلام به محض شنیدن این قضیه شروع به گریه کرد، طوری که دستمال و محاسن مبارک و سینه شریفش تر شد.
فرمود:
-بشار! برخیز...


غلام گفت که در میزنند...
بشّار است!
کسی دلش به نظر بی قرارِ دلدار است

رسید و داد سلامی امام صادق را
غنیمت اند دقائق، زمانِ دیدار است

امام آمد و خرما به او تعارف کرد
نخورد و گفت غمی در دلش تلمبار است

نخورد و گفت زنی بین راه دیدم که
به دست مأموری سنگدل گرفتار است

به استغاثه کمک میگرفت از مردم
دریغ...راهِ ستم باز و جاده هموار است

بگو حکایت این قصّه چیست یا بشّار
بگو اگر چه برای تو نقل دشوار است

زنی که خورد زمین، پای او گرفت به سنگ
گلوی تشنه ام از دردِ بغض سرشار است

کدام جرم به زندان کشید پایش را؟
همین...همینکه فقط از خلیفه بیزار است

به زعمِ من "لَعَنَ الله ظالمیک" که گفت
به عشق فاطمه افتادنش هم ایثار است

شبیه ابر بهاری گریست چشم امام
هوای شهر چه امروز سرد و غمبار است

به مسجد آمده در حق زن دعا بکند
امام رحمت محض است، یار و غمخوار است

خلاصه از دل زندان خلاص شد آن زن
دعای خیر امام است آنچه در کار است

امام گفت سلام مرا به او برسان
بگو که هدیه ی ما بر تو هفت دینار است

مقام لعن ببین تا کجاست دوست من!
در این حدیث نظر کن که حرف بسیار است

دعای خیر و سلام است و هدیه ی مولا
به مذهبی که مرا هست، لعن معیار است

ثواب شعر به علامه مجلسی برسد
که این روایت ناب از بحار الانوار است

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
3 👍 3
19:09
#تبری
#ابولولو
#تک_بیت

اهل ایرانم و دل بسته ایران اما

جای کوروش به ابولولو و سلمان نازم

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
6 👍 4
19:09
#تبری
#رباعی

گفتی که از آن چهار کس بی تزویر
بر خلق کدام یک به حقّند امیر

من 《شاعرم》 و جز این ندانم که به 《شعر》
مقصد ز 《رباعی》 است مصراع اخیر

#نجیب_کاشانی

@raziolhossein
👍 3
19:09
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#تبری


سری ندیدم در این حوالی که خاک پای علی نباشد
که خاکِ چسبیده بر عبایش، دگر جدای علی نباشد

قسم به مالک قسم به قنبر "ولی" فقط حیدر است حیدر
موالیِ هیچکس نباشم اگر ولای علی نباشد

به شام معراج و عرش اعلی، خدایِ از گفت و گو مبرّا
چگونه خوانَد پیمبرش را اگر صدای علی نباشد؟

نه چون غُلاتش علی پرستم نه از خداییش دل گسستم
که من خدا را نمی پرستم اگر خدای علی نباشد!

عدو بغل در خرافه آمد، شمارشش در گزافه آمد
سه تا خلیفه اضافه آمد! عمر که جای علی نباشد!

علی شریعت علی طریقت علیست لا ینفک از حقیقت
علی قسیمِ جحیم و جنت، عمر که جای علی نباشد

علی ولایت علی عدالت علی صداقت علی اصالت
علی کند رزق را حوالت، عمر که جای علی نباشد

علی شفاعت علی سیادت علی سخاوت علی عبادت
علی ست در کعبه اش ولادت، عمر که جای علی نباشد

علی به لیل المبیت خفته، علیست سِرّ از نبی شنفته
علی شهادت نخست گفته، عمر که جای علی نباشد

علی ز موسی و آدم اکمل علی ز عیسی و نوح افضل
بگو برادر! مکن معطل، عمر که جای علی نباشد

شدم سراپا خجالت آن دم، که نام سگ نزد شیر خواندم
بسوزدم این سخن که راندم اگر سخای علی نباشد...

#حسین_نادری

@raziolhossein
👍 8 5
19:09
#تبری
#رباعی

دنبال خدای زر و درهم رفتند
با فیل، سوی کعبه‌ی عالم رفتند

از بهر حکومتی دو یا ده ساله
یک عمر به تابوت جهنّم رفتند

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein‌‌
👍 7
19:09
#تبری
#تک_بیتی

آن چه پیام ما در این ثانیه است
زمزمه‌ی "ثمّ العن الثّانی" است

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
8 👍 3
2 September 2025
ش
01:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری_رباعی

هی پیش کمال کوه از کاه بگو
از راه خلیفه‌های گمراه بگو

راضی نشده فاطمه از او حالا
هی تو پسِ نامش رضی الله بگو

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
8
01:10
#تبری


دلم جز مهر مولا منجلی نیست
دوعالم رابه جزحیدرولی نیست

الا اهل سقیفه چشمتان کور
امیرالمومنین غیر از علی نیست


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
9 👍 1
ش
16:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#تبری

یافاطمه! ای مَلَک ارادتمندت!
ای باغ بهشتِ علوی لبخندت!

ای‌کاش که باشیم و ببینیم آن‌روز...
با آن «دو نفر» چه می‌کند فرزندت


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
8
3 September 2025
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_علیه‌_السلام
#تبری

من که از مهر علی گرم بُوَد بازارم
به خدای اَحد از آن سه نفر بیزارم

این متاع است ز بازار جهان حاصل من
و آن چه بایست به بازار جزا باز آرم

سخت نفرت برم از آن سه که در جنّت هم
یاد آنان -به تو سوگند- دهد آزارم

یاعلی! دست خدا، وجه خدا، عین خدا،
گر مرا دست نگیری به قیامت، زارم

نجف توست چو نیْ زار و من، ای شیر خدا!
نیِْ نالان ز نوای تو در این نیْزارم

گلشنِ بی گل روی تو مرا هست جحیم
گلخنِ با گلِ یادِ تو بُوَد گلزارم

مرحوم #سیدرضا_موید


@raziolhossein
15
ش
16:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_حضرت_رسول_و_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین


تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز
حوریه‌ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت
این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
2
16:02
#ازدواج_حضرت_رسول_و_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

ديـگر دعـای مـادر زهـرا نتیجـه داد
داروندار خویش خدا بر خدیجه داد

امشـب بنـای دین خدا مستدام شد
خـاتـون مـکه همـسر خیر الانام شد

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
2
16:02
#ازدواج_حضرت_رسول_و_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

چشم حسودان کور‌ باد و گوش شیطان، کر!
تنها تو اُمّ المؤمنینی نزد ما، مادر!

بستی دهان هرزه‌ی یک مشت جاهل را
آن‌ها که می‌گفتند به ختم الرّسل، ابتر

السّابقون السّابقون، تفسیر ایمانت
ای دامنت شأن نزول سوره‌ی کوثر!

از مال دنیا هیچ کس مانند تو نگذشت
ایمان که باشد بیش‌تر، دل هست دریاتر

دست کدامین جاعلِ تاریخ پیرت کرد؟
در صورتی که بوده‌ای هم‌سنّ پیغمبر؟

کُفو علی، زهرا شد و کُفو محمّد، تو
ای جان عالم به فدای مادر و دختر!

#شایان_مصلح

@raziolhossein
2
16:02
#ازدواج_حضرت_رسول_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین

در دوره‌ای که شام جهالت سحر نداشت
خورشید آسمان رسالت قمر نداشت

تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز
حوریه ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت
این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

وصل امین مکه عجب خوش تجارتی‌ست
جز سود این معامله اصلا ضرر نداشت

سوگند می‌خورم که اگر ثروتش نبود
دین ذوالفقار داشت ولیکن سپر نداشت

خرج نبی شده همه دارایی اش ولی
شرمنده بود از اینکه چرا بیشتر نداشت

او شیعه ی علی شده قبل از غدیر خم
باری اگرچه پرده از این راز برنداشت

آری خدیجه آینه‌ی ایستادگی ست
یعنی غبار طعنه به رویش اثر نداشت

او مادر تمامی اولاد فاطمه ست
ابتر کسی بود که بگوید پسر نداشت

او آنچنان ز رنگ تعلق گسسته بود
حتی برای خود کفنی در نظر نداشت

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
16:03
#تبری


دل به مستی موافق است امروز
شیعه از غصه فارغ است امروز

رخت شادی دوباره پوشیده
هر که شیدا و عاشق است امروز

لعن ثانی! ملائکه گویند
چه خبر در مَشارق است امروز

بهر کسب رضایت مولا
بین یاران مسابقه است امروز

ساعت قلب شیعیان علی
با نجف چه مطابق است امروز!

و برای بزرگیِ کاشان
ابولولو چه لایق است امروز!

نُهِ ماهِ ربیع الاول شد
یومِ قتل المنافق است امروز...

#نه_ربیع
#غدیر_ثانی

@raziolhossein
😍 1
16:03
#تبری
#رباعی

در کعبه نوشته‌اند با خطّ جلی
از بعد سه کس، نام علی از دغلی

امّا به سر هر سه کشیده است قضا
خطّ بطلان ز «یا»ی معکوس علی


#امیر_شهنشاه_شکیب


@raziolhossein
2
16:03
#امیرالمومنین
#تبری

خدا را شکر عمری را به عشقِ تو گرفتارم
تمام هستی ام را من به چشمانت بدهکارم
به لطف حضرتِ زهرا من از عشقِ تو سرشارم
اگرچه مست و مجنونم ولی هشیار و بیدارم
نمی گویم که مقدادم نمی گویم که عمارم
صریح و ساده می گویم: علی جان دوستت دارم
من از آنان که دستانِ تو را بستند بیزارم

نمی دانم چرا اینگونه مجنون و پریشانم
گهی محزون و غمگینم زمانی شاد و خندانم
دلیلِ بارشِ باران ببین لبریزِ بارانم
بدونه تو همه کفرم و با تو عین ایمانم
گدایی از گدایان توام؛ از نسل سلمانم
صریح و ساده می گویم: علی جان دوستت دارم
من از آنان که دستانِ تو را بستند بیزارم

در اوج بی قراری ها تویی تنها قرارِ من
گدای تو شدم؛ این است تنها افتخارِ من
در این دنیا شده عشقت همه دار و ندارِ من
غلامان و کنیزان تواند ایل و تبارِ من
تمام عمر؛ این جمله شده تنها شعارِ من
صریح و ساده می گویم: علی جان دوستت دارم
من از آنان که دستانِ تو را بستند بیزارم

دوباره یا علی گفتم دلم مجنون و شیدا شد
اذان گفتم به نامت تا رسیدم عشق معنا شد
هزاران بار با نامت گره از کارِ من وا شد
خوشم از اینکه عمرم وقفِ فرزندانِ زهرا شد
مسیرِ من در این دنیا تولّی و تبرّی شد
صریح و ساده می گویم: علی جان دوستت دارم
من از آنان که دستان تو را بستند بیزارم

#اللهم_العن_جبت_والطاغوت

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
3
16:03
#تبری


به جهل اند دائم اگر منتصب دزدها
گریزان ز خورشید هستند شب دزدها

امامت کجای دوعالم خلافت کجاست
طلا را ندیدند هرگز حلب دزدها

کسی را که در کعبه زاده است مادر چکار
به تخم فلانی و اصل و نسب دزدها

نبی خوانده صدیق و فاروق اعظم، علی
کجا در قیاس است با آن لقب دزدها

فدک ارث صدیقه بوده است شاهد علی‌ست
چه حاجت به تصدیق آن بی ادب دزدها

فدک ارث صدیقه بوده است این را بگو
به اطباع کذاب ها و رطب دزدها

#سیدمحمد_حسینی

@raziolhossein
16:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
649×1280, 36.4 KB
من که از مهر علی، گرم بُوَد بازارم
به خدای احد! از آن سه نفر بیزارم

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
2
4 September 2025
ش
00:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری

بگو کدام ستم ریشه در سقیفه ندارد؟
که حکم تجربه‌ها حاجت صحیفه ندارد

روایت است که هرکس نداشت حب علی را
یقین کند پدر و مادر عفیفه ندارد

به اعتقاد خود ای دوست پای‌بند بمان و
بدان که حکم خدا راوی ضعیفه ندارد

امام؛ صدق تمام و کمال و عالِم دهر است
که این مقام گزند از ابوحنیفه ندارد

بهشت را به بهای بهشت دادی و دیدی
بجز امام کسی دیگر این وظیفه ندارند

اگر بنا شود از فضل! آن سه‌تا بنویسند
قصیده‌ می‌شود اما پر از ردیف "ندارد"

کسی که جان مرا چنگ زد برادر من نیست.
نه، این سخن کمی از شوخی و لطیفه ندارد

اگر تمام جهان خویش را امام بدانند!
*زمین بجز علی و آل او خلیفه ندارد.*

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
00:00
#امیرالمومنین
#تبری


از علی سنگ‌دلان هیچ نگفتند، آخر
کعبه فریاد برآورد ترک پشت ترک

صبح فردا که بسنجند تبرّی مرا
"شقشقیه" بزند داد منم سنگِ محک

در جزا با سندِ باغ جنان می آید
آنکه این قوم گرفته ست از او باغِ فدک

#مسعود_یوسف_پور

.
1
00:00
#تبری


آنان كه بر تبرّى ما انگ مى زنند
چون آهن اند و طىِّ زمان زنگ مى زنند

با اهل بدعت اند به صلح و مصالحه
آن وقت با من و تو دم از جنگ مى زنند!

بايد كه تيغ را به روى دشمنان كشيد
اينان چرا به صورت ما چنگ مى زنند؟!

وحشت زده،عريضه ى وحدت زده شدند
حالا قلم به شيوه ى نيرنگ مى زنند!

بر ما كه بر طريق ولاييم استوار
طعنه شبيه خلقِ نظر تنگ مى زنند

باور بكن ولايتشان صادقانه نيست
آنان كه در #برائت خود لنگ مى زنند!

@raziolhossein
👍 2
00:00
#تبری
#غزل


خدا کند که خدایم به مرتضی بخشد
خوشا اگر به غلامی‌ش انتخاب شوم

مرا چه فخر که مقبول خاص و عام افتم
در امتحان نگاهش اگر جواب شوم

اگر به دشمن او دست دوستی بدهم
سزد به روز جزا از خجالت آب شوم

اگر به دشمنی دوستان او کوشم
وگر به دوستی دشمنش مجاب شوم

خدا کند پدرم در عزام بنشیند
اگر فریفته غیر آن جناب شوم

خدا به دخمه‌ی تاریک دوزخم فکند
به روز روشن اگر نور را حجاب شوم

سخن صریح کنم، زاده خطا باشم
مرید "زاده‌ی خطاب" اگر خطاب شود


#مهدی_محمدتقی

@raziolhossein
3 👍 1
00:00
#ابولولو
#تبری


قداره به دست با شعف می آیی
پابوسی سلطان نجف می آیی

از شوق قدم هات طرب می ریزد
از خنده ی لبهات رطب می ریزد

باید که تو قاصد سحر باشی مرد
ما منتظریم !؟ خوش خبر باشی مرد

ای عزت ری! دست مریزاد به تو
امروز عجب قرعه ای افتاد به تو!

شاهین سعادت به تو رو آورده
از میکده ی ولا سبو آورده

امروز به ابلیس غضب کردی مرد
امروز سقیفه را ادب کردی مرد

ملعون زمان، حساب دستش آمد
آن دسته ی آسیاب دستش آمد!

تیغ تو تلافی فدک شد فیروز
امروز دلِ حسن خُنک شد فیروز

خیرالعملت توشه ی نیکویت شد
تا روز جزا نبی دعاگویت شد

این مزد، به کوه دِرهمی می ارزد
لبخند حسن به عالمی می ارزد


ابیاتی از یک مثنوی بلند...


#وحید_قاسمی


@raziolhossein
3
00:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×500, 35.5 KB
مادرم از کودکی خرید برایم
تا که شوم سر به راه، کفش تولی

آنچه نجاتم دهد ز بارش آتش
چیست به یوم الحساب، چتر تبری

#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
#میلاد_حسنی

@raziolhossein
2
00:00
#تبری
#رباعی


بوده ست اُحد مدرسه ای از عبرت
معنا شد از آن روز در عالم وحدت

همراه نبی فقط علی می‌ماند
بر آن سه خلیفهٔ فراری لعنت


#احمد_حیدری

@raziolhossein
3 👍 1
00:00
#امیرالمومنین
#تبری


بزرگ حجت یزدان، ولیّ بارخدای
که هم وصیّ رسول است و هم برادر اوست

هرآنکه روی خدا را به چشم می‌خواهد
بگو به روی علی بنگرد که مظهر اوست

اگر که شرطِ وصایت به علم و فرهنگ است
نبی مدینه علم و وصیّ او، در اوست

دلیلِ غصبِ حقِ او و نصبِ صاحب غار
همان فرار و هزیمت به جنگ خیبر اوست!!

اگرچه صاحب عار است او، نه صاحب غار
مگس نهاده همان نقطه‌ای که بر سر اوست!


کسی که رایت نصرت به دست، بگریزد
به فرق، معجرِ زن، خوبتر ز مغفر اوست

برادرند به صورت، ولیک در معنا
همان کسی که پس از وی گریخت، خواهر اوست


#ملک‌الشعراء_صبوری

@raziolhossein
1
00:00
#تبری
#رباعی

بر خاتم انبیا محمّد صلوات
بر شرع نبی، رسول امجد صلوات
بر سی‌صد و ده لعن خدا تا محشر
بر یک‌صد و ده به وجه ابجد صلوات



#صفا_تویسرکانی
.....


آسان، ره حق به گفت‌وگو نتوان رفت
بی رهبری علی، نکو نتوان رفت
کردند بنای چارسو در ره دین
غیر از یک سو ز چارسو نتوان رفت


#تأثیر_تبریزی
......


گفتی که از آن چهار کس بی تزویر
بر خلق کدام یک به حقّند امیر
من شاعرم و جز این ندانم که به شعر
مقصد ز رباعی است مصراع اخیر


#نجیب_کاشانی

@raziolhossein
2
00:03
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


آبیاری پای نخلِ بی‌ثمر بی‌فایده‌ست
هر چه باران هم ببارد، بیشتر بی‌فایده‌ست

ریشه‌ی باغی که آفت خورده آتش‌لازم است
در نجاتش باغبانی تبر بی‌فایده‌ست

قلعه‌ی دین بی تبری خانه‌ی ابلیس‌هاست
در بنای قصرِ بی‌دیوار، در بی‌فایده‌ست

صد مؤذن با هزاران "اشهَدُ انّ علی ..."
در نجاتِ یک خدانشناسِ کر بی‌فایده‌ست

هر قنوتِ بی علی یعنی سقوطِ تازه‌ای
در تن مرغی که در دام است، پر بی‌فایده‌ست

گفتن از شأن علی با مؤمنانِ دشمنش
مثل یاسین خواندنِ در گوشِ خر بی‌فایده‌ست

آب در هاون نکوبید ای طهارت‌لازمان!
شستشوی ننگِ -اسمش را نبر- بی‌فایده‌ست

میوه‌ی نخلِ علی را میثم تمّار چید
تا نروید روی چوبِ دار، سر بی‌فایده‌ست


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
7
ش
01:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری
#رباعی


از من ز هزارپند، یک‌پند شنو
تا حاصلِ خجلت نکَشی وقتِ درو

رو لعن دویُم بکار چون گندم‌وجو
دیگر کرم از علی‌ست؛ بردار و برو
......


سرشار ز جام حبّ حیدر مستم
بر بغض مخالفش موافق هستم

از لعن فلانی و فلان دل‌شادم
صدشکر که از آتش دوزخ رستم
.....


ساقی! ز می حبّ علی سرشارم
وز غیر ولایت علی بیزارم

الحمدُ لِقادرِ العزیزِ المُتَعال
کز شیعهٔ صاف حیدر کرّارم

میرزا محمد پیش‌نماز #حجت


@raziolhossein
2 👍 1
ش
02:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری


در سرم بود پرسشی دائم
شد اَهَم کم کم این سوال مهم

که چرا لعن،شأن بعضی‌هاست
که چرا هست دومی مجرم

گفتم این بار جای اینکه شوم
در روایات شیعیان مُحْرِم

بزنم از صِحاح سِتّه مثال
از صحیح بخاری و مسلم

که نوشتند و خود گذاشته اند
صِحّه بر روی ظلم این ظالم

که نبوده است صلح‌خواه این مرد
در حدیبیّه او در آن موسم؛

-که پیمبر به فکر مردم بود
بوده فکر مخالفت دائم

وقت ان الرجل لٕیَهْجُر گفت:
او به عقل سلیم،ناسالم

حکم شخص جنب نمی‌دانست
آنکه می‌خواند خویش را حاکم

آخرش این بَنی ندانم زد
تکیه بر مسند بنی هاشم

تکیه بر مسند حدیث بِکم-
-فتح الله و بکم یختم

تازه با دیدن نبی و ولی
نشد از کرده خودش نادم

که دورویی فقط در او رو بود
خود ابلیس ثانیِ او بود

آنکه شیطان در او نموده حلول
لعن او گشته است اصل اصول

که بدون مطاعن و لعنش
هیچ باغی نمی‌دهد محصول

گفته ابن ابی الحدید که او
بوده همواره تندخو و عجول

او از عادات جاهلیت خود
چون که یک لحظه هم نکرد عدول

وزن این شعر هم شده ناچار
فاعلاتُن مفاعٍلُن مفعول

مادرش عمه،عمه‌اش مادر
می‌شود این معادله مجهول

بوده او گرم طوف شیطان و
بوده شیطان به طوف او مشغول

بی طواف نساء باید گفت
سُنیّان را که حجّکم مقبول

پس چه باید به پیروانش گفت
طبق قانون علت و معلول

هر کجا ظلم شد یقیناً هست
تا قیام قیامت او مسئول

که دورویی فقط در او رو بود
خود ابلیس ثانی او بود


آنکه همواره بود عدوی علی
خرج می‌کرد از آبروی علی

دشمنش بود و رستگاری او
بی‌گمان بود آرزوی علی

فخر عُمْر عُمَر فقط این بود
مفتخر شد به گفتگوی علی

رفت هفتاد بار در سختی
طبق قول خودش به سوی علی

صبح از او مشورت گرفت خودش
ظهر برخاست روبروی علی

پاسخ مهربانی‌اش را داد
ریخت با چل نفر به کوی علی

هم که چون خار بین چشمش،هم
استخوان بود در گلوی علی

سیلی بین کوچه را در اصل
نه به زهرا که زد به روی علی

که دورویی فقط در او رو بود
خود ابلیس ثانی او بود


@raziolhossein
9
02:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 47.1 KB
#امیرالمومنین_علیه‌_السلام
#تبری

عشق علی به سینهٔ تب‌دار، خوش‌تر است
مدح علی یقین به روی دار، خوش‌تر است

از هرچه بگذریم، پس از گریه بر حسین
لعن عدوی حیدر کرّار خوش‌تر است

@raziolhossein
😍 4 3
ش
06:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 143.5 KB
#حضرت_ابولؤلؤ
#تبری


از شر خلیفه همه را داد نجات
لالند ز وصف غیرت او کلمات

شادی دل حضرت محسن بفرست
بر شیر نهاوندی ِ کاشان صلوات

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
17 😍 1
ش
20:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
ش
22:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#تبری

ظالمی زد ناگهان تیری ز کین
شهسوار لامکان را بر جبین

تیر چون زان جبههٔ غرّا گذشت
خونش از قوسین اَو اَدنی گذشت

رو به بالا کرد، کای دادار فرد!
تو گواهی کاین خسان با من چه کرد

ناگهان تیر سه شعبه از کمین
کرد قصد آن خدیو راستین

خواست جا بر سینهٔ آن شاه کرد
جا نجست و رو به قلب الله کرد

کرد شه رنگین محاسن زان خضاب
گفت: چونین رفت خواهم نزد باب

گویمش تا کای شه لولاک‌شأن!
خون من خواه از فلان و از فلان

کان‌که طرح بیعت شوری فکند
خود همان‌جا طرح عاشورا فکند

چرخ در یثرب رها کرد از کمان
تیر، کاندر نینوا شد بر نشان


کرد بهر تحفۀ دیدار یار
دست حق آن خون ناحق را نثار

چون به خود لرزید از آن خون جسم خاک
دامن گردون گرفت آن خون پاک

تا قیامت چرخ را دل خون از اوست
سرخی این طاق میناگون از اوست


#نیر_تبریزی

@raziolhossein
👍 1
22:33
#امام_حسین_علیه_السلام
#تبری

بر ع م ر لعنت که آیین جفا از کیش اوست
قتل مظلومان دشت کربلا از پیش اوست

@raziolhossein
👍 5
5 September 2025
ش
02:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
02:51
#امام_زمان
#تبری
#رباعی

آغازِ امامتِ شهِ منتظَر است
یعنی که بساطِ #لعن، پرشورتر است

چون روزِ ظهورِ آن شهنشاهِ جهان
اقدامِ نخست، #انتقام از ع م ر است

@raziolhossein
02:56
#امام_زمان_مناجات
#تبری


درد فراق دردِسرش فرق می کند
چشم انتظار چشم ترش فرق می کند

هجران کشیده جای نفس آه می کشد
داغی که هست بر جگرش فرق می کند

یوسف عزیزتر شد و یعقوب پیرتر
از یار بی خبر ، خبرش فرق می کند

از اِبنِ مهزیار که شد دربه‌در بپرس
این راه توشه سفرش فرق می کند

بالِ هوس ببند که غیر از وبال نیست
پرواز عشق بال و پرش فرق می کند

ما هرچه غافلیم از او او به فکر ماست
مولا به بندگان نظرش فرق می کند

پیغام داده منتظران (اَکثِروالدُّعا)
هر کار خیر بیشترش فرق می کند

باهم دعا کنیم برای ظهور او
باهم دعا کنیم اثرش فرق می کند

روزی طلوع می کند از مغرب آفتاب
روز ظهور او سحرش فرق می کند

(قد قامَتِ الصَّلاةِ) همه روبه کربلاست
اصلا نماز پشت سرش فرق می کند

دستی پی نوازش و دستی به انتقام
این ذوالفقار هردو سرش فرق می کند

از قبر در می آورد آن دو خلیفه را
در این محاکمه نظرش فرق می کند

این بار سهمِ (لات و هُبَل) آتش است و دود
این بار بت شکن تبرش فرق می کند

یا فاطمه بیا تو دعای فرج بخوان
مادر دعا کند اثرش فرق می کند

#عبدالحسین

@raziolhossein
2
02:56
#امام_زمان_مناجات


تب وصال تورا شب شب به سر دارد
کسی که از غم تو گریه سحر دارد

هوایی تو هوایی هیچ بامی نیست
تعلقات برای گدا ضرر دارد

چگونه زندگی اش راحت است و آسوده؟!
یتیم اگر به دلش حسرت پدر دارد

بیا برای غریبی ش گریه کن هرروز
که او همیشه به خون جگر نظر دارد

بگیر پشت درش دست خالی خود را
فقیر وقت کرم فیض بیشتر دارد

بگرد روضه به روضه برای دیدن او
بگرد، یار به این روضه ها گذر دارد

خدا کند که برات مرا کند امضا
کنار او دل من میل یک سفر دارد

به یمن تربت اعلای کربلای حسین
نماز و سجده من لذتی دگر دارد..

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
02:56
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی 
«تا با تو بگویم غم شب های جدایی» 

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران 
«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی» 

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم» 
ای کاش تو یکبار به بالین من آیی 

در بنده نوازی و بزرگی تو شک نیست 
من خوب نیاموختم آداب گدایی 

عمری ست که ما منتظر آمدنت، نه 
تو منتظر لحظه ی برگشتن مایی 

می خواستم از ماتم دل با تو بگویم 
از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی 

امشب شده ای زائر آن تربت پنهان؟ 
یا زائر دلسوخته ی کرب و بلایی 

ای پرسشِ بی پاسخِ هر جمعه ی عشّاق 
آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟ 

#یوسف_رحیمی 

@raziolhossein
02:56
#امام_زمان_مناجات


امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را
بیا بنما به عالم روی از گل بهتر خود را

بیا ای یوسف گمگشتۀ مصر ولا مهدی
نشان شیعیان ده قبر زهرا مادر خود را

بیا و در کنار جسم خونین برادر بین
به زیر تازیانه عمّۀ غم پرور خود را

بیا از جدّ خود بستان عموی شیر خوارت را
که می نوشد به جای شیر خون حنجر خود را

بیا مگذار تا جدّت به پیش خنده ی دشمن
بگیرد در بغل با گریه نعش اکبر خود را

بیا مگذار جدّت از فراز نیزه ی دشمن
ببیند زیر کعب و نیزه اشک دختر خود را

بیا بنگر چگونه عمّۀ مظلومه ات زینب
نهاده در بیابان لاله های پرپر خود را

بیا چشم تر و لب های خشک تشنگان را بین
که گم کردند در دشت بلا آب آور خود را

بیا لطفی به «میثم» کن که تا جان در تنش باقی است
به پای جدّ مظلوم تو ریزد گوهر خود را


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
02:56
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

مدهوشم ازاین عطر پراکندۀ سیب
این است همان رایحۀ روح‌فریب

گفتم: که شبِ فراق،طولانی شد
گفتند: بخوان «اَلَیسَ صُبحُ بِقَریب»

#محمد_جواد_غفور_زاده #شفق

@raziolhossein
02:58
#امام_زمان_مناجات
#تبری

ای کاش که تا آمدنت می بودم
تا صبح ظهور روشنت می بودم

ای کاش در انتقام، از آن دو نفر
من شاهد سیلی زدنت می بودم

#حسن_کردی

@raziolhossein
03:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1055, 78.5 KB
#حضرت_ابولؤلؤ
#تبری

خنک روان ابولؤلؤ شجاع زمان
که بر سرای نبوت رسوم قنبر داشت

به ضربتی که زد آن مرد پاک دین در آس
اساس شادی آل نبی معمّر داشت

چو بود یاور دینِ رسول و یار علی
امان و مرحمت کردگار باور داشت

هلاک دشمن دین مرد دین داری است
خوشا کسی که به حق این حدیث باور داشت

کنون نشاط کن و شاد زی و عشرت ساز
چو حق تعالی ابولؤلؤ مظفر داشت...


از اشعار بر جای مانده از قرن هشتم هجری
📚 تاریخ تشیع در ایران / تالیف رسول جعفریان، جلد ۲، صفحه ۷۵۹، چاپ نشر علم


@raziolhossein
2
03:07
#حضرت_ابولؤلؤ

کي می‌توان قياس به اجر و ثواب کرد
اين مُزد را که بر تو دعا، بوتراب کرد؟

آباد باد خانه‌ات ای آنکه تيغِ تو
بنيادِ کفر و شرک و ستم را خراب کرد

يک آسياب ساختی و تا هزار سال
هرکس رسيد، قصه از آن آسياب کرد!

پيش از ظهورِ منتقمِ آل مصطفی
حق بهر انتقام، تو را انتخاب کرد

قيمت گذاشتن روی کار تو با کسی‌است
کاو اجرِ ضربِ تيغِ علی را حساب کرد

در وصفت اين بس است که آخر به دست تو
يزدان دعای فاطمه را مستجاب کرد


@raziolhossein
1 👍 1
03:16
#امیرالمومنین_مدح
#تبری


آمد ربيع و بر لبم آمد تبسمى
دين را به جز ولاى على نيست اهرمى

حق كِى دهد به دشمن مولا جزا و اجر
حق كِى كند به منكر حيدر ترّحمى!

هر كس كه باده نوش غدير است از الست
لب تر نكرده غير همين جام از خُمى

نوشيد هر كسى كه از اين جام جرعه اى
برده است هر كسى كه از اين سفره گندمى...

رفته به زير دِين على،دِين فاطمه
با غيره آخر از چه نمايد تفاهمى!

صدّيق گشته حيدر و زنديق خصم او
باشد عيان حقيقت و دور است از گمى

جانم به اين شجاعتِ شاگرد مرتضى
داده خليفه بر تله ى او عجب دُمى

فيروز آمد و به طرب گفت اينچنين:
يا مرتضى على به درك رفت دومى

#شاعرش_در_پناه_مهدی_است

@raziolhossein
03:21
#تبری


قد تبرّأتُ من الجبتین تَیم و عَدی

ساقیا باده یک دو جام دگر
در دهم، لعل‌فام و پر ز شرر

باده‌ای همچو طلعت خورشید
که از او خیره چشم خیره‌نگر

باده‌ای کِم بشوید این پندار
باده‌ای کِم بسوزد این دفتر

باده‌ای کز تجلّی‌اش به عیان
بینم  ((الله نور)) در ساغر

ای رخت روز و زلف تو، شبِ من
دل ز روز و شبت به بوک و مگر

سرو از قدّ توست، پای به‌گل
سبزه از خطّ توست، دست به‌سر

لاله را داغ روی توست به‌دل
غنچه، پیشِ لب تو، بسته کمر

موي تو بید و روی تو، چون آب
بید...آری.... بر آب زیباتر

این تغافل ز عیش و عشرت چیست؟
مگرت نیست زین حدیث خبر

کز جهان رخت بست، ظلمت کفر
کز زمین محو گشت، لوثِ ((عمر))

نفس شیطان و دشمن یزدان
مرکز خبث و مبدأ شر

آن که بنیادِ دین، از او لرزان
کرد اکنون به قعرِ نار، مَقَر

عاصیِّ حقُّ و بنده‌ی ابلیس
یار بوبکر و دشمن حیدر

توأم کفر و زاده‌ی باطل
بری از مهر و کین در او، مضمر

زآدمی در گریز، چون کفتار
متنفر ز نور، چون شَب‌پَر

خشن و رذل و بدنهاد و بخیل
بد دل و بد زبان و بد گوهر

چون شتر، کف به لب مدام ز غیظ
چون سگ هار، در گَزند و گُذَر

لانه‌ی فسق و آشیانِ فساد
خانه‌ی جور و ننگِ هر چه بشر

مَلعَنتْ پیشه، ظلمتْ اندیشه
ظلم را ریشه، جهل را منظَر

جبهه‌اش، بوسه‌گاه اهریمن
دلِ تنگش، مُغاکِ جادوگر

حَطَبِ دوزخ و حِجاره‌ی نار
حَدَثِ حائض و حدیث قَذَر

فرق تا پای، جهل و نادانی
جلوه‌گاه نفاق، پا تا سر

بدعت‌ْآثار و مَشئَمت‌ْگفتار
شیطنت‌ْخواه و شیطنت‌ْگُستَر

با چنین وصف‌ها عجب دارم!!
که شود جانشین پیغمبر

ای عجب، هیچ دیده کَس آیا !؟
سگ به محراب و خرس بر منبر

در چنین روز بُد که بولؤلؤ
آن عجم‌زادهْ مردِ نام‌آور

حبشی خنجرِ دو رویه به‌دست
رفت اندر کمین آن ابتر

یک جهان مرد و در یکی قالب
یک جهان تیغ و در یکی خنجر

خرسک آمد ز راه و بست نماز
در پسش چند صف منافقِ خر

تن به محراب و نقش بُت در دل
فکر عزّی و لاتَش اندر سر

رکعتی می‌نخوانده از نسيان
دیگری دادی‌اش ز خوانده خبر

ناگه آن شیرزادِ شیر نژاد
کوه را ببر و دشت را اژدر

از کمین‌گاه جست همچون شیر
که بگیرد سگی به دشت‌ اَندر

دست یازید و خود به شش ضربه
بازویش را درید و ناف و جگر

در گُهِ خویشتن درافکندش
که جُعَل در پِهین بود خوش‌تر

می‌سزد گر به پاس او گویم
آفرین دست و آفرین خنجر

کُشت آن را که کس نبیند هیچ
از ازل تا ابد چُنو کافر

نَسَبش را اگر بیان سازم
ترسم از شرم، خِوی کند دفتر

لیک ناچار بازخواهم گفت
تا که رسوا نمایم او را مَر:

پدرش گاد، مادرِ خود را
زان زنا زاده‌ گشت، یک دختر

بعد چندی بِگاد دختر را
که از او شد پدید، شخصِ عمر

لاجرم، خال جدّ و جد، پدر است
خواهرش عمّه، عمه‌اش مادر

این قصیده به هجو آن ملعون
زد رقم ((موسوی)) در این دفتر


#ابوالفضل_موسوی_گرمارودی
نهم ربیع‌ الاول سال ۱۳۴۸ شمسی

@raziolhossein
👍 1 😍 1
03:27
#تبری
#رباعی

صد شکر که ما اهل تولّا هستیم
در زمره‌ی دوستان مولا هستیم

بر شانه‌ی من، هر دو ملک! بنویسید
ما دشمن دشمنان زهرا هستیم

مرحوم #سیدرضا_مويد


@raziolhossein
3
03:31
#امام_زمان_مناجات
#تبری

با حبّ علی مرا اگر اسلام است
با بغض عدوی او دلم آرام است

الحق که به دومی شرر افکندن
در روز ظهور اولین اقدام است…
.....

با دشمن مرتضی بِدان! دو‌* هستم
بیزارترینِ از همان دو هستم

لب تشنه ی حوض کوثرم من! اما:
تشنه ترِ انتقام از آن دو هستم…

دو بودن: با کسی مشکل داشتن

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
4
ش
05:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری


از دار جهان همین که پیغمبر رفت
از یاد همه خلافتِ حیدر ، رفت

هارون وسط شهر نبی بود اما
گوساله ی امت به روی منبر رفت
.....

من پیروِ دین احمدِ مختارم
خدمت به علی و آل او شد کارم

این جمله به روی سینه ام حک شده است
از اهل سقیفه تا ابد بیزارم

#یونس_وصالی

@raziolhossein
3
06:04
#امام_زمان_مناجات
#دعای_فرج


پایان گلایه‌ها، دعای فرج است
گل‌واژه‌ی ربّنا دعای فرج است

دانی که چرا گشایشِ هر کار است؟
چون شاه‌کلید ما دعای فرج است

#محسن_علیخانی

@raziolhossein
6
ش
23:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×540, 31.5 KB
#لعنت_بر_یزید

برو با شاخه گل در حرم شاهِ شهید
بگو با حضرت زهرا لعن الله یزید


@raziolhossein
1
23:56
#تبری
و لعن الله عمر بن سعد

كُشتی تو ابن سعد! جوانان كربلا
بر گردن تو خون شهیدان كربلا

گر تو نداشتی طمع مُلک و سروری
خون‌ها نریختی سوی هامان كربلا

پس ای شقی! به روز جزا نزد مصطفی
خصم تواند جمله یتیمان كربلا

لعنت به تو! كه این همه از شومی تو شد
بردند سوی شام، اسیران كربلا

این انتقام از تو كشد خالق جلیل
كاین ظلم از تو شد به غریبان كربلا

بر روح پُرجفای پلید ستم‌گرت
لعنت كنند ریگ بیابان كربلا

چون می‌روند جانب منبر به صبح و شام
لعن تو می‌كنند خطیبان كربلا

آن دم صدا به لعن مخالف، بلند شد
در نزد حق، همین سخن آن جا پسند شد

▫️منابع: جُنگ شعر (خطّی، كتاب‌خانه‌ی مجلس)


#عاصی

@raziolhossein
23:56
#لعنت_بر_یزید
#تبری


در طوق لعنت است به دوزخ يزيد سگ
درگردنش سلاسل آتش طناب كن

شمر لعين كه خود ز سگان جهنم است
لب تشنه اش بدرد سفال كلاب كن

ابن زياد سگ كه ز سگ كمتر است هم
حشرش به خرس و خوک به شرالدواب كن


مهر علی و آل علی خواهم از خدا
یارب همین دعای مرا مستجاب کن

#اهلی_شیرازی

@raziolhossein1
2
23:56
#لعنت_بر_یزید
#تبری

داستان پسر هند مگر نشنیدی؟!
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عمّ پیمبر بمکید

خود به ناحق، حقِ دامادِ پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید

بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم؟
لعن الله یزیداً و علی آل یزید


#سنایی_غزنوی

@raziolhossein1
6
23:56
#لعنت_بر_یزید #تبری
#رباعی

ما نزد عقيلة العرب محبوبيم
چون خصم يزيد و شامىِ مغضوبيم

اى آنكه زدى چوب به لبهاى حسين
صد چوبه ى لعن بر سرت مى كوبيم

#محمدحسین_مهدی_پناه


@raziolhossein
1
23:56
#لعنت_بر_یزید
#تبری


ای که گویی بر یزید و آل او لعنت مکن !
ز آن که شاید حق تعالیٰ کرده باشد رحمتش!

آنچه با آل نبی کرد او، اگر بخشد خدای
هم ببخشاید ترا گر کرده باشی لعنتش!!

#امیر_علیشیر_نوایی

@raziolhossein
2
23:56
#لعنت_بر_یزید #تبری
#رباعی

لعنت به يزيد و پدر و جد يزيد
بر مادر و جده اش بر ان هند پليد

لعنت به كسي كه حرمت دين بدريد
لعنت به كسي كه سر ز اسلام بريد


@raziolhossein
23:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1280, 20.1 KB
#لعنت_بر_یزید
#تک_بیت

با لعنِ بر یزید عیان شد که شیعه را
آزادی از جحیم به یک آب خوردن است

#نجات_اصفهانی

🔴🔴🔴
23:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 43.2 KB
غم رفته و شادی شده حاکم امشب
گردیده دوا درد عوالم امشب
تبریک بگو به کربلایی ها که
رفته به درک یزید ظالم امشب

سالروز به درک واصل شدن یزید لعنت الله علیه مبارک باد

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
23:56
#لعنت_بر_یزید
#رباعی

غم رفته و شادی شده حاکم امشب
گردیده دوا درد عوالم امشب

تبریک بگو به کربلایی ها که
رفته به درک یزید ظالم امشب

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
6 September 2025
ش
00:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#لعنت_بر_یزید
#تبری

بر شِبهِ یهود و هرچه نعثل لعنت
بر تفرقه اندازیِ أحوَل لعنت

ای دوست! یزید پنجمین متهم است
بر متهمِ ردیف اول لعنت

@raziolhossein
4
ش
01:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری


مردان خدا عجب مقامی دارند
خوش ایده و مکتب و مرامی دارند
سر را به بر ستمگران خم نکنند
آنان که چو مرتضی امامی دارند

......
مجنون صفتیم و دم ز دلبر زده‌ایم
ما یک دله گان به سیم آخر زده‌ایم
دزدان فدک منافق و گمراهند
ما بوسه به خاک پای حیدر زده‌ایم
......

افواج فرشتگان که دلباخته‌اند
محراب علی را به سما ساخته‌اند
آنان که ز منکران مولا هستند
خود را به ته جهنم انداخته‌اند
....

زهرا که سرآمد زنان دهر است
سرتاسر کائنات او را مهر است
هر کس که شکست با علی بیعت را
شکی نبود فاطمه با او قهر است
.....

گنجینه راز در دل فاطمه است
اوج ملکوت منزل فاطمه است
با ناله محسنش هم آواز شویم
لعنت به کسی که قاتل فاطمه است


مرحوم #سیدحسن_خوش_زاد

@raziolhossein
5
ش
05:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#تبری

بیا ، آتش بزن اندیشه اش را
تن و جانِ جنایت پیشه اش را

درخت فتنه ها در باغ مانده
بِکِش از خاک بیرون ریشه اش را


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
5 👍 5
8 September 2025
ش
11:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.8 KB
11:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
11:54
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 109.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
11:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
11:55
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی

از دست بهار ، دل ربودند امشب
با سبزه و گل ، غزل سرودند امشب

عطر قدم صنوبر و یاس آمد
باغ صلوات را گشودند امشب
...

بر روز حساب خود براتی بفرست
در باغچه ی دل نفحاتی بفرست

با نام علی ، دهان خود شیرین کن
با نام محمد ، صلواتی بفرست

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
11:56
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت


پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق
ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق
گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق
یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

آری تمامِ عشق تمام محمد است
"باور کنیم سکه بنامِ محمد است"

با اولین ظهور ،ظهورِ خدایی‌اش
ای دل رسید نوبتِ کشور گشایی‌اش
جایی که هست چشمِ خدا هم هوایی‌اش
با آمنه چه می‌کند این دلربایی‌اش

سوگند بر علی که قرینِ محمد است
عالم تمام  مستّ طنینِ محمد است

لبخند زد که هستیِ دنیا طلوع کند
لبخند زد ستاره شعرا طلوع کند
لبخند زد بهشت همینجا طلوع کند
لبخند زد که حضرتِ زهرا طلوع کند

از بس که گفت اُمِ‌ابیهاست فاطمه است
گفتیم آمنه خودِ زهراست- فاطمه است

ای کوثرِ کثیر که تکثیر تو علی است
ای معنیِ غدیر که تقدیر تو علی است
ای وحیِ دلپذیر که تفسیر تو علی است
معراج بی نظیر که تعبیر تو علی است

نیمی زِ توست فاطمه نیمِ دگر علیست
احمد نگو بگو که علی ضربدر علیست

تو آمدی و هیبتِ کسری شکسته شد
تو آمدی طلسمِ یهودا شکسته شد
تا رونق رواق کلیسا شکسته شد
تو آمدی و لات و هُبل تا شکسته شد

تو آمدی که رحمت یکسر بیاوری
در امتدادّ خویش دو حیدر بیاوری

تکثیر شد جمال یکی تا چهارده
حیران این یکیم ، که یک یا چهارده؟
یعنی که جلوه کرد خدا تا چهاره
باید شمرد جمع شما را چهارده

فرمود این چهارده از نور احمد است
اول محمد است و سر آخر محمد است

دلداده‌ایم گرچه به ختم نبوتش
ما شیعه‌ایم شیعه‌ی ختم ولایتش
تا زنده‌ایم زنده‌ی انفاس عترتش
شُکرِ خدا شبیه خودش از عنایتش

ما را همیشه یک دل عاشق نوشته است
ما را اسیرِ حضرت صادق نوشته است

آنکه قعود آنکه قیامش حسین بود
از ابتدای بحث ، کلامش حسین بود
در انتهای درس ، سلامش حسین بود
حُسنِ شروع و حُسنِ ختامش حسین بود

با چشم‌های خون شده  بارش چقدر کرد
تا کربلا رویم   سفارش چقدر کرد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
6
11:56
#امام_صادق_مدح


ای مشعل دانش از تو روشن
وی باغ صداقت از تو گلشن

دریای معارف و معانی
استاد کتاب آسمانی

ای در نفس تو جان قرآن
وی در دهنت زبان قرآن

با نطق تو زنده تا قیامت
توحید و نبوت و امامت

بر هر سخنت ارادت علم
در هر نفست ولادت علم

میلاد تو ای ولی سرمد
شد روز ولادت محمد (ص)

در هفدهم ربیع الاول
شد نور تو بر زمین محول

با هر سخنت کلیم خیزد
از هر نفست مسیح ریزد

قرآن که دُر کلام سفته
با نطق تو حرف خویش گفته

هر آیه که جبریل آرد
بی نطق شما زبان ندارد

او راه و شما چراغ راهید
ناگفته و گفته را گواهید

نطق تو به علم ارتقا داد
بر نهضت کربلا بقا داد

تو بر تن پاک علم جانی
استاد "مفضل و امانی"

عرفان و طریقت و بصیرت
دلباختهء " ابو بصیرت"

غیر از تو که پرورد به دوران؟
شاگرد چو "جابر ابن حیان"

حاکم به زمان اشاره تو
استاد جهان "زراره" تو

در محفل بحث "مؤمن الطاق"
شد طاقت هر منافقی طاق

هارون تو در تنور آتش
گل سبز کند ز نور آتش

تو نور به هر کلام داری
شمشیر چنان "هشام" داری

پروردهء تو دوصد معلم
مانند "محمد بن مسلم"

دارند ز مکتب تو عرفان
"حمران و فضیل و فضل و صفوان"...

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
11:56
#حضرت_رسول_مدح


ای عرش زمین بوست ای چرخ زمین گیرت
ای دست قضا دائم در پنجهء تقدیرت
هم پای رسل بسته در حلقهء زنجیرت
هم قلب ملک روشن در مکتب تنویرت
پاکان دو عالم پاک از آیهء تطهیرت
حسن ازلی پیدا بر خلق ز تصویرت
در روی تو می بینم مهر رخ سرمد را
در وصف تو می خوانم "ماکان محمد" (ص) را

خورشید اگر وام از رخسار تو نستاند
تا حشر ز بی نوری بر کام افق ماند
جبرئیل امین خود را محتاج تو می داند
بر خیل ملک دائم اوصاف تو را خواند
حق عالم خلقت را برگرد تو گرداند
حیدر در مدح از لب بر پای تو افشاند

با آن که بود مولا مخلوق دو عالم را
فرمود که من عبدم پیغمبر اکرم را

ای روح قدس را بال از طایر اقبالت
آیات کتاب الله در حسن و خط و خالت
این هفت فلک خشتی از پایه اجلالت
خادم شده جبریلت سائل شده میکالت
حوران جهان یک یک مرغان سبک بالت
شیطان طمع رحمت دارد ز تو و آلت

احسان ز کفت بارد، رحمت ز دمت خیزد
روح از نفست جوشد فیض از سخنت ریزد

طوفان شده رام نوح از یمن ولای تو
بشکافته دریا را موسی به عصای تو
بر چرخ چهارم شد عیسی به هوای تو
از چاه برون آمد یوسف به دعای تو
داوود زبورش را خوانده به نوای تو
یونس به دل ماهی مشغول ثنای تو

قرآن به تو می بالد داور به تو می نازد
زهرا به تو دل داده حیدر به تو می نازد

ای گرگ ز صحراها آورده سلامت را
ای شیر ژیان برده بر دوش غلامت را
دشمنت همه جا دیده احسان مدامت را
جبریل ثنا گوید مرغ لب بامت را
قرآن به جبین بسته زیبائی نامت را
لبخند زنان کوثر بوسد لب جامت را

تو آینهء حقی تو صاحب آئینی
مدثر و مزمل طاهائی و یاسینی

ای فهم رسل کوتاه از اوج جلال تو
ای خیل رسل را دست بر دامن آل تو
ای چار کتاب الله اوصاف کمال تو
سیل همه رحمت ها جاری ز جبال تو
با وحی کند پرواز معراج خیال تو
ره بسته شود بر صبح بی صوت بلال تو

فرماندهء افلاکی ماه کره خاکی
چون ذات خدا پاکی ممدوح به لولاکی

بر سینهء اسلامت صد درد نهانی بین
پیوسته به تن زخمش از کفر جهانی بین
آن باغ که پروردی باز آی و خزانی بین
هم درد نهان بنگر هم ظلم عیانی بین
فریاد درون بر چرخ از عالی و دانی بین
گرگان جهان خواری در سلک شبانی بین

جنگند ز هر جانب تازند به هر عنوان
یک سلسله با عترت یک طایفه با قرآن

تا چند ستمکاری از دشمن دون آید؟
ظلم و ستم و بیداد از خصم زبون آید؟
وز دیدهء این امت صد چشمه خون آید
از سینهء اهل درد فریاد درون آید
آن زمزمهء شیرین بر گوش کنون آید
ای کاش دگر مهدی (عج) از پرده برون آید

پیوسته چو مظلومان «میثم» به دعا کوشد
تا رخت فرج را حق بر قامت او پوشد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
11:56
#حضرت_رسول_ولادت


سحرِ مكه صفايِ دگري پيدا كرد
نالة سوخته دلها ، اثري پيدا كرد
كعبه مي خواست كه دل را زِ بُتان پاك كند
ديد فرزند خليل و جگري پيدا كرد
به تمناي لبانِ پسر اسماعيل
زمزم از شوق عجب چشمِ تري پيدا كرد
نور توحيد پس از غيبت طولاني خويش
در حرم فرصت هر جلوه گري پيدا كرد
سالياني خبر از حضرت جِبْريل نبود
مصطفي آمد و او بال و پري پيدا كرد
از قدوم پسر آمنه و عبدالله
اُمّتِ پاك سرشتان پدري پيدا كرد
خاتم از راه رسيد و شجر هر چه رُسُل
تازه بر ، بار نشست و ثمري پيدا كرد

ما هدايت شدة نور رسولُ اللهيم
ريزه خوار كرم زادة عبداللهيم


بي وجود تو بشر بي سر و سامان می شد
همه جا نور خدا مخفي و پنهان می شد
بي وجود تو كجا در همة امت ها
نام اين قوم مُزَيّن به مسلمان می شد
تا كه از قوم دگر حرف ميان مي آيد
تكية بازوي تو شانة سلمان می شد
تو دعا كردي و ما شيعة مولا گشتيم
از همان روز ، دلت گرم به ايران مي شد
رخصتي مي دهي اي سرورِ زيبا رويان
گويم از چه رخِ تو قاتل هر جان مي شد
با تبسم به لب غنچة تو گل مي كرد
گيسويِ حور ، به يكباره پريشان مي شد
علت اين بود كه در روي مليحانة تو
قدري دندان ثنايات نمايان مي شد

ذكر تسبيح تو آهنگ بيان مَلَكَ است
شكل تركيب رخ تو نمك اندر نمك است


بي دَمِ قُدسي تو مُرده اي احيا نشود
پسر مريم قِدّيسه مسيحا نشود
پُشتِ موسي به تو و حضرت مولا گرم است
ورنه بي اِذْنِ شما وارد دريا نشود
گر زليخا رُخِ زيبايِ تو بيند در خواب
پايِ دلداگي يوسفي رسوا نشود
همه از رحمت تو حرف ميان آوردند
از چه رو علت هر خشم تو افشا نشود
غضبت رمز اَشِدّاءْ عَلَي الكُفّار است
لشگر كفر حريف تو به هَيْجا نشود
با دعايِ تو علي صاحب تيغ دو سر است
بي رضايت گره از ابروي او وا نشود
جز به پيش غضبِ چشم تو در وقت نبرد
كمر تيغ علمدار احدتا نشود

تو ز نور احدي ، اشرف مخلوقاتي
پدر فاطمه اي تاج سرِ ساداتي


تو كريمي و كريمان همه از نسل تواند
سائلان؛ بينِ گُذر يارِ بِلا فصلِ تواند
هر كه ابتر به تو گفته رَحِمَشْ ناپاك است
همة خلق خدا ريزه خور نسل تواند
آن كساني كه ندارند به دل حُبِّ علي
در عمل امت ملعون شده و رَذْلِ تواند
زدن فاطمه بر اهل يقين ثابت كرد
اين اراذل پِيِ آتش زدن اصل ِ تواند
چون تَمَسُّك به علي شرطِ شفاعت باشد
شيعيان در صف محشر همگي وصلِ تواند
چه كسي گفته اباالفضل ز اولاد تو نيست
ثُلْثِ سادات ز اولاد اباالفضلِ تواند

بعدِ محسن كه دل فاطمه حساس شده
پسر سوم زهراي تو عبّاس شده


مكتب قدسي تو نور حقايق دارد
چارده مصحف تا بنده و ناطق دارد
دشمن كور دِلِ تو ز كجا مي دانست
راه پابندة تو حضرت صادق دارد
ظاهراً خاكِ حريمش شده با خاكْ يكي
باطناً او حرمي در دلِ عاشق دارد
روزي بندگي ما همه دستِ آقاست
در عمل او صفت كامِلِ رازق دارد
سالها مي گذرد سرخي خاك يثرب
اثر خون تنِ زخمِ شقايق دارد
گر كه گوش دل ما باز شود اين ايام
صحبت از توطئة چند منافق دارد

زود شهر نبي از مادر ما خسته شده
باورم نيست كه دستان علي بسته شده


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
11:56
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت

خبرت هست که آن طاق معلیٰ اُفتاد
ناگهان کُنگره‌یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد
 
خبرت هست ستون‌های یَهودا اُفتاد
خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد

خبر این است زمین پُر شده از آب حیات
آی بر احمد و بر آلِ محمد صلوات


یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد
پرده از منظره‌ی باغ جنان بردارد

تاکه از گُردیِ ما یوقِ گران بردارد
از کران تا به کران بانگِ اذان بردارد

آخر از سمتِ خدا آنکه نیامد آمد
چهارده تَن همه با نامِ محمد آمد


شب شکست و به زمین بارشِ مهتاب آمد
عشق برقی زد و بر هر دلِ بی تاب آمد
 
جبروت و ملکوتیست که در قاب آمد
فالِ حافظ زدم و این غزل ناب آمد

"گلعُزاری زِ گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه‌ی آن سَروِ روان ما را بس"


حق بده دیدنِ این معجزه حیرت دارد
فقط این ابر به باریدنش عادت دارد

نفسش گرم خدایا چه حرارت دارد
سایه‌اش نیست و در سایه قیامت دارد

انبیا را بنویسید پیمبر این است
قبله‌ی روز و شبِ حضرت حیدر این است


کیستی ای نفَسَت پاک‌تر از پاکی ها
غرقِ تسبیحِ بزرگیِ تو افلاکی ها

اَشهَدُ اَنَّ که حیرانِ تو بی باکی ها
نوری و نورِ پراکنده بر این خاکی ها

ای نَفَس‌های علی ای همه هستِ زهرا
عالمی دستِ تو بوسید و تو دستِ زهرا


تو درخشیدی و انوارِ حیات آوردی
سیزده رشته قنات از عرفات آوردی

سیزده چشمه‌ی جوشان نجات آوردی
سیزده مرتبه بانگِ صلوات آوردی

آخرین باده‌ات از این همه خُم می‌آید
با دُعایت عَلَم چهاردهم می‌آید


ششمین آینه‌ات آمد و پروانه شدیم
سر زلفیم که با مرحمتش شانه شدیم

مَردِ این راه نبودیم که مردانه شدیم
شیعه‌یِ جعفریِ خادم این خانه شدیم

آسمان را کلماتش سخنش پر کرده
و خداوند بر این جلوه تفاخر کرده


گرچه از عطر تو این دشت شقایق دارد
چقدر دور و برت شهر منافق دارد

چه غریبی که فقط چند تن عاشق دارد
دلِ زهراییِ تو صحبت صادق دارد

تو بشیری و به شور ازلی می‌آیی
سرِ هر صبح به دیدارِ علی می‌آیی


باز پیچیده در این شهر پیامت آقا
پشتِ یک خانه تو هستی و قیامت آقا

عادت صبح تو شد عرض سلامت آقا
و سلام است فقط تکه کلامت آقا

از تو داریم سلامی پُر عطر و برکات
باز بر احمد و بر آل محمد صلوات

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
11:56
#حضرت_رسول_ولادت


لب نگار که باشد رطب حرام بود
زمان واجبمان مستحب حرام بود 

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم 
بدون عشق مناجات شب حرام بود 

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری 
به من معالجه ی در مطب حرام بود 

برآنکه دشمن اولاد توست نیست عجب 
که نطفه اش نسب اندر نسب حرام بود 

تو مرد ظرفشناسی و مهِر اولادت 
عجم که هست برای عرب حرام بود 

تو را در کمال نوشتند یا رسول الله
بزرگ آل نوشتند یا رسول الله 

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند 
هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند

تورا به سمت زمین با نسیم آوردند
توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند 

نشان دهنده ی معصومیِ قبیله توست 
اگر که قّبه خضرا به گنبدت گفتند

تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود 
توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند 

اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری
تورا محمّد و آل محمّدت گفتند 

شب ولادتت ای یار می کنم خیرات
نثار مقدم خیر تو چهارده صلوات

برای خُلق تو باید کنند تحسینت 
نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت 

از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی 
نوشته اند از این سو تو را نخستینت 

هزار و سیصد و هشتاد و چندمین سال است 
شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت 

شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات 
گدای سفره ی هر سال چهارده سینت 

توآمدی که علی را فقط ببینی و بس 
نداده اند به جز دیده ی خدا بینت 

یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی
اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی

مرا اویس شدن در هوای تو کافی است 
اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است 

همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم 
لبم رسید به خاک سرای تو کافی است 

چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش 
همینکه فاطمه داری برای تو کافی است 

همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی 
برای روشنی لحظه های تو کافی است 

تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت 
اگر علی تو باشد به جای تو کافی است 

قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله

تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها 

تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها 

خدای خوب به جای خدای چوب نشست 
و با اذان تو بالا گرفت باورها 

بگو: مدینه علمی، علی درآن است 
بگو: که واجب عینی است حرمت درها 

بریز شیره پیغمبری به کام حسین 
که از حسین بیاید علی اکبرها 

زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد

هزار حضرت مریم کنیز مادر توست 
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست 

به دختران فلان و فلان نیازی نیست 
اگر خدیجه والامقام همسر توست 

علی و فاطمه دو رحمت خداوندی 
برای عالم دنیا و صبح محشر توست 

به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد 
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست 

به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض 
خدا برابر تو یا علی برابر توست 

تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست 

همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
11:56
#امیرالمومنین_مدح


از ازل بر حسب ظرف توانهای همه
ریخت مهر تو خداوند به جانهای همه

جلوه ای کرد خدا نام نهادند "علی"
تا که انگشت بماند به دهانهای همه

همه ی نسل من ای دوست علی ع دوست شدند
می درخشد قمرت بین زمانهای همه

حرف جود و کرمت صحبت دیرینه شهر
نقل انگشتری ات ورد زبانهای همه

باور ما همه این است که تو حق هستی
بی خیال همه ی حدس و گمانهای همه

تو عبایت بتکاندی و در خیبر کند
شد تکانت به خدا فوق تکانهای همه

تا تو در طایفه ات اکبر واصغر داری
چه نیازیست به این خرد و کلانهای همه

گل پسرهای تو آقای جوانان بهشت
به فدای پسران تو جوان های همه

پسرت در رجزش گفت انا بن الحیدرع
به فنا رفت دگر نام و نشانهای همه

از فلانی و فلانی و فلانی بری ام
تو فقط رهبر مایی نه فلانهای همه

#اسماعیل_روستایی

@raziolhossein
2
11:56
#حضرت_رسول_ولادت
#رباعی

معراج تکلم است امشب ، صلوات
ذکر لب مردم است امشب ، صلوات

آتشکده های غصه ، خاموش شدند
میلاد تبسم است امشب ، صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
11:56
#حضرت_رسول_مدح


تو نازنین دو عالم فرشته یا بشری
ستاره‌ای به زمین، آفتاب یا قمری

به خوبی همه خوبان روزگار قسم
که هر چه خوب کنم وصف تو، تو خوب تری

رواق دیده و محراب ابرویت گویند
که هم تو کعبۀ دل هم تو قبلۀ نظری

نماز نافله ی شب به رؤیت تو خوش است
که عاشقان خدا را ستارۀ سحری

به هر چمن که گذر می کنم تو سر و چمن
به هر طرف که نظر افکنم تو جلوه گری

چگونه وصف تو را با زبان شعر کنم
که از تغّزل و از قطعه و قصیده سری

تو را مقایسه با دلبران روا نبود
که دلبران جهان دیگرند و تو دگری

به لاله زار نبوّت که باغ سبز خداست
تو اوّلین شجر استیّ و آخرین ثمری

تو پیشتر ز رسولان رسول حق بودی
تو تا خداست خدا همچنان پیامبری

منم که با تو و پیوسته از تو بی خبرم
تویی که از دل «میثم» هماره با خبری

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
11:56
#امیرالمومنین_مدح


نوکر همیشه در تب عرض ارادت است
نوکر نگو که نام درستش سیادت است

شیعه به خودبناز که ارباب تو علیست
آن دلبری که بردن نامش عبادت است

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
11:56
#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات
#رباعی

تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام
با نام تو قد و قامت افراشته‌ام

بوی صلوات می‌دهد دستانم
از بس که گل محمدی کاشته‌ام

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
11:56
#حضرت_رسول_ولادت


به نام قبله شاه نجف، به نام نبی
منم غلام علی و منم غلام نبی
علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند
چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی
نوشته اند سخن گفته در شب معراج
خدا به لهجه ی حیدر ، به احترام نبی
به آنکه تهمت هَذیان به او زده لعنت
همیشه وحی گره خورده با کلام نبی
بگو به دشمن حیدر ، خدا خدا نکند
علی علی است مناجات صبح و شام نبی
بگو که اشهد انَّ علی ولی الله
بگیر هر چه که میخواهی از رسول الله

........

سلام حضرت ِاز درک ما ، فراترها
سلام سایه بالاسر ابوذرها
به جز تو نیست کسی در جهان علی پرور
به جز تو نیست کسی سید پیمبرها
تو با علی و خدیجه قیامتی کردید
که نیست تا ابدالدهر ، کار لشکرها
جماعتی که همه دشمنان هم بودند
شدند با هنرت خواهر و برادر ها
هنوز هم که هنوز است نام فاطمه ات
نشانده لرزه به جان تمام ابترها

بزرگ و کوچک نسلت همیشه سلطانند
غلام خانه ی این قوم ، تاجدارانند
........

تو نور عالم امکان ، تو ماه تابانی
تو قبله ای ، تو مرادی ، تو جان جانانی
ز پای تا به سر تو مکارم اخلاق
تو قبله گاهِ تمام مهربانانی
به آشنا ، به غریبه ، به کافر و مومن
رسیده بخشش و لطفت ، تو مثل بارانی
تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که
نه حاجبی به سرایت بُوَد نه دربانی
بزرگواری و کارَت عطای بی منت
غم دل همگان را نگفته می دانی

به یُمنِ مَقدم تو بتکده ، مصلا شد
زمین ز خواب زمستانی ِخودش پا شد
......

جهان برای همیشه است ، آرزومندت
شده هوایی ِ شصت و سه سال لبخندت
چه ساده عاشق خود کرده ای دو عالم را
یگانه ای و زمانه ، ندیده مانندت
قسم به جان ِ که از اهل آسمان و زمین
به جز تو خورده به قرآن خود ، خداوندت ؟
خدا ز دامن تو دست من جدا نکند
خدا رهام نگرداند هرگز از بندت
هزار شکر که مدیون صادقت هستم
ره نجات به من یاد داده فرزندت

همان که خواسته ای شد ، مسیر عاشقی ام
هزار شکر خدا را امام صادقی ام

.....
همیشه بر سر این سفره میهمان هستم
همیشه شامل این لطف بی کران هستم
نه دلبریست مرا جز نوادگان شما
نه جیره خوار و فدائی این و آن هستم
بگو چه بهتر ازین خواهم از تو من دیگر
به زیر سایه ی زهرای مهربان هستم
شنیده ام که تویی عاشق حسینی ها
منم همان که رفیق حسینتان هستم

درین زمانه که دلسوز و تکیه گاهی نیست
"به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست"

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
4
11:56
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت


سنگ حَجر نشانه ی خال او
باغ بهشت است به دنبال او

زمزمه ام هفده ماه ربیع
سلام بر "محمد و آل"  او

#محمد_حسن_بیات_لو
@raziolhossein
1
11:59
 
#حضرت_رسول_ولادت


چهره انگار... نه، انگار ندارد، ماه است
این چه نوریست که در چهره ی عبدالله است؟

این چه نوریست که تاریکی شب را برده
دل مرد و زن اقوام عرب را برده

این چه نوریست که پر کرده همه دنیا را
راهی مکه نموده ست یهودیها را

جریان چیست؟ فقط اهل کتاب آگاهند
همه انگشت به لب خیره به عبداللهند

همه حیرت زده، نوری که معما شده است
چند وقتی ست که در آمنه پیدا شده است

شور تا در دل انس و ملک و جن افتاد
چارده کنگره از کاخ مدائن افتاد

غیر از این هر خبری بود فراموش شد و
ناگهان آتش آتشکده خاموش شد و

طالع نیک امیران جهان بد افتاد
ته جام همه شان عکس محمد افتاد!

طفل همراه خودش بوی خوش گل آورد
مثنوی رام شد و رو به تغزل آورد

چهره آرام، زبان نرم، قدم ها محکم
قامتی راست، تنی معتدل، ابرویی خم

گفتم ابرو، نه! دو تا قوی سیاه عاشق
که لب ساحل امنند ولی دور از هم

لب بالایی او آب بقاء کوثر
لب پایینی او آب حیات زمزم

دست، تفسیرگر خیرالامور اوسطها
آنچه کرده ست کرامت نه زیاد است نه کم

چون «لما» زینت «لولاک خلقتُ الافلاک»
هم نگین است به انگشت فلک هم خاتم

دخترش از سه زن برتر عالم برتر
همسرش هم رده با آسیه است و مریم

قدر او را ولی افسوس که «من لم یعرف»
علم او را ولی افسوس که «من لم یعلم»

هرچه گفتیم کم و منزلتش بیشتر است
پیش او خوارترین معجزه شق القمر است

هرکه با نیتی از عشق محمد دم زد
«دست غیب آمد و بر سینه ی نامحرم زد»

محرم راز، علی باشد و باشد کافیست
جمع دست علی و دست محمد کافیست

و علی معنی « اکملت لکم دینکم» است
شاهد گفته ی من خطبه ی قرای خم است

منکران شاهد عینی غدیرند! دریغ
سند بیعت خود را بپذیرند؟! دریغ

باز از خصلت او با دگران میگوید
آنچه در باطن او دیده عیان میگوید

پیش پیری که به جنگاوری اش می بالد
از جوانمردی سردار جوان میگوید

«سود در حب علی است و زیان در بغضش»
با عرب باز هم از سود و زیان میگوید

حرف این است: «فهذا علیٌ مولاکم»
یک کلام است که با چند بیان میگوید

خواست چیزی بنویسد دم آخر... افسوس
یک نفر گفت محمد هذیان میگوید


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
11:59
#امام_صادق_ولادت
#رباعی

از عرش پیام سرمدی آوردند
به به چه مَه زبانزدی آوردند

در روز ولادت "امام صادق "
یک دسته گل محمدی آوردند

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
2
12:00
#حضرت_رسول_مدح


قرعه افتاد که قربان شود ای یار! شتر
بار عشق تو به کوهان کشد اینبار شتر

جانفدایت شد...از این پس "نفر"ش میخوانند
کرده پیراهن آدم به تن انگار شتر

پی آوردن دایه به در خانه ی توست
رم اگر کرد دمی از سر بازار شتر

سجده‌گاه است مکانی که توقف کرده‌ست
هست در هجرتت آگاه از اسرار، شتر

حکم اعجاز اگر دست نگاهت باشد
ریزد این "صالح" مست، از در و دیوار "شتر"

از جهازش به غدیر علی‌ات منبر ساخت
باز کرده به دلم جایی از این کار، شتر

آه، از چشم تو افتاد ولی...آن دم که
در جمل داد به دست زنی افسار شتر

#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
1
12:00
#حضرت_رسول_مدح


گرفته نورِ وجودِ تو آسمانها را
اِحاطه کرده زمین را و هم زمانها را

شُکوه داده ظُهورت به عالمِ هستی
وقار داده حُضورِ تو کهکشانها را

به بوی عطرِ تنت، یاس مات شد، اُفتاد
خراب و مَست نِمودی تو باغبانها را

تویی که روح گرفته، صَلات از نَفَسَت
عُروج می دهی هردَم نمازخوانها را

تو خواستی که توجُّه به قامتت نشود
کنارِ خویش نشاندی اگر جوانها را

به خُلق و خو و خوش اخلاقیِ تو جَذب شدند
کشیده ای پیِ خود خِیلِ کاروانها را

میانِ مُشتِ تو سنگی خُداخُدا می گفت
نخوانده درس، تو از بَر شدی زبانها را

مرا که نیست زَبانی، بیان کنم مَدحَت
که گفته حق به کتابش یکایک آنها را

علی عِدالتِ مَحض و، تو رَحمتِ مَحضی
به این صفات گرفتید، روح و جانها را

چه ارتباطِ عجیبی ست در میانِ شما
که مات کرده تمامیِ نکته دانها را

علی کنارِ تو، یعنی: تو در کنار خدا
کشانده اید به دیوانگی روانها را

قیامت است به دستانِ دخترت زهرا
شفیعه ای که پناه است بی اَمانها را

...همان که خَلق شد از نورِ او همه عالم
...همان که داده خُدا دستِ او کرانها را

...همان که بر حَسَنش سَجده می کند یوسف
که وا گذاشته حُسنَش همه دهانها را

...همان که خونِ حُسینش بقای دینِ تو شد
که قَبضه کرده به نامَش همه زمانها را

...همان که زینبِ او داده با عَمَل تعلیم
شجاعتی که خودش داشت، خطبه خوانها را

مرا دوباره به آیینِ خویش دعوت کن
بگیر دستِ ضعیفان و ناتوانها را

نفس بزن، که مُسلمان شَویم بارِ دگر
نگاه کن، که بهاران کنی خَزانها را

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
12:01
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی

روئید چو عطر گل  حیاتی دیگر
در مکه و یثرب ، برکاتی دیگر

" بر خاتم انبیا محمد صلوات "
بر حضرت صادق صلواتی دیگر


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
12:02
#حضرت_رسول_مدح


از کتاب وصف تو یک حرف هر کس خوانده باشد
از سر حیرت دهانش چون حرا وا مانده باشد

هر کسی از سجده بر نورت تمرد کرد، رد شد
عدل حق است این که شیطان را ز عرشش رانده باشد

هر سری در ارتش علم تو باید پا بکوبد
خواه او سرباز باشد خواه او فرمانده باشد

جز برای مرتضی افلاک در خاطر ندارد
حکم تو خورشید را از راه، برگردانده باشد

بیت تو صُنع خداوند است پس جا دارد آقا
اینکه عزرائیل پشت در معطل مانده باشد

آتشی بر پا کنی قبل از قیامت تا که در آن
نامه‌ی اعمال ما را دخترت سوزانده باشد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
12:02
#امام_صادق_ولادت
#صلوات
#رباعی

بر آینه دار هر چه عاشق صلوات
بر روشنی روح حقایق صلوات

گر عاشق صادق خدایی بفرست
برحجت حق امام صادق صلوات

#مرتضی_دهقان_آزاد

@raziolhossein
1
12:02
#امام_صادق_مدح

ای روح صداقت از دم تو 
ای گوهر علم از یم تو 

زیبنده ی تو است نام صادق 
الحق که تویی امام صادق 

بر هر سخنت ارادت علم 
در هر نفست ولادت علم 

میلاد تو ای ولی سرمد 
شد روز ولادت محمد 

در هفدهم ربیع الاول 
شد نور تو بر زمین محول 

از صبح ازل امام علمی 
تا شام ابد تمام علمی 

دانش زدم تو راست قامت 
استاد علوم تا قیامت 

قرآن به دم تو خو گرفته 
ایمان ز تو آبرو گرفته 

با نطق تو زنده تا قیامت 
توحید و نبوت و امامت 

ای در دهنت زبان قرآن 
قرآن همه جان تو جان قرآن 

روید چو به بوستان شقایق 
از لعل لبت در حقایق 

وصف تو هماره بر لب ماست 
راه و روش تو مکتب ماست 

با تو همه جا مدینه ی ماست 
این گفت تو نقش سینه ی ماست 

هرکه شمرد سبک صلاتش 
فردا نبود ره نجاتش 

دور است ز خط طاعت ما 
بر او نرسد شفاعت ما 

تو مخزن علم کبریایی 
تو وارث ختم الا نبیایی 

حق را نفس تو نوشخند است 
قرآن به دمت نیازمند است 

قرآن که در کلام سفته 
با نطق تو حرف خویش گفته 

هر آیه که جبرئیل آرد 
بی نطق شما زبان ندارد 

او راه و شما چراغ راهید 
ناگفته و گفته را گواهید 

تو بر تن پاک علم جانی 
استاد مفضل و ابانی 

دانشگه نور حق پیامت 
صدها چو زراره و هشامت 

دارند جهانیان بصیرت 
از مؤمن طاق و بو بصیرت 

ای زندگیم هدایت تو 
دین و دل من ولایت تو 

مهر تو همه عقیده ی من 
مشی تو مرام و ایده ی من 

روزی که گل مرا سرشتند 
بر لوح دلم خطی نوشتند 

این خط نوشته را بخوانید 
من جعفریم همه بدانید 

دلباخته ای ز اهل بیتم 
خاک ره عبدی و کمیتم 

فریاد دوازده امامم 
نور است به هر دلی کلامم 

باشد که به خاک پای میثم 
میثم بشود فدای میثم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
12:02
#حضرت_رسول
#رباعی

گویند هر آنکه را دارد دوست
از بعد وفات هم،همان مونس اوست

یارب تو گواهی که نباشد مارا
غیر از علی و محمد و الش دوست

@raziolhossein
12:02
#حضرت_رسول_ولادت


امشب شب مبارک احیای انبیاست
زیرا شبِ ولادت آقای انبیاست

در یک وجود، جلوه کند عالم وجود؛
در یک جمال، صورت زیبای انبیاست

عید بزرگ جان جهان و جهانِ جان،
عید خدا و سیّد و مولای انبیاست

دوران غربت بشریت سرآمده
یعنی شب ولادت پیغمبر آمده

امشب خدا به اهل زمین، آسمان دهد
ملک وجود را شرف جاودان دهد

امشب خدا جمال دل‌آرای خویش را،
با روی دلربای محمّد نشان دهد

با پرتو جمال منیر رسول خویش،
تا صبح حشر، نور به چشم جهان دهد

جان در طبق نهید که میلاد احمد است
اعلان کنید بر همه: عیدِ محمّد است

امشب خدات رشکِ قمر داد آمنه!
با حُسن خویش بر تو پسر داد آمنه!

نُه ماه انتظار کشیدی به شوق او
تا نخل آرزوی تو بر داد آمنه

فرزند تو گرامی و نامش محمّد است
این مژده را خدات خبر داد آمنه

اینک تو را ولادت احمد مبارک است
بر احمد تو نام محمّد مبارک است

ای آمنه، محمّدِ تو، مظهر خداست
رخسار کبریاییِ او منظرِ خداست

همچون کتاب وحی بگیرش به روی دست،
سر تا قدم ببوس که پیغمبر خداست

تا روز حشر بر همه پیغمبری کند،
گفتار وحی او، سخن آخرِ خداست

آیینه تمام‌نمای خداست این
پس آمده است و پیش‌تر از انبیاست این

ای آمنه، محمدت از انبیا، سـر است
این بر همه پیامبران هم پیمبر است

قرآن او، که وحی الهی ست، شاهد است
این از پیمبران اولوالعظم، برتر است

قدر و کمال و شأن و جلال و مقام او
حتی در انبیای سلف، فوق باور است

این طفل نه، که قافله‌سالارِ انبیاست
آگاه باش هر نفسش، وحی کبریاست

ای کعبه! پیش پای محمد قیام کن
دورش طواف آور و کسب مقام کن

غار حرا به شوق وی آغوش برگشا
مانند کوه‌ها به محمّد سلام کن

ای شهر مکه عید محمّد مبارکت!
از سیّد پیامبران احترام کن

دوران کفر و ظلم و ضلالت، سر آمده
نامش بلند باد که پیغمبر آمده

میلاد احمد عید خداوندِ سرمد است
عالم ز مقدمش همه خلدِ مُخلد است

از ربِّ کعبه در حرم کعبه حکم شد
بت‌ها ادب کنید که میلاد احمد است

دوران بردگی و اسارت تمام شد
ای دختران زنده به گور، این محمّد است

بت‌ها ندا دهند به آوازه جلی
صلّ علی محمّد و صل علی علی

این یاور تمامِ ضعیفان عـالم است
این منجی همیشـه اولاد آدم است

این رهنمای گمشدگان تـا قیام حشر؛
این شمعِ جمع خلق، رسول مکرم است

این روی انبیای الهی به جسم پاک
این پای تا به سر همه روح مجسم است

این طفل نه که صاحب تنزیل بوده است
شاگرد او معلم جبرییل بوده است

وقتی خدا به خلقت کونین داشت دست
ساقی انبیاست ز پیمانه الست

این با خدای عزوجل بود هم‌سخن
روزی که صبحی و شب و روزی نبوده است

پیش از رسل رسول خدا بود و بود و بود
بعد از رسل رسول خدا هست و هست و هست

آدم هنوز آب و گلش بود در عدم
او بود او پیامبر خالقِ قِدَم

تو تا قیام حشر چراغ هدایتی
با هر کلام صاحب اعجاز و آیتی

تو تا ابد پیامبران را پیمبری
بر فرد فرد صاحب حکم و ولایتی

در بین انبیا و امم این شعار ماست
ما امت توایم محمد عنایتی

"میثم" مدیحه‌خوان تو بوده است و آل تو
هر چند نیست در خور قدر و جلال تو


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
12:02
#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات
#رباعی

ایمان به رسول هاشمی مذهب ماست
پیوسته بر او دعای روز و شب ماست

آیینه‌ای از «مّودة فی القربی»
ذکر صلواتی‌ست که نقش لب ماست

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
12:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 202.7 KB
#رباعی

روئیده در این باغ چه خیر و برکات
در هر قدمش نهفته یک راهِ نجات

بر شبنم ِ هر برگ گلِ محمدی
با دست علی حک شده ذکرِ صلوات!

#م_عاطفی

@raziolhossein
12:03
#حضرت_رسول_ولادت


امشب به ملايک خبری تازه رسيده
لبخند نجات از نفس صبح دميده
شيطان عوض جامه دل خويش دريده
اوصاف خدا از دهن بت كه شنيده
يك صبحدم و اين همه اعياد كه ديده

اعياد خدا گشته از اين صبح پديدار

ای بحر تجلا! گهرت باد مبارك
ای طور نبوت! شجرت باد مبارک
ای مكه! نسيم سحرت باد مبارک
ای آمنه! قرص قمرت باد مبارک
ميلاد گرامی پسرت باد مبارک

دامان تو تا حشر بود مطلع الانوار

ای گمشدگان! گمشدگان! راهبر آمد
در عرصه ی بيدادگری، دادگر آمد
تكبير بگوييد كه هجران به سر آمد
تهليل برآريد كه پيغامبر آمد
پيغامبر از بهر نجات بشر آمد

آمد به جهان قافله را قافله سالار

توحيد بود لاله ی بستان محمد
جبرييل بود مرغ گلستان محمد
تهليل بگوييد به فرمان محمد
خلقت همه گشتند ثناخوان محمد
ذكر همگان آيه ی ما كان محمد

از قول خدای احد قادر دادار

اين نور جمال ازل، اين خالق نور است
اين هم سخن موسی، در وادی طور است
اين روی صحف، صورت زيبای زبور است
اين روح عدالت به محيط زر و زور است
اين منجی آن دخترک زنده به گور است

اين است كه گل سبز كند از شرر نار

اين است كه او بود و همه خلق نبودند
اين است كه با نام خوشش نامه گشودند
اين است كه خيل ملكش سجده نمودند
وصفش همه گفتند و شنيدند و سرودند
گفتند و شنيدند و سرودند و ستودند

با اين همه كردند به عجز سخن، اقرار

اين است كه توحيد از او نام گرفته
اين است كه خورشيد از او وام گرفته
اين است كه از روح بشر، دام گرفته
اين است كه دل از دمش آرام گرفته
اين است كه از دست خدا جام گرفته

سر تا قدم از علم الهی شده سرشار

ای جان همه عالم و آدم به فدايت
ای هستی هستی كمی از لطف و عطايت
گلبوسه ی فردوس، به خاک كف پايت
روييده مسيح از نفس روح فزايت
كار ملک و ذكر خداوند، ثنايت

اين ذكر الهی است كه دائم شده تكرار

ای چرخ كهن خاک ره طفل صغيرت
روشنگر بزم ازلی روی منيرت
تا حشر، بزرگان جهانند حقيرت
حتی به جنان اهل بهشتند فقيرت
پيغامبران يكسره بودند بشيرت

پيوسته نمودند به آقاييی ات اقرار

اوصاف تو چون وصف خدا فوق حساب است
قرآن تو را سلطه بر اين چار كتاب است
حب تو ثواب است، ثواب است، ثواب است
بغض تو عقاب است، عقاب است، عقاب است
تو آب حياتی و جهان بی تو سراب است

تو مهری و روز همه بی‌توست شب تار

ما امت وحی و تو پيام آور مایی
تا هست خدايی خدا، رهبر مايی
تو جان همه عالمی و در بر مايی
تو سايه ی لطف ازلی بر سر مايی
تا شام ابد مشعل روشنگر مايي

بی‌نور تو، توحيد محال است، نه دشوار

بی دست تو حق بر روی كس در نگشايد
بی دوستی ات حمد خداوند نشايد
بی حسن تو يوسف ز كسی دل نربايد
بی نام تو زنگ غمی از دل نزدايد
مدح تو نه از «ميثم»، از خلق نيايد

گيرم ز عقيق همه ريزد در شهوار


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
4
12:04
#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات
#رباعی

نذر قدم رسول امجد صلوات
بر نور رسالتش مجدد صلوات

امروز هر آنچه میتوانی بفرست
بر خاتم انبیا محمد صلوات

@raziolhossein
1
12:05
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت


امشب دوگل دمیده در مکه و مدینه؟
یا سر زده سپیده در مکه و مدینه

مرغان نغمه‌خوان باغ بهشت خواندند
امشب دو گل دمیده در مکه و مدینه

ای تشنگان رحمت از حق نسیم رحمت
بر خاکیان وزیده در مکه و مدینه

چشم ملائک حق جز شور و شادمانی
چیزی دگر ندیده در مکه و مدینه

یزدان بر آسمان علم و رسالت خود
خورشید آفریده در مکه و مدینه

یک‌سو نبی اکرم یک‌سو امام صادق
اینک ز ره رسیده در مکه و مدینه

از آن دو پیک رحمت عرش خدای رحمان
حمد خدا شنیده در مکه و مدینه

با یک مرام و ایده حق امشب آفریده
دو رهبر عقیده در مکه و مدینه

از بس دلم هوائی شد در هوای آنها
مرغ دلم پریده در مکه و مدینه

با سائلان بگوئید دست کرامت حق
خوانی بزرگ چیده در مکه و مدینه

خنده نشست بر لب تا ای «وفائی» از عرش
گفتند گل دمیده در مکه و مدینه

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
12:05
#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات



صبحِ روزِ الست تا... عرصات
شده حک روی آسمان و کرات

نور قبرش زیاد می گردد
هر که گوید زیادتر "صلوات"
.......

بهترین ذکر در همه اوقات
منشأ خیر و خوبی و برکات

دید پیغمبرِ خدا در عرش...
هست کار ملائکه "صلوات"
......

در میانِ تمامیِ کلمات
خوشترین ذکر در زمان حیات

می شود بر طرف بلا از او
بفرستد اگر کسی "صلوات"

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
1
12:05
#حضرت_رسول_ولادت


به پایان نبوت آخرین از راه می آید
برآغاز امامت اولین از راه می آید

به رحمت پا به روی خاک دارد آفتابی که
به شوکت آسمان را کرده زین از راه می آید

جهان مانند انگشتی شد و مکه رکاب آن
برای این رکاب امشب نگین از راه می آید

نبودش باعث بود جهان بوده ست پس تازه
دلیل خلقت این سرزمین از راه می آید

نه اینکه دین بیاید تا که پیغمبر شود تکمیل
که امشب بی گمان منجی دین از راه می آید

صفت تاقبل ازاین آقا فقط تا حد برتر بود
برای خوب ترها هم ترین از راه می آید

بگو هرهفته را ازبعد امشب هفته ی رحمت
چنانکه رحمة للعالمین از راه می آید

شب میلاد و ذکر یاعلی دل هم نمی داند؛
محمد یا امیرالمومنین از راه می آید

دل خود را به دستش می سپاریم و یقین داریم
امان داریم فردا تا امین از راه می آید

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
12:05
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی


بر آمنه و حسن خصالش صلوات
بر فاطمه و صبح وصالش صلوات

از مکه و از مدینه میبارد نور
یعنی به محمد و به آلش صلوات


((فاطمه یا قریبه، مشهور به ام‌فروه نام مادر حضرت صادق علیه السلام میباشد))
#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
12:05
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی

تابید رخش زمان بیداری شد
از عرش به فرش آینه کاری شد
بفرست هزار بار امشب صلوات
سرچشمه کوثر خدا جاری شد

#مژگان_دستوری

بر عابده ی پاک و فهیمه صلوات
بر آمنه بانوی کریمه صلوات
بر لحظه ی لبخند نبی اکرم
بر قلب پر از مهر حلیمه صلوات

#جواد_حیدری

بر پیکر بی جان زمین جان آمد
لبخند زد و آمنه خندان آمد
بفرست تو بر سوره ی چشمش صلوات
پیغمبر نور، روح قرآن آمد

#ابوالفضل_دیباچی

بر خاک بقیع و بر بتولش صلوات
برفاطمه و قلب ملولش صلوات
تا شاد شود مهدی زهرا بفرست
بر گنبد خضرای رسولش صلوات

#ابوالفضل_دیباچی

ای دل بفرست خوب و ممتد صلوات
بر نام بهشتی محمد صلوات
بدبخت کسی که بر لبش ذکری نیست
خوشبخت کسی که می فرستد صلوات

#ایوب_پرندآور

برچهره پاک بی مثالت صلوات
برصوت دل انگیزبلالت صلوات
ای خاتم عشق سرمدی صدهابار
برهیمنه وجاه وجلالت صلوات

#حقیقت_پور

از برکت عشق آبرو می گیرم
در چشمه ی عشق او وضو می کیرم
من عطر به خود نمی زنم اما باز
با هر صلوات بوی او می گیرم

#ایوب_پرندآور

بفرست به افتخار کوثر صلوات
بر عترت نورانی حیدر صلوات
هفده صلوات نذر پیغمبر کن
میلاد پیمبر است و جعفر صلوات

#جواد_حیدری

بفرست به اندازه ی باران صلوات
بر آیه به سوره های قرآن صلوات
اوقات خوشی ست لحظه ها سرشار است
میلاد محمد است یاران صلوات

#ایوب_پرندآور

با هم همه از خدا مدد می گیریم
از کشته ی نینوا مدد می گیریم
مهدی مدد و علی مدد قدرت ماست
ما از صلوات ها مدد می گیریم

#سید_ابراهیم_حسینی_بندری


@raziolhossein
1
12:05
#حضرت_رسول_ولادت


به بهار گفتم ثمرت مبارک
به بهشت گفتم شجرت مبارک
به سپهر گفتم قمرت مبارک
به وصال گفتم سحرت مبارک
به وجود گفتم گهرت مبارک
به شکیب گفتم ظفرت مبارک

به کلیم گفتم شب احمد آمد
به مسیح گفتم که محمّد آمد


چه خوش است امشب شب عیش و نوشم
چو ملک ز گردون گذرد سروشم
چو شراب کوثر ز درون بجوشم
به وصال ساقی ز شعف بکوشم
من و های وهوی و دولب خموشم

که هماره جانم دهد و ستاند
ز نبـی بگویـد، ز علی بخواند

ز خدا بوَد پر همه‌جای مکه
شده غرق، عالم به فضای مکه
زده پر وجودم به هوای مکه
به زمین مکه، به سمای مکه
به مقام کعبه، به صفای مکه
به رسول اکرم، به خدای مکه

به شکوه کعبـه، به جلال احمد
که خداست پیدا به جمال احمد

شب شام روشن ز فروغ رویش
رهِ «ایمن» ایمن، به پناه کویش
یم بی‌نهایت نمی از سبویش 
قد خضر سروی به کنار جویش
دل خلق بسته به کمند مویش
به بهار خلقش، به بهشت خویش


به کـدام دم، دم زنـم از ثنایش
به کدام سر، سر فکنم به پایش

نفسش روایت، سخنش درایت
هدفش نبوت، کنفش ولایت
جلوات رویش، همه را هدایت
اثرات دستش، همه‌جا عنایت
منم و عطایش، دو خجسته آیت
نه در آن حدود و نه بر این نهایت

به خدا به قرآن، به رسول و آلش
که بـس اسـت فردا نگه بلالش

به خداست عبد و به دلش خدایی
به ثناس بسته دهن سنایی
همه خسروان را به درش گدایی
همه دلبران در قدمش فدایی
قد و قامتش را همه کبرایی
دمد از وجودم دم نارسایی

نـه توان ثنایش به زبان بیارم
نه توان قلم را به زمین گذارم

به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر

که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد

هله‌ ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت

چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر

تو پیمبر استی به همه زمان‌ها
تو خدایگانی به خدایگان‌ها
کمی از زمینت همه آسمان‌ها
به کفت زمامِ همه‌کهکشان‌ها
قدمت فرازِ قلل جهان‌ها
کلمات نورت، همه نقش جان‌ها

تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را

تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسول‌اکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم

تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
توهمیشه بودی، تو هماره هستی

تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی 
تو ز انبیا هم، همگی سر استی

نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
6
12:05
#حضرت_رسول_ولادت
#صلوات
#رباعی

دامن دامن گل معطر بفرست
بر فاطمه و احمد و حیدر بفرست

با صوت جلی به عشق اولاد علی
ذکر (صلوات) را مکرر بفرست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein1
4
9 September 2025
ش
00:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_ولادت


به بهار گفتم ثمرت مبارک
به بهشت گفتم شجرت مبارک
به سپهر گفتم قمرت مبارک
به وصال گفتم سحرت مبارک
به وجود گفتم گهرت مبارک
به شکیب گفتم ظفرت مبارک

به کلیم گفتم شب احمد آمد
به مسیح گفتم که محمّد آمد


چه خوش است امشب شب عیش و نوشم
چو ملک ز گردون گذرد سروشم
چو شراب کوثر ز درون بجوشم
به وصال ساقی ز شعف بکوشم
من و های وهوی و دولب خموشم

که هماره جانم دهد و ستاند
ز نبـی بگویـد، ز علی بخواند

ز خدا بوَد پر همه‌جای مکه
شده غرق، عالم به فضای مکه
زده پر وجودم به هوای مکه
به زمین مکه، به سمای مکه
به مقام کعبه، به صفای مکه
به رسول اکرم، به خدای مکه

به شکوه کعبـه، به جلال احمد
که خداست پیدا به جمال احمد

شب شام روشن ز فروغ رویش
رهِ «ایمن» ایمن، به پناه کویش
یم بی‌نهایت نمی از سبویش 
قد خضر سروی به کنار جویش
دل خلق بسته به کمند مویش
به بهار خلقش، به بهشت خویش


به کـدام دم، دم زنـم از ثنایش
به کدام سر، سر فکنم به پایش

نفسش روایت، سخنش درایت
هدفش نبوت، کنفش ولایت
جلوات رویش، همه را هدایت
اثرات دستش، همه‌جا عنایت
منم و عطایش، دو خجسته آیت
نه در آن حدود و نه بر این نهایت

به خدا به قرآن، به رسول و آلش
که بـس اسـت فردا نگه بلالش

به خداست عبد و به دلش خدایی
به ثناس بسته دهن سنایی
همه خسروان را به درش گدایی
همه دلبران در قدمش فدایی
قد و قامتش را همه کبرایی
دمد از وجودم دم نارسایی

نـه توان ثنایش به زبان بیارم
نه توان قلم را به زمین گذارم

به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر

که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد

هله‌ ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت

چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر

تو پیمبر استی به همه زمان‌ها
تو خدایگانی به خدایگان‌ها
کمی از زمینت همه آسمان‌ها
به کفت زمامِ همه‌کهکشان‌ها
قدمت فرازِ قلل جهان‌ها
کلمات نورت، همه نقش جان‌ها

تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را

تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسول‌اکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم

تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
توهمیشه بودی، تو هماره هستی

تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی 
تو ز انبیا هم، همگی سر استی

نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
00:22
#حضرت_رسول_ولادت


ای حُسن بی پایان و ممتد یامحمد
در بندگی هستی سرآمد یامحمد

از برکت لبخند تو جریان گرفته
مِهر و محبت هایِ بی حد یامحمد

دیوانۂ عطر خوش پیراهنت شد
تا یوسف از پیش ِ تو شد رد، یامحمد

کوهِ اُحُد زانو زد و هر روز حک کرد
بر سنگ یاقوت و زبرجد؛ «یامحمد»

آیات قران شوق دیدار تو را داشت
شد قلب تو مقصود و مقصد یامحمد

قطعاً خدا میخواست عشقش؛ کوثرش را
بر دست های تو سپارد یامحمد

تکیه کلامت «بِضعةٌ مني» شد و هست-
عشق تو بر زهرا زبانزد یامحمد

تنها وصیّ تو علی بود و همه عمر
سنگ تو را بر سینه اش زد یامحمد

حیدر به هر نامی صدایت زد دلت ریخت
یامصطفی، محمود، أحمد، یامحمد

ختم الرُسُل، شمسُ الضحی، یا نورُ عیني
صَلّوا علیکَ یامحمد یامحمد!


#م_عاطفی

@raziolhossein
1
00:22
#حضرت_رسول_ولادت


مكه را امشب شكوهى ديگر است
مروه امشب با صفا پا تا سر است
نور باران باختر تا خاور است
دامن بانوى شب پر اختر است
آسمان گشته زمين بوس زمين
دفتر شوق است قاموس زمين

سبز در سبز است صحراى حجاز
وه چه رؤيايى است غوغاى حجاز
بوسه زد خورشيد بر پاى حجاز
يا محمد گشته آواى حجاز
وسعت ام القرى لبريز راز
مى فروشد بر بهشت و عرش ناز

آمنه خاتون مهر و آفتاب
روح پاكش پاكتر از روح آب
درد او را ميكشد در پيچ و تاب
شعله ور پا تا سرش در التهاب
درد را اما تحمل ميكند
در دلش ياد خدا گل ميكند

آمنه امشب پسر مى آورد
آفرين قرص قمر مى آورد
مژده صبح سحر مى آورد
مرد ايمان و ظفر مى آورد
از تبار بت شكن نسل خليل
گمرهان وادى شب را دليل

اين پسر درّ يتيم انّماست
بين خوبان دو عالم مصطفاست
سينه ی او ساحت صدق و صفاست
قلب او آئينه ی وحى خداست
دين حق از فيض او تكميل شد
معجز ميلادش عام الفيل شد

او بود حسن ختام انبيا
اول و آخر كلام انبيا
آخرين جرعه ز جام انبيا
سيد خلقت امام انبيا
در صف نوبت اگر چه خاتم است
ليك در رتبه رسول اكرم است

با شمايم آى بت ها بشكنيد
اى هبل اى لات و عزى بشكنيد
تخت خسرو ، طاق كسرى بشكنيد
دستهاى فتنه آرا بشكنيد
جان هستى ، عشق سرمد مى رسد
جلوه ی حسن محمد مى رسد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
00:22
#حضرت_رسول_ولادت
#رباعی

داوود سرود ایزدی میخواند
محمود نوای احمدی میخواند

طبع شعرای آسمان گل کرده
عیسی غزل محمدی میخواند

......

یار آمد و واژه ی ادب معنا شد
نوری زد و گوهر صفا پیدا شد

با دست گره گشای سالارِ رُسل
کلِّ صُحَفِ پیمبران امضا شد
......

مخدومِ ملک به عالم خاک آمد
عالم به طرب، زان نفَسِ پاک آمد

از ناحیه ی اَحد به گوش احمد
لولاک لَما خَلَقتُ الافْلاک آمد

#کلامی_زنجانی .

@raziolhossein
00:22
#امام_صادق_ولادت
#امام_صادق_مدح


مدینه غرق صفا شد ز روی حضرت صادق
دمید عطر محمد ز بوی حضرت صادق

فروغ روی نبی را که مکه یافت در امشب
مدینه دیده دوباره ز روی حضرت صادق

شب درخشش خورشید آسمان علوم است
که نور می دهد از چار سوی حضرت صادق

ششم امام که باشد ضمیر عالم و آدم
مثال آینه ها روی به روی حضرت صادق

تمام فقه بود وامدار مکتب فضلش
کمال عشق بود راز گویِ حضرت صادق

روایتی است کرامت از آن وجود مکرّم
حکایتی است شفاعت ز خوی حضرت صادق

پیمبران نرسیدند بر مقام نبوت
که جرعه ای نزدند از سبوی حضرت صادق

بسان زمزم و تسنیم و سلسبیل روان است
علوم آل محمد ز جوی حضرت صادق

ز کهکشان فضیلت طنین فکنده به عالم
خروش عدل علی از گلوی حضرت صادق

قیام علمی او چون قیام سرخ حسینی
فکنده لرزه به کاخ عدوی حضرت صادق

کمر به کشتن او بست دشمنش چو نظر کرد
که هست غالب دلها به سوی حضرت صادق

فرشته جسته تقرب بهشت یافته رونق
ز قطره قطره ی آب وضوی حضرت صادق

بود تجلی والشمس ز آن جمال مبارک
بود مفسّر والّیل موی حضرت صادق

چراغ راهنمای بشر به عالم توحید
همیشه وقت بود گفتگوی حضرت صادق

کتاب جابر حیان حدیث فضل مفضّل
یکی است ز آن همه راز مگوی حضرت صادق

اگر به علم درخشد ، چو آفتاب، گرفته
ذُراره ذرّه ای از مهر روی حضرت صادق

حُشام حشمت علمی گرفته از حَشَم او
که کرده تر، لب جان از سبوی حضرت صادق

بگو فلاسفه را تا برای درک حقایق
نهند رو به ره مهر پوی حضرت صادق

نماز پایه ی دین است و بود لحظه ی آخر
نماز و حرمت آن گفتگوی حضرت صادق

بخوان دعای فرج را به آرزوی اجابت
که بوده صبح فرج آرزوی حضرت صادق

شب دعاست برای فرج بیا که بخوانیم
خدای را همه بر آبروی حضرت صادق

قلوب شیعه حریمش بود ولی به بقیعش
دل شکسته کند جستجوی حضرت صادق

نبین به قبر خرابش ببین که چشمۀ خورشید
بجوشد از افق خاک کوی حضرت صادق

خدا کند که صبا بر مشام ما برساند
شمیمی از حرم مُشک بوی حضرت صادق

خدا کند من آلوده باز هم چو «مؤید»
سر نیاز بسایم به کوی حضرت صادق


#سید_رضا_مؤيد

@raziolhossein
2
00:22
#تبری
#دوبیتی

در ميخانه اين شب ها شلوغ است
كماكان بيت زاهد بي فروغ است

يقين دارم تولا بي تبرا
دروغ است و دروغ است و دروغ است...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
00:22
#صلوات
#تبری
#رباعی


بر خاتم انبیا محمّد صلوات
بر شرع نبی، رسول امجد صلوات

بر سی‌صد و ده لعن خدا تا محشر
بر یک‌صد و ده به وجه ابجد صلوات

#صفا_تویسرکانی

@raziolhossein
00:22
#تبری
#دوبیتی


به محشر جُنب و جوشش را ببیند
تمام فکر و هوشش را ببیند

عدوی مرتضی و جَنت حق؟؟؟
مگر که پشت گوشش را ببیند

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
00:22
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی

بر اهل جهان مژده زِ بالا آمد
جِبرْيل اَمين بَهرِ تماشا آمد
بفرست در این ماه مکررصلوات
چون خاتم الانبیا به دنیا آمد

......

از سمتِ مدینه این ندا آمده است
باقر به لبش ذکر و ثنا آمده است
بفرست به مصطفی و آلَش صلوات
چون صادق آل مصطفی آمده است

.......


جِبرْیلِ اَمین دوباره پَر را وا کرد
بر روی زمین بَزم شعف برپا کرد
بر باقر و اُمّ فَرْوه چون امشب حق
یک دسته گلِ محمدی اهدا کرد

#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
3
00:22
#تبری
#رباعی_علوی

آسان، ره حق به گفت‌وگو نتوان رفت
بی رهبری علی، نکو نتوان رفت

کردند بنای چارسو در ره دین
غیر از یک سو ز چارسو نتوان رفت

#تأثیر_تبریزی

@raziolhossein
00:22
#تبری
#رباعی_علوی

در کعبه نوشته‌اند با خطّ جلی
از بعد سه کس، نام علی از دغلی

امّا به سر هر سه کشیده است قضا
خطّ بطلان ز «یا»ی معکوس علی

#عزیزالله_مبارکی #شیفته

@raziolhossein
00:22
#تبری
#رباعی_علوی

گفتی که از آن چهار کس بی تزویر
بر خلق کدام یک به حقّند امیر

من شاعرم و جز این ندانم که به شعر
مقصد ز رباعی است مصراع اخیر

#نجیب_کاشانی

@raziolhossein
00:22
#حضرت_رسول
#صلوات #رباعی


فخر
دوجهان شفیع یوم‌العرصات
آن مظهر بی نظیر اسماء و صفات

فرموده که می رود نفاق از دل‌ تو
وقتی که بلند میفرستی صلوات

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
2
00:22
#حضرت_رسول_مدح


طبيبٌ دَوّارٌ بِطِبّهِ


سلام ما به تو ای شخص اوّل عالم
درود ما به تو ای سیّد بنی آدم

چه احتیاج به اعجاز دیگری که تویی
خلیل آیت و موسی ید و مسیحا دم

نگین تو علی و نقش نام او زهراست
به دست حق تویی از بین انبیا خاتم

تو آمدی و شدند آسمانیان مسرور
تو آمدی و گرفتند ساحران ماتم

طبیب اگر که تویی خوش به حال بیماران
که می‌بری ز دل امروز درد و فردا غم

تو مهربان پدر اُمّتی و ما فرزند
که خورده است گره سرنوشت ما با هم


#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
3
00:22
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی


اسلام حقیقی است اسلام علی
پر می شود از سبوی حق جام علی

یک روز می آید که نباشد نامی
بر صفحه ی روزگار جز نام علی


#علی_ذوالقدر
@raziolhossein
2
00:22
#حضرت_رسول


روی مه آئینۀ جمال محمد
طلعت خورشید، پایمال محمد

سایه ندارد، که آفتابِ فلک نیز
آمده در سایۀ ظلال محمد

خضر که خورد آب زندگی و بقا یافت
جرعه‌کشی بود از زلال محمد

موسی نعلین کند در شب میقات
تا که بگیرد به کف، نعال محمد

نعمت دنیا نه بلکه جنّت مأوی
لقمه‌ای از سفرۀ نوال محمد

چرخ، خم آورده پشت با همه رفعت
بوکه حکایت کند ز دال محمد


#میرزا_حبیب_خراسانی

@raziolhossein
00:22
#حضرت_رسول


عرش برين است ، آستان محمّد 
حضرت جبريل ، پاسبان محمّد

تاج شرافت ، ز فرق اوست مزّين
تخت جلال است ، آستان محمّد 

انس و ملك ، پاسدار و گوش به فرمان 
تا چه شود صادر از لبان محمّد

در دو جهان ، رحمت خدای ، رسول است
خلق جهان ، ميهمان ، به خوان محمّد

از رَهِ تكريم اوست ، در شب معراج
گشته « يَدُالله » ميزبان محمّد

نيّر اعظم ، علی ، كه نيست نظيرش
نفس نبّی است و جسم و جان محمّد

زهره‌ی زهرا ، كه هست عصمت كبری
ماه فروزان آسمان محمّد

تا كه نيازاردش اشعّه‌ی خورشيد 
پرده‌ی ابر است ، سايبان محمّد

رونق حُسنش ، جمال ماه شكسته 
گل خجل از عطر بوستان محمّد 

گرمی عشق است و آشتی به كلامش
مهر كجا ، قلب مهربان محمّد

ناز نبی را كشد خدای ، كه طاها 
رنجه مبادا شود روان محمّد

سوره‌ی « وَاْلعَصْرْ » و شرح آيت خسران 
رمز نهانی است از زمان محمّد 

درك نكردند چونكه اوج كمالش 
اكثر اصحاب و پيروان محمّد

هر چه ورق مي زنيم دفتر عمرش
حسرت و رنج است ، داستان محمّد

سوختن و ساختن به مكر « ابوبكر » 
سخت ترين بخش امتحان محمّد

همچون « عمر » داشتن مصاحب جاهل
رنج و عذاب و غم نهان محمّد

« عايشه » يا رب چه ها بحقّ نبي كرد 
آنكه نمك خورده بود و نان محمّد

« هيچ نبي مثل من نديده اذيّت » 
آه ، ازين آتشين بيان محمّد 

ناله‌ی زهرا ، ميان آن در و ديوار 
بوده همآهنگ با فغان محمّد

كي شود آن دم ( حسان ) كه حضرت احمد
خوانَدَم از لطف خود ، ( حسانِ ) محمّد

#حبیب‌الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
2
00:22
#حضرت_رسول_ولادت
#امام_صادق_ولادت
#رباعی


نازل شده خیر و برکاتی دیگر
آورده خدا شاخ نباتی دیگر

بر قلب پیمبر صلواتی بفرست
بر حضرت صادق صلواتی دیگر

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
1
00:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1300×762, 160.1 KB
#رباعی_علوی

گویم سخنی که درک آن دشوار است
گفتا به علی نبی که بختت یار است
از شیعه تو کسی جهنم نرود
از امت من جهنمی بسیار است

#حیدر_معجزه

@raziolhossein
7
ش
06:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_صادق_علیه_السلام


دلم به غیر شما با کسی موافق نیست
گلی به‌عطر خوش پیچک و شقایق نیست

به دست آتش دوزخ همیشه در بند است
به نام نامی تو هرکسی که عاشق نیست

به غیر سینه‌ی پاکت که معدن علم است
دگر به هیچ کجا این همه حقایق نیست

به پای مکتب تو هر که آمد عالِم شد
برای فهم کلاست غریبه لایق نیست

نشسته‌ام بدهم گوش بر روایاتت
قسم به جان تو بهتر از این دقایق نیست

اگر که مذهب من جعفری و شیعه شدم
مراد مکتب من جز "امام صادق" نیست

#محمدحسن_بیات‌‌لو

@raziolhossein
1
06:39
#حضرت_رسول_مدح


ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد

تا خرد تر کند از عشق، سر خامه‌ی خود را
خواست برصفحه‌ی اعجاز دواتی بفرستد

خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر و ثباتی بفرستد

تا ببینیم در آئینه‌ی او حسن خدا را
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد

تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد

تا شود شیوه‌ی رفتار بشر، معتدل از او
سرو موزون‌حرکات و سکناتی بفرستد

تا که از تیر بلا دور بمانیم به محشر
ز امان‌نامه‌ی ابروش براتی بفرستد

تا بیابیم یقین، بر لب پیغمبر اُمّی
خواست در قالب قرآن کلماتی بفرستد

با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق
بهر ادراک خود از خویش صفاتی بفرستد

خواست بعداز شب معراج ز پیدایش زهرا
به سراپرده‌ی عفت نفحاتی بفرستد

نقشی از جود کشد با حَسَنش بر همه عالم
با حسینش ز فَلَک، فُلک نجاتی بفرستد

خواست از گنج خرد با نفس جعفر صادق
به در خانه‌ی اندیشه زکاتی بفرستد

همه‌ی جان جهان بود و خدا خواست برایش
همه‌ی  عالم هستی صلواتی بفرستد


#افشین_علا

@raziolhossein
2
06:39
#حضرت_رسول_مدح
#صلوات


سودای ما محمد و آل محمد است
روحِ دعا  محمد و آل محمد است

دارم یقین که معنی حَیِ علی الصلات
حَیِ علی  محمد و آل محمد است

در مشکلات رو به سوی این و آن مبر
مشکل گشا  محمد و آل محمد است

عالم برای آل کسا خَلق گشته است
آلِ کسا  محمد و آل محمد است

آری اگر خدای به شکل بشر شود
سر تا بپا محمد و آل محمد است

آدم به درک عَلَمَ الاسما نجات یافت
اسم خدا محمد و آل محمد است 

ذکر خدا و ذکر ملائک علی الدوام
صَلِ علی محمد و آل محمد است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
ش
06:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
698×510, 75.3 KB
#حضرت_رسول
#امیرالمومنین
#تبری #صلوات


فرمود نبی شافع روز عرصات
جز راه علی نیست دگر راه نجات

تا چشم دو تا پدر زنش کور شود
بفرست به داماد پیمبر صلوات


@raziolhossein
13 👍 1
10 September 2025
ش
11:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مدح


از آن زمان که صحبت من با اشاره بود
نام تو بر زبان رسای مناره بود

هر شب طنین نام تو با لحن مادرم
لالایی قشنگ من و گاهواره بود

ای آنکه قبل آمدنت بوم آسمان
یک صفحه‌ی سیاه و بدون ستاره بود

می‌گفت آفتاب تو را چشم می‌زند
ابری که سایه‌اش به سر تو هماره بود

با رنگ جامه‌ی تو اگر نسبتی نداشت
پیراهن درخت کجا خوش قواره بود

قبل از تو سنگ‌ریزه‌ی در گور ناگزیر
در گوش دختران عرب گوشواره بود

پیش نگاه لطف تو بر تنگ‌دست‌ها
باران کنایه بود.. نسیم استعاره بود

#علی_فرزانه_موحد

@raziolhossein
6
11:12
#حضرت_رسول
#امیرالمومنین
#تبری

محمّدِ عربی ، آبرویِ هر دو سراست
کسی که خاکِ درش نیست، خاک بر سرِ او

شنیده‌ام که تکلم نمود همچو مسیح
بدین حدیث لب لعلِ روح پرورِ او

که من مدینه‌ی علمم، علی در است مرا
عجب خجسته حدیثی‌ست، من سگِ درِ او

محبت شه مردان مجو ز بی پدری
که دست غیر گرفته‌ست پای مادر او


#هلالی_جغتایی

@raziolhossein
15
11 September 2025
ش
20:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
20:07
#امام_حسین_علیه_السلام


میبرد دل گنبد تو، بیشتر با پرچمت
هر تکانش میتکاند غم ز دلها پرچمت

در فراز و در نشیب این جهان دریافتم
هر چه بالا رفت پائين آمد الّا پرچمت

هر کسی یک محرمی دارد برای خویش و من
حرف هایم را همیشه گفته ام با پرچمت

حاجت ناچیز نوکر محضرش چیزی که نیست
ریشه هایش زنده کرده مرده ها را پرچمت

آسمان، سقف حسینیه است و منبر کوه ها
رعد ناله ،  سینه زن امواج و دریا پرچمت

ارمنی ها هم‌ ارادتمند درگاه تواند
دیده ام ماه محرم در کلیسا پرچمت

من یقین دارم ، بساط روضه حاجت می دهد
پس مدد یا فرش روضه پس مدد یا پرچمت

دست بر پرچم کشیدم ، دست از جرمم کشید
وقت توبه هم کشیده جورِ من را پرچمت

خادمان روضه را با سایه ی طوبی چه کار
سایه اش روی سر ما هست آقا پرچمت

پهلوان هر سپاهی را علمدارش کنند
نیست بیخود که رسیده دست سقا پرچمت

اولین پرچم همان پیراهن خونی توست
بوی مقتل می دهد نصب است هر جا پرچمت

چادر بی بی نشد، ای کاش میشد لااقل
ای بزرگ قوم می پوشاندنت با پرچمت


#یامظلوم

@raziolhossein
1
20:07
#امام_حسین_مناجات


عرش زیر علم توست اباعبدالله
فرش خاک قدم توست اباعبدالله

نه فقط دشت جگر سوخته ی کرب و بلا
همه عالم حرم توست اباعبدالله

آنچه داریم و نداریم خدا می داند
که کمی از کرم توست اباعبدالله

مکتب و صوم و صلاة و شرف و عزت ما
همه مرهون دم توست اباعبدالله

شادی هر دو جهان بر دگران ارزانی
دل ما وقف غم توست اباعبدالله

به خدایی خداوند دو عالم سوگند
گریه ی خلق کم توست اباعبدالله

تو که هستی که زیارتگه ارواح رسل
حرم محترم توست اباعبدالله

دین اسلام سرافراز ز خون تو ولی
قامت کوه خم توست اباعبدالله

" میثم " از خویش چه دارد که به وصفت آرد
هرچه دارد ز دم توست اباعبدالله...


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
6
20:08
#تبری
#لعنت_بر_قتله_کربلا
#قتله_کربلا
#رباعی


در طوس به هارون و به مامون لعنت
در سامره بر معتصم دون لعنت

ذکر همه حسینیان عالم
در کرببلا به شمر ملعون لعنت

.....

بر ابن زیاد زیاده لعنت بفرست
بر حرمله صاف و ساده لعنت بفرست

تا شاد شود دل رقیه خاتون
بر زجر حرامزاده لعنت بفرست

.........

بر دشمن آل مصطفی لعنت کن
بر غاصب حق مرتضی لعنت کن

گر سنگ حسین میزنی بر سینه
بر سنگ زنان کربلا لعنت کن

........

بر اشعث و خولی و سنان لعنت کن
بر شمر و یزید بی امان لعنت کن

هر وقت نگاهت به عقیقت افتاد
یک بار دگر به ساربان لعنت کن

........

هر لحظه به جانِ حرمله لعنت کن
بر نیشِ زبانِ حرمله لعنت کن

هر وقت که طفلِ شیرخواره دیدی
بر تیر و کمانِ حرمله لعنت کن
.....

یک دسته گلی به سوی جنت بفرست
بر مختار و حبیب رحمت بفرست

هر وقت که آب میخوری یادِ حسین
بر موکِّلِ فرات لعنت بفرست

.......

بر دشمنِ شاهِ کربلا لعنت کن
بر قاتلِ ماهِ کربلا لعنت کن

هر وقت سلام میدهی از رهِ دور
بر مانعِ راهِ کربلا لعنت کن

.......

بر هر که نموده حتک حرمت لعنت
غارت میکرد به قصد قربت لعنت

آن پیرهن کهنه مگر بردن داشت
بر اسحاق بن حیوه لعنت لعنت

........

تا رحمت حق رسد چو سیل لعنت کن
بر "شمر" تو با کمال میل لعنت کن

بر قاتل حضرت اباالفضل یعنی
بر روح "حکیم ابن طفیل" لعنت کن


...

بر خالدِ پست یک نفس لعنت کن
بر حرمله ی بی همه کس لعنت کن

تا اینکه دل فاطمه آرام شود
بر روح "سنان ابن انس"لعنت کن

...

بر دشمن قرآن کریم لعنت کن
تا نام یزیدُ می بریم ، لعنت کن

شادی"حبیب ابن مظاهر" هر روز
بر روح "بدیل ابن صریم"لعنت کن

....


از روی لبت نیفتد هرگز لعنت
بر دشمن مرتضاست جایز لعنت

تا شاد شود حضرت ام لیلا
هر لحظه به مُرَةِ بنِ مُنقِذ لعنت

...

بر آل زیاد و آل مروان لعنت
بر یزید بیحیا فراوان لعنت

با دست بریده اباالفضل بگو
تا روز جزا به "ابن شیبان"لعنت



@raziolhossein
7
12 September 2025
ش
02:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
02:57
#امام_زمان_مناجات


یارم کجاست درد دلم را دوا کند
شاید به آه وزاری من اعتنا کند

دنیا برای من قفسی تنگ و بی بهاست
ای کاش که بیاید و من را رها کند

من جنس فاسدم که مرا نیست طالبی
مولا مگر که جنس مرا پر بها  کند

بر چشم های مانده به در در فراق تو
راهی نمانده است جز اینکه دعا کند

تنها امید من، به امید خداست که
گفتند تو میایی،  گفتم: خدا کند

وقتی که انبیا به فدای تو می شوند
خسران برد دلم، طلب آب بقا کند

بعد از سقیفه ماهیت دین به باد رفت
مهدی دوباره دین خدا را بنا کند

روضه شبیه ساحت آغوش گرم توست
عاشق به جز حضور تو گریه کجا کند؟

ما برگزیده ام که در روضه می رویم
در روز حشر فاطمه ما را سوا کند

یک عمر ناله از دل و جانم زدم:  حسین
من را بس است فاطمه من را صدا کند

تو خون گریستی همهٔ عمر بر حسین
باید که نوکرت به خودت اقتدا کند

پس گریه میکنیم شب و روز بر حسین
تا زخم های پیکر او را دوا کند

وقتی کفن نداشت حسینت به قتلگاه
نوکر رواست پس طلبِ بوریا کند

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
3
02:58
#امام_زمان_مناجات


دلی به دست خود آورده‌ام از آن تو باشد
سپرده‌ام به تو سر تا بر آستان تو باشد

جهان من! دل من آمده‌ست سوی تو اینک
به این امید که یک گوشه از جهان تو باشد

گناهکار کسی بی‌پناه آمده سویت
بگو چگونه بیاید که در امان تو باشد

چه می‌شود که بر این دل شبی قدم بگذاری
دلی که آمده تا صحن جمکران تو باشد

چه غم اگر که بسوزاندش زمانه کسی را
که ازل بله گفته که در زمان تو باشد

بده زمین و زمان را به دست‌هام که گفتم
بخواهم از تو دعایی که در توان تو باشد

چگونه «ناحیه‌ات» را بخواند آنکه ندارد
توان مرثیه‌ای را که از زبان تو باشد

سلام بر سر بر نیزه رفته‌ای و سلامی
به چشم‌های پُر اشکی که دیدگان تو باشد

سلام بر تو و بر لحظهٔ قیام و قعودت
چه می‌شود که دلم شاهد اذان تو باشد

چه می‌شود که بخوانی تو بیتی از غزلم را
خوشا ترنم شعری که بر لبان تو باشد


#سیدمحمدرضا_شرافت


@raziolhossein
02:59
#امام_زمان_مناجات


گر قسمتم شود که تماشا کنم تو را
ای نورِ دیده، جان و دل اهدا کنم تو را

این دیده نیست لایقِ دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را

تو در میان جمعی و من در تفکرم
کاندر کجا برآیم و پیدا کنم تو را

هر صبح جمعه ندبه‌کنان در دعای صبح
از کردگار خویش تمنا کنم تو را

یابن الحسن اگر چه نهانی ز چشم من
در عالم خیال هویدا کنم تو را

گويند دشمنان كه تو بنموده‌اي ظهور
زين افتراي محض، مُبرا كنم تو را

هم‌چون مؤيدم به تكاپو، مگر دمي
اي آفتاب گمشده پيدا كنم تو را


مرحوم #سيدرضا_مويد


@raziolhossein
10
14 September 2025
ش
05:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
05:44
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 132.3 KB
05:44
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
05:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

هم زمزمه‌ي سبز بهاران با تو
هم روح بلند چشمه ساران با تو
 
از راه رسيدي و کويري تشنه
جنت شده، اي حضرت باران با تو

____
     
تا خاک مرا سرشت، يا معصومه
روي دل من نوشت: يا معصومه   
  
يک پنجره پرواز مرا خواهد برد
از صحن تو تا بهشت، يا معصومه
       

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم

جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود

عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد
دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد

نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_علیها_السلام
#ورود_به_قم


این سرزمین که عرصهٔ جولان جنگ نیست
اینجا قم است ، نیزه و میدان سنگ نیست

تا تشنه می شوی همه سَقّات می شوند
اینجا برای آب ، نیازی به جنگ نیست

اینجا همه برای تو تعظیم می کنند
حرف از هجوم تلخ نظرهای تنگ نیست

قرعه اگر به نام تو افتاده غم نخور
یونس در این دیار ، دچار نهنگ نیست

این رسم عاشقی است که میراث برده ای
رویی به غیر روی برادر قشنگ نیست

آخر ، وصال رود به دریا سراب شد
پس آسمان برای تو فیروزه رنگ نیست

اینجا که جلوهٔ حرم اهل بیت شد
پس هیچ کس چو زائر قبرت زرنگ نیست

امثال من که هیچ ، فقیهان روزگار
اینجا کمیت حاجتشان با تو لنگ نیست

بی خود که نیست دور و بر تو شلوغ شد
حاجت ، اسیر چون و چرا و درنگ نیست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#رباعی

آواز رحیل کاروان میآید
خیزید زجا که میهمان میآید

إی مردم قم به ناقه اش گل ریزید
معصومه ملیکه جهان میآید

#قاروبی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح

سر تا به قدم زهرا ، یا حضرت معصومه
تاج سر کرمنا ، یا حضرت معصومه

ای آینه ی عصمت ، ایمان و حیا ، عفت
در حسن تو شد پیدا ، یا حضرت معصومه

مهر تو سرشت ما قم از تو بهشت ما
از خاک تو خشت ما ، یا حضرت معصومه

ای کهف امان کویت وی باغ جنان بویت
ای روح تو روح افزا ، یا حضرت معصومه

چون بنده ی درگاهت افتاده سر راهت
صد موسی «واعدنا» ، یا حضرت معصومه

هم دختر موسایی هم خواهر دریایی
دریاب دل ما را ، یا حضرت معصومه

صبر از تو رضا از تو ، آمین دعا از تو
ماییم همه نجوا ، یا حضرت معصومه

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_علیها_السلام
#ورود_به_قم


ای جنّ و انس و حور و ملک، سائل درت
خورشید، شمعِ روی ضریح مطهّرت

جدّت بُوَد امیر عرب، جدّه فاطمه
باب الحوائجت پدر و نجمه مادرت

دخت امام، اخت امام، عمۀ امام
آئینه‌دارِ امّ ابیهاست منظرت

ای مه‌لقا که خواهر خورشید هشتمی
صد آفتاب با خجلی گشته اخترت

حتّی گر انتظار پدر، مانعت نبود
کفوی نداشتی که شود عِدل و همسرت

تو کیستی که همچو شه کربلا حسین
باشد حرام، آتش دوزخ به زائرت!

آورده‌ام پناه به کویت، ردم مکن
جان جواد، میوۀ قلب برادرت

عمریست بین مشهد و قم در شُدآمدیم
جانم به آن مسافرت و این مجاورت!

فرداست در تلاطم امواج سیّئات
حبل المتین ما همه، نخ‌های چادرت

این عرصه نیست جای ظهور مقام تو
باشیم و بنگریم کراماتِ محشرت

زهرا که جای خود، به خدا جرم خلق را
بخشند روز حشر، به خدّامِ محضرت

تنها نه اهل قم سر خوانت نشسته‌اند
خلق جهان مدام بَرَد فیض از درت

شد ماجرای عشق حسینیّ و زینبی
تکرار در حکایت تو با برادرت

تو زینب امام رضا، او حسین تو
جز قرب او نبود تمنّای دیگرت

دل کندی از دیار، به امّید وصل یار
مهلت نداد اجل که رسی نزد دلبرت

این را دگر حدیث و حکایت نیاز نیست
حتماً رضا گرفت به دامان خود، سرت

گویند ناله کردی و غش کردی از فراق
تا شد نهان برادرت از دیدۀ ترت

روز سلامتی اگر این است حال هجر
پس چه کشید عمۀ محزون مضطرت!

قلب تو از فراق برادر کباب شد
امّا سرش نگشت جدا در برابرت...

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح

کرم از دست تو ای دست عطا میچسبد
در شبستان تو قرآن و دعا میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...
بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح

خواهر خورشید هشتم ماه هشتم می‌شود
روشنایی بخش شام تار مردم می‌شود

غیر ذات چهارده تن هیچکس معصوم نیست
مانده‌ام معصومه پس معصوم چندم می‌شود؟

دختر موسی، کلیم الله ها می پرورد
در حریمش لال مشغول تکلم میشود

چشمه عصمت به دست حضرت معصومه است
او بخواهد دختر بدکاره خانم می‌شود

یاکریمانِ کریمان نیز حاجت می‌دهند
نذر، بعضی وقتها یک مشت گندم می‌شود

هیچ اندوهی نمی‌ماند برای زائرش
بغض می‌آرند در صحنش تبسم می‌شود

مرجع تقلید باشی یا من بی دست و پا...
دست و پایت در حریم قدسی‌اش گم می شود

مرقد او هست لنگرگاه کشتی نجات
موج زائرها می‌آیند و تلاطم می‌شود

از بلاهای زمین و آسمان آسوده است
هر کسی در عصر غیبت ساکن قم می‌شود

#آرش_براری

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مناجات

ای نور دل زهرا یا حضرت معصومه
وی بانوی بی همتا یا حضرت معصومه

تو تالی زهرایی چون زینب کبرایی
ای مظهر خوبی ها یا حضرت معصومه

قم از تو صفا دارد هرکس که تو را دارد
غمگین نبود فردا یا حضرت معصومه

تو دختر موسایی چون فاطمه یکتایی
محبوب دل طاها یا حضرت معصومه

از فیض تو ای بانو قم گشته بسی نیکو
کوی تو بهشت ما یا حضرت معصومه

راضی به قضا گشتی دلخون چو رضا گشتی
خون شد دلت از اعدا یا حضرت معصومه

ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی
هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه

از جود و سخای تو از لطف و عطای تو
قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

ای دخت ولی ا... وی اخت ولی ا...
عمه ی بنی الزهرا یا حضرت معصومه

از داغ پدر گریان وز هجر رضا نالان
بودی تو در این دنیا یا حضرت معصومه

مهدی ز غمت نالد شیعه به تو می بالد
ای شافعه ی فردا یا حضرت معصومه

ای حامی محرومان بر «جعفری» از احسان
لطف و کرمی بنما یا حضرت معصومه

@raziolhossein
2
05:46
#حضرت_معصومه_مدح


ای به جلالت ز آفرینش برتر
ذات تو تنها به هرچه هست برابر

زادهٔ خیرالوری رسول مکرم
بضعهٔ خیرالنسا بتول مطهر

از تو تسلی گرفته خاطر گیتی
وز تو تجلی نموده ایزد داور

عالم جانی و عالم دو جهانی
اخت رضایی و دخت موسی جعفر

فاطمه‌ات نام و از سلالهٔ زهرا
کز رخ او شرم داشت زهرهٔ ازهر

ای تو به حوا ز افتخار مقدم
لیک ز حوا به روزگار موخر

تاج وی‌استی و از نتاج وی‌استی
وین نه محال است نزد مرد هنرور

شمس ‌که او را عروس عالم خوانند
به بود از خاوران ‌که هستش مادر

سیم به از سنگ‌ هست و خیزد از سنگ
لاله به از اغبر است و روید ز اغبر

تا که ترا نافریده بود خداوند
شاهد هستی نداشت زینت و زیور

بهر وجود تو کرد خلقت‌ گیتی
کز پی روح است آفرینش پیکر

دانه نکارند جز که از پی میوه
حقه نسازند جزکه از پی‌ گوهر

علت ایجاد اگر عفاف تو بودی
نقش جهان نامدی به چشم، مصور

عصمتت ار پیش چرخ پرده کشیدی
بر به زمین نامدی قضای مقدر

عمر تو چون لفظ کاف و نون مشیت
کم بُد و زو زاد هرچه زاد سراسر

هست ز یک نور پاک ایزد ذوالمن
ذ‌ات تو و حیدر و بتول و پیمبر

گر ز یکی شمع صد چراغ فروزند
نور نخستین بود که ‌گشته مکرر

تا تو به خاک سیاه رخ بنهفتی
هیچکس این حرف را نکردی باور

کز در قدرت خدای، هر دو جهان را
جای دهد در دو گَز زمین مقعر

چرخ شنیدم ‌که خاک در برگیرد
خاک ندیدم که چرخ گیرد در بر

بس کن قاآنیا ثنای ‌کسی را
کش ملک‌العرش مادح است و ثناگر


#قاآنی_شیرازی

@raziolhossein
2
05:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
633×633, 115.7 KB
#السلام_علیک_یا_بنت_موسی_بن_جعفر

ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان
«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مناجات


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم

#مجیدتال

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_شهادت


قم شد مسیر آخرم الحمد لله
زخمی نشد بال و پرم الحمد لله

قم احترامم حفظ گردیده که دیده
من دختر پیغمبرم الحمدلله

در کوچه ها راه عبورم را نبستند
مانند زهرا مادرم الحمدلله

با ضربه سیلی میان کوچه ای تنگ
خونی نشد چشم ترم الحمدلله

بین در و دیوار با داغی مسمار
زخمی نگشته پیکرم الحمدلله

دعوا نشد بر چادر من جای پا نیست
خاکی نگشته معجرم الحمدلله

ما خاطراتی تلخ از بازار داریم
باز است ز هر سو معبرم الحمدلله

در کوچه تنگ یهودی ها نرفتم
آتش نیفتاده سرم الحمد لله

بالای نیزه قاری قرآن ندیدم
محمل نگشته منبرم الحمدلله

حرف سنان و شمر و خولی نیست اینجا
دارم تمام زیورم الحمدلله

کنج خرابه آبرویم را نبردند
دشمن نگفته کافرم الحمدلله

دور از وطن تشییع من چه دیدنی شد
قبرم همان دم شد حرم الحمدلله

مثل رقیه بی کفن دفنم نکردند
باشد تن من محترم الحمد لله

تا صبح زینب دور قبرش گریه میکرد
همراه سر از داغ دختر گریه میکرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_شهادت


قم کجا شام کجا عزت و دشنام کجا
گل اکرام کجا سنگ لب بام کجا

یاری یار کجا بارش آزار کجا
لطف ایام کجا رنجش و آلام کجا

من گرفتار شدم عمه گرفتار ولی
دل آرام کجا هلهله عام کجا

من اسیر غم یار عمه اسیر غم یار
درک آلام کجا خنده حُکام کجا

من شدم ناقه نشین عمه شده ناقه نشین
محمل بسته کجا ناقه بی بام کجا

من چنان عمه خود داغ برادر دیدم
داغ اقوام کجا تهمت بدنام کجا

فرصت آل کجا کندن خلخال کجا
آل اسلام کجا سیلی و دشنام کجا

عنبر و عود کجا آتش نمرود کجا
تن تبدار کجا شعله به اندام کجا

معجر پاره کجا دختر آواره کجا
وحشت طفل کجا حمله به ایتام کجا

سرکجا سنگ کجا کوفه گل رنگ کجا
نیزه جنگ کجا خنجر گلفام کجا

#محمودژولیده

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه
#رباعی


هر دَم به ضَريح بي نِشانَت اي ماه
بسته ست دَخيل قَلب مَن با هر آه

عمري ست تَپش هاي دِلَم مي گويد:
« يا فاطِمة اِشفَعي لَنا عِندَالله »...

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه

اهل قم خیر ببینید که غوغا کردید
احترامی که به این دختر زهرا کردید

اهل قم خیر ببینید پناهم دادید
با سلام و صلوات آمده راهم دادید

همه گفتید به هم عمه سادات آمد
گوییا فاطمه از سوی سماوات آمد

اهل قم خیر ببیند چه مسرور شدید
غیر زنها همه از محمل من دور شدید

اهل قم خیر ببینید گلاب آوردید
تا که دیدید که لب تشنه ام آب آوردید

اهل قم خیر ببینید شما کف نزدید
دور ناموس خدا ساز و نی و دف نزدید

اهل قم خیر ببینید به خواهر نزدید
طعنه ام بر سر هر کوچه و معبر نزدید

اهل قم خیر ببینید مراقب بود
تا نیفتم زروی ناقه مواظب بودید

اهل قم خیر ببینید خدایی مردید
چقدر چادر و پوشیه نثارم کردید

اهل قم خیر ببینید محبت کردید
کوچه را وقت ورودم همه خلوت کردید

اهل قم خیر ببینید مودت دارید
سر ناموس خدا این همه غیرت دارید

شاد کردید شما قلب رضا را به خدا
همچو زینب سر بازار نبردید مرا

اینکه با گریه معصومه مدارا کردید
همه جبران غم زینب کبری کردید

بعد از آن خستگی راه توانم دادید
بهترین نقطه این شهر مکانم دادید

به خدا حق مرا خوب رعایت کردید
روز و شب از من بیمار عیادت کردید

زحمتی بود اگر غرق ملالم نکنید
من دگر رفتنی هستم ،حلالم بکنید

غربت و درد و غم و غصه هماهنگ شده
بهر بابای غریبم دلم تنگ شده

بعد مرگم اگر از کوی رضا میگذرید
کمی از خاک مزارم به خراسان ببرید

تا که در قبر شود یار من و همسخنم
نامه اش را بگذارید درون کفنم

اهل قم اجر شماها همگی با زهرا
وقت تشییع بگویید فقط یا زهرا

مادرم فاطمه شب دفن شد و یار نداشت
به جز از هفت نفر او که عزادار نداشت

نیمه ی شب چه غریبانه و مظلومانه
بدن مادر ما رفت برون از خانه

لرزه ها بود که بر عرش برین می افتاد
پی تابوت علی هی به زمین می افتاد

#عبدالحسین

@raziolhossein
3
05:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
992×582, 64.5 KB
#حضرت_معصومه
#رباعی

إی واسطه فیض خدافی الجنه
وی کوثرهفتمین ولافی الجنه
بردرگه تو دست نیازآوردیم
یافاطمه اشفعی لنافی الجنه

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح


رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا

درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا

زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا

مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا

حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا

ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا

مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا

ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا

فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا

اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا

از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا

کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا

اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا

تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا

برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا

از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا

مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا

زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا

ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا

سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا
#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)

@raziolhossein
1
05:46
#حضرت_معصومه_مدح

دختر فاطمه هستی و منم نوکرتان
اهل بیتم به فدای پدر و مادرتان

نگذارید که دل بسته جایی بشویم
بگذارید بمانیم به دور و برتان

کاش در صحن تو می شد که کبوتر باشیم
تا که هرروز بگردیم به دور سرتان

از طفولیت خود عالمه بودی بانو
فیض بردند بزرگان همه از محضرتان

چون علی دگری خلق نشد هیچکسی
نیست هم کفو شما تا بشود همسرتان

عصمت فاطمه در تو متجلی شده است
که شدی وارث معصومیت مادرتان

با ورود تو به قم شهر قیامت شده بود
صف کشیدند ملائک همه در محشرتان

صاحب خانه تویی ما همه مهمان توایم
آمدی تا بشود کشور ما کشورتان

آنقدر دور و برت پر شده بود از محرم
باد هم دست نینداخته بر معجرتان

لحظه آخرتان جای برادر خالی است
همدم و هم‌نفسی نیست دم آخرتان

#آرش_براری


@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه اشفعي لنا فی الجنة
باب الکرم شفاعتی معصومه

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
2
05:46
#حضرت_معصومه_مدح

قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه
#رباعی

با روی سیاه و بار سنگین گناه
با خجلت و شرمساری و حال تباه

در حضرت معصومه گزیدیم پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عند الله


@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_مدح


چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود
 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می‌شود
اینجا حضور فاطمه احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی‌اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
 
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می‌رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌ زده
 
از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره‌ی کربلای ما


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
2
05:46
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم


آمدی در خاک ایران تا که قم بی غم شود
جای پای شیعه در این سرزمین محکم شود

جمع شد معصومه‌ای بر چارده معصوم؛ تا
روز محشر از گناهان من و تو کم شود

بس که در اوج است بر جای قدم‌هایش فقط
عالَمی باید کند تعظیم و عالِم خم شود

هر که لائذ شد به درگاهش شود پاک از گناه
هر که عائذ شد در این صحن و سرا آدم شود

فاطمه از فاطمه آمد میان شهر قم
تا که سیل اشک ما در کوچه‌ها نم نم شود

تا که می‌گویم علی، اشکم چنان دُرِّ نجف
در حریمت روی انگشتان من خاتم شود

آنقدر گفت «اشفعی لی فاطمه» هر روز که؛
مادرم کم مانده بود از شوق تو مریم شود

ای حریمت عُش آل الله روی گنبدت؛
چهارده تا اسم باید نقش بر پرچم شود

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
05:46
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم


بوی بهشت آید از نسیم خوش قم
شهـر قـم و اهـل قـم!سلامٌ علیکم!

خندۀ خورشید، اجرتان که گشودید
در حـرم اهـل‌بیت، لـب بـه تبسم

طور، قم است و مزار دختر موسی
در حـرمش بـا خـدا کنیـد تکلم
داده شما را سلام حضرت صادق
بـرده به تمجید، نام اهل قم و قم

قم حـرم یـازده امـام همام است
نی عجب ار گشته قبلـۀ دل مردم

علم ز قـم نـور داده بر همه عالم
خلـق از ایـن شهـر یافتنـد تعلم
قم حرم فاطمه است، فاطمه یعنی
دختـر والا مقـام حجـت هفتـم
فاطمه یعنی یگانه ثانی زینب
شمسۀ عصمت که هست نجمه ورا اُم

بانوی خلقت که خلق بهـر گدایی
بـر در بیـت الـولاش برده تهاجم
خیل ملک با وضو به قم شده راهی
تـا کـه بـه خاک درش کنند تیمم

-بـا قــدمِ آن گـلِ بـهشتِ مــدینه
-قم شده ممزوج با سرشت مـدینه


قم متلاطم، ز دست رفته قـرارش
شد عوضِ گل پرِ فرشته نثـارش
خلق به کف، دل گرفته‌اند عوض گل
تا که فتد فاطمه بـه شهـر، گـذارش

بـا قـدمش روضــۀ مقـدسۀ قــم
بوی گل آید برون ز هر سر خارش

ناقۀ او چون براق احمد مرسل
فاطمه مـانند فـاطمه است سوارش

سعد که بُد پیـر فقـه آل محمّد
پای برهنه، شده است غاشیه‌دارش

بـا قــدم او مدینــه الشـرفِ قم
بوی رضا می‌دمد ز لیل و نهارش

مردم قم دور محملش همه گشتند
همچو ملک جمع، در یمین و یسارش

اهل قم!این فاطمه است کآمده در قم
فاطمــه‌هاینــد محوِ عز و وقارش

زینب کبــرا کجــاست تـا که ببیند
ناقـۀ او روی دوش کیست مهـارش

فخـر زنـان بـهشت آمــده در قـم
جـای گـرفتند اهل قـم به جوارش

-تا که به قم شد گشوده، دامن فیضش
-فیضیه شد خوشـه‌چین خرمن فیضش


ای حـرم یـازده ولـی، حـرم تـو
کعبۀ قم کعبه گشته از قدم تو

غیر امامان شیعه هرچه بگویند
مدح همه خلق عالم است کم تو
بس که دهی بوی عطر فاطمه، انگار
فاطمه گردیده دفن در حرم تو

مردم قم، نه!تمـام خلـق، فـدایت
قم، نـه!جهان زیـر سایـۀ علم تو
باغ ارم چشم دوختـه به حریمت
تا که شود خاک شارع الارم تو

تا ابـدالدهر ای کریمــۀ عتــرت
کیست که محروم باشد از کرم تو؟

به بـوَد از پادشاهـی دو جهانـم
همچـو گدایـان، گـدایی درم تو
دفتر دل باز کرده‌ام به حضورت
تا چه کند بـاز اقتضـا قلـم تـو؟
بحر عطا!بحـر جود!بحر کرامت!
ای همه سیراب معرفت ز یم تو

رانده به آوای قم، ز قم شد شیطان
تا که شود قـم، حریم محترم تو

-مدح تو تنها نبـوده عادت «میثم»
-بوده از آغاز، ایـن عبادت «میثم»

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_حضرت_معصومه


در غروب گرفته پاییز..
نفس روشن بهار رسید
آی مردم به جاده اش بروید..
خوش بحال شما نگار رسید

این سکوت عبث شکستنی است
آسمان زمزمه فرستاده
مرتضی یک علی به ایران داد
فاطمه فاطمه فرستاده

کوثر موسوی آل الله
آیه ی نوری خدا امد
مردها صد قدم عقب بروید
بانوی ما به شهر، تا آمد

چشمه میجوشد از مناجاتش
خاک سبز است از قدمهایش
مرد و زن جمله چشمها بسته
همه کوراند از تماشایش

اهل قم!این امانت رضوی
بین شهر شما تک و تنهاست
حرمتش را همه نگه داریست
چادرش آبروی اهل ولاست

نکند دور او شلوغ شود..
نکند محملش تکان بخورد..
آی زنها حواستان باشد
دم افطار آب و نان بخورد

خانه اش که شدست بیت النور
نبردیش به سمت ویرانه
دور باشد ز آیه تطهیر
چشم سنگین مرد بیگانه

اهل قم!عمه همین بانو
وسط شام دیده اش تر بود
با لباس اسیر رد میشد
دستهایش براش معجر بود


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1 👍 1
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_حضرت_معصومه_به_قم
#رباعی


قلب عرب و جان عجم می آید
سوی حرمِ قبله ، حرم می آید

حقا که رسیدنش به قم قطعی بود
پشت سر مهر ، ماه هم می آید

#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حضرت_معصومه_مدح


فاطمه ای کوثر موسای عشق  
صاحب هر رتبه والای عشق

با تو شود فاطمی احساس ها
پاک تر از بوی گل یاس ها

جلوه کند نور ، ز سیمای تو
مظهر توحید ، مُصلّای تو

غرق سکوت است تمام فَلک
ذکر قنوت تو دعای مَلک  

حضرت حق محو عباداتِ  تو
منتظر وقت مناجات ِ تو

چادرت از بالِ مَلَک ناز تر
سفره ات از عرض و سما ، باز تر

ریزه خور خوان تو کون و مکان
وسعت احسان تو هفت آسمان

صد چو سلیمان به حریمت گُم است
مرکز فرمانِ تو شهر قم است

« روح عبادات سلام علیک
عمه سادات سلام علیک »

شاهِ خراسان شده دلبسته ات
قائمه عرش ، دو گلدسته ات

مدح تو بر روی زبان پدر
ذکر« فِداها» به لبان پدر

**

ای که ز طفلی ز بلا سوختی
چشم به راهِ پدرت دوختی 

حسرت لبهای تو بوسیدنش
آروزی هر شب تو دیدنش

غم به روی غم ، سرت آورده اند
تا خبرش را بَرَت آورده اند

بعد پدر گریه شده کار تو
دستِ رضا بوده نگهدار تو

ذکر لبان تو رضا بود و بس
راحتِ جان تو رضا بود و بس

دیدنِ او کاشفِ هر کرب تو
بسته به لبخند رضا قلب تو

وای از آن روز که دلها شکست
رشته دیدار تو با او گُسست

قلب تو از هرچه که ترسید ، شد
یارِ تو از پیش تو  تبعید شد 

چاره تو  صبر به لوحِ قضا
قاتلِ تو مدینه بی رضا

در همه شب دیده به ره دوختی
یاد رضا ناله زدی سوختی

تاغم یکساله به پایان رسید
لحظه به لحظه به لبت جان رسید

نامه ای از یار به دستت رسید
نامه نگویم همه هستت رسید

دلخوشی ات دستخط یار شد
حاجت تو دیدن دلدار شد

بال و پرِ بسته تو باز شد
ناقه سواریِّ تو آغاز شد

تا ، رهِ   تو جانب ساوه رسید
کامِ تو هم طعم مصیبت چشید

روزِ تو مانند شبِ تار شد
قافله خسته ات ، آزار شد

باهمه اینها به دلی داغدار
جانب قم قافله شد رهسپار

کَم نشده پرده ای از مَحملت
گَشته مدارا همه جا با دلت

زینب ِ آقای خراسان شدی
تاج سرِ مردم ایران شدی

گُل به سر و روی تو از بام ریخت
بر جگرم شعله غمِ شام ریخت

زینبِ قم ، تاجِ سرِ قافله
تو نشدی همسفرِ حرمله

زینبِ قم ، پیش دو چشم ِ ترت
دست نخورده به مویِ دلبرت

زینبِ قم ، دختِ علی پیر شد
گوشه گودال زمین گیر شد

زینبِ قم ، رأسِ جدا دیده ای؟!
نیزه به حلقومِ رضا دیده ای؟!

زینبِ قم ، دستِ تو دیده طناب ؟!
راهِ تو افتاده به بزمِ شراب؟!

زینبِ قم ، آبرو ریزی نشد
محضرتان حرفِ کنیزی نشد

زینبِ قم ، جانم اگر بر لب است
دردِ من از اسارتِ زینب است

عمه سادات گرفتار شد
ناقه نشین ، واردِ بازر شد

عمه سادات به چشمِ ترش
دید ، گِره خورده مویِ دلبرش

عمه سادات زمین گیر شد
تا که بریدند گلو ، پیر شد

عمه سادات غرورش شکست
نیزه به حلقوم حسینش نشست

عمه سادات به دستش طناب
دیده اش افتاد به بزمِ شراب

عمه سادات چه چیزی شنید
عصمتِ حق حرفِ کنیزی شنید


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



من شهر قم را جمکران  را دوست دارم
این آسمان این کهکشان را دوست دارم

من کم زیارت میروم  اما فراوان
آن  گنبد و آن آستان را دوست دارم
 
تکبیر گفتن روبروی مرقد او
عطر دل انگیز اذان را دوست دارم

همچون کبوتر ، بال در بال ملائک
پرواز در آن بی کران را دوست دارم

تا بغض دل را بشکنم   آرام  آرام
این اشکهای بی زبان را دوست دارم

کاشی به کاشی در شب شعر رواقش
آن سنگ های شعر خوان را دوست دارم

غیر از نوازش چیست کار چوب پرها
من خادمان مهربان را دوست دارم

باور کنید  اینجا حریم اهل بیت است
این قبله این دارالامان را دوست دارم

من در بهشتم با زیارت نامه ی او
این "اِشفَعی لی في الجَنان" را دوست دارم

آن جایگاهی که بود " شأناً مِنَ الشأن"
آن جایگاه جاودان را دوست دارم

اینجا مدینه آری اینجا مشهد ماست 
عمری طواف این و آن را دوست دارم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
5
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


بوسید زمین قم قدم هایش را
میداد به چشم خویشتن جایش را

قم خانه ی هشت و چار آیینه شده
امروز که درک کرده زهرایش را


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
05:46
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#ورود_به_قم


سلام ما به تو ای آفتاب پرده‌نشین
یگانه دختر اسلام ای ملیکه‌ی دین

سلام دختر باران، بهار آوردی
بهار را وسط شوره‌زار آوردی

علی شدی مس این خاک را طلا کردی
برای ما نجف دیگری بنا کردی

به یُمْنِ تو حرم اهل بيت شد وَالله
به قم خوش آمدی ای دختر رسولَ‌الله


#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
4
05:46
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

مانند کویر، تشنه‌‌ی دریاییم
بی تو ـ به خدا! ـ همه تک و تنهاییم

انگار کنار قبر زهرا هستیم
هر وقت زیارت شما می‌آییم

#حسین_جعفری

@raziolhossein
1
18 September 2025
ش
18:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
18:49
#امام_حسین_علیه_السلام
#سفینة‌النجاة #رباعی


عقل بشر از درک تو مات است، حسین
نام تو کلید مشکلات است، حسین

در شأن تو این بس که رسول اکرم
فرمود: سفینة النّجاة است، حسین


#مهدی_آصفی

@raziolhossein
18:49
#امام_حسین_مناجات


سرم خاک کف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است

بود پرونده ام چون برگ گل پاک
در این پرونده امضای حسین است

بهشت ارزانی خوبان عالم
بهشت من تماشای حسین است

به وقت مرگ چشمم را نبندید
که چشم من به سیمای حسین است

تمام هستیم باشد دل من
که لبریز از تولاّی حسین است

در این عالم تمنّایی ندارم
تمنّایم تمنّای حسین است

چراغ از بهر قبر من نیارید
چراغم روی زیبای حسین است

خوش آن صورت که در فردای محشر
بر آن نقش کف پای حسین است

از آن با گریه دائم خو گرفتم
که اشکَم دُرّ تجلاّی حسین است

دلی جای خدا باشد که آن دل
پر از نور تجلاّی حسین است

نترسانیدم از روز قیامت
قیامت قدّ و بالای حسین است
 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
18:49
#امام_حسین_مناجات


تا کسی مثل تودارم، چه نیازم به کسی
تا تو شاهی، نکنم غیر گدائی، هوسی

همه ی عمر فقط حلقه بگوش تو شدم
میکنم شکرِ غلامّی تو در هر نفسی

(هر سر موی مرا با تو هزاران کار است)
گر چه بر هر سر موی تو، دخیل اند بسی

به گُل روی تو سوگند،که در سایه ی تو
رنگ و بو دار تر از گل شده هر خار و خسی

به هوای حرمت، پَر، نه ،که پرپر زده ام
بی تو دنیاست مرا، تنگ تر از هر قفسی

من کجا ، نوکری حضرت ارباب حسین
منکه ننموده دراین قافله، کار جرسی

غیر کشّتی نجات تو، در امواج بلا
نسیت نه ساحل امّید و نه فریادرسی


#حیدر_توکل

@raziolhossein
2
18:52
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه


همیشه هر شب جمعه به سینه غم دارم
حرارتی است قدیمی که در دلم دارم

اگرچه دستِ تهی دارم و گدا طبعم
دلِ شکسته ی خود را که دستِ کم دارم

میان نامه ی من خالی است از خوبی
گناه و جرم و خطا را همه رقم دارم

مرا به حُرمتِ مولا رضاست می بخشید
خوشم که رعیتم و شاهِ ذوالکرم دارم

به امرِ حضرت سلطان، حسین می گویم
به لطف فاطمه ارباب محترم دارم

حسین گفتم و جان و دلم به جوش آمد
مرا ببخش، فقط اشک تازه دم دارم

نشد که زائر کرب و بلا شوم، باشد
دلم خوش است میان دلم حرم دارم 

برات کرب و بلایم به دست عباس است
دوباره مُلتمس دامنِ علمدارم


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
2 👍 1
19 September 2025
ش
07:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
4
07:31
#امام_زمان_مناجات

زمانه بر سرِ جنگ است یااباصالح
مدد زغیر تو ننگ است یااباصالح

گشاده کار دو عالم با ظهور شماست
دگر چه جای درنگ است یااباصالح


@raziolhossein
1
07:31
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


بی تاب یارم هر صبح جمعه
دل بی‌قرارم هر صبح جمعه

با درد دوری ، ندبه بخوانم
شد گریه کارم هر صبح جمعه

تسبیح اشکم دانه به دانه
غم می شمارم هر صبح جمعه

تا پا گذاری بر چشمم آقا
چشم انتظارم هر صبح جمعه

این عادتم شد ، حرف دلم را
اینجا بیارم هر صبح جمعه

من بین راهت تنها نشستم
ای تکسوارم هر صبح جمعه

موی سپیدم باشد گواهم
بر غم دچارم هر صبح جمعه

باشند اگرچه مردم به شادی...
من ناله دارم هر صبح جمعه 

وقتی که مردم  حتما می آیی
پیش مزارم هر صبح جمعه

من روضه خوان کرب و بلایم
با قلب زارم هر صبح جمعه

زینب ببیند با قلب خسته
قاتل به روی سینه نشسته


#حسین_رحمانی

@raziolhossein1
2
07:31
#امام_زمان_مناجات


جان آمد از فراق تو بر لب، نیامدی
امروز هم سرآمد و شد شب، نیامدی

چتر سیاه غم همه جا را فرو گرفت
ای در سپهر عاطفه کوکب! نیامدی

از آه و اشک و ناله و سوزِ دل و دعا
کردم بساط خویش مرتّب، نیامدی

گفتند در رواج ستم می کنی ظهور
دنیا شد از فساد لبالب، نیامدی

خواندیم هر چه ندبه و عهد و کمیل را
گفتیم هر چه یا حق و یارب نیامدی

گفتم بیا به خاطر زهرا، اثر نداشت
گفتم قسم به حرمت زینب، نیامدی


#سید_رضا_موید

@raziolhossein
2 👍 1
07:31
#امام_زمان_مناجات



عصر هر جمعه ی دلگیر، تو را می خواند
دم به دم کوچه ی تقدیر تو را می خواند

مادری چشم به راه است بیایی از راه
کنج خانه پدری پیر تو را می خواند

ندبه ها اشک شد و از تو نیامد خبری
قطره ی اشک سرازیر تو را می خواند

عالمی منتظر جلوه ی مولایی توست
هر نفس قبضه ی شمشیر تو را می خواند

ننگ بر ما چو ببندیم به غیر از تو امید
صبح و شب عرصه ی تدبیر تو را می خواند

یازده قرن گذشت از غم تنهایی تو
دل وامانده ی ما دیر تو را می خواند

مادری پشت در خانه صدایت می کرد
مادری خسته... زمین گیر تو را می خواند

دارد از حنجره ای خشک صدا می آید
دختری در غل و زنجیر تو را می خواند

از همان ساعت سه ساعت سر ساعت حزن
عصر هر جمعه ی دلگیر تو را می خواند


#وحید_محمدی


@raziolhossein
2
07:31
#امام_زمان
#رباعی


ایتامِ غریبِ چارده معصوم‌اند
از دیدن صاحب الزمان محروم‌اند

"عجّل لولیّک الفرج" باید خواند
تا وقت ظهور، شیعیان مظلوم‌اند

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
2
07:35
#امام_زمان_مناجات


نبوده ام نگران تو عصر غيبت هم
نفس كشيدن بي تو شده است عادت هم

گناه كردم و اشك تو را در آوردم
براي تو كه ندارم به غير زحمت هم

براي آمدن تو نكرده ام كاري
عجيب اين كه نمردم از اين خجالت هم

نه استغاثه به تو ميكنم نه فكر توام
زدم هميشه خودم را به خواب غفلت هم

به نرخ روز فقط خورده ام در عالم نان
نداشتم به امامي كه هست غيرت هم

منم شبيه همان كس كه گوشه ي بازار
فروخت يوسف و دستش نبود قيمت هم

به جان مادرم آقا كه دوستت دارم
اگر چه نيست به عاشق مرا شباهت هم

براي جد خودت صبح و شام گرياني
عنايتي كه بسوزم از اين مصيبت هم

ميان نيزه و شمشير و سنگ تن گم شد
به پيكري كه نمانده شده جسارت هم

فقط نه اينكه جسارت شده به آل الله
اضافه كن به همه روضه ها اسارت هم...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
6
07:35
#امام_زمان_مناجات


فقط ما جمعه‌ها چشم انتظاریم
فقط جمعه برایش بی قراریم

دلیل غیبتش"شاید" همین است...
فقط در روز جمعه "ندبه" داریم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
5 👍 1
25 September 2025
ش
02:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
523×740, 125.8 KB
#یا_سید_الکریم

ای مامن اهالی ری سایه سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
4
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالعظیم


تو چه کردی که تو را نام نهادند: کریم
مثل بابات حسن ، مرتبه دادند: کریم

تو چه کردی که همه در عوض کرب و بلا
به روی خاک حریم تو فتادند ، کریم


آنچنان مرتبه ای داد به تو هادی دین
که به کس غیر تو این جاه ندادند ، کریم

آن کسانی که ز طومار حسین جا ماندند
شب جمعه ، حرمت ، خیرالعبادند ، کریم

از شلوغی سر کوی تو فهمیدم که...
سائلان تو زیادند ، زیادند... کریم

روز محشر که شود ، از کرم مادرتان
زائران حرم تو ، همه شادند ، کریم

#پوریا_باقری

@raziolhossein
1
02:36
#حضرت_عبدالعظیم

‎المنت و لله که گرفتار تو هستیم
‎عمری ست که در حلقه ی زوار تو هستیم

‎ما را به صف حشر به نام تو ببخشند
‎همسایه ی دیوار به دیوار تو هستیم

‎این خاک به نام تو نظر کرده ی زهراست
‎ما آبروی خویش بدهکار تو هستیم

‎عبدالحسنی م و بخدا روز قیامت
‎ای پور حسن در صف انصار تو هستیم

‎اقای کریمم ز مرام تو همین بس
‎ما بی سرو پاها سگ دربار تو هستیم

‎پای نمک سفره ی تو گریه نوشتند
‎ما صاحب اشکیم ببین یار تو هستیم

‎ما را ز سرت باز نکن جان رقیه
‎با گریه ی خود گرمی بازار تو هستیم

‎بوی حرم کرببلا میدهد اینجا
‎با اشک سحر محرم اسرار تو هستیم

‎از دولت فرزند حسن عبد حسینیم
‎در صحن تو انگار که بین الحرمینیم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:37
#حضرت_عبدالعظیم
#رباعی

ای با عظمت! عبد عظیم! ادرکنی
وی سدره مقام و ری مقیم! ادرکنی

از نسل حسن کریم آل اللّهی
یا حضرت سیّد الکریم! ادرکنی

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
1
02:37
#حضرت_عبدالعظیم

کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته
صراط را زهمین راه مستقیم گرفته

تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله
که عطر، مرقدت جنة النّعیم گرفته

گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی
سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت
که فیض باز شدن ، غنچه از نسیم گرفته

برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت
به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

همیشه عبد ، حقیر است در برابر معبود
به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته
در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم
که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

کسی که زائر تو شد ، حسین را شده زائر
که رنگ و بو حرم تو از آن حریم گرفته


#علی_انسانی

@raziolhossein
1
02:37
#حضرت_عبدالعظیم

ای همدم ولی خدا ، سیدالکریم
پور کریم آل عبا ، سیدالکریم

هر آنکسی که زائر قبر شما شده
گویا که رفته کرببلا ، سیدالکریم

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
1
02:37
#حضرت_عبدالعظیم


از بوستان فاطمه، عطر و شميم داشت
با دوستان فاطمه، لطف عميم داشت

خواندند اهل معرفت او را «نگين ري»
با آن که نام و شهرت «عبدالعظيم» داشت

از شهر بند رنج و غم، آزاد مي شود
هر کس که پاس بندگي آن حريم داشت

اين گلشن «حسن»، اين عاشق «حسين»
با مهر و عشق و عاطفه عهدي قديم داشت

گل واژه حديث از آن لعل جان فزا
عطر بهار وحي و صفاي نسيم داشت

از محضر سه حجت معصوم فيض برد
يعني که ره به چشمه فوز عظيم داشت

مثل کبوتران حرم خانه «رضا»
روحي در آستان ولايت مقيم داشت

شاگرد پاک باخته مکتب «جواد»
دستي پر از کرامت و طبعي کريم داشت

از پرتو هدايت «هادي» اهل بيت
راهي به آستان خداي رحيم داشت

ايمان خويش را به امامش ارايه کرد
با آن که جان روشن و قلب سليم داشت

با خاندان وحي پل ارتباط بود
با اهل بيت رابطه ي مستقيم داشت

طور تجلي سه امام همام را
چون درک کرده بود، مقام کليم داشت

شب تا به صبح شعر «شفق» را مرور کرد
مرغ سحر که زمزمه «يا کريم» داشت

#محمد_جواد_غفورزاده

@raziolhossein
1
02:38
#حضرت_عبدالعظیم_علیه‌_السلام


امامزاده‌ی ری ملک واجب التعظیم
سلام قبله‌ی شهرم  سلام عبدالعظیم

سلام ما به حسینی ترین حسینیه
سلام بر حرمت اولین حسینیه

نوشته‌اند که از روزگار غم دیدید
روایت است شما هم هزار غم دیدید

روایت است به نَقلی که ناله‌ها کردی
حسین گفتی و رِی را تو کربلا کردی

غریب شهر پُر از غربتِ مدینه شدی
روایت است که مسمومِ زهرکینه شدی

 تو زهر خوردی وآتش به سینه‌ات انداخت
به خاک رِی نه به خاک مدینه‌ات انداخت

شبیه جد خودت شعله‌ور شدی آقا
غریب بودی و خونین جگر شدی آقا

شبیه جدت خودت نه که او شبیه نداشت
تو داشتی و شبیهت حسن ضریح نداشت

ضریح داری و  پیر کرم ندارد آه
هنوز جد غرببت حرم ندارد آه

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:38
#حضرت_عبدالعظیم
#سیدالکریم

به لوح سینه ی من "مبتلا" نوشته شده
دو خط به عشق شما با طلا نوشته شده

خوشا به حال کسی که به ری سفر کرده
ولی به نامه ی او کربلا نوشته شده

#سید_احمد_هاشمی_شهیدی


@raziolhossein
02:38
#حضرت_عبدالعظيم

.
دستِ گدا دراز به سوی کریم هست
لطفِ کریم، شاملِ ما از قدیم هست
.
ما را گِدا نوشت و خودش سُفره پهن کرد
دیدیم هَر سَحر که سویش آمدیم، هست
.
حرف از دهان نیامده بیرون، جواب داد
فیضِ اجابت از نَفَسی مستقیم هست
.
قِسمت نشد زیارتِ کرب و بلا ولی
شُکرِ خُدا زیارتِ عَبدُالعَظیم هست
.
دل هر سحر به عَطرِ بهشتی مُعطَّر است
از بوی سیبِ سُرخ که در این حریم هست
.
تهران به سوزِ سینه ی ما گرم تر شده!
آگه زِ رازِ عشق، که غیر از فهیم هست؟
.
آتش گرفت باز دلم یادِ مجتبی
دیدم نواده اش به چه جایی مُقیم هست...
.
دادم سلام و... اشک اَمانِ مرا بُرید
دیدم سلامِ من سَرِ دوشِ نسیم رفت...
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
02:38
#حضرت_عبدالعظیم_حسنی_علیه_السلام

نمی شود پسر  مجتبی کریم نباشد
مقام حضرت عبدالعظیم عظیم نباشد

ری از نگاه روایات ،کربلای حسین است
که ابن سعد در آن یک وجب سهیم نباشد

تمام پیکر تهران ، ز دود و دم شده مدفون
اگر دمی  دم اعجاز این نسیم نباشد

کسی که هادی او بوده است حضرت هادی
نمی شود که خودش راه مستقیم نباشد

اگر که سیره ی این خانواده بود فراگیر
شبی گرسنه در این سرزمین ،یتیم نباشد

اگرچه آخر عمری شده است بستری اما
شبیه مادرش احوال او وخیم نباشد

به کوچه و در و دیوار گفته ام که چه می شد؟
که روضه آن چه که نقل است از سلیم نباشد

#محمد_سجاد_حیدری

@raziolhossein
02:38
#حضرت_عبدالعظیم



ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم
آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت
منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف
هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب
گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند
بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است
تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم

نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند
دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان
هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد
طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام
آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"
چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین
هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

اینکه من امروز می گردم به دور تربتت
مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت
وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:38
#حضرت_عبدالعظیم


از زایران صبحگاه او نسیم است
این آستان بوسی هم از عهد قدیم است

نسل چهارم از تبار حضرت صبر
ابن الکریم ابن الکریم ابن الکریم است

چیزی ندارد کمتر از عرش خدایی
خیل ملایک در مقام او مقیم است

از بار عامش  دست خالی بر نگردی
او جلوه ای از لطف رحمن الرحیم است

صحن شریف اوست معراج مسیحا
طوف حرم ، طور تجلای کلیم است

از چار امام خویش دارد مهر تأیید
یعنی که راه او صراط المستقیم است

در بارگاهش خاکساری سرفرازی است
روح سیادت حضرت عبدالعظیم است

گاهی به سوی آن «کمیل» عزم سفر کن
از شهر ری راهی به جنات النعیم است

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
2
02:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 223.8 KB
با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جنةالنعیمی داریم

دلتنگ کریم اهل‌بیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم

#یوسف_رحیمی

#@raziolhossein
7
ش
20:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
20:57
#امام_حسین_مناجات


اگرچه وقت گدایی ، فقیر نابلدیم
دری به غیر در خانه ی تو را نزدیم

همیشه بر لبِ دلداده نام دلدار است
حـسـیـن! ذکر شریف تو را فقط بلدیم

کجای صفحه‌ی تاریخ از تو خالی بود...
رسیده رونق احسانت از زمان قدیم!

لباس مشکی روضه ، شناسنامه‌ی ماست
برای ثبت عزادار بودنت ، سندیم!

مسیحِ تربت تو زنده می کند ما را
بدون معجزه‌ی خاک کوی تو ، جسدیم

بگو که گریه‌کُن روضه‌ات مِن الازلیم
بگو که سینه‌زن هیئتت اِلی الابدیم

میان هروله ذکر رقیه ، ذکر علی‌ست
به نام نامی او گرمِ یا علی مددیم

فقط اجازه بده فرش مجلست باشیم
اگرچه پادری کهنه ایم ، اگرچه بدیم

بخار طبخ غذایت گناه ما را شُست
برای پختن نذرت همیشه درصددیم

چراغ برزخ ما ، چلچراغ هیئت‌هاست
قسم به روشنی‌اش از پُلِ صراط ، ردیم

رسید سنگی و پیشانی‌ات ترک برداشت...
میان قبر به فکر شکستن لحدیم
.
.
چگونه کهنه حصیر دهات شد کفنت
هنوز در عجب از قصّه‌ی بنی اسدیم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
21:01
#امام_حسین_علیه_السلام


اى حسین! ای که ز داغت در و دیوار گریست!
هر دلِ زنده و هر دیده‌ی بیدار گریست

انبیا را همه دلْ سوخت به مظلومىِ تو
اولیا را همگى دیده و دل، زار گریست

در دلِ نوح، غمِ تشنگی‌ات طوفان کرد
که به طوفان زد و چون موجِ گران بار گریست

گفت چون واقعه ی کرب و بلا را جبریل
فاطمه ناله زد و احمد مختار گریست

دید در خوابْ تو را چون به دلِ لُجّه‌ی خون
با دلى غرقه به خون، حیدر کرّار گریست

بود ذکر عطشت پیش‌تر از خلقتِ آب
ای که ابر، از غم تو بر سر کُهسار گریست

پیش دریا چو نظر کرد به حالت عباس
خونِ دل در عوضِ اشک، علمدار گریست

گرچه از تابِ تب و سوزِ عطش، اشک نداشت
از غمِ بی کسی‌ات نرگسِ بیمار گریست

بر زمین مانْد تنت ثابت، و سیّار سرت
هم به سر هم به تنت، ثابت و سیّار گریست

از همه بیش "موید"، دلِ زینب مى‌سوخت
که چو شمعى که بگرید به شب تار گریست


مرحوم #سید_رضا_موید

@raziolhossein
3
21:02
#امام_حسین_علیه_السلام


دم زدن از غم او نكته ي آساني نيست
اگر آغاز شود نقطه ي پاياني نيست

پدرم گفت كه معشوق حسين است حسين
مادرم گفت كه بي او به تنم جاني نيست

چشم گريان در اين خانه سعادتمند است
واي بر ديده ي آن مست كه باراني نيست

سر شكستم كه سرش را به سر نيزه زدند
روضه اي سخت تر از روضه ي عرياني نيست

ميهمان را چه كسي جاي دهد كنج تنور
اينچنين بي ادبي رسم مسلماني نيست

قطعأ آن كس كه براي غم او گريه نكرد
سهم او روز جزا غير پشيماني نيست...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
21:08
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی

هجر تو قرار از دل ما بُرد حسين
از داغ غم تو لاله پژمُرد حسين

تيري شد و بر قلب من خسته نشست
سنگي که به پيشاني تو خُورد حسين


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
26 September 2025
ش
06:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:28
#امام_زمان_مناجات


گر بی تو بگذرد عمر بگذار تا بمیرم
ور با تو بایدم زیست آخر چرا بمیرم

یا بنگرم به حسنت یا چشم خود درآرم
یا دامنت بگیرم در دست، یا بمیرم

یک عمر با شمایم باشد همین دعایم
هم با شما بمانم هم با شما بمیرم

گر عضو عضوم از هم گردد جدا هماره
خوشتر بود که یکدم از تو جدا بمیرم

یک عمر زهد و طاعت بی مهر توست نارم
حتّی اگر به مروه یا در صفا بمیرم

ای شمع جان برافروز تا در هوات هر روز
هم دم به دم بسوزم هم بارها بمیرم

با عشق، زنده هستم خاک درِ تو هستم
گر بر زمین دهم جان یا در سما بمیرم

در شعله می توان سوخت لب تشنه می توان مرد
یارب مباد روزی بی کربلا بمیرم

خیزد زبند بندم آوای نینوایی
از بس که دوست دارم در نینوا بمیرم

من «میثم» تو هستم دل بر غم تو بستم
باشد که همچو میثم بی دست و پا بمیرم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2 👍 1
06:28
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

دلواپسم و چشم به در دوخته ام
در شعله ی آه دل بر افروخته ام

یک جرعه نگاه کن ، " فقد طال صدی"
عمری است در انتظار تو سوخته ام

....

از راه بیایی و دلم شاد شود
ویرانه به دست لطفت آباد شود

مردم همه دنبال هوا و هوس اند
مولای من !  از شما چه کم یاد شود

...

هر وقت گرفته ایم فال خودمان
بد آمده روز و ماه و سال خودمان

یک راه نجات مانده آن هم این که
ما را نکنی رها به حال خودمان


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
06:28
#امام_زمان_مناجات


منم همان که به عصیان، شکست پیمانش
همان که جهل، کشیده به سمت کفرانش

امام عصر، منم بنده ای که یک عمر است
فریب خورد و به پایان رسیده دورانش

از آسمان نگاهت، مرا گناه انداخت
کشید و برد در اعماق چاه خسرانش

مرا نخواست کسی و نبود خواهانم
خوشا کسی که تویی خواستار و خواهانش

بیا و حال خوشی را که رفته از دستم
به یک دعای سحرگاه، بازگردانش

به دل ولای علی هست و از ازل شده ام
به اذن فاطمه از طیف ریزه خوارانش

خدا کند که به یک گوشه چشمِ خود مادر
به نوکران برساند نَمی از احسانش

اگر شروع شود کارها به نام علی
به لطف حضرت زهرا خوش است پایانش

چه منتی است به هر کس شده است فرزندش
چه مادری است، همه مادران به قربانش

روا نبود چنین، مادری حسینش را...
به روی نیزه ببیند، شود پریشانش

روا نبود که در ازدحام مجلس شام
میان طشت ببیند شکسته دندانش


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
3 😭 2
06:28
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


ای شاهد روزگار وقت مدد است
ای حجت کردگار وقت مدد است

یا حضرت صاحب العجل  یا مهدی
ای وارث ذولفقار وقت مدد است


@raziolhossein
06:31
#امام_زمان_مناجات


ای شده محوِ روی تو، شمس جدا، قمر جدا
روی کند به سوی تو، مَلک جدا، بشر جدا

آدم و نوح هر یکی، دست زده به دامنت
منتظر ظهور تو، پدر جدا، پسر جدا

ای تو گلِ بهار ما، بیا به لاله‌زار ما
تا که نهیم بر رهت، دیده جدا و سر جدا

با نمکین بیان خود، از شکرین دهان خود
بریز در وجود ما، نمک جدا، شکر جدا

بیا که از اشارتت، شود فزوده خلق را
عشق جدا، خرد جدا، ادب جدا، هنر جدا

در انتظارِ مقدمت، به اشتیاق دیدنت
گریه کنند عاشقان، شام جدا، سحر جدا

مهدی منتظَر تویی، امام منتقِم تویی
که خیزد از قیام تو، عدل جدا، ظفر جدا

عنایتی که شام غم، سر آید و سحر شود
ای که رَوَد به حکم تو، قضا جدا، قَدَر جدا

ز فتنه‌ی ستمگران، ز کینه‌ی مخالفان
رسد به جان دوستان، بلا جدا، خطر جدا

بسته "موید" آرزو، بر علی و حسین او
تا که شوند، شافعش، پسر جدا، پدر جدا


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
8
06:35
#امام_زمان_مناجات


به جز از باغ حسنت گل نچیدم گل نمی چینم
رخت را بس که می بینم گمان کردم نمی بینم

سزد در هر نفس گردم هزاران بار قربانت
به امیدی که یکبار از کرم آیی به بالینم

به خاک پات سوگند از کدامین کوچه می آیی
که گردم گرد و بر خاک ره آن کوچه بنشینم

اگر جانم رود از تن نشاید مهر تو از دل
که رسم عاشقی پیش از ولادت بوده آیینم

تمام لحظه های عمر شد جان کندنم بی تو
تو بازآ تا به پیکر باز آید جان شیرینم

نمی دانم که بودم کیستم آنقدر می دانم
تویی بودم تویی هستم تویی عشقم تویی دینم

دعای عهد خواندم عهد بستم با تو یا مولا
که بازآیی و گل ریزم به پات از روی خونینم

بیا، تا کی صدای مادرت آید ز پشت در
بگو تا کی سر جد تو را بالای نی بینم

دعا کردم به تعجیل ظهورت دیدم ای مولا
که نام تو دعایم بود و یادت بود آمینم

به چشم "میثم" دل خسته اشک انتظاری ده
اگر چه اشک هم دیگر نخواهد داد تسکینم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
5 😭 2
28 September 2025
ش
20:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 119.6 KB
1
20:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 32.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

ما دیده به راه دلبری مه روئیم
با باده ناب دیده را می شوئیم

در این شب پر شکوه با هر صلوات
تبریک به صاحب الزمان میگوئیم


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد
در خشکسالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم
کار مرا همین دل ویران درست کرد

حالم گرفته بود و دلم غرق خون ولی
حال مرا نوایِ "حسن جان" درست کرد

کاری که با رکوع و سجود و دعا نشد
آخر توسلِ به کریمان درست کرد

شک داشتم به سینه که برهان نظم چیست؟
زلف نگار در دلم ایمان درست کرد

حق است خالقی که برای عِباد خویش
شاهی ز نسل شاه خراسان درست کرد

در حیرتم چه کرد دو چشمش که اینچنین
از مرغ لال، مرغ غزل خوان درست کرد

دستی به روی سینه ی گمراه من کشید
از کفر محض عبد پشیمان درست کرد

روی لبم رسید نوای حسن حسن
در هر تپش...به هر نفس و دم زدن حسن


دل دل کنان رسیده ام اما نمی روم
با جام خالی از لب دریا نمی روم

با صد امید آمده ام سمت سامرا
میخانه دایر است به صحرا نمی روم

از پای سفره های حسن های اهل بیت
عالَم اگر زنند بفرما... نمی روم

آلوده اش شدم که شفاعت کند مرا
بیهوده سمت توبه و تقوا نمی روم

در دوزخِ فراق بسوزم مرا خوش است
بی دردِ عشق، جنتُ الاعلی نمی روم

کهفُ الوریٰ حسن، شب احیای من حسن
بی مهر دوست مجلس احیا نمی روم

خود را کشانده ام به در خانه ی کریم
سنگم زنند هم من از این جا نمی روم

امشب به دور خال لبش چرخ می زنم
فردا طواف چشم، جداگانه می روم

وقتش رسیده است، عجب محشری شده است
میلاد حضرت حسن عسکری شده است

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت



سری که سجده کرده بر پای دل
به قصد قربت و تولای دل
با نگه حضرت زهرای دل
آمده تا عالم بالای دل
دیده قد و قامت رعنای دل
بنده شده، بنده ی آقای دل

گرفته از جنّ و ملک برتری
از برکات حسن عسگری

صورت زیباش، چنان ماهتاب
روز ازل جلوه نمود از نقاب
به باد داد آبروی آفتاب
به زلف خود داد کمی پیچ و تاب
ربود از ملائک احساس خواب
به خواب دلبران خود شد عذاب

روز ازل شد بخدا محشری
از برکات حسن عسگری

از برکاتش دل ما روشن است
از کرمش هر دو سرا روشن است
شمس و قمر، ارض و سما روشن است
خانه ی کعبه ی خدا روشن است
چراغ محراب و دعا روشن است
او حسن دوّم دین من است

گشته خدا به دین من مشتری
از برکات حسن عسگری

کیست حسن؟ اسم شب عاشقان
ذکر شریف لب پیغمبران
ابن رضای سوم شیعیان
سیزدهم یوسف زهرا نشان
عشق دل حضرت صاحب زمان
ستاره ی یازده آسمان

شیعه تو ره به آسمان  می بری
از برکات حسن عسگری

ای حَسَنِ حُسنِ جمال نبی
کمال دین حق، کمال نبی
به آسمان ها پر و بال نبی
لعل لبت آب زلال نبی
وصال حضرتت وصال نبی
مثال هیبتت مثال نبی

شعر شده مدیحه ی دیگری
از برکات حسن عسگری

چه خوش بُود به این سرا سر زدن
کبوتر حرم شدن پر زدن
بر در او آمدن و در زدن
درب خدای ذرّه پرور زدن
باز نشد درب، مکرّر زدن
از عشق او به سیم آخر زدن

حیدری ام، حیدری ام، حیدری
از برکات حسن عسگری

ای حرمت کعبه ی اهل ولا
کعبه کجا مدفن پاکت کجا
وا أَسَفا دشمن زخم آشنا
هتک نموده است حریم تو را
حال که ناامن شده سامرا
شد حرم مطهّرت قلب ما

به کعبه می کند دلم سروری
از برکات حسن عسگری

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
1
20:10
#امام_عسکری_ولادت


همیشه طبعِ غزل حِس برتری دارد
برای توست اگر شعر، مشتری دارد

تو از تبار که هستی سلاله ی زهرا ؟
که خط به خطِ غزل طعم دیگری دارد

تو آن امامِ شریفی که بینِ انگشتش
ز جن و انس و ملک خیل لشگری دارد

صفات حق همه جمعند در صفات شما
اگر که کفر نباشد برابری دارد

همیشه قامت تو در مدینه دیدن داشت
ز بسکه هر قدمت شور محشری دارد

خدا دوباره تبارک به خویشتن گفته
که این عَطیّه به سر تاج افسری دارد

تو آمدی و مدینه ندیده بود کسی...
...که اینچنین جلواتِ پیمبری دارد

تو آمدی همه گفتند تهنیت آقا
زمین پس از پدرت خوب رهبری دارد

در آسمان که درخشیدی عرشیان گفتند
عروس فاطمه به به، چه اختری دارد

عروس فاطمه از هر پیمبری امشب
به گاهواره گلِ یاسِ اطهری دارد

صدف مدینه، تو گوهر شدی در آغوشش
مدینه فخر کند که چه گوهری دارد

زلالیِ نفست عطر و بوی کوثر داشت
شکوهِ هیبت تو نور حیدری دارد

تو هم حسن شدی، هم عسگری، دل ما هم
به لطف این دو صفت، حال بهتری دارد

تو در مدینه قدم رنجه کردی و، حالا
زمینِ سامره در خویش عسگری دارد

زمینِ سامره محوِ تجلیّات تو شد
زمینِ سامره نامِ مطهری دارد

همیشه سایل این خانواده محتاج است
همیشه دست توسل به محضری دارد

#رضا_باقریان

@raziolhossein
2
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

ابن نقی و وصی احمد آمد
ارکان علوم و سر سرمد آمد

از لطف خدا هشت ربیع الثانی
زیبا گل گلزار محمد آمد

*

خورشید به بر ستاره دارد امشب
افروخته ماه پاره دارد امشب

حسن است امام عسکری پا تا سر
زهرا حسن دوباره دارد امشب


#سید_رضا_موید

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


گدای کوی تو آقاست یا اباالحجه
که زیر سایۀ مولاست یا اباالحجه

نگفته ، حاجتِ دل را برآوری آقا
ز بسکه لطف تو با ماست یا اباالحجه

به خوان نعمت تو انبیاء بنشستند
که دست جود تو غوغاست یا اباالحجه

هزار حاتم طایی گدای سفرۀ تو
که سفره دار تو یکتاست یا اباالحجه

که گفته گوشۀ تبعید فیض جاری نیست
کرامت تو ز بالاست یا اباالحجه

بهارها همه دم صحبت از گُلت دارند
گُل تو یوسف زهراست یا اباالحجه

هزار یوسف مصری غلام یوسف تو
دَمَت هزار مسیحاست یا اباالحجه

خبر دهند به اردوی سوگوارانت
بساط ناله مهیّاست یا اباالحجه

صدای نالۀ مهدی بگوش می آید
که نور چشم تو تنهاست یا اباالحجه

عزای غربت تو بوی مجتبی دارد
دلت کرانۀ غمهاست یا اباالحجه

مخور که زهر جفا در طعام می ریزند
کنار سفره ات اعداست یا اباالحجه

فراق و غربت و تبعید و رنج ، قوط تو شد
که غصه یار تو مولاست یا اباالحجه

هنوز یار نداری که یاری تو کند
که از مزار تو پیداست یا اباالحجه

شکسته باد نظامی که حرمت تو شکست
مزار تو همه دلهاست یا ابالحجه

هزار گنبد تابان به مرقدت روشن
که فرشت عرش معلّاست یا اباالحجه

ملائک حرمت با وقار می گویند:
که کربلای تو اینجاست یا اباالحجه


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
20:10
#امام_عسکری_ولادت


زمین چشم تماشا شد امام عسکری آمد
بهشت آرزوها شد امام عسکری آمد

هوای سامره گلپوش از عطر نفس هایش
گل ایمان شکوفا شد امام عسکری آمد

سروش هاتف غیبی بشارت داد "هادی" را
گره از کار دل وا شد امام عسکری آمد

حسن خویش حسن رویش حسن بویش حسن مویش
تمام حسن پیدا شد امام عسکری آمد

چنان پیچید در صبح ازل گلبوی لبخندش
که عقل از شوق،  شیدا شد امام عسکری آمد

صفا دارد سرور اهل دل در عالم معنا
بساط سور بر پا شد امام عسکری آمد

تجلی کرد در برق نگاهش هیبت حیدر
طلوع مهر زهرا شد امام عسکری آمد

صدای پای او در کوچه باغ زندگی پیچید
حضورش عالم آرا شد امام عسکری آمد

زمان، امشب "کمیل" از شوق سر از پای نشناسد
که - خلقت - باز معنا شد امام عسکری آمد

 #کمیل_کاشانی

@raziolhossein
1
20:10
#امام_عسکری_ولادت


می وزد طرفه نسیمی که دم روحانیست
همه جا جلوه یار و همه جا نورانیست 
شب وجد و شب شادی شب مدحت خوانیست 
هشتمین روز همایون ربیع الثانیست

از محیط عظمت گوهر زهرا آمد 
البشاره حسن دیگر زهرا آمد 

آمد از برج ولایت قمر یازدهم 
یا ز دریای امامت گهر یازدهم 
یاز سینای نبوت شجر یازدهم

حجت یازدهم دادگر یازدهم 

خرم این گلشن توحید  و گل یاسمنش
می برد دل زهمه  حسن حسن در حسنش

کبریا  وجه و نبی صورت  و حیدر سیرت 
حسنی حسن و حسینی دم و زهرا عصمت 
یازده ماه به یک آینه در یک صورت 
عجبا یک پسر و این همه مجد و عظمت 

خاکیان مژده که امروز درخشید به خاک 
گوهر ده یم نور و یم یک گوهر پاک 

این پسر کیست که پیر خردش خاک در است 
به خدا از همه خوبان جهان خوبتر است 
این پسر آینه طلعت خیر البشر است 
بشنوید این پدر حجت ثانی عشر است 

صلوات همه بر ماه جمال پدرش 
پدر و مادر من باد فدای پسرش

عسکر او ملک و حوری و جن و بشرند 
پرتویی از رخ او  اختر و شمس و قمرند 
خلق عالم به گدایی درش مفتخرند 
همه خوبان جهان منتظر منتظَرند

منتظر کیست همان حجت ثانی عشر است 
یوسف فاطمه مهدی خلف این پسر است 

این پسر والی شهر قدر و ملک قضاست 
این پسر عیسی جان با نفس روح فزاست 
این پسر شافع و فریاد رس  روز جزاست 
این گل باغ علی بن جوادبن رضاست 

روز حق حسن نبی بازوی حیدر دارد 
آنچه خوبان همه دارند فزونتر دارد 

اهل معنی ولی ذوالمننش می خوانند 
اختران جمله مه انجمنش می خوانند 
عارفان واقف سر و علنش می خوانند 
پای تا سر هه حسن حسنش می خوانند 

سرو قد ماه جبین  گلرخ و شیرین دهن است 
حسن است این حسن است این حسن است این حسن است 

دیده را فیض ملاقات حق از دیدارش
مهر افتاده به خاک قدم زوارش 
همه دم ذکر خدا بر لب گوهر بارش 
همه جا سامره با یاد گل رخسارش

ملک پهناور هستی به قدومش گلشن 
دیده حضرت هادی به جمالش روشن 

ای دل اهل ولا زائر سامرایت 
کعبه خلق جهان روی جهان آرایت 
حسن و حسن ز پا تا سر و سر تا پایت
فرش از بال ملائک حرم زیبایت 

ای همه خلق جهان سائل لطف و کرمت 
شود آیا که برم سجده به خاک حرمت 

کیستی تو پسر فاطمه زهرایی
نبوی خلق و علی خوی و حسن سیمایی 
جلوه سیزدهم  یازدهم مولایی 
حسن عسگری و  گوهر ده دریایی 

مکتبت بندگی و دوستی ات هم عهدی است 
پدرت هادی و فرزند عزیزیت مهدی است 

من کیم بنده آلوده دربار توام
گنهم کرده گرفتار و گرفتار توام 
با دو دست تهی خویش خریدار توام 
چه کنم تو گل من هستی و من خار توام 

دوست دارم که به جز دوست خطابم نکنی
بپذیری و بخوانی و جوابم نکنی 

نگهی بر من و بر دیده گریانم کن 
نظری بر دل و بر حال پریشانم کن 
غرق عصیانم،غرق یم غفرانم کن
بلکه با خاک درت  پاک ز عصیانم کن 

هرکه ام هر چه بدم میثم این در گاهم 
ذاکرم ذاکر اولاد رسول اللهم
 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی


آیینه ی حسن ایزدی آمده است
گنجینه ی علم احمدی آمده است

یک غنچه ز گلزار امام هادی
با عطر گل محمدی آمده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


ای به حق مقتدا ایها العسکری
ای ولیّ خدا ایها العسکری
شمع جمع همه یوسف فاطمه
زاده ی مرتضی ایها العسکری
ماه رویت حَسن، خُلق و خویت حسن
حُسن سر تا به پا ایها العسکری
هم تو خیر العباد هم تو باب المراد
هم تو ابن الرضا ایها العسکری
هم سپاهت ملک، هم مطیعت فلک
هم به حکمت سما ایها العسکری
یابن خیر الوری سامرایت مرا
کعبه و کربلا ایها العسکری
*

تو به ارض و سما، تو به اهل ولا
تو به خلق خدا، هادی و رهبری
چشم بد از تو دور، نورالانوار طور
دُر دَه بحر نور، بحر یک گوهری
تو به زهرا ثمر تو به هادی پسر
تو به مهدی پدر، تو به حق محوری
یوسف فاطمه، عرش را قائمه
تو ز وصف همه، بهتر و برتری
هم رضا طینتی، هم علی صولتی
هم نبی خصلتی، هم خدا منظری
روز میلاد تو، پَر زند یاد تو
دل سوی سامرا ایها العسکری

*

مظهر حلم حق، مخزن علم حق
معدن حکمتی سیدی یا حسن
جلوه ی کبریا، وارث انبیا
حاصل عترتی، سیدی یا حسن
به جلالت درود، به جمالت درود
که خدا طلعتی، سیدی یا حسن
آیت محکمه، تو پناه همه
عالم خلقتی، سیدی یا حسن
هم امام امم، هم سپهر کرم
هم یم رحمتی، سیدی یا حسن
در زمین و زمان می برند انس وجان
بر درت التجا ایها العسکری

*

حُسن حی صمد، وصف تو بی عدد
مهدیت تا ابد منجی عالم است
ای ولی خدا، ای چراغ هدی
وصف و مدح تو را، هرچه گویم کم است
دل محیط غمت، دیده ها مقدمت
زنده از یک دمت، صد مسیحا دم است
مهر تو یا حسن جان جانم به تن
سینه ی پاک من آیتی محکم است
روح تقدیم تو، قلب تسلیم تو
بهر تعظیم تو چرخ گردون خم است
به تو نازد رسول، به تو بالد بتول
به تو بخشد خدا ایها العسکری
*
تو صراط اللّهم، تو چراغ رهم
رو به هر سو نهم قبله ام روی تو است
اشرف الانبیا، خاتم الاوصیا
آن ثنا خوان تو، این ثناگوی تو است
بر درت سائلم، کی شود شاملم
کز بهشت دلم، بشنوم بوی تو
گفتگویم تویی، آرزویم تویی
آبرویم تویی، ای دلم سوی تو
یا اباالمنتظَر، مرغ دل تا سحر
می زند بال و پر، بر سر کوی تو
سیدی «میثمم»، مهر تو همدمم
از تو گویم ثنا ایها العسکری
*


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


ای درود از داورت، بر جمال داوری
ای به خیل انبیات جز محمّد سروری
رتبـه‌ات بالاتــر از رتبــه ی پیغمبــری
ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

ای رخت آیینـه ی چارده خورشید نور
صـد کلیـم‌الله را طورِ نـور و نور طور
منجی کل وجود کرده از صلبت ظهور
نام نیکویت حسن چشم و چراغ حیدری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری
*
خرم از رویت وجود روشن از نورت فضا
نجـل پـاک فاطمه نـور چشم مـرتضی
حضرتت دوم حسن سومیـن ابن‌الـرضا
محو خورشید جمالت مهر و ماه و مشتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری
*
انبیـا مشتـاق تـو اولیــا دلبـــاخته
در مـه رویت خدا عکس خود انداخته
هیچکس قدر تو را جز خدا نشنـاخته
آری آری قدر گوهر را که داند گوهری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری
*
از خـدا و انبیــا بر تن و جانت درود
آسمانی‌هـا برنـد بر سر جانت درود
نجل هادی هستی و هادیِ کلِّ وجود
می‌کند ماه جمالت تا ابد روشنگری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری
*
جلـوه ی «الله و نــور» در نجوم ظاهره
بر تو و مهدی سلام از بتـول طاهره
کعبـه اهـل دلـی در زمین سامره
ای ز شهر سامرایت بر خلایق رهبری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

انگار نسیم "رمضان" آمده باز
عطر سحر نیمه ی آن آمده باز

هر چند "ربیع" است ولی می بینم
بر دست علی، حسن، عیان آمده باز


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein‌‌
20:10
#امام_عسکری_ولادت


امشب همه جا موج زند نور ولایت
افتاده به سرها همه دم شور ولایت
گردیده سماوات و زمین طور ولایت
از پرده در آمد مه مستور ولایت
گردیده ملک گرم ثناگستری امشب
گویند ثنای حسن عسگری امشب

برخیز و بزن خنده که گل خنده زن آمد
با خنده ی گل بر لب بلبل سخن آمد
خورشید فروزنده مه انجمن آمد
فرزند رضا را حسن آمد حسن آمد
عالم همه غرق شعف و عشرت و شادی است
میلاد گرامی خلف حضرت هادی است

نخل نبوی را ثمر است این ثمر است این
چرخ علوی را قمر است این قمر است این
فخر دو جهان را پسر است این پسر است این
بر مصلح عالم پدر است این پدر است این
این شیعه و این مشعل انوار هدایش
ای جان همه عالم و آدم بفدایش

روئید گل تازۀ آمال محمّد
یا مهر فروزنده ی اقبال محمّد
یا صفحه ی رخسار و خط و خال محمّد
یا آمده دوم حسن از آل محمّد
از سامره تابیده به عالم جلواتش
پیوسته فرستید درود و صلواتش

این گوهر ده بحر خروشنده ی دین است
این کعبه ی امیّد دل اهل یقین است
این عرش خداوند تعالی به زمین است
این نجل دهم حجّت خلاّق مبین است
در سجده ملایک به یسار و به یمینش
تابنده بود جلوه ی مهدی ز جبینش

آینه ی حسن ازلی ماه جمالش
آیات لب حضرت هادی خط و خالش
یادآور جاه نبوی قدر و جلالش
جبریل فرو ماند در اوج کمالش
عالم همه مرهون وی و موهبت اوست
از سامره تا عرش خدا مملکت اوست

این اختر برج نقوی ماه تمام است
این فرش نشینی است که خود عرش مقام است
این حجّ و زکوة است و صلات است و صیام است
بر خلق امام است امام است امام است
قدر و شرف و عزّت و جاه بشر از اوست
ای منتظران حجّت ثانی عشر از اوست

ای ارض و سماوات همه سامره ی تو
ای چرخ برین نقطه ای از دایره ی تو
ای مهر فلک ذرّه ای از نائره ی تو
ای زنده دل اهل دل از خاطره ی تو
از جود تو بس خاطره داریم حسن جان
ما آرزوی سامره داریم حسن جان

تو یازدهم اختر منظومه ی نوری
تو واسطۀ عفو خداوند غفوری
تو نور خدا در شجر وادی طوری
تو سرّ انا الحق به غیاب و به حضوری
من سائل لطف و کرم و جود تو هستم
با آن همه آلودگیم دل به تو بستم

ای فوج ملک را به درت عرض ارادت
سادات جهان از تو گرفته است سیادت
مِهر تو بود مُهر قبولیّ عبادت
قرآن به تو و پاکی تو داده شهادت
تو دست خداوند به تقدیر قضایی
فرزند علیّ ابن جواد ابن رضایی

قرآن به تو نازد که در او جلوه گر استی
ایمان بتو بالد که ورا راهبر استی
انسان بتو بالد که امام البشر استی
مهدی بتو در فخر که او را پدر استی
لطفی که مگر سائل هر روز تو باشم
خاک قدم عسگر پیروز تو باشم

ای عادت تو جود و مرام تو عنایت
ای مهر رخت مشعل انوار هدایت
ای یازدهم اختر تابان ولایت
قرآن سخن فضل تو را کرده حکایت
من «میثم» آلوده دل بی سر و پایم
از خویش مرانید که مدّاح شمایم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
20:10
#امام_عسکری
#حرم #عسکریین

ای حرمِ کبریای حضرت داور
پردۀ قدسِ تو هفت طارم اخضر

خاکی و اندر تو خفته محورِ افلاک
خُردی و در تو نهفته عالم اکبر

قبّۀ تو قبله‌گاه عالم و جاهل
سدّۀ تو سجده‌گاه مؤمن و کافر

طرّۀ حور از غبار توست مطرّا
گلشن خلد از نسیم توست معطّر

کعبه‌ای و تا به بر گرفته زمینت
گِردِ وی آرد طواف، چرخ مدور

مغز زمین از روائح تو مجلّا
قلب جهان از لوائح تو منوّر

پشت فلک پیش هیبت تو مقوّس
طلعت خور با تشعشع تو مکدّر

عطر فضایت سبق ربوده ز فردوس
خاک سرایت زده‌است طعنه به کوثر

ساحت گیتی از آن، همیشه مصفّا
جبهت گردون بدین، هماره معفّر

فیض تو گر بالسّویّه گردد تقسیم
چیست تفاوت میان عیسی و عاذر؟

صورتِ قبّه‌ت شد ار خراب، به معنی
خانۀ معمورِ اولیاست سراسر

رنج ز ویرانی‌ات مباد که دائم
گنج به ویرانه اندر است مستّر

مخزن سرّ وجودی ای حرم قدس
کنز خفی را نهفته در تو دو گوهر

آن، ثمرِ بوستان عصمت زهرا
این، قمرِ آسمان عزّت حیدر

آن، گهر تابناکِ نُه یمِ توحید
این، صدف و آخرین گهر به وی اندر

قطره‌ای از ابر جود و همّت آن، بحر
خطوه‌ای از ملک جاه و حشمت این، بر

ای عجب این دو همای سدره‌نشین را
چون شده جا، ساحت مضیّق اغبر؟!

شاید کاینجا کنم طراز قصیده
بیتی از آن نامدار فحل سخنور:

«چرخ شنیدم که خاک در بر گیرد»
«خاک ندیدم که چرخ گیرد در بر»

خسته «رحیق» از شرار شوق تو باشد
خون دل و دیده‌اش مدام به ساغر

تا صیغِ مفرد و مثنّی و مجموع
نزد ادیبان ملقّن است و مکرّر

دشمن عزّ تو را بُواد انامل
هریک از آن یک جدا چو جمع مکسّر


🔸بیتِ اقتباسی از #قاآنی


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
1
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

باران کرامت خدا میبارد
نور از نفس فرشته ها میبارد

صد دسته گل محمدی باز امشب
بر صحن و سرای سامرا میبارد

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت



زمین شدیم ولی آسمانِ ما حسن است
کرانه‌ایم ولی بی کرانِ ماحسن است
گره گره همه اما امانِ ما حسن است
پُر از حسن لبِ ما نوشِ‌جانِ ما حسن است
هزار شُکر تمامِ جهانِ ما حسن است

رسید جلوه‌ای و باز یاعلی گفتیم
پس از دو یاحسن از چارتا علی گفتیم
دوباره از حسن و مرتضی علی گفتیم
حسن حسن همه‌ی عمر با علی گفتیم
به فاطمه بنویسید جانِ ما حسن است

بساطِ عاشقی‌ام جور شد به لطف شما
و سهمِ سفره‌ی ما نور شد به لطف شما
از آن زمان که زمین طور شد به لطف شما
گدای سامره مشهور شد به لطف شما
تمامِ عمر فقط آب و نانِ ما حسن است

برای عرضِ ادب شاعران کم آوردند
برای پیش کشیِ تو جان کم آوردند
به پای بوسی تو آستان کم آوردند
قلم زدند به عُمر و زمان کم آوردند
که عشق هم اگر عشق است بی گمان حسن است

گداشدیم بگوییم این سخن ها را
نوشته اند خدایِ کَرَم حسن ها را
برای ما که نوشتند پَر زدن ها را
به سامرایِ شما رفتن آمدن ها را
هزار شُکر که رزقِ دُکانِ ما حسن است

به روی شانه اگر گیسویت رها بشود
عجیب نیست اگر قبله سامرا بشود
حسن نماز و حسن قبله‌ی دعا بشود
حسن رکوع و حسن سجده‌های ما بشود
میان کرببلا هم اذان ما حسن است

نوشته اند بر این خانه از قدیم:الله
که با تو جلوه کند جلوه‌ای عظیم: الله
عصا بدست رسیده است پیشِ تو کلیم الله
کلیم تا که بگوید حسن کریم الله
چه غم از این همه غم،مهربانِ ماحسن است

اگرچه تکیه‌گَهِ خانه‌ها پدر باشد
پدر همیشه همه کاره‌اش پسر باشد
پسر برای پدر پاره‌ی جگر باشد
پسر که هست گدا هم که پشت در باشد
بزرگ خانه‌ی صاحب زمانِ ما حسن است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

دلبر به سراغ دلبری می آید
خواجه پی بنده پروری می آید

بر سینه نهید دست خود وز سر شوق
خیزید به پا که عسکری می آید


#میثم_کریمی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی


ازمقدم توشاد دل ما همه است
ازحسن جمالت همه جا زمزمه است

فرزند دهم امامی ودر جنت
خشنود زیمن مقدمت فاطمه است
........

ای اهل ولا بدر تمام آمده است
آئینه ی نور ذوالکرام آمده است

امشب حسن عسکری ازگلشن وحی
با جلوه ی یازده امام آمده است

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایم
آفتاب سامره، روشنگر ملک خدایم

آسمان معرفت را در زمین شمس‌الضحایم
کعبه‌ام، رکنم، مقامم، مروه‌ام، سعیم، صفایم

منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

من همان دریای نور استم که نور از آن دمیده
دین و دانش را خدا در موج موجم پروریده

در درونم گوهر نابی چو مهدی آفریده
انتهایم را به جز چشم خدا چشمی ندیده

بشنوید ای آسمانی‌هـا زمینی‌ها صدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

چارده معصوم گل پیداست از باغ جمالم
نیست آگه از جلالم، غیر ذات ذوالجلالم

تشنگان چشمۀ توحید را آب زلالم
بنده‌ام اما چو حی بی‌مثالم، بی‌مثالم

فیض‌بخش عالمی از شهر «سرّ من رآ»یم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

من علی بن جواد بن رضا را نور عینم
پیشتر از عالم خلقت هدایت بوده دینم

گر چه در سنّ شبابم پیر خلق عالمینم
هم محمّد، هم علی، هم مجتبایم، هم حسینم

هم بوَد زهد و کمال و عصمت خیرالنسایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

 پیشتر از خلقتم بر چشم عالم نور دادم
بر همه شور آفرینان تا قیامت شور دادم

پاسخ موسی بن عمران را به کوه طوردادم
حاجت ارباب حاجت را ز راه دور دادم

همچو اجدادم ز خلق عالمی مشکل‌گشایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم

من به شهر سامره خود کعبۀ اهل یقینم
پر زند همچون کبوتر در حرم روح‌الامینم

حاجت کونین می‌بارد چو باران زآستینم
حضرت مهدی پذیرایی کند از زائرینم

مهر و مه گیرند نور از گنبد و گلدسته‌هایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

حضرت هادی از اوّل دید چون حُسن تمامم
خنده زد بر روی زیبا و «حسن» بگذاشت نامم

همچو قرآن بود روی سینۀ بابا مقامم
خود امام ابن امام ابن امام ابن امامم

دختـر پـاکِ یشـوعا، همسـر پاکیـزه‌‌ رایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

جلوۀ معلوم و نامعلوم را دیدند در من
سرِّ هر مفهوم و نامفهوم را دیدند در من

انتقام خون هر مظلوم را دیدند در من
فاش گویم چارده معصوم را دیدند در من

چارده معصوم نورم، بلکه خود وجه خدایم
من ابوالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

گرچه ویران کرد دست شوم دشمن تربتم را
لطف حق افزود بین خلق عالم عزّتم را

تا قیامت او نگهدار است عصر دولتم را
بار دیگر دید دشمن قدر و جاه و رفعتم را

خشت خشت قبر ویران‌گشته‌ام گوید ثنایم
من ابوالمهـدی امام عسکری ابن‌الرضایم

مهر ما در قلب ابناء بشر پایان ندارد
هر که مهر ما ندارد، در حقیقت جان ندارد

و آن که شد بیگانه با آل علی ایمان ندارد
درد بغض ما به جز خشم خدا درمان ندارد

ای خوشا آن‌کس که گوید مدح، چون میثم برایم
من اباالمهـدی امـام عسکری ابـن الرضایم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


ای که در مَحبس گیسوی تو شب زندانی ست
کار خورشید ، به فرمان تو نور افشانی ست

سامرا نه ! که جهان سیطره ی قدرت توست
ای که در عرش تو را مرتبه ی سلطانی ست

تا که تکمــیل شود فیض ربیع الاوّل
موعد جلوه نمائیت ، ربیع الثّانی ست

خضر را پیر غلامیّ تو فخری ابدی ست
در حریمی که سلیمان ، شرفش دربانی ست

هر کسی چشم دلش باز شود می بیند
شغل داوود نبی نزد تو مِدْحت خوانی ست

پسرت حضرت مهدی ست اگر" رَبّ الأرض "
کلّ حالات و صفات پدرش ، ربّانی ست

تو به قدری حسن بن علی اَستی که چو ما
حال آیینه هم آشفته تر از حیرانی ست

دل ندادن به تو از سخت ترین مشکل ها
دل سپردن به تو ، برعکس ، پر از آسانی ست

می شود بی سر و سامان تو باشم گر چه 
هر که را دیدم ، دنبال سر و سامانی ست

" سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد "
همچنانی که مرا روزی سرگردانی ست

خیس اشک ، از غم دنیا بشود چشمانش
هر کسی آرزویش دیدن سامرّا نیست

اربعین هر که مشرّف به حریمت شد گفت :
" صف زوّار ضریحت چه قَدر طولانی ست "

فاطمه ، بانی رفتن به بهشت است او را
آن که اندازه ی خشتی ، حَرَمت را بانی ست

" سائلِ " رحمت بی منّت و بی پایانت
چشم در راه تو در آن نفس پایانی ست

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
3
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

هرگوشه صدای ربنا می آید
آواز خوش خدا خدا می آید

از شوق امام عسکری مست شده
خورشید ز سمت سامرا می آید



بر پیکر عاشقانه ها جان آمد
حادی عشر از تبار خوبان آمد

خُلقش حسن و خِلقت او احسن بود
با نام حسن شکوه ایمان آمد



جمعی به تولای شما دل شادند
عمری ست که بر جمالتان جان دادند

از یمن حدیث اربعینت مولا
در راه فرج پیاده راه افتادند

#ز_آراسته_نیا

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


تلالوء‌نور خدایی‌حسن
جمال ذات کبریایی‌حسن
خدا، خدا‌، خدانمایی‌حسن
ذکر شریف‌ تو چه‌ها می‌کند
"حسن‌حسن" شور بپا می‌کند

ای گل خوشبوی علی‌النّقی
میوه‌ی مینوی علی‌النّقی
آینه‌ی روی علی‌النقّی
مدینه شد مدینه‌ی دیگری
به یمن میلاد تو ای عسکری

مادر تو سلیل و بابا، علی
یازدهم جلوه‌ی بابا، علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
شکرخدا فاطمه دلشاد شد
کف بزن عالم حسن‌آباد شد

قبله حسن، مسجد و منبر حسن
کعبه حسن، منا و مشعر حسن
حجِّ قبولِ حیّ داور حسن
کعبه به طوف حرمت مشتری‌ست
حج حقیقی، حسن‌العسکری‌ست

یاقمر ابن قمر ابن قمر
منکر نور تو شود کور و کر
ای پدر ناجی‌ نوع بشر
به عالمی امن و امان از شماست
مهدی‌صاحب‌الزمان از شماست

جمال بی‌مثال‌حق، ای‌حسن
تجلّی جلال هر پنج‌تن
پرده‌نشین باش گه از مرد‌و‌زن
نور تو بایست وساطت کند
شیعه به عصر غیبت عادت کند

شیر درنده شده رام شما
کنگره‌ی عرش مقام شما
هشت بهشت است بنام شما
پرنده روح تو محبوس نیست
حقیقت امام محسوس نیست

دوباره مست‌مست‌مستم کنید
مستِ میِ روز الستم کنید
لعن معاویه به روی لبم
شکرخدا، من‌حسنی‌مذهبم

هوایی‌ام، مرا ببر تا حرم
به خانه‌ی خدا ببر، تا حرم
باز به سامرا ببر تا حرم
«ای حرمت قبله‌ی حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما»

سلام بر دو نور در مشرقین
سلام بر دو دلبر عالمین
سلام ما بر حسن و بر حسین
مرغ دلم به سامرا می‌رود
حسن به لب، به کربلا می‌رود

سلام بر خسرو خوبان حسین
سلام بر شاه شهیدان حسین
سلام بر امام عطشان حسین
ای که فلک از عطشت سوخته
داغ تو را خدا به دل دوخته

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
3
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

در حُسنِ تو ، مبهوتِ خداوند توایم
دلداده ی آن نگاه و لبخند توایم

با هر صلوات و ذکر "عجل فرجه"
ما منتظر ظهور فرزند توایم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:10
#امام_عسکری_ولادت


آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند
خاک شما شدند و هوادارتان شدند

زیباترین اهالی دنیای عشق هم
یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند

لطف شماست اینکه تمامی انبیا
بالاتفاق سائل دربارتان شدند

آنها که پای منت چشم کریمتان
بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند

این بالهایی که زیر بت عشق سوختند
خاک تبرک در و دیوارتان شدند

نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت
یا آنکه حاجت از حرم دیگری گرفت

ای جلوه خدایی بی انتها حسن
خورشید روشن سحر سامرا حسن

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است
نور خدا مکمل توحید ما حسن

امشب عروج زخمی بال مرا ببر
تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن

در بین خانواده زهرای مرضیه
باید شوند تمام علی زاده ها ؛ حسن

زنجیره ی محبت زهراست دین من
با یک حسین و چار علی و دوتا حسن

سوگند میخوریم خدا لشگری نداشت
روی زمین اگر حسن عسگری نداشت

آنکه مرا فقیر حرم میکند تویی
یک التماس پشت درم میکند تویی

آنکه در این زمانه ی بی اعتبارها
با یک سلام معتبرم میکند تویی

آنکه برای پر زدن سامرایی ام
هرشب دعا برای پرم میکند تویی

آنکه مرا برای خودش خانه خودش
با یک نگاه ، در به درم میکند تویی

آنکه تو را همیشه صدا میکند منم
آنکه مرا همیشه کرم میکند تویی

شکرخدا گدای امام حسن شدم
خاکی ترین کبوتر بام حسن شدم

تو کیستی که سائل تو جبرئیل شد
دسته فرشته پای ضریحت دخیل شد

تو کیستی که جدّ نجیب پیمبرت
مهر تو را به سینه گرفت و خلیل شد

تو کسیتی که حضرت موسی عصا به دست
ذکر تو را گرفت اگر مرد نیل شد

اصلی که پا گرفت بدون تو فرع فرع
فرعی که پا گرفت کنارت اصیل شد

تنها خدا به خانه ی تو آفتاب داد
بعدا تمام زندگی ات نذر ایل شد

امشب دعا کنید ظهوری کند مرا
تا اینکه میهمان حضوری کند مرا

امشب دعا کنید بیاید نگار ما
آیات روشنایی شبهای تار ما

امشب دعا کنید بیاید در این خزان
فصل گلاب فاطمه فصل بهار ما

امشب دعا کنید بیاید گل خدا
تا اینکه این بهار بیاید به کار ما

امشب دعا کنید بیاید ز راه دور
مرکب سوار آل علی تک سوار ما

آنکه اگر نبود دلم فاطمی نبود
حتی نبود سجده ی سجاده یار ما

زهرا هنوز دست به پهلو کند دعا
زهرا کند دعا که بیایی کنار ما

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
20:10
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی


ای گوهر پر فروغ زیبا مهدی
ای یوسف گمگشته ی زهرا مهدی

در روز ولادت پدر جان پدر
تبریک مرا قبول کن یا مهدی


@raziolhossein
29 September 2025
ش
20:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_ولادت


خبری آمده که نوبت محشر شده باز
خبری آمده که دوره غم سر شده باز
خبر از معجزه سوره کوثر شده باز
خبری آمده که فاطمه مادر شده باز

روزی اهل زمین رحمت بسیار شده
هادی فاطمه امروز پسردار شده

ای گل حضرت هادی و حُدَیث عرض سلام
ای امام بن امام بن امام بن امام
ای که با یاد تو شد خانه دل ها آرام
دوستی با تو حرام است به اولاد حرام

عشق تو جان به همه مرده دلان می بخشد
به گدای تو خدا کون و مکان می بخشد

تو همان حضرت از عقل فراتر آقا
عالم از مقدم تو گشته منور آقا
حسن دوم زهرایی و حیدر آقا
پدر منتقم آل پیمبر آقا

فارغی از همگان و همگان پابندت
منتقم پروری و مصلح کل فرزندت

سامرای تو سراسر ، خود فردوس خداست
سامرای تو نسیمش چه قَدَر روح افزاست
سامرا قبله مقصود تمام فقراست
کعبه و میکده و خانه امّید ماست

باز هم دست تمنا سوی این در داریم
ما هوای حرم سامره در سر داریم

آسمان مثل زمین منتطر فرمانت
برده هوش از همگان معجزه چشمانت
بوسه بر خاک قدومت زده زندانبانت
جان ما چیست مگر تا که شود قربانت

پسر حیدری و حق به تو عزت داده
دشمنت هم به بزرگیت شهادت داده

من همیشه به دعای سحرت محتاجم
سنگ گردیده دلم بر نظرت محتاجم
شده آواره و بر بال و پرت محتاجم
بی پناهم به ظهور پسرت محتاجم

آمدم این شب عیدی بشوم خاک درت
آمدم تا که رفیقم بکنی با پسرت

ما سیاهیم و چو شب در طلب نور توایم
تو سلیمانی و ما ریزه خور مور توایم
ما کجا و تو کجا ؟ وصله ناجور توایم
اربعین زائر شش گوشه به دستور توایم

اربعین گفتم و شد مرغ دل از سینه جدا
اربعین گفتم و کردم هوس کرببلا

یاد آن دم که رسیدیم به دلدار بخیر
یاد آن هروله با لشکر زوار بخیر
یاد بین الحرمین و حرم یار بخیر
یاد پابوسی ارباب و علمدار بخیر

اربعین فارغِ از غصه دنیا بودیم
اربعین همسفر زینب کبری بودیم

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
2 😍 1
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی


روشن شده آیینه ی جان ، با صلوات
لبخند زده گل به جهان ، با صلوات

در جشن طلوع نور ، می باید گفت
تبریک به صاحب الزمان با صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#امام_عسکری_مدح

 
ای زحسنت عیان جلوه ی داوری
طلعت احمدی صولتت حیدری
بر تنت نارسا خلعت سروری
دیو و حور و ملک جنّ و انس و پری
جمله در محضرت گرم فرمان بری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
ای زرخ داده نور بر مه و آفتاب
نجل ختم رسل زاده ی بوتراب
پیش تر از سؤال داده ما را جواب
دُرّ ده بحری و بحر یک دُرّ ناب
که بر آن دَه کند دُرّ تو گوهری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
سینه ات مخزن سرّ سَروِ علن
والد حضرت حجّة بن الحسن
من کجا مدح تو تو کجا مدح من
مهر هر آسمان ماه هر انجمن
در تمام وجود کرده روشنگری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
خال و خطّت حسن خُلق و خویت حسن
خُلق و خویت حسن ماه رویت حسن
ماه رویت حسن عطر و بویت حسن
عطر و بویت حسن گفتگویت حسن
داده از هر حَسن خالقت برتری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
چارده آینه روی زیبای تو
عطر مهدی دمد از نفس های تو
در دل ما بود چون خدا جای تو
سوره ی قدر و نور نقش سیمای تو
نور حسن تو را مشتری مشتری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
خلق، در سایه  و حقّ ثنا گسترت
هم ملک عسکرت هم بشر لشکرت
بر گرفته چو جان سامره در برت
صورت و سیرت احمد و حیدرت
 ای دُرِ احمدی ای گل حیدری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
فیضت از سامره شامل عالم است
گفته هایت مدام آیت محکم است
سایه ات بر سر عالم و آدم است
گوهر مدح خلق در ثنایت کم است
 وصف تو باید از منطق داوری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
قدسیان خادم آستان تواند
عرشیان طایر بوستان تواند
عارفان بنده ی دوستان تواند
زاهدان لاله ی گلستان تواند
مهر و مه را بود بر درت اختری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
ماه رویت برد جلوه از ده امام
بر تو و مادر و جدّ و بابت سلام
بی تو طاعت هدر بی تو جنّت حرام
با تو قرآن درست بی تو دین ناتمام
مکتبت مکتب معرفت پروری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
مهدی فاطمه از تو یک یاسمن
هادی اهل بیت بر لبت بوسه زن
نورت از سامره هادی مرد و زن
در جهان و جنان در زمین و زمن
کثرت خیر تو می کند کوثری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
گر چه عمرت همه حبس و تبعید بود
کار تو دم به دم نشر توحید بود
نور علمت مدام با اساتید بود
منطقت علم را مُهر تأیید بود
 لشگر دانشت در جهان گستری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری
 
ای تولاّی تو دین و آیین من
مهر تو خوشتر از جان شیرین من
روح پاک دعا ذکر آمین من
کلّ ایمان من همه ی دین من
 "میثم" از وصف تو می کند دلبری
سیّدی یا حسن ایّها العسکری

#غلامرضا_سازگار
 

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

ره باز کنید، دلبری آمده است
بر شیعه امام دیگری آمده است

در مطلع هشتم ربیع الثانی
میلاد امام عسگری آمده است

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
20:20
#امام_عسکری_ولادت


مدینه باز پر از آیه‌های نورانی است
حریم وحی ز انوار حق چراغانی است

بلور نور به سقف فلک مگر بستند
که این فضای مقدّس همیشه نورانی است

نسیم بال ملائک نوید می‌بخشد
که فصل رویش گل لحظه‌های روحانی است

گلی به گلشن سرسبز وحی روئیده است
که کار پیک امین خدا گل افشانی است

به دست هادی دین، جلوه‌گر شده ماهی
که روی انورش آئینه‌ای زحیرانی است

به پاس مقدم این عسکری لقب امشب
به عرش و فرش خدای کریم مهمانی است

به آیه آیۀ رویش فروغ توحید است
به جلوه جلوۀ او جلوه‌های قرآنی است

خداست با خبر ازجلوۀ خدادادش
مگو که منزلت و قدر او سلیمانی است

کلیم خادم این مکتب پر از نور است
مسیح در بر او کودکی دبستانی است

جلال و منزلت اوست حیدری، اما
شکوه فاطمی او، شکوه رحمانی است

هر آن کسی که نصبیی نبرد از مهرش
به روز حشر نصیب دلش پشیمانی است

فروغ دیدۀ این آفتاب هستی بخش
شهاب شب‌شکن آسمان ظلمانی است

بخوان دعای فرج را ظهور نزدیک است
گمان مدار که غیبت همیشه طولانی است

مپرس ازچه «وفایی» دوباره گریان شد
که آسمان نگاهم ز شوق بارانی است

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
1
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی


خواهی که اگرشوی توعالی درجات
یااینکه شوی شامل لطف وبرکات

باعشق علی شاه ولایت بفرست
برگل پسرحضرت هادی صلوات

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت


ای که رخت از خدا کرده حکایت گری
هست برازنده ات رهبری و سروری
چهرهء ماهِ تو را ماه بُود مشتری
من نزدم هیچ وقت غیر درِ تو دری
جلوه گهِ ساحتِ حضرت پیغمبری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

نور دل فاطمه آینۀ بوتراب
پیش تو زانو زند صبح و غروب آفتاب
بر دل بی تاب ما بیشتر از این بتاب
هر چه که دادم سلام از تو گرفتم جواب
بر همه دلها مقیم از همه عالم سری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

وسعتِ بی انتها رحمت جاری شدی
بر دلِ پائیزیان پیک بهاری شدی
سوژهء نابِ لبِ ذاکر و قاری شدی
مثل عمویت حسن نامگذاری شدی
تو حسنِ دومِ فاطمۀ اطهری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

زنده و جاوید شد تا ابد آثار تو
کرده به دلها اثر نرمیِ گفتار تو
مهدیِ صاحب زمان دلبر و دلدار تو
تا به ابد کعبه سوخت در تبِ دیدار تو
سعی و صفا مروه ای کعبه منا مشعری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

هم حرمت دلرباست هم حرمت با صفاست
یک حرمِ ساده نیست جلوه گر کبریاست
معتقدم تا ابد قبلۀ دل سامراست
زائر تو در حرم زائر عرش خداست
تو پسر فاطمه تو پسر حیدری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

هم دل هفت آسمان هست زمین گیرِ تو
هم همۀ کائنات در یَدِ تسخیر تو
قلب تمام وجود بسته به زنجیر تو
گردشِ چرخ و فلک هست به تأثیر تو
فاطمه کوثر ، شما آیه ای از کوثری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

در همۀ آسمان تو قمرت مهدی است
تاج سرِ عالمی تاج سرت مهدی است
باعث فخرت شده که ثمرت مهدی است
تو پدرت " هادی " و تو پسرت " مهدی" است
پس تویی با این حساب قطب هدایتگری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

آل علی بوده اید بانیِ شور و شعور
از برکات شما نور کند کسب نور
نذر شما " أِن یکاد " چشم بدان از تو دور
نوکریِ درگهت باعثِ حسِّ غرور
ماهِ نکو منظری مثل علی محشری
سیدنا الدخیل ، یا حسن العسکری

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت


جهان به کام غلام امام عسکری است
که شاه میشود آنکه غلام عسکری است

برای بار دهم مرتضی نما آمد
نمای عرش مزین بنام عسکری است


@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت


باز دل شکسته‌ام نوای دیگر آورد
پردۀ بهتری زند، نغمۀ خوش‌تر آورد
لئالی کلام را ز طبع من بر آورد
مگر ثنای عسکری، حجّت داور آورد

که آگه از مقام او، کسی به جز اله نیست
نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست

عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش
بسته شده به طوق جان سلسلۀ ارادتش
رام شده وحوش هم، به درگه سیادتش
حقیقت غدیر خم، جلوه گر از ولادتش

ولادتش به هشتم ربیع ثانی آمده
جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده

به سامرا نظر کن و جلوۀ ذوالکرام بین
قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین
باب امام عصر را فراز دست مام بین
دهم اما را به بر یازدهم امام بین

چشم علی منوّر از جمال ماه پاره‌اش
فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حسن دوباره‌اش

نور ولایتش به رخ ردای خلقتش به بر
لوای عصمتش به کف تاج شفاعتش به سر
بر همه هستی‌اش نظر در همه عالمش گذر
اما هادی‌اش پدر حضرت مهدی اش پسر

خلایقند چاکرش، ملائکند عسکرش
هیچ کسی نمی‌رود به نا امیدی از درش

رسالت پیمبران تکیه زده به دوش او
درس هدایت بشر زمزمۀ سروش او
وضع جهان و چشم او راز نهان و گوش او
حصار ظلم ظالمان شکسته از خروش او

به دوره‌ای که معتمد کرد فزون نفاق را
به هم درید سعی او پردۀ اختناق را

بهشت علم پرورد آب و هوای گلشنش
اهل کمال، خوشه چین، ز گوشه‌های خرمنش
حکیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش
امام عصر تربیت، یافته روی دامنش

نهال عصمتی چنان بر آورد چنین ثمر
درود ما بر آن پدر سلام ما بر این پسر

سلالۀ پیمبر و مبشّر پیام حق
که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرام حق
مبیّن اصول دین مفسّر کلام حق
داده به دست مهدی‌اش رسالت قیام حق

که بعد من امام بر جوامع بشر تویی
مهدی منتقم تویی امام منتظر تویی

رفت یکی ز شیعیان به پیشگاه حضرتش
برای حاجتی ولی اذن نداد خجلتش
امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلّتش
نخوانده گفت پاسخش نگفته داد حاجتش

ز یک اشاره از کف امام کامیاب شد
به قدر احتیاج او خاک طلای ناب شد

ای جلوات کبریا جلوه گر از جمال تو
کتاب تفسیر تو خود آیتی از کمال تو
من که ز پا نشسته ام به درگه جلال تو
امید رحمتم بود، ز لطف بی‌زوال تو

«مؤیّدم» گدای تو بر آستان مهدی‌ات
امید آن که خوانی ام ز دوستان مهدی‌ات

#سیدرضا_مؤيد

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری
#رباعی


دل ساخته یک مدینه با سامرّا
از بین دو صحن رفته تا سامرّا

یک صحن به نام عسکری بین بقیع
یک صحن به نام مجتبی ، سامرّا

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت



دور گل آمده یا فصل گلاب افشانی است
بلبلان را به چمن زمزمۀ روحانی است
نقش بر هر ورق گل سور قرآنی است
آسمان خنده بزن ماه ربیع الثانی است

آفتابا به گل و باغ و چمن خنده بزن
نه به هر گل، به گل روی حسن خنده بزن

اختر برج ولایت مه تام آورده
مهر، با زمزمۀ نور سلام آورده
آسمان سجده بر آن ماه تمام آورده
بانوی عالم اسلام امام آورده

دُر توحید ز دُرج شرف آمد بیرون
گهر یازدهم از صدف آمد بیرون

یم فضل و شرف و جود به دنیا آمد
خلق را قبلۀ مقصود به دنیا آمد
حجّت خالق معبود به دنیا آمد
پدر مهدی موعود به دنیا آمد

تا ابد باغ دل و گلشن جان خرّم از اوست
"به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست"

آسمان شرف و فضل، قمر آورده
قرص خورشید در آغوش سحر آورده
این حُدَیث است که پاکیزه پسر آورده
پسر آورده نه، بر خلق پدر آورده

از محیط عظمت گوهر زهرا آمد
البشاره حسن دیگر زهرا آمد

کبریا وجه و نبی صورت و حیدرسیرت
حسنی حسن و حسینی دم و زهراعصمت
یازده ماه به یک آینه در یک صورت
عجبا یک پسر و اینهمه مجد و عظمت

طلعتش آینۀ طلعت احمد باشد
ثمر چار علی و سه محمّد باشد

این پسر والی شهر قدر و ملک قضاست
این پسر عیسی جان با نفس روح فزاست
این پسر شافع و فریادرس روز جزاست
این گل باغ علیّ بن جواد ابن رضاست

روی حق حسن نبی بازوی حیدر دارد
آنچه خوبان همه دارند فزونتر دارد

ای که بر سامره ات آمده از کعبه درود
سر تعظیم به خاکت ملک آورده فرود
کوه و صحرا و گلستان و یم و چشمه و رود
همه دارند به اوصاف تو پیوسته سرود

تا ابد عالم خلقت همه فرمانبر توست
طیر و وحش و بشر و جن و ملک عسکر توست

دیده را فیض ملاقات حق از دیدارت
مهر افتاده به خاک قدم زوّارت
همه دم ذکر خدا بر لب گوهربارت
همه جا سامره با یاد گل رخسارت

سائلم سائل لطف و کرم و جود شما
خاک زیر قدم مهدی موعود شما

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein1
1
20:20
#امام_عسکری
#پنج_شنبه
#رباعی

با زائرتان ، نام مرا بنویسید
هر هفته گدای سامرا بنویسید

مهمان امام حسن عسکری ام
در دفتر پنج شنبه ها بنویسید

.........

از مبدا نور ، رو به مقصود کنیم
با هفته طواف کوی معبود کنیم

از پنجره های پنج شنبه باید
پرواز به جمعه های موعود کنیم

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
20:20
#امام_عسکری_ولادت



الا که موسم شادی و همدلی آمد
زمان ناد علیاً سینجلی آمد
زمین سامره را سینه منجلی آمد
دهم ولی خداوند را ولی آمد
که دومین حسن از چهارمین علی آمد
بر آن علی، به گل روی این حسن صلوات

ولى ذات خدا، شاه انس و جان است این
جهان جان نه، که جان همه جهان است این
چراغ اهل زمین ماه آسمان است این
به جسم شرع و تن اهل دین روان است این
امام ما پدر صاحب الزمان است این
بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات

چراغ دیده رخ دلربای این پسر است
تمام عالم خلقت برای این پسر است
چو ذات حق به دل خلق جای این پسر است
دل شکسته دلان آشنای این پسر است
سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است
به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات

وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی
نیافریده خداوند همچو او حسنی
خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی
که در ثنای وجودش برآورد سخنی
به یاد رویش هر جا که هست انجمنی
سزد فرشته فرستد بر انجمن صلوات

سلام خلق و درود خدا به جان و تنش
فدای لیلهء میلاد و صبح آمدنش
جمال آینهء ذات حیّ ذوالمننش
به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش
وجود مهدی موعود سرو نسترنش
به باغبان و بر این سرو نسترن صلوات

ز پرده چهره چو بی‌پرده همچو ماه نمود
دل امام دهم را به یک کرشمه ربود
شهادتین ز لبهای جانفزاش سرود
به فاطمه به علی بر ائمه گفت درود
سپس به خواندن قرآن دهان چو غنچه گشود
به آیه آیهء قرآن، بر آن دهن صلوات

خدا ستوده به قرآن خود عیان او را
رسول خوانده امام جهانیان او را
ستوده حجّت حق صاحب الزّمان او را
پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را
نهاده بوسه به حسن و لب و دهان او را
بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات

الا که حجّت ذات خدای دادگری
ز سروران جهان تا جهان به پاست، سری
سران خلق سراسر ستاره، تو قمری
به فاطمه پسری و به مهدیش پدری
ز وصف خوبتران زمانه خوبتری
به حضرت تو ز دادار ذوالمنن صلوات

سلام باد به جان و درود بر بدنت
روان عیسی مریم ز فیض پیرهنت
هزار موسی عمران به طور، هم سخنت
نشان بوسه داوود بر لب و دهنت
گرفته یوسف صدیق جان ز فیض تنت
تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات

ز آب جوی تو خضر وجود رخ شوید
به شوق کوی تو پیر طریق ره پوید
زمان به گردش خود گردد و تو را جوید
بهشت، لالهء خود از دم تو می‌بوید
ز زلف پر شکنت عطر تازه می‌روید
به عطر تازهء آن زلف پرشکن صلوات

خوشا دلی که بود باغ جنّت غم تو
خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو
دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو
سلام بر تو و بر مهدی مکرّم تو
ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو
تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein1
1
20:20
#امام_عسکری_ولادت


امشب که کار و بار گدایان گرفته است
بوی بهشت عالم امکان گرفته است
حاجات ما روا شده باران گرفته است
عالم تمام ، ذکر حسن جان گرفته است

شکر خدا که روزی من لطف مادری است
امشب حسن حسن حسنم جور دیگری است


شادند عرش و فرش به شادی اهل بیت
غوغای دیگری است به وادی اهل بیت
روح الامین شده است منادی اهل بیت
واکرد چشم ، نایب هادی اهل بیت


امشب چه عاشقانه عطا می کند خدا
حاجات را نگفته روا می کند خدا


هم نور چشم مادر عالم تویی حسن
هم جانشین حیدر عالم تویی حسن
پشت و پناه و سرور عالم تویی حسن
ابن الرضای آخر عالم تویی حسن


جان و دل نقی و جواد و رضا تویی
چشم و چراغ و آبروی سامرا تویی


نازد به خود خدا که تویی از مظاهرش
کعبه گرفته غم که نبودی تو زائرش
قرآن نموده فخر که هستی مفسرش
ایران بها گرفت ، تو گشتی مسافرش*


بالا نوشته اند عَلَم عزت تو را
هر جا رسیده پات شده سُرِّ مَن رَأیٰ


یوسف تو و زمین و سماوات مشتری
از هرچه گفته اند و نوشتند بهتری
دارد امامتت به جهان لطف دیگری
کار تو هست مهدی موعود پروری

ایل و تبار من به فدای مقام تو
منجی عالم است مرید مرام تو



آقا اجازه ! خاک درت می شویم ما ؟
پروانه های دور سرت می شویم ما ؟
مشمول ندبه سحرت می شویم ما ؟
یعنی فدایی پسرت می شویم ما ؟

قربان یک نگاه تو جان و جوانی ام
من را بغل بگیر که صاحب زمانی ام


مات از هنر نمایی تو مانده این زمین
بعد از هزار سال تویی محشر آفرین
لب تر کن ای امیر ، بیایند مومنین
پای پیاده ، کرببلا  ، روز اربعین

آنانکه زیر سایه تو با خدا شدند
دیوانه مسیر نجف ، کربلا شدند

#محمد_حسین_رحیمیان



* طی الارض امام حسن عسکری علیه السلام به گرگان

در سال ۲۵۵ هجري قمري يكي از اهالي گرگان به نام جعفر بن شريف جرجاني عازم مكه شده و در بين راه به سامرا مي ‌رود تا وجوهات شرعي مردم منطقه را به امام عسگری تحويل دهد، امام خطاب به او مي فرمايد كه به شهرت برگرد، ۱۹۰ روز بعد مصادف با صبح روز جمعه سوم ربيع‌ الثاني به موطن خود مي ‌رسي، به مردم اعلام كن من غروب همان روز نزد مردم آن منطقه خواهم آمد و اين امر محقق مي‌ شود

حضرت پس از حضور در گرگان می فرمایند:
من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به اینجا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خواندم و به سوی شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در میان شما هستم تا پرسش ها و حاجت های خود را مطرح سازید.


@raziolhossein
5
20:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 136.8 KB
#یا_امام_عسکری

خورشید سپهرِ رهبری پیدا شد
احیاگر فقه جعفری پیدا شد

تبریک به مهدی که به عالم امشب
رخسار امام عسکری پیدا شد

@raziolhossein
@raziolhossein1
20:20
#امام_عسکری_ولادت


قیام کن که جلودار رهبری آمد
کسی که دل بَرَد از ما به دلبری آمد
به حُسن طلعت او ، ماه مُشتری آمد
دلیل معدلت و دادگستری آمد
کمال معرفت و جود ، عسکری آمد
به پیروان ظفرمند راه او صلوات

بر او سلام که شایستۀ سلام است او
که از سلالۀ ابن الرضا، بِنام است او
که هاشمی نسب و فاطمی مرام است او
که یادگار برومند ده امام است او
به شهر سامره مصداق فیض عام است او
به نور و جلوۀ رخسار ماه او، صلوات

جمال گلشن توحید را تبسم اوست
مسیح عترت اطهار را تجسم اوست
کلیمِ با شجر طور در تکلم، اوست
که دومین حسن، ابن الرضای سوم اوست
ز حادثات جهان، جان‌پناه مردم اوست
به هرکه راه برد در پناه او، صلوات

خدای خوانده به حُسن جمال خود، حَسنش
ستارۀ سحری، خوشه‌چين انجمنش
شفای دیدۀ یعقوب، بوی پیرهنش
که دیده ماه فلک، گل بریزد از دهنش؟
شمیم وحی خدا می‌تراود از سخنش
به عطر و رایحۀ دل‌بخواه او، صلوات

ستارگان همه شب شمع محفلش هستند
فرشتگان به ادب در مقابلش هستند
موالیان خداجوی سائلش هستند
معاشران همه محو فضائلش هستند
به آیه آیۀ قرآن که در دلش هستند
شده‌ست سورۀ قرآن گواه او، صلوات

نگاه او، به گل تازه چیده می‌ماند
شمیم او، به گلاب چکیده می‌ماند
لبش، به غنچۀ شبنم ندیده می‌ماند
قدش، به سرو ز نور آفریده می‌ماند
دلش به پاکی صبح و سپیده می‌ماند
به سجدۀ سحر و صبحگاه او صلوات

امام گفت که یک‌رنگ باش و یک‌رو باش
برای سنجش اعمال خود ترازو باش
برای خدمت و ایثار دست و بازو باش
مباش در پی شهرت ولی خداجو باش
همیشه یاد خدا و عنایت او باش
به اوج و منزلت دیدگاه او، صلوات

کسی که مهر و محبت مرام مهدی اوست
کسی که قسط و عدالت پیام مهدی اوست
کسی که فتح و ظفر در قیام مهدی اوست
کسی که ختم امامت به نام مهدی اوست
سلامت دو جهان، در سلام مهدی اوست
به جذبه‌های بدیع نگاه او، صلوات

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
1
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

با جلوه ی عشق و دلبری آمده است
پوشیده لباس سروری آمده است

حُسن حَسن و هیبت حیدر با اوست
یعنی که امام عسکری آمده است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_مدح


تو بی اندازه ای محدوده ی لطفت مشخص نیست
و اسلام بدون تو برای ما مقدس نیست
حسن را در جهان تکرار کردن کار هر کس نیست
پدر هادی پسر مهدی‌دو عالم را همین بس نیست؟

تو آن دریای زیبایی که ابعاد تو ناپیداست
اگر کم گفته ایم از تو یقینا کاستی از ماست


#مجید_تال

@raziolhossein
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#امام_عسکری_مدح


اى فروغ مهر تو در كارِ ذرّه پرورى
می كنى با گوشه ی چشمى ز عالم دلبرى

آفتاب حسن تو خورشيد را شرمنده كرد
روى ماهت كرد بر كون و مكان جلوه گرى

اى نگاه روشن تو معنى عين‏ اليقين
می نشينم پيش تو بر سفره حق باورى

خون زهرا و على جارىست در رگهاى تو
جلوه خير كثيرى از تبار كوثرى

تيغ ابرويت به هم ريزد سپاه فتنه را
هيبت تو امتداد ذوالفقار حيدرى

مكتب و مشى و مرامت زنده كرد اسلام را
در تو می‏ ديدند مردم شيوه ی پيغمبرى

سينه ات گنجينه ی اسرار اسم اعظم است
سرّ الله - ى تو نور الله از پا تا سرى

در شعاع نور تو هفت آسمان گم می‏شود
كهكشان ها گشته بر ماه جمالت مشترى

ماسوى الله خلق شد تنها به يمن اهل بيت
گردش چرخ فلك هرگز نباشد سرسرى

اشك می‏ ريزد به عشق تو ز چشم آسمان
تا زمين گردد به پايت غرق در بار آورى

سامره از لطف تو دارد هزاران خاطره
عشق مديون تو باشد اى امام عسگرى

آبرومندى كه در درگاه لطف گردگار
دست دل ها را بگيرى روز سخت داورى

دست من دامان تو چشم من و احسان تو
مهر تو باشد به من برتر ز مهر مادرى

اف بر اين دنيا كه قدر عشق را نشناختند
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهرى

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
4
20:20
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

مـا راه عـلــــی و آل او مـی پــوئیم
از منتـظـــران مـنـجــی مَــه روئـیـم

مـیــلاد امـــام عســـکــری را امشب
تبریک به صاحب الزمان می گوئیم

#رضا_رسولی

@raziolhossein
2
20:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×878, 176.0 KB
شب ولادت تو دیده پر ستاره کنم
هوای سامره کردم بگو چه چاره کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
5
30 September 2025
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
شعر قصیده مدح و مرثیه امام حسن عسکری علیه السلام


روایتی به بحار است و راوی اش جعفر
روایتی که بُوَد جان فزا و جان پرور

چنین بگفت که در کوچه های سامرا
نشسته بودم و دیدم میان آن مَعبَر

که آفتابِ زمین و زمان نمایان شد
امام عسکری از کوچه می‌نمود گذر

به محض دیدن آن  حجّتِ خدا  بگذشت
چنین به خاطر من ، کای امام جن و بشر

خدای عزوجل می‌دهد به من فرزند ؟
که ناگهان ولیِ حق به من نمود نظر

اشاره کرد به راس مقدسش ...آری
درخت زندگی ات سبز می‌شود به ثمر

دوباره در دل خود گفتم ، این ثمر پسر است ؟
جواب داد که  "نه"  با اشاره ای دیگر

گذشت قصه ی این ماجرا پس از چندی
چراغ خانه ی من گشت کودکی دختر

دو حاجت دل من را امام پاسخ داد
به دو اشاره ی   آري و نه   ولی با سر

از این روایت و مطلب امام رابشناس
که با اشاره ی خود می‌دهد ز غیب خبر  *۱

خبر چگونه نگوید ز غیب آنکس که
نوشته با قلمش دفتر قضا و قدر

به ذره ذره ی در کائنات آگاه است
شهی که هست خودش آفتابِ  عالم ذر

اگر اراده کند بحر می‌شود منشق
اگر اشاره کند سنگ می‌شود گوهر

بپرس از آنکه به زندان گرفت بر او سخت
بلی بپرس ز دشمن بپرس از آن دو نفر

چه دیده اند ز والشمس و والقمر غیر از
به روز روزه ، به شب ها نماز تا به سحر

چه دیده اند که هر دو به توبه افتادند
به روی خاک زمین پیش پای آن سرور  *۲

سوال کن ز جفا پیشه ای که حضرت را
فکند در برِ درندگان و داشت نظر

چه دید ، قامت آن جانِ کعبه را به نماز
چه دید ، گشتن شیران به دور آن پیکر *۳

فقط نه شیر درنده ، شد اسب سرکش رام
چو دست خویش نهاده به پشت آن استر *۴

به خاک ، خطی علامت زد و ابوهاشم
از آن علامت او می‌گرفت شمش زر  *۵

قلم گذاشت زمین تا نماز بگذارد
قلم به اذن خدا می‌نوشت بر دفتر  *۶

هزار سال گذشت و هنوز کودک علم
نشسته پای همین مکتب و همین منبر

هر آن کسی که کند در مقام او تردید
دگر خطاب مسلمان مکن بر آن کافر

به نقش خنده ی او یا به نقش اخم اوست
نشان امر به معروف و نهی از منکر

چه هست امر به معرف غیر معرفتی
که دست ما برساند به دامن حیدر

چه هست نهی ز منکر بجز جدایی از
موسسان سقیفه ، سران  فتنه و شر

هزار جان به فدای شهی که از نفسش
جهان گرفته شمیم بهشت سرتاسر

هزار سال گذشت و هنوز بیت الله
به حسرت رخ او ، آه می‌کشد ز جگر

امام یازدهم آنکه هست فرزندش
به نام و صورت و هیبت شبیه پیغمبر

امام یازدهم آنکه هست فرزندش
امید و آرزو و هستی  و حیاتِ بشر

امام یازدهم را صدا بزن و بخواه
پدر دعای فرج سر دهد برای پسر

#میثم_مومنی_نژاد

*۱ _ داستان در شعر مشخص است

*۲ _ دو مامور سنگدل انتخاب کردند تا در زندان بر حضرت تنگ بگیرند پس از مدتی دیدند آن دو  توبه نمودند و از عابدان شدند دلیل را پرسیدند...جواب دادند  ما چگونه تنگ بگیریم بر امامی که روزها روزه و بود و شبها تا سحر عبادت میکرد

*۳ _ملعونی از حاکم اجازه گرفت که حضرت را مقابل شیرهای گرسنه اندازد و با اجازه حاکم این کار را انجام داد اما دید که حضرت در کنار شیر ها به نماز ایستاد و شیرهای درنده دور امام می‌گردند

*۴ _ اسب چموش و سرکشی که به هیچ وجه رام نمیشد را آوردند تا امام سوار بشود و زمین بخورد و....اما حضرت دستی بر پشت اسب گذاشت و حیوان آرام شد سپس او را لگام زد و سوار شد

*۵ _ ابوهاشم می‌گوید یاد بدهکاری ام افتادم و غمگین بودم حضرت نگاهی بمن کردند و فرمودند خدا قرض تو را میدهد خطی به زمین کشیدند و فرمودند بردار و دیدم شمش طلا است دو مرتبه در دلم گفتم کاش حضرت عنایت میکرد برای لباس و توشه زمستان که حضرت دومرتبه خطی کشیدند و فرمود بردار....

*۶ _ محضر امام رفتم مشغول نوشتن بود وقت نماز شد حضرت برخاست و مشغول نماز شد اما دیدم خود قلم بر کاغذ مشغول نوشتن است

(القطره ج۲ _کتاب منتهی الامال ج۲)

@raziolhossein
6
23:05
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

می خواست خدا ، جهان شکوفا گردد
می خواست ، که حُسن او تماشا گردد

با نام حسن ، دوباره می خواست خدا
یک بار دگر ، کریم معنا گردد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
23:11
#امام_عسکری_ولادت


رسیده حجتِ دینِ خدا، اباالمهدی
امین‌ترین وصیِ مصطفا، اباالمهدی
دعای روز و شب مرتضا، اباالمهدی
عطای حضرتِ خیرالنسا، اباالمهدی

کسی که چشم و چراغ تمامِ آل علی است
امامِ یازدهم. جلوه‌ی جمالِ علی است


به یُمنِ سوره‌ی کوثر، نِکو ثمر حسن است
سلاله‌ی حسنین، عشق را اثر حسن است
حسینِ فاطمه را هشمین پسر حسن است
برای هادیِ دین، پاره‌ی جگر حسن است

به شعرِ زندگی‌اَش بیت بیت می‌نازیم
به دومین حسنِ اهل‌بیت می‌نازیم


کسی که معدنِ اسرار، در کرانه‌ی اوست
کسی که گل پسرِ فاطمه، جوانه‌ی اوست
کسی که حجتِ ثانی عشر، نشانه‌ی اوست
کسی که یاریِ دین، کارِ جاودانه‌ی اوست

نگاهِ جملگیِ انبیاست، سوی حسن
تمامِ زندگیِ اولیاست، روی حسن


برای یاریِ دین، غصه‌های دوران دید
ز نقشه‌ی خلفا، سال‌های هجران دید
جفا و خدعه و تبعید و داغ و زندان دید
چقدر طعن و اهانت، ز مکرِ عدوان دید

برای آنکه نیاید، وصیِّ او به جهان
هَماره تحتِ نظر بود آشکار و نهان


چه خوب، امتِ خود را، رهِ سعادت داد
به شیعه، سَطوَت و آقائی و سیادت داد
پیام و نامه، به یارانِ با رشادت داد
مُحبّ و پیروِ خود را، به هجر عادت داد

تقیّه کرد و به کِتمانِ سِرّ، قیام نمود
وظیفه را همه، تفهیمِ خاص و عام نمود


برای فاطمه صبر و قرار، عسکری است
حسن‌مدار و حسینی تبار ، عسکری است
برای شیعه، همه اعتبار، عسکری است
چراغِ روشنِ شب‌های تار، عسکری است

به آن نشانه، که از اربعین به ما داده
هزار قافله را، اِذنِ کربلا داده


نشانه‌های خدا را، دقیق فرموده
ز اِلتزامِ ولایت، عمیق فرموده
برای شیعه سفارش، عقیق فرموده
چه خوب، از برکاتِ رفیق فرموده

رفیقِ خوب، بدیِ ترا برَد از یاد
هزار بار کند، خوبیِ ترا فریاد


بگو کدام رفیق، از اماممان بهتر
چه نصرتی به رهَش، از دَوامِمان بهتر
اِطاعتش، ز قعود و قیاممان بهتر
به فعل، یاریِ مان، از کلاممان بهتر

اگر امام شناسی، خوشا بر اَحوالت
قبولِ لطف و کرم می‌شوند، اَعمالت


هزار شکر به ما، مهدی‌اَش نظر دارد
به اعتبارِ پدر، مرحمت پسر دارد
اگرچه دوریِ او، سخت دردِ سر دارد
ولی ز حالِ همه، دوستان خبر دارد

به دردِ شیعه اگر لطف، آن طبیب کند
خدا جمالِ دل‌آرای او نصیب کند


بخوان دعای فرج را به حالِ مضطر، آه
بگو به درد و غمِ کودکان بی سر، آه
به یادِ اشکِ رباب و لبانِ اصغر، آه
که آب بسته به لب‌های طفل و مادر، آه

به کامِ تشنه‌ی نوزادِ زیرِ آن آوار
به پشتِ خیمه بِگِرییم، تا قیامت زار


به پشتِ خیمه ببین، کودکی در آغوش است
بغل گرفته پدر، طفلکی که مدهوش است
گلوی پاره‌ی نوزاد، گوش تا گوش است
جوابِ هِلهِله‌ی حرمله، چه خاموش است

حسین گریه کند بی‌صدا، ولی لشکر
گرفته جشن، برای شهادتِ اصغر


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
2
23:15
#امام_عسکری_علیه_السلام


نادِعلی که خواندم و گفتم سینجلی
روحم جلا گرفت، به ذکرِ علی علی
عمریست خورده‌ام نمکِ والی الولی
چون از ازل به آلِ علی گفته‌ام بلی

صبحِ ازل که فاطمی و حیدری شدم
مدیون و سائلِ حسنِ عسکری شدم

یا رایتُ الهُدی، حسنِ عسکری مدد
خورشیدِ سامرا، حسنِ عسکری مدد
بر دردِ من دوا حسنِ عسکری مدد
حک شد به سینه یا حسنِ عسکری مدد

از ابتدا تو دستِ گدا را گرفته‌ای
پشتِ مرا همیشه و هرجا گرفته‌ای

گوشه نگاهِ لطفِ تو دریایِ رحمت است
همواره سامرای تو لبریزِ غربت است
ای دومین حسن کرمت بی نهایت است
اصلا همیشه کارِ حسن ها کرامت است

ای رمزِ استجابت و  تعجیلِ در فرج
در حسرتِ وجودِ تو باشد همیشه حج

مکه برای وصلِ تو منت کشیده است
رویِ تو را ندیده و حسرت کشیده است
کعبه چِقَدر از تو خجالت کشیده است
بر رویِ دوش، بارِ مصیبت کشیده است

شد قبله‌گاه و کعبه‌یِ من شهرِ سامرا
ای روحِ کعبه، نفسی و روحی لکَ الفِداء

هم وارثِ نمادِ کرم، مجتبی شدی
هم وارث محبت و مهرِ رضا شدی
تو روضه‌خوانِ تشنه لب کربلا شدی
تو بانیِ زیارتِ خونِ خدا شدی

از تو روایت است که در روزِ اربعین
باشد زیارتش از علاماتِ مومنین

#علی_گلچین‌پور

@raziolhossein
4
1 October 2025
ش
00:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_ولادت
#رباعی

از یک نورِ ، در دو بدن می خوانیم
از لاله و یاسِ یک چمن می خوانیم

در سامره   یا مدینه   هر جا دیدیم
از حُسن نوشته ، ما حَسن می‌خوانیم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
19:10
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 35.8 KB
19:10
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 32.7 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:13
#حضرت_معصومه_شهادت


جاي شُكر است كه قم ، خار دل آزار نداشت
سـنـگ با ساحتِ پيشانيِ تو كار نداشت

جاي شُكر است كه برعكس دمشق اين وادي
چشــم ناپـاك ، سر كوچه و بازار نداشت

قُـم "علي" داشت به لب لحظه ي استقبالت
واي بر شام كه از سـبّ علي ، عار نداشت

روســپيديِ قمي ها ، عــوض شــامي ها
احتياجي به نشان دادن و اِظهــار نداشت

چون ادب كرده ي دستان كريـمـان بودند
ناز رقّـاصه در اين خطّه ، خريدار نداشت

دسته دسته به سر محمل تو گُل باريد
ساقه ي هيچ گلي بر تن خود ، خار نداشت

درد سر ساز نشد فاطــمه بودن در قـم
كار با پهلويت اينجا در و ديوار نداشت

سـدّ راهت وسط كوچه نشد هيچ كسي
عطش خون تو را حَنجرِ مسمار نداشت

تو پـرستار فراوان به كنارت بود ، آه
فاطمه جُـز عليِ خسته پرستار نداشت

همه با گريه ي تو گريه كُنان ضجّه زدند
در غـمت هيچ كسي غـيرِ دل زار نداشت

قم پس از دفن تو تا چند صباحي بانو
روزهايش به خدا ، غيرِ شبِ تار نداشت

ميثم شهر تو با داشتن چــــندين نخل
مدح مي گفت ولي سر به سر دار نداشت

سائلت را به صف حشر خُدا آمرزيد
چون به جز دوستيِ حيدر كرّار نداشت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
2
19:13
#حضرت_معصومه_شهادت

ای سایه ی بالا سرِ خواهر، برادر!
ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر!
خواهر همان احساس مادر بر برادر

دارم برایت می شوم مادر، برادر!

ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز

بر خواهرانش سایه دارد هر برادر

چیزی به غیر از چشم تر دارم، ندارم
از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم-ندارم

دیدم كمالاتِ پدر را در برادر

از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماس من دعایی می فرستی؟
دارالشِفای من دوایی می فرستی؟

افتاده ام در گوشه ی بستر، برادر!

اینجا مسیرِ كوچه تا خوب است خوبم
وقتی نگاهِ مردها خوب است خوبم
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوبم

از بس فنا گردیده ام من در برادر

در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند

این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر!

ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند

افتاده روی تلِّ خاكستر برادر

نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت

پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر

با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند

تسبیح عبا عمامه انگشتر ، برادر

#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
19:13
#حضرت_معصومه_مدح


رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا

درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا

زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا

ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا

مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا

حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا

ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا

مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا

ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا

فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا

اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا

از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا

کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا

اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا

تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا

برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا

از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا

مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا

زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا

ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا

سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا

#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)


@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_مدح


چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود 

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می‌شود
 
فهمیده‌ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب‌ساز می‌شود 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است 

صحن تو غرق بوی گل یاس می‌شود
اینجا حضور فاطمه احساس می‌شود 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی‌اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
 
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می‌رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می‌شدم 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می‌آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه‌ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه‌ای 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده 

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌ زده
 
از چشمه‌های فیض تو سیراب می‌شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده 

شب‌های جمعه طوف حرم می‌کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره‌ی کربلای ما


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_مدح


قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_شهادت

آقا سلام خواهرتان روبراه نیست
دور از تو کار هر شب او غیر آه نیست

می خواست تا به طوس بیاید ولی نشد
ور نه رفیق بی کسی ات نیمه راه نیست

وقتی به قم رسید خرابه نشین نشد
آسوده باش خواهر تو بی پناه نیست

یک مرد هم نیامده نزدیک محملش
شب را به آفتاب که اذن نگاه نیست

اذنم بده به طعنه بگویم به شامیان
در قم محب فاطمه بودن گناه نیست

دروازه را که دید به یاد رباب گفت
در شهر شام هیچ کسی سر به راه نیست

زینب کجا و محمل بی سایبان کجا
بال و پر رقیه کجا ریسمان کجا
___

زهر فراغ خورد ولی دست و پا نزد
معصومه ات بجز تو کسی را صدا نزد

مسموم شد ولی به هوای زیارتت
با اهل خویش حرفی ازین ماجرا نزد

میخواست تا شهیده شود مثل مادرش
هرچند تازیانه به او بی حیا نزد

از کوچه ای گذشت که نامحرمی نداشت
اطراف او کسی سخن نابجا نزد

آقا اجازه؟! فاطمه ی تو زمین نخورد
اینجا کسی به ساحت او پشت پا نزد

اصلا به جان فاطمه سوگند یارضا
اورا کسی برای رضای خدا نزد

اذنم بده به طعنه بگویم مدینه را
قم ،امن بود، فاطمه را بی هوا نزد

این کوچه ها کجا؟! غم آن کوچه ها کجا
زهرا کجا و سیلی آن بی حیا کجا


#مجید_تال


@raziolhossein
2
19:15
#حضرت_معصومه_شهادت


معصومه‌ای که تالی زهرای اطهر است
ناموس حقّ و دختر موسی بن جعفر است

هم‌چون رضا برادر والاتبار خویش
باشد غریب و دور ز بابا و مادر است

اوّل به گریه پاک شو و بعد سر گذار
بر آستانه‌اش که به کعبه برابر است

نومید کس نرفته و هرگز نمی‌رود
تا حشر هر که چشم امیدش بر این در است

جبریل گرد این حرم آهسته می‌پرد
خواهر دلش شکسته‌ی هجر برادر است

گویی که یاد روی رضا می‌کند هنوز
بهر برادر اشک فشان چشم خواهر است

با پهلویی شکسته به قم آید از بقیع
زهرا دلش گرفته‌ی غم‌های دختر است

چشم و چراغ فاطمه است و به ماتمش
هر دیده را که بنگری از خون دل، تر است

معصومه خود به عمّه‌ی خود گریه می‌کند
زینب که از ستاره غم او فزون‌تر است

آن خواهری که هر چه نظر کرد روی نی
دید آفتاب، نیزه نشین است و محشر است

گفت: ای هلال یکشبه‌ام! ای که همرهت
هجده ستاره است و مرا در برابر است!

چون آسمان کوفه گرفته دلم حسین
قرآن بخوان که صوت تو تسکین خواهر است

ای «رستگار»! کاش نمی‌شد به خون، خضاب!
مویی که جای شانه زدن های مادر است

#سيدمحمد_رستگار

@raziolhossein
1
19:15
#حضرت_معصومه_مدح


اى دختر عقل و خواهر دین!
وى گوهر درج عزّ و تمکین!

عصمت شده پاى‌بند مویت
اى علم و عمل مقیم کویت!

اى میوه‌ی شاخسار توحید!
همشیره‌ی ماه و دخت خورشید

وى گوهر تاج آدمیّت!
فرخنده نگین خاتمیّت

شیطان به خطاب «قم» براندند
پس تخت تو را به قم نشاندند

کاین خانه بهشت و جاى حوّاست
ناموس خداى، جایش این جاست

اندر حرم تو عقل مات است
زین خاک که چشمه‌ی حیات است

جسمى که در این زمین، نهان است
جانى است که در تن جهان است

این ماه منیر و مهر تابان
عکسى بُوَد از قم و خراسان

ایران شده نوربخش ارواح
مشکاة صفت به این دو مصباح

از این دو حرم دِلا! چه پرسى؟
حق داند و وصف عرش و کرسى

هر کس به درت به یک امیدى است
محتاج تر از همه «وحیدى» است


آیت الله #وحید_خراسانی

@raziolhossein
2
19:15
#حضرت_معصومه_شهادت



حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_مدح
#عاميانه

مريمِ قبيله ي خُـدا ، سلام
دختره تمام خوبيا ، سلام
به نيابت از امام رضا ميگيم :
اي حبيبه ي امام رضا ، سلام

الـسّـلام اي بركاتـت عـلوي
السّلام اي كرمت مُجتَـبوي
السّلام اي جَـلَواتِ فاطـمه
السّلام اي سَكناتت رضوي

اي كه داري به گدا لطف زياد
لقب كريمه خـيلي بِـت ميــاد
با بهشت معادله ، زيــارتت
اين حديثو فرموده امام جواد

تو حساب كتابِت از همه جُداست
شأن تو خدا ميدونه تا كُجاست ؟
ثواب زيارتـت تو شـهر قــم
ثواب زيارت امـام رضاست

دلمــون خوشه مُجاور توأيم
گـرد و خاك دورِ حائر توأيم
حرم تـو عُـشّ آل فاطـمه س
خوشبحال ما كه زائر توأيم

عرض حاجتاي مارو ميشنوي
صوت ربـّـنـاي مارو ميشنوي
اعتـقـادمونــه كه ، نگـفـته هـم
إشــفعي لَناي مارو ميشـنوي

باز داره شـباي بي ماه ميرسه
روزاي بي كـسيِ شاه ميرسه
روزيِ اشـــك مارو يادت نـره
فــاطمـيّه داره از راه ميـرسـه

بده چــشما واسه زهرا تر نَشَن
توي روضه ش دلا خونجگر نَشَن
قول ميديم آستين بگـيريم يه دهن
تا كه نامحـرما با خـبر نَشَـن

گــريه بر غُـربت مولا ميكنـيم
دستارو با صورت آشنا ميكنيم
جيگرامون به خدا تير ميكِشه
وقـتي يادِ غُـسل زهرا ميكنيم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_شهادت


چه حیف شد، نشد آخر به دلبرش برسد
دوباره باز به وصل برادرش برسد

به سرنوشت نوشتند از ازل ،در قم....
شکوه تربت زهرا به دخترش برسد

علاقه ای که پیمبر به دختر خود داشت
نوشته‌اند به موسی‌ابن‌جعفرش برسد

کنار محملش آهسته‌تر قدم بزنید
مباد گرد و غباری به معجرش برسد

ندید دیده نامحرمی عبایش را
خدا کند که به گوش برادرش برسد

ز پا فتاد و نیفتاد یا رضا زلبش
امید داشت که ساعات آخرش برسد

تنش کفن شد و اما برادرش نرسید
برای دفن تنش کاش بر سرش برسد

شبیه عمه خود ماند بین نامحرم
رضا کجاست به فریاد خواهرش برسد

ز ره رسید برادر،نخواست دست کسی
پس از وفات به جسم مطهرش برسد

همیشه روضه معصومه ستم‌دیده
به عمه‌جان گرفتار و مضطرش برسد
.......
به وقت ناقه‌سواری ز‌شش برادر او
یکی نبود به فریاد خواهرش برسد

نه قاسمی نه علی اکبری نه عباسی
نه یک پسر که به یاری مادرش برسد

نگه به پیکر صد‌پاره حسینش کرد
سری نداشت که آن سایه سرش برسد

فتاد لرزه به پایش چو دید نزدیک است
که شمر داد زنان در برابرش برسد

نگاهی از روی حسرت به سمت علقمه کرد
امید داشت علمدار لشکرش برسد

صدا زد ای کس و کارم بلند‌شو عباس
گره فتاده به کارم بلند‌شو عباس

میان این همه دشمن غریب افتادم
کفیل زینب حورا برس به فریادم

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه_شهادت


روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سالها منتظر روی برادر بودم

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
من اگر منتظر یار نباشم چه کنم؟

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

یوسفم رفته واز آمدنش بی خبرم
سالها میشود از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته وبا قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور و برم ریخته اند
چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه وبازار کجا؟

بنویسید که عشاق همه مال هم اند
هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید
من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید..

روی قبرش بنویسید برادر بوده
سالها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت
هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟
...
بنویسید سری بر سر نی جا میکرد
خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
19:15
#حضرت_معصومه
#رباعی


هر دَم به ضَريح بي نِشانَت اي ماه
بسته ست دَخيل قَلب مَن با هر آه

عمري ست تَپش هاي دِلَم مي گويد:
« يا فاطِمة اِشفَعي لَنا عِندَالله »...

@raziolhossein
1
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


گرچه از دوریِ برادرِ خود
ذره ذره مریض‌تر می‌شد
عوضش میهمانِ مردم قم
لحظه لحظه عزیزتر می شد

تا بیایی تبرکی ببرند
همه درهای خانه‌ها وا بود
در میان اهالی این شهر
سرِ مهمانیِ تو دعوا بود

خوب شد پرده‌هایِ محمل تو
هر کجا رفته‌ای حجابت شد
خوب شد با محارمت بودی
زانویی خم شد و رکابت شد

آب پاشیده‌اند و خاک مسیر
ذره ای روی چادرت ننشست
رد نشد ناقه‌ی تو از بازار
محملِ چوبی‌ات سرت نشکست

کوچه‌ها ازدحام داشت اما
سرِ این شهر رو به پایین است
می‌روی کوچه کوچه می‌گویی
ضربِ شامی عجب سنگین است

میرسی و حواسِ مردم هست
آب هم در دلت تکان نخورد
از کنارِ خرابه رد نشوی
یا نگاهت به خیزران نخورد

دختری بود با شما یا نه؟
که اگر بود غصه‌ای کم داشت
جایِ زنجیر و خار و نامحرم
گِردِ خود چند چشمِ مَحرم داشت

معجرت احترامِ خود دارد
چه خیالی اگر برادر نیست
رویِ سرهایشان طبق آمد
ولی اینبار رویِ آن سر نیست

آه بیماری و همه بیمار
شهر قم شد مریضِ روضه‌ی تو
حرف دختر شد و دلت لرزید
شده وقت گریزِ روضه‌ی تو

عمه اش گفت خوب شد خوابید
چند شب بود تا سحر بیدار
کمکم کن رباب جای زمین
سر او را به دامنت بگذار

آمد از بین بازوان سر را
تا که بردارد عمه‌اش ای داد
یک طرف دخترک سرش خم شد
یک طرف سر به روی خاک افتاد


#حسن_لطفی


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


برای بار غمت سوگوار باید شد
تمام عمر از این غصه زار باید شد

برای خضرشدن در کنارصحن تو با
غلام و نوکر تو همجوار باید شد

نوشته اند برای زیارت زهرا
بسوی مرقد تو رهسپار باید شد

برای مثل سلیمان شدن فقط بی بی
به روی فرش حریمت سوار باید شد

برای اینکه امام رضا مرا بخرد
ز داغ روضه ات ابر بهار باید شد

ندیدی آخر کاری برادر خود را
از این مصیبت تو غصه دار باید شد

نوشته اند: کریمه، به مصحف نامت
به شوق دانه رسیدم دوباره بربامت

تو آمدی و همه آمدند دیدن تو
بهار شد همه جا با تب رسیدن تو

شبیه خیمه و گودال کربلا که نبود
کریمه،پشت امام رضا دویدن تو

اگرچه از نفس افتادی و شدی پرپر
ولی نبود چو زینب نفس بریدن تو

تو آمدی و در این شهر دلسپرده کسی
به تازیانه نیامد برای چیدن تو

تو را نبرد کسی بر دهانه بازار
فقط فراق شده علت خمیدن تو

عنان ناقه ی تو دست محرمان بود و
نیامدند برای اسیر دیدن تو

ولی زسینه ی زینب زبانه بالا رفت
به هرکجا که رسید تازیانه بالا رفت

سه ساله دخترکی زیر دست و پا افتاد
به روی گونه ی این تک ستاره جا افتاد

هزار مرتبه جای همه کتک زدنش
هزار مرتبه از ناقه بی هوا افتاد

به تازیانه کتک خورد و پاشد از جایش
ولی دو مرتبه با ضربه های پا افتاد

زمین که خورد سه ساله کنار او عمه
به یاد صحنه گودال کربلا افتاد

کنار دیده درخون نشسته اش صد بار
سر عموی رشیدش ز نیزه ها افتاد

شبی که گم شد و آن زجر رفت دنبالش
به روی ناقه روان بود و بی صدا افتاد

ولی به عمه پر از بوی فاطمه برگشت
به سوی قافله زخمی تراز همه برگشت

#مهدی_نظری


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت

کشیده اند سوی گنبدش پر ما را
پر از مکاشفه کردند ساغر ما را

سراغ فاطمه را از کریمه میگیرم
که میدهد حرمش بوی مادر ما را

اگر شفیعه شده پس خیالها تخت است
درست میکند او کار محشر ما را

مقابل حرمش خم شدیم یک دفعه
رساند پای ضریح رضا سر ما را

نداشت هیچ زنی در میان آل الله
مقام دختر موسی بن جعفر ما را

اگرچه حضرت معصومه جلوه زهراست
میان این دو زمظلومیت تفاوت هاست

نماز هرشب بی بی ما نشسته نبود
نرفت پشت در و دنده اش شکسته نبود

کسی قلاف به بازوی لاغرش که نزد
و بند بند تن او زهم گسسته نبود

همیشه نان و غذایش براه بود اینجا
نبود چرخش دستاس.خون به دسته نبود

نرفت پای برهنه به کوچه کوچه ی قم
دوان دوان پی مولا نرفت خسته نبود

بجای چند نفر مشت و تازیانه نخورد
شبیه حضرت زینب که دست بسته نبود

کسی به عمد رهش را به خانه دور نکرد
کریمه از سر بازار قم عبور نکرد

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


دل شده راهی دوباره سوی قم
بر مشام جان رسیده بوی قم
پر زدم تا کعبه دلجوی قم
سائلم من سائل بانوی قم

فاطمه اینجا پناهم داده است

حضرت معصومه راهم داده است

این حرم بوی خراسان می دهد
بوی الطاف فراوان می دهد
بهترین ها را به مهمان می دهد
مردگان را خادمش جان می دهد

تا ابد قم خانه امید ماست
کاظمین و مشهد و کرببلاست

چون نگینی در جهان پیداست قم
مرکز فقه و اصول ماست قم
شعبه ای از عالم بالاست قم
یار ما در شادی و غم هاست قم

جای جای قم معطر گشته است
مرجع تقلید پرور گشته است

واشده از قم دری سوی جنان
گشته قم سنگ صبور عاشقان
دارد این شهر ملائک پاسبان
از مزار مخفی زهرا نشان

حضرت معصومه از روز الست
فاطمه در فاطمه در فاطمه است

اوست که اعجاز عیسی می کند
درد را نامش مداوا می کند
مثل بابایش گره وا می کند
دخت موسی کار موسی می کند

در قیامت هم قیامت می کند
خوب و بدها را شفاعت می کند

بود آن نور دو چشمان رضا
سخت دلتنگ و پریشان رضا
روز و شب دلواپس جان رضا
پیر شد از داغ هجران رضا

از مدینه تا به قم بی تاب بود
چشم او از غصه ها پر آب بود

گرچه بار غم روی شانه کشید
پای دوری رضا قدش خمید
جز ادب چیزی ازین مردم ندید
پیش دنیا شهر قم شد رو سفید

خیره بر قم بود چشم آسمان
احترامش کرد هر پیر و جوان

حرف مهمان است و حرف احترام
آی مردم هست ناموس امام
واجب التعظیم چون بیت الحرام
داد قم مهمان نوازی یاد شام

قبر خانم بین ویرانه نبود
دفن و تشییعش غریبانه نبود

بین ویرانه رقیه پیر شد
با لگد با تازیانه سیر شد
خسته از زخم غل و زنجیر شد
غیر زینب از همه دلگیر شد

زنده کرد او داغ هجده ساله را
کشت غسل او زن غساله را

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
2
19:17
#حضرت_معصومه


جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود


عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد
دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر"کمیل"،آن لحظه محشر میشود

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت



اهل قم خیر ببینید که غوغا کردید
احترامی که به این دختر زهرا کردید

اهل قم خیر ببینید پناهم دادید
با سلام و صلوات آمده راهم دادید

همه گفتید به هم عمه سادات آمد
گوییا فاطمه از سوی سماوات آمد

اهل قم خیر ببیند چه مسرور شدید
غیر زنها همه از محمل من دور شدید

اهل قم خیر ببینید گلاب آوردید
تا که دیدید که لب تشنه ام آب آوردید

اهل قم خیر ببینید شما کف نزدید
دور ناموس خدا ساز و نی و دف نزدید

اهل قم خیر ببینید به خواهر نزدید
طعنه ام بر سر هر کوچه و معبر نزدید

اهل قم خیر ببینید مراقب بود
تا نیفتم زروی ناقه مواظب بودید

اهل قم خیر ببینید خدایی مردید
چقدر چادر و پوشیه نثارم کردید

اهل قم خیر ببینید محبت کردید
کوچه را وقت ورودم همه خلوت کردید

اهل قم خیر ببینید مودت دارید
سر ناموس خدا این همه غیرت دارید

شاد کردید شما قلب رضا را به خدا
همچو زینب سر بازار نبردید مرا

اینکه با گریه معصومه مدارا کردید
همه جبران غم زینب کبری کردید

بعد از آن خستگی راه توانم دادید
بهترین نقطه این شهر مکانم دادید

به خدا حق مرا خوب رعایت کردید
روز و شب از من بیمار عیادت کردید

زحمتی بود اگر غرق ملالم نکنید
من دگر رفتنی هستم ،حلالم بکنید

غربت و درد و غم و غصه هماهنگ شده
بهر بابای غریبم دلم تنگ شده

بعد مرگم اگر از کوی رضا میگذرید
کمی از خاک مزارم به خراسان ببرید

تا که در قبر شود یار من و همسخنم
نامه اش را بگذارید درون کفنم

اهل قم اجر شماها همگی با زهرا
وقت تشییع بگویید فقط یا زهرا

مادرم فاطمه شب دفن شد و یار نداشت
به جز از هفت نفر او که عزادار نداشت

نیمه ی شب چه غریبانه و مظلومانه
بدن مادر ما رفت برون از خانه

لرزه ها بود که بر عرش برین می افتاد
پی تابوت علی هی به زمین می افتاد

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 2 1
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


قرار بود بيايي کبوترش باشي
دوباره آينه‌اي در برابرش باشي

نه اينکه پر بکشي و به شهر او نرسي
ميان راه پرستوي پرپرش باشي

«مدينه» شهر غريبي براي «فاطمه»‌هاست
نخواست گم شده‌اي مثل مادرش باشي

خدا تو را به دل تشنه ی زمین بخشيد
که قاب روشنی از نور کوثرش باشي

به «قم» رسيدي و گم کرد دست و پايش را
چو ديد آمده‌اي سايه‌ي سرش باشي

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد
و تا هميشه تو ياس معطرش باشي

کرامتت، همه را ياد او مي‌اندازد
به تو چقدر مي‌آيد که خواهرش باشي

خدا نخواست تو هم با «جوادِ» او در طوس
گواه رنج نفس‌هاي آخرش باشي

نخواست باز امامي کنار خواهر خود ...
نخواست «زينبِ» يک شام ديگرش باشی

#قاسم_صرافان


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


با اینکه به چشمت رخ دلدار ندیدی
بانو عوضش هم غم بسیار ندیدی

گل روی سرت از سر هر بام رسیده
گل روی سرت آمده و خار ندیدی

چشمان همه خاک کف پای تو بودند
در کوچه و پس کوچه تو آزار ندیدی

ای فاطمه ی حضرت کاظم به خداوند
یک لحظه غم دختر کرار ندیدی

دست احدی چادرتان را نکشیده
شرمندگی چشم علمدار ندیدی

با معجر پاره رخ خود را نگرفتی
ناموس رضا مجلس اشرار ندیدی

بانو وسط برده فروشان که نرفتی
دور و بر خود چشم خریدار ندیدی

دختر به امانت به شما کس نسپرد و
کم مو شدنش را به شب تار ندیدی

در حجره تن عشق تو افتاد نه گودال
خس خس زدن سینه ی آن یار ندیدی

دستان برادر به دل خاک سپردت
با اینکه به چشمت رخ دلدار ندیدی

#علیرضا_درودیان


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند
از من تمام روزگارم را گرفتند

از این جدایی جان من بر لب رسیده
هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره
در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم
خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

حالم بد است اما خدا را شکر در قم
با مهربانی حال زارم را گرفتند

با احترام و عزت و شوکت کمی از
این بار غم هایی که دارم را گرفتند

حتی زمان پر زدن از این قبیله
مردم همه دور مزارم را گرفتند

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت:
یارب ببین دار و ندارم را گرفتند

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است
وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

نیمی ز معجر سوخت...نیمی را کشیدند
اصلا تمام اعتبارم را گرفتند

در گوش من مانده صدای ذوالجناحش
میگفت: با نیزه سوارم را گرفتند

یک "یادگاری" بود... اما در خرابه
"بنت الحسین" آن یادگارم را گرفتند


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت


از گریه چون ابر بهارانم رضاجان
ماتم زده از داغ هجرانم رضاجان
آرامش قلب پریشانم رضاجان
از دوریت پیوسته می خوانم رضاجان
جانم رضا جانم رضا جانم رضاجان

با کوله باری از غم و آه آمدم من
با محرمان خویش همراه آمدم من
گفتی بیا و این همه راه آمدم من
گرچه برای دیدن شاه آمدم من
رویت نبینم،خوب می دانم رضاجان

سخت است نور دیده تر را نبینی
دل داده باشی روی دلبر را نبینی
بالا سر خود سایه سر را نبینی
خواهر شوی اما برادر را نبینی
ای روی تو خورشید تابانم رضاجان

در راه بودم راه من را سد نمودند
چها که با ذریه احمد نمودند
از دستشان هر آنچه که آمد نمودند
خصم علی بودند با من بد نمودند
از دست دادم جمله یارانم رضاجان

الحمدلله اهل قم اهل ولایند
اینها خدایی مردمانی با خدایند
در بی کسی با ناله هایت هم نوایند
بیمار اگر گردی به درد تو دوایند
چه خوب در این شهر مهمانم رضاجان

اینجا اگر گریه کنی منعی ندارد
همسایه بر همسایه عزت می گذارد
هر قدر هم چشمت زغصه خون ببارد
جای گلایه ، دایه رأفت بیارد
با یاد زهرا دیده گریانم رضاجان

شد روضه من بین بستر ، وای مادر
ناله زنم این شام آخر ، وای مادر
ای وای از آن ضربت در ، وای مادر
افتاد پیش چشم دختر ، وای مادر
من تا ابد زین غصه نالانم رضاجان

زینب تمام صحنه ها را دید ، ای وای
مادر ، میان شعله ها ، را دید ، ای وای
فرق علی شیر خدا را دید ، ای وای
هم تشت هم دشت بلا را دید ، ای وای
صبر جمیلش کرده حیرانم رضاجان

اینها همه یک سو ، عزای شام یک سو
گریه میان خنده های شام یک سو
رقصیدن رقاصه های شام یک سو
بد چشمی نامردهای شام یک سو
من بی قرار شام ویرانم رضاجان

گویم به صد شور و نوا ، بیچاره زینب
بر درد و غصه مبتلا ، همواره زینب
از دست داده هست خود یکباره زینب
در کوچه ها و شهرها آواره زینب
سر گشته غمهای جانانم رضا جان


#علی_سلطانی


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه_شهادت
#رباعی


ماییم گدای حضرت معصومه
محتاج عطای حضرت معصومه
همراه رضا ز دیده خون می باریم
در روز عزای حضرت معصومه

آمد ز مدینه تا که در قم باشد
در مملکت امام هشتم باشد
شاید که خدا نخواست تا مرقد او
مانند مزار فاطمه گم باشد

در سر هوس دیدن دلبر دارد
بر سینه ی خود داغ برادر دارد
افسوس که تا دیار ساوه آمد
دیگر نتوانست قدم بردارد

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت
از داغ برادرش مرتب می سوخت
هر جا که سر دردِ دلش وا می شد
می گفت : " امان از دل زینب " می سوخت

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد
تا سِیر کند دور و برش را ، وا کرد
نومید ز دیدن برادر بود و
با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

صد آه اگر بر جگرش افتاده
هر چند جدا ز دلبرش افتاده
کِی بر بدن برادرش رقصیدند ؟
کی دست کسی به معجرش افتاده

او خواهر یک امام بود و زینب... !
او شاهد احترام بود و زینب... !
ظلم بسیار اگر چه دید ، اما کِی -
در مجلسی از حرام بود ؟ و زینب... !


#محمود_مربوبی


@raziolhossein
19:17
#حضرت_معصومه
#رباعی

با روی سیاه و بار سنگین گناه
با خجلت و شرمساری و حال تباه

در حضرت معصومه گزیدیم پناه
یا فاطمه اشفعی لنا عند الله


@raziolhossein
😢 1
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


دو خواهر در جهان مظلومه باشد
یکی زینب یک معصومه باشد

یکی دخت امیرالمومنین است
یکی معصومه محنت غمین است

یکی عصمت همیشه پرده دارد
یکی عفت بود آئینه دارد

یکی آئینه شرم و حیا بود
یکی ناموس ذات کبریا بود

یکی نور دل زهرای اطهر
یکی دسته گل موسی بن جعفر

یکی ریحانه بستان زهراست
یکی جان علی جانان زهراست

یکی گل بوسه زد مادر به رویش
یکی چون گل پدر می کرد بویش

یکی نام حسین ورد زبانش
یکی هجر رضا آرزده جانش

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم
محتضر ،خسته ،از این بی کسی ایامم

ازهمان کودکی ام روزی من هجران شد
چهرده سال هم از وصل پدر ناکامم

از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟
شده تسکین به همین نامه کمی آلامم

چقَدَر خوب شد اینجا سروکارم افتاد
میهمانِ قم و این سلسلة خوش نامم

چشم ناپاک نیفتاده سوی محمل من
فکر آوارگی زینب و شهرِ شامم

جز سلام ،  از همه یک بی ادبی نشنیدم
سرِبازار ندادست کسی دشنامم

داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم
دست بسته سرِهر کوچه تماشا نشدم


عزتم را نشکستند خیالت راحت
غیرتم را نشکستند خیالت راحت

پَرِ خاکی ننشسته است روی چادر من
حرمتم را نشکستند خیالت راحت

مثلِ کوفه وسط خطبة من کف نزدند
صحبتم را نشکستند خیالت راحت

دست بر سینه مودب همه ره وا کردند
شوکتم را نشکستند خیالت راحت

با لگد باز نکردند درِ بیت النور
خلوتم را نشکستند خیالت راحت

قم کجا شام کجا غربت سادات کجا
سرِ بر نیزه و دروازة ساعات کجا


دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند
چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم
شود این حادثه تکرار خدارحم کند

یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها
بر اسیران گرفتار خدا رحم کند

یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای
یک سر و این همه آزار خدا رحم کند

نیزه داران همه مستند نیفتی پایین
حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند

گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد
بر من و زلف ِ خم یار خدا رحم کند

ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت
شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند

دست انداخت یکی پرده محمل را کَند
جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند

راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد
این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند

زنی از بام صدا زد که کدام است حسین
نوبت من شده این بار خدارحم کند

یک نفر گفت اگر بغض علی را داری
سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


معصومه،نور چشم عزیز پیمبرم
اخت الرضا و دختر موسی بن جعفرم

هر چند در کتاب خدا نیست نام من
اما قسم به فاطمه،برتر ز هاجرم

گر قبر فاطمه ز نظرها نهان شده
پیدا بود به قم،که من از نسل کوثرم

از بس که داغدیده ام،افتادم از نفس
عمرم به سر رسید و شده روز آخرم

نام رضا بود به لب و نامه اش به بر
دارم به سینه آتش هجر برادرم

از هجر سوخت سینه ام،اما لگد نخورد
وز سینه آه می کشم ای وای مادرم

میسوخت در ز آتش و،زهرا به پشت در
هر لحظه یاد سینه و مسمار آن درم

دیگر نخورده است به دیوار صورتم
از ضربه ای کبود نگشته است منظرم

گل ریختند بر سر من اهل قم؛دگر
چون شامیان کسی نزده سنگ بر سرم

بگذاشت خصم داغ عزیزان به قلب من
اما نبود چشم کسی سمت معجرم

با معرفت هر آنکه بیاید زیارتم
شائق بگو؛شفیعه ی او روز محشرم


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه
#رباعی


جز درگه معصومه مرا نیست پناه
بردوش دلم کوله ای ازبار گناه

چشمم به شفاعت شما باشدوبس
یافاطمه اشفعی لنا عندالله

#مصطفی_نظری_طهرانی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


قم کجا شام کجا عزت و دشنام کجا
گل اکرام کجا سنگ لب بام کجا

یاری یار کجا بارش آزار کجا
لطف ایام کجا رنجش و آلام کجا

من گرفتار شدم عمه گرفتار ولی
دل آرام کجا هلهله عام کجا

من اسیر غم یار عمه اسیر غم یار
درک آلام کجا خنده حُکام کجا

من شدم ناقه نشین عمه شده ناقه نشین
محمل بسته کجا ناقه بی بام کجا

من چنان عمه خود داغ برادر دیدم
داغ اقوام کجا تهمت بدنام کجا

فرصت آل کجا کندن خلخال کجا
آل اسلام کجا سیلی و دشنام کجا

عنبر و عود کجا آتش نمرود کجا
تن تبدار کجا شعله به اندام کجا

معجر پاره کجا دختر آواره کجا
وحشت طفل کجا حمله به ایتام کجا

سرکجا سنگ کجا کوفه گل رنگ کجا
نیزه جنگ کجا خنجر گلفام کجا

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


هم غمِ اشک دو خواهر ، دو برادر راکشت
هم فراق دو برادر که دوخواهر را کشت

هر دو تا داغِ بزرگیست برای زهرا
وای از غصّۀ اولاد که مادر را کشت

خواهری در قُم و از هجرِ برادر جان داد
کوفه و شام هم آن خواهرِ دیگر را کشت

آه ای حضرت معصومه بمیرم بی بی
غربت تو به خدا شیعۀ حیدر را کشت

پیش چشمت به رضای تو جسارت شد ؟ ... نه
دید زینب که عدو سبط پیمبر را کشت

کرد خورشیدِ سرش بر افقِ نیزه طلوع
گیسوی درهمِ او خواهرِ مضطر را کشت

جان گرفت و به لبش آیۀ قرآن گل کرد
خیزران صوت رسای لب و حنجر را کشت

دلِ شب داخلِ ویران ، سر خونینِ حسین
در طبق آمد و این منظره دختر را کشت

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه


کرم ازدست تو ای دست عطا میچسبد
در شبستان  تو  قرآن  و دعا  میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...
بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


قم شد مسیر آخرم الحمد لله
زخمی نشد بال و پرم الحمد لله

قم احترامم حفظ گردیده که دیده
من دختر پیغمبرم الحمدلله

در کوچه ها راه عبورم را نبستند
مانند زهرا مادرم الحمدلله

با ضربه سیلی میان کوچه ای تنگ
خونی نشد چشم ترم الحمدلله

بین در و دیوار با داغی مسمار
زخمی نگشته پیکرم الحمدلله

دعوا نشد بر چادر من جای پا نیست
خاکی نگشته معجرم الحمدلله

ما خاطراتی تلخ از بازار داریم
باز است ز هر سو معبرم الحمدلله

در کوچه تنگ یهودی ها نرفتم
آتش نیفتاده سرم الحمد لله

بالای نیزه قاری قرآن ندیدم
محمل نگشته منبرم الحمدلله

حرف سنان و شمر و خولی نیست اینجا
دارم تمام زیورم الحمدلله

کنج خرابه آبرویم را نبردند
دشمن نگفته کافرم الحمدلله

دور از وطن تشییع من چه دیدنی شد
قبرم همان دم شد حرم الحمدلله

مثل رقیه بی کفن دفنم نکردند
باشد تن من محترم الحمد لله

تا صبح زینب دور قبرش گریه میکرد
همراه سر از داغ دختر گریه میکرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت
#دوبیتی


نبودی و ندیدی کام عطشان
نبودی و ندیدی جسم عریان

ولی قربان آن خواهر که می دید
برادر را به زیر سم اسبان...
....

خدا را شکر طشت زر ندیدی
برادر را بدون سر ندیدی

اگر چه در فراقش گریه کردی
ولی بر حنجرش خنجر ندیدی


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


اگر چه سنگ صبور برادرش باشد
نشد کنار نفس های اخرش باشد

اگر چه همدم دلتنگی برادر بود
نشد زمان غم و درد دلبرش باشد

رضا رضا به لب و اشک نامه خوانش بود
سپرد سر به سفر تا کبوترش باشد

گذاشت پا به بیابان هجر تا شاید
فراق سر برسد تا که در برش باشد

تب فراق برادر اگرچه او را کشت
نشد که شاهد تاراج پیکرش باشد

نکشته پیش نگاهش کسی برادر را
ندیده نیزه نشین رأس انورش باشد

امام زاده ی موسی ابن جعفر است و ندید
نگاه قوم حرامی برابرش باشد

نگشته ذوب دلش در حرارت گودال
نشد که زائر رگ های حنجرش باشد

ندیده خنده ی بی شرم ساربانی را
ندیده حرمله ای سایه ی سرش باشد

ندیده کوچه ی پر کینه ی یهودی را
که با شکنجه نگهبان معجرش باشد


#حسن_کردی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


تا کی به تو از دور سلامی برسانم
از تو خبری نیست برادر نگرانم
در میزند اینبار کسی...از هیجانم
شاید که تو برگشته ای ، ای پاره جانم


یک روز به یعقوب اگر جامه رسیده
حالا به من از سوی رضا نامه رسیده

 
ای کاش که از تو خبری داشته باشم
در آتش عشق تو پری داشته باشم
باید به خراسان سفری داشته باشم
در راه به قم هم نظری داشته باشم

 
با خاطر آسوده بمان چشم به راهم
یک قافله محرم بخدا هست سپاهم

 
این جادّه ها چشم به راه قدم ماست
این که نرسد قافله تا طوس، غم ماست
انگار که این خاک عراق عجم ماست
حالا که به قول پدرم، قم حرم ماست...


شاید که فراموش کنم دلبر خود را
باید که بسازم حرم مادر خود را


باید نرسیدن به رضا را بپذیرم
حالا به شهادت برسم یا که بمیرم
وقتی که پریشانم و بیمار و اسیرم
خوب است که در حجره ی خود روضه بگیرم


با یاد غم فاطمه هق هق بنویسم
بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسم


با گریه ی من هیچ کسی کار ندارد
قم کار به مهمان عزادار ندارد
در کوچه دری هست که مسمار ندارد
معصومه ی تو دست به دیوار ندارد


اینجا به عیادت همگی آمده باشند
آنجا به شکایت همه زخمی زده باشند


بین نظر آن همه با این همه فرق است
بین همه در پشت در و همهمه فرق است
بین اثر هلهله با زمزمه فرق است
مابین غم فاطمه با فاطمه فرق است


نامحرم اگر هست در این کوچه غمی نیست
اینجا زدن فاطمه ها حرف کمی نیست


#مجید_تال

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


هرشب میان بستر خود گریه می کنی
با حال گریه آور خود گریه می کنی

اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند
تا بانگاه مضطر خود گریه می کنی

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی

هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی
از دوری برادر خود گریه می کنی

کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است
در لحظه های آخر خود گریه می کنی

وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی
داری به یاد مادر خود گریه می کنی

آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت
در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت


#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


غمی میانِ دلِ خسته ام شرر دارد
دلِ شکسته ام اینگونه همسفر دارد

کبوتری که نشسته به رویِ ایوانم
دوباره آمده و از رضا خبر دارد

خیالِ غربتِ او می کُشد مرا ، اما
دلم زِ غصه ی زینب غمی دگر دارد :

زِ کاروانِ اسیران و خواهری تنها
که حلقه ای زِ یتیمانِ در به در دارد

زِ مادری که سپر شد کبود شد خم شد
زِ مادری که زِ غم دست بر کمر دارد

زِ مادری که کنارِ سر دو طفلانش
زِ کوچه های یهودی نشین گذر دارد

زِ دختری که یتیم است و در تمامیِ راه
به سمت نیزه ی بابا فقط نظر دارد

اشاره کرد به لکنت به عمه اش میگفت
بگو به دختر شامی که این ، پدر دارد

زِ صوت ضربه ی سنگین سنگها فهمید
لبان خشک پدر زخم هایِ تر دارد

سرِ پدر به زمین خورد و بین آن مردم
کسی نبود که سر را زِ خاک بردارد



#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه


آیتى از خداست معصومه
لطف بی ‏انتهاست معصومه

جلوه‏اى از جمال قرآن را         
چهره‏اى حق نماست معصومه

عطر باغ محمدى دارد
زاده مصطفى است معصومه

پرتوى از تلألوء زهرا
گوهرى پربهاست معصومه

ماه عفت نقاب آل كسا
دختر مرتضى است معصومه

اخترى در مدار شمس شموس
یعنى اخت الرضاست معصومه

زائران! یک در بهشت اینجاست
تربتش باصفا است معصومه

در توسل به عترت و قرآن
باب حاجات ماست معصومه

از مدینه به قصد خطه طوس
رهروى خسته پاست معصومه

تا زیارت كند برادر خود
فكر و ذكرش دعاست معصومه

روز و شب عاشق بیابان گرد
خواهرى باوفاست معصومه

یا مگر اوست زینب دگرى
كز برادر جدا است معصومه

تا بدانى كه نیمه ره جان داد
بنگر اكنون كجاست معصومه

از وطن دور و از برادر دور
حسرتش غم فزاست معصومه

گر چه نشكسته سینه و پهلویش
در دلش داغ‏هاست معصومه

داغ زهرا و داغ اجدادش
وارث كربلاست معصومه

هر حسینیه بیت اوست حسان
چون كه صاحب عزاست معصومه‏

مرحوم #حبیب‌الله_چایچیان #حسان


@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه


تو کیستی؟ سلاله ی زهرای اطهری
معصومه ای، کریمه ی آل پیمبری

ممدوحه ی ائمّه و محبوبه ی خدا
احمد خصایل استی و صدّیقه منظری

باب الکرم سلاله ی باب الحوائجی
امّ العفاف دختر موسی بن جعفری

امروز قبله ی دل خوبان روزگار
فردا همان شفیعه ی فردای محشری

تو سوّمین ملیکه ی اسلام فاطمه
آیینه دار زینب و زهرای اطهری

یک مام تو خدیجه دگر مام فاطمه
پاکیزه تر زمریم و حوّا و هاجری

مریم پی زیارتت آید اگر به قم
اقرار می کند که همانا تو برتری

بر نُه سپهرِ عصمت و تقوی ستاره ای
در هفت بحر نور فروزنده ی گوهری

هم چار نجل پاک رضا را تو گوهری
هم هشتمین ولیّ خدا را تو خواهری

مصباح علم و دانش و توحید و معرفت
مصداق هل اتی ثمر نور و کوثری

عمر کم تو خاطره ی عمر فاطمه است
یادآور مقاومت و صبر مادری

گویند باز می شود از قم در بهشت
تو خود بهشت قرب خداوند اکبری

مادر نگشته، بانوی خلق دو عالمی
شوهر نکرده، مادر آغاز و آخری

بانو ولی چه بانو، بانوی نه سپهر
دختر ولی چه دختر، اسلام پروری

بر هشت آفتاب ولایت ستاره ای
در نه سپهر نور مه نور گستری

پیراهن تو عصمت، تقوی ست چادرت
زهد مجسمّی و عفاف مصوّری

در بحر بی کرانه ی ایمان دُرِ کمال
در آسمان زهد فروزنده اختری

باب المراد دختر باب الحوایجی
اخت الوقار دخت بتول مطهری

زهرا بهشتِ روح لطیفِ محمّد است
اولاد او همه شجر نور و تو بری

گویند سایه ی حرمت بر سر قم است
قم را نه، بلکه مُلک جهان را تو محوری

زانو زنند خیل فقیهان به محضرت
آری تو شهر فقه و احادیث را دری

روزی اگر به خطبه گشایی زبان خویش
باور کنند خلق که در نطق حیدری

اسلام را به منطق گرمت مروّجی
توحید را به نیروی علمت بیانگری

عطر تو بر مشام محمّد اگر رسد
با خنده بوسدت که بهشت مکرّری

از نخل های سبز فدک می رسد ندا
این باغ از آن توست که زهرای دیگری

«میثم» اگر ثنای تو گوید محال نیست
زیرا تو در قصیده سراییش رهبری

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه


روزگارم با گدایی از شما سر می شود
با زیارت حالِ من هر بار بهتر می شود

کیمیا گرد و غبارِ سنگفرشِ صحنِ توست
هرچه می آید در اینجا قیمتی تر می شود

خاک را گوشه نگاهی از شما زر می کند
یک کلاغِ رو سیاه اینجا کبوتر می شود

"من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم"
سگ اگر در کهف تو آید مطهّر می شود

دور تا دور ضریحت سائلان صف بسته اند
رزق و روزی گدا اینجا مقدّر می شود

در حضور گنبدت خورشید سوسو میزند
آسمان با نورِ این گنبد منوّر می شود

زائرِ قبرِ کریمه زائرِ قبر رضاست
زائرِ قبرِ تو محبوبِ برادر می شود

می شود تسکین دردم عطرِ یاسِ این حرم
هر زمانی که دلم بی تابِ مادر می شود

گریه در گریه به یادِ آن مزارِ بی نشان
زائرِ تو زائرِ زهرای اطهر می شود

دم به دم در این حرم رزق مکرر می رسد
"فیض قبر مادری از قبر دختر می رسد"

آمدی با حضورت عاشقی آسان شده
قم به یُمنِ مَقدمِ تو وادی ایمان شده

چادرت را تا تکاندی مثلِ دریا شد کویر
روزیِ ما روز و شب از لطفِ تو باران شده

مهرِ تو سایه زده روی سرِ ما سالهاست
فخرِ ما همسایگی با خواهرِ سلطان شده

هر زمان که سینه ای پر درد آوردم حرم
دردهایم با سلامی محضرت درمان شده

دستِ خالی بر نمی گردد یقیناً از بهشت
زائری که آمده در محضرت مهمان شده

گرچه عمرِ تو شبیه فاطمه کوتاه بود
گرچه سهمِ تو از این دنیا فقط هجران شده

آمدی و بر سرِ تو اهل قم گل ریختند
ببین جمع عاشقانت ناقه ات پنهان شده

اذن روضه می دهی بانو؟! بگویم از غمت؟!
یادِ زینب کرده ای؛ چشمانِ تو گریان شده

دست بسته؛ در میان سایه ی نامحرمان
دختر خورشید کوچه کوچه سرگردان شده

جای گل از کربلا تا شام در هر کوی و بام
سنگ و خاکستر نثار قاری قرآن شده

***

بارها از کار قلب من گره وا کرده ای
رخصت کرب و بلایم را تو امضا کرده ای


#محمدصادق_ابراهیمی

@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه



" این بارگاه قدس که از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسی بن جعفر است "

جانم فدای گنبد زردش که سال هاست
خورشید از تشعشع نورش ، منّور است

بر شانه های گرم حرم تکیه کرده مست
این دو مناره که به بلندای محشر است

در چشم ما ، زمرّد و درّ و عقیق و لعل
گر چه رواق ها همه از سنگ مرمر است

جایی که شهر قم ، حرم آل فاطمه ست
تولیّتش به عهده ی او تا به محشر است

عطر مزار گم شده را پخش می کند
قبری که عکس واضحی از قبر مادر است

او خواهر امام رضا نه ، که عشق اوست
اصلاً بگو که دار و ندار برادر است

از اشتیاق آمدنش سمت شهر طوس
فهمیده ام امام رضا ، جان خواهر است

مثل برادرش شده ، یعنی که پلک هاش
زخمی ز فرط گریه بر آقای بی سر است

با گریه خو گرفته کنارش دو چشم ما
جایی که اشک دیده ی او روضه پرور است

خیلی شبیه حال رباب است حال او
از بس به یاد خشکی لب های اصغر است

زهر جفا چه ها که نکرده ست با دلش
در این دقایقی که نفس های آخر است

هر چند داغ دیده و هجران کشیده ، باز
شکر خدا که روی سرش ، دست مَعجر است

یک لحظه رو به جانب گودال کن ببین
زینب هنوز خیره به رگ های حنجر است

شلاّق و کعب نیزه و سیلی به یک طرف
زخم زبان شمر ز هر چیز بدتر است

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه



هم آفتابی و هم سایه بر سرم داری
یک آسمان کرم و لطف دم به دم داری

تو آیتی ز بهشتی که آمدی ایران
به روی دوش خودت بیرق کرم داری

امامزاده ی موسی بن جعفری اما
برای فاطمه در شهر قم حرم داری

برای بخشش هر چه گناه، ای بانو
به روی نامه ی اعمال ما قلم داری

تو مثل عمه ی سادات بر فراز حرم
به عشق گنبد سلطان خود علم داری

به زیر پای تو گل ریخت قم ولی پیداست
برای روضه ی زینب همیشه غم داری

نه ازدحام حرامی، نه بزم نامحرم
چه قدر دور و برت چشم محترم داری

شراب بود و کباب و رباب هم بود
یزید گفت به مطرب بزن، چه کم داری؟!

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


هر چند درد هجر به شانه کشیده ای
اما به طشت راس بریده ندیده ای

از داغ همرهان جگرت پاره شد ولی
از دوری رضا به یقینم بریده ای

در بین حمله در وسط کاروان بگو
پای برهنه در پی طفلی دویده ای؟

هر چند بود خصم دنی،بی حیا ولی
اسم کنیزی از لب دشمن شنیده ای؟

در بین راه تاب و توانت گرفته شد
هردم به یاد عمه ی قامت خمیده ای

با یاد لحظه ای که عقیله به بزم می
فریاد زد دگر به مرادت رسیده ای

(گه بر فروش حکم کنی گه به قتل ما
ظالم مگر تو آل علی را خریده ای)*

#محمود_اسدی_شائق
*جودی خراسانی

@raziolhossein1
1
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت
#رباعی

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت
از داغ برادرش مرتب می سوخت

هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد
می گفت: امان از دل زینب... می سوخت
 
#حمید_مربوبی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


غریب شهر خراسان بیا برادر من
ز دوری تو چکد خون،ز دیده ی تر من

ببین که یار تو بی یار و یاور افتاده
ببین که خواهر تو بین بستر افتاده

به روی سینه ی خود نامه ی تو را دارم
مدام زیر لبم ذکر یا رضا دارم

بیا که با تو بگویم ز درد و غم هایم
نمانده تاب و توانی به کل اعضایم

میان راه شکستند حرمتم ای یار
ولی به قم شده جبران غربتم ای یار

خدا گواست ندیدم بدی ز مردم قم
نچیده اند در این شهر،پشت در هیزم

سخن ز کینه و بغض علی در اینجا نیست
میان مردم اینجا غلاف اصلا نیست

به غیر گل به سر من کسی سری نزده
کسی به پهلوی من،تخته ی دری نزده

اگر چه داغ روی داغ دیده خواهر تو
ولی به دست حرامی ندیده ام سر تو

اگر چه سوخت دلم از هجوم درد و ستم
نبرده اند مرا بین جمع نامحرم

عزیز کرده ی ما که،اسیر سلسه نیست
جواب گریه ی من نیش خند حرمله نیست

مرا به شهر چه با احترام می بردند
عقیله را وسط ازدحام می بردند

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


حاشا که راه عاشقی بی دردسر باشد
حاشا که عاشق شام هجرش را سحر باشد

سهمش پریشانی‌ست حیرانی‌ست ویرانی‌ست
خواهر که از حال برادر بی خبر با شد

این راه را با شوق دیدار تو طی کردم
راضی مشو باغ امیدم بی ثمر باشد

انگار تقدیرم فراق توست پس باید
با نا امیدی چشم گریانم به در باشد

دارم جواب نامه ات را می دهم اما
با نامه ای که دستخطش چشم تر باشد

تنها به اینجا آمدم اما خیالت تخت
حاشا که در قم مردمان بدنظر باشد

حتی اگر داغ تو را در طوس می دیدم
دیگر نمی دیدم تنت بی بال و پر باشد

دیگر نمی دیدم سرت در طشت زر باشد
یا که لب خشکت اسیر چوب تر باشد

آری تو هم هرگز نمی دیدی که ناموست
با قاتلانت چند منزل همسفر باشد

در ازدحام مردمان بدنظر باشد
در زیر پای اسب ها دنبال سر باشد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


اشک من از این روضه به آخر نرسیده
جز حسرت دیدار به خواهر نرسیده

شیرین تر از این نیست،به معشوق رسیدن
تلخ است که خواهر به برادر نرسیده

آئینه ی صدیقه و آئینه ی زینب
دق کرد از این غم که به دلبر نرسیده

حق داشت از این داغ جگر سوز شود آب
وقتی به نبأ سوره ی کوثر نرسیده

با این همه صدشکر که در محضر خواهر
پیراهن دلدار به لشگر نرسیده

یا در وسط معرکه نامرد پلیدی
محض صله با نیزه و خنجر نرسیده

پس تا دم آخر دم او ذکر رضا بود
در بازدم این ذکر به حنجر نرسیده

#محسن_صرامی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه


باز هم رو بر این در آوردم 
بهر این آستان ، سر آوردم 

گفتم از پا فتاده ام ، گفتند 
رو بر این در بیاور آوردم 

چه جز آلودگی ، به همراهم؟ 
در حریمی مطهر آوردم 

باغ طاعت ز خشکسالی سوخت 
شاخ بی برگ و بی بر آوردم 

همه جا ، تیربار و آتش بود 
لاجرم ، رو به سنگر آوردم 

گر چه تر دامنم ز کرده ، ولیک 
اشک را دامنی تر آوردم 

هر زمان زد هوای قم به سرم 
گویی از شوق ، پر در آوردم 

بر حریمت که باب حاجات ست 
داورم داده ، باور آوردم 

از جوار رضا رسیده ، سلام 
از برادر به خواهر آوردم 

دل نباشد درون سینه که من 
با خود اسپند و مجمر آوردم 

وز دل خون چکان خود ، شب و روز 
دیده ای خون فشان تر آوردم 

مرهمی نه ، به روی زخم دلم 
پدرم ، داغ دختر آوردم 

دست ، خالیست لیک با شعرم 
حب زهرا و حیدر آوردم 

بیت بیت ام به یاد اهل البیت 
یک سبد گل معطر آوردم 

شعرم از سوز روز عاشوراست 
بوی گل های پرپر آوردم 

مورم و خوشه چین خرمنشان  
توشه ای بهر محشر آوردم 


#علی_انسانی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_مدح
#رباعی

یاد تو شفاست حضرت معصومه
نام تو دواست حضرت معصومه

درمانده ام و دوای دردم بانو
در دست شماست حضرت معصومه

.....

ای روح ادب فاطمه ی معصومه
ای زینت اَب فاطمه ی معصومه

تا آنکه به پابوسیِ تو ، دل برسد
مارا بطلب فاطمه ی معصومه

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


تا که یاد غم هجر پدرش می افتاد
سختی راه سفر از نظرش می افتاد

تب که می کرد ز تاب و تب زهرا می سوخت
گریه می کرد و چنین پلک ترش می افتاد

تا که ضجه به نماز شب زینب می زد
از نماز شب و اشک سحرش می افتاد


بقچهء معجر او شکر خدا دست نخورد
گرچه در کوچه و برزن گذرش می افتاد

کوفه و صحنهء بازار مجسم می شد
هر زمان شاخه گلی دور و برش می افتاد

یاد سرنیزه و آن محمل خونی می کرد
حرف دوری برادر، ز سرش می افتاد

روضه اش بود زبان حال حسین آن وقتی
که به زانو به دو پای پسرش می افتاد

عمه آمد که کمک حال برادر باشد
ولی افسوس شرر بر جگرش می افتاد

حال ارباب که این بود، به زینب چه گذشت
تا که می گفت علی را نبرش می افتاد

یکطرف از بدنش را ز زمین بر می داشت
نه نمی شد! دو سه جای دگرش می افتاد


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_مدح
#حضرت_معصومه_شهادت



عجب بـارگاه عظیـمی چه نـــوری
مَلَک چشم بر راهِ فیضِ حضـــوری
چه عِطرِ بهشتی چه وادیِّ طوری
زصدیقــه‌ی طاهـــره چه ظهــوری
قدومش مُنـــوّر ، حریمش مُطهّــر
سلامٌ عَلیٰ بِنتِ موسیَ بن جعفـــر

همه ســائل آستــــانش وَ من هم
همه در حرم میهمـانش وَ من هم
همه عاشــق خانـدانش وَ من هم
همه اَمنْ در سایبانش وَ من هم...
...ندیدم از این سایبان جای بهتر
سلامُ علیٰ بنتِ موسیَ بنِ جعفـر

به دنیـا کریمــه به عقبـــا شفیعة
کلامش بَلیغــة ، مقـــامش رفیعة
بنــازم به این جودو طبـعِ مَنیعة
شفــاعت کند دوستـان را جمیعة
قیـامت به پا می کند روز محشر
سلام علی بنت موسی بن جعفـر

در اینجــا نمــــوده چه با آبــرو ها
به یـافـاطمــــــــه اِشفَعـــیٖ آرزوها
چه زیباست در محضرش گفتگوها
به نَصِّ کلامِ «فـِداهـا اَبـُوهــــا»...
در این رُتبه هم قُرب دارد به مادر
سلامٌ عَلیٰ بنتِ موسیَ بنَ جَعفــر

مرا اُلفتــی هست با خاکِ کــویش
عجب نعمتی!من کجا ، گفتگویش
قســم بر تَهَجُّد ، به آب وضــویش
دورکعت نمـازِ سحــر پیشِ رویش
زِ لَـذّاتِ دنیــا و عُقبــاست بهتــــر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بنِ جعفــر

به قـم آمد و شهــر شد میـزبانش
چه حقی اَدا کرد از میهمــــــانش
همــه می گـرفتنــد ازهـم نشانش
بمیـــــرم بـــرای دل عمــه جانش
گـرفتـــــار شـد بین اَنظار و مَعبَر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسی بن جعفـر

بمیــرم که اورا سلامش نکردند
به شام آمد و احترامش نکردند
تـوجّـه به اشگِ مُدامَش نکردند
ترحـــم در آن ازدحامش نکردند
جسارت کجا چادر دخت حیدر
سلامٌ علیٰ بنت موسی بن جعفر

.کسی دیده اورا گـرفتـــار ؟ هرگز
ز سنگ جفـــــــا دیده آزار ؟ هرگز
کشیـــدنــد اورا به بـــازار ؟ هرگز
به بزم مِی و جمعِ اغیـــار ؟ هرگز
ندیده روی نیـــــــــزه رأس برادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

غم دوری و هجر محبوب دیده
ستـــــــم از جفای زمانه کشیده
چرا رنگ از روی بی بی پریده؟
مگر حرف زشتِ کنیزی شنیده؟
مگر دختری برده در دامنش سر؟
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

غمی هجر یارش به سینه نهفته
اگرچه زغم گوهر از اشگ سفته
سخن باکسی غیــر محرم نگفته
و حتی شبـی در خـــرابه نخفته
و نشنید او نــاســــزای مکــــــرر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

نه خون سرش بود بر رو نقابش
نه یک چادر پاره بـوده حجابش
نه دادند با چشــم مردم عذابش
نه بردند در بیـــن بـــزم شرابش
ندیده جســـــارت به رأس برادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر

نبــوده به طشت طلایش نظاره
نکــرده گــریبــان خود پاره پاره
نگفتـه نزن خیــــزران را دوباره
ندیده رباب و ســر شیــر خواره
سر طفل در طشت! بیچاره مادر
سلامٌ علیٰ بنتِ موسیَ بن جعفر


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
2
19:22
#حضرت_معصومه_مدح


تو مجموعه‌ی لطف‌ و جود و عطایی
تو یک چشمه از جوشش هَل اَتایی
تو دریاچه نه ؛ بَحر بی انتهایی
چه‌گویم‌که‌هستی؟چه‌گویم‌چه‌هایی؟
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو زهرا خصالی تو زهرا جمالی
تو زهرا مَآبی تو زهرا جلالی
تو زهرا سِرشتی تو زهرا مثالی
تو در دوره‌ی خویش خیرالنّسایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تویی راحت جان موسی بن جعفر
تویی روح و ریحان موسی بن جعفر
تویی یاس بُستان موسی بن جعفر
تو بنت الامامی تو بنت الهُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو عَذراترین مریم اهل بیتی
تو در هر دمی همدم اهل بیتی
در اسرار حق، مَحرم اهل بیتی
تو تندیس آن چارده مُقتدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

هُمای بهشتی و عرش آشیانی
که در عُشّ دین صاحب آستانی
تو باب الرّضایی تو بابُ الجَنانی
بهشت خداوند در خاک مایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو مانند کلثوم، زینب ترینی
خدیجه وقار اَستی و بی‌قرینی
وفادار مانند اُمّ البنینی
تو منظومه ی جمع معصومه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

چه گویم؟که بابا ثنای تو گفته
((فداها ابوها))برای تو گفته
به مدحت ولیّ خُدای تو گفته
که در حشر تو شافع شیعه هایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

در اطراف صحنت غُباریم بانو
به درگاه تان خاکساریم بانو
به لطفت در این شهر داریم بانو
عجب کاظمینی؛عجب کربلایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو نَفس نفیس اَنیس النّفوسی
تو همشیره‌‌ی شخصِ شَمس الشّموسی
درِ خانه ات از پی خاکبوسی
رسیدند صدها چو شیخ بهایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

از این در چو بُردیم فیض دوچندان
طمع‌کار گشتیم ما مستمندان
به اقرار ما فرقه‌ی دردمندان
تو با درد هر بینوا، آشنایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

اگرچه در این خاک کم غم ندیدم
در این شوره زار آب زمزم ندیدم
به من درد دادند و مرهم ندیدم
ولی از قُمم نیست مِیل جُدایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

به این خسته حال مجاور نظر کن
تو ای روح شعرم به شاعر نظر کن
به من هم به عنوان زائر نظر کن
تو رُخصت دهی می‌شوم نینوایی
تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی


اى جوهر عقل! عشق را مفهومی
هم‌چون شب قدر، قدر نامعلومی
قم با تو مدینهٔ ولایت شده است
تو، فاطمهٔ‌ چهارده معصومی
........

یافاطمه اشفعی لنا فی‌الدنیا
یافاطمه اشفعی لنا فی‌العقبا
یافاطمه اشفعی لنا فی‌الجنه
(یعنی داری هوای ما را همه‌جا...)
......

خوش‌بخت کسی که با تو الفت دارد
پیمان محبت و کرامت دارد
روحی عاشق، شوق زیارت، دل خوش
یعنی، دعوت‌نامه«لیاقت» دارد
......

ای دختر «عصمت» و «ولی‌الحسنات»
بانوی کریمه، گنج لطف و برکات
یا ایتهاالفاطمةالمعصومه
تقدیم به محضرت هزاران صلوات...


#سید_مهدی_حسینی_رکن_آبادی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_مدح
#حضرت_معصومه_شهادت


از خدا می گفت از نسل پیمبر هم که بود
تازه از ذریه ی زهرا و ‌حیدر هم که بود

عمه ی بخشش به سائل،خواهر رأفت به خَلق
در حوائج دختر موسی بن جعفر هم که بود

با یکی خیلی شباهت داشت بین اهل بیت
جان بابا بود،والا بود،خواهر هم که بود

کربلا را داشت می آورد با خود سوی قم
مثل زینب خسته و‌ مغموم و ‌مضطر هم که بود

اتفاقا تیر و شمشیر و سنان را دیده بود
اتفاقا ساعتی در بین لشکر هم که بود

اتفاقا لحظه ای مثل رقیه عمه اش؛
در بیابان بود،بی کس بود،دختر هم که بود

لحظه ای مثل رقیه،روز و شب زینب صفت
کوه ماتم بود دنبال برادر هم که بود
...

مثل زینب شاهد تشییع پیغمبر نبود
شاهد غم های بی زهرایی حیدر نبود

مثل زینب بود دختر بود اما باز هم
شاهد غم های مادر در مصاف در نبود

گرچه خواهر بود با آقا علی موسی الرضا ع
با حساب کوچه و گودال او خواهر نبود

مثل زینب بود اما در کنار خیمه ها
بیقرار ارباً اربا کردن اکبر نبود

حرمله وقتی که زانو زد در آن سو، اینطرف
چند لحظه بعد زینب دید علی اصغر نبود

مثل زینب بود بر لب بود جان او ولی
هیچ جا درشهر قم دلواپس معجر نبود

فرق دارد ساربان شهر قم با کربلا
لااقل در ذهن خود دنبال انگشتر نبود


#مهدی_رحیمی_زمستان
.


@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت
#حضرت_معصومه_مدح


مشهد بُوَد برادر و قم هست خواهرش
اما چه خواهری که جدا از برادرش

دردانه خواهری که به دریایِ معرفت
شد غرقِ در مقام رضا پای تا سرش

در وصف آن سلاله ی عصمت همین بس است
خوانند پاره ی تن موسی بن جعفرش

دارالسلام خانه ی آن خانمی است که
محضِ سلام آمده جبریل محضرش

بانوی قم که با سخن "اِشفَعی لَنا"
خواندند آب و آینه خاتون محشرش

حوا به وصف پاکی او خواند مریمش
هاجر به شرح عصمت او خواند کوثرش

گفتم به دل زیارت زهرا کجا کنم ؟
گفتا برو به جنّت قم نزد دخترش

ای اهل قم ستاره بچینید از آسمان
تا لحظه ی ورود بریزید بر سرش

ای کاروان که محمل آیینه میبری
ای وای اگر غبار نشیند به معجرش

خون جای اشک می‌چکد از چشم کائنات
سخت است این مصیبت و سخت است باورش

زندانِ غم بود دلش از ماتمِ پدر
زنجیر غم به پا بود از مرگِ مادرش

داغ جدایی از پدر او را شهید کرد
شد ماجرای هجر رضا داغ دیگرش

این داغ دیده خواهر والا مقام را
بُردند دو امام به قبر مطهرش

بسیار ناله کرد و فراوان گریست او
دیگر ندید آتش و خون  دیده ی ترش      

گریم به خواهری که روی خاکهای گرم
می دید بی کفن تن پاک برادرش

گریم به خواهری که ملائک گریستند
وقتی ز بی کسی زده بر سینه و سرش

خواهر به روی تَلّ و برادر به زیر پا
زد  دست و پا  برادر و  خواهر برابرش

می دید مادر آمده بوسد گلوی او
می دید خون چکد ، ز کف شمرو خنجرش


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_مدح
#حضرت_معصومه_شهادت



ای بـه قـم آفتـــاب قلـب جهـان      
دخـت مـــوسی سـلالـۀ قــــرآن

عمه و دخت و خواهر سه امام
مـــــادر کـــــل عــــالـم امکــــان

تــو بــه چشـــم ائمـه زهـــرایی
بعـد زهـرا بـه قدر و عزت و شان

زینـــب دوم بنــــــی الــــــزهـــرا
عمـــۀ چــــــار حجــــت یـــــزدان

هـــم وجـــودت کـــریمـۀ عتــرت
هـــــم ولایـــت حقیـقت ایمــــان

فیـض فیضیـه از کــرامت تـوست
شهـر قـم از تو گشته مهد امان

حـــــــرم یـــــــازده ولــــی خـدا
حــرم تــوست ای سپهــر مکـان

مـــدح تـــو ای ملیکـــۀ هستـی
وصـــف تــــــو ای یگـــــانـۀ دوران

نـه تـوان بـا هـزار دسـت نوشت
نــه تـــوان گفت بــــا هــزار زبـان

صحـن تـو مسجـد الرسول همه
حـــرم امـن تــوست کعبــۀ جـان

پـــدر و مـــــــادرم بـــــه قـربانت
نـه، همــه جـــان عــالمت قربان

کــــوثـر کــــوثـر رســـــول خـــدا
عصــمـت عصــمـت الله منّــــــان

قـــم جـــلال مدینـــه پیــدا کـرد
تـــا نهـــــادی قــدم بـه دیـدۀ آن

گشــت روز ورود تـــــــو در قـــم
روز عیــــد کــــرامت و احســــان

روز عیــد نـــــــزول رحمــت هـــا
روز عفــــو و عنــــایـت و غفـــران

اهـــل قـــم از بـــرای استقبــال
همـه بـا دستـه گـل شدند روان

مــرد و زن دور محملـت گشتنـد
اشــک شوق همـه ز دیـده روان

قـم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بس که گشت گل باران

همـه گفتنـد فــاطمه در حشــر
پــای بنهــــاده  ای گنـــه کــاران

حــرمت شیعیـــان قـم ز تـو کرد
ستــم اهــــل شــــام را جبــران

کاش زینب به قم سفر می کرد
تــا نمی دیــد آن همـــه طغیــان

اهــل قــم کـی بـــرند مهمان را
گـه بـه بـــزم شـراب و گه زندان

جــای تــو بیـت مـــوسی خـزرج
جــای زینـب بـــه گـوشۀ ویـــران

دور تــو عـــالمان فقــه و اصــول
دور او ابن سعد و شمر و سنان

دور تو دسته های گل در دست
دور او سنـگ بـــود و زخــم زبان


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1
19:22
#حضرت_معصومه_دودمه


عصمت تو نور زهرا را نمایان می‌کند
حضرت معصومه

خواهر سلطان درعالم کار سلطان می‌کند
حضرت معصومه


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_مدح



بانوی آفتابی قم برشما سلام
برمحضرمقدسه ات ازخدا سلام

تو واجب السلامی وهرکس محب توست
واجب بود کند به حضور شما سلام

ای مظهر شرافت و ایمان تو را درود
ای اسوه ی عفاف و کرامت تو را سلام

نازم به قدر و منزلتت کز ازل تو را
آید هم از فرشته هم از اولیا سلام

چون چشم مهر و ماه فتد برحریم تان
خورشید و مه کنند به تو از سما سلام

اجر زیارت تو بهشت است پس رواست
زائر درود آرد و گوید تو را سلام

وقتی در بهشت ز قم باز می شود
باید به محضر تو کند ماسوا سلام

گویی جواب زائر خود را در این مقام
ای برمقام و منزلتت  بی ریا سلام

ای کاش روز حشر «وفایی»حضورتان
گوید که ای شفیعه ی روز جزا سلام


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_معصومه_شهادت


معصومه با زینب عزایش فرق دارد
اصلا تمام روضه هایش فرق دارد

خیلی شبیه عمه جانش بود اما
مهمانی و مهمانسرایش فرق دارد

می شد زاستقبال شهر قم بفهمی
مهمان که زن باشد برایش فرق دارد

دور و برِ معصومه را زنها گرفتند
قم غیرت و شرم و حیایش فرق دارد

با احترام او را به بیت‌النور بردند
چون دختر زهراست جایش فرق دارد

اینجا یهودی نیست خاکستر بریزد
با شام حتی کوچه هایش فرق دارد

اینجا سر کوچه تماشایش نکردند
اما عقیله ماجرایش فرق دارد

بر روی نی راس برادر را ندیده
با عمه حتی وااخایش فرق دارد

خیلی اذیت شد به شهر کوفه اما
شام بلا درد و بلایش فرق دارد

با هر چه می شد میزدند اما رقیه
میگفت سیلی بی هوایش فرق دارد

با دیدن اصغر رباب از حال میرفت
بین اسیران وای‌وای‌ش فرق دارد

میگفت لالایی نخواب از نی می‌افتی
این دفعه مادر لای لای‌ش فرق دارد

#عبدالحسین

@raziolhossein
2
19:22
#حضرت_معصومه_مدح


حرمت خاک بهشت است، تماشا دارد
جلوۀ روشنی از عالم بالا دارد

گنبد زرد تو از پرتو آیات پر است
از حدیث کرم و شرح کرامات پر است

می‌توان گفت که سرچشمۀ نور است اینجا
جمعه در جمعه کسی گرم حضور است اینجا

اهل قم جمله بر آن‌اند خراسان اینجاست
مهد آرامش دل‌های پریشان، اینجاست

تار و پودت همه دین است، خدا می‌داند
روشن از نور یقین است، خدا می‌داند

روشنای نفس شاهچراغی، آری
با خودت عطر حریم رضوی را داری

چه بگوییم که توصیف تو کامل باشد؟
واژه‌ای نیست که با عشق معادل باشد

پاکی مطلقی ای عشق! چه نامی داری!
پای در عرش نهادی، چه مقامی داری!

نور چشم پدری، یاس معطر شده‌ای
معنی تازه‌ای از سورۀ کوثر شده‌ای

پای تا سر همه آیینۀ طاها هستی
تو که یادآور صدیقۀ کبری هستی

قدم پاک تو بی‌شک قدم فاطمه است
حرمت نیز یقیناً حرم فاطمه است

در کنارِ تو شب و زمزمه را می‌فهمیم
به خدا رایحۀ فاطمه را می‌فهمیم

تو روایت‌گر آن گوهر نابی، بانو!
جلوۀ روشن آیینه و آبی، بانو!

می‌توان با تو به آن رایحۀ پاک رسید
پر زد از خاک به اندیشۀ افلاک رسید

‌می‌توان با تو به سرمنزل توحید رسید
از شب تیره گذر کرد، به خورشید رسید

می‌توان یک سحر از جرم و خطا عاری شد
مثل امواج روان در حرمت جاری شد

در حریمت همه اندیشۀ طاعت دارند
به شفا آمدگان شوق شفاعت دارند

زائران رایحۀ آه تو را می‌فهمند
ماجرای غم جانکاه تو را می‌فهمند

قصۀ آمدنت قصۀ بی‌تابی‌هاست
شوق دیدار سحر، قصۀ بی‌خوابی‌هاست..

دوری از عشق، چه دلخسته و پیرت کرده
این‌چنین راهی این راهِ خطیرت کرده

سختی راه... چه باید بنویسم بانو؟
عمرِ کوتاه... چه باید بنویسم بانو؟

قسمت این است که قم چشمۀ جودت باشد
تو بمانی و پر از عطر وجودت باشد

تو بمانی و قم از مِهر تو آکنده شود
شوق در خاطرۀ خاک پراکنده شود

تا که هر گوشۀ این خاک معطر باشد
قسمت این است که قم مشهد دیگر باشد

ای شفاعت‌گر محشر! نظری کن ما را
این همه قطرۀ جا ماندۀ از دریا را

نظری کن که شبی زائر کویت باشیم
سائل دائمی صحن نکویت باشیم

شک نداریم پر از نور یقین است اینجا
جلوۀ خاکی فردوس برین است اینجا..


#قاسم_بای

@raziolhossein
2
19:22
#حضرت_معصومه_مدح


غریب شهر قمی... نه، که آشنا هستی
تو مثل فاطمه، معصومۀ خدا هستی

هزار فخر تو را هست در جهان امّا
همین بس است شرف، خواهر رضا هستی...

نوشته‌اند به تقدیر تو که زائر باش
هنوز زائر آن مشهدالرضا هستی...

به بارگاه تو دل از یقین شود لبریز
تویی که معنی «یَهدی لِمَن یَشا» هستی...

شکسته پشت من از این همه گناه، اما
چه غم مرا که توأم شافع جزا هستی...

چه خوانمت که زبان، عاجز است از وصفت
چه گویمت که تو مستغنی از ثنا هستی


#عباس_شاهزیدی

@raziolhossein
1 👍 1
19:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 133.7 KB
#حضرت_معصومه
#رباعی

در خانه خود پر از غم و تشویشم
بیگانه از آشنا و دور از خویشم

در صحن تو آنقدر سبک بالم که 
حتی به بهشت هم نمی اندیشم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1
2 October 2025
ش
19:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_شهادت

در این شبِ پر غصّه و درد و محنت
جا دارد اگر بمیرم از این غربت

باشد حرم حضرت معصومه، شلوغ
امّا حرم حضرت زینب، خلوت


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
😢 8 1
3 October 2025
ش
03:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
03:02
#امام_حسین_مناجات


ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله...

عجبی نیست اگر از سر جان برخیزد
هر که زد دست به دامان تو یا ثارالله

چشم تاریخ ندیده‌ست و نبیند دیگر
به وفاداری یاران تو یا ثارالله

رو به منظومۀ چشمان تو سر زد خورشید
ماه شد آینه‌گردان تو یا ثارالله...

ریخت در دامن شب آینه در آینه نور
شور تو، عشق تو، ایمان تو یا ثارالله

به فتوّت، به عدالت، ابدیت بخشید
شرف و غیرت و وجدان تو یا ثارالله

آب از خون گلو خورد که سرسبز شود
چمن لاله و ریحان تو یا ثارالله

خون شد از غم جگر دجله که هرگز نگرفت
بوسه‌ای از لب عطشان تو یا ثارالله

حنجرت چشمۀ خون بود ولی می‌ترسید
خنجر از سایۀ مژگان تو یا ثارالله

هَیجان داد به قاموس شهادت به خدا
شوق آمیخته با جان تو یا ثارالله...

آخرین لحظۀ تو اوّل معراج تو بود
بود آغاز تو پایان تو یا ثارالله

خیمۀ عترت یاسین و دل اهل حرم
سوخت در شام غریبان تو یا ثارالله

می‌کند خاطر طوفان‌زدگان را آرام
صوت داوودی قرآن تو یا ثارالله...


#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
03:14
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
03:14
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

ای کاش که منجی بشر برگردد
اینبار ستاره ی سحر برگردد

ای کاش که این جمعه عزیز زهرا
با سیصد و سیزده نفر برگردد

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
2
03:14
#امام_زمان_مناجات



جان عالم بر لب آمد ای خدا مهدی نیامد
دیده پر خون شد جدا و دل جدا مهدی نیامد

هر چه گفتم یابن طاها یابن یاسین یابن احمد
العجل یابن علی المرتضی مهدی نیامد

هر چه گفتم یا مغیث الشّیعه نشنیدم جوابی
هر چه گفتم یا معزّالاولیا مهدی نیامد

دین ما ایمان ما امّید ما هستی عالم
صاحب ما و ولی عصر ما مهدی نیامد

ذکر ما امن یجیب است و به مضطرّ حقیقی
من دعا کردم ولی روح دعا مهدی نیامد


@raziolhossein
3
03:14
#امام_زمان_مناجات


قرار بود زمستان شود بهار چه شد
قرار بود به سر آید انتظار چه شد

مدینه منتظر فارس الحجاز بُوَد
قرار بود رسد از ره آن سوار چه شد

قرار بود که یک صبح جمعه بوسه زند
به مقدمش حجر و رکن و مستجار چه شد

قرار بود تنِ قاتلان زهرا را
کند ز خاک برون و کشد به دار چه شد

به دربِ سوخته چشمی هنوز دوخته است
نشسته آمدنت را به انتظار.. چه شد

اگر چنین گله از ما کنی، روا باشد:
که ادعا بگذارید، اضطرار چه شد؟

بیا تو روضه بخوان و بگو در آن «روزی
که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار» چه شد

به چشمِ زینب کبری، غبار، پرده فکند
بیا بگو که چو بنشست آن غبار چه شد

بیا «هَوَيْتَ إِلَى الْأَرْض» را تو معنا کن
تنی که بود در آن، تیرِ بیشمار چه شد؟

کسی به خیمه نیاورد نعش عبدالله
میان معرکه در اوج گیر و دار چه شد

همه شنیده، تو دیدی ـ فدای چشم ترت ـ
که ده سوار چه کردند و شهسوار چه شد

جماعتی که بُوَد فرششان پرِ جبریل
چو پابرهنه دویدند روی خار چه شد

طنین العطش از قتلگاه می‌آمد
به خیمه‌گاه رسید آب خوشگوار.. چه شد

برای جایزه چون شد جدا سر شهدا
در آن میانه تو دانی که شیرخوار چه شد

چو کرد قافله آهنگ کوفه - واویلا -
چو خواست عصمت صغری شود سوار چه شد

به سمت راست، جسد را نهند در دل قبر
بگو تنی که نمی‌ماند برقرار چه شد

شنیده‌ام دخلت زینبٌ علی ابن زیاد
به طعنه گفت که آن عزت و وقار چه شد

چو دید شه ز روی نی: ز بی کسی با شمر
کند تکلم ناموس کردگار چه شد

کنار تربت شه چون رسید خواهر زار
چو خواست آب بریزد بر آن مزار چه شد

سؤال آخر خود با اشاره می پرسم
میان قتلگه احکامِ احتضار چه شد

#رحیق

@raziolhossein
1
03:14
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان
آرامش دلهای حزین مهدی جان

در هر سحرجمعه تو را می خوانیم
یابن النجباءالاکرمین مهدی جان


#ابوذر_رئیس_میرزایی

@raziolhossein
03:14
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



الا ای مه که جلوت میدهی خورشید انور را
ز نور چهره ی خود نور بخشی ماه و اختر را

الا ای دختر موسی که عیسی زنده میسازی
دخیلم گوشه چشمی بنده از خاک کمتر را

کلید روضه رضوان اگر در دست من باشد
نمی سازم رها این درگه از خلد بهتر را

به علم و حلم و ایثار و وقار و عصمت و غیرت
تجلی میدهی آئینه وش زهرای اطهر را

توئی تالی زهرا کز شمیم فاطمی بویت
پدر پیش از ولادت بر تو داده نام مادر را

تو مصداق صداقت هستی و در باور عالم
نباشد انتظار دیگری دخت پیمبر را

اگر چه فاطمه هستی ولی معصومه میخوانم
که با نامت نلرزانم دل ساقی کوثر را

توئی درمان هر درد و یقین دارم اگر بودی
نمی کُشت آن غل و زنجیرها موسی ابن جعفر را

تو آن بانوی پر مهری که همچون عمه ات زینب
گواهی میدهد هر عضو تو عشق برادر را

تو هم دنبال دلبر کو به کو رفتی ولی چشمت
ندیده از برادر غرقه در خون جسم بی سر را


#حیدر_توکلی

@raziolhossein
1
03:15
#حضرت_معصومه_شهادت


در روز عزای حضرت معصومه
هستیم گدای حضرت معصومه

در روز جزا عالم و آدم هستند
دلخوش به عطای حضرت معصومه

#محسن_علیخانی

@raziolhossein
03:16
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


گوییا از مصر بار زعفران آورده‌اند
از مدینه جلوه‌ای کوثرنشان آورده‌اند

محضر قدسیّ دربار ملیکه ، شاعران
تحفه‌ی ناقابل از فن بیان آورده‌اند

در میان محمل منظومه‌ی شمسیِ عشق
ماه را با معجری از کهکشان آورده‌اند

از مدینه ناگهان سوی کویر خشک قم
چشمه‌ی آب حیاتی جاودان آورده‌اند

مثل زهرا دختری ، پاک و طهورا دختری
تشنگان حوض کوثر ، میهمان آورده‌اند

يك نخ از چادر نمازش صد گره وا می‌كند
اين چنين بر سائلان خط امان آورده‌اند

هم حجاز و هم عراق و هم خراسان در قم است
محض آل اللّه ، اینجا آشیان آورده‌اند
.
.
خواهر سلطان پذیرایی شده با دسته گل
خواهری در شام ، بین ریسمان آورده‌اند


#مشام


@raziolhossein
2
03:16
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


عالی درجات، حضرت معصومه
ای باب نجات، حضرت معصومه

امّید شفاعت از تو داریم همه
روز عرصات، حضرت معصومه...

#مرتضی‌_درزی

@raziolhossein
03:19
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


سلام ای بانوی بیت کرامت
سلام ای معدن جودوسخاوت

سلام ای جلوه ی زهرای اطهر
سلام ای دخترموسی ابن جعفر

سلام ای کوثرپیوسته جاری
توزینب خصلتی زهرا تباری

سلام ای عالمی محو کمالت
تمام انبیاء مات جلالت

عیان است وعیان است وعیان است
بیان وصف توفوق بیان است

حریمت جلوه ی رب جلیل است
یکی از زائرانت جبرئیل است

ضریح توپناه انس وجان است
مطاف مهدی صاحب الزمان است

به لطف ورحمتت امیدوارم
به خاک تربتت سر می گذارم

مقاماتت هزاران  رازدارد
مزارتو به جنت ناز دارد

نمی ازچشمه سارت آب زمزم
ارادتمند زوار تو مریم

تومثل عمه ات مظلومه هستی
گل طاهائی ومعصومه هستی

ملائک دربرت چون خاک بوسی
انیس وهمدم شمس الشموسی


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
1
03:22
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



به استجابتِ لب‌تشنگان، تو بارانی
که چشمه‌ای به کویر آمدی به مهمانی

کویر، قبل تو با مرگ‌و‌میر قافیه داشت
سلام بر تو که این خاکِ مرده را جانی

بمان و گرد و غبارِ مدینه را بتکان
تو سهمِ مردمِ ما از مزارِ پنهانی

ببخش ما را، دست کویر، پاگیر است
ببخش قم را، ای زائرِ خراسانی!

ببخش لهجه‌ی ما در تلاوتت غلط است
ای استخاره‌ی خوب، ای فصیحِ قرآنی!

تو جان بخواه، که منت گذاشتی سرمان
که پای هر قدمت می‌دهیم قربانی

سپرده‌ایم گدایان صدا به در نزنند
نشسته‌ایم درِ خانه‌ات به دربانی

مراقبیم غباری به پای‌تان نرسد
به تارِ چادرتان گردی از پریشانی

مراقبیم نگاهی به سمت‌تان ندود
اگر چه چشمه‌ی پاکی‌ست، چشمِ ایرانی

مراقبیم که سنگی نیفتد از بامی
و چوبه‌ای نزند بوسه‌ای به پیشانی

سپرده‌ایم به آتش به سمت‌تان نرود
شنیده‌ایم برای که روضه می‌خوانی!

ببخش اگر که نشد جان‌نثارتان باشیم
و تا قیامت مهمان پیش‌مرگانی!


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
3
03:25
#حضرت_معصومه_شهادت


دستم گره خورده ست بر دامان لطف تو
بر ما رسیده شکر حق سوهان لطف تو
مانند کفتر های بر ایوان لطف تو
بی چتر باید رفت در باران لطف تو

تو آینه در آینه مانند زهرایی
شکر خدا بانو که تو همسایه ی مایی

از سفره ات لفظ بفرمایید می جوشد
در آستان چشم تو خورشید می جوشد
در جای جای صحن تو امّید می جوشد
از هر کلامت آیه ی توحید می جوشد

چشم و چراغ خانه ی قلب برادر تو
زهرا ترین معصومه ی موسی بن جعفر تو

الحق کریمه بودنت مثل حسن جان است
الحمدالله سایه ات بر روی ایران است
تا قبله گاه مردم ایران،خراسان است
امیّد ما اول خدا و بعد سلطان است

هرکس گدای لطف این خواهر-برادر شد
جیره بگیر سفره ی موسی بن جعفر شد

تا اخرین لحظه نگاهت خیره بر در بود
دلتنگ بودی و دلت تنگ برادر بود
قلب شکستت مهربان در خون شناور بود
چشم خدا بر حالت مضطّرِ تو تر بود

اما کسی بر تو جسارت کرده؟ نه بانو
بر خاندان تو اهانت کرده ؟ نه بانو


#آرمان_صائمی

@raziolhossein
2
03:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
984×591, 61.7 KB
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها

رو کن به سوی قبلۀ دل‌ها در قم
باشد حرم عترت طاها در قم
ای عاشق قبر فاطمه! تربت او
پنهان به مدینه گشت و پیدا در قم

مرحوم  #سیدرضا_موید

@raziolhossein
2
4 October 2025
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
▪️ اناللّه وا انا الیه راجعون ▪️


#پدر غلام تو و مادرم کنیز شماست
فدای تو #پدر و مادرم حسین جانم

#عبدالزهرا

نثار روح پدر تازه درگذشته شاعر اهلبیت
و خادم مجموعه #رضیع‌الحسین علیه السلام
آقای حسن جواهری( #عبدالزهرا )
فاتحه ای قرائت بفرمایید

ان‌شاالله که مهمان سفره‌ی حضرت زهرا و حضرت معصومه علیهماالسلام باشند

این مصیبت وارده را
خدمت ایشان و خانواده محترم #جواهری تسلیت عرض می‌کنیم

@raziolhossein
@raziolhossein1
27 😭 17 😢 9 😍 1
5 October 2025
ش
19:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
904×1280, 118.0 KB
اعلان مراسم تشییع
😢 7 6
8 October 2025
ش
15:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#امیرالمومنین_مدح


با شوق مرگ و شور شعف دفن میشود
چون گوهری میان صدف دفن میشود

تهلیل هاست بدرقه ی آن جنازه که
با عزت و جلال و شرف دفن میشود

اینجا دگر حساب و کتابی به خاک نیست
با لاتخف چو عبد خلف دفن می‌شود

با ساقی بهشت چو همسایه شد ببین
سرمست جام و باده به کف دفن میشود

از هر طرف به گوش رسد دعوت بهشت
در جنتی ز چار طرف دفن میشود

معلوم شد که شیعه ی مولا "جواهری" است
وقتی که در حجاب صدف دفن می‌شود

حسرت به مرگ هیچ عزیزی نمی‌خورم
الا به آن کسی که نجف دفن می‌شود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
23
9 October 2025
ش
18:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
4
18:23
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#شب_جمعه


پس از تو ابر  به دنبال ماه می اید
دل رمیده ی عالم براه می اید

دوباره نیمه . شب ِجمعه حرم غوغاست
صدای مادری از قتلگاه می اید


#محمدصادق_باقی_زاده

@raziolhossein
18:23
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

دلم از ازل آشنای حسین است
سرم تا ابد خاک پای حسین است

من و شکر این موهبت ، کی توانم
وجودم پر از غصه های حسین است

خنک کی شود تا ابد این حرارت
دل شیعه ماتم سرای حسین است

رضا شد قضای خدا را عجب نیست
رضای الهی رضای حسین است

پدر گفت از اول به گوشم که باشم
گدای کسی که گدای حسین است

محب شه کربلا هر که باشد
یقین دوستدارش خدای حسین است

بهشتی که حق وعده داده به خوبان
قسم می خورم کربلای حسین است

الهی که لال از جهان پر نگیرد
زبانی که گرم ثنای حسین است

"مرا کیست یاری نماید" ، هنوزم
به گوش فلک این ندای حسین است

بود عاشق واقعیش کسی که
روی ناقه ها در قفای حسین است

شب جمعه شد باز مرغ دل من
هوایی ایوان طلای حسین است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
3
18:23
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

چشمی که دریا می شود شبهای جمعه
محبوب زهرا می شود شبهای جمعه

توبه همان اشک است، با اشکی که دارم
این دیده زیبا می شود شبهای جمعه

گرچه گنهکارم، ولی با دست زهرا
این نامه امضا می شود شبهای جمعه

درد فراق کربلا، درد گناهم
این دو هم آوا می شود شبهای جمعه

خیلی دلم حال و هوای گریه دارد
در سینه غوغا می شود شبهای جمعه

از اول هییت همیشه رسم این است
با روضه معنا می شود شبهای جمعه

عطر حرم تا بر مشام من می آید
دردم مداوا می شود شبهای جمعه

فرقی به فرزندان زهرا نیست اما
باب الحسین وا می شود شبهای جمعه

هرجا که نامی از حسین آید یقیناً
عرش معلا می شود شبهای جمعه

با روضه های شاه بی لشکر همیشه
غم خانه بر پا می شود شبهای جمعه

چون قامت زهرا خمید از زخم حنجر
هر قامتی تا می شود شبهای جمعه

اصلاً نميخواهم دگر روضه بخوانم...
...مادر که تنها می شود شبهای جمعه

شبهای جمعه سوختن را دوست دارم
گریه به شاه بی کفن را دوست دارم

#رضا_باقریان

@raziolhossein
3
18:23
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


پای هرروضه ی توگریه نمودن زیباست
از  گدایان  سر  کوی  تو بودن زیباست

جز در خانه ی تو هیچ کجا بهتر نیست
نوکر هیچ کسی جز تو نبودن زیباست

داشت فطرس به تمامی ملائک میگفت
در حوالی  حرم  بال گشودن زیباست

هرکه را طبع روان است به آن میگویم
بر تو و کرببلا شعر سرودن زیباست

هیچ کس مثل تو محبوب دل عالم نیست
هرکه دیوانه ی عشق تو نشد آدم نیست

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
7
18:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1810×2560, 800.7 KB
حسرت به مرگ هیچ عزیزی نمی‌خورم
الا به آن کسی که نجف دفن می‌شود

مجلس توسل به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
و یادبود درگذشت پیرغلام آستان علوی

حاج علی اکبر جواهری

جمعه ۱۸ مهرماه ۱۴۰۴ بعد از نماز مغرب و عشا
میدان معلم کوی حندق ساختمان ایلیا

آقایان و بانوان
9
12 October 2025
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#رباعی_علوی

نه‌چرخ که بر فراز هم نه‌طبق است
از دفتر مدح مرتضی یک‌ورق است

دیدار حق ار طلب نمایی، حق را
در شخص علی ببین که مرآت حق است


#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
8
14 October 2025
ش
15:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


۲۲ ربیع الثانی سالروز وفات حضرت موسی المبرقع ابن حضرت جواد الائمه علیهما السلام است

سلام ، حضرت موسی المبرقع ابن جواد
 درود و رحمت حق بر روان پاک تو باد

سلام بر تو که از دودمان طاهایی
گل شکفته ای از باغ سبز زهرایی

نسیم هر نفست عطر استجابت داشت
 "سمانه"  مادر تو یک جهان نجابت داشت

تو از تبار شکوه و کرامت و قدری 
در آسمان جمال و جلال چون بدری

همیشه بر روی ماهت نقاب می بستی
ز چشم زخم حسودان شهر  می رستی

كلام نغز تو از معرفت حکایت داشت
ز علم و جوهر اندیشه ات روایت داشت

به شهر قم ز مدينه که رهسپار شدی
صفای دائمی خاک این دیار شدی

به کوچه کوچه قم مقدم تو برکت داد
نگاه گرم تو بر قلب ها طراوت داد

کنار مردم این شهر سالها ماندی
 برایشان ز کلام خدا سخن راندي

ز کاظمین ضریحت حضور می بارد
بر آسمان رواق تو نور می بارد

در آستان تو هر کس شبی مقیم شود
دلش زلال تر از  چشمه و نسيم شود

" کمیل دست تمنا به سوی تو برداشت
 که جرعه ای می عشق از سبوی تو برداشت

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
15:35
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


در وصف تو ای کوثر جاری چه بگویم
فرزند بلافصل بهاری چه بگویم

ای ایل و تبارت همگی نور علی نور
یک جلوه از این ایل و تباری چه بگویم

ای آینه برقع بزن و روی بپوشان
در وادی قم آینه داری چه بگویم

حسن تو ، جمال تو ،کمال تو کشیده است
صد جلوه در این آینه کاری چه بگویم

پیچیده میان حرمت بوی مدینه
نام و نسب از فاطمه داری چه بگویم


هر شعر که گفتیم به وصف تو رسا نیست
فرزند بلافصل بهاری چه بگویم


#سیدعلی_نقیب

@raziolhossein
15:35
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع
#دوبیتی

ای چشمه علم و صاحب عز و جلال
وی سید با جلالت و قدر و کمال

شد محو جمالت همه خلق جهان
موسای مبرقعی تو در حسن جمال

#غلامرضا_محمودنژاد_ناطق

@raziolhossein
15:35
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


مثل یک گنج که در سینه ی دریا باشد
حرمت مخزن الاسرار قمی ها باشد
نسبت از نسب ام ابیها باشد
پس یقینا قدمت تاج سر ما باشد
شک ندارم که شما باب مرادی آقا
چونکه فرزند بلافصل جوادی آقا

همره مقدمت انگار بهاران آمد
جامی از نور سر سفره ی ایران آمد
سوی درگاه تو خورشید ثنا خوان آمد
با شما عطر خوش شاه خراسان آمد
هر که دل صاف کند از تو شفا می گیرد
سائل از دست شما کرببلا می گیرد

قم شده طور و شما حضرت موسی شده ای
از همان روز ازل در دلمان جا شده ای
ای که ضرب المثل بخششِ دنیا شده ای
علت جوشش ابیات و غزلها شده ای
ابر و باد و مه و خورشید به پات افتاده
نسل در نسل غلامیم و شما شهزاده

در رگ و ریشه ی خود غیرت حیدر داری
شال سبزی چو همه آل پیمبر داری
پیش چشم همه اعجاز مکرر داری
ای که مهتاب زمینی ، چهل اختر داری
اگر از چهره ی زیبات نقاب اندازی
دل مجنون شده را در تب و تاب اندازی

عمرمان پای رکابت شده تنها سپری
بی تو شبهای پر از غصه ندارد سحری
به گمانم که به زیبایی خود چون قمری
آمدی دل ز دل یوسف کنعان ببری
باز هم نام قمر بر لب بیمار آمد
یادم از غیرت عباس علمدار آمد

دل به دریا زده و روبه خطر می اید
لرزه برپیکر ابناء بشر می اید
رفته از میمنه از میسره در می اید
این عجایب ز شه علقمه بر می اید
"بنویسید که او ثانی خیر الناس است
آی لشکر بشناسید که او عباس است"


@raziolhossein
2
15:35
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


نام تو شعر ناب مرا حُسن مطلع است
ای که به هر چه حُسن، وجود تو مجمع است

گفتم که شأن توست چونان آسمان رفیع
دیدم که نه! بلندی جاه تو ارفع است

شعری که جلوه جلوه ز تو آیه آورد
چون لوح زرنگار جواهرمرصع است

تو نور دیدگان جوادالأئمه‌ای
باب تو بر رجوع همه دهر، مرجع است

چل اختران به دور تو در طوف روز و شب
درگاه تو به روشنی و نور منبع است

وقتی کلام نور شنیدم از آن جناب
دیدم که یالها! همه قرآن‌ملمع است

انگشت مانده بر لب خورشید پرفروغ
رویت ز نور حضرت جانان مشعشع است

در مدحتت غزل که نه! آقا مرا ببخش
نظمی نوشته‌ام که تو گویی مسجّع است

بیتاً لبیت را که شنیدم، شدم حریص
گفتم ضرر که نیست؛ همین نیز مصرع است

ای شاهزاده دست من ناتوان بگیر
در آن زمان که محشر کبرا و مفزع است

شاعر نمی‌رود پی ترتیب قافیه
وقتی که سایه‌ات به همه خلق ملجأ است

برقع بگیر از رخ دلدار «ناعمی»
بینند تا که یار تو «موسی مبرقع» است

#علیرضا_حضرتی_ناعمی

@raziolhossein
1
15:35
#حضرت_موسی_مبرقع


اینجا مگر کجاست که نورش مشعشع است
در شعر عاشقانه‌ی عشّاق، مطلع است

مانند چلچراغ، چهل اختران قم
همواره می‌درخشد و همواره منبع است

جمعند زائران و ملایک کنار هم
به به چه آستان و چه فرخنده مجمع است

این آستان نور بلا فصل آفتاب،
آیینه‌ی بهشت خداوند اسمع است

هر چند مستطیل بُوَد ظاهر ضریح
اما چو کعبه در نظر من مربّع است

آید صدای بال و پر آسمانیان
آن کس که دفن گشته در این بُقعه، اورع است

فهمیدم از بلندی گلدسته‌ها که او
در ملک حُسن، مرتبت و شانش ارفع است

زیباتر است سیرت او مثل صورتش
بنگر که بُرقعش چه جمیل و مرصّع است

ئوپدوم گلنده آستاسیندان، ئوپون منی*
این بیت، مثل بیت بهشتی ملمّع است

اینجا کجاست گفتم و "سیّدبشیر" گفت
اینجا مزار حضرت موسی مبرقع است

* ترجمه‌ی مصرع ترکی: وقتی که آمدم آستان او را بوسیدم، پس مرا ببوسید.


#سیدبشیر_حسینی_میانجی

@raziolhossein
15:35
#حضرت_موسی_مبرقع
#چهل_اختران


اینجا بود محل چهل اختران فم
اینجا بود محله نام آوران قم
هم چون ستارگان شب آسمان قم
دارالزیاره بر همه ی زائران قم

شد آبروی اهل قم از آبرويشان
نور و ضیا گرفته قم از نور رویشان


چل اختران حریم ولا در جهان بود
چل اختران چو قبله گه عاشقان بود
دارالولایه گشته و دارالامان بود
اسرار ایزدی است که در قم نهان بود

چل اختران تجلی انوار داور است
چل اختران محله اولاد حیدر است


این صحن باصفا که بدینسان ملمع۱ است
وز لطف بیکران الهی مرصع۲ است
اینجا مزار حضرت موسی مبرقع است
آن نازنین که نور جمالش مشعشع است

اینجا پناهگاه تمام خلایق است
میعادگاه جمله محبان عاشق است


اینجا حریم صاحب فضل و کرامت است
ابن الجواد زاده ختم رسالت است
اینجا تمام خلق جهان را عنایت است
اینجا دل شکسته دعایش اجابت است

اینجا بود که دیده مردم بسوی اوست
عالم منور از گل رخسار روی اوست


ابن الجواد منبع جود و سخا بود
ابن الجواد صاحب لطف و عطا بود
این الجواد زاده خیر الورا بود
این الجواد نور دوچشم رضا بود

آنکس که در عبادت و تقوا سرآمد است
فخر قم و سلاله پاک محمد است


موسی مبرقعی که بود مه جبین قم
درگاه لطف او شده خلد برین قم
کویش بود هماره چو حصن حصین قم
دارالشفا گشته بر اهل یقین قم

قم آشیانه ای شده بر آل بوتراب
ماهش بود مبرقع معصومه آفتاب


سادات برقعی همه از نسل پاک او
شد توتیای چشم ملایک زخاک او
اهل ولا هماره بود سینه چاک او
روشن جهان زنور رخ تابناک او

باشد قبیله رضوی از تبار او
قم نه که گشته اهل جهان وام دار او


بدرالمشعشعی که بود یوسفی جمال
آن صاحب الکرم که بود مجتبی خصال
شد سیدالکریم در اوصاف و در کمال
او مظهر جمیل خداوند با جلال

اوچشمه علوم نبی مکرم است
اوسیدالجلیل علیمی معظم است


ما را عنایتی شده از سوی کردگار
برعترت رسول خدا جمله بی قرار
از بس که انتظار کشیدیم انتظار
یارب رسان تو صاحب شمشیر ذوالفقار

تا آنکه بر کند ستم و ظلم و جور را
"ناطق"توباش روز و شب از بهر التجا


۱_ مُلَمَّع = رنگارنگ و درخشان
۲_مُرَصَّع = تزئین و آراسته و جواهرنشان


#غلامرضا_محمودنژاد #ناطق

@raziolhossein
1
ش
22:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×1177, 155.0 KB
#حضرت_موسی_مبرقع

در طور آل فاطمه موسای دومی
معصومه زینب و تو علی اکبر قمی

#سیدمیلاد_حسنی
@raziolhossein
1
22:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
552×333, 39.9 KB
#حضرت_موسی_مبرقع

در طور آل فاطمه موسای دومی
معصومه زینب و تو علی اکبر قمی

#سیدمیلاد_حسنی
@raziolhossein
3
16 October 2025
ش
18:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
18:07
#امام_حسین_مناجات


دلا چه در پی لذّاتِ پنج روزه حیاتی
دَع الدعابةُ و ابکِ الحُسین بِالعبراتِ
بلا ندیده‌ای و نپندارمَت ز اهل نجاتی
سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ
تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فراتی

شهید دشت بلا، دل کشد به سویِ تو ما را
دریغ و درد که بُگداخت آرزویِ تو ما را
به از بهشتِ برین است خاکِ کوی تو ما را
نه پنج روزه حیات است عشقِ روی تو ما را
وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ اِن شَمَمتَ رُفاتی

کسی نبُرده ملالَت ندیدم و نشنیدم
دل تُهی ز خیالت ندیدم و نشنیدم
ز انبیا به خصالَت ندیدم و نشنیدم
من ادمی به کمالت ندیدم و نشنیدم
اگر گِلی به حقیقت عجین آب حیاتی

چو شه نهاد به عزم جهاد روی به دشمن
گرفت زینب زارَش به عجز گوشهٔ دامن
که ای تو جانِ گرامی، جدا مشو ز برِ من
شبم به روی تو روز است و دیده‌ام به تو روشن
و اِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشیَّتی و غَداتی

دل از وفای تو ای یارِ همسفر نگرفتم
به شام رفتم و از کربلا نظر نگرفتم
به هیچ کس نرسیدم کز او خبر نگرفتم
اگر چه دور بماندم امید برنگرفتم
مضی الزَمانُ و قلبی یقولُ اَنَّکَ آتی

به هر طریق بُوَد، جان به جستجوی تو باشد
به هر حدیث بُود، لب به گفتگوی تو باشد
به شام می‌روم و دل در آرزوی تو باشد
شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فی الظُّلُماتِ

ز بزم یار فکندم فلک به منزل دشمن
کشید دهرِ دغا اخرم به محفل دشمن
سر برهنه به پا داشت در مقابل دشمن
ز چشم دوست فتادم به کامهٔ دل دشمن
اَحبَّتی هَجَرونی کَما تَشاءُ عُداتی

شها وصال کمین بنده است و ثناگو
گرفته مدح تو بر کف، بر آستان تواش رو
نعوذ بالله اگر روی درکشی از او
اخافُ مِنکَ و اَرجوا و اَستَغیثُ و اَدنو
که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی

عجب ز سوز وصال و شَغَب که در تو نگیرد
عحب ز آه وی ای تشنه لب که در تو نگیرد
ز سوز روز وی و آه شب که در تو نگیرد
فراق‌نامهٔ سعدی عحب که در تو نگیرد
و اِن شَکَوتُ اِلی الطَّیرِ نُحنَ فی الوُکَناتِ

#وصال_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
18:07
#امام_حسین_مناجات


روز را شب می کنم با درد بی بال و پری 
هیچ دردی نیست از این درد ، درد بد تری

ماجرای من شده مانند مرد یخ فروش
آب دارد می شود عمر و ندارم مشتری

نیمه ی شب از خیابان ها سراغم را بگیر 
روزگار عاشقی یعنی همین در به دری

گریه هایم را بگیرى زیر گریه میزنم
هر چه را دارم بگیر از من بده چشم ترى
 
کربلایم دیر دارد می‌شود کاری بکن
بی کسی ام را نکن با دوری ات یادآوری

یا ولی الله ، کارم لنگ گوشه چشم توست 
رب نمی بخشد مرا تا از گناهم نگذری

نوجوان بودم شدم دیوانه ی کویت حسین 
...آه از آن ساعتی که... روضه های کوثری
**
تازه میگردد برایم روضه ی عصر دهم
چشم من هربار می افتد به معجر، روسری

پیش چشم مادرت پیش نگاه خواهرت
حنجرت را پاره پاره کرد آخر خنجری

مثل نعلی که کمی از پیکرت را کند و برد
برد همراه خودش انگشت را انگشتری

بچه هاى فاطمه از قافله جا مانده اند
ساربان آهسته تر، داری مگر سر مى برى؟


#یا_مظلوم

@raziolhossein
2
18:07
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

کربلایت به خدا قبله ی دلهاست حسین
شب جمعه حرمت محشر کبراست حسین

«مادرت» آمده با ذکرِ «بُنَیَّ قَتَلوکْ»
عطر سیب حرمت جلوه ی زهراست حسین

#وحید_کتابی

@raziolhossein
1
18:07
#امام_حسین_مناجات


خوش آن دلی که گذر سوی کربلا بکند
مس وجود از آن خاک، کیمیا بکند

خوش آن نسیم که از خاک نینوا آید
خوش آن غریب که منزل به کربلا بکند

هوای باغ بهشت است، خاک کوی حسین
وطن، خوش آن که در آن خاک جان‌فزا بکند

اگر مَلَک به کف آرد، غبار روضۀ او
به چشم خویشتن، آن خاک، توتیا بکند

غلام همّت آنم که در محبّت دوست
تن و سر و زن و فرزند و جان، فدا بکند

چو بهر ما، سر و فرزند و جانِ شیرین داد
ز آب شور، دریغ از چه چشم ما بکند؟

چه کم شود ز جلال حسین؟ اگر روزی
ز لطف، گوشۀ چشمی، سوی «هما» بکند

#همای_شیرازی

@raziolhossein
2
18:08
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

خواهم ز خدا كه بی ولايم نكند
غرق گنهم؛ ولی رهايم نكند

يك خواسته دارم از خدای تو حسين!
در هر دو جهان از تو جدايم نكند

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
3
17 October 2025
ش
02:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
02:37
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگه‌دارت!

چو اشک بر سر بازار دیده پای گذار
الا که گرم‌تر از محشر است بازارت!

نشسته‌اند به راه و ستاده‌اند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت

سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت

مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
که بوده این دل ما دم به دم گرفتارت

متاع مهر تو سرمایه‌ای است بی‌نقصان
دلم خوش است بدین مایه‌ام خریدارت

رسان به تربت زهرا سلام ما و بگو
بده ز دور جواب سلام زوّارت

سری ز پنجرۀ خانه‌ات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت

قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
5
02:37
#امام_زمان_مناجات
#رباعی

هنگام دعا از دل تنگم گفتم
از خواسته های خود دمادم گفتم

شرمنده زیاد از تو غافل بودم
عجل لولیک الفرج کم گفتم

#مرتضی_کربلایی

@raziolhossein
1
02:37
#امام_زمان_مناجات


 ای سلیمان موری آمد بر درت
رد مکن او را به جان مادرت

ای که صدها چون سلیمان مور توست
چون کلیم الله بسی در طور توست

اختیار ماسوا در دست توست
خلق عالم جملگی پابست توست

بر در دولت سرایت آمدم
تا زنم بوسه به پایت آمدم

آن‌قدر در می‌زنم این خانه را
تا ببینم رویت ای جانانه را

آمدم تا درد من درمان کنی
در خور لطفت به من احسان کنی

آمدم تا در به رویم وا کنی
آمدم خود را به من اعطا کنی

در کمند خود اسیرم کرده‌ای
از خلایق جمله سیرم کرده‌ای

ای انیس و مونس دیرینه‌ام
می زنم سنگ تو را بر سینه‌ام

ای تن و جانم بلاگردان تو
کِی کشم دست از تو دامان تو


#علی_اصغر_یونسیان #ملتجی

@raziolhossein
3
02:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
675×782, 33.2 KB
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه


آن‌قدر‌منتظر‌آمدنت‌خواهم‌ماند
کزمزارم‌گل‌نرگس‌به‌ثمر‌بنشیند...

#امیرحسین‌_حیدری

@raziolhossein
ش
05:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


سحر نشسته زمان اذانمان برسد
امام گشته ز ديده نهانمان برسد

بهار ميرسد از راه بعد از آني كه
بريده از همه فصل خزانمان برسد

كدام حالت ماها شبيه منتظر است
نرفته از كف امان تا امانمان برسد

به لب نيامده جان ها از اين غم سنگين
چگونه صاحب كون و مكانمان برسد

نه استغاثه نه ندبه نه عهد ميخوانيم
به گوش او به چه نحوي بيانمان برسد

فقط دعاي زباني براي او كرديم
نشد كه داغ فراقش به جانمان برسد

به جاي اينكه بخواهم فراق سر آيد
به فكر آبم و ذكري كه نانمان برسد

كسي به فكر كسي نيست شيعه تنها شد
خدا كند كه امام زمانمان برسد...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1
05:16
#امام_زمان_مناجات


دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

کی این دل رمیده ی من هم؛ زهیروار
در دام چشم های تو تسخیر می شود؟

این کشتی شکسته ی طوفان معصیت
با ذوق دست توست، که تعمیر می شود

حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه
با حلقه های زلف تو درگیر می شود

در قطره های اشک قنوت شب شما
عکس ضریح گمشده تکثیر می شود

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست
دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود!؟


#وحید_قاسمی


@raziolhossein
2 😭 1
05:17
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


جهان در گیر و دار جنگه بی تو
قرارِ شیشه‌ها با سنگه بی تو

عصا بردار؛ ای موسای موعود!
کمیتِ اهل عالم، لنگه بی تو



#حسین_بابانژاد

@raziolhossein
👍 3 1
21 October 2025
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 88.2 KB
1
19:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 23.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
19:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
539×538, 104.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب به دل مرده حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست
تا دسته گلی دهی به زهرا و علی
بر مقدم زینب صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
3
19:16
#حضرت_زینب_ولادت


امشب خدا به کوثر خود داد کوثری
در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری
یا این که در لباس زن آمد پیمبری
یا اینکه حق به حیدر خود داد حیدری

این شیردختری است که شمشیر حیدر است
سر تا قدم امام حسین مکرر است

این پاک تر ز حاجر و حوا و مریم است
سر تا قدم صحیفۀ آیات محکم است
در وصف او مدیحۀ جن و بشر کم است
ام المصائب است نه ام المحرم است

این سیب سرخ باغ بهشت محمد است
آب و گلش تمام سرشت محمد است

زهراست جان احمد و این جان فاطمه است
ریحانۀ محمد و ریحان فاطمه است
طاها و قدر و کوثر و فرقان فاطمه است
گویی تمام وحی به دامان فاطمه است

تنها فهیمه ای که ندیده مفهمه
از کودکی است عالمۀ بی معلمه

بی او درخت سبز ولایت ثمر نداشت
دریای آرزوی نبوت گهر نداشت
انگار روز حادثه کم از پدر نداشت
الحق که صبر مادر از این خوب تر نداشت

وقت سکوت هم نفسش انفجار بود
شمشیر اگر نداشت خودش ذوالفقار بود

ام الکتاب صبر و رضا کیست زینب است
فصل الخطاب کرب و بلا کیست زینب است
فریاد خون خون خدا کیست زینب است
آیینۀ حسین نما کیست زینب است

زینب که لحظه لحظه شده غرق در حسین
در گاهواره چشم گشوده است بر حسین

زینب که چشم یوسف زهرا به سوی اوست
حبل المتین شیر خدا تار موی اوست
آیینۀ جمال خداوند روی اوست
هرجا حسین جلوه کند گفتگوی اوست
آبی که دارد آبرو از خاک کوی اوست

زین اب است و زین رسول خداست این
آیینه دار عرصۀ کرب و بلاست این

زینب زنی که بوده به مردان امامتش
اعجاز سید الشهدا در کرامتش
هر روز هست روز بزرگ قیامتش
دین سرفراز آمده در ظل قامتش

با خون نوشته اند شهیدان مکتبی
زینب حسینی است و حسین است زینبی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3
19:16
#حضرت_زینب_ولادت


وقتی که گهواره است دستان برادر
خواهر رسید اول به دامان برادر

بعد از ولادت گریه کرد و مادرش گفت
آرام باش ای دخترم، جانِ برادر

معلوم شد از کودکی یار حسین است
این خواهری که هست درمان برادر

عکس حسینش بینِ قاب چشم هایش
عکس خودش هم بینِ چشمان برادر

زینب اگرچه زینتِ باباست، اما
اثبات کرده هست گریان برادر

دست برادر بالش زیر سرش بود
اینگونه بود هر روز مهمان برادر

لالاییِ شبهای او نام حسین است
پس بوده از اول مسلمان برادر

یک شب نشد بی روی دلدارش بخوابد
این است ماندن پای پیمان برادر

پنجاه و چندی سالِ بعد، آمد به مقتل
افتاد روی جسمِ بی جان برادر

فریاد زد حالا که پیراهن نداری
زینب فدای جسم عریان برادر...

#رضا_باقریان


@raziolhossein
2
19:16
#حضرت_زینب_ولادت


تو را خبر بُوَد امشب چه دل‌پذیر شبی است؟
بلی بلی؛ شب میلاد دخت دخت نبی است

مه جمادی الاولی و پنجمین شب و روز
چه ماه مهر فروزی! چه روزی و چه شبی است!

رسیده مولد بانوی آسمان و زمین
چه مهر پرده نشینی! چه ماه مُحتجبی است!

چه بانویی! که عقیله میان هاشمیان
لقب گرفت و سزاوار این چنین لقبی است

ز بس به خاطر او شد روا حوائج خلق
به هر که می‌نگرم، فکر حاجت و طلبی است

اگر خدای تو را خوانده زین اب، زینب!
دگر که باخبر از آن مقام «زین ابی» است؟

چه خوش سروده! هر آن کس که بوده امّا حیف!
ندانم آن که چه کس شاعر است و از چه لبی است:

«هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب
هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی است»


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
3
19:16
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد
از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد

هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست
رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست

پی نبردیم به یکتایی نامت زینب
کار ما نیست شناسایی نامت زینب

من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد
جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد

من در اعماق خیالم ... چه بگویم از تو
من در این مرحله لالم چه بگویم از تو

چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است

چه بگویم که خداوند روایتگر توست
تار و پود همه افلاک نخ معجر توست

روبروی تو که قرآن خدا وا می شد
لب آیات به تفسیر شما وا می شد

آمدی تا که فقط زینت مولا باشی
تا پس از فاطمه صدیقه صغری باشی

آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند
تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند

چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد
باز تکرار همان سوره ی " اعطینا " شد

عشق عالم به تو از بوسه مکرر میگفت
به گمانم به تو آرام پیمبر می گفت:

بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود
جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
5
19:16
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


بر چهره ی تابنده ی زینب صلوات
بر منطق کوبنده ی زینب صلوات

در گریه به صورت حسینش خندید
بر گریه و بر خنده ی زینب صلوات

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
9
22 October 2025
ش
21:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


امشب كه كند فخر به شبهای گر
آورده فلك اختر زيبای دگر

اين زينب كبراست؟به دامان علي
يا ختم رسل گرفته زهرای دگر


مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
21:02
#حضرت_زینب_ولادت


خانۀ فاطمه آن روز تماشایی بود
که فضا جلوه‌گر از آیت زیبایی بود

در بهاری که نسیمش نفس جبریل است
گل ناز دگری رو به شکوفایی بود

خانه‌ای را که خدا جلوهٔ عصمت بخشید
در و دیوار پر از نقش شکیبایی بود

تا بیایند به تبریک محمد، جبریل
با ملائک همه در حال صف آرایی بود

به خدا، چشم خدا دست خدا وجه خدا
ز جگر گوشهٔ خود گرم پذیرایی بود

تا که قنداقهٔ او را به بر آورد حسن
حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود

ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت
این دو را چون که ز آغاز شناسایی بود

دختری داشت در آغوشِ محبت، زهرا
که سراپا همه آیینهٔ زیبایی بود

دختری داشت سراپای همانند علی
زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود...

پنج معصوم به او معرفت آموخته‌اند
که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود

وصف او عالمۀ غیر معلم شده است
تا به این مرتبه‌اش پایهٔ دانایی بود

بود از صبر و رضا نایبۀ خاص امام
نازم او را که به این قدر توانایی بود

کربلا صحنۀ عشق است و در آن صحنۀ عشق
همت زینب نستوه تماشایی بود

به علمداری صحرای بلا کرد قیام
رهبر قافلۀ عشق به تنهایی بود

یک زن و آن همه داغ دل و آن‌قدر شکیب
عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود...

#سیدرضا_مؤید


@raziolhossein
1
21:02
#حضرت_زینب_مدح


زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"
دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

روز جزا بـهانـۀ شیعه بـرای عـفو
خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را
"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
21:02
#حضرت_زینب_ولادت


آب زنید راه را آب حیات آمده
کوثر کوثر نبی، علی صفات آمده
علیمه و فهیمه ی فاطمیات آمده

قمر به سجده رفته چون بدر جمیله می رسد
دیده ی جهل کور شد زآنکه عقیله می رسد

جاه و جلال مصطفی، مُلکت و مال فاطمه
چشمه ی نوش مرتضی، آب زلال فاطمه
بزرگ - خواهر حسن، شهپر بال فاطمه

زنی به جز تو عشق را مرد سفر نمی شود
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود

دامن پاک وحی جز وحی گهر نیاورد
نیّره ی نبی به جز شمس وقمر نیاورد
مادر دهر می سزد دگر پسر نیاورد

چه دختری که با دو صد شیر پسر برابر است
نبین که زینب است او، که خود علی دیگر است

چه زینبی که عرش را سریر خویش می کند
چه زینبی که صبر را اسیر خویش می کند
چه زینبی حسین را امیر خویش می کند

حسین زنده در دلِ جوش و خروشِ زینب است
علم زمین نمی خورد، علم به دوش زینب است

حب علی است در دلش خلیل اگر خلیل شد
مریم اگر عفیفه شد، به فاطمه دخیل شد
بزرگ شد هر که در این بیت شرف ذلیل شد

در این سرا هزارها فضه جلیله می شود
ولی میان این حرم یکی"عقیله" می شود

عقل به زانو آمد از درایتی که داشته
لال شده زبان از آن فصاحتی که داشته
خجل شده عبادت از عبادتی که داشته

عجب به بردباری و صبرِ دلِ شکسته اش
نمازها فدای آن نافله ی نشسته اش

به دست های او اگر طناب گیر کرده است
شمر که نه، عقیله را جهل اسیر کرده است
داغ حسین، عمه را چقدر پیر کرده است

کنیز می شدم اگر سایه ی بر سرم نبود
عمه پس از حسین اگر مدافع حرم نبود


#امیر_عظیمی

@raziolhossein
21:02
#حضرت_زینب_مدح

هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است
غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود
شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا
کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی
ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش
حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا
مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین
او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود
پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری
شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام
لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق
چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن
دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
2
21:02
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


دل آمده در كرب و بلا رو بزند
در گوشه ى خيمه گاه هوهو بزند

فرمان حسين است به سردارانش
زينب آمد، سپاه زانو بزند


#کرامت_نعمت_زاده

@raziolhossein
21:02
#حضرت_زینب_ولادت

رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را
تا خلق کند حوری انسانی خود را

ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد
بر خاک قدم های تو پیشانی خود را

هفتاد یهودی نه ، که سلمان و ابوذر
مدیون تو هستند مسلمانی خود را

در بند غمت هر که اسیر است عزیز است
آزاد مکن یوسف زندانی خود را

چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم
یک روز ببینیم سلیمانی خود را

ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم
در روضه ی تو لحظه پایانی خود را

دل را به منای غم تو ذبح نمودیم
از یاد مبر این همه قربانی خود را


#علی_ذولقدر

@raziolhossein
1
21:02
#حضرت_زینب_مدح


دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه هم‌چون ابر، خسته
ز دست صبر زینب، صبر، خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین موج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه‌ی صوت علی بود

چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن!

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زینب
علیّ دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی این‌گونه عاشق
زنی، پیغمبر قرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیمبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر!

#قیصر_امین_پور

@raziolhossein
21:02
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


اي دست خدا و فوق هر دست علي
اي رشته ي كائنات در دست علي

دست من و دامنت كه امروز تورا
قنداقه ي زينب است در دست علي

......


اي عقل و خرد ماتِ مقامت زينب
وی همچو علی نُطق كلامت زينب

در قدر شرافتت همين بس كه خدا
زد سكه‌ی زِينِ اَب به نامت زينب

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
21:10
#حضرت_زینب_ولادت


از روشنای عرش طلوعی دگر رسید
حوریه ای دوباره به شکل بشر رسید
این بار چندم است که در باغ اهل بیت
طوبای فاطمیِّ علی را ثمر رسید
بانو تو آمدی و به شام سیاه ما
از فیض گام های تو نور سحر رسید
امشب خود خدا به علی هدیه می دهد
تو آمدی و زینت قلب پدر رسید
تو آمدی که دور برادر بگردی و
اینگونه شد مدار فلک را قمر رسید
تو آمدی به خاطر تنهایی حسین
یعنی برای کرب و بلا همسفر رسید

ما با حسین شور تماشا گرفته ایم
امشب میان زینبیون جا گرفته ایم  

خورشید صبح گاهی بامت حسین بود
بعد از دو هفته ماه تمامت حسین بود
هر دفعه که برادرت از راه میرسید
از فرط شور و شوق سلامت حسین بود
یک راستای نور وجود تو زینب است
نوری که در مسیر امامت حسین بود
ساده ترش شد این که نوشتیم زینب و
دیدیم در حقیقتِ نامت حسین بود
در ذیل خطبه های فصیحت مورخان
آورده اند تکه کلامت حسین بود
در خانواده ای که واژه ی برخاستن علی است
از کودکی ، ذکر قیامت حسین بود

خواهر اگر توئی و برادر اگر حسین
نادیده ام برادر و خواهر در عالمین

حتی اگر که مدح تو را صد کتاب کرد
کی میشود فضائل تان را حساب کرد
چشم من آن گلی که به حسرت شکفته است
باید به لطف گام تو گل را گلاب کرد
حتی بیان نام تو اعجاز میکند
این اسم سیئات مرا هم ثواب کرد
هر حاجتی که پیش خداوند برده ام
گفتم به حق زینب و او مستجاب کرد
آیینه ی تمام قد حجب فاطمه
خورشید را طلوع رخت در نقاب کرد
ای خواهر کریم مدینه فقیر را
یک گوشه از کرامتت عالی جناب کرد

تو آسمان ترینی و بالا تر از تو نیست
ای خانمی که هیچ کس آقاتر از تو نیست

ای لحن خطبه های تو شیواتر از همه
مضمون جمله های تو گویاتر از همه
تعریف داغ در نظرت جور دیگری ست
ای کربلا به چشم تو زیباتر از همه
حتماً تمام واقعه را خوب دیده ای
ظهری که بود جای تو بالاتر از همه
اما کسی ندید که نفرین کنی چرا
ای آن که ربنای تو گیراتر از همه
ظهری که سی هزار نفر بود و یک نفر
افتاده بود زخمی و تنهاتر از همه
ظهری که در هجوم به گودال تیر و تیغ
پیچیده می شدند و معماتر از همه....

....این بود که تنش به چه جرمی کفن نداشت
بر روی خاک بود و سری در بدن نداشت

شاید که ارث تو پیغمبری نبود
در شام و کوفه روی تو خاکستری نبود
پس هاله ی نور تو آنجا چه کاره بود؟
راوی دروغ گفته سرت معجری نبود
بانو قسم به خون دهان برادرت
بزم شراب جای چنین خواهری نبود
با تو بنای گریه و زاری نداشتم
اما اگر که مادرتان بستری نبود
امروز با نفس زدنش خون نمی گریست
دیروز اگر جسارت میخ در نبود

جاری شده ست خون دل از دیده ی ترم
آمد دوباره فاطمیه ، وای مادرم

#حسین_رستمی

@raziolhossein
3
21:10
#حضرت_زینب_ولادت


نماز عشق ؛به پا می کنم به نام حسین
ز نای سینه نوا می کنم به نام حسین

تو زینبی و همه قاصرند از وصفت
کتاب عشق تو وا می کنم به نام حسین

به نام دلبرت اذن دخول می گیرم
طواف کوی تو را می کنم به نام حسین

به نام نامی معشوق شهره اند عشاق
تو را همیشه صدا می کنم به نام حسین

من از تو یاد گرفتم چنین عبادت را
میان سجده دعا می کنم به نام حسین

قسم به سجده ی تو اعتقاد من این است
نماز ؛سوی خدا می کنم به نام حسین

تو آمدی که بگویی برای قرب خدا
وجود خویش فدا می کنم به نام حسین

دمشق و کربلا هر دو تربت عشق است
شب ولادت تو وقت صحبت عشق است

خدا عنان دل ما به دست تو داده
اسیر دام تو اما ز غیر آزاده

اگر پیاله ی ما بوی چشم تو گیرد
شود برای همیشه لبالب از باده

مقام " زین اَبی "را به هرکسی ندهند
که این مدال، فقط گردن تو افتاده

اگر که باز شود دیده ها به نور اشک
اگر قدم بگذاریم بین این جاده

به چشم خویش ببینیم پای پرچم عشق
هنوز با کمری راست زینب اِستاده

چنان سگی به در خانه ات ببند مرا
که نام صاحب کلب است روی قلاده

خدا شهود شود بی حجاب در دل شب
نشسته دختر زهرا میان سجاده

به بی نظیری تو اعتراف باید کرد
شبیه کعبه به دورت طواف باید کرد

زمان بوسه رسیده کمی مدارا کن
رسیده ای بغل یار دیده ات وا کن

در این نگاه، برای همیشه ای بانو
تمام حسن خداوند را تماشا کن

به فکر عبد گنه کار باش و یک لحظه
به احترام حسین دست خویش بالا کن

به پشت معجر خود با کمی دعا کردن
تمام شهر پر از نور، مثل زهرا کن

همه به یاد خدیجه رخ تو بوسیدند
جلال بانوی مکه دوباره احیا کن

ببین چگونه پدر مست دیدن تو شده
نظر به چهره ی پر افتخار مولا کن

سلام دختر حیدر شریکة الارباب
بزرگ زاده بیا و گدای خود دریاب

کسی که دست توسل بر این سرا بزند
قدم به وادی ممنوعه ی خدا بزند

حرام باد به هر عاشقی که بی اذنت
قدم برای زیارت به کربلا بزند

شناختی که من از دست هایتان دارم
بعید باشد اگر دست رد به ما بزند

همین کرامتتان شد سبب به هر شب و روز
که حلقه دور نگین کرم گدا بزند

تو قرص نان خودت را به سائلی دادی
که حق به خانه ی تان مهر هل اتی بزند

تهجّد سحرت بس که غرق ذات خداست
حسین تکیه ی آخر بر این دعا بزند

از آن دمی که شده احترامتان واجب
به دست های شما بوسه مصطفی بزند

ز محضر همه سادات عذر می خواهم
اگر که گفته ام آتش به قلب ها بزند

خدا نیاورد آن روز را که در شهری
کسی به بی ادبی نامتان صدا بزند

به غیر حضرت زهرا کسی اجازه نداشت
که دست بر گره معجر شما بزند


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
3
21:10
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


كوثر به ظهور گوهری آوردست
زهرای بتول دختری آوردست

تا در غم كربلا كند مادريش
از بهر حسين خواهری آوردست

مرحوم #سیدرضا_موید
......

بر یمن قدوم بنت حیـدر صلوات
بر نـائبـه ی حضرت مـادر صلوات

لبخنـد به لبهـای حسین است و حسن
خوشنودی قلب دو بـرادر صلوات

#مصطفی_محمدی


@raziolhossein
1
21:10
#حضرت_زینب
#رباعی

ایکاش که در خدمت زینب باشیم
گریان غم و محنت زینب باشیم

یکشب حرم رقیه جان باشیم و...
یکشب حرم حضرت زینب باشیم

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
21:10
#یازینب
#حضرت_زینب_مدح


روایت است که یک روز حضرت زهرا
رسید گریه کنان نزد خواجۀ دو سرا

گرفته بود ببر زینب عزیزش را
چه زینبی که ستوده فلک کنیزش را

جمال فاطمی او شبیه مادر بود
ولی ز اشک، دو چشمش دو بحر گوهر بود

بگفت فاطمه در محضر رسول خدا
که ای به خاک تو جان تمام خلق فدا

رسیده فاطمه ات از غصّه جان بر لب
چرا نمی شود آرام دخترم زینب

هماره از دل او آه و ناله برخیزد
بر وی دست من از صبح اشک می ریزد

نبی گشود دو دست  و ز دامن زهرا
به روی سینه چو قرآن گرفت زینب را

گرفت در بغل او را به احترام تمام
صدای گریۀ او لحظه ای نشد آرام

علی گشود دو دست و ورا گرفت ببر
نشد خموش دمی بر فراز دست پدر

حسن رسید ز بابا گرفت او را باز
ولی نگشت خموش آن همای وحی حجاز

به سینه ناله و اشکش ز دیده جاری بود
که سیّدالشهّدا دست های خویش گشود

گرفت خواهر خود را چو جان خود در بر
کشید دست نوازش و را به صورت و سر

چنانکه بحر خروشنده اوفتد ز خروش
صدای طوطی وحی مدینه شد خاموش

ز روی شانۀ جدّ و اب و برادر و مام
به وصل گمشدۀ خود رسید و شد آرام

گمانم آنکه به او با اشاره گفت حسین
که وقت گریه تو نیست ای فروغ دو عین

هنوز شعله ی آتش بر این سرا نزدند
هنوز مادر مظلومۀ تو را نزدند

هنوز غربت حیدر ندیده گریه مکن
کبودی رخ مادر ندیده گریه نکن

نگاه دار بر آن لحظه اشک و زمزمه را
که بشکنند در این خانه دست فاطمه را

مریز اشک و مزن ناله و مکن زاری
هنوز از سر بابا نگشته خون جاری

هنوز خون به دل زار ما نکرده کسی
هنوز فرق علی را دو تا نکرده کسی

شرار آه تو روزی ز سینه برخیزد
که از گلوی حسن لخته لخته خون ریزد

سرشک دیده میفشان به برگ یاسمنت
هنوز تیر نباریده بر تن حسنت

صبور باش میفشان سرشک از دیده
هنوز جسم حسینت به خون نغلطیده

زمام گریه نگهدار تا که در گودال
کنند سم اسبان تن مرا پامال

زمان گریه ی تو لحظه ایست خواهر من
که بوسه گیری از پاره پاره حنجر من

هنوز نیزه به کتف و به شانه ات نزدند
کنار پیکر من تازیانه ات نزدند

هنوز شام بلا را ندیده ای زینب
هنوز طشت طلا را ندیده ای زینب

هنوز پیش رویت اهل شام صف نزدند
هنوز پای صدای حسین کف نزدند

هنوز سنگ بلا بر سرت نباریده
هنوز کوفه به اشک غمت نخندیده

مریز اشک بصورت ز دیده پیوسته
هنوز چوبۀ محمل سر تو نشکسته

اگر چه دختر زهرا ز گریه شد خاموش
ولی درون وجودش چو بحر داشت خروش

پس از گذشت زمان روزگار پیرش کرد
به دشت کرب و بلا عاقبت اسیرش کرد

اگر چه کوه بلا دمبدم کشید به پشت
خدا گواست که داغ حسین او را کشت

در آخرین دم خود یاد نازنین بدنی
به روی سینۀ خود داشت کهنه پیرهنی

چه کهنه پیرهنی پاره پاره چون جگرش
گرفته بود چو جان عزیز خود ببرش

به وقت مرگ نگاهش به دشت و صحرا بود
در انتظار قدوم عزیز زهرا بود

به سینه داغ غم لاله های رعنا داشت
در آخرین نفسش ذکر واحسینا داشت

تمام هستی خود را به راه جانان داد
نگاه کرد به روی حسین تا جان داد

دوبار دختر زهرا ز گریه شد آرام
یکی به شهر رسول خدا یکی در شام

جهان به ماتم او غرق آه و زاری باد
سرشک دیده «میثم» هماره جاری باد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 😭 1
21:10
#حضرت_زینب_ولادت


 یا که خدا به خلق پیمبر  نمی دهد
یا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد

حتی اگر چه فیض الهی به هیچ کس
غیر از  رسول سوره کوثر نمی دهد

دختر  در  این قبیله تجلی کوثر است
بیخود خدا به فاطمه دختر نمی دهد

زینب یگانه است و خدا هم به فاطمه
تا زینب است  دختر دیگر  نمی دهد

زینب رشیده ایست  که بر شانه کسی
تکیه به غیر شانه حیدر نمی دهد

زینب شکوه خواهریش را در عالمین
دست کسی به غیر برادر  نمی دهد

او مظهر صفات جلالی حیدر است
یعنی به راحتی به کسی سر نمی دهد

زینب همان کسی است که در راه عفتش
عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

#علی_اکبر_لطیفیان


@raziolhossein
1
21:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 65.9 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب ملک از زینب کبری گوید
از نور دل و دیده طاها گوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید



@raziolhossein
23 October 2025
ش
20:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
20:50
#امام_حسین_مناجات


پای قرار عاشقی ات سر گذاشتی
از هرچه بهتر است تو بهتر گذاشتی

می خواستی که دل ببری از گدای خود
این کار را به عهده ی اکبر گذاشتی

مفتاح مشکلات بزرگ قبیله را
در دست های کوچک اصغر گذاشتی

یک عده را کنیز سرای دو خواهرت
یک عده را غلام برادر گذاشتی

دیدی که در فراق حرم گریه می کنم
در سینه ام به سمت حرم در گذاشتی

اشکی که داده ای همه ی ثروت من است
در کاسه های چشم گدا زر گذاشتی

اما چرا تو ای سبب خلقت زمین
سر روی خاک ساعت آخر گذاشتی

از سینه تا که تیزی سر نیزه ها گذشت
حنجر به زیر کُندی خنجر گذاشتی

اصلا خودت بگو که چه خاکی به سر کنم
بی سر چو پا به عرصه ی محشر گذاشتی

جای کفن به جسم تو یک پیروهن رسید
آن هم به دست غارت لشکر گذاشتی

تو جان خاتمی ، چه کسی خاتمت ربود ؟
" با چون " تویی " به غیر محبت روا نبود "

#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
20:50
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

می پرم گرد کوی و بام حسین
تا بیفتم دمی به دام حسین

با تواضع و دست بر سینه
رو به قبله به احترام حسین

السلام علیک یا عطشان
تشنه ام تشنه ی سلام حسین

سند بندگیم را مادر
روز اول زده بنام حسین

پدرم بین سجده ی شکرش
خواست تا که شوم غلام حسین

کاش تا پیری ام همین باشد
من و عشق علی الدوام حسین

من و یک عمر نوکری کردن
سایه ی لطف مستدام حسین

هرکسی جون این تبار شود
می برد بهره از مرام حسین

من کی ام ؟ خانه زاد این درگاه
ریزه خواری که از طعام حسین

قد کشیدم ولی نبردم پی
به سر سوزن از مقام حسین

راز آزادگی و دینداری
همه پیداست در کلام حسین

زیر بار ستم نباید رفت
سرفرازی شده پیام حسین

ذوالفقار است در کف مردی
که می آید به انتقام حسین

#سیدحسن_رستگار

@raziolhossein
20:50
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


در پیشِ تو بهشتِ برین بی نظیر نیست
زمزم به پیش تربت تو دل پذیر نیست

ای از قدیم رسمِ تو احسانِ بی شمار
خیل ستاره در بر جودت کثیر نیست

از چهره عاشقان تو را می شود شناخت
دیوانه نیست هر که به مویت اسیر نیست

ثروت که می دهی همه خرج تو می کنیم
ما عاشقیم عاشق رویت ، فقیر نیست

هر کس که سرشکسته به درگاهتان رسید
در روز حشر از اَدبش سر به زیر نیست

ما را ببر حرم که ز دوری کربلا
زخمیست در جگر که کمِ از زخم تیر نیست

#حامد_آقایی

@raziolhossein
20:50
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

ابروی حسین به كهكشان می‌ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می‌ارزد

گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ؟
گفتا كه حسین بیش از آن می‌ارزد


@raziolhossein
20:50
#امام_حسین_وداع
#وداع


کس ندیده درعالم این چنین گرفتاری
شه رود به میدان و زن کندجلوداری

ای امام بی یاور برجهانیان رهبر
ازجفای این لشگربی معین وبی یاری

شاه کم سپاهی تو بهر ما پناهی تو
حجت الهی تو تو عزیز داداری

خسرو حجازی تو محیی نمازی تو
شاه سرفرازی تو نزد حضرت باری

کشته شد جوانانت جمله یار و اعوانت
نی تورا هواداری نی تو را علمداری

ای شهنشه عطشان میروی سوی میدان
از پی تو چون باران اشک ما شده جاری

خواهران تو گریان در میان این عدوان
توروان سوی میدان ما به گریه و زاری

اهل بیت پیغمبر مانده بی کس و مضطر
نی ز بهر ما یاور جز امام بیماری

ای عزیز پیغمبر شهریار بی لشکر
نی تورا کسی غیر از خواهر دل افکاری

خواهرت فدای تو شد فزون بلای تو
از این به جای تو می کنم فداکاری

#میرزا_احمد_ذاکر

@raziolhossein
2
20:50
#امام_حسین_مناجات


عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست
که اشک شور بیاد حسین شیرین‌ست

کنار قتلگه تو به گریه جان دادن
ز وعده‌ها که به‌خود داده‌ام یکی این‌ست

تو سیدالشهدایی، تو کشتۀ اشکی
منم که مذهبم عشق تو گریه‌ام دین ست

سلام حضرت صادق به هر که از داغت
همیشه سفرۀچشمش به اشک رنگین‌ست

ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست
کنون که مرهم تو گریۀ محبّین ست

گرفتم اینکه سرت را به‌دیر، راهب شست
ز تشنگی لب پاکت هنوز پُر چین‌ست

لبی که بر سر نی آیه‌ها تلاوت کرد
لبی که از ضربات یزید خونین‌ست

جبین‌شکسته‌به‌سنگ ولبت نشسته به‌خون
بمیرم این‌که سرت مجمع‌المضامین ست

سرم فدای سرت کان سر منوّر تو
گهی میان تنور وگهی به خرجین ست

شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بسکه داغ سنگین ست

به آب دیدۀ خود غرق می‌شوم نه عجب
شنیدم اینکه به زخم تو اشک تسکین‌ست

عقیدۀ همه یاران به اتفاق این است
که شور گریه بیاد حسین شیرین ست


جهت شادی روح شاعر اهلبیت مرحوم #ابراهیم_روزبهانی صلواتی قرائت بفرمایید


@raziolhossein
2
20:50
#امام_حسین_علیه_السلام
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

فرار میکنم از حرف این و آن به حسین
فرار میکنم از مردم جهان به حسین

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
24 October 2025
ش
02:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
02:48
#امام_زمان_مناجات



یقین دارم ای ماه آخر میایی
شبی از دل ابرها در میایی

تو جمع تمامی ایّام خوبی
پس از یازده ماه دیگر میایی

چنان حال ما بی‌تو بد شد که تنها
تو از عهده‌ی کار ما برمیایی

در این روزگار پر از ناامیدی
امیدم شده زنده با هر "میایی"

تو هر صبح و شام از حوالی گودال
بمیرم که با دیده‌ی تر میایی

به زینب قسم می‌دهم چون تو گفتی
که در روضه‌ی شام با سر میایی

و شاید ظهور تو با این دلیل است؛
به تسکین پهلوی مادر میایی

خوشم با خیال رسیدن به روزی
که با یازده ماه دیگر میایی...

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
02:48
#امام_زمان_مناجات


سحر که ناله پر درد در گلوی من است
زجا بلند شوم وقت گفتگوی من است

مرور می کنم ایام عمر می بینم
هزار راه نرفته است رو به روی من است

همین یکی دو سه قطره ز اشک هم دارم
قسم به چشم تو ته مانده سبوی من است

تو ناز می کنی ومن پی تو سرگردان
چه بی اثر همه اوقات جستجوی من است

چه گویم از غم هجران همین بس ای اقا
برای نافله با خون دل وضوی من است

به خاک چادر زهرا قسم که اشک حسین
تمام ثروت عمر است و آبروی من است

میان روضه خدا شاهد است می فهمم
نگاه مرحمت مادرت به سوی من است

به این دو دیده گریان خویش می نازم
نمی ز چشمه کوثر میان جوی من است

به هر چه عشق قسم می خورم شب جمعه
زیارت حرم جدّت آرزوی من است

غروب سرخ حریم حسین دیدنی است
صدای روضه ز لبهای تو شنیدنی است


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
02:48
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


چهره گل عندلیبان را غزل خوان میکند
دیدن مهدی هزاران درد درمان میکند

باغبان گوید که با یک گل نمیگردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


@raziolhossein
02:48
 #امام_زمان_مناجات


تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری؟
تـو از تنهایــی اولاد پیغمبــر خبـر داری؟

تو همچون نور در صلب حسین ابن علی بودی
تـو از سـوز دل صدیقه اطهـر خبـر داری؟

اگر چه کرد پنهان راز خود را از علی، زهرا
تـو تنهـا از مـدال سینه مـادر خبر داری

عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما
تو خود ازآنچه پیش آمد به پشت در، خبرداری

تو می دانی علی با چاه کوفه شب چه ها می گفت
تـو از ناگفتـه غم هـای دلِ حیـدر خبـر داری

تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی
تو از آن کشته بی چشم و دست و سر خبر داری

تو بـا جد غریب خـود بـه دشت کربـلا بـودی
تو از قلب وی و داغ علی اکبـر خبـر داری

تو روی شانه خورشید دیدی ماه کوچک را
تو از پیکان و ذبح حنجر اصغـر خبـر داری

تـو دیـدی عمـه ات زینب، کنـار قتلگاه آمد
تو از بوسیدن آن نازنین حنجر خبـر داری

تو می دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد
تو از این بندۀ بی دست و پا بهتر خبر داری


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
02:48
#امام_زمان_مناجات


ای جان ما فدای تو یا فارس الحجاز
ای دیده جای پای تو یا فارس الحجاز

در کام مرگ ناز به آب بقا کنم
میرم اگر برای تو یا فارس الحجاز

دنیا در انتظار و جهان گوش سر به سر 
تا بشنود ندای تو یا فارس الحجاز

تو فارس الحجاز و حجاز تو چشم ماست
گردون بوَد سرای تو یا فارس الحجاز

کی می‌شود که از حرم آید به گوش خلق
آوای دلربای تو یا فارس الحجاز؟

باز آ که بشنویم سرود وصال را
با لحن جانفزای تو یا فارس الحجاز

پا در رکاب کن که کند شیعه رهبری
در سایۀ لوای تو یا فارس الحجاز

بازآ که باز چاک شود قلب رود نیل 
با معجز عصای تو با فارس الحجاز

جای تو خالی است و همه عالم است پر
از کثرت عطای تو یا فارس الحجاز

«میثم» دعا برای ظهور تو می‌کند
در سایۀ دعای تو یا فارس الحجاز


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:48
#امام_زمان
#دوبیتی


در پیکر این زمانه ؛ جان می آید
خیر و برکت ؛ از آسمان می آید

هر منتظری که رفته از این دنیا…
در دولت صاحب الزمان می آید


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
3
02:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 136.3 KB
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بغض غم دوریت گلوگیر شده
تعجیل نما آمدنت دیر شده

از کودکیم منتظرم برگردی
برگرد ببین منتظرت پیر شده

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
5
26 October 2025
ش
02:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_ولادت


رسید مژده که ماه جمادی الاولی ست 
مه مبارک میلاد زینب کبراست 

دهید مژده به ختم رسل که این مولود 
ولادت دگر پاره ی تنت زهراست 

خدا به کوثر خود داد کوثری دیگر 
که خیر ، قطره و خیر کثیر او دریاست 

سزد چو فاطمه مصداق کوثرش خوانم 
که او به فاطمه آیینه ی تمام نماست 

محمد و علی و فاطمه ، حسین و حسن 
جمال انورشان در جمال او پیداست 

هنوز شیر ننوشیده چشم نگشوده 
به سینه اش طپش قلب سیدالشهداست 

مرا چه زهره که گویم ثنای دخت علی 
خدا گواست که اوصاف او کلام خداست 

مقام " یذهب عنکم " گرفت این دختر 
یقین کنید که قرآن به عصمتش گویاست 

نماز شب به نماز شبش نماید فخر 
دعا به هر نفس او نیازمند دعاست 

خجسته چهره ی او مصحفی به چشم حسین 
چه مصحفی که پر از آیه های کرب و بلاست 

چه دختری که وجودش همیشه " زین اَب " است 
چه زینبی که بلاها به چشم او زیباست 

زبان حیدریش کار ذوالفقار کند 
خطابه های بلندش به شام و کوفه گواست 

به صبر و همت و ایثار و اقتدار و کمال 
اگر حسین دگر خوانمش رواست رواست 

خدا جلال و ، محمد کمال و ، فاطمه زهد 
علی خصال و حسین آیت و حسن سیماست 

چنان که یک دم او بی حسین ممکن نیست 
یقین کنید که بی او حسین هم تنهاست 

جمیل دیدن سیل بلا به دیده ی او 
گواه فوق جلالش ز مریم عذراست 

سرور سینه ی مریم وجود عیسی بود 
مدال سینه ی او داغ هیجده عیساست 

نظام دین بُود از گیسوی پریشانش 
هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست 

ز شعله ی نفس زینب است تا صف حشر 
حرارتی که ز خون حسین در دل هاست 

قسم به دین خدا می خورم که دین خدا 
به صبر زینب و خون حسین پا بر جاست 

خطابه اش همه آیات وحی و تفسیرش 
نیازمند هزاران قصیده ی غرّاست 

سر بریده ی فرزند فاطمه می گفت 
که خون پاک مرا خطبه ی تو آب بقاست 

امین وحی بیا و به اهل کوفه بگو 
که این صدای خداوندگار بی همتاست 

زبان شکر گشودن کنار مقتل خون 
خدا گواست که فوق مقام صبر و رضاست 

به موج خون تن صد پاره را گرفت به دست 
که ای خدا بپذیر این یگانه هدیه ی ماست 

شبی نشد که نماز شبش رود از دست 
که لحظه لحظه ی شب هاش لیلة الاحیاست 

الا قیام تو قد قامت قیام حسین 
تویی که قامت دین با قیامتت شد راست 

تویی که خطبه ی شامت یزید را لرزاند 
تویی که شام ز نطقت به خصم شام عزاست 

تویی که هر نفست یک خطابه ی پر شور 
تویی که هر قدمت یک قیام عاشوراست 

اگر که فاطمه خوانندت از جلال درست 
اگر به غیر حسینت مثل زنند خطاست 

جمال روح فزایت بهشت روح علی 
نگاهت از دل پاک حسین عقده گشاست 

هنوز حنجره ات را طنین صوت علی است 
اگر چه گوش دل اهل کوفه ناشنواست 

حسین بر سر نی گوش ، پای خطبه ی تو 
سر بریده ی او مجلس تو را آراست 

حسین کعبه و حج تو دور او گشتن 
صفا و مروه ی تو قتلگاه و طشت طلاست 

جبین شکستن عشاق در رساله ی توست 
عذار شسته به خون تو بهترین فتواست 

کدام رتبه از این به که سال ها " میثم "
فقط برای شما خاندان مدیحه سراست 

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_مدح
#رباعی

داری نفحاتی از لبی می شنوی
از درد و غمش قدر تبی می شنوی

در فهم تو نیست درک زینب ممکن
زینب می گویی و زینبی می شنوی

#ایوب_پرندآور
@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


می‌نویسم که والضُحیٰ زینب
عصمت اللهِ کبریا زینب
جمعِ اسماء و اسمها زینب
ربنا بعدِ ربنا زینب
می‌نویسم پس از خدا زینب


نامِ او تا که بر زبان اُفتاد
کوه برخاست آسمان اُفتاد
عَلَم از شانه یِ یَلان اُفتاد
سرِ ما هم بر آستان اُفتاد
می نویسم که اِنَما... زینب


پنج تَن حَبلِ محکم آوردند
نامِ او را که با هم آوردند
به زبان اسمِ اعظم آوردند
واژه ها بعد از آن کم آوردند
همه گفتند یک صدا زینب


مرتضیٰ بعد از این دو کوثر داشت
فاطمه بعد از این دو حیدر داشت
کعبه این دفعه هم تَرَک برداشت
شورِ نامِ حسین بر سر داشت
زینتِ نامِ مرتضیٰ زینب


کعبه یِ احترامها آمد
قبله گاهِ پیامها آمد
به قدومش سلامها آمد
عمه جانِ امام‌ها آمد
عمه جانِ امام‌ها زینب


دستِ جَدِّ مطهرش دادند
و لوای پیمبرش دادند
شیر شد شیرِ مادرش دادند
خوش به حالش که خواهرش دادند
خوش به حالِ حسین با زینب


کیست مرد آفرین بنیان کن
کیست مرد آفرین ولیکن زن
در مقاماتِ او فقط ماندن
این جهان لال و آن جهان اَلکَن
مانده وصفش در ابتدا زینب


چادرش را اگر تکان بدهد
شور بر هفت آسمان بدهد
راه را تا خدا نشان بدهد
باید احمد چنین اذان بدهد
اَشهدُاَنتَ مِن کسا زینب


حرفِ تعظیم اوست بسم‌اله
وقتِ تکریم اوست بسم‌اله
زان که تقدیم اوست بسم‌اله
عشق تسلیم اوست بسم‌اله
حا و سین ، یا و نون ما زینب


سر بلندیِ دل زِ دولت اوست
کربلا هم رحیمِ حمت اوست
گردنش زیرِ بارِ منت اوست
همه عالم گواهِ عصمت اوست
"شمعِ ساداتِ نینوا زینب


به علی رفته و علی شده است
سر و پایش سینجلی شده است
جلوه‌ی چارده ولی شده است
به بلاهایِ حق بلی شده است
یک تنه رفته تا کجا زینب


مریمی در حجابی از نور است
یا که موسیٰ به وادیِ طور است
یک زن اما به حق سلحشور است
چقدر از مدارِ ما دور است
که خدا گفته مرحبا زینب


بالِ جبریل خاکِ مرکبِ اوست
دو سه نهج البلاغه بر لبِ اوست
آسمان گرمِ نورِ هر شبِ اوست
و ابالفضل هم مؤدبِ اوست
حضرتِ هیبت و حیا زینب


همه عالم در استجابش بود
هیبتش حاله‌ی حجابش بود
یک عشیره در التهابش بود
و علمدار خود رکابش بود
دارد این گونه کبریا زینب


مثل سرخیِ کوه پنهان است
گرد باد است مثل کوران است
یک تَن اما هزار طوفان است
شاهدم شام شامِ ویران است
مثلِ زهراست سر به پا زینب


تازه جِلوه نکرده با نامش
کرده دستِ حسین آرامش
وَرنَه چون خاک می‌کند گامش
کوفه را با همه بَرو بامش
گفت حیدر که لافتا...زینب


می‌رود در مقابلش حیدر
دو برادر کنارِ این خواهر
پشتِ سر کوهِ شرم ، آب آور
تا رَوَد شب زیارتِ مادر
شب و این احترامها زینب


مثلِ آئینه هست پیشِ حسین
و حسین آمده ست پیشِ حسین
چشمها را که بست پیشِ حسین
همه دلها شکست پیشِ حسین
رفت آن شب به کربلا زینب


آنهمه احترام را می‌دید
کوچه و سنگ و بام را می‌دید
کوچه و ازدحام را می‌دید
اشکهایِ امام را می‌دید
چادرش زیرِ دست و پا زینب



#حسن_لطفی


@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


بهشت اهل ولا شد مدینه با زینب
پُر از سرور و صفا شد مدینه با زینب

اگر دوباره بود گلشنی تماشائی
چو گل شکفته و واشد مدینه با زینب

همین نه بیت ولایت از اوست نورانی
کـه غرق نورخدا شد مدینه با زینب

ز بس که گل به نثارش ز عرش افشاندند
شکوفـه زار وفـا شد مدینه با زینب

به خط نور نوشته است بر فلک جبریل
که جلوه گاه خدا شد مدینه با زینب

ز فیض جلوه ای از آفتاب شرم و عفاف
محیط شرم و حیا شد مدینه با زینب

حسین چون به روی زینبش تبسّم کرد
ز بند غُصه رها شد مدینه با زینب

به اشک و آه و مناجات فـاطمه سوگند
حریم سبز دعا شد مدینه با زینب

قسم به کعبه و زمزم به مروه و به صفا
کـه قبلگاه ولا شد مدینه با زینب

به سوی کعبۀ توحید اگر که ره پوئی
بیا که قبله نُما شد مدینه با زینب

شبی که عزم سفرکرد او از این گلزار
ملول و نوحه سرا شد مدینه با زینب

همین که از سفر شام و کوفه او برگشت
دوباره کرب و بلاشد مدینه با زینب

سری بزن به مدینه«وفائی»و بنگر
که باغ خاطره ها شد مدینه با زینب

#سید_هاشم_وفائی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


خدای من! صدف بحر نور، گوهر زاد
ادب کنید که دخت رسول، دختر زاد
چه دختری که ز مردان دهر، بهتر زاد
برای حیدر کرار، باز، حیدر زاد
به جلوۀ حسنینش خجسته خواهر زاد
یقین کنید که ام‌الحسین دیگر زاد

سلام باد بر این خواهر و به خواهری‌اش
خدای داده مقام حسین‌پروری‌اش

محمدند و علی هر دو محو دیدارش
نشان بوسۀ زهرا به ماه رخسارش
هزار مریم و هاجر شده گرفتارش
شرف گرفته شرافت به ظل دیوارش
عفـاف و عصمت و ایثار، جنس بازارش
فقط به روی حسین است و چشم بیدارش

برات عفو خدا ریخته است در قدمش
یقین کنید بود قلب فاطمه حرمش

چه دختری که جلال پیامبـر دارد
ز خردسالی خود صولت پدر دارد
فرشته‌ای‌ست ولی صورت بشر دارد
نه! بلکه طینتی از حور، خوب‌تر دارد
به سیدالشهدا الفتی دگر دارد
از آن جمال، محال است چشم بردارد

فقط نه محو جمالش نبی شده امشب
حسینِ فاطمه هم زینبی شده امشب

حجاب فاطمه از چادرش نمودار است
ز کودکی به علی مثل مادرش یار است
مقام ام‌ابیهایی‌اش سزاوار است
چو ذوالفقار، زبانش به خطبه کرار است
حسین از وی و وی از حسین، سرشار است
نماز نافله‌اش را خدا خریدار است

زهی نماز شب آن حقیقت زهرا
که سیدالشهدا گفت التماس دعا

جمال اوست به چشم علی تماشایی
خطابه‌‌هاش همه حیدری و زهرایی
نکرده شوی بود مادر شکیبایی
گرفته سایه‌اش از آفتاب زیبایی
نهاده چهر به خاک درش توانایی
نخوانده درس، معلم بود به دانایی

ز خردسالی پرواز کرده تا حیدر
به ذوالفقار زبانش نوشته یاحیدر

در آسمان علی اختری چنین باید
ز کوثر نبوی کوثری چنین باید
کنار خون خدا خواهری چنین باید
به حلم و صبر و رضا مادری چنین باید
به بانوان جهان رهبری چنین باید
به حق که فاطمه، دختری چنین باید

نه صبر رفت ز دستش؛ به صبر فرمان داد
کنار مقتل خون بر امام خود جان داد

تو کیستی که علی‌گونه رهبری کردی؟
به صبـر و همت و ایثار، مادری کردی
سلام بر تو که خون را پیمبری کردی
تو با خطابه‌‌ات اعجاز حیدری کردی
تو با امام شهیدان برابـری کردی
تو مثـل فاطمه اسلام‌پروری کردی

حسین، فلک نجات است و ناخداش تویی
علی زبان خدا باشد و صداش تویی



#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_مصیبت


آیه ی رحمت خدا زینب
مظهر عصمت خدا زینب
زینت زینت خدا زینب
پرچم عزت خدا زینب
چهره ات طلعت خدا زینب
سوره ی عفت خدا زینب

اختر آسمان طف زینب
ماده شیر شه نجف زینب

به علی ناز دختری بانو
عرش حق را تو زیوری بانو
مثل ماهی ، منوری بانو
گل زهرای اطهری بانو
زآن چه گویم تو برتری بانو
همه جا با برادری بانو

آن قدر که دلاوری زینب
به گمانم تو حیدری زینب

علم کربلا به دست تو بود
هم قدر هم قضا به دست تو بود
کتب انبیا به دست تو بود
تیغ شیر خدا به دست تو بود
از ازل قلب ما به دست تو بود
دل اهل کسا به دست تو بود

وارث جمع پنج تن زینب
مرد مردان به ظرف زن ، زینب

واژه ی صبر با تو با معناست
دل تو دل نه مثل یک دریاست
احترامت همیشه پا برجاست
پرچم تو الی الابد بالاست
منش تو پیام حجب و حیاست
چونکه آموزگار تو زهراست

جلوه ی ناب فاطمه زینب
عالمه بی معلمه زینب

تو چراغ هدایتی خانم
آفتاب عنایتی خانم
ز خداوند آیتی خانم
در کرم بی نهایتی خانم
خطبه خوان ولایتی خانم
کربلا را روایتی خانم

امتداد قیام یا زینب
واجب الاحترام یا زینب

مانده ام من پیمبرت خوانم !
یا که زهرای اطهرت خوانم ؟
بهتر آن است حیدرت خوانم
یا ابالفضل دیگرت خوانم
رخصتی ده ز دلبرت خوانم
روضه ای از برادرت خوانم

گویم از یار بی سرت زینب
داغ های مکررت زینب


یاد داری چها گذشت آن روز ؟
چه به کرب و بلا گذشت آن روز
چه به خون خدا گذشت آن روز
از تنش اسبها گذشت آن روز
از گلو نیزه ها گذشت آن روز
دم مغرب بلا گذشت آن روز

شد حسین تو هم فدا زینب
شد سرش از قفا جدا زینب

تا کشیدی تو آه خندیدند
تا شدی بی پناه خندیدند
دور تو یک سپاه خندیدند
آن همه روسیاه خندیدند
به تو در بین راه خندیدند
تیره دلها به ماه خندیدند

به خدا تا اسیر شد زینب
یک شبه پیر پیر شد زینب

تن صد چاک اکبرت دیدی
نعش قاسم برابرت دیدی
روی نیلی خواهرت دیدی
سر نی راس اصغرت دیدی
دو گل یاس پرپرت دیدی
غرق در خون برادرت دیدی

از روی تل چه دیده ای زینب ؟
چه مصائب که دیده ای زینب !

باغ در هجمه ی خزان دیدی
پشت هم داغ بیکران دیدی
از زمین دیدی از زمان دیدی
زیر پا طفل نیمه جان دیدی
کوفه رفتی ز دوستان دیدی
شام رفتی ز دشمنان دیدی

کاش می ریخت آسمان زینب
وای از آن چوب خیزران زینب

آه از این بغض و دیده ی تر تو
آه از این حال گریه آور تو
مانده در آفتاب پیکر تو
کهنه پیراهنی است در بر تو
در همین لحظه های آخر تو
آمده پیش تو برادر تو

آمده شاه بی کفن زینب
به رگش باز بوسه زن ، زینب ...

#رضا_رسول_زاده


@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

امشب ملک از زینب کبری گوید
از نور دل و دیده طاها گوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید .


امید به قلب ما همه آورده
خود عالمه است و عالمه آورده
آیینه گرفته است زهرا در دست
یا باز خدیجه فاطمه آورده


با گریه ببست فاطمه قنداقش
بوسید علی به زمزمه قنداقش
گه احمد و گه فاطمه و گاه علی
چرخید به دستان همه قنداقش


او آمد و خلق زیر دِینش می رفت
کم کم به حضور نور عینش می رفت
لبخند به صورت برادر می زد
وقتی که در آغوش حسینش می رفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


امشب شب میـلاد امید حسین است
عید حسین عید حسین عید حسین است

گویـی خدا کوثر به کوثر داده امشب
یک حیدر دیگر به حیدر داده امشب

کوثـر بــه روی دامـن کوثـر ببینید
قـرآن به روی دست پیغمبـر ببینید

امشـب دوبــاره پنـج تـن را آفریدند
احمد، علی، زهـرا، حسن را آفریدند

در پنج مهـر آمد بـه دنیـا مـاه دیگر
یــا آمــده میــلاد ثــارالله دیگــر؟

بـر زینـت دیــن خـدا زین اب آمـد
الله اکبــر! زینـب آمــد زینـب آمـد

در خلق و خو زهرا و ختم‌المرسلین است
هنگام خطبه یک امیرالمؤمنین است

این شیردخت شیر حی کردگار است
فریاد، نه! حتی سکوتش ذوالفقار است

اُم و اَب و جان و سرم گردد فدایش
انگـــار آوای علــی دارد صــدایش

این عمۀ سادات این، زهرای زهراست
این مثـل زهـرا مـادرش ام‌ابیهـاست

این انبیا و پنج تن را نور عیـن است
زین اَب و زین اُم و زین حسین است

سر تا قدم جان است و جانانش حسین است
می‌گرید و گهواره‌جنبانش حسین است

در خواب و در بیداری خود با حسین است
در هر گل لبخند او یک یاحسین است

الله اکبــر! از کمــال و از جــلالــش
الحق کـه شیـر فاطمـه بــادا حلالش

گر شیرحق شیر حقش گوید،عجب نیست
عطر بهشت از سینه‌اش بوید، عجب نیست

کــرب‌وبــلا بی‌نــام او معنــا نـدارد
لـوح رضــا بـی‌صبــر او امضــا ندارد

هر خطبـه‌اش یک سورۀ آمـال نهضت
هر جملـه‌اش یک آیـۀ اکمـال نهضت

پیوسته بــوده جـا در آغــوش الهش
از گـاهــواره تــا کنــار قتلـگــاهش

وقتی سخن مثل امیرالمؤمنیـن گفت
بر او سـر بــالای نیـزه آفـریـن گفت

با احمـد و زهـرا و حیـدر هم‌صدا بود
الحـق کـه او پیغمبـر خـون خدا بود

چشم حسین از خطبۀ او گشت روشن
احمد، علی، زهرا، حسن، گفتند احسن!

وقتی که شد با خنجر خونین لبش جفت
هم بوسه می‌زد هم خدا را شکر می‌گفت

با سیل اشکش عقده از دل باز می‌کرد
اول سفـر را بـی حسیـن آغاز می‌کرد

انگــار می‌بینـم تـن در خـون تپیده
بــر او اذان گوینـد رگ‌هــای بـریده

در گریــۀ او ناقه‌هــا امــداد کـردند
گویــی فـرات دیگــری ایجاد کردند

آتش بــه ســوز سینــۀ او باد می‌زد
تنهـا بــرای او جــرس فریـاد می‌زد

لب‌ها ترک‌خوردۀ فضا در چشم‌ها دود
آب فـرات از خجـلت زینـب گِل‌آلود

صحرا‌به‌صحرا کـوبه‌کـو منزل‌به‌منزل
زینب، سوار و فاطمـه دنبـال محمل

زینب، همیشه یاد او هـم گریه دارد
حتـی شب میـلاد او هـم گریه دارد


#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


دست در عالم ایجاد تو داری زینب
خبر از مبداء و میعاد، تو داری زینب

کلماتی که خداوند به قرآن فرمود
آن معانی همه را یاد، تو داری زینب

چون حسین و حسن و احمد و زهرا و علی
خوب‌تر از همه استاد، تو داری زینب

پسر کعبه علی بود و تویی دختر او
خون آن مرد حَرم‌زاد، تو داری زینب

طینتی فاطمه‌پرور چوحسین است تو را
همّتی عاطفه‌بنیاد، تو داری زینب

چون علی منطق کوبنده و علمی سرشار
چون حسن صبر خداداد، تو داری زینب

همه اجداد تو آقای دو عالم هستند
ارث آقایی اجداد، تو داری زینب

پر شد از عطر تو امشب همه عالم گویا
باغ گل در گذر باد، تو داری زینب

چون گل صبح که شبنم چکد از هر برگش
خنده درگریۀ میلاد، تو داری زینب

گشتی از گریه تو خاموش در آغوش حسین
که به او اُنس خداداد، تو داری زینب

پنج معصوم به میلاد تو حاضر بودند
این‌چنین لیلۀ میلاد، تو داری زینب

ای وفادارترین خواهر عاشورایی
مکتب زنده و آزاد، تو داری زینب

علم و حلم و ادب و عصمت و ایثار و وفا
فضل و بذل و کرم و داد، تو داری زینب

سخن عالمۀ غیر معلّم شرفی است
که ز فرموده سجّاد، تو داری زینب

ز عبادات چنانی که خدا خواسته است
برتری بر همه عبّاد، تو داری زینب

شام تسخیر تو شد، ای مه ویرانه نشین!
تا ابد دولت آباد، تو داری زینب

در اسارت، طلبِ خون شهیدان کردی
در سکوت، این‌همه فریاد، تو داری زینب

شعله زد اشک تو در هستی غارتگر شام
خطبه چون خطبۀ سجّاد، تو داری زینب

راز خود را به تو بسپرد چو دانست حسین
دل سرکوبی بیداد، تو داری زینب

از درا زنگ شترها ز نهیب تو فتاد
که به کف رشتۀ اجساد، تو داری زینب

ذرّه‌ای کاش ببخشند «مؤید» را هم
ز جلالی که به میعاد، تو داری زینب

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


خانۀ فاطمه آن‌روز تماشایی بود
که فضا جلوه‌گر از آیت زیبایی بود

در بهاری که نسیمش نفس جبریل است
گلِ ناز دگری رو به شکوفایی بود

خانه‌ای را که خدا جلوۀ عصمت بخشید
در و دیوار، پر از نقش شکیبایی بود

تا بیایند به تبریک محمّد جبریل
با ملائک همه در حال صف‌آرایی بود

به‌خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا
ز جگر گوشۀ خود گرم پذیرایی بود

تا که قنداقه او را به‌بر آورد حسن
حالتی رفت در آنجا که تماشایی بود

ساکت از گریه نشد تا که حسینش نگرفت
این دو را چون که ز آغاز، شناسائی بود

دختری داشت در آغوشِ محبّت، زهرا
که سراپا همه آیینۀ زیبایی بود

دختری داشت سراپای، همانند علی
زینبی داشت که ذاتش همه زهرایی بود

پنج تن، آل عبا، در دو جهان آقایند
وز شرف زینبشان وارث آقایی بود

پنج معصوم به او معرفت آموخته‌اند
که ز ایمان و یقین در خور یکتایی بود

وصف او عالمۀ غیر معلّم شده است
تا به این مرتبه‌اش پایۀ دانایی بود

بود از صبر و رضا نائبۀ خاص امام
نازم او را که به این‌قدر، توانایی بود

کربلا صحنۀ عشق است و در آن صحنۀ عشق
همّت زینب نَستوه، تماشایی بود

به علمداریِ صحرای بلا کرد قیام
رهبر قافلۀ عشق، به تنهایی بود

یک زن و آن‌همه داغِ دل و آن‌قدر شکیب
عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود

دیده‌ام کور، که شد خاک نشین ره شام
آن که خاک در او سرمۀ بینایی بود

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

از غیب ترنّم حضوری آمد
از قلۀ آسمان چه نوری آمد

بعد از حسن و حسین در خانۀ وحی
«زینب» چه فرشتۀ صبوری آمد

#عباس_شاه‌_زیدی

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


الا که مقدم تو مژدۀ سعادت داشت
به خاک‌بوسی راهت فرشته عادت داشت

سلام بر تو که ماه جمادی الاول
ز جلوۀ تو به رخ، هالۀ مسرّت داشت

سلام بر تو که امّ‌المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت

سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی‌ات از حجاب زینت داشت

تو از همان شجر پاک عصمت آمده‌ای
که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت

تو دست‌پرور آن مادر گران‌قدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت

تو سر بر آینۀ سینه‌ای گذاشته‌ای
که بوسه‌گاه نبی بود و عطر جنّت داشت

تو زیر سایۀ آن گلبُنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت

ندیده دیدۀ تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت

چه بانویی که پس از دختر رسول الله
به هر زنی که تصوّر کنی شرافت داشت

چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم‌تراز عصمت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به حدّ کمال در همه حال
اراده داشت، وفا داشت، عزم و همّت داشت

چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای، هجرت داشت

چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت

چه بانویی که به خورشیدِ خون گرفتۀ عشق
به قدر وسعتِ هفت آسمان محبّت داشت

دل تو بود پر از التهابِ شوق حسین
که لحظه‌لحظۀ عمرت از این حکایت داشت

حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آنچه عاطفه و التفات و رأفت داشت

نبود حاجت بوسیدنِ گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجّت داشت

حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر به خاطر اُنسی که با شهادت داشت

چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت:

«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت»

ستارۀ سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت

من و مکارم اخلاق زینبی؟ هیهات!
کجا برابر خورشید ذرّه جرأت داشت

تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
به دوش خستۀ خود کوهی از رسالت داشت

تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلّت داشت

تو خطبه خواندی و در چهره‌ات تجّسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت

پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح‌نوازت که رنگ محنت داشت

هلال یک شبه‌ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت

پس از زیارتِ خونِ سر تو از محمل
شفق طلوع نمی‌کرد اگر مروّت داشت

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


تا باب فیض ، رو به دلم باز می شود
شعرم به شوق مدح تو آغاز می شود
همچون كليم كار من اعجاز می شود
احساس قلبي ام به تو ابراز می شود

تا با توأم به مردم دنيا چه حاجت است
"خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟"

خاتون مشرقین سلام عرض می کنم
ای عین نور عین سلام عرض می کنم
بانـيِ عالمین سلام عرض می کنم
آرامش حسین سلام عرض می کنم

این جمله ،حرف قلبی هرچه برادر است
(روزی که آمدی به زمین روز خواهر است)

چشم و چراغ عترت طاها خوش آمدی
آیینه دارِ هیبت مولا خوش آمدی
ای امتداد حضرت زهرا خوش آمدی
(سوّم امام زاده ی دنیا خوش آمدی)

آنسان که شرح عاشقی تو شنیدنی ست
لبخند تو به چهره ي ارباب دیدنی ست

چون در قفای عشق خودت با سر آمدی
بر هر چه عاشق است در عالم( سرآمدی )
اي افتخار كرده به تو ذات سرمدي
الحق که تو ( عقیله ی آل محمّدی )

درد از دل رسول به سرعت عبور کرد
با تو خدیجه باز در عالم ظهور کرد

در تو صفات ذات خُدا جلوه گر شده
در خاک با تو مهر و وفا جلوه گر شده
اوج مقام صبر و رضا جلوه گر شده
کرب‌ و بلا به شام بلا جلوه گر شده

تو آمدی که زخم مدینه رفو شود
با خطبه ات بساط ستم زیر و رو شود

از شان تو خُداست که سر در می آورد
سلطان انبیاست که سر در می آورد
زهراست،مرتضاست که سر در می آورد
مظلوم کربلاست که سر در می آورد

چون درخُور مقام تو جز این نداشته
اسم‌ تو را خدای تو( زینب ) گذاشته

با دیده ، دیدن تو مُیّسر نمی شود
نوری و خاطر تو مُکدّر نمی شود
بی تو حسین زندگی اش سر نمی شود
جز تو کسی که زینت حیدر نمی شود

با احتساب اینکه تویی زینت علی
قطعاً یکی ست خَلق تو با خلقت علی

استاد تو خداست ، خُدايي علیمه ای
صدّيقه و مُطهّره اي و فهیمه ای
شخصاً شبیه فاطمه حق را ندیمه ای
اُخت الکریم ، بنت کریم و کریمه ای

از بس که مثل شیرخدایی تو شیرزن
با دیدن تو یاد پدر می کند حسن

داغی که پیر کرد تورا درد شام بود
با اینکه دورتان همه جا ازدحام بود
با تو وقار اهل حرم مستدام بود
آنجا که حُبّ حیدر و زهرا حرام بود

با بودن تو شعبه ای از کربلا شده
در زینبیّه اش نجف از نو بنا شده

اندازه ي تو هيچ كسي غم نديده است
داغي كه ديده اي تو مُحرّم نديده است
نسل بشر كه هيچ مَلَك هم نديده است
با اينكه درد و داغ،دلت كم نديده است

جز حمد كردگار دمي بر لب تو نيست
جز يا حسين زمزمه ي هر شب تو نيست

در قتلگاه پير شدي خاك بر سرم
از جان خويش سير شدي خاك بر سرم
گفتند كه اسير شدي ، خاك بر سرم
با شمر هم مسير شدي خاك بر سرم

خاكم به سر كه همسفر اشقيا شدي
از يادگار مادرت آخر جدا شـدي

شد مثل مادر تو نصيب تو سوختن
بستند هر دوست تو را چون ابوالحسن
نه يوسفي براي تو ماند و نه پيرُهن
گفتي دم وداع به سالار بي كفن

"چون چاره نيست مي روم و مي گذارمت"
"اي پاره پاره تن به خدا مي سپارمت"


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


سـلام فاطمـه مـرآت داور آوردی
زهی که خون خدا را پیمبر آوردی
ببـال کوثـر احمد که کوثر آوردی
بـرای حیـدر کـرار، حیـدر آوردی

به روی دامن تو شیرْدخت شیرِخداست
درون سینـۀ او قلـبِ سیدالشهداست

فرشتگان همـه از جـای خـود قیـام کنید
کنــار فاطمــه بــر زینب احتــرام کنید
به خاک مقدمشان سجده صبح و شام کنید
همــه بــه فاطمـه و دخترش سلام کنید

پیمبر آمده یا حیدر است این دختر؟
بگـو که فاطمۀ دیگر است این دختر

چـه دختـری که جلال پیامبـر دارد
ز خردسالی خـود صـولت پـدر دارد
بـه سیـدالشهـدا الفتــی دگـر دارد
از آن جمال، محال است چشم بردارد

فقط نه محو جمالش نبی شده امشب
حسینِ فاطمـه هم زینبی شده امشب

نبی به یاد خدیجه است محـو دیدارش
نشان بوسـۀ زهــرا بــه مـاه رخسارش
عفـاف و عصمت و ایثار، جنس بازارش
فقط به روی حسین است چشم بیدارش

هنوز شیر ننوشیده ذکر حق سخنش
ز شیـر بهتـر، نـام حسین در دهنش

کسـی کــه بــر سر عالم علم زند این است
کسـی کــه حکـم خـدا را رقم زند این است
کسی که نقش شیاطین به هم زند این است
کســی کـه شعله به کاخ ستم زند این است

شکوه حیدری‌اش بین، مگو که حیدر نیست
خطابه‌خوانــی او کــم ز فتـح خیبر نیست

چو ذوالفقار، زبانش به خطبه کرار است
حجـاب فاطمه از چادرش نمودار است
مقـــام ام‌ابیهـــایی‌اش ســزاوار است
نمــاز نافلـه‌اش را خـدا خریـدار است

زهی نمـاز شب آن حقیقت زهرا
که سیدالشهدا گفتش التماس دعا

تو کیستی که علی‌گونه رهبری کردی
تو مثـل فاطمـه اسـلام‌پروری کردی
به عزم و همت و ایثار، مادری کردی
تو بـا امــام شهیــدان برابـری کردی

حسین، فلک نجات است و ناخداش تویی
علــی زبـان خـدا باشـد و صداش تویی

سلام بر تـو که تـو هم فرشتـه هم بشری
سلام بر تو که در صبـر، مادر و پدری
سلام بر تو که بر هفت شهر نور، دری
سلام بر تو که در بحر معرفت گهـری

خدا برات شهادت نوشته با قلمت
سلام بر شهدای مدافع حرمت

تو مـادر شهــدا تــا قیامتــی زینب
تو آسمــان جــلال و کرامتــی زینب
تــو پاســدار مقــام امامتــی زینب
قدت خمید، ولی راست قامتی زینب

تو با شهامت و صبرت، حسینی و حسنی
حسینی و حسنی، نـه، تمـامِ پنج تنی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد 
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد 
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد 
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد 
امشب خدا به کوثر خود داد کوثری
در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری
 
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین 
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین 
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین 
کز دامنش ظهور کند دختری چنین 
او جلوهء خدیجه به چشم پیمبر است
زین اب است و ام ابیهای حیدر است

صبر است سربلند که این مادر من است
قرآن دهد شعار که احیاگر من است
بالد به خویش فاطمه کاین دختر من است
نازد به او حسین که این خواهر من است
با خون نوشته اند شهیدان مکتبی
زینب حسینی است و حسین است زینبی

یک مصطفی کرامت و یک فاطمه جلال
یک مرتضی ولایت و یک مجتبی کمال
یک کربلا مجاهده یک پنجتن جمال
بر صبر او درود خدا و رسول و آل
تنها فهیمه ای که ندیده مفهمه
از کودکی است عالمهء بی معلمه

ام الکتاب صبر و رضا کیست؟! زینب است
فصل الخطاب کرب و بلا کیست؟! زینب است
فریاد خون خون خدا کیست؟! زینب است
آیینۀ حسین نما کیست؟! زینب است
آمد گلی که خون خدا پایبست اوست 
گلبوسه های دست خدا روی دست اوست 

زهراست جان احمد و این جان فاطمه است
ریحانۀ محمد و ریحانِ فاطمه است
طاها و قدر و کوثر و فرقان فاطمه است
گویی تمام وحی به دامان فاطمه است
بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
کی مثل او رایت جمیلا سروده است

آیات نور معنی سیمای زینب است
چشم حسین محو تماشای زینب است
إعجاز وحی نطق دل آرای زینب است
تفسیر فتح خطبهء غرای زینب است
وقت سکوت هم نفسش انفجار بود
شمشیر اگر نداشت دمش ذوالفقار بود

وقتی گشوده شد لب اسلام پرورش
وقتی خطابه خواند همانند مادرش
وقتی که گفت از پدر و از برادرش
کوفه دوباره دید علی را به منبرش
فخریه کرد فاطمه اینجا به زینبش
نهج البلاغه بود که می ریخت از لبش...

بدر منیر و شمس ضحای علی تویی
بعد از بتول عقده گشای علی تویی
آیینهء تمام نمای علی تویی
یادآور صدای رسای علی تویی
با خطبهء تو پردهء ظلمت دریده شد
از حنجرت صدای محمد شنیده شد

بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین 
بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین 
بر ذوالفقار نطق تو از حیدر آفرین 
بر خطبهء دمشق تو از مادر آفرین
زهراست کوثر نبی و کوثرش تویی
شهر شهادت است حسین و درش تویی

تو کیستی فروغ چراغ هدایتی
تو لنگر سفینهء نوح ولایتی
مکتب نرفته بحر عمیق روایتی
تو در مقام صبر و رضا فوق آیتی
تنها نه صدر سورهء مریم به شأن توست
در صبر هرچه آیهء محکم به شأن توست....

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


ز دامان مام درخشان زینب
عیان شد مه روی رخشان زینب

مه و مهر زهرا و حیدر قرین شد
وز آن شد عیان نجم تابان زینب

بنازم بدین نجم آن مهر و این مه
که شد مهر و مه مات و حیران زینب

مهین بانوی بانوان آن که مریم
چو فضّه بود از کنیزان زینب

به پنجم ز ماه جمادیِّ اوّل
بود عید میلاد ذی‌شأن زینب

پیمبر به مسجد درون با علی بُد
که شد فضّه تبریک گویان زینب

روان شد نبی با علی سوی خانه
که بیند رخ پرتو افشان زینب

گرفتش به بر تا زند بوسه از جان
به لعل و عقیق بدخشان زینب

ولی هیچ از گریه ساکت نگشتی
دو چشم گهرریز گریان زینب

نهادی به دامان بابش که شاید
شود کم سرشک چو باران زینب

نگردید آرام و بنهاد او را
به ذیل حسن بحر احسان زینب

ولی در بر مجتبی هم نگشتی
کم از ناله و آه و افغان زینب

که ناگه بیامد حسین آن‌که بودی
ز روز ازل مونس جان زینب

چو چشمش به چشم حسین اوفتادی
شد آرام آن قلب سوزان زینب

بخندید بر روی سلطان عطشان
که ای یار هم‌عهد و پیمان زینب

تو را هم‌سفر در ره کربلایم
از امروز تا روز پایان زینب

سر من به دامانت امروز و فردا
سر تو بود زیب دامان زینب

من آن روز رگ‌های حلقت ببوسم
گر امروز بوسی تو چشمان زینب

مَنَت میهمان در مدینه ولی تو
به ویرانۀ شام، مهمان زینب

خدایا به خون گلوی شه دین
الهی به موی پریشان زینب

گذر از گناهان «خوشدل» که باشد
چو این انجمن از غلامان زینب

#خوشدل_تهرانی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_مدح


ای که شدی ماتِ رخِ شاهِ عشق
قامت تو، عمود خرگاه عشق

تو کیستی که عقل مجنون توست
عشق، تو را عاشق و مدیون توست

تویی جگرگوشۀ آل کسا
به درک تو عقل رسا، نارسا

چکیدۀ همّت و اسوۀ صبر
دو چشم تو، دو آسمان پُر از ابر

چشم علی محو تماشای تو
به جای پای فاطمه پای تو

شهرۀ شهر شور و حال و وفا
زبانزد آینه‌ها در صفا

تو گردش ثبات اهل‌بیتی
تو مجمع صفات اهل‌بیتی

دفاع،تو! صبر،تو! احساس،تو!
حسین،تو! حسن،تو! عباس،تو!

تو بوده‌ای سنگ صبور همه
تو برده‌ای فیض حضور همه

روی تو حسرتِ دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتّی به خواب

کوی تو طعنه‌ها به مینو رده
پیش قدِ تو سرو زانو زده

به وسعت چرخ بباید دهن
که گوید از روح بلندت سخن

مدرسۀ تو دامن فاطمه
معلمی ندیده و عالمه

صدای تو دل ز علی می‌برد
ناز تو را فاطمه هم می‌خرد

نرگس تو تا به پدر باز شد
پیش نبی علی سرافراز شد

نیست فلک به قدر، هم پایه‌ات
ندیده همسایۀ تو سایه‌ات

عمّۀ ساداتی و زینِ اَبی
عقیلۀ هاشمیان زینبی

لبت یکی‌گوی و دو تا نگفته
هر چه شنیده جز خدا نگفته

ولادتت ولادت گریه بود
گریۀ تو شهادت گریه بود

ای تو به هر غمی امید حسین
کشتهٔ حقّی و شهید حسین

تو روح صوم و معنی صلاتی
تو ساحل سفینةالنّجاتی

معنی اگر ز خالق و رب یکی است
نام حسین و نام زینب یکی است

هیچ گلی ندیده خندیدنت
مگر به لحظه حسین دیدنت

#علی_انسانی

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_مدح


دختر نگو ، بگو گُهرِ مرتضی علی
زینت نگو که تاج سرِ مرتضی علی

أولادُهُم مساویِ أکبادُهُم ، لذا
دختر نگو ، بگو جگر مرتضی علی

حق داشت افتخار کند بر تو بوتراب
ای میوهء دل و ثمرِ مرتضی علی

نوع نگاهِ او به تو ، اثبات می کند
زهراست زنده در نظرِ مرتضی علی

زهراست آسمان علی آسمان عشق
زینب ستارهء سحرِ مرتضی علی

غم از میان خانۀ مولا جواب شد
تا بوده ای تو دور و برِ مرتضی علی

ارباب با نگاه تو اُنسی عجیب داشت
آرامشِ دل پسرِ مرتضی علی

عباس آمد و قمرِ این عشیره شد
تو آسمانِ آن قمرِ مرتضی علی

کرببلا به پای شکوه تو سجده کرد
ای در وجود تو اثرِ مرتضی علی

لرزید پشت کوفه به هنگام خطبه ات
وقتی شدی تو جلوه گر مرتضی علی

شد شام و کوفه زیر و زِبَر با کلام تو
اما به شیوه و هنرِ مرتضی علی

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


آمده زینب شود زهرا شود کوثر شود
بین فرزندان عصمت بهترین دختر شود

دختر انسیه الحورا چه می دانی که چیست
آمده مریم شود حوا شود هاجر شود

آمده تا پله ای از هر چه مریم ، بیشتر
آمده تا پله ای از فاطمه کمتر شود

آمده تا در بلاغت مثل زهرا گل کند
آمده تا در فصاحت حیدری دیگر شود

وارث نهج البلاغات و فصاحات خداست
مثل جدش می تواند صاحب منبر شود

خاندان وحی دارد معجزاتی این چنین
زن ندیدم در ابهت مثل پیغمبر شود

آمده تا کوه ها مغرور تر گردن کشند
سرو را قامت شود، در استقامت سر شود

آمده در روشنای چشم های اهلبیت
چشم را روشن کند یک جا چهل اختر شود

بس که عمری با برادرهای خوش منظر نشست
می تواند سال ها این گونه خوش محضر شود

دختر است و در سجایا پا به پای مادر است
می تواند پس خطاب سوره ی کوثر شود

این چنین با آیه های نور بخش کوثرش
می رود در کربلا تا شاهد وانحر شود

فصلی از نیلی کبودی های مادر سهم اوست
در مدینه یاس بوده شام نیلوفر شود

اذن اگر باشد که شمشیری به دستانش دهند
می تواند در رشادت صد علی اکبر شود

دو پسر نذر برادر کرده تا ظهر عطش
دست های حضرت عباس را خواهر شود

روی تلّ زینبه ایستاده مثل کوه
تا اگر لازم شود خواهر شود مادر شود

نیم روزی بیشتر در کربلا فرصت نداشت
جلوه اش خواهی ببینی باش تا محشر شود

زن ندیدم با اشاره کوفه را سازد خموش
جای آن دارد که او فرمانده ی لشکر شود

تا بماند کربلا در ذهن مغشوش زمین
مثل زینب یک نفر باید روایت گر شود

مهر زینب نور قلب و نام زینب نور چشم
ذکر یا زینب از این پس نقش انگشتر شود

جای آن دارد تمام کهکشان های خدا
بر زمین آید فدای دختر حیدر شود


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_مدح



دوست دارم که ترک لاف کنم
خلوتی رفته، اعتکاف کنم
تا شوم مُحرم حریم دمشق
کعبه‌ی عشق را طواف کنم
سخن از کاف و ها و یا گویم
صحبت از عین و شین و قاف کنم
حرف از معنی حجاب زنم
یاد از بانوی عفاف کنم

اوّلین حرف و آخرین مطلب
السّلام علیکِ یا زینب!

السّلام ای ملیکة الدّنیا!
السّلام ای شفیعة العقبا!
السّلام ای نبیرۀ یاسین!
السّلام ای نتیجۀ طاها!
السّلام ای سلالة الحیدر!
السّلام ای سلیلة الزّهرا!
السّلام ای حسن ز پا تا سر!
السّلام ای حسین سر تا پا!

بردی ای نور عین و عین نور!
تو از این پنج نور، فیض حضور

ای تو ناموس قادر متعال!
مایۀ افتخار احمد و آل
فاطمه عصمت و علی خصلت
مجتبی سیرت و حسین کمال
ای حریم تو احسن المأمن!
وی مدیح تو افضل الاعمال!
دم ز تو می‌زنیم در همه دم
یاد تو می‌کنیم در همه حال

ای که یادت نمی‌رود از یاد!
پدر و مادرم فدای تو باد!

فاطمه زاده و علی حسبی
علوی ذات و فاطمی نسبی
کرمت شامل رجال و نسا
حرمت مستجار شیخ و صبی
ای ملقّب به زین اب! زینب!
تو سزاوار این‌چنین لقبی
زینبت خوانده است گر چه خدا
به خدا زِین جدّ و امّ و ابی

ای تو آیینۀ صفات حق!
عفّت تام، عصمت مطلق

خطبه‌هایت مبلّغ مکتب
گریه‌هایت مروّج مذهب
از تو باید سرود در هر روز
بر تو باید گریست در هر شب
چه بگویم که در رسالۀ عشق
عشق فتوا دهد بر این مطلب:
با ادب با وضو بباید برد
نام عُلیا مخدرّه زینب

وه! که نامت به وحی، تمثیل ست
زآن که نام‌آور تو جبریل ست

ای خداوند عشق! یا زینب!
عبد در بند عشق یا زینب!
گر نبُد عشق تو جدا می‌گشت
بند از بند عشق یا زینب!
زیر و رو کرده‌ایم کون و مکان
نیست مانند عشق، یا زینب!
عشق اگر عشق توست ما همه‌ایم
آرزومند عشق، یا زینب!

کیستی؟ ای به عشق سنگ محک!
عشق را با تو هست حقّ نمک

عقل، مجنون توست سیّدتی!
عشق، مفتون توست سیّدتی!
ماندگار است تا ابد اسلام
لیک مدیون توست سیّدتی!
حج و صوم وصلوة وخمس و زکات
همه مرهون توست سیّدتی!
نه فقط کربلا و کوفه و شام
کعبه ممنون توست سیّدتی!

همه هستیّ خود فدا کردی
دِین خود را به دین ادا کردی

محو صبر تو حضرت ایّوب
مات اشک تو یوسف و یعقوب
یاد تو در ضمیر جان محفوظ
نام تو در کتاب دل مکتوب
گَرد و خاک حریم پاک تو را
حور با گیسویش کند جاروب
تویی آن کس که بس مصیبت دید
شد به امّ المصائبی منسوب

چه مصائب؟ که پیر کرده تو را
بلکه از عمر، سیر کرده تو را

آن که از بار غم خمیده تویی
داغ بر روی داغ دیده تویی
آن که هم بوده مادر دو شهید
هم شده مادرش شهیده تویی
آن که از خیمه‌گاه تا گودال
همۀ راه را دویده تویی
آن که فریاد واحسینایش
از زمین بر فلک رسیده تویی

تویی آن زن که رفت مردانه
کوفه، زندان و شام، ویرانه

تویی آن بانویی که فاضله بود
بری از نقص بود و کامله بود
تویی آن بانویی که در دل شب
گرم راز و نیاز و نافله بود
تویی آن بانویی که بر لب او
نه گلایه نه شِکوه نه گله بود
تویی آن بانویی که چل منزل
در اسیری امیر قافله بود

راه را با حسین کردی طی
تو به محمل، حسین بر سر نی

چون که می‌رفتی ای علی‌رفتار
به سوی قبر احمد مختار
تا حریم رسول اکرم بود،
پیشگاه تو حیدر کرّار
هم حسن همرمت بدی ز یمین
هم حسین از پی‌ات شدی ز یسار
تو کجا روی ناقۀ عریان؟
تو کجا بین کوچه و بازار؟

خاطر عاطر تو آزردند
بزم نامحرمان تو را بردند

ای مهین جلوۀ دلارایی!
وی بهین اسوۀ شکیبایی!
ما همه ذرّه و تو خورشیدی
ما همه قطره و تو دریایی
ای وجودت مطاف درد و غم
در لقب کعبة الرّزایایی
آن همه داغ دیدی و گفتی
من ندیدم به غیر زیبایی

همه مبهوت و مات بینش تو
آفرین‌ها بر آفرینش تو

گر شود صبر با تو رو در رو
پیش پای تو می‌زند زانو
صابران را تو برترین اسوه
شاکران را تو بهترین الگو
درد جان را محبتت درمان
زخم دل را ولایتت دارو
ما فقیر تو و تو مستغنی
ما گدای تو و تو شه‌بانو

هر چه هستیم خوب یا که بدیم
چنگ بر تار چادر تو زدیم

من کجا مدح دخت دخت رسول؟
نازپروردۀ علیّ و بتول
ای عقیله میان هاشمیان!
عاجز از درک تو تمام عقول
تا بیایم به آستان‌بوسی
کی به من می‌دهی تو اذن دخول؟
به سر آمد مدیحه و پایش
بزن از راه مهر، مُهر قبول

"تربتم" لیک کم‌ترم از خاک
باد ارواح العالمین فداک!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زهرا
#حضرت_زینب_ولادت


شب تولد زینب بلند شو مادر
بیا بخاطرم امشب بلند شو مادر

شب تولد زینب دعای مرگ نکن
بیا و خانه مهیا برای مرگ نکن

شب تولد زینب پس از دو ماه بخند
ببین که خانه مان نیست روبراه بخند

شب تولدِ من را بهانه کن مادر
بیا و موی مرا باز شانه کن مادر

شب تولد زینب به من کفن دادی
به جای هدیه به من کهنه پیرهن دادی

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_مدح


تندیس وقار و آیت حلم
تدریس وفا حکایت علم

مستوره ی بزم گاه عرفان
منظومه کهکشان ایمان

اثبات حیا ثبوت عصمت
بینایی چشم قدس و عفت

ماه فلک آفرین تقوا
همزاد حیا قرین تقوا

اسطوره همت و شهامت
اعجوبه کارگاه خلقت

ترکیب حیا و جوش مذهب
آورده زنی به نام زینب

#مرحوم_عابد_تبریزی

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


چه خوب شد که ذکر دل ، علی علی است روز و شب
پناه اول آخرم ، فاطمه شد به لطف رب
چه خوب شد که گشته ام غلام قنبر کسی
که عالم از شجاعتش ، هنوز مانده در عجب
فراری اُحُد کجا ، دلاور احُد کجا
کجاست شان مصطفی ، نایب عافیت طلب
امان از آن که حُرمت ِ امین وحی را شکست
کشیده دین چه ها ازین ، خلیفه های بی ادب
به زیر دین ِ حضرت خدیجه ایم و فاطمه
اگر علی علی علی ، نشسته است روی لب
بناز شیعه تا ابد ، به دین آسمانی ات
سهم کدام مکتبی ، شده عقیله العرب

چه همتی ، چه غیرتی ،چه کرده است پای دین
فاطمه ی کرببلا ، زینب صبر آفرین

سلام ای عقیله ی ، تمامی زمانه ها
کسی نداشت مثل تو ، ز فاطمه نشانه ها
تو بی معلم عالمه ، فهیمه ای و فاضله
تو جاودنه گوهری ، در یم بی کرانه ها
نشانده کوه غیرتت ، وقار و صبر و هیبتت
حماسه ی حسین را ، به صدر جادوانه ها
تو دست بسته بسته ای ، دست بنی امیه را
حریف عزم راسخت ، نمی شود بهانه ها
چه گویم از کرامتت ، سرم فدای قدرتت
تو روضه ات بهشت را ، می آورد به خانه ها

سلام سایه ی سر و ، ملیکه ی حسینیان
سلام مطمئن ترین، پناه آخر الزمان


در آسمان عاشقی ، تو سرترین ستاره ای
سرآمد حسینیان ، میان هر زمانه ای
زمین و آسمان همه ، فدای آن خدای که
نکرد خلق غیر تو ، فاطمه ی دوباره ای
توسلی به حضرت ِ خطیبه ی فدک نما
بهم بریز کوفه را ، فقط به یک اشاره ای
علی حسین مجتبی ، فاطمه و محمدی
برای جمع پنج تن ، فقط تو استعاره ای
خطبه شام و کوفه ات ، شبیه خطبه فدک
نهیب زد سر ِ ستم :" هنوز هیچ کاره ای"

بت شکنی و دخترِ بت شکن مدینه ای
شیر زنی و دختر ِشیر زن مدینه ای


حماسه های حیدری، نشسته در کلام تو
به ظلم پشت پا زده ، فاطمه مرام تو
همیشه بهر یاورش ، امام می کند دعا
بود ولی ملتمس ِ دعای تو امام تو
به غیر چارده نفر ، خدا به کس نمی دهد
اجازه ورود را ، به کعبه ی مقام تو
تو قبله ی فضیلتی ،تو منتهای عزتی
بلند می شود حسین ، ز جا به احترام تو
گفته خدا تو زینت ِ شیر دلاور منی
مادر حیدری تو ، فخر کُنَد به نام تو

معجزه مانده عاجز از ، نام‌گره گشای تو
کار مسیح می کند ،بنده ی بنده های تو


تویی که حسرت همه ، ملائک است خدمتت
تهمت و سنگ و کعب نی ، نبود حق عصمتت
رواست کل سال ما ، محرم و صفر شود
گرفته جان شیعه را ، مصیبت اسارتت
مطهره ترین چرا ، تو را زدند با وضو
کاش نداشت نام دین ، قصه ی هتک حرمتت
کوری چشم حرمله ، فاتح شام و کوفه ای
معجر پاره پاره ات ،نکرد کم ز عزتت
تو در میان سلسله ، بخوان نشسته نافله
بخوان که باز هم خدا ، فخر کند به خلقتت
شکست پیش چشم تو ، غرور نازدانه ها
چه قدر داده غصه ی ، حرم تو را خجالتت
خدای صبر با دلت ، چه کرده اند شامیان
که بی رقیه روز و شب ، مرگ شده است حاجتت

تو از زمانه دیده ای ، چه غیر داغ پشت داغ
بگو که جز تو این همه ،کشیده است از فراق ؟!

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
02:30
#امام_زمان
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

سوگند بہ هر ڪلام زینب… یا رب
بر ذڪر علے الدوام زینب… یا رب

از ڪار فَرَج گِره گشایے فرما
امشب تو بہ احترام زینب… یا رب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_مدح


بانوی دل سپرده به تقدیر زینب است
در بیشه ی رضای خدا شیر زینب است

بر آیه های صبر که در مصحف آمده
شأن نزول و معنی و تعبیر زینب است

مرد آفرین زنی که زبان خطابه اش
دارد شکوه و شوکت شمشیر زینب است

در محمل جلال و سیادت نشسته است
در قاب نور ، صبر به تصویر زینب است

دیدند اهل کوفه که با نطق حیدری
توحید را نشسته به تفسیر زینب است

از عصر روز واقعه در امتداد دهر
چون آتشی به خرمن تزویر زینب است

غمدیده خواهری که فقط نصف روز دید
اندوه شش برادر و شد پیر زینب است

#کمیل_کاشانی
@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


ای‌ دختر‌ جلالت‌ و ای خواهر وقار
بانوی‌مُلکِ‌عصمت‌و‌ ناموس‌ِ کردگار
ای‌مانده‌درتو هیبت حیدر به‌یادگار
ای‌انعکاسِ فاطمه در چشم‌ِ‌ روزگار

پیشت چراغ‌ها همه بی‌ استفاده‌اند
از سایه‌ی تو نور به خورشید داده‌اند

تو آمدی که مظهر اهل کسا شوی
تا جلوه‌گاه آیه‌ی قالوا بلی شوی
در قامت زنان شرف"لافتی" شوی
زینب‌شدی‌که زینتِ‌ شیرخدا شوی

هر چند گفته‌اند که امّ المصائبی
با جوشن حجاب اسدُاللهِ غالبی

جایی که امر نام‌گذاریت با خداست
اسم تو مثل اسم علی فوق کیمیاست
آری‌ حسابِ‌فهم تو از دیگران جداست
علم لَدُنّی تو همان علم انبیاست

باآن‌زبان که‌گفته‌ای"یک" "دو"نگفته‌ای
ای سِرّ اَعظمی که کماکان نهفته‌ای

کوه‌از صلابتِ‌ تو در عالم اشارتی‌ست
هفت‌آسمان‌؛زِ وُسعتِ‌قلبت‌ کنایتی‌ست
نقل‌ روایت تو چه‌ نیکو عبادتی‌‌ست
این‌که غلام کوی تو باشم سعادتی‌ست

منّت خُدای را که همین است مذهبم
من شیعه‌ی حسینیِ اسلامِ زینبم

از هردو سمت؛نسبتِ‌تو می‌رسد به‌ نور
خورشیددرحضورتو چون‌می‌کند ظهور
از ظِلّ سایه ات به ادب می‌کند عبور
فَخر المُخدّراتِ حرم ؛ زینب‌ الصّبور

اُختُ‌الحسین،درعظمت‌کیست‌مثل‌تو؟
اقرار می‌کنم احدی نیست‌ مثل‌تو

ازتو به‌وقت‌حادثه‌طوفان‌شکست‌خورد
اولاد عاهه در دل میدان‌ شکست‌خورد
از زخم پات خار مُغیلان‌ شکست‌خورد
کوفه‌دُرست‌لحظه‌ی‌طُغیان‌شکست‌خورد

این شهر مثل صید اسیر کمند شد
فریاد اُسکُتوی تو وقتی بلند شد

دیدی هلال را به سرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
دیدی خمیده شد کمرِ نِی به‌وقت‌ظُهر
آتش نشست بر جگر‌ِ نِی به‌وقت‌ظُهر
جا ماند بر تنت اثرِ نِی به‌وقت‌ظُهر

آنهاکه‌مَست؛دور و برت نعره‌می‌زدند
باخُطبه خواندن تو به زانو در آمدند

با اینکه مثل فاطمه بی‌بال و پر شدی
تو یک تنه حریف هزاران نفر شدی
هشتاد و چند کودک و زن را سِپَر شدی
هرجا که شعله بود تو پروانه‌تر شدی

آه دل‌ِ شکسته‌ات از عرش هم گذشت
وقتی‌که ریخت دُرّ حسینی میان طشت


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_مدح


شمس حجاب کبریا زینب است
تجلی شرم و حیا زینب است
روح مناجات و دعا زینب است
شان نزول انما زینب است
فاطمه کرببلا زینب است

دوای درد بی دوا زینب است

ای نفس حضرت ختمی مآب
دختر آسمانی بوتراب
در صدف بحر وفا درّ ناب
روی تو حسرت دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتی به خواب

مصحف مستور خدا زینب است

شب که به امید سحر آرمید
صدای تکبیر فلک را شنید
شب زدگان نسیم رحمت وزید
دوباره شمس روی حیدر دمید
آینه ای به دست زهرا رسید

فاطمه ی علی نما زینب است

دانه تسبیح تو شمس ضحی
چادر تو، پرچم حجب و حیا
به زیر سایه تو عرش خدا
نه فلک از خاک رهت شد بنا
خانه تو مطاف ارض و سما

کعبه سیار خدا زینب است

بیا و جلوه ی پیمبر ببین
شیرزنی چون یل خیبر ببین
ادامه سوره کوثر ببین
حسن حسن نیز مکرر ببین
دوباره یک حسین دیگر ببین

پنج تن زیر کسا زینب است


آمدی ای جان جهان حسین
آمدی ای روح و روان حسین
آمدی ای دل نگران حسین
جان حسین جان تو جان حسین
آمدی و زد ضربان حسین

حسین مروه و صفا زینب است

شمس چراغ در این خانه ات
ماه غبار در کاشانه ات
ارض و سما گر شده پروانه ات
یافته این گونه شفاخانه ات
تهمت عقل است به دیوانه ات

دوای ما نعره ی یا زینب است

هیبت روی تو سر ا پا علی
فاطمه ای به شکل مولا علی
نیست کسی مثل تو الّا علی
میوزد از نطق تو هرجا علی
لعن علی عدوک یا علی

کوری چشم خصم با زینب است

کرببلا دیده که پیغمبری
فاطمه ای و یک تنه لشگری
فاتح هر رزم چنان حیدری
نیست اگر چه مثل تو خواهری
حسین را برادر دیگری

حسن به دشت کربلا زینب است

پلک بزن شام و سحر خلق کن
چشم بچرخان و قمر خلق کن
حماسه ای بار دگر خلق کن
به بانگ اسکوتو جگر خلق کن
خطبه بخوان تیغ دو سر خلق کن

آیینه دار مرتضی زینب است

گرمی عشق و هرم این تب یکی است
تا به سحر مسیر هر شب یکی است
هر چه نوشتیم مرکب یکی است
چنان که نام خالق و رب یکیس
نام حسین و نام زینب یکیست

جان میان هر دوتا زینب است


روز قیامت که جهان مضطر است
بی سر و سامان صف محشراست
عرصه حشر از نم گریه تر است
هر که خودش مانده و بی یاور است
غم نخورد آن که تورا نوکر است

سایه روی سر ما زینب است


در کف تو چرخ چو دستاس بود
با نفست دهر پر از یاس بود
خاک رهت گوهر و الماس بود
بس که به اکرام تو حساس بود
پله منبر تو عباس بود

ستون خیمه سما زینب است


سیل کرم لحظه باریدنت
گل بکشد منت گل چیدنت
یاس در آرزوی بوییدنت
هیچ گلی ندیده خندیدنت
مگر به لحظه حسین دیدنت

حسین را چهره گشا زینب است


از نگهت نور خدا منجلی
هرچه خدا خواست تو گفتی بلی
هیبت تو قصه هر محفلی
خواست که غم دست تو بندد ولی
غم که بود در بر دخت علی

حیدر صحرای بلا زینب است

آمده بر جنگ تو غم از الست
کرببلا غم به بلا داد دست
جنگ تورا حق به تماشا نشست
قامت تو قامت غم را شکست
دخت علی را تنوان دست بست

فصل خطاب خطبه ها زینب است

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


زینب که على با جلوات دگریست
زهراى بتول، در حیات دگریست

از عشق حسین و فیض هم‌صحبتی اش
او نیز سفینه النّجاة دگریست

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_مدح
#رباعی


بر طاق سپهر نور ، کوکب زینب
حرف دل عشق را مرکب ، زینب

ذکر تپش قلب حسین و حسن است
زینب زینب زینب زینب زینب

#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح

شروع با خطاب به #امام_زمان


ای آرزوی عشق، تمنا کنم تو را
در شاه بیت عاطفه انشا کنم تورا

پرسند اگر تجلی حسن تو را ز من
با آفتاب و آینه معنا کنم تورا

تو راز سر به مهری و در سجده از خدا
خواهم به آه و ندبه که افشا کنم تو را

وقتی اسیر غربت دنیایی خودم
در کنج دل بگردم و پیدا کنم تو را

شرمنده ام که در اثر روسیاهیم
خیمه نشین خلوت صحرا کنم تورا

(این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تورا)

تا مست فیضتان شوم و مستفیض لطف
دعوت به جشن (بزم) زینب کبری کنم تو را

روشن ز نور عصمت او عالمین شد
تفسیر شادی و غم زینب حسین شد



حیدر که بوده زینت هستی عبادتش
زینب ز عرش آمده گردیده زینتش

زینب، چه زینبی؟ که شده در طفولیت
آغوش پنج حجت حق مهد عصمتش

زینب، چه زینبی؟ ز همان خردسالگی
خواندند صابرین، جبل استقامتش

جبریل خاکبوس اتاق جلالتش
روح القدس ملازم روح قداستش

جایی برای عالم دیگر نمانده است
آنجا که هست زینب و علم و فقاهتش

هرجا سخن به یاد حسین است لاجرم
آید کلام زینب و عشق و محبتش

چشمی به سمت سایه ی او هم نرفته است
سوگند میخورم به حیا و نجابتش

زیبا سروده شاعر دلداده ای که گفت:
(زینب عفیفه ای است که در راه عفتش)

(عباس می دهد نخ معجر نمی دهد)
یک لحظه چادر شرف از سر نمی دهد



جز مصطفی که نام علی بی وضو نگفت
تفسیر نام او احدی مو به مو نگفت

تفصیل شان زینب کبری نگفتنی است
چون عارفی که قصه رازِمگو نگفت

از چهار سالگی غم زینب شروع شد
دنیا به جز حدیث جدایی به او نگفت

می خواست از حکایت محسن کند سوال
آمد میان حنجره بغض گلو نگفت

مادر! دلیل روی کبودت چه بوده است؟
هر قدر کرد دخترکش پرس و جو، نگفت

مادر دلش گرفت و زبان باز کرد و گفت:
(می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت)

(زن را کسی مقابل شوهر نمی زند)
(مادر کسی مقابل دختر نمی زند)



وقتی سخن ز گرمی فردای محشر است
زینب به فرق فاطمیون سایه گستر است

او ابر رحمت است به دریای کربلا
ماییم قطره ای که به دریا شناور است

در ماجرای زندگی زینب و حسین
یک روح عاشقانه ولی در دو پیکر است

رحمت به روح شاعر دلخسته ای که گفت:
ابیات ناب را که چنان درّ و گوهر است

(احکام ارث در همه جا چون بیان شود
سهمی ز خواهر است و دو سهم از برادر است

این امتیاز در خور زینب بود که او
میراث عشق را به برادر برابر است)

جان ها فدای زینب و قلب صبور او
از صبر و از غریبی او دیده ها تر است

زینب چه دید روز دهم بین قتلگاه
کز گفتن و شنیدن آن قلب، مضطر است

آن حنجری که بوسه بر آن داد مصطفی
حالا نشان بوسه شمشیر و خنجر است

آن سینه ای که مخزن اسرار عشق بود
دردا که زیر چکمه شمر ستمگر است

( "والشمرُ جالسُُ" نفس مادرش گرفت)
(سر را برید و روبروی خواهرش گرفت)


#سیدروح_الله_موید

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#حضرت_زینب_مدح


بهترین خواهر دنیا زینب
زهره حضرت زهرا زینب
همه پست اند و معلا زینب
همه خاکند و مطلا زینب

قبله قبله نماها زینب!

زده امشب به سرم شور نجف
پای من واشده در طور نجف
منم و مستی انگور نجف
مات کرده همه را نور نجف

نور بخشیده نجف را زینب


شب یلدای علی گشت سحر
کوثر آورده به دنیا کوثر
حق مبارک بکند پیغمبر!
رحمت خانه که باشد؟دختر!

رحمت خانه مولا زینب..

عشق تا روز ابد حیرانش
عقل آشفته و سرگردانش
صبر زانو زده بر عنوانش
کشتی کرببلا سکانش...

نیست دست کسی الا زینب!

مردتر از همه در وقت جدال
کعبه حلم و حیا،نفس کمال
پی توصیف مقامش همه لال
زینبی کیست؟!خدای متعال!

جبل الصبر خدا یا زینب!

مانده در حسرت رویش خورشید
سخنش آیه ی قرآن مجید
پدری زینت اینگونه ندید
آنکه زد بر دهن شوم یزید...

مانده ام بود علی یا زینب!

دامنی قرص قمر پرور داشت
از رقیه چه کسی بهتر داشت؟!
این سه ساله شرفی دیگر داشت!
پرچم آل علی را برداشت!

پس رقیه شده حالا زینب

گرچه او صابره عالم بود...
تکیه محکم آقا هم بود..
قدش از داغ برادر خم بود
محرم شاه چه بی محرم بود

بی برادر شد و تنها زینب..

روز و شب یاد بیابان میکرد
گریه بر آن تن عریان میکرد
گله از خار مغیلان میکرد
یاد ویرانه فراوان میکرد

ای فلک! قهر شدی با زینب...

ای فلک داغ برادر دیدم
شمر را دست به خنجر دیدم
کوچه بازار مکرر دیدم
من ازینها غم بدتر دیدم

شد تماشا به گذرها زینب..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


تمام باور زینب حسین بود حسین
همیشه یاور زینب حسین بود حسین

چنانکه چشم به چشمش گشود در آغاز
کلام آخر زینب حسین بود حسین

عجب نبود اگر بی برادرش غم داشت
که نیم دیگر زینب حسین بود حسین

در آن خزان که  زمین غرق حسن یوسف بود
گل معطر زینب حسین بود حسین

کشید شعله آهی ز دامن محمل
که در برابر زینب حسین بود حسین

دلیل آنکه در آن ظهر پیش چشم خدا
شکسته شد سر زینب حسین بود حسین

به گوش کوفه ی نامرد در کشاکش درد
خطاب منبر زینب حسین بود حسین


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#رباعی #صلوات

بر عصمتِ داوری زینب صلوات
بر خلق پیمبری زینب صلوات

بر قلبِ صبور و خطبه ی فاطمی و
بر هیبت حیدری زینب صلوات

#؟؟
....

بر منزلت ام ابیها صلوات
برام و اب و همسر زهرا صلوات

بر محسن و کلثوم و حسین و حسنش
بر آینه اش زینب کبری صلوات


#محمد_خرمفر


@raziolhossein
02:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
736×1280, 116.6 KB
یا زینب

این دخت علی که زینبش آمده نام
بر طاق سپهر علم قدریست تمام

تا مادر دهر دختر آورد و پسر
دختر نشنید کس بدین قدر و مقام

#فواد_کرمانی

@raziolhossein
02:30
#حضرت_زینب_مدح


هرچند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهیِ زینب، ندیده‌ایم

ارث از دلِ شجاع تو برده‌ست، یا علی!
نامش گره به نام تو خورده‌ست، یا علی!

پیوندِ عقل روشن و بیداری دل است
شاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است

قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زند
وقتی عقیلة‌العرب از عشق دم زند

زینب به بند، بندگی یار می‌کند
گیراست زلف یار و گرفتار می‌کند

از چشم یار، قامت دلدار، دیدنی‌ست
نام حسین، از لب زینب شنیدنی‌ست

آن شیرزن که زینت شیر خدا شود
باید امیر قافلۀ کربلا شود

در پایمردی از همۀ مردها سر است
کوثردلی که در رگ او خون حیدر است...

زن دیده‌اید در سخنش، برقِ ذوالفقار؟
دربند و سربلند، اسیر و امیروار...

زن دیده‌اید اسوۀ هر مرد و زن شود؟
زن دیده‌اید مثل علی بت‌شکن شود؟

غیر از جمال، در دل خون و بلا ندید
جز شوق یار، در عطش کربلا ندید

شد پیش حق، دلیلِ مباهات اهل‌بیت
وقتی که نور چشم علی گفت: «ما رَاَیت»

با «ما رَاَیت»، بندگی‌اش را تمام کرد
حمدی نشسته خواند و دو عالم قیام کرد...

«از هرچه بگذری، سخن دوست خوشتر است»
این دخترت، علی! چه‌قَدَر، شکل مادر است!

هر بار، تا صدا زده‌ای نام زینبت
انگار نام دیگر زهراست، بر لبت

آن زهره‌ای که چادر زهراست بر سرش
ناموس کبریاست، شبستانِ معجرش

باغ حیاست؛ کوچ بیابانی‌اش مبین
فخرُالنّساست؛ بی‌سر و سامانی‌اش مبین...

بانوی صبر! صبر سواران سر آمده
آه از نهاد مردم عالم، برآمده...

بانو! دعا کن آن مه پنهان عیان شود
روشن زمین، به جلوۀ صاحب‌زمان شود


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی


بر زِینِ اَب و برادرانش صلوات
بر قلب صبور و مهربانش صلوات

او زائر هفت حجت معصوم است
تقدیم به هفت آسمانش صلوات

#میثم_مومنی_نژاد


@raziolhossein
1
02:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1236×1280, 195.8 KB
هر چند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
@raziolhossein1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

ما لُطفِ تو بی حدّ و عَدَد می خواهیم
هم خَطّ اَمان زِ دیو و دَد می خواهیم

عِید است و شَبِ تولّدِ زینبِ تو
عِیدی زِ تو یا عَلی ، مَدَد می خواهیم

مرحوم #سیدمصطفی_آرنگ

@raziolhossein
1
02:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1085×834, 127.3 KB
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

این غنچه که زینب از خدا نام گرفت
از گلشن وحی رنگ و بو وام گرفت

از گریه شد آرام چو بر دست حسین
قلب همه کائنات آرام گرفت

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
02:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
576×463, 61.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت


در بعض کتب مسطور است که چون حضرت
زینب -سلام الله علیها - متولّد شد
أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه
متوّجه بـه حجرۀ طاهره گردیـد، در آن وقـت
حضرت حسین - سلام الله علیه - به استقبال پدر
شتافت و عرض کـرد: ای پدر بزرگوار! همانـا
خداوند کردگار خواهری به من عطا فرموده.
أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه
از شنیدن این سخن بی اختیار
اشک از دیده‌های مبارک به رخسار همایونش
جاری گردید. چون حسین -سلام الله علیه - این
حال را از پدر بزرگوار مشاهده نمود افسرده
خاطـر گـشـت، چـه آمد پـدر را بشارت دهـد،
بشارت مبدّل به‌مصیبت گردید و سبب حزن
و انـدوه پـدر شـده دل مبارکـش به درد آمـد
و اشک از دیـدۀ مبارکش بر رخسـارش جـاری
گـشت و عرض کـرد: «بابا! فدایـت شـوم مـن
شـمـا را بـشـارت آوردم شـمـا گریه مـی‌کنیـد،
سبـب چیـسـت و ایـن گریستـن بر کـیسـت؟»
حضـرت أمیرالمؤمنین حسینش را در بـر
گرفت و نوازش نمـود فرمـود: «نور دیده!
زود باشـد کـه سرّ این گریـستـن آشـکار و
اثرش نمودار شود» در ایـن جـا اشاره بـه
واقـعـهٔ کربلا مـی‌فـرمـایـد.


📚#خصائص_زینبیه ، #مرحوم_جزایری، ص۱۹


@raziolhossein
3 😢 1
02:30
#حضرت_زینب_ولادت


خبر آمد که می آید، مدینه چشم در راهش
شب چادر به سر سر می رسد با نی نی ماهش

صدای گریه ی نوزادی از بیت علی آمد
چه نوزادی! که می آید صدای قل هو الله ش

مگر پشت علی را می شود خم کرد با چیزی؟
پدر باشی خبر داری، فقط کافی است یک آهش

کنار صبر او وقتی بلا از راه می آید
خجالت می کشد کوه احد با قد کوتاهش

فدک تا کربلا، این سال ها را ساده نشماری
اسیر پنجه ی آه است و می خوانند پنجاهش

کسی چیزی به جز لبخند دیده بر لب عمه!؟
برادر زاده است و ناز و بازی های دلخواهش

صدایش می زنند از روز اول "زینب کبری"
بمیرم من، چه غم های بزرگی هست در راهش..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
2
02:30
#حضرت_زینب_ولادت
#رباعی

شوکت به سیادتِ تو باشد زینب
جود و کرم عادتِ تو باشد زینب

ای‌کاش که روز فرج آل الله...
در روز ولادتِ تو باشد زینب


#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
2
02:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1236×1280, 195.8 KB
هر چند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
@raziolhossein1
5
ش
19:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها


بگیر دست گدا را به عمه ات زینب
و نشکن این دل ما را به عمه ات زینب

ز درگه کرمت بی نصیب مگذاری
گدای بی سر و پا را به عمه ات زینب

بیا برای من امضا کن امشب آقا جان
برات کرب و بلا را به عمه ات زینب

گدا برای ضمانت به درگهت آقا ...
به گریه خوانده رضا را به عمه ات زینب

اگر چه بهر ظهورت به گریه مانوسی
بخوان دوباره خدا را به عمه ات زینب

#حبیب

@raziolhossein
1
19:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
974×506, 134.3 KB
#امام_زمان
#حضرت_زینب


یارب، یارب، یارب، یارب، یارب
حاجات‌مرا روا کن امشب یارب

این‌است دعای‌من به‌دستور امام؛
«عَجِّل فَرَجَه بِحَقِّ زینب» یارب

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
ش
21:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×962, 128.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت
#حدیث

📌رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمودند؛

حاضرین و غائبین أمّتم را به حفظ احترام زینب وصیّت میکنم ، همانا او همانند خدیجه کبری است.

📕خصائص الزینبیّة / ۶۰.

@raziolhossein
2
27 October 2025
ش
01:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


شیعه نشسته ست زیر سایه ی طوبی
سوی علی برده است دست تمنا

وقت بلا وقت درد وقت مصیبت
نیست پناهی به غیر چادر زهرا سلام الله علیها

گاه بجز صبر چاره دگری نیست
صبر علاج است بر مصیبت دنیا

خاک طلا می شود به معجزه صبر
یا به مثل ماجرای قوره و حلوا

صبر مصافیست بی ملاحظه بی رحم
صبر مسیریست عاشقانه و زیبا

بر نمی آید زدستی هرکسی این کار
فاتح میدان صبر، زینب کبری

آنکه به اعجاز صبر در همه ی عمر
رو به جهان ایستاد یکه و تنها

حضرت علیا مخدّره جبل الصّبر
ماحصل بوتراب و امّ ابیها

روزی هر خانه دختر است و از این روی
زینب کبری است رزق خانه مولا

هاشمیون پاسبان جلوه نورش
فاطمیون در طواف او به تولا

پرده نشینی که در زمان نزولش
چشم فلک هم نداشت اذن تماشا

علم کنیزش که این عقیله خلقت
عالمه غیر معلمه ست شگفتا..

نایبه الزّهرا؛ صدّیقه صغری
دختری از دودمان عفت و تقوا

کرب و بلا، کوفه، شام، یا که مدینه
هر نفس از عمر خویش در دل صحرا

هر که به او گفت حاصلت چه شد از عشق
هیچ شکایت نکرد و گفت: ((جمیلا))

رو به ترحّم نداد و هیچ نمی خواست
دخت علی از کسی نکرد تقاضا

شام به هم ریخت تا که رفت به منبر
کاخ فرو ریخت تا که تاخت به اعدا

خطبه چنان خوانده بین قائله آنروز
تا ابد افتاده دشمنش به تقلا

خطبه ای از جنس خطبه فدکیّه
باز گمانم به مسجد آمده زهرا سلام الله علیها

وقت شروع سخن همینکه به پا خواست
گفت خدا: ای ملائکه همه برپا

ولوله افتاد: مرتضی است مگر او؟
اینهمه با هیبت و غیور و توانا

وحی نه اما نبود کار بشر هم
خطبه چنین استوار و محکم و گیرا

واژه به واژه شبیه تیغ دو دم شد
تا که کند در میان معرکه غوغا

دخت علی چادر حیا به کمر بست
پس کمر فتنه را شکست در آنجا

گفت که تفسیر انتم الطّلقا چیست
گفت به گوش یزید موعظه اش را:

ما چه نیازی به تخت و تاج تو داریم؟
نسل علی از نیاز هست مبرا

تو نوه ی نابکار هند جگرخار!
جدّه ی من حضرت خدیجه قرّا

پرچم خونخواهی حسین به دوشم
در رگ من غیرت است، غیرت سقا

من زنم اما ز تیره اسد الله
شیر تبار علی عالی اعلی

حضرت عالی جناب حیدر کرار
آنکه به یک دست کنده است در از جا

دست درازی به حق فاطمه کردی؟
دولت ظلمت نمیکشد به درازا

گرکه شده استوار سقف ولایت
خطبه ی زینب شده ستون تبرّا

مرثیه ی باشکوه! کعبه ی اندوه!
مهجت قلب حسین؛ زینب کبری!

ماهمه دردیم و درد میل کسی نیست
امّ مصائب بجز تو کیست پذیرا؟

ای که حسین از تو التماس دعا داشت!
حضرت بانو نگاه کن به دل ما

گفته ای ، ای آفتاب شام به تاریخ:
می گذرد روزهای تیره ی دنیا

نیست امیدی به به غیر منجی موعود
می رسد از راه صبح روشن فردا


#مجید_تال

@raziolhossein
7
ش
18:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×691, 39.2 KB
۶جمادی الاول سالروز شهادت جعفر بن ابیطالب(جعفر طیّار) علیهماالسلام محضر امیرالمومنین و امام زمان علیهما السلام تسلیت.
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
18:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_جعفر_طیار


دوباره لالهٔ باغ وجود شد تبدار
دوباره آه شده سفره دارلیل ونهار

بهار آمده چشمم دوباره بارانی است
دوباره مرغ محن پرزده سر دیوار

چه ماتمی است که از سینه داغ می جوشد
چه شد که بار دگردیده ام شده خونبار

مدینه باردگر جامهٔ عزا پوشید
دریده جامه صبر ازچه احمد مختار

چه شد که قامت سرو علی خمیده شده
بگو کجاست علمدار حیدر کرار

ز فاطمیه دل داغ دیگری پیداست
ازان سببب نبود در دل رمیده قرار

نه حرف آتش و دوداست نه صحبت پهلوست
نه حرف ضربت پاهست و صحبت مسمار

نشسته درغم قتل برادرش حیدر
بلی شهید ستم گشته جعفر طیار

همو که نوردوچشم جناب عمران است
همو که فاطمه بنت اسد ورا شده مار( مادر)

چه جعفری که پناه نبی است بعد علی
زبعد حمزه به جیش نبی بدی سردار

همیشه یارنبی وعلی و فاطمه بود
همیشه دربرشان بود همچو خدمتکار

کسیکه زینب وکلثوم عروس خانهٔ اوست
سعادت ابدی شد نصیب آن سالار

هزارحیف که چشم حسود چرخ و فلک
توان دیدن اورانداشت در کردار

دودست یارنبی رازتن جداکردند
ببارباردگرای دوچشم گوهربار

به جای دست ٬ خداوند دوبال داد به او
ملقب است از آن روبه جعفرطیار

علی نبودببیند که بال وپرمی زد
تن برادراو روی نیزهٔ کفار

ندیده٬ نخل وجودش شکست وای حسین
که دید جسم برادر به عرش نیزه سوار

شکسته تر زدلش٬ شدزداغ او کمرش
بسوز سینه سینا ٬ ببارابربهار

خدابرس به دل خون خواهرش زینب
چه سازد از غم بی یاوری درآن شب تار

#مصطفی_نظری_طهرانی


@raziolhossein
2
18:51
#حضرت_جعفر_طیار
#رباعی

این جعفر طیار بود هست علی
این شیر دلاوراست پابست علی

هرچند نبود درغدیر اما بود
از جام ولایت علی مست علی

.....

غم مونس قلب احمد مختار است
خونبار دوچشم حیدر کرار است

زهرا به تسلای علی آمده است
چون روز عزای جعفر طیار است

#مصطفی_نظری_طهرانی

@raziolhossein
18:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 114.2 KB
تقدیم به جناب جعفرعلیه‌السلام

این جوانمرد بود در همه عمر
حرز جانِ پیمبــــر مختــــــار
افتخــــار تمــــــام اهل البیت
رَحِمَ اللّه جعفــــرالطیــــــــار

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
18:51
#حضرت_اباالفضل
#حضرت_جعفر_طیار


در عالم وهم آمدم این صحنه پدیدار
دیدم که نشستم به حضور دو علمدار 

دو ماه فروزنده، دو خورشید درخشان
دو میر، دو فرمانده دو سرباز فداکار

این شیرِ حسین‌بن‌علی، حضرت عباس
آن یارِ رسول مدنی، جعفر طیّار

این بهر حسین‌بن‌علی یار و برادر
این نیز برادر به علی، حیدر کرار

عباس، زده خنده به ماه رخ جعفر؛
کای جان عمو! نور دل احمد مختار!

در یاری اسلام، چنان پای فشردی
تا دست تو گردید جدا در صف پیکار

در پاسخ او جعفر طیار چنین گفت:
ای ماه بنی‌هاشم، ای مطلع‌الانوار

هم چهره نهادند به پای تو ملایک
هم بوسه‌زده دست تو را سیّد ابرار

هرچند که در موته جدا گشت دو دستم
در یاری دین از دم شمشیر شرربار

دیگر نزدند از ره کین تیر به چشمم
ای اشک همه وقف تو در مکتب ایثار

من مثل تو یک ساقی بی‌آب نبودم
ای داغ لبانت به روی آب، پدیدار

سرو قد من بر سر نی رفت چو خورشید
نخل قد تو از سر زین گشت نگون‌سار

من خجلت بی‌آبی طفلان نکشیدم
اشک تو از این غصه روان بود به رخسار

باید که بگریند شهیدان همه تا حشر
در علقمه بر زخم فراوان تو بسیار

یک لحظه تو از دست و سر و چشم گذشتی
گشتی به جگر تیر بلا را تو خریدار

بی‌دستی تو باعث آن شد که ز هرسو
آید به تنت زخم روی زخم، دگربار

بگریست اگر در غم من چشم پیمبر
بشکست غم تو کمر از حجّت دادار

در ماتم من اشک علی ریخت به صورت
در ماتم تو فاطمه گردید عزادار

این فخر، مرا بس که به جنّت بزنم پر
همراه تو ای فرش رهت دیدۀ احرار

زیبد که ببالیم به افواج ملایک
تو حضرت عباسی و من جعفر طیّار

من باب جهاد استم و تو باب حسینی
یابند ز تو در حرم خون خدا بار

«میثم» به ثنای علی و آل کند فخر
خورده است به طبعش نفس میثم تمار

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


ای به خیل مهاجران مهتر
ای همای بهشتیان جعفر

طوطی شاخ صدره و طوبی
مرغ عنقای عرش و بالاتر

صدف پاک توست بوطالب
بی بها نزد قیمتت گوهر

گر نبی را زجانب یزدان
جانشین و وزیر شد حیدر

هم تو در بارگاه نجاشی
بودی اول سفیر پیغبر

وز مقام تو در دل احمد
این بود بس که گفت آن سرور

کز قدوم تو شادمان باشد
یا که از فتح قلعه خیبر

ای که با شیر حق تو خوردی شیر
تو زپستان پاک یک مادر

مصطفی را علی برادر بود
مرتضی را برادری جعفر

از بیان شجاعتت کافی
که گزیدت به همگنان افسر

زآن که بهر سریه موته
نبدی افسری زتو برتر

مشتری حق و از در و یاقوت
ثمنت داده در جنان شهپر

تا کشی هر کجا که خواهی پر
در دل آسمان نیلوفر

جعفرا ای تو فخر آل رسول
مایه سربلندی حیدر

به خدا این شرف برایت بس
در دو عالم تو راست عزت و فر

که عروس تو زینب کبراست
جلوه صبر حضرت داور

آن که در کربلا زفرط وفا
کرد قربان عشق هر دو پسر

تا که در جاودان حماسه خون
زآل جفر بماند این دو اثر

باز هم مطلعی دگر گویم
باز آمد جنونم اندر سر

ای عقابی که بنگری فردا
زیر پرهای خود صف محشر

در کنارت یقین که خواهی دید
یک همای بهشتی دیگر

که به دوشش دو بال همچون تو
نصب کرده است خالق اکبر

نام او ساقی حرم عباس
سرو بستان ساقی کوثر

اندر آن صحنه حساب و کتاب
اندر آن تابش آتش و آذر

بر سرم سایه شما دو هما
بر لبم نام فاطمه حیدر


#حامدرضا_معانیان

@raziolhossein
2
18:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 91.5 KB
#حضرت_جعفر_طیار

از کار تو تا که سر درآورد بهشت
خون از مژگان تر درآورد بهشت

گفتند که در بهشت پرواز کنی
این مژده شنید و پر درآورد بهشت

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


آنکه دهان ز بردن نامش معطر است
شمس وفا، معلم عباس، جعفر است

مردی چنان سترگ که در منظر رسول
برگشتنش مساوی با فتح #خیبر است

در محضرش جمیع عبادات انس و جان
با ذکر رکعتی ز نمازش برابر است

گر لحظه شهید شدن روزه دار بود
تا لَمحهٔ ابد همه سیراب #کوثر است

بگرفت بال و جعفر طیار پر گشود
وقتی جدا دو دست عزیزش ز پیکر است

از او سپیدروست شب قاره سیاه
ماه شب چهارده از او منور است

#تثلیث اگر مقابل #توحید رنگ باخت
از نور اوست، او که رسول پیمبر است

سیمرغ آسمان ولا جعفر است او
بگشوده بال‌هاش در آفاق محشر است

از بال‌های او چه بگویم که روز حشر
بر پیکر محب علی سایه گستر است

جعفر اگر که بود، نمی‌دید هیچ‌کس
در کوچه‌ها طناب به دستان حیدر است

جعفر اگر که بود نمی‌گفت هیچ‌کس
پهلو گرفته زورق زهرای اطهر است

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


شب در اعماق رنج و غصه نهان
از طلوع سحر نبود نشان

شد زمانسوز لحظه های زمین
شد زمین گیر برهه های زمان

رمه ها در هراس از گرگان
گرگ ها در کمین جان شبان

برگ ها مستعد افتادن
فصل ها منتظر برای خزان

وادی امن غرق بی امنی
و امین خدا نداشت امان

زخم ها برده هوش از یاسر
سنگ ها برده از بلال توان

ناگهان سید عرب رسول خدا
حضرت مصطفی پیامبر جان

گفت هجرت کنند با جعفر
مومنان بهترین اهل جهان

تا که راحت شوند اهل یقین
نفسی از فشار از طغیان

تا که ننشیند ان جوانان را
گردی از شرک و ظلم بر دامان

تا که افتد حقیقت اسلام
ان سوی مرز مکه در جریان

حبشه خطه ای پر از رحمت
حبشه کشوری پر از باران

حبشه همچو باغ های گل
حبشه مثل چشمه ها جوشان

حبشه بود گرم استقبال
از دل روشن مسلمانان

کاش بعد از نبی دل زهرا
داشت آرام و صبر و اطمینان

یا که میشد که از مدینه رود
تا به شهری دگر شود مهمان

این مدینه که جای ماندن نیست
برود او سوی کدام مکان

سرد و دلگیر شهر چون زندان
مردم شهر مثل زندانبان

گفته شد روز گریه کن یا شب
گفته شد اینقدر نشو گریان

گاه از داغ مصطفی دلخون
گاه بر حال مرتضی گریان

گاه اندوه را فرو میخورد
گاه می آمد از ستم به زبان

گاه میگفت یا رسول الله
شده این کینه ها پس از تو عیان

کاش بودند حمزه و جعفر
تا حمایت کنند از حقمان

الغرص این قبیل خاطره ها
میکند اشک را زدیده روان

#جواد_زمانی

@raziolhossein
18:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×694, 219.9 KB
#حضرت_جعفر_طیار

یار نبی، یاور علی هستی تو
هر آینه حیدر علی هستی تو

از جمله فضائل و مناقب هایت
این بس که برادر علی هستی تو

#عبدالزهرا

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


نور حق جهل را به مسلخ برد اینچنین یافتی دوامت را
جاهلان مقابلت اما زخم دیدند التیامت را

عرشیان مست احتجاجاتت اهل منبر همیشه محتاجت
پس کلام تو سیف الاسلام است بکش آن تیغ در نیامت را

همرهان تو بی پناهانند پیروان تو از سیاهانند
آخر راه توست آزادی بشنوند از تو گر پیامت را

می‌ روی سوی کاخ نجاشی تا رسول رسول حق باشی
السلامی بگو که روح الله می دهد پاسخ سلامت را

مژده‌ی فتح کردن خیبر یا حضور دوباره ات جعفر!
شادی احمد از کدام یک است؟ تهنیت گفته است گامت را

گفت خیر البشر که خیر الناس حمزه و جعفر و علی هستند
گفت تا آن جماعت خناس بپذیرند احترامت را

موته بی شک مقام موت تو نیست با دو بالی که هدیه‌ی نبوی‌ست
می‌پری در بهشت و می‌فهمند ساکنان جنان مقامت را

ای حنیف همیشه با توحید صبح صادق برادر خورشید
با تو اهل سقیفه کی می‌دید آن‌چنان بی‌پناه امامت را

تو که هستی که دختران علی در هجوم تمام سختی ها
هرکجا داغ تازه می‌بینند با فغان می‌برند نامت را


#سید_محمد_حسینی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


نماز و نور و تبسم ، برادر حیدر
نشسته شعر و ترنم ، برابر حیدر

سلام ِ برکه‌ی باران به جعفر طیار
درود چشمه‌ی شبنم ، به دلبر حیدر

چقدر حس گل یاس رازقی دارد
نجیب‌زاده‌ترین غنچه‌ی تر حیدر

برای آنکه شود شیر بیشه‌ی توحید
از عشق داده به او شیر ، مادر حیدر

بر او سلام که چون آفتاب تابان است
قشنگ ، مثل جمال منور حیدر

سلام سرو صبور و بلند خانه‌ی وحی
سلام نخل نجیب و تناور حیدر

به انبیای خودش می دهد خدا در عرش
به دست جعفر طیار ساغر حیدر

به نام‌‌نامی مردی که ذوالجناحین‌است
به نام نامی جعفر ، برادر حیدر

امیر موته خودش حکم یک سپه دارد
سزاست اینکه بگوئیم ، لشکر حیدر

به نام‌های رفیعش اضافه‌کن پس ازاین
جناب جعفر ، امـیر دلاور ِ حـیدر

هزار مثل فلانی نمی رسد هرگز...
به گرد پای مسیحا ، ابوذر حیدر

میان کوچه اگر ؟ بود شیر پیغمبر
که داشت روی جسارت به کوثر حیدر؟

صدای ناله برآمد ، « انفسم ظهری »
خمیده از غم جعفر ، شد کمر حیدر

رسان به دست بنی‌جعفر ای خدا روزی
علم به دست علمدار ِ آخر حیدر

#روح‌الله_قناعتیان

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار
#رباعی


فرازی از خطبه امام سجادعلیه‌السلام
در مسجد شام:

أَيُّهَا النَّاسُ أُعْطِينَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ
أُعْطِينَا...
...الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ....
..وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِيَّ الْمُخْتَارَ....
...و مِنَّا الطَّيَّارُ...
ــــــــــــــــــــ
بی باکی و شیـوائیِ گفتـار از ماست
آقای جهان ، احمـد مختـار از ماست

در سلسلـه بستـه ، وسطِ بزم یزید
فرمود علی:«جعفر طیار از ماست»

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار
#رباعی

امروز زمین و آسمان غمبار است
نالان وحزین احمد مختار است

از دیده علی سرشک ماتم ریزد
زیرا که عزای جعفرطیار است

#محسن_قاروبی

@raziolhossein1
18:51
#حضرت_جعفر_طیار

شد مدینه غرق در شور و نوا واجعفراه
شد امیرالمومنین صاحب عزا واجعفراه

گه به حیدر گه به زهرا تسلیت گوید نبی
که علمدار سپاهش شد فدا واجعفراه

آسمانی ها همه با گریه اش گریان شدند
بی برادر شد علی مرتضی واجعفراه

تا به مسجد گفت پیغمبر که جعفر کشته شد
ناله زد مولا که شد پشتم دوتا واجعفراه

این خبر را کاش دیگر از پیمبر نشنود
جعفر طیار شد دستش جدا واجعفراه

کاش جعفر در مدینه بود تا بعد از نبی
اینقدر تنها نمی شد مرتضی واجعفراه

کاش جعفر بود تا دیگر نمی آمد به گوش
ناله زهرا میان شعله ها واجعفراه

کاش جعفر بود وا می کرد در آن ازدحام
ریسمان از گردن شیر خدا واجعفراه

کاش جعفر بود تا سیلی نمی خورد از کسی
دخت پیغمبر میان کوچه ها واجعفراه

بین مقتل هم صدا میزد غریب کربلا
ای عمو ای کاش بودی کربلا واجعفراه

دست و پا میزد حسین و خواهرش بر سرزنان
ناله میزد از روی تل واحمزتا واجعفراه


#عبدالحسین

@raziolhossein
1
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


سال ها هر لحظه بیش از پیش غربت داشتن
علتش این است با حیدر اخوت داشتن

تو نخستین مرد این قومی که فخرت باشد این :
خَلقا و خُلقا به پیغمبر شباهت داشتن

ای به قربانت که حتی نوح هم دارد نیاز
از تو در روز جزا برگ شفاعت داشتن

بر نماز جعفر طیار تکیه می کنیم
در شب دلواپسی ها ، وقت حاجت داشتن

ای نجاشی ها مسلمانان کوه همتت
ای چراغ شاهراه استقامت داشتن

آن زمان السابقون السابقون گشتی که بود
شرک فخر ِ مدعی های خلافت داشتن

کیستی بابای این امت برادر خوانده ات؟
شد نصیب چند تن این حد سعادت داشتن

خوش قدم بودی و خیبر پیش پایت فتح شد
این خودش یعنی که خیر بی نهایت داشتن

شادمان از فتح خیبر یا که دیدارت شود
حضرت عین الیقین مانده است و حیرت داشتن

گرچه دادی دست اما پرچم از دستت نرفت
این چنین باید به این مکتب ارادت داشتن

از تو می گیرد ابوفاضل مدد در علقمه
می دهد بر کل عالم درس غیرت داشتن

پرچمت دست فراری ها نمی افتاد کاش
نیست کار هر کسی مثل تو جرات داشتن

روز های حیدر کرار بی تو پر شد از
دم به دم از جای خالی ات شکایت داشتن

خانه ات شد ماجرایش چون فدک بعد از نبی
آه آه از روزگار ،آه از حسادت داشتن

تشنه جان دادی ولی اسما بدون تو نداشت
در دلش یک ذره ترس ِ هتک حرمت داشتن

.....
ای امیر موته این حق عروس تو نبود
در چهل منزل به تن رخت اسارت داشتن


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


سِحر صدها هزار ابوسفیان در شعاع تو می شود باطل
آیه آیه حدیث حُسن تو را ملک وحی می کند نازل

ای عمو زاده ی گرام‌ نبی وی مقید به احترام‌ نبی
ای ستوده تو را کلام‌ نبی که من و جعفریم‌ از یک گِل

حامی دست های مسکینی گفته احمد ابوالمساکینی
به خدا کم‌ نیاید از کرمت کل عالم اگر شود سائل

قله ی اوج عزتت اینجاست،که عروس تو زینت مولاست
گوهر آری که لایق دریاست،از ازل بوده ای چنین قابل

فخر دین واژه است و معنی تو ،،،شیعه قبل از غدیر یعنی تو
دین تو قبلِ بار عام خدا به ولای علی شده کامل

هم شهیدی و هم‌شهودی تو،گفت زهرا اگر که بودی تو
غم از آن چهره می زدودی تو،، حق حیدر نمی شدی زائل

اسب خود را به معرکه پی کن،، توسن بخت را چنین هی کن
راه صد ساله را شبی طی کن،، که بهشت است بر شما مایل

پر پرواز در بهشت برین،، دست هایی که گشته نقش زمین
ای همه در بر تو خاک نشین،،غبطه ی انبیاست این منزل

وجه تشبیه تو علمداری است شرف و عزت و وفاداری است
زخم‌های تو آنچنان‌ کاری است که زمین خورده است پیشت دل

با دو دست بریده از بدنت ،، وضع و اوضاع زخم های تنت
همه با شرح زیر و رو شدنت ناله کردیم یا ابوفاضل

ناله و گریه آبروی من است کربلا خفته در گلوی من است
وصل اینجاست روبروی من است وای از جان که می شود حائل

خاکساری حکایت ما شد،،عشق صبح قیامت ما شد
توشه ی ما ارادت ما شد،،ساحل امن ماست این حاصل

#حسین_واعظی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار
#حضرت_حمزه
#رباعی

دنبال چهل حامی و یاور می‌گشت
با پاسخِ سردِ ناکسان برمی‌گشت

شب بود ، وَ با چراغ ، مردی تنها
در شهر ، پی حمزه و جعفر می‌گشت

.......

گر بود ، یقینْ حامیِ حیدر می‌گشت
قربانیِ صدّیقهٔ اطهر می‌گشت

در هجمهٔ فتنه ، جای او خالی بود
مردی که اگر بود ، ورق بر می‌گشت


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


پرنده پر زد و پرواز کرد از چینه دیوار
دل تنگم صدا می‌زد: مرا همزاد خود پندار

خوشا مشتاق تو آغوش باز آسمان باشد
خوشا پرواز، پروازی رها بر روی گندمزار

که لطف دیگری دارد از آن بالا نظر کردن
به پستی‌های این دهکوره ناچیز بی‌مقدار

خدا در هر مکان حس می‌شود اما از آن بالا
به ما نزدیک‌تر، نزدیک‌تر هم می‌شود انگار

خدا پرواز بر بام بهشتش را عنایت کرد
به مقطوع‌الیدین جنگ موته جعفر طیار

همان ماهی که کسب فیض کرد از محضر خورشید
که حتی شب به نورانیت او می‌کند اقرار

سخاوت‌های آن دست کریمش نُقل هر محفل
کرامت‌های او بوده است نَقل کوچه و بازار

کسی در فکر تطمیعش نیفتاده است، نه هرگز
که عبد مصطفی کی بوده عبد درهم و دینار؟

همه دارایی‌اش را پای این یک جمله می‌بخشد
شده ره‌توشه عقبای او 《الجار ثم الدار》

اگر در راه حاجاتت هزاران پیچ و خم دیدی
مسیر استجابت، با نمازش می‌شود هموار

نماز جعفر طیار چون گنجینه نور است
در گنجینه را وا کن از آن ذکر و دعا بردار

تمام لحظه‌ها سمت خدا بار سفر بسته است
چه فرقی می‌کند جزو مهاجر بود یا انصار؟

که هجرت کرده بود از خود، جهاد اکبر این بوده است
تمام لحظه‌ها با نفس اماره است در پیکار

《فمن یرجو لقاء ربه》 در شان او بوده
《فمنهم من قضی نحبه》از او می‌گفت دیگر بار

فیُشبه بالنبی خَلقه، فیُشبه بالنبی خُلقه
نبی بوده است در صورت، نبی بوده است در رفتار

قصیده بر ضریح چشم‌هایش می‌زند بوسه
به استقبال آن دلداده می‌آید پیمبروار

زمان رجعتش از وادی غربت مصادف شد
به فتح قلعه خیبر، به دست قامع الکفار

هلا برخیز حسان! طبع شعرت را شکوفا کن
بخوان از پاکی طیّار و از بی‌باکی کرّار

از آن سو کوه می‌آمد از این سو مرد دریا دل
بلال! الله اکبر سر بده در لحظه دیدار

ولی دلخونم از تحریف، از تحریف زیبایی
ولی دلگیرم از تاریخ، از تاریخ پنهانکار

معاذ ابن جبل عقد اخوت خوانده با جعفر؟!
معاذ الله از این نسبت، از این گفتار استغفار

تو تنها با علی بودی برادر، با علی تنها
حریم 《خلوت دل نیست جای صحبت اغیار》*

به جنگ موته رفتی و علی چشم انتظار تو...
خبر آمد خبر چون شعله‌ای افتاد بر نیزار

خبر خونین خبر سنگین خبر اشک و خبر تلخ است
خبر آمد خبر در خاک و خون غلتیدن سردار

که اوج روضه این شد با دهان روزه جان دادی
خبر می‌گفت با جام شهادت کرده‌ای افطار

دم رفتن همه دیدند پرچم بین دستت بود
خبر می‌گفت از افتادن دستان پرچمدار

دو بال سرخ از یاقوت داری جای دستانت
فدای آن همه از خود گذشتن، آن همه ایثار

پس از تو انکسار از چهره شیر خدا می‌ریخت
پس از تو می‌شود هفت آسمان روی دلش آوار

الهی اینچنین داغی نبیند هیچ کس هرگز
الهی اینچنین داغی نگردد باز هم تکرار

نباشی گرگ‌ها بی‌شک نقاب از چهره می‌گیرند
پس از تو عرصه بر شیر خدا هم می‌شود دشوار

اگر در ماجرای کوچه شمشیر علی بودی
کجا دستان مولا بسته می‌گردید بالاجبار

اگر بودی اگر که جای زهرا خطبه می‌خواندی
میان شعرها دیگر نمی‌شد حرفی از مسمار

نبودی، روزهای بعد تو تاریک شد تاریک
حقیقت همچنان خورشید بود، انکار شد انکار

علی آن روزها در غصه هجران تو می‌سوخت
شهادت می‌دهد روز قیامت آن در و دیوار


#عباس_همتی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_حمزه_علیه_السلام
#حضرت_جعفر_طیار
#رباعی


هرجا سپـــــرِ جان‌ِ پیمـبــــر بودنـد
در مــــوجِ بلا یاوَرِ حیــــدر بودنـد

کِیْ میشد اسیرِ ریسمان حَبْلُ الله؟
آن روز اگر حمـزه و جعفــر بودند!

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


با نگاه لطف او آغاز کردم کار را
پس غنیمت میشمارم فرصت گفتار را

دست و پا گم میکند در پیشگاه او قلم
چون گدایی که ببیند شوکت دربار را

از فضیلت های او باید چگونه حرف زد؟
گفته در شانش خداوند آیه ابرار را*

ذو الجناحینی که پیغمبر به شوق دیدنش
می‌دهد هدیه نماز جعفر طیار را

در قیامت پرچم تسبیح در دستان اوست
ای بنازم هيبت این گونه پرچمدار را**

بین میدان نبرد موته میر لشکر است
او که در دستش گرفته نبض هر پیکار را

با لبان تشنه اش، طعم شهادت را چشید
آن چنان که روزه داری لذت افطار را...

مثل آن سَروی  که با زخم تبر ،تا   میشود
داغ او خم کرده قدّ ِ حیدر کرار را

از مدینه می روم با اشک سوی علقمه
می کشانم با خودم این هیات سیّار را

دست او افتاده تا  پرچم نیفتد بر زمین
برده عباس از عمویش ارث،این ایثار را
.
.
روی نیزه چشم هایش سوگوار خواهر است
از زمانی که عقیله کوچه و بازار را....

*: از ابن عباس نقل شده که آیه(اِنِّ الابرار لَفی نعیم) در شان علی و فاطمه و حسن و حسین و حمزه و جعفر نازل شده است

**:قال رسول الله :انی اُعطیَ يومِ القیامةُ أربعة ألوَيةَ‌‌‌‌‌‌...‌‌‌.و أدَفعُ لواء التسبیحِ الی جعفر


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


تا به کاغذ قلمم رخصت و جوهر دادند
اذن گفتن ز جوانمردی جعفر دادند

پیش از اسلام هم ایشان به خدا ایمان داشت
پیش از اسلام به او نعمت باور دادند

شده خوشحال پیمبر به قدوم جعفر
یا به او مژده ی پیروزی خیبر دادند؟

از قدومش که مقارن شده با فتح انگار
هر چه شادیست به عالم به پیمبر دادند

تا به خود آمدم از بعد نمازش دیدم
هر چه را خواسته ام چند برابر دادند

دست بر خاک زد و دست به افلاک رساند
عوض دست به این مرد دو شهپر دادند


#محمدمعین_پوریلان

@raziolhossein
18:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
623×1280, 54.0 KB
#حضرت_جعفر_طیار

آن روز که روز غربت حیدر بود
خون بر جگر دختر پیغمبر بود

یارانِ علی به یک دگر میگفتند
ای کاش که زنده حمزه و جعفر بود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار


گاهي ست مبدأ عين مقصد در نهايت
آن شايدی که گشته بايد در نهايت

موت به بستر یا شهادت بین موته
این استخاره خوب آمد در نهايت

چون بود فرزند ابو طالب، علی وار
پس شد فدایی محمد در نهايت

آن کوه که صد در صدش عشق علی بود
شد پيش سيل دشمنان سد در نهايت

تيغش در آورده ست كفر كافران را
كفري كه بر ايمان مي ارزد در نهايت

مانند عمروعاص نزد او به مکرش
هرکس بنازد پس ببازد در نهايت

پر پیچ و خم بود و به زانوی ملائک
شد صاف آن زلف مجعد در نهایت

چون خورد با شهد شهادت اشهدش را
موته برایش گشت مشهد در نهایت

هر آدم عیار شد طیار در عرش
چون بر نمازش شد مقید در نهايت

بی دست دارد دستگیری, با ابالفضل
این جمله هم می شد موکد در نهایت

بعد از شما که خلق و خلقت چون نبی بود
اکبر شود تکرار احمد در نهایت

حالا رسیده روضه در آن جا که اکبر؛
آمد به بابا آه رو زد در نهایت

آن جا که شد اکبر برای حال بابا
در ماندن و رفتن مردد در نهایت



#محسن_صرامی

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار
#رباعی

قربان مناجات تو با دادارت
عالم به فدای حیدر کرارت

بنویس مرا فاطمه بنت اسد...
خاک کف پای جعفر طیارت


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
18:51
#حضرت_جعفر_طیار



چقدر انس به او حضرت پیمبر داشت
همان نخست به اسلام ، عشق و باور داشت

و بود خَلقاً و خُلقاً شبیه پیغمبر 
که طینتش نبوی بود و عطر حیدر داشت

کسی که خواند پیمبر ( ابوالمساکینش) 
ز سفره ی کرمش جود لقمه ها بر داشت

گرفت لحن صمیمانه اش نجاشی را
چو خواند آنچه کز آیات نور از بر داشت

شهید موته نخستین مدافع اسلام
که زخم تیغ به باغ تنش مکرر داشت

خدا دو بال به او جای دست هایش داد
که پا به پای ملک در بهشت ، شهپر داشت

مدینه مویه کنان همنوای پیغمبر
برای جعفر طیار دیده ی تر داشت

شنید روضه ی دست قلم قلم شده را 
چه ناله ها که علی در غم برادر داشت

چقدر قصه ی عباس مثل جعفر بود 
ولی حکایت عباس سوز دیگر داشت

حسین فاطمه هم عصر روز عاشورا
به افتخار از او گفت و ذکر جعفر داشت 


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
28 October 2025
ش
00:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_جعفر_طیار


با من بیا به آینه بیدار اگر شدی
عزلت نشین خلوت دیدار اگر شدی

فریاد کن که شهر برآشوبد از دم ات
آماده ی سکوتِ سر دار گر شدی

کم می شود شبیه غم، ای عشق قیمت ات
در این دکان یخ زده بسیار اگر شدی

در سجده های شکر طلب کن وصال را
بعد از دعای دست بدهکار اگر شدی

بر کمتر از بهشت توافق مکن رفیق
وقت عمل چو کاسب بازار اگر شدی

گاهی نگاه کن به بزرگان روزگار
عبرت بگیر از "اولی الابصار" اگر شدی

از خود بپرس حضرت جعفر که بوده است
روزی چنانچه محرم اسرار اگر شدی

تاریخ را ورق بزن و موته را ببین
آیینه ی نهفته به زنگار اگر شدی

اول شهید نسل ابوطالب است او
خاک ره اش ببوس سزاوار اگر شدی

لطف دو بال مهر علی و محمد است
ای شعر وقف جعفر طیار اگر شدی

مثل تو هیچ کس، به خدا هیچ کس نبود
باری کنار علقمه تکرار اگر شدی

پر می زنی مکرر از عباس تا علی
در این دو بیت جعفر کرار اگر شدی

از خود گذشته ای و رسیدی به آسمان
در سیر عشق معنی ایثار اگر شدی

حالا خیال خسته ی من می روی کجا
با قافیه اسیر شب تار اگر شدی

در راه صدق مثل خود خاندان عشق
وا جعفرا بگوی گرفتار اگر شدی

وا جعفرا بگو وسط کوچه با علی
غمگین قصه ی درو دیوار اگر شدی

در اشک های کودک دلخسته پشت در
مرثیه خوان روضه‌ی مسمار اگر شدی

وا جعفرا بگو لب گودال قتلگاه
بی‌طاقت جدا شدن از یار اگر شدی

یا اینکه پیش ناقه ی عریان بی کسی
دلتنگ دست های علمدار اگر شدی

یا از ورودیِ در ساعات دلهره
با اضطراب وارد بازار اگر شدی

وا جعفرا بجای تمام زنان بگو
از راویان مجلس اغیار اگر شدی

شاعر برو بکوب سرت را به کوه غم
از شعر، بعدِ این همه بیزار اگر شدی


#سیدابوالفضل_مبارز

@raziolhossein
01:03
#حضرت_جعفر_طیار


باز کردم دفتر گل را به رویم بارها
دیدم عطر ناب تو پیچیده در گلزارها

بر زبانم نام تو  یک بار جاری شد،ولی
از تو باید گفت چون قند مکرر،بارها

جعفر طیاری و در آسمان و در زمین
محو و مبهوت تو باشد ثابت و سیارها

از زمانی که دل خود را سپردی بر رسول
جا گرفتی چون علی در سینه ی دلدارها

چهره و اخلاق تو وقتی شبیه مصطفی است
باید از خوی  تو بنویسد ملک طومارها

گوهر نورانی  قدر و مقامت دیدنی است
آفتاب حُسن تو افتاده بر دیوارها

این نمازی که ز تو مانده به عالم یادگار
واکند در عالم هستی گره از کارها

درکنار حضرت حمزه شدی یار رسول
موج زد خون تو و جوشیده شد عمارها

روز مردی و شجاعت، بین توفان نبرد
انعکاس از تو  گرفته جلوه ی ایثارها

ای زلال معرفت ،ای چشمه ی جوشان عشق
بُردی ا ز آئینه ی دین مبین زنگارها

تا به معراج شهادت رفتی و با رفتنت
موج نور انداختی بر روی  گل رخسارها

پرچم از دستت نیفتاد و دو دست تو فتاد
می درخشد نام تو در صدر پرچمدارها

می برد این مرثیه ما را کنار علقمه
می دهد سر پنجه ی غم بر دلم آزارها

التفاتی بر «وفایی» کن که ای روح بهار
گل شوند از یک نگاه تو تمام خارها


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
01:09
#حضرت_جعفر_طیار


خدا خالی ز یاور دید دستان پیمبر را
یه او بخشید ابی‌طالب همان پیر مطهر را

سپس از صلب پاک سیدالبطحا برون آورد
برای نصرت دین خداوندی دو یاور را

محمد بی‌برادر بود و از رحمت خداوندش
به نامش زد دو یار ِ از برادر نیز بهتر را

دو پرچمدار از جنس جوانمردان که بی‌پروا
سپر سازند بر جان رسول‌الله پیکر را

دو شاخ ذوالفقار از نسل شیران بنی‌هاشم
که ضرب تیغشان در هم بکوبد قوم کافر را

پیمبر هر دو را فرمود صدیق و شهید، آری
صداقت در شهادت شد نصیب این هر دو سرور را

علی را می‌شناسند عالم و آدم، خوشا حالا
بگویم شمه‌ای از غیرت آن شیر دیگر را

حدیث کوزه و دریاست از اوصاف او گفتن
که جز پیغمبر و مولا کسی نشناخت جعفر را

همین یک نکته باشد در مقام شامخش کافی
که در نسبت اخ‌الاکبر بوَد صدیق اکبر را

اگر خواهی که دانی جایگاهش را، فقط بنگر
که نامش قوت قلب است در پیکار، حیدر  را

برای حیدر کرار، نام جعفر طیار
چنان‌ حرزی‌ست کز وی دور سازد فتنه و شر را

یقین از شوق دیدار برادر باشد ار مولا
به اعجاز یداللهی گشاید درب خیبر را

خدایا کیست جعفر؟ غیر «نجاشی» نمی‌داند
دَم عیسا چسان در سینه‌ها اندازد آذر را

برایش «کاف‌هایاعین‌صاد»ی خواند و باعث شد
که «مریم» نرم سازد قلب شاه عدل‌گستر را

چو‌ با یک سوره دست عمروعاص پست را رو کرد
فصاحت بوسه زد بر دست، آن سرو سخنور را

به جز جعفر که را آن شأن و شوکت بود در غربت
که از دربار بیرون رانَد آن ملعون ابتر را

دَمش دیباچه‌ی نهج‌البلاغت گشت مولا را
زبانش زد به برق تیغه‌ی شمشیر، تسخر را

نبرد موته پرچمداری از جنس علی می‌خواست
که آسان سرکشد لاجرعه در پیکار، ساغر را

سه سردار از میان رفتند و دانستند از آن پس
سپاه مسلمین دست که بسپارند سنگر را

چه سرداری که دست از دست داد و سنگرش را نه
چه سرداری که با خونش به سامان ساخت لشکر را

دلش خون شد؛ دو دستش از بدن افتاد بر صحرا
به خاک انداخت آخر برگ‌های دست آخر را

سراپا مست دست از زندگی می‌شست و با حسرت
بدون دست در عسرت صدا می‌زد برادر را

در این مصرع ز چشمم خون به جای اشک می‌بارد
که از این روضه یاد آرم اباالفضل دلاور را

که او را نیز دست از تن جدا کردند تا دیگر
نگیرد همچو جان خویش در آغوش، اصغر را

دو‌ چشمش را به خون بستند تا اسطوره‌ی غیرت
نبیند دست‌های بسته با زنجیر ِ خواهر را

سرش را تشنه‌لب از تن جدا کردند تا سقا
بنوشاند به مشتاقان شراب حوض کوثر را

خوشا صیاد، کشتی نجات عاشقان باشد
که این دام آخرش در خون کشد بال کبوتر را

بلاشک جعفر و عباس، دستان خداوندند
که می‌گیرند دست مردم مسکین مضطر را

مقام این دو شَه رشک شهیدان است فردا چون -
که روشن داشتند از نورشان خورشید محشر را

به‌جای دست بر تن بال‌وپر دارند مردانی
که می‌بازند در مردانگی هم دست و هم سر را

#مهدی_محمدتقی

@raziolhossein
5
ش
18:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
18:50
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴 السلام عليک ایتها الصدیقه الشهیده 🏴

اول دفتر به نام خالق اکبر...

پس از محرم و صفری که در عزای سیدالشهدا علیه السلام گذشت
و پس از آن،
شادی و سروری هرچند کوتاه! در ایام فرحة الزهرا سلام الله علیها...
باز هم، جهت تسلی قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه و با استعانت از امیرالمومنین علیه السلام در عزای مادر جوانمان با حسنین علیهماالسلام  هم ناله میشویم ...


تا اشک دیده مرهم قلب علی شود


ما نیز بنا بر وظیفه و در حد بضاعت مزجات مراثی و مدایح خاتون دوسرا، صدیقه طاهره سلام الله علیها را جهت استفاده محبین و مادحین حضرتش در اینجا عرضه میداریم و ثواب آن را نذر فرج منتقمش می‌کنیم


به امید آنکه روزی برسد ز راه مهدی



التماس دعا

@raziolhossein
@raziolhossein1



کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا...

https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه
https://eitaa.com/raziolhossein1
4
19:47
#فاطمیه


اشک مرا به غربت مولا زیاد کن
سوز مرا به روضه زهرا زیاد کن

یافاطرُ به عمر کم فاطمه قسم
روزی فاطمیه مارا زیاد کن


@raziolhossein
1
19:54
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


نبی ز ماه جمالت چو پرده بردارد
خدا به دیدهء او جلوه‌ای دگر دارد

به جلوه‌ای چو ربایی دل از رسول خدا
ز چهره‌ات نتواند نگاه بردارد

میان خلق شود چون محبتت تقسیم
پیمبر از همگان سهم بیشتر دارد

به دانه دانهء اشک تو می خورد پیوند
که ناله، سوز دگر در دل سحر دارد

پیمبری که کلامش هماره وحی خداست
به وصف مدح تو بر لعل لب گهر دارد

کدام باغ چنان دامنت بر آرد گل؟
کدام نخل چنین شاخه‌اش ثمر دارد؟

خدا ثنای تو را در کتاب خود گوید
رسول مهر تو را همچو جان به بر دارد

علی، ندیده عبادت نمی‌کند حقّ را
خدای را به جمال تو در نظر دارد

سزد که غیر خدا مدحتت نگوید کس
که از جلال تو تنها خدا خبر دارد

کلیم اگر سخنی بی ولایتت گوید
شکوه وادی ایمن بر او خطر دارد

مسیح اگر نفسی بی محبتت بزند
به جای جان دم جانبخش او شرر دارد

ز برج عصمت تو یازده ستاره دمید
که هر ستاره هزار آسمان قمر دارد

به عالمی ندهم ذرّه‌ای ز مهر تو را
که این معامله صد آسمان ضرر دارد

کتاب مدح تو تنها دل رسول خداست
که جن و انس از آن جمله‌ای ز بر دارد

از آن ستوده بشر را خدا به قرآنش
که مظهری چو تو در کسوت بشر دارد

نسیم شهر مدینه به خُلد ناز کند
که هر شب از حرم مخفی‌ات گذر دارد

جحیم غارت دل می‌کند ز اهل جنان
اگر ز قبر تو یک قبضه خاک بردارد

تو با خدا ز ازل بوده تا ابد هستی
که گفته دخت نبی عمر مختصر دارد!؟

نبوّت از تو بپا ماند و تا ابد برجاست
ولایت از تو به کف رایت ظفر دارد

گذشته است بسی قرنها و بر دل خصم
هنوز هم سخنت حکم نیشتر دارد

خطابه خواندن تو، حیف، خاصه آنجایی
که اجتماع دل کور و گوش کر دارد

ز غصه ات چه بگويم که قصهء آن را
به صدهزار زبان شعله‌های در دارد

غمت شکسته علی را چنان که در دل شب
پی جنازۀ تو دست بر کمر دارد

پس از تو همنفسش آه و همدمش اشک است
که استخوان به گلو، خار در بصر دارد

میان مرگ و حیات، آن حیات بخش وجود
کشیده دست ز جان حال محتضر دارد

هزار بار اگر «میثمت» رود سرِ دار
نه دل ز مهر و نه دست از ولات بردارد

گلچینی از یک قصیده

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
19:55
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


کسی که بی تو سَرِ صحبتِ جهانش نیست
تحمّل غم هجر تو، در توانش نیست

کسی که سوخته از انتظار، می‌داند
دل از فراق تو جسمی بود، که جانش نیست

کسی که روی تو را دید یک نظر، چون خضر
چگونه آرزوی عمر جاودانش نیست؟!

کسی که درک کند دولت حضور تو را
نیاز گوشۀ چشمی به دیگرانش نیست

نه التفات به طوبی کند، نه میل بهشت
که بی حضور تو، حاجت به این و آنش نیست

به خاک پای تو سوگند، ای همیشه بهار!
گلی که بوی تو دارد، غمِ خزانش نیست

بهار زندگی‌ام در خزان نشست بیا
«بهار نیست به باغی که باغبانش نیست»

کنارِ تربتِ زهرا تو گریه کن! که کسی
به جز تو با خبر از قبر بی‌نشانش نیست

بیا و پرده ز راز شهادتش، بردار
پسر که بی‌خبر از مادرِ جوانش نیست...

#محمد_جواد_غفورزاده

@raziolhossein
4
19:55
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه



عقبی کلامت را قیامت می شمارد
دنیا سکوتت را عبادت می شمارد

بهر تکلم، بعد تعقیب نمازت
جبریل فرصت را غنیمت می شمارد

نزدیک هجده سال باران مدینه
انگشت تر کرده، فضیلت می شمارد

از اشتیاق درک نورت، ای شب قدر!
ماه از اذان صبح، ساعت می شمارد

خورشید یثرب صبح تا مغرب کنارت
دارد برای نور، حالت می شمارد

حاتم قلم در دست جایی کنج تاریخ
پشت در این خانه رعیت می شمارد

پشت در خانه به دق الباب، سائل
حق حق کنان هر دم کرامت می شمارد

پشت درِ خانه نبی ای روح تطهیر
فضل تو را روزی سه نوبت می شمارد

پشت در خانه فلک هم جای تسبیح
خیل ملائک را به دقت می شمارد

پشت درِ خانه تو را رد سلامی ست
آن را رسول الله دعوت می شمارد

پشت در خانه...دریغا شاعر تو
این واژه را ذکر مصیبت می شمارد

ای بغض استنصار! حالا چشمهایت
تعداد یاران را به زحمت می شمارد

نه دست نه پهلو...بگو قلب تو تنها
رنج علی را جزء محنت می شمارد

از دست "آن دو" میکشی آهی و جبریل
این را از آیات برائت می شمارد

مرگا به اسلامِ پس از تو کز پیمبر
آن زن که میدانی روایت می شمارد!


#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
19:55
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


سائلم بر سفره اى که سفره دارش فاطمه است
هرکه مى آید کنار آن کنارش فاطمه است

معنى خیر کثیر این است, اگر لطف خدا
بر زمین جارى است قطعاً آبشارش فاطمه است

شوق پیغمبر ببین بوسه به دست فاطمه است
تاج پیغمبر نگین افتخارش فاطمه است

گر به کعبه رو نمودم زادگاه مرتضى است
گر به کعبه تکیه کردم مستجارش فاطمه است

فاطمه قبرى نمى خواهد نجف وقتى که هست
مرتضى نقش روى سنگ مزارش فاطمه است

پنج بار از آن کسا خورشید اگر بیرون زده
مطمئناً منشاء هر پنج بارش فاطمه است

به تلافى دویدن هاى بین کوچه اش
ناقه اى دارد قیامت که سوارش فاطمه است

هرکه اینجا نوکرى کرده خیالش راحت است
آنکه محشر مى دود دنبال کارش فاطمه است

آنکه در وقت اسیرى با سلاح خطبه اش
کوفه را ساکت نمود آموزگارش فاطمه است

زور بازویش چهل تن را به زانو مى زند
حیدرِ تنها سپاه استوارش فاطمه است

مى چکد از دامنش خون, مى چکد اشک از رخش
باغ سرسبز ولایت لاله زارش فاطمه است

محسنى که ثلثى از سادات مى ماندند از او
پشت آن دیوار حالا سوگوارش فاطمه است


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
2
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خیال کن پسری مادرش زمین بخورد
به پیش چشم ترش یاورش زمین بخورد

خدا کند که نبینی یگانه مادر تو
همین که پا شود از بسترش زمین بخورد

سر نماز قیامش چونان رکوع شود
هنوز سجده نرفته ، سرش زمین بخورد

بدا به حال مدینه که در نبود نبی
گذاشت دختر پیغمبرش زمین بخورد

اگر چه پشت در از پا نشست مادر ما
نخواست ثانیه ای حیدرش زمین بخورد


#شهریار_سنجری


@raziolhossein
1
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #کوچه


با گوشه‌چشم یا نفسی یا اشاره ای
بر جان خسته ام بده جان دوباره ای

از چیست ای شکسته ترین کشتی نجات
پهلو گرفته ای ز علی در کناره ای

آرام هم که گریه کنی میشود بلند
آه از نهاد زخمی هر سنگ خاره ای

از تو نمانده غیر خيالي به بسترت
از من نمانده غیر دل پاره پاره ای

در ابتدای هجدهمین فصل دفترت
باور نمی کنم که چنین در شماره ای

آیات رفتن از چه بخوانی بمان که نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره ای

وقت قنوت مرگ مرا از خدا بخواه
جز مرگ اگر برابر تو نیست چاره ای

در کوچه ها شکسته دل گوشوار عرش
از ماجرای گم شدن گوشواره ای


#محسن_عرب‌خالقی

@raziolhossein
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


شده هلالی مه منیرم
کمانِ قدّش، زند به تیرم
اگر روَد همسر جوانم
کند برایِ، همیشه پیرم

برای گریه، بهانه دارم
که چار کودک، به خانه دارم
پرستوی من، اگر کند کوچ
سراغ او از کجا بگیرم

کتاب عشقم، ورق ندارد
نماز شب را، رمق ندارد
برای عمرم، نمانده عمری
بدون او من زعمر سیرم

به گوش او تا صدایم آید
به زحمت آید که در گشاید
خدا کند بیش از این نمانم
خدا کند پیش از او بمیرم

مرا اگر دست بسته دیدی
به کنج خانه نشسته دیدی
امیر صبرم نه من اسیرم
اسیر یارم ولی امیرم


#علی_انسانی


@raziolhossein
2
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #رباعی


دل را ز غم علی مشوش میکرد
نفرین به همان که برد آتش میکرد

دانی چه به فاطمه گذشت این ایام
از شدت گریه دائما غش میکرد


#علی_سلطانی

@raziolhossein
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


هزار درد به دل ماند و نیست درمانی
خبر به شهر رسیده دگر نمی‌مانی؟!

نفس بگیر دوباره مرا صدا بزنی..
بگو علی و نجاتم بده ز حیرانی..

من از تو دست‌شکسته که نان نخواسته ام
قرار بود که دستاس را نچرخانی..

ببخش فاطمه من بودم و زدند تورا
چه ضربه ها که نخورد آیه های قرآنی!

بلند شو ز لباسم غبار را بتکان..
سحر درست کن‌ از شام تار ظلمانی

بخند فاطمه جانم..شبیه قبل بخند..
بخند و حال مرا خوب کن به آسانی

به فکر یک کفن و قبر باش بهر علی
اگر به زندگی ات نیست میل چندانی


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


به علی بعد پیمبر چقدر سخت گذشت
غاصبی رفت به منبر چقدر سخت گذشت

دو نفر مرد طرفداری از این مرد نکرد
آه بی حمزه و جعفر چقدر سخت گذشت

این طرف پنج نفر ، یک زن و یک مرد و سه طفل
آن طرف چند برابر چقدر سخت گذشت

صورت فاطمه و سینه و دو پهلویش
به سه تا آیه کوثر چقدر سخت گذشت

فاطمه روی زمین بود علی جان میداد
وسط کوچه به حیدر چقدر سخت گذشت

فاطمه خسته شد و پشت در خانه نشست
لحظه وا شدن در چقدر سخت گذشت

وسط دود که باشی نفست میگیرد
وسط شعله به مادر چقدر سخت گذشت



@raziolhossein
2
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


هر چه که از الله اکبر میشود فهمید
آن قدر هم از قدر کوثر میشود فهمید

راه تقرب بودنش را بارهای بار
از دست بوسیِ پیمبر میشود فهمید

پس بیشتر باید توسل کرد این شب ها
به لیلة القدری که کمتر میشود فهمید

اینکه چرا قلب علی و بچه هایش سوخت
با یک نگاه ساده به در میشود فهمید

باید کمی آتش گرفت و سوخت در آتش
این داغ را اینگونه بهتر میشود فهمید

اینکه غلاف تیغ با دستش چه ها کرده
از حال و روز موی دختر میشود فهمید

سنگینی دستی که سیلی زد به رویش را
از دستمال بسته بر سر میشود فهمید

از کوچه که چیزی نمی گوید حسن اما
از چادر خاکی مادر میشود فهمید

یک دندگی زخم و درد دنده هایش را
از لاله های‌ روی بستر میشود فهمید

این روزها بیرون خانه گریه‌ کردن را
از چشم های سرخ حیدر میشود فهمید

با این سوال از خود شبم را صبح میکردم
جای مزارش را در آخر میشود فهمید؟!

وضعی که محسن داشت را در آخرین لحظه
از آخرین اوصاف اصغر میشود فهمید


 #یامظلوم

@raziolhossein
😭 3
30 October 2025
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:03
#امام_حسین_مناجات


عزیز فاطمه جان جهان به قربانت
سلام بر لب عطشان و چشم گریانت

سلام بر تن مجروح و حلق مذبوحت
سلام بر سر خونین و جسم عریانت

سلام بر جگر خون و داغ های دلت
سلام بر شرف و غیرت جوانانت

سلام بر در دندان و غنچۀ دهنت
سلام بر لب خونین و صوت قرآنت

سلام بر علی اصغر که وقت جان دادن
به خنده داد تسلاّ به قلب سوزانت

سلام بر لحظات وداع اکبر تو
که وقت رفتن او رفت از بدن جانت

سلام بر دل زینب که پیش دیدۀ او
عدو ز چار طرف کرد سنگبارانت

سرت بریده شد امّا هنوز جاری بود
به چهره اشک روان از دو چشم گریانت

سلام باد به شیری که سایه بانت شد
برون کشید به دندان ز سینه پیکانت

عجیب نیست اگر خصم را کنی سیراب
سجیّه ات کرم و عادت است احسانت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2
18:03
#امام_حسین_مناجات

ای قبله‌گاه دل، در دولت‌سرای تو!
تاج سر ملوک جهان، خاک پای تو

یاد بهشت کی کند؟ آن ‌کس که با خضوع
یک شب نمود صبح به کرببلای تو

دیهیم سلطنت به یکی جو نمی‌خرد
از روی معرفت شد اگر کس، گدای تو

بیگانه گشت از سر و جان و جلال و مال
هر کس‌ که گشت از دل و جان، آشنای تو

راضی است حق به آنچه تو هستی از آن رضا
زیرا رضای حق نبُوَد، جز رضای تو

بهر نجات خلق گذشتی ز جان و سر
ای جان جمله آدم و عالَم، فدای تو!

دشمن خموش خواست کند نور تو ولی
عالَم قوام جُست، به ظلّ لوای تو

گفتند از میان ببرندت ز سمّ اسب
غافل که هست در دل احباب،جای تو

ای چشمه‌سار کوثر و زمزم! چه شد؟که خصم
لب‌تشنه سر جدا بنمود از قفای تو

قربان حلق خشک و لب تشنه‌ات! که مانْد
بر خاک ره، سه روز، تن توتیای تو

آتش فتاد کاش به ارکان نُه فلک
آن‌گه که سوخت ز آتش کین،خیمه‌های تو

تا از زبان تشنۀ تو، حق کند سخن
بر نوک نیزه‌های عدو خواست، جای تو

بار دگر شد آتش موسی، عیان به دهر
تا بر درخت شد، سرِ از تن جدای تو

آن حسرتی که در دل«طایی»است،این بُوَد
چون نی نوا کند، به ره نینوای تو

#طایی_شمیرانی

@raziolhossein
1
18:03
#امام_حسین_مناجات


گر دهد طوفان رنج و غم به بادم یا حسین
تا دلم روشن به نور توست شادم یا حسین

من که شیر مادرم شیرینی از مهر تو داشت
می توان گفتن غلام خانه زادم یا حسین

ای امیر هر دو عالم مبدأ من با تو بود
کاش می شد با تو میزان و معادم یا حسین

در شب تنهائیم ای با وفا دستم بگیر
من که از صبح ازل دل بر تو دادم یا حسین

عقده در کارم ، تویی مشکل گشا ای وای اگر
یک سر مو کم شود از اعتقادم یا حسین

گر چه امروزم مرا شرم تهی دستی بس است
می رسد فردا غم عشقت به دادم یا حسین

گرد راه عاشقانت را به چشمم می کشم
من که در پای تو چون ذره فتادم یا حسین

یادم آید از لب خشک تو در کرببلا
تا غم جانسوز تو آمد به یادم یا حسین



@raziolhossein
18:03
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

نوکر این خانه در مدار حسین است
جان و دلش تحت انحصار حسین است

عارف و عالم , بزرگ و کوچک این جمع
هر که به هر جا رسیده کار حسین است

این که گدا سروری کند به دو عالم
کار جدیدیست , ابتکار حسین است

نوکری اصلا که اعتبار ندارد
چیزی اگر هست اعتبار حسین است

ما که نمیخواستیم زنده بمانیم
زندگی ما به افتخار حسین است

شرح مقامات او بس است همین که
خون خدا نام مستعار حسین است

فاطمه قبرش نهان شده که بگوید
وعده ی دیدارمان مزار حسین است

#حمیدرضا_محسنات

@raziolhossein
18:03
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه

هوا هوای حسینیه ها شب جمعه
رسیده این دل من تا خدا شب جمعه

شب زیارت مخصوص سیدالشهدا
شب زیارت ارباب ما شب جمعه

حوائج همگی مستجاب خواهد شد
رواست حاجت دل با دعا شب جمعه

"حسین" گفتم و در بین روضه می شنوم
صدای مادر سادات را شب جمعه

خدا کند که همین روزها حرم باشم
خدا کند برسم کربلا شب جمعه

حرم بیایم و بر سینه مُهر غم بزنم
کنار مرقد شش گوشه از تو دم بزنم

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
18:03
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


کربلایت به خدا قبله ی دلهاست حسین
شب جمعه حرمت محشر کبراست حسین

«مادرت» آمده با ذکرِ «بُنَیَّ قَتَلوکْ»
عطر سیب حرمت جلوه ی زهراست حسین

«حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند»
روضه خوان حرمت اکبر لیلاست حسین

تا که بر نیزه سرت همسفر زینب شد
خواهرت بین حرامی تک و تنهاست حسین

بی گمان فاطمه بعد حرم زیبایت
زائر و گریه کن حضرت سقاست حسین

سینه زن های تو دل تنگ محرم هستند
روزی گریه ما دست تو آقاست حسین

نوکران را بطلب یک شب جمعه به حرم
حرمت تا به ابد آرزوی ماست حسین


#وحید_کتابی

@raziolhossein
18:03
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#امام_حسین


اشکِ مناجات سحر را می خرد زهرا
گریه‌کُن خونین جگر را می خرد زهرا

وقتی شریک‌‌ات "شمع" باشد،سود خواهی بُرد
پروانه ی بی بال و پر را می خرد زهرا

از عِیش دُنیا باخبر باشی،ضرر کردی
از عِیشِ‌دُنیا‌بی‌خبر را می خرد زهرا

هی این در آن در می زنی تا در به در گردی
وقتی گدای در به در را می خرد زهرا

باید درِ این خانه کسبِ اعتباری کرد
آن نوکران مُعتبر را می خرد زهرا

هرجا بساط روضه ای برپاست،شرکت کن
خار و خَس آن دور و بر را می خرد زهرا

گاهی حوالی حسینیّه کمی بنشین
گوشه نشین این گذر را می خرد زهرا

هر آنچه که در چنته داری خرجِ اشکت کن
فردای محشر "چشم تر" را می خرد زهرا

اندازه ی بال مگس نذر حسین‌اش کن
این قطره های مختصر را می خرد زهرا
.
.
از ساعتی که سینه ی او زیر سُم ها رفت
سینه زنان این پسر را می خرد زهرا


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
18:03
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


آمد به برم یکی زیاران قدیم
گفتم که چه کرد باتو دادار کریم

گفتا به محبّتِ حسین بن علی
بخشید گناهِ من خداوندِ کریم

#عبقری_همدانی

@raziolhossein
1
ش
18:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امام_حسین


سخت در نفس خود گرفتارم
نیست جز‌ معصیت دراین بارم

دور افتاده ام ز آغوشت
تو به فکر منی و من زارم

فیض آماده است و من کورم
نور آماده است و من نارم

با تو بودم ولی عوض نشدم
این همه با گلم ولی خارم

مثل خوبان به من محل دادی
نه! نگفتی که من گنهکارم

تو به رویم نمیزنی اما...
چه کنم با گناه بسیارم

عمر رفت و اجل رسید و هنوز
بنده ی زرق و برق بازارم

نیمه شب آمدم که عرض کنم..
عذرخواهم خدای غفارم!

تو دوای منی شفای منی
نظری کن که سخت بیمارم

به سرم فکر کربلا زده است
به هوای حسین بیدارم

کربلای مرا ضمانت کن
برسان تربتی ز دلدارم

فاطمه امشب آمده به حرم
آرزومند شام دیدارم

ناله ی یا بنی خواهد زد
به تنت هرکسی که آمد زد..

اهل کوفه چرا نفهمیدند
به بزرگان لگد نباید زد..

تو بریده بریده جان دادی
خنجرش را کشید و ممتد زد

حرمله بر گلوت محکم زد
و سنان بر دهان تو بد زد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
ش
18:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
967×714, 102.9 KB
#صلی‌الله‌علیک‌یااباعبدالله

شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است‌ حسین‌، دین‌پناه است حسین

سر داد و نداد‌ دست‌ در دست‌ یزید
حقّا‌ً که بنای "لا اله" است حسین

#چشتی_هروی

@raziolhossein
3
31 October 2025
ش
02:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
02:44
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


در غُصه و غم، پناه دادی ما را
در ظلمتِ شب، پگاه دادی ما را

در روضه‌ی مادرت ، عزیزِ زهرا
ممنونم از اینکه راه دادی ما را

#سیدمجتبی_شجاع


@raziolhossein
3
02:45
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



تصویر هجرِ دلدار ، از چشم تر نرفته
در ساغرِ دلم جز ، خون‌ِ جگر نرفته

یوسف رسید و یعقوب ، هر روز گریه می کرد
داغ پسر هنوز از ، ذهنِ پدر نرفته

درکِ حضورت ای نور ، در ترکِ خوابِ صبح است
پس باخت داده هر کس ، سویِ سحر نرفته

اشکِ دم سحرگاه ، از واجباتِ وصل است
هرگز کسی به معراج ، بی بال و پر نرفته

مال مرا بگیرید ، حال مرا نگیرید
آن دل که با تو خوش بود ، دنبال زر نرفته

پیری به پای معشوق ، تضمین هر جوانی‌ست
عاشق شکسته امّا ، عمرش هدر نرفته

بختی سیاه دارم ، کوهی گناه دارم
از دست من چگونه ، صبر تو سر نرفته؟!

ترک ثواب کردم ، خیلی خراب کردم
دریاب این گدا را ، تا سمت شر نرفته

بیچاره ی غمت را ، چاره به جز نجف نیست
بیچاره تر کسی که ، رفت و دگر نرفته

اطراف صحن حیدر ، دنبالِ استخوانم
کلب سرای بابا ، جز این گذر نرفته*

ما بی تو نا نداریم ، برگرد..،جانِ زهرا
این خستگی کماکان ، از تن به در نرفته
.
.
حسی عجیب دارد ، دفنی غریب دارد
زهرا بدون حیدر ، هرگز سفر نرفته

هنگام غسل،شب شد ، حیدر که جان به لب شد...
این زخم‌ها که تازه است ، حتّی اثر نرفته

دادِ علی بلند است ، بغضش به آه بند است
چون فکر کرد با خود ، میخ این‌قَدَر نرفته!

*كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
02:47
#امام_زمان_مناجات


از تو يک عمر شنيديم و نديديم تو را
به وصالت نرسيديم و نديديم تو را

روزي ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را

شايد ايام کهن سالي ما جلوه کني
در جواني که دويديم و نديديم تو را

چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را

گاهي اندازه ي يک پرده فقط فاصله بود
پرده را نيز کشيديم و نديديم تو را

سعي کرديم  شبي خواب ببينيم تو را
سحر از خواب پريديم و نديديم تو را

فکر کرديم که مشکل سر دلبستگي است
از همه جز تو بريديم و نديديم تو را

لا اقل کاش دم خيمه ي تو جان بدهيم
تا بگوييم : رسيديم و نديديم تو را


#کاظم_بهمنی

@raziolhossein
2 😢 1
02:47
#امام_زمان_فاطمیه


بيا كه گنبد خضراست ديده بر راهت
بيا كه حيدر تنهاست ديده بر راهت

چقدر منتظران تو بي صدا رفتند
نگاه مضطرب ماست ديده بر راهت

به هر ديار عزادار مادرند همه
بيا كه عترت طاهاست ديده بر راهت

قسم به خاك نشسته به چادر مادر
سكوتِ غربتِ دنياست ديده بر راهت

هنوز نالة مادر به گوش مي آيد
ببين كه حضرت زهراست ديده بر راهت

ميان كوچه به دنبال گوشواره حسن
شهيد سيلي اعداست ديده بر راهت

كنار بستر غرق به خون مادرتان
هنوز زينب كبراست ديده بر راهت

ميانِ گوديِ مقتل حسين افتاده
هنوز زير لگدهاست ديده بر راهت

به ناله هاي بُنَيَّ كنار آن گودال
زني كه غرقِ تماشاست ، ديده بر راهت

نشسته بي ادبي رويِ سينة ماهش
ببين كه مادرت  آنجاست ديده بر راهت

زمان كشتن لب تشنه آب مي خوردند
لباس هاي تنش را يكي يكي بُردند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:47
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


سپیده سر زده آیا تو بر نمی گردی؟
برای دلخوشی ما تو بر نمی گردی؟

ببین که خشک شده صحن آبی چشمم
تمام وسعت دریا  تو بر نمی گردی؟

همیشه حسرت و تنهایی و غم و دوری
شده َست قسمت من تا تو برنمی گردی

ز بس که طول کشیده زمان آمدنت
چه بدگمان شده دنیا تو بر نمی گردی

تمام ثانیه های شب تو پرسیدند ...
طلوع روشن فردا تو بر نمی گردی؟

اگر قسم بدهم بر دعای نیمه شبِ
قنوت خسته ی زهرا تو برنمی گردی

اگر شبی وسط روضه ام بخوانم از
دودست حضرت سقّا تو بر نمی گردی

نشسته ام همه ی شب به راه آمدنت
سپیده سر زده حالا؛ تو بر نمیگردی؟



#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
02:47
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه
#رباعی


داغی به دلش ز ضرب سيلی ست علی
بیش از همه مشتاق فرج کیست علی

در پیش مزار فاطمه با حسنین
مشغول دعا برای مهدیست علی

#حسین_بابانژاد

@raziolhossein
02:48
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه



صاحب عزای حضرت خیر النسا، بیا
ای بانی شکسته دل روضه ها، بیا

درد فراق تو به خدا می کشد مرا
رحمی نما به حال دل این گدا، بیا

از بس به هجر روی تو عادت نموده ایم
دل می رود به سمت گناه و خطا، بیا

ما در میان بحر گنه غوطه می خوریم
آقا نجاتمان بده از این بلا، بیا

مشغول خویش و بندۀ دینار و درهمیم
فکری به حال نوکر زهرا نما، بیا

لطف تو بوده گریه کن مادرت شدیم
ای سفره دار واسعۀ هل اتا، بیا

ای آخرین نگار دل آرای فاطمه
آقای من! برای رضای خدا، بیا

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت
آقا به حقّ داغ دل مرتضی، بیا

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
4
ش
18:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#دهم_جمادی‌الاولی به نقلی سال‌روز #جنگ_جمل
#تبری #رباعی


آن زن که هوس، مست غرورش می‌کرد
حِقد و حسد از عاطفه دورش می‌کرد

از بعد نبی چه فتنه‌هایی که نکرد!
ای کاش پدر زنده به گورش می‌کرد!

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
18:24
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#جنگ_جمل
#تبری

علیست محور حق تا که با علی بد کرد
مرا مراتب ایمان او مردد کرد

به خویش گفتم او همسر پیمبر ماست
که سب و لعنت و نفرین او نباید کرد

کدام زن چه زنی احترام و حرمت که؟
زنی که خون به دل حضرت محمد کرد؟

زنی که با پدرش بعد قتل پیغمبر
تمام مردم را در سقیفه مرتد کرد؟

زنی که مثل زن نوح بی لیاقت بود
زنی که مثل زن لوط ظلم بی حد کرد

جمل،شتر که زمین خورد زیر لب گفتم
خدا به خیر کند با حسن چه خواهد کرد!

مدینه...تیر و تابوت....کینه ای شتری
و در ادامه ی این شعر گریه باید کرد...

#شایان_مصلح

@raziolhossein
2
18:24
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#جنگ_جمل
#تبری


منوش از خُمِستان غیر آن سبو را
که لب تر کند، خشک دارد گلو را
.
تو در ظلمت و اوست در روشنایی
چه نسبت به شب می‌دهی ماه‌رو را؟
.
بلاهت رها کن! بلاغت به پا کن!
بجوی ای سراسیمه‌گو نکته جو را
.
چه امّید بستی به راهی به جز او
مخوان از سر جهل «لا تقنَطوا» را
.
جنابت نمی‌يابد این‌سان طهارت
بهل ای تن‌آسوده این شست‌وشو را
.
وضویی که بی حبّ حیدر بسازی
به اسراف نسبت دهند آن وضو را
.
حذر کن! که با شیر نسبت مبندی
به تمثیل خود کودک نق‌نقو را
.
کجا جمع گردد دلم با کسی که
ندانست فرق پدر با عمو را
.
🔴نخواهم من آن مادری را که در دل
تــــــحمّل نکرده‌ست راز مـــــــــگو را
.
همان زن که با فتــــــــنه‌ی گاه‌گاهش
نــبی جای خود، رنج داده‌ست شو را
.
همان زن که با مادر ما خــــــدیجــــه
ز نـــــسبت فقـــط داشت نام هوو را
.
تو پیمانه‌ای را که نامش غدیرست
اگر ریـــــختی، ریـــــختی آبرو را
.
کجا می‌دهم در قبال سوی اللّٰه
ایا دست تقدیر! یک لحظه او را
.
همان او که از تخت و تاج کیایی
گُزین می‌کند گیوه‌ی پررفو را
.
علی، آنکه در شام معراج، یزدان
به لحنش بنا می‌نهد گفت‌وگو را
.
علی، آنکه از جان به ایتام کوشد
علی، آنکه در دل شناسد عدو را
.
خدا را که ما را بخواند موالی
که در دل نمیرانَد او آرزو را
.
بنوشند بی او حَمیمًا جَحیما
بنوشیم با او شرابًا طهورا
.
مرا «جوهرِ» اعتقادی‌ست ثابت
رقم می‌زنم نکته‌ی مو به مو را

#مجید_لشگری

@raziolhossein
1
18:24
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#جنگ_جمل #تبری


زنی که نامِ علی بود آتشِ جگرش
به من مگوی که او مادر است و من پسرش!

ز همسریّ پیمبر چه افتخار آن را
که بود نزد پیمبر، نفوذیِ پدرش؟

خدا که خار کنارِ گل آفریده به باغ
عجیب نیست که این شد زنِ پیامبرش

از او ستاند مدالش، علی که نفسِ نبی‌است
اگر به فرض، نبی کرده بود مفتخرش

به غیرِ موکبِ او در قفای مرکب او
شتر که دید هزاران مریدِ گاو و خرش؟!

به حکم «حربک حربی» که مصطفی فرمود
جمل، بود اُحُد و اوست هندِ فتنه‌گرش

اگر شهادتِ کفرش ز من قبولت نیست
بخوان به سورۀ تحریم و نصّ معتبرش

بر او، به حکمِ خدا، حدّ قذف واجب بود
حواله کرد نبی با امامِ منتظرش

قبولیِ عمل انبیا به حبّ علیست
از آن ضعیفه چه گویی و فضل و کرّ و فرش؟!

اگر «علیٌّ خیر البشر» فرو خواندی
دگر ز یاد مبر «من أبی فقد کفر»ش

کسی که زخم زبان زد به مادرم زهرا
ـ تو و عقیدۀ تو ـ من نمی‌شوم پسرش

#فقیر_تهرانی

@raziolhossein
18:24
#جنگ_جمل
#تبری
#حدیث


⚖مجازاتی که به تاخیر افتاد...




☑️ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ: أَمَا لَوْ قَامَ قَائِمُنَا لَقَدْ رُدَّتْ إِلَيْهِ الْحُمَيْرَاءُ حَتَّى يَجْلِدَهَا الْحَدَّ وَ حَتَّى يَنْتَقِمَ لِابْنَةِ مُحَمَّدٍ فَاطِمَةَ مِنْهَا. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ لِمَ يَجْلِدُهَا الْحَدَّ؟ قَالَ: لِفِرْيَتِهَا عَلَى أُمِّ إِبْرَاهِيمَ. قُلْتُ: فَكَيْفَ أَخَّرَهُ اللَّهُ لِلْقَائِمِ؟ فَقَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً رَحْمَةً وَ بَعَثَ الْقَائِمَ نَقِمَةً.




🔸راوی می‌گوید:
امام باقر علیه السلام فرمود: زمانی که قائمِ ما به پا خیزد، #عایشه را به نزدش می‌آورند تا حد بر او جاری کرده و انتقام دختر پیامبر فاطمه زهرا (علیهماالسلام) را از او بستاند.

عرض کردم: فدایت شوم، برای چه بر او حد جاری کند؟

فرمود: برای نسبت ناروایی که به بانو ماریه همسر پیامبر (علیهماالسلام) داد.

عرض کردم: پس چرا اجرای حد، تا آن زمان به تأخیر می‌افتد؟

فرمود: زیرا خداوند، پیامبر را جلوه‌گاهِ رحمت قرار داد و حضرت مهدی را شمشیرِ #انتقام! [یعنی بر حسب حکمت الاهی، بناست کیفرها توسط امام عصر صورت گیرد، نه پیامبر _صلوات الله علیهما_].


📚علل الشرائع ج2 ص 580 - بحارالانوار ج22 ص242

@raziolhossein
1
18:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 139.8 KB
#جنگ_جمل


همین است و همین است و همین است
خدیجه عشق رب العالمین است

کسی که بانی جنگ جمل شد
غلط کرده که ام المومنین است

.
2 👍 1
ش
20:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

لاله ها پژمرد و بلبل را دگر آوا نبود
هیچ کس در باغ مثل باغبان تنها نبود

یک مدینه دشمن و یک خانه ی بی فاطمه
بانوی آن خانه کس جز زینب کبری نبود

روی سیلی خورده ی زهرا شهادت می دهد
از علی مظلوم تر مردی در این دنیا نبود

نیست جایز خانه ی کفار را آتش زدن
ای مسلمانان! مسلمان بود زهرا یا نبود!؟

ای جنایت کار! ای بیدادگر! رویت سیاه
اجر و پاداش رسالت کشتن زهرا نبود

مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی
بی حیا! سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود

ریخت دشمن بر سر زهرا ولایت را ببین
بارها از پا فتاد و غافل از مولا نبود

من نمی گویم چه شد گویند در چشم علی
سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

ای مدینه! آتش غیرت چرا آبت نکرد؟
جای ناموس خدا در دامن صحرا نبود

آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت
در سقیفه اتفاق افتاد عاشورا نبود


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه


بدون تو اصلا عزت ندارن
تو نباشی اینا قیمت ندارن
ناراحت نباش سلامت نمیدن
اینا هیچکدوم لیاقت ندارن

میگن از مریدای پیمبرن
ولی از کافرا خیلی بدترن
بشینی تو خونه خیلی بهتره
حالا که بوزینه ها رو منبرن

مهم اینه نگینِ منی علی
همیشه بهترینِ منی علی
بقیه هرچی میگن بزار بگن
امیرالمؤمنینِ منی علی

تو خودت لشکری یار میخوای چیکار
یه سپاه بی شمار میخوای چیکار
حتی شمشیرم نیازت نمیشه
منو داری ذوالفقار میخوای چیکار

وسعت دلت رو دریا میدونه
شدت آهتو صحرا میدونه
بیشتر از من تورو آتیشت زدن
قیمت صبرتو زهرا میدونه

دیگه دنیا واسه من تموم شده
انگاری خوشی برام حروم شده
یه نفس کشیدن بدون درد
همینم این روزا آرزوم شده

کاش دلت رو کسی خالی نکنه
قد و بالاتو هلالی نکنه
قَسَمِت میدم که بعد رفتنم
کسی از حسن سؤالی نکنه

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
20:06
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #تبری


دشمن فاطمه ازرحمت حق مأیوس است
درصف حشرهمه حاصل اوافسوس است

همه دم گفته ام ودرهمه جامیگویم
آنکه سیلی زده برفاطمه بی ناموس است


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


باغبانی مثل من شرمنده ازگل‌ها نشد
غنچۀ نشکفته‌ام گلبرگ‌هایش وا نشد

آشیانی را که با هم ساختیم آتش زدند
هر چه پیغمبر سفارش کرده بود اجرا نشد

پای نامحرم نباید باز می‌شد در حرم
با تمام قدرتم مانع شدم امّا نشد

ضربه‌ای با پا به در زد سخت پهلویم شکست
بعد ازآن، زهرا برای تو دگر زهرا نشد

پشت در افتاده بودم خصم در را می‌فشرد
یاعلی گفتم که برخیزم، ولی تنها نشد

بین آتش ناگهان دلواپس زینب شدم
دود می‌دیدم فضا را، دخترم پیدا نشد 

ریسمان را باز می‌کردم اگر قنفذ نبود
با غلاف تیغ محکم زد به دستم، وا نشد

#سعید_خرازی

@raziolhossein
😭 1
20:06
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_فاطمیه


فراق تو بر دل شرر مي گذارد
شب غصه را بي سحر مي گذارد

به سوداي روي تو اي ماه زهرا
دلم در شب خود قمر مي گذارد

اگر تو بيايي ولي من نباشم
چه داغي به روي جگر مي گذارد

من آن طفل نامهربانم كه سر را
به دامان لطف پدر مي گذارد

كنار تو در روضه ها گريه كردن
روي اشك هايم اثر مي گذارد

عزادار زهرا دل غصه دارت
شبي تلخ را پشت سر مي گذارد

صداي نفس هاي مردي ميايد
كه دارد به ديوار سر مي گذارد


#محمدعلی_بيابانی


@raziolhossein
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #عامیانه



نبینم اشکُ تو یِ چشات علی
دیدی عاقبت شدم فدات علی
روزی که سپر فروختی یادته
من بجاش سپر شدم برات علی

خنده ها و خوشی هامون یادته
از رو هم ، شرم و حیامون یادته
پدرم دستامونو به هم سپُرد
زیر لب میکرد دعامون یادته

دعا میکرد بمونیم برای هم
همدم و همدل و هم صدای هم
تازه فهمیدم چی میدید که میگفت
الهی که پیر بشید بپای هم

منکه پیر شدم علی به پای تو
مثل محسنم شدم فدای تو
اگه صد بارِ دیگه زنده بشم
باز دو باره میمیرم برای تو

پیش من ابالحسن گریه نکن
پیش تو منو زدن گریه نکن
با نَوَد زخم  اُحُد دم نزدی
حالا با یه زخم من گریه نکن

حلالم کن که من از پیشت میرم
حلالم کن  تو خونه ات سر به زیرم
رو مو بر می‌میگردونم غصه نخور
بخدا که  مجبورم رو بگیرم

تو خودت میبینی دست به دیوارم
با سوالِ تو جوابی ندارم
این یه رازیه  برا من و حسن
مجبورم تو خونه چادر بزارم....


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
4
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


گریه کنید مادر ما بیگناه بود
گریه کنید مادر ما پا به ماه بود

حوریه ای که برگ گل آسیب میزدش
در قتل او مشارکت یک سپاه بود

یک لات هم نبود بگوید در آن میان
نامرد، این زنی که زدی بی پناه بود

دیگر کسی به چهره ی قبلش نمی شناخت
پایین پلک فاطمه از بس سیاه بود

از شدت خجالت از هم در این سه ماه
راه کلام این زن و شوهر، نگاه بود

جای تمام شهر برایش علی گریست
جای تمام شهر علی غرق آه بود

نگذاشت تا که فاطمه نفرینشان کند
ورنه به آه فاطمه عالم تباه بود

همصحبتی نداشت دگر بعد فاطمه
تنها کسی که گوش به او داد چاه بود

رغبت نداشت پا بگذارد به خانه اش
راه عبورش از وسط قتلگاه بود


#یامظلوم

@raziolhossein
2
20:06
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها



ای خوشا آن کس که دم از آل پیغمبر زند
دست خود بردامن صدیقه ی اطهر زند

باز گردد بررُخش درهای جنّات نعیم
هرکه دراین آستانه حلقه ای بردر زند

هرکه این جا چشم خود را چشمه ی زمزم کند
دربهشت آرزوها ساغر از کوثر زند

آن که دربزم عزای فاطمه اشکی نریخت
روز واویلا دو دست خویش را برسر زند

نزد زهرا قدسیان خاکسترش را می برند
هرکه چون پروانه این جا درشرر پرپر زند

بشکند دستی که با یک ضرب سیلی ازجفا
بر رخ یاس علی ،او رنگ نیلوفر زند

ازحساب خود «وفایی» غم ندارد روز حشر
مُهر خود را گرکه زهرا پای این دفتر زند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


کسی به دیدن بیمار من نمی آید
کسی دگر سوي بیت الحسن نمی آید

ز بسکه خوانده ام امن یجیب ، خسته شدم
تعجبم که چرا جان به تن نمی آید ؟

به پیش چشم علی ، قطره قطره آب مشو
چو شمع صبح به تو سوختن نمی آید

چرا من از تو به جز پیرهن نمی بینم ؟
دگر به جسم تو این پیرهن نمی آید

بگو چکار کنم هی نَفَس نَفَس نزنی ؟
به تو کبوترِ من ! پر زدن نمی آید

بگو چکار کنم اینقدر زمین نخوري ؟
زمین فتادنِ با سر ، به زن نمی آید

بگو چکار کنم پیش من بمانی تو ؟
به تو عزیزِ جوانم ! کفن نمی آید

ببین که فاتح خیبر به التماس اُفتاد
عزاي تو به غریبِ وطن نمی آید

تیممت بدهم یا بشویمت چکنم ؟
تمام زخمی و از تو سخن نمی آید

چگونه آب بریزم به روي آب شده ؟
کسی دگر کمک بوالحسن نمی آید


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
1
20:06
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#تبری


هی پیش کمال کوه از کاه بگو
از راه خلیفه های گمراه بگو

راضی نشده فاطمه از او ، حالا
هی تو پسِ نامش رضی الله بگو

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
2
20:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سجاده ام معطر از بوی ربنا بود
آنچه شنیده میشد از من فقط خدا بود

یک عمر آه و نفرین ، از این و آن شنیدم
تنها به جرم اینکه نفرین من دعا بود

دیشب برای مردم تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم دیشب به فکر ما بود

طفلان من به جای مردم گرسنه بودند
افطار خانه ما در سفره شما بود

امروز را نبینید این بی حیا لگد زد
دیروز پشت این در جمعیت گدا بود

من هیچ شکوه ای از بیگانگان ندارم
آنکه به حال و روزم خندید آشنا بود

من درد مرتضی را با جان خود خریدم
در راه دوست باید آماده بلا بود

دستم شکست اما من درد حس نکردم
اسم علی دوا بود ، ذکر علی شفا بود

رفتم برای مردم حجت تمام کردم
او را که می کشیدید او حجت خدا بود

ای کاش می شکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست آن دست بسته وا بود

با کفش های خاکی در خانه ام قدم زد
آن خانه ای که فرشش بال فرشته ها بود

ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد ، فضه ! علی کجا بود ؟!!

تازه میان کوچه قلبم به درد آمد
حیدر برهنه سر بود ، حیدر برهنه پا بود
.
.
.
تا قبر بردنم را همسایه هم نفهمید
از بسکه مردن من چون شمع ، بیصدا بود

از بسکه قطره قطره بر پای تو چکیدم
تابوت من سبک تر حتی ز بوریا بود
.
.
.

ای آخرت وفا کن با ما شکسته دلها
با ما شکسته دلها دنیا که بی وفا بود


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
20:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مادر از دست داده‌ای تنها، معنی داغدار می فهمد
کوهِ غم روی دوش بردن را، شانه ای زیر بار می فهمد

وسط شعله ها عذاب شدن، سوختن ذره ذره آب شدن
بین دیوار و در گلاب شدن، گل میان فشار می فهمد

هرکه پرسید درد یعنی چه، سرخیِ رنگ زرد یعنی چه
سیلی از دستِ مرد یعنی چه، هاله ی چشم تار می فهمد

بارِ شیشه اگر زمین بخورد، بی سپر در گذر زمین بخورد
یک زن از پشتِ سر زمین بخورد، بانویی باوقار می فهمد

ضربه ی تازیانه را تنها، لگد وحشیانه را تنها
درد های زنانه را تنها....یک زنِ باردار می فهمد

نایِ ناله نوای ناموسی، مُردن از ماجرای ناموسی
داد با درد های ناموسی، مردِ غیرت مدار می فهمد

علّت پرشکسته بودن را، عَرَقِ سرشکسته بودن را
معنیِ ورشکسته بودن را، صاحب ذوالفقار می فهمد

سهم بازو اگر غلاف شود، باعث حلِ اختلاف شود
از مواجب کسی معاف شود، قنفذِ جیره خوار می فهمد


#ظهیر_مومنی

@raziolhossein
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #رباعی


با دیده‌ی تر به «در» نظر دوخت علی
از آتش جهلشان بر افروخت علی

باهر نفسی که فاطمه «آه» کشید
چون شمع شد و آب شد و سوخت علی

#مجتبی_عسکری

@raziolhossein
1
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

 
امید جان خسته ام، ازبرمن سفرمکن
بمان به پیش من مرو، مرا توخونجگرمکن

بی تو غریب وبی کسم ، مرومرو هم نفسم
آتش سینه ی مرا ، بیا وشعله ور مکن

میان سوزو ساز خود، به چشم نیمه باز خود
به یاد محسنت دگر ، نظر به سوی درمکن

زدل که آه می کشی، مرا زغصه می کُشی
نثار قلب وجان من، زآه خود شررمکن

روح من وروان من، سوخت چوشمع جان من
برای غُربت  علی گریه تواز جگر مکن

صبرمن وقرار من، دلبرو غم گسار من
به سوگ وهجرروی خود، مرا تونوحه گر مکن

بین حصار دردوغم، زسنگ هجران والم
توای شکسته بال من، مرا شکسته پرمکن

تو گفته ای که یاعلی ، مراکفن نما ولی
نگفته ای که بررُخ کبود من نظر مکن

غم دلت نهفته ای، شب وداع گفته ای
هیچ کسی راتو علی، زتربتم خبرمکن
 
«وفایی» شکسته دل ، که گشته ای زمن خجل
جز به عزای فاطمه، زاشک دیده ترمکن


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
20:21
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


خدا رو کرد با زهرا تمام شاهکارش را
زمین از فاطمه دارد مدال افتخارش را

تمام آسمانها را برایش خلق کرد و بعد
به دست فاطمه داده زمام اختیارش را

نخی از چادر او را به همراه خودش برده
از آن پس جبرئیل از او گرفته اعتبارش را

هر آن کس که در این دنیا فقیر سفره اش باشد
بدون ترسی از آتش قیامت بسته بارش را

لگد هایش به درب سوخته انگار کاری بود
زمستان کرده نامردی گلستان بهارش را

زمین افتاد و یا فضه خُذینی گفت پشت در
میان شعله ها انگار کرده میخ کارش را

علی با چشم خود می دید بالا رفتن دست و
غلافی را که می گیرد میان کوچه یارش را

تمام شب کنار بسترش بیدار می مانَد
شمارش می کند حیدر نفس های نگارش را

از این پهلو به آن پهلو ندارد خواب بی دردی
به پایان می برد زهرا به سختی روزگارش را...

#علی_علی_بیگی


@raziolhossein
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


زهرا مگیر از حرمم آفتاب را
بر چهره ات مبند عزیزم نقاب را

شرمنده ام که پای غریبیِ مرتضی
کردی تحمل این همه رنج و عذاب را

دیدی فراریان اُحد با چه کینه ای
بستند دور گردن و دستم طناب را

لعنت بر آن که با لگدی فتح باب کرد
با که بگویم آخرِ این فتح باب را

در خانه ام زدند زنم را مقابلم
زهرا حلال کن، منِ خانه خراب را

سوزاند آن که غنچه ی نشکفته ی مرا
خواهد چشید آتش یوم الحساب را

زینب کنار بسترت از حال رفته است
از بس که خوانده سوره ی اُم الکتاب را

فهمیدم از نفس زدنت، درد پهلویت...
از پلک تار و بی رمقت برده خواب را

ریحانه ی مجلله و سرو قامتم
بیچاره کرده قد خمت، بوتراب را

حالا دگر سفارش تابوت می دهی؟!
بغضم شکسته، فاطمه کم کن شتاب را

هر شب حسین تشنه لب از خواب می پرد
بگذار بازهم به برش ظرف آب را


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
👍 2 😭 1
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


خودم دیدم گلم افتاد ای داد
زدم از سوز دل فریاد ای داد

زدم هی دست پشت دست و گفتم
شدم بی فاطمه ای داد ای داد...

#محسن_صرامی


@raziolhossein
20:21
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


شکر! به اذن خدای حضرت زهرا
هستم مدحت‌سرای حضرت زهرا

شاید بیگانه گردد از همه‌ی خلق
هر که شود آشنای حضرت زهرا

غیر خدا و علیّ و احمد و آلش
کیست شناسد بهای حضرت زهرا؟

هست روایت چنین ز ختم رسولان
گفت که جانم فدای حضرت زهرا

بوی شفاعت نمی‌رسد به مشامش
هر که ندارد ولای حضرت زهرا

فخریه دارد بر انس و جان به فضیلت
هر که دهد جان، برای حضرت زهرا

فیض عظیم از دو دیده دیده کسی کاو
گریه کند در عزای حضرت زهرا

"شیفته" از بس که شیفته است به مدحش
می‌کند از جان، ثنای حضرت زهرا


#عزیزالله_مبارکی
#شیفته_تهرانی #شیفته

@raziolhossein
2
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


فاطمه غش کرد با صدای اذانی
دق کرد یار جوان من چه جوانی

اشهد انّ علی غریب مدینه
فاطمه در غربتم شده‌ست هزینه

غصه به هم ریخت آشیانه‌ی من را
دشمن من زد ستون خانه‌ی من را

آه که اهل مدینه جای تسلی
داغ نشاندند روی سینه‌ی زهرا

فاطمه ام بی گناه بود و زدندش
فاطمه ام پا به ماه بود و زدندش

در زد و دیوار گریه کرد به حالش
سرخی مسمار گریه کرد به حالش

لشکری او را در این مصاف زدندش
فاطمه ام را چهل غلاف زدندش

زخم به دنبال زخم خورد ز دشمن
یار من اما دمی جدا نشد از من

دست علی را به این طریق ولش کرد
بس که غلافش زدند فاطمه غش کرد


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
1
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از این آتش زدن هرگز تن زهرا نمیسوزد
که مادر جز برای غربت بابا نمیسوزد

زدند آتش در این خانه را اما نفهمیدند
که با آتش زدن هرگز تن دریا نمیسوزد

خود آتش هم از این غصه دارد شعله میگیرد
که دارد بالهای زخمی پروانه میسوزد

همین آتش ولی از چشم تو دستور میگیرد
اگر امروز می سوزد اگر فردا نمیسوزد

کسی که سوخت از داغت در این دنیا بدون شک
در آن دنیا نمیسوزد در آن دنیا نمیسوزد


#علی_نقیب

@raziolhossein
2
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


آشوب فتنه در مدینه قائله انداخت
دیوار بیت وحی را از شاکله انداخت

آتش زبانه می کشید از خانه ی مولا
این شعله ها در آسمان ها ولوله انداخت

دنیا به عاشق ها همیشه سخت می گیرد
مابین زهرا س و علی ع هم فاصله انداخت

جای غلاف تیغ بر بازوی مادر ماند
یک دست او را از قنوت نافله انداخت

آن دست که با ریسمان دست علی را بست
در کوفه دور دست زینب سلسله انداخت

ثانی ملعون در مدینه ظلم کرد اما
در کربلا تیر جفا را حرمله انداخت


#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
20:21
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آن زهره‌ای که مهر به نورش منور است
دردانه پیمبر و زهرای اطهر است

بر تارک زنان جهان ، تاج افتخار
بر گردن عروس فلک عِقد گوهر ست

بانوی بانوان جهان ، سرور زنان
درج عفاف و عصمت کبرای داور است

او را پدر ، رسول خدا ، صدر کاینات
او را علی ، ولی خداوند همسر است

بحری ست پر ز دُر و گهرهای شاهوار
یزدان ورا ، ستوده به قرآن که کوثر است

کیهان تابش دو فروزنده آفتاب
گردون گردش دو رخشنده اختر است

خونی که داد سرور آزادگان حسین
مرهون حسن تربیت و شیر مادر است

خواندش پدر به ام ابیها که نور او
فیض نخست و صادر اول ز مصدر است

زین رو ز جمع اهل کسا ، نام فاطمه
در گفته ی خدای تعالی مکرر است

تا روزگار بوده و تا هست پایدار
عرش خدا ، ز زهره ی زهرا منور است

نور مقدسی که به گرداب حادثات
کشتی نوح را وسط موج ، لنگر است

نوری که زیب بخش مکان است و لامکان
از باختر ، فروغ رخش تا به خاور است

حورای انسی است و ز مشکین شمیم او
گیسوی حور و روضه ی رضوان معطر است

شه بانوی حجاز ، ولی کارِ خانه را
با فضه ی کنیز ، شریک و برابر است

در خانه‌ای که رد قدم های جبرییل
گاه نزول وحی خدا ، زیب و زیور است

از رنج کار ، آبله می‌زد به دست او
دستی که بوسه گاه لبان پیمبر است

پیراهن عروسی خود را به مستمند
بخشد شب زفاف که مهمان شوهر ست

در منتهای اوج بلاغت ، خطابه اش
آهنگ، چون پیمبر و منطق، چو حیدر است

با آن جلال و رتبه ی والا شنیده ام
پهلوی او شکسته به یک ضربت در است

آن هم دری که روح الامین اذن می‌گرفت
والله ، جای گفتن الله اکبرست

گویند تهمتی ست که ما شیعه می‌زنیم
پس آتش خیام حسین از چه اخگر است؟

خواهد چو خونبهای جگرگوشه ‌های خویش
فردای حشر ، محشر کبرای دیگر است

خون خداست خون حسین عزیز او
هر قطره خونش از دو جهان پربهاتر است

این افتخار بس که ریاضی به درگهش
عبد و غلام و بنده و مولا و چاکر است


 #ریاضی_یزدی

@raziolhossein
3 👍 1
20:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#منزل_مهاجرین_و_انصار



سر سفره نشست و با یک آه
لقمه برداشت گفت بسم الله

گفت این لقمه ها گلوگیر است
شهر از ماتم نبی سیر است

حزن افتاده در منازل شهر
داغ پیغمبر است در دل شهر

کوه‌های غیور محزونند
چشمه های زلال دل‌خونند

کودکان شیر را نمی‌نوشند
غنچه ها رخت گل نمی‌پوشند

ذکر حسرت نشسته بر لب ماه
رحم الله علی رسول الله

خواست بعد از غذا بنوشد آب
که درآمد صدای دق الباب

کاسه از دست‌های او در رفت
پا شد از سفره و دم در رفت

کیستی وقت شب چه می‌خواهی
سائلی یا فقیر گم‌راهی

هر که را هرچه باشدش لازم
می‌رود کوچه بنی هاشم

گفت در وا کنید سائل نیست
اهل دریاست بند ساحل نیست

او خودش هاشمی‌ و نور جلی‌ست
این که پشت در ایستاده علی‌ست

مرد وقتی شنید حیدر را
رفت و وا کرد گوشه‌ی در را

لای در را گشود اما دید
ماه هم آمده‌ست با خورشید

ماه بر روی مرکب آمده است
فاطمه با دو کوکب آمده است

السلام السلام یا انصار
باری از دوش مرتضی بردار

در شب تار غربت آمده ایم
پای تجدید بیعت آمده ایم

اتفاق غدیر یادت هست
که علی شد امیر یادت هست

با علی سربه زیر بیعت باش
سربلند دم قیامت باش

گفت انصار که ؛ عزیز منید
حرف بیعت ولی به من نزنید

ذکر لبیک پیش تر گفتیم
یاعلی با کس دگر گفتیم

رای ما مجلس سقیفه شده
قبل حیدر کسی خلیفه شده

گفت و در را به روی آنها بست
تشنه در را به روی دریا بست

آخر ای حاجیان بی انصاف
کعبه کی میرود به پای طواف

چشم‌های دو یار تر گشتند
دست خالی به خانه برگشتند

آتشی هم به درب خانه نخورد
زن انصار تازیانه نخورد

بیعت زور نکته ای پرت است
دست اگر با دلت دهی شرط است

میشناسم که پای بیعت زور
درِ یک خانه گشت مثل تنور

علی و فاطمه غریبانه
بازگشتند تا در خانه

فاطمه در حصار غربت شب
خواست پایین بیاید از مرکب

آه از آیینه‌ی پر از ترکش
باید او را علی کند کمکش

خواست از پهلویش بگیرد بار
دنده هایش شکسته بود انگار

بازویش را گرفت اما آه
بازویش هم کبود بود آنگاه

آه داغی کشید در شب سرد
سینه‌اش تیر میکشید از درد

نفس از سینه سخت بیرون رفت
علی آن شب به خانه دل‌خون رفت

شد پیاده به سختی از مرکب
چند سال دگر ولی زینب

ناقه‌ی بی جهاز واویلا
مرد دارد نیاز واویلا

پیش آیینه‌ی پر از ترکش
محرمی نیست تا کند کمکش

زینب آن روز خون‌جگر شده بود
چون که با شمر همسفر شده بود


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
4
20:21
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


چرا شب غم ما را سحر نمی آید
چرا زیوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه مهدی بیا به مجلس ما
مگر به مجلس مادر پسر نمی آید


@raziolhossein
4 😭 2
1 November 2025
ش
06:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

در بین گیرودار زمین‌خورد فاطمه
ای وای روزگار ، زمین خورد فاطمه

چشمان بغض دار علی داد میکشید
قنفذ برو کنار ، زمین‌خورد فاطمه

بر بازویش زدند علی را رها نکرد
دق کرد ذوالفقار ، زمین خورد فاطمه

با هر غلاف خورد زمین و بلند شد
یعنی هزار بار زمین خورد فاطمه

در ضربه ای به پهلوی او زد که بعد از آن
سه ماه آزگار زمین خورد فاطمه


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
😭 8 6
ش
21:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت #هجوم #کوچه
#فاطمیه


تمام شهر پی کشتن علی بودند
نبود مردی و نامردها ولی بودند
که هر کدام به تفسیر خود یلی بودند
چهل نفر که همه قاتل علی بودند

به سمت حادثه برگشت آن همه انگشت
قسم به فاطمه دیوار و در علی را کشت

به کوچه آمده رخصت گرفته اند از هم
و صف به صف همه نوبت گرفته اند از هم
سپس دویده و سبقت گرفته اند از هم
برای ضربه رضایت گرفته اند از هم

تمام نیتشان قربة الی الله است
و تازه ضربه ی دستی بزرگ در راه است

یکی غلاف به قصد ثواب بردارد
یکی به نیت مولا طناب بردارد
دری که سوخت به یک سمت تاب بردارد
لگد اگر بزنندش شتاب بردارد

برای کشتن مولا شتاب در کافی است
برای حفظ امامت دو تا پسر کافی است

گذشت کوچه و یک کوچه ی دگر آمد
چهل نفر همه رفتند و یک نفر آمد
چنان بلند شد و دست سمت سر آمد
به سوی فاطمه دیوار مثل در آمد

همیشه کوچه غمِ اهل سوختن باشد
خصوصا اینکه تماشاگرش حسن باشد

حسن که ضربه سختی به طاقتش میخورد
حسن که ضربه اصلی به غیرتش میخورد
چه خوب بود که سیلی به قامتش میخورد
ولی از این همه بادی به صورتش میخورد

همین نسیم، حسن را هزار سال بس است
برای گریه ی هر شب همین خیال بس است

گذشت کوچه و یک کوچه ی دگر آمد
ز سمت کوچه ی سر نیزه ها خبر آمد
که شمر جای مغیره در این گذر آمد
ولی نه روبروی او که پشت سر آمد

غلاف خنجر و حنجر به جای بازو شد
شبیه مادرش آخر شکسته پهلو شد

رسیدروضه به جایی که دیدنش سخت است
به حنجری که یقینا بریدنش سخت است
تنی که مثله شود پا کشیدنش سخت است
"صدای وای بنی" شنیدنش سخت است

اگر چه سخت سرت را ، ولی جدا کردند
چنان که فاطمه را از علی جدا کردند

همین که تیر رها کرد تیغ می بُرّد
رفیق می زند و نا رفیق می بُرّد
و بوسه گاه نبی را دقیق می بُرّد
عمیق بوسه زده پس عمیق می بُرّد

چنان پرنده که هی بال را به هم زده است
صدای فاطمه گودال را به هم زده است


#سعید_پاشازاده

@raziolhossein
4
21:09
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


آدم است او یا مَلَک ماهیّتش معلوم نیست
گرچه مخلوق است نوع خلقتش معلوم نیست

حضرت زهراست خود تفسیری از آیات قدر
آن شب قدری که حتی ساعتش معلوم نیست

مادرش یا دخترش من هرچه دقت می کنم
با رسول الله،زهرا نسبتش معلوم نیست

در کسا بی فاطمه غیر از علی و بچه هاش
رحمة للعالمین هم ساحتش معلوم نیست

بعد ابر نیلی سیلی در این شب ها شده
مثل آن ماهی که نصف صورتش معلوم نیست

فاطمیه مثل دردی تا ظهور منتقم
طول درمان دارد اما مدتش معلوم نیست

روضه یعنی داستان مادری در اوج خود
چون به کوچه می رسد یک قسمتش معلوم نیست

گرچه معلوم است دارد می رود مادر ولی
حضرت فِضه دلیل لُکنتش معلوم نیست

ضربه وقتی ناگهان شد بی توجه می خورد
ضربه وقتی ناگهان شد شدتش معلوم نیست

هم که معلوم است او ریحانة الحوراست و
هم که وقت خشم سیلی قدرتش معلوم نیست

اینکه قبر علت خلقت چرا مخفی شده
درمیان اهل معنا علتش معلوم نیست

یادم آمد موقع سجده به مُهر کربلا
فاطمه در هیچ مهری تربتش معلوم نیست


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
4
21:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


چه کنم بی تو اگر زنده بمانم ، چه کنم
کاش می شد که در این شهر نمانم ، چه کنم

تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی
شده بیماری تو قاتل جانم ، چه کنم

مردم از گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من
اشک از دیده ز داغت نفشانم ، چه کنم

من که صد ها گره ی کور به دستم وا شد
گِرِهم روی گره خورده ندانم ، چه کنم

حاضرم جان بدهم چهره ی خود باز کنی
گرچه شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم

تا مغیره رسد از راه حسن می لرزد
من به حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم

گیرم از کوچه به یادت رفت و آمد نکنم
با در سوخته ی خانه ندانم ! ! ، چه کنم

استخوان های تو بیرون زده لاغر شده ای
چِقَدَرَ پیر شدی یار جوانم ، چه کنم

ای زمین خورده ، علی هست زمین خورده ی تو
بیش از این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم

به یقین حرف دلم بود که "انسانی" گفت:
"من زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم"


#سعید_خرازی

@raziolhossein
21:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

قرار بود که عمری قرار هم باشیم
که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم

اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز
من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم

کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم
غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم

در این دیار اگر خشک‌سالی آمده است
خوشا من و تو که ابر بهار هم باشیم

نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار
مگر قرار نشد رازدار هم باشیم

نگفتی‌ام ز چه رو، رو گرفته‌ای از من
مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم

به دست خستۀ تو دست بسته‌ام نرسید
نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم

شکسته است دلم مثل پهلویت آری
شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم


#محمدمهدی_سیار


@raziolhossein
1
21:09
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


وقتی نبود صحبت ما بود صحبتش
وقتی نبود خلقت ما بود خلقتش

عالم به درک کنه مقامش نمی رسد
نائل به درک فضه بیاید نهایتش

چادر نماز فاطمه شأنش نبوت است
شأنی که برتر است ز نوح و نبوتش

آن از نجابتش که گرفته ز کور رو
رفته به جنگ چل نفر این از شجاعتش

خانه به خانه منّت انصار را كشيد
مانند کوه پشت علی بود غیرتش

از سیلیِ به صورت زهرا گذر نکرد
محشر درست كرد خداوند بابتش

ماندم چگونه بر در خانه لگد زدند
جبريل با اجازه می آمد به خدمتش

تا گفت: ذابَ لَحمی عَلی... صِرتُ کَالخیال
حال علی خراب شد از شرح حالتش

تا دست او شکسته شد قلب علی شکست
کم میرود به خانه علی از خجالتش

زهرا سپرد تشنه نماند لب حسين
مانند چوب، خشک شد آخر وصيتش

با بازوی شکسته ی خود دوخت پیروهن
اما به دست شمر هدر رفت زحمتش


#یامظلوم


@raziolhossein
1
21:09
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#رباعی


با این که گناه کارم و بی‌پروا
هرگز نشود دلم... جدا از مولا!

روزی که شناسنامه‌ها می‌سوزند...
نام پدرم: علی‌ست... مادر: زهرا!



@raziolhossein
21:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



گریه کنید گریه ، که میراث فاطمه است
هرکس که اشک داشت ز وُرّاث فاطمه است

گریه برای فاطمه مهر تولی است
مهر تولی است و نشان تبری است

گریه کنید فاطمیه فصل ماتم است
این فاطمیه است که باب محرم است

گریه کنید فاطمه بسیار گریه کرد
تا زنده بود بهر علی زار گریه کرد

گریه کنید بر غم و اندوه فاطمه
گریه کنید بر تن مجروح فاطمه

گریه کنید آه جوان بود مادرم
سنی نداشت گرچه کمان بود مادرم

گریه کنید دست به دیوار میگرفت
در خانه رو زحیدر ‌کرار میگرفت

گریه کنید بر ورم روی بازویش
بعد از سه ماه خوب نشد زخم پهلویش

گریه کنید مادر ما بی قرار بود
گریه کنید مادر ما باردار بود

گریه کنید حوریه و دیو و دد کجا
ریحانه الرسول کجا و لگد کجا

گریه کنید پشت در جای علی نبود
زهرا نیاز داشت به مادر ولی نبود

گریه کنید شعله در اطراف باغ بود
پهلوش که گرفت به در میخ داغ بود

گریه کنید در غم او های های های
پا میشد و دوباره می افتاد وای وای

گریه کنید فاطمه را بی هوا زدند
او را مقابل در و همسایه ها زدند

گریه کنید بازوی زهرا شکسته شد
آنقدر زد مغیره به دستش که خسته شد

گریه کنید دور و بر او شلوغ بود
ای کاش روضه هاش تمامش دروغ بود

اینجای روضه داد بزن مثل دخترش
هی داد میزدند سرش پیش شوهرش

گریه کنید کشتن زهرا حلال بود
طوری زدند زنده بماند محال بود

گریه کنید روز در خانه کشتنش
غربت ببین که نیمه شب دفن شد تنش

گریه کنید که نتوانست دخترش
آن شب بلند گریه کند بهر مادرش

گریه کنید ، اشک بگیرید از همه
نذر ظهور منتقم آل فاطمه


#عبدالزینب_موسوی



@raziolhossein
3
21:09
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه #هجوم



از زبان امام حسن مجتبی علیه السلام

خواستم کاری کنم در کوچه ها اما نشد
خواستم با سر بگیرم ضرب سیلی را نشد

بسته شد یک چشم مادر بعد داغ کوچه ها
آنچنان که چند ماهی جز به زحمت وا نشد

یاس هجده ساله بعد از ماجرای در خمید
اینچنین حتی به پیری قدِّ یک زن تا نشد

بعد محسن هر چه با امید می گشتم ولی
بین اهل خانه یک لبخند هم پیدا نشد

فضه مادر شد برای مادرم در پشت در
مادر اما بعد محسن دیگر از جا پا نشد

عرش از خون گریه های مادرم لرزید و حیف...
حیف اما قلب مردم باز هم احیا نشد

خانه را فردا که می شستم ز خون مادرم
دیگر این دنیا به چشمم لحظه ای زیبا نشد


#حسن_کردی

@raziolhossein
21:09
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


یاکه دنیا بود ناپیدا اگر زهرا نداشت
یا جهنم بود این دنیا اگر زهرا نداشت

جای دیگر را برای زندگی می‌خواستیم
آسمانِ ما زمینِ ما اگر زهرا نداشت

خُرد می‌گشتیم زیر آسیای دشمنان
زیر دستاس‌اش دو دنیا را اگر زهرا نداشت

گفت لَوْلا فاطمه .... یعنی که در کارِ خدا
آفرینش بود بی معنا  اگر زهرا نداشت

فاطمه گفت و کنار او ضمیری چند گفت :
وای از اهل کِسا آنجا اگر زهرا نداشت*

از علی  خواهش نکرد و از علی چیزی نخواست
عشق بود و عشق و بس  اما ، اگر ، زهرا نداشت

هیچ فتحی را نمی‌دید آذرخشِ ذوالفقار
در رجزهایش علی تنها اگر زهرا نداشت

در میان رزم‌ها پشتش به زهرا گرم بود
داشت بر پشتش زره مولا اگر زهرا نداشت

کار دنیا را ببین  کارش بدستِ فاطمه است
وای بر دنیا و مافیها اگر زهرا نداشت

کار دنیا را ببین زانو بغل کرده علی
بی پیمبر می‌شکست آقا  اگر زهرا نداشت

دستِ مولا بسته و بر گردنش شمشیر بود
یک علی و آنهمه حاشا اگر زهرا نداشت

حرص‌ها خالی شد و پهلوی مادر را شکست
بچه‌ها می‌سوختند آنجا اگر زهرا نداشت

دختران را زیر بالِ خویش زینب جمع کرد
وامصیب شامِ عاشورا اگر زینب نداشت...


*هُمْ فَاطِمَةُ وَ اَبُوهَا....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:11
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


حال و روزم فرق دارد ،روزگارم مضطر است
خانه ام بیمار دارد ... مادرم در بستر است

هر کسی آمد عیادت گفت مادر رفتنی‌ست
از طبیبان هم شنیدم روزهای آخر است

از ته دل مطمئنم‌ دوستم داری هنوز
طفل ، بدرفتار هم باشد ، عزیزِ مادر است

بر خودت زحمت مده ، سرفه امانت را برید
با تکانِ سر بفهمانم که حالت بهتر است

از سرم یک لحظه حتی سایه‌ات‌ را کم مکن
ای که زیر چشم هایت سايه‌ی انگشتر است
.
.

گوش شهر از پهلوانی های قنفذ پر شده
آنکه رفت از یاد نامش‌،پهلوان خیبر است

در سلام دومی مردم رقابت می کنند
آنچه مانده بی جواب اما سلام حیدر است

تا علی حال تو را پرسید گفتی بهترم
گل گلِ پیراهنت اما جوابی دیگر است

از حسین بی کفن ، با زینبت گفتی سخن
سنِ زینب از مصیبت‌ هاش خیلی کمتر است

پیرهن با شوق می بافی ، بمیرم مادرم
آخرش عریان ، حسینت زیر سم لشکر است

آتش در می‌رسد روزی به اهل خیمه گاه
کهنه میخِ در ، تهِ گودال ، کهنه خنجر است


#امیرحسین_ثابتی


@raziolhossein
21:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



ای حجازی بانو! از یثرب مرو
آفتابا! جانب مغرب مرو

روشن از خورشید رخ، عالم کنی
از سرم سایه مبادا کم کنی!

با تو هم پاییز دارم، هم بهار
بی تو فرقی نیست در لیل و نهار

تا تو هستی، کی غمی دارد دلم؟
با نگاهت عالمی دارد دلم

باز مانده پلک‌های چشم من
تا تو بگشایی دو چشم خویشتن

گر چه پر دردیم امّا بی غمیم
تا من و تو چشم در چشم همیم

نرگس بیمار خود بیدار دار
تا نگردد کار این گلزار، زار

در دلم هر روزه گل می‌کاشتی
خنده‌هایی بس معطّر داشتی

مدّتی از تو ندیدم جز گریست
قصّه‌ی تابوت و لبخند تو چیست؟

کوثرا! تا کی تو را جوش و خروش؟
این قَدَر از زمزم اشکت منوش

زهره‌ی من! مشتریّ غم مباش
این قَدَر بر ماه خود اختر مپاش

نیست ما را غم در این غربت‌سرا
تو مرا داریّ و من دارم تو را

قدر نشناسند این امّت ولی
قدر تو تنها علی داند، علی

ای مرا بر صبر خوانده! می‌روی؟
حرف‌ها ناگفته مانده؛ می‌روی؟

من که هر پیکار داند کیستم
مرد میدان جدایی نیستم

با تو صاحب‌اقتدارم؛ پس بمان
من کسی جز تو ندارم؛ پس بمان

امشبی را _ شمع محفل! _ صبر کن
ناصبوری می‌کند دل، صبر کن

بعد پرواز تو از این غم‌سرا
هم‌سرای من! کجا بینم تو را؟



#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
😭 1
21:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_رقیه #فاطمیه


رفتی و داغ فراقت به جگرسنگین است
نفس سینه پر آه وشرر سنگین است

من زمینگیرترین حوری زخمی شده ام
پر پرواز من سوخته پر سنگین است

سایه ای بیشترازفاطمه ات نیست به جا
بار هجران تو از بس که پدر سنگین است

رونگیرم چکنم؟دیدن این صحنه مرا
که علی زانوی غم کرده به بر  سنگین است

صبر در غصه ناموس زمین افتاده
زیر مُشت و لگد چندنفر سنگین است

زنده ماندم که فقط دست علی بازشود
به روی آینه ای لنگه ء در سنگین است

سخت بابا به شکوه پسرم بر خورده
که زمین خوردن مادر به پسر  سنگین است

لرزش شانهء در دست مرا زینب گفت
بشکند دست مغیره چقدر سنگین است
.
.

اشک هم بعد تو دردیده تر سنگین است
گیسوی سوخته ام را گل سر سنگین است

جز همین پیرهن پاره ندارم چیزی
به گمانت نرسد بار سفر  سنگین است

مُردن خویش تمنا نکنم پس چکنم
که تماشا شدن بین گذر سنگین است

بی تو هر روز دوسه وعده کُتک حتمی  بود
چشم وگوش وسرم آنقدر پدر سنگین است

پَرت میکرد مرا چندقدم سیلی زجر
عمه دیده است که دستش چقدر سنگین است

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
2
21:13
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


یارب نرسد آفتی از باد خزانش  
آن یاس که شد دیدۀ نرگس نگرانش 

هربار که می‌خواستم از او بنویسم 
دیدم که حیا کرده به صد پرده نهانش 

در پردۀ ابهام، زبان شعرا سوخت 
از بس‌که ندیدند کران تا به کرانش

ناموس خدا بود که می‌خواست نبیند 
اندازۀ یک بیت به شعر دگرانش

می‌خواست که قدرش نشود بر همه معلوم
مانند شب قدر به ماه رمضانش

آن قدر عزیز است که از سوی خدا نیست
غیر از ملَک وحی کسی نامه‌رسانش

وقتی که به در می‌زند از شوق بلند است 
از سینۀ جبریل صدای ضربانش

سرچشمه‌اش از مائدۀ «بَضعَةُ مِنّی»ست 
خونی که دویده‌ست میان شریانش… 

کوثر غزلی نیست که آسان بتوان گفت 
جایی که خدا سوره فرستاده به شانش 

یعنی که پس از «اَنَّ علیّاً وَلیُ الله» 
یک فاطمه کم داشت مؤذن به اذانش

این سورۀ مکّی مدنی، نبض رسول است
نَفسی‌ست که مانند نَفَس بسته به جانش

زهرا مَلَکی بود که نازل شد و برگشت 
بیهوده در این خاک نگیرید نشانش…

والعصر… که فرزند همین فاطمه، مهدی‌ست
ما منتظرانیم، خدایا برسانش


#عباس_شاه_زیدی



@raziolhossein
1
21:13
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطميه #رباعی


محبوب علی فاطمه ی زهرایی
تو میوه قلب حضرت طاهایی

آنکس که به صورت تو سیلی زده است
نشناخت که تو انسیةالحورایی


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
21:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


یارم آشفته شد و حور و ملک نالیدند
چشمها ابر شد و از غم او باریدند

همه دیدند که حیدر به چه روزي افتاد
همه زانو زدن فاتح خیبر دیدند

شد گُل یاس علی ، زیر لگد نیلوفر
گُلِ نیلوفر من را به خدا بَد چیدند

دست او تا که شکستند همه دست زدند
تا سرش خورد به دیوار ، همه خندیدند

مادري با پسرش زیر در سوخته مانْد
کودکانم همه می دیدن و می لرزیدند

پیش او بودم و صد حیف نمی دید مرا
آن دو تا چشم ، ز سیلی ، روي هم خوابیدند

آن چهل تن که در سوخته را سوزاندند
حال بیمار علی را ز علی پرسیدند

حال ، من ماندم و یک قبله ي رو به قبله
او چه کرده است که بر کُشتن او کوشیدند ؟

من پریشانم و بر گرد مغیره جمعند
پیش من بود ، همه صورت او بوسیدند


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
1
21:13
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #احراق_بیت #هجوم



آتش افتاده به جان همه اما چه شده؟
همه جمعند در خانه ی مولا چه شده؟
آسمان ناله زدو گفت درآن جا چه شده؟
فاطمه پشت در افتاده خدایا چه شده؟

دودی از آتش آن در به سماوات رسید
گل یاس نبوی را چه جراحات رسید
به فلک ناله ای از مادر سادات رسید
که خبر داشت که درعالم بالا چه شده؟

آسمان دید که برعرش طنین افتاده
شعله بربال وپر روح الامین افتاده
غنچه پرپر شده وگل به زمین افتاده
وای فضه توبگو پهلوی زهرا چه شده؟

فضه میگفت که از چشم گهربار بپرس
من نگویم چه شده از درودیوار بپرس
فاطمه روی زمین است زمسمار بپرس
آه مسمار درخانه دراین جا چه شده؟

درهیاهو که همه فتنه گران همدستند
ناگهان آتش و بیداد بهم پیوستند
عده ای دست علی را به طنابی بستند
بی حیا مردم بی شرم شمارا چه شده؟

گرچه مأمور به صبراست تواناست علی
دربر کوه مصیبات شکیباست علی
خیزای فاطمه ازجای که تنهاست علی
خیزازجا وببین حرمت مولا چه شده؟

نظر گل به سوی خرمنی ازخارافتاد
مثل آتش به دل اهل ستمکار افتاد
بازوی فاطمه با ضربتی ازکار افتاد
یارتنهای علی در براعدا چه شده؟

به خداوند ،گل لم یزلی زهرا بود
درشب غربت وغم نورجلی زهرا بود
تا که جان به تن  یار علی زهرا بود
ای «وفایی» چه بگویم گل طاها چه شده؟


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
21:13
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطميه


با سنّ و سال کم به فضه کار می‌آموخت
زهرا به خدمتکار مادروار می‌آموخت

او بی معلم بود اما از زکات علم
به مریم و به آسیه بسیار می‌آموخت

پیراهنی را پیش زینب دوخت و هر رج
یک مرتبه میدوخت و یک بار می‌آموخت

خرمای بیت او وفا را یاد سلمان داد
بخشش ز گردنبند او عمار می‌آموخت

می‌گفت مولانا علی ، طوری که میثم هم
از لحن زهرا تا به روی دار می‌آموخت

زهرا مع الفارغ شبیه تیغ حیدر بود
چون ذوالفقار از فاطمه پیکار می‌آموخت

فرمود پیغمبر که زهرا بضعة منی
ای کاش این را نیز یار غار می‌آموخت

آتش به هیزم گفت چوب از تو شرار از من
پس اولی از دومی آزار می‌آموخت

پروانه هی می‌سوخت و می‌گشت دور شمع
پروانه درس معرفت به نار می‌آموخت

در هی تکان خورد و به روی فاطمه افتاد
ای کاش آن لحظه در از دیوار می‌آموخت

میخ در این خانه بودن هم سعادت داشت
ای کاش یک ذره وفا مسمار می‌آموخت

زهرا شجاعت را که یاد زینبش میداد
آتش جسارت کردن از اشرار می‌آموخت

زینب به سن خردسالی کربلا را دید
زینب که صبر از حیدر کرار می‌آموخت


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
21:13
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #احراق_بیت


قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در
می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در

خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی
بعد دق الباب خندان می شود در پشت در

آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود
سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در

در زدند و با خودش می گفت حتما سایل است
باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در

در کمال حیرت اما دید بانوی کرم
جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در

در زدند و در زدند و در زدند و در شکست
آه شد آغاز، جنگی نا برابر پشت در

با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد
پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در

غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ
شد گل نشکفته سادات پرپر پشت در

نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را
از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در

کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود
ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در

گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم
می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
4
21:13
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطميه #رباعی


بی مهر تو راهی به سعادت نرسید
بی مهر تو امضای عبادت نرسید

گفتند به داد میرسی در صد جا
در کوچه ولی کسی به دادت نرسید


#علی_ناظمی

@raziolhossein
😢 1
21:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر

میان این همه غم ذره ذره آب شدی
میان آتش و در فاطمه ! گلاب شدی

تمام عمر نگاه علی به دریا بود
کویر ماند از این خانه تا سراب شدی

در آسمان علی ای ستاره ی ابدی
قرار بود بمانی ولی شهاب شدی

به هر که آمد و از دست ما جواب گرفت
برای خاطر من رو زدی جواب شدی


دلم ز ناله‌ی عجل وفاتیت خون شد
قنوت خسته ی من !  زود مستجاب شدی

در آتش غم محسن که سوختی دیدم
برای روضه ی اصغر تو فتح باب شدی

تو مادرانه ترین روضه ای ولی زهرا
چه زود مرثیه خوان غم رباب شدی

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
2
21:17
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسن_کوچه
#فاطمیه #کوچه


تا دست مرد بی شرفی رد شد از سرش
افتاد ناگهان وسط کوچه مادرش

مادر که خواست دست به دیوار پا شود
افتاد روی خاک دوباره برابر‌ش

دنیا شبیه چادر خاکیِ فاطمه
تاریک شد مقابل چشمان مضطرش

دیوار های سنگی آن کوچه شاهد است
نقشِ ز خونِ ریخته از چشم کوثرش

از چشمهای کوچک او خواب را گرفت
یک عمر شرح نیلیِ چشمان مادرش
.
.
خائن ترین جماعت تاریخ بسته است
دست گره گشای علمدار خیبرش

#حسن_کردی

@raziolhossein
21:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #بستر


درد است بین سینه و دردا نمی‌رود
غمگینیِ مدینه دریغا نمی‌رود

آه ای رفیق زندگی‌ام هرچه می‌کنم
دلشوره‌ی فراق، رفیقا نمی‌رود

مگذار بشکند کمرم را غمت، کسی
با قایق شکسته به دریا نمی‌رود

حق می‌دهم که شانه بیافتد زِ دست تو
طوری غلاف خورده که بالا نمی‌رود

همسایگان شکایت آهِ تو می‌کنند
فریاد پهلویت به کجاها نمی‌رود

مرهم تمام و سعیِ علی بی نتیجه ماند
این دنده‌ی شکسته چرا جا نمی‌رود

یادم نرفته چنگ زدی بر عبای من
گفتی علی زِ خانه‌ی زهرا نمی‌رود

یادم نرفته در وسط راه کشتنت
با بارِ شیشه زن که به دعوا نمی‌رود

صوت مغیره آمد و قنفذ به جمع گفت :
ما هرچه می‌زنیم از اینجا نمی‌رود

دیدم تمام شهر عزیز مرا زدند
هرچه زدند فاطمه امّا نمی‌رود



در راهِ شام دخترکی ناله می‌کند
طفلی که گمشده تک و تنها نمی‌رود

گفتم عمو نگاه بکن در تمام راه
شمر از کنار محمل زنها نمی‌رود

از دست این و آن همه خوردم ولی کسی
جز زجر روی آینه با پا نمی‌رود

یا سنگ یا که چنگ و یا شعله داشتند
آری کسی فقط به تماشا نمی‌رود

هرچه که داشتند همه شد خرج دخترت
مانده نفس به سینه و بالا نمی‌رود

بابا بیا به دیدن این موی سوخته
اینجا کسی عیادت زهرا نمی‌رود


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
2 November 2025
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


‏فاطمه اسمش که می آمد زمان می ایستاد
برگ بر روی درختان هر خزان می ایستاد

هر زمان از راه می آمد رسول الله هم
محترم میداشتش از عمق جان می ایستاد

در حیاط خانه بی روبند اگر پا می گذاشت
شمس هم از شرم کنج آسمان می ایستاد

شأن زهرا اینکه آقای جوانان بهشت
روبروی او به جای سایه بان می ایستاد!

گر زیارت نامه‌ی کوتاه او در آن نبود
بی گمان قلب مفاتیح الجنان می‌ایستاد

وقت قامت بستن مردم موذن روی پاست
وقت قامت بستن زهرا اذان می ایستاد

من که حیرانم چرا محراب و منبر خم نشد
گر برای خطبه خواندن آنچنان می ایستاد

‏من نمیدانم چه شد اما روایت کرده اند
مادر ما این اواخر قد کمان می ایستاد

دست پایین آمد و افتاد زهرا بر زمین
کاش در این لحظه غمگین جهان می ایستاد

بر مزار بی چراغ مادر سادات کاش
لااقل ابری به عنوان نشان می ایستاد


#زخم_حسینی


@raziolhossein
1
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#اذان_بلال


کرد رحلت سوی جنت چو رسول قرشی
تنگ شد وسعت یثرب به بلال حبشی

کافری را به سر مسند دین والی دید
ز نبی مسجد و محراب نبی خالی دید

طاقتش طاق شد از گردش دور ایام
کرد هجرت ز مدینه به سوی کشور شام

بود در شام شبی خفته دل از غصه کباب
گفت با وی نبی امی مکی در خواب

کای وفاپیشه بدینسان ز چه مهجور شدی
که جفا کرده که از مرقد من دور شدی

کرد از شام به فرمان رسول مختار
باز رو سوی مدینه دل بی‌صبر و قرار

گفت روزی به علی فاطمه با درد و ملال
که فتاده بسر من هوس صوت بلال

غم هجران نبی ساخته پرخون جگرم
خواهم از او شنوم نام نکوی پدرم

ز علی کرد بلال از پی تسکین بتول
آخر از کثرت اصرار به ناچار قبول

شد چو آواز بلال از پی تکبیر بلند
بانک تکبیر دل فاطمه از جای بکند

صوت تهلیل چو برداشت به توحید اله
روز شد در نظر فاطمه چون شام سیاه

بعد توحید خدا چون پی تکمیل اذان
برد با گریه بلال اسم محمد به زبان

یاد ایام پدر کرد و برآورد خروش
رفت طاقت ز دل فاطمه و شد مدهوش

گشت دامان وی از خون جگر مالامال
از اذان گفتن خود شد ز محن لال بلال

ای دریغا که مرا شد جگر از غصه کباب
یادم آمد ز سکینه به ره شام خراب

که بُد آن غمزده را هر قدمی مد نظر
به سر نیزه خولی سر پر خون پدر

فرصت گریه نمی‌داد بر آن طفل صغیر
سیلی شمر ستم پیشه‌ی مردود شریر

بلکه می‌برد اگر نام حسین را به زبان
آمدی بر سر او از همه سو کعبِ سنان

زد شرر بر جگر او یکی از بی‌ادبی
خارجی گفت به اولاد رسول عربی

گشت در شام چو آرامگه آل رسول
در گذرگاه یهودان بنمودند نزول

یکی از لشگر بی‌دین یزید مردود
اینچنین کرد ندا سوی زن و مرد یهود

کاین اسیران که چون شیرند به قید زنجیر
همه هستند ز نسل علی خیبر گیر

آنکه بنمود زن و مرد شما را به جهان
قتل و غارت همگی را به طریق عدوان

ز پی کینه دیرینه این بد عملی
حالیا وقت تلافی شده از آل علی

جمع گشتند یهودان سیه‌دل به تمام
پی آزار حریم نبوی از سر بام

آن یکی سنگ زد آن سوختگان را بر سر
دیگری خاک بیفشاند و دگر خاکستر

آن یکی آتش بیداد بنی بر می‌زد
به سر عترت مظلوم پیمبر می‌زد

داد از آن لحظه که با روی بسان خورشید
کرد جا زینب دلخون شده در بزم یزید

هر طرف کرد نظر حوصله شد بر او تنگ
ز تماشایی انبوه نصارای فرنگ

برد بی‌طاقتی وی ز کفش صبر و عنان
به میان اسراء کرد رخ از شرم نهان

آن زمان قلب و دل دختر زهرا بطپید
که شد آشنا به لب لعل حسین چوب یزید

شد سراسیمه و مانند سپند از جا جست
باز از خوف نظرکردن حضار نشست

(صامتا) حشر از اشعار تو کرده است قیام
بهتر آنست که یک بار کنی ختم کلام


#صامت_بروجردی

@raziolhossein
1
19:42
#امام_زمان_فاطمیه



یا صاحب الزمان، چقدَر گریه می‌کنی
شب زنده دار، تا به سحر گریه می‌کنی

حق داری ای عزیز دلِ آل فاطمه 
بر پهلوی شکسته‌ اگر گریه می‌کنی

بر بازویی که دادِ علی را بلند کرد
زیرِ غلاف و ضربه‌ی در گریه می‌کنی

وقتی نشد عمو حسنَت، بینِ کوچه‌ها
دستش رسد به دفعِ خطر گریه می‌کنی

بر آن مصیبتی که چهل سال مجتبی
گرئید بی‌صدا به سحر گریه می‌کنی

بر غنچه‌ای که سقط شد از کفوِ مرتضی
حتی ندید روی پسر گریه می‌کنی

بر قطره‌ای که از نوکِ مسمار می‌چکد
بر زخمِ سینه، خونِ جگر گریه می‌کنی

پرسی ز دربِ خانه و دیوارِ کوچه نیز
این در چه سخت دیده اثر گریه می‌کنی

از دردهای مادرِ مظلومه روز و شب
وز دستمالِ بسته به سر گریه می‌کنی
  
بر خطبه‌ای که هیچکس آنرا نکرد درک
جز از خواص، چند نفر گریه می‌کنی

گاهی به کعبه، گاه نجف، گاه کربلا
بر مادرِ خمیده کمر گریه می‌کنی

عمری برای خانه نشینیِ جدّ خویش
بر حیدرِ بدونِ سپر گریه می‌کنی

تقدیر بود غسلِ شبانه برای او
تا صبح زین قضا و قدَر گریه می‌کنی

هر روز و شب، به یاسِ کبودِ مدینه ات
تا علقمه به اشکِ قمر گریه می‌کنی


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #هجوم


روضه‌خوان استغفرالله از عذاب‌َالنّار گفت
از بهشتی که در آتش سوخت، از اَسرار گفت

واژه‌ها از روضه‌ها گفتند جای روضه‌خوان
تا "زبانم لالِ" او از عجز در گفتار گفت

باغ را آتش زدم، باید بسوزم تا ابد
هیزم از شرمِ نمک‌نشناسی‌اش هر بار گفت

من سپر بودم که نامردی به بختم زد لگد
در، به خون آغشته، زیرِ چکمه‌ی کفار گفت

گِل شدم با اشک‌هایش، تا مبادا صورتش ...
باز خِشتم شعله خورد و سنگ شد ...، دیوار گفت

کاشکی سرنیزه‌ای بودم کنارِ ذوالفقار
تا سلاحِ قاتلانِ همسرش ...، مسمار گفت

مردِ خیبر دست بسته! کار دنیا را ببین
یک جُهود از روزگارِ حیدر کرار گفت

کاش می‌کوبیدم آن را روی تابوت خودم
یا که بی‌مسمار، در می‌ساختم ...، نجّار گفت

آن‌طرف همسایه‌ها گفتند کمتر گریه کن
مادر اما این طرف "اَلجار ثُمَّ الدّار" گفت


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


تنهاترین مظلوم تاریخم کنارم باش
تنها طرفدارم تو بودی آخر افتادی
این‌روزها مجروح جنگ غربتم برخیز
آه ای طبیب من چرا در بستر افتادی

قدری کنارم باش ای رنجیده از دنیا
کی من به دوری تو عادت می‌کنم زهرا
از بی‌ملاقاتی مشو غمگین خودم هر روز
جای همه از تو عیادت می‌کنم زهرا

تو شاه‌بانوی بهشتی پس بگو از من
کی قصری از فیروزه و یاقوت می‌خواهی
از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان
حالا که چیزی خواستی تابوت می‌خواهی؟

حس میکنم آرام جانم رفتنی هستی
دست تو را در دست خود هر بار می‌گیرم
دیروز اگر تو می‌گرفتی دست بر دیوار
حالا منم که دست بر دیوار می‌گیرم


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه



هزاران سال حتی بعد هم او را نمی‌فهمیم
به غیر از نام، از اِنسِیّةُالحورا نمی‌فهمیم

به غیر از "فا، الف، طا، میم، ها" از آیهٔ اسمش
از این نوری که لَیسَ فَوقِهِ نورا نمی‌فهمیم

زمان مخفی، مکان مخفی، مقامش همچنان مخفی
چرا این‌قدر این سرّ است مستورا؟ نمی‌فهمیم

درون خانه بود و عرش اعلا را رصد می‌کرد
نگاه نافذش تا آن فراسو را نمی‌فهمیم

کسی که از نمازش نور می‌تابید بر عالم
زدند آتش چرا کاشانهٔ او را؟ نمی‌فهمیم

چه صبری داشت حیدر، داغ روی داغ دید اما
نشد با ذوالفقارش مانع شورا! نمی‌فهمیم

هنوز آن خانه دارد در میان شعله می‌سوزد
گناه ماست ای مردم اگر بو را نمی‌فهمیم

اگر تنها برای زخم‌هایش روضه می‌گیریم
دلیل درد پهلو، زخم بازو را نمی‌فهمیم

اگر فرزند او در غیبت است امروز، یعنی ما
به قدر کافی از اسرار عاشورا نمی‌فهمیم

دلیل خلقت دنیاست زهرا، خوانده‌ایم این را
و‌لی تا روز محشر قدر بانو را نمی‌فهمیم


#علی_سلیمان

@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


گردون خمید تا که جوان علی خمید
آثار مرگ بر رخ زهرا شده پدید

زهراي من در آینه خود را نمی شناخت
حتّی ز چشم آینه هم اشک میچکید

کردم سلام و فاطمه با سر جواب داد
گفتم که زنده ماندن یارم بُوَد بعید

زهرا که می رسید به داد تمامِ خَلق
یک تن میان کوچه به دادش نمی رسید

طوري زدند قبله ي من ، رو به قبله شد
وقتی علی رسید ، نَفَس هم نمی کشید

طوري زدند فاطمه ي من کبود شد
از او کبودتر نه کسی دید نه شنید

در بینِ روز ، او به چه روزي فتاده بود
طوري زدند دیده ي زهرا دگر ندید

امن یجیب خواندن من ، بی نتیجه مانْد
یا رب مَکُن امید کسی را تو نا امید


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


مدینه بود و ستم بود و ظلم و آزارش
مدینه بود و غم و غصه های بسیارش

مدینه بود و بلا بود و درد بود و عزا
مدینه بود و سکوت و غروب غمبارش

مدینه بود و پر از تیرگی کُفر و نفاق
و غربتی که شده هر دلی گرفتارش

مدینه بود ولی از تمام مردم آن
کسی نکرد مراعات حال بیمارش

مدینه بود و چهل تن هجوم آوردند
به یک‌ نفر که نشد هیچکس طرفدارش

مدینه بود و در خانه ای پر از هیزم
دری‌ که سرخ شد از هرم شعله مسمارش

نمیشود به زبان هم بیاورم؛ چه کنم؟
مصیبتی که خدا هم شده عزادارش

دم غروب -در آن کوچه- آه از سیلی
که آب شد دل سنگی سخت دیوارش

میان کوچه چگونه؟چه شد؟ نمیگویم
تو خود حدیث مفصل بخوان ز آثارش


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


امشب شفا بگرفته بیمار مدینه
خاموش شد شمع شب تار مدینه

امشب کتاب عمر زهرا بسته گردد
بغض گلوگیر علی آهسته گردد

امشب به چشم کودکان غم حجله بسته
غمهای عالم بر دل مولا نشسته

امشب صدای گریه ی زهراست خاموش
زینب سیه پوشیده و زهرا کفن پوش

امشب خدا داند که بر مولا چه بگذشت
بر باغبان از غربت گلها چه بگذشت

امشب مدینه در سکوت غم فرو رفت
یک لاله ی پرپر ز باغ آرزو رفت


#محمد_نعیمی


@raziolhossein
19:42
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #رباعی

بیجا در اشک ارغوانی نشود
بیهوده قد سرو کمانی نشود

گر نقد جهان بپای زهرا ریزند
بالله دیه ی سیلی ثانی نشود

مرحوم #سیدمصطفی_آرنگ

@raziolhossein
19:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #عامیانه


بدون تو اصلا عزت ندارن
تو نباشی اینا قیمت ندارن
ناراحت نباش سلامت نمیدن
اینا هیچکدوم لیاقت ندارن

میگن از مریدای پیمبرن
ولی از کافرا خیلی بدترن
بشینی تو خونه خیلی بهتره
حالا که بوزینه ها رو منبرن

مهم اینه نگینِ منی علی
همیشه بهترینِ منی علی
بقیه هرچی میگن بزار بگن
امیرالمؤمنینِ منی علی

تو خودت لشکری یار میخوای چیکار
یه سپاه بی شمار میخوای چیکار
حتی شمشیرم نیازت نمیشه
منو داری ذوالفقار میخوای چیکار

خیلی با زخم زبون نیشت زدن
بیشتر از من تورو آتیشت زدن
میدونستن که حریفت نمیشن
آخرش ناموستو پیشت زدن

دیگه دنیا واسه من تموم شده
انگاری خوشی برام حروم شده
یه نفس کشیدن بدون درد
همینم این روزا آرزوم شده

دلیل چشم ترت شدم ببخش
خیلی کم همسفرت شدم ببخش
ساختن تابوت من آسون نبود
داغ روی جگرت شدم ببخش

کاش دلت رو کسی خالی نکنه
قد و بالاتو هلالی نکنه
قَسَمِت میدم که بعد رفتنم
کسی از حسن سؤالی نکنه


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
19:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


روز روشن دختر شمس الضحا را میزدند
لیلة‌القدر خدا را آشکارا میزدند

خانه زهرا سیه پوش رسول الله بود
خانه را سوزانده و صاحب عزا را میزدند

در زدن آداب دارد آن هم این در پس چرا
با لگد ، با پا در بیت الولا را میزدند

(زن زدن حتی زمان جاهلیت عار بود)
این مسلمان ها چرا خیرالنسا را میزدند

در میان قبر میلرزید پیغمبر تنش
بسکه بی رحمانه دخت مصطفی را میزدند

آن غلاف هرجا فرود آمد همانجا را شکست
کاش می‌دیدند اصلا که کجا را میزدند

دسته جمعی یک غریبی را زدن نامردی است
عده ای نامرد ناموس خدا را میزدند

این به نامردی زدنها کربلا تکرار شد
لشکری باهم غریب کربلا را میزدند

پیش چشم خواهران و دختران مضطرش
پیکر افتاده زیر دست و پا را میزدند

زجرکش کردند او را در میان قتلگاه
تا سرش میشد جدا آقای مارا میزدند

با سرِ نی تا دم مغرب پدر را میزدند
با تهِ نی بعد مغرب بچه ها را میزدند

آی مردم طفل سه ساله زدن دارد مگر
کاش ما بودیم در آن خیمه مارا میزدند


#عبدالحسین

@raziolhossein
😢 2
19:46
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #عامیانه


حیدر و هرکس داره بی نیازه
عالمیه عالم بی نیازی ...
نه ساله من چیزی ازت نخواستم
الان میخوام تابوتمو  بسازی


بهت نگفتم چرا رو گرفتم
به غیرتت بر نخوره عزیزم
از رو لباسم منو غسل بدی کاش
پیکرم از زخمه پره عزیزم ...


مرگم رو خواستم با دله شکسته
خدا هم این حاجتو زود بهم داد
النگوهامو به فقیرا دادم ...
غلاف یه دستبند کبود بهم داد


وصیتای فاطمه زیاد نیست
خبر دارم آخه دل تو خونه
تابوتمو یه کم هلال درست کن
کسی نبینه قامتم کمونه ....

از پر کاه سبکترم  می خواستم
به شونه هات فشار نیاره جسمم
ببخش اگه موقع غسلم علی
اشک چشاتو در میاره جسمم ...


دستای من بالا نمیاد امروز
مشکل دست منو حل کن علی
دلش برای بغلام تنگ نشده
دخترمو به جام بغل کن علی


بالا سر حسین شبا آب بزار
شونه ی موهای سرش با زینب ...
بوسه گرفتن از چشاش با توئه 
بوسه ی زیر حنجرش با زینب ....


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
😭 1
19:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه

پشت در تا جای یار من گرفت
شعله سر را بر سر دامن گرفت

میخ کارش وصل کردن بود حیف
میخ در یار مرا از من گرفت

@raziolhossein
19:47
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


یاسم ولی به چشم همه ارغوانی ام
سروم ولی به چشم همه قد کمانی ام

امروز قاتلم به ملاقاتم آمده
تا شهر را خبر کند از نیمه جانی ام

《 اسماء سال خورده مرا راه می برد》
پیری عزا گرفته به حال جوانی ام

هر چند با تمامی قدرت چهل نفر
من را زمین زدند ولی آسمانی ام

ای مرگ مثل اهل محل بی وفا نباش
چشمم به راه مانده بگیری نشانی ام

روی کبود و پهلو و بازوی غرق خون
اصلا نبود حق من و مهربانی ام

از بی کسی ،کسی نکشیده شبیه من
مجروح کینه های چهل پست جانی ام

این خانه حسرت همه اهل مدینه بود
چشم حسود کرده چه با زندگانی ام

آماده گشت پیرهن و دیدنی تر است
از این به بعد یاد حسین روضه خوانی ام


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:53
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


علی که بی گل رویش، جهان قوام نداشت
بدون پرتو او، روشنی دوام نداشت

اگر به حرمت این خانه‌زاد کعبه نبود
سحاب رحمت حق، بارش مدام نداشت

سوادِ چشم علی را، اگر نمی‌بوسید
به راستی حَجَرُالاَسوَد استلام نداشت

قسم به عشق و محبّت، پس از رسول خدا
وجود هیچ‌کس این‌قدر فیض عام نداشت

علی، مقیم حرم‌خانۀ صبوری بود
که داشت منزلت و دَعوِی مقام نداشت

اگرچه دست کریمش پناه مردم بود
و هیچ روز نشد شب، که بار عام نداشت

چشیده بود علی، طعم تنگدستی را
که غیر نان و نمک سفره‌اش طعام نداشت

اگرچه بود زره، بر تن علی بی‌پشت
اگرچه تیغۀ شمشیر او، نیام نداشت

به بردباری این بت‌شکن، مدینه گریست
که داشت قدرت و تصمیم انتقام نداشت

اگرچه باز نکردند لب به پاسخ او
علی، مضایقه از گفتن سلام نداشت

علی، عدالتِ مظلوم بود و تنها ماند
دریغ، امّت او شرم از آن امام نداشت

به باغ وحی جسارت نمود گلچینی
که از مروّت و مردی نشان و نام نداشت

شکست حرمت و گم شد قِداسَتِ حَرَمی
که قدر و قُرب کم از مسجدالحرام نداشت

شدند آتش و پروانه آشنا، روزی
که شمع سوخت ولی فرصت تمام نداشت

کسی وصیّت او را نخواند یا نشنید
که آفرین به بلندای آن پیام نداشت
::
تو آرزوی علی بودی ای گل یاسین!
دریغ و درد که این آرزو دوام نداشت

حضور فصل خزان را به چشم خود دیدی
که با تو فاصله بیش از سه چار گام نداشت

در آن فضای غم‌انگیز فضّه شاهد بود
که غنچه طاقت غوغا و ازدحام نداشت

چرا کنار تو، نشکفته پرپرش کردند
مگر شکوفۀ آن باغ احترام نداشت؟

«شفق» نشست به خون تا همیشه وقتی دید
«نماز نافله خواندی ولی قیام نداشت»


#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
1
19:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ابلیس حِقد و کینه را بیکار نگذاشت
بیت خدا را نیز بی آزار نگذاشت

گفتند زهرا پشت این در ایستاده
گفتند او را راحتش بگذار، نگذاشت

در شعله ور شد! غنچه اش را در خطر دید
میخواست برگردد ولی دیوار نگذاشت

سعی فراوان کرد حتی بین آتش
در را نگه دارد ولی مسمار نگذاشت

دیگر نشد پای علی برخیزد از جا
میخواست برخیزد، تن تبدار نگذاشت

شاید از آن پس مرتضی هر خانه ای ساخت
دیگر به روی درب آن مسمار نگذاشت


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
19:54
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای غریب بی کس و یاور خداحافظ علی
رفتنی شد فاطمه دیگر خداحافظ علی

کن حلالم زود دارم میروم از پیش تو
میشوی تنها و تنهاتر خداحافظ علی

ساقی کوثر بیا شبها کنار تربتم
جای الرحمن بخوان کوثر خداحافظ علی

خاطرات خوب این نه سال بد پایان رسید
با لگد شد بسته این دفتر خداحافظ علی

جای ماندن نیست این شهری که زن را میزنند
در میان کوچه و معبر خداحافظ علی

من که رفتم زود این در را عوض کن نشنوی
بوی زهرا را زمیخ در خداحافظ علی

از حسن از ماجرای کوچه ها چیزی نپرس
می شود حال دلش بدتر خداحافظ علی

یاد زینب داده ام اشک پدر را پاک کن
این تو و این مهربان دختر خداحافظ علی

ام کلثوم مرا هر شب بغل کن جای من
زود شد این طفل بی مادر خداحافظ علی

جای من هرشب گلوی نورعینم را ببوس
هست جای نیزه و خنجر خداحافظ علی

از تو چه پنهان که من دلتنگ روی محسنم
میروم او را کشم در بر خداحافظ علی

میروم با سینه مجروح شیرش میدهم
غنچه ام نشکفته شد پرپر خداحافظ علی

کاش این گهواره ای که قسمت محسن نشد
قسمت اصغر شود آخر خداحافظ علی

من ندادم شیر محسن را الهی که رباب
او نگردد مثل من دیگر خداحافظ علی

به حسین من بگو از قول من مخفی کند
از همه قبر علی اصغر خداحافظ علی

نیزه داران میرسند از راه و او را میبرند
مادرش گوید زپشت سر خداحافظ علی

من پیاده تو سوار نیزه هایی رحم کن
یک کمی آهسته تر مادر خداحافظ علی

یک کمی آهسته تر از نی می‌افتی آخرش
می کنی بیچاره ام آخر خداحافظ علی

وعده دیدار ما دروازه ساعات شام
سر بزن به مادرت باسر خداحافظ علی


#عبدالزینب_موسوی


@raziolhossein
6
19:54
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


مرغ اجل به دورسرمن پریده است
امشب هلال آرزوی من دمیده است

آقابیا و محتضرت راحلال کن
ازعمر فاطمه شب آخر رسیده است

ازجان بلای عشق تو برجان خریده‌ام
حالا اگر نحیفم و قَدَّم خمیده است

باهرچه داشت دشمن تو ریخت برسرم
اینگونه گل کسی به دو عالم نچیده است

وقت نفس کشیدن خود زَجر میکشم
این درد زخم سینه اَمانم بُریده است

هنگام غسل هرچه که دیدی صبورباش
زینب که دنده های شکسته ندیده است

دادم کفن به زینب ودیدم به چشم تر
ازغصه رنگ دخترم از رخ پریده است

سنگ صبور توست حسن بعدمن فقط
ازاو مپرس آنچه که در کوچه دیده است

هرشب حسین من،زعطش می پَرَد زخواب
مادر صدای العطش ازاو شنیده است



@raziolhossein
1
19:55
#امام_زمان_فاطمیه
#فاطمیه


امشب تمام کُون و مکان گریه می کند
گریه گنید امام زمان گریه می کند

امشب فقط ذکر لبش وای مادر است
دارد برای داغ جوان گریه می کند

زانو بغل گرفته غریبانه چون علی
مردی غریب مثل زنان گریه می کند

یک لحظه یاد کوچه یک لحظه یاد میخ
با اشک او زمین و زمان گریه می کند

با یاد آن نماز نشسته ،شکسته است
آقای ما اذان به اذان گریه می کند

اشکی نمانده...خون شده چشمان مضطرش
دارد ز داغ مادرشان گریه می کند

آن چادری که پشت در خانه سوخته
در سینه اش گرفته بر آن گریه می کند

گویا صدای اوست که پیچیده در فلک
دارد برای قد کمان گریه می کند......

این غم کجا برم که تو را مردها زدند.....
گریه کنید امام زمان گریه می کند

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
6
19:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سرنوشت آن گل پرپر نمی‌دانم چه شد
شرح این خون‌گریه را آخر نمی‌دانم چه شد

احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود
آن سفارش‌های پیغمبر نمی‌دانم چه شد

روزگاری مرغ عشقی این حوالی خانه داشت
آشیانش سوخت، بال و پر نمی‌دانم چه شد

چند نامرد آمدند و هیزمی آماده شد
«در» که کلاً سوخت، میخ در نمی‌دانم چه شد

بعد از آن سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید
حالت گلبرگ نیلوفر نمی‌دانم چه شد

شد فدک سیراب از سرچشمه‌ی پهلوی او
لاله‌های رسته بر بستر نمی‌دانم چه شد

دست‌های شوهرش زخمی شد از ردّ طناب
ریسمان بر گردن حیدر نمی‌دانم چه شد

هیچ کس قبر شریفش را نمی‌داند کجاست
آخرِ این قصه را دیگر نمی‌دانم چه شد


#عباس_احمدی


@raziolhossein
1
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


در بیت خلیل گلشنش را نزنید
امّید و پناه و مأمنش را نزنید

از من که گذشت ای مدینه اما
دیگر جلوی مرد زنش را نزنید

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


اگرچه وقت رفتن نیست ، مدینه جای ماندن نیست
کسی فکر من اصلاً نیست ، مدینه جای ماندن نیست

مدینه تا پیمبر بود ، با یک گل معطر بود
دگر آن گل به گلشن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

منی که دختر پیغمبرم در شهر پیغمبر
کسی بی‌کس‌تر ازمن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

کسی از آشنایان هم سراغم را نمیگیرد
توقع پس زدشمن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

چهل شب با علی رفتم از این خانه به آن خانه
یکی همدرد با من نیست ، مدینه جای ماندن نیست

برای گریه باید سر به صحراها گذارم من
مرا که پای رفتن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

چه شهری که یهودی امنیت دارد ولی زهرا
درون خانه ایمن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

مرا قنفذ زد و یک تن ، نگفت آخر مگر این زن
نبی را پاره تن نیست ، مدینه جای ماندن نیست

مرا پیش علی از عمد زد که جز غم ناموس
حریف خیبر افکن نیست ، مدینه جای ماندن نیست


#ز_محمدی

@raziolhossein
1