20 October 2024
Channel «ام البنین» created
ر
00:35
روضه - ام البنین
ک
کانال ‌متن روضه 25.12.2023 16:26:37
|⇦•اگر تیری....
#روضه وتوسل ویژۀ وفات حضرت أُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج عباس حیدر زاده •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
*بگم یافاطمه، تو مدینه از صدای گریه شما مردم اعتراض میکردند، میگفتند یا علی به فاطمه بگو یا شب گریه کنه یا روز گریه کنه، اما من یه مادر سراغ دارم تو مدینه آزادانه گریه میکرد !
ام البنین .. می اومد کنار بقیع می نشست ... امشب نام مادری اومد که خیلی شجاع و قهرمان بود، خیلی با ادب بود ، ام البنین. این خانوم هم وقتی گریه میکرد، زنهای مدینه باهاش گریه میکردند، روضه میخوند، میگفت: عباسم! شنیدم کربلا عمودِ آهن به فرقت زدند، مادر!
بگو یااباالفضل، من هرکجا باشم، اون طرف دنیا هم که باشم، برا غمهات گریه میکنم ، آقا، امیدم تویی یا باب الحوائج ..
میگفت : عباسم!مادر، برام خبر آوردند وقتی عمود آهن به فرقت زدند، دست در بدن نداشتی ! عجیب روضه میخوند این مادر، منم یک جمله از زبون شما دلسوخته ها بگم، بگم بی بی جان : نبودی کربلا وقتی عمود به فرقِ عباست زدند، اباالفضل دست در بدن نداشت، یه مرتبه دیدند عباست با صورت روی زمین آمد ..*

نمیدانی که با دستِ بریده
زِ روی اسب افتادن ، چه سخت است

*من روضه ام را با یک سئوال از شما تموم میکنم، با صورت روز زمین اومدن یه طرف ، اما سئوال من اینه : اگه تیری توچشم باشه !

اگر تیری درون چشم باشد
نمیدانی زمین خوردن چه سخت است

ابی عبدالله، کنار بدن عباس خیلی غریب بود ..."لَمّا قُتِلَ الْعَبّاسُ بانَ الْانْکِسارُ فى وَجْهِ الْحُسَیْنِ.."
عباس كه كشته شد، ديدند چهره حسين شكسته شد.وقتی کنار بدن عباسش رسید، رنگ از چهره اش پرید، رنگِ چهره امام حسین تغییر کرد، یه نگاه به بدن بی دست کرد، یه نگاه به فرقِ عمود خورده کرد ..آخه کنار دو تا بدن، قدرت زانوشو از دست داد، یکی کنار بدن علی اکبر(ع) بود، یگی کنار بدن اباالفضل (ع) .اما فرق داشتن با هم، کنار بدن علی اکبر وقتی نشست روی زمین، صدا زد جوان ها بیائید، جوانها اومدند، اما تا نگاهش به اباالفضل افتاد :"یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ"ای کسی که غم و اندوه را از چهره امام حسین میبری. ای اباالفضل، ای عباس، نگاه به چهره عباس کرد، نیرو گرفت ...اگر علی اکبرم رفت، عباس دارم، اما کنار بدن عباس که دیگه کسی نبود، خودش تنهای تنها ، صدا زد :"الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی.."
هر کجای مجلس که نشستی ، به قصد فرج امام زمان ، یاحسین ...

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️❀هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
▫️#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین و بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند....در تمامی عوالم #صلوات▫️❀


َللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#حاج_عباس_حیدرزاده


┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅

↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

🛒 فروشگاه فرهنگی↶
https://eitaa.com/babolharam_shop
00:35
ک
کانال ‌متن روضه 25.12.2023 11:21:39
|⇦•دیدن مشک‌ دریده ات...
#سینه_زنی وتوسل ویژۀ وفات حضرت أُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۱ به نفس سید مجید بنی فاطمه •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دیدن مشک دریده ات میگیره جون منو آخر
برای دست بریدت الهی من بمیرم مادر

عباسِ من خودت بگو چی شد کنار علقمه
چجوری تیرو از چشات بیرون کشیده فاطمه

شد آسمونم بی ستاره من موندم و این مشک پاره
دارو ندارمو گرفتن ام البنین پسر نداره

تو زمین خوردی و آتیش به دلِ امِّ بَنین افتاد
شنیدم صددفعه تو راه سرت از نی به زمین افتاد

برام سکینه گفت چطور رفته سرِ عمو به نی
پیش چشم زینب زدن سرش رو از پهلو به نی

اسمم رو از زهرا بپرسیدحالم رو از ابرا بپرسید
نشونی مزارِ ماه و از زینب کبری بپرسید

«ام البنین پسر نداره...»

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....

َللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
#سید_مجید_بنی_فاطمه
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://splus.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

🛒 فروشگاه فرهنگی↶
https://eitaa.com/babolharam_shop
ر
00:35
روضه - ام البنین
ر
روضه - ابالفضل العباس 30.08.2024 16:57:37
#روضه_حضرت_ام_البنین(ع)(2)🥀
روضه وفات گریز ابا الفضل ‌(ع)🥀

🔸عمری برای داغ زهرا گریه کردی
🔸هر نیمه‌شب هم‌پای مولا گریه کردی
🔸در پای تو خاک بقیع ازاشک گِل شد
🔸وقتی که گفتی واحسینا گریه کردی
🔸اول برای زینب و داغ حسینش
🔸بعدش برای دست سقا گریه کردی
🔸یکبار دیدی که رباب از حال رفته
🔸صدمرتبه مانند دریا گریه کردی
🔸دیدی رقیه نیست جای او سکینه
🔸هربار که میگفت بابا گریه کردی
🔸خوب است که شام غریبان را ندیدی
🔸با روضه‌های خار صحرا گریه کردی
🔸حرف سه شعبه آمد و ازحال رفتی
🔸دیدی کسی می‌افتد از پا گریه کردی
🔸تشت طلا و خیزران را که ندیدی
🔸ابری شدی با حرف زنها، گریه کردی
🔸حرف کنیز آمد سکینه زود تب کرد
🔸لطمه زدی هی صورتت را، گریه کردی
⬅️بی‌بی نبودی موی دختر بچه‌ها سوخت
قدّ تمام سینه‌زنها گریه کردی

دیدی میری تشییع جنازۀ یه مادری، اگه ببینی خلوته میگی حتما پسر نداره ..

فردا میخوان بدن حضرت ام البنین (س) رو تشییع کنن؛ کاش یکی از بچه‌های حضرت بود زیر تابوت مادرُ می‌گرفت .😭

بی‌بی جان! شما بچه نداشتین که زیر تابوت رو بگیرن، ولی من یه خانم دیگه رو سراغ دارم؛ پسرهاش بودن، شوهرش هم بود، اما تو دل شب غریبونه بدن رو تشییع کردن 😭

بی‌بی جان! بازم خوبه شما رو روز تشییع کردن، بازم خوبه کسی به شما جسارت نکرد، اما مادر مارو تو مدینه زدن .
سینه شکسته، پهلوشکسته، بازوشکسته .
یازهرا
دیدی یه حرف میشنوی، میگی: نه! باورم نمیشه! اصلا! هیچ جوری! دروغه این حرفا
یا اگرم باور کنی، یعنی یقین پیدا کنی این حرف راسته، متحیر میشی ..
میخوام چندتا صحنه از کربلا بگم که متحیر شدن؛ یکیش اینجا بود:
اباعبدالله تا اومد بالای سر علی اکبرش؛ میگه “وَقَفَ مُتَحَیِّرا” (۱) اول متحیر شد: نه، این بدن علی اکبر نیست. آخه علی اکبر من اینجوری نبوده، رشید بوده
صحنه دوم رو میخوام بگم:
اون لحظه‌ای که بی‌بی زینب اومد تو گودال قتلگاه، خودشم بدن حسین رو نشناخت؛ اما تا اومد بیرون دید یکی میگه: “اُخَیَّ ، اِلَیَّ” تا اومد نشست کنار این بدن، روایت میگه سکینه اومد کنار عمه نشست:
_عمه جان با کی حرف میزنی؟!
گفت: مگه نمی‌شناسی این بدن باباته؟
گفت: نه؛ آخه بابای من اینجوری نبوده؛ چه‌جوری میگی این بدن بدن بابامه!؟ نه لباسی، نه سری
یه صحنه هم تو شام سراغ دارم؛
اون لحظه‌ای که زینب(س) دید داره با چوب خیزران به لب و دندان میزنه.(۲)
گفت: نه! اشتباه میکنی؛ این لب و دندان رو پیغمبر بوسیده
یه صحنه هم ام البنینه؛
بشیر که اومد خبر شهادت رو به ام‌البنین بده، عرضه داشت که چهار بچه‌ت رو کشتن، گفت فدای حسین.
یکی یکی نحوه شهادت‌ها رو گفت. تا رسید به عباس
(مادره دیگه، هی تو ذهنش مرور میکنه؛ اون سه تا بچه‌م راه داشته که بهشون نفوذ کنن، اما عباس رو من یکی قبول نمیکنم. چی شده عباسم
خورده خورده گفت تا رسید اینجا که؛ ام‌البنین عمود به فرقش زدن.😭
(هیچی نگفت.) تا حرفاش تموم شد، گفت: بشیر! من یه سؤالی ازت دارم؛چه‌جوری به عباس من نزدیک شدن؟ اصلا کسی جرئت نزدیک شدن به عباس رو نداره؛ چه‌جوری عمود به فرقش زدن؟😭
گفت: ام‌البنین، اول دست راستش رو انداختن، بعد دست چپش رو انداختن، بعد که دیگه دست نداشت دورش حلقه زدن، یه عده نامرد با نیزه، یه عده با شمشیر
اول میترسیدن بیان جلو، چون با چشماش همه رو فراری میداد. اما یه مرتبه اون نانجیب اومد جلو؛ گفت عباسی که میگن تویی!؟😭
گفت: نانجیب یه موقعی اومدی من دست به بدن ندارم. گفت: تو دست نداری ولی من دست دارم. این عمود رو بلند کرد، یهو عباس صدا زد: یازهرا
“ام‌البنین در کربلا نبودی، واویلا
بر فرق عباست زدن عمودی، واویلا”
حسین
ر
00:36
روضه - ام البنین
ر
روضه - ابالفضل العباس 24.07.2023 17:56:09
ای صاحب علم کجایی ؟
آب آورم حرم کجایی ؟
عصای پیری ام کجایی ؟

خیلی دلم هواتُ کرده
هوای اون چشاتُ کرده

👈میگن که دستاتُ بریدن
چادر زن ها رو کشیدن
معجر زینبُ کشیدن
اشکای زهرا رو ندیدن

به گریه چشمام ناگزیره
الهی مادرت بمیره

کی قدوبالاتُ نظرزد؟
نیزه به سینه ت بی خبر زد؟
به چشم تو، تیرسه پرزد؟

بقیع با ناله هام شریکه
👈قبرت میگن خیلی کوچیکه !

بعد تو محشری به پا شد!
کربلا تازه کربلا شد
👈حرمله پاش به خیمه وا شد

مثل علی یه کوه دردی
👈میگن رو نیزه گریه کردی

بعد تو دل چاره شُ گم کرد
👈رقیه گوشواره شُ گم کرد
مادری گهواره شُ گم کرد

مثل خودت خونه خرابم
👈شرمنده ی روی ربابم

عطر خوش کوثرت اومد
رمق به چشم ترت اومد
👈فاطمه بالا سرت اومد

حسرتشُ به دل می ریزم
خوش به سعادت عزیزم
13 December 2024
ر
18:41
روضه - ام البنین
(هر نفس، هر بار، در هر بار یا اُم‌ُالبَنین)۲
هر تپش، تکرار در تکرار یا اُم‌ُالبَنین

نذرِ من شد سفره‌اش، از مادرم آموختم
خوانده‌ام بسیار در بسیار یا اُم‌ُالبَنین

با گره‌هایی که کور است آمدیم و وا شدن
رو به او گفتیم تا یک بار یا اُم‌ُالبَنین

سینه‌ام آماجِ غم‌ها شد ولی زخمی ندید
تا نوشتم رویِ این دیوار یا اُم‌ُالبَنین

بچه سیدها که بر زهرا توسل می‌کنند
با رعیت هرکه دارد کار یا اُم‌ُالبَنین

کارِ عباسش که مشکل شد، مدد از او گرفت
ناله‌هایِ سینه‌یِ سردار یا اُم‌ُالبَنین
18:46
مادری کردی و الگوی علمدار شدی
قمرت پر زد و آه جگرش گفت، حسین

مشک او پاره شد و چشم ترش گفت، حسین
گرز آهن به سرش خورد، سرش گفت حسین
تیر باران شد و بعداً خبرش گفت حسین
روضه - ام البنین pinned this message
5 July 2025
ر
18:55
روضه - ام البنین
جزاک الله یا ام البنین، با این ابالفضلت
چه خوش درس وفا دادی
یل خوش قد و بالا را
سرش را تکه‌تکه داد، روی نیزه
تا دشمن، نگیرد معجر زینب را
28 November 2025
ر
07:50
روضه - ام البنین
مثه پاییز زرد اومدم
پُرِ غصّه و درد اومدم
سائل پسر توام و
درِ خونه‌ی مرد اومدم

مردِ مرداست پسرت
مرهم درداست پسرت
دوای امروز همه
شافع فرداست پسرت

پسرات یکی یکی رفتن و شهید شدن
همه پیش فاطمه همه روسفید شدن
07:52
شُکر خدای امّ‌البنین
منم گدای امّ‌البنین
هر شب جمعه از کربلا
میاد صدای امّ‌البنین

الا مادر به قربون جمالت
گل امّ‌البنین شیرم حلالت

نگاه اباالفضل، تکیه‌گاه اباالفضل
دلیل خنده‌ی لب‌های شاه اباالفضل
به عشقت آقا خودم شنیدم
لات محلّه شده سر به راه اباالفضل

یا اباالفضل یا اباالفضل...
07:52
یه مادر داره از احساس میگه
داره از روضه‌ی حسّاس میگه
گمونم روضه‌خون اُمُّ‌البنینه
داره از قامت عباس میگه:

قدّ و بالای عباسم نظر خورد
به چشم شیر من تیر سه پَر خورد
خود من از بشیر اینو شنیدم
عمود آهنِ دشمن به سر خورد

شنیدم کوفیا دورش رسیدن
شنیدم دست عباسو بریدن
شنیدم بچه‌مو شرمنده کردن
شنیدم مشکشو تیرا دریدن

تا وقتی روضه‌خون اُمُّ‌البنینه
ربابم گوشه‌ی مجلس می‌شینه
تا وقتی حرف مَشک پاره می‌شه
رو لب گل می‌کنه داغ سکینه:

همین قد می‌گم از داغ زیادم
نگاه مهربونش مونده یادم
اَلا اُمُّ‌البنین شرمنده‌تم من
خودم دستِ عموجون مَشک دادم

شدیم آواره با زخم و تب و درد
سر ما نعره می‌زد شمرِ نامرد
پایین نِی رد خونو می‌دیدم
عمو بالای نِی خون گریه می‌کرد

میگه اُمُّ‌البنین، غم بی‌حسابه
جلو چشمام یه مشکِ پاره قابه
می‌سوزه قلبم و آروم نمی‌شم
دلیل شرم من اشکِ ربابه

خدایا پُر اگه پیمونه می‌شد
علی‌اصغرم گریون نمی‌شد
حسینِ من با طفل شیرخواره‌ش
میون هلهله حیرون نمی‌شد
3 December 2025
ر
19:37
روضه - ام البنین
ا
اشعار عبدالمحسن 13.12.2024 01:41:17
#سفره_ی_حضرت_ام‌البنین_علیهاالسلام

درد می گردد دوا با سفره ی ام البنین
می شود حاجت، روا با سفره ی ام البنین
می رود دل تا خدا با سفره ی ام البنین
روح می گیرد جلا با سفره ی ام البنین

هرکسی که لحظه ای در پای این سفره نشست
از کنارش بی گمان با دست خالی برنگشت

هر فرو افتاده ای در پای آن ،پا می شود
با دم امّ البنین هر دیده بینا می شود
قلب هر دلداده ای غرق تولّی' می شود
همدم و همسفره ی اولاد زهرا می شود

چارده معصوم هر سو پای سفره حاضرند
انبیا و اولیا با قصد قربت ذاکرند

ای که مهمانی کنار سفره ی آل عبا
ای نمک پروده ی امّ الادب، امّ الوفا
در سرت داری اگر حال و هوای کربلا
در کنار سفره اش بالا ببر دست دعا

با امیداز مادر صاحب عَلَم درخواست کن
می دهد کربوبلا امّ الکَرَم درخواست کن

سفره ی ام‌ّالبنین،مهد نزول رحمت است
سفره ی ام‌ّالبنین،مشکل گشای امّت است
سفره ی امّ البنین،نوری برای ظلمت است
سفره ی ام‌البنین،درمان درد غیبت است

پیش این سفره دعا بهر فرج دارد اثر
پس دعای ما شود وقف ظهور منتَظَر

حضرت ام‌البنین ای مادر ماه تمام
بانوی قامت کمان از روضه های مستدام
زخم پلک چشم تو گیرد به زودی التیام
با دعایت می رسد آخر زمان انتقام

مهدی صاحب زمان دست قلم خوانده تو را
حضرت ام‌البنین با قدّ خم خوانده تو را

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
27 December 2025
ر
16:52
روضه - ام البنین
نخِ چادُرت دلبری میکنه
تو رو فاطمه یاوری میکنه
واسه بچه هاش مادری کَردیُ
برا بچه هات مادری میکنه
چقدر مثل زهرا شده شوکتت
چقدر مثل زهرا شده غیرتت
ان شاءالله نشه دست و بازوت کبود
ان شاءالله که نیلی نشه صورتت
ان شاءالله که آتیش نیاد سویِ تو
نشینه غلافی رو بازویِ تو
بمونی همیشه کنارِ علی
نره میخِ در تویِ پهلویِ تو
الهی نبینی غمِ حیدر رو
نبینی غمِ ساقیِ کوثر رو
نداره دلی خوش زدیوار و در
امیری که کنده دَرِ خیبر رو
می ترسم بخونم برات روضه من
فقط اینه دیگه دعام دائماً
ان شاءالله توی کوچه عباسِ تو
نبینه چیزایی که دیده حسن
16:52
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#سفره_ام‌البنین

باز آن بهترین سفره انداخت
آسمان در زمین سفره انداخت
دست ام البنین سفره انداخت
پس بیا و بگو یا ابالفضل

باز آن نازنین برکت آورد
همسر شاه دین برکت آورد
دست ام البنین برکت آورد
خرج این سفره ها با ابالفضل

خلق بر سفره اش صف کشیده
مثل این سفره را کس ندیده
دستپختی که مولا چشیده
گفته مولای ما یا ابالفضل

با همان زخم کاری ابالفضل
آمده محض یاری ابالفضل
تا کند سفره داری ابالفضل
ای خدا کیست آیا ابالفضل

با همان دست‌های بریده
سمت هر روضه ای قد کشیده
آمده با شهید و شهیده
کرده سفره مهیا ابالفضل

نان این سفره آورده زهرا
پس نمک زد بر این سفره زهرا
می دهد دستتان آب، سقا
می‌شود باز سقا ابالفضل

صاحب سفره ام‌البنین است
خرجش از دخل سلطان دین است
میوه از باغ زیتون و تین است
می دهد سهم ما را ابالفضل

تشنه‌لب‌تر بگو یا ابالفضل
درد داری بگو با ابالفضل
حاجتت را بگو تا ابالفضل‌‌...
چونکه اینجاست دریا ابالفضل


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein