30 July 2022
Channel «شعر- حضرت زینب واسارت» created
ر
10:18
روضه - حضرت زینب و اسارت
ات
ا ت 10.09.2021 19:33:50
#اسارت

خورشید روی قله ی نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم، هم قطار شد
زیباترین ستاره ی دنباله دار شد
ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد
1 August 2022
ر
07:13
روضه - حضرت زینب و اسارت
ر
روضه 30.08.2019 12:38:19
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردن دیر رسیدم من
یه گوشه گودال مادرو دیدم من
که رفته بود حال دیر رسیدم من
صدا زدی من رو خودم شنیدم من
صدای رگهات بود دیر رسیدم من
افتان و خیزان و نفس بریدم من
پیراهنو بردن دیر رسیدم من
با بوسه از رگهات به خون تپیدم من
میون خاک و خون دیر رسیدم من
غریب مادر... غریب مادر
ر
07:13
روضه - حضرت زینب و اسارت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:57
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
7 August 2022
ر
23:41
روضه - حضرت زینب و اسارت
ات
ا ت 20.08.2021 12:28:02
ورود کاروان به شام


فـــاطمه! مـادر سادات! چه آمد به سرت؟
شـامیان عیــد گـرفتند بــه قتــل پسرت



سنگ و خاکستر و دشنام و کف و زخم زبان
کـوچه‌کوچـه شده مــزد زحمـــات پـدرت



بـوسه از دور بــه پیشــانی بشکسته بـزن
اگـر افتــد بـه ســر پــاک حسینت نظرت



شـانه بــر گیســوی زینب بزن و اشک بریز
گــر بـه دروازۀ ســــاعات بیفتـــد گـذرت



دیگــر از چــوب و لب خشک نگویم سخنی
بیش از این نیست روا تـا کـه بسوزد جگرت



زینب و گیسوی خــونین؛ بـه خدا حق داری
عــوض اشــک اگــر خون رود از چشم ترت



چـون مه نیمــه درخشــد بـه کنار خورشید
سـر عبـاس کـه خـود هست حسین دگرت



مـادر زینـب! از زینــب مظلـــومـه بپــرس
دختـــرم! در مــلاءعـــام چه آمد به سرت؟



یــا محمّـد بنگــــر حــق ذوی‌القـــربـی را
کشـت اولاد تــــو را امــت بیـــدادگــرت
ر
23:43
روضه - حضرت زینب و اسارت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 30.09.2017 01:07:37
#مقتل #عاشورا

تو نيزه ميخوري تن من درد ميكشد

تو تشنه اي و من جگرم داد ميزند

هر وقت به قتلگاه تو نزديك ميشوم

اين شمر بد دهن به سرم داد ميزند
23:43
#زینب
نكند كوفه تو را پير كند

زير ِ پا چادر ِتو گير كند



نكند خنده به غمهات كنند

سر ِ بازار تماشات كنند



نذر كردم كه نريزد پَر ِ تو

دست گردان نشود معجر ِتو
23:43
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:15:57
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خودم دیدم زبالای بلندی
که محبوب خدارا سر بریدند

خودم دیدم کبوتر های معصوم
همه،سرزیر پرها کرده بودند

خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
خودم دیدم زمین دریای خون بود

خودم دیدم فضای آسمانها
پراز «انّاالیه راجعون» بود

خودم دیدم گلوی اصغرم را
خودم در بر کشیدم اکبرم را

خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
23:43
#خیمه ها #غریبان #شام #عاشورا

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد حسان
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده
23:43
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 29.10.2017 19:46:49
از تل زینبیه که زینب نظاره کرد
با چشم خود به سوی مدینه اشاره کرد

جدم بیا ببین که چگونه حسین را
دشمن که با سیوف خودش پاره پاره کرد

بر روی سینه ای شه دین شمر جلوس کرد
سر از بدن جدا شد و زینب نظاره کرد

آمد صدای مادری از قتلگاه به گوش
نفرین بر آن کند که ستم بی شماره کرد

اسبان به روی آن بدن پاره تاختند
این خاک و را مدفن ماه وستاره کرد

خواهر پی برادر خود بین نیزه ها
با حال زار بوسه به رگهای پاره کرد

این خاک را مدفن اولاد احمدست
چشم دلم به سوی حریمش اشاره کرد
ر
23:43
روضه - حضرت زینب و اسارت
ات
ا ت 19.08.2021 17:52:41
یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من
یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من
یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم
یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من
23:43
طفل صغیری ز حسین گم شده، ساربان
قامت زینب ز اَلَم خم شده، ساربان

شام غریبان حسین امشب است
ای خدا، ای خدا
23:43
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
23:43
خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد
23:43
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
23:43
آندم بریدم از زندگی دل
که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل

او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم
او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم
او از کمر تیغ من آه باطل

او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل

او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من غیر از او دل
8 August 2022
ر
00:12
روضه - حضرت زینب و اسارت
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 01.10.2017 19:17:26
#غریبان #شام عاشورا #زینب
گلى گم کرده ‏ام مى ‏جویم او را
به هر گل مى ‏رسم مى ‏بویم او را

امان اى دل اى دل اى دل حسین
بسوز اى دل اى دل اى دل حسین

گل من یک نشانى در بدن داشت
یکى پیراهن کهنه به تن داشت

اگر جویم گلم را در بیابان
به اشک دیدگان میشویم او را

برادر جان سلیمان زمانى
چرا انگشت و انگشتر ندارى

چرا بر تن برادر سر ندارى
بمیرم من مگر مادر ندارى
00:12
#غریبان #شام عاشورا #زینب
کشتنت آبت ندادند، کشتنت خاکت نکردند
کشتنت سرت رو بردن رو نیزه ها

کشتنت غریب مادر، کشتنت غریب مادر به کربلا

کشتنت دلمو آزدرن، کشتنت پیروهنت رو بردن
کشتنت تنت روی خاک کربلا

کشتنت دلمو سوزوندن، کشتنت تنت و کشوندن
کشتنت صدات می اومد مادر بیا

کشتنت پیش چشه خواهر، کشتنت رو دامن مادر
کشتنت آتیش کشیدن به خیمه ها

کشتنت تنت پر از خون، کشتنت حرم حراسون
کشتنت دیدم تنت زیر دست و پا

کشتنت گهوار رو بردن، کشتنت انگشترو بردن
کشتنت گوش واره رو بردن
00:12
#غریبان #شام عاشورا #زینب
کنار گودال زهرا تنها نشسته
آمده مادر با پهلوی شکسته

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا (2)

دامن طفلی گرفته آتش امشب
پروردگارا برس به داد زینب

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا (2)

زینب را شکسته شد دیگر پر و بال
سینه زنان آمده کنار گودال

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا (2)
00:12
ت۹
توکلی مدیریت ۹۱۲ 29.10.2017 19:40:42
فلک بر عمه ی سادات، جسارت کی روا با شد
که هجده محرم زینب به روی نیزه ها باشد

واویلا آه وواویلا

بگو آئینه ی رویت،چرا خاکستری رنگست
پذارایی زمهمانان، در این مهمانسرا سنگ است

واویلا آه وواویلا

دلم سوزد که لب تشنه، سرت از تن جدا کردند
عزیز جان من دیدی، تو را از من جدا کردن

واویلا آه وواویلا

مپرس از من چه سان کوفی، ما کرده پذیرایی
چوماه نو خمیدم من، شده زینب تماشایی

واویلا آه وواویلا
00:12
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب

امان ای دل ای دل ای دل ای دل وای

نه قوتی نه توانی میانه آن همه دشمن
نه مرهمی که نشیند به قلب مضطر زینب

ز حیرتم که چه عالم، ز هم نمی پاشد
به روی نیزه نشسته تمام باور زینب

نمانده تن که نلرزد نمانده دل که نسوزد
مگر ز قتلگه آید صدای مادر زینب


نه مرکبی نه رکابی امان ز ناقه عریان
چرا دوباره نیامد امیر لشکر زینب

مو که افسرده حالوم جون نداروم (2)
شکسته پر و بالوم جون نداروم (2)
همه گویند و زینب ناله کم کن (2)
تو آیی در خیالوم جون ندارنوم (2)

چرا انگشت و انگشتر نداری (2)
چرا عمامه ای در سر نداری (2)
نگو عمامه ای بر سر ندارم (2)
چرا خواهر به سر حجر نداری (2)

امان ای دل ای دل ای دل ای دل وای

خودم دیدم غزالان حرم را (2)
ز چنگ گرگ ها چوون می دویدند (2)
گهی آتش به دامن می دویدند (2)
گهی در دامن آتش فتادند (2)
گهی آتش به دامن می دویدند (2)

برادر جان سلیمان زمانی (2)
چرا انگشت و انگشتر نداری (2)
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
9 August 2022
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
ر
09:45
روضه - حضرت زینب و اسارت
ک
کتیبه و پرچم باب الحرم 09.08.2022 09:40:50
#حسین_من
#مسیر_کوفه_تا_شام

شیب الخضیب بر سر نی ها،حسین من
قرآن آیه آیه ی زهرا ،حسین من
بنگر که قلب خواهر تو بی قرار شد
با قاتلت به شام بلا رهسپار شد
از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
دارم به گونه از غم تو اشک مستدام
من بین سلسله، تو سر ِ نیزه ی عدو
از عمد می شوم همه دم با تو روبه رو
گل زخم های روی سرت می کشد مرا
زنجیر گردن پسرت می کشد مرا
ما را سوار ناقه ی عریان نموده اند
با قصد طعنه ،شعر شهامت سروده اند
هر کودکی که ناقه نشین شد در این مسیر
از اوج ناقه نقش زمین شد در این مسیر
بنگر که با شکنجه ی اعداء روانه ایم
در اضطراب ِ کعب نی و تازیانه ایم
هرجا بهانه ی تو گرفته سه ساله ات
نیلی شده ز دست جفا روی لاله ات
از لحظه ای که رأس تو را روی نیزه دید
گیسوی شانه خورده ی دستت شده سپید
از بس که داغ دیده دگر نیمه جان شده
یک کودک سه ساله چگونه کمان شده
یادم نرفته عصر دهم ،گوش پاره اش
سوقات کربلا شدن ِ گوشواره اش
وقتی شنید با لب تشنه شدی شهید
گویی حیات دختر پاکت به سر رسید

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
6 February 2023
ر
06:00
روضه - حضرت زینب و اسارت
تا حالا کسی سایه خواهراتم ندیده
تا حالا کسی رو از این خانواده نبردن اسارت
4 May 2023
ر
11:47
روضه - حضرت زینب و اسارت
سوره مریم به روی نیزه ها تفسیر شد
آب وقتی به حرم آمد که خیلی دیر شد

یا عزیز الله چشمت را روی نیزه ببند
نان خشک انداختند و دخترت تحقیر شد

از طعام خانه ها بویش به ایتامت رسید
طفل تو در کوچه ها با تازیانه سیر شد

دختران شام هرشب با عروسک دل خوشند
حیف دختر بچه ات همبازی زنجیر شد

گیسوی ما را کشید و هدیه اش را هم گرفت
کاردنیا را ببین ، از زجر هم تقدیر شد

زجر ها را من کشیدم، ناله هایش با تو بود
خیزرانش را تو خوردی و رقیه پیر شد

حیدری کم داشت این ویرانه وقت غسل من
باز بازویی شکسته، درنظر تصویر شد

ناصر دودانگه
11:47
با سنگ می زنند تو را خیلِ کوفیان
این سرو ایستاده مگر پادشاه نیست؟

شمر و سنان و حرمله از راه آمدند
برخیز! جای خواهر تو قتلگاه نیست
21 July 2023
ر
14:27
روضه - حضرت زینب و اسارت
ک
کانال ‌متن روضه 15.07.2023 08:05:17
|⇦•حاضرم دست به گیسو بزنم...
#قسمت_پایانی #روضه وتوسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شبِ چهارم محرم ۱۴۰۱به نفس کربلایی سید رضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻

حاضرم دست به گیسو بزنم رد نکنی
خیمه را با مژه جارو بزنم رد نکنی

حرفِ از سینه و پهلو بزنم رد نکنی
شد که یک بار به تو رو بزنم رد نکنی

تنِ تو گر که بیفتد تنِ من می‌افتد
تو اگر جان بدهی گردنِ من می‌افتد

*دوتا بچه های زینب سلام الله اومدن تو‌خیمه، چی شد مادر؟ رفتن یه گوشه از خیمه زانوهاشون رو بغل گرفتن. چیه مادر؟! مگه دایی چی گفت بهتون؟ دایی ما رو‌ نپذیرفت، مارو‌قبول نکرد. گفت شما باید کنار خواهراتون، کنار مادرتون وکنار این زن وبچه ها باشید. بی بی دست دوتا بچه هاش رو‌گرفت..رفت خیمه ی حسین‌. داداش! قرار ما این نبود. چرا این دوتا بچه رو رد می کنی؟ اون‌موقعی که علی اکبر می خواست بره بدون هیچ‌حرفی بهش گفتی برو. نگاهم نکردی نگفتی علی اکبر باید سایه اش رو سر ما باشه. حالا که نوبت به بچه های من رسید میگی باید بالاسر ما باشن.....
خوبه اینا ببینن دستای من رو میبندن. خوبه اینا باشن ببینن مادرشون بین نامحرماست... خوبه اینا باشن ببینن رقیه ات رو‌ با تازیانه میزنن..*

دلم آشفته و حیران شد و حرفی نزدم
نوبت رفتنِ یاران شد و حرفی نزدم

اکبرت راهیِ میدان شد و حرفی نزدم
در حرم تشنه فراوان شد و حرفی نزدم

بِگُذار این پسران نیز به دردی بخورند
این دوتا شیر جوان نیز به دردی بخورند

نذر خونِ جگرت باد جگر داشتنم
سپرِ سینه‌ی تو سینه سپر داشتنم

خاک پای پسران تو پسر داشتنم
سر به زیرم نکن ای شاه به سر داشتنم

سَر که زیر قدم یار نباشد سر نیست
خواهری که به فدایت نشود خواهر نیست

راضی‌ام این دو گُلم پرپرِ تو برگردند
به حرم بر روی بال و پرِ تو برگردند

لِه شده مثل علی اکبرِ تو برگردند
دستِ خالی اگر از محضرِ تو برگردم

دستمال پدرم را به سرم می‌بندم
وسط معرکه چادر کمرم می‌بندم

تو گرفتاری و من از تو گرفتارترم
تو خریداری و من از تو خریدارترم

من که از نرگسِ چَشمان تو بیمارترم
به خدا از همه غیر از تو جِگردارترم

امتحان کن که ببینی چِقدَر حساسم
به خداوند قسم شیرتر از عباسم

بِگُذارم بِروی باز شود حنجرِ تو
یا به دست لبه‌ای کُند بیفتد سرِ تو

جانِ انگشتِ تو افتد پِیِ انگشترِ تو
می‌شود جانِ خودت گفت به من خواهرِ تو

طاقتم نیست ببینم جگرت می‌ریزد
ذره ذره به روی نیزه سَرت می‌ریزد

*خبر آوردن عون‌ و محمد رو هم کشتن. همه منتظرن بی بی زینب از خیمه بیاد بیرون همه نشستن بی بی بیاد بچه هاش رو بغل بگیره.. هرچی صبر کردن دیدن بی بی از تو‌خیمه بیرون‌ نمیاد یکی از این بچه ها تو بغله حسینه،یکی تو بغل عباسه، بچه ها رو بغل گرفت آوُرد. بالاخره زینب بالاسر بچه هاش میاد....؟
یه نفر از این زنها اومد تو‌خیمه گفت: زینب جان مگه خبر نداری؟! شروع کرد مقدمه بچینه، بی بی گفت چی میخوای بگی؟ میخوای بگی بچه هام رو‌ کُشتن؟
پرسید چرا از خیمه بیرون نمیای؟ فرمود: میخواهید من از خیمه بیام بیرون خجالت دادشم رو ببینید. داداشم همین‌جوری داره خجالت میکشه، علی اکبر رفت، خیلی خجالت کشید. اینقدر بهش خندیدن....*

«یارای ابی عبدالله یکی یکی دارن کم‌ میشن فقط بی بی مونده با چندتا زن وبچه....»

از تل زینبیه رسیدم که ای وای وای
بالاسرَت نشستم و دیدم که ای وای وای

نیزه ز جای جایِ تنِ تو درآمده
حتی لباس‌های تنِ تو درآمده

دیدم کسی حسینِ مرا نَحر می‌کند
آقای عالمینِ مرا نَحر می‌کند

می‌خواستم ببوسَمَت اما مرا زدند
ناراحتم کنارِ تو با پا مرا زدند

چِقدر روبروم طولش دادند
سه ساعتِ تموم طولش دادند

یه جوری هر کدوم طولش دادند
سه ساعتِ تموم طولش دادند

سرِ فرصت سرِ تو بریدند
به چه قیمت سرِ تو بریدند
بمیرم داداشِ غریبم

توی غربت سرتو بریدند
توی غربت سرتو بریدند

انگار اومد بر قلب من فرود
خنجری که سرت رو از پیکرت ربود

گلوتو می‌بوسم، رگاتو می‌بوسم
تو رو خدا دست و پا نزن

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در #سایت و #کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.

َللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_دوطفلان_حضرت_زینب
#شب_چهارم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
#سید_رضا_نریمانی

┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅

↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

🛒 فروشگاه فرهنگی↶
https://eitaa.com/babolharam_shop
ر
14:30
روضه - حضرت زینب و اسارت
سری به نیزه بلند است دربرابر زینب
خدا کند که نباشد سر برادر زینب
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
ر
19:18
روضه - حضرت زینب و اسارت
هرگز کسی چون من تن بی سر نبوسید
بوسیده ام جایی که پیغمبر نبوسید
حیدر نبوسید زهرا نبوسید
حتی نسیم صحرا نبوسید
روضه - حضرت زینب و اسارت pinned this message
22 July 2023
ر
10:20
روضه - حضرت زینب و اسارت
گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست
باشد محل نده قسم مرتضی که هست

وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست
چادر نماز حضرت خیر النسا که هست

یک گوشه می نشینم و حرفی نمی زنم
بیرون مکن مرا تو از این خانه جا که هست

از درد گریه تکیه نده سر به نیزه ات
زینب نمرده شانه دارالشفا که هست

قربانیان خواهر خود را قبول کن
گیرم که نیست اکبر تو طفل ما که هست

گفتی که زن جهاد ندارد برو برو
لفظ«برو»چه داشت برادر؟بیا که هست

خون را بیا به دست دو قربانی ام بکش
تو خون مکش به دست عزیزم حنا که هست

گفتی مجال خدمتشان بعد از این دهم
از سر مرا تو باز مکن کربلا که هست

گفتی که بی تو سر نکنم خوب! نمی کنم
بعد از تو راه کوفه و شام بلا که هست
23 July 2023
ر
16:56
روضه - حضرت زینب و اسارت
افتاده بین قتلگاه تو چنگ کینه سپاه

نداره دیگه جون پناه پناه عالم

باور نداره زینب اما داره میبینه

رو سینه داداشش شمر لعینِ

بالای گودال هی میره از حال

پیر شده زینب قد هزار سال

سالار زینب

فریاد واویلا حسین رحمی به حال ما حسین

زینب شده تنها حسین بی یار و مَحرَم

خوب شد ندیدی اتیش به چادرم رسیده

سپاه کوفیا تا حرم رسیده

پاشو که زینب با این شرافت باید بپوشه رخت اسارت

نمیشه باورم تویی ایا برادرم تویی

حسین مادرم تویی ای خفته در خون

دونه دونه میبوسم اعضاء پیکرت رو

پیدا نکردم اما داداش سرت رو

ای پاره پیکر خدا نگهدار

هستی خواهر خدا نگهدار

سالار زینب
25 July 2023
ر
13:30
روضه - حضرت زینب و اسارت
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 25.08.2022 08:03:36
#امام_حسین
#اسارت
#شام

خنده بر پاره گریبانی مان می کردند
خنده بر بی سر و سامانی مان می کردند

پشت دروازه ی ساعات معطل بودیم
خوب آماده ی مهمانی مان می کردند

از سر کوچه ی بی عاطفه تا ویرانه
سنگ را راهی پیشانی مان می کردند

هر چه ما آیه و قرآن و دعا می خواندیم
بیشتر شک به مسلمانی مان می کردند

شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را
وارد بزم طرب خوانی مان می کردند

بدترین خاطره آن بود که در آن مدت
مردم روم نگهبانی مان می کردند

هیچ جا امن تر از نیزه ی عباس نبود
تا نظر بر دل حیرانی مان می کردند

#علی_اکبر_لطیفیان 

@raziolhossein
28 July 2023
ر
19:07
روضه - حضرت زینب و اسارت
نگاهم به علقمه، کجاست برادرم
ببینه دست به دست داره، میگرده معجرم
با شمر و زجر و حرمله، آخه کجا برم
برای درهمی همین، حسین یه عده کشتنت
دیدم که پاره پاره شد تموم پیرهنت
نشد که نیزه ها رو در بیارم از تنت
چقدر شلوغه قتلگاه نمیرسه صدام
19:07
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
**
خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد
آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد
**
رفتی و دستم بر ضریح دامنی بود
رفتی ز دستم رفتنت چه رفتنی بود؟
تا آن زمانی که به یادم هست داداش
وقتی که می رفتی تنت پیراهنی بود
**
رفتی که اشک خواهرت را در بیاری
بغض گلوی دخترت را در بیاری
آیا نمی شد ای سلیمان زمانه
قبل از سفر انگشترت را در بیاری؟
15 August 2023
ر
19:04
روضه - حضرت زینب و اسارت
خیلی سخته بریزه روی خاکا خونه جگر
خیلی سخته بخندن به افتادنت چند نفر
خیلی سخته پدر باشه چشم انتظار پسر

خیلی سخته که صد بار روی خاک‌ها بشینی
خیلی سخته که از زهر دنیا رو تار ببینی

خیلی سخته ببینی آقات از پا میفته
عمامه امامت روی خاک‌ها بیفته

خیلی سخته که از قتل و غارت براتون بگم
خیلی سخته بخوام از اسارت براتون بگم

کدوم روضه خون گریه میکنم؟
مثل فردایی
عمه پشت دروازه ساعات، یه عده بالای بام ها


خیلی سخته که از قتل و غارت براتون بگم
خیلی سخته بخوام از اسارت براتون بگم
از ناموسم از عمق جسارت براتون بگم

خیلی سخته بگی از روز سختیه سادات
خیلی سخته گذشتن از دروازه ی ساعات

خیلی سخته وقتی که سنگ و آیینه در بیفته
سخته دختر ببینه از نیزه سر بیفته

خیلی سخته که تو پای برگ گل خار بره
خیلی سخته یه روز عصمت الله تو انظار بره
خیلی سخته که ناموس مولا تو بازار بره

سخت تر اینه برقصن
سخت تر اینه بخندن
سخت تر اینه برای تماشا صف ببندن

سخت تر از اینا اما توی بزم شرابه
اون وقتی که سر افتاد پیش پای ربابه

یه وقت دیدن بلند شد سر رو تو آغوش گرفت، هی خونا رو پاک میکنه
گذشت
شب تو خرابه عمه سادات گفت رباب قربونت برم ندیدم جایی اینقده بیتاب بشی
امروز تو مجلس یزید دیدم بلند شدی سر حسین رو تو آغوش گرفتی

گفت خانم دلیل داره قربونت برم
آخه وقتی داشت وداع میکرد همه اومدن با سکینه یه جور وداع کرد با ام‌کلثوم یهدجور وداع کرد
دیدم شما حسین رو در آغوش گرفتین من حیا کردم جلو بیام نتونستم درست باهاش وداع کنم
جیگرم سوخت دیدم نانجیب با چوب خیزران

آی حسین
ر
19:34
روضه - حضرت زینب و اسارت
سر هر کوچه من سنگ میخوردم
از مرد و زن سنگ میخوردم
***
سر تو از سر نی می افتاد
مادرت هی می افتاد
***
گفتم اینجا رو نه
دوست دارم بازار رو ، این بازار رو نه
هر کاری میکردن، این کارا رو نه
***
اینجا عمه ام شکست
سرت از نی افتاد و شد دست به دست
زن و بچت بین وحشی های مست
ر
22:52
روضه - حضرت زینب و اسارت
حسین جان
چقدر خوبه بازم دیدم مجلسای عزاتو
همه آرزومه که یک شب بدم جون برا تو
آقا جان

حسین جان
الهی که قربونی پایین پات شم آقا
فدای تو و تک تک سینه زن هات شم آقا
آقا جان

دوباره خریدی ماها رو ممنونم
بها دادی این بی بها رو ممنونم
سر سفره ی پادشاهی با رافت
کنارت نشوندی گدا رو ممنونم

🥀حسین جان

حسین جان
دل بی قرارم اسیر توئه خیلی وقته
تازه فهمیدم دوری از روضه هات خیلی سخته
آقا جان

حسین جان
یه غم سنگینی میکنه از حالا توی سینم
از الآن فقط زار و دلواپس اربعینم
آقا جان

منو کشته دوری از تو آقا جان
نداره به واللهِ عشق تو پایان
تا اسم تو رو روی لبهام میارم
باگریه میگه مادرت زهراای جان

🥀حسین جان

حسین جان
به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم
شبی که میرفتم واست کاسه آب گذاشتم
واویلا

حسین جان
تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه
خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه
واویلا

صدا میزدم مادرت رو یا مظلوم
نشون میدادم حنجرت رو یا مظلوم
صدا میزدم مادرت رو ای بی کس
به دامن بگیره سرت رو یا مظلوم

🥀حسین جان

حسین جان
سپردم به خاک تا بپوشنه داداش تنت رو
بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو
واویلا

تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت
الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت واویلا

به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم
نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم
ندیدی چشای ترم رو با غیرت
شلوغی دور و برم رو یا مظلوم

🥀حسین جان

بمیرم
گلوی بریدت همیشه به یادم میمیونه
روی چادر سوخته من هنوز رد خونه
واویلا

بمیرم
که تو نیزه خوردی و اون نیزه معلومه داغ بود
خدا میدونه واسمون بدترین اتفاق بود
واویلا

سر تو که رو نیزه ها رفت یا مظلوم
همش چادرم زیر پا رفت یا مظلوم
جلو چشم نا محرمان افتادم
پناه غریبیم کجا رفت یا مظلوم

🥀حسین جان
16 August 2023
ر
12:42
روضه - حضرت زینب و اسارت
شامیان! من داغدارم، هلهله کمتر کنید 
خارجی نه! زاده ی پیغمبرم باور کنید 
کف زدن پایِ سر فرزند زهرا خوب نیست 
نامسلمانان! حیا از دخت پیغمبر کنید 
با چه جرمی عمه ام را پیش چشمم می زنید؟ 
نه حیا از فاطمه، نه شرم از حیدر کنید 
گشته جای شیر جاری اشک از چشم رباب 
جای خنده، گریه با آن مهربان مادر کنید 
میهمانم، زاده ی پیغمبرم، آیا رواست 
جای عطر گل، نثارم خاک و خاکستر کنید؟ 
این سر ریحانه ی زهراست بر بالای نی 
از چه رو با خنده استقبال از این سر کنید 
کوچه کوچه سنگ بگرفتید جای گل به دست 
تا نثار فرق مجروح علی اکبر کنید 
زخم زنجیر مرا دیدید و خندیدید باز 
شادمانی پای اشک عمه ام کمتر کنید 
فاطمه با ماست ای نامردﹾ مردم! کِی رواست 
رقص پای گریه ی صدیقه ی اطهر کنید؟ 
شیعیان با شعر میثم در غم ما اهل بیت 
دیده را لبریز از خون، سینه پر آذر کنید
25 August 2023
ر
08:46
روضه - حضرت زینب و اسارت
خواهش می کنم
برید کنار من خودم خاکش می کنم
منت میکشم
خاکش کنم نفس راحت میکشم

روی زمین رهایی و
رو خاک کربلایی و
نمیزارن ادا کنم
این واجب کفائیو

ای مظلوم حسین
ای مظلوم ای مظلوم ای مظلوم حسین

دلگیرم حسین بدون
تو آخرش میمیرم حسین
آشفتم حسین
منو زدن هرجایی که گفتم حسین

روزم شده سیاه حسین
08:46
خواهش می کنم
برید کنار من خودم خاکش می کنم
منت میکشم
خاکش کنم نفس راحت میکشم
شمر اگه بره سنان نمیگذره 
تو قتله گاه تو زمان نمیگذره 
حتی ازت دم اذان نمیگذره 
تو قتله گاه تو زمان نمیگذره 
یک زن تنهام چطور شمر ازت جدا کنم 
پاشو اذون مغربه من به کی اقتدا کنم 
از سرشون زیاد بودی کمت کردن 
بعد سه روز دهاتی ها جمعت کردن
2 August 2024
ر
02:10
روضه - حضرت زینب و اسارت
ت
تک بیتی،دوبیتی و رباعی آیینی(حُسینیه) 09.08.2023 22:56:17
#زبان_حال_حضرت_زینب_س
#زبان_حال_حضرت_رقیه_س
#دیر_راهب؛ #تنور_خولی

با وفا بوده، خدا خیر به راهب بدهد
شستشو داده دوچندان شده زیبایی تو
***
بی وفا بوده، عجب! خیر نبیند خولی
خاک پاشیده به آئینه‌ی زهرایی تو

#سعید_خرازی
@dobeity_robaey
ر
02:12
روضه - حضرت زینب و اسارت
بسوزد آن همه مسجد
بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد
از کلیسا سر
4 August 2024
ر
23:39
روضه - حضرت زینب و اسارت
(
(**&**) 04.08.2024 14:09:20
دروغ روضه بخوانیم.
این روزها..


به روی پر ملائک با صلوات قافله را میبردن
در کوچه و گذر گلاب به روی انها پاشیدن

کجاگفته که معطل شدن
در اوج احترام وارد،شهر بلا شدن

دروغ است که ازصبح تابه غروب
بین ازدهام ناموس علی معطل شدن
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
6 August 2024
ر
00:41
روضه - حضرت زینب و اسارت
دم دروازه ساعات خدا رحم كند
به دلِ عمة سادات خدا رحم كند

محملم پرده ندارد مددي يا ستّار
حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند

چشم من تار شده، يا تو به هم ريخته‌اي
گريه‌دار است ملاقات خدا رحم كند

كو علمدار حرم؟ آبرويم در خطر است
وسط اين همه الوات خدا رحم كند

سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند
رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند

به همان خنجر كُندي كه تو را زَجْرَت داد
مي كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند

سرت از نيزه زمين خورد دلم ريخت حسين
زير پا رفتي؟ به لبهات خدا رحم كند

نيزه نيزه شده از بس گلويِ پارة تو
گُم شدي بين جراحات خدا رحم كند

به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجي زده اند
تا نميرم ز بليّات خدا رحم كند

چشم يك شهر به دنبال كنيز است حسين
تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند

چانه مي زد سَرِ گهواره يكي پيش رباب
بهر تسكين مصيبات خدا رحم كند

شاعر: قاسم نعمتی
ر
10:04
روضه - حضرت زینب و اسارت
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 16.08.2023 08:03:16
#حضرت_زینب_اسارت
#اسارت #شام

به نام و حمد او کز عشق او ارباب لبریز است
و اما بعد حال زینب کبری غم انگیز است

رسید آن کاروان جایی که بوی غصه می آید
چه باید کرد وقتی غصه روی غصه می آید

سر صبح است و انگاری که اینجا عیدالایام است
برای کاروان عشق اما مطلع شام است

عجب روزی که بود از روز عاشوراش سوزان تر
ندیده هیچکس روزی از این شام غریبان تر

چه بود آن روز آن روزی که از صبحش چنان شب شد
و غم آنقدر بالا رفت و سنگین شد که زینب شد

بلی اسلام پایان یافت مذهب چشم خود را بست
سر بر نیزه هم از شرم زینب چشم خود را بست

دم دروازه ساعات غم در جان او حل شد
معطل شد معطل شد معطل شد معطل شد

علمداری که یک کوفی به غارت برد مشکش را
دم دروازه شامی ها در آوردند اشکش را

چه بر زینب گذشت آن روز بین کوچه و بازار
تمسخر، طعنه و تحقیر، سنگ و آتش و آزار

هزاران دلقک از اولاد عمرو عاص آوردند
برای پایکوبی دورشان رقاص آوردند

خبر دادند ابنای یهودی های خیبر را
برای بازدید آورده اند اولاد حیدر را

مجال خطبه خواندن نیست از بس ساز و آواز است
همین که زنده می‌مانند دیگر اوج اعجاز است

به شمر و اخنس و خولی و ابن سعد صد لعنت
اگر بازار شام این است پس بر کوفه صد رحمت

میان کوچه ها روزی نمی‌رفتند راه اصلا
ندیدند این زنان را پیش از این خورشید و ماه اصلا

مدام از روی نی سر روی خاک افتاد عیبی نیست
سر شش ماهه هم بر روی خاک افتاد عیبی نیست

بلا این است بفروشند آن دُرهای سرمد را
به بازار کنیزان برده اند آل محمد را

به قرآن پاره ها آن بی وضوها دست ها بردند
عروسان علی را از میان مست ها بردند

چنان آتش ز بام افتاد دستار امامت سوخت
همان چادر که باقی مانده بود از روز غارت سوخت

زنانی را که روی خویش را از کور پوشاندند
صلاه صبح تا مغرب میان شهر چرخاندند

یکی ای کاش بود آن روز و کم می‌کرد مشکل را
و هول میداد از نزدیکی زینب اراذل را

پس از دروازه‌ی ساعات غم در جان او حل شد
معطل شد معطل شد معطل شد معطل شد

کسانی را که فردوس برین ماوایشان باشد
به لطف شامیان دیگر خرابه جایشان باشد

#زخم_حسینی

@raziolhossein
8 August 2024
ر
14:55
روضه - حضرت زینب و اسارت
نه خانواده ی من تا به حال رفته اسارت
نه گوشواره اى از بچه هام رفته به غارت

هنوز چادر طفل مرا كسى نكشيده ست
كسى به اهل و عيالم نكرده است جسارت
.
كسى حوالى ما  – شک ندارم اين كه – ندارد
براى قطع سرى از قفا هنوز، مهارت
.
حسين جان چه بگويم كه روسياه ترينم
كه من نرفته ام و زينب تو رفته اسارت
.
كه كودكان تو با پاى سنگ خورده ى عريان
ز خارهاى بيابان كشيده اند مرارت
.
كه بعد روضه همه زود مى روند به خانه
رقيه هم به خرابه ، يزيد هم به عمارت
.
نخوانده بودم اگر من، نبود عين خيالم
ولى كنون چه كنم آه با همين دو عبارت
.
سرت به نيزه ، تنت روى خاک ، آه بميرم
كه كهنه پيرهنت هم نيامده ست به كارت
ر
17:47
روضه - حضرت زینب و اسارت
خواهش کردم چادرمو نکشن کشیدن
با اسباشون تو صحرا دنبال من دویدن
خواهش کردم روی سر تو شراب نریزن…
خواهش کردم چادرمو نکشن کشیدن
با اسباشون تو صحرا دنبال من دویدن
خواهش کردم روی سر تو شراب نریزن…
25 October 2024
ر
11:18
روضه - حضرت زینب و اسارت
د
دو خط شعر 28.01.2024 12:11:26
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی
هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب
زینب تو با خولی ، مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره
((حسین غریب مادر))



دیدم که افتادی
به زیر دست و پا
چیزی نموند ازت زیرِ ، نیزه شکسته ها
هنوز میسوزم از
آتیش خیمه ها
بچه یتیمارو زدن ، مشت و لگد چرا
مگه سفر رو ناقه ، بدون محمل میشه
مگه سفر با ناموس ، بین اراذل میشه
((حسین غریب مادر))



موسفیدای دِه
به تو عصا زدن
کشیده کار تو دیگه ، به دست و پا زدن
والشمر جالسٌ
دلش چقدر پُره
تو حاضری که جون بدی ، خنجر نمیبُره

مادر آب واسه تو ، یه ظرف آب آورده
دیر رسیده انگاری ، یکی سرت رو برده
((حسین غریب مادر))
5 November 2024
ر
11:38
روضه - حضرت زینب و اسارت
ات
ا ت 20.08.2021 12:28:02
ورود کاروان به شام


فـــاطمه! مـادر سادات! چه آمد به سرت؟
شـامیان عیــد گـرفتند بــه قتــل پسرت



سنگ و خاکستر و دشنام و کف و زخم زبان
کـوچه‌کوچـه شده مــزد زحمـــات پـدرت



بـوسه از دور بــه پیشــانی بشکسته بـزن
اگـر افتــد بـه ســر پــاک حسینت نظرت



شـانه بــر گیســوی زینب بزن و اشک بریز
گــر بـه دروازۀ ســــاعات بیفتـــد گـذرت



دیگــر از چــوب و لب خشک نگویم سخنی
بیش از این نیست روا تـا کـه بسوزد جگرت



زینب و گیسوی خــونین؛ بـه خدا حق داری
عــوض اشــک اگــر خون رود از چشم ترت



چـون مه نیمــه درخشــد بـه کنار خورشید
سـر عبـاس کـه خـود هست حسین دگرت



مـادر زینـب! از زینــب مظلـــومـه بپــرس
دختـــرم! در مــلاءعـــام چه آمد به سرت؟



یــا محمّـد بنگــــر حــق ذوی‌القـــربـی را
کشـت اولاد تــــو را امــت بیـــدادگــرت
ر
11:39
روضه - حضرت زینب و اسارت
ات
ا ت 20.08.2021 13:25:25
شب اول صفر شب ورود کاروان اسرا به شهر شام
آقا زین العابدین سلام الله علیه امام است عالم در ید قدرت امام است.
از آقا سوال کردن آقا شما کربلا بودی لحظه ی وداع و گودی قتلگاه دیدین کوفه دیدین شام بلا دیدین
کجای این سفر از همه بر شما سخت تر گذشت

سه مرتبه فرمودند.
الشام الشام الشام ،


عرضه کرد چرا آقا دلتون از دست شامیا خونه؟
فرمود در شهر شام به ما زخم زبان میزدند...


بی بی ام کلثوم آمدن پیش آن حرامزاده شمر لعنت الله علیه
بهش فرمودند
شما هرچی میتونستید ما رو اذیت کردین
میخوای مارو وارد شهر کنی از یه دروازه ای وارد کن که جمعیتش کمتر باشه

این نامرد هم لج کرد
سوال کرد کدام دروازه جمعیتش بیشتر آمده, گفتن دروازه ساعات
گفت اهل بیت رو از دروازه ساعات وارد شهر شام کنین

کار به جایی رسیده دختر امیرالمومنین دختر حضرت زهرا باید وارد بشه
مردم هلهله کنن کف بزنن بخندن شادی کنن


سهل ساعدیه
میگه وارد شدم به شهر شام دیدم شهر رو زینت کردن آذین بستن
سوال کردم مگر مردم شام اول شام جشنی دارن؟ که اینهمه شهر رو زینت کردن؟
گفتن مگه خبر نداری؟ گفت نه مسافرم.
گفتن عده ای خارجی که از دین پیغمبر خروج کردن و بر یزید قیام کردن
مرداشون رو کشتن زنانشون رو به اسارت آوردن

اف بر این دنیا
سبط رسول خدا میشود خارجی
اون حرام زاده ملعون یزید میشود امیر مسلمون ها

گفتم از کداوم دروازه واردشون میکنن
گفتن از دروازه ساعات
گفت اومدم دم دروازه ساعات ایستادم

لحظاتی گذشت دیدم همهمه ای برپا شد عده ای دارن هلهله میکنن
گفت نگاه کردم دیدم چند تا سر بریده ای رو دارن میارن
نگاه کردم خاک عالم به سرم اول سری که وارد شد سر ارباب عالم امام حسینه


عبارت مقتل از مدینه تا مدینه اینه
سهل ساعدی میگه دیدم باد به موهای امام حسین میخوره موهای آقا رو حرکت میده
دقت کردم به چشمان سید الشهدا دیدم سمت عقب نگاه میکنن
یعنی سمت قافله ی بی ساربان و بی سالار


سر بریده رو آوردن دیدم پشت نیزه سر ابی عبدالله
یه سری هست که انگار متلاشی شده
با عمود آهنین شکافته شده , سر بریده قمر منیر بنی هاشمه

سرها وارد شدن
همراهشون یه کاروانی
عده ای بانوان اسیر و مخدرات حرم
گفت نگاه کردم
یه آقایی بر ناقه ی بی جهاز سواره
دست و پاها رو با زنجیر بستن
گفت نگاه کردم
دیدم آقا زین العابدین سلامه الله علیه هستن
دوان دوان یجوری خودم رو به آقا رسوندم
سلام کردم
آقا سر بلند کردن
گفتن تو کی هستی؟ بین این همه دشمن تو این شهر به ما سلام میکنی؟

عرضه کردم آقا جان
سهل ساعدی هستم ازمحبین شما
اگر امری دارید بفرمایید؟
فرمودند آی سهل پول همراهت هست یانه؟
گفتم بلی آقا
فرمودند
آی سهل برو یه مقدار پول به این نیزه دارها بده
بگو سرهای بریده رو از بین محمل ها بیرون ببرن
اینقدر مردم به تماشای سرها نوامیس پیغمبر رو نظر نکنن
گفت اومدم یه مقدار پول به نیزه دارها دادم, سرها رو جلوتر آوردن

برگشتم خدمت آقا امر دیگری هست؟
فرمودند سهل پارچه همراهت هست؟
سریع عمامه سرم رو برداشتم پاره کردم بفرمایید آقا

فرمودند
سهل این زنجیری که روی گردنم انداختن گردنم رو آزار داده
یعنی زیر این آفتاب زنجیر داغ شده به پوست میچسبه
جابجا میشه گردنم رو زخم میکنه و آزار میده

فرمودند
سهل زنجیر گردنم رو بالا بگیر یخورده پارچه زیر زنجیر قرار بده
گفت پارچه رو آماده کردم
تا زنجیر رو بالا گرفتم
دیدم از زخم گردن مولا زین العابدین خون تازه میاد.

دیگه تاب نیاورد زد زیر گریه و ناله
یکی بهش گفت آرام
گریه کنی عاقبت تو هم همین کشته شدنه.
گفت آرام شدم
کاری از دستم بر نمیومد
فقط گریه میکردم.

آی سهل ساعدی
تو زخم گردن آقا زین العابدین رو دیدی تاب نیاوردی
تو سر بریده بالای نیزه دیدی تحمل نکردی
تو مخدرات حرم رو دیدی

يُساقونَ فِي البَراري وَالفَلَواتِ ، أيديهِم مَغلولَةٌ إلَى الأَعناقِ ، يُطافُ بِهِم فِي الأَسواقِ.
فالویل للعصاة الفساق

تو دیدی مخدرات رو تو کوچه و بازا میگردونن تاب نیاوردی


کجا بودی کربلا
در میان گودال قتلگاه بدن پاره پاره ی ارباب عالم رو ببینی
تو یه زخم به گردن امام زمانت دیدی تاب نیاوردی
تو هتک حرمت به امام زمانت دیدی تحمل نکردی

الهی بمیرم خواهرشون بالای تل زینبیه
گاهی میفرمود اما فیکم مسلم
آیا یه نفر مسلمون بین این همه مردم پیدا نمیشه؟
کسی جواب بی بی رو نمیداد.

آخری دستشون رو روی سرشون قرار دادند هی میفرمود وامحمدا واعلیا وااخا وا حسینا

جمله ختم منه

یه وقت بی بی دیدن زمین کربلا داره میلرزه هوای کربلا تیره و تاره فضای کربلا عوض شده یه نظری کردن بی بی
الهی بمیرم
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند نباشد سر برادر زینب
20 November 2024
ر
23:15
روضه - حضرت زینب و اسارت
ناموس حق، عقیله، عفیفه، مکرمه
طبق حدیث، عالمه بی معلمه
ارواح و جن و انس و ملک خادمش همه
روحش شبیه شیشه ای از نور قائمه
اما برای دیدن اولاد فاطمه
در کوچه های شام چرا ازدحام بود
در خیمه گاه شور و نشور قیامت است
معجر به باد و هنگام غارت است
او نور مطلق است به معجر چه حاجت است
15 July 2025
ر
16:17
روضه - حضرت زینب و اسارت
نمازعشق شکسته نخوانده بودم و خواندم
قنوت،بازوی بسته نخوانده بودم و خواندم
زنی ز هاشمیان تاکنون اسیرنبودست
دعا به ناقه نشسته نخوانده بودم وخواندم
 
به دوش،جسم دو دختر،نبرده بودم وبردم
زکینه سنگ زشامی نخورده بودم و خوردم
به قتلگه به من و دخترت چه شد، دیدی
که زنده زنده کنارت نمرده بودم ومُردم
 
به شب میان بیابان نرفته بودم و رفتم
به جستجوی یتیمان نرفته بودم ورفتم
نخفته بودم و خفتم به روی خشت خرابه
به کوفه گوشۀ زندان نرفته بودم ورفتم
 
هزاررنگ پریده ندیده بودم ودیدم
شفق به ماه چکیده ندیده بودم ودیدم
ندیده بودم و دیدم محاسنت در خون
به داس یاس بریده ندیده بودم ودیدم
 
به کوفه جای به زندان نکرده بودم وکردم
به شام، خانه به ویران نکرده بودم و کردم
نگفته بودی و گفتی اذان زمأذنۀ نی
به نیزه گوش به قرآن نکرده بودم وکردم
3 January 2026
ر
19:34
روضه - حضرت زینب و اسارت
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 03.01.2026 19:07:25
#حضرت_زینب_شهادت


اگر دلواپسِ من بوده ای من بیشتر بودم
میان بستگان خود به تو وابسته تر بودم

رسیده لحظه ی مرگم سراغم را نمیگیری؟!
به شوق دیدنت از صبح هی خیره به در بودم

میان بسترم جان میدهم حالا تک و تنها
منی که لحظه ی جان دادن چندین نفر بودم

نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم
از آن بدو تولد با تو یک جور دگر بودم

نگاه آخرم گودال بودی گریه میکردم
وَ از موی سرِ آشفته ات آشفته تر بودم

هنوزم با مرور خاطراتت جان به لب هستم
سه ساعت زخم خوردی و سه ساعت محتضر بودم

میان التماس من تو را هر کس که آمد زد
چه بر می آمد از این دستِ تنها؟! یک نفر بودم

به ابن سعد رو انداختم آخرسر از غربت
منی که از سخن با یک غریبه بر حذر بودم

به پیش چشم من ده اسب از روی تنت رد شد
تو خونین پیکر و من بیشتر خونین جگر بودم

تو شأنت دامن زهراست نه مخروبه ی خولی
سرت را از تنورش در میاوردم اگر بودم

بهانه تا نگیرند از نبود تو یتیمانت
برای بچه ها هم عمه بودم هم پدر بودم

سوار ناقه ها کردم همینکه دخترانت را
برای محملم دنبال مَحرَم در به در بودم

تویی که شرط ضمن عقد من بودی، خبر داری؟!
که من از کربلا تا شام با که همسفر بودم

مرا بازار بردند و مرا آزار میدادند
منی را که به عصمت در دو عالم مفتخر بودم


#یا_مظلوم

@raziolhossein
ر
19:34
روضه - حضرت زینب و اسارت
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 03.01.2026 19:07:25
#حضرت_زینب_شهادت


تا که کهنه پیرهن در دستهایم جا گرفت
نیمه ی ماه رجب هم بوی عاشورا گرفت

روضه خوانت بوده ام یک سال و نیم ای بی کفن
از صدای ناله ی زینب دل دنیا گرفت

گودیِ زیر دو چشمم! یادگار گودی است
تا که شمر آمد به مقتل کار دل بالا گرفت

جای سالم در تنت پیدا نکردم، لا جرم
خواهر غمدیده ی تو بوسه از رگ ها گرفت

هر کسی در کربلا از هر کجایی کینه داشت
انتقام خویش را از ما بنی الزهرا گرفت

دست نامحرم به روی خواهرت تا شد بلند
بر فراز نیزه خون چشمان سقا را گرفت

تا که بر گهواره ی نیزه بخوابد اصغرت
مادر بی شیرخواره نغمه لالا گرفت…


#محمدحسین_مهدی_پناه

@raziolhossein