*لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه*
جان ندارد حاصلی جز جستجوی فاطمه
سر ندارد منزلی جز خاک کوی فاطمه
کور باشد دیدگانم جز به سوی فاطمه
لال بودن بِه مگر در گفتگوی فاطمه
تا بگیرد جان شیدا رنگ و بوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
من گدا هستم گدای یک نگاه فاطمه
مسکن و مأوی گزیدم من به راه فاطمه
می روم از هر بلایی در پناه فاطمه
زنده ام تنها به یمن یک نگاه فاطمه
تا بگیرم آبرو از آبروی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
لعن می گویم به آن کو فاطمه لعنش کند
لعن زهرا بنده را مستوجب آتش کند
لعن بر ملعون زهرا سینه را بیغش کند
لعن اعدا سینه ما را خدا وش می کند
تا نباشم رو سیه در پیش روی فاطمه
لعن می گویم دمادم بر عدوی فاطمه
لعن میگویم به ملعون خداوند و مَلَک
بوده ملعون نبی و آل او بی هیچ شک
با تبری میخورد عشق و تولایم محک
لعن ما بر غاصبان حق مولا و فدک
تا بنوشم جرعه ای آب از سبوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
لعن بر آنکس که بر راه حقیقت سد شده
باعث بدعت به دین کامل احمد شده
غاصب حق ولیِ خالق سرمد شده
لحظه ای اسلام ناورده ولی مرتد شده
قسمت او بوده نفرین از گلوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
نیستم یار کسی جز آنکه شد یار علی
نیستم غمخوار جز از بهر غمخوار علی
من گرفتارم ولی تنها گرفتار علی
در نبردم با کسی کاو کرده پیکار علی
کینه دارم تا ابد با خصم شوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
دین من باشد مودت بر رسول مصطفی
بر تمام آل برتر از عقول مصطفی
تا شوم در هر دو گیتی من قبول مصطفی
دست من بر دامن پاک بتول مصطفی
تا چکد روی سرم آب وضوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
اهل وحدت هستم اما محور وحدت علی است
چون صراط مستقیم و سایه رحمت علی است
باب شهر علم و باب حِطّه امت علی است
حضرت حق را به عالم برترین آیت علی است
بهر وحدت هم نظر دارم به سوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
دست ما را گر بگیرد یک نخ از دامان او
غرقه ایم اندر یم بی ساحل احسان او
در دو دنیا درد هامان می شود درمان او
کاش گوید فاطمه سامان بود سامان او
در دو گیتی خرمم از آب جوی فاطمه
لعن میگویم دمادم بر عدوی فاطمه
@montaghememohsen