8 May 2024
ش
05:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح


اي حرم كبريا حريم تو در قم
چرخ نگفته است با مقيم درت قُم

زیر پی زائر تو خار نماید
نرم چو استبرق و لطیف چو قاقُم

شيعتِ جدّ تو چون سلام تو گويند
جدّ توشان گويد السّلامُ عليكم

قبّهٔ زرّينِ بارگاه تو هر روز
نور فشاند بدين فراشته طارُم

گر یک قندیلش از حریمِ تو بدْهند
گردون بدْهد بها ،تمامتِ انجُم

روی نشويد خَضِر به چشمهٔ حيوان
تا زد زی تربتِ تو بهر تيمّم

حوران از یکدگر شکَر برُبایند
چون تو کنی در بهشت عدن تبسّم

پيش تو مشغول بانوان بهشتی
معرفت كردگار را به تعلّم

چون تو به نُزهتگه بهشت خرامی
حوا جُستن نيارد از تو تقدم

شب تو ز بهر خداي گرْسِنه خفتي
خود را حوّا نگه نداشت ز گندم

يزدان از بهر چون تو پاک نژاده
بر سر آدم نهاد تاجِ تكرُّم

نخلهٔ مریم چو چوبِ خوابگه ات نیست
شاخهٔ طوبی کجا و شاخهٔ هیزم

راحمه بر دامن ولاي تو زد چنگ
كرد بر ايّوب ،كردگار ترحّم

عيسي در مهد، بهر پاكي مريم
كرد گر از قدرت خداي تكلّم

نیز تورا در نُبی ،ستود به پاکی
یزدان درآیتِ لِیُذهِبَ عنکُم

آنكه تو را چون بتولِ عَذرا داند
هست به ظلمات وهم جان و دلش گم

معني هر دو يكي است صورتشان دو
بادهٔ سوري چه در قِنینِه چه در خُم

عين بتولي تو و بتول تو را عين
واین مثلِ خمّ و باده، بهر تفهُّم

مانَد پرّ ملک به زیر پی خلق
بس که مَلَک راست بر درِ تو تراکُم

زائر از روضهٔ تو بازگراید
وَرداً فی جَیبِهِ وآساً فی الکُمّ

حرمتِ درگاهِ تو چنانکه درو نیست
سلطان را بر سرِ گدای تحکُّم

نام تو گر کس بر اودمد به درستی
چشمهٔ حیوان برآید از دم کژدم

چون سپرد راه بارگاه تو زائر
مرکب او بر پرِ فرشته نهد سُم

مرکب او سم نهد به پرّ فرشته
مشک فشاند به روی خورشید از دم

روزی کاعمال را دهند تشکّل
روزی کافعال را دهند تجسُّم

حبّ تو گردد بهشت وبغض تو دوزخ
هردو ز بهر عذاب و بهر تنعُّم

مأمون سازد به کام تنّین مأمن
چون تو زنی درخدای دستِ تظلّم

منقبت تو فزون بود ز تخيّل
مَحمدت تو برون بود ز توهّم

مدح سُرا بس بود تو را نسبِ تو
اي كه محمّد اب است و فاطمه ات اُم

مهر تو وآباي تو سفينهٔ نوح است
گيتي درياي پر ز جوش و تلاطُم

نامه سيه كرده از گنه به سوي تو
آمده ام با هزار گونه تندّم

گر تو نشويي به آب رحمت او را
شسته نگردد به آب دجله و قُلزم

سيصدخواهم قصیده گفت به مدحت
وين به مديحت مرا قصيدهٔ سيّم

طبع تو باشدسروش بلبل خوشگوی
منقبتِ اهل بیت را به ترنّم

#سروش_اصفهانی

@raziolhossein
05:11
#حضرت_معصومه_مدح


ای حرمت قبلگاهِ کهتر و مِهتر
وی کرمت چاره ساز مردمِ مضطر
.
در، دلِ افلاک عیان چو بَدرِ دُجایی
مکتبِ دین از تو یافت زینت و زیور
.
نورِ هُدایی ز نسلِ پاکِ مُحمّد
روح بتولی و هم سلیلۀ حیدر
.
اُختِ علیّ الرضا و زادۀ نجمه
فاطمه فرخنده دُختِ موسی جعفر
.
ماتِ صفاتت شده است قوّۀ عقلم
زان همه شأن تو ای مظهر داور
.
شمس و قمر را فروغ بخشد و باشد
خَلقِ جهان را شفیعه در صفِ محشر
.
آینه کاری نگر طاق و رواقش
نورِ خدا را شده است آینه مظهر
.
موسی عمران کجاست تا که ببیند
خاکِ درت را ز طور اَرفع و انور
.
مرکبِ او با کلیم هر دو بمقصد
این سوی حق می شتافت آن پی آذر
.
ای که تویی در جهان ز جمله خلایق
در نسب و فرّ و جاه اَفضل و برتر
.
دختر و هم خواهر و ائمۀ عُظما
بر سه وَلیّ خدا وَصیِّ پیمبر
.
نسبت تو با امام ثامن و ضامن
همچو حسین شهید باشد و خواهر
.
بابِ کرام تو هست موسی کاظم
آنکه بُوَد نجمه از برای تو مادر
.
دختر باب الحوائجی و برآرد
بر دَرِ کاخت خدای حاجت مضطر
.
جَدّ بزرگ تو هست احمد مختار
ختمِ رُسل، عقل کُل، پیمبر اطهر
.
مقصد و منظور ز آفرینش عالم
بر همه کائنات اشرف و سرور
.
جدّ دگر مرتضاست دستِ خداوند
روح محمّد رئوف و راعی و رهبر
.
مظهرِ نور و صفاتِ ذات الهی است
مجمع اضداد و هم عجائب و صفدر
.
جَدّۀ تو نور حُبِّ ایزد یکتاست
مظهر مهر و معین و ملجأ و مادر
.
در تو بُوَد آن سه نورِ واحد و غفار
نورِ رسول و بتول و ساقی کوثر
.
هم تو روانِ جهان و عالم جانی
بلکه دو گیتی است در وجود تو مُضمَر
.
فاطمه ات نام و همچو جَدّۀ کبری
از تو بگیرد فروغ زُهرۀ ازهر
.
گر چه تویی از نتاج و دودۀ حَوّا
نورِ تو بر فرق اوست جقه و افسر
.
اَفضل نسوانِ پاک در اُمم پیش
آسیه و مریم است و ساره و هاجر
.
جمله بدریایِ تابناکِ الهی
همچو صدف بوده اند و ذاتِ تو گوهر
.
ای که تویی شیر دُختِ مظهر لولاک
بی تو جهان را نبود زینت و زیور
.
گر که عفافت کشیده پرده به هستی
نقشۀ هستی نشد بدیده مُصَوّر
.
بر جَبلِ جودی از وقارِ تو دریافت
کشتی نوح نبی سکینه و لنگر
.
مدح و ثنای تو هست از عدد افزون
گرچه رثای تو هست بی حد و بی مر
.
داغِ تو جانسوزتر ز هرچه توان گفت
بر جگر شیعیان چو تافته اخگر
.
سوی خراسان شتافتی که ببینی
چهرِ وَلیّ خدا و نَیّرِ اکبر
.
روح امین در تمام راه بگسترد
زیرِ پیِ مرکبِ تو فرش ز شهپر
.
لیک میان تو با خدیو دو عالم
لشکر مأمون کشید سَدِّ سکندر
.
واقعۀ کربلا دوباره عیان کرد
پورِ رشید آن پلید و پست و مُزَوَر
.
مظهر حق را شهید کرد به غربت
تا که نبینی دگر تو روی برادر
.
نی بهمین کرد اکتفا که روا داشت
کُشتنِ سادات در تمامی کشور
.
روی جهان شد سیاه چون رخِ مأمون
زان همه ظلم عظیم غاصبِ مُنکَر
.
خواست خداوند تا وجودِ شریفت
وا رَهد از جَورِ آن بلای مُقَدر
.
بُرد تو را سوی خویش ایزد بیچون
نزد رسول و بتول و فاتح خیبر
.
در اثر داغِ این مصیبت عظما
تب شده با مهرِ تابناک مُخمَر
.

#مصطفی_قاضی_نظام

@raziolhossein
👍 1
05:11
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


تو را بانوی خورشید و زمین و ماه می گویند
شفیع روز رستاخیز خلق الله می گویند

به خورشید و زمین و ماه هر یک نسبتی دادند
غلام و سینه چاک و خادم درگاه می گویند

چه شب هایی که در گوش ضریحت زائران تا صبح
بماند آنچه را 《بینی وَ بین الله 》می گویند

مریض و بی کس و درمانده و دلخسته و دل خون
رعیت مشکلات خویش را با شاه می گویند

چنان قبل از تشرف میدهی حاجات را ، مردم
همیشه حرف های خویش را در راه می گویند

چه سرّی هست بین فاطمه با تو که زائرها
سلامِ روبروی صحن را با آه می گویند


#علی_کاوند

@raziolhossein
05:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1026×1026, 127.2 KB
کرامتت، همه را ياد او می‌اندازد
به تو چقدر می‌آيد، که خواهرش باشی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
05:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1136, 253.4 KB
در جوار تو چقدر احساس عزت میکنم
چهارده معصوم را یکجا زیارت میکنم

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
3
ش
17:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح



تو ای رواقِ منوّر ز پرتوِ اِشراق
که هست از تو ، فروغِ کرانه آفاق

تو ای نمای بهشتِ برین به صفحه خاک
که تافته است فروغت به جبهه نُه طاق

صفای آینه ات روشنای دیدهٔ مِهر
ز تابِ قُبّه ات افتاده مَه به چاهِ مَحاق

اِرَم به ظلّ امانت خَزَد ز شرمِ حضور
به پیشِ قدرِ تو دارد اگر خیال سیاق

ز آستانِ تو دور است کین و بخل و حسد
به سدّهٔ تو ملازم ، وفا و صدق و وِفاق

غم و ملال بَری از دلِ مقیمِ درت
تو را به خلد برین است گوئیا میثاق

نسیمِ کوی تو پیکِ صفای خسته دلان
زلال جوی تو بر آبِ زندگی مصداق

ملازمِ سرِ کوی تو هر چه صاف ضمیر
ز آستانِ تو مطرود هر که اهلِ شِقاق

ز خوان جود و نوالت بَرد به قصدِ شِفا
نصیبه ای به صد ابرام ، قاسمُ الاَرزاق

مطافِ خلقِ جهان است از آن حریمِ درت
که آرمیده به خاکت حبیبهٔ خلّاق

به نام ، فاطمه ، معصومه نعتِ آن بانو
کز اوست اهل ولا را عنایت و اشفاق

از اوست کعبهٔ آمالِ عاشقانِ ولا
دیارِ قم به عیان و نهان ، علی الاِطلاق

فروغِ دیدهٔ هفتم امام کون و مکان
سرورِ سینهٔ هشتم ، امیرِ عرش وثاق

طُفیلِ درگهِ او ، نفسِ عفّت و عصمت
امینِ بارگهش ، عدل و دین به استحقاق

اَلا حمیده خصالی که خود سَجیّهٔ توست
کرم به اهلِ نیاز و به عاجزان ارفاق

تو مریمی که کتابِ کمال و فضلِ تو را
به چرخِ چارُم ، عیساست کاتبِ اوراق

چگونه مدحِ تو گویم که طبعِ من به مَثَل
بُود چو قطره و قَدرت چو یم ، به استغراق

سحرگهان به هوای طوافِ کوی تو ، چرخ
نهد به توسن گیتی نورد خویش ، یراق

به قامتِ تو برازنده حِلّهٔ عفّت
به بارگاهِ تو بگشوده مکتبِ اخلاق

مُلازمِ تو حیا بالغُدوِّ و الآصال
مؤآنس تو وفا بالعَشیّ و الاِشراق

مَلک به خاکِ درت در سجود با اخلاص
فَلک به چاکریت از مجرّه بسته نِطاق

مقام و منزلتت آنچنان رفیع و مَنیع
که از حکایتِ آن عاجز است هر نطّاق

تو آن سلاله پاکی ز نسلِ مصطفوی
که هست دفترِ وصفِ تو را فلک وُرّاق

تو آن کریمه که محضِ کَرم گرَت خوانند
قسم به نفسِ کرامت که نیست خود اغراق

نسیم چون گذرد از حریمِ بارگهت
کنند اهلِ ولا عطرِ خلد ، استنشاق

تو ای مسافرِ سر منزلِ قبول ، افسوس
نشد نصیبِ تو جایی که بودیش مشتاق

جهان ملول شد آنگه که خاطرت آشفت
ز دردِ هجر برادر ز دستبردِ فراق

به یادِ باب و برادر کنی به خطّهٔ قم
گهی به طوس نظر منعطف گهی به عراق


#عابد_تبریزی

@raziolhossein
👍 1
9 May 2024
ش
04:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح



ای دل بشارتی دهمت ز آستان قم
وز خاک آستان ملک پاسبان قم
وز روضه و حریم جواهرنشان قم
وز آن شمیم دلکش عنبرفشان قم
ز آن مه که جلوه می کند از آسمان قم
ز آن گل که آبرو شده بر بوستان قم
ز آن حور نازپرور باغ جنان قم
ز آن طایر خجستهء خُلدْ آشیان قم
ز آن بارگه که روی جهانی به آن دراست

بنوشته اند خط شرف بر جبین قم
بالد به خویش خاک سعادتْ قرین قم
گنجی گرانبهاست دفین در زمین قم
پیداست قدر و قیمت قم از دفین قم
علم است و فیض و رحمت و معجز قرین قم
سرشار گشته لطف خدا ز آستین قم
فضل و هنر عجین شده با ماء و طین قم
بس پر بهاست حلقهء علم از نگین قم
شهری که علم را ز همه باب مصدر است

جائى كه روح و نزهت او آسمانى است
روح القدس مهندس و يزدانش بانى است
صبحش خروس عشق به گلدسته خوانى است
شامش حيات و زندگى جاودانى است
گر گويمش معاينه فردوس ثانى است
از طبع نارسا و ز كوته بيانى است
آن باغِ جان كه مايهء وجد و جوانى است
بِه از بهشتِ پُر نِعَمِ آنچنانى است
بى شبهه آستان قم از خُلد بهتر است

خاک قم از کجا به تقرب رسیده است؟
ایوانش از چه رو به فلک سر کشیده است؟
این قرب و منزلت ز جوار که دیده است؟
این جانِ جان که در دل قم آرمیده است
معصومه ای است این که حَقَش برگزیده است
مرضیه ای است این که ز نور آفریده است
محموده ای است اینکه صفاتش حمیده است
این مه که بدر ماه به پیشش خمیده است
بانوی دهر دختر موسی بن جعفر است

اغراق نيست خوانمش ار فوق آفتاب
زيرا كه با تجلى يزدان به هيچ باب
خورشيد و ماه نيست به يك ذره در حساب
اين نوعروس عفت و اين گوهر خوشاب
اين آسمان عصمت و اين نور مستطاب
نور الهى است بِلا شكّ و إرتياب
محبوب عالمند ورا جدّ و مام و باب
انوار خمسه را كه ستودند در كتاب
اين دُخت نازْپرور از آن باب و مادر است

شایستهء شرافت و بایستهء نسب
ممتاز در نسب شد و بی مثل در حسب
جدش محمد عربی سید عرب
بابش علی امام خلایق ولیّ رب
مامش بتول فاطمه مخصوص و منتجب
و آن جد و باب خلقت اشیاء را سبب
نام شریف فاطمه ، معصومه اش لقب
ز آن مرتبت مدار تو ای بی خبر عجب
گر خادمش فرشته و رضوانش چاکر است

نسل شه و سليل شه و دُخت و اُختِ شاه
بانوى عرش و زينت فرش و سپهرْ جاه
از نورش اكتساب كنند آفتاب و ماه
هر دردمند را حرمش ملجأو پناه
پيداست شأن و شوكت از آن صحن و بارگاه
اين روضه را مَلك به ادب مى كند نگاه
سرهاى سروران به درش هم چو خاكِ راه
اين نكته روشن است و در آن نيست اشتباه
كاينجا مقامِ بضعهء پاك پيمبر است

قبرش رياضِ جنتى از صدر تا به ساق
رضوان به شوق خادمى اش بر در وِثاق
مؤمن پى زيارت قبرش به اشتياق
مشتاق آستانه اش از مصر تا عراق
جان و دل است عاشق آن روضه و رواق
هركس مجاور است در آن صحن و بام و طاق
يك ذره نيست زندگى اش تلخ در مذاق
كافر به اذن حق شده بى شبهه در محاق
تا آن مناره مأذن الله اكبر است

ای نور چشم موسی جعفر ؛ مه صفا
آرام جان فاطمه ؛ فرزند مصطفی
منظور مصطفایی و محبوب مرتضی
مذکور در لسان حسن شاه مجتبی
ممدوح در بیان حسین شاه کربلا
زین العباد گفته تو را آن زمان دعا
بنموده اند باقر و صادق تو را ثنا
موسی بن جعفرت پدر ؛ ای خواهر رضا
معصومه ای که قبر تو معصوم پرور است

ما را به آستان مقدس برات کن
ما را سوی خدای حوالت نجات کن
ما را رها ز بند غم از شش جهات کن
آسان به ما ز پنجهء خود مشکلات کن
ما زائر توایم به ما التفات کن
محو از جریده های عمل سیئات کن
بی خوف و ترس در سکرات ممات کن
بر ما نظر در این دو سه روز حیات کن
و آن دم که شمس ، حاضر غوغای محشر است


#شمس_اصطهباناتى

@raziolhossein
👍 3 2
ش
20:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×473, 112.2 KB
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#رباعی #صلوات


بر نور دل امام هشتم صلوات
بر کعبه پوشیده سوم صلوات

این قبله دل جلوه گاه زهراست
بر فاطمه مدینه قم صلوات


@raziolhossein
1
10 May 2024
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها



زدم از خانه بیرون هر زمان با قلب پر دردم
نمی دانم چه شد اما از اینجا سر در آوردم

صدایت می‌کنم، تا اندکی باران شود سوزم
نگاهت می کنم، تا بشکند بغض دل سردم

‌شبیه کودکان گم شده در صحن، بی تابم
که یک عمر است بازی خورده ی دنیای نامردم

غبارم، کاش جارویم کند فراش ایوانت
دمی بر پادری های تو بنشیند مگر گردم

به هرکس رو زدم غیر از پشیمانی نشد عاید
اگر رفتم به جایی غیر درگاه تو بد کردم...


#سیده_ت_حسینی


@raziolhossein
2 👍 1
ش
04:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
04:21
#امام_زمان_مناجات
#دهه_کرامت


آدینه‌ها من با تو حال بهتری دارم
در آسمان عاشقی بال و پری دارم

سر می‌شود عُمرم میان جمع نوکرها
شکر خدا در بین این سرها، سَری دارم

والعصر، من بی تو اسیر رنج خُسرانم
آقا مگر جز تو پناه دیگری دارم؟!

نام تو می‌آید هوای شهر بارانی‌ست
یاد تو هستم من اگر چشم تری دارم

چشمان نرگس خیره مانده تا که برگردی
در دست‌های خسته یاس پرپری دارم

این هفته مشهد یا که قم رفتی، دعایم کن
با نرخ جان خود دعایت را خریدارم

این روزهای بی شما خیری نخواهد داشت
این جمعه‌ها بی تو غم ویرانگری دارم

سجاده‌ای داری که عطر کربلا دارد
هر کس تو را دارد، رضایت از رضا دارد


#اسماعیل_شبرنگ


@raziolhossein1
1
04:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 71.7 KB
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#تک_بیتی

خوش‌آن ‌مُردن،‌ که‌ بر ‌بالینِ‌ خویشم ‌بینم‌ و باشد!
اجل ‌در‌قبضِ‌ جان،‌ تن مضطرب ،‌ من‌ در تماشایت

#محتشم‌_کاشانی

@raziolhossein
1 👍 1
ش
07:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#حضرت_معصومه_ولادت #رباعی

بوی خوش صاحب الزمان می آید
صوت صلوات قدسیان می آید

میلاد سعید حضرت معصومه است
مهدی به مزار عمه جان می آید

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
ش
17:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


به دریا رسیدم پس از جستجوها
به دریای امیدها آرزوها

به دریای محضی که این خاک سوزان
گرفته از امواج او آبروها

سلام ای که لطف کریمانهٔ تو
کشانده دلم را به این سمت و سوها

سلام ای شده هر شب بارگاهت
به لطف نگاهت شب آرزوها

سلام ای که گفته پدر در مقامت:
فداها ابوها، فداها ابوها

هیاهوی اشک است و آه و تبسم
مرا غوطه‌ور کن در این های‌وهوها

به مدح تو گفتیم و گفتند اما
تو هستی فراتر از این گفتگوها

به شوق مدینه به اینجا رسیدم
به زهرا رسیدم پس از جستجوها


#سیدمحمدجواد_شرافت


@raziolhossein
👍 3 1
14 May 2024
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 28.3 KB
👍 1
01:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 68.4 KB
01:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 31.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 346.5 KB
#امام_رضا
#رباعی #صلوات


دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم، عتباتی دیگر

بر بانوی با کرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر

#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
01:29
#امام_رضا_مناجات


ای رأفت تو رأفت ذات خدا رضا
از پای تا به سر علی مرتضی رضا

نامت از آن رضاست که در عرصه ی حساب
حق نیست بی‌رضای تو از کس رضا، رضا

هر کس که بیشتر کرمش می‌رسد به خلق
او بیشتر برد به درت التجا رضا

عیسی صفای روح گرفته در این حرم
موسی ستاده بر در تو با عصا رضا

از روضه ی مقدس تو می وزد نسیم
تا باغ خلد، با نفس انبیا رضا

جوشد زبس اجابت از این آستان قدس
گم می‌شود کنار ضریحت دعا، رضا

آغوش خود گشوده برای خوش‌آمدش
از هر دری که سوی تو آید گدا، رضا

خود پیشتر ز خواندن اذن دخول من
بر من نگاه کردی و گفتی بیا رضا

در کوی تو ز بس که رئوفی تو، زائرت
داند ثواب، اگر چه بیارد خطا، رضا

من شرم می‌کنم که بیایم در این حرم
تو می‌زنی مرا ز کرامت صدا، رضا

آید به گوش دل ز طپش‌های سینه‌ام
دائم صدای زمزمه ی یا رضا رضا

در آستان قدس تو انگار می‌کنم
گردیده قسمتم سفر کربلا رضا

نشناختم، امام زمان زائر تو بود
کردم سلام و داد جواب مرا رضا

با آنکه شهریار همه عالمی، کسی
مثل تو نیست با فقرا آشنا رضا

یک بار اگر کند به خراسان زیارتت
بر بازدید زائرت آیی سه جا رضا

اول به خُلد فاطمه گوید جواب او
هر کس صدا زند ز ره صدق «یا رضا»

مولای من به جان جواد الائمه‌ات
دست مرا بگیر، برای خدا رضا

دست مرا گرفتی و سوگند می‌خورم
آقاتری از اینکه نمایی رها رضا

زوار چون به سوی حریمت سفر کنند
باید که جان دهند به گنبد نما رضا

هر کس به عمر خود شده مأنوس با کسی
«میثم» گرفتـه انس بـه مهـر شما، رضا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
15 May 2024
ش
03:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام
کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد ، به حرم
مست از آنیم که از باده به خم آمده ایم
ما سفارش شده ایم ، از ره قم آمده ایم

یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست
پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست
پیچش قافله ی ما که به سوی نور است
رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟
صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است
طرف پنجره فولاد هیاهو شده است
باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است
مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد
دست و پای فلجی باز شفا می گیرد

با شفا از تو ، چه زیبا شده بیمار شدن
به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن
کار من هست فقط گرمی بازار شدن
گر چه در باور من نیست خریدار شدن-
-یوسفم باش، بدون تو کجا برگردم؟
من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم

تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی
کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی
مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی
لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی
قول دادی به همه پس به خدا می آیی
هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی

#مجید_تال

@raziolhossein
3 👍 1
03:31
#امام_رضا_مدح


به اُمیدِ گوشه چشمت چقدر گدا نشسته
نه فقط گدا که حتی ، صف اغنیا نشسته

منِ بنده را ز خیل حشمت سوا مفرما
که به خوان لطف و جودت همه ماسوا نشسته

"اَنا مِن شروط" یعنی که ولای توست توحید
حرمت نشسته هر کس ، حرم خدا نشسته

"اَنا مِن شروط" یعنی که به گِرد کعبه حاجی
چو رضا نباشی از او ، ز خدا جدا نشسته

"اَنا مِن شروط" یعنی مرو راه دیگر ای دل
به خدا رسیده هر کس به ره رضا نشسته

تو ز هیچکس نپرسی : "ز کجایی و که هستی؟"
که غریبه هم ز لطفِ تو چو آشنا نشسته

نه فقط که رو سپیدان به نماز ایستاده
به نیاز ، روسیاهان همه با حیا نشسته

همگی به دام لطف تو اسیر گشته اینجا
که کمند لطف و جودت به کمینِ ما نشسته

به جز از تو که نشستی سر سفره با گدایان
به خدا نبوده شاهی بغل گدا نشسته

چو نگین پادشاهی که نشسته بر رکابش
به دلم محبّتِ تو چقَدَر به جا نشسته

شده "فابک للحُسین" تو دلیل گریه هایم
که همیشه در دل تو غم کربلا نشسته

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
03:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 179.9 KB
ششم ذی القعده
سالروز بزرگداشت احمد بن موسی الکاظم (ع)
برادر حضرت امام رضا(ع)

#شاه‌چراغ

ایینه ی روشن رضاشاه چراغ
شیراز گرفته نور ,با شاه چراغ

سوگندبه جان خواهرت معصومه
دست من دامان تو یاشاه چراغ


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
2
ش
04:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
510×624, 53.5 KB
#شاه‌چراغ
#رباعی

از رویِ کفن خاکِ بلا را بتکان
یک حمد بخوان و ترس ِ دل را بنِشان

یا شاهچراغ در شبِ اول قبر
با دست خودت نور به قبرم برسان!

#م_عاطفی

@raziolhossein
3 👍 2 😢 1
16 May 2024
ش
18:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
17 May 2024
ش
03:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
18 May 2024
ش
21:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#رباعی

من زائرم دلم به عشقت بنداست
زائربه نگاه لطف تو خرسنداست

درفصل شکفتن تو شادم آری
عید آمده و روی هرلبی لبخند است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
21:26
#امام_رضا_ولادت
#امام_رضا_مدح
#دهه_کرامت


درد و درمان ما امام رضاست
راحت جان ما امام رضاست

ما غلامان حضرتش هستیم
شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم
عشق و ایمان ما امام رضاست

جان نوکر چه قابلی دارد
جان و جانان ما امام رضاست

آیه آیه کلام او نور است
تلو قرآن ما امام رضاست

جان ایران ماست معصومه
قلب ایران ما امام رضاست

قول داده به داد ما برسد
مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد
وقت مردن به داد ما برسد


بندگی بی بلا نمی چسبد
عاشقی بی خدا نمی چسبد

نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز
نیمه شب بی بکا نمی چسبد

به همان مهربانی اش، به خدا
زندگی بی رضا نمی چسبد

این شلوغی خودش صفا دارد
حرمش بی گدا نمی چسبد

یاد داده خودش به ابن شبیب
گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را
با رضا تا خدا رسیدن را


تو کریمِ کریم ها هستی
شاه ما از قدیم ها هستی

نه به فکر کبوتران تنها
یاد این یا کریم ها هستی

تو امام الرئوف دنیایی
تو امام رحیم ها هستی

راه دادی به راه گم کرده
تو به فکر رجیم ها هستی

ما یتیمان آل طاهائیم
تو که یار یتیم ها هستی

دست ما را بگیر آقا جان
تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه
بارها داده ای تو بر ما راه


در جوار شما چه غم داریم
دین و دنیا کنار هم داریم

ما کنار تو دلخوشیم آقا
با تو ای مهربان چه کم داریم؟

لذتی از بهشت بالاتر
حس و حالی که در حرم داریم

سر این سفره میهمان توایم
بابی از برکت و کرم داریم

سمت باب الجواد می آییم
قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما
ای امامم، سرم فدای شما


می رسد دائما عطا از تو
ابتلا از من و دوا از تو

شب میلاد در حرم دیدیم
دم به دم می رسد شفا از تو

یک سلام از حریم قم با من
سفر مشهد الرضا از تو

هر چه برکت رسیده بر دل ما
یا که از قم رسیده یا از تو

و دو رکعت نماز بالا سر
از من و، رحمت و رضا از تو

ای کرامت نمی ز بارانت
می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی
عیدی ام را تو کربلا بدهی

#وحید_محمدی


@raziolhossein
1 👍 1
21:26
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×701, 120.4 KB
#امام_رضا

گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم

من آمده بودم به ولايت برسم
گفتي "انا من شروطها" گفتم چشم


#مرتضی_آخرتی

@raziolhossein
1
19 May 2024
ش
02:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت



بی جام و باده مست پیر راهم امشب
میخانه را وا کن سبو میخواهم امشب

پای برهنه آمدم از طور موسی 
کوه گناهم ریخت، وزن کاهم امشب

خورشید، محو گنبد شمس الشموس است
از مشهدش تابیده نور ماهم امشب

هم سفرهء موسی بن جعفر پهن کردم
هم سائل مهمانسرای شاهم امشب

از قبل خلقت، طبع من طبع گدا بود
ذکرم از اول یاعلی موسی الرضا بود

سائل نشسته بار، پشت در بچیند
تقدیر او را ساقی کوثر بچیند

امشب رسیده فاطمه تا با عروسش
از نور طوبی میوهء نوبر بچیند

گرچه تصدق می کنند این خانواده
قسمت شده این سفره را مادر بچیند

رو کن دو دست خالی ات را پیش سلطان
تا بین آن ها کیسه های زر بچیند

حتی اگر قلبت ز مردم خسته باشد
باور نکن باب الجوادش بسته باشد

اینجا برای قطره اقیانوس دارند
خُدّام، دست خود پر طاووس دارند

افلاکیان با چلچراغ صحن هایش
در جادهء هفت آسمان فانوس دارند

بردار دردت را ببر دارالشفایش
بیمارهایش نوبت پابوس دارند

زائر خیالت جمع! حتی بین مکه
حجاج کعبه میل شاه طوس دارند

دور ضریحش مست جام لاتخف باش
نزدیک ایوان طلا یاد نجف باش

از چاهِ چشمم گریه را بیرون کشیدند
از یارضا یاربنّا بیرون کشیدند

بعد دو رکعت روضه بالای سر او
روح مرا از زیر پا بیرون کشیدند

یک شب که خضر اینجا قدم میزد خودش دید
از خاک نعلینش طلا بیرون کشیدند

از پنجره فولاد او دلبسته هایش
هر اربعین کرببلا بیرون کشیدند

مُرده است هرکس بر رضا تردید دارد
حصن ولایش قلعهء توحید دارد

لب تشنه ها را تشنهء دریا شدن کن
پربسته ها را بیقرار پر زدن کن

حالا که سهمت دوری از اهل و عیال است
یادی هم از آن کشتهء دور از وطن کن

وقتی جوادت می رسد بالاسر تو
در وقت تدفین، یاد شاه بی کفن کن

گل ها که می ریزند بر جسم تو یادِ
ده اسب که رفتند بر روی بدن کن

این روضهء سربسته را اینجا نگهدار
رزق محرم را برای ما نگهدار


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
02:15
#امام_رضا_مناجات
#عامیانه


سلام گرم عاشقونه ی من
روونه شد به سوی مشهد تو
باز دل تنگم شبیه کبوتر
نشسته روبروی گنبد تو

همیشه وقتی که دلم میگیره
لباس تنهاییامو میپوشم
میام حرم تا بار غصه هامو
کبوترا بردارن از رو دوشم

خدای مهربونیا نگام کن
باز تو دلم درد نهفته دارم
هر موقع که میام زیارت تو
یه دنیا حرفای نگفته دارم

رضا شدی واسه رضایت ما
پیش تو نا امیدی خیلی زشته
صحن و سرات معدن آرامشه
حرم نگو یه تیکه از بهشته

آبی که از سقاخونه مینوشم
کام منو پر از عسل میکنه
وقتی کنار تو نماز میخونم
خدا خودش منو بغل میکنه

هر کی یه گوشه خیره به گنبده
چشمای گریونش پر از خواهشه
بدون اینکه به زبون بیاره
ازش خبر داری، می دونی چشه

بزرگترین حاجت قلبم تویی
هرچی به جز تو واسه من حقیره
الهی که روا نشه هیچ موقع
حاجتی که تو رو ازم میگیره

حرف دل سائلت و میدونی
پس دیگه هرچی بگه حرّافیه
هیچی ندادیم ندادی ولی
فقط یه کربلا بدی کافیه

#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
👍 2
02:16
#امام_رضا_مناجات


نخل زردم جوانه می خواهم
کفترم آب و دانه می خواهم
بر فراز مناره های حرم
گوشه ای باز لانه می خواهم
روی پرهای من بزن مُهری
بی نشانم نشانه می خواهم
کفتر خانگی این حرمم
دانه از اهل خانه می خواهم
در کنار رواق دار الزُّهد
منزلی جاودانه می خواهم
خانه جز این حرم نمی خواهم
پَرِ پرواز هم نمی خواهم

آستان بوس خود خطابم کن
بد حسابم ولی حسابم کن
برکه ی خشکم و گل آلودم
کوثر معرفت ، گلابم کن
قَسَمت می دهم به جان جواد
بعد اگر خواستی جوابم کن
کرمت گر اجازه داد آقا
پیش چشم همه خرابم کن
من شبیه دعای بی روحم
روح ادعیّه ، مستجابم کن
ای خداوند عشق ،  اى احساس
نظری کن به خاطر عباس

مهربانی که روح احسانی
درد من را تو خوب می دانی
حقّ همسایه جا نیاوردم
نیست این شیوه ی مسلمانی
ولی ای با وفا پناهم ده
هرچه باشد تو از بزرگانی
لحظه ای که جنازه ام آمد
وایِ من گر که رویگردانی
وای آقا چه قدر می آید
به تو لفظ شریف سلطانی
گفته ام هر کنار در هر سو
ضامنم هست ضامن آهو


#علی_زمانیان

@raziolhossein
3
ش
08:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام


غمگین رسید و بعد کمی گریه شاد شد
ای خوش به حال زائرتان خانه‌زاد شد

خوشبخت آن‌کسی‌ست که در ذهن زائران
ناگاه پیش پنجره فولاد یاد شد ....

هرخادمی وظیفه‌ای از خالقش گرفت
جارو کشیدنِ حرمت سهم باد شد

خورشید زد به گنبد زردت از آن به بعد
بازار زر گران خراسان کساد شد

ارث تو جود بود و به دست پسر رسید
اینگونه شد که نام محمد، جواد شد ...

حرف از نیاز شد به شما رو زدیم ما
کم خواستیم لطف کریمان زیاد شد


#علی_سمرقندی

@raziolhossein
7 👍 3
ش
18:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_ولادت
#رباعی #صلوات


تبریک كه آمده بهار برکات
بارد زبهشت بر زمین برگ برات

میلاد گل است ، گل برایش ببرید
چه دسته گلی قشنگ تر از صلوات

......

عید آمده عید برکات و حسنات
دلها شده غرق شادی و شور و نشاط

میلاد رضاست از سویدای دلت
تبریک به معصومه بگو با صلوات


#عبدالزینب_موسوی


@raziolhossein
3 👍 1
ش
23:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
654×1280, 181.9 KB
یاامام‌رضا

مولا! خوش آن کسی که غلام حریم توست!
وآن کس که روزوشب به سلام حریم توست!
این کعبه‌ی دل است و به نام حریم توست
《آن پرچمی که بر سر بام حریم توست
راه بهشت را به محبّان نشان دهد》
بر عاشقان کوی تو خطّ امان دهد


✔یک بند از مربع‌ترکیبِ مرحوم #سیدرضا_مؤید که کم‌تر دیده شده با تضمین بیت معروفی از #حسان👆


🌹بعلیّ بن موسی عجّل لولیّک الفرج🌹


@raziolhossein
2 👍 1
23 May 2024
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
19:49
#امام_حسین_مناجات


باید این دل به تو و عشق تو مجذوب شود
تا به درگاه خدا سائلِ محبوب شود

عاصی ام! میشود آیا که نگاهی کنی و
عملِ ناقص من کامل و مطلوب شود

پیش چشمان تو عیب است گناه و نگذار-
بیش از این قلبِ منِ غمزده معیوب شود

پنج تن پیش خدا گرچه عزیزند ولی
دل مقرّر شده با اسم تو آشوب شود

تا که منبر شود و روضه بخوانند بر آن
دوست دارد که طلا از غم تو چوب شود

سند غربتِ تو رفت به دستت بالا
دشمنت کاش همین ثانیه مغلوب شود

میشود تشنگی اش رفع، اگر با کمی آب
لبِ شش ماهه کمی تازه و مرطوب شود

پرپرَش کرد عجب حرمله با تیرِ سه پر
تا برایش سندِ جایزه محسوب شود

داغ دیدی و سرت رفت و فقط پیکر ماند
نعل آورده و گفتند لگدکوب شود

اشک میریزم و ارباب نگو گریه نکن...
حاضرم کور شوم زخم تنت خوب شود!


#م_عاطفی

@raziolhossein
24 May 2024
ش
04:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1 👍 1
26 May 2024
ش
06:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

ای فدای تو زندگانی ها
ایه ی ختم مهربانی ها

در حضور تو هیچ حرفی نیست
دیگر از رنج و ناتوانی ها

بوسه بر سنگ فرش صحن شما
هست معراج اسمانی ها

جای پایت هنوز مشهور است
به قدمگاه کهکشانی ها

یا امام الرئوف طی شده است
پای عشق شما جوانی ها

اسم تو ابروی هر شعر است
نه صدای کریم خوانی ها

دل کبوتر نمی شود بی تو
روزها سر نمی شود بی تو


پرچمت سایه بان ایران است
گنبدت اسمان ایران است

صوت نقاره خانه ی حرمت
جلوه ای از اذان ایران است

سر تعظیم بر ولایت تو
عزت مردمان ایران است

اثر رد پات بر این خاک
سرخی زعفران ایران است

السلام علیک یا سلطان
دائمأ بر زبان ایران است

پاره پیکر رسول الله
حرمت روح و جان ایران است

قلم یک دله به من دادی
این غزل را سله به من دادی


ماه ذی القعده ماه رحمت توست
عالمی زیر دین رأفت توست

هر زمان امدم حرم گفتم
این زیارت فقط به دعوت توست

روز و شب جبرئیل و خیل ملک
منتظر در صف زیارت توست

محور اعتقاد مردم ما
بر مدار تو و ولایت توست

نان و ابی اگر به جا داریم
همه از سفره کرامت توست

جامعه خواندم و به من فرمود
که رضای خدا رضایت توست

امدم در پناه چشمانت
مستمند و فقیر احسانت


با تو مشهد چه بی نظیر شده
غرق در نور و دلپذیر شده

شب جمعه حرم دعای کمیل
توبه ام ذکر یا مجیر شده

یا سریع الرضا به حق رضا
در دعا خوب دست گیر شده

ای که از مهربانیت حتی
دشمنت خوار و سر به زیر شده

ای که با یک اشاره چشمت
عکس در پرده مثل شیر شده

بی خیال از نیاز دنیایم
چون دلم پیش تو فقیر شده

چند وقتی نمی پرم اقا
سفر کربلام دیر شده

خواستم شعر کربلا نرود
دیدم اما رضا رضا نشود


گفتی یابن الشبیب گریه کنید
بر حسین غریب گریه کنید

بر حسین و غریبی اش باید
صبح و شب بی شکیب گریه کنید

اب خوردید یاد لبهایش
هر کجا بود عجیب گریه کنید

گفتی یابن الشبیب تنها بود
پس بر ان بی حبیب گریه کنید

تا به صورت به روی خاک افتاد
شده خدالتریب گریه کنید

ناگهان روی سینه سنگین شد
حنجر و عطر سیب گریه کنید

اخرین لحظه های گودالش
یاد شیب الخضیب گریه کنید

جد ما را به نیزه ها بردند
پیکرش را جدا جدا بردند

#حسن_کردی

@raziolhossein
1 👍 1
06:39
#امام_رضا_مناجات

ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان
معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان

هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی
رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان

تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است
مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان

چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو
که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان

روضه‌های سحر کوی تو دارد چه صفایی
صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان

قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت
کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان

پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است
چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان

تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی
گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان

بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت
بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان

زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم
شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان

#قاسم_نعمتی
.

@raziolhossein
1
06:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 258.3 KB
#امام_رضا_علیه_السلام
#تک_بیتی_رضوی

خورشید پا به خشت حریم تو چون نهد؟
ننهاده است بر سر مصحف کسی کتاب

#صائب_تبریزی


@raziolhossein
4 👍 1
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


آره تنهايى رو خيلى دوست دارم
مخصوصا وقتى تو مونسم باشى
اون روزى كه هيچكى نيست دور و برم
تو رو جون مادرت قسم، باشى

اگه قسمتم نشه حرم بيام
يه سلام عرض مى كنم از دور آقا
لحظه هاى آخرم منتظرم
مثل سلمانىِ نيشابور آقا

من با هيچى مثل رفت و آمد از
صحن سقاخونه حظ نمى كنم
يه دقيقه موندن تو حرم و
باهمه دنيا عوض نمى كنم

حرمت اينقده جاى خوب داره
كه يه گوشه ى مشخص ندارم
وقتى فكر و ذكر من امام رضاست
ديگه فرصت واسه هيچكس ندارم

همه لحظه هايى كه از عمر من
توى اين حرم گذشتُ دوست دارم
كفشامم فهميدن از بس اومدم
خيلى كفشدارى هشتُ دوست دارم

#علی_زمانیان

@raziolhossein
👍 1
18:55
#امام_رضا_مدح


طوس از نفس تو باغ رضوان شد
هر جا که قدم زدی گل افشان شد

از صبح ازل به شوق دیدارت
خورشید ، مسافر خراسان شد

منظومه ی شمسی آستین افشاند
خاک قدمت ستاره باران شد

تا بوسه زند به پای هر زاير
در صحن تو جبرییل دربان شد

صحن تو به عرش می زند پهلو
ایوان طلات مشرق جان شد

جاروکش آستان قدس تو
تاج سر اهل علم و عرفان شد

هرگز نشنیده ام کسی جز تو
در غربت ، ضامن غریبان شد

آرام گرفت در کنار تو
چون زلف تو هر دلی پریشان شد

از «سلسلة الذهب» دلم فهمید
عشق به تو از شروط ایمان شد

سلمانی پیر شهر نیشابور
هر خواسته داشت از شما آن شد

دستی که دخیل برضریحت بست
هر درد که داشت زود درمان شد

یا حضرت ثامن الحجج ، مولا
ایران ز تو بود اگر که ایران شد

مهمانی و میزبان نواز آری
با لطف تو رزق ما فراوان شد

در خاطره اش همیشه می ماند
هر کس که به سفره ی تو مهمان شد

هر زخم به مرهم تو شد ترمیم
هر سخت به دست مهرت آسان شد

هرگاه به کشورم شکست افتاد
با لطف تا کارها به سامان شد

در باغ تو زاغ با امید آمد
با یک نفست هزار دستان شد

خوشبخت کسی که در تمام عمر
بر عشق تو پایبست پیمان شد

آقایی او «کمیل» ، تضمین است
هر کس که گدای کوی سلطان شد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
18:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×749, 161.0 KB
#امام_رضا_مناجات

ما عاشق سر گشته ی ایوانِ طلاییم
ما نوکر دربارِ غریبَ الغُرباییم
تا صبحِ قیامت اَ گَرَم زنده بمانیم
درمانده و مسکین معین الضعفاییم

#رضا_ترابی_گلیده

.
18:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1021×655, 184.8 KB
#امام_رضا_مناجات

بر سینه ز مهر تو نشانی دارم
از خشم خدای خود امانی دارم
دیگر نهراسم از جهنم زیرا
هم چون تو امام مهربانی دارم

#عبدالزهرا

.
5
27 May 2024
ش
11:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#رباعی

سوگند به انکه این کرامت دادت
ما را نبری امام رضا از یادت
تا اینکه گره ز کار او باز کنی
دل خورده گره به پنجره پولادت

در خیمه ی آه و زمزمه گریه کنیم
در هیأت عاشقان همه گریه کنیم
از «یابن شبیب» گفتنت فهمیدیم
باید به حسین فاطمه گریه کنیم

ای کاش که قسمتم مکرر می شد
با آینه اشک من برابر می شد
در کنج رواق صحن گوهر شادت
یک شب دل خسته ام کبوتر میشد

ذکر تو به هر بهانه می گیرد دل
در صحن تو آشیانه می گیرد دل
از سفره ی اشک زایران تو , رضا
سهمیه ی آب و دانه میگیرد دل

آورد نسیم صبح تا بوی رضا
پر زد دل بیقرار من سوی رضا
یارب به کرامت تو سوگند ، ببخش
آهوی٭ «کمیل» را به آهوی رضا

٭ آهو : عیب ، نقص


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
11:50
#امام_رضا_مناجات


ای ضامن غریبان یاثامن الائمه
پناه بی پناهان یاثامن الائمه

چشم امید سویت گرد وغبار کویت
دوای دردمندان یاثامن الائمه

گیرم که خوب یا بد هر کس که بر تو رو زد
نمیشود پشیمان یاثامن الائمه

من قطره ام تو دریا من بنده ام تو مولا
من مور و تو سلیمان یاثامن الائمه

ماو هدایت تو باشد ولایت تو
شرط قبول ایمان یاثامن الائمه

ای مشهد الرضایت ایوان باصفایت
خوشتر ز باغ رضوان یاثامن الائمه

ای قبله گاه ایمان قبر تو در خراسان
شد کعبه فقیران یاثامن الائمه

من زارک کمن زارالله فوق عرشه
کوی تو عرش رحمان یاثامن الائمه

یکبار اگر مزارت هر کس کند زیارت
سه جاست بر تو مهمان یاثامن الائمه

با زائرت رفیقی با سائل همنشینی
سلطان ندیدم اینسان یاثامن الائمه

خیلی گناه کردم نامه سیاه کردم
جرم مرا بپوشان یاثامن الائمه

خورده گره به کارم جز تو کسی ندارم
امید ناامیدان یاثامن الائمه

دیدی که روسیاهم دادی دوباره راهم
کردی کرم فراوان یاثامن الائمه

الحق اباالجوادی لب وا نکرده دادی
حاجات مستمندان یاثامن الائمه

از بسکه مهربانی همیشه ازدحام است
دور تو از گدایان یاثامن الائمه

عالم به خود ندیده شاهی کند ضمانت
بر آهوی بیابان یاثامن الائمه

من روی رافت تو خیلی حساب کردم
ای پادشاه خوبان یاثامن الائمه

آقا به جان زهرا این سائل درت را
نومید برنگردان یاثامن الائمه

فقیر بی نوایم محتاج کربلایم
از مرحمت کن احسان یاثامن الائمه

به گریه جوادت در موقع وداعت
لطفی به این پریشان یاثامن الائمه

دردا که زهر مامون زد بر دلت شراره
رسید بر لبت جان یاثامن الائمه

بر خاک حجره خود لب تشنه سر نهادی
می گفتی ای حسین جان یاثامن الائمه

به جای خواهر تو کردند نوحه خوانی
بر تو زنان نوغان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اماجنازه ات را
کردند لاله باران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما پس از شهادت
نشد تن تو عریان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما نشد تن تو
پامال سم اسبان یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما سرت نیفتاد
به دست نیزه داران یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما تنت کفن شد
با آیه های قرآن یاثامن الائمه

خیلی غریب بودی اما ندید خواهر
جسم تو در بیابان یاثامن الائمه

تویی غریب اما غریب تر حسین است
آن سید شهیدان یاثامن الائمه

#عبدالحسین

@raziolhossein
11:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
653×625, 163.0 KB
#السلام‌علیک‌یاعلی‌ابن‌موسی‌الرضا

بیمارم و پای تا به سر دردم من
از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی
از مقصد خویش بر نمی گردم من


#سیدرضا_موید
6 👍 1
30 May 2024
ش
08:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص


زیر ایوانِ طلا چشم ترم مخصوص ِ توست
جَلد خود کردی مرا! بال و‌ پرم مخصوص ِ توست

ضامن آهو شدی! پشتم به عشقت گرم شد
آبروداریِ روزِ محشرم مخصوص توست

رو زدم بر غیر و تا درها به رویم بسته شد
زائرم کردی و گفتی: این حرم مخصوص توست

رد نکردی از درِ باب ٱلجوادِ خود مرا
آمدم آقا! امیدِ آخرم مخصوص توست

مشهدت حجّ فقیران است و اطرافِ ضریح
هر چه می بینم تویی! دور و برم مخصوص توست

چشم هایش قطره قطره اشک، بعد از هر نماز...
دست بر سینه سلام ِ مادرم مخصوص توست

لااقل ایکاش امشب زائرت بودم! ولی-
نیستم...امّا حسابم کن! کرم مخصوص توست!

#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 1
08:43
#امام_رضا_مناجات


گله ای نیست اگر غصه ی بی‌ حد داریم
خلوتی هست که در گوشه ی مشهد داریم

ما نرفتیم هنوز از حرمش دلتنگیم
چشم امّید به دیدارِ مجدد داریم

گفته سر میزند آنگونه که از سلمانی
این قراریست که با صاحب مرقد داریم

ما گنهکارترین ها وسط صحن رضا
آنچه در خلد برین خلق ندارد داریم

روضه میخوانم از آن شاه که در اندوهش
دیده ای در طلب اشک مقید داریم

ای اباصلت! عبا را نکشد کاش به سر
از عبا ما چه قدر خاطره ی بد داریم

شاه بر شانه ی خم، پیکر خود را میبرد
با عبا داشت علی اکبر خود را میبرد


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2
18:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 202.3 KB
#شب_جمعه

رسم است در دنیا کنار قبر مادر
آید پسر باچشم تر شب های‌جمعه

اما ببین با پهلوی بشکسته زهرا
آید سر قبر پسر شب های جمعه

.
ش
20:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_علیه_السلام
#زیارت_مخصوص
#استقبال_محرم

آمدم مرهم زخم جگرم را ببرم
باز از دست تو امضای حرم را ببرم

بی طمع نیست سلام فقرا بر شاهان
آمدم رزق محرم صفرم را ببرم

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2
20:16
#امام_رضا_مناجات
#زیارت_مخصوص
#دوبیتی

هر چنـد آلوده به عصـیان و حقیـرم
من دوست دارم در غمِ جَدّت بمیرم

ای روضـه خـوان کربلا من آمـدم تا
از دسـت تو رزق محــرم را بگیــرم

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
2 😍 1
20:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
927×1280, 329.1 KB
#امام_رضا

حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست
گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

#علی_اکبر_لطفیان


@raziolhossein
5
31 May 2024
ش
08:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
3
ش
18:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

مانده ام مثل کجا می شده ایران بی تو
یا چه ویران کده ای بود خراسان بی تو

مردم ما به کسی غیر تو حاجت نبرند
نزد این طایفه هیچ اند کریمان بی تو

در حرم لذت مهمان شدنت را دیدیم
چه غریب است رضا، معنی احسان بی تو

حرف دیروزم و امروزم و فردای من است
کاش هرگز نرسد عمر به پایان بی تو

ما رضا جان، همه از نام تو جان می گیریم
مُردگانیم همه حضرت سلطان بی تو

رعیت راضیِ از نوکری سلطانیم
حرفی از خویش ندارند غلامان بی تو

آمدی و حرمت جان به مسلمانی داد
شیعه کی می شده این قوم به قرآن بی تو؟

به خداوند و رسولش قسم ای قبله ی عشق
هیچ کس پیش خدا نیست مسلمان بی تو

باغ فردوس به چشمان حرم دیده ی ما
هست چون پنجره ای رو به بیابان بی تو

مثل سلمانی عاشق به تو ایمان دارم
نگذرد برزخم ای کاش که یک آن بی تو


#حسن_کردی

@raziolhossein
18:53
#امام_رضا_مناجات



با اینهمه رسوایی و روی سیاهم
در که زدم دیدم رضا داده پناهم

گفتم نمی بخشد مرا، دیدم که بخشید
گرچه نباید می گذشت از اشتباهم

دستی که خالی میشود خیلی می ارزد
هرچند محتاجم ولی محتاج شاهم

من سائلی را پیش سلطان دوست دارم
چیزی نمی گیرم ز مردم ... در رفاهم

شغل شریفم تا همیشه تکیه داری است
کُنج حرم بوده از اول تکیه گاهم

رفتم امین الله خواندم روبرویش
شرمندگی های مرا خواند از نگاهم

با خوردن چای حرم در صبح زودش ...
مستانگی اربعینم شد فراهم

قربان آن آقا که الطاف جوادش
نگذاشت از درگاه او چیزی بخواهم

در بوسه بر سنگ حرم رزق عراق است
بوی نجف را می دهد صحن رضا هم

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
3 June 2024
ش
20:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 131.3 KB
20:15
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 55.1 KB
20:15
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 101.2 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×837, 176.7 KB
#امام_جواد_مناجات
#رباعی

ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید حرمین کاظمین آری یاد

درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین«باب‌حوائج» است و آن«باب‌مراد»

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
3
20:16
#امام_جواد_شهادت


چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد
دست و پا می زنی و در به رویت می بندد

سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد
نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد

اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد
در خراسان دلت قلب رضا می لرزد

پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد
کمی از رنج غریبیِ شما بردارد

از ترک های لبت درد عطش می بارد
چقدر حجره به گودال شباهت دارد

افتابت به لب بام تماشایی شد
تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد

دل خورشید به تنهایی تان می سوزد
چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد

#حسن_کردی

@raziolhossein
20:16
#امام_جواد_شهادت

در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم
ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم

پیر و جوان نداشت که یک نور واحدید
در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم

کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند
در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم

گودال و بام ، مرز قبول شهادتند
راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم

شمشیر و زهر هردو جگر پاره می کنند
دل خون و دل کباب ، تو ماندی حسین هم

در روضه های کرببلا جانگدازتر
داغ از غم رباب ، تو ماندی حسین هم

هرگز نمیرد آنکه از او زنده ایم ما
پس با همین حساب ، تو ماندی حسین هم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
20:16
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


نشسته اند ملائک بر روی بام جواد
پیمبران همگی بنده و غلام جواد
شدم جواد پس از این به احترام جواد
که بهتر از همه نام هاست نام جواد

جواد مرهم درد بدون تسکین است
چقدر نام جواد الائمه شیرین است

شدی جواد همیشه فقیر تو باشیم
فقیر های میان مسیر تو باشیم
شدی بزرگ که ما هم حقیر تو باشیم
خدا کند که همیشه اسیر تو باشیم

بیا و رخ بنما شاه تا که مات شویم
فقط تو لب تر کن تا همه فدات شوی

کسی غریب تر از تو نبوده است اصلاً
غریب خانه خود بوده ای بمیرم من
شهید کرد تو را زهر فتنه یک زن
شهادت تو شبیه است به امام حسن

چه کرد با جگر پاره تو همسر تو
نگاه کن چقدر ضعف کرده پیکر تو

میان حجره نمانده کسی کنار تنش
نبود هیچ کسی وقت دست و پا زدنش
چه کرده زهر هلاهل که خشک شد دهنش
چرا به گوش کنیزان نمی رسد سخنش

کسی به خواسته آخرش جواب نداد
چرا کسی به جواد الائمه آب نداد

کنیز های تو در حق تو جفا کردند
تو ناله می زدی آنها سروصدا کردند
تن تو را به روی بام ها رها کردند
کبوتران همه روی تو بال وا کردند

شنیده ام بدنت زیر آفتاب نبود
و اهل بیت تو در مجلس شراب نبود

تن حسین هم افتاده بود در گودال
تنش به زیر سم اسب رفت و شد پامال
برای غارت جسم حسین شد جنجال
چه دید خواهرش از روی تل که رفت از حال؟

حسین در ته گودال دست و پا میزد
حسین عمه سادات را صدا میزد

#آرش_براری

@raziolhossein
1
ش
21:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


غیر خوناب جگر این جگرم آب نخورد
دل من آب شد از غم ،اگرم آب نخورد

خشک شد چشمه چشمم زعطش آنسان که
گریه کردم، مژه از چشم ترم آب نخورد.

به فدای لب عطشان شه کرببلا
پسر شاه خراسان اگرم آب نخورد

عطش ارثی است که از جد غریبم بردم
لب دریا ،لب دریای کرم آب نخورد

دست و پا در وسط حجره غریبانه زدم
ولی از سنگ و دم تیغ سرم، آب نخورد

بر روی سینه من پای کسی باز نشد
بین خون باز دگر بال و پرم آب نخورد

عوض آب شده ذکر لبم، وای حسین
نرود روضه او از نظرم آب نخورد

کار از کار که بگذشت، شد آب آزاد
همه لب تشته ولی یک نفرم آب نخورد

چون دل سوختگان شد جگر آب کباب
دید بی گریه کس از اهل حرم آب نخورد

آب دادند سکینه،به زمین ریخت و گفت
من چسان آب بنوشم پدرم آب نخورد

خیره بر مشک چنین زمزمه میکرد رباب
که الهی که بمیرم پسرم آب نخورد

سینه پرشیر، و گهواره طفلم خالی
خاک عالم به سرم تاج سرم آب نخورد

خبر علقمه را تا که شنید ام بنین
گفت شکر تو خدایا پسرم آب نخورد


#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 2 👍 1
21:34
#امام_جواد_شهادت


شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه خوانی و چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
21:34
#امام_جواد_شهادت


برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش
تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن
پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست
این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا
صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان به دست و پا زدنت خنده می کنند
طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست
پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا
گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد
برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین لشکر کفر در نظاره است
زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عباست بردن این جسم زینبا
با گوشه های معجر خود بر زمین مکش



#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
21:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
450×643, 143.1 KB
یاجوادالائمه ادرکنی

تا نفس هست در حجره مبندید به من
مرگ را با لب تشنه مپسندید به من

گریه بر بی کسی ام گر نشود دردی نیست
مادرم فاطمه اینجاست نخندید به من

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
4 June 2024
ش
16:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت

آتش گرفته خانه ی دل ، آه مادر
می سوزم از زهر هلاهل ، آه مادر

عمر مرا چون تو به برگ گل نوشتند
با دست خونین مقاتل ، آه مادر

دلهای سنگ دشمنان هم سوخت بر من
من دشمنی دارم به منزل ، آه مادر

بازا که سر بگذارد این دریای غربت
با گریه بر دامان ساحل ، آه مادر

لب تشنه هستم ، قتلگاهم کربلا شد
قاتل نشسته در مقابل ، آه مادر

مشکل ندارد، تشنه مردن ، لیک عطشان
در زیر خنجر هست مشکل آه مادر

مادر رضایت را خبر کن تا ببیند
آتش فتاد او را به حاصل آه مادر

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
16:01
#امام_جواد_شهادت


عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد
بر نفسهای بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود
لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی...
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:01
#امام_جواد_شهادت

نيش و كنايه هاست كه از يار مي خورم
از دست يار زهر شرر بار مي خورم

اصلا به جنگ و نيزه و لشكر نياز نيست
وقتي ميان خانه ز دلدار مي خورم

دارم ز همسري كه ز من جز صفا نديد
چوب كدام تندي رفتار مي خورم

شعله شود بلند از اين زخم بر جگر
تا آب از دو چشم گهر بار مي خورم

از اين صداي هلهله آزار مي كشم
با جان خسته غصه ي بسيار مي خورم

پهلو شكسته مادر كم سن و سال من
ديگر بيا كه حسرت ديدار مي خورم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
16:01
#امام_جواد_شهادت


با داغ او شادي براي ما نـمــانــده
يك روز خوش باقي در اين دنيا نمانده

آنقدر گفته العطش در حجره اش كه
بر لب توانِ گــفتنِ "بابا" نمانده

حجره شده گودال و زهرا هم رسيده
پس لحظه ي جان دادنش تنها نمانده

از گونه هاي خاكي اش شد دستگيرم
تنـــها سرش بر دامن زهرا نمانده

آتش گرفته سينه اش از زهر امـــّا
شكر خدا بر سينه ، ردّ پا نمانده

سَمّ از درون با اينكه جسمش را دريده
ديگر دهان زخم هايش وا نمانده

مانده ست بي غسل و كفن بر بام خانه
امّا برهنه در دل صحرا نمانده

انداختند او را اگرچه بين كوچه
ديگر به زير سُمّ مركب ها نمانده

ردّ هزار و نهصد و پنجاه و يك زخم
بر قامت بالا بلندش جا نمانده


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
16:01
#امام_جواد_شهادت


خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را
بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

می خواهی آب آب بگویی نمی شود
گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد
می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست
وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
16:01
#امام_جواد_شهادت

تشنه ی آب و عاطفه هستی
از نگاهت فرات می ریزد
از صدایِ گرفته ات پیداست
عطش از ناله هات می ریزد

نفست بند آمده؛ ای وای
عاقبت زهر کار خود را کرد
عاقبت زهر، زهر خود را ریخت
جامه های عزا تنِ ما کرد

تشنگی سویِ چشمتان را بُرد
سینه ی پُر شراره ای داری
کاش طشت مدینه اینجا بود
جگر پاره پاره ای داری

چقدر چهره ات شکسته شده!
تا بهاری، چرا خزان باشی!؟
به تو اصلاً نمی خورد آقا
که امامِ جوان مان باشی!

گیسوانت چرا سپید شده؟
سن و سالی نداری آقاجان!
دردِ پهلو گرفته ای نکند !؟
که چنین بی قراری آقاجان؟

تک و تنها چه کار خواهی کرد؟
همسرت کاش بی قرارت بود!؟
چقدر خوب می شد آقاجان
لااقل زینبی کنارت بود

باز هم غیرت کبوترها !
سایه بانت شدند ای مظلوم
بال در بالِ هم، سه روز تمام
روضه خوانت شدند ای مظلوم

کاظمینِ تو هر چه باشد، باز
آفتابش به کربلا نرسد
آخر روضه ات کفن داری!
کارت آقا به بوریا نرسد

جای شکرش همیشه می ماند
حرفی از خیزران و سلسله نیست
شکر، در شهر کاظمین شما
خیره چشمی به نام حرمله نیست


#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:01
#امام_جواد_شهادت

لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود

پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بي جواب بود

يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد 
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آري دعاي خسته دلان مستجاب بود

غربت براي آل علي تازگي نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود

اما فداي بي كفن دشت كربلا
آن کشته ای كه زخم تنش بي حساب بود

هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت
هم داغديده ی شرر آفتاب بود

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
16:05
#امام_جواد_مدح

به نام تو بهشتی می کنم حال جهنم را
خدا را شکر که آموختم من اسم اعظم را

بدون جلوه ات در کودکی ، باور نمی کردند
تکلم های در گهوارهٔ فرزند مریم را

نٙوٙد ساله برای طفل نُه ساله تواضع کرد
تو خٙم کردی برای دست بوسی قامت خٙم را

یکی از قاتلانت علم تو در خردسالی بود
که رسوا کردی آخر با سؤالی ابن اکثم را

حسن از حیث همسر با تو همدرد است اما او
چو زینب خواهری دارد که از دل می بٙرٙد غم را

اگر تشنه میان حجرهٔ دربسته افتادی
به یاد جد خود با اشک بنشان آتش سٙم را

**

شما رفتید و صدها سال لازم شد که بنویسند
برای هر جواب مسأله «الله أعلم» را

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
16:05
#امام_جواد_شهادت


هر چه در حجره زدم داد به من آب نداد
لبم از زمزمه افتاد به من آب نداد

هر چه گفتم جگرم سوخت به من رحم نکرد
پاسخ این همه فریاد به من آب نداد

دست و پا بسکه زدم خسته و بي حال شدم
رفت هستم همه بر باد به من آب نداد

اب ابم جگر فاطمه را اتش زد
تا شود مادر من شاد به من آب نداد

پیش لب تشنه کسی آب نریزد به زمین
داد از این همه بیداد به من آب نداد

لب خشكيده من ديد وبه حالم خنديد
كف زنان در برم استاد به من اب نداد

گفتم آبم بدهی یا ندهی میمیرم
كربلايي شده بغداد به من آب نداد

نوحه آخر من واعطشا وای حسین
کردم از روضه او یاد به من آب نداد

خیره بر حنجر طفل و گله از حرمله داشت
نشود خانه اش آباد به من آب نداد

دید نامرد سر کوچک طفلم زعطش
بر روی شانه ام افتاد به من آب نداد

بی حیا آخر عمری به چه روزم انداخت
رو زدم بهر تو نوزاد به من آب نداد

ماندم اخر به چه رويي به حرم برگردم
كاش آبي به تو ميداد به من آب نداد

#عبدالحسین

@raziolhossein
16:05
#امام_جواد_شهادت


آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی
مردِ غریبِ حُجره‌یِ دربسته کیستی

این حُجره هم به ناتوانی تو گریه می‌کند
پیری بر این جوانیِ تو گریه می‌کند

در خانه‌ی امام  چرا دست می‌زنند
با ناله‌ات مدام  چرا دست می‌زنند

ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن
آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن

اصلا صدای تو به صدایی نمی‌رسد
این آب آب آب به جایی نمی‌رسد

اُفتاده‌ای زِ دامن زهرا به رویِ خاک
کمتر بکش محاسن خود را به روی خاک

کِل می‌کشند گریه‌ی زهرا درآورند
کف می‌زنند دادِ رضا را درآورند

 تو هرچه می‌کنی  جگرت را چه می‌کنی
با حال و روزِ خود پسرت را چه می‌کنی

با خود چه داشت زهر ، تنت را کبود کرد
باور نمی کنم دهنت را کبود کرد

جانم حسن شبیه حسن روضه‌های توست
"نامرد بِینِ کوچه مزن" روضه‌های توست

اما به این صدای غریبانه خنده کرد
بر ناله‌ی تو کُلفَتِ این خانه خنده کرد

می‌کوبد آه پا به زمین پیش مادرت
می‌ریزد آب را به زمین پیش مادرت

رفتی به روی بام ولیکن هزار شُکر
گیرم سه روز و شام ولیکن هزار شُکر

گیرم به پشت بام ولی سایبان که هست
چندین کفن برای تو با دوستان که هست

گیرم سه روز و شب ولی آخر پسر رسید
اینبار هم پسر به کنار پدر رسید

شکر خدا عقیق تو را ساربان نبرد
رنگ لبان خشک تو را خیزران نبرد

آقا قسم که پیرهنت را نمی‌کِشند
با نیزه‌ای شکسته تنت را نمی‌کِشند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
16:05
#امام_جواد_شهادت

ماهی ولی به چشم همه رو نمی شوی
عطری ولی روانه به هر سو نمی شوی

آهوی روسیاه و هوس ران رسیده است
یابن الرضا !تو ضامن آهو نمی شوی ؟

جایی نه گفته اند نه اینکه نوشته اند
آقای بندگان سیه رو نمی شوی

از کودکی به فکر تقاس مدینه ای
تو بی خیال قصه پهلو نمی شوی

باشد میان خون و رگت شور انتقام
راضی به گریه در غم بانو نمی شوی

سلطان سپرده دل به غضب های حیدریت
ارثیه رضاست به تو قلب مادریت

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
16:05
#امام_جواد_شهادت


بیا یکدم تماشا کن ببین حال پریشانم
بود ذکر لبم هر دم بیا بابا رضا جانم

بیا دامن کشان و بر سر دامن سرم بگذار
که باشد یکسره بابا به درب حجره چشمانم

زسوز زهر می غلتم ازاین پهلو به آن پهلو
به مانند غریب کربلا بنگر که عطشانم

اگر در حجره ی در بسته ماندم من ولی بابا
خیالت جمع در زیر سم مرکب نمی مانم

بخود پیچیده ام اما تنم را برنگرداندند
دراین ساعات آخرهم به یاد جسم عریانم

کنیزان کف زدندو من به یاد شام افتادم
دراین حجره به غیر از روضه ی عمه نمی خوانم

زنان شام دور عمه ی ما هلهله کردند
به یاد عمه ام در کوچه و بازار گریانم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
5 June 2024
ش
01:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


سوخت در حجره ی در بسته همه بنیادم
کس در این حجره نباشد برسد بر دادم

نفسی نیست مرا بس که به خود پیچیدم
پا به سر آتش و خاموش بود فریادم

جگرم سوخت ولی یاد مدینه هستم
آن در سوخته پیوسته دهد بر بادم

یادم از خد تریب آمده و از گودال
تا به حجره رخ خود روی زمین بنهادم

خنده ها پشت در حجره دلم سوزاندند
یاد غارت شدن اهل حرم افتادم

همه با خنده سوی غارت طفلی رفتند
گوش خونی شده هرگز نرود از یادم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
01:15
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت

ذکر لب های خسته ام این است:
یا جواد الائمه ادرکنی
چِقَدَر این کلام شیرین است:
یا جواد الائمه ادرکنی

تا حرم پای دل مرا آوَرد
کاظمینت چقدر زیبا بود
در حرم ذکر ما فقط این است:
یا جواد الائمه ادرکنی

مادری بغض کرده بود اما
تا نگاهش به گنبدت افتاد
زیرلب گفت ذکر تسکین است:
یا جواد الائمه ادرکنی

چِقَدَر کم ارادتیم، ببخش
با تو دنبال جنتیم، ببخش
زائرت را بهشت تضمین است
یا جواد الائمه ادرکنی

قصد روضه نداشتم اما
تا کمی چشم بسته ام، دیدم
روضه هایت چقدر سنگین است
یا جواد الائمه ادرکنی

خانه ات قتلگاه شد آخر
دور جسمت کنیزها... ای وای
بسکه این ام فضل بی دین است
یا جواد الائمه ادرکنی

ما که یک عمر داغدار تو ایم
تا زمانی که منتقم برسد
ختم ذکر غروب آدینه است:
یا جواد الائمه ادرکنی

#محمدرضا_نادعلیان

@raziolhossein
01:16
#امام_جواد_شهادت


حُجره‌ی سوخته‌اش کاش دری دیگر داشت
این جوان کاش به بالایِ سرش خواهر داشت

چه شده چند کنیز از پسِ در میخندند
یک‌نفر این طرف و چند نفر میخندند

خنده کردند بگویند تقلا کافی است
ناله‌ی واحسن و وای حُسینا کافی است

طَشت  دَف شُد که نفهمند کسی می‌سوزد
بِینِ این حجره‌ی بسته نفسی می‌سوزد

طَشت را پیشِ لبانش بگذارند ای کاش
کاسه آبی به دهانش بگذارند ای کاش

ظرف از آب پُر اما به زمین می‌کوبند
می‌زند داد ولی پا به زمین می‌کوبند

خنده‌ی بد دهنی میرسد از هلهله ها
ناسزاهای زنی می‌رسد از هلهله ها

خواست بالی بزند غم پَرِ او را سوزاند
خواست آهی بکِشد حَنجر او را سوزاند

گفت آبی و نشد تا که بگوید جگرم
زهر وقتی نفَسِ آخرِ او را سوزاند

می‌کشد پا به زمین تا که بفهمند همه
جگرِ شعله ورش پیکرِ او را سوزاند

خواهری حیف ندارد که به دادش برسد
عوَضَش بی کَسی اش مادرِ او را سوزاند

 تا بگِریند برایش دو سه همسایه که هست
 رویِ این بام تنش مانده ولی سایه که هست

روی این بام تنش مانده ولی عریان نه...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:16
#امام_جواد_شهادت

شرار زهر جفا تا به پیکرش افتاد
دوباره خنده به لبهای همسرش افتاد

به ام فضل بگو کف مزن مکن شادی
که در شماره نفسهای آخرش افتاد

نهاد سر به روی خاک و دست و پا میزد
چه آتشی به دل درد پروش افتاد

به خاک حجره خودش را کشید با زحمت
رسید پشت در و یاد مادرش افتاد

به یاد مادر پهلو شکسته ای ،که به در ....
...چنان زدند لگد پیش شوهرش افتاد

هنوز نقش زمین بود پشت در زهرا
که درب سوخته ناگاه بر سرش افتاد
....
به جای واعطشا واحسین بر لب داشت
که یاد تشنگی جد اطهرش افتاد

به پیش دیده او ظرف آب را تا ریخت
به یاد آن عموی آب آورش افتاد

به یاد مشک پر آب و هجوم تیر عدو
به یاد ضرب عمودی که بر سرش افتاد

شباهتش به حسین غریب کامل شد
ز بام پیکر پاک و مطهرش افتاد

چه خوب شد که خواهر نداشت مثل حسین
که روی خاک ببیند برادرش افتاد

برادری ته گودال بر زمین افتاد
سنان که خورد به پهلوش ، خواهرش افتاد

به قتلگه تنش افتاد بر زمین یکبار
هزار مرتبه از روی نی سرش افتاد

چرا ز نیزه نیفتد سر پدر وقتی
که از بلندی آن ناقه دخترش افتاد

.
#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
01:19
#امام_جواد_شهادت


هر ناله ای که از دل غم پرورش کشید
آتش دوباره بر جگر مادرش کشید

مثل حسن به خانه خود هم غریب بود
هر چه کشید دردِ سر ، از همسرش کشید

او صورتش به خاک و فقط آه میکشید
این جای آب ، هلهله دور و برش کشید

دیگر توان نداشت کمی دست و پا زند
از بسکه تشنگی رمق از پیکرش کشید

از قاتلش چقدر تقاضای آب کرد
کارِ غریبی اش به کجا آخرش کشید

شکر خدا امام رضا در برش نبود
بر روی خاکِ حجره که بال و پرش کشید

دیگر رضا ندید چگونه زروی بام
قاتل به خاکِ کوچه ، تنِ اطهرش کشید

اما حسین دید زمین خورد اکبرش
زانو زد و ناله زد و در برش کشید

صد بار مُرد و زنده شد مظلوم کربلا
از بس که نیزه از بدن اکبرش کشید

یک بار هم دوباره پدر را صدا نکرد
خون هرچه از دهانِ گل پرپرش کشید

یک لحظه یاد مادرش افتاد ، چون حسین...
ناچار شد عبا به روی خواهرش کشید

در قتلگاه هم به لبش یا بُنَیَّ بود
خنجر ، دمی که شمر روی حنجرش کشید

می گفت خدا به دادِ موی دخترم رسد
از پشتِ سر ، شمر که موی سرش کشید

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:19
#امام_جواد_مدح
#امام_جواد_شهادت


سلام معنیِ توحید یا امام جواد
سلام مَاْمَنِ امیّد یا امام جواد

مدینه نور گرفت از جمال زیبایت
تویی عشیره‌ی خورشید یا امام جواد

گدا گرسنه نخوابید در مدینه شبی
ز بسکه جود و عطا دید یا امام جواد

تمام شهر درِ خانه‌ات دخیل شدند
همین‌که نام تو پیچید یا امام جواد

مدینه خشک نبود و، همیشه باران هم
به ربنای تو بارید یا امام جواد

تمام جود و عطا را از اول خلقت
خدا به نام تو بخشید یا امام جواد

نقاب چهره‌ی تو لحظه‌ای کنار کشید
به عرش نور تو تابید یا امام جواد

به علمِ کودکیت دشمن تو ایمان داشت
سؤال از تو که پرسید یا امام جواد

بمیرد آنکه به سن جوانی از رهِ کین
بساط عمرِ تو برچید یا امام جواد

تمام جسم تو از گریه‌ی جگر خون شد
ز هم درونِ تو پاشید یا امام جواد

تو زهر خوردی و پشت در ام‌الفضل
به حال و روز تو خندید یا امام جواد


#رضا_باقريان

@raziolhossein
01:19
#امام_جواد_شهادت
#عامیانه


رو خاك حجره دست و پا ميزنه
هي داره باباشو صدا ميزنه
هلهله ها بيشتر و بيشتر ميشن
تا ناله ي وا عطشا ميزنه

اين آقا كه خونشه قتلگاهش
خوبي و مهربونيشه گُناهش
گُم شده تو صداي دَف زدنها
بي رمقه بسكه صداي آهش

ناي نفس زدن تو حنجرش نيست
ديگه تووني توي پيكرش نيست
موقع احتضارشه ، بميرم
حتّي يه مَحرمم بالاسرش نيست

جواد اهل بيت كه از پا افتاد
تيره شد آسمونه شهر بغداد
شبيه جدّ بي سرش ، آقامون
تو بي كسي با لب تشنه جون داد

كاش اُمّ فضل قدر يه جو حيا داشت
به اين آقاي با وفا ، وفا داشت
داغ دل فاطمه رو تازه كرد
با ظُلمي كه به همسرش روا داشت

كاشكي تو حجره يه پياله آب بود
يا آب دادن به تشنه لب ثواب بود
كاشكي بجاي اُمّ فضل تو خونه ش
خانوم دلسوزي مثه رباب بود

اسم رباب اومد فضا عوض شد
گريز روضه بي هوا عوض شد
اونقد نشست صُب تا غروب تو آفتاب
كه رنگ چهره ش به خدا عوض شد

حرف عطش ، حرف گلو و تيره
كم كم بايد نفس هامون بگيره
امشب بيايد برا رباب بسوزيم
چِل روزه ديگه شيرخواره ش ميميره


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×824, 130.9 KB
#امام_جواد_شهادت

ای زجر کِشیده به خودت می پیچی
با قدِّ خَمیده، به خودت می پیچی

ارث از پدرت بُرده ای انگار جواد،
چون مار گَزیده به خودت می پیچی!

#مجتبی_دسترنج_ملتمس

@raziolhossein
01:19
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1126×749, 163.4 KB
#امام_جواد_شهادت

ای ولی نعمت ایران پسرت را کشتند
تسلیت شاه خراسان پسرت را کشتند


.
😭 3 1
01:21
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


مولای جود ، حضرت ابن الرضا سلام
ای آشنای هر دل درد آشنا سلام

باب المراد من در دولتسرای تو
بسته دلم دخیل به لطف و عطای تو

هر قفل با کلید تو وا می شود جواد
سنگ از اشاره ی تو طلا می شود جواد

خیر کثیر ، مثل تو کوثر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تو آمدی مسیر ولایت بقا گرفت
افتاده بود از نفس و با تو پا گرفت

چشم زمان به علم و کمال تو خیره شد
در ذهن دهر ، گوشه ای از آن ذخیره شد

تو امتداد نور ، جواد الائمه ای
سرچشمه ی حضور ، جواد الائمه ای

تا کاظمین تو دل من پر گرفته است
بر غربت تو زمزمه از سر گرفته است

با تو چه کرد همسر نامهربان تو
آمد به لب ز بازی تقدیر ، جان تو

در بسته بود حجره و تو دست و پا زدی
می سوختی و مادر خود را صدا زدی

کف می زدند بر غم بی انتهای تو
نشنید گوش هیچ کسی ناله های تو

فریاد می زدی جگرم سوخت آب آب
لبخند می زدند و نیامد جواب آب

ارث عطش ز خون خدا شد نصیب تو
پایان گرفت قصه ی عمر عجیب تو

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
01:22
#امام_جواد_شهادت



زهری تمامیِ جگرش را گرفته بود
سیلاب خون دو چشم ترش را گرفته بود

طوبای باغ سبز "رضا" زرد زرد شد
آفت تمام برگ و برش را گرفته بود

از درد مثل حضرت زهرا خمیده شد
با دستهای خود کمرش را گرفته بود

حُجره شلوغ بود ولی مونسی نداشت
ای کاش یک نفر خبرش را گرفته بود

بی حرمتیِّ مَحرَم او تا کجا کشید...
دستی دهان شعله‌ورش را گرفته بود

او داد می کشید..،به دادش نمی رسند
یک عده پست دور و برش را گرفته بود

آمد کنیز و کاسه ی آبی به خاک ریخت
ای کاش جرعه‌ای شررش را گرفته بود

دور از مدینه غربت بغداد را چشید
ارث غریبی پدرش را گرفته بود

خوبیِ بام بود که سُم بر تنش نرفت
این ارتفاع ها ضررش را گرفته بود

شکر خدا نه پیرهنش دست خورده بود
نه نیزه حجم بال و پرش را گرفته بود
.
.
در پیش چشم مادر پهلو شکسته ای
شمر از قفا سر پسرش را گرفته بود

با ضربه های ممتد او استخوان شکست
در پیش خواهری که سرش را گرفته بود

ای کاش بیخیال شود ساربان..،ولی
انگشتریِّ او نظرش را گرفته بود


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
01:22
#امام_جواد_شهادت


تو خود مبارکی و رزق بی حساب ،جواد !
ندیده است شبیه تو را تراب ، جواد !

برای وارث جود رضا شدن بی شک
نشد به جز تو کس دیگر انتخاب ، جواد !

مگر به جز تو در این شهر هست خورشیدی
تن تو سوخت چرا زیر آفتاب ، جواد؟

سه روز چشم فلک روی بام بیدار است
دیار کفر خودش را زده به خواب ، جواد !

به زخم های دلت ام فضل می خندد
نمک زده است دلت را کند کباب ، جواد !

اگر چه کل جهان بر سرت خراب شدست
سرت ندیده به خود مجلس شراب ، جواد !

هزارشکر که بعد از شهادتت دیگر
نبود صحبتی از معجر و نقاب ، جواد !


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 1
01:22
#امام_جواد_شهادت


می‌سپردند به ارباب چو نوکرها را
به حریم تو رساندند گداترها را

تو مراد دل مایی که نداریم غمی
گر ببندند به این خیل گدا درها را

به جوادی تو سوگند نداریم غمی
غیر زهری که به جانت زده آذرها را

ام فضل آمده تا جعده‌ی دیگر باشد
باز تکرار کند خدعه‌ی همسرها را

آه رقاصه چرا دوروبرت آمده است
کاش بیرون بکند خیر تو این شرها را

بدنت بر سر بام است مبادا خورشید
قصد آزار کند پیکر رهبرها را

شکر کردیم خدا سایه فراهم کرده است
تا سر بام تو دیدیم کبوتر ها را

داغ جد تو نبایست که تکرار شود
هرم خورشید که آتش زده بی سرها را

#زخم_حسینی

@raziolhossein
1 👍 1
01:22
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


باز به امید نگاه آمدم
مثل سگ کهف به راه آمدم

نیّتم این نیست جنابم کنند
با تو نشستم که حسابم کنند

گفت کسی،کیستی ای خوش مراد؟
داد زدم کلب سرای جواد!

نسل به نسلیم همه زیر دین
خانه اجدادی ما کاظمین

کرده به من توصیه سلطان طوس
پای جواد ابن رضا را ببوس

پشت درش نعره یاهو بزن
پیش کریم آمده ای رو بزن

سائل او را بده امشب نوید
دشمن او دست ردش را ندید

آمدم از پیش رضا با شتاب
ناله زدم پشت درش بی حساب

جز تو مرا هیچ پناهی مباد..
دست من و دامن تو یا جواد!

کارگرم مزد مرا لطف کن
مزد به من کرببلا لطف کن

رحم بکن رو به تو انداختم
زندگی ام را به خودم باختم

حق بده اینقدر دلم پرغم است
حال تو در حجره چرا درهم است؟!

این خبر آتش به دل افروخته
تازه جوانی جگرش سوخته

بی کس و تنها جگر چاک چاک
صورت ماه تو شده غرق خاک

وا جگر از آن لب عطشان بلند
هلهله جمع کنیزان بلند

محرم تو شاد ز جان دادنت
بوی حسن میدهد امشب تنت

پیش رویت تا که زمین ریخت آب
داغ دلت گفت که وای از رباب

راستی ای حضرت نور تمام
جسم تو رفته ست چرا روی بام؟!

روضه خورشید و تنت باز بود
بین تو و جد تو یک راز بود

گرچه تنت گرمی خورشید دید
نیزه به هرجای تنت هم رسید؟!

سنگ نخورده روی آیینه ات
پای کسی نیست روی سینه ات

صحبت زهر است نه حرف از سنان
شکرخدا نیست دگر ساربان

پیرهن خاکی تو پاره نیست
دختر معصوم تو آواره نیست


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
01:23
#امام_جواد_شهادت


روز عزاي حضرت اِبنُ الرّضا شده
در شهر كاظمين قيامت به پا شده

با زجر مي كُشند جوادُ الائمّه را
در خانه اي كه شُعبه اي از كربلا شده

از حال او بپرس نه از اهل خانه اش
از شوكران كه با جگرش آشنا شده

سمّ آنچنان به هر رگ او پا گذاشته
افتاده زود روي زمين تا كه پا شده

با جرأت تمام دف و چنگ مي زنند
روي كنيزكان عجب امروز وا شده

از بسكه گفته"آب"و محلّش نداده اند
مانند شمع سوختنش بي صدا شده

مانند مادرش پي احقاق حق خويش
ابنُ الرّضا به سنّ جواني فدا شده

اصلا كسي نگفته كه هنگام بُردنش
جسمش توسّط چه كسي جابجا شده؟

ديدند جاي شهرنشينان،كبوتران
بالاي بام خانه ، تني را رها شده

اي دل بسوز پاي غم آن شهيد كه
عريان رها به پهنه ي دشت بلا شده

اي دل بسوز پاي غم آن امام كه
تشييع،پيكرش روي سرنيزه ها شده

بايد سؤال كرد فقط از بني اسـد
ارباب ما چرا كفنش بوريا شده ؟


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 3
01:24
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1263, 139.9 KB
نگران محرم و صفریم
یا جواد الائمه ادرکنی

@raziolhossein
😭 1
ش
20:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدا را شکر در گودال نیست

حیف ام‌ الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست

بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست

زیر نعل هیچ اسبی نیستی، با این حساب؛
موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست

سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست

خانه‌ات اما خدا را شکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست

زینبی دیگر نداری و نمی‌بیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال، نیست

وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست


#مهدی_رحیمی_زمستان


@raziolhossein
😭 2 👍 1
20:28
#امام_جواد_شهادت


میسوزه پیکرم از زهر کینه
عطش شعله کشیده بین سینه
دلم تنگه برای روی بابام
کجاست تا که جوونش رو بیینه

تو این غربت به چنگ غم اسیرم
رو خاک بی کسی دارم میمیرم
الهی که بیاد بابا کنارم...
دلم میخواد در آغوشش بگیرم

دل زهرا رو از غصه شکستن
همه پشت درِ حجره نشستن
برای اینکه من تنها ‌بمیرم
درای حجره رو از کینه بستن

کنیزا حالمُ تو حجره دیدن
صدای آب آبم رو شنیدن
به ناله گفتم «أسقونی من الماء»
جوابِ التماسم کِل کشیدن

«تن پژمرده پژمردن نداره»
«ز افتاده پا خوردن نداره»
تن بی جون مسمومِ جوونُ
به بام خونه که بردن نداره

تنِ بی جونم اما پیرهن داشت
میون کوچه بود اما کفن داشت
منُ بردن ، تو راه از ضرب دیوار...
...سرم زخمی که شد... اما بدن داشت

نمیره روضه‌های جدّم از یاد
سر و سنگ جفا ای داد بیداد...
خدا لعنت کنه اون پیرزن رو
چجوری زد؟ سرش از نیزه افتاد...


#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
😭 1
20:30
#امام_جواد_علیه_السلام


ا ی آن که کرم ریزد،ازدست کریم تو
احسان وکرم باشد، مسکین حریم تو
هرکس که شود آگه، ازلطف عمیـم تو
داند توکـریمی و، آئیــن عطا داری

هم روشنی ماهی،هم چشمه ی خورشیدی
هم قبله ی دل هـا و،هم کعبــه ی امیــدی
هم محرم راز حق، هم جلوه ی توحیــدی
سرتا به قدم نور، ایمان و وفا داری

ای آن که فروغ حق، تابد زجمال تو
اندیشه کجا یابد، راهی به کمال تو
قدسی نفسان خوانند، آیات کمال تو
این شوکت وعزت از، الطاف خدا داری

ای هر دل آزاده ، گردیده اسیـر تو
هرتشنه لبی سیراب، از خیر کثیر تو
در جود ندیده کس، همتا و نظیر تو
دریای خروشانی ، از جود وسخا داری

با گوهر مهر خود، برما تو بها دادی
شام غم یاران را، انوار وضیا دادی
با دیدن نا بینـا، اورا توشفـا دادی
در هرنگه لطفت، اکسیـر شفـا داری

درحجره ی دربسته، با سینه ی تفدیده
شام غم وغربت را،چون توچه کسی دیده
زهرا به تو نالیده، قاتل به تو خندیده
جان و دل پر شوری، ازدرد وبلا داری

ای سوخته چون شمع و،جان داده چوپروانه
با لعل لب عطشان ، درحجره و درخانه
گربعد شهادت هم، ماندی تو غریبانه
میراث غم وغربت، از کرب وبلا داری

بنگر تو «وفایی» را، با این دل شیدایی
وقتی که گرفتارم، من درشب تنهایی
چشمم به رهت باشد، تا برسرمن آیی
چون لطف فـراوانی، براهل ولا داری


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
20:42
#امام_جواد_شهادت



بارانی‌ام امشب، هوای گریه دارم
مانند چشم بی قرارت بی قرارم

امشب عزادار است خورشید خراسان
از ماتمت عالم شده شام غریبان

دنیا برایت داغ بی‌اندازه‌ای داشت
هر روز آقا غصه‌های تازه‌ای داشت

از کودکی داغ یتیمی را چشیدی
وقتی کفن بر صورت بابا کشیدی

ابریست چشمت مثل آفاق مدینه
آتش گرفته قلبت از داغ مدینه

در چشم‌هایت حسرتی بسیار مانده
گویا دلت بین در و دیوار مانده

شوق سفر می‌بارد از چشمان خیست
شد قطره‌های اشک تو تنها انیست

از این زمانه سهم تو شد بی‌شکیبی
سخت است بین خانهٔ خود هم غریبی

از این قفس حالا دگر وقت رهایی‌ست
سهم حسینی‌ها بلایی کربلایی‌ست

حالا تو می‌دانی عطش با لب چه کرده
آن مشک پاره با دل زینب چه کرده

داری خبر از عصر عاشورا به خوبی
از بی کسی، از هلهله، از پای کوبی

اینجا ولی آتش نسوزانده پری را
اینجا کسی سیلی نزد نیلوفری را

اینحا بیابان نیست، اینجا تل ندارد
صد شکر اینجا گودی مقتل ندارد

اینجا کسی در دست خود خنجر ندارد
اینجا کسی کاری به انگشتر ندارد


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 2
6 June 2024
ش
02:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_شهادت


غریب بود و غمش را کسی نمی فهمید
به غیر قاتل جانش چه کس به او خندید؟

میان آن همه در ظاهر آشنا با او
یکی ز ناله ی تنهایی اش نمی لرزید

لبش ز داغ عطش چون کویر سوزان و
کنیز دور سرش با پیاله می چرخید

رسید تا به خراسان نسیم ناله ی او
دل پدر ز غمش شرحه شرحه می گردید

نه مادری و نه خواهر نه دختری که ببیند
چگونه در دم آخر به خاک می غلتید

جوان به شهر غریبی غریب جان می داد
و قاتلش به تمسخر به پاش می رقصید

اگر چه پیکرش از نقش نیزه خالی بود
ولی سه روز بر آن آفتاب می تابید

هر آنچه بود گلویش نرفت روی سنان
تنش به دست سنان نی به نی نمی گردید

هزار زخم تنش را کسی پس از رفتن
به نعل تازه ی اسبان بهم نمی کوبید

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
02:24
#امام_جواد_علیه_السلام



شب نشينان فلك چشم ترش را ديدند
همه شب راز و نياز سحرش را ديدند

تا خدا سير و سفر داشت همه شب وزاشك
غرق در لاله و گل رهگذرش را ديدند

آسمان ديد بود او قمر شمس شموس
تا كه منظومه شمس و قمرش راديدند

هر زمان رو به خدا كرد درآن خلوت اُنس
او دعا كرد و ملائك اثرش را ديدند

جلوه اش جلوه اي از نور خدا بود و زعرش
همچوخورشيد به سرتاج سرش را ديدند

همه سيراب از اين چشمه رحمت گشتند
سائلان بخشش دُرّ و گهرش را ديدند

روز پرسيدن هرمسئله ازعلم و كمال
پايه دانش و حُسن نظرش را ديدند

عمر او آينه عمر كم زهرا بود
درجواني همه شوق سفرش را ديدند

دود آهش به فلك رفت از آن حجره غم
شعله هاي جگر شعله ورش را ديدند

هر كه پروانه شمع غم او شد هر شب
عرشيان سوختن بال و پرش را ديدند

چون كه شد سايه فكن نخل شهادت آن روز
همه با اشك «وفایی» ثمرش راديدند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
02:27
#امام_جواد_علیه_السلام
#امام_جواد_شهادت


باران گریه های شبانه که  پا گرفت
دست مرا دوباره جوادُ الرِّضا گرفت

یادش بخیر تا که رسیدم به کاظمین
از چشم من دو مرتبه گنبدْ نما گرفت

گفتم سلام حضرت احسان بی کران
در سایه سار مهر تو دیدم دعا گرفت

فرصت برای عرض حوائج نمیدهی
چیزی نگفته حاجت خود را گدا گرفت

آه ای جوان آل علی روضه ی تورا
باید که از مدینه و از کربلا  گرفت

مانند مادرت به زمین خورده ای اگر
زهر جفا رسید و توان از شما گرفت

صورت مکش به خاک زمین،  نور عالمین
از موی خاکی ات دل عرش خدا گرفت

فریاد العطش که کشیدی تو از جگر
با سوز ناله ات همه عالم عزا گرفت

هی دست و پا زدی وسط هلهله ... فقط
مادر بخاطرت  دم واغربتا گرفت

از آه و ناله ات شده این حجره کربلا
گفتی حسین و گریه امان تو را گرفت
.
.

ذکرش خدا خدا ... که همان دم  سنان رسید
با نیزه راه صحبت او را چرا گرفت؟

والشِّمرُ جالسٌ... سر او را ز پیکرش
با ضربه های خنجر کند از قفا گرفت

#حسین_رحمانی

@raziolhossein
1
02:32
#امام_جواد_شهادت



حجره شلوغ است و کسی هم در نمی آید
دیگر تن تو از پس سم بر نمی آید

از جعده بدتر ام فضل است و کنیزانش
از این همه زن ، یک مسلمان در نمی آید

جان کندن ات را ذره ذره دید در حجره
این زن دلش آمد ، دل کافر نمی آید

از تشنگی چشمت سیاهی می رود اما
با کاسهْ آبی ، هیچ کس آخر نمی آید

انقدر بی حالی که در بین مناجاتت
مانده نفس در سینه ، بالاتر نمی آید

مثل حسن زخم از خودی خوردید... با این فرق
شکر خدا بالا سرت خواهر نمی آید

اینها که چیزی نیست ، جای شکر دارد که
اینجا اقلاً ، شمر با خنجر نمی آید

کشتند تشنه لب تو را ، اما همین خوب است
چل نعل تازه روی این پیکر نمی آید

بر روی بام خانه ماندن حکمتی دارد...
پس ساربان دنبال انگشتر نمی آید


#علیرضا_وفایی_خیال


@raziolhossein
ش
17:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_علیه‌_السلام


قدمش ناگهان شتاب گرفت

طرفش رفت و ظرف آب گرفت

آب را بر روی زمین تاریخت
درهمان لحظه قلب زهرا ریخت

روضه کوتاه نکته سربسته
حجره تاریک حجره دربسته

جگری رفته رفته سم می خورد
پشت در دستها به هم می خورد

عرش راناله ای تکان می داد
تشنه ای روی خاک جان می داد

زهر بی تاب کرد جانش را
سوخت تا آب کرد جانش را

مثل اکبر شده ولی بهتر
ظاهرجسمش از علی بهتر

این جوان آن جوان تفاوت داشت
زخم زهر و سنان تفاوت داشت

این جوان پیکرش که سالم بود
جگرش نه سرش که سالم بود

موقع دفن لااقل سرداشت
بدنش می شد از زمین برداشت

به تنش پای نیزه بازنشد
در نهایت عبا نیاز نشد

بگذرم؟نگذرم؟نمی دانم
وسط چند روضه حیرانم

تابفهمم گریز اخر را
می روم بیت های دیگر را

تشنه در آفتاب بنویسم
از زبان رباب بنویسم

آدم تشنه تار می بیند
همه جا را بخار می بیند

بدتر اینکه غبارهم باشد
یک بیابان،سوار هم باشد

تازه حالا حساب کن دورش
چند تا نیزه دار هم باشد

در میان هجوم نامردان
خواهری بیقرار هم باشد...

#علی_زمانیان

@raziolhossein
1
17:02
#امام_جواد_شهادت


جز عطش  جز درد  جز آتش  بجز ماتم نداشت
آه، زهرِ ام‌فضل از زهرِ جعده کم نداشت

مجتبای دیگری در حجره‌ای اُفتاده بود
غیر وا اُما خدایا سینه‌اش مرهم نداشت

 آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن
خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت

ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کرده‌اند
ای بهم پیچیده قدتت شانه‌های خم نداشت

واجوادِ فاطمه دارد رضا را می‌کُشد
داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت

پشت در کِل می‌کشند و پای می‌کوبند تا...
گم شود  دادش که دیگر  قوتی از سم  نداشت

خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست
خوب شد پیش پدر خون ناله‌ای مبهم نداشت

گرچه بر سینه کشیدندش به سمت پشت بام
جای شُکرش هست دیگر سینه‌ای درهَم نداشت

بوی نان می‌آمد اما دخترک این روزها
چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
17:03
#امام_جواد_شهادت


هزار نقشه کشیدید دام بگذارید
عزیز فاطمه را تشنه کام بگذارید

همان عزیز که بعد از نوشتن نامش
موظفید علیه السلام بگذارید

همان کسی که در این شهر آبرودار است
رواست سر به قدومش مدام بگذارید

همان که بی کرم او میان سفره خود
محال بود کمی هم طعام بگذارید

همان که قبله عرش است و رو به او باید
قدم به نیت بیت الحرام بگذارید

میان خانه او نیست جای رقاصه
حیا کنید به او احترام بگذارید

بد است پیکر او را کنیزها ببرند
برای او دو سه تایی غلام بگذارید

میان قعر جهنم بسوزد آنکه سپرد
جنازه را به روی پشت بام بگذارید

پیام آمدن این کبوتران این است
که احترام به جسم امام بگذارید

فدای جد غریبش که نیمه جان می گفت
به جسم من عوض خیمه گام بگذارید

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 3
17:07
#امام_جواد_مناجات


دلم در هوای جواد الائمه
گرفته نوای جواد الائمه

بهشت صفا هر که خواهد ، ببیند
به صحن و سرای جواد الائمه

بلند است بر بام قصر سخاوت
هماره لوای جواد الائمه

بزرگی ببوسد زمین ادب را
که افتد به پای جواد الائمه

رها شد " اباصلت" از کنج زندان
ز فیض دعای جواد الائمه

به " یحیی ابن اکثم" عصا کرد اقرار
که دارم ولای جواد الائمه

به پایش وجودم متاعی حقیر است
دو عالم فدای جواد الایمه

اگر درد داری به اخلاص رو کن
به دارالشفای جواد الایمه

خوشا حال آن کس که با اشک آید
به بزم عزای جواد الایمه

جزای کسی که دلش با جواد است
فقط با خدای جواد الایمه

دل سنگ شد آب حتی برایش
ز غمناله های جواد الائمه

گل باغ طاها ، جوانمرگ زهرا
بمیرم برای جواد الائمه

نوای " کمیل" است گاه توسل :
گدایم گدای جواد الائمه

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
17:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×913, 193.8 KB
#امام_جواد_شهادت
#رباعی

هرچند که زیر آفتاب است تنت
صد شکر که غارت نشده پیرهنت

دیدند کبوتران تو را بر روی بام
با گریه شدند سایبانِ بدنت


#مهدی_شریفی

@raziolhossein
😢 2 👍 1
ش
19:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
3
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×833, 63.6 KB
#شب_جمعه

در وادی کربلا به چشم نمناک
میگفت جناب فاطمه با دل چاک

"گلها همه سر ز خاک بیرون کردند
الا گل من که سر فرو برده به خاک"

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

@raziolhossein
👍 6
7 June 2024
ش
11:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
3 👍 1
11:38
#امام_زمان


مهدی شوم فدای تو و اشک دیده ات
قربان اشک دیده بر رخ چکیده ات

صاحب عزا تویی به تو گوییم تسلیت
یابن الحسن فدای دل داغ دیده ات


@raziolhossein
ش
20:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مناجات
#امام_جواد_شهادت


ای که درچشم ملائک نوری
شجر طوری ونور هوری
دل شیدازدگان را شوری
بس که در جود وکرم مشهوری
جود مسکین در خانه ی تو ست
خاکبوس در کاشانه ی توست

ما نه در عشق صفیران توایم
که گرفتار واسیران توایم
خاکبوسان وحقیران توایم
مستمندان وفقیران توایم
برگدایان درت احسان کن
همه را بر کرمت مهمان کن

کوی تو قبله ی دل هاست جواد
حرمت عرش معلاست جواد
بس که گلزار تو زیباست جواد
وصل آن آرزوی ماست جواد
ای که مهرت به سرشت همه است
کاظمین تو بهشت همه است

ای که برعرش برین قائمه ای
ای که امید دل ما همه ای
تو صفای سحرو زمزمه ای
توجگر سوخته ی فاطمه ای
دیده ات گر که زطفلی تر بود
دل تو خونجگر مادر بود

زهر زد تا که شرر بر دل تو
بسته شد سوی جنان محمل تو
پرشد از هلهله ها منزل تو
خنده می کرد چرا قاتل تو
تو که گفتی جگرم می سوزد
زشرر بال وپرم می سوزد

چشم هستی همه گریان تو بود
حال خورشید پریشان تو بود
گوئیا شام غریبان تو بود
جسم تو کعبه ی مرغان تو بود
صبح تا شام طوافت کردند
به روی بام طوافت کردند

دوست دارم زغمت گریه کنم
همه شب برالمت گریه کنم
زفراق حرمت گریه کنم
برتو وعمر کمت گریه کنم
گرچنین خسته دل و پر دردم
یاد عمر کم زهرا کردم

ای شفای دل بیمار همه
شاهد چشم گهربار  همه
چلچراغی به شب تار همه
همه جا مونس وغمخوار همه
به «وفایی»تو کرامت داری
لطف در روز قیامت داری

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2 👍 2
9 June 2024
ش
02:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
02:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 73.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1041×1280, 90.7 KB
۶ ذی الحجه؛
سالروز ازدواج آسمانی
عـ﷽ـلی💞فـا﷽ـطمه
بر همگان مبارک

لباس یاس بر تن کرد زهرا
کنار دست او بنشست مولا

محمد خطبه خواند, زهرا بلی گفت
غلط گفتم بلی نه،یا علی گفت

.
👍 1
02:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1139×1280, 253.8 KB
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

شراب عشق نوش مرتضی شد
که زهرا یاس پوش مرتضی شد

علی را دید همتایی ندارد
خدا خود ساقدوش مرتضی شد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×1010, 180.5 KB
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا
#دوبیتی

علی و جلوه‌ی پروردگاری
ندارد هیچ غیر از ذوالفقاری

به کوریِ فلانی و فلانی
خدا می‌رفت با او خواستگاری

#حسن_طفی

@raziolhossein
1
10 June 2024
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×400, 75.1 KB
.
غیر زهرا که به جز حق
به کسی راغب نیست
اَحدی ، کفو علی بن
ابی‌طالب نیست...

#مجید_تال
@raziolhossein
01:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
888×1274, 232.3 KB
.

دل در طَبَق نور به دلدار رسید
چشمان دو آیینه به دیدار رسید

زهرا به علی؟!، علی به زهرا؟!، آری
در هر دو وصال، حق به حقدار رسید

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
2
01:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×1010, 191.5 KB
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیان
#ازدواج_امیرالمومنین_و_حضرت_زهرا


مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
معنی اسم اعظم حق بود
یا علی‌های حضرت زهرا

بینشان هرچه بود خوبی بود
مثلشان در تمام دنیا نیست
زندگی های مشترک دیدیم
زندگی "علی و زهرا" نیست

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
3 👍 1
11 June 2024
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
07:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 15.9 KB
07:37
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤️, 128.0 KB
07:37
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 58.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
07:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_مناجات
#رباعی

ای سائل مهر تو نجوم ادرکنی
ای قاتل تو هشام شوم ادرکنی

قبرت به بقیع ، قبله ی حاجات است
یا حضرت باقر العلوم ادرکنی

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
07:38
#امام_باقر_شهادت

روزی که بادهای مخالف امان نداد
هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد

خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها
خورشید بود همسفر نیزه دارها

دیدی به روی نیزه سر آفتاب را
دیدی گلوی پرپر طفل رباب را

دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود
تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود

در موج خیز شیون و ناله دویده ای
تا شام پا به پای سه ساله دویده ای

گل زخمهای سلسله یادت نمی رود
هرگز غروب قافله یادت نمی رود

هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی
یک عمر پا به پای محرم گریستی

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
07:38
#امام_باقر_شهادت

ذكره لبامه يا امام بـاقر
رمزه دعامه يا امام بـاقر
تا وقتي با توأم يقينم اينه
خُدا باهامه يا امام بـاقر
.....
جُـز كرمت چيزي تو خاطرم نيست
جـز تو كسي پــناهِ "آخِــرم"نيست
چه سرّيه شــب شهــادته تـــو
توي بقـــيع يه دونه زائــرم نيست
......
چه جوري غم نصيبي تو ببينم ؟
اين روزا بي شكــيبي تو ببينم
با اين همه سينه زن و سينه چاگ
بازم بايد غريبي تو ببينم
....
توي بقيع سنــگ نشون نداري
يه گريه كُن يه روضه خون نداري
با اينكه عالَـمــه به زيره سايه ت
رو مــرقدت يه سايبون نداري
....
روم نمي شه بگم كه روضه خونم
با غــم تو دلا رو مي ســـوزونم
اجازه هست حالا ك مُسلميّه س
روضه هاي كودكي تو بخونم؟
....
چهار سالت بود ديدي قحط آب و
تشنگي و درداي بي حساب و
چي بروزه دلت اومد ، كه ديدي ؟
تــلظّيِ شيرخواره ي رباب و ...
....
چهار سالت بود راه چاره گُم شد
تو گرد و خاك يه مَشك پاره گُم شد
خودت بگو موقع غارت كه شــد
گوشواره ي چند تا ستاره گُم شد
....
چهار سالت بود ، كوفيا رسيدن
كربلا رو به خاك و خون كشيدن
جوون هاتونو اربــاً اربا كردن
همبــازيهاي تو رو سر بُريدن...


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
07:38
#امام_باقر_شهادت

او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود
مانند اجدادش غریب اندر وطن بود

او وارث لبهاى خشک و چوب خورده است
با عمه‏ اش منزل به منزل ره سپرده است

او آخرین سرمایه ‏ى کرببلا بود
آئینه‏ ى خورشید روى نیزه ‏ها بود

او دیده غسل دخترى را مخفیانه
طعنه شنیده باصداى تازیانه

او زائر پیشانى در خون نشسته است
او محرم راز و نیاز دست بسته است

با سنگ‏هاى کوفیان او آشنا ابود
با خطبه خوان کوفه و شام هم نوا بود


@raziolhossein
12 June 2024
ش
01:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


مانند شمعي پيكر تو بي صدا سوخت
در شعله هاي سركـشِ زهر جفا سوخت

قـرآن ناطـق بـودي و با خود نگفتيـم
اي مُصحف توحيد آياتت چرا سوخت؟

حجّش قبول آن كس كه پاي روضه ي تو
در آفتاب داغ صحراي منا سوخت

بسيار در شهر مدينه سوخت قلبت
امّا بميرم بيـش از آن در كربلا سوخت

بوي حُسين از آهت آمـد بر مشامم
از بس دلت در ماتم خون خُدا سوخت

مانند زينُ العابدين ، روح تو عُمـري
وقت عبور از روضه ي شام بلا سوخت

افـتادنت را ديد از بالاي ناقه
باباي تو خيلي پس از اين ماجرا سوخت

ذهن تو پنجاه و سه سال اي نوح گريه
وقت مُجسّـم كردنِ طشتِ طلا سوخت

شلّاق نامردي تو را دنبال مي كرد
آن ساعتي كه خيمه ي آل عبا سوخت

آتش گرفتي از درون وقتي كه ديدي
همبازي تو دامنش در شعله ها سوخت

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1
01:03
#امام_باقر_شهادت


امام باقر:
من پنجمين امامم و تو دومين امام
اي جد مادري حسن بن علي سلام

امام حسن:
من دومين قعودم و تو پنجمين قيام
اي علم حق شكافته با دست تو سلام

امام باقر:
اي جد من بقيع شد آرامگاه ما
با سوز زهر سوخت دل بي گناه ما

امام حسن:
فرزند من اگر چه كه ناله كشيده اي
در طشت پاره جگرت را نديده اي

امام باقر:
جدا كسي مصيبت من را نخوانده است
از بعد كربلا جگر اصلا نمانده است

امام حسن
فرزند من چه گويم از آن درد بي حساب
بستند بازوي پدرم را به يك طناب

امام باقر:
جدا سخن مياوري از دست و از طناب
دست شما كه بسته نشد پشت دست باب

امام حسن:
بستند گردن پدرم را به ريسمان
بردند تا به مسجدش او را كشان كشان

امام باقر:
جدم به سوي مسجد اگر رفت با طناب
ديگر كسي نبرد تورا مجلس شراب

امام حسن:
فرزند من بلا كه فقط دست بسته نيست
دردي شبيه مادر پهلو شكسته نيست

امام باقر:
جدا اگر چه روح تو از ظلم خسته شد
يا كه دوبار حرمت مادر شكسته شد
در پيش چشم تو كه روي خارها نرفت
افتاد پشت در،سر بازارها نرفت

امام حسن:
آن روزها كه شهر وفا شهر كينه بود
شمشير برسر پدرم در مدينه بود

امام باقر:
شكر خدا كه ضربه به او بي حيا نزد
با دست بسته رفت ولي دست و پا نزد
من ديده ام به پيكر مظلوم كربلا
زخم هزار و نهصد و پنجاه ضربه را

امام حسن:
الحق كه نيست غير همين حرف آخرم
روزي نيامده ست چو روز برادرم

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


تو یکسره در چشم لشکر بودی و من نه
چون صاحب خلخال و زیور بودی و من نه

فهمیدم آن لحظه که نامحرم تو را می زد
از چند صورت مثل مادر بودی و من نه

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم
با این تفاوت که تو دختر بودی و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما
آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه

حاجت گرفتی در خرابه من دلم میسوخت
آنشب تو درآغوش یک سر بودی و من نه

#مجید_تال

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


زخمیِّ زهری بود و بر غم مبتلا بود
زهر جگرسوزی که بر دردش دوا بود

پنجاه سالِ عمر او با درد بگذشت
پنجاه سال، او روضه‌دار کوچه‌ها بود

تب می‌نمود و یاد مادر گریه می‌کرد
او خوب با سردرد و سیلی آشنا بود

لب‌تشنه بود و زهر، آتش زد به جانش
چون یادگاریِّ حسین و مجتبی بود

عادت به «لایَومَ کَیَومُک» داشت حرفش
یعنی گریز حرف‌هایش کربلا بود

در خاطرش مانده شلوغی‌های گودال
جدِّ غریبش را که زیر دست و پا بود

جدِّ غریبی که لباسش را ربودند
غسل و کفن، زخم زیاد و بوریا بود

جدِّ غریبی که سرش منزل به منزل
گاهی به نیزه، گاه در طشت طلا بود

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


چقدر ناله ی بی جان و بی صدا داری
به زیر لب تو فقط ذکر ربنا داری

گمان کنم که رسیده زمان پرزدنت
که زهر کینه اثر کرده و نوا داری

چه کرده با تو که اینگونه محتضر شده ای
"شهادتین"به لب های خود چرا داری ؟؟

نفس کشیدنت آقا چه سخت تر شده است
میان هر نفس خسته ات دعا داری

کشانده پای تو را روبه قبله ، زهر جفا
گمان کنم که شما درد بی دوا داری

کنار بستر تو مادری عزا دارد
که گشته غرق غم و نوحه و عزاداری

لبان خشک تو ذکر " حسین " می گویند
دوباره گریه و مرثیه را بنا داری

هنوز هم تو به یاد سه ساله غمگینی
هنوز هم به دلت داغ کربلا داری

تو در لباس اسارت چه صحنه ها دیدی...
چه زخم ها که تو از کعب نیزه ها داری

دل شکسته ی من وقف ماتم تو شده
شما هوای دل خسته ی مرا داری

به خواب دیده ام آقا که مرقدی زیبا
شبیه صحن و سرای امام رضا داری

کبوتر دل من پرکشیده چون زائر
به قصد مرقد خاکی حضرت باقر

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


دیده در کودکی اش داغ کبوترها را
تبر و سوختن جان صنوبرها را

راوی مقتل سرخی ست که می سوزاند
شرح ان صفحه به صفحه همه دفترها را

تیغ بی مهر عطش بود و لب کودک ها
دیده او چهره ی شرمنده ی مادر ها را

عمه را دیده که در بی کسی عصر حرم
گره بر روی گره می زده معجر ها را

انکه خود درد کشیده ست فقط می فهمد
پای پر ابله و گریه ی دختر ها را

مقتل از جانب او گفت که عمه جانش
دیده بر زیر گلو کندی خنجر ها را

ناگهان در وسط هلهله ها می چیدند
روی سرنیزه ی بی رحمی خود سرها را


#حسن_کردی

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


جان فدای تو حضرت باقر
دل سرای تو حضرت باقر
تو چون اجداد خود کریم استی
من گدای تو حضرت باقر
ریزه خوارم به خان احسانت
پدر و مادرم به قربانت
—------—
ای به قربان قبر ویرانت
دل عشاق شمع سوزانت
شب که در بر روی همه بسته است
مادرت فاطمه است مهمانت
دور قبر تو نیست زواری
تا کند در غمت عزاداری
—---------
سوخت عمری دلت ززهر هشام
تا که کار تو زهر کرد تمام
بود سوزنده تر تو را از زهر
داغ کرببلا و کوفه و شام
تا که بنمود زهر شعله ورت
خاطراتش نرفت از نظرت
—------
ای دلت داغدار عاشورا
دیده ات اشکبار عاشورا
آخرت داغ کربلا می کشت
آخرین یادگار عاشورا
دیده ای آنچه هیچ دیده ندید
روضه هایی که هیچ کس نشنید
—----------
تو به طفلی به کربلا بودی
شاهد سوز خیمه ها بودی
در فرار از هجوم آتش ها
چون گلی زیر دست و پا بودی
ذکر لبهات واحسینا بود
کعب نی بر شما تسلا بود
—------—
تو به خیمه شراره را دیدی
غارت گوشواره را دیدی
بین سرها که رفت بر سرنی
سر یک شیرخواره را دیدی
تو بدنهای بی کفن دیدی
تو سر دور از بدن دیدی
—-------
آه از آن دم که همره پدرت
داد دشمن زقتلگه گذرت
با تماشای آن تن بی سر
رفت از حال باب خونجگرت
گفت بر خاک این بدن از چیست
پدر من مگر مسلمان نیست
—------—
گشت در کربلا به ماه حرام
سر بریده عزیز خیرالانام
به خدا جز تو کس نمیداند
پدرت از چه گفته بود الشام
او نگفت آنچه را بیا تو بگو
روضه های نگفته را تو بگو
—------------
تو بگو شامیان چها کردند
دورتان هلهله به پا کردند
به غم همرهان خسته دلت
رقص کردند و خنده ها کردند
تو بگو از محله های یهود
زآن سری که دگر به نیزه نبود
—-------
بسته شد دستهای کوچک تو
همچنان عمه های کوچک تو
مثل عمه رقیه ات آقا
شد پراز خار پای کوچک تو
بگو بر یاس رنگ لاله زدند
بسکه سیلی به آن سه ساله زدند
—-------

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


من ز طفلی غم و اندوه مکرر دیدم
کربلا بود که لرزیدن دختر دیدم

سخت تر زآنچه حسن دیده در آن کوچه ی تنگ
من در این دشت بلا چند برابر دیدم

همره عمه به بالای بلندی رفتم
در کف شمر دنی کاکل و خنجر دیدم

موقع سوختن خیمه صدا زد عمه
زنده شد در نظرم آنچه پس در دیدم

یارب ای کاش نیاید به سر هیچ کسی
صحنه هایی که به این چشم زخون تر دیدم

عده ای در پی ششماهه به پشت خیمه
نیزه ها را به زمین در پی یک سر دیدم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
01:03
#امام_باقر_شهادت

هر چه شنیده اید غریبانه دیده ام
باور نمی کنید چه رنجی کشیده ام

کوفه به شام را در ایام کودکی
همپای عمه ام رقیه دویده ام

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت



پنجمین نور خدای قادرم
یادگار کربلا من باقرم

من ز طفلی غم روی غم دیده ام
زخم زنجیر پدر هم دیده ام

دیدم آری نوگلی پژمرده بود
نی ز بی آبی که سیلی خورده بود

من به خیمه جسم اکبر دیده ام
یک عبا را پر زپیکر دیده ام

من خودم دیدم یکی سر می برد
یکنفر خلخال دختر می برد

کاش می مردم نمیدیدم ولی
پشت خیمه نیزه بود ویک علی

من خودم دیدم به صدآه وفغان
عمه را درمجلس نامحرمان

سرخ مویی بود باما درستیز
بین ما میگشت دنبال کنیز

شامیان پستند و نامرد و بدند
عمه را،ازهرطرف سنگش زدند

غصه های کودکی مانده به یاد
زجر خیلی کودکان را زجر داد

دختری که بعد بابا زار شد
مثل زهرا،دست بر دیوار شد

دختری که تازیانه خورده بود
غیر ناخن،جمله اعضایش کبود

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


پا به پای پدر سفر کردم
در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و
با رقیه پدر پدر کردم

عمه‌ام تا به رویِ خاک افتاد
دیده‌ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز
گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه‌ام آن روز
از دلِ نیزه‌ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت
از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد
پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم
که از این زهر، خون، جگر کردم

#رضا_باقريان

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_مدح


یک لحظه هم از غیب، نگاه تو جدا نیست
این دانش بی حد مگر از سوی خدا نیست

در محضر تو پاسخ هر عالم و عارف
جز آیه ی《سُبحانَکَ لا عِلمَ لَنا...》نیست

هر تیر نگاهت به هدف می خورد آری
در ترکش چشمان تو یک تیر خطا نیست

از لطف احادیث و تفاسیر بلندت
در دین خدا تا به ابد شبهه روا نیست

تا اینکه سلامی برساند به تو از عشق
جابر همه ی عمر دلش در نگرانی ست

یک عمر گذشته ست ولی خاطر پاکت
یک لحظه جدا از سفر کرب و بلا نیست

هنگام اذان است و چه رؤیای قشنگی
در صحن تو اینقدر شلوغ است که جا نیست

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


پیر شد هر لحظه پای روضه ها، مثل پدر
در نیاورد از تنش رختِ عزا، مثل پدر

حلقه میزد اشک در چشمش؛ به گریه می نشست
از مصیبت های سختِ کربلا، مثل پدر

خشک میشد حنجرش، میسوخت، تا می دید که
طفلِ تشنه، شیرخواره هر کجا، مثل پدر

یاد مشک پاره و دستِ قلم در علقمه
داغدارِ جملۂ «أدرک أخا»، مثل پدر

زیر لب میخواند گریان روضه ها را یک به یک
ضجّه میزد یادِ آن خونین-قفا، مثل پدر

رفت پیش چشم او سرها به روی نیزه و
دید جسم ِ بی کفن بر بوریا، مثل پدر

خیمه ها میسوخت! موهای رقیه همچنین
داشت با خود گریه های بیصدا، مثل پدر

من فدای کودکی هایش که رفت از کربلا
با دو دستِ بسته تا شام ِ بلا، مثل پدر

بر سرِ بازارِ آذین بسته بین هلهله
بر سرش میخورد سنگِ بی هوا، مثل پدر

در خرابه ناتوان افتاد! خوابش برده بود
روی خار و خاک؛ بی آب و غذا، مثل پدر

آخرش مسموم شد با زهر، مظلومانه شد-
در بقیعِ بی حرم قبرش رها مثل پدر!

#م_عاطفی

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


من ولی الله اکبر هستم
پنجمین حجت داور هستم
باقر آل پیمبر هستم
از ستم طایر بی پر هستم
همه دیدند ز من مهر و وفا
باز کردند به من ظلم و جفا

گر چه از زهر به خود پیچیدم
کس نداند که چه غم ها دیدم
از غم کودکی ام پاشیدم
همه شب تا به سحر نالیدم
گر به هم ریخته اعضایم شد
قاتلم،دیده ی بینایم شد

طفل بودم که اسارت دیدم
خیمه ها را همه غارت دیدم
من چهل روز حقارت دیدم
عمه را بزم جسارت دیدم
بزم می بود لعینی برخاست
دختری را به کنیزی میخواست

رفتم از یاد و نرفته از یاد
همه ی زندگی ام رفت به باد
تا که همبازی ام از ناقه فتاد
زجر آمد ز ره و زجرش داد
لگدی زد به تن او که خداش
نکند قسمت کافر ای کاش

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
01:03
#امام_باقر_شهادت


چگونه او جگر سوخته روبراه کند
توانِ آه ندارد که آه آه کند

نشد که راه رود مثلِ مادرش شده بود
نشد که خیزد و دیوار تکیه‌گاه کند

نشسته است جوانش به بستر مرگش
خداکند که ننالد فقط نگاه کند

چه داشت زهر که جسمش چنین تورم کرد
که دست و پا زدنش را چه جانکاه کند

هنوز غرقِ جراحات شام و کرببلاست
بگو که رویِ پدر را به قتلگاه کند

برای او همه‌اش روضه است وقتی که..‌.
نظر به آب کند یا نظر به ماه کند

کنارِ عمه به زنجیر بود و حیف نشد
که خویش را سپرِ طفلِ بی‌گناه کند

به چنگِ پیر‌زنی سنگ بود و او می‌گفت :
خدا کند نزند یا که اشتباه کند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
01:03
#امام_باقر_شهادت


گرچه با این دردِ جانکاهش تبسم کرده بود
فاطمه با دیدن او دست و پا گُم کرده بود

زهرها با هم تفاوت داشتند اما بگو...
این چه زهری بود که جسمش تورم کرده بود

آنقدر پیچید در خود سوخت از آهش زمین
گوئیا در سینه‌اش آتش طلاطم کرده بود

زهر از یکسو و داغ کربلا از یک طرف
آب با آتش به قتلِ او تفاهم کرده بود

عمه‌اش را دید و خواند از خیمه‌های سوخته
مادرش را دید ه یادِ داغ هیزم کرده  بود

دید گرد محرمانش حلقه‌ی نامحرمان
دید طفلی را که راهِ خیمه را گُم کرده بود

سرخ شد چشمش  گمانم آهِ آخر را کشید
دختران شعله‌ور را که تجسم کرده بود

یادِ زنجیر و طناب و خارِ راه و سنگِ بام
یادِ شام و نان خشک  و لطف مردم کرده بود

وقت غسلش دید فرزندش جراحات تنش
کعب نی از بس که بر پشتش ترحم کرده بود....

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
01:03
#امام_باقر_شهادت


روضه خوان ها آنچه می خوانند رامن دیده ام
آنچه کس را نیست یارای شنیدن دیده ام

کودکی بودم میان کاروان کربلا
ظلم ها با همرهان از دست دشمن دیده ام

من کنار جسم صد چاک جوان کربلا
جد مظلومم به حال گریه کردن دیده ام

پیکر اکبر روی دست جوانان غرق خون
عمه زینب را در آندم غرق شیون دیده ام

کودکان راتشنه درخیمه به حال احتضار
دست سقا را جدا افتاده از تن دیده ام

من تن صد چاک جدم را میان خاک وخون
زیر شمشیر و سنان و سنگ وآهن دیده ام

اهل عالم کی شنیدن مثل دیدن می شود؟
روضه خوان ها آنچه می خوانند را من دیده ام

#علی_ساعدی

@raziolhossein
1
01:03
#امام_باقر_شهادت
#رباعی


بر قبر تو خاک و یادِ تو خاک نشد
عِلمت علوی و هیچ ادراک نشد

در کرب و بلا هرچه که دیدی؛ یک عمر...
از حافظۂ کودکی ات پاک نشد!

#م_عاطفی

@raziolhossein
1 👍 1
01:03
#امام_باقر_شهادت
#رباعی

ای شاهد ماجرا ، امام باقر !
راویِ شکنجه ها ، امام باقر !

از حاشیه ی چادر زینب می دید
سرهای بریده را امام باقر


#سید_روح_الله_باقری

@raziolhossein
👍 1
ش
23:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


جاني به تن نيست
از تشنگي ديگر توان پا شدن نيست

مسموم زهرم
مظلومم اما پيكرم دور از وطن نيست

روضه همين است
لشگر براي غارتم اطراف من نيست

ديد عمه جانم
بر پیکر آن شاه ، كهنه پيرهن نيست

ميگفت با خود
آيا در اين عالم براي او كفن نيست

جنجال ديدم
جسم شريفت را ته گودال ديدم

خون گريه كردم
وقتي تو را از تشنگي بي حال ديدم

اين غم مرا كشت
خون خدا را بر زمين پامال ديدم

اي غيرت الله
رفتي ولي من غارت خلخال ديدم...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
2 👍 1
23:03
#امام_باقر_شهادت


من امام هدایتم مردم
من مسیر سعادتم مردم

من دلیلم به کل این خلقت
من امامم به پاکی و عصمت

دورم از زشتی و پلیدی ها
دورم از هر چه رجسِ این دنیا

حق به ما داده اینچنین عزت
رزق عالم ز ما رسیده فقط

کار و بار جهان به شانه ی ماست
در و دیوار آن نشانه ی ماست

نه خدائیم و با خدا مائیم
ذات آیات انّما مائیم

منم از نسل حیدر و زهرا
از تبار خدیجه ی کبری

منم آن ابنِ زمزمَ و صَفا
منم آن ابنِ مکهَ(تَ) و مِنا

گرچه ما اهل بیت زهرائیم
آه امّا غریب و تنهائیم

زیر این چرخ و گنبد مینا
نیست از ما غریب تر ابدا(آ)

من غریب مدینه ام، باقر
داغ سختی به سینه ام، حاضر

گرچه از داغ زهر تب دارم
روضه ی دیگری به لب دارم

گرچه از دل غمم جدا نشود
هیچ جا مثل کربلا نشود

کربلا بودم و ستم دیدم
من هزاران هزار غم دیدم

به زمین خوردن علم دیدم
دست هایی که شد قلم دیدم

مشک خالی ز آب را دیدم
گریه های رباب را دیدم

بدن پاره پاره را دیدم
گوش بی گوشواره را دیدم

لحظه های غروب یادم هست
نیزه و سنگ و چوب یادم هست

لشکر نیزه دارها بودند
ده نفرها ، سوارها بودند

جد ما را غریب کشتندش
آه مردم ، عجیب کشتندش

روضه های نگفته را دیدم
سر بر نیزه رفته را دیدم

دست بسته من و رقیه و زجر
عمه و التماس و گریه و زجر

روزها گرم بود و قحطی آب
نیمه شب سرد بود و مثل عذاب

مستی نیزه دارها هم بود
کف و رقص سوارها هم بود

دم دروازه ها چه ها دیدیم
ما چهل شهر، کربلا دیدیم

از سر ناقه ها زمین خوردیم
وسط دست و پا زمین خوردیم

شام و بازار شام ما را کشت
آه، بزم حرام ما را کشت

از حسادت، لعینِ بی ادبی
چوب می زد چنان به روی لبی

آن چنان زد که لب پریشان شد
خواهری با نسب، پریشان شد

ماجرای رقیه یادم هست
وضع پای رقیه یادم هست

نه توانی به پا و دستانش
نه رمق مانده بود در جانش

نیمه شب بود عمه ام جان داد
در کنارِ سر پدر افتاد ...


#وحید_محمدی

@raziolhossein
23:03
#امام_باقر_شهادت
#دوبیتی

ز داغ کربـلا فـــریاد...فـــریاد...
نرفته روضه‌ها یک لحظه از یاد

پدر بر ناقـه ما را دید و فرمـود
الهی مـادرم مـن را نمـیـــزاد...

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
2 👍 1
23:03
#امام_حسین_مناجات


نوکرت را بخوان به صحن و سرات
تا نگویند شوقِ یک طرفه

لنگ امضای کربلای توایم
چند روزی که مانده تا عرفه

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 1 😭 1
13 June 2024
ش
03:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_شهادت


خیلی زمان گذشته ز روز شهادتم
من کشته ی قدیمی یک هتک حرمتم

چون پیر پنج ساله شدم بعد کربلا
دنیا ندید کودکی با طراوتم

پشتم هنوز زخمی شلاق کینه است
من یادگار خیمه ی در چنگ غارتم

هر شب مرور خاطره ی سرخ کربلا
از من گرفت مهلت یک خواب راحتم

چون چشم های من نشود روضه خوان کسی
من هنوز زنده ی روز اسارتم

سوگند بر تلاوت خورشید نیزه ها
یادم نمی رود لبِ آن ماه طلعتم

وقتی شراره ریخت روی سر مادرم به شام
آتش گرفت مثل حسن چشم غیرتم

من دیده ام شبیه رقیه که بوده است
دست عدو بزرگ تر از قاب صورتم

شام و شراب و سنگ لبِ بامِ کوچه ها
خون می چکد ز خط به خطِ این روایتم


#حسن_کردی

@raziolhossein
2
03:45
#امام_باقر_شهادت



گرچه آتش به دل شعله ورم افتاده
شرر زهرستم ،برجگرم افتاده

یادم از کرب وبلا آمد و یک بار دگر
انقلابی به دل شعله ورم افتاده

آه از آن گلشن خونین ،که به چشمم دیدم
گل پرپر، همه جا دور و برم افتاده

ثمری از شجرطیبه هستم ، امّا
آتشی برهمه ی برگ و برم افتاده

از تن جّد غریبم چه بگویم، وقتی
به سوی قتلگه او گذرم افتاده

کودکی بودم و دیدم که به پیش نظرم
غل و زنجیر به پای پدرم افتاده

از همان روز که خورشید به نی جلوه نمود
سایه ای ازغم و محنت به سرم افتاده

دیده ام از اثر ضربت سنگ بیداد
ز روی نی سر شمس وقمرم افتاده

عمه ی کوچک من پیش نگاهم جان داد
درد این بار گران برکمرم افتاده

آه دیگر ز فلک پیک شهادت آمد
زین خبر اشک ز چشم پسرم افتاده

ای «وفایی» همه جا درغم ما گریه کنید
لخته های دلم از چشم ترم افتاده

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
03:46
#امام_باقر_علیه_السلام


ای بقیعِ غم تو کرببلایی دیگر
کربلا بود برای تو مِنایی دیکر
کوفه تا شام، تو را سعی‌وصفایی دیگر
در غریبان، تو غریب الغربایی دیگر

غربتت را نسرودم منِ شاعر آری
راستی تو چقَدَر شاعر و ذاکر داری؟!

شده آزرده تو را از عمل ما، خاطر
بی سبب نیست اگر شد حرمت بی زائر
از حدیث تو نگفتیم ولو در ظاهر
گرچه محتاج‌ترینیم به قال الباقر

همه‌ی سال پی یک شب تقویم توأیم
ما فقط مرثیه‌خوان شب ترحیم توأیم

دست بر دامن مهرت نرساندیم چرا؟
گاهگاهی که رسیدیم، نماندیم چرا؟
پایمان را به بقیعت نکشاندیم چرا؟
باقرالعلم! ز علم تو نخواندیم چرا؟

بگذر از ما که برای تو مؤثر نشدیم
نه که بی صحن و رواقی تو، مسافر نشدیم

کودکی‌های تو در اوج مصیبت طی شد
کودکی‌های تو همراه شهادت طی شد
پای آن خیمه که می‌رفت به غارت طی شد
زیر شلاق ستم وقت اسارت طی شد

طی شده کودکی‌ات گوشه‌ی بین الحرمین
گه در آغوش پدر، گاه در آغوش حسین

کربلا جلوه‌ی غم بود برایت مادام
کربلا کشت تو را، کشت تو را بدتر شام
کربلا بود و حسین و تو و سجاد، تمام
کربلا بود و امام بن امام بن امام

من تو را یک تنه یک کرببلا می‌بینم
من تو را در همه‌ی مرثیه‌ها می‌بینم

داغ بی آبی و فقدان عمو را تو بگو
روضه‌خوان باش خودت، روضه‌ی او را تو بگو
پرده بردار، بیا راز مگو را تو بگو
بوسه‌ی تیغ به رگ‌های گلو را تو بگو

تو بنا بود بمانی به امامت برسی
روضه‌خوان باشی و هر شب به شهادت برسی


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
2 👍 1
03:48
#امام_باقر_مدح
#امام_باقر_شهادت


ای سروری كه سروراهل ولا تویی
مولاتویی، امام تویی،مقتدا تویی

بعد ازچهارمين گل گلخانه ی بهشت
خوشبوترين شكوفه ی باغ ولا تویی

ای پنجمين چراغ هدايت كه بربشر
درراه عشق و وادی دين رهنماتویی

آن واجب السّلام كه  جابر به محضرش
گفته سلام حضرت خيرالورا تویی

ترديدره نيافته هرگز به نورتو
ايمان تویی حقيقت بی منتها تویی

زهد و وقارآينه ای ازصفات توست
آئينه ی صفات همه  اوليا تـویی

دريای علم و دانش تو بيكرانـه است
بركشتی علوم وشرف ناخدا تویی

گرداده انـدبرتولقب باقرالعلوم
دريا شكاف علم رسول خداتویی

حِجروحَجَر به خاك توكردنداستلام
آن كعبه ای كه دادصفا را صفا تویی

چشمان ماه خيره به سوی تومانده است
خلوت نشين گلشن سبزدعا تویی

بيگانگان زمرحمتت فيض می برند
بارحمت خدا به خدا آشنا تویی

مثل علی كسی كه همه شب به دوش خويش
می بُرد نان به سفره ی هربينواتویی

آن كس كه گشته است زطفلی تمام عمر
يادآورحكايت كرب وبلا تویی

آن نازنين كه ديده تمامی لاله ها
پرپرفتاده است وسرازتن جداتویی

آزاده ای كه ديده به كوفه به شهرشام
هجده سرمنوربرنيزه را تویی

آن كس كه ديده است سه ساله گل حسين
درگوشه ی خرابه كندجان فداتویی

آن گل كه بعدديدن يك باغ داغ گل
كرده به صبرعمه ی خود اقتدا تویی

آن شمع سينه سوخته ای كزشرار زهر
آتش گرفت وسوخت ولی بی صداتویی

خورشيد سوّمی كه غريبانه دربقيع
گردیده دفن از ستم اشقیا تویی

ميعادگاه اهل ولايت بقيع توست
يعنی كه قبله ی دل  اهل ولاتویی

چشم «وفایی»ست به الطافت ای كريم
مرهم گذار زخم دلش درجزا تویی

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
ش
20:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
20:19
#امام_حسین‌_مناجات
#رباعی #سفینة‌النجاة


من در بر کشتی نجات آمده‌ام
در ساحل چشمه‌ی حیات آمده‌ام

تا زودتر از زود گناهم بخشند
قبل از عرفه در عرفات آمده‌ام

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
20:21
#امام_حسین‌_علیه_السلام



پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین
راه نجات است این راه نجات است این

پیش به سوی حرم پیش به سوی حرم
راز حیات است این راز حیات است این

دست به پرچم بگیر چشم به پرچم بدوز
پادوی این خانه باش از قُربات است این

گریه اگر میکنی کم نشمارش رفیق
بر سرو صورت بکش آب فرات است این

هرکه به هیات رسید از پل آتش گذشت
فرش حسینیه نیست‌ عین صراط است این

گریه برای حسین اصل عبادات ماست
واجب قلبی ماست صوم و صلات است این

روی نیازم کجاست روی حسین است و بس
رو به خدا کرده ام جلوه ی ذات است این

پای عزای حسین سنگ بخور از همه
غم به دل خود نده قندو نبات است این

خرج من و تو شده خون گلوی شریف
خرج عزایش کنید فوق زکات است این

پیرهن پاره اش آمده بر طاق عرش
فاطمه از حال رفت نَقل روات است این

شان بزرگی او سدره ی عرش خداست
نه روی کهنه حصیر مال دهات است این!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
14 June 2024
ش
00:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_علیه_السلام


ای روشنای مهر،منظومه ی نجوم
ای مالک وجود، ای کاشف الغموم
هم بحررحمتی،هم باقرالعلوم
ای آن که نورعلم تابد زنام تو

ای کعبه ی امید، ای حُرمت حرم
ای چشمه ی کمال،گنجینه ی حکم
ای سید کریم، ای منبع کرم
جوشیده برهمه فیض مدام تو

ای آن که داده اند،برتو زمام ها
باشد مقام تو، فوق مقام ها
ای گفته مصطفی،برتو سلام ها
هرلحظه برنبی، بادا سلام تو

ای خادمان تو،ارباب معرفت
با حُب تو خوشند، احباب معرفت
بعداز هزار سال، اصحاب معرفت
دارند صحبت از قدر و مقام تو

ای برتر ازملک، ای باعث وجود
پیوسته ازخدا ، برحضرتت درود
هرکس که مهرتو ،رشته به تاروپود
با معرفت نهد، سررا به گام تو

ای آن که دیده ای از کودکی بلا
ای برغم والم، گردیده مبتلا
تصویرعشق را، دیدی به کربلا
آن جا شروع شد ،سعی تمام تو

گاهی به مقتل وگاهی به علقمه
دیدی به روی خاک ، گلهای فاطمه
رفتی به سوی شام، باکودکان همه
هرگز نگشته روز ازغصه شام تو

باآنکه جان تو، ازغصه خسته شد
باآنکه قلب تو، ازغم شکسته شد
با آنکه دفتر، عمرتو بسته شد
پاینده تا ابد، باشد قوام تو

ای آن که سرنوشت، باشد مطیع تو
تکیه زده به عرش ،قدررفیع تو
عطر جنان دهد،خاک بقیع تو
شد قبله گاه دل،  دارالسّلام تو

ای سُرمۀ ملک، ازخاک تربتت
آگه بود خدا، ازقدروحُرمتت
سوزد دل همه، از درد غربتت
نالد کبوتر، دلها به بام تو

با نورمهرتو، در روشنائیم
داده ولایتت، ازغم رهائیم
ازخادمان تو، همچون وفائیم
روکرده بردرت، مولا غلام تو

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
859×1080, 150.2 KB
بر زین زهر خورده نشست آن که دیده بود
جدش چگونه از سرِ زین بر زمین فتاد

#محمدسعید_عطارنژاد

@raziolhossein
00:47
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.9 KB
00:47
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 37.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
#یوم‌الترویه

عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

.
00:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
460×243, 9.8 KB
#و_بدأت_حكاية_زينب

در سینه غمی غریب و جانکاه افتاد
غلطید ستاره بر رخ ماه افتاد
آماده شوید گریه کن های حسین
ارباب به سمت کربلا راه افتاد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
00:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 53.9 KB
#یوم_الترویه

این سفر بى حساب غم دارد
دل از این رو بسى الم دارد
می کشد این کلام عالم را
کاروانت رقیه هم دارد

#عرفان_ابوالحسنی

@raziolhossein
😢 1
ش
06:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
06:49
#امام_زمان


مهدی شوم فدای تو و اشک دیده ات
قربان اشک دیده بر رخ چکیده ات

صاحب عزا تویی به تو گوییم تسلیت
یابن الحسن فدای دل داغ دیده ات


@raziolhossein
06:51
#امام_باقر_شهادت


در بهار زندگی رنگ خزان را دیده ای
هر چه را مقتل روایت کرده آن را دیده ای

سوز زهر آتش به جانت زد ولی در کودکی
تشنه لب سوزان ترین روز جهان را دیده ای

روز عاشورا میان خنده های کوفیان
ناله پیری به بالین جوان را دیده ای

در تمام عمر اگر می سوختی مثل رباب
روی دوش حرمله تیر و کمان را دیده ای

در میان خیمه ها وقت غروب آفتاب
لحظه لحظه اضطراب عمه جان را دیده ای

خاک عالم بر سرم در زیر سم اسب ها
جسمِ عریانِ بزرگِ خاندان را دیده ای

از درون خیمه هایی که در آتش سوختند
گوشواره بردن غارتگران را دیده ای

وقتی از زخم زبان کوفیان راحت شدی
تازه بعدش شامیان بد دهان را دیده ای

در کنار عمه جان، در مجلس نامحرمان
بر لب قاری هجوم خیزران را دیده ای

داغ هایی که شمردم شمه ای از داغ توست
هر چه را مقتل روایت کرده آن را دیده ای

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
ش
08:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1140, 140.6 KB
#امام_باقر_علیه_السلام


ای یادگار‌ِ واقعه‌ی کربلا سلام
با غصه و مصیبت و غم آشنا سلام

بر آن دل شکسته‌ی دوران کودکیت
از ما همیشه و همه دم هرکجا سلام

یادت نمی رود دم دروازه‌های شهر
با سنگ داده اند به روی شما سلام

جابر رسید و گفت که ای باقرالعلوم
بر تو رسانده است رسول خدا سلام

قبر بدون شمع و چراغت بهشت ماست
ما زائر مزار تو  هستیم با "سلام"

#محمدحسن_بیات‌لو

@raziolhossein
👍 3 😢 1
ش
17:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
17:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 119.8 KB
17:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 128.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
👍 1
17:47
همچون مسلم بن عقیل علیه السلام که در کوفه به شهادت رسید جمعى ازفرزندان جناب عقیل،چه فرزندان خود او یا نوه ‌هایش از شهداى کربلا و یاران سیدالشهدا علیه السلام بودند که جان خویش را فداى امام کردند.
ایشان از نسل حضرت ابوطالب علیه السلام بودند که عموزاده خویش، سیدالشهدا علیه السلام را در کربلا یارى‌ کردند

نام شریف شهدای نسل جناب عقیل :

عبدالله بن مسلم، محمد بن مسلم، جعفر بن عقیل، عبدالرحمان بن عقیل، محمد بن عقیل، عبدالله الاکبر، محمد بن ابى سعید بن عقیل، على بن عقیل و عبدالله بن ‌عقیل.


ما گریه ز رود نیل آموخته ایم
ذبح پسر از خلیل آموخته ایم
یل پشت یل آریم و فدای تو کنیم
این معجزه از عقیل آموخته ایم

#مهدی_محمدتقی

@raziolhossein
👍 2
17:48
#حضرت_مسلم


خسته‌ام خسته در این شهرِ مسلمان کُشها
میهمانم به مهمانیِ مهمان کُشها

من دعا کرده‌ام اما به اجابت نرسید
هِی نوشتم که نیا  حیف جوابت نرسید

فکرِ آوارگی‌ات بُرده توانم  چه‌کنم
آه ؛ شرمنده‌ترین مردِ جهانم  چه‌کنم

یک نفر نیست که گیرد پَرِ طفلانِ مرا
روی دامان بگذارد سرِ طفلانِ مرا

هیچ‌کس نیست که بر این سه نفر جا بدهد
لااقل کاسه‌ی آبی به لبِ ما بدهد

خواب دیدم نفَسِ خواهرشان خواهد رفت
بعدِ من بر لبِ آبی سرشان خواهد رفت

کاش از دور نبینند  به  دام اُفتادم
دست بسته  پُرِ خون از لبِ بام اُفتادم

کاش با باد در این لحظه که سرگردانم
رویِ دروازه نبینند که آویزانم

همه‌ی اهل و عیالم به فدایت برگرد
بچه‌هایم شود آواره به جایت برگرد

آنقدر فکرِ تو هستم که بهم ریخته‌ام
پای قنّاره ببین زیر قدم ریخته‌ام

خواستم نامه نویسم که بمان حیف نشد
یا صدایم برسد  گریه‌کنان حیف نشد

نامه با اشک نوشتم  بفرستم   دیدم
بِینِ راهی و تو را نیست نشان  حیف نشد

رفته‌ام خانه به خانه زده‌ام رو ، شاید
که بمانند سرِ بیعتشان حیف نشد

آمدم داد زنم حرمله با شمر رسید
خنجری آمده با تیر و کمان حیف نشد

کاش می‌گفتم از اول که در این حلقه‌ی چشم
دخترانِ تو ندارند امان حیف نشد

نفَسم بُرد  زمین خوردم و گفتم  گویم
می‌زند از نفَسَت خون فوران حیف نشد

تیغ را بر لبِ من زد که نگویم برگرد
چکمه‌ای بر لبم آمد که نگویم برگرد

به دهانم زد و دندان مرا ریخت بهم
یادِ طفلِ تو گریبانِ مرا  ریخت بهم

شعله از بام سرم ریخت سرم را سوزاند
ناسزا گفت حرامی  جگرم را سوزند

ناسزا گفت و دلم  گفت امان از زینب
مُسلم‌ات زیرِ قدم  گفت امان از زینب

وای از زینب اگر شهر به حالت خندد
آنکه خندید به حالم به عیالت خندد

ای پریشانِ غمت مویِ سرِ دختر من
جای من دست بکش رویِ سرِ دختر من


#حسن_لطفی

@raziolhossein
17:48
#حضرت_مسلم
#عامیانه


خدا شاهده به هر دری زدم
تا یه جور بهت خبر بدم نیای
یا اگر تقدیره که کوفه بیای
دیگه با رقیه دستکم نیای

واسه مسلمت حلالیت بگیر
خیلی شرمنده ی خواهرت شدم
نمیشه !؟ چطور ببخشم خودمٌ
باعث گریه ی مادرت شدم

نخلای علی اسیرِ عطشن
قطره آبی به شکوفه نرسه
با دلی شکسته از خدا می خوام
پایِ بچه هات به کوفه نرسه

به غم نبودن و ندیدنت
یه روزه هزار تا غم اضافه شد
به غریب کُشی که رسم کوفیاس
رسم مهمون کُشیم اضافه شد

کاری با زخم لبم نداشته باش
باز می خوام فقط تو رو صدا کنم
غصه م اینه سر دروازه میای
نتونم توی چشات نگا کنم

خُلقشون مثل قدیمه ، به سلام
یه جواب واسه ثوابم نمیدن
دینشون گمون کنم عوض شده
دیگه به قربونی آبم نمیدن

سرشون شلوغه خنجر فروشا
رونقی گرفته کاروکسبشون
شنیدم ده تا حروم زاده دارن
نعلِ تازه می زنن به اسبشون

داره پشت سرِ اولاد علی
حرفایی رو که نباید... می زنه
دیگه از سنان نذار بگم برات
برق نیزه ش چشمامُ بد می زنه

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
17:49
#حضرت_مسلم_شهادت
#حضرت_مسلم_ابن_عقیل


ای که از کوفه معشوق دلم میگذری
خون من ریخته در گام به گامش، نظری!

مسلم از پا شده آویز قناره بدنش..
فطرس امروز ببر سمت نگارم خبری

شاه در کوه و کمر!من وسط شهر غریب!
آه از آن دربدری وای ازین در بدری..

چند دندان مرا سنگ شکسته آری!
عاشق آن است ز معشوق بگیرد اثری

بدنم زیر لگد مانده ترحم نکنید..
با سم اسب بکوبید مرا ده نفری

گونه ام خرد شد از بام زمین افتادم
گریه ام هست برآن گونه سرخ دگری

هرچه آمد به سرم باز خدایا شکرت
دخترم نیست، زنم نیست، در این دورو بری!

با تن بی رمقم بر تو سلامی کردم
به فدای سر تو ای که میان سفری

حاضرم دختر من را به کنیزی ببرند
تا که از دختر تو دفع شود هر خطری

کاش میشد بدنم را همه آتش بزنند
تا نگیرد به پر چادر زینب شرری


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
4
17:55
#حضرت_مسلم_شهادت
#مسلمیه


یک سلامِ گرم از این بی سرو سامان شده..
به همان آقا که در کوه و کمر حیران شده

عید قربانت مبارک ای به قربان سرت
کوفیان با کشتن من عیدشان قربان شده!

مانده ام از بچه هایم بی خبر،دلواپسم
من‌ نمی‌دانم بدون من چه با طفلان شده

نه غذایم می‌دهند اینها نه آبم می‌دهند
غم مخور گفتم بدانی که چه با مهمان شده

گیسوانم دست‌پیچ بچه های کوچه شده
پیکرم بین گذر بازیچه ی طفلان شده

صحبت از سر می‌کنند و حرف خنجر می‌زنند
مسلم تو شمر را دیده اگر گریان شده

چوب دست ابن مرجانه لبم را پاره کرد
حرف چوب و لب که آمد در دلم طوفان شده

از لباسی که به تن دارم خجالت می‌کشم
سوختم با روضه ی آن پیکر عریان شده!

کوچه و بازار کوفه جای دخترهات نیست
اذیت و آزار آن ها در گذر آسان شده


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 4
18 June 2024
ش
15:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 101.6 KB
15:29
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 59.9 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
15:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت
#رباعی

پاینده اگر جلال قربان و غدیر،
تابنده وگر جمال قربان و غدیر،

میلاد تو نازیم! که در بین دو عید
شد حلقه‌ی اتّصال قربان و غدیر

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
15:31
#امام_هادی_ولادت

دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»
راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ
امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هرکه بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
15:31
#امام_هادی

در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم
ایها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم
ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم
صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم
زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل
رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها
خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت
از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد
سمت خورشید خراسان جمله ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی
من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم

آنقدَر درگیر مضمون بودم و روباه پرده
که حواسم پرت شد آن شیر را روباه گفتم

شعر هرگز دست هایم را نمی بندد برایت
من به پیش پایت ای دریاترین با آه افتم


#رضا_خورشیدی_فرد

@raziolhossein
15:31
#امام_هادی

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
15:32
#امام_هادی

از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است
*
واژه هایی که نیست در شانت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان
وصف آیینه کار آیینه ست
*
امرکم رشد، ما تهی دستیم
فعلکم خیر، ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
پیش پایت فقیر و مسکین است
*
و بکم یمسک السما مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
بموالتکم...، ولای شما
اصل و فرع و تمامی دین است
*
کربلا گرچه قسمت ما شد
حسرت سامرا به دل مانده
دعوتم کن برای پابوسی...
از تو گفتن همیشه شیرین است...



#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
15:32
#امام_هادی_ولادت

شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب



#رضا_باقریان

@raziolhossein
15:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 186.7 KB
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح

من جای آب عمری رو بر سراب کردم
در آتش گنه سوخت هر چه ثواب کردم

هز چند از کفم رفت ، ماه خدا ، شب قدر
روی غدیر اما خیلی حساب کردم

#محمدحسین_رحیمیان

#تبلیغ_غدیر_واجب_است

@raziolhossein
😭 3 2 👍 1
ش
18:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#عید_غدیر



عمر زهرا اگر امان میداد
و خدا هم به او توان میداد
جلوه های غدیر مولا را
به همه منکران نشان میداد
ساکنان مدینه را آنروز
با همان آسیاب، نان میداد
سفره ای می گشود روی زمین
که از آن هم به آسمان میداد
همچنان خطبه ی غدیر نبی
خطبه می خواند و شرح آن میداد
آن چنان از علی سخن میگفت
که تن کعبه را تکان میداد
پیرها را به فکر می انداخت
ایده بر مردم جوان میداد

ولی افسوس عمر او کم بود
عمر کوتاه او پر از غم بود

آی ای شیعه ی علی برخیز
جان به راه غدیردوست بریز

خرج کردن ز مال، خوب ولی
آبرو خرج کن برای علی!

هر که دراین مسیر غیرت داشت
بیشتر ازبقیه همت داشت

اجر او پربهاتر از همه است
گل لبخند های فاطمه است

سر درِ خانه پرچمی بگذار
بر دل دشمنان غمی بگذار

کودکان را گره بزن به غدیر
دستشان را بده به دست امیر

بازی کودکانه بایدساخت
از غدیرش نشانه بایدساخت

#عددی_که_نوشته_بر_کف_راست
#روز_تاریخ_بیعت_مولاست

آخر قصه اینکه برخیزید
جان به پای غدیر او ریزید!

#سیدروح_الله_موید

@raziolhossein
2 👍 1
ش
21:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
719×1280, 44.0 KB
صبا شنیده‌ام از مکه رهسپار شده‌ است
بگو به قافله‌سالار، سگ نمی‌خواهد؟

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 10
19 June 2024
ش
05:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×384, 43.4 KB
#امام_هادی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 1
05:25
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
448×187, 29.7 KB
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

برطاقِ سقر نوشته باخطّ جلیّ
کی بی خبران زقدرتِ لم یزلی

ایجادنمی کرد خدا دوزخ را
لو اجتَمعَ النّاسُ علی حبِّ علیّ


#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت


@raziolhossein
5 👍 3
ش
12:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 55.5 KB
#عید_غدیر
#دوبیتی

مگر هر قطره گوهر می شناسد
مگر هر بنده حیدر می شناسد
بپرس از مصطفی مدح علی را
برادر را برادر می شناسد

#محمدحسین_رحیمیان

۶ روز تا غدیر

@raziolhossein
4 👍 3
20 June 2024
ش
15:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


باید اول خدا علی گوید
بعد از آن مصطفی علی گوید

با دمش همصدا شود هستی
تا که خیر النسا علی گوید

جبرئیل از خدا به رسم ادب
اذن گیرد که یا علی گوید

همه ی انبیا علی گفتند
نفس اولیا علی گوید

کعبه و مستجار و حِجر و حَجَر
مروه ، زمزم ، صفا علی گوید

شرح و تفسیر کل قرآن است
نه فقط هل اتی علی گوید

تا گره باز گردد از کارش
هر که شد مبتلا علی گوید

شیعه از کودکی می آموزد
ابتدا انتها علی گوید

جز خدا و پیمبر و زهرا
کیست کز مرتضی علی گوید ؟

پایدار است میثم تمار
پای دار بلا علی گوید

(لک لبیک) از خدا شنود
هر کسی هر کجا علی گوید

قبل (خیر العمل) موذن عرش
ذکر ( حَیّ عَلی ) علی گوید 

کاش می شد "کمیل" لحظه ی مرگ
با صدای رسا علی گوید


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 5
15:55
#امیرالمومنین
#عیدالله‌الاکبر
#عید_غدیر #رباعی


وقتش شده  ای رفیق همت بکنیم
از مرتبت ولی روایت بکنیم

با نشر فضائل گهربار علی
تا روز مباهله عبادت بکنیم


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 3
ش
19:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
19:59
#امام_حسین‌_علیه_السلام



تو روی دست پیمبر تمام قرآنی
تو دست لطف خدا را قدیم الاحسانی

تو زندگاندی خونی تو کشته‌ی اشکی
تو در کنار دو دریا ذبیح العطشانی

تویی چراغ هدایت تویی تو فلک نجات
تو منجی بشریت به موج طوفانی

تو خون جاری قرآن به رگ‌رگ توحید
تو روح پاک الهی به جسم ایمانی

تو سایه‌بان الهی به قله‌ی عرشی
چه روی داده که در آفتاب عریانی

تو زیب شانه‌ی پیغمبر خدا بودی
چه روی داده که زیر سم ستورانی

تنت ز تیغ ستم سوره‌سوره گردیده
به نیزه سوره‌ی نوری به خاک فرقانی

یکی نگفت تو تنها عزیز زهرایی
یکی نگفت تو اسلام تو مسلمانی

ز بس کریم و عزیز و بزرگوار استی
برای گریه‌کنت زیر تیغ گریانی

هنوز وصف تو خرماست نخل میثم را
هنوز بر سرنی آفتاب تابانی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:01
#امام_حسین‌_علیه_السلام


برسانید به آقا که دلم تنگ شده
دلم از دوری تو سنگ تر از سنگ شده

من فقط مال توام پس برسانم به خودت
من که دنبال توام پس برسانم به خودت

حال من لحظه به لحظه همه درد است و غم است
سوختن مرهم دلتنگی ِ داغ حرم است

آه در آه نفس می کشم و می سوزم
آه در کنج قفس می کشم و می سوزم

دلِ بیچاره مگر جز تو کسی هم دارد
با همه داشته ها بی تو همش کم دارد

من حسینی نشدم تا که رفاهم بدهند
زخم خوردم که مگر پیش تو راهم بدهند

روضه در روضه فقط اشک پناهم داده
من اگر آمده ام فاطمه راهم داده

ای فدای تنِ در دشت رهایت ای عشق
بهتر از اشک نداریم برایت ای عشق

منبر نیزه ی تو قبله نمایم شده است
روضه ی تشنگی ات راه گشایم شده است

کوفه از تشنگی ات خنده کنان بر می گشت
لبت از خون گلوی پسرت تر می گشت

بسترم پر شده از یاد تو ای کشته ی اشک
زنده ی اشکم و امداد تو ای کشته ی اشک


#حسن_کردی


@raziolhossein
21 June 2024
ش
08:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:22
#امام_هادی_ولادت
#امام_زمان #رباعی

بر جامعه و پیام نورش صلوات
بر هادی و بر شب حضورش صلوات

او راست نبیره ای نهان از دیده
بفرست به تعجیل ظهورش صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
08:23
#امام_زمان_مناجات


ماییم و درد بی مداوایی که داریم
شب تا سحر چشمان دریایی که داریم

تو راهمان دادی و به عالم ندادیم
در حول و حوش خیمه ات جایی که داریم

ماییم و این دلشوره های بی تو بودن
مایین و این آقا بیاهایی که داریم

در عین ثروت داشتن خیلی فقیریم
برکت ندارد مال دنیایی که داریم

تاکی فقط خواب ظهورت را ببینیم
کی میشود تعبیر رویایی که داریم

هرقدر هم بی تو غریب شهر باشیم
گرم است دلهامان به آقایی که داریم

روزی میاید که به شمشیر تو آقا
پاسخ بگیرد هرمعمایی که داریم

باید بگیری انتقام مادرت را
تسکین بده بر داغ زهرایی که داریم

ای کاش آقا یک شب جمعه ببینی
در کربلا این شور و غوغایی که داریم

ما با دعای تو لیاقت را گرفتیم
روزی پرفیض زیارت را گرفتیم

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
08:24
#امام_زمان_مناجات


کی ام؟ که با تو کنم گفتگو عزیز دلم
عنایت تو به من داده رو عزیز دلم

سیاه روتر و بی‌آبروتر از من نیست
مگر دهی تو به من آبرو عزیز دلم

بسوز و آب کن و آتشم بزن که کنم
چو شمع، گریه بی های و هو عزیز دلم

اگر عزیز دل خود تو را صدا نزنم
چه خوانمت؟ چه بگویم؟ بگو، عزیز دلم!

توان گفتن یا بن الحسن نمانده دگر
که گریه عقده شده در گلو، عزیز دلم

کنار قبر علی، یا کنار قبر حسین
بگو کجات کنم جستجو عزیز دلم؟

گرفتم آنکه بیایی بدین سیه‌رویی
چگونه با تو شوم رو به رو عزیز دلم؟

بیا که فاطمه بعد از هزار سال هنوز
کند ظهور تو را آرزو، عزیز دلم

هنوز یاد لب تشنگان کرب و بلا
نگاه توست به دست عمو، عزیز دلم

به یاد حنجر خشکی که نهر خون گردید
رود ز دیده سرشکم چو جو، عزیز دلم

به جستجوی تو «میثم»روا بود که چو باد
تمـام عمـر رود کـو بـه کـو عزیز دلم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
👍 1
08:24
#امام_زمان_مناجات

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در پرده ای هنوز و صدت عندلیب هست

مُردیم از فراق تو ای عیسیِ زمان
آیا زخوانِ وصل تو ما را نصیب هست؟

هر جا روم از تو که دور از تو کس مباد
لیکن امیدِ وصل توأم عنقریب هست

دوری زخدمت تو زنقصانِ شوق ماست
دردا که درد نیست وگرنه طبیب هست

اظهار شوق این همه از «فیض» هرزه نیست
هم قصه غریب و حدیث عجیب هست

#فیض_کاشانی

@raziolhossein
08:24
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


شهر آینه دار می شود با یک گل
پروانه تبار می شود با یک گل

گفتند نمی شود، ولی می بینند
یک روز بهار می شود با یک گل

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
👍 1
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#غدیر

تا ابد هستم ثنا گوی غدیر
مست مست از جام دلجوی غدیر

مژده با اصل و نسب های جهان
بر مشامم می رسد بوی غدیر

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
22 June 2024
ش
16:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×384, 43.4 KB
#امام_هادی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

.
2
16:08
#امام_هادی
#د‌وبیتی


وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
16:08
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی

زیبنده ترین سخن کلام هادی است
حیرت زده خلقت از مقام هادی است

امضا‌‌‌‌ برات سامرا در گروِ
ذکر صلوات بر امام هادی است

#سیدمهدی_حجازی

@raziolhossein
16:08
#امام_هادی_علیه_السلام
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#سامرا
#دوبیتی


مهر و مه و زهره، خاک راهند این جا
عیّوق و عطارد به پناهند این جا
ذرّات فلک، ستاره تا سیّاره
زوّار دو خورشید و دو ماهند این جا


دو مصحف و دو صحیفه، تفسیرش چیست؟
دو یاسمن و دو یاس، تصویرش کیست؟
من خواب دو مه دیده ام و دو خورشید
آیا سفر سامره تعبیرش نیست؟

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
16:09
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
16:09
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
16:09
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 98.0 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:11
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام
#د‌وبیتی


خورشید طلوع کرده از لبخندش
نور است و هزار رشته در پیوندش

دیدند در آسمان دستان رسول
دست علی است و یازده فرزندش




در آینه مهر و مه ، شکوفایی کرد
دستان علی ، بلند بالایی کرد

آن روز خداوند ، خودش از مردم
با سوره ی " مائده " پذیرایی کرد



جبرییل مکرر این صلا را سر داد
بلغ ، بلغ ، ندا به پیغمبر داد

فرمان خداست بر سر دست بگیر
آن دست که در رکوع انگشتر داد



گل نغمه ی سرپرست بر می آید
این جوش خم از الست بر می آید

شق القمری دوباره ، یا رد الشمس
هر کار از این دو دست بر می آید




باید که هزار رفت و آمد بشود
باید که مبلغش محمد بشود

باید که علی به جانشینی برسد
این خواسته ی خداست باید بشود



بر دست نبی آیت انوار خداست
جبریل مدیحه خوان ، کرار خداست

فرمود علی ابوتراب است ولی
همسایه ی دیوار به دیوار خداست



بتخانه ی شرک را شکستی ای دست
بر خندق جهل ، راه بستی ای دست

هر جا که نشان "فوق ایدیهم" بود
معنای "ید الله " تو هستی ای دست



در سجده ی شکر آفتاب افتاده
جای قدم ابوتراب افتاده

عمریست که از حلاوت نام علی
حتی دهن کویر آب افتاده


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 1
16:12
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


اسلام چون کودکی بود در اول راه مانده
مانند ماهی هلالی در اول ماه مانده

خورشید امادرآمد با ماه بر منبر آمد
امروز اگر ماه کامل بر بام درگاه مانده

ظهر است و آن آبگیرش آری غدیر است و شیرش
دیگر چه باک است اگر دشت در مکر روباه مانده

گشتیم و جز او ندیدیم گشتیم و دیگر نگردید
غیر از علی هیچ کس نیست تا این زمان شاه مانده

از دشمنانش نمانده است غیر از تباهیّ و از او
هذا علیٌ کنار من کنتُ مولاه مانده

هم عادِ عاداه خوانده هم والِ والاه دیده
هرکس که بیراه رفت و هر کس به دلخواه مانده

ایراد کوتاهی ماست تقصیر گمراهی ماست
خرما اگر بر نخیل و دستی که کوتاه مانده

ما آسمان را ندیدیم تنها سلونی شنیدیم
از کوه بالا نرفتیم از ما فقط کاه مانده

بسم اللهِ سوره ی ناس قدر است و ما قدرنشناس
گوشی نماند و صدایش عمریست در چاه مانده

عصر از غدیرش گذشتیم شب شد به چاهش کشیدیم
زآن شب نمانده است چاهی زآن شب ولی آه مانده

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
16:13
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


خمار جام غدیرم شراب می خواهم
طهوری از نفس بوتراب می خواهم
جوانه ای شده ام، آفتاب می خواهم
سلام می دهم آقا جواب می خواهم
«سلام ساقی کوثر، سلام قرص قمر
زمین که لطف ندارد از آسمان چه خبر؟! »

خوشست خلوت اگر یار یار من باشد
چه خوب می شود اینجا کنار من باشد
تمام عمر علی سایه سار من باشد
به روز واقعه، او افتخار من باشد
اگر نگار من امروز لب فروش شود
دکان میثم شعرم رطب فروش شود

ابوتراب، که کارش تراب پروری است
شعاع ماه رخش آفتاب پروری است
دو وزن ابروی او شعر ناب پروری است
نگاه ساقی کوثر شراب پروری است
«به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند»

دوباره وقت کرم کاسه ی نیاز شدن
در آستان طلوعش چو غنچه باز شدن
به شوق بوسه به دستش ترانه ساز شدن
به روی دوش همه اشتران جهاز شدن
بدان امید که ذی الحجّه در هوای علی
شویم منبر و باشیم زیر پای علی

غدیر برکه ی مستی بی حد است، علی
حدیث روز ولایت زبانزد است، علی
کتاب ناطق و قرآن ایزد است علی
علی محمد و اصلان محمد است علی
پس از رسول علی مقتدای اسلام است
پسر عموی رسالت، صدای اسلام است

علی برای رسالت دلیل خواهد شد
ولایتش گهری بی بدیل خواهد شد
محبّ حضرت حیدر خلیل خواهد شد
کسی که دشمن او شد، ذلیل خواهد شد
علی خلاصه ی حمد است، ناسپاس نشو
نباش یار معاویّه، عمر و عاص نشو

کسی که پای قیامش، سجود باید کرد
هنوز در پی کشفش، شهود باید کرد
در آسمان نگاهش صعود باید کرد
به پادگان ولایش ورود باید کرد
کنار برکه ی ایمان دوباره جام شده است
به امر عالی اعلا، علی امام شده است

قلم فروش، دریغا غزل شناس شده
مگس نشسته به کندو، عسل شناس شده
عدم مقام گرفته ازل شناس شده
و آنکه جنگ نکرده، جمل شناس شده
کسی که بر سر این راه شاخص است علیست
که هست حقّ و مع الحق، مشخص است علیست

شما که از دل جبهه خبر نداشته اید
برای کشتن فتنه جگر نداشته اید
خراش مختصری نیز برنداشته اید
به هر چه غیر خدا کم نظر نداشته اید
شنیده اید علی یک تنه سپاه شده؟
برای ماندن اسلام جان پناه شده؟

شنیده اید علی سوره تکاثر بود
تهی از آنچه شمایید و از خدا پر بود
نگاه او به دو عالم پر از تدبّر بود
و درک او بخدا خارج از تصوّر بود
کسی به غیر علی این همه کمال نداشت
میان سینه ی خود چشمه ای زلال نداشت

چه اشتباه بزرگی ز دستتان سر زد
چه زود عهد غدیر از خیالتان پر زد
به قلب های شما دست شرک منبر زد
سپاه کفر طنابی به دست حیدر زد
همین که جمع پلید سقیفه شور گرفت
برای کشتن زهرا مغیره دور گرفت

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
16:13
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

بركه ! ذكر سَمَكَت تا به سما بالا رفت
چون كه بر دست نبي،دست خدا بالا رفت

ظاهراً روي جهاز شتران بود ولي
كس نفهميد علي تا به كجا بالا رفت !

صبحِ زيرِ بغلِ شيرِ خدا كرد طلوع
بسكه آن روز يَدِ شمسِ ضُحيٰ بالا رفت

خطبه اي خواند محمّد كه همه مات شدند
خطبه اي خواند كه شأن خُطبا بالا رفت

اوّلين بارِ نبي بود كه در شصت و سه سال
تا بگويد سخن اين قدر صدا بالا رفت

كرد در حقّ علي هر چه دعا در آن روز
گفت "الهي بِعلي" موجِ دعا بالا رفت

وقت بيعت شد و دست همه پايين آمد
دست زهراش در آن واقـعه تا بالا رفت

"أَشـــهدُ اَنَّ عَليّاً ولـي اللهِ " بـِـلال
بال وا كرد و چونان بادِ صبا بالا رفت

ذهن بر خاك كف پاش تيمّم ها كرد
تـــا عيـــار ادب ما شُعــــرا بالا رفت

چون كه مؤمن به ولاي علي و آلش شد
اين همه ارزش يك قطعه طلا بــالا رفت

گَبر هم وقت نيازش به علي رويْ آورد
بسكه در صحن نجف ، خواسته ها بالا رفت

واژگون شد عَلَم مُنكِر او هر جا بود
در عوض پرچم حيدر همه جا بالا رفت

هركسي دور شد از وادي او خورد زمين
هركسي گفت از او مدح و ثنا، بالا رفت

مُنـتقل شد عوض مكّه به "واديّ سلام"
روح آن شيعه كه در كوي منا بالا رفت

از همان روز كه شش ماهه ي او را كشتند
آه شش ماهه ي شاه شهدا بالا رفت

از همان روز كه باب الحرمش سوخته شد
آتش از هر طرف كرب و بلا بالا رفت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 2
16:13
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام

دل ها اگر که بال برایِ تو می زنند
هر شب سری به سمتِ سرای تو می زنند
جبریل می شوند تمامِ کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو می زنند
از وصله های کهنه یِ نعلینِ خاکی ات
پیداست سر به سویِ خدایِ تو می زنند
هرشب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو می زنند
بینند اگر خیال تو را بُت تراش ها
تا روزِ حشر تیشه برای تو می زنند

بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجائب و یا مرتضیٰ علی

وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد
فصل ظهورِ نَفْسِ رسالت رسیده است
می خواهد از خدای به گامش توان دهد
باید سه روز صبر کند در غدیرخم
تا که به رویِ منبری از دل اذان دهد
می خواست حق که آینه ای در برابر ِ...
... آئینه ی تمام نمایش مکان دهد
می خواست حق که عین نبی را عیان کند
می خواست حق که دست خودش را نشان دهد

شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد

وقتی غضب کند همه زیر و زِبَر شوند
جنگ آورانِ معرکه ها در به در شوند
وقتی غضب کند همه در خاک می روند
گیرم که صد سپاه بر او حمله وَر شوند
چشمش اگر به پهنه یِ میدان نظر کند
گردن کشانِ دهر همه بی سپر شوند
از ضربِ ذوالفقار،خدا فخر می کند
سرهای بی شمار جدا بیشتر شوند
فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آن قدر سر زند که دو سر،سر به سر شوند

این مردِ تکیه گاهِ نبردِ پیمبر است
این شیر،شیرِ حضرتِ حق است حیدر است

عطری بده که غنچه ی نیلوفرم کُنی
تا در حضورِ خویش شبی پرپرم کُنی
اصلاً مرا نگاهِ تو در صبحِ روزِ عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کُنی
دُرِّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کُنی
من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه ی دیگرم کُنی
نان جوئی به دست تو دیدم چه می شود....
....هم سفره ی غلام خودت،قنبرم کُنی
همراه ظرفِ خالیِ شیر آمدم که باز
دستی کشی به رویِ سرم سرورم کُنی

آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4
ش
20:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

ازمهرِ علی طینتِ هرکس که سرشت
هرچند بُوَد منزلِ او دیر و کِنِشت

در دوزخ اگر درآورندش به مثل
جاگرم نکرده می برندش به بهشت

#میرزا_طاهر_وحید_قزوینی

@raziolhossein
1
20:21
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 57.9 KB
1
23 June 2024
ش
00:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
03:24, 9.4 MB
#بشنوید

ابیاتی از قصیده‌ای از #ملا_حسن_کاشی
با صدای حاج حسن خلج

@raziolhossein
3 👍 2
ش
15:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
641×733, 170.0 KB
#یاعلـےمــدد

بر خود که مرید حیدرم می نازم
همـراه خدا به دلبـــرم می نازم

دیدم که حرام زاده شد دشمن تو
بردامـن پـــــــاک مـادرم می نازم


@raziolhossein
2
15:20
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

تمامِ جمعیّت ، انگار مات و مبهوت است
زمین شبیه زمین نیست ، مثلِ لاهوت است

مهم ترین خبر از جبرئیل نازل شد...
ولایت از سخنی بی بَدیل حاصل شد

بلند گفت پیمبر به گوشِ کلِّ جهان ،
بلند گفت به عالَم در این زمان و مکان :

«علی ، امامِ شما ، منتخب به دستِ خداست
و بعدِ رفتنِ من ، جانشینِ من به شماست

هر آنچه گفت علی ، وحیِ مُنزَلِ محض است
هر آنچه ضِدِّ علی شد ، وجودِ او نقض است

شبیهِ نسبتِ "هارون" و حضرتِ "موسی"
علی ، خلیفه ی من میشود برای شما...

علی تمامیِ جانِ من است ، ای مردم!
مباد قدر و مقامش شَوَد به دنیا گُم

همیشه دست به دامانِ مرتضی باشید
همیشه پشتِ سَرَش ، بنده ی خدا باشید

قدم جلوتر از او ، حاصلش مکافات است
سخن ، مقابلِ دستورِ او اضافات است

اَنَا مَدِینَةُ العِلْم و... علی بُوَد بابَش
فراتر از همگان ، جایگاهِ اصحابش...

تمام نعمتِ عالم از آنِ شخصِ علی است
ولایتش ابدی و امامتش ازلی است

به گوشِ مردمِ دنیا خبر ز ما ببرید:
بدونِ حُبِّ علی ، در عذاب در به درید...»

چقدر بیعت و تبریک و چهره های ریا
شروع شد سر ناسازگاری دنیا

شروع شد غمِ حیدر ، شروع شد دردش
علی و شهرِ نَبی ، مردمانِ نامردش...

چقدر خون به دلِ مَردِ کوچه ها کردند
پس از پیمبرِ خاتم به او چه ها کردند...

نشست گوشه ی خانه ، کشید از دل آه
که غصب گشت خلافت ، به دستِ یک روباه

کسی که دستِ همه ، لقمه ی غذا میداد
میانِ کوچه به دستانِ او طناب افتاد...

#پوریا_باقری

@raziolhossein
👍 1
15:20
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


پاي مرا به ساحت قُدس حرم كشيد
یعنی مرا ز لطف به دارالكرم كشيد
از روي مِهر دست بروي سرم كشيد
بعدش به نامه ي عمل من قلم كشيد

پاكم كه كرد ، گفت بگو بي حد و عدد
"من كلب آستان توأم يا علي مدد"

اي دل بيا و حشمت دادار را ببين
ايوانْ طلاي حضرت كرار را ببين
در صحن او زيارت ابرار را ببين
سلمان و حُجر و مالك و عمّار را ببين

هركس ابوذرانه پي يار ميرود
چون ميثم عاقبت به سرِ دار ميرود

وقت اذان صبح نجف ، آه مي كشم
همراه آه ، ناله ي جانكاه مي كشم
حسرت براي سجده به درگاه مي كشم
گر نعره ي علي ولي الله مي كشم

اين نعره ام به كوري اهل سقيفه است
بيزاري از سقيفه نشينان ، وظيفه است

اي دل بگو فضائل مولا شنيدني ست
مدح و ثناي همسر زهرا شنيدني ست
اوصاف نفس خالق يكتا شنيدني ست
القاب جانِ حضرت طاها شنيدني ست

اي دل مناقب اسدالله را بگو
يك گوشه از مقام يدالله را بگو

سعي و صفا عليست به سعي و صفا قسم
ركن و منا عليست به ركن و منا قسم
ذكر و دعا عليست به ذكر و دعا قسم
درد و دوا عليست به درد و دوا قسم

دُرّ نجف اگر كه چنين صاف و صيقلي ست
ذكرش به عشق فاطمه يامرتضي علي ست

حبل المتين علي ست به حبل المتين قسم
يعسوب دين علي ست به يعسوب دين قسم
حقّ اليقين علي ست به حقّ اليقين قسم
عرش آفرين علي ست به عرش آفرين قسم

از نور روي اوست كه عرش آفريده شد
از خاك پاي اوست كه فرش آفريده شد

سِرّ خفي يكي ست و نور جلي ، يكي ست
با حق كسي كه گفته از اوّل بلي ، يكي ست
از عالم اَلَـست به عالم ولي ، يكي ست
ذات خداكه هست احد پس علي ، يكي ست

آن هم امام اول ما بچّه شيعه هاست
شُكر خُدا كه نامِ عـلي در اذان ماست

خوشبخت كيست آنكه به پايش نثار شد
خوشبخت كيست آنكه به عشقش دچار شد
خوشبخت تر كسي كه به تیرش شكار شد
در زير سُـمّ مَركب حيـدر غُـبـار شد

دُلدُل به مرتبت ز بُراق جَنان سر است
نَعلي كه خورده بر سُمِ او كيمياگر است

بي او نبي كه ميل پيمبر شدن نداشت
زهرايش ، اشتياق به كوثرشدن نداشت
بي او كسي اجازه ي بهتر شدن نداشت
هر نوكري لياقت قنبر شدن نداشت

قنبر چه كرد ؟ صاحبش اورا بغل گرفت
جاي شراب ناب ز ساقي عسل گرفت

هركس كه در مقابل او خَـم نمي شود
گر عمر نوح هم كند آدم نمي شود
حرفي به حرف عشق ، مُقّدم نمي شود
بي عشق او بهشت فراهم نمي شود

خواهي كه بگذري به سهولت از اين مسير
روي پل صراط دم يا علي بگير

#محمد_قاسمي
@raziolhossein
15:20
AUD-20180825-WA0001.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
04:44, 1.8 MB
🔈 سخنرانی علامه امینی رضوان الله تعالی علیه در بیان مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام

@raziolhossein
15:22
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


هر دل که جدا از تو شود دل شدنی نیست
ایمان به جز از راه تو حاصل شدنی نیست

عقلی که گره خورد به عشق تو یقینأ
از سنگ غم حادثه زایل شدنی نیست

هر قدر عبادت شده از اول خلقت
با ضربت تیغ تو معادل شدنی نیست

با ایه اکملت لکم گفت خداوند
دین جز به تولای تو کامل شدنی نیست

ما رو به تجلای شما اهل نمازیم
این قبله به هر سو متمایل شدنی نیست

بی مهر تو ما را چه نمازی چه طوافی؟
بی مهر تو یک رکعت قابل؟...شدنی نیست

ای ابر خطا پوش کرم کن که در این شهر
رحمت به جز از چشم تو نازل شدنی نیست

#حسن_کردی

@raziolhossein
15:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام



چیزی به جز نامت برای ما سند نیست
جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان
اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت
بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل على را
اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش
فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از
این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل نجف دارد دوباره
راهی برای این دلی که می طپد نیست ؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم
پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم
هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست ...

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
👍 1
15:22
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام
#دوبیتی


گرفته یا علی لبهای ما را
ندارد هیچ کس مولای ما را
اگر می شد غزل می گفتم اما
«دوبیتی» بسته دست و پای ما را



من آوای جلی را دوست دارم
دعای «ینجلی »را دوست دارم
«دوبیتی» جا ندارد تا بگویم
چقدر آقا علی را دوست دارم



خدا نام ولی را برد بالا
پیام ینجلی را برد بالا
تمام دست ها بودند آنجا
ولی دست علی را برد بالا



خدایا ذکر مان را یا علی کن
سرود بکرمان را یا علی کن
غم امروز و فردا خوردنی نیست
تمام فکرمان را یا علی کن



جهان مثل علی مولا ندارد
علیّ عالی اعلا ندارد
خدا گفتن به او کفر است اما
خدامی داند او همتا ندارد



به هر جا رفت دل حرف از علی بود
که قبل از آب و گل حرف از علی بود
از آن روزی که آدم شعر می گفت
مفاعیلن فَعِل حرف ازعلی بود



به بام کعبه بانگ یا علی بود
امام بت شکن مولا علی بود
همان بت هم که یک روزی خدا بود
دلش خوش بود یکجا با علی بود

#مهدی_صفی_یاری

@raziolhossein
👍 1
ش
19:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


ز الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق
بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین
زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است

س سعید و سید و سرور سلونی انتساب
سرّ لا رطب و لا یابس سَر و سرور علی است

ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است

ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است

ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لایُخبر علی است

ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است

ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است

ع عین ‌الله و علی جاه و علّام الغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است

غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است

ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارِس میدان مردی فاتح خیبر علی است

ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است

ک کنز علم ما کان و علوم ما یکون
کاشف سرّ و علن از اکبر و اصغر علی است

ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است

ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است

و واجب منزلت ممکن نما والا گهر
واقف از ما وقع و از ما وقع یک سر علی است

هـ هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است

ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

آدم و نوح سلیمان و خلیل بی‌خلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
مِی علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری «صغیر»
یاور خلق جهانی گر تو را یاور علی است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
19:12
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام

آفتاب ظهر روزهجدهم
ديد ساقي ايستاده پاي خم

باخدايش عشق بازي مي كند
صحبت ازافشاي رازي مي كند

كيست اين ساقي رسول خاتم است
صاحب تفسيراسم اعظم است

دورتادورسرش خيل ملك
درطواف او تمام نه فلك

جبريل اين بار جور ديگري است
بحث اتمام ره پيغمبري است

وقت تكميل رسالت آمده
گاه تنزيل ولايت آمده

تا لب پيك الهي باز شد
شرح صدر مصطفي آغاز شد

در كناربركه بار انداختند
منبربالابلندي ساختند

با جلال وعزت پيغمبري
باشكوه واقتدارديگري

رفت تاپايان رساندراه را
سازد آگه بنده ی گمراه را

ير جهاز اشتران قد راست كرد
خطبه اش رااين چنين آغازكرد

ايها الناس اي مسلمانان خموش
وحي منزل را فرا داريد گوش

ايها الحجاج حج كامل کنید
روي برحق پشت برباطل كنيد

ايهالناس اين منم ختم رسل
صاحب نور رسالت عقل كل

من رسول ا... اعظم احمدم
تاج مخلوقات حي سرمدم

آمدم تا خير را نازل كنم
راه كل انبياء كامل كنم

اينكه دستش روي دستان من است
نفس قدسي من وجان من است

اين علي با شد امام المتقين
شيرميدان ها، بوارالكافرين

دست بوس محضرش روح الامين
دست پنهان خدا در آستين

مظهرعين اليقين حق اليقين
بهترين مخلوق رب العالمين

اين علي فاروق حق و باطل است
هركه رو گرداند از او جاهل است

اين علي بر شانه هايم پا گذاشت
ذره اي ترديد در قلبش نداشت

برفراز شانه هايم تانشست
همچو ابراهيم بت ها راشكست

لنگر هفت آسمان حيدر بود
مقتداي انس و جان حيدر بود

صاحب تيغ دودم تنها علي است
محرم صاحب حرم تنها علي است

هم بود يار و انيس فرشيم
هم بودخلوت نشين عرشيم

جزعلي نفس رسول ا... كيست
صورت انساني ا... كيست

مادوتا يك روح در دو پيكريم
شاهكار دست حي داوريم

مادوتا منشق ز نور مطلقیم
دست حق باماست ماهم باحقيم

اولين مردمسلمان است علي
اولين قاري قرآن است علي

حال تكليفم ادا بايد شود
صحبت از سر خدا بايد شود

هركه رامن مقتدا و رهبرم
او شهادت مي دهم پيغمبرم

هركه را مولاي بي همتا نبي است
بعداز اين مولاي او تنها عليست

شد ولي اولين و آخرين
حضرت حيدرامير المؤمنين

آي مردم نيت قربت كنيد
با وصي مصطفي بيعت كنيد

آي مردم گفته ی رب كريم
بشنويد... هذا صراط المستقيم

هر كه شك بر او نمايدكافراست
منكراو منكرپيغمبر است

هركه بر گرداند از او روي خويش
آتش قهرخدا دارد به پيش

اي خدا با دوستانش دوست باش
ياور هركس كه يار اوست باش

اي خدا دارو ندارمن عليست
يارصاحب اقتدارمن عليست

آنچه بايد مصطفي مي گفت گفت
يرهمه خلق خدا مي گفت گفت

جملگي دست دعا برداشتند
ليك درسر فتنه هاي داشتند

از سر شانه عبا انداختند
اهل كينه رنگ خود را باختند

روي لب گفتند بخیِ ياعلي
زيرلب گفتند حرفي باعلي

حال بر دست پيعمبرشاد باش
بعداز آن آماده بيداد باش

آنكه اول بهر بيعت مي دويد
نقشه ی قتل پيغمبر را كشيد

عقده بدرو احد ابراز شد
فتنه اي با نام دين آغاز شد

وقت آن شد تا سوابق روشود
روي اصلي منافق روشود

مردم از راه حقيقت گم شدند
شاخه هاي گل همه هيزم شدند

دربهشت قرب احمد آمدند
درميان خانه زهرا را زدند

دستهايی كه به روي دست بود
خالق هستي هرچه هست بود

باعمامه دورگردن بسته شد
امت واحد هزاران دسته شد

ناله زهراي ا طهر مي رسيد
خويش را دنبال حيدر مي كشيد

بوسگاه مصطفي آتش گرفت
فاطمه سرتا به پا آتش گرفت

چادري كه برتر از سجاده بود
زير پاي اين و آن افتاده بود

فاطمه مي گفت بابا مي زدند
مرتضی مي گفت زهرا مي زدند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1
19:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1017×590, 51.7 KB
#امیرالمومنین_مدح
#رباعی

پُر شد اُفُق از مهر جهانتاب علی
نشناخت کسی گوهر نایاب علی

روزیکه رسول گفت: «سَدِّ الاَبْوابْ»
درها همه بسته شد به جز باب علی


سُدُّوا الْأَبْوَابَ الشَّارِعَةَ فِي الْمَسْجِدِ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ.
(الأمالي، للصدوق،ص334)

@raziolhossein
19:16
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


لب تشنه ام ، به ساقی کوثر خبر دهید
لب تشنه ام دوباره ، مکرّر خبر دهید

ما هر کجا غلام علی رفت می رویم
قلاده بسته ایم ، به قنبر خبر دهید

منبر بدون ذکر علی غیر چوب نیست
این نکته را به راکب منبر خبر دهید

نسل نبی ز کوثر و ساقی کوثر است
باید به هر مخالف ابتر خبر دهید

بی ذوالفقار خانۀ کعبه شکاف خورد
این را به اهل خندق و خیبر خبر دهید

در خواب بود و آیه برایش رسیده بود
این هدیه را به صاحب بستر خبر دهید

در دست مرتضی است کلید بهشت و نار
این فضل را به دشمن حیدر خبر دهید

«شمشیر را به خاطر او در غلاف کن»
این امر را به مالک اشتر خبر دهید

این راه عشق ، گاه ، بیابان نشینی است
این را به پیروان ابوذر خبر دهید

**

زمزم فرات نیست ، به شش ماهه رحم کرد
شرمنده شد رباب ، به هاجر خبر دهید

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
19:17
#اميرالمؤمنين_مدح
#غدیری‌ام

هر كس تو را نداشت لياقت نداشته ست
هر كس نشد فدات ، سعادت نداشته ست

در چشم اهل معرفت از خار كمتر است
هر كس كه رنگ و بوي ولايت نداشته ست

فيـــضي نبــرده از بركـاتِ محبّتــت
از دشمنت ، دلي كه برائت نداشته ست

بي امتحان مِهر علي ، يك تن از رُسُل
بر دوش خويش مُهر نبوّت نداشته ست

جايي كه تو نمونه ي انسان كاملي
گوساله ، حقّ غصب خلافت نداشته ست

بي نام تو نواي اذان بدتر از غِـــناست
در كشوري كه شيعه حكومت نداشته ست

در آستان بيت گِلين ات نوشــته اند
اين شاه ، تاج و تخت و عمارت نداشته ست

مردي در اين جهان به ابالفضل تان قسم
اندازه ي تو رحم و مروّت نداشته ست

آواي "لافتيٰ"ست كه پيچيده هر طرف
يعني كسي به جز تو فتوّت نداشته ست

از طرز ضربه هاي تو فهميده ايم كه
دستي شبيه دست تو قدرت نداشته ست

تنها ، به قلب كفر زدن كار حيدر است
اينگونه ، هيچ كس دل و جرأت نداشته ست

سرها چه مي شود كه چنين پَرت مي شوند؟
گر ضربه هات سرعت و شدّت نداشته ست

سـرتاسـر نقــاط جهان را گرفته اي
نامي به قدر نام تو بركت نداشته ست

تنهـــا ، به بارگاه سليماني شماست
جايي كه مور ، حسّ حقارت نداشته ست

بيچاره آن كسي ست كه برگشته از نجف
بيچاره تر كسي ست كه رُخصت نداشته ست

شب هاي جمعه ، جز نجف و كربلا، خدا
جايي به سر هواي زيارت نداشته ست

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:23
#امیرالمومنین_مدح

شروع کار میگویم همه حسن ختامم را
به صد جنت نمیبخشم سر موی امامم را
فقط دور سرش گشتم ببین حج تمامم را
سوی ایوان او خواندم نماز صبح و شامم را

که من توحید میفهمم مسلمان است عنوانم
من از اسلام چیزی جز ولای او نمیدانم

خدایی،بندگی باهم در این قامت تناسب داشت
خدا بر حیدر کرار بیش از خود تعصب داشت
اگر سجده نمیکردم براو جای تعجب داشت
و جبریل از همان اول ز دست او تقلب داشت

هزاران سال نوری قبل تر از خلقت آدم
خود روح القدس هردم به او میگفت استادم!

دعا کن ساقیا مارا دعایی که علی باشد
دوا کن دردهایم را دوایی که علی باشد
سرم را گرم کن هرشب به جایی که علی باشد
خدارا دوست دارم من خدایی که علی باشد

خدایا شاهدی مولا شده سبّوح و قدوسم
تورا انگار بوسیدم ضریحش را که میبوسم

بگو شاهی که روی خاک خوابیده کجا دیدی
امیری که لباس کهنه پوشیده کجا دیدی
بگو حاکم که نان جو پسندیده کجا دیدی
بگو سلطان که با محتاج جوشیده کجا دیدی

همان فرمانده جنگی که یلهای عرب را زد
یتیم کوفی آمد شب به شب بر شانه اش پا زد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein1
19:28
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


ز الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق
بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین
زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است

س سعید و سید و سرور سلونی انتساب
سرّ لا رطب و لا یابس سَر و سرور علی است

ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است

ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است

ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لایُخبر علی است

ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است

ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است

ع عین ‌الله و علی جاه و علّام الغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است

غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است

ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارِس میدان مردی فاتح خیبر علی است

ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است

ک کنز علم ما کان و علوم ما یکون
کاشف سرّ و علن از اکبر و اصغر علی است

ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است

ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است

و واجب منزلت ممکن نما والا گهر
واقف از ما وقع و از ما وقع یک سر علی است

هـ هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است

ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

آدم و نوح سلیمان و خلیل بی‌خلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
مِی علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری «صغیر»
یاور خلق جهانی گر تو را یاور علی است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
👍 1
19:28
#امیرالمومنین_غدیر
#امیرالمومنین_مدح
#غدیری‌ام


تجلّي همه اسماء ذات هستى تو
براى خَلق ، ظهور صفات هستى تو
تو آفريده شدى جزء ممكنات شوى
ولى ز سلسلهء واجبات هستى تو
گره گشاى همه انبيا تو بودى و
گره گشاى همه مشكلات هستى تو
به توبه گفت كه "يا عالىُ بِحَقّ عَلي"
براى حضرت آدم برات هستى تو
تو يار نوح شدى تا رها شد از طوفان
و بر خليل در آتش نجات هستى تو
براى حضرت موسى تويى يَدِ بَيضا
براى حضرت عيسى حيات هستى تو
به جز تو هيچ كسى نيست نَفْس پيغمبر
كه رونماى وى از هر جهات هستى تو
چگونه مثل منى شاعرت شود!، كه خودت
به نظم آورِ صدها لُغات هستى تو

(به ذره گر نظر لطف بوتراب كند
به آسمان رود و كار آفتاب كند)

مسير قافله سوى غدير مى گردد
غدير واقعه اى بى نظير مى گردد
رسيد روح الأمين گفت يا رسول الله
بگو پيام خدا را كه دير مى گردد
بگو كه پشت تو بر ذات كبريا گرم است
به بند سلسله شيطان اسير مى گردد
به حاضرين تو بگو تا به غائبين گويند
عليست آنكه پس از تو امير مى گردد
بگو نه از طرف من كه حكم حكمِ خداست
على ولي و وصي و وزير مى گردد
هميشه دوست او سربلند مى گردد
هميشه دشمن او سر به زير مى گردد
قسم به ذات خدا عاقبت بخير شود
هر آنكه بر در او مُستجير مى گردد
چه اعتنا به كم و بيش اين جهان دارد
كه بهره مند ز خير كثير مى گردد

كسى كه عيد غدير و عليست معيارش
دعاى حضرت زهرا بُوَد نگهدارش

به دست حضرت خورشيد مى درخشد ماه
بر اين جلالت و شوكت همه كنند نگاه
از اين به بعد بلند است روى مأذنه ها
صداىِ "أشهدُ أنّ عَلي وَليُّ الله"
على براى خدا و رسول يك شير است
مجالِ عَرضه ندارد به پيش او روباه
فقط براى رضاى خدا زَنَد شمشير
عليست كوه و سپاه مقابلش چون كاه
عليست مرد عبادت ، عليست مرد جهاد
عليست مرد قضاوت ، على عدالت خواه
هر آنكسى كه دمى بى على نَفَس بكشد
تمام زندگى اش را نموده است تباه
براى آنكه بُوَد دست او به دستِ على
مسير قُربِ خداوند مى شود كوتاه
(على امام من است و منم غلام على)
كسى كه غير على خواست مى شود گمراه

مُريد شاه نجف پيرو سقيفه كه نيست
هر آنكه غصب خلافت كند خليفه كه نيست

نشسته ام بنويسم نَمى از اين يَم را
بزرگى تو شمارد بزرگ اين كم را
به وصف توست "يَدُ الله فَوقَ أيْديهِم"
كه در احاطه گرفتى تمام عالم را
شعاع نور تو را در وجود او ديدند
اگر ملائكه كردند سجده ؛ آدم را
اسير روى تو ديدم هزار يوسف را
گداى كوى تو ديدم هزار حاتم را
اگر بزرگ شدم در قبيله اى شيعى
تو داده اى به من اين نعمت فراهم را
اگر اجازه دهى باز آخر اين شعر
كمى مرور كنم خاطرات ماتم را
پس از غدير ، پس از رحلت رسول خدا
مدينه مى زند آتش بهشت خاتم را
ميان آن همه نامحرم اى غيورِ صبور
خدا كند كه نبينى حضور مَحرم را
حوائج از تو بخواهند مردم ، اما من
نخواهم از تو به جز روزىِ مُحرّم را

سلام بر لب عطشان سيدالشهدا
به زخم هاى فراوان سيدالشهدا

#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
19:29
#امیرالمومنین_مدح
#بخش_دوم




آن صولت‌آفرین که به رزم، آفرین زنند
بر تیغ او ملائک هفت آسمان، یکیست
شیری که گاهِ پنجه زدن، جبرئیل را
ثقل مهارِ ساعدش آید گران، یکیست
گُردی که خصم، دستِ فزع بر دو ران زند
یکرانِ قهر آورد ار زیر ران، یکیست
طوفان‌صلابتی که خیال وی افکند
چون بید، لرزه در دل هر پهلوان، یکیست
جان برکفی که بهر خدا، گِرد شمع دین
در بزم رزم، پر زده پروانه‌سان، یکیست
جنگاوری که قیمت یک ضرب تیغ او
افزونتر است از عمل انس و جان، یکیست
ببرافکنی که پاسخ «هل من مبارز»ش
ندهند جز به الحذر و الامان، یکیست
شیراوژنی که چون سوی میدان شدی روان
کس را نبود جز ظفرش در گمان، یکیست
آنکو زند چو تیغ دو دم خنده در کَفَش
میدان شود چو طشتِ پر از زعفران، یکیست
آنکس که در مبارزه با هیچ هم‌نبرد
هرگز نگشت ضربت او، ضَرْبَتٰان، یکیست
آن پهلوان که در عقبِ تیغِ جانگزاش
از راه مانده شد ملکِ جان‌ستان، یکیست
در خیبر آنکه یک تنه بی عونِ هیچ کس
از قلعه قلع کرد دری آنچنان، یکیست
گر دست، دست دشمن و گر جسم، جسم اوست
خاشاکِ نم گرفته و نوک سنان یکیست
در پیش صرصر غضبش روز کارزار
کوه و غبار و پشّه و پیل دمان یکیست
باید عَلَم به دست دو ناکس فتد نخست
کآید عیان که روز وَغا، قهرمان یکیست
الحق که عزلِ پیکِ «برائت» ز نیمه راه
معلوم کرد لایق این امتحان یکیست
ای بی‌ادب! حیا نکنی زین قیاس خام
کآن شاه با خسی چو فلان و فلان یکیست؟!
اعرابی‌ای که می‌نکند فرق چپ ز راست
با عالِم حقایق سرّ و عیان یکیست؟
ناپاک‌فطرتی که ز نسل عواهر است
با آن نتاجِ گوهر پاکیزگان یکیست؟
*
شاها مرا که دیده به دست عطای توست
در چشم طبع، تودۀ انگِشت و کان یکیست
تا ذوق شهد عشق تو دارم به کام جان
اندر مذاق من، عسل و شوکران یکیست
شوقم کُشد به یاد حریمت که اندر او
دل مطمئن شود که خدای جهان یکیست
گر صدهزار قصر مجلّل بنا کنند
آن صحن و آستان ملک پاسبان یکیست
گر این و آن ثناگریِ آن و این کنند
ممدوحِ من خلافِ رهِ این و آن، یکیست
آن مُبدعی که صد هنرم داده، جمله را
وقف تو کرده است و از آن صد، زبان یکیست
***


#فقیر_تهرانی

@raziolhossein
👍 2 1
19:36
#امیرالمومنین_مدح


بسم علی حضرت رحمان علی
باطن نورانی قرآن علی
نفس علی روح علی جان‌ علی
منکر تو نیست‌ مسلمان علی

بنده الله شدم‌ با علی
یا علی یا علی‌و یا علی

کیست علی آینه دار خدا
جان‌ نبی بود و نگار خدا
بوده به دستش همه کار خدا
در دل ما هست کنار خدا

ای نجفت کعبه دلها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

هرکه نشد خار درت خوار شد
حب تو میزان شد و‌معیار شد
خال لبت کعبه ی سیار شد
شیعه تو اصل و نسب دار شد

خورده به قنبر نسب ما علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

صدق تویی صادق و اصدق تویی
حیدری و قادر مطلق تویی
فاتح کارزار خندق تویی
حکم رسول است فقط حق تویی

پس همه باطلند الا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

گوش بفرمان لبت آفتاب
حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب
باتو حساب بدی ام بی حساب
جای نبی در شب هجرت بخواب

گفت نبی بین خطرها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

سنگ تو بر سینه زدن دین ما
نوکریت مذهب و آیین ما
سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما
کاش بیایی دم تلقین‌ ما

زود به دادم برس آنجا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

روی جهاز شتران‌ ماه شو
روشنی آخر این راه شو
کوری آن‌ چند نفر شاه شو
رخ‌بنما و ولی الله شو

نیست کسی غیر تو مولا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی

آه که هنگام‌ عداوت شد و..
بر ولی الله خیانت شدو..
پشت علی خلوت خلوت شدو..
پشت در خانه قیامت شدو..

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..
یاعلی و یاعلی و یاعلی..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 530.8 KB
#امیرالمومنین_غدیر

کسم علی ست در آن بی کسی که می خوانند:
به عزت و شرف لا اله الا الله

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
19:40
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#غدیری‌ام


سپاه پلکهایش چند لشکر را تکان می داد
علی با خطبه خوانی قلب منبر را تکان می داد

به وقت زُهد سلمان را کرم می کرد و حاتم را؛
عیار راستگویی اش اباذر را تکان می داد

خودش نه پلک بر هم می زد و اینگونه بی پیکار
دل هر مالکی مانند اشتر را تکان می داد

به یک ضربه سرش را می بُرید از تن به آسانی
به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان می داد

و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس می داد
علی بن ابیطالب فقط سر را تکان می داد

همیشه بعد دیدار علی از بس تحیُر داشت
یکی باید می آمد دوش قنبر را تکان می داد

میان گرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم
علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان می داد

نه در دنیا دل ما را که نام مرتضی قطعاً
به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان می‌داد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
19:44
#امیرالمومنین_مدح


بنام حضرت خالق بنام نامي حيدر
فداي آن كه زده دم دم از غلامي حيدر

علي علي اسدالله علي علي ولي الله
مدد گرفته پيمبر هم از اسامي حيدر

علي نخواهد و دارد به اين و آن چه نيازي
هميشه فاطمه بوده يگانه حامي حيدر

خدا به لحن علي با نبي مكالمه كرده
به حق رسيده پيمبر به هم كلامي حيدر

شبيه او نرسيده كسي دگر به خدايش
رسيده از بركاتش ابوالبشر به خدايش

نميكند سر خود را مقابل احدي خم
نميزند به كسي رو علي مگر به خدايش

نبوده خلقت و بوده كسي نماند و ماند
از اين نظر به خدايش از آن نظر به خدايش

نبوده محرم سري براي مدح اش و گفته
علي فضائل خود را دل سحر به خدايش...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
25 June 2024
ش
09:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 271.3 KB
یاصاحب الزمان

روز عید است همه دیدن سادات روند
ای بزرگ همه سادات کجا خیمه زدی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
6
ش
16:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_غدیر
#غدیری‌ام


اسعدالله ایامکم

کلماتش همه بوسیدنی است
سائل کوچه ی مولا غنی است
با علی هرکه پی دشمنی است..
با پدر مادر خود ناتنی است!

در جوارش بدیم خاک شده
نسب ما به علی پاک شده!

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 4 3
26 June 2024
ش
16:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 63.6 KB
16:27
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 24.4 KB
2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1275, 177.3 KB
#امام_کاظم_ولادت

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار
16:28
#امام_کاظم_ولادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر


ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم
تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم

سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو
روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم

گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق
هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم

زائران دختر تو زائران فاطمه اند
تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم

ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست
درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم

بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند
در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم

بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند
حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم

شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف
امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم

بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود
دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم

ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم
پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم

قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_
بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم

عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای
ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم

مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد
تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد

#مجید_تال

@raziolhossein
2 👍 1
16:28
#امام_کاظم_ولادت


صالح ترین عبد خدا موسی بن جعفر
حق است هرکس هست با موسی بن جعفر
ما بنده و آقای ما موسی بن جعفر
محتاج‌ها گویند یا موسی بن جعفر

در پای جودش اغنیا محتاج هستند
قربانیش در ماه حج حجاج هستند

مستیم مست باده باب الحوائج
هستیم ما دلداده باب الحوائج
قربان خانواده باب الحوائج
آقاست آقا زاده باب الحوائج

با بچه هایش صاحب سرمایه هستیم
با مشهد و شیراز و قم همسایه هستیم

بال ملائک هست فرش زیر پایش
ایزد مسخّر کرده هستی را برایش
هستند در ایران ما فرزندهایش
معصومه‌اش آمد به دنبال رضایش

انوار او تقسیم شد بر مشهد و قم
او را زیارت میکنم در مشهد و قم

او آیت عظمای آیات خدا بود
شب تا سحر گرم مناجات خدا بود
مات رخش شد عرش او مات خدا بود
واضح ترین تصویر از ذات خدا بود

او جلوه رب بود اما بندگی کرد
انسان کامل بود و ساده زندگی کرد

«والکاظمین الغیض»، صبرش حد ندارد
خوب است و در بین صفاتش بد ندارد
در مومنینش یک نفر مرتد ندارد
در صحبتش با خادمان «باید» ندارد

خاری رَوَد در پای فرزند عزیزش
اخمی نخواهد کرد بر روی کنیزش

تابوده این بوده ست «آقا؛ تو، گدا؛ من»
مدح تورا گفتن کجا آقا کجا من؟
تو جان بخواه و مابقی کار با من
بدکاره آمد محضرت شد پاک دامن

با دیدنت ذکر خدا ورد لبش شد
از تو سرودن کار هر روز و شبش شد

تو آمدی از عرش بر دامان مادر
دست تو را دادند بر دستان مادر
مثل طلای خالص است ایمان مادر
جان امام کاظم است و جان مادر

وقت ولادت مادرت تکبیر می‌گفت
این عالمه بهر زنان تفسیر می‌گفت

در عشق حق عاشق ترین عاشق تو هستی
مجرای فیض عالمی، رازق تو هستی
مخلوقی اما مظهرخالق تو هستی
تنها وصی حضرت صادق تو هستی

علم لدنّی پدر در سینه توست
جود و کرامت عادت دیرینه توست

تا پای جانت پای قرآن ایستادی
در فتنه ها، ای کوه ایمان ایستادی
رودرروی بدعتگذاران ایستادی
با رنج و زحمت کنج زندان ایستادی...

...تا یازده رکعت نماز شب بخوانی
در کنج زندان روضه زینب بخوانی

جان ها فدای آستان عمه جانت
دارد میآید کاروان عمه جانت
ای کاش بودم در زمان عمه جانت
تا می‌شدم قربان جان عمه جانت

تا روضه گودال ها چیزی نمانده
تا غارت خلخال ها چیزی نمانده

#آرش_براری


@raziolhossein
👍 1
16:28
#امام_کاظم_ولادت
#عامیانه

اون كه خـوب بنده نـوازي بَلده
دست رد هيچوقت به سينه م نزده
واســه ي همينه كه ذكـره لبـم
هميشه (موسي بن جعفر مدده)

چـه شرافتي تـو نامِ كاظمه !
آره ، كـظمِ غيظ ، مَرامِ كاظمه
هر كسي كه دلش اهل بيتيه
خيلي مديونه امامِ كاظمه

شايد اين حرفا يه جور تذكّـره
برا اونكه دل به غُصه مي سپُره
زشته نا اميدي واسه كسي كه
از سَرِ اين سُفره روزي ميخُوره

اگه ميگن خاك ما مثلِ طلاست
آسمون مون اگـه رنگ خُداست
يه دليل داره ، آخه كشوره مـا
مِلكِ طِلقِ باباي امام رضاست

ما كه توي خيل عاشقاش گُميم
فـقيرايِ صحن مشهد و قُـميم
سر هر سفره اي هم كه بشينيم
كاسه ليســايِ امام هـفتميم

توي مشهد پسرش امام رضا
سايه داره رو سـره كشـورِ ما
قم هم از بركت بي بي معصومه
شده سرپناه ، برا فـاطـميـا

نوكراي علوي رو دوس داريم
خادماي رضوي رو دوس داريم
ولي ما كه تو قُميم يه جور ديگه
سيّداي موسوي رو دوس داريم

توي كاظمين ، برام قــدم زدن
يعني پُشتِ پا به هرچي غم زدن
"يا امام رضا" تو صحـنِ پدرت
چه قَـدَر مي چسبه از تو دم زدن

كي ميگه تو دير گِـرِه وا مي كني؟
كي ميگه امروز و فـردا مي كني؟
مطمئنم همين الان آقـاجون
كاظمين منو امـضا مي كني...

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
16:28
#امام_کاظم_ولادت

هر آنکه بر دلِ خود مُهرِ مِهرِ عترت داشت
قرین لطفِ خدا بود و بس سعادت داشت

ولای آل محمّد، رهِ نجات بُوَد
هر آنکه داشت ولایت، اجلّ نعمت داشت

سفینه های نجاتند و رهنمای بشر
که هرکدام به کف، مشعل هدایت داشت

چگونه وصف کنم خاندان پاکی را
که با گواهی داور ، مدال عصمت داشت

خدا ستوده به قرآن و گفته مدحتشان
بیان نموده که این دودمان، طهارت داشت

بر آستانۀ ایشان ، نهاده سر، خورشید
خوشا کسی که بر این در، سرِ ارادت داشت

من و محبّت این خاندان ! خدا را شکر
که مهرشان ز ازل در دلم اقامت داشت

دلم دوباره هواییِّ کاظمین شده
که آن دیار، مرا رنگ و بوی جنّت داشت

با یاد بارگهی که ربوده دل از عرش
به یاد آن حرمی که به بر، دو حجّت داشت

دو نورِ دیده، دو دریای بی کرانِ کرم
دو گل، که برگ و بر از گلشن رسالت داشت

به کاظمینِ جوادین، شهره گردیدند
طوافِ مرقدِ ایشان چقدر لذّت داشت!

دلم به سینه تپد با ولای آن سرور
که از صفای وجودش، جهان طراوت داشت

امام موسیِ جعفر، ولیّ جنّ و بشر
عزیز صادق و هر گفته اش صداقت داشت

به یک پیام ، رُباید ز بشر حافی دل
ز بسکه در سخنش نورِ معنویّت داشت

فرو برندۀ خشم است و روحِ بخشایش
به دشمنانِ قسم خورده هم عطوفت داشت

امام مفترض الطاعتی که در هر حال
به خاک بندگیِ حق، سر اطاعت داشت

کسی که سجدۀ طولانی اش به خلوت شب
به سجده های علیّ ولی ، شباهت داشت

نماز، محوِ خضوع و خشوعِ او می گشت
گهِ نماز، ز خود تا خدای، هجرت داشت

به یک اشارۀ خود، نقش پرده را جان داد
به شیر پرده نشین، حضرتش ولایت داشت

بداد حکم که حمله به ساحری آرد
که بر امامِ زمانش ، سرِ اهانت داشت

درید شیر، تنِ ساحری، نمک به حرام
که پشت کرده به خورشید و رو به ظلمت داشت

خلیفه دید چو این صحنه ، رنگِ رخ را باخت
چو بید، لرزه بر اندامِ خود ز وحشت داشت

ز عجز گفت بدان مقتدای آزاده
الا! که بخشش و عفوت به دهر شهرت داشت

بگو به شیر، پس آرَد دوباره ساحر را
اگر چه در بَرِتان قصد بر جسارت داشت

امام گفت به هارون : اگر عصای کلیم
که اژدها شد و اعجاز را دلالت داشت

هر آنچه خورد از آثار سِحر، پس می داد
بر این قضیّه ، همین شیر نیز، رخصت داشت

شکسته سحرِ دو فرعون از دو موسی شد
که هر کدام فزون از عدد، فضیلت داشت

فدای موسی کاظم، تمامِ هستیِ من
که با چنین جبروتی ، هزار محنت داشت

به جور گشت جدا از حریمِ پیغمبر
ز ظلمِ خصم، به جدّش بسی شکایت داشت

ز خانواده و یارانِ خود جدا افتاد
مکان به قعر سیه چال ، از عداوت داشت

شکنجه های فراوان کشید در زندان
به ساقِ پاش ز زنجیرِ کین، جراحت داشت

ز فرطِ ظلمت زندان و ظلم زندانبان
ز پیشگاه خدا، خواهشِ شهادت داشت

هزار حیف که مسموم شد ز زهر ستم
دلی شکسته ز بیدادها، به غربت داشت

اگرچه وقت شهادت، غریب و بی کس بود
به سمتِ شهر مدینه، نگاهِ حسرت داشت

پس از شهادتِ او ریخت گل به روی تنش
اگرچه بسته به زنجیر بود، حُرمت داشت

هزار شکر، سلیمان بر او کفن آوَرد
زمانِ دفن به همراه خود جماعت داشت

هزار شکر ، تنش زیر سمّ اسب نرفت
نه ساربانِ پلیدی، خیال غارت داشت

فدای آنکه شکستند استخوانهایش
"هزارونهصد و پنجاه و یک "جراحت داشت

به صبح روز قیامت ، گواه من باشید
که "ایزدی" ز فلان و فلان ، برائت داشت

#امیر_ایزدی

@raziolhossei
👍 1
16:28
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

با آمدن ستاره باران آمد
گفتند که مورها; سلیمان آمد

با ذوق امامزاده ها میگفتند
در اصل پدربزرگ ایران آمد

#علی_رضوانی

@raziolhossein
16:28
#امام_کاظم_ولادت

مژده‏ اى دل که به ماتاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجرطیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولارا گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر باردگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


#حضرت_موسی_بن_جعفر_ولادت
#ژولیده_نیشابوری


@raziolhossein
👍 1
16:28
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مناجات


ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر 
ای جلالت برترازگفتار یا موسی بن جعفر

ای رواقت کعبه دل وی حریمت طور سینا 
ای هزاران موسیت زوّاریا موسی بن جعفر

ای خوش آن بیمار کز فیض تو می جوشد شفایش
ای هزاران عیسیت بیماریا موسی بن جعفر

ازتو می گیرد تجلّی سینه ام چون طور سینا 
وزتوباشد چشم دل بیداریا موسی بن جعفر

دردمندم مستمندم بی پناهم روسیاهم
هرکه هستم باتودارم کاریاموسی بن جعفر

کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی زدشمن
همچو جدّت احمد مختاریا موسی بن جعفر

می توانی در زخیبر سرزجسم عمر وگیری 
در غزا چون حیدرکرّار یا موسی بن جعفر

در دهانم می شود درّ سخن قند مکرّر 
چون کنم مدح توراتکراریاموسی بن جعفر

پیش هفو و پای جود ونزد احسانت بود کم
هرچه باشد حاجتم بسیاریا موسی بن جعفر

هر که بودم با تو بودم هر که هستم با تو هستم 
در گلستان شمایم خار یا موسی بن جعفر

ای که دشمن داد دشنام و نوازش کردی از او 
دوستم دستی به سویم آریاموسی بن جعفر

نیست آن قدرم که گردم زائرصحن وسرایت 
خاک زوّارت مرابشماریاموسی بن جعفر

هدیه هر کس از برای یار آرد گوهری را 
این من واین چشم گوهرباریا موسی بن جعفر

من به عالم گفته ام خاک دراین آستانم
لطف کن پابرسرم بگذار یا موسی بن جعفر

از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری
ای به خلق عالمی غمخواریاموسی بن جعفر

با کدامین جرم شد ساییده ساق پات مولا
ازچه دیدی روزوشب آزادیاموسی بن جعفر

بر تو می گریم که زندان تو حتّی
روز روشن بوده تیرتر زشام تار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که از زنجیر و کند و تازیانه 
برتن پاکت بود آثار یا موسی بن جعفر

بر تو می گریم که درخاک وطن ذرّیه ات را
گردغربت مانده بررخساریاموسی بن جعفر

برتو می گریم که بود ی روزه و هنگام مغرب 
کردی ازخون جگرافطاریا موسی بن جعفر

برتو می گریم که از خرمای زهرآلود دشمن
بود در قلبت شرارنار یا موسی بن جعفر

برتو می گریم که تابوت تو بود از تخته در 
در میان کوچه و بازار یا موسی بن جعفر

کند بر پا غل به گردن ، اشک بررخ ، زهردردل 
شدنصیب حضرتت هرچاریاموسی بن جعفر

من نمی دانم در آن زندان چه دیدی
لیک دانم مرگ خودرادیده صدباریا موسی بن جعفر

#حضرت_موسی_بن_جعفر
#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
16:28
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

زیر علم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یک شب حرم امام کاظم بودن

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
16:28
#امام_کاظم_ولادت

بی تو کس تا خدا نخواهد رفت
تا خدا هم دعا نخواهد رفت

تا که "باب الحوائجی" آقا
جای دیگر گدا نخواهد رفت

واگر تو نخواهی این کعبه
سمت قبله نما نخواهد رفت

بی توسل به نام زیـــبایت
هیچ کس ‘کربلا’ نخواهد رفت

شیعه،" ذی حجّه '، بی تولدتان
پیشواز عـــزا ،نخواهد رفت

چه کسی گفته با تو این" مِس" دل
در هوای" طلا" نخواهد رفت؟

راه حج بسته ...کاظمین که هست..
زائرت تا منا نخواهد رفت

بی ولای شما، کلیـــم الله
دست او بر عصا نخواهد رفت

بی تو کس تا به کُـنـْه معرفت
"نقطه ی تحت با"نخواهد رفت..

#موسی_بن_جعفر_ولادت
#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
16:28
#امام_کاظم_ولادت


از جوار عرش سرزد آفتاب دیگری
وا شد از ابوا به روی خلق، باب دیگری

انّه شُرباً طهوراً طیّباً لاریب فیه
آمد از میخانه‌ی كوثر، شراب دیگری

بال وا كن لحظه‌ای در زیر باران شهود
از فراز عرش می‌بارد سحاب دیگری

بوی پیراهن شنیدم، دیده بستم تا مگر
یوسف شعرم ببیند باز خواب دیگری

ای غزل! امشب به دریای مدیحش دل بزن
دارد این امواج، گوهرهای ناب دیگری

ما خدا را در جمال چارده تن دیده‌ایم
خوانده‌ام این حرف‌ها را در كتاب دیگری

جمله از شهر و دیار و آب و خاكی دیگرند
این یكی هم می رسد از خاك و آب دیگری

بوی احمد، بوی زهرا، بوی حیدر، بوی عشق
بشنوید از این چمن، عطر گلاب دیگری

حضرت خورشید هفتم، آن كه چشم روزگار
با وجود او ندارد انتخاب دیگری

شك ندارم جبرییل امشب برای عرشیان
وصف او را می‌كند با آب و تاب دیگری

ماه كی بعد از نگاهش آفتابی می‌شود؟
می‌رود از شرم، شب‌ها در حجاب دیگری

شش كتابش را خدا آورد و امشب هم گشود
از كتاب معرفت، فصل الخطاب دیگری

یا نمی‌داند بلندای مقامش تا كجاست
یا ندارد منكرش حرف حساب دیگری

مثل بغدادش خرابم كرده درد اشتیاق
بسته بالم را فراقش با طناب دیگری

یا بگو باب الحوائج یا بگو باب المراد
نام او حیف است بردن با خطاب دیگری


#عباس_شاه‌زیدی_خروش

@raziolhossein
16:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1047×1280, 123.5 KB
ویرانی دل اگر که خواهی آباد
باید «حرمین کاظمین» آری یاد
درگاه جواد و بارگاه موسی
کاین باب حوائج است و آن باب مراد


#جواد_هاشمی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم

دل هر کس به دلبر افتاده
دست ساقی کوثر افتاده

سروکار دلش در این دنیا
با شفیعان محشر افتاده

من بدم لیک در دل زارم
مهر اولاد حیدر افتاده

آنکه دنبال گوشه ی چشمش 
میثم افتاده قنبر افتاده 

تازه در کشورم خدا را شکر
شیعه از شمس اظهر افتاده

با حساب رضا و معصومه
ماه افتاده اختر افتاده

میشود گفت اینچنین ایران
دست موسی ابن جعفر افتاده
.
#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#امام_کاظم_مدح

ای آفتاب حُسن به زیبائی‌ات سلام
وی آسمان فضل به دانائی‌ات سلام
در صبر شاخصی به شکیبائی‌ات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهائی‌ات سلام

هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفو آتش خشمت فرو نشست


ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نماز
واجب بُود درود به جان تو در نماز

آن‌سان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست


تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست

قدرت از آن توست که بر ابر پیل‌وار
فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار...


ای کشتی نجات به دریای حادثات
دارند شیعیان به شما چشم التفات
لب‌تشنه‌ایم تشنۀ یک جرعۀ فرات
بر ما ببخش از کرم خویشتن برات

در آستان قدس رضا نور عین تو
دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو


چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست
چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست
سر تا به پای دردم و درمانم آرزوست
پا تا به سر نیازم و احسانم آرزوست

بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضا
سوگند می‌دهم به جگرگوشه‌ات رضا

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت

وجود آمده رشک بهشت، سرتاسر
به یمن مولد مسعود موسی جعفر

امام کلّ اعاظم، ولی حقّ کاظم
که کظم غیضش یادآورد ز پیغمبر

به جعفر بن محمّد عطا شده پسری
که بوده است به پیر خرد هماره پدر

هزار موسی عمران فدای آن موسی
که بود گوشة حبسش ز طور نیکوتر

امام هفتم، کز هشت خلد و نُه افلاک
رسد نداشکه ده عقل را تویی رهبر

خدیو هستی کز یک اشاره‌اش آید
قدر به جای قضا و قضا به جای قدر

چراغ دودۀ احمد که دیدة دل را
فروغ اوست به هر صبح و شام روشنگر

به عزم طوف حریم مقدّسش دارند
هماره قافلۀ دل، به کاظمین سفر

چگونه وصف امامی کنم که در قرآن
خدای عزّ و جلّ آمدش ثنا گستر

شرف بس است همین خاک پاک ایران را
که زیر سایة فرزند اوست این کشور

گرفته شهر قم از دخت او شرف آنسان
که خاک پاک مدینه ز دخت پیغمبر

بود بهشت خراسان، ز مقدم پسرش
چنانکه خاک نجف راست فیض از حیدر

اگر ولاش نباشد، عبادت ثقلین
به صاحبش ندهد سود در صف محشر

گدای درگه اویند اسفل و اعلی
رهین منّت اویند ز اصغر و اکبر

هم اوست باب حوائج هم اوست باب مراد
مراد و حاجت خود را بگیر از این در

خوش آن غبار که بر خاک او رسید و نشست
خوش آن نسیم که از کوی او نمود گذر

خوشا دلی که بگردد به گرد تربت او
خوشا کسی که بگیرد مزار او در بر

زمام سلطنتم گر دهند، نستانم
مرا خوش است گدایی به کوی آن سرور

اگر به جههۀ خورشید پای بگذارم
گمان مبر که از این آستان بگیرم سر

ز اهلبیت نگردد جدا دلم آنی
جدا کنند اگر جان هماره از پیکر

چراغ بزم عزای حسینیان «میثم»!
مه جمال منیرش بود به ماه صفر

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند
مدیون خانواده ی موسی بن جعفرند


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی


ای چشم و چراغ کاظمین! ادرکنی
ای فاطمه را نور دو عین! ادرکنی

ای خفته به خاک غربت! آیند مدام
پابوس تو زوّار حسین، ادرکنی

#محسن_حافظی


@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت


ايراني ام ، رعيّـتِ موسي بن جعفرم
من شهـروندِ دولتِ موسي بن جعفرم

دنـبال هيـچ فرقه و حذبي نمي روم
در حيطه ي ولايتِ موسي بن جعفرم

مأمومم و به كوري مأمون پرست ها
دل داده ي امامتِ موسي بن جعفرم

در اوج فقـر رو به سُليمان نمي زنـم
وقتي گداي ساحتِ موسي بن جعفرم

هم شُـغل با مَن اند تـمام ملائكـه
مشغول تا به خدمتِ موسي بن جعفرم

امروز،زير سايه ي الطـافِ دخترش
در حشر،جـزو أُمّتِ موسي بن جعفرم

با اين حُسين گفتن و زينب شنـيدنم
پيوسته در حمايتِ موسي بن جعفرم

مديون شدن به مردم دنيا بُـود گِـران
بر من كه زير منّتِ موسي بن جعفرم

با اينكه خاك پاي سگش هم نمي شوم
دربست وقفِ خدمت موسي بن جعفرم

ديديد اگـر كه بعد غديرم هـنوز شــاد
خوشحال از ولادتِ موسي بن جعفرم

بعد از غدير اگر كه به "ابـواء"* پر زدم
چون تشنه ي كرامتِ موسي بن جعفرم

يوسف ميا به جلوه گري پيش من كه من
ديوانه ي ملاحـتِ موسي بن جعفرم

گر پُشت هم به كعبه كنم روبه قبله ام
وقتي كه در زيارتِ موسي بن جعفرم

از اينكه با امام رضا آشنا شـدم
ممنونِ لطفِ حضرتِ موسي بن جعفرم


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1
16:30
#امام_کاظم_مدح

واژه در واژه همه عمر غزل خوان بودی
سندِ محکمِ زیبایی قرآن بودی
چارده سال غریبانه به زندان بودی
همه ی عمر سرِ سفره ی باران بودی

حضرتِ گل چه قدَر خار که بر تَن داری
دوستی با همه و این همه دشمن داری

" کاظِم الغَیظ " شکوفا شدنِ لبخندی
الگویِ مهر و محبَّت به زن و فرزندی
شال و عمّامه شبیهِ پدرت می بندی
همه بیگانه ولی با همه خویشاوندی

هیچ مسکین و اسیری نرود از یادت
" بِشرِ حافی " شود آنکس که شود آزادت

خانه ات نورِ علی نور ... فقط زیبایی است
شعر در شعر بهشت است غزل آرایی است
پسرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی است
دخترِ حضرتِ موسی چه قدَر بابایی است

بنویسید سرِ خُم به سلامت باشد
حضرتِ فاطمه ی قم به سلامت باشد

مردمِ شهر به این واقعه اذعان دارند
همه از رایحه ی چشمِ تو باران دارند
سرِ این سفره نشستند اگر نان دارند
و مسلمانِ تو هستند که ایمان دارند

گوش کن گوش صدایِ جرسی می آید
دارد انگار از آن دور کسی می آید ...

کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته
کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته
خانه خانه همه ی شهر به او وابسته
او که حتی دلِ دشمن هم از او نشکسته

شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد
ماه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد

کفر افتاد به پایِ تو مسلمان برگشت
مور آمد در این خانه سلیمان برگشت
زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگشت
آه... وقتی که نگهبانِ تو گریان برگشت

دستِ یک شهر به دامانِ عبایت افتاد
اشک حلقه زد و زنجیر به پایت افتاد

مثلِ یک معجزه ای خوب که معلوم شدی
سوره شمسی و از نور که محروم شدی
روز ، زندانی شب بود که محکوم شدی
سوختن ارثیه ات بود که مسموم شدی

جگرت سوخت غمِ کرب و بلایی ها را
دشتِ لب های تو خشکاند لبِ دریا را

تو کریم بن کریمی پُرِ احسان هستی
پسرِ خاکی و از مادرِ باران هستی
جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی
پدرِ واقعیِ کشورِ ایران هستی

گندمی گونه ای و خوشه ی گندم داری
یک رضا مشهد و یک فاطمه در قم داری


#ابراهیم_زمانی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

فیض تو به ما ز والدینت برسد
ازمشهد وقم، دو نورعینت برسد

دلتنگ زیارت توهستم چه شود!
دستم به ضریح کاظمینت برسد

#علی_کرمی

@raziolhossein
16:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
890×1280, 157.7 KB
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر خنده ی خورشید مشارق صلوات
بر آینه ی جمال خالق صلوات

از مکه و از مدینه گل می بارد
بر دسته گل امام صادق صلوات

#میثم_مومنی_نژاد
16:30
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

من عبد و غلام والدینت هستم
تا روز ابد به زیر دینت هستم

تو باب حوائجیّ و من محتاجم
مشتاق سفر به کاظمینت هستم

#حمیدرضا_گل‌رخی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت


انفجار نور در عرش خدا رخ داده است
هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است

عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست
عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست

این مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرست
حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست

لافتی ای تازه از نام آوری های علیست
ذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیست

آیه هایش در دل قرآن تلاوت میشود
آیه های نور بر صادق عنایت میشود

امشب از گهواره ی ناهید می آید خبر
از میان حاله ی خورشید می آید خبر

در کنار بسترش موسی بن عمران آمده
آسیه زانو زده ، مریم خرامان آمده

با مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمه
با حسن آمد حسین و پادشاه علقمه

شد اذان گویش علی و تا به أشهد میرسید
از پر قنداقه اش انگار باران میچکید

خنده هایش فاطمی و گریه هایش زینبیست
در کرامت چون حسن در عشق مانند علیست

رحمت از دست حسن وارش چوباریدن گرفت
سوره ی والشمس بر عالم تراویدن گرفت

دوخته پیراهنش را فاطمه خیرالنساء
اینچنین شد کاظمین او شبیه کربلا

#ن_غریبی

@raziolhossein
👍 2
16:30
#امام_کاظم_مناجات


نمیدانم چرا هر وقت قلبم زار و مضطر شد
دخیل گوشه ای از مرقد "موسی ابن جعفر" شد

جهان در چشم من تاریک تر بود از شب بی ماه
که بردم نام آقا را و دنیایم منوّر شد

به فکر گنبد زرد و سرای دلکشش بودم
که یکباره دو تا دستم مبدّل به دو تا پر شد

گشودم دیده ی خود را... فقط این جمله را گفتم
خدا را شکر چشمم با ضریح او برابر شد

همین که دیده هایم با ضریح او برابر شد
همین که درد و دلهایم به آه و گریه منجر شد

نمیدانم چرا مردم همه گفتند "یا زهرا"
نمیدانم چرا روضه شروع از نام "مادر" شد

شبیه مادرش زهرا از او یک سایه باقی ماند
تنش در بند " سندی ابن شاهک" بس که لاغر شد

چه با عزت از آن زندان پر از درد خارج شد
چه با عزت تنش تشییع بر یک لنگه ی در شد

کسی فریاد زد " هذا امام الرافضی" ای وای ...
به روی دست یک بد ذات تابوتش شناور شد

#جعفر_ابوالفتحی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

طور من است مرقد ِ موسای کاظمین
قربان آن دو گنبد ِ زیبای کاظمین

بعداز غدیر و جلوه مستانه نجف
تعظیم می کنیم به آقای کاظمین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#تک_بیت

این حرف بینِ مردمِ این خاک رایج است
چشمانِ ما به سفره یِ باب الحوائج است

#حسن_لطفی


@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_مناجات
#امام_موسی_بن_جعفر

ای چاره هر کار (یا باب الحوائج)
(یا موسی بن جعفر)
کار دلم شد زار یا باب الحوائج

با کوله بار حاجتم رو بر تو کردم
غم از دلم بردار یا باب الحوائج

من سائل باب المراد کاظمینم
جز این ندارم کار یا باب الحوائج

هر جا گره افتاد در کار دل من
خواندم تو را هر بار یا باب الحوائج

تو کیستی باب الرضا باب المرادی
من عبد این دربار یا باب الحوائج

تو هفتمین شمس ولایت من چو ذره
تو باغ گل من خار یا باب الحوائج

موسی صدایت کرده یا موسی بن جعفر
عیسی تو را بیمار یا باب الحوائج

شد کاظمینت قبله حاجات از بس
دیدند از آن آثار یا باب الحوائج

افلاکیان اند آستان بوس در تو
ای حجت دادار یا باب الحوائج

جبریل کرده بال خود را در حریمت
فرش ره زوار یا باب الحوائج

والکاظمین الغیظ اوصاف خصالت
قرآن کند اقرار یا باب الحوائج

چشم امید ما به دست بسته توست
وا کن گره از کار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده که تو را از شهر جدت
بردند با اجبار یا باب الحوائج

جرمت چه بوده سالها در کنج زندان
دیدی جفا بسیار یا باب الحوائج

هر روز تو بوده در آن قعر سیه چال
مانند شام تار یا باب الحوائج

چون مادر خود آرزوی مرگ کردی
دیدی زبس آزار یا باب الحوائج

هر روز روزه بودی و شلاق خوردی
در موقع افطار یا باب الحوائج

زیر غل و زنجیر بودی یاد مادر
یاد در ودیوار یا باب الحوائج

بر روی تخته پاره ای جسم تو بردند
گریم برایت زار یا باب الحوائج

بعد از تو دیگر دخترانت را نبردند
در مجلس اغیار یا باب الحوائج

#عبدالحسین

@raziolhossein
1 👍 1
16:30
#امام_کاظم_مدح


هفتمین خورشید آفاق هدایت کاظم است
چشمه ی سیال فیض بی نهایت کاظم است

معنی روشن تر از خورشید قاموس جهاد
زندگی را تا نهایت از بدایت کاظم است

سالکان پایمرد وادی اخلاص را
با زلال کوثر حق در سقایت کاظم است

پیشوایی کز نفوذ حکمت و تدبیر او
منسجم گردیده ارکان هدایت کاظم است

«کاظمین الغیظ و عافین عن الناس» از کتاب
گفت پیر معرفت مصداق آیت کاظم است

بر فراز منبر دین محمد چون علی
استقامت را به تفسیر و روایت کاظم است

کاروان مانده در ظلمات را تا ملک نور
معنی ارشاد و مفهوم هدایت کاظم است

غیرت آموزی که از ناموس قرآن کریم
کرده با ایثار جان خود حمایت کاظم است

روز و شب درپهنه ی هستی چراغ افروزراه
تا به اقلیم سعادت با درایت کاظم است.

#عباس_خوش‌عمل_کاشانی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت

هر دم به دم امام کاظم صلوات
هم بر کرم امام کاظم صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام کاظم صلوات

ای کاش که قسمت بشود بفرستیم
ما در حرم امام کاظم صلوات

#عبدالزهرا

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

بر آینه جمال داور صلوات
بر نور دو‌دیده پیمبر صلوات

بفرست تو با امام صادق امشب
ناز قدم موسی جعفر صلوات

#عبداالزهرا
.....


بر احمد و آلش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست

اندر شب میلاد امام کاظم
بر ماه‌ جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا
......


عید آمده از شور و صفا باید گفت
از منقبت آل عبا باید گفت

میلاد سعید موسی جعفر را
تبریک به حضرت رضا باید گفت

#عبدالحسین


@raziolhossein
16:30
#امیرالمؤمنین‌_غدیر
#غدیری‌ام

بعد از #غدیر ما همه بودیم متحد
وحدت از آن بخواه که او اختلاف کرد...


@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

در ساحل سخاوت دریای کاظمین...
مائیم و خاک پای مسیحای کاظمین

با دست‌های خالی از اینجا نمی‌رویم
ما سائلیم... سائل آقای کاظمین!

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#دوبیتی

جهان ز نور خدائي منور است امشب‏
شب نشاط و سرور مکرر است امشب‏

بگو به حضرت صادق دلا مبارک باد
شب ولادت موسي ابن جعفر است امشب

#موسی_بن_جعفر_ولادت

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_مناجات
#دوبیتی

هرگاه غمت به سینه با ناز آید
جان بر تن غمدیدۀ من باز آید

تا صحن و رواق کاظمینت با شوق
مرغ دل خسته ام به پرواز آید

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت


شد غزل آغاز در مدح رحيم ديگري
هفتمين بار است مستم از نسيم ديگري

هر كجا او هست آنجا ميشود عرش خدا
گوشه ي طور است در سجده كليم ديگري

با كدامين نام بايد نام تو خواند و نوشت
حضرت باب الحوائج يا كريم ديگري

نيست غير از كاظمين ات هيچ جا در عالمين
در كنار هم دو گنبد در حريم ديگري

نيست هرگز بر علي ابن ابي طالب قسم
جز شما هرگز صراط مستقيم ديگري

باز هم در ميزند اين خانه را در باز كن
هم فقيري هم اسيري هم يتيم ديگري

نيمي از دل گم شده از عمد در صحن رضا
گم شده در كاظمين انگار نيم ديگري

#محسن_صرامی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت


چو اشک دیدۀ عشّاق‌حق،دل‌ها مصفّا شد
قلوب شیعیان از روشنى چون طورسینا شد

اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین
گل روى امام موسى کاظم شکوفا شد

قدم زد در جهان مولاى عالم موسى جعفر
که از یمن قدومش،غرق زیور،عرش اعلا شد

چه خورشیدى زمین و آسمان را کرده نورانى
چه ماه پر فروغى در سپهر مجد، پیدا شد

ز چرخ چارمین با موکب عزّ و شرف امشب
پى عرض ادب سوى زمین نازل مسیحا شد

نه تنها دیدۀ آل محمّد شد به او روشن
که چشم چرخ‌پیر از دیدن آن ماه،بینا شد

در این فرخنده میلاد وصىّ هفتم طاها
نزول رحمت بى‌منتهای ذات یکتا شد

نه تنها آشنایانش،که در سر تا سر گیتى
هر آن‌کس واقف از اوصاف او گردید شیداشد

حمیده مادر والا مقام و ارجمند او
بنازد زان که او هم مادر فرزند زهرا شد

به پاس مقدمش از جانب ربّ غفور امشب
براى دوستدارانش، برات عفو، امضاء شد

به آن باب‌الحوائج «ملتجى» شد هر گرفتارى
یقین‌دارم که از کار و دلش هر عقده‌اى وا شد

#ملتجی

@raziolhossein
1
16:30
#امام_کاظم_ولادت


جبرییل امشب جمال حق تعالی را ببین
بر روی موسی گل لبخند عیسی را ببین
روح شو روح‌مسیحای مسیحا را ببین
موسی عمران بیا موسای زهرا را ببین
سیر دیدار جمال حضرت دادارکن
طور صادق را ببین والطور را تکرار کن

ای کلیم الله تماشا کن کلام الله را
برفراز دست خورشید ولایت ماه را
نورانوار نهم ، هفتم چراغ راه را
درزمین وآسمانها رهبری آگاه را
روح رحمان جان قرآن نخل طور است این‌پسر
گوهر رخشنده شش بحر‌نوراست این پسر

این پسر بدرالمنیرو این پسر شمس الضحاست
این پسر باب الکرم باب الولا باب العطاست
این پسر باب المراد انبیا و اولیاست
این پسر هم مصطفی هم مرتضی هم مجتباست
نی‌عجب زهرا اگر گیرد زنامش احترام
یاحسین ابن علی برحضرتش گوید سلام

درسپهر معرفت ماه تمام است این پسر
کاظمینش قبله بیت الحرام است این پسر
شعله های ناررا بردا سلام است این‌پسر
درزمین برآسمانی ها امام است این پسر
ازمحمدبرجمال نازنیش آفرین
دم به دم از خالق جان آفرنیش آفرین

ماه ذی حجه است محو آفتاب روی او
جنس آدم قبضه ای از خاک پای کوی او
چشم عیسی از فراز آسمانها سوی او
عروه الوثقای‌ارباب کرامت موی او
آیه عفو الهی برلب خندان اوست
کشور ایران زیارتگاه فرزندان اوست

ای جمال چهارده معصوم در رخسارتو
وحی ساعد خیزدازلبهاب گوهربارتو
آفرینش در پناه سایه دیوار تو
روح پاک انبیاو اولیا زوارتو
آسمان چشم انتظار ذکر یارب یاربت
حضرت معبود مشتاق مناجات شبت

هفتمین مرآت حسن حی سرمد کیست تو
صاحب خلق و خصال وخوی احمد کیست تو
انبیا راهم موید هم‌موید کیست تو
نفس پاک صادق آل محمد کیست تو
خاک زوارحریمت کیمیا می پرورد
خالق دادار درصلبت رضا می پرورد

ای در شش بحر و بحر پنج در روحی فداک
آسمان در صحن تو بنهاده پیشانی به خاک
با غبارکاظمینت روح هر ناپاک پاک
بی ولایت می شود رحمت عذاب دردناک
میثم آلوده ای عبدوثنای گوی شماست
هرکه بوده هر که باشد سائل کوی شماست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
16:30
#امام_کاظم_مدح


من که جلد بام شاه مشهدم
دست بر دامان پر مهرش زدم
نان خوبان‌ میخورم گرچه بدم
(مَن اَراد الله) خواندم آمدم

سفره دار ما گدایان السلام
کاظمین الغیظ قرآن السلام

هرکجا سخت آمده دنیا به ما
گوشه‌ چشمی کردی ای آقا به ما
یک علی دادی و‌یک‌ زهرا به ما
جور شد پس فیض دق الباب ما

گرچه دورم ای خدای کاظمین
طوس و قم‌ دارد هوای کاظمین

گریه آوردم‌ که خوشحالم کنی
میشود آیا سبک بالم کنی..
گر نشد صفوان‌ جمالم کنی..
راضیم براینکه حمالم‌ کنی

 دلخوشم‌ حمال کوی دلبرم
بار زوار شما را میبرم

تا نظر سمت کلافی میکنی
بر گلیمت عرش بافی میکنی
خوش بدیها را تلافی میکنی
بشر مطرب را تو حافی میکنی

کاش ای آقا که ذره پروری
یک سحر از کوچه ما بگذری

بنده نفسیم ایمانی بده
نسخه فوری درمانی بده
یاد ما رسم مسلمانی بده
سفره را وا کن به ما نانی بده

انیبیا هم مثل ما پشت درند
نان خشکت را تبرک میبرند

ای فدای اشکهای‌ جاریت
داغ بر دل شد شب از بیداریت
بین‌ آن بیتوته ی اجباریت
داد زندانبان عجب دلداریت

یا مخلص گفتی و دل‌زار شد
مادرت بالا سرت تبدار شد

هرکس آمد رد شد از روی عبا
وای من ماندی به زیر دست و پا
زیر لب گفتی امان از کربلا
ذبح شد جد غریبم بی هوا

تا سواران بین خیمه تاختند
عمه جانم‌ را زمین انداختند

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
16:30
#امام_کاظم_مناجات


در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم

فیضش به گوشه گوشۀ ایران رسیده است
یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم

هستی ماست نوکری اهل بیت او
ما خانه زاد زینب موسی بن جعفریم

قم آستان رحمت آل پیمبر است
در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم

با مهر و رأفتش دل ما را خریده است
ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم

چشم امید اهل دو عالم به دست اوست
مات مرام و مشرب موسی بن جعفریم


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت



امشب تمام مُلک و مَلک در ترنم است
چون موسم دمیدن خورشید هفتم است

آن فیض لایزال که مشتق ز نور او
خورشید آسمان رضا، نور هشتم است

آن پرتو جمال خدایی که طور او
آیینه‌زار حضرت معصومه در قم است

موسای طور قرب که در پیشگاه او
صدها کلیم بی «اَرِنی» در تکلم است

بگرفت دست عیسی مریم ولای او
کز پای دارِ فتنه، به چرخ چهارم است

هر صبحدم فریضۀ حق بر امین وحی
بر حضرتش ادای سلام ٌعلیکم است

دلتنگی‌اش مباد که در غنچۀ لبش
لطف شکوفه‌باری باغ تبسم است...

نور خدا در آینۀ آفتاب تو
حیرت‌فزای دیدۀ افلاک و انجم است

عدل مجسمی تو و هر دادخواه را
در بارگاه لطف تو شوق تَظَلُّم است

یزدان نخواست تا غم روزی خورد کسی
با لطف تو که قاسم الارزاق مردم است

آن سر که نیست خاک درت در تنزُّل است
وان دل که نیست جای تو، جای تألُّم است

طاعات منکران تو در روز رستخیز
آتش‌بیار معرکه مانند هیزم است

در روز حشر جز تو شفیعی مبادمان
جایی که آب هست چه جای تیمم است؟

با نعمت ولای تو «پروانه» را چه غم
عمری‌ست در بهشت که غرق تنعم است

#محمدعلی_مجاهدی #پروانه

@raziolhossein
👍 1
16:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
911×911, 167.6 KB
#یا_موسی_ابن_جعفر

قاضی‌الحاجات بودن شان خدام شماست
با نگاهت عالمی باب الحوائج می شود

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
1
16:30
#امام_کاظم_علیه_السلام
#دوبیتی

بر دیده ز اشک ، نور عینی بفرست
از دور نسیم کاظمینی بفرست
از راه رسید ماه جدت آقا
بر سینه ما شور حسینی بفرست
....

در مشهد و قم همیشه دل یاد شماست
این حنجره وقف آه و فریاد شماست
سوگند به دردانه تو معصومه
ما هر چه که داریم از اولاد شماست
.....
سر در قدم تو ، نیست بهتر از این
زیر علم تو ، نیست بهتر از این
با اذن رضا اگر نصیبم گردد
یک شب حرم تو ، نیست بهتر از این
......
اینجا همه بر شما ارادت دارند
بر خادمی درگهت عادت دارند
در کشور ما اغلب سادات آقا
ار نسل شما مهر سیادت دارند
....

#علی_سلطانی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت


رشته‌ی دلهای عاشق پشت این در بسته شد
بار ما از خانه‌ی موسی ابن جعفر بسته شد

تا خبر آمد غروب از خانه بیرون می‌زند
با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد

مشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کرم
مشت مسکین درش با کیسه‌ی زر بسته شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_مناجات


آیینه صدق و صفا موسی بن جعفر
روح مناجات و دعا موسی بن جعفر

در بند، در تشویش، در طوفان ظلمت
کشتی ما را ناخدا موسی بن جعفر

واشد گره از کار ما بی مزد و منت
تا زیر لب گفتیم یا موسی بن جعفر

عاقبتش در دو جهان ختم به خیر است
هر کس مسیرش شد الی موسی بن جعفر

از ابتدا خورده گره حاجات شیعه
باحضرت عباس با موسی بن جعفر

ذکر لب ما یکصدا جانم رضا جان
ذکر علی موسی الرضا موسی بن جعفر

در کنج زندان ها به صرف تازیانه
افطار خود میکرد وا موسی بن جعفر

کار خودش را کرد سندی ابن شاهک
جان داد با زهر جفا موسی بن جعفر

#محمود_یوسفی

@raziolhossein1
1
16:30
#امام_کاظم_ولادت


امشب زمین ز نور وجودش منور است
امشب زمان ز عطر حضورش معطر است
امشب شب پیمبر و آل پیمبر است
امشب شب ولادت موسی بن جعفر است

موسی بن جعفری که رخش منظر خداست
باب الحوائج همه مشکلات ماست

امشب تمام عرض و سما زیر پای اوست
حالی اگر که هست به لطف هوای اوست
شیعه در اوج شورو شعف از ولای اوست
ایمان ما نتیجه یا ربنای اوست

او جلوه ای ز چشمه جوشان کوثر است
آیینه جلال و جمال پیمبر است

لحظه به لحظه با نفسش خو گرفته ایم
از عطر ناب پیرهنش بو گرفته ایم
ما ناگرفته های خود از او گرفته ایم
پس از تمام آینه ها رو گرفته ایم

همواره از عنایت او در تلاطمیم
ما پیروان حضرت خورشید هفتمیم

لطفش به ما چه ساده و آسان رسیده است
خوبی او به شیعه فراوان رسیده است
بیش از همه به کشور ایران رسیده است
یک جلوه قم یکی به خراسان رسیده است

جز خاندان او به کسی دل نداده ایم
جارو کشان خانه این خانواده ایم

شکر خدا که نوکر موسی بن جعفریم
در زیر سایه سر موسی بن جعفریم
همسایگان دختر موسی بن جعفریم
ما ساکنان کشور موسی بن جعفریم

این خاک تا به روز ابد زیر دین توست
دل، تنگ دیدن حرم کاظمین توست

#محمود_یوسفی

@raziolhossein
2 👍 1
16:30
#امام_موسی_بن_جعفر
#امام_کاظم_ولادت
#رباعی

بر ساحت کاظمین دائم صلوات
بر جود جواد و حلم کاظم صلوات

در محضر معصومه مداوم بفرست
نذر فرج امام قائم صلوات

#محمد_قاسمی
......

یک جرعه از آن نگاه لازم داریم
درسینه فقط حبِ اعاظم داریم

آن‌روز که بندگان همه حیرانند
روزی‌ست که ما امامِ کاظم داریم

#عادل_حسین_قربان
.......

شهری که شبش به عشق پر نور شده
بر آن دو نگین رکاب ، منظور شده

از بس ز امام آن کرامت دیدند
آن خاک به کاظمین مشهور شده


#حامد_آقایی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت



روز نخست مُشتِ غباری فرشته‌ها
بُردند با نسیمِ بهاری فرشته‌ها
قدری هم از طُفیلِ نگاری فرشته‌ها
قدری هم از گلاب دیاری فرشته‌ها

برداشتند و آب و گل ما درست شد
گفتند یاعلی و دل ما درست شد


سوگند بر تبسمِ مولای فاطمه
سوگند بر ترنم فردای فاطمه
ما و دمِ مسیح ، مسیحای فاطمه
با معجزات حضرت موسایِ فاطمه

شُکرِ خدا سرشته به خاکی مطهریم
از خشتهای خانه‌ی موسی‌بن جعفریم


رو برمدینه آهوی چشمم رمیده است
خورشیدی از فراز اُفقها  رسیده  است
از دامن حمیده* اُمیدی دمیده است
این نو رسیده  فاطمه را نورِ دیده است

از شادیِ فرشته زمین در طلاطم است
میلاد با سعادت مولای هفتم است


ای هفت هفته‌های دلم هفتمین امام
ای هفت‌سینِ لطف و کرم هفتمین امام
هفت آسمان عِلم و عَلَم هفتمین امام
هفت است اگر طواف حرم هفتمین امام

در هفتمین طواف سرم زیرِ دِین توست
سوگند بر حرم که حرم کاظمین توست


گرچه در از دحام گدایان این درم
عمری گدای سفره‌ی موسی‌بن جعفرم
واکرده است هر گره‌ام را برابرم
نان و  پنیر و سبزیِ  نذریِ مادرم

بر دست ما عنایتِ بالحوائج است
با ما همیشه برکت باب الحوائج است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:30
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر


چون گل گلزار صادق پرده از رخ برگرفت
عالم از نور جمالش جلوه ى دیگر گرفت

آفتاب صبح صادق آنکه از صبح ازل
روشنى خورشید از آن ماه بلند اختر گرفت

در مکنون پرورش چون یافت در مهد صدف
شد حمیده خو چو خو، در دامن مادر گرفت

موسى کاظم امام هفتمین نور خدا
آنکه نور عارضش آفاق سرتاسر گرفت

آنکه روشن از جمالش گشت آیات خدا
وآنکه رونق از کمالش شرع پیغمبر گرفت

هم ادب رونق از آن گنجینه آداب یافت
هم سخن زیور از آن کلک سخن گستر گرفت

شد رها از بند محنت آنکه از صدق و صفا
دامن باب الحوائج موسى جعفر گرفت

از در باب الحوائج روى حاجت بر متاب
زآنکه فیضش چشمه از سر چشمه ‌ى داور گرفت

در صف محشر شفاعت یافت آنکو چون رسا
دامن موسى بن جعفر در صف محشر گرفت


#قاسم_رسا

@raziolhossein
👍 3
16:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 139.5 KB
وا می‌کند بر روی ما، بن‌بست‌ها را
باب‌الحوائج شد، بگیرد دست‌ها را

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
2
16:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 29.2 KB
ش
23:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر


وقتی امام صاحب فرزند می شود
باغ جنان شکوفه ی لبخند می شود

صدها فرشته برقدمش بوسه می زنند
فصل بهار وموسم پیوند می شود

دل می تپد به سینه زشادی اهل بیت
آئینه دار لطف خداوند می شود

لبخند نور حضرت صادق که دیدنی است
نذر فروغ چهره ی فرزند می شود

دل در حضور حضرت کاظم رسیده است
یعنی که سرسپرده و پابند می شود

موسی کجا به طور مناجات با خدا
با او در این مقام همانند می شود

هرکس قدم نهاد به راه امام خویش
دراین مسیر نور هدفمند می شود

گفتم نمی شود که به پابوس او رسم
از آسمان ملائکه  گفتند ،می شود

خود را به کاظمین رسان درحضور او
آنجا ببین که ازتو چه خرسند می شود

با قلب پر سرور «وفایی» نوشت وگفت
امشب نصیب شیعه شکرخند می شود

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
23:55
#امام_کاظم_ولادت
#امام_موسی_بن_جعفر #رباعی


تنها نه بهشت روی تو، دیدن داشت
عطر خوش انفاس تو، بوئیدن داشت

بوسید اگر ،تو را امام صادق
گل بوسه، ز رخساره ی تو چیدن داشت

.....

دراین حرمی که قبله گاه دل هاست
مانند گلستان جنان ،روح فزاست

تبریک ولادت پدر بر فرزند
با ذکر سلام و صلواتی زیباست


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 4
27 June 2024
ش
20:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
20:53
#امام_حسین_مناجات


من‌ِدربه‌درچه‌دری‌زنم‌زدرت اگرتوبرانی‌ام؟
تواگربه‌خانه‌نخوانی‌ام‌چه‌ثمرزمرثیه‌خوانی‌ام

منم‌وبه‌گوشۀ‌مأمنت‌من‌وتوشه‌خوشه‌زخرمنت
چوغبارم‌وروی‌دامنت‌تونشاندی‌ام‌نتکانی‌ام

به‌حضوروخلوت‌من‌تویی‌همه‌فخروعزت‌من‌تویی
توولیّ‌نعمت‌من‌تویی‌پی‌این‌وآن ندوانی ام

به ره وفابنشان مرازمِی وَلابچشان مرا
سوی‌باوری‌بکشان‌مراکه‌به‌داورت‌برسانی‌ام

به‌نمازم‌اشک‌غمت‌وضونبرم‌نیازبه‌هیچ‌سو
که‌مراتوبوده‌ای‌آبروچه‌به‌پیری‌ام‌چه‌جوانی‌ام

توصداوسوزوگدازمن‌تونواوشوروحجازمن
توبزن توزخمه‌به‌سازمن‌بکشان‌به‌جامه‌درانی‌ام

به‌یقین‌مرازگمان‌رسان‌زخطرمرابه‌امان‌رسان
نه‌مرابه‌نان‌که‌به‌آن‌رسان‌مگرازخودی‌برهانی‌ام

نبوَدمرابه‌جزازتوکس‌همه‌عزتم‌زتوهست‌وبس
زشمازدم‌همه‌دم‌نفس‌تومگوکه‌من‌زشمانی‌ام

به فدای‌خشکی‌حنجرت‌سربی‌تنت‌تن‌بی‌سرت
به‌نگاه‌آخرخواهرت نگهی به سوزنهانی ام

منوبیدلی‌چه‌تمتعی‌چه‌ردیف‌وبحروتنازعی
زکسی چومن‌چه‌توقعی‌چه‌به‌لفظهاچه‌معانی‌ام


#علی_انسانی

@raziolhossein
👍 2 1
20:53
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات


هر جا که روضه های تو برپاشود حسین
بابی است که به کرببلا وا شود حسین

دعوت شدم به مجلس روضه هزار شکر
چون رزق میهمان تو تقوا شود حسین

هر کس که عاشق تو شود عاشق خداست
توحید با محبتت امضا شود حسین

چشمی که گریه کرد برای عزای تو
مشمول لطف حضرت زهرا شود حسین

آن کس که شد گدای تو آقای عالم است
هر قطره وصل شد به تو دریا شود حسین

حب الحسین یجمعنا یعنی ای عزیز
بیگانه هم به عشق تو منّا شود حسین

هرجا گره به کار من افتاده از قدیم
تنها گره گشای من آن جا شود حسین

آیا شود چو جون غلام سیاه تو
هنگام مرگ هر نفس ما شود: حسین...


#سعید_نسیمی

@raziolhossein
2 👍 1
20:57
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#عامیانه



عاشقم عاشق و دلباخته یک نگات حسین
تو کریمی و منم هی می‌زنم صدات حسین

اگه از در برونیم از این خونه کجا برم
خودمو جا می‌زنم جزو عزادارات حسین

کاش بیام تو کربلا بشم کبوتر حرم
کاش کبوتری بشم مثل کبوترات حسین

من که قابل نباشم بگم که نوکر توام
افتخار بده بشم نوکر زائرات حسین

یه کاری کن تو دلم عشق شما خیلی بشه
بیشتر از اینا بشم دشمن دشمنات حسین

اونقدر کنار درب خونت عو عو می‌کنم
تا قبولم بکنی منو مثه سگات حسین

همه مثل بی‌کسا زخم زبونم می‌زنن
بسه دیگه من می‌خوام بیام به کربلات حسین

من می‌خوام همیشه در مصیبتات اشک بریزم
جیگرم آب بشه از برا مصیبتات حسین

شنیدم تو کربلا بچه‌هاتو کتک زدن
زدن اون نانجیبا آتیش به خیمه‌هات حسین

بس که به صورت بچه‌های تو سیلی زدند
مثل لب‌های تو شد صورت بچه‌هات حسین

صورتی رو که گذاشتی تو به روی پسرت
همونو گذاشتی بر روی غلام سیات حسین


مرحوم #قاسم_ملکی

@raziolhossein
👍 3 2 😭 1
28 June 2024
ش
06:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 1
06:38
#امام_زمان_مناجات


به هوای روی ماهت  شده این دلم هوایی
ز گناه خسته ام من  به تو دارم التجایی

تو نیامدی و من هم   شب و روز گریه کردم
به کسی نگفتم اما.. چه کشیدم از جدایی

سر‌راه تو نشستم  نظری اگر چه پستم..
سر راه با تو جانا..چه خوش است آشنایی

همه شب نهاده ام سر  چو سگان بر آستانت
بپذیر نوکرت را.. که خوشم به این گدایی..

ز بکای صبح و شامت برسان به چشمهامان
برسان تو قلب مارا به شهید کربلایی..

تن شاه بین گودال  شده غارت اراذل
روی نیزه ای عمامه روی نیره ای عبایی


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
06:38
#امام_زمان


کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید

کسی که نسل او را می شناسد، خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر، با لبخند می آید

همان تیغی که برقش می شکافد قلب ظلمت را
همان دستی که ما را می دهد پیوند می آید

همه تقویم ها را گشته ام، هجری و میلادی
نمی داند کسی او چندِ چندِ چند می آید

جهان می ایستد با هرچه دارد روبروی او
زمان می ایستد، بوی خوش اسفند می آید

ولی الله، عین الله، سیف الله، نورالله
علی را گرچه بعضی بر نمی تابند، می آید

بله! آن آیت اللهی که بعضی خشک مذهب ها
برای بیعت با او نمی آیند می آید

برای یک سلام ساده تمرین کرده ام عمری
ولی می دانم آخر هم زبانم بند می آید

بخوان شاعر! نگو این شعربافی در خور او نیست
کلاف ما به چشم یوسف ارزشمند می آید

به در می گویم این را تا که شاید بشنود دیوار
به پهلوی کبود مادرم سوگند... می آید


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 3
06:38
#امام_زمان_مناجات


کسی که از سر نفسش حذر نداشته باشد
دمی به کوی امامش گذر نداشته باشد

چه ضجر آور و تلخست اینکه بهر ظهورت
دعا کنیم ولیکن اثر نداشته باشد

چگونه شرح دهم حال و روز منتظرت را
شبیه حال کسی که پدر نداشته باشد

دوباره سال جدید است و ذوق نیست در آن کس
که از امام زمانش خبر نداشته باشد

قبول میکنم آقا که مستحق شرار است
دلی که از غم هجرت شرر نداشته باشد

اگر که نوکرت آقا به دردتان نخورد هم
خدا کند که برایت ضرر نداشته باشد

چه حسرتیست اگر نوکری بمیرد و یک دم
به روی پاک امامش نظر نداشته باشد

به روز حشر پر از حسرت است و غرق خجالت
کسی که از غمتان چشم تر نداشته باشد

#مهدی_جعفری


@raziolhossein
06:38
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

لبيک به جحفه، پی حج خواهم گفت
حاجات به ثامن الحجج خواهم گفت

تا هست تپش به نبض من، یا الله
عجل لوليك الفرج خواهم گفت


#علی_انسانی

@raziolhossein
06:38
#امام_زمان_مناجات

‎هزاران جمعه رفت و نیست دیگر باورم بی تو
‎نگـردد بـاز صبح جمعـه‌ای، چشم ترم بی تو

‎دوایش را نمی‌خواهم شفایش را نمی‌خوانم
‎اگر عیسی ابن مریم پا گذارد بر سرم بی تو

‎ز هنگام ولادت پیشتـر هـم بـود معلومم
‎که باشد تلخ‌تر از زهـر، شیر مـادرم بی تو

‎ز هر رکن حرم، سنگ ملامت بر سرم بارد
‎اگـر یکبـار بـر دیـوار کعبـه بنگرم بی تو

‎بـه امید ظهورت زنـده بودم، زندگی کردم
‎الهـی جـان نیاید لحظه‌ای در پیکرم بی تو

‎سزد تا همچو شیطان رانَد ابراهیم با سنگم
‎اگـر در حجـر اسماعیل هم رو آورم بی تو

‎بـه صبح جمعـه سوگند ای امید روزهای من
‎غروب جمعه گـردد شـام غـربت باورم بی تو

‎به روح مادرت زهرا به دست خود کنم دورش
‎اگر روح الامین چـون روح آید در برم بی تو

‎بیا یابن‌الحسن صبحی بدم بـر شـام هجرانم
‎کـه شب‌هـا از چراغ انجمن، تنها‌تـرم بی تو

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
06:38
#امام_زمان_مناجات


اگرچه حقیرم لیاقت ندارم
پناهی جزاین در به جانت ندارم

شکستم دلت را دلم را شکستند
من از کار دنیا شکایت ندارم

بدون اجازه به این سو دویدم
تو ردم نکن برگ دعوت ندارم

ز چشمت بیوفتم به خاری میوفتم
نگاهم بکن گرچه قیمت ندارم

سرم هرچه آمد گناه خودم بود
که گوشی برای نصیحت ندارم

اگر تو کنارم نباشی قیامت
امیدی برای شفاعت ندارم

دلم لک زده کربلا قسمتم کن
نیازی بغیر از زیارت ندارم

دوچشمم شده وقف غمهای جدت
به جز گریه کردن عبادت ندارم

ازآن دم که بر نیزه زد تکیه اش را
ز تنهایی اش جز خجالت ندارم

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3
06:38
#امام_زمان_مناجات


بازآ كه بى تو خسته دلان را قرار نيست
يك روز خوش به كام دل روزگار نيست

در چار فصل باغ، خزان موج مى‏ زند
يعنى بيا كه تا تو نيايى بهار نيست

يوسف جمال مصر ولايت ظهور كن
جانسوزتر ز تاب و تب انتظار نيست

همپاى اشك ، نام تو را داد مى‏ زنم
باور كن اين نواى دل است و شعار نيست

سخت است سخت اينكه بگويم حقيقتى
مولا ، كسى به ياد تو در اين ديار نيست !

تقديم خاك پاى تو دار و ندار من
هر چند لايق تو براى نثار نيست

سوز فراق ، مى‏ كشد آخر "کمیل" را
هرگز كسى به داغ دل من دچار نيست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
06:38
#امام_زمان_مناجات
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃

از من مرنج گر وسط دل نشاندمت
سائل عزيز خویش به ویرانه می‌برد

#محمد_سهرابی
@raziolhossein

🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
👍 2
ش
20:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#میثم_تمار
#دوبیتی

به مناسبت شهادت حضرت میثم علیه السلام


میثم که دل از به غیر دلبر برداشت
خود یک تنه در کوفه دو صد محشر داشت

دانی که چه رتبه داشت در نزد علی؟
آن رتبه که سلمان برِ پیغمبر داشت

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
20:41
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
#میثم_تمار
#دوبیتی

آیینه اش از غبارها تار نبود
بر لوح دلش به غیر دلدار نبود

بر دار زبان او بریدند ولی
از گفتن عشق دست بردار نبود

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:41
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
#میثم_تمار
#دوبیتی

فرجام دل پریش را میدانست
خونخواری زخم نیش را میدانست

همسایه ی نخل ها که شد فهمیدند
او قصه ی مرگ خویش را میدانست


چون نخل ، در ایستادگی ، خفتن توست
دل مشتری شیوه ی در سفتن توست

هر چند رطب های تو شیرین باشد
شیرین تر از آن علی علی گفتن توست



هر چند بریده بار و برگت دیدند
آزرده ز شلاق تگرگت دیدند

با زمزمه ی "فمن یمت " ، " انت معی"
هر لحظه در آرزوی مرگت دیدند



۱_ امیرالمومنین فرمودند: فمن یمت یرنی...هر کس بمیرد مرا میبیند
۲_ امیرالمومنین خطاب به میثم تمار فرمودند: انت معی فی درجتی .....تو در قیامت با من هستی در درجه من....

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
20:41
#بر_سر_دار_میزنم_نعره_یاعلی_علی
"میثم از زبان میثم"
#میثم_تمار

طبع و سخن و لوح و قلم گشته گهربار
در مدح گل باغ علی، میثم تمار

آن شیردل بیشه سر سبز ولایت
آن عاشق و دل باخته مکتب ایثار

در چرغ کمال علوی، اختر دانش
بر باب علوم نبوی، صاحب اسرار

پرسید از آن شیفته آل محمد
فخر دو جهان، شیر خدا حیدر کرار

کای دوست! چه حالی است تو را گر ز ره کین
در راه ولایت ببَرندت به سرِ دار؟

هم دست تو، هم پای تو از تیغ شود قطع
آرند زبان از دهنت فرقه اشرار

گفتا که اگر دادن جانم به ره توست
جانم به فدای تو! به هر لحظه دو صد بار

گویند که در کوفه حبیب‌بن‌مظاهر
برخورد به او خنده‌زنان بر سر بازار

فرمود که ای یار علی! در همه احوال
بینم که در این راه کشی محنت بسیار

در پاسخ او میثم تمار چنین گفت:
ای پور مظاهر! زهی از دولت بیدار!

بینم که ز خون سر تو چهره شود سرخ
در راه حسین‌بن‌علی، رهبر احرار

مردم سخن هر دو شنیدند ولی حیف
لبخند تمسخر زده با حالت انکار

چندی نگذشت از سخن آن دو که دیدند
صدق سخن هر دو نفر گشت پدیدار

میثم ز سر دار بلا سر به در آورد
چون ماه فروزنده ز آغوش شب تار

دو پا و دو دستش ز بدن، قطع و زبانش
گویا به ثنای علی و عترت اطهار

فریاد زد: ای مردم! دانید علی کیست؟
احمد چو علی هست و علی، احمد مختار

دانید علی کیست؟ همان کس که به فرداست
مهرش ثمر جنت و بغضش شرر نار

دانید علی کیست؟ علی، جان رسول است
قرآن محمد به فصاحت کند اقرار

دانید علی کیست؟ علی محور توحید
دانید علی کیست؟ علی نقطه پرگار

بالله! که با طاعت کونین نباشد
بر خصم علی جز شرر نار، سزاوار

از منطق او کاخ ستم شد متزلزل
گفتی که مگر خطبه مولا شده تکرار

می‌رفت که در کوفه فتد شور قیامت
وز تخت شود زاده مرجانه نگون‌سار

با خشم رسیدند و بریدند زبانش
کز پیش از این ظلم، علی بود خبردار

بعد از سه شب و روز از این وقعه جان‌سوز
زد نیزه به پهلوش عبیداللَّـه غدار

در راه علی کشته شدن آرزویش بود
جان داد شجاعانه در این ره به سرِ دار

نگذشت مگر اندکی از کشتن میثم
تا واقعه کرب و بلا گشت پدیدار

شد نوبت جان‌بازی فرزند مظاهر
ماه اسدی، آن اسد بیشه پیکار

از یوسف زهرا بگرفت اذن شهادت
چون صاعقه زد بر جگر لشکر کفار

پوشید ز جان دیده و کوشید به صد جهد
تا نقش زمین گشت به خاک قدم یار

گردید ز خون سر او سرخ، محاسن
آن سان که به او گفته بُدی میثم تمار


افسوس! که شد پیکر آن حافظ قرآن
آزرده چو برگ گلی از نیش دو صد خار

قاتل سر نورانی او برد به کوفه
گرداند چو خورشید به هر کوچه و بازار

می‌رفت به هر ره‌گذر و کوی و بیابان
طفلی پی آن قاتل و آن سر به دل زار

قاتل به تحیر شد و پرسید از آن طفل
آیی ز چه همراه من؟ ای طفل دل‌افکار!

آن کودک دل سوخته در پاسخ او گفت:
این است سر باب من، ای جانی خون‌خوار!

این حافظ قرآن و حمایت‌گر دین است
کُشتی ز چه او را به هوای دو سه دینار

فرزند حبیب! ای گل گلزار مظاهر!
فریاد مزن؛ سوز دل خویش نگه دار

دیدی تو سر پاک پدر لیک ندیدی
طشت زر و چوب ستم و لعل گهربار

کن گریه بر آن سر که شکستند به چوبش
نفرین به یزید و به چنین شیوه و رفتار

کن گریه بر آن سر که به چشمان پر از اشک
در بین عدو عترت خود دید گرفتار

«میثم»! جگر شیعه در این آتش غم سوخت
هر مصرع اشعار تو شد یک شرر نار

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
20:41
#میثم_تمار
#دوبیتی

با عشق تو رسوای جهانم ، بهتر
بر دار علی علی بخوانم ، بهتر

حالا که مرا از تو جدا می خواهند
بگذار بِبُرند زبانم ، بهتر


#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
20:41
#امیرالمؤمنین
#دوبیتی

دل را به فروغ ازلی بشناسند
حق را به اطاعت ولی بشناسند

در روز جزا که ناشناسند همه
ما را به ولایت علی بشناسند

#محمد_مبشری

@raziolhossein
👍 4
20:41
#میثم_تمار


بـر دارِ علـی‌ رفت، سـر میثـم تمّـار
گفتند ملائک‌ همگی‌ یکصد‌ و‌ ده‌ بار

مجنون‌علی‌را‌چه‌هراس‌از‌سخن‌خلق
شیــران‌ جهانند‌، ســگ‌ حیــدر‌ کـرّار


@raziolhossein
5 👍 3
ش
23:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین
#میثم_تمار


با زبان بی زبانی گفت میثم روی دار
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار


@raziolhossein
4 👍 4
29 June 2024
ش
02:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


این ذکر مباهله است، گویا و جلی‌ست
حق اول ‌و آخر‌ است، حق لم یزلی‌ست

اثبات به حق بودن اسلام و رسول
جان حسنین و جان زهرا و علی‌ست
......
اصل همۀ اصول بوده‌ست علی
راه و روش وصول بوده‌ست علی

ایات مباهله به من فهماندند
نَفس و نَفَس رسول بوده است علی

#هاشم_کرونی

@raziolhossein
1 👍 1
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


امر نُبی است بهر نَبی، میر مسلمین
روز عظیم و عزّت خیرالوَراست این
آورده چار یار و خود این یار راستین
یعنی گواه عاشق صادق در آستین
هستی شده است چشم که بیند مباهله
کامل‌ترین رسیده و آورده تکمله

شاعر نیامده است که دیوان نشان دهد
ساحر نبوده است که ثُعبان نشان دهد
آمد به خارزار، گلستان نشان دهد
با مصحفش تکامل انسان نشان دهد
زین مرد اُسوه، حق به یقین خوب‌تر نداشت
محبوب‌تر نداشت و مجذوب‌تر نداشت

مردی رسد که چشم فضیلت به راه اوست
لبریز از فروغ هدایت نگاه اوست
یوسف در آرزوی فتادن به چاه اوست
خود حق‌‌پناه و خیل رسل در پناه اوست
شاید مسیح چهره بساید به درگهش
آید یکی ولی همه هستی به همرهش

می‌آید آن‌که منطق و برهان بیاورد
بهر کویر سوخته، باران بیاورد
امن و امان بیاورد، ایمان بیاورد
برتر ز هر چه معجزه، قرآن بیاورد
در عزم جزم «کَالجَبَلِ الرّاسِخ» آمده
دینش به هر چه دین، پس از این ناسخ آمده

این پنج تن، تجسّم باور به داورند
عالم تمام پیکره، این پنج تن سرند
این پنج هر یکی به جهانی برابرند
گفتم برابرند! غلط بود، برترند
شوی و دو پور مادر سادات آمدند
خم‌خانه‌های پیر خرابات آمدند

این آینه که در دل او جز صفا نبود
یک لحظه از عطوفت و رحمت جدا نبود
این عبد، بنده‌ی احدی جز خدا نبود
دستور اگر نبود، به نفرین رضا نبود
قلب نبی است منزل آیات مُنزِله
آورده روشنی به چراغ مباهله

بوحارثا! برو ز مسیحا سؤال کن
تورات را ببین و ز موسی سؤال کن
معنای لفظ «اَنفُسَنا» را سؤال کن
این کیست در کنار نبی؟ ها! سؤال کن
او حیدر است و نفسِ نفیسِ نبی، علی است
وین دو مبین به غیر یکی، ور نه اَحوَلی است

اُسقُف ز صحنه لرزه به جانش فتاده بود
هستی به پا، به گفتن آمین ستاده بود
لب را اگر رسول به نفرین گشاده بود
خاک مسیحیان همه بر باد داده بود
نفرین ولی نکرد و بر این راز پرده به
روح دعاست احمد و نفرین نکرده به

باطل که نور و جلوه‌ی حق دید، رنگ باخت
آمد یقین به معرکه، تردید رنگ باخت
فانوس‌واره در بر خورشید رنگ باخت
تثلیث در برابر توحید رنگ باخت
اسلام دین برتر و آیین سرمد است
خُلق عظیم و ختم رسولان محمّد است

امروز روز احمد و تثبیت مرتضاست
در دست مِهرِ دست خدا، دست مجتباست
وآن نازدانه‌ای که در آغوش مصطفی است
باشد حسین فاطمه، سلطان قلب‌هاست

وآن بانویی که چرخ به تعظیم او خم است
خیرالنّسای عالم و بانوی مریم است

#علی_انسانی

@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


ختم رسل ز فرط عنایات کامله
بر پاپ‌های نجران بنْوشت مرسله

کای قوم دور مانده ز شرع و صراط دین!
تا کی ز حق ببایدتان بُعد و فاصله؟

آمد دمی که جهل ز سرها کنید دور
شد وقت آن که کید ز دلْتان شود یله

مأمورم از خدای احد تا که با شما
یک کار از سه کار نمایم معامله

یا دین حق قبول و یا جزیه‌ام دهید
یا آن که با شما بنمایم مقابله

چون شد وصول نامه بر آن قوم ناصواب
از آن رسیله سخت افتاد ولوله

آراستند مجلس شوری كه اندر او
بتْوان مگر كنند همی حلّ مسأله

کردند یک دو روزی با هم مکابره
افتاد در میانه‌ی آن‌ها مجادله

در آن گروه ده دله یک نفس پاک بود
کاو بود با رسول و خداوند یک‌دله

گفت: ای گروه! چند نمایید قیل و قال؟
تا چند و کی ببایدتان این مماطله؟

در امر هو کنید چرا این مسامحه؟
در دین حق کنید چرا این مساهله؟

باللَّـه! که این محمّد باشد همان کز او
معدوم می‌شود همه ادیان باطله

هان! بنگرید جمله بر اخبار انبیا
هان! بنگرید جمله بر آیات منزله

این است آن که موسی گفته است در حقش
باشد شبان و هر چه بُوَد در جهان، گله

این است آن یگانه پیمبر که بر مسیح
مریم شد از دمش به یکی نفخه حامله

گفتند پس ببایدمان سوی او کنیم
زآنسان که خضر سوی بقا طیّ مرحله

هشتاد تن که سیّد و عاقب بر آن گروه
بودند شیخ و راهبر و میر قافله

زآن پس سوی مدینه چو حاجی سوی حرم
کردند طیّ مرحله با زاد و راحله

کوته کنیم قصّه ز بعد سه روز چون
کردند با رسول گرامی مقابله

بس نکته‌ها شنیده و گفتند و عاقبت
کردند ابلهانه قبول مباهله

آن گه رسول و دختر و داماد و دو پسر
گشتند حلقه‌وار به یک جایْ سلسله

قرآن تمام از الف، آن گاه تا به یا
گردید جمع یک‌جا چون بای بسمله

باری؛ نکرده نفرین، دیدند آن گروه
افتاده در زمین و فلک، شور و غلغله

آماده از سحاب در آفاق، رعد و برق
افتاده در جبال ز تب، لرزه زلزله

نزدیک شد نجوم درافتد از آسمان
نزدیک شد که چرخ بماند ز هروله

از ترس گشت رُخْشان مانند زعفران
وز بیم گشت دلْشان پرخون چو آبله

سوی سحاب رحمت یزدان روان شدند
افراخت بیم در دلشان چون که مشعله

در نزد بوتراب نهادند رخ به خاک
زآنسان که او به نزد خدا گاه نافله

شاهنشهی که خصم خود اندر گه جدال
پا در کمند بنْهد و گردن به سلسله

آن کس که کم ز مزرعه‌ی قدرتش بُوَد
از دانه، خرمن مه و از خوشه، سنبله

هشتند بار جزیه ز ذلّت به دوش خویش
مشرک هماره بار مذلّت کشد؛ بله

از بعد این چکامه، «غمگین»! کجا رواست
کز طبع خویشتن بنمایی دگر گله؟

در مدح آل احمد و احباب او مدام
می‌کوش بهر کسب شرف نز پی صله

#غمگین_اصفهانی

@raziolhossein
1
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله

محمّد، با خودش آورد، محبوبش، حبیبش را
حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را

زنی از راه می‌آید، که دارد آرزو مریم،
به رویش وا کند، یک لحظه چشمان نجیبش را

کنار نفسِ خود، دارد می‌آید احمد و ساقی
فقط داند، دلیلِ مستی و حال عجیبش را

رسید از راه، روح‌الله و سرّالله و سیف‌الله
شنید از آسمان، عیسی‌ابن‌مریم هم، نهیبش را

نگاهی می‌کند یعسوب و می‌ترسند ترسایان
چه کس، این‌گونه بیرون کرده از میدان، رقیبش را؟

بپرس از خیبر، ای نجران! که لرزان با تو واگوید:
چه خواهد شد اگر حیدر، کِشد تیغ مهیبش را
.
«پدر» با ما، «پسر» با ما، دَمِ «روحُ‌القدس» با ماست
بگو در پای حیدر، افکنَد ترسا، صلیبش را

به پای «ایلیا» اُفتند یا در نار، می‌بخشد
قسیمُ النار والجنت، به هر نفسی، نصیبش را

فقط «دست خدا» کافی است، بی‌تیغ دودم، حتی
به آنی رو کند، دست کلیسا و فریبش را

چه می‌فهمد؟ زبانِ آن‌که بخشیده است، جانش را
کلیسایی که با انجیل، پر کرده‌ست، جیبش را

نبودی یا رسول الله! آن روز و در آن کوچه
ببینی، حال و روزِ حیدر و یاس غریبش را

نبودی با علی، آن روز بر بالین بانویش
که آمینی بگویی، یا امین! «أمّن یُجیب»ش را

خدا تنها خبر دارد، چه حالی دارد، آن وقتی
که بیند عاشقی، بیمار در بستر، طبیبش را

#قاسم_صرافان


@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


وضو بگیرم و در حال روزه با تکبیر
کنم مباهله با دشمنان حی قدیر

زبان حق شوم و آیة مباهله را
به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر

ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه
به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد وعلی و فاطمه، حسین و حسن
که پنج در عددند و یکی چو حی قدیر

پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر

فتاد چشم نصارا به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر

مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه به خاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر

به حضرت تو نصاری تمام تسلیم اند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر

کنند فضل علی را به دشمنی انکار
خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر

چرا شدند فراری از این حقیقت محض
چرا به سلسلة نفس خود شدند اسیر

قسم به جان علی منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر

فضائل علی از حد بود فزون چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی کسی است که در جنگ بدر شد پیروز
خدا به جنگ احد می دهد به او شمشیر

علی است فاتح احزاب و فاتح خیبر
علی است تیرالهی به قلب خصم شریر

علی است بت شکن کعبه روی دوش رسول
علی به بیشة اسلام شد خروشان شیر

علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست
کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر

حدیث منزله چون آفتاب می تابد
به این دلیل علی بعد مصطفاست امیر

وصی احمد مرسل کسی بود "میثم"
که در تمام فضایل ورا نبود نظیر

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ‌ الباب
اهل آبادی تثلیث پریدند از خواب

رجز مأذنه‌ها لرزه به ناقوس انداخت
راهبان را همه در ورطۀ کابوس انداخت

قصۀ فتنه و نیرنگ و دغل پیوسته‌ست
نان یک عده به گمراهی مردم بسته‌ست

ننوشتند که باران نمی از این دریاست
یکی از خیل مریدان محمد، عیسی است

لاجرم چاره‌ای انگار به جز جنگ نماند
قل تعالَوا... به رخ هیچ کسی رنگ نماند

به‌رجز نیست در این‌عرصه یقین شمشیرست
بر حذر باش که زنّار، گریبان‌ گیر است

کارزارش تهی از نیزه و تیر و سپر است
بهراسید که این معرکه خون‌‌ریزتر است

بانگ طوفانیِ القارعه طوفان آورد
آنچه در چنتۀ خود داشت به میدان آورد

با خود آورد به هنگامه عزیزانش را
بر سر دست گرفته‌ست نبی جانش را

عرش تا عرش ملائک همه زنجیره شدند
به صف‌ آرایی آن چند نفر خیره شدند

پنج تن، پنج تن از نور خدا آکنده
آفتابان ازل تا به ابد تابنده

دفترم غرق نفس‌های مسیحایی شد
گوش کن، گوش کن این قصه تماشایی شد

با طمانیۀ خود راه می‌آمد آرام
دست در دست یدالله می‌آمد آرام

دست در دست یدالله چه در سر دارد
حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد

ایها الناس من از پارۀ تن می‌گویم
دارم از خویشتن خویش سخن می‌گویم

آن‌که هر دم نفسم با نفسش مأنوس است
آن‌که با ذات خدا «عزّوجل» ممسوس است

من علی هستم و احمد من و او خویشتنیم
او علی هست و محمد من و او خویشتنیم

نه فقط جسم علی روح محمد باشد
یک تنه لشکر انبوهِ محمد باشد

دیگر اصلا چه نیازی‌ست به طوفان، به عذاب
زهرۀ معرکه را اخم علی می‌کند آب

الغرض مهر رسولانۀ او طوفان کرد
راهبان را به سر سفرۀ خود مهمان کرد

مست از رایحۀ زلف رهایش گشتند
بادها گوش به فرمان عبایش گشتند

می‌رود قصۀ ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می‌خورد آرام آرام

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است
این بس مرا که سایۀ مهر تو برسر است

دولت به کام و محنت گردون حرام باد
تا ساغرت بگردش و تا می به ساغر است

ای دل چرا به غیر خدا تکیه می‌کنی؟
امّید ما و لطف خدا از که کمتر است؟

بهر دو نان خجالت دونان چه می‌کشی؟
ای دل صبور باش که روزی مقدّر است

خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول
الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است

فرخنده نامه‌ای که موشّح به نام اوست
زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است

نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس
زیب اذان و زینت محراب و منبر است

پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب
در حال سجده روی به درگاه حیدر است

شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی
چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است

در آیۀ مباهله این مهر و ماه را
جانها یکی و جلوۀ جان از دو پیکر است

وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال
وجه خدا و جلوۀ الله اکبر است

نازم به دست او که یکی ناز شست او
از جای کندن در سنگین خیبر است

با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم
با برق تیغ، صاعقه‌ای بر ستمگر است

جز راه او بسوی خداوند راه نیست
یعنی که شهر علم نبی را علی،در است

بر تارک زمان و مکان تاج افتخار
در آسمان فضل: درخشنده اختر است

قبرش درون دیدۀ آدم که چشم او
در خاک هم بنور جمالش منوّر است

آوازش از ورای زمان‌ها رسد بگوش
تصویرش از فراز افق‌ها مصوّر است

کمتر ز ذرهّ ایم و فزون تر ز آفتاب
ما را که خاک پای علی بر سر افسراست

وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم
وز هرچه گفته اند و شنیدیم برتر است

شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام
حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است

طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد
شاخ نبات خواجۀ شیراز و شکّر است

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت
از فاطمه و اباالحسن باید گفت
تا خاطرۀ مباهله گم نشود
پیوسته،سخن،سخن، سخن باید گفت

آیات چو آفتاب از خاور نور
نازل شده بر سینۀ پیغمبر نور
ابناء و نساء و انفس اقدس حق
یعنی حسنین و علی و کوثر نور

آن پنج وجود صاحب عصمت حق
یعنی همه عصار خلقت حق
کردند فنا بنای اسقف بازی
با هیمن شگفت و با هیبت حق

مهری که به شأنش آمد از حق، «لولاک»
روشن شده از جلوۀ رویَش، افلاک
با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد
تا ریشۀ تثلیث برآرد از خاک

دُردی کش جام درد باید بودن
آگاه دل از نبرد باید بودن
چون شیر خدا حقیقت حق محور
در جنگ عقیده مرد باید بودن

آن روز دو صف مقابل هم بودند
تحلیلگر دلایل هم بودند
آن سو همه در تجزیۀ یکدیگر
این سوی ولی، مکمّل هم بودند

فرماندۀ جنگ، مصطفی بود آنروز
سردار سپاه، مرتضی بود آن روز
لشکر، حسنین و فاطمه، پشتیبان
در عرصه، سلاحشان دعا بود آن روز

آن روز نه سنگ و چوب و نه سنگر بود
نه نیزۀ جان شکار و نه خنجر بود
پیروزی پنج تن به اهل نجران
از باور بالندۀ بارآور بود

با ذکر عَلَی الدّوام، آن پنج نفر
کردند به پا قیام، آن پنج نفر
با باور خود به مشرکین حجّت را
کردند به حق تمام، آن پنج نفر

فرمود نبی، علی ولی الله است
خورشید ولایت و دلیلِ راه است
زهراست دل من و حسن، دلبندم
عشق است،حسین و عشق‌حق دلخواه‌است

مهر آمد و پشت شب بیداد شکست
اندیشه تثلیثی شیّاد شکست
هنگام مباهله ز اِعجاز رسول
هم اسقف و هم صلیب فولاد شکست

اسقف که گل روی محمد را دید
افتاد صلیبش از کف و جامه درید
گفتا که به حق و راستی در انجیل
حق کرده وجود اقدست را تایید

با اهل جدل مجادله باید کرد
با تیغ زبان مقابله باید کرد
بر منطق وحی سر اگر نسپردند
بی چون و چرا مباهله باید کرد

شعر از مه و مهر شب‌شکن باید گفت
از فاطمه و اباالحسن باید گفت
تا خاطرۀ مباهله گُم نشود
پیوسته،سخن،سخن،سخن باید گفت

#احمد_ده_بزرگی

@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


ز خصم تا که ببندی زبان پُر گِله را
اقامه کن همه شب تا به صبح، نافله را

از این جماعت پرگوی مدّعی نرسد
کسی به خیر، که سر می‌بَرند حوصله را

مسیح بود تو گویی که با حواریّون
رسیده بود که پایان دهد مجادله را

به شرح واقعه عهدین را کند تفسیر
هم او که می‌شکند بندهای سلسله را

کسی‌که آیت عشق‌است و عقل می‌فهمد
ورای علم لدنّی، علوم حاصله را

علیّ و فاطمه همراه با حسین و حسن
چهار نور، از انوار ناب کامله را

روانه کرد به محراب تا که بشناسند
چهار رکن نماز نبی و عائله را

به شأن پنج تن آورد جبرئیل از عرش
شگفت آیۀ قرآنی مباهله را

رها کن این همه دلداده را ز دلتنگی
ببین اسیر نگاهت، هزار قافله را

#عباس_خوش‌عمل

@raziolhossein
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله


ای مهرتان به گردن افلاک سلسله
ای وصف‌تان، حدیث کساء، نور، منزله
بر من عطا کنید ز لطف و کرم صله
تا واکنم زبان به حدیث مباهله
زیرا که این حدیث، حدیثی مؤیّد است
متن کتاب وحی خداوند سرمد است

در این حدیث، جلوه کند نور پنج تن
در این حدیث، گفته خدا با نبی سخن
در این حدیث، نفس نبی گشته بوالحسن
در این حدیث، ذات خداوند ذوالمنن
وصف علی و فاطمه را می‌کند بیان
خود قصّه‌ی مباهله را می‌کند عیان

اینجا خدا مؤیِّد و حیدر مؤیَّد است
نفس رسول دوش به دوش محمد است
ممدوح ذات پاک خداوند سرمد است
دستش در این مباهله در دست احمداست
زهراست سمت دیگر پیغمبر خدا
سر تا به پاست حیدرِ پیغمبر خدا

نور نبی طلوع نموده ز چار سو
دو سوی او، دو آینۀ حُسنِ ذات هو
دو سیّد شباب بهشتی به پیش رو
با ذات حق، نفس به نفس گرم گفت‌و‌گو
تعبیر گشته از طرف ذات کبریا
ابناءنا و انفسنا و نساءنا

تا رفت دست‌شان برود سوی آسمان
لرزید جان اسقف اعظم در آن میان
می‌دید مرگ خویش به نفرین‌شان عیان
فریاد زد که آی تمام مسیحیان!
اینان اگر به شکوه لبِ خویش وا کنند
ما را به قعر آتش دوزخ رها کنند

این پنج تن تجلّیِ انوار داورند
یک روح واحدند که در پنج پیکرند
این پنج تن نه پنج نفر، پنج محورند
یک قرص آفتاب و دو ماه و دو اخترند
دیدم به چشم خویش که این پنج‌تن یکی‌ست
زهرا،علی،رسول،حسین و حسن یکی‌ست

این آیه در فضیلت آل پیمبر است
حرف از نساءناست که زهرای اطهر است
زهرا که در کتاب خداوند کوثر است
از هرچه گفته‌اند و نگفتند برتر است
زهراست گوهری که خدا قدردان اوست
قرآن کتاب مدح و نبی مدح‌خوان اوست

دراین مباهله، که چو خورشید منجلی است
معلوم شد علی‌ست نبی و نبی علی است
دارای این مقام، نه دوم نه اوّلی است
والله در کنار پیمبر، علی ولی است
در ملک بی حدود ولایت اگر کس است
یک آیۀ مباهله بر عالمی بس است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
1 👍 1
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله

میان باطل و حق باز هم مجادله شد
گذاشت پا به میان عشق و ختم قائله شد

محمد آمد و اهل کساء را آورد
ورق ورق کتب کفر ، برگ باطله شد

محمدآمد و با پنج پاسخ محکم
جوابگوی هزاران هزار مسئله شد

چه دید اسقف نجران درون انجیلش
که بین راه پشیمان از این معامله شد

خدا به خلق جهان حرف آخرش را زد
و حرف آخر او آیه ی مباهله شد

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
02:46
#امیرالمؤمنین_مباهله
#مباهله

کس را نبود و نیست ، توانِ مقابله
تا مرتضاست یک طرفِ این معادله

نصرانیان و صومعه لرزند یک به یک
تا نام مرتضاست میان مباهله

تصریحِ  نَصِّ"انفسنا" داد می زند
مابین مصطفی و علی نیست فاصله

در بدر و خیبر و اُحد و لیله المبیت
دستِ علیست در همه جا ختم غائله

دنیا پُر از کتاب شود هم نمی شود
پیش خطی ز خطبه ی او ، غیرِ باطله

از او سوال کردن ما ، محضِ گفتگوست
ورنه جواب را بدهد قبلِ مسئله

دست خداست دستِ علی ، ما گرفته ایم
آری ز دست هایِ یدُاللهی اش صله

کار خداست مدح علی ، کارِ عقل نیست
عاجز بُوَد ز فهمِ مقامش ، مُخیَّلِه

#عاصی_خراسانی
#علی_مقدم

@raziolhossein
👍 2
02:46
#امیرالمومنین_مباهله
#مباهله

نظر به گفتۀ "جرداق"، هم نظیرش نیست
دل کدام مسیحی مگر اسیرش نیست؟

علی مسیح زمانه ست، آن مسیحی که
چهارمین فلک اندازه ی حصیرش نیست

دوجا به دست نبی دست او گره خورده ست
علی مباهله اش کمتر از غدیرش نیست!

فدای انفسنایی که در کلام خدا
به جز علی احدی مرجع ضمیرش نیست

هوای حضرت عیسا دمی‌ست سلمان را
نمیرد آنکه کسی جز علی امیرش نیست

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1
ش
03:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین‌_هل‌اتی
#هل‌اتی

ای بر دل عشّاق، امیر! ادرکنی
مات رخ تو شاه و وزیر! ادرکنی

ای در تو عطای هل‌اتی! من بی‌تو،
مسکین و یتیمم و اسیر، ادرکنی

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
ش
03:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
03:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 63.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
03:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴صلی الله علیک یا اباعبدالله🏴

بسم الله الرحمن الرحیم

کیمیائی است عجب تعزیه‌ی شاه شهید
که نباید ز کسی منت اکسیر کشید

پس از گذشت روز ها و ماه ها بار دیگر نسیم دلربا و جانفزای ماهِ عزای سیدالشهدا علیه السلام بر دل و جان نوکران درگاه ملک پاسبانش روح تازه ای میبخشد

نزدیک است روزی که فرشتگان آسمان به امر خالق منان پیراهن خونین سیدالشهدا علیه السلام را در عرش بیاویزند و ...

جن و بشر و حور و ملک اشک بریزند

همچنان که تا امروز این چراغ پرفروغ و بی زوال روشنای راهِ عالمیان بوده امسال نیز پر فروغ تر از هرسال راهنمایی میکند
و بدا بحال آن گمراهانی که خود را از نور این چراغ هدایت محروم سازند و از راه به در شوند  و سر از چاه درارند

ما نیز امسال با استعانت از صدیقه کبری حضرت زهرا سلام الله علیها تلاش میکنیم تا دیده‌گانِ بیشتری را به انوار مصباح الهدی روشن نماییم

باشد که این نوکری مرضی حضرت زهرا سلام الله علیها  قرار بگیرد و تسکینی بر قلب داغدار بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد


التماس دعا

@raziolhossein1
@raziolhossein
8 😭 3
ش
21:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#عامیانه


آی عاقلا آی عاقلا بیاین بیرون از خونه
منو تماشا بکنین به من میگن دیوونه

از کوچیکیم تا به حالا یه دوست خوبی داشتم
به پای این دوست خوبم جوونیمو گذاشتم

عشقای عالم دروغه عشق حقیقی اونه
عشقا دیگه تو خالیه تو این دور و زمونه

اسم مقدسش دل و می‌لرزونه به قرآن
من چی بگم دیوونه‌ها بهش میگن حسین جان

به جون مولا این آقا انقده مهربونه
درد ما رو خبر داره هرچی بگی می‌دونه

تو هر دلی جا داره و تو هر خونه راه داره
خاطرشو خیلی می‌خوان خیلی خاطرخواه داره

مردای عالمو ببین که مردشن به مولا
تموم پیغمبرامون خاطرخواشن به مولا

بیچاره‌ها افتاده‌ها مرده ی یک نیگاشن
اونایی که اهل دلن عاشق کربلاشن

میگن یه مشت تو کربلا خیمه‌هاشو سوزوندن
با اون آتیش سوزی دل بچه‌ها شوسوزوندن


مرحوم #قاسم_ملکی

@raziolhossein
👍 4 2
21:25
#امام_حسین‌_علیه_السلام



پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین
راه نجات است این راه نجات است این

پیش به سوی حرم پیش به سوی حرم
راز حیات است این راز حیات است این

دست به پرچم بگیر چشم به پرچم بدوز
پادوی این خانه باش از قُربات است این

گریه اگر میکنی کم نشمارش رفیق
بر سرو صورت بکش آب فرات است این

هرکه به هیات رسید از پل آتش گذشت
فرش حسینیه نیست‌ عین صراط است این

گریه برای حسین اصل عبادات ماست
واجب قلبی ماست صوم و صلات است این

روی نیازم کجاست روی حسین است و بس
رو به خدا کرده ام جلوه ی ذات است این

پای عزای حسین سنگ بخور از همه
غم به دل خود نده قندو نبات است این

خرج من و تو شده خون گلوی شریف
خرج عزایش کنید فوق زکات است این

پیرهن پاره اش آمده بر طاق عرش
فاطمه از حال رفت نَقل روات است این

شان بزرگی او سدره ی عرش خداست
نه روی کهنه حصیر مال دهات است این!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
ش
22:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_علیه_السلام


پاگیر ماتمیم..،عقب هم نمی کشیم
عمری گذشت و دست از این غم نمی کشیم

از بس شبانه دور و بر شمع میپریم
باران اشک هم برسد..،نم نمی کشیم

ای کشتی نجات!تویی مایه ی حیات
ما بی جهت تو را به رُخ یَم نمی کشیم

شرط گرفتنِ پرِ شال‌اَت..،طهارت است
ما بی وضو که دست به پرچم نمی کشیم

سرمایه ای به جز تو اگر سهم ما شود
پس میدهیم..،حسرت دِرهَم نمی کشیم

داغ تو روح خام گدا را قوام داد
هرگز بدون هُرم غمت دم نمی کشیم

عشق تو را همین که چشیدیم..،کافی است
نقشه برای سفره ی حاتم نمی کشیم

امروز زنده ایم اگر..،کار فاطمه است
بی لطف او..،به ماه محرم نمی کشیم

ما را کسی نخواست..،فدای سرت نخواست
تا با تواییم..،منت همدم نمی کشیم

تا آب‌های کُلمَن اطراف صحن هست
خود را به سمت چشمه ی زمزم نمی کشیم
.
.
از بعد آن که شمر به زلف تو چنگ زد
شانه به هیچ گیسویی،محکم نمی کشیم

اوج تحمل دل ما..،نعل تازه است...
دیگر به ساربان و به خاتم نمی کشیم


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 3
22:21
#امام_زمان_مناجات
#استقبال_محرم


دیدم به خواب ، آن آشنا دارد می آید
دیدم كه بر دردم دوا دارد می آید

دیدم كه با شال عزا و چشم گریان
مولایمان صاحب عزا دارد می آید 

تو بانی این روضه ای دریاب ما را
آغوش خود بگشا گدا دارد می آید  

آقا سوالی داشتم، از سمت گودال
آوای وا اُمّا چرا دارد می آید 

آقا بگو جدّت مراقب باشد آخر
یك خنجر تیز از قفا دارد می آید 

آتش به جان خیمه ها افتاده از درد
پایان تلخ ماجرا دارد می آید 


#عباس_احمدی

@raziolhossein
2
22:23
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#حضرت_اباالفضل


بدون تو شب و روزم نمی شود سپری
به جز تو از تو نداریم خواهش دگری
 
 به عمق داغ تو واقف نگشته سوخته ایم
همین قَدَر که شنیدیم روضه ای گذری
 
 نه شعر که سخن ساده پیش تو سخت است
به غیر گریه ندارم برای تو هنری
 
 ز اشک دیده خود کسب معرفت کردم
تو را شناخته ام با مبانی نظری
 
 اگر غلط نکنم اوج سرّ لولاکی
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
 
 اگرچه یوسفی اما به شیوه ای دیگر
من آمدم سر بازار ، تو مرا بخری
 
 زهیر را وسط خیمه اش ز خود بردی
نمی شود بروی جایی و دلی نبری
 

 از آن زمان که دم علقمه قدت خم شد
شده ست مبدا تاریخ هجری قمری
 

#محمد_رسولی

@raziolhossein
22:31
#امام_حسین‌_علیه_السلام


عاشق به اینجا آمدم عاشق ازینجا میروم
نوکر به دنیا آمدم نوکر ز دنیا میروم

قبل از تمام نوکران  زهرا به هیات می‌رود
وقتی به روضه می‌روم دیدار زهرا می‌روم

من دوست دارم‌ روضه را چون خانه ی امن من است
غمهام یادم می‌رود تا پیش آقا می‌روم

این کوچه آن کوچه حسین  این خانه آن خانه حسین
مجنونم و دنبال او صحرا به صحرا می‌روم

صدسال عارف هرچه کرد آخر نشد کارش درست
من این مسیر سخت را با گریه حالا می‌روم

مولا تنزل میکند  نوکر ترقی میکند
او رفته در گودال و من بالای بالا می‌روم

وقتی که چشمم بسته شد ارباب خاکم میکند
تا خانه ی قبر خودم کی گفته تنها می‌روم؟!

یک چند وقتی میشود راهم نداده کربلا
از برکت نام حسن امسال اما می‌روم

زینب صدا می‌زد حسین خون گریه کن برحال من
دارم کنار قاتلت تنهای تنها می‌روم


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3
1 July 2024
ش
07:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_علیه_السلام


قلبم از بردن نامت ضربان می گیرد
فقط از روضه وجودم هیجان می گیرد

"بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری"
تن پوسیده ام از عطر تو جان می گیرد

قد کمان نوکر پیر تو بنازم که هنوز
چون جوانی دم تو سینه زنان می گیرد

کام ما را به جنون تربت تو باز نمود
شاعرت از نفست فن بیان می گیرد

قوت قلب جهان است زمین حرمت
عشق در کرببلا تازه زبان می گیرد

روضه ی هفتگی ام زندگی ام داده حسین
بی عزای تو دلم رنگ خزان می گیرد

خون رگ هام فدای تنِ درهم شده ات
خونم از گریه برایت جریان گیرد

روزی اشک مرا خواهرتان امضا کرد
مادرت دست دعا بر سرمان می گیرد


#حسن_کردی

@raziolhossein
2 👍 1
07:55
#امام_حسین_مناجات


چقدر نام تو زیباست یا امام حسین
غم تو دلخوشیِ ماست یا امام حسین

غرض زخلقت من نوکری برای تو بود
مرا چه کار به دنیاست یا امام حسین

زکودکی پدرم یاد داد سینه بزن
بگو که جای تو اینجاست یا امام‌حسین

غلامی سر کوی تو عین آقایی است
خوش‌آن که عبد تو مولاست یا امام‌ حسین

خدای عزَّوجل سروری عالم را
فقط برای تو میخواست یا امام‌ حسین

تفاوت تو و شاهان روزگار این است
حکومت تو به دلهاست یا امام‌ حسین

چقدر عاشق و دیوانه در جهان داری
در اربعین تو پیداست یا امام حسین

به حُر که راه تو را بست هم نبستی راه
که جز تو اینقدر آقاست یا امام حسین

سرآمد همه شد هر چه منتسب به تو شد
گواه، تربت اعلاست یا امام حسین

زِگوشه گوشه شش گوش تو به گوش آید
که این حرم حرم الله‌ست یا امام حسین

هزار سال زِاُفتادنت گذشت و هنوز...
لوای عشق تو برپاست یا امام حسین

(به روضه های حسینم بلند گریه کنید)
سفارش خودِ زهراست یا‌ امام‌ حسین

ز تلّ زینبیه داشت خواهرت می دید
سر لباس تو دعواست یا امام‌حسین

چقدر نیزه مگر خورده ای که زینب گفت
تنت (مُقَطَّعُ الاَعظا)ست یا امام‌حسین

رسید شمر زراه و نشست روی تنت
نگفت مادرت اینجاست یا امام‌حسین


#عبدالحسین


@raziolhossein
2 👍 2 😭 2
07:55
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#اسارت


در عالم ذر خدای باری..
با شیعه گذاشته قراری

گفتیم به غربت تو لبیک
گفتیم به ماتم تو آری

چون روی تورا به عرش دیدیم..
رفتیم به سجده اختیاری!

مادر که حسین گفت..گفتم..
چه اسمِ عجیبِ گریه داری!

منت سر تو گذاشتیم و..
منت سر ما نمی‌گذاری!

خیر از دوجهان نبینی ای چشم..
از داغ حسین اگر نباری

بر گریه کنان تو حسین جان
جز گریه مباد کار و باری!

نذر موی اکبر تو قومی
نذر موی دخترت تباری

مرداب شدیم و گریه کردیم
با گریه شدیم رود جاری

از برکت پرچم عزایت
روی سر ماست سایه ساری

دکّان نزدم کنار نامت
دور است ز عشق،هر قماری

مشکیِ تو کرده ایم بر تن
به به! جانم! چه افتخاری!

گریه کن تو پیمبرانند
ما نیز دراین وسط غباری

ما لایق دوزخیم اما..
داریم به تو امیدواری

ما چشم امید بر تو داریم
از این و از آن چه انتظاری؟!

افسوس نمی‌شود بفهمیم..
مارا چقدَر تو دوست داری!

بگذار که کربلا بمیرم
چون با تو خوش است همجواری

هرسال به شوق اربعینت..
کارم شده ثانیه شماری
.
.

بعد از تو اسیر گشت زینب
بعد از تو چه روز و روزگاری؟!

سخت است برای دختر تو
بی سایه ی تو شتر سواری


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
😭 2
07:58
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#طلیعه_محرم #محرم


سلام ماه محرم سلام ماه حسین ...
نوشته اند مرا سائل نگاه حسین
هزار شکر که هستیم در پناه حسین
نشسته ام که بسوزم ز سوز آه حسین

سلام ما به شهی که ز صدر زین افتاد
بلند مرتبه عرشی که بر زمین افتاد



نیامدم به حسینیه اش به شوق ثواب...
رساندم عرض سلامی به محض دیدن آب
هزار مرتبه شستم  دهان به مشک و گلاب
دو بیت روضه بخوانم برای طفل رباب

سلام ما  به حسین و به پاره ی جگرش ...
که داد حرمله پایان،  به عمر مختصرش ...


سلام ما به حسین و وفای سردارش
کسی که سر بدهد پای پرچم یارش ...
گره گشای جهان می شود گرفتارش
به دستگیری ما آمده علمدارش ...

کسی که ساقی تشنه شده ست عنوانش
بسوی خیمه کشد مشک را به دندانش


سلام ما به حسین و کتیبه و علمش
به استکان و به چای اش، به آن بساط غمش
سلام ما به جگر پاره های محترمش
سلام ما به علی های درهم حرمش...

که هر دو خیمه رسیدند با اگر اما
یکی به روی عبا و یکی به زیر عبا


سلام ما به حسین و عقیله خواهر او
که خواند خطبه کنار  سر مطهر او
سلام به حیا و غرور  همسر او
گرفت بوسه تلخی به زحمت از سر او

سلام ما به سری که به این و آن دادند
که قبل دخترش او را به خیزران دادند


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
👍 2 😭 2
07:59
#امام_حسین‌_علیه_السلام



آرامش زمان و زمین کیست جز حسین
روی رکاب عشق نگین کیست جز حسین

اصل وجود و چشمه‌ی جود و جهان جود
اصلا بگو بهشت برین کیست جز حسین

شاهی که با تمام کرامت به دشمنش
در قتلگاه داد نگین کیست جز حسین

شاهی که تخت سلطنتش روی نیزه بود
فرمانروای نیزه نشین کیست جز حسین

گفتم کجا برم ز گرفتاری ام پناه
فرمود فاطمه که ببین کیست جز حسین

یعقوب گریه ای که به بالین یوسفش
در کربلا فتاد زمین کیست جز حسین


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
😭 1
08:04
#امام_حسین‌_علیه_السلام
#اسارت


ذکر شریف ارباب ، تسبیحِ مستجاب است
پس یاحسین گفتن ، اصلی‌ترین ثواب است

یک قطره اشک ما را ، هفتاد حج نوشته
اربابِ دست‌ودل‌باز ، از بس که خوش‌حساب است

یک بیت گریه کردیم ، صد جِلد معرفت شد
شوریِ اشکِ هیئت ، شیرین‌ترین کتاب است

جُونِ حسین باشی ، بوی بهشت داری
عطر لباس نوکر ، خوشبو تر از گلاب است

این منصبی که داریم ، با انتخابِ زهراست
مادر برای فرزند ، دنبالِ انتصاب است

ذکرِ مصیبتِ او ، تضمین خانه ی ماست
کاخ بدون روضه ، کاشانه‌ای خراب است

هرگاه گیر کردیم ، گفتیم:یا رقیّه
این نازدانه نامش ، در هر زمان جواب است

دوری وَبالمان شد ، زخمی به بالمان شد
یک سالِ بی زیارت ، بالاترین عذاب است

خرجیِ کربلا را ، پایِ نجف نوشتند
بانیِ اربعینش ، شخصِ ابوتراب است
.
.

اربابِ آب‌ها را ، لب‌تشنه سر بُریدند
از داغ حنجرِ او ، دل‌های ما کباب است

زینب میان کوفه ، جانش به لب رسیده...
سَرآستینِ پاره ، آخر کجا حجاب است؟!

آزار پشتِ آزار ، بازار پشتِ بازار
آل علی گرفتار ، دست همه طناب است

آن بانویی که گریان ، دنبالِ نیزه‌داران
هِی می دَوَد پریشان ، حس می کنم رباب است!


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 3 👍 2 1
08:11
#حضرت_مسلم_شهادت



نامه نوشتم که میا  آزار می بینی
در این بلا آباد ، غم بسیار می بینی

تو حرف بد نشنیده ای،  ای  با ادب برگرد
بی حرمتی از قوم بر کردار می بینی

از علقمه که بی برادر آمدی خیمه
اشک مرا در پشت این اصرار می بینی

خار از کف پای رقیه  می کشد زینب 
این صحنه را با دیده ی غمبار می بینی

لعنت به خولی  با تو کاری می کند روزی
از روی نیزه دخترت را تار می بینی

کارت به جایی می رسد در کوچه های شام
گیسوی خود را دست نیزه دار می بینی


این داغ ها را می شود طوری تحمل کرد
یک آسمان غم در نگاه یار می بینی

حرف از اسارت می زدند اوباش در کوفه
وای از غمی که در صف اغیار می بینی

گفتم زبانم لال شد، پرده نشین ها را
با دست بسته در کف بازار  می بینی

دل تنگ من بودی، بیا بازار قصابان
روی قناره ها مرا بر دار می بینی


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
1 👍 1
08:14
#امام_حسین‌_علیه_السلام



بگو حسین که این زنگ خانه ی زهراست
بگو حسین که این اسم اسمِ خاص خداست

بگو حسین که اسمش عجیب شیرین است
بگو حسین که قند مکرّر لب‌هاست

فقط به یک نفر آن‌هم حسین گفتم چشم
من اختیار دلم دست سیدالشهداست

به شکر اینکه به ما اذن نوکری داده
تمام عمر اگر سجده اش کنیم سزاست

من از حسین به غیر خودش نمیخواهم
ز یار غیر خودش خواستن خطاست خطاست

آهای نوکر آقا مراقب خود باش!
که در مسیر تو صدجور بازی دنیاست

اگر حسین تو را رد کند زبانم لال
پناهگاه تو از این به بعد کیست؟! کجاست؟!

هزارسال به عرش است پرچم این شاه
هزار قرن دگر نیز پرچمش بالاست

به روز حشر که مردم فراری اند از هم
همه به دور حسینیم صحنه اش زیباست

برای کرببلا ثبت نام در روضه ست
بگو حسین قلم دست حضرت آقاست

میان آن‌همه زخم و میان آن‌همه خون
هنوز بر نی زیباییِ رخت پیداست..


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
08:16
#امام_حسین‌_علیه_السلام


چنان که داده خدا اختیار را به حسین
بده عنان دل بیقرار را به حسین

ببین چگونه دعا مستجاب خواهد شد
فقط قسم بده پروردگار را به حسین

یقین به کام تو خواهد گذشت هر روزش
سپرده باشی اگر روزگار را به حسین

خودش دوباره تو را زود می‌برد به حرم
تو عاشقی کن و بسپار کار را به حسین

چنان که جانب خورشید می‌رود ذره
خدای من! برسان این غبار را به حسین

اگر محبّ حسینی نترس از محشر
چرا که داده خدا اختیار را به حسین


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
08:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم


مسلمان نیست هر کس که مسلمان محرم نیست
میان سفره ی شیعه به جز نان محرم نیست

فدای میزبانی که هزار و چارصد سال است
نگفته هر که آلوده است مهمان محرم نیست

مبارک تر از این غم را ،نمی بیند دگر دنیا
پشیمان می شود آنکه پریشان محرم نیست

در آن ماهی که جان داده ، به خلق الله جان بخشد
کسی با دست و دلبازی ِ سلطان محرم نیست

الا کشتی آرامش ، نیا دور و برم اصلا
مرا آرامشی خوش تر ز طوفان محرم نیست

تمام خاطرات بی نظیر من از این شبهاست
برایم هیچ دورانی،  چو دوران محرم نیست

ندیدم در تمام عمر شیرین تر ازین اشکی
برایم هیچ بارانی چو باران محرم نیست

نوشته سر در جنت خدا : اينجا حسینیه است
و اصلا جای جز خانه به دوشان محرم نیست

چه دیده مادرش در قتلگاه ، اینگونه می گرید
کسی چون حضرت زهرا پریشان محرم نیست


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 2
08:19
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 138.4 KB
08:20
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


رسید قافله در کربلا و ثارالله
به ماه طایفه اش رو نمود:بسم الله

بزن به خاک علم را که کربلا اینجاست
بگو به خواهرمان که قرار ما اینجاست

نگاه کن به حرم..با تو عالمی دارند
تو پیششان که بمانی،مگر غمی دارند؟

رقیه پیش تو دلخوش ترینِ دوران است
به روی دوش تو بر مسند سلیمان است

علم به دست تو تا هست،ساقی لشکر
سکینه را چه خیالی ز غارت معجر؟

رباب خیره به دریا و حال شیدایی
تمام دشت شده مات صوت لالایی

بنفسی انت عزیزم..تو تکیه گاه منی
به روز بی کسی ام ملجاء و پناه منی

ته مسیر همینجا و این بیابان است
و ظهر روز دهم روز عید قربان است

علیِ اکبر من روی خاک می افتد
به برگ های تنش جای چاک می افتد

امانت حسنم می شود چو گل پرپر
دوباره زنده شود روضه ی در و مادر

گلوی طفل مرا،تیر می شود همدم
چگونه بعد علی تا به خیمه برگردم؟

کنار علقمه خون می شود به پا عباس
و دست های تو از تن شود جدا عباس

تو بر زمین که فتادی،حرم به هم ریزد
کنار پیکر تو مادرم به هم ریزد

تو نیستی که ببینی چقدر بدحالم
تو نیستی که ببینی اسیر گودالم



#آرمان_صائمی
👍 1
08:20
#امام_حسین_علیه_السلام
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


انگار سرنوشتِ  ما را جدا نوشتند
یا آرزوی من را  بر باد‌ها نوشتند
امروز بِینِ این دشت  مرگِ مرا نوشتند
آنان که مقتلت را  در کربلا نوشتند

ای هستی‌ام بگو که  هستی به خواب ، زینب


برخیز مرکبت را  از کربلا بگردان
بگذار یا بمیرم   یا راه را بگردان
هجران بلای ما شد  یارب بلا بگردان
خیمه مزن به صحرا  حکمِ قضا بگردان

تا جان نداده پیشت  از اضطراب زینب


فهمیده‌ام کجایی  از ناله‌های زهرا
من های های گِریَم  با وای وایِ زهرا
فهمیده‌ام کجایی  از جایِ پایِ زهرا
آنجاست جایِ گودال  آنجاست جای زهرا

نگذار تا گذارد  پا بر تُراب زینب


از حال بُرده ما را  هولِ سپاه دشمن
ترسیده‌اند طفلان  پیش نگاه دشمن
جمع حرامزاده  حجم سلاح دشمن
پیداست خیمه‌ی ما  از خیمگاه دشمن

می‌خواهد از لبانت  تنها جواب زینب


می‌ترسم ای برادر  از چشمِ آن کمانگیر
از شومیِ حرامی  از شعبه‌های آن تیر
از خنجران عریان  از تشنگیِ شمشیر
بی اختیار خوردم بر خاک ، دستِ من گیر

عباس‌جان نخواهد  اینجا رکاب ، زینب


ای کاش می‌نوشتی  ما شیرخواره داریم
یا دختران کوچک  در این عِماره داریم
در محملی  عروسی  با گاهواره داریم
نه پایِ راه رفتن  نه راهِ چاره داریم

اینجا نمان نگردد  رویش خضاب زینب


لبهای ما از امروز  از آفتاب خُشکید
هر قدر آب آمد  مثل سراب خُشکید
تا دید حجم لشکر  از اضطراب خُشکید
برگرد ای برادر  شیرِ رُباب خُشکید

دلشوره دارد از او  از قحط آب زینب


اینسو است خار تشنه  آنسو است آبِ جاری
اینسو است تاولِ پا  آنسواست زخمِ کاری
یک مرد باشد ای کاش  در قحط یار و یاری
از حرمله بپرسد  نامرد بچه داری؟

می ترسد از شکارِ  طفل رُباب زینب


منکه نرفته بودم  جز مجلس زنانه
برگرد تا نبینم  دشنام و تازیانه
بگذار تا گلویت  بوسم به این بهانه
سر می‌بُرند اینجا  از پشت ، وحشیانه

خانه خراب زینب  خانه خراب زینب


برگرد ورنه دیدم  اینجا غبار گردد
کوچه به کوچه این سر   با نیزه‌دار گردد
صندوقچه‌ی سرِ تو  میزِ قمار گردد
جای شراب‌خوار و  بی بند و بار گردد°

تو گیرِ نیزه دار و  گیرِ طناب زینب


° در مقاتل آمده روزها رأس مبارک بر نیزه و شامگاه داخل صندوقچه‌ای قرار می‌گرفت .


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1 👍 1
08:20
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


شش ماه راه آمد که راه غم بگیرد
شش ماه آمد بر دلش مرهم بگیرد
اما رسیده مجلس ماتم بگیرد
جایی که دلها را غم عالم بگیرد

حق دارد این خانوم قلبش غم  بگیرد
 
این کیست این نامی نفس‌گیر است زینب
این کیست معنای تفاسیر است زینب
بالاتر از درک تعابیر است زینب
او کاف و هاء و یاء تقدیر است زینب

باید که شام و کوفه را باهم بگیرد

با محملی که راهدار آن خلیل است
با کعبه‌ای که پرده‌دارش جبرئیل است
با پرده‌ای که آفتاب آنجا دخیل است
بر ناقه‌ای که   تحت فرمان کفیل است

بانو رسیده پهنه‌ی عالم بگیرد

 تا کربلا تا کربلا را دید زینب
آمد سرش از آنچه می‌ترسید زینب
بعد از حسن هرگز نمی‌خندید زینب
گرچه به این عالم نفس بخشید زینب

می‌گفت غم راهِ نفس‌هایم بگیرد

آنقدر دارد دلهره شاید بمیرد
راحت نمی‌گردد فقط باید بمیرد
پایش بر این صحرا اگر آید بمیرد
اکبر اگر این پرده بگشاید بمیرد

باید که دستش را علی محکم بگیرد

عباس زانو زد رکابش را گرفته است
اکبر دو دست مستجابش را گرفته است
حالا حسینش اضطرابش را گرفته است
با خواهرش دور رُبابش را گرفته است

بابا زِ چشم دختران شبنم بگیرد

عباس علم کوبید یعنی شیر اینجاست
یعنی که صاحب صولتِ شمشیر اینجاست
یعنی علی یعنی دَمِ تکبیر اینجاست
یعنی به مرگِ بی رگان تعبیر اینجاست

در پیش خانوم است تا پرچم بگیرد

سینه سپر کرده سواری را نبیند
قد راست کرده نیزه‌داری را نبیند
تا چادر خانوم غباری را نبیند
دامان طفلان ردِ خاری را نبیند

با تیغ خود ذکر هوالاعظم بگیرد

فرمود با بانو امیر کربلا من
با مرتضی تا مرتضی یا مرتضی من
پیش تو خاک و پیششان واویتلا من
هرقدر لشگر هرقَدَر نامرد با من

با غم بگو دارد جگر راهم بگیرد

اما هزاران بار غم را دیده زینب
از کودکی دست قلم را دیده زینب
پیشانی و ضرب علم را دیده زینب
بی او حرامی و حرم را دیده زینب

پنجاه سال این نوحه‌ها را دم بگیرد

در زیر لب می‌گفت با تکرار ای وای
از قتلگاه و تل و چشمِ تار ای وای
از ازدحام و خنده و انظار ای وای
از شعله و از خیمه و اشرار ای وای

دور مرا نامرد و نامحرم بگیرد

دارد دعا طفلی زِ محمل تا نیافتد
جسم حسینش پیش قاتل تا نیافتد
این سر به دستان اراذل تا نیافتد
دعوا سرش بین قبایل تا نیافتد

تا در بغل آن پیکر درهم بگیرد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
08:20
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


حسین آمد و حق را به کربلا آورد
برای ناله نی غم به  نینوا آورد

همین که قطره اشکش به خاک ها افتاد
به خاک غم زده کربلا شفا آورد

برای آن که نشیند به تخت خواهر شاه
به روی شانه علمدار عرش را آورد

نسیم بر سر گیسوی شیر خواره که خورد
به کار بسته عالم گره گشا آورد

زمان بعثت شبه پیمبرش بود و
حسین اکبر خود را به این حرا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی او به جا اورد

نبود شان و مقام تو ذبح اسماعیل
حسین آمد و حجت  به انبیا  آورد

تمام دخترکان را یکی یکی با ناز
امیر علقمه از عرش کبریا آورد

رقیه تا قدمش روی خاک ننشیند
عمو به چشم خوداو را چو طوطیا  اورد

حبیبه ای که ملک سرمه از رهش  می برد
نپرس  خار مغیلان سرش چه ها آرود

زکوچه ای که در آن بی هوا  زدن شد باب
عدو همان روشش را به کربلا آورد

یکی به پهلوی اکبر یکی به دیده ماه
چنین بلا به سر هر دو بی هوا آورد

حسین داشت ز طفل و تلظی اش می گفت
که حرمله سخنش را به انتها آورد

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
چنین سه شعبه  فلک را به خاک ها آورد

ز بس که پیکر او پاره پاره شد بر خاک
نسیم عطر تنش را جدا جدا آورد

تنی نماند دگر تا کفن نگه دارد
نداشت چاره که سجاد بوریا آورد


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
08:20
#ورود_به_کربلا


آخرش چشم تر تو خواهرت را میکشد
غربت نا باور تو خواهرت را میکشد

آن سیاهی مقابل ازدحام دشمن است
خلوت دور و بر تو خواهرت را میکشد

هم جوان،هم نوجوان،هم کودک‌ و هم پیرمرد
سن و سال لشکر تو خواهرت را میکشد

من خودم غمگینم و لبریزم از دلشوره‌ها
اضطراب دختر تو خواهرت را میکشد

چشم‌های اشکبارم خیره مانده بر رباب
تشنگی ِ اصغر تو خواهرت را میکشد

شد رکابم پای او هنگام پایین آمدن
غیرت آب آور تو خواهرت را میکشد

کرد اسفندی برایم دود و دستم را گرفت
"عمه جانِ" اکبر تو خواهرت را میکشد

باورش سخت‌است پایان قرار ما دوتاست
روزهای آخر تو خواهرت را میکشد

بیگمان این خاک تعبیر همان خواب منست
بر فراز نی سر تو خواهرت را میکشد

از همه شمشیرها سهمی به جسمت میرسد
پاره های پیکر تو خواهرت را میکشد

روزگاری بوسه‌اش میزد پیمبر - وای من
سرنوشت حنجر تو خواهرت را میکشد

واقعا سختست فکرش را نمیخواهم کنم
ناله های مادر تو خواهرت را میکشد


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
👍 1 😭 1
08:20
#ورودیه
#ورود_به_کربلا


سرزمینِ کربلا غم در دلم انداخته
آسمانش کوهِ ماتم در دلم انداخته

ای عزیزِ مادرم با خواهرت چیزی بگو
خاکِ اینجا...درد؛ هر دم در دلم انداخته

هر چه می بینم تو را دلشوره میگیرم حسین
حنجرت داغِ دمادم در دلم انداخته

صحبتِ آهسته ات با خاکِ اینجا نیمه شب
غصه هایِ هر دو عالم در دلم انداخته

بر رقیه جان،نوازش هایِ بیش از حدّ تو
غربتی پیوسته، کم کم در دلم انداخته

حرف هایت با علی-اکبر ، عجب بیتابیِ
إرباً إربا...نامنظم در دلم انداخته

بوسه هایت بر گلویِ نازکِ طفلِ رباب
حسّ بغض و اشکِ نم نم در دلم انداخته

زل زدی بیتاب بر عباس و این طرزِ نگاه
بیقراری هایِ مبهم در دلم انداخته

این نگاهِ ممتد و پنهانی ات بر معجرم
لحظه لحظه حالِ دَرهم در دلم انداخته

در سرم افتاده روز و شب فقط فکرِ وداع
بسکه نام ِ کربلا؛ غم در دلم انداخته!



#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 1
08:20
#ورود_به_کربلا
#ورودیه
#دودمه

زینب اینجا آمده یافاطمه یامرتضی
السلام ای کربلا

آمده تا کربلا گردد هزاران کربلا
السلام ای کربلا

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:20
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


طور سینا بوده گویا سینه ی این سرزمین
ساکن این خاک بوده مدتی عرش برین

هفت پرده خَرق شد از سجده بر این آستان
بارگاه قدس بر این خاک می‌ساید جبین

کعبه مشغول طواف خیمه گاه اقدسش
با نوای "ادخلوها بسلام آمنین"

فخر بفروشد زمین کربلا بر آسمان
چون که با خون حسین بن علی گشته عجین

نام هایش غاضِریه، عَقر یا کرببلا
هر کدام از نام‌ها با مقتلی گشته قرین

آیه ‌های قدر می‌آیند با هم کربلا
کاروان آیه‌های نور قرآن مبین

یک به یک حوریه‌ها مستوره و بین حجاب
پرده‌دار محمل آنها یل ام البنین

شد مطاف نُه فلک قنداقه شش ماهه‌اش
حاجی گهواره‌ ی او آسمان هفتمین

آمده زهرای مرضیه به استقبالشان
پیشواز کاروان آمد امیرالمومنین

پای بگذارد به روی خاک چون ناموس دهر
بال بگشاید به زیر پای او روح الامین

خیمه زد غم در دل زینب به هنگام نزول
آسمان‌ها نیز از اندوه او اندوهگین

گفت بانو این زمین بوی جدایی می‌دهد
میرسد بر گوش جان از این زمین آهی حزین

مریم و آسیه و هاجر عزادارت شدند
نوحه خوانی می‌کند زهرا برایت این چنین

گیسوانت را به دست باد دادی عاقبت
حنجرت را داده‌ای بر خنجر شمر لعین

خاک بر رخساره "خدّ التریب" من نشست
آه ای "شَیبُ الخَضیبم" آه "مقطوع الوَتین"

آه از وقتی که دست سفلگان افتاده بود
خیمه و عمامه و انگشتری شاه دین

"یا غیاث المستغیثینِ" لب تو چکمه خورد
نیزه ها خوردی به وقت گفتن "هل من معین"

خاک بر سر ریخته کرببلا وقتی شنید
رو بگیرد زینب پرده‌نشین با آستین

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
08:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


عباس آمده است و علی اکبر آمده است
وقتی رباب هست علی اصغر آمده است

جمعند خانواده زهرا کنار هم
اینجا برادری است که با خواهر آمده است

یک سو رسیده لشکری از کوفه سی هزار
یک سو عزیز فاطمه بی لشکر آمده است

صفین دیده اند که با دیدن حسین
آه از نهاد این همه لشکر برآمده است

اکبر رسید و دشمنش از روی بهت گفت
ایمان بیاورید که پیغمبر آمده است

حرف از فدک که نه سخن از غصب مهریه است!
با بچه های فاطمه آب آور آمده است

گیرم فرات بخل کند چشم ما که هست
رودی کشیده ایم که از کوثر آمده است

زینب پیاده شد، وسط دشت رفت و گفت
اینجا چقدر خار مغیلان درآمده است

شاید به شام می رسد این ره که هر زنی
در این مسیر با دو سه تا معجر آمده است

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
08:27
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


خیر را من باب نابودی شر آورده ام
خاندانم را به امداد بشر آورده ام

با بروز آشکار وجه ثاراللهی ام
کربلا را از دل تاریخ در آورده ام

داغ، هرچه دارد این صحرا خریدارم به دل
دل که جای خود برای دوست سر آورده ام

چشم کوفه کاش دنبال زر و زیور نبود
تا ببیند کاروانی از گهر آورده ام

طفل بودم با دعایم کوفه باران میگرفت
من چه حاجاتی که در این شهر برآورده ام

نامه هایی که فرستادند همراه من است
کودکان را از جفاشان بی خبر، آورده ام

چه نیازی هست به خورشید و ماه کربلا
کاروانی با خود از شمس و قمر آورده ام

هم برای خاکهای داغ این صحرا بدن
هم برای آن تنور داغ سر آورده ام

بعد عباسم بنا دارم علمداری کند
خواهرم را بیشتر از این نظر آورده ام

اکبرم را، اکبرم را، اکبرم را، اکبرم
آن که از جان خواهم او را بیشتر آورده ام

کاش شرمنده نگردم آخرش پیش رباب
اولین بار است اصغر را سفر آورده ام

اشک، بیش از خون، ز دین حق حفاظت میکند
دختران را از پسرها بیشتر آورده ام

تا نبیند صورت حوریه ها را آفتاب
از ملائک سایه ای از بال و پر آورده ام


#یامظلوم

@raziolhossein
08:30
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


ببر از کربلا ما را که اینجا جای ماندن نیست
مگر تکلیف عهد کوفه مثل روز روشن نیست !!؟؟

اگر خونت بگیرد دامن هر بی وفایی را
ندارد لاجرم تقصیر ؛ مادر پاکدامن نیست

مصیبت را خودم دارم به چشم خویش می بینم
اگر دلشوره ای هم هست نقل ام ایمن نیست

برایت میکنم گریه ولی این کمترین کار است
برایت میکنم زاری که راهی غیر شیون نیست

برایت از مدینه پیرهن باید می آوردم
که آوردم دگر اینک مرا دینی به گردن نیست

سپردی مردها را تا زره بر تن کنند اما
میان خیمه ها اندازه ی قاسم که جوشن نیست

چه خوب اینکه عنان مرکبم دست ابوالفضل است
امان از ساعتی که ساربانم محرم من نیست

نگاه شمر از حالا به سمت خیمه ام باشد
کسی اندازه ی او با من آشفته دشمن نیست

خودت فکری برای بددهانی مثل خولی کن
که زینب خواهر تو اهل هر حرفی شنیدن نیست


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
😭 2 1
08:32
#ورود_به_کربلا
#ورودیه


اینجا که ذوالجناح زمین گیر می‌شود
در خون غروب واقعه تصویر می‌شود

یا رب پناه می‌برم از کرب و البلا
خواب علی هر آینه تعبیر می‌شود

روزی برای گفتن منزل مبارکی
این دشت پر ز نیزه و شمشیر می‌شود

اینجا گلوی تشنه تیر سه شعبه هم
از جام چشم ساقی من سیر می‌شود

‏اینجا که حکم قحطی یک قطره شبنم است
همبازی گلوی گلم تیر می‌شود

‏باران سنگ منتظر ابر کینه است
اینجا حسین فاطمه تکفیر می‌شود

اینجا سر حقیقت الله و اکبری
بر روی نی به گفتن تکبیر می‌شود

‏در این دیار غمزده کمتر ز نصف روز
از فرط غصه خواهر تو پیر می‌شود

‏جز زیر سم اسب شکستن در این زمین
از نفس مطمئنه چه تفسیر می‌شود

هرکس که زهره‌اش ز علمدار رفته است
اینجا سر سه ساله من شیر می‌شود

زینب که شرم می‌کند از رویش آفتاب
اینجا اسیر حلقله زنجیر می‌شود


@raziolhossein
3 👍 1
ش
19:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
1
ش
20:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
👍 1
20:25
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
#حضرت_رقیه_شهادت

بود در شهر شام از حسین دختری
آسیه فطرتی، فاطمه منظری
تالی مریمی، ثانی هاجری
عفّت کردگار، عصمت اکبری

لب چو لعل بدخش، رخ عقیق یمن

او سه ساله ولی عقل چلساله داشت
با چهل ساله عقل روی چون لاله داشت
هاله برده ز رخ، رخ چو گل ژاله داشت
لاله روی او همچو مه هاله داشت

ژاله آری نکوست، بر گل نسترن

شد رقیّه ز باب نام دلجوی او
نار طورکلیم، آتش روی او
همچو خیر النساء، خصلت و خوی او
کس ندیده است و چون چشم جادوی او
نرگسی در ختا، آهویی در ختن

گرچه اندر نظر طفل بود و صغیر
گر چه می آمدی از لبش بوی شیر
لیک چون وی ندید چشم گردون پیر
دختری با کمال، اختری بی نظیر

شوخ و شیرین کلام، خوب و نیکو سخن

از نجوم زمین تا نجوم سما
دید در هجر او تربیت ماسوی
قره العین شاه، نور چشم هدا
هم ز امرش روان، هم ز حکمش بپا

عزم گردون پیر نظم دهر کهن

بر عموها مدام زینت دوش بود
عمّه ها را تمام زیب آغوش بود
خواهران را لبش چشمه نوش بود
خردیش را خرد حلقه در گوش بود

از ظهور ذکا، وز وفور فتن

بس که نشو و نما با پدر کرده بود
روی دامان او، از و پرورده بود
بابش اندر سفر همره آورده بود
پیش گفتار او، بنده پرورده بود

از ازل شیخ و شاب تا ابد مرد و زن

دیده در کودکی، سرد و گرم جهان
خورده بر ماه رخ سیلی ناکسان
کتف و کرده هدف، بر سنان سنان
در خرابه چه جغد ساخته آشیان

یا چه یعقوب و در کنج بیت الحزن

از یتیمی فلک کار او ساخته
رنگ و رخساره را از عطش باخته
از فراق پدر گشته چون فاخته
بانگ کوکوی او، شورش انداخته

در زمین و زمان از بلا و محن

داغ تبخاله را پای وی پایدار
طوق و درگردنش از رسن استوار
وز طپانچه بُدَش ارغوانی عذار
گریه طوفان نوح، ناله صوت هزار

نه قرارش بجان، نی توانش به تن

در خرابه سکون ساخته در کرب
شور اَیْنَ أبی؟ کار او روز و شب
شامگاهان به رنج، روزها در تعب
ای عجب ای سپهر از تو ثمّ العجب

تا کجا دون نواز شرمی از خویشتن

قدری انصاف و کن آخر از هرزه گرد
عترت مصطفی وینقدر داغ و درد
شد زنانشان اسیر یا که شد کشته مرد
آخر این بیگناه طفل بیکس چه کرد

تا که شد مبتلا اینقدر در فتن

در خرابه شبی خفته و خواب دید
آفتابی به خواب رفت و مهتاب دید
آنچه از بهر وی بود و نایاب دید
یعنی اندر به خواب طلعت باب دید

جای در شاخ سرو کرده برگ سمن

شاهزاده به شه مدّتی راز داشت
با پدر او بهرراه دمساز داشت
ناگهانش ز خواب بخت بد باز داشت
آن زمان با غمش چرخ و دمساز داشت

گشت و بیدار و ماند شکوه اش در دهن

در سراغ پدر کرد و آن مستمند
باز و چون عندلیب آه و افغان بلند
عرش را همچه فرش در تزلزل فکند
ساخت چون نی بلند ناله از بندو بند

جامه جان ز نو چاک و زد در بدن

زد درآن شب به شام برق آهش علم
سوخت برحال خویش جان اهل حرم
باز اهل حرم ریخت از غم به هم
گشته هریک ز هم چاره جو بهر غم

اُمّ کلثوم را زینب ممتحن

ناله وی رسید چون به گوش یزید
کرد بهرش روان رأس شاه شهید
آن یتیم غریب چون سر شاه دید
زد به سر دست غم وز دل آهی کشید

همچو ((صامت)) پرید مرغ روحش ز تن

#صامت_بروجردی

@raziolhossein
3
20:25
#حضرت_رقیه_شهادت

دلی که سوخته جز آه راه چاره ندارد
که داغ سوختگان غمت شماره ندارد

بیا به دیدن ما خستگان کنج خرابه
ببین که شام غریبان ما ستاره ندارد

بگو به مردم این شهر شوم خیره نمانند
بگو که اشک  یتیم حرم نظاره ندارد

رقیه آمده و گریه می کند بغل من
بمیرمش که دگر گوش وگوشواره ندارد

گلایه می کند از این که چادرش شده غارت
به روی سر به جز این روسری پاره ندارد

رباب را چه کنم زیر آفتاب نشسته
تمام غصه اش این است شیر خواره ندارد

بغل گرفته خیالِ علی اصغر خود را
دلش خوش است ولی حیف گاهواره ندارد


#حسن_شیرزاد


@raziolhossein
😢 2
20:25
#حضرت_رقیه_شهادت


دیگر شکستن ندارد ،بال وپر کوچک من
میترسم از هم بپاشد،این پیکر کوچک من

آه ای سر روی زانو،ای ماه آشفته گیسو
دیشب خودت روضه خواندی ،بر منبر کوچک من

این درد درمان ندارد،میدانم امکان ندارد
زخم سرت را ببندی،با معجر کوچک من

غارت گران دل نکندند،از گوش واز گوشواره
انگشت وانگشتر تو،انگشتر کوچک من

آتش به جان جهان زد،دستی که با خیزران زد
یا بر لب خونی تو یا بر سر کوچک من

بابا برایم دعا کن،شام مرا کربلا کن
یکبار دیگر صدا کن:ای دختر کوچک من!


#احمد_علوی


@raziolhossein
😢 2
20:25
#حضرت_رقیه_شهادت
#رباعی


بر نیزه مدام گریه کردی بابا
تا کوفه و شام گریه کردی بابا

وقتی که به گریه کردنم خندیدند
آهسته برام گریه کردی بابا

#مهدی_محمدتقی

@raziolhossein
😢 3
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


احوال من که جای شرح و بیان ندارد
از آن رقیه دیگر طفلت نشان ندارد

بعد از تو مبتلاییم پیری زودرس را
این کاروان پدر جان دیگر جوان ندارد

مهمانی تو در شام شب سرد و روز گرم است
این خانه هیچ سقفی جز آسمان ندارد

بوی غذا می آید خیلی گرسنه هستم
این شهر لامروت یک مهربان ندارد

ما پیش پات خوردیم از دستشان کتک را
با رفتن تو دیگر این سفره نان ندارد

بابا ببخش انقدر از دست من میفتی
باید تورا بگیرم دستم توان ندارد

شیرین زبانی ام نیز با گوشواره ام رفت
لکنت گرفته دختت، دیگر زبان ندارد

خون‌مردگی دستم از تنگی النگوست
این زخم ارتباطی با ریسمان ندارد

در حال جستجوی انگشتر تو هستم
غمگین نشو رقیه قد کمان ندارد

باید تقاص خود را از خیزران بگیرم
من را نبوس امشب؛ لبهات جان ندارد


#زخم_حسینی

@raziolhossein
2
20:48
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


آن دَرد می اَرزد، که دَرمانش تو باشی
آن هِجر می چَسبد، که پایانش تو باشی

دل آرزو دارد، در این تاریکیِ مَحض
یک شَب بیایی، ماهِ تابانش تو باشی

روحی که در سَردَرگُمی ها در عَذاب است
آرامشِ حالِ پریشانش تو باشی

یک عُمر مانده مُنتَظِر، پیرِ مَحَلّه
یک دَم ببیند پیشِ چَشمانش تو باشی

دل میخورَد حَسرت، به حالِ آن جُذامی
که نیمه شَب، هَم لُقمه ی نانش تو باشی

حالا برایت، روضه ای می خوانم آقا
آن روضه که، عُمریست گریانش تو باشی

دُختَر به بابا گُفت؛ "بابای عَزیزم
بَد نیست ویران هَم... چو مهمانش تو باشی...

...بد نیست، حَتّی شام هم خوب است، بی شام!
امّا به شَرطی که، پِدَرجانش تو باشی

تو چوب خوردی، دُختَرَت زَخمِ زَبان خورد
مَن غُصّه خوردَم، عَمّه هَم، سَنگ از زَنان خورد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:48
#حضرت_رقیه_شهادت


چشم انتظار میهمان ، زد زیر گریه
بغضش شکست و ناگهان زد زیر گریه

دیگر توان ایستادن  هم  ندارد
طفلک نشست و بی‌امان زد زیر گریه

در کوچه‌های شام شامش که ندادند
پیچید وقتی بوی نان زد زیر گریه

دستش که بر زخم لب خشک پدر خورد
افتاد یاد خیزران - زد زیر گریه

انگشتر بابا به یادش مانده بود و...
تا دید دست ساربان ؛ زد زیر گریه

خیلی دلش پر درد از بزم شراب‌است
پنهان ز چشم دیگران زد زیر گریه

میگفت "بابا"  باز  "بابا"  باز "بابا"
با هق هق و لکنت زبان زد زیر گریه

با دیدن او حرمله  زد زیر خنده
با دیدن شمر و سنان زد زیر گریه

سیلی ، غم بازار ، نامحرم ، اسیری
با گفتنش هم روضه‌خوان زد زیر گریه
.
.
شیرین زبان قافله از دست رفت و...
آمد کنارش عمه‌جان... زد زیر گریه

#محمدحسن_بیات_لو


@raziolhossein
👍 2
20:48
#حضرت_رقیه_شهادت


هستم اين لحظه پدر محضر تو اما حيف
جان به من داده دم خواهر تو اما حيف

گفته بودم سر زانوي تو سر بگذارم
آرزو داشت به دل دختر تو اما حيف

هر دوتا دست من افتاده پدر جان از كار
شده مهمان من امشب سر تو اما حيف

كاش ميشد دم آخر بغلم ميكردي
كاش سر بود روي پيكر تو اما حيف

كاش يكبار دگر راه كمي مي رفتم
دست در دست علي اكبر تو اما حيف

كاش يكبار دگر در همه جا مي پيچيد
صوت لبخند علي اصغر تو اما حيف

كاش اينها همه يك خواب فقط بود و همه
مي نشستيم به دور و بر تو اما حيف

لااقل كاش كه ديروز نمي ديدم من
خيزران بود و يزيد و سر تو اما حيف...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
20:50
#حضرت_رقیه_شهادت



آمدی از بین آتش تا گلستانت کنم
با پریشانی نمی‌خواهم پریشانت کنم

کاش می‌شد زخم‌هایت را بریزم در تنم
تا فقط اندازه‌ی یک زخم، درمانت کنم

سفره‌دارا! سفره‌ام خالی‌ست، اما دل پر است
روضه‌ام شو تا دو کاسه اشک مهمانت کنم

مقتلِ مکشوفه‌ی من! روضه‌هایم را نبین
حیفِ چشمِ زخم‌دارت نیست گریانت کنم؟!

از میان کوچه‌های سنگ‌باران آمدی
تا منِ حسرت‌به‌لب هم بوسه‌بارانت کنم

می‌بَرندت می‌زَنندت می‌کُشندت باز هم
من کجای دنجِ این ویرانه پنهانت کنم؟!

قاری سرنیزه‌ها و تشت، ألرّحمٰن بخوان
تا مزارِ کوچکم را رحلِ قرآنت کنم

جا نمی‌مانم، نمی‌خوابم، نمی‌گویم نرو
من که می‌آیم، چرا باید پشیمانت کنم؟!


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 4 1
20:50
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


ای دختر سه ساله ی سلطان کربلا
وی کوثر سه آیه ی قرآن کربلا

تو یادگار فاطمه بودی رقیه جان
جان حسین بودی و جانان کربلا

خواندت نگین حلقه ی آغوش خویشتن
از شدت علاقه سلیمان کربلا

بر پای ذوالجناح زدی دست خود گره
وقت وداع شاه شهیدان کربلا

بابا سفر که رفت تو را همره اش نبرد
برگشت روی نیزه ز میدان کربلا

هم گوش رفت غارت و هم گوشواره ات
آن شب که بود شام غریبان کربلا

چون عمه ی تو گفت علیکن بالفرار
پای تو بود و خار مغیلان کربلا

سمت نجف بسان غزالی دوان شدی
از چنگ گرگهای بیابان کربلا

خفتی به زیر بوته ی خاری که چشم تو
بیدار شد ز سیلی عدوان کربلا

کردی صدا عموی خود عباس را ولی
دیگر نبود ساقی طفلان کربلا

از کوفه تا به شام شدی ای اسیر عشق
با اشک چشم آینه گردان کربلا

شعر "یتیم" در گره افتاد از غمت
تا شانه زد به موی پریشان کربلا


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
20:50
#حضرت_رقیه_شهادت


آخر عُمرِ دخترت آمد
تازه پیشِ سَرم سرت آمد

عطری از شهرِ یاس آوردند؟
بوی رَاسِ مُعطّرت آمد!

من نمی بینم اِی پدر امّا
گفت عمّه که دلبرت آمد

گفت بابایت آمده زِ سفر
گفت رویای آخرت آمد

سیلِ دردی که آمده سویم
بیشتر سَمتِ خواهرت آمد

مثلِ عمّه برادرِ من هم
سَرِ نیزه، برابرت آمد

من خودم را دَر آیِنه دیدم
در بیابان که مادرت آمد

قاریِ در خَرابه مهمانم
موقعِ ختمِ کوثرت آمد

زودتر از خودش به شَهرِ شام
زیوَرآلاتِ دُخترت آمد

خوب شد خواب ماندم ای بابا
تا نَبینم چه بر سرت آمد

تا نبینم که تیر و نیزه و سنگ
مثلِ باران به پیکرت آمد

ولی از این سَرِ تو معلوم است!
چه بلاها به حنجرت آمد...

تو نَپُرس از رُقیِّه اَت بابا
که چه بَر روزِ معجرت آمد

تو بپرسی بدان که می پرسم
پیکرَت کو!؟ چِرا سَرَت آمد!؟

بوسه ی داغِ خاکهای تنور
بَر گلوی مُطَهَّرَت آمد

هِی لَبِ رِشته رِشته را بوسید...
رَفتنی شُد، فرشته را بوسید...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:50
#حضرت_رقیه_شهادت


به شانه بار فراقت نبرده بودم و بردم
مرا به عمه سپردی تو را به خاک سپردم

شبی شبیه تو افتادم از بلندی مرکب
چه زجرها که ندیدم چه زخم‌ها که نخوردم

به روی خار دویدم که بی تو زود بمیرم
مرا ببخش پدر جان اگر هنوز نمردم

برای آنکه بخوابم تو را به خواب ببینم
هزار و نهصد و پنجاه تا ستاره شمردم

برای دیدنت امشب لباس تازه خریدم
در آن شلوغی بازار، تازیانه که خوردم

نشد به پای تو خیزم مرا ببخش عزیزم
گُل تو بوده‌ام اما شکسته ساقه‌ی خُردم

تو بوریا کفنت شد من این لباس سیاهم
به رسم عشق، کفن هم در این مزار نبردم


#سیدمیلادحسنی


@raziolhossein
👍 2
20:50
#حضرت_رقیه_شهادت


آمدی گوشه ویران چه عجب!
زده ای سر به یتیمان چه عجب!

تو مپندار که مهمان منی
به خدا خوبتر از جان منی

بس که از جور فلک دلگیرم
اول عمر ز عمرم سیرم

دل دختر به پدر خوش باشد
مهربانی زدو سر خوش باشد

تو بهین باب سرافراز منی
تو خریدار من و ناز منی

بعد از این ناز برای که کنم
جا به دامان وفای که کنم

اشک چشم من اگر بگذارد
درد دلهام شنیدن دارد

گرچه در دامن زینب بودم
تا سحر یاد تو هر شب بودم

گر نمی کرد به جان امدادم
از غم هجر تو جان می دادم

آنقدر ضعف به پیکر دارم
که سرت را نتوان بردارم

امشب از روی تو مهمان خجلم
از پذیرایی خود منفعلم

مژده عمّه که پدر آمده است
رفته با پا و به سر آمده است

دیدنی گوشه ویرانه شده
جمع شمع و گل و پروانه شده

آخر ای کشته راه ایزد
پدرت سر به یتیمان می زد

تو هم آخر پسر آن پدری
 تو پور آن نخل امامت ثمری

که به پیشانی تو سنگ زده؟
که زخون بررخ تو رنگ زده؟

ای پدر کاش به جای سر تو
می بریدند سر دختر تو


#علی_انسانی


@raziolhossein
1 👍 1
20:51
#حضرت_رقیه_شهادت


من ازبس غصه دارم که ، میشه صدتا کتابش کرد
کدومش رو بگم آخه نمیشه انتخابش کرد

دیدی تنهام و شبهای خرابه سرد و تاریکه
سر تو سرزده اومد مثه خورشید تابش کرد

تموم آرزوهامو گذاشتن پیش روم امشب 
دعا کردم بیای پیشم خدا هم مستجابش کرد

میگیرم دستمو بابا، به دور صورت زخمیت
هنوزم میشه روی ماهتو اینجوری قابش کرد

اگه چشمام نمیبینه دلیلش دستای زجرِ
یه دونه سیلی زد اما باید صدتا حسابش کرد

خاک داغ صحرا با ، سرانگشتِ پر از زخمم 
نوشتم اسمتو اما سنان با پا خرابش کرد

گذشت از من ولی کاشکی یکی بود یادشون میداد 
نباید دختر شاهو بجز خانم خطابش کرد

نمونده معجری اما بجاش که آستینم هست 
اگر دستم بیاد باال میشه اونو حجابش کرد

همه سوختن به پای من، منم واسه ِ تن سوختهت 
تن افتاده رو خاکت دل من رو کبابش کرد

دیگه از هرچی اسبه من دلم خونه آخه اون روز
دیدم که ده تا اسب اومد گل من رو گالبش کرد

میسوزونه منو داغ تنور خونه ی خولی
کجا رفت اون محاسن که علی اصغر خضابش کرد؟!

رباب امروز طفلش رو توی رویا بغل کرد و
خیالی شیرشو داد و الالیی خوند و خوابش کرد

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2
20:51
#حضرت_رقیه_شهادت


اُف به دنیا ؛ رقیه سیلی خورد
بین صحرا رقیه سیلی خورد

دختری را برای سکه زدند
اُف به دنیا رقیه سیلی خورد

نیمه شب جای عمه خالی بود
تک و تنها رقیه سیلی خورد

هر چهل منزل از عمو پرسید
هر چهل جا رقیه سیلی خورد

کمتر از گل به او نمی گفتند
بعد سقا رقیه سیلی خورد

پهن شد شمر سفره اش هر شب
هر شب اما رقیه سیلی خورد

از شبث تازیانه ها اما
از سنان ها رقیه سیلی خورد

با همان لکنت زبان هربار
گفت: بابا ؛ رقیه سیلی خورد

به زمین خورد و گوشواره شکست
مثل زهرا رقیه سیلی خورد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
😭 2 1 👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

همه ی خرابه غرق غم شده
یه شیرین زبون دیگه کم شده

یه امامزاده توی خرابه موند
حالا دیگه خرابه حرم شده

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 1
3 July 2024
ش
11:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 138.6 KB
1
11:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.1 KB
11:39
#حضرت_زینب
#اولاد_حضرت_زینب

خلوت شده دور و برت جانم فدایت
ای جان زینب، جان طفلانم فدایت

فرزند ها هستند بی شک جان مادر
من جان برایت هدیه آوردم برادر

ای کعبه ی من رنجشی از زائرت نیست؟
قربانیان من قبول خاطرت نیست؟

افسوس، من، از این دو گل بهتر ندارم
باید برایت عاشقانه سر بیارم

آه ای سلیمان هدیه ای ناچیز دارم
از هدیه ام حالی غرور انگیز دارم

در پیش مادر سربلندت می کنم من
عون و محمد را پسندت میکنم من

بر قامت این کودکان حق پرستم
با دست های خود لباس رزم بستم

از نیزه ها بر جانشان باکی ندارم
از کینه ی شمر و سنان باکی ندارم

شرط مواسات من است این جان خواهر
باید به خون غلطند این دو مثل اکبر

شاید که کارت با عدو بالا نگیرد
بگذار تا فرزند من جایت بمیرد

حتی تن این ها اگر شد اربآ اربا
هرگز نخواهی دید اشک خواهرت را

من از همین دم دست از آنها کشیدم
از تو نه اما از پسرها دل بریدم

بر آسمان نیزه ها باید نشینند
بهتر که عصر غارت ما را نبینند

وقتی که دست مادر آنجا بسته باشد
خوب است چشم غیرتی ها بسته باشد

بهتر که جولان سنان ها را نبینند
بر صورت مادر نشان ها را نبینند

آنجا که دست و پای طفلانت بسوزد
آنجا که معجرهای طفلانت بسوزد

بر ناقه های بی حجاب افتاده باشیم
آنجا که در بزم شراب افتاده باشیم

باشد که در خیرات نان آنها نباشند
دروازه ی ساعات را آنجا نباشند

بهتر مرا با چادر پاره نبینند
در کوچه های شام آواره نبینند

تا دور بینم از سرت سنگ بلا را
نذر سپر کردم برایت بچه ها را

تا سنگ ها شان سمت این دو سر بیافتد
شاید سرت از نیزه ها کمتر بیافتد

#حسن_کردی

@raziolhossein1
2 👍 1 😢 1
11:39
#اولاد_حضرت_زینب


به دست خویش گرفته‌ست هر دو ماهش را
چنان امیر که می‌آورد سپاهش را

پر است هر قدمش از هزار بیم و امید
چو عاشقی که بگیرند از او نگاهش را

عصای پیری مادر جوانی پسر است
برای سوختن آورده تکیه‌گاهش را

به غیر این دو پسر هیچ در بساطش نیست
و در برابر خورشید برده آهش را

قسم به چادر زهرا قسم به اشک علی
برای جلب رضا می‌شناخت راهش را

برای دفع بلا بردشان به قربانگاه
مگر که حفظ کند این چنین پناهش را

به خیمه رفت و نیامد پس از شهادتشان
نخواست تا که ببیند شکسته شاهش را

دو ماه پاره به دست حسین بود و شنید
بگو به خواهر من تن کند سیاهش را

#زخم_حسینی

@raziolhossein
11:44
#امام_زمان_مناجات
#شب_چهارم

بگذار زنده تر بشوم در کنار تو
گل باشم و نفس بکشم در بهار تو

بی بازتاب نور تو پژمرده میشود
این شاخه تکیده ی چشم انتظار تو

بگذار تا رها بشوم چون پرنده ها
در آسمان تا به ابد بی غبار تو

از کوچه های شهر ندامت دوان دوان
راهی شدم دو مرتبه تا سایه سار تو

در جاده ی زمان شدهام هم مسیر حر

تا جان فدا کنم، نشود غصه یار تو

از خاک پای خون خدا حر جوانه زد
من آمدم که حر شوم از اعتبار تو

#علی_گلی_حسین_آبادی

@raziolhossein
11:52
#حضرت_زینب_مدح
#اولاد_حضرت_زینب


صبر کن تا نقل این مطلب کنم..
من که باشم صحبت از زینب کنم؟!

عقل آدم مات این نور جلی ست
گفتن از زینب فقط کار علی ست

یک علی در قامت زهراست این
شاه‌بیت شعر عاشوراست این

فاتح اعجوبه ی بی ذولفقار
جوشنش صبر است و شمشیرش وقار

نام زینب بعد یا هو آمده
نوح هم در کشتی او آمده!

عالم هر علم،بی آموزگار
مثل او هرگز نبیند روزگار

سرنوشت جنگ را تغییر داد
آبرو برده ست از ابن زیاد

جوهر مردانگی از این زن است
نور هفتاد و دوتن از این تن است

چندروزی هست حالش درهم است
بازهم زینب گرفتار غم است

پیش نجمه پیش لیلا و رباب
از خودش دارد گلایه بی حساب

نیست از پیکار او را توشه ای
با پسرهایش نشسته گوشه ای

گفت شاها راهشان را سد نکن!
جان زینب این دوتا را رد نکن

گرچه ناقابل،برای زینب اند
این دوتا سرمایه های زینب اند

هردو را بفرست سوی کارزار
تو نباشی بچه میخواهم چکار؟؟

جان به کف دنبال جانان میروم
بعد از این‌ها خود به میدان میروم!

کاش میشد شمر خنجر میکشید
حنجر این دو پسر را می‌برید

تا بمانی تو کنار خواهرت
ای همه سرها به قربان سرت

این دوتا باشند اذیت می‌شوند
شاهد رنج اسارت می‌شوند

وقت غارت هر دو هق هق می‌کنند
با اسیری رفتنم دق می‌کنند

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
11:59
#اولاد_حضرت_زینب


چنان تیری شدند از چله ی زینب رها با هم
چنین رفتند راه عشق را تا انتها با هم

برای اذن میدان التماس شاه میکردند
به امر زینب افتادند روی دست و پا با هم

به یاری نوه در کربلا مادربزرگ آمد
قسم دادند دایی را به زهرا یکصدا با هم

چنان جنگاوری هاشان به دایی هایشان رفته
که میدان میروند عین حسین و مجتبی با هم

سرود عشق سر دادند و سر دادند پای عشق
ِ به خون افتاده اند از یاری خون خدا با هم

به پاشان گرد و خاکی پا شد اما کوفیان دیدند
دو تا خورشید را در آسمان کربلا با هم

از آنجائیکه جنگ کربلا جنگ ولایت بود
زدند این طفل ها را دشمنان مرتضی باهم

پس از اکبر دگر روی تمام دشمنان وا شد
به این علت به آنها حمله میشد بارها باهم

عقیله لحظه ای از خیمه اش بیرون نمی آید
اگر سرهای طفلانش ز تن گردد جدا با هم

یکی فرق سرش زخمی یکی پهلوش خون آلود
عجب ارثیه ای بردند آقازاده ها با هم

دلش آتش گرفت و سوخت زینب آن زمانی که
کنار خیمه آوردند جسم هر دو را با هم

سر جسم پسرها مادر از اندوه اکبر خواند
و بعدًا در مدینه یاد اکبر کرد بابا هم

اگرچه سنگ ها از هم جدا کرده ست آنها را
ولی بر روی نی رفتند تا شام بلا با هم

و زینب گفت به ام البنین ؛ بهتر پسرهایم..
نبودند و ندیدند از غم بزم شراب آهم

#یامظلوم

@raziolhossein
2
12:02
#اولاد_حضرت_زینب


یک زن آمد که از او عشق مصور شده است
دو پسر داشت ولی صاحب لشکر شده است

دو کفن پوش دو پروانه دو شمشیر به دست
دو ذبیح اند که او حضرت هاجر شده است

داغ فرزند ، که زانوی پدر را لرزاند
سهم این مادر دلخون دو برابر شده است

مادر صبر ، عجب خیمه نشین شد وقتی
غرق در خون بدن آن دو کبوتر شده است

چه خجالت زده گردید برادر از او
چه خجالت زده خواهر ز برادر شده است
.
.
صوت مظلوم که برخواست به او خندیدند
همه ی درد همین بود که خواهر شده است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
2
12:02
#حضرت_زینب
#اولاد_حضرت_زینب


بزرگ آفرینش اوج اعجاز خدا زینب
به یک پیکر تمام خمسه‌ی آل عبا زینب
عبا، یعنی حجاب روی اصحاب کسا زینب
و شد تفسیر کا و ها و عین و صاد و یا زینب
چی میفهمیم از زینب و ما ادراک ما زینب

چه میفهمیم از آن آیینه‌ی خیر النسا زهرا
از آن پا تا به سر حیدر از آن سر تا به پا زهرا
از آن در کوفه پیغمبر از آن در کربلا زهرا
از آن در خَلق و در منطق از آن خُلق  و صدا زهرا
بلی گفتیم یا زهرا اگر گفتیم یا زینب

کمی از ماتمش اوج مصیب بود عالم را
به اشکش اشک میریزیم ایام محرم را
کتیبه چادرش، از معجرش داریم پرچم را
از او داریم عزای اشرف اولاد آدم را
بزرگ بانوان ام المصائب ربنا زینب

زنی از خیمه نازل شد زنی سر تا قدم قران
وجودش سوره‌ی توحید روحش سوره‌ی انسان
زنی چون کوه پابرجا زنی در کسوت مردان
که چون خورشید عمری در حجاب نور خود پنهان
قمر آورده با خود سوی میدان بلا زینب

دو ماه آورده همراه خودش چون قاسم و اکبر
دوتا مانند جدهاشان دوتا جعفر دوتا حیدر
که عمری سرفراز از نامشان باشد همین مادر
رجز خواندند شد با این رجز در کربلا محشر
میان خیمه اما دست دارد بر دعا زینب

برایش اشک میریزد فرات و دجله جیحون هم
به گرد عشق او هرگز نخواد بود مجنون هم
که خود آواره اولادش برای عشق در خون هم
برای پیکر طفلان نرفت از خیمه بیرون هم
به بالین علی رفته است اما تا کجا زینب

#زخم_حسینی

@raziolhossein
12:03
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


حلقه زدن به خیمه‌ی ماتم شروع شد
یا صاحب الزمان! غم عالم شروع شد

در مجلس عزای حسینم خوش آمدید
این را که گفت فاطمه، این غم شروع شد

شکر خدا که با گذر از روزهای سخت
ما زنده مانده‌ایم و محرم شروع شد

این خیمه‌ی عزاست که آرام پا گرفت
این اشکِ نم نم است که کم کم شروع شد

در کوچه روی سردرِ هر خانه پرچمی‌ست
یعنی صفای روضه‌ی ما هم شروع شد

در پای دسته‌ها به لبِ پیرمردها
"باز این چه شورش است و چه ماتم " شروع شد

ماه محرم آمد و وقت گریستن
با مخزنُ البُکاء و مقرَّم شروع شد

ای مستمع! بیا به عزا دیر می‌رسی
مداح روضه خوانده، بیا، دم شروع شد

یک قطره هم ز مهریه‌ی مادرش نخورد
اشک فرات و دجله و زمزم شروع شد

کارِ بریدنِ سرِ حضرت تمام شد
دعوا ولی برای دو دِرهم شروع شد...

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
1
12:04
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم

به حکم این که فقط کربلاست منزل ما
معطر است به ذکر حسین محفل ما

به زرق و برق جهان دل نبسته‌ایم دمی
خوشیم تا که همین نوکری‌ست حاصل ما

برای سینه زنان تا ابد همین کافی‌ست
همین که ذره‌ای از تربت است در گِل ما

صدای پای محرم به گوش می آید..
دوباره عکس ضریح است در مقابل ما

گناه با دل ما هر چه کرده بود گذشت...
از این به بعد حسین است صاحب دل ما

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1
12:07
#امام_حسین_مناجات
#اول_جلسه


زندگی یعنی نفس یعنی هوا یعنی حسین
زندگی در اصل یعنی کربلا یعنی حسین
زندگی یعنی رفاقت با خدا یعنی حسین
زندگی عشق است آری عشق ما یعنی حسین

اولین حرفی که وارد شد به دفتر حرف اوست
آنچه خواهد ماند با مردم در آخر حرف اوست
بر زبان عالم از ذر تا به محشر حرف اوست
ابتدا یعنی حسین و انتها یعنی حسین

یوسف من نیست از کنعان ، عزیز کربلاست
عشق من هم سرزمین اشک خیز کربلاست
لابلای هر مناجاتم گریز کربلاست
شرط مقبولیتم پیش خدا یعنی حسین

هرکجا نفس ضعیف افتاد دنبال هوا
با حسین بن علی کردیم تجدید قوا
در لغت باید بگویم معنی درد و دوا
درد ، دوری از حسین است و دوا یعنی حسین

کیست آن که بر همه عالم امیری میکند
سربلند است آن که پیشش سر به زیری میکند
کیست در بن بست آخر دستگیری میکند
دست گیر مردم بی دست و پا یعنی حسین

پیش هر کس رفتم از کربوبلایش دم زدم
یا حسین گفتم به درد مادرم مرهم زدم
هر کجا که بوسه بر دستان بابایم زدم
با شعف گفتم به خود این پینه ها یعنی حسین

گبر اگر دنبال کار او بیافتد عابد است
گر مسلمانی هواخواهش نباشد ملحد است
اکبر و اصغر ندارد ، ذات ، اینجا واحد است
روی سینه باشی یا پایین پا یعنی حسین

شان نوکر کلفتش بالاتر از صد پادشاه
شاه عالم بود و گیر افتاد بین قتلگاه
شد پناه هر دو‌عالم زینبش بی سر پناه
شاه بی انگشتر کربوبلا یعنی حسین

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
👍 3
12:11
#حضرت_زینب_مدح


شاکله‌ی اِنَّما ، قابِ دعا زینب است
گنج نهان جهان ، سِرِّ خدا زینب است
اُسوه‌ی ایوب‌ها ، وقت بلا زینب است
بر لب ما بهترین ، زمزمه "یا زینب" است

ما همگی نوکریم ، سرور ما زینب است


دُرِّ گران‌سنگ حِلم ، بین صدف دیده شد
در دل دریای صبر ، موج شعف دیده شد
دفتر خِلقت نوشت: لوح شرف دیده شد
پای ضریح دمشق ، شاه نجف دیده شد

زائر هر روزِ آن ، شخصِ اَبازینب است


از برکات علی ، هیچ فقیری نماند
پای همین سفره ها ، فاطمه ما را کشاند
دست گدا را گرفت ، پیش حسن‌جان رساند
سائل این خانه را ، نزد حسینش نشاند

کارِ پذیرایی از ، این همه با زینب است

محور عرش است او ، اهل جنان شاهدند
ساحت صبر است او ، مُلک و مکان شاهدند
راوی فتح است او ، نُطق و بیان شاهدند
مادر اشک است او ، گریه‌کنان شاهدند

اهل بکا واقفند ، اُمِّ بُکا زینب است

مایه ی آرامشش ، بوده صدای حسین
سایه ی امنیتش ، بوده عبای حسین
زندگی‌اش وقف شد ، وقف برای حسین
هرچه که در چَنته داشت ، کرد فدای حسین

قُلّه ی ایثار گفت: کوهِ وفا زینب است

واژه ی مظلوم را ، اول غربت نوشت
هرچه بلا دیده بود ، وقت اسارت..، نوشت
قصه‌ی اندوه را ، با چه شهامت نوشت
با قلم گریه اش ، شعر مصیبت نوشت

روضه‌ی منظوم در ، کرببلا زینب است

اهل و عیال حسین ، در دل آزار بود
کوفه و شامات بود ، کوچه و بازار بود
در دل نامحرمان ، کارِ حرم زار بود
تا خودِ بزم یزید..، شمر جلودار بود

همسفر خولی و ، حرمله ها ، زینب است

در وسط بزم کُفر ، ساحت ایمان شکست
حرف کنیزی که شد ، قلب یتیمان شکست
با لگد خیزران ، حُرمت قرآن شکست
ضربه چنان سخت بود ، آن همه دندان ..،شکست

دغدغه‌ی قاریِ تشتِ طلا..،زینب است

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
12:19
#اولاد_حضرت_زینب


من، دیده جز به سوی برادر، نداشتم
آیینه جز حسین، برابر نداشتم

وقتی صدای غربت «یاسین» بلند شد
در خاطرم، به جز غمِ «کوثر» نداشتم

در خلوت خیال خودم، اشک ریختم
اما به هیچ رو، مژه‌ای تر نداشتم

این‌قدر بی‌وفایی و، این‌قدر بی‌کسی
در نیم‌روز واقعه، باور نداشتم

دریای بی‌کرانِ شهادت، که موج زد
من در صدف، به غیر دو گوهر نداشتم...

تا جامۀ شهادتشان را، به تن کنند
چشم از جمال روشنشان برنداشتم

ای باغبان عاطفه! از من قبول کن
غیر از دو ارغوانِ معطّر نداشتم

سهم من، از تمام چمن، شد همین دو گل
شرمنده‌ام که هدیۀ دیگر نداشتم!

تا در رکاب عشق، نگفتند ترک سر
از زانوی مشاهده، سر برنداشتم...

در سایه‌سار خیمه، نشستم پس از وداع
تاب نگاه‌های برادر نداشتم

پرواز تا حضور برادر، محال بود
می‌سوختم ز هجر، ولی پر نداشتم

چشم و دلم به باغ گل امروز روشن است
شکر خدا «دو لالۀ پرپر» هم از من است

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
12:21
#اولاد_حضرت_زینب
#رباعی


افزون ز تصور است شیداییِ من
این حال خوش و غم و شکیبایی من

می‌بخشی اگر کم است اما بپذیر
این هم دو پسر تمام داراییِ من

#ص_سادات_موسوی

@raziolhossein
12:25
#حضرت_زینب_مدح
#رباعی

زینب که على با جلوات دگرى‌ست
زهراى بتول در حیات دگرى‌ست

از عشق حسین و فیض هم‌صحبتی‌اش
او نیز سفینةالنّجات دگرى‌ست

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
12:36
#حضرت_حر


پشیمانم که راه چاره بر روی شما بستم
سراپا حیرتم! از خویش می‌پرسم چرا بستم؟

عزیز فاطمه! دیر آمدم اما قبولم کن
خدا داند که از این پس به عهد عشق پابستم..

خدا می‌خواست از ظلمت به سوی نور پر گیرم
سر شب تا سحر دل را به بال التجا بستم

جدال عقل بود و عشق، پشت خیمۀ تقدیر
که دست نفس را از پشت با لطف خدا بستم

فرات اشک می‌جوشد ز چشم سر به زیر من
که بر کام عطشناک تو راه آب را بستم

اگر فرمان دهی، حُرّ پیش‌مرگ اصغرت گردد
کمر بهر دفاع از عترت آل عبا بستم

دعا کن تا شهادت وا کند آغوش جان بر من
که چشم آرزو بر هرچه جز این مدعا بستم

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
ش
21:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

شنیدم از لب باد صبا حسین حسین
نوای ما، دم ما، شور ما، حسین حسین

محرم آمده و گوش جان که بسپاری
شنیده می‌شود از هرکجا حسین حسین

محرم آمده قد قامت العزا بشنو
بخوان به مأذنه حَیّ علیٰ حسین حسین

کتیبه سینه‌زن و باد نوحه‌خوان شده است
صدای زمزمۀ بادها حسین حسین

ز عرش پیرهنی خون‌چکان شد آویزان
چکیده در همه عرش خدا حسین حسین

ملک نشانی خون خدا گرفت ز خاک
صدا بلند شد از کربلا: حسین! حسین!..

عجب غمی‌ست به نامش، هرآن‌که گفت بسوخت
که کرده یک‌سره آتش به پا حسین حسین

گذشت عمر به زیر کتیبه‌های غمش
هزار شکر شدم پیر با حسین حسین

لبم به ذکر دگر وا نمی‌شود چه کنم؟
شده‌ست با لب من آشنا حسین حسین

ز لطف اوست کز او نام می‌برم، ور نه
من خراب کجا و کجا حسین حسین؟

گریست دیدهٔ ناپاک من هم از داغش
از آن‌که زنده کند مرده را حسین حسین

خوشا به بزم عزایش که یک‌صدا گویند
از ابتدا همه تا انتها حسین حسین

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
👍 2 1
21:25
#امام_حسین_شهادت


ای در غم تو ارض و سما خون گریسته
ماهی در آب و وحش به هامون گریسته‏

وی روز و شب به یاد لبت چشم روزگار
نیل و فرات و دجله و جیحون گریسته‏

از تابشِ سرت به سنان، چشم آفتاب
اشک شفق به دامن گردون گریسته‏

در آسمان ز دود خِیامِ عفاف تو
چشم مسیح، اشکِ جگرگون گریسته‏

با درد اشتیاق تو در وادی جنون
لیلی بهانه کرده و مجنون گریسته‏

تنها نه چشم دوست به حال تو اشکبار
خنجر به دست قاتل تو خون گریسته‏

آدم پیِ عزای تو در روضه‎ی بهشت
خرگاه درد و غم زده بیرون گریسته

گر از ازل تورا سرِ این داستان نبود
اندر جهان ز آدم و حوا نشان نبود


#نیر_تبریزی

@raziolhossein
21:32
#امام_حسین_شهادت


بر آن شهیدِ غریبِ به خاک و خون غلطان
رواست چشم جهان تا ابد شود گریان
چرا که گریه کند روز و شب امام زمان

(روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
بماند از حرکت ذوالجناح و از جولان)

نه قلب اهل حرم تاب آن مصیبت داشت
نه چشم های عطش خیز خواب راحت داشت
نه آن امام دگر یاوری به غربت داشت

(نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت)

هجوم نیزه و شمشیرها فزون گردید
صدای هلهله از شش جهت برون گردید
زمین به لرزه درآمد به رنگ خون گردید

(هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید)

ز خاتم همه پیغمبران نگین افتاد
شکوه قامت آن محشر آفرین افتاد
ز جمع آل کسا نور پنجمین افتاد

(بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد)

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 4 😭 3
4 July 2024
ش
11:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 138.7 KB
11:20
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


خورده ترک لب ها ولی آب آورش نیست
نائی برای گریه در چشم ترش نیست

شیب الخضیب افتاده روی خاک گودال
ای کاش میمردم برایش مادرش نیست

تکیه زده بی کس به شمشیری شکسته
حتی عصای پیری او اکبرش نیست

پس آخرین سربازش عبدالله آمد
دیگر نباید گفت شاهم لشگرش نیست

هی زخم ها را می شمرد و گریه میکرد
اینقدر زخم و یک بدن در باورش نیست

دست از سرش بردار دیگر جای سالم
حتی به قدر یک نگین در پیکرش نیست

پس دست شست از هر دو دست اش پای عشق اش
نائی برای ناله ای در حنجرش نیست

سر داد تا گردد نصیب اش سربلندی
قبل از عمو دید عمه عبدالله سرش نیست


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 1
11:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 167.3 KB
#حضرت_عبدالله
#محاوره

صدای گریه‌ی عمه هام میاد
دیگه کمتر اینجا خوشحالی کنید
انقدر زدید، پر از زخمِ تنش
بسه! دورِ عمومو خالی کنید

با همین قدِ کوچیکم، بخدا
توی قلگاه سپر میشم براش
دست من جدا شده، فداسرش
اومدم تا که جونم بشه فداش

الهی چشماشو وا کنه به روم
کاممو شیرین تر از عسل کنه
منکه دست ندارمو نمیتونم
کاش عمو حسین منو بغل کنه


#عبدالزهرا

@raziolhossein
1
11:20
#حضرت_عبدالله

یتیمی، خردسالی، بی‌گناهی
در آغوش عمو یک شعله آهی

حسن می‌خواست در گودال باشد
تو سهم مجتبی در قتلگاهی

#سید_میلاد_حسنی

@raziolhossein
11:20
#حضرت_عبدالله

وقتی که از حال عمویش با خبر شد
آتش وجودش را گرفت و شعله ور شد

از دست‌های عمه دست خود کشید و
فریاد زد: عمه دگر وقت سفر شد

آمد میان گودی گودال و با دست
جان عموی نیمه جانش را سپر شد

تیزی تیغ حرمله بر او اثر کرد
دستش برید و طفلکی بی‌بال و پر شد

با دست آویزان شده بر پوست میگفت:
حالا زمان دیدن روی پدر شد


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1
11:20
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


قرار نیست که من روی تل نظاره کنم
برای حفظ تو باید که فکر چاره کنم

قرار نیست بمانم کنار عمه و بعد
نظر به پیکرت ای جسم پاره پاره کنم

قرار نیست ببینم که پایمال شدی
و من به زیر سم اسبها اشاره کنم

قرار نیست ببینم هجوم دشمن را
نظر به غارت خلخال و گوشواره کنم

مگر‌ چه چیز من از طفل کوچک تو کم است
قرار نیست حسادت به شیرخواره کنم

قرار نیست که بعد از علی اصغر تو
نظر به سوختن چوب گاهواره کنم

قرار نیست که فردا به گودی مقتل
به مصحف بدن پاکت استخاره کنم

خدا گواه که از تو جدا نخواهم شد
قرار نیست که از روی تل نظاره کنم

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
👍 2
ش
11:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


من اشک روان بر رخ این اهل خیامم
بگذار بیفتم سر دامان امامم

بر خال لب دوست گرفتارترینم
مانند کبوتر پی این دانه و داممم

در خیمه بمانم شب اول چو هلالم
بر دامن خورشید روم ماه تمام

برخاسته سردار جمل از جگر من
لا حول ولا قوه الا به قیامم

از نعره من میسره تا میمنه پاشید
شد جلوه ای از حیدر کرار کلامم

هم فاطمه ام هم علی ام هم حسنم من
حیران شده آیینه نداند که کدامم

در رکعت آخر نکند فاصله افتد
هنگام تشهد شده و وقت سلامم

دستش همه عمر نوازشگر من بود
دستم سپرش گر نشود باد حرامم

من حاضرم این زلف مرا دست بگیرند
دستی نرسد بر سر گیسوی امامم

من روزه ام ای پست مزن سنگ لبش را
بگذار شود این رطب افطار صیامم

از فاطمه آموختم اینگونه بجنگم
بازو عوض تیغ کشیدم ز نیامم

حالا که در آغوش عمویم بزنیدم
  در خلوت خاصم خبری نیست زعامم

هر موی تنم داده اذان حی علی العشق
بر تیر سه شعبه برسانید پیامم

بر دامنش آویخته دستم چه شکوهی
جبریل برد رشک بر این شان و مقامم

ای تیر بچرخان لب من را به لب یار
تا این دم آخر شود ایامم به کامم

با تیغ و سه شعبه پس از آن سم ستوران
هرگونه بخواهند شهید تو مدامم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
11:44
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


بارگاهی که شده عرش خدا کَفش‌کَنش
لشکری پای نهادند به روی بدنش

این حسین است که مانده است تنش روی زمین؟!
یا روی خاک، به لب آمده جان حسنش

یک‌ نفر درصدد غارت عمامه‌ی او
یک نفر آمده تاکه ببرد پیرهنش

دورتادورِ حرم دست حرامی‌ها بود
وارد معرکه شد شیر یل صف شکنش

رجز شیر جمل نعره‌ی مستانه‌ی اوست
یاحسن بود که می‌ریخت ز کنج دهنش

آمد و داشت به لب آیه‌ی "فَاخْلَعْ نَعْلَيْك"
گفت سیناست همین سینه‌ی غرق محنش

بی وضو آنکه نبرده است دمی نام عمو
بود با شمر درآن مهلکه روی سخنش

به ادب نافه‌گشایی کن ازآن زلفِ سیاه
*جای دل‌های عزیز است به هم بر مَزَنَش*

ساربانا سر من سهم تو اما عوضش
دست بردار از انگشت و عقیق یمنش

بود آن لحظه دعای لب عطشان عمو
که میان دل خود داشت غم یاسمنش

*یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می‌سپارم به تو از دست حسود چمنش*

وای از بال و پرش، رفت به غارت با تیغ
وای از حنجره‌اش، حرمله شد راهزنش

وطن آغوش حسین است، خوشا عبدالله
لاأقل جان نسپرده است به دور از وطنش


*حافظ

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 3
ش
12:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
5 July 2024
ش
00:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.0 KB
ش
08:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_شهادت


زجای خیز یتیم برادرم قاسم
مگر نمیشنوی ضجه‌ی حرم قاسم؟

همینکه جسم تو دیدم به زیر سم ستور
گهی به سینه زدم گاه بر سرم قاسم

تو پاره پاره شدی مثل پاره‌ی جگرم
تو قطعه قطعه شدی مثل اکبرم قاسم

خجالتم نده اینقدر ای یتیم حسن
مکش تو پا به زمین ای کبوترم قاسم

چگونه جسم تو را سمت خیمه ها ببرم؟
نشسته چشم به راه تو دخترم قاسم

چگونه جمع کنم این حروف قرآن را؟
که ریخته به زمین در برابرم قاسم

از اینکه گیسوی داماد را بهم زده اند
خبر برای عروست نمی برم قاسم


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
👍 2
08:31
#حضرت_قاسم_شهادت


تا لاله‌گون شود کفنم بیشتر زدند
از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند

قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود
گفتم که زاده‌ی حسنم بیشتر زدند

این ضربه‌ها تلافی بدر و حنین بود
گفتم علی وبر دهنم بیشتر زدند

از جنس شیشه بود مگر استخوان من
دیدند خوب می‌شِکَنم بیشتر زدند

می‌خواستند از نظر عمق زخم‌ها
پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند

تا از گلم گلاب غلیظی در آوردند
با نعل تازه بر بدنم بیشتر زدند

دیدند پا ز درد روی خاک می‌کِشم
در حال دست و پا زدنم بیشتر زدند

#عباس_احمدی
@raziolhossein
08:31
#امام_حسن_علیه_السلام
#حضرت_قاسم_علیه_السلام


سپرده ام غزلم را به اختیار حسن
پریده مرغ دلم باز در مدار حسن

زبان چگونه بگوید فضائل او را
چگونه وصف شود حُسن بیشمار حسن؟!

کریم اگر که تو باشی؛همه گدا هستیم
خدا گذاشت کرم را در انحصار حسن

و همنشینیِ او با جزامیان یعنی
که خار ها همه گل می‌شود کنار حسن

کمانِ ابرو و تیغِ نگاه او کافیست
که بین معرکه هر کس شود شکار حسن

فدای همت مردانه اش که افتاده
جمل به زیر قدم های استوار حسن

برای مصلحت دین سکوت کرد و نشست
زمان صلح مشخص شد اقتدار حسن

دوباره زنده شد انگار مجتبی وقتی
که آمدند به میدان دو یادگار حسن

دو بال لشکر او قاسم اند و عبدالله
به معرکه دو لب تیغ ذوالفقار حسن

پسر به زیر لب "احلی من العسل"میگفت
به قلب معرکه میرفت با شعار حسن

که ناگهان همه ی دشت از حسن پر شد
هجا هجا شد فرزند نامدار حسن


روایت است به محشر نمی‌شود غمگین
هر آنکسی که به دنیاست سوگوار حسن

و بر صراط، قدمهای او نمیلرزد
کسی که رفته به پابوسی مزار حسن

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
👍 3
08:31
#حضرت_قاسم_شهادت


شاخِ شمشاد حسن از دور تا معلوم شد
قامتش زخمیِ تیرِ چشمهای شوم شد

تا بماند سنگباران گشتنش در یادها
نُقل پاشیدن سرِ دامادها مرسوّم شد

قد او کوتاه اما نیزه کوتاهی نکرد
که بلند از این مصیبت ناله ی معصوم شد

نامه اش وقتی به دست نعل مرکب ها رسید
پیکرش از پشت و رو هم مُهر شد هم موم شد

درمیان هلهله کوفه حنابندان گرفت
بند بندش واشد و رنگ حنا معلوم شد

رنجِ قدّی که به زیر سم مرکبها کشید
باعث رنجیدن هر چارده معصوم شد

بین حرفش لشگر دشمن دویده بود که
ناله ی "من را عمو دریاب" نامفهوم شد

لحظه ی آخر در آغوش عمویش جان سپرد
آن که یک عمری از آغوش پدر محروم شد

داغ او در کربلا داغ حسن را زنده کرد
در مدینه باز انگاری حسن مسموم شد

از همان روزی که زهرا ناله زد فضه بیا
کشتن معصوم زیر دست و پا مرسوّم شد

صورتش وقت به میدان رفتنش معلوم بود
وقت برگشتن به دارالحرب نامعلوم شد

پیکرش آورده شد خیمه کنار پیکری
که به سختی تکه تکه در عبا منظوم شد

رفتنش از خیمه داغی روی داغ اکبر است
نوعروسش با غمی نو به عزا محکوم شد

کربلا جشن عروسی، شام هم ماه عسل
قِصّه زیر سُم شروع و روی نی مختوم شد

#یامظلوم

@raziolhossein
08:31
#حضرت_قاسم_شهادت

کجا داماد دیدی عازم میدان خون باشد
به روی کاکل و دستش حنابندان خون باشد

چراغ ریسه اش از برق شمشیر عدو باشد
عسل در کام داماد و شهادت آرزو باشد

چه دامادی ، چه دامادی هوای بزم دارد ؟نه
به قربانگاه راهی شد لباس رزم دارد ؟ نه

رجز می‌خواند و در خیمه ماتم می‌شود بر پا
صدای مجتبی از حلق قاسم می‌شود پیدا

علیلان جمل با کینه اینجا سر در آوردند
به بغض مجتبی شمشیر را بالاتر آوردند

به زحمت لحظه‌ای از گرگ‌ها خود را رها کرده
عمو را با دهان غرق در خونش صدا کرده

از این یوسف در این میدان نمانده پیرهن حتی
ندارد قدر بوسه جای سالم در بدن حتی

چه تفسیری !چو تابوت پدر شد پیکرش پر تیر
چه تعبیری!  پذیرای تنش شد نیزه و شمشیر

شما ای کوفیان ! وحشتی ترین اقوام انسانید
اگر جان در بدن دارد بر او مرکب نتازانید

#س_کرمانی


@raziolhossein
😭 1
08:31
#حضرت_قاسم_شهادت

روی زَمین، زِ بَس که شُده جا به جا تَنَت!
پاشیده شُد، به وُسعَتِ کرب و بلا تَنَت!

بوی گُلاب می رِسَد، اَمّا تو نیستی!
پَرپَر شُده، عزیزِ دِلِ من، کُجا تَنَت؟

بیرون کشیدم از وَسَطِ مَعرِکه، تو را
دیدم که قِطعه قِطعه شُده زیرِ پا، تَنَت!

هم سَطح با زَمین شُده ای، لاله ی حَسَن
کوبیده شُد، به زیرِ سُمِ اَسبها تَنَت!

بَندِ مَفاصِلت، چه شُد، از هم گُسیخته!؟
این نَعل های داغ، چه کَردَه ست با تَنَت!؟

از سینه ی شِکسته و پَهلوت روشن اَست
خورده هِزار نِیزه، وَلی بی هَوا... تَنَت!

این جِسم را رِساندنِ تا خِیمه مُشکِل اَست

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
3
08:31
#حضرت_قاسم_شهادت


وقتی زمان جنگ تو در کارزار شد..
دیدم خود حسن روی مرکب سوار شد

گفتی که قاسمم نفس کوفیان برید..
از ترس بین قافله داد و هوار شد!

خود و زره نیاز نداری تو حیدری
مبهوت رزم حیدری ات ذوالفقار شد

انگار ناقه ی زن ملعونه پی شد و
انگار مجتبای جمل آشکار شد

از میمنه به میسره کولاک کرده ای
هر مدعی مقابلت آمد شکار شد

با یک اشاره پوزه ی ازرق به خاک خورد
با یک جرقه کار بقیه فرار شد

عباس کیف کرد چه مردانه می‌زدی
لشکر مقابل غضبت تارو مار شد

من چهارقل برای تو خواندم عزیز من
دورت شلوغ شد جگرم پرشرار شد !

وقتی که دوره شد بدنت بین اسب‌ها..
صحرا مقابل نظرم پر غبار شد

تحت الهنک ز روی تو افتاد وای من
چشمان شور آمد و کار تو زار شد

زیبای خانواده ی من گونه ات شکست
کعبه میان قوم زنا سنگسار شد

می‌خواستم که حجله ببندم برای تو
با سُمّ اسب سینه ی تو همجوار شد

داماد کربلا چه حنایی به مو زدی
با خون عروسی ات چقدر ناگوار شد

با بند بند وا شده از هم تکان نخور
تو دست و پا زدی و عمو بی قرار شد

یکبار تو به زور نفس میکشی ولی
شرمندگی من ز غمت بی شمار شد

فکری به حال تازه عروست نمیکنی؟!
افتادی و بدون تو بی سایه سار شد

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
08:46
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:50
#امام_زمان_محرم


حس میکنم زمین و زمان گریه میکند
با گریهات تمام جهان گریه میکند

حی علی الحسین، جهان عازم غم است
هفت آسمان به وقت اذان گریه میکند

هر چند غایبی، همه در محضر توایم
با تو تمام هستیمان گریه میکند

خشکش زده ست از غم لبهای جد تو
آب فرات بی جریان گریه میکند

انگار خون تازه تری بعد سالها
از زخم جای تیر و سنان گریه میکند

ای موج، بیقرار که هستی؟ گمان کنم
زینب هنوز هم نگران گریه میکند

#علی_گلی_حسین_آبادی

@raziolhossein
👍 4 1
ش
22:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 23.1 KB
22:12
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 27.8 KB
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


از تمام لاله های کاروان
غنچه ای لب تشنه ماند و باغبان

غنچه‌ای که برگ او خشکیده بود
نسخه‌اش را تشنگی پیچیده بود

زخم می‌شد روی او با گریه‌اش
شعله می‌زد خیمه‌ها را گریه‌اش

دست بر دست همه اهل حرم
نغمه لالایی‌اش آوای غم

دوش تا وقت سحر از قحط آب
دست و پا می‌زد در آغوش رباب

لیک امروز از رمق افتاده بود
نای دست و پا زدن در او نبود

هر طرف بر پیکرش با دست باد
چون گل پژمرده  راسش می فتاد

مثل هاجر هفت  نه هفتادبار
رفت مادر خیمه خیمه بی قرار

قطره آبی ولی پیدا نشد
چشمه ای از پای طفلش پا نشد

ماند اسماعیل او در انتظار
تا به قربانگه شود قربان یار

سر به روی شانه بابا گذاشت
نای گریه نیز نای او نداشت

مثل ماهی لب به هم میزد مدام
در تلظی بود بر دست امام

تا که بالا رفت بر دستان او
سرعقب افتاد و پیدا شد گلو

حرمله حلق سپیدش را که دید
تیر را در چله تا آخر کشید

چشم او بر چشم بابا خیره بود
ناگهان شد چشم‌های او کبود

از فشار تیر بر طفل رباب
گل میان دست بابا شد گلاب

دید بیت آرزوی ویران شده
برگ گل از شاخه آویزان شده

زود بابا بین آغوشش فشرد
  دست را زیر سرش آرام برد

تا نیفتد  راس او از پیکرش
بای بسم اله بماندمحورش

روی دست باغبان پرپرکه شد
نوبت تشییع آن بی سر که شد

شعله زد این غم به جان عالمین
حرمله خندید بر اشک حسین

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی

تو را زد حرمله تا ناگهان زد
به روی قلبِ بابا هم نشان زد
نشان بگذاشت روی سینه‌ی او
دقیقا یک سه‌شعبه روی آن زد

پدر صدها برابر خورد ، مادر
پس از تو تیغ و خنجر خورد ، مادر
من از حلق تو ممنونم که باتو
پدر یک تیر کمتر خورد ، مادر

به دستم مشت پُر خون مانده از خاک
به رویم گَرد گلگون مانده از خاک
اگرچه گودی قبرت عمیق است
پرِ این تیر بیرون مانده از خاک

چه حالی یا دلی دلگیر دارم
گلویی خشک از این تقدیر دارم
خدا را آب مگذارید نوشم
که می‌ترسم ببینم شیر دارم

نگاهش کردم و چشمی خجل داشت
مزار از اشک  بابا آب و گِل داشت
سه‌شعبه کاش بعد از بوسه می‌خورد
حسینم داغ یک بوسه به دل داشت


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی


بگذار پدر کبوترت پر بزند
طعنه به رگ غیرت لشکر بزند

یک تیر گرفتم از سپاه دشمن
تا تیر به پیکر تو کمتر بزند

#عباس_همتی

@raziolhossein
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب #دوبیتی


چرا تو رفته‌ای من زنده هستم
سراسر از غمت آکَنده هستم
برای مادری شش‌ماه کم بود
نشد شیرت دهم شرمنده هستم


به قربون گلوی پاره‌ی تو
رباب خسته شد آواره‌ی تو
شبیه اُستُنِ حنانه از هجر
بنالد چوبه‌ی گهواره‌ی تو

بریده حنجرم لالا لالایی
علی اصغرم لالا لالایی
چه جوری دل ز من کندی و رفتی
نگفتی مادرم لالا لالایی


تو که قربونی قحطی آبی
چی می‌شه باز به روی پام بخوابی
اگرچه کاکُلِ تو گشته خونی
هنوزم کودک ناز ربابی

مرا از پِی، چهل منزل دواندی
بمیرد مادرت بی‌شیر ماندی
عزیزم جای شکرش باز باقیست
به زیر سُمِّ مَرکب‌ها نماندی

تو که بر روی نیزه قرص ماهی
به دست کوتَهِ مادر نگاهی
فقط من نه همه عالم بپرسند
شدی کشته به چه جرم و گناهی


#جواد_حیدری

@raziolhossein
👍 1
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام_الله_علیها


از خواب ناز کودک من پا نمی شود
می خواستم که پا شود اما نمی شود

هاجر اگر دوید به زمزم رسید ، آه
سعی رباب ، ختم به دریا نمی شود

چسبیده حلق کودکم از تشنگی به هم
با تیر هم گلوی علی وا نمی شود

چشم امید من به ابالفضل بود آه !
عباسِ روی نیزه که سقّا نمی شود

بی فایده است سعی شما نیزه دارها
سر کوچک است بر سر نی جا نمی شود

من رو زدم به نیزه ، علی را به من نداد
این نی چه محکم است چرا تا نمی شود

خم شو برای خاطرم ای چوب ! رحم کن
از پای نیزه خوب تماشا نمی شود


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
1 👍 1
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


در غمت داده ام از دست عنانم چه کنم
خنده ی آخر تو برده امانم چه کنم

یک طرف خنده ی لشگر طرفی اشک رباب
مانده ام من بروم یا که بمانم چه کنم

تیر را گر بکشم راس ز هم می پاشد
خار را از جگرم گر نکشانم چه کنم

ترس دارم که بیفتد سر تو از بغلم
روی دوشم شده ای بار گرانم چه کنم

می دود مادر تو گریه کنان پشت سرم
به پس خیمه تو را گر ندوانم چه کنم

بیشتر خاک به زیر سر تو ریخته ام
پیکرت را به سرت گر نرسانم چه کنم

چشم تو باز و چسان خاک بریزم رویت
تا که مادر نرسیده نگرانم چه کنم

چه کنم تا که نفهمد چه سرت آمده است
نیزه ای فاش کند راز نهانم چه کنم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


کیست این طفل که در ساعت خواب
سر گذارد روی دوش مهتاب

از تبش سوخته حتی خورشید
از لبش باخته رنگ مهتاب

تشنه کامی که ز پیمانه ی عمر
خورده اندازه ی شش جرعه ی آب

حیف  از این برگ گل باغ بهشت
از عطش دید چه بسيار عذاب

قاتلش با چه حسابی میکرد
طفل را قدر علمدار حساب

با همان تیر که مرد افکن بود
تیر افکند به طفل بی تاب

گوسفندی بکُشند آب دهند
کشتن طفل ندارد آداب؟

او دوتا گشت سر دست پدر
گشت تا تیر سه شعبه پرتاب

سَرِ او رفت به نی با اولاد
تن او ماند کنار اصحاب

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
22:13
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#محاوره


دست و پا میزنه تقصیر نداره 
شیرخواره تحمل تیر نداره 
تقصیر منه که منت کشیدی
بمیرم که مادرش شیر نداره

اونیکه میره دلم براش میاد 
آبو خورده داره با باباش میاد
واسه اینکه زیر آفتاب نباشه 
بچه مو گرفته توو عباش میاد

تشنگی برده قرار و توونم 
سخته راه برم با قد کمونم
یکمی زمان بده منم بیام 
تا براش نماز میت بخونم

عرق پیشونیت از شرمه حسین
خون بچه مون هنوز گرمه حسین 
خاکو آروم رو تنش بریز آخه 
استخون شیش ماهم نرمه حسین

الهی براش بمیره مادرش
جای دستم خاک اومد زیر سرش 
نگا کن که روی صورتش هنوز 
مونده جای بوسه های خواهرش

خاک میگن سرده، نه خاک اصغرم
تشنه کشتنش، نمیشه باورم
روی میوهی دلم خاک نریزی 
خاکو باید بریزی روی سرم 

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
22:14
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


فکر کن تشنگی به دنیا نیست..
خیمه ی ما کنار دریا نیست

فکر کن در مدینه ایم اصلا..
خبر از آفتاب صحرا نیست

فکر کن شیر می‌خوری راحت..
مادرت شرمسار بابا نیست

فکر کن مشک ها پر از آب است
غصه ای در وجود سقا نیست

فکر کن حرمله نیامده است..
تیرها با کمانش اینجا نیست

فکر کن تختِ تحت خوابیدی
همه اش واقعی ست رویا نیست

آه دیگر بس است فکر و خیال
پسرم جا برای حاشا نیست

به خدا مادر تو صد دفعه..
رفت دنبال آب، اما نیست!

بین آغوش من بمان امن است
جای دیگر بغیر بلوا نیست

تو حواست فقط به بابات است
چاره ات خواب نیست لالا نیست

پسرم حرمله کمان دارد
تیرهایش یکی و دوتا نیست

تیر مردانه می‌زنند به تو
ذره ای رحم بین اینها نیست

تیر آمد..درست سمت سرت
سر روی پیکر تو حالا نیست

بین میدان و خیمه مانده حسین
راه دیگر برای آقا نیست

ختم تو پشت خیمه برپا شد!
عفو کن مجلس تو غوغا نیست

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein1
1 👍 1
22:15
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

امشب ستاره ها همه دور و بر تواند
خورشید و ماه گرم طواف سر تواند

این سنگ ها به جنگ نگاه تو آمدند
طفلان کاروان همه هم سنگر تواند

بر روی نی سران تمامیِ کشتگان
حیران تاب آوری حنجر تواند

نی ها که برده اند سرت را به روی دست
اینها مقصر بدن پر پر تواند

خون تو رفت تا نچکد پای نیزه ات
خونها به فکر خون دل مادر تواند

گاهی نگاه کن دلشان تنگ می شود
این ناله دارها همگی خواهر تواند

قربان غیرتِ علویه تو من شوم
حالِ خیام علت چشم تر تواند

رفتی به روی نی که بفهمند اکبری
اینجا بزرگها همگی اصغر تواند


#حامد_آقایی

@raziolhossein1
😭 1
22:16
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


حالا که دیگر هست راه آسمان بسته..
دشمن روی ما آب را با قصد جان بسته

زخم لبت وا شد..زبانت را نکش رویش
جان رباب آرام شو طفل زبان بسته!

میخواستم در مجلس دامادی ات باشم
مادر به تو صدجور امیدِ گران بسته

گریه کنی با تیر می‌گیرد تو را از من
چون حرمله امروز بر دوشش کمان بسته

ّذبح تو خیلی جایزه دارد دراین لشکر
او هم‌ برایش شرط با شمر و سنان بسته

من با صدای تیر فهمیدم تورا کشتند
چشمان من را اضطرابِ تیرشان بسته

حالا سه دندان داری اما حیف پنهان است
آنقدر محکم تیر خوردی شد دهان بسته

تیری که چشمان عمویت را زیارت کرد
حالا دخیلش را میان ابروان بسته

آواره شد از غربتت بابات ای مظلوم
راهش به میدان بسته، راهش بر زنان بسته

سخت است اما از روی نیزه نیوفت اصلا
دشمن تورا با روسری خواهران بسته

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
22:17
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


گریه بر جان دادنش افلاک کرد
خون زیر حنجرش را پاک کرد
کند با شمشیر قبر کوچکی..
از لحد کوچکترش را خاک کرد

تیر جا خوش کرده ای بر حنجر است
ذبح اکبر بود و  نامش اصغر است
تاج گل از قبر او شرمنده بود
قدش از یک شاخه گل کوچکتر است


آه از این سینه ی پر خون بکش
ناز از این غنچه ی گلگون بکش
مادرش از دیدنش جان می دهد
تیر را آهسته تر بیرون بکش ...

دفن شد آن دیده ی دریایی اش
خاک شد شرمنده ی زیبایی اش
وقت تلقین علی اصغر رسید
اسمع افهم شد دم لالایی اش ...

قبر شد کاشانه اش شرمنده ای
از غبار خانه اش شرمنده ای
جای طفلت داخل گهواره بود
از تکان شانه اش شرمنده ای

#ناصر_دودانگه


@raziolhossein
👍 1
ش
22:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_محرم


بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین

بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم

باز هم فصل بهارِ گریه و آهم رسید
شکر می گویم دوباره ماه دلخواهم رسید

السلام ای بهترین ماه ای محرم السلام
السلام ای بهترین ارباب عالم السلام

از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین
با تمام روسیاهی دعوتم کردی حسین

تو مسیحای منی و روضه ات دارالشفاست
گریه بر داغ تو بر هر درد بی درمان دواست

قطره ی اشکی سبب شد کور بینا بازگشت
با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت

هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین
بی نگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین

حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است
مثل او این حرف در طوفان فریاد من است

«هر که هستم هر چه هستم بر کسی مربوط نیست»
جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست

پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است
یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است

واجب عینی است گریه قابل تبدیل نیست
کعبه هم تعطیل باشد روضه ات تعطیل نیست

گر چه دور افتاده ایم از کربلا، هیئت که هست
دست ما کوتاه مانده از حرم، تربت که هست

چادر زهرای اطهر سایبان روضه هاست
بانوی پهلو شکسته میزبان روضه هاست

روضه ای را که به پا کرده در این دنیا خودش
اختیارش نیست دست هیچکس الا خودش

بی اراده غرق ناله بی امان بی اختیار
گریه باید کرد مثل مادران داغدار

گریه های مادرانه یادگار فاطمه است
روضه خواندن کار ماها نیست کار فاطمه است

سوختی درآتش صحرا بُنَیّ سوختم
رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم

کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل
پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 1
22:42
#ورود_به_محرم

به گوش می‌رسد از آسمان اذان حسین
زمین از آنِ حسین، آسمان از آنِ حسین

هزار سال گذشت و هنوز در گذر است...
کسی مرا برساند به کاروان حسین

عجیب نیست اگر بر کویر خشکِ یزید
ببارد ابر کرامت از آسمان حسین

مرا به دست کسی جز حسین نسپارید
قسم به جان عقیله، قسم به جان حسین

به ریگ‌های بیابان بگو قیام کنند
به احترامِ کفِ پای دختران حسین

حسن غریب‌ترین نام عالم هستی‌ست
و عاشقانه‌ترین نامِ عاشقانه: حسین

به کام ماست، اگرچه به نام او باشد
چه شعرها که نگفتیم از زبان حسین...

هزار سال گذشت و بلندتر از قبل
به گوش می‌رسد از نیزه‌ها اذان حسین

#مجتبی_حاذق

@Raziolhossein
1
22:50
#امام_حسین_مناجات
#شب_اول


بیا بیا دلمان را تکان بده شب اول
بیا و رزق فراوان مان بده شب اول

همیشه شرط وصال شما طهارت نفس است
برای توبه نمودن زمان بده شب اول

تو را به حرمت این روضه ها ضمانتمان کن
اگر چه اهل گناهیم امان بده شب اول

محرمی که نباشی به کار شیعه نیاید
به اهل ندبه خودت را نشان بده شب اول

برای این که مبادا به روضه کم بگذاریم
به جمع گریه کنانت توان بده شب اول

دو ماه مثل تو باید به گریه انس بگیریم
به ما دو چشمه ی اشک روان بده شب اول

دعای خیر تو بوده اگر اسیر حسین ایم
دوباره گریه کن روضه ی سفیر حسین ایم


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
22:54
#امام_حسین_مناجات
#ورود_به_محرم


به استعانتِ اشکِ عَلَی الدَّوامِ حسین
شروع می کنم این ماه را به نام حسین

دوباره چشمه ی خونی ز عرش جوشیده
تمام عالمِ امکان سیاه پوشیده

هزار شکر عجینیم با غم تو حسین
رسیده ایم به ماه محرم تو حسین

هزار شُکر که درگیر ماتمت شده ایم
دوباره مُحرِم ماهِ مُحَرَّمت شده ایم

قَبای بندگیِ خویش را کفن کردیم
لباس نوکری شاه را به تن کردیم

اجازه داده خدا تا ثواب کسب کنیم
سیاهه های عزا را دوباره نصب کنیم

میان سینه ی ما آهِ تازه..،دم شده است
بساط چایی و اسپند هم علم شده است

چقدر فرش حسینیّه جا به جا کردیم
چقدر پادویی روضه ی تو را کردیم

بقای نوکری از ربَّنای فاطمه است
به روضه آمدن ما دعای فاطمه است

در این حسینیه تحت لوای مولائیم
به زیر سایه‌ی چادر نماز زهرائیم

خوشا به حال دو چشمی که غرقِ دریا شد
کسی که گریه‌کُن‌ات شد..،عزیز زهرا شد

قسم به کوثر و زمزم،شفاست گریه ی تو
برای هرچه مریضی،دواست گریه ی تو

قسم به تذکره‌ی قدسی خدای جهان
"حسین"..،راه علاج است..،آی بیماران

اسیر معصیتِ ممتدم نکن ارباب
تو را به جان رقیه ردم نکن ارباب

مرا فقیر نگاهت بدانی ام خوب است
گدای شاه خراسان بخوانی ام خوب است

رکوع اشک شدم،گریه‌ی نماز شدم
به جان دختر تو کربلا‌نیاز شدم

چه می شود که به سمتت قدم قدم برسم
چه می شود که دم اربعین حرم برسم


چراغ سرخ دم قتلگاه روشن بود...
هزار نیزه‌ی خونین درون یک تن بود

نفس نفس زدن او به آه بند شده
صدای چکمه ی یک بددهن بلند شده

به خشکی لب آقا لگد نزن ای شمر
به پیش مادر او حرف بد نزن ای شمر

سنان کشانده عقب جمع نیزه‌داران را...
خدا بخیر کند حلق شاه عطشان را

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 4
6 July 2024
ش
03:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_محرم


با ذکر یاحسین دمادم گریستم
یک سال در فراقِ محرّم ‌گریستم

هنگام‌ آب خوردن و هنگام تشنگی
من هر زمان‌ که یاد تو کردم گریستم

با گریه بر تو، توبه آدم قبول شد
آری شبیه حضرت آدم گریستم

از داغ توست عالم و آدم به اشک‌ و آه
من‌ هم شبیه آدم و عالم گریستم

شکر خدا که چشم و سرم وقف روضه شد
هم بر سرم ‌زدم ز غمت، هم گریستم

هم در میان سینه زنی گریه‌ کردم و
هم بین روضه های تو نم نم گریستم

مُردم به پای خط به خط مقتلت حسین
از بس که با "لُهوف" و "مُقَرّم" گریستم

افتاد پادشاه دو عالم به قتلگاه
از داغ این مصیبت اعظم گریستم

تعداد زخم هات کجا؟! اشکِ من کجا؟!
شرمنده در مصیبت تو کم گریستم

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
04:02
#حضرت_مسلم_شهادت


كاش از آمدن كوفه حذر می كردی
از پی دفع خطر ترك سفر می كردی

زير شمشيرم و از پرده دل می گويم
كاش آهنگ سفر جای دگر مي كردی

چاك می كرد به تن پيرهن صبر ايوب
گر از اين شهر پر از فتنه گذر ميكردی

آب در دست من آغشته به خون می گردد
كاش می ديدی و احساس خطر می كردی

روز پيش نظرت تيره تر از شب می شد
گر بر احوال من خسته نظر می كردی

پاره پاره بدنم گر ز ستم می ديدی
جاري از ديده خود خون جگر مي كردی

قبل از آنی كه شود كشته جوانت اي كاش
ديده را محو تماشای پسر مي كردی

كاش از واقعه حرمله و تير و گلو
مادر غمزده اش را تو خبر مي كردی

ذكر روز و شب ((ژوليده)) بود بهر تو اين
كاش از آمدن كوفه حذر ميكردی

مرحوم #ژولیده_نیشابوری

@raziolhossein
👍 1
04:02
#حضرت_مسلم_شهادت


کی می شود سحر، شب تنهاییم حسین
کس نیست آگه از دل شیداییم حسین

‏پایم ز راه مانده و دستم به ریسمان
درکوچه­های کوفه تماشاییم حسین

‏من را نشان دهند به انگشت کوفیان
عشقت کشیده است به سوداییم حسین

‏از بسکه خون گریسته­ام از فراق تو
از دیده رفته قدرت بیناییم حسین

‏غم نیست گر بود به تن من هزار زخم
زخم زبان ربوده شکیباییم حسین

‏در زیر تیغ عشق چوگل خنده می­کنم
بالای دار گرم دل آراییم حسین

اینجا سخن ز نیزه و از جسم اکبر است
دلخون بیاد آن گل لیلاییم حسین

اینجا سخن زکودک و از گاهواره است
از دور من به نغمه لالاییم حسین

اینجا سخن ز سیلی و طفل سه ساله است
من هم بیاد صورت زهراییم حسین

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
04:14
#حضرت_مسلم_شهادت


ترسم این نیست سفیر تو سر دار رود!
ترسم این است رقیه سر بازار رود

کوهی از سنگ، سر بام ببینی چه کنم !؟
دخترت را ملأ عام ببینی چه کنم !؟

ترسم این است به دل کینه تلنبار کنند
خواهرت را دم دروازه گرفتار کنند

راضی‌ام از تن من جامه به غارت ببرند
راضی‌ام دختر من را به اسارت ببرند

راضی‌ام طعنه به من عالم و آدم بزند
راضی‌ام حرمله با تیر به چشمم بزند

در عوض، مجلس اغیار نیاید زینب
بین انظار به اجبار نیاید زینب

من خجالت زده‌ام بابت فردا، ای داد
جگرم سوخت! جگر گوشه‌ی زهرا ، ای داد

جگرم سوخت جگر گوشه‌ی زهرا! برگرد
بابت کشتن تو آمده فتوا، برگرد

چه بلاها که سر نامه‌برت آوردند !
یادم آمد چه به روز پدرت آوردند

من نوشتم که بیایی، همه تقصیر من است
تشنگی پسر فاطمه تقصیر من است

مادرت فاطمه گیرم که مرا هم بخشید
من خودم را سر آن نامه نخواهم بخشید
 
چه بگویم! که در این بُغض سخن می‌ماند
تن عریان تو بی غسل و کفن می‌ماند..

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
👍 4
04:29
#حضرت_مسلم_شهادت

به تماشای من خسته همه می مانند
نَفَس آخر من شد ، همگی می دانند

ای به قربان سرت ، از همه سرگشته ترم
در و دیوار به سرگشتگی ام حیرانند

سنگ دلها همه در دامنشان سنگ بود
میزبانان به خدا منتظر مهمانند

گر بیاری تو به همراه ، عزیزانت را
با عزیزان ، حرمت را ، همه می سوزانند

امشب ای کعبه ی من! سوی مدینه برگرد
برنگردی ته گودال ، برت گردانند

تا به حالا، سر بازار ، نرفته زینب
سر بازار ، همه خارجی اش می خوانند


با رقیه تو میا ، جانِ رقیه برگرد
همه آماده ی سیلی زدن طفلانند

ترسم آن است ز سیلی ، سر او برگردد
او اگر تار ببیند ، همه در می مانند

حرمله خنده کنان تیر سه شعبه برداشت
همگی منتظر کودک نیمه جانند

ترسم آن است که شش ماهه ، دو شش ماهه شود
به جدا کردنش از هم ، همه هم پیمانند

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
👍 4 2
ش
15:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


هر روز ، سر بر زانوی غم گریه کردم
بر اشرف اولاد آدم گریه کرم

در خانه ها منبر به منبر روضه خواندم
در کوچه ها پرچم به پرچم گریه  کردم

من سال‌های سال قبل از خنجر شمر
بر ضرب تیغ ابن ملجم گریه کردم

کوه گناهی را خدا می‌بخشد از مهر
وقتی به قدر بال شبنم گریه کردم

چه عالمی دارم در این روضه در این اشک
در عالمی فوق دو عالم گریه کردم

تا نوحه خوان دم داد ای اهل حرم را
با مشک پاره پاره آن دم گریه کردم

برآن هزار و نهصد و پنجاه زخمش
دیدم فقط اشک است مرهم گریه کردم

بر عضو عضو پیکر از هم جدایش
واژه به واژه در محرم گریه کردم

قدر نگینی جای سالم در تنش نیست
بر غارت انگشت و خاتم گریه کردم

مقتل نوشت از تشنه کامی تار میدید
با چشم کوثر چشم زمزم گریه کردم

هی با لهوف اش روضه خواندم روضه خواندم
هی با مقرم گریه کردم گریه کردم

فردا که میفهمم بهای اشک من چیست
افسوس خواهم خورد که کم گریه کردم


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 7 1
15:31
#امام_زمان_محرم
#امام_زمان_مناجات


عطر تو زینت فزای روضه ها مهدی بیا
هجر تو از پا می اندازد مرا مهدی بیا

مهربان تر از پدر مادر به فرزندان تویی
 العجل ای بهترین بابای ما مهدی بیا

ندبه باید کرد از درد فراق روی تو
اَبکیَنَّکَ صَباحاً و مَسا مهدی بیا

به تقاص خون جدت یا لثارات الحسین!
 زودتر با ذوالفقار مرتضی مهدی بیا

ای فدای قد و بالای پیمبرگونه ات
وارث حلم تمام انبیا مهدی بیا

مادرت زهرای مرضیه صدایت می زند
روز و شب مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا

جان به لب آمد ولی نامت نیفتاد از لبم
عمر من طی شد فقط با ذکر یا مهدی بیا

صبح عاشورا نشد پس وعده ی ما اربعین
در مسیر از نجف تا کربلا مهدی بیا

شیرخواری با گلوی خشک و با چشمان تر
از دل گهواره می خواند تو را مهدی بیا

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 5 2 😭 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
7 July 2024
ش
00:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
613×847, 130.4 KB
#ورود_به_محرم
#رباعی

با اشک غمت خون دل آمیخته شد
بر فرق فلک خاک عزا ریخته شد

این صیحه‌ی فاطمه است یعنی از عرش
پیراهن خونین تو آویخته شد

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
ش
00:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا

در بیابانی از عطش لبریز
کاروانی غریب می آید
از لب هر کجاوه ای با آه
ناله ی یا مجیب می آید

کاروانی ز مکه برگشته
آمده تا که حج تمام کند
کعبه دنبال قافله آید
تا به این قبله استلام کند

پای خورشید خسته تاول زد
بسکه دنبال نور قافله بود
آسمان با تمام وسعت خویش
خاک پای عبور قافله بود

کربلا در دلش چه غوغایی ست
که بهارش ز راه می آید
برسانید بی پناهان را
که جهانْ تکیه گاه می آید

بر تن ناقه ها حریر بهشت
گرمی آفتاب بی تآثیر
مشک ها سلسبیل می بردند
بادها بود تحت امر امیر

دور ماه قبیله وقت نزول
آسمانی پر از محارم بود
لشکری تا فدای او بشود
فقط از او اشاره لازم بود

چه صفی بسته اند زانوها
تا رکاب پرِ عقیله شوند
هیجده تا ستاره آمده اند
سایه سار سرِ عقیله شوند

آفتاب آمده به پابوسِ
ماه در پرده ی حیای حسین
اولین بار می رسد امروز
پای زینب به کربلای حسین

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا

چه بلایی قراره سرم بیاد؟
نمیخوام اشک برادرم بیاد!
چرا باید وسط خیمه زدن
صدای ناله مادرم بیاد؟

نگا کن بچه ها ترسیدن حسین
همشون تو شک و تردیدن حسین
اینا از برگ گلم لطیف ترن
تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین

هنوزم دیر نشده بیا بریم
هر جایی به غیر کربلا بریم
با تو از اینجا بریم درست تره؟
یا با نامحرما از اینجا بریم

خودتم میدونی پا به پات میام
مثه سایه دنبال عبات میام
مگه زینب میتونه رهات کنه؟
قتلگاهم که بری باهات میام

حاضرم سرم بره سر تو نه
پیکرم کبود شه پیکر تو نه
مگه ترسی دارم از تازیونه
بزنن ولی برابر تو نه

خاک اینجا بوی خون میده حسین
آخر کارو نشون میده حسین
نمیخوام تو باشی اون کشته ای که
زیر سم اسبا جون میده حسین

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
01:05
#ورود_به_کربلا


این جاکجاست ای گل زهرا به مابگو
گـرکـربـلاست، بامن غم مبتلابگو

سـرتاسـروجـودمرا غم گرفته است
ازاین زمیـن محنت ودردو بـلابگو

داری دعـا بـه زیـرلب وآه می کشی
زیـن آه سینـه سـوز برایم بیابگو

درگوش ذوالجناح چه گفتی که شدملول
من که غریبـه نیستم ای آشنا بگو

این جا اگرکه وعـده گه توست باخدا
بامـن زوصل دوست برای خدابگو

با آن که گفته اند برایم زماجرا
من صبرمی کنم توازاین ماجرابگو

صف بستـه انـد دربرمـا نیـزه دارها
یحیـای اهل بیت ازاین نیـزه هابگو

یک باغ لاله این همه گلچین دگـرچـرا
ای باغبـان برای من ازلالـه هابگو

کردی اشاره ای به من ازقتلگاه خویش
دیگرنگفتـه بودمت ازایـن منابگو

تنهاامیـدو دلخوشیم درجهـان تویی
بی توچگـونـه زنـده بمانم بیابگو

بااشک وآه ونـاله «وفایی» تمام عمر
از زینب وحسیـن وغـم کـربـلابگو

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
01:06
#ورود_به_کربلا


کاروان ستارگان سحر
کاروانی ز روز روشن تر

به زلالی آب و آیینه
به لطیفی برگ نیلوفر

صاحبان جلالت توحید
وارثان لطافت کوثر

اهل تسلیم و اهل اعطینا
تا فصل لربک وانحر

یک به یک این تبار معروفند
به نبردی همیشه با منکر

حیدرانی که میرسند از راه
در پی فتح صد جهان خیبر

پسران قبیله‌ی‌ کوهند
دختران عشیره‌ی گوهر

مردهاشان مقلدان علی
بانوان پای منبر مادر

در عبورند با طمأنینه
چون نسیم از کویر پهناور

آری آزادگان سبک‌بالند
نیست باری به دوششان جز سر

عاشقانند و می‌شوند مدام
همگی‌شان فدای یکدیگر

گوییا می‌روند سوی منا
گوییا آمدند از مشعر

روشنایی راه از ازلند
تا رسیدن به عرصه‌ی محشر

حوریان حوالی زهرا
شیرهایی ز تیره‌ی حیدر

همه‌ی پیرهایشان عاشق
همه‌ی کودکان جگرآور

مرگ بازیچه‌‌است در نظر
کودکانی چنان علی اصغر

مرحبا از اذان بلند شود
گر موذن شود علی اکبر

آخر کاروانشان ساقی
اول کاروانشان ساغر

مثل پروانه‌اند گرد حسین
همه جمعند حول این محور

دختر مرتضی‌ست بر ناقه
در حجابی ز نور چون معجر

در زمان نزول اجلالش
پای عباس پله‌ی آخر

حق نگهدار این همه دلدار
حق نگهدار این همه دلبر

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی


@raziolhossein
1 👍 1
01:08
#ورود_به_کربلا


ای از خدايت بهترين تمثال ! برگرد
چشمم شده از اشك ، مالامال برگرد

ای كعبه ی زينب ! به دورت در طوافم
بشنو ز من ، ای كعبه ی آمال ! برگرد

بعد از تو ماندن ، مرگِ تدريجی است ، امّا
با تو گذشته روز و ماه و سال برگرد

ای ميهمان كربلا ! من با تو گويم :
يك تن نمی آيد به استقبال برگرد

برگرد تا سيلی نخورده دخترِ تو
جانِ همان طفلِ پريشان حال برگرد

خَم می شود از داغِ اكبر ، پيکرِ تو
تا اين الف را كس نکرده دال برگرد

ای كاش برگرديم ما ، سوی مدينه
تا كس نکرده پيکرت پامال برگرد

برگرد تا من سُمّ مركب را نبينم
تا برنگشتی در تَه گودال برگرد

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
01:11
#ورود_به_کربلا


...این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

#علی_انسانی


@raziolhossein
👍 1
01:14
#ورود_به_کربلا
#ورود_به_محرم


چشمه‌چشمه می‌جوشد خون اطهرت این‌جا
کور می‌کند شب را، برق خنجرت این‌جا

چشمه‌چشمه می‌جوشد، از دل زمین هر شب
خون اصغرت آن‌جا، خون اکبرت این‌جا

می‏‌رسد به گوشم گرم، بانگ خطبه‏‌ای پُرشور
خطبه‌ای که بعد از تو، خواند خواهرت این‌جا

از فرات می‏‌جوشد موج و می‌زند بوسه
بر کرانۀ خشکِ حلق و حنجرت این‌جا

این فرشتۀ وحی است، وحیِ تازه آیا چیست؟!
روی نیزه می‌خواند، آیه‌ای سرت این‌جا

کیست این‌که ناآرام، در خرابه می‌گرید؟
موج می‌زند در خون، چشم دخترت این‌جا

کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب می‏‌شود از نو، سهم مادرت این‌جا

حجِّ ناتمام تو، راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری‌ست، حجّ آخرت این‌جا

این ضریح شش‌گوشه، حجّ پاک‌بازان است
آب می‏‌شوم از شرم، در برابرت این‌جا

#مرتضی_امیری_اسفندقه


@raziolhossein
👍 3
ش
05:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#محرم
#پیراهن_مشکی

دار و ندار ماست این پیراهن مشکی
ارثیه ی زهراست این پیراهن مشکی

روزی که هر کس می رود دنبال کار خود
دنبال کار ماست این پیراهن مشکی

تنها دلیل عزت دیروز و امروز و
دلگرمی فرداست این پیراهن مشکی

بی دست و پا هستم ولیکن دستگیر من
در محشر کبراست این پیراهن مشکی

من قبله ام کعبه است که تنها لباس آن
از بعد عاشوراست این پیراهن مشکی

این شصت  روز و شب نشان کربلایی ها
در کل این دنیاست این پیراهن مشکی

خرج عزای هر کس و ناکس نگردانش
مخصوص این آقاست این پیراهن مشکی

چون چادر زهرا و زینب تا ابد در جنگ
با دشمن مولاست این پیراهن مشکی

هم کوهی از دلدادگی را می زند فریاد
هم جامه ی تقواست این پیراهن مشکی

از جنس آن پیراهن کهنه است ای مردم
ارثیه زهراست این پیراهن مشکی

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
1 👍 1
05:26
#امام_حسین_مناجات


خدا نگیرد از من این دو چشمه‌ی حیات را
که گریه‌ام گرفت راهِ کشتی نجات را
نوشتم از حسین، کاغذ و قلم به سر زدند
و اشکِ روضه سرخ کرد کاسه‌ی دوات را
دو قطره تشنگی به کامِ روضه‌خوانی‌ام چکاند
برای سوزِ شعر، دیده‌ام دَمِ فرات را
قضای واجباتِ سال و ماهِ‌مان محرّم است
محرّمی که کُشته لشکرِ محرّمات را
پیاده می‌روم به کربلا و بعد از آن مسیر
به شوقِ دیدنِ تو می‌دوم پلِ صراط را

صراطِ مستقیم چیست، غیر راه کربلا؟
پناه بردم از خودم به سرپناه کربلا

پناه می‌برد به کامِ تشنه‌ی تو آب هم
به دستِ ساقی تو دجله می‌شود سراب هم
فقط در این حریم قطره می‌کُشد جَحیم را
بهشتِ اشک می‌رسد به آیه‌ی عذاب هم
هر آن زمان که سمتِ نور رفته‌ایم، دیده‌ایم
پناه برده پشتِ گنبدِ تو آفتاب هم
به خاکِ سجده‌دارت از شهادتِ تو خاک‌ها
به سجده می‌روند، تربتِ ابوتراب هم
به زیر قُبّه دیده‌ایم پابه‌پای دستِ ما
دخیل می‌زند گره دعای مستجاب هم

قنوتِ مستجاب، دست‌ِ خورده بر ضریح توست
درست گفته هر که گفته عرش در ضریح توست

از آن زمان که هیچ کس نبود، جز خدا فقط
خدای اشک‌، خوانده است روضه‌ی تو را فقط
برای هر کسی که مشتِ چشم، وا نمی‌شود
همیشه مشکِ اشکِ ماست، نذر روضه‌ها فقط
به شوق عطرِ سیب، جانماز باز می‌کنم
نمازخوان شدم به عشقِ مُهرِ کربلا فقط
شهادتینْ چیست غیرِ دعوت از قدوم تو
در آن سکوت می‌زنم حسین را صدا فقط
اگر عتاب می‌کنی اگر عذاب می‌کنی
بیا به میهمانی مزارمان، بیا فقط!

سیاهی مزارمان سیاهی محرم است
بیا که دیدنت شروعِ روضه‌ی مجسّم است

چه روضه‌ای‌؟، همان که ریخت اشکِ حنجر تو را
به حجّ خون طواف کرد خنجری سرِ تو را
همان غمی که بازگشتِ ماتمِ مدینه بود
که زخمِ سینه‌ات دوباره کُشت مادر تو را
همان دَمی که تلّ زینبیّه قتلِ‌آه شد
نگاه کرد خواهر احتضارِ مُضطر تو را
چه روضه‌ای؟، همان که تازیانه‌های تسلیت
سیاه کرد دَم‌به‌دَم لباسِ خواهر تو را
چه روضه‌ای؟، فرات هم نشسته زار می‌زند
که داغِ رو زدن به آب، کُشت اصغرِ تو را

گِل‌آبِ در عزای خود نشسته را زلال کن
ببخش روضه‌ی عطش، فرات را حلال کن!

چقدر روضه ریخته‌ست بر زمین کربلا
نگاهِ ماست گریه‌گریه هم‌نشین کربلا
چنان زمین به خون نشست در طلوعِ سرخِ تو
شد آسمانِ در غروب، شرمگین کربلا
چنان برای پیرهن ربودن از تو گریه کرد
هنوز اشک می‌چکد از آستین کربلا
هنوز راه هجرت تو را ادامه می‌دهد
هنوز -مادرت، مسافرِ مدینه‌کربلا-
هنوز ردّ پای خواهرت مرور می‌شود
که می‌رسیم از نجف به اربعین کربلا

چنان‌که از نگاه ما به تو سلام می‌رسد
به پرچمت قسم زمانِ انتقام می‌رسد


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 3
05:29
#ورود_به_کربلا


رسید قافله در کربلا و ثارالله
به ماه طایفه‌اش رو نمود: بسم الله

بزن به خاک علَم را که کربلا اینجاست
بگو به خواهرمان که قرار ما اینجاست

نگاه کن به حرم...با تو عالمی دارند
تو پیششان که بمانی، مگر غمی دارند؟

رقیه پیش تو دلخوش‌ترینِ دوران است
به روی دوش تو بر مَسند سلیمان است

علَم به دست تو تا هست، ساقی لشکر
سکینه را چه خیالی زِ غارت معجر؟

رُباب خیره به دریا و حال شیدایی
تمام دشت شده مات صوت لالایی

بِنَفسی‌اَنت عزیزم..تو تکیه‌گاه منی
به روزِ بی کسی‌ام  ملجاء و پناه منی

ته مسیر همینجا و این بیابان است
و ظهر روز دهم روز عید قربان است

علیِ اکبر من روی خاک می‌اُفتد
به برگ‌های تنش جای چاک می‌اُفتد

امانت حسنم می‌شود چو گُل پرپر
دوباره زنده شود روضه‌ی در و مادر

گلوی طفل مرا، تیر می‌شود همدم
چگونه بعدِ علی تا به خیمه برگردم؟

کنار علقمه خون می‌شود به پا عباس
و دست‌های تو از تَن شود جدا عباس

تو بر زمین که فتادی، حرم به هم ریزد
کنار پیکر تو مادرم به هم ریزد

به حال و روز من و تو بلند می‌خندند
به روی تک تک اعضات شرط می‌بندند

تو نیستی که ببینی چقدر بدحالم
تو نیستی که ببینی اسیر گودالم

برای ذبح سرم استخاره می‌گیرند
و جان محتضرم، چند باره می‌گیرند

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
2 👍 1
05:34
#ورود_به_کربلا

کوفیان! راه نبندید عذابش نکنید
پسر فاطمه را تند خطابش نکنید

مثل او هیچ کسی سر به بیابان نگذاشت
طرد کردید بیایید عتابش نکنید

وسط کرب و بلا خیمه زد از ناچاری
به زور نیزه و شمشیر مجابش نکنید

تیشه بر ریشه ی این شهر زند نفرینش
کوفه را این همه خوش رنگ و لعابش نکنید

طلب آب اگر کرد برایش ببرید
و خجالت زده از روی ربابش نکنید

به علی اصغر او هم که شده رحم کنید
عاطفه داشته باشید جوابش نکنید

او عزیز است نباید تنش عریان گردد
دیگر از زمره ی کفار حسابش نکنید

سرِ بر روی نی اش هم به حیا ماخوذ است
وارد مجلس ننگین شرابش نکنید

نکند زینب کبری به اسیری برود
کوفه تا شام گرفتار طنابش نکنید

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1
05:41
#ورود_به_کربلا


خیر را من باب نابودی شر آورده ام
خاندانم را به امداد بشر آورده ام

با بروز آشکار وجه ثاراللهی ام
کربلا را از دل تاریخ در آورده ام

داغ، هرچه دارد این صحرا خریدارم به دل
دل که جای خود برای دوست سر آورده ام

طفل بودم با دعایم کوفه باران میگرفت
من چه حاجاتی که در این شهر برآورده ام

نامه هایی که فرستادند همراه من است
کودکان را از جفاشان بی خبر، آورده ام

چه نیازی هست به خورشید و ماه کربلا
کاروانی با خود از شمس و قمر آورده ام

هم برای خاکهای داغ این صحرا بدن
هم برای آن تنور داغ سر آورده ام

بعد عباسم بنا دارم علمداری کند
خواهرم را بیشتر از این نظر آورده ام

اکبرم را، اکبرم را، اکبرم را، اکبرم
آن که از جان خواهم او را بیشتر آورده ام

کاش شرمنده نگردم آخرش پیش رباب
اولین بار است اصغر را سفر آورده ام

اشک، بیش از خون، ز دین حق حفاظت میکند
دختران را از پسرها بیشتر آورده ام

تا نبیند صورت حوریه ها را آفتاب
از ملائک سایه ای از بال و پر آورده ام

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
05:47
#ورود_به_کربلا
#دوبیتی

دراین جا کرده ای منزل برادر
نشاندی برزمین محمل برادر

دلم دراین بیابان غرق غم شد
چه آهی می کشی از دل برادر



درون سینه ام توفان به پا شد
دل غم دیده ام ماتم‌ سرا شد

شنیدم منزل آخر رسیدم
میان کربلا دل پربلاشد

#سیدهاشم_وفایی
@raziolhossein
2
ش
08:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا


زینب رسید کرببلا اقتدار داشت ...
او نیز  با خدای حسینش قرار داست
آیینه بود و دور خود آیینه دار داشت
زانوی اکبراست گواهم ، وقار داشت


آمد حسین فاطمه را ماندگار کرد
آن شب خدا به خلقت او افتخار کرد


راه وصال را به خداوند ساده کرد
از جلوه های فاطمی اش استفاده کرد
بر یاری امام غریبش اراده کرد ...
از ناقه ها سه ساله ی خود را پیاده کرد


نام خیام محترمش را حرم گذاشت
بر چشم خاک زینب کبری قدم گذاشت


بر روی عرش سایه ی او‌مستدام بود
او را قمر ترین دو عالم غلام بود
پرده نشین خیمه به دور از عوام بود
حتی ملک ندیده که زینب کدام بود

مانند مادرش که ز کوران حجاب داشت
در پرده بود محمل او هم نقاب داشت


در خیمه نه ، که در دل ارباب جا گرفت
از خاک پای دوست شدن شد بها گرفت
جای همه ز میکده جام بلا گرفت
تنها نبود ، دور و برش را خدا گرفت

از بس اصیل بود چو ایل و تبار خویش
چون او کسی نرفت به قربان یار خویش


از بین روضه های مجسم عبور کرد
تا خاطرات غربت خود را مرور کرد
دلشوره را گرفت و ازآن خیمه دور کرد
گویا دوباره حضرت زهرا ظهور کرد

مادر که هست قافله ای هست پایدار
تاریخ ، زن ندیده به خود با چنین وقار


آه از دمی که سوخت پناه پیمبران
آن خیمه ای که سوخت دل مادری در آن
فرمود:  گوشواره درآرند گوهران
پای برهنه ، خار مغیلان و دختران

آتش به جان ما زد علیکن بالفرار
آه از دمی که پرده نشین شد شترسوار


بند دل امام زمانش گسسته بود
او دست بسته نیست ولی دست بسته بود
حتما دلیل داشت نمازش نشسته بود
با شمر همسفرشدن او‌را شکسته بود

با یک لباس کهنه که شد پاره پاره رفت
با گوشواره آمد و بی گوشواره رفت


می رفت سوی شام به همراهی سران
گرما زده ،شکسته شکسته نفس زنان
دورش کسی نبود به جز خولی وسنان
از صبح تا غروب معطل شد عمه جان

قلبش شکست از غم زخم زبان شهر ...
زینب کجا و مجلس نامحرمان شهر

#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
👍 5
ش
11:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
#ورود_به_محرم
#رباعی

آورده به عرش روضه خوانش را حق
انداخته است سایبانش را حق

پیراهن پاره پاره آویزان شد
پرچم زده است آسمانش را حق


#حامد_آقایی

@raziolhossein
11:14
#حضرت_زینب_مدح
#ورود_به_کربلا


بعد بسم‌اللهِ ما هست تعالی زینب
آیت‌اللهِ علی  آیتِ عُظمی زینب

هاجر و آسیه نه  مریم و حوا هرگز
بنویسید فقط حضرت زهرا زینب

خرج یک صفحه از اوصافِ بلندش شده است
که فقط نقش کند جوهرِ دریا زینب

زینتی داشت اگر ، نام علی نامش بود
خوب گفتند که ای اُم‌ِابیها زینب

هرچه گفتیم از او در خورِ شأنش ، هیهات
هرچه خواندیم خدا گفت که حاشا زینب

کربلا کرب و بلا نیست فقط بی زینب
کربلا کرب و بلا هست فقط با زینب

ذوالفقار علوی پیش دَمَش کم آورد
آنکه زد ریشه‌ی هر کاخ ستم را زینب

مرتضی گفت: تویی فاطمه  یا اینکه منی
نفست گرم به هر خطبه‌ی غرا زینب

کس ندیده‌است تو را  خاصیتِ نورِ شماست
هست هر جلوه‌ی حق دیدنی  الّا زینب

نور که سایه ندارد که به آن دیده شود
چشم محجوب کجا  نورِ معلا زینب

ظلمتی هم اگر آمد که شما جلوه کنید
که ببینند چه کرده است به دنیا زینب

قدم اول خود را سرِ دنیا زدی و...
...قدم بعد روی زانوی سقا زینب

نسل در نسل همه  نسل حسینیم اگر
هفت پُشتم همه گفتند فقط یا زینب

سینه‌ی ماست حسینیه‌ی غمهای دلش
نفسِ ما جگرِ ما تپشِ ما زینب

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
11:15
#ورود_به_کربلا


آخرش چشم تر تو خواهرت را میکشد
غربت نا باور تو خواهرت را میکشد

آن سیاهی مقابل ازدحام دشمن است
خلوت دور و بر تو خواهرت را میکشد

هم جوان،هم نوجوان،هم کودک‌ و هم پیرمرد
سن و سال لشکر تو خواهرت را میکشد

من خودم غمگینم و لبریزم از دلشوره‌ها
اضطراب دختر تو خواهرت را میکشد

چشم‌های اشکبارم خیره مانده بر رباب
تشنگی ِ اصغر تو خواهرت را میکشد

شد رکابم پای او هنگام پایین آمدن
غیرت آب آور تو خواهرت را میکشد

کرد اسفندی برایم دود و دستم را گرفت
"عمه جانِ" اکبر تو خواهرت را میکشد

باورش سخت‌است پایان قرار ما دوتاست
روزهای آخر تو خواهرت را میکشد

بیگمان این خاک تعبیر همان خواب منست
بر فراز نی سر تو خواهرت را میکشد

با سلاح تیزشان سهمی به جسمت میرسد
پاره های پیکر تو خواهرت را میکشد

روزگاری بوسه‌اش میزد پیمبر - وای من
سرنوشت حنجر تو خواهرت را میکشد

واقعا سختست فکرش را نمیخواهم کنم
ناله های مادر تو خواهرت را میکشد

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
👍 4
ش
13:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 07.07.2024 13:46:51
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
👍 1
ش
20:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ورود_به_کربلا_دودمه


شاه گفتا آمدم گویم که حق تنها علی‌است
کربلا حق با علی است
بین باطل فاصله تا حق فقط یک یا علی است
کربلا حق با علی است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
20:30
#ورود_به_کربلا


جانِ زینب ، به لبم آمده جانم چه‌کنم
نگرانم  نگرانم  نگرانم  چه‌کنم

خاک این دشت چرا قوَّت پایم را بُرد
قدمی تا که زدم رفت توانم چه‌کنم

تاکه دلشوره نکشته است مرا دستم گیر
بازگردان و به محمل بنشانم چه‌کنم

دور تا دور فقط خنجر و تیغ و تیر است
بند آورده تماشاش زبانم چه‌کنم

نگران توام و ضجه‌زدن‌های رُباب
فکر این حنجر و آن تیر و کمانم چه‌کنم

نگران تو و زانو زدنت پیش علی
وای دلواپس آن نیزه‌زنانم چه‌کنم

دست من نیست اگر هِی به زمین می‌اُفتم
فکرِ این خیمه و زنهای جوانم چه‌کنم

آی برگرد مدینه که نگویم در راه
بعد تو همسفرِ شمر و سنانم چه‌کنم

آه برگرد که در شام نگویم به سرت
بینِ یک شهر پُر از زخم زبانم چه‌کنم

مادرم گفته به حلقت دو سه تا بوسه زنم
جان زهرا نتوانم نتوانم چه‌کنم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 3 1
8 July 2024
ش
10:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


روضه‌ات را قصه‌ می‌گفتم برای دخترم
گریه کردم تا سحر با های‌های دخترم

گفتم از آب و غذا افتادی از روز دَهم
آنقدر کِز کرد، کم شد اشتهای دخترم

نیمه‌شب‌ها می‌پَرم از خواب تا ویرانه‌ات
با صدای گریه‌های بی‌صدای دخترم

با عروسک‌های زیرِ خیمه‌ی چادرسیاه
اشک می‌ریزیم پای روضه‌های دخترم

آستین را برد بالا گفت بابا گوش کن!
نوحه می‌خواند النگوی طلای دخترم

تا زمین می‌خورد می‌دیدم شبیه قصّه‌ات
اشک را در خنده‌های زخمِ پای دخترم

هیچ دختربچه‌ای را زود بی‌بابا نکن
گریه کردم بارها با این دعای دخترم

اشک‌هایش ریخت روی گنبدِ نقاشی‌اش
یک حرم زائر شدم در کربلای دخترم

روضه‌ات جاری‌ست در دنیای دختردارها
با تو حتما دوستم دارد خدای دخترم


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 2 1
11:01
#حضرت_رقیه_شهادت


رسید روضه ی سوم..رقیه جا مانده
صدا رسیده ببین زجر!او کجا مانده؟
خدا بخیر کند…زیر دست و پا مانده
هنوز قسمت غمگین ماجرا مانده…

ز روی ناقه فتاده ز درد لرزیده
گرسنه بوده و بر خاک سرد خوابیده

به روی دامن زهرا،سرِ پر از دردش
به سنگ و خار مغیلان تنِ ورم کردش
خدا عذاب کند زجر و نسل نامردش
لگد به پهلوی او زد…به زور آوردش

رقیه را پی مرکب دوان دوان آورد
به صورتش زد و اورا کشان کشان آورد

کلافه گشته ز درد و ز سوز آبله ها
ز جای کعب نی و زخم و ردّ سلسله ها
دلش گرفته از این انتظار و فاصله ها
از این که مسخره اش می کنند حرمله ها

چقدر بغض فرو خورده در گلو دارد
نگاه خویش فقط بر سر عمو دارد

مخدرات خدا را چکار با اغیار؟
معطلی و نگاه حرام در انظار
کجای قصه این شعر می شود دشوار؟
کنار شمر و سنان می روند در بازار

سر بریده ی ارباب ما پریشان است
برای غربت ناموس خویش گریان است

برای اینکه دوباره به او غضب نکند
و روزگار حرم را به رنگ شب نکند
به ضرب کعب نی و تازیانه تب نکند
خدا کند که ز شمر آب را طلب نکند

برای زخمِ دگر جا نمانده بر بدنش
چکیده خون و سر و صورتش به پیرهنش

به گریه با همه ی شهر شام جنگیده
به روی خاک نمور خرابه خوابیده
تمام راه کتک خورده یا که غم دیده
هزار مرتبه مرده ز بس که ترسیده

برای غصه ی او داد از جگر بزنید
گهی به صورت و گاهی به روی سر بزنید

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
👍 3
ش
11:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

چنان شمعم که امشب کُنج این ویرانه می‌گِریَم
هنوز از غُصه‌ی بزمِ مِی و پیمانه می‌گِریَم

دل اهل حرم می‌سوزد از اشک شرربارم
پدر جان! در فراقت آنقَدَر طفلانه می‌گِریَم...

عجب آرامشی در خانه‌ی ما بود، یادت هست؟
چنان طفلی که گُم کرده‌ست راهِ خانه، می‌گِریَم

به روی شانه‌ات سر می‌نهادم وقت خوابیدن
ولی امشب ببین از دردهای شانه می‌گِریَم

دلم تنگ تبسّم‌های شیرینت شده بابا
تبسّم کن برایم، دیگر ای بابا نمی‌گِریَم...

#علی_مقدم

@raziolhossein
11:34
#حضرت_رقیه_شهادت


گریه کن گریه، که احیای همه احکام است
التیام جگر سوخته‌ی اسلام است

گریه کن، سینه بزن، آه بکش، مرگ بخواه
نوکر از روضه اگر جان ندهد ناکام است

لب دل‌سوخته‌ها را همه شب دوخته‌اند
گریه کن، گریه زبان همه‌ی ایتام است

آن قتیل العبراتی که به ما گفت حسین
گریه‌ی زینب، در حال عبور از شام است

ای که باران به دعای تو می‌آمد...حالا
سنگ می‌بارد و هر سنگدلی بر بام است

نیستی تا که ببینی دم دروازه‌ی شام
دل بی تاب ربابِ تو چه ناآرام است

چوب می‌زد به دهانت پسر مرجانه
چوب در دستی و در دست دگر یک جام است

دختری داشتی ای شاه و کنیزش خواندند
چه بگویم...همه‌ی روضه همان الشام است

#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
3
11:36
#امام_حسین_مناجات
#محرم

گفتیم وقت شادی و وقت عزا، حسین
تنها دلیل گریه و لبخند ما حسین...

در وقت مرگ، چهرۀ ما دیدنی‌تر است
از اشک‌هایِ شوق ملاقات با حسین

هنگام غسل دادن ما، روضه‌خوان بگو:
عالم فدای بی‌کفن کربلا حسین

با گریه بر غریبی او خاکمان کنید
بر ریگ‌های داغ، تنش شد رها حسین

وقتی به سمت قبر سرازیر می‌شویم
مشکل‌گشای ماست در آن تنگنا حسین

نوکر به اسم و رسم خودش بی‌علاقه است
بر سنگ قبر ما بنویسید: «یا حسین»

در گیر و دار محشر و هول و هراس آن
فریاد استغاثۀ ما یک‌صدا: حسین...

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
11:40
#امام_حسین_مناجات

حیات آب بقا جز غم تو نیست، حسین
نمیرد آن‌که دلش با غم تو زیست، حسین

صفای عمر ابد یافت هر که در غم تو
به قدر یک مژه بر هم زدن گریست، حسین

به روز حشر که محشر کند شفاعت تو
کسی که سایه‌نشین تو نیست، کیست؟ حسین

جهنم است بهشتی که خالی از تو بُوَد
بهشت بی گل رویت بهشت نیست، حسین

تویی که آیت حُرّیت از رخت پیداست
خوشا کسی که چو حر بر تو بنگریست، حسین

گدای راه تو هر کس که گشت آقا شد
که گرد خاک رهت تاج سروری‌ست، حسین

نشسته بر سر راه تو «رستگار» مدام
به دستگیری او لحظه‌ای بایست، حسین

#سیدمحمد_رستگار

@raziolhossein
👍 1
11:42
#امام_حسین_شهادت

یابن الشبیب ، کاسه ی خون گر دو دیده شد
یعنی هلال ماه محرم دمیده شد

یابن الشبیب ، گریه فقط بر حسین کن
حتی اگر قدت ز مصیبت خمیده شد

یابن الشبیب ، گریه بر او کن که در برش
یک دشت لاله اش همه با خنده چیده شد

یابن الشبیب ، خون ز دو چشمت رود رواست
بر لحظه ای که پیکر اکبر دریده شد

یابن الشبیب ، ذکر حرم شد عمو عمو
وقتی که رنگ چهره ی جدم پریده شد

یابن الشبیب ، عمه ی ما هم ز هوش رفت
وقتی صدای خنده و خنجر شنیده شد

یابن الشبیب ، گریه امانم نمیدهد
تا گویمت چسان سر جدم بریده شد

یابن الشبیب ، بر اثر نعل اسبها
جسمی که سر نداشت به هر سو کشیده شد

یابن الشبیب ، سینه که شد خوب نرم نرم
گهواره شد که اصغرمان آرمیده شد

یابن الشبیب ، تا به ابد یا بُنه ایه ای
ذکر عزای آن تن در خون طپیده شد

#حیدر_توکلی


@raziolhossein
👍 2
9 July 2024
ش
07:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#زهیر_بن_قین
#اصحاب

پیک نورآمده از راه که حاشا نکنی
نکند امرگل فاطمه اجرا نکنی

دعوتت کرده پی یاری دین خون خدا
زود برخیز دگر شاید و اما نکنی

باید آماده شوی بهرسفر،دریادل
قطره ای ، تاکه سفر جانب دریا نکنی

بال پرواز نداری به سوی عالم قدس
بند تردید گراز پای دلت وا نکنی

راه فردوس گشوده ست به روی توحسین
نکند روی به فردوس زدنیا نکنی

باخبرباش زهیرا که ضرر خواهی کرد
تاکه جان را به ره عشق تو سودا نکنی

آن چنان دل زتو برده ست حسین بن علی
که به غیر از رخ او هیچ تماشا نکنی

پشت پابرهمه ی دولت دنیا زده ای
تاکه یک لحظه دگر پشت به مولا نکنی

ازکلامی که تو گفتی به امامت پیداست
جزشهادت زخداوند تمنا نکنی

ای گوارای وجود تو شهادت،نکند
روزمحشرتو نگاهی به سوی ما نکنی

چون «وفایی»نتوان گفت زاصحاب حسین
تاکه روجانب گلزار تولا نکنی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
2
07:54
#اولاد_حضرت_زینب


اسیر عشقم و غیر از بلا نمی‌خواهم
که در بلای تو جز ابتلا نمی‌خواهم

اگر اجازه دهی خود فدایی‌ات باشم
که زندگانی بعد از تو را نمی‌خواهم

گرفته است صدایت پس از علی اکبر
منم شریک تو یعنی صدا نمی‌خواهم

تو بی پسر بشوی من فقط نگاه کنم؟
غریب ماندی و من آشنا نمی‌خواهم

تمام دار و ندار من  این دوتا پسرند
برای موسم پیری عصا نمی‌خواهم

منی که نذر تو کردم دو نوجوانم را
به جز سلامتی ات از خدا نمی‌خواهم

اگر بناست تو بر خاک بی کفن باشی
برای پیکرشان بوریا نمی‌خواهم

من و تو مادرمان پیشمان کتک خورده
من این بلا به سر این دوتا نمی‌خواهم


#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 1
08:03
#جناب_حبیب
#اصحاب


از جنس حیدر است رجزها که از بر است
با یا علی همیشه دهانش معطر است

در وصف او کتاب فراوان نوشته‌اند
دیگر نوشته‌اند که این مرد، دیگر است

در آسیاب کوفه نکرده‌ست مو سفید
او پیرِ پای منبر اولاد حیدر است

بر دست اگر که نیزه بگیرند، سربلند
در دست اگر که تیغ بگیرند، او سر است

با سنگ و تیر و نیزه و شمشیر آمدند
حق داشتند، جبهه‌‌ی‌شان نابرابر است!

تیغ از غلاف خویش اگر در بیاورد
تنها خودش به منزله‌ی چند لشکر است

با تیغ در غلاف، به میدان قدم گذاشت
گفت آن‌که پای پس کشد از مرد کمتر است

حاشا نفس نفس بزند پیر کارزار!
این‌ها نفس نفس که نه، ذکر مکرر است

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
دیدند شیر معرکه دیگر کبوتر است...

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
معلوم بود فکر لب خشک اصغر است

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
پیچید بوی سیب... وَ این بیت آخر است

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
1 👍 1
08:06
#اصحاب


پسر فاطمه تنهاست کجایید اصحاب
خون جگر حضرت زهراست کجایید اصحاب

عهد بستید که تنها نگذارید او را
اوج مظلومی آقاست کجایید اصحاب

با لب تشنه زند ناله که هل من ناصر
پاسخش نیزه اعداست کجایید اصحاب

می گرفت آنکه به دامن سرتان را ، حالا
بر روی دامن صحراست کجایید اصحاب

سرِ پیرهن و عمامه و انگشتر او
وسط معرکه دعواست کجایید اصحاب

یک نفر نیست به دادش برسد در گودال
زینب از شمر کمک خواست کجایید اصحاب

هرچه آقای شما داشت که غارت کردند
نوبت خیمه زنهاست کجایید اصحاب

سختی دیشب و امروز اگرچه بگذشت
سخت تر امشب و فرداست کجایید اصحاب

پسر فاطمه همراه عزیزانش رفت
دختر فاطمه تنهاست کجایید اصحاب

#عبدالحسین

@raziolhossein
5
08:06
#امام_حسین_مناجات
#اصحاب


وهب مسیح زمانش شد از عنایت تو
چه کیمیای عجیبی است در محبت تو

خدای عزوجل بوده است مشتاقت
کشیده سرمه به چشمان عرش، تربت تو

مرا به دست کسی غیر "جُون" نسپاری
که روزی ام بشود افتخار خدمت تو

خوشا کسی که لُهوف است نامه ی عملش
که صفحه صفحه وجودش شده روایت تو

تمام زندگی ام را به آه خواهم داد
که آه را بکنم خرج در مصیبت تو

شبیه سدره، شده خلق قلب عشاقت
که کنده می‌شود از جا به یاد غربت تو

چگونه وقت ورودت به عرصه ی محشر
سرم به روی تنم باشد از خجالت تو

به زیر چکمه‌ی دشمن تلاش می کردی
مگر که حُر بشود شمر با شفاعت تو

چه باک از اینکه تنت روی خاک عریان ماند
حریر گریه ی زهرا شده است خلعت تو

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
2 👍 2
08:07
#اصحاب
#حضرت_حبیب_ابن_مظاهر


تهی ز خواری و خفت ، پر از وقار و فر است
که سرو هیبت جنگل ، هویت شجر است

همیشه سبز ، به یک رنگ و یک عقیده ، در او
چهار فصل پر از خَط و خال بی اثر است

برای او که تهی از تعلق است و هوس
چه غم ز مرگ؟ چه باک از هیاهوی تبر است؟

رها هراینه از ذوق و شوق دیده شدن
رها هراینه از بیمِ طعنه و تشر است

کشیده سر به فلک ، آسمان تراز است او
پریده را چه نیازی دگر به بال و پر است؟

ز خویش ساخته سرنیزه ای و جان بر کف
به شوق یاری حق خود سپاه یک نفره است

هماره سرو سراسر صلابت است و شکوه
کجاست آن که از این اقتدار بی خبر است؟

حبیب را چه بخوانم؟ که سرو را ماند
بسان خار و خسان نیست ، شیوه اش دگر است

حبیب را چه بگویم؟ که نام او گویاست
که او حبیبِ دل عترت پیامبر است

اگرچه پیر ، ولی خرم است و سرزنده
که پای تا به سر از عشق دوست شعله ور است

به انتظار نشستن کجا و مسلک عشق؟
ز شوق ، سر به بیابان گذاشتن هنر است

از آن دیار که کفتارها در آن جمع اند
کسی که بار ببست و گریخت شیر نر است

حبیب پیر طریقت ، حبیب مرشد راه
چُنان که در شب تاریک فتنه ها قمر است

حبیب آمد و دشت بلا شهادت داد
که سن و سال بهانه ست ، صحبت از جگر است

خیال دخت علی را به ورطه راحت کرد
چو عرضه داشت یلان را چه باکی از خطر است؟

در این مسیر چه “عسر” و چه “یسر” فرقی نیست
که من اراده ام از کوه استوار تر است

به هر دری زده ام تا به نینوا برسم
حبیب در پی مرگ است اگر که در به در  است

کدام مرگ؟ نه آن مرگ مبتذل ، نه فنا
کدام مرگ؟ همان که سعادت بشر است

قسم به خون خدا خون پرخروش مرا
به هر زمین دگر ریختند اگر هدر است

به حشر معذرت از مادرت چه سود مرا؟
به هر طریق ، اگر جان به در برم ضرر است

چگونه پشت کنم بر حبیب خیرالانام؟
خدا گواست که خصمش بشر نه ، بلکه شر است

غمت مباد از این قلت و از آن کثرت
عزیز فاطمه را جسم و جان ما سپر است

فتاد از نفس اما ز چشم مولا نه…
که دوست آن طرف معرکه نظاره گر است

فِتاد از نفس اما ز چشم مولا نه…
اگرچه دیده خورشید از آنچه دیده تر است

فتاد از نفس اما به نفس غالب شد
شکست ظاهر قصه ست، باطنش ظفر است

فتاد از نفس ، از بس که زخم خورد ، اما
غم حسین ، از این زخم ها کشنده تر است

به خون محاسن خود را خضاب کرد حبیب
همان خضاب که تا روز حشر جلوه گر است

دگر از او چه بگویم؟ به قول اهل نظر
سر است سرو و سرآمد ، که گفته بی ثمر است؟

#سید_جعفر_حیدری

@raziolhossein
👍 4
08:16
#اولاد_حضرت_زینب

می‌رود دست به دامان برادر زینب
شده هر لحظه به قربان برادر زینب

غم تنها شدن از لحن برادر خوانده
می برد شمع وجودی که برایش مانده

دو گل خرمن جان نذر برادر آورد
تا پذیرد قسم حضرت مادر آورد

گفت بعد از تو وجودم به جهان اینهایند
این دو با عشق فدایی شدنت اینجایند

این دو از کودکی از عشق شما دم بزنند
کوفه را با رجز نام تو بر هم بزنند

عشق را از ادب درس من آموخته اند
عمری از خاطره ی مادرمان سوخته اند

انتقام است فقط در نظر این هر دو
یاد حیدر برسد از جگر این هر دو

حرف آتش بشود مثل حسن می سوزند
برسد خاک روی چادر من می سوزند

غیرتی آخته بر معجر مادر دارند
این دو جنگ آور من ارث ز حیدر دارند

هر دو یک کوچه غم از واژه ی سیلی دارند
اسم کوچه بشود صورت نیلی دارند

بگذار عشق من اینگونه به اثبات رسد
من نباشم که غباری به سر و پات رسد

تکیه بر نیزه غربت بزنی میمیرم
حرفی از این دو امانت بزنی میمیرم

به فدای سر تو حنجره ی این دو پسر
هم به دنبال تو آیند روی نی دو سپر

بپذیر از منِ مادر همه ی هستم را
رد نکن ای پسر فاطمه ام دستم را

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
ش
10:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اولاد_حضرت_زینب


رسید روضه ی چارم..عقیله حیران است
شب وساطت طفلان و اذن میدان است
میان خیمه ی زینب دوباره طوفان است
رسیده خدمت ارباب و دیده باران است

حسین مانده و زینب..چه قاب و تصویری
عجب سکوت عجیبی…چه حال دلگیری..

گرفته دست برادر که یاورش باشد
فقط نه خواهر او،بلکه مادرش باشد
که مرهمی به روی داغ اکبرش باشد
میان خیمه ی ارباب،حیدرش باشد

عقیله ی علویه،خودِ خودِ مولاست
و آخرین قسمش جان حضرت زهراست

که ای تمام من ای یارِ بهتر از جانم
نگاه کن به نگاهم ببین پریشانم
اگرچه در خورِ شان تو نیست..می دانم
قبول کن کم مارا به ذبح طفلانم

برای غصه ی من چاره ای کن آقاجان
خودت دعای سفر را بخوان بر این طفلان

خیال کن که بمانند پیش خواهر تو
هزار خولی ببینند در برابر تو
هجوم حرمله ها را به سمت دختر تو
به روی نیزه ببینند راس اصغر تو

تو را به گودیِ گودال و زخم بر بدنت
به زیر سم فرس ها و نیزه در دهنت

مرا به بند اسارت میان نا محرم
سر بریده ی تو..گیسوان تو در هم
به نیزه ای سر عباس را که شد مبهم
مرا به بزم شراب و عذاب در هر دم

قسم به جان تو دق می کنند بی تردید
همان دمی که ببینند صورتت پاشید

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
👍 4
10:28
#حضرت_زینب_دودمه


دختر شیرخدا تیغ دو دم آورده است
یا ابا عبدالله
شیرهای مرتضی را از حرم آورده است
یا ابا عبدالله

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
ش
10:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#روضه
#حضرت_زهرا
#پیراهن_پیامبر
#گریز
#حضرت_رقیه
#سر_مطهر


از امیرالمومنین علیه‌السلام نقل شده که فرمود:
پیامبر صلی الله علیه وآله را در پیراهنش غسل دادم. فاطمه به من می‌گفت: آن پیراهن را به من نشان بده.
(وقتی پیراهن را به او نشان دادم و) او پیراهن را بویید از حال رفت.
من وقتی این حالت را دیدم پیراهن را مخفی کردم.


یا امیرالمومنین، در خرابه شام درست است که پیراهن حسینت را برده بودند!!! و دختر نمی‌دید!! اما در عوض سر بابا را برایش آوردند...
کجا بودی که نگذاری چشم نوه عزیزت به رأس بریده پدر بیفتد...

بی بی جان یا زهرا، شما با دیدن پیراهن پدر از حال رفتید و حق داشتید چون دلتنگ پدر بودید و با دیدن پیراهن به یاد او افتادید، پس آیا رقیه‌ات حق نداشت با دیدن سر بابا آن هم با آن حالت!! جان بدهد...

عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: غَسَلْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه وآله فِی قَمِیصِهِ فَکَانَتْ فَاطِمَةُ تَقُولُ أَرِنِی الْقَمِیصَ فَإِذَا شَمَّتْهُ غُشِیَ عَلَیْهَا فَلَمَّا رَأَیْتُ ذَلِکَ غَیَّبْتُهُ.

بحارالانوار ج۴۳ ص۱۵۷


@raziolhossein
😭 8 👍 4
ش
13:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اولاد_حضرت_زینب


با ماجرای رنج و غربت آشنا من
دیگر نمی‌خواهم شوم از تو جدا من

هم تشنه‌ای، هم خسته‌ای، هم داغداری
باید که مرگم را بخواهم از خدا من

با توست ای سالار زینب انتخابش
طفلان من قربانی‌ات گردند یا من؟

دارم در این صحرا دو دریا خونِ غیرت
از خونشان بر دست می‌گیرم حنا من

این دو به جای خود، اگر پایش بیفتد
از جنگ با لشگر ندارم هیچ إبا من

من خوب می‌دانم که حساسی به مادر
پس خواهشم را رد نکن نگذار تا من...

... پهلوی تو از "پهلوی مادر" بگویم
این‌گونه حتماً می‌شوم حاجت‌روا من
::
در قتل طفلانم تعلل کرد لشگر
بیرون بیایم تا مگر از خیمه‌ها من

«سر» پای تو دادند و حالا سربلندم
قربانی دیگر اگر خواهی بیا... من

اینجا عزیزم غیر زیبایی ندیدم
لب به شکایت وا نکردم که: چرا من؟

از دیدن شرمندگی‌ات شرم دارم
بیرون نمی‌آیم اگر از خیمه‌ها من

وقتی که می‌آوردی آنها را، لباست_
خاکی شده، قربان این رخت و عبا من

بگذَر از این دو، لحظه‌ای بنشین کنارم
به داغ اکبر گریه کن همراه با من

بالاسر اکبر کسی این را نفهمید
تو بیشتر می‌سوختی آن لحظه یا من...


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2
13:37
#جناب_اسلم_بن_عمرو
#اصحاب

آزاده است، بندۀ آقای عالم است
سلمان خیمه‌گاه حسین است، «اَسلَم» است

چشمش به ماه روی حسین است روشن و
در راه او دل و قدمش، قرص و محکم است

در خیمه‌ها به زخمِ دلِ تنگ کودکان
با شعر و قصه‌گویی و لبخند، مرهم است

وقت نبرد، چشم جهان ماتِ رزم اوست
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

از فرط زخم عاقبت افتاد از نفس
چشم انتظار دوست، در این آخرین دم است

ای روضه‌خوان! کنار تنش گریۀ حسین،
باران رحمت است، مگو اشک ماتم است

صورت به روی صورت خونین او گذاشت
آری در این جهان چه کسی مثل اَسلَم است؟

#سیدمحمدمهدی_شفیعی

@raziolhossein
1
13:39
#جناب_عابس_بن_شبیب
#اصحاب


هرکه می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد
مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد

من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است
دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد

آنچنان از شوق او سرتابه‌پا رفتن شدم
در شتاب رفتنم توسن نمی‌دانم چه شد

روبه‌روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست
در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد

سنگ‌باران بود و من یکسر رجز بودم، رجز
ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد

من نمی‌دانم چه می‌گویید، شاید بر تنم
از خجالت آب شد جوشن، نمی‌دانم چه شد

مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد
ناگهان برخواستم، مردن نمی‌دانم چه شد

پا به پای او سرم بر نیزه شد از اشتیاق
دست و پا گم کرده بودم، تن نمی‌دانم چه شد

ناگهان خاکستری شد روزگار آسمان
در تنور آن چهرۀ روشن نمی‌دانم چه شد

صورت من غرق خون بود و نمی‌دیدم درست
خیزران در دست اهریمن نمی‌دانم چه شد

وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست
از خودش باید بپرسی، من نمی‌دانم چه شد


#سیدحمیدرضا_برقعی


@raziolhossein
👍 3
13:40
#امام_حسین_مناجات


هر که از بیراهه راهی می‌شود گمراه نیست
هیچ‌کس مثل حبیب از این مسیر آگاه نیست

مانده‌ها باید لَچَک بر سر کنند از این به بعد
جای مردان در میان کوفۀ اشباه نیست

از سلیمان‌ها می‌آید نامه، اما هر کسی
اهل بسم اللّه باشد مردِ بسم اللّه نیست

دست و پا گیر است گاهی اسب و شمشیر و زره
دوست وقتی جان بخواهد جای هیچ اکراه نیست

گفت: «هَل مِن ناصِر» آنک خون به رگ‌ها بازگشت
جان به عالم می‌دهد این روضه‌ها، جانکاه نیست

شاعر از گودال خون حرفی مزن، چیزی مگو!
آخر آنجا روضه‌ای جانسوزتر از آه نیست

در طریق اربعین با چشم حیرت دیده‌ام
«عالمی سرگشته‌اند و هیچ‌کس گمراه نیست»

دست در دست ضریحش، زیر لب گفتم به خود
هست خرما بر نخیل و دست ما کوتاه نیست

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2 👍 2
13:46
#جناب_حر
#اصحاب


پشیمانم که راه چاره بر روی شما بستم
سراپا حیرتم! از خویش می‌پرسم چرا بستم؟

عزیز فاطمه! دیر آمدم اما قبولم کن
خدا داند که از این پس به عهد عشق پابستم..

خدا می‌خواست از ظلمت به سوی نور پر گیرم
سر شب تا سحر دل را به بال التجا بستم

جدال عقل بود و عشق، پشت خیمۀ تقدیر
که دست نفس را از پشت با لطف خدا بستم

فرات اشک می‌جوشد ز چشم سر به زیر من
که بر کام عطشناک تو راه آب را بستم

اگر فرمان دهی، حُرّ پیش‌مرگ اصغرت گردد
کمر بهر دفاع از عترت آل عبا بستم

دعا کن تا شهادت وا کند آغوش جان بر من
که چشم آرزو بر هرچه جز این مدعا بستم

#محمود_شریفی


@raziolhossein
👍 6 😢 3
ش
19:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم یا زینب‌ است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما “رأیت الاّ جمیلا” زینب است

هاله‌‌ای از نور دورش را همیشه میگرفت
آری آن مستوره‌ی دور از تماشا زینب است

آنکه از حجب و حیا و پاکی و شرم و عفاف
چشم همسایه ندیده سایه‌اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده‌است درطوفان غم
آنکه صبر از دست او افتاد از پا زینب‌است

آنکه با آن خطبه‌ی غرّای خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه با احیاگری‌اش کرده غوغا زینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجا زینب است


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
👍 5 3
10 July 2024
ش
07:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 37.2 KB
08:00
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


در راه دین ؛ راه خدا ؛ راه عمو جانش
جان داد ؛ جان بچه های ما به قربانش

دستی که آویزان شود از پوست می لرزد
ما را مدینه می برد با دست لرزانش

دست حسین بن علی با زحمت بسیار
خون لخته ها را می گرفت از روی دندانش

وقتی در آغوش امام عصر خود جان داد
نقش تبسم بود بر لب های عطشانش

روی تن غرق به خونش راه افتادند
تکبیر گویان دشمنان نامسلمانش

پیش نگاه اهل خیمه عصر عاشورا
می رفت زیر سم مرکب جسم عریانش

بستند با دستار عبدالله دستان را
وای از دل بی تاب خواهرهای گریانش

روشن کند مانند ماهی از سر نیزه
شب های تار نجمه را چشم درخشانش


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
08:02
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


ماه را در ته گودال به خون غلتان دید
تیرها دور سر غربت او چرخان دید

دید از چشم و دل سوخته اش خون جاری ست
خون مظلومی او در دل هامون جاری ست

نه علی اکبر و عباس و نه عابس مانده
عمو از زخم سنان خسته و بی حس مانده

تیغ ها راه گلویش همگی سد کردند
نیزه ها با تن تنهای عمو بد کردند

شانه اش دید که آماج بلا گردیده
چند باری ست تنش روی زمین چرخیده

آفتاب است که بر زخم تنش می تابد
هر که با هر چه که می خواست عمو را میزد

متل یک رود پر احساس به دریا افتاد
دست او پیش نگاه غم مولا افتاد

حرمله باز مهیای شکاری تازه ست
روضه اش روضه ی بازِ غمِ بی اندازه ست

ذبح شد در بغل ذبح عظیمِ الله
سخت شد لحظه ی ذبحش به اباعبدلله


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
08:05
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


روضه سنگین شده و آه حسن بدحال است
فاطمه آمده با گریه بگو : وای‌حسین

عمه‌اش گفت نرو  طفل ولی می‌نالید :
جان من رفته ببین جانب او  وای‌حسین

ازدحام است  شلوغ است  شیوخ آمده‌اند
عمه‌جان نیست... چه‌شد... گم شده... کو... وای‌حسین

رفت می‌دید که جمع‌اند  خودش را انداخت
تا نگیرند از آن چشمه وضو  وای‌حسین

بعدِ دستش بدنش را سپرش ساخته بود
زود اُفتاد بر آن سینه به رو  وای‌حسین

هرکه می‌خواست عمو را بزند او را زد
سنگ انداخت تَرک روی سبو  وای‌حسین

ابتدا روی تنش چند جراحت وا شد
بعد هم شد به نوک نیزه رُفو  وای‌حسین

نیزه‌ای خورد به پشت پسر و رد شد از آن
زده بیرون ولی از پشت عمو  وای‌حسین

تا جدایش بکنند و به عمویش برسند
خم شده شمر زده چنگ به مو وای‌حسین

عاقبت دید جدا کردنشان ممکن نیست
حرمله آمد و زد بر دو گلو وای‌حسین

آخرین جمله‌ی ارباب به گوشش این بود
مادرم آمده  اینقدر مگو وای‌حسین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4
08:08
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن

روضه های شب پنجم چقدر جانکاه است
سینه زن ها، حسنی ها شب عبدلله است

بیشتر از همه شب روضه شکسته بال است
لاجرم روضه ی امشب طرف گودال است

روضه امشب سخن از دست شکسته دارد
غصه ی کوچه و یک مادر خسته دارد

روضه در سینه ی خود داغ عزیزی دارد
تا به پهلوی شکسته چه گریزی دارد

یازده ساله ولی خیر کثیری دارد
پسر شیر جمل خود دل شیری دارد

بی خیال تبر و نیزه و شمشیر آمد
آی ای لشکر کفتار صفت، شیر آمد

آمد و دید که از زخم عمو افتاده
راه یک نیزه ی وحشی به گلو افتاده

لشکری تیغ کشان سمت  عمو می آید
شمر همراه سنان سمت  عمو می آید

تیرها حلقه به دور بدنش می بستند
نیزه ها را همه محکم به تنش می بستند

گفت باید که در این مرحله بی سر باشم
می روم تا سپر لحظه ی آخر باشم

گفت ای وای عمو صبر نما در راهم
عاشق سوخته ی راه تو عبدللهم

پسر روضه رسانیده خودش را به عمو
دست خود را سپر انداخته در راه گلو

ناگهان دست شکست و نفسش بند آمد
باز بر روی لب حرمله لبخند آمد

در همه دشت صدایی ز شکستن پیچید
بر لب خشک عمو خون گلویش پاشید

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 3
08:10
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


در ره عشق من استاد اویس قرنم
آه دیوانه ترین عاشق کوی‌ تو منم

سوی تو امدم و باد به گردم نرسید
متحیر شده طوفان ز من و تاختنم

وعده‌گاه همه‌ی آل عبا گودال است
بپذیرم که در این معرکه سهم الحسنم

بی سپر آمده‌ام تا سپرت باشم حیف
زرهی بر تن من نیست به حز پیرهنم

با همه زخم تنت تنگ در آغوشم گیر
از خدا خواسته ام خون تو باشد کفنم

آنقدر نام تو را داد زدم تا آخر
با سم اسب کسی آمد و زد بر دهنم

بدنت مدفن من بود ولی دشمن تو
آمد و نیزه زد و کند مرا از وطنم

حفره افتاده به روی تنم از سم ستور
شکر لله به ضریح تو بدل شد بدنم

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی


@raziolhossein
2 👍 1
08:13
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


کاش فریاد بر سرش نکشد
به روی خاک پیکرش نکشد

دشمنش را بگو که حداقل
عمویش را برابرش نکشد

دست خود را دهد ز دست ولی
دست از عشق دلبرش نکشد

گرچه جانی نمانده در بدنش
منت از شمر و لشکرش نکشد

کاش می شد که حرمله در سر
نقشه ی ذبح حنجرش نکشد

بگذریم از تمام این ها ، کاش
کار به بردن سرش نکشد

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
08:19
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


به سوی قتلگاه از برج خیمه ماه می آید
حسن گویی به میدان باز از این راه میآید

چنان ماه است و می آید به سوی مقتل خورشید
همه دیدند شهزاده به سوی شاه میآید

می آید تا به معراجی که عرشش سینه ی شاه است
دوان از خیمه ها تا قلب قربانگاه می آید

چنان عباس یاری می کند با دست از دینش
علم بر دوش سوی دشمن گمراه میآید

به زینب گفت وقتی رفت از خیمه که: ای عمه!
شنیدی ناله های یوسف در چاه میآید؟

مگر در خون نشسته پاره ی قلبی که مسموم است؟
که از میدان خون این لحظه بوی آه می آید

عموجان! ای عموجان! غم مخور که مانده ای تنها
ببین از خیمه عبدالله، عبدالله می آید

#علی_کاملی

@raziolhossein
👍 3
08:23
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن

برادر تشت خون را لاله‌باران کرد، یادم هست
و بغض خویش را در سرفه پنهان کرد، یادم هست

صدا زد: رفتم اما با تو در هر حال خواهم بود
برادر! با تو تا هنگامۀ گودال خواهم بود

برادر پای حرفش ماند و با من در سفر آمد
برادر پا به پایم با همان خونِ جگر آمد

برادر آن‌که شمشیرش خرافات جمل را کشت
شکوهش جبت و طاغوت جهان، لات و هبل را کشت

سخن فرمود با لب‌های قاسم، مرگ شیرین شد
و ثاراللّهی‌ام با خون عبداللّه رنگین شد

درون مقتل اینک لطف خود را بیشتر کرده
برایم دست خود را سایۀ سر نه، سپر کرده

بیا خواهر، ببین خون جگر بر خونم افزوده
شکست آن شیشۀ عطری که لبریز از حسن بوده

شمیمِ عطر او را در مشامم از ازل دارم
به عبداللّهِ آغوشم، حسن را در بغل دارم

عجب پیراهنی از دست خواهد رفت در بازار
که از بوی حسین آکنده، از عطر حسن سرشار

یکی شد پیکرم با او، تو هم این را روایت کن
شباب اهل جنّت را بیا با هم زیارت کن

تو هم مانند من دور از وطن هستی، بیا خواهر
اگر دلتنگ آغوش حسن هستی، بیا خواهر

شبیه کودکی‌هامان بساط گریه برپا کن
بیا یک بار دیگر چادرت را خیمۀ ما کن

بیا خواهر، بیا این حنجر کوچک سخن دارد
گلوی سرخِ عبداللّه آهنگ حسن دارد

بیا خواهر که دارد از گلویش این دم آخر
صدای روضه می‌آید، صدای روضۀ مادر

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
1 👍 1
08:24
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن
#رباعی

در عشق، بنای نیک‌نامی دارند
جسم‌اند که یک جان گرامی دارند
در مقتل گودال، یکی باز دوید...
این جان‌به‌کفان مگر تمامی دارند

فهمید که لحظه، لحظه‌ای جان‌کاه است
در معرکه دید فرصتش کوتاه است
گودال که ختم ماجرا نیست، ببین
این تازه شروع رزم عبدالله است

می‌خواست چو قاسم بشود فرجامش
از خیمه دوید جان ناآرامش
در معرکه دست او قلم شد امّا
نگذاشت که از قلم بیفتد نامش

#عباس_همتی


@raziolhossein
👍 2
08:25
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن
#رباعی

ای هستی من! سایهی روی َسرمی
هیهات اگر جدا شوم از تو دمی

هرچند که تو سپر نداری، اما
تا هست مرا دست به تن، نیست غمی

#محمدحسین_یادگاری

@raziolhossein
08:27
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


چون باد در حرارت دشت و دمن دوید
چون بوی گل بلند شد و در چمن دوید

وارونه است شیوۀ صحرای ابتلا
رو به شکارگاه، غزال ختن دوید

می‌خواست ایستاده نسوزد شبیه شمع
خورشید‌وار با همۀ سوختن دوید

مردان، زره به قامت مردانه بسته‌اند
این نوجنونِ کیست که با پیرهن دوید؟

با اشتیاق رفت به آغوش قتلگاه
غربت‌کشیده بود و به سوی وطن دوید

تیغ برهنه منتظر دست‌بوسی‌اش
با سر به پای‌بوس تن بی‌کفن دوید

آغشته شد به خون خدا خون پاک او
وانگاه در رگان عقیق یمن دوید

یا رب چه رفت بر سر عبداللَه و حسین؟
زینب نشست، فاطمه آمد، حسن دوید

#هادی_جانفدا

@raziolhossein
👍 1
08:34
#امام_حسن_مدح


همه‌ی عزت دنیای حسین است حسن
به خداوند مسیحای حسین است حسن

بی حسن سوی حسینش بروی باخته‌ای
جان من! صاحب امضای حسین است حسن

این حسن کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست؟
برترین اسم‌ به لب‌های حسین است حسن

هرکسی گفت حسین، از برکات حسن است
تا ابد پرچم بالای حسین است حسن

بنویسید که آقای جهان است حسین
بنویسید که آقای حسین است حسن

زیر قبه همه گفتیم الهی به حسن
باب حاجات گداهای حسین است حسن

همه در کرببلایند، حسین رفته بقیع
چه عجب؟! جنت اعلای حسین است حسن

او علی اکبر اگر داد، حسن قاسم داد
در بلا هم شده، هم پای حسین است حسن

بعد او خنده ندیدند به لب‌های حسین
آی مردم غم عظمای حسین است حسن

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3
08:35
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


آمد به میدان، لشکر غم را خبر کرد
از خیمه نه، از سن و سالش هم گذر کرد!

آه بلندش در دل آهن اثر کرد
کوچک نخوانش، این پسر کار پدر کرد

بغض جمل را بین دشمن شعله‌ور کرد
با نعره‌ی ابن الحسن عزم خطر کرد

مانند قاسم دشت را زیر و زبر کرد
سقا شد آنجا که عمویش را نظر کرد

چشم تمام خیمه را ناگاه، تر کرد
آمد جلو، خود را بلاگردانِ سر کرد

اینجای مقتل عمه‌اش را خون جگر کرد
ارثیه ی زهراست...، دستش را سپر کرد

#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
👍 3
ش
11:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن

رسید روضه‌ی پنجم ، علم به نام حسن
عزا به نام حسین و کرم به نام حسن
حسن حسن بنویسم ، قلم به نام حسن
زده‌ست جان مرا مادرم به نام حسن

خدا برای کرم با حسن هماهنگ است
برای روضه‌ی او فاطمه دلش تنگ است


مدیحه‌خوانِ حسن شخصِ سیدالشهداست
قیام اوست که بانیِ ظهر عاشوراست
به هیبتی علوی و به جلوه‌ای زهراست
فقط به روز جزا پرچم حسن بالاست

عجیب نیست که دائم سرِ زبانِ من است
حسن قشنگترین واژه در جهان من است


نشسته‌ام بنویسم زِ نو جوان حسن
میان خیمه نشسته گُل خزان حسن
به عمه رو زده، عمه! تورا به جان حسن
نبین که کودکم  آری  منم توان حسن

رها نمی‌کنی‌ام تا حسین پَر گیرم؟
اگر رها نکنی، پیش پات می‌میرم


عمو شهید شد آن لحظه که جوانش رفت
کسی نمانده برایش، رمق زِ جانش رفت
ببین که تیرِ عدو تا به استخوانش رفت
به روی خاک فتاده ، دگر توانش رفت

رها کن عمه مرا ، جان تو نمی‌مانم
فدای غربت او می‌کنم و سر و جانم


رسیده‌ام به تو اما چه جای خوشحالی؟
چه آمده به سرت اینچنین بد احوالی؟
اسیر حرمله‌های ، اسیر گودالی
به زیر سمِّ فرس رفته‌ای ، لگد مالی

من آمدم که تورا تا به خیمه‌ها ببرم
ولی چگونه‌ تَنِ پاره پاره را ببرم؟


تنت شده چو درختانِ زرد در پاییز
بیا به خیمه رویم جان عمه شد لبریز
اگرچه دست نحیفم به پوست شد آویز
بگیر دست مرا ، یا‌علی بگو ، برخیز

به روی پیکر پاک تو جای پا مانده
هنوز در بدنت چند نیزه جا مانده

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
2 👍 1
11:12
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


در یازده بهارم، تنها حسین گفتم
یاد حسن که کردم، یک یاحسین‌ گفتم
عمه نوازشم کرد، زیرا حسین گفتم
به تو عمو نگفتم، بابا حسین گفتم!

باید همه بدانند، در زیر دین هستم
عبداللهم ولی من، عبدالحسین هستم

مانند قاسم عزمِ کشته شدن که دارم
در رگ‌رگ وجودم، خون حسن که دارم
گیرم زره ندارم! یک پیرهن که دارم!
جای کلاه‌خودم، عمامه من که دارم

بگذار من بیایم تا راه حل بسازم
مثل حسن بجنگم صدها جمل بسازم

بی اکبر و ابالفضل، دور تو بود خلوت
گفتی بمان به خیمه، گفتم عمو اطاعت
عمه مراقبم بود، با صد هزار زحمت
تنها زدی به میدان، آخر چقدر غربت!

دیدم به‌قصد قتلت، لشکر به راه افتاد
تا پیکر شریفت، در قتلگاه افتاد

بر پیکرت کشیدم، با گریه پیکرم‌ را
دادم نشان به عالم، آن روی دیگرم را
نذر سر تو کردم، دستان لاغرم را
بازو شکست و دیدم‌ بازوی مادرم را

شکر خدا که من هم، پای تو جان سپردم
دیدی که من دلیرم! دیدی به درد خوردم!

#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
11:16
#امام_حسین_مناجات


چنان‌که داده خدا اختیار را به حسین
بده عنان دل بی‌قرار را به حسین

ببین چگونه دعا مستجاب خواهد شد
فقط قسم بده پروردگار را به حسین

یقین به کام تو خواهد گذشت هرروزش
سپرده باشی اگر روزگار را به حسین

خودش دوباره تو را زود می‌برد به حرم
تو عاشقی کن و بسپار کار را به حسین

چنان‌که جانب خورشید می‌رود ذره
خدای من! برسان این غبار را به حسین

همه دعای قدم‌های اربعین این است
که ای خدا برسان آن سوار را، به حسین

اگر محبّ حسینی نترس از محشر
چراکه داده خدا اختیار را به حسین

#علی_سلیمیان


@raziolhossein
👍 4 2
11:19
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اکبر


میزنم دم ز ولای تو اباعبدالله
دلم افتاده به پای تو اباعبدالله

پیش هر بی سرو پایی که گدایی نکنم
من گدایم گدای تو اباعبدالله

با همه خیل گدایی که در خانه توست
کم ندیدم ز عطای تو اباعبدالله

مادرم گفت اگر این همه عزت داری
پدری کرده برای تو اباعبدالله

ای که آرامش جان علی و فاطمه ای
جان عالم به فدای تو اباعبدالله

کعبه دور سر شش گوشه تو میگردد
مروه دنبال صفای تو اباعبدالله

این ورودی جنان یا در باب القبله است.!؟
چه بهشتی است سرای تو اباعبدالله

بی جهت نیست حرم هر شب جمعه غوغاست
زائر توست خدای تو اباعبدالله

کاش محشور شوم روز قیامت آقا
با تو و با شهدای تو اباعبدالله

زودتر از همه سیراب شود از کوثر
زائر کرببلای تو اباعبدالله

یاری مادر تو حضرت زهرا کرده
هر که گرید به عزای تو اباعبدالله

مادرت هر شب جمعه به حرم می آید
میزند ناله برای تو اباعبدالله

مادرت هر شب جمعه به حرم میشنود
ناله واولدای(واعطشای) تو اباعبدالله

پیش چشمان تر تو پسرت را کشتند
جگرم سوخت برای تو اباعبدالله

بی جهت نیست زمینگیر شدی پیش تنش
تکه تکه شد عصای تو اباعبدالله

خواستی موی سفید تو نبیند زینب
خون او گشت حنای تو اباعبدالله

اولین مرتبه بود از حرم آمد بیرون
خواهر تو زقفای تو اباعبدالله

این همه دیده نامحرم و زینب، ای وای
خوب شد بود عبای تو اباعبدالله

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 7 😭 2 1
ش
13:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_شهادت


به زير سُمّ ستوران تنت رها مانده
عموفدای توگردد تنت كجامانده

صدازدی توعمورا ولی خبردارم
كه نيمی ازنفست درگلوت جا مانده

گل بهشتی من گرچه پرپرت كردند
شميم ناب تودرخاك كربلامانده

زپشت پرده ی خونين اشك خودديدم
به عضوعضوتنت زخم نيزه هامانده

شكسته اند چرا حُرمت تورا ای گل
چقدربربدنت جای رّدپا مانده

هنوزظرف عسل ازلبت نيفتاده
هنوز روی لبت ،نقش ربنّا مانده

صداي خواندن امّن يجيب می آيد
كه نجمه منتظرت دست بردعا مانده


توراچگونه برد خيمه‌گه عمو بنگر
كنارجسم توازپا دراين منا مانده

نوشت اشك «وفایی» پس ازشهادت تو
حديث عاشقی ات برزبان مامانده

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 4 1
ش
15:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن


کاش می شد که فارغ از این   
حسرت دیرینه باشیم
یه محرم شب پنجم   
کاش می شد مدینه باشیم                            

بشینیم دم بقیعو      
تا سحر روضه بخونیم
زیر لب پیش پدر کاش
از پسر روضه بخونیم            

این شبا دور مزارش 
توو بقیع غربت محضه
کاش بریم ولو نذارن       
ناله هم کنیم می ارزه                 

بخدا می ارزه اونجا      
گریه آستین به دهن کرد
گریه از غم حسین  و       
گریه از غم حسن کرد              

اگر ما حسینی هستیم  
کرم امام حسن بود
کاشکی امشب روضمون توو
حرم امام حسن بود

گفتم از حرم دلم سوخت
آقامون حرم نداره 
دور قبرش توو محرم 
پرچم و علم نداره 

حرم و گنبد و صحنش
همگی وقف حسینه 
حتی روضشم گریزش 
بخدا حرف حسینه 

فاطمیه توو محرم 
روضه های پسراشه 
یادکوچه یاد مسمار 
ارث اون به بچه هاشه 

داشت نگاه میکرد ش از تل 
ته گودال چخبر بود ؟
عمو گیر افتاده تنها 
مثل زهرا پشت در بود 

نیزه ها می رفت بالا 
نیزه ها می رفت پایین 
چکمه شمر و نگاه کن 
داره سینش میشه سنگین


دست عمه رو رها کرد 
پا برهنه زد به جنجال
از تو جمعیت به سختی 
خودشو رسوند به گودال 

صد دفعه آدم تو روضش 
میمیره و زنده میشه 
اینجا جاییه كه ارباب 
از حسن شرمنده میشه 

هی میگفت نزن یتیمه
هی میگفت امانتی بود
کشتنش تو بغل شاه !
بَه ، چه جای راحتی بود

#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
3 👍 1
15:13
#حضرت_عبدالله_دودمه

با همین سن کمم بهر عمو لشکر منم
قاسم دیگر منم
طالب خون علمدار و علی اکبر منم
قاسم دیگر منم

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
15:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 183.9 KB
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن
#دوبیتی

یتیمی، خردسالی، بی‌گناهی
در آغوش عمو یک شعله آهی

حسن می‌خواست در گودال باشد
تو سهم مجتبی در قتلگاهی

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
3 👍 1
11 July 2024
ش
07:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 62.5 KB
👍 1
07:54
#حضرت_قاسم_شهادت


نیزه پس از نیزه میان پیکرش بود
خنجر پس از خنجر میان حنجرش بود

این سو حسین ابن علی خون گریه می کرد
آن سو عزادار عزایش مادرش بود

آن گاه که بر پهلویش می خورد نیزه
تصویر زهرا پیش چشمان ترش بود

بی شک میان جسم او راهی نمی یافت
شمشیر اگر از معرفت چیزی سرش بود

قاسم به زیر دست و پای یک سپاه و
شمر لعین مشغول مدح لشکرش بود

با این همه سختی ، خدا را شکر در دشت
تنها نبود و شاه بالای سرش بود

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
07:55
#حضرت_قاسم_شهادت


ستاره بود که راهی آسمان شده بود
عزیز نجمه در آن بزم جان‌فشان شده بود

عروس قافله مبهوت از شتابش بود
زمان رفتن داماد کاروان شده بود

چقدر شکل نبردش شبیه استاد است
علی اکبر و عباس توامان شده بود

نقاب چهره‌اش افتاد، ضجه زد دشمن
خبر رسید به فتنه؛ حسن جوان شده بود

اشاره کرد به ازرق؛ نبرد شد خندق
شبیه حیدر کرار پهلوان شده بود

حریف او چو نبودند دوره اش کردند
دلاوریش بر آن کافران گران شده بود

مگر نه اینکه به داماد نقل می‌پاشند
ولی به قامت او سنگ‌ها روان شده بود

چقدر نیزه به پهلوش رفت و آمد کرد
شبیه فاطمه انگار امتحان شده بود

به آن نبرد اگر چه دوان دوان می‌رفت
ولی به خیمه عروجش کشان کشان
شده بود

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی


@raziolhossein
07:58
#حضرت_قاسم_شهادت


مثل یک مرد که بر جنگ جهان می آید
سیزده ساله چنان شیر ژیان می آید

سیزده ساله ولی هیبت یل ها دارد
در وجودش جگر حضرت سقا دارد

از جمل خاطره داران همگی ترسیدند
در رجز های پسر اصل پدر را دیدند

جانْ حسن بود که تکبیر ابوفاضل شد
مثل این است که تکثیر ابوفاضل شد

کوفه از نام حسن مثل جمل می لرزید
قاسم از لذت احلی من عسل می خندید

بر لب اهل حرم نام حسن گل می کرد
مادرش بر سر سجاده توسل می کرد

ولی افسوس که از کینه امانش ندهند
فرصت آه عمو جان به زبانش ندهند

مثل آیینه ی بشکسته که صد قسمت شد
زیر مرکب بدن تا شده بد قسمت شد

لبش از داغی سر نیزه ی دشمن می سوخت
بدنش را به زمین سم ستوران می دوخت

تیر باران پدر هر که نرفته حالا
سنگ باران پسر آمده در کرببلا

جان نرفته است ز جانش که عمو جان آمد
عطر جانش ز فراسوی بیابان آمد

مرغ بسمل شده از درد به خود می پیچد
با نسیمی بدنش روی زمین می ریزد

زخم پهلوش گواهی ز بنی هاشم بود
روی هر نیزه نشانی ز تن قاسم بود

درد بی درد یتیمی ز تنش بیرون شد
نیزه ای رفت ز پشت بدنش بیرون شد


#حسن_کردی

@raziolhossein
1 👍 1 😢 1
08:00
#حضرت_قاسم_شهادت


گشته پامال عموجان زچه این سان بدنت
پاره پاره شده از ضربت شمشیرتنت

تاکنار بدن تو به شتاب آمده ام
شده همرنگ دل غرقه بخونم بدنت

بدرقه کرد تورااشک ونگاهم که نبود
زرهی برتنت ای گل به جزاز پیرهنت

ازغم وداغ تو خون ریخته از چشم ترم
مثل لاله شده پرخون زچه جام دهنت

باز کن لب سخنی ازلب خاموش بگو
مانده درذائقه ی من عسلی از سخنت

رُخت ای ماه شب چارده ازخون ترشد
رفتی وماند فروغ رجز شب شکنت

گرچه حاجت به کفن نیست شهیدان رالیک
شده پیراهن خونین تن تو کفنت

درکنار تن صدچاک تو فریاد زنم
یادگار حسنم ،سوختم از سوختنت

به چه حالی ببرم سوی حرم جسم تورا
منتظر مانده به ره مادر غرق محنت

داغ برداغ دلم آمده گر می گریم
تازه شد داغ علی باغم پرپر شدنت

سوخت گرچه دل محزون «وفایی» امّا
صدهزاران دل عاشق شده بیت الحزنت


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
08:03
#حضرت_قاسم_شهادت


کشته ی نیرنگ هایی ای اسیر سنگ ها
من خودم دیدم که دستت بود زیر سنگ ها

سنگهایی محکم اند و سنگهایی خوش تراش
دلخورم از ظلم ؛ ظلم بی نظیر سنگ ها

مجتبای خیمه ام را از نفس انداختند
بارش سنگین تعداد کثیر سنگ ها

هر کجا شد می روم شاید تو را پیدا کنم
می کشد سمت تو پایم را مسیر سنگ ها

کاش تیر دشمنت می خورد قاسم جان به سنگ
حیف روی صورتت میخورد تیره سنگ ها

استخوان های ظریفت را به درد آورده اند
ضربه های بی هوای سخت گیر سنگ ها

تا دم آخر خودم دیدم که سنگت می زدند
آه از احوالات سیری ناپذیر سنگ ها
              
                                        ****

سنگ ها رفتند و می آید صدای نعل ها
آه از افتادنت ...وای از بلای نعل ها

ذکر یا عمّاه تو آتش به جانم می زند
ناله هایت می رسد از لابه لای نعل ها

تازه داماد حرم روی تو را بوسیده اند
پر شده پیشانی ات از بوسه های نعل ها

پاره ی جان عمو وقت مواسات من است
می زنم بر صورت خود از جفای نعل ها

زیر سم مرکب دشمن کش آورده تنت
مانده از خون تنت بر جای جای نعل ها

پای هر اسبی به خون صورتت آغشته شد
سکه می گیرند اراذل در ازای نعل ها

یک نفر باید بگیرد چشم های نجمه را
بر تنت پیداست کلی رد پای نعل ها

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
08:05
#حضرت_قاسم_مدح
#حضرت_قاسم_شهادت

آفتاب علی الدوام حسن
سحر مسجد‌الحرام حسن
ماه زیبای پشت بام حسن
حسنی زاده‌ای به نام حسن

ای حُسینی ترین سلام حسن

مثل دریا به جزر و مد عباس
بینِ اَبروت بوسه زد عباس
گفت پیشت علی مدد عباس
می‌روی و تمام قد عباس

ایستاده به احترام حسن

جلوه‌ی بی نظیرِ شیر جمل
نوجوان دلیر شیر جمل
روشنیِ ضمیر شیر جمل
جگر شرزه شیر شیر جمل

شد نصیبت همه مرام حسن

جلوه ی نور پنج تن قاسم
دومین نسخه‌ی حسن قاسم
مردِ پیکار تن به تَن قاسم
یَلِ بی باک و صف شکن قاسم

ای قیامت شده قیام حسن

تیغ تیز تو می‌کند غوغا
شیوه‌ی رزمِ تو خود مولا
رجزت مثل مجتبی زیبا
ازرق شام و بچه هایش را

می‌کُشی مُنتها به نام حسن

چار شانه ؛ نه آبشاری تو
استواری تو اقتداری تو
نوه ی شاه ذوالفقاری تو
صاحب تیغ آبداری تو

ای علی اکبر نیام حسن

مدد از نامت استغاثه ی ما
دم زدن از تو ذکر خاصه ی ما
رزم تو بخشی از شناسه ی ما
وصف جنگیدنت حماسه ی ما

رجزت حامل پیام حسن

طاق محراب ؛ کنج ابرویت
شانه کرده نسیم گیسویت
رعد و برق است نعره‌ی هویت
میمنه ؛ میسره ، ثناگویت

یک تنه لشکر نظام حسن

دفترت را بگو غزل اُفتاد
شوکت و هیبت ازل اُفتاد
در پِیِ جانِ تو اجل اُفتاد
بر زمین شیشه‌ی عسل اُفتاد

تَرَک اُفتاده بین جام حسن

به روی خاک جا به جا شده‌ای
هدف زخم سنگ ها شده‌ای
زیر سم خُرد و نخ نما شده‌ای
زیر پا مانده ، بیصدا شده‌ای

قد کشیده شدی ؛ تمام حسن!


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
👍 2
08:07
#حضرت_قاسم_شهادت


چشم خود بستی و چشمم شده دریا چه کنم ؟
می کشی قاسم من ، روی زمین پا چه کنم ؟

تو که داماد منی ، در همه جا یاد منی
به خدا یاد تو هستم من تنها چه کنم؟

قد کشیدی تو و من آه کشیدم ز جگر
شدی ای قاسمم ! اندازه ی سقا چه کنم؟

زنده بودی و به زیر سم مرکب ماندی
دست و پا میزنی و من به تماشا چه کنم ؟

اکبر من که زره داشت به آن روز افتاد
بی زره با تو چه کردند خدایا چه کنم ؟

نوجوان ! عمر تو رفته است به زهرای جوان
با خسوف تو ، من ای ماه دل آرا ! چه کنم ؟

به سم اسب ، تمام بدنت چسبیده
نشود گر همه اعضای تو پیدا چه کنم؟

ای یتیم حسنم با تو چه بد تا کردند
در کنار بدن تو شده ام تا چه کنم؟

گل خوشبوی منی ، بر روی زانوی منی
بیند ار چشم تو زانو زدنم را چه کنم ؟

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein1
👍 3
ش
08:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

شکر خدارا که مبتلای حسینم
از همه بیگانه آشنای حسینم

سنگ کسی را به سینه هیچ نکوبم
سینه زن بزم روضه های حسینم

چشم امیدم به دست هیچ کسی نیست
گرچه گدایم ولی گدای حسینم

همره اصحاب کهف بود سگی هم
من سگ اصحاب با وفای حسینم

فاطمه فرمود با من است حسابش
هر که کند گریه در عزای حسینم

آه که بین دو نهر آب، بریدند
بالب تشنه سر از قفای حسینم

آه که یک تن نبود لحظه آخر
تا بکشد سوی قبله پای حسینم

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 2
ش
11:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_شهادت
#شب_ششم

رسید روضه به روز ششم،حرم غوغاست
میان خیمه ی اصحاب روضه الزهراست
غزال هاشمیان دیده اش چنان دریاست
به دست نامه ی بابا و قاصد باباست

به روی لب فقط احلی من العسل دارد
دلاوریِ حسن ریشه در جمل دارد

رسیده خدمت ارباب و سر خم آورده
ادب نموده و بارانِ نم نم آورده
ز هق هقش گل نجمه،نفس کم آورده
نسیم عطر حسن در محرم آورده

لبان تشنه ی خود را به دست آقا زد
حسین از غم او ناله تا ثریا زد

شده ست عازم میدان دلاور خیمه
و ریخت پشت سرش اشک لشکر خیمه
حسین مانده دل آزرده بر در خیمه
دوباره زنده شده داغ اکبر خیمه

میان معرکه جولان او تماشائیست
غضب نموده و طوفان او تماشائیست

فتاد روی زمین،راه سینه اش سد شد
و چند مرکب جنگی ز روی او رد شد
شبیه موم عسل شد..جدا و ممتد شد
خلاصه اینکه بمیرم…برای او بد شد

زره نبود برایش..وَ سنگ باران شد
به زیر سم فرس صورتش پریشان شد

لگد که خورد به صورت،شکست دندانش
رسید بر سر او مضطرب،عمو جانش
بغل گرفت تن درهم و پریشانش
فقط همین شده چاره..که رخ بپوشانش

براش بردن او تا خیام مسئله شد
دوباره داغ اضافه به قلب قافله شد

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
😭 3 👍 2 1
11:27
#حضرت_قاسم_شهادت

شور و شوقم را ببین، یاور نمی‌خواهی عمو؟
اکبری، یک ذره کوچکتر نمی‌خواهی عمو؟

تاب دوریِ مرا اینجا دل پاکت نداشت
قاسمت را پیش خود دیگر نمی‌خواهی عمو؟

گفتم: «احلی من عسل»، در روضه‌های کربلا
فصل شیرینی، پر از باور، نمی‌خواهی عمو؟

شال بر دوش و گریبان باز و صورت قرص ماه
در میان کربلا محشر نمی‌خواهی عمو؟

چهره‌ی زهرایی‌ام زیباست، اما یک رجز
روز آخر، با دم حیدر نمی‌خواهی عمو؟

خون سردار جمل جاری است، در رگهای من
مردی از نسل یل خیبر، نمی‌خواهی عمو؟

موقع رفتن، مگر با یاد زهرا مادرت
بر فراز نیزه هجده سر نمی‌خواهی عمو؟

پیکرم شاید که نعل اسب‌ها را خسته کرد
یک فدایی، این دم آخر نمی‌خواهی عمو؟

ای که سرهای شهیدان را به دامن می‌کشی!
روی این دامن، گلی پرپر نمی‌خواهی عمو؟

#قاسم_صرافان


@raziolhossein
👍 3 1
ش
15:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#قاسم_بن_الحسن
#فاطمه_بنت_الحسین
#وصیت
#شهادت
#روضه


در کتاب حزن الايمان نوشته است:

وقتی قاتل حضرت قاسم سلام الله علیه خواست سر مبارک ایشان را از بدن را قطع نماید ، قاسم بن الحسن علیه السلام روی کرد به آن ظالم و گفت: بگذار وصيت خود را به کسی بگویم
چون نظر به اطراف کرد، کسی را ندید مگر اسب خود را!...
او را مخاطب نمود و فرمود:
"قولي لأبنة عمي انی قتلت عطشانا غريبا فإذا شرب الماء فاذكريني فاندبي وإذا خضبت بشي فبدمي."

بگو به دختر عمویم که ای دخترِ عم، به تو وصیت دارم.
یکی آن که مرا تشنه و غریب کشتند، هر وقت که آب بیاشامی مرا یاد کن و بر غریبی و بی کسی من گریه کن.
و دیگر آن که در این صحرا خضابی نبود که دست و پای خود را خضاب نمایی، من خجالت از تو دارم، پس به عوض حنا، به خون حلق من خضاب کن.


انوار الشهاده: صفحه ۱۲۷

@raziolhossein
😭 12 👍 5 1
ش
16:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مناجات
#حضرت_قاسم_مدح


ما حسینی گشته‌ایم از قبلِ دنیا با حسن
ما خودِ کرببلا هستیم اما با حسن

هرکه گرید بر حسن در وقت گریه بر حسین
طور دیگر قُرب دارد پیش زهرا با حسن

هست در نام حسن جان، هم جلال و هم جمال
من زیارت می‌کنم  هر پنج‌تن را با حسن

یک کریم از هرچه دارد هر دو عالم کافی است
کارِ ما اُفتاده است امروز و فردا با حسن

من‌که هرچه درد دیدم شد مداوا با حسین
من‌که هر بیچاره دیدم گشت آقا با حسن

کم اگر آورده‌ای در دخل و خرج خانه‌ات
کاروبارت می‌شود تنها مُهیا با حسن

گاه‌گاهی شمع روشن کن به سقاخانه‌ای
نذر کن روز فرج را پیش آقا با حسن

نذر کن باهم حرم سازیم بر خاک بقیع
پیش  قبر فاطمه آییم آنجا با حسن

ترس در این سیره هرگز جای اظهاری نداشت
یک طرف دنیا و ظلمش یک طرف ما با حسن

گفت: لا یوم... و در و دیوار با او گریه کرد
روضه خوانی پا گرفته از همانجا با حسن

حجره‌ی او شد حُسینیه حسینش مستمع
قبل عاشورا محرم گشت پیدا  با حسن

قاسمش جای رجز فرمود انا ابن الحسن
تا به هم ریزد سپاه کفر تنها با حسن

ارزق شامی زمین اُفتاد قاسم نعره زد
کربلا کامل نمی‌گردید الا با حسن

روز محشر هرکسی دنبال آقاییست؛ کاش
مادرش آنجا صدا می‌کرد ما را با حسن

هر که گرید زیر این خیمه یقیناً می‌شود...
مادرش زهرا سلام‌الله علیها با حسن


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 8 2
16:46

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
16:46
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه


شبهای جمعه کربلا غوغاست ای وای
چشم امیرالمۅمنین دریاست ای وای
ذکـــر بُنَیَّ بـرلب زهــــراست ای وای
مرثیه خوانش زینب کبراست ای وای
گــوید کــه یا اُمـاه آهــم را شنیـدند
مادر حسینــم را همین جا سربریدند


فرصت به اولاد و به اصحابش ندادند
مَــرهَـــم به زخـمِ قلبِ بی تابش ندادند
می گفت«اُسقـــــونی» ولی آبش ندادند
مهمان که بود ، حتی از این بابَش ندادند
اصحاب را بر خاک، خون آلود می دید
از تشنگی ارض و سما را دود می دید


تنها میان معرکه ، واغُربَتاٰ ، که...
با گریه می زد ناله‌ی «واقِلَّتاٰ»که...*
واحَســرتا،واضَیعَتــا،واویلتــا که...
«فَوَقَفَ لِـیَسْتَـــریحَ سٰاعَتــاٰ» که...
سنگ جفـــا آیینـــه را بشکست مادر
تیر سه شعبه سینه را بشکست مادر


از یک طرف خولی به استقبال می رفت
ازیک طرف لشگر پیِ خلخال می رفت
مادر نبــودی شمـــر در گـــودال می رفت
مادر خودم دیدم حسین از حال می رفت
بالای تَل بودم ، پُر از آه و پُر از درد
من که نمی رفتم ، حسینم گفت برگرد


برگشتـــم اما پیکـــــرم می سوخت مادر
انگار کــــه بال و پـــرم می سوخت مادر
احساس می کردم سرم می سوخت مادر
در خیمه بودم ، حنجرم می سوخت مادر
احساس می کردم تن من را دریدند
احساس می کردم گلویم را بریدند

*واقلة ناصراه


#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
5 👍 2
ش
18:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


از حالِ خوب روضه بهتر عالمی نیست
همراه من جز اشکهایم همدمی نیست

دلخون تر از پرچم سیاهِ گنبد تو 
این روزها بر بامِ عالم پرچمی نیست

غیر از همین اشکی که می بارم برایت
ولله... بر زخمِ تن تو مَرهمی نیست

باید به حال چشم هایم خون بِگریَم
آنجا که در داغ تو مرطوب از نَمی نیست

در روضه ی گودال جا دارد بمیرم
دزدیدن پیراهنت درد کمی نیست

در داغ تو  زینب کمر خم کرده یعنی...
سنگین تر از داغ تو بی شک ماتمی نیست

آن زن،که حتّیٰ سایه اش را کس ندیده ست
وای از زمانی که برایش محرمی نیست

دریاتر از چشمی که دریا را خجل کرد
در مروه سعی و صفایت، زمزمی نیست

گر عالم و آدم شود بیگانه با من
وقتی تو هستی آشنایم، پس غمی نیست

آرامشی دارم که می دانم ، برایش
از روضه اَت بهتر دلیلِ محکمی نیست

وقتی تو را بالا سرِ قبرم ببینم
دیگر برایم بهتر از آن دم، دمی نیست

#م_محمدی_مزینان

@raziolhossein
👍 5
12 July 2024
ش
11:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 78.2 KB
11:58
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


گفتم از آبی که می‌نوشند حتی اسب‌ها
مرهم لب‌های بی‌جانش کنم اما نشد

آنقدر گفتم که منوا مادرم هم گریه کرد
خواستم یک جرعه مهمانش کنم اما نشد

رو زدم بر حرمله گفتم علی، جان می‌دهد
رو زدم شاید پشیمانش کنم اما نشد

 بچه‌ام را تشنه بر دستم گرفتم خواستم
آن جماعت را پریشانش کنم اما نشد

خون چکید از این عبا و مادرش از هوش رفت
آمدم با تیر پنهانش کنم اما نشد

پشت خیمه خاک کردم پیکرش را لااقل
مخفی از چشمِ سوارانش کنم اما نشد

جای زخم ناخنش بر گردن من مانده است
زخم آوردم که درمانش کنم اما نشد
 
تیر وقتی خورد بر حلقش ، نگاهش خشک شد
هی تکان دادم که گریانش کنم اما نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
4 😭 2 👍 1
11:59
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


من غیورم به خدا ناله به ذلت نکشیدم
پسرم ذبح شد از حرمله منت نکشیدم

سر اولاد مرا در بغلم زنده بریدند
من ولی رو به خدا دم به شکایت نکشیدم

شمر هو کرد ، سنان عربده زد ، حرمله خندید
هیچ روزی به خدا اینهمه غربت نکشیدم

گلوی اصغر و بازوی مرا تیر به هم دوخت
تیر را از گلوی دوخته راحت نکشیدم

تیر شرمنده‌ی من شد عمر سعد ولی نه
چه بلاها که از این حجم قساوت نکشیدم

بروم خیمه ، بمانم ، بروم دشت ، چه سازم
من سر اکبر خود این همه حیرت نکشیدم

چشم من خورد به چشمان رباب آه کشیدم
آه از هیچ کس اینطور خجالت نکشیدم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
12:02
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

از لبش خون گرم جاری بود
حرمله گرم می گساری بود

گلویش تیر بی هوا خورده
گوش تا گوش طفل را برده

مانده یک قطره شیر در کامش
جای شیر است تیر در کامش

آتش افتاد روی قلب پدر
پیش چشمش چه کرده تیر سه پر

شیر خواره نماد غربت اوست
سند غربت شهادت اوست

می‌رود تا حرم ولی گریان
حجت الله حق شده حیران

بی نشان می سپاردش بر خاک
تا نگردد ز نیزه سینه چاک

آن سه روزی که شاه در گودال
بدنش زیر پا شده پامال

بدن شیر خواره اش  چه شده؟
صورت ماه پاره اش چه شده؟

نعل مرکب چه کرده با بدنش
مانده آیا نشانه ای ز تنش

ظلم این تیر بی نهایت بود
هدیه از دوره ی خلافت بود

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
12:05
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را
شاهی که شکسته‌ست مصیبت کمرش را

پروانه به هم ریخته گهواره خود را
تا باز کند از پر قنداق، پرش را

تلخ است پدر گریه کند، طفل بخندد
سخت است که پنهان بکند چشم ترش را

دور و برش آن‌قدر کسی نیست که باید
این طفل در آغوش بگیرد پدرش را

دور و بر او آب و به او آب ندادند
می‌کرد تماشا همه ی دور و برش را

آن تیر که عباس از او نقش زمین شد
آییدو ببینید به کودک اثرش را

این قسمت من بود شود طفل دو قسمت
آورده پدر سمت حرم دو پسرش را

ماندم چه کنم دفن دو شش ماهه چه سخت است
اول بدنش دفن کنم یا که سرش را

دفنش بکنم تا ب سم اسب ندارد
بهتر که کنم دفن تن مختصرش را

جرمش همه این بود که هم نام علی بود
با هلهله کشتند علی دگرش را

مادر نگران است، خدایا! نکند تیر
نیت کند، از شیر بگیر پسرش را

هم چشم به راه است که سیراب بیارند
هم دلهره دارد که مبادا خبرش را...

ای وای از آن تیر و کمانی که گرفته‌ست
این بار سپیدی گلویی نظرش را

وقتش شده بر دست بگیرد جگرش را
مردی که شکسته‌ست مصیبت کمرش را

#علی_عباسی
#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
👍 3
12:05
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


مظلوم ترین ،تشنه ترین طفل شهیدی
در خون خودت مثل علمدار تپیدی

می خواستی آرام بخوابی گل مادر
با قهقهه ی حرمله از خواب پریدی

همراه پدر آمدی و حرمله اینبار
با خنده به خود گفت ،چه حلقوم سفیدی!

گفتی که گلویم سپر غربت باباست
آخر مگر از غربت بابا چه شنیدی

این تیر برای تو بزرگ است عزیزم
شش ماهه ی من! زود به معراج رسیدی

این تیر تو را یک شبه از شیر گرفته..
مادر به فدایت چِقَدَر درد کشیدی

ای حرمله از زندگی ات خیر نبینی
من زنده بمانم پس از این با چه امیدی

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
1 👍 1
12:07
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام‌الله‌علیها


این نی‌نوای روضه‌به‌لب، این صدای کیست؟
این تکّه‌های کرب‌و‌بلا ردّ پای کیست؟

این چادرِ کبود، که بی‌سایه و عمود
آتش به آسمان زده، ماتم‌سرای کیست؟

این چهره‌ای که شب شده از هُرمِ آفتاب
رختِ سیاه کرده به تن، در عزای کیست؟

انگار مادرِ همه‌ی شیرخواره‌هاست
این آرزوی سوخته، این لای‌لای کیست؟

هر کس که می‌شناخت، بَدَل شد به روضه‌ای
این مقتلِ غریبِ وطن، آشنای کیست؟

کافر نبیند آنچه مرا پیر کرد و کشت!
یارب چه دیده است مگر، این دعای کیست؟

آغوشِ او هنوز پُر از بوی اصغر است
دیگر نپرس این همه لالا برای کیست!

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 2 1
12:08
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


تیری که بر گلوی علی جای آب شد
از خونِ او محاسنِ منهم خضاب شد

پنجاه و چند سال ز بدر و حنین رفت
گفتند خونِ خیبر و خندق حساب شد

این طفلِ تشنه لب، سندِ غربت من است
تیری مکید و بر روی دستم بخواب شد

شد پاره پاره مثل فدک، حلقِ نازکش
ذبحی عظیم پاره ی قلب رباب شد

آغوشِ من، اگرچه شده قتلگاه او
لبخند میزند! جگرِ من کباب شد

"لا تُحرِ قَلبی" از طرف خیمه میرسد
گوید سکینه: زَهره ی قلبم مذاب شد

گوید رقیه: بند دلم پاره شد بیا...
ای نازنین برادرِ من، وقت خواب شد

اما ز پشت خیمه کسی گفت: ای رباب...
تعجیل کن، که روی علی در نقاب شد

یک عده نیزه دار، به دنبال غارتند
بشتاب که، مزارِ علی هم خراب شد

بر نیزه، راسِ کودک شش ماهه جا نشد
زینب که دید، در دل او انقلاب شد

بر سر زنان، تمام زنان جیغ می‌کشند
زهرا شنید و خونجگرش بوتراب شد

سرها به نیزه رفت و بدنها بخاک ماند
با اینکه دفن کشته ی اهل عذاب شد

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
12:10
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


دُرّ گونه ؛ زیبا و سپید: از گوش تا گوش
گلبوسه تنها می دوید از گوش تا گوش

هر بار که بابا بغل کرد اصغرش را
دست نوازش می کشید از گوش تا گوش

در گوش جبرائیل بی شک روضه خوانده
وقتی خداوند آفرید از گوش تا گوش

"روح الامین" را از شب هفتم بگویید
باید تصاویری کشید از گوش تا گوش

فردای محشر "گردنش" باشد "مدالش"
دارد نشان طفل شهید از گوش تا گوش

جای تورق گریه باید کرد زیرا
می آورد "شیخ مفید" از گوش تا گوش...

با اینکه قد و قامتش در تیررس بود
یکباره فرمانی رسید از گوش تا گوش

از خستگی خوابیده بود آشفته اش کرد
تیری که نازش را کشید از گوش تا گوش

تیری که راحت حرمله آن را رها کرد
حلقوم اصغر را برید از گوش تا گوش

چون برگ پاییزی سرش از نیزه افتاد
باد خزان وقتی وزید از گوش تا گوش

وقتی رباب از حنجر او یاد می کرد
با گریه ناخن می کشید از گوش تا گوش

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 2
12:12
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


چه داغی رو دل مادر گذاشتی
با رفتن تو دل من غصه کاشتی
شنیدم که سه شعبه دندونه داشت
عزیزم تو ولی دندون نداشتی

با رفتن قلب‌مو مادر شکستی
بکش رو قلب من از دور دستی
دلم می خواست رو منبر بشینی
حالا رو منبرِ نیزه نشستی

از این دنیا به جز آزار ندیدی
واست چیزی نداشت جز ناامیدی
برای دیدنت سر بالا بردم
علی جونم چه قدر زود قد کشیدی

می خواستی مثل بابا پهلوون شی
می خواستی راهی هفت آسمون شی
تو بیرون اومدی از قبر عمدا
تا بین راه برا من سایه بون شی

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
12:13
#حضرت_رباب_سلام‌الله‌علیها
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

رباب بود و غمی که سرش خراب شده
صدای گریه ی اصغر غم رباب شده

خراب کودک او عالم است و یک‌ لحظه
رباب خیر ندید از همین خراب شده

زن است و دلخوشیش نغمه نغمه لالایی
رباب نغمه ی لالاییش عذاب شده

حسین کودک خود را گرفت از مادر
شتافت سمت فراتی که خود سراب شده

برای قطره ی آبی به دشمنش رو زد
گرفت آب ؟ نه اما حسین آب شده

حسین ماند و غمی نونهال در آغوش
چه غنچه ای است درآغوش گل گلاب شده

کدام صفحه تاریخ را رقم زد تیر
کدام پرسش تاریخ را جواب شده

حسین یاد غم داغ پشت در افتاد
دویاره کشتن شش ماهه فتح باب شده‌

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
12:15
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


بگو چکار کنم با غم آشنا نشوی
تو ماه پاره چرا ماه دلربا نشوی

کسی نمانده برایم فقط تو ماندی و بس
بگو چکار کنم تو ز من جدا نشوی

بگو چکار کنم من ، نَفَس نَفَس نزنی
بگو چکار کنم تشنه لب ، فدا نشوی

بگو چکار کنم من ، سر تو خم نشود
بگو چکار کنم چون هلال ، تا نشوی

به گریه های بلندت ، بلند خندیدند
خدا کند که تو آگه ز طعنه ها نشوی

سپیدی گلویت بود کار دستت داد
خدا کند که تو از دست من رها نشوی

به وقت تیر کشیدن ، چه قد کشیدی تو
گمان کنم پسرم در عبا تو جا نشوی

بگو چکار کنم من ، دو قسمتت نکنند
بگو چکار کنم من که تو دو تا نشوی

لبت که چند ترک خورد ، وای بر جگرت !
عزيزِ دَرهَم من ! تا ابد تو وا نشوی

بیا رباب ! که طفل رباب را کشتند
ز دست رفت دگر ، دست بر دعا نشوی

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
12:20
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#روز_هفتم

آن خیمه‌ که بهشت دخیل است بر درش
آتش گرفت چون جگرِ آب‌آورش

از خیمه‌ها هنوز به عباس می‌رسد
آهِ رباب و گریه‌ی نوزاد مضطرش

“بودند دیو و دَد همه سیراب و می‌مکید”
اصغر ز قحط آب سرانگشت مادرش

بعد از سه شب گرسنگی و گریه و عطش
جانی نمانده بود در اندام لاغرش

گهواره جایگاه سخنرانی‌اش نبود
دست حسین گشت بلندای منبرش

وقت رجز، گلوش دهن باز کرده بود
با ذکر یابن فاطمه و یابن حیدرش

تشویق کرد حرمله را لشگر یزید
وقتی علی به سمت عقب پرت شد سرش

وا شد گلوش قبل زبان باز کردنش
رفت و «پدر» نگفت علی‌اصغر آخرش

خون ذبیح ریخت روی سینه‌ی خلیل
حالا که می‌دهد خبرش را به هاجرش؟

طوری حسین کودک خود را فدا نمود
حتی نریخت روی زمین خون اطهرش

هنگام‌ دفن‌ کردن‌ شش ماهه‌ی حرم
افتاد یاد محسن مظلوم و پرپرش

از او چه مانده بود که بیرون کشیده شد
از قبر در مقابل چشمان مادرش

امّید راه رفتن او را رباب داشت
با پای نیزه آمده حالا برابرش

از صبح تا به شب به نوک نیزه خیره و…
شب تا به صبح طفل خیالی‌ست در برش

#یامظلوم

@raziolhossein
3 👍 1
12:24
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


آن تیر غیر ناله و شیون چه می‌کند
آتش گرفته وقت دویدن چه می‌کند

خشکیده از عطش همه‌ی سروهای باغ
با تشنگی شکوفه گلشن چه می‌کند

تو واضح است جنگ نداری و خصم با
لبخندت این دلیل مبرهن چه می‌کند

افتاده زخم در گذرش بر تن نسیم
تیر سه‌شعبه وقت رسیدن چه می‌کند

چیزی به غیر بوسه ندیده‌‌ست حنجرت
با نرمی گلوی تو آهن چه می‌کند

گامی به سوی حرمله گامی سوی رباب
مرد اینچنین شکسته شود زن چه می‌کند

پنهان اگر چه خواست تو را در عبای خود
با تیر این علامت روشن چه می‌کند

گریه، گلایه، صبر ندانم که مادرت
هنگام دیدن تو به مدفن چه می‌کند

با اشک‌های مادر تو سنگ هم گریست
آه رباب با دل دشمن چه می‌کند

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی


@raziolhossein
12:28
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

در آسمان کرببلا، کم ستاره نیست
امّا به دل‌رباییِ این ماه‌پاره نیست

گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست
این کشتی نجات بُوَد، گاهواره نیست

"در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست"
نامش علی‌ست، شیر بخوان، شیرخواره نیست

قنداقه را به معرکه‌ی عشق می‌برند
"در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست"

با یک نظر گرفت گلوی سه‌شعبه را
نازم به تیغ طفل که جز یک نظاره نیست!

با گریه‌اش ز مادر و با خنده از پدر
اشکی گرفته است که آن را شماره نیست

بر غربت حسین، گلوی علی گواست
با هیچ کس چنین سند پاره پاره نیست

دیشب صدای گریه‌‌اش از عرش هم گذشت
امشب علی کجاست که در گاهواره نیست؟

باید کنار گریه، صبوری کند رباب
جز اشک، غیر صبر، دگر راه چاره نیست

با نی بگو که زخمیِ تیر سه شعبه است
این حلق را که طاقت زخم دوباره نیست

در آسمان که سرخ شود موقع غروب
آیا به یاد حنجر او یادواره نیست؟

"تربت"! بس است شرح غم بی کرانه‌اش
بحری‌ست بس عمیق که آن را کناره نیست

از ۹ شاعر به ترتیب ابیات:

#مهدی_محب‌زاده
#فصیح‌الزمان_شیرازی_رضوانی
#فریدون_مشیری + #حمیدرضا_اسلام‌لو
#مهدی_محب‌زاده + #حافظ_شیرازی
#جواد_هاشمی_تربت
#مهدی_حسین‌قلیان
#احمد_گرجی
#علی_کاملی_کرمانشاهی
#جواد_هاشمی_تربت
#محمدحسین_مهدی‌پناه
#جواد_هاشمی_تربت
#عباس_بردبار


@raziolhossein
👍 2 1
12:32
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

گریه بر جان دادنش افلاک کرد
خون زیر حنجرش را پاک کرد
کند با شمشیر قبر کوچکی..
از لحد کوچکترش را خاک کرد

تیر جا خوش کرده ای بر حنجر است
ذبح اکبر بود و  نامش اصغر است
تاج گل از قبر او شرمنده بود
قدش از یک شاخه گل کوچکتر است


آه از این سینه ی پر خون بکش
ناز از این غنچه ی گلگون بکش
مادرش از دیدنش جان می دهد
تیر را آهسته تر بیرون بکش ...

دفن شد آن دیده ی دریایی اش
خاک شد شرمنده ی زیبایی اش
وقت تلقین علی اصغر رسید
اسمع افهم شد دم لالایی اش ...

قبر شد کاشانه اش شرمنده ای
از غبار خانه اش شرمنده ای
جای طفلت داخل گهواره بود
از تکان شانه اش شرمنده ای

#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
3
12:39
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

قدری بخواب،غنچۀ عطشان باغ من
داغی منه زماتم خود روی داغ من

سقای اهل بیت زصحرا نیامده
آبی به خیمه گاه ز دریا نیامده

راهی سوی فرات دگر وا نمی شود
با گریه ات که آب مهیا نمی شود

شد خیمه ازملال تو بیت الحزن علی
پیش رباب چنگ به صورت مزن علی

بس کن رقیه تاب ندارد زگریه ات
تا کی سکینه اشک ببارد زگریه ات

بس کن که تار حنجره ات پاره می شود
مادر ز ناله های تو بی چاره می شود
****
وقتی صدای غُربت مولا بلند شد
یک لحظه گریه ات به گلوی تو بند شد

گرلحظه ای رها زملال وتعب شدی
تو با خبر شدی که به میدان طلب شدی

ما را تو سرفراز به پیش بتول کن!
یک التماس مادرخود را قبول کن!

رفتی زخیمه گاه سرت را تکان مده
برحرمله گلوی خودت را نشان مده

ترسم اسیر پنجۀ ظلم عدو شوی
ترسم زتیر حرمله پاره گلو شوی

دل را به غم زگریه تو پیوند می زنی
پس کی به جای گریه تو لبخند می زنی؟

داغی منه زماتم خود روی داغ من

سقای اهل بیت زصحرا نیامده
آبی به خیمه گاه ز دریا نیامده

راهی سوی فرات دگر وا نمی شود
با گریه ات که آب مهیا نمی شود

شد خیمه ازملال تو بیت الحزن علی
پیش رباب چنگ به صورت مزن علی

بس کن رقیه تاب ندارد زگریه ات
تا کی سکینه اشک ببارد زگریه ات

بس کن که تار حنجره ات پاره می شود
مادر ز ناله های تو بی چاره می شود
****
وقتی صدای غُربت مولا بلند شد
یک لحظه گریه ات به گلوی تو بند شد

گرلحظه ای رها زملال وتعب شدی
تو با خبر شدی که به میدان طلب شدی

ما را تو سرفراز به پیش بتول کن!
یک التماس مادرخود را قبول کن!

رفتی زخیمه گاه سرت را تکان مده
برحرمله گلوی خودت را نشان مده

ترسم اسیر پنجۀ ظلم عدو شوی
ترسم زتیر حرمله پاره گلو شوی

دل را به غم زگریه تو پیوند می زنی
پس کی به جای گریه تو لبخند می زنی؟


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 2
12:41
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی


از لشکر کوفه این خبر میآید
زخم است و دوباره بر جگر میآید

این بار هدف کیست؟ پدر یا که پسر؟
تیرست و به قصد سه نفر میآید!


گفتند بر او داغ مجسم بزنند
یک تیر ولی سه زخم توأم بزنند

حتی گهواره علی را بردند
تا تیر به قلب مادرش هم بزنند

#سیدمهدی_حسینی_رکن‌آبادی

@raziolhossein1
1 👍 1
12:42
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


داغِ تو داغِ گریه داری بود
بعد از تو کارم بیقراری بود

رفتی و آغوشم زمستان شد
با بودنت اما بهاری بود

سهم من از شش ماه لبخندت
کم بود اما روزگاری بود

تنها گناه من به این مردم
یک جرعه آب‌ امیدواری بود

تیری که از ساقه تورا چیده
یک تیر داغ و زهرداری بود

مانند زخمِ گوش تا گوشت
زخم فراقت زخم کاری بود

اندازه‌ی خون گلوی تو
از چشم‌هایم اشک جاری بود

از من نباید میگرفتندش
گهواره‌ی تو یادگاری بود

لبخند من پشت حرم دفن است
بعد از تو کارم سوگواری بود

مادر به شیرش مادراست اما
سهم منِ مادر نداری بود

دیشب که در صندوقچه خوابیدی
کارم فقط چشم‌ انتظاری بود

#یا_مظلوم

@raziolhossein
👍 1
12:43
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی


حالا که هدف گلوی اصغر شده است
چشمان خود سه شعبه هم تر شده است

زیر لب خود کمان چنین می گوید
بیچاره رباب تازه مادر شده است

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
2 😭 1
13:00
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب_سلام‌الله‌علیها


خیال کن که به او داده آب این لشکر
به اشک طفل تو داده جواب این لشکر

خیال کن که به آغوش تو علی برگشت
به چند قطره شبنم لب علی تر گشت

صدای گریه او مانده گرچه در گوش ات
خیال کن که علی هست بین آغوشت

خیال کن که نداری از او تو فاصله ای
کمان نبوده و اصلاً نبوده حرمله ای

خیال کن که علی تو ناز رفته به خواب
رباب گریه نکن اینقدر نشو بیتاب

قبول گریه کن اما رباب حداقل
بیا به سایه نه در آفتاب حداقل

قبول تیر سه شعبه رسید اما حیف
دعای آب نشد مستجاب حداقل

رسید تیر و گلو را گرفت اما کاش
نداشت این همه دیگر شتاب حداقل

قبول غصه ام این است کاشکی نشود
به نیزه ها تل جنگی حساب حداقل

به نیزه رفت ولی کاش زلف او میداشت
به روی نیزه کمی پیچ و تاب حداقل

ریاب آرزویش این شده ببیند که
علی کوچک او خورده آب حداقل

زنی که داغ پسر دیده کاشکی
نرود به دست بسته به بزم شراب حداقل...

#علی_کاملی

@raziolhossein1
2 👍 2
13:08
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


جان به پیکر داشت وقتی مشک‌ها جان داشتند
کاش می‌شد ابرها آن روز باران داشتند

کاش می‌شد قطرۀ آبی به خیمه می‌رسید
آب‌ها هم کاش که حرّ پشیمان داشتند

آب باعث شد که مردی آب شد پیش همه
آب‌ها از شمر گویا اذن میدان داشتند

کودکی آرام شد با لای‌لای تیرها
بعد از آن گهواره‌ها خواب پریشان داشتند

سورۀ کوچک که روی دست بابا ذبح شد
مجلس مرثیه‌ای آیات قرآن داشتند

بند قلب آسمانی‌ها به مویی بند بود
بر نخ قنداقه‌اش از بس که ایمان داشتند...

هیچ داغی مثل داغ کودک شش‌ماهه نیست
اهل‌بیت از حرمله بغض دوچندان داشتند

نیزه‌ها در پشت خیمه خاک بر سر ریختند
ماه‌های روی نیزه چشم گریان داشتند

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
ش
14:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


در غمت داده ام از دست عنانم چه کنم
خنده ی آخر تو برده امانم چه کنم

یک طرف خنده ی لشگر طرفی اشک رباب
مانده ام من بروم یا که بمانم چه کنم

تیر را گر بکشم راس ز هم می پاشد
خار را از جگرم گر نکشانم چه کنم

ترس دارم که بیفتد سر تو از بغلم
روی دوشم شده ای بار گرانم چه کنم

می دود مادر تو گریه کنان پشت سرم
به پس خیمه تو را گر ندوانم چه کنم

بیشتر خاک به زیر سر تو ریخته ام
پیکرت را به سرت گر نرسانم چه کنم

چشم تو باز و چسان خاک بریزم رویت
تا که مادر نرسیده نگرانم چه کنم

چه کنم تا که نفهمد چه سرت آمده است
نیزه ای فاش کند راز نهانم چه کنم

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2 👍 1
ش
14:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#عامیانه

یه جوری دل منو سوزوندی که
تا قیامت از دلم غم نمیره
هر چی رو ببخشم و یادم بره
خنده‌هات حرمله یادم نمیره

شیرخوارم کاری به کار تو نداشت
مثل من چشای بارونی نداشت
تشنگی یه کاری کرده بود باهاش
حتی واسه جون دادن، جونی نداشت

یه روزِ خوش نبینی توو زندگیت
شادیا برات عذاب شه حرمله
ربابُ خونه خراب کردی چرا !؟
الهی خونت خراب شه حرمله

حالا با چه رویی تا حرم برم ؟
جلوی خیمه نشسته مادرش
غنچه که طاقت طوفان نداره
نامسلمون به یه پوست بنده سرش

جواب ربابُ حالا چی بدم ؟
نگه واسم یه گل پرپر آورد
دلشوره دارم ازم سئوال کنه
کِی علی‌م دندون شیری درآورد !؟

برای کشتن من نیازی نیست
مثل شمری بره خنجر بیاره
از گلوی پسرش با چه دلی !
یه پدر می‌تونه تیر در بیاره

#وحید_قاسمی


@raziolhossein
2 👍 2
14:53
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

بنویسید که اینگونه شده سرگشته 
یک قدم رفته به خیمه، دو قدم برگشته

روی برگشت ندارد به حرم، حق دارد
چه جوابی بدهد، بی علی اصغر گشته

طفل را زیر عبا برد، همه فهمیدند 
پدر پیر خجالت‌زده مضطر گشته

نه فقط خیمه، که از حالت واله شدنش
دیده‌ی لشگر کوفه به خدا، تر گشته

آب می‌داد و نمی‌داد چه فرقی می‌کرد؟!
رفتنی بود دگر غنچه‌ی پرپر گشته

آب می‌خواست اگر، خواست هدایت بشوند
پاسخ خواستنش خنده‌ی لشگر گشته
 
به دلش تیر سه شعبه دو سه تا داغ گذاشت 
داغ این طفل ولی چند برابر گشته
 
آه! از تیر بزرگی که به حلقومش خورد
آه! از آن بدن کوچک بی سر گشته

#یامظلوم


@raziolhossein
4 😭 4 👍 3
14:55
#امام_حسین_مناجات


ما در این درگاه دنبال مقامی نیستیم
ما پی چیزی به غیر از این غلامی نیستیم

با تو ما را می شناسند ای کریم مهربان
بی تو ما نزد کسی اصلا گرامی نیستیم

ما کبوترهای جلد کنج باب القبله ایم
خاک درگاهیم ما، دنبال بامی نیستیم

دست ما پیش کسی جز تو نمی گردد دراز
در گدائی پخته ایم و غرق خامی نیستیم

از ازل مُهر غلامی علی بر ما زدند
ما به جز نام علی دنبال نامی نیستیم

این دهه یاد لبت ما آب کمتر خورده ایم
این دهه ناآشنا با تشنه کامی نیستیم

عاقبت از روضه ی روز دهم دق می کنیم
در رفاقت با تو اهل بی مرامی نیستیم


#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 3 2
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


رسد به فصل جدایی اگر کتاب بد است
و تشنه ماند اگر طفلِ ربّ آب بد است

مگر چقدر از آب فرات را می‌خواست
برای طفل که بیش از دو جرعه آب بد است

به پیش مادر طفلی که از عطش مُرده
نه حرف آب زنید و نه لب به آب.. بد است

شبیه چوبه‌ی گهواره‌ی علی‌اصغر
دلش شکسته و حالِ دلِ رباب بد است

خدا کند که سوال از سرِ علی نکند
اگر که حرمله پاسخ دهد جواب بد است

به گریه گفت چرا روی نیزه خوابیدی؟
مگر که دامن مادر برای خواب بد است؟

خدا کند که نقابی به رخ کشد خورشید
برای صورت شش ماهه آفتاب بد است

اگرچه بر رویِ سرنیزه سفت بسته شده
برای حمل سرش رقص و پیچ و تاب بد است

خداکند که نِی‌اش را تکان‌تکان ندهند
برای مادر غمدیده اضطراب بد است


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 4 😢 2
ش
19:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1 👍 1
19:46
#امام_زمان_محرم

بیا بر قله‌ی هستی لوای عدل برپا کن
بیا دین را دوباره مثل جدّ خویش احیا کن

چرا از چشم خود تنهای تنها اشک می‌ریزی؟
بیا در ماتم جدّ غریبت گریه با ما کن

بیا از چشم سقّا تیر دشمن را برون آور
بیا زخم گلوی خشک اصغر را مداوا کن

بیا اشک خجالت پاک کن از دیده‌ی سقّا
بیا از خون دل بر تشنه‌کامان دیده دریا کن

بیا با عمّه‌هایت جستجو کن در بیابان‌ها
گلی در کربلا گم گشته زیر خار پیدا کن

بیا و گریه کن بر یاس‌های نیلی زهرا
بیا روی کبود عمّه‌هایت را تماشا کن

بیا خونْ پاک کن با اشک از پیشانیِ جدّت
بیا قرآنِ ثارالله را بر نیزه معنا کن

بیا و عمّه را بیرون ببر از بین نامحرم
بیا زنجیر از بازوی زین العابدین وا کن

برای آنکه در محشر قبول مادرت افتد
بیا و دفتر اشعار ” میثم ” را تو امضا کن

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 👍 2
19:47
#امام_زمان_محرم
#شب_هفتم

شبیه برف که درگیرِ آفتاب شده
دلم ز شدّتِ هُرمِ فراق، آب شده

«میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست»...
گناه‌کاریِ من، بین ما حجاب شده

چقدر پیش نگاه تو معصیت کردم
چقدر پیش تو این عاشق‌ات خراب شده

به سیلی پدرانه همیشه محتاجم
که سربه‌راه شد آن طفل که عتاب شده

چقدر «آه» نوشتم..، به دست تو نرسید...
فراق‌نامه‌ی من این چُنین کتاب شده

به غیر پشت در خانه‌ات کجا برود؟!
همان گدایِ سرافکنده‌یِ جواب‌شده

وصال یار..، به جز سوختن مُیَسَّر نیست...
بگو به شمع که پروانه‌ات مُجاب شده

درختِ «آب» نخورده، ثمر نخواهد داد
دعا به لطف همین «گریه» مستجاب شده

تو را به خونِ علی‌اصغرِ حسین..، بیا...
بیا که شیعه‌ی تو غرق در عذاب شده

سه شعبه خورد به مشکی و آبرویی ریخت...
رشید اهل حرم از خجالت آب شده

عمو کجاست ببیند به جای جرعه‌ی آب
طناب حرمله‌ها قسمت رباب شده

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1
19:47
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی


او همهمه را دور و برش می شنود
این زمزمه را از پدرش می شنود

حالا که تو تیر را زدی، حداقل
آهسته بخند، مادرش می شنود


#سید_علی_احمدی


@raziolhossein
😭 2
19:49
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


دارد چنان ز سوز عطش در گلو گره
کز ناله اش فتاده به هرگفتگو گره

تیر سه پر مگر گره از کار وا کند
حالا که وانشد به دو دست عمو گره

زنده است مادرش به امید تبسمش
خورده حیات او به همین آرزو گره

از ذبح طفل خویش اگر بود باخبر
میزد کجا رباب به قنداق او گره

شرم از رباب ، داغ پسر ، غربت و عطش
در کار شه فتاد ز هر چارسو گره

باب الحوائج است مگو دست بسته است
در رشته امور گدایش مجو گره

#محمدعلی_کردی

@raziolhossein
4
13 July 2024
ش
09:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 51.1 KB
09:50
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


گرفته بر سر دامن سر جوانش را
و داده است ز کف طاقت و توانش را

برای این‌ که پدر را پسر صدا بزند
پدر گرفت دمی خون در دهانش را

صدای خنده‌ شان تا رسید نفرین کرد
ز  آه  سینه‌ی خود جمع دشمنانش را

خلیل وعده نمود و پس از هزاران سال
حسین آمد و پس داد امتحانش را

دوباره حرف علی کوچه باز شد این‌بار
کشاند تا وسط دشت عمه جانش را

مردّد است که تا خیمه‌ها که را ببرد
تن جوانش را ...  یا  قد کمانش را ؟


وساعتی پس از‌این روی نیزه خواهدگفت
موذن حرم کربلا اذانش را


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
2 👍 2
09:52
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


چه حال و روز عجیبی، گذشت بر تو حسین جان
که همچو بازِ شکاری، تو آمدی سوی میدان

علی مقابل چشمِ تو پاره پاره بدن بود
میان گرد و غباری تنِ جوان تو پنهان

در آن زمان که به زانو، کشیده ای بدنت را
کنار پیکر اکبر، امان ز حال پریشان

در احتضار، علی میکشید پا به زمین و
نفس نفس زدنش در شماره بود فراوان

ز لَخته خونِ گلویش، دلت به تاب و تب افتاد
فغان کشیدی و گفتی: خدا کند ندهد جان

صدا زدی وَلَدی! خواهرم رسیده کنارت
ز جا بخیر و ببر عمه را ز دیده ی عدوان

مَخواب راحت علی جان! حرم پناه ندارد
مرو که بعدِ تو دنیا، چه جای ماندنِ یاران؟

مَبند دیده بُنَیَّ، سخن بگو دمِ آخر
پس از تو چون رود عباس، وای بر دل طفلان

اگر که چشمِ عمو را سپاه دور ببیند
که رحم می‌کند آندم بدون تو به یتیمان

خدا کند نرود معجری ز حمله به غارت
خدا کند نشود هجمه ای به خیمه ی نسوان

صدای هلهله ها را مگر نمی شنوی که...
تمامِ جبهه شده پر ز پایکوبیِ آنان؟!

اگر به خیمه هجومی شود پس از تو و عباس
نَه گاهواره بماند، نَه زیوری ز عزیزان

پس از شهادتِ یاران، نَه محرمی نَه پناهی
مگر خدا بکند رحم بر سپاهِ غریبان

اَمان ز حالِ رباب و اَمان ز حالِ سکینه
که خاک بر سر دنیا پس از عروجِ شهیدان

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
👍 1
09:54
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


سیرت شهزاده همچون شاه بود
صورتش مانند قرص ماه بود

عده ای احمد صدایش می زدند
بسکه او شکل رسول الله بود

تشنه ی بوسیدن رویش حسین
یوسف یعقوب خاطرخواه بود

این جوان ممسوس در ذات خدا
از طریق بندگی آگاه بود

لحظه لحظه با امام عصر خود
هم عقیده همنفس همراه بود

اولین قربانی آل رسول
در دلش کی ذره ای اکراه بود ؟

خواهرانش را تک و تنها گذاشت
در دلش غم ؛ بر لبانش آه بود

هرچه گفت از غربت جدش علی
پاسخش تنها بد و بیراه بود

نیزه ای وقتی به پهلویش نشست
ناله اش فریاد یا اُمّاه بود

در جوان مرگی اکبر فکر کن
مثل زهرا عمر او کوتاه بود

پیر شد بابا سر تشییع او
بسکه داغ رفتنش جانکاه بود

                              .........

نقل بعضی حرف ها ممکن نبود
گریه باید کرد با "ممکن نبود "

از صحابه هیچ کس باقی نماند
ماندنش در خیمه ها ممکن نبود

کاروانی در وداعش گریه کرد
فهم هجر مصطفی ممکن نبود

صحبت از رسم و رسومات عرب
در زمین کربلا ممکن نبود

داغ پشت داغ دید آقای ما
کندن رخت عزا ممکن نبود

بر سر بالین اکبر ضجه زد
گریه های بی صدا ممکن نبود

فرق سر تا بین ابرو باز شد
بستن فرق دو تا ممکن نبود

پهن شد آنجا عبایی هم ولی
بُردنشَ با یک عبا ممکن نبود

قطعه قطعه ؛ ریز ریزش کرده اند
حال فهمیدی چرا ممکن نبود ؟

خواهری آمد عصای دست شد
راه رفتن بی عصا ممکن نبود


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
09:59
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


آسمان تیره شد از بس قمرم ریخت به هم
چقدر بسمل بی بال و پرم ریخت به هم

قامتش بود قیامت، صف مژگان محشر
چشم خورده پسرم ، چشم ترم ریخت به هم

یا علی گفته ام از بسکه علی دیدم من
تا نجف رفت صدایم، پدرم ریخت به هم

به خدا هر که پسر داشت به من می خندید
بین لبخند پسرها ، پسرم ریخت به هم

بسکه من تیر کشیدم ، جگرم تیر کشید
جگرم سوخت ، چو دیدم جگرم ریخت به هم

کس ندیدست پسر را پدرش بشمارد
دانه دانه شد و بر دور و برم ریخت به هم

رو به قبله نشد از بسکه به هم ریخته بود
قبله هم سوخت ز سوز جگرم ریخت به هم

یک عبا دارم و صد تا علی اکبر، چه کنم؟
تا عبا دید که من در به درم ریخت به هم

کرده ام جمع اذان گوی حرم را اما
باز دیدم نرسیده به حرم ریخت به هم

همه با کشتن اکبر ، پدرش را کشتند
قبل گودال ، ز پا تا به سرم ریخت به هم

از غم یوسف لیلا ، به چه روز افتادم
پیش چشم همه شمع سحرم ریخت به هم

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
3
09:59
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


برا من بعد اکبر حاصلی نیست
جهان هیچه برام وقتی علی نیست
شاید عیب از نگاهم باشه زینب
همه صحرا رو می گردم ولی نیست

همه سعی می کنن اما نمیشه
میون هیچ عبایی جا نمیشه
ندارم غم از این که تاره چشمام
با چشم سالمم پیدا نمیشه

شبیه من کسی تنها نمیشه
قدش اندازه ی من تا نمیشه
نکش بیهوده زحمت زینب من!
علی بیشتر از این پیدا نمیشه

از این لحظه کارم جز بیدلی نیست
جوونم رفت و واسم حاصلی نیست
علی از یک طرف خیلی زیاده
ولی از یک سو حتی یک علی نیست

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 1
10:03
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


تکانم داد عمه  تا بداند زنده‌ام یا نه
چرا هِی وای می‌گویی ولی یک بار بابا نه

کشیدم تیغه‌ای از حنجره تو با دو انگشتم
دلم خوش بود حرفی می‌زنی این بار... اما نه

محاسن داشتم بر دست ، دنبال تو اُفتادم
به زخمی فکر می‌کردم  ولیکن اِرباًاربا نه

مرا هَرسو ببر زینب ولی سمت رقیه نه
مرا هَرسو ببر زینب  ولی در پیشِ لیلا نه

چه راحت پخش می‌کردی به سختی جمع می‌کردی
تو هَم ای کاش در گودال بودی ، بین صحرا نه

عزیزم دست و پا زن  جان دهی شاید که راحت‌تر
بکش پا را زمین پیشم ولی در پیش زهرا نه

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1 👍 1
10:04
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


جوشن به خاک خورد، سپر تکه تکه شد
بابا قدش خمید ، پسر تکه تکه شد

هر ضربه که زدند به جان پدر زدند
اولاد تیغ خورد پدر تکه تکه شد

حکم پسر برای پدر دیده و دل است
یعنی که چشم دید جگر تکه تکه شد

از باغ ، میوه‌ را به درستی نچیده‌اند
بلکه چنان زدند ثمر تکه تکه شد

با احتساب این که علی در نماز بود
طوری به سر زدند که سر تکه تکه شد

طوری ز روی اسب به روی زمین فتاد
گفتند زانوان پدر تکه تکه شد

گریان گذاشت صورت خود را به صورتش
دیگر به پا نخواست ، کمر تکه تکه شد

تشییع او کسای یمانی نیاز داشت
یک تن به قدر پنج نفر تکه تکه شد

عمه رسید تا به پدر کم نظر کنند
عمه که سر رسید نظر تکه تکه شد

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1 👍 1
10:06
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

سنگها صورت او را عوضم بوسیدند 
تیرها سخت به آغوش علی چسبیدند

داشت می رفت به میدان قد و بالایی داشت
عمه هایش همگی دور سرش گردیدند

سرو من تشنه به میدان شهادت می رفت
خواهرانش عوض ابر بر او باریدند

پیرمردان همه گفتند رسول الله است
جمعیت از نفس افتاد، همه ترسیدند

نمک زندگی من پسرم بود ولی
نمک زندگی ام را به زمین پاشیدندم

جلس ختم گرفتیم کنار بدنش 
عوض فاتحه خوانی همگی رقصیدند

هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم 
مرد و نامرد همه غربت من را دیدند

آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک
دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند

#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1
10:07
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


تو را در هر قدم دیدم ندانستم در این صحرا
علی اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا

صدا کردم علی اکبر علی اکبر علی اکبر
کجا جویم تو را بابا که پیدایی و ناپیدا ‌

تو را خواندم مکرر لااقل یکبار پاسخ ده
بگو بابا بگو بابا بگو بابا بگو بابا

تورا  بر روی چشمانم بزرگت کرده بودم من
مبادا خار بر پای تو بنشیند ولی حالا

به روی پاره های پیکرت تا پای نگذارم
به زانو می کشم خود را به زانو می‌کشم خود را

تو دست و پا زدی و ناگهان افتاد سر یک سو
تو جان دادی و جان دادم میان خنده اعدا

کنار هم تو را چیدم تو را چیدم تو را چیدم
تلاشم ته نشین چون شهد گل شد در عبا اما

بیایید ای جوانان بنی هاشم که اکبر رفت
پس از او اف بر این دنیا پس از او اف بر این  دنیا

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2 👍 2
ش
10:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#محاوره
#ا_ر_با_ا_ر_با


اربا اربا یعنی پا نشی دیگه
عصای دست بابا نشی دیکه

یه جوری بپاشه از هم بدنت
که رو دست بابا جا نشی دیگه


اربا اربا یعنی کینه رو بیاد
شمشیراشون تا روی ابرو بیاد

یه جوری داغتو رو دل بذارن
که بابات سمت تو با زانو بیاد


اربا اربا یعنی پرپرت کنن
تیغا رو راهی پیکرت کنن

اربا اربا یعنی اکبر باشی و
دشمنا هزار تا اصغرت کنن


اربا اربا یعنی پاییزت کنن
کشته‌ی شمشیرای تیزت کنن

بعد از این که تیکه تیکه کردنت
بشینن دوباره ریزریزت کنن


اربا اربا یعنی زیر جوشنت
پاره پاره بشه حتی پیرهنت

وقتی نیزه ها میکوبن بشینه
روی هرکدوم یه تیکه از تنت


اربا اربا یعنی اونقد بزنن
که زنا ناله‌ی ممتد بزنن

پسرت رو جلوی چشمای تو
بزنن بد بزنن بد بزنن


اربا اربا یعنی نزدیک فرات
پسرت رو بکشن جلو چشات

بشینی گریه کنی گریه کنی
دشمنات هو بکشن به گریه هات


#محمد_نجاری
#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
👍 4 1 😭 1
10:25
#حضرت_علی_اکبر_مدح


دلدار و دل آرام و دلاور علی اکبر
جمع اند همه آل کسا در علی اکبر

آن چیز که خوبان همه دارند در عالم
دارد همه را یک تنه در بر علی اکبر

فهم احدی نیست به یک ذره‌ی علمش
کم رفته اگر بر روی منبر علی اکبر

مضمون چه شعری است برازنده اش آخر
از مدح و ثنا هست فراتر علی اکبر

با گردش شمشیر به دستش همه گفتند
در کرب و بلا ثانی حیدر علی اکبر

حتی نرسیده ملک الموت به گردش
از میمنه زد تا که به مِیسر علی اکبر

در منطق و درخلقت و در خلق شبیه است
بیش از همه بر شخص پیمبر علی اکبر

معصیت آن را که محب است خداوند
بخشد به سخا روز جزا بر علی اکبر

از اسب زمین خورد و پدر گریه کنان گفت
دردا ؛ علی اکبر ...علی اکبر .... علی اکبر

می خواست صد و ده پسر ارباب و به یک روز
این خواسته بنمود مُیسّر علی اکبر

از خوردن سر نیزه ای از پشت به پهلو
شد بانیّ مرثیه‌ی مادر علی اکبر

برخیز و اذانی بده هنگام نماز است
یک مرتبه ، یک دفعه‌ی دیگر علی اکبر

برخیز و در این دشت به فکر پدرت باش
خیره است به او دیده‌ی لشکر علی اکبر

از عهده‌ی جمع بدنت بر نمی آید
گشته است همه دشت سراسر علی اکبر

ای روشنی چشم پدر، چشم تو روشن
صحبت شده از غارت معجر علی اکبر

از روضه همین قدر که گردید مزارش
هم قد مزار علی اصغر علی اکبر

#عرفان_ابوالحسنی

@raziolhossein
👍 1
10:30
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


در شباهت به نظر نفسِ پیمبر شده است
بی جهت نیست که اسمش علی اکبر شده است

چه بگویم من از آن ذات که ممسوسِ خداست
اکبر است و صفت اکبر، مخصوصِ خداست

حرکات و سکنات و وجناتش طاها
مادرش آمنه بوده‌ست مگر یا لیلا؟

با همه، خُلقِ عظیمش سرِ احسان دارد
این پیمبر چه‌قدَر تازه مسلمان دارد

ماه عالم شده از دیدن رویش سرمست
"پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست"

سنگ در دستش از اعجاز، قمر می‌گردد
گر به خورشید بگوید نرو، برمی‌گردد

جان علی، جسم نبی، جلوه‌ی کوثر بوده
سرّ لولاک، از اوّل علی اکبر بوده

هر زمان عطر حضورش به هوا برمی‌خاست
نفس پنج تن آل عبا بر می‌خاست

ذاتش آئینه در آئینه پیمبر گشته
بارها از شب معراجِ خودش برگشته

قاب قوسینِ خداوند خمِ ابرویش
زد قدم زینب کبری به سر زانویش

بی نقاب آمدنش پیش عمو دیدنی است
به ابالفضل قسم! قامت او دیدنی است

چه بگویم من از آن سروِ خرامانِ بهشت
حرف حق را قلم خواجه‌ی شیراز نوشت:‌

"شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان"

زلفش آن‌روز که در دست نسیم افتاده
سمت و سو داده به تحریر مؤذن زاده

کربلا هم عطشش چندبرابر شده بود
تشنۀ صوت اذانِ علی اکبر شده بود

أشهدُ أنّ به این مرد ولی باید گفت
اشهدُ أنّ علی بعدِ علی باید گفت

جلوی چشم پدر، رد شدنش را عشق است
أشهدُ أنّ محمّد شدنش را عشق است

باد آورده به همراه، شمیم صلوات
می‌وزد بر سر کوی تو نسیم صلوات

ابر رحمت تویی و تشنه‌ی الطافِ تو دشت
مشک از چشمه‌ی چشمان تو پُر برمی‌گشت

کیستی ای که پیمبر شدی از کل جهات
باز هم بر گل روی علی اکبر صلوات

چشم دنیا به تنت جامه‌ی احسان دیده‌ست
حسنی بودن تو بر چه کسی پوشیده‌ست؟

رحمت واسعه‌ای، اسب تو از روی کرم
وسط لشکر دشمن زده ناگاه قدم

می‌روی پشت سرت باد شده پا به رکاب
نام اسب تو عقاب است، عقاب است عقاب

می‌شود صید نگاهت دل میدان حتی
باز شد روی تو آغوش بیابان حتی

رفتی آنگونه که شد دشت پر از عطر تنت
کربلا رنگ گرفت از نفس پیرهنت

ذات تو گرچه خلاصه شده‌ی پنج تن است
بعد تو دشت پر از عطر حسین و حسن است

بیشتر ریخت بهم رفتن تو قاسم را
کشت داغ تو جوانان بنی هاشم را

#مسعود_یوسف_پور


@raziolhossein
1 👍 1
ش
13:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

رجز بخوان ، رجز بخوان ، شبیه مرتضی علی
که حیدری دگر شود دوباره سهم ما علی

برو که اولین شهید این قبیله می‌شوی
برو برو عزیز خانواده مرحبا علی

سوارشو به سمت خیمه‌گاه دشمنان برو
عقیق خون خویش را ببخش بر گدا علی

برو به فتح خیبری دوباره و تو هم بده
جواب ظلم قوم بدتر از یهود را علی

هزار بار خورده‌ام زمین و باز پاشدم
خودت بیا به من بگو چقدر مانده تا علی

جوان من بلند شو ، نخواب بین معرکه
بلند شو ، بلند شو ، بگو دوباره یاعلی

نه پیرهن که جوشنت شده‌است پاره یوسفم
چگونه این چنین شدی اسیر گرگ‌ها علی

هم این طرف ، هم آن طرف ، به هر طرف تو هستی و
بیابمت کجا علی ؟ کجا علی ؟ کجا علی ؟

چقدر تکه تکه‌ای ، چقدر پاره پاره‌ای
به قول شاعران شدی هجا هجا هجا علی


#س_کرمانی

@raziolhossein
2 👍 1
ش
14:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

ز نیزه ای که ز دشمن به پهلویش جا شد
شکست پهلوی اکبر ، شبیه زهرا شد

ز کوچه ای که به قتلش گشوده شد دیدند
دوباره کوچۀ شهر مدینه پیداشد

ز ضربتی که به فرقش فرود آمده بود
سرش شکست و شبیه علی اعلا شد

ز بس که نیزه و شمشیر بر تنش آمد
تمام آن بدن پاک ،ارباً اربا شد

رسید بانگ «علیک... السّلام»چون به حسین
ز دود آه دلش،تیره آسمان ها شد

کنار آن بدن پاره پاره تا که رسید
زبان گریه ی او غرق واعلیا شد

میان لشگر دشمن ز گریه های حسین
ز فرط هلهله و خنده شور بر پا شد

رسید زینب و دید او که محتضر گشته
ز گریه در دل صحرا دوباره غوغا شد

پدر که چهره ز رخسارۀ پسر بر داشت
به پیش دیدۀ او تار کُل دنیا شد

فقط تن پسرش را گذاشت روی عبا
برای رفتن خیمه کمی مهیا شد

زمین گریست «وفایی» ازاین غم عظما
فلک به گریۀ اهل حرم هم آوا شد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 6 1
ش
15:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#رباعی

چه می شد هر دو گل پرپر نمی شد؟
یکی می شد یکی دیگر نمی شد

علی اصغر علی اکبر نشد، کاش
علی اکبر علی اصغر نمی شد

#محمدمعین_پوریلان

@raziolhossein
😭 5 2
ش
17:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


پيش از اين اي يوسف ليلا نديده ديده اي
اولين بار است كه پيش پدر خوابيده اي

من كه از آغاز غصه خورده ام، غم ديده ام
اولين بار است مرگم را به چشمم ديده ام

من كه در هر سو روانه مرغ آمين كرده ام
اولين بار است كه اينگونه نفرين كرده ام

پيش چشمم پيكرت را تيرها بوسيده اند
اولين بار است كه بر اشك من خنديده اند

تيغ از بالا و پايين رفتن آخر خسته شد
اولين بار است كه با نيزه پلكي بسته شد

چند باري تا كنار پيكرت مردم علي
اولين بار است با صورت زمين خوردم علي

با نوك تير و سنان و نيزه و شمشير تيز
اولين بار است اينگونه تني شد ريز ريز

با تماشاي تنت چشمان من مبهوت شد
اولين بار است در ميدان عبا تابوت شد

من كه خود را روشناي راه مردم كرده ام
اولين بار است راه خيمه را گم كرده ام

بر لبان قاتلت ديدم تبسم آمده
اولين بار است زينب بين مردم آمده


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
😭 9 👍 5 1
ش
19:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


تبر بر دوش می آمد به سوی لشکر بتها
خلیل اللهی از نسل علی عالی اعلی

که بود او کعبه‌ی‌ نور و امید آل پیغمبر
که بود او زاده‌ی یاسین و طه،. سدره و طوبا

تمامش مثل پیغمبر نگاهش حضرت حیدر
ابهت چون ابوفاضل صلابت حضرت زهرا

روان شد پشت پایش آل عمران آل ابراهیم
به استقبال او رفتند ناس و قدر و اعطینا

رسول الله دیگر بود یا پور ابیطالب
که می‌جنگید آن سان در میان لشکر اعدا

عطش آه از عطش آتش به جان پهلوان می‌زد
به سوی خیمه ها برگشت زیر سایه‌ی بابا

امام عمری امانت دار احمد بود و با بوسه
به کام مصطفی پس داد آن شیر نخستین را

چنان شمشیر ها در پیکر او‌ رفت ‌ آمد کرد
که شد هر سوی صحرا تکه‌ای از پیکرش پیدا

چه ماند از پیکر او در هجوم خیل جراحه
علی اربا علی اربا علی اربا علی اربا

به روی دست و پا پیری اشارت می‌کند هر سو
علی اینجاست یا اینجاست یا اینجاست یا اینجا

تمام اولین ها با علی اکبر به چشم آمد
سرآخر دیده شد بین خلایق زینب کبری

#سیدمحمدحسین_حسینی
#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 4 1
14 July 2024
ش
11:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 49.6 KB
11:24
#حضرت_ابالفضل_شهادت


خواستم آبی رسانم در حرم اما نشد
گفته بودم مشکها می آورم اما نشد

خواستم پیش رباب این مشکِ پر آب آورم
تا نگوید تشنه جان داد اصغرم اما نشد

خواستم سیراب سازم تشنگان خیمه را
تا مگر خشنود گردد خواهرم اما نشد

خواستم بالاسر خواهر بمانم در حرم
تا نگوید وای من از معجرم اما نشد

جای دستانم سرِ راه تو ای مولای من...
خواستم بر پای تو افتد سرم اما نشد

چون دو دستم قطع شد، دستِ عالمگیری نماند
خواستم گیرم بدستِ دیگرم اما نشد

خواستم مانع شوم از غارت اهل خیام
گفتم ایدل، من امیر لشکرم اما نشد

اولین بار است، تو اِستاده، من افتاده ام
خواستم خیزم بپای رهبرم اما نشد

خواستم دستی نگیری بر کمر از داغ من
تا نخندد کس به اشکِ سرورم اما نشد

دست بر پهلو به بالینم رسیده مادرت
کاش می‌شد انتقامِ، مادرم اما نشد

کاش می‌شد از سرِ نیزه نبینم بارها
تازیانه خوردنِ اهل حرم اما نشد

تا قیامت از برایم شرم ماند و شرم ماند
خواستم تسکین بر این چشمِ ترم اما نشد

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
3 👍 3
11:33
#حضرت_ابالفضل_مدح
#حضرت_ابالفضل_شهادت


پشت هرکس حرف باشد پشت ما حرف دل است
آن‌ دلی که نیست در تسخیر چشمانش گل است

عشق او راه مرا سمت خدا انداخته
بی تعارف مذهبی جز عشق باشد باطل است

ماه اگر یک بار شام چهارده کامل شده
ماه ما سی روز و سی شب ماه رویش کامل است

تو بگو یک سکه! او صدکیسه ی زر میدهد
باب العباس است اینجا،خوش بحال سائل است

گر گدا کاهل بود عباس راهش میدهد!
لطف دارد بر همه حتی کسی که کاهل است!

هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو حاجت بگیر
از در این باکرم‌ نومید رفتن مشکل است

این مطب باز است صبح و ظهر و شب هرروز سال
این طبیب محترم کارش شفای عاجل است

از حسین عباس می‌خواهم از عباسش حسین
قبله گاهی اینطرف گاهی به آن سو مایل است

کاش جای دست او دستان ما را می‌زدند
دستهای سینه زنها محضرش ناقابل است

از کنار علقمه گودال پیدا میشود
دور تا دورش صدای خنده های قاتل است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2 1
11:34
#حضرت_ابالفضل_شهادت


بعدِ تو خیمه ی ما غرق عزا شد، بد شد
کمر شاه که از داغ تو تا شد، بد شد

لشکر نیزه و شمشیر و عصا ریخت سرت
از تنت دست جدا... دست جدا شد، بد شد

بین ابروی تو را فاصله انداخت عمود
فرقت ای ماه بنی عشق دو تا شد، بد شد

شاهِ تنها شده بعد از تو، زمین گیر شد و
وسط گودی گودال چه ها شد... بد شد

شمر فهمید که عباس ندارم... شر شد
قائله دور و بر خیمه به پا شد، بد شد

رفتی و بعد تو ای سرو دل آرا، به حرم
پای شمر و شبث و حرمله وا شد، بد شد

احترامم سر جا بود ولی بعد از تو
این اسارت که چنین قسمت ما شد، بد شد

سر تو رفت به نیزه، سر ما داد زدند
به خدا خون به دل آل عبا شد... بد شد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
3 👍 2
11:35
#امام_حسین_مناجات
#شب_نهم


ابر اندوهیم و چشمی غرقِ نَم داریم ما
سالیان سال از داغ تو می باریم ما

گریه..،تنها بر مصیبات عظیم‌ات جایز است
غیر از این گریه ز هرچه گریه بیزاریم ما

حاصل یک سال زحمت،در محرم می رسد
میوه‌ی چشمان ما "اشک" است،پرباریم ما

خرجیِ چشمان ما را فاطمه پرداخت کرد
تا دم محشر به این مادر بدهکاریم ما

هفت‌پُشتم کفشدار روضه‌هایَت بوده‌اند...
آبرویِ خویش را مدیون این کاریم ما

جاروی‌ِ دست مرا شاه خراسان داده است
نسل اندر نسل از خُدّام درباریم ما

دخترت هر شب مرا کُنج همین هیئت نشاند
در شلوغی‌ها به‌لطفش باز جا داریم ما

سقف هیئَت‌ها پناه بی پناهی های ماست
سایه‌ات‌ را برندار آقا..،گرفتاریم ما

روضه‌ات دارُالشَّفای دردِ بی درمانی است
هر زمان هیئت نمی آییم بیماریم ما

جان جُون‌ات با نگاهی روسیاهت را بخر!...
برده‌های پاپتیِ بین بازاریم ما

تک تک ما پرچم سبزِ اباالفضلِ توایم
در حقیقت بیرقی در دست دلداریم ما


آبروی ساقی اهل حرم با آب ریخت...
در عزایِ شرمساری اش عزاداریم ما

کاش یک جُرعه رباب از آب می نوشید..،آه...
تا ابد در حسرت مشک علمداریم ما

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3 👍 3
11:36
#حضرت_ابالفضل_شهادت


بی تو برگشتن به خیمه ای برادر مشکل است
کار من با رفتنت چندین برابر مشکل است

تا تو بودی در حرم پشتم به کوهی گرم بود
زندگی کردن بدون تو برادر مشکل است

بعد تو دیگر چگونه وعده ی آبی دهم؟
قول دادن بعداز این سقای لشگر مشکل است

پس چه شد تکبیر سوم ؟ بچه ها دلواپس اند
گرچه دیگر گفتن الله اکبر مشکل است

نحوه ی افتادنت از اسب پشتم را شکست
هضم داغت ای علمدار دلاور مشکل است

تیر بیرون می کشم از چشم زیبایت ولی
بستن زخم عمیق کاسه ی سر مشکل است

ای رشید قطعه قطعه دست و پایت پس کجاست؟
با چنین وضعیتی تشییع پیکر مشکل است

روی پای فاطمه چشمان خود را وا مکن
دیدن خون مردگی روی مادر مشکل است

ضجه ی اهل حرم دارد کبابم می کند
بی گمان تسکین خواهر های مضطر مشکل است

شمر بالای بلندی رفته می رقصد ببین!
دیدن این صحنه های زجر آور مشکل است

از تو دل کندم ولیکن قلبم از جا کنده شد
هرچه باشد خب وداع بار آخر مشکل است

روسری دخترانم را زدم محکم گره
حق بده شام غریبان حفظ معجر مشکل است
                                
#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
4 👍 2
11:37
#حضرت_ابالفضل_شهادت


آن قمر که هرکسی تحت لوایش بیمه بود..
قدّ و بالایش کنار نهر نیمه نیمه بود

عبد را با دوری از ارباب کشتن راحت است
ساقی بی آب را با آب کشتن راحت است

بخت آل الله با افتادنش برخواب رفت
مشک آبش تا به خاک افتاد جسمش آب رفت

تیر و گرز آهنی.. ماندم کدامش قاتل است
یک نفر بی دست از مرکب بیوفتد مشکل است

چشم او را با هزاران تیر بستند و سپس
تیر ها را در تنش یک یک شکستند و سپس

روی جسمش نیزه ها کار زیادی میکنند
لااُبالی های کوفه رقص شادی میکنند

مادرش کو تا ببیند چشم عباسش تر است
پیکر عباس حالا از علم کوچکتر است!

علقمه! در ساحل تو برگ برگِ لاله است
این قد و بالا برای کودک شش ساله است

گریه ی آقا بلند و خنده ی لشکر بلند
طبل کوفی ها بلند و ناله ی مادر بلند

کاش زهرا زخم ابرو را ببندد زودتر
با همان چادر سر اورا ببندد زودتر

نه علی اکبر نه عباس و نه قاسم نه کسی
یک حسین ماند و هزاران غصه و دلواپسی

خیمه بی عباس شد حال عقیله مضطر است
اولین بار است زینب غصه دار معجر است

ساقی بی دست پاشو خواهرت آشفته است
با رباب و ام لیلی از اسیری گفته است

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3 2
11:38
#حضرت_ابالفضل_شهادت


به زیر نیزه ها پنهان شدی ای ماه تابانم
ببین ای شمع خیمه پیش تو چون شمع سوزانم

خدا داند بعد از تو ، من هم رفتنی هستم
کنار پیکر تو فاتحه بر خویش می خوانم

بود پیدا ز چشم تو که با صورت زمین خوردی
چسان بیرون کشم من تیر از چشم تو ؟ نتوانم

تویی قربانی و با نوک نیزه قسمتت کردند
نشد یک قسمت از تو قسمتم ، سر در گریبانم

چسان با پیکر بی دست دست و پا زدی عباس
چرا بر نیزه ها چسبیده ای سقای عطشانم

خودم ماندم علمدار منی یا شیرخوار من
تمام پیکر تو جا شده بر روی دامانم

چرا ای ساقی بی دست از دستم تو می ریزی؟
چسان جمعت کنم من از زمین مبهوت وحیرانم

تو گر در آفتابی ، لااقل یک پیرهن داری
بدان پیراهن من، یک دو ساعت هست مهمانم

مشو راضی که من در گودی گودال برگردم
نمانی پیش من ، من زیر سم اسب می مانم

مشو راضی به روی سینه ی من شمر بنشیند
مشو راضی ببیند مادر من ، جسم عریانم

بدان که شمر تا شب گیسویم را ول نخواهد کرد
نشان مادر من می دهد ، موی پریشانم

مشو راضی که من تنها به سوی خیمه برگردم
چه آید بر سر هر خیمه ، بعد از تو ، نمی دانم !

تو برگردی، ز سیلی روی طفلم بر نمی گردد
همه رفتند سوی دخترم ، ای ماه تابانم !

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
👍 6 3
11:39
#حضرت_ابالفضل_شهادت


آب شد بی‌آبرو، اما تو سقایی هنوز
رود شد مرداب و مُرد، اما تو دریایی هنوز

دخترانم با خدای آب، فکرش را نکن
غرقِ دریای عطش هم فکر آن‌هایی هنوز

بی‌علَم، بی‌دست، بی‌سر هم علمدار منی
گرچه افتادی، ستونِ خیمه‌ی مایی هنوز

شیرِ زخمی باز هم شیر است، حتی در حصار
غم مخور کرَارِ در خون، مثل بابایی هنوز

هر کسی یک شاخه از سروِ تو را برداشت برد
گرچه غارت شد تنت، خوش قدّ و بالایی هنوز

چشم‌ها را خیره کردی با خسوفِ سرخِ خویش
ماهِ در حالِ غروبم!، بسکه زیبایی هنوز

جانِ بر لب را ببین، برگرد راهِ رفته را
یک نفس خرجِ برادر کن، مسیحایی هنوز

مادرم آمد تو را یک سر به داغِ کوچه برد
اشک‌هایت روضه می‌خوانند، آنجایی هنوز

ای مزارِ کوچکت صدها سوالِ بی‌جواب
چارده قرن است در مقتل معمّایی هنوز

#رضا_قاسمی

@raziolhossein1
4
11:41
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#تاسوعا


گفت غیر از ما نبین یاری دگر گفتم به چشم
با خبر از ما و‌ز عالم بی خبر گفتم به چشم

گفت من عشقته قتلته گفتم چه خوب
گفت تو عشق منی خون کن جگر گفتم به چشم

گفت عاشق هدیه بر معشوق خود می آورد
گفتمش من چه بیارم  گفت سر گفتم به چشم

گفت ای سرمست کارت چیست‌ گفتم ساقی ام
گفت آبی بهر طفلانم ببر گفتم به چشم

مادرم ام الوفا بوده‌ست ، این دانست و گفت
مشک را پر کن خودت عطشان گذر گفتم به چشم

دید دندان تیز کرده تیغ دشمن بهر مشک
گفت دستت را برایش کن سپر گفتم به چشم

دستم افتاد و گره از کار مشکم وا نشد
گفت با دندان گره وا کن پسر گفتم به چشم

گفت جای بچه های فاطمه ، گفتم به دل
گفت جای رفتن تیر خطر ، گفتم به چشم

گفتمش من پیشمرگ شیرخوارت گفت آه
میخورد اول کجا تیر سه پر گفتم به چشم

گفت از بس چشم گفتی چشمهایت چشم خورد
چشمهایت را بپوشان از نظر گفتم به چشم

گفتمش اعجاز از من بر می‌آید امر کن
گفت خواهم از سرت شق القمر گفتم به چشم

گفتمش من ساقی لب تشنگانم گفت پس
نیزه های تشنه را بر جان بخر گفتم به چشم

گفتمش من غیرت اللهم ، عزیز الله گفت
گریه کن بر دختران در نظر گفتم به چشم

آخرش هم گفت چشمت را به روی نی ببند
تا که زینب را نبینی در گذر گفتم به چشم

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
1
11:48
#حضرت_ابالفضل_مدح


باب الحوائج است و مشکل‌گشا اباالفضل
شد دستگیر ما با دست جدا اباالفضل

در محضرش ندیدم شرمنده سائلی را
خیرات می‌کند چون بی سرصدا اباالفضل

گرچه مریض ما را دکتر جواب کرده
دلواپسی نداریم، داریم تا اباالفضل

بعد از شفا گرفتن تثلیث دین خود را
یک ارمنی عوض کرد: قبله، خدا، اباالفضل

بردار حاجتت را با خود حرم بیاور
عرض توسل از تو باقیش با اباالفضل

دارم به لب دوباره یاد تمام اموات
دردآشنا ابالفضل، ای باوفا اباالفضل

شمشیر و شیر و آیات سنگینی بلیات
گنجانده در علامات یک کربلا اباالفضل

از دشمنش زده سر، پیش حرم سرش خم
رزمش بجا ابالفضل، شرمش بجا اباالفضل

خالی شده‌ست اما در روضه می‌تواند
صدبار پُر کند مشک از اشکها اباالفضل

یک کوفه دست میزد در علقمه همینکه
دست مبارکش شد از تن جدا اباالفضل

داغش کمر شکست از آقای هر دو عالم
آن لحظه که صدا زد «ادرک اخا» اباالفضل

به صورتی که از آن غم میزدود غم داد
با صورت از بلندی افتاد تا اباالفضل

کو آن قد بلندش؟ پاشیده بند بندش
با نیزه بسکه جسمش، شد جابجا اباالفضل

هم دست داده از دست هم پا شده بریده
در علقمه چگونه زد دست و پا اباالفضل؟

باید حسین میرفت چون خیمه در خطر بود
میزد به سینه میگفت: آه آی خدا ! اباالفضل...

چون‌ بود شاه تشنه، بعد از شهادتش آب
از کوثر او ننوشید.. ای مرحبا اباالفضل

در محضر عقیله، جز بر فراز نیزه
بالا نبرد سر را، ای با حیا اباالفضل

#یامظلوم


@raziolhossein
👍 5 3
11:53
#حضرت_ابالفضل_شهادت


به مانند سر زلف پریشانت، پریشانم
زجابرخیز علمدارم، ز جا برخیز ای جانم

اگر درخیمه باشم پس که جمعت میکند عباس؟
بمانم گر کنار تو به یاد خیمه گریانم

کنار پیکر پاشیده‌ی تو زار میگریم
برایت روضه‌ی ناموسی و بازار میخوانم

بلندی قدت را دید و با نیزه بلندت کرد
امان از دست این خولی، که کاری کرده حیرانم

به تو حق میدهم که میزنی بازو به روی خاک
که تیری مانده بین استخوان چشم، میدانم

تویی در بین گرما و به تن، یک پیرهن داری
ولی من یک دو ساعت بعد، روی خاک عریانم

اگر تو برمگردی خیمه، جسمم زیرورو گردد
اگر پیشم بمانی زیر ده مرکب نمی مانم

سرت درهم شد اما باز پیداشد خدارا شکر
ز بعد تو منم که زیر ابر نیزه پنهانم

#محمود_اسدی

@raziolhossein
3 👍 1
ش
14:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_شهادت


ميان غُربت وغم بي برادرم كردند
كنارت ای گل پرپر چه پرپرم كردند

به جای آن كه رسد مرهمی به زخم دلم
چقـدر هلهله برديدة ترم كردند

كجاست دست علم گيرتو علمدارم
چه با اميروسپه دار لشگرم كردند

پس ازشهادت اكبر ،كنارپيكرتو
اسير پنجه ی درد مكررّم كردند

زبارداغ گرانت شكسته شدكمرم
به جسم پرپرتو چون برابرم كردند

نديده بود كسي اين چنين شكسته مرا
كنون نظر به دل درد پرورم كردند

همين كه چشم به چشم تودوختم ديدم
ميان موجه ی غم ها شناورم كردند

حضور فاطمه درعلقمه گواهی داد
كه خون به جان ودل پاك مادرم كردند

خلل نيافته ره درعقيده ام هرگز
اگرچه بعد تو بی يارو ياورم كردند

نوشت كلك «وفایی»كه باشهادت تو
شبيـه آينه های مكدّرم كـردند

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 5
14:20
#حضرت_ابالفضل_شهادت


نه آب مانده برایم نه آبرو چه کنم؟
نه باده مانده نه چیزی از این سبو چه کنم؟

به فرض اینکه مرا سمت خیمه ها بردی
اگر سکینه به من گفت آب کو چه کنم؟

به پای مشک سر و چشم و دست را دادم
ولی به روی زمین ریخت آرزو چه کنم؟

از اینکه آب رساندم به خیمه ها یا نه
اگر که ام بنین کرد پرس و جو چه کنم؟

بدون دست شدم من که پای میکوبند
عزیز فاطمه درمانده ام بگو چه کنم؟

دو دست خونی من را اگر که مادر تو
به اشک دیده ی تر داد شست و شو چه کنم؟

ببخش دیدن دست بریده باعث شد
برات زنده، غم ماجرای کوچه کنم؟

چهار تا یل ام البنین فدات شوند
تو را چو دوره کنند از چهارسو چه کنم؟

برای حنجر تو سینه ام به تنگ آمد
اگر که نیزه نشیند بر این گلو چه کنم؟

ببینم از سر نیزه سه ساله را، که کسی
به قصد کشت دویده به سمت او چه کنم؟

و یا که از سر نیزه ببینم افتاده‌ست
سرت به زیر سم و چکمه‌ی عدو چه کنم؟

بگو ببینم اگر خواهرت شود جایی
کنار رأس تو با شمر روبه رو چه کنم؟


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 6
14:24
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اکبر

رحمت واسعه‌ی حی تعالاست حسین
سایه رحمت او بر سر دنیاست حسین

ماهمه عبد خدا اوست اباعبدالله
ما عبیدیم همه سرور و مولاست حسین

زینت دوش نبی نور دو چشمان علی
ضربان دل صدیقه کبراست حسین
 
تا دم آخر خود فکر گنهکاران بود
ایهاالناس ببینید چه آقاست حسین

همه‌ی خواسته اش بود که دستی گیرد
ورنه از دست کسی آب نمی خواست حسین

چون پدر داغ پسر دید خودش میمیرد
کشتنش نیزه و شمشیر نمی خواست حسین


#عبدالحسین
@raziolhossein
😭 3 1 👍 1
ش
14:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1023×1280, 154.4 KB
#حضرت_اباالفضل_سلام‌_الله_علیه
#دوبیتی

نگاه او دل از ارباب می برد
ز چشم اهل کوفه خواب می برد

اگر سقا به باران امر می کرد
تمام کربلا را آب می برد

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
1
14:56
#رفع_الله_رایةالعباس

در نقلهای تاریخی آمده‌است که
پرچم حضرت عباس علیه السلام پرچمدار کربلا،
جزو اموال غارت شده‌ای بود که به شام بردند.
در میان غنائم وقتی که یزیدِ ملعون چشمش به آن پرچم افتاد عميقا آن را نگاه کرد و در فکر فرو رفت و سه بار از روی تعجب برخاست ونشست.
سؤال کردند: ای امیر! چه شده که این گونه شگفت زده و مبهوت شده ای؟
یزید در جواب گفت: این پرچم در کربلا به دست چه کسی بوده است؟ گفتند: به دست برادر حسین که نامش عباس بود و پرچم داری سپاه امام حسین را از جانب وی برعهده داشت.
یزید گفت: تعجبم از شجاعت عجیب این پرچم دار است
پرسیدند: چطور؟!
گفت: خوب به این پرچم بنگرید، می بینید که تمام قسمت های آن از پارچه گرفته تا چوب آن براثر اصابت تیرها وسلاح های دیگر که به آن رسیده آسیب دیده است، جز دستگیره آن و این موضع که کاملا سالم مانده حاکی از آن است که تیرها به دست پرچم دار اصابت می کرده ولی او پرچم را رها نکرده است و تا آخرین توان خود پرچم را نگه داشته است !!! و تنها وقتی که آخرین رمق خویش را از دست داده پرچم از دستش افتاده یا با دست او با هم افتاده است و لذا دستگیره پرچم این گونه سالم مانده است...

۱.چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس
۲.کتاب دین و تمدن محمد على حومانی لبنانی

@raziolhossein
6 👍 4 😭 2
ش
16:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#دوبیتی

به یاد مشک و دریا روضه ی ماست
غمش امروز و فردا روضه ی ماست

قیامت هم ، دو تا دست بریده
به روی دست زهرا روضه ی ماست


امید خیمه های نا امید است
بریده دست و پای این شهید است

بگو با زائران این قبر کوچک
مزار یک علمدار رشید است


عطش ، آتش به جان خیمه ها زد
بزرگ و کوچک این قوم را زد

بریده دست و پا ، جان داد عباس
علی اصغر به جایش دست و پا زد


سرش با تیغ تا ابرو شکسته
دلش مانند فرق او شکسته

شکسته استخوان بازوی او
شبیه مادر بازو شکسته


چه گرم است این عزا با  العطش ها
گرفته خیمه ها را  العطش ها

خدایا با دل سقا چه کرده
نوای العطش ها العطش ها


خمیده آسمان در حیرت افتاد
به خاک گرم کوه غیرت افتاد

ندارد دست پیش رو بگیرد
ندارد دست ، پس با صورت افتاد


بیا زائر بیا با اشک و احساس
بپرس از برگ برگ شاخه ی یاس

فدای قد و بالای رشیدت
چرا یک قبر کوچک داری عباس


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 3
ش
22:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ابالفضل_شهادت
#تاسوعا

زمان تنها خبر از داغ های ناگهان میداد
عطش هم رفته رفته کار دست باغبان میداد

تکان میخورد قلب مشکها بیتاب در خیمه
رباب آرام چون گهوار اصغر را تکان میداد

فرات هرچند با لبهای طفلی قهر بود انگار
ولی تاوان قهرش را عموی مهربان میداد

چه تصویر غم انگیزی برادر داشت در میدان
سپر را میگرفت و مشک دست پهلوان میداد

عجب تصمیم سختی بود، سقا در ازای آب
به دستان زلیخا داشت یوسف را گران میداد

چه خواهد کرد اگر با ماه کامل روبرو میشد
بِبُرَد یا نَبُرد؟ داشت شمشیر امتحان میداد

گناه چشم سقا چیست؟ میپرسید نخلستان
ولیکن پاسخ او را فقط تیر و کمان میداد

به قدر چرخش چشمی نیفتاده ست از دستش
چه ها میگفت اگر خالق به این بیرق زبان میداد

به روی خاک خون میریخت از چشم و سخاوت را
گمانم داشت یاد ابرهای آسمان میداد

دو تا دست بریده مشک پاره آنطرف اما
برادر روی پاهای برادر داشت جان میداد....

#محمدحسین_حیدرزاده

@raziolhossein
👍 5
15 July 2024
ش
11:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×500, 100.2 KB
#تاسوعا

روزی که دست او به شفاعت علم شود
خجلت کشد ز دامن پاک گنه، ثواب

#صائب_تبریزی

@raziolhossein
2
11:32
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 63.1 KB
1
11:33
#شب_عاشورا
#عاشورا

حیدر رسیده بود ، پیمبر رسیده بود
همراه این دو ، سوره ی کوثر رسیده بود

خواهر دوید سمت برادر ولی دریغ
آن لحظه ای رسید که لشکر رسیده بود

از خاتم حسین ، تعاریف بی شمار
به گوش ساربان ستمگر رسیده بود

کار عصا و نیزه و شمشیر شد تمام
نوبت به شمر و سینه و خنجر رسیده بود

خنجر نمی برید گلوی حسین را
به بوسه گاه حضرت مادر رسیده بود

حق داشت زینبی که به صبرش ملقب است
با قتل صبر ، صبرش اگر سر رسیده بود

هنگام ظهر کشتن آقا شروع شد
اما غروب ، کار به آخر رسیده بود

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 3
11:34
#پیراهن_امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا


گاهي براي درك يك مطلب
بايد كه از مقتل عقب تر رفت
هر قدر كه قصه مقدس تر
بايد كه در آن باادب تر رفت

روزي كه كوه آتش نمرود
حمله به ايمان خليل آورد
از آسمان هفتم رحمت
پيراهني را جبرييل آورد

پيراهني كه از بهشت آمد
تا حرز جان انبيا باشد
پيراهني كه خوب مي دانست
بابِل شروع ماجرا باشد

پيراهني كه تارو پود آن
در نقش تاريخ مصور بود
پيراهني كه بعد ابراهيم
ميراث اسحاق پيمبر بود

پيراهني كه يوسف عطرش
بينايي چشمان يعقوب است
پيراهني كه در شدائد نيز
آرامش اندوه ايوب است

آن پيرهن روز احد حتي
بر جان پيغمبر سپر بوده ست
زخم تنش از زخمهايي كه
خورده پيمبر بيشتر بوده ست

در همنشيني با پيمبرها
هرچند كسب آبرو كرده است
بالاتر از اين افتخارش نيست
اورا خود زهرا رفو كرده است

پيراهني كه احترامش را
پيغمبران هم حفظ مي كردند
روز دهم در گوشه گودال
از پيكري بي سر درآوردند


پيراهني كه عده اي بي دين
با نيت قربت درآوردند
با آنكه آسان در تن او رفت
بسيار با زحمت در آوردند

پيراهني زخمي شمشيرو
پيراهني زخمي سرنيزه
پيراهني كه عصر عاشورا
خورشيد را ديده است بر نيزه

پيراهني كه شعله اندازد
هر روز بر جان مقرمها
پيراهني كه زينت عرش است
در اول ماه محرمها

پيراهني كه بر تن منجي
فرياد مظلومي عاشوراست
پيراهني كه در قيامت هم
بر روي دست حضرت زهراست

#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
2 👍 2
11:36
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 3
11:39
#عاشورا
#قتلگاه

میان قتلگاه است و نگاه آخرش باشد
تمام لشکرش رفتند ، زینب لشکرش باشد

شده گودال بیت الله و کعبه هست ثارالله
منم حاجی ، طواف من به دور پیکرش باشد

زسوز تشنگی ، کرب و بلا را دود می بیند
نگاه او به سوی ساقی آب آورش باشد

به خیمه رفتم و برگشته ام ، دیدم که برگشته
سر فرصت نشسته شمر ، سرگرم سرش باشد

به او گفتم جدا کردی سرش دست از سرش بردار
تبسم کرد و گفت: تازه وقت حنجرش باشد

به زیر سم مرکب هر که می ماند نمی ماند
منم پروانه و از شمع من خاکسترش باشد

بود مادر به یک گوشه به هر گوشه جگرگوشه
نمی دانم کدامین یوسف او در برش باشد !

نشد او رو به قبله ، هر چه رو به قبله اش کردم
ز بس پاشید حتی ، قبله مشکل باورش باشد

ندیده هیچ چشمی بشمرد خواهر ، برادر را
نباشدکار کس این کار ، کار خواهرش باشد

چو او را جمع میکردم به من یک جمع خندیدن
همه دیدند از بسمل ، فقط بال و پرش باشد

به گودال هر که آید ، دست خالی بر نمی گردد
کسی را من نمی دیدم که نومید از درش باشد

بسکه چکمه روی سینه خورده سینه اش نرم است
شکسته استخوان او ، به مثل مادرش باشد

ز پا افتاد، پای حرمله در خیمه ها وا شد
میان خیمه دنبال سه ساله دخترش باشد

#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
👍 3 2
11:41
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

وقت غروب گشت و نشد سر جدا هنوز
راحت جدا نشد سر او از قفا هنوز

بعد از هزار و نهصد پنجاه جای زخم
مانده است ده سوار و چهل جای پا هنوز

آقا گرسنه کُشته و تشنه شهید شد
خصمش چگونه سیر نشد از جفا هنوز

دردا بلند مرتبه شاهی ز صدر زین
افتاد و هست بر دل او دردها هنوز

سوغاتی امشب از تنش انگشتری برند
زینب خبر ندارد از این ماجرا هنوز


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
11:47
#امام_حسین_شهادت

لب‌تشنه‌ای و یادِ لب خشک اصغری
آن داغ دیگری‌ست و این داغ دیگری

گاهی زره به تن به علی می‌شوی شبیه
گاهی عبا به دوش شبیه پیمبری

گفتند کوفیان به تو از هر دری سخن
واشد به دردهای تو از هر سخن دری

با صد هزار جلوه برون آمدی... دریغ
با صد هزار دیده ندیدند برتری

تنهایی تو بیشتر از پیش واضح است
حالا که در میان شلوغی لشکری...

شمشیر می‌کشی... چه شکوهی، چه هیبتی
تکبیر می‌کشند... چه الله اکبری

یاران بی بدیل، عجب جمع سالمی
اعضای چاک چاک، چه جمعِ مُکَسّری

آن‌ها که روی دستِ محمد ندیده‌اند
بر نیزه دیده‌اند که از هر نظر سری...

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
11:54
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه


دیر آمدم، دیر آمدم سر را جدا کرد
سر را جدا کرد و نظر در خیمه‌ها کرد

خونی که مثل چشمه از هر زخم جوشید
گودال را لبریز از خون خدا کرد

در خون وضو کردی و افتادی به سجده
یک نیزه از پشت سر آمد، اقتدا کرد

از خاکِ شور مقتلت پر شد دهانت
حق نمک را شمر، این‌گونه ادا کرد

شمر است این که در میان قتلگاه است
یا آن حرامی که مدینه شر به پا کرد

دیشب سرت بر دامن من بود و حالا
خولی به خورجینش سرت را برد و جا کرد

چشم سپاه کوفه گریان تا ابد باد
تو زنده بودی و نگاه بد به ما کرد
::
دیر آمدم، دیر آمدم، سر را بریدند
سر را بریدند و به سوی ما دویدند

بستند با نیزه، دهانی را که از آن
نام علی مرتضی را می‌شنیدند

با نعل تازه روی جسمت اسب راندند
ده‌تا حرامی، پای‌کوب شام عیدند

شمشیرهایی که به کتف و شانه خوردند
آثار بار نان و خرما را ندیدند

با حرص افتادند به جان یتیمان
آن‌ها که دیگر از غنیمت ناامیدند

روزی شرر به چادر زهرا کشاندند
امروز هم از دخترش معجر کشیدند

این بی‌پناهان اهل و اطفال حسینند
دنبالشان در دشت، اوباش یزیدند

#امیرعلی_شریفی

@raziolhossein
5 👍 3
ش
15:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_گودال



یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
زینب کنار رأس برادر شکسته شد

از دور دید، شمر کجا پا گذاشته
اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد

می دید دسته دسته به گودال آمدند
می دید جسم دلبر خود دسته دسته شد

با نیزه ای که روی گلویش گذاشتند
راه نفس کشیدن ارباب بسته شد

خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
😢 1
ش
16:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عاشورا
#گودال
#قتلگاه

حدودا ساعت سه شمر وارد شد به گودالش
زنا زاده نگاهی کرد آقا را و می خندید بر حالش

به خاک افتاده بود ارباب…چشمانش کمی بسته
صدایش از ته حنجر..صدای خس خس خسته

برش گرداند با پا تا کند پا مال جسمش را
برش گرداند با پا تا بسوزاند دل زهرا

به دورش صدنفر بودند با تیغ و نی و خنجر
برای کشتنش خیلی مصمم بود آن لشکر

حدودا ساعت «چار» است دیگر کار پیچیده
به روی تل خاکی دختری از ترس لرزیده

حدودا ساعت پنج است..در گودال غوغا شد
سر دزدیدن پیراهن ارباب دعوا شد

حدودا ساعت «شیش» است،قاتل دور مقتول است
همه رفتند از گودال،اما شمر مشغول است

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
😭 3 2 👍 2
16:10
#شب_عاشورا

فردا میان قتلگهت زلزله شود
با ازدحام لشگریان هلهله شود

روز دهم رسید و دلم شور می زند
ترسم میان ما پس ازاین فاصله شود

امشب کنار تو همه آسوده دل ،ولی
فردا نصیب دست همه سلسله شود

فردا به وسعت غم عالم ،تمام دشت
درغارت خیام پر از ولوله شود

امشب بگو مرا زغم بعد خود که من
ترسم رباب هم سفر حرمله شود

وقتی بناست سر زتن تو جدا کنند
باید که در زمین و فلک زلزله شود

ما را ز تازیانه نباشد غمی ،ولی
پای رقیه ی تو پراز آبله شود

بی تو نفس کشیدن من سخت می شود
زینب چگونه هم سفر قافله شود

باید که خواهرت پس ازاین با فراق تو
گرم نماز نیمه شب ونافله شود


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 2 😭 1
16:16
#شب_عاشورا
#وداع

گرچه کم هستند خیلی، یار اما مانده است
هر کسی که انتخابش کرده زهرا مانده است

بین طومارش زهیر و عابس و جون و حبیب..
حر که نامش هست اینجا، پس کجا جا مانده است؟

خیمه را تاریک کرد و خواست راحت‌تر رود
هر غریبه که میان آشناها مانده است

تا که از هم باز کرد انگشتها را، چشمهاش
چون بهشتی شد که مابین دو دنیا مانده است

خار می‌چیند چرا هی از زمین این وقت شب؟!
در پریشانی بریر از کار آقا مانده است

امشب از شرم لب اطفال، عباس آب شد
شرمگین از شرم او عمری‌ست دریا مانده است

با وجود وعده دادن های شمر بی وجود
مثل کوهی پشت مشک‌ خیمه سقا مانده است

خواهرش با گریه سمت خیمه‌اش راهی شده
آخرین توصیه‌ی اُم‌ابیها مانده است..

بین خیمه زیر لب «یا دهر..» می‌خواند حسین
گوئیا دیده‌ست عریان بین صحرا مانده است

دست پشت دست میکوبد برای لحظه‌ای
..که عقیله دستِ‌تنها عصرِ فردا مانده است

دور او جمعند امشب جان نثارانش ولی
آه از آن ساعت که در‌ گودال تنها مانده است


#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2 😭 1
16:19
#امام_زمان_محرم
#عاشورا
#اسارت

داغدارِ توام ای خونِ خدا؛ یا جدّاه
سوختم از غم ِ تو صبح و مسا؛ یا جدّاه

نه محرم! که همه عمر عزادارِ توام
هست بر شانهٔ من شال عزا؛ یا جدّاه

یار کم دارم و بیتاب شده منتقمت
فرَجم را بطلب حینِ دعا؛ یا جدّاه

گوشهٔ خیمهٔ تنهاییِ خود میسوزم
از غریبیِ تو در کرب و بلا؛ یا جدّاه

نیزه ها نقشه برای بدنت ریخته اند
در وجودم شده آشوب به پا؛ یا جدّاه

آب را بسته و این وضعِ پذیرایی نیست
تیرباران شده جسم تو چرا؟! یا جدّاه...

تا که بر سینهٔ تو حرمله(لع) زد تیرِ سه پر
گریه کردم! زدم از سینه صدا: یا جدّاه...

"زینتِ دوش نبی(ص)روی زمین جای تو نیست"
پیکرِ دَرهم ِ تو کشت مرا؛ یا جدّاه

شمرِ ملعون چه بلایی به سرت آورده
ریخت بر صورتِ تو خونِ قفا؛ یا جدّاه

مادرت دید به سرنیزه سرت را بردند
پیکرت ماند به گودال رها؛ یا جدّاه

یک نفر کاش کمی داشت حیا...وقت غروب-
بر تنت کاش می انداخت عبا؛ یا جدّاه

عمه-جان زینبِ(س)من طاقتِ دشنام نداشت
رفت و شد با چه غمی از تو جدا؛ یا جدّاه

رفت و با قهقههٔ قاتل تو جان میداد
وای از شام بلا، شام بلا؛ یا جدّاه

داغدیده وسطِ هلهله دق خواهد کرد
پایکوبی شده برپا همه جا؛ یا جدّاه...

سرِ بازار پُر از مردِ تماشاچی بود
وای...نامحرم و ناموس ِ خدا؛ یا جدّاه!

#م_عاطفی

@raziolhossein
2 👍 1
16:21
#امام_حسین_شهادت
#قتلگاه
#عاشورا

همواره حُسن مطلع و حُسن ختامم
حتی برای شمر و خولی من امامم

من آمدم از سنگ‌ها هم دُر بسازم
از کوفیان تا می‌توانم حر بسازم

بگذار ابر تیرها بارش بگیرند
شمشیرها از جسمم آرامش بگیرند

باید بمانم گرچه تیغ و دشنه باشد
شاید یکی از این جماعت تشنه باشد

شاید یکی یک جلوۀ روشن بخواهد
شاید یکی انگشتری از من بخواهد

پیراهنم وقتی که سهم این و آن است
آغوش من با نعل اسبان مهربان است

شاید دل سنگ کسی را نرم کردم
شاید تنور خانه‌ای را گرم کردم

تاریخ را پای کلام خود نشاندم
من خطبه‌ام را با زبان زخم خواندم

تاریخ را آزاد کردم با قیامم
همواره حُسن مطلع و حُسن ختامم

#سیدحمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
2
16:27
#وداع

گاهی غریبِ فاطمه بر زین وداع کرد
گاهی ز مرکب آمده پایین وداع کرد

نزدیک بود، اهل مُخیم فدا شوند
از بس امام عاطفه سنگین وداع کرد

دختر زیاد داشت برای همین حسین
با خیمه های غمزده چندین وداع کرد

چیزی نمانده بود که قالب تهی کند
وقتی که زینب از همه ی دین وداع کرد

مقتل نوشته است که آقای تشنه ام
با یک دل شکسته و غمگین وداع کرد

وقتی سپرد اصغر خود را به دست خاک
یا رب چگونه لحظه ی تدفین وداع کرد

مویه کُنان و موی‌کَنان شد عقیله تا
معصوم با محاسن خونین وداع کرد


#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1 😭 1
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شب_عاشورا


شیعیان فردا حسین بی یار و یاور می شود
خون جگر زینب ز داغ شش برادر می شود

از برای جرعه آبی به شط خون جدا
از بدن دست ابوالفضل دلاور می شود

بر سر دست حسین از تیر ظلم حرمله
پاره حلق نازک شش ماهه اصغر می شود

حضرت نجمه نمی داند که فردا قاسمش
از جفای کوفیان صد پاره پیکر می شود

شش برادر باشد این شب زینب و کلثوم را
پیکر هر یک به خون فردا شناور می شود

شمر ملعون از جفا سازد جدا رأس حسین
نوحه گر زین ماجرا زهرای اطهر می شود

پیکر فرزند پیغمبر فتَد در آفتاب
سایبانش نیزه و شمشیر و خنجر می شود

خیمه آل علی در موج آتش شعله ور
از جفای ابن سعد شوم کافر می شود

می شود آل علی فردا اسیر و دستگیر
بسته بر زنجیر کین سجاد مضطر می شود

#فراهی_کاشانی

@raziolhossein
😭 3 👍 1 😢 1
18:13
#شب_عاشورا


خدا کند نرود امشب و سحر نشود
که روز ما زشب تار تیره تر نشود

چه فتنه ها که به دنبال این سحر نبود
خدا کند نرود امشب و سحر نشود

خدا کند که که به حشر انتها شود امشب
که حشر واقعه کربلا دگر نشود

شب اسارت پرده نشین خاص خداست
چه می شود که اگر صبح پرده در نشود

شب شهادت نوباوگان فاطمه است
خدا کند که سحر گاه جلوه گر نشود

خدا کند نرود امشب و نیاید صبح
که داغ زینب مظلومه تازه تر نشود

خدا کند نشود صبح باز تا زینب
زداغ مرگ دو فرزند خون جگر نشود

خدا کند نشود صبح این شب عاشور
که یادگار حسن را کفن ببر نشود

خدا کند نشود صبح تا گلوی علی
نشان تیر دستم در کف پدر نشود

خدا کند که فتد تیر حرمله از کار
و یا هر آنچه زند تیر کارگر نشود

شب وداع علی اکبر است با لیلی
وداع مادر و فرزند مختصر نشود

گمان به مردن لیلی بود زداغ علی
خدا کند که زداغ پسر خبر نشود

خدا کند نشود صبح تا به دشت بلا
به خاک و خون تن عباس غوطه ور نشود

سر حسین ز پیکر جدا شود فردا
خوش است ظلمت امشب بگو بسر نشود

خدا کند ندمد صبح تا که فردا شب
خیام ال علی طعمه شرر نشود

ولی اگر نبود آب خون این شهدا
نهال دین خداوند بارور نشود

قیام حق به قیام حسین پیوند است
قیام حق نشود این قیام اگر نشود

فراق کربلامی کشد مؤید را
مگر جوار پدر قسمت پسر نشود

مرحوم #سیدرضا_موید

@raziolhossein
👍 3 1 😢 1
18:14
#شب_عاشورا

امشب عزیز فاطمه مهمان خواهر می شود
فردا میان قتلگه در خون شناور می شود

امشب درون خیمه گه دارد هزاران گفتگو
فردا در این صحرا سرش دلدار خنجر می شود

امشب به سقا بس سخن گوید ز سوز تشنگی
فردا تمام باغ او لب تشنه پرپر می شود

امشب چو شمعی پر شرر تا صبح می سوزد ولی
فردا ز جور کوفیان بی عون جعفر می شود

امشب همه پروانه ها دور و برش پر می زنند
فردا فدای راه حق بی شیر اصغر می شود

امشب یتیم مجتبی بنهاده سر دوش عمو
فردا ز سم اسب ها صد پاره پیکر می شود

امشب تمام دیده ها رو جانب لیلا بود
زیرا که چون فردا شود مجنون اکبر می شود

امشب مناجات حسین تا عرش اعلا می رود
فردا سرش از تن جدا مهمان مادر می شود

امشب کند زینب دعا هرگز نگردد صبحدم
فردا ز جور خصم دون بی یار و یاور می شود

امشب ز راز دشت خون زینب حکایت می کند
فردا کنار علقمه او بی برادر می شود

امشب برای روز نو در کف نمانده چاره اش
فردا سر جانان جدا از تیغ و خنجر می شود

#حبیب_الله_موحد

@raziolhossein
👍 2 1
18:16
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#گودال
#قتلگاه


نورحق، پیشانی‌اش از ظلمت باطل شکست
حرمت آل عبا در کربلا کامل شکست

کار چوب و سنگ و تیر و نیزه و خنجر نبود
چهره اش در علقمه بعد از ابوفاضل شکست

چوبه های تیر را با ذکر یا زهرا شکست
کار تیر پهلویش دشوار شد مشکل شکست

ذوالجناح آهسته آقا را لب مقتل گذاشت
دید وقتی دنده اش را نیزه ناغافل شکست

خاک بر چادرنماز زینب کبری رسید
بادبان کشتی پهناوری در گِل شکست

داشت با چشمان خود میگفت زینب جان نیا
گوشه‌ی ابروی او را چکمه‌ی قاتل شکست

سینه ی شاه دو عالم قیمتش عرش خداست
دشمن او عرش را با قیمتی نازل شکست

طعنه زد: «کو ساقی کوثر که سیرابت کند؟»
شمر روی سینه اش هر قدْر میشد دل شکست

نرم کردند استخوان های تنش را نعل ها
استخوان هایی که از داغ ابوفاضل شکست

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 4 😢 1
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عاشورا
#وداع


بعد از ماجرای کربلا یزیدِ ملعون از شمر پرسید تو در کربلا بودی هیچگاه دلت برای حسین سوخت؟
شمر ملعون گفت یکی از جاهایی که دلم‌ را سوزاند زمانی بود که حسین در  آخرین وداع درب خیمه آمد و دختر کوچکی دست به گردن او انداخت و چنان ناله وا ابتاه بلند کرد که دلهای مارا به سوز و گداز انداخت.

حسین هم سر به زیر انداخته و اشک از چشمانش جاری بود و آن کودک‌ میگفت باباجان مارا به مدینه برگردان


سحاب رحمت ۵۴۹

@raziolhossein
😭 17 👍 4
16 July 2024
ش
08:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شام_غریبان
#عاشورا

غروب بود و تنی چاک چاک در صحرا
غروب یود و تنی روی خاک در صحرا
غروب بود و روان خون پاک در صحرا
غروب بود و شبی ترسناک در صحرا

غروب بود و زمان هجوم و غارت بود
غروب بود و شب اول اسارت بود

بیا به روضه ی قبل از غروب برگردیم
که زیر سُم نشده لاله کوب ، برگردیم
نبود روی تنش  سنگ و  چوب ، برگردیم
نداشت زخم و تنش بود خوب برگردیم

نوشته اند مقاتل ، دروغ باشد کاش
برید خنجر قاتل ، دروغ باشد کاش

گمان کنیم که او هم زره به تن دارد
گمان کنیم که یک کهنه پیرهن دارد
که جای سالم و بی زخم در بدن دارد
گمان کنیم که این کشته هم کفن دارد

گمان کنیم که هرقدر غصه و غم هست
کنار زینب کبری هنوز محرم هست

چقدر روضه ی جانکاه کربلا دارد
چقدر داغ جگرسوز نینوا دارد
رسیده دشمن و چشمش مگر حیا دارد
برای روضه ی زینب بمیر ، جا دارد

غروب بود و مقاتل که روضه خوان بودند
و محرمان علی بین ناکسان بودند

امام ظهر به نی بود و آیه بر لب داشت
امام عصر دهم بین خیمه ها تب داشت
اگرچه دختر حیدر غمی معذّب داشت
هوای معجر خود را همیشه زینب داشت

تمام دخترکان را سوار محمل کرد
برای رفتن خود گریه کرد و دل دل کرد

نداشت محرمی و مثل شمع سوسو زد
به نیزه ی سر عباس خواهری رو زد
گمان کنیم که چون دست را به پهلو زد
برای خواهر ارباب ناقه زانو زد

گذشت کرببلا ، روضه ها نگشته تمام
هنوز مانده مصیبت ، امان ، امان از شام

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 5 2
ش
10:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×674, 172.2 KB
 تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود
ناموس دوست ها! نگران کشته شد حسین

#علی_مشهوری

@raziolhossein
😭 12 👍 2
ش
15:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت

واقعا سخت است بی‌محرم سفر کردن حسین
بر رخ محرم به نوک نی نظر کردن حسین

واقعا سخت است بعد از شش برادر داشتن
از صف نامحرمان تنها گذر کردن حسین

واقعا سخت است ماندن پشت یک دروازه و
شهر را بهر تماشايت خبر كردن حسين

واقعا سخت است با راسی کنار محملت
از نگاه دشمنان دون حذر کردن حسین

واقعا سخت است رفتن رو ی پشت بامها
دامن خود را پر از سنگ و حجر کردن حسین

واقعا سخت است درتشت زری با خیزران
لعل لب‌های کسی زیر و زبر کردن حسین

#سیدمحمد_تقی_ساداتیه

@raziolhossein
👍 7 😭 4 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شام_غریبان
#شام_غریبان

شب است و دشت، هیاهوی مبهمی دارد
ستاره‌سوخته‌ای، صحبت از غمی دارد

شب است و بر لب شطّ فرات، زمزمه‌ای‌ست
به پای نخل که گیسوی درهمی دارد

شب است و ماه به هر خیمه‌ای که می‌نگرد
نشسته مادری و بزم ماتمی دارد

شب است و دشت، به خون خفته؛ خیمه، سوخته است
به وسعت ابدیّت، جهان غمی دارد

شب است و سنگ صبوری به ناله می‌گوید
کجاست دُرّ یتیمی که همدمی دارد؟

شب است و دختر معصوم سیدالشهدا
برای نوحه‌گری، فرصت کمی دارد

شب است و سایۀ اهریمنی شتاب‌آلود
رَود به سوی سلیمان که خاتمی دارد

شب است و داغِ جگرسوزِ سینۀ مظلوم
ز اشک فاطمه، امّید مرهمی دارد

شب است و این همه غم، در عوالم ملکوت
خدا گواست، پیمبر چه عالمی دارد

شب است و ماتم اصغر گرفته است، رباب
ز گاهوارۀ او، چشم برنمی‌دارد

شب است و قافله‌سالار شاهدان شهید
به دست، مشعل و بر دوش، پرچمی دارد

شب است و بر سر سجّاده‌ای پُر از اخلاص
بلند‌‌قامت عصمت، قد خمی دارد

شب است و زینب دور از حسین می‌داند
نفس کشیدن بی‌او، چه ماتمی دارد


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
👍 2
20:24
#امام_حسین_شام_غریبان
#شام_غریبان


بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست
به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد
و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان می‌گیرد
زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد
پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد.
چون ز گهواره‌ اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد
تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست

#مهدی_زنگنه

@raziolhossein
4
20:24
#امام_حسین_شام_غریبان
#شام_غریبان


آه از آن روز که جان از تن خواهر می رفت
سنگ ها بال زنان سوی برادر می رفت

آسمان ها و زمین داشت به هم می پیچید
سمت گودال کسی دست به خنجر می رفت

ساعتی بعد که آتش به حرم بر پا شد
همه سر ها به روی نیزه ی لشگر می رفت

خیمه تاراج شد و هر طرفی دست به دست
بین گهواره ی خالی دل مادر می رفت

از یتیمان حرم نیز غنیمت بردند
گوشواره که نه گیسو پی معجر می رفت

نیمه شب با عجله داشت خبر را میبرد
یک نفر در طمع جایزه با سر می رفت

#علی_صالحی

@raziolhossein
2 👍 1
20:24
#امام_حسین_شام_غریبان
#شام_غریبان


خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماری ام آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهایی ام تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد "حسان"
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده


#حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
1 👍 1 😭 1
20:24
#امام_حسین_شام_غریبان
#حضرت_زینب_اسارت
#شام_غریبان #اسارت


می کِشم آه از جگر با یا حسین
شد دلم خون دیده ام دریا حسین
حضرت مظلومِ بی همتا حسین
ای شهید تشنه و تنها حسین
نیست بر روی لبم اِلّا حسین

کربلا امّید را از من گرفت
هیجده خورشید را از من گرفت
ماه را ، ناهید را از من گرفت
دودِ آتش ، دید را از من گرفت
سوخت وقتی چادرم اینجا حسین

بر زمین چون وحیِ مُنزَل دیدمت
یکّه خوردم وقتی اول دیدمت
روی خاک گرمِ مقتل دیدمت
بی نفس بودی که از تل دیدمت
زیر دست و پای کوفی ها حسین

قلب من از غصه مالامال شد
هر کجایی حرف از گودال شد
یادم آمد عشقِ من پامال شد
باز ، از پای زنان خلخال شد
وا محمد ، وا علیّا ، وا حسین

شمر زد بر زخم دلها نیشتر
دیدمت بر نی دلم شد ریشتر
دشمنت وقتی که آمد پیشتر
آتش دامانمان شد بیشتر
با دویدن در دلِ صحرا حسین

یک جهان غصه انیسِ دل شده
قاتل من خندهء قاتل شده
از غم تو خون دل حاصل شده
قسمت من چوبۀ محمل شده
قسمت تو نیزهء اعدا حسین

خیمه ها بعد تو غارت شد اخا
بر نوامیست جسارت شد اخا
قامتم خم در کنارت شد اخا
بر تنم رخت اسارت شد اخا
می شنیدم نالۀ زهرا حسین

با نظر بر اشکهای جاری ام
می دهی از روی نی دلداری ام
سنگ خورده بر لبت ای قاری ام
کشتۀ این زخمهای کاری ام
پس دعا کن خواهر خود را حسین

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
👍 3
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شام_غریبان


او می‌دوید و من می‌دویدم
او سوی خیمه من سوی دختر

او می‌رسید و من می‌رسیدم
او دارد آتش  من دست بر سر

او می‌کشید و من می‌کشیدم
او موی طفلان  من آه یکسر

او شعله‌ مارا  من دستِ دختر
او گوشواره  من وای مادر

او می‌کشانَد  طفلِ تو بر خار
من می‌کشاندم  خود را مکرر

او می‌نشانَد سر را به نیزه
من می‌نشاندم  بوسه به حنجر

او می‌زند باز  من می‌زدم باز
او خیزران را  من دادِ دیگر

او حرفِ غارت  من آه عباس
او خنده بر ما  من وای معجر

او مانده آنجا  من ماندم اینجا
او با لباست  من بی برادر

او رفت آخر  من رفتم آخر
او پشت خیمه  من سمت پیکر

در هول آتش سمت رُباب است
بر روی نیزه  چشمان اصغر


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 5 3
ش
21:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
گشت ناموست اسیر دست بی ناموس‌ها

@raziolhossein
😭 16 3
ش
22:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
819×1024, 184.9 KB
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت...

#هوشنگ_ابتهاج

@raziolhossein
😭 9 👍 2
17 July 2024
ش
11:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب
#قتلگاه #روز_یازدهم


بعد تو کی واسه من تب میکنه
کی منو سوار مرکب میکنه

نگرانم حالا که دارم میرم
کی تن تورو مرتب می کنه

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 2 😢 2
11:13
#امام_حسین_مناجات


ای نفس مطمئنّه‌ی قالوا بَلَی حسین
راضی‌ترینِ خلق به جام بلا حسین

ای از ازل حرارت داغ تو شعله‌ور
جان جهانیان به غمت مبتلا حسین

آلوده‌ایم و نام تو را جار می‌زنیم
نام تو می‌دهد دل ما را جلا حسین

ای مقصد حقیقی حیَّ عَلَی‌الصّلوة
ای در گلوی مأذنه‌هامان صلا حسین

سر داده‌ای که سر بدهی سِرّ عشق را
بر روی نیزه راز تو شد برملا حسین

در سینه‌ام محبت تو موج می‌زند
ای کشتی نجات و چراغ ولا حسین

دلداده‌ی تو را چه هراس از قیامت است؟
آن‌جا که عشق توست چه هول و ولا حسین؟

وقتی به شوق کرب‌وبلا سینه می‌زنم
حس می‌کنم دلم شده ایوان طلا حسین

جان مرا بگیر و به آغوش خود ببر
یک شب میان تشنگی کربلا حسین

گل می‌کند به روی لبم وقت رفتنم
بعد از شهادتین "سلامٌ عَلَی حسین"

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
👍 5
11:13
#امام_زمان


بیا شامِ غریبون و به پاش کُن
بیا خاکی سرِ ما تو عزاش کُن
بیا چشم انتظارِ توست زینب
سوار ناقه‌ی نامحرماش کن

....

شب است و تویِ آتیش خیمه تا سوخت
دلِ زینب تو این هول و بلا سوخت
بیا آقا کمک کن دست تنهاست
کمک کُن موی دختر بچه‌ها سوخت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
11:16
#امام_حسین_قتلگاه


سلام بر سرِ به روی نیزه در سفر حسین
سلام بر تنِ برهنهء بدون سر حسین

شنیده ام وحوش بر تن تو گریه کرده اند
شنیده ام که رفته ای تنور، بی خبر حسین

به پیش چشم مادر تو اسب بر تنت دوید
سراغ تو گرفتم از نسیم هر سحر حسین

کدام قسمت از تن تو مانده که بغل کنم
سی و سه نیزه خوردی از هجوم صد نفر حسین

لباس پارهء تو هم به درد پیکرت نخورد
زمان غارتش که شد، شدی کشیده تر حسین

به روی ریگ داغ، رنگ پیکرت عوض شده
نمانده بهر بوسه ام دو جای مختصر حسین

مُقَطَّعی و بر حصیر پاره دفن میشوی
تن مطهرت شده مسیر رهگذر حسین

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
11:19
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_اسارت
#روز_یازدهم


ای تشنه ای که شرح غمت در بیان نبود
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود

ناراحتم زیاد نماندم کنار تو
شمر آمد و برای نشستن زمان نبود

هر ناقه ای به غربت من گریه کرده است
مانند من غریب دراین‌ کاروان نبود

ای کاش در رکوع عقیق از تو میگرفت
ای کاش بین قافله ای ساربان نبود

ماندم چرا به زور کشیدند از تنت
آخر لباس کهنه ی تو که گران نبود

گفتم به آفتاب نتابد روی تنت
شرمنده ام که روی تنت سایبان نبود

با لشگری برای سرت جنگ کرده ام
پس حق بده اگر که به جسمم توان نبود

دیروز شش برادر کرار داشتم
امروز دور خواهر تو جز سنان نبود

آغوش من که هست چرا مانده ای به خاک
جای تن تو برروی ریگ‌ روان نبود

ای وای از این سفر که بدون تو میروم
تنها شدن که حق من نیمه جان نبود

باد صبا ببر به نجف روضه مرا
روضه بخوان که دخت علی در امان نبود

ما رسممان شهادت و از جان گذشتن است
اما دگر اسیر شدن رسممان نبود

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 4
11:19
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم


با نيزه روي زَخمِ تو مَرهَم گذاشتند
جِسمِ تو را به خاک، چه دَرهَم گذاشتند
.
من مانده ام چِگونه بِبوسم تَنِ تو را؟!
بَس نِيزه پُشتِ نِيزه و بَر هَم گذاشتند
.
بَر سينه ات نِمونه ی هَرچه سِلاح هست!
شَمشير و سَنگ و تيرِ سه پَر هَم گذاشتند
.
هم داغِ اَكبرِ تو و هم سوز تِشنگی
اَصلاً مَگَر بَرات جِگر هَم گذاشتند؟!
.
آمد زِ مَن رُقَيِّه سُراغِ تو را گِرِفت
پُرسيد كه: برای تو سَر هَم گذاشتند...؟
.
دَر كيسه هايِشان پُرِ سَر بود و روسَری
هَر آنچه بود زيوَر و زَر هَم گذاشتند

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 2
11:19
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم


پاره پاره حنجرت را بوسه باران می کنم
عضو عضوِ پیکرت را بوسه باران می کنم
.
خاکِ اینجا ای برادر بوی زهرا می دهد
قتلگاهِ اطهرت را بوسه باران می کنم
.
گیسوانم را به خونَت می زنم، قربانی ام
این مِنا و مَشعرت را بوسه باران می کنم
.
نقشِ نعلِ اسبها بر سینه ات اُفتاده است
قبله ی پیغمبرت را بوسه باران می کنم
.
دخترت افتاده روی پیکرِ بی راسِ تو
گیسوانِ دُخترت را بوسه باران می کنم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1
11:19
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه #روز_یازدهم


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین


#عبدالحسین


@raziolhossein
👍 3 😭 1
11:19
#امام_حسین_علیه_السلام
#روز_یازدهم


از بچه هات هیچ کسی کم نمی‌ شود
باشد بخواب، بدتر از این غم نمی‌ شود

باید چه کرد در وسط این حرامیان
با دست بسته مقنعه محکم نمی‌ شود

پیشانی ام که بوسه زدی را شکسته اند
مرهم حریف شدت دردم نمی‌ شود

هر کار می‌کنم بروند آن طرف، ولی
اوباش مانده دور و برم کم نمی‌ شود


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 3 😭 2
11:19
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم #قتلگاه


دَر قَتلِگاه آمدم و سَر نداشتی
جایی بدونِ زَخم به پیکَر نداشتی

دیدم تو را، چه دیدَنی اِی پاره ی دلم...
حَتّی لباسِ کُهنه ای دَر بَر نداشتی

جُز روی حَنجری که، هَمه بوسه اَش زدند
جایی برای بوسه ی خَنجَر نداشتی؟

زینب بمیرد، این همه خونی شُدی چرا؟
خواهر شود فَدای تو، یاوَر نداشتی؟

تَه مانده های پیرُهَنَت هَم رُبوده شُد
چیزی برای غارَتِ لَشکَر نداشتی...

اِی وای... سینه ی تو پُر اَز جای پا شُده
یکی دو تا که اِرث زِ مادَر نداشتی

بی کَس شُدی، زِ پُشتِ سَرَت نِیزه خورده ای!
حَق می دَهَم حُسِین، بَرادَر نداشتی!


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1 😭 1
11:19
#حضرت_سکینه
#روز_یازدهم


نه از لباس کهنه‌ات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم

تو را نه از صدای دلنشین روزهای قبل
که از سکوت غصه‌دار حنجرت شناختم

تو شعر عاشقانه بودی و من این قصیده را
میان پاره‌پاره‌های دفترت شناختم

قیام در قعود را، رکوع در سجود را
من از نماز لحظه‌های آخرت شناختم

غروب بود و تازه من طلوع آفتاب را
به روی نیزه، از سر منوّرت شناختم

شکست عهد کوفه... این گناه بی‌شمار را
به زخم‌های بی‌شمار پیکرت شناختم

تو را به حس بی‌بدیل خواهر و برادری
به چشم‌های بی‌قرار خواهرت شناختم

اگرچه روی نیزه‌ای ولی نگاه کن مرا
نگاه کن... منم سکینه دخترت... شناختی؟


#رضا_حاج‌حسینی

@raziolhossein
👍 4
11:21
#امام_حسین_علیه‌السلام


لطف زمین گرم تو را نُه فَلَک نداشت
گودال تو چه داشت که مُلک و ملک نداشت

جز خانه ات تمام جهان خاک غربت است
بی کربلا بشر وطن مشترک نداشت

این حرف عاشقان تو هنگام مردن است
بی گریه بر تو زندگی اصلا نمک نداشت

مادر گذاشت خاک تو را بر زبان من
شیرش حلال باد به کار تو شک نداشت

یادش بخیر تا که تو لبخند می زدی
زهرا دگر نیاز به باغ فدک نداشت

آخر چگونه چوب به لبهای تو زدند...


#مجید_تال


@raziolhossein
👍 2
11:27
#امام_حسین_علیه‌السلام
#روز_یازدهم


اينهمه راه دويدم به سوی دلدارم
به اميدی كه در اين دشت برادر دارم

تو دعا كن كه كنار بدنت جان بدهم
فكرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم

يک عبا داشتی و خرج علی اكبر شد
با چه از روی زمين جسم تورا بردارم

به وداع من و تو خيره بُوَد چشم رباب
خواندم از طرز نگاهش كه منم دل دارم

خيز و نگذار كه ما را به اسيری ببرند
منكه از راهیِ بازار شدن بيزارم

#سعيد_خرازی

@raziolhossein
😭 6 😢 2 👍 1
ش
17:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
658×1280, 161.6 KB
#روز_یازدهم #اسارت


مکالَمهٔ زینب با برادر در اوّلِ اسیری¹

محرمِ زینب چه نیست² وقت سواری
برشترِ من نه مَحمِل و نه عَماری

بسته دو دستم به ریسمان وندارد
ناقهٔ زینب به سر علاوه، مهاری

یا تو زجا خیز یا که اکبر و قاسم
یا به سپه گو که تا رود به کناری

دربدرم کرد روزگارِ جفاجو
روز به صحرا روان و شب به دیاری

داغِ علی اکبرِ تو تا به قیامت
بر جگرِ من فکنده است شَراری

برلبِ آبم ولیک آب ندارم
غسل دهم من تورا زدیدهٔ جاری

حرمت هر مُرده تا سه روز ضَرور است
غیرِ تو ای بی کفن که هیچ نداری

رفتم و پیش جنازهٔ تو ندیدم
رحلی و قرآنی و جماعتِ قاری³



@raziolhossein
👍 8
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#رباعی


آگه چو شد از حالت بیماری او
دامن به کمر بست پیِ یاری او

چون دید کسی بر سر بالینش نیست
سرگرم شد آتش به پرستاری او

#محمدعلی_مجاهدی

@raziolhossein
18 July 2024
ش
17:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#رباعی


در کوفه دلت شکست از درد و بلا
در شام شکست حرمتت واویلا
آنقدر بلا به جانت آمد... گفتی :
ای کاش که مادرم نمی زاد مرا


با گریه تمام روز تو شب شده بود
از هرم بلا تنت پر از تب شده بود
با دیدن بوریا به خود می گفتی
ای‌کاش تنش کمی مرتب شده بود


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
2
17:48
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

تمام عمر شد با گریه مانوس
تمام خاطراتش آه و افسوس

چرا فرمود امان از شام مردم
امان از شام یعنی داغ ناموس

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
ش
19:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
19:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#دفن_شهدا
#دوبیتی

زبانحال امام سجاد با بنی اسد

مگذار سخن بگویم از وضع بدن
وضعی دارد که در نیاید به سخن

بشنو سخنی، مپرس علت از من
نزدیکترین جا به بدن، قبر بکن

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
😭 4
19 July 2024
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اسارت

دادم به دستهای عمو مشک آب را
تا خوش کنم کمی دل خون رباب را

دیدم قمر شکست و خجالت کشید و رفت
دیدم کنار مقتل ماه آفتاب را

گلها بدون آب گلابی نمی دهند
اما گرفت حرمله از گل گلاب را

با آب قهر کرد عروس ابوتراب
تا ریخت روی صورت طفلش تراب را

نفرین به شمر، هرچه پدر را صدا زدم
از حنجر بریده شنیدم جواب را

بعد از غروب روز دهم چشم هیچ کس
دیگر ندید ثانیه ای رنگ خواب را

راهب بغل گرفت سرش را بجای من
شانه کشید گیسوی از خون خضاب را

بودیم در میانه ی نامحرمان اسیر
محرم نمانده بود بگیرد رکاب را

می خواستم سکینه ی قلب پدرشوم
با آستین پاره گرفتم حجاب را

بردند تا محله ی برده فروش ها
مستوره های حضرت ختمی مآب را

سر بود بی تعادل و رقصید نیزه دار
تا بیشتر دهد به حرم اضطراب را

ماتم گرفته‌ام چه کنم بشنود اگر
ام البنین قضیه‌ی بزم شراب را

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 3 😭 2
20 July 2024
ش
01:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 102.1 KB
😭 1
01:25
#امام_حسین_علیه_السلام
#تنور_خولی

چنان به پاست ازین غم میان دل ها شور
تو گوئیا که رسیده زمان نفخه ی صور

هزار بار شود خاک بر سرم که رهاست
تنت به خاک بیابان سرت به خاک تنور

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 30.2 KB
👍 1
17:50
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 24.8 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت

با احترام آمد و بی‌احترام رفت
با صدسلام آمد و با والسلام رفت

آتش دوباره پا روی کاشانه‌اش گذاشت
با روضه‌ی شکستنِ در از خیام رفت

بعد از عطش فرات به پابوسی‌اش رسید
در اشکِ شرم، غرق شد و تشنه‌کام رفت

خلوت‌نشینِ پرده‌ی ناموسِ کبریا
همراه شمر و حرمله در ازدحام رفت

دَه روز پیش کعبه‌ی در انحصار بود
با آن مقام آمد و با این مقام رفت

مبعوث شد به گریه برای برادرش
پیغمبری که با سرِ سرخِ امام رفت

پایش رمق نداشت، نمازش نشسته بود
در حالت رکوع، به قصدِ قیام رفت

داغ حسین، روضه‌ی یک خانواده بود
این داغدار، با تبِ چند انتقام رفت

زینب عقیلة‌العرب آمد به کربلا
آیینه‌دار فاطمه، حیدر به شام رفت

خون‌گریه‌های ناحیه از این مصیبت است
سرچشمه‌ی حلال، به بزم حرام رفت

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
😭 1
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#کوفه

ای صبر تو چون کوه در انبوهی از اندوه
طوفان بر آشفته آرام وزیده
ای روضه ترین شعر غم انگیز حماسه
ای بغض ترین ابر به باران نرسیده

ای کوه شبیه دلت و چشم تو چون رود
هر روز زمانه به غمت غصه ای افزود
غم درپی غم درپی غم درپی غم بود
ای آنکه کسی شکوه ای از تو نشنیده

من تاب ندارم که بگویم چه کشیدی
تا بشنوم آن روضه و آن داغ که دیدی
تو در دل گودال چه دیدی چه شنیدی؟
که آمده ای با دل خون قد خمیده

نه دست خودم نیست که شعرم شده مقتل
شد شعر به یک روضه مکشوف مبدل
نه دست خودم نیست خدایا چه بگویم؟
این بیت رسیده ست به رگ های بریده

این کرب و بلا نیست مدینه ست در آتش
شد باز درون دل تو شعله ور آتش
در خیمه کسی هست ولی خیمه در آتش
ای آنکه شبیه تو کسی داغ ندیده

این قافله توست سوی کوفه روان است
برنیزه برای تو کسی دل نگران است
شکر است که تا شام فقط ورد زبان است
رفتید دعا گفته و دشنام شنیده

سخت است که بنویسم دستان تو بسته ست
مانند دلت قد تو چندی ست شکسته ست
قد تو شکسته ست نماز تو نشسته ست
من ماندم و این شعر و گریبان دریده

#محمدرضا_شرافت


@raziolhossein
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#قتلگاه

تورا به رسم عرب های جاهلی کشتند
به آن طریق که دیگر گمان نمیکردم..

گمان به نیزه و شمشیر و سنگ میبردم
ولی به کندی خنجر! گمان نمیکردم!

همیشه عطر خوش سیب از تو می آمد
ولی ز چکمه ی لشکر گمان نمیکردم


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
😭 3 1
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#کوفه

در ماتمی بی انتها با چند کودک
تنها رها کردی مرا با چند کودک

یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی و
من ماندم و این ماجرا با چند کودک

هی چهره ات را در سرم تکرار کردم
هی گریه کردم بی صدا با چند کودک

وقتی صدای داد و بوی دود آمد
دیدی چه کرد آن شعله ها با چند کودک؟!

تا پرده خیمه به یکسو رفت دیدم
خورشید روی نیزه را با چند کودک

می خواستم پنهان کنم اما رقیه
زل زد به سرهای جدا با چند کودک

یک باره سمت خیمه هامان حمله کردند
من مانده بودم زیر پا با چند کودک

سیلی زدند و معجر از سرها کشیدند
با من قبول اما چرا با چند کودک؟

وقتی سرت با من تنت از من جدا بود
راهی شدم از کربلا با چند کودک

ای کاش می دیدی که در کوفه چه کردند
مردم میان کوچه ها با چند کودک

در راه هم گویی هزاران حرف دارند
با صورت خونی بابا چند کودک

لب تشنه خواهر فقط لب تر کن امروز
باید بیایم تا کجا با چند کودک؟!

#حسن_اسحاقی

@raziolhossein
👍 4
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#روز_یازدهم
#محاوره


شبِ این قافله بی تو سخت گذشت
جنگِ با حرمله بی تو سخت گذشت
بین دشمن سوار ناقه شدم
خیلی این مرحله بی تو سخت گذشت

مُردَم از تب بی تو خیلی سخت گذشت
جانِ زینب بی تو خیلی سخت گذشت
سیلی و آتیش و تازیانه ها...
اولین شب بی تو خیلی سخت گذشت

رو خاکه برهنه پیکرت حسین
الهی بمیره خواهرت حسین
سر تو که روی نیزه ها زدن
افتاد از رو ناقه دخترت حسین

میدونی که خیلی دلخونم حسین
میدونی به لب رسید جونم حسین
با اینا که کشتنت، برم سفر؟
من بدون تو نمیتونم حسین

بعد تو پشت و پناه ما کیه
سر و کار دختر تو با کیه
تو که شیرخواره اتو خاک کرده بودی
پس سرِ کوچیک، رو نی برا کیه

بی تو زینب تو بی پناه میره
با کتک از دلِ قتلگاه میره
چشماتو ببند رو نیزه نبینی
شمر کنار خواهر تو راه میره

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:52
#امام_حسین_شهادت
#اسارت


آن روز بر تو آسمان هم گریه می کرد
عیوق بلکه کهکشان هم گریه می کرد

بر جسم زیر آفتابت ای برادر
حیوان به زیر سایه بان هم گریه می کرد

باید به خوشحالی ز تو می برد خاتم
می رفت اما ساربان هم گریه می کرد

ای برکت نانِ همه ، با ملک ری هم
گندم به آب دیده ، نان هم گریه می کرد

یوم علی صدر النبی ای من بمیرم
بر سینه ات تیر و کمان هم گریه می کرد

شلاق ها اشک حرم را در نیاورد
تو گریه کردی ، کاروان هم گریه می کرد

تر گشت چوب خیزران از خون و از اشک
چونکه برایت خیزران هم گریه می کرد


#حامد_آقایی

@raziolhossein
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت

می روی نیزه نشینم کمی آهسته برو
تا تو را سیر ببینم کمی آهسته برو

از رد بوسه ی من نیزه نشینت کردند
اسب ها رد شده و نقش زمینت کردند

از سر نی به من و قافله احسان کردی
صورتت را سپر سنگ نوازان کردی

من اسیر تو شدم مهر تو در سر دارم
لحظه ای نیست که چشم از سر تو بردارم

همه شب سر زده، خورشید شدی تابیدی
روی نی دور سر قافله می چرخیدی

من و یک قافله کودک،همه سیلی خورده
خواهرت آینه ی توست، اگر پژمرده

جان نمانده ست حسینم به تنم اما حیف
تا حد مرگ سپر شد بدنم اما حیف

صورت کودک تو سوخت،خجالت زده ام
ضربه او را به زمین دوخت، خجالت زده ام

خنده ای مست به دنبال عذاب آمده است
باز هم حرمله با کاسه ای آب آمده ست

گله ای نیست از این زخم از این تنهایی
ما ندیدیم در این مرحله جز زیبایی

#حسن_کردی
@raziolhossein
17:52
#امام_زمان_محرم


اشک غریب عاقبتش شرم آشناست
بدبخت آن کسی‌ست که از صاحبش جداست

یک عمر از دعای فرج رزق خورده ایم
باید وبال گفت به دستی که بی‌ دعاست

پایی که نیست در پی تو لنگ میزند
دنبال تو دویدن ما آبروی ماست

از دیگران دوا برسد درد مطلق است
دردی اگر ز تو برسد مرهم و دواست

هرجور هست پیش تو یکروز میرسیم
آقا بگو که خیمه زهرایی‌ات کجاست؟

حق می‌دهیم دل به دل ما نمیدهی
ما سالهاست عادتمان لاف و ادعاست

سجده بغیر تربت اعلی نمیکنیم
مهر قبول سجده ما مهر کربلاست

هرچه زدند باز ز جایش تکان نخورد
زینب کنار نیزه ی آقای سرجداست

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2 👍 1
17:52
#حضرت_زینب_اسارت
#نیزه


ای سر ‌که در مقابل چشمان زینبی
داغِ نشَسته بر دل سوزان زینبی

ای سر بریده‌ای که تنت روی خاک‌هاست
تو کشته‌ی غریب بیابان زینبی

ای سربریده! بی‌سروسامانی‌ام ببین
می‌بینمت که بی‌سر وسامان زینبی

از چشم نیمه‌باز تو ای غیرت‌خدا
معلوم شد هنوز نگهبان زینبی

با اینکه نیزه‌ای به گلویت نشسته است
اما هنوز قاری قرآن زینبی

گیسوی درهمت سر نی فاش می‌کند
آشفته‌ی رباب و پریشان زینبی

پایین نی، مراقب طفلان تو منم
بالای نی، مراقب طفلان زینبی


#امیر_عظیمی
#مرتضی_امیر_سلیمانی


@raziolhossein
👍 2 😭 1
17:52
#امام_حسین_علیه_السلام


خون تو مرز دائمی حق و باطل است
خاک تو بین خلق و خدا حدفاصل است

در اهدنا الصراط به این فکر میکنم
خوشبخت آن کسی که به سمت تو مایل است

مارا ببخش بر تو فقط گریه میکنیم
فهم کسی شبیه تو بسیار مشکل است

ما تشنه ایم چشمه و رودند تشنه ات
محبوب ما بزرگتر از این مسائل است

عشقت اثر گذار به دلهاست یا حسین
چیزی اگر شکست برای تو پس دل است

نام تو در دهان من قدر ناشناس
مثل جواهری‌ست که در دست جاهل است

دفن تو ای کهن به عشایر رسیده بود
این نیز افتخار بزرگ قبایل است

شب در میان دشت هلالی به روی نی
هرچند تا کنار توام ماه کامل است

وقتی جهان مصالحه کردی به پیرهن
بعد از تو هرچه شاه به گیتی‌ست سائل است

آیینه هر چه خرد شود باز آینه است
تکثیر تو بزرگترین خبط قاتل است


#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 3 1
21 July 2024
ش
00:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب‌_اسارت
#کوفه


من دختر یک امیر هستم
در کوفه چرا اسیر هستم

نفرین به جفای اهل کوفه
لعنت به وفای اهل کوفه

گفتند اگر عشیره داری
برخیز  بایست در کناری

هرکس که به کوفه آشنا داشت
تا شام مرا غریب بگذاشت

تنهایم و یاوری ندارم
حالا که برادری ندارم

افسوس کسی دور و برم نیست
عباس علمدار حرم نیست

بر خاک فتاده نور عینم
بر نیزه شده سر حسینم


#مرتضی_کربلایی


@raziolhossein
😭 9 1 👍 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#اسارت #کوفه


به کوفه آمدم از داغ و داغدار بگویم
در آن غبار ره از هیجده سوار بگویم

همه قبیلۀ یاسین و قبله‌گاه گل یاس
هَزاروار، ز گل‌ها هزار بار بگویم

همین نه مرگ به بازی گرفته‌اند جوانان
به نوک نی، ز سر طفل نی‌سوار بگویم

ز خیمه‌های به آتش کشیده، دست کشیدند
ز کودکانِ دویده به روی خار بگویم

ز دختری که پیاده دویده و نرسیده
ز چشم منتظر و خشم نیزه دار بگویم

به آسمان چهارم، گرفته گوش مسیحا
که نشنود اگر از گوش و گوشوار بگویم

نگاه سر، سوی دختر، نهد قرار ملاقات
ز رمز و راز نگاه دو بی‌قرار بگویم

#علی_انسانی

@raziolhossein
👍 1
20:24
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #کوفه


چنان کوهیم اما کوه هم از غصه ات آب است
چنان آهیم آهی که میان سینه بی تاب است

پس از عباس ما تشنه نماندیم ای حسین من
حرم از ناسزا و طعنه و آزار سیراب است

به اشک خواهرت زنهای کوفه خوب خندیدند
گمانم میهمان آزاری اینجا جزء آداب است

من و طفلان همه غمخوار یکدیگر شدیم اما
چه سازد مادری که کودکش بر نیزه ها خواب است

خلاصه هر چه با ما شد خودت از روی نی دیدی
گذر کردم ز شهری که علی کشتن در آن باب است

#علی_سلطانی

@raziolhossein
20:24
#حضرت_زینب_اسارت
#کوفه #اسارت #نیزه

دید چو زینب به کوفه غارتِ دین است
شورِ قیامت چو روزِ باز پسین است

شهر پر آشوب و مرد و زن به تماشا
بر سرِ نی شاهباز سِدره نشین است

خلق به انگشت می کنند اشارت
بر سر نی کاین سرِ امام مبین است

کرد برون سر چو خُور زمحمِلِ عریان
گفت که یا لَلْعَجب حسین من این است

خواند هلالاً لَما اسْتَتَمَّ کمالا
دید قمر مُنخسِف در ابر نشین است

گفت که ای ماه من چه وقت غروب است
رخ بنما دل زفُرقتِ تو غمین است

پرسشی ای همسفر زخَسته دلان کن
جان من آئین دوستی نه چنین است

نیزه بلند است دستْ کوته و دلْ خون
صبر کنم دلْ مگر به سنگ عجین است

#فاضل_طهرانی

@raziolhossein
20:28
#امام_حسین_علیه_السلام
#اسارت


اینجا که بال چلچله را سنگ می‌زنند  
ماهِ اسیر سلسله را سنگ می‌زنند

ای آسمان نگاه کن! این قوم سنگدل  
یاران پاک و یک‌دله را سنگ می‌زنند

یا تیغ رویِ «آیۀ تطهیر» می‌کشند  
یا «آیۀ مباهله» را سنگ می‌زنند

وقتی که دست‌های علمدار قطع شد  
پاهای غرق آبله را سنگ می‌زنند

با آن‌که هست آینۀ عصمت و عفاف  
پرچم به دوش قافله را سنگ می‌زنند

محراب اگر که‌خم‌شوداز غم،عجیب نیست  
روح نماز نافله را سنگ می‌زنند

تفسیر عشق بود و پریشانی حسین
وقتی زدند سنگ، به پیشانی حسین


#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
👍 2
22 July 2024
ش
20:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اسارت
#کوفه

چه‌ها که با دل زینب نکرده این کوفه؟
تو نی‌سوار و منم کوچه‌گرد این کوفه

چه سنگ‌ها که نشد پرت سوی محمل من
به دست‌های زن و طفل و مرد این کوفه

من از فراق نگارم عزا گرفته‌‌ام و
گرفته جشن ظفر فرد فردِ این کوفه

ادامه‌دار شده خاطرات کرب و بلا
چه آتشی‌ست به پا در نبرد این کوفه

به جای نان و رطب‌های هر شب بابا
چه لقمه‌ها که نصیبم نکرده این کوفه

به خاندان رسول خدا کنایه زدند
چه داغ کرده دلم، قلب سرد این کوفه

نخوان دگر سر نیزه برایشان قرآن
که سکه می‌خورد آقا به درد این کوفه

بخوان دعای فرج تا بیاید آن مردی
که پاسخی‌ست خدایی، به عهد این کوفه

#حسین_ایمانی

@raziolhossein
20:18
#امام_حسین
#اسارت
#کوفه

خدا کند زِ لبت یک سلام هم باشد
و سایه‌ات به سرم مستدام هم باشد

بریز گیسویِ خود را به شانه‌های نسیم
که خوشتر است که ماهم تمام هم باشد

کم است اینهمه دشنام‌های طولانی
که کوچه کوچه نگاهِ حرام هم باشد

گذشتن از گذرِ تنگِ کوچه‌ها سخت است
و سخت تر که در آن ازدحام هم باشد

فقط نه اینکه پُر از آشناست هر طرفم
کنیزِ خانه‌ی‌مان رویِ بام هم باشد

شبِ گذشته یتیمت به ضربِ زجر آمد
بلورِ خورده تَرَک بی دوام هم باشد

چه حال می‌شوی آن لحظه‌ای که تنهایی
اگر که با تو سنان هم کلام هم باشد

لباس کهنه‌ی خود را برایم آوردند
میان کوفه کمی احترام هم باشد

دلم خوش است که با نیزه‌ی تو می آیم
اگرچه فاصله ام یک دو گام هم باشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
20:18
#امام_حسین
#اسارت
#کوفه

خيال كن شب و ماه تمام هم باشد
به روى نيزه سر يك امام هم باشد

همیشه کوچه باریک دردسر ساز است
خدا نکرده اگر ازدحام هم باشد...

تمام شهر اسیر ابهتش گردد
اگرچه خطبه او بی کلام هم باشد

تمام کوفه شمارا شناختند و زدند
گمان مکن که علیک السلام هم باشد

میان اینهمه اوباش...اینهمه دختر...
غم مواظبت از هرکدام هم باشد

امان ازاینهمه آیینه و از این همه سنگ
اگر که جمعیتی بی مرام هم باشد

خیال کن نگران سر به نی باشی...
خیال کن همه جاپشت بام هم باشد...


درست...،!تا کمر ناقه نور بوده ولی
خیال کن که به دورش عوام هم باشد

شلوغی گذر و سنگ بام و خاکستر
در انتهای گذر بزم عام هم باشد


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
👍 1
20:18
#امام_حسین
#حضرت_زینب
#کوفه
#اسارت


رسید وقت سفر سر به زیر شد زینب
حسین چشم تو روشن! اسیر شد زینب

هزار زخم روی پیکرت دهن وا کرد
هزارسال ز داغ تو پیر شد زینب

سه چهار مرتبه با شمر همکلام شده
نداشت چاره دگر ناگزیر شد زینب

چقدر پای غنیمت  کتک ز لشگر خورد
چقدر زخمی مشتی فقیر شد زینب

گرسنه بود ولی تازیانه خیلی خورد
غذا نبود ولی خوب سیر شد زینب

همان زمان که به سرنیره ها زدند او را
نشست و حرف نزد گوشه گیر شد زینب

نبودن تو و عباس کار خود را کرد
و با سنان و شبث هم مسیر شد زینب

 بگیر گوش خودت را! کسی صدایش کرد..
بلند شو همه رفتند دیر شد زینب!


#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 4
20:18
#امام_حسین
#اسارت #نیزه
#دوبیتی

در آوردی سر از بالای نیزه
نیفتی خواهر از بالای نیزه

بگو دست کسی از اهل کوفه
ندیدی معجر از بالای نیزه...؟

#سعید_پاشازاده

@raziolhossein
👍 1
20:18
#کوفه
#اسارت_آل_الله
#مجلس_ابن_زیاد

گیرند اگر حساب تو در فتنه و فساد
دوزخ کم است بهر تو ای زادۀ زیاد

جوری نکرده‌ای تو که هرگز رود ز دل
کاری نکرده‌ای تو که هرگز رود ز یاد

بسیار گشت چرخ پی مفسدان ولی
همچون تویی ندیده به قوم ثمود و عاد

برخاست صرصری ز نفاق تو در جهان
گل‌های بوستان نبی را به باد داد

آنی که بست آب بر او اهل بیت را
در حلقشان به خنجر کین چشم‌ها گشاد

از تندباد جور تو، ای مایۀ فساد!
آزاده سرو باغ امامت ز پا فتاد

شرمت ز بوتراب نیاید، زهی جحود
بر دیدۀ تو آب نیاید زهی عناد

چشم شفاعتت ز که باشد به روز حشر
فریاد مصطفی چو برآید برای داد

ترسم در آتش تو بسوزند عالمی
چون گرم انتقام شود داور عباد

آه این چه‌آتش‌است که جور تو بر فروخت
افروخت آتشی که جهان را به ناله سوخت

#عاشق_اصفهانی


@raziolhossein
👍 1
20:18
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #کوفه #نیزه


به نیزه دار بگو که مرام بگذارد
کنار ما به سرت احترام بگذارد

نشسته ام دم دروازه تا نگات کنم
اگر که خولی لقمه حرام بگذارد

همیشه پرده نشین بود زینب و حالا
چطور پا وسط ازدحام بگذارد

به هر طریق حرام است بهر ما صدقه
طعام پرت کند یا طعام بگذارد

سه سال دختر تو سر به روی پات گذاشت
چطور زیر سرش خشت خام بگذارد

دم نماز بگو مهر تربتت بدهم
اگر که سنگ سر پشت بام بگذارد

#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
👍 1
20:19
#امام_حسین
#کوفه
#نیزه

به خون نشسته چرا ای حسین من رویت
سفیدتر ز سپیده شده چرا مویت

هلال من که غروب تو زود و خونین بود
کبود گشته چنان روی مادرم رویت

نسیم چون که به تو می‌رسد شود خوشبو
شمیم باغ جنان می‌وزد ز گیسویت

به روی نیزه سرت را به کوفه می‌بینم
ز کربلا دل من بوده در تکاپویت

بخوان دوباره تو قرآن که جان دهد بر من
صدای روح نوازی ز لعل دلجویت

وضو ز خون جبین می‌کنم در این محمل
نماز عشق بخوانم به طاق ابرویت

اگرچه بر سرنیزه نمی‌رسد دستش
سه‌ساله دختر تو می‌کند چو گل بویت

مکن نهان رخ خود را هنوز فرصت هست
که چند لحظه ببینم جمال نیکویت

به هر کجا که رَوی ای گل سرنیزه
در این سفر دل زینب بود پرستویت

به جان زینب خود کن عنایت و کرمی
که عاشق است «وفائی» به دیدن کویت

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 2
20:21
#امام_حسین_علیه_السلام


راه تو راه نجات است اباعبدالله
روضه ات شرط حیات است اباعبدالله

سینه زن سینه کبود است به یاد بدنت
سینه اش نذر ذکات است اباعبدالله

هر کجا گفته ام از عشق تو مقصد بودی
عشق تو جلوه ی ذات است اباعبدالله

بی تو با هر قلمی هر غزلی سر گیرد
بازی ِ با کلمات است اباعبدالله

شب ما سوختگان را قمری لازم نیست
پرچمت نور صراط است اباعبدالله

میزبان حرمت هر شبِ جمعه است خدا
عقل از این مرتبه مات است اباعبدالله

اربعین کرببلا رفته فقط می داند
اشک ها برگ برات است اباعبدالله

کشته ی اشکی و سوگند به لب تشنگی ات
تشنه ات آب فرات است اباعبدالله


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
20:22
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


«طوفان»¹ گهری که نامِ او اشکِ عزاست
درچشمِ کمش مبین که از عین خطاست

بر هر مژه اش گناهِ فوجی بخشند
اینجا به نظر قطره وآنجا دریاست


1_تخلّص شاعر است .گویا #طوفان_مازندرانی باشد.

@raziolhossein
👍 1
20:25
#امام_حسین_علیه_السلام



خانه ها را روضه کردی خانه ها جنت شدند
کل زحمت های ما در روضه ات رحمت شدند

بیشتر از آهوان سگ میرود با صاحبش..
بیشتر از پاک ها آلوده ها دعوت شدند

مور را اینجا سلیمان می‌برد بالای قصر..
شاه با سائل سر یک سفره هم صحبت شدند

این جوانها که پی کار شما افتاده اند..
از همه دل کنده اند آماده خدمت شدند

خستگی نوکری از نوکری کمتر نبود
خواب های ما به زیر پرچمت طاعت شدند

فرش های خانه را فرش حرم کردی حسین
خاک های ساده زیر پای تو تربت شدند

آبرودار محلم کرده ای با معرفت!
جمع ذلت های من با نام تو عزت شدند

کودکان ما دویدند آنقدر در روضه ها..
تا جوانانی رشید و خوش قد و قامت شدند

این زمین روضه یک قطعه ز خاک کربلاست
روضه‌رفته های ما به کربلا دعوت شدند

حرصشان در آمد از یارب و یارب گفتنت
نیزه بین حنجرت کردند تا راحت شدند


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 6
24 July 2024
ش
19:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
714×1280, 108.9 KB
پس از حسین کزو خوبتر تراب ندیده
چها گذشت به زن های آفتاب ندیده

#محمد_سهرابی
😭 3 👍 2
19:40
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب‌_سلام‌_الله‌_علیها
#کوفه #دوبیتی
#نیزه

غم و درد و بلا کوچه به کوچه
تب و اشک و عزا کوچه به کوچه

میان کوفه گرداندند سر را
به روی نیزه‌ها کوچه به کوچه

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
19:40
#حضرت_زینب‌_سلام‌_الله‌_علیها
#کوفه


کوفه دیدی زینب آمد زیر و رویت کرد و رفت
با کلامی آتشین بی آبرویت کرد و رفت

دیدی آخر اول دروازه ات با خطبه ای
تا قیامت لال از هر گفتگویت کرد و رفت

گرچه بستی دست و راه چاره از هر سو به او
آمد و بیچاره از هر سمت و سویت کرد و رفت

او فقط با موجی از طوفان اقیانوس خود
در هَمَت کوبید و در حیرت فرویت کرد و رفت

کوه را میخواستی با سنگباران بشکنی
او شکستت داد و رسوا کو بکویت کرد و رفت

هم تو را توبیخ کرد و هم همه تاریخ را
باخبر از خُلقِ خَلقِ کینه جویت کرد و رفت

#حیدر_توکلی

@raziolhossein1
3 👍 1
19:40
#امام_حسین_دودمه
#کوفه_دودمه
#دودمه

راس جدت را ببین در کوفه بالای سنان
العجل صاحب زمان

عمه مظلومه ات در پای نیزه شد کمان
العجل صاحب زمان

@raziolhossein
19:40
#امام_حسین_مناجات
#کوفه

ما آب از دو دیده ی گریان گرفته ایم
از سفره ی شماست اگر نان گرفته ایم

روزی ما به دست شما میخورد رقم
پس رزق را ز دست کریمان گرفته ایم

از عشق های بی سر و سامان گذشته ایم
با عشق روضه هاست که سامان گرفته ایم

عالِم زیاد هست که کافر کند مرا
از دست روضه خوان تو ایمان گرفته ایم

ما مرده ی گناه و گناهی نداشتیم
تو آمدی و از نفست جان گرفته ایم

دردی به جز تو نیست دوایی به جز تو نیست
با درد آمدیم که درمان گرفته ایم

شرمنده ایم از غمتان جان نداده ایم
مشکل چه بود اینقدر آسان گرفته ایم

دل سنگ بوده ایم و کویری دوچشممان
همراه زخمهای تو باران گرفته ایم
***
با سایه ی سرت سر ما گرم شد أخا...
تا کوفه روی سر، مه تابان گرفته ایم

إحیا گرفته ایم همه با سرت حسین
بر روی سر ببین همه قرآن گرفته ایم

#مهدی_خیامیان

@raziolhossein
👍 3
19:40
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت
#دوبیتی

مرا در قتله گاهت پیر کردند
اسیرم در غل و زنجیر کردند

خودت دیدی که ناموس خدا را
سربازارشان تحقیر کردند

#ابوذر_رییس_میرزایی_بهار

@raziolhossein
19:40
#امام_حسین
#کوفه #نیزه
#اسارت


هلالِ يك شبه بر نيزه دلبري داري
به شهرِ كوفه ظهوري پيمبري داري

چقدر زخمي و خاكستري شدي پيداست
عجيب دردِ سر از نورِ سروري داري

طلوعِ مغربِ خون بي خبر كجا رفتي؟
در اين سه روزه نگفتي كه خواهري داري؟

چه ديده اند كه دست از تو بر نمي دارند؟
جز اين سرِ سرِ ني، چيزِ ديگري داري؟

خروش أًمْ حَسِبَت كوچه كوچه را پُر كرد
چه بغضِ خسته اي و گريه آوري داري!

دلم هواي دمي روضه خوانيت كرده
اگر هنوز سرِ نيزه حنجري داري؟

دراين تجمع شادي و هلهله با من
براي سينه زدن خسته مادري داري

ز طاقِ گيسويت آياتِ نور مي ريزد
به دامنم تبعاتِ تنور مي ريزد

دلي كه در قفسِ آهِ آتشين مانده
فقط به عشقِ تو در غربتِ زمين مانده

بزرگِ قافله، اين بار تو شمارش كن
براي ماندنِ من، چند نازنين مانده؟

چه تكّه تكّه پَرِ نازِ شاپرك هايي
كه بينِ حلقه ي زنجيرِ آهنين مانده

به قدرِ زخمِ تو نذرِ شكستگي كردم
اداي نذرِ شريكت فقط جبين مانده

بيا و جاي خودت را به نيزه محكم كن
هنوز سنگِ لبِ بام در كمين مانده

در اين شلوغيِ بازار جاي شُكرش هست
به حفظِ آبرو يك گوشه آستين مانده

دلِ رقيه ات از قصه ذوب مي گردد
سخن بگوي، مرا دلخوشي همين مانده

#علیرضا_شریف

@raziolhossein
👍 1
19:43
#اسارت #کوفه


دلم در کوفه چون موی سرت سوخت
تو بر نیزه، به محمل خواهرت سوخت

حرارت بود و آتش بود و گرما
ولی از هرم طعنه دخترت سوخت

نگو نیزه بگو مسمار وحشی
که اینگونه تمام حنجرت سوخت

ز پنجه صورت طفلان سیاه و...
به نیزه غیرت آب آورت سوخت

رباب است و به هر لالای تلخش
دوباره حلق خشک اصغرت سوخت

سکینه خون جگر با کام عطشان
به یاد آب آب آخرت سوخت

تمام عمر چون قلب خیامت
به روضه زخم قلب نوکرت سوخت


#حسن_کردی

@raziolhossein
19:46
#امام_حسین_علیه_السلام



هرکجا نام تو آمد کار ما فریاد شد
غصه‌آبادِ دل نوکر حسین آباد شد

یا حسین مادرم اول به من تاثیر کرد
طفل او در گاهواره عبد مادر زاد شد

پیش معصومین عزیزم چون عزیز من تویی
آنقدر گفتم حسین تا مادرت دل‌شاد شد

از تو آقایی میاید از منِ بد نوکری
هر کسی پیگیر کار روضه شد امداد شد

یک نفر از برکت نامت شفایش را گرفت
یک نفر از برکت تو صاحب اولاد شد

حُر بدون تو به زندان هوای نفس بود
تو در آغوشش گرفتی بعد از آن آزاد شد

کربلای ما به امضای بزرگ مشهد است
جلوه ی شش گوشه ی تو پنجره فولاد شد

آن سه روزی‌ که تنت افتاد عریان روی خاک..
روضه خوان پیکر تو ناله های باد شد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
19:49
#امام_حسین_علیه_السلام



هرکه پای نگار پا نشود
درِ جنت به روش وا نشود

قَبرُهُ فِی قُلُوبِ مَن والاه...
در دلم غیر دوست جا نشود

رو به هرکس زدم مرا پس زد
هیچ‌جا کوی آشنا نشود

اشک اگر آبرو نگه دارد
راز من با تو برملا نشود

ما، محرم ، گرسنه ی اشکیم
کاش چشمی کم‌اشتها نشود

گریه‌کُن همنشین معصوم است
تا قیامت از او جدا نشود

زُهدِ بی حُبِّ تو فقط ضرر است
پس کسی بی تو باخدا نشود

پرچمت اعتبار منزل ماست
بی تو این خانه ها بنا نشود

وادی طور ما حسینیه‌هاست
نطق ما هرکجا که وا نشود

وا مکن از سر خودت ما را
سفره ی شاه بی گدا..،نشود!

بی پناهم،پناه من زهراست
دستم از چادرش رها نشود

تعزیه‌دارِ روضه‌ی تو رضاست
او نَگِریَد،عزا ، عزا نشود

حج نوکر طواف شش‌گوشه‌ست
مکّه خوب است..،کربلا نشود!

کشته‌ی اشک!‌ دوستت دارم
درد عاشق بگو دوا نشود

کُلِّ عالم به پات جان بدهند
باز حق غمت ادا نشود
.
.
تَهِ گودال رفت و آمد بود...
روی جسمت برو بیا نشود!؟!

دختر کوچک تو خوابیده
کاش دورت سر و صدا نشود

کاش امسال بی کفن نشوی
کاش سهم تو بوریا نشود


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
25 July 2024
ش
19:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2 👍 1
26 July 2024
ش
02:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
02:07
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
🏴اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة🏴

۲۱ تا ۲۳ محرم ایام شهادت سیده شریفه دختر امام حسن مجتبی علیماسلام است

بانوی جلیل القدری که همراه اسرای کربلا بعد از واقعه عاشورا از کربلا به کوفه آورده شد و در مسیر کوفه به شام، در نزدیکی شهر حلّه در فاصله 30 کیلومتری از کربلا، از شدّت مصائب و سختی هایی که دیدند، از ادامه سفر با اسرا بازماند و به شهادت رسید و بدن مطهرشان در همانجا دفن شد
در عراق به سبب کثرت معجزاتی که از سیده شریفه سلام الله علیها صادر شده است ایشان را طبیبه اهلبیت میخوانند

در ادامه اشعاری به جهت عرض ارادت به محضر نورانی حضرت سیده شریفه سلام الله علیها تقدیم میگردد


@raziolhossein
@raziolhossein1
😭 2
ش
04:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         . اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
27 July 2024
ش
01:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1024, 124.2 KB
#اسارت

رفته رفته آب می گردد چرا این کاروان؟
تا به خود زینب میاید دختری بر ناقه نیست


#حامد_آقایی

@raziolhossein
😭 14 👍 2
ش
20:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت

ابیاتی از یک قصیده...


غریب و بیکس و بی یار و آشنا زینب
به درد و رنج و غم و غصه مبتلا زینب

تو آن اسیر بلائی که کاروان بلا
عنان کشید تو را سوی کربلا زینب

توئی که برتو بلا بر سر بلا آمد
چو گشت جای تو آن دشت پر بلا زینب

توئی که تشنه سر شش برادرت از تیغ
به پیش چشم تو شد از بدن جدا زینب

توئی که شمر ستمگر به پیش دیدۀ تو
سر حسین تو ببرید از قفا زینب

توئی که زیر سم اسب اشقیا دیدی
تن برادر خود را چو توتیا زینب

توئی که بر قد اکبر کفن تو پوشیدی
به جای خلعت شادی به صد نوا زینب

توئی که سینه نمودی ز پنجۀ غم چاک
چو چاک شد گلوی اصغر از جفا زینب

توئی که کتف تو باشد هنوز نیلی فام
ز تازیانۀ بیداد اشقیا زینب

توئی که بر سر بازار شام از ره ظلم
زدند برسر تو سنگ برملا زینب

توئی که با دل آزرده نزد ابن زیاد
بدی ستاده و می خورد او غذا زینب

توئی که بازوی زار تو از جفا بستند
ز ریسمان ستم قوم بی حیا زینب

توئی که بود تو را در خرابه شب تا صبح
ز خاک بستر و از خشت متکا زینب

به حال مرگ اگر دوش «جودیا» بودی
از این مکالمه دادی تو را شفا زینب


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
👍 1
20:57
#حضرت_زینب_مدح


صبر از زبان عجز ثناخوان زینب است
عقل بسیط واله و حیران زینب است

ایوب صابر است ولیکن درین مقام
انصاف ده که ریزه خور خوان زینب است

در قتلگاه، جسم برادر به روی دست
بگرفت کای خدای من این جان زینب است

قربانی تو است بکن از کرم قبول
کاری چنین به عهده ایمان زینب است

در خطبه اش که کوفه از آن شد سکوت محض
گفتی که ممکنات به فرمان زینب است

ابن زیاد شوم به دار الإماره اش
رسوا ز منطق شرر افشان زینب است

با اینکه با عیال برادر به شهر شام
در دست اهل ظلم، گریبان زینب است

بر هم زن اساس جفاکاری یزید
لحن بلیغ و نطق درخشان زینب است

افزون بود ز حوصله خلق عالمی
درد و غمی که در دل سوزان زینب است

دارد «صغیر» امیدی و از روی اعتقاد
چشمش به لطف بی حد و پایان زینب است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
20:57
#حضرت_زینب_مدح


تا حشر اگر که مام جهان دختر آورد
کی دختری چو زینب نیک اختر آورد

دارد شرف به جملهٔ ابناء روزگار
دختر بدین جلال هر آن مادر آورد

پروردن چنین گُهری کارِ دهر نیست
دریای عصمت است که این گوهر آورد

نازم به دختری که ز جودِ وجودِ خویش
بر تارکِ بشر ز شرف افسر آورد

تیغ زبان کشد ز نیامِ کلام چون
دشمن چو کوه گر بُوَد از پا درآورد

او شرزه شیر بیشهٔ فضل و شجاعت است
زشت است کَس به لب سخن از مضطر آورد

#طایی_شمیرانی

@raziolhossein
ش
21:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت
#کوفه

هر چند به دل عزا زیاد است حسین
دور و برِ ما جفا زیاد است حسین

ما چشم به یاریِّ خدا دوخته‌ایم
روی لبمان دعا زیاد است حسین

یک لحظه نشد چشم به هم بگذارم
در کوفه سر و صدا زیاد است حسین

اینجا به سَرِ یتیم فریاد زدند
بی عاطفه، بی وفا زیاد است حسین

در کوچه به کوچه‌اش به من سخت گذشت
چون چهره‌ی آشنا زیاد است حسین

من صابره‌ام میان طوفان بلا
اما چه کنم بلا زیاد است حسین

شد درد سری، دردِ سرِ طفلانت
چون سیلیِ بی هوا زیاد است حسین

در مجلسِ صبحِ کاخ، معلومم شد
دور لب تو عصا زیاد است حسین


#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
21:18
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت
#کوفه
#نیزه

ای کوفه از نوای خوشت نینوا حسین
ای درد عالمی به نگاهت دوا حسین

تا دست پیش آرم و گیرم سرت به بر
با پای نیزه دار جلوتر بیا حسین

خواهم که خون کنم ز رخت پاک حیف، حیف
دستم نمی رسد به سر نیزه ها حسین

تو در تنور و من به قنوت نماز شب
از سوز دل به جان تو کردم دعا حسین

ای کاش می برُید سر خواهر تو را
تیغی که کرد رأس تو از تن جدا حسین

این غم مرا کُشد که به گودال قتلگاه
قاتل برید رأس تو را از قفا حسین

جای تو روی دوش نبی بود از چه رو
در زیر تیغ شمر زدی دست و پا حسین

دردا که شد سیه عوض جامه سیاه
از تازیانه پیکر صاحب عزا حسین

سر بشکنم به چوبۀ محمل که خون از آن
گردد روان به حرمت خون خدا حسین

آن خنجری که حنجر پاک تو را برید
خون گریه کرد و ناله زد و گفت یا حسین

هر کس به وقت مرگ کلامی است بر لبش
«میثم» تو رازند دم مردن صدا حسین

 #غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
ش
23:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
23:29
#امام_حسین
#دیر_راهب
#دوبیتی


دست راهب که سمت آن لب رفت
سوز آهش به ساحت رب رفت

گریه اش عاقبت به خیرش کرد
"راه صد ساله را به یک شب رفت"

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
28 July 2024
ش
01:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه‌_السلام


شعاع نور تو هرگز شب ظلمت نخواهد دید
تو آن عشقی که عاشق پای تو ذلت نخواهد دید

به عشق پادوییِ روضه،جمع نوکران جمع است
محرم هیچ‌کس ما را پی حاجت نخواهد دید

همان خادم که کفش سینه‌زن را جفت می کرده
شبی که جفت شد بند کفن،زحمت نخواهد دید

خدایا! شاکرم از این حسینی که بمن دادی
گمانم جز محبانش کسی رحمت نخواهد دید

به هر گوشه که اشکی ریختم،آن گوشه،شش‌گوشه است
حرم را غیر چشم تر به این وسعت نخواهد دید

کسی که طعنه‌ی افسردگی می زد به اشک ما
عزادار تو را یک لحظه ناراحت نخواهد دید

دم عیسیٰ به یُمن خاک کوی‌ات مُرده را جان داد
مسیحا هم شفا را جز در این تربت نخواهد دید

بسوزد دخل دُکّانی که خرج روضه هایت نیست
بدون نذرِ هیئت کاسبی برکت نخواهد دید

فقط تو بین جُون و اکبرت فرقی نمی بینی
کسی فرزند را هم شانه‌ی رعیت نخواهد دید

اگر دست گدا ظرف غذا دیدی..،حسن داده
کسی ما را سر این سفره بی دعوت نخواهد دید

به جز روزی که بین دسته‌ها زیر عَلَم رفتم
پدر دیگر مرا این‌قدر با‌هیبت نخواهد دید

لباس مشکی ما دستدوزِ زینب‌کبراست
جهان اینگونه بانویی پُر از شوکت نخواهد دید

هزاران بار کج رفتم..،ولی زهرا برم گرداند
پسر از مادر خود لطفِ بامنت نخواهد دید

حصیر کهنه تا دور تنت پیچید..،ارزش یافت
کسی در آستانت شِیِٔ کم‌قیمت نخواهد دید

پس از آنکه تو را کشتند در اوج شلوغی‌ها
دگر بزم عزایت را کسی خلوت نخواهد دید


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 3 1 👍 1 😢 1
29 July 2024
ش
01:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.2 KB
01:36
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.0 KB
01:36
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 21.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
01:38
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

شب شادی شب غم  گریه می کرد
به اندوهی دمادم  گریه می کرد

کتاب عمر او تقویم روضه است
محرم تا محرم  گریه می کرد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
3
01:39
#امام_سجاد_شهادت


در هر زمان و در همه جا گريه مي كند
بين نماز و نافله ها گريه مي كند

تشنه كه مي شود وسط روز بيشتر
دارد به ياد واعطشا گريه مي كند

در كنج خانه ياد خرابه به ياد تشت
مي سوزد و بدون صدا گريه ميكند

دارد زمين و عرش خدا ناله مي زند
وقتي به ياد خون خدا گريه مي كند

او غصه دار غربت خود نيست لحظه اي
آقا به ياد كرب و بلا گريه مي كند

طفلي گريست ناله آقا بلند شد...
راوي شنيد گفت: چرا گريه ميكند؟!

#محمد_سجاد_عادلي


@raziolhossein
01:39
#امام_سجاد_شهادت


زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند
بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

 آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر
پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

 سینه ام بود حسینیه ی غمهای حسین
یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

 من نه امروز که در کرب وبلا جان دادم
از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

 با همان تیر که در حنجره ای خشک و سفید
تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

 از همان لحظه که می سوختم و می دیدم
تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

 خیمه ای شعله ور افتاد زمین و ناگاه
چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

 وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم
خیزران هم لب و هم طشت طلا را سوزاند

 دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت
گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

 #حسن_لطفی
@raziolhossein
01:43
#امام_سجاد_شهادت


هرکجا بینم جوانی،اکبرم آید بیاد
طفل بینم هر زمانی ،اصغرم آید بیاد

سیرم از سیرگل و با دیدن هرشاخه گل
غرقه در خون، لاله های پرپرم آید بیاد

دیدن آب وسخن از آب ،آبم میکند
آب آب و،ساقی آب آورم آید بیاد

بعد از آن شامی که در شام بلا برما گذشت
هر کجا ویرانه بینم ، خواهرم آید بیاد

از تماشای هلال ماه ،در شبهای تار
عمه جان قد کمان ومضطرم آید بیاد

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
01:43
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

چون وارد مجلس ابن زیاد شد
از آن به بعد اشک دو چشمش زیاد شد

بالاترین عبادت این گریه کردن است
آنقدر گریه کرد که (زین العباد) شد

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:43
#امام_سجاد_شهادت

بیرون زده از خیمه چه نوری، چه امامی
بیرون زده در روز، عجب ماه تمامی

می‌آید و در راه قیاماً و قعودا
گامی به زمین خورده و برخاسته گامی

می‌آید و پیشانی او صبح، چه صبحی
می‌آید و پیش نظرش شام... چه شامی

شمشیر به دست آمده لبیک بگوید
بی‌آنکه بگوید پدر از جنگ، کلامی

او تشنۀ سیب است، چه سیبی، چه نصیبی
این بوی حبیب است، چه عطری، چه مشامی

یک مرد به جا مانده، چه آغاز غریبی
یک مرد به جا مانده، عجب حسن ختامی

دل‌ها همه هستند اسیرش، چه اسیری
شاهان همه هستند فقیرش، چه امیری


با تشنه لبان دم زدن از آب، عذاب است
شرمنده‌ام از رویت اگر قافیه آب است

شرمنده‌ام از روی تو تنها نه فقط من
از شرم تو بر صورت خورشید، نقاب است

زینب سر بالین تو با گریه نشسته
تر کردن پیشانی بیمار، ثواب است

در خیمه برای عطشت نیست جوابی
از خیمه که بیرون بروی تیر جواب است

درد تو به تشریح، مضامین مقاتل
آه تو به تفسیر، خودش چند کتاب است

چشمان تو بسته‌ست، عجب روضۀ بازی!
با تربت گودال که سرگرم نمازی


ای هر سخنت هر عملت آیۀ قرآن
ای کوثر جاری شده در سورۀ انسان

ای لرزش اندام تو هنگام عبادت
یعنی که قوی آمده‌ای بر سر پیمان

هر سجدۀ تو یک شب یلدای خلایق
هر ذکر تو یک سنگ به پیشانی شیطان

در گودی و بر نیزه و در طشت چه دیدی؟
ای موی تو هر سال در این ماه پریشان؟

برپشت شتر، در غل و زنجیر چه دیدی؟
ای بی سر و سامان شدۀ سر به گریبان!

در قصر چه کردند؟ چه دیدی؟ چه شنیدی؟
ای روضۀ سر بسته در این مصرع عریان!

افتاده‌ای از پشت شتر از غم سرها؟
با نیزه رسیده‌ست به این شهر، خبرها

#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 1
01:43
#امام_سجاد_شهادت


تا که چشمش به آب می افتد
یادِ طفل رباب می افتد

کوهِ آتشفشان اندوه است
از نگاهش مُذاب می افتد

پلک هایش که بسته می گردند
پرده های حجاب می افتد

نیمه شب خوابِ "شام" می بیند
نیمه شب ها ز خواب می افتد

نمکِ چشم شور شامی ها
روی قلبی کباب می افتد

روی گلبرگ یاس های حرم
اثرات طناب می افتد

یاد آن خیزران و تشت طلا
یاد بزم شراب می افتد

شام را قتلگاه می بیند
نیزه ها را، "نگاه" می بیند

مثل کرببلا در اینجا هم
روبه رویش سپاه می بیند

تا تماشا شوند بین گذر
همه جا سدِّ راه می بیند

کوچه کوچه به گریه می افتد
کوچه کوچه گناه می بیند

معجری پاره پاره افتاده
یا که او اشتباه می بیند؟

تنِ دخترسه ساله ای را، آه
از کبودی سیاه می بیند

بین آن ازدحام جان فرسا
عمه را گاه گاه...، می بیند

عمه را بین آن همه نامرد...
عمه را بی پناه می بیند

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
01:43
#امام_سجاد_علیه_السلام


هر صبح و ظهر و شام و سحر ضجه میزنی
همراه اشک و سوز جگر ضجه میزنی

سجاد خانواده ای و وقت نافله
بر آخرین نماز پدر ضجه میزنی

از داغ آن سفر که تورا پیر کرده است
وقتی که میروی به سفر ضجه میزنی

حق داری ای امام جوانم به دیدن
شمشیر و تیغ وتیر و تبر ضجه میزنی

بر پاره پاره پیکر پیغمبر حسین
بر گریه پای نعش پسر ضجه میزنی

گاهی به سوی مشک و علم خیره میشوی
با یاد زخم های قمر ضجه میزنی

وقتی که میرسی به کنار شریعه ای
بر سر عبا و دست به کمر ضجه میزنی

بادیدن سواره نظام های لشگری
با دیدن عمود و سپر ضجه میزنی

لالاییِ ...رباب امانت بریده است
با یاد حلق و تیر سه پر ضجه میزنی

"وقت غروب..."عمه..." ، "علیکن بالفرار..."
با "آتش" و "خیام" و "خطر" ضجه میزنی

در کربلا چه دیده ای آخر که روضه خوان
تا میرسد به "سینه" و "سر" ضجه میزنی

اینطور که پیش میروی از دست میروی
آقای من بس است چقدر ضجه میزنی ؟؟

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
01:43
#امام_سجاد_شهادت


دوباره شب شد و از صبح تا همین حالا
چقدر خاطره از ذهن او گذر کرده

پس از حدود چهل سال گریه ؛ عمرش را
به یاد پیرهن پاره پاره سر کرده


برای حضرت یعقوبِ کربلا داغِ
حسین آه دل و چشم تار آورده

همیشه بغض گلوگیر او نشان میداد
به سینه اش غم زینب فشار آورده


هزار و نهصد و پنجاه و یک حسین شده
دلی که لحظه به لحظه ز آه میسوزد

همیشه زخم دلش مثل پیکر بابا
شبیه شمع ته قتلگاه میسوزد


دوباره حرمله را یاد کرد و در گوشش
صدای خنده ی شیطانی اش به جا مانده

هنوز تاول آن آتشی که می بارید
کنار پینه ی پیشانی اش به جا مانده


نشسته گوشه بازار و اشک میریزد
که آسمان غمش سخت سرد و مهتابیست

گمان کنم که دلش باز بین گودال است
دوباره روبروی این دکان قصابیست

#علی_رضوانی

@raziolhossein
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
236×236, 10.7 KB
به سایه ی شتری ز آفتاب برده پناه
کسی که عالم امکان به زیر سایه ی اوست

#شاهی_اردبیلی

@raziolhossein
😭 2
01:58
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

دیدند محرّم به تو چشمی تر داد
یک باغ گلِ شکفته ی پرپر داد
گفتند چرا گریه؟ نمی دانستند
چشم تو به اشک معنی دیگر داد


ابر آمد و گریه کرد با باد گریست
باران شد و قطره قطره افتاد، گریست
تا کرببلا زنده بماند ، هر روز
در سوگ پدر حضرت سجّاد گریست

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
01:58
#امام_سجاد_شهادت


از یک نسب بین عرب ها بی قرینی
از یک نسب بین عجم ها بهترینی

شکر خدا که مادر تو شهربانوست
اینگونه پس تو بچه ایران زمینی

گفتند علی اکبر شده شبه پیمبر
قطعا تو هم شبه امیرالمؤمنینی

بی تو نماز ما که زیبایی ندارد
بین همه تنها تو زین العابدینی

باید که در کرب و بلا زنده بمانی
چون دست تقدیر خدا در آستینی

بی تو از اسلام خدا چیزی نمی ماند
زنده نگهدارنده ارکان دینی

اشک و دعاهایت همه عین قیام است
کذب است در یک گوشه سجاده نشینی

دین خدا را با کلامت زنده کردی
کفار را با حرف هایت بنده کردی


غرق دعایی بین دریای مناجات
بعد از علی هستی تو آقای مناجات

از خواب غفلت شهر را بیدار کردی
بیدار ماندی بسکه در پای مناجات

میخواستی مردم به دنیا دل نبندند
بردی پس آنها را به دنیای مناجات

همسایه هایت گفته اند از خانه تو...
هر شب میاید صوت زیبای مناجات

دلسردها را با دعا دلگرم کردی
جمع اند مردم گرد گرمای مناجات

در آسمان پر ستاره میدرخشد
ماه رخت در بین شب های مناجات

گه گاه میخواندی دعایی جای روضه
گه گاه خواندی روضه ای جای مناجات

ذکر لبت العفو یارب بود گاهی
یا وای زینب وای زینب بود گاهی


یک عمر غم خوردی و با غم گریه کردی
هر روز و شب پشت سر هم گریه کردی

با هر نفس گفتی حسینم وا حسینم
از روز عاشورا دمادم گریه کردی

پشتت شکست از روز عاشورا نشد راست
پس سالها با قامت خم گریه کردی

اشک تو یک سو اشک عالم سوی دیگر
تو بیشتر از اهل عالم گریه کردی

اشکت تمام ماه های سال جاری است
خیلی ولی ماه محرم گریه کردی

در کربلا با باغ گل هایت چه کردند؟
با دیدن یک شاخه گل هم گریه کردی

بسیار گریه کردی اما روز آخر...
گفتی برای عمه ات کم گریه کردی

گفتی که در بازار بر زخمم نمک خورد
گفتی که خیلی عمه جان ما کتک خورد

#آرش_براری

@raziolhossein
01:58
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

اى سبط بزرگوار پيغمبر من
با چشم ترت گريست چشم تر من
اى واى چه آمد به سرت كه گفتى:
اى كاش نمى زاد مرا مادر من


كَس مثل تو دل به غصه دمساز نكرد
با خطبه كسى مثل تو اعجاز نكرد
سجادى و اعتقاد دارم چون تو
سجاده ى اشك را كسى باز نكرد

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
1
01:58
#امام_سجاد_شهادت


دیر آمدی اجل، دلم از غصّه آب شد
یک کوه غم بروی سر من خراب شد

دنیا نساخت با من دلخسته,سوختم
قلبم ز خاطرات جوانی کباب شد

بیمار بودم و پدرم یاوری نداشت
فریادهای العطشش بی‌جواب شد

یادم نرفته دامن آتش گرفته را
یا دختری که زَهره‌اش از ترس آب شد

از روی نیزه یک سر کوچک زمین که خورد
فریاد عمّه “وای به حال رباب” شد

هر کینه‌ای ز حیدر و خیبر که داشتند
با ضربه‌های سنگ به زنها حساب شد

در کوچه‌های پر ز یهودی چه سخت بود
تحقیر اهل بیت پیمبر ثواب شد

خلخال و گوشواره اگر رفت, جای آن
زیور, به دور گردن زن ها طناب شد

کابوس هر شبم شده بازار شامیان
تا آستین پاره به سرها حجاب شد

#علی_اکبر_نازک‌کار

@raziolhossein
01:58
#امام_سجاد_شهادت


من سلاحم گریه و با گریه طوفان می
کنم
سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم

مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم
دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم

زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا
کنج غربت درد را با درد درمان می کنم

بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود
هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم

گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم
هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم

حرمله داد مرا بدجور در آورده است
تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم

هر کجا که حرف کفن و دفن آید در میان
بی اراده یاد از آن جسم عریان می کنم

تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد
یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم

خواهرم آن شب به پیش چشم من دق مرگ شد
شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
01:58
#امام_سجاد_شهادت


دعا و اشک به قلبِ شکسته مرهم بود
پس از حسین؛ همه عمر او مُحرّم بود

برای روضه نیازی نداشت او به گریز
به پیش چشم تَرَش روضه ها مجسّم بود

همین که طفل در آغوش مادری میدید
"بساط گریه برای دلش فراهم بود"

صحیفه واژه به واژه مرور عاشوراست
فرازهای صحیفه مرور ماتم بود

اَنَا ابنُ مکّه و زَمزَم؛ صدا صدای کسی ست
که در لباسِ اسارت امیرِ عالم بود

به وقت خواندن خطبه میان مجلس شام
اگرچه خسته، ولی مثل کوه محکم بود

اَنَا ابنُ مَن قُتِلَ الصَّبر؛ وقت روضه رسید
فدای شاه شهیدی که بی کفن هم بود

خودش به خاک نهاده به گریه جسمی را
که چند عضو زِ اعضای پِیکَرَش کم بود

میان این همه غصّه؛ امان ز ویرانه
پس از خرابه دِگَر قدُّ و قامتش خم بود

#محمدصادق_ابراهیمی

@raziolhossein
01:58
#امام_سجاد_شهادت


سید الباکینم و در عشق غوغا می کنم
زنده در شهر مدینه یاد زهرا می کنم

من چهل سال است هر لحظه به یاد کربلا
از غم هر روضه ای گریه مجزّا می کنم

پای هر برگ صحیفه نه ، که روضه نامه ام
با سر انگشتی زخون دیده امضا می کنم

رازق و الطفل الصغیر و راحم الشیخ الکبیر
با مناجات سحر این روضه افشا می کنم

آب رنگ خون بگیرد تا که هنگام وضو
یادی از زخم لبانِ خشک بابا می کنم

می سپارم بر همه تا نشود ام البنین
صحبت از ضرب عمود و فرق سقا می کنم

تا ببینم بین باغی لاله پرپر می کنند
بی مهابا یاد جسم اربا رابا می کنم

باسئوالی پر کنایه وقت ذبح گوسفند
در دل ِ درد آشنا طرح معما می کنم

چون که بابای  مرا لب تشنه ذبحش کرده اند
بر سر این قصه با قصاب دعوا می کنم

گر ببینم دختری مویش گره افتاده است
خیلی آهسته گره از گیسویش وا می کنم

وای زان دم که ببینم دختری خورده زمین
گریه ها بر غربت اولاد زهرا می کنم

غصه بی معجری پلک دو چشمم زخم کرد
با عمو عباس خود زین غصه نجوا می کنم

تا که دیدم برده آوردند در بازار شهر
یاد شام و ماجرای خواهرم را می کنم

سرخ موئی گفت دنبال کنیزم، بعد از آن
یاد آن مجلس دو چشم خویش دریا میکنم

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1
02:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×418, 69.3 KB
۲۳محرم سالروز تخریب حرم در سامرا.
1
02:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×418, 69.8 KB
.
سامرا! روضه‌ی گودال مگر خوانده کسی؟
که حرم از سرش عمّامه‌ی گنبد برداشت

۲۳ محرم سالروز تخریب مرقد امامین عسکریین علیهماسلام

@raziolhossein
👍 2
02:02
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
👍 1
ش
18:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


صدای گریه ی بی انتها خودش روضه ست
لباس مشکی صاحب عزا خودش روضه ست

امان ز درد، به گودال قتلگاه قسم
که گود زیر دو چشم شما خودش روضه ست

دوباره گریه و یک جرعه آب و ذکر حسین
حسین گفتنت این روزها خودش روضه ست

حکایتی ست که قصاب کوچه میفهمد
بریدن سر ذبح از قفا خودش روضه ست

بگو به گریه که هل من معین...ادامه نده
غریب ماندن خون خدا خودش روضه ست

شکست بغض تو...گفتی سه مرتبه: الشام
همین نگفتنِ از کربلا خودش روضه ست


#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
18:57
#امام_سجاد_شهادت


باید که از زندان غم ها پر بگیرم
یکبار دیگر روضه را از سر بگیرم

وقتی گرفتارند خواهرها چگونه..
راه فراری از دل لشگر بگیرم؟؟

من که نخ عمامه ام حبل المتین است
سخت است از عمامه خاکستر بگیرم

از سهل، کهنه پارچه درخواست کردم
تا مرهمی بر زخم این پیکر بگیرم

اصلا تمام سعی من در راه اینست
گهواره را از حرمله دیگر بگیرم

حالا که ناموسم معذب در گذرهاست
هرچیز دارم میدهم معجر بگیرم

شلاق هی خورده به پهلویم چه بهتر
دراین میانه روضه مادر بگیرم

شرمنده از بابا شدم بیمار بودم
آخر نشد از قاتلش خنجر بگیرم

بین قنوتم آرزوی مرگ کردم
شاید که مرگ خویش را آخر بگیرم

#حسین_قربانچه
#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
19:00
#امام_سجاد_شهادت

شهر رفته به خواب کشت تو را
گریه ی بی حساب کشت تو را

بین خیمه عطش که جاری شد
روضه ی آب آب کشت تو را

گاه گهواره ی علی ، گاهی
لای لای رباب کشت تو را

در مسیری که داشتی تا شام
محمل بی حجاب کشت تو را

گاه بازار و کوچه گردی ها
گاه بزم شراب کشت تو را

آفتاب چهارم اسلام !
دیدن آفتاب کشت تو را

موقع ذبح گوسفندان هم
دیدن ظرف آب کشت تو را

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 1
19:00
#امام_سجاد_شهادت
#رباعی

ابری شد و با ناله ی جانکاه گریست
با مهر به نوحه بود و با ماه گریست

چل سال بیاد خاطرات پدرش
با آه نفس کشید و با آه گریست


#محسن_غلامحسینی


@raziolhossein
👍 2
30 July 2024
ش
08:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


بیمار کربلا، به تن از تب، توان نداشت 
تاب تن از کجا، که توان بر فغان نداشت

گر تشنگی، ز پا نفکندش غریب نیست
آب آن قدر، که دست بشوید ز جان، نداشت

در کربلا کشید بلایی که پیش وَهم
عرش عظیم، طاقت نیمی از آن نداشت

ز آمد شد غم اسرا، در سرای دل
جایی برای حسرت آن کشتگان نداشت

در دشت فتنه‌خیز که زان سروران، تنی
جز زیر تیغ و سایۀ خنجر امان نداشت -

این صید هم که ماند، نه از بابِ رحم بود  
صیاد دهر، تیر جفا در کمان نداشت...


#صفایی_جندقی

@raziolhossein
08:25
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی


امان وداد از بیداد ای دل
بزن از سینه ام فریاد ای دل

دوگل برخنجر گل بوسه دادند
یکی زینب یکی سجاد ای دل

.....

کسی که مثل زهرا گریه می کرد
میان دشت وصحرا گریه می کرد

به یاد لاله های پرپر دین
تمام عمر خود را گریه می کرد
.....

امامی که در اندوه و الم ماند
هزاران گل به خاک از دیده افشاند

اگر می دید آبی گریه می کرد
زسوز جان خود غم نامه می خواند


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
08:26
#امام_سجاد_شهادت


ازبسکه غم به سینه من بسته راه را
دیگرمجال آمدوشد نیست آه را

بااشک دانه دانه ام احرام بسته ام
کردم طواف کعبه درقتلگاه را

بادست بسته قافله سالاربوده ام
دیدم بروي نیزه رخ مثل ماه را

ازهرطرف به عمه من سنگ می زدند
باران سنگ بست مسیر نگاه را

دیدم رقیه راکه شده مثل مادرم
قدخمیده دیدم وروي سیاه را


#سیدمحسن_حسینی

@raziolhossein
08:30
#امام_سجاد_شهادت


روی خاک افتاده اشکم که بوی نم شد بلند
من زمین خوردم میان شام و پرچم شد بلند

روزها را با مصیبت خواندنم شب کرده ام
آسمان را تار می بینم ز بس تب کرده ام

زن که می بیند کمی آزار ...بر سر می زنم
با طناب و دیدن بازار ... بر سر می زنم

حرف قاری که می آید می شود حالم خراب
بسکه می سوزد دلم از غصه ی تشت و شراب

چشم من تا میخورد بر آب گریه میکنم
می شود تا کودکی بیخواب گریه میکنم

گرچه من جامانده از پایین شش گوشم حسین
داغ عاشورا نمی گردد فراموشم حسین

تا کمی جنجال می بینم هراسان می شوم
هرکجا گودال می بینم هراسان می شوم

با هزاران نیزه و خنجر به جنگت آمدند
یک نفر بودی و صد لشکر به جنگت آمدند

باعث خوشبختی عالم! چه بختی داشتی
پیکر تو زیر و رو شد، روز سختی داشتی

من نمی دیدم ترا، جسمت غبار آلوده بود
غرق خون بودی، ضریح پیکرت فرسوده بود

بر تراب افتاده بودی پیش چشم بوتراب
آخرش هم رنگ جسمت را عوض کرد آفتاب

با تنی که خورده نیزه، کار تدفین سخت بود
با سر بالای نیزه، ذکر تلقین سخت بود

بین غربت، قوم و خویش تو دهاتی ها شدند
تکه های پیکرت روی حصیری جا شدند


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
2
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#امام_سجاد_علیه‌_السلام


خطبه‌ای خواندی جهان فهمید اسلام تو را
ظلم شد بیچاره وقتی دید ایام تو را

پیش چشم شام گفتی یا علی و خاک شد
 بعد از آن هرگز فراموشش نشد نام تو را

زینب از یک سو  تو از یک سو  دو تیغ ذوالفقار
شام ویران شد همین‌که دید هنگام تو را

خواست نامت محو سازد شام، عالمگیر شد
کرد حیرت دید وقتی که سرانجام تو را

انتهای کربلا شد ابتدای کارِ تو
هیچ طوفانی ندیده چشم آرام تو را

هم مناجاتت پیام و هم مصیبت خوانی‌ات
می‌بَرد هر روضه‌خوان امروز پیغام تو را

ارث ما زنجیرزن‌ها  زخم زنجیرِ تو است
شیعه دارد تا قیامت داغ احرام تو را

در خرابه پاسبانی می‌کنی جایِ عمو
می‌شمارد خواهرت تا صبح هر گامِ تو را

هر شبِ جمعه حرم تا صبح گریان تو است
می‌کند تکرار زهرا «وای از شام» تو را

کاش می‌شد تا کسی گوید که پیشت لااقل
بر سر نیزه نگردانند ارحام تو را


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
1 August 2024
ش
21:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
4
2 August 2024
ش
01:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین‌_شهادت


چشمی که در عزای شه کربلا گریست
کم نوریش مباد که باللَّه به‌جا گریست

گریان در این عزا نه همین چشم ما و توست
زین ماجرا فرشتهٔ عرش عَلا گریست

در این عزا که هست عزادار مصطفی
روح القدس به بارگه کبریا گریست

بر کشته‌ای که اشرف اولاد آدم است
آدم جدا گریست و حوّا جدا گریست

از بوالبشر گرفته و تا ختم الانبیا
هر یک جدا جدا به طریقی جدا گریست

عیسی در آسمان چهارم سحاب‌وار
اندر عزای خامس آل عبا گریست

نوح و خلیل و یوشع [و الیاس] و خضر و هود
موسی و شیث و یونس از این ماجرا گریست

یعقوب در مدینهٔ کنعان علی الدّوام
اندر فراق یوسف کرب‌وبلا گریست

بر کشته‌ای که شد سر او از قفا جدا
شیر خدا و فاطمه و مصطفی گریست

بر پیکری که گشت لگدکوب اسب‌ها
زینب، سکینه، هم‌چو یم موج‌زا گریست

بر آن سری که کرد سنان بر سر سنان
خیرالنسا شفیعهٔ روز جزا گریست

بر تشنه‌کامیَش به کنار دو نهر آب
در روضهٔ جنان حسن مجتبی گریست

بر حلق نازکش که با خنجر بریده شد
در ساحت بهشت علیِ مرتضی گریست

بر اهل بیت او که شدند از جفا اسیر
سجّاد دل‌فکار به شام بلا گریست

بر غربت حسین امیر دیار عشق
هر صبح و شام دیدهٔ شاه و گدا گریست

«ترکی» به یاد غربت مظلوم کربلا
خون جای اشک، از مژه، صبح و مسا گریست

#آقا_محمدحسین_آغولی
#ترکی_شیرازی

@raziolhossein
👍 5 4
ش
06:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
1
3 August 2024
ش
16:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
17:00
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
👍, 77.6 KB
👍 2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
17:03
#امام_سجاد_شام
#اسارت
#شام

شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید
خارجی نه! زاده ی پیغمبرم باور کنید

کف زدن پایِ سر فرزند زهرا خوب نیست
نامسلمانان! حیا از دخت پیغمبر کنید

با چه جرمی عمه ام را پیش چشمم می زنید؟
نه حیا از فاطمه، نه شرم از حیدر کنید

گشته جای شیر جاری اشک از چشم رباب
جای خنده، گریه با آن مهربان مادر کنید

میهمانم، زاده ی پیغمبرم، آیا رواست
جای عطر گل، نثارم خاک و خاکستر کنید؟

این سر ریحانه ی زهراست بر بالای نی
از چه رو با خنده استقبال از این سر کنید

کوچه کوچه سنگ بگرفتید جای گل به دست
تا نثار فرق مجروح علی اکبر کنید

زخم زنجیر مرا دیدید و خندیدید باز
شادمانی پای اشک عمه ام کمتر کنید

فاطمه با ماست ای نامردﹾ مردم! کِی رواست
رقص پای گریه ی صدیقه ی اطهر کنید؟

شیعیان با شعر "میثم" در غم ما اهل بیت
دیده را لبریز از خون، سینه پر آذر کنید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2 1
17:03
#امام_حسین
#اسارت
#شام


بغض گلویم مسیر آه گرفته
از غم خورشید قلب ماه گرفته

این همه رقاصه از برای چه اینجاست؟
بس که شده ازدحام راه گرفته

شهر پر از هلهله ست و زینب کبری
یک نفره بانگ وا اخاه گرفته

با اسرای یهود، آل نبی را
فکر کنم شام اشتباه گرفته

درد بزرگی‌ست اینکه دختر غیرت
دور و برش را فقط نگاه گرفته

سنگ رها از کمان پیره زنان را
آه ببین جا به سجده گاه گرفته

یوسف ما سیر شد ز عرش نشینی
از سر نی راه سوی چاه گرفته


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 1
17:03
#امام_حسین
#اسارت
#شام #مجلس_یزید

بنا نبود که هم نیزه از سنان بخورد
و هم به تشت طلا چوب خیزارن بخورد

بنا نبود که از کربلا به کوفه و شام
به هر زمین برسد سنگ از اسمان بخورد

مگر چه گفته که وضع لبش چنین شده است
چه کرده او که سرش ضربه انچنان بخورد

مگر حلال خدا را حرام خواسته است
که باید این همه زخم از حرامیان بخورد

میان تشت طلایی ببند چشمت را
مباد چشم تو بر وضع کاروان بخورد

مخوان دو مرتبه قران یزید منتظر است
گرفته چوب مبادا لبت تکان بخورد

#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
17:03
#امام_حسین
#اسارت
#شام

کاش از این کوی و گذر زود گذر میکردیم
یا که میشد گذر از سمت دگر میکردیم

شده انگشت نما زینب و میشد ایکاش
تا که از عمه ی خود دفع خطر میکردیم

شامیان کاش که از سنگ زدن سیر شوند
تا دلی سیر تماشای پدر میکردیم

بهر قتل همه گهواره ی اصغر کافی ست
کاش از مادر او دور پسر میکردیم

میکند گریه هنوزم ز خجالت عباس
معجری کاش کسی داشت که سر میکردیم

تا نجف راه زیادی که نمانده ایکاش
تا علی را ز چنین حال خبر میکردیم

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
17:18
#حضرت_اباالفضل_شهادت



شیر افتاد و هزاران گرگ در دور و برش
هر که آمد نیزه ای می کاشت روی پیکرش

کار دنیا را ببین ... کارش به مشک افتاده است
او که اقیانوس هم زانو زده در محضرش

مشک را تا خیمه ها هر طور می شد می رساند
حرمله نگذاشت ‌‌‌.‌‌.. با تیری که زد بر ساغرش

زینب کبری، همان کوه حیا، مجبور بود
بعد سقا بیشتر باشد به فکر معجرش

روضه یعنی از کنار خیمه می بیند حسین
در کنار علقمه می پاشد از هم لشکرش

غیرت الله است، یعنی میرود بر نیزه ها
تا که باشد چند روزی سایه بان خواهرش


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 1
17:19
#حضرت_اباالفضل_شهادت


چو دست جدا شد زپیکرِ عبّاس
گریست عرش به حالِ برادرِ عبّاس

شکست پشت رسول از شکستِ بازویش
خمید قدّ علی چون هلالِ ابرویش

جهان به دیدهٔ مظلومِ کربلا شب شد
سپهر گفت اسیری نصیبِ زینب شد


@raziolhossein
😢 3
17:21
#حضرت_اباالفضل_شهادت


آب شد بی‌آبرو، اما تو سقایی هنوز
رود، شد مرداب و مُرد، اما تو دریایی هنوز

دخترانم با خدای آب، فکرش را نکن
غرقِ دریای عطش هم فکر آن‌هایی هنوز

بی‌علَم، بی‌دست، بی‌سر هم علمدار منی
گرچه افتادی، ستونِ خیمه‌ی مایی هنوز

شیرِ زخمی باز هم شیر است، حتی در حصار
غم مخور کرَارِ در خون، مثل بابایی هنوز

هر کسی یک شاخه از سروِ تو را برداشت برد
گرچه غارت شد تنت، خوش قدّ و بالایی هنوز

چشم‌ها را خیره کردی با خسوفِ سرخِ خویش
ماهِ در حالِ غروبم!، بسکه زیبایی هنوز

جانِ بر لب را ببین، برگرد راهِ رفته را
یک نفس خرجِ برادر کن، مسیحایی هنوز

مادرم آمد تو را یک سر به داغِ کوچه برد
اشک‌هایت روضه می‌خوانند، آنجایی هنوز

ای مزارِ کوچکت صدها سوالِ بی‌جواب
چارده قرن است در مقتل معمّایی هنوز


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
3 👍 1
17:23
#حضرت_اباالفضل_شهادت


آن مادری که زخم‌هایت را زیارت کرد
ای نام شیرین ،مثل کوثر خوش گوارت کرد

تسنیم را فرمود،اشک چشم تو باشد
نیل و فرات و دجله را خدمتگزارت کرد

فرموده جان عالمی بر تو «بنفسی انت»
پس واجب عینی است ،جان باید نثارت کرد

قطعاً تو را خیل ملائک بدرقه کردند
وقتی سکینه سوی میدان رهسپارت کرد

«یا نفس من بعد الحسین هونی» ات قطعاً
در نزد زهرا رو سپید و رستگارت کرد

دست تو سقاخانه لب‌های اصغر بود
دست بریده بین صحرا شرمسارت کرد

پایت از این درگه بریده می‌شود؟ هرگز!
پای بریده شک ندارم پایدارت کرد

آه از عمودی که تنت را بر زمین انداخت
آه از کسی که بر سر نیزه سوارت کرد

جان‌ها فدای مادرت که چون تو ماهی را
نذر قدوم حضرت پروردگارت کرد


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
17:24
#حضرت_اباالفضل
#دوبیتی #آذری


صدای گریه‌ی باران اباالفضل
غم جاریِ نخلستان اباالفضل

به قول مهربان مادر بزرگم
اوزون قولّاروَه قوربان اباالفضل

ترجمه: قربون دستای بلندت …

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 4 👍 1
17:26
#حضرت_اباالفضل



خوشا آنکس که کارش دست این دنیا نمی‌افتد
خوشا بالا بلندی را که از بالا نمی‌افتد

گلویی تازه کن ای آب با ماه بنی هاشم
که دیگر جزر و مد عشق در دریا نمی‌افتد

نمی دانم که حکمت چیست در کار جوانمردان
گره هاشان بدست قوم با تقوا نمی‌افتد

تحمل کن تو هم ای مشک اشکش را درآوردی
ببین دندان گرفته آبرویش را نمی‌افتد

سرش آخر به جای پرچمش با نیزه بالا رفت
علمداری که عاشق شد دگر از پا نمی‌افتد

کنار نهر افتاده ولیکن خوب می دانم
سر عباس جز بر دامن زهرا نمی‌افتد

#علی_حسنی

@raziolhossein
😢 2 👍 1
17:32
#حضرت_اباالفضل
#رباعی

دل برده و دل سپرده و دلداده است
هرکس که حسینی بشود آزاده است

آن دست که دستگیر ما خواهد بود
دستی است که از شانه جدا افتاده است..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
😭 3
4 August 2024
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اسارت
#شام

گاهی زِ روی نی سرِ تو می خورد زمین
گاهی سرِ برادرِ تو می خورد زمین

فریادِ "یا حسینِ" دلم می رود به عرش
تا صورتِ مطهّرِ تو می خورد زمین

خوشحال می شوند که از خستگیِ راه
در شهرِ شام خواهرِ تو می خورد زمین

مَحرم نمانده تا که بلندش کند زِ خاک
وقتی زِ ناقه دخترِ تو می خورد زمین

با دستِ خویش بر دهنش مُشت می زند
پیش سه ساله تا سرِ تو می خورد زمین

با ناله ی رُباب، شود هر دلی کباب
هر بار راسِ اصغرِ تو می خورد زمین

اینجا دوباره دستِ علی بسته می شود
اینجا دوباره مادرِ تو می خورد زمین

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
18:17
#حضرت_زینب_اسارت


آهم زصحن سینه اگر پرکشیده است
اشکم به شوق دیدن رویت دویده است

بغضی گرفته سخت ره حنجر مرا
پیش سر بریده صدایم بریده است

مانند پیکرت که طپیده به خاک وخون
این دل میان داغ وغم وخون طپیده است

جز من که دیده ام سرخورشید را به نی
خورشید سربریده به نیزه که دیده است

زان حنجری که بوسه گه زینب تو بود
خون از رگ بریده به نیزه چکیده است

خواهم که بوسه ای بستانم ز روی تو
نیزه بلند و قامت زینب خمیده است

بایک نگاه خویش به طفلان توان ببخش
جان های کودکان تو بر لب رسیده است

یادآوری کند به من از عمر مادرم
هجده سری که بر روی نی خصم چیده است

آید صدای گریه ی زهرا به گوش من
هرجا رویم ناله ای از آن شهیده است

همچون «وفایی » است سفیر پیام ما
هرکس حدیث غربت مارا شنیده است

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 1
18:19
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام


روزگار اسیری زینب
مثل شبهای شام تاریک است
کوچه پس کوچه های اینجا هم
مثل شهر مدینه باریک است

مردمانش به جای دسته ی گل
تازیانه به دست می گیرند
تا نمک روی زخم ما بزنند
پیش ما کف زدند و رقصیدند

تو خودت خوب واقفی که چرا
صورت خواهر تو رنگین است
مثل نامرد کوچه های فدک
دست مردان شام سنگین است

آنکه بر پهلویت لگد زده بود
چند باری به من لگد زده است
زیر آن ضربه ها بگو آیا
استخوان های پهلویت نشکست؟

دخترت را ببین شکسته شده
چه سفید است موی دخترکت
مثل ایّام آخر مادر
سو نمانده به چشم شاپرکت

ای برادر چقدر بر نوک نی
سنگ از دست کوفیان خوردی
شرمسارم میان بزم شراب
ایستادم تو خیزران خوردی

#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 2
18:19
#حضرت_زینب_اسارت
#شام #کوفه #اسارت


خبر داری کجایی و کجاییم
اسیر قاتل و زنجیر هاییم

خبر داری چه آمد بر سر ما
سر آزار ماها گشت دعوا

خبر داری چه دشمن شاد بودیم
به لطف تازیانه رو کبودیم

خبر داری خرابه جایمان شد
سرت بر نی بلای جانمان شد

خبری داری غرورم را شکستند
مرا با ریسمان کینه بستند

خبر داری مرا تحقیر کردند
به تو سنگ ومرا هم پیر کردند

خبر داری غم بسیار خوردم
مسیرم خورد بر بازار مُردم

#محمد_حبیب_زاده


@raziolhossein
18:21
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام


منی که بوده عباس و علی اکبر هوادارم
به شهر شام رفتم بی حسینم، سخت بی یارم

دم دروازه ی ساعات جانم روی لب آمد
به رفتن در شلوغیها مرا کردند وادارم

همه بهر تماشای اسیران آمدند اینجا
من و این ازدحام شام، خوابم یا که بیدارم

تمام دختران گویند با هم یکصدا عمه:
همه نامحرم اند اینجا، گره خورده عجب کارم

تمام شهر با سنگ و نی و دف آمدند اینجا
ولی من بی دفاع هستم فقط تنها تو را دارم

به دامانم پناه آورده اند اطفال با گریه
حسین من! از آن بالا دعایم کن گرفتارم

یتیمان را فقط با نیزه ها آرام میکردند
بماند این که من هم زخمی ام از درد سرشارم

سر سجاد را بین غل و زنجیر سوزاندند
دلم می سوزد و دلواپس احوال بیمارم

هزاران غم، هزاران سنگ و چوب و خاک و خاکستر
کدامش را برایت بازگویم یا که بشمارم

یهودی های شهر شام خیلی بی حیا هستند
علی را ناسزا گفتند و می دادند آزارم

سزد یکسر بسوزد شهر شام و اهل آن با هم
من پرده نشین را برده اند از بین بازارم

اگر چه دست مارا مثل بابایم علی بستند
از این تکرار غم باکی ندارم، دخت کرارم

اگر چه ابری ام طوفانی ام اما برادر جان
کنار دشمنانت یک سر سوزن نمی بارم


#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
👍 1
18:21
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_اسارت


جلوه‌ی مُشترک حیدر و زهرا ؛ زینب
فیض جاری شده از عالم بالا ؛ زینب

نه‌‌ فقط‌ فخرِ تو؛فخرِ پدرت‌ هم بوده
به تو گفتند اگر زینت بابا ؛ زینب

نیمی‌از هیمنه‌ی‌تو به‌خدیجه‌‌‌رفته‌ست‌‌
نیمه‌ی‌ دیگر تو رفته به طاها؛ زینب

مادرت اُمِّ‌أَبیهاست از این رو باید
لقب تو بشود "سِرّ أَبیها" ؛ زینب

مادرت مرتبه‌‌ی عصمت کبری دارد
توازاین‌روشده‌ای‌عصمت‌ِصغری؛زینب

کعبه‌راضی‌ست؛اگرمَضجع‌ِتوسَمت‌خودش
بِکشد عقربه‌ی قبله نما را؛زینب
....
اشتباه است اگر فکر کنم در عالم
فاطمه نائبه‌ای داشته اِلّا زینب

سینه‌ام را که ببویند ملائک در قبر
می‌نویسند به روی کفنم "یا زینب"

مِنّت از هیچ‌طبیبی‌ نکشم چون که مرا
اشک‌ در داغ تو کرده‌ست مداوا ؛ زینب

اشک خونین اباالفضل دلیلش این بود
دستِ‌تو بسته‌شد؛او کرد تماشا ؛ زینب

نیزه دار سر ارباب دلش سنگی بود
با دلت چون‌که نمی‌کرد مدارا ؛ زینب

نیزه‌داران همه مستند؛در این راه دراز
بی‌سبب‌نیست‌زمین‌خُوردن‌ِسرها؛زینب

حرمله،شمر،سنان،زجر ؛ مُقصّر هستند
که‌ شدی غرق کبودی‌ تو سراپا ؛ زینب

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
18:25
#اسارت

موي سرش به نیزه سرگرم پیچ و تاب است
صد حیف دست زینب در گیسوي طناب است..

#مرتضی_روستایی

@raziolhossein
18:25
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #دوبیتی

از پیش تو با رخ کبودم رفتم
با داغ نشسته بر وجودم رفتم

چشم تو برادر عزیزم روشن
با شمر سفر نرفته بودم، رفتم…

#حسین_علیمحمدی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
5 August 2024
ش
12:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اسارت_شام


بی تو چه سَخت می گُذَرد روز و ماه ها
بَسته شُده مَسیرِ گَلویم به آه ها

ما و اِسارتی که کَسی دَر زَمان نَدید!
اُفتاده ایم دَستِ چُنین دِل سیاه ها

دَر کارِوانسَرای خَرابی نِشَسته ایم
آب از خِجالتیم هَمه اَز نِگاه ها

عَبّاس را بِگو، که دَمی دیده وا کُند
تا بِنگرد به صورتِ این بی پَناه ها

دَر اِنتظارِ ضَربه ی سیلیِ دیگرَند
وَقتی که می خورَند زَمین بی گُناه ها

با دَف، نَمَک به زَخمِ دِلم بیشتَر زَنَند
رَقّاصه های شَهرِ سِتَم، بینِ راه ها

غِیر اَز شِکاف نیست، به هَر سَر که بِنگَری
از بَس که، سَنگ خورده روی سَجده گاه ها


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😭 3 👍 2
7 August 2024
ش
17:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 27.3 KB
17:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
17:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 24.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
17:32
#حضرت_رقیه_شهادت


اُف به دنیا ؛ رقیه سیلی خورد
بین صحرا رقیه سیلی خورد

دختری را برای سکه زدند
اُف به دنیا رقیه سیلی خورد

نیمه شب جای عمه خالی بود
تک و تنها رقیه سیلی خورد

هر چهل منزل از عمو پرسید
هر چهل جا رقیه سیلی خورد

کمتر از گل به او نمی گفتند
بعد سقا رقیه سیلی خورد

پهن شد شمر سفره اش هر شب
هر شب اما رقیه سیلی خورد

از شبث تازیانه ها اما
از سنان ها رقیه سیلی خورد

با همان لکنت زبان هربار
گفت: بابا ؛ رقیه سیلی خورد

به زمین خورد و گوشواره شکست
مثل زهرا رقیه سیلی خورد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
17:32
#حضرت_رقیه_شهادت


داغ دارم جگر ندارم که
غیر گریه هنر ندارم که

باغ های مدینه مال من است
از بیابان خبر ندارم که

پشت اسبش دویده ام خیلی
من که پای سفر ندارم که

اتش خیمه گیسویم را برد
جز همین مختصر ندارم که

این گل سرخ چیست روی سرم
من که سنجاق سر ندارم که

گوشواره النگو و خلخال
رفت، دیگر گهر ندارم که

دختران دمشق میگویند
من یتیمم، پدر ندارم که

من تورا از یزید میگیرم
یک پدر بیشتر ندارم که

#زخم_حسینی


@raziolhossein
👍 1
17:32
#حضرت_رقیه_شهادت


دلها گرفته
کنج خرابه روضه بابا گرفته

با گریه برخاست
در خواب خود دستان بابا را گرفته

بابا کجایی
قلب سه ساله دخترت اینجا گرفته

بعد از تو دشمن
با تازیانه ها سراغ از ما گرفته

بابا ببخشید
دارم صدایت میزنم ؛اما گرفته


از در در آمد
بابا برای دیدن او با سر آمد

این راس خونین
بعد از چهل منزل به سوی دختر آمد

بابا رسید و
این انتظار لعنتی آخر سر آمد

عمه به خود گفت
از آنچه ترسیدیم بر سر آخر آمد

سر درد دارد
از آن شبی که دست، سوی معجر آمد


غوغا شد آخر
کنج خرابه روضه ای بر پا شد آخر

دستش به دیوار
بعد از چهل منزل رقیه پا شد آخر

چشمش نمی‌دید
با دستها بابای او پیدا شد آخر

از بوی بابا
بغض گلوی نازدانه وا شد آخر

الحمدلله
طفلت شبیه مادرت زهرا شد آخر


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
2
17:32
#حضرت_رقیه_شهادت


خواهرت در قتلگه آمد سرت آنجا نبود
کوفه با تو روبرو شد پيکرت آنجا نبود

شام عاشورا که آمد دست بوست خواهرت
هم نبود انگشت هم انگشترت آنجا نبود

دفن کردي پيش چشم ما علي اصغرت
قبر خالي بود اما اصغرت آنجا نبود

در چهل منزل به جاي ما کتک خورد عمه ام
ما نمي مانديم اگر که خواهرت آنجا نبود

نيمه شب در آن بيابان مرده بودم بي گمان
گر در آن لحظه پدرجان مادرت آنجا نبود

بارها مرگ از خدا کردم طلب در بزم مي
واقعأ اي کاش ميشد دخترت آنجا نبود

صورتت هم جاي سالم محض يک بوسه نداشت
کاش يا من مرده بودم يا سرت آنجا نبود...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 2 1
ش
21:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت
#دودمه

شام ویران می‌کنم از تو نشان می‌آورم
من زِ نسل حیدرم

اَشهدُ اَنَّ علی را در اذان می‌آورم
من زِ نسل حیدرم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:09
#حضرت_رقیه_شهادت


شدم بی خانمان دنبال تو چون باد اواره
رود از گریه های من جگر از چشم هر خاره

چنان بی کس شدم بابا پس از تو بین این صحرا
که میگیرم سراغ دوست را از خصم همواره

اگر بابا نباشی تا بخوابم بین آغوشت
چه فرقی می کند بر من چه تابوت و چه گهواره

اگرچه زخمهای من چو غنچه بسته شد اما
اگر آهی کشم هر گل گریبان می کند پاره

جوان از حادثه گاهی اگر که پیر میگردد
ندیدم کودکی گردد ز داغی پیر یکباره

اگر که آمدی  ومرده بودم بر  رخم بنگر
خبرها دارد از سر درونم رنگ رخساره

پر از زخمی چنان بابا که شد دردم فراموشم
بیا که دردهایت را به یک بوسه کنم چاره


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
21:09
#حضرت_رقیه_شهادت


گوش کنید عاشقان قصه ی ناشنیده را
کس نشنیده در جهان قصه ی این قصیده را

خونجگر سه ساله ای با دل غرق ناله ای
میزند این چنین صدا باب گلو بریده را

وه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی
تا به لب تو بسپرم جان به لب رسیده را

مانده سه غم به سینه ام شرح کدام یک کنم
سیلی و گوشواره یا گوش ز هم دریده را

ای لب تو ترک ترک زخمی چوب خیزران
داغ لب تو میکشد دختر داغدیده را

آه که داده در جهان؟ با سر باب تسلیت
دختر خورده سیلی و داغ پدر کشیده را

ای به فدای چشم تو جان سه ساله گوش کن
قصه ی غصه ی من و عمه ی قد خمیده را

موی تو داشت بوی جان از چه گرفته بوی نان
هر چه که بوی میکشم موی سر بریده را

اشکم اگر شود تمام دور سر تو ای امام
باش که خون فشان کنم از غمت این دو دیده را

گشته خرابه ام سرا هست وصیتی مرا
عمه خرابه دفن کن جسم تکیده ی مرا

عمه کفن مکن به تن مثل شهید بی کفن
چادر پاره پاره بس جسم من شهیده را

مرثیه ی یتیم را جز ز یتیم نشنوی
گوش کنی اگر غم تک به تک آفریده را



#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
👍 1
21:09
#حضرت_رقیه_شهادت


آمدي جانم به قربانت ولي با سر چرا
نيست همراه سر خونين تو پيكر چرا

تا به يادم هست موهايت مرتب بوده است
هست در زلف پريشان تو خاكستر چرا

اين جراحت هاي لب هايت فقط از تشنگي ست
لخته خون خشكيده بر لب هاي تو ديگر چرا

با وجودي كه كريم و مهرباني مانده ام
داده اي هديه به اين نامرد انگشتر چرا

جز خودم ديگر براي هيچ كس قرآن نخوان
داشت ميزد بر لب خشك تو چوب تر چرا

هر چه گفتم دختر شاهم فقط خنديد و رفت
دختر شامي ندارد حرف من باور چرا

ارث برده روضه هاي مادرت را دخترت
خوب دانستم كه ميگفتي به من مادر چرا

دخترم بابائي ام لطفا مرا با خود ببر
بايد از باباي خود باشد جدا دختر چرا...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 1
21:09
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
8 August 2024
ش
09:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

پای درد و دل دخترت بشین
با لبای پاره می خونم برات
لکنتم داره اذیّت میکنه
روضه با اشاره می خونم برات

اینطوری دست منو گره زدن
دستای عمه رو بستن اینطوری
سرتو نمیتونم بلند کنم
مچ دستمو شکستن اینطوری

وقتی توی تب میسوزم باباجون
لرزه بر تنم میفته اینطوری
با ته نیزه یه جور منو زدن
سر رو گردنم میفته اینطوری

روز و شب یه دست سنگینی بابا
روی گونه هام درازه اینطوری
نمیشه که خوب ببینمت دیگه
با چشی که نیمه بازه اینطوری

تو محله ی یهودیا سنان
خیره شد به قامت من اینطوری
یکی در میون نزد سیلی بهم
ضربه زد به صورت من اینطوری

تو کوچه پس کوچه های شهر شام
چکمه روی بالم افتاد اینطوری
یکی دید رمق نمونده تو پاهام
بی ادب اومد هولم داد اینطوری

تا خجالتم بدن زنای شام
هی به من اشاره کردن اینطوری
جلوی چشم همه میون راه
پیرهنم رو پاره کردن اینطوری

کمرم شکسته از غصه بابا
غم شده رو سرم آوار اینطوری
میدونی که بدتر از اینا چی بود؟؟
هو شدم میون بازار اینطوری

همه سنگ از روی پشت بوم زدن
ناز دخترو خریدن اینطوری
موهایی که عمه بافته بود برام
شمر و حرمله کشیدن اینطوری

با سر اومدی به دیدنم ولی
هیچ کجا بابا نمیاد اینطوری
گریه ی زیاد امونمو برید
نفسم بالا نمیاد اینطوری


پ.ن : با توجه به اینکه ردیف شعر تصویری است دوستان ذاکر در اجرا باید تصاویر مرثیه را به نمایش بگذارند.


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
09:35
#حضرت_رقیه_شهادت


آسمانت سرخ اما آسمان من کبود
بعد تو بابای خوبم آسمان آبی نبود

من تو را میخواستم دیدم تو با سر آمدی
آمدی جانم به قربانت ولی دیگر چه سود

در تنور آن شب که خاکستر شدی من سوختم
تو گرفتی بوی نان و من گرفتم بوی دود

داغ سنگین تو قد کوچک من را شکست
بعد تو یا در رکوعم دائما یا در سجود

فکر کردم بعد تو من را مدینه میبرند
نامسلمانان مرا بردند بازار یهود

از شتر وقتی که افتادم سؤالی داشتم
آه بابای من از مرکب چطور آمد فرود

با عمو عباس میگویم چه آمد بر سرم
شاید اخمی کرد از نیزه به شمر بی وجود

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
09:35
#حضرت_رقیه_شهادت


غیر از بیابان ها دگر جایی ندارم
آن قدر سیلی خورده ام نایی ندارم

باید بیایند و تو را اینجا ببینند
آن ها که می گفتند بابایی ندارم

در بین صحرا می کشیدم زجر و حالا
می خواهم از جا پا شوم پایی ندارم

با چشم دل روی تو را باید ببینم
من تازگی چشمان بینایی ندارم

این روزها گیسوی زیبایی نداری
این روز ها گیسوی زیبایی ندارم

تنها یک امشب را شدی مهمانم اما
شرمنده اسباب پذیرایی ندارم

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
09:35
#حضرت_رقیه_شهادت

همه شادند دخترت گریان
همه خوابند دخترت بیدار
خیلی امروز مردم این شهر
دادنم با نگاهشان آزار

دخترت را ببر به همراهت
خسته از دست روزگار شده
یا که تشخیص تو شده مشکل
یا دو چشم رقیه تار شده

گر به دور سرت نمی گردم
پر و بالم ببین که بسته شده
مثل سابق زبان نمی ریزم
دو سه دندان من شکسته شده

وسط ازدحام و خنده ی شام
بغض تنهایی ام ترک میخورد
هر کجا تا که گریه میکردم
عمه‌ام جای من کتک میخورد

میکشم دست بر سر و رویت
چه  قدر پلک  تو ورم  دارد
بر لبت زخم تا بخواهم هست
ولی انگار  بوسه کم دارد

آن قدر روی خارها رفتم
به‌خدا هردو پای من زخم است
لرزش دست من طبیعی نیست
نوک انگشتهای من زخم است


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
09:35
#حضرت_رقیه_شهادت

طفلی که بار محنت ایّام برده بود
در عین خردسالگی‌اش سالخورده بود

چون غنچه‌ای که در وسط آتش اوفتد
اعضای پیکرش همه در هم فشرده بود

سر زخم و شانه زخم و کمر زخم و چهره زخم
از زخم ها تمام وجودش فسرده بود

از بس که زخم داشت، شبانگاه وقت خواب
جای ستاره زخم تنش را شمرده بود

بر صورتش که برده شباهت به فاطمه
ردّی کبود داشت! مگر ارث برده بود؟

مُردم ازین مصیبت و جا داشت حین غسل
غساله گر ز غصه‌ی آن طفل مُرده بود

دانی چه بود علت جان دادنش "یتیم"
وقتی به سینه، راس پدر را فشرده بود...

... می‌خواست بر لبان پدر بوسه بسپرد
جان را به جای بوسه بر آن لب سپرده بود

ارزان لبانِ‌تشنه مپندار بوسه زد!
بوسیدنش به قیمتِ جان، آب خورده بود

#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
09:35
#حضرت_رقیه_شهادت


شبیه مادرم دیگه نمیشه هیچکس اما تو
نشون دادی به بابات جلوه‌ی اُمّ‌ابیهاتو

صدام‌ کردی و آخرسر ، کنارت اومدم با سر
میبینی کار دنیامو، میبینی کار دنیاتو

نباید با طبق من رو جلو روت پرت میکردن
نمیخواستم ببینی اینجوری تعبیر رویاتو

چرا چشماتو بستی پس؟ منم بابا.. نگاهم کن
خجالت میکشی از من؟ غریبم من مگه با تو؟

بیا بازی کنیم بابا بیا زخمامونو بشمار
ببین من بیشتر زخمی شدم توو این سفر یا تو

اگه لبهام پر از زخمه اگه خشک و ترک خورده‌ست
تحمل کن یه کم بابا ببوسم تاول پاتو

تو هم گوشواره هات گم شد منم انگشترم گم شد
گوشات زخمه، خدا رو شکر ندیدی دست باباتو

توی طشت دیدمت امروز که پاک کردی با آستینت
نخواستی که ببینم چشم خیس مثل دریاتو

خبر دارم شبا از درد پاهات دیر میخوابی
سرِشب دونه دونه بچه ها خوابیدن الا تو


میدونم که دلت تنگه میدونم که بغل میخوای
نبین رفتم پیش راهِب.. نمیگیره کسی جاتو

منو محکم بغل کردی میترسی باز تنها شی
نترس جایی نمیرم یا برم میرم فقط با تو

#یامظلوم

@raziolhossein
09:41
#حضرت_رقیه_شهادت


این است پیامی از دردانه به دردانه
از نی بنگر ما را ویرانه به ویرانه

یک خانه پر از سنگ و یک خانه پر از هیزم
فرق است پذیرایی کاشانه به کاشانه

زخم است سرم از بس شانه نشود مویم
خون است دل شانه دندانه به دندانه

چون شمعم و از اهم  یک قافله می‌سوزد
شرمنده از آن هایم پروانه به پروانه

هم چوب لبت میخورد هم جام به دستش بود
می ریخت به دلها خون پیمانه به پیمانه


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 3
ش
18:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
18:56
#امام_حسین_شهادت


اِی دُختَرِ پِیَمبَر دَر کَربَلا گُذَر کُن
اوُلادِ خِویشتَن را دَر خاک و خُون نَظَر کُن

شُد کُشتِه نُورِ عِینَت، شُد سَر جُدا حُسینَت
یِک لَحظه بَر سَرِ او بِنشِین و گِریِه سَر کُن

اَهلِ حَرِيمِ او را از کِین اَسِیر کَردَند
تا کُوفِه با اَسِیران چُون می‌شَوَد سَفَر کُن

بادِ صَبا زِ یارِی کُن دَر نَجَف گُذاری
آگاه پَس پِدَر را از حالَتِ پِسَر کُن

بَر کُوفِه شُد زِ کِینِه نِیلِی رُخِ سَکِینِه
اِی شاهِ بی‌قَرِینِه از گِریِه دِیدِه تَر کُن

اِی چَرخ ظُلم تا کِی بَر اَهلِ بِیتِ اَحمَد؟
آخَر زِ تِیرِ آهِ اِین بی کَسان حَذَر کُن



@raziolhossein
18:57
#امام_حسین_علیه‌_السلام


بی قیمتیم و قیمت ما می شود حسین
در اوج فقر، ثروت ما می شود حسین

زهرا میان عرش دعاگوی جمع ماست
وقتی که ذکر هیئت ما می شود حسین

این روزها مساجد ماهم حسینیه است
در این دهه عبادت ما می شود حسین

این چند قطره اشک به پای غمش کم است
بعد از وفات، حسرت ما می شود حسین

آن لحظه ای که خلق سرافکنده می شوند
در روز حشر عزت ما می شود حسین

یارب تو شاهدی که در ایام اربعین
یکجا تمام حاجت ما می شود حسین

زهرا اگر مؤید دل های ما شود
سرمایه محبت ما می شود حسین

وقتی که بالحسین شروع دعای ماست
مشغول استجابت ما می شود حسین


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
👍 3
18:59
#امام_حسین_علیه‌_السلام
#شب_جمعه


همیشه هر شب جمعه به سینه غم دارم
حرارتی است قدیمی که در دلم دارم

اگرچه دستِ تهی دارم و گدا طبعم
دلِ شکسته ی خود را که دستِ کم دارم

میان نامه ی من خالی است از خوبی
گناه و جرم و خطا را همه رقم دارم

مرا به حُرمتِ مولا رضاست می بخشید
خوشم که رعیتم و شاهِ ذوالکرم دارم

به امرِ حضرت سلطان، حسین می گویم
به لطف فاطمه ارباب محترم دارم

حسین گفتم و جان و دلم به جوش آمد
مرا ببخش، فقط اشک تازه دم دارم

نشد که زائر کرب و بلا شوم، باشد
دلم خوش است میان دلم حرم دارم 

برات کرب و بلایم به دست عباس است
دوباره مُلتمس دامنِ علمدارم


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
👍 1
19:01
#امام_حسین_علیه‌_السلام
#رباعی


جانم به فِدات یا أباعبدِ الله
قربانِ وفات یا أباعبدِ الله

صد لعن به کوفیان که منعت کردند
از آبِ فرات یا أباعبدِ الله


@raziolhossein
19:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
768×645, 91.0 KB
#امام_حسین_علیه‌_السلام

این حسین کیست...

این حسین کیست که عالم همه دیوانهٔ اوست
این چه شمعیست که جانها همه پروانهٔ اوست

هرکجا می نگرم نورِ رخش جلوه گر است
هرکجا می گذرم جلوهٔ مستانهٔ اوست

خلقِ عالم همگی عاشق وشیدایِ حسین
ای خوش آن عاشقِ شوریده که دیوانهٔ اوست

همه کس میل سوی کرب وبلایش دارد
من ندانم که چه سرّ است که درخانهٔ اوست

تا که او جامِ بلا از کفِ ساقی نوشید
همه را چشم به دستِ وی و پیمانهٔ اوست

.....حسین در دل هر ذرّه نهان
صدف دیده از آن قابلِ دردانهٔ اوست

می کند مدح تورا بر سرِ منبر طالب
که به مجلس همه را گوش بر افسانهٔ اوست

از شاعری با تخلّص #طالب


@raziolhossein
2 👍 2
19:04
#امام_حسین_علیه‌_السلام
#حضرت_علی_اکبر


هم بهتر است پای عزای تو سر شکست
هم بهتر آنکه در غمت از هر نظر شکست

چیزی  نداشتم  سر  بازار  عاشقی
جز این دلی که هست-بفرما بخر ؛ شکست

میخواستی برای کسی جز تو نشکند !؟
اصلاً  فدای خواستنت دل اگر شکست

هرکس برای روضه‌ی تو خرج می کند
هرگز نمی‌شود همه‌ی عمر ور شکست

اوج لطافت است سرودن برای تو
گفتم "حسین جان" دل اهل هنر شکست

یک لحظه دست و پا زدی و جبرئیل هم
آنقدر بال وپر به زمین زد که پر شکست

حالا چگونه از غم داغ  تو  نشکنیم ؟
وقتی برای درک تو کوه از کمر شکست
.
.

بالا سر  ضریح  تو قلبم شکسته بود
پایین  پات  آمدم  و  بیشتر  شکست

دنیا هنوز بر سر پا ایستاده بود ؟
روزی که قامت تو ز داغ پسر شکست؟


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
👍 1 😍 1
19:05
#حضرت_علی_اکبر
#رباعی


ادب را حد اعلا میپسندد
قدم را پشت بابا میپسندد

ببین بالا بلند کربلا را
خودش پایین پارا میپسندد

#س_کرمانی

@raziolhossein
5
9 August 2024
ش
07:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
07:24
#امام_زمان_مناجات
#اسارت #شام


گُنجاندَنِ غَمِ تو به گُفتار، مشکل است
فَهمیدَنِ فِراقِ تو، بسیار مشکل است

این چَشم، بی نِگاهِ تو روشَن نمی شَود
با دیده های شَبزَده، دیدار مشکل است

دیدی که نانِ شُبهه سَرِ سُفره می بَریم
هم سُفره بودنِ دِل و دِلدار، مشکل است

چون قَطعِ اِرتِباط نِمودیم با شُما
دیگر عُبور از این هَمه دیوار، مشکل است

از اَهلِ بِیت، دور شُدَنها هَزینه داشت
بَر زِندگی که خورد گِرِه، کار مشکل است

دَر مَحضَرِ تو روضه ی زِینَب که خوانده شُد
دیگر گُریزِ کوچه و بازار، مشکل است

یِک زَن، نَجیب زاده و با عِفَّت و حَیا...
...باشَد میانِ مَجلِسِ اَغیار، مشکل است


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
07:29
#امام_زمان_مناجات


آقا نوشته اند که جدت کفن نداشت
گیرم کفن نبود، چرا پیرهن نداشت!

از پایکوب اسب سواران شنیده ام
بردند روی نیزه، سری را که تن نداشت

پیچیده بود در خودش از آتش عطش
داغی که داشت در جگر خود، حسن نداشت

انگشتری که با خودش آورده بود کو؟
ای کاش هیچ وقت عقیق یمن نداشت

چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه ها
همراه کاروان خود، ای کاش زن نداشت

حق با شماست، شام و سحر گریه می کنید
جای سرشک خون جگر، گریه می کنید...

#علی_عباسی

@raziolhossein
👍 4 1
07:29
#امام_زمان_مناجات


جز ذکر توأم نیست ثنایی و دعایی
بی حال و هوای تو چه حالی؟ چه هوایی؟

بی زخم تو محروم بود سینه ز مرهم
گر درد نبخشی، چه طبیبی؟ چه دوایی؟

بگذار که چون گرد به خاکت بنشینم
تا بر سر پایم بگذاری، کف پایی

از مرتبه و قدر و جلالش نشود کم
گر پادشهی چشم گشاید، به گدایی

عمری گذراندیم و دریغا که ندیدیم
روزی که ز ما سر نزند، جرم و خطایی

از گوشِ کرِ خود، گله داریم وگرنه
هر لحظه به ما از تو رسیده است، صلایی

مرغان هوا، خلق زمین، ماهی دریا
هر یک به زبانی ز تو گویند ثنایی

ایمن شده از روز مکافات و نگفتیم
هر لحظة این عمر بود روز جزایی

افسوس که در کوی تو بودیم و نبودیم
از پرتو حسنت، نگرفتیم ضیایی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
07:29
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_علی_اکبر


زمان زمان عجيبي ست، امتحان سخت است
طي زمانه ي بي صاحب الزمان سخت است

ببخش عزيز خدا! جان ندادم از هجرت
چقدر منتظرت جانعزيز و جانسخت است

"و لا تُري و أري الخلق" اين چه تقديري ست
تو را نديدن و ديدار اين و آن سخت است

گريستم كه مشرف شوم به پابوست
بدون گريه رسيدن به آسمان سخت است

رسيده است شب اكبر و زمان نماز
براي من چقدر لحظه اذان سخت است

تو را قسم به غم "بعدك العفا..." ي حسين
بيا... بيا و خودت روضه را بخوان... سخت است

مرا زيارت پايين پا مبر امشب
چرا كه پيش پدر خواندن از جوان سخت است

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
1
07:29
#امام_زمان_مناجات


تب وصال تورا شب به شب به سر دارد
کسی که از غم تو گریه سحر دارد

هوایی تو هوایی هیچ بامی نیست
تعلقات برای گدا ضرر دارد

چگونه زندگی اش راحت است و آسوده؟!
یتیم اگر به دلش حسرت پدر دارد

بیا برای غریبی ش گریه کن هرروز
که او همیشه به خون جگر نظر دارد

بگیر پشت درش دست خالی خود را
فقیر وقت کرم فیض بیشتر دارد

بگرد روضه به روضه برای دیدن او
بگرد، یار به این روضه ها گذر دارد

خدا کند که برات مرا کند امضا
کنار او دل من میل یک سفر دارد

به یمن تربت اعلای کربلای حسین
نماز و سجده من لذتی دگر دارد..

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
07:29
#امام_زمان_مناجات
#اسارت



می‌شود هر روز اشکم در عزایت بیشتر
سوختم از روضه‌ات، از های هایَت بیشتر

می‌روم دنبالت اما از حرمهای شما
می‌رود تا کربلایت ردِ پایت بیشتر

از عبادت هم مُهمتر این اطاعت کردن است
می‌دهم سر را ولی دل را برایت بیشتر

میزنم بر سینه شاید که شبیهِ تو شوم
می‌نشیند بر کبودی بوسه هایت بیشتر


تا که میاُفتی به یاد مَشک و دست و علقمه
باز می گیرد دلت اما صدایت بیشتر

تا که می‌آید رَجزهایِ عمویت بر لبم
می شود سهمِ من از دستِ دعایت بیشتر

تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالا تری
رفته آری بر عمویت شانه هایت بیشتر


#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
07:29
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

از داغ غمت ڪمر خمیده ست،بیا
یڪبار دگر جمعه رسـیده ست،بیا

ای بـاخـبــر از راز دل بــیـمارم
تا عمر به آخر نرسیده ست،بیـا

@raziolhossein
07:29
#امام_زمان_مناجات

یا صاحب الزمان

تمام حاجتم این است با دلی پر درد
تورا به حق اسیریِ عمه ات  بر گرد...

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
ش
09:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


آخرکمی بخواب چرا گریه می کنی
با سینۀ کباب چرا گریه می کنی

با ناله نبض توچقدرکُند می زند
با بغض درگلو نفست تُند می زند

آه ای رقیه، جان من آرام گریه کن
آهسته درسکوت دل شام گریه کن

با گریه های خویش قیامت بپا مکن
با ناله اینقدر پدرت را صدا مکن

ترسم برای گریۀ تو سر بیاورند
این جان مانده را زتنت در بیاورند

ای وای من که محشرکبری شروع شد
بار دگر قیامت عظما شروع شد

آرام شو ز گریه وشیون رقیه جان
بابا رسیده با سر بی تن رقیه جان

روپوش را زچهرۀ بابا تو پس بزن
جانت به لب رسیده شمرده نفس بزن

ازگریه های خویش به بابا سخن بگو
از آنچه دیده ای تو به صحرا سخن بگو

یکدم به سیل اشک روانت امان مده
رخسارۀ کبود به بابا نشان مده

بوسه زدی به لعل لب ازجا بلند شو
دیگر بس است دیدن بابا بلندشو

عمه چرا صدای تو دیگر نمی رسد
غمناله ات به گوش من آخر نمی رسد

عطر گلی شنیدی وبیهوش گشته ای
حرفی نمی زنی وتوخاموش گشته ای

درگوش باب خویش چه گفتی که پر زدی
مارا گذاشتی وتو ساز سفر زدی

پرپر شدی وطاقت هجران نداشتی
بر روی داغ های دلم غم گذاشتی

بگذار تا بگریم وکوته سخن کنم
این نیمه شب برای تو فکر کفن کنم

بردوش اهل بیت سه ساله بلند شد
خاموش شد«وفایی» وناله بلند شد


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 3
09:57
#امام_حسین_علیه‌_السلام
#حضرت_رقیه


من به جز این روضه ها جایی ندارم خانه؛ نه!
کفتر جلد تو جز اینجا ندارد لانه؛ نه!

دیدن معشوق، طبعاً باعث دیوانگی‌ست
می شود آیا تو را دید و نشد دیوانه؟ نه!

از همان بدو تولد عاشقت گشتم حسین
داستان عشق من با تو نبود افسانه؛ نه!

در طریق نوکری جُون است پرچمدار من
نوکری را میدهم بر منصب شاهانه؟ نه!

من گدایی میکنم از تو فقط یک چیز را...
از تو میخواهم نگاهت را و آب و دانه نه!

فیض اشک من فقط با چای بعدش کامل است
هست جز فنجان چای روضه ات پیمانه؟ نه!

اربعینم لنگ امضای رقیه مانده است
کار من حل می شود بی اذن آن دُردانه؟ نه!
.
.
با گلایه گفت: پیش من بیا بابای من
به کلیسا سرزدی اما به این ویرانه نه!

تو همیشه موی من را شانه می کردی پدر
خوب میدانم که این دفعه نداری شانه؛ نه!


#علی_میرحیدری

@raziolhossein
10 August 2024
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
608×1080, 142.9 KB
لب‌هات شده کبود؛ بابای گلم!
جُرم تو مگر چه بود؟ بابای گلم!
هم‌رنگ دلم عقیق در دست تو بود
آن را چه کسی ربود؟ بابای گلم!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
ش
09:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


چادرم را پس بگیر و فرش این کاشانه کن
عمه مهمان آمده موی سرم را شانه کن

از محالات است اما گیسویم را باز کن
فکر پنهان کردن گوش منه دردانه کن

آب و جارویی بزن ویرانه را زینت ببخش
من خجالت می کشم فکر من بی خانه کن

پادشاه عالم امشب روی دامان من است
گرد از رویم بگیر این بزم را شاهانه کن

عمه زحمت دادمت امروز راحت می شوی
گریه کمتر بر عروج سوخته پروانه کن


از روی پیراهنم امشب مرا غسلم بده
زخم بسیار است عمه همتی جانانه کن

موقع دفنم که شد منت ز نامردان نکش
نیمه شب این گنج را پنهان در ویرانه کن


#ناصر_دودانگه

@raziolhossein
😭 11 👍 3 1
ش
11:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


چنان از غم دوری افسرده بودم
که از داغِ تو سخت پژمرده بودم

سپر گر نمیکرد عمه خودش را
همان عصر روز دهم مُرده بودم

فقط خون دل بود و اشک دو دیده
غذایی اگر هم که من خورده بودم

گرسنه نخفتم شبی در اسارت
که هر شب پدرجان، کتک خورده بودم

حسابش ز دستم برون گشته آخر
که من اینقدَر زخم نشمرده بودم

حلالم کن امشب اگر شکوه کردم
دلم تنگِ تو بود، آزرده بودم


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
ش
18:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


از زخم مانده بر تن طفلت نشانه ها
شعله ور است از دل زارم زبانه ها

دختر اگرچه از سر مهر و لطافتش
دارد همیشه با پدرش عاشقانه ها…

دیگر گذشته ام به هوایت ز جان خود
از بس گرفته ام ز نبودت بهانه ها

مویم سفید و گونه ی سرخم سیاه شد
بی تو شکست حرمت سبز جوانه ها

نایی نمانده است مرا بهر پا شدن
مویی نمانده است مرا بهر شانه ها

بابا سه ساله ی تو گرسنه به خواب رفت
بوی طعام گرچه می آمد ز خانه ها…

بابا عجیب! مجلس ختم تو گرم بود
«طفل یتیم و تسلیت تازیانه ها»

اما عجیب!هر شب ویرانه سرد بود
بی تو گذشت سخت به ما نازدانه ها


#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossei
1
ش
19:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


گنجشک وار کنج قفس در تپیدنم
حتی نمانده قدرت ناله کشیدنم

آخر به زور گریه رسیدم به تو پدر
اشک من است تا به تو راه رسیدنم

نشناختم اگر که در اول تو را، ببخش
اشکم شدست علّت این تار دیدنم

پایم نداشت طاقت صحرا و خار را
از حال برد از پی ناقه دویدنم

حتی صدای خویش به گوشم نمی رسد
سیلی اثر گذاشت چنان بر شنیدنم


#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4
11 August 2024
ش
01:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


بیابان در بیابان دربیابان گریه می‌کردم
تمام راه را از تو چه پنهان گریه می‌کردم

تمام راه را با حرمله طی کرده ام بابا
کمان در دست او بود و کماکان گریه می‌کردم

خبر دارم که می‌دانی مرتب زجر می‌دیدم
پیاپی زخم میخوردم، فراوان گریه می‌کردم

صدای گریه هایم زجر را آزار می‌داد و
هراسان بی صدا با چنگ و دندان گریه می‌کردم

تو روی نیزه ها غرق تلاوت بودی اما من
بدون وقفه با صوتت به قرآن گریه می‌کردم

سرت خورشید بود و در میان آسمان بودی
ولی من ابر بودم مثل باران گریه می‌کردم

نمی‌خندند لبهایی که با آن ذکر می‌گفتم
نمی‌بینند چشمانی‌که با آن گریه می‌کردم

در آن ساعات پایانی شبیه مادرم زهرا
چه مشکل راه میرفتم، چه آسان گریه می‌کردم


#احمد_علوی


@raziolhossein
😢 5 👍 3 1 😭 1
ش
08:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
08:23
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 130.4 KB
2
08:23
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
08:24
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسین_علیه_السلام


همه عزت دنیای حسین است حسن
به خداوند مسیحای حسین است حسن

بی حسن سوی حسینش بروی باخته ای
جان من! صاحب امضای حسین است حسن

این حسن کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
برترین اسم‌ به لبهای حسین است حسن

هرکسی گفت حسین، از برکات حسن است
تا ابد پرچم بالای حسین است حسن

بنویسید که آقای جهان است حسین
بنویسید که آقای حسین است حسن

زیر قبه همه گفتیم الهی به حسن
باب حاجات گداهای حسین است حسن

همه در کرببلایند حسین رفته بقیع
چه عجب؟! جنت اعلای حسین است حسن

او علی اکبر اگر داد حسن قاسم داد
در بلا هم شده هم پای حسین است حسن

بعد او خنده ندیدند به لبهای حسین
آی مردم غم عظمای حسین است حسن


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
08:24
#امام_حسن_علیه_السلام


روزی ما سر هر سفره به نامِ حسن است
تا کرم بین مقیمینِ  مَقام حسن است

هرکه مجنون حسین است خودش می‌داند
که حسینی شده‌ی دست امام حسن است

از خرابات بقیع تا به خدا راهی نیست
همت باده کشان از لب جام حسن است

در جمل بین جوانان علی کاری کرد
همه گفتند فقط سکه به نام حسن است

گفت لایومک فقط کرببلا دیده شود
همه‌ی معجزه‌ها پشت کلام حسن است

صلح او صلح حسین است به زهرا سوگند
 کربلایی هم اگر هست  قیام حسن است

حسنی‌های حرم هول قیامت دارند
کربلا دید زمین زیر لگام حسن است

خیمه‌ی آل حسن حلقه‌ی انگشتر بود
مسند عمه‌ی سادات خیام حسن است


تا سرِ ازرق شامی و یلانش را زد
قاسمش گفت که این تازه سلام حسن است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
2 👍 1
08:26
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


کیست آقام ، شاه ذوالمنن است
به همه گفته ام که عشق من است
بنویسید روی بابِ نجف
کنیهٔ مرتضی ابوالحسن است
او فقط صاحب کرمخانه است
سفره دارِ تمام پنج تن است
ناقهٔ ام فتنه را پی کرد
پسرِ کعبه زاده ، بت شکن است
خطبه می خواند عین ِ پیغمبر
از همان کودکی چه خوش سخن است
با وجودیکه بی حرم شده است
صاحبِ این همه گدا حسن است

مظهر ِ اسم ِ یا کریم ِ خداست
او بزرگِ همه بنی الزهراست

جلوات خدا نماست حسن
اولین شبهِ مصطفاست حسن
شیر خورده ز سینهٔ زهرا
مَحرَمِ عصمتِ خداست حسن
پسرِ ارشدِ امیرِ نجف
شاهِ ما بعدِ مرتضاست حسن
همه حاجت روا روید امشب
دست هایش گره گشاست حسن
در دو دنیا نگاهِ قاسمِ او
چاره سازِ امورِ ماست حسن
ظاهراً در مدینه بی حرم است
مالکِ کُلِّ کربلاست حسن

بی جهت نیست پرچمش بالاست
حسنی کیست ؟! سیدالشهداست

حلم دارد به وسعت عالم
در کرم دست بوسِ او حاتم
گیسوانِ سپید ِ او دارد
خاطراتی ز روزهای غم
ای بمیرم چه زود پیر شده
روزگارش گذشته با ماتم
قاتلش گشته کوچه ای باریک
کوچه ای تنگ و پُر ز پیچ و خم
دست در دست مادرش می رفت
آمد از روبرو یکی کم کم
جلو آمد دو سه قدم نامرد
مادرش رفت عقب یکی دو قدم
مانده ام من چه نسبتی دارد
رویِ حوریه....سیلی ِ محکم
صورتی که تمام عصمت بود
غرقِ خون شد به دست نامَحرم
یک طرف دست و یک طرف دیوار
چهره از آن به بعد شد درهم

تا قیامت برای ما بد شد
پا به چادرگذاشت و رد شد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
08:26
#امام_حسن_مدح
#اربعین


من الازل علی است و الی الابد زهراست
به هر دل است حسین و به هر حرم حسن است

به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است
که در نجف حسن و در مدینه هم حسن است

طریقِ کرببلا هم که سفره داریِ اوست
میان راه ببین که قدم قدم حسن است

فقیرها همه در اربعین کریم شوند
چه جای حیرت ما تا ابالکرم حسن است

به روی تیرک این جاده‌ها به موکب‌ها
نگاه کن که  ببینی به هر علَم حسن است

پیاده‌ها به حرم می‌رسند و می‌فهمند
کسی که رفتنشان را زده رقم حسن است

چو میزبانِ همه قاسم است و عبدالله
حسین نه به گمانم در این حرم حسن است

از آن زمان که حسین از حسن شنید چه شد
رفیق اشک حسین و قرین غم حسن است

 از آن زمان که نشستند و حرفِ کوچه زدند
به پیچ و تاب حسین و به قدِ خم حسن است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:36
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسین_علیه_السلام
#اربعین


ذات حق است فقط قدر و بهای حَسنین
راه قربِ به خدا چیست؟ لقای حَسنین

در حسینیه موحد شدنم کامل شد
بنده ام، سجده کنم رو به خدای حسنین

آبرودار شدن، ماحصل نوکری است
هست، عزت همه اش تحت لوای حسنین

فاطمه بی برو برگرد تلافی بکند
هر کسی کارِ کمی کرد برای حسنین

کیمیا می شود از خیرِ مجاور شدنش
گردِ خاکی که نشیند به سرای حسنین

اینکه در سلسله ی سینه زنان، سینه زدیم
بوده تأثیر مناجات و دعای حسنین

ذکر مادر پدرم نام حسین است و حسن
جان مادر پدرم هم به فدای حسنین

نذر کردم بروم ماه صفر، صحن نجف
تا کنم طوف علی بهر رضای حسنین

اربعین پای پیاده، حرم ثارالله
کاش دستم برسد تذکره های حسنین

دل من لک زده تا زائر شش گوشه شود
دست خالی من و لطف و عطای حسنین

بارها گفت نبی این دو پسر جان منند
این همه ظلم نبوده است سزای حسنین

هر دو آقای مرا تشنه به مقتل بردند
کاش امسال بمیرم به عزای حسنین


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 1
08:36
#امام_حسن_مدح


گدای لطف و جودِ مجتبی باشد کرامت هم
فقیر و ریزه خوار خوانِ او باشد سخاوت هم

حَسن صورت ، حَسن سیرت ، حَسن خَلق و حَسن خُلق است
که معنا عاجز است از حدّ توصیفش عبارت هم

چنان افتاده ام بر خاک پای مجتبی امروز
"که فردا برنخیزم بلکه فردایِ قیامت هم"*

کجا او دوستان را از دعا محروم می سازد
دعا میکرد بهر آنکه بود اهل اهانت هم

ضمانت میکند دنیا و عقبای محبان را
که اینجا دستگیری میکند ، آنجا شفاعت هم

#عاصی_خراسانی
*مصراع از هلالی جغتایی

@raziolhossein
08:36
#امام_حسن_شهادت



وقتی که خورد در وسط خانه پیچ و تاب
خانه گرفت از جگر او بوی گلاب

ذریه‌ی رسول ، زمین گیر زهر شد
ابن ابی تراب جگر ریخت بر تراب

یک جا نشست و قدر چهل سال گریه کرد
از زهر لامروت ، تا آتش و طناب

این ماجرای زهر جگر میکشد برون
آن ماجرای کوچه جگر میکند کباب

آتش زدند بر دل اولاد فاطمه
آن آتشی که گشت از آن میخ در مذاب

میخ دری که خورد به جان برادرش
از آن به بعد کشتن شش ماهه گشت باب

گودال قتلگاه حسن بود خانه‌اش
وقتی که شد به خون جگر صورتش خضاب

درهم شده به خاطر درهم گلوی او
جعده که هست شمر زمان خانه اش خراب

زینب رسید و خون جگر دید بین تشت
اما سری ندید در آن تشت بی شراب

آه ای غریب همسر خوبی نداشتی
تا در عزات گریه کند زیر آفتاب

جعده اگر فروخت حسن را به درهمی
نجمه به جاش کرب وبلا رفت با رباب


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
1
08:36
#امام_حسن_شهادت


دیگر رَها ز غُصّه و مِحنت شدم، حسین
از خاطراتِ تَلخ، چه راحت شدم، حسین

با کَس نگفته ام زِ چهل سالِ پیشِ خود
از کوچه ی مدینه، که غارَت شدم، حسین

از کوچه ای که مادَرِمان بر زمین نشست
از کوچه ای که غَرقِ خِجالت شدم، حسین

قَدَّم نمی رسید، که او را کُمک دَهم
خیلی در آن میانه اَذیّت شدم، حسین

خِیلی عَزیز بودم و، در بینِ طائِفه!
مَحکوم به شنیدنِ تُهمت شدم... حسین...

دیدی برادرم، جِگرم تِکّه پاره شُد
کُشته، میانِ خانه، به غُربت شدم، حسین

گُفتی دگر عَطر به مویَت نِمی زَنی
گُفتی: "حَسن زِ داغِ تو غارَت شدم"، حسین

اَمّا بِدان چو روزِ تو روزی حسین، نیست
گِریانِ آن هِزار مُصیبَت شدم، حسین


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
08:36
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسن_شهادت


آیه ی نازل شده بر مصحف حيدر،حسن
اولین حرف از حروف سوره کوثر،حسن

اولین بار از لب تو نام مادر را شنید
روشنای خانه صدیقه اطهر،حسن!

از جمال و از جلالت خلق حیران مانده اند
اَشبهُ الناسی به خَلق و خُلق پیغمبر،حسن!

ذوالفقاری را که مولا داشت بین معرکه
یک دمش عباس بود و آن دم دیگر،حسن

در جمل آن گونه رفتی سوی میدان نبرد
که علی میرفت سمت قلعه خیبر،حسن!

کوچه های شهر پیغمبر بدهکار تو اند
ای عصای روزهای پیری مادر،حسن!

بین مردم جای خود،در خانه هم ماندی غریب
آه!ای تنها ترین سردار بی لشکر،حسن!

شیعه زنده مانده است از اقتدار صلح تو
بوده صلحت در غریبی ؛ کربلا پرور،حسن!

هر قدَر مانده است تیر از روز تشییع تنت
می‌رسد در علقمه بر جسم آب آور،حسن!


مادرم میگفت با نام تو شیرم داده است
بوده نامت ذکر لالای شب مادر،حسن

#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
2
08:41
#امام_حسن_علیه_السلام


دل آمده ست و از این دست کم نمی خواهد
کنار بحرِ کرم ، رزقِ یم نمی خواهد

کسی که مهرِ حسن را چشید مِن بعدش
دگر ز دست کریمان کرم نمی خواهد

به لقمه دادنِ بر مستمند ثابت کرد
برای سفره ی جودش حشم نمی خواهد

کسی که منکر خود را به خانه آورده
برای منکر خود نیز غم نمی خواهد

نگاه می کند اعجاز می شود آندم
برای معجزه ی خویش دم نمی خواهد

صدای بغضِ گلویش نرفت تا عیّوق
بلای کوچه یقین محتشم نمی خواهد

به یاد حالت چشمان مادرش زهرا
دو چشم غمزده اس خواب هم نمی خواهد

دوشنبه است مگر اینچنین زمین خورده؟
بگو به جعده که این مرد سم نمی خواهد

امام ، زینتِ گلدسته و ضریح بود
امامِ حُسن یقینا حرم نمی خواهد


#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 2 1
08:41
#امام_حسن_علیه_السلام



تویی که خانه ات  صندوق صدها راز سربسته است
غلط گفتند شاعرها ، اگر گفتند ؛ در ، بسته است

کریما ، مهربانا ، حضرتا ، یا مجتبی ، مولا
تو درها را نمی بندی ، خودم بستم اگر بسته است

به رویم وسعت آغوش تو باز است اما حیف
چطور از آسمان سر در بیارد آنکه پر بسته است

ندیدم هیچ جا در دفتر تاریخ بنویسند
که مولا خانه را بر روی حتی یک نفر بسته است

همیشه خانه ات را ازدحام سائلان پر کرد
همیشه کوچه ات را ازدحام رهگذر بسته است

به دیدار جذامی ها که رفتی تازه فهمیدم
کریم آن است که بر یاری سائل کمر بسته است

به هر کس قدر هر ظرفی  که آورده است  ، می بخشی
چه ظرف کوچکی  آورده ام این هم که دربسته است

بقیعت آرزویم بوده ، سمتت راه می افتم
چه رنجی می کشم وقتی که پایم در سفر بسته است


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


فقیر آمد سراغش، سیر برگشت
سفیه ساده با تدبیر برگشت

کرامت خواست سَر بالا بگیرد
حسن را دید و شد تحقیر، برگشت

هزاران حیله‌ی آل امیه
برای جنگ، بی تأثیر برگشت

خدا تنها خبر دارد که دستش
کجاها رفت تا شمشیر، برگشت

چه آمد بر سرش در کوچه آن‌روز
که کودک رفت اما پیر برگشت

مسیر خانه تا مسجد، کم، اما
حسن با مادر خود دیر برگشت

نوشتند او میان کوچه دق کرد
فقط با معجزه، تقدیر برگشت

برای زینب عاشورا شد آغاز
چو تابوت حسن با تیر برگشت


#ن_سادات_موسوی

@raziolhossein
👍 1
08:41
#امام_حسن_شهادت


غریبان غصه ی  دنیا نبینند
جگرها زهر مهلک را نبینند

الهی رو بقبله بر روی خاک
برادرها برادر را نبینند

الهی تا برادرها می افتند
همه دیدند ، خواهر ها نبینند

تمام خانواده سعی کردند
که خون را زینب کبری نبینند

الهی چشم های خیس زینب
دگر طشتی چنین غوغا نبینند

خودش را جمع کرد هر طور می شد
که طفلان درد در  بابا نببیند

سفارش کرد دخترها نیایند
جگر را تکه تکه تا نبینند

در گوش حسین با گریه می گفت
مراقب باش اخا ، زنها نبینند

علی جان کاروان را برنگردان
تن عریان و بوریا نبینند

....


غریبی را ببین ،تابوت بردند
کمانداران ، خداوندا نبینند


#مجید_احدزاده

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


درخت های اُمیدیم ، از دیار حسن
پُر از شکوفه ی عشقیم در بهار حسن

به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست!
رسیده است لبِ ما به جویبار حسن

به دخل کاسبی ام برکتی فراوان داد
از آن زمان که شدم خادم تبار حسن

همین دو لقمه‌ی نان را حسن به ما بخشید
گرفته سفره ی ما رنگ از اعتبار حسن

کریم‌بودنِ او قابلِ محاسبه نیست...
کجا ترازوی ما و کجا عیار حسن؟!

کدام شاه نشسته است با جذامی ها؟!...
بلند می شوم از جا به افتخار حسن

شنیده ام که به سگ هم غذا تعارف کرد!
هنوز ماتم از این لطفِ بی شمار حسن

بنازمش که چنان شیر از جمل برگشت
چه کرد در دل آن فتنه ، ذوالفقارِ حسن

من از طفولیتم عاشق دو شاه شدم
منم دچار حسین و منم دچار حسن

در اربعین حسینی ، حسن جلودار است
قدم زدم همه ی جاده را کنار حسن

عمودِ یکصد و هجده ، بهشتِ مشّایه است
خدا رسانده خودش را سرِ قرار حسن

حسین با همه ی دلرُبایی‌اش ، حسنی ست
ببین دل از همه بُردن شده است کار حسن

خیالبافی من‌ صحن‌سازیِ حسن است...
شبیه مشهد ما می شود مزار حسن
.
.
میان معبری از نور ، ناگهان شب شد
چه دید در دل آن کوچه ، چشم تار حسن؟!

حرام‌لقمه به مادر دو دست سیلی زد...
سیاه شد پس از آن کُلِّ روزگار حسن


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_شهادت


تو سَرو بودی و حالا خَمیده ای تنها
به دوش، بارِ مُصیبت کِشیده ای تنها

اگر که پیر شُدی عِلَّتَش زِ کودکی اَست
چِها گُذشت به کوچه! چه دیده ای تنها؟

نکُشت زَهر تو را، خاطِراتِ مادر کُشت
کُنون به بَستَرِ مَرگ آرَمیده ای تنها

کَسی نَدیده بِجُز مادرت، که دُنبالش
پِیِ مسیرِ پُر از خون، دَویده ای تنها

کَسی ندیده بجُز خواهرت، که هَر شَب را
به های های، زِ خوابَت پَریده ای تنها

چه زَخم های زَبانی که خورده ای دَر جَمع
چه طَعنه ها که به جانَت، خَریده ای تنها

میانِ شَهر اَگَر ناسِزا نِثارَت شُد
میانِ خانه ی خود هَم شِنیده ای تنها

زِ دَستِ هَمسرِ خود جای آب و شیر و غَذا
دو کاسه زَهرِ هَلاهِل چِشیده ای تنها

به هَر نَفَس زَدَنَت پاره ی جِگَر ریزَد
دَرونِ طَشتِ بَلایی که چیده ای تنها

دِلِ تو رَفت، اَز این طَشتِ خون، به طَشتِ شَراب
کُجای قِصّه ی سَر را تو دیده ای تنها؟

دلِ تو رَفت، به گودالِ کُشته ای مَظلوم
کنارِ پِیکرِ دَر خون تَپیده ای تنها

دلِ تو رَفت، دَر آن خِیمه های شُعله نِشین
که سوخت دامَنِ زینب، رَشیده ای تنها

دِلِ تو رَفت، به شَهری، که میزَدَند زِ بام
هَماره سَنگ، به رَاسِ بُریده ای تنها


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_مدح


به درباری که، حاتم هم در آنجا از خدم باشد؛
کنار سفره‌اش هر وعده سائل بیش و کم، باشد!

جهان را زیر و رو کردم پی مضمون و فهمیدم
غزل خوب است در مدح حسن _شاه کرم_  باشد

دقیقا مثل حیدر میشود وقتی که در میدان
بدست پر توانش قبضه‌ی تیغ دو دم باشد

قمر دور زمین نه دور آن شهزاده میگردد
برای احترام او هلال اینگونه خم باشد

کجا دیدی امیری را که رعیت را به لبخندی
کند دلخوش ولی قلب خودش دریای غم باشد؟

کجا دیدی امیری را که دنیا سائلش، اما؛
تمام سهمش از دنیا مزاری بی حرم باشد؟

برای افتخار کل ما ایرانیان کافیست
همین که طرح صحنش دست معماری عجم باشد

سراسر در رواقش از طلا با خط نستعلیق
صد و هجده کتیبه شعرهای محتشم باشد

النگو و گلوبند خودش را نذر او کرده‌است
مگر بخشی ز ایوان از طلای مادرم باشد
.
.
به یاد کوچه و محراب هر شب اشک میریزد
تعجب نیست کام او اگر مشتاق سم باشد


#میثم_کاوسی

@raziolhossein
👍 2
08:41
#امام_حسن_شهادت


مردِ غریبِ شهر، که نیلی ست پیکَرَت
آهِسته تر شد از چه نفس های آخَرَت؟

باور کنم در آن وطنِ مادریِ تو
یک مرد هم نبود، شَوَد یار و یاوَرَت؟

خاکَم به سَر، که خانه شُده قتلگاهِ تو
خاکَش به سر، که قاتلِ تو بوده هَمسَرَت

چون تِکّه پاره ی جِگرت را، به طَشت دید
آهی کِشید از دل و میگُفت خواهَرَت؛

ای بَعدِ مادر و پِدَرم سَرپناهِ مَن
آوَرده زَهرِ سوده ی دُشمن چه بَر سَرَت؟

گُفتی: زَمانِ مَرگِ تو بوده به کوچه ای
روزی که بود، دَستِ تو دَر دَستِ مادَرَت

روزی که پیشِ چَشمِ تو آئینه ی رَسول
اُفتاد روی خاکِ مَدینه، بَرابَرَت

خون میچِکَد زِ گوشه ی لَبهای تو، وَلی
تَصویرِ کربَلاست، دَر آن دیده ی تَرَت

مَعلوم شُد، فِراقِ تو داغی عَظیم بود
با سوگنامه ای که سُروده بَرادَرَت

عَبّاس با حُسین، چِگونه کِشیده اَند...
...هَفتاد تیرِ تیزِ جَفا را زِ پِیکَرَت؟

حالا تویی و آن کَرَمِ بی نهایَتَت
حالا مَنَم گِدای قَدیمیِ این دَرَت

یِک لُقمه نان دَهی نَدَهی شُکر میکُنَم
ما را نِوِشته اَند: " بِمانیم نوکَرَت "

یِک روز اَگَر که گُنبَدِ زَردَت بَنا شَوَد
میخواهَم از خُدای، که باشَم کَبوتَرَت


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😢 1
08:41
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


کسی که پشت لبخندش غمی  آکنده از آه است
مرور روز هایش روضه های تلخ و جانکاه است

ندارد گنبد و گلدسته و ایوان طلا اما
مسیر آسمان تا مرقدش بسیار کوتاه است

برایش دشت ها صحن و تمام آسمان گنبد
چراغ روشن  صحن و سرایش تا سحر ماه  است

اگر مخفی است قبر فاطمه قبر حسن خاکی است
عزیز فاطمه با مادرش همواره همراه است

به دستان کریم اوست در عالم اگر خیری است
که لطف دیگران با منت و خواری و اکراه است

جذامی‌ها کنار او نشستند و جهان فهمید
کرامت ، گردی از دامان خاک آلود این شاه است

برای شادی زهرا بگو ذکر حسن جان را 
اگر توفیق می خواهی فقط راهش همین راه است

به سمت روضه می گردد مسیر شعر و می دانم
پریشان میشود قلبی که از این راز آگاه است

نمی گویم که در کوچه چه پیش آمد تو هم بگذر
فقط سر بسته می گویم که زهرا عصمت الله است

مپرس از من چه دید آنجا فقط این درد  را بشنو
سپیدی های موی او غم سیلی ناگاه است


#حسن_شیرزاد

@raziolhossein
3 👍 1
08:41
#امام_حسن_شهادت
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر
#آب


روزی دوبار دربِ بقیع باز می‌شود
روزی دوبار گریه‌ات آغاز می‌شود

روزی دوبار روضه‌ی تو: وا حسن....حسین
ای وای  بی حرم حسن  و بی کفن حسین

سهمِ دو چشمِ خیسِ شما خونِ تازه است
روزی دوبار انیسِ شما خون تازه است

این مهرِ مادرِ تو چه‌ها کرده بادلت
یعنی که آب شعله به پا کرده با دلت

دیدی که آب با جگر فاطمه چه کرد
دیدی که آب با پسرِ فاطمه چه کرد

تقصیرِ آب شد دل زهرا شراره شد
تقصیر آب شد دو جگر پاره پاره شد

از کوزه آب تا که حسن خورد آب شد
وای از حسین  آب نخورد و کباب شد

بعدِ حسین بعدِ حسن سربزیر آب
می‌سوزد آنقدر که شود چون کویر آب

از آن به بعد آب فرودست می‌رود
روزی هزار مرتبه از دست می‌رود

از آن به بعد زیرِ سرِ آب آتش است
فهمیده‌ام که در جگر آب آتش است

سیراب می‌کند همه را ،  تشنه است خود
شرمنده است فاطمه را ، تشنه  است خود

پیش حسین بغضِ قدیمِ حسن شکست
در بینِ خانه قلبِ کریمِ حسن شکست

الماس ریزه‌ها جگرش را دو نیم کرد
یک ضربِ دست امام حسن را یتیم کرد

از سینه داغِ روز و شبش ریخت روی طشت
دیدی جگر زِ کنج لبش ریخت روی طشت

خونش نه ، پاره پاره زِ لبها جگر چکید
بر طشت نه به دامنِ زهرا جگر چکید

زینب رسید و گفت که ای وای مادرم
"آیا تویی برادر من  نیست باورم"

در کربلا به خیمه نیامد عمویِ آب
از مَشکِ پاره ریخت زمین آبرویِ آب

مجبور شد به خاطرِ آب التماس کرد
رو  زد برای طفلِ رُباب التماس کرد

بودند دیو و دَد همه سیرابِ آب
حیف
مَشکی نبود تا که نسوزد رُباب حیف

با التماس گفت عزیزم علی بمان
از آب هم مضایقه کردند کوفیان

اما چه زود آب دوباره شراره شد
دیدی که وقتِ گریه‌ی زهرا دوباره شد


#امام_رضا_شهادت

شد بازهم بساط غمش جور وایِ من
شد آب زهر و زهر شد انگور وایِ من

انگور شعله شد جگرش را به هم که ریخت
آه از دلش که بیشترش را به هم که ریخت
 
هِی بر زمین نشت نشد چاره ایستاد
ای وای من که با جگرِ پاره ایستاد

آه ای کبود بال و پَرَت را زمین نزن
پیش جوادِ خویش سرت را زمین نزن

...

گفتم که اشک از چه چنین رنگ و بو گرفت
گفتی زِ چشم گریه کنان آبرو گرفت

روزی دوبار درب بقیع  باز می‌شود
روزی دوبار گریه‌ات آغاز می‌شود

#حسن_لطفی


@raziolhossein
1
08:41
#امام_حسن_شهادت


خون می چِکَد حَسن، زِ لَب تو، سُخَن مَگو
گُفتی به زِینَبَت تو هَر آنچه، به مَن مَگو

مَن مِثلِ تو که صَبر ندارم، عزیزِ من
از خاطراتِ کوچه و سیلی زَدَن مَگو

اَصلاً بیا به فکرِ خودَت باش و این کَفَن
اصلاً بیا و روضه از این بی کَفَن مَگو

دیدم تَنِ کبودِ تو، آتَش گِرِفته ام
حالا تو از مَنی که شَوَم پاره تَن مَگو

مادَر به دَستِ خواهرِمان داد اَمانَتَش
از غارت و نماندنِ آن پیرُهَن مَگو

یک پیرِمردِ کور به پای تو نِیزه زَد
اَمّا تو اَز گَلوی مَن و نِیزه زَن مَگو

از غارَتِ تَنَم سُخنی را وَسط مَکِش
از دَسته دَسته روی سَرم ریختَن مَگو

وَقتی به جای گُل به تَنَت تیر ریختَند
از زیرِ نَعل ماندَنم، عُریان بَدَن، مَگو

طَشتِ مَدینه ی تو کُجا! طَشتِ مَن کجا!
از خِیزَران نِشَستَنِ بَر این دَهَن مَگو

یومُ الحُسِین گُفتی و زِینب زِ تاب رَفت
دیگَر تو اَز عَزای حُسِین، اِی حَسَن مَگو


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 3
08:41
#امام_حسن_مدح



چه والاست با او مقام فقیر
عجب با شکوه است نام فقیر

به آب و غذا، "جود" محدود نیست
حسن می‌شود هم‌کلام فقیر

فقیر و غنی در نگاهش یکی‌ست
بر او واجب است احترام فقیر

کریمانه آغوش او باز بود
به وقت جوابِ سلامِ فقیر

گدایی بهانه‌ست تا لحظه‌ای
رسد بوی او بر مشام فقیر

همه زندگانی او بوده است
به نامِ کریم و به کامِ فقیر

عجب نیست گر یار مسکین شود
پدر چون علی شد، پسر این شود...


#علی_ذوالقدر


@raziolhossein
1
08:41
#امام_حسن_مدح
#حضرت_قاسم


خانه خانه به پرس و جو هستند
در پی التفات  او هستند _

_عاقلان گر شدند دیوانه
در پی کسب آبرو هستند

وقت حاجت به گریه آمده اند
وقت رفتن گشاده رو هستند

روز و شب ذکرشان حسن مدداست
تاجرانی که سودجو هستند

یا توسل نکرده اند به او
یا گداها دروغگو هستند

منکرانش حواسشان پرت است
در نمازند و بی وضو هستند

غربتش را نکرده اند قبول
بغض هایی که درگلو هستند

حسنی ها شبیه مولاشان
در جوانی سفید مو هستند
....
شعر باید به کربلا برود
جام ها تشنه ی سبو هستند

نسل او بی قرار میدان اند
در پی رخصت از عمو هستند

جمل تازه ای به پا کردند
کینه هایی که روبرو هستند

قاسم آمد، به تیغ حیران کرد
آن یلان را که جنگ جو هستند

پشت ارباب هست عبدالله
کل عالم اگر عدو هستند


#مهدی_کبیری

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_شهادت



در جگر می سوزد آهى در گذر از کوچه ها
خاطراتی دارم  اما  بیشتر  از  کوچه ها

آن چه دیدم را نگفتم لحظه ای با مادرم
آن چه دیدم را نگفتم با پدر از کوچه ها

یک کبوتر،نامه ای در دست بس کن!بگذریم!
جمع کردم بعد از آن یک مشت پَر از کوچه ها

کوچه ها یک روز سیلی، کوچه ها یک روز تیر
دائما می بارد  آری  دردسر از  کوچه ها

شام کوچه، کوفه کوچه، در مدینه کوچه بود
زینب از من  بیشتر  دارد خبر  از  کوچه ها

شام اگرچه شام اما صبح محشر می شود
می رود بر نیزه خورشید و قمر از کوچه ها 

#مجید_لشکری

@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_مدح


از کرم پهن است هرسو سفره‌ی اِنعام او
او که پیچیده ست در دنیا به خوبی نام او

از گدایانِ سحرخیزِ قدیمش آفتاب
نور بر‌ می‌خیزد از صبحِ بلند بام او

دستِ خالی برنگشته از مسیرش هیچکس
دست و دل باز است از بس وسعت اکرام او

ای که می‌گردی به دنبال صراط المستقیم
چشم وا کن! این تو و این روشنای گام او

من که می‌گویم صلای جنگ دارد در قفا
صلحِ تیغِ مصلحت اندیشِ ناآرام او

می‌توان فهمید از بسیاریِ خون جگر
زهر را عمری ست می‌ریزد جهان در کام او


#رضا_ابوذری

@raziolhossein
1
08:41
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


سِرِّ توحید نهان است در ایمانِ حسن
معرفت رنگ گرفته‌ است از عرفانِ حسن
خاکِ سلمان همه هستند مسلمان حسن

پس بگوئید به ما ساکنِ ایران حسن

زیر چتر حسنی پیر نخواهم گردید
قدرِ یک لحظه زمین‌گیر نخواهم گردید
هرگز از عشق حسن سیر نخواهم گردید

تا خود حشر منم دست به دامان حسن

عطر او پخش که شد باد ، وصالش را دید
حُسن زیباییِ مخلوق ، مثالش را دید
آن که در صبح ازل نورِ جمالش را دید

از همان روزِ نخستین شده خواهان حسن

روضه خواندیم که این دیده ی تر ثبت شود
گریه کردیم که این هفت صفر ثبت شود
نام من در دل تاریخ اگر ثبت شود

بنویسید مرا بی سر و سامان حسن

ذکر پر برکت او تذکره ی ما شده است
با عنایات حسن رزق ، مهیا شده است
این شعارِ همه‌ی ما ، حسنی‌ها ، شده است:

" تا ابد هرچه کریم است به قربان حسن"

خاک خشکیم که لب‌تشنه‌ی جامی بودیم
کوه رنجیم که سرگرم سلامی بودیم
کاش..،ای کاش که ما مردِ جذامی بودیم

می نشستیم سر سفره ی احسان حسن

من از آن روز که در بند شدم ، خوشحالم
فقط از دوری معشوق خودم مینالم
پوزه بر خاک قدمگاهِ حسن میمالم

بلکه سهمم بشود تکه ای از نانِ حسن

عاقبت گردِ خوشی بر سرِ غم می ریزد
از دل صحن حسن نوحه و دم می ریزد
هنرِ فرشچیان پای حرم می ریزد

حک شود شعرِ حِسان سردرِ ایوان حسن

روضه‌تر از غم آقای کریمان ،غم نیست
وای بر زخمیِ غربت که بر آن مرهم نیست
مادری‌تر ز حسن در همه ی عالم نیست

تو نگو حضرت صدّیقه..،بگو جانِ حسن!

آه! اربابِ کرم خیره به مسمارِ در است
از مصیبات حسن ، خونِ خدا خون‌جگر است
سخت تر از غم گودال ، غم آن گذر است

گریه‌کُن‌های حسین‌اند پریشان حسن

کوچه‌ای تنگ برای غم او بانی بود
قاتلش آنچه که میدانم و میدانی بود
بدتر از زهرِ هلاهِل..،زدنِ ثانی بود

داغ ناموس گرفته‌است گریبان حسن

سیلی محکمِ آن پست که بر حَورا خورد
من بمیرم! حسن از دیدنِ آن، بد جا خورد
پیش چشمان پسر ، چادر مادر پا خورد

تا ابد خشک نشد دیده ی گریان حسن


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
08:41
#امام_حسن_شهادت


آتشی بر جگر شعله ورش بود حسن
شاهد آتش دل چشم ترش بود حسن

نفسش تنگ میآمد ز رمق می افتاد
اگر از کوچه ی تنگی گذرش بود حسن

داغ او را نه دوا بود به عالم نه طبیب
که فقط زهر ، شفای جگرش بود حسن

مادر و کوچه و سیلی نرود از نظرش
عمری آن منظره پیش نظرش بود حسن

گاهی از درد کسی جان به لبش میاید
داشت دردی که از آن جان به سرش بود حسن

مثل مادر که تمنای اجل داشت و بس
ز خدا مرگ، دعای سحرش بود حسن

زیر بار فقرا پینه زد و گشت کبود
هر دو کتف اش ،  که شبیه پدرش بود حسن

فخر دارد که دو سرباز حسین است ازو
زانکه عبداله و قاسم پسرش بود حسن

دیدن صورت زیبای اباالفضل و حسین
خوشتر از دیدن شمس و قمرش بود حسن

کام او تلخ شد از جرعه ی آلوده به زهر
آن شب تلخ که وقت سفرش بود حسن

بر غم و محنت آن سوخته جان سنگ صبور
خواهرش بود که نور بصرش بود حسن

صبر میکرد به هر زخم زبان تا چه کند
عبد راضی به قضا و قدرش بود حسن

قاتل مادر خود دیدن و دم بر نزدن
بدتر از زهر به کام و جگرش بود حسن

ز یتیمان و فقیران و مساکین همه جا
هر کسی بود همه زیر پرش بود حسن

بارها آمد اجل دور سرش گشت و گذشت
به سراغش همه جا در به درش بود حسن

چه دوا بود بمیرم که یکی جرعه ی  زهر
آب بر آتش داغ جگرش بود حسن

گر چه بسیار رثا گفت غریبانه "یتیم"
ناظر مرثیه در هر اثرش بود حسن


#مرتضی_جام‌_آبادی


@raziolhossein
👍 2 😢 1
08:41
#امام_حسن_شهادت



گرچه بعد از غم تو طی شده دورانی چند
ما ندیدیم درین شهر رفیقانی چند

شهر من نان مرا خورد و نمک‌گیر نشد
هیچکس مثل من از زندگی اش سیر نشد

حق مارا سر هر قصه که میشد خوردند
قاتل مادر من‌ را روی منبر بردند

باخبر نیست درعالم کسی از حال حسن
قنفذ از کوچه ما رد شد و خندید به من

آن چهل مرد که آتش‌زن جنت بودند
در صف اول هر وعده جماعت بودند

شیر غرّان جمل بودم و تاوان دادم
سالها قبل درآن کوچه بد جان‌ دادم

سوختن چاره ی این خسته ی غم پرور بود
از عسل آتش این زهر گواراتر بود

مادرم از دل آزرده ی من باخبر است
مرگ از دیدن قنفذ به خدا خوب‌تر است

مثل آن پهلوی زخمی گرفتار شده
جگر پاره ی من پاره ی مسمار شده

کاش ثانی عوض فاطمه من‌ را میزد
جای مادر لگدش را به تن ما میزد

کاش میشد که به بالای سرم شب برسد
خبر طشت مبادا که به زینب برسد

چشم من تا دم مرگ است به دنبال حسین
روضه طشت کجا روضه گودال حسین؟!


#سیدپوریا_هاشمی
#حسین_قربانچه

@raziolhossein
😭 2
08:41
#امام_حسن_شهادت



شادم که بند بند دلم پاره میشود
این دل رها ز داغ جگر خواره میشود

زهر آمد از دلم غم زهرا برون کند
گاهی به زخم زخم دگر چاره میشود

از زهر مهلکی جگرم پاره پاره شد
کان را به سنگ اگر بزنی پاره میشود

یارب به جز محبت و خوبی ز من چه دید
آن همسری که قاتل و مکاره میشود

با نرم تر از آب دلی چون دل حسن
قلبی چگونه سخت تر از خاره میشود

باور نکن ز قتل حسن خصم شد خلاص
از نو به فکر ظلم دگر باره میشود

از تیر خوردن تن من در کفن عدو
بر بام رفته سرخوش نظاره میشود

از تیرهای فتنه ی فتانه ای تنم
خونین کفن ز خصم ستمکاره میشود

خواهند اگر به جنب نبی مدفنم شود
دشمن به جنگ' دست به غداره میشود

بر روی دوش هاشمیان هر طرف روان
این پیکر من است که آواره میشود

هر مرثیت به رنگ غزل درنیآمده است
مرثیت "یتیم" غزلواره میشود


#مرتضی_جام‌_آبادی


@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_شهادت


طایر قدسم و بشکسته زکین بال و پرم
آسمان سوخته از آه و سرشک بصرم

من جگر پاره‌ی زهرا و علی هستم و آه
به همین جرم شده پاره تمام جگرم

با همه غربت خود فاطمه را داشت علی
حق گواه است که مظلوم ترم از پدرم

یار بی مهر مرا قاتل و خانه مقتل
زده از زهر جفا بر دل و بر جان شررم

مجلس صلح به پا کرد عدو سرخ شدم
قاتل فاطمه را روبروی خود نگرم

سالیان است که بگذشته از آن وقعه ولی
صحنه‌ی کوچه و سیلی نرود از نظرم

تیرها بر بدنم خورد ولیکن یادِ
سینه‌ی فاطمه و خونِ روی میخ درم

گیسویم گشت سپید از غم زهرا امّا
از جفا چنگ نخورده‌ست دگر موی سرم


#محمود_اسدی_شائق


@raziolhossein
08:41
#امام_حسن_علیه_السلام


شفاعتی که به ما وجه احسنش برسد
بعید نیست به فریاد دشمنش برسد

حسن شده ست ، محال است این که غیر خدا
کسی به مرتبه ی وصف کردنش برسد

نبرد تن به تنی را ندیده میدانی
که تیغ دشمن حتی به جوشنش برسد

خدا کند که اگر مردی از نفس افتاد
به داد بی کسی اش لااقل زنش برسد

بناست بعد شهادت شتر سوار جمل
جنازه را نگذارد به مدفنش برسد

چنان به کینه کمان را کشید سمت کریم
که تیرِ خورده به تابوت تا تنش برسد

حرم ندارد یعنی هنوز می ترسند
از این که دست توسل به دامنش برسد

و سال هاست حسن در بقیع منتظر است
ضریح مردم ایران به میهنش برسد


#شایان_مصلح


@raziolhossein
2
08:43
#امام_حسن_مدح
#دوبیتی

سنگی که به راه اوست زر می‌گردد
از نور زبرجدش قمر می‌گردد

مسکین برود به خانه اش بی تردید
از محضر او کریم بر می‌گردد

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
3
ش
19:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_شهادت


زهر آنگونه اثر کرده به اعضای تنم
لرزه افتاده در این لحظه تمام بدنم

مَردُم این‌ رسم هواداری پیغمبر بود؟!
من جگرگوشه پیغمبر خاتم، حسنم

همسرم قاتل من شد به که گویم این غم؟!
آری آنگونه غریبم که غریبِ وطنم

خون شد آنگونه همه عمر دلم از غصه
که برون می شود این لخته خون با سُخنم

بسکه دندان زِ غمِ کوچه نهادم به جگر
جگرم پاره شد و ریخت برون از دهنم

خواب را بُرد ز چشمان من آن کوچه غم
آنکه یک‌ عمر از آن غُصه نخوابیده، منم

تیر بر پیکرِ من می زند امروز عدو
هیچ غارت نشد امّا ز تنم پیرُهنم

درد دارم ولی از داغ برادر گریم
من خودم گریه کن کُشته خونین بدنم

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
👍 3
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح


به دست های کریمت کرم بدهکار است
برای گفتن مدحت قلم بدهکار است

در احترام تو باید چه گفت حیرانم
که لفظ پیش تو ای محترم بدهکار است

به محضرت نرسیده گرفت حاجت را
گدا به جود تو چندین قدم بدهکار است

شکوه خاتم تو ذکر حسبی الله است
به این عبودیتت کعبه هم بدهکار است

چهار وارث خود را به کربلا دادی
چهار شعر به تو محتشم بدهکار است

غریب هستی و دنیا چقدر شرمنده است
که پای مرقد تو یک حرم بدهکار است


#احمد_حیدری

@raziolhossein
👍 3
12 August 2024
ش
13:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_علیه_السلام
#دوبیتی

سرِ خوان حسن گر می‌رسیدی
دگر از این و آن دل می‌بُریدی

به غیر از مجتبی هر کس کرم کرد
کرم دیدی کریم اما ندیدی


#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
👍 4
15 August 2024
ش
20:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:23
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی


ای نام تو شعر ناب اباعبدالله
ذکر لب بوتراب اباعبدالله

از روضه لبالب است هر پژواکش
ارباب، رباب، آب... اباعبدالله

#سیدمسعود_طباطبائی

@raziolhossein
20:26
#امام_حسین_علیه_السلام


این عشق فرق می کند، این عشق دیگر است
عشق حسین از همه ی عشق ها سر است

او آمده است معنی «کفوا احد» شود
او بی بدیل آمده، این سان مقدر است

آری حسین آمده، شمشیر برکشد_
هرکس که مدعی است که خیلی دلاور است

خورشید از شراره ی داغش جرقه ای است
دریا نمی از آن همه چشمِ به خون تر است..

آن غم، همان مصیبت عظمی که بعد او
لبخند اگر به لب بنشیند مکدر است

می افتد و به سجده می افتند کائنات
می ایستد دوباره و الله اکبر است

با ذکر او زمین و زمان سینه می زنند
عالم همه حسینیه او سراسر است

یا با حسین باش و به آزادگی برس
یا هرکه بی حسین شد از هیچ کمتر است

در من هزار خیمه به آتش کشیده اند
صحرای کربلا شده، صحرای محشر است..

#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
👍 1
20:28
#امام_حسین_علیه_السلام


ای تمام اعتقادم ، دوستت دارم حسین
حضرت باب المرادم ، دوستت دارم حسین

هم در این عالم ، هم آن عالم ، تو تنها می رسی
وقت تنهایی به دادم ، دوستت دارم حسین

روسیاه و کوچک و بی دست و پا هستم ولی
پای تو من ایستادم،  دوستت دارم حسین

هر چه هستم ، هر چه آمد بر سرم در روزگار
دل به غیر تو ندادم، دوستت دارم حسین

زیر خنجر ، غرق خون ، لب تشنه ، زخمی ، آه آه
باز هم بودی به یادم دوستت دارم حسین

رفت عمر و جان ندادم از غمت واویلتا
جان عباست ببخش این سخت جانی ِ مرا


#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 3
20:30
#امام_حسین_علیه_السلام



ببین که با اهالی زمین چه می‌کند حسین
زمین نه، با تمام عالمین چه می‌کند حسین

غمش کنار می‌زند هر آنچه هست فاصله
دوباره با محرّمش ببین چه می‌کند حسین

چنان علی که بذل کرده در رکوع خود نگین
ببین که در سجود با نگین چه می‌کند حسین

دلم کباب شد میان روضه، با محبتش
درون سینه‌های آتشین چه می‌کند حسین

دویده‌ شعله‌ی غمش بدون مرز در جهان
کدام لشکر است اینچنین؟ چه می‌کند حسین؟

محرّمش چنین پر از شکوه و اقتدار شد
نگاه کن برای اربعین چه می‌کند حسین


#علی_سلیمیان

@raziolhossein
20:30
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی

اسم حرمت آمد و بی‌تاب شدم
از شوق زیارت تو بی‌خواب شدم

حرف از عطش دیدن شش‌گوشه که شد
با یاد لبان خشک تو آب شدم

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 1
20:31
#امام_حسین_علیه_السلام


دَر مِیان آیَد به هَر جا گُفت‌ و گُوی کَربَلا
می‌زَنَد پَر، طایِرِ رُوحَم به سُوی کَربَلا

نِیستَم دَر هِیچ جا با کَس، سَرِ گُفت و شُنُود
جُز دُر آن مَحفِل کِه باشَد، گُفت‌ و گُویِ کَربَلا

اِی اَجَل با مَن مُدارا کُن کِه تا آن ‌جا رَسَم
بَر دِلَم مَگُذار مانَد آرِزُوی کَربَلا

دَر بِهِشت اَست آن‌ کِه دَر کَربُبَلا گِیرَد مَقام
کَز جِنان باز اَست، دَرهایی به سُوی کَربَلا

آسمان بَر گردِشِ دُورِی، از آن رُو سَرخُوش اَست
تا کِه رُوز و شَب نَمایَد، طُوفِ کُوی کَربَلا

گر به چِشم دِل بِبینِی زِاَشگِ مَردُم، دَر غَمَش
شَطَِّ دِیگر جارّی اَست از خُون به جُویِ کَربَلا

چُون‌ کِه با خُونِ حُسین آغِشتِه شُد نَبیوَد غَرِیب
کَعبِه گر حَسرَت خورَد بَر آبرُویِ کَربَلا

از خُدا خواهَم هَمی فایض شَوَد دَر وَقتِ مَرگ
خواب‌گاهِ مَن به خاکِ مُشکَ بُوی کَربَلا


#فائض_اصفهانی


@raziolhossein
👍 2
20:33
#امام_حسین_علیه_السلام
#روز_یازدهم


من چگونه بدنت را بگذارم بروم
پیکر بی کفنت را بگذارم بروم

جان من روی زمین است تحمل نکنم
که روی خاک تنت را بگذارم بروم

یوسفم پیرهنت رفته به غارت ،زچه رو
تن بی پیرهنت را بگذارم بروم

به چه حالی تن عباس و علی اکبر را
یادگار حسنت را، بگذارم بروم

تازیانه به تنم با خط نیلی بنوشت
لاله های چمنت را بگذارم بروم

من علمدار غمت هستم و هرگز نشود
علم سوختنت را بگذارم بروم

فرصت ماندن اگر نیست،کجا گریه کنم
گر که بیت الحزنت  را بگذارم بروم

می برم عطر غمت را همه جا،جایز نیست
غم پرپر شدنت  را بگذارم بروم


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
👍 3 1
20:46
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه #عاشورا


کسی که سفره‌ی افلاک را بی وقفه نان میداد
چرا با تشنه کامی زیر پای شمر جان میداد

به زیر دست و‌ پا روح عبادت دست و پا میزد
همان ساعت کسی در لشکر دشمن اذان میداد

مناجاتش به مقتل رو‌به پایان بود بی تردید
سنان تنها اگر یک لحظه‌ی دیگر امان میداد

گمانم این خطا از کارهای قاتلش باشد
کجا سلطان عالم پشت  سوی آسمان میداد

لگد کوب آن‌چنان شد زیر پای مرکب دشمن
نسیمی پیکر او را در آن صحرا تکان  میداد

حسینی را که من فهمیده ام حاجت اگر میدید
خود انگشتر بدون زخم دست ساربان میداد

رها شد  کشته زیر آفتاب داغ آن صحرا
کسی که قد و بالایش به زهرا سایه بان میداد

سر او را اگر چه برد خولی با خودش کوفه
ولی انگشت او تنها مخیم را نشان میداد


#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 3
16 August 2024
ش
07:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
👍 3
07:31
#امام_زمان_اربعین
#اربعین #دوبیتی


بیا از حال مهدی با خبر باش
مقیم موکبش با چشم تر باش

نجف تا کربلاپای پیاده
دعاگوی امام منتظر باش

#محمد_خرمفر

@raziolhossein
👍 2
19 August 2024
ش
15:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
15:42
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
15:44
#امام_حسین_مناجات
#زیارت #اربعین


شکسته باد دهانی که از تو دم نزند
بریده باد زبانی که حرف غم نزند

شب زیارتی ات زار می‌شود حالم
اگر دوباره هوای تو بر سرم نزند

کسی که نذر تورا با خلوص هم بزند
بساط زندگی‌اش را غمی به هم نزند

تمام حاجتم این بود در شب احیاء
خدا بدون تو سال مرا رقم نزند

عجیب نیست اگر مرده جان تازه گرفت
بیار قلب کسی را که در حرم نزند

قرار ماست پیاده نجف به کرببلا
اگر که وعده‌ی ما را اجل بهم نزند

#محمدحسن_بیات‌لو


@raziolhossein
1 👍 1
15:44
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


ای خفته زیر خاک چه خاکی به سر کنم
باور نداشتم که به قبرت نظر کنم

ای همسفر به خواب و خیالم نمی رسید
با تو نه بلکه با سر تو من سفر کنم

با یاد روز واقعه جا دارد از غمت
لطمه زنان کنار تو جان محتضر کنم

با کعب نی جدا شده ام از تو یا اخا
حتی نشد که حلق تو با اشک تر کنم

بهرم دعا نما که مبادا دوباره از
دروازه های شام بلا من گذر کنم

شد آستین من به خدا معجرم حسین
عباس را نباید از آن با خبر کنم؟!!

مانده صدای چوب و لبت بین گوش من
صد آه تا که یاد تو و طشت زر کنم

رنجیده سرفرازم و پیش تو سر به زیر
آخر چگونه شرح غم آن سحر کنم

طفل سه ساله ی تو میان خرابه گفت
باید به مرگ، چاره ی داغ پدر کنم

با دست خسته زیر لحد جای دادمش
جا دارد از خجالت تو جان به در کنم

#مجتبی_صمدی_شهاب

@raziolhossein
3
15:44
#حضرت_زینب_مدح


عالم هستی همه در اختیار زینب است
یک برادر دارد او دار و ندار زینب است

ماسوا گرم طوافش ماخلق در ظلّ او
نُه فلک از روز اول در مدار زینب است

پاسبان حرمتش، چون فاطمه، روح الامین
شیرمردی چون ابوفاضل کنار زینب است

شرط تزویج است بین هر زن و شوهر ولی
با حسین بن علی بودن قرار زینب است

هم حفاظت هم صیانت از امامت می کند
کربلا گر کربلا گردیده کار زینب است

پرچم سرخ حسین و کربلا بر دوش او
اعتبار کربلا از اعتبار زینب است

کوفه و شام است میدان نبردش در جهان
نطق حیدر گونه اش هم ذوالفقار زینب است

بوسه های مرتضی بر روی قبرش آشکار
اشک های فاطمه شمع مزار زینب است

فوج فوج از آسمان آید فرشته محضرش
هم تحیت هم درود حق نثار زینب است

کودکانش بی مهابا راهی میدان شدند
چون شجاعت ارث در ایل و تبار زینب است

نعش طفلانش که آمد پیش چشم خصم گفت
جان فدای یار کردن افتخار زینب است

بر اسیری اش کند خون گریه چشم عالمین
روز و شب مهدی زهرا داغدار زینب است

روی نی راس برادر قلب زارش را شکست
دیدن راس بریده انکسار زینب است


#مجید_احدزاده

@raziolhossein
👍 5
15:44
#حضرت_زینب_اربعین
#اربعین


چهل روز از برادر بی خبر بود
فقط با نیزه او همسفر بود

شبیه مادرش افتاد بر خاک
چهل دفعه ولی او پشت در بود

مصیبت دیده او از خردسالی
که زینب دائما خونین جگر بود

سپر بود هر کجا وقت کتک ، پس
کبودی های زینب بیشتر بود

نشسته کرد اقامه او صلاتش
که درد کعب نی ها دردسر بود

همه گفتند زهرا در خرابه است
همان لحظه که دستش بر کمر بود

ز بام آتش به سمتش پرت کردند
میان کوچه های پر خطر بود

تمام بچه ها را خواب می کرد
نگهبان همه شب تا سحر بود

چهل روز از فراق کربلا سوخت
تمام حاصل او شعله ور بود

رسید و روی خاک افتاد و غش کرد
چهل رو از برادر بی خبر بود


#مجید_احدزاده


@raziolhossein
👍 3 1
15:44
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


من بَلای عشقِ تو، بر جان خَریدم ای حسین
آمدم تا کربلا، امّا خَمیدم ای حسین

ماجرای این سفر را ای برادر جان بخوان
از سیاهیِ تن و موی سِفیدم ای حسین

آن وداعِ آخرت هرگز نرفت از خاطِرَم
از کنارم رفتی، از تو دِل بُریدم ای حسین

داغِ هِجدَه یوسُفِ بی سَر به دل دارم ولی
غیرِ زیبایی که من چیزی نَدیدم ای حسین

کوفه قَصدش بود تا خارم کند اما اَخا
تو زِ نِی دیدی شَهامَت آفَریدم ای حسین

خاطراتِ شام، آتَش می زَنَد بر جان و دل
ناسِزاها بود که، آنجا شِنیدم ای حسین

مَجلِسِ نامَحرَمان، شُد خاکِ عالَم بَر سَرَم
تا که در طَشتِ طَلا رَاسِ تو دیدَم ای حسین

تو به روی من نَیاور، چون خِجالت می کِشَم
بی رُقیّه تا مَزارِ تو رِسیدم ای حسین


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
👍 1 😭 1
15:44
#امام_حسین_علیه_السلام


یاد لب شش ماهه تو باز مرا کشت
تا از لب شش گوشه تو بوسه گرفتم

#محمدرضا_جوراستی

@raziolhossein
👍 3
ش
21:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین


من اگر اینجا رسیدم میهمان زینبم
تا ابد مدیون لطف بیکران زینبنم

واجب التعظیم  باشد دختر شیر خدا
مثل خیل انبیا از خادمان زینبم

ناله صوت الحزین او به گوش من رسید
با حسین جان گفتن خود همزبان زینبم

راه را با اشک چشمم آب و جارو میکنم
دست بر سینه غلام آستان زینبم

ذوالفقار خطبه هایش بوی حیدر میدهد
واله و سرگشته از فن بیان زینبم

در طواف محمل خود هیجده خورشید داشت
در چهل منزل به فکر آسمان زینبم

راه را واکن ابوفاضل که زینب آمده
روضه خوان شوکت و قد کمان زینبم

حضرت پرده نشین برگشته از بزم شراب
این چهل منزل فقط در فکر جان زینبم

درمیان دختران جای رقیه خالی است
در عزای روضه خوانِ کاروان زینبم


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 2
21:40
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین


پای خِلقَت در مسیرِ شاهراه زینب است
نه فقط شیعه که دنیا در پناه زینب است

هر زمان در اوج روضه رزق گریه شد زیاد
بی برو برگرد از تاثیر آه زینب است

اشکِ بانو ریشه ی اسلام را محکم نمود
نخل توحید خداوندی،گیاه زینب است

دور کعبه‌گشتن ما علتش این است که
پرده اش همرنگ با چادرسیاهِ زینب است

گفت بی بی: "ما رَأَیْتُ..."،عالمی دیوانه شد
افتخار مذهب ما این نگاه زینب است

سر‌شکستن پایِ این غم را خودِ او باب کرد
خون رویِ چوبه‌ی محمل گواه زینب است

با کمال میل رنج کوفه را گردن گرفت
در حقیقت این اسارت دلبخواه زینب است

خطبه ها سربازهای ارتش این خانم‌اَند
کاخ ها ویرانه ی دستِ سپاه زینب است

شام تار از برکت صحن رقیّه روشن است
دست ما تا حشر بر دامان ماه زینب است

عشق یک روح است..،نیمی کربلا نیمی دمشق
گوشه ی شش گوشه،کُنج بارگاه زینب است
.
.
بعد چل روز آمده با خاطراتی که مپرس...
نیزه‌ها یادآورِ حلقومِ شاه زینب است

بی رقیه آمدن خیلی برایش سخت بود
در حقیقت آن خرابه قتلگاه زینب است


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
21:40
#امام_حسین_اربعین
#اربعین #جابر


جابر! این خاکی که عطرش، از تو زائر ساخته
آسمان‌ها را در این ایوان، مجاور ساخته

از قدم‌هایت بپرس: این راه پایانش کجاست؟
کاین‌چنین از عالم و آدم، مسافر ساخته

نه فقط قلب تو، قلب عالمی را سوخته
نه فقط از من که از هر سنگ، شاعر ساخته

خاک راهش مُحییَ الاموات، عطرش زندگی
از قلوب مرده هم این خاک، عابر ساخته

آن که می‌خوانی برایش: «یا حبیبی یا حسین»
هر نگاهش، یک حبیب‌ابن‌مظاهر ساخته

هر کسی، هر جا، دم از آزادگی زد، خویش را
با امام عصر عاشورا، معاصر ساخته..

کارش از اول همین بود، آن مسیحایی که از،
فُطرس پرسوخته، مرغ مهاجر ساخته

کاش می‌دید، آن که رگ‌های گلویش را برید،
خون جوشانش، چه دل‌ها را که طاهر ساخته

آه! دیدن‌ها چه کرده با دل زینب؟ اگر
این شنیدن‌ها، تو را آشفته‌خاطر ساخته..


#قاسم_صرافان


@raziolhossein
👍 2
21:40
#امام_حسین_اربعین
#اربعین #عامیانه



از الان بگم که چن تا دخترت
دیگه نیستن توی جمعمون داداش
دوتاشون تو بیابونا جون دادن
یکی تو خرابه با سر باباش

دیگه ماموریتم تموم شده
حالا بعد از این باید گریه کنم
یاد حرفایی که تو بزم شراب
به تو و بابام میزد گریه کنم

کی میدونه چی کشیدم این روزا
من عزیزه بودم و خوار شدم
قبل تو صدامم هیچ کس نشنید
بعد تو راهی بازار شدم

تازه داغت تو دلم تازه شده
بشینم باید برات گریه کنم
بعد تو یاد بلایی که اومد
به سر مخدرات گریه کنم

یه سری دردامونو که بدجوری
داغ اون به دل میشینه نمیگم
دیگه اون یهودی تو بزم شراب
چیا گفتش به سکینه نمیگم

سپر بلای بچه هات شدم
هیشکیو به قدر زینب نزدن
تو که از تنور خولی اومدی
دیگه بچه هات به نون لب نزدن

منی که تو کوچه های مدینه
میگرفتن دورمو برادرام
روزگار کشید منو تو ازدحام
توی کوچه‌ های تنگ شهر شام

برا کندن یه قبر کوچولو
تو خرابه خیلی زحمت کشیدم
راستی تو خرابه هنده رم دیدم
خلاصه خیلی خجالت کشیدم

زخمایی که من دیدم روی تنت
به خدا هیچ جوره مرهم نمیشد
کل فرشای دهاتم میومد
تن تو روو همه‌شون جمع نمیشد

آخه نیزه ها چجوری در اومد
کجا جمع شد تن نامرتبت
دیگه دیدن جا روی تن تو نیست
دوسه تا به جاش زدن به زینبت

کاشکی نامحرمی اینجاها نبود
تا میگفتم کی واست شهید شده
روسریمو برمیداشتم ببینی
که چقد موی سرم سفید شده

علی اصغرت کجاست که مادرش
اومده از غم و غصه آب بشه
پاشو که  جز تو کسی نمیتونه
حریف گریه های رباب بشه

بعد ما میخواد بمونه کربلا
روضه خون تو ربابه به خدا
میگه اینجا زیر آفتاب بسوزم
بهتر از بزم شرابه به خدا

همه رو آوردم از سفر داداش
حتی پس گرفتم آخر سرتو
ولی شرمنده ام از این که میگم
جا گذاشتم توی شام دخترتو

از خود کربلا تا کوفه و‌شام
این سه ساله نیمه جونو میزدن
نانجیبا دعواشون با هم میشد
ولی میرفتن و‌اونو میزدن

بعد از این روزا برات زار میزنم
شبا هم براتو هق هق میکنم
من تو رو نبینم آروم ندارم
میدونم آخر سر دق میکنم

#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
👍 5
21:40
#امام_زمان_مناجات
#اربعین


این جُمعه هَم نَیامد و با گِریه سَر کنم
باید دَر این فِراق، شَبَم را سَحَر کنم

آخَر نِمی شود، که فقط کُنجِ خَلوتی
زانو بَغَل، زِ دوریِ او، دیده تَر کنم...

تا کِی برای غُربتِ تَنهایِ جَمکَران
ماتَم بِگیرم و، هَمه را خونجِگَر کنم؟

یک بار هم نَشُد، که دَمی رُخصَتَم دَهَد
تا از کنارِ خِیمه ی سَبزَش گُذَر کنم

یا که به صَحنِ مَسجِدِ سَهله بِبینَمَش
یک عُمر، روشَن این دِلَم، اَز یِک نَظَر کنم

دِل کَندَنَم، زِ غِیرِ تو، کارِ مُبارَکی ست
خوش آن دَمی که اَز هَمه جُز تو، حَذَر کنم

این اَربعین بیا، زِ نَجَف کَربَلا رَویم
تا جان، نِثارِ مَقدَمِ تو، هَمسَفَر کنم


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 2
21:40
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#اربعین


وقتش شده در آورد از آستین عمود
تا کار را تمام کند با همین عمود

خم کرد قد چون الفش را ، به این دلیل
یک دال بیشتر ز عمو دارد این عمود

طفلان در انتظار عمو صف کشیده اند
بالا بمان و پشت سرت را ببین عمود

سقا بدون دست هم از پا نمی نشست
محکم فرود آمدی ای آهنین عمود

فرزند فاطمه کمرش عاقبت شکست
تا خورد بر سر یل ام البنین عمود

از اشتیاق بوسه به پیشانی قمر
سر را شکافت تا برسد بر جبین عمود

از شرم قامت خم عباس خم شدند
نخلی نماند بعد عمو بر زمین عمود

از چشم تو کشیده اگر تیر را ، چطور
از خیمه گاه تو بکشد شاه دین عمود

هر سال اربعین به تو اول سلام داد
هر زائری رسید دم آخرین عمود


#علی_مردی_پور

@raziolhossein
1 👍 1
20 August 2024
ش
20:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین #مشایه



ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺣﺮﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺭﻭﺍﻧﻨﺪ
ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ

ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺸﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺧﻄﺮ ﺭﺍ
ﺻﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺜﻢ ﺻﻔﺘﺎﻧﻨﺪ

ﺗﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺷﻮﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺩﺭ ﻫﺮﻭﻟﻪ ﯼ ﺳﻌﯽ ﺣﺮﻡ ﺟﺎﻣﻪ ﺩﺭﺍﻧﻨﺪ

ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﺁﻩ ﭼﻪ ﻣﯽ‌ﺷﺪ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﻋﻘﺐ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﮑﺸﺎﻧﻨﺪ

ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﻓﺨﺮ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ
ﺍﻟﺤﻖ ﮐﻪ ﮔﺪﺍﯾﺎﻥ ﺗﻮ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻨﺪ

ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﻗﺪﺡ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺟﺮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍز ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﭽﺸﺎﻧﻨﺪ

ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﯾﻢ ﻭ ﺑﺴﺎﺯﯾﻢ
ﺗﺎ ﺁﺗﺶ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻨﺸﺎﻧﻨﺪ


#ﮐﻤﯿﻞ_ﮐﺎﺷﺎﻧﯽ

@raziolhossein
👍 3 1
21 August 2024
ش
20:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#اربعین_حسینی


بر آستان تو جانی در آستین دارم
اگر قبول کنی یا نه من همین دارم

ز حج عمره‌ی مقبول کی برد حاجی
تمتعی که من از حج اربعین دارم

اگر به دور تو گردم به جای کعبه رواست
که تو عزیزتر از کعبه‌ای ، یقین دارم

در آسمان نکنم با بهشت بی تو عوض
من این بهشت که پیش تو در زمین دارم

زیارت تو که خون خدایی ای ارباب
تقرّبیست که بر رب العالمین دارم

مباد حلقه‌ی آلودگی به گردن من
که اسم پاک تو را نقش بر نگین دارم

نماز من به قبول خدا چرا نرسد
منی که داغ ولای تو بر جبین دارم

مرا مران ز در خود که من به سینه دلی
شریک درد و غم زینب حزین دارم

به گریه‌ای که کنم از برای زینب تو
بسا امید که بر زینب آفرین دارم

ستاره‌های تو را چون هلال در بر داشت
چه گریه‌ها که بر آن ماه بی قرین دارم

پناه اول و آخر همیشه زینب بود
چه ناله‌ها که بر آن خواهر حزین دارم

"یتیم" هر که به نوعی به دین رسیده و من
به صبر خواهر خون خداست دین دارم


#مرتضی_جام‌_آبادی


@raziolhossein
👍 2
22 August 2024
ش
22:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
23 August 2024
ش
19:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
👍 2
26 August 2024
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین


با من که تاب هجر تو، یک دم نداشتم
یک دم ببین که چلّه‌ی هجران چه می‌کند
...

چوب یزید و لعل تو...، لب وا نمی‌کنم
کافر، مسلّم است به قرآن چه می‌کند...


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
31 August 2024
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.8 KB
17:12
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
17:12
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.4 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
17:14
#حضرت_رسول


نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت
برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت
نخواست اجر رسالت ولی دو گوهر پاک
میان ما دو امانت به یادگار گذاشت

دو گوهری که عزیزند چون نبوت او
یکی کتاب خدا و یکی‌ست عترت او

از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود
همه هدایت او نیز در ولایت بود
مودتی که ز ما خواست بر ذوی القربی
از او به ما کرم و عزت و عنایت بود

خطاب کرد که این هر دو اعتبارِ هم‌اند
هماره تا ابد الدهر در کنار هم‌اند

به حق که این دو همانند نور و خورشیدند
که از نخست به قلب بشر درخشیدند
چهارده سده بگذشته هم‌چنان شب و روز
ز هم جدا نشدند و فروغ بخشیدند

چنان که نور و چراغ‌اند لازم و ملزوم
یکی‌ست مکتب قرآن و چارده معصوم..

سوای قرآن، مؤمن فنا بُوَد دینش
بدون عترت هرکس خطاست آیینش
کسی که گفت کتاب خداست ما را بس
کند هماره خدا و کتاب نفرینش

به آیه آیۀ قرآن قسم، بُوَد معلوم
که دین شیعه کتاب است و چارده معصوم

چهارده مه تابنده، چارده اختر
چهارده صدف نور، چارده گوهر
چهارده یم توفنده، چارده کشتی
چهارده ره روشن، چارده رهبر

چهارده ولی و چارده مسیحا دم
که هم مؤیِد هم بوده، هم مؤیَد هم

هزار حیف که امت ره وفا بستند
پس از رسول خدا عهد خویش بشکستند
هنوز جسم حبیب خدا نرفته به خاک
به دشمنان خدا دسته دسته پیوستند

به بیت فاطمۀ او هجوم آوردند
به جای گل همه هیزم برای او بردند

مدینه دستخوش فتنه‌ای عجیب شده‌ست
بهشت وحی محیط غم حبیب شده‌ست
کجا روم؟ به که گویم؟ چگونه شرح دهم؟
علی که بود وصی نبی غریب شده‌ست

سقیفه گشته به پا و غدیر رفته زِ یاد
چه خوب اجر نبی داده شد، زهی بیداد!..

چه روی داد که بستید دست مولا را؟
رها ز بند نمودید دیو دنیا را؟
چرا رسول خدا را ز کینه آزردید؟
چرا به بیت ولایت زدید زهرا را؟

طریق دوستی و شیوۀ وفا این بود؟
جواب آن همه احسان مصطفی این بود؟

عدو به آتش اگر جنت الولا را سوخت
شراره‌اش حرم‌اللهِ کربلا را سوخت
نسوخت چادر دخت حسین را تنها
پَرِ ملائکه و قلب انبیا را سوخت

بُوَد به قلب زمان‌ها فرود آن آتش
بلند تا صفِ حشر است دود آن آتش

قسم به فاطمه و باب و شوی و دو پسرش
که هرچه آمده اسلام تا کنون به سرش
خلافِ خلق، همان اختلافِ اول بود
که شد جدا ره امت ز خط راهبرش

هماره «میثم» طیِ رهِ کُمیت کند
به نظمِ تازه، حمایت ز اهل‌بیت کند


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
2 👍 2
ش
18:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_شهادت



آسمان بود و زمین تشنه‌ی بارانش بود
قدرِ هجده نفَسش  فاطمه مهمانش بود

به همه ، دستِ خداوند شرافت دادش
شصت و سه سال به این خاک امانت دادش

او شرافت به رسالت به نبوت‌ها داد
او شرف را به تمامیِ عبادت‌ها داد

هرکجا بود بلا سینه‌ی او طالب بود
خیمه‌اش گوشه‌ای از شعب ابی طالب بود

جز خدا غیر علی دید که همسایه نداشت
مرتضی سایه‌ی او بود  اگر سایه نداشت

آسمان فتنه  زمین فتنه  ولی می‌خوابید
چه غمی داشت بجایش که علی می‌خوابید

شصت و سه سال فقط برکت از او می‌بارید
هرکجا بود  فقط رحمت از او می‌بارید

جای هر زخم که می‌خورد تبسم می‌کرد
رحمتش را همه جا  قسمتِ مردم می‌کرد

چهره‌اش وقتِ تبسم ملکوتِ محض است
تا که او هست علی نیز سکوت محض است

گرچه دنیا متوسل به عبایش می‌شد
دل او شاد فقط با نوه‌هایش می‌شد

کارش این بود در آغوش حسن را گیرد
عادتش بود به یک دوش حسن را گیرد

تا به مسجد برود نور در آغوشش بود
عشق می‌کرد حسینش که قلم‌دوشش بود

پشت او با حَسنین اُنس گُل‌افشانی داشت
موقع بازیشان سجده‌ی طولانی داشت

سر او بر روی دامان علی بود فقط
مرکب بازی طفلان علی بود فقط

سالها برکت باران مدینه او بود
مرکب بازی طفلان مدینه او بود

گرچه در خانه فقط عطرِ سلامش می‌ریخت
دست ملعونه شبی زهر به کامش می‌ریخت

ناکسی شب زده  دشنامِ لَیَهجُر می‌گفت
او نفَس داشت که از آتش و چادر می‌گفت

روضه‌ها را همه می‌دید ولی لب می‌بست
دور از فاطمه می‌گفت علی لب می‌بست

آنقدر فتنه و غم دید که از پا اُفتاد
بسترش را علی انداخت و زهرا اُفتاد

تب و لرزی به بدن داشت خدا می‌داند
با علی حرف کفن داشت خدا می‌داند

غش که می‌کرد علی بر  جگر خود می‌زد
او نفَس می‌زد و زهرا به سرِ خود می‌زد

لحظه‌ی رفتن او بود ولی غمگین بود
پیروهن هم به روی سینه او سنگین بود

عاقبت بر جگرِ فاطمه آتش اُفتاد
حسن اُفتاد بر آن سینه حسینش اُفتاد

پیروهن هم به روی سینه او سنگین بود
محتضر بود ولی بودنشان تسکین بود

خواست برداردشان گفت که زهرا جان نه
صبرکن صبر من و دوریِ این طفلان نه

آه امروز بر این سینه حسین است ولی.‌‌..
وای از آنروز که تشنه است ولی باران نه

وای از آن روز که بر سینه‌ی او می‌آید
نانجیبی که حیا دارد از آن عطشان نه

زینبت هست ولی ناله‌ی او کاری نیست
که رهایش بکن ای شمر ولی عریان نه

می‌بُرَد تیغ ولی زیر گلو را هرگز
می‌بُرَد تیغ  ولی کُند شود آسان نه


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
1 September 2024
ش
01:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت

ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار
ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار

اسلام در مصیبت تو می شود یتیم
دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار

ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر
تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود
چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار

رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی
کوچید مرغ عشق و محبت از آن دیار

سر زد پس از تو ای به همه خلق مهربان
از امت تو آنچه نمی رفت انتظار

هرچند از تو غیر محبت ندیده بود
اما به اهل بیت تو بد کرد روزگار

گلچین رسید و بعد تو خشکید پشت در
یاسی که مانده بود ز باغ تو یادگار

گر می گرفت آتش کینه به خانه و
می رفت سمت پهلوی گل دست های خار

آن دست که به بازوی زهرا قلاف زد
انداخت دور گردن مولا طناب دار

در بین کوچه باز همان دست آمد و
دیوار کوچه خون شد و افتاد گوشوار

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
3 👍 1
ش
02:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
860×860, 43.8 KB
#پیامبر_شهادت

افسوس که سیدالبشر را کشتند
تاریک دلان نور سحر را کشتند
بیهوده نگویید که رحلت فرمود!
والله قسم پیامبر را کشتند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
2 👍 1
2 September 2024
ش
12:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول
#رباعی



از منزلتت فقط خدا آگاه است
راهی‌که به‌تو ختم‌نشد، بی‌راهه‌ست
در زاویه‌ی عرش خدا با خط نور
مکتوب؛ «مُحَمَّداً رَسول‌الله» است

با این که پیمبری برازنده‌ی توست
از این‌همه شرم، شرم شرمنده‌ی توست
ما گرد و غبار خاک پایت هستیم
وقتی که یکی مثل علی بنده‌ی توست

تا لحظه‌ی آخرت از ایمان گفتی
از عترت اهل‌بیت و قرآن گفتی
می‌خواستی از فضل علی بنویسی
لعنت‌به‌کسی که‌گفت؛ هذیان گفتی

شرمنده نمی‌شوند فردا از تو؟
چون از همه دم زدند، الّا از تو
این قوم ستم‌کار مگر نشنیدند
«لااَسئَلُکُم عَلَیهِ اَجرا» از تو؟

کامل شده چون رسالت پیغمبر
واجب شده پس اجابت پیغمبر
اما همه‌ی مصائب اهل‌البیت
آغاز شد از شهادت پیغمبر...

سرچشمه‌ی فیض ازلی را کشتند
آن‌روز که مفهوم «ولی» را کشتند
بعد از تو و با داغ تو، روزی صدبار
این قوم جفاکار علی را کشتند

در شعله گرفتار؛ صدا زد اَبتا
با آه شرربار صدا زد؛ اَبَتا
برخیز رسول حق که ریحانه‌ی تو
بین در و دیوار صدا زد؛ ابتا

رفتی و کشیدیم از این داغ چه‌ها
خشکید پس از تو باغ‌ها، باغچه‌ها
گشتند تمام عترتت خانه‌نشین
قرآن تو مانده گوشه‌ی طاقچه‌ها

در خیبر و در بدر و در احزاب و حنین
شد ورد زبان تو حدیث ثقلین
در غربت خانه جان سپرده‌ست؛ حسن
در گوشه‌ی قتلگاه افتاده؛ حسین

روزی شب تیره را سحر می‌آید
عمر غم روزگار سر می‌آید
رفتی و جهان همیشه کم داشت تورا
این‌بار محمدی دگر می‌آید

#مجتبی‌_خرسندی

@raziolhossein
👍 4 2
3 September 2024
ش
00:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.0 KB
00:59
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 37.0 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_شهادت


چه غریبانه غریب الغربا را کشتند
با دل زار معین الضعفا را کشتند

آه ای اهل خراسان همه خون گریه کنید
که ولی نعمت و مهمان شما را کشتند

این خبر را به مدینه ببر ای باد صبا
هشتمین بضعه پیغمبر ما را کشتند

خواهرش زنده اگر بود از این غم میمرد
بین یک حجره در بسته رضا را کشتند

از عبایی که سرش بود غلامش فهمید
آخر آن نور دل آل عبا را کشتند

مثل یک مار گزیده به خودش میپیچید
با چه زهری مگر آن  نور هدا را کشتند

صورتش را به روی خاک نهاد و می گفت
چه غریبانه شه کرببلا را کشتند

جگر سوخته اش روضه برایش میخواند
با لب تشنه چرا خون خدا را کشتند

ته گودال که با نیزه به پهلوش زدند
روی تل عمه مظلومه مارا کشتند

پای راس شهدا بسکه کف و سوت زدند
سربازارچه ی شام اسرا را کشتند


#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 4 😢 3
01:05
#امام_رضا_علیه_السلام


با هر مقام و منصبی در چاه افتاد
هر کس که پیش پات با اکراه افتاد

شب غرق تاریکی شد از آن لحظه ای که
دستش ز دامان رخت کوتاه افتاد

تا گنبدِ نورت شبانه روز تابید
خورشید شرمنده ز چشم ماه افتاد

یک بی بضاعت خواست حاجی نام گیرد
ناگاه سمت شهر مشهد راه افتاد

حرفِ زیارت نامه خواندن بود در عرش
روی زبان ها یا امین الله افتاد

حرف تفاوت نیست و نزد ضریحت
یک کنج رعیت ، کنج دیگر شاه افتاد

یاد لب عباس ، باران گریه کردم
چشمم به سقاخانه ات هرگاه افتاد


#شهریار_سنجری


@raziolhossein
2
01:14
#امام_رضا_مناجات


قطره بودم در حریم قدسی ات دریا شدم
ذره بودم با نگاهت آسمان آرا شدم

زندگی می برد سمت تیرگی هایش مرا
دیده گرداندی به من در روشنی پیدا شدم

سنگی از جنس عدم بودم شبی کنج رواق
توبه کردم از خودم  آیینه ای زیبا شدم

در جدالِ سختِ بین بندگی و برده گی
دست پیش آوردی و از خواب غفلت پا شدم

من نمی دانم کجا بودم!؟ چه می کردم!؟ فقط
اینقدر می دانم از لطف شما آقا شدم

باز بود ابواب تو هر جا که درها بسته بود
گرم بود آغوش تو هر لحظه ای تنها شدم

نور تو دست مرا در عین گمراهی گرفت
پا به پا آورد تا در روضه ها معنا  شدم

روضه گفتم ناله ی «یابن شبیب »آمد به گوش
باز دلخون از غم دردانه ی زهرا شدم


#حسن_شیرزاد


@raziolhossein
👍 2 1
01:18
#امام_رضا_مناجات


کبوتری شده ام پر زنم به بامِ رضا
من و عنایت و لطف عَلَی الدوامِ رضا

سلام می دهد اول رضا به زوارش
جواب می رسد از ما به هر سلامِ رضا

ندیده است کسی دست احتیاج مرا
همیشه داشت هوای مرا امام رضا

غذای حضرتی اش آرزوی حاتم بود
رسیده است همیشه به ما طعامِ رضا

غلام کوی رضایم جهان غلام من است
خوشا کسی که شده نام او غلام رضا

طبیب، نسخه ی من را نوشت و من دیدم:
"برو به مشهد و رو کن به التیام رضا"

چکید قطره ی اشکی ز صحن چشمانم
که برد ذهن مرا سمت این کلام رضا:

برای گریه فقط فابک للحسینِ شهید
رسیده است به ما اینچنین پیام رضا


#علی_میرحیدری

@raziolhossein
👍 4
ش
01:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 343.8 KB
.
در طوس جلال کبریا می‌بینم
بی‌پرده تجلی خدا می‌بینم

در کفش‌کَنِ حریم پور موسی
موسی کلیم با عصا می بینم

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
2
4 September 2024
ش
20:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اميرالمومنين_مدح
#لیلة_المبیت
#دوبیتی

ازسوی خدا تو مورد تأییدی
درظلمت شب مثل قمر تابیدی

دادند ملائکه سلامت امشب
تا جای پیمبر خدا خوابیدی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 2
5 September 2024
ش
19:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#برگشت_به_مدینه
#دوبیتی


دگر این کاروان یاسی ندارد
که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب
ولی افسوس عباسی ندارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
👍 1
19:37

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

              🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
19:39
#امام_حسین_علیه_السلام
#آخر_صفر

گناه ما صدایت را درآورد
صدای گریه هایت را درآورد
شود تازه عزادار آن کسی که
سیاهی عزایت را درآورد

کسی جز تو مرا همدم نباشد
شبیه ات در همه عالم نباشد
ابالفضلی بگیر این چشم ها را
اگر اشکم دم مشکم نباشد

نمی دانم کجایی و کجایم
به دنبال تو بین روضه هایم
اگر کم بر عزایت گریه کردم
نشیند مادر من بر عزایم

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
6 September 2024
ش
05:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🏴اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🏴

         .          اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج
05:10
#امام_زمان_مناجات


خسته ام لیلای من! دیگر مرا مجنون نکن
آخر عمری مرا از خانه ات بیرون نکن

هیچ کس غیر از تو احوالی نمی پرسد ز من
پس مرا با دوریت ناراحت و محزون نکن

در همان چاهی که بُرده سر درونش مرتضی...
ای مسیحا! شِکوه از خواب حواریون نکن

وصله ای از چادر زهرا به دادم می رسد
این گدا را بر کسی جز مادرت مدیون نکن

جان حیدر که مزار همسرش شد خانه اش
جز نجف این زائر آلوده را مدفون نکن


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
ش
19:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 14.3 KB
19:00
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.9 KB
19:00
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 120.9 KB
یا منتقم...

ای با تو ظهور عدل ممکن برگرد
وی ذکر دعای هرچه مومن برگرد
یک سوم سادات جهان را کشتند
ای منتقم حضرت محسن برگرد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
19:33
#حضرت_محسن
#محسنیه #رباعی

آن فرقـه کـه زهـرای جـوان را کشتند
نامـوس خدای مهربان را کشتند

ای وای که با کشتن محسن پسرش
یک سوم سادات جهان را کشتند

@raziolhossein
👍 1
19:34
#حضرت_محسن
#محسنیه

آکنده است از دود هیزم بوی فروردین
انگار خون ميبارد از پهلوى فروردين

روييده روى سينه ى او يک گل ميخک
يک لاله هم گل کرده بر بازوى فروردين

سال سياهى از ربيع الاولش پيداست
در شعله خاكستر شده گيسوى فروردين

جز در حضور خالق گلها نمى شد خم
خم شد چرا پس پشت در زانوى فروردين

ديوارها با چشم خود ديدند و لرزیدند
درکوچه ها وقتى شکست ابروى فروردين

دست جهنم زاده كارى كرد كه آخر
شرمنده شد ارديبهشت از روى فروردين

نيمه شب تلخى به پايان آمد اين دفتر
پنهان شد از چشم جهان بانوى فروردين


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
19:34
#حضرت_محسن_شهادت
#محسنیه
#سقیفه


امان نداد سقیفه به چشم های ترت
هنوز خشک نشد در کفن تن پدرت

هنوز میوه ی اشک تو کال بود ولی
که خواستند ببینند باغ بی ثمرت

برای امر خلافت شروع شد قصه
بساط هیزم و آتش نشست پشت درت

((به روی سینه ی تو جای بوسه ی میخ است))
و خنده کرد عدو بر شکستن کمرت

نیاز بود که طفلت بزرگتر باشد
اگر که خواست میان بلا شود سپرت

به جای ظلمت خانه فروغ بود ای کاش
تمام قصه ی کوچه دروغ بود ای کاش

#مهدی_فلاح_نیا

@raziolhossein
1
19:34
#محسنیه
#احراق_بیت
#بای_ذنب_قتلت


خانه ای که شُده خاکِ سه امامش جبریل
خانه ای که نرسد بر سرِ بامش جبریل
خانه ای که به سویش بود قیامش جبریل
خانه ای که به درش بود سلامش جبریل

از درِ کهنه در بسته که خواهش می کرد
اهل آن را به در خانه سفارش میکرد

گفت با در نَفَسِ خانه مریض احوال است
چند روزی ست که از گریه کمی بی حال است
پدرش رفته و سهمش غم و آه و ناله است
گفت با در ولی افسوس که بداقبال است

ناگهان دید در،آن روز که غربت پر بود
سمت جبریل سر کوچه جماعت پر بود

تازه فهمید همان روز سفارشها را
تازه دانست دلیل همه خواهش ها را
دید در یک طرفش هیزم و آتش ها را
بعد از آن دید در آن بین کِشاکشِ ها را

خواست تا نشکند آتش چقدر غوغا کرد
خواست تا وا نشود ضربه ای آن را واکرد

چند ضربه که به در خورد زِ جایش اُفتاد
مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد
پدری آب شد از شانه عبایش اُفتاد
در آتش زده روی سر و پایش اُفتاد

رحم بر آن تنِ بی تاب نیاورد کسی
چادرش شعله ور و آب نیاورد کسی

رفت در کوچه کمر بندِ علی در دستش
تا جدایش بکند بزن بر دستش
دخترش داد زد ای وای برادر دستش
خُرد شد قامت او از همه بدتر دستش

تا که آیینه ترک خورد علی را بردند
پیش دختر که کتک خورد علی را بردند

در آتش زده شد… خیمه و طفلان ماندند
وقتِ غارت شد و این جمع پریشان ماندند
دختران در وسطِ حلقه یِ دزدان ماندند
بی عمو بی سپر و بی سَر و سامان ماندند

خیمه های حرم از آتش شامی پُر شد
دورِ طفلان چقدر جمعِ حرامی پُر شد

#حسن_لطفی
.

@raziolhossein
1
19:36
#احراق_بیت
#محسنیه

روی در خانه همینکه ردّ غم افتاد
پرچم سیاهی سر در بیت الکرم افتاد

شد محسنیه خانه ی ما بعد از آن روز و
جبریل هم وقت رسیدن دم به دم افتاد

گهواره با گریه صدایت کرد و آخر هم
یک گوشه از خانه کنار مادرم افتاد

بعد از درو دیوار و بعد از آتش و مسمار
روی جبین آسمان رنگ عدم افتاد

آنروز مادر دست بر دیوار می آمد
آمد سر قبرت ولی تا آمدم; افتاد

بعد از گذشت چند سال از ماجرای تو
بر روی قبر اصغر من خواهرم افتاد

یک لحظه بین خیمه ها یاد تو افتادم
وقتی علی گهواره اش کنج حرم افتاد

ای کاش که در کربلا بودی ولی محسن
روی علم حک کرده ام زهرا ؛ علی ؛ محسن


#علی_رضوانی

@raziolhossein
1
19:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
904×1280, 171.7 KB
خـــونِ محـــســـن!
دامـنِ شیخیـن را
خواهــــــــــــــد گرفت...!!

"در کفِ گلچین
ز گلشــــن
خـــار می ماند به جا"

#حسین_نادری

@raziolhossein
7 September 2024
ش
10:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#محسنیه

کشته یار محسن بن علی
مرد پیکار محسن بن علی

با شهادت سقیفه ای ها را
می کند خوار محسن بن علی

می زنم جار -چشم دشمن کور-
آبرودار محسن بن علی

داده درس دفاع از حیدر
یاد عمار محسن بن علی

سپر جان حضرت زهرا
بین اشرار محسن بن علی

پا به پای گل رسول خدا
دیده آزار محسن بن علی

روضه من همین سه تا کلمه است
شعله ، مسمار ، محسن بن علی

... در مدینه نداشت منتقمی
مثل مختار محسن بن علی

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
10:45
#محسنیه
#احراق_البیت

إن تَكُن ترجو رضا ربِّ السّما
ومليكِ الخلـقِ مـن إنـسِِ و جــن

كلَّما أصبـحتَ أو أمسـيتَ قـل:
لعــــن الله الـّـــذي قــال (و إن)



🔹اگر خشنودیِ پروردگارِ جهان را خواهانی،
هر بامداد و شامگاه این سخن را مکرّر کن🔻

لعنت خدا بر آنکه گفت:

#فاطمه_پشت_در_هست_که_باشد!!!


@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه

آن روز که در شعله ور از اهل ستم شد
بین در و دیوار قد فاطمه خم شد

تنها نه فقط پیکر ناموس خدا سوخت
یک ثلث ز سادات بنی فاطمه کم شد

#حيدر_توکلی

@raziolhossein
10:45
#احراق_بیت
#ایام_محسنیه
#حضرت_محسن

درددل های این روزهای حضرت مادر با رسول الله

رفتی و حال فاطمه ات روبراه نیست
دیگر برای آل عبایت پناه نیست

شیطان به روی منبر تو تکیه کرده است
رخت کسی برای عزایت سیاه نیست

رجاله ها دوباره شکستند عهد خویش
اینجا کسی برای حقیقت گواه نیست

غیر از علی برای تو یاری نمانده است
جز فاطمه برای علی هم سپاه نیست

هر چند بعد تو دگر از پا فتاده ام
من یک تنه به پای علی ایستاده ام
****
سهمم ز روزهای پس از تو عذاب شد
دیگر سلام های علی بی جواب شد

با هیزم آمدند مرا تسلیت دهند
"بی حرمتی به ساحت آیینه باب شد"

محسن تمام دلخوشیم بود بعد تو...
افسوس دلخوشی پس از تو سراب شد

گهواره ای که ساخته بودم برای او
بین هجوم لشکر شیطان خراب شد

محسن به پای حق ولایت شهید شد
بابا ببین که یک شبه مویم سپید شد...

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

از خانه ات تا عرش راهی نیست زهرا
دیگر مجال سوز آهی نیست زهرا

از تنگ نای این در و دیوار برخیز
بهتر از اینجا تکیه گاهی نیست زهرا

پیچیده در گوشم صدای ضرب سیلی
سنگین تر از این ماه ماهی نیست زهرا

سردسته ی این قوم سنگین است دستش
بر ضربه های او پناهی نیست زهرا

با آبرو ریزی علی را میبرند و
جز تو برای او سپاهی نیست زهرا

بی بی زبانم لال چادر بر سرت کن
خیره تر از اینجا نگاهی نیست زهرا
ت
یا که رها کن دامنش را زود برگرد
یا مثل اینجا قتلگاهی نیست زهرا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

روز آری روز ، اما تیره بود و تار بود
آنچنان که راویان گفتند شب انگار بود !

پس دوباره امت موسی به هارون پشت کرد
پشت پرده دست های سامری در کار بود

می شمرد آن روز آفت در میان مزرعه
دانه دانه دانه های پوک را ، خروار بود 

آنچه در آن کوچه می زد با دل همسایه ها ...
داد هم رنگی ، نمای سنگی دیوار بود 

ابتدا خودخواه ها بعداً خدا خواهان شهر
غیر از این معنا مگر "الجار ثم الدار"  بود؟!

آنکه زد تنها میان شهر پیغمبر ، دریغ ! 
سنگ زهرا را به سینه ، لاجرم مسمار بود

فاش با بی حرمتی ها دست رد خورد عاقبت
"سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود
***

آنچه بعد از فاطمه روی سر زینب نشست
ای ! گرد یتیمی بود یا آوار بود

#مهرداد_مهرابی

@raziolhossein
10:45
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن

خستند پرت را و شکستند سرت را
ای وای که کشتند حسودان پسرت را

پشت در آن خانه چه گویم که چه ها شد
با ضرب لگد چید حرامی ثمرت را

فریاد زدی فضه بیا بال و پرم سوخت
جز اشک چه سازم شرر بال و پرت را

ای مادر غم دیده که در اوج شقاوت
بردند به یغما همه ارث پدرت را

پنهان شدی از ظلمت این عالم خاکی
حاشا که بیابند خلایق اثرت را


#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
10:45
#احراق_بیت
#محسنیه
#حضرت_محسن

نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد
با جسارت های قنفذ این سند ترسیم شد

محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛
از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

با حضور میخ در زهرا برای محسنش
پشت در صاحب عزای مجلس ترحیم شد

بابت اینکه ولی شد در حقیقت،پشت در؛
هدیه ی زهرا به مولا زودتر تقدیم شد

یک نفر پشت در و آن یک میان کوچه ها
فرق محسن با حسن از این جهت یک میم شد

حال مادر در میان بسترش بدتر شد و
زخم های در به لطف فاطمه ترمیم شد

غیر از اینکه قبر زهرا گشت پنهان از همه
روز قتل محسنش هم حسرت تقویم شد

اینکه زهرا با ولایت ماند با اهدای جان
نکته ی برجسته ی تربیت و تعلیم شد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
1
10:45
#احراق_بیت
#محسنیه

غرور حیدر کرار در مدینه شکست
و درب بیت امامت به پای کینه شکست

سه روز بعد نبی یاس مرتضی پژمرد
سه روز بعد نبی استخوان سینه شکست

#نعیم_امینی

@raziolhossein
👍 1
10:45
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه

ای حامی ولایت ، ای محسن عزیزم
رفتی و من ز داغت، اشک از بصر بریزم

هنگام ضربه در ، بودی کنار مادر
گشتیم هر دو باهم ، فدای راه حیدر

هر شب به یاد داغت ، در پشت درب خانه
بنشینم و بگریم ، ای طفل نازدانه

طفل نخورده شیرم ، مادر شود فدایت
با جان خود نمودی ، از شیر حق حمایت

مظلومی علی از ، داغ غمت عیان است
مانند قبر مادر ، قبر تو هم نهان است

وقتی که جسم پاکت ، بر سینه ام سپر شد
گفتم به فضه بیا ، فاطمه بی پسر شد

تو اولین فدای ، راه ولایت استی
تو اولین شهید ، پیش ولادت استی

با که بگویم این را ، با محسنم چها شد
شش ماهه کودکم از ، ضرب لگد فدا شد

هم جان و پیکرم سوخت ، هم ماه و اخترم سوخت
هم بین دود و آتش ، غنچه پرپرم سوخت

#علی_سلطانی

@raziolhossein
10:45
#احراق_بیت
#حضرت_محسن
#محسنیه

زمین به لرزه در آمد به دل شرر افتاد
دمیکه مادر سادات پشت در افتاد

بهشت، شعله گرفت و ز هرم آن آتش
عزیز حیدر کرار، در خطر افتاد

صدای فاطمه را پشت در شنید،ولی ..
چنان لگد به در خانه زد، که در، افتاد

صدای یا ابتایش به آسمانها رفت
که آه یا ابتا محسنم دگر ، افتاد

چنان هجوم به درب سرای او بردند ...
که از درخت ولای على ، ثمر ، افتاد

طناب بسته به دستان مرتضی اما
طنابشان به گلوی پیامبر افتاد

اگرچه دست ، شکسته ، ولی امانش برد
دمیکه نیمه ی شب، درد بر کمر افتاد

علی ندید ، ولی پیش دیده ی زینب ...
شکست مادر و کم کم شکسته تر افتاد

بجز کبودی رخ ، یادگاری از کوچه ...
به کتف و بازو و ابروی او اثر افتاد

شکست درب و خدا هم عزا گرفت آنروز
چرا که مادر سادات پشت در افتاد

#محسن_تهرانی

@raziolhossein
2
10:45
#حضرت_محسن_شهادت
#محسنیه
#سقیفه


امان نداد سقیفه به چشم های ترت
هنوز خشک نشد در کفن تن پدرت

هنوز میوه ی اشک تو کال بود ولی
که خواستند ببینند باغ بی ثمرت

برای امر خلافت شروع شد قصه
بساط هیزم و آتش نشست پشت درت

((به روی سینه ی تو جای بوسه ی میخ است))
و خنده کرد عدو بر شکستن کمرت

نیاز بود که طفلت بزرگتر باشد
اگر که خواست میان بلا شود سپرت

به جای ظلمت خانه فروغ بود ای کاش
تمام قصه ی کوچه دروغ بود ای کاش

#مهدی_فلاح_نیا

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه

مولای عالم بی کس و تنها و یار است
چشمان طفلانش چنان ابر بهار است

هیزم در این خانه جای لاله چیدید
در را نسوزانید زهرا داغدار است

اصلا نه اینکه فاطمه دخت رسول است
حرمت نگه دارید زهرا باردار است

فکر غریبی علی او را زمین زد
نامرد مردم مادر ما بی قرار است

دست علی را بسته اید ای بی حیاها
او فاتح بدر است و صاحب ذوالفقار است

اینجا میان کشمکش قنفذ جلو رفت
اما سر و کار حسین با نیزه دار است

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
10:45
#حضرت_محسن
#محسنیه


مثل حسن ، مثل حسین ، آقاست محسن
نور دو چشم حضرت زهراست محسن

در این فضیلت مثل و مانندی ندارد
اول شهیدِ غربت مولاست محسن

روز قیامت او شفیع شیعیان است
مشکل گشای عرصه ی عقباست محسن

با مادرش آمد ، که بابایش بماند
مانند اصغر ، حامیِ باباست محسن

اصلا به دنیا هم بیاید یا نیاید
یک سومِ ساداتِ این دنیاست محسن

هرکس که دستِ کم گرفته داغ او را
با او بگو: اصلِ عزای ماست محسن

از پشتِ در آتش به جان خیمه افتاد
پس ریشه ی اصلی عاشوراست محسن

روز قیامت اولین حکم الهی است
پایه گذار محشر کبراست محسن

#پوریا_باقری

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا
#محسنیه
#احراق_بیت


قلب دنيا سنگ شد وقتي كه آن در مي شكست
بايد از شرمندگي آنجا زمين سر  مي شكست

فاجعه تازه رقم مي خورد وقتي كوچه ديد
در كمال بهت مردم قلب حيدر مي شكست

چشم هاي ذولفقاري علي خون گريه داشت
هيبت اسطوره سردار خيبر مي شكست

آيه اي از سوره اش روي زمين افتاده بود
قامت رعنايي بانوي كوثر مي شكست

نيروي پروانه بر در كارگر واقع نشد
بال هايش شعله ور گرديد و پر پر مي شكست

در به روي شعله ها چرخيد و تا پهلو رسيد
از تلاقيِ در و ديوار مادر مي شكست

#حسن_کردی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا
#احراق_بیت
#محسنیه #عامیانه


روضه از اين ديگه بدتر نمي شه
غنچه با شعله برابر نمي شه

هر چي سعي مي كنم امشب براتون
كه نگم از ديوار و در نمي شه

حرفي از مردونگي پيش نكشيد
هيچ جا زن حريفِ لشكر نمي شه

وقتي آتيش بياد از جلو بخواي
از عقب نيوفتي با سر نمي شه

درِ خونه رو مادر افتاده بود
اوضاع از اين ديگه بدتر نمي شه

هر چي كه مي زدنش بازم مي گفت
برا من هيچ كسي حيدر نمي شه

***
كي مي دونه نوكِ مِسمار يعني چي؟
كي مي دونه مردم آزار يعني چي؟

به خدا خيلي بَده اگر بگم
يه عزيز كرده بشه خار يعني چي؟

مي دونم هيچ كسي باور نداره
گريه­ ی حيدرِ كرار يعني چي؟

بريد از چشمِ علي سوأل كنيد
خجالت كشيدن از يار يعني چي؟

اونكه با لگد در و وا مي كنه
چي مي فهمه زنِ باردار يعني چي؟

#علی_صالحی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_محسن
#محسنیه

ای جذبه عشق در نگاهت محسن
.ای چشم امید ما براهت محسن

آخر گنهم چیست که باید هرروز
.افتد نظرم به قتلگاهت محسن

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت


دری که بوسه گه انبیای عظمی شد
چگونه بود که با ضربه ی لگد وا شد

بجای دسته گل جای احترام و سلام
شرار، قسمت آن خانه ی معلی شد

مقابل نفس بانوی عفیف علی
صدای عربده یک غریبه پیدا شد

آهای سینه زنان فاطمه زمین افتاد
کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد

امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت
امان ز در که شکست و بلای زهرا شد

قلاف تیغ یکی و دوتا نه،خیلی بود
چگونه اینهمه ضربه به دست او جا شد؟!

اگرچه پشت در خانه رفته بود از حال
به احترام نگاه علی ز جا پا شد

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت

لعنت به آنکه فاطمه را پشت در کشید
آنش به آشیانه خیرالبشر کشید

از سینه شکسته و مسمار در بپرس
زهرا چها به پشت درِ شعله ور کشید

ثانی به یک لگد دو نفر را شهید کرد
از پا فتاد مادر و شش ماهه پر کشید

با یک لگد حرامیِ بی دین به باد داد
شش ماه زحمتی که به حملِ پسر کشید

مادر صدای یا ابتایش بلند شد
وقتی که داد بر سرش آن بی پدر کشید

(تَبَّت یَداه) دست به رویش بلند کرد
ابرِ سیه به چهره همچون قمر کشید

دائم میان خانه سرش بسته بود ، آه
زهرا چقدر دردِ سر از دردِ سر کشید

مهدی بیا به دار بکش آتشش بزن
هر چه کشید مادرتان از عمر کشید

#عبدالحسین

@raziolhossein
10:45
#حضرت_محسن
#محسنیه
#احراق_بیت


افتاد گره پشت در خانه به کارم
در نقطه آغاز خزان گشت بهارم

از بار فشار در و دیوار نشد تا
یک بار تو را تنگ در آغوش فشارم

حالا که نشد از رخ تو بوسه بچینم
در مقتلت از خون جگر لاله بکارم

هر قدر نگه داشتم این در که نیایند
...پهلوم شکستندو تو رفتی ز کنارم

تشییع ،تو را با عجله خادمه ام کرد
فهمید که بر دیدن تو تاب ندارم

اینگونه که داغ تو بر این سینه تنگ است
لاله شکفد یاد تو از سنگ مزارم

رختی که نشد قسمت تو تا که بپوشی
باید که برای علی اصغر بگذارم


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
10:45
#محسنیه
#لعنت_بر_سقیفه

آغاز روزهای سیاه از سقیفه شد
دنیا که گشت پر ز گناه از سقیفه شد

روز غدیر چشم جهان روشنا گرفت
روز جهان چه زود سیاه از سقیفه شد

می خواست روی پای عدالت بایستد
افتادنِ جهان تهِ چاه از سقیفه شد

می رفت با علی که زمین آسمان شود
افسوس این امید، تباه از سقیفه شد

از آن به بعد جنگل دنیا درست شد
اینگونه باز، باب نگاه از سقیفه شد

هیزم جواب زحمت یک عمر احمد است
دنیا اگر سیاه شد آه از سقیفه شد

بستند باب شهر علوم رسول را
استاد جهل، رهبر راه از سقیفه شد

#حسن_کردی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه #احراق_بیت


درحنجره اش صدای تو می شکند
مردی که فقط برای تو می شکند

در خورده به پهلوی تو اما بی بی
پهلوی علی به جای تو می شکند

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
10:45
#حضرت_محسن_بن_علی
#محسنیه
#لعنت_بر_سقیفه


از حق گذشته ایم به ایجاب مصلحت
لب بسته ایم یا به ستم یا به مصلحت

عالِم که امتناع کند از بیان حق
جاهل دهد به سفسطه فتوا به مصلحت

باید به مکرهای معاویه تن دهیم
وقتی فروختیم علی را به مصلحت

محسن حقیقتی است که مسکوت مانده است
دیروز به مصالحه حالا به مصلحت

ظلمی که دیده فاطمه٬انکار میشود
کم کم که اعتراف دهد جا به مصلحت

از قاتلان فاطمه نامی نمی بریم
دردا به این مسامحه دردا به مصلحت

لعنت به دشمنان وطن٬ بی ممانعت
منع است لعن دشمن مولا به مصلحت

«باپیرو سقیفه برادر نمیشویم»
حتی به حکم وحدت و حتی به مصلحت

#ع_رجبی

@raziolhossein
10:45
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

گاهی به "حسین" و "مجتبی" گریه کند
بر "زینب" و "کلثوم" جدا گریه کند

یارب! فرج "مهدی" او را برسان
"زهرا" تا کی؟ تا به کجا گریه کند؟

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
10:45
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان_مناجات
#محسنیه


فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه
مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من
شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را
پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه

ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا
اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا
منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه

مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید
شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه

روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی
رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه


#مجتبی_قاسمی

@raziolhossein
1
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت
#محسنیه


نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد
یا به دیوار از آن سو بخورد یا نخورد،

این در سوخته حتما به زمین می افتد
لگدی بین هیاهو بخورد یا نخورد
 
دست بالا برود روضه به پا خواهد شد
حال بر صورت بانو بخورد یا نخورد
 
زنده می ماند اگر این نوک سنگین غلاف...
فرقش این است به بازو بخورد یا نخورد

بعد از این فرق ندارد به خدا حال علی
خانه بی فاطمه جارو بخورد یا نخورد 

داغ محسن به دل آل علی خواهد ماند
نوک مسمار به پهلو بخورد یا نخورد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#احراق_بیت #محسنیه


خاک تو سرشته از سرشتی که علی ست
تو کوثر جوشان بهشتی که علی ست

پرسید درِ خانه: که مولای شماست؟!
بامیخ به پهلوت نوشتی که علی ست

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
10:45
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان

بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم

این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم

مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده اند
کار شد بر خادمه دشوار أَینَ المُنتَقِم

خون محسن می‌چکد از آن درِ آتش زده
خون زهرا ریزد از مسمار أَینَ المُنتَقِم

با چهل نامرد شد در کوچه زهرا رو به رو
وایِ من از این همه آزار أَینَ المُنتَقِم

در کنار قبر زهرا نیمه شبها تا به صبح
ناله میزد حیدر کرار أَینَ المُنتَقِم

دید تا طشت پر ازخونِ حسن را خواهرش
گفت با چشمان گوهر بار أَینَ المُنتَقِم

نیزه داران آنقدَر بر پیکر اکبر زدند
شد تنش مانند نیزه زار أَینَ المُنتَقِم

با عمود آهنین افتاد آخر بر زمین
با سر آن سر لشکر و سردار أَینَ المُنتَقِم

خون اصغر را که می پاشید سمت آسمان
گفت جدّت با دل خونبار أَینَ المُنتَقِم

کرد با خون دلش مویِ سفیدش را خضاب
بین مقتل سیدالاحرار أَینَ المُنتَقِم

در میان قتلگه که دست و پا میزد حسین
در حرم شد کار زینب زار أَینَ المُنتَقِم

از حرم تا قتلگه میزد صدا (أَینَ الحسین)
تا تنش را دید میزد زار أَینَ المُنتَقِم

زجر ملعون دختر از قافله جا مانده را
می‌کشد با زجر روی خار أَینَ المُنتقم

زینبی که سایه اش را چشم نامحرم ندید
شد تماشایی سرِ بازار أَینَ المُنتَقِم


#عبدالحسین

@raziolhossein
2 👍 1
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه
#احراق_بیت


به غمش التیام بگذارید
تیغ را در نیام بگذارید
جنگ را ناتمام بگذارید
به علی احترام بگذارید

دست از فتنه کاش بردارید
حرمت خانه را نگهدارید

گرگ های دریده برگردید
خانه دعوا ندیده برگردید
رنگ زهرا پریده برگردید
فاطمه داغ دیده برگردید

از دل فاطمه خبر دارید
حرمت خانه را نگهدارید

جمع شعله به دست ، گوش کنید
بی حیاهای پست گوش کنید
پشت در او نشست گوش کنید
نفس فاطمه ست گوش کنید

پا به بیت الحرام نگذارید
حرمت خانه را نگهدارید

یاد بغض همیشه اش افتاد
بر سر شاخه تیشه اش افتاد
یاس این خانه ریشه اش فتاد
فاطمه بار شیشه اش افتاد

سوخت ، پهلو شکست و دست شکست
حرمت خانه را شکست شکست


#امیر_فرخنده

@raziolhossein
👍 1
10:45
#حضرت_محسن
#محسنیه #رباعی


روزی که شود اذا السماء انفطرت
وانگه که شود اذا النجوم  انکدرت

من دامن تو بگیرم اندر سئلت
گویم صنما بای ذنب قتلت


@raziolhossein
10:45
#امام_زمان_محسنیه
#امام_زمان_مناجات


فراق تو درد است و درمان ندارد
چرا قصه ی هجر پایان ندارد

تو جان جهانی تو صاحب زمانی
بدون تو جسم جهان جان ندارد

بیا ای که در سال های ظهورت
پر است از بهار و زمستان ندارد

خودت را مگیر از دل بیقرارم
که بودن بدون تو امکان ندارد

تو این روزها باز هم غرق اشکی
و اشک تو را چشم باران ندارد

خدا را دوصد شکر آقا تو هستی
اگر زائر آن قبر پنهان ندارد

در این روزهای غریبی سپاهی
بجز همسرش شاه مردان ندارد

و بستند دستان خیبرگشا را
شنیدند و گفتند امکان ندارد

یهودی در آن کوچه دادش درآمد
مگر که مدینه مسلمان ندارد

#محمدعلی_بيابانی

@raziolhossein
10:45
#امام_زمان
#دوبیتی

سحر خیز مدینه کی می آیی
امیر بی قرینه کی می آیی

عزیزم مادرت چشم انتظارست
دوای زخم سینه کی می آیی

#جواد_حیدری

@raziolhossein
10:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#محسنیه #احراق_بیت


فاطمه افتاد اما سوخت حیدر بیشتر
بسته شد دست علی و سوخت مادر بیشتر

هر کسی آن روز ساکت ماند، مدیون نبی است
هیچ فرقی نیست در این جرم، کمتر... بیشتر...

سنگدل دیوار بود و سنگدل تر میخ در
سرخ شد دیوار اما سینه ی در بیشتر

هرچه زهرا می کشید ازین طرف مولای خود
می کشیدند آن طرف دستان حیدر بیشتر

نانجیبی دید زهرا بی خیالِ یار نیست
تازیانه زد به مادر، بین معبر بیشتر

در شلوغی ناگهان با ضربه ی سخت غلاف
ریخت بر روی زمین، آیات کوثر بیشتر

بعد از آن چشمی دگر لبخند زهرا را ندید
بین بستر، فکر رفتن بود دیگر بیشتر

ارث بردند از مصیبات بتول این بچه ها
یک به یک داغ و بلا دیدند، دختر بیشتر

زخم های سنگ و تیغ و نیزه ها جای خودش
سوخت زینب از غم کندیِ خنجر بیشتر


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 2
10:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
863×984, 185.2 KB
2
8 September 2024
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.2 KB
02:26
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.9 KB
02:26
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

دلش را داد دست آسمان ها
که نامش زنده مانده در زمان ها

بده یک جرعه از صبر سکینه
خداوندا به ما در امتحان ها

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
02:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 57.7 KB
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها

در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه‌مذهب هستی
شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

@raziolhossein
10 September 2024
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.0 KB
👍 1
02:14
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
02:14
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 56.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_عسکری_شهادت


تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن

قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن

کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز
ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن

زود گرد بی کسی بر ماه رخسارت نشست
زود کردی جامۀ ماتم به بر یابن الحسن

قرن ها چشم تو گریان است بر جدّت حسین
لحظه لحظه ریختی اشک بصر یابن الحسن

طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد
تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن

مخفی از چشم همه، چشم تو بر بابا گریست
سوختی چون شمع سوزان تا سحر یابن الحسن

قرن ها فریاد زهرا مادرت آید به گوش
از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن

یوسف زهرا بیا با ما بگو آخر چرا
تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن

ای سرشک چارده معصوم از چشمت روان
ای زده هجر تو بر دل ها شرر یابن الحسن

روز«میثم» تیره تر می باشد از شام فراق
تا شود خورشید رویت جلوه گر یابن الحسن


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:16
#امام_عسکری_شهادت

ﺍﯼ ﻓﺮﻭﻍ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺫﺭﻩ ﭘﺮﻭﺭﯼ
ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﯽ ﺯ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﻟﺒﺮﯼ

ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺣﺴﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩ
ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﺮ ﻫﻔﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ

ﺍﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﻮ ﻣﻌﻨﯽ ﻋﯿﻦ ﺍﻟﯿﻘﯿﻦ
ﻣﯽ‌ﻧﺸﯿﻨﻢ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺣﻖ ﺑﺎﻭﺭﯼ

ﺧﻮﻥ ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﮔﻬﺎﯼ ﺗﻮ
ﺟﻠﻮﻩ ﯼ ﺧﯿﺮ ﮐﺜﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺗﺒﺎﺭ ﮐﻮﺛﺮﯼ

ﺗﯿﻎ ﺍﺑﺮﻭﯾﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺰﺩ ﺳﭙﺎﻩ ﻓﺘﻨﻪ ﺭﺍ
ﻫﯿﺒﺖ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ ﺣﯿﺪﺭﯼ

ﻣﮑﺘﺐ ﻭ ﻣﺸﯽ ﻭ ﻣﺮﺍﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ‌ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ

ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺕ ﮔﻨﺠﯿﻨﻪ ﯼ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﺳﻢ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﺳﺖ
ﺳﺮ ﺍﻟﻠﻬﯽ ﺗﻮ ، ﻧﻮﺭ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺗﺎ سری

ﺩﺭ ﺷﻌﺎﻉ ﻧﻮﺭ ﺗﻮ ﻣﻨﻈﻮﻣﻪ ها ﮔﻢ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ
ﮐﻬﮑﺸﺎﻧﻬﺎ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﺮ ﻣﺎﻩ ﺟﻤﺎﻟﺖ ﻣﺸﺘﺮﯼ

ﻣﺎﺳﻮﯼ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﻤﻦ ﺍﻫﻠﺒﯿﺖ
ﮔﺮﺩﺵ ﭼﺮﺥ ﻓﻠﮏ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺳﺮﺳﺮﯼ

ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺯ ﭼﺸﻢ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﯼ

ﺳﺎﻣﺮﻩ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ
ﻋﺸﻖ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴﮕﺮﯼ

ﺁﺑﺮﻭﻣﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﻟﻄﻒ ﮐﺮﺩﮔﺎﺭ
ﺩﺳﺖ ﺩﻟﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺭﻭﺯ ﺳﺨﺖ ﺩﺍﻭﺭﯼ

ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺗﻮ
ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺗﺮ ﺯ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ

ﺍﻑ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﻗﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻨﺪ
ﻗﺪﺭ ﺯﺭ ﺯﺭﮔﺮ ﺷﻨﺎﺳﺪ ﻗﺪﺭ ﮔﻮﻫﺮ ﮔﻮﻫﺮﯼ

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:16
#امام_عسکری_شهادت
#رباعی

دل ساخته یک مدینه با سامرّا
از بین دو صحن رفته تا سامرّا

یک صحن به نام عسکری بین بقیع
یک صحن به نام مجتبی ، سامرّا

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
02:16
#امام_عسکری_شهادت

اینست راز روضه ی اشک روان شدن
خورشید بودن و پسِ پرده نهان شدن

دور از وطن شدن،به شب تار،بی خبر
تبعید از مدینه به یک پادگان شدن

محروم از دیار وَ دیدار شیعیان
زندان شدن،غریب شدن، بی امان شدن

هر شب شبیه سید و مولای خود علی
با چاه در نوا شدن و همزبان شدن

با دست و پای بسته چو اجداد طاهرین
از فرط غصه،پیر و بظاهر جوان شدن

هم حرف بد شنیدن و دم بر نیامدن
هم بارها به دشمن خود میزبان شدن

عمری امام بودن و پیرو نداشتن
هر دم به یک جفا و ستم امتحان شدن

گاه از مدینه،یکسره تا سامرا اسیر
چون شام و کوفه، همسفر ساربان شدن

گاهی شهید سَمّ و گهی، سُمّ استران
گاهی اسیر نیزه و گاهی سنان شدن

گاهی به جُرمِ زادة زهرا شدن - غریب
گاهی به جرم آل علی، بی نشان شدن

آیا اِمامتان حسنِ عسگری نبود
تا کی هنوز منتظر این و آن شدن

اصلا پِی بقای ولایت بنا شده
چندین امام ، یار امام زمان شدن

ای شیعه هر غمی که رسد،((فَابکِ لِلحسین))
اینست راز روضه اشک روان شدن


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1 👍 1