21 July 2023
ش
05:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اولاد_حضرت_زینب


از خجالت نذا مو سفید بشم
نمیذاری تا که نا امید بشم
این دو تا قربونی هامو بپذیر
تا جلو فاطمه رو سفید بشم

نذاری اگه برن بی تاب میشن
مثل زینب اسیر طناب میشن
وقتی تشنه ای خجالت میکشن
قطره قطره جلو چشمام آب میشن

میمیرن به تو اهانت که بشه
بعد تو موقع غارت که بشه
به غرور جفتشون بر میخوره
یه موقع به من جسارت که بشه

حرفی از بیا زدن خودت برو
منو که صدا زدن خودت برو
دوست دارن رو دامن تو جون بدن
اگه دست و پا زدن خودت برو

چه قدر بال باید سرم بیاد
اجازه بده که لشگرم بیاد
برا اذن میدون انگاری داداش
باید حتما اسم مادرم بیاد

دشمنت دالوره ؟ براخودش!
یا یل نام آوره براخودش!
یه زمون فکر نکنی غریب شدی
زینبت یه لشگره برا خودش!

تو که ما رو به سعادت میکشی
عالمو به زیر سایه ت میکشی
کاری کردن کوفیا با غربتت
داری از منم خجالت میکشی

منکه معنای نجابت و حیام
میگیره دامنشونو گریه هام
پسرای زخمیمو نمیکشن
هی طولش میدن که من بیرون بیام

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2
ش
17:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اولاد_حضرت_زینب
#رباعی

افزون ز تصور است شیداییِ من
این حال خوش و غم و شکیبایی من

می‌بخشی اگر کم است اما بپذیر
این هم دو پسر تمام داراییِ من

#ص_سادات_موسوی

@raziolhossein
17:38
#اولاد_حضرت_زینب


من زینبم به خون جگر حرف می زنم
از اینکه باغ داده ثمر حرف می زنم

دارد حسین از  دو پسر حرف می زند
من از پسر نه از دو سپر حرف می زنم

آه ای دو دیدگانِ عقیله به گوش که
من از وصیتی ز پدر حرف می زنم

این سو حسین آنطرف آقای آبها
از نوکریِ شمس و قمر حرف می زنم

هر جا که رفت این دو ، همانجا بهشتِ ماست
از شاه راهِ سود و ضرر حرف می زنم

کشته شوید یا که بمانید ، فاتحید
دارم به وقتِ صبح ظفر حرف می زنم

احلی من العسل به شما نیز می رسد
از مردنی به طعمِ شکر حرف می زنم

هر چه شدید نذرِ رباب ست خونتان
دارم ز  بغض تیرِ سه پر حرف می زنم


#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 3
ش
17:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اصحاب


پسر فاطمه تنهاست کجایید اصحاب
خون جگر حضرت زهراست کجایید اصحاب

عهد بستید که تنها نگذارید او را
اوج مظلومی آقاست کجایید اصحاب

با لب تشنه زند ناله که هل من ناصر
پاسخش نیزه اعداست کجایید اصحاب

می گرفت آنکه به دامن سرتان را ، حالا
بر روی دامن صحراست کجایید اصحاب

سرِ پیرهن و عمامه و انگشتر او
وسط معرکه دعواست کجایید اصحاب

یک نفر نیست به دادش برسد در گودال
زینب از شمر کمک خواست کجایید اصحاب

هرچه آقای شما داشت که غارت کردند
نوبت خیمه زنهاست کجایید اصحاب

سختی دیشب و امروز گذشت هر چه که بود
سخت تر امشب و فرداست کجایید اصحاب

پسر فاطمه همراه عزیزانش رفت
دختر فاطمه تنهاست کجایید اصحاب


@raziolhossein
ش
18:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اولاد_حضرت_زینب
#دودمه


فاطمه هستم و با خود حَسَنین آوردم
دو علمدارِ منند

من دو گلدسته به ایوان حسین آوردم
دو علمدارِ منند
 

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
19:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_حر
#رباعی

ناپاک قطره ام که پی آب کُر روم
شرمنده از گناه به دنبال حُر روم

آموختم ز حُر که به دربار اهلبیت
با دست خالی آیم و با دست پُر روم

#استاد_کلامی

@raziolhossein
3 👍 1
19:27
#حضرت_زینب_مدح


ای مرهم داغ جگر ناقه نشینان
ِای صبر زبانزد ،که جهان شد به تو حیران

من کشته ی صبری که دو تا دسته گلش را
با گیسوی شانه زده برده ست به قربان 

ای عشق کجا دیده کسی ریخته باشد
اینگونه که او پای کسی لولو و مرجان

ای اشکِ سراسیمه به دنبال برادر
نگذار حسینت برود تشنه به میدان

ِای صبح ِ گرفتارِ شب گیسوی خورشید
ِتا غربت یک عصرغم آلود و پریشان

ای بازترین پنجره ی رو به مناجات 
در ناب ترین نافله ی شام غریبان

نگذاشته بر هم نفسی چشم سحر را
سجاده ی باز تو بیابان به بیابان

من کشته ی آن قافله سالار که هر شب
انداخته سجاده روی خار مغیلان

تقدیر تو این بود که بر خاک ببینی
اجزای ورق پاره ی هفتاد و دو قرآن

زهرا شده درطنطنه ی نطق توپیدا
حیدر شده در آینه ی خشم تو پنهان

درساحت تو اسوه اگر بوده نه چندین
در قامت تومرد اگر بوده نه چندان

آیات خدا از سر نی داشت شنیدن
سبحانک یا مَن هوَ فیِ العِزّ ةِ والشّان

تو آه خدا روی زمین بودی و رفتی
مرگا به جهانی که نشد بعد تو ویران

ای محور منظومه ی ایثار ببخشا
خالی است اگر چنته ی ما قافیه سنجان

تو واسطه ی ما و حسینی ، به حسینت
ما را وسط روضه ی ارباب بمیران


#عباس_شاه_زیدی

@raziolhossein
👍 2 😢 1
19:30
#اصحاب
#حضرت_حبیب


از جنس حیدر است رجزها که از بر است
با یا علی همیشه دهانش معطر است

در وصف او کتاب فراوان نوشته‌اند
دیگر نوشته‌اند که این مرد، دیگر است

در آسیاب کوفه نکرده‌ست مو سفید
او پیرِ پای منبر اولاد حیدر است


بر دست اگر که نیزه بگیرند، سربلند
در دست اگر که تیغ بگیرند، او سر است

با سنگ و تیر و نیزه و شمشیر آمدند
حق داشتند، جبهه‌‌ی‌شان نابرابر است!

تیغ از غلاف خویش اگر در بیاورد
تنها خودش به منزله‌ی چند لشکر است

با تیغ در غلاف، به میدان قدم گذاشت
گفت آن‌که پای پس کشد از مرد کمتر است

حاشا نفس نفس بزند پیر کارزار!
این‌ها نفس نفس که نه، ذکر مکرر است

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
دیدند شیر معرکه دیگر کبوتر است...

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
معلوم بود فکر لب خشک اصغر است

وقتی حبیب روی دو زانوی خود نشست
پیچید بوی سیب... وَ این بیت آخر است


#محمدحسین_ملکیان  

@raziolhossein
👍 3 1
19:31
#اصحاب
#رباعی

بگذار در این معرکه جولان بدهم
بگذار قیامتی به میدان بدهم...

«بُغضاً لابیک» خصم تو آمده است
«حُبّاً لابیک» آمدم جان بدهم

#سیدمهدی_حسینی

@raziolhossein
1
19:33
#اصحاب
#جناب_سعید_عبدالله_حنفی


تیر می‌آمد ز هر سو، ایستاد امّا سعید
گفت درس عاشقی را این چنین با ما سعید

تیر می‌آمد ز هر سو بی‌محابا می‌گرفت
تیرها را با سر و با قلب و دست و پا سعید

سینه‌اش آماج تیغ و نیزه بود، اما نبود
در دلش دردی به جز تنهایی مولا، سعید

تا نماز عشق در میدانِ خون برپا شود
داد جانش را هزاران بار بی پروا سعید

بر زمین افتاد؟ نه، کوچید سمت آسمان
با پرستوهای سرخ ظهر عاشورا سعید

در جواب این وفاداری، امامش مژده داد:
پیش روی من تویی در جنت الاعلی سعید

#سعادتمند

@raziolhossein
👍 1
ش
22:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اصحاب
#حضرت_حبیب_ابن_مظاهر


تهی ز خواری و خفت ، پر از وقار و فر است
که سرو هیبت جنگل ، هویت شجر است

همیشه سبز ، به یک رنگ و یک عقیده ، در او
چهار فصل پر از خَط و خال بی اثر است

برای او که تهی از تعلق است و هوس
چه غم ز مرگ؟ چه باک از هیاهوی تبر است؟

رها هراینه از ذوق و شوق دیده شدن
رها هراینه از بیمِ طعنه و تشر است

کشیده سر به فلک ، آسمان تراز است او
پریده را چه نیازی دگر به بال و پر است؟

ز خویش ساخته سرنیزه ای و جان بر کف
به شوق یاری حق خود سپاه یک نفره است

هماره سرو سراسر صلابت است و شکوه
کجاست آن که از این اقتدار بی خبر است؟

حبیب را چه بخوانم؟ که سرو را ماند
بسان خار و خسان نیست ، شیوه اش دگر است

حبیب را چه بگویم؟ که نام او گویاست
که او حبیبِ دل عترت پیامبر است

اگرچه پیر ، ولی خرم است و سرزنده
که پای تا به سر از عشق دوست شعله ور است

به انتظار نشستن کجا و مسلک عشق؟
ز شوق ، سر به بیابان گذاشتن هنر است

از آن دیار که کفتارها در آن جمع اند
کسی که بار ببست و گریخت شیر نر است

حبیب پیر طریقت ، حبیب مرشد راه
چُنان که در شب تاریک فتنه ها قمر است

حبیب آمد و دشت بلا شهادت داد
که سن و سال بهانه ست ، صحبت از جگر است

خیال دخت علی را به ورطه راحت کرد
چو عرضه داشت یلان را چه باکی از خطر است؟

در این مسیر چه “عسر” و چه “یسر” فرقی نیست
که من اراده ام از کوه استوار تر است

به هر دری زده ام تا به نینوا برسم
حبیب در پی مرگ است اگر که در به در  است

کدام مرگ؟ نه آن مرگ مبتذل ، نه فنا
کدام مرگ؟ همان که سعادت بشر است

قسم به خون خدا خون پرخروش مرا
به هر زمین دگر ریختند اگر هدر است

به حشر معذرت از مادرت چه سود مرا؟
به هر طریق ، اگر جان به در برم ضرر است

چگونه پشت کنم بر حبیب خیرالانام؟
خدا گواست که خصمش بشر نه ، بلکه شر است

غمت مباد از این قلت و از آن کثرت
عزیز فاطمه را جسم و جان ما سپر است

فتاد از نفس اما ز چشم مولا نه…
که دوست آن طرف معرکه نظاره گر است

فِتاد از نفس اما ز چشم مولا نه…
اگرچه دیده خورشید از آنچه دیده تر است

فتاد از نفس اما به نفس غالب شد
شکست ظاهر قصه ست، باطنش ظفر است

فتاد از نفس ، از بس که زخم خورد ، اما
غم حسین ، از این زخم ها کشنده تر است

به خون محاسن خود را خضاب کرد حبیب
همان خضاب که تا روز حشر جلوه گر است

دگر از او چه بگویم؟ به قول اهل نظر
سر است سرو و سرآمد ، که گفته بی ثمر است؟

#سید_جعفر_حیدری

@raziolhossein
22 July 2023
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات


شعاع نور تو هرگز شب ظلمت نخواهد دید
تو آن عشقی که عاشق پای تو ذلت نخواهد دید

به شوق پادوییِ روضه،جمع نوکران جمع است
محرم هیچ‌کس ما را پی حاجت نخواهد دید

همان خادم که کفش سینه‌زن را جفت می کرده
شبی که جفت شد بند کفن،زحمت نخواهد دید

خدایا! شاکرم از این حسینی که بمن دادی
گمانم جز مُحِبَّش ، بنده ای رحمت نخواهد دید

دم عیسیٰ به یُمن خاک کوی‌ات مُرده را جان داد
مسیحا هم شفا را جز در این تربت نخواهد دید

بسوزد دخل دُکّانی که خرج روضه هایت نیست
بدون نذرِ هیئت کاسبی برکت نخواهد دید

فقط تو بین جُون و اکبرت فرقی نمی بینی
کسی فرزند را هم شانه‌ی رعیت نخواهد دید

اگر دست گدا ظرف غذا دیدی..،حسن داده
کسی ما را سر این سفره بی دعوت نخواهد دید

به جز روزی که بین دسته‌ها زیر عَلَم رفتم
پدر دیگر مرا این‌قدر با‌هیبت نخواهد دید

لباس مشکی ما دستبافِ زینب‌کبراست
جهان اینگونه بانویی پُر از شوکت نخواهد دید

هزاران بار کج رفتم..،ولی زهرا برم گرداند
پسر از مادر خود لطفِ بامنت نخواهد دید

حصیر کهنه تا دور تنت پیچید..،ارزش یافت
کسی در آستانت شِیِٔ کم‌قیمت نخواهد دید
.
.
پس از آنکه تو را کشتند در اوج شلوغی‌ها
دگر بزم عزایت را کسی خلوت نخواهد دید


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
00:57
#امام_حسن_مدح
#شب_پنجم


آتنا گفتم و دیدم حسنات است حسن
اِهدنا گفتم و دیدم که صراط است حسن

ربنا گفتم و گفتند مسیرش زهراست
و علی است صلاة و صلوات است حسن

حُسنِ او در همه ذراتِ جهان پنهان است
بی نهایت‌تر از آفاقِ حیات است حسن

چه بخواهند و نخواهند حسن شرحِ خداست
وجهِ تفصیلی اَسماء و صفات است حسن

جاری است عشق حسن در رگ و در ریشه‌ی ما
کوثرِ جاری صد رشته قنات است حسن

هرچه دشنام به او داد تبسم می‌دید
دید دریاست ، همه صبر و ثبات است حسن

نصفی از زندگی‌اش را دو سه باری بخشید
در کرامات هم آئینه‌ی ذات است حسن

چشمِ گریان به حسن مَحرمِ زهراست به حشر
فاطمه گفت : فقط راه نجات است حسن

ای صراط الله ما نامه‌ی ما سنگین است
گریه بر بی کسی‌ات برگ برات است حسن

حسنی‌های حرم آبرو داری کردند
آنچنان غرق حسین‌اند که مات است حسن

#حسن_لطفی

@raziolhossein
00:59
#حضرت_عبدالله_ابن‌الحسن‌


نگاهِ ملتمس‌اش تا به آن کران اُفتاد
زد آنقدر به زمین پا  که نیمه‌جان اُفتاد

حرارتِ جگرِ عمه‌اش  تنش سوزاند
کشید آهی و آتش به استخوان اُفتاد

گرفته بازوی او را ، امانتِ حسن است
به ناله گفت مَرو  عمه از توان اُفتاد

گرفته بود که ناخن  به صورتش  نزند
ولی به چهره‌اش از زخمها نشان اُفتاد

همینکه دید رهایش نمی‌کند عمه
به روی سینه‌ی خود زد  به الامان اُفتاد

نگاه کن که بزرگ قبیله را کشتند
خدایِ من تَهِ گودال آسمان اُفتاد

نگاه کن به تَنِ ذوالجناح نیزه زدند
بلند مرتبه شاهی نفَس زنان اُفتاد

تلاش کرد بماند به زین ، نشد اما
که چند نیزه به او خورد و ناگهان اُفتاد
.
.
یتیم گریه کند عرش را بهم بزند
به گریه‌های یتیمانه‌ای چُنان اُفتاد...

که عمه دید حسن را میانِ کوچه‌ی تنگ
کنارِ مادرش  آنجا به سر زنان اُفتاد

کشید بازوی خود را دوید تا گودال
سرش شکست همینکه دوان دوان اُفتاد

در ازدحامِ حرامی چه سخت رد می‌شد
که چند دفعه دراین بِین بی امان اُفتاد

میان شهیه‌یِ اسبان و نعره‌های هجوم
نگاهِ او به عمو بینِ قاتلان اُفتاد

از این و آن چقدر ضربه خود اما رفت
که دید موی عمو دست این و آن اُفتاد

رسید در تَهِ گودال روبروی سنان
میانِ حرمله و شمر و ساربان  اُفتاد

عمو به خاک و سرش روی دامن باباست
کنارِ این دو   زنی با قدی کمان اُفتاد

همینکه خواست بگوید پدر ؛ عمو را دید
همینکه گفت عمو دستش آن میان اُفتاد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 3
01:08
#امام_حسین_علیه_السلام


در گوشه‌‌‌‌های غربت این دنیا با یاد کربلای تو می‌گریم
غم دارم از ستاره فراوان‌تر اما فقط برای تو می‌گریم

مانند بومیان قسم‌خورده مانند مردمان دل‌آزرده
مانند مادران جوان‌مرده ای شاه! در عزای تو می‌گریم

طوری که دسته‌های عزادارت طرزی که دوستان گرفتارت
شکلی که شیعیان وفادارت آ‌ن‌گونه در هوای تو می‌گریم

با تُرک‌های نوحه‌گرت گاهی مجروح می‌کنم سر و رویم را
آن‌گاه تکیه‌داده به دیواری با ذکر "لای‌لای" تو می‌گریم

گفتم به شمر تعزیه‌ات امسال آتش به خیمه‌گاه نیندازد
خود را در این گناه نیندازد.... [این روضه را به جای تو می‌گریم]

روزی به احترام شهیدانت، ای آفتاب مکه به قربانت!  
با حاجیان به سوی تو می‌آیم با کعبه در منای تو می‌گریم

تیر از قفای تیر رها می‌شد پیراهنت دچار بلا می‌شد
ای تشنه‌لب به مقتل خون رفته! چون رود در قفای تو می‌گریم

دستار بر حریم سرت یعنی پوشیده باد راز مُعَلّایت
آری تو راز بودی و تا محشر بر راز برملای تو می‌گریم

حتی همین که اسم تو می‌آید چیزی مرا به گریه می‌اندازد
ای آسمان گریسته بر جسمت! بر جان پارسای تو می‌گریم

زخمی نباش این‌همه ای زیبا! ای دسته‌های نی کفنت! مولا!
من دستمال گریه‌ی عشاقم از داغ بوریای تو می‌گریم


#سعید_مبشر

@raziolhossein
ش
01:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین
#حضرت_عبدالله_ابن‌الحسن‌


برده است بنده سوی مولا هر زمان  دست
شد واسطه بین زمین و آسمان دست

جز از در این آستان خیری ندیده
وا کرده هر کس رو به دست این و آن دست

در سجده و بر خاک افتادن زبان سر
وقت قنوت و ربنا گفتن زبان دست

در پهنه تاریخ اگر کنکاش باشد
دارد برای ما هزاران داستان دست

خیبر برای خود دژ مستحکمی بود
تا آن زمان که زد به در  یک پهلوان دست

اسلام را پیروز میدان کرد حیدر
حق زد برای قدرت این بازوان دست

جانها به قربان مرام آن که از لطف
در اوج قدرت می‌گرفت از ناتوان دست

با دست پر برگشته مسکینی که حتی
یکبار برده  بر در این آستان دست

با قصد بیعت سوی او آمد که آن روز
انداخت بر دستان مولا ریسمان دست

یک روز در جنگ احد آقای عالم
تهدید را از جانب مولاش رانده است

یک روز حیدر در دفاع از پیامبر
امروز عبدالله پای کار مانده است

تا گفت پیر کل‌ عالم ینصرونی
در بیعتش بالا گرفت این نوجوان دست

راه گلو را داشت طی میکرد خنجر
سد کرد راه حمله اش را ناگهان دست

مانند ابراهیم شد در آزمونش
چون سربلند آمد برون از امتحان دست

آمد به مهمانی آغوش عمویش
هدیه چه آورده برای میزبان؟دست

زینب دو دستی بر سرش میزد در آنجا
میرفت وقتی سمت چوب خیزران دست
.
.
هر قدر کمتر در غم او زد به سینه
روز قیامت بیشتر بیند زیان دست

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
1
ش
01:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


گفتم حسین و حال دلم رو به راه شد
شال عزای روضه ی او تکیه گاه شد

شاه و گدا چه فرق کند هر کی بی حسین
روزش به شب رسد به خدا بی پناه شد

یک لحظه آه سرد کشیدم به روضه اش
گفتند نامه ی عملت بی گناه شد

پای حسین هر نفسم هم حساب بود
هر لحظه بی حسین ز عمرم تباه شد

فهمیده ام اگر ز غمش سینه می زنم
حتمأ ز سمت مادر او یک نگاه شد

من در حرم نفس نکشم هرز می شوم
روزم ز دوری حرم آقا سیاه شد

دیدم که صبح مرد فقیری حرم رسید
شب از حرم نیامده دیدم که شاه شد

#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
02:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

ای تکنواز نابغه‌ی نینوا، حسین
وی تکسوار واقعه‌ی کربلا، حسین

ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین

هم جان فدای راه وفا کرده،هم جهان،
هم جان‌و هم‌جهان‌به وفایت فدا،حسین

از امن و عافیت،به رضایت جدا شدی
چون‌گشتی از مدینه جدت،جداحسین

یک کاروان ذبیح، به همراه داشتی
از فطرت خجسته شیر خدا، حسین

یک کاروان اسیر به همراه داشتی
از عترت شکسته دل مصطفا، حسین

جانبازی‌ات به منزل آخر رسیده بود
در کربلا که خیمه زدیّ و سرا، حسین

وز آستین لعنت ابلیس رسته بود
دستی‌که‌رگ گسیخت‌زخون خدا،حسین

شسته‌است‌خون پاک تو،چرک جهان همه
تا خودجهان چگونه دهد،خون‌بها،حسین

در پیش روی سبّ‌و ستم،خیزران چه کرد
با آن سر بریده به جور از قفا، حسین

کامروز هم تلاوت قرآن رسد به گوش
زان‌سر که رست چون‌گل‌خون بر جِدا، حسین

                           □

چاک افق رسید به دامان آسمان
وقتی فلک گرفت به سوکت عزا، حسین

حتّا کویر تف زده را ، اشک شسته بود
وقتی جهان گریست، عزای تو را، حسین

سوگ تو کرد زلزله، چندان که خواهرت
زینب فکند ولوله از «وا اخا» حسین

من زین عزا چگونه نگریم که در غمت
برخاست ناله از جگر سنگ ها، حسین

«آزاده باش باری اگر دین نداشتی»
زیباترین سفارش مولای ما، حسین

کز بعد قرن های فراوان هنوز هم
ما راست ره‌شناس‌ترین رهنما، حسین


تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریاب‌مان در این شب تاریک، یا حسین

#حسین_منزوی

@raziolhossein
02:24
#حضرت_عبدالله



یا اینکه باید در میان غم بیفتم
یا که در آغوش عمو محکم بیفتم

با نیزه ها رفتند در گودال من نیز
رفتم که روی جسم آقایم بیفتم

پهلوش زخم و سینه و پیشانی‌اش زخم
بر زخم هایش کاش چون مرهم بیفتم

دستم که می‌افتاد گفتم وای مادر
باید به یاد داغ زهرا هم بیفتم

فرزند انسیه‌ست پس طاقت ندارد
باید که در گودال چون شبنم بیفتم

عریان به روی خاک افتاده‌ست باید
روی تنش یک عمر چون پرچم بیفتم

چیزی نمی‌ماند ز من در بین گودال
باید که با جسم عمو درهم بیفتم

#زخم_حسینی

@raziolhossein
1
02:26
#امام_زمان_محرم


عُمری ست در هوای خودت گریه می کنی
با نوحه و نوای خودت گریه می کنی

گاهی کنار تربتِ مَخفیِ مادرت
بر خاکِ آشِنای خودت گریه می کنی

یک شب کنارِ پنجره فولاد می روی
با حاجت و دعای خودت گریه می کنی

شب های جمعه زائرِ شش گوشه می شوی
با یادِ کربلای خودت گریه می کنی

با خواندنِ زیارتِ ناحیّه تا سَحر
با سوزِ روضه های خودت گریه می کنی

لایق نبوده ایم اَنیسِ غمَت شَویم
با درد و غُصّه های خودت گریه می کنی

ما که اَهمّیت به غیابَت نمی دهیم!
از غُربَتَت، برای خودت گریه می کنی!

هر هفته نامه های مَرا می زنی وَرق
بر حالِ این گدای خودت گریه می کنی

کَس تابِ آن نداشته هم گریه اَت شود
تنها... تو پا به پای خودت... گریه می کنی...

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😢 2 1
02:28
#اصحاب

اول راه جمع بسیاری
نامه دادند جانب جانان
بی وفاها یکی یکی رفتند
گرچه ماندند بهترین یاران

یک به یک امدند کرب و بلا
دور ارباب عشق جمع شدند
مثل هفتاد و دو گل عاشق
همه پروانه های شمع شدند

زینب آرام میشد ان وقتی
یار سوی غریب می امد
ان طرف سی هزار می رفتند
این طرف هم حبیب می امد

با حبیبان که راه می افتی
عشق را انتخاب باید کرد
مسلم عوسجه به ما اموخت
ریش با خون خضاب باید کرد

زن و فرزند را رها کرد و
رفت با عشق اشنا بشود
عشق یعنی زهیر عثمانی
خواست صد مرتبه فدا بشود

زندگی مرگ دارد و آدم
با شهادت پر از حیات شود
عامر از نسل نوح آمده است
ساکن کشتی نجات شود

بیست سال تمام هر شب و روز
از اجل خواست تا امان بدهد
ارزوی بریر این بوده است
در رکاب حسین جان بدهد

تیزی تیغک مغیلان را
کودک خردسال می داند
راز ان خار کندن شب را
نافع ابن هلال می داند

تیر باران شروع شد بعدش
شد فدایی حجیر با پدرش
دست در دست هم شهید شدند
ای به قربان جندب و پسرش

شاهد زخم های پیغمبر
از احد آمده است کرب و بلا
چه کسی جز کنانه جنگیده است
در رکاب دو سید الشهدا

در میان سواره های یزید
این دلاور پیاده می جنگید
بوی صفین داشت شمشیرش
مثل حیدر جناده می جنگید

رفت عابس برهنه در میدان
مست مست از می سبوی حسین
ما همه عاشقیم اما اوست
شاه دیوانگان کوی حسین

ان زمانی که عشق می اید
هیچ چیزی مقابلش سد نیست
رو سفیدی جون میگوید
رو سیاهی همیشه هم بد نیست

کم کمک ظهر شد اذان گفتند
شد فدای نماز خواندن او
تیر ها را به جان خرید سعید
تا نباشد گزند بر تن او

کربلا ظهر روز عاشورا
یک دم انگار روز محشر گشت
نام زهرا دوباره معجزه کرد
اخرین لحظه بود حر برگشت

کشتگانش اگرچه کم بودند
سهم دارد در ان میان ایران
خوش بحال غلام ترک حسین
پسر فاطمه سن قوربان

وای بر من که در تمام عمر
گریه کم کرده ام برای شما
ای شما ای فداییان حسین
پدر و مادرم فدای شما

#سیدمحمد_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
02:30
#امام_حسین_مناجات


ای‌که‌شد آب‌از‌لبت‌ مَحروم
اَلسَّلامُ عَلیکَ یا مَظلوُم

ما و تو غیرِ ممکنُ التَّفریق
آن چنانی که لازم و مَلزوم

ما‌همه بنده و تو بنده نواز
ماهمه خادم و تویی مَخدوم

دشمنان تو یک به یک ملعون
دوستان تو یک به یک مرحوم

نگران بودی و تورا کُشتند
با دلی خون و خاطری مغموم

موج‌می‌زد غمی‌عجیب‌و‌غریب
در نگاه تو اَیّـها المَهـموم

آن‌قدر تشنگی کشیدی که
جُـملاتِ تو بود نامَفهوم

بغضِ‌کوفی به‌حضرت‌حیدر
از جراحات‌ِپیکرت،معلوم

آه‌؛ با قتل‌صبر کُشته‌ شدی؟
بود این‌‌کار اگرچه نامرسوم

آه؛دیدم که مادرت غش کرد
چون به گودال شمر بُرد هجوم

آه؛در لابلای گیسوی تو
پنجه‌انداخت تا که دشمنِ شُوم

همه دیدند خواهرت هم دید
اُستخوانهات نرم شد چون مُوم

زیر سُمّ سُتور جان دادند
بعد تو چند کودک معصوم

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1 👍 1
02:32
#حضرت_زینب_مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم یا زینب‌ است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما “رأیت الاّ جمیلا” زینب است

هاله‌‌ای از نور دورش را همیشه میگرفت
آری آن مستوره‌ی دور از تماشا زینب است

آنکه از حجب و حیا و پاکی و شرم و عفاف
چشم همسایه ندیده سایه‌اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده‌است درطوفان غم
آنکه صبر از دست او افتاد از پا زینب‌است

آنکه با آن خطبه‌ی غرّای خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه با احیاگری‌اش کرده غوغا زینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجا زینب است

#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
👍 1
02:38
#حضرت_عبدالله


رفت قاسم، رفت سقا و علی اکبر.. عمو
من ز تو تنهاتر و از من تو تنهاتر عمو

نیست زور و بازویم مثل علی اکبر ولی
هست اما غیرتم مثل علی اصغر عمو

به سکینه گفته ام غصه نخور از رفتنم
دستهای من فدای معجرت دخترعمو

زمزمِ خون راه افتاده ست دست و پا نزن
میدوم سوی تو مثل هاجرِ مضطر عمو

دور خواهم کردشان با دست خالی یک تنه
دوره ات کردند اگر با نیزه یک لشگر عمو

جایِ بابایم پدر بودی برایم سالها
ای عزیزِ مهربانتر از پدر مادر، عمو

آمدم یک ثانیه زنده بمانی بیشتر
عمه رویت را ببیند دفعه ای دیگر عمو

گیسویی که عمه ام دیروز میزد شانه اش
آه افتاده ست دستِ شمر خیره سر عمو

بینِ نیزه خوردنت جورِ مرا هم میکشی
زحمتت دادم حلالم کن دم آخر عمو

نیزه خورده پهلویت افتاده ای روی زمین
آمده انگار مادر باز پشت در عمو

حرمله با تیر جسمم را به جسمت دوخته
بر نمیدارم اگر از پیکرت پیکر عمو

من ندارم دست اما برندارم از تو دست
تا دم جان دادنم مانند آب آور عمو

بین مقتل بدتر از شمشیرها دشنام هاست
تو خجالت میکشی ای کاش بودم کر عمو

چون تمام کودکی حالا در آغوشِ توام
نیست پایانی برای من از این بهتر عمو

#یامظلوم

@raziolhossein
2
02:39
#حضرت_عبدالله

مثل رودی زد به قربانگاه تا دریا شود
بچه‌ی شیر است پس باید که بی‌پروا شود

دید عمو افتاده در مقتل بماند خوب نیست
آه اگر شب را ببیند وای اگر فردا شود

از علی اصغر چه کم دارد دلش می‌خواست تا
آخرین قربانی آقا در عاشورا شود

ناامیدانه به راه افتاد بین جمعیت
از میان اسبها شاید مسیری وا شود

گفت والله از عموی خود نخواهم شد جدا
رفت در گودال تا بخشی از آن غوغا شود

دست‌هایش را چنان عباس وقف عشق کرد
در طفولیت دلش می‌خواست تا سقا شود

آی مردم حرمله با تیر آخر آمده
وای اگر تیر سه شعبه در گلویش جا شود

خلوت عشق است حتی با حضور دیگران
آرزویش بود روزی با عمو تنها شود

زیر سم اسب‌ها حل شد در آغوش حسین
گفت: (وا اُما)، نباید پیکرش پیدا شود


#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)



@raziolhossein
👍 2 1
02:49
#امام_حسین_مناجات


شعاع نور تو هرگز شب ظلمت نخواهد دید
تو آن عشقی که عاشق پای تو ذلت نخواهد دید

به شوق پادوییِ روضه، جمع نوکران جمع است
محرم هیچ‌کس ما را پی حاجت نخواهد دید

همان خادم که کفش سینه‌زن را جفت می‌کرده
شبی که جفت شد بند کفن، زحمت نخواهد دید

خدایا! شاکرم از این حسینی که به‌من دادی
گمانم جز محبش، بنده‌ای رحمت نخواهد دید

دم عیسیٰ به یُمن خاک کوی‌ات مُرده را جان داد
مسیحا هم شِفا را جز در این تربت نخواهد دید

بسوزد دخل دُکّانی که خرج روضه‌هایت نیست
بدون نذرِ هیئت، کاسبی برکت نخواهد دید

فقط تو بین جُون و اکبرت فرقی نمی‌بینی
کسی فرزند را هم شانه‌ی رعیت نخواهد دید

اگر دست گدا ظرف غذا دیدی..، حسن داده
کسی ما را سر این سفره بی دعوت نخواهد دید

به جز روزی که بین دسته‌ها زیر عَلَم رفتم
پدر دیگر مرا این‌قدر با‌هیبت نخواهد دید

لباس مشکی ما دستبافِ زینب‌ کبراست
جهان اینگونه بانویی پُر از شوکت نخواهد دید

هزاران بار کج رفتم..، ولی زهرا برم گرداند
پسر از مادر خود لطفِ بامنت نخواهد دید

حصیر کهنه تا دور تنت پیچید..، ارزش یافت
کسی در آستانت شِیءِ کم‌قیمت نخواهد دید


پس از آنکه تو را کشتند در اوج شلوغی‌ها
دگر بزم عزایت را کسی خلوت نخواهد دید

#بردیا_محمدی


@raziolhossein
2 👍 2
02:52
#حضرت_عبدالله

ابن الحسن هستم جگر دارم عمو جان
پیش تو از بازو سپر دارم عمو جان

با سر دویدم سمت تو تا سینه ات را
از زیر پای شمر بردارم عمو جان

من بی زره یاد جمل را زنده کردم
مانند بابایم هنر دارم عمو جان

درد یتیمی را کنارت حس نکردم
پیش خودم گفتم پدر دارم عمو جان

از سر گذشتن سرگذشت عاشقان است
شرمنده ام پیش تو سر دارم عموجان

دست بریده حاصل دست شکسته است
این ارث را از پشت در دارم عمو جان

تیر از تنم رد شد تنم را به تنت دوخت
خیلی برایت دردسر دارم عمو جان

اینجا پر از سنگ و سنان و تیر و نیزه است
از تنگی جایت خبر دارم عمو جان

با خنده من را بدرقه کن جای گریه
حاال که من شوق سفر دارم عمو جان

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
ش
12:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_حر
#دوبیتی

یه دنیا روضه پشت اون صدا بود
یه بغضی تو تموم واژه ها بود

"عزادارت شه مادر"، حُر نفهمید
که نفرین کرد مولا یا دعا بود!

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 3 2
ش
13:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_عبدالله

شب پنجم که می رسد از راه
روضه را غرق آه باید خواند
از یتیم حسن که می گوییم
روضه ی قتلگاه باید خواند

روز آخر نیامده است اما
روضه رفته است داخل گودال
مثل مرغی که بال او کنده است
حسنی زاده می زند پر و بال

لحظه آخر است و این میدان
گرچه مرد نبرد می خواهد
حسنی زاده ! پیش عمه بمان
بعد از این ، خیمه مرد می خواهد

حیف از آن دست حیف از آن بازو
دست خود را به تیغ نسپاری
پیش زینب بمان که بعد عمو
علم و مشک را تو برداری


پیش زینب بمان که می ترسم
روضه ی پشت در شود تکرار
مادرم بازوی کبودی داشت
دست خود را به تیغها نسپار



#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 3
13:32
#حضرت_عبدالله


نیست چون هیچ‌کسی دور پیمبرزاده...
همه امیدِ عمو کیست؟! برادرزاده!

اکبرت نیست ولی غیرت من مانده هنوز
گرچه افتاده ابالفضل، حسن مانده هنوز

یازده سال عمو جان پدر من بودی
مثل پروانه فقط دور و بر من‌ بودی

بیشتر از علی‌اکبر نظرت بر من بود
جای من مثل پسرهات برآن دامن بود

زودتر از پسرت لقمه به من می‌دادی
با تماشام سلامی به حسن می‌دادی

به تنم قبل همه جامه‌ی نو پوشاندی
تا که خوابم ببرد در بغلم می‌ماندی

خاطرت هست نشستی به کنارم سحری...
قول دادی که مَرا هم ببری هر سفری؟

حال امروز چه رخ داده امیر دوسرا
می‌سپاری به حرم تا که بگیرند مرا؟!

فکر کردی بروی من به حرم می‌مانم؟!
بی‌خیال تن زخم پدرم می‌مانم؟!

دارم از دور به اوضاع تنت می‌نگرم
نیزه‌ای بر کمرت خورد که خم شد کمرم

صورتت زیر لگد مانده و پاخورده شده
سینه‌ات از اثر چکمه‌ای آزرده شده

مست‌ها دوروبرت نعره‌ی مستانه زدند
نیزه‌ها گیسوی خونین تو را شانه زدند

نیزه را داخل پهلوی تو کج می‌کردند
بعد باهم به سر قتل تو لج می‌کردند

قصد دارند سرت را ز قفا قطع کنند
آمدم جای سرت دست مرا قطع کنند


حسنی‌ها همه یک روضه‌ی سنگین‌ دارند
همه یک خاطره با بازوی خونین دارند...

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2
13:34
#حضرت_عبدلله

آمد به میدان، لشکر غم را خبر کرد
از خیمه نه، از سن و سالش هم گذر کرد!

آه بلندش در دل آهن اثر کرد
کوچک نخوانش، این پسر کار پدر کرد

بغض جمل را بین دشمن شعله ور کرد
با نعره ی ابن الحسن عزم خطر کرد

مانند قاسم دشت را زیر و زبر کرد
سقا شد آنجا که عمویش را نظر کرد

چشم تمام خیمه را ناگاه تر کرد
آمد جلو، خود را بلاگردانِ سر کرد

اینجای مقتل عمه اش را خون جگر کرد
ارثیه ی زهراست...دستش را سپر کرد

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
1 👍 1
ش
14:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 22.07.2023 14:47:21
#حضرت_عبدالله_دودمه

آمدم در قتلگه تا که تو را یاری کنم
( من فداکاری کنم ) ۲
مثلِ سقّایت برای تو علمداری کنم
( من فداکاری کنم )

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
👍 3
ش
14:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_حر


حرام‌لقمه چه داند امام یعنی چه
و نورِ عشق، علیه السلام یعنی چه

به سقف کوچکِ فهمش نمی‌رسد هرگز
مقام حضرت والامقام یعنی چه

چگونه تازه به دوران رسیده می‌فهمد!؟
اصالت و شرف و احترام یعنی چه

میان روضه به سیراب، از سراب نگو
به درک او نرسد تشنه‌کام یعنی چه

هزار و سیصد و چند است پرچمش بالاست؟
ببین که سايه‌ شود مستدام یعنی چه

امام آینه‌ی نور و آیه‌ی مهر است
رفیق باش بفهمی مرام یعنی چه

همان که معجزه‌ی مهربانی اش حُر بود
به مکتب کرمش انتقام یعنی چه!

حسین باب نجات است، رحمت محض است
بیا به روضه ببین هرکدام یعنی چه

بیا کتیبه‌ی "باز این چه شورش است" بخوان
بیا ببین که دم "بر مشام" یعنی چه

گریز روضه همین است، مادرش فهمید
به قتلگاه شود ازدحام یعنی چه

بیا بخاطر جسمی که نامرتب شد
سوال کن که سواره‌ نظام یعنی چه

قسم به حرمت پیراهنی که غارت شد
حرام‌زاده چه داند امام یعنی چه


#احمد_ایرانی_نسب


@raziolhossein
👍 3 2
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسین_علیه_السلام


گریه کن های حسینیم و گدای حسنیم
خاک پاهای حسینیم و برای حسنیم

جمع ما را حسن آورد سوی کرببلا
کربلایی شده ی خیر دعای حسنیم

صور این الحسنیون  که قیامت بزنند
با حسین بین صفوف رفقای حسنیم

کوری چشم همانها که رهایش کردند..
تا خدایی خدا هست به پای حسنیم

 نوکر آن است که قربانی یارش باشد
هم فدایی حسینیم و فدای حسنیم

ما به این کرببلا شهر حسن میگوییم
که در آن خیره به شش گوش طلای حسنیم..

کربلا آمده ای خرجی تو با حسن است
اربعین ما همه مهمان عطای حسنیم

به حسن بوده اگر حاجت مارا دادند
زیر این قبه همه زیر عبای حسنیم

عطر سیب حرمش را ز بقیع آوردند
بخدا پیش حسین مست هوای حسنیم.

هیچکس نیست زیارت کند اورا امروز
داغداران غم صحن و سرای حسنیم

تشت خونین حسن مقتل خونین حسین
هم عزادار حسین هم به عزای حسنیم


#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
17:33
#حضرت_قاسم_شهادت
#حضرت_عبدالله
#رباعی

آن لاله که عشق و خون بهارش بودند
گل‌های مدینه داغ‌دارش بودند

آن‌روز که جای مجتبی خالی بود
در کرب‌و‌بلا دو یادگارش بودند

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 22.07.2023 17:43:37
#حضرت_عبدالله_دودمه

نور عین حسن و نورِ دو عین‌ات شده‌ام
یا اباعبدالله

بین اصحاب فقط من حَسَنین ات شده‌ام
یا ابا عبدالله

#حسن_لطفی

@raziolhossein1
👍 1
23 July 2023
ش
00:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_شهادت


سنگ‌ها بر سرِ تو مرثیه خوانی کردند
نیزه‌ها زار زدند اشک فشانی کردند

فصلِ خندیدنِ تو بود نه گُل چیدنِ باد
چهره‌ات را چقدر زود خزانی کردند

نجمه در خیمه رویِ دامن زینب اُفتاد
عمه را اینهمه زخمِ تو کمانی کردند

پا مکش روی زمین ، جان به لبم آورده
آنچه با روی تو نامردمِ جانی کردند

تا که دیدند یتیم حسنی خندیدند
دوره کردند و چه بد سنگ پرانی کردند

هرچه کردند حریفت نشدند و آخر
تشنگی و نظر و نیزه تبانی کردند

خوب پیداست از این وضعِ بهم ریخته‌ات
اسب‌ها رد شده و سینه تکانی کردند


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
01:02
#حضرت_قاسم_شهادت


خواستم وقتِ تقلایِ تو با شم که نشد
با کمی آب پذیرایِ تو باشم که نشد

هم جوانمُرده‌ام و هم که خجالت زده‌ام
کاش می‌شد که فقط جایِ تو باشم که نشد

باد انداخت نقابت  حسنم را دیدم
خواستم گرمِ تماشای تو باشم که نشد

سیزده سال برایت پدری کردم حیف
وقت آن بود که بابایِ تو باشم که نشد

آمدی ناله کنی  روی لبت نعل زدند
آمدم موقعِ بلوایِ تو باشم که نشد

سیزده بار تو را نعل بهَم زد ، گفتم
مانع خُردیِ اعضای تو باشم که نشد

تا سرِ شانه‌ام انداختمت باز شدی
خواستم قدِّ سراپای تو باشم که نشد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
01:04
#حضرت_عبدالله_ابن‌الحسن‌
#دودمه


دست هايم را سپر كردم براي حنجرت
ای عمو جانم حُسين
دست من افتاد افتادم به ياد مادرت
ای عمو جانم حسين


@raziolhossein
ش
01:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح

عشق فرمود که لیلای حسین است حسن
آی دنیا! همه‌دنیای حسین است حسن

بی نیازِ دو جهان،کلِّ نیازش حسن است
از خداوند تقاضای حسین است حسن

همه گفتیم حسین و خود او گفت حسن
خَلق فهمید که آقای حسین است حسن

جان ؛ حسین است ولی جانِ همین جان ، حسن است
مثل یک روح در اجزای حسین است حسن

بیرقِ خونِ خدا ، پرچمِ سبزِ حسنی‌ست
در حقیقت خودِ معنای حسین است حسن

قاب شش‌گوشه نشسته است به دیوار بقیع
دائماً محو تماشای حسین است حسن

با دعاهای حسن دور حسین است شلوغ
عاشق دیدن غوغای حسین است حسن

حرم فاطمه را شخص حسن خواهد ساخت
خالق مرقد زهرای حسین است حسن

یا حسن حک شده بر مشکِ علمدار حسین
ذکر توحیدیِ سَقای حسین است حسن

دو حسن داد به شاهِ شهدا..،شاهِ کرم
چِقَدَر با دل و جان پای حسین است حسن

روضه خوانده است که لایَوم کَیومَک،عطشان!
فکر پاخوردنِ لب‌ها‌ی حسین است حسن

تو ندیدی که چه کردند سُمِ مرکب ها...
این طرف، آن‌طرف اعضای حسین است، حسن!

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
4 👍 2
01:46
#حضرت_قاسم


چشم هایت حدیث مهجوری
مثل زهرا تو سرِّ مستوری
آیه در آیه نور علی نوری
از پلیدی هر آینه دوری
تو و یک کهکشان فداکاری
سیزده ساله میر و سرداری

چون پدر صورتت تماشایی ست
چهره ات آفتاب زهرایی ست
دل بخشنده ی تو دریایی ست
شهره ات تا همیشه آقایی ست
وقت احسان شبیه بارانی
چون پدر عزت کریمانی

بین سرها سری به تنهایی
تو خودت لشکری به تنهایی
حیدر دیگری به تنهایی
شمس روشنگری به تنهایی
برندار از رخت نقاب آقا
می شود شمس در عذاب آقا

می روی کاش که زمین نخوری
مثل کوچه تو هم کمین نخوری
سنگ بر صفحه ی جبین نخوری
زیر سم ستور چین نخوری
مادرت بین خیمه خون جگر است
نازکی تن تو درد سر است

کوچه وا شد برای کشتن تو
چند تا نیزه رفته در تن تو؟
رد تیغ است دور گردن تو
شده گرد و غبار جوشن تو
شده جانت اسیر مرکب ها
تن تو مانده زیر مرکب ها

ناگهان رفت تیغ ها بالا
برد یک نیزه ای تو را بالا
رفت از پهلوی تو تا بالا
پیکرت رفت بی هوا بالا
خوب مهمان شدی عزیز من
تیر باران شدی عزیز من

کوفه در تو مدینه را می دید
هر که زد ضربه ای به تو خندید
تن بی جوشنت ز هم پاشید
بدنت روی نیزه ها چرخید
چه سبک گشته پیکرت حالا
قد کشیدی ز نعل مرکب ها

واشده بند بند پیکر تو
می چکد خون ز پای تا سر تو
شده تکثیر جسم پرپر تو
چه شکافی ست روی حنجر تو
نازنینم ببین مرا کشتی
پا نکش بر زمین مرا کشتی

#حسن_کردی

@raziolhossein
1
01:47
#حضرت_قاسم

خواستم وقتِ تقلایِ تو با شم که نشد
با کمی آب پذیرایِ تو باشم که نشد

هم جوانمُرده‌ام و هم که خجالت زده‌ام
کاش می‌شد که فقط جایِ تو باشم که نشد

باد انداخت نقابت  حسنم را دیدم
خواستم گرمِ تماشای تو باشم که نشد

سیزده سال برایت پدری کردم حیف
وقت آن بود که بابایِ تو باشم که نشد

سیزده بار تو را نعل بهَم زد ، گفتم
مانع خُردیِ اعضای تو باشم که نشد

تا سرِ شانه‌ام انداختمت باز شدی
خواستم قدِّ سراپای تو باشم که نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
1
01:48
#امام_حسین_مناجات

آورده ام تمام توانی که با من است
ناقابل است ، نذر تو جانی که با من است

در کودکی به نام تو وا شد زبان من
مشغول ذکر بوده زبانی که با من است

عمری زبان به داغ تو چرخید در دهان
فرصت بده به مرثیه خوانی که با من است

بر سینه می زنم ، به قیامت دلم خوش است
تو می شناسیم به نشانی که با من است

نان می برم به خانه ام از سفره ی غمت
از من نگیر برکت نانی که با من است

من نذر کرده ام پسرم نوکرت شود
مال تو این غلام جوانی که با من است

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
01:50
#حضرت_قاسم

سوار مرکب عشقم رکاب یعنی چه؟
مرا ببین که بیینی شتاب یعنی چه

شبیه رعد به میدان نزول خواهم کرد
که قبل مرگ ببینند عذاب یعنی چه

کلاه‌خود به اندازه‌ام نشد پیدا
وگرنه صورت مارا نقاب یعنی چه

عروس را به خدایش سپرده‌ام بنگر
که ترک عشق به عهد شباب یعنی چه

همین که ازرق شامی به روی خاک افتاد
چشید لشگرشان اضطراب یعنی چه

یکی یکی پسرانش به مرگ فهمیدند
که جنگ با نوه‌ی بوتراب یعنی چه

حنا به خون گلو بسته ام شب وصل است
ببین به صورت قاسم خضاب یعنی چی

تنم ضریح شده زیر پای مرکب‌ها
ببین به سم ستوران ثواب یعنی چه

فشرده‌اند مرا در خودم ملاحظه کن
جدا نمودن گل از گلاب یعنی چه

گسست پیکرم از هم به زیر سم ستور
خودت بیا و ببین آسیاب یعنی چه

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)


@raziolhossein
👍 2 1
01:52
#حضرت_قاسم


ظُلمِ سِپاهِ زَخم گُذاران شروع شد
طَرزِ جَدیدِ کُشتنِ یاران شروع شد

تا حال اگر که نیزه و شمشیر می زدند
اکنون هُجومِ سنگ بیاران شروع شد

می ریختند روی سَرَش، سَنگ جای نُقل
دَر خیمه اَشکِ آیِنه داران شروع شد

تا زیر سنگها نَفَسِ او تَمام شد
اُفتاد و... جَذر و مَدِّ سَواران شروع شد

وزنِ سَوار و اَسب که اُفتاد روی گُل
فَصلِ گُلابگیرِ بَهاران شروع شد

دَنده شکسته است، که زَهرا رسیده است؟!
تَجدیدِ خاطراتِ نِگاران شروع شد

اُفتاد اَبرِ رَحمتِ حَق روی پِیکرَش
یعنی عَمو رِسیده و باران شروع شد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1
01:56
#حضرت_قاسم

در کربلا یکی شد جشن و عزای قاسم
خون علیِّ اکبر گشته حنای قاسم

در خیمه ی عروسی ، در پای سفره ی عقد
تنها نشسته بی بی خالیست جای قاسم

دیدار مجتبی گر در وقت مرگ باشد
شیرین تر از عسل هست مردن برای قاسم

با اینکه آن حوالی خیلی سر و صدا بود
از زیر سُمّ مرکب آمد صداى قاسم

از بس که زخم خورد از، سنگِ تراش‌خورده
مانده است نجمه اصلا بوسد کجای قاسم

از همت بلندش شد هم قد عمویش
عشق و وفا کم آورد پیش وفای قاسم

هم کار نعل بوده هم کار سنگ بوده
اینکه شده کشیده، بر خاک، پای قاسم

#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1
ش
03:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 167.3 KB
#حضرت_عبدالله
#محاوره

صدای گریه‌ی عمه هام میاد
دیگه کمتر اینجا خوشحالی کنید
انقدر زدید، پر از زخمِ تنش
بسه! دورِ عمومو خالی کنید

با همین قدِ کوچیکم، بخدا
توی قلگاه سپر میشم براش
دست من جدا شده، فداسرش
اومدم تا که جونم بشه فداش

الهی چشماشو وا کنه به روم
کاممو شیرین تر از عسل کنه
منکه دست ندارمو نمیتونم
کاش عمو حسین منو بغل کنه


#عبدالزهرا

@raziolhossein
😭 5
03:47
#حضرت_قاسم
 
شور و شوقم را ببین، یاور نمی خواهی
عمو؟ 
اکبری یک ذره کوچکتر نمی خواهی عمو؟ 

خواهشم را رد نکن من تازه دامادم ولی 
با عسل در دست من ساغر نمی خواهی عمو؟ 

تاب دوریِ مرا اینجا دل پاکت نداشت 
قاسمت را پیش خود آن ور نمی خواهی عمو؟ 

چهره ی زهرایی ام زیباست اما یک رجز 
روز آخر با دم حیدر نمی خواهی عمو؟ 

شال بر دوش و گریبان باز و صورت قرص ماه 
در میان کربلا محشر نمی خواهی عمو؟ 

وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرت 
بر فراز نیزه هجده سر نمی خواهی عمو؟ 

پیکرم شاید سم این اسب ها را خسته کرد 
یک فدایی این دم آخر نمی خواهی عمو؟ 

دامنت امروز یک باغ پر از گُل شد بیا 
روی این دامن گلی پرپر نمی خواهی عمو؟ 

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
👍 4 😭 2
ش
05:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم


تب تنهایی من بود که تاب از تو گرفت
فکر نوشیدن یک جرعه ی آب از تو گرفت

به جمال حسنی دست درازی کردند
تازه داماد حرم نیزه نقاب از تو گرفت

هرکسی از پدرم از پدرت بغضی داشت
انتقامی عوض آن دو جناب از تو گرفت

پدر تو شتر مادرشان را پِی کرد
کینه ی جنگ جمل خُرده حساب از تو گرفت

"تا به حاال نشده بود جوابم ندهی"
من صدایت زدم و سنگ جواب از تو گرفت

بوی خونِ بدنت کرب و بال را بر داشت
گل نیلوفری ام نعل گلاب از تو گرفت

ورمِ پلکِ لگد خورده دو چشمت را بست
ورنه فکر حرم آرامش و خواب از تو گرفت

گریه ی تازه عروست وسط نامحرم
گریه ها در وسط بزم شراب از تو گرفت


#یامظلوم

@raziolhossein
3 😢 2 👍 1
ش
10:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم


حسن جوان شد و از عرشِ خیمه‌ها آمد
نماز ظهر شد و ماهِ کربلا آمد
تو قاسم‌بن‌علی یا ‌یَلِ یَلِ جَمَلی؟!
همینکه آمدی انگار مرتضی آمد
زره نپوش، که جوشن‌کبیر می‌خواهی
برای حرز تو از آسمان دعا آمد
که گفته یک نفری؟ ای سپاه یک‌نفره!
برای یاری من لشکر خدا آمد
همینکه نامه‌رسانِ من از مدینه شدی
دوباره عطرِ نفس‌های مجتبی آمد

برو به جنگِ سپاهی که دشمن حسن‌اند
من اِن‌یَکاد شدم تا تو را نظر نزنند

رجز بخوان که رجزهایت اقتدار من است
بگو که «اِبن‌ِحسن» بودن افتخار من است
صدایی از نجف آمد زمان بدرقه‌ات
که گفت این نوه‌ام تیغ ذوالفقار من است
رسید مادرم از عرش و گفت با پدرت
شبیه تو پسرت نیز رازدار من است
و ناله‌ی پدرت از میان کوچه دوید
حسین گریه کن؛! این روضه یادگار من است
نگاه خیسِ تو می‌گفت: وقت پرواز است
که بام سرخ شهادت در انتظار من است

حرم سیاه به تن کرد، از حرم رفتی
به شوقِ بوسه به دستان مادرم رفتی

کمی گذشت، شنیدم فغان میدان را
صدای هلهله‌های سپاه شیطان را
غبار معرکه می‌گفت آسمان ابری‌ست
نگاه ابری من دید، سنگ‌باران را
سرِ تلاوتِ تو اختلاف افتاده
ببین به دست همه آیه‌های قرآن را
به خاطرت به تنم می‌خرم؛ کمی دیگر
شبیه پیکر سرخت سُمِ ستوران را
چه روضه‌ای؛ ملک‌الموت نیز حیران است
میان جسمِ تو پیدا نمی‌کند جان را

زیادتر شدی اما چقدر کم شده‌ای
چقدر روضه شدی؛ مثل مادرم شده‌ای


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
👍 5
10:46
#امام_حسن_مدح
#حضرت_قاسم

سپرده ام غزلم را به اختیار حسن
پریده مرغ دلم باز در مدار حسن

زبان چگونه بگوید فضائل او را
چگونه وصف شود حُسن بیشمار حسن؟!

کریم اگر که تو باشی؛همه گدا هستیم
خدا گذاشت کرم را در انحصار حسن

و همنشینیِ او با جزامیان یعنی
که خار ها همه گل می‌شود کنار حسن

کمانِ ابرو و تیغِ نگاه او کافیست
که بین معرکه هر کس شود شکار حسن

فدای همت مردانه اش که افتاده
جمل به زیر قدم های استوار حسن

برای مصلحت دین سکوت کرد و نشست
زمان صلح مشخص شد اقتدار حسن

دوباره زنده شد انگار مجتبی وقتی
که آمدند به میدان دو یادگار حسن

دو بال لشکر او قاسم اند و عبدالله
به معرکه دو لب تیغ ذوالفقار حسن

پسر به زیر لب "احلی من العسل"میگفت
به قلب معرکه میرفت با شعار حسن

که ناگهان همه ی دشت از حسن پر شد
هجا هجا شد فرزند نامدار حسن

روایت است به محشر نمی‌شود غمگین
هر آنکسی که به دنیاست سوگوار حسن

که بر صراط، قدمهای او نمیلرزد
کسی که رفته به پابوسی مزار حسن

#عباس_جواهری_رفیع

@raziolhossein
5 👍 2
ش
13:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#حضرت_قاسم

هزار شُکر سَرم زیرِ پرچمِ حسن است
شبِ ششم شده یعنی مُحَرم حسن است

هزار شکر که زهرا خرید ما را باز
که جمعِ ما همه در جنس دَرهَمِ حسن است

بد است پیشِ کریمان که بیش و کم خواهیم
که کار و بارِ دو عالم از عالم حسن است

قسم به گریه‌کنانش که زود می‌بینیم
قرارِ ما همه صحنِ معظَّمِ حسن است

چه غم که قفل زیاد است از قضا و قَدَر
کلیدِ رفعِ بلا ذکرِ اعظمِ حسن است

چقدر فاطمه می‌خواهدش کسی را که
کنارِ داغِ حسینش، غمش غمِ حسن است

فقط نه مرحم انبوهِ زخم‌های حسین
که اشکِ چشمِ عزادار، مرحم حسن است

نه اینکه اول ماه صفر نه آخر آن
محرم و صفر ما، مُحَرَمِ حسن است

فقط نه کوچه و دیوار و آتش و سَم بود
تمامِ کرببلا مقتلِ غمِ حسن است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
2 👍 1
ش
14:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم


تو دلم رو حیدری کردی عمو
وجودم رو مادری کردی عمو
اصلا احساس یتیمی ندارم
تو برایم پدری کردی عمو


راضیه برادرت بزار برم
جوونیم فدا سرت بزار برم
یه قسم میدم که رد خور نداره
تو رو جون مادرت بزار برم


بگو عمه آینه قران نیاره
بگو نجمه سر به صحرا نذاره
چه زره تن ام کنی چه یک کفن
بخدا فرقی به حالم نداره


اکبرت زره رو شونه داش چی شد؟؟
یا کلاه خود روی سر گذاش چی شد ؟؟
زیر ضربه ی عمود فرق سرش...
زیر تیغ و نیزه دست و پاش چی شد ؟؟


لبم از هرم عطش سوخته ببین
بیا این چهره ی افروخته ببین
نیزه هایی که زدن به پهلوهام
بدنم رو به زمین دوخته بیین


گرچه من شدم اسیر سم اسب
گرچه بودم تو مسیر سم اسب
جای شکرش باقیه بابام نبود
که ببینه منو زیر سم اسب


زیر دست و پا تنم ریخته به هم
ذره ذره بدنم ریخته به هم
نعل اسباشون گواه حرفمه
مهره های گردنم ریخته به هم


#علیرضا_خاکساری


@raziolhossein
👍 1
ش
15:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم

رکاب از پا عقب مانده
چه کراری، عجب گامی
بلرزان تیغ خود را تا
بلرزد ازرق شامی

پیاپی چون جمل دشمن
تو را سر می‌دهد ناله
دوباره دهر می‌بیند
حسن را سیزده ساله

دو نیم از برق تیغت شد
جیوش الانس و الجنه
که جدت بود یا قاسم
قسیم النار و الجنه

به برق تیغ برانت
نشان کن هرچه جوشن را
بدین رایت که میبینم
درآور کفر دشمن را

شباهت تا به آنجایی
که در رزم تو سرتاسر
فلک فریاد می‌دارد
علی اکبر...علی اکبر

به بازو نامه ای داری
اگر ضرب تو سنگین است
بگو باز از لب تشنه
که طعم مرگ شیرین است

کسی از خیمه سمت تو
به حال اضطراب آمد
چنان شد قامتت آخر
که پایت تا رکاب آمد

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
2 👍 2
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_دودمه

یاحسن برخیز و داماد غریبت را ببوس...
تسلیت یا مجتبی
سیدی رفته به غارت گوشوارِ نوعروس...
تسلیت یا مجتبی

#محمدعلی_انصاری
@raziolhossein
17:38
#حضرت_قاسم

پا میکشم برخاک آخر نا ندارم..
باید که برخیزم توانش را ندارم

یک یک تمام دنده هایم را شکستند
آنقدر تا خوردم که دیگر جا ندارم

روی تن من دو قبیله جنگ کردند
پس حق بده دستی ندارم پا ندارم

نام حسن را بردم و هی سنگ خوردم
یک صورت سالم اگر حالا ندارم

ناله زدم اما دهانم را گرفتند
هم صحبتی جز سم مرکبها ندارم

هرقدر که میشد برایت قد کشیدم
تا که نگویی خوش قد و بالا ندارم

میخواستم دیگر به تو بابا بگویم
میخواستم لب وا کنم اما ندارم!

قاسم که بودم حال قسمت قسمتم من..
واضح تر ازاین که شدم معنا ندارم

مثل قباله پاره پاره هستم اما
یک بوسه بررویم بزن امضا ندارم

دیگر جوانان بنی هاشم نداری
ای بی کس من اکبر و قاسم نداری

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 5 3
17:52
#حضرت_قاسم_دودمه

دیدهء فاطمه و زینب و نجمه به من است
رجزم صف شکن است
میمنه دست حسین، میسره دست حسن است
رجزم صف شکن است

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 1
ش
18:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 13.07.2023 16:52:19
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسین_علیه_السلام


همه عزت دنیای حسین است حسن
به خداوند مسیحای حسین است حسن

بی حسن سوی حسینش بروی باخته ای
جان من! صاحب امضای حسین است حسن

این حسن کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
برترین اسم‌ به لبهای حسین است حسن

هرکسی گفت حسین، از برکات حسن است
تا ابد پرچم بالای حسین است حسن

بنویسید که آقای جهان است حسین
بنویسید که آقای حسین است حسن

زیر قبه همه گفتیم الهی به حسن
باب حاجات گداهای حسین است حسن

همه در کرببلایند حسین رفته بقیع
چه عجب؟! جنت اعلای حسین است حسن

او علی اکبر اگر داد حسن قاسم داد
در بلا هم شده هم پای حسین است حسن

بعد او خنده ندیدند به لبهای حسین
آی مردم غم عظمای حسین است حسن


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2 1
24 July 2023
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


کیست این طفل که در ساعت خواب
سر گذارد روی دوش مهتاب

از تبش سوخته حتی خورشید
از لبش باخته رنگ مهتاب

تشنه کامی که ز پیمانه ی عمر
خورده اندازه ی شش جرعه ی آب

حیف  از این برگ گل باغ بهشت
از عطش دید چه بسيار عذاب

قاتلش با چه حسابی میکرد
طفل را قدر علمدار حساب

با همان تیر که مرد افکن بود
تیر افکند به طفل بی تاب

گوسفندی بکُشند آب دهند
کشتن طفل ندارد آداب؟

او دوتا گشت سر دست پدر
گشت تا تیر سه شعبه پرتاب

سَرِ او رفت به نی با اولاد
تن او ماند کنار اصحاب

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
02:27
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب


بیدار شو عزیز دلم وقت خواب نیست
حتی به خواب دیدنِ تو حرف آب نیست

مهمانِ تیغ و تیرِ سه شعبه شدیم ما
در این دیار خشک ، محبت ثواب نیست

می سوزد از غمِ تو فقط ظلّ آفتاب
قلبی دگر برای لبِ تو کباب نیست

شرمندهٔ حسین شدم تا که گفتم آب
شرمنده گشت گفت ببخشید آب نیست

هشتاد و چار مضطرب این سو نظاره گر
برعکس ، آن طرف به دلی اضطراب نیست

آب ست دور تو که به اسراف می رود
اما به جز سه شعبه برایت جواب نیست

این وقت آخری به خدا می کنی نگاه
قربان رتبه ات که به چشمت حجاب نیست

ای کوچکِ به نیزه بگو بر عموی خود
بر پای عمه هیچ کس اینجا رکاب نیست

آنقدر کربلا شده ام پیر که مرا
هر کس که دید گفت به خود این رباب نیست

باید به نام تو قسمش را بیاورد
زیرا پس از تو ذکر کسی مستجاب  نیست

#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
02:29
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی

به روی برگ گل شبنم نشسته
به سوگ تشنه ای زمزم نشسته

به روی حنجر ششماهه با تیر
سه تا بوسه کنار هم نشسته



عطش را روی لب تفسیر داری
نخوابیدی ، ولی تعبیر داری

نمی دانم چه کرده تیر با تو؟
که بر حنجر ، خط شمشیر داری



#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
😭 2 1
02:31
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


هِی کتک خورد زنی پشتِ تو و هِی اُفتاد
پشتِ تو  مادرِ بی شیر پیاپی اُفتاد

نگران بود نسیمِ خنکی هم نوَزد
باد هروقت  گذر کرد سر از پی اُفتاد

گرچه بستند سرت را به نخِ قنداقه‌ات
باز تا نیزه تکان خورد سر از نِی اُفتاد

سر در آغوشِ رُباب و دو سه ساعت بعدش
نیزه‌دارِ تو به او گفت : سرش کی اُفتاد؟!

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4 😭 2 1
02:35
#حضرت_علی_اصغر_شهادت

میان گریه‌ات لبخند ناب است
چرا باور کنیم از قحط آب است؟...

خدا در بند قنداقه تو را خواست
علی همواره دستش در طناب است...

علی هستی تو آخر، حرمله کیست؟
بزن پلکی که وقت فتح باب است

به عکسِ وقتِ تشییع تنِ تو
چقدر انجام دفنت پر شتاب است

چه بهتر دفن بودی و نگفتند
سه روز این جسم زیر آفتاب است...

#جواد_محمد_زمانی

@raziolhossein
1
02:36
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


این هفتمین شب است که هیأت قیامت است
امشب مسیر روضه به سمت خجالت است

داغ عطش گرفته رمق از گلویمان
امشب به آب گو رود از روبه رویمان

امشب تمام روضه شده آب آب آب
خون گریه میکنیم برای غم رباب

"کار جنون ما به تماشا کشیده است"
ای اهل روضه ها شب هفتم رسیده است

امشب برای تعذیه کودک بیاورید
تصویر تیر و حنجر کوچک بیاورید

تا بیشتر به قلب شما غم بیاورم
ناچارم اسم حرمله را هم بیاورم

امشب دخیل بسته ی یک گاهواره ایم
خون گریه های حنجره ای پاره پاره ایم

لطمه زنان مقتل یک شاهزاده ایم
انگار روبه روی حرم ایستاده ایم

وقتی که دید نیست دگر راه چاره ای
گل کرد روی دست پدر ماه پاره ای

فرمود این پسر نفسم نور دیده است
کار گلوی او به تلظی کشیده است

چشمان تنگ کوفه از این داغ تر نشد
مُنُّو عَلَیَّ گفت حسین و خبر نشد

مولا اشاره کرد به خشکیده روی او
برقی زد از سپیدی زیر گلوی او

دشمن مجال یک کلمه بیشتر نداد
جز با سه شعبه تیر جواب پدر نداد

خشکیده بود چونکه گلو زودتر شکست
قلب پدر شبیه گلوی پسر شکست

هر شعبه ای به یک طرف حنجرش نشست
انگار تیر بر جگر مادرش نشست

با چشم اشکبار و دل خون و نا امید
آهسته تیر از گلوی نازکش کشید

#حسن_کردی

@raziolhossein
😭 2 👍 1
02:39
#حضرت_علی_اصغر_مدح
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


زره پوشیده از قنداقه، بی‌شمشیر می‌آید
شجاعت ارث این قوم است، مثل شیر می‌آید

به روی دست بابا آسمان‌ها را نشان كرده
چقدر آبی به این چشمان بی‌تقصیر می‌آید!

زبانش كودكانه‌ست و نمی‌فهمم چه می‌گوید
ولی می‌خوانم از چشمش كه با تكبیر می‌آید

به چیزی لب نزد جز آه، از لطف ستم اما
نمی‌دانم چرا از دست دنیا سیر می‌آید!

جهانی را شفاعت می‌كند با قطرهٔ اشكی
كه از چشمش تو گویی آیهٔ تطهیر می‌آید

بگو ای آخرین سرباز میدان، چند سالت بود؟
که با خون دارد از زخم تو بوی شیر می‌آید


بخواب ای كودكم، لالا... كه سیرابت كند دشمن
بخواب ای كودكم، لالا... كه دارد تیر می‌آید

#علی_فردوسی

@raziolhossein
4 👍 3
02:40
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


خون از لبان چاک چاکش پاک می کردم
با دست خود شش ماهه ام را خاک می کردم

شرمنده ی شش ماهه ام هستم خبر دارید ؟
چشمان بازش را خودم بستم خبر دارید ؟

هرگز نکرده هیچ کس کاری که من کردم
با تکه ای قنداقه طفلم را کفن کردم

بالای سر مشغول تلقین دادنش بودم
خیره به رگ های ظریف گردنش بودم

در گوشش استرجاع را با لحن غم خواندم
آن جا به تنهایی نمازش را خودم خواندم

من هم وجودم رنگ و بوی محتضر دارد
بابای بچه مرده از حالم خبر دارد

چشم انتظار لحن باباگفتنش بودم
از روز میلادش به فکر جوشنش بودم

می خواستم روزی عصای دست من باشد
آینده داماد عموجانش حسن باشد

حالا تمام هستی ام در گور خوابیده
داغش به روی خیمه خاک مرده پاشیده

یادم نرفته آن ترک هایی که بر لب داشت
یادم نرفته روزهای آخری تب داشت

لرز سرش ؛ ضعف تنش آتش به جانم زد
با هر تلظی کردنش آتش به جانم زد

از مادرش هم نیز کاری بر نمی آمد
از فرط بی حالی صدایش در نمی آمد

از وصله ی جان دل بریدن گریه هم دارد
از این و آن منت کشیدن گریه هم دارد

بیش از بقیه حرمله خیلی عذابم کرد
تیر سه شعبه عاقبت خانه خرابم کرد

از کشتن ما حرمله هرگز نشد خسته
امد برای کشتن طفل زبان بسته

ای کاش مثل اکبرم من را صدا می زد
طفل عزیزم روی دستم دست و پا می زد

دیگر رباب از فکر او بیرون نمی امد
راحت سه شعبه از گلو بیرون نمی امد

در راه دین شش ماهه مثل مادرم دادم
در راه خیمه بود یاد محسن افتادم

با حسرت دیدار او عمری برادر سوخت
محسن ؛ همان که پشت در همراه مادر سوخت

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 3 1
02:42
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


تیر سه شعبه بود اگر اکبر از گلو
اما گذشت با دل و جان اصغر از گلو

ای کاش لااقل کمی آرام می رسید
پیدا نشد اگر هدفی بهتر از گلو

طوری جنون گرفت که آتش به خیمه زد
طوری شتاب داشت که رد شد سر از گلو

باید پسر به زیرِ عبای پدر رود
تا اینکه با خبر نشود مادر از گلو

جسم همه شبیه تو کوچک شده علی
باید تو را شناخت نه از پیکر از گلو

نقشی که بر صحیفه ی هفت آسمان کشید
ارباب می گرفت در آن جوهر از گلو

گاهی تمام روضه به یک واژه می رسد
در یک کلام روضه من الغرض گلو

#محمدمعین_پوریلان

@raziolhossein
1
02:47
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


بنویسید که اینگونه شده سرگشته
یک قدم رفته به خیمه دو قدم برگشته

روی برگشت ندارد به حرم، حق دارد
چه جوابی بدهد، بی علی اصغر گشته

طفل را زیر عبا برد، همه فهمیدند
پدر پیر خجالت زده مضطر گشته

نه فقط خیمه که از حالت واله شدنش
دیده ی لشگر کوفه به خدا تر گشته

آب میداد و نمیداد چه فرقی میکرد؟!
رفتنی بود دگر غنچه ی پرپر گشته

آب میخواست اگر، خواست هدایت بشوند
پاسخ خواستنش خنده ی لشگر گشته

به دلش تیر سه شعبه دو سه تا داغ گذاشت
داغ این طفل ولی چند برابر گشته

آه از تیر بزرگی که به حلقومش خورد
آه از آن بدن کوچک بی سر گشته

آنقدر نیزه زمین زد بدنش پیدا شد
حرمله از همه انگار که بهتر گشته

#یامظلوم

@raziolhossein
😭 3 1
02:49
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


فرات بود ، ولیکن نبود آب اینجا
که بود مهریهٔ فاطمه سراب اینجا

صدایِ گریه ، نمی داد رنجشان انگار
که بی محلیِ بر طفل شد ثواب اینجا

به دست شاه دو عالم که طفل بالا رفت
نسوخت هیچ دلی غیرِ آفتاب اینجا

مگر به گوشِ علی ، تیر خواند لالایی ؟
که بُرد کودکِ معصوم را بخواب اینجا

غروبِ روز دهم زود اتفاق افتاد
سپهر گشت به خونِ گلو خضاب اینجا

حسین تنها شد وای بر دل زینب
خدایِ صبر گرفت از غم اضطراب اینجا

سه روز زخم تنش را که نور تازه گذاشت
حرام کرد به خود سایه را رباب اینجا

#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 1
02:50
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


دیدنِ دشمن و روی تو ندیدن سخت است
جای انگشتِ پدر تیر مکیدن سخت است

خواب بودی و تو را بوسه زدم  امّا زد
ناگهان بی نفَس از خواب پریدن سخت است

جانِ تو سخت‌ترین کارِ جهان آسان است
پیشّ یک مادرِ بی شیر رسیدن سخت است

دست بر تیر زنم حنجرِ تُردت ریزد
تیر از حنجرِ خشکیده کشیدن سخت است

رو زدم ، رو زدم و رو زدم و رو ، اما
عوض‌اش خنده‌ی این قوم شنیدن سخت است

بر رویم خونِ تو پاشید و زمین هم نچکید
در عوض تا حرم از شرم چکیدن سخت است

روی تو سنگِ لحد چیدم و عمداً گفتم :
طفل را از زیر این خاک کشیدن سخت است

لااقل قافله‌ ، ای‌کاش که آرام رود
پا برهنه عقب بچه دویدن سخت است

* *

از تکانهای عبا حرمله فهمید چه شد
نفسِ آخر خود را نکشیدن سخت است

این زبان بسته نشد آب بگوید ، نامرد
آب با لب زدنِ خود طلبیدن سخت است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
😭 2
02:52
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی

از فرط عطش نفس بگیرد ،سخت است
رحمی دل دشمن نپذیرد سخت است

این را همه ی حرمله ها می دانند
بر دست پدر ، پسر بمیرد سخت است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein1
1
02:55
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


ملتهب است حنجرت بس که ندیده آب را
داده به خیمه های ما وضع تو التهاب را

شکر عدالتت خدا اصغر ماست تشنه لب
مرکب شمر میخورد از لب رود آب را

چنگ به سینه میکِشی مادر خویش میکُشی
تشنه ترینِ تشنگان سعی مکن سراب را

مشک گرفت و رفت تا علقمه تا بیاورد
یا که به خیمه آب را یا خبر رباب را

کُشت تمام خیمه را رفتن چشم‌های تو
تا به کجا به مادرت می‌دهی اضطراب را

دست به دست رفته‌ای تا ته خیمه‌ی زنان
گریه‌ی بی امان تو خواب نموده خواب را

آب نمانده در حرم شیر نمانده در برم
گبر و جهود و هم نبیند این چنین عذاب را

رفت و کشید اماممان منت خولی و سنان
حرمله داد آن میان بر سخنش جواب را

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
1 👍 1
02:57
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


چگونه داغ تو باشد جگر کباب نباشد
چگونه نام تو باشد سخن از آب نباشد

به رغم خواندن لالایِ عمه خواب نرفتی
زمان غربت بابا که وقت خواب نباشد

به حنجر پسری اینچنین سه شعبه نخورده
محاسن پدری اینچنین خضاب نباشد

ز گبر و کافر و از هر شکارچی که بپرسند
بریدن گلوی نازکی صواب نباشد

خراب کرد گلوی تو را سه شعبه ی داغی
چگونه حال دل مادرت خراب نباشد

نداشت شیر تو بودی و شیر داشت نبودی
برای مادر از این سخت تر عذاب نباشد

کنار نیزه ی تو مادری دوباره کتک خورد
خدا کند که عروس ابوتراب نباشد

سرت به نیزه بلند است در مقابل محمل
خدا کند که فقط محمل رباب نباشد

نجات می دهد از دست نیزه دار سرت را
اگر رباب اسیر غل و طناب نباشد

شده ست مشکل زینب شده ست حاجت زینب
عروس فاطمه دیگر در آفتاب نباشد


#یامظلوم

@raziolhossein
😭 2
02:59
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


ای بزرگ همه ، نوزاد اباعبدالله
وارث غیرت اجداد اباعبدالله
حضرت محسن ِ اولاد اباعبدالله
با تو حاجت به همه داده اباعبدالله

پَر ِ قنداقه ی تو بال و پر نوکر هاست
چون عمو روضه ی تو چاره ی ما مضطر هاست

شب هفتم چه قَدَر مثل شب تاسوعاست
هر چه خواهید بگیرید شب معجزه‌ هاست
یارمان باب ِ حوائج شده حاجات رواست
کرمش شامل عالم شده از بس آقاست

این طبیبی که کُنَد درد ، دوا نشنیده
غالبا بیشتر از خواهشمان بخشیده


کیستی ای همه صاحب نفسان نوکر تو
ای بزرگان همه زانو زده در محضر تو
رو زده آبروی عالم امکان سر ِ تو
شیر سرخ عربستان شده آب آور تو

ابر و باد و مه و خورشید و فلک حیرانت
اکبر و قاسم و عباس بلاگردانت

شد گرفتار تو هر بنده گرفتار نگشت
در دو عالم به کسی جز تو بدهکار نگشت
دست و دلباز ! چرا عمر تو بسیار نگشت
وای بر حال ِ زمین،  دور تو یک بار نگشت

در تو دیدم کرم ِ ارثی این سلسله را
ترسم این است شفاعت بکنی حرمله را


چیست جرمت که گرفتند ز چشمان تو خواب
چیست جرمت که شده سهم تو اینگونه عذاب
عرشیان مویه کنان ، گشته فلک خانه خراب
کم تلظی بنما ، ای نوه ی مادر آب

تو غم انگیز ترین روضه ی عاشورایی
سند محکم مظلومیت بابایی

وای از کینه ی دیرینه ی بدر و خیبر
شده جنجال دوباره سر نام حیدر
بیشتر از همه دیدند ستم از لشکر
این علی بن حسین بن علی های پدر

علی و خنده و محراب ِ دو دستان پدر
آمده یاد همه ، فزت ُ و رب ِ حیدر


فاطمه ناله زد و عرش در آمد دادش
پدری تیر کشید از گلوی نوزادش
آمده پشت در و مادر و فضه یادش
یک نفر نیست در اینجا برسد بر دادش

پدری خسته و شرم و قد ِ همچون دالش
مانده کم حرمله هم گریه کند بر حالش

گل نشکفته و پرپر شده ، ای وای رباب
ذکر یک عرش  سراسر شده ای وای رباب
قدّ ارباب چو مادر شده ، ای وای رباب
خاک ، گهواره ی اصغر شده ای وای رباب

مانده کم جان دهد از دل نگرانی پدرش
چشم سر نیزه بُوَد آه ، به دنبال سرش

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 2 1 😍 1 😭 1
03:01
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


شده آب آب حرم بی جواب
کمی روی دستان مادر بخواب
ببین مادرت از خجالت شد آب
چه کردی تو با حال و روز رباب
لبانت ترک خورده شرمنده ام
از این چشم آزرده شرمنده ام

لبت چون دل مادرت سوخته
از آن بیشتر حنجرت سوخته
ز هرم عطش پیکرت سوخته
گل اشک چشم ترت سوخته
تو با جان این خسته بازی مکن
تلظی مکن دل نوازی مکن

علیِ مرا خواهش شیر نیست
به چشمان تو ترسِ شمشیر نیست
اگر چه گریزی ز تقدیر نیست
گلوی تو اندازه ی تیر نیست
پدر را ز قول من ای جان بگو
بپوشان سپیدیِ زیر گلو

برو مرد مادر خدا یاورت
الهی بلایی نیاید سرت
خراشی نگیرد به بال و پرت
برو بعد تو وای بر مادرت
تو را می سپارم به دست پدر
تویی هستی من و هست پدر

ببین بی قرار توام بی قرار
بمان تا بهارم بیاید،بهار
ندارد تنت طاقت کارزار
گلوی تو را با سه شعبه چه کار
به زیر گلو مثل یک نیزه خورد
رد بوسه های مرا تیر برد

#حسن_کردی

@raziolhossein1
👍 2 1
ش
04:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب


حاال که کوچک است برایت زمین من
بالا بمان ستاره ی بالانشین من

دستم نمیرسد به بلندای تو ولی
آهم که میرسد به تو ای نازنین من

آغوش من رکاب گرفته برای تو
اما تو رفته ای سر نیزه نگین من

ای کاش مُرده بودم و از نِی نمیچکید
خونابه های حلق تو روی جبین من

حتی به من اجازه ی گریه نمیدهند
شد دستمال اشک من این آستین من

با چه دلی به صورت تو سنگ میزنند؟!
کوچکترین ستاره ی نیزه نشین من

من که بدون تو سحری نگذرانده ام
طی شد بدون تو سحر چندمین من

خیلی برای تشنگی ات تشنه مانده ام
شیرین زبانِ از همه تشنه ترین من

من داد میزنم سر اینکه تو ساکتی
ای خنده ی تو آتش قلب حزین من

جان دادن تو جان مرا هم گرفته است
با تو یکی شده پسرم اربعین من

هم جای ناخن تو و هم جای خالی ات
داغی عظیم بعد تو دارم به سینه من

زهرا بهشت منتظرت مانده تا خودش
گهواره را تکان بدهد نازنین من

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
04:55
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


گلوی تو عوض آب ، خورده تیر عزیزم
چکیده از لب تو خون به جای شیر عزیزم

رسانده باد فقط بوی آب را به مشامت
که سهم تو به جز این نیست در کویر عزیزم

جوابِ خواهش من را چه زود داد سه شعبه
پس از سه روز تو خوابیده ایی چه دیر عزیزم

نگاه کن  به روی خاک ، جای خون گلویت
روان شده عرق شرم در مسیر عزیزم

به احتیاط بمان روی نیزه تا که نیفتی
به هر طریق  شده نیزه را بگیر عزیزم

به روی نیزه فقط با صدا مرا بشناسی
رباب می شود از این به بعد پیر عزیزم


#حامد_آقایی

@raziolhossein
04:57
#حضرت_رباب


بدون معجر هم می‌کند حجاب رباب
ز نور فاطمه دارد به خود نقاب رباب

کدام قافیه خوب است شعر مرثیه را
بدون وقفه دلم داد زد رباب رباب

ز داغ سینه‌ی خشکیده از عطش بی شک
تمام عمر به خود می‌دهد عذاب رباب

به التماس اباالفضل زیر لب می‌خواند
به گوش مشک علی و به گوش آب رباب

از آن زمان که به دنبال آب رفته حسین
ندیده است علی را مگر به خواب رباب

تمام روضه همین است: بعد از عاشورا
خطاب میکندش شمر با عتاب: رباب!

پس از امام که مانده‌ست پیکرش بر خاک
نشسته است فقط زیر آفتاب رباب

نجات بخش حسین است از جفای یزید
چه کرده است در آن مجلس شراب رباب

به گوش او نرسد کاش گریه‌ی نوزاد
که از صداش میوفتد به اضطراب رباب

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
1 👍 1
ش
11:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


شش ماهه ام اما امام تشنه هایم
سرباز آقای غریب کربلایم

نوشیده ام کوثر بجای شیر مادر
امّید زهرایم، یل شیر خدایم

دارم تلظی می کنم اما نه از آب
ای اهل عالم، تشنهء خون خدایم

من دستگیر عالمم مثل ابالفضل
این بند قنداقه نبسته دست و پایم

لالایی من را رقیه خواند و گفته
مثل علی اکبرش میدان بیایم

این گریه هایم آیهء "اِنّا فَتَحنا"ست
کی گفته خشکیده دهان و حلق و نایم

من حاجی و خیمه حریم امن، اما
آغوش بابای غریبم شد منایم

معراج را با خون خود سیراب کردم
بابا گرفت اسم خدا را در ازایم

آقایم و عرشی ام و بالانشینم
همپای بابا بر سر نیزه است جایم

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
😭 1
11:04
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_علی_اصغر_مدح


گرچه به ظاهر علی اصغر به نظر می‌رسد
باطناً اما علی اکبر به نظر می‌رسد

خُلقاً و خَلقاً به رسول مدنی رفته است
آینه‌ی حُسن برادر به نظر می‌رسد

می‌چکد از لعل لبش کوثر و یاسین و نور
کودک شش ماهه پیمبر به نظر می‌رسد

وقت جلوسش به سر دست امام زمان
حجت حق بر روی منبر به نظر می‌رسد

چشم زمین محو شکوه اسداللهی‌اش
در دل قنداقه چو حیدر به نظر می‌رسد

کرببلا آمد و شد یک تنه جیش الحسین
یک نفر اما دو سه لشگر به نظر می‌رسد

در قد و بالا نه! ولی در دل و جرأت چرا
با عمو عباس برابر به نظر می‌رسد

بعد علمدار علمدار حرم می‌شود
بسکه ابوالفضل دلاور به نظر می‌رسد

با قدمش، با جنمش، با نفسش، با دمش
محسن صدیقه‌ی اطهر به نظر می‌رسد

مشک، عمو، آب، عطش، خیمه و اشکِ رباب
روضه از این‌ها که فراتر به نظر می‌رسد

حرمله گر تیر سه پر را نزند هم، علی
با لب خشکش گل پرپر به نظر می‌رسد

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
11:08
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


آن‌قَدَر لب تشنه و معصوم بود
گریه هم می‌کرد، نامفهوم بود
 
صورتی کوچک شبیه غنچه داشت
استخوانش نرم، مثل موم بود
 
مادرش از تشنگی شیری نداشت
در میان خیمه‌ها مغموم بود
 
جان به قربانِ غریبیِ حسین
از دو قطره آب هم محروم بود
 
آب را بستن به روی کودکان
در کدام آیین و دین مرسوم بود؟!
 
شد از این کودک تلظی کردنش_
سهم بابایی که خود مظلوم بود
 
با سه شعبه، طفل شش‌ماهه زدن
در میان کفر هم مذموم بود
 
بین دستش یک طرف جسم علی
یک طرف هم صورت و حلقوم بود
 
گوش تا گوش علی پاشیده شد
چون به جرم عاشقی محکوم بود
 
عصر عاشورا رسید و صحبت از
نبش قبر کودکی معصوم بود
 
پیش چشم مادرش رأس علی
لا به لای نیزه‌ها معلوم بود


#محمدجواد_شیرازی


@raziolhossein
2 👍 2
11:09
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#محاوره

شب و روزام اینطوری سر نمیشه
بدتر از این میشه بهتر نمیشه
دلمو به گهواره ش خوش نکنین 
اینا واسم علی اصغر نمیشه


حرمله وصله جونمو گرفت 
عصای قدّ کمونمو گرفت 
مگه من چند تا دیگه پسر دارم 
حرمله یکی یدونه مو گرفت


اشک ابر تو مگه یادم میره
قتل صبر تو مگه یادم میره
کفن و دفن تو اگه یادم بره
نبش قبر تو مگه یادم میره


نیزه میخواد بی نقابت ببره 
بهره از بوی گلابت ببره 
وقتی نیزه دار،داره تابت میده
لالایی میگم که خوابت ببره


سَنَدی بودی که رو شدی علی
هق هق بغض گلو شدی علی
آرزوم بود ببینم بزرگ شدی
حالا هم قدّ عمو شدی علی

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 3
ش
11:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


گشودی چشم ، در چشم من و رفتی به خواب اصغر
خداحافظ ، خداحافظ ، بخواب اصغر بخواب اصغر

بدست خود به قاتل دادمت ، هستم خجل
اما ز تاب تشنگی آسوده ‌ای از التهاب اصغر

به شب تا مادرت گیرد به بر قنداقه خالیت
بگریند اختران شب ‌ها به لالای رباب اصغر

کبوتر گو  به نسوان مدینه با پر خونین
خبر کن آنچه بو بردند  از وای غراب اصغر

تو با رنگ پریده غرق خون ، دنیا به من تاریک
کجا دیدی شب آمیزد، شفق با ماهتاب اصغر

برو سیراب شو  از جام جدّّت ساقی کوثر
که دنیا و سرآبش را ندیدی جز سراب اصغر

گلوی تشنه ی بشکافته ، بنمای با زهرا
بگو کز زهر پیکانها به ما دادند آب اصغر

الا  ای غنچه نشکفته پژمرده ، بهارت کو؟
چه در رفتن به تاراج خزان کردی شتاب اصغر

خراب از قتل ما شد  خانه دین مسلمانان
که بعد از خانه دین هم ، جهان بادا خراب اصغر

عمو سقای عاشورا ، خجالت دارد از رویت
که بی دست از سر زین شد نگون پا در رکاب اصغر

به چشم شیعیانت اشک حسرت یادگار توست
بلی در شیشه ماند یادگار از گل، گلاب اصغر

الا ای لاله خونین چه داغی آتشین داری
جگرها می کنی –تا دامن محشر کباب اصغر

تو آن ذبح عظیم استی که قرآن شد بدو ناطق
الا ای طلعت تأویل آیات کتاب اصغر

خدا چون پرسد  از حق رسول و آل در محشر
نمیدانم چه خواهد داد؟ این امت جواب اصغر

زیارت خواهد و فیض شفاعت «شهریار» از تو
دعای شیعیان کن از شفاعت مستجاب اصغر


#محمد_حسین_بهجت_تبریزی_شهریار
#شهریار

@raziolhossein
ش
13:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


السلام آقاجان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان
ای پادشه خوبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

از آب شدی محروم ، یاسَیّدَنَاالمَظلوم
لب تشنه شدی قربان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

از داغ تو ای بی سر ، ای غریب بی مادر
عالم شده بی سامان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هرکس که شود امروز ، در عزای تو گریان
فرداست لبش خندان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هم آب حیاتی تو ، هم فلک نجاتی تو
دیگر چه غم از طوفان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

این خطّ و نشان یک روز ، از داغ تو میمیرم
هستم سرِ این پیمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

گفتی که بود اشکم ، بر زخم تنت مرهم
گریم به تو چون باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

من سینه زنِ شاهم ، پیرهن نمیخواهم
یاد آن تنِ عریان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

سینه میزنم یادِ ، سینه ای که بشکستند
در زیرِ سمِ اسبان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

جبرئیل بر آدم ، روضه عطش خوانده
با اشک و دلِ سوزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هیچ جای این عالم ، هیچ کس نمی بندد
آب بر روی مهمان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

بعد کربلا دیگر ، آب هم گوارا نیست
شعله میزند بر جان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

مادرت چه حالی داشت ، آن لحظه که میگفتی
یا قوم اَناَالعطشان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

شمر و مرکبش سیراب ، اصغر از عطش بی تاب
ای دریغ از باران ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

یَابنَ ساقی کوثر ، مجبور شدی آخر
رو زدی به نامردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

حرمله جوابت داد ، با سه شعبه آبت داد
من بمیرم آقاجان  ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

تیر بوده یا خنجر ، یک لحظه سرِ اصغر
شد به پوست آویزان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

هی سمت حرم رفتی ، هی دوباره برگشتی
حیرانی و سرگردان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

با دست خودت کَندی ، قبر شیرخوارت را
از چشم همه پنهان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

مادرش چه حالی داشت ، روی نیزه وقتی دید
آن ستاره تابان ، یاسَیّدَنَاالعَطشان

این سر از روی نیزه ، با نسیم می افتاد
سنگی نخورد بر آن ، یاسَیّدَنَاالعَطشان



@raziolhossein
😭 4 1
ش
17:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی


غریبانه دستی به مویت کشیدم
پس از آن عبا  را به رویت کشیدم

نمیشد که با تیر خاکت کنم که
خودم  تیر را  از گلویت کشیدم

#محمد_جواد_مطیع_ها   

@raziolhossein
3
17:38
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


شبیه هاجرِ دنبالِ آب، باگریه
دوید در دل صحرا رباب باگریه

برای مادر اصغر در آسمان، آن‌روز
نشست، روضه گرفت، آفتاب باگریه

به یاد گریه‌ی طفل رباب، ساقی شد...
کنار علقمه از غصّه، آب، باگریه

شبیه عاشق دلتنگ، تیر از چلّه
دوید سمت علی باشتاب، باگریه

به‌گریه گفت: که سیراب شد علی‌اصغر؟
حسین داد به‌زینب جواب؛ باگریه...

حسین گفت: علی‌جانْ خدانگهدارت!
رباب گفت: عزیزم بخواب...، باگریه

برای داغ دل مادر علی‌اصغر
دل زمین و زمان شد کباب باگریه

به روی حنجر او فتح باب شد با تیر
اگر چه بسته شد آخر کتاب باگریه

دلی که سوخت به یاد گلوی نازک او
به روسیاهی خود زد نقاب باگریه


#سجاد_روانمرد


@raziolhossein
17:39
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#عامیانه


نشستم پیش ِ گهواره
دلم آشوبه، پُر درده
عزیزم رفته با، باباش
بشه سیراب و برگرده

دلم رفته به دنبالش
که وابسته م بهِش خیلی
خدایا زود برگرده
شدم دلواپسِش خیلی

میاد خنده رویِ لبهاش
صداش می پیچه توو گوشم
صحیح و سالم و سیراب
میاد الان توو آغوشم

گلم روو دستایِ باباش
شده سرحال و رفته خواب
شده ساکت صدا-گریه ش
بهش دادن گمونم آب

نمیدونم چرا داره
تو چشماش اشکِ لبریزی
پریشونه چرا زینب(س)؟!
بهم میخواد بگه چیزی

میرم پایِ درِ خیمه
عجب حالِ دلم زاره
خدا رو شکر هستیم و
حسینم(ع) داره میاره

گمونم تویِ آغوشِش
براش یه سایه بون ساخته
نیفته تا بهش آفتاب
عَباش و روو سر انداخته

نمیدونم چرا پاهاش
نداره قدرتِ رفتن
تعلُّل میکنه داره
حسینم(ع) واسه برگشتن

شده نزدیکتر اما
بمیرم! داده قربونی
همه هستیم و می‌بینم
تویِ قنداقهٔ خونی

هنوزم تشنه و خشکه
لبایِ شیرخوارِ من
گلوش و بُرده ضربِ تیر
سرش افتاده روو گردن

به هم ریخته چقد موهاش
چقد شعله وَرِه آهم
دیگه بسته شده با خون
چشایِ خیس ِ شیش-ماهه م

دلم آتیشه! می بینم
سرش روو نیزه رفته؛ وای
حلالم کن...برو...مادر
خداحافظ...علی(ع) لای لای


#م_عاطفی

@raziolhossein
1 👍 1
17:41
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


بین میدان تا غریبی تو را نظاره کرد
چون گریبان آن گلوی نازکش را پاره کرد

بس که خون غیرتش از غربتت آمد به جوش
همچو فریاد از گلویش خون او فواره کرد

مثل شمشیر دو سر شد روی دستت در مصاف
چون علی یک بار آمد فتح را یکباره کرد

منت خفتن در آغوش پدر را می‌کشید
شانه ی از گریه لرزان تو را گهواره کرد

دید تا که بی کسی محکم در آغوشت گرفت
با تبسم لحظه‌ای این درد را هم چاره کرد

اکبرت روی عبا رفت  اصغرت زیر عبا
عرش را زیر و زبر تشییع دو مه پاره کرد

حالتی آمد که دشمن هم به حال تو گریست
این چنین داغش اثر بر قلب سنگ خاره کرد

دو قدم شرمنده گشتی دو قدم جان داده ای
بشکند دستی که در میدان تو را آواره کرد

دست‌های مادرش وا مانده سویت باز گرد
نغمه لالایی او خیمه را بیچاره کرد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
17:44
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


قرار شد برود کار بوتراب کند
فرات را سر بدخواه خود خراب کند

قرار شد برود با لب ترک خورده
هزار حرمله را از خجالت آب کند

امیدوار به این است مادر اصغر
قرار نیست کسی طفل را جواب کند

سه شعبه ای به دوراهی رسیده و باید
میان کودک و باباش انتخاب کند

چه انتخاب که با کشتن پسر ، بابا
برای دادن جان خودش شتاب کند

سه شعبه از گلوی او بزرگتر باشد
کسی بیاید و این غصه را حساب کند

نشسسته حرمله در صدر کاخ با لبخند
بدا به حالش اگر شکوه ای رباب کند


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
17:45
#حضرت_رباب
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی

حالا که هدف گلوی اصغر شده است
چشمان خود سه شعبه هم تر شده است

زیر لب خود کمان چنین می گوید
بیچاره رباب تازه مادر شده است

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
ش
17:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 24.07.2023 17:46:39
#حضرت_علی_اصغر_دودمه


آخَرین سربازِ بابا، دَر دلِ گَهواره اَم
( من علیِ اصغرم ) ۲
قاتلِ صَد حَرمله، با این گَلوی پاره اَم
( من علیِ اصغرم ) ۲
.

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


شیرینیِ داغت به دلی گر بنشیند
پای غم تو تا دمِ آخر بنشیند

جز تو چه کسی لایق این نام..؛ "حسین"..،است...
تنها به تو این واژه یِ دلبر بنشیند

آن آه که از سینه ی عُشّاق تو برخاست
هیهات که تا لحظه ی محشر بنشیند

بر خاکِ حسینیّه دو خط روضه نوشتم
حیف است که داغ تو به دفتر بنشیند

غیر دمِ این خانه محال است بسوزیم...
خاکستر ما پشت همین در بنشیند

یک عُمر میان دل او عشق تو جوشد
یکبار کسی پای سماور بنشیند

جز رخت عزاداری ات ای شاه..،ندیدیم
این‌قدر لباسی تن نوکر بنشیند

چشمی که محرم ز غمت خوب بگرید
مِهرش به دل فاطمه بهتر بنشیند

آن گریه ثواب است،که زهرا بپسندد
آن روضه‌ قبول است،که مادر بنشیند

یک واعطشای تو بس است ای پسر آب
در سوگ لبت زمزم و کوثر بنشیند

ای ابر! چه می شد وسط ظهر بباری
یک قطره ی تو بر لب اصغر بنشیند
.
.
شش‌ماهه‌گُلی را تبر حرمله ای چید...
نگذاشت به روی بدنش سر بنشیند

حلقوم نحیفی که علی داشت..،گمان کن...
تیری که سه‌شعبه شده،تا پر بنشیند


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
2
17:51
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#دوبیتی

دوراهی، با نگاهش در میفته
تا چشمش به علی اصغر میفته

اگه تیرو نگیره، طفل بی طفل
اگه تیرو درآره، سر میفته


#علیرضا_دهرویه

@raziolhossein
17:52
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


ميبرم زير عبايم قمرم را مخفي
بايد از تیر بسازم سپرم را مخفي

باز يعقوب براي پسرش دلتنگ است
برسانيد به كنعان خبرم را مخفي

خون حلقوم علي جاذبه را ريخت به هم
آسمان برد بسازد جگرم را مخفي

داد ميزد،كمرم خم شده از داغ كسي
نشد از خلق نمايم كمرم را مخفي

با اميدي كه تنش باشد امان در غارت
در دل خاك نمودم پسرم را مخفي

واي من،مادرش آمد چه بگويم با او
از خجالت كنم اين بار سرم را مخفي

داغ اصغر اثرش ماند روي صورت من
پس چگونه بنمايم اثرم را مخفي

اشك مخفي شدني نيست در اين غم چه كنم
نتوانم كه كنم چشم ترم را مخفي...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
17:52
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#رباعی

در دشت بلا که خاک از خون تر بود
یک دشت پر از شکوفهٔ پرپر بود

جانسوزترین مصیبت عاشورا
از شیر گرفتنِ علی اصغر بود

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
17:54
#حضرت_علی_اصغر_شهادت
#حضرت_رباب
#رباعی

از لشکر کوفه این خبر می‌آید
زخم است و دوباره بر جگر می‌آید
این‌بار هدف کیست؟ پدر یا که پسر؟
تیر است و به قصد سه نفر می‌آید!

پرسید پدر؟ پسر؟ هدف آخر کیست؟
انگار که دل توی دل مادر نیست
ای تیر! به غیر زخم بر جان رباب،
حرفِ درگوشی تو با اصغر چیست؟

می‌رفت به سمت لشکر بی‌خبران
می‌گفت رباب، مادرانه، نگران:
خورشید! متاب بر گلوی پسرم
می‌ترسم چشمی بزند زخم بر آن...

شب‌هایم مهتاب ندارد دیگر
مادر، بی‌تو خواب ندارد دیگر
گهوارۀ خالی از تو آغوش من است
گهوارۀ تو تاب ندارد دیگر

گفتند بر او داغ مجسم بزنند
یک تیر ولی سه زخم توام بزنند
حتی گهوارۀ علی را بردند
تا تیر به قلب مادرش هم بزنند

حالا من و، اشک و، شب مهتابی و او
لالایی خواب و، تب بی‌خوابی و او
گهوارۀ کودک مرا پس بدهید
من باشم و، تنهایی و، بی‌تابی و او

شش‌ماهه‌ام! ای طفل کفن‌پوش رباب!
جایت خالی‌ست توی آغوش رباب
در من انگار، کودکی می‌گرید
هر روز صدای توست در گوش رباب...

#سیدمهدی_حسینی


@raziolhossein
👍 4
17:56
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


علی در معرکه مردانگی را امتحان می‌داد
و این‌یعنی‌که‌مردی‌رابه‌نامردان‌نشان‌می‌داد

تلظی در تلظی، گریه در گریه، همه فریاد
علی‌ِّاکبر انگاری در این میدان اذان می‌داد

رجزهای‌نگاهش،جان‌لشکررابه‌هم‌می‌ریخت
چنان‌که گریه‌هایش قلب‌مولا را تکان می‌داد

فرات! آیاحسین از تو تقاضای‌زیادی داشت؟
نباید پاسخ لب‌تشنه را تیر و کمان می‌داد

بمیرم دست‌وبالت مثل‌حیدر بسته‌بود آن‌روز
گلویت‌هم شبیه‌او، خبر از استخوان می‌داد

سه‌شعبه داشت تیری‌که‌گلوی خشک اصغر را
رباب‌آن‌سمت‌می‌مردوحسین‌این‌سمت‌جان‌می‌داد

برایت از عبا گهواره می‌سازد پدر زیرا
خبر از آتش افتاده بر این دودمان می‌داد

امان‌ازلحظه‌ای‌که‌پشت‌خیمه مادرت‌دلخون
چنان‌گهواره هی آغوش‌خالی را تکان می‌داد


#هادی_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
17:59
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


از سمت خیمه آمده اخبار تازه ای
 از گاهواره آمده سالار تازه ای

عباس هم در علقمه تکبیر می کشد
جای عمو رسیده علمدار تازه ای

 نامرد های کوفه بترسید از این پسر
چون آمده است حیدر کرار تازه ای

صد مرده زنده میشود از نام اعظمش
عیساست یا که احمد مختار تازه‌ای

اعجاز طفل ما به کلام و کتاب نیست
 رو کرده است بر همه آثار تازه ای

آقا بلند کرد علی‌ را و خطبه خواند
آغاز شد کلام گهربار تازه ای

میگفت رحم بر پسر تشنه ام کنید
"مُنّوا علیَّ" گفت به اصرار تازه ای

ناگاه قاتلش روی زانو نشان گرفت
آماده بود حرمله بر کار تازه ای

تیری که خورد بر گلویش داغ داغ بود
این تیر بود یا نوک مسمار تازه ای؟!

بابا و یک پسر پسری که دو تکه شد
مظلوم تازه ای و گرفتار تازه ای

دیدی دومرتبه ز عبا خون تازه ریخت؟!
بالا گرفت روضه دشوار تازه ای

حجم سه شعبه بیشتر از صورت علی ست
این ضرب تیر ساخته رخسار تازه ای


#سید_پوریا_هاشمی


@raziolhossein
👍 2 1 😢 1
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر

علی علیست برادر!
چه فرق اصغر و اکبر

چه شیرخواره که شیرِ
خداست از همه منظر

عقیق سرخ ولا را
پدر گرفته به چنبر

قدش به زینت دوشِ
نبی شده ست برابر

ز شیرخوارگی اش پا
نهاده است فراتر

بزرگ بود و برایش
رکاب عرش، محقر

که در قواره ی فهمش
نبود جامه ی باور

بزرگ بود چو قرآن
به روی دست پیمبر

بزرگ بود تو گویی
علی مقابل خیبر

بزرگ بود و به دستش
چراغِ خفتنِ اختر

ملک خمیده نبندد
به گاهواره ی او پر

چنان بزرگ که خونش
از آسمان برود سر

سه شعبه چون سه خلیفه
حسود بود و مکدر!

بگو که خصم بداند
حسین با علی اصغر

زمین کرب و بلا را
غدیر میکند آخر

نیافت مرد دریغا
میان آنهمه لشکر

پس آب خواست که بیعت
به آب بود میسر!

امیر نطق که آندم
نشسته بود به منبر

به غیر خون گلویش
نخواند خطبه ی دیگر

اگر چه بود سه شعبه
پی جدایی آن سر

به نص لحمک لحمی
یکی شدند دو پیکر

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 2
ش
20:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_دودمه


فرق در بین علی‌ها نیست ، اصغر اکبر است
من علی‌ام ای پدر

زودتر من را ببر میدان ، که حیدر ، حیدر است
من علی‌ام ای پدر

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
21:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 24.07.2023 20:53:15
#حضرت_علی_اصغر_دودمه


باد بس بود برای گلوی نوزادم
چه کنم یاالله
تیر آمد عوض آب سوی نوزادم
چه کنم یاالله

رویم از خون گلویت شده گلگون پسرم
چه خضابی ای وای
عوض شیر نشسته به لبت خون پسرم
چه خضابی ای وای

همه گفتند حسین پاره قرآن آورد
کیست این نور جلی
شیرخواره است ولی شیر به میدان آورد
کیست این نور جلی

#علی_سلطانی

@raziolhossein1
👍 1
ش
21:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_دودمه

بر گلوی شیرخواره تیر شد همچون سنان
العجل صاحب زمان
مانده بین معرکه ارباب ما قامت کمان
العجل صاحب زمان

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
2
25 July 2023
ش
02:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


ما در این درگاه دنبال مقامی نیستیم
ما پی چیزی به غیر از این غلامی نیستیم

با تو ما را می شناسند ای کریم مهربان
بی تو ما نزد کسی اصلا گرامی نیستیم

ما کبوترهای جلد کنج باب القبله ایم
خاک درگاهیم ما، دنبال بامی نیستیم

دست ما پیش کسی جز تو نمی گردد دراز
در گدائی پخته ایم و غرق خامی نیستیم

از ازل مُهر غلامی علی بر ما زدند
ما به جز نام علی دنبال نامی نیستیم

این دهه یاد لبت ما آب کمتر خورده ایم
این دهه ناآشنا با تشنه کامی نیستیم

عاقبت از روضه ی روز دهم دق می کنیم
در رفاقت با تو اهل بی مرامی نیستیم


#وحید_محمدی

@raziolhossein
1
ش
02:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 97.5 KB
02:23
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 41.5 KB
02:25
#حضرت_علی_اکبر_مدح


چه شرافت اینکه گدا شوم به سرای تو که سخا تویی
چه عنایت اینکه به ابتلا تو ببینی ام که شفا تویی

نبوی ثمر علوی پسر دُر فاطمی حسنی کرم
و شجاعتت همه چون پدر که تمام آل عبا تویی

جبروت محو جلال تو ملک است و میل وصال تو
حَسُنَت جمیع خصال تو که ورای مدح و ثنا تویی

به ضریح نزد حسین تو، پدرت چو کعبه و حِجر تو
حرم از وجود تو شش جهت همه قبله‌ی شهدا تویی

تو برای فدیه مرا بخوان به طواف دور سرت کشان
صنما به سعی تو ام چنان که صفا تویی و منا تویی

نه فقط به چهره محمدی تو چنان خلاصه‌ی احمدی
که نگفته آنکه به عمر خود سخنی ز روی هوی تویی

چو پدر در اوج هدایتش چو عمو به وقت سقایتش
تو چو عمه‌ای و حمایتش قمری و شمس و ضحی تویی

به وداع تلخ تو از حرم چه نهیب زد شه محترم
که رها کنید! علی اکبرم! همه غرق ذات خدا تویی

پدرت چو دیده تن تو را به کنار تو متحیرا
چه شده است پیکرت اکبرا که تمام کرب وبلا تویی

ولدی علی ولدی علی ولدی علی ولدی علی
ولدی علی ولدی علی ولدی علی همه جا تویی

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
👍 2
02:26
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


دل نمی‌دانم چه شد، دلبر نمی‌دانم چه شد          
سر نمی‌دانم چه شد، پیکر نمی‌دانم چه شد

مظهـر الله‌اکبر، شبه پیغمبر که رفت             
حال اهل بیت پیغمبر نمی‌دانم چه شد

اولین شیر بنی‌هاشم که عزم رزم کرد              
گشت میدان عرصۀ محشر، نمی‌دانم چه شد

تا علی آمد به میدان، باز هم سر باز کرد            
کینه‌های کهنه از حیدر، نمی‌دانم چه شد

اسب ره گم‌کرده جای بازگشتن تا خیام            
رفت سمت مسلخ لشکر، نمی‌دانم چه شد

هرکسی با هرچه دستش بود، می‌زد ضربه‌ای           
زیر تیر و نیزه و خنجر نمی‌دانم چه شد

غربت یک شیر زخمی بین صد کفتار، آه           
دوره‌اش کردند و من دیگر نمی‌دانم چه شد

او که سر تا پا غنیمت بود افتاد از فَرَس
زیر دست قوم غارتگر نمی‌دانم چه شد

رشتۀ تسبیح اعضای علی از هم گسست           
سرگذشت پیکر اکبر نمی‌دانم چه شد

زیر نعل تازه می‌آید چرا بوی گلاب؟            
از نزاکت غنچۀ پرپر نمی‌دانم چه شد

پاره‌های پیکر او در عبا هم جا نشد            
آنچه باقی مانده بود آخر نمی‌دانم چه شد

عاقبت خورشیدِ سر بر قلۀ نی شد، ولی            
ماجرای آن تنِ بی‌سر نمی‌دانم چه شد

قافله رفت و بدن ماند و بیابان، تا سه روز ...          
این سه روز اما همان بهتر نمی‌دانم چه شد

#محمود_حبیبی_کسبی

@raziolhossein
02:28
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


به زانو می‌رسم  پیشت نفَس دیگر نمی‌آید
خودت را بر عبایم ریز... از من بر نمی‌آید

تو را گُم کرده‌ام ... این راه را ... حتی رکابم را
علی ، بابای تو بودن به من دیگر نمی‌آید

جوانم دست و پا می‌زد جوانهاشان مرا دیدند
چه کردند این مسلمانها که از کافر نمی‌آید

تو را روی عبایم با مصیبت جمع کردم ؛ وای
علیِ‌اکبرم یارب به این اکبر نمی‌آید

سرِ انگشتهایم را فرو در حنجرت کردم
چرا این تیغِ مانده در گلویت در نمی‌آید

تو داری می‌دهی جان و تماشا می‌کنم ای وای
پدر هستم ولی کاری زِ دستم بر نمی‌آید

عزای بردن تو بود بابا هم اضافه شد
به خیمه بردنِ ماها به این خواهر نمی‌آید

همینکه کوچه وا کردند فهمیدم از این اوضاع
علیِ زنده‌ای بیرون از آن معبر نمی‌آید

کمی از پاره‌هایت گُم شده در وسعتِ صحرا
تو را پاشیده صد لشگر  به یک لشگر نمی‌آید

اگر بیرون کشم این تیغ را می‌پاشی از هم  آه
تنی که دوخته نیزه به یک پیکر نمی‌آید

از این‌سو نیزه خوردی و از آن‌سو نیزه بیرون زد
از این‌سو در نمی‌آید از آن‌سو در نمی‌آید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
02:30
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#محاوره


چیزی نمونده دیگه از خوش قد و بالای بابا
سیاهه دیگه بعده ازین تموم دنیای بابا

قد بابا تا میشه تا گل پسرش قد بکشه
داغ جوون شک نکنین یه روز بابارو میکشه

عمود چطور دلش اومد به روی فرق سر نشست ؟
بشکنه دست اونی که عصای دستمو شکست

نمیتونم کاری کنم برای جسم درهمش
الهی من کور میشدم تا اینجوری نبینمش

دلم میخواد بالاسرش بلندبلند گریه کنم
به پاره پاره پیکرش بلند بلند گریه کنم

به یوسفم چنگ میزدن ریز و درشت پیر و جوون
خودم دیدم کاکلشو میون دست این و اون

فقط نه من که مادرش تو خیمه ها رنگش پرید
وقتی شنید بالاسرش لشگر جراحه رسید

هر طرفو نگاه کنی پر از علی اکبره
علی اکبرم دیگه چندتا علی اصغره

جوونای اهل حرم همه باهم بیان کمک
نمیتونم که تنهایی جمعش کنم بیان کمک

 چه ذره ذره کم شده کمک کنید جمعش کنم
چه ریخت و پاشی هم شده کمک کنید جمعش کنم

کمک کنید جمعش کنم میون صحرا نمونه
برید بگردید توی دشت چیزی ازش جا نمونه

مگه میشه یادم بره وداعشو دم حرم
جوون رعناشو چه طور برای لیلا ببرم

یکی که نه صدتا دارم نبی اکرم میارم
برای تشییع تنش عبا دارم کم میارم


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
02:32
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

سنگها صورت او را عوضم بوسیدند
تیرها سخت به آغوش علی چسبیدند

داشت می رفت به میدان قد و بالایی داشت
عمه هایش همگی دور سرش گردیدند

سرو من تشنه به میدان شهادت می رفت
خواهرانش عوض ابر بر او باریدند

پیرمردان همه گفتند رسول الله است
جمعیت از نفس افتاد، همه ترسیدند

نمک زندگی من پسرم بود ولی
نمک زندگی ام را به زمین پاشیدندم

جلس ختم گرفتیم کنار بدنش
عوض فاتحه خوانی همگی رقصیدند

هفت بار از جگر سوخته ام ناله زدم
مرد و نامرد همه غربت من را دیدند

آمدم جمع کنم زندگی ام را از خاک
دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند

#یامظلوم

@raziolhossein
😭 2 👍 1
02:34
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


لشکرِ کوفه به اشکِ بَصَرَم خندیدند
تا که دیدند شده خون جِگرم، خندیدند

نخلِ اُمّید مرا تا که زِ ریشه کَندند
دور تا دورِ تَنِ گُل پسرم خندیدند

پاسخِ ناله ی من، هلهله شُد! شادی شد!
هر چه گفتم: "پدرم... من پدرم..."، خندیدند

ای جَوان، بر سَرِ بالینِ تو پیرَم کردند
به خَم اُفتادِگیِ در کمرَم خندیدند

خیز تا خِیمه رِسانی مَنِ حِیران شده را
وای... گُم کردم علی... راهِ حرم... خندیدند...

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
02:38
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#حضرت_علی_اکبر_مدح

به چشم اهل حرم علی جان به یک بدن احمدی و حیدر
و پرچم دشمن است خیبر و کربلا غزوه‌ایست دیگر

ز ایل ما اولین قتیلی بزرگی از تیره‌ی خلیلی
برای حق بودنم دلیلی علی ما نائب پیمبر

اذان بگو بر مناره‌‌ی دل تو هم قم اللیل یا مزمل
بگو به الله اکبر تو دوباره الله باشد اکبر

تویی که در خنده‌ات بهشتی تویی که در خشم خود جهنم
بزن به قلب سپاه دشمن که تیغ برّان توست محشر

وداع جانسوزت از حرم را و گریه های برادرم را
مخور غم اشک خواهرم را به پیشوازت رسیده مادر

ز تشنگی آمدی به سویم لب تو بوسیده‌ام که گویم
من از تو شرمنده‌ام که چشمه نداشتم غیر دیده‌ی تر

چه شد تنت در میان دشمن هزار قطعه است در بر من
علی اکبر! علی اوسط! علی اصغر! علی پرپر

فقطعوک فقطعوک فقطعوک فقطعوک
یکی به نیزه یکی به نشتر یکی به قیچی یکی به خنجر

تو با شهادت به باد دادی تمامی زحمت علی را
ببین که ناموس ماست اینگونه ایستاده‌ست بین لشگر

#سیدمحمدحسین_حسینی(زخم حسینی)

@raziolhossein
02:40
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


پابه پای من و دل عرش عزا می‌گیرد
میکشم آه و دل آینه ها می گیرد

بر دلم ، حسرت یک بوسه و میدیدم از او
بوسه ها تیر جدا ، نیزه جدا می‌گیرد

چه کنم وقت تماشای تنِ پامالش
دست اشک آمده و چشم مرا می گیرد

سر زانو کمکم کرد که کم کم برسم
روضه ی مرگ من اینجاست که پا می‌گیرد

یک عبا دارم و یک دشت گل پاشیده
مگر این باغ در این باغچه جا می‌گیرد

آخرین لحظه صدایش جگرم را سوزاند
دلم از خاطره ی یا ابتا میگیرد

پهلویش زخم شده ، سینه ی او مجروح است
این هم ارثی است که از مادر ما میگیرد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 1
02:41
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


دشمن احساس مرا با پسرم فهمیده ست
بی سبب نیست که اینگونه به من خندیده ست

تو خودت شاهدی ای قرص قمر تا امروز
احدی ناله ی اینگونه ز من نشنیده ست

تو جوابم ندهی شمر جوابم بدهد...
نکند که پسر از دست پدر رنجیده ست؟

سرخی داغ تو از بس که بزرگ است علی
کربلا آمده در خون تنت غلتیده ست

اینچنین که همه ی دشت به من می گوید
بدنت تکه به تکه همه جا گردیده ست

سرخی پیرهنت با پدرت می گوید
چقدر نیزه میان بدنت چرخیده ست

ساده با تیغ نوشتند که ارباً اربا
یعنی اعضای تن تو که ز هم پاشیده ست

من که افتاده ام از داغ تو اینجا اما
عمه دنبال تنت تا همه جا گردیده ست

پدرت با قد خم روی عبایی پر خون
هی علی اکبر علی اکبر علی را چیده ست

قبل از اینکه سرم از نیزه ی خون سر بزند
کربلا پیش تو مرگ پدرت را دیده ست

#حسن_کردی

@raziolhossein
02:43
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


بَر زَمین بَرگِ گُلِ پَرپرِ تو اُفتاده
هَر کُجا می نِگَرَم، پیکرِ تو اُفتاده

چه کُنم با تو که، اینگونه به هَم ریخته ای؟
که جُدا از بَدَنِ تو، سَرِ تو اُفتاده

اِضطراب از همه سو، بر دِلِ زَنها اُفتاد
در حرم، خواهَرِ غَم پَرورِ تو اُفتاده

دست و پا می زَنی و خون زِ لَبَت می ریزَد
نیزه از بس که به جانِ پَرِ تو اُفتاده

لشکَرِ کوفه به اَشکِ پِدَرَت می خَندَند
همه گویَند؛ علی اَکبرِ تو اُفتاده...

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
02:45
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


وا کن ز روی هم دو لب لاله فام را
تا بشنوم دوباره علیک السلام را

برخیز ای جوان پدر پیرت آمده
برخیز یاد خصم بده احترام را

لب بر لبت گذارم و قالب تهی کنم
سر می کشد لبان تو یکباره جام را

زخمی به روی خال لب تو نشسته است
تیغی شکسته حرمت بیت الحرام را

جسمت شبیه زلف من آشفته گشته است
برهم زد است چنگ سنان این نظام را

آخر به مادرت چه بگویم چه شد علی
... غنچه گرفته جای قد خوش خرام را

شیشه که نیست تا ببرم این گلاب را
ناچار پر کنم زشمیمت مشام را

از پیکرت عبای پدر سرمه دان شده
سوغات میبرم  زتو اهل خیام را

یک عده می برند تو را عده ای مرا
تشییع میکنند  رسول و امام را

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


رجز بخوان ، رجز بخوان ، شبیه مرتضی علی
که حیدری دگر شود دوباره سهم ما علی

برو که اولین شهید این قبیله می‌شوی
برو برو عزیز خانواده مرحبا علی

سوارشو به سمت خیمه‌گاه دشمنان برو
عقیق خون خویش را ببخش بر گدا علی

برو به فتح خیبری دوباره و تو هم بده
جواب ظلم قوم بدتر از یهود را علی

هزار بار خورده‌ام زمین و باز پاشدم
خودت بیا به من بگو چقدر مانده تا علی

جوان من بلند شو ، نخواب بین معرکه
بلند شو ، بلند شو ، بگو دوباره یاعلی

نه پیرهن که جوشنت شده‌است پاره یوسفم
چگونه این چنین شدی اسیر گرگ‌ها علی

هم این طرف ، هم آن طرف ، به هر طرف تو هستی و
بیابمت کجا علی ؟ کجا علی ؟ کجا علی ؟

چقدر تکه تکه‌ای ، چقدر پاره پاره‌ای
به قول شاعران شدی هجا هجا هجا علی

#س_کرمانی

@raziolhossein
👍 1
02:50
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


پدرت با تن مجروح تو تنها مانده
پدری پیر که در بهت تماشا مانده

حق بده خیره به این قامت پاشیده شوم
چیزی از پیکرت ای یوسف بابا مانده؟

اربن اربایی ات از دور به چشمم امد
یک نشانی ز تو هر گوشه ی صحرا مانده

چند تا نیزه کشیدم ز تنت با این حال
چند تا نیزه شکسته به تنت جا مانده

خم شدم بوسه ای از زخم سرت بردارم
در همین حال کمانی کمرم تا مانده

ای جوانان کمک این پدر پیر کنید
بر تن خاک تن اکبر لیلا مانده

قطعه قطعه بسپارید بدن را به عبا
جمع شد پیکرش از دشت؟ نه...حالا مانده

چقدر کم شده ای یا که مکسر شده ای
ای که نزدیک ترین روضه به مادر شده ای
 
#حسن_کردی

@raziolhossein
02:53
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


آورده باد از جانب صحرا مصیبت
تا چشم میبیند پُر است اینجا مصیبت

از بس به حال و روز من خندید لشگر
گریه به حالم میکند حتی مصیبت

سنگینی داغ تو عالم را بهم ریخت
دنیا ندارد بعد تو الا مصیبت

هر تکه از جسم تو یک گودالِ روضه است
دستت مصیبت.. سر مصیبت.. پا مصیبت..

ای خاک بر دنیا که خاکی شد سر تو
امروز دیدم قدر یک دنیا مصیبت

خندیدن لشگر به من کم بود، حالا
دارد می آید عمه پیشت... وامصیبت!

میترسم اینکه از روی دستم بریزی
تشییع تو حالا شده تنها، مصیبت

چندین نفر دنبال اعضای تو گشتند
شد پیکر تو جمع اما با مصیبت

تا تکه تکه در عبا چیدم تنت را
شد قطره قطره جمع یک دریا مصیبت

پیغمبر کرب و بلا این چه مقامی است
بین عبا مبعوث گشتی با مصیبت

مقراض باعث شد که در خیمه بگیرند
از داغ اعضای تنت زنها مصیبت

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
02:55
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

میروی پشت سرت راه می افتم پسرم
گاه می آیم و ناگاه می افتم پسرم

میروی دلهره دارم که زمینت بزنند
سنگ دارند مبادا به جبینت بزنند

سنگ خوردی نکند سمت فلاخن بروی
زخم خوردی نکند جانب دشمن بروی

همه ی عمر برایم چو پیمبر بودی
رفتی و دیدم از اینجا که تو حیدر بودی

رفتی و دیدمت آنگونه که میجنگیدی
زخم خوردی ولی انگار که میخندیدی

زخم خوردی به روی یال عقاب افتادی
وسط لشکر دشمن ز رکاب افتادی

وسط لشکر دشمن چه شلوغ است عباس
اکبرم کشته شده؟وای دروغ است عباس

زلف بر باد سپردی و به بادم دادی
وسط لشکر دشمن ز چه رو افتادی

تو زمین خوردی و من آه زمین افتادم
سوی تو آمدم و گاه زمین افتادم

از عطش نیست اگر سوخته باشد جگرم
هرکه با هرچه توانست تو را زد پسرم

روح اسلامی و گیری وسط کافر ها
((علی اکبر من شد علی اکبر ها))

دیدن وضع تو یک مرتبه پیرم کرده است
همه گفتند پسر رفت پدر هم‌ مرده است

وضعت این است که با تیغ در آمیخته ای
همه جا پخش شدی دور و برم ریخته ای

تو همانی که مسیر دل من را بلدی
سعی کن بار دگر یا ابتا گو ولدی

از حرم‌ آمده ام‌ سخت زمین گیر توام
اکبر من پسرم من پدر پیر توام

بین یک مشت زنازاده ی هیز بدمست
غیرت الله ببین عمه کجا آمده است

مانده ام پیش تو بر چند بدن گریه کنم
((پیش دشمن مپسند اینهمه من گریه کنم))


#سیدمحمدحسین_حسینی (زخم حسینی)

@raziolhossein
👍 2 😭 1
02:56
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


برای کشتن قبله خدا خدا کردند
هوا هوای مدینه ست کوچه وا کردند

شبیه زخمِ محبت ، نیامده زخمی
تو می روی و از این تن جگر جدا کرده اند

به راه و رسم یهودند این مسلمانان
که باز رسم پیمبر کشی بنا کردند

هرآنچه جسم تو را ریز کرده اند به جاش
مرا به داغ بزرگی ست مبتلا کردند

ببخش موی تو این بار دست دشمن رفت
به خون فرق تو یک دشت را حنا کردند

چقدر روح مرا بد گرفته اند از من
که ذره ذره تو را از دلم جدا کردند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
02:59
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


( بنا نبود که آتش به باغ ما بزند
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند)*

پسر بزرگ نکردم هجا هجا گردد
به گوشه گوشه ی صحرا ، جدا جدا گردد

پسر بزرگ نکردم که تیغ کین بخورد
مقابلِ پدرِ پیر خود زمین بخورد

پسر بزرگ نکردم که از جفای عدو
روی عبا ببرم جسم نامرتب او

پسر بزرگ نکردم که با دلی بی تاب
بخواهد آب ز من ، من شوم ز خجلت آب

چگونه یوسف خود را  ز خاک بردارم
پسر بزرگ نکردم به گرگ بسپارم

#میثم_مومنی_نژاد


*بيت اول از #علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
👍 1
03:06
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#غزل_مثنوی

شب هشتم شده و سینه فقط غم دارد
روضه ی امشب ما پیر شدن هم دارد

مثل ارباب کنار تن مجروح علی
مستمع در شب هشتم کمری خم دارد

روضه ی دفن حسین است و به تنهایی خود
داغ، اندازه ی یک ماه محرم دارد

روضه میخوانم از آن سرو رشید مجروح
که تنش روی عبا چند قلم کم دارد

آسمان، غم زده ی روضه و خون می بارد
پای این روضه اگر مرد کسی حق دارد


روضه خوان شب هشتم بدنش میلرزد
مثل ارباب در این روضه تنش میلرزد

پدر داغ جوان دیده اگر هست اینجا
تازه شد داغ دلش باز، ببخشد ما را

جگرم سوخته مرهم بگذارید مرا
امشب ای سلسله سادات ببخشید مرا

نیمه ی سیب رسول است و مسیحای حسین
رفت با رفتنش امید ز سیمای حسین

پسری غرق به خون نقش زمین در صحراست
کمر روضه خم از واژه ی اربن ارباست

از کمر تا شده این پیکر چون کوهی که...
ریخته روی زمین قامت مجروحی که...

می چکد خون ز گلو چشم و دهان دست و سرش
جای یک بوسه نمانده است برای پدرش

دشت را چشم پدر پر ز علی می بیند
گل پرپر شده را روی عبا می چیند

لشکری کرد اشاره پدر پیرش را
خنده ها کشت دوباره پدر پیرش را

گیسوان پسرش روی زمین پا خورده
دید یک تیغ میان کمرش تا خورده

نیزه ای از وسط سینه ی او رد شده است
خون نشسته به گلو راه نفس سد شده است

#حسن_کردی

@raziolhossein
😭 1
03:08
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


نفس باد تو را غرق تلاطم کرده
نیزه ها جسم تو را مزرع گندم کرده

تو مرا خواندی و شرمنده که دیر آمده ام
در جواب سخنت تیغ تقدم کرده

ترس دارم به نسیمی بروی از دستم
چون غباری که به او باد تحکم کرده

تا نپاشد بدنت مسح تنت را کردم
تیغ و شمشیر تو را خاک تیمم کرده

پاره ای از بدنت یافتم اما پسرم
مانده صد پاره ی دیگر که پدر گم کرده

یاد خیرات حسن پیش تنت افتادم
سفره ای پهن تو را خیلی تهاجم کرده

دانه دانه به عبا ریختمت اما نه
جان خود را پدرت دانه در این خم کرده

خیز و بنگر پدر تو به چه روز افتاده
به فزع کردن من خصم تبسم کرده

مثل زهرا شدم و کاش تو بودی حسنم
خیز از جا که حرم را پدرت گم کرده

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
03:13
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


تو تنت تا شده و تا شده من هم کمرم
مثل تو درد گرفته همه ی بال و پرم

گرچه من عین حسن زهر نخوردم اما
پاره پاره شده حاال همه جای جگرم

ترسم این است که زنهای حرم جان بدهند
گر ببینند که افتاده ای از پا پسرم

چشم من تار شده یا که تو کوچک شده ای
علی اکبر، علی اصغر شده ای در نظرم

خبرش پخش شده پخش شدی روی زمین
خبرش پخش شده ریخته ای دور و برم

من از این چند برابر شدنت فهمیدم
چقدر کینه به دل داشته اند از پدرم

بغلت میکنم و از بغلم میریزی
آه بابا چه کنم با تو و این دردسرم

با چنین ریخت و پاشی که شدی ممکن نیست
که تو را یک نفری تا دم خیمه ببرم

دارد از سمت حرم عمه ی تو میآید
ولدی گفتنم انگار رسیده به حرم

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2 1
ش
10:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


هم بهتر است پای عزای تو سر شکست
هم بهتر آنکه در غمت از هر نظر شکست

چیزی  نداشتم  سر  بازار  عاشقی
جز این دلی که هست-بفرما بخر ؛ شکست

میخواستی برای کسی جز تو نشکند !؟
اصلاً  فدای خواستنت دل اگر شکست

هرکس برای روضه‌ی تو خرج می کند
هرگز نمی‌شود همه‌ی عمر ور شکست

اوج لطافت است سرودن برای تو
گفتم "حسین جان" دل اهل هنر شکست

یک لحظه دست و پا زدی و جبرئیل هم
آنقدر بال وپر به زمین زد که پر شکست

حالا چگونه از غم داغ  تو  نشکنیم ؟
وقتی برای درک تو کوه از کمر شکست
.
.
بالا سر  ضریح  تو قلبم شکسته بود
پایین  پات  آمدم  و  بیشتر  شکست

دنیا هنوز بر سر پا ایستاده بود؟
روزی که قامت تو ز داغ پسر شکست؟


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
👍 2 1
ش
12:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


قصیده بود و غزل ، انتخاب شد با هم
دوتا لهوف دو مقتل ، کتاب شد با هم

چه آتشی است محبت همین که شعله گرفت
دو دل ز فرط حرارت کباب شد با هم

دو دل که نه ! دو گل سرخ ، غرق خون از غم
که وقت غارت صحرا گلاب شد با هم

دو تشنه لب به تماشا ، اگرچه آب نبود!
به یک نگاه دل هر دو آب شد با هم

پسر اجازه گرفت و پدر اجازه که داد
سوال رفتن و ماندن جواب شد با هم

ستون قامت بابا و خیمه ی لیلا
علی که رفت به میدان خراب شد با هم

شکستن پدر و کشتن پسر یکجا
بنا نبود و در این جنگ، باب شد با هم

اگرچه اکبر و لیلا یکی یکی بی هم
فراق اصغر و داغ رباب شد باهم

نصیب قلب شهیدان جداجدا شمشیر
نصیب دست اسیران طناب شد باهم

تمام کرببلا یک طرف ، امان از شام
که آیه خواندن و بزم شراب شد با هم

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
12:54
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


گرفته‌اند، جوان‌دارها جوان مرا
شکسته‌اند، کمان‌دارها نشان مرا

به ساقه‌ی گلِ‌سرخم زدند، اما نه
تبر زدند شکستند، استخوان مرا

غروبِ ظهرِ دَهم را زمینیان دیدند
به خاکِ سرخ کشیدند، آسمان مرا

به روی برگِ درختم قدم زدند، همه
بهارِ لِه شده‌ی من ! ببین خزان مرا

عصای پیریِ بابا ! نلرز، می‌لرزم
ببین ستونِ ترک‌دارِ زانوان مرا

شکستن از تو؛ صدای شکستنت با من
کنار آینه‌ات گوش کن فغان مرا

دواتِ خونِ تو جاری‌ست، روی دفترِ خاک
چقدر نیزه نوشته‌ست، داستان مرا

تمام زندگی‌ام را کنار هم چیدم
بغل گرفته عبایم تمامِ جان مرا

دهان سرخ زمین گفت، هم‌نوا با من
خدایِ من بکُشد مَردمِ زمان مرا

نمازِ مغرب‌مان را بهشت می‌خوانیم
مؤذنِ صفِ محشر ! بگو اذان مرا

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
13:00
#حضرت_علی_اکبر_شهادت

مثل آهی که نهاد از مصدرش بیرون کشید
نیزه را بابا ز حلق اکبرش بیرون کشید

دشنه‌ای،نای اذان‌گویِ حرم را باز کرد...
چندتا اَشهَد ز عُمق‌ حنجرش بیرون کشید

وای من! شمشیر پایین آمده تا ابرویش...
تیغ را باید چگونه از سرش بیرون کشید!

آنقَدَر پا خورد..،جلد مصحفش پاشیده شد
برگه برگه می‌توان از دفترش بیرون کشید

با عبایی که حسین آورد در آن ازدحام...
چند‌عضوی را فقط از پیکرش بیرون کشید

زخم پهلوی پسر را دید..،داغش تازه شد...
میخ را با چه عذابی مادرش بیرون کشید

هر دری زد تا علی "بابا" بگوید که..،نشد
لخته ی خون را اگرچه آخرش بیرون کشید


روی نعش شاهزاده داشت جان می داد..،آه...
شاه را از این مصیبت خواهرش بیرون کشید

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 3
ش
17:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام


باید این مرد در این رزم مصمم باشد
او علی است و علی مرگ مجسم باشد

او علی است و علی پشت ندارد زره‌اش
که علی پیش‌تر از خط مقدم باشد

هیچ‌کس نیست به جز او که به شان‌اش گویند
که علی باشد و پیغمبر خاتم باشد

تیغ برداشته و دشت همه رم کردند
شیر از بیشه که آمد دو سه تا کم باشد

می‌دوند از چپ و از راست بهم می‌خوردند
لشگر این گونه ندیدیم که درهم باشد

مدح او گفته فقط متفقا دشمن و دوست
تیغ او فاصل جنات و جهنم باشد

اکبر این است اگر خاطر زینب جمع است
اکبر این است اگر فتح،  مسلم باشد

قصد او آب نبوده  لب بابایش بود
ورنه هر زخم تنش چشمه‌ی زمزم باشد

آخرین بار بیا تا که قدت را بیند
بگذارید در این خمیمه معمم باشد

نفس آخر او اول ماه غم شد
از زمانی که زمین خورد محرم باشد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
17:32
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


از آن زمان که صورت تو بی نقاب شد..
هرچه دعا برای تو شد بی جواب شد

بعد از حسن خضاب نکردم دگر ولی
حالا محاسنم به کنارت خضاب شد

اینها ز‌ پنج‌ تن چقدر کینه داشتند
هرکینه بود یک‌تنه با تو حساب شد

این اشهد است بر لب تو یا اذان ظهر؟!
حرفی بزن علی دلم از غم کباب شد

هم مسجدالرسولی و هم مسجدالحرام
صحن تن مقدس تو باب باب شد

نه زنده ای نه مرده چه باید کنم علی؟!
حال عبا ز دیدن حالت خراب شد

حرف حجاب عمه شد و پاشدم ز جا
خورشید از خجالت‌ او در حجاب شد


#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
17:34
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


سوی میدان برو اما نگرانم مگذار 
بی خبر از خودت ای روح و روانم مگذار

کمی اهسته برو خوب تماشات کنم
حسرتت را به دلم سروروانم مگذار 

توجوانی و چنان تیر شتابان اما
دست من بر کمرم مانده کمانم مگذار

بار دیگر به سوی خیمه بیا و برگرد
نگرانم نگرانم نگرانم مگذار

نکند موی تورا باد بر آشفته کند 
پس زعمامه برون رشته جانم مگذار

نکند خاک به پیراهن تو بنشیند
به روی شانه ی دل بار گرانم مگذار

تیر چشمم بخورد خار به پایت نرود
قدر خاری پسرم داغ به جانم مگذار

تو یک آغوش بدهکاری و این حسرت را
  بر دلم تا طلبم را نستانم مگذار

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
17:35
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


سروِ رعنایِ قدت قامت من خم کرده
داغِ تو نام مرا شهرهٔ عالم کرده

پیرِ عشقم من و تو حاصل عمرم هستی
ای جوان ماتم تو عمر مرا کم کرده

خبرِ کشتنِ تودتا که رسیده به زنان
حرمِ امن مرا خیمه ماتم کرده

ارباًاربا  تنِ تو این فزعِ آخرِ تو
لحظهٔ مرگ مرا خوب فراهم کرده

این شکافی که زده نیزه به پهلوت علی
صحن مادر و مسمار مجسم کرده

خیز و بین اشک من و کف زدن دشمن را
داغ تو شادی این قوم فراهم کرده

چه شده جسم تو از لایِ زره می‌ریزد
نیزه ترکیب تنت؛  وای چه دَرهم کرده

دختری بعد تو با اذن عموم عباسش
زیر چادر گره مقنعه محکم کرده

#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1 👍 1
17:37
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


زینب بیا ببین ثمرم ریخته زمین
بالابلند اهل حرم ریخته زمین

می خواستم بغل کنم اورا ولی نشد
ازلای دستها  جگرم ریخته زمین

دست خودم که نیست اگر داد می زنم
در پیش چشم من پسرم ریخته زمین

دست خودم نبود که با زانو آمدم
دیدم که قوت کمرم ریخته زمین

مثل انار دانه شده پخش می شود
از دامنم ببین گهرم ریخته زمین

دیدی خدا دعای مرا مستجاب کرد
صدها علی به دور و برم ریخته زمین

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
ش
17:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


تو را به یأس و فَرَح هیچ وانمی‌دارد
نه دشمنان زیادت نه دوستان کمت

چه بود بار امانت که آسمان نکشید؟
سوال می‌کنم و می‌خورد تکان علمت

قصیده‌ای است روان، رود در ستایش تو
و ابرهای جهان شاعران محتشمت


#سعید_مبشر

@raziolhossein
👍 3
ش
19:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 43.1 KB
چارده قرن است که پایین پا را خواسته
جای یک باری که پیش پای بابا پا نشد..

#م_نعیمی

@raziolhossein
ش
23:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_دودمه

علی اکبر نه ، که یک کوه جگر می آید
یابن کرار علی
عمر جنگ از لبه تیغ تو سر می آید
یابن کرار علی

کربلا داشت به دور سر اکبر میگشت
چه رسوللهی
ورق جنگ ز تیغش بخدا بر میگشت
چه رسوللهی

دلم از رفتنت ای ماه به هم میریزد
ای جگر گوشه من
از عطش آه نکش شاه به هم میریزد
ای جگر گوشه من

تا ابد داغ تو روی جگرم می ماند
اربا اربای حسین
پشت نعش تو می آیم کمرم می ماند
اربا اربای حسین

#علی_سلطانی

@raziolhossein
1 👍 1
23:26
#حضرت_علی_اکبر_دودمه


اربا اربا شد تن اکبر میان یک سپاه
یابن زهرا العجل
با جوانان بنی هاشم بیا از خیمه گاه
یابن زهرا العجل

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein1
👍 2
26 July 2023
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_مدح
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


تا آمدم مَدحِ علی اکبر بگویم
دیدم فقط باید زِ پیغمبر بگویم

از خُلق و خو و مَنطقِ مانندِ احمد
حتّی از اینها هم بَسی بَرتر بگویم

با این جَلال و این جَمال و این کَمالات
لایق ترین باشد به او حِیدر بگویم

از هر کدام از پَنج تَن دارد صِفاتی
باید که اوصافَش به صَد دفتر بگویم

او وارثِ اَلقاب و اَذکارِ شَریفَه ست
"ذِکراً کَثیرا" هَر دَم از کوثر بگویم

شَرحی بر اَسماءِ اِلهی جُز عَلی نیست
دیگر تَوانم نیست گویاتر بگویم!

ایثار کرد و جِلوه اش مَستور مانده
بَر این "عَلی" باید فَقط "اَکبر" بگویم

مثلِ حَسَن او هم کَریم و سُفره دار است
از خِیلِ حاتم های پُشتِ دَر بگویم

تو مَظهَرِ "یا حَیّ" و "یا قَیّوم" هستی
"اوّل" بگویم بَر تو یا "آخَر" بگویم؟

من "یاعَلی" گفتم وَ "یا اَعلی" شِنیدم
"باطِن" بگویم بَر تو یا "ظاهِر" بگویم؟

"یا سابِق" و "یا رازِق" و "یا فَرد" و "یا وِتر"
سِرّی و جایِز نیست اَفزون تر بگویم!

اِمشب سَرِ سَجّاده ماندَم دَر تَحَیُّر
"اَللهُ اَکبَر" یا "عَلی اَکبَر" بگویم؟!

بعد از اَبَاالفَضلی، عَلمدارِ قَبیله
باید به تو آب آورِ دیگر بگویم

فَرزندِ لِیلا هستی و لیلیِ مایی
مَجنونم و دَر سَجده "یا دِلبَر" بگویم

از اِنتِسابِ مادَریِ خود گُذَشتی
بر این بَصیرت، مَرحَبا یِکسَر بگویم

رَزم آوَرانه می زَدی بَر قَلبِ لَشگر
حَقّ است بَر تو فاتِحِ خِیبَر بگویم

با جَذر و مَدِّ تیغِ تو از بَس که سَر ریخت
بر این زمین باید که "کوهِ سَر" بگویم

اَصلاً نمی آید دِلم از قتلگاه و
از رَفتنَت تا آخَرِ لَشکر بگویم

اصلاً نمی آید دلم از پِیکری که
شُد اِرباً اِربا، با لَبِ خَنجَر بگویم

رفتی و بابای تو شُد پیر و شِکَسته
حالا چِگونه از حَرَم دیگر بگویم...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1
02:15
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 42.5 KB
02:16
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 54.1 KB
02:17
#حضرت_اباالفضل
#دوبیتی


امید خیمه های نا امید است
بریده دست و پای این شهید است

بگو با زائران این قبر کوچک
مزار یک علمدار رشید است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 1
02:22
#حضرت_اباالفضل_شهادت


جز تو ندارد خیمه آب آور برادرجان
رحمی بکن بر من ؛ من مضطر برادرجان

برخیز باید زود سمت خیمه برگردیم
تنها شدم بعد از علی اکبر برادرجان

پشت و پناهم باش ای جانم به قربانت
از تو ندارم یاوری بهتر برادر جان

با رفتن تو پشت من یکباره خالی شد
بودی برایم یک تنه لشگر برادرجان

سقای من بودی ولی آتش به جانت زد
لب های عطشان علی اصغر برادر جان

آه از کمانداران کوفه...صار کالقنفذ...
مانند گل بودی شدی پرپر برادرجان

دیگر عبایم هم به کار من نمی اید
هستی از اکبر " ارباً اربا " تر برادر جان

حالا که زهرا آمده من روضه می‌خوانم
تو گریه کن در روضه ی مادر برادرجان

یاد غلاف و بازوی مجروحش افتادم
دستش قلم شد مثل تو آخر برادرجان

طاقت اگر داری برایت شرح خواهم داد
بی مادرمان کرده میخ در برادرجان

تا زانوی من هست سر بر دامنم بگذار
نگذار روی خاک غربت سر برادرجان

هرطور شد بگذار برگردانمت خیمه
از این وصیت جان من بگذر برادر جان

وقتی که برگردم تو را بر نخل می بندند...
چیزی نخواهد ماند از این پیکر برادرجان

بعد تو بی صبرانه مشتاقم که شمر آید...
آماده ی خنجر کنم حنجر برادرجان

وقتی تو باشی اهل خیمه امنیت دارند
بی تو اسیری می رود خواهر برادرجان

تنها لباس کهنه و عمامه ی من نه َ
بعد از تو غارت می شود معجر برادر جان


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
1 👍 1
02:32
#حضرت_اباالفضل_مدح


جهان عشق مرید مرام عباس است
ادب همیشه در عالم به نام عباس است

طبیب درد تمام مذاهب عالم
کبوترانه شفا جلد بام عباس است

شنیده از لب مولای خود به نفسی انت
چه جمله بهتر از این در مقام عباس است

قیامت از همه سرها سر است بی تردید
بهشت باغچه ای زیر گام عباس است

"خدا به طالع او مهر پادشاهی زد"
هرآنکسی که غلام غلام عباس است

قیام کرده به پایش قیامت کبری
قسم به عشق قیامت قیام عباس است

کسی ندیده کنار حسین بنشیند
مطیع محض امامت پیام عباس است

فراز کعبه بلندای خطبه اش فرمود
که طوف بیت به گرد امام عباس است

دوباره سائل هر ساله آمده بر در
و مستمند جواب سلام عباس است

#حسن_کردی

@raziolhossein
02:36
#حضرت_اباالفضل_مدح
#حضرت_اباالفضل_شهادت


هر که گیرد از ابوفاضل در این دنیا کمک
گر بخواهد میرساند اهل عقبا را کمک

دست بر دامان آقایی شدم امروز که
دست هایش انبیأ را میدهد فردا کمک

در گرفتاری و بیماری توجه کرده ام
یا ابالفضل است جاری بر زبان ها تا " کمک!"

باب حاجات تمام ارمنی ها علقمه ست
هر گرفتاری به هر دینی گرفت آنجا کمک

آب منت میکشید و او لبش را تر نکرد
چون نمیگیرد نَمی از رودها دریا کمک

عصر تاسوعا که آقا گفت از اینجا برو
گریه کرد و گفت که یا زینب کبری کمک!

بعد عمری که به اربابش برادر جان نگفت
داد زد ادرک اخی افتاده ام تنها... کمک!

خواست تیر از چشم بیرون آورد دستی نداشت
جای دستانش گرفت از بین زانوها کمک

حضرت بی دست، پای رفتن خیمه نداشت
وقت افتادن وگرنه میگرفت از پا کمک

خواست برخیزد ز جایش دست در پیکر نداشت
آمد آن لحظه که بالای سرش آقا کمک

در کنار پیکرش میگفت با گریه حسین:
به منِ تنها پس از تو که دهد حالا کمک؟

آنچنان تنها شدم که محض برگرداندنت
آمدند از خیمه ها بر سر زنان زنها کمک

#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1 😭 1
02:39
#حضرت_اباالفضل

بر شانه گرفتیم از اول علم ات را
بر سینه نشاندیم سپس داغ غم‌ات را

در روضه و در سینه زنی های محرم
خواندیم فقط شعر تر محتشم‌ات را

((ای اهل حرم میر و علمدار)) که گفتیم
هی باد نشان داد به عالم علم‌ات را

ما فاصله داریم که احساس نکردیم
آغوش پر از لطف و لطیف حرم‌ات را

هرگز نفروشیم به جنات پر از شور
شیرینی این عشق پر از پیچ و خم‌ات را

شاعر بِنِشین گریه کن از درد فراق‌اش
بگذار زمین دفتر شعر و قلم‌ات را

#سجاد_روانمرد

@raziolhossein
02:42
#حضرت_اباالفضل_مدح


شاه گردون سریر یا عباس
ماه روشن ضمیر یا عباس

در خم زلف های بی تابت
دل عالم اسیر یا عباس

عطرت از کوچه ها که رد میشد
بسته میشد مسیر یا عباس

از امیری حسین تو داریم
ذکر نعم الامیر یا عباس

مادرت بی بدل چنان مریم
پدرت بی نظیر یا عباس

بوسه بر دست های تو یعنی
بیعت با غدیر یا عباس

دست خالی نشد ز خانه ی تان
بازگردد فقیر یا عباس

باد از خاک زائرت آورد
بوی مشک و عبیر یا عباس

هیچ جای جهان چو قبر تو نیست
اینچنین دلپذیر یا عباس

غرق دلتنگی ام که دیدارت
دیر گردیده ،دیر یا عباس

یا بده اذن دیدن حرمت
یا که جانم بگیر یا عباس

سر بلند قبیله مشکت کو
که شدی سر به زیر یا عباس

مثل مشک تو دست و پا میزد
طفل ناخورده شیر یا عباس

شاه بی لشکر آمده بر خیز
ای به لشکر وزیر یا عباس

حالت انکسار و وجه امام
پیر تر گشته پیر، یا عباس

ای رشیدی که قبر کوچک توست
روضه ای نا گزیر یا عباس

با لب خشک بال و پر زده ای
زیر باران تیر یا عباس

نیزه زد از زمین بلندت کرد
نیزه داری حقیر یا عباس

ای تن زخم خورده جای تو نیست
رمل این گرمسیر یا عباس

کفنت شد لباس خون آلود
کفن شه حصیر یا عباس

در قیامت که دستگیری نیست
بر صغیر و کبیر یا عباس

دست تو بانیِ شفاعت بر
دست خیر الکثیر یا عباس

وحشتی از نکیر و منکر نیست
تا تو هستی بشیر یا عباس

پای ما در صراط لرزان است
دست ما را بگیر یا عباس

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein1
👍 2
02:44
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا


برخیز جان فاطمه اینجا نمان برو
بگذار روی خاک مرا نیمه جان برو

هی آه می کشی و دلم تیر میکشد
قربان مهربانی ات ای مهربان برو

دستم بریده و کمرت را شکسته اند
برخیز ای شکسته دلِ قد کمان برو

بیرون مکش یکی و دوتا نیست تیرها
جانم فدات ناله مزن این چنان برو

این هرزه چشم ها به حرم چشم بسته اند
برگرد خیمه زود، نمانده زمان برو

خون گریه های چشم ترم نذر زینب است
آقا به جان خواهر تنهایمان برو

برخیز و بی کسی حرم را نظاره کن
زینب کجا و صحبت نامحرمان برو

از من گذشت غربت و در انتظار توست
گودال خون و نیزه و سنگ و سنان برو

من سر به زانوان تو دارم چه ماتم است
الشمرُ جالسٌ...سر تو ناگهان...برو
 
#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
02:47
#حضرت_اباالفضل_شهادت


گشت قنداقه‌ات به دور سرش   
این چنین بود که شدی قمرش

مادرت خویش را کنیزش خواند
پدرت بود اگرچه که پدرش

پدرت گفته بود خواهی شد
روزگاری فدایی پسرش

بوسه‌های پدر اثر دارد
این چنین دستهات شد سپرش

آه از چشم‌های خونینت
آه از داغ چشم‌های ترش

تیری از پیکرت نشد بکشد
چقدر تیر می‌کشد جگرش

چه بگویدبه کودکان حرم
می‌کشد اهل خیمه را خبرش

بعد تو خیمه بر زمین افتاد
بعد داغت شکسته شد کمرش

دور دیدند چشم‌هایت را
سر نیزه اگر که رفت سرش

می رسد تا اسارت این روضه
زینب و بی تو بودن و سفرش

#س_کرمانی

@raziolhossein
02:52
#حضرت_اباالفضل_شهادت


خدا کند که کسی تیر اینچنین نخورد
بدون دست به یک لشگرِ لعین نخورد

بدونِ دستْ کسی که تنش پُر از تیر است
خدا کند ز بلندی فقط زمین نخورد

سه شعبه تا که رها شد نشستم و گفتم
خدا کند که به آن چشم نازنین نخورد

کنار ِپیکرت افتاده استخوانِ سرت
خدا کند که کسی گُرز ِآهنین نخورد

به رویِ دست زدم تا که دادمت از دست
بدونِ تو که کسی آب بعد از این نخورد

#یامظلوم

@raziolhossein
02:54
#امام_حسین_مناجات


می‌نشینیم سر کوی اباعبدالله
به امید رخ نیکوی اباعبدالله

از کریمیِ خودش بوده که ما هم شده‌ایم
همه‌ی عمر ثناگوی اباعبدالله

صحنِ پیشانی ما بوی حسینیه گرفت
از گِل تربتِ خوشبوی اباعبدالله

اهل معراج نشد هیچ رسولی الا...
با توسل به سرِ موی اباعبدالله

نزد پیغمبر ما خوب‌تر از هر عملی‌ست
زدنِ بوسه به بازوی اباعبدالله

دستگیر است اگر از همه‌ی خلق حسین
بوده چون فاطمه الگوی اباعبدالله

رحمت واسعه‌اش، جلوه و یاد حسن است
رفته بر خوی حسن، خوی اباعبدالله

نیست انصاف، نگوییم از ایمانِ رباب
ذوبِ مولا شده بانوی اباعبدالله

فاطمه در صف محشر به سویش خواهد رفت
هر که رفته قدمی سوی اباعبدالله

مُحرمِ کعبه‌ی بی دلبر زینب نشویم
قبله‌ی ماست فقط روی اباعبدالله

زودتر خورد زمین، خواهر مظلوم حسین
دید تا، خم شده زانوی اباعبدالله

دست بر پهلوی خود بُرد عقیله، ناگاه...
نیزه‌ای خورد به پهلوی اباعبدالله

آسمانِ رُخش از لطمه غروبین شده بود
سنگ چون خورد به ابروی اباعبدالله

آتش از بام سرش ریخت، سرِ مویش سوخت
دید تا سوخته گیسوی اباعبدالله


#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
ش
04:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح
#حضرت_اباالفضل_شهادت


بنویسید ابالفضل بخوانید حیا
بنویسید علمدار بخوانید وفا

هیچکس مثل ابالفضل نگیرد دستی
بنویسید زحاجات بخوانید روا

دیده او همه را یاد جنان می انداخت
بنویسید از آن چشم بخوانید بلا

بنویسد که سقاست بخوانید خجل
قول دادست که آبی برساند اما

مشک افتاد و تو افتاد ی  وارباب افتاد
پای گهواره طفلش زنی افتاد از پا

بعد تو دشمن تو  اهل جسارت بشود
بعد تو زینب تو سوی اسارت برود

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2 👍 1
04:35
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#تاسوعا


ما که عمری ست گدای شب تاسوعاییم
زخمی مرثیه های شب تاسوعاییم

عشق عباس شکیبایی و سرزندگی است
روضه ی امشب ما روضه ی شرمندگی است

تن بی بال و پرت قاتل ارباب شده ست
از خجالت همه ی قامت تو آب شده ست

لب آبی و لبت سوخته از بی آبی
تکیه گاه منِ دلتنگ چرا می خوابی؟

همه ی علقمه پر نقش شد از بال و پرت
همه ی خون تنت ریخته از فرق سرت

اولین بار کنار بدنت لرزیدم
سوختم تا که تن سوخته ات را دیدم

داغ تو بر کمرم مانده و سنگین شده است
این فرات است که از خون تو رنگین شده است

می کشم تیر ز چشم تو به چشمی پر اشک
مرثیه خوانده برای منِ دلسوخته، مشک

از گلو و سر و چشم و دهنت خون زده است
صبر کن نیزه ای از پشت تو بیرون زده است

خطِ خون مانده ز بی دستی تو دور و برم
سینه خیز آمده ای مشک به لب سمت حرم

خیمه با رفتن تو ضربه ی بد خواهد خورد
دخترم بی تو از این قوم لگد خواهد خورد

لشکر حرمله آماده ی غارت شده است
تو که بی دست شدی حرف اسارت شده است

فکر کن بی من و تو شمر چه ها خواهد کرد
حرمله را به حرم زود رها خواهد کرد

از همین لحظ النگوی رقیه پر زد
خواهرم باز گره بر گره ی معجر زد

با شکاف سر زاری که تو داری چه کنم؟
با سرت در گذر نیزه سواری چه کنم؟

به سر سوخته ات زخم جبین می افتد
بیشتر از سر من روی زمین می افتد

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 4
04:38
#حضرت_اباالفضل_شهادت

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت
رزق و روزی تمام خاندانش را گرفت

خوش به حال سائلی که سائل عباس شد
خوش به حال آنکه از عباس نانش را گرفت

روز محشر دست هایش دستگیری میکند
دست خود را داد دست دوستانش را گرفت

هیچکس اندازه ی عباس شرمنده نشد
کربلا بدجور از او امتحانش را گرفت

از خجالت آب شد، آب آور کرب و بلا
عصر تاسوعا امان نامه امانش را گرفت

چشم هایش پاسبان های بنات خیمه بود
حرمله با تیر، چشم پاسبانش را گرفت

از تنش شمشیری آمد دست هایش را رُبود
از سرش گُرزی رسید و استخوانش را گرفت

تیرها در پیکرش وقتِ زمین خوردن شکست
بس که خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت

صارَ کَالقُنفُذ... برای تیرها جایی نماند
ناگهان سرنیزه ای حجم دهانش را گرفت

قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود
تیرهایی که به مشکش خورد جانش را گرفت

از بغل تا که سرش را بر سر نیزه زدند
اشک و آهِ ناتمامی خواهرانش را گرفت

#یامظلوم

@raziolhossein
2 👍 1 😭 1
04:41
#حضرت_اباالفضل_شهادت


گر نشد مشک ولی ماند امید دگرم
ببرم آب دراین کاسه چشمان ترم..
..هم شکستند همین کاسه و هم کاسه سرم
تا هوایی به سر از آب مبادا ببرم

اینچنین شدکه من  امید زدستم دادم
با سر از روی بلندی به زمین افتادم

چه کنم مشک  سر ودست و دوچشمی که تر است
کاسه هایی که شکست است دگر درد سر است
تیغ وشمشیر بیارید تنم  منتظراست
به خدا درد خجالت زحرم سخت تر است

گر نشد آب برم کاش خودم آب شوم
تا که جاری به سوی خیمه ارباب شوم

ای خدا سایه ای از دور... مبادا آقاست
نه حسین بن علی نیست زنی از زنهاست
نکند زینب کبراست  خدا یا تنهاست
... پسرم گفت به من, تا بشناسم زهرا ست

گفت گر مادر تونیست منم مادر تو
آمدم گریه نکن آب فدای سر تو

...اذن دادند  که بر فاطمه مادر گفتم
آرزویی به سرم بود که آخر گفتم
جان من شد همه یک آه و برادر گفتم
هقی هقی کردم و با گریه مکرر گفتم

چقدر لفظ اخا مثل عسل شیرین است
گرچه از دست تهی ام سر من پایین است

به اخا گفتن من لفظ بلی می آید
تار دیدم که حسین بن علی می آید
گوییا جلوه ای از رب جلی می آید
خسته و تشنه و درمانده ولی می آید

زیر لب زمزمه کردم به فدای تو حسین
بخورد بر سر من درد و بلای تو حسین

نیست بر دیدن چشمت به دو چشمم رویی
کاش میشد که به جان از تو کنم دلجویی
یا که بر راه تو با مژه زنم جارویی
یا به چشمم بنشینی به کنار جویی

   ولی افسوس دگر چشم ندارم آقا
هر چه را داشت ابالفضل, گرفتند آنرا

تارسید او به سرم گفت چرا تا شده ای
قد قاسم شده ای پخش به صحرا شده ای
رفته ای  آب بیاری خود دریا شده ای
خوش بحال لب اصغر که تو سقا شده ای

ناله ای زد که چنان درد به پهلوش نشست
به گمانم کمرش بود که از غصه شکست

گفتم ازآب  صدازد  که چه آمد به سرت
گفتم از آب صدازد چه شده بال و پرت
گفتم از آب صدا زد که چه شد زخم سرت
گفتم از آب صدا زد چه شده چشم ترت

اوبه رویم نزداما خبرش میپیچد
که اگر آب نباشد  پسرش  میمیرد

از خجالت همه جان و تنم شد فریاد
تا سرم  را به سر دامن مهرش جاداد
چشمهایم که به چشمان برادر افتاد
تازه دیدم چه قدر پیر شده ان شمشاد

قامتش خم شده و بی کس و تنها مانده
جان او پیش علی اکبر او جا مانده

با همان قامت  خم دور سرم  می چرخید
دستهایی که جدا شد زتنم می بوسید
ناله میزد  به من و وضع تنم میگریید
دشمنش هلهله میکردو به او می خندید


گفت با گریه مرو تا که زمینم نزنند
کوفیان سنگ دگر سوی جبینم نزنند

مرو  از دست حرامی نکشم منت آب
لا اقل رحم کن عباس برآن طفل رباب
بعد تو زندگی اهل حرم هست عذاب
به کمین دشمن من مانده ببین در تب و تاب

آب ترشد بدنم گفت  که ای لشگر من
میروی بعد  تو سقا چه کند خواهر من

وقت تشریح پس از رفتن جان آمده بود
صحبت از نیزه و آن تخت روان آمده بود
زخمهایم همه از غم به زبان آمده بود
حرف از معجر زینب به میان آمده بود

ای ابالفضل فدای نخی از معجر تو
سرم از نیزه شود سایه روی سر تو

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1 😭 1
ش
05:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

#امام_حسین_ع_گودال_قتلگاه
#امام_حسین_ع_شهادت

برای دلخوشی نوکران این درگاه
دروغ روضه بخوانم دروغ، بسم الله

دروغ روضه بخوانیم شمر آبش داد
سنان رسید؛ ولی با ادب جوابش داد

دروغ روضه بخوانیم دست و پا نزده
حسین، فاطمه را تشنه لب صدا نزده

دروغ روضه بخوانیم زیر و رو نشده
نخورده نیزه به او، نحر از گلو نشده

دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشد
محاسنش به روی خاک‌ها کشیده نشد

دروغ روضه بخوانیم سر جدا نشده
تنش سه روز روی خاک‌ها رها نشده

دروغ روضه بخوانیم پیرهن دارد
که گفته است که عریان شده؟ کفن دارد

دروغ روضه بخوانیم غصه او را کشت
نه ساربان آمد، نه بریده شد انگشت

دروغ روضه بخوانیم حرف بد نزدند
شبیه فاطمه اصلاً به او لگد نزدند

دروغ روضه بخوانم علم نیفتاده
نگاه شمر به سمت حرم نیفتاده

دروغ روضه بخوانم برای نوکرها
نرفت دست حرامی به سمت معجرها

دروغ روضه بخوانم سری نیفتاده
ز ناقه نیمه‌ى شب دختری نیفتاده

دروغ روضه بخو‌ان این دروغ‌ها خوب است
نه اينكه دندان، آنچه شكسته شد چوب است


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
😭 9 3 👍 1
ش
08:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت


تا سایه ی تو از سر این کاروان رفت
از ترس رنگ از صورت نیلوفران رفت

اینکه به من خواهر نگفتی بر دلم ماند
حسرت به دل از پیش تو این قد کمان رفت

تیرِ کمان هم داشت شوق ابرویت را
که پر درآورد از کمان تا آن کمان رفت

دست تو که افتاد ، دستِ کوفه سمت
پوشیه ی حوریه ی این خاندان رفت

تو علقمه بودی ندیدی من که دیدم
با خنجری سمت حسینم ساربان رفت

من را به جبرِ کعب نی بردند آخر
بلبل کجا با میل خود از بوستان رفت؟!

فهمیدم از طرز نگاهت روی نیزه
تیری که تیرانداز زد تا استخوان رفت

ای محرم زینب خبر داری که زینب
وقتی نبودی مجلس نامحرمان رفت؟!

ام البنین باور نکرد اما پس از تو
زینب به کوفه با سنان بد دهان رفت

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2 1
08:03
#حضرت_اباالفضل_شهادت


لب آبی و لبت داغ تر از خورشید است
آنچه بعد از تو نبیند دل من امید است

من چگونه خبرت را برسانم به حرم
مانده ی بال و پرت را برسانم به حرم

همچنان دخترم از خیمه تو را می خواند
خواهرت منتظر آمدنت می ماند

هلهله ها خبر از دست بریده داده
خبرم را به حرم قدِ خمیده داده

قامتم از غم بی دستی تو تا مانده
کوهی از تیر به روی بدنت جا مانده

بدنت پر شده از تیر تماشا سخت است
حرِکت دادن این جسم از اینجا  سخت است

فرصت کندن تیر از تن تو نیست مرا
طاقت هلهله ی دشمن تو نیست مرا

بروم پیکر بی دست تو را پس چه کنم
کینه ی دشمن بد مست تو را پس چه کنم

تن بی دست تو با نیزه لگد کوب شده
حرمله با غم تو حال دلش خوب شده


#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 2
ش
10:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت


در حرم چشم انتظارانِ فراوان داشت حیف
علقمه بی تاب بود آنروز مهمان داشت حیف

سهم آبش را سه روزی سهم طفلان کرده بود
روی لبها از ترک زخمی نمایان داشت حیف

رفت سمت خیمه‌ها  اما هوا تاریک شد
علقمه از تیر و تیغ و نیزه باران داشت حیف

خم شده بر مشک اما دستها را جا گذاشت
این پناه خیمه‌ها ردی شتابان داشت حیف

یک سه‌شعبه آمد و در جا سه جایش را شکست
حیف شد ماه حرم انبوهِ مژگان داشت حیف

مشک را وقتی به دندان داشت چشمش را زدند
مشک را وقتی به دندان داشت دندان داشت حیف

کم‌کم از قد رشیدش در مسیرش ریخت ریخت
کاشکی این ضربه‌های سخت پایان داشت حیف

با سه‌شعبه ناگهان اُفتاد با صورت زمین
بین صدها درد ، این دردی سه چندان داشت حیف

خورد با صورت زمین  پهلویش اما درد کرد
خورد پیش مادری که دست لرزان داشت حیف

می‌زدند و دور می‌گشتند و هی می‌آمدند
لشگری که چند صد قاری قرآن داشت حیف

تا تکان می‌خورد  جمعیت به هرسو می‌دوید
لشگری که تیغ عریان داشت او جان داشت حیف

خواهری از  خیمه دارد روسری می‌آورد
مادری بی شیر هم  طفلی به دامان داشت حیف

دخترک کنج خرابه دست بر مویش کشید
با خودش می‌گفت روزی هم عمو  جان داشت حیف


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2 1 😭 1
10:05
#حضرت_اباالفضل_شهادت


خدا کند که دگر خیمه ای بنا نشود
بنا اگر شده بی صاحبش رها نشود

خدا کند که قد و قامت یلان غیور
کنار جسم برادر ز غصه تا نشود

خدا کند که اگر هر که داغ دید و شکست
شبیه آینه ی خُرد کربلا نشود

عموی ساقی من مشک را به دوش انداخت
دعا کنید که دستش ز تن جدا نشود

عمود خیمه که افتاد عمه ام آمد
به معجرم گره ی کور زد که وا نشود


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
ش
13:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت


عطش کودک تو آبم کرد
لب خشک علی کبابم کرد

مشک پاره ؛ نگاه اهل حرم
به خدا از خجالت آبم کرد

ای برادر بیا مرا دریاب
مادر تو پسر خطابم کرد

رویم آیینه ی جمال تو بود
حرمله با سه شعبه قابم کرد

قمر خون گرفته ی حرمم
طلعت رویت آفتابم کرد

گفتم ای مشک تا خیام بیا
قطره قطره ولی جوابم کرد

پس بریده بریده می گویم
آب شرمنده ی ربابم کرد

از دعای مجیب پر بودم
دستم افتاد و مستجابم کرد

شدت تیرها و ضرب عمود
بر نگین زمین رکابم کرد

آمدی و نشد که برخیزم
نه تکانم نده که می ریزم


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein1
1 👍 1
13:34
#امام_زمان_محرم
#تاسوعا


نه صبحی داری و نه شب عزیزم
دلت آتیشه   داری تب عزیزم
شبِ عباسه اما ناله داری
برایِ غصه‌ی زینب عزیزم


نه صبری و نه تسکین مونده باقی
که داغی سخت و سنگین مونده باقی
نگیر از ما تو فیضِ روضه‌ها رو
برایِ نوکرت این مونده باقی


بدون تو  تو کارامون ضرر بود
که تو امروز و فردامون ضرر بود
تو را ای کاش برا دنیا میخواستیم
بدونِ تو  تو دنیامون ضرر بود


بگو با بارِ این غمها چه کردی
پریشون توی این شبها چه کردی
یکی باید به فکرت باشه اما
بگو با ناله‌ی زهرا چه کردی


الهی که الهی غم نبینی
بگو امشب کدوم خیمه میشینی؟
دلم میگه غبار آلوده آقا
میون هیئتِ اُم‌البنینی

از آن سَروِ علی بنیاد صد حیف
از آن قامت  از آن شمشاد صد حیف
دو دستی که عصایِ پیریَش بود
خداوندا زِ تَن اُفتاده صد حیف

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4
ش
14:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت

رفت از خیمه به دنبالش دل ارباب رفت
رفت از خیمه به دنبالش حرم از تاب رفت

آب باید محضِ پابوسی میآمد خدمتش
کار دنیا را ببین دریا به سوی آب رفت

ریخت از مشک عمو سوغات اصغر بر زمین
گریه کرد عباس اما حرمله شاداب رفت

حیف که ادرک اخایش به کمانداران رسید
قبل از ارباب این صدا تا دشمن ناباب رفت

محضر چشمش سه شعبه تشنه آمد با شتاب
از میان کاسه ی چشمش ولی سیراب رفت

با کُالخودش به روی آسمان خط میکشید
علقمه او را چه شد قد رشیدش آب رفت؟

قطعه قطعه شد که کوچکتر شود پیش حسین
آری از نزد بزرگ قوم با آداب رفت

از مزار کوچکش پیداست با جسمش چه شد
شد پریشان خاطر از غم هر که در سرداب رفت

#یامظلوم

@raziolhossein
4 😭 3
ش
15:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح
#حضرت_اباالفضل_شهادت

غلامم غلام ابوفاضلم
اسیر مرام ابوفاضلم
نمک‌گیر نام ابوفاضلم
فقیر مقام ابوفاضلم

به هر گوشه این حرف رایج شده
ابالفضل باب الحوائج شده

بخوانش خداوند فضل و ادب
به ام البنین می‌رسد در نسب
فدای مرامش حبیب و وهب
ندیده کسی ساقیِ تشنه لب؟!

شد از کودکی عاشق پنج تن
فدایی راه حسین و حسن

چنین یار ناصح کجا دیده‌ای؟
به هر جنگ، فاتح کجا دیده‌ای؟
چنین نور واضح کجا دیده‌ای؟
چو او عبد صالح کجا دیده‌ای؟

نشد عبد هر پستِ خودکامه‌ای
غمش بوده داغ امان نامه‌ای

امان از زمان بلای عظیم
شد از تشنگی وضع خیمه وخیم
کنار شریعه، به دور از حریم
چه شد حال سقا؟! بیا بگذریم

دلش یاد یعسوب دین کرده بود
به راهش سپاهی کمین کرده بود

فدایش که بی دست و حیران شد و
دم علقمه تیرباران شد و‌
خجالت کشیده ز طفلان شد و
ز یک مشک پاره پریشان شد و...

به ضرب عمودی سرش باز شد
به بالین زهرا سرافراز شد

دلش سوخت از داغ بی حد، حسین
به دستان او بوسه می‌زد حسین
خمیده به بالینش آمد حسین
نشد چشم او را گشاید حسین

عقیله ندارد کفیلی دگر
شده آسمان حرم بی قمر

قسم بر ابالفضل، روح صلاة
که آن سرو خوش قامت کائنات
کنار شریعه، کنار فرات
تنش خُرد شد از جمیع جهات

مگر قبر او قبر یک کودک است؟!
چرا اینهمه مدفنش کوچک است؟!

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
👍 3
15:23
#حضرت_اباالفضل_مدح


تو آن ماهی که خورشیداست محو روی تابانت
خداوند آسمان هارا درآورده به فرمانت

مگر مانند پبغمبر تو هم شق القمر کردی
که میخوانند خود را ارمنی ها هم مسلمانت

حسین ابن علی(ع)که عالمی هستند قربانش
به تو گفته برادر جانِ من، جانم به قربانت

همه دیدند دست از هر تعلق در جهان شستی
همینکه رفت در آب فرات آن روز دستانت

به دوش خود کشیدی بار سنگین امانت را
دو دستت را فدا کردی و ماندی پای پیمانت

نداری دست در پیکر ولی بنگر که این لشکر
هراسان است سرتاسر ز چشمان رجز خوانت

همان وقتی که تیر آمد به سوی مشک میدیدی
گره کور است و حتی وا نخواهد شد به دندانت

عجب حسن ختامی داشتی که در دم آخر
به جای مادرت ام البنین، زهراست مهمانت

از اول جان تو تنها برادر بود تا آخر
که گفته در دل میدان گذشتی راحت از جانت؟

برای اینکه در راه حسین ِفاطمه باشم
الهی که بماند تا ابد دستم به دامانت


#احمد_جواد_نوآبادی

@raziolhossein
2 👍 2
15:26
#حضرت_اباالفضل_مدح


رسیده رزق عالم از سر خوان ابوفاضل
تبرک میکند هر سفره را نان ابوفاضل

کسی که اربعین تا کربلا رفته است میداند
تمام زائران هستند مهمان ابوفاضل

چه جای غصه خوردن هست تا وقتی که در عالم
گره ها باز خواهد شد به دستان ابوفاضل

کمیت زندگی‌ش لنگ می‌ماند هر آن کس که
نمی‌بندد دخیل‌ش را به دامان ابوفاضل 

پس از حیدر نوشتم لا فتی الا اباالفضل و
سپس لا سیف الا تیغ بران ابوفاضل

گدا از صحن او مانند سلطان میزند بیرون
که می‌بارد کرم از طاق ایوان ابوفاضل 

امام ارمنی ها روز تاسوعا اباالفضل است
که باید گفت آن ها را مسلمان ابوفاضل

برای وصف ایثار و وفای او همین بس که
شکست ابرو ولی نشکست پیمان ابوفاضل

گره در کار مشک افتاد تا بر خاک دست افتاد
گره وا می‌شود تنها به دندان ابوفاضل

فقط داغ برادر را برادر مرده می‌داند
که زینب را در آخر کشت فقدان ابوفاضل

#سجاد_روانمرد

@raziolhossein
2 👍 2
15:29
#حضرت_اباالفضل_شهادت

ای قد بلند از دل صحرا بلند شو
قدّم خمیده ای قد طوبا بلند شو

بعد از تو نیست قوت قلبی به خواهرم
بعد تو می‌شوم تک و تنها بلند شو

از خیمه‌گاه تا به کنارت که آمدم
ناله زدم مُدام که سقا بلند شو

من گریه میکنم همگی خنده میکنند
پایان بده به زخم زبان‌ها بلند شو

راضی نشو که گریه کنم اینهمه در این
دشتی که هست غرق تماشا بلندشو

"یک‌ جور می دهیم جواب سکینه را
باشد، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شو"

حالا که مادرم به کنار تو آمده
حدِّاقل به خاطر زهرا بلند شو


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
15:31
#حضرت_اباالفضل_شهادت


دریا دل سپاه محرم بلند شو
باب الحوائج همه عالم بلند شو

نقش زمین، میانه ی صحرا چه می کنی
لب تشنه در میان دو دریا چه می کنی

ای تکیه گاه خیمه ی خواهر بلند شو
ای کاشف الکروب برادر بلند شو

دارد مصیبت از همه جا می رسد اخا
بعد از تو ناله ام به کجا می رسد اخا

باور نمی کنم که سرت را شکسته اند
ای مرغ عشق، بال و پرت را شکسته اند

پشت و پناه اهل حرم پا نمی شوی؟
با این حساب بین عبا جا نمی شوی

پرچم به دوش لشکر زهرا بلند شو
پشت و پناه زینب کبری بلند شو

دارد سپاه حرمله لبخند می زند
بر دست های خواهر تو بند می زند

دستی که نیست تا که مرا یاری ام کنی
فکری به حال زخم دل کاری ام کنی

پشت و پناه خیمه ی ما اینچنین نرو
صد پاره می شود دل ام البنین نرو

دستی بگیر زیر پر خواهرت، بمان
نامحرم است همسفر خواهرت، بمان

باشی کسی برای اسارت نمی رود
دار و ندار خیمه به غارت نمی رود

باشی کسی که دست به چیزی نمی زند
باشی کسی که حرف کنیزی نمی زند

ای غیرت همیشه ی حیدر بلند شو
پشت و پناه غربت خواهر بلند شو

#وحید_محمدی

@raziolhossein
👍 3 😢 1
15:36
#حضرت_اباالفضل_شهادت

عمود خوردی و سرو و صنوبرم پاشید
صدا زدی که بیا کاسه ی سرم پاشید

همینکه تا برسم قطعه قطعه ات کردند
قد بلند امیر دلاورم پاشید

کنار علقمه تا لشگر کمانداران
تورا به نخل که بستند لشگرم پاشید

چهار هزار کماندار پیش چشمانم
چقدر تیر به جسم برادرم پاشید

دم وداع که رفتی ز خیمه پشت سرت
دو کاسه گریه ی افسوس دخترم پاشید

همینکه دست تو بر روی خاکها افتاد
به دست حرمله حلقوم اصغرم پاشید

رقیه فاتحه ی گوشواره اش را خواند
خبر رسید که افتاده ای "حرم" پاشید


پس از تو امنیت یک قبیله در خطر است
کفیل زینب کبری ، "عقیله" در خطر است

#یامظلوم

@raziolhossein
1 👍 1
ش
17:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت


ریخت بر هم با زمین افتادنت دنیای من
دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من!

پیشمرگ من شدی و پیشمرگ خواهرم
تیرخوردی نیزه خوردی جای زینب جای من

قید مشکت را بزن با من سوی خیمه بیا
بعد ازین هرکس که حرف از تشنگی زد پای من

مسجد کوفه ست اینجا یا کنار علقمه؟!
فرق عباس است یا فرق سر بابای من

انقدر بازو زمین کوبیدی آبم کرده ای
داغ تو پشت مرا خم میکند دریای من

هیچکس اینگونه در بین اراذل هو نشد..
گریه کن خون گریه کن عباس بر غمهای من

این خجالت چه بلایی بر سرت آورده است
قدّ  یک طفل است اینجا قامت سقای من

دارد از امروز خولی فکر معجر میکند
وای بر امروز من ای وای بر فردای من

در شلوغی سر بازار بین مستها
رو‌نگردان روی نی از دختر تنهای من!

#حضرت_عباس

@raziolhossein
2 👍 1 😢 1
17:22
#حضرت_اباالفضل_دودمه

مَشک دارد روی دوش و نعره دارد یاعلی
لعن حق بر منکرش
اَشهدُ ان لا امیرالمومنین الا علی
لعن حق بر منکرش

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
18:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#رباعی


اي آب بقا اشک روانت عباس
اي نور خدا در دل و جانت عباس

يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم
قربان دو چشم نگرانت عباس

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
2 👍 1
ش
20:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 26.07.2023 19:44:37
#حضرت_اباالفضل_دودمه


از خمیده شدنم کوفه دگر فهمیده
بی برادر شده ام
قوتم رفت ، همه لشگر من پاشیده
بی برادر شده ام

آسمان سینه زن ماه بنی هاشم شد
وای از کرببلا
قامت سرو اباالفضل قد قاسم شد
وای از کرببلا

چشمها مات شد از شیوه جنگاوری ات
یابن قتال العرب
کربلا گشته نجف با رجز حیدری ات
یابن قتال العرب

#علی_سلطانی

@raziolhossein
1
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#دوبیتی

عطش ، آتش به جان خیمه ها زد
بزرگ و کوچک این قوم را زد

بریده دست و پا ، جان داد عباس
علی اصغر به جایش دست و پا زد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 4 😢 1
ش
23:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 74.0 KB
این همه روضه که نُه شب خواندیم
شرح حال جگرش بود فقط...

#م_نعیم_امینی

@raziolhossein
😭 4 😢 2
27 July 2023
ش
00:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#یاابوفاضل

غمت چه کرد که بالای پیکر تو حسین
شبیه مادر فرزند مرده بر تو گریست…

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😭 9 1
ش
04:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا


بدنت در همه ی دشت پراکنده شده
آفتاب از تن زخمی تو شرمنده شده

خسته ام تاب و توانم بده ای گم شده ام
تو خودت راه نشانم بده ای گم شده

ای تن ریخته بر خاک سرت را بردند
به کجا ای تن صد چاک سرت را بردند

چقدر بر بدنت جای رد پا مانده
چقدر نیزه شکسته به تنت جا مانده

خواستم از بدنت بوسه بگیرم که نشد
خواستم از غمت این گوشه بمیرم که نشد

سر درآورده تنت نیزه به نیزه در دشت
قسمتی از گل پرپر شده اینجا برگشت

تو کجا رفته ای  ای دشت پر از عطر تنت
نیزه ها پر شده از حال و هوای بدنت

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
04:36
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

این بار آخر است منم روبه روی تو
تو سوی من نشستی من هم به سوی تو

گریه امان نداد که ما درد دل کنیم
جان میرود زچشم من از  گفتگوی تو

ای جان من مفارقت از جسم من مکن
من روبه قبله ام به خدا روبه روی تو

بوسه به حلق تو که زدم شمر خنده کرد
ای کاش خنجری نرسد بر گلوی تو

برروی تل نشستم و دیدم که ریختند
با تیغ و سنگ و دشنه و نیزه به روی تو

یک نیزه آه  آمد و نگذاشت ضربه اش
تا جوشد از گلوی تو راز مگوی تو

در زیر دست و پایی و گم کرده ام تورا
در زیر دست پایم و در جستجوی تو

سی پاره تن تو زهم مو به مو گسست
آشفته گشته  پیکرتو مثل موی تو

چیزی نمانده ازتن تو تا بغل کنم
دربین سینه ماند فقط آرزوی تو

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
04:42
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم


با نيزه روي زَخمِ تو مَرهَم گذاشتند
جِسمِ تو را به خاک، چه دَرهَم گذاشتند
.
من مانده ام چِگونه بِبوسم تَنِ تو را؟!
بَس نِيزه پُشتِ نِيزه و بَر هَم گذاشتند
.
بَر سينه ات نِمونه ی هَرچه سِلاح هست!
شَمشير و سَنگ و تيرِ سه پَر هَم گذاشتند
.
هم داغِ اَكبرِ تو و هم سوز تِشنگی
اَصلاً مَگَر بَرات جِگر هَم گذاشتند؟!
.
آمد زِ مَن رُقَيِّه سُراغِ تو را گِرِفت
پُرسيد كه: برای تو سَر هَم گذاشتند...؟
.
دَر كيسه هايِشان پُرِ سَر بود و روسَری
هَر آنچه بود زيوَر و زَر هَم گذاشتند

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
04:44
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

تکیه زد تا که شاه بر نیزه
بدنش ماند و چند سر نیزه

هر چه ارباب بی رمق تر شد
از سنان خورد بیشتر نیزه

بود در دست یک نفر سنگ و
بود در دست صد نفر نیزه

این چنین با شتاب در بدنش
پی چه می رود مگر نیزه؟

هر زمان رفته بین جسم حسین
غرق خون گشته تا کمر نیزه

لب او را سکینه می بوسید
در دهانش نبود اگر نیزه

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
1
04:50
#امام_حسین_شهادت
#شب_عاشورا


چه باید گفت با آن کس که می دانی نمیماند
به میدان میروی و حرف چندانی نمیماند

پیاده شو رقیه را بغل کن این دم آخر
به تو بدجور وابسته است می دانی... نمی ماند

امان از اشک بی موقع تو را واضح نمیبینم
مجالی غیر از این دیدار پایانی نمی ماند

چه با حسرت رباب آن سو به تو خیره شده،بنگر
که عشقِ عاشق و معشوق، پنهانی نمی ماند

برایت گریه خواهم کرد آنگونه که بعد از این
سخن از یوسف و یعقوب و کنعانی نمی ماند

تو تنها نیستی، اذنم دهی شمشیر میگیرم
که با جنگاوری ام مرد میدانی نمی ماند

اگر رخصت دهی گودال را جارو کنم با پلک
که بعد از رفتنت از گریه مژگانی نمی ماند


بمان پیشم مرا با رفتنت از من نگیر "ای من"
به جان گفتم بدون یار میمانی؟! نمی ماند

عزیز فاطمیات حرم! دورت بگردم من
سرت خاکی شود، در خیمه سامانی نمی ماند

تنت میماند اینجا روی خاک و فکر سر هستم
که چیزی از تو در این راه طوالنی نمی ماند

به غیر از پیش من پیش کسی قرآن نخوان لطفا
وگرنه که برایت هیچ دندانی نمی ماند

#یامظلوم

@raziolhossein
2 👍 2 😭 2
04:52
#امام_حسین_شهادت
#وداع

کمی آرام برو کم شود این خون جگری
برده ای دل زهمه کاش زمن جان ببری

من هنوزم به دلم مانده تماشات کنم
چقدر زود شد ایام وصالت سپری

با تن پر پر اکبر چه وداعی کردی
بی عصا مانده ای  ودست به روی کمری

مثل زهرا به سرت شانه کشیدم  ای کاش
که نیفتد سر گیسوی تو دست دگری

نا امیدم که تو را باز ببینم اما
روی تل منتظرم  تا که بگیرم خبری

ساربان مینگرد بد به دلم افتاده
می روی کاش که انگشتر خود را نبری

چادر خاکی من را نتکان گریه نکن
که مهیا شده ام بگذرم از هر گذری

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 2 😢 1
04:55
#امام_حسین_شهادت
#شب_عاشورا


نشسته ام به غم دلبری که فردا نیست
پرم شکسته ز داغ پری که فردا نیست

بیا دوباره سرت را به دامنم بگذار..
بگو چکار کنم با سری که فردا نیست؟!

دوباره حرف بزن تا کمی سبک بشوم
عزیز تشنه ی من! منبری که فردا نیست

رباب و نجمه و من هرسه پیشمرگ توایم
خود تو باخبری لشکری که فردا نیست

سپرده زیر گلوی تورا ببوسم من
به خواهرت گفته! مادری که فردا نیست..

پس از تو هم سخن شمر میشوم آری..
به غیر شمر کس دیگری که فردا نیست

النگویی که خریدی برای من‌ بردار
میان خیمه زر و زیوری که فردا نیست

فدای بند به بند تن مبارک تو
امان ز ده اسب و پیکری که فردا نیست

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
04:57
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم


پاره پاره حنجرت را بوسه باران می کنم
عضو عضوِ پیکرت را بوسه باران می کنم
.
خاکِ اینجا ای برادر بوی زهرا می دهد
قتلگاهِ اطهرت را بوسه باران می کنم
.
گیسوانم را به خونَت می زنم، قربانی ام
این مِنا و مَشعرت را بوسه باران می کنم
.
نقشِ نعلِ اسبها بر سینه ات اُفتاده است
قبله ی پیغمبرت را بوسه باران می کنم
.
دخترت افتاده روی پیکرِ بی راسِ تو
گیسوانِ دُخترت را بوسه باران می کنم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
1
05:01
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#شام_غریبان


می سوخت زیر نور تن زخم دیده اش
تاراج گشته پیکر نیزه چشیده اش

جاری ست رود سرخ هنوز از گلوی او
رد گشته یک سپاه یکایک ز روی او

بر پهلویش سیاهی یک چکمه مانده است
بر جای جای پیکر او صدمه مانده است

خالی ست جای سر، به روی این بدن چرا؟
مانده است روی خاک، تنش بی کفن چرا؟

یعنی کدام نیزه سرش را ربوده است
قربانی ِ کدام گناهِ نبوده است؟

پس آن عقیق سرخ سلیمانی اش چه شد؟
با ساربان بگو که مسلمانی اش چه شد؟

بیش از هزار شعله ی زخم است بر تنش
رد های بوسه مانده به رگ های گردنش

از نعل های تازه تنش بی نصیب نیست
این پیکر مقطع الاعضا عجیب نیست؟

تا که سرش به نیزه ی دشمن سوار شد
دیگر حریم خیمه به غارت دچار شد

نامحرمان دویده به دنبال خیمه ها
نزدیک می شوند به خلخال خیمه ها

غیرت نمانده است به مردان این دیار
با بچه ها بگو که علیکُنَ بالفرار

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 3
05:05
#امام_حسین_شهادت
#شب_عاشورا


این شب آخری چه زود میگذره
شب وداع عاشق و دلبره
عزیز من نوبتی هم که باشه
نوبت اون وصیت مادره

اجازه میدی که روتو ببوسم؟ !
این دم آخری موتو ببوسم
بذار به جای علی و فاطمه
با گریه زیر گلوتو ببوسم

امشبمون ایشاهلل فردا نشه
خیمه ی ما بدون سقا نشه
رباب داره خدا خدا میکنه
حرمله پاش به خیمه ها وا نشه

برو ولی به فکر خواهرت باش
به فکر گریه های دخترت باش
دیگه سفارش نکنم عزیزم
مراقبه رگایه حنجرت باش

اگه بری من می مونم با کوفه
کینه داره از پدر ما کوفه
باشه برو ولی نگفتی آخر
با حرمله چطور برم تا کوفه

نگو که غارت میکنن تنت رو
نگو...نگو...نگو که گردنت رو...
حیفه که غارت بشه ، مادرم دوخت
با بازوی شکسته پیرهنت رو

بگو که بسته با طناب نمیشم
وارد مجلس شراب نمیشم
حریف شام و کوفه میشم اما
حریف گریه ی رباب نمیشم

#یامظلوم

@raziolhossein
1
05:08
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

دست و پا می زدی و پا به سرت خورد حسین
نیزه ای آمد و روی جگرت خورد حسین

چشمت افتاد به مادر که پریشان شده بود
چکمه ای آمد و بر چشم ترت خورد حسین

خنجر شمر سرت را چقدر کُند برید
چقدر مشت و لگد دور و برت خورد حسین

هم میان دهنت چوب و ته نیزه شکست
هم عصا روی تن محتضرت خورد حسین

از نخ پیرهن کهنهء جسمت نگذشت
آن که نان از سر باغ پدرت خورد حسین

تا لباس تو در آمد ز تنت آب شدی
بعد بر معجر زینب نظرت خورد حسین

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 2 😭 1
05:13
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا


تنها شدی و لشکر خونخوار می رسد
بوی سقیفه و در و دیوار می رسد

از زخم های سوخته ی بی شماره ات
حسی شبیه لحظه ی مسمار می رسد

با مادرم بگو که دختر پرده نشین تو
از کربلا به کوچه و بازار می رسد
***
ای یادگار مادر پهلو شکسته ام
من بی دفاع، خسته کنارت نشسته ام

هستند قاتلان تو همخون دوّمی
ای کشته ی جنایت ملعون دوّمی

گودال سرخ پر شده از عطر سیب تو
رفته به نیزه صورت شیب الخضیب تو

از موی تو نشانه در انگشت شمر بود
دیدم محاسن تو که در مشت شمر بود

این زلف را که خاک بر آن لانه کرده است
یادش به خیر مادرمان شانه کرده است

از تو لب و سر و دهن از داغ سرخ شد
از من تنم به ضربه ی شلاق سرخ شد

از من زمان غارتمان سر شکسته اند
از تو به نعل تازه چه پیکر شکسته اند

بس تیر و نیزه ای که به جسمت شکسته اند
ذبح تو را همه به تماشا نشسته اند

ناچار می شوم که رهایت کنم حسین
فکری برای خیمه و غارت کنم حسین

از من سر تو فاصله دارد چه ها کنم
با کینه ای که حرمله دارد چه ها کنم

آیا به خواهر تو اسیری روا بود؟
با لشکری که بد دهن و بی حیا بود

ای وای من زمان خداحافظی شده
ای پاره تن زمان خداحافظی شده

#حسن_کردی

@raziolhossein
2
05:15
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا


به نقل راویان روزی تورا در کربلا کشتند
تو را در گودی مقتل، به ذبحی از قفا کشتند

برای وعده های پوچ: مشتی گندم و درهم
تو را ای خون بهایت جل اعلی بی بها کشتند

رفیق روزهای کودکی بود آنکه سنگت زد
تو را ای غربت مرفوع مشتی آشنا کشتند

تویی آن آخرین نور کسا در ظلمت هستی
تورا ای طهرِ مطلق! حافظان إنّما کشتند

تویی از احمد؛ آری هر دو را خاموش می‌خواهند
تو را با نیزه، او را با کنایه بی صدا کشتند

شگفتا!! ابن ملجم ها تو را ای وارث مولا
شبیه حیدر کرار با فرق دوتا کشتند

شبیه مادرت در لحظه‌ی بین در و دیوار
میان گودی مقتل تو را در تنگنا کشتند

الا ای آنکه روزت مثل روز هیچ مردی نیست
که با سوز جگر آری شبیه مجتبی کشتند

هلا ای کشته‌ی روز دوشنبه، کی در عاشورا
که یعنی روز غصب حق خیر الاوصیا کشتند

بیابان کی محل قتل شاه اولیا بوده است
تو را در باغ های حول یثرب اشقیا کشتند

به ما گفتند زیر آفتابی داغ جان دادی
نه بی شک در شبی در سایبانی در خفا کشتند

قریش و اوس و خزرج ریختند آن روز خونت را
که میگوید تو را آن کوفیان بی وفا کشتند

تو را ، آن هر دو ملعون غاصبان اول و ثانی
تو را مولای من آن روز بین کوچه ها کشتند

تو را آن هر دو زن آن فتنگان دختر فتنه
تو را کشتند آن ها که رسول الله را کشتند

#سیدمحمدحسین_حسینی (زخم)

@raziolhossein
2 👍 1 😭 1
ش
06:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

السلام ای بدن بی سر گرما دیده
السلام ای سر مجروح کلیسا دیده

با چه وضعی ته گودال کشاندند تورا
ما شنیدیم ولی زینب کبری دیده

ای به قربان نگاهش که از این دشت بلا
هر بلایی به سرش آمده زیبا دیده

زینت دوش نبی بودی و بی وجدان ها
سر بریدند و گرفتند تو را نادیده

ای که شد مهریه ی مادر تو آب فرات
ترک روی لبت را لب دریا دیده؟!

خنجر انداخت مسیحی و مسلمان برگشت
به گمانم ته گودال مسیحا دیده

ای عزیزی که تنت پیش همه عریان شد
بر سر پیرهنت فاطمه دعوا دیده

دختری که همه ی دلخوشی اش بابا بود
عوض دیدن بابا ، سر بابا دیده

#یامظلوم

@raziolhossein
😭 6 👍 3 2
ش
12:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عاشورا

می خوانم از مقتل
این روضه ها گر بازتر گردد خطر دارد
سخت است و می خوانم
اینک تمام خیمه، قلبی شعله ور دارد
یک مرد می باید
این روضه های داغ را از خاک بردارد
از اوّل این راه
انگشترت را ساربان زیر نظر دارد
گرمای این صحرا
خیلی برای طفل شش ماهه ضرر دارد

ذکر مصیبت شد
دارد لهوفت ناله ها سر می دهد، من هم
آنجا که می گویند
افتاد روی خاک، عباس تو با پرچم
آنجا که می‌گویند
در علقمه شد قدت از بار مصیبت خم
آنجا که می‌گویند
مرگا به من، باید بمیرم پای این ماتم
مرگا به من وقتی
هی زینب تو معجرش را می‌کند محکم

حتما خبرهایی ست
اینجای مقتل ها زبان شعر هم لال است
ای ذوالجناح آرام!
باید بگویی خونِ که بر روی این یال است
حتماً خبرهایی ست
زینب میان خیمه خیلی ناخوش احوال است
بیرون زد از خیمه
اینجای روضه شمر دیگر بین گودال است
دردش مرا هم کشت
آنکس که انگشتر ربوده فکر خلخال است
دارد خبر را اسب
با نعل خونی میبرد کوفه…چه خوشحال است!

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 3
ش
13:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#عاشورا
#قتلگاه

اطراف ظهر بود که دنیا سیاه شد
ذکر لب تمام حرم آه،آه شد
پشت و پناهِ عالمیان،بی پناه شد
با زور نیزه وارد آن قتلگاه شد...

بالای گود..،چکمه‌ی یک بددهن رسید
"وَ الشِّمرُ جالسٌ..،نفس مادرش بُرید"

حلقوم خشک و نیزه ی تیز و سنان مست...
سرنیزه ای بلند شد و خواهری نشست
شیخ قبیله بند دل عرش را گسست
آنقدر پشت‌هم به سرش زد..،عصا شکست

پیری که دیده راه به جایی نمی برد
آمد ادای تشنگی اش را در آورد

ای لعنتی نزن به پری که شکسته است
پنجه نکش به دسته‌ی زلفی که بسته است
بس کن..،تمام پیکرش از هم گسسته است
آهسته پشت و روش کن ای شمر..،خسته است

در پیش چشم فاطمه سر را عقب کشید
او داشت حرف می زد و..،شمر از قفا برید

ده اسب سمت گودی گودال می دوید
آن بی حیا که نقشه برای تنش کشید
ای کاش نعل تازه به ذهنش نمی رسید
فریاد استخوان تنش را خدا شنید

تا عرش سوزِ ضجّه ی این آه پخش شد
هرجای دشت تکّه ای از شاه پخش شد

عمامه را یکی به روی خاک دید و برد
تسبیح را یکی که به سمتش دوید و برد
دستار را یکی سر فرصت بُرید و برد
کهنه لباس مادر او را کشید و برد

زشت است..،فکر حُرمت این مرد را کنید
عریان نمی شود تن او را رها کنید

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 8 😢 2 😭 1
13:17
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

پایین قتلگاه اگر شمر آب خورد
بالای قتلگاه سنان هم شراب خورد

بودند دیو و دد همه سیراب و یک غریب
از فرط تشنگی چقدر پیچ و تاب خورد

آبی نخورد بر لب خشکش چهار روز
اما سه روز بر بدنش آفتاب خورد

گرچه به جان حنجرش افتاد خنجری 
قتلش ولی ز قتل علی اکبر آب خورد

تکیه به نیزه ای زد و هل من معین که گفت 
یک سنگ بی هوا به سرش در جواب خورد

بیرون کشید از کمر خود سه شعبه را
از بس به روی سینه ی او با شتاب خورد

غیر از هزار و نه صد و پنجاه زخم تیغ
زخم زبان ز کوفی خانه خراب خورد

خون گریه کرد بر سر نیزه سر حسین 
هر جا که سنگ بر سر و روی رباب خورد

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 2 😭 1
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه #روز_یازدهم


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین


#عبدالحسین


@raziolhossein
😭 4 👍 1
18:52
#امام_حسین_علیه_السلام
#رباعی

احساس خوشی به قلب بی‌تاب دهد
این عشق به عاشقانت آداب دهد

پایش برسد به "کربلا" زود به زود
هرکس که به دست سینه‌زن آب دهد


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
ش
19:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 27.07.2023 19:51:34
#شب_عاشورا_دودمه


سینه زنهای حسین بن علی آماده
شب عاشورا شد
چشم بر هم بزنی از سر زین افتاده
شب عاشورا شد

امشبی را به لبش آیه نور است حسین
مکن ای صبح طلوع
شام فرداست ، سرش کنج تنور است حسین
مکن ای صبح طلوع

خنجر و ذبح تو...زینب همه را می داند
آی لعنت بر شمر
ترسم این است به گودال برت گرداند
آی لعنت بر شمر

#علی_سلطانی

@raziolhossein
28 July 2023
ش
02:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#وداع

میروی پشت سرت این دل من جا مانده
قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بس‌که سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟
همه دشت به من گرم تماشا مانده

خوب شد نیست اباالفضل،وگرنه میدید
خواهرش در وسط معرکه تنها مانده

بوسه‌ی زیر گلویت عوض مادر بود
نوبت بوسه‌ی من بر روی رگ ها مانده


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1
02:06
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا


روضه خوانِ ناب و خیلِ سینه زن حاضر کنید
یک حسینیه برایِ حالِ من حاضر کنید

زینتِ دوش ِ نبی افتاده بینِ قتلگاه
نیزه را بد ميزنند و لطمه-زن حاضر کنید

پاره کردند عاقبت آن یادگارِ کهنه را
تا بسوزد عالمی؛ داغِ کهن حاضر کنید

با نوک شمشیرِ زهرآلوده کَندند از تنش
پیرهن رفته به غارت! پیرهن حاضر کنید

پشتِ هم؛ از جای جای پیکرش خون میچکد
مرهمی فوراً برای زخم ِ تن حاضر کنید

مرهم ِ زخم ِ تنش اشکِ مدام است و سریع-
گریه کُن هایی برایِ این بدن حاضر کنید

تا بر این جسم ِ به خون آغشته برگردد نفس
از مدینه! مُشتی از خاکِ وطن حاضر کنید

زودتر تابوتِ اربابِ مرا کنجِ بقیع
نیمه شب، آهسته؛ با ذکرِ حسن(ع) حاضر کنید

جسم عریانِ حسینش(ع) را نبیند غرقِ خون
مادرش دارد می آید! یک کفن حاضر کنید!

#م_عاطفی

@raziolhossein
1
02:07
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

آمد به گودال ابتدا بال و پرت را بست
نیزه شکسته دور تو دور و برت را بست

با خنجر کندش سرت را تند می برّید
ای کاش میشد چشم های مادرت را بست

تا شهر کوفه چند باری شد زمین خوردی
این نیزه دارت آنقدر که بد سرت را بست

سر نیزه ای پیدا نشد کوچکتر از اینها 
روی همین سر نیزه رأس اصغرت را بست
 
آنقدر بابا گفت بابا گفت بابا گفت 
با ضربه ی سیلی دهان دخترت را بست

آب آور خیمه کجایی چشم تو روشن
نا محرم آمد دست های خواهرت را بست

هر کار میکردند از نیزه زمین میریخت
که دست آخر آمد از پهلو سرت را بست

#یامظلوم

@raziolhossein
02:09
#امام_حسین_شهادت

از این نسوختم ای گل! کفن نداشته‌ای
شنیده‌ام که به تن پیرهن نداشته‌ای

چنان غریب تو را دوره کرده‌اند ای دوست
که از قدیم تو گویی وطن نداشته‌ای

تو را عقیله از انگشترت شناخته است
به قتلگاه که سر در بدن نداشته‌ای

به جز سه‌شعبه که از حلق ماه‌پاره گذشت
به هیچ رهگذری سوءظن نداشته‌ای

قتیل تشنه! مگر بر گلوی خود حرزی
برای ایمنی از اهرمن نداشته‌ای؟

نزول تیر نه از وحی کمتر‌ است حسین!
مگر علاقه به احمد‌شدن نداشته‌ای؟

عروج بر سر نی هم‌تراز معراج است
مگر رجای محمد‌شدن نداشته‌ای؟

تو یک نشانه‌ از اویی تو یک اشاره به او
تو واقعا همه اویی تو «من» نداشته‌ای

«حیات» از نفس افتاد زیر آب فرات
در آن غروب که نایی به تن نداشته‌ای

#سعید_مبشر

@raziolhossein
2 👍 1
02:10
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم

در کربلا صبور رسید و دچار رفت
زینب عزیز آمد و با حال زار رفت

آنکس که روزگار به گردش نمیرسید..
آخر به سایه ستم روزگار رفت

روزی کنار اکبر و روزی کنار شمر
آن سان سوار آمد و این سان سوار رفت!

بانوی باحیای حرم بعد نیم قرن..
بین غریبه آمد و با نیزه دار رفت

زینب اگر چه وقت بلا پس نمیکشید
هرجا صدای حرمله آمد کنار رفت!

میخواست تا وداع کند با تن حسین
اورا چنان زدند ز قلبش قرار رفت

خلخال دختران همه سوغات کوفه شد
از آن به بعد پای همه روی خار رفت

احمد عمامه را به زمین زد میان عرش
وقتی بروی معجر زینب غبار رفت

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2 👍 1 😭 1
02:16
#امام_حسین_شهادت
#قتلگاه
#عاشورا

خنجر نمی‌بُرَد!
هر چه دوباره می‌زند آخر نمی‌بُرَد!

این بار سوم است
سر را به روی زانوی مادر نمی‌برد؟!

انگار چشم تیغ
افتاده در نگاه پیمبر نمی‌برد!

از شرم مجتبی‌ست؟
یا این که پیش دیده‌ی حیدر نمی برد؟!
 
حتماً به حرمتِ
آن بوسه‌های آخر خواهر نمی‌برد

آبش نمی‌دهید؟
شاید برای خشکی حنجر نمی‌برد!

والشّمسُ کُوِّرَت
خنجر در این هیاهوی محشر نمی‌برد

شاید که تیز نیست!
این خنجر شکسته از این ور نمی‌برد؟

شد ضربه‌ی دهم
هر چه تلاش می‌کند آخر نمی‌برد

قبله کدام سوست؟
این گونه از شکار کسی سر نمی‌برد

این بار آخر است
این آخرین تلاشِ لبِ کُندِ خنجر است

ضربه دمادم است
«سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است»

این بار آخر است
از بین قتلگاه نگاهش به خواهر است

ضربه دمادم است
سر پنجه‌های شمر در این زلفِ درهم است

این بار آخر است
این آخرین صدای لب خشک خنجر است

ضربه دمادم است
پیوسته و مداوم و پشت سر هم است

اصرار می‌کند
هی می‌زند به حنجر و تکرار می‌کند

از دورتر سنان
یک نیزه را سریع فرو کرد در دهان

این بار می‌بُرد
این خنجر شکسته به اصرار می‌بُرد

از پشت می‌بُرد
با تیغ کُندِ خود نه که با ..... می‌بُرد

این شمر لعنتی
مشغول کشتن تو شده چند ساعتی

تیغ از قفا برید
مشغول ذکر بودی و او بی هوا برید

مادر نداشتی
«ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی»

بر طبل می‌زدند
بر پای اسب‌ها همگی نعل می‌زدند

خولی ز راه دور
هی فکر می‌کند به سر و سرخی تنور

پیچید در جهان
فریاد واحسین حسینا حسین جان....

#رضا_جوان_بخت

@raziolhossein
😭 8 👍 3 1
02:18
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه


زوال ظهر، تن خسته و لب عطشان
بدون لشگر و یار و بدون پشتیبان
میان حلقۀ خولیّ و شمر و زجر و سنان
" روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
فتاده از حرکت ذوالجناح وز جولان  " .....

نه آل فاطمه عادت به این جسارت داشت
نه شیرخواره به گهواره خواب راحت داشت
نه پای دخترکانش به خار عادت داشت
" نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت "

نه بود دست علمدار تا کند امداد
نه حُرّ و عابس و مسلم برای استمداد
نه اکبریّ و نه قاسم، ز بی کسی فریاد
" کشید پا ز رکاب آن خلاصۀ ایجاد
به رنگ پرتو خورشید بر زمین افتاد "

همین که خیمۀ عباس بی ستون گردید
دو چشم اهل حرم رنگِ اشک و خون گردید
به گریه زینبش از خیمه‌ها برون گردید
" هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید "

هزار و یک ورق از مصحف مبین افتاد
عزیز فاطمه بی یار و بی معین افتاد
غروبِ حادثه بر خاک با جبین افتاد
" بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد "

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
😭 6 👍 1
02:22
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

از تشنگی و زخم به جسمش توان نبود
دورش به غیرِ لشگر آوازه خوان نبود

از پشتِ سر به پشت سرش سنگ میزدند 
حتی برای ثانیه ای در امان نبود

هربار گفت "واعطشا" سنگ و نیزه خورد
این رسم میزبانیِّ از میهمان نبود

تنگی جا و یک بدن و کوهی از سلاح
جایی برای آمدن دیگران نبود

دردِ هزار و نهصد پنجاه زخم تیغ 
مانند درد زخم زبان سنان نبود

افتاده بود زیر قدم های یک سپاه 
مردی که لایق قدمش آسمان نبود

با یک لباس کهنه سوی قتلگاه رفت 
اما غروب بر تن پاکش همان نبود

شاهی که سایه اش به سر کائنات بود
روی تن بدون سرش سایبان نبود

کنج تنور کوفه سرش بوی نان گرفت 
در شام، بوی نانِ سرش بود و نان نبود

#یامظلوم

@raziolhossein
😭 5
ش
03:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

وقتی که ارباب از عطش می‌رفت از حال
از دور زینب دید، شمر آمد به گودال

چشم پلیدش را درشت و ریز می‌کرد
ای کاش قاتل خنجرش را تیز می‌کرد

با پنجه‌های شمر، موی سر به هم ریخت
اعصاب او را کُندی خنجر به هم ریخت

با تیزی چکمه به اطراف تنش زد
بالای ده ضربه فقط بر گردنش زد

ای کاش روی سینه‌اش با پا نمی‌رفت
با زانویش بر گردن آقا نمی‌رفت

هی مشت بر روی گُلی پژمرده می‌خورد
هی ضربه بر آن حلقِ نیزه خورده می‌خورد

بدجور دنیا را به کامش زهر کردند
نامردها ارباب ما را نحر کردند

او را به آه غربتش وابسته کردند
آقای ما را بین مقتل خسته کردند

لب‌های خشکش، عطر باران دعا داشت
آنجا فقط دلواپسی خیمه را داشت

خیلی جسارت، شمر بر ارباب‌مان کرد
با چکمه پشتش را به سمت آسمان کرد

با نیزه و خورجین دوباره سر به هم ریخت
ما را صدای ناله‌ی مادر به هم ریخت

#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
👍 5 😭 4
ش
05:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#محاوره


مادرو صدا نکن با ناله هات
اینقدَر رو خاکا دست وپا نزن
خواهرت بمیره! اینجوری حسین...
سرتُ به خاک قتلگا نزن

یجوری دارن به صبر میکشنت
راضِیَم که اجلت سر برسه
برو زودتر پیش مادرم حسین
قبل از اینکه قاتلت سر برسه

گم شده تنت تو این گرد و غبار
چقدر شلوغ شده دور و برت
نمیتونم دیگه من ببینمت...
آخه شمر نشسته روی پیکرت

قاتلت داره یکاری میکنه...
که دل خواهر تو بسوزونه!
داره از رو پیکرت بلند میشه!
بدنت رو چرا برمیگردونه؟!

نمیتونم بخدا ببینمت...
چشممو بستم و فریاد میزنم
پاهاتو که میکشی روی زمین
موهامو از زیر چادر میکَنَم

این همه ساله یه بار نشد که من
پیش تو رو‌ خاکا زانو بزنم
غیر این راهی نداره خواهرت
مجبورم به قاتلت رو بزنم...

ابن سعد! خدا ازت شاکی باشه
صورتت سِیاه باشه در عالَمِیْن!
من به تو میگم دارن میکشنش...
تو میگی که «إحْمِلُوا عَلَی الحُسین»!؟

این جماعتی که دارم میبینم
رحم و عاطفه‌ تو سینه ندارن
کشتنت ولی رهات نمیکنن
تا که پیراهنتو در نیارن!

بی حیا سنان! رها کُنِش دیگه
آخه چیزی که نمونده از تنش
به عذاب ابدی دچار بشی!
بس کن اینقَدَر با نیزه نزنِش...

آبرو داره لباسش رو نَبَر
پیرهنش رو در نیار...بزرگِ ماست!...
سر شو که روی نیزه ها زدین
بدنش برهنه رو خاکا رهاست

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
👍 6 😭 5
ش
14:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#شام_غریبان

هر شب ماه محرم اشک می‌ریزم ولی
اشک چشمم می‌شود شام غریبان بیشتر

غارت اموال تو هر چند گریه‌آور است
گریه دارد غارت طفلانِ گریان بیشتر

بعد از آنی که سرت را بر سر نیزه زدند
خیمه‌هایت سوخت؛ اما موی طفلان بیشتر

بر لب هرکس که نامت بود، او را می‌زدند 
خواهرت در آن هیاهو داد تاوان بیشتر

غیر زین العابدین در خیمه‌ها مَحرم نبود 
بود آن شب، خیمه محتاج نگهبان بیشتر

داشت مادر شیر، اما کودکی دیگر نداشت 
آب وا شد، مادر اما شد پریشان بیشتر

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 3 😢 3
29 July 2023
ش
11:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_مدح
#امام_سجاد_شهادت


بیرون زده از خیمه چه نوری، چه امامی
بیرون زده در روز، عجب ماه تمامی
می‌آید و در راه قیاماً و قعودا
گامی به زمین خورده و برخاسته گامی
می‌آید و پیشانی او صبح، چه صبحی
می‌آید و پیش نظرش شام... چه شامی
شمشیر به دست آمده لبیک بگوید
بی‌آنکه بگوید پدر از جنگ، کلامی
او تشنۀ سیب است، چه سیبی، چه نصیبی
این بوی حبیب است، چه عطری، چه مشامی
یک مرد به جا مانده، چه آغاز غریبی
یک مرد به جا مانده، عجب حسن ختامی
دل‌ها همه هستند اسیرش، چه اسیری
شاهان همه هستند فقیرش، چه امیری

با تشنه لبان دم زدن از آب، عذاب است
شرمنده‌ام از رویت اگر قافیه آب است
شرمنده‌ام از روی تو تنها نه فقط من
از شرم تو بر صورت خورشید، نقاب است
زینب سر بالین تو با گریه نشسته
تر کردن پیشانی بیمار، ثواب است
در خیمه برای عطشت نیست جوابی
از خیمه که بیرون بروی تیر جواب است
درد تو به تشریح، مضامین مقاتل
آه تو به تفسیر، خودش چند کتاب است
چشمان تو بسته‌ست، عجب روضۀ بازی!
با تربت گودال که سرگرم نمازی

ای هر سخنت هر عملت آیۀ قرآن
ای کوثر جاری شده در سورۀ انسان...
هر سجدۀ تو یک شب یلدای خلایق
هر ذکر تو یک سنگ به پیشانی شیطان
در گودی و بر نیزه و در طشت چه دیدی؟
ای موی تو هر سال در این ماه پریشان؟
بر پشت شتر، در غل و زنجیر چه دیدی؟
ای بی سر و سامان شدۀ سر به گریبان!
در قصر چه کردند؟ چه دیدی؟ چه شنیدی؟
ای روضۀ سر بسته در این مصرع عریان!
افتاده‌ای از پشت شتر از غم سرها؟
با نیزه رسیده‌ست به این شهر، خبرها

#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
1 👍 1 😢 1
ش
11:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1280, 40.7 KB
مُردَم از تب بی تو خیلی سخت گذشت
جانِ زینب بی تو خیلی سخت گذشت
سیلی و آتیش و تازیانه ها...
اولین شب بی تو خیلی سخت گذشت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
😭 1
30 July 2023
ش
01:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#محاوره

غمش هم مثل اشکش بی حسابه
جلو روش آب اگه باشه عذابه
چهل ساله میگه الشام الشام
هنوزم فکر اون بزم شرابه


شده تسبیح ، غم ؛ سجاده آهش
سر ظهر عطش خیس نگاهش
میگن قد یه دریا گریه می کرد
اگه قصاب می دید بین راهش


نه تنها روضه ی گودال و دیده
نه تنها پیکر پامال و دیده
چهل منزل کنار عمه زینب
زمین افتادن اطفال و دیده

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 2
ش
13:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_مدح
#امام_سجاد_شهادت

بیماری او علت گرمای تنش نیست
دلتنگ نبرد است ، توان در بدنش نیست

می سوزد از این داغ که یک مرد نمانده ست
مانده ست ، ولی قدرت برخاستنش نیست

می سوزد از این رو که تن مانده به گودال
از اهل کسا است ولی پیرهنش نیست!

می سوزد از این درد که با هموطنانش
هر گوشه ی دنیا برود در وطنش نیست

ای وای اگر دم بزند ، لب بگشاید
حتی دم شمشیر جواب سخنش نیست

بیرون زده از خیمه و دلتنگ نبرد است
لبهاش چه خشک است، (بر و رو)ش چه زرد است

بیرون زده از خیمه چه نوری، چه امامی
بیرون زده در روز، عجب ماه تمامی

می آید و در راه قیاماً و قعودا
گامی به زمین خورده و برخاسته گامی

می آید و پیشانی او صبح ، چه صبحی
می آید و پیش نظرش شام ... چه شامی

شمشیر به دست آمده لبیک بگوید
بی آنکه بگوید پدر از جنگ ، کلامی

او تشنه ی سیب است ، چه سیبی ، چه نصیبی 
این بوی حبیب است ، چه عطری ، چه مشامی

یک مرد به جا مانده ، چه آغاز غریبی
یک مرد به جا مانده ، عجب حسن ختامی

دل ها همه هستند اسیرش ، چه اسیری
شاهان همه هستند فقیرش ، چه امیری

با تشنه لبان دم زدن از آب، عذاب است
شرمنده ام از رویت اگر قافیه آب است

شرمنده ام از روی تو تنها نه فقط من
از شرم تو بر صورت خورشید، نقاب است

زینب سر بالین تو با گریه نشسته
تر کردن پیشانی بیمار، ثواب است

در خیمه برای عطشت نیست جوابی
از خیمه که بیرون بروی تیر جواب است

درد تو به تشریح، مضامین مقاتل
آه تو به تفسیر، خودش چند کتاب است

چشمان تو بسته ست، عجب روضه ی بازی!
با تربت گودال که سرگرم نمازی

ای هر سخنت هر عملت آیه ی قرآن
ای کوثر جاری شده در سوره ی انسان

ای لرزش اندام تو هنگام عبادت
یعنی که قوی آمده ای بر سر پیمان

هر سجده ی تو یک شب یلدای خلایق
هر ذکر تو یک سنگ به پیشانی شیطان

در گودی و بر نیزه و در طشت چه دیدی ؟
ای موی تو هر سال در این ماه پریشان ؟

برپشت شتر ، در غل و زنجیر چه دیدی ؟
ای بی سر و سامان شده ی سر به گریبان ؟

در قصر چه کردند ؟ چه دیدی ؟ چه شنیدی ؟
ای روضه ی سر بسته در این مصرع عریان !

افتاده ای از پشت شتر  از غم سرها؟
با نیزه رسیده ست به این شهر ، خبرها

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
👍 5 1 😭 1
31 July 2023
ش
03:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


کسی‌ که از تو و از داغ تو خبر دارد
همیشه در غم تو دیدگان تر دارد

دلی‌ که سوخت برایت خدا بهایش داد
خدا به سوختگان غمت نظر دارد

قسم به ناله ی زهرا کسی نمیماند
اگر که پرده خدا از غم تو بر دارد

من از تلاطم امواج آب دانستم
که در مصیبت تو آب هم جگر دارد

به ساحت حرمت میرسد هرآن کس که
شبیه فطرس درگاه بال و پر دارد

به جمع گریه کنان حسین و کرببلا
ببین ز عرش خدا فاطمه نظر دارد

#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1 👍 1
5 August 2023
ش
00:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#شعائر_حسینی #حسینیه


بیا  که  اشک  بریزیم  در  حسینیه
که خیمه‌گاه حسین‌ست هر حسینیه

به احتضار که افتادم آن دم آخر
به هیچ جا نبریدم مگر حسینیه

اگر سوال بپرسند که کجا رفتی؟
دهم جواب چنین ، بیشتر حسینیه

به کربلا که نرفتم ولی تمامی سال
شدم مقیم شب و روز در حسینیه

هنوز خاطر من هست آن شبی را که
گرفت دستم و بردم پدر حسینیه

اگر به ماست تمام اراضی کشور
خدا کند که شود سر به سر حسینیه

دلم گرفته دلم باز روضه میخواهد
بگو کجاست در این دور و بر حسینیه


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1
00:28
#امام_حسین_علیه_السلام
#نیزه #رباعی

ای ذبح عظیم! یااباعبدالله!
مولای کریم! یااباعبدالله!

الحق که عجیب‌تر بُوَد، قصّه‌ی تو
از کهف و رقیم، یااباعبدالله!


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
00:29
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا #قتلگاه #گودال


من زینب صبور تو بودم ولی حسین
هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد

دیدم که جای آب لبت نیزه میخورد 
ازآن به بعد آب به لب ها حرام شد

ای احترام واجب زینب ، دم غروب 
عریان شدی و جسم تو بی احترام شد

بعد از عبور چکمه ی شمر از تنت حسین
صحبت ز نعلهای سواره نظام شد

خیلی نگاهشان به من اذیت کننده بود
دور و بر تو ، دور و برم ازدحام شد

کارم کجا کشیده که پرده نشین شهر
با شمر بد دهن سر تو همکلام شد

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
00:32
#امام_حسین_علیه_السلام
#نیزه #اسارت


سری به دست عدو روی نیزه ها میرفت
هزار بغض گلو روی نیزه ها میرفت

مگر که مصحف نوری ورق ورق شده بود...؟!!
که آیه آیه او روی نیزه ها میرفت
.
(هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست:)*
"خضاب بسته به مو روی نیزه ها،میرفت"

مگر به شوق کدامین نماز خواندن بود؟
ز خون گرفته وضو روی نیزه ها،میرفت
.
زبان زبان نگاهست بین شمس و قمر
چقدر راز مگو روی نیزه ها، میرفت...
.
نگاه دخترکی سمت نیزه برمیگشت
نگاه خیره به او روی نیزه ها ،میرفت

رباب‌ماند و سوالی که مشک آب چه شد؟؟!
سکوت تلخ عمو روی نیزه ها،میرفت....!!


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
1
00:36
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#کوفه

یا بنت امیرالمومنین

لب ملائکه ساکت نبوده از تسبیح
جز آن زمان که تو دستور اُسْكُتوا دادی

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
5 👍 1
ش
22:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رباب


افتد اگر به حشر نقاب از دل رباب
خورشید میرود به حجاب از دل رباب

بعد از خدا که با خبر از داغ هر دل است
دارد خبر به دهر رباب از دل رباب

در بزم می یزید به روی لب حسین
ساغر گرفت و خواست کباب از دل رباب

دندان به دل فشردن آن خسته جان که دید
با خیزران گرفت جواب از دل رباب

زینب که بود سنگ صبور دل همه
افتاده بود در تب و تاب از دل رباب

آتش شنیده ای که چه با موم میکند
دلهای اهلبیت شد آب از دل رباب

بعد از حسین شاد نشد خاطرش "یتیم"
شادی شده است خانه خراب از دل رباب


#مرتضی_جام‌_آبادی_یتیم

@raziolhossein
👍 1
ش
22:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1025, 147.8 KB
#رباعی_حسینی

ايـن اشـك عـزا کز جگر سوزان است
این گوهر تر که رشته اش مژگان است

هر چند بهشت است بهایش اما
چون بهر حسین است عجب ارزان است

#سیدنعمت‌الله_نیاکی

@raziolhossein1
2 👍 1
6 August 2023
ش
11:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:30, 3.6 MB
#تک_بیتی_حسینی

هرچند با خدا نَبُوَد کس شریک،لیک
جای خداست در دل و جای تو، یاحسین

#طرب_اصفهانی

@raziolhossein
😭 7 1
ش
14:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
14:49
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 25.6 KB
14:50
#امام_حسین
#دیر_راهب
#دوبیتی


دست راهب که سمت آن لب رفت
سوز آهش به ساحت رب رفت

گریه اش عاقبت به خیرش کرد
"راه صد ساله را به یک شب رفت"

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
1
7 August 2023
ش
00:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#تنور_خولی


توفیق یک سلامِ حضوری نداشتم
آن هم منی که طاقت دوری نداشتم

شیرین نبود زندگیِ من اگر حسین
در مجلس عزای تو شوری نداشتم

حس غرور من همه‌ی علتش توئی
این نوکری نبود، غروری نداشتم

من با غمت، که گفته که افسرده می‌شوم؟
این غم نبود هیچ سُروری نداشتم

شکر خدا که روضه و هیأت همیشه هست
هیات اگر نبود، صبوری نداشتم

چای و نباتِ روضه و نان و نمک ز توست
روضه نبود سفره‌ی جوری نداشتم

ای کاش غیر شارعِ قبله تمام عمر
از هیچ راهِ دیگر عبوری نداشتم
.
.
می‌گفت زیر لب زنِ خولی دمِ سحر
در خانه کاش اینکه تنوری نداشتم


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
👍 3
ش
10:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


خُرَّم دلی! که منبع انهار کوثر است
کوثر کجا ز دیده‌‌ی پُر اشک، بهتر است؟

نام حسین و کرببلا، هر دو دلربا است
نام علی‌اکبر از آن، دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید
دیدم که مرقد شهدا، مُشک و عنبر است

هر یک مزار و مرقدشان، چارگوشه داشت
شش‌گونه، یک ضریح، در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سبش را، به گریه گفت:
پایین پای قبر حسین، قبر اکبر است

پایین پای قبر علی اکبر جوان
هفتاد و یک شهید، چو خورشید انوار است

بر دست راست، قبر یکی پیر جلو کرد
زآن گوشه‌ی رواق که نزدیکی در است

گفتم به خادمی که بگو این مزارِ کیست؟
گفتا: حبیب؛ نور دو چشم مظاهر است

نزدیک نهر علقمه دیدم، یکی شهید
گفتم: چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

گفتا: خموش باش که عبّاس نام‌دار
منظور او، ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه‌گاه، شنیدم به گوش دل
آنجا فغان زینب مظلوم اطهر است

رفتم به سوی خیمه ی بیمار کربلا
دیدم که با دو صد غم و محنت، برابر است

شاها! تویی که «ناصر دین» باد چاکرت!
هر صبح و شام، چشم امیدش بدین در است

#ناصرالدین_شاه

@raziolhossein
👍 2
10:05
#حضرت_زینب_اسارت


سوخت مرا آه، خط به خطِ مقاتل
چشم تر آورده ام، دو شاهدِ عادل!

شام اسارت کجا و شمسۀ عصمت
شاه عوالم کجا و بند سلاسل

روضۀ پوشیده را مخواه کنم باز
ناقۀ عریان و منزل از پی منزل

پس چه شد آن دست‌ها که طفل سه ساله
با مدد او نشسته بود به محمل

ناقۀ زینب به دست کیست مهارش؟
لال شوی ای زبان و خون شوی ای دل!

پای همان نیزه‌ای که رأس حسین است
ذبح کنیدم که خواند آیۀ بسمل

سرزده‌است از تنور خانۀ خولی
«یار من و شمع جمع و شاه قبایل»

ریخت بر آن سر یزیدِ مست، شرابی
بشکند آن دست‌های نامتعادل

آه از آن بازه‌ای که زادۀ نیرنگ
صفحۀ شطرنج را گذاشت مقابل

جام تهی بود کاش ساغرِ جسمم
از چه نمردیم ما ز بزم اراذل

از چه نمردیم ما که پیش ابالفضل
حرف کنیزی زدند، ای دل غافل!

سر زند از شام تیره صبح سپیدی
منتقمِ قوم بسته است حمایل

تا نشده دیرتر بخواه فرج را
پیک اجل چون رسد چه جای وعجّل

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 2 1
10:08
#حضرت_سکینه


باوضو سمت قبله رو کردم
نذر تو شعری آرزو کردم

هرچه روح القدس حواله کند
نظر لطف اگر سه ساله کند

از شکوهت مدام بنویسم
شعر با احترام بنویسم

گفتمت کوه باز کم گفتم
به همان شیوه ی خودم گفتم

خواندمت نور بیش از آن هستی
برتر از وصف شاعران هستی

دختر و خواهر ولی خدا
همه جا یاور ولی خدا

عصمت الله دختر معصوم
سینه ات مهبط تمام علوم

آینه زاده ای و آینه ای
اسما و رسما عین آمنه ای

در دل ما بروبیا داری
عطر و بوی حسین را داری

نوه ی فاتح حنین تویی
ان که دل برده از حسین تویی

متقن است این حدیث صد در صد
دوست دارد حسین بیش از حد

خانه ای را که تو در ان هستی
عشق بابا سکینه جان هستی

دختر ماه و آفتابی تو
دست پروده ی ربابی تو

مستحق نوازش عباس
ذکر نامت نیایش عباس

به حیایت کسی ندارد شک
زینبی در قواره ای کوچک

عمه سنجاق بر سرت می زد
بوسه از روی معجرت می زد

وارث اقتدار فاطمه ای
مظهری از وقار فاطمه ای

در گلویت طنین غرنده
خطبه ات تند و تیز و برنده

خطبه ات تیغ ذوالفقارت شد
کوفه از مرد و زن دچارت شد

خطبه ات شد مفتح الابواب
مرحبا شیردختر ارباب

دیدنی بود نطق حیدری ات
جلوات علی اکبری ات

همه دیدند انقلابت را
نور جاری در حجابت را

روسری دگر نیاز نشد
گره معجر تو باز نشد

مدح ناب تو را روایت گفت
از بزرگی ات از عفافت گفت

روزگاری شدید عازم حج
خبر امد که در مراسم حج

گرم تکبیر غرق در صلوات
موقع رمی تک تک جمرات

ریگ از دست خسته ات افتاد
کی به مکروه نفس تو تن داد ؟

نفس پاک تو کی بهانه گرفت ؟
خاتمت کفر را نشانه گرفت

همسفر بود اگرچه دور و برت
نشدی وامدار همسفرت

نشدی خم که ریگ برداری
شرم داری چه شرم بسیاری

پیش از ان که به خیمه ات برسی
حجم جسم تو را ندید کسی

شام اما نظاره ات کردند
ملاعام اشاره ات کردند

سیلی از شمر بی حیا خوردی
دم دروازه سنگ ها خوردی

"وابتلاکم بنا " ی تو روضه ست
بغض در گفته های تو روضه ست

قدری از روضه بیشتر گفتی
"کَأَنَّا أَوْلَادُ تُرْکٍ... " اگر گفتی

گره افتاده بود در مویت
زجر دزدیده بود النگویت

لحن نامحرمان عذابت داد
شمر با ناسزا جوابت داد

با دلی غرق درد و غم رفتی
بین بزم شراب هم رفتی

اب پیش رباب می خوردند
پیش چشمت شراب می خوردند

سر در بین تشت را دیدی
هر چه انجا گذشت را دیدی

بی جهت گیسویت سپید نشد
"خیزران خسته شد یزید نشد"


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
ش
12:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت


چو دست تیغ، ز حلقوم آن جناب گرفت
ستاره مرد و مه افتاد و آفتاب گرفت

به غیر قامت زینب، که از بلا خم بود
پس از حسین، چه کَس سایه بر رباب گرفت؟

عزیز فاطمه، گودال را مشرف کرد
سنان عنان به کف و خولی‌اش رکاب گرفت

نه از فرات، نسیمی وزید بر رخ او
نه چتری از خنکا، بر سرش سَحاب گرفت

نه اکبرش به سر و نی به بر علی اصغر
غم علی ز دل آن جناب، تاب گرفت

یکی ز پشت عقاب و یکی ز آغوشش
فلک صغیر و کبیرش، چه با شتاب گرفت

زبان حال غریبی است حال عمه‌ی ما
که نور از قمر و سِیر از شهاب گرفت


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
ش
15:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
15:22
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.4 KB
15:22
🏴اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة🏴

۲۱ تا ۲۳ محرم ایام شهادت سیده شریفه دختر امام حسن مجتبی علیماسلام است

بانوی جلیل القدری که همراه اسرای کربلا بعد از واقعه عاشورا از کربلا به کوفه آورده شد و در مسیر کوفه به شام، در نزدیکی شهر حلّه در فاصله 30 کیلومتری از کربلا، از شدّت مصائب و سختی هایی که دیدند، از ادامه سفر با اسرا بازماند و به شهادت رسید و بدن مطهرشان در همانجا دفن شد
در عراق به سبب کثرت معجزاتی که از سیده شریفه سلام الله علیها صادر شده است ایشان را طبیبه اهلبیت میخوانند

در ادامه اشعاری به جهت عرض ارادت به محضر نورانی حضرت سیده شریفه سلام الله علیها تقدیم میگردد


@raziolhossein
@raziolhossein1
15:23
#شریفه_بنت_الحسن
#بی‌بی_شریفه


منزل به منزل هم رکاب زینبینی
گرچـه اسیــری پادشـاه عالمیـنی

با دسـت خالی برنمیگردد گدایت
«أیَّتُهَا الشَّهِیدَةُ الرَّکْبِ الْحُسَیْنِی»

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
1
8 August 2023
ش
09:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت


میخواست بهر جنگ کند راست قامتی
قامت که راست کرد ندید استقامتی

از روی ذوالجناح و به گودال قتلگاه
افتاد قامتی و به پا شد قیامتی

شمشیرها برهنه شد و سمت آن بدن
هر غارتی دوید به سودای غارتی

شد قطعه قطعه پیکر قرآن کربلا
هر قطعه سوره ای شد و هر سوره آیتی

تا استخوان سینه او را کنند نرم
لشگر به نعل تازه رقم زد جنایتی

انگشت را به خاطر انگشتری برید
دیو و ددی ز دست سلیمان جلالتی

آغوش مصطفاست مقام سری که رفت
طشت و تنور و نیزه چه غمگین حکایتی

بس کن "یتیم" ازینهمه مرثیه ساختن
ترسم ز سمت فاطمه آید شکایتی


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
👍 1
9 August 2023
ش
11:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت


هر آن چه بيشترش خون ز تن به در مي شد
گلِ بهشت جمالش شكفته تر مي شد

به پيش آن اثري كش به سينه بود ز عشق
خدنگ و نيزه و شمشير، بي اثر مي شد

سرم فداي قدوم شهيد زنده دلي
كه از نگون شدن از زين، ز عرش بر مي شد

ز كشته پشته همي ساخت بر فراز زمين
ز هر طرف كه هُژبرانه حمله ور مي شد

چنان صلابت مردانه داشت در ميدان
كه از مشاهده اش، شير بر حذر مي شد

به راه عشق و ارادت دمي درنگ نكرد
گهي به پاي همي رفت و گه به سر مي شد

قسم به دوست كه جاي كليم خالي بود
دمي كه نور سرش جاري از شجر مي شد

نه اين درخت كه خود سدره آرزو مي كرد
كه ميوه ي دل صديقه اش ثمر مي شد

سر شریف ورا طشت زر چه حاجت بود
ز‌ کیمیاگری اش هرچه بود زر می شد


#حسینعلی_رکن_منظر

@raziolhossein
2
ش
23:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


مرگ خیلی بهتر است از زندگانی بی حسین
یک سر ِ سوزن نمی ارزد جهانی بی حسین

روز دنیا بی چراغ روضه اش گردد سیاه
از هدایت نیست در عالم نشانی،  بی حسین


کو یزید و کو سنان ، کو حرمله،  کو ابن سعد
در جهان چیزی نگردد جاودانی بی حسین

طاعت ِ یک عمر گردد معصیت بی حب او
از جهنم نیست مردم را امانی بی حسین

هم در این دنیا ، هم آن دنیا زمینش می زنند
هر که دارد قصد گردد آسمانی بی حسین

ای خدا جان ِ حسین ، جان مرا حالا بگیر
گر بنا باشد بمانم کم ز آنی بی حسین

من فدای مادری که گفت در وقت وداع
جان من ، عباس من ، زنده نمانی بی حسین


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
4 👍 1
23:41
#امام_حسین_مناجات


به جز حسین حواس کسی به نوکر نیست..
کسی میان سران از حسین ما سر نیست

حسین بوده اگر آبرو به ما دادند
علی نباشد اگر ،صحبتی ز قنبر نیست

غریبه ای که حسینی شده برادر ماست
برادری که حسینی نشد برادر نیست

نماز و روضه و حج و زکات جای خودش
بدان رفیق که چیزی ز روضه بهتر نیست!

کسی که آمده در محشر حسین امروز
زمان صور،هراسان میان محشر نیست

تمام خیر همینجاست،زیر پرچم او
نگرد جای دگر را،که جای دیگر نیست

عراق خاک حسین است خاک ایران هم
حسینیه ست زمین،حرف چند کشور نیست

حسین مقصد ما شد خدا به ما دادند
هزار عمره به یک کربلا برابر نیست

غریب کرب و بلا از بقیع یادی کن
همه کنار تو اند کسی در آنور نیست

گلوی تو بخدا بوسه گاه زهرا بود
به شان حنجره ات زخم های خنجر نیست


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
4
10 August 2023
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.2 KB
01:37
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.0 KB
👍 1
01:37
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 21.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

شب شادی شب غم گریه می کرد
به اندوهی دمادم گریه می کرد

کتاب عمر او تقویم روضه است
محرم تا محرم گریه می کرد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
👍 1
01:38
#امام_سجاد_شهادت


این ماه کیست همسفر کاروان شده؟
دنبال آفتاب قیامت روان شده

یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش
یک دم نشسته منتظر کودکان شده

یک جا ز پیر کوفه شنیده‌ست ناسزا
یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده

هم شاهد غروب گل ارغوان به خون
هم راوی حدیث لب خیزران شده

با پای خسته راه‌بر خلق آمده
با دست بسته کارگشای جهان شده

ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر
آه ای بهار تا گل آخر خزان شده

بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو
تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده

از بس گریسته‌ست چنان شمع در سجود
از خلق، آفتاب مزارش نهان شده

#محمدسعید_میرزایی

@RAZIOLHOSSEIN
01:38
#امام_سجاد_مدح

باسجده هاش زینت سجاده ها شده است
سجاده اش ادامه ی عرش خدا شده است

مجموعه ی تمام ِ صفات ِ پیمبران
آئینه ی تمام نمای خدا شده است

در صورتش پیمبر و در سیرتش علی
در مهربانی آینه ی مجتبی شده است

هم افتخار قوم بنی هاشم از عرب
هم افتخار مردم ایران ما شده است

ارباب بوده است ولی از فروتنی
هم سفره با اسیر و یتیم و گدا شده است

محصول کیسه ی سردوشش به نیمه شب
نان و پنیر خانه ی صد بینوا شده است

بیمارمصلحت شده امابه دست خویش
بیماری تمام جهان را دوا شده است

در معرکه نبوده ولی راز دشمنان
باذوالفقارخطبه ی او برملا شده است

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
01:38
#امام_سجاد_شهادت
#رباعی


سجاده ی اشک تو ، به هر جا باز است
صد جاده به سمت آسمانها باز است

چشمان تو هر روز ، پر از عاشوراست
چون پنجره ای که رو به دریا باز است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:39
#امام_سجاد_شهادت


اگرچه شمع از آتش به رویِ سر دارد
منم همان که زِ غم شعله بر جگر دارد

پس از تو نوبتِ سی‌سال گریه‌یِ من بود
پس از تو در همه احوال گریه‌یِ من بود

شبیه گریه‌یِ طفلانِ خیزران خورده
شبیه گریه‌یِ پیرِ زنِ جوان مُرده

تمام شهر از این گریه‌ها خبر دارد
که گریه بر جگرِ سنگ هم اثر دارد

پس از تو گوشه‌یِ سجاده‌ام پُر از اشک است
پس از تو قامتِ اُفتاده‌ام پُر از اشک است

پس از تو صحبت بازار می‌کنم هر روز
شکایت از غمِ انظار می‌کنم هر روز

نسیم گِردِ سرِ اطهرِ تو می‌چرخید
چقدر بر سَرِ نیزه سَرِ تو می‌چرخید

میانِ شعله من و ساربان تَهِ گودال
برای بُردنِ انگشترِ تو می‌چرخید

به زیرِ ناقه به زنجیر پایِ من را بست
کسی که دور و بَرِ خواهرِ تو می‌چرخید

پس از اصابتِ هر سنگ گونه‌ات می‌ریخت
به رویِ نیزه کمی حنجر تو می‌چرخید

نرفته از نظرم کوچه کوچه دنبالِ...
عزیزِ کوچک خود همسر تو می‌چرخید

نرفته از نظرم مجلس شراب و رُباب
به نیزه‌اش سَرِ آب آورِ تو می‌چرخید

دو دستِ من به غُل و جامعه به گردن بود
که چشمشان به سویِ دختر تو می‌چرخید

شبی به کُنجِ تنور و شبی به رویِ طَبَق
چقدر دستِ غریبه سَرِ تو می‌چرخید

تمامِ شهر از این گریه‌ها خبر دارد
که گریه بر جگر سنگ هم اثر دارد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×418, 69.3 KB
۲۳محرم سالروز تخریب حرم در سامرا.
😭 2
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×418, 69.8 KB
.
سامرا! روضه‌ی گودال مگر خوانده کسی؟
که حرم از سرش عمّامه‌ی گنبد برداشت


.
👍 4
ش
03:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
ش
17:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


درد بسیار، مداوا گریه
ارث جامانده زهرا گریه

روزها ناله و شب ها گریه
آب می خورد، ولی با گریه

گریه بر آب وضویش می ریخت
خون دل بر سر و رویش می ریخت

گریه بر شاه شهیدان خوب است
گریه بر کشته ی عریان خوب است

گریه بر دامن طفلان خوب است
گریه بر آن لب و دندان خوب است

خواسته هر سحرش گریه کند
در فراق پدرش گریه کند

گریه بر ناله آن مادرها
گریه بر گریه آن دخترها

گریه بر غارت انگشترها
گریه بر سوختن معجرها

رنگ مهتاب، زمینش می زد
دیدن آب، زمینش می زد

گریه بر ناقه نشسته سخت است
گریه با پیکر خسته سخت است

گریه با بال شکسته سخت است
گریه با گردن بسته سخت است

"گریه خوب است که هر شب باشد
گریه بر چادر زینب باشد"

آن که را هست پیاده نکشید
تشنه را بر لب باده نکشید

طفل را این همه ساده نکشید
ذبح را آب نداده نکشید

هیچ کس آب به گودال نبرد
پدرم ذبح شد و آب نخورد

آمد و دید تنی افتاده
کشته بی کفنی افتاده

شه بی پیرهنی افتاده
پاره پاره بدنی افتاده

همه پروانه و شمعش کردند
بوریا آمد و جمعش کردند

آمد و دید کنارش پر نیست
بدن افتاده ولیکن، سر نیست

چند انگشت، و انگشتر نیست
این حسین است ولی دیگر نیست

بس که با نیزه قلیلش کردند
ذبح کردند قتیلش کردند

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
1
17:14
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

رفتی تو؛ الا صحیفه ات مصحف عشق!
وی سوخته در وادی طف از تف عشق!

در کوفه و شام نه که معراج بلا
با ناقه ی عریان نه که با رفرف عشق


#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
17:14
#امام_سجاد_شهادت


باسجده هاش زینت سجاده ها شده است
سجاده اش ادامه ی عرش خدا شده است

مجموعه ی تمام ِ صفات ِ پیمبران
آئینه ی تمام نمای خدا شده است

در صورتش پیمبر و در سیرتش علی
در مهربانی آینه ی مجتبی شده است

از برکت حضور نفیس و مبارکش
پنجاه و هفت سال جهان باصفا شده است

هم افتخار قوم بنی هاشم از عرب
هم افتخار مردم ایران ما شده است

ارباب بوده است ولی از فروتنی
هم سفره ی ویتیم و اسیر وگدا شده است

محصول کیسه ی سردوشش به نیمه شب
نان و پنیر خانه ی صد بینوا شده است

از برکت صحیفه ی سجّادیه ست که
باب نجات برهمه ی خلق وا شده است

بیمار مصلحت شده اما به دست خویش
بیماری تمام جهان را دوا شده است

در معرکه نبوده ولی راز دشمنان
با ذوالفقار خطبه ی او برملا شده است

هم پای روضه های همه گریه کرده بود
هم روضه خوان واقعه ی کربلا شده است:

دیده ست در میانه ی گودال ، پیرهن
از تیر و نیزه برتن خون خدا شده است

با دست های بی رمق او به پیکر
سلطان دین،به جای کفن بوریا شده است

همراه کاروان و سران به نیزه ها
با عمه هاش راهی شام بلا شده است

بر نیزه دیده اصغر و پرسیده ازخودش
این سر چگونه بر سر آن نیزه جا شده است؟

قد ّ خمیده أش اثر ارث مادر است؟
یا از فشار سلسله این گونه تا شده است؟

سی سال بعد ِ کرببلا... ، در مدینه هم
از گریه هاش محشر کبری به پا شده است

هم کربلا وکوفه و هم شام ، این امام
مجموعه ی تمامی این روضه ها شده است

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
17:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
236×236, 10.7 KB
به سایه ی شتری ز آفتاب برده پناه
کسی که عالم امکان به زیر سایه ی اوست

#شاهی_اردبیلی

@raziolhossein
17:18
#امام_سجاد_شهادت


در میان قتلگه بر حنجرت بوسه زدم
مثل عمه من به جای مادرت بوسه زدم

بر تمام پیکری که چیده ام در بوریا
بر تمام زخم های پیکرت بوسه زدم

مثل پاره های قرآن من به اشک چشم خود
دست های ساقی آب آورت بوسه زدم

تشنه ی یک بوسه بودم با تلظی بارها
چون سه شعبه بر گلوی اصغرت بوسه زدم

تشنه بودم مثل اکبر من نه بر انگشترت
بلکه جای خالی انگشترت بوسه زدم

در وداع آخرم با جسم اکبر جای تو
بر ترک های لبان اکبرت بوسه زدم

روی زخم تازیانه بر غبار چادری
مانده زیر دست و پا از خواهرت بوسه زدم

وقت غسل نیمه شب با یاد غسل فاطمه
بر کبودی های جسم دخترت بوسه زدم

#رسول_رشیدی_راد

@raziolhossein
17:19
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

دیدند محرّم به تو چشمی تر داد
یک باغ گلِ شکفته ی پرپر داد
گفتند چرا گریه؟ نمی دانستند
چشم تو به اشک معنی دیگر داد


ابر آمد و گریه کرد با باد گریست
باران شد و قطره قطره افتاد، گریست
تا کرببلا زنده بماند ، هر روز
در سوگ پدر حضرت سجّاد گریست

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
17:21
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

اى سبط بزرگوار پيغمبر من
با چشم ترت گريست چشم تر من
اى واى چه آمد به سرت كه گفتى:
اى كاش نمى زاد مرا مادر من


كَس مثل تو دل به غصه دمساز نكرد
با خطبه كسى مثل تو اعجاز نكرد
سجادى و اعتقاد دارم چون تو
سجاده ى اشك را كسى باز نكرد

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
17:22
#امام_سجاد_شهادت


مانند ابر پیش یتیمان گریسته
مردی که پای غصه ی جانان گریسته

هر لحظه زندگی خودش را حسین دید
با این حساب از دل و از جان گریسته

از داغ و غصه های اسارت درون شام
با حال زار و موی پریشان گریسته

قطعا به یاد نیزه ی غربت میان دشت
او یا حسین گفته فراوان گریسته

در تشت چوب بود وحروف مقطعه
عمری برای قاری قرآن گریسته

شاید برای دختر دردانه ی حسین
وقتی که دید خار مغیلان گریسته

قطعا درون زندگی اش سود می کند
هرکس که پای عشق تو از جان گریسته

یعقوب چشم خویش برای حسین داد
کی !؟او برای یوسف کنعان گریسته

#علی_اصغر_یزدی

@raziolhossein
17:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
667×1280, 111.7 KB
🏴السلام علیک یا اباعبدالله🏴

جهت دسترسی و استفاده از تصنیف های(شور،زمینه،نوحه و...) محرم و صفر به کانال نوحه رضیع الحسین بپیوندید

👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
👍 1
11 August 2023
ش
01:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


عالم مريد اوست كه پير مراد بود
زين الموحدين شد و زين العباد بود

با غصه ها قرين شد و يعقوب گريه شد
از كربلا به روى دلش غم زياد بود

با دست بسته در پى هجده سر به نى
آواره بين كوفه و شام و بلاد بود

تا لحظه ى شهادت او روضه اش فقط
"يك جرعه آب بر لب عطشان نداد" بود

يك لحظه هم ز خاطر آقا نمى رود
زلفى كه روى نيزه در آغوش باد بود

عارض بر او تبى شده و سد راه كرد
عباس شاهد است كه مرد جهاد بود

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
01:24
#امام_سجاد_شهادت


غربت و بي‌کسي قافله يادت مانده
شام اندوه و شب هلهله يادت مانده

خار غم چشم تو را باز نشانده در خون
پاي زخمي و پر از آبله يادت مانده

در خرابه تو هم از پاي نشستي آخر
قامت خم شدۀ نافله يادت مانده

زخم بي مرهم چل روز اسارت آقا
سالها سلسله در سلسله يادت مانده

سالياني ست که اين داغ شهيدت کرده
تلخي طعنۀ صد حرمله يادت مانده

قاتلت درد و غم و بي کسي عاشوراست
سالياني ست دل زخمي‌ات ارباً ارباست

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
01:24
#امام_سجاد_شهادت


آتش گرفت خیمه میسوخت پا به پایش
خورشید شعله ور شد در آسمان برایش

زنجیر می زدند و بزم عزا گرفتند
‌زنجیرهای بسته بر رویِ دست و پایش

دستان عمه زینب را بسته دید و بی شک
هر آن از این مصیبت شد بیشتر عزایش

در ازدحام شام و در تنگنایِ بازار
در زیر دست و پا رفت در هر قدم عبایش

یک روز داغ دید و یک عمر روضه خوان شد
با لرزشی که افتاد از بغض، در صدایش

میرفت سمت مسجد افتاد یادِ بابا
از دست پیرمردی افتاد تا عصایش

یادِ غروبِ گودال سر میگذاشت بر خاک
آرام گریه میکرد با ذکرِ سجده هایش

یادِ محاسنی که خون می چکید از آن
یادِ تنی که پُر بود از زخم، جای-جایش

لعنت به تیر و شمشیر، لعنت به ذات نیزه
لعنت به خنجری که شد واردِ قفایش

تصویرِ نعل تازه از خاطرش نمیرفت
یک داغِ بیکران بود سوغاتِ کربلایش!


#م_عاطفی

@raziolhossein
01:24
#امام_سجاد_شهادت


روضه برپا بود هر جا آب بود
روضه هایش ذکر بابا آب بود
مقتل جانسوز آقا آب بود:
تشنه لب بود آه اما آب بود

روضه خوانش گاه ظرفی آب شد
گاه گاهی روضه خوان قصاب شد

ماجرای آب آبش کرده بود
غصه ی ارباب آبش کرده بود
مادری بی تاب آبش کرده بود
دختری بی خواب آبش کرده بود

یا خودش بارید دائم یا رباب
روضه می خواندند هر دم با رباب

پیکری را بر زمین پامال دید
شمر را در گودی گودال دید
عمه را بالای تل بی حال دید
لشکری را در پی خلخال دید

هجمه ی شمشیرها یادش نرفت
سنگ ها و تیرها یادش نرفت

هم به تن رخت اسارت دیده بود
خیمه را در وقت غارت دیده بود
از سنان خیلی جسارت دیده بود
از حرامی ها شرارت دیده بود

آتش بی داد دنیا را گرفت
شمر آمد راه زن ها را گرفت

عمه را با دست بسته می زدند
با همان نیزه شکسته می زدند
بچه ها را دسته دسته می زدند
می شدند آنقدر خسته... می زدند

تازیانه جای طفلان خورده بود
زین جهت خیلی به زینب برده بود

با تنش زنجیرها درگیر بود
در غل و زنجیر امّا شیر بود
از نگاه حرمله دلگیر بود
اوجوان بود آه امّا پیر بود

ماجرای شام پشتش را شکست
غصه های شام پشتش را شکست

کوچه های شام پیرش کرده بود
شهر و بار عام پیرش کرده بود
سنگ روی بام پیرش کرده بود
طعنه و دشنام پیرش کرده بود

بی هوا عمامه اش آتش گرفت
مثل زهرا جامه اش آتش گرفت

درد و رنج و غصه ی بسیار دید
از زبان شامیان آزار دید
خواهرانش را سر بازار دید
عمه را در معرض انظار دید

بزم مِی بود و سر و طشتی طلا
خیزران بود و عزیز مصطفی

نیزه بازی با سرش هم جای خود
بوریا و پیکرش هم جای خود
دست بی انگشترش هم جای خود
ماجرای خواهرش هم جای خود

خاک را همسایه ی افلاک کرد
خواهرش را در خرابه خاک کرد

#وحید_محمدی

@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


سجاده را پُر از غزلِ سجده‌دار کرد
محراب را به شعرِ رکوعش دچار کرد

از آسمان به ذکرِ لبش خیره می‌شدند
تسبیح را ستاره‌ی دنباله‌دار کرد

با اشک، در بهشتِ مناجاتِ تائبین
در هر قنوت، شیرِ اجابت شکار کرد

بر شانه‌های غرقِ گِلِ تربتِ حسین
تا سر گذاشت، گریه‌ی بی‌اختیار کرد

با لرزه‌های شانه‌ی زخمش؛ مدینه را
با کربلای روزِ دهم هم‌جوار کرد

آنقدر روضه‌ی عطش از چشمِ تشنه ریخت
تا ابرِ دیر آمده را سوگوار کرد

کشتی شکست‌خورده‌ی طوفان کربلا
هر روضه‌ای که دید، به دوشش سوار کرد

یعقوبِ کربلاست، ولی نامِ او علی‌ست
ابری که کارِ صاعقه‌ی ذوالفقار کرد

این مردِ غرقِ درد، زمانی شراب را
با خطبه‌اش به مِی‌زده‌ها زهرمار کرد

در شام، باز هم درِ خیبر شکسته شد
حیدر به حیدربن‌ِحسین افتخار کرد


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 2
01:27
#امام_سجاد_شهادت


مرهم به زخم های جگر می زنم به اشک
هر دم به کربلای تو سر می زنم به اشک

قوتم پس از تو لحظه به لحظه فقط غم است
هر روز من خلاصه ی ماه محرم است

با من همیشه شادی عالم غریب بود
در قاب چشم من غم شیب الخضیب بود

من داغدار پیکر در خون تپیده ام
صاحب عزای یک پدر سر بریده ام

از قتل صبر او چه بگویم برایتان
از نیزه و گلو چه بگویم برایتان

قصد ثواب کرده و شمشیر می زدند
نزدیک آمدند و سپس تیر می زدند

سرنیزه های هار پدر را زمین زدند
آنها به افتخار پدر را زمین زدند

هنگام دفن او کمک از روستا رسید
جای کفن به زخم تنش بوریا رسید

من ماندم و جسارت و هتک حریم ها
در کوفه شعله شد صدقه بر یتیم ها

از کوفه تا به شام که تکفیر می شدیم
مثل اسیر روم به زنجیر می شدیم

از کوچه های شام قساوت زبانه زد
هر کس رسید بر سر ما تازیانه زد

سرنیزه ها تو را به تماشا گذاشتند
ما را به کوچه ها به تماشا گذاشتند


#حسن_کردی

@raziolhossein
01:27
#حضرت_سجاد_مدح


شاعر به حیرت است تو را دید یا شنید
گفت از الست و قافیه قالو بلی شنید
صبح از مدینه خواند و شب از کربلا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید

چشم تو بود روز ازل غمزه ساز شد
نورت ظهور کرد و ابو حمزه ساز شد

دست تو ربنای قنوت اجابت است
سجاده ی تو قبله ی اهل عبادت است
اشکت نزول آیه ی باران رحمت است
لبهای تو صحیفه ی عرفان و حکمت است

هرکس کلاس درس تو را مستعد شده ست
پای دعای خمسه عشر مجتهد شده ست

از بس به نام مادر تو ماه و سال ماست
آغشته با دعای تو رزق حلال ماست
شد مادرت عروس علی، خوش بحال ماست
ایرانی است مادر تو، این مدال ماست

ما را علی غلام حسینش خطاب کرد
از ما عروس فاطمه را انتخاب کرد

در شام، غیرِ بغض تو در سینه ها نبود
مسجد محلِّ رویش آیینه ها نبود
جز بوسه ی معاویه بر پینه ها نبود
منبر که جای بازی بوزینه ها نبود

منبر برای حج تو میقات عشق بود
حق با علی ست، خطبه ات اثبات عشق بود


#محسن_ناصحی


@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


دارم حضور مادر تو درد می کشم
تو هستی و برابر تو درد می کشم

این لحظه های آخر عمرم ببین پدر
یاد وداع آخر تو درد می کشم

یک ظرف آب دیده ام و باز مثل قبل
با آب آب ِ اصغر تو درد می کشم

هر جا صدای کودک شیری شنیده ام
من هم شبیه همسر تو درد می کشم

با یک نظر به جای طناب ِ دو دست خود
از بند دست خواهر تو درد می کشم

حتی صدای تالی قرآن سبب شده
با یاد نیزه و سر تو درد می کشم

بابا ببین که با نظری بر عبای خود
با یاد داغ اکبر تو درد می کشم

ذبح میان کوچه سبب شد که تا به حال
هر لحظه یاد حنجر تو درد می کشم

آماده است یک کفن قیمتی و من
یاد حصیر و پیکر تو درد می کشم

در هر کجا که روضه ی گودال خوانده ام
دیدم حضور مادر تو درد می کشم


@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


آنقدر داغ بود از تب که
آب اگر بود بر لبش می‌سوخت
احتیاجی نبود بر آتش
خیمه هم داشت از تبش می‌سوخت


درد را چاره‌ای اگر بکند
چه کند با غمِ پریشانیش
نیست آبی که دستمالی خیس
بگذارند روی پیشانیش


خویش را می‌خورد ، ندارد جان
قوَتی نیست جز تقلا حیف
یک به یک می‌روند یاران و
چاره‌ای نیست جز تماشا حیف


بارها شد به دست بی جانش
پرده‌ی خیمه را به بالا زد
شاهدِ مقتل همه ، هربار
 به سرِ خویش دستِ خود را زد


دید از خمیه روی یک نقطه
لشکری را که بی هوا می‌ریخت
دید در بین راه تا به حرم
چقدر اکبر از عبا می‌ریخت


بین بستر نشست در خیمه
زد به سر با دو دست در خیمه
تا صدای برادرش آمد
کمرِ او شکست در خیمه


باز هم پرده را کناری زد
قاسمش بود و سنگ باران بود
یک یتیم و هزارها ... می‌دید
لحظه‌ی  پایکوبی سواران بود


ناله‌ی دختران به او  فهماند
دستهایی میان راه اُفتاد
دید از خیمه خواهرش غَش کرد
مادری بینِ خیمه‌گاه اُفتاد


پرده را زد کنار و گفت  ای وای
حرمله آمده گلو بزند
او خجالت کشید وقتی دید
پدرش رفته است رو بزند

بی برادر شدن چه حسی داشت
کمرش را دو مرتبه خَم کرد
تشنه‌ای بود یک سپاهی که
هرچه آورده بود دَرهَم کرد

چند باری فقط برای وداع
پدرش بوسه‌اش زد و برگشت
دید در قتلگاه خولی را
سمت گودال آمد و برگشت

او گرفت از عصا که برخیزد
تا پدر تکیه داد بر نیزه
او زمین خورد تا حسین اُفتاد
داد می‌زد بجای سرنیزه

گرد و خاکی بلند شد  فهمید
آخرش شمر با سنان آمد
غم ناموس دارد او یعنی
عمه‌اش هم  نفس زنان آمد

عمه  فریاد می‌زند  که نزن
چکمه بردار احترامش کن
چقدر کُند می‌بُرد تیغت
زیر و رویش نکن تمامش کن

* *

خیمه‌ای که نگاهبانش بود
ناگهان سوخت بر سرش اُفتاد
بعد از آن سی و پنج سال آقا
ناله می‌زد که مادرش اُفتاد....


#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت
#عامیانه


اشك مي ريزم چشم ترم مي سوزه
شونه كه مي كِشم سرم مي سوزه
با اينكه آب ، رفع عطش مي كنه
آب كه مي نوشم جگـرم مي سوزه

گـهـواره مي بيـنم بهم مي ريزم
شيرخواره مي بينم بهم مي ريزم
نزديكــه چِـل ساله كه توي بازار
گوشـواره مي بينم بهم مي ريزم

حرف از اسارت شِه دلم مي لرزه
صحبته غارت شِه دلم مي لرزه
حتّي به ناموس يه نامسلمون
اگه جسارت شِه دلم مي لرزه

خودم ديــدم برادرامـو كُشتن
جلوي چشمام عموهامو كُشتن
وقتي ديدن براش كسي نمونده
با صبر و حوصله بابامو كُشتن

يادم نميره رنگه سُرخِ خورشيد
صداي اسبا تو گوشم مي پيچيد
يادم نميره وقتي رفت رو سينه ش
زمين كربلا چجور مي لرزيد

خيلي دل جدّه ي من رو لرزوند
اون بي حيايي كه تنش رو گردوند
يادم نميره عمّه مون بالا تل
فاتحه ي برادرش رو مي خوند

سرش رو دست نيزه دار سِپردن
عمّامه و خُوود و رداشو بُردن
وقتي ديدن ديگه عمو نداريم
به سمت خيمه ها هجوم آوردن ...


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
01:27
#امام_سجاد_علیه_السلام


اگر چه غم به دامن داشت، باور را به هم می ریخت
به یک خطبه اساس جبهه شر را به هم می ریخت

جوابش تیزتر از تیغ و طعنش سخت تر از سنگ
که با آیات قرآن خصم کوثر را به هم می ریخت

عدو می خواست او را با اذان ساکت کند اما
فقط با چند جمله کاخ و منبر را به هم می ریخت

على بود اسم و رسمش، گر پدر رخصت به او می داد
به خشم حیدری آماج لشکر را به هم می ریخت

غل و زنجیر و آتش، تازیانه، تهمت و تحقیر
مگر این دشمنی‌ها پور حیدر را به هم می ریخت؟

امام آل طه بود و مثل جدش ابراهیم
میان شعله گل می کرد و آذر را به هم می ریخت

چه صبری داشت بالای سر نعش پدر وقتی
به غیر از بوریا هرچیز ، پیکر را به هم می ریخت

سلاح گریه اش سیلی به جان ابرها انداخت
عیار اشک او بازار گوهر را به هم می ریخت


#حسن_زینلی_مقدم

@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_علیه_السلام


می‌نویسند جهان چهرۀ شادابی داشت
هر زمان محضر او قصد شرفیابی داشت

سجده می‌کرد به پیشانی او مهر نماز
نزد او سجده برای خودش آدابی داشت

موج‌ها پشت سر او همه صف می‌بستند
سر سجاده که دریا دل بی‌تابی داشت

اشک بر گونۀ او بود و دعا روی لبش
آری او نیز برای خودش اصحابی داشت

بعد از آن واقعه با شعلۀ باران می‌سوخت
آه یک عمر فقط گریه و بی‌خوابی داشت

اشک در محضر او ذکر مصیبت می‌کرد
تا که می‌دید کسی ظرف پر از آبی داشت


#علی_گلی_حسین‌آبادی

@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


سالهای پیش، داغِ بیکَرانی دیده ام
یوسُفم را روی نِی دَر کارِوانی دیده ام

از بدنهای رَها اُفتاده یادی کَرده ام
در مَدینه تا که سَقف و سایِبانی دیده ام

داغِ پاره پِیکرِ اکبر بَرایم تازه شُد
تا میانِ شَهر، هر جا که جَوانی دیده ام

سوختم یادِ رُباب و اَصغرِ لَب تِشنه اش
کودکِ شِشماهه ای را هَر زَمانی دیده ام

رَنج و دَردِ شام بود اَز کَربلا هَم سَخت تر
روز و شَب آنجا بَلایی آسِمانی دیده ام

یادِ راسِ دَر میانِ طَشتِ زَر اُفتاده اَم
هر کُجا که چوب یا که خِیزَرانی دیده ام

هر چه اَز یادَم رَوَد، این غُصّه دَر دِل ماندنی ست
عَمّه ام را دَر اِسارت قَدکَمانی دیده ام


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
01:27
#امام_سجاد_شهادت


تمام عمر یادت کرده‌ام با هر دعا حتی
تمام عمر با هر گریه با هر ربنا حتی

پس از تو روضه‌های هفتگی نه  لحظه‌ای دارم
پس از تو گریه‌ام  در جمع‌ها در انزوا حتی

 تمام داغهای چارشنبه از  دوشنبه بود
تمام عمر خواندم روضه‌ها را بی صدا حتی

میانِ آتش خیمه  صدای دومی آمد
که آتش می‌زنم با اهل آن  این خانه را حتی

نه از بازارِ قصابان نه از آهنگران شهر
که می‌ریزد دلم با دیدن قدری عبا حتی

که می‌افتم کنارِ راهِ دختر بچه‌ها بر خاک
که آتش می‌شوم با دیدن مُشتی طلا حتی

دو دست و گردنم درگیرِ غُل بود و سرم می‌سوخت
نمی‌شد تا که بردارم کمی از شعله را حتی....

به سی و پنج سالی که برایت سوختم سوگند
وداع تو به یادم هست  دادِ عمه‌ها حتی

نمی‌آمد به جز جان بر لبم وقتی که می‌رفتی
نمی‌شد تا بمانم لحظه‌ای بر روی پا حتی

تمام عصر  جان می‌کندم  اما جان نمی‌دادم 
نمی‌شد تا کشم جسمِ تو را از زیرِ پا حتی

حجاب خیمه را بالا زدم دیدم عجب وضعیست
نمی‌شد دید حجم نیزه‌ها را در هوا حتی

به سختی بر عصایی تکیه دادم دیدم از خیمه...
شیوخِ شام و کوفه می‌زدندت با عصا حتی

چه‌ها کردند جمعا آن جماعت در سه ساعت که
نشد جمعت کنم بابا میان بوریا حتی


#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:27
#سیده_خوله سلام الله علیها
دختر امام حسین علیه السلام که در مسیر شام
بر اثر افتادن از ناقه به شهادت رسیده است



روضه از دختری ست دردانه
آسمان از غمش به گریه شده
روضه خوان فرق میکند امشب
راوی روضه اش رقیه شده

روضه اینبار هم عجیب شده
باز بی یار و بی حبیب شده
دختر شاه بود اما حیف
نام او بین ما غریب شده

روضه اینبار چون علی اکبر
به گریز مدینه پیوسته ست
روضه ی دختری ست اما نه
او رقیه نه خواهر او هست

دختر نازدانه ارباب
نور رحمت به خانه ارباب
او که هر منزل آمده ست فقط
دم به دم روی شانه ارباب

بین این کاروان چه ها میدید
کودکانه به گریه می آمد
بدن او ضعیف شد اما
پا به پای رقیه می آمد

روضه های مدینه را اینبار
آری این نور عین میفهمد
چند روزی ست درد زهرا را
خوله بنت الحسین میفهمد

دختری که از آسمان جبرییل
زیر پاهای اوست بال و پرش
از روی ناقه بر زمین افتاد
آه اوهم شکسته شد کمرش

گرچه او هم کبود شد بدنش
گرچه پایش تمام آبله بود
بعد افتادنش ز ناقه فقط
دو سه روزی کنار قافله بود

غم افتادنش به قلب همه
نگرانی به کاروان داده ست
تا که گفتند خوله بین مسیر
از همان درد ناقه جان داده ست

گریه میکرد و التماس به او
خواهرم ، ای امیدم ، آه نرو
پیش جسمش رقیه با او گفت
آه ای یار نیمه راه نرو

#امیر_فرخنده

@raziolhossein
😭 5 1
ش
13:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت
#اسارت

به‌ما تنها اهانت می‌شد ای‌کاش و جسارت نه!
شهادت بود ارث خاندان ما...، اسارت نه!

«قَتَلْتُم عِترَتی او اِنْتَهَکْتُم حُرمَتی» یعنی
که‌آیا روضه‌ای‌هم هست بیش ازاین‌عبارت؟ نه!

نوامیس رسول‌الله در آن خیمه‌ها بودند
به‌آتش می‌سپردم خیمه را...، اما به‌غارت نه!

اگرچه آیه‌ی تطهیر بر روی زمین افتاد
ولی ای‌کاش با دستان مشتی بی‌طهارت نه!

به دیدار کریم‌بن‌کریمی رفت در گودال...
نیامد شمر هم با دست خالی از زیارت، نه!

به سمت شهر پیغمبر که آمد کاروان ما
بشیر از ما خبر می‌برد، اما با بشارت نه...!

حسین‌بن‌علی شمع همیشه روشن دل‌هاست
به‌سعی دشمنان خاموش می‌شد این‌حرارت؟ نه!

به لب آوای؛ "اَینَ‌المُنتقِم؟" دارد جهان بی‌تو
که دارد اشتیاق دیدنت را...، انتظارت نه!

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
1
13:38
#امام_سجاد_شهادت

مرهم به زخم های جگر می زنم به اشک
هر دم به کربلای تو سر می زنم به اشک

قوتم پس از تو لحظه به لحظه فقط غم است
هر روز من خلاصه ی ماه محرم است

با من همیشه شادی عالم غریب بود
در قاب چشم من غم شیب الخضیب بود

من داغدار پیکر در خون تپیده ام
صاحب عزای یک پدر سر بریده ام

از قتل صبر او چه بگویم برایتان
از نیزه و گلو چه بگویم برایتان

قصد ثواب کرده و شمشیر می زدند
نزدیک آمدند و سپس تیر می زدند

سرنیزه های هار پدر را زمین زدند
آنها به افتخار پدر را زمین زدند

هنگام دفن او کمک از روستا رسید
جای کفن به زخم تنش بوریا رسید

من ماندم و جسارت و هتک حریم ها
در کوفه شعله شد صدقه بر یتیم ها

از کوفه تا به شام که تکفیر می شدیم
مثل اسیر روم به زنجیر می شدیم

از کوچه های شام قساوت زبانه زد
هر کس رسید بر سر ما تازیانه زد

سرنیزه ها تو را به تماشا گذاشتند
ما را به کوچه ها به تماشا گذاشتند

#حسن_کردی

@raziolhossein
ش
17:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


گریه بر هر درد بی درمان دواست
جز غم من که غمی بی انتهاست

سالها با هر قدم گفتم حسین
شب به شب سینه زدم گفتم حسین

روضه میخواندم دلم بی تاب بود
روضه من کاسه های آب بود

غصه دنیا را به کامم زهر کرد
بعد تو لبخند با من قهر کرد

ظاهرا جسمم میان خانه بود
باطنا قلبم در آن ویرانه بود

راه میرفتم دوچشمم تار بود
فرش زیر پام مثل خار بود

هرزمان از بین کوچه رد شدم
گریه کردم به مصیبات خودم

دادو بیداد سر بازارها..
کشت من را کشت من را بارها..

ذبح را بی تاب دیدن مشکل است
خنجر قصاب دیدن مشکل است

صحنه ای دیدم که رنگ من پرید
ذبح خود را آب داد و سر برید

نیمه شب آیات نور آمد به یاد
بوی نان آمد تنور آمد به یاد

خلق وقتی که سلامم میکنند
داغدار داغ شامم میکنند

گفته ام با کودکان خانه ام
داغدار خواهری دردانه ام

هرزمان خلحال نو پا میکنید
یادی از آن بی کس‌صحرا کنید

هرزمان ناقه سواری میکنم
یاد زینب آه و زاری میکنم

کرده این یک جمله حالم را خراب
آه..ناموس علی..بزم شراب

بعد از آن مجلس دگر من ای عزیز
به کنیزانم نمیگویم کنیز


#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
👍 3
17:15
#امام_سجاد_شهادت



اگرچه غربت من، در نگاه پنج تن است
پی قلافِ دو پلکم، سلاح اشک من است

تمامِ لشکرِ مژگانِ من فدای حسین
زدم به خانهء خود پرچم عزای حسین

اسیر بودم و یک لحظه کم نیاوردم
به اسم مجلس روضه، قیام ها کردم

علاج چشم پر از خون من فقط گریه است
دوای زخم شه بی کفن فقط گریه است

هنوز مضطربم، تیر می کشد جگرم
هنوز هول حرم داشت، کشته شد پدرم

یکی نبود که حرمت ز ما نگهدارد
هنوز نعرهء قاتل مرا می آزارد

کسی که زینت دوشِ نبی اعظم بود
درست ساعت سه، سرنگون و درهم بود

نشست روی تن او هزار تا حربه
زدند روی قفایش دوازده ضربه

عبا عمامه به تن داشت، عامیان بردند
لباس پارهء او را حرامیان بردند

چه ها گذشت در این ماجرا به خواهر او
تنور رفت که چیزی نماند از سر او

چگونه آب بنوشم؟ حسین، عطشان بود
سه روز، پیکر او رویِ خاکِ سوزان بود

دعا به غیرت و آه ِ یک عده زن کردم
تن بدون سرش را خودم کفن کردم

گلایه کردم از آن خود و جوشنی که نداشت
عبای پاره کشیدم به گردنی که نداشت

اگرچه غربت بابا نرفته از یادم
ز کوچه رد شدم و یاد کوچه افتادم

امان ز کوچه و سیلی، مواجهه با مُشت...
محله های یهودی زنان ما را کُشت

کنار نیزه و محمل چقدر رقصیدند
عروس فاطمه را بی نقاب می دیدند

رسیده جان به لبم، عمه روضه خوان من است
دوباره نالهء اَلشّام، بر زبان من است


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
1 👍 1
17:18
#امام_سجاد_علیه_السلام


سپر ز گریه و شمشیر از دعا دارد
مَلَک به سجدۀ او رشکِ اقتدا دارد

حقوق را چه کسی مثل او ادا کرده؟
نماز را چه کسی مثل او به پا دارد؟

اگر به مصلحتی چند روز بیمار است
برای هر چه که درد است او دوا دارد

مدیح حضرت سجاد هر چه بنویسند
قسم به شعر فرزدق، هنوز جا دارد

بپرسد از حجرالاسود از ولایت او
هر آن کسی که به سجاد، شک روا دارد

علی‌ست اسم و علی رسم او، بپرس از شب
که زخم شانۀ او ریشه در کجا دارد؟

بپرس کوچه به کوچه کدام شب‌گرد است
که سفره‌های یتیمان از او غذا دارد..

فدای آن لب خشکی که لحظۀ افطار
به اشک، روضۀ عطشان کربلا دارد

رسول کرب‌وبلا، وارث حسین چه گفت؟
که بعد خطبۀ او دشمنش عزا دارد


#سعید_تاج‌محمدی


@raziolhossein
ش
21:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سجاد_علیه_السلام
#دفن_شهدا


روي دستش نميه ي شب بود پيكر را گرفت
در ميان بوريائي جسم بي سر را گرفت

دشت سرتا سر پر از عطر گلاب و مشك بود
عرش هم عطر گل ياس پيمبر را گرفت

او فقط بود و هزار و نهصد و پنجاه زخم
زخم هائي كه يكايك جان مادر را گرفت

دست تنها نميه ي شب دفن جسم چاك چاك
دست هائي در ميان قبر كوثر را گرفت

جاي صورت حنجرش را ميگذارد روي خاك
خاك صحرا در بغل رگ هاي حنجر را گرفت

نوبت دفن تني كوچك ولي بی سر شده است
تا قيامت شاه در آغوش اصغر را گرفت

اربأ اربا را به زحمت با عبا در قبر برد
در ميان دست خود دست برادر را گرفت

گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
پلك ها زخمي شد و خون ديده ي تر را گرفت...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
12 August 2023
ش
01:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_علیه_السلام
#خطبه_امام_سجاد
#بحرطویل


در سكوت و حِيْرت
قحط دين و غِيْرت
ازدحامى ست ز مردان و زنان
همگى دستْ افشان
عده اى از شادى
پاىْ بر روى زمين مى كوبند
عده اى رقصْ كُنان
اهلبيتِ نبى و آمدنِ شام چرا؟!
بانوانِ علوى و ملأِ عام چرا؟!
اهلبيتى كه همه سر به گريبان شده اند
ديده گريان شده اند
همگى موىْ پريشان شده اند
پاىِ اين محمل ها
بهرِ اين خونْ دل ها
رقص و آواز و دَف و چنگ چرا؟
سرِ مردانِ خدا
هدفِ سنگ چرا؟…

پا به پاىِ اُسَرا
رفتم از كوچه و پس كوچهء شهر
اُف بر اين شومىِ دَهْر
اُسرايى كه همه
كربلا تا اينجا
يكسر از دستِ عدو پيكرشان بود كبود
باز افتاد مسيرِ آنان
كوچهء قومِ يهود
خشك گشته ز عطش ناىِ همه
آخرِ كارْ به ويرانه بُوَد جاىِ همه
دلْ پُر از درد و محن
اين خرابه باشد
نه ز سرما و ز گرما ايمن
حال و روزِ اُسرا
ديدم و از چشمم
اشكِ غم جارى بود
بينِ هشتاد و چهار
زن و بچه ديدم
مردِ تبدارى بود…

از غم و غصه و درد
عاقبت پُر شد جام
تا رسيدم به درِ مسجدِ شام
همهمه بود ميانِ مردُم
پورِ آزاد شده
دست و پا كرده گُم
همه گفتند: بيا
دِه اجازه به اسير
تا رَوَد بر منبر
بر نمى آيد از او كارْ آخر!
روزِ روشن پيشِ
چشم ها گشت غروب
تا همان مرد كه ديدم به خرابه ناگاه
رفت روىِ منبر
نه بگو رفت به بالاىِ چوب…

بانگْ زد اى مردم!
اى شما بى خبر از رستاخيز
حق عطا كرده به ماها شش چيز
داده بر ما دانش
داده حِلْم و بخشش
حَدِّ أعلاىِ فصاحت وَ شجاعت داده
در دلِ پيروِ ما نورِ محبّت داده
گفت: آن نورِ اُميد
حق به ما هفت فضيلت بخشيد
كَز همه سَر باشيم
ما بِدين هفت فضيلت ز همه
خَلْق برتر باشيم
بانگْ زد: اى مردُم
كه نبى احمدِ مُختار از ماست
اولين مؤمن و صِدّيق على حيدرِ كرّار از ماست
باشد از ما جعفر
باشد از ما حمزه ، شيرِ حقْ شيرِ رسول
وَ دو سِبْطين پيمبر از ماست
جمله اى گفت مرا بُرد فرو در حِيْرت
گفت: اى مردمِ شام از ما هست
مهدىِ اين اُمّت…

هركه بِشْناخت مرا كه بِشْناخت
هركه نَشْناخت بداند كه منم
پورِ مكّه وَ مِنا
پورِ زَمزم وَ صفا
پورِ آنكس كه بياوَرْد حَجَر را به رَدا
بانگْ زد اى مردم:
كه أنا ابْنُ مَنْ دَنىٰ فَتَدَلّىٰ
پس رسيده است به قٰابَ قَوْسَيْن أو أدْنىٰ
پسرِ آنكه بر او وحْى فرستاد خدا
پسرِ احمدِ مختارْ محمدْ مصطفى
بينِ مردم برخاست
شورى و همهمه اى
شد به پا زمزمه اى
ناگهان گفت: كه اى مردمِ شام
من همان نورِ جَلى مى باشم
بر همه خَلْق وَلى مى باشم
من على ابن حسين ابن على مى باشم…

گر بخواهيد بدانيد على كيست شما
كه كُنيدَش همه دَم لَعْن به هر صبح و مَسا
گوش بر من بدهيد
مرتضى كيست؟ همان كَس كه به شمشير ِ خودش
بينىِ خَصْم روىِ خاك كشيد
با دو شمشير كنارِ احمد
با غَضَب مى جَنگيد
او دو هجرت كرده
او دو بيعت كرده
ريخت در جنگْ به پيشِ پايش
از عَدو صدها سَر
ولى اندازهء يك پِلْك زدن
به خداوند نشد او كافر
وارثِ هرچه پيمبر باشد
قاتلِ جانِ همه مُلْحِد و كافر باشد
نورْ در بينِ هرآنچه كه مُجاهِد باشد
زينتِ هرچه كه عابِد باشد
از قُريش است بزرگِ آن ها
اوّلين كَس كه اِجابت بِنْمود
دعوتِ حَقّ و رسولِ او را
او زبانِ حِكمت
گلْسِتانِ حِكمت
حاملِ عِلمِ الهى باشد
بر جوانمردىِ او تيغْ گواهى باشد
او سَخِىّ است و بَهِىّ است و زَكى
اَبْطَحِىّ است و رَضى
پيشگام است به هر مِحنت و دَرْد
جاىْ دارد كه بگويند: بُوَد او يكْ مَرْد
روزها روزه و شبها بيدار
نسلِ كُفّار كند قطع به وقتِ پيكار
قَدّ و قامَت دارد
بينِ هر عرصهء جنگ
استقامت دارد
أبْرُوانش ز غَضَب
همه دَرْهَم باشد
پيشِ دشمنْ مثلِ
كوهْ مُحكم باشد…

هر زمانى كه نَبَرْد
بود در اوج و عدو در غوغا
سرِ نيزه پيدا
مى رسيدند چو بر يكديگر
لشكر حقّ و سپاهِ كافر
مُشت مى كرد دو دستانش را
بر سرِ خَصْم فرو مى آوَرْد
هم چو سنگى كه شود خُرْد عدو گشت هلاك
پا نهاده بر خاك
اوست هم چون يك باد
خَصمْ چون برگْ كه پيشِ قدمِ او افتاد
وَ به يك نعرهء او
گشته خِيْلِ كُفّار
همگى تار و مار
همگى غرقِ فرار…

كيست او؟ شيرِ حِجاز
كيست او؟ مردِ عراق
مكّى است و مَدَنى
خيفى است و عَقَبى
بَدْرى است و اُحُدى و شَجَرى
شيرِ ميدانِ نَبَرْد
اوست آقاى ِ عرب
بهرِ مَشعر وَ مِنا وارث اوست
پدرِ سِبْطِيْن است
هم بُوَد بابِ حسن
هم بُوَد بابِ حسين…

ادامه⬇️

@raziolhossein
1 👍 1
01:59
.

مسجدِ شامْ همه غرقِ سكوت
همه ديدند همين مرد كه جانش به لب است
بدنش غرقِ تَب است
كرد ويرانْ همهء حِيْثِيَت و كاخِ يزيد
شامْ از هم پاشيد
لرزه افتاد بر اندامِ همه
گفت: اكنون بِشِناسيد او را
اينكه گفتم به شما اين همه اوصافش را
بر همه غالب بود
نامِ زيباشْ علي ابن أبيطالب بود…

بازْ فرمود: كه اى مردمِ شام
پسرِ فاطمهء زهرايم
پسرِ خديجهء كُبرايم
اين منم فرزندِ
آن غريبى كه يزيد
كُشت او را با ظُلم
بينِ دو نَهرِ آب
تا كه او را زخمى
بر روى خاكْ جماعت ديدند
زود رفتند عِمامه ز سرش دُزديدند
اين منم فرزندِ
آنكه در عرشْ ملائك همه گِرْيَنْد بر او
نوحه خوانَند بر او
اين منم فرزندِ
آنكه رأسش به سرِ نيزه زدند
بين هر شهر وِرا گرداندند
كوفيان نامَردند
شاميان بى دَردند
زن و فرزندش را
به اِسارت بُردند…



#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
😭 2 👍 1
ش
02:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 148.5 KB
#امام_سجاد_شهادت
#دوبیتی

تمام عمر شد با گریه مأنوس
تمام خاطراتش آه و افسوس

چرا فرمود (امان از شام) مردم
امان از شام یعنی داغ ناموس

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
5
ش
12:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_شهادت


چون کنم یاد اسیران حسین
آید از شام بلا یاد مرا
مِحنتم کُشت چو در یاد آمد
مِحنت سیّد سجّاد مرا

چشم من تا سحر از غصّه نخفت
من ندانم چه بدید و چه شنفت
که به دروازۀ ساعات بگفت:
مادرم کاش نمی‌زاد مرا

مادرم کاش نمی‌زاد و نبود
چشم من شاهد این چرخ کبود
که بسی داغ سر داغ فزود
خصم بد کینه ز بیداد مرا

به اسارت من و هشتاد و چهار
سلسله بسته سر ناقه سوار
به سر نی سر هفتاد و دو یار
خبر از فاجعه می‌داد مرا

شامیان جمله به هم پیوستند
از دو سو صف به تماشا بستند
دل بشکستۀ ما را خستند
هست از آن مرحله فریاد مرا

یک‌طرف هَلهلَه‌گر خیل عدو
کِل‌کشان خیل زنان دیگر سو
هست از آن روز هنوزم به گلو
بغض نشکفته و غمباد مرا

چشمِ نامحرم هر پیر و جوان
حرم آل عبا را نگران
همچو شمعی دل من شعله زنان
غیرتم سوخت ز بنیاد مرا

عدّه‌ای بر دل ما چنگ زدند
عدّه‌ای بر سر ما سنگ زدند
عدّه‌ای از طرب آهنگ زدند
شادیِ این دل ناشاد مرا

عدّه‌ای نیز ترحّم کردند
نان و خرما صدقه آوردند
زان تصدّق دل ما آزردند
کی رود این اَلم از یاد مرا؟

آن سر پاک که در ملک وجود
مظهر حُسن خداوندی بود
خرمن زلف چو بر نیزه گشود
بند دل بود که بگشاد مرا

تا از آن مرحله کردیم گذر
دل ویرانه نمودیم مقر
کس ندیده است از آن روز دگر
دل ویران شده آباد مرا

به چمن می‌گذرم، می‌گریم
به قمر می‌نگرم، می‌گریم
اختران می‌شمرم، می‌گریم
کس بجز گریه مبیناد مرا

ای «یتیم» آیت دلداده‌گی‌ام
متبلور بود از ساده‌گی‌ام
زآن چمن سرخط آزادگی‌ام
داده آن سوسن آزاد مرا

#مرتضی_جام‌_آبادی_یتیم

@raziolhossein
1
12:08
#امام_سجاد_شهادت


در تب و تاب تو آتش به دلم شعله‌ور است
خیمه‌ی عمر من از داغ غمت پر شرر است.

بگذارید بگویم، که نگفتیم چه‌قدر
این جهان از غم بسیار شما بی‌خبر است

تیغ‌ها سجده‌کنان نیت قربت کردند،
چیست سجاده‌شان؟ مخمل زخم پدر است

غم تو سوگ  «امام» است و تب غفلت قوم
مثل شمعی شده‌ای از دو سر آتش به سر است*

سنگ‌باران شدی ای کعبه و آتش‌باران
آتش طعن به روی جگرت بیشتر است!

ای کبوتر خبر صبح قریب آوردی
گرچه دیدند که زنجیر بر این بال و پر است

خطبه را تیغ گشودی، پی خیبرشکنی
همه گفتند مگر چاره به جز  «الحذر» است؟

آن علی‌بن‌حسین‌بن‌علی تیغ به کف
این علی‌بن‌حسین‌بن‌علیِ دگر است!

راوی چند سفر عُسر و اسارت؟ هرگز!
چشم تو راوی دعوت به سلام و سحر است.

چشم‌هایت همه‌ی عمر شده لجّه‌ی خون
راوی زخم عمیقی است که روی جگر است.


* شمعی شدم که از دو سر آتش گرفته است (محمدسعیدمیرزایی)

#سید‌مهدی‌حسینی‌رکن‌آبادی

@raziolhossein
👍 2
ش
12:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


ای تکیه گاه مردم بی تکیه گاه حسین
ما را نبوده غیر تو یک جان پناه حسین

تو یک نگاه کردی و من مست آن نگاه
دنیای من عوض شده با آن نگاه حسین

من را به رنگ مشکی پیراهنم ببخش
من را بخر شبیه غلام سیاه حسین

من بی هوای تو نفسم بند می شود
از شهد نام تو شده ام روبه راه حسین

در کوچه های گم شده ی آخرالزمان
با پرچمت شناخته ام راه و چاه حسین

هر روزِ روضه خیر پس انداز کرده ام
یک روزِ بی خیال تو عمرم تباه حسین

خاکم به سر اگر که نمیرم برای تو
من را بیا شهید غم خود بخواه حسین

دست مرا برای همیشه رها مکن
می ترسم از زمانه ی پر اشتباه حسین

#حسن_کردی

@raziolhossein
3
ش
14:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_سجاد_مدح
#امام_سجاد_شهادت


ای که در سلسله سر سلسله‌ی اهل خدایی
شمع این حلقه و سر حلقه‌ی جمع اُسرایی

نه علیلی که دلیلی نه مریضی که طبیبی
نه طبیبی که دوایی نه دوایی که شفایی

تو کریم ابن کریم ابن کریم آیت حقّی
تو علی این حسین ابن علی نور خدایی

پسر مکه و حلّ و حرم و مشعر و میقات
قمر چارم منظومه‌ی والشمس ضُحایی

پسر دختر شاهنشه ایرانی و الحق
که سزاوار ولیعهدی شاه شهدایی

لقبت سید ساجد ، شرف مردم عابد
که به زوّار مشاهد ادب آموز دعایی

زآنچه در  کرب و بلا رفت به ما نیز خبر ده
ای که پروانه‌ی پر سوخته‌ی شمع هُدایی

تو چه دیدی که همه عمر تو با گریه سر آمد
هر کسی دید تو را ، دید که در حال بُکایی

مثل آن شمع که از سوختن‌اش چاره نباشد
همه تن سوخته از داغی زنجیر جفایی

به فدای تن تب‌دار تو ای لاله‌ی زهرا
که دل افروخته‌ی داغ ذبیحاً بِقَفایی

مگر از فاطمه آموخته‌ای خطبه‌ی سوزان
کآتش انداخته در مجلس اِبنُ الطُّلَقایی

به "یتیم" از سر احسان چه شود دست بگیری
تو که گیرنده‌ی دست همه از شاه و گدایی


#مرتضی_جام‌_آبادی
@raziolhossein
2 👍 1
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_سکینه
#شام

نفس چو تیغ دو دم می‌کشید گاهِ غضب
نداشت دست کمی خطبه هایش از زینب

نبود در پی نفرین وگرنه عمر زمین
به سر می‌آمد اگر آه می‌نشاند به لب

رباب بود ربابی کز آفتاب بلا
اگر چه سوخت سرش، پای او نرفت عقب

نرفت معجرش از سر کنار، باری هم
رسد به فاطمه او را درختِ اصل و نسب

زمین توان کشیدن نداشت حجبش را
قدم به زانوی اکبر گذاشت امّ ادب

سکینه آنکه همین در مقام او کافی ست
حسین فاطمه خیرالنساش داده لقب!

کنار زینب کبری علم گرفت به دوش
رود که فتح کند شام را وجب به وجب

سزد برابر نطق فصیح او همه عمر
زبان به کام بگیرند شاعران عرب

ز تیر خطبهٔ او، بعدِ باء بسم الله
به خاک تیره نشستند شامیان همه شب

سپس به تیغ سخن بر یزید وارد شد
چنان علی که بیاید به کشتن مرهب

زبان به عجز گشودند چون درِ خیبر
شکست خورد به نطقش سپاهِ جنگ طلب

به دست نالۀ خود می‌شکست بت‌ها را
ز پا فتاد به پا آنکه کرد بزم طرب

سوال می‌پرسید و سکوت حاکم بود
عزیز فاطمه را کشته‌اید از چه سبب؟

به عمّه گفت بگو چوب خیزران نزنند
که جای بوسهٔ پیغمبرست بر این لب

آهای زادۀ هند! از سرش چه می‌خواهی
تنش بس است که تازانده‌ای بر او مرکب

به نیزه شد سرِ قرآن، قسم به کهف رقیم
تو از معاویه هم بدتری، چه جای عجب

سخن تمام کنم آه از خرابۀ شام
که ماه در طبق آمد به دیدن کوکب

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 1
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

مثل نماز، مثل دعا، صبح و ظهر و شام
ارباب را زدیم صدا صبح و ظهر و شام

ما لطف کرده‌ایم به خود بین روضه‌ها
ارباب لطف کرده به ما صبح و ظهر و شام

روضه به روضه گریه ما فرق می‌کند
چون فرق بین نافله‌ها صبح و ظهر و شام

روزی سه بار از غم تو گریه می‌کنیم
با رخصت از امام رضا،‌ صبح و ظهر و شام

دختر نشست پیش پدر، گریه کرد و گفت
|شلاق می‌زدند به ما صبح و ظهر و شام

یک بار ظهر شمر تو را کشت و با سرت
هر روز می‌کشند مرا صبح و ظهر و شام
 
#مهدی_رحیمی

@raziolhossein
👍 2
13 August 2023
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


ای از ازل گریسته جبریل در غمت
کعبه سیاهپوش عزای محرمت

از بس کشیده آه که افتاده از نفس
بهر لبان خشک تو عیسی ابن مریمت

سردار سربریده ی عشقی و تا ابد
گیسوی اکبر است سر نیزه پرچمت

جز موقعی که گردن ششماهه تیر خورد
چشمی ندیده هیچ کجا گردن خمت

شاهد بر آن بزرگی محنت که داشتی
کافی ست قبر کوچک سقای علقمت

ترسم ز حال فاطمه زان رو نمیکنم
توصیف چنگ قاتل و گیسوی درهمت

دریای لطف بودی و دشمن به کربلا
لب تر نکرد زاب دو دریا به یک نمت

ما گریه میکنیم که زخم تو به شود
فرمودی اشک گریه کنان است مرهمت

چشمی دگر به گریه به من دِه که این جهان
تاریک شد به چشم من از خاک ماتمت

بعد از وفات نیز رثای تو سر دهم
باشد "یتیم" مرثیه خوان دو عالمت


#مرتضی_جام‌_آبادی_یتیم

@raziolhossein
16:40
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت
#شام

از رنج و محنت، کشتند ما را
با هتک حرمت، کشتند ما را

در ازدحامی، قوم حرامی
از روی فرصت کشتند ما را

در آتش و دود، دروازه‌ای بود
ساعت به ساعت، کشتند ما را

هرکس که آمد سنگی به ما زد
باری به نوبت کشتند ما را

سر را نبردند قدری جلوتر
نزد رعیّت، کشتند ما را

دُر بود و می‌ریخت از دیده‌هامان
بهر غنیمت کشتند ما را

شد رستخیزی...آه از کنیزی
ای کوه غیرت! کشتند ما را

مداح ناگاه از خیزران گفت
در بین هیئت کشتند ما را

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
👍 3 1
14 August 2023
ش
09:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
09:53
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
09:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اسارت
#شام

تا کاروانِ غمزده نزدیکِ شام شد
قبل از ورود، شهر پُر اَز اِزدحام شد

قلبِ مُخدّرات پُر از اضطراب شد
تا که شروع، سیلِ نگاهِ حرام شد

بازارِ ناسزا به اسیران چه داغ شد
این گونه بر محمّد و آلش سلام شد

دیگر کسی نماند که زخمی به سَر نداشت
بارانِ سنگ، بس که روانه زِ بام شد

از کوچه ی یهود نشین تا گذر کنند
تاب و قرار زینبِ کبری تمام شد

با گریه نیزه ی سَرِ شَه را گرفت و گفت؛
خاکم به سَر که صُحبتِ بَزمِ عَوام شد

زینب سرش شکست، ولی سربلند ماند
تا پایدار با نفَسَش این قیام شد

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
09:55
#امام_حسین
#اسارت
#شام #نیزه

سرت از روی نی با هر تکانی ساده می افتد
بدون سنگ بازی هم گهی بر جاده می افتد

تمام قافله را بهت خواهد برد وقتی که
نگاه دخترت بر این سر افتاده می افتد

نسیم از بین گیسوی تو رد شد قلب من لرزید
نگاهت کی عزیزم بر من دلداده می افتد؟

صدایت را مفسر با سکوتی تلخ پنهان کن
اگر نه کار لبهایت به طشت و باده می افتد

حواس چشم هایت را به من ده سایه ی چشمم
اگر نه چشم تو بر نیزه ی شهزاده می افتد

#حسن_کردی

@raziolhossein
09:55
#امام_حسین
#اسارت
#شام

سرنیزه ای که قلب مرا بارها شکست
از دختران تو چقدَر دست و پا شکست

دروازه غلغله است، به دادم برس حسین
بین سر و صدا کمرم بی صدا شکست

ما را شناختند ولی خیره می شدند
قلبم زِ چشم طایفه ای آشنا شکست

زخم عمیق روی سرم را نگاه کن
باور نمیکنی که بگویم کجا شکست

من محو پیچ و تاب سرت روی نِی شدم
سنگی به من رسید و سرم بی هوا شکست

یک عده دور محمل ما رقص میکنند
بغض گلوی قافله را خنده ها شکست

نان بین کودکان حرم پخش میکنند
خیرات اهل شهر غرور مرا شکست


@raziolhossein
09:55
#امام_حسین
#اسارت
#شام

گُذرِ روضه از اين مرحله زجر آور بود
شرح اوضاعِ بدِ قافله زجر آور بود

ريسمان بود و گلوهای زِ گُل نازک تر
بيش از آن هُرم تنِ سلسله زجر آور بود

بيش از آتش و خاكستر و سنگ لب بام
پای كوبی و دَف و هلهله زجر آور بود

چند كودک ز روی ناقه زمين افتادند
دردِ افتادن از آن فاصله زجر آور بود

مثل خُشكيدگیِ صورتِ نيلوفرها
اشکِ پاهایِ پُر از آبله زجر آور بود

خارجی خواندنِ اولادِ علی و زهرا
بيش از هر چه در آن غـائِله زجر آور بود

به خُدا بيشتر از بدْ دهنی كردنِ شِمر
ديدنِ قَهقَهه ی حرمله زجر آور بود

گفتم الشّام وَ الشّام وَ الشّام ،از بس
طرزِ توضيح در اين مسئله زجر آور بود

#محمدقاسمي

@raziolhossein
09:55
#امام_حسین
#اسارت
#شام

روی نی گیسوی پریشانش
آسمان را به گریه می انداخت
گریه های سه ساله دختر او
کاروان را به گریه می انداخت

سنگ از روی بام می آمد
سوی اهل امام می آمد
آیه انتقام می آمد*
این و آن را به گریه می انداخت

او علی بود و مثل جدش داشت
خار در چشم و استخوان به گلو
رد زنجیرها به گردن او
استخوان را به گریه می انداخت

شانه های امام می لرزید
تا موذن اقامه سر می داد
آن‌چنان اشک ‌بر زمین‌می ریخت
که جهان را به گریه می انداخت

می پرانید مستی از سر شب
خطبه های منور زینب
لبش اسرار بر ملا می کرد
خیزران را به گریه می انداخت

آه از آن پینه های پیشانی
وای از این شیوه ی مسلمانی
ناله می کرد مرد نصرانی
شامیان را به گریه می انداخت

کربلا سر به سر فقط غم بود
هرچه گفتند از غمش کم بود
روضه ی شام بیشتر اما
نوحه خوان را به گریه می انداخت


*: وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

#ز_احمدی

@raziolhossein
ش
19:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


ميبرم زير لبم نام دل آراي تو را
ديده ام محو خدا صورت زيباي تو را

اكبرم را بگذاريد به ميدان برود
برده تا عرش ملك خاك كف پاي تو را

صبر كن،چند قدم راه برو پيش پدر
تا ببيند پدرت قامت رعناي تو را

دست حق باد به همراه تو نور بصرم
رفتنت كشت در اين معركه باباي تو را

ناله ي يا ابتايت جگرم را سوزاند
به زمين زد چه كسي عرش معلاي تو را

آمدم سوي تو با كنده ي زانو پسرم
ديده ام در همه جا تك تك اعضاي تو را

لخته خون راه گلوي پسرم را بسته
همه جا هستي و پيدا نكنم جاي تو را

عمه ات آمده تا جان ندهم در غم تو
غيرت الله شنيدم ز جگر واي تو را

بردنت تا به حرم چند عبا ميخواهد
داغ تو كشت در اين معركه باباي تو را...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
😭 1
19:49
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


بَر کینه های کُهنه زِ حِیدَر اضافه شد
به بُغض ها زِ فاتحِ خِیبَر اضافه شد

تا گفت عَلی؛ "منم نوه ی مرتضی علی"
دیدم که چِلّه چِلّه به لَشکَر اضافه شد

هَرکس که تیر و نیزه و شمشیر و سنگ داشت
بر حَلقه ی مُحاصِره یِکسَر اضافه شد

هِی تیغ تیغ تیغ! عَجَب جَذر و مَدّی اَست!
هِی زخم زخم زخم به پِیکَر اضافه شد!

وقتی که پَهلویَش هَدفی راه دست شد
بر داغِ او مُصیبَتِ مادَر اضافه شد

یِک نیزه آخَر از بَدَنِ او جُدا نَشُد
عُضوی جَدید بَر تَنِ اَکبَر اضافه شد

جُز هِلهِله به گوش صِدایی نمی رِسید
که ناله های زِینَبِ مُضطَر اضافه شد


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
19:52
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


خیز و شمشیر مرتضی بردار
بزن ای شیر بر دل کفار

زره مصطفی بپوش علی
در رکاب عقاب پا بگذار

نعره ای زن منم علی اکبر
نوهٔ حق، حیدر کرار

هم چو شیری بزن به قلب سپاه
تا بریزی به هم یمین و یسار

ضجهٔ کوفه را در آوردی
ای ابر مرد عرصهٔ پیکار

هر طرف تاب می دهی تیغت
پشته سازی ز کشتهٔ بسیار

تشنگی را بهانه فرمودی
رو نمودی به جانب دلدار

لب نهادی بر آن لبان خشک
گفتی آهسته این سخن با یار

کی محاسن سپید در بندم
دست خود از محاسنت بردار


تا که دل کنده از تو بابا شد
بال های شهادتت وا شد


ناگه از دشت یک صدا آمد
نالهٔ ای پدر بیا آمد

پدر آمد ولی چه آمدنی
چه کسی گفته روی پا آمد

پیرمردی کنار نعش جوان
با سر زانو از قفا آمد

روضه ات گشته شرح موت حسین
وسط هلهله نوا آمد

آن چنان نعره زد علی ولدی
ناله اش بین که تا کجا آمد

دست خود را گرفته روی سر
زینب از سوی خیمه ها آمد

شد حسین زنده با دم زینب
پای معجر میانه تا آمد

با تن ریخته به هم چه کند
نوبت یاری عبا آمد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:54
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


کاش که در باغ اضطراب نیفتد
روی زمین شیشه‌ی گلاب نیفتد

چشم‌‌ ابوالفضل در حرم نگران است
پای علی اکبر از رکاب نیفتد

می‌رود ارباب مثل باز شکاری
شیر حرم از روی عقاب نیفتد

کرده کمین نیزه‌ای به قصد تقرب
نقشه کشیده‌ست از ثواب نیفتد!

آمده شیطان ز صحنه‌ عکس بگیرد
حرمله نزدیک‌ شد ز قاب نیفتد

فاطمه‌ی کربلاست حضرت زینب
آمده تا باز ابو تراب نیفتد

خیمه‌ی لیلا غریق اشک حرم شد
خانه‌ی کس اینچنین در آب نیفتد

گفت که از ما‌ گذشت؛ کاش خدایا
ولوله در خیمه‌‌ی رباب نیفتد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
19:55
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


گویا که نگینِ روی انگشترم افتاد
وقتی به روی خاک، علی اکبرم افتاد

با ضربه‌ی نیزه، وسط معرکه دیدم
از پشت فرس، جلوه‌ی پیغمبرم افتاد

هم میوه‌ی دل بود مرا، هم پر پرواز
هم میوه‌ی دل چیده شد و هم پرم افتاد

دیدم که شده خُرد عصایم سر پیری
در هر قدمی تا بدنش پیکرم افتاد

بر صورت خونیِ علی بر سر زانو
با حالت حیرت زده، چشم ترم افتاد

آن قدر که با کینه بر او تیغ کشیدند
هر گوشه‌ای از دشت، گل پرپرم افتاد

شد گریه‌ی من باعث خندیدن دشمن
عمامه، کنار بدنش از سرم افتاد

دلشوره‌ی جان دادنم از خس خس اکبر
بر سینه‌ی پر عاطفه‌ی خواهرم افتاد

در خیمه بنی فاطمه با گریه به لیلا
گفتند که پیغمبر اهل حرم افتاد

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
19:56
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


از دیده تا رفتی و ناپِیدا شُدی تو...
در لابِلای جَمعیَّت تَنها شُدی تو...

...یک نِیزه اَوَّل بی هَوا روی سَرَت خورد
چون لَحظه های آخَرِ مولا شُدی تو

جاری به چَشمانِ عُقابَت گَشت خونَت
راهی به قَلبِ لَشکَرِ اَعدا شُدی تو

یک کوچه وا کردند مانندِ مَدینه
تا خوب زیرِ دستِ آنها جا شُدی تو

دَردَست هَرکَس داشت هَرچه، بَر تَنَت زَد
زَخمی و صَد تِکِّه دَر آن بَلوا شُدی تو

با سینه ی زَخمی و پَهلوی شِکَسته
خیلی شَبیهِ مادَرَم زَهرا شُدی تو

روی زَمین هَرجا که دیدَم، پِیکَرَت بود
پیشِ نِگاهم پَخش دَر صَحرا شُدی تو

چَسبیده رویِ خاک هَر عُضوِ تو اَکبَر
مِثلِ گُلی اُفتاده زیرِ پا شُدی تو


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
20:02
#حضرت_علی_اکبر_شهادت
#محاوره


برای روضه‌ی اکبر، بیار امشب دل زارو
باید حتماً پدر باشی، بفهمی حال آقارو

نخ تسبیح و بازش کن‌، میون‌ِ جمعیت بنداز
صدا کن پیرمردی رو، بگو جمعش کن اینارو

نمی‌شه جمع و جورش کرد، تنی که ارباً اربا شه
باید سرهم‌ کنیش آروم‌، بذاری پیش سر، پارو!

شکاف پهلوشو تا دید، به یاد میخ در اُفتاد
حسین بالاسرِ اکبر، دوباره دید زهرارو

پاشو تا معجرم باشه، نذار موهام پریشون شه
داره زینب با این حرفا، به هم می‌ریزه دنیارو

جوونای بنی‌هاشم، کمک‌کارِ حسین بودن
چجوری یه جَوون مُرده، بگرده کل صحرارو؟!

یکی روی عبا می‌رفت، یکی زیر عبا می‌رفت
پسر تشییع شد حالا، ببین تشییع بابارو

تمام صورتش زخمه، تمام صورتش کنده‌ست
یکی پاشه توی خیمه، بگیره دست لیلارو

#سیدپوریا_هاشمی


@raziolhossein
20:04
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


نجف به مضجع پاک تو باسلام رسیده
به پایبوسی تو مسجد الحرام رسیده

عجب نباشد اگر عرش هم زده زانو
چنین به حائر قدسی تو امام رسیده

بلند مرتبه شد هر که بر تو اشکی ریخت
بلند گریه نموده به این مقام رسیده

کسی کنار تنت داد می کشد که خودش
به داد مردم عالم عَلَی الدوام رسیده

تن تو بند دل زینب است، پاره شده
پس از تو جان به لب شاه تشنه کام رسیده

تنت شبیه اذان پخش شد، جگر گوشه!
اذان تو سر نیزه به شهر شام رسیده

کنار پیکر تو زینب آمده اما
شمیم حضرت صدیقه بر مشام رسیده

بگو که تیزی مِقراض یا نوک مسمار
بگو به پهلوی زخمیِ تو کدام رسیده

چقدر دشنه تشنه! چقدر زخم عمیق!
صدای هلهله ها هم به بار عام رسیده

برای بردن جسم تو ده نفر کم بود
عبای مصطفوی نیز از خیام رسیده


#محسن_حنیفی

@raziolhossein
👍 3 😭 1
20:06
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


شیشه ی عمر پدر خُرد شدی در نظرم
سر پیری چه بلایی‌ست که آمد به سرم

خواستم پر بکشم سمت تو..،خوردم به زمین
طرزِ درهم شدنت چیده همه بال و پرم

لخته‌خون! خواهشاً از حنجره اش دست بکش
تا اگر شد فقط این بار بگوید:پدرم

شمر با هر ولدی‌گفتنِ من می خندد
پسرم ای پسرم ای پسرم ای پسرم

تا به حالا نشده پیش پدر پا نشوی
حیف باشد دم آخر نکنی مفتخرم

نیزه مسمار شد و چنگ به پهلویِ تو زد
داغ زهراییِ تو شعله زده بر جگرم

تیغ‌ها! از بدنِ ریخته پا بردارید
بگذارید که از معرکه او را ببرم

می شمارم همه اعضای تو را..،باز کَم است
تکّه ای از تو کجا مانده؟!..،خودم بی خبرم

آنقَدَر بند به بند بدنت وا شده است
می شود در دل قنداقه تو را بُرد حرم

کار تشییع تو یک روز زمان خواهد بُرد
همه از خیمه بیایید که من یک نفرم

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 3
ش
22:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین
#اسارت
#شام #مجلس_یزید


بفرمایید روضه، آدرس: دروازه ی ساعات
بعد از کوچه ی تنگِ یهودی ها
تَهِ بازارِ شامِ سابق و امروز بازارِ حمیدیّه
گرفته مجلسی ارباب در کاخ یزیدیّه

بفرمایید روضه با حضور قاتلان،شمر و سنان و حرمله امشب
بفرمایید روضه با حضور ذاکران
این بار چوب خیزران با لب...

بفرمایید روضه ،شام،بعدش هم به صرف شام

بفرمایید روضه شامیان،بعد از نماز مغرب و عشاء
بفرمائید روضه شامیان
با خطبه خوانی هایِ زین العابدین و زینب کبری

ندیدم مجلسی کامل تر از این مجلس روضه
نه بی خود نیست اربابم در آورده سر از این مجلس روضه

که در آن قاسم و عباس و اکبر بر روی نیزه،میان دارند
و در هر گوشه ی مجلس
شبیه عمّه ی سادات و طفلان،کربلایی های بسیارند

به نوبت راویان،شمر و سنان و حرمله از کربلا گفتند
تمام قصّه را از ابتدا تا انتها گفتند
ولی هر یک جدا از روضه ی سرهای از پیکر جدا گفتند

سپس بر منبرِ تشت طلایی
آن لب کرب و بلایی

آیه ای از کهف را آن شب تلاوت کرد
تمام نکته ها را مو به مو در خواندن آیه رعایت کرد

حسین بن علی لب وا نکرده،ناگهان مجلس دگرگون شد
از این سو چشمِ زین العابدین
از آن طرف، زینب دلش خون شد

پس از لب خیزران برخواست آهسته
ولی با شدّت از دست یزید افتاد
رقیّه دید بالا رفت چوب خیزران،
امّا خدا را شکر بر صورت ندید افتاد

همین که خیزران، این ذاکر معروف بالا
صدای جمع از این روضه ی مکشوف بالا رفت

زمینه ، نوبت جُندَب شد و
از داستان بوسه ی سرخ پیمبر خواند
زمینه ، نوبت جُندَب شد و
او هم دوباره روضه را از قسمت ِ سر خواند

ولیکن ، واحدِ سنگین آن مداح رومی ، چیزِ دیگر شد
خدا خیرش دهد او خواند و حال عمّه ی سادات بهتر شد

بکوب ای سینه زن در واحد شلاقیِ امشب
تو می کوبی به سینه ظاهرا،
امّا فقط شلاق ها را می خورد زینب

برای لطمه ی آخر ، فضا جور است در مجلس
سر زینب سلامت ، نوبت شوراست در مجلس

به شدّت خطبه خواندن های زینب،
شور می بخشد به این مجلس
خصوصاً موقعِ طرز ادای اسمِ ارباب جهان،
از بس حسین بن علی را می کشد با حس

دل سنگ آب می گردد
رقیّه بیشتر بی تاب می گردد
دل سنگ آب می گردد

دل سنگ آب شد امّا،
دل آب فرات آن روز ، سنگ و سنگ تر می شد
سَرِ ظهر عطش از شدت گرما و تیر و نیزه ها،
خون در رگ خون خدا پُر رنگ تر می شد

دل سنگ آب شد روزی ، دل سنگ آب می گردد،
دل سنگ آب خواهد گشت
زمان دیروز یا امروز یا فردا برای کربلا
بی تاب خواهد گشت

شما حالا بفرمایید روضه ، اهل بیت امّا به زور تازیانه ، راهیِ مجلس شدند آن شب
شما حالا بفرمایید روضه ، بچّه ها ، از بس که تازیانه خوردند از عدو، بی حس شدند آن شب

بفرمایید روضه ، روضه ی ناگفتنی در مجلس از آغاز بسیار است
از این بسیار ها تنها ، یکیّ اش این که زین العابدین بسیار بیمار است
یکی دیگر از این بسیار ها این که ، کمان حرمله ، بسیار در چشم همه مشغول ِآزار است

بفرمایید روضه تا که شام زینب کبری سحر گردد
بفرمایید روضه تا مگر تعدادمان
از دعوتی های یزید بی مروّت بیشتر گردد
بفرمایید روضه تا که بازوهایمان امشب برای بچّه ها در وقت تازیانه مانند سپر گردد

بفرمایید روضه ، آدرس دروازه ی ساعات
بفرمایید روضه بچه ها ، تنها برای شادیه قلب حسین و عمّه ی سادات

#مهدی_رحیمی_زمستان


@raziolhossein
22:33
#امام_حسین
#اسارت
#شام

به روی نیزه دلواپس؛ میایی پا به پایِ من
فدایِ چشم های تو! نکن گریه برایِ من

برای اولین بار است بی تو میروم جایی
اگر منزل به منزل میشود غم آشنایِ من

نشسته بر دلم داغت، شده از آهِ پی در پی؛
شبیه خیمه های سوخته، حال و هوایِ من

به دستِ ساربان هر لحظه می بینم عقیقت را

همان که بارها با آن اجابت شد دعایِ من
نمی گوید کسی در قافله پیش ِ رباب از آب
ولیکن حرمله(لع) لاجرعه می نوشد! خدایِ من...

دلم خون است امّا خنجرش را شمر(لع) آورده
تمام ِ راه را با خنده، پیش چشم هایِ من

سپر بودم برای او، زمین خوردم! به جبرانش...
رقیه(س) آمد و با گریه فوراً شد عصایِ من

بیا دورم کن از اینجا، میان خیلِ نامحرم؛
سرِ بازار، در أنظار، هرگز نیست جایِ من

دعایم کن! بلایای جدیدی پیش ِ رو دارم
دعایم کن که این «شام»است؛ اصلِ کربلایِ من!

#م_عاطفی

@raziolhossein
22:33
#امام_حسین
#اسارت
#شام #مجلس_یزید


شام خاکت به سر،ای کاش که گردی تو خراب
ده نفر را همه بستی به سر و دست طناب
فاطمه چشم تو روشن،وسط بزم شراب
خنده کردند به لیلا و عروس تو رباب
جای دارد که بمیرد ز همین غم آدم
که بوَد گرد نوامیس خدا نامحرم

چشم ها از همه سو،تا که به زنها افتاد
زین محن ولوله در عرش معلی افتاد
بین آن بزم دگر، زینب کبرا افتاد
مادرش فاطمه در پای سر از پا افتاد
تا به لبهای حسین چوب به شدت می خورد
دستها رفته به بالا و به صورت می خورد

خواهرش دید و صدا زد که حرامی زاده
بزن آهسته،نبی بوسه بر این لب داده
بزن آهسته که آن سوی علی استاده
بزن آهسته،سکینه به زمین افتاده
به لب خشک حسین خنجر تیزی می زد
وای من سرخ مویی حرف کنیزی می زد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein1
22:35
#امام_حسین
#اسارت
#شام

بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی
در حال انتقامند آن هم چه انتقامی

بغض گلو گرفته فریاد داد و بیداد
یک قافله سکوت و غوغای بی کلامی

اطرافمان به شادی سرگرم رفت و آمد
دلشادمان نکردند...حتی به یک سلامی

از کوچه هاو بازار در بین چشم انظار
ما را عبور دادند این مردم حرامی

دلخسته از اسارت مجروح از جسارت
من اینچنینم و تو زخمی سنگ بامی

من کشته ی نگاه یک مشت لا ابالی
تو کشته ی مرام یک مشت بی مرامی

پا تا سرم کبودی ؛ دور و برم یهودی
در بین ازدحامم آن هم چه ازدحامی

کنج تنور و نیزه روی درخت و در طشت
یا سنگ خورده یا چوب بر آن لب گرامی

با اینکه من صبورم خورده ترک غرورم
لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی

لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی
لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
22:35
#حضرت_زینب_اسارت
#شام #اسارت


ای ماه سرخ نیزه ها،سالار زینب
قرآن بخوان ای کعبه ی سیار زینب

ابروی تو از سنگ باران در امان نیست
شیب الخضیبی همچنان دلدار زینب

تا چشم در چشمت شدم تو چشم بستی
از شرم حال کوچه و بازار زینب

این روزها دور و برم پر از حرامی ست

دیدی کجا افتاده آخر کار زینب
من رمیِ شیطان می کنم با دست بسته

تکرار زهرا می شود پیکار زینب
شرط مواسات است اینجا سرشکستن

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
22:35
#اسارت #شام


دورشان هلهله بود و خودشان غرق سکوت
«ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت»

شام ای شام! چه کردی که شد انگشت‌نما
کاروانی که فقط دیده جلال و جبروت

نیزه‌ای رفته به قد قامت سرها برسد
دست‌ها بسته به زنجیر ولی گرم قنوت

شهرِ رسوا، به تماشای زنان آمده است
آه! یک مرد ندیده‌ست به خود این برهوت؟!

«آسمان بار امانت نتوانست کشید»
کاش باران برسد، یَومَ وُلِد، یَومَ یَمُوت...

#زهرا_بشری_موحد

@raziolhossein
22:35
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام

میان شام می آید سری پشت سری دیگر
به زنجیر آمده همراه سر ها لشکری دیگر

گذشته کاروان تا از شلوغی های این کوچه
رسیده باز هم در ازدحام مَعبری دیگر

عقیله خاک را تا می تکاند از تن طفلی
به روی خاک می افتد دوباره دختری دیگر

به غیر از آستین ناموس حق در بین این مردم
ندارد خاک عالم بر سر من معجری دیگر

به یاد خاتم بابا سکینه با خودش میگفت:
ندارد ساربان ما مگر انگشتری دیگر

میان سنگ باران ها به جز آغوش عمه نیست
برای دختران داغ دیده سنگری دیگر

ندارد زجر جز زجر سه ساله در غل و زنجیر
میان کوچه ها تفریح از این بهتری دیگر

شبیه مرتضی ، زینب به روی ناقه ی عریان
دوباره خطبه میخواند ولی بر منبری دیگر

سر دشمن به زیر افتاد با تیغ کلام او
میان شام زینب کرده فتح خیبری دیگر

نوشته در دل تاریخ تا روز قیامت هم
نمی آید به قرآن مثل زینب خواهری دیگر

#محمد_داوری

@raziolhossein
22:35
#اسارت #شام


پشتِ دروازه غرق ابهام است
ازدحامی عجیب در شام است

کاروان را مُعطّلش کردند
این چه جور احترام و اکرام است

به کدامین بیان کنم تشریح
فخرِ عالم به شام، گمنام است

سَبِّ حیدر ز بس شده مرسوم
همۀ شهر پُر ز دشنام است

جای گُل، بر سر و روی زینب
بارشِ سنگ و آتش از بام است

بهرِ تهمت زدن به آل علی
پیرِزن هم به عرضِ اندام است

اصلاً انگار این ولایتِ کفر
بی خبر از ظهور اسلام است

شامیان را حیا و عفت نیست
آل عصمت به شام بَد نام است!

بر یتیم و اسیر بَد اَخمند
از صغیر و کبیر بی رحمند


کاروان شد به پیشِ منظرها
همه دیدند پاره معجرها

آستین های پارۀ زنها
شد حجابی برای دخترها

دور از چشم حضرت عباس
ریختند آبروی خواهرها

میهمانان خارج حتی
همه دیدند بغضِ کوثرها


سرِ شب تا سحر حرامی ها
سنگ میریختند بر سرها

این مصیبات را همان بهتر
که ندیدند چشمِ مادرها

حرف بَد میزدند نامردان
پیش چشم و سر برادرها

گریۀ آسمان درآمده بود
داشت میریخت اشکِ اخترها

هر طرف غرق در فسادی بود
پایکوبی و رقص و شادی بود


وای بر شامیانِ لاکردار
بدتر از کوفیانِ بَدرفتار

اهل بیتِ حسین را بردند
از محلِ یهود تا بازار

رأسها با کجاوه ها نزدیک
تا ببینند مردمِ بَدکار

از غرورِ شکستۀ زینب
تارسیدن به کاخِ استکبار

نان و خرما تعارفش کردند
صدقه دادنِ حقارت بار

نازسزا گفتنِ حرامیِ پست
گریۀ طفل و خندۀ حضّار

ریسمان ها به دستِ اهل حرم
کعبِ نی ها به پنجۀ کفار

همه اینها به یک طرف اما
وای از چشم های پُر آزار

اُسرا را به شهر گرداندند
شهدا را چه سخت گریاندند

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
15 August 2023
ش
14:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب‌_اسارت
#اسارت #شام

کاروان در شام آمد، شب رسید
نوبتِ ذکرِ غمِ زینب رسید

السّلام! ای آیۀ صبر جمیل!
السّلام! ای گوهر پاک و اصیل!

السّلام! ای از جهان، یکتا شده!
در حیا، آیینۀ زهرا شده!

السّلام! ای عشقِ علم‌آموخته!
السّلام! ای شوقِ حلم‌آموخته!

السّلام! ای اسوۀ عشق غیور!
السّلام! ای سورۀ نور! ای صبور!

روی در ویرانه‌های شام کن
کودکانِ گریه را آرام کن

آسمان، سر در گریبان ‌آمده
نوبت شام غریبان آمده

ای همه عالم، یتیم دامنت!
لرزه‌افکن، شامیان را شیونت!

گر نبودی، کربلا زیبا نبود
هیچ‌ کس، تفسیر عاشورا نبود

#محمدسعید_میرزایی

@raziolhossein
14:32
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #دوبیتی

این ابر بهار است؟نه!چشمِ ترِ اوست
این سوخته چیست ای خدا معجرِ اوست؟

یک عمر ندیده سایه اش را احدی
حالا فقط آفتاب سقف سرِ اوست

#س_کرمانی

@raziolhossein
14:32
#اسارت
#شام


خون شد دلم ز حسرت خونین دلان چند
دارم نهان به این دل بر خون فغان چند

اه از دمی که آل علی را اسیر وار
بردند سوی شام به خواری خسانِ چند

بر ناقه هر اسیر گشودی چو دیده را
دیدی سرانِ چند به نوک سنان چند

افتادشان گذار به دیری که اندر ان
بودند زاهل ملت عیسی، کسانِ چند

آن دم به پیرِ دیر سپردند ظالمان
آن شب سر امامِ اُمم با سرانِ چند

راهب سر امام به یک خانه ای گذاشت
آمد برون ز خانه و بعد از زمان چند

زآن خانه آه و ناله و شور و فغان شنید
چون بنگریست دید که انجا زنانِ چند

افغان کنان و موی پریشان نشسته اند
یک جا به ناله همنفس و همزبان چند

یک زن از آن میانه کشیدی به حال زار
از دل فغانِ چند ز سوز نهان چند

گفتی بناله کای شه خوبان بگو به من
این بَد که با تو کرد؟ بگفتا بَدانِ چند

گفتا ز حالت حرمت ده خبر مرا
گفتا مپرس حالت بی‌خانمان چند

گفتا چه کرد خواهر تو زینب فکار
گفتا که پیر گشت ز داغ جوان چند

راهب ز هوش رفت و بهوش آمد و ندید
دیگر اثر به خانه از ان نوحه خوان چند

آمد به بیش آن سر و با اه و ناله گفت
کای بر در تو خیل ملک خادمان چند

هستی اگر نه عیسی مریم بگو که ای؟
من دیده ام ز معجزه ات فضل و شان چند

کاندر صحف به شان مسیحا ندیده ام
بر گو که بوده اند همان بانوان چند

بگشود لب چو غنچه سرِ شاه تشنه لب
کرد از برای راهب ترسا بیان چند

گفتا که سبط احمد مرسل منم حسین
باشد مرا ز دست ستم داستان چند

امت به روی طاعت من پشتِ پا زدند
گشتند شیرگیر به من روبَهانِ چند

در راه دوست تشنه لب از راه دشمنی
کشتند دوستان مرا دشمنان چند

بهر یزدید از سر من هدیه می‌برند
از کوفه سویِ شام، کنون کوفیانِ چند

در پای دین نموده ام این راه طی ز سر
بودم همیشه پیشرو کاروان چند

اینجا پی زیارت من امشب آمدند
با مادرم ز خلد برین حوریان چند

امشب بُرون دیر تو منزل گرفته اند
فرزند ناتوان من و ناتوان چند

چون راهب این شنید مسلمان شد از یقین
اورد پیش زین العباد ارمغان چند

دیوانه وار روی به ویرانه ها نهاد
در ناله گشت همنفس وحشیان چند

دیوانه‌سان به قیدِ غمش عقل کن رها
گر عاقلی به صورت دیوانگان درآ


#فدایی_مازندرانی

@raziolhossein
14:32
#حضرت_سکینه
#اسارت #شام


نفس چو تیغ دو دم میکشید گاهِ غضب
نداشت دست کمی خطبه هایش از زینب

نبود در پی نفرین وگرنه عمر زمین
به سر میامد اگر آه می‌نشاند به لب

رباب بود ربابی کز آفتاب بلا
اگر چه سوخت سرش، پای او نرفت عقب

نرفت معجرش از سر کنار، باری هم
رسد به فاطمه او را درختِ اصل و نسب

زمین توان کشیدن نداشت حجبش را
قدم به زانوی اکبر گذاشت امّ ادب

سکینه آنکه همین در مقام او کافی ست
حسین فاطمه خیرالنساش داده لقب!

کنار زینب کبری علم گرفت به دوش
رود که فتح کند شام را وجب به وجب

سزد برابر نطق فصیح او همه عمر
زبان به کام بگیرند شاعران عرب

ز تیر خطبه ی او، بعدِ باء بسم الله
به خاک تیره نشستند شامیان چون شب

سپس به تیغ سخن بر یزید وارد شد
چنان علی که بیاید به کشتن مرهب

زبان به عجز گشودند چون درِ خیبر
شکست خورد به نطقش سپاهِ جنگ طلب

به دست ناله خود میشکست بت ها را
ز پا فتاد به پا آنکه کرد بزم طرب

سوال می‌پرسید و سکوت حاکم بود
عزیز فاطمه را کشته اید از چه سبب

به عمه گفت بگو چوب خیزران نزنند
که جای بوسه پیغمبر ست بر این لب

آهای زاده ی هند از سرش چه می‌خواهی
تنش بس است که تازانده ای بر او مرکب

به نیزه شد سرِ قرآن، قسم به کهف رقیم
تو از معاویه هم بدتری، چه جای عجب

سخن تمام کنم آه از خرابه شام
که ماه در طبق آمد به دیدن کوکب

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
ش
23:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اسارت #شام
#مجلس_یزید


یک طرف چندین اسیرِ خسته بین سلسله
یک طرف جشن و میان دف نوازی هلهله

یک طرف شهری چراغان پایکوبان در سماع
یک طرف پاهای زخمی و سراسر آبله

بر سرِ آل علی از بام ها میریخت سنگ
آه از دروازهٔ ساعات و آهِ قافله

بوسه ها میزد به دستِ حرمله پیش رباب
آنکه با خنده به او میداد پشتِ هم صله

سرزمین شام از شرم و خجالت آب شد
گوشهٔ ویرانه زینب خواند تا که نافله

اشک هایش بیصدا میریخت روی معجرش
داشت از نیرنگ و مکرِ نامسلمانان گله

پیر کرد او را جسارت های در بزم شراب
خیزران انداخت بین چند دندان فاصله

با تبسم جابجا میکرد بی غیرت یزید
مهرهٔ شطرنج را با قهقه؛ با حوصله*

خطبهٔ زینب(س) زبان دشمنان را لال کرد
ذوالفقارِ در کلامش بود ختم قائله!

*در برخی از منابع روایی آمده که وقتی سر امام حسین علیه السلام را نزد یزید لعنت الله علیه بردند، او در حال خوردن شراب و مشغول بازی شطرنج بوده است:
شیخ صدوق،عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۲۲
شیخ صدوق،من لا یحضره الفقیه،

#م_عاطفی

@raziolhossein
1 😭 1
23:32
#اسارت
#شام


از تیرگی شام دل آسمان گرفت
وقت ورود شد، نفس کاروان گرفت

ذریه ی بتول اسیران سلسله
باران سنگ بر سرشان ناگهان گرفت

راسی که بود بر سر نیزه نشان عشق
پیرزن یهودیه اورا نشان گرفت

راهی نبود از در دروازه تا به کاخ
از صبح تا غروب ولیکن زمان گرفت

اشک سر بریده درآمد که خواهرش
جا در میان مجلس نامحرمان گرفت

ای دختر علی چقدر داغ دیده ای
این روزگار از تو چه سخت امتحان گرفت


#محمدجواد_مطیع_ها

@raziolhossein
23:32
#اسارت
#شام


این اسارته داداش یا قتلگاه
نیمی از قافله جون داده تو راه
ای پناه عالمین نگاهی کن
بی پناهیم بی پناهیم بی پناه


بعد از اون رنجی که تو راه کشیدیم
بعد از اون همه جسارت که دیدیم
حالا باید همه آماده بشیم
دم دروازه ساعات رسیدیم

دستامون بسته شده کنار هم
یه طرف طناب به بازوی منه
یه طرف به گردنه زین العباد
سر سلسله به دست دشمنه

پریشون وارد شهر شام شدیم
از رو نیزه احوال ما رو ببین
تازیونه می زنن که راه بریم
راه بریم بچه ها میخورن زمین


دستی که برای ما حجاب میشد
حالا بسته است تو بگو چی کار کنیم
میون نامحرما گیر افتادیم
کاش می شد از این قفس فرار کنیم

باورم نمیشه نامسلمونا
مارو خارجی داداش صدا کنن
اگه میتونی یه کم قرآن بخون
تا مارو کمتر اینا نگا کنن

اینا سنگم میزنن ولی داداش
میسوزه دلم برای بچه هات
تا میشد پناهشون شدم ولی
حالا هی با گریه میزنن صدات

خیلی سخته گذر از این مرحله
کاش فقط سنگ میزدن به قافله
بارون آتیش و ما چی کار کنیم
دستامون بسته شده با سلسله

بعد از اون کوچه های آتیش و سنگ
که تن ما پره از کبودیه
سخت ترین مسیر ما تو این دیار
رد شدن از کوچه یهودیه


@raziolhossein
23:32
#اسارت
#شام


چرخ با آل پیمبر، طرح دیگر ریخته
جای شکّر زهر در کام پیمبر ریخته

تشنگانِ خونِ اولاد علی را جای آب
خونِ حلقِ تشنه کامان،می به ساغر ریخته

کشتی بحرِ امامت در زمین کربلا
غرق گرداب شهادت گشته، لنگر ریخته

شمر، آب نامسلمانی به تیغِ کفر داد
خنجر از غیرت، شه دین را به حنجر ریخته

نی، مگو آبش ندادی شمر، داد اما چه داد؟
آتشی اندر گلویش ز آبِ خنجر ریخته

بر تن از تیغ و سنانش آنقدر زخمی رسید
کآسمان گفتی به جسمش، چشم اختر ریخته

برق پیما ذوالجناحش، چون بُراق آورد پَر
پیشِ او رفرف ز خجلت، فرّ شهپر ریخته

چون صدف، عُدوان دَریدی، گوشِ گوهر، بهرِ دُرّ
چشــــمِ دریـــا بارِ زینـــب، دُرّ به گــوهـــر ریخته

قتلِ سـبطِ مصـطفی را، آل مــروان عید ساخت
بر اســـیران، شـــام، طـــرحِ صـبحِ محشر ریخته

مِــی به مـینا، خـــون به دل، آل زنــا، آل رســول
ایـــن به شِـــکّر زهـــر و آن در کام، شِــکّر ریخـته

هندویی را زادهٔ هنده، شعارِ خویش ساخت
او پیمبرزادگان را، دل در آذر ریخته

مِجـــمَری از چـشـــمِ نامحـــرم، به بَـــزم افروخته
و آن اســـیران را، سِـــپندآســـا، به مِجــمَر ریخـته

زآن همه تیر نظر، مرغان دام افتاده را
بال و پر، بال از جفا بست و ز تن، پر ریخته

چُــون تـوان گفتن که بر سَــرشان نبودی معجَری؟
بــر ســـر هــر چـــهره‌ای، از مـــوی‌ مَعجـــر ریخته

بر حسین آن بود، لب شوید یزید از سلسبیل
رخ ز حیدر شُست و می، در جام کوثر ریخته

خواست تا آبی دهد، آن تشنه لب را، باده خواست
صـاف را خود خورد و دُردَش را، بر آن سر ریخته

او ثمر زان خشک لب می‌خواست، با چوب ستم
عابدین اندر عوض از دیدهٔ تر ریخته

آن به چوب خیزران، از غنچه، دُرّ ناب ریخت
وین ز نرگس بر گلش، یاقوت احمر ریخته

ای عجب کز دیده غافل، بحر دارد در کنار
زین مصیبت، خامه اش آتش به دفتر ریخته


#غافل_مازندرانی

@raziolhossein
23:32
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات

به هر کسی ندهند این جنون که در سر ماست
"حسین" در همه عالم یگانه دلبر ماست

غلام زاده ی این خانوده ایم همه
"گدای خانه ی عباس" نام دیگر ماست

برادری به نسب نیست _در مسیر جنون
کسی که دم زده از کربلا برادر ماست

خدا کند دم آخر حسین سر برسد
سلام بر لب عطشان سلام آخر ماست

شفاعت تو که جای خودش_یقین دارم
که گاه پیر غلامت شفیع محشر ماست


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 1
16 August 2023
ش
04:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح
#حضرت_اباالفضل_شهادت


زبانزد همه خوبان عالمی عباس
اگر غلط نکنم اسم اعظمی عباس

برای شاه شهیدان تو کاشف الکربی
که مانع محن و رافع غمی عباس

سرت گرفته به زانو به کربلا زهرا
که پیش او تو یکی بس مکرمی عباس

نظر به صورت ناموس کبریا کردی
قسم به عصمت زهرا که محرمی عباس

به رتبه ی تو شهیدان تمام غبطه خورند
چرا که تاج شهیدان عالمی عباس

کسی ندید برای حسین پشت و پناه
که از تو شیر خدا ساخت ضیغمی عباس

اگر هلال محرم به نیمه کامل شد
تو ماه کامل ماه محرمی عباس

اگر که مرده بود زنده میشود بی شک
نفس به صورت هر کس که میدمی عباس

تمام اهل حرم چشم شان به دست تو بود
که ساقی همه از نهر علقمی عباس

عجیب نیست امید حرم شدی زیرا
تو قرص ماه در آن روز مظلمی عباس

به زیر آنهمه باری که روی دوش تو بود
به ابروان تو نیاورده ای خمی عباس

ایا منادی انی احامی عن دینی
که در رکاب امامت مصممی عباس

خدا قلم کند آن دست بی مروت را
که زد به دست تو شمشیر محکمی عباس

به روضه ی شهدا بعد سیدالشهدا
تو در مقام مصیبت مقدمی عباس

نگفته بود که پشتم شکست اما گفت
حسین دید چو بی دست و پرچمی عباس

همینکه رفت و حرم بی تو شاه دین برگشت
نشست بر دل زینب چه ماتمی عباس

از آنچه بر سرت آمد خدا خبر دارد
که در مقام مصیبت تو اعظمی عباس

ز قبر کوچک تو با کسی نگفت حسین
هنوز راز مگوی محرمی عباس

خدا به نام تو کم عزتی نبخشیده است
چه میشود که ببخشی به ما کمی عباس

"یتیم" هر چه سرود از تو کم سروده هنوز
که در تمام فضائل مسلمی عباس

ازین دو چشم که دارم چه طرف بربندم
که من بمردم و رویت ندیدمی عباس


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
1
04:30
#حضرت_اباالفضل_شهادت


اى كه خاك قدمت سرمهٔ چشم تر من
كن قدم رنجه بيا پاى بنه بر سر من

خانه زاد توأم اى سرور اقليم وجود
افتخار است بگويى تو اگر نوكر من

پدرت از نجف آمد، تو هم از خيمه بيا
كن خلاص از غم حسرت دل غم‌پرور من

حسرتم بود، نبود، امّ بنينم به كنار
مادرت فاطمه آمد عوض مادر من

دستم‌افتادونگون‌گشت علم‌غرقه به‌خون
واژگون گشت ز مركب چو علم پيكر من

اى پناه همه مظلوم ز پا افتاده
وقت آن است كه دستى بكشى بر سر من

دستگير همه وامانده! بيا دستم گير
از ره لطف، فشان آب بر اين آذر من

نگران توأم اى شاه! كه جان بسپارم
خنجر قاتل دون آمده بر حنجر من

شاهبازت به كف كركس دون افتاده
دست تقدير بر افكنده ز تن شهپر من

مى‌نمودم به سوى خرگه سلطان پرواز
كوفيان گر ز ره كينه بكندی پر من

به جز از ديدن وجه الله باقى رويت
آرزوى دگرى نى به دل مضطر من

نام تو در لب و، بر خاك همى مالم رخ
مى‌نويسد به زمين نام تو چشم تر من

دادن دست به عشقت چه لياقت دارد
اى به قربان تو بشكسته سر اى سرور من

من"حسينى"نسبم، چشم به دست كرمت
خالى از قول اباطيل رود دفتر من

#سیدرضا_حسینی

@raziolhossein
👍 2 1
04:32
#حضرت_اباالفضل_شهادت


به پیکرش نه فقط تیر،بال و پر شده بود
حسین از غم او دست بر کمر شده بود

همین‌‌که گفت اخا خیمه را عزا برداشت
نگاه ها نه فقط مات بلکه تر شده بود

لب ترک ترکش متن روضه‌ی باز است
که مشک‌پاره از این داغ نوحه‌گرشده بود

رشید بودن او کار دست زینب داد
نگاه نافذش از چشم ها نظر شده بود

هر آن‌که بود کشید و بُرید و زخمی کرد
قد بلند اباالفضل... مختصر شده بود

دوباره فاصله ی لشکر و حرم کم شد
شکاف بین دو ابروش بیشتر شده بود

گرفت بین دو زانو که تیر را بکشد
اگرچه زخم سه شعبه عمیق‌تر شده بود

کمی ز ساقه‌ی تیر سه شعبه بیرون بود
کشیدنش چقدر سخت و دردسر شده بود

زمین که خورد صدا کرد استخوان سرش
پس از عمود و کمان نوبت تبر شده بود

چه طعنه‌ها به‌من این‌ مردمان پست زدند
کنار دست بریده ، چه‌قدر دست زدند


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
1 😭 1
04:33
#حضرت_اباالفضل_شهادت
#رباعی

اي آب بقا اشک روانت عباس
اي نور خدا در دل و جانت عباس

يک چشم تو بر آب و يکي سوي حرم
قربان دو چشم نگرانت عباس

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
ش
08:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام


آقا اسیر عشق تو بی بال و پر نیست
در راه عشق و عاشقی اصلا ضرر نیست

اینجا دم دروازه ی قوم یهود است
یعنی مسلمانی در این کوی و گذر نیست

مشغول رقص و هلهله، کف می زنند و
اینجا کسی گریان و با چشمان تر نیست

پیرزنی با سنگ بر پیشانی ات زد
نفرین به او، نفرین زینب بی اثر نیست

با ضربه اش از روی نیزه سر زمین خورد
در زیر سم اسب ها که جای سر نیست

من یک تنه بین سنان و شمر و اَخنَس
"عباس‌، از این ماجراها بی خبر نیست"

از روی نی دیدی مرا در بین بازار؟!
در بین بازار کنیزان کم خطر نیست

شد آستینِ پاره ام پوشیه ی من
اما خیالت تخت! اینجا رهگذر نیست

از پشت بام خانه ها خاکستر داغ...
"اَجر ذَوِی القُربی" ی ما در این سفر نیست

بزم شراب و مجلس اغیار رفتم
جایی شبیه بزم می اینقدر شر نیست

با خیزرانش بر لبانت ضربه می زد
جای تو در بزم یزید و طشت زر نیست

خیلی میان شام اذیت شد عقیله
بالاتر از شامِ بلا از هر نظر نیست

#علی_میرحیدری

اخنس(لعنت الله علیه): او از غارتگران خیام در روز عاشورا بود و از کسانی بود که بر بدن مطهر ابی عبدالله(ع) تاختند
یکی از جسارتهای اخنس دزدیدن عمامه ی سر اباعبدالله بود.
خداوند عذابش را زیاد بگرداند ان شاالله

@raziolhossein
08:03
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام


در ره شام اگر زینب افکار نبود
کس به اطفال شهِ تشنه پرستار نبود

دختران همه اولاد زنا پرده نشین
لایق اهل حرم کوچه و بازار نبود

چرخ، برفرق عدو چتر زبرجد زده ای
منزل آل علی سایهٔ دیوار نبود

آن سری را که خدا تاج شفاعت بنهاد
ای فلک مسکن او نیزهٔ کفّار نبود

لبِ گلگونِ پرازخونِ شهِ تشنه لبان
موضع چوب یزید سگِ غدّار نبود

@raziolhossein
08:03
#امام_حسین_مناجات
#اسارت

گفتم حسین و یا حسینش امد از جانم
هر یا حسینم داشت خیر ختم قرآنم

تا روضه رفتم روح من را کربلا بردند
فرش حسینیه ست قالی سلیمانم

از میوه ی جنت مگو با من که یک عمر است..
طعم غذای روضه رفته زیر دندانم

او عاشقم شد یا من اول عاشقش گشتم؟
او خواست من را یا که من او را..نمیدانم

کشتی سوار کشتی امن حسینم من!
با جامه ی مشکی حریف چند طوفانم

از بچگی من نوکر عباس او بودم
جارو کش این خانه ام کی گفته مهمانم؟

یک خط وصیت میکنم یاد همه باشد..
از هرچه غیر از یا حسین گفتم پشیمانم

تکلیف عاشق چیست بوی اربعین آمد
دعوت کن آقا جان مرا والله حیرانم

این روزها زینب اسیر کوچه بازار است
بانو زمین افتاده..از داغش پریشانم

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1 👍 1
08:03
#اسارت


فلک با عترت «خیرالبشر»،  لختی مدارا کن                 
مدارا کن به «آل الله» و شرم از روی زهرا کن
 
ره شام است در پیش و هزاران محنت اندر پی     
به «اهل البیت» رحمی، ای فلک! در کوه و صحرا کن
 
شب تاریک و مرکب ناقه‏ی عریان، به آرامی          
بران اشتر؛ نگویم مهد زرینشان، مهیا کن
 
شب ار طفلی ز پشت ناقه بر روی زمین افتد       
به آرامی بگیرش دست و بیرون خارش از پا کن
 
فلک! آن شب که خرگاه ولایت را زدی آتش          
دو کودک از میان گم شد، بگرد، ای! چرخ پیدا کن
 
شب تاری، کجا گشتند متواری، بکن روشن         
چراغ ماه و تفتیشی از آن دو ماه سیما کن
 
شود مهر و مهت گم ای فلک! از مشرق و مغرب    
بجوی این ماه رویان و دل زینب، تسلّا کن
 
به صحرا «ام‏کلثوم» است و «زینب» هر دو در گردش    
تو هم با این دو خاتون، جست و جو در خار و خارا کن
 
اگر پیدا نگردند این دو طفل غم زده امشب             
مهیّای عقوبت، خویشتن را بهر فردا کن
 
گمانم زیر خاری هر دو جان دادند با خواری          
به زیر خار، گلهای نبوّت را تماشا کن
 
اگر چه هر نفس، دور تو، ظلم تازه‏ای دارد           
بس است ای آسمان، ظلم و ستم اندازه‏ای دارد

#صبوری_خراسانی

@raziolhossein
👍 1
08:03
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام

به نام و حمد او کز عشق او ارباب لبریز است
و اما بعد حال زینب کبری غم انگیز است

رسید آن کاروان جایی که بوی غصه می آید
چه باید کرد وقتی غصه روی غصه می آید

سر صبح است و انگاری که اینجا عیدالایام است
برای کاروان عشق اما مطلع شام است

عجب روزی که بود از روز عاشوراش سوزان تر
ندیده هیچکس روزی از این شام غریبان تر

چه بود آن روز آن روزی که از صبحش چنان شب شد
و غم آنقدر بالا رفت و سنگین شد که زینب شد

بلی اسلام پایان یافت مذهب چشم خود را بست
سر بر نیزه هم از شرم زینب چشم خود را بست

دم دروازه ساعات غم در جان او حل شد
معطل شد معطل شد معطل شد معطل شد

علمداری که یک کوفی به غارت برد مشکش را
دم دروازه شامی ها در آوردند اشکش را

چه بر زینب گذشت آن روز بین کوچه و بازار
تمسخر، طعنه و تحقیر، سنگ و آتش و آزار

هزاران دلقک از اولاد عمرو عاص آوردند
برای پایکوبی دورشان رقاص آوردند

خبر دادند ابنای یهودی های خیبر را
برای بازدید آورده اند اولاد حیدر را

مجال خطبه خواندن نیست از بس ساز و آواز است
همین که زنده می‌مانند دیگر اوج اعجاز است

به شمر و اخنس و خولی و ابن سعد صد لعنت
اگر بازار شام این است پس بر کوفه صد رحمت

میان کوچه ها روزی نمی‌رفتند راه اصلا
ندیدند این زنان را پیش از این خورشید و ماه اصلا

مدام از روی نی سر روی خاک افتاد عیبی نیست
سر شش ماهه هم بر روی خاک افتاد عیبی نیست

بلا این است بفروشند آن دُرهای سرمد را
به بازار کنیزان برده اند آل محمد را

به قرآن پاره ها آن بی وضوها دست ها بردند
عروسان علی را از میان مست ها بردند

چنان آتش ز بام افتاد دستار امامت سوخت
همان چادر که باقی مانده بود از روز غارت سوخت

زنانی را که روی خویش را از کور پوشاندند
صلاه صبح تا مغرب میان شهر چرخاندند

یکی ای کاش بود آن روز و کم می‌کرد مشکل را
و هول میداد از نزدیکی زینب اراذل را

پس از دروازه‌ی ساعات غم در جان او حل شد
معطل شد معطل شد معطل شد معطل شد

کسانی را که فردوس برین ماوایشان باشد
به لطف شامیان دیگر خرابه جایشان باشد

#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 3 😭 3
ش
08:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


باید که فقط یوسف زهرا بپسندد
مارا چه نیازیست که دنیا بپسندد

قنبر شدن این است که هر لحظه بگویی
من راضی ام آنگونه که مولا بپسندد

مجنون دمی از سرزنش خلق نرنجید
دیوانه شد آنقدر که لیلا بپسندد

از قافله دوریم ولی کاش از آن دور
یک ثانیه برگردد و مارا بپسندد

یک عمر نشستیم که در باز کند؟؟ نه_
_یک بار بیاید به تماشا...بپسندد

ما دغدغه داریم که ارباب ببیند
ما دغدغه داریم که سقا بپسندد

نه فکر حسابیم نه دنبال ثوابیم
ما آمده ایم اُمّ ابیها بپسندد

 بگذار بخندند به این زار زدن ها...
می ارزد اگر زینب کبری بپسندد


#مجید_تال

@raziolhossein
👍 4 1 😭 1
ش
10:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اسارت #شام


دروازه ساعات را بستند ساعت ها                      
شد شهر شام آماده اوج جسارت ها

رقاصه آوردند مطرب را خبر کردند                       
جمعی چراغان کوی و بام و رهگذر کردند

بر پشت بام خانه ها سنگ و نی آوردند                 
بد مست ها پیمانه پیمانه مِی آوردند

زن ها حنا بستند وقت شادمانی شد                     
در جشن پیروزی بهار گل فشانی شد

دروازه ساعات وا شد قافله آمد                           
یک کاروان دلخسته و پای آبله آمد

وقت پذیرایی رسید و بی درنگ ای وای                 
سرها به روی نیزه شد آماج سنگ ای وای

شد اهل بیت حضرت خورشید اسیر شام              
(یوم بیوم بدر) بر لب های میر شام

لبهای قرآن خیزران می خورد و خندیدند               
مهتاب در کنج خرابه مرد و خندیدند

در امر استقبال ، شهر شام کم نگذاشت                   
از سنگ وطعنه خنده و دشنام کم نگذاشت

هرچه که بود آنروز بر زینب گذشت اما                 
لحظه به لحظه غرق تاب و تب گذشت اما

فریاد زین العابدین در گوش عالم ماند                    
نام حسین و شور پیغام محرم ماند


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
👍 1
10:35
#اسارت #شام


بی تو چه سَخت می گُذَرد روز و ماه ها
بَسته شُده مَسیرِ گَلویم به آه ها

ما و اِسارتی که کَسی دَر زَمان نَدید!
اُفتاده ایم دَستِ چُنین دِل سیاه ها

دَر کارِوانسَرای خَرابی نِشَسته ایم
آب از خِجالتیم هَمه اَز نِگاه ها

عَبّاس را بِگو، که دَمی دیده وا کُند
تا بِنگرد به صورتِ این بی پَناه ها

دَر اِنتظارِ ضَربه ی سیلیِ دیگرَند
وَقتی که می خورَند زَمین بی گُناه ها

با دَف، نَمَک به زَخمِ دِلم بیشتَر زَنَند
رَقّاصه های شَهرِ سِتَم، بینِ راه ها

غِیر اَز شِکاف نیست، به هَر سَر که بِنگَری
از بَس که، سَنگ خورده روی سَجده گاه ها


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 3 1
18 August 2023
ش
15:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت


زخم ها بر روی پرم می خورد
سنگ ها بر روی سرم می خورد

کعب نی تا مرا رها می کرد
تازیانه به پیکرم می خورد

آن سری که به پهلو بر نی بود
بر زمین در برابرم می خورد

سنگریزه ز دست طفلان بر
کودکانِ برادرم می خورد

غصه بی نقابی من را
بین بازار ، معجرم می خورد

صدقه نان به دستمان دادند
وای اگر لقمه ای حرم می خورد

شیر آمد ، رباب هی می گفت
شیر اگر بود اصغرم می خورد


#مجید_احدزاده

@raziolhossein
1 👍 1
19 August 2023
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 27.3 KB
16:48
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 139.3 KB
16:48
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 24.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت

گریستم که از این دیده خواب را بِبَرند
گلایه ی دلِ از غصه آب را ببرند

شدند فطرس کوی تو چند قطره ی اشک
که از خرابه سلام و جواب را ببرند

شنیده ام که سرت می رود به سوی نجف!
به محضر نجف، این دُرِّ ناب را ببرند

بگو به ابر، بیاید شبانه گریه کنیم
که از کنار تنت آفتاب را ببرند

ببین که از وسط ازدحام این مردم
چگونه آیه ی نور و حجاب را ببرند

نخواه نیزه و طشت و تنور، این شب ها
به جای دامن من این ثواب را ببرند

شبیه کوثر و زمزم چقدر آب شدم
که از کنار سر تو شراب را ببرند

بگو که نیزه عباس را علم بکنند
که از میان حرم اضطراب را ببرند

من از حیات بدون تو دست خواهم شست
که از محاسن پاکت خضاب را ببرند

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
1 😢 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


توان نمانده بگیرم تو را در آغوشم
هنوز درد بد نیزه مانده بر دوشم

سر تو خوب شلوغ است،من خبر دارم
ولی نگو که مرا کرده ای فراموشم

پس از تو ای پدر تشنه لب،لبم شاهد
به غیر زخم زبان شربتی نمی نوشم

هنوز در اثر مشت های نامحرم
تمام روز کنار خرابه مدهوشم

چرا شبیه گذشته دگر نمی شنوم؟
صدای عمه ضعیف است یا که من گوشم...؟

از آن شبی که مرا زجر بی حیا ترساند
به هر صدای بلندی ز ترس می جوشم

خراش پنجه ی سنگین ضجر را بابا
ز چشم زخمی تو با دو دست می پوشم

#حسن_کردی

@raziolhossein
👍 1
16:49
#حضرت_رقیه_دودمه

این سر نیزه نشین بین طبق، مادریَ است
رجزش حیدری است
دختر فاطمه هم فاطمهء دیگریَ است
رجزش حیدری است


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


قسم به ساحت ذکر شریف"هو" بابا
به روی من شده این اشک آبرو بابا

"عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد"
چه خوب شد که شدم با تو روبرو بابا

چه حیف شانه نداری که سر بر آن بنهم
بگویم از غم خود شرح مو به مو بابا

مرا  ببخش که نشناختم تو را اوّل
به چهره‌ی تو نمانده‌ست رنگ و رو بابا

خداش خیر دهد راهب مسیحی را...
که با گلاب تو را  داده  شستشو  بابا

خداش نگذرد ای کاش، خولی نامرد
کشید دست به روی تو بی وضو بابا

نمانده وقت زیادی به رفتنم حالا.‌‌..
شدم  کنار سرت  گرم گفتگو  بابا

بیا و باز صدایم بزن "رقیه ی من"
تو هم بخواه ز من که "بگو بگو بابا"

چه‌قدر خاطره‌ی تلخ دارم از کوفه
چه بد گذشت به من شام بی عمو بابا

لب ِ ترک ترکت را ندیده می‌بوسم ..‌.
چه خوب شد که به چشمم نمانده سو بابا


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


بابا رسید و آورد  گُل بوسه‌های خود را
عمه بیا درآور  رختِ عزایِ خود را

مَنکه نمرده بودم  بر روی نیزه باشی
آماده کردم از اشک  ویران‌سرای خود را

انگشتهای لَمسم  انگار حس ندارند
بر دامنم تو بنشان  رأسِ جُدای خود را

طفلی که داده بودم  دیشب شفای او را
انداخت پیشم امروز  قدری غذای خود را

ای وای خیزران زد  مثل حصیر گَشتی
بدجور بر لبانت  انداخت جای خود

خون  گریه کرد نیزه  بر حالِ دخترانت
داده عمو به نیزه  حال و هوای خود را

تقصیر هیچ کس نیست  در سینه‌ام نفس نیست
زجر امتحان نموده  هِی ضربِ پایِ خود را

فهمیدم از سرِ تو  از وضعِ حنجرِ تو
رفته سنان و داده  بر شمر جای خود را

تا دق کنیم در راه  از دیدنش دوباره
آن بی حیا نَشُسته  خونِ ردای خود را

بویِ تو را گرفته  دستانِ سرخِ خولی
دادی چرا به دستش  مویِ رهای خود را

تنها نه نیزه‌ها را  تنها نه تیغ‌ها را
پیش فرات می‌شُست  پیری عصای خود را

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2 😭 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


سلام ای سر که با پیشانی خون بار می آیی
به عشق دخترت تا اخرین دیدار می آیی

گواهی می دهد زخم عمیق روی ابرویت
تو هم مانند ما از کوچه و بازار می آیی

به خود گفتم ز نیزه گر چه راحت در نمی آیی
به دیدارم ولی حتی شده یک بار می آیی

من از تحقیر دختر بچه های شام می آیم
تو هم از بار عام مجلس اغیار می آیی

شباهت می دهد گیسوی من با گیسویت بابا
نمی خواهی بفهمم از تنور انگار می آیی

حجاب آستین پاره ام را خوب می فهمی
تو که دل خون تر از من داری از انظار می آیی

تو ای مجروح زیبای من ای آشفته گیسویم
چه رفته بر سرت که اینچین تب دار می آیی

#حسن_کردی

@raziolhossein
😢 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


نوه حضرت زهرا و امین اللهم
در تمام سفرم بوده پدر همراهم

دست در دست عمویم ؛ همه جا عالی بود
چشمه های خنک از دامنه ها جاری بود

کاش بودند همه ؛ جای عزیزان خالی
شده از ما دم هر شهر چه استقبالی

گرم بازی شدم و خستگی از یادم رفت
دختری خواست النگوی مرا ؛ دادم رفت

خاطرات بدی از شام به یادم مانده
نشود باورتان زجر کنیزم خوانده

آرزوهای قشنگی که شده حسرت من
به فدای پدرِ کشته ی بی غسل و کفن

#حسین_فتحی

@raziolhossein
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


دلها گرفته
کنج خرابه روضه بابا گرفته

با گریه برخاست
در خواب خود دستان بابا را گرفته

بابا کجایی
قلب سه ساله دخترت اینجا گرفته

بعد از تو دشمن
با تازیانه ها سراغ از ما گرفته

بابا ببخشید
دارم صدایت میزنم ؛اما گرفته


از در در آمد
بابا برای دیدن او با سر آمد

این راس خونین
بعد از چهل منزل به سوی دختر آمد

بابا رسید و
این انتظار لعنتی آخر سر آمد

عمه به خود گفت
از آنچه ترسیدیم بر سر آخر آمد

سر درد دارد
از آن شبی که دست، سوی معجر آمد


غوغا شد آخر
کنج خرابه روضه ای بر پا شد آخر

دستش به دیوار
بعد از چهل منزل رقیه پا شد آخر

چشمش نمی‌دید
با دستها بابای او پیدا شد آخر

از بوی بابا
بغض گلوی نازدانه وا شد آخر

الحمدلله
طفلت شبیه مادرت زهرا شد آخر


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
2
16:49
#امام_حسین_مناجات


دستم ز دامن تو نگردد رها حسین
ای دستگیر نوکر بی دست و پا حسین

جز تو کسی به کاسه ی ما اعتنا نکرد...
تنها امید ظرفِ غذای گدا..،حسین

حُبِّ تو ترس معصیتم را زیاد کرد
ای مظهر تجلّیِ خوف و رجا حسین

هرکس مسیر عاشقی‌اش را سوا نکرد
فردای حشر می کند او را سوا حسین

حُکم قبول بندگیِ ماست با خدا
حُکم قبولِ نوکری ماست با حسین

"آدم" برای گریه به تو آفریده شد
بانیِ خلقت همه ی انبیا حسین

دَمنوش روضه ات دمِ عیسی بن مریم است
هر چایخانه ات شده دارُالشَفا حسین

در کشتی نجات..،"رقیّه" است ناخدا
ما را همین سه ساله رسانده است تا حسین

ذکر تو را به روی لبم مادرت گُذاشت
سرمایه ی مُحبَّت زهراست "یا حسین"

هرگاه بی قرار حریم تو می شویم
باید پناه بُرد به صحنِ رضا..،حسین

دلشوره ی زیارت تو می کُشد مرا
این اربعین مرا برسان کربلا حسین
.
.
مقتل نوشته است نفس می زدی هنوز
وقتی که بست نیزه دهان تو را حسین


جسمت به راحتی نشود جمع و جور..،آه
آخر کشید کار تو بر بوریا حسین

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
😭 2 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


رفتی و تنها شدم، تنهای تنها سوختم
بیشتر با یاد شیرین تو بابا سوختم

با یتیمی دست و پنجه نرم کردم بعد تو
سوختم بعد تو از دست لگدها، سوختم

گفته بودی مادرت را تازیانه می زدند
با خبر هستی که من هم مثل زهرا سوختم

گیسوی طفل سه ساله زود می ریزد مگر؟
بیشتر بابا در این حل معما سوختم

دختری هم سن من دور از پدر دق می‌کند
مُردم و زنده شدم، امروز و فردا سوختم

بعد از این مدت نپرس از من چرا  قدّم خمید
زیر بار طعنه و زخم زبان ها سوختم

جای سالم بر تنم دیدی خدا را شکر کن
با نوازش های زجر و شمر، اینجا سوختم

نیمه جان خسته را مدیون عمه زینبم
او سپر می شد ولی با ترس حتی سوختم

بین بازار کنیزان دست و پایم سرد شد
کاش می دیدی در آن حجم تماشا سوختم

پرت می کردند سمت ما غذای خویش را
موقع افطار هم از نان و خرما سوختم

میوه ی خار مغیلان، زخم باز آبله است
پا برهنه، کربلا تا شام، از پا سوختم

کاش می آمد عمو تا که حساب زجر را
می رسید، از بس که از دستش به صحرا سوختم


#صابر_عابدی

@raziolhossein
😭 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


بابا شکست حُرمتِ من، در سه سالگی
از حَد گذشت غُربتِ من، در سه سالگی

پیریِ من برای همه آشکار شد
دیدی خَمید قامتِ من در سه سالگی؟

در شام، دخترت به تمسخُر گرفته شد
ای وای از خجالتِ من در سه سالگی

دستانِ زَجر بود بزرگ و... عَجیب نیست
تغییرِ طَرحِ صورتِ من در سه سالگی

گیسو که سوخت، شانه به دردی نمی خورَد
شُد شانه ی تو حسرتِ من در سه سالگی

تو چوب خوردی و به لبم مُشت می زدم
دارد دلیل، لُکنتِ من در سه سالگی

گیرم که گوشواره خَریدی، چه فایده!
شد پاره جای زینتِ من در سه سالگی

این تِکّه مَعجَری که هنوز است بر سرم
باشد گواهِ عِصمتِ من در سه سالگی

کاخِ یزید را به سَرَش می کُنم خراب
این است اوج قُدرتِ من در سه سالگی


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😢 2
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


مرا مصیبت آن دختری پریشان کرد
که چرخ با پدرش، کج رَوی فراوان کرد

به یک خرابه، شبی تا سحر به یاد پدر
نشست و گریه یتیمانه، همچو باران کرد

گهی ز عمه سراغ پدر گرفت و گهی
به جای اشک، بسی خون دل به دامان کرد

ز بس کشید ز دل، آه و بس ز دیده گریست
در آن خرابه ز آه و سرشک، توفان کرد

ز تیر آه، دل جمله نیزه داران سوخت
به سنگ خاره، عجب رخنه ز آه سوزان کرد

دلش هوای پدر کرده بود، غافل از آن
که ظالمی پدرش را شهید، عطشان کرد

در آن سیاهی شب، آه و اشک آن دختر
تمام لشکریان را ز غم هراسان کرد

ز بس پدر پدر، او کرد، ظالمی آخر
خموش ناله ی آن بلبل خوش الحان کرد

نگویم آنکه چه آورد، آنقَدَر گویم
که در خرابه طلوع، آفتاب تابان کرد

دگر طریق ادب نیست، بیش از این گفتن
که آن یتیم، چه غوغا ز آه و افغان کرد

همین قَدَر، سحر آن دختر اسیر یتیم
نثار بر سرِ دور از تن پدر، جان کرد

ز شاه تشنه لبان، رسم عاشقی آموز
که بی ریا، سر و جان را فدای جانان کرد

هزار جان گرامی، فدای آن عاشق
که خویش را به ره عشق یار، قربان کرد

"نوا" چه شد؟ که نگشتند ظالمان آگه
که آه و اشک یتیمان، چها به دوران کرد


#نوا_اصفهانی

@raziolhossein
👍 1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت
#عامیانه


فكر نمي كردم بازم ببينمت
باباجون خوش اومدي قدم به چشم
تو مگه گم شده بودي مثل من
تو ديگه چرا داري ورم به چشم

وقتي كه خيمه ها رو آتيش زدن
تو كه تو خيمه نبودي باباجون
پس كجا سوخته سر و صورت تو
چرا اينقدر كبودي بابا جون

باباجون سوال دارم جواب ميدي
الهي فدات بشم تنت كجاست
چرا ساكتي جوابمو بده
خوشكل رقيه پيرهنت كجاست

باباجون خوابي مزاحمت شدم
باشه يك كمي روي زانوم بخواب
باباجون ببخش اگه اينجوريه
سر و وضع نوه ي ابوتراب

يه روزي جام روي دوش عمو بود
حالا رو نبين كه اوضاعم بده
نميخوام ناراحتت كنم ولي
يه نفر به اسم زجر منو زده

مثه تو منو غريب گير كشيدن
كشتنم يه جورائي با قتل صبر
چشاتو وا كن ببين رفتني ام
هي ميترسم برسه دوباره زجر

من فقط يه خواهشي ازت دارم
جون هر كي دوست داري نرو سفر
يا اگه بايد بري عزيز من
جون هر كي دوست داري منم ببر...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
16:49
#حضرت_رقیه_دودمه


گیسویم را پهن زیرِ پای مهمان می کنم
( آمده بابای من ) ۲
شام را با گریه های خویش ویران می کنم
( آمده بابای من ) ۲

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein1
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت


با همین حالِ بد و پایِ پًر از آبله ام
باز دلتنگم و دنبالِ تو در قافله ام

عمه بوسیده مرا جای تو وقتی هر بار
بوسه زد خارِ مغیلان به تبِ آبله ام

سرِ زخمیِ تو بر نیزه شده همسفرم
از تنِ بی کفَنت دور شده فاصله ام

نیست آرامش ِ آغوش ِ تو و با حسرت
راهیِ شام ِ اسارت شدم و راحله ام

کودکی هایِ مرا آتش ِ در خیمه گرفت
سوخت موهایم و قربانیِ این قائله ام

من شنیدم که به تو گفت شبانه عمه
از غمت زود زمینگیر شده نافله ام

دخترِ کوچکِ تو؛ از بر و رو افتاده
بعدِ تو سخت به هم ریخته شد شاکله ام

صورتم کرده ورم بسکه به من زد سیلی
بیشتر هست از این زجرِ حرامی گله ام

لگدش یکسره با قهقهه همراه شده
دشمنِ شمرم و بیزار از این هلهله ام

بُرده لبخندِ مرا پارگیِ دورِ لبم
اشک میریزم و کم طاقت و بی حوصله ام

اولین کشتهٔ لب تشنه تویی و من هم
اولین دخترِ دردانهٔ در سلسله ام!



#م_عاطفی

@raziolhossein
16:49
#حضرت_رقیه_شهادت

بابایی

برای آنکه بخوابم تو را به خواب ببینم
هزار و نهصد و پنجاه تا ستاره شمردم…

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
😢 4
20 August 2023
ش
09:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت



آمدی از بین آتش تا گلستانت کنم
با پریشانی نمی‌خواهم پریشانت کنم

کاش می‌شد زخم‌هایت را بریزم در تنم
تا فقط اندازه‌ی یک زخم، درمانت کنم

سفره‌دارا! سفره‌ام خالی‌ست، اما دل پر است
روضه‌ام شو تا دو کاسه اشک مهمانت کنم

مقتلِ مکشوفه‌ی من! روضه‌هایم را نبین
حیفِ چشمِ زخم‌دارت نیست گریانت کنم؟!

از میان کوچه‌های سنگ‌باران آمدی
تا منِ حسرت‌به‌لب هم بوسه‌بارانت کنم

می‌بَرندت می‌زَنندت می‌کُشندت باز هم
من کجای دنجِ این ویرانه پنهانت کنم؟!

قاری سرنیزه‌ها و تشت، ألرّحمٰن بخوان
تا مزارِ کوچکم را رحلِ قرآنت کنم

جا نمی‌مانم، نمی‌خوابم، نمی‌گویم نرو
من که می‌آیم، چرا باید پشیمانت کنم؟!


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
3 😭 2
09:46
#اسارت #شام
#مجلس_یزید


روزی که جای آل پیمبر به شام شد
روز جهان به دیده‌ی احباب، شام شد

پیمانه پُر ز زهر الم شد بر اهل‌بیت
بر اهل شام، باده‌ی عشرت به جام شد

بهر نظاره‌ی حرم خاص مصطفی
از مرد و زن، به هر گذری، ازدحام شد

آن سر که بود، زینت دوش نبی، مدام
فرقش نشان سنگ، ز دیوار و بام شد

آه از دمی! که گفت به سجّاد، ظالمی
برخیز پای تخت که وقت سلام شد

خورشید را ز خون شفق، چهره گشت سرخ
در طشت، چون سر شه دین را مقام شد

چوب یزید گشت بر آن لب، چو آشنا
از اهل‌بیت، شورش روز قیام شد

زینب چو دید آن همه ظلم، از جگر کشید
آهی که روز در نظر خلق، شام شد

گفتا بگیر چوب جفا زین لب، ای یزید!
کآزرده از تو، حضرت «خیرُ‌ الانام» شد


#جودی_خراسانی

@raziolhossein
😢 1
09:49
#حضرت_رقیه_شهادت



به زخم قلب همه عاشقان نمک زده اند
که نازدانه ی ارباب را کتک زده اند

یکی دو تاست مگر زخم های آبله اش
چه می شد این همه سنگین نبود سلسله اش

چه می شد این همه بازوی او کبود نبود
دلیل قدِّ خمش کوچه ی یهود نبود

چه می شد این همه از ناقه اش نمی افتاد
نه ... ضربه های سنان را نمی برد از یاد

در آسمان کبودش دگر ستاره نداشت
چه بود قصه؟ دگر گوش و گوشواره نداشت

خدا کند به زمین خورده ها نفس بدهند
عقیق سرخ پدر را دوباره پس بدهند

خدا کند که دگر سنگ بر جبین نخورد
سه ساله ی احدی بی هوا زمین نخورد

سزای دخترکی بی پناه، توهین نیست
و دست هیچکسی مثل زجر سنگین نیست
.
.

چقدر چشم به راهت شدم ... کجا بودی؟
خدا نکرده مگر زیر دست و پا بودی

چقدر وضع سرت نامرتب است پدر
هنوز روی لبت رد مرکب است پدر

#احسان_نرگسی

@raziolhossein
👍 2
09:51
#اسارت #شام


جمعی که خلق شد دو جهان از برایشان
دادند در خرابه‌ی بی‌سقف، جایشان

آنان که بودشان به سر نُه سپهر، جای
مجروح از پیاده‌رَوی بود، پایشان

شخصی کنیز خواست از آن فرقه‌ای که بود
جبریل، خادم درِ دولت‌سرایشان

آنان که بود بر سرشان مهر، سایبان
در آفتاب، سوخت رخ مه‌لقایشان

آنان که شُست قابله‌شان ز آب سلسبیل
از تشنگی پرید رخ و رنگ‌هایشان

جمعی که بانوی حرم کبریا بُدند
از نینوا به عرش برین شد، نوایشان

کردند نرم، سینه‌ی جمعی که روز و شب
زهرا به روی سینه همی‌داد، جایشان

جمعی که بود پنجه‌ی ایشان، گره‌گشای
بستند دست‌ها ز جفا از قفایشان

آن فرقه‌ای که واسطه‌ی رزق عالمند
دادند نان به رسم تصدّق، برایشان

«جودی»، به روزگار زند خیمه‌ی شهی
از آن دمی که گشت گدای گدایشان

#جودی_خراسانی

@raziolhossein
1
10:00
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


ای دختر سه ساله ی سلطان کربلا
وی کوثر سه آیه ی قرآن کربلا

تو یادگار فاطمه بودی رقیه جان
جان حسین بودی و جانان کربلا

خواندت نگین حلقه ی آغوش خویشتن
از شدت علاقه سلیمان کربلا

بر پای ذوالجناح زدی دست خود گره
وقت وداع شاه شهیدان کربلا

بابا سفر که رفت تو را همره اش نبرد
برگشت روی نیزه ز میدان کربلا

هم گوش رفت غارت و هم گوشواره ات
آن شب که بود شام غریبان کربلا

چون عمه ی تو گفت علیکن بالفرار
پای تو بود و خار مغیلان کربلا

سمت نجف بسان غزالی دوان شدی
از چنگ گرگهای بیابان کربلا

خفتی به زیر بوته ی خاری که چشم تو
بیدار شد ز سیلی عدوان کربلا

کردی صدا عموی خود عباس را ولی
دیگر نبود ساقی طفلان کربلا

از کوفه تا به شام شدی ای اسیر عشق
با اشک چشم آینه گردان کربلا

شعر "یتیم" در گره افتاد از غمت
تا شانه زد به موی پریشان کربلا


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
👍 1
10:03
#حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها


هوای کوی تو دارم نمی‌روم به سرایی
در آستان کریمی نشسته ام به گدایی

دمی که پا بگذاری برون ز خانه ، بیایم
گدایی ، عرض ارادت ، به هر بهانه بیایم

مگیر چهره ی خود را از این غریبه ی سائل
که فرش کرده برایت مسیر را ز سر و دل

بگیر دست گدا را نه آمدم پی غارت
اجازه ای که ببینم تو را به چشم زیارت

بیا که پاره ی دل را  رفو کنی به نگاهی
به سوزن مژه ات با نخی ز رشته ی آهی

اگر چه هم رده ای در روی سیاه ندارم
در این بساط گدایی به غیر آه ندارم

اگر چه در دل صحرا به خاک گرم قتیلی
بیا که گمشده گان را  تو رهنما و دلیلی

نگاه کن ز سر نی به پشت قافله یارب
که گمشده است یتیمی ز کاروان تو امشب

کسی نرفت سراغش به غیر زجر چه زجری
چه شام پر محنی شد رقیه برد چه زجری

رقیه برد چه زجری چه شام پر محنی شد
که راه رفتن طفلی شبیه پیره زنی شده

چه روی داد که آنشب گرفت دست به پهلو
کبود گشت جمالش چکید خونش از ابرو


#محمد_علی_بقایی


@raziolhossein
👍 3
21 August 2023
ش
16:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


به شانه بار فراقت نبرده بودم و بردم
مرا به عمه سپردی تو را به خاک سپردم

شبی شبیه تو افتادم از بلندی مرکب
چه زجرها که ندیدم چه زخم‌ها که نخوردم

به روی خار دویدم که بی تو زود بمیرم
مرا ببخش پدر جان اگر هنوز نمردم

برای آنکه بخوابم تو را به خواب ببینم
هزار و نهصد و پنجاه تا ستاره شمردم

برای دیدنت امشب لباس تازه خریدم
در آن شلوغی بازار، تازیانه که خوردم

نشد به پای تو خیزم مرا ببخش عزیزم
گُل تو بوده‌ام اما شکسته ساقه‌ی خُردم

تو بوریا کفنت شد من این لباس سیاهم
به رسم عشق، کفن هم در این مزار نبردم


#سیدمیلادحسنی


@raziolhossein
👍 5 😭 2
22 August 2023
ش
04:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
ش
11:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


روضه خوان ! از غصه ام از ماتمم از غم بخوان
رحم کن بر گریه کن ها روضه را نم نم بخوان

سیلی محکم نخوردی و نمی فهمی مرا
سینه زن می فهمدم ، این روضه را محکم بخوان

روضه خوان ! من از تو ممنونم ولی پیش عمو
لطف کن از روضه های معجر من کم بخوان

دم به دم با گریه کن هایم خودت هم دم بگیر
روضه های کوفه تا شام مرا از دم بخوان

داغ هایم را شمردی یک به یک ، یک داغ ماند
روضه ی از اربعین جا ماندنم را هم بخوان


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
23 August 2023
ش
00:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_شهادت


ميرسد در طبقي نور خبر سنگين است
اين فضا پر شده از غم به نظر سنگين است

عمه جان،هستي ما عاقبت از راه رسيد
بسته چشمان خودش،باز كه سرسنگين است

كي بريده رگ حلقوم تو را اينگونه
چه بهم ريخته از بسكه تبر سنگين است

چقدر پير شدي! پيرتر از سن خودت
ميدهم حق به تو چون داغ پسر سنگين است

كاش ميمردم و آن لحظه نبودم هرگز
نامي از روضه ي ديروز نبر سنگين است

گله است نيست فقط درد دل دختر توست
دست اين زجر پدرجان چقدر سنگين است

لگد حرمله بر من اثر اينگونه نداشت
كمرم خم شده چون داغ پدر سنگين است

ديگر آماده ي رفتن شده ام باباجان
كمكم كن بروم بار سفر سنگين است...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
1 👍 1
00:51
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
00:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 130.4 KB
00:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
00:53
#امام_حسن_مدح


جذبه و جاذبه و جلوه‌ی اعظم حسن است
علی و عالی و علامه و اعلم حسن است

به خداوند بهشتش حسن آباد خداست
شرف‌الشمس خداوندِ دو عالم حسن است

بنویس از نفَسش فاطمه را می‌فهمند
بسکه آئینه‌یِ پیغمبر اکرم حسن است

از حسن جانِ علی بِینِ جمل فهمیدم
دومین حیدرِ این قوم  مُسَلم حسن است

چهارده تَن همه اوصافِ حسن را دارند
دو حسن هست ولیکن همه از دَم حسن است

بیشتر داد به هر کَس که اهانت کردَش
بسکه بخشید که گفتیم خدا هم حسن است

او حسین است و حسین است حسن پس خوب است
بنویسیم که در هر دو مجسم حسن است

بارها گفت حسین اینکه کریم این آقاست
بارها گفت حسین اینکه مقدم حسن است

کیست او قبله‌ی اصحابِ اباعبدالله
نقشِ پُر جذبه ی هفتادو دو پرچم حسن است

شیخ عباس قمی ، مُنتهی الآمالش
گفت در کرببلا سیلِ دمادم حسن است

شش شهیدند از او ، پس به محرم سوگند
صاحبِ بیشترین سهم در این غم حسن است

کاش می شد که بگویم به ضریحِ حرمش
اینهمه غم حسن است اینهمه ماتم حسن است

ابن طاووس بخوان  آه مُقَرَم بنویس
روضه‌ی غربتِ شبهای محرم حسن است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 2
00:53
#امام_حسن_مدح

کبوتری شده ام من به روی بام حسن
که بوده این دل سرکش همیشه رام حسن

میان محشر کبری چنان نوا بزنم
حسن امام من است و منم غلام حسن

گرفته دست عدو را کسی ندیده چنین
وعالمی شده مبهوت این مرام حسن

سخاوت و کرم او زبان زد همه شد
کریم اگر که بخواهی فقط امام حسن

حرم که گفته ندارد دلم شده حرمش
که خورده از ازل این دل سند به نام حسن

#جواد_قدوسی

@raziolhossein
00:53
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


ما سائل لطفيم و عطائي كه تو داري
هستيم همه زير كسائي كه تو داري

يك مرتبه كافي ست فقط از تو گدائي
تا اينكه شود شاه گدائي كه تو داري

با گريه صفا گفت به مروه كه خدائي
وا مانده دهانش ز صفائي كه تو داري

چشم فلك از صبح ازل نيز نديده است
هم پايه ي اين جود و سخائي كه تو داري

در صلح تو فرياد رسائي ست يقينأ
گوشي نشنيده است صدائي كه تو داري

در كوچه تو را كشت كسي با غم سنگين
مرديم از اين درد و بلائي كه تو داري

پس ميرسد آن روز كه هر شيعه بگويد
قربان تو و صحن و سرائي كه تو داري

رو ميكند ايوان نجف سمت مدينه
تا بنگرد ايوان طلائي كه تو داري...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 1
00:53
#امام_حسن_علیه_السلام


کریما دستگیرا فاتحا شاها جوانمردا!
بزرگا یکه تازا بی همانندا یلا فردا!

چه کس مثل تو صفین و جمل را زیر و رو کرده‌است!؟
الا شیر علی فرزند زهرا بی‌هماوردا!

به روی دوش داری کیسه‌ی خرما و نان هر شب
تو تکرار علی هستی، اباالایتام و شبگردا!

کشید از زیر پا سجاده‌ات را جهل سرداران
«شگفتا و دریغا حسرتا واویلتا دردا!»

از آن یک مشت نامردی که دورت بود معلوم است
تو را زهر جفا از پای در می‌آورد؛ مردا!

بگو هر شب فدای غربت آن قبر خاکی که
بدون سایه بان خورشید میتابد بر آن فردا!

#میثم_کاوسی

@raziolhossein
👍 1
00:53
#امام_حسن_مدح
#امام_حسن_شهادت


همیشه پلک تر من هوای باران داشت
همیشه اشک در این آستانه جریان داشت

هنوز می شد از آئینه روز را تاباند
هنوز شب نرسیده،هنوز امکان داشت

کسی که نور تو را در ازل زیارت کرد
هوای عشق تو را در سرش کماکان داشت

جذامیان مدینه نماز خوان تواند
چقدر کعبه ی الطاف تو،مسلمان داشت

گدا،گرسنه،تهی دست..،سیرِ سیر شدند
همیشه آب و غذا،خانه ی کریمان داشت

غنی تر از همه ی خلق در جهان گردید
کسی که پشت در تو به فقر ایمان داشت

گدای خانه ی آن مادری مرا خواندند
که در سلاله ی نورانی اش،حسن‌جان داشت


اگر قرار بر این شد گدا اضافه کنید
تو را به حضرت زهرا مرا اضافه کنید


تو مهربان تر از آغوش مادری آقا
برای من به خدا چیز دیگری آقا

زمان سجده ی تو جبرئیل می آید
زمان سجده به معراج می پری آقا

رسالت تو کرامت،کلام تو وحی است
قسم به نام محمّد ص،پیمبری آقا

تمام کرّوبیانِ بهشت معترفند
ندیده اند شبیه تو دلبری آقا

فقط اجازه بده خاک پایتان باشم
مرا قرار بده جای پادری آقا

مرا به آن گذری که به سگ غذا دادی...
مرا میان همان کوچه می بری آقا!؟

سه بار مال خودت را حراج دین کردی
سه بار..،تا خودِ دینار آخری آقا


تویی امام کرامت تویی امام حسن
منم گدای کرامت منم غلام حسن


به احترام شما شوکران عسل گردید
شرنگ تلخ به شهدشکر بدل گردید

چِقَدر مصرع ابتر میان دفتر بود
که با عنایت چشم شما غزل گردید

جهان پرید به"آغوش"پر محبت تو
جهان توسط "عرش خدا" بغل گردید

تویی که تیغه ی برنده ی دو چشمانت
بلای جان خود حضرت اجل گردید

علی به تیغ حسن جان خود توسل کرد
که ختم غائله ی غزوه ی جمل گردید

گره به کار من افتاد هر زمان،دیدم
که نذر روضه ی تَشت تو..،راه حل گردید

تمام کوچه ی ما نذر قاسمت هستند
که بیرق پسرت پرچم محل گردید


قسم به قاسمت آقا چقدر غم خوردیم
کنار خاک بقیع حسرت حرم خوردیم


نفس نفس زدی و آه آخرت رد شد
تمام خاطره ها از برابرت رد شد

جگر نمانده برایت که قِی کنی آن را
ز شرم از جگرت زهر همسرت رد شد

میان آن گذرِ شوم،بغض تو گویاست
چقدر سخت از این کوچه مادرت رد شد

میان کوچه سر مادرت به جایی خورد
تو سرشکسته شدی..،دستی از سرت رد شد

همین که چادر خاکی به زیر پا افتاد
هجوم درد ز اعضای پیکرت رد شد

هزار تیر به تشییع یاکریم آمد
هزار تیرِ نفسگیر از پرت رد شد


اگرچه درد کشیدی..،تن تو دست نخورد
هزار شکر که پیراهن تو دست نخورد

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 2 😭 1
24 August 2023
ش
01:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_علیه_السلام


مینویسم "یا حسن"حسن ختامش با خودت
بر لبم ذکر تو را دارم دوامش با خودت

لحظه های عمر خود را میسپارم دست تو
از سلام زندگی تا والسلامش با خودت

از ادب دور است نزدت دست خالی آمدن
زخم اوردم برایت التیامش با خودت

باز هم بال خیالم تا بقیع ات پر کشید
من کبوتر میشوم یک روز ،بامش با خودت

سر به دامان تو خواهم داشت یا زانوی غم؟
اینکه باشد لحظه ی مرگم کدامش با خودت!

از کریمان کم طلب کردن که کفر نعمت است
حاجتم را هم که میدانی ، تمامش با خودت


#م_آشتیانی

@raziolhossein
👍 3
25 August 2023
ش
09:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
ش
18:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_علیه_السلام
#امام_حسن_مدح



نایب دوم پیغمبر خاتم حسن است
پسر اول مظلوم به عالم حسن است

قهرمان جمل از تربیت شیر خدا
آنکه پی زد شتر فتنه چو ضیغم حسن است

آن سخی مرد که از فرط سخاوت به حجاز
عربی یاد نمیکرد ز حاتم حسن است

یادگاری به حسین آنکه به عاشورایش
دو سپر داد و دو شمشیر مصمصم حسن است

آنکه فرمود به عباس به هنگام وداع
بعد من جان تو و جان حسینم حسن است

آنکه لایوم کیومک به حسین است ازو
با خبر از غم و اندوه محرم حسن است

آنکه بر مادر او ثانی دون راه گرفت
شاهد زنده ی آن سیلی محکم حسن است

آنکه از سب علی اول هر خطبه خطیب
جان او را به لب آورد و نزد دم حسن است

آنکه میدید همه عمر به چشم تر خویش
قاتل مادر و میسوخت ازین غم حسن است

آنکه تنها نشد از زهر' دلش زخمی و بس
بلکه زخمی شده از زخم زبان هم حسن است

آنکه از قوت روان ریخته یاقوت روان
دل و جان و جگرش سوخته از سم حسن است

آنکه در عمر به جز دشمنی از دوست ندید
در حرم هم شده محروم ز محرم حسن است

آنکه او را وسط جنگ رها کرد و فروخت
به زر و سیم معاویه پسر عم حسن است

آنکه زد تیر بر او امت و با خویش نگفت
پاره ی پیکر پیغمبر اکرم حسن است

آنکه بر تخته ی تابوت' تنش پر خون شد
مثل آن گل که شود غرقه ی شبنم حسن است

آنکه شد منع که در جنب نبی دفن شود
گشت محروم ازین حق مسلم حسن است

گر جهان دور سرش گشت عجب نیست "یتیم"
معنی کعبه و زیبایی زمزم حسن است


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
👍 2
28 August 2023
ش
14:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
14:57
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
14:57
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
15:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×453, 137.7 KB
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

ارباب مرا به کربلایت برسان
دریاب مرا به نینوایت برسان

این دست دو ماه در غمت سینه زده
آن را به ضریح با صفایت برسان

@raziolhossein
15:02
#امام_حسین_مناجات
#زیارت #زیارت_اربعین
#دوبیتی

نگاه از زائر خود بر نداری
ز گریه نوحه ای بهتر نداری

زیارت نامه ی بالای سر را
کجا باید بخوانم ، سر نداری

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
15:02
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#زیارت_اربعین


ببین که با اهالی زمین چه می‌کند حسین
زمین نه، با تمام عالمین چه می‌کند حسین

غمش کنار می‌زند هرآنچه هست فاصله
دوباره با محرّمش ببین چه می‌کند حسین

چنان علی که بذل کرده در رکوع خود نگین
ببین که در سجود با نگین چه می‌کند حسین

دلم کباب شد میان روضه، با محبتش
درون سینه‌های آتشین چه می‌کند حسین

دویده‌ شعله‌ی غمش بدون مرز در جهان
کدام لشکر است اینچنین؟ چه می‌کند حسین؟

محرّمش چنین پر از شکوه و اقتدار شد
نگاه کن برای اربعین چه می‌کند حسین

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
1
29 August 2023
ش
14:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#اربعین #مشایه


فرش سیاه جاده نقش ردِّپا داشت
آئینه ی روحی ترک خورده جلا داشت
این خاک،خاک پاک،عطری آشنا داشت

انگار بوی تربت مُهر مرا داشت

راه نجف تا کربلا آغاز می شد
بال کبوترها یکایک باز می شد
چشمان دنیا محو این پرواز می شد

این کوچ یک مقصد به نام:"کربلا" داشت

حسِّ خوشی دارد پیاده راه رفتن
مانند سربازِ سپاهِ شاه رفتن
شب از مسیر آسمان تا ماه رفتن

شب..،جاده..،خیلی عابر سر به هوا داشت

این عشق،مجنون را به لیلا می رساند
شاه و گدا را پای سفره می نشاند
آهندلی را تا حریمش می کشاند

انگار که شش گوشه اش آهنرُبا داشت

موکب به موکب ناله ی جانکاه خوب است
با سینه زن‌هایش شَوی همراه..،خوب است
آن‌قَدر طعم روضه،بین راه،خوب است

زائر همیشه قَدر آهی،اشتها داشت

هر موکبی که پابرهنه می رسیدم
بانگ هَلابیکُم هَلابیکُم شنیدم
طعم خوش چای عراقی را چشیدم

آن استکان هایی که طعم باده را داشت

ما آیه های روشن فتح المبینیم
فرزند خاکی امیرالمومنینیم
ما سینه زن های یل ام البنینیم

آن کوه که هر صخره را بر سجده وا داشت

بی دغدغه..،بی دردسر..،ساده..،همیشه
با گریه کارم راه افتاده همیشه
زهرا هر آنچه خواستم داده همیشه

مادر هوای کودکش را هر کجا داشت

موکب به موکب با برادر های دینی
با همسفرهای شریف اربعینی
تا صبح گرم گفتگو و شب نشینی

الحقُّ وَ الاِنصاف هر لحظه صفا داشت

اینجا کسی جز اشک دارایی ندارد
نام و نشان ها نیز کارایی ندارد
در عشقبازی مُدَّعی جایی ندارد

در راه می مانَد..،کسی که ادعا داشت

شب‌گریه ها بغض‌گلو را حفظ می کرد
با یار حال گفتگو را حفظ می کرد
این آبله ها آبرو را حفظ می کرد

هرسربلندی در کف پا،زخم ها داشت

یاد رقیه راهِ ناهموار رفتم
در نیمه‌شب..،با زخم پا..،دشوار رفتم
با رخت پاره در دل انظار رفتم

امّا مگر این راه چشمی بی حیا داشت!؟

این‌روزها از درد می بارم دوباره
از هجر تو گریه شده کارم دوباره
قصد گریز روضه را دارم دوباره

می گویم از ذبحی که خیلی ماجرا داشت

با قامتی خم خانمی از حال می رفت
تا سمت جسمی درهم و پامال می رفت
آن روضه‌خوانی که تهِ گودال می رفت

روی سر خود چادر خیرالنسا داشت

اهل قُریٰ بال و پرش را جمع کردند
با چه مشقَّت پیکرش را جمع کردند
انگشت بی انگشترش را جمع کردند

شکرخدا که روستاشان بوریا داشت


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 4 1
14:43
#اربعین #مشایه


هر کس پیاده راهی این سرزمین است
مدیون زهرا و  امیر المومنین است.

پای پیاده بین صحرا می رود ؟ نه
اینجا برایش بهتر از عرش برین است

شاه و گدا در این سفر همسفره هستند
اینجا صدای اِشرِبِ الماءَ اش حزین است

در این سفر ضرب المثل ها یم عوض شد
نیکی که از حد بگذرد. پس اربعین است

در این شلوغی پیر مردی روستایی
دنبال دستان گل ام البنین است

نشناخت اقا دخترت ، با گریه پرسید
عمه سر بابای مظلومم همین است؟

#حسین_فتحی

@raziolhossein
😭 8
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


بعد صد سال اگر زنده شوم بار دگر
به جز از نوکری تو نکنم کار دگر

زندگی باد حرامم که در این عمر دو روز
طی شود روز و شبم در پی یک یار دگر

گر بسوزد تن من باز ز خاکستر من
بر نیاید که رود بر در دربار دگر

جز تو دلدار دگر نیست اگر هست حسین
دل نمانده است دهم تا که به دلدار دگر

نیست غیر از تو مرا چشم مپوشی از من
هست هر چند تو را نوکر بسیار دگر

تو بخر هیچ  بخر ناز کن اما مسپار
سر بازار مرا دست خریدار دگر

گر قرار است بهای حرمت جان باشد
این تو و جان من و رخصت دیدار دگر


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


آتشِ عشقِ حسینی در دلم تا سر گرفت
قابِ عکسِ دودمانم رنگِ خاکستر گرفت

از طفولیَّت به من گفتند اربابم تویی!
عشقِ تو از تک تکِ گهواره‌ها ، نوکر گرفت

هیچ کس را دستِ خالی رد نکردی ، خوش‌مرام!
هرچه دارد سائلِ درمانده ، از این در گرفت

آنقَدَر ذکر حسین از حَنجرِ من شد بلند
می توان از تار‌هایش چوبه ی منبر گرفت

بیرقت را نصب کردم ، غُصه هایم عَزل شد
رقصِ پرچم ، ماتم از این قلب‌ِ غم‌پرور گرفت

فرش های روضه قالیِ سلیمانِ من است
تا نشستم روی آن دیدم که روحم پر گرفت

نامسلمان‌ را وَهَب‌کردن فقط کار تو بود...
ای که طرزِ کُشتنِ تو گریه از کافر گرفت

آبروریزی که کردم ، پشتِ من بودی حسین!
هر زمانی بد شدم ، لُطفت مرا در بَر گرفت

سور و ساتِ گریه را زهرا فراهم می کند
اشکِ خود را باید از مهریه‌ی مادر گرفت

در نجف ویزای زُوّارِ تو امضا می‌شود
کربلای اربعین را باید از حیدر گرفت

خونِ طفل شیرخوارت تا ابد تضمین ماست
شیعه حُکم بخشِش‌اش را از علی‌اصغر گرفت
.
.
حرمله با یک سه‌شعبه حلق او را پاره کرد
حنجرش شکلی شبیهِ مشک آب‌آور گرفت

آه ! عمقِ قبرِ اصغر بیشتر می شد اگر
فکرِ نبش‌قبر را می شد از این لشکر گرفت


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
19:14
#امام_حسین_علیه_السلام



برای سوگ تو باید زبان دیگر داشت
نگاه روشنی از آسمان فراتر داشت

شهادت تو حماسه‌است با شکوه و عیان
حماسه‌ای که هزاران پیام در بر داشت

زلال جاری چشم تو حسرت دریاست
فرات بود که ناکام دیده‌ی تر داشت

سوال کهنه ی تاریخ تا ابد باقیست:
چرا زمانه سر ِ جنگ نابرابر داشت

قیام سرخ تو یک پرده از قیامت بود
قیامتی که درونش هزار محشر داشت

تو آن رسول به معراج رفته هستی که
برای امت خود روی نیزه منبر داشت

هنوز ملتهب از ماتم شگفت توایم
که این مصائب داغ تورا که باور داشت؟

سپاه بود و حرم بود و غارت و آتش
درست لحظه‌ی تلخی که آنطرف‌تر داشت


#محمدحسن_بیات_لو


@raziolhossein
👍 1
19:15
#امام_حسین_شهادت

قول زلالی به دل مرداب دادی 
از نان خود به سفره ی اعراب دادی

بی معرفت بودند که آبت ندادند
حتی به حیوان های آنها آب دادی

#یامظلوم

@raziolhossein
19:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_مناجات
#اسارت


ذکر شریف ارباب ، تسبیحِ مستجاب است
پس یاحسین گفتن ، اصلی‌ترین ثواب است

یک قطره اشک ما را ، هفتاد حج نوشته
اربابِ دست‌ودل‌باز ، از بس که خوش‌حساب است

یک بیت گریه کردیم ، صد جِلد معرفت شد
شوریِ اشکِ هیئت ، شیرین‌ترین کتاب است

جُونِ حسین باشی ، بوی بهشت داری
عطر لباس نوکر ، خوشبو تر از گلاب است

این منصبی که داریم ، با انتخابِ زهراست
مادر برای فرزند ، دنبالِ انتصاب است

ذکرِ مصیبتِ او ، تضمین خانه ی ماست
کاخ بدون روضه ، کاشانه‌ای خراب است

هرگاه گیر کردیم ، گفتیم:یا رقیّه
این نازدانه نامش ، در هر زمان جواب است

دوری وَبالمان شد ، زخمی به بالمان شد
یک سالِ بی زیارت ، بالاترین عذاب است

خرجیِ کربلا را ، پایِ نجف نوشتند
بانیِ اربعینش ، شخصِ ابوتراب است

اربابِ آب‌ها را ، لب‌تشنه سر بُریدند
از داغ حنجرِ او ، دل‌های ما کباب است

زینب میان کوفه ، جانش به لب رسیده...
سَرآستینِ پاره ، آخر کجا حجاب است؟!

آزار پشتِ آزار ، بازار پشتِ بازار
آل علی گرفتار ، دست همه طناب است

آن بانویی که گریان ، دنبالِ نیزه‌داران
هِی می دَوَد پریشان ، حس می کنم رباب است!


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1 😍 1
19:23
#امام_حسین_مناجات


بهر جارو زدن صحن تو مژگان داریم
جگر پاره ز داغ تو به دندان داریم

مو پریشان شده ی زلف پریشان توایم
ما در آشفتگی عشق تو سامان داریم

منت از دست طبیبان نکشیدیم دمی
چون به دستان شفابخش تو ایمان داریم

جانمان خرج عزایت نشود می میریم
ما فقط بین حسینیه به تن جان داریم

همه چشمیم، بِنه پا ، به خدا دلتنگیم
چند یعقوب در این کلبه‌ی احزان داریم

ما شنیدیم برات حرمت دست رضاست
انتظار نظر  از شاه خراسان داریم

كرم  دست تو  بدجور گدا می طلبد
بی سبب نيست اگر ميل كريمان داريم

نام تو برده شد و مادرت از راه رسيد
باز هم شکر ِ خداوند كه مهمان داريم


#جعفر_ابوالفتحی
#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
19:24
#امام_حسین_علیه_السلام


خاک، سردی با خودش می آورد، اما چرا
خاکِ تو آتش به جان شیعیان انداخته؟!

#محمدحسین_ملکیان


@raziolhossein
19:30
#امام_حسین_علیه_السلام
#روز_یازدهم


از بچه هات هیچ کسی کم نمی‌ شود
باشد بخواب، بدتر از این غم نمی‌ شود

باید چه کرد در وسط این حرامیان
با دست بسته مقنعه محکم نمی‌ شود

پیشانی ام که بوسه زدی را شکسته اند
مرهم حریف شدت دردم نمی‌ شود

هر کار می‌کنم بروند آن طرف، ولی
اوباش مانده دور و برم کم نمی‌ شود


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
19:34
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

مادرت خورده زمین تا که تو را دیده، چرا؟!
قاتلت این همه از قتل تو ترسیده چرا؟

به سر و صورت تو سنگ تراشیده زدند
خورده بر وجه خدا سنگ تراشیده چرا؟

بوسه بر زیر گلوی تو فقط حق من است
نیزه ای حق مرا خورده و بوسیده چرا

مگر این آب روان مهریه زهرا نیست؟
پسر مادر من با لب خشکیده چرا؟

آسمان را لب عطشان تو گریانده و شمر
پیش تو آب زمین ریخته خندیده چرا؟

نکند شمر دوباره به تنت سر زده است
بند بند تن عریان تو پاشیده چرا

همه ی حرف من این است که با خنجر کند 
گل پرپر شده ی باغ مرا چیده چرا؟!

آفتاب از تن عریان شده ات شرم نکرد؟
به تن بی سر تو یکسره تابیده چرا؟

به تو وابسته ام و بعد تو دق خواهم کرد
به تو احساس مرا کوفه نفهمیده چرا؟!

#یامظلوم

@raziolhossein
19:37
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام
#دوبیتی

به باد مشک و دریا روضه ی ماست
غمش امروز و فردا روضه ی ماست

قیامت هم ، دو تا دست بریده
به روی دست زهرا روضه ی ماست

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:39
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا #قتلگاه


از تشنگی و زخم به جسمش توان نبود
دورش به غیرِ لشگر آوازه خوان نبود

از پشتِ سر به پشت سرش سنگ میزدند 
حتی برای ثانیه ای در امان نبود

هربار گفت "واعطشا" سنگ و نیزه خورد
این رسم میزبانیِّ از میهمان نبود

تنگی جا و یک بدن و کوهی از سلاح
جایی برای آمدن دیگران نبود

دردِ هزار و نهصد پنجاه زخم تیغ 
مانند درد زخم زبان سنان نبود

افتاده بود زیر قدم های یک سپاه 
مردی که لایق قدمش آسمان نبود

با یک لباس کهنه سوی قتلگاه رفت 
اما غروب بر تن پاکش همان نبود

شاهی که سایه اش به سر کائنات بود
روی تن بدون سرش سایبان نبود

کنج تنور کوفه سرش بوی نان گرفت 
در شام، بوی نانِ سرش بود و نان نبود

#یامظلوم

@raziolhossein
👍 1
19:41
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


از آن زَمان که دور زِ کرب و بَلا شدم
بر هَر چه داغ و دَرد و بَلا مُبتَلا شدم

یک اربعین گُذشته و من آب رَفته ام
عُمری ست گوییا، که من از تو جُدا شدم

یک اربعین گذشته و لب تِشنه ام هنوز
گِریان به یادِ کامِ تو صُبح و مَسا شدم

یک اربعین گذشته و نیلی شُده رُخَم
چِهره کَبود، هَمسَفرِ نِیزه ها شدم

من زِینَبم که چِهره ی من فرق کرده اَست
حالا شَبیهِ حَضرَتِ خَیرُالنِّساء شدم

باید شَبیهِ مادَرِمان هَم شَوَم حُسین
آخَر سِپَر برای زَن و بَچّه ها شدم!

گیسوی من سِفید شُد و قامَتَم خَمید
بی کَس، اَسیرِ مِحنَتِ بی اِنتِها شدم

مَن روی ناقه ها و تو هَم روی نِیزه ها
مِهمانِ بَزمِ کوفه و شامِ بَلا شدم

هَر طور بود، باز کِنارت رسیده ام
زائر به پاره پِیکَرِ دَر بوریا شدم

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
31 August 2023
ش
01:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


ای سر‌به‌زیرِ محضرِ تو سربلندها!
داروندارِ زندگی مستمندها!

از آسمانِ خاکِ قدومِ تو آفتاب
می‌ریزد آنچنان که غبار از سَرَندها

باید به پای لشکرِ مویت سپر شکست
ای خاکسارِ تو سرِ قَدّاره‌بندها!

چادرْسیاه مادرتان خیمه‌ی عزاست
دوریم زیر سایه‌ی او از گزندها

ای چای تلخِ روضه‌ات أحلیٰ‌مِنَ‌العَسل!
بخشیده‌ای حلاوتِ آن را به قندها

شادند در هوای غمت کودکانِ اشک
حکمِ جنونِ ما شده این اشکْ‌خندها

از ریشه‌های پرچمِ تو عشق می‌چکد
ما را چه احتیاج به گیسو کمندها


#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
01:35
#امام_حسین_اربعین
#اربعین


بارِ دِگر به کَرب و بَلا پا گذاشتم
داغی دِگر بَر این دِلِ دَریا گذاشتم

چِهل روز پیش بود که روی هَمین زَمین
خود را کنارِ پِیکَرِ تو جا گذاشتم

تنهایی اَم، برادرِ خوبم، شُروع شُد
بوسه به روی حَنجَرِ تو، تا گذاشتم

می شُستَمَت به اَشک و، به این بود خوش، دِلَم
بوسه به جای بوسه ی زَهرا گذاشتم

رفتم به زیرِ سایه ی راسِ تو سوی شام
جِسمِ تو را به دامَنِ صَحرا گذاشتم

خاکِستَرَم کِنارِ رُقَیِّه به باد رَفت
روی تَنَش که سَنگِ لَحَد را گذاشتم...


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
01:40
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام



تمام عرش با هفت آسمان افتاده بر پایش
شبانه روز می چرخد زمین دورِ قدمهایش

نگاهش نافذ و گیراست مخصوصا دم ِ پیکار
صلابت پرور است و مردِ میدان! مثلِ بابایش

أباالفضل است و زانو میزند پیشَش فضیلت ها
به میدانِ جوانمردی و غیرت نیست همتایش

همینکه راه می آید فراری میشود دشمن
أشِدٌاءُ علَیَ الکفّار یعنی قدّ و بالایش

مبادا لحظه ای وقتِ غضب شمشیر بردارد
که عزرائیل می آید به همراهِ بلایایش

دخیلِ دستهایش بود اهل عالمی اما
علمدارِ همه عالم؛ رقیه بود دنیایش

برای دردمندان یک نخی از چادر زینب
به دورِ نسخه می پیچد؛ فدایِ این مداوایش

شنیدم از حسین بن علی دل برده هر لحظه
تبرّی و توَلّایش ، تولّی و تبرّایش

بنا شد در مصافِ کربلا؛ باشد فقط سقّا
به رویِ هر دو چشمش بود دستوراتِ آقایش

همین شد که نخورد آب و به جایش تیرِ بی وجدان
اصابت کرد بر آن چشم ِ از عصیان مُبرّایش

برایش نیزه ها را کاملا با زهر آغشتند
زدند و کِل کشیدند و مهیّا شد تماشایش

دو دستش شد قلم در علقمه باب الحوائج شد
به دستِ حضرتِ زهرا محوّل
تسلایش


#م_عاطفی

@raziolhossein
01:42
#امام_حسین_شهادت
#روز_یازدهم #قتلگاه


دَر قَتلِگاه آمدم و سَر نداشتی
جایی بدونِ زَخم به پیکَر نداشتی

دیدم تو را، چه دیدَنی اِی پاره ی دلم...
حَتّی لباسِ کُهنه ای دَر بَر نداشتی

جُز روی حَنجری که، هَمه بوسه اَش زدند
جایی برای بوسه ی خَنجَر نداشتی؟

زینب بمیرد، این همه خونی شُدی چرا؟
خواهر شود فَدای تو، یاوَر نداشتی؟

تَه مانده های پیرُهَنَت هَم رُبوده شُد
چیزی برای غارَتِ لَشکَر نداشتی...

اِی وای... سینه ی تو پُر اَز جای پا شُده
یکی دو تا که اِرث زِ مادَر نداشتی

بی کَس شُدی، زِ پُشتِ سَرَت نِیزه خورده ای!
حَق می دَهَم حُسِین، بَرادَر نداشتی!


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
😭 1
01:50
#حضرت_قاسم_علیه_السلام
#حضرت_قاسم_مدح
#حضرت_قاسم_شهادت


آفتاب علی الدوام حسن
سحر مسجد‌الحرام حسن
ماه زیبای پشت بام حسن
حسنی زاده‌ای به نام حسن

ای حُسینی ترین سلام حسن

مثل دریا به جزر و مد عباس
بینِ اَبروت بوسه زد عباس
گفت پیشت علی مدد عباس
می‌روی و تمام قد عباس

ایستاده به احترام حسن

جلوه‌ی بی نظیرِ شیر جمل
نوجوان دلیر شیر جمل
روشنیِ ضمیر شیر جمل
جگر شرزه شیر شیر جمل

شد نصیبت همه مرام حسن

جلوه ی نور پنج تن قاسم
دومین نسخه‌ی حسن قاسم
مردِ پیکار تن به تَن قاسم
یَلِ بی باک و صف شکن قاسم

ای قیامت شده قیام حسن

تیغ تیز تو می‌کند غوغا
شیوه‌ی رزمِ تو خود مولا
رجزت مثل مجتبی زیبا
ازرق شام و بچه هایش را

می‌کُشی مُنتها به نام حسن

چار شانه ؛ نه آبشاری تو
استواری تو اقتداری تو
نوه ی شاه ذوالفقاری تو
صاحب تیغ آبداری تو

ای علی اکبر نیام حسن

مدد از نامت استغاثه ی ما
دم زدن از تو ذکر خاصه ی ما
رزم تو بخشی از شناسه ی ما
وصف جنگیدنت حماسه ی ما

رجزت حامل پیام حسن

طاق محراب ؛ کنج ابرویت
شانه کرده نسیم گیسویت
رعد و برق است نعره‌ی هویت
میمنه ؛ میسره ، ثناگویت

یک تنه لشکر نظام حسن

دفترت را بگو غزل اُفتاد
شوکت و هیبت ازل اُفتاد
در پِیِ جانِ تو اجل اُفتاد
بر زمین شیشه‌ی عسل اُفتاد

تَرَک اُفتاده بین جام حسن

به روی خاک جا به جا شده‌ای
هدف زخم سنگ ها شده‌ای
زیر سم خُرد و نخ نما شده‌ای
زیر پا مانده ، بیصدا شده‌ای

قد کشیده شدی ؛ تمام حسن!


#محمدحسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
01:51
#حضرت_عبدالله_بن_الحسن
#دوبیتی

دلم پیش تو باقی مونده، رفتم
حلالم کن نگو ناخونده رفتم

خودت گفتی عموت تنها نمونه
ببین تنهای تنها مونده، رفتم...

#محسن_عسکری

@raziolhossein
01:52
#اصحاب


تا چراغ خیمه‌ی ارباب روشن می‌شود
فرق بین بیعتِ اصحاب روشن می‌شود

عاقبت در دامن عشقِ حسینی، زاده شد
مثل «حر بن ریاحی» هرکسی آزاده شد

هم «حبیب» و هم «وهب» تا پای جان دارد حسین
عاشقانِ جانْ به کف، پیر و جوان دارد حسین

یاوری دیگر نمانده تا بیاید در خروش؟
بانگ هل من ناصر از گودال می‌آید به گوش

کاش من هم بودم آن‌جا، سر به‌راهش می‌شدم
روسپید عشق چون «جونِ» سیاهش می‌شدم


#سیده_ت_حسینی

@raziolhossein
01:57
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا #گودال


حیدر رسیده بود ، پیمبر رسیده بود
همراه این دو ، سوره ی کوثر رسیده بود

خواهر دوید سمت برادر ولی دریغ
آن لحظه ای رسید که لشکر رسیده بود

از خاتم حسین ، تعاریف بی شمار
به گوش ساربان ستمگر رسیده بود

کار عصا و نیزه و شمشیر شد تمام
نوبت به شمر و سینه و خنجر رسیده بود

خنجر نمی برید گلوی حسین را
به بوسه گاه حضرت مادر رسیده بود

حق داشت زینبی که به صبرش ملقب است
با قتل صبر ، صبرش اگر سر رسیده بود

هنگام ظهر کشتن آقا شروع شد
اما غروب ، کار به آخر رسیده بود

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
👍 1
01:59
#امام_حسین_علیه_السلام


چیزی نداشتیم اگر این غم نداشتیم
این غم نبود یک دلِ خُرم نداشتیم

تو آمدی برای همه ، این زمین اگر
قدرِ تو می‌شناخت جهنم نداشتیم

عالم اگر که صیحه‌ی زهرا نمی‌شنید
باز این چه شورش است  در عالم نداشتیم

ما هیچ چیزمان که شبیه شما نبود
ای وای اگر که گریه‌ی باهم نداشتیم

خرجی نبود و خرجِ عزای تو می‌شدیم
خرجی نداشتیم ولی کم  نداشتیم

ما را حسین تا به قیامت بزرگ کرد
ما بی حسین هیچ  نه آنهم نداشتیم

زینب اگر نبود و علم را نمی‌گرفت
این های هایِ  محرم نداشتیم

ممنونِ بوریام  اگر بوریا نبود
چیزی برای آن تنِ دَرهم نداشتیم


#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:01
#حضرت_قاسم_شهادت


نیزه پس از نیزه میان پیکرش بود
خنجر پس از خنجر میان حنجرش بود

این سو حسین ابن علی خون گریه می کرد
آن سو عزادار عزایش مادرش بود

آن گاه که بر پهلویش می خورد نیزه
تصویر زهرا پیش چشمان ترش بود

بی شک میان جسم او راهی نمی یافت
شمشیر اگر از معرفت چیزی سرش بود

قاسم به زیر دست و پای یک سپاه و
شمر لعین مشغول مدح لشکرش بود

با این همه سختی ، خدا را شکر در دشت
تنها نبود و شاه بالای سرش بود


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
02:03
#امام_حسین_علیه_السلام
#امام_حسین_شهادت


شرح غمهای شما را چه کسی می فهمد
روضه ی کرببلا را چه کسی می فهمد

اینکه سلطان جهان بر بدنش جای کفن
بوریا رفته خدا را چه کسی می فهمد

تیغ و شمشیر مگر کم شده در کرببلا
معنی سنگ و عصا را چه کسی می فهمد؟

غیر بابای، پسر اربن و اربا دیده
چیدن تن به عبا را چه کسی می فهمد

اینکه در اوج کرم باشی و مجبور شوی
بزنی رو به گدا را چه کسی می فهمد؟

غیر سقا که شکوهش همه از غیرت بود
ناله واعطشا را چه کسی می فهمد؟

جز دلِ سوخته ی عمه ی سادات، غمِ
تن در دشت رها را چه کسی می فهمد

غیر آن دختر گم گشته ی در صحرا،درد
پای پر آبله ها را چه کسی می فهمد

داغ شرمندگی خون خدا بر سر نی
روبه روی اسرا را چه کسی می فهمد


#حسن_کردی

@raziolhossein
1 😭 1
02:05
#امام_حسین_مناجات



سلام ای عزیز دل ما حسین
حبیبی تصدّق علینا حسین

کس و کار ما آبرو دار ما
همه ثروت ما ز دنیا حسین

کسی حال مارا نپرسیده بود
یکی یاد ما کرد..تنها حسین

از آن دم که واشد زبانم به حرف..
به من گفت مادر..بگو یا حسین!

زمین خورده بودم..به افتادنم..
همه خنده کردند..الا حسین

بنا بود رسوای عالم شوم..
خرید آبروی گدا را حسین

همه بنده هستند و مولا حسن
همه عبد هستند و آقا حسین

ضرر کردم از با همه بودنم..
رفاقت فقط با یکی!با حسین!

نشستم به پایین مجلس ولی..
مرا برد بالای بالا حسین

مرا میبری کربلا بازهم؟؟
مرا پر بده باز آنجا حسین

زمین خوردی و مادرت ناله زد
نزن دست و پا پیش زهرا حسین


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2
02:07
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#رباعی


آن قوم که خواستند پر پر بشوی
بر دست پدر  شهیدِ بی سر بشوی

ای کودک شیرخواره می‌ترسیدند
از اینکه تو هم علیِ اکبر بشوی

#س_کرمانی

@raziolhossein
👍 2
ش
16:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#کربلا


به هر لاله‌ی داغداری از این خاک
به هرگوشه ای و کناری از این خاک

نشان جگر گوشه هایی است پرپر
دمیده به هر رهگذاری از این خاک

بیا پابرهنه که چون شعله طور
برآمد سر نی سواری از این خاک

چنان میل سرمه سر چشم بگذار
به پایت اگر رفت خاری از این خاک

سزد آسمان تا ابد خون بگرید
که دارد رخ شرمساری از این خاک

مدام از خجالت گل آلوده گردد
بجوشد اگر چشمه‌ساری از این خاک

به صدرنگ بوی جگر می تراود
اگر سربرآرد شراری از این خاک

از این بیشه بی زهره شیر مگذر
که بیرون زده شیرخواری از این خاک!

چو شام غریبان شود روز آن کس
که رفته است صبح خماری از این خاک

شود از شمار غبارش فزون تر
مصائب اگر برشماری از این خاک

به صحرای محشر قیامت توان کرد
اگر برده باشی غباری از این خاک

الهی که از گور عریان برآیم
کفن گر برم یادگاری از این خاک
16:35

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
16:39
#امام_حسین_مناجات



روضه در دیده من آب بقا ریخته است
که در این کاسه دل خون خدا ریخته است

توتیا هر ملک از روضه داغت ببرد
بس که در بزم تو خاکستر ما ریخته است

اشک خود می خورم و نازطبیبان نکشم
در قنوت نظرم روضه شفا ریخته است

چادر مادر تو اشک مرا میگیرد
اشک از دیده بر این عرش خدا ریخته است

من نمک گیر توام روز ولادت پدرم
در دهان تربتی از کرببلا ریخته است

کربلا خاک شفا دارد اگر حق دارد
پاره های بدنت در همه جا ریخته است

گنج پیدا شده گویا ته گودال بلا
لشکری بر سر یک جسم چرا ریخته است


#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
👍 1
16:43
#امام_حسین_مناجات
#امام_حسین_شهادت
#شب_جمعه


شب جمعه به دل هوا دارم
در سرم شور کربلا دارم

شب جمعه دوباره پَر بزنم
در خیالم به دوست سر بزنم

گوشه‌ی قتلگاه می‌آیم
با دَمِ آه آه می‌آیم

مادرش آمده‌ست می‌دانم
روضه‌ی  "یابُنَیَّ" می‌خوانم

دو سه خط روضه، هر که هر جا رفت
دل من پا به پای زهرا رفت

(تا كه او بيشتر نفس مي‌زد
بيشتر مي‌زدند زينب را)

(تيغشان مانده بود در گودال
با سپر مي‌زدند زينب را)

شب جمعه‌ست روضه‌خوان  زهراست
مجلسی گوشه‌ی حرم بر پاست

یکی از گودی زمین می‌خواند
یک نفر روضه این‌چنین می‌خواند

(لب گودال خواهر افتاده
ته گودال مادر افتاده)

(آن طرف‌تر برادری تنها
بین یک مشت خنجر افتاده)

(عزت آب و آبروی حرم
زیر یک چکمه بی سر افتاده)

شب جمعه‌ست مبتلا شده‌ایم
باز مهمان کربلا شده‌ایم

رو به سمت حرم بایست به او
السلام علی الحسین بگو


#سیدروح_الله_مؤید


@raziolhossein
👍 1
16:45
#حضرت_رباب



آه از دل رباب امان از دل رباب
سوزد دل تمام جهان از دل رباب

جانها رسیده اند به لب از غم حسین
دلها کشیده اند فغان از دل رباب

صبح و مسا به گریه ی ششماهه ی رباب
خون گریه کرد امام زمان از دل رباب

زینب که داشت صبر عظیمی به کربلا
صبر اینچنین نداشت گمان از دل رباب

در بین داغ های توانکاه کربلا
داغی گرفته است توان از دل رباب

توصیف داغ آن دل خونین که میکند؟
لکنت گرفته است زبان از دل رباب

دانی که تیر وقت وداع کمان چه گفت؟
آهی کشید و گفت امان از دل رباب

تیر سه شعبه کرد اصابت سه جا ولی
اول گرفته بود نشان از دل رباب

بوسید حلق اصغر و بازوی شاه دین
وانگه گذشت ناله کنان از دل رباب

تیر و کمان دو چشمه ی خون باز کرده است
تیر از دل حسین و کمان از دل رباب

زان خون که شد به چشم رباب از دلش روان
یارب به چشم ما برسان از دل رباب

زیرا به چشم گریه کنانش دو چشمه خون
تا صبح محشر است روان از دل رباب


#مرتضی_جام‌_آبادی

@raziolhossein
👍 3
16:48
#امام_حسین_زیارت
#رباعی

فطرس برسان سلام ما را به حسین
با او بگو ای به مصطفی نور دو عین

مشتاق زیارت  تو و عباسیم
ما را برسان شبی به بین الحرمین

#سیدجواد_محمدی

@raziolhossein
16:54
#امام_حسین_علیه_السلام


آنکه جانان طلبد بهر چه خواهد جان را؟
ترک جان گوی اگر می‌طلبی جانان را

قرب جانان هوس هر دل وجانی‌ست ولی
دل کسی داد به جانان که نخواهد جان را

کیست آن بنده زیبنده به جز نفس #حسین
که به لطفی اثر از قهر برَد سبحان را؟

بحر موّاج کرم اوست که با تشنه لبی
نخورد آب و دهد آب، لب عطشان را

خالق عزوجل کرد ز ایجاد حسین
ختم بر امّت خاتم، کرم و احسان را

دید پیش از گِل ما، بار گنه بر دل ما
کآفرید از پی این درد، خدا، درمان را

مظهر اسم "عفُوّ" ست چو این منبع جود
مغفرت جوی و بدین اسم بجو غفران را

رحمت واسعه نامش برِ خاصان خداست
که رحیمیّت از این اسم بود رحمان را

یادِ ابروش به چشم دل من شمشیری‌است
که بدین تیغ، موحد بکشد شیطان را


#فؤاد_کرمانی


@raziolhossein
1
16:55
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام



گشت قنداقه‌ات به دور سرش   
این چنین بود که شدی قمرش

مادرت خویش را کنیزش خواند
پدرت بود اگرچه که پدرش

پدرت گفته بود خواهی شد
روزگاری فدایی پسرش

بوسه‌های پدر اثر دارد
این چنین دستهات شد سپرش

آه از چشم‌های خونینت
آه از داغ چشم‌های ترش

تیری از پیکرت نشد بکشد
چقدر تیر می‌کشد جگرش

چه بگویدبه کودکان حرم
می‌کشد اهل خیمه را خبرش

بعد تو خیمه بر زمین افتاد
بعد داغت شکسته شد کمرش

دور دیدند چشم‌هایت را
سر نیزه اگر که رفت سرش

می رسد تا اسارت این روضه
زینب و بی تو بودن و سفرش


#س_کرمانی

@raziolhossein
4
16:58
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


آرام کمي راه براي پدرش رفت
يکباره شکسته شد از اينکه پسرش رفت

انداخت نظر بر قد وبالاي جوانش
مي سوخت از اين غصه که آن همسفرش رفت

تا گفت علي ابن حسين ابن علي ام
هي نيزه پس از نيزه به سمت کمرش رفت

يک ضربه ي شمشير به فرق سر او خورد
آن ضربه چنان بود که تا عمق سرش رفت

گم کرد عقاب از غم او راه حرم را
آنجا که نبايد ببرد همسفرش رفت

هي ضربه پس از ضربه به روي بدنش خورد
فرياد کشيد و سوي خيمه خبرش رفت

افتاد به سمت علي اکبر پدرش راه
افتاد زمين سو ز دوتا چشم ترش رفت

با کنده ي زانو پدر پير وشکسته
آرام کنار پسر محتضرش رفت


#محسن_صرامی


@raziolhossein
17:05
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت آن داغ دیده را

یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را

آن دیگری برو بفشاند گلاب و شهد
تا تقویت کند دل محنت کشیده را

یک جمع دعوتش به گل و بوستان کند
تا برکنندش از دل، خارِ خلیده را

جمع دگر برای تسلای او دهند
شرح سیاهکاری چرخِ خمیده را

القصّه! هر کسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را

آیا که داد تسلیت خاطرِ حسین
چون دید نعش اکبر در خون تپیده را؟

آیا که غمگساری و اندُه بری نمود
لیلای داغ دیدۀ زحمت کشیده را؟

بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانۀ مرغ پریده را

#ایرج_میرزا

@raziolhossein
👍 4
17:08
#امام_حسین_علیه_السلام


در شام، چون یزید ز طغیان حیا نمود
شد خسته از شقاوت و ترکِ جفا نمود

تا رفت توسنِ ستم و جور و ظلم راند
چون لنگ شد ز قهر، در لطف وا نمود

یعنی ز رنج‌ و محنتِ بی منتهای شام
میلِ رهائی حرمِ مصطفی نمود

باور مکن که کرد ترحّم به حالشان
یا این عمل برای رضای خدا نمود

اسباب پرده پوشی خذلان خویش جست
در این خیال ناوک ظلمش خطا نمود

از بحرِ دفع سرزنشِ کافر و مجوس
احسان به اهلِ بیتِ شهِ لافتی' نمود

سُخریّه را به اسمِ محبّت به خرج داد
از روی بغض خنده ی دندان نما نمود

ظالم، کبوترانِ حریمِ جلال را
بگرفت و بال بست و شکست و رها نمود

یک دودمان ز آلِ علی را یتیم کرد
یک جا اسیر پنجه ی آلِ زنا نمود

جرّاره وار مار صفت نیشِ خویش زد
آنگه بنای چاره و فکر دوا نمود

از تیشه کند ریشه ی گلزار دین و بعد
با شاخه اش حکایت نشو و نما نمود

یعنی ز بعدِ قتلِ جوانانِ فاطمه
بنیادِ عذر خواهی زین العبا نمود

بگشود دستِ دخترِ شیرِ خدا ز بند
وانگه به چشمِ خلق به ایشان عطا نمود

زنجیر را ز گردنِ زین العبا گشود
بیمار را خلاص زِ قیدِ بلا نمود

هر حاجتی که قبله ی حاجاتِ خلق داشت
آن ناروای کافرِ بی دین روا نمود

هر غارتی که از حرمِ شاه برده بود
تسلیمِ شاهزاده ی بی اقربا نمود

داغِ درون زینب و کلثوم تازه کرد
مشت زری به خونِ حسین خونبها نمود

دنیا پرست داشت محبّت به سیم و زر
از خود قیاس رتبه ی آلِ عبا نمود

پنداشت آنکه کشت حسین را و شد تمام
یا می توان که خونِ خدا زیر پا نمود

از شام خیمه سوختگان حجازِ را
قلبِ شکسته عازمِ کرب و بلا نمود

آه از دمی که عترتِ غم پرورِ نبی
در روی تربتِ شهِ لب تشنه جا نمود

زینب چو مرغِ تازه برون رفته از قفس
از ناله پر ز خون، دلِ ارض و سما نمود

نزدِ برادر از سفر شام و کوفه اش
شرحِ غمِ اسیری خود را ادا نمود

زین العبا ز یادِ لب تشنه ی پدر
در آبِ چشم خویش به حسرت شنا نمود

لیلا ز همرهان و عزیزان در آن دیار
یک یک سراغِ اکبرِ یوسف لقا نمود

کلثوم در مصیبتِ عباس و نو عروس
شیون برای قاسمِ نو کدخدا نمود

آن یک به قتلگاه به شیون که شمرِ شُوم
اینجا سر حسینِ من از تن جدا نمود

آن یک دوید در برِ زینب که بابِ من
در این مکان به لجّه ی خون دست و پا نمود

هر کودکی به ناله که در این زمین، فلک
ما را به دردِ بی پدری مبتلا نمود

هر نورسی به گریه که با حلقِ تشنه شمر
اینجا جدا سرِ پدرم از قفا نمود

آن در فغان که داغِ علمدارِ کربلا
اینجا قد رسای حسین را دو تا نمود

آن در امان که شمر ز نعش پدر مرا
در این زمین به ضربت سیلی جدا نمود

بعد از نوای نالهٔ حریمِ شهِ امم
سوی مدینه رو زِ صفِ کربلا نمود

صامت همیشه بوَد عزادار و اشکبار
تا از جهان مقام به دارِ بقا نمود


#صامت_بروجردی

@raziolhossein
👍 2
17:10
#حضرت_علی_اکبر_شهادت


پدر به نعش پسر این چنین نظر نکند
به اختیار کسی شعله در جگر نکند

اگر که قاصدی آرد خبر زمرگ جوان
حیا کند پدرش را از آن خبر نکند

نمود نسل مرا قطع ابن سعد لعین
امیدم آنکه نهالِ دلش ثمر نکند

چسان خبر برسانم به مادرت لیلا
که خاک ماریه را زاشکِ خویش تر نکند

تُرا چگونه گذارم به روی ریگ روان
فتاده باشی و کس بر تنت نظر نکند¹

زجای خیز که تا سوی خیمه ات ببرم
که بی تو خواهرت اندر حرم گذر نکند

زداغ مرگ تو آخر خمیده شد کمرم
کمان قَدِ پدری چون غم پسر نکند

به نوجوانی تو جان انس وجِنّ سوزد
ولی به منقذ بی دین فغان اثر نکند

اگر که باد برد این خبر برِ صُغرا
یقین بدان که دگر خواهش سفر نکند

ستاده ام من و تو خفته ای برابر من
پسر چنین حرکت در برِ پدر نکند

بس است صالح مدّاح ذکر این ماتم
نمود نظم تو کاری که نیشتر نکند


#ملانصرالله_دزفولی

@raziolhossein
17:12
#حضرت_اباالفضل_شهادت


می رَفت و جُز شَریعه به جایی نَظَر نداشت
از بیقراریِ دلِ او کَس خَبَر نداشت

تنها به فکرِ تشنگیِ اَهلِ خیمه بود
با مَشک، احتیاج به تیغ و سِپَر نداشت

چَشمِ تَرَش به خُشکیِ لب خنده میزد و
یک جُرعه بَهرِ رَفعِ عَطش آب بَر نداشت

پُر کرد مشکِ آب و روان سوی خیمه شد
طفلِ حَرَم نیاز، جُز این مُختَصَر نداشت

دستانِ او، به آب چو تَر شد، به گِریه گفت:
باید برای رَفتنِ تا خِیمه پَر نداشت

دَستی که بود نیروی خِیمه، بُریده شد
اَمَّن یُجیبِ خواهَرِ او هم اَثَر نداشت

وقتی که مَشکِ آب به دَندانِ خود گرفت
در یاد، غِیرِ دُخترِ خونین جِگَر نداشت

میخواست تَر کُند لَبِ طِفلِ رُباب را
امّا مَگر که حَرمَله تیرِ سه پَر نداشت!

یک تیر، آب و آبِرویش را به خاک ریخت
تیری که غِیرِ خوب دَریدَن، هُنَر نداشت

تیری نَمانده بود به میدانِ جَنگ که
گُلبوسه ای زِ پیکَرِ عَبّاس بَر نداشت

آن نِیزه ای که دَر کَفِ اِبنِ طُفِیل بود
غِیر اَز شِکافِ اَبروی او زیرِ سَر نداشت

شَقُّ القَمَر شُدن به تو اِرث اَز علی رِسید
این آسمان شَبیهِ تو هَرگز قَمَر نداشت

ماهِ مُنیرِ کرب و بلا در خُسوف رفت
اُفتاد روی خاک و فُروغی دِگَر نداشت

زَهرا کِنارِ پیکرَش آنقَدر گِریه کرد
اِنگار روی خاک بِجُز او پِسَر نداشت


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 3 😭 3
17:13
#حضرت_اباالفضل_علیه_السلام


زانو زده دوعالم، در محضر اباالفضل
درس ادب گرفته، از منبر اباالفضل

روز الست دست، ساقی حوض کوثر
از باده وفا ریخت، در ساغر اباالفضل

یاد حسین بوده، آرام خاطر او
نام حسین نقش، انگشتر اباالفضل

یک‌عمر بوده این مرد، یاری کننده‌ی خلق
در کربلا نشد کس، یاری‌گر اباالفضل

با دست خالی آمد، در قتلگاه دشمن
مژگان تیر خورده، شد لشکر اباالفضل

از بس که تیر و نیزه، روی تنش نشسته
چیزی نمانده دیگر، از پیکر اباالفضل

مثل علی است اما، با اندکی تفاوت
جای عمود مانده، روی سر اباالفضل...


#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
3 September 2023
ش
17:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


دستم ز دامن تو نگردد رها حسین
ای دستگیر نوکر بی دست و پا حسین

جز تو کسی به کاسه ی ما اعتنا نکرد
تنها امید ظرف غذای گدا حسین

هر کس مسیر عاشقی اش را سوا نکرد
فردای حشر میکند او را سوا حسین

حب تو ترس معصیتم را زیاد کرد
ای مظهر تجلیِ خوف و رجا حسین

حکم قبول بندگی ماست با خدا
حکم قبول نوکریِ ماست با حسین

آدم برای گریه به تو آفریده شد
بانیِ خلقت همه ی انبیا حسین

دمنوش روضه ات دَمِ عیسی ابن مریم است
هر چایخانه ات شده دارالشفا حسین

در کشتی نجات رقیه است ناخدا
ما را همین سه ساله رسانده است تا حسین

ذکر تو را به روی لبم مادرت گذاشت
سرمایه ی محبت زهراست یا حسین

هر گاه بی قرار حریم تو میشویم
باید پناه برد به صحن رضا حسین

دلشوره ی زیارت تو میکُشد مرا
این اربعین مرا برسان کربلا حسین

مقتل نوشته است نفس میزدی هنوز
وقتی که بست نیزه دهان تو را حسین

جسمت به راحتی نشود جمع و جور وای
آخر کشید کار تو بر بوریا حسین

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
17:18
#امام_حسین_مناجات



بی مهر تو که راه نجاتی نداشتیم
در نامه عمل حسناتی نداشتیم

توفیق خرج کردنِ ما در بساط تو
آری نبود اگر،  برکاتی نداشتین

ما زنده ایم تا که فقط نوکری کنیم
بهتر از این دلیل حیاتی نداشتیم

آن لحظه ای خوش است که در بین روضه ایم
بی روضه ات چنین لحظاتی ندلشتیم

بت خانه بود جای تمامی ما اگر
چون کربلای تو عتباتی نداشتیم

تنها دلیل قاطع اسلام ما تویی
یعنی که بی تو صوم و صلاتی نداشتیم

در کوی تو‌ مقرب درگاه حق شدیم
بی نوکری تو‌ درجاتی نداشتیم


#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:19
#حضرت_رباب
#حضرت_علی_اصغر_شهادت


خبر رسیده به من ای فرشته های خدا
سپرده اند علی اصغر مرا به شما

سپرده اند که از شیر دایه های بهشت
بنوشد وبشود مرحمش که فیه شفا

ولی ملائکه من مادرم دلی دارم
هنوز دل نگرانم برای آن لبها

هنوز دل نگرانم برای طفلی که
مرا گذاشته با گاهواره اش تنها

بگو فرشته که آرام تخت خوابیده است
بگو که دست خدا تاب میدهد ما را

شده است دست پدر حال حجر اسماعیل
بگو طواف کنندش فرشته ها به دعا

برای ذبح عظیمی که نظر حق کردیم
گرفته ایم چه شبها به گریه اش احیا

نخورده اصغر من بی وضوی من شیری
نداده بوسه به او جز به نام حق بابا

برای اصغر من زمزمی بجوشانید
قسم به مروه شما را قسم به سعی و صفا

جواب گریه ی او را خدا پسند دهید
که تلخ داده جوابی به گریه اش دنیا

سفارش پسرم را نمیکنم دیگر
علیست زندگی ام جان او و جان شما


#ا_سادات_هاشمی

@raziolhossein
17:23
#امام_حسین_مناجات
#امام_حسین_علیه_السلام


ماه را در مَسلَکِ شب می کند مَعنا حسین
در دلِ تاریکیِ دنیا،چراغ ما؛حسین

وقت اوج بی کسی پشت مرا خالی نکرد
وقتِ تنهایی به دادم می رسد تنها حسین

یک به یک ما را حسین آورد و با هم دوست کرد
تک تکِ ما قطره ایم و حضرتِ دریا؛حسین

زحمتش را او کشید و رحمتش بر ما رسید
خون خود را خرج کرده پای خیلی ها،حسین

کُلُّهُم نورٌ عَلیٰ نورَند معصومین ما
بین این ارباب‌ها، ارباب بی همتا ؛ حسین

کودک شش‌ماهه ی این‌ قوم،پیرِ عالَم است
رُشد اگر می کرد او می‌شُد یاور باباحسین

سنگ و چوبِ خانه ی ما عطر سیبش را گرفت
آنقَدَر زیرِ لبش می گفت بابا : یا حسین!

روضه ی رضوان بدونِ روضه مثلِ دوزخ است
اصلِ جنت مجلسِ گریه‌ است..،آن هم با حسین

هرکه بالاخواه بَزمِ هیئتش درآمده
پرچمش را روز محشر می برد بالا حسین

قدردانی کردن از هر سینه‌زن با فاطمه است
ایستاده پیش در با مادرش زهرا،حسین

آی نوکر! اربعین را از حسن درخواست کن
رد نخواهد کرد حرف این برادر را حسین

هر زمانی گیر کردم زود گفتم:یا حسن
تا گره را وا کند از کار من درجا حسین
.
.
کوچه و بازار ناموس علی را زجر داد
خواهری فریاد می زد: آه و واویلا حسین

هر کُجا افتاد از نیزه،رباب از هوش رفت...
پیش پای حرمله می شد سرش پیدا،حسین


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
4 September 2023
ش
09:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت


غمی بزرگ در دلم، مرا عذاب می‌دهد
تورا صدا که می‌زنم؛ سنان جواب می‌دهد

برای بار اوّل است، خودم سوار می‌شوم
کار رسیده تا کجا! فضّه، رکاب می‌دهد

مقابل نگاه یک سپاه، می‌خورم زمین
همین‌که شمر ناقه‌ی مرا شتاب می‌دهد

نداشت فایده قسم به کوفیان؛ تو سوختی
نشسته دخترت، قسم به آفتاب می‌دهد

شیر درست می‌شود؛ گریه بلند می‌شود
همین‌که برلب خودش، رباب آب می‌دهد


#یامظلوم

@raziolhossein
😭 3
9 September 2023
ش
05:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
05:50
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد
#رباعی


مِن یوم ازل الی الابد ادرکنی
مولا ز تو می خواست مدد! ادرکنی

ای شیرزنِ دو عالم! ای مادر شیر
یا فاطمه ی بنت اسد ادرکنی
.
۲۳ صفر سالروز وفات حضرت اُمّ الحیدر
به *نیابت از مولایمان امیرالمومنین* هدیه به مادر بزرگوارشان صلواتی بفرستیم.

#محمد_حسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
2
05:52
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد


از پنجره ی عرش به دنبال رصد بود
از روز ازل ، حامل اسرار ابد بود ...
مبهوت احد ، محو تماشای صمد بود
ام اسد الله که فرزند اسد بود ...

این شیرزن از هاشمیان نام و نشان داشت
در رگ رگ او سوره ی کوثر جریان داست


سر سلسله ی هرچه نکو فاطمه بوده است
سر چشمه ی اسرار مگو فاطمه بوده است
در آیه ی تطهیر ، وضو فاطمه بوده است
هم همسر و هم مادر او فاطمه بوده است

آن حیدر کرار که شاه دو جهان است ...
نامش به خداوند قسم روح اذان است


جز عشق در این جاده کسی همسفرش نیست
جز نور خدا ، آینه ای دور و برش نیست
جز احمد مختار ، کسی تاج سرش نیست
انگار نه انگار ، محمد پسرش نیست ...

این زن که پس از آمنه شد مادر احمد
این زن که در آیین ادب بود سرآمد ...


دریا شده با دیدن او غرق تلاطم ...
باران شده هر قطره پر از نور و تبسم
دیدند که گردیده در آغوش خدا گم
از کعبه برون آمد و در روز چهارم ...

گردید گرامی تر از آسیه و مریم ...
مکه پس از آن بود که گردید مکرم


ایزد صدف و گوهر خود را به تو بخشید
شمس و قمر و اختر خود را به تو بخشید
دردانه ی پیغمبر خود را به تو بخشید
تسنیم ترین کوثر خود را به تو بخشید

در عرش ، عروس تو شده حضرت زهرا
تو ام علی هستی و او ام ابیها ...


توفیق ابوطالب از اذکار تو بوده است
خوشبخت اسیری که گرفتار تو بوده است
خاک قدم جعفر طیار تو بوده است
دل باخته ی حیدر کرار تو بوده است

حیدر پسرت گوهر تابنده ی کعبه است
ای آنکه قدوم تو شکافنده ی کعبه است


کعبه پس از این واقعه لبخند به لب شد
شعبان رمضانی ست که مبهوت رجب شد
زیتون که به قربان علی رفت رطب شد
فرزند تو فخر عجم و شاه عرب شد ...

حیدر همه ی عمر ، تو را سرور خود خواند
پیغمبر اسلام تو را مادر خود خواند ...


#احمد_علوی

@raziolhossein
05:52
#حضرت_فاطمه_بنت_اسد
#فاطمه_بنت_اسد #بنت_اسد
#رباعی

رفت آمنه از مهر تو آکنده شدم
از مادری ات چقدر شرمنده شدم

در قبر تو خوابیدم و بر خاسته ام
یعنی ز غم تو مردم و زنده شدم


#میثم_مومنی_نژاد

 علامه مجلسی از علل الشرایع صدوق از امام صادق روایتی را نقل کرده
که پیامبر برطبق وصیتی که فاطمه بنت اسد کرده بود پس از مرگ وی پیراهنش را برای کفن کردن فاطمه بنت اسد داد. .
سپس بر بدن فاطمه نماز میت خواند. پیامبر در تشییع جنازه او شرکت کرد تا به قبرش در قبرستان بقیع رسید.

پیامبر داخل قبر شد و در آن دراز کشید، آن‏گاه برخاست و جنازه را با دست خود گرفت و درون قبر گذاشت.

 @raziolhossein
👍 3 2
10 September 2023
ش
12:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.4 KB
12:37
#برگشت_به_مدینه
#دوبیتی


دگر این کاروان یاسی ندارد
که با خود شور و احساسی ندارد

بیا ام البنین برگشته زینب
ولی افسوس عباسی ندارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
11 September 2023
ش
22:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 120.6 KB
👍 1
22:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.8 KB
22:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.6 KB
22:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
22:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
👍 2
22:44
#حضرت_رسول


نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت
برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت
نخواست اجر رسالت ولی دو گوهر پاک
میان ما دو امانت به یادگار گذاشت

دو گوهری که عزیزند چون نبوت او
یکی کتاب خدا و یکی‌ست عترت او

از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود
همه هدایت او نیز در ولایت بود
مودتی که ز ما خواست بر ذوی القربی
از او به ما کرم و عزت و عنایت بود

خطاب کرد که این هر دو اعتبارِ هم‌اند
هماره تا ابد الدهر در کنار هم‌اند

به حق که این دو همانند نور و خورشیدند
که از نخست به قلب بشر درخشیدند
چهارده سده بگذشته هم‌چنان شب و روز
ز هم جدا نشدند و فروغ بخشیدند

چنان که نور و چراغ‌اند لازم و ملزوم
یکی‌ست مکتب قرآن و چارده معصوم..

سوای قرآن، مؤمن فنا بُوَد دینش
بدون عترت هرکس خطاست آیینش
کسی که گفت کتاب خداست ما را بس
کند هماره خدا و کتاب نفرینش

به آیه آیۀ قرآن قسم، بُوَد معلوم
که دین شیعه کتاب است و چارده معصوم

چهارده مه تابنده، چارده اختر
چهارده صدف نور، چارده گوهر
چهارده یم توفنده، چارده کشتی
چهارده ره روشن، چارده رهبر

چهارده ولی و چارده مسیحا دم
که هم مؤیِد هم بوده، هم مؤیَد هم

هزار حیف که امت ره وفا بستند
پس از رسول خدا عهد خویش بشکستند
هنوز جسم حبیب خدا نرفته به خاک
به دشمنان خدا دسته دسته پیوستند

به بیت فاطمۀ او هجوم آوردند
به جای گل همه هیزم برای او بردند

مدینه دستخوش فتنه‌ای عجیب شده‌ست
بهشت وحی محیط غم حبیب شده‌ست
کجا روم؟ به که گویم؟ چگونه شرح دهم؟
علی که بود وصی نبی غریب شده‌ست

سقیفه گشته به پا و غدیر رفته زِ یاد
چه خوب اجر نبی داده شد، زهی بیداد!..

چه روی داد که بستید دست مولا را؟
رها ز بند نمودید دیو دنیا را؟
چرا رسول خدا را ز کینه آزردید؟
چرا به بیت ولایت زدید زهرا را؟

طریق دوستی و شیوۀ وفا این بود؟
جواب آن همه احسان مصطفی این بود؟

عدو به آتش اگر جنت الولا را سوخت
شراره‌اش حرم‌اللهِ کربلا را سوخت
نسوخت چادر دخت حسین را تنها
پَرِ ملائکه و قلب انبیا را سوخت

بُوَد به قلب زمان‌ها فرود آن آتش
بلند تا صفِ حشر است دود آن آتش

قسم به فاطمه و باب و شوی و دو پسرش
که هرچه آمده اسلام تا کنون به سرش
خلافِ خلق، همان اختلافِ اول بود
که شد جدا ره امت ز خط راهبرش

هماره «میثم» طیِ رهِ کُمیت کند
به نظمِ تازه، حمایت ز اهل‌بیت کند


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
22:44
#حضرت_رسول_شهادت


به مدینه خبری داغ ببر از فردا
که ز شبهای شما رفته سحر از فردا

پدر پیر شما میل به رفتن کرده
نیست روی سرتان دست پدر از فردا

ملک الموت خجالت زده ی فاطمه شد
مانده پشت در و آورده خبر از فردا

بستر مرگ نبی مجلس روضه شده است
روضه میخواند به صد سوز جگر از فردا

گفت احمد که علی دوره صبرت آمد
بی جواب است سلام تو دگر از فردا

کار تو سوختن و سوختن و سوختن است
تویی و خون دل و دیده تر از فردا

تیغ تو فاطمه است و سپرت فاطمه است
چه نیازی ست به تیغ و به سپر از فردا

نظری کرد به زهرا نفسش بند امد..
فاطمه جان نرو دیگر دم در از فردا

بی علی رد نشو از کوچه خطر بسیار است
امنیت نیست ز کوچه نگذر از فردا

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
1
22:45
#حضرت_رسول_شهادت


فلک امشب نشان داده‌ست روی دیگر خود را
که پس می‌گیرد از خلق جهان، پیغمبر خود را..

فَلَک می‌ریزد امشب بر سر خود، خاک عالم را
مَلَک بر اشک چشمش می‌کشد بال و پر خود را

یکی «انا الیه راجعون» روی لبش جاری‌ست
یکی با گریه می‌گیرد سر زانو سر خود را

تمام عمر رو به قبله بود و حال می‌خواهد
بچرخاند به سمت قبله، حتی بستر خود را

بزرگان گِرد او هستند و می‌چرخد به آن سمتی
که تنها و به تنهایی ببیند حیدر خود را

علی ماند و پی کاری همه رفتند... پیغمبر،
به دوش این و آن نگذاشت، حتی پیکر خود را


#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
1
22:46
#حضرت_رسول_شهادت


يك روز مسجد را بسوزاند
يك روز منبر را بسوزاند
با انحراف از راه حق آخر
نيمي ز محشر را بسوزاند

از "لَنْ تَضِلوا بَعدي"احمد
مي ترسد آنسان كه شغال از شير
بايد مركب را بخشكاند
بايد كه دفتر را بسوزاند

آنقدر معروف است اين منكر
حتي صحاح ستّه آوردند
ميخواست با "إن الرجل..."ملعون
قلب پيمبر را بسوزاند

با هر سلامي كه رسول الله
ميداد سمت بيت آل الله
هيزم كش دوزخ دلش مي خواست
كه زودتر در را بسوزاند

بعد از سكوت فاتح خيبر
ناباورانه جاي پيغمبر
هر شب مغيره مي رود منبر
تا باز حيدر را بسوزاند

.
در صحيح مسلم و صحيح بخاري
معتبرترين كتب اهل سنت در مورد اتفاقات ٢٥ صفر در كنار بستر رسول الله(ص)آمده است كه:
قالَ رَسُولُ الله:
اِئْتُونِي بِالْكَتِفِ وَ اَلدَّوَاةِ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَي أبَدا

فَقالَ عُمَربن الخطاب:
إنَ الرَجُل لَيَهْجُر و حَسبُنا كتابَ الله

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
1
22:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
860×860, 43.8 KB
#پیامبر_شهادت

افسوس که سیدالبشر را کشتند
تاریک دلان نور سحر را کشتند
بیهوده نگویید که رحلت فرمود!
والله قسم پیامبر را کشتند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
👍 1 😭 1
12 September 2023
ش
20:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول
#حضرت_رسول_شهادت


با شمایم با شما، ای عشقتان ایمان من!
اسمتان ذکر من است و حرفتان قرآن من

دستبوسم،کاسه لیسم ،خانه زادم ،نوکرم
غیر ازین‌ها نیست در پیش شما عنوان من

شیعه ای از خاک ایرانم مزاحم میشوم
مثل سلمانت صدایم میکنی سلمان من؟!

رحمت للعالمینی رحم کن بیچاره ام
جان زهرا دست لطفی هم بکش بر جان من

من از آن مرد یهودی کمترم آقای من؟؟
کاش میشد با علی باشی شبی مهمان من

من بمیرم در احد با سنگ دندانت شکست
چون اویس ای کاش امشب بشکند دندان من

"اشهد اَنَّ علیّا حُجَّتُ الله" از تو بود
تو علی دادی به من،او شد سرو سامان من

دست‌پخت فاطمه مارا مسلمان کرده است
بوی زهرا میدهد از برکت تو نان من

رفتن تو میشود آغاز غمهای علی
بوی آتش میدهد این دیده ی گریان من


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 1
ش
21:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_مدح
#حضرت_رسول_شهادت


ابرهای همیشه گریانم
میچکد قطره قطره بر جانم

چقدر هول کرده ام امشب
چقدر مضطر و پریشانم

شاید امشب شب جدایی نیست
من چه میگویم و چه می‌دانم؟

باد تندی وزید و فهمیدم
در مسیر خطیر طوفانم

می رود از زمین سوی بالا
آن که کرده مرا مسلمانم

دستم از دامنش اگر کوتاست
ولی از قاریان قرآنم

من به درکش نمیرسم هرگز
ولی از نوکران سلمانم

ای رسول خدا، امین خدا
رحمت الله مسلمین خدا

شب رحمت شب پیمبر ماست
شب باران دیده ی تر ماست

گر مدینه نرفته ایم امشب
همه تقصیر بال ما پر ماست

جای او خالی است در اینجا
یاد او پر میان باور ماست

بانی روضه ی عزای نبی
دخترش فاطمه‌است- مادر ماست

میرود سوی حق به سوی اله
السلام علی رسول الله

سینه ات مثل وادی سیناست
دل پر مهر تو چنان دریاست

سرگذشت تو جاودانه ترین
خاطرات تو اصل مطلب ماست

قلمم کند میرود از چیست؟
آخر جمله‌های این انشاست؟

باغبان تمام اهل ُ البیت
بعد تو فصل خشکی گلهاست

اولین کس که می شود ملحق
به حضور تو – دخترت زهراست

بعد تو جانشین تو حیدر
می‌نشیند به خانه و تنهاست

چشم تو خوب شد نمی بیند
خانه‌ی دختری تو غوغاست

وای از آن لحظه ای که فاطمه‌ات
پشت در روی خاک بین عباست

کن نگاهی سه نور عینت را
حسن و زینب و حسینت را


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
1
13 September 2023
ش
01:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت


درحسینیه ی جبین روضه است
خط به خط گریه، چین به چین روضه است

آسمان گریه کرده بالأخره
هرشبی راکه در زمین روضه است

به کجا می روی؟در عالم اگر؛
خبری هست در همین روضه است

سند ادعای من محشر
که بفهمی تمام دین روضه است

هدیه ی ما به ساکنان بهشت
باز در روز واپسین روضه است

درمیان اهالی گریه
اولین روضه آخرین روضه است

اینکه بعد از غدیر،پیغمبر
ازعلی گفت و گفت، این روضه است

زهر کم کم براو اثر می کرد
زردی چهره هم یقین روضه است

*لفظِ اِرْجِع فاِنَّه یَهْجُر
تا قلم خواست بدترین روضه است

با گریزش شکستن دندان
وسط کوچه اولین روضه است

با دلیل شهادت زهرا
لفظ پیغمبر امین روضه است

شتر سرخ درجمل فتنه است
اسب اما بدون زین روضه است
.
روضه ازاین به بعد رفت به دشت
روضه دنبال خواهرش می گشت

روضه شد عاطفی دمی که حسین
یک قدم رفت یک قدم برگشت

باغدیر و کریم و بزم شراب
روضه می زد گریز هی بر تشت

کاش بودم پس از دوماه عزا
پشت باب الجواد، ساعت هشت

#مهدی_رحیمی_زمستان


*وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله لحظات آخر قلم و دوات خواست تا حقایق را بنگارد دومی خبیث لعنت الله علیه فریاد زد:

اِرْجِع إنَ الرَجُل لَيَهْجُر
بازگرد این مرد(پیامبر) هذیان میگوید

@raziolhossein
👍 2 1
ش
16:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت


برخیز از بستر بیا پیغمبری کن
برخیز و زهرا را بجایت بستری کن

برخیز از بستر که غم با ما نماند
برخیز باباجان علی تنها نماند

در بسترت اُفتاده‌ای فریاد کردم
بابا مخواه امروز دشمن شاد گردم

آهی کشیدم پیشِ تو جبریل اُفتاد
نالیدم از حال تو میکائیل اُفتاد

دستم به رویت خورد خیلی داغ بودی
خیلی برای محسنم مشتقاق بودی

کمتر تقلا کن نیفتم در کنارت
این چشم را وا کن نیفتم در کنارت

جان حُسینت باز هم مهمان ما باش
پیشِ علی در شهر سنگربان ما باش

کمتر بخوان روضه حسینِ بی کفن را
نگذاشتی بردارم از سینه حسن را

ما گِرد تو گریان و دلشادند جمعی
جمعی دو رو و  در پِیِ بادند جمعی

جمعی منافق رأیِ مردم جمع کردند
در خانه هیزم روی هیزم جمع کردند

بابا وصیت کن به منزل‌های این شهر
بعد تو ای وای از ارازل‌های این شهر

بابا وصیت کن سفارش کن برایم
از کوچه‌های تنگ خواهش کن برایم

خیلی سفارش کُن به در بر چوب ، مسمار
بابا سفارش کن مرا بر سنگِ دیوار

تا مادری در پیش طفلانش نیفتد
آتش به جانِ بیت‌الاحزانش نیفتد

در را سفارش کن به رویم در نکوبند
مسمار را  بر بارِ نیلوفر نکوبند

از خانه تا مسجد نگردانند ما را
بابا وصیت کن نسوزانند ما را


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 4 2
14 September 2023
ش
02:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_شهادت


ای مهربان نبی که تو را زهر داده است
دستش شکسته باد که قلب تو را شکست


بر سینه‌ات حسین تو بود آخرین نفس
اما به روی سینه‌ی او قاتلش نشست…

#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
😭 2
02:17
#حضرت_رسول_شهادت
#تک_بیت


نفرین ملک بر زن شومی که تو را کشت
لعنت کند ای کاش خدا هم پدرش را


#زخم_حسینی

@raziolhossein
👍 5 3
ش
16:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 61.0 KB
16:28
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 37.0 KB
👍 2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات

دامن آلوده و بار گناه آورده ام
گر چه آهی در بساطم نیست آه آورده ام

هر که بودم هر که هستم با کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آورده ام

هر که آرد تحفه ای در محضر مولای خود
من دو دست خالی و کوه گناه آورده ام

در کرم شه را گدا باید گدا را نیز شاه
من گدا دست گدایی سوی شاه آورده ام

بر کبوترهای صحنت هدیه ی ناقابلی است
گندم اشکی که در این بارگاه آورده ام

ناله ام در سینه، اشگم در بصر، سوزم به دل
نامه ای چون دود آه خود سیاه آورده ام

نی عجل با کوه عصیان عفو، نازم را کشد
رو به سوی مظهر عفو اله آورده ام

ذرّه بودم زائر شمس الشّموسم کرده اند
قطره ای بودم به این دریا پناه آورده ام

گر چه هستم قطره ای ناچیز، یک دریای اشک
هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده ام

هر فقیری هست دست خالیش سرمایه اش
من فقیرم دست خالی را گواه آورده ام

«میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو
سر به خاک زائرت از گرد راه آورده ام

#غلامرضا_سازگار

@Raziolhossein
19:19
#امام_رضا_مدح


شاه کرّوبیان امام رضاست
نورِعرش‌آشیان امام‌رضاست

یا"سریع الرّضا" که می‌گویند
مَظهرش‌ِبی‌گمان‌امام‌رضاست

همه فانی و وجه حق باقی
چون خدا؛جاودان امام‌رضاست

پادشاهی‌ که تحت‌ِ اَمرِ‌ وِی‌اَند
مَلَک‌و اِنس‌و جان امام رضاست

آن درختی که دارد از عظمت
ریشه در بیکران امام‌ رضاست

آنکه در دست او چو گِردویی‌ست
وسعت کهکشان امام رضاست

در روایات شیعه مقصود از
پدرِ مهربان ؛ امام رضاست

اهل هر دین و ملّتی باشی
بهترین همزبان امام رضاست

در اَمانیم از گزند بلا
تا اَمین و اَمان امام رضاست

غُصّه‌ی رزق خویش را نخوریم
تا که روزی‌رسان امام رضاست

ماکه عُمریست رأس ساعت هشت
ذکر تسبیحِ‌مان امام رضاست

آنکه بااو خوش‌است بر من و تو
آخر داستان؛ امام رضاست


#محمد_قاسمی


@raziolhossein
19:27
#امام_رضا_علیه_السلام
#امام_رضا_مناجات


درد و دل های من فروان است
بگذریم از شما چه پنهان است
پیش تو هر کسی که مهمان است
درد هایش نگفته درمان است

پسری کور گنبدت را دید
دختری کر صدات را فهمید
با چه نازی در آسمان چرخید
کفتری که به روی ایوان ست

بسته ام دل به مهر تو تنها
جز تو من را کسی نشد مولا
شمسِ تبریز مالِ مولانا
شمس من ساکن خراسان است

نور تو می درد سیاهی را
نچشم طعمِ بی پناهی را
بر سرش کرده تاج شاهی را
هر کسی که گدای سلطان است

باز هم آمدم پناهم ده
زائر مشهدم پناهم ده
من اگر چه بدم پناهم ده
دلم از کرده اش پشیمان است

در حرم تا که آب نوشیدم
لب خشک حسین را دیدم
مردم از شرم تا که فهمیدم
گفته مقتل ذبیح العطشان است

خویش را باز سینه زن کردم
یاد ارباب بی کفن کردم
من نوکر سیاه تن کردم
شاه عالم به خاک عریان است

#شهریار_سنجری

@raziolhossein
1 👍 1
19:29
#امام_رضا_مدح
#امام_رضا_علیه_السلام


شَبیهِ ذَرّه اَم و مِثلِ آفتاب، رضاست
کَسی که هَست به قَلبم، قَرار و تاب، رضاست

سِپُرده اَم دِلِ خود را به دَستِ آقایَم
که صاحِبِ دِلِ بیچاره و خَراب، رضاست

کَسی که زائِرِ خود را، سه جا پَس اَز مَرگَش
نِجات میدَهد اَز پَنجه ی عَذاب، رضاست

اِمامِ ضامِنِ ثامِن، که روزِ مَحشَر هَست
کِنارِ مَن، هَمه جا، تا دَمِ حِساب، رضاست

اَگَر چه دَردِ خودَم را، نگُفته ام با او
کَسی که زود به مَن میدَهَد جَواب، رضاست

به سَرزَمینِ قیامَت که حِیرتِ مَحض اَست
مَرا، کَسی که، کُنَد خادِمَش خِطاب، رضاست

حَدیثِ اِبنِ شَبیبَش، دِلِ مَرا خون کَرد
هَمیشه بانیِ این روضه های ناب، رضاست


#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
👍 1 😢 1
15 September 2023
ش
06:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_رضا_مناجات


سائل شدن پیش شما خیلی می ارزد
در این حرم دست دعا خیلی می ارزد

از هیبت سلطانی ات لالم دوباره
این گریه های بیصدا خیلی می ارزد

آهم رسیده تا ضریحت جای دستم
آهِ  منِ بی دست و پا خیلی می ارزد

حاجت بهانه شد که با تو خو بگیرم
ازین جهت درد و بلا خیلی می ارزد

بین شلوغی حرم ، خلوت گزیدن
باربنا یا ربنا  خیلی می ارزد

سلطانی اما همنشینی با گداها
فقر و نداری های ما خیلی می ارزد

زانو زدن خیره شدن ، شب تا سحرها
در محضر گنبد طلا خیلی می ارزد

عطرجنان می آید از صحن و سرایت
عطر نفس های صبا خیلی می ارزد

حتی عبور از صحن تو باشد زیارت
پس سر زدن دراین سرا خیلی می ارزد

یکبار می آیم حرم ،  آقا به جایش
گفتی که می آیی سه جا خیلی می ارزد

سرمایه ام روز جزا تنها شما یید
عشق شما روز جزا خیلی می ارزد

رزق زیارت دست تو بوده همیشه
از دست تو یک کربلا خیلی می ارزد


#حسین_رحمانی

@raziolhossein
👍 1
06:35
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
16 September 2023
ش
19:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
19:46
#اميرالمومنين_مدح
#لیلة_المبیت
#دوبیتی

ازسوی خدا تو مورد تأییدی
درظلمت شب مثل قمرتابیدی

دادند ملائکه سلامت امشب
تا جای پیمبر خدا خوابیدی

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
19:46
کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا...

https://eitaa.com/raziolhossein
17 September 2023
ش
14:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 14.3 KB
14:21
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 31.9 KB
14:21
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.4 KB
👍 2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
14:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا
#محسنیه
#احراق_بیت

بهشت و شعله آذر خدا به خیر کند
هجوم و خانه حیدر خدا به خیر کند

در شکسته و مسمار داغ و ضرب لگد
شد اجر و مزد پیمبر خدا به خیر کند

صدای فضه خذینی او علی را کشت
چها گذشت به مادر خدا به خیر کند

برای بردن حیدر چه ازدحام شده
میان کوچه و معبر خدا به خیر کند

سر برهنه علی را زخانه می‌بردند
غریب شد یل خیبر خدا به خیر کند

زراه آمده قنفذ مغیره همراهش
نداشت فاطمه یاور خدا به خیر کند

فتاد روی زمین دختر رسول الله
میان آن‌همه کافر خدا به خیر کند

رسید با کمک فضه بر در مسجد
چه دید بر سر منبر خدا به خیر کند

به پیش فاطمه شمشیر بر علی نکشید
که برده دست به معجر خدا به خیر کند

به مادر هر‌چه گذشت آخرش به خیر گذشت
برای زینب مضطر خدا به خیر کند

نگاه می‌کند از روی تل حسینش را
میان آن‌همه لشکر خدا به خیر کند

وفرقةٌ بسیوفِ وفرقةٌ برماح
زنند به جسم برادر خدا به خیر کند

همینکه صحنه وَالشِّمْرُ جالِسٌ را دید
گذاشت دست روی سر خدا به خیر کند

امان نداد مناجات او تمام شود
که برد دست به خنجر خدا به خیر کند

#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 2
14:22
#حضرت_محسن
#محسنیه
#دوبیتی

مظلوم ترین یار ولی را کشتند
سبط نبی لم یزلی را کشتند

غافل نشوید اول ماه ربیع
با ضرب لگد طفل علی را کشتند

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
4 👍 1 😭 1
18 September 2023
ش
02:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
904×1280, 171.7 KB
خـــونِ محـــســـن!
دامـنِ شیخیـن را
خواهــــــــــــــد گرفت...!!

"در کفِ گلچین
ز گلشــــن
خـــار می ماند به جا"

#حسین_نادری

@raziolhossein
👍 1
ش
05:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#محسنیه
#احراق_البیت

إن تَكُن ترجو رضا ربِّ السّما
ومليكِ الخلـقِ مـن إنـسِِ و جــن

كلَّما أصبـحتَ أو أمسـيتَ قـل:
لعــــن الله الـّـــذي قــال (و إن)



🔹اگر خشنودیِ پروردگارِ جهان را خواهانی،
هر بامداد و شامگاه این سخن را مکرّر کن🔻

لعنت خدا بر آنکه گفت:

#فاطمه_پشت_در_هست_که_باشد!!!


@raziolhossein
👍 1
19 September 2023
ش
07:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 120.9 KB
یا منتقم...

ای با تو ظهور عدل ممکن برگرد
وی ذکر دعای هرچه مومن برگرد
یک سوم سادات جهان را کشتند
ای منتقم حضرت محسن برگرد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
20 September 2023
ش
06:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
863×984, 185.2 KB
7 😢 1
ش
16:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.2 KB
16:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 16.9 KB
16:18
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 80.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 57.7 KB
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها

در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه‌مذهب هستی
شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

@raziolhossein
1 👍 1
16:22
#حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

پریشان خاطر و قامت کمان بود
برای داغِ بابا روضه خوان بود

بمیرم! قاتل جانِ سکینه
صدایِ ضربه های خیزران بود!

#م_عاطفی

@raziolhossein
😭 2
21 September 2023
ش
18:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
22 September 2023
ش
10:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
14:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 28.0 KB
14:33
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
14:33
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 56.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
23 September 2023
ش
20:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام


رسیدم با دعایت شصت و نه شب
میان روضه هایت شصت و نه شب

درون سینه سینه زنانت
شده دارالعزایت شصت و نه شب

حلالم کن نمردم از غم تو
نشد جانم فدایت شصت و نه شب

صدایم راببین آقا گرفته
زدم هر دم صدایت شصت و نه شب

گمانم خواهرت هم گریه کرده
پس از تو در قفایت شصت و نه شب

ملائک نوحه خوان در عرش اعلا
عزادارت خدایت شصت و نه شب

لباس مشکیم را دوست دارم
سیه پوشم برایت شصت و نه شب

نشد تاکه بمیرم من برای
سر از تن جدایت شصت و نه شب

همین حاجت فقط،دلتنگم آقا
به سر دارم هوایت شصت و نه شب

صد و ده شب نجف باشم الهی
بمانم کربلایت شصت و نه شب


#حسن_کاتب

@raziolhossein
👍 1
24 September 2023
ش
17:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 30.2 KB
1
17:13
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🎈, 23.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#تبری
#دوبیتی

با شادی و شور و زمزمه میخندد
جانم که چه بی مقدمه میخندد

بر خصم علی که میفرستم لعنت
چی بهتر از این که فاطمه میخندد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
3
17:14
#تبری
#تک_بیتی

آن چه پیام ما در این ثانیه است
زمزمه‌ی "ثمّ العن الثّانی" است

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1
26 September 2023
ش
15:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#ازدواج_حضرت_رسول_و_حضرت_خدیجه
#ام_المومنین


تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز
حوریه‌ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت
این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
ش
18:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
649×1280, 36.4 KB
من که از مهر علی، گرم بُوَد بازارم
به خدای احد! از آن سه نفر بیزارم

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
5
27 September 2023
ش
14:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×500, 35.5 KB
مادرم از کودکی خرید برایم
تا که شوم سر به راه، کفش تولی

آنچه نجاتم دهد ز بارش آتش
چیست به یوم الحساب، چتر تبری

#اللهم_العن_الجبت_و_الطاغوت
#میلاد_حسنی

@raziolhossein
3
28 September 2023
ش
18:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:30
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×540, 31.5 KB
#لعنت_بر_یزید

برو با شاخه گل در حرم شاهِ شهید
بگو با حضرت زهرا لعن الله یزید


@raziolhossein
2
18:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1280, 20.1 KB
#لعنت_بر_یزید
#تک_بیت

با لعنِ بر یزید عیان شد که شیعه را
آزادی از جحیم به یک آب خوردن است

#نجات_اصفهانی

🔴🔴🔴
7
29 September 2023
ش
11:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
30 September 2023
ش
15:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 43.2 KB
غم رفته و شادی شده حاکم امشب
گردیده دوا درد عوالم امشب
تبریک بگو به کربلایی ها که
رفته به درک یزید ظالم امشب

سالروز به درک واصل شدن یزید لعنت الله علیه مبارک باد

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
1 👍 1
ش
20:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 105.8 KB
20:24
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
20:24
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 109.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رسول_ولادت
#رباعی

شب را سحر آمد که محمد آمد
صبح ظفر آمد که محمد آمد

بتهای حرم شکست وزآن بشکستن
فریاد بر آمد که محمد آمد

#سیدرضا_مؤيد

@raziolhossein
2 October 2023
ش
00:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 202.7 KB
روئیده در این باغ چه خیر و برکات
در هر قدمش نهفته یک راهِ نجات

بر شبنم ِ هر برگ گلِ محمدی
با دست علی حک شده ذکرِ صلوات!

#م_عاطفی

@raziolhossein
8 October 2023
ش
00:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
00:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 132.3 KB
00:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
00:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه
#ورود_به_قم
#دوبیتی

آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد

نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:35
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
633×633, 115.7 KB
#السلام_علیک_یا_بنت_موسی_بن_جعفر

ای ماه! تو نور خود ز دنیا مستان
یک لحظه محبتت ز دلها مستان
«همسایگی» تو نعمت‌ست ای بانو
این نعمت«همسایگی»ازما مستان


#عبدالزهرا

@raziolhossein
00:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
992×582, 64.5 KB
#حضرت_معصومه
#دوبیتی

إی واسطه فیض خدافی الجنه
وی کوثرهفتمین ولافی الجنه
بردرگه تو دست نیازآوردیم
یافاطمه اشفعی لنافی الجنه

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
13 October 2023
ش
18:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
18:13
#امام_زمان_رباعی
یا صمصام‌المنتقم


از بدر، هنوز هم خبر می‌آید
با سیصد و سیزده نفر می‌آید

تا پر شود از قسط و عدالت دنیا
تیغ دو سر از غلاف در می‌آید


#سیدمیلادحسنی

@raziolhossein
1
19 October 2023
ش
10:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
523×740, 118.0 KB
#یا_سید_الکریم

ای مامن اهالی ری سایه سار تو
بوی حسین می‌شنوم از مزار تو

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
10:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 202.8 KB
با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جنةالنعیمی داریم

دلتنگ کریم اهل‌بیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم

#یوسف_رحیمی

.
20 October 2023
ش
05:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
05:47
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
21 October 2023
ش
16:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 24.7 KB
👍 1
16:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 119.6 KB
16:30
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 32.4 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
22 October 2023
ش
07:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 136.8 KB
#یا_امام_عسکری

خورشید سپهرِ رهبری پیدا شد
احیاگر فقه جعفری پیدا شد

تبریک به مهدی که به عالم امشب
رخسار امام عسکری پیدا شد

@raziolhossein
@raziolhossein1
1
24 October 2023
ش
16:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×878, 176.0 KB
شب ولادت تو دیده پر ستاره کنم
هوای سامره کردم بگو چه چاره کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
ش
17:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 111.1 KB
17:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 35.8 KB
17:05
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 32.7 KB
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مدح
#دوبیتی

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه اشفعي لنا فی الجنة
باب الکرم شفاعتی معصومه

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
👍 1
17:07
#حضرت_معصومه_مدح


فضای نابِ این حرم چقدر شاعرانه است
بهانه ای برای گریه های بی بهانه است

سراسرش پر است از شمیم یاس،..این حرم
پناه عاشقان آن مزار بی نشانه است

رهاتر از همیشه ام میان صحن آینه
شبیه آن کبوتری که در هوای دانه است

به تو پناه میبرد ...دو قطره اشک میچکد..
همان زمان که زایرتو شاکی از زمانه است

کریمه ای و لطف توست جاریِ حیات ما
کریمه ای و مهر تو همیشه بی کرانه است

به اهل بیت ارادتی عجیب دارد اهل قم
همان ارادتی که تا همیشه جاودانه است

شبیه توست حسرتم زیارت برادرت
دلم دوباره سمت بارگاه او روانه است

#احمدجواد_نوآبادی

@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه_شهادت
#دوبیتی

بس در حرم تو سوز و آهم دادند
تخفیف به نامۀ گناهم دادند
با اذن تو، ای فاطمۀ معصومه
در وادی فاطمیه راهم دادند
*
از کفش کنِ تو طور موسی پیداست
در هیبت تو زینب کبری پیداست
ای از حرم تو باز ، باب الزهراء
از تربت تو تربت زهرا پیداست
*
کاش از حرمت صدای ما را ببرند
پیغام بسوی قبر زهرا ببرند
ما عقدۀ بانوی مدینه داریم
ما را سرِ قبر مخفی آیا ببرند


#محمود_ژوليده

@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه_شهادت
#دوبیتی

دل قم اختر منظومه دارد
مزارحضرت معصومه دارد

وکوتاهی عمردخت موسی
نشان ازمادر مظلومه دارد

#محسن_قاروبی

@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه_شهادت


آیه ی انتظار معصومه
عزت پایدار معصومه
مایه ی افتخار معصومه
همه جا سفره دار معصومه

دختر و خواهر امامت بود
خانه اش معدن کرامت بود
چه قدَر حامیِ ولایت بود
از پدر یادگار معصومه

دستهای گره گشایی داشت
تا سحر ذکر ربنایی داشت
سجده می کرد و های هایی داشت
عبد شب زنده دار معصومه

روضه می خواند با خودش هرشب
اینچنین بود روضه اش بر لب
السلام علیک یا زینب
عاشق بی قرار معصومه

نیمه شب ناقه را سوار شد و
مثل زینب چه باوقار شد و
به بلا هم کمی دچار شد و
غربت بی شمار معصومه

در دلش عکس ماه افتاده
از مدینه به راه افتاده
در پیِ سر پناه افتاده
دل برید از دیار معصومه

بین راه از دلش هوار کشید
ناله از دل بی اختیار کشید
آه، از هجر روی یار کشید
بارها زد هوار معصومه

غربتش داشت بیشتر می شد
لشکر کفر حمله ور می شد
و به زینب شبیه تر می شد
زینب روزگار معصومه

لشکرش روی خاک افتادند
با تن چاک چاک افتادند
بی نشان و پلاک افتادند
شد به غم ها دچار معصومه

چشم هایش هماره دریا شد
شاهد جسم ارباً اربا شد
کربلایی دوباره بر پا شد
اشک بی اختیار معصومه

حاجتش دیدن امامش بود
یارضا یارضا کلامش بود
خنده این روزها حرامش بود
خواهر غمگسار معصومه

حیف حاجت روا نشد خانم
دردهایش دوا نشد خانم
از روی خاک پا نشد خانم
به رضا جان نثار معصومه

بین بستر دلش قرار نداشت
غیر اوضاع سوگوار نداشت
غیر یک نامه یادگار نداشت
هست ابر بهار معصومه

حال که من نیامدم، تو بیا
نصفی از راه آمدم، تو بیا
من زمینگیرتر شدم، تو بیا
قلب او گشته زار معصومه

گرچه در غربتی رضاجانم!
من هم از راه دور گریانم!
پس به فکر غریب عطشانم
روضه ی آشکار معصومه

بدنت زیر و رو نشد هرگز
با سنان روبرو نشد هرگز
نیزه سهم گلو نشد هرگز
هست در احتضار معصومه

#رضا_باقریان


@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه_شهادت



از غم هجر رضا جز ديدگان تر نداشت 
آسمان ديده اش جز اشک غم اختر نداشت 

کو به کو صحرا به صحرا راه را پيموده بود 
غير ديدار برادر مقصد ديگر نداشت 

ارث زهرا بود عمر کوته اش اما دگر 
همچو مادر جاي تازيانه در پيکر نداشت 

در قم او شد محترم چون بود از نسل رسول 
دخت پيغمبر امان در شهر پيغمبر نداشت 

اهل قم کردند به عشق حيدر او را احترام 
شهر قم آري به سينه کينه ي حيدر نداشت 

در مدينه عشق حيدر شد گناه فاطمه
تازيانه خورد و دست از ياري او بر نداشت 

قسمتش اين شد برادر را نديده جان دهد 
تا دم آخر ولي اين غصه را باور نداشت 

جان سپرد اما برادر را به جان کندن نديد 
ور نه تاب ديدن اين صحنه را خواهر نداشت 

بارالها اي خدا زينب مگر خواهر نبود 
يا حسينش غير او در کربلا ياورنداشت 

«ازحرم تا قتلگه زينب صدا مي زد حسين»
آخر آن لب تشنه ديگر طاقت خنجر نداشت 

هر چه زد فرياد اما کس جوابش را نداد 
چاره اي جز دست بگذارد به روي سر نداشت 

خواهرش مي ديد و مي لرزيد و مي زد بر سرش 
کاش ديگر در ميان قتلگه مادر نداشت 

آن همه شمشير و تيغ و نيزه و يک نيمه جان 
حق بده يک جا براي بوسه ي خواهر نداشت


#عبدالحسین


@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه


منم غلام سراي حضرت معصومه
سگ امام رضاي حضرت معصومه

هزار شكرخدا را كه اهل قم هستم
به سر مراست لواي حضرت معصومه

به پادشاهي عالم مقام خود ندهد
كسي كه گشت گداي حضرت معصومه

كريمه است زنسل كريم و صد حاتم
بود گداي عطاي حضرت معصومه

اگر توراست هواي زيارت زهرا
برو به صحن و سراي حضرت معصومه

فداي او همه هستم كه موسي جعفر 
بگفت من به فداي حضرت معصومه

برادرش همه دم ياد مادرش ميكرد
چو مي شنيد صداي حضرت معصومه

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه_شهادت


هزارحيف كه درلحظه هاي آخر من
تونيستي به كنار من اي برادرمن

به شوق ديدن تو باراين سفربستم
تورا نديده بميرم نبود باورمن

پس ازپدردل زارم فقط به توخوش بود
توهم جدا شدي از من اميد ودلبرمن

زراه مانده ام ومانده ديده ام برراه
بدان اميد كه آيي دمي تو دربر من

توهم بيا وصدايم بزن زمهروببين
رضارضاست رضا جان كلام آخرمن

خزان نشسته به برگ وبرم به فصل بهار
رسيده برمن مظلومه ارث مادرمن

اگربه سن جواني ميسپارم جان
كبود نيست زسيلي رخ منورمن

نه پهلويم بشكسته نه سينه مجروح است
نه چارطفل غريب اند دوربستر من

شدم چو وارد اين شهراحترام شدم 
زنان قم همه كردند سلام محضرمن

كسي نگفت دگرخارجي به خواهرتو
كسي نكرد جسارت به جد اطهرمن

اگر چه بود به سينه غم عزيزانم
نبود برسر نيزه سر برادرمن

به دور محمل من شاخه گل آوردند
نريخت سنگ جفا كس زبام بر سرمن

بهانه تو گرفتم تسليم دادند
نمي زدند دگر كعب ني به پيكر من

نبرده اند مرا سوي بزم نامحرم
ويا نبود به كنج خرابه بستر من

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:07
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


کرم ازدست تو ای دست عطا میچسبد
در شبستان  تو  قرآن  و دعا  میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...
بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
ش
21:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_مناجات


دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی

من از زبان رضا با تو درد دل دارم
مگر که پاسخ این ((اشفعی لنا))بدهی

توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی

هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...

تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم

#مجیدتال

@raziolhossein
1
21:56
#حضرت_معصومه_شهادت


روزهايم همه بي گريه دگر سر نشود
چه كنم دوري تو باور خواهر نشود

از غم دوري و هجران تو بيمار شدم
حال من جز به وصال تو كه بهتر نشود

به لبم نام تو و روي دلم نامه تو
كه جدا ياد تو يك لحظه زخواهر نشود

لااقل بعد وفاتم سرقبرم تو بيا
ديدن روي تو حالا كه ميسر نشود

خواهري همچو من غمزده اي كاش دگر
مبتلا بى غم هجران برادر نشود

بي برادر هم اگر گشت دگر چون زينب
با تن بي سر او باز برابر نشود

غصه خواهر خود را نخوري؛ قصه من
خاطرت جمع كه چون زينب مضطر نشود

خاطرت جمع برادر كه دراين شهر وفا
لحظه اي خاطر معصومه مكدر نشود

خاطرت جمع همه مردم قم غيرتي اند
گذرم بر سر هر كوچه و معبر نشود

خاطرت جمع برادر عوض شاخه گل
سنگ از بام نثار من مضطر نشود

خاطرت جمع كه رقاصه ندارد اين شهر
خنده و هلهله بر دختر حيدر نشود

خاطرت جمع دگر حرمله اي اينجا نيست
خواهرت روبه رو با شمر ستمگر نشود

غصه معجر زينب دل زهرا سوزاند
باز تكرار دگر روضه معجر نشود

كعب ني پيش پدر بى تن دختر نزنند
هم به ني رأس پدر در بر دختر نشود

مي گساري در اين شهر حرام است حرام
بزم مي جاي نواميس پيمبر نشود

دختر فاطمه و ان همه ظلم و بيداد
گذر عمه ام اي كاش به قم مي افتاد


#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 2
21:56
#حضرت_معصومه_مدح


حس عجیبی میرسد سویم که گاهی
سمت حریمت میشوم باگریه راهی

هرگز نخواهم رفت جایی جز حریمت
ازین حرم بهتر مگر دارم پناهی؟

با لطف بی اندازه ات دادی نجاتم
هروقت میرفتم مسیری اشتباهی

کافیست یک لحظه نگاهت را بگیری
آنوقت خواهم رفت تا اوج تباهی

با اشک میخوانم زیارتنامه ات را
شاید کمی کم کرد از این روسیاهی

باشم گدای غیراز این خانه؟نه ،هرگز
اصلا مگر داریم بیش ازین گناهی

من دوست دارم که گدای تو بمانم
چشمان خیسم میدهد این را گواهی

مادر به من میگفت این خانم کریمه ست
قطعا ضرر کردی که از او کم بخواهی


#احمدجواد_نوآبادی


@raziolhossein
21:56
#حضرت_معصومه
#دوبیتی


بس در حرم تو سوز و آهم دادند
تخفیف به نامۀ گناهم دادند
با اذن تو، ای فاطمۀ معصومه
در وادی فاطمیه راهم دادند
_

از کفش کنِ تو طور موسی پیداست
در هیبت تو زینب کبری پیداست
ای از حرم تو باز ، باب الزهراء
از تربت تو تربت زهرا پیداست
___


کاش از حرمت صدای ما را ببرند
پیغام بسوی قبر زهرا ببرند
ما عقدۀ بانوی مدینه داریم
ما را سرِ قبر مخفی آیا ببرند


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
21:56
#حضرت_معصومه_شهادت


گر چه دیدار برادر نرسیدی بانو!
بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو!

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا
سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو!

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری
درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو!

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند
رأس او را سر بازار ندیدی بانو!

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر
تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو!

احترامت همه جا حفظ شد ای بنت رسول!
چون نسیمی سوی قم پاک وزیدی بانو!

مثل مولای غریبت که به غربت جان داد
به غریبانه ترین وجه، شهیدی بانو!

صبر تو زینبی و همت تو فاطمی است
با همین رتبه به اهداف رسیدی بانو!

مکتب فاطمه را خوب که احیا کردی
دل ز دنیای پر از غصّه بریدی بانو!

نهضت روح خدا را تو ببار آوردی
نهضت فاطمه را صبح سپیدی بانو!

کربلا را ز مدینه تو به قم آوردی
مُلک ری را تو به ایثار خریدی بانو!

قمِ تو بارگه نور و قیام و شرف است
هم چو خورشید از این شهر دمیدی بانو!

قطعه ای از حرم حضرت زهرا حَرمت
حرمش را تو به تصویر کشیدی بانو!

پرچم علم و عمل را تو کشیدی بر دوش
یر این بار گران گر چه خمیدی بانو!

#محمودژولیده

@raziolhossein
2
21:56
#حضرت_معصومه_شهادت


هم شكسته ميشود پشت برادر بي برادر
هم شود مثل گلي پژمرده خواهر بي برادر

از مدينه آمده تنها به عشق ديدن او
جان نميخواهد به تن معصومه ديگر بي برادر

لحظه لحظه اضطرابش ميشود بيش از مدينه
دختر موسي ابن جعفر گشته مضطر بي برادر

با برادر كوه غم را مثل كاهي ديده خواهر
غصه هايش ميشود چندين برابر بي برادر

قم چه استقبال گرمي كرده از معصومه خاتون
خاطرش هرگز نشد در قم مكدر بي برادر

روضه دارد تك تك اين بيت ها در لا به لايش
او نديده هلهله در بين معبر بي برادر

خاطرش جمع است دارد روي پيكر سر برادر
همسفر هرگز نشد معصومه با سر بي برادر

روضه كم كم شد كشيده سمت شام و مجلس مي
زينب آنجا مانده تنها بي برادر بي برادر


#محسن_صرامی

@raziolhossein
21:56
#حضرت_معصومه_شهادت


هماي قدس توراجزقم آشيانه نبود 
به طوس آمدنت غيريك بهانه نبود 

ازآن زمان كه تورا ازرضاجداكردند 
انيس ويارتوجزاشك دانه دانه نبود 

اميد ديدن اوداشتي كه تادم مرگ 
به غيرنام رضابرلبت ترانه نبود 

مريضه گشتي وافتادي ازنفس اما 
به دوربسترتوچارنازدانه نبود 

چومادرت به جواني اگرچه جان دادي 
دگربه پيكرت آثارتازيانه نبود 

به زير خاك تنت گرچه رفت درغربت 
دگر مراسم دفن تو مخفيانه نبود 

از اين جهان چو به مهماني پدر رفتی
به صورت تو زسيلی كين نشانه نبود

#عبدالحسین


@raziolhossein
1
21:56
#حضرت_معصومه



" این بارگاه قدس که از عرش برتر است
آرامگاه دختر موسی بن جعفر است "

جانم فدای گنبد زردش که سال هاست
خورشید از تشعشع نورش ، منّور است

بر شانه های گرم حرم تکیه کرده مست
این دو مناره که به بلندای محشر است

در چشم ما ، زمرّد و درّ و عقیق و لعل
گر چه رواق ها همه از سنگ مرمر است

جایی که شهر قم ، حرم آل فاطمه ست
تولیّتش به عهده ی او تا به محشر است

عطر مزار گم شده را پخش می کند
قبری که عکس واضحی از قبر مادر است

او خواهر امام رضا نه ، که عشق اوست
اصلاً بگو که دار و ندار برادر است

از اشتیاق آمدنش سمت شهر طوس
فهمیده ام امام رضا ، جان خواهر است

مثل برادرش شده ، یعنی که پلک هاش
زخمی ز فرط گریه بر آقای بی سر است

با گریه خو گرفته کنارش دو چشم ما
جایی که اشک دیده ی او روضه پرور است

خیلی شبیه حال رباب است حال او
از بس به یاد خشکی لب های اصغر است

زهر جفا چه ها که نکرده ست با دلش
در این دقایقی که نفس های آخر است

هر چند داغ دیده و هجران کشیده ، باز
شکر خدا که روی سرش ، دست مَعجر است

یک لحظه رو به جانب گودال کن ببین
زینب هنوز خیره به رگ های حنجر است

شلاّق و کعب نیزه و سیلی به یک طرف
زخم زبان شمر ز هر چیز بدتر است

#محمد_قاسمي


@raziolhossein
😢 1
21:56
#حضرت_معصومه


باز است از حریم تو چندین در بهشت
هم دختر بهشتی و هم خواهر بهشت

قم در هجوم حادثه ها ایمن از بلاست
پر کرده دور شهر تو را مرمر بهشت

در انحنای چشم همه جلوه می کند
در این حریم زاویه ی دیگر بهشت

از لطف حوض توست اگر منعکس شده ست
در چشم خلق صورت واضح تر بهشت

در ساحل مرام تو پهلو گرفته ست
افتاد اگر کنار حرم لنگر بهشت

روزی اگر به دیدن تو قد علم کند
اصلا بعید نیست بسوزد پر بهشت

از آن زمان که قم حرم اهل بیت شد
تشبیه شد به صحن تو سر تا سر بهشت

#مجتبی_خرسندی


@raziolhossein
25 October 2023
ش
08:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_شهادت


غریب شهر خراسان بیا برادر من
ز دوری تو چکد خون،ز دیده ی تر من

ببین که یار تو بی یار و یاور افتاده
ببین که خواهر تو بین بستر افتاده

به روی سینه ی خود نامه ی تو را دارم
مدام زیر لبم ذکر یا رضا دارم

بیا که با تو بگویم ز درد و غم هایم
نمانده تاب و توانی به کل اعضایم

میان راه شکستند حرمتم ای یار
ولی به قم شده جبران غربتم ای یار

خدا گواست ندیدم بدی ز مردم قم
نچیده اند در این شهر،پشت در هیزم

سخن ز کینه و بغض علی در اینجا نیست
میان مردم اینجا غلاف اصلا نیست

به غیر گل به سر من کسی سری نزده
کسی به پهلوی من،تخته ی دری نزده

اگر چه داغ روی داغ دیده خواهر تو
ولی به دست حرامی ندیده ام سر تو

اگر چه سوخت دلم از هجوم درد و ستم
نبرده اند مرا بین جمع نامحرم

عزیز کرده ی ما که،اسیر سلسه نیست
جواب گریه ی من نیش خند حرمله نیست

مرا به شهر چه با احترام می بردند
عقیله را وسط ازدحام می بردند

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
1
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


اشک من از این روضه به آخر نرسیده
جز حسرت دیدار به خواهر نرسیده

شیرین تر از این نیست،به معشوق رسیدن
تلخ است که خواهر به برادر نرسیده

آئینه ی صدیقه و آئینه ی زینب
دق کرد از این غم که به دلبر نرسیده

حق داشت از این داغ جگر سوز شود آب
وقتی به نبأ سوره ی کوثر نرسیده

با این همه صدشکر که در محضر خواهر
پیراهن دلدار به لشگر نرسیده

یا در وسط معرکه نامرد پلیدی
محض صله با نیزه و خنجر نرسیده

پس تا دم آخر دم او ذکر رضا بود
در بازدم این ذکر به حنجر نرسیده

#محسن_صرامی

@raziolhossein
08:13
#حضرت_معصومه


باز هم رو بر این در آوردم 
بهر این آستان ، سر آوردم 

گفتم از پا فتاده ام ، گفتند 
رو بر این در بیاور آوردم 

چه جز آلودگی ، به همراهم؟ 
در حریمی مطهر آوردم 

باغ طاعت ز خشکسالی سوخت 
شاخ بی برگ و بی بر آوردم 

همه جا ، تیربار و آتش بود 
لاجرم ، رو به سنگر آوردم 

گر چه تر دامنم ز کرده ، ولیک 
اشک را دامنی تر آوردم 

هر زمان زد هوای قم به سرم 
گویی از شوق ، پر در آوردم 

بر حریمت که باب حاجات ست 
داورم داده ، باور آوردم 

از جوار رضا رسیده ، سلام 
از برادر به خواهر آوردم 

دل نباشد درون سینه که من 
با خود اسپند و مجمر آوردم 

وز دل خون چکان خود ، شب و روز 
دیده ای خون فشان تر آوردم 

مرهمی نه ، به روی زخم دلم 
پدرم ، داغ دختر آوردم 

دست ، خالیست لیک با شعرم 
حب زهرا و حیدر آوردم 

بیت بیت ام به یاد اهل البیت 
یک سبد گل معطر آوردم 

شعرم از سوز روز عاشوراست 
بوی گل های پرپر آوردم 

مورم و خوشه چین خرمنشان  
توشه ای بهر محشر آوردم 


#علی_انسانی

@raziolhossein
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


سلام ای دیار خدا باوران
موالی زهرا ، علی محوران

سلام ای قمی های مهمان نواز
ازین پس شما را منم چاره ساز

بهشت است این سرزمین بعد ازین
شود قم چو عرش برین بعد ازین

ندارید در دل دگر واهمه
خدا داده بر شهرتان فاطمه

قمی ها بدانید بیمه شدید
نمک گیر لطف کریمه شدید

شود دور از اینجا بلا تا ابد
رضایم رضا از شما تا ابد

سیاهی حرام است بر رویتان
جوادالائمه دعاگویتان

به قم داد اجازه ازین پس بتول
شود چون نجف ، مهد فقه و اصول

شده غرق حیرت زمین و زمان
مسلمان شمایید یا شامیان ؟!

شما نزد زهرا عزیزید عزیز
نخواندید ناموس دین را کنیز

اسیری نبردید آزاده را
خرابه نبردید شهزاده را

نه چشم کسی بود بر معجرم
نه از سنگ اینجا شکسته سرم

نه از ناقه خوردم زمین نیمه شب
نه از کعب نی جانم آمد به لب

نه شب سر به خشت بیابان نهم
نه با قاتلان پدر همرهم

نه خوانده مرا نا مسلمان یهود
نه غساله بینَد تنم را کبود

نه اینجا غریبانه دفنم کنند
نه در بین ویرانه دفنم کنند

چه خوب است که مجلس ختم من
شود روضه ی طفل دور از وطن

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
2 👍 1
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


زینب ِ آقای خراسان تویی
تاج سرِ مردم ایران تویی

گُل به سر و روی تو از بام ؛ ریخت
بر جگرم شعله غمِ شام ؛ ریخت

زینبِ قم ، تاجِ سرِ قافله
تو نشدی همسفرِ حرمله

زینبِ قم ، پیش دو چشم ِ ترت
دست نخورده به مویِ دلبرت

زینبِ قم ، دختِ علی پیر شد
گوشة گودال ؛ زمین گیر شد

زینبِ قم ، رأسِ جدا دیده ای؟!
نیزه به حلقومِ رضا دیده ای؟!

زینبِ قم ، دستِ تو دیده طناب ؟!
راهِ تو افتاده به بزمِ شراب؟!

زینبِ قم ، پیش تو چیزی نشد
محضرتان حرفِ کنیزی نشد

زینبِ قم ، جانم اگر بر لب است
دردِ من از بی کسیِ زینب است

عمة سادات گرفتار شد
ناقه نشین ، واردِ بازار شد

عمة سادات به چشمِ ترش
دید ، گِره خورده مویِ دلبرش

عمة سادات زمین گیر شد
تا که بریدند گلو ، پیر شد

عمة سادات غرورش شکست
نیزه به حلقوم حسینش نشست

عمة سادات به دستش طناب
دیده اش افتاد به بزمِ شراب

عمة سادات چه چیزی شنید
عصمتِ حق حرفِ کنیزی شنید

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
👍 2 1
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


آمد نشد اما برادر را ببيند
آن هستي موسي ابن جعفر را ببيند

او از مدينه با هزار اميد آمد
تا پاره ي جسم پيمبر را ببيند

ميخواست در آغوش گيرد جان خود را
ميخواست آن ياس معطر را ببيند

قطعأ فراق از داغ ديدن سخت تر نيست
بايد برادر داغ خواهر را ببيند

شكر خدا ميگفت معصومه از اينكه
اينجا نبايد روي ني سر را ببيند

شكر خدا ميگفت در مقتل بنا نيست
بي سر ميان دشت پيكر را ببيند

شكر خدا ميگفت حرف از خيزران نيست
هرگز نبايد ظلم كافر را ببيند

شكر خدا ميگفت اما گريه ميكرد
آمد نشد اما برادر را ببيند...

#محسن_صرامی

@raziolhossein
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


گرچه جز سوختن امروز تورا كاري نيست
گريه كن - عادت ما فاطمه آزاري نيست

گرچه در كوچه و بازار تو را مي خوانند
صحبت از رفتن تو بر سر بازاري نيست

تا نيفتد عرق شرم ز پيشاني شهر
در غزل مرثيه حرف از در و ديواري نيست

تو دوا و تو شفا و تو طبيب همه اي
پس تو را هيچ نيازي به پرستاري نيست

زَهر هجران برادر جگرت را سوزاند
حِسّ بي تابي تو بسته به بيماري نيست

نگذشته نفسي بر تو در اين هفده روز
كه در آن خون دل از چشم ترت جاري نيست

دختر فاطمه اي ، فاطمه هستي امّا
قلب تو سوخته از سُرخي مسماري نيست

مرهمي غير همين ناله ي"اي واي رضا"
تا به زخم جگر سوخته بگذاري نيست

كمرت خم شده هرچند كه از شدّتِ داغ
مثل زينب به دلت داغ علمداري نيست

مثل زينب به خدا هيچ كسي داغ نديد
مثل زينب به خدا هيچ گرفتاري نيست

ميخورَد كعب نِي از دشمن و ميگويندش
كه دراين دشت تورا حقِّ عزاداري نيست

از سُم اسب بپرسيد در اين پهنه ي دشت
"گل اگر هست چرا صفحه ي گلزاري نيست؟"

ساربان مي رود و مي زند آواي رحيل
"چونكه اين قافله را قافله سالاري نيست"

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
1
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


دلم از هجر برادر چکنم ریخت به هم
همه ی هستی ام آخر چکنم ریخت به هم

اهل قم شان مرا خوب نگه داشته اند
دل ولی از غم دلبر چکنم ریخت به هم

فاطمه هستم و سیلی به رخ من نزدند
جگرم از غم حیدر چکنم ریخت به هم

وای زینب وسط شعله ز دل آه کشید
پشت در،صورت مادر چکنم ریخت به هم

میخ،در سینه فرو رفت ولی پهلوی او
از شکاف در و خنجر چکنم ریخت به هم

اهل قم بر سر بازار نبردند مرا
قلبم از غارت معجر چکنم ریخت به هم

دل شب گوشه ی ویرانه چه غوغایی شد
حرم از گریه دختر چکنم ریخت به هم

#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت



ای خواهرِ درد آشنا، معصومه جانم
غمخوارِ من! ای با وفا، معصومه جانم

دلتنگم و دارم برایت می نویسم
یک نامه با حالِ بکا، معصومه جانم

مشتاقِ دیدارم! به دیدارم بیا ای-
-عشقِ علي-موسی الرضا معصومه جانم

این سرزمین شوقِ معارف دارد و تو
با علم هستی آشنا، معصومه جانم

محجوبهٔ مستوره...ای جانِ برادر
مظلومۂ زینب نما، معصومه جانم

اینجا غریبم! نیستی و مونس ِ من
شد روضه های کربلا، معصومه جانم

داغِ غروب و غارت و بغض و اسارت
هرگز نرفت از یادِ ما، معصومه جانم

بستند هر دو دستِ عمه جانمان را
بیتابم از این ماجرا، معصومه جانم

از غصهٔ شام ِ بلا در سینه ام شد
هر روز و شب آتش به پا، معصومه جانم

شد قاتلم آن ازدحام و سنگ ها و...
آن ضربه های بیهوا، معصومه جانم

بزم ِ حرامی کشت عمه جانمان را
ای وای از تشت طلا، معصومه جانم
*
این روضه را با یاد تو خواندم عزیزم
جاریست اشکم بر عبا، معصومه جانم!


#م_عاطفی

@raziolhossein
👍 1
08:13
#حضرت_معصومه_مدح


قلب کویر با تو بهشت خدا شده ست
قم قبله ی ارادت دل های ما شده ست
این خاک با حضور تو دارالشفا شده ست
اینجا حریم روشن آیینه ها شده ست
با تو بهار در دل این خاک پا گرفت
مهرت نسیم بود و جهان مرا گرفت

دردیم و جز به مهر تو درمان نمی شویم
ابریم و بی نگاه تو باران نمی شویم
دل مرده ایم و بی مددت جان نمی شویم
ما نوکر تواییم و پشیمان نمی شویم
احسانت آیه ی کرم اهل بیت شد
قم با حضور تو حرم اهل بیت شد

ای آفتاب سر زده از گنبد شما
بی انتهاست مرحمت بی حد شما
قم شهر ماست،مشهد ما مشهد شما
پیداست قبر گم شده در مرقد شما
اشکیم و می چکیم به پای شما فقط
عمریست  نوکریم برای شما فقط

گشته غبار چادر تو آبروی قم
عطر بهشت می وزد از عطر و بوی قم
در رفت و آمدند ملائک به سوی قم
باشد حرام آتش دوزخ به روی قم
ما را به حشر جزو محبان حساب کن
ما را بیا و زائر کویت خطاب کن

ما خشک سال و حضرت بارانمان تویی
ما رعیتیم و خواهر سلطانمان تویی
ماه همیشه کامل ایرانمان تویی
آسایش بهار و زمستانمان تویی
تاریک بوده ایم و تو خورشیدمان شدی
یک عمر صبح روشن امیدمان شدی

قبل از تو این کویر فقط شوره زار بود
این خاک چار فصل تنش بی بهار بود
قم سال های سال پیِ یک نگار بود
در آرزوی وصل شما بی قرار بود
قم با شما سرآمد این روزگار شد
بعد از تو با بهشت خدا هم جوار شد

مهمان عطر فاطمه ام با زیارتت
دل بسته ام به وعده ی صدق شفاعتت
چرخیده چرخ زندگی ام با سخاوتت
از غم خیال نیست به لطف و عنایتت
با صد امید و شوق بر این خانه رو زدم
من پیک آشنای حرم، اهل مشهدم

تو آمدی و کعبه ی محبوب ما شدی
اهل حجاز و هم وطن خوب ما شدی
مرهم ترین دوای دل آشوب ما شدی
نوری برای این دلِ محجوب ما شدی
از لحظه ی ورود تو قم آسمانی است
نامت همیشه آینه ی مهربانی است


#حسن_کردی

@raziolhossein
1 👍 1
08:13
#حضرت_معصومه_مدح
#حضرت_معصومه_شهادت


از خدا می گفت از نسل پیمبر هم که بود
تازه از ذریه ی زهرا و ‌حیدر هم که بود

عمه ی بخشش به سائل،خواهر رأفت به خَلق
در حوائج دختر موسی بن جعفر هم که بود

با یکی خیلی شباهت داشت بین اهل بیت
جان بابا بود،والا بود،خواهر هم که بود

کربلا را داشت می آورد با خود سوی قم
مثل زینب خسته و‌ مغموم و ‌مضطر هم که بود

اتفاقا تیر و شمشیر و سنان را دیده بود
اتفاقا ساعتی در بین لشکر هم که بود

اتفاقا لحظه ای مثل رقیه عمه اش؛
در بیابان بود،بی کس بود،دختر هم که بود

لحظه ای مثل رقیه،روز و شب زینب صفت
کوه ماتم بود دنبال برادر هم که بود
...

مثل زینب شاهد تشییع پیغمبر نبود
شاهد غم های بی زهرایی حیدر نبود

مثل زینب بود دختر بود اما باز هم
شاهد غم های مادر در مصاف در نبود

گرچه خواهر بود با آقا علی موسی الرضا ع
با حساب کوچه و گودال او خواهر نبود

مثل زینب بود اما در کنار خیمه ها
بیقرار ارباً اربا کردن اکبر نبود

حرمله وقتی که زانو زد در آن سو، اینطرف
چند لحظه بعد زینب دید علی اصغر نبود

مثل زینب بود بر لب بود جان او ولی
هیچ جا درشهر قم دلواپس معجر نبود

فرق دارد ساربان شهر قم با کربلا
لااقل در ذهن خود دنبال انگشتر نبود


#مهدی_رحیمی_زمستان
.


@raziolhossein
👍 1
08:13
#حضرت_معصومه_مدح



ما را خدای حضرت معصومه
خوانده گدای حضرت معصومه

شاعر شدیم تا بنویسیم از
مدح‌وثنای حضرت معصومه

انگار روی عرش خدا هستیم
زیر لوای حضرت معصومه

قم شوره‌زار بود و گلستان شد
از خاک پای حضرت معصومه

عمری به او کریمه لقب داده‌ست
جود و سخای حضرت معصومه

هر مشکلی که داشته‌ام حل شد
با یک دعای حضرت معصومه

وا می‌کند هزارگره، دستِ
مشکل‌گشای حضرت معصومه

در زندگی غریب نشد هرکس
شد آشنای حضرت معصومه

معصومه‌ی امام‌رضا بانوست
مولا، رضای حضرت معصومه

مثل حریم شاه خراسان است
صحن‌وسرای حضرت معصومه

" مَن زارَها بِقُم فَلَهُ‌الجَنَّه "
این شد بهای حضرت معصومه

یک‌بار آمده حرم و یک‌عمر
شد مبتلای حضرت معصومه

در این حرم طلا شده مس‌هامان
با کیمیای حضرت معصومه

درمان دردهای دوعالم شد
دارالشفای حضرت معصومه

شکر خدا ضریح دلم بوده‌ست
یک‌عمر جای حضرت معصومه

عالم گدای حاتم طایی بود
حاتم گدای حضرت معصومه

ناقابل است هدیه‌ی من، اما
جانم فدای حضرت معصومه
.
.

دل‌های ما حسینیه‌ی اشک است
روز عزای حضرت معصومه

چندین گریز ذهن مرا برده
در روضه‌های حضرت معصومه

در روضه مثل حال‌وهوای ماست
حال‌وهوای حضرت معصومه

تا شام‌و‌کوفه رفته دلم هربار
از ماجرای حضرت معصومه


#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
👍 2
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


در آخرين دَم مَحرمي دور و برش نيست
جز سايه ي پيك اجل روي سرش نيست

ميراث دار گريه هاي مادر است و
دريا حريف رودِ چشمان ترش نيست

با اينكه مسمومه ست بانوي كريمه
طشت پر از خون در كنار بسترش نيست

هرچند كه تاليّةُ الزّهراست ، صد شُكر
بازو و پهلويش شبيه مادرش نيست

مثل رقيّه دختر شاه است امّا
چشم كسي دنبال برق زيورش نيست

شُكر خدا خطهاي سُرخ ردّ سيلي
برصورت از برگ گُل نازك ترش نيست

هر چند كه تنهاست اين بانو در اين شهر
دلواپس حفظ حريم معجرش نيست

چون اهل قم اهل ادب هستند، آني
زنجير دور دست سائل پرورش نيست

روز عزايش گرچه در قم هست محشر
روزي شبيه روز جدّ بي سرش نيست

از غصّه قلبش آب شد چون ديد زينب
عمّامه و پيراهن و انگشترش نيست

بوسيد رگهاي گلويش را كه مي ديد
يك جاي سالم در تمام پيكرش نيست

سوگند بر آيات فجر و سوره ي كهف
قرآن ناطق ، بر سر نِي منبرش نيست


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 2
08:13
#حضرت_معصومه_شهادت


آمدم ديدن دلدار پيمبر كه نشد
هدفم بود طواف گل حيدر كه نشد

از مدينه شده ام راهي ايران شايد
برسم محضر پرنور برادر كه نشد

سختي راه خريدار شدم با جان تا
خواهرش باشم و در منصب مادر كه نشد

نشد آري نشد اما نشنيدم دشنام
با اسارت،غم من چند برابر كه نشد

من فقط از غم هجران رضا سوخته ام
پيش من بر سر ني راس مطهر كه نشد

من نرفتم سربازار،نديدم آزار
گل من در وسط معركه پرپر كه نشد

عمه ام رفت به زحمت دم گودال بلا
رفت تا شمر لعين بگذرد از سر كه نشد

زخم بر زخم فقط در بدن بي سر ديد
خواهرش خواست زند بوسه به پيكر كه نشد...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 2
08:18
#حضرت_معصومه_شهادت



از جگر سوختگان آه شرربار ببین
خیز از طوس و بیا حال مرا زار ببین

کاش میشد که دل سیر تماشات کنم
یار گمگشته! تو برگردی و پیدات کنم

چقدَر کوه و کمر را پی تو آمده ام
به تمنای رُخت ناله ی هجران زدم

چندماه است که آوارگی اقبال من است
چادر خاکی من شاهد احوال من است

منِ معصومه کجا رنج بیابان گردی؟!
کاش یک‌بار به این خسته نظر میکردی

خبری باد صبا از تو نیاورد آخر
دست تقدیر مرا راهی قم کرد آخر

پیِ تکریمِ منِ پرده نشینِ بدحال
سربه زیر آمده بودند همه استقبال

سر هر کوچه که رفتیم سلامم کردند
مثل پروانه همه دور و برم میگردند

دور بودم همه جا از نظر بیگانه
خانه ام خانه ی نور است نه یک ویرانه

گریه کردیم ولی حین مناجات فقط
کوچه رفتیم ولی کوچه سادات فقط

کاش بودی که ببینی چقدر تب کردم
من در این شهر فقط گریه به زینب کردم

کاش میشد بنویسند دروغ است دروغ
رفتن عمه ما بر سر بازار شلوغ

چه کسی داشت گمان از سر ایوان بلند..
عده ای بی سر و پا سنگ به زینب بزنند!

فکر کن‌ دور نوامیس خدا معرکه بود
فکر کن چادر ناموس خدا دست که بود؟!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 4 😭 4 2
ش
11:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_شهادت



خبر از معطلی ات بر سر بازار نبود
خبر از هلهله و خنده اشرار نبود

بود یک شهر همه دست ادب بر سینه
دور تا دور شما دشمن بسیار نبود

چقدر نقل به روی سرتان پاشیدند
خبری از نی و ساز و کفِ حضار نبود

دور آن محمل پوشیده کسی پرسه نزد
بانوی ما وسط کوچه گرفتار نبود

هر که آمد به برت بر تو خوش آمد می گفت
یک نفر در صدد محنت و آزار نبود

شد به هر کوی و محل مقدمتان گل باران
سنگ در دست کسی عازم دیدار نبود

با خودش هیچ کسی چکمه وشلاق نداشت
از کبودی به روی پیکرت آثار نبود

شکر حق در بر چشمان شما ای بانو
بر روی نیزه اعدا سر دلدار نبود



#اسماعیل_روستایی


@raziolhossein
👍 3
ش
19:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها


در این روزگاری که دل بیقرار است
گدای کریمه شدن افتخار است

ثواب زیارت برایم نوشتند
خودم نه، دلم سوی تو رهسپار است

دوباره حرم قسمتم نه نشد - آه
چقدر این دل بی‌نوا بد بیار است

چنان گنبدت جلوه دارد که انگار
حریم تو در آسمان‌ها مدار است

کسی که قدم می‌زند در حیاطت
روی فرش بال ملائک سوار است

نگاهت مرا از غریبی در آورد
ببین خنده روی لبم آشکار است

همین هم نشان از کرم خانه دارد
گدا زاده‌ای با شما همجوار است

کریمه! کرم کن گدای خودت را
گدایی که در ماتمت سوگوار است

چکید اشک تو بر زمین، بعد از آن بود
که از ساوه تا قم درخت انار است

دلم خون شده از غم ماجرایت
دلت تنگ بوده برای رضایت


#محمدحسن_بیات‌لو


@raziolhossein
1 👍 1
26 October 2023
ش
18:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_معصومه_دودمه


عصمت تو نور زهرا را نمایان می‌کند
حضرت معصومه

خواهر سلطان درعالم کار سلطان می‌کند
حضرت معصومه


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
1
ش
19:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1 👍 1
19:18
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
1 😭 1
27 October 2023
ش
11:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2 November 2023
ش
15:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1 👍 1
3 November 2023
ش
09:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 2
6 November 2023
ش
14:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#موسی_المبرقع_ابن_جواد_الائمه
#حضرت_موسی_مبرقع


۲۲ ربیع الثانی سالروز وفات حضرت موسی المبرقع ابن حضرت جواد الائمه علیهما السلام است

سلام ، حضرت موسی المبرقع ابن جواد
 درود و رحمت حق بر روان پاک تو باد

سلام بر تو که از دودمان طاهایی
گل شکفته ای از باغ سبز زهرایی

نسیم هر نفست عطر استجابت داشت
 "سمانه"  مادر تو یک جهان نجابت داشت

تو از تبار شکوه و کرامت و قدری 
در آسمان جمال و جلال چون بدری

همیشه بر روی ماهت نقاب می بستی
ز چشم زخم حسودان شهر  می رستی

كلام نغز تو از معرفت حکایت داشت
ز علم و جوهر اندیشه ات روایت داشت

به شهر قم ز مدينه که رهسپار شدی
صفای دائمی خاک این دیار شدی

به کوچه کوچه قم مقدم تو برکت داد
نگاه گرم تو بر قلب ها طراوت داد

کنار مردم این شهر سالها ماندی
 برایشان ز کلام خدا سخن راندي

ز کاظمین ضریحت حضور می بارد
بر آسمان رواق تو نور می بارد

در آستان تو هر کس شبی مقیم شود
دلش زلال تر از  چشمه و نسيم شود

" کمیل دست تمنا به سوی تو برداشت
 که جرعه ای می عشق از سبوی تو برداشت

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
9 November 2023
ش
16:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
ش
21:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله

فرار میکنم از حرف این و آن به حسین
فرار میکنم از مردم جهان به حسین

#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
10 November 2023
ش
08:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.              بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
                  هدیه‌ بفرمایید

اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم

         🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
08:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
675×782, 33.2 KB
#امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه


آن‌قدر‌منتظر‌آمدنت‌خواهم‌ماند
کزمزارم‌گل‌نرگس‌به‌ثمر‌بنشیند...

#امیرحسین‌_حیدری

@raziolhossein
😢 8
13 November 2023
ش
09:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
👍 3
14 November 2023
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 66.0 KB
19:43
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 88.2 KB
19:43
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 23.5 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
539×538, 104.0 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب به دل مرده حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست
تا دسته گلی دهی به زهرا و علی
بر مقدم زینب صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
15 November 2023
ش
16:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 65.9 KB
#حضرت_زینب_ولادت

امشب ملک از زینب کبری گوید
از نور دل و دیده طاها گوید
تبریک به هم ولادت زینب را
زهرا به علی علی به زهرا گوید



@raziolhossein
16 November 2023
ش
14:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×701, 119.5 KB
#تک_بیتی

از حسینش نتوان کرد جدا زینب را
موج هر قدر که بی تاب شود با دریاست

#معنی_زنجانی

@raziolhossein
14:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1085×834, 127.3 KB
#حضرت_زینب_ولادت
#دوبیتی

این غنچه که زینب از خدا نام گرفت
از گلشن وحی رنگ و بو وام گرفت

از گریه شد آرام چو بر دست حسین
قلب همه کائنات آرام گرفت

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
ش
17:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2 👍 1
17:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 29.0 KB
#تک_بیتی

صبا فتاده شه کربلا به روی تراب
سر از تراب بگو بوتراب بر دارد

#آیتی_بیرجندی

@raziolhossein
👍 2
17 November 2023
ش
06:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 136.3 KB
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی

بغض غم دوریت گلوگیر شده
تعجیل نما آمدنت دیر شده

از کودکیم منتظرم برگردی
برگرد ببین منتظرت پیر شده

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
ش
18:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
736×1280, 116.6 KB
یا زینب

این دخت علی که زینبش آمده نام
بر طاق سپهر علم قدریست تمام

تا مادر دهر دختر آورد و پسر
دختر نشنید کس بدین قدر و مقام

#فواد_کرمانی

@raziolhossein
18 November 2023
ش
17:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
892×1066, 132.1 KB
السلام علیک ِ یا بنت امیرالمومنین


چه چیز بهتر از این در ستایشت بانو
که بعد مادر خود سرور زنانی تو

@raziolhossein
👍 3
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1236×1280, 195.8 KB
هر چند، نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
@raziolhossein1
👍 1
ش
21:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1200×1200, 67.3 KB
یا بِنتَ عَلی

ما لُطفِ تو بی حدّ و عَدَد می خواهیم
هم خَطّ اَمان زِ دیو و دَد می خواهیم

عِید است و شَبِ تولّدِ زینبِ تو
عِیدی زِ تو یا عَلی ، مَدَد می خواهیم

مرحوم #سیدمصطفی_آرنگ

@raziolhossein
👍 3 2
20 November 2023
ش
14:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×691, 39.2 KB
۶جمادی الاول سالروز شهادت جعفر بن ابیطالب(جعفر طیّار) علیهماالسلام محضر امیرالمومنین و امام زمان علیهما السلام تسلیت.
1
14:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 114.2 KB
تقدیم به جناب جعفرعلیه‌السلام

این جوانمرد بود در همه عمر
حرز جانِ پیمبــــر مختــــــار
افتخــــار تمــــــام اهل البیت
رَحِمَ اللّه جعفــــرالطیــــــــار

#محمدعلی_قاسمی_خادم

@raziolhossein
1
14:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 91.5 KB
#حضرت_جعفر_طیار

از کار تو تا که سر درآورد بهشت
خون از مژگان تر درآورد بهشت

گفتند که در بهشت پرواز کنی
این مژده شنید و پر درآورد بهشت

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
14:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×694, 219.9 KB
#حضرت_جعفر_طیار

یار نبی، یاور علی هستی تو
هر آینه حیدر علی هستی تو

از جمله فضائل و مناقب هایت
این بس که برادر علی هستی تو

#عبدالزهرا

@raziolhossein
14:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
990×1080, 72.4 KB
.
اگر جرم و خطا بسیار کردم
به دست خویش، خود را خوار کردم

همه بخشیده شد، وقتی که قصد
نماز_جعفر_طیّار کردم

مجتبی خرسندی

@raziolhossein
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
623×1280, 54.0 KB
#حضرت_جعفر_طیار

آن روز که روز غربت حیدر بود
خون بر جگر دختر پیغمبر بود

یارانِ علی به یک دگر میگفتند
ای کاش که زنده حمزه و جعفر بود

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 2
21 November 2023
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
17:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 22.4 KB
17:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 20.9 KB
17:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.5 KB
17:20
🏴 السلام عليک ایتها الصدیقه الشهیده 🏴

اول دفتر به نام خالق اکبر...

پس از محرم و صفری که در عزای سیدالشهدا علیه السلام گذشت
و پس از آن،
شادی و سروری هرچند کوتاه! در ایام فرحة الزهرا سلام الله علیها...
باز هم، جهت تسلی قلب داغدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه و با استعانت از امیرالمومنین علیه السلام در عزای مادر جوانمان با حسنین علیهماالسلام  هم ناله میشویم ...


تا اشک دیده مرهم قلب علی شود


ما نیز بنا بر وظیفه و در حد بضاعت مزجات مراثی و مدایح خاتون دوسرا، صدیقه طاهره سلام الله علیها را جهت استفاده محبین و مادحین حضرتش در اینجا عرضه میداریم و ثواب آن را نذر فرج منتقمش می‌کنیم


به امید آنکه روزی برسد ز راه مهدی



التماس دعا

@raziolhossein
@raziolhossein1



کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا...

https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه
https://eitaa.com/raziolhossein1
22 November 2023
ش
16:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#فاطمیه


اشک مرا به غربت مولا زیاد کن
سوز مرا به روضه زهرا زیاد کن

یافاطرُ به عمر کم فاطمه قسم
روزی فاطمیه مارا زیاد کن


@raziolhossein
3
16:19
#حضرت_زهرا_مدح


دنیاست چو قطره ای و دریا زهرا
کی فرصت جلوه دارد اینجا زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز
هنگامه کند و لیک فردا زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود
عالم چو الفبا شد و معنا زهرا

احمد که خدا گفت به مدحش لولاک
کی می شدی آفریده لولا زهرا

طاها و علی دو بیکران دریایند
وآن برزخ ما بین دو دریا زهرا

او سرّ خدا و لیلة القدر نبی است
خیر دو سرا درخت طوبی زهرا

بر تخت جلال از همه والاتر
بر مسند افتخار یکتا زهرا

در آل کسا محور شخصیّتهاست
مابین اَب و بَعل و بنیها زهرا

سر سلسله ی نسل پیمبر کوثر
سرچشمه ی نور چشم طاها زهرا

تنها نه همین مادر سبطین است او
فرمود نبی اُمّ ابیها زهرا

آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد
امروز نگهداشته بر پا زهرا

از احمد و مرتضی چه باقی ماند
از مجمعشان شود چو منها زهرا

حرمت بنگر که در صفوف محشر
یک زن نبود سواره الا زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا
کافی است برای شیعه تنها زهرا

حیف است حسانا که در آتش سوزد
آن شیعه که ورد اوست زهرا زهرا

#حبیب_الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
👍 2
16:20
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه


در کوچه ها پیچیده بوی فاطمیه
با اشک باید رفت سوی فاطمیه

خلوت نشینان دیار یاس و سیبیم
جز سرزمین اشک هر جایی غریبیم

با یاس ها ما الفتی دیرینه داریم
یک فاطمیه داغ بین سینه داریم

مشکی ترین پرچم برای فاطمیه است
محزون ترین نوحه نوای فاطمیه است

هر غنچه ی یاسی بکارم نذر زهراست
زیباترین اشکی که دارم نذر زهراست

ما چهارده قرن است دائم در عزاییم
چهره کبود سیلی در کوچه هاییم

ما از اهالی دیار یار هستیم
میخی ترین خط در و دیوار هستیم

ما چهره هایی سوخته در آفتابیم
آوارگان بیت الاحزان خرابیم

در خواب دیدم یک بیابان داس و یک یاس
یاسی که حتی بر نوازش بود حساس

دیدم که دورش لشگری از خار بودند
بر گرد حور اهریمنان بسیار بودند

در کعبه آمد ابرهه با لشگر فیل
شد خشک چشمانم به در پس كو ابابیل

بر قامت گرگان صحرا رخت دین بود
دعوا سر نصب امیر المؤمنین بود

سد شد شکسته سیل آمد در مدینه
در شد شکسته میخ آتش زد به سینه

ابلیسیان از سوره ی کوثر گذشتند
در روي زهرا بود و از آن در گذشتند

افتاد زیر دست و پا آیات قرآن
از پشت دستان خدا را بست شیطان

مي رفت بالا دست سنگين حسادت
پايين مي آمد تازيانه با شقاوت

گرداب کینه یاس ما را غرق می کرد
در ضربه ها ضرب مغیره فرق می کرد

طوفان رسید و بُرد گل را ریشه اش ماند
او رفت اما تا ابد اندیشه اش ماند


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
👍 4
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


جز غم کسی به خانه ما سر نمی زند
اینجا که مرغ شوق دگر پر نمی زند

در شهر خود غریبم و با درد آشنا
در خانه‌ی غریب کسی در نمی زند

من بضعه‌ی پیمبر و یک تن از این همه
دَم از سفارشات پیمبر نمی زند

جز من که بر دفاع علی سینه ام شکست
حرفی کسی ز غربت حیدر نمی زند

آتش زدند خانه ما را که هیچ کس
آتش به آشیان کبوتر نمی زند

در پشت در، شهادت من شد شروع و حال
غیر از اجل به گِرد سرم پر نمی زند

می زد مرا مغیره و یک تن به او نگفت
زن را کسی مقابل شوهر نمی زند

بیش از همه به حالت زینب دلم بسوخت
مادر کسی برابر دختر نمی زند

کردیم امتحان (موید) که هیچگاه
جز آستان ما، در دیگر نمی زند

#سیدرضا_موید


@raziolhossein
1
17:54
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


دادِ علی تا خالق منان بلند است
از خانه من بوی الرحمن بلند است

صد طعنه از این و از آن مانده به گوشم
باید برای همسرم مشکی بپوشم

دیگر نمیخواهم که مرد صبر باشم
باید برای تو به فکر قبر باشم

حکم خدا بوده که جای رزم‌جامه
در شهر میگردم عزیزم بی عمامه

صبح علی از طعنه های خلق شام است
همسایه میگوید که کار تو تمام است

زینب به من میگفت پایان محن نیست
دادی کفن هارا ولیکن یک کفن نیست

بین وصیت تا که حرف خواب آمد..
گفتی حسین و حرف ظرف آب آمد..

پایان این قصه دراینجا نیست زهرا
روز دهم هنگام قربانی ست زهرا

آنروز که سر نیزه ی کوفه بلند است
جسم حسینم هرطرف بر نیزه بند است

از گوشه ی گودال بوی خون‌می آید
هرکس که رفته دست پر بیرون‌می آید

قاتل می آید که ببرّد آن گلو را
یک دست خنجر دارد و یک دست مو را..

پس میخورد این روضه تکرارش به زینب
کوچه به تو افتاد و بازارش به زینب


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
2 👍 2
17:59
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


درِ ورودیِ جَنَّت،حریم ساحت توست
بهشت؛گوشه‌ی دنجِ حیاط‌خلوت توست

صدای پهنه ی لاهوت،ذکر یا زهراست
میان عالم بالا همیشه صحبت توست

خدا به خاطر یک خنده ی تو،می خندد
رضای حضرت حق در یَدِ رضایت توست

پیمبری که نماد اصول بندگی است
زمان نافله‌ات،محو در عبادت توست

به استعانت لولاک..،امام یعنی تو
ولایت علوی پس همان ولایت توست

به فکر سفره ی همسایه های خود بودی...
چقدر رنگ عطوفت در این روایت توست

غذای گرم حسن را فقیر کوی‌ات خورد...
همین نشانه‌ای از لطف بی نهایت توست

هنوز نان‌تنور تو قوت غالب ماست
هنوز رونق اطعام ما به برکت توست

فقط اجازه بده تا بگویمت: "مادر"
تمام لذت من دیدن محبت توست

تمام گریه‌‌کنان حسین،مادری‌اند...
شروع عاطفه‌ی اشک از مصیبت توست

یکی ز مستمعین عزای تو؛جبریل
خدای عزوجل روضه‌خوان هیئت توست
.
.
توان نداشته ای تا سری تکان بدهی...
همین نشانگر اوضاع پر وخامت توست

هجوم کوچه ‌ی باریک..،میخ در..،آتش...
چگونه این همه غم در دلِ شهادت توست؟!


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
18:08
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


سلام ای ذکر خاص حق ثنایت
درود ای گفته احمد من فدایت

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها
تو زهرایی تو زهرایی تو زهرا

تو حبل محکم حبل المتینی
امید رحمه للعالمینی

تو بسم الله سماواتت کتابند
تو خورشیدی و عالم آفتابند

جنان یک ذره از دامان باغت
جهان یک شعله از نور چراغت

ملک موج لطیفی از نگاهت
فلک گرد حقیر از گرد راهت

حیات عشق از خون حسینت
بلندی خاکبوس زینبینت

شرافت مستمند صبح خیزت
حیا تصویری از ظلّ کنیزت

نیایش سائل بیت گلینت
دعا را سجده بر خاک زمینت

مزار مخفی ات مخفی است در دل
سبک مغزان تو را خوانند در گل

کرامت حسنی از قصر بلندت
سخاوت تا قیامت مستمندت

امامان آبرومند جلالت
امیر مؤمنان محو کمالت

پیمبر عاشق راز و نیازت
خدا فخریه دارد بر نمازت

بهشت قرب احمد سینه توست
ضمیر خلق در آیینه توست

مکان عبد ذلیلی در ره توست
زمان مرهون عمر کوته توست

همه دشت کویرند و تو گلشن
همه شام سیه تو صبح روشن

همه سوز درونند و تو داغی
همه تاریکی اند و تو چراغی

همه جسم ضعیفند و تو جانی
همه قطره تو  بحر بیکرانی

تو دریا کشتی ات دل های آگاه
تو کوثر ساقی فیضت ید الله

ملک یا حور یا آدم که هستی
که می داند که هستی یا چه هستی

جهان از رازها بس پرده انداخت
سر مویی تو را نشناخت نشناخت

تو سر ناشناس انبیایی
تو آن  عبدی که سر تا پا خدایی

تو استاد و جهان دانشگه توست
تو قرآن و علی بسم الله توست

الا ای مام باب آفرینش
همه ذریه ات ارباب بینش

تو چونان دختی ای دادار منظر
که باب خلقتت فرمود مادر

تمام آفرینش پای بستت
پیمبر خم شد و بوسید دستت

گنهکاران چو رو در محشر آرند
همه چشم شفاعت بر تو دارند

به جز باب عنایاتت دری نیست
تو گر نایی به محشر محشری نیست

اگر گیرد کسی از خلق دستی
تو هستی و تو هستی و تو هستی

به محشر ناقه ات چون پا گذارد
سحاب رحمت از هر سو ببارد

عقوبت در نگاهت سایبانی
شفاعت ناقه ات را ساربانی

به محشر از فراز چرخ گردون
ندا خیزد که این الفاطمیون

همه حوران به استقبال خیزند
برات عفو پیش پات ریزند

شود تا نازنین قلب تو خرسند
ببخشند و ببخشندو ببشخند

چنان گردد که از فرمان دادار
بگردد عفو دنبال گنه کار

بهشت خویش را تا در گشاید
خدا را هم شفیعی چون تو باید

تو سر تا پا بهشت مصطفایی
تو جانان علی مرتضایی

سرایت جنت ای خاکم بدیده
بهشت و شعله آتش که دیده

که دیده حور در آتش بسوزد
که دیده باغ جنت بر فروزد

چه گویم با که گویم منطقم لال
که قرآن شد به بیت وحی پامال

چه نیکو  با تو هم دردی نمودند
که با آتش در بیتت گشودند

عدو حق ذو القربی ادا کرد
ز قرآن قل هو الله را جدا کرد

گمانم مرتضی شد کشته آن روز
که بشنید از تو آن فریاد آن روز

از آن اعدا تو را حرمت شکستند
که یارانت همه خامش نشستند

در اینجا بسته نطق(میثم)توست
سخن کوچکتر از شرح غم توست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
3 👍 3
23 November 2023
ش
17:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#دهم_جمادی‌الاولی به نقلی سال‌روز #جنگ_جمل
#تبری #دوبیتی


آن زن که هوس، مست غرورش می‌کرد
حِقد و حسد از عاطفه دورش می‌کرد

از بعد نبی چه فتنه‌هایی که نکرد!
ای کاش پدر زنده به گورش می‌کرد!

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
17:31
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 139.8 KB
#جنگ_جمل


همین است و همین است و همین است
خدیجه عشق رب العالمین است

کسی که بانی جنگ جمل شد
غلط کرده که ام المومنین است

.
1
17:35

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
24 November 2023
ش
14:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2
14:53
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه



صاحب عزای حضرت خیر النسا، بیا
ای بانی شکسته دل روضه ها، بیا

درد فراق تو به خدا می کشد مرا
رحمی نما به حال دل این گدا، بیا

از بس به هجر روی تو عادت نموده ایم
دل می رود به سمت گناه و خطا، بیا

ما در میان بحر گنه غوطه می خوریم
آقا نجاتمان بده از این بلا، بیا

مشغول خویش و بندۀ دینار و درهمیم
فکری به حال نوکر زهرا نما، بیا

لطف تو بوده گریه کن مادرت شدیم
ای سفره دار واسعۀ هل اتا، بیا

ای آخرین نگار دل آرای فاطمه
آقای من! برای رضای خدا، بیا

آقا به حقّ چادر خاکی مادرت
آقا به حقّ داغ دل مرتضی، بیا


@raziolhossein
14:53
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه


با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی
شد گریه ام باب فیوضات الهی

هر روز و شب کارم سلامِ برحسین است
با این امیدی که کنی سویم نگاهی

من بار ها دیدم که با یک قطره ی اشک
با آبرو گردید ، عبدِ رو سیاهی

شرمنده ام یک عمر قلبت را شکستم
در زندگی ام نیست روزِ بی گناهی

اصلاً محبت های تو بد عادتم کرد
تنبیه کن این بی ادب را گاه گاهی

دردِ دلم را جز شما با که بگویم
تنها تو هستی که برایم تکیه گاهی

پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم
واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی

آقا قسم بر صورت نیلیِ مادر
آن چهره ای که دارد از سیلی گواهی

آقا قسم بر خانه ای آتش گرفته
آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی

ای انتقامِ کشته ی مسمار بر گدر
جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد

#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1 👍 1
14:53
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#فاطمیه

در انتظار تو چشمم هميشه بارانيست
وبی تو حال وهوای دلم چه طوفانيست

بيا که  خیری از این زندگی نمی بینم
كه لحظه لحظه ی عمرم پراز پريشانيست

هوای خيمه ی قلبم بدون تو سرد است
بهار،پيش دوچشمم شب زمستانيست

زجاده ای که گذركرده ای مسافرعشق
ببين كه جای قدمهای تو چه نورانیست

درون سينه ی من پر ز آه تب دارست
حديث غيبت تو بين سينه زندانيست

دعای ندبه ی هر صبح جمعه ام آقا
به قصد آمدنت خانه ام به مهمانيست

دوباره روضه ی زهرا و غربت حیدر
بياو روضه بخوان بزم مرثیه خوانيست

خدا زیاد کند اشک چشم های مرا
چراکه فاطمیّه روضه هاش طوفانیست


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
14:53
#امام_زمان_فاطمیه
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند

تا منتقم فاطمه آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا

@raziolhossein
1 👍 1
14:53
#امام_زمان_مناجات
#امام_زمان_زمزمه


دور از تو ای شاه زمن
بیزارم از باغ و چمن
دل شد زهجرت پر محن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن

....

تا کی بگویم ای خدا
این معز الاولیا
بازآ عزیز ذوالمنن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

ای مهدی زهرا بیا
آواره صحرا بیا
بنگز زمانه پر فتن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
......

شاها امان از بی کسی
پس کِی به داد ما رسی
بادا فدایت جان من
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

درد مرا درمان بده
کار مرا سامان بده
بگشا گره از کار من
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
.....

شاها نگر در کربلا
از ظلم و جور اشقیا
جسم حسینِ بی کفن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن

.....

افتاده بر روی زمین
نعشِ حسینِ نازنین
اشکی فشان بر آن بدن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن
......

تاجِ سرِ حبل المتین
شد از جفا نقش زمین
گشته جدا راسش زتن
یابن‌الحسن یابن‌الحسن


@raziolhossein1
3 👍 1
14:53
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

در غیبت تو دربدری ها باشد
ما را زغمت خونجگری ها باشد

شاید که همین جمعه بیایی شاید
تا باشد از این خوش خبری ها باشد

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
14:53
#امام_زمان_فاطمیه


بيا كه گنبد خضراست ديده بر راهت
بيا كه حيدر تنهاست ديده بر راهت

چقدر منتظران تو بي صدا رفتند
نگاه مضطرب ماست ديده بر راهت

به هر ديار عزادار مادرند همه
بيا كه عترت طاهاست ديده بر راهت

قسم به خاك نشسته به چادر مادر
سكوتِ غربتِ دنياست ديده بر راهت

هنوز نالة مادر به گوش مي آيد
ببين كه حضرت زهراست ديده بر راهت

ميان كوچه به دنبال گوشواره حسن
شهيد سيلي اعداست ديده بر راهت

كنار بستر غرق به خون مادرتان
هنوز زينب كبراست ديده بر راهت

ميانِ گوديِ مقتل حسين افتاده
هنوز زير لگدهاست ديده بر راهت

به ناله هاي بُنَيَّ كنار آن گودال
زني كه غرقِ تماشاست ، ديده بر راهت

نشسته بي ادبي رويِ سينة ماهش
ببين كه مادرت آنجاست ديده بر راهت

زمان كشتن لب تشنه آب مي خوردند
لباس هاي تنش را يكي يكي بُردند

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
2 👍 2
14:53
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


سپیده سر زده آیا تو بر نمی گردی؟
برای دلخوشی ما تو بر نمی گردی؟

ببین که خشک شده صحن آبی چشمم
تمام وسعت دریا تو بر نمی گردی؟

همیشه حسرت و تنهایی و غم و دوری
شده َست قسمت من تا تو برنمی گردی

ز بس که طول کشیده زمان آمدنت
چه بدگمان شده دنیا تو بر نمی گردی

تمام ثانیه های شب تو پرسیدند ...
طلوع روشن فردا تو بر نمی گردی؟

اگر قسم بدهم بر دعای نیمه شبِ
قنوت خسته ی زهرا تو برنمی گردی

اگر شبی وسط روضه ام بخوانم از
دودست حضرت سقّا تو بر نمی گردی

نشسته ام همه ی شب به راه آمدنت
سپیده سر زده حالا؛ تو بر نمیگردی؟



#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
2 👍 1
ش
23:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


هر شب دعا کردم دعا عَجِّل وَفاتی
یارَبَّنا یارَبَّنا عَجِّل وَفاتی

خسته شدم از درد پهلوی شکسته
اما نمیخواهم شفا عَجِّل وَفاتی

دیگر نمیخواهم بمانم در مدینه
این شهر بی مهر و وفا عجِّل وَفاتی

اینجا که حق گریه کردن هم ندارم
باید بسوزم بی صدا عجِّل وَفاتی

دیگر کسی بر دیدن زهرا نیاید
دلگیرم از همسایه ها عجِّل وَفاتی

اینجا کسی فکر غریبی علی نیست
مظلومی‌ش کشته مرا عجِّل وَفاتی

من پشت در باید که می مُردم نه محسن
شرمنده ام از مرتضی عجِّل وَفاتی

در خواب دیدم محسنم را میدهم شیر
تعبیر کن خواب مرا عجِّل وَفاتی

تا میروم در وا کنم بر روی حیدر
صد بار می افتم زپا عجِّل وَفاتی

یک بار زینب را بغل کردم به سختی
از درد مُردم ای خدا عجِّل وَفاتی

تا با رسول الله درد دل بگویم
یارب به حقّ مصطفی عجِّل وَفاتی

تا با پدر گویم که قنفذ با غلافش
با من چها کرده چها عجِّل وَفاتی

تا که نشان او دهم این جای سیلی
که خورده بودم بی هوا عجِّل وَفاتی

.
.

آماده شد پیراهن نور دوعینم
جان غریب کربلا عَجِّل وَفاتی


#عبدالحسین

@raziolhossein
1
23:20
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه

نور خورشید دربساطش بود
این یکی ازتجلیاتش بود

مهربانی بی مثالش از
مادری بودن صفاتش بود

بی فدک‌ هم همیشه روزی ما
بر سر سفره های ذاتش بود

تا قیامت به شوق رد شدنش
عرش مشغول سورساتش بود

مایه فخرکائنات ، علی ست
فاطمه کل کائناتش بود

در و دیوار خانه شاهد بود
فاطمه عاشق صلاتش بود

چشمه‌ی رزق عالم و آدم
در قنوت پر از قناتش بود

هم دعاگوی مومنین بود و
هم دعاگوی مومناتش بود

این خلیله یکی از اعجازش
گل نمودن میان آتش بود

اینچنین عاشق علی بودن
تازه یک پنجم از زکاتش بود


#وحید_عظیم_پور


@raziolhossein
👍 1
23:25
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


آفتاب جلوه ات از کهکشان‌ها هم سر است
وسعت تابندگیِ تو تعجب‌آور است

طبقِ نَصِّ : ما عَرَفنا قَدرَکِ...،اثبات شد:
درک شأنَت از شعورِ هر بشر بالاتر است

شوق ختم‌المُرسلینی ، دست‌بوسیِ تو بود
قدردانی از تو تنها کار یک پیغمبر است

کِسوَتِ اُمِّ اَبیهایی فقط مخصوص توست
کیست مانند تو که هم مادر و هم دختر است

حول دستاس تو می چرخد زمین و آسمان
گردش ایّامِ ما بر پایه ی این محور است

روح اَسما را تنور خانه ی تو شکل داد
نانِ گرمِ سفره ی سبزِ تو خادم‌پرور است

مات و مبهوت وقار فاطمی ات مریم است
هاج و واج اقتدار هاشمی‌ات هاجر است

کمترین لطف تو بیش از ظرفیت‌های گداست
بخششِ حدِّ‌اَقلیِّ تو حدِّ‌اکثر است

بی‌نیازی از فدک‌های زمینی،فاطمه!
در خورِ مهریه‌ی تو چشمه،چشمه کوثر است

تک‌سواریِ تو در صبح قیامت دیدنی‌ست...
بهترین تصویر در قاب عظیم محشر است

سایه‌‌ی روی سرِ ما چادر خاکی توست
میتوان پس گفت : ایران، زیر چتر مادر است!

مادر هر کس که بابایش علی باشد..،تویی
بچّه‌شیعه نسل پشت نسل بر این باور است

عالمی پابند تو بود و تو پابندِ علی
کُلِّ فکر و ذکر تو در هر زمانی، حیدر است

این شبِ جمعه مرا با خود ببر پیشِ حسین
کربلایِ شاه رفتن ، آرزوی نوکر است

یک دقیقه گریه کردن بر مصیبت‌های تو
فیض آن بالاتر از صدها هزاران منبر است
.
.
ای که روی صورتت گلبرگ هم رد می گذاشت
زیر پلکت جای ضربِ سیلی آن کافر است

تیزیِ مسمارِ کج‌رفتار با پهلو چه کرد؟!...
قاتل هر ساله ی ما روضه ی میخ در است


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 3
23:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #کوچه #احراق_بیت


ویران شود آن کوچه که مادر زمین خورد
بین گذر با دیده‌های تر زمین خورد

زهرا و حیدر آینه بودند هم را
زهرا زمین که خورد، پس حیدر زمین خورد

در سر وقار مرتضی را با خودش داشت
بد شد میان جمعیت با سر زمین خورد

اهل زنا که صحبت از دینِ خدا کرد
هم حُرمت محراب، هم منبر زمین خورد

می‌گفت اگر صدّیقه‌ای، شاهد بیاور
چه طعنه‌ها از مردم این سرزمین خورد

حوریّه‌ای که با تلنگر لطمه می‌دید
با پا لگد که خورد محکم‌تر زمین خورد

هر جا پیمبر بوسه‌اش می‌زد کبود است
یعنی سفارش‌های پیغمبر زمین خورد

طفلی حسن در کوچه خیلی دست و پا زد
تا پا شود مادر، ولی آخر زمین خورد

این رفتن و این آمدن، چه دردسر داشت
یک گوش سنگین شد، دو تا گوهر زمین خورد

خیلی دلش می‌خواست که زینب نفهمد
امّا نرسیده به پشت در زمین خورد

یک روز زیر دست و پا مادر زمین خورد
یک روز زیر دست و پا دختر زمین خورد

زهرا زمین که خورد، با معجر زمین خورد
زینب ولی، صد بار بی‌معجر زمین خورد


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
23:38
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


کوه ست و در مسیر مردد نمی شود
هر کس به عاشقی که زبانزد نمی شود

خورشیدِ عالمین ، علی هم برابرش
یک لحظه ، دور زهره نگردد نمی شود

از بس مواظبِ تن مجروح فاطمه ست
حتی نسیم از بر او رد نمی شود

وقتی مطهره برود بین کوچه ایی
جز یک حرام زاده کسی سد نمی شود

شیطان نکرد سجده به انسان ، فقط همین
شیطان به قدر ضارب او بد نمی شود


#حامد_آقایی

@raziolhossein
1
23:40
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #هجوم #احراق_بیت


لگدی سخت به در خورد نباید میخورد..
چوبه ی در به‌ کمر خورد نباید میخورد

فاطمه تکیه به در زد که نباید میزد..
میخ محکم به پسر خورد نباید میخورد

من ازین دست به دیوار شدن فهمیدم
نوک شلاق به سر خورد نباید میخورد

چادر خاکی زهرا به همه میگوید
ضربه ازچند نفر خورد نباید میخورد

نیمِ صورت ورم و نیمِ دیگر زخم شده
بانوی خانه نظر خورد نباید میخورد


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
👍 2 1
23:40
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


زهرا همان بزرگترین آیت ِخداست
که‌بر علی و آل علی حجّت ِخداست

هم مظهر تمام و کمال پیمبر است
هم جلوه‌گاه بی‌بدل عصمت ِخداست

خَلقَش‌به‌گونه‌ای‌ست‌که‌باید چنین‌نوشت
این‌شاهکار ، ناب‌ترین‌ صنعت ِخداست

در ساق عرش یا که میان سرای خویش
هرجا که‌هست؛فاطمه‌هم‌صحبت ِخداست

نُـه سال با محمّد و‌ نُـه سال با علی
این بانوی مُکرّمه در خدمت ِخداست

مثل ولایت علوی ؛ حُـبّ حضرتش
بالله قسم بزرگترین نعمتِ خداست

تنها نه‌اینکه کُلّ زمین مِلک طِلق اوست
در اختیار بانوی ما ثـروت ِخداست

فرموده اند كه غضبش باعث عذاب
خشنودي‌اش به منزله‌ی رحمت ِخداست

هرکس که هَتکِ حُرمت از او‌ کرد تا ابد
تنها نصیبش از دو جهان لعنت ِخداست

چندی‌ست فاطمه‌ طلب مرگ می‌کند
کنج‌ اتاق منتظر دعوت خداست


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 3
23:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطميه #بستر


ای زخم با من  تو سرِ آزار داری
در هر نفس به گریه ات اصرار داری

از من گذشت ای میخ اول مطمئن شو
پشت در خانه نباشد بارداری

ای کاش امشب پر بگیرم چون که سخت است
در سن و سال زینبم بیمارداری

تشخیص فرزند از صدا عین عذاب است
ای وای از وقتی که دیدِ تار داری

تا زنده ام خوب استراحت کن علی جان
خیلی زمان کَفْن و دفنم کار داری

من حاضرم که باز به جانم بگیرم
دردی که وقت شستن مسمار داری

بیخود مرا منصوره ی عرشم نگفتند
غصه نخور مانند زهرا یار داری

با‌ گریه پرسیدی چرا در بین بستر
از کنج حجره فاصله بسیار داری؟!...

....بین در و دیوار گیر افتاده باشی
تا عمر داری ترس از دیوار داری

زینب کنارت هست پس جای غمی نیست
یعنی که بعد از رفتنم غمخوار داری

امروز گفتم به حسینم کاش بودم
بالاسرت روزی که نیزه دار داری

پیراهن و عمامه و انگشتر و خوود
در سفره ات خیراتیِ بسیار داری


#یا_مظلوم

@raziolhossein
2
23:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#بستر


اين اشك ها براى تو مرهم نمى شود
چيزى ز غصه هاى دلت كم نمى شود

با من بگو عزيز دلم راز كوچه را
یعنی به راز تو محرم نمى شود؟

جارو نزن به خانه..براى تو خوب نيست
پهلو شكسته اين همه كه خم نمى شود

زهرا بيا و غصه ى مارا تمام كن
زينب حريفِ اين همه ماتم نمى شود

ظهر دهم حسين تنش زير دست و پاست
لب تشنه مانده است كفن هم نمى شود


#آرمان_صائمی

@raziolhossein
23:44
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه


چه روضه ایست که هرکس روایتش می کرد
بنای گریه به وضع مصیبتش می کرد

چه می شد از دل آن کوچه برنمی گشتند
قضا به لطف قَدَر خرق عادتش می کرد

برای جمله ی کوتاه هم مجال نداد
وگرنه فاطمه او را نصیحتش می کرد

"زکیّه" هیچ زمان حرف تُند نشنیده
و کاش راهزن این را رعایتش می کرد

حرام لقمه به مادر دو دست سیلی زد...
گلی که لمسِ نسیمی اذیتش می کرد

آهای گریه‌کنان! فاطمه زمین افتاد
هجوم چکمه‌ جسارت به ساحتش می کرد

یکی ز تکّه‌ی آن گوشواره‌ها گم شد
حسن وگرنه همان شب مرمتش می کرد

عذاب روحی فرزند،داغ ناموس است
مغیره هم چه جفایی به غیرتش می کرد
.
.
دعای مادرم این روزها فقط مرگ است
اجل ز طعنه ی همسایه راحتش می کرد


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 2 1
23:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر #کوچه


این چند وقت زهرا مشغول دوختن بود
دلواپسِ علی و  در فکرِ پیرهن بود
 
در خانه کار کردم  اما به دل نچسبید
از بسکه دستم از صبح  بر شانه‌ی حسن بود

با جبرئیل گفتم جانِ تو و علی‌جان
من را زِ پا در آورد  زخمی که در بدن بود

روزیِ خویش را صبح  از دست من گرفته‌است
شهری که هیزمِ آن  پشت حیاط من بود

شهری که آتش آورد جای عیادت و دید
زهرا بجای آن در مشغول سوختن بود

آنکه دلیلِ ایجادِ عالم است مردم
بر دستْ ریسمان و بر گردنش رسن بود

ماندم علی نیاُفتد بین مدینه‌ای که
مردی نداشت غیر از یک زن که شیرزن بود

گفتم گواه دارم گفتم که ارث دارم
گفتم علی است شاهد اما جواب "لَن" بود

می‌گفت بین مسجد با من : دروغگویی
آنکه میانِ کوچه بدجور بد دهن بود

اصلا جدا نمی‌شد دستم, ولی  شکستش
از خانه تا به مسجد  یک جنگِ تن به تن بود

قنفذ که خسته می‌شد جایش مغیره می‌زد
این پشتِ هم زدن‌ها پیشِ ابالحسن  بود

در گوشِ گاهواره دیشب به گریه گفتم
ای کاش قدِ محسن در خانه‌ام کفن بود...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
23:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


ناجوانمردانه زهرای جوان را می زدند
روز روشن مادر صاحب زمان را می زدند

خانه ای که بی وضو جبریل آن را در نزد
دسته ای با پا درِ این آستان را می زدند

صورت و دستی که می بوسید پیغمبر چه شد ؟ ...
پیش قبر او هم‌این را و هم‌آن را می زدند

بعد از آن ضرب لگد زهرا دگر جانی نداشت
با همه نیروی خود آن ناتوان را میزدند

زن زدن حتی زمان جاهلیت عار بود
این مسلمان ها چرا شاه زنان را می زدند


این زدن ها از مدینه باب شد ،.... در کربلا
بی حیاها هم زنان هم دختران را می زدند

زینیب آمد روضه ای برپا کند در قتلگاه
روضه را بر هم زدند و روضه خوان را می زدند

نیست از آغوش بابا هیچ جایی امن‌تر
در همینجا دختر شیرین زبان را می زدند

دختری گم شد به جایش کاروان را می زدند
بیشتر بین اسیران عمه جان را می زدند


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
😭 5 2 👍 2
23:51
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#دوبیتی

از آب گذشته است و دریا دارد
از خلق جهان دل بکند جا دارد

یک شهر اگر که رو بگرداند از او
در خانه دلش خوش ست زهرا دارد

#امیرحسین_آکار

@raziolhossein
2
23:53
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


ای کاش عدو آن روز پشت در نمی آمد
یا در پس در لااقل مادر نمی آمد

گفتند در این خانه زهرا هست و اولادش
رحمی ولی بر قلب آن کافر نمی آمد

گفتا ( و إن ) باید بسوزد خانه با اهلش
از این حرامی غیر از این هم بر نمی آمد
.
.

در شعله ور شد تندتر مادر نفس میزد
ای کاش این آتش سوی معجر نمی آمد

از آتش در ، آتش کینه فراتر بود
ساعات مظلومی و غربت سر نمی آمد

وقتی که با ضرب لگد در کنده شد از جا
چه خوب میشد میخ سمت پر نمی آمد

فریاد زد فضه خذینی کشته شد محسن
جز فضه کاری از کس دیگر نمی آمد

در روی مادر بود و یک لشکر از آن رد شد
دیگر صدای دخت پیغمبر نمی آمد

اینکه علی مأمور به صبر است می دانست
ورنه به فکرش بردن حیدر نمی آمد

بردند با دو دست بسته شاه عالم را
این بی کسی به فاتح خیبر نمی آمد

گفتم دو دست بسته یاد زینب افتادم
آنجا که جز غم بر دل مضطر نمی آمد

می دید قاتل چوب بر لعل حسینش زد
از این بلایی بر سرش بدتر نمی آمد

می‌گفت با گریه عقیله جام می ای کاش
دیگر کنار چوب و تشت زر نمی آمد


#علی_سلطانی

@raziolhossein
3 👍 2
23:53
#حضرت_زهرا_شهادت


اي بهشت آرزوهاي علي
وي دو چشمت دين و دنياي علي

شام غم را پرتوِ اُمّيدِ من
كوكب من، ماه من، خورشيد من!

اي نچيده گل زِ رويت آفتاب
وي نديده شب، شبِ مويت به خواب

در دل هر ذرّه، نور مِهر تو
مِهر هم، سايه‌نشينِ چهر تو

يك نگاهت بِه ز صد خُلد بَرين
ني، كه يك ايماي تو خُلدآفرين!...

خانۀ ما گرچه از خِشت است و گِل
خشت روي خشت نَه، دل روي دل

آستانش، آسمانِ آسمان
سقف، بالاتر ز بام كهكشان

پايۀ ديوار آن، بر طاق عرش
وز پَرِ خود عرشيان آورده فرش

خاك آن را، شُسته آب سلسبيل
گَرد آن را رُفته، بال جبرئيل

ناودان‌ريزش، بِه از ماءِ مَعين
بوريايش، گيسوانِ حور عين

روشني زين خانه دارد، نور هم
روزَنَش، بُرده سبق از طور هم

كي به سينا پاي، موسی مي‌گذاشت
گر سُراغِ خِشتي از اين خانه داشت

«لَنْ تَراني» بوده زين سينا جداي
رفته از اين خانه، هر كس تا خداي

هر تني جان و، ز جان جانانه‌تر
هر گُهر از آن گُهر، دُردانه‌تر

دخترانت بانوان مريم‌اند
هر دو در عِزّت عَلم در عالم‌اند

تا تو هستي قبلۀ كاشانه‌ام
كعبه مي‌گردد به گِرد خانه‌ام...

رو بدين سو دارد از هر سو، بهشت
تا بگيرد از تو رنگ و بو بهشت

خانۀ ما گُلبنِ صدق و صفاست
فاش ‌گويم خانۀ عشق خداست

نورها از پرتو روبند توست
آفتاب خانه‌ام لبخند توست...

اي تبسّم، آرزومند لَبَت
اي سحر، مست از مناجات شَبَت

گو بگردانند روي از من همه
دوست تا زهراست، گو دشمن همه!

گو به آن، كز تيغ من در واهمه‌ست
ذوالفقارم جوهرش از فاطمه‌ست

#علی_انسانی

@raziolhossein
3 👍 1
23:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×881, 58.8 KB
فاطمه جان:

در شکسته مرا عاقبت شکستم داد
ببین که میخِ در خانه کار دستم داد

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
👍 1
25 November 2023
ش
20:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_محسن
#رباعی


با کینه بسیار شهیدش کردند
با ضربه مسمار شهیدش کردند

بین در و دیوار به دنیا آمد
بین در و دیوار شهیدش کردند


@raziolhossein
😭 5 👍 1
26 November 2023
ش
00:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم #شام



رسم است مردم! بین دعواهای مردانه..
بیرون نمی آید به هیچ عنوان زن از خانه
اما در اینجا در نبرد قوم بیگانه
زهرا به میدان می‌زند پیروزمندانه

گویا پیمبر به جدال بولهب رفته
بانو به جنگ قوم بی اصل و نسب رفته


مثل شراری که به یک گلزار می افتد
آتش به روی در روی دیوار می افتد
ضرب لگد بر مخزن الاسرار میوفتد
با ضربه ی مسمار دست از کار میوفتد

پای غریبه بر روی قرآن به شدت خورد
سادات می‌بخشند،در محکم به صورت خورد

دست علی بسته ست و دست همسرش زخمی
زهرا سرش زخمی،دلش زخمی پرش زخمی
شاخه شکست و گشت سیب نوبرش زخمی
با دیدن مادر غرور دخترش زخمی

با روضه های کوچه روز پنج تن شب بود
پایان کوچه روضه های شام زینب بود

راه حرم را کوچه پشت کوچه سد کردند
با آل عصمت مردمان شام بد کردند
بد مست ها توهین به الله الصمد کردند
هر سر که می افتاد از نیزه لگد کردند

تا دختران را با لباس پاره می‌دیدند
بر گریه های بچه ها مستانه خندیدند

دروازه غوغا کوچه و بازار غوغا بود
قوم یهود آماده صدجور بلوا بود
پیش اسیران بین آن اوباش دعوا بود
زینب میان حرف های بددهن ها بود

حال بزرگ قاقله خیلی مشوش بود
بر صورت سرخ اسیران جای آتش بود


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
😭 2 1 👍 1
00:04
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در
می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در

خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی
بعد دق الباب خندان می شود در پشت در

آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود
سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در

در زدند و با خودش می گفت حتما سایل است
باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در

در کمال حیرت اما دید بانوی کرم
جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در

در زدند و در زدند و در زدند و در شکست
آه شد آغاز، جنگی نا برابر پشت در

با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد
پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در

غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ
شد گل نشکفته سادات پرپر پشت در

نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را
از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در

کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود
ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در

گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم
می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 3 1
00:05
#حضرت_زهرا_شهادت
#امام_حسن
#فاطمیه #کوچه


کار زار بین کوچه کار ما را زار کرد
حال گل را زار کرد و کوچه را گلزار کرد

دیده شیر خدا  را دور دید و شیر شد
آن که روز مادرم را همچو شام تار کرد

داشت مادر حرف می زد بی حیا مهلت نداد
ناشنیده وحی را با سیلی اش  انکار کرد

مادر نازک تر ازبرگ گل مارا زدند
سنگ می داند چه با ان شیشه رخسار کرد

نیمی از گلبرگ  او پژمرد از سیلی خصم
نیم دیگر را چو لاله ضربه دیوار کرد

او رشیده بود آه افتاد  و آن افتادنش
زخم هایی را به زخم  کهنه اش تکرار کرد

شکر من بودم عصای مادرم در کوچه ها
بعد ازآن  ظلمی که در کوچه بر او اغیار کرد

وای اما از رقیه در شب تاریک دشت
خواب بود و زجر او را بی هوا بیدار کرد

هیچ کس در آن سیاهی های شب یارش نشد
زیر دست پای زجر او مرگ را دیدار کرد

قد او تا زانوان زجر هم حتی نبود
بی حیا اما برای زجر او اصرار کرد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
2
00:08
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #احراق_بیت


پشت در عشق را اذان می داد
پرچم شیعه را تکان می داد

با تمام توان به مسلخ عشق
راه را بر همه نشان می داد

او که با چشم روشنش هر روز
نور را هدیه بر جهان می داد

مثل باران دعای هر روزش
به همه اهل شهر نان می داد

امتحان بود و حال غیرت را
ارث سرخی به شیعیان می داد

مثل روز ازل برای خدا
فاطمه، باز امتحان می داد

زن، ولی مثل ذولفقار علی
به حماسه، به غم، زبان می داد

حجت اللهِ اهل بیت اینجا
درس سختی به مشرکان می داد

دشمن او را به جرم عشق علی
بین دیوار و در مکان می داد

در که بر روی پهلویش وا شد
عرش را ناله اش تکان می داد

دشمن از عرش چادرش رد شد
مرتضی دید و داشت جان می داد

دست هایش سپر شدند اما
تازیانه مگر امان می داد

دست شیطان غلاف را پر کرد
نوبتی دست این و آن می داد

محسنش روزگار را می دید
اگر آتش کمی زمان می داد

پای مسمار در حرم وا شد
فضه آمد اگر نه جان می داد

خط خون در مسیر آن کوچه
خبر از زخم خون فشان می داد


#حسن_کردی


@raziolhossein
4
00:10
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


تو ای غم دست بردار از سر من
نمانده اشک در چشم تر من

از آن روزی که بین شعله ها رفت
نفس تنگی گرفته مادر من
.......

تنش می سوخت در هرم شراره
سخن می گفت تنها با اشاره

تنور خانه که روشن شد امروز
سیاهی رفت چشمانش دوباره


#وحید_محمدی
@raziolhossein
3 👍 1
00:15
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


صدای آمدنت بهترین ترانه ی من
فدای در زدنت ای وقار خانه ی من

شکسته‌بالِ تو پرواز می کند..،امروز
خودش برای تو در باز می کند امروز

غریب کوچه ی کینه..،سلام حیدر من
به جای اهل مدینه..،سلام حیدر من

کدام شانه کشیده است بارِ درد مرا
کسی علیک نگفته سلامِ مردِ مرا

به رغم این همه اندوه ناشمرده‌؛علی
خلاصه غم نخوری..،فاطمه نمرده؛علی

نگو که حال و هوای دلت بهاری نیست
ببین که بسترم امروز لاله‌کاری نیست

رسیده سُرخی گل روی شاخه ی زردم
ببین به خاطر تو پیرهن عوض کردم

تَرَک..،تَرَک..،همگی را شِمُرده ام حیدر
شبیه آینه ی سنگ خورده ام حیدر

من و شکستگی دنده ها و گریه و آه
ببین..،برای تو نان پخته ایم..،بسم‌الله!

بیا وُ فکر نکن بر غلافِ آن شمشیر...
تو را به بازوی آسیب‌دیده..،لقمه بگیر

اگرچه آه گلو را به گریه بخشیدم
اگرچه این دم آخر..،نشسته خوابیدم

اگر لگد به پرم ضربه زد..،فدای پرت
اگر دری به سرم ضربه زد..،فدای سرت

عقاب لانه ی من..،بال و پر به قربانت
هزار محسن من..،پشت در..،به قربانت

عبور سینه‌ی خود را مسیرِ آه نکن
بیا به چوبه‌ی گهواره اش نگاه نکن

نسیم جاروی خود را به فرش خانه زدم
خودم به موی سر زینب تو شانه زدم

به پای هر نخ آن صبح و شام سوخته ام
برای تشنه‌لب تو،لباس دوخته ام

غروب عصر دهم..،قتلگاه..،آه حسین
میان آن همه سرنیزه..،بی پناه..،حسین

نوای العطش او به گوش می آید
صدای بدهنی چکمه‌پوش می آید


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3
00:17
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه #تبری


ما بر ولای مرتضی اقرار داریم
از حب حیدر سینه ای سرشار داریم
در قلبمان بغض ع م ر بسیار داریم
با خصم زهرا روز محشر کار داریم

ما شیعیان حیدر کرار هستیم
از دشمنانِ فاطمه بیزار هستیم

با حب زهرا راهی راهِ نجاتم
یعنی خدا با مهر او داده براتم
من فاطمی ام در حیات و در مماتم
حل میشودبا لطف مادرمشکلاتم

ماجزولای فاطمه یاری نداریم
برروی خاک پای اوسرمی گذاریم

دین بی ولای فاطمه معنا ندارد
بیچاره آنکه حضرت زهرا ندارد
روز قیامت نامه اش امضا ندارد
بر لب نوایی غیر واویلا ندارد

بی چاره آنکه نیست زهرا مادر او
باید بسوزد در جهنم پیکر او

ما سائلان خانه شاه ولائیم
ما خادمان حضرت خیرالنسا ئیم
ما خاک پای محور اهل کسا ئیم
گریه کنان دختر بدرالدجائیم

غیر علی و آل او محرم نداریم
ما سرپناهی غیر این پرچم نداریم

شکر خدا که از محبان تو هستم
از لحظه ی اول ثنا خوان تو هستم
دردم همه محتاج درمان تو هستم
چشم انتظار لطف و احسان تو هستم

تو با دعا از ما بلا را دور گردان
جزءمحبان علی محشورگردان

تودشمنان مرتضی را خار کردی
از خواب غفلت خلق را بیدار کردی
خود را فدای حیدر کرار کردی
با خشم با آن دو نفر رفتار کردی

گفتی امام من امیرالمومنین است
شرح اشداءعلی الکفار این است

بوی غریبی آید از خاک مزارت
در راه حیدر شد فدا دار و ندارت
قلب تمام بی قراران بی قرارت
جانم فدای غصه های بیشمار ت

با رفتن تو مرتضی خانه نشین شد
وقتی زمین خوردی علی نقش زمین شد

مادر دعا کن بهر ما آهی نمانده
در سینه هاجزداغ جانکاهی نمانده
شیعه غریب ویاروهمراهی نمانده
غیر از ظهور مهدی ات راهی نمانده

مادر ،مخور غم نور چشمانت میاید
تا دشمنانت را همه رسوا نماید


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
4
00:18
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ای معجرت نجابت و ای چادرت حجاب
در پرده مانده از رخ ماه تو آفتاب

ای محور "لِیُذهِبَ عَنکُم " وضو بگیر!
دستی ببر به آب و ببخش آبرو به آب

بی پرده رو به آینه کن قبله را ببین
هرچند نیست آینه را تابِ بازتاب

لبریزِ مهربانی تو می شود پدر
وقتی تو را به "ام ابیها" کند خطاب

از صبر توست عزت اسلام و اهل بیت
از اشک توست آبروی عترت و کتاب

گرچه شکست بازوی انسیه باغلاف
با آنکه بسته بود ید الله با طناب

کی فاطمه سکوت کند در خروش ظلم؟
کی موج خسته می شود از قهر پیچ و تاب؟

وقتی ز آه فاطمه لرزید عرش و فرش
در حیرتم چه شد، که نشد آسمان خراب؟

مولا سوال کرد که ای محرم علی
آخر چرا برابر من میزنی نقاب؟

مولا سوال کرد و در آن غسلِ نیمه شب
معلوم شد سوال علی نیست بی جواب!


#سیدروح_الله_موید

@raziolhossein
3 👍 1
00:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


هر آینه مظهر علی خواهم شد
در معرکه حیدر علی خواهم شد

ای اهل سقیفه همه آماده شوید
من یک تنه لشکر علی خواهم شد

#علی_ذوالقدر
@raziolhossein
4
00:21
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


هق هقِ هرشب من تا به ثریا رفته
حیف.. دیگر خوشی از زندگی ما رفته

از زن و بچه خود سخت خجالت زده ام
در رویش وا نشده فاطمه هرجا رفته

همه خانه ی ما از رد خون پر شده است
این چه زخمی است که بر سینه ی دریا رفته!

به علی حق بده اینقدر سرش پایین است..
آخر از خانه ما شعله به بالا رفته

از دوصد ضربه شمشیر مرا بدتر کشت
آن لگد که به روی چادر زهرا رفته

هردم و بازدم فاطمه زحمت دارد
چه کنم من؟!نفسش باز خدایا رفته!

چشم در چشم علی دست به پهلو نگرفت
تا که من فکر کنم دنده او جا رفته

به روی آن در چوبی که نبی می بوسید
غاصب حق من وفاطمه با پا رفته

در و همسایه ز من حال تورا میپرسند
که بگو فاطمه زنده ست علی یا رفته؟!


#سیدپوریا_هاشمی

@raziolhossein
3
00:25
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


در چشم خلق حضرت عالیجناب شد
هرکس برای نوکری اش انتخاب شد

وقت شنیدن از غم زهرای مرضیه
عمری ثواب کرد دلی که کباب شد

هر کس که شأن بیت علی را نگه نداشت
نزد خدای فاطمه خانه خراب شد

تا باد برد شعله سوی بیت بوتراب
آتش هم از خجالت بسیار آب شد

دنیا تمام روشنی اش را ز دست داد
سیلی زدن به صورت خورشید باب شد


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
2 👍 2
00:27
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه


در روضه ایم و روضه ی رضوان گدای ماست
اینجا دعای حضرت زهرا برای ماست

حالا که فرصت است غنیمت شمار عمر
فردا به زیر سردی این خاک جای ماست

*دردم نهفته به ز طبیبان مدعی*
گردِ عبای حضرت جانان دوای ماست

*آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند*
یک گوشه چشمشان به خدا کیمیای ماست

این اشک، رحمتی است که از عرش می رسد
این چاه زمزمی است که در چشم های ماست

اینجا میان عرش خدا سیر می کنیم
بالا نشسته ایم و جهان زیر پای ماست

این اشک ها همیشه گره باز می کنند
گریه برای فاطمه مشکل گشای ماست

ما عهد بسته ایم بمیریم در غمش
مردن برای روضه ی مادر بنای ماست

دست شکسته، سینه ی زخمی، رخ کبود
این واژه ها خلاصه ی شرح عزای ماست
....
قنفذ رسید و بازوی مادر سیاه شد
در ازدحام، پهلوی مادر سیاه شد


#وحید_محمدی

@raziolhossein
1 👍 1
00:29
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


خدا نانِ تو را هرگز نگیرد از گدا زهرا
پناه بی پناهیِ منِ بی دست و پا زهرا

چراغ عرش،فانوس حیاط خانه ات بوده
تو آن نوری که جریان داشتی از ابتدا زهرا

کمال ظرف تو بیش از حدِ امِّ اَبیهایی‌ست
به این ترتیب،باید گفت: اُمُّ الاَنبیا؛زهرا

عبا را اعتباری نیست بی حظِّ حضور تو
به زیر سایه ی تو جمع شد اهل کسا زهرا

نخِ چادر نماز وصله‌دارت آبروی ماست
گرفته بیرق ما رنگ از این تارها..،زهرا

اگر درد است درد عشق تو..،دردت به جان من
ز عشاقت نمی آید به جز قالو بلیٰ زهرا

جواز اتصال ما به تو دستِ حسن‌جان است
همین فرزندِ ارشد شیعه را بُرده است تا زهرا

علی نام تو را ورد لب فرزندهایت کرد
صد و ده مرتبه با مرتضی گفتیم یا زهرا

خطای طفل سهل انگار را مادر نمی بیند
همیشه چشم‌پوشی کرده ای از جرم ما زهرا

مرا جان حسین‌ات روز محشر گُم نکن مادر
محال است اینکه از دستت شود دستم رها زهرا

غلاف قنفذ نامرد هم،عهد تو را نشکست
چه محکم دستِ بیعت داده ای با مرتضی زهرا
.
.
چنان مسمار با شدت به پهلویت اصابت کرد
که چندین استخوان در سینه ات شد جابه‌جا زهرا

چه دید آنجا زمان بردنش حیدر..،که زد فریاد:
بیا فضه..،بیا فضه..،بیا فضه..،بیاااا..،زهرا...


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 4 2
ش
05:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم


محکم به در خوردی و محکم تر به دیوار
هم در به سر کوبیده شد هم سر به دیوار

به گونه‌ای به گونه‌ی تو لطمه خورده
گفتم نگیرد صورت کافر به دیوار

از اين كبودی دو پهلوي تو پيداست
يك ضربه ميخ در زده يك ضربه ديوار

بگذار فضه زير بالت را بگيرد
اينگونه زهرا ميخوري كمتر به ديوار

حال من از حال تو چيزي كم ندارد
تو دست به ديواری و من سر به ديوار

در خانه بعد از آنکه با تو‌ دشمنی کرد
تکیه نکرده هیچ کس دیگر به دیوار

تو جانِ جانِ جانِ جانِ اهل بیتی
خوردند با تو آل پیغمبر به دیوار

من کربلا را پشت درب خانه دیدم
تنها نه محسن، خورد علی اصغر به دیوار


#یامظلوم

@raziolhossein
5 👍 3 😢 3
ش
09:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


مادرم سرچشمه‌ی وحی است، کوثر شاهد است
باء بسم‌الله، تا آن سینِ آخر شاهد است

مادرم سوغاتی عرش است در تندیسِ سیب
لَیلَة‌ُالمِعراج می‌داند؛ پیمبر شاهد است

هر زمان مسجد به پای گریه‌هایش می‌نشست
شانه‌ی محراب می‌لرزید منبر شاهد است

لشکرِ کذّاب، از صدّیقه شاهد خواستند
با وجودِ اینکه می‌فرمود: حیدر شاهد است

مقتلِ مکتوبِ آتش در گلستان قاب شد
ضربه‌ی مسمار بر دیوار را در شاهد است

سنگ‌های کوچه بارِ شیشه را انداختند
تکّه‌ی آیینه‌ی همراه مادر شاهد است

او که جای ذوالفقارش ریسمان در دست داشت
یکّه‌تاز مرکبِ رزم است، خیبر شاهد است


#رضا_قاسمی


@raziolhossein
👍 4 2
27 November 2023
ش
00:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


از عرش بهر دیدن مولا ، رسید و رفت
بر دوش ، بار حزن علی را کشید و رفت

تا بستری نبود ، علی روبراه بود
نه سال بین جانِ علی جان تپید و رفت

باور کنید زخمِ دلش بستریش کرد
از غصه ی امامِ زمانش خمید و رفت

پروانه وار دور علی بود تا که بود
چون شمع پای غربتِ مولا چکید و رفت

قول ست پشتِ در پسرش دفن گشته است
بیهوش بود محسن خود را ندید و رفت

آمد به هوش و دید علی دست بسته است
با پهلوی شکسته به مسجد دوید و رفت

یک شب که خواست بوسه به فرزند خود زند
در بین خواب آهِ حسن را شنید و رفت


#حامد_آقایی

@raziolhossein
👍 5 4 😭 2
00:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


امشب تو شمع انجمنم باش یا‌علی
فردا گواه سوختنم باش یاعلی

دیگر هرآنچه بود گذشته‌است،بعد از این
خیلی مراقب حسنم باش یاعلی


#علی_مزرعی


@raziolhossein
👍 5
ش
17:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 17.9 KB
👍 1
17:27
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
ش
23:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#بعد_شهادت


آه از غمی که هست و ز غم پروری که نیست
ازسنگری که هست و ز هم سنگری که نیست

طفلان من به نان وغذا لب نمیزنند
گیرم که سفره پهن شده ،مادری که نیست

زینب نشسته اشک مرا پاک میکند
کوثر شده به جای همان کوثری که نیست

شستیم خون مانده به دیوار را ولی..
از خاطرم چگونه رَوَد آن دری که نیست؟

آه ای مغیره ، یار مرا بد لگد زدی
حالا فقط علیست و آن همسری که نیست

من در اتاق سوم و هفتم گرفته ام
دراین محل برای توچشم تری که نیست

از من حسین قول زیارت گرفته است
ازدیدن تو آرزوی بهتری که نیست

وقتی تو و حسین نشستید در تنور
زینب نشسته چشم به راه سری که نیست

یک روز داغ چادر خاکی مرا شکست
یک روز هم مصیبت آن معجری که نیست



#سید_پوریا_هاشمی
#حسین_قربانچه

@raziolhossein
👍 6 3 😭 2
28 November 2023
ش
00:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


با دل که هزار تکه باشد زهرا
تکلیف مرا بگو چه باشد زهرا

گفتی که بگریم به یتمانت، چشم
پس گریه کن علی که باشد زهرا؟

#محمدعلی_کردی

@raziolhossein
😭 14 👍 3 😢 1
ش
23:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
30 November 2023
ش
09:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم
#عامیانه


الهی اتیش بگیره دومنش
اونیکه یک زن بی گناه و زد

آخه بی غیرتی‌م حدی داره
چه جوری مادر پا به ماه و زد


@raziolhossein
👍 8
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
1 December 2023
ش
13:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
18:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


مادرم رفت و آه بعد از او
کار من غیر آه و شیون نیست
گر مرا تاب گفتنی باشد
در شما طاقت شنیدن نیست

چشم‌های حسن به در مبهوت
چشم‌های حسین بر تابوت
دامن خواهرم پر از یاقوت
و مرا جز گهر به دامن نیست

قصّه‌ی عمر او به مثل غزل
غصّه‌هایش قصیده شد به مَثَل
ما رباعیّ سوگ او امّا
هیچ یک را سر سرودن نیست

سایه‌اش تا که بر سر من بود
صد گلستان برابر من بود
«گل اگر بود، مادر من بود
چون که او نیست گل به گلشن نیست»

همه شب فکر و ذکر ما مادر
شاهد آتش دل ما "در"
قصّه‌ای مثل قصّه‌ی ما در
همه‌ی آفرینش اصلاً نیست

بی رخش جلوه، مهر دارد؟ نه
ماه و انجم، سپهر دارد؟ نه
سر نگیرد بنفشه از زانو
و زبانی به کام سوسن نیست

نیست جز رنگ زرد بر چهره
نیست جز اشک سرخ در دیده
غیر آه کبود نیست به لب
غیر رخت سیاه بر تن نیست

بر سر تربتش چو پروانه
هیچ یک را ز شعله پروا، نه
صبحمان تیره زآن که بی رویش
هیچ تکلیف روز روشن نیست
..
گوشه‌ی چشم او اگر چه کبود
مادرم روشنای چشمم بود
رفت آن روشنی زچشم و دگر
روشنایی به دیده‌ی من نیست

پدرم را که شد ز حق، محروم
و کسی مثل او نشد مظلوم
سر غصّه به چاه گفتن هست
پای رفتن به کوی و برزن نیست



#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
1 👍 1
18:06
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت #هجوم


این شهر بی وفا به علی مرحمت نداشت
این داغدیده را نظر تسلیت نداشت

ای روزگار قبل جسارت به فاطمه
قنفذ در این حکومت غاصب سِمَت نداشت*

دیوار های سنگی کوچه که جای خود
دیوار خانه نیز به من معرفت نداشت

عالم کنار من همه در امنیت ولی
زهرا درون خانه من امنیت نداشت

مسمارْ در مقابل و دیوار پشت سر
راه نجات همسرم از هر جهت نداشت

یک بار هم برای شفایش دعا نکرد
او بعد کوچه آرزوی عافیت نداشت

او را نبی به دست گرفت و به عرش برد
زیرا برای دفنْ، زمین ظرفیت نداشت


#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
1
18:11
#حضرت_زهرا_دودمه
#فاطمیه #دودمه


هر «دمِ» سینه زنانِ فاطمیه ، بی عدد
یاعلی حیدر مدد
«باز دم» لعنت به اصحاب سقیفه تا ابد
یاعلی حیدر مدد


#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
1
18:19
#امام_حسن_شهادت
#کوچه #حضرت_قاسم


روزی که شکستند غرور پدرش را
در کوچه بریدند همه برگ‌وبرش را

با خنده گذشتند از این مرد و ندیدند
وقت گذر از کوچه، دو تا چشم ترش را

می‌خواست نفس تازه کند؛ از نفس افتاد
آورد به خانه، تن بی‌بال‌وپرش را

هرچند که در کوچه، قدش حکم عصا داشت
زآن‌ روز دگر راست نکرده کمرش را

این روضه‌ی جان‌کندن امثال من و توست
گفتند نمی‌دید دگر دوروبرش را

تنها به حسن داد نشان، مادر سادات
در راه رسیدن به حرم، زخم سرش را

هرروز انیس نگرانی علی بود
پر کرد غم فاطمه، شب تا سحرش را

از خیمه‌ی غارت زده‌اش، آه! چه گویم
بردند شبانه زرهش را؛ سپرش را

عمری‌ست که دندان به جگر داشته این مرد
حالا شده وقتش که ببیند اثرش را

امروز که جای علی و فاطمه خالی‌ست
بر دامن زینب بگذارید سرش را

ای وای به من از جگر عمّه‌ی سادات
او دید فقط لخته‌ی خون جگرش را

سخت است به والله، به تصویرکشیدن
سوز نفس آخر و وقت سفرش را

یک‌روز شکستند سر مادر و یک‌روز

با سنگ شکستند سر گل‌پسرش را


@raziolhossein
18:27
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است
راه در دنیای او چندین برابر بسته است

فاطمه در عرش مهمان خداوند است و بس
در مقام قُرب او جبریل هم پربسته است

عصمت‌الله است این بانو که در عالم خدا
راه کشف این معما را سراسر بسته است

سوره‌ی کوثر نشان داده خدا در وصف او
از تمام شاعران مضمون بهتر بسته است

هرکسی را نیست اذن گریه بر ناموس حق
روضه‌های او خصوصی شد، اگر در بسته است

جز پریشانی ندارد حاصلی بی‌مادری
چون تمام نظم هر خانه به مادر بسته است

از همان روزی که زهرای علی سردرد داشت
روضه‌های فاطمیه غالباً سربسته است . . .

نیست بی‌علت اگر از او خجالت می‌کشید
ذوالفقارش در غلاف و دست حیدر بسته است

« یک‌نفر، یک‌روز می‌آید برای انتقام... »
جان ما تنها به این مصراع آخر بسته است


#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
👍 1 😢 1
18:40
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


تصویرِ هجرِ تو که به ذهنم خطور کرد
آهِ فراق،آینه ام را نَمور کرد

جز "اشک" چیست چاره ی یوسف‌ندیده ها!
یعقوبِ چشم هایِ مرا گریه کور کرد

بین من و تو پرده ی عصیان حجاب شد
ما را گناه‌کاریِ مان از تو دور کرد

یک بار هم گناه مرا رویِ من بیار
آخر خدا چِقَدر شما را صبور کرد

در راه دوست هرچه هزینه دَهی..،کم است
اصلاً به پای یار نباید قصور کرد

تمرین "سوختن" به تماشا نمی شود
باید میان شعله همین را مرور کرد

گاهی صلاح طفل به تنبیهِ والد است
باید به سر به راه شدن گاه زور کرد

دست از "تَعَلُّقات" بِکش..،"وصل" را بگیر
رودی به "بحر" ریخت که از "شِن" عبور کرد

شرط ورود وادی حق..،پابرهنگی است
باید کلیم‌وار عزیمت به طور کرد

هجران بس است ای پسر فاطمه..،بیا
شاید که مرگ جسم مرا سهم گور کرد!

ما را به حق روضه ی "زهرا"..،درست کن
حوریّه ای که در دل آتش ظهور کرد
.
.
آئینه ی زلال نبی پشت در شکست
این شیشه را چگونه علی جمع و جور کرد!؟


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 1
18:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت


ای گُلِ زیر گِلم، یا زهرا
به تو خوش بود دلم یا زهرا

رفتی و ترک عزیزان کردی
جمع ما را تو پریشان کردی

محرم راز علی، باز بیا
راز دل تا کنم ابراز بیا

یاد باد آنکه به شب‌های دراز
من و تو هر دو به خلوتگه راز

تا سحرگاه خدا می‌گفتی
تو به همسایه دعا می‌گفتی

من هم از سینه نوا می‌کردم
بر شفای تو دعا می‌کردم

ماه محرابِ نماز شب من!
بی‌خبر از من و از زینب من!

یاد تو شمع من و محفل من
غم تو عقدۀ لاینحل من

مانده‌ام بی کس و تنها چه کنم؟
دور از فاطمه، آیا چه کنم؟

ای شده عمر تو ناکام به سر
از فراق پدر و مرگ پسر

هم سلامم برسان بر پدرت
هم ببوس از عوض من پسرت

#سیدرضا_موید

@raziolhossein
👍 1
2 December 2023
ش
00:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بی اذن زهرا و علی، در هم نمی زد
این خانه را جبریل با پر هم نمی زد

محض تبرک پشت در می رفت ، حتی
پر سمت در می بُرد ، آخر هم نمی زد

این خانه حرمت داشت ، در این کوچه حتی
در را به آرامی ، پیمبر هم نمی زد

در با لگد وا شد ولی این ضربه را باد
حتی به پهلوی صنوبر هم نمیزد

این در فقط با دست زهرا باز می شد
ایکاش در ، این اصل را بر هم نمی زد


#محسن_ناصحی


@raziolhossein
👍 2
3 December 2023
ش
00:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_دودمه


آمدم تا وا کنم از گردن مولا رَسَن
هرچه میخواهی بزن
ای مغیره این غلاف تیغ و این بازوی من
هرچه میخواهی بزن


#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
00:14
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_رقیه


امشب گدایی ام ز تو آقا بهانه است
مارا نگاه کن که بهانه اعانه است

دست دلم برای گدایی دخیل توست
از پشت در ببین که گدا سر به شانه است

آقا ضریح خاکی و مخفی مادرت
تنها ترین نشانه ز تو بی نشانه است

هر جا که حرف از غم مادر بیان شود
اشکت روان و سوز دلت عاشقانه است

این روزها که مادرتان بستری شده
گرد غمی عجیب بر این آشیانه است

این روزها علی چقدر گریه میکند
چله نشین حاجت بیمار خانه است

حرفی نمیزند به کسی فاطمه چرا؟
اشکش سر نماز چرا مخفیانه است؟

پیشش حسین کاسه ی آبی می آورد
کار حسین او چِقَدَر مادرانه است..

.
کنج خرابه دخترکی ناله می زند
بر روی پیکرش اثر تازیانه است..

#آرمان_صائمی

@raziolhossein
👍 2 1
00:16
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


رنگ دیوار،رنگ خاکستر
رنگ پرهای بال پروانه است
"در" لباس سیاه تن کرده
خانه این روزها عزاخانه است

اهل این شهر مردم آزارند
دین ندارند،نامسلمانند
حاکمان حرام لقمه‌ی شان
زن زدن را حلال می دانند

حرمتم را ندیده می گیرند...
چقَدَر احترامشان کردم
به علی هیچکس علیک نگفت
بخدا من سلامشان کردم

آتش افتاده بین سینه ی من
گُر گرفته است حیدر از تب تو
نیمی از صورتت دُرُست شده
رنگ چادرسیاه زینب تو

آه ای یاکریم لانه ی من
زخم بال و پرت مرا کُشته است
آه ای یاس پر پر حیدر
لاله ی بسترت مرا کشته است

کاش یک بار هم ببینم شب
لحظه ای خواب رفته ای زهرا
چِقَدَر جسم تو نحیف شده
چِقَدَر آب رفته ای زهرا

راه رفتن برای تو سخت است
بِنِشین خواهشاً،زمین نخوری
خانمم لااقل مراقب باش
باز پیش حسن زمین نخوری

سر و پهلو و گونه و بازو...
با جراحاتِ سخت درگیری
بشکند دست قنفذ نامرد
بی تعادل قنوت می گیری

آسمان کبود خانه ی من
ماهتاب و ستاره ات چه شده
بعد کوچه ندیده ام آن را
راستی گوشواره ات چه شده!؟

آه!با آه خویش حیدر را
زنده زنده نکن کفن بس کن
آنقَدَر زُل نزن به گهواره
محسنم را صدا نزن بس کن

کاش می مُردم و نمی دیدم
تن بی جان تو کفن شده است
چوب گهواره ای که ساخته ام
خرج تابوت ساختن شده است


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
00:23
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #کوچه


 در پیچ و خم غم گذرش خورد به دیوار
رفت اوج بگیرد که پرش خورد به دیوار

بودند ملائِک همه در محضرش امّا
ابلیس لگد زد کمرش خورد به دیوار

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود
گفتند که لابد پسرش خورد به دیوار

لرزید مدینه به خود از ناله ی زهرا
با او همه ی دور و برش خورد به دیوار

می خواست که سیلی نخورد صورتش امّا
یک مرتبه چرخید سرش خورد به دیوار

با دست در آن کوچه به دنبال علی گشت
انگار که با چشم تَرَش خورد به دیوار

(ای کاش به جای تو مرا) روی لبش داشت
هرگاه که حیدر نظرش خورد به دیوار

از عرش خدا نوحه گر فاطمه گردید
تا دختر خیرالبشرش خورد به دیوار


#حسین_قربانچه

@raziolhossein
1
00:28
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


دیده‌هایم چادرِ خاکی که رُویَت می کند
ناگهان در چشم‌هایم اشک حرکت می کند

اذن این گریه‌نمودن ها به دست فاطمه است
چشم را در محفل غم اوست دعوت می کند

هرکه از داغش بگوید..،روضه‌لازم می شوم
این دلِ وامانده ی من میل هیئت می کند

بانیِ پیدایِشِ دنیا وجودِ فاطمه است
نور او نوری است که آغازِ خِلقَت می کند

عرشیان محو تماشای نمازش می شوند
تا که زهرا با خدای خویش خلوت می کند

گرچه پیغمبر کمالِ زُهد او را درک کرد
وقت سجده کردن او باز حیرت می کند

همکلام او شدن در فهم اهل خاک نیست...
بیشتر با ساکنین عرش صحبت می کند

صبح و ظهر و شب..،به فرمان خدا،روح الامین
پشت در می ایستد،از او عیادت می کند

فاطمه در هر گناهی آبرویم را خرید
که همیشه طفل را..،مادر وساطت می کند

تا سلامی وقتِ تلقین‌خواندنم بر او دهید
روح این گریه‌کُنَش را غرق رحمت می کند

روز محشر کار ما لنگِ نگاهِ فاطمه است...
او در آن هولُ وَلا ما را شفاعت می کند

از تنورِ خانه ی او رزق عالم پخش شد
با همین نان پُختَنَش بر ما عنایت می کند

فاطمیّه بارها بابای پیرم گفته است:
کسب و کار ما به لطف اوست..،برکت می کند

شرح اوصافِ خداوندیِ او را می دهد
قاری قرآن که کوثر را تلاوت می کند

خون پهلو..،خونِ بازو..،محسنش..،حتّی خودش...
هرچه دارد فاطمه خرجِ امامت می کند

با زبان نه..،دستمالی را که بر سر بسته است
دارد از این روزهای او شکایت می کند
.
.
آن گُلی که تاب باران را ندارد..،بین راه
دست سنگینی به گلبرگش اصابت می کند


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 5 1
6 December 2023
ش
03:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


چه خوب بود دوباره قیام میکردی
به یک نظاره غمم را تمام میکردی

شکوه و عزت من را به خاطرت داری
چگونه فاطمه را احترام میکردی

به سینه دست ادب میگذاشتی بابا
به من ز عمق وجودت سلام میکردی

سلام عصمت کبری سلام صدیقه
چقدر محترمانه صدام میکردی

گذشت وقت خوش زندگانیم که لبم
پر از تبسم با یک کلام میکردی

میان شعله و دود و هجوم بودی کاش
به من کمک وسط ازدحام میکردی

بیا ببین که سرم داد میزند ثانی
چه خوب بود دوباره قیام میکردی...


#علی_سلطانی

@raziolhossein
1
03:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم



گیرم آتش به جفا، در که نباید می سوخت
آشیان سوخت ، کبوتر که نباید می سوخت

آتش اینبار گلستان نشد انگار ولی
باغ و بستان پبمبر که نباید می سوخت

کینه دارند اگر مردم شهر از پدرم
وسط حادثه مادر که نباید می سوخت

آتش افتاد در این مزرعه، گندمها سوخت
همه ی حاصل حیدر که نباید می سوخت

زیر خاکستر در شعله گرفت آتش باز
خیمه ها سوخته ،معجر که نباید می سوخت

ظهر اگر سوخت برادر وسط معرکه ، عصر
چادر خاکی خواهر که نباید می سوخت
.
از تنور آمده بابا وسط تشت ، ولی
اینقدر هم دل دختر که نباید می سوخت

نه فقط شمع نه پروانه که در این آتش
سوخت از غصه دل هرکه نباید می سوخت


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
03:40
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات


نمی خواهد مرا آن‌ یار که دنیاست خواهانش
همان که کشته ما را ماجرای وصل و هجرانش

از آن روزی که فهمیدیم..،صحرا خیمه‌گاهِ توست
همیشه غبطه میخوردیم بر ریگ بیابانش

قفس یا قصر؟! فرقش چیست وقتی یار آنجا نیست
زلیخا هرکجا یوسف نبوده..، بوده زندانش

همین آشفته‌حالی‌ ها نیازِ وصل معشوق است
پشیمان می شود هرکس نمی گردد پریشانش

برای رزق گریه..،چشم‌پوشی کن ز مالِ غِیر
که ابری این چنین پایان نخواهد یافت بارانش

حضور تو میان شهرِ ما حاشا نمی گردد
کدامین سنگ‌فرشِ کوچه خواهد کرد کتمانش؟!

کمال عقل یعنی فقر..،یعنی سائلت‌بودن
که ما هر کس گدایت نیست میخوانیم نادانَش

غریبِ بی محلّی‌ها! تو هم مثل حسن هستی
همان مردِ کریم کوچه ها..،جانم به قربانش

امیدِ آخر هر بچّه‌شیعه،چادر زهراست
برای اینکه برگردی گره خوردم به دامانش

تو را جان همان پهلو‌شکسته..،زودتر برگرد
همان خانم که میخِ داغِ در افتاد بر جانش
.
.
فقط ای کاش آتش صورت او را نمی سوزاند...
میان آن ‌همه شعله گمانم نیست امکانش


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
👍 3
03:45
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت


ای کاش شیعه اش همه چشم تر آورد
از سینه ضجه های خودش را بر آورد

در آتش است آنکه بهشت است زیر پاش
دنیا بس است کاش خدا محشر آورد

دخت پیمبر است، ندیدیم کافری
کو اینچنین بلا به سر کافر آورد

آن در که بسته اند ملائک به آن دخیل
خاکسترش چه بر سر پیغمبر آورد

آن در که سوخت باب دعای رسول بود
تنها خدا سزاست دری دیگر آورد

از چوبهای غصب فدک جمع کرده اند
یثرب نداشت اینهمه پشت در آورد

این آتش از جهنم اسفل رسیده است
ای کاش یک نفر‌ نمی از کوثر آورد

از غربت است فاطمه هنگام سوختن
نامی اگر ز حمزه و از جعفر آورد

زهرا که سوخت این وسط ایکاش یکنفر
مسمار را ز حنجر محسن در آورد

#زخم_حسینی

@raziolhossein
1
7 December 2023
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
18:26
#امام_حسین_مناجات


حرمت کوی تو را عرش معظم دارد
تربتت معجزه عیسی مریم دارد

در این خانه گدایی که مقامی کم نیست
چشم بر لطفِ گدایان تو حاتم دارد

به فدای تو غریبی که خدا در غم تو
در دل عرش حسینیه اعظم دارد

هر که را اذن ندادند که نام تو برد
بردن نام تو شکرانه دمادم دارد

بگذار آدمیان طعنه زنندم، گویم...
سگ این خانه شرف بر همه عالم دارد

هرکجا نام تو بردم جگرم سوخت حسین
نام نامی تو آقا چقدر غم دارد ؟!

دل کس مثل دل زینب مظلومه نسوخت
در کنار بدنت گریه و ماتم دارد

آمده وقت سواری کجایی عباس
دختر فاطمه نه یاور و محرم دارد


#عبدالحسین

@raziolhossein
1 👍 1
18:26
#امام_حسین_علیه_السلام


بیا به نور دل بوتراب گریه کنیم
به تشنه بین دو دریای آب گریه کنیم

دلیل گریه همین بس: عزیز ماست حسین
دریغ از آنکه به قصد ثواب گریه کنیم

بیا مصیبت شیب الخضیب را خوانیم
بر آن محاسن و بر آن خضاب گریه کنیم

به خاتمی که به تاراج برد اهرمنش
تمام عمر، عقیق مذاب گریه کنیم

به آن زمان غم افزا که آب شد آزاد
 به کودکی که نمیخورد آب گریه کنیم

به روضهٔ دخلت زینبٌ علی ابن زیاد
سزاست تا دم روز حساب گریه کنیم

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
1
18:28
#امام_حسین_مناجات



ای حسینی که به دل عشق تو درمان من است
مهر تو نور دل و اول و پایان من است

ای حسینی که عوالم همه گریان تواند
گوهر اشک برای تو به دامان است

جان نثار حرمت می‌کنم ای محور عشق
عشق‌تو دین‌من و مذهب و ایمان‌من است

دیده ام تا صف محشر زچه آرام شود
که نصیبم برِ تو دیده گریان من است

به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس
چون در آن‌لحظه حسین‌است که‌مهمان من است

به سئوالم اگر آرند به میزان حساب
پاسخ آرم به خداوند حسین جان من است



@raziolhossein
👍 1
18:40
#امام_حسین_مناجات
#رباعی

در سختی روزگار گفتیم حسین
گشتیم چو بی قرار گفتیم حسین

گفتند سخن ز عشق ماناست به دهر
ما نیز به یادگار گفتیم حسین
.....

بی عشق تو زندگی حرام است حسین
کارم نفسی بی تو تمام است حسین

در قبر به پرسش نکیر و منکر
والله جواب یک کلام است حسین..

#سیدعلی_اکبر_رضوی

@raziolhossein
👍 3
8 December 2023
ش
08:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
22:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


مادر زچه رو حالت بیمار گرفتی
در خانه نقاب از چه به رخسار گرفتی

هنگام نماز آمدم از روزنه در....
دیدم بخدا دست به دیوار گرفتی


مرحوم #سیدتقی_قریشی #فراز

@raziolhossein
22:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #کوچه

آنکه آتش به در بیت ولا زد بد زد
شرر اینگار که بر ارض و سما زد بد زد

مادر افتاد زپا و پسرش رفت ز دست
بی حیایی که به در ضربه پا زد بد زد

فضه آمد به برش گفت به زهرا چه شده
نفس اینقدر فقط داشت صدا زد بد زد

قنفذ همدست مغیره شد و پیش پدرم
تازیانه به تن مادر ما زد بد زد

به سر و صورت و بر شانه و دست و بازو
بی مهابا زده و بر همه جا زد بد زد

به کسی واقعه کوچه نگفتم اما
آنکه سیلی به رخ مادر ما زد بد زد

مادرم فاطمه ان لحظه سرش پایین بود
بی هوا مادر ما را بخدا زد بد زد

گوشواره به زمین ریخت عجب دستی داشت
سیلی هر چند که از روی عبا زد بد زد

همه عمر همه سوز دل من این است
از چه پیش پسرش فاطمه را زد بد زد

دختری گوشه ویرانه به بابا میگفت
ای پدر کی به لبت چوب جفا زد بد زد

بین این شهر که دیگر خبر از مردی نیست
زجر نامرد چه مردانه مرا زد بد زد

هر کجا از غم تو ناله زدم من بابا
عوض من همه قافله را زد بد زد

هر کسی روی مرا دید به خود گفت که زجر
سیلی بر صورت این طفل چرا زد بد زد

#عبدالحسین

@raziolhossein
3
22:36
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطميه


نه کسی قدرت سخن دارد
نه کسی نای سر تکان دادن
همه ی اختیارها جبر است
شده وقت دوباره جان دادن

روز محشر شده، زبان ها لال!
جن و انس و ملک، نظر پایین!
حال وقت عبور فاطمه است..
همه انداختند، سر پایین

گرم تسبیح و مجمری از عود
با سپاه فرشته مالامال
آمده از میان جمعیت
مریم و آسیه به استقبال

رفته بر روی منبری از نور
دور تا دور او ملک پیداست
جبرئیل از خدا خبر آورد
عرش تحت ولایت زهراست

همه ی هستی خودش را داد
حق خودش گفته وقت جبران است
به تلافی بندگی هایش
هرچه زهرا طلب کند آن است

فاطمه در برابر خالق
دستها را که میبرد بالا
با سر غرق خون فرزندش
روضه ای تازه میکند برپا

با دلی زخم خورده میگوید
که برای شکایت آمده ام
داغ روی دلم گذاشته اند
با غمی بی نهایت آمده ام

از چه دردی کنم شکایت که
همه ی لحظه هام پر دردند
یوسفی داشتم که لب تشنه
گرگها پاره پاره اش کردند

نیمه جان روی خاکها بود و
با عصا میزدند بر بدنش
دل من را به درد آوردند
بسکه پا میزدند بر بدنش

میرسد امر خالق قهار:
ظالمان را در آتش اندازید
قاتلان حسین را ببرید
همه شان را در آتش اندازید
.
.
+گفت وارد شو ای حبیبه ی من
پیش پایش گشود درها را
-گفت هرگز نمیروم به بهشت
تا نفهمند قدر زهرا را_

فاطمه خوانده ای مرا ز ازل
بخدا اینچنین نخواهم رفت
زودتر از همه محبانم
به بهشت برین نخواهم رفت

صبر کردم میان رنج و بلا
تا که فصل عنایتم برسد
نوکران حسین منتظرند
تا به آنها شفاعتم برسد

با اشارات چادر خاکی
عرش را جابجا کند زهرا
مثل "مرغی که دانه برچیند
(دوستان را جدا کند زهرا)


#مهدی_کبیری


@raziolhossein
1 👍 1
9 December 2023
ش
04:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#سقیفه
#رباعی

یک روز مدینه هتک حرمت کردند
یک روز به کربلا جسارت کردند

در گودی قتلگاه زینب می گفت:
ای عشق تو را دوشنبه غارت کردند

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
5
10 December 2023
ش
02:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه


چگونه شرح دهم ماجرای سیلی را
شنیده گوش مدینه صدای سیلی را

سه ماه زیر نقاب است چشمِ صِدّیقه
که صورتش ندهد شرح جای سیلی را

نشاند کینه ی شیطان به دست سنگینش
میان قلب علی ردّ پای سیلی را

خدا عذاب جهنم‌ْ زیادتر دهدش
گذاشت آنکه در آنجا بنای سیلی را

چگونه در شب غربت علی ز چهره ی ماه
بشوید آنهمه خونْ زخمهای سیلی را

سفید موی غم مادرش، حسن، دلخون
تمام عمر گرفته عزای سیلی را


#حسن_کردی

@raziolhossein
😭 2
02:19
#امام_حسن_مدح
#کوچه



جود ، آن مبدأ فیضی ست که راهش حسن است
حُسن ، آن شام سیاهی ست که ماهش حسن است

سائل از این همه اکرام خجالت زده است
هر طرف راه می افتد سر راهش حسن است!

جنگ و خونریزی و قدرت طلبی بیهوده ست
کشوری فاتح دنیاست که شاهش حسن است

در پی جنگ نبود آن زن اگر می دانست
اسدالله علی شیر سپاهش حسن است

راست قامت برو محکم قدمت را بردار
نمی افتد به زمین آنکه پناهش حسن است

یک نفر بود فقط ، پیش حسن خورد زمین
آنکه مظلومهء دهر است و گواهش حسن است
.
.

مادری خورد زمین پیش نگاه پسرش
و پسر مات... که ای کاش می‌آمد پدرش

اول کوچه که پیچید ، مسیرش را بست
چه خیالی به سرش بود مگر رهگذرش

کِی گمان داشت فرشته برسد روزی که
پرِ ابلیس در این کوچه بگیرد به پرش

طرف راست زده ابروی چپ زخم شده
آن چنان پرت شده خورده به دیوار سرش


@raziolhossein
1
02:20
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻔﺎﻕ ، ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ
ﺻﺒﺢ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻡ ﺗﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﻫﯿﺰﻡ ﺑﯿﺎﺭ ﻣﻌﺮﮐﻪ ، ﺻﯿﺎﺩ ﺳﻨﮕﺪﻝ
ﺩﺭ ﺁﺷﯿﺎﻧﻪ ﺻﯿﺪ ﺣﺮﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﭘﺸﺖ ﺩﺭِ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭼﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ
ﺯﻫﺮﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺜﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﮔﻠﻤﯿﺦ ﺩﺍﻍ ﻭ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ ، ﺳﻮﺯ ﺷﻌﻠﻪ ها
ﺍﻭ را ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﭘﻬﻠﻮ ﺩﭼﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﺷﺐ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ، ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺕ
ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﻘﯿﻊ ﺍﺳﺘﺘﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺯﻫﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻫﻢ ﻧﮑﺮﺩ
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﻠﯽ ﻏﻢ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﯾﺎﺭ ﮐﺮﺩ

ﺩﺭ ﺣﯿﺮﺗﻢ "ﮐﻤﯿﻞ" ﮐﻪ آﻦ ﻗﻮﻡ ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻔﺎﺭﺷﺎﺕ ﭘﯿﻤﺒﺮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩ !


#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی


@raziolhossein
ش
02:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح
#کوچه


بال من رو به آسمان باز است
در دلم، شور و شوق پرواز است

چون‌که نام حسن به گوشم خورد
آن‌که یک آسمان، پر از راز است

سردر خانه‌اش نوشته شده
این کرم‌خانه، دائماً باز است

زندگی را سه‌بار بخشیده
کرمش هم همیشه اعجاز است

غصّه‌اش گرچه رو به پایان بود ا
قصّه‌اش، تازه رو به آغاز است

سالیانی‌ست بعد حادثه‌ای
با غم و بغض خویش، دمساز است

چشم او، آسمان باران است
غربتش زیر خاک، پنهان است


تیر غم از پی پرش آمد
یک‌مدینه، بلا سرش آمد

بین مسجد، مغیره از روی عمد
بی‌حیا پای منبرش آمد

بین خانه به‌روی درد دلش
آتش زهر همسرش آمد

لخته‌های جگر به روی لبش
وا مصیبت که خواهرش آمد

تیرها آمدند تا بدنش
روی دوش برادرش آمد

روی لب، لا اله الّا الله
وقت تشییع، مادرش آمد

شیشه‌ی پهلویش، ترک دارد
با حسن، درد مشترک دارد


او که یک‌عمر، بی‌صدا مانده
به دلش، زخم کوچه‌ها مانده

به در شعله‌ور شده عمریست
خیره چشمان مجتبی مانده

او خودش دید بر رخ مادر
جای سیلی بی‌هوا مانده

ردّ دستی که موسپیدش کرد
روی گلبرگ یاس، جامانده

بعد از آن حادثه، روی چادر
علّتش چیست؟! ردّ پا مانده

رفت و زینب به خویش می‌گوید
وای من! داغ کربلا مانده


@raziolhossein
2
ش
03:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
مخاطبین عزیز توجه بفرمایید
اشعاری که بدون نام شاعر قرارداده میشود چنانچه نام شاعر آن را میدانید اطلاع دهید تا در انتهای اشعار درج شود
باسپاس از همراهی و همکاری شما عزیزان


@Ad_raziolhossein
5
11 December 2023
ش
01:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


داغ تو را بهانه گرفتم گریستم
از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محلّه‌ی غم آشنای تو
با یادت آشیانه گرفتم گریستم

ازکوچه‌های شهر گذشتم یکی یکی
وقتی سراغ خانه گرفتم گریستم

لازم نشد سوال کنم رفته‌ای کجا
از  ردّ تازیانه گرفتم - گریستم

نامحرمان زدند تو را من هم از غمت
یک روضه محرمانه گرفتم گریستم

"از درد شانه، شانه نشد موی دخترت"
در دست خود که شانه گرفتم گریستم
.
مضمون تو عنایت محض است بی‌گمان
تا حسّ شاعرانه گرفتم گریستم

#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
👍 4
01:09
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


زهرا که تر شد عالمی از لطف بارانش
با چادرش حتی یهودی شد مسلمانش

زهرا اناری خواست، اما دید در خانه
آمد اناری از جنان در بین دستانش

از مرد نابینا گرفته "رو" اگر زهرا
این جلوه یک قطره است از دریای ایمانش

طبق روایت آمده وقت نماز او
تا آسمانها میرود نور از شبستانش

داده خدا رزق دوعالم را به دست او
یک عمر روزی خورده ایم از آب و از نانش

یک عمر شیعه داغدار داغ یک کوچه است
آن کوچه ای که مجتبی بوده است گریانش

از مجتبی گفتم که آه... از سینه ام برخواست
بابا ندید او را در این ایام خندانش

مادر بیا، مادر بیا، اینجا خطرناک است...
این است کابوسی که میکرده پریشانش


#امیر_طاهری


@raziolhossein
01:20
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


معطر است لبم با کلام حضرت زهرا
به نام حضرت مادر به نام حضرت زهرا

همان که خطبه ی او پر شد از امام شناسی !
چراغ راه هدایت ، کلام حضرت زهرا

سکوت کرد؟ نه، فریاد بی‌صدای علی بود
قیامت است شکوه قیام حضرت زهرا

چه روشن است مدینه، چه خیره اند اهالی
که ماه سر زده از روی بام حضرت زهرا

دلم خوش است که من هم شبیه قنبر و سلمان
شوم غلام علی و غلام حضرت زهرا

به شیعه های علی تا ابد سلام رسانده
امید داده به قلبم پیام حضرت زهرا

همیشه چادر مادر پناه آخر شیعه‌ست
که محترم شده از احترام حضرت زهرا

سلام کرد علی و اگر جواب ندادند
دلش خوش است فقط بر سلام حضرت زهرا

بخوان "بَکَت وَ بَکیٰ"، روضه هاست گریه‌ی مظلوم
شد اشک های علی التیام حضرت زهرا


#امیر_طاهری


@raziolhossein
👍 3
ش
07:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 134.4 KB
07:10
#حضرت_عبدالمطلب_علیه_السلام


۲۷ جمادی الثانی
وفات حضرت عبدالمطلب علیه السلام


مثل یک ابری به دوش آسمان
می‌رود تابوت و خورشیدی در آن

ناله ها برخواست از نای حرم
می‌رود در خاک سقای حرم

می‌رود گلها گریبان میدرند
گوییا یک بوستان گل میبرند

خاک بر فرق سر افلاک شد
تا تن عبدالمطلب خاک شد

مکه را پر کرده از غوغای او
مویه خوانی های دختر های او

اختران جمعند دور نور ماه
با نوای  وای وای  و   آه آه

با گلاب اشک دور بسترش
شستشو دادند جسم اطهرش

نیست عبدالله تا زاری کند
با ابوطالب عزاداری کند

نیست عبدالله اما جای او
هست آن طفل خدا سیمای او

در پی تابوت با اشک و محن
در غم عبدالمطلب سینه زن

این یتیم مکه این پیغمبر است
حزن او حزن خدای اکبر است

جای دارد تا  بگوید اشکبار
زین مصیبت شد خدا هم داغدار

ریخت اشک چشم ختم المرسلین
همچو مروارید قلطان بر زمین

با دم عبدالمطلب نوحه خواند
از غم عبدالمطلب نوحه خواند

نام او را روی لب تکرار کرد
مثل زمزم گریه ی بسیار کرد

در غمِ  آیینه‌ی بابای خویش
گریه کرد و گریه ها دارد به پیش

گریه ها دارد به پیش آن ممتحن
در عزای چار نور از پنج تن

فرق منشق گشته ی شیر خدا
جای سیلی بر رخ خیر النسا

خنجری بر پا و زهری بر جگر
سوختن در خانه از پا تا به سر

طاقتش از این مصیبت گشت طاق
تا شنید از آن قتیل در عراق

تشنه لب سر می بریدند از قفا
خواهرش بر سر زنان میزد صدا

یا رسول الله ، خون ریز از دو عین
کین مقطع هست فرزندت حسین

زینت دوش شما روی زمین
روی قرآنت نشسته یک لعین

کی شود این غصه و این غم تمام
جز به تیغ عدل و روز انتقام


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
4 👍 1
ش
08:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×786, 62.5 KB
08:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
841×1080, 95.3 KB
1
12 December 2023
ش
00:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بستر


از بس که در پیکر، جراحت داشت زهرا
آه و فغان ساعت به ساعت داشت زهرا

پای امیرالمؤمنین و حق مولا
پرداخت هر آنچه بضاعت داشت زهرا

شاهد طلب کردند از صدیقه، ای وای
قلبی شکسته از اهانت داشت زهرا

هر کس به یک قصدی عیادت رفت اما
چشمی پر آب از هر عیادت داشت زهرا

زن ها به هم گفتند با طعنه که روزی...
چون سروِ رعنا قد و قامت داشت زهرا

چرخاند حتی بسترش را رو به دیوار
از دیدنِ برخی کراهت داشت زهرا

پهلوی او نه، محور دین را شکستند
بر دین خاتم، محوریت داشت زهرا

ضربات سختی خورد پشت در، اگرچه...
مانند ریحانه لطافت داشت زهرا

نه فکر حالش بود و نه دربند جانش
جان امامش، ارجحیت داشت زهرا

می بست با شال نبی پیشانی اش را
بدجور با دیوار اصابت داشت زهرا

پهلوی ضربه خورده کاری کرد با او
در هر تکان خوردن مشقت داشت زهرا

اُمّ الشهید خانه شد قبل از شهادت
چون غنچه ای بهر شهادت داشت زهرا


#محمد_جواد_شیرازی


@raziolhossein
00:41
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


بیزارم از آنکه این چنین زارم کرد
با کشتن محسنم عزادارم کرد

از زندگی اش خیر نبیند آنکه
در جوانی ام دست به دیوارم کرد


#علی_سلطانی

@raziolhossein
ش
02:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


هر زمانی این دلم میلِ به جنت می کند
فاطمه من را به بزم روضه دعوت می کند

حاجتم را هرکجا بردم جوابم کرده اند
حاجتم را حضرت زهرا اجابت می کند

غرق عصیان بودم و دست مرا مادر گرفت
بچه ی ناباب را مادر وساطت می کند

او زمین افتاده تا نوکر نیفتد بر زمین
اینچنین بر بچه های خود محبت می کند

حجت الله است بر پیغمبران و اولیا
فاطمه حتی امامان را امامت می کند¹

نور زهرا باعث ایجاد خلقت بوده پس
نور زهرا شیعیانش را هدایت می کند

از تولد در میان روضه هایش بوده ایم
مطمئناً فاطمه ما را شفاعت می کند

چشمه ای از عزتش روز قیامت دیدنی‌ست
مادر ما در قیامت هم قیامت می کند

صوت قرآن علی از فاطمه دل می برد
آن زمان که مرتضی کوثر تلاوت می کند

فاطمه از مرتضی دل می برد آن لحظه که
در نمازش با خدای خویش خلوت می کند

حیف شد... اهل مدینه چشمِ شوری داشتند
آتش و هیزم از این قصه حکایت می کند

فاطمه پشت در است ای مردم شهر نبی!
جسم او را ضرب پا غرق جراحت می کند

میخ در از هرم آتش داغ شد ای وای من
میخ در با سینه بدجوری لجاجت می کند

با رکوع و سجده اش، سجاده خونی می شود
بعد از این دیگر نشسته او عبادت می کند

بین بستر پیرهن گلدار شد، گلدار شد
جبرئیل از فاطمه هرشب عیادت می کند

فاطمه حالش بد است و مرتضی دق می کند
بعد از این مولا دگر با چاه صحبت می کند


(۱): امام حسن عسکری فرمودند: نحن حجج اللّه على خلقه و جدّتنا فاطمة حجّة علینا
ما حجتهای خدا بر مخلوقین هستیم و جد ما حضرت فاطمه حجت بر ماست.»


#علی_میرحیدری


@raziolhossein
2 👍 2
02:19
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه



زهرا بمان در خانه بالاجبار حتی
ما را ببین با چشم های تار حتی

هر دم دعای مغفرت را خوانده ای شد
مشغول استغفار ، استغفار حتی

جسم تو زخمی می شود عنوان تو نه
تو مادر این خانه ای بیمار حتی

عجل وفاتی را نخوان اینقدر ، جایش
حمد شفایت را  بخوان یک بار حتی

با تو که راضی نیستی هرگز ببینی
در پای زن های یهودی خار حتی

این نامسلمانان چه ها کردند زهرا
لبخند هات افتاده اند از کار حتی

وقتی که در افتاد رویت نزد مردم
پیش خودش شرمنده شد نجار حتی

زخمی شده دیوار خانه بعد از آن روز
لطمه زده از غصه ات دیوار حتی

تنها نه اینکه دشمن تو راه کج رفت
کج خلق شد با پهلویت مسمار حتی


#شهریار_سنجری

@raziolhossein
02:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


خانه بود و اشک بود و آه بود
اشک زهرا با علی همراه بود

باب صحبت های پر غم باز شد
درد دل های علی آغاز شد:

"خانه مان را آب و جارو کرده ای
گوئیا با دردها خو کرده ای

داری از این خانه غم را می بری
گویی از روز گذشته بهتری

درد پهلویت گمانم بهتر است
دست و بازویت گمانم بهتر است

فاطمه از بسرت گشتی جدا
این دو روزه بهتری شکر خدا

من شنیدم کار خانه کرده ای
موی زینب را تو شانه کرده ای

در زدم تو پشت در  بودی ولی
باز رویت را گرفتی از علی

فاطمه پشت و پناه من تویی
مانده ام تنها، سپاه من تویی

ای تمام دل خوشی بو تراب
ای سلام روزهای بی جواب

بی تو می میرم من ای یار جوان
قول دادی فاطمه، پیشم بمان

خانه و بی همسری سخت است سخت
ماتم بی مادری سخت است سخت

شمع من هستم - و پروانه تویی
گرمی بازار این خانه تویی

زینبت از دوری ات دق می کند
بی امان در اشک هق هق می کند

باب این غم ها ز کوچه باز شد
که سکوت مجتبی آغاز شد"

درد دل های علی پایان نداشت
فاطمه انگار دیگر جان نداشت

از دل مولای ما آمال رفت
روی پایش فاطمه از حال رفت

در کنار بسترش با آه گفت
با نوای پر غمی جانکاه گفت:

گرچه با غم هم نشینی فاطمه
جان زینب کلّمینی فاطمه"

کم کمک چشمان زهرا باز شد
درد دل ها با علی آغاز شد:

یا علی از درد و غم آکنده ام
یا علی از روی تو شرمنده ام

""خواستم یاری کنم امّا نشد
بند غم از دست هایت وا نشد""

هر چه را که بوده دیشب گفته ام
حرفهایم را به زینب گفته ام

داده ام یک یک کفن ها را به او
گفته ام از بوسه ی زیر گلو

ای همه جان تو در سوز و گداز
چند روز مانده را با من بساز

با حسن جوری دگر تا کن علی
پیش او کم یاد زهرا کن علی

سایه ی روی سر ایتام باش
فکر حال طفل تشنه کام باش

فکر حال این یتیمان کن علی
قبر من را نیز پنهان کن علی

دور از چشم همه یا مرتضی
مخفیانه، نیمه شب دفنم نما

یا علی چندی کنار من بمان
در کنار قبر من قرآن بخوان


@raziolhossein
👍 1
02:34
#حضرت_زهرا_مناجات
#فاطمیه #دوبیتی

جز نام تو را به لب نبُردم... زهرا
غیر از تو به کس دل نسپُردم... زهرا

در آخر روضه های تو می گویم...
شرمنده که از غمت نمُردم زهرا

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
😭 1
13 December 2023
ش
01:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی #بستر



پر از درد و غمي دردت به جونم
نبينم درهمي درت به جونم

مرا محروم كردي از نگاهت
نگاهم كن كمي دردت به جونم...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
1 👍 1
01:26
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #احراق_بیت


خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد
به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه
ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه
خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت
زنی مقابل نامردها زمین نخورد

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر
که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت
که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن
خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند
خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر
سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد
رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد
علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد


#عبدالحسین

@raziolhossein
😭 3 1 👍 1
01:37
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


پناه هر دو جهان است چادر زهرا
امید کون و مکان است چادر زهرا

شبی دلیل نجات چهل یهودی شد
که منجی همگان است چادر زهرا

چه سایه ای که شده مهد ِ یازده خورشید
چه قدر خیر رسان است چادر زهرا

زبان همیشه ز وصفش به مِن مِن افتاده
همیشه فوق بیان است چادر زهرا

قسم به زینب و صبر و وقار و غیرت او
سلاح شیر زنان است چادر زهرا

همیشه محرم و مرهم به کوه غم های ِ
دل امام زمان است چادر زهرا

اگر چه سوخت ، اگر گشت خاکی اما باز
پناه هر دو جهان است چادر زهرا



#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
1 👍 1
01:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×881, 58.8 KB
فاطمه جان:

در شکسته مرا عاقبت شکستم داد
ببین که میخِ در خانه کار دستم داد

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
😭 3 👍 1
14 December 2023
ش
02:58
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #هجوم #احراق_بیت


یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربه‌ای زد به در خانه و در را انداخت

آتشی را به در خانه ی آب آورد و
بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت

ضربه‌ی پای در و بی ادبی‌های غلاف
بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت

گره انداخت به کار همه دنیا؛ آن‌که
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت

در قیامت جلوی چشم همه می‌اُفتد
آنکه در کوچه تورا بین تماشا انداخت


#محمد_حسن_بیات‌لو

@raziolhossein
👍 1
02:59
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی


نری و روی دلم پا نذاری
تنهایی‌مو به تماشا نذاری

اگه اصرار می‌کنی برو ولی
فاطمه جان! علی رو جا نذاری



#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
😭 2 👍 1
03:03
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


اِی‌ماه، چراغِ پُشتِ بامت
خورشید، طلوعِ صبح و شامَت

اِی تکیه‌زده به تَختِ لَولاک
غوغای وجود، بارِ عامَت

اِی‌کوثر و سَلسَبیل و زَمزَم
تَه‌مانده تَبَرُّکیِّ جامَت

اِی کَعبه یکی ز مُعتَکِف‌ها
در خَلوتِ مسجدُالحرامت

مَقبول، نماز در حَریمت
واجب شده حَج به اِحترامت

تَعقیبِ نمازِ صبحِ اَحمد
دیدارِ تَبَسُّم و سلامت

قَدر است شبی که با تو طِی شد
توحید، بیانی از مَقامت

هر ناله‌ی توست شَقشَقیّه
هرآهِ تو نُطقِ بی‌کلامت

شمشیرِ علی برادرت بود
امّا غَم و گریه یاورت بود



توصیفِ تو فوقِ اِستعاره
تصویرِ تو آن‌سوی نِظاره

درجمله‌ی پنج‌تَن، نهادی
باقیِّ چهارتن، گذاره

اَحمد تاجت، علی گلوبند
نورِ حَسَنین گوشواره

سجّاده‌ی توست کهکشان‌ها
مِهرَت روشن‌ترین ستاره

مِحرابِ تو همچنان خدایت
مشتاقِ زیارتت دوباره

اِی جمعِ نَبوّت و اِمامت
برخوردِ دو بَحرِ بی‌کناره

در حَشر، به غیرِ تو پیاده
تنها تویی آن میان سواره

در سلطنتت قَضا و تَقدیر
دو شخصِ عَوامِ هیچ‌کاره

دستاس و فَلَک بگو بچرخند
نِی با کَفِ دست، با اِشاره

همراهِ قباله‌ات فَلَک بود
داراییِ کوچکت فَدَک بود



قرآن، لفظِ معانیِ تو
گویاست به هم‌زبانیِ تو

وحی است کَنیزِ خانه‌زادت
هم‌خانه‌ی خُطبه‌خوانیِ تو

مهمانِ وجود، جمعِ عالَم
بر سفره‌ی مهربانی تو

مریم، حَوّا سرایدارت
تا کیست رفیقِ جانی تو

معصومه‌ی تو گشوده راهی
تا ساحتِ بی‌کرانیِ تو

دارد قُم و آن حَرَم نشانی
از مَدفَنِ بی‌نشانیِ تو

پیرانِ طریقِ عقل و ایمان
حِیرانِ تو و جوانیِ تو

سُرخ است همیشه گوشِ تاریخ
از صورتِ اَرغوانیِ تو

آرام آرام کشته مارا
افتادنِ ناگهانیِ تو

قَد راست نکرده ایم از آن روز
قربانِ قَدِ کَمانیِ تو

با اینکه شکسته‌ای و مَجروح
از پا ننشسته‌ای چنان کوه

#هادی_جانفدا
@raziolhossein
👍 3
03:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×499, 63.7 KB
#تبری

باری که به دوش شیعیان سنگین است
از ماحصل جنایتی ننگین است

وحدت یعنی فشردن دستی که
یک عمر به خون فاطمه رنگین است

#ع_رجبی
@raziolhossein
👍 3
03:08
#فاطمیه


پیش ما فاطمیه حرف غم غیر نزن
هر چه غم هست به قربان غم مادرمان

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
ش
20:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
20:28
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1277, 197.4 KB
#امام_حسین_علیه_السلام
#شب_جمعه

رو بِه شِشْ گوشه ی
اَربابْ کِه چِشمَمْ اُفتادْ
جُزْ حُسِینْ هَرْ چِه که
بوده استْ زِ چِشمَمْ اُفتادْ

#رضا_کلاهدوز
@raziolhossein
1
20:28
#امام_حسین_مناجات


هر که برگردانْد رو از راه تو گمراه شد
آنکه دورت گشت، در چشمانِ تو دلخواه شد

فطرس آمد از پرِ قنداقه ات حاجت گرفت
خوش به حال آنکه از آقایی ات آگاه شد

بد زمین خوردم! بد آوردم! به وٱلله ِ قسم-
هر کجا دست من از دامان تو کوتاه شد

شهرت شش گوشه ات آنقدر بسیار است که؛
زائرت افلاک و عرش و کهکشان و ماه شد

آمدند و تو نگاهی کردی و رفتند و من
روزگارم روزگارم روزگارم آه شد

ناخدای نابِ کشتی نجاتی تا ابد
نوح آمد در حریمت خادم ِ درگاه شد

سایه ات روی سرش افتاد و پای ذکر تو
یوسف آزاد از شب و بی سرپناهِ چاه شد

پیش از آنکه دستِ مادر طفل بسپارد به نیل
تربتت را داد... پس موسی کلیم الله شد

#م_عاطفی

@raziolhossein
2 👍 1
20:28
#حضرت_زهرا_شهادت
#دوبیتی

دل تاریخ در این ماجرا سوخت
بر این غربت ، غریب و آشنا سوخت

مدینه هیزم آوردند اما
در آتش خیمه های کربلا سوخت

#میثم_مومنی_مژاد

@raziolhossein
👍 2
20:31
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


نشست پشت درِ خانه جان دهد زهرا
ولی بخاطر مولا سه ماه پیشش ماند

هر آنچه تاب و توان داشت رفت از جانش
همین که محسن او رفت ، آه پیشش ماند

به قبر ، فاطمه خوابید با کبودیِ رو
کبودی رخ او شد گواه ، پیشش ماند

گذشت و رفت به گودال ، سیدالشهدا
برای قتلِ به صبرش سپاه ، پیشش ماند

دلیل داشت که دل کند زینب از گودال
غروب ، فاطمه در قتلگاه پیشش ماند


#حامد_آقایی


@raziolhossein
2
15 December 2023
ش
03:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#دوبیتی


ماییم و هوایِ بغض آلود فقط
دلواپسی و غصّۂ مشهود فقط

والله که آسان شود این سختی ها
با آمدنِ حضرتِ موعود فقط

#م_عاطفی

@raziolhossein
2
04:00
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


منو دنيا ز روي تو خجل كرد
تموم هستي و بي تو كسل كرد

تو تنها محرمم بودي تو عالم
ديگه با چاه بايد درد دل كرد...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
04:01
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه
#احراق_بیت


لعنت به آنکه فاطمه را پشت در کشید
آنش به آشیانه خیرالبشر کشید

از سینه شکسته و مسمار در بپرس
زهرا چها به پشت درِ شعله ور کشید

ثانی به یک لگد دو نفر را شهید کرد
از پا فتاد مادر و شش ماهه پر کشید

با یک لگد حرامیِ بی دین به باد داد
شش ماه زحمتی که به حملِ پسر کشید

مادر صدای یا ابتایش بلند شد
وقتی که داد بر سرش آن بی پدر کشید

(تَبَّت یَداه) دست به رویش بلند کرد
ابرِ سیه به چهره همچون قمر کشید

دائم میان خانه سرش بسته بود ، آه
زهرا چقدر دردِ سر از دردِ سر کشید

مهدی بیا به دار بکش آتشش بزن
هر چه کشید مادرتان از عمر کشید

#عبدالحسین

@raziolhossein
04:03
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


یک عُمر شکستِ دشمنش را دیدند
آن جلوه‌ی خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغِ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
😭 2
04:12
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


سرد شدن آتش بر آل یاسر
به دعای پیامبر اکرم
و گریز به مصائب حضرت زهرا


خـاتم الانبیــا رسول اُمَم
مـاه رحمت پیمبـر اکـرم

اولین روزهـای بعثت خود
کرد تبلیغ بر رسـالت خود

بود ذکـرِهمیشـه بر لبِ او
وحـدَه لاشـریکَ الا هـو

بود از بس خصال او نیکـو
گرویـدند، عـدّه ای بر او

در کف خود گرفت آن ایّام
بهـر تبلیــغ پرچم اسلام

جمعی ازمردمان روشن بین
پیروی کرده اند از آن دین

در شــروع رسالتش آزار
دیـد از مشرکین واز کفّـار

دشمنانش که کفـر ورزیدند
دوستانش شکنجه می دیدند

روزی از روزهـا رسـول الله
از رهی می گذشت در آن راه

دید یاسر سمیّــه با عمّــار
دورشان بود جمعی ازکُفــّار

وای با دست کافــران پلید
آن سه تن را میان آتش دید

دید این صحنه را دگرگون شد
دلش از ظلم کافران خون شد

با خداوند عرض حاجت کرد
آندم این آیه را تلاوت کرد

گفت از عمق جان خود یا نار!
دوستــان مرا سـلامت دار

گفت با نار باش بَرد و خموش
پی سوزاندن سه یار مکوش

این سه تن یاوران من هستند
عهد و پیمان به راه دین بستند

با دعای پیمبــر آن آتش
شد گلستان به یاسر و آلش



کاش بودی تو ای رسول خدا
بعد توشـد چه فتنه هـا بر پا

دشمنان تو عهد بگسستند
حرم حرمت تو بشکستند

در و دیوار سوخت در آتش
بود بر فاطمــه سپر آتش

کاش بودی و کاش می دیدی
در دل قبر گرچه بشنیدی

بانگ یا فِضَّةُ خُذینی را
بین آتش ز دختــرت زهرا

آتش افــروختند در خانه
سوخت شمعی به جمع پروانه

فاطمـه پشت در نفس می زد
مرغ روحش پر ازقفس می زد

کودکان ایستــاده و مادر
پهلویش را شکست ضربت در

بسته شد دستهای دست خدا
فاطمـه داشت بانـگ واابتا

شد گل یاس نیلی از سیلی
ماه از دود آه شد نیلی

گرچه از پا فتاده بود ولی
بود آنجا بفکر جان علی

شد برای علی سپر دستش
تـازیـانه زدند بر دستش

خورد آن ضربتی که بر بازو
شـد همان باعث شهادت او

عوض ماجرای ضرب غلاف
قنفذ از مالیات گشت معاف ¹


#محمد_نعیمی

¹خلیفه ی دوم به پاس جنایت قنفذ در زدن ضربت به حضرت زهرا او را از پرداخت خراج و مالیات معاف کرد


@raziolhossein
ش
05:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


ما گداییم ، گدای کرم مادرمان
جانمان هست بدهکار دم مادرمان

چادر حضرت زهرا همه سرمایه ماست
سایه ی روی سر ما عَلَم مادرمان

هر کجا حرف علی بن ابیطالب هست
به خدا هست همانجا حرم مادرمان

پیش ما فاطمیه ، حرف غم غیر نزن
هر چه غم هست به قربان غم مادرمان

کوری چشم فلانی و فلانی ابدا
فاطمیه نگذاریم کم ِ مادرمان


بهترین فرصت توبه به خدا فاطمیه است
هست دنبال رهایی همه ، مادرمان


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
3
05:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #احراق_بیت #هجوم


آتش افتاده به جان همه؛ اما چه شده؟
همه جمعند دَرِ خانه‌ی مولا؛ چه شده؟
آسمان ناله زد و گفت: درآن‌جا چه شده؟
فاطمه پشتِ در افتاده؛ خدایا چه شده؟

دودی از آتش آن دَر به سماوات رسید
گل یاسِ نبوی را چه جراحات رسید
به فلک ناله‌ای از مادر سادات رسید
که خبر داشت که در عالَم بالا چه شده؟

آسمان دید که بر عرش، طنین افتاده
شعله بر بال و پَرِ روح الامین افتاده
غنچه پرپر شده و گل به زمین افتاده
وای فضه! تو بگو پهلوی زهرا چه شده؟

فضه می‌گفت که از چشم گهربار بپرس
من نگویم چه شده؛ از درودیوار بپرس
فاطمه روی زمین است؛ ز مسمار بپرس
آه! مسمارِ درِ خانه در این‌جا چه شده؟

در هیاهو که همه فتنه‌گران هم‌دستند
ناگهان آتش و بیداد بهم پیوستند
عده‌ای دست علی را به طنابی بستند
بی حیا مردم بی‌شرم! شمارا چه شده؟

گرچه مأمور به صبر است تواناست علی
در برِ کوهِ مصیبات، شکیباست علی
خیز ای فاطمه ازجای که تنهاست علی
خیز از جا و ببین حرمت مولا چه شده؟

نظر گل به سوی خرمنی از خار افتاد
مثل آتش به دل اهل ستمکار افتاد
بازوی فاطمه با ضربتی از کار افتاد
یارِ تنهای علی در بَرِ اعدا چه شده؟

به خداوند، گُلِ لم یزلی زهرا بود
در شب غربت و غم، نورِ جلی زهرا بود
تا که جان داشت به تن، یارِ علی زهرا بود
ای «وفایی» چه بگویم گل طاها چه شده؟!


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
05:44
#حضرت_زهرا_مدح
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


شیرین ترین نوای جهان ، نام فاطمه
بر قلب شیعیان ، ضربان نام فاطمه
ما را همیشه داده توان ، نام فاطمه
تنها دلیل خلق زبان ، نام فاطمه

ای دل غلام فضه ی او باش و شاه باش
زهرا بگو و شامل لطف اله باش

ای مهربان تر از همه ی مادران ، سلام
ای سایه ی سر ِ همه پیغمبران  ، سلام
ای حجت ِ تمام ِ خدا منظران ، سلام
از ما نه ، از زمین و زمان بهتران ، سلام

نازَد خدا همیشه به خود که خدای توست
کوثر نه ، آیه آیه ی قرآن برای توست

صد شکر ، لایق ِ سِمَت نوکری شدیم
مدیون ِ خیل ِ مرحمت ِ چه دری شدیم
نابرده رنج ، صاحب چه گوهری شدیم
ما زیر سایه ی حسنت مادری شدیم

مادر محبتت همه ی های و هوی ماست
سرمایه ی گدایی تو ، آبروی ماست

دین چیست جز ولای تو بانوی بی حرم
هفت آسمان برای تو بانوی بی حرم
شاهان همه ، گدای تو بانوی بی حرم
هر چه حرم فدای تو ، بانوی بی حرم

هر دل که با علی است ، همان دل مزار توست
هر جا بنا شده حرمی یادگار توست

ما در به در پی ِ حرمت گریه می کنیم
با خط به خط شرح غمت گریه می کنیم
از ماجرای قد خمت گریه می کنیم
یک عمر ، یاد عمر کَمَت ، گریه می کنیم

ای کاش روضه هات تماما دروغ بود
تنهایی ات میان چهل تن ، دروغ بود

بر هر چه گفته بود نبی ، پشت پا زدند
زن را جلوی همسر و فرزندها زدند
اوباش را به قصد جسارت صدا زدند
ای خاک بر سرم که تو را بی هوا زدند

آتش زدند بر همه ی حاصل علی
ای وای ، قتلگاه تو شد منزل علی

کس در محل نذاشت محلی به غربتت
از یاد رفت آن همه لطف و محبتت
ای وای من صحابه ، شکستند حرمتت
یک شهر وا نکرد زبان در حمایتت

یک جا فقط مدینه ، زبان دراز داشت
آن هم به اشک صبح و شبت اعتراض داشت

مادر تو را زدند و محرم شروع شد
از پشت در ، مصیبت اعظم شروع شد
غم های آبروی دو عالم شروع شد
ذبح از قفا و غارت خاتم شروع شد

هی سنگ پشت سنگ ، بر آیینه ای نشست
مسمار شد سه شعبه و بر سینه ای نشست


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 2
ش
13:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×966, 141.5 KB
#حضرت_زهرا_شهادت
#بعد_از_شهادت
#فاطمیه #رباعی


یک عُمر شکستِ دشمنش را دیدند
آن جلوه‌ی خیبر شکنش را دیدند

افسوس که داغِ فاطمه کاری کرد
زانو به بغل گرفتنش را دیدند

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 2 😢 2 😭 2
ش
21:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
3
16 December 2023
ش
05:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


محضر نور است هرجا دیده ی تر حاضر است
گریه؛ خورشیدی است که از شب فراتر..،حاضر است

اشکِ ما مهریه‌ی زهراست..،مهر مادری‌ست
ظرفِ چشم ما کنار حوض کوثر حاضر است

وقتِ عرضِ دستبوسی اش،مدینه دیده بود
زودتر از دیگران،شخص پیمبر حاضر است

لیلة القدر است..،قدرش قابل توصیف نیست
گرچه از آغاز خلقت فیض منبر حاضر است

ساختار پنج تن را حولِ زهرا ساختند
فاطمه در قلب آن مانند محور حاضر است

در کلاس فاطمه اعجاز را باید شناخت
فضّه در تائید آن با کوهی از زر حاضر است

وقتِ سختی فاطمه پشت مرا خالی نکرد
وقت حلِّ مشکلِ فرزند ، مادر حاضر است

حاجتم را تا که گفتم ، زود زهرا رفع کرد
طفل تا لب تر کند ، نانِ معطر حاضر است

هم طراز شأنِ اقیانوس جز دریا نبود...
در کنارِ نام زهرا نامِ حیدر حاضر است

زیرِ چتر چادرش معراج را حس می کنیم
رُشد خواهی کرد هرجایی که بستر حاضر است

فاطمه تقدیر من را نذر عطشانش نوشت
از طفولیّت برایم نقشِ نوکر حاضر است

گُم نخواهد کرد ما را بین آن هُولُ وَلا
بانوی قامت‌خمی که صبحِ محشر حاضر است

شال حیدر وا شد امّا دست زهرا وا نشد
فاطمه پای علی تا روز آخر حاضر است
.
تیزی مسمار کافی بود مادر جان دهد...
آه! پهلویش برای ضربه‌ی در حاضر است؟!


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
3 👍 2
05:55
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی


سربند علی همیشه یازهرا بود
چون قدرت ذوالفقار با زهرا بود

پشت در خانه اش علی را کشتند
حیدر که غمی نداشت تا زهرا بود


#مهدی_کبیری

@raziolhossein
17 December 2023
ش
15:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
15:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#حضرت_زهرا_شام_غریبان
#فاطمیه #دوبیتی

جنازه بر سر دوش علی ولی الله 
غبار غم به رُخ مجتبی و ثارالله

زپشت قافله طفلی زیر لب می گفت :
به عزّت و شرف لا اله الّا الله ...


@raziolhossein
2
15:34
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #تشییع #دوبیتی


اصلا غم تازیانه باور داری؟
یا شعله به درب خانه،باور داری؟

گیرم که یگانه دخترت زهرا نه
تشییع کسی شبانه باور داری؟


@raziolhossein
18 December 2023
ش
07:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_شهادت

نیستی تا پس از این اشک مرا پاک کنی
حقش این بود که امشب تو مرا خاک کنی

#سیدمیلاد_حسنی

@raziolhossein
😢 1
07:08
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه #تبری

یک شب شدم از عطای مولا سر خوش
جبریل نشاند بر لبم این چاوش

از صبح ازل الی الابد لعنت بر
دینی که خلیفه اش بُوَد زهرا کش


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 2
ش
17:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
In reply to this message
17:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #کوچه


اصلا زمانه راه با مولا نیامد
با دشمنان راه آمد و با ما نیامد

بعد از فشار در برای چند لحظه
دیگر نفس از سینه زهرا نیامد

در کوچه تا دستان قنفذ رفت بالا
در خانه دست مادرم بالا نیامد

شش ماه زهرا چشم در راه پسر بود
آخر هم این فرزند به دنیا نیامد

نه اعتمادی نیست از امروز باید
در کوچه های شهر از هر جا نیامد

هر چند زخمی تر ولی از کوچه برگشت
این هم دلیلی داشت …چون تنها نیامد

دستی به دوش مجتبی دستی به دیوار
یعنی به خانه با توان پا نیامد

#محمد_علی_بقایی

@raziolhossein
17:42
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه


بعد زهرا غصه ی مولای ما بسیار بود
عاقبت رفت آن کسی کو بر علی غمخوار بود
این سخن روی لبش هر لحظه در تکرار بود
((سینه ای کز معرفت گنجینه ی اسرار بود
کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود))

حد او از عقل معقولان عالم دور بود
نفس کل از دیده ی خورشید هم مستور بود
خانه ی او جایگاه وحی بود و طور بود
((طور سینای تجلّی مشعلی از نور بود
سینه ی سینای عصمت مشتعل از نار بود))

نیست حتی نیستی از جلوه های او تهی
گل ز استنشاق ما کی میشود از بو تهی
سینه ی ما کی شود از عشق آن بانو تهی
((آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی
از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود))

زهره ی زهرا که صد خورشید او را مشتری
قدر او معلوم میگردد به روز داوری
پیش او موسی ندارد جز مقام نوکری
((گردش گردون دون  بین کز جفای سامری
نقطه ی پرگار وحدت ، مرکز مسمار بود))

سست شد ارکان هستی رفت زهرا پشت در
پس ندا از اسمان امد هلا اهسته تر
شعله زد در،ناله زد صدیقه از نای جگر
((ناله ی بانو زد اندر خرمن هستی شرر
گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود))

از جفای روزگار بی مروت اه،اه
اه بر دخت پیمبر کافران بستند راه
اینچنین هرگز نکردی هیچ شیطانی گناه
((صورتی نیلی شد از سیلی که چون سیل سیاه
روی گیتی زین مصیبت تا قیامت تار بود))

از بهاران شد تهی دنیا و شد فصل خزان
باوجود روشنایی تیره میشد اسمان
با طنابی بسته شد دستان سلطان جهان
((شهریاری شد به بند بنده ای از بندگان
آنکه جبریل امینش بنده ی در بار بود))

داغ این ننگ است بر پیشانی اهل حجاز
کز جفاشان سر به زیر افکنده بود ان سرفراز
پشت ان قران ناطق بود این روح نماز
((از قفای شاه ، بانو ؛ با نوایی جان گداز
تا توانایی به تن ، تا قوّت رفتار بود))

داغ اتش بود پس مسمار دستش بسته شد
در جسارت کرد پس دیوار دستش بسته شد
اینچنین شد حیدر کرار دستش بسته شد
((گرچه بازو ، خسته شد وز کار دستش بسته شد
لیک پای همتش بر گنبد دوار بود))


#آیت_الله_غروی_اصفهانی

#زخم_حسینی

@raziolhossein
17:42
#امیرالمومنین_مدح


"کرار"واژه ای است که زیبنده ی علی ست
خورشید محو چهره ی تابنده ی علی ست

شکر خدا کبوتر جلد نجف شدم
خوشبخت آن دلی که فقط بنده ی علی ست

فرقی نمی کند چه کسی نوکرش شده ست
مولا شدن همیشه برازنده ی علی ست

بگذار، تازه روز قیامت عیان شود!
حتی بهشت جلوه ای از خنده ی علی ست

از شوکت  علی چه بگویم که معرکه
در انحصار بانگِ خروشنده ی علی ست

سائل شدن بهانه ی ما بود؛ قصد ما
تنها زیارت رخِ تابنده ی علی ست

نفرین به روزگار! که بعد از هزار سال
میخ دری که سوخته شرمنده ی علی ست


#احسان_نرگسی

@raziolhossein
17:42
#حضرت_زهرا_مدح
#فاطمیه


دخترِ طبعم ازسخن رشته به گوهر آورد
بهرِ نثارِمِدحتِ دختِ پیمبرآورد

دخترازین قبیل گرهست هماره تاابد
مادرروزگار ای کاش که دختر آورد

آورد ازکجا وکی ،مادردهراین چنین
فاطمه ای که مظهرِ قدرتِ داورآورد

چون که خداش برگزید ازهمهء زنان سزد
جاریه وکنیزِاو ساره وهاجرآورد

حق چوندید همسرش درهمه ممکنات ،ازآن
لازم و واجب آمدش خلقتِ حیدرآورد

چون که به خدمتش ملک فخر کنندبایدی
بوالبشرازنتاج سلمان واباذرآورد

پایهء قدروجاهش خواست کسی کندبیان
حامل عرش ،عرش را ،پایهء منبرآورد

ذوقِ وفائی ازتواش بود حلاوت این چنین
کزنیِ کلک صفحه را معدن شکّر آورد

بهرِ طلوع انجمن اشکِ عزاش بایدی
اخترِ طبعِ من زنو مطلعِ دیگرآورد

آه ازآن دمی که او روی به محشرآورد
جامهء نورِ دیدهء خویش زخون ترآورد

لرزه به عرشِ کبریا، رعشه به جسمِ انبیا
اوفتدآن زمان که او برکفِ خود سرآورد

نالهء یاحسین ازو سرزند آن چنان کزآن
گوشِ تمام اهل محشرزفغان کرآورد

مادراکبرش زپی مویه کنان بسان نی
ناله وبانگ یا بُنیّ درصفِ محشرآورد

روزجزا شود زسر شورقیامتی دگر
چون زجفا بریده سرقامتِ اکبرآورد

رشتهء جان اِنس وجان ،بگسلدآن زمان که آن
کاکلِ غرقه خون آن جَعدِ مُعنبر آورد

شافعِ عرصهء جزا اوفتدش زکف لِوا
بیدقِ واژگون چو عبّاسِ دلاور آورد

نایداگر شفاعت آن روز به خون بهای او
کیست که ایمنی درآن ورطه زآذر آورد

هست وفائیش امید آن که به روز رستخیز
ازاثرِ شفاعتش چهره منوّر آورد


#ملا_فتح_الله_شوشتری متخلّص به #وفائی ،دیوان ،چاپ سنگی ،صفحهء ۳۴

#وفائی_شوشتری

@raziolhossein
2
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
21 December 2023
ش
18:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
22 December 2023
ش
10:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#رباعی


هر عاشق دل خسته خدایی دارد
با یاد تو دل حال و هوایی دارد

وقتی به زیارت پدر می آیی
ایوان نجف عجب صفایی دارد

@raziolhossein
👍 1
10:06
#امام_زمان_مناجات
#اسارت #حضرت_رقیه


چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا

قصه ی عشق من و زلف تو دیدن دارد
نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست
ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

منّتی بود نهادی که خریدی ما را
رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو
خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا

مِهر من گر که فتد در دل تو می فهمم
شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا

به خدا چون دل زهرا نگران است دلم
یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا

کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین
زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا

یاد گیسوی رقیه جگرم می سوزد
دست عباس کجا پنجه ی اغیار کجا


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
1 👍 1
ش
17:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
▪️روز هفتم شهادت بی‌بی علیهاسلام است:

🥀زهرای من!!!🥀

یک هفته گذشت در جدایی
ای ماه دو هفته‌ام! کجایی؟

✔️اللّهمّ کن الطّالب لها ممّن ظلمها...


#حسن_دهلوی

@raziolhossein
ش
18:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


صبح ازل، الله اکبر یادمان داد
اسلام را آن‌روز حیدر یادمان داد

قرآن نمی‌خواندیم اما سوره‌ی حمد
با دست‌های بسته کوثر یادمان داد

زهرا اصول دین به ما آموخت وقتی
توحید را در آتشِ دَر یادمان داد

"پای علی ماندن" در آتش سوختن بود
ایثار را زهرای اطهر یادمان داد

"هر کس که زهرا را بیازارد مرا نیز"
آری برائت را پیمبر یادمان داد

ما داغ محسن را نفهمیدیم و بعداً
در کربلا حلقوم اصغر یادمان داد

غم‌های حیدر را به جان خود خریدیم
سختی کشیدن را ابوذر یادمان داد

ما خادمِ زهرا شدیم الحمدلله
فضه به ما آموخت، قنبر یادمان داد

در کودکی با مِهر زهرا شیر خوردیم
مِهرش اگر با ماست، مادر یادمان داد

ما عاشقیم این عاشقی را نیز بابا
از کودکی در پای منبر یادمان داد

شکر خدا در گریه‌ی ما معرفت بود
زهرا میان اشک‌ها فریادمان داد


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 4
18:34
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه


بالا کشانده ما را، بال دعای مادر
ما را نشانده در عرش، یا ربنای مادر

جاری کن از دو چشمت، باران کوثرش را
تطهیر کن خودت را، در روضه های مادر

مادر برای فرزند، بخشیده هرچه دارد
بخشیدنت ندارد کاری برای مادر

در سفره ی سلاطین هم فیضِ این چنینْ نیست
گیرت نخواهد آمد همچون غذای مادر

وادی طور زهرا آن وادی السلام است
رفتم نجف ... حرم داشت حال و هوای مادر

فکر غم بقیعم، زهرا حرم ندارد!
جانم به تو حسن جان، جانم فدای مادر

آن بانوی رشیده خم شد میان خانه
آن کوچه در مدینه شد کربلای مادر

هر یاحسین نوکر، مدیون فاطمیه است
آنکه گذاشت تا صبح، صورت به پای مادر

ای کاش جای دیوار ... یا جای سیلی و در
میخورد بر سر ما، درد و بلای مادر

با صورتی که زهرا، پنهان ز شوهرش کرد
معلوم شد بعید است، دیگر شفای مادر

وقتی لباس خونی را فضه شست و شو کرد
شد آبْ از خجالت، دختر بجای مادر


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
2
18:35
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #دوبیتی


دلم از ديدن كوچه مي گيره
شبيه اون كه تو زندون اسيره

به جا اينكه بگي عجل وفاتي
دعا كن تا مغيره زود بميره...


#محسن_صرامی


@raziolhossein
18:36
#امیرالمومنین_علیه_السلام
#فاطمیه



علی آن که ندیده هیچ میدانی شکستش را
ولی نامرد ها در خانه اش بستند دستش را

دهان صبر وا مانده است از صبر جوانمردی
که دیده روزگاری درب خیبر ناز شستش را

نگاهش کرد خاموش آتش نمرود را ، اما
در این آتش علی از دست خواهد داد هستش را

به اسم دین درِ آن خانه ای را می‌زنند آتش
که اسلام از درِ آن خانه دارد چفت و بستش را

از اسلامِ پس از احراقِ این خانه چه خواهد ماند؟!
تصور کن خرابه خانه ای بعد از نشستش را

اگر اسلام این باشد که این ها مدعی هستند
الهی که خدا ویران نماید پای بستش را


#عباس_جواهری_رفیع


@raziolhossein
3
18:37
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #رباعی

اگر چه زیر پرچم گریه کردم
به هر روضه دمادم گریه کردم

حلالم کن حلالم یابن زهرا
برای مادرت کم گریه کردم

#علی_سلطانی


@raziolhossein
ش
19:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 19.6 KB
19:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 22.9 KB
👍 3
19:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 18.7 KB
👍 1
ش
21:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×937, 149.2 KB
#یا_ام‌البنین

ذکری به لبت نبوده جز یازهرا
با هر نفست گفتی: زهرا زهرا
هرلحظه از این داغ دلت‌میسوزد
تو سنگ مزار داری اما! زهرا...

#حسین_نادری

@raziolhossein
👍 3
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
21:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


شجاع و با ادب...می خواست این زن بهترین باشد
علی می خواست بانویش ، همان ام البنین باشد

همان ام البنینی که خودش یک پا اباالفضل است
برای  زینت  دست خدا  مثل نگین  باشد

علی در فکر فردا بود... در فکر مباداها
وقسمت بوده این ، ام البنین ، مردآفرین باشد

خدیجه وار آرامش دهد پیغمبر خود را
قرار بی قراری امیرالمومنین باشد

علی را دوست می دارد ، به زهرا عشق می ورزد
و  باید خانه ی مولا  برایش  دلنشین  باشد

ادب دارد... خودش را فاطمه دیگر نمی خواند
از  این بانو  نباید انتظاری  غیر  از  این  باشد

از این بانو که هر لحظه به عباس خودش می گفت :
حسین فاطمه از نسل ختم المرسلین باشد

به  او  هرگز برادر  نه ... بگو  آقا  بگو  مولا
همیشه دست بر سینه ، نگاهت بر زمین باشد

و شاید مادرش روزی تو را فرزند خود خواند
اگر جسمت کنار علقمه قطع الیمین باشد

ببینی مادری قامت کمان آغوش وا کرده
اگرچه از خجالت چشم هایت شرم گین باشد

تو پای گریه های مادرش زهرا بمان شاید
که زهرا هم کنارت لحظه های واپسین باشد

بیا فردای محشر پیش زهرا رو سپیدم کن
فدای قد و بالایت شود ام البنین...باشد ؟

ادب را شیر داد و شیرمردش را ادب داد و
ادب یاد عرب داد و از این پس نقطه چین باشد.....

 
#ابراهیم_زمانی

@Raziolhossein
👍 1
21:55
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



پاس ادبم بود که حق معتبرم کرد
خاک در زهرا شدم و تاج سرم کرد

من لایق این رتبه نبودم ولی از لطف
بر همسری شیر خدا مفتخرم کرد

شرمنده زینب شدم از خادمی خویش
او خواند مرا مادر و شرمنده ترم کرد

تا چار پسر داشتم و بود اباالفضل
میخورد به من قبطه هر آنکس نظرم کرد

زین بعد نخوانید دگر ام بنینم
من ام بنینم که فلک بی پسرم کرد

گفتند جدا شد زبدن دست رشیدش
بی دستی عباس چنین خون جگرم کرد

گفتند که بستند سرِ نیزه سرش را
یارب مگر آن ضربه چها با قمرم کرد

از خجلت سقای حرم پیر شدم من
داغ لب عطشان حسین پیرترم کرد

من در عوض فاطمه گریم به حسینش
در علقمه کو گریه برای پسرم کرد

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 1
21:55
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



روزگارم در غمِ آن قد و بالا سوخته
باغِ من گُل داشت روزی  حیف حالا سوخته

وایِ من از پنج فرزندم یکی باقی نماند
وای بر دل زندگی‌ام جمله یکجا سوخته

کاروانی که دلم را بُرد روزی با خودش
آمده از گرد و خاکِ راه اما سوخته

هرچه گشتم بِینِ‌شان شاید که بشناسم کسی
هرکه دیدم پیر بود و شمع آسا سوخته

بال و پرهاشان شکسته یا کبود و بی رمق
شانه‌ها از تازیانه خُرد حتی سوخته

چشم‌ها از فرطِ سیلی سرخ و نابینا شده
چهره‌ها لبریزِ تاول زیرِ گرما سوخته

گیسوان زردند ، گویا بین آتش مانده‌‌اند
تارِ موهاشان گره خورده است گویا سوخته

تا که پرسیدم امیرِ کاروان حالا که هست
بِین‌ِشان دیدم زنی اما سرا پا سوخته

گفتمش کو گیسوانِ زینبی‌ات گفت : آه
شعله‌ای بر معجرم اُفتاد آنجا سوخته

گفتمش سالارِ زینب را نمی بینم چرا؟
گفت دیدم چهره‌اش بر ریگِ صحرا سوخته

شعله بود کرببلا و دود بود و خیمه‌ها
بِینِ آتش دختری دیدم که تنها سوخته

#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
21:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ای مادر چار آفتاب ادرکنی
زهرای سرای بوتراب ادرکنی

ما دست به دامان توأیم ای بانو
یا فاطمه ی بنی کلاب ادرکنی

#ابراهیم_سنایی

@raziolhossein
24 December 2023
ش
00:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#رباعی

زیر علم ولی بزرگت کردم
الحق به چه محفلی بزرگت کردم

دست تو به کارزار اگر حیدری است
با ذکر علی علی بزرگت کردم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
👍 1
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


این نخل کهنسال ثمر داشته روزی
منظومه ی او چند قمر داشته روزی

این مادر بی کس که سر قبر نشسته
در دامن خود چند پسر داشته روزی

دنبال سر فاطمه تا سر حد جانش
در بیت ولا سینه سپر داشته روزی

هم فضه هم أسما اگر او بود نبودند
این فاطمه از بسکه هنر داشته روزی

یک فاطمه این است و یک فاطمه آن است
آن هم ز همین کوچه گذر داشته روزی

در بین همین کوچه ی غم موقع برگشت
زهرای جوان درد کمر داشته روزی

جز خدمت اولاد علی مادر عباس
هیهات اگر میل دگر داشته روزی

از شدت اشک عطر گل یاس گرفته
در خانه ی خود روضه ی عباس گرفته

عباس نگو ماه شبم تار شد و رفت
در کرببلا حیدر کرار شد و رفت

این خوش قدوبالا شدنش دردسرش شد
ما بین دو صد تیر گرفتار شد و رفت

گفتن عمودی به سرش خورد و زمین خورد
گفتن که تیر سپری خار شد و رفت

شرمنده ام از روی رباب و علی اصغر
با هلهله حرمله بیدار شد و رفت

از خیمه ی زنها خبر آمد به مدینه
زینب دو سه جا راهی بازار شد و رفت

#مهدی_شریف_زاده

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


از همان روزهای کودکی ام
بوده ام آشنای ام بنین
کام من را گرفته مادر ، با
نمک سفره های ام بنین

رزق من باشد از اعانه ی او
از عنایات مادرانه ی او
آمده پشت درب خانه ی او
سائل بینوای ام بنین

کی شود عشق را رقم بزنم ؟
گوشه ای از بقیع قدم بزنم
دو سه تا مثنوی قلم بزنم
تا سحر در رثای ام بنین

اول و آخرم فدای حسین
تن و جان و سرم فدای حسین
پدر و مادرم فدای حسین
بچه هایم فدای ام بنین

خادم مستدام عباس است
آشنا با مقام عباس است
مورد احترام عباس است
هر که باشد گدای ام بنین

هم مُسمّی به نام فاطمه بود
هم مرامش مرام فاطمه بود
مقتدایش امام فاطمه بود
من کجا و ثنای ام بنین ؟

نه فقط مادر چهار یل است
در وفا بی نظیر و بی بدل است
ادبش بین اهل دل مثل است
شد ادب ؛ خاک پای ام بنین

تا که آمد به بیت شیر خدا
گفت او کودکان فاطمه را
آمدم تا شوم کنیز شما
من فدای وفای ام بنین

در کنار چهار صورت قبر
می نشست آن یگانه اسوه ی صبر
اشک می ریخت از دو دیده چو ابر
من بمیرم برای ام بنین

پسر ارشدش پناه حسین
کاشف الکرب و تکیه گاه حسین
میر و آب آور سپاه حسین
اوست صاحب عزای ام بنین

به کنارم بیا برادر من
کآمده مادر تو در بر من
بنشسته کنار پیکر من
مادری کرده جای ام بنین

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
👍 1
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بانو سلام میکنم، اینجا خوش آمدی
از خاک، سمت عالم بالا خوش آمدی 
ای تشنه بهشت، به دریا خوش آمدی
من زینبم به خانه مولا خوش آمدی
 
پیداست در نگات که با نیت آمدی
مانند آسمان به در رحمت آمدی
 

باغ بهشت باغچه ای در سرای ماست
جای گلیم عرش خدا زیر پای ماست
رزق تمام شهر فقط از دعای ماست
خلق تمام عالم و آدرم برای ماست
 
این خانه بهشتی زهرا و حیدر است
اینجا محل وحی شدن بر پیمبر است

 
این خانه را به غیر صفا پر نمی کند
دل را به غیر عشق خدا پر نمی کند 
سجاده را به غیر دعا پر نمی کند
هر کس که جای فاطمه را پر نمی کند
 
از بعد مادرم پدر خاک، بو تراب
کرده تو را به همسری خویش انتخاب
 

گفته پدر که روی به سوی خدا کنیم
ما مثل مادر، اهل زمین را دعا کنیم 
با اسم فاطمه همه رفع بلا کنیم
زین پس تو را به واژه مادر صدا کنیم
 
تو آمدی که فاطمه را یاوری کنی
در حق ما شکسته دلان مادری کنی
 

قطعا" شنیده ای که پر مادر شکست
شاخه به شاخه برگ و بر مادر شکست
در کنده شد ز جا و سر مادرم شکست
از ظلم و کینه ها کمر مادرم شکست
 
از آن به بعد بود پرش درد می گرفت
می خواست پا شود کمرش درد می گرفت

 
اما نترس شعله به این در نمی زنند
دیگر به خانه، بی ادبان سر نمی زنند
سیلی به روی فاطمه دیگر نمی زنند
هرگز تو را مقابل حیدر نمی زنند
 
اینجا به فکر تشنگی نور عین باش
فکر ما را نکن، تو به فکر حسین باش
 

اینجا هنوز هم پر از عطر کوثر است
چشم حسن، برادر من خیره بر در است
اشک حسین روز و شب و از داغ مادر است
این حرف آخری از بقیه مهم تر است
 
پیش حسین دست به پهلوی خود مگیر
یا که به حق فاطمه بازوی خود مگیر
 

در آن شبی که بار سفر بست مادرم
من را صدا زد از جگرش گفت، دخترم 
جان تو و حسین، گل سرخ بی سرم
من مانده بودم و غم و درد و برادرم
 
از ان به بعد مادر این سر جدا شدم
کم کم فراهمِ سفر کربلا شدم
 

حرف از کسی شد آنکه به ما یار می شود
در این مسیر مونس و غمخوار می شود 
در کربلا هر آیینه کرار می شود
می آید و به لشگر، علمدار می شود
 
تو آمدی که ماه شب تار ما شوی
مادر، برای میر و علمدار شوی
 

حتما" به او بگو غم این نور عین را
از داغ مادرم همه درم شور و شین را 
غم های مانده بر جگر عالمین را
اسرار عشق و واژه ذُخر الحسین را
 
حتما" به او بگو که امید برادر است
مشکی به او بده و بگو آب آور است

 
حتما" بگو قضیه آن مشک پاره را
حتما" بگو قضیه آن شیر خواره را
اُفتادنِ بدونِ پَر ان سواره را
سیلی زدن به صورت ماه و ستاره را
 
حتما" بگو که علقمه چشم انتظار اوست
حتما" بگو که مادرم آنجا کنار اوست
 

#مهدی_نظری

@raziolhossein
1
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


این صدای ناز عباسِ من است
نغمه‌های راز عباسِ من است

شرحه بر بیت خموشم می‌رسد
باز تکبیرش به گوشم می‌رسد

آمده آهِ ابالفضلم به گوش
مشک دارد گه به دندان گه به دوش

ناله با این گریه‌هایم می‌کند
 آمده مادر صدایم می‌کند!

من دعا بی قدر و بی حد گویمت
ای ابالفضلم خوش آمد گویمت

آمدی مادر فدای موی تو
پس چرا خاکی شده گیسوی تو؟

گو مگر روی زمین افتاده‌ای؟
گو مگر از صدر زین افتاده‌ای؟

کار مادر اشک مجنونی شده
چشم عباسم چرا خونی شده؟

چنگ خود کی پای زلفانت زده؟
تیر کین کی بر دو چشمانت زده؟

با دو دستت دست مادر را بگیر
تا کشم از چشم شهلای تو تیر

وای عباسم دو دستانت کجاست؟
بازوان همچو مردانت کجاست؟

مادرت شد سرفراز جنگ تو
علقمه شد عرصه‌ی آهنگ تو

من شنیدم از وفا و غیرتت
دور تو گردم فدای هیبتت

من شنیدم طعنه بر رشکت زدند
مادرم تا تیر بر مشکت زدند

من شنیدم بی دو دست از روی زین
ای گلم با صورت افتادی زمین

دامن زهرا سرت بگرفته است
آه! زهرا در برت بگرفته است

بانویم از غم رهایت کرده است
فاطمه مادر صدایت کرده است

حاجی من حج تو باشد قبول
اجر تو با دست زهرای بتول

آمدی این دل حزین با خود ببر
مادرت ام البنین با خود ببر

#حسن_فطرس

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بنویسید به دیوان اباعبدالله
بنویسید به ایوان اباعبدالله
سردر روضه رضوان اباعبدالله
که بود سروری از آن اباعبدالله
و اباالفضل بود جان اباعبدالله

من کیم همسر محبوبه شاه عربم
مادر فضل و فداکاری و عشق و ادبم
فاطمه نام ولی ام بنین شد لقبم
همه هستیم من و ابناء من و ام و ابم
زکنیزان و غلامان اباعبدالله

مریم ار بود دل و جان به فدایم می کرد
هاجر و آسیه خدمت به سرایم می کرد
پسر فاطمه مادر که صدایم می کرد
مادرش فاطمه از شوق دعایم می کرد
خجلم زین همه احسان اباعبدالله

قطره دریا نشود وصل به دریا نشود
در این خانه ادب گر نکنی وا نشود
مثل زهرا که پیداست که پیدا نشود
هر زنی خادمه حضرت زهرا نشود
تا شود مام شهیدان اباعبدالله

در حریم شه ابرار که راهم دادند
بندگی کردم و این عزت و جاهم دادند
بعد از آنکه شرف خدمت شاهم دادند
شرف مادری حضرت ماهم دادند
پیش خورشید درخشان اباعبدالله

پسری شیر صفت بهر علی آوردم
از همان کودکیش نذر حسینش کردم
گفتمش ای که تماشات دوای دردم
به فدای تو و آن دست رشیدت گردم
نکشی دست ز دامان اباعبد الله



اشک میریزم و چشمان ترم می سوزد
همچنان شمع زپا تا به سرم می سوزد
هر زمان آب بنوشم جگرم می سوزد
هم دلم ازغم سقای حرم می سوزد
هم به یاد لب عطشان اباعبدالله

گریه ام بر غم بی دستی آب آور نیست
گریه ام بهر غریبی است کَسَش یاور نیست
خواهرش هست ولی هیچ کسی مادر نیست
غم بی مادری از بی کفنی کمتر نیست
دل من هست پریشان اباعبدالله

گرچه سخت است غم داغ پسر بر مادر
داغ عباس جوان زد شررم پا تا سر
سوزم و سازم و میگویم صد بار دگر
چار فرزند من و خلق دو عالم یکسر
جانشان باد به قربان اباعبدالله


#عبدالحسین

@raziolhossein
4
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


در دفتر عشق کز سخن سرشار است
هر چند، قصیده و غزل بسیار است

از امّ بنین چهارگل پرپر شد
این ناب‌ترین رباعی ایثار است

#محمد_جواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


رسالتت نه فقط صاحب پسر شدن است
تو را کنار علی شأنِ همسفر شدن است

بزرگ مادرِ ماهِ همیشه کامل عشق!
هنوز نور تو در حال بیشتر شدن است

محبتت رقمی در دل علی دارد
که رو به آینه در حال ضربدر شدن است

رسیدن تو به وصل علی به ما آموخت
مهم تر از همه از جانبش نظر شدن است

حسودهای مدینه تو را نمی فهمند
و قلب تیره سزاوار شعله ور شدن است

تمام می شود این غم همین که برگردی
فرشته مشکلش از بابت بشر شدن است

تو آن ضمیر بلندی که راز عرفانت
نتیجه ی گذر از مرز خون جگر شدن است

سکوت کن که ادب یادداشت بردارد
سخن بگو که حیا فکر بارور شدن است

که عشق در تو نه با مهر مادری یکسوست
نه فارغ از غم هفتاد و یک نفر شدن است

دو دست خویش به جای تو داده فرزندت
وگرنه میل تو هم بر شکسته پر شدن است

حسین تا که نماند به روی نیزه غریب
سفارشت به پسرها بدون سر شدن است

خیال مرثیه سازم به روضه می کشدم
ولی تمایلم امشب به برحذر شدن است

به زخمتان دم رفتن نمک نمی پاشم
بشیرم و همه سعیم به خوش خبر شدن است

خیال مرثیه ساز مرا ببخش ای سرو
کبوترست و به دنبال نامه بر شدن است


#کاظم_بهمنی


@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


رو كرد به يك باره هنرهاي خودش را
پوشاند رخ اهل نظرهاي خودش را

با ديدن و با بودن آن لوءلوء و مرجان
برجسته نمي ديد اثرهاي خودش را

گرداند به دور سر خورشيد از اول
با عشق تمامي قمرهاي خودش را

او وقف عزيزان دل فاطمه كرده است
از لحظه ي ميلاد ثمرهاي خودش را

اول ادب آموخت به آن ها و سپس رزم
با عشق درآميخت سپرهاي خودش را

در روضه فقط ذكر حسين گفت و نمي برد
بانوي ادب نام پسرهاي خودش را

سوز جگرش خرج حسين ابن علي شد
انگار نه انگار جگرهاي خودش را

#محسن_صرامی

@raziolhossein
👍 2
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



يك چشم ميكشد به روي خاك عكس آب
يك دست ميزند به فلك نقش ماهتاب

عكس چهار قبر كشد مادري به خاك
هر روز زائر است در اين قطعه آفتاب

اين مادر چهار شهيد است اي بقيع
عكس چهار قبر كه دارد به سينه قاب

مردم به گرد گريه ي او جمع ميشوند
دلهاي ما ز سوز دلش ميشود كباب

دشمن به حال گريه ي او گريه ميكند
سنگي نبود تا نشود در بقيع آب

يك شير زن كه اصل و نصب دارد از خدا
همنام فاطمه است ولي از بني كلاب

ميشد به اسم فاطمه چون زنده خاطرات
اُمّ البنين گرفت لقب از ابوتراب

لبخند بود بر لب آفاق مينشست
خود را كنيز فاطمه مي كرد تا خطاب

تا شير بچه اي متولد شود از او
او را عقيل بهر علي كرد انتخاب

عباس را به مِهر حسين داد پرورش
باز ذكر لاي لاي حسين تا رود به خواب
 
بر لب حديث دست علمدار مي سرود
دستي كه بود بوسه گه لعلهاي ناب

باور نكرد دست ابالفضل شد جدا
دستي كه بوسه خورد ز لبهاي خشك آب
 
ميخواند تا كه روضه ي ضرب عمود را
نزديك بود زود شود آسمان خراب
 
در كربلا نبود ولي در مدينه بود
شرمنده ي سكينه و شرمنده ي رباب

صدها هزار مثل ابالفضل هم كه داشت
ميشد اگر فداي حسين داشت اين ثواب

#محسن_افشار

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

صفا در سيره ي ارباب دين است 
خدا  در ديده ي اهل يقين است 

كنار علقمه چشم خدا ديد 
وفا زاييده ي ام البنين است

#حامد_رضا_معاونیان

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


با آه آه خویش پُلی تا فلک زدی
آتش به جان و هستی خیل ملک زدی

ای بانوی مقدس گلخانۀ علی
تکیه ز قدر و منزلتت بر فلک زدی

دیدی که خالص است ابوالفضل ناب تو
وقتی عیار گوهر خود را محک زدی

با نالۀ حسین حسینت گریستی
بر زخم های جان و دل خود نمک زدی

با زینب و رباب در این خلوت غریب
خیمه به پاس سوگ و غمی مشترک زدی

از تو قیام گریه به پا شد، که در بقیع
ناله به وارثان زمین فدک زدی

بس کن«وفایی» از غم این شرح جانگداز
بار دگر شراره به جان ملک زدی


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#عامیانه


نوكراي ساده تيم امّ البنين
سر تا پا ارادتــيم امّ البنين
بي بي جانم ما فقير بيچاره ها
وقفِ خانواده تيم امّ البنين

خانوم خونه ي آقامون علي
محرمه محرم غمهامون علي
ميتونيم شما رو مادر بخونيم
اگه رخصت بده بابامون علي

از همه غيره شما خسته شديم
به ابالفضل تو وابسته شديم
ما مثه عريضه هاي حاجتيم
به پره كبوترات بسته شديم

از شما درس ولايت ميگيريم
رخصت عرض ارادت ميگيريم
تو گرفتاريامون ، برا شما
سفره ميندازيم و حاجت ميگيريم

خيلي زشته نوكرات كم بيارن
يا توي نوكري شون كم بذارن
هديه ميشن به شما تو مشكلات
صلواتايي كه رد خور ندارن

به غم چشماي گريونِ حسين
به دل ساقي دلخونِ حسين
به اميده نااميد شده ش قسم
رو مونو نزن زمين جونِ حسين

دلامون هزار تا درد و غم داره
ولي باز اميد به اين عَلَم داره
برا كربلا گذرنامه ي ما
مُهره تأييد شما رو كم داره

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1 👍 1
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


فاطمیه رفته اما دل شده از نُو حَزین
از غم هجران بی بی حضرت اُم البنین

بانویی که اهل دل از او ادب آموخته
عرشیان و قدسیان از ناله هایش سوخته

اشک ماتم از دو دیده ریخت او با شور وشین
در عزای جعفر و عباس و عثمان و حسین

چون خبر دادش بشیر از کربلا با چشم تر
صِیحه ای زد ، پاره شد بند دلش از این خبر

وای از آنساعت که او میگفت با آهِ غمین
آه اِی مردم نخوانیدَم دگر اُمُ البنین

من شنیدم دست عباسم شده از تن جدا
جان خود تقدیم جانان کرده او در کربلا

من شنیدم تیر کین بر چشم شهلایش زدند
با عَمود آهنین بر فرق زیبایش زدند

هر چه آمد بر سرش قربان شاه عالَمِین
جان او جان عزیزانم به قربان حسین

گر چه قطعه قطعه گشته آن گلِ احساس من
روی دامان حسین بِنهاده سر عباس من

من بمیرم که حسین در کربلا مادر نداشت
کشته شد با حنجر خشکیده و یاور نداشت

#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دیده‌ای از اشکْ تر دارم، تماشا کردنی
دو صدف، صدها گهر دارم، تماشا کردنی

«فاطمه»، «امّ بنین»، «لاتَدْعُوِنّی»، آه! آه!
واژه‌هایی در نظر دارم، تماشا کردنی

باغبان بذر اشکم، راهی باغ بقیع
گریه‌ها در رهگذر دارم، تماشا کردنی

لاله‌هایی چیده شد از باغ من، بس دیدنی
داغ‌هایی بر جگر دارم، تماشا کردنی

آسمان در خود ندیده آن‌چه در من دیده است
سه ستاره، یک قمر دارم، تماشا کردنی

یک عصا در دست من نگذاشت دست سرنوشت
حال دستی بر کمر دارم، تماشا کردنی

روزگاری بر لب خود این ترنّم داشتم:
مادرم؛ چندین پسر دارم، تماشا کردنی

بی خبر از قصّه‌ی عبّاس و اصغر نیستم
بس خجالت زآن خبر دارم، تماشا کردنی

شب ز راه دور با یاد رخ عبّاس خود
بوسه‌ها از ماه بردارم، تماشا کردنی

رفت از کنعان چشمم یوسف زهرا، حسین
«ماه مصری در سفر دارم، تماشا کردنی»

^*^*^*

بینِ خانه، دور از چشم امیرالمؤمنین
دیده بر دیوار و در دارم، تماشا کردنی

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
00:09
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



خون قلبم نه ز داغ پسرم ریخت حسین
آسمان از غم تو روی سرم ریخت حسین

زینب آن نیست که پیش از سفر از پیشم رفت
از غم موی سپیدش جگرم ریخت حسین

خواهرت گفت که از نیزه دهانت خون شد
ناگهان بند دل از این خبرم ریخت حسین

من شنیدم بدنت زیر سم اسبان رفت
تنت انگار که پیش نظرم ریخت حسین

گفت راوی که جگر گوشه اَت ارباً ارباست
از دلم سختیِ داغ پسرم ریخت حسین

در ره یاری ارباب پسر یعنی چه؟
شکر ، پیش قدمِ تو قمرم ریخت حسین

مادر آن است که یار غم زهرا بشود
پس چه بهتر که به پایت ثمرم ریخت حسین

پسرانم همه بودند سپرهای حسین
سپر من همه در حفظ حرم ریخت حسین

آب اگر ریخت ز مشک پسرم ، شرمنده...
آبرو بود که از چشم ترم ریخت حسین

مرغ باغ ملکوتِ تو شده عباسم
او به پرواز شد و بال و پرم ریخت حسین

مادرت آمد و دست پسرم را بوسید
عرق شرم ز روی پسرم ریخت حسین

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
00:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 106.0 KB
هرچه سرایند ز تو شاعران
یا که بخوانند ز غم مادحین
نمیرسد به سوز آنکه گفتی
لا تدعونی ویک #ام_البنین

#صمد

@raziolhossein
00:10
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

هرچه سرایند ز تو شاعران
یا که بخوانند ز غم مادحین

نمیرسد به سوز آنکه گفتی
لا تدعونی ویک #ام_البنین

#صمد

@raziolhossein
ش
18:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تا صدا میرسد از ساحتِ خونبارِ بقیع
مرد و زن اشک بریزند ، به دیوارِ بقیع
یک زن و صورتِ قبری ، به دلِ زارِ بقیع
دلِ ما هم ، بخدا گشته گرفتارِ بقیع

مادرِ حضرتِ عبّاس ، پریشانِ توأیم
سال ها در به درِ سفره ی احسانِ توأیم


تو که بودی؟ که خدا همسرِ مولایت کرد؟
تو چه کردی؟ که چنین غرقِ تَوَلّایت کرد؟
مادرِ چهار گلِ حضرتِ زهرایت کرد
صدفِ گوهرِ نایاب... چو سقّایت کرد

با تواضع ، به درِ خانه ی مولا رفتی
این چنین بود ، که تا عرش تو بالا رفتی


سائل آمد به درِ خانه ، تفضّل کردی
تو به اولادِ نَبی ، خوب توسّل کردی
زحمتِ حاجتِ دنیا ، که تقبّل کردی
لطف کردی و مرا نیز تحمّل کردی

بابِ حاجاتِ همه ، نامِ شما باشد و بس
چشمِ ما نیز به اکرامِ شما باشد و بس


پسرانت همه رفتند ، تو تنها ماندی
سال ها گریه کنِ بچّه ی زهرا ماندی
مرحمِ زخمِ دلِ زینبِ کبریٰ ماندی
همه رفتند به یاریِ حسین... جا ماندی

پسرت نقشِ زمین شد ، به غمش خندیدند
همه بر مشک و دو دستِ قلمش خندیدند


زینبت گفت «حسین» و... جگرت تیر کشید
تا شنیدی که سرش رفت... سرت تیر کشید
وسطِ کوچه نشستی... کمرت تیر کشید
گفت «انگشتر» و... هی بال و پرت تیر کشید

بخدا سوزِ دلت ، کرده دلم را بی تاب
قدری آرام بخوان روضه برای ارباب


روضه ای از سَرِ احساس... دلت ریخت بهم
رنجِ پرپر شدنِ یاس... دلت ریخت بهم
خنده ی دشمنِ خنّاس... دلت ریخت بهم
روضه ی حضرتِ عبّاس... دلت ریخت بهم

رفتنی گشته ای از بس که بزرگ است غمت
کاش میشد که بسازیم به زودی حَرَمت


بعدِ زهرا تو شدی مادرِ ما نوکرها
سایه ات کم نشود از سَرِ ما نوکرها
تو نظر کن به دلِ مضطرِ ما نوکرها
وقفِ عباسِ تو ، چشمِ تَرِ ما نوکرها

ما همه نوکر و درمانده ی فردای توأیم
تو هنوز امِّ بَنینی و پسر های توأیم

#پوریا_باقری

@raziolhossein
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


به که باید بسپارم خبر این غم را
داغ عباس کمر می شکند عالم را

بنویس ام بنین نوکری عباست
افتخاریست مبارک پسر مریم را

کمترین مرتبه از وصف اباالفضلی اوست
بنویسید اگر خاک درش آدم را

گریه کمتر کن از این داغ که می ترسم اشک
کم کم از رو ببرد آبروی زمزم را

بنویس ام بنین در صف محشر داری
برروی دست، دو تا دست جدا از هم
را

علم فاطمه ای بودن تو کاری کرد
که خدا داد به دست پسرت پرچم را


#محسن_ناصحی

@raziolhossein
👍 1
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


چه بانويى كه كوه صبر را در آستين دارد
به پاى مكتب حيدر،ظهورى اينچنين دارد

چه بانويى كه در صدر تمام افتخاراتش
همين بس در كنار خود،اميرالمومنين دارد

ادب آموز اين مكتب،خودش عين اليقين باشد
كه عباسش نشان از حضرت حق اليقين دارد

سرش بر صخره مى كوبد، ببين آهسته آهسته
شبيه علقمه انگار زخمى بر جبين دارد

به ياد آورده مقتل را، ميان خون چه مى بيند ؟
عَلم افتاد و ماهى ارباً اربا بر زمين دارد

غم ماه خود از يكسو،غم خورشيد از سويى
چه داغ خانمان سوزى مگر ام البنين دارد!؟

فرات اشك جارى شد ميان موج چشمانش
ولى از داغ آن گودال،آهى آتشين دارد

نماز صبر مى خواند شكسته با دلى خسته
حُسيناً وا حُسينا در قنوت آخرين دارد

پس از كوچ پرستوها، زيارتنامه مى خواند
بقيع غربتش برجاست،آوايى حزين دارد


#محمدمهدی_عبداللهی

@raziolhossein
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تا که پایم به در خانه ی دلدار رسید
به دلم باز غم بانوی بیمار رسید

تا که چشمم به در سوخته ی خانه فتاد
گفتم آنجا نکند شعله به رخسار رسید

متوجه شدم از تیزی آن میخ در است
که چه بر فاطمه بین در و دیوار رسید

این شنیدم که تداعی شده در کرب و بلا
هر بلایی که به گل از طرف خار رسید

این شنیدم که به بی دستی تو دست زدند
و حسین بن علی با دل خونبار رسید

این شنیدم که از آن ضربت سنگین عمود
چقدر لخته ی خون بر گل رخسار رسید

این شنیدم که شد اندازه ی ششماهه تنت
تیرها از همه سو بر تو علمدار رسید

تو که دیدی ز روی نیزه،بگو عباسم
که چسان خواهر تو بر سر بازار رسید

این شنیدم که به دور و بر او رقصیدند
تو روی نیزه و او در بر انظار رسید

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من عزادارِ شهِ تشنه لبم
کوهی از صبر و وقار و ادبم

من کنیزِ پسر فاطمه ام
مادرِ شیرِ نرِ علقمه ام

مادر جعفر و عبداللهم
جان نثارِ درِ ثارااللهم

مادرِ چار غیورِ عربم
زین سبب اُمِ بنین شد لقبم

مادر باغِ گلِ یاسم من
مادرِ حضرتِ عباسم من

پسرم بود علمدارِ حسین
ساقی و میر و سپهدارِ حسین

پسرم یک تنِ یک لشکر بود
قوَتِ بازوی او حیدر بود

پسرم فانیِ فی اللهِ حسین
اولین جان به کفِ راهِ حسین

سیدی! ذکرِ لبش هرشب بود
پاسبانِ حرمِ زینب بود

پاسبانِ حرمی پژمرده
حرمی سوخته، آتش خورده

پسرم در ادبش معنا شد
تشنه لب بود ولی سقا شد

تا که او راهیِ دریا می شد
در حرم مرثیه بر پا می شد

ناله ی اهل حرم واویلا
دستِ عباس قلم، واویلا

رفت تا آب بیارد اما
دست ها از بدنش گشت جدا

تیری آمد به دل مشک نشست
تیر دیگر دلِ زینب بشکست

مشک افتاد و ز دل آه کشید
ز دلش ناله ی جانکاه کشید

گفت ای تیر به چشمم خوردی
در حرم آبرویم را بردی

وعده ی آب به اصغر دادم
حال با مشک زمین افتادم

گفت طفلان همه در تاب و تبند
همه ی اهلِ حرم تشنه لبند

عاقبت گل پسرم را کشتند
نورِ چشمان ترم را کشتند

حال، من مانده ام و تنهایم
تا قیامت خجل از زهرایم

نه پسر دارم و نه فرزندی
به لبم نیست دگر لبخندی


#رضا_باقریان

@raziolhossein
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ای امّ بنین که فاطمه بودت نام!
از ما به تو و چار شهید تو سلام!

دیروز کنار چار فرزند علی
امروز کنار تربت چار امام

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
18:14
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


وجودِ اهل محبّت همیشه در خطر است
تقرّبِ دل عاشق به آه شعله ور است

چگونه مُرده بخوانیم آن کسی را که
تمام عمر خودش با حسین همسفر است
 
غبار معصیت از دامنش گرفته شود
کسی که کاسه ی چشمش ز آبِ دیده ، تر است

شبی که سرنشود باحسین وگریه براو
همان شبی ست که فرموده اند بی سحر است

نماز نافله ی شب بدون اشک حسین
عبادتی ست که مانند نخل بی ثمر است

فدای خانم محنت کشیده ای که هنوز
بقیع از نفس روضه هاش خونجگر است

هنوز امّ بنین ، مادر چهار یل است
شبیه نجمه و لیلا اگرچه بی پسر است

در آفتاب کنار رباب می سوزد
شریک شرمِ به جا مانده در دل قمر است

ز داغ ماه به ابروش خم نیاورده
غم حسین کشیده که دست بر کمر است

از آن چهار رشیدی که از کَفَش رفتند
تمام دلخوشی اش تکّه های یک سپر است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
18:20
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


آن روز اگر خيمۀ ماتم می‌زد
بر مُلک ادب دوباره پرچم می‌زد

هر قدر هم از مشک و علم می‌گفتند
تنها ز حسين فاطمه دم می‌زد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
18:23
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نسیم طف که در این کوچه ها گذر دارد
برای چشم به در مانده ای خبر دارد

چنان عظیم بود این خبر چنان جانسوز
بشیر حادثه هم ، شکوه از بشر دارد

کجاست مادر آن سرو سر بریده کجاست؟
مگو کجاست! چه مادر ! مگر پسر دارد؟

به آسمان خمیده خبر چگونه دهند؟
که خانه ی تو ، نه خورشید نه قمر دارد

تمام شهر به پای بقیع آهش سوخت
دعا کنید که از گریه دست بر دارد


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
18:23
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نگاهِ مادرِ مهتاب باز بارانیست
دوباره سهمِ دلش ماتم و پریشانیست

چهار صورت قبری که در مقابل اوست
چهار قبر که نه؛ این تمامِ حاصل اوست

نشسته است روی خاک و روضه خوان شده است
شبیه فاطمه او نیز قدکمان شده است

مدینه دیده که او روضه خوانِ هر روز است
زبان گشود به روضه، چه قَدر جانسوز است

شنیده ام که تو رَفتی و خیمه غارت شد
و سهمِ زینب کبری غمِ اسارت شد

شنیده ام که تو شرمنده ی رباب شدی
و از خجالتِ او قطره قطره آب شدی

شنیده ام که قدِ کوه از غمت تا شد
پس از تو پای حرامی به خیمه ها وا شد

هزار شکر عزیزم، شدی فدای حسین
تمام هستی من نذرِ خاک پای حسین

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
25 December 2023
ش
00:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


بشیر گفت زمانی علم زمین افتاد...
که دست حضرتِ صاحب کرم زمین افتاد

بشیر گفت همین که سرت ز هم وا شد
عقیله ای نگران، در حرم زمین افتاد

بشیر گفت به چشمت سه شعبه کوبیدن
ز کاسه چشمِ تو از این ستم زمین افتاد

بشیر گفت که بالاسرت حسین آمد
شکست پیشِ تو، در هر قدم زمین افتاد

شنیده ام که تو قبل از حسین جان دادی
شنیده ام ز غمت زینبم زمین افتاد

تو در گلوی حسین حکمِ هر نفس بودی
نفس نبود اگر بازدم زمین افتاد

حسین قامتِ اِستاده و رشیدی داشت
چه شد که تا شد و با قَدِ خم زمین افتاد؟

اگر چه بارِ مصیباتِ تو مرا خم کرد
اگر چه با خبرِ تو، پرم زمین افتاد

همینکه گفت بشیر آسمان ز عرش فتاد
ز غُصه مادرِ پیر و کمانِ تو جان داد

#رضا_باقریان

@raziolhossein
00:17
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تو سوختی دل مادر کباب باقی ماند
چرا که جسم تو در آفتاب باقی ماند

لبم به آب خنک بعد تو نخواهد خورد
برای چشم ترم اشک ناب باقی ماند

تو رفته ای و به جز آه در بساطم نیست
برای من فقط این مشک آب باقی ماند

قسم به سوره ی کوثر که شرم، آبت کرد
فقط برای تو شرم از رباب باقی ماند

میان همهمه ی «أینَ عَمی العَباس»
به دست نیزه، هزاران جواب باقی ماند

تو رفتی و همه ی گوشواره ها رفتند ...
برای اهل حرم اضطراب باقی ماند

به روی نیزه سرت _ پیش محمل زینب _
هزار شکر که پا در رکاب باقی ماند

هزار روضه ی مکشوفه خوانده ام اما
هزار روضه ی بین حجاب باقی ماند

سرت شکست، ولی تا تنور برده نشد
تنور گفته شد اما شراب باقی ماند ...

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
00:17
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



اگرچه جای او عرش است اما در زمین باشد
که مولایش امیرالمومنین را همنشین باشد

اگر مادر شود ام الادب دور از تصور نیست
پسر باب الادب باشد، پسر بالانشین باشد

یقینا لب زده بر چشمه ی عین الیقین، وقتی
شود بانوی مردی که خودش حق الیقین باشد

چه فخری میکند بر مریم و حوا، زمانی که
ببیند همسرش مولا امیرالمومنین باشد

کنیز خانه ی حیدر، عزیز خانه ی حیدر
((خدا میخواست آن باشد، خدا میخواست این باشد))

هزاران بار حیدر گفت احسنت آفرین بر او
چرا که همسرش بانوی عباس آفرین باشد

دوباره نام عباس آمد و حس کرده ام بانو
که چین افتاده بر پیشانی ات، قلبت حزین باشد

بشیر از تو نمیخواهم بگویی از ابالفضلم
اگرچه خوب میدانم که مقطوع الیمین باشد

بگو دنیا چه کرده با حسینم، سخت غمگینم
نه غمگین عزیزانم، که دردم درد دین باشد

شبیه سرو، سر بالا، شبیه کوه پا برجا
کسی که اینچنین باشد فقط ام البنین باشد...

#محمدرضا_نادعلیان

@raziolhossein
00:17
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


رفتي ولي اي پاره‌ي تن برگردي
من منتظرم تا به وطن برگردي

جان تو و جان اين عزيزان، عباس!
هيهات که بي حسين من برگردي

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:18
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

بلندآوازه وعالی نسب بود
نصیبش ماه ازمیرعرب بود

شهادت داده عباسش لب آب
جهیزیه اش تماماازادب بود

#سید_سربندری

@raziolhossein
00:19
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

غمی که انس گرفته به سینه را چه کنم
عزای دست بریده ز کینه را چه کنم

میان آن همه داغی که زینبم گفته
خجالت تو ز روی سکینه را چه کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
00:20
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

پریشان حال امیرالمؤمنین است
دلش در ماتم زهرا حزین است

زداغ فاطمه نگذشته چندی
عزادار غم ام البنین أست

#محسن_قاروبی
@raziolhossein
00:20
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


آئینه‌ی مزارش اگر چه مکدر است
از آسمان پریدن بالش فراتر است

عالم غلام آنکه به کرّات گفته بود
عمرم تمام وقف کنیزی حیدر است

خواندش به نام فاطمه او گفت یا علی
امّ‌البنین بگو به من اینگونه بهتر است

در وصف او بس است بگوییم با غرور
او شیر بانویی است که عباس‌پرور است


#مجید_تال

@raziolhossein
00:21
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


مویم که شد سفید فدای سرت حسین
عباس من فدای علی اکبرت حسین

گفتم به آب لب نزند تا تو تشنه ای
در آب بود فکر تو آب آورت حسین

گفتم سکینه جان ، عمویت را حلال کن
شرمنده ام هنوز هم از دخترت حسین

از چار نازنین پسرم یک سپر رسید
با کاروان غمزده خواهرت حسین

اینجا همه زگریه من گریه می کنند
اما تو خنده شد به دو چشم ترت حسین

این گریه ها برای دو دست بریده نیست
گریم به دست بسته دو خواهرت حسین

تیر سه شعبه چشم اباالفضل را درید
ماندم چه کرد با گلوی اصغرت حسین

عباس آخرین نفسش روی پای تو
تو زیر دست و پا نفس آخرت حسین

طبق سفارشم همه جا همره تو بود
جز کنج آن تنور که رفته سرت حسین

از خواهرت شنیده ام ای شاه بی کفن
مانده سه روز روی زمین پیکرت حسین

از خواهرت شنیده ام غارت شد از تنت
پیراهن و عمامه و انگشترت حسین

زهرا اگر نبود بگرید برای تو
من گریه میکنم عوض مادرت حسین

#عبدالحسین

@raziolhossein
00:21
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



باران ز باغ گريه هايش خوشه چين است
هفت آسمان چشم او عين اليقين است

از او به نيكى ياد كرده ذهن تاريخ
نامش بر انگشت شرف نقش نگين است

نسل نجابت ، دخترى از ايل شمشير
خاتون غيرت حضرت ام البنين است

در شأن او بس اينكه بعد از كوچ كوثر
كدبانوى بيت اميرالمومنين است

از سينه‏ اش شير محبت خورده عباس
بين تمام عاشقان عاشقترين است

انگار بعد از سالها اين داغ ديده
در غربت خاك بقيع اندوهگين است

گوش دلت را باز كن آيد صدايش
او روضه خوان ساقى قطع الوتين است

حتى دل سنگ از نوايش مى‏شود آب
از بسكه سوز ناله هايش آتشين است

در گريه مى‏گويد: «حسينا واحسينا»
شور و شعور مادر احساس اين است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
00:22
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها

لطف تو بود شد پسرم یاورت حسین
فرقش عمود خورد فدای سرت حسین

پیش تو آخرین نفسش را کشید و رفت
با تو که بود در نفس آخرت حسین؟!

مادر نداشتی که کند گریه در عزات
من زار می‌زنم عوض مادرت حسین

من مقتل تو را نشنیدم، که دیده‌ام
در گیسوان زینب غم پرورت حسین

باور نمی‌کنم که دو ساعت پس از وداع
حتی نمی‌شناخت تو را خواهرت حسین

باور نمی‌کنم که همان کهنه پیرهن
بیرون شد آخر از بدن اطهرت حسین

باور نمی‌کنم که ز ضرب سم ستور
تاب کفن نداشت دگر پیکرت حسین

آنقدر مادرانه نشستم به راه تو
شاید بگویم و نشود باورت حسین

با یک جهان امید، لباس دو سالگی
می‌بافتم برای علی اصغرت حسین

عباس با رباب نشد روبرو ولی
من ماندم و خجالتم از همسرت حسین

می‌رفت خون ز جسمت و می‌گفتی العطش
ای من فدای ناله بی جوهرت حسین

نزد تو گر شفاعت من هست معتبر
حاجت روا رَواد «فقیر» از درت حسین

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
😭 1
00:24
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


نوحه میخواندند هر چه از پسرها بیشتر
او خجالت میکشید از نوحه گرها بیشتر

یک به یک بر هر زن و هر طفل میکرد التماس
تا دهندش از حسین او خبرها بیشتر

کودکان هم منتظر ، تا مادری لب تَر کند
تا بگویند از لب خشک پدرها بیشتر

نام سقا را که می بردند آتش میگرفت
آب میکردش رباب ، از همسفرها بیشتر

گرچه دلها آب میشد ، از شرارِ آه او
ناله هایش میزد آتش ، بر جگرها بیشتر

هر چه با خود حرف میزد در میان کوچه ها
گریه میکردند بر او ، رهگذرها بیشتر

گر چه چشمش اختر اَفشان بهر هجده ماه بود
روضه هایش بود ، از شق القمرها بیشتر

هر که دستی بهر دلجوئی سر او می کشید
سینه زن میشد بر آن بی دست و سرها بیشتر

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
👍 1
00:24
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


منم سنگ صبور لانه ی عشق
منم آن خانه دار خانه ی عشق
منم در بزم مظلومانه ی عشق
سرود نغز جاویدانه ی عشق
اگر چه زن ولی مرد آفرینم
كنیز فاطمه ام البنینم

پس از عصیانگری های مدینه
كه تنها ماند مولای مدینه
پس از پرواز زهرای مدینه
كه شد آتش سراپای مدینه
مرا هفت آسمان قدرم قضا داد
فلك دستم به دست مرتضی داد

از آنروزیكه رفتم محضر او
خرامان تا رسیدم بر در او
كه گیرم جای یاس پرپر او
به استقبالم آمد دختر او
مرا مادر خطابم كرد زینب
مرا از شرم آبم كرد زینب

از آنروزیكه آن درگاه دیدم
چهار اختر بدون ماه دیدیم
علی را سر دورن چاه دیدم
هزاران صحنه ی جانكاه دیدم
به گرد شمعشان پروانه گشتم
نه بانو بل كنیز خانه گشتم

زمان بگذشت تا نخلم ثمر داد
مرا هم چرخ گردون بال و پر داد
خدا پاداش كارم یك پسر داد
پسر نه در كفم قرص قمر داد
سراپا موجی از احساس گشتم
كه من هم صاحب عباس گشتم

چه عباسی كه هستم هست او بود
چه عباسی كه دل پابست او بود
برایم قبله چشم مست او بود
گره بگشای كارم دست او بود
ز طفلی گشت ماه عالمینم
غلام حلقه در گوش حسینم

از آنروزیكه مظلومانه رفتند
كبوترهای من از لانه رفتند
همه گلهایم از گلخانه رفتند
به كف جان و پی جانانه رفتند
چنین گفتم به گوش نور عینم
مبادا باز گردی بی حسینم

همه رفتند و من جا مانده بودم
غریب و زار و تنها مانده بودم
میان موج غمها مانده بودم
به ره محو تماشا مانده بودم
كه شاید كاروان یاس آید
حسین و از پی اش عباس آید

ولی افسوس دیدم كاروان را
كه می آورد با خود خستگان را
سیه پوش مصیبت كودكان را
زنان خسته حال و نیمه جان را
عیان شد هستیم از دست رفته
ز دستم هر چه بود و هست رفته

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
😭 1
00:25
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

جز شیون و چشم تر ندارد چه کند
بر روی زمین قمر ندارد چه کند

کارش شده گریه کردن و گریاندن
مادر وقتی پسر ندارد چه کند

#مجتبی_عسکری

@raziolhossein
👍 1
00:26
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


من اگر گریه برایت نکنم پس چه کنم
روضه خوانی به عزایت نکنم پس چه کنم

چه کنم مادرم و داغ جوان سنگین است
تا دمِ مرگ صدایت نکنم پس چه کنم

من که از قبر تو و کرببلا دورم دور
شهر را کرببلایت نکنم پس چه کنم

باز هم سائل هرساله تو پشت در است
یادِ آن دست عطایت نکنم پس چه کنم

ماهِ من ، بعد تو چشمم که می افتد بر ماه
تو بگو باز هوایت نکنم پس چه کنم

پسرم دست تو را دست خدا می بوسید
گریه بر دست جدایت نکنم پس چه کنم

تو سرت خورد عمود و سر من درد گرفت
گریه بر فرق دوتایت نکنم پس چه کنم

تیر بر مشک تو خورد و جگرم تیر کشید
من از آن تیر شکایت نکنم پس چه کنم

میرسید آب اگر خیمه نمی سوخت دلم
من به جای تو سِقایت نکنم پس چه کنم

رفت بر نیزه سرت زودتر از راس حسین
همه عمر دعایت نکنم پس چه کنم

.....

پسر فاطمه عالم به فدای سر تو
پسرم را که فدایت نکنم پس چه کنم

غم بی مادری از بی کفنی سخت تر است
جای او گریه برایت نکنم پس چه کنم


#عبدالحسین


@raziolhossein
👍 1
00:26
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تمام عمر من و آستانِ اُم‌ِبنین
که در تمامیِ عمریم میهمانِ اُم‌ِبنین

"هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک"
چه غم مرا  که منم در امانِ اُم‌ِبنین

اگر هزار گره باشدم خیالی نیست
فقط همین که بگویم به جانِ اُم‌ِبنین

بقیع و خاکِ بقیع سرمه‌های مادرهاست
همان غبار که دارد نشان اُم‌ِبنین

دعای فاطمه با فاطمه اجابت شد
که گشت خانه‌ی او آشیان اُم‌ِبنین

چه برکتی است سرِ سفره‌اش نمی‌دانم
علی شد از همه دنیا از آن اُم‌ِبنین

نشسته پنج امامم کنار سفره‌ی او
و خورده‌اند همه آب و نانِ اُم‌ِبنین

بزرگ ، دُختِ قبیله ، کنیزِ زینب شد
همینکه  گشت علی میزبان اُم‌ِبنین

رسید و خانه‌ی زهرا دوباره مادر دید
حسین دید به سر سایبان اُم‌ِبنین

رسید و گیسوی کلثوم شانه شد با هر....
نوازش نَفَسِ مهربانِ اُم‌ِبنین

گرفته است به دامن چهار جانش را
هزار شُکر که آمد به خانه اُم‌ِبنین

ولی چه حیف که غم آمد و زمانه نوشت
جگر خراش بود داستان اُم‌ِبنین

میان قافله خورشید و ماهِ او رفتند
به راه ماند ولی   دیدگان اُم‌ِبنین

بشیر آمد و پیغام بی کسی آورد
خراب شد بخدا خانمان اُم‌ِبنین

برای چار جوانش  نگفت  اما گفت :
بگو حسین کجا هست؟ جانِ اُم‌ِبنین

همینکه دید شده بی حسین  اُفتاد و
به روی خاک نشست آسمانِ اُم‌ِبنین

مدینه گفت که اُم‌البنین نمی‌شد پیر
گرفت ناله‌ی زینب  توانِ اُم‌ِبنین

نه گاهواره رسید و نه کودک و نه رُباب
ولی رسید بجایش خزان اُم‌ِبنین

خمید و خاکِ دوعالم به رویِ معجر  ریخت
عصا گرفت و سیه شد جهانِ اُم‌ِبنین

سکینه خورد زمین   وقتِ دادِ زینب شد
میان روضه‌ی اَبرو کمانِ اُم‌ِبنین

* * *

عروسِ سوخته‌ی فاطمه رسید از راه
رُباب شد پس از آن روضه‌خوانِ اُم‌ِبنین

مدینه دید که بی‌بی چقدر روضه گرفت
چقدر روضه شنید از زبانِ اُم‌ِبنین :


حسین دست غریبی به روی زانو زد
برای جرعه‌ی آبی به حرمله رو زد...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
👍 1
00:33
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ای مادر آب، آبرویت
ای علقمه، جامی از سبویت
ای زمزمِ اشک ما ز جویت
دریا، دو سه قطرهء وضویت

ای نام تو بهترین سرآغاز
یا ام بنین مرا بخر باز

ای خدمت دوست، سرنوشتت
ای گریه، انارِ فصلِ کشتت
ای خاکِ درِ علی، سرشتت
ای خانهء فاطمه بهشتت

اینگونه شدی عزیز زهرا
گفتی که منم کنیز زهرا

زینب بغلت بهار دارد
در بین مدینه یار دارد
در کوچه حسن قرار دارد
با اذن تو ذوالفقار دارد

عباس نه! پرچم تو بالاست
از بس که غمش حسین زهراست

در لشکر خود امیر داری
جنگندهء بی نظیر داری
شیری و چهار شیر داری
در کرببلا سفیر داری

روزی که عطش کنار دریاست
امیّد حرم به مشک سقاست

صد حیف که علقمه نبودی
در غربت و همهمه نبودی
تنها طرف همه نبودی
همنالهء فاطمه نبودی

آنجا که تبر روی نگین خورد
عباس در علقمه زمین خورد

گهوارهء ماه، تاب میخواست
آن چشم سیاه، خواب میخواست
نوزاد رباب، آب میخواست
حال همه را خراب می خواست

از داغ عمو که با خبر شد
سرباز حسین، تشنه تر شد

در معرکه آمد از عطش گفت...
از اینکه چطور کرده غش گفت...
از خشکی آن صدای خش گفت...
از حرمله و سه شعبه اش گفت...

آن روضهء مقتل مقرم،
باشد شب هفتم محرم


#رضا_دین_پرور

@raziolhossein
00:33
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



ای که بر دامان مهرت ماه را می پروری
آسمان را زیر دین چشم هایت می بری
درمقاماتت همین بس انتخاب حیدری
تو همان روح زلال از چشمه سار کوثری

بعد زهرا بعد زینب از همه زن ها سری
ای تمام مادران قربان تو نا مادری

خاک پایت سجده گاه نه فلک روی زمین
جای پینه آسمان خورشید دارد بر جبین
بعد زهرا این قبیله مادری خواهد چنین
تا بنی الزهرا تو را خوانند یا ام البنین

زن ولیکن هیبتت مرد آفرین روزگار
رشته های چادرت جود کرم را آبشار

در کلاس درس حجب تو حیا زانو زده
قطره لطف تو بر بحر کرم پهلو زده
شب زلبخندت ستاره بر سر گیسو زده
زیر سایه سار پلکت مهر و مه سوسو زده

گرشرف با عزت و لطف و وفا گردد عجین
عشق معنا می شود با واژه ام البنبن

ردپایت عشق را تا بیت حق تحریر کرد
چشمهایت آیه های حجب را تفسیر کرد
اشک ها را دستهای گرم تو تبخیر کرد
تو چه کردی که خدا کار تو را تقدیر کرد

نو عروسی که پی بخت سپیدت امدی
پیش پای بچه های فاطمه زانو زدی

گفتی ای مردم کجا آیینه زهرا شوم
آمدم خاک در انسیه الحورا شوم
آمدم تا که کنیز زینب کبری شوم
قطره ای امیدوارم وصل بر دریا شوم

اهل این خانه همه شمعند و من پروانه ام
وقت احرام است من حاجیه ی این خانه ام

گرچه با تو باز خانه صاحب غمخوار شد
گرچه قلبت از محبت نورگشت و نار شد
خاطرات فاطمه با نام تو تکرار شد
یاد گل احوال بلبل های خانه زار  شد

شد تمام خواهش تو از امیر المومنین
فاطمه نه بعد از این بر من بگو ام البنین

باز می ماند دهان از مهر این نا مادری
شیر را با شیره عشق و وفا می پروری
مثل هدیه پیش کش بر طفل زهرا می بری
عرضه می داری قبولش کن برای نو کری

مادر هرگز ندیدم بگذرد از طفل خود
مثل تو نا مادری نه مادری پیدا نشد

آن هم  آن طفلی که چشمش قبله گاه انبیاست
از همان میلاد دستش بوسه گاه مرتضاست
چهره او والقمر چشمان او شمس و ضحاست
گر بگویم لم یلدیولد شبیه او رواست

دُر در آغوش صدف آری چو گوهر می شود
دامن ام البنین عباس پرور می شود

تو ندیدی کربلا از راه تو پا بر نداشت
داغ لبهای خودش را بر دل دریا گذاشت
علقمه یک مشک از عشق و وفا بر دوش داشت
چون نگهبان جان خود را بر سر مشکش گماشت

گفت با خود جان مشک و جان طفلان حرم
هر چه تیر آید به جان خسته خود می خرم

دستهایش رفت اما کم نشد از آن شتاب
می شنید از دور آه از خیمه های اضطراب
با امیدی خویش را انداخت روی مشک آب
ناگهان روی سرش شد اسمان گویا خراب

تیر بر مشکش زدند و مثل مشک از تاب رفت
ایستادو قطره قطره پیکر او  آب رفت

انقدر روی زمین شد پیکر او چاک چاک
ماند از آن کوه گویا گرد و خاکی روی خاک
داشت تنها یک نفس درجان خود آن نفس پاک
گفت با ان یک نفس هم  یا اخا ادرک اخاک

نه فقط عباس از شرمندگی بی تاب شد
از خجالت مادرش ام البنین هم آب شد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
1
00:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×791, 134.2 KB
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ندارم هیچ یاری وای بر من
ندارم سوگواری وای بر من

بیا بردار تابوت من ، اما ...
تو که دستی نداری وای بر من


#عبدالحسن_رضایی


@raziolhossein
😭 2
00:35
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 59.3 KB
😭 2
ش
23:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



ز ادب تاج افسری دارد
به زنان حق سروری دارد

پایه های ارادتش چون کوه
مهر و ایمان حیدری دارد

پسرانش ستاره و ماهند
چه شکوه منوری دارد

آفتاب از خجالتش ذره
خصلت ذره پروری دارد

در شب چادر مصلایش
لحظه ی عرش گستری دارد

در دل آسمان اهل البیت
حس و حال کبوتری دارد

می وزد عطر یاس از سخنش
وجنات سخنوری دارد

گر چه معصوم نیست ام بنین
عصمت از نوع دیگری دارد

سطر سطر فضیلتش روشن
نور علی نور، دفتری دارد

و سرآمد ترین فضیلت اوست
بر ابالفضل مادری دارد

مثل عباس جان فدای حسین
پسران دلاوری دارد

چشم هایش همیشه بارانی
روضه اش سوز محشری دارد


#حسن_کردی


@raziolhossein
2
23:15
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


تنها چرا نشسته مگر گریه می کند؟
چون شمع شعله ور به نظر گریه می کند

از مردم مدینه شنیدم که روزها
می آید و ز داغ پسر گریه می کند

بالای چار صورت قبری که ساخته
با دیده های سرخ جگر گریه می کند

با ذکر جانگداز «حسینم غریب بود»
دائم زند به سینه و سر، گریه می کند

از سوزِ روضه خواندن این مادر شهید
هر عابری میان گذر گریه می کند

گاهی دلش برای علی تنگ می شود
گاهی برای روضه  در گریه می کند

بغض نگاه باد صبا گفت با دلم
دیگر غروب شد، چقدر گریه می کند!


#وحید_قاسمی


@raziolhossein
23:19
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



نمک به زخم پر از خون این جگر نزنید
کتاب غصه این خانه را شرر نزنید

به سائلان نجیب مدینه بسپارید
که پشت خانه ام بنین به در نزنید

از آسمان مدینه ستاره ها رفتند
در این سیاهی شب حرفی از قمر نزنید

دلش برای حسین و رقیه اش تنگ است
کنار مادر غم حرفی از پسر نزنید

برای ام بنین داغ میخ در کافیست
تو را قسم به خدا حرفی از سپر نزنید

به گریه زینب مظلومه دائما می گفت
تو را قسم به خدا اینقدر به سر نزنید

به حق بچه زهرا عدو چه بد کردند
حسین فاطمه را چکمه ها لگد کردند


#علی_حسنی


@raziolhossein
👍 1
26 December 2023
ش
01:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



ای به حرم، هدیۀ پروردگار
بحرِ کرم، واسطۀ کردگار

ای دلت از غیرِ تولا جدا
صاحبِ اِجلال، کنیز خدا

ای ز ازل منتصبِ مصطفی
تا به ابد منتخبِ مرتضی

یارِ علی بوده ای از دیرباز
ساخته ای فاطمه را سرفراز

مَرتبَتت، مادریِ ماهتاب
مَنزلَتت، همسریِ آفتاب

کیست شود فاطمه را جانشین
همچو تو ای حضرت ام البنين

بال و پرِ معنویِ بیت وحی
فاطمۀ ثانویِ بیت وحی

چار گل فاطمه را مادری
مادرِ پُر مهرِ چهار اختری

مادر چار عاشقِ سر باخته
دل به قضا، جان به قدر باخته
.
.
مادر دلدار، سلامٌ علیک
اُمِ علمدار،  سلامٌ علیک

بسکه دلت بوی گلِ یاس داد
خالقِ گُلها به تو عباس داد

هست گر عباسِ تو ذُخرُالحسین
از تو ذخیره ست، بر آن نورِ عین

مهدِ دلیران، سرِ دامان توست
روحِ شجاعت، ز شبستان توست

ای بفدای گُلِ بستانِ تو
روشنیِ شمعِ شبستانِ تو

ماهِ حرم، روی ابالفضل بود
تکیه به بازوی ابالفضل بود

بود در آن قلقلۀ دشمنان
هیبتِ سقای حرم پاسبان

هیچ تو دانی که امیدت چه شد؟
قامتِ عباسِ رشیدت چه شد؟

چون پسر فاطمه بی‌تاب شد
رفت که آب آورد و آب شد

آه ز یادآوریِ نخل‌ها
دشمن و پنهانگری نخل‌ها

من چه بگویم، ز رشیدی غریب
در وسطِ حیله و مکر و فریب

دستِ علمدار کمین خورد، وای
ساقیِ دلدار زمین خورد، وای

با همه بی دستی و بی یاوری
باز رجز خواند سوی لشکری

تا که به یاریِ حسینت شتافت
تیغ، سرِ ماهِ منیرت شکافت

تیر به چشمانِ قمر تا نشست
پشت و پناهِ حرم از پا نشست

گفت: اَخا اَدرک اَخا یاحسین
دیدنِ عباس بیا یاحسین

ساقی اَت از شوقِ لقا مست شد
در طلبِ وصلِ تو، بی دست شد

نامِ تو دارم به لبم زمزمه
آمده بالینِ سرم فاطمه


#محمود_ژولیده


@raziolhossein
👍 2
01:11
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



موجی ز خون‌ نگاه ترش را گرفته است
هنگام گریه باز سرش را گرفته است

خورشید در مجاورت ماه خفته است‌
شب‌های غم زده سحرش را گرفته است

مردم عصای پیری این زن شکسته است
دستش مدام اگر کمرش را گرفته است

یاد عطش امان دلش را بریده و
یک مشک آب از او پسرش را گرفته است

هر جا رباب آمده از هوش رفته است
گهواره دیده و جگرش را گرفته است

دشمن خودش ز گریه‌کنان بساط اوست
وقتی نیامده خبرش را گرفته است

هر سائلی به نیت عباس آمده
دیدند زیر بال و پرش را گرفته است

مریم کنیز دائمی این حریم بود
این زن به قدر کل کریمان کریم بود


#حسین_واعظی

@raziolhossein
👍 2
ش
06:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
باسلام
عزیزانی که در دسترسی به تلگرام مشکل دارند اگر در پیام رسان ایتا حضور دارند میتوانند از کانال شعرمذهبی رضیع الحسین علیه السلام در ایتا استفاده کنند

کانال شعرمذهبی رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein

کانال نوحه رضیع الحسین
https://eitaa.com/raziolhossein1


@raziolhossein
@raziolhossein1
التماس دعا🙏
یاعلیمدد
اللهم العن الجبت و الطاغوت
3 👍 1
27 December 2023
ش
18:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1280, 60.1 KB
شنیدم تا گل چشم تو پژمرد
حسینم دست خود را بر کمر بُرد
عمود از روبرو بر فرقت آمد
چرا رأس تو از پهلو به نی خورد؟

محمدحسین مهدی پناه

@raziolhossein
👍 1
18:54
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


شنیدم تا گل چشم تو پژمرد
حسینم دست خود را بر کمر بُرد

عمود از روبرو بر فرقت آمد
چرا رأس تو از پهلو به نی خورد؟

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
18:55
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


دیده‌ای از اشکْ تر دارم، تماشا کردنی
دو صدف، صدها گهر دارم، تماشا کردنی

«فاطمه»، «امّ بنین»، «لاتَدْعُوِنّی»، آه! آه!
واژه‌هایی در نظر دارم، تماشا کردنی

باغبان بذر اشکم، راهی باغ بقیع
گریه‌ها در رهگذر دارم، تماشا کردنی

لاله‌هایی چیده شد از باغ من، بس دیدنی
داغ‌هایی بر جگر دارم، تماشا کردنی

آسمان در خود ندیده آن‌چه در من دیده است
سه ستاره، یک قمر دارم، تماشا کردنی

روزگاری بر لب خود این ترنّم داشتم:
مادرم؛ چندین پسر دارم، تماشا کردنی

یک عصا در دست من نگذاشت دست سرنوشت
حال دستی بر کمر دارم، تماشا کردنی

بی خبر از قصّه‌ی عبّاس و اصغر نیستم
بس خجالت زآن خبر دارم، تماشا کردنی

شب ز راه دور با یاد رخ عبّاس خود
بوسه‌ها از ماه بردارم، تماشا کردنی

رفت از کنعان چشمم یوسف زهرا، حسین
«ماه مصری در سفر دارم، تماشا کردنی»

.
.

بینِ خانه، دور از چشم امیرالمؤمنین
دیده بر دیوار و در دارم، تماشا کردنی



#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
😢 1
18:57
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



مقدر کرد بعد از کوثر عصمت خداوندت
که شد در محضر عشق ولایت ثبت ، پیوندت

ز سر تا پا کرامت بودی و فضل و شرف ، عفت
عقیل آل هاشم دید از قومی خردمندت

به غیر از حضرت زهرا و ام المومنین هرگز
کسی در لطف و پاداری به شوهر نیست مانندت

برای کربلای عشق کم نگذاشتی بانو
گواهم جانثاری ها و شور چار فرزندت

پس از کرببلا تا زنده بودی روضه خواندی ، آه
مدینه خسته شد در حسرت یک لحظه لبخندت

اگرچه سوختی در روضه ی مشروح  گل هایت
ولی داغ حسین فاطمه از پای افکندت

چنین از مادرم آموختم ، وقت گرفتاری
به جان حضرت عباس خواهم داد سوگندت

برایش روز محشر پیش عباست وساطت کن
تمام عمر می خواند "کمیل" از مدح دلبندت ....


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 1
18:59
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ابرهای چشم تو در ماتم مهتاب بود
اشک‌هایت روضه‌ی مَکشوفِ مشکِ آب بود

از دم "وَيْلِی عَلَى شِبْلِی" تو فهمیده ایم
شعرهایت در گریز روضه فتح باب بود

هم برای ناله هایت زینبت از حال رفت
هم رباب از روضه‌های آب تو بی‌تاب بود

تشنگی بی‌خواب خواهد کرد قطعا طفل را
پس عطش یعنی علی محتاج آب و تاب بود

با نصیحت های تو تا قبل از "اَدرِک اَخاک"
روی لب‌های اباالفضلت فقط "ارباب" بود

آن ابالفضلی که تکیه گاه اهل خیمه بود
آن ابالفضلی که نامش قوّت اصحاب بود

فاضلی که از مقامش، کعبه می‌شد منبرش
خطبه هایش آبروی منبر و محراب بود

هم خودش از خنده‌های کودکان جان می‌گرفت
هم رقیه از "عموجان" گفتنش شاداب بود

كاشِفَ الْكَرْبِ الْحُسَیْنی که کنار علقمه
آخرین حرفش "برادرجان مرا دریاب" بود

بس که تو روشنگری کردی جهان بیدار شد
روضه ها خواندی زمانی که مدینه خواب بود

آه یا ام البنین، عباس را چشمش زدند
ابرهای چشم تو در ماتم مهتاب بود


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
19:01
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها



اهل عالم هنر از خصلت عبّاس من است
عـشق در سایه  شخصیّت عبّاس من است

منم آن  یار امیـن، حامی دیـن، اُمِّ بنـین
هر چه  دارم همه  از دولت عبّاس من است

همسرم شیر خدا و پسرانم همه شیر
شیر مردان ولَه از صولت عبّاس من است

در شب چاردهم، ماه که پر نورتر است
عکسی از نیم رُخِ صورت عبّاس من است

هنر آن نیست که لب تشنه بمیری به کویر
هنر آن است که در طینت عبّاس من است

تشنه لب داخل دریا شد و  عطشان برگشت
این همان قطره ای از همت عبّاس من است

غیرت الله علی بی بدل است، اما گفت
بَدَل غیرت من غیرت عبّاس من است

نه فقط یثرب و شامات و نه ایران نه عراق
کرده کاری همه جا صحبت عبّاس من است

هر کسی را نتوان باب الحوائج گفتن
به حقیقت قسم این شهرت عبّاس من است

کوهها شد متحیّر به ثبات قدمش
سروها در عجب از قامت عبّاس من است

جُثّه اش گرچه ز شمشیر جفا کوچک شد
این بزرگی است، که از عزّت عبّاس من است

قدرت آن نیست به یک حمله سپاهی بکُشی
قدرتِ لم یَزَلی قدرت عبّاس من است

یا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت
دین فروشی بری از ساحت عبّاس من است

هی نگوئید چرا ام بنین پیر شده
سبب حالت من حالت عبّاس من است

دستهای پسرم گشته قلم در لب آب
صفحه ی سینه پُر از محنت عبّاس من است

این شنیدم زده فریاد، غریبم مولا
غصّه قلب حسین غربت عبّاس من است


#کلامی_زنجانی

@raziolhossein
👍 1
19:13
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ادب را منتهایی؛ مهربانی را تو بنیانی
به درد لاعلاج دوستان خویش، درمانی

تو را ای سایه‌ی زهرای اطهر، سجده‌ها کردم
به درگاه شریفت آمدم امّا به پیشانی

سری دارم‌ میان سروران، گر از سر رحمت
مرا وقت عبورت، خاک‌ پای خویشتن دانی

دو چشم‌ خشک آوردم به تادیبش بیا برخیز
مگر اشک مرا امشب سر جایش تو بنشانی

تو را ای ابتدای رأفتت پایان هر رفعت
به پایان آمد این دفتر، شما را نیست پایانی

حریم سفره‌ات باب‌الحوائج سازد از عبّاس عجب دستان پر مهری؛ عجب رزقی، عجب نانی

همه حاجت‌روا از دست‌های او شدند، آری
گرفته رزق خود را دست‌های او ز دامانی

بلاگردان فرزندان زهرا کردی‌اش امّا
روا بود عالمی را دور عبّاست بگردانی

عطش می‌نوشی از آن مشک پاره، مادر غیرت
عطش را قوت خود کردی، تو که از جنس بارانی

دل سنگ از طنین نوحه‌هایت آب خواهد شد
دمی که چشم‌های دشمنانت را بگریانی

عزاداری و می‌باری؛ ولی آری ادب داری
اگر پژمرده‌ای، پژمرده‌ی شاه شهیدانی

شب‌وروز تو عاشوراست؛ گر عبّاس را خواندی
میان خیمه‌ها دلواپس شام غریبانی

سوار موج اشکت می‌روی تا عرصه‌ی گودال
کنار جسم صدچاک امام خویش می‌مانی

در افتاده‌ست گیسوی حسین و پنجه‌های شمر
ببین اسلام را افتاده دست نامسلمانی

شبیه زلف در دستان قاتل، گشته احوالت
پریشانی پریشانی پریشانی پریشانی

نگاهت می‌دود؛ خنجر چه ظلمی با گلو کرده
برای زیرورو افتادنش، پاره‌گریبانی

غم پیراهنش آتش به جانت می‌زند، آری
تقلّا می‌کنی جسم شهیدت را بپوشانی

دلت مانند اوضاع خیامش، سخت آشفته
امامت مقتدایت آشنایت، زیر پا
خفته


@raziolhossein
1
28 December 2023
ش
15:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
882×1280, 104.4 KB
یا حضرت امّ البنین

شاعر نشدم بر آن و این گریه کنم
بر دوزخ و فردوس برین گریه کنم

شاعر شده ام که با تماشای بهار
بر چار گل ام بنین گریه کنم

#جواد_هاشمی_تربت


@raziolhossein
ش
17:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
17:29
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×518, 173.5 KB
#حضرت_ام‌_البنین
#شب_جمعه

ازغم ام بنین دیده پر از الماس است
صحن بین الحرمین غرق شمیم یاس است

تسلیت تا که بگوید به علمدار حسین
فاطمه این شب جمعه حرم عباس است

#ابوذر_رییس_میرزایی

@raziolhossein
ش
17:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها


ستاره بودی و یکباره آفتاب شدی
برای خانه ی مولا که انتخاب شدی

به آستان عزیزان قدم گذاشتی و
دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای اینکه نهی تاج همسری بر سر
کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

چه با نهایت دین در نهان دعا کردی؟
که آشکار بدین گونه مستجاب شدی

چه شد که راه به درگاه عاشقان بردی؟
چه شد که محرم این خاندان حساب شدی؟

مگر نه اینکه نظر کرده ی خداوندی
چرا که منتخب چشم آن جناب شدی

کدام رایحه ای می رسد به نکهت تو
تو بر مشام امامان شمیم ناب شدی
.
.

پس از حسین به سایه نمی نشست دلت
انیس گریه پیوسته ی رباب شدی

به یاد ساقی بی دست مویه می کردی
به یاد تشنه لبی امام آب شدی

.

شُکوه بود نه شِکوه! حماسه خوانی بود!
اگر که مرثیه خوان گل و گلاب شدی


#مهرداد_مهرابی

@raziolhossein
ش
18:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
590×1013, 51.6 KB
هرچند با خدا نَبوَد کس شریک لیک
جای خداست در دل و جای تو یاحسین

#طرب_اصفهانی

@raziolhossein
3 👍 1
29 December 2023
ش
17:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
1
30 December 2023
ش
07:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 41.6 KB
07:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 17.8 KB
07:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 47.1 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
08:29
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی

امشب که نبی سپاس سرمد گوید
بر کودک یک روزه خوش آمد گوید

تبریک به هم ولادت زهرا را
احمد به علی علی به احمد گوید

این فخر بود بس که خدا هم تبریک
بر مهدی و بر آل محمد گوید

#سیدرضا_موید


@raziolhossein
3
31 December 2023
ش
01:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی


ای از ازل به عرش خدا تاج "فاطمه"
سيب بهشتی شب معراج "فاطمه"

فردا كه اختيارشفاعت به دست توست
هستند انبيا به تو محتاج "فاطمه"


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
01:57
#حضرت_زهرا_مدح


هر کس به کسی نازد و ما فاطمه داریم
گفتیم همیشه ، همه جا فاطمه داریم

ننگ است بکوبیم درِ خانه هر کس
دنبال سرابیم چرا فاطمه داریم

ما ترس نداریم ز سیلاب حوادث
مانند علی بعد خدا فاطمه داریم

ما چشم طمع تا ابدالدهر نداریم
بر ثروت هر بی سر و پا ، فاطمه داریم

رو کن به مسیر دگری ای غم دنیا
بیهوده به این سمت نیا ، فاطمه داریم

زهراست که داده است به ما جرات طوفان
در دل نبُوَد واهمه تا فاطمه داریم

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
02:01
#حضرت_زهرا_مدح


همتراز شرف کوثر تو زمزم نیست
خادم خانه ی تو کیست اگرمریم نیست؟

شرط پایان رسالت، پدرت بودن بود
بی وجود تو پیمبر به خدا خاتم نیست

خاندانت همگی مظهر اسمُ اللّه اند
ولی اندازه تو هیچ کسی اعظم نیست

همه ی دلخوشی حیدر کرار تویی
لحظه ی خنده تو در دل مولا غم نیست

حیف نور تو که خرج در و همسایه شود
تو فقط وقف علی باش کسی محرم نیست

من از آن روز که خلق تو شدم گریه کنم
از زمانی که خودم هم به خدا یادم نیست


#سیدیاسر_افشاری

@raziolhossein
👍 1
02:01
#حضرت_زهرا_ولادت


خسران زده است هر که توکل نمی کند
بر خاک چادر تو توسل نمی کند
یا بلبلی که طوف سر گل نمی کند
قلبم میان سینه تحمل نمی کند...

...امشب نخواند از جلوات خدایی ات
از تابش و تلالؤ خیرالنسایی ات

ای که کنیز خانه ات از عالمی سر است
نامت نجات بخش هزاران پیمبر است
یک گوشه از تجلی تو قدر و کوثر است
کوثر شدی و ساقی این چشمه حیدر است

حوریه ای و دور و برت جای خار نیست
غیر از علی نصیب تو در روزگار نیست

صاحبْ کتاب... باطن قرآنِ مرتضی
زیبا ترین ستاره ی تابان مرتضی
جان تو هست جان نبی جان مرتضی
لبخند صبح و شام تو رضوان مرتضی

وصله بزن به چادرت اما فقط بخند
رخت عروسی ات بده زهرا... فقط بخند


حتی به مریمش زکریا نگفته است
اصلا کسی به دخترش این را نگفته است
قطعا رسول صحبت بی جا نگفته است
بی خود به تو که "ام ابیها" نگفته است

تو مادر یتیم حجازی و کوثری
از مریم و خدیجه و آسیه برتری

مهر تو در خرابه ی این دل عنایت است
روح تمام بندگی از این محبت است
نامت به لب رسید، همین هم عبادت است
خدمت به آستان تو عین شرافت است

این ظرف دل به یمن وجودت شریف شد
کار دلم به لطف نگاهت ردیف شد

امشب بیا دوباره حدیث کسا بخوان
سیب بهشتی نبوی هل اتی بخوان
در جمع ما بیا و کمی ربنا بخوان
مادر به جای ما همه اغفرلنا بخوان

از بخشش تو قلب خدا شاد می شود
ویرانه خانه ی دلم آباد می شود

#محمدجواد_شیرازی

@raziolhossein
1 January 2024
ش
08:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


عطر گل ها میبرد هوش از سر پروانه ها
بوی عشق و عاشقی پیچیده در میخانه ها

ساقی کوثر خودش امشب پذیرای همه ست
لب به لب پر میشود با دست او پیمانه ها

عقل هم اقرار دارد میکند از فرط شوق
عالمی دارند امشب تک تک دیوانه ها

در شب میلاد مادر هیچکس دل مرده نیست
از طرب کف میزند دستان زیر چانه ها

هرگلی بویی اگر دارد ز بوی فاطمه ست
ای به قربان چنین ریحانه ای ریحانه ها

ماه از رو میرود،خورشید غبطه میخورد
تا پیمبر میگذارد زهره را بر شانه ها

فاطمه یا فاطمه دارد تراوش میکند
از لب حوریه ها ، حانیه ها ، حنانه ها

بی نگاه رحمتش قطعا نمی آید به کار
"چارقل" یا "وان یکاد" سر در کاشانه ها

با محب حضرت زهرا برادرخوانده ایم
فاطمیون را که کاری نیست با بیگانه ها

در بهار فاطمی ما ذوق بی حد می کنیم
ما فقط با فاطمیون رفت و آمد میکنیم


لشگری حور و پری پاک و مطهر آمدند
به هوای دیدن زهرای اطهر آمدند

از فرشته پر شده سرتاسر بیت النبی
ساکنان آسمان بسکه مکرر آمدند

احتیاجی که به زنهای قریش اصلا نبود
مریم و آسیه و حوا و هاجر آمدند

قابله هایی همه قابل همه از جنس نور
به هواداری بانوی پیمبر آمدند

بوی گل از دامن سبز خدیجه میرسید
به تماشای گل یاسی معطر آمدند

تا بشارت از شریک زندگانی اش دهند
هی ملائک دسته دسته نزد حیدر آمدند

عرشیان و فرشیان با یکدگر راهی شدند
عالم و آدم به پابوسی مادر آمدند

تا که بگذارند صورت زیر پای فاطمه
انبیا و اولیا با پا نه با سر آمدند

از گدایی به نوایی میرسند آخر ، مگر
آن کسانی که در این خانه کمتر آمدند

مطمئنم دستِ پُر برگشته اند آن عده که
دست خالی محضر بانوی کوثر آمدند

هرچه دارد با تمام شهر قسمت میکند
بیش از آن چیزی که میخواهم محبت میکند


مهر و ماه و آسمان و کوه و صحرا خلق کرد
کهکشان و کشتی و خورشید و دریا خلق کرد

هم زمین و هم زمان و هم ثواب و هم عقاب
هم بهشت و دوزخ و دنیا و عقبا خلق کرد

پیش از اینها در عدم از نور خود مشتق گرفت
اولین سنگ صبورش _مصطفی _را خلق کرد

به همین راضی نشد از جنس خود آیینه ای
چون علی مرتضی عالی اعلی خلق کرد

نه علی بود و نه احمد بی وجود فاطمه
هر دو را در سایه ی الطاف زهرا خلق کرد

در زمان خلق زهرا هیچ کس دستی نداشت
لاشریک له... خودش تنهای تنها خلق کرد

تا نماند بعد از این گرد یتیمی بر رخش
بهر پیغمبر خدا ام ابیها خلق کرد

حجت الله علی الحجة به این معناست که
یازده تا حجت الله علینا خلق کرد

مریم از عمرش یکی دارد اگر عیسی مسیح
فاطمه در دامنش چندین مسیحا خلق کرد

فاطمه یعنی همان إنا هدیناه السبیل
جبرییل از سجده ی بر فاطمه شد جبرییل


در وجود فاطمه صورت و سیرت دیدنی ست
مادری با این وقار و شأن و شوکت دیدنی ست

مصطفی خم میشود بوسه به دستش میزند
دختری با این همه قدر و ابهت دیدنی ست

در تمام عمر خود از شوهرش چیزی نخواست
همسری اینگونه با صبر و متانت دیدنی ست

محضر آقای خود هر وقت لب تر میکند
چشم گفتن های حیدر بی نهایت دیدنی ست

میرود محراب با معبود خلوت میکند
رفتن معراج او روزی سه نوبت دیدنی ست

نزد نابینا هم از سر چادرش را برنداشت
اینقدر حجب و حیا، شرم و نجابت دیدنی ست

هر کجا زهرای مرضیه نباشد دوزخ است
با وجود حضرت صدیقه جنت دیدنی ست

بی گمان در محشر فردا به حرفم میرسید
زیر پای مادرم تخت شفاعت دیدنی ست

از مقام حضرتش امروز قطعا غافلیم
جایگاه فاطمه روز قیامت دیدنی ست

زیر و رویم میکند وقتی صدایم میکند
نقش زهرا بی گمان شبهای هییت دیدنی ست

در گرفتاری گره از کارمان وا می کند
رحمت بسیار این خاتون به رعیت دیدنی‌ست

از دهان طفل میگیرد به سائل میدهد
جود و بذل و بخشش وقت کرامت دیدنی ست

در مرام و مسلک زهرا "برو" در کار نیست
"گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست"

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
👍 1
08:20
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


شروع نامه ام نامی کریم است
که بسم الله الرحمن الرحیم است

به آن نامی که شد زآن اسم اعظم
قبول توبه حوا و آدم

به آن نامی که موسی خوانددرطور
وز آن دریافت از حق لوحی از نور

به آن نامی که چون شمع حرا شد
محمد خواند و ختم الانبیا شد

ظهورآن نام تا از ماء وطین کرد
نبی را رحمة للعالمین کرد

علی زآن نام او را جانشین شد
امام اولین و آخرین شد

به آن نامی که بر ما روح بخشید
ز نورش زهرۀ زهرا درخشید

چه زهرایی که معنی بخش اسماست
همانا اسم اعظم اسم زهراست

به غیر از او که وحیش پروریده
زن و یک آسمان مردی که دیده؟

خدا گر مدح او نازل نمی کرد
کتاب خویش را کامل نمی کرد

حساب نام یازهرا به ابجد:
برآید یا علی و یا محمد

کسی که کفو آن نور جلی بود
علی بود و علی بود و علی بود

رسیدش در شب جشن عروسی
عروس آسمان بر خاک بوسی

سفالین کوزه ای و مشکی از پوست
اثاث چشمگیر خانۀ اوست

سپهر آئینه دار هستیش بود
رهین آسیای دستیش بود

حصیری گرچه فرش زیر پا داشت
به روی سر همه نور خدا داشت

الا ای چرخ دین را زهره زهرا
به حسن خانه داری شهره زهرا

زنان را با عمل ارشاد کردی
"جهاد المراة " را فریاد کردی

تو در شعب ابوطالب شکفتی
که در شبهای خوف انگیز خفتی

به طفلی داغ مادر شد نصیبت
سرشک چشم و خون دل طبیبت

حمایت از پدر با جان نمودی
انیس او به عام الحزن بودی

خدا را بنده ای یکدانه بودی
پدر را دلخوشی در خانه بودی

دو تن بودید او را پشتوانه
تو در خانه،علی بیرون زخانه

به وحدت داده هر مویت شهادت
ورم کرده است پایت از عبادت

تویی یاسین تویی طاهای قرآن
تویی رمز اشارتهای قرآن

زمین و آسمان در اختیارت
تمام کهکشان ها بیقرارت

الا ای کرده روحت سیر قرآن
کتابت مصحف است و غیر قرآن

کتابی را که با آیات والا
علی با گفته تو کرده املا

کتابی اینچنین والاست امروز
بدست مهدی زهراست امروز

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
08:23
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


گل، بی تو رخصت چمن‌آرا شدن نداشت
گل نه که غنچه نیز دل وا شدن نداشت

بی مهر ماه روی تو، هرگز ستاره‌ای
ای زُهره روی! زَهره‌ی زهرا شدن نداشت

خیر کثیر! قدر تو این بس که غیر تو
کس افتخار کوثر طاها شدن نداشت

تطهیر، بی طهارت تو لفظ بود و بس
لفظی که هیچ مایه‌ی معنا شدن نداشت

غیر از تو هیچ دختری، ای مادر پدر!
شایستـگیّ «امّ ابیها» شدن نداشت

نخلی که بود سایه‌نشینِ سرشک تو
در ریشه هیچ حسرتِ طوبی شدن نداشت

دانم چرا ز خاک تو لاله نمی‌دمید
سرّ مگوی تو، سرِ گویا شدن نداشت

گم‌گشته تربت تو اگر چهره می‌نمود
تا حشر، کعبه فرصت پیدا شدن نداشت

تنهاست چاه، همدم تنهایی علی
او بی تو، میلِ همدمِ تن‌ها شدن نداشت

تابوت تو، علی، غم هجران، چهار طفل
«شب، مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت»

مصراع آخر از #سلمان_هراتی.
#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
08:23
#حضرت_زهرا_ولادت


چون جبرئیل، حکم خدای مبین گرفت
در زیر پر بساط زمان و زمین گرفت
احمد ازو، ‌پیام جهان آفرین گرفت
یعنی: برای فاطمه، یک اربعین گرفت

شکر خدا، که گلبن احمد به گل نشست
ز انفاس دوست، باغ محمد به گل نشست

روزی که مکه، عطر پر جبرئیل داشت
در سر، اَمین وحی، هوای خلیل داشت
بهر خدیجه، مژده‌ رب جلیل داشت
صبر جمیل، وه که چه اجری جزیل داشت

بر خاتم رسل، سخن از سلسبیل گفت
بس تهنیت ز جانب حق، جبرئیل گفت

گفتا که حق، دعای تو را مستجاب کرد
شام تو را ، جَنیبه‌کش آفتاب کرد
نامی برای دختر تو انتخاب کرد
وآن را ز لطف، زیور و زیب کتاب کرد

ز آن در نُبی خدای تو نامید کوثرش
تا بی‌وضو کسی نبَرد نام اطهرش

ای گلبُنی که یاس تو، عطر بهشت داشت
سر بر خطَت مُدام، خط سرنوشت داشت
مریم، کمی ز مِهر تو را در سرشت داشت
کآن قدر اعتبار به دیر و کنشت داشت

تو عصمت خدا و بهشت محمدی
تو مفتخر به ام‌ابیهای احمدی

ای اسوۀ محبت و، ای مظهر عفاف!
ای روز و شب فرشته به کوی تو در طواف
ای بوده با صفات خدایی در اتّصاف
نامی اگر به‌ جاست ز سیمرغ و کوه قاف

درک مقام توست که امکان‌پذیر نیست
ورنه تو را به عالم امکان، نظیر نیست

شادابی حیات، ز انفاس فاطمه‌ست
دور فلَک، ز گردش دستاس فاطمه‌ست
فضّه، خجل ز دست پر آماس فاطمه‌ست
از گل لطیف‌تر دل حساس فاطمه‌ست

قلب رسول، شیفته‌ زندگانی‌اش
جان علی، فریفته‌ مهربانی‌اش

گفتی از او مدینه مُنوّر شود که شد
از عطر ناب یاس، معطر شود که شد
جاری به دهر، چشمه کوثر شود که شد
می‌خواست حق که خصم تو اَبتر شود که شد

دنیا پر از ذَراری زهرای اطهر است
والله، جای گفتن الله اکبر است!

روزی که یاس فاطمه تکثیر می‌شود
اسلام در زمانه فراگیر می‌شود
عالم پر از شمامۀ تکبیر می‌شود
دنیایی از مکاشفه تصویر می‌شود

آید ندا که کعبۀ مقصود می‌رسد
از گرد راه، مهدی موعود می‌رسد

#محمدعلی_مجاهدی #پروانه

@raziolhossein
1 👍 1
08:25
#حضرت_زهرا_مدح


رُخت فروغ خداوند دادگر دارد
قَدت نشان ز قیام پیامبر دارد

به جلوه‌ای چو رُبایی دل از رسول خدا
ز چهره‌ات نتواند نگاه بردارد!

میان خلق شود چون محبتت تقسیم،
پیمبر از همگان سهم، بیشتر دارد!

پیمبری که کلامش هماره وحی خداست،
به وصف مدح تو بر لعل لب، گهر دارد

خدا ثنای تو را در کتاب خود گوید
رسول مِهر تو را همچو جان به بر دارد

علی ندیده، عبادت نمی‌کند حق را
خدای را به جمال تو در نظر دارد

سِزَد که غیر خدا مدحتت نگوید کس
که از جلال تو تنها خدا خبر دارد

به مِهر و مه ندهم ذرّه‌ای ز مهر تو را
که این معامله صد آسمان ضرر دارد!

حدیث وصف تو ننوشته ماند و باز از آن
بسی زمانه روایات معتبر دارد

به برگ برگ درخت محبتت نقش است
وجود، آنچه که دارد از این شجر دارد

کتاب مدح تو تنها، دل رسول خداست
که جنّ و اِنس از آن جمله‌ای زِ بَر دارد

از آن ستوده بشر را خدا به قرآنش
که مظهری چو تو در کِسوت بشر دارد

ز عزم توست، ولایت دوام اگر بگرفت
ز صبر توست رسالت، بقا اگر دارد

نسیم شهر مدینه به خُلد ناز کند
که هر شب از حرم مخفی‌ات گذر دارد...


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
08:25
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح


آفریدند مرا بنده‌ی مولا باشم
پس‌ جفاکارم‌ اگر‌‌ طالب‌ِ دنیا باشم

((از عدم تا به وجود این همه راه‌آمده‌ام))
تا که خاک‌ِ قدمِ‌ فضّه‌ی‌ زهرا باشم

به‌حرم‌خانه‌ی او تا به سلامت برسم
راهش‌این‌است‌ که من اهل تبرّی باشم

از سر سُفره‌ی پر بُرکتِ بانوی جهان
می‌رسد روزی من؛ ساکن‌ هرجا باشم

او اگر خواسته باشد که به من درد دهند
عین جهل است که دنبال مداوا باشم

می‌رود قیمت من پیش خدا بالاتر
هرچه در خدمت صدّیقه‌ی‌کبری باشم

از عناوین جهان یکسره می‌شویم دست
تا سگ‌‌ِ کوچه‌ی‌ زهرا و علی‌ بودن،هست

من صدا خواسته‌ام تا که صدایش بزنم
با وضو بوسه به خاک کف پایش بزنم

یک دعای سحرش مردم دنیارا بس
لقمه‌ نانی ز کرم‌خانه‌ی او مارا بس

تلخ کامیم ولی مزّه‌ی شیرینی هست
تاکه((یافاطمه‌مولاتی‌اغیثینی))هست

احتیاجیم تماماً به تو ای خیرِکثیر
که‌حقیریم‌و فقیریم‌و یتیمیم‌و اسیر

من‌در اسماءو صفاتت‌عظمت‌را دیدم
از مقامات بلند تو چنین فهمیدم

که تو از هر نظری مثل خدا یکتایی
(دُرّةُ البحرُ شرف) فاطمة الزَّهرايي

(سيّده)(نوریه)(حانیه)و(عَذرا)هستی
(مُهجةُ قلب نبي)(اُمّ ابیها)هستی

(عالمه)(زاهده)و(عابده)و(قَوّامه)
(راضیه)(مرضیه)(حوریّه‌ای)و(صَوّامه)

( لیلةُالقدرِ )علي(والدةُ السّبطیني)
همه‌نسبت‌به تو دارند به گردن؛ دِینی

به‌ امامی که فقط‌ در خُور همتایی‌توست
شرط پیغمبری ؛ اقرار به‌ یکتایی‌ توست

به تو سوگند بهشت از نِعَم و رنگ‌ و لعاب
هرچه‌دارد‌همه‌از جلوه‌ی زهرایی توست

نیست‌ مافوق‌ِ جلال تو جلال احدی
جز خداوند که خود شاهد والایی توست

چادرت صاحب اعجاز پیمبرگونه‌ست
تازه این ذرّه‌ای از قدرت دنیایی توست

پدر امّت مرحومه ؛ محمّد؛ نُه سال
محو در مرتبه‌ی اُمّ ابیهایی توست

صحبت‌ازباغ‌فدک‌نیست؛که‌دنیا‌همه‌اش
دانه‌ی‌کوچکی از خرمن دارایی توست

خط‌به‌خط مُصحفت آمد که شهادت بدهد
رازهای دو جهان در دل دریایی توست

مادر لوءلوء و مرجان خدایی زهرا
محور دائم اصحاب کسایی زهرا

حدّ اعلای حیا؛ اوج نجابت هستی
صاحب‌ناب‌ترین‌گونه‌ی‌عصمت‌هستی

پاره‌های سند باغ فدک می‌گویند
((سند محکم اثبات ولایت هستی))

حججُ الله عَلیَ الخَلق امامان هستند
و تو بر تک‌تک این‌طایفه‌حجّت هستی

طبق تصریح خداوند به قول لولاک
تو همان علّت عالیّه‌ی خلقت هستی

ازهمان‌روز‌ که‌انوار شما ساطع شد
تا ابد ضامن ابقاء ولایت هستی

دست‌پرورده‌ی این مکتبم و می‌دانم
دستگیر همه در روز قیامت هستی

تو همان‌جا که خدا هست اقامت داری
تو شریعت؛ تو نبّوت؛ تو امامت داری

خشتی از خانه‌ی سبزت به جنان می‌ارزد
نخی از چادر تو بر دوجهان می ارزد

چارده آینه در نقش تو یک‌جا جمع است
هرچه‌خیر است‌درِ خانه‌ی‌زهرا جمع است

در مصلّای خودت رو‌ به خدا میکردی
تا دم صبح به همسایه دعا می‌کردی

پدرت آخر کار اجر رسالت می‌خواست
فقط از مردم این شهر مودّت می‌خواست

قصدشان بود که دور تو طوافی بکنند
قول دادند که یک روز تلافی بکنند

ناروا بود که پاداش تو سیلی باشد
چشم تو کاسه‌ی‌خون؛روی تو نیلی باشد

ناروا بود که در شعله بسوزد مویت
با در سوخته درگیر شود پهلویت

ناروا بود که مسمار چنین سُرخ شود
در و دیوار پس از سقط جنین سُرخ شود

پشت در غَش کنی و سطح زمین سُرخ شود
چشمهای علیِ خانه‌ نشین سُرخ شود

دستت از کار پس از ضربه‌ی‌کاری افتاد
((وقت افتادن تو ایل و تباری افتاد))

پس از ان روز که آیینه‌ی عمر تو شکست
گُونه‌ی راستِ‌ فرزند تو بر خاک نشست

همه دیدند که تشنه‌ست کسی آب نبُرد
((مادر آب کجایی پسرت آب نخورد))

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
08:26
#حضرت_زهرا_مدح


به اذن الله امشب التجا بردم به درگاهی
که عزرائیل را راند از درش آن هم به اکراهی

بهشت آیینه‌ای از خانه‌ی صدیقه‌ی کبراست
نباشد پیش بامش آسمان جز سقف کوتاهی

صراط المستقیم اینجاست، جبرائیل هم باشی
اگر راهی نداری بر در این خانه گمراهی

ندارد احتشام فضه‌اش را شاه بانویی
ندارد اعتبار سائل او را شهنشاهی

نمی‌خواهد دلی را بشکند از خیل مشتاقان
از این رو با ملائک هم تکلم می‌کند گاهی

گناهان پرده ای انداخت روی فطرتم اما
برایم نکته‌ای گفت از حدیثی پیر آگاهی

بگو بیچاره "یا فاطر به حق فاطمه العفو"
که تو با این چراغ آخر بیابی سوی او راهی

که هستی؟ ای که از نور توسل بر تو یا زهرا
عزیز مصریان شد یوسف افتاده در چاهی

به دنیا آمده مولا اگر در صحن بیت الله
تو هم در صحنه‌ی محشر سوار ناقة اللهی

جهان از چادر خاکی تو چیزی نمی‌فهمد
چه درکی دارد از کوهی نگاه بسته‌ی کاهی

مسیر آفرینش گم شد و تاریک شد دنیا
همین که بست راهت را میان کوچه گمراهی

تقاصی سخت خواهد داشت، خون مانده بر دیوار
یقین دارم که روزی می‌رسد از راه، خونخواهی


#میلاد_حسنی

@raziolhossein
2
08:27
#حضرت_زهرا_ولادت


باران شروع شد، همه جا را صدا گرفت
پس کوچه های قلب محمد صفا گرفت
نوری وزید در وسط کوچه های شهر
عطری شبیه سیب بهشت خدا گرفت
گل کرد روی فاطمه بر روی مصطفی
جبریل روی دستِ قنوتش دعا گرفت
آرامشی به وسعت دریای مادری
دامان سبز مادر آئینه را گرفت

هر مادری که ام ابیها نمی شود
هر دختری که حضرت زهرا نمی شود

باران آیه آیه ی کوثر شروع شد
اعجاز ذکر ربک وانحر شروع شد
از این «لما خلقتکما» می رسم به عشق
خلقت به عشق حضرت مادر شروع شد
قنبر رسید پشت در بیت فاطمه
شاهانه نوکرانه ی قنبر شروع شد
وقتی رسید قصه به تفسیر فاطمه
آیات دهر و قدر، پس از سر شروع شد

هر مادری که ام ابیها نمی شود
هر دختری که حضرت زهرا نمی شود

آمد بهشت ناب محمد لقب گرفت
دار و ندار حضرت احمد لقب گرفت
کوثر نزول کرد و به دنیای ما رسید
یعنی همینکه فاطمه آمد لقب گرفت
از ابتدا به برکت آیات کوثری
دریای لطف و رحمت بی حد لقب گرفت
شکر خدا که شهرت ما فاطمی شده
هر کس ز عشق فاطمه دم زد، لقب گرفت

هر مادری که ام ابیها نمی شود
هر دختری که حضرت زهرا نمی شود

آمد برای شیعه بهشت آرزو کند
خود را برای دین خدا آبرو کند
ام النبی است فاطمه، چندان عجیب نیست
با جبرئیل مثل پدر گفتگو کند
او کوثر است و آب وضویش بهشتی است
باید ز جام ساقی کوثر وضو کند
از مظهر کرامت و ایثار عجیب نیست
هفتاد بار چادر خود را رفو کند

هر مادری که ام ابیها نمی شود
هر دختری که حضرت زهرا نمی شود

آمد که عشق و شور و شعف را نشان دهد
معنای شعر و شور و شرف را نشان دهد
چادر به سر گرفته چنان گوهر وجود
تا حکمت وجود صدف را نشان دهد
شد مادر تمامی در راه مانده ها
تا در مسیر عشق هدف را نشان دهد
همپای زائران سفرهای اربعین
آمد به شیعه راه نجف را نشان دهد

هر دختری که حضرت زهرا نمی شود
هر مادری که ام ابیها نمی شود

ما تشنه ایم، تشنه ی یک جرعه کوثریم
قنبر نه بلکه خاک قدم های قنبریم
تا روز حشر نوکر این خانواده ایم
حاجت به جز به محضر مادر نمی بریم
تا زنده ایم خاک قدوم محمدیم
با این حساب از همه ی عالمی سریم
ما را چه کار با می و جام و شراب و حور
فردای حشر مست تماشای حیدریم

هر دختری که حضرت زهرا نمی شود
هر مادری که ام ابیها نمی شود

#وحید_محمدی


@raziolhossein
2 👍 1
08:27
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی

امشب دل من که جز جنون یادش نیست:
صیدی است که غیر عشق صیادش نیست

در این شب میلاد تو ای بی بی جان:
دلشاد تر از علی و اولادش نیست
.......

غیر از تو کسی بضعه ی پیغمبر نیست
هم رتبه و هم شان تو جز حیدر نیست

تو آمدی و زنی حسوده امشب:
فهمید که نسل عاشقی ابتر نیست!

#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein
08:28
#حضرت_زهرا_ولادت



از آسمان طراوت باران نزول کرد
اسرار وحی ، خانه به قلب رسول کرد
او روزه بود و سیب بهشتی حلول کرد
آری ، خدا عبادت او را قبول کرد
یک چله سجده ی سحر او نتیجه داد
سرمایه ای عظیم خدا بر خدیجه داد


امروز ، روز کوری آن قوم ابتر است
توحید در تلاوت آیات کوثر است
«فَصَلِّ» یا رسول که هنگام «وانحر» است
روز طلوع دختر دین ، روز مادر است
داده خدا به آنکه ز یوسف ملیح تر
طفلی که سجده برده بر او یازده قمر


ای آنکه بوسه زد ، لب خاتم به دست تو
شد پاک نام آب ، مسلم به دست تو
حوا شده است محرم آدم به دست تو
باشد کلید خلقت عالم به دست تو
منظومه ی زمان و زمین ، اشفعی لنا
ای آسمان حبل متین ، اشفعی لنا


بانوی آسمانی و بر فرشی از حصیر
با چرخ آسیای تو گردید چرخ پیر
تو دختر حرا شدی و همسر غدیر
خورشید روشن استی ، از کور رو بگیر
تا از حجاب تو بدمد جلوه ی شهود
تا نور چادر تو شود منجی یهود


یاس بهشتی و به زمین در شکفتنی
سر تا قدم چو آیه ی تطهیر روشنی
اسرار آفرینش والای هر زنی
مریم ، اگر بتول شد از پاکدامنی
آری ولی به رتبه که زهرا نمی شود
خیرالنسای خلق دو دنیا نمی شود


در بخشش لباس عروسی نشانه بود
دریای جود و رحمت تو بی کرانه بود
نه سال خانه داری تو ، عاشقانه بود
آن خواهش انار تو هم یک بهانه بود
می خواستی ، به کور خرابه نشین رسد
می خواستی ، طعام بهشت برین رسد


زهرایی و ، نماز تو انوار کردگار
حورایی و ، به جامه ی انسیه آشکار
منصوره ای و ، نصرت تو روح ذوالفقار
تو فاطمه شدی که پناهم دهی ز نار
ام الحسن که قامت صبرت قیامت است
ام الحسین و مکتب سرخت شهادت است


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
08:28
#حضرت_زهرا_مدح


زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه
قلبم آرامش ندارد بی ولای فاطمه
.
در سماوات و زمین گر نور می بینی از اوست
مهر و مه تابش ندارد بی ولای فاطمه
.
ابر و باد و مهر و مه خدمتگزار این درند
آسمان بارش ندارد بی ولای فاطمه
.
مهر او در دل، به جنت چشم بسته می روم
دید ه ام بینش ندارد بی ولای فاطمه
.
حجت ما مهدی است و حجت او مادرش
این فلک گردش ندارد بی ولای فاطمه
.
جنت و فردوس و رضوان، کل باغات بهشت
ارزش گردش ندارد بی ولای فاطمه
.
ای خدا جان را بگیر، این عشق را از ما مگیر
شیعه آسایش ندارد بی ولای فاطمه


#ولی_الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
08:28
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی

عالم صدف است و فاطمه گوهر او
گیتی عرض است و فاطمه جوهر او

بر قدر و شرافتش همین بس که ز خلق
احمد پدر است ومرتضی شوهر او

#فؤاد_کرمانی

@raziolhossein
08:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×707, 210.8 KB
.
از نور جمال توست نور مهدی
میلاد تو عید پر سرور مهدی

بردار تو دست بر دعا یازهرا
تعجیل شود روز ظهور مهدی

#حبیب‌الله_چایچیان_حسان

@raziolhossein
👍 2
08:40
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی


از نور جمال توست نور مهدی
میلاد تو عید پر سرور مهدی

بردار تو دست بر دعا یازهرا
تعجیل شود روز ظهور مهدی

#حبیب‌الله_چایچیان #حسان

@raziolhossein
2
08:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 29.3 KB
2 January 2024
ش
09:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_مدح


مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
مینویسم که هرکه جای خودش
آسمان جای حضرت زهرا

می نویسم که کاشف الکربِ
" علیِ مرتضاست "  لبخندش
می نویسم که فاتح خیبر
نام "زهراست" نقش سربندش

آسمان ها حیاط خلوت او
عرش حق صحن خانه‌ی گلی‌اش
شامل هر کسی نمی گردد
به خدا افتخار سائلی‌اش

مینویسم بهشت زیبا هست
جزء زیباترین مکان‌ها نیست
هیچ جایی شبیه خاک درش
به خدا قابل تماشا نیست

هرچه از او نوشته‌ام تا حال
به‌خدا در خور مقامش نیست
به عذاب خدا گرفتار است
هرکه در فکر احترامش نیست

بهترین مادر است در عالم
همسر خوب و مهربان علیست
این جوان بانویی که می گویم
روشنی بخش دیدگان علیست

مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
معنی اسم اعظم حق بود
یا علی‌های حضرت زهرا

بینشان هرچه بود خوبی بود
مثلشان در تمام دنیا نیست
زندگی های مشترک دیدیم
زندگی "علی و زهرا" نیست

حوریه ، انسیه ، زکیه ، بتول
راضیه،مرضیه، همان زهراست
آنکه محروم شد ز حق خودش
شده بانوی بی نشان؛ زهراست

غم اگر داغ فاطمه باشد
در جهان هیچ سینه بی غم نیست
چشم ما که به جای خود حتی
قبر او را مدینه محرم نیست


#محمدحسن_بیات‌_لو


@raziolhossein
3
09:31
#حضرت_زهرا_مدح


کاش ما را گدا حساب کنی
فارغ از بند نان و آب کنی

هیچ کس هیچ کس نخواهد دید
سائل از خانه ات جواب کنی

جای دوری نمی رود مادر
نوکرت را پسر خطاب کنی

آمدی زن مقام دیگر یافت
آمدی باز انقلاب کنی

آمدی جهل را به هم بزنی
عاشقی را دوباره باب کنی

آمدی عکسِ حیدرِ خود را
در دلِ هر چه شیعه قاب کنی

آمدی تا تمام عالم را
خاکِ پایِ ابوتراب کنی

صف به صف پشت خانه مسکین است
سفره ی مادر است ،رنگین است

فاطمه فاطمه ست روی لبم
نام مادر چقدر شیرین است

چه نیازی به اسم و رسم مرا
نوکری بهترین عناوین است

یک دعایش بسنده خواهد کرد
محشر کل خلق تضمین است

روز محشر سوارِ بر ناقه ست
جلوه ی شوکت خدا این است

آه ،وقتِ تشرفِ زهرا
سرِ جبریل نیز پایین است

در دل شعله ها به ما فهماند
عشق حیدر اصول هر دین است


خانه ی وحی سوخت در آتش
این مرامِ کدام آیین است

کوچه ها یا خرابه...فرقی نیست
دست دشمن همیشه سنگین است

#احسان_نرگسی


@raziolhossein
09:41
#حضرت_زهرا_مدح



زهرا اگر نبود ، جهان جنبشی نداشت
خورشید در مدار فلک چرخشی نداشت

پروردگار تحت حدیثی بیان نمود:
خِلقَت بدون فاطمه پیدایشی نداشت

رو شد دلیل آن همه چلّه نشینی اش
جز فاطمه،رسول خدا،خواهشی نداشت

حتّی نبی که اُسوه ی صبر است،وقت ضعف
جز در کنار فاطمه آرامشی نداشت

چادر نماز حضرت زهرا اگر نبود
آئینه ی جمال خدا پوششی نداشت

زهرا عفیفه‌ایست که با پای پُر وَرَم
یک لحظه در قنوت خودش لغزشی نداشت

معیار بندگی خداوند،"فاطمه" است
پروردگار بهتر از او خط‌کِشی نداشت

شُکر خدا که فاطمه در حشر حاضر است
ورنه بشر بهانه ی بخشایشی نداشت

چشم امید طفل ، همیشه به مادر است
شیعه بدون فاطمه آمُرزشی نداشت


شُکر خدا که اُم‌ِّابیهاست مادرم
شُکر خدا که حضرت زهراست مادرم


هفت آسمان به وقت افاضات دینی اش
اقرار کرده اند به بالا نشینی اش

آنقَدر محو ذات خدا در نماز بود
افلاک غبطه خورده به خلوت‌گزینی اش

شاگرد ابتدایی زهراست ، جبرئیل!
از فاطمه است منصب روح الامینی اش

بنیان خانه داری او،ساده زیستی ست
جانم فدای چند ظروف گِلینی اش

یا لَلعَجَب ز بندگی آن چنانی اش
یا لَلعَجَب ز زندگی این چنینی اش

روز ازل به فاطمه دل بست مرتضی
تا آخرش رسید به حورِ زمینی اش

پیراهن عروسی او دستِ سائلی...
ما را اسیر کرده همین ذرّه‌بینی اش

دامان او "حسین" و "حسن" پرورش دهد
حق افتخار کرده به مردآفرینی اش


ما سائلان کوی حسین و حسن شدیم
دُردی کشِ سبوی حسین و حسن شدیم


زهراست راه حل معمای مرتضی
شرط صعود تا به بلندای مرتضی

از دستپُخت فاطمه پای تنورهاست
نانی که می خورند گداهای مرتضی

او بازتاب جلوه ی رَبّانی علی است
آئینه ای برای تماشای مرتضی

یا "مرتضی" است ذکر سحر های "فاطمه"
یا "فاطمه" است ذکر سحرهای "مرتضی"


ذات "علی" و "فاطمه" ذات الهی است
بی حُبِّ این دو،عاشقی عین تباهی است


جبریل می شویم اگر بال و پر دهند
ما را از آسمان مدینه گذر دهند

از مثل من تمامی این کوچه پُر شود
روزی اگر برای گدایی خبر دهند

بِالقُوّه قنبریم که بِالْفِعل می شویم
قدری به ما از آب و غذایش اگر دهند

ما خاک کوی فاطمه را ول نمی کنیم
حتّی اگر به قاعده ی عرش ، زر دهند

حوّا و آدم اند،..نه..،زهرا و حیدراند
آن زوج را که کُنیه ی مادر_پدر دهند

سردردِ طفل،بانی الطاف مادر است
ای کاش هر دقیقه به ما دردسر دهند

خیلی برای عمر کمش گریه می کنیم...
تا خون به جای اشک به چشمان تر دهند

او بار شیشه داشت که "دیوار" دیده بود
امّا نشد که این خبرش را به "در" دهند


بال فرشته سوخت ز هُرم صدای او
از ناله ی غریبی وا مُحسنای او


#بردیا_محمدی

@raziolhossein
1 👍 1
ش
10:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#دوبیتی

عطر نفسی پاک‌سرشت آمده است
آئینه‌ی نور سرنوشت آمده است

سرتاسر شهر مکه را گُل بزنید
زهرای مطّهر از بهشت آمده است



#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
1
10:34
#حضرت_زهرا_ولادت


یک دختر آفرید و عجب محشر آفرید
حق هرچه آفرید از این دختر آفرید...

جوشید چشمه در دل قرآن به نام او
اعجاز، تشنه بود و خدا کوثر آفرید

یک ذره نور فاطمه را ریخت روی خاک
لولاک گفت و این همه پیغمبر آفرید...

از عرش تا به فرش کسی لایقش نبود
از جلوۀ جلال خودش حیدر آفرید

می‌خواست تا خلاصه شود عشق در کلام
از بین واژه‌های جهان مادر آفرید


#مهدی_مردانی

@raziolhossein
10:34
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح



دریایی و دل دادی یک روز، به دریایی
این شد که پدید آمد، از عشق تو، دنیایی

هم سرّ خدایی تو، هم باغ حیایی تو
هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو، تنها دل حیدر نیست
عالم همه مجنونند، وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! تا کور شود ابتر،
دارد دل پیغمبر، چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه
منصوره و مستوره، گلخانه‌ی أسمائی

معصومه‌ای و عصمت از نام تو می‌جوشد
هم کوثر و تسنیمی، هم سدره و طوبایی

باغی شده پر برکت، بهتر شده از جنت
حالا که زمین دارد، انسیه‌ی حَورایی

آن روز چرا محشر نامش نشود؟ آخر
آن روز تو می‌آیی، ای جلوه‌ی زیبایی!

هم دختر طاهایی، هم همسر مولایی
قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم
هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!
«ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی»


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
👍 2 1
10:35
#حضرت_زهرا_ولادت
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی

او جان پیمبر است و جانش مولاست
نور حسن و حسین در او پیداست

هر پنج تن از دیده‌ی دل چون نگری
زهرا زهرا زهرا زهرا زهراست


#محمد‌حسین_ملکیان

@raziolhossein
4
10:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
944×960, 120.7 KB
#حضرت_زهرا_ولادت

تا خیره بر آن ماهِ دل آرا میشد
خورشید، میان خانه پیدا میشد

هربار نبی فاطمه را می بوسید
در عرش، گل یاس شکوفا میشد!

#م_عاطفی
@raziolhossein
1
10:36
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی

تا خیره بر آن ماهِ دل آرا میشد
خورشید، میان خانه پیدا میشد

هربار نبی فاطمه را می بوسید
در عرش، گل یاس شکوفا میشد!

#م_عاطفی
@raziolhossein
10:37
#حضرت_زهرا_مدح



چنان که قصد میسازند از الفاظ ، معنا را
خدا از آفرینش قصد کرده ، خلقِ زهرا را

"ولولا فاطمه" یعنی که بی زهرا نمی دیدیم
نه احمد را ، نه حیدر را ، نه هرگز خلق دنیا را

بهشت از تابش یک نور زهرا خلق گردیده
عنایاتش رسیده عالَم پنهان و پیدا را

صفاتش آینه دارِ صفات کبریا باشد
چه برهانی از این بهتر وجود حق تعالی را

چگونه در حجابی و همه عالم به دست توست؟!
خدایا!  فاطمه حل کرد بر ما این معمّا را

کجا با تار و پودِ لفظ در توصیف می آید
که ممکن نیست گنجاندن درونِ کوزه ، دریا را

نشسته از الف تا یاء ، حیران چنین معنا
بلی ظرفیّتِ وصفش نمی باشد الفبا را

حماسه می تراود آنقدر از خطبه هایش که
به خطبه میکَند از جای کوهِ پای بر جا را

زهی عفّت ، زهی عصمت ، زهی بانوی نوری که
علی نشنیده هرگز از زبان او تقاضا را

تنور خانه ی او گرم دارد جان عالم را
به رشک انداخته نورِ تنورش ، طور سینا را

قناتِ جنّت از نورِ قنوتِ فاطمه جاریست
نمازش غرق رحمت کرده محراب و مصلّا را

بلی آن فاطمه که خلق عاجز مانده از درکش
که در اسمش خِرد حیران و گُم کرده مُسمّا را

بلی آن فاطمه که یک عنایت از عنایاتش
رسانده تا نبوت نوح و موسی و مسیحا را

بلی آن فاطمه که بهر کار خانه اش حتی
فرستاده خدایش "سوف یعطیک فترضی" را

بلی آن فاطمه که خطبه های آتشین او
به ما آموخت معنای تبرّا و تولّا را

بلی آن فاطمه که خطبه های آتشین او
بهم زد حیله ها و مکرهای شومِ اعدا را

بلی آن فاطمه که خطبه های آتشین او
شکست آخر سپاهِ بُت پرستِ لات و عُزّا را

بلی آن فاطمه که سیره اش تفسیر قرآن است
هم آیات جهادش را و هم آیات تقوا را

بلی آن فاطمه که مادری کرده برای ما
و از ما دستگیری می کند امروز و فردا را

مسیر مدحِ شعرم را به سوی مرثیه انداخت
خدا لعنت کند آن ضرب دست بی محابا را

نمیدانم که سیلی با رُخش...اصلا چه میگویم؟!
که حتی گل اذیت میکند آن روی حورا را

دلیلش شرم از شرمِ علی بوده اگر زهرا
میان شعله ها تنها صدا زد نامِ بابا را

کنار بسترش با گریه میگفتند اطفالش :
به دامن گیر مادرجان سرِ آشفته ی ما را

گره وا میکند از کار شیعه ، گریه بر مادر
مگیر از ما خدایا روضه ی امّ ابیها را

#عاصی_خراسانی

@raziolhossein
4
10:37
#حضرت_زهرا_مدح
#دوبیتی

چون فـاطـمـه مظهر خـدای یکتاست
انـوار خــدا ز روی زهـرا پـیـداسـت

همتای علی،در دوجهان بی همتاست
زهـراست محـمد و محـمد زهـراست
 
#حبیب_الله_چائیچان #حسان

با نـام تـو دل چـه با صـفـا می گـردد
با مـهـر تو دل ز غـم رهـا می گـردد

بـاشـی تو کـلـیـد راز هـسـتـی زهـرا
با نـام تـو قـفــل بـسـتـه وا مـی گـردد
 
#محمد_خراطی

یا فاطمه از تو دلْ بریدن سخت است
پا از سر کوی تو کشیدن سخت است

بـــر زائـــر تــو کــه از ره دور آیــد
برگشتن و قـبـر تو ندیدن سخت است

 #سیدمحمد_خسرونژاد

دلی که نیست در او مهرفاطمه سنگ است
چرا که مهر حق و مهر اوهماهنگ است

اگر قـدم نـگـذارد به عـرصـۀ محـشر
کمیت جمله شفاعت کنندگان لنگ است
 
#محمود_ژولیده

عـمـريـست رهـيـن مـنّـت زهـرائـيـم
مــشـهـور شـده بـه عـزّت زهـرائـيـم

مـُرديـم اگـر بـه قــبـر مـا بـنـويـسـيـد
مـا پـيـر غــلام حـضـرت زهـرائـيــم
 
#جواد_حیدری

یکــتا گُهـر بـحـر رسـالت زهـراست
محبوبه حق، ظرف ولایت زهراست

هـمـتـای عـلـی، نـور دو چـشـم احمد
سـرچـشـمۀ دریـای امامت زهـراست

#سیدرضا_طباطبائی

 همت و توفیق خواهم از خدای فاطمه
تا بگویم روز و شب مدح وثنای فاطمه

گر نمیشد خلقت نور علی در روزگار
همسری پیدا نمی شد از برای فاطمه
 
#جوهری

یا فـاطـمـه! روز حـشـر سـتـّاری کن
دل سـوخـتگـان را ز کرم، یاری کن

ما بـا هـمه گفـتـیـم که بـا فـاطـمـه ایم
تــو نــیــز بـــیــا و آبـــروداری کــن

 #محمد_رستگار

ما زنـده به لطف و رحمت زهـرائیم
مـأمـور بــرای خـدمـت زهــرائــیــم

روزی که تـمـام خلق حـیـران هستند
مـا مـنـتـظـر شـفــاعـت زهــرائــیــم 
 
#جواد_حیدری

تامادرِ دهر زاده فرزند ونژاد
صدگونه پسرچو انبیا زاد ونهاد

دختر که نبی شود نپرورد جهان
چون برتر ازانبیا یکی فاطمه زاد

#فواد_کرمانی

چون فاطمه مظهر خدای یکتاست
انوار خدا ز روی زهرا پیداست

همتای علی، در دو جهان بی همتاست
زهراست محمد و محمد زهراست

#حبیب_الله_چائیچان #حسان

@raziolhossein
2 👍 2
10:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×480, 86.4 KB
#تک_بیتی

با رسول الله ختم سوره ی کوثر بگیر
رو در ایوان نجف کن عیدی از حیدر بگیر

#عبدالحسین

@raziolhossein
👍 4 1 😢 1
ش
19:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی #صلوات

بر ام ابیهای پیمبر صلوات
بر کوثروبر ساقی کوثر صلوات

تا شاد شود دل خدیجه بفرست
بر حضرت زهرای مطهر صلوات


#محمد_خرمفر

@raziolhossein
5 👍 1
3 January 2024
ش
18:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زهرا_ولادت
#رباعی #صلوات

بر کوثر و طوبای محمد صلوات
بر ام ابیهای محمد صلوات

یک دختر و این همه صفات نبوی
بر فاطمه زهرای محمد صلوات

#عبدالزینب_موسوی

@raziolhossein
2
18:00
#حضرت_زهرا_مدح



زمین گرفته چه شور و حالی، زمانه دارد عجب صفایی
به گوش ذرات آفرینش، خبر رسیده است که می آیی

ورای کل قواعدی تو، که اصل آن نور واحدی تو
تو کیستی ای که مصطفایی؟ تو کیستی ای که مرتضایی؟

به یمن لطفت جهان هستی، گرفته از هیچ شکل هستی
قسم به نصّ صریح لولاک، عزیزدردانه ی خدایی

اگر بیایی به مهرورزی، دگر نماند زیاده عرضی
قرار هر قلب بیقراری، دوای هر درد بی دوایی

دلی شکسته، دلی مکدر، اگر شنیدی که می زند در
منم که این بار مثل هربار، می آورم کاسه ی گدایی

محبت محض، مهر مهتر، تو را چه خوانم به غیر مادر؟
نوازشت را مگیر از این سر، تویی که اینقدر آشنایی...


#سیده_ت_حسينى

@raziolhossein
18:01
#حضرت_زهرا_مدح
#رباعی


در جود و کرم زبانزدی یا زهرا
محتاج تو هستم، مددی یا زهرا

هر بار، که بیمار و گرفتار شدم
تو زود سراغم آمدی یا زهرا

#علی_ذوالقدر

@raziolhossein
👍 1
4 January 2024
ش
17:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
778×973, 75.5 KB
#تبری
#عیدالزهرا

۲۲ جمادی‌الثانی، سالمرگ غاصب اول و بانی احراق بیت حضرت زهرا سلام الله علیها، تبریک و تهنیت باد
17:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×997, 65.6 KB
#تبری

من آن امام نخواهم که بهر باغ فدک
کند ز ظلم بفرزند مصطفی ابرام

من آن امیر نخواهم که آتش افروزد
بر آستانه ی کهف انام و صدر کرام

من آن امام نخواهم که در خلا و ملا
برند تا به ابد مردمش به لعنت نام

قبول عایشه بگذار و بیعت اجماع
چه اعتبار بقول زن و تعصب عام
.
.
.
.
.


امام اوست که خلق جهان غلام وی‌اند
نه آنکه از هوس افتد به زیر بار غلام

#بابافغانی_شیرازی

@raziolhossein
👍 2
17:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 114.0 KB
#تک_بیتی
#تبری

بر سر "آهی"، علی خواهد نهد تاج ولا را
چون ابارکب و رمع را بر خدا کافر گرفته

#عبدالحسین_وکیلی_ (آهی قمی)

@raziolhossein
👍 1
17:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 433.8 KB
#تک_بیتی_علوی

مشکل گشای بی سر و پایان عالمی
خوش گشته‌ایم بی سر و پا یاعلی مدد

#اسیر_شهرستانی

@raziolhossein1
1
17:34
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🚩, 14.0 KB
👍 1
17:35

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
1
5 January 2024
ش
07:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
2
07:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
591×1047, 46.6 KB
#تک_بیتی

دو روز آخر عمر است و گوش بر زنگ است
بیا که وقت تو بسیار و وقت ما تنگ است

#م_جانی

@raziolhossein
😭 4 3 👍 1
7 January 2024
ش
19:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:45, 16.6 MB
#امیرالمومنین
#رباعی_علوی

آدم نه به گندم جِنان راغب بود
شوقِ دگرش به جان ودل غالب بود

می خواست بهانه ای که آید به نجف
مقصود علیّ بن أبی طالب بود


#ناصرالدین_شاه_قاجار

@raziolhossein
6 👍 2 😍 2
8 January 2024
ش
09:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 70.9 KB
09:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 43.0 KB
09:45
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 30.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
09:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 159.1 KB
ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب
در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی
.
9 January 2024
ش
01:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1205, 170.3 KB
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است
توصیف شأنش فوق توضیح و بیان است
خود را دخیل رشته های چادرش كن
او عمه مظلومه صاحب‌زمان است

#محمدحسن_بیات‌_لو
10 January 2024
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×513, 81.0 KB
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


این قدر بگو غریب و مظلوم چرا؟
از مجلس اوست شیعه محروم چرا؟

زهرا! تو مگر که چند دختر داری؟
پنهان شده نام امّ کلثوم چرا؟

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
1
ش
06:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🤲, 13.6 KB
06:11
۲۷جمادی الثانی سالروز شهادت حضرت #حضرت_سلطانعلی_بن_امام_محمدباقر علیه السلام در اردهال
#حضرت_سلطانعلی

عطر حضور داشت نفس های آخرش
آغوش جان گشود جنان در برابرش

تنگ غروب "درهء ازناوه " شوق وصل
پیچید شور نعرهء الله اکبرش

سلطانعلی ادامهء خط حسین بود
در این مسیر خون خدا بود رهبرش

جان داد یک قبیلهء عاشق به پای او
در غربتی عجیب که سخت است باورش

کرب و بلای دیگر شیعه شد اردهال
یک باغبان و این همه گلهای پرپرش

حُسن ختام بهتر از این می شود مگر ؟
در سجده بود کز تن او شد جدا سرش

در جمعه ای که جلوهء شور و شعور بود
پیچیده شد به قالی اندوه پیکرش

جان ها فدای غربت جدش که بارها
سیلی زدند بعد شهادت به دخترش

اشک "کمیل" اگر که نمی‌شد روان ز چشم
می‌سوخت در شرارهء اندوه دفترش...


#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
👍 1
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
20:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 19.0 KB
ش
21:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×720, 109.3 KB
السلام علیک یا سبع الدجیل یا سید محمد بن علی الهادی ادرکنی

@raziolhossein
@raziolhossein1
21:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 158.2 KB
⚫۲۹جمادی الثانی شهادت باب الحوائج حضرت سید محمد فرزند امام هادی و عموی بزرگوار امام زمان علیهم السلام تسلیت باد

@raziolhossein
@raziolhossein1
5 😢 2 👍 1
11 January 2024
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
16:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
👍 1
16:59
#امام_حسین_مناجات
#هیئت


در چشم ها باران رحمت را نگیر از ما
این سجده ی بر روی تربت را نگیر از ما

هر چند ما کفران نعمت کرده ایم اما
این بار لطفی کن ، وَ نعمت را نگیر از ما

ما سربلند از امتحان بیرون نمی آییم
این اشک های بینِ هیئت را نگیر از ما

یک روز باید عشق را ثابت کنیم ، آقا
حالا که وقتش هست ، فرصت را نگیر از ما

یا لَیتَنا کُنا مَعَک گفتیم‌ ، آقا جان
لطفی کن و این آه حسرت را نگیر از ما

نوکر میان روضه ها همصحبت مولاست
این لحظه های گرم صحبت را نگیر از ما

ما سالها با اشکهامان زندگی کردیم
این سوز و آه و اشک و خلوت را نگیر از ما


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
👍 1
16:59
#امام_حسین
#شب_جمعه

شبهای جمعه میرسد با اشک و آه و زمزمه
زهرا کنار قتلگه ام‌البنین در علقمه

ام‌البنین گلبوسه بر دست بریده می‌زند
با گریه زهرا بوسه بر حلق دریده می‌زند

@raziolhossein
17:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
781×431, 23.5 KB
یااباعبدالله


حال و هوا به آب و هوا خوش نمی شود
بی کربلا بهشت برین هم بساز نیست

#محمود_ژولیده


@raziolhossein
ش
18:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام



چقدر مثل خودت پرپرند، خواهرهات!
شکسته‌ایّ و شکسته‌ترند، خواهرهات
 
برای سایه زدن روی پیکر زخمیت
شکسته‌بسته دو بال و پرند، خواهرهات
 
شبیه مادر پهلو شکسته‌ات، آقا!
کبود، مثل دو نیلوفرند‌، خواهرهات
 
میان این همه شلّاق‌های نامحرم
چقدر محرم یک‌دیگرند، خواهرهات
 
نباش دل‌نگران سه‌ساله‌ات، زیرا
برای دختر تو مادرند، خواهرهات
 
غریب بی‌کس من‌! غم مخور که بعد از این
دو تا سپاه، دو تا لشکرند، خواهرهات
 
به هم زدند اگر کوفه‌کوفه دنیا را
بدون شک، خلف حیدرند، خواهرهات
 
چه سال‌ها! که گذشته ولی چو پروانه
هنوز دور حرم می‌پرند، خواهرهات


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
12 January 2024
ش
03:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 54.0 KB
03:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 37.2 KB
03:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 39.6 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
03:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 136.0 KB
رجبـــــ آمد کہ امشبـــــ با طلوعش

دهــد مــژده "امام باقر آمد...

#ولادت_امام_محمد_باقر_علیه_السلام
03:17
#ماه_رجب
#دوبیتی

مگذار که دلخسته و دلخون باشیم
بگذار که برلطف تو مدیون باشیم

در ماه رجب آرزوی ما این است
ایکاش که ما از رجبیون باشیم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
03:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
535×764, 60.5 KB
امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
03:26
#امام_باقر_ولادت

ای پنجمین امام، یا باقرالعلوم
بر رفعتت سلام، یا باقرالعلوم

بر علم مصطفی باب تو بود باب
وآن خانه را تو بام، یا باقرالعلوم

در بزم تشنگان، از باده‌های فضل
پرگشته از تو جام، یا باقرالعلوم

با احتجاج تو، اسلام آورد
ترسا به کوه شام، یا باقرالعلوم

خود راسخون علم، تعلیم دیده‌اند
نزد تو ای امام، یا باقرالعلوم

هم حوزه‌های علم، هم حلقه‌های درس
گیرند از تو وام، یا باقرالعلوم

مهر تو از ازل، نور تو تا ابد
فیضت علی الدوام، یا باقرالعلوم

در بزم علم و دین، پیوسته می‌رود
نامت به احترام، یا باقرالعلوم

ای حضرت کریم ای فضل تو عمیم
وی رحمت تو عام، یا باقرالعلوم

قرآن ناطقی، عین الحقایقی
ما جمله تشنه کام، یا باقرالعلوم

خورشید شیعه‌ای، زهرا ودیعه‌ای
ظل تو مستدام یا باقرالعلوم

#محمدسعید_میرزایی


@raziolhossein
👍 1
03:27
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 45.9 KB
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
03:27
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد
.....


پنجم ولی است و وارث پنج تن است
خورشیدِ فروزنده ی علم و سخن است

ای بنتِ حسن ، بِین ائمه ، این طفل
آغاز گر نسل امام حسن است


#میثم_مومنی_نژاد

......

در خلقتِ نور ، پنجمین آینه است
هفت آینه از نسل همین آینه است

او یاد به ما داده ، خدا را دیدن
ما هر چه که دیدیم از این آینه است


#میثم_مومنی_نژاد

....
سائل شدم و لحظه نابِ میلاد
چشمم به رخِ حضرتِ باقرافتاد

عید آمده و ماه رجب رؤیت شد-
امروز در آغوش ِ امام سجاد!

#م_عاطفی

@raziolhossein1
03:28
#امام_باقر_ولادت


فصل بهار و عید طرب آمد
پایان عمر رنج و تعب آمد
وقتی هلال ماه رجب آمد
نور خدا به سینه ی شب آمد
 خیر کثیر حاصل این ماه است
دریای فیض در دل این ماه است
 
 مستی کنید شب شب یلدایی است
هفت آسمان به جلوه تماشایی است
 سرشار از حقیقت زیبایی است
شهر مدینه باغ شکوفایی است
باغی که می برد دل جنت را
دارد از او بهشت ، طراوت را
 
 پیک سعادت این خبر آورده
باغ ولا شکوفه درآورده
خورشید مژده ی سحر آورده
امشب عروس دین پسر آورده
در پای او ز عرش خدا گل ریخت
روی سر زمین ز تفضل ریخت
 
بر خاتم شهود نگین آمد
کهف الامان روح الامین آمد
روح صفا به جسم زمین آمد
حق‌الیقین به باور دین آمد
علم الیقین به وقت سخن باشد
تلفیقی از حسین و حسن باشد
 
حُسن حَسَن ز صورت او پیدا
توحید در عبادت او پیدا
ایثار در کرامت او پیدا
علم است در حقیقت او پیدا
آینه کمال خدا رویش
عطر بهشت می وزد از بویش
 
 او باقر العلوم پیامبر شد
فیض زلال چشمه ی کوثر شد
در علم و حلم ، حیدر دیگر شد
زهرا حسن حسین مکرر شد
حکمت نمی ز وسعت علم او
صبر خدا تجلی حلم او
 
 ایام جهل رو به زوال آمد
سرچشمه ی علوم ، زلال آمد
در معرفت تمام و کمال آمد
سر تا قدم شکوه و جلال آمد
آمد که مقتدای زمین باشد
بعد از پدر امام مبین باشد

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
👍 2
03:29
#امام_باقر_ولادت
#رباعی


تا روی به کشتی نجات آوردیم
امید به ساحل نجات آوردیم

در روز ولادت امام باقر
ما هدیه برایش صلوات آوردیم
.......

امروز که عرشیان برانگیخته اند
بر عرش بلور نور آویخته اند

در مقدم باقر العلوم از فردوس
یک باغ گل محمدی ریخته اند
......

با عطر تو گل شوق شکفتن دارد
سرمستی و میل از تو گفتن دارد

ای باقر علم نبوی در شب عید
این دل هوس مدینه رفتن دارد

#سیدهاشم_وفایی

.....

آئینه ی حق ، طیب و طاهر آمد
از نسل حسن ، فَخرِ  مَفاخِر آمد

در مَطلع و روز اول ماهِ رجب
فرزند  علی حضرت باقر آمد


#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
👍 1
03:33
#امیرالمومنین
#ماه_رجب #رباعی


دائم به لب اهل ولا ناد علی است
تسکین دل غمزدگان یاد علی است

هر ماه به دل حرف نهانی دارد
خوشبخت رجب، که ماه میلاد علی است


#سیدسجاد_حسینی

@raziolhossein
ش
07:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
07:32
#امام_باقر_ولادت
#امام_زمان
#دوبیتی

برما نظری اگر نمایی کافیست
ازکارم اگر گره گشایی کافیست

عیدی ولادت امام باقر
در مجلس ما اگر بیایی کافیست

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
2
13 January 2024
ش
16:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 34.3 KB
16:23
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 94.1 KB
👍 1
16:23
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 26.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
16:25
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو گل وحی از چمن تو
انوار خدا در تو و حسن حسن تو
ما جامعه داریم ز فیض سخن تو

زین جامعه دل سوی تولای تو راهی است
هر جمله آن جلوه ای از وحی الهی است

از سامره خیزد به فلک نور حقایق
دل ها به طواف حرم قدس تو شایق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق
روزی خور خوان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی
نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوۀ طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجّت حق خلق به تأیید تو بنده
توحید و نبوّت به تولاّی تو زنده
جبریل به بام تو یکی مرغ پرنده
در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره

نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکّل
هرگز نشود محو، حق از فتنه باطل
آری نرسد بار کج خصم به منزل

قرآن همه را با سخن وحی دهد پند
هر چیز بود فانی جز وجه خداوند

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت
آوخ که رسید از ستم خصم عذابت
گریم به تو و غصّه بی حدّ و حسابت
افسوس که بردند سوی بزم شرابت

برخیرگی خصم و به بی شرمی او اُف
خاکم به دهن جام مِی اَت کرد تعارف

تو آیه تطهیری و رجس از تو به دور است
دل جای خدا و دهنت چشمه نور است
وای از متوکّل که چه بی شرم و جسور است
مست می و مست ستم و مست غرور است

با آن شرف و عزّت و اجلال معانی
می خواست که در محفل او شعر بخوانی

خواندی دو سه بیتی که بهم ریخت سرورش
از روی سرش خورد زمین تاج غرورش
گفتی سخن از آدمی و تنگی گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش

لرزید ولی در پی اظهار ندامت
می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدی چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

«میثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 3
16:25
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


اگر رزق من سامرایی نمی شد
نصیبم مقام گدایی نمی شد

اگر قابلیت نمی داشت قلبم
ز چشم کریمت عطایی نمی شد

به اذن تو سجاده را پهن کردم
لب من که وا به دعایی نمی شد

یقینا اگر مادر تو نمی خواست
دل من برایت هوایی نمی شد

اگر که ضریح تو جلوه نمی کرد
ز باغ جنان رونمایی نمی شد

شبیه جهنم جهان بود اگر که
به نور رخت روشنایی نمی شد

تو در جامعه شرح توحید دادی
که بی جامعه دل خدایی نمی شد

اگر آن زیارت نمی ماند از تو
دل عارفی کبریایی نمی شد

و هر سالکی سیر کامل نمی کرد
اگر از تو این رهگشایی نمی شد

کلیمانه مداحی خویش کردی
تو را بهتر از این ثنایی نمی شد

شما مهبط نور وحی الهید
بشر بی شما رهنمایی نمی شد

شما معدن رحمت و گنج علمید
نبودید، دنیا که جایی نمی شد

چو ویرانه می شد، لجن زار می شد
یقین غیر ظلمت سرایی نمی شد

شما باب ایمان و سر خدایید
خدا می شدید حق چو آیینه می شد

نبودید اگر که پناه خلائق
از این تنگناها رهایی، نمی شد

اگر در سقیفه خیانت نمی شد
به فرزند زهرا جفایی نمی شد

نمی شد تعارف به او جامی اصلا
در آنجا چنین ماجرایی نمی شد

خدایا چه می شد که از زهر، قلبش
جوادی نمی شد، رضایی نمی شد

به دنبال مرکب پیاده نمی رفت
اسیر مسیر بلایی نمی شد

چنین که شده زخم پاهایش، ای کاش
دگر دختری پاحنایی نمی شد

دل شب پی ناقه ای در بیابان
ز سیلی شکسته صدایی نمی شد

دگر آبروی رقیه نمی رفت
اگر احتیاجش عصایی نمی شد

ائمه اگر به شهادت رسیدند
یکی مثل آن کربلایی نمی شد

همه لااقل یک کفن داشتند و
تنی دفن با بوریایی نمی شد

دگر پیکری زیر پایی نمی ماند
سری قاری نیزه هایی نمی شد

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
16:27
#امام_هادی_شهادت


رنگ صد لاله ز نسرین عذارش ریخته
صد نیستان ناله از آه نَزارش ریخته

فاطمه گر نیست بر بالین او پس از چه روی
این همه یاس پریشان در کنارش ریخته؟

یا پریده در حقیقت رنگ از روی مهش
یا دل آئینه ی آئینه دارش ریخته

تیر دیگر در کمان صیاد دنیا چون نداشت
زهر را چون طرح بر جان شکارش ریخته

خشکسالی جای دارد شهر را ویران کند
آبروی سامرا از چشم زارش ریخته

در عیادت از دلش شاید که دلها بشکند
چون دل اهل و عیال او کنارش ریخته

بس که می سوزد گمانم قالب خورشید را
از دل آتش نهاد داغدارش ریخته

شاید از کرببلا می آید و قبر حسین
ابر دلتنگی که باران بر مزارش ریخته

در کفن پیچید مانند خبر در کوچه ها
در گریز روضه خود طرحی به کارش ریخته

جای دارد تاک روید معنی از خاک درش
اشک چشم عسکری روی مزارش ریخته

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
👍 1
ش
21:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند


شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
21:54
#رباعی_حدیثی


اَلتَّوَاضُعُ أَنْ تُعْطِيَ النَّاسَ مَا تُحِبُّ أَنْ تُعْطَاهُ‏

فروتنی در آن است که با مردم چنان باشی که دوست داری با تو چنان باشند.

📗 الكافی، ‏ج۲، ص۱۲۴


جانا! به فروتنی، گر ایمان داری
یا میل به رفتار کریمان داری
با مردم روزگار خود همدل باش
آن‌گونه که انتظار از آنان داری


#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
21:58
#امام_هادی_شهادت


در غربت اين شهر چون جانت فدا شد
شرمندگی از تو نصیــب سامرا شد

این خاك اگر تا حال سُرِّ مَنْ رَایٰ بود
بعد از عـروجت تا ابد دار العزا شد

بودی علی سـوّم آل علی که
در حقّ تو مثل علی خیلی جفا شد

نفرین بی پایان بر آن رذلی که از بغض
راضی به قتل دوّمين ابن الرّضا شد

یک نیمه شب از خانه بیرونت کشیدند
طوری که ماه از شرم تو قدّش دوتا شد

پای برهنه پشت مرکب می دویدی
خار از ادب پيش قدمهاي تو پا شد

بستند وقتی ریسمان را دور دستت
زهرا دوباره ناله اش واویلتا شد

شکر خدا ناموست آن دم در امان بود
با آن كه با جور عدو از تو جدا شد

امّا مدینه داستان آنگونه شد که
شرمنده ی بانوي خانه مرتضی شد

روضه چرا از جاي ديگر سر در آورد؟
با اینکه آتش از همان کوچه به پا شد

وقتی که دیدی داخل بزم شرابی
اشکت روان از غُصّه ي شام‌ بلا شد

در دست آن نامرد دیدی جام می را
تازه گریزِ روضه ات طشت طلا شد

یک جمله می گویم دگر طاقت ندارم
شايد کمی از حقّ این روضه ادا شد

آنجا كه چوب خیزران با رفت و برگشت
دُرّ از دهان شاه ما انداخت در طشت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
21:58
#امام_هادی_شهادت


وقتی که دور از تربت پیغمبر افتاد
غمهای عالم بر دل او یکسر افتاد

گاهی به یاد روضه جدِّ غریبش
گه یاد مادر اشکش از چشم تر افتاد

آقای ما شد خانه اش خان الصّعالیک
دنیا زچشم دوستانش دیگر افتاد

در پیش چشمانش قبرش را که کندند
یک لحظه یاد نبش قبر اصغر افتاد

آن شب که از کاشانه می بردند او را
چشمش به در افتاد یاد مادر افتاد

گویا صدای مادرش را می شنید ‌و
می دید گویا مادرش پشت در افتاد

او را میان کوچه ها وقتی کشیدند
یاد غریبی های جدش حیدر افتاد

بزم شراب و آیه تطهیر ، ای وای
راهش بمیرم من کجاها آخر افتاد

این روضه اما تازگی دارد؟ ندارد
حق داشت یاد زینب غمپرور افتاد

بزم یزید و عمه سادات ،ای وای
بعد از برادر چه غریب و مضطر افتاد

این کفیل زینب الحورا ،اباالفضل
بین حرامی خواهرت بی یاور افتاد

چشمان خود را بست از خجلت برادر
در طشت چشمش تا به چشم خواهر افتاد

چوب یزید بی حیا تا رفت بالا
دیدند در مجلس که از پا دختر افتاد

آنقدر زد با خیزرانش بی مروت
دندان بشکسته در آن طشت زر افتاد

#عبدالحسین

@raziolhossein
1
21:58
#امام_هادی_شهادت


ای کعبه ی اهل تولّا سامرایت
چارم علی،جان همه عالم فدایت
جن و بشر،حتی ملک باشد گدایت
عالم بود پر از کرامات و عطایت
با اینهمه قدر تو را نشناخت دشمن
با دشمنی از پا تو را انداخت دشمن

از سوز زهر کین ترک خورده لبانت
بدجور تا کردند با تو دشمنانت
این کارشان سوزانده مغز استخوانت
قبر تو را کندند پیش دیدگانت
دل سوخت و خونابه از چشم تر افتاد
دلها به یاد نبش قبر اصغر افتاد

بردند از خانه تو را ای روح قرآن
عمامه ات افتادو مویت شد پریشان
بودی به یاد گیسوی آقای عطشان
ّآن شب ز ظلم و کینه آمد بر لبت جان
ای گل تو را گلچین به طعنه پرپرت کرد
آن بی ادب توهین به نام مادرت کرد

جای شما در مجلس می خوارگان نیست
هرچند دیگر در تنت جز نیمه جان نیست
اما خیالت جمع اینجا خیزران نیست
ناموس تو مابین این نامحرمان نیست
سهم دلت جز حق ستیزی نیست آقا
اینجا دگر حرف کنیزی نیست آقا

بزم شراب و عمه بود و هلهله بود
قلب رقیه خون و دل پر از گله بود
هم راس اصغر روبروی حرمله بود
رقاصه ای هم در پی مزد و صله بود
ای کاش تنها چوب بر لبهاش می خورد
جام شرابش را سوی آن سر نمی برد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
👍 2
22:00
#امام_هادی_مدح



دهمین نور کبریا هادی
روشنای مسیرها هادی
مقصد بال های خسته ی ما
حرم امن سامرا هادی
ما کجا و اسیر گمراهی
تا دلیل است و رهنما هادی
ما کویریم و هر کلام شما
شوق دریا دهد به ما هادی
کعبه دنبال طوف سامره ات
قبله مایل به توست یا هادی
عشق را دیده ایم دور ضریح
مست شش گوشه ی شما هادی
السلام علیک یا مولا
السلام علیک یا هادی
غم دنیا زمان دیدارت
می رود از سر گدا هادی
ما گدایان کوی سامره ایم
زائر مست بوی سامره ایم

زنده ام همچنان ز رحمت تو
مدح خوان شکوه عترت تو
من همان التماسِ هر روزِ
مهربانی بی نهایت تو
دستهای گدایی ام لبریز
از خیال خوش سخاوت تو
دست بخشنده تو قسمت ما
آرزو های ماست قسمت تو
دهمین آفتاب بی تکرار
منم و حسرت زیارت تو
راه من ای صراط زهرایی
مستقیم است از عنایت تو
نور از ریشه های باورمان
می ترواد به لطف همت تو
وعده وعده پر است سفره ی ما
صبح و ظهر و شب از کرامت تو
راه ها ختم می شود به خدا
فقط از کوچه ی هدایت تو
راه تاریک و من خطر نکنم
من که بی هادی ام سفر نکنم

می چکد نور حق ز دامانت
پدر و مادرم به قربانت
ابتدای تو نور علی نور و
نیست حرفی ز روز پایانت
گوش جان می دهد شبیه همه
شیر در پرده هم به فرمانت
به بلندای آسمان پر زد
هر که شد خاک بوس ایوانت
چشمه چشمه غدیر می جوشد
از کلام همیشه جوشانت
میزبان همیشه ی دلها
سائلت میشود غزل خوانت
دشمن و دوست را نوازش کرد
عطر مست نسیم احسانت
خوب شد زخم شَکِّ قلبم با
"جامعه" آیه های ایمانت
کرمتان شبیه باران است
عادَتُکم همیشه احسان است


#حسن_کردی

@raziolhossein
1
22:00
#امام_هادی_شهادت


شاه تبعیدی و بی خادم و بی دربارم
چه کنم خسته‌ام و بی کسم و بی یارم

بیشتر از دو دهه هست که دور از وطنم
بند در سامره ام ساکن بالاجبارم

به هدایت نرسد هرکه زما رو گرداند
هادی ام حیف کشیدند به ابر تارم

پسر شیرم وبین قفس شیرم بُرد
آه نشناخت مرا والیِ بد کردارم

عرش و فرش است گدایم به که گویم ظالم
به گداخانه مرا برد که سازد خوارم

بد نکردم به کسی زهر بکامم دادند
اشک پاییز درآمد بر این رخسارم

دشمن از کینه و از ترس شبیخونم زد
به حرم‌خانه و سجادهءاستغفارم

هر زمان برد مرا، ناله‌ی من مادر بود
چکنم سیّدم و یاد در و دیوارم

به خدا مادر ما زیر لگد گیر افتاد
روضهءمحسن و در کرده مرا بیمارم

تا که تحقیر شوم بزم شرابم بردند
چکنم یار ندارم چه کنم ناچارم

وسط بزم شراب از غم زینب مُردم
داد یاد لب و آن چوب مرا آزارم

بین آن معرکه با چشم به عباسش گفت
تا کجاها که رسیده‌است پس‌از تو کارم

اشهد لحظه‌ی موتم شده ای وای حسین
یاد آن طشت طلا جان به خدا بسپارم


#مجتبی_صمدی_شهاب


@raziolhossein1
14 January 2024
ش
05:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت



غریب سامـره را وقت ربنــــــا بردند
خدا به خیر کند نیمه شب چرا بردند

خدا به خیر کند قصد جان او کردند
دعا کنید  سلامت به خانه بر گردند

گل بهشت چرا دست خار و خس افتاد
عزیز فاطمـــه در کـــوچه از نفس افتاد

همینکه شد نفسش تنگ در میانه‌ی راه
به گریه زمزمه می کرد ، آه ... یا اُمّاه

هزار شکر که آتش در این سرا نزدند
هزار شکر که بانوی خانه را نزدند

حرامیان ، خودِ بیتُ الحرام رابردند
امام هادی علیه السلام را بردند

خدا کند که از این بیشتر جفا نکنند
خدا کند که سرش از بدن جدا نکنند

چقدر بی ادبی می کند به محضر او
و داد می زند این نانجیب بـر سر او

میان جمع به آقام هتک حرمت شد
جسارتی شد و ابنُ الرضا اذِیّت شد

امام هادی مظلــــــــوم را تکلُّف کرد
شراب به پســر فاطمـــه تعارف کرد

یکی نگفت بس است،اینقدَر نکن تحقیر
نکن شراب تعـــــارف به آیه‌‌ی تطهیـــــر

یکی نگفت بس است ،دست ازسرش بردار
عزیز فاطمــــــــــــــــــــه را اینقدَر نده آزار

ز احتـــــرام ولیُ اللَّه اِمتِنــــــــاع چرا؟
امام عرش نشین ، بِرکةُ السِّباع چرا؟
ــــــــــ
سلام یا علی بن محمدِالهـــــــــــــــادی
چه شد که یاد غم عمه جانت افتادی؟

حریم فاطمه و اینهمه عذاب کجا
عقیلةُ العرب و مجلس شراب کجا

حریم فاطمه دربین ازدحام ای وای
مخدرات علی ، مجلس حرام ای وای

صدای قاری قرآنِ آشنا زکجاست؟
گمانم از لب خونین سیدالشهداست

من از تلاوت شـــاه شهید می ترسم
ز چوب دستیِ دست یزید می ترسم

یزید  مست شراب است ،آه و واویلا
دوباره فکر عذاب است ، آه و واویلا

به دختران علی طعنه بی امان می زد
بر آن لبان ترک خورده خیزران می زد


#محمدعلی_قاسمی_خادم


@raziolhossein
2 👍 1 😍 1
05:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×714, 90.7 KB
#امام_هادی_علیه_السلام
#تک_بیت

کاش چون شیر که در پای تو افتاد به خاک
اسب ها از تنِ جدّ تو حیا می کردند

#حامد_آقایی

@raziolhossein
ش
06:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_مدح
#امام_هادی_شهادت



بالاتر از این هاست لوایی که تو داری
خورشید دمیده ز عبایی که تو داری
از بنده نوازی و عطایی که تو داری
آقای جهان است گدایی که تو داری

ما خاک بخیلیم و شما ابر سخایی
محبوب شده از کرمت شغل گدایی

چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند
مهر تو به دلهای مصفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقا بنشیند
مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند

لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم
آن روز دعا کرده که امروز چنینیم

تو آینه داری و کلام تو گهر بار
در وصف تو ماندند...چه گفتار و چه اشعار
حقا که زلالی و نجیبی و نسب دار
بر شیر ندارد اثری زوزه ی کفتار

در عالم از این نکته هزاران اثر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست
ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست
چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست
در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

العبدُ و ما فی یده کان لمولاه
از برکت خورشید کند جلوه گری ماه

تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است
اوصاف تو در آیه ی تطهیر کتاب است
تو عشق مدامی و دمت کوثر ناب است
جای ولی الله کجا بزم شراب است؟

یک آیه بخوان آتش کفرش به یم افتد
یک شعر بگو کاخ و سرایش به هم افتد

گفتند شراب و دلت ای ماه کجا رفت
از مجلس بغداد سوی شام بلا رفت
لب پاره شد و ناله ی زینب به هوا رفت
خون از لب شه، روح زجان اُسرا رفت

شد مجلس اغیار همان بزم خرابه
وقتی که سر افتاد به دامان ربابه



#سیدعلی_رکن_الدین

@raziolhossein
4
18 January 2024
ش
17:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین

   عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست
     شب زیارت مخصوص سیدالشهداست


         🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷
          وعلی الارواح التی حلت بفنائک
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل
والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

                 السلام علی الحسین
               وعلی علی ابن الحسین
                 وعلی اولادالحسین
               وعلی اصحاب الحسین

                      لبیک یاحسین

            🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸
      هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان
     ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات

.
2 👍 1
19 January 2024
ش
07:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
.            بسم‌الله الرحمن الرحیم

                هذا_یوم_الجمعه
      و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

  دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

   اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
   صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

  السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

     اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
      جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

            🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
👍 1
ش
14:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 83.3 KB
👍 1
14:06
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
14:06
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
14:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
708×451, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم
میلاد جواد ابن رضا را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
14:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×465, 33.4 KB
نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
1
14:15
#امام_جواد_مدح

-
نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم

یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم

هر‌چه گره بیشترم میزند
کم شود این فاصله ها... تا کریم

خواهشِ ما جرعه‌ای از آب بود
داد ولی پهنه‌ی دریا کریم

بس که درِ بسته زدم خسته‌ام
باز نشد هیچ در امّا کریم...
-
در نزده در به رویَم باز کرد
باز همین طایفه اعجاز کرد
-
فیضِ مسیحایی‌ات عیسیٰ بَرَد
دست به دامان تو موسیٰ بَرَد

از همه دل می‌بَرد آقای ما
بیشتر از حضرت زهرا بَرَد

رویِ پَرَش لطف کن و پا گذار
رتبه‌ی جبریل به بالا بَرَد

شُکر براتِ حرم آخر رسید
ناله‌ی مجنون دل لیلا بَرَد
-
بال بده تا حرمِ کاظمین ...
با نَفَسِ وای حسینم...حسین
-
مثل همیشه دَمِ ایوان طلا
نام تو شد نامِ تو سوگندِ ما

نام تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه‌ی ما صحن‌ها

پنجره فولاد گره باز کرد
از منِ اُفتاده به لطف شما

مثل همیشه دَمِ باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا ...

... جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا ...
-
..." آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده "
-
وای اگر غصه‌ی مادر نبود
حالِ تو اینقدر مکدر نبود

مثلِ حسن شد جگرت ریز ریز
حیف که بالین تو خواهر نبود

کاش زمین آب نمی‌ریختند
حیف به جز خنده پسِ در نبود

سخت کشیدند تو را رویِ بام
وای اگر بالِ کبوتر نبود

شُکرِ خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود

خوب شد از حنجره‌ات خون نریخت
حرمله در لحظه‌ی آخر نبود

شُکرِ خدا پیشِ نگاهت زِ بام
بر سرِ نیزه سرِ اصغر نبود

شُکرِ خدا پیکرت عریان نشد
زیر سُم اسب پریشان نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
14:18
#امام_جواد_ولادت

.
همین که حاصل یک عمر لبخند رضا هستی
محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی

میان بهترین هایی چه تفضیلی از این برتر
که بابای علی هستی و فرزند رضا هستی

به مشهد که به جای خود دلم در کاظمینت هم
بگوید یا رضا،از بس همانند رضا هستی

قسم خوردن به نامت می دهد حاجت به قدری که؛
به محشر هم گمانم ذکر سربند رضا هستی

خدا می خواست تا معنای بخشیدن عیان گردد
جواد آمد که این معنا برای ما روان گردد

رضا که صاحب فرزند میشد آخرش ، اما ؛
خدا می خواست تا این فیض،سهم خیزران گردد

پسر گشتن از این سو و امام شیعه از آن سو
جواد آمد که این گردد،جواد آمد که آن گردد

حکایت ها فراوان است از هر لحظه ی این طفل
چنان که صد گلستان ضرب در صد بوستان گردد

علی هر چند فرزند محمد بود،این دفعه
محمد از علی آمد که فخر شیعیان گردد

دراین وادی اگر سودی ست با درویش خرسند است
تجارت جز درِ این خانه سودش هم زیان گردد

پدر با داغ فرزندش،پدر با داغ دلبندش
ولی اینجا پسر با داغ بابا امتحان گردد

شب میلاد فرزندش همین که تشنه لب باشد
گمانم خیزران هم اشک ریز خیزران گردد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
14:20
#امام_جواد_مدح


تو از ازل جوادی و ما از ازل فقیر
یا ایهاالجواد تصدق علی الفقیر

حس کرده است ثروت عالم به دست اوست
وقتی گرفته است تو را در بغل فقیر

این گوشه چشم توست که اکسیر اعظم است
با یک نگاه تو به غنی شد بدل فقیر

از حداکثر همه سر بوده هر زمان
از تو رسیده است به حداقل ، فقیر

از دیگران اگر چه شنیده کرم ، ولی
دیده همیشه لطف تو را در عمل فقیر

با دست پر به خانه ی خود رفته هر زمان
با دست خالی آمده در این محل فقیر

(( دارایی کریم به منزل نمی رسد ))*
درباره ی تو ساخته ضرب المثل فقیر

از آن زمان که لطف تو را دید تا ابد
شد زندگی تلخ به کامش عسل فقیر

#مجتبی_خرسندی

* : محمد سهرابی

@raziolhossein
14:20
#امام_جواد_ولادت


به نام تو بهشتی می کنم حال جهنم را
خدا را شکر که آموختم من اسم اعظم را

بدون جلوه ات در کودکی ، باور نمی کردند
تکلم های در گهوارهٔ فرزند مریم را

نٙوٙد ساله برای طفل نُه ساله تواضع کرد
تو خٙم کردی برای دست بوسی قامت خٙم را

یکی از قاتلانت علم تو در خردسالی بود
که رسوا کردی آخر با سؤالی ابن اکثم را

حسن از حیث همسر با تو همدرد است اما او
چو زینب خواهری دارد که از دل می بٙرٙد غم را

اگر تشنه میان حجرهٔ دربسته افتادی
به یاد جد خود با اشک بنشان آتش سٙم را

**

شما رفتید و صدها سال لازم شد که بنویسند
برای هر جواب مسأله «الله أعلم» را

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
14:20
#امام_جواد_ولادت

جهان را می‌ شناسد ، لحظه ی غمگین و شادش را
از این رو سخت در آغوش می‌ گیرد جوادش را

پسر مثل پدر می ‌خندد این یعنی که از حالا
میان این دو قسمت می‌ کند دشمن عنادش را

جهان از بعد عیسی اولین‌ بار است با حیرت
درون قالب یک طفل می‌ یابد مرادش را

چه طفلی ؟ طفل معصومی که پیرِ دیر را حتی
هوایی می‌ کند از نو بسازد اعتقادش را

چه ذکری بر زبان دارد ؟ چه رازی در بیان دارد ؟
که هر عالِم به این معیار می‌ سنجد سوادش را

قدم آهسته برمی ‌دارد و پیوسته تا منزل
که راه مستقیم از او بجوید امتدادش را

به جای کاظمین امسال هم راهی شدم مشهد
نشد تا سرمه ی چشمم کنم خاک بلادش را

بهشت است این حرم از هر دری وار شود شاعر
ولی من دوست دارم بیشتر باب ‌الجوادش را


#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
14:20
#امام_جواد_ولادت

شاد شادیم مثل اقامان
فارغ از هر چه شب که دلگیر است
ماه تابان اهل بیت امد
نور از اسمان سرازیر است

بوی موی جواد می اید
جشن و خوشحالی است در مشهد
دل سلطان مملکت شاد است
جای ما خالی است در مشهد

کوری چشم فتنه ها امد
پسری از سلاله ی کوثر
طعنه بسیار پیش از این زده اند
انک شانئک، هو الابتر

خار ها دور باد از پایت
ای ز گل بهتر امام رضا
کاش داغ تورا نبیند او
ای علی اکبر امام رضا

شرط عشق است در محبت تو
شرط عشقی و بهترین حصنی
ما فقیر ولایتت هستیم
یا جواد الائمه ادرکنی

مشتهایی که بر زمین زده ای
شد گواه شجاعتت اقا
بغض داری برای غصب فدک
ای به قربان غیرتت اقا

یا جواد الائمه مرهمتی
تا نگیری ز نوکران نظرت
کیست سلطان من امام رضا
کیستم جز موالی پدرت

هر زمانی که میروم مشهد
از جوانش همیشه میخوانم
تا که اقا نظر بیندازد
پشت باب الجواد میمانم

قرص ماهت رسید یا سلطان
قرص نانی به این گدا بدهید
عیدی ما به جای خود اما
صدقه رزق کربلا بدهید

#سیدمحمدحسین_حسینی


@raziolhossein
1
14:20
#امام_جواد_ولادت


ما تا نفس داریم از حیدر بخوانیم
از معجزات دائم این در بخوانیم
این چارده رکعت نماز عاشقی را
رکعت به رکعت تا دم آخر بخوانیم
ما را درین عالم خدا آورده تا که
بدخواه آل الله را کافر بخوانیم
دنیا و محشر در عذاب اندر عذابیم
هر بی سر و پا را اگر دلبر بخوانیم
حالا که رسوایی نصیب ابتران شد
خوب است با هم سوره کوثر بخوانیم

دنیا دوباره عطر زهرا دارد امشب
حال سیه رویان تماشا دارد امشب

امشب ببین دنیا ولیعهد رضا را
دسته گل صدیقه و خیرالنسا را
هر کس غلام خانه ابن الرضا شد
حاتم نماید گوشه ی چشمش گدا را
امکان ندارد رد شود ، هر کس قسم داد
بر جان این آقا ، علی موسی الرضا را
هر بنده ای که شد دلش ابن الرضایی
دارد همیشه پشت سر ، دست خدا را
آن قدر از میخانه ی او خیر دیدیم
آن قدر لطف او خجالت داد مارا

مردم همه دنیاش بر وفق مراد است
هر کس رفیق بی کسی هایش جواد است


ای که تو را پروردگارت داده عزت
نه ساله بودی و شدی صاحب ولایت
ای که به گهواره چو عیسی لب گشودی
عالم به قربانت ، خداوند کرامت
ای یادگار حضرت باب الحوائج !
دیدیم از تو معجزات بی نهایت
دل برده ای از دوستان و دشمنانت
مامون به آقایی تو داده شهادت
از عمر کوتاه تو مردم ، قدر یک قرن
دیدند آقایی ، وفاداری ، محبت

مثل رضا با دشمنت هم مهربانی
امّید اول ، آخر بیچارگانی


دار و ندار حضرت معصومه ای تو
آقا بهار حضرت معصومه ای تو
بعد از علی موسی الرضا در این زمانه
دلدار و یار حضرت معصومه ای تو
گردد علیِ اکبر و زینب تداعی
وقتی کنار حضرت معصومه ای تو
هم حضرت معصومه باشد بی قرارت
هم بی قرار حضرت معصومه ای تو
مانند یک قرص قمر امّید بخشه
شبهای تار حضرت معصومه ای تو

دیدیم که در صحن قم حاجت روا شد
هر کس که ذکرش یا جواد و یا رضا شد


بابا پس از اینکه به گوش تو اذان گفت
از داغ عاشورایی این دودمان گفت
از کربلا ، از تشنگی ، از سربریدن
از کوفه و بی حرمتی بر میهمان گفت
از تشنگی ، از حرمله ، از شرم عباس
از کودک شش ماهه و تیر و کمان گفت
از غصه گهواره خالی اصغر
از خون دل های رباب نیمه جان گفت
من مطئن هستم که ای آقا برایت
نه سال هر جا کرد فرصت ، آن به آن گفت :
بابا همیشه یاد جد سرجدا باش
هر روز و شب گریه کن کرببلا باش

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
14:23
#امام_جواد_ولادت
#رباعی

امشب رضویون همه شادند همه
دل بر کرم رضا نهادند همه

عیدى ولادت از پدر مى‏ گیرند
خشنود ز مقدم جوادند همه

@raziolhossein
14:25
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق بادعای مستجابش
در امتحان عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره ی هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده میشد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزندخورشید
طومار غربت در جهان برچیده میشد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمانها این چنین نامیده میشد

او کیست؟آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دل سلطان طوس است


او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمانها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گرچه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده ،تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمودبابایش از او بهتر نباشد
مولود ازاو بابرکت تر نباشد


او آمد و ابن الرضایی کرد مارا
از برکت نامش خدایی کرد مارا

مشتی زخاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد مارا

دست کریم این امام ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد مارا

صوت دل آرای مناجاتش سحرها
سر مست جانان و هوایی کرد مارا

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم باصفایی کرد مارا

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد مارا

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد مارا

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
کلب امیر کاظمین ،عبدالجوادم


لبخند او آرامش جان رضاشد
یوسف شدو مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره ی او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

ابرو تکان می داد و بابا عشق میکرد
با غمزه ای جانانه جانان رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

قدش عصای پیری ِ این پیرمرد است
قد راست کرد اصل ارکان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پر مشمول احسان رضا شد

اما خدالعنت کند فامیل  بد را
که باعث قلب پریشان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پرگشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده


امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلیم کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشق ِ
ششماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند  زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم


او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین ، حنجری پاره ببیند

وقتیکه جسمش روی دستان پدر بود
آقای عالم را چه بیچاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
اورا صف ِمحشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست


#قاسم_نعمتی

@Raziolhossein
👍 1
14:29
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست
-
مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید
-
دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست
-
جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد
-
خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید
-
فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت
-
زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند
-
کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد
-
تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب
-
نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی


#حسن_لطفی

@Raziolhossein
14:29
#امام_جواد_مدح


ما را هرآنچه حضرت استاد ياد داد
يك گوشه چشم كودك سلطان به باد داد

جايي براي عرضه حاجت نداشتيم
ما را پناه گوشه باب الجواد داد

دستش به كم نميرود و كم نمي دهد
كم خواستيم حاجت خود را،زياد داد

بيهوده تا غروب پي كسب روزي ام
رزق مرا جواد همان بامداد داد

سلطان طوس با قسم يا ابالجواد
هر حاجتي كه پيش از اينها نداد داد

از كربلا فضليت مشهد فزون تر است
اين را جواد ياد من بي سواد داد

در چشم او چه بود كه با ياد مادرش
ابروي او به عاشق حكم جهاد داد

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_ولادت


آنکه هستی به همه هستی ما داده علیست
ما همه مست ولاییم و می و باده علیست
سر به هر جاده نهادیم ته جاده علیست
هدف خلقت ما عشق به اولاد علیست
همه شان باب حوائج همه شان باب مراد
همه شان یا که کریمند و یا اینکه جواد

آمدی تا كه نگاه پدرت تر نشود
تا كه هر بي سر و پا منكر كوثر نشود
تا فراموش كسي آيه ي وانحر نشود
نسل تو چشمه ي عشق است كه ابتر نشود
پشت در پشت همه مظهر اعطينائيد
همه هستید علی و همگي زهرائيد

آمدي و نهمين باب اجابت شده اي
پسر عاطفه و عشق و محبت شده اي
بين گهواره ي خود نور حقيقت شده اي
در همان كودكيت ركن ولايت شده اي
یک نظر کن که فلک در حرکت می آید
از قدمهای تو عطر برکت می آید

آمدی هر طپش دل شده غرق هیجان
شاه شمشادقدان خسروشیرین دهنان
که به مژگان شکنی قلب همه صف شکنان
تو عیان تر ز عیانی و چه حاجت به بیان
همه گفتند که جان در گرو جانان است
پسر حضرت سلطان خودش سلطان است

عشق همراه شما تا دم آخر زنده است
ريشه ي دين خدا از كرمت سرزنده است
نهضت سبز كريمانه ي حيدر زنده است
با شما تا به ابد نام پيمبر زنده است
چقدر نام محمد به شما مي آيد
همه گفتند وليعهد رضا مي آيد

مومن بسرکم شاهدکم غائبکم
یسلک سبیلکم یکر فی رجعتکم
و تولیت به اولکم آخرکم
ابغض الله و من عدوکم ابغضکم
یامن ارجوه دهم عاشق و مجنون توییم
پاسخ جلوه ی این الرجبیون توییم

قدبرافراشته کردی علم حکمت را
به قیامت بکشانی دم قد قامت را
به کجا سجده کنم شکر کنم نعمت را
که نگاه تو گشاید گره حاجت را
پدرانم همه گفتند از این باب مراد
ای جواد بن جواد بن جواد بن جواد

باز هم در دل من شوق حرم افتاده است
و ضريحي كه پناه دل هر دلداده است
حس صحنت به همان خوبی گوهرشاد است
هرطرف مي نگرم پنجره ي فولاد است
كرمت قابل لمست كرم سلطان است
حرمت مثل رواق حرم سلطان است

باز هم آمده ام مثل گدا محتاجم
نااميد از همه دنیا به شما محتاجم
و تصدق بده در راه خدا محتاجم
به هواي حرم كرببلا محتاجم
باز هم شوق ضريح شه بي سر دارم
باز هم دست به گهواره ي اصغر دارم

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
👍 1
14:29
#امام_جواد_ولادت

تو آمدی که بگویی ز نسل پیغمبر
هنوز مانده کسی؛مانده سوره ی کوثر

بریده باد زبانی که منکرت شده بود
بمیرد آنکه به باب تو گفته بود "اَبتَر"

فدای غیرت تو ای جواد اهل البیت
فدای بغض تو از دیگری و آن دیگر

تو آمدی که بگویی «..لَاُخْرِجَنَّهُما..»
تو آمدی که درآری دمار زآن دو نفر

#محمدعلی_انصاری

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_مدح


چیزی نگفت از حاجتش حاجت روا شد
با دست پر‌ زائر زد از صحن تو بیرون
جز تو که می بخشد بدون مزد و منت
شانِ نزولِ تنفقوا مما تحبون؟

نقل است باید مال دنیا خواست از تو
هرچه کرم داری خودت روزی ما کن
ما شیعیان اینکه تو را داریم کافیست
از کاظمین خوشکلت ما را دعا کن

ابن ابی داوود یا یحییِ بن اکثَم
فرقی ندارد،عالمان شهر بغداد
از بحث علمی با تو می‌ترسند،آقا
با چون تویی اصلا نباید هم در افتاد

حرف از برائت می زنم زیرا تو گفتی:
طاغوت ها را می کشی از قبر بیرون
آن لحظه رویاییست پیش چشم مادر
سوزاندن جسم کریه آن دو ملعون

مَن اَیقَنَ بِالخَلفِ جادَ بِالعَطِّیه
گفتی:ببخشم، تا خدا بر‌ من ببخشد
در هم خریدن از رعیت لطف شاه است
من دوستت دارم اگر خوبم اگر بد

در روزگار بی کسی در عصر‌ غیبت
وقتی که دشمن می زند تیشه به ریشه
در حفظ باور ها به تو دل بسته ام چون
داری هوای ما جوان ها را همیشه

#شایان_مصلح

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی


ای داد رسِ روز معاد ، ادرکنی
ای سرور و سر خیل عِباد ادرکنی

ما دست بدامان تو هستیم ، مدد
ای جلوه ی جود، یا جواد ادرکنی

#امیررضا_فرجوند

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_ولادت


در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته

می‌بارد انوار کرم از هر کرانه
شب‌های دلگير زمين پايان گرفته

از سوی جنت سورۀ ياسين رسيده
خاک مدينه عطر الرّحمان گرفته

داده خدا ماهی به خورشيد رئوفش
آرى دعای حضرت جانان گرفته

نسل امامت می‌شود پاينده با او
از برکتش دل‌های شيعه جان گرفته

او می‌رسد جود و سخا معنا بگیرد
در قلب عالم نور و رحمت پا بگیرد


عالم همه قطره اگر دريا تو هستی
کل خلائق عبد اگر مولا تو هستی

فيض وجود توست رزق اهل دنيا
باران جود عالم بالا تو هستی

مانده‌ست ابتر، کيدِ بدخواهان شيعه
روشن‌ترين تفسير أعطينا تو هستی

مانند کوثر چشمۀ جاری نوری
با اين حساب آیينۀ زهرا تو هستی

ای که دل از بابا ربوده خنده‌هایت
آرامش هر لحظۀ بابا تو هستی

ابن الرضایی، تو کريم بن کريمی
ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی


چشمان تو خورشيد هر اهل يقينی‌ست
چشمان تو جنت! نه جنت‌آفرينی‌ست

با عشق تو قلبی نمی‌سوزد در آتش
در هر نگاه روشنت خُلدِ برينی‌ست

گويا گره خورده دلم با عرش اعلی
هر رشته از مهر شما حبل‌المتينی‌ست

من روزی هر ساله‌ام را از تو دارم
چشمان من بر دست‌های نازنينی‌ست

جود تو دارد جلوه‌های هل اَتایی
مولا! شفيع ما به درگاه خدايی


هر شب دل من سائل باب المراد است
آنجا که حاجتمند درگاهش زياد است

آنجا که اميد و پناه آخر ماست
آنجا که اوج هر توسل «يا جواد» است

جز آستان تو پناهی که نداريم
اين استغاثه با تمام اعتقاد است

در مشهد خورشيد ايران هم که هستيم
دل‌های ما پروانۀ باب الجواد است

هر شب دل من در هوای کاظمين است
در حسرت يک بوسه بر قبر حسين است


#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_ولادت


پسر عشق رسید و پدری را جان داد
حق به یعقوب دلی خاتمهء هجران داد
تشنه بودیم که الله به ما باران داد
یک ولیعهدِ پُر از خیر به یک سلطان داد

نه مدینه که زمین نور شد و زیبا شد
صلواتی بفرستید رضا بابا شد

شب گذاشته‌ست ببینید سحر آمده‌است
به هواداری خورشید قمر آمده‌است
مهربان ذات پدر را پسر آمده‌است
نه پسر شیرهءشیرین جگر آمده‌است

هرچه خواهید بگیرید رضاشاد شده
که جواد آمده و خانه‌اش آباد شده

سالیانی به ره این گل دلبندش بود
چشم بر راه طلوع رخ فرزندش بود
تشنهء دیدن هنگامهء لبخندش بود
عاشق بوسه به لبهای پر از قندش بود

که خدا داد به او دیر، ولی غوغا کرد
برکت دارترین را به رضا اهدا کرد

برکت از نوک پا تابه سرش می‌ریزد
خیر با هر قدمی دوروبرش می‌ریزد
اهل انفاق گداسان به درش می‌ریزد
جود با دیدن او کُرک و پَرش می‌ریزد

چون خدا خواسته که باب مراد است مراد
همه جود خدا دست جواد است جواد

هر چه گوییم ز جود و کرمش کم گفتیم
هر چه گوییم ز اعجاز دمش کم گفتیم
هرچه گفتیم ز خیر قدمش کم گفتیم
از تبار و نسب محترمش کم گفتیم

ریشه‌اش حیدری و فیض زاصلش باشد
حضرت مهدی موعود ز نسلش باشد

او رسیده‌ست که دل‌تنگی بابا ببرد
روزه‌داران رجب را سوی دریا ببرد
دست ما گیرد و ما را سوی بالا ببرد
به مسیر پسرش مهدی زهرا ببرد

تا مبادا که گرفتار و نابود شویم
دور وغفلت زده از مهدی موعود شویم

سائلیم و ز کَفَش لطف و عطا میگیریم
درد داریم و طبیب اوست دوا می‌گیریم
از مسیح رضوی زاده شفا میگیریم
کاظمین و نجف و کرب و بلا میگیریم

جود کن در شب میلاد به ما زر برسان
دل مارا وسط روضه‌ء اصغر برسان

تیر آمد به گلو خورد پدر حیران شد
باسه شعبه عطش کودک او درمان شد
وسط معرکه درمانده و سرگردان شد
وای از پوست سرش بود که آویزان شد

مادرش بر در خیمه به سر و صورت زد
مگرآن تیر ز حلقوم برون می‌آمد؟


#مجتبی_صمدی_شهاب


@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_ولادت


کجا روانه کنم شور و شوق بی حد را
دو بال عاشق پروانه ای مردد را

کجا بدون تلکف قبول خواهد کرد
بهانه گیری این گریه های ممتد را

میان عطر سکوت و سلام پیدا کرد
نگاه خسته ی من روشنای گنبد را

به گام های خیال غزل کسی می گفت
به کاظمین ببر کوچه های مشهد را

دو پلک مانده به باب الجواد با لبخند
گرفته زیر نظر، عشق رفت و آمد را

به لطف گردش رندانه ی فلک امشب
علی گرفته در آغوش خود محمد را

خلاصه ی برکات چهارده معصوم
جواد کیست ؟ببین خود حروف ابجد را

ببخش سرزده شعرم رسیده،از سر شوق
ز یاد برده غزل، باید و نباید را

غزل فدای گل خنده ی جواد شود
جواد اگر که بخندد غزل زیاد شود

جواد اگر که بخندد بهار خواهد شد
بهار آینه دار نگار خواهد شد

زمانه با برکت تر، از او نخواهد دید
کمی به روی پسر خیره شد ، سپس خندید

برای قلب همه التیام خواهد شد
وهفت سال دگر او امام خواهد شد


#ع_سادات_موسوی

@raziolhossein
14:29
#امام_جواد_ولادت


به نخل آرزو برگ و بر آمد
جمالِ بی مثال داور آمد
علی موسی الرضا چشم تو روشن
که از ره جلوه‌ی پیغمبر آمد
گرفتاران عالم را مراد است
جواد است این جواد است این جواد است

گل گلزار عصمت وا شد امشب
زمین چون جنّت الاعلی شد امشب
زند لبخند ریحانه ز شادی
علی موسی الرضا بابا شد امشب
ز دیدارش رضا گردیده خوشنود
که بابـْرکت تر از او نیست مولود

بوَد والشّمس، رخسارِ چو ماهش
بوَد والّیل، گیسوی سیاهش
تماشایی بوَد این طفل از بس
بوَد هفت آسمان، محو نگاهش
نگاهِ او ز بابا می‌بَرد دل
ز آل الله یکجا می‌برَد دل

نگاه انبیا بر ماه رویش
دو چشم اولیا هردم به سویش
ز فیض یک دمش عیسی، مسیحاست
شده سیراب، خضر از آبِ جویش
ز یوسف هم تماشایی تر است این
ز سر تا پا رضای دیگر است این

تمام عالم افتاده به پایش
همه جان جهان بادا فدایش
گدایم، او جواد اهل بیت است
که ممنونم من از جودو عطایش
منم محتاج و هستم زیر دِینش
به سر دارم هوای کاظمینش

ز بعد مجتبی او مادری تر
بوَد دائم به یادِ شعله‌ی در
که آنجا یاس حیدر گشت پرپر
خمیده شد قد سرو صنوبر
به یاد کوچه چشمانش گهربار
که مادر خورد با صورت به دیوار

#محمود_اسدی_شائق


@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
14:41
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 36.5 KB
👍 1
14:41
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 103.9 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
14:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی #صلوات

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات

شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا

@raziolhossein
1 👍 1
ش
17:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


نوری است که از جلوه ی مهتاب رسیده است
شعری است که با صد غزل ناب رسیده است
طفلی است که از دامن احباب رسیده است
جشنی است که شش ماهه ی ارباب رسیده است

این طفل که بر دست پدر رفته به خواب است
شهزاده علی اصغر ارباب و رباب است

با عشق قرین است و ندارد که قرینه
او داده "سکینه" به رباب و به سکینه
آرامش قلبی است که آورده به سینه
این بار علی زاده شده بین مدینه

لالایی خوابش فقط آوای رقیه است
میلاد علی اصغر بابای رقیه است

ای تیغ نگاه تو چنان صیقلی اصغر
تو از دل دلبر چه دلی می بری اصغر
رفتی به ابالفضل عجب خوشگلی اصغر
یک بار رقـیــه که بگـویـد عـلــی اصغر-

-بابات کند ناز به خورشید و ستاره
انگار علی فاطمه را خوانده دوباره

مثـل پدرت نور تـمـامی بـشوی تو
ازکوثر این خانه چه جامی بشوی تو
مثل عمویت مرد بنامی بشوی تو
بعد از علی اکبر چه امامی بشوی تو

میگفت پدر با پسرش آرزویش را
تا دید سپیدی به زیر گلویش را

این طفل اگر چه به یقین ماهترین است
در هاشمیون از همه دلخواه ترین است
عمر علی اصغر ز چه کوتاهترین است؟
در قرب خدا از همه لـِـلـّـه ترین است

آهسته بگویید غمش را شب میلاد
ای کاش ببینند که اصغر شده داماد

اما همـه امــید پدر نقـش بر آب است
دل کَندنِ از مثل علی، سهم رباب است
عُمر پسرش لحظه به لحظه به شتاب است
هر چند ستاره است ولی مثل شهاب است

شش ماه دگر حرف رباب است و جدایی
این طـفـل قـرار اسـت شـود کربـُبـلایی

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
1
17:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
17:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 44.0 KB
شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد
بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:39
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام


گذاشت در دل گهواره ماه را شش ماه
و برنداشت از اصغر نگاه تا شش ماه

طواف كرده به دور سرش هزاران بار
براي لحظه اي از او نشد جدا شش ماه

به اين اميد كه يك بار مادرش خواند
علي اصغر خود را زده صدا شش ماه

چقدر قدر علي را رباب ميدانست
كنار او شده ذكرش خدا خدا شش ماه

چه زود به زود به او شير ميدهد مادر
نموده حق علي را به جان ادا شش ماه

نديده صورت او آفتاب را حتي
زده به صورت ماهش نقاب تا شش ماه

رسيد لحظه ي تلخ وداع با اصغر
سه شعبه آمد و لرزيد ماسوا شش ماه

قسم به ذبح عظيم خدا،علي اصغر
مجرب است توسل به ذكر يا شش ماه...


#محسن_صرامی

@raziolhossein
17:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 45.9 KB
امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
👍 1
17:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
726×1280, 22.8 KB
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

بنویس که هرچه نامه دادم نرسید
بنویس که یک نفر به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
 
#حسین_رستمی

@raziolhossein
17:44
#امام_زمان
#هذا_یوم_الجمعه
#رباعی

بنویس که هرچه نامه دادم نرسید
بنویس که یک نفر به دادم نرسید

بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
 
#حسین_رستمی

@raziolhossein
20 January 2024
ش
17:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت



حق سيرتی به صورت انسان رسيده است
آئينه دار جلوه ی يزدان رسيده است

از ماورای عرصه ی جولان جبرئيل
ديباچه اي ز مظهر خوبان رسيده است

وقتي كه پای صحبت عرش است و كبريا
آذين كنيد خانه كه مهمان رسيده است

سرزنده مي شود همه گلهاي ارغوان
عشقی لطيف تر ز بهاران رسيده است

از آسمان نمايشِ رحمت چه ديدنيست
الطافِ حق چو بارش باران رسيده است

در مدحت جمالِ سرا پا خدائي اش
سر رویِ دست ، يوسف كنعان رسيده است

از بسكه دلرباست مناجاتهاي او
از رويِ شوقْ موسیِ عمران رسيده است

ذكر شهادتين به لبهای كوچكش
كودك ولی كمالِ مسلمان رسيده است

بابُ المراد، گل پسر ثامن الحجج
دُردانة امير خراسان رسيده است

در بين ازدحام گدا كوچه وا كنيد
نور دو چشم حضرت سلطان رسيده است

ريحانة بهشتی شمس الشموس شد
خورشيد زاده ای زِ امامان رسيده است

بابا كُش است ناز علي اكبريِ او
تاج سر تمام جوانان رسيده است

مولَي الكريم بنده نوازی ، گره گشا
دلسوز سائلان و فقيران رسيده است

مسكينی و اسير و زمين خورده اي بيا
شأنِ نزول سورة انسان رسيده است

زانو زده به پيشِ علومش تمام علم
علامه ی هميشه ی دوران رسيده است

تضمين شيعه بودن ما با ولايتش
احيا گر مبانی ايمان رسيده است

دستش كه هيچ نام عظيمش گره گشاست
صاحب لوای بخشش و احسان رسيده است

مُهر امامت است ميانِ دو شانه اش
در ظلمت زمان ، مَهِ تابان رسيده است

چون مادرش مشخصه ی حق و باطل است
ميزانِ بينِ جنت و نيران رسيده است

اربابِ ما مُراد چهل ساله رضا
بدرالمنير ليله ی هجران رسيده است

حاجت بياوريد كه بابا شده رضا
كوری چشم جمله حسودان رسيده است

شادم ولی غمی دلِ من رنج مي دهد
شرح غمم به ناله ی سوزان رسيده است

رویِ نگار ما و نگاه نَسَب شناس؟؟؟!!!
زين غصه بر لبم به خدا جان رسيده است

حيفْ اين پسر به چنگ حسودی اسير شد
مانند مادری كه جوان بود و پير شد



#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
21 January 2024
ش
02:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_علیه_السلام
#امام_جواد_مناجات


ای که مهرت به لوح دل افتاد
صاحب جود، خانه ات آباد

هر کجا مشکلی به من برسد
ذکر نام تو می کند امداد

چون کبوتر به دامت افتادم
اهلی ام کن، ولی نکن آزاد

دور صحنت طواف کردن را
گردش آفتاب یادم داد

مهربانی تو رسید به ابر
عطر دستان تو رسید به باد

دشمنت هم میان خلوت خود
کرمت را نمیبرد از یاد

صاحب قدرت و مقام نشد
بازویی که نداشت حرز جواد_

_از ازل اعتقاد من این است
پس به عشق تو میزنم فریاد:

"یاجوادالائمه ادرکنی
یاجواد الائمه ادرکنی"

#مهدی_کبیری


@raziolhossein
👍 3 1
ش
15:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی‌اصغر_علیه‌السلام



گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست
این کشتی نجات بُوَد گاهواره نیست


در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست
نامش علی است، شیر بخوان، شیرخواره نیست


#حمیدرضا_اسلام‌لو
#فصیح‌الزمان_شیرازی_رضوانی
#فریدون_مشیری



@raziolhossein
1 👍 1
ش
20:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×1080, 195.3 KB
#امام_جواد_ولادت


باز هم نغمه ی لب آیه ی اعطینا شد
صلواتی بفرستید رضا بابا شد

#محمدحسین_رحیمیان


@raziolhossein
👍 5 3
22 January 2024
ش
21:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
21:50
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 102.1 KB
21:50
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 87.3 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
21:53
#امیرالمومنین_ولادت


روح الامین!به بام حرم رو، اذان بگو
بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو
اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو
لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو:
-کامشب شب ولادت صاحب حرم شده
-بیت الحــرم بــه مقــدم مولا حرم شده

امشب به کعبه فاطمه پروانۀ علی‌ست
دل دور کعبه گردد و دیوانۀ علی‌ست
دست خدا به کعبه روی شانۀ علی‌ست
امشب دل رسول خدا خانۀ علی‌ست
-باور کنید جان به تن کعبه آمده
-باور کنید بت‌شکـن کعبه آمده

امشب به لوح، نقشِ قلم، ذکر یا علی‌ست
آوای سنگ های حرم ذکر یا علی‌ست
بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی‌ست
امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی‌ست
-امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود
-امشب فلک ز بـال ملک فرش می‌شود

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن
مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن
عید ولایت است؛ ولی را نگاه کن
یا فاطمه جمال علی را نگاه کن
-آیینه از جمال جمیل خدا بگیر
-با چهرۀ علی ز خدا رونما بگیر

مادر!تمام هستی پیغمبر است این
از انبیا به غیر محمّد، سر است این
بر خلق آسمان و زمین رهبر است این
دستش مبند بنت اسد!حیدر است این
-ای دخـت شیــر!بهــر نبـی شیر زاده‌ای
-شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای
بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای
بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای
خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای
-نوزاد تو کز او حرم الله منجلی‌ست
-آیینـۀ تمــام نمـای خـدا، علی‌ست

نقش همیشه زندۀ لوح و قلم علی‌ست
در بین اولیا به دو عالم علم علی‌ست
تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی‌ست
سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی‌ست
-قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود
-جــز او چــه کـس معلـم جبریل می‌شود؟

روز نخست، ارض و سما گفت:یا علی
روح الامین به وقت دعا گفت:یا علی
آدم به موج درد و بلا گفت:یا علی 
در جنگ‌ها رسول خدا گفت:یا علی
-در ذوالفقــار، زمزمــۀ «لافتــی علــی»ست
-بر روی هرکه می‌نگرم نقش «یاعلی»ست

ای شهریار کشور جان، یا علی مدد
ای دستگیر خلق جهان، یا علی مدد
ای رهنمای گمشدگان، یا علی مدد
ای ذکر اهل دل به زبان، یا علی مدد
-ما جـان و دل بـه مهـر تو آراستیم و بس
-روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست
شیرین‌ترین ترانۀ روحم ثنای توست
مُهر حلال زادگی من ولای توست
هرسو که رو نهم حرم با صفای توست
-از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم
-دینی به جـز ولای تو مولا نداشتم

گل بی‌نسیم مهر تو پژمرده می‌شود
دل بی‌شرار عشق تو افسرده می‌شود
نام تو با کلام خدا برده می‌شود
یاد دمت مسیحِ دلِ مرده می‌شود
-تــو کیستــی؟ امــام تمــام امـام‌ها
-بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

بی مِهر تو قبول صلات و صیام نیست
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست
-این مذهب و عقیده و ایمان «میثم» است
-حتی بهشت، گـر تـو نباشی جهنم است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
👍 1
21:55
#امیرالمؤمنین‌_مدح


آیینه ی تمام نمای خدا علیست
پس جانشین بی مثل مصطفی علیست

گسترده است در همه عالم ولایتش
برجن و انس و حور و ملک مقتدا علیست

کعبه به یمن مقدم او قبله گاه شد
یعنی مسیر قبله و قبله نما علیست

در لحظه ی مواجهه با سختی و بلا
ذکر مدام روی لب انبیا علیست

وارونه کرد با سر انگشت قلعه را
با جرات و شجاعت و خیبر گشا علیست

چیزی به غیر این به خداوند ملاک نیست
مُهر حلال زادگی بچه ها علیست


#علی_علی_بیگی

@raziolhossein
2
23 January 2024
ش
08:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×840, 131.9 KB
#امیرالمؤمنین‌


عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
08:07
#امیرالمومنین_مدح


روزگارم با غلامىِ "على" سر میشود
هر که را دیدم على را دیده نوکر میشود

بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من
چاکرى از چاکران کوى حیدر میشود

جاى آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم
حلقه اى را که ز گوش بندگى در میشود

شان او را نه قلم کافى ست نه دفتر نه فهم
شان سلمانش فقط صدجلددفتر میشود

نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست
فتح این قلعه فقط با دست حیدر میشود

یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن
این چه موجودى ست هم اول هم آخر میشود

از همینجا میشود فهمید-با مهر على-
عاقبت این عاقبتها خیر یا شر میشود

محضر "یادعلى" و محضر "نادعلى"
هر که آدم میشود ازاین دو محضر میشود

ذات فیاض “امین الله” ” امینى” پرور است
هر که شد خورشید ذاتا ذره پرور میشود

قدر زر زرگر شناسد قدر "زهرا"را"على"
علتش این است داماد پیمبر میشود

بیشتر کار برادر را برادر میکند
حق بده پس باتو پیغمبر برادر میشود

کار خیر ما کنار حب تو می ایستد
دوبرابر, سه برابر….صد برابر میشود

معجزات چشمهایت خلق صاحب معجزه ست
دلدل ات رد میشود سنگ همه زر میشود

تو میان خانه هم باشى همه ذبح تواند
تو به خیبر هم نیایى فتح خیبر میشود

هر یک از پیغمبران اول میاید محضرت
با تو بیعت میکند بعدا پیمبر میشود

دوستى از دوستان دوستان تو اگر
در جهنم هم که باشد آخرش در میشود

طفل خود را بر سر شانه نجف آورده ام
کودک است امروز, در آینده قنبر میشود

این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد
سنگ را اینجا بیندازند گوهر میشود

زان طرف سنگ نشانى هم ندارد "فاطمه"
زین طرف دارد کف صحن تو مرمر میشود

“باز با…..” نه , باز اینجا با کبوتر میپرد
شاه اینجا همنشین چند نوکر میشود

حال من چون حال بیماری است زیر دست تو
هر چه بدتر میشود انگار بهتر میشود….

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
3
08:09
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


کعبه سنگی‌ست که آیینه سرای تو شده
حال از شش جهت انگشت نمای تو شده

پرده‌ی بیت که بر دامن او چنگ زنند
به امیدی متمسک به ولای تو شده

قامت نوح ز‌ عشقت که کمان شد تازه
حلقه‌ی درب ورودی سرای تو شده

ناز بر ناس کن ای حمد که در بسم الله
اسم‌ اعظم ز کرم نقطه‌ی بای تو شده

خوش بر احوال غلامی که شدی مولایش
خوش بر احوال خدایی که خدای تو شده

طبق لولاک، به زهرا همگی‌ مدیونیم
چون همین آینه بانی بنای تو شده

هم تو راضی به رضای دل مرضیه شدی
هم دل مرضیه راضی به رضای تو شده

آنچه رخ داده و در آتیه رخ خواهد داد
همه منقوش در ایوان طلای تو شده

در دل سنگ من افتاده هوای نجفت
مثل آن چاه که دلتنگ صدای تو شده

#میلاد_حسنی

@raziolhossein