5 July 2025
ا
04:44
اشعار عبدالمحسن
#مناجات_انتظار_حضرت_ابالفضل_علیه_السلام
شب تاسوعا

#مناجات_انتظار
السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

در کجایی ای تمام هست ما یابن الحسن
ای امید شیعیان ،ذُخر ِخدا یابن الحسن
ای که عمری بی کس و تنها درون خیمه ات
می کنی خون گریه هر صبح و مسا
یابن الحسن
دیده ی آلوده ام،یک لحظه رویت را ندید
لایق دیدار خود کن دیده را یابن الحسن
من گنه کردم ولی توبه نمودی جای من
چشم پوشیدی همیشه از خطا یابن الحسن
با نگاه تو رود بالا دعای نوکرت
بر ظهور خود تو هم بنما دعا یابن الحسن
گفته ای هر جا شود حرف از عمویت حاضری
پس به بزم روضه ی سقّا بیا یابن الحسن
بر زمین خورده به صورت در کنار علقمه
چون که دست او شده ازتن جدا یابن الحسن
تیرباران شد عمویت در میان علقمه
در یم خون زد ز کینه دست و پا یابن الحسن
تیر از چشمش کشیده،جدّ تنهایت حسین
شد قدش در علقمه از غُصه تا، یابن الحسن
رأس او از تن جدا و بر روی سرنیزه رفت
پیکرش در بین صحرا شد رها یابن الحسن

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ا
11:42
اشعار عبدالمحسن
#مناجات_مهدوی_شب_عاشورا1

#مناجات_انتظار
السلام علیک یا صاحب الزمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف...

شب عاشورا شده  آجرک الله آقا
داغ تو عظمی' شده آجرک الله آقا
گوئیا امشب کنار خیمه گاه کربلا
خیمه ات برپا شده آجرک الله آقا
شاهد اشک غریبی حسین و زینبی
دیده ات دریا شده آجرک الله آقا
آخرین شب از حیات نور عین حیدر و
حضرت زهرا شده آجرک الله آقا
لحظه های آخر عمر علی ِ اصغر و
اکبر لیلا شده آجرک الله آقا
ذکر جانسوز لب اهل حرم از این به بعد
آه و واویلا شده آجرک الله آقا
در حرم ،دلواپس و لبریز اشک وناله ها
زینب کبری' شده آجرک الله آقا
وای! از فردا که بیند عمّه ،دلدارش حسین
بی کس و تنها شده آجرک الله آقا
از غم اکبر شده پیر و کنار علقمه
قامت او تا شده آجرک الله آقا
عصر فردا روی تل بیند که او با قتل صبر
کشته ی اعدا شده آجرک الله آقا
(وا علیّا) از روی تل تا کنار قتلگاه
بر لبش نجوا شده آجرک الله آقا
منزل و مأوای جسم ارباً اربای حسین
گوشه ی صحرا شده آجرک الله آقا
کربلا تا شام ، مأنوس دل اهل حرم
روی نی، سرها شده آجرک الله آقا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen128
ر
11:45
روضه - امام حسین
راحت کشتنت
آروم آروم طی چند ساعت کشتنت
سر فرصت تو رو با دقت کشتنت
راحت کشتنت
چقدر غریبی تو
غریب کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
کم کم کشتنت
واسه گندم ری دِرهم کشتنت
خواهرت نمیشناخت
مبهم کشتنت
کم کم کشتنت
همه لشکر اومدن
با هم کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
با صبر کشتنت
تو رو با قصد ثواب
کامل کشتنت
بی هوا زدن
چه نا غافل کشتنت
چند تا بی مروتِ
قاتل کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
آخر کشتنت
پیش چشم زینب و
مادر کشتنت
کینه داشتن از بابات
حیدر کشتنت
از چیزی که فکرمه
بدتر کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
یارالی حسین خسته ای بی رمقی بی حالی حسین
تک و تنها وسط گودالی حسین
جای نعله رو تنت پامالی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
عطشانی حسین داره خون میریزه از پیشانی حسین
بین این همه شهید عریانی حسین
روی نی تو قاری قرآنی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
ات
18:02
ا ت
#مقتل ابی عبدالله
آپدیت محرم 1447

اربابِ من و تو از جنگیدن خسته شد
"  فَوَقَفَ یَسْتَرِیحُ سَاعَةً وَ قَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَال"فَبَیْنَا هُوَ وَاقِفٌ "
خسته شد آقا
همین که ایستاده

"إِذْ أَتَاهُ حَجَرٌ فَوَقَعَ عَلَى جَبْهَتِه"
سنگی به پیشانیِ ابی عبدالله خورد

"فَأَخَذَ الثَّوْبَ لِیَمْسَحَ الدَّمَ عَنْ جَبْهَتِهِ"
این پیراهن عربی رو بالا زد، خونِ پیشانی رو پاک کنه

"فَأَتَاهُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ عَلَى قَلْبِه"
یه تیر سه شعبه به قلبِ مبارک خورد...

حضرت فرمود:
"بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّه"
"ثُمَّ أَخَذَ السَّهْمَ فَأَخْرَجَهُ مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ فَانْبَعَثَ الدَّمُ کَأَنَّهُ مِیزَابٌ"
هر کاری کرد ابی عبدالله تیر رو از جلو در بیاره نشد
از پشت سر تیر را درآورد مثل ناودان خون سرازیر شد.
--------

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
هوا زجور مخالف چو قیر گون گردید
عزیز فاطمه از اسب … سرنگون گردید
بلندمرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

امام باقر میگن اسب حضرت هی دور‌ آقا می‌چرخه هی سر و گردن خودش رو‌ خون ابی عبدالله آغشته می‌کنه و هی میگه :
الظلیمه الظلیمه من امه قتلت ابن بنت نبیها
امان از دست امّتى که پسر دختر پیامبر خودشون را کشته‌اند

صیحه کنان - شیهه زنان- اومد سمت خیمه ها
تا زنان حرم نگاهشون به این اسب بی صاحب- زین واژگون-آغشته به خون افتاد- بیرون دویدند:

خرجن من الخدور، ناشرات الشعور، علی الخدود لاطمات و للوجوه سافرات، و بالعویل داعیات، و بعد العز مذللات، الی المصرع الحسین، مبادرات.
به صورت هاشون لطمه میزنن، موی پریشان کردند، به سرو‌سینه میزنن.

ام کلثوم ناله میزنه:
وامحداه،‌واابتاه، واسیداه، واجعفراه، واحمزتاه، هذا الحسین بالعرا، صریع بکربلا.


-----------

زینب دلش تاب نیاورد اومد بالای گودی قتلگاه دیدعمر سعد با یه عده دارن عزیز دلشون هدف تیر و شمشیر و نیزه و‌ سنگ قرار میدن.

اومدن جلو بی بی یه ناله ای کشیدن، فرمودند:
ایقتل ابوعبدالله و‌انت تنظر الیه
روش رو از بی بی گردوند

بار‌ دوم بی بی ناله زدن:
و یحکم اما فیکم مسلم
آیا در بین شما مسلمانی هست؟
باز هم کسی جواب زینب رو‌ نداد.

اما فیکم مسلم یه نفر نیست بهش آب بده
اما فیکم مسلم یه نفر آب به ارباب بده
اما فیکم مسلم مگه بینتون مسلمونی نیست
اما فیکم مسلم به خدا این رسم مهمونی نیست
اما فیکم مسلم یه نفر نیست بهش رحم کنه
اما فیکم مسلم یکمی بره عقب شرم کنه
اما فیکم مسلم کلاهخود دلبر منو نبر
اما فیکم مسلم سر و بردی دیگه پیرهن و نبر

یه جمله داره مقتل جون منو آتیش زده:
عمر سعد وقتی اضطراب زینب رو‌ دید
دستور داد:
انزلوا الیه و‌ اریحوه
همه وارد گودی قتلگاه بشین کار حسین رو تمام کنین.
مقتل میگه ۴۰‌ نفر چکمه دار و شمشیر دار ریختن تو‌ گودال، روی سینه ابا عبدالله.

لذا امام زمان توی ناحیه مقدسه میگن:
بالانقباض والانبساط شمالک و یمینک

یعنی این نامردا بر سینه شریف و مبارک تو‌ پا میگذاشتن در حالی که در حال احتضار بودی و بر روی پیشانی مبارکت عرق مرگ نشسته بود.
دست های مبارکت در حرکت بودند، یکی در انقباض و یکی در انبساط دست و پا می‌زدی.

تدیر طرفا خفیا الی رحلک‌ و بیتک
چشم هایت رو به روی خیمه ها و اهل بیت و‌ عیالت برمیگرداندی و به اون ها نگاه میکردی.
-----------
کسی جرات نمیکنه کار ارباب رو تموم کنه.
آخر سر شمر ملعون اومد ، وارد گودی شد.
آخ
بمیرم و این بخش مقتل رو نخونم.
میخواست ابی عبدالله رو بچرخونه
های های
من میخونم و رد میشم ترجمه نمیکنم هرکی هر چقدر فهمید.
و رکب علی صدره
یه لگدی به ابی عبدالله زد.

و الشمرجالس علی صدره
مولف سیفه علی نحره
قابض علی شیبته بیده

با یه دست محاسن شریفش را گرفته با دست دیگر ۱۲ ضربه…
او می دوید و من میدویدم
او سوی مقتل-من سوی قاتل
او می کشید و من میکشیدم
او خنجر از کین-من آه از دل دل
او می برید و من من کی بریدم
اون از حسین سر-من از حسین دل

-----------

در حدیثی از امام صادق روایت شده که وقتی اون‌ملعون روی سینه ی ابی عبدالله نشست، خدا به ملک‌الموت امر کرد روح این مظلوم رو قبضه نما.

ملک الموت گفت از کجا شروع کنم این که جای سالمی در بدن ندارد.
خطاب رسید ساکت باش من خودم‌ حسین رو قبض روح میکنم به ید قدرت خود.

بعد دیدن از بطن عرش ندا رسید و این آیات تلاوت میشد:
یا ایتها النفس المطمئنه
ارجعی الی ربک راضیه مرضیه
فادخلی جنتی و ادخلی فی عبادی

چیزی نگذشت، ای کاش کسی بود جلویِ چشم زینب رو بگیره، یه وقت نگاه کنه...*

سری به نیزه بلند است در برابرِ زینب
خدا کند که نباشد سَرِ برادرِ زینب
د
18:02
دو خط شعر
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی
هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب
زینب تو با خولی ، مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره
((حسین غریب مادر))



دیدم که افتادی
به زیر دست و پا
چیزی نموند ازت زیرِ ، نیزه شکسته ها
هنوز میسوزم از
آتیش خیمه ها
بچه یتیمارو زدن ، مشت و لگد چرا
مگه سفر رو ناقه ، بدون محمل میشه
مگه سفر با ناموس ، بین اراذل میشه
((حسین غریب مادر))



موسفیدای دِه
به تو عصا زدن
کشیده کار تو دیگه ، به دست و پا زدن
والشمر جالسٌ
دلش چقدر پُره
تو حاضری که جون بدی ، خنجر نمیبُره

مادر آب واسه تو ، یه ظرف آب آورده
دیر رسیده انگاری ، یکی سرت رو برده
((حسین غریب مادر))
ات
18:02
ا ت
-----
ش
18:02
شعر و سبک هیات
شور
امام حسین علیه السلام

واویلی علی العطشان
واویلی علی المظلوم

بند اول:
قلب فاطمه خونه
خواهرت پریشونه
با دوچشم خون مهدی
داره روضه میخونه
میگه با دلی مهموم
واویلی علی المظلوم

بند دوم:
چشم دخترت گریان
ضجه میزنه نالان
مانده تن تو بی جان
بین قتلگه عریان
میگه دختری معصوم
واویلی علی المظلوم

بند سوم:
دشمنت تو را میزد
نیزه بی هوا میزد
با خنجر و با شمشیر
با سنگ و عصا میزد
با سه شعبه ای مسموم
واویلی علی المظلوم

بند چهارم:
رفته خواهرت از حال
افتاده ای در گودال
زیر سم مرکبها
گشته پیکرت پامال
از ، آب ، شدی محروم
واویلی علی المظلوم

مرتضی کربلایی
ات
18:02
ا ت
#عاشورا

بخش 1:

غریب گیر آوردنت

تشنه سر بریدنت
با اسبا رفتن رو تنت
چقدر با نیزه زدنت
با نیزه زد تو دهنت
رو نیزه ها زدن سرت
رو خاکها کشوندنت
وای بمیره خواهرت
جلوی چشم خواهرت
جلوی چشم مادرت
جلوی چشم دخترت
لشگری ریخت روی سرت
به قتلگاه کشوندنت
کوووو  تن و پیروهنت
—------------

بخش 2:

یکی بی هوا می زد
حسین حسین حسین حسین
یکی با عصا می زد
یه مادری صدا می زد
بنی بنی
قتلوک
ذبحوک
و من الما منعوک
-----------------

بخش 3:

لشگریان خیره سر
چند نفر به یک نفر
فاطمه می کند نظر
چند نفر به یک نفر

ابا عبدالله/ حسین
ات
18:02
ا ت
#دم_پایانی

قالَ النّبی
عَلَی الذبیح
عَلَی العریان
عَلَی القتیل

واویلا واویلا، حسین
----


قتیلَ العریان - حسین
ذبیحَ العطشان ... - حسین
امیر بی سر - حسین
سنه جان قربان - حسین

حسین یا مولا یا مولا یا مولا

حسین الرحمن - حسین
حسین یا سبحان - حسین
تمنا دارم - حسین
بیا جان بستان - حسین

حسین یا مولا یا مولا یا مولا
آ
18:02
آداب و دم میون داری
#سیدالشهدا

حسین مولا حسین مولا حسین مولا حسین مولا
حسین مولا حسین مولا حسین مولا حسین مولاااا

حسین، مولا
حسین، مولا
حسین مولا مولا
حسین، مولا

حسین، مولا
ات
18:02
ا ت
سبک:حسین ایزدخواه

رحمت بر آن کسی ....
که به من یاد داد و گفت...
وا کن دو لب به نام جنون و
بگووووو

حسییییین
ات
19:52
ا ت
#امام_زمان
دم پایانی


ای ولی - دم حسین
گریه کن - غم حسین

اجازه دادی که بیام
به زیر پرچم حسین


العجل .... مولا ....
6 July 2025
د
00:48
دعا، زیارت، اعمال، آداب و سنن
اعمال شب و روز عاشورا.pdf
Not included, change data exporting settings to download.
497.5 KB
اعمال شب و روز عاشورا
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
00:48
دعای_عبدالله_بن_سنان_در_روز_عاشورا.PDF
Not included, change data exporting settings to download.
482.4 KB
دعای عبدالله بن سنان در روز عاشورا
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
ر
00:49
روضه - امام حسین
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ
سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد

أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ،
سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،


أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ،
سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف


أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،
سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)،

أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ،
سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان،

أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ،
سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها،


أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ،
سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ،
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن،


أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،
أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّـتُهُ،
سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ،
سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُریقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ،
سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ،
سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ
سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ،
سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى،
سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد،


أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،
سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،
سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،
سلام بر آن مدافعِ بى یاور،



أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،


أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،
سلام بر آن گونه خاک آلوده،



أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،
سلام بر آن بدنِ جامه به غنیمت رفته ،



أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،
سلام بر آن دندان هایی که با چوب خیزران زده شده ،


أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،
سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته،


أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ،تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ،
سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند،


———————————————————————————-

فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الاْیعازِ لَهُمْ الاْیعادِ إِلَیْهِمْ ،
پس تو نیزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنکه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى آنها رابه عـذابِ الهى تهدید نمودى،


وَ تَأْکیدِ الْحُجَّةِ عَلَیْهِمْ ،
و حجّت را بر آنها مؤکّد فرمودى،


فَنَکَثُوا ذِمامَک َ وَ بَیْعَتَک َ ،
ولى عهد و پیمان وبیعت تو را شکستند،


وَ أَسْخَطُوا رَبَّک َ وَ جَدَّ ک َ ،
و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند


وَ بَدَؤُوک َ بِالْحَرْبِ ،
و با تو ستیز آغازیدند،

فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ ،
پس توبه جهت زد و خورد و پیکار استوار شدى،
وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُـجّارِ ،
ولشکریان فاجر راخورد و آسیا نمودى،


وَاقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبارِ ،
ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى،


مُجالِداً بِذِى الْفَقارِ ، کَأَنَّک َ عَلِىٌّ الْمُخْتارُ ،
وچنان با ذوالفقار جنگیدى، که گویا علىّ مرتضى هستى،



فَلَمّا رَأَوْک َ ثابِتَ الْجاشِ، غَیْرَ خآئِف وَ لا خاش ، نَصَبُوا لَک َ غَوآئِلَ مَکْرِهِمْ ،
پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس و هراس یافتند، شرورِ مکر و حیله شان رابرتو برافراشتند


وَ قاتَلُوکَ بِکَیْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ،
واز درِ نیـرنگ و فساد باتو قتال نمودند،
ات
15:11
ا ت
خونه عمرانی
15:18
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است

—------
امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
  شام غریبان است
—-------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
—--------
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
—-------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
—--------
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
—-------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
—--------
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
   بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست
زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار است
شام غریبان است
—-------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
—--------
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است
—-------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
—--------
15:25
سیدی بازآ که پیغمبر صدایت می‌زند
مادرت صدیقۀ اطهر صدایت می‌زند
بازوی مجروح زهرا چشم گریان حسن
دست‌های بستۀ حیدر صدایت می‌زند
چارده قرن است کز قلب مزاری گم شده
پهلوی بشکستۀ مادر صدایت می‌زند
جد مظلومت علی سر برده در آغوش چاه
با دل خونین و چشم تر صدایت می‌زند
تیرباران پیکر مجروح عمّویت حسن
از کنار قبر پیغمبر صدایت می‌زند
قامت خم گشتۀ جدت کنار علقمه
بازوی عباس نام‌آور صدایت می‌زند

قبر ثارالله را بنگر که از پایین پا
جسم صدچاک علی‌اکبر صدایت می‌زند
بر فراز دست خونینِ «حسین بن علی
حلق خونین علی‌اصغر صدایت می‌زند
15:27
راحت کشتنت
آروم آروم طی چند ساعت کشتنت
سر فرصت تو رو با دقت کشتنت
راحت کشتنت
چقدر غریبی تو
غریب کشتنت
****
کم کم کشتنت
واسه گندم ری دِرهم کشتنت
خواهرت نمیشناخت
مبهم کشتنت
کم کم کشتنت
همه لشکر اومدن
با هم کشتنت
****
با صبر کشتنت
تو رو با قصد ثواب
کامل کشتنت
بی هوا زدن
چه نا غافل کشتنت
چند تا بی مروتِ
قاتل کشتنت
****
آخر کشتنت
پیش چشم زینب و
مادر کشتنت
کینه داشتن از بابات
حیدر کشتنت
از چیزی که فکرمه
بدتر کشتنت
****
یارالی حسین
خسته ای بی رمقی بی حالی حسین
تک و تنها وسط گودالی حسین
جای نعله رو تنت پامالی حسین
****
عطشانی حسین
داره خون میریزه از پیشانی حسین
بین این همه شهید عریانی حسین
روی نی تو قاری قرآنی حسین
15:29
تنها کسی که خودش برای خودش مجلس ختم گرفت از بالای نیزه برا خودش قرآن خوند ارباب من و شماست.
15:29
اگه خوب گوش کنی الانا دیگه می‌شنوی این ندا رو:
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
خدا کند که نباشد برادر زینب
15:31
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی

هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب

زینب تو با خولی ،  مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره

((حسین غریب مادر))
15:40
روضه خیمه نیمم سوخته
گم شدن ۲ تا طفل
گریز به روضه رقیه
رفتن زجر و...
دست عدو بزرگتر از صورت من. است.
15:40
خیمه‌ها می‌سوزد و شمع شب تار عزاست
کربلا ماتم سراست(۲)
مجمع پیغمبران در قتلگاه کربلاست
کربلا ماتم سراست(۲)

خیمه‌ها می‌سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم، آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده‌ایم
از چه دیگر شعله‌ها یار دل زارم شده؟

کربلا ماتم سراست(۲)

یک طرف، میر عرب در خاک و خون بی‌سر شده
چون گلی پر پر شده
یک طرف، مهد بلا گهواره‌ی اصغر شده
خاک غم بر سر شده
یک طرف، پرپر گل رخساره‌ی اکبر شده
غرقه خون پیکر شده
در خیام آل طه شعله‌ی آتش به پاست

کربلا ماتم سراست(۲)

یا رسول الله نظر بنما و حال ما ببین
غربت ما را ببین
کودکان خویش را آواره صحرا ببین
وحشت و غوغا ببین
در میان دشمنان زینب تک و تنها ببین
لشکر اعدا ببین
کس نگفت این کودکان ذریّه‌ی آل عباست

کربلا ماتم سراست(۲)

کودکی از خیمه‌ها با حال زار آمد برون
کس نبودش رهنمون
دامنش پر آتش و لب تشنه و دل پر ز خون
وحشتش از حد برون
می‌دوید اندر بیابان بی‌کس و زار و زبون
کی توان گفتن که چون

کربلا ماتم سراست(۲)
15:45
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
برمشامم می رسد هر لحظه بوی فاطمه
آمده پهلو شکسته در کنار علقمه

ابالفضل
یا بی دست
علمدار
سپهدار
برادر
ابالفضل
15:46
رحم الله من ناداه یا حسین
15:47
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَ بَرِحَ الْخَفاَّءُ
وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
وَ ضاقَتِ الاْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماَّءُ و
اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى
وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ
وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا
بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ
أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ
یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیانِی فَإِنَّکُما کافِیانِ
وَانْصُرانِی فَإِنَّکُما ناصِرانِ
یَا مَوْلانا یَا صاحِبَ الزَّمانِ
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ
أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی
السَّاعَةَ السَّاعَةَ السّاعَةَ
الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ
15:59
شام غریبان جلسه عطاری
16:02
مناجات جدید امام زمان
شب و روز عاشورا

تنها امید شیعیان، عجّل علی ظهورک
در فتنه ها ما را امان، عجّل علی ظهورک
ای نور چشم فاطمه، دیدار روی ماهت
شد حاجت پیر و جوان، عجّل علی ظهورک

زینب تو را بر روی تل، با اشک دیده خوانده
آهش رسیده آسمان، عجّل علی ظهورک
گوید میان مقتلش،شاه غریب و مظلوم
با زخم های بیکران، عجّل علی ظهورک

غرق جراحت جدّ تو،  شد زیر نعل تازه
درمان،تو هستی بی گمان،عجّل علی ظهورک
رفته سر جدّ غریب تو به روی نیزه
بر نیزه گوید بی امان ، عجّل علی ظهورک

شد پیکر جدّت رها بر روی خاک گودال
مانده بدون سایبان، عجّل علی ظهورک
خوانده تو را با اشک خون، در راه شام و کوفه
هر لاله ی قامت کمان، عجّل علی ظهورک
در بزم باده زمزمه دارد لبان پاره
در زیر چوب خیزران، عجّل علی ظهورک
16:04
خیمه‌ها می‌سوزد و شمع شب تار عزاست
کربلا ماتم سراست(۲)
مجمع پیغمبران در قتلگاه کربلاست
کربلا ماتم سراست(۲)

خیمه‌ها می‌سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم، آتش پرستارم شده
ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده‌ایم
از چه دیگر شعله‌ها یار دل زارم شده؟

کربلا ماتم سراست(۲)

یک طرف، میر عرب در خاک و خون بی‌سر شده
چون گلی پر پر شده
یک طرف، مهد بلا گهواره‌ی اصغر شده
خاک غم بر سر شده
یک طرف، پرپر گل رخساره‌ی اکبر شده
غرقه خون پیکر شده
در خیام آل طه شعله‌ی آتش به پاست

کربلا ماتم سراست(۲)

یا رسول الله نظر بنما و حال ما ببین
غربت ما را ببین
کودکان خویش را آواره صحرا ببین
وحشت و غوغا ببین
در میان دشمنان زینب تک و تنها ببین
لشکر اعدا ببین
کس نگفت این کودکان ذریّه‌ی آل عباست

کربلا ماتم سراست(۲)

کودکی از خیمه‌ها با حال زار آمد برون
کس نبودش رهنمون
دامنش پر آتش و لب تشنه و دل پر ز خون
وحشتش از حد برون
می‌دوید اندر بیابان بی‌کس و زار و زبون
کی توان گفتن که چون

کربلا ماتم سراست(۲)
16:05
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
16:05
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
16:07
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی

هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب

زینب تو با خولی ،  مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره

((حسین غریب مادر))
16:07
روضه خیمه نیمم سوخته
گم شدن ۲ تا طفل
گریز به روضه رقیه
رفتن زجر و...
دست عدو بزرگتر از صورت من. است.
7 July 2025
ات
05:36
ا ت
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
03:28, 4.0 MB
ات
17:26
ا ت
#مقتل #شور
#نریمانی

فی سبیل الله
تو رو کشتنت غریب ابی عبدالله
یه سپاه نانجیب ابی عبدالله

هتک حرمت کردند
وقتی که پیروهن پارتو غارت کردند

هتک حرمت کردند
همونا که نامه دادند تو رو دعوت کردند

هتک حرمت کردند
شمر و خولی و سنان یکدفعه دورت کردند

هتک حرمت کردند
برای بریدن سرت رقابت کردند
17:26
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب

باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
17:26
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
17:26
تنها کسی که خودش برای خودش مجلس ختم گرفت از بالای نیزه برا خودش قرآن خوند ارباب من و شماست.
8 July 2025
ا
00:47
اشعار عبدالمحسن
مناجات مهدوی
گریز به روضه ی کاروان اسرا و صبح یازدهم

السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله۰ تعالی فرجه الشریف

آمدی در بین ما ، امّا تو را نشناختم
هی زدی من را صدا امّا تو را نشناختم
ای غریب فاطمه دائم کنارم بوده ای
موقع درد و بلا امّا تو را نشناختم
گر سراغم آمده ،بیماری صعب العلاج
داده ای من را شفا امّا تو را نشناختم
آمدم با صد امید و آرزوی وصل تو
زیر خیمه ی عزا اما تو را نشناختم
گاه بین گریه کن ها گاه با هر سینه زن
خواندمت با هر نوا اما تو را نشناختم
در شب جمعه برای دیدنت یابن الحسن
آمدم کرب وبلا اما تو را نشناختم
تا بیایی بزم ما خواندم کنار علقمه
روضه ی دست جدا اما تو را نشناختم
.....
گفت زینب: ای حسینم، آمدم در قتلگاه
در میان‌ کشته ها امّا تو را نشناختم
آمدم با آه بین لاله های پرپرت
پرپر از دست جفا ،امّا تو را نشناختم
دفن بودی زیر سنگ و خنجر و سرنیزه ها
بود جسمت آشنا اما تو را نشناختم
رأس تو بر نیزه ها رفت و تن صد چاک تو
بین مقتل شد رها اما تو را نشناختم

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ا
00:48
اشعار عبدالمحسن
#عصا_نزن
#مجلس_ابن_زیاد
زبان حال حضرت رباب علیهاالسلام

ابن زیاد ، جان مرا با عصا نزن
روی سر حسین، شهید خدا نزن
نقطه به نقطه ی لب او جای بوسه است
بر بوسه گاه حضرت طاها عصا نزن
از بس عطش کشیده،شده مثل چوب خشک
بر روی زخم لعل لبش از جفا نزن
شیب الخضیب ِگودی مقتل شده بس است
دیگر تو بر محاسنش از خون حنا نزن
ما تشنه وگرسنه و پهن است سفره ات
دیگر نمک به زخم دل هل أتی' نزن
پیش علی و فاطمه، با لفظ خارجی
ما لاله های آل عبا را صدا نزن
کشتی حسین را دگر از کینه های او
پیش همه به نائب او افترا نزن
دانی که دختران همه بابایی اند پس
پیش رقیه بر لب رأس جدا نزن
از داغ روی داغ ،عقیله کمان شده
آتش به قلب صابره ی کربلا نزن
شد بی کفن رها تن صدپاره اش دگر
رأس بریده اش به سر نیزه ها نزن
سر را مقابل تو زدم بوسه ،بی حیا
دیگر مقابلم تو عزیز مرا نزن

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ات
00:52
ا ت
امام حسین به شهادت رسیدن ولی تمام جسارت ها رو امام سجاد دیدن.

یعنی اون چیزی که امام زمان میگن براش خون گریه میکنم رو از نزدیک دیدن....

کشیدن معجر از سر ناموس خدا
به غل جامعه کشیدن....
کعبه نی بر پشت و سینه بچه ها رو ....
00:53
تا سال ها بچه شیرخواره میدیدن گریه میکردم

اگه می‌دیدن گوسفندی رو ذبح میکنن گریه میکردن میپرسیدن بهش آب دادین یا نه

دختر بچه کوچیک می‌دیدن گریه میکردن...
ر
07:00
روضه - حضرت زینب و اسارت
دم دروازه ساعات خدا رحم كند
به دلِ عمة سادات خدا رحم كند

محملم پرده ندارد مددي يا ستّار
حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند

چشم من تار شده، يا تو به هم ريخته‌اي
گريه‌دار است ملاقات خدا رحم كند

كو علمدار حرم؟ آبرويم در خطر است
وسط اين همه الوات خدا رحم كند

سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند
رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند

به همان خنجر كُندي كه تو را زَجْرَت داد
مي كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند

سرت از نيزه زمين خورد دلم ريخت حسين
زير پا رفتي؟ به لبهات خدا رحم كند

نيزه نيزه شده از بس گلويِ پارة تو
گُم شدي بين جراحات خدا رحم كند

به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجي زده اند
تا نميرم ز بليّات خدا رحم كند

چشم يك شهر به دنبال كنيز است حسين
تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند

چانه مي زد سَرِ گهواره يكي پيش رباب
بهر تسكين مصيبات خدا رحم كند

شاعر: قاسم نعمتی
ر
07:00
روضه - امام حسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#قتلگاه

برای دلخوشی نوکران این درگاه
دروغ روضه بخوانم دروغ بسم الله

دروغ روضه بخوانیم شمر آبش داد
سنان رسید ولی با ادب جوابش داد

دروغ روضه بخوانیم دست و پا نزده
حسین، فاطمه را تشنه لب صدا نزده

دروغ روضه بخوانیم سر بریده نشده
دروغ روضه بخوانیم زیر و رو نشده

دروغ روضه بخوانیم حرف بد نزده
شبیه فاطمه اصلا به او لگد نزده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
(
07:02
(**&**)
دروغ روضه بخوانیم.
این روزها..


به روی پر ملائک با صلوات قافله را میبردن
در کوچه و گذر گلاب به روی انها پاشیدن

کجاگفته که معطل شدن
در اوج احترام وارد،شهر بلا شدن

دروغ است که ازصبح تابه غروب
بین ازدهام ناموس علی معطل شدن
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
ات
07:02
ا ت
گفتم اینجا رو نه
دوست دارم بازار رو این بازار رو نه
هر کاری میکردن این کا را رو نه
***
اینجا عمه ام شکست
سرت از نیزه افتاد و شد دست به دست
زن و بچت بین وحشی های مست

سر هر کوچه من سنگ میخوردم
از مرد و زن سنگ میخوردم
***
سر تو از سر نی می افتاد
مادرت هی می افتاد
1 August 2025
ا
08:35
اشعار عبدالمحسن
#تیرباران
السلام علیک یا حسن بن علی
یامجتبی علیه السلام

از تنت بیرون کشیدم تیر ،قدّ من خمید
بر کفن هم خون تو هم اشک ِ چشم من چکید
یاد پشت در مرا انداختی دیدم حسن
تیر از تابوت بگذشت و به پهلویت رسید
هم کشیدم تیر و هم درد غریبی تو را
خوب شد زینب نبود و تیرباران را ندید
من جگرهای لبت را پاک کرده بودم و
باز او فهمید و در داغت گریبان را درید
پس چگونه گویمش تشییع خونین تو را
جای گل جسمت میان تیر دشمن آرمید
قامتی که شد خمیده بیشتر خم می شود
در کنار عضو عضو جسم سقای رشید‌
موی من در کربلا گردد سپید و موی تو
وقت سیلی خوردن مادر به کوچه شد سپید

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ر
08:35
روضه
#حضرت_زهرا
#امام_حسن

زهرا بیا که حال حسن رو به راه نیست

حرفی نمیزند که ز کوچه چه دیده است

حسین گرایی
@rozeh_gram
ا
08:55
اشعار عبدالمحسن
#مناجات_مهدوی_حضرت_مجتبی_علیه_السلام1

السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ای روضه خوان ِغربت ِقبر کریم ها
شاه غریب ، وارث صبر کریم ها‌
بین بقیع، صاحب بزم عزا شدی
زائر برای مظهر جود خدا شدی
وقت عزای جدّ کریم تو مجتباست
اما بقیع، بی علم و بیرق عزاست
گریه کنی به دور حصارش نمانده است
جز تو کسی کنار مزارش نمانده است
حالا به روی خاک حریمش نشسته ای
از بی کسی شبیه حسن دل شکسته ای
مثل حسن  تو هم شده ای شاه بی سپاه
صحرانشین فاطمه، لبریز اشک و آه
اما دلیل اشک حسن داغ کوچه بود
آن کوچه ای که صورت مادر شده کبود
یک بی حیا رسید و به یکباره جان گرفت
از فرصت نبودن حیدر توان گرفت
جمع ِ تمام کینه ی او مشت بسته شد
بد زد که گوشواره ی مادر شکسته شد
از آن به بعد بر رخ مادر نقاب دید
روی کبود حوریه را در حجاب دید
از آن به بعد روز خوشی مجتبی ندید
در روضه های کوچه ی غربت قدش خمید
راحت شد آخر از غم جانکاه مادرش
وقتی که شد شهید جنایات همسرش
با زهر کینه پاره جگر شد اگر حسن
او را نموده غسل و کفن شاه بی کفن
دیگر نرفته بر سر سرنیزه ها سرش
در زیر نعل تازه نمانده ست پیکرش

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ر
08:57
روضه - حضرت زهرا
به سمت زهرا از، حجره دویدم من
عُمَر جلوتر بود، دیر رسیدم من

فاطمه افتادو، ناله کشیدم من
لگد به پهلوش خورد، دیر رسیدم من

دیر رسیدم,دیر رسیدم,دیر رسیدم

صدایی از بین، شعله شنیدم من
سینۀ زهرا سوخت، دیر رسیدم من

دود فراگیر بود، خوب ندیدم من
محسن من سقط شد، دیر رسیدم من

رو بدن زهرا، عبا کشیدم من
فاطمه از حال رفت، دیر رسیدم من

صدای سیلی از، کوچه شنیدم من
چشم پر از خون شد، دیر رسیدم من

خیلی خجالت از، حسن کشیدم من
عصای مادر بود دیر رسیدم من

صورت زهرا سوخت، آه کشیدم من
شکست گوشواره، دیر رسیدم من
ات
08:58
ا ت
خونمون این طرفه کجا میری بیا بیا
چیزی تا خونه نمونده جون بابا راه بیا
دیگه داریم میرسیدم اینقده رو خاکا نشین
بذا تا گوشوارت و جمع کنم از روی زمین
فضه داره با ناله هاش اتیش به جونم میزنه
هر کی با هر چی دستشه مادر ما رو میزنه
قنفذ از راه همان لحظه که امد میزد
تازه میکرد نفس را و مجدد میزد
ک
08:59
کانال ‌متن روضه
|⇦•تنگِ غروبه، تنگِ غروبه...
#روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۰ به نفس کربلایی حسین طاهری•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
تنگِ غروبه، تنگِ غروبه
از کوچه تا خونه حسن سینه میکوبه

ای دادِ بیداد، ای دادِ بیداد
گوشواره تو گوشش شکست پیشِ من افتاد

وای مادرم...

آتیش به جونم میزنه
تا از فدک دَم میزنه

ببین چه جوری بی حیا
سیلیِ مُحکم میزنه

وای مادرم...

* خدا براتون نیاره مادرتون جلوتون زمین بخوره...*

ای قد خمیده، ای قد خمیده
تو زیر دست و پا منم رنگم پریده

غیرت نداره، غیرت نداره
عمداً میاد رو چادرِ تو پا میذاره

یه روز شکست پهلویِ تو
یه روز شکست بازویِ تو

چشمِ بابامو دور دیده
که دست بلند کرد رویِ تو

مَردکِ پست که عُمری نمکِ حیدر خورد
نعره زد بر سرِ مادر به غرورم بر خورد

ایستادم به نوکِ پنجه ی پا اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.

#اللّٰهُمَّ‌عَجِّل‌لِوَلیِّڪ‌الفَرَج
#کربلایی_حسین_طاهری
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه

┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net

✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net

✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net

✓ روبیکا ↶
https://rubika.ir/www_babolharam_net

✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net

🛒 فروشگاه فرهنگی↶
https://eitaa.com/babolharam_shop
ر
08:59
روضه - حضرت زهرا
گر نگاهی به ما کند زهرا
درد ها را دوا کند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش
کآنچه خواهی عطا کند زهرا

خاصه امشب که از تَجلی خویش
دهر را پُر ضیاء کند زهرا

می تپد قلب احمد از شادی
چشم حق بین چو وا کند زهرا

بضعه مصصطفی بود، آری
جلوه چون مصطفی کند زهرا

خانه ی وحی را ز رخسارش
رشک غار حرا کند زهرا

نه عجیب گر به شأن او گویند
خاک را کیمیا کند زهرا

این مقام کنیز او باشد
تا دگر خود چها کند زهرا

از کمال عبادت و طاعت
حکم بر ما سوی کن زهرا

چهره پوشد زمرد نا بینا
تا بدین حد حیا کند زهرا

در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا کند زهرا

جان خود را و محسن خود را
درره دین فدا کند زهرا

روز محشر که از شفاعت خویش
حشر دیگر به پا کند زهرا

همچو مرغی که دانه برچیند
دوستان را جدا کند زهرا

چون بگیرد قماط اصغر را
حشر را کربلا کند زهرا

همچنان کز برای همسایه
نیمه شبها دعا کند زهرا

چه شود با دعای خود از ما
ذات حق را رضا کند زهرا

چه شود گر ز رحمت بسیار
حاجن ما روا کند زهرا

چه شود گر بر مؤید هم
نظری از وفا کند زهرا
2 August 2025
ات
00:06
ا ت
قوتت همه شب خون جگر بود حسن جان
گریان ز غمت چشم سحر بود حسن جان

از دوست و دشمن به تو پیوسته ستم شد
مظلومی تو ارث پدر بود حسن جان

مادر که زمین خورد، تن پاک تو لرزید
تنها کمکت اشک بصر بود حسن جان

از طعنه و از زخم زبان های پیاپی
هر دم به دلت زخم دگر بود حسن جان

شد قلب تو مجروح تر از جسم برادر
کز او جگرت سوخته تر بود حسن جان

گر ماه حسین بن علی بود محرم
ماه غم تو ماه صفر بود حسن جان

هر کس به تنش زخم رسد از دم شمشیر
زخم تو به تن نه، به جگر بود حسن جان

در کوچه و در مسجد و در خانه مغیره
پیوسته تو را پیش نظر بود حسن جان

در راه حسین بن علی چار فداییت
در کرببلا چار پسر بود حسن جان

"میثم" که سخن از دل سوزان تو می گفت
شعرش به دل شیعه شرر بود حسن جان
8 August 2025
ات
17:25
ا ت
تشنه بودم دشمنت فهمید و سقا را گرفت
کودکی ساحل نشین بودم که دریا را گرفت
با برادرها دلم خوش بود اکبر را زد و
از نگاهم آن عزیزِ ارباّ اربا را گرفت
دید من گهواره جنبان علی اصغر شدم
تیر را در چله کرد و کودک ما را گرفت
کودکی های مرا طاقت نیاورد آخرش
پیش چشمم داخل گودال بابا را گرفت
روی خاک افتادی و تاریک شد بعد از تو دشت
از شب ما لذت خورشید فردا را گرفت
پای نی با دیدنت خوش بودم اما برنتافت
نیزه را برداشت از من آن تماشا را گرفت
دید داری یاد مادر می کنی با دیدنم
از تو و از عمه زینب باز زهرا را گرفت
17:28
سفر خوب است، با این ساربان نه
سفر با شمر و خولی و سنان نه
غلاف و ریسمان و تازیانه
گذشتم از همه، از خیزران نه
17:31
هر جا که به پرچمش ...
اومدم زیارتت با گریه با زاری
تو هنوزم وسط بازاری
خیلی روضه ی نگفته داری
وای
سلام خانوم
ایتها الصدیقه الشهیده
ای نوه ی مادر قد خمیده
گنبدتم مثل موهات سفیده
هر جا که به پرچمش ...
صورت زائرت اینجا خیسه، بارونه
در و دیوار حرم میخونه
دختر شاه کجا ویرونه
وای
سلام خانوم
شرمندتم تو روضه هات نمردم
ولی برات همیشه غصه خوردم
ای بی کفن برات کفن آوردم
هر جا که به پرچمش ...
شنیدم که اربعین جا موندی، دلگیرم
من به جای تو زیارت میرم
یا رقیه میگم و میمیرم
وای
بسوز ای دل
جونی نمونده به تن رقیه
آتیش گرفته دامن رقیه
تفریحشونه  زدن رقیه
همین جا بود
تو بغل رباب سیلی خوردی
حتی میون خواب، سیلی خوردی
تو مجلس شراب، سیلی خوردی
هر جا که به پرچمش ...
10 August 2025
ر
21:13
رضیع الحسین (نوحه)
#کوفه_نوحه
#نوحه۱۸

برادر جان تو مصباح الهدایی
بمیرم من چرا بر نیزه هایی

حسینِ سرجدایم ، بخوان قرآن برایم
حسین جانم حسین جان

.......

چو ماهِ اولِ ماهی حسین جان
که جلوه می کنی گاهی حسین جان

عزیزم لاله گونی ، نهان در ابر خونی
حسین جانم حسین جان

......

دو تا سر خواهرت در کوفه دیده
سر بشکسته و رأس ریده

ببین که غرق آهم ، سر سالم نخواهم
حسین جانم حسین جان

.......

اگر مهلت دهند این نیزه داران
سرت را میکنم من بوسه باران

ببوسم حنجرِ تو ، به جای مادرِ تو
حسین جانم حسین جان

#عبدالحسین

@raziolhossein1
ات
21:15
ا ت
اگه رفتی زیرِ بارون، روضه بخون
فقط بگو: غریب حسین

اگه دیدی تو بیابون، آبِ رَوون
فقط بگو: غریب حسین

اگه دیدی لبِ خشکی رو، با دلِ خون
فقط بگو: غریب حسین

بِأَبِی‌العُریان، بِأَبِی‌المَهموم
بِأبی أنتَ و اُمّی سَیِّدُالعطشان
بِأبی أنتَ و اُمّی سَیِّدُالمَظلوم

سَیِّدُنَا المَظلوم، سَیِّدُنَا العریان
سَیِّدُنَا المَهموم، سَیِّدُنَا العطشان
سَیِّدُنَا الغریب، سَیِّدُنَا الغریب

اگه دیدی یه ستاره، تو آسمون
فقط بگو: غریب حسین

اگه دیدی رَختِ پاره، با دلِ خون
فقط بگو: غریب حسین

اگه دیدی یه اِشاره، با روضه‌خون
فقط بگو: غریب حسین
ش
21:15
شعر و سبک هیات
شور
امام حسین علیه السلام

واویلی علی العطشان
واویلی علی المظلوم

بند اول:
قلب فاطمه خونه
خواهرت پریشونه
با دوچشم خون مهدی
داره روضه میخونه
میگه با دلی مهموم
واویلی علی المظلوم

بند دوم:
چشم دخترت گریان
ضجه میزنه نالان
مانده تن تو بی جان
بین قتلگه عریان
میگه دختری معصوم
واویلی علی المظلوم

بند سوم:
دشمنت تو را میزد
نیزه بی هوا میزد
با خنجر و با شمشیر
با سنگ و عصا میزد
با سه شعبه ای مسموم
واویلی علی المظلوم

بند چهارم:
رفته خواهرت از حال
افتاده ای در گودال
زیر سم مرکبها
گشته پیکرت پامال
از ، آب ، شدی محروم
واویلی علی المظلوم

مرتضی کربلایی
11 August 2025
ات
06:04
ا ت
بر گنبد طلای علی، شاهِ چاره جو
خورشید یک دقیقه نتابیده بی وضو
یل های نامدار عرب هم نمی شدند
با ذوالفقار حیدر کرار رو به رو
خواندیم خط به خط همه آیات وحی را
مدح علی و آل علی بود مو به مو
ما دلشکسته ها مگر از خود چه داشتیم؟!
ما را نجف نشینی‌مان داده آبرو
آرام؟ کوچه های نجف را قدم بزن ...
هر جا  دلت شکست فقط "یا علی" بگو
ات
18:52
ا ت
نام ما را بنويسيد پريشانِ علي
شيعه مملکت و خطۀ سلمان علي
همه شب سفرۀ ما پر شده با نان علي
کار زهراست که هستيم مسلمان علي
سالياني است که مسکين و فقيرِ نجفيم
پادشاهيم، غلامان امير نجفيم
ما کجا مدح علي، هر چه بگوييم خطاست
مدح او کار خداوند و نبي و زهراست
او همان است که مانند خدايش يکتاست
مثل او نيست نگرديد، علي بي‌همتاست
ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست
يک تنه صاحب هر معجز پيغمبرهاست
عالمي حسرت يک لقمۀ نانش دارد
آسمان تکيه به دستِ پسرانش دارد
ات
21:20
ا ت
راحت کشتنت
آروم آروم طی چند ساعت کشتنت
سر فرصت تو رو با دقت کشتنت
راحت کشتنت
چقدر غریبی تو
غریب کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
کم کم کشتنت
واسه گندم ری دِرهم کشتنت
خواهرت نمیشناخت
مبهم کشتنت
کم کم کشتنت
همه لشکر اومدن
با هم کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
با صبر کشتنت
تو رو با قصد ثواب
کامل کشتنت
بی هوا زدن
چه نا غافل کشتنت
چند تا بی مروتِ
قاتل کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
آخر کشتنت
پیش چشم زینب و
مادر کشتنت
کینه داشتن از بابات
حیدر کشتنت
از چیزی که فکرمه
بدتر کشتنت
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
یارالی حسین خسته ای بی رمقی بی حالی حسین
تک و تنها وسط گودالی حسین
جای نعله رو تنت پامالی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
****
عطشانی حسین داره خون میریزه از پیشانی حسین
بین این همه شهید عریانی حسین
روی نی تو قاری قرآنی حسین
مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان
21:23
3- ای صفای قلب زارم هر چه دارم از تو دارم
تا قیامت ای رضا جان سر ز خاکت بر ندارم
منم خاک درت غلام و نوکرت
مران از در مرا به جان مادرت
علی موسی الرضا ....
غیر تو یاری ندارم با کسی کاری ندارم
گر مرا از در برانی جای دیگر من ندارم
تو خوبی من بدم به این در آمدم
به جان فاطمه مکن مولا ردم
علی موسی الرضا علی موسی الرضا ....
ات
21:24
ا ت
به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من

سر تو رو بردند، دیر رسیدم من






یک گوشه گودال ، مادر رو دیدم من

که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

صدا زدی من رو ، خودم شنیدم من

صدای رگ هات بود، دیر رسیدم من





عمامه ات رو بردند ، دیر رسیدم من

شمشیر ات رو بردند ، دیر رسیدم من

انگشتر اش هم بردند…


پیراهن رو بردند ، دیر رسیدم من

با بوسه از رگ ها ، به خون تپیدم من

میان خاک و خون ، دیر رسیدم من

عزیز خواهر غریب مادر

عزیز خواهر غریب مادر
ش
21:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا

السلام ای بدن بی سر گرما دیده
السلام ای سر مجروح کلیسا دیده

با چه وضعی ته گودال کشاندند تورا
ما شنیدیم ولی زینب کبری دیده

ای به قربان نگاهش که از این دشت بلا
هر بلایی به سرش آمده زیبا دیده

زینت دوش نبی بودی و بی وجدان ها
سر بریدند و گرفتند تو را نادیده

ای که شد مهریه ی مادر تو آب فرات
ترک روی لبت را لب دریا دیده؟!

خنجر انداخت مسیحی و مسلمان برگشت
به گمانم ته گودال مسیحا دیده

ای عزیزی که تنت پیش همه عریان شد
بر سر پیرهنت فاطمه دعوا دیده

دختری که همه ی دلخوشی اش بابا بود
عوض دیدن بابا ، سر بابا دیده

#یامظلوم

@raziolhossein
ش
21:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_علیه_السلام
#قتلگاه #روز_یازدهم


آه ، ای بی کفنِ کرببلا وای‌حسین
تنت اینجاست سرت رفته کجا وای‌حسین

خاک عالم به سرم خاک نکردند تو را
خاک آلود تنت گشته رها وای‌حسین

آنقدر  دور تو شمشیر و سنان ریخته است
شده گودال تو چون کوه منا وای‌حسین

پدرت از زرهِ قیمتی عَمْر گذشت
از لباست نگذشتند چرا وای‌حسین

چادر سوخته ای دارم اگر بگذارند
میکشم بر تن تو جای عبا وای‌حسین

روز جمعه نه ، تو را روز دوشنبه کشتند
قاتل مادرمان کشت تو را وای‌حسین

هرکجا مادر تو بوسه زده نیزه زدند
جایی یک بوسه نداری به خدا وای‌حسین

قطعه قطعه شدی و بعد از آن ذبح شدی
قتلِ صبرت به خدا کُشت مرا وای‌حسین

تو کریمی غم انگشتریت را نخورم
بگو انگشت تو افتاده کجا وای‌حسین

من که یک عمر فقط با تو سفر می رفتم
حال با شمر روم شام بلا وای‌حسین

کعب نی میخورم اما چه کنم این نامرد؟
بین مردم نبرد اسم مرا وای‌حسین

روی نی حرف بزن ، آیه بخوان ، کاری کن
نشود خواهرت انگشت‌نما وای‌حسین


@raziolhossein
ات
21:42
ا ت
یادم نمی‌رود که همه عزتم تویی
من پای سفرۀ تو شدم محترم حسین
. لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد
. ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین
12 August 2025
ات
15:53
ا ت
پدر را در گلیمی از کنار منبر آوردند
پسر را در حصیری غرقِ خون و بی سر آوردند
علی را کوفیان کشتند در محراب و بعد از آن
برای کشتن فرزند او، صد لشگر آوردند
اگر خورشید را شق القمر کردند در کوفه
همان شق القمر را کربلا بر اکبر آوردند
تمام دشت از خونِ ابوالفضل علی پُر شد
ز بس بارانِ تیرِ کینه برآن پیکر آوردند
ز فولادی که شد شمشیر و بر فرق علی آمد
به دست حرمله تیری برای اصغر آوردند
چقدر این کوفیان پستند کز بعد حسینِ او
ز گوش کودکانش گوشواره‌ها در آوردند
سه ساله بود و پا پُر آبله، رخسار و تن نیلی
چه روزی با اسیری بر سر این دختر آوردند
«وفایی» چون که خطبه خوانی زینب به گوش آمد
همه در کوفه می‌گفتند گویا حیدر آوردند
سیدهاشم وفایی
@rozeh_gram
23 August 2025
ات
18:18
ا ت
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا
مشهد داری بارگاه و گلدسته و گنبد داری
جا برای هرکسی که رو زد داری

مشهد داری… مشهد داری… مشهد داری
مرقد داری، مهربونی و فراتر از حد داری
دریای کرامات زبانزد داری، مرقد داری
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا

دوست دارم صدات کنم، تو هم منو صدا کنی
من رضا رضا بگم تو هم منو رضا کنی
سامون داری، لیلایی و یک عالم مجنون داری
درمون واسه دردای بی درمون داری، سامون داری
مهمون داری، سفره داری و خیل فراوون داری
دنیایی نمک خورده و مدیون داری، مهمون داری
دوست دارم صدات کنم تو هم منو صدا کنی
من رضا رضا بگم تو هم منو رضا کنی
حسرت زیارت جد تو مونده تو دلم
چی میشه اگه منو راهی کربلا کنی

عادت دارم، من تو حرمت حال عبادت دارم
هرچی که دارم از در خونت دارم، عادت دارم
حاجت دارم، روی سرم از لطف تو منت دارم
کربلا بده شوق زیارت دارم، حاجت دارم
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
گفته ای هرکی بیاد به دیدنم امام رضا
من ۳ جا میام بهش سر میزنم
تویه قبرم آقاجون منتظرم امام رضا
تا بزاری کف پاتو رو سرم امام رضا
18:30
بانگِ وا اماما آید از خراسان
فاطمه ز جنّت می رسد هراسان
تا حال پسر بیند
خون های جگر بیند
مظلوم اماما

نور حق برآمد از مجلس باطل
مظلوم شد آزاد از پنجه قاتل
شعله در فضا افکند
بر سرش عبا افکند
مظلوم اماما

جز آن که رضا را خونین جگری بود
بردلش ز مأمون از غم شرری بود
انگور، به زهر آلود
جان و تن او فرسود
مظلوم اماما

مأمون به مراد خود رسید آخر
او جنایتی سخت آفرید آخر
مظهر خدا را کشت
حضرت رضا را کشت
مظلوم اماما

چون که بر دلش زهر کرد اثر برآشفت
از محفل مأمون برخاسته و گفت:
از ما که گذشت اما
این تو، این جواد ما
مظلوم اماما

از خانه مأمون تا خانه ز غم کاست
هی فتاد و بنشست، هی نشست و برخاست
بی تاب و توان می رفت
با آتش جان می رفت
مظلوم اماما

در خانه، اباصلت گر منتظرش بود
او در انتظار روی پسرش بود
که آن نخل مرادم کو؟
ای خدا جوادم کو؟
مظلوم اماما

با آن که رضا را کشته بود طاغوت
پا و سر برهنه دنباله تابوت
می رفت و صدا می کرد
هی رضا رضا می کرد
مظلوم اماما
ات
23:18
ا ت
*حجّت حق حاکمِ مُلک قضا         یا علی موسی الرضا
جان زهرا (س) و علیِّ مرتضی      یا علی موسی الرضا
شمسِ نورِ ولا     دل به تو مبتلا
مشهدت بهر ما     کعبه و کربلا
سیّدی یا رضا...

*زهرِ مامونِ لعین از ظلم و کین     قاتلِ جانت شده
کائنات و ما سِوی و کبریا      دیده گریانت شده
در عزای شما        محشری شد به پا
بین حجره چرا       می زدی دست و پا
سیّدی یا رضا...

*نور چشمت از مدینه آمد و   خوش در آغوشت کشید
دیده ی تو وقت جان دادن دگر     روی قاتل را ندید
وا مصیبت از آن       کشته ی بی امان
تیغِ شمر و سنان     خنده کوفیان
یا حسین یاحسین...
23:30
ای صفای قلب زارم؛ هرچه دارم از تو دارم
تا قیامت ای رضا جان؛ سر ز خاکت بر ندارم!
منم خاک درت غلام و نوکرت؛ مران از در مرا به جان مادرت…
علی موسی الرضا…

غیر تو یاری ندارم؛ با کسی کاری ندارم
گر مرا از در برانی؛ جای دیگر من ندارم!
تو خوبی من بدم به این در آمدم؛ به جان فاطمه مکن مولا ردم…
علی موسی الرضا

به دلم کن یک نگاهی؛ تا نماند یک گناهی
به یقین با یک نگاهت؛ میشوم دور از تباهی!
نگاهم سوی تو بهشتم کوی تو؛ دلم خورده گره به تار موی تو…
علی موسی الرضا

تو رئوف و مهربانی؛ قبله ی درماندگانی
ز تو ممنونم دلم را؛ در حریمت می کشانی
الا ای یار من تویی دلدار من؛ نظر کن بر دل سیاه و زار من
علی موسی الرضا

دل به امید تو بستم؛ بر سر راهت نشستم
چون رسد جامت به دستم؛ از می عشق تو مستم
امیر کاروان امان ای الامان؛ مرو پیشم بمان امام مهربان!
علی موسی الرضا…

جان به قربان نگاهت؛ دل فدای روی ماهت
سینه بگشا تا بیایم؛ ای رضا جان در پناهت
منم دیوانه ات مقیم خانه ات؛ تویی باغ گل و منم پروانه ات
علی موسی الرضا…

ای همه بود و نبودم! خاک تو مهر سجودم!
از ازل مهرت سرشته؛ بر تمام تار و پودم…
نظر کن بر دلم اگر چه غافلم؛ دعا کن کربلا کند حق شاملم
علی موسی الرضا…
24 August 2025
ا
09:53
اشعار عبدالمحسن
#شهادت_حضرت_رضا_علیه_السلام22

سبک سنتی
گریز به مصائب امام زمان علیه السلام و فرج خواهی


ای آقای غریب ما
مظلوم رضا مظلوم رضا
ای مسموم از زهر جفا
مظلوم رضا مظلوم رضا

ای آقای عرش برین
مظلوم رضا مظلوم رضا
از چه خورده ای بر زمین
مظلوم رضا مظلوم رضا

در راه حجره ات آقا
مظلوم رضا مظلوم رضا
از پا نشسته ای چرا
مظلوم رضا مظلوم رضا

عبا به سر کشیده ای
مظلوم رضا مظلوم رضا
از دیده خون چکیده ای
مظلوم رضا مظلوم رضا

در حجره دست و پا زدی
مظلوم رضا مظلوم رضا
جوادت را صدا زدی
مظلوم رضا مظلوم رضا

می زنی ناله و فریاد
مظلوم رضا مظلوم رضا
هستی چشم به راه جواد
مظلوم رضا مظلوم رضا

آمد آن جوان مه رو
مظلوم رضا مظلوم رضا
جان دادی در آغوش او
مظلوم رضا مظلوم رضا

راحت شدی از کینه
مظلوم رضا مظلوم رضا
گفتی منتقمم بیا
مظلوم رضا مظلوم رضا

یک روز مهدی می رسد
مظلوم رضا مظلوم رضا
خصم تو را آتش زند
مظلوم رضا مظلوم رضا

ای الگوی جود و رأفت
مظلوم رضا مظلوم رضا
به دنیا می کنی رجعت
مظلوم رضا مظلوم رضا

آقا تو هم بنما دعا
مظلوم رضا مظلوم رضا
شود فرج دیگر امضا
مظلوم رضا مظلوم رضا

مهدی غریب و طرید است
مظلوم مهدی مظلوم مهدی
در کوه و صحرا فرید است
مظلوم مهدی مظلوم مهدی

یک عمر او تنها شده
مظلوم مهدی مظلوم مهدی
آواره ی صحرا شده
مظلوم مهدی مظلوم مهدی

روضه خواند صبح و مساء
مظلوم مهدی مظلوم مهدی
کارش شده صبر و رضا
مظلوم مهدی مظلوم مهدی

یارب امام ما رسان
مظلوم مهدی مظلوم مهدی
تا شیعه را دهد امان
مظلوم مهدی مظلوم مهدی

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ا
09:54
اشعار عبدالمحسن
دودمه جدید مهدوی

#شهادت_حضرت_رضا_علیه_السلام22

سرت سلامت یا بقیة الله
دوباره شد سینه ی تو پر از آه

با دو چشم گریان
آمدی خراسان

جدّت رضا شاه ولایت
کشته شده در بین غربت

یابن الحسن آجرک الله...
یا
عجّل فرج بقیة الله...
🌸🌸🌸🌸🌸
در بین حجره دست و پا می زند
ای منتقم تو را صدا می زند

جدّ توست خون جگر
شد دگر محتَضَر

بر خاک ِحجره سر نهادَه ست
او دیده بر راه ِجواد است

یابن الحسن آجرک الله...

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ا
09:56
اشعار عبدالمحسن
#وداع_با_ماه_صفر

رزق مشهد
صفر رفت ومحسنیه اومد😭

صفر رفت و نیامد از سفر ماهم چرا
به شوق دیدنت بگذشته هر گاهم چرا
به روی تخت شاهی، دزدها بنشسته اند
ولی آواره در صحرا شدی شاهم چرا
میان فتنه ی بیراهه ها گم گشته ام
نیفتاده به سمت خیمه ات راهم چرا
میان ما گناهان فاصله انداخته
تو در عرش خدا، من در ته چاهم چرا
برای ما که نه ، بنگر که مادر خوانده است
نمیایی جواب ناله و آهم چرا
بیا ای منتقم شد چاره ی حیدر عبا
به زیر دست وپا در بین درگاهم چرا
هنوز از سینه ی بشکسته ام خون می چکد
کجا ماندی نمیایی تو خونخواهم چرا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ات
10:32
ا ت
الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
امان ز درد جدایی خداکند که بیایی

اسیر روی تو هستم نظر به روی توبستم
بگو شما به کجایی خداکند که بیایی

نشسته ام سر راهت در انتظار نگاهت
دگر بس است و جدایی خدا کند که بیایی

ببین چه بیکس و تنها نشسته ام گل زهرا
به درد ها تو دوایی خداکند که بیایی

به مشعری به حرامی به بیت یا به متایی
به مروه یا به صفایی خدا کند که بیایی

به جان پهلوی زهرا دگر بس است و جدایی
تو که عزیز خدایی خدا کند که بیایی
30 August 2025
ا
05:40
اشعار ابولؤلؤ
#سبک816

🌺سرود عمرکشون🌺

🌺🌺🌺🌺

لعنت بران کسی ....که ره مادرم رو بست

لعنت بر آن کسی .... حرمت حیدر و شکست

لب واکن و به لعن.... تو بگو با شورو شرر

ملعوووون عمرررررر

ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر
ملعوووووووون عمرررر

عمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون
عمررررررر. 3

🎈🎈🎈🎈

یادم نمیرود هدف لعن من تویی
من پای لعن تو شده ام محترم عمر

لب وا کن و به لعن.... تو بگو با شور و شر

ملعووووون عمرررررررر


ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر

عمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون عمرررررررر(٣)

🎈🎈🎈🎈

رحمت بر آن کسی به لبم بغض تو نهاد
رحمت بر آن کسی که به من لعن یاد داد

لب واکن و به لعن....تو بگو با شور و شرر

ملعووووون عمرررررررر

ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر

ععمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون عمرررررررر

🌺🌺🌺🌺

❤️عبدالمهدی❤️

https://t.me/montaghememohsen
1 September 2025
ات
10:50
ا ت
کشته از زهر کین یوسف زهرا شده
حجه ابن الحسن غریب و تنها شده
رهبر انس و جان دیده بست از جهان

ابا محمد ابا محمد

ای مزار خرابت سند غربتت
دل هر دل شکسته زائر تربتت
مانده ویران چرا حرم سامرا

ابا محمد ابا محمد

گل باغ رضا سلاله ی بوتراب
ز چه گلدسته های حرمت شد خراب
حرمت در نظر شد بقیع دگر

ابا محمد ابا محمد

جان فدای تو و حریم بی زائرت
سند غربتت خرابی حائرت
بر تو هر صبح و شام شیعه گرید مدام

ابا محمد ابا محمد

یوسف فاطمه سلاله ی مصطفی
در جوانی شدی کشته ی زهر جفا
شد به فصل شباب قلب زارت کباب

ابا محمد ابا محمد

گریه کن شیعه در عزای ابن الرضا
زهر دشمن نبود جزای ابن الرضا
اجر آن مقتدا عاقبت شد ادا

ابا محمد ابا محمد

او مگر شمع جمع آل یاسین نبود
اجر فرزند پاک فاطمه این نبود
زاده ی مصطفی دیده عمری جفا

ابا محمد ابا محمد
10:51
چراغ عمر عسکری گردیده خاموش
در باغ رضوان فاطمه گشته سیه پوش

ای حجت ثانی عشر
مهدی امام منتظر
سرت سلامت

با عمر کوتاهش چها دیده به دوران
گاهی به تبعید و گهی گوشه ی زندان

آتش گرفته پیکرش
می سوزد از پا تا سرش
سرت سلامت

زمزمه ی وا حسنا به عرش اعلاست
شال عزا بر گردن مهدی زهرا ست

ای حجت ثانی عشر
مهدی امام منتظر
سرت سلامت
س
18:15
سبک - عمرکشون
بر ایل و تبار خصم حیدر لعنت
هر دم به فراریان خیبر لعنت

رحمت به پدر زن علی شیر خدا
بر آن دو پدر زن پیمبر لعنت

BUL

بر دشمن شیعه های حیدر لعنت
بر خصم ابوتراب مکرر لعنت
شادی دل مهدی صاحب الزمان
بر منکر فیروز دلاور لعنت

BUL

این شادی و شور و زمزمه ما را بس
یک "لعن عمر" از این همه ما را بس

در بین تمام حسنات ، این ایام
لبخند علی و فاطمه ما را بس
BUL
ا
18:16
اشعار ابولؤلؤ
#سبک816

🌺سرود عمرکشون🌺

🌺🌺🌺🌺

لعنت بران کسی ....که ره مادرم رو بست

لعنت بر آن کسی .... حرمت حیدر و شکست

لب واکن و به لعن.... تو بگو با شورو شرر

ملعوووون عمرررررر

ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر
ملعوووووووون عمرررر

عمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون
عمررررررر. 3

🎈🎈🎈🎈

یادم نمیرود هدف لعن من تویی
من پای لعن تو شده ام محترم عمر

لب وا کن و به لعن.... تو بگو با شور و شر

ملعووووون عمرررررررر


ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر

عمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون عمرررررررر(٣)

🎈🎈🎈🎈

رحمت بر آن کسی به لبم بغض تو نهاد
رحمت بر آن کسی که به من لعن یاد داد

لب واکن و به لعن....تو بگو با شور و شرر

ملعووووون عمرررررررر

ملعون عمر ملعون عمر ملعون عمر

ععمر ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون ملعون عمرررررررر

🌺🌺🌺🌺

❤️عبدالمهدی❤️

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:20
اشعار ابولؤلؤ
#سبک823

جونم ابولولو داری ای والله
بر ضرب دست تو هزار ماشاءالله

ای باعث و بانی عیدالزهرا
بر ضرب دست تو هزار ماشاءالله

ای پهلوون دستت طلا گل کاشتی
کاش رو سرش ی تاپه گوه میزاشتی

ایشالا روزی حرمت وا میشه
روز نهم دوباره غوغا میشه

تو حرمت عمرکشون میگیریم
لعن ۴ضرب بی امون میگیریم

این عمری که مرشد خیلی هاست
مورد بغض مادر ما زهراست

این عمری که خیلیا میخانش
ملائک عذاب دارن میگانش

این عمری که میکنیم لعنش ما
صاحب زمان لعن میکنن بعدش ما

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:24
اشعار ابولؤلؤ
#سبک818

#عمر_کشون

  (به سبک ای خلیفه ی کون تاقار)

بند اول

ای ملعون الا ابد  لالالای لالالای‌
خباثت تو بی عدد  لالالای‌ لالالای‌
بغضتو دارم تا ابد  لالالای لالالای‌
چون که خدا لعن تو کرد  لالالای‌ لالالای‌

فیروز میاد میکشتت (۲)

[ابولؤلؤ اومد گفت خنجره من کلفته
هنوز تا ته نکردم نفست داره می اُفته] (۲)

لعَنَ الله ، ابوحفصه

بند دوم

ای خلیفه‌ی بیشعور  لالالای لالالای
سرت شبیه موش کور  لالالای لالالای
نجس العین ، خیلی شرور  لالالای لالالای
مرگ تو شد یوم السرور  لالالای لالالای

به مرگ تو کف میزنیم (۲)

[تا خیک تو پاره شد خون اومد از بدنت
فاطمه خندون شده از به درک رفتنت ](۲)


لَعَنَ الله ، ابوحفصه (۴)

عبدالهادی

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:25
اشعار ابولؤلؤ
#سبک804

باسبک: اسعدالله ایامنا(عطایی)

اسعد الله ایامنا و ایامکم هله هله..

فیروزمو با شش ضربه
ترتیب عمر را دادم
با شادی قلب پاک ِ
زهرا و علی دلشادم
در روز ظهور مهدی
من بابت خون خواهی از
اتباع عمر آمادم

منم شیر غرّان
سپهدار کاشان
به عشق علی جان
عمر را دریدم دریدم

شد عید برائت
به لب سبّ و لعنت
برا اهل هیئت
جنان را خریدم خریدم

برای عرض ارادت به منجی عالم
بگو به قصد فرج، لعن بر عمر هر دم

لعن الله عمر.....
🌸🌸🌸🌸🌸

اسعد الله ایامنا و ایامکم هله هله..

لعنت به عمر شد واجب
هر کس که نگه ملعونه
یک روز میاد مهدی جان
هنگام عمرسوزونه
در روز ظهورش تنها
هر کس که برائت داره
در لشکر او میمونه

توو بزم برائت
همگی با لعنت
به خصم ولایت
فرج رو بگیریم بگیریم

همگی ایشالا
با ذکر تبرّا
برا ماه زهرا
ما یار و نصیریم نصیریم

برای آمدن مقتدای این امّت
بگو به غاصب حق امام ما لعنت

لعن الله عمر.....

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:25
اشعار ابولؤلؤ
#سبک803

با سبک: با تعصبم من به ولایت علی(رعنایی)

با تعصّبم، من به ولایت علی
لعن میگم همش به دومی و اولی

آی مؤذنها بگید رو مأذنه ها
اَشْهَدُ اَنَّ عُمَر عَدُوَ الله

بر عمر لعنت....
🌸🌸🌸🌸🌸
تا نفس دارم، بغض عمر توو سینمه
لعن ِ بر عمر، هرچی بگم بازم کمه

سنّی ملعون، از تو بیزارم
من تنفّر از وحدتی دارم

بر عمر لعنت....
🌸🌸🌸🌸🌸
وعده ی همه، فرج شاه منتـَظَر
هلهله کنیم،موقع سوختن عمر

وقتی می سوزه بین هیزم ها
دیدنی میشه خنده ی زهرا

بر عمر لعنت....

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:30
اشعار ابولؤلؤ
#سبک767

سبک: وعده دیدار حیدریون

وعده ی دیدار حیدریون نجف ان شاءالله
موقع ظهور صاحب الزمون نجف ان شاءالله
یه دل سیر بگیم لعن عمر شادی اسدالله
بگیریم نه ربیع،عمرکشون نجف ان شاءالله

چِقَدر زیبا میشه صحن نجف
رنگ قرمز میگیره ایوون طلا
با کتیبه های لعنت بر عمر
پوشیده میشه ضریح مرتضی

ذکر هر شیعه       ذکر باغیرت
افضل الاذکار    باب هر رحمت
رافع غمها             میبره جنت
ما میگیم با مهدی     بر عمر لعنت

برعمر لعنت....
🌸🌸🌸🌸🌸
به زودی شادیهامون ردیفه با فرج ان شاءالله
وقت نابود شدن سقیفه با فرج ان شاءالله
میرسه دیگه زمون انتقام از ابوبکر و عمر
وقت سوزوندن هر خلیفه با فرج ان شاءالله

منتظر هستیم تا منتقم بیاد
علنی میشه هر جا لعن عمر
میشه جزئی از اذان و میشنویم
از روی مأذنه ها لعن عمر

عمره ملعون     بانی بدعت
عمره  مأبون      مظهرذلت
بغضشه ولله  بهترین نعمت
ما میگیم با مهدی     بر عمر لعنت

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:35
اشعار ابولؤلؤ
❤️تقدیم به بابا شجاع الدین نهاوندی🗡
.
.
هرکس به کسی نازد من هم به ابولولو
از عالم ذر دل را دادم به ابولولو

با قتل عمر جان را پس داد به این دنیا
الحق که بدهکارست عالم به ابولولو

از نام خوش فیروز فیروزه پدید آمد
بخشید زلالی را زمزم به ابولولو

او کیست که شیطان هم خورده‌ست فریبش را
هرلحظه خورَد غبطه آدم به ابولولو

سهراب که واضح بود مغلوب پدر میشد
والله که میبازد رستم به ابولولو

ما ملت فیروزیم سردار نمیخواهیم
دادیم دو دست خود محکم به ابولولو

ایران وطنم اما گور پدر کوروش
از لطف علی گرم‌ست پشتم به ابولولو

روز فرج مهدی فرمانده لشکر اوست
آنروز چه می‌آید پرچم به ابولولو

یک فحش به دل دارم در شعر نمیگویم
راز دل من بوده محرم به ابولولو

https://t.me/montaghememohsen
ا
18:40
اشعار ابولؤلؤ
#سبک567

سبک اومدم به نغمه خوانی. حسین طاهری ولادت امام رضا

اومدوم به نغمه خوانی... به زبون ابودانی
میخونم به وقت شادی ... به زبون ابودانی
......
دین بی لعن عمر نداره هیچ قدر و بها
میخونم لعن عمر سی خنده ی شاه ولا
......
عدد برگ شجر هله هله....عدد نجم و قمر هله هله
 عدد ریگ وحجرهله هله... میخونم لعن عمر هله هله
....
(لعن الله عمر ثم ابابکر و عمر...)
برمون لباس قرمز... شده وقت شورو شادی
می کنم لعن سقیفه.... بازبون عابودانی
...
کوکا سی کن به دلم که وقت خوشحالیمونه
به درک رفته عمر ماه ربیع  شادیمونه
....
هله مست و سر خوشوم هله هله... روسرا نقل میپاشم هله هله
بگو.لعن بر عمر هله هله.... الهی فدات بشم هله هله
.....
لعن الله...
نهم ماه ربیعه....... شادیمون چه بی امونه
لعنامون نذرظهوره.. مهدی صاحب زمونه
....
میخونم لعن عمر دلم نداره واهمه
شادی قلب غمین محسن ابن فاطمه
...
بیار دستاتو بالا هله هله... بگو باشوق وشعف هله هله
باتموم انبیا هله هله.... توی ایوون نجف هلهله
....
لعن الله...
 
 https://t.me/montaghememohsen
?
19:03
👹 اشعار غدیرالثانی 👹
🌺سبک: به سمت او برو برو🌺

🌺🌺🌺🌺

ربیع آمد و رخت قرمز برش
زند فاطمه خنده بر همسرش

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
نباشد جز از بی پدر دشمنش

به بر نما لباس نو... لباس نو به بر نما
بیا بیا غدیر شد... غدیر شد بیا بیا

بیا بگو لعن عمر... لعن عمر بیا بگو

رضایت فاطمه را...بیا به لعن او بجو

تو خنده های فاطمه خنده ی شهریاره
شیعه مرتضی تو این شبا غمی نداره
خدا بهشتُ واجب کسی تواین شبا کرد
که خنده رو لبای شیعه ی علی بیاره

دل دل نکن بیا و لبت را تکان بده
لعنت به روح نحس عمر بی امان بده
احوال این جهان همه در دست فاطمه است
خود را بیا به حضرت زهرا نشان بده

🎈🎈🎈🎈

منم بنده ی اهل بیت نبی
ستاینده ی خاک پای ولی

ابولؤلؤ م شیعه ی مرتضی
که دارم به قلبم ولای علی

دهم جلا به خنجرم... به خنجرم جلا دهم
درس به خصم فاطمه ... به خصم مرتضی دهم
نام علی به لب برم... به لب برم نام علی
خنجر خود فرو به بطن آن سگ دغا کنم

به عشق فاطمه به عشق مرتضی اسیرم
فاطمه بانوی من و علی شده امیرم

خنجر من تشنه به خون اون سگه پلیده
من انتقام اون قباله روازش میگیرم

با عشق مرتضی بزنم ضربه بی امان

او را کنم به قعر سقر این چنین روان

شش ضربه میزنم شکمش را ز روی بغض

تا زوزه اش رسد چو سگان اندر آسمان

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
?
19:05
👹 اشعار غدیرالثانی 👹
🌺سبک: به چه نمازی. حسین ستوده🌺

🌺🌺🌺🌺

قاتل ثانی
جان جانانی
فاطمه(س) میگه
چه پهلوانی

ابولولو ۴

خنجر به دستت
ای ناز شصتت
چه گلی کاشتی
دنیا شد مستت

ابولولو ۴

صدا صدای عمر بود
عمر ک...ش تو خطر بود
ابولولوء توی مسجد
فرار دیگه بی اثر بود

مولا
میگه ایوالله
حضرت زهرا(س)
زدی ضربه و تورو می‌کرد دعا

فیروز
نعره هات غران
تیغ تو بران
وقتی که ضربه زدی فاطمه گفت ای جان

🎈🎈🎈🎈
ای صبا فیروز
عجبا فیروز
مرتضی میگفت
مرحبا فیروز

ابولولو۴

قدرت بازو
بهترین الگو
عمر مجبور شد
بزنه زانو

ابولولو۴

صدا پیچید توی مسجد
گفت دیگه ختم کلامو
کاریت ندارم میخوام که
فقط ننتو ب...مو

عمر
میگه من باور
نمیکردم در
بره جونم از ک...م برم سقر

خونش
ریخته از ک...ش
در میره جونش
برو تو خلا برین به شادی روحش

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
س
19:13
سبک - عمرکشون
🌺سبک: به نوافل. احسان لطفی 🌺

🌺🌺🌺🌺

توی ایران
توی لبنان
یا که یونان
بگو ای شیعه ی حیدر ز دل و جان

(لعن الله علی عمر۲)

میگه مولا
تو نمازش
که خدایا
تو زیاد کن عذاب قاتل زهرا

(لعن الله علی عمر۲)

🎈🎈🎈🎈
توی کاشان
توی تهران
یا که سمنان
داره میاد صدای گریه ی شیطان

(لعن الله علی عمر۲)
میگه حیدر
به اباالفضل
دم آخر
تو بگو لعن عمر ماه دلاور

(لعن الله علی عمر۲)
11 September 2025
ات
10:53
ا ت
لبخند بزن ای همه عالم به فدایت
با شادی تو شاد شود قلب گدایت
در محفل ما جای تو خالیست کجایی
بنگر که دوباره دل ما کرده هوایت
یک لحظه بیا و بنِشین بر روی منبر
تا آن که گذارم سر خود را کف پایت
باید تو بیایی که همین محفل بی روح
با نور تو روشن شود ای ماه ولایت
ما طاقت درد تو نداریم، الهی
بر جان عدویت برسد درد و بلایت
این است فقط حاجت ما بین محافل
بر جنّت لبهای تو لبخند رضایت

-------

بر خلق خوش و خوی محمد (ص) صلوات
بر عطر گل روی محمد (ص) صلوات

در گلشن سر سبز رسالت گویید
بر چهره گل بوی محمد (ص) صلوات
10:55
بر گنبد طلای علی، شاهِ چاره جو
خورشید یک دقیقه نتابیده بی وضو

یل های نامدار عرب هم نمی شدند
با ذوالفقار حیدر کرار رو به رو

خواندیم خط به خط همه آیات وحی را
مدح علی و آل علی بود مو به مو

ما دلشکسته ها مگر از خود چه داشتیم؟!
ما را نجف نشینی‌مان داده آبرو

آرام؟ کوچه های نجف را قدم بزن ...
هر جا  دلت شکست فقط "یا علی" بگو
10:56
آسمونا (سراسر)3 شده امشب (منور)3

همه عالم (فدای)3 قدمای (پیمبر)3

سرود زبونم، فقط ذک رِ یا احمده

دل ودین وجونم، فقط ذک رِ یااحمده

دلیل جنونم،فقط ذک رِ یااحمده

یااحمد، نام تومیخوانم

ای نامت، معنی ایمانم

توشاهی، به فدایت جانم

یااحمد سیدی یا مولا
---
پریده دل (زسینه)3 شده جلد(مدینه)3

شده بازم (هوایی)3 روبوم یار(میشینه)3

گنبد خضرا،سرودو، درود منه

صاحب مرقد، امین، وجود منه

عشق محمد، همه تا رُ وپود منه

اسلامم، خلق وخوی احمد

احرامم، خال روی احمد

درجامم، می زجوی احمد

یا احمد سیدی .....................
---
میون این (دقایق)3 دل شیعه (شدعاشق)3

دل سپردیم (همیشه)3 همگیمون (به صادق)3

اسم قشنگش، نشسته، به روی لبم

شکرخدا که، ازعشقش، به تاب وتبم

این آبرومه، که من جع فری مذهبم

تا محشر، مکتبش پابرجاست

استاد روضه ی عاشوراست

بنیادش ازعلی وزهراست

یا مولا یا امام صادق .....

دلی که با (ولایت )3 بمونه تا (قیامت)3

سرفرازه (بدونید)3 بخونم یک (روایت)3

کوری چشمه،حرومی،ونامحرما

گفته پیمبر، تواون رو،زِعشق وصفا

من کنت مولا،فهذا، علی ٌمولا

تاروحی، بین پیکر دارم

درجامم، شهد کوثردارم

درقلبم، عشق حیدر دارو

یا حید ر یا علی یا مولا
10:58
بلغ العلی بکماله، کشف الدجی بجماله
حَسُنت جمیع خصاله، صلو علیه و آله

همه هستیَم به رهِ خدا، وَ به عشق خاتمُ الانبیا
وَ به لطف آن شه لافتی، وَ دعای عصمت کبریا

به فدای جلوه ی احمدی، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله
--
تو تمامِ مظهرِ یا ربی، تو شُکوهِ باورِ مذهبی
تو فروغِ انجمِ مکتبی، همه زیرِ دِینِ تو یا نبی

ز جهانیان تو سرآمدی، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله
--
مَلَکِ سما سائلِ درت، سائلِ در و خاک محضرت
به فدای عترت اطهرت، اهل بیت و سوره ی کوثرت

تو رسول و مصطفیَ الاَمجدی، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله
--
سینه ی تو مَهبطِ وحیِ حق، وَ به اذن تو فلق و شفق
نورِ حمد و واقعه و عَلَق، وَ نثارِ روی تو صد طبق

گل باغ خالقِ سرمدی، به فدای نور محمدی
بلغ العلی بکماله
10:59
یا رسوال الله
یا ابا الزهرا
ا
11:06
اشعار ابولؤلؤ
#سبک803

با سبک: با تعصبم من به ولایت علی(رعنایی)

با تعصّبم، من به ولایت علی
لعن میگم همش به دومی و اولی

آی مؤذنها بگید رو مأذنه ها
اَشْهَدُ اَنَّ عُمَر عَدُوَ الله

بر عمر لعنت....
🌸🌸🌸🌸🌸
تا نفس دارم، بغض عمر توو سینمه
لعن ِ بر عمر، هرچی بگم بازم کمه

سنّی ملعون، از تو بیزارم
من تنفّر از وحدتی دارم

بر عمر لعنت....
🌸🌸🌸🌸🌸
وعده ی همه، فرج شاه منتـَظَر
هلهله کنیم،موقع سوختن عمر

وقتی می سوزه بین هیزم ها
دیدنی میشه خنده ی زهرا

بر عمر لعنت....

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
ات
11:12
ا ت
شد باز به روی خلق باب برکات
خواهی تو اگر ز درگه دوست برات

بفرست ز جان و دل به آوای جلی
بر خاتم انبیاء محمد (ص) صلوات
11 October 2025
ا
17:26
اشعار "المهدی طاووس اهل الجنة"
#برائت
#عمر_ملعون

چهلم مرگ کسی رسیده
که مرگشو فاطمه آرزو کرد
به هر نماز میون هر قنوتش
به لعنتش با خدا گفتگو کرد
چهلم مرگ کسی رسیده
که فاطمه ازش نبوده راضی
ز اعمالش نشد پشیمون هیچ وقت
کلاهشو یه بار نکرده قاضی
پس دلیلی نداره که لعنتش نگویم
برائت از عدوی ابوالحسن نجویم
لعنت لعنت لعنت به قاتل زهرا
لعنت لعنت لعنت بر همه ی اعدا

چهلم مرگ کسی رسیده
که خط فکری مردم عوض کرد
با هر دونه بدعتی که بپا داشت
دل های مردم صاحب مرض کرد
چهلم مرگ کسی رسیده
که عهد و پیمان غدیرو رد کرد
پیرو لات و عزي بود همیشه
با دین و عترت نبی چه بد کرد
پس دلیلی نداره مطاعنش نگویم
حرفی از شخصیتای خائنش نگویم
لعنت لعنت لعنت به این حرومزاده
لعنت لعنت لعنت بگو که دل شاده

📆 : ۱۵ #ربیع_الثانی ١٤٤٧
ات
17:37
ا ت
بر گنبد طلای علی، شاهِ چاره جو
خورشید یک دقیقه نتابیده بی وضو

یل های نامدار عرب هم نمی شدند
با ذوالفقار حیدر کرار رو به رو

خواندیم خط به خط همه آیات وحی را
مدح علی و آل علی بود مو به مو

ما دلشکسته ها مگر از خود چه داشتیم؟!
ما را نجف نشینی‌مان داده آبرو

آرام؟ کوچه های نجف را قدم بزن ...
هر جا  دلت شکست فقط "یا علی" بگو
ات
17:38
ا ت
جان را به یک اشاره مسخّر کند علی
دل را به یک نظاره منوّر کند علی

ایجاد گل ز شعله ی آذر کند علی
یک لحظه سیر عالم اکبر کند علی

بر کائنات جود مکرّر کند علی
---
او را سزد به خلق امیری و رهبری
او آورد عدالت و قسط و برابری

تیغش رسد به چرخ گه رزم‌آوری
با ذوالفقار حیدری و دست داوری

یک لحظه فتح قلعه ی خیبر کند علی
---
افلاک را مهار کند با نظاره ای
بی‌مهر او به چرخ نتابد ستاره ای

نبود به دهر منقبتش را شماره ای
ابلیس را به بند کشد با اشاره ای

یک لحظه گر اشاره به قنبر کند علی
---
پیغمبری نبوده بدون ارادتش
کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش

مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش
پروردگار فخر کند بر عبادتش

چون بندگی به خالق داور کند علی
---
او ناخداست کشتی لیل و نهار را
فرمان دهد هماره خزان و بهار را

تقسیم کرده روز ازل خلد و نار را
نبوَد عجب که خلق خداوندگار را

با یک نگاه خویش ابوذر کند علی
---
گردون به پیش تیغ علی افکند سپر
از حمله اش قضا و قدر می‌کند حذر

شمشیر فتح داور و شیر پیامبر
روز از سران فتنه بگیرد به تیغ، سر

شب در خرابه با فقرا سرکند علی
---
هنگام بذل دست بوَد دست داورش
گر کوهی از طلا بود و کوهی از زرش

اول نهد طلا به کف سائل درش
نبوَد عجب به دست غلام ابوذرش

این گوی خاک را به جهان زر کند علی
---
هر جا خدا خداست علی هم بوَد امیر
خورشید را توان کشد از آسمان به زیر

از بس که بود دیو هوا در کفش اسیر
حتی شکم ز نان جوین هم نکرد سیر

با آنکه سنگ را در و گوهر کند علی
---
در آسمان لوای امامت بپا کند
در خاک، با خدا دل شب التجا کند

در جنگ، حفظ جان رسول خدا کند
در رزم تیغ خویش به دشمن عطا کند

در مهد، پاره پیکر اژدر کند علی
---
طاقی که تا قیام قیامت نیافت جفت
جان را هماره در ره اسلام ترک گفت

از جبرئیل نغمه ی «الا علی» شنفت
در لیلة المبیت به جای رسول خفت

تا جان خود فدای پیمبر کند علی
---
شاهی که هست و بود به دستش مسخر است
با یک فقیر زندگی او برابر است

از بس که در خلافت خود عدل‌گستر است
سهم عقیل را که بر او خود برادر است

با سهم یک فقیر برابر کند علی
---
روزی که از خطای همه پرده می‌درند
روزی که خلق تشنه به صحرای محشرند

دل‌ها ز تشنگی چو شررهای آذرند
آنان که مست جام تولّای حیدرند

سیرابشان ز چشمه ی کوثر کند علی
---
دارد ز قلب خاک حکومت بر آسمان
بر دستش اختیار مکان داده لامکان

گردد به گردش نگهش محور زمان
دست خداست با سر انگشت می‌توان

افلاک را هماره مسخّر کند علی
---
دین یافت از ولادت شیر خدا کمال
بی‌مهر حیدر است مسلمان شدن محال

عالم به او و او به خدا دارد اتکال
در عین بندگی به خداوند ذوالجلال

اعجاز، همچو خالق داور کند علی
---
آدم سرشته شد گلش از خاک پای او
کس را چه زهره تا که بگوید ثنای او

مداح او کسی است که باشد خدای او
اکسیر معرفت طلب از کیمیای او

شاید مس وجود تو را زر کند علی
---
دنیا ندیده مثل علی راست قامتی
در هر دلی بپاست ز شورش قیامتی

هر نقطه را بوَد ز ولایش علامتی
هر لحظه ریزد از سر دستش کرامتی

جود از نیاز خلق، فزون‌تر کند علی
---
دل از خیال منظر حسنش صفا گرفت
باید از آن جمال نشان خدا گرفت

حق از نخست، عهد ولایش ز ما گرفت
روزی که تیرگی همه جا را فراگرفت

ما را شراب نور به ساغر کند علی
---
روز جزا که هست همان روز سرنوشت
هرکس به حشر می‌دروَد هر چه را که کشت

بخشنده می‌شوند همه کرده های زشت
روید ز شعله های جهنم گل بهشت

گر یک نگه ز دور به محشر کند علی
---
مهر قبول توبه ی آدم به نام اوست
موسی به طور همسخن و همکلام اوست

از قله های وهم فراتر مقام اوست
امر قضا به حکم خدا در نظام اوست

تا در نظام خود چه مقدّر کند علی
---
مدح علی است کار خداوند ذوالجلال
اینجا تمام عالم خلقت کرند و لال

بی‌لطف او به کس نبوَد قدرت مقال
«میثم» چو دم زنی ز ثنای علی و آل

هر دم تو را عنایت دیگر کند علی
ات
17:40
ا ت
نام ما را بنويسيد پريشانِ علي
شيعه مملکت و خطۀ سلمان علي

همه شب سفرۀ ما پر شده با نان علي
کار زهراست که هستيم مسلمان علي

سالياني است که مسکين و فقيرِ نجفيم
پادشاهيم، غلامان امير نجفيم

شاه ما صاحب لوح و قلم است، اي مردم
مهربان است خداي کرم است، اي مردم

مونس لحظۀ شادي و غم است، اي مردم
از علي هر چه بگوييم کم است، اي مردم

ما کجا مدح علي، هر چه بگوييم خطاست
مدح او کار خداوند و نبي و زهراست

او همان است که مانند خدايش يکتاست
مثل او نيست نگرديد، علي بي‌همتاست

ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست
يک تنه صاحب هر معجز پيغمبرهاست

عالمي حسرت يک لقمۀ نانش دارد
آسمان تکيه به دستِ پسرانش دارد

از همان روز ازل تا ابد آقاست علي
شاه خاکيِ همه مردم دنياست علي

بين صاحب نفسان، محشر کبراست علي
همۀ زندگي حضرت زهراست علي

ايّها‌الناس، ستونِ همۀ عالم اوست
پدر فاطميونِ همۀ عالم اوست

حيف اين شاه که هم درد دلش غم‌ها شد
رفت پيغمبر و در شهر علي تنها شد

يک مدينه به خدا دشمن اين آقا شد
فاطمه داد پسر، تا که دو دستش وا شد

ناگهان پشت در خانه او محشر شد
ديد با چشم خودش فاطمه‌اش مضطر شد

بعد زهرا همه شب، کار علي زاري بود
دورۀ بي‌کسي‌و غربت‌و بي‌ياري بود

زخمِ رويِ دل مولا چه قدر کاري بود
تا نفس داشت فقط گرم عزاداري بود

روزگار از غم تنهايي او مي‌کِشد آه
همه شب گفت فقط درد دلش را با چاه

کوفه کردند فزون درد سر مولا را
نگرفتند دمي دور و بر مولا را

خون نمودند دمادم جگر مولا را
بين محراب شکستند سر مولا را

رفت و محراب شد از غصّه او جان بر لب
نقشه‌ها در سر کوفه است براي زينب

شاعر: محمد حسین رحیمیان
***
س
17:43
سبک - عمرکشون
علی مصداق قرآن مبین است
علی یعسوب دین حبل المتین است
پیمبر خاتم و حیدر نگین است
علی استاد جبریل امین است
.
ندای آسمانها و زمین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
الا ای دشمنان ما حق مداریم
همه تسلیم حکم کردگاریم
امیر المومنین را دوست داریم
به حق مرتضی ما شک نداریم
.
سخن یک جمله باشد آنهم این است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
وصیِّ بر حقِ طاهاست حیدر
امام و همسرِ زهراست حیدر
به قرآنِ مبین معناست حیدر
یگانه دلبرِ دلهاست حیدر
.
پیام اولین و آخرین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
علی سر رشته دار عالمین است
به ختم المرسلین نور دوعین است
امیر مغربین و مشرقین است
(جهان محتاج فرزندش حسین است)
.
حسین بن علی فریادش این است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
کسانی که حقیقت را ندیدند
به روی خون حق خنجر کشیدند
جهنم را بجان خود خریدند
زمانی که حسین را سر بریدند
.
بگفتا تا ابد ذکرم همین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
جماعت قبله ام روی اباالفضل
دل من عاشق کوی اباالفضل
مسیر قلب من سوی اباالفضل
نوشته روی بازوی اباالفضل
.
علی ذکر گل ام البنین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
.
.
دلم از روز اول مست مهدی است
تمام هستی ام در دست مهدی است
خود مولا علی پابست مهدی است
وتیغ ذوالفقارش دست مهدی است
.
شعار حضرت مهدی چنین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »
#مدح_مولا
س
17:44
سبک - عمرکشون
اولین بار علی گفتم و جانم دادند
با علی در رگ غیرت ضربانم دادند
یا علی گفتم و معیار نشانم دادند
با تماشای نجف جان جهانم دادند
لب من تا که به انگور ضریح تو رسید
لرزه افتاد به جان و ز سرم عقل پرید
اسم اعظم همه جا نام علی بود علی
مظهر لطف خداوند جلی بود علی
در شب جهل چراغ ازلی بود علی
به خدا در همه افاق ولی بود علی
قبل از ایجاد علی نقش به دلها می زد
بر گِل شیعه چه با حوصله امضا می زد
هر که از جام تو نوشید خدا باور شد
هر که سودای جهان داشت تو را نوکر شد
رند ان بود که دنباله روی قنبر شد
حرف سلمان شد و دیدم ز ملک سرتر شد
حب حیدر شده مبنای مسلمانی ما
از علی بوده مسلمانی ایرانی ما
نوکرت نزد تو ارامش فردا دارد
بی نیاز است هر ان کس که علی را دارد
ملکوت نجفت ارزش دنیا دارد
هر که از عشق تو دیوانه شود جا دارد
معنی دست خدا دست توانای علی ست
بهترین نام جهان نام دل ارای علی ست
بی علی هیچ نمازی به خدا واصل نیست
قبله یک لحظه به بدخواه علی مایل نیست
جز علی شیعه امیری به جهان قائل نیست
بی علی دعوت یک عمر نبی کامل نیست
نفسی از تو اگر وقت حسابش برسد
به همه خلق خداوند ثوابش برسد
دم تو معجز عیسای مسیحا میشد
روشنایت ید بیضایی موسا میشد
به خلیل عشق تو بردأ و سلاما میشد
گره نوح به یک ناد علی وا میشد
یار شبهای حرایی محمد بودی
مثل زهرا ز همه خلق سرامد بودی
مظهر قهر خدا تیغ دو ابروی علی
می وزد از شب معراج نبی بوی علی
تکیه زد پرچم اسلام به بازوی علی
اُحد انگشت به لب مانده ز نیروی علی
ذولفقار تو خدا را به تغزل اورد
جبرییل ایه برایت عوض گل اورد
س
17:45
سبک - عمرکشون
#ثروتم_شده_ولایت

🌺سبک:یاحسین غریب مادر.سیدذاکر🌺

🌺🌺🌺🌺

ثروتم شده ولایت
دین من بُوَد برائت
بیا لعن بر عمر کن
تا علی کند شفاعت

اونی که اهل تبری ست
بخدا دلبر زهراست
سر اون لحظه ی آخر
به روی زانوی زهراست

🎈🎈🎈🎈
از کوچیکی تا به حالا
کینه ای از عمر دارم
وقتی ختم لعن میگیرم
گره وا میشه ز کارم

دل دیوونه یه عمری
به علی اسیر و بنده
همه کارام واسه اینه
که بی بی زهرا بخنده

🎈🎈🎈🎈
مهر مولا شده هستت
میزنم بوسه به دستت
بیا با زهرا بخونیم
ابولولوء ناز شصتت

چی بگم من چه کنم من
برای عنایت تو
این تبری دست گل بود
برای عیادت تو

🎈🎈🎈🎈
من که با دشمن حیدر
تا قیامت در نبردم
تا نفس دارم به سینه
دور مرتضی میگردم

بی بی جون دردت به جونم
غیر مشق تو ندونم
همه آرزوم همینه
نوکر حسین بمونم

🎈🎈🎈🎈
این رفیق رو سیاهت
عمریه به شور و شینه
خودم اینجا دل شیدام
توی بین الحرمینه

تو مدینه شده غوغا
بسته شد دستای مولا
الهی بشکنه دستی
که زده سیلی به زهرا

دل من عاشق میمونه
لبم ذکر لعن میخونه
آره من قرمز میپوشم
بی خیال این زمونه

#سبک_رسمی
5 November 2025
ات
00:21
ا ت
ای همدل و همسنگر حیدر
7 November 2025
ا
05:55
اشعار عبدالمحسن
برگرد😭😭😭

برگرد به حقّ خون مانده بر در
برگرد به حقّ ناله های مادر

کرّار، زمین خورده به روی صورت
برگرد به حقّ اضطرار حیدر

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ش
05:59
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_فاطمیه


کویر تشنه شده قلبم، ای سحاب، بیا
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا

هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی
به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من
شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری
کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا

به کوچه کوچة شهرم ز خون دل همه شب
برای آمدنت ریختم گلاب بیا

گناه من ره دیدار بسته بر رویت
تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم
به صبح جمعة من همچو آفتاب بیا

به دردهای به حیدر نگفتة زهرا
به ناله های سحرگاه بوتراب بیا

به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم
به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا

سرشک دیدة میثم به سیل شد تبدیل
هنوز ناله‌ی او مانده بی جواب بیا

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ر
06:02
روضه - حضرت زهرا
بود و نبودم زهرا
چرا ورم گرفته بازوت
میریزه خون همش از پهلوت
ترک نشسته روی ابروت
یاس کبودم زهرا
داره می‌سازه حیدر تابوت
چرا می‌خندی تو بر تابوت

امان از دل حیدر

سه ماهه رو می‌گیری
ببین سه ماه ناآرومم
چه پرپری گل معصومم

کنار من بمون خانومم

درد دل من زهرا
دیگه بدون تو با چاهه
نصیب من همیشه آهه
غم نبودن جان کاهه

امان از دلِ زینب ..
ا
06:03
اشعار عبدالمحسن
😭😭😭😭

گریه های دخترت، دارد عذابم می دهد
یاد غسل پیکرت، دارد عذابم می دهد

هر کجای خانه ام، یادآور ِداغت شده
خون روی بسترت، دارد عذابم می دهد

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ا
06:03
اشعار عبدالمحسن
😭😭😭😭
یادم برود اگر پر ِسوخته را
زهرا چه کنم این جگر سوخته را

از کوچه فراری ام ولی در خانه
باید چه کنم میخ ِ در ِسوخته را

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ت
22:30
توسل - امام زمان
ای صاحب روضه کجایی یابن زهرا
بی تابم آقا زین جدايي یابن زهرا
ای داغدار ماتم شاه شهیدان
اصلا بگو که روبرایی یابن زهرا
گر چه نمی ارزم به یک درهم ولیکن
آیا نمی‌خواهی فدایی یابن زهرا
دل را به راه تو فکندم صاحب الامر
تا که قدم رنجه نمایی یابن زهرا
چشم انتظارم هر شب ماه محرم
در آرزویت تا بیایی یابن زهرا
ت
22:36
توسل - امام زمان
نور چشم همه، لاله‌ی فاطمه
می‌شود بر لبم نام تو زمزمه

همه جا بروم به بهانه‌ی تو...
که مگر برسم در خانه‌ی تو

چشم من مانده به رَهَت مولا
تشنه‌ام بر نِگهت مولا

یا اباصالح مددی...

ای گل زهرا مددی مولا
یا اباصالح مددی مولا


دل به دامت اسیر، ای به عالم امیر
بین رَه مانده‌ایم دست ما را بگیر

همه جا دنبال تو می‌گردم
که تویی درمان همه دردم

یا اباصالح مددی...

بالای تخت یوسف کنعان نوشته بود
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی‌شود
ر
22:37
روضه - ام البنین
جزاک الله یا ام البنین، با این ابالفضلت
چه خوش درس وفا دادی
یل خوش قد و بالا را
سرش را تکه‌تکه داد، روی نیزه
تا دشمن، نگیرد معجر زینب را
ر
22:41
روضه - ام البنین
(هر نفس، هر بار، در هر بار یا اُم‌ُالبَنین)۲
هر تپش، تکرار در تکرار یا اُم‌ُالبَنین

نذرِ من شد سفره‌اش، از مادرم آموختم
خوانده‌ام بسیار در بسیار یا اُم‌ُالبَنین

با گره‌هایی که کور است آمدیم و وا شدن
رو به او گفتیم تا یک بار یا اُم‌ُالبَنین

سینه‌ام آماجِ غم‌ها شد ولی زخمی ندید
تا نوشتم رویِ این دیوار یا اُم‌ُالبَنین

بچه سیدها که بر زهرا توسل می‌کنند
با رعیت هرکه دارد کار یا اُم‌ُالبَنین

کارِ عباسش که مشکل شد، مدد از او گرفت
ناله‌هایِ سینه‌یِ سردار یا اُم‌ُالبَنین
ر
22:41
روضه - ابالفضل العباس
ای صاحب علم کجایی ؟
آب آورم حرم کجایی ؟
عصای پیری ام کجایی ؟

خیلی دلم هواتُ کرده
هوای اون چشاتُ کرده

👈میگن که دستاتُ بریدن
چادر زن ها رو کشیدن
معجر زینبُ کشیدن
اشکای زهرا رو ندیدن

به گریه چشمام ناگزیره
الهی مادرت بمیره

کی قدوبالاتُ نظرزد؟
نیزه به سینه ت بی خبر زد؟
به چشم تو، تیرسه پرزد؟

بقیع با ناله هام شریکه
👈قبرت میگن خیلی کوچیکه !

بعد تو محشری به پا شد!
کربلا تازه کربلا شد
👈حرمله پاش به خیمه وا شد

مثل علی یه کوه دردی
👈میگن رو نیزه گریه کردی

بعد تو دل چاره شُ گم کرد
👈رقیه گوشواره شُ گم کرد
مادری گهواره شُ گم کرد

مثل خودت خونه خرابم
👈شرمنده ی روی ربابم

عطر خوش کوثرت اومد
رمق به چشم ترت اومد
👈فاطمه بالا سرت اومد

حسرتشُ به دل می ریزم
خوش به سعادت عزیزم
8 November 2025
ات
17:28
ا ت
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
ر
17:28
روضه - امام حسین
عمریست به خوان تو نمک گیر شدم
هر شب سر سفره تو من سیر شدم

هرکس به رهی جوانی خود طی کرد
من هم در خانه شما پیر شدم
ات
17:28
ا ت
🍇🍇🍇دیوان اشعار 🍇🍇🍇

#امیرالمومنین_علیه_السلام
#بسیار_زیبا

ز نزدیک و ازدور حیدر بگو
سلیمان تو با مور حیدر بگو
هو الحق، هو النور، حیدر بگو
زگهواره تا گور حیدر بگو

بگو مرهمی نیست الا علی
بگو یکصدوده نفس یاعلی

شود ذره با اذن او آفتاب
ولایش ملاک سوال و جواب
ببخشند مارا بدون حساب
نظر گر کند لحظه ای بو تراب

شه لافتی کیست الّا علی
شفیع جزا کیست الّا علی

به جز او که زد تا به معراج پر
که دارد ز اسرار پنهان خبر؟
علی با حضورش چه کرده مگر
که میگفت لولا علیٌ عمر

ندارد غلامی امام اینچنین
که با حق شود هم کلام اینچنین

امیر و علمدار بیرق علی
شد اول به اسلام ملحق علی
به میزان حق عدل مطلق علی
علیٌ مع الحق، مع الحق علی

علی مظهر ذات آل عباست
خدا نه ولی جلوه ای از خداست

وفرمود احمد به هر خرد وپیر
به مرد وزن و پادشاه و فقیر
که این است مردم پیام غدیر
امیری علیٌ و نعم الامیر

اولی الامر ما کیست الا علی
اخا المصطفی کیست الا علی

#دیوان_اشعار
ات
17:28
ا ت
*بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است
بالای آستانِ نجف نام فاطمه است*

*حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است
سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است*

*این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست
هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است*

*فهمیده‌ام که روزیِ این شهر دست کیست
دیدم به هر دُکانِ نجف نامِ فاطمه است*

*جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است
ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است*

*ما را علی به فاطمه‌اش هدیه داده است
بر برگه‌ی امانِ نجف نام فاطمه است *
- -
*سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است
انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است*

حسن لطفی

@marsiyeeh
ر
22:47
روضه - حضرت زهرا
افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است
برکت این زندگی از روضه های فاطمه است 

درس توحیدم بوَد زهرا شناسی، زین سبب
می پرستم آن خدایی که خدای فاطمه است 

چشم دل واکردم و دیدم که قرآنِ خدا
آیه هایش یک به یک مدح و ثنای فاطمه است

هیچ کس با پای خود در مجلس روضه نرفت
هرکجا روضه بوَد، مهمانسرای فاطمه است

گرچه باشد قبر او بین قلوب شیعیان
عالم امکان ولی دولتسرای فاطمه است

شعر از مهدی علی قاسمی
22:47
می میرم اگر ابولحسن گریه کند
یک کوه غرور پیش من گریه کند
یارب مددی که حیدر آرام شوم
سخت است که مرد پیش زن گریه کند
ت
22:47
ترنم بارانم "اشعار بردیا محمدی"
یا لطیف

یا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللّهُ الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ

آنکه خوانده خداش مُمتَحَنَش
چل نفر خسته اند از زدنش

لگد دومی به پهلو خورد
آه از ضربه‌ی کمرشکنش

مقتل آورده است: مادر سوخت
عالم آتش گرفت از این سخنش

فاطمه بین شعله ، گیر افتاد
چنگ انداخت "در" به پیرهنش

بی پناه است جان‌پناه علی
میخ رفته به جنگ تن به تنش

غرق خون است باغ سبزِ نبی
له شده زیر چکمه ها چمنش

فاطمه زیر دست و پا..،کوشید
نام حیدر نیفتد از دهنش

وسط کوچه گوشواره شکست...
این بلا را که دیده ؟! جز حسنش

به عیادت نیامده اَحَدی
اُف به همسایه‌ها..،به مرد و زنش

خیره به خونِ بستر است حسین
کُشته ما را نگاهِ بی کفنش
▪️
▪️
دوره اش می کنند در گودال
تک و تنها..،به دور از وطنش

نوکِ مسمار می شود نیزه...
وای از وضعِ درهم بدنش

#یا_زهرا
#یا_حسین
#فاطمیه

@bardiamohamadi70
14 November 2025
ش
18:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح
بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید
علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح

بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا
به شمشیر تو می گردد مداوا یا اباصالح

چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر
بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته
که اینجا مادرت افتاد از پا یا اباصالح

بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان
که جایش مانده بر بازوی زهرا یااباصالح

میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا
بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا اباصالح


#غلامرضا_سازگار

#raziolhossein1
ر
18:39
روضه - حضرت زهرا
#کریمی

ببین می توانی بمانی، بمان
عزیزم تو خیلی جوانی، بمان

تو هم مثل من نیمه جانی، بمان
زمین گیر من آسمانی، بمان

اگر می شود، می توانی، بمان
چه شد با علی همسفر ماندنت؟

چه شد پای حرفِ پدر ماندنت؟
چه شد ماجرایِ سپر ماندنت؟

پس از قصه ی پشت در ماندنت ...
ندارد علی هم زبانی، بمان

بدون تو غم، بی عدد می شود
برای علی بی تو بد می شود

نرو كه غرورت لگد می شود
و این سنگ، سنگ لحد می شود

چه كم دارد این زندگانی؟ بمان
چرا اشك را آبرو می كنی؟

چرا چادرت را رفو می كنی؟
چرا استخوان در گلو می كنی؟

چرا مرگ را آرزو می كنی؟
تو باید غمم را بدانی، بمان
ر
18:39
روضه - حضرت زهرا
#حسن_خلج

ای نورِ قلب عاشقم، شمع این خانه تویی
زهرا زهرا مرو مرو، لطف كاشانه تویی

ای مرغِ پَر شكسته‌ی افتاده كنج قفس
از فَرط غصه فاطمه، درس ینه مانده نفس

ممنونم اگر نروی ، می‌میرم اگر بروی زهرا مرو
ای نخلِ بریده ثمر، ای مادرِ كشته پسر
ر
18:41
روضه - حضرت زهرا
مگه يادم ميره من بودم و يه گل پر پر
مگه يادم ميره خون آبه ي بال كبــــــــوتر

ديگه راحت شدم از غـــم دنيــــــــــا
راحت از ديدنِ قاتل زهــــــــــــــــرااااا

مگه يادم ميره من بودم و كوچه ي غم ها
مگه یادم میره روی زمین چادر زهرا
مگه يادم ميره دستي سياه كه ميره بالا
16 November 2025
ر
18:53
روضه - حضرت زهرا
افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است
برکت این زندگی از روضه های فاطمه است 

درس توحیدم بوَد زهرا شناسی، زین سبب
می پرستم آن خدایی که خدای فاطمه است 

چشم دل واکردم و دیدم که قرآنِ خدا
آیه هایش یک به یک مدح و ثنای فاطمه است

هیچ کس با پای خود در مجلس روضه نرفت
هرکجا روضه بوَد، مهمانسرای فاطمه است

گرچه باشد قبر او بین قلوب شیعیان
عالم امکان ولی دولتسرای فاطمه است

شعر از مهدی علی قاسمی
ات
18:56
ا ت
شمع من سوسو مزن حیدر خجالت می کشد
دست بر پهلو مزن حیدر خجالت می کشد

خواستی برخیزی از جا به علی خود بگو
هی به فضه رو مزن حیدر خجالت می کشد

جان من بر لب رسید از سرفه هایت جان من
خانه را جارو مزن حیدر خجالت می کشد

من خودم گیسوی زینب را مرتب می کنم
شانه بر گیسو مزن حیدر خجالت می کشد

در میان بسترت وقتی که می آیم بمان
اینچنین زانو مزن حیدر خجالت می کشد

این علی دیگر علی خیبر و خندق که نیست
بوسه بر بازو مزن حیدر خجالت می کشد
24 November 2025
ات
14:25
ا ت
شمع من سوسو مزن حیدر خجالت می کشد
دست بر پهلو مزن حیدر خجالت می کشد

خواستی برخیزی از جا به علی خود بگو
هی به فضه رو مزن حیدر خجالت می کشد

جان من بر لب رسید از سرفه هایت جان من
خانه را جارو مزن حیدر خجالت می کشد

من خودم گیسوی زینب را مرتب می کنم
شانه بر گیسو مزن حیدر خجالت می کشد

در میان بسترت وقتی که می آیم بمان
اینچنین زانو مزن حیدر خجالت می کشد

این علی دیگر علی خیبر و خندق که نیست
بوسه بر بازو مزن حیدر خجالت می کشد
ر
17:35
روضه - حضرت زهرا
السَّلامُ عَلَیَّ ذَاتَ الاحزان طَوِیلَهُ
فِی مُدَّه یِ القلیله
المخفیه ی قَبْرِهَا
الْمَمْنُوعَه یُ ارثها
الْمَجْهُولَه یِ قَدَّرَهَا
وَ الْمَکْسُورَه یُ ضِلْعُهَا
المقتوله ی وَلَدَهَا
ات
17:35
ا ت
بسیار جانسوز😭

#سبک_210_فاطمیه

#تشییع😭😭😭

بیا صاحب عزا شد وقت تشییع شبونه
برس به داد حیدر پیش تابوت،نیمه جونه

بیا غیر از ظهورت، دلش مرهم نداره
تا وقتی که نیایی، همیشه بی قراره

🌸🌸🌸🌸🌸
ببین زهرا دارم دق میکنم همراه تابوت
هنوزم روبه روی چشمامه زخمای بازوت

بگو زهرا چگونه، روی تو خاک بریزم
الهی که بشم خاک، کنار تو عزیزم

🌸🌸🌸🌸🌸
17:36
خداحافظ ای کوچه های مدینه
خداحافظ ای میخ پهلو و سینه

خداحافظ بستر من خسته
خداحافظ یار خانه نشسته

خداحافظ ای نمازنشسته
خداحافظ گوشواره شکسته

خداحافظ دردبازو و سینه
خداحافظ ای کوچه های مدینه

خداحافظ ای شهر اندوه و کینه
خداحافظ ای چادر خاکی

خداحافظ ای گریه های شبانه
خداحافظ ای شهر پیغمبر

خداحافظ ای نخل های مدینه
خداحافظ ای خانه ی مهروصفا

خداحافظ غریب مدینه خداحافظ علی
17:38
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

شده ام بی کس و بی یار خدایا چه کنم
شده روزم چو شبِ تار خدایا چه کنم

من که عمری گره از کاره همه وا کردم
شده ام سخت گرفتار خدایا چه کنم

خانه ام گشته عزا خانه زهرای جوان
زینبم گشته عزادار خدایا چه کنم

ترسم این است شود عمر علی طولانی
بعدِ زهرا گلِ بی خار خدایا چه کنم

بعد زهرا یلِ خیبر به چه روزی افتاد
وای از این طعنه اغیار خدایا چه کنم

شب که آیم به مزارش نگرانم نشود...
زینب غمزده بیدار خدایا چه کنم

از حسن چادرِ خاکی شده پنهان کردم
مانده ام با در و دیوار خدایا چه کنم

لخته خونِ روی پیرهنش را شستم
مانده ام با سرِ مسمار خدایا چه کنم
.....

تا ستون حرم افتاد زمین زینب گفت
بعد عباس علمدار خدایا چه کنم

بی اباالفضل روی ناقه نشستن سخت است
بین نامحرم و انظار خدایا چه کنم

دید این قافله را قافله سالاری نیست
شمر شد قافله سالار خدایا چه کنم

زینب پرده نشین را به اسیری بردند
من کجا کوچه و بازار خدایا چه کنم

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:43
#حضرت_زهرا_شهادت
#غسل
#فاطمیه


بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته

حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته

روم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ات
19:56
ا ت
بر گنبد طلای علی، شاهِ چاره جو
خورشید یک دقیقه نتابیده بی وضو

یل های نامدار عرب هم نمی شدند
با ذوالفقار حیدر کرار رو به رو

خواندیم خط به خط همه آیات وحی را
مدح علی و آل علی بود مو به مو

ما دلشکسته ها مگر از خود چه داشتیم؟!
ما را نجف نشینی‌مان داده آبرو

آرام؟ کوچه های نجف را قدم بزن ...
هر جا  دلت شکست فقط "یا علی" بگو
19:56
بسیار جانسوز😭

#سبک_210_فاطمیه

#تشییع😭😭😭

بیا صاحب عزا شد وقت تشییع شبونه
برس به داد حیدر پیش تابوت،نیمه جونه

بیا غیر از ظهورت، دلش مرهم نداره
تا وقتی که نیایی، همیشه بی قراره

🌸🌸🌸🌸🌸
ببین زهرا دارم دق میکنم همراه تابوت
هنوزم روبه روی چشمامه زخمای بازوت

بگو زهرا چگونه، روی تو خاک بریزم
الهی که بشم خاک، کنار تو عزیزم

🌸🌸🌸🌸🌸
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#فاطمیه #بعد_شهادت

شده ام بی کس و بی یار خدایا چه کنم
شده روزم چو شبِ تار خدایا چه کنم

من که عمری گره از کاره همه وا کردم
شده ام سخت گرفتار خدایا چه کنم

خانه ام گشته عزا خانه زهرای جوان
زینبم گشته عزادار خدایا چه کنم

ترسم این است شود عمر علی طولانی
بعدِ زهرا گلِ بی خار خدایا چه کنم

بعد زهرا یلِ خیبر به چه روزی افتاد
وای از این طعنه اغیار خدایا چه کنم

شب که آیم به مزارش نگرانم نشود...
زینب غمزده بیدار خدایا چه کنم

از حسن چادرِ خاکی شده پنهان کردم
مانده ام با در و دیوار خدایا چه کنم

لخته خونِ روی پیرهنش را شستم
مانده ام با سرِ مسمار خدایا چه کنم
.....

تا ستون حرم افتاد زمین زینب گفت
بعد عباس علمدار خدایا چه کنم

بی اباالفضل روی ناقه نشستن سخت است
بین نامحرم و انظار خدایا چه کنم

دید این قافله را قافله سالاری نیست
شمر شد قافله سالار خدایا چه کنم

زینب پرده نشین را به اسیری بردند
من کجا کوچه و بازار خدایا چه کنم

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:56
#حضرت_زهرا_شهادت
#غسل
#فاطمیه


بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن، ولی آهسته آهسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش، ولی آهسته آهسته

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته

حسن ای نورچشمانم حسین ای راحت جانم
بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

بیا ای دخترم زینب به پیش مادرت امشب
بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته

روم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او
کنم زاری ز داغ او، ولی آهسته آهسته

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:57
يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَک اللَّهُ‏ الَّذى‏ خَلَقَک قَبْلَ اَنْ يخْلُقَک، فَوَجَدَک لِمَا امْتَحَنَک‏ صابِرَةً، وَزَعَمْنا اَنَّا لَک اَوْلِيآءُ وَمُصَدِّقُونَ، وَصابِرُونَ لِکلِّ ما اَتانا بِهِ اَبُوک، صَلَّى اللَّهُ‏ عَلَيهِ وَ الِهِ وَاَتى‏ بِهِ وَصِيهُ، فَاِنَّا نَسْئَلُک اِنْ کنَّا صَدَّقْناک اِلاَّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْديقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ اَنْفُسَنا بِاَنَّا قَدْ طَهُرْنا بِوَلايتِک.
و مستحبّ است‏ آنکه بگویید:
اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ‏ نَبِىِّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ حَبيبِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ خَليلِ‏ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ صَفِّىِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ اَمينِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ خَيرِ خَلْقِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ اَفْضَلِ‏ اَنْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِکتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا بِنْتَ خَيرِ الْبَرِّيةِ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا سِيدَةَ نِسآءِ الْعالَمينَ، مِنَ الْأَوَّلينَ وَالْأخِرينَ، اَلسَّلامُ عَلَيک يا زَوْجَةَ وَلِىِّ اللَّهِ، وَخَيرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ‏ عَلَيک يا اُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَينِ، سَيدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، اَلسَّلامُ‏ عَلَيک اَيتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا الرَّضِيةُ الْمَرْضِيةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا الْفاضِلَةُ الزَّکيةُ، اَلسَّلامُ‏ عَلَيک اَيتُهَا الْحَوْرآءُ الْأِنْسِيةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا التَّقِيةُ النَّقِيةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَليمَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک اَيتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ، اَلسَّلامُ عَلَيک‏ يا فاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيک‏ وَعَلى‏ رُوحِک وَبَدَنِک، 1
اَشْهَدُ اَنَّک مَضَيتِ عَلى‏ بَينَةٍ مِنْ رَبِّک، وَاَنَ‏ مَنْ سَرَّک فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ الِهِ، وَمَنْ جَفاک فَقَدْ جَفا رَسُولَ‏ اللَّهِ صَلَّى ‏اللَّهُ عَلَيهِ وَ الِهِ، وَمَنْ آذاک فَقَدْ آذى‏ رَسُولَ اللَّهِ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ الِهِ، وَمَنْ وَصَلَک فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ‏ عَلَيهِ وَ الِهِ، وَمَنْ قَطَعَک فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ الِهِ، لِأَنَّک بِضْعَةٌ مِنْهُ وَرُوحُهُ الَّذى ‏بَينَ جَنْبَيهِ، اُشْهِدُ اللَّهَ وَرُسُلَهُ‏ وَمَلائِکتَهُ، اَنّى‏ راضٍ عَمَّنْ رَضيتِ عَنْهُ، ساخِطٌ عَلى‏ مَنْ سَخِطْتِ‏ عَلَيهِ، مُتَبَرِّءٌ مِمَّنْ تَبَرَّئْتِ مِنْهُ، مُوالٍ لِمَنْ والَيتِ، مُعادٍ لِمَنْ عادَيتِ، مُبْغِضٌ‏ لِمَنْ اَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ، وَکفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً وَحَسيباً وَجازِياً وَمُثيباً.
27 November 2025
ا
17:32
اشعار عبدالمحسن
اللهم عجل لولیک الفرج

#مناجات_مهدوی_فاطمی34

ایام بعد شهادت

ای وارث ِتنهایی حیدر، برگرد
خونخواه شهیده ی پیمبر، برگرد
مخفیست مزار مادر تو تا کی؟
ای زائر صدّیقه ی داور، برگرد
از اشک علی، خیس شده قبر او
از خون، شده چشم های او تر، برگرد
شد وعده ی انتقام تو، درمانش
ای منتقم حضرت مادر، برگرد
شد خانه نشین، جدّ غریبت حیدر
ای مرهم قلب شیر خیبر، برگرد
آنقدر که لطمه زده رفته از حال
با هر نظرش به جانب در، برگرد
در کوچه، مقابلش به قصد تحقیر
لبخند زند قنفذ کافر، برگرد
زینب شده خانه دار ِشاه بی کس
امّید دل زینب ِمضطر، برگرد
وای از دل عمّه زینب و قتل ِصبر
تنهاست حسین، بین لشکر، برگرد
افتاده به زیر دست و پا جدّ تو
خوانده ست تو را بریده حنجر، برگرد

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ا
17:32
اشعار عبدالمحسن
😭😭😭😭

زهرا غم دوری ات حزینم کرده
داغت همه دم خانه نشینم کرده

بازوی ورم کرده و زخم سینه
دق داده مرا، نقش زمینم کرده

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ات
19:28
ا ت
به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من

سر تو رو بردند، دیر رسیدم من






یک گوشه گودال ، مادر رو دیدم من

که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

صدا زدی من رو ، خودم شنیدم من

صدای رگ هات بود، دیر رسیدم من





عمامه ات رو بردند ، دیر رسیدم من

شمشیر ات رو بردند ، دیر رسیدم من

انگشتر اش هم بردند…


پیراهن رو بردند ، دیر رسیدم من

با بوسه از رگ ها ، به خون تپیدم من

میان خاک و خون ، دیر رسیدم من

عزیز خواهر غریب مادر

عزیز خواهر غریب مادر
ات
19:28
ا ت
خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد

آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد
ات
19:29
ا ت
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین

از جنان تا قتلگه زهرا صدا مى ‏زد حسین
از جنان تا قتلگه حیدر صدا می زد حسین
ر
19:29
روضه - امام حسین
این دو سه قطره ی اشکی که فدایت کردم...

سببی شد که ”شب جمعه” صدایت کردم....

”مادرت” آمده با چادر خاکی به حرم....

که چنین من هوس ”کرب و بلایت” کردم....


#السلام_علیک_یااباعبدلله
د
19:29
دو خط شعر
میشه بهم بگی
سپردیمون به کی
محرمامو دیدم روی ، نیزه یکی یکی
هنوز نخوردم آب
که دارم اضطراب
من و تو می رسیم به هم ، تو مجلس شراب
زینب تو با خولی ، مسافر بازاره
کی بین این نامردا ، هوای مارو داره
((حسین غریب مادر))



دیدم که افتادی
به زیر دست و پا
چیزی نموند ازت زیرِ ، نیزه شکسته ها
هنوز میسوزم از
آتیش خیمه ها
بچه یتیمارو زدن ، مشت و لگد چرا
مگه سفر رو ناقه ، بدون محمل میشه
مگه سفر با ناموس ، بین اراذل میشه
((حسین غریب مادر))



موسفیدای دِه
به تو عصا زدن
کشیده کار تو دیگه ، به دست و پا زدن
والشمر جالسٌ
دلش چقدر پُره
تو حاضری که جون بدی ، خنجر نمیبُره

مادر آب واسه تو ، یه ظرف آب آورده
دیر رسیده انگاری ، یکی سرت رو برده
((حسین غریب مادر))
ر
19:29
روضه - امام حسین
بارون نبارید آسمون
بادی بهت نزد

خورشید مراعاتت نکرد
سوخته تنت چقدر

با احترام خاکت نکرد
آخر بنی‌اسد

از بس که مونده بود تو سینه آه تو
عَمداً عبورمون دادن از قتلگاه تو

خدا می‌دونه که چقدر گوشواره گم شده
رباب داره دق می‌کنه گهواره گم‌ شده
رقیه پیدا شده و دوباره گم شده
ر
19:29
روضه - امام حسین
#شب_جمعه
#نریمانی


مظلوم بودی و، از آب فرات محروم بودی و
تنها بودی و، فکر خیمه زنها بودی و
تشنه بودی و، زیر هجمه ی دشنه بودی و

یکی ته گودال لباستو پرت کرد
شلوغی خیمه حواستو پرت کرد

عذاب کردنت؛منع آب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت

به خون گلوت خضاب کردنت
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت

نمیبرم از یاد نگاه آخر رو
حق بده نشناسم پیکر بی سر رو

*أاَنتَ اَخی.. بعضیا میگن نشناخت...
از گودال بیرون اومد،اما دید از وسط گودال یه صدایی بلند شد،اُخَیَّ اِلَیَّ.‌..*

تمومه حسین روبرومه حسین
خودت بگو که پیکرت، کدومه حسین

اومد تو گودال این نیزه شکسته ها رو کنار زد...گفت :داداش...

تمومه حسین روبرومه حسین
خودت بگو که پیکرت، کدومه حسین

هنوز دیدنت آرزومه حسین
خودت بگو که پیکرت کدومه حسین..کدومه حسین

با یارب یارب کشتی مادرو
با مادر مادر کشتی خواهرو
با بی رحمی زد تیر آخرو
حسین جانم!

آه..ای..مادر!
من بمیرم،میکشی آه،با فرود هر نیزه
من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه
نیزه رو نیزه،چشای هرزه
28 November 2025
ات
07:50
ا ت
#امام_زمان_فاطمیه
#امام_زمان_مناجات



بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا اباصالح
بتاب ای آفتاب عالم آرا یا اباصالح

صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید
علی تنهاست ای تنهای تنها یا اباصالح

بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا
به شمشیر تو می گردد مداوا یا اباصالح

چرا مخفی است قبر فاطمه در شهر پیغمبر
بیا و پرده از این راز بگشا یا اباصالح

در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته
که اینجا مادرت افتاد از پا یا اباصالح

بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان
که جایش مانده بر بازوی زهرا یااباصالح

میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا
بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا اباصالح


#غلامرضا_سازگار

#raziolhossein1
07:50
مثه پاییز زرد اومدم
پُرِ غصّه و درد اومدم
سائل پسر توام و
درِ خونه‌ی مرد اومدم

مردِ مرداست پسرت
مرهم درداست پسرت
دوای امروز همه
شافع فرداست پسرت

پسرات یکی یکی رفتن و شهید شدن
همه پیش فاطمه همه روسفید شدن
07:51
جزاک الله یا ام البنین، با این ابالفضلت
چه خوش درس وفا دادی
یل خوش قد و بالا را
سرش را تکه‌تکه داد، روی نیزه
تا دشمن، نگیرد معجر زینب را
07:51
ای صاحب علم کجایی ؟
آب آورم حرم کجایی ؟
عصای پیری ام کجایی ؟

خیلی دلم هواتُ کرده
هوای اون چشاتُ کرده

👈میگن که دستاتُ بریدن
چادر زن ها رو کشیدن
معجر زینبُ کشیدن
اشکای زهرا رو ندیدن

به گریه چشمام ناگزیره
الهی مادرت بمیره

کی قدوبالاتُ نظرزد؟
نیزه به سینه ت بی خبر زد؟
به چشم تو، تیرسه پرزد؟

بقیع با ناله هام شریکه
👈قبرت میگن خیلی کوچیکه !

بعد تو محشری به پا شد!
کربلا تازه کربلا شد
👈حرمله پاش به خیمه وا شد

مثل علی یه کوه دردی
👈میگن رو نیزه گریه کردی

بعد تو دل چاره شُ گم کرد
👈رقیه گوشواره شُ گم کرد
مادری گهواره شُ گم کرد

مثل خودت خونه خرابم
👈شرمنده ی روی ربابم

عطر خوش کوثرت اومد
رمق به چشم ترت اومد
👈فاطمه بالا سرت اومد

حسرتشُ به دل می ریزم
خوش به سعادت عزیزم
07:52
یه مادر داره از احساس میگه
داره از روضه‌ی حسّاس میگه
گمونم روضه‌خون اُمُّ‌البنینه
داره از قامت عباس میگه:

قدّ و بالای عباسم نظر خورد
به چشم شیر من تیر سه پَر خورد
خود من از بشیر اینو شنیدم
عمود آهنِ دشمن به سر خورد

شنیدم کوفیا دورش رسیدن
شنیدم دست عباسو بریدن
شنیدم بچه‌مو شرمنده کردن
شنیدم مشکشو تیرا دریدن

تا وقتی روضه‌خون اُمُّ‌البنینه
ربابم گوشه‌ی مجلس می‌شینه
تا وقتی حرف مَشک پاره می‌شه
رو لب گل می‌کنه داغ سکینه:

همین قد می‌گم از داغ زیادم
نگاه مهربونش مونده یادم
اَلا اُمُّ‌البنین شرمنده‌تم من
خودم دستِ عموجون مَشک دادم

شدیم آواره با زخم و تب و درد
سر ما نعره می‌زد شمرِ نامرد
پایین نِی رد خونو می‌دیدم
عمو بالای نِی خون گریه می‌کرد

میگه اُمُّ‌البنین، غم بی‌حسابه
جلو چشمام یه مشکِ پاره قابه
می‌سوزه قلبم و آروم نمی‌شم
دلیل شرم من اشکِ ربابه

خدایا پُر اگه پیمونه می‌شد
علی‌اصغرم گریون نمی‌شد
حسینِ من با طفل شیرخواره‌ش
میون هلهله حیرون نمی‌شد
30 November 2025
ات
00:54
ا ت
سیدی بازآ که پیغمبر صدایت می‌زند
مادرت صدیقۀ اطهر صدایت می‌زند
بازوی مجروح زهرا چشم گریان حسنa
دست‌های بستۀ حیدر صدایت می‌زند
چارده قرن است کز قلب مزاری گم شده
پهلوی بشکستۀ مادر صدایت می‌زند
زخم یاسین، قلب طاها، سینۀ مجروح نور
آیه‌های سورۀ کوثر صدایت می‌زند
جد مظلومت علی سر برده در آغوش چاه
با دل خونین و چشم تر صدایت می‌زند
تیرباران پیکر مجروح عمّویت حسa
از کنار قبر پیغمبر صدایت می‌زند
قامت خم گشتۀ جدت کنار علقمه
بازوی عباس نام‌آور صدایت می‌زند

قبر ثارالله را بنگر که از پایین پا
جسم صدچاک علی‌اکبر صدایت می‌زند
بر فراز دست خونینِ «حسین بن علی
حلق خونین علی‌اصغر صدایت می‌زند
3 December 2025
ا
19:38
اشعار عبدالمحسن
#دودمه
#سیزدهم_جمادی_الثانی
#شهادت_حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام

مادر سقّا شده از محنت دنیا رها
یا اباصالح بیا

نیمه جان شد در میان روضه های کربلا
یااباصالح بیا
🌸🌸🌸🌸🌸
شد برای روضه خوان کربلا،روضه به پا
یا اباصالح بیا

داده او جان در میان روضه ی دست جدا
یا اباصالح بیا
🌸🌸🌸🌸🌸
حضرت ام البنین در بین روضه داده جان
العجل صاحب زمان

محتضر شد یاد شام و زخم چوب خیزران
العجل صاحب زمان

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ات
19:39
ا ت
جزاک الله یا ام البنین، با این ابالفضلت
چه خوش درس وفا دادی
یل خوش قد و بالا را
سرش را تکه‌تکه داد، روی نیزه
تا دشمن، نگیرد معجر زینب را
19:39
ای صاحب علم کجایی ؟
آب آورم حرم کجایی ؟
عصای پیری ام کجایی ؟

خیلی دلم هواتُ کرده
هوای اون چشاتُ کرده

👈میگن که دستاتُ بریدن
چادر زن ها رو کشیدن
معجر زینبُ کشیدن
اشکای زهرا رو ندیدن

به گریه چشمام ناگزیره
الهی مادرت بمیره

کی قدوبالاتُ نظرزد؟
نیزه به سینه ت بی خبر زد؟
به چشم تو، تیرسه پرزد؟

بقیع با ناله هام شریکه
👈قبرت میگن خیلی کوچیکه !

بعد تو محشری به پا شد!
کربلا تازه کربلا شد
👈حرمله پاش به خیمه وا شد

مثل علی یه کوه دردی
👈میگن رو نیزه گریه کردی

بعد تو دل چاره شُ گم کرد
👈رقیه گوشواره شُ گم کرد
مادری گهواره شُ گم کرد

مثل خودت خونه خرابم
👈شرمنده ی روی ربابم

عطر خوش کوثرت اومد
رمق به چشم ترت اومد
👈فاطمه بالا سرت اومد

حسرتشُ به دل می ریزم
خوش به سعادت عزیزم
19:39
مثه پاییز زرد اومدم
پُرِ غصّه و درد اومدم
سائل پسر توام و
درِ خونه‌ی مرد اومدم

مردِ مرداست پسرت
مرهم درداست پسرت
دوای امروز همه
شافع فرداست پسرت

پسرات یکی یکی رفتن و شهید شدن
همه پیش فاطمه همه روسفید شدن
6 December 2025
ر
19:37
روضه - قاسم بن الحسن
هم پریشان حسینم هم پریشان حسن
ای به قربان حسین و ای به قربان حسن

روز اول مادرم چشمان من را نذر کرد
این یکی آنِ حسین و آن یکی آنِ حسن

هر شبی که فاطمه بر روضه هامان میرسد
هست گریان حسین و هست گریان حسن

زیر ایوان نجف دیدم که روزی میرسد
یا حسن جان مینویسم زیر ایوان حسن

هر کجا رفتم دیدم کار دست مجتباست
بشکند دستم نباشد گر به دامان حسن

قاسمش وقتی به میدان زد حسین آهسته گفت
میرود جان حسین و میرود جان حسن

روضه های ما همه لطف امام مجتباست
شکر هر شب میروم در زیر باران حسن
ر
19:38
روضه - قاسم بن الحسن
دوتا بدن بود کربلا،
تا نفس داشتن، تا زنده بودن،
مرکب ها اومدن برای تاختن روی بدن...

یکی از اون بدن ها،
بدن همون آقازاده ای بود که امام وقتی رسید کنار بدن:

صاح الحسین بالبکا
فقط ابی عبدالله داد میزد،
گریه امونش نمیداد،

هی صدا میزد:
اصبر یابن اخی
صبر کن پسر برادرم....

قربونی دو حالت داره جان دادنش
اگه جان داشته باشه هی محکم دست و پا میزنه،
اما اگه جان در بدن نداشته باشه هی پاهاشو آروم میکشه،
یعنی لحظه های آخر قربونیه.

میگن اگه ابی عبدالله بلند بلند گریه میکرد، لحظه ای رسید دید قاسم داره پاهاشو میکشه روی زمین.
دید جونی در بدن نداره،
اینقدر امام حسین خجالت کشید...
گفت من امانت داری نکردم، اون شب داداشم دست قاسم رو گذاشت تو‌ دستای من، اما بوی حسن کربلا رو گرفته.

میگن وقتی امام رسید بالای سر قاسم :
یفحص رجله
دید این آقازاده پا به زمین میکوبه...

عمرو بن سعد ازدی یک کینه سنگینی داشت از امیرالمومنین مقتل نوشته :
فهو راکب
اومد با اسبش...

من میگم ان شاالله که دروغ باشه، که اگه راست باشه من میگم امام همونجا دق کرده از غصه...

فهو راکب، واقف علی صدر القاسم
با مرکب اومد ایستاد، ایستاد روی سینه یا قاسم...😭

میگن این حرامزاده این دندون هاشو به هم فشار میداد، این مو و یال اسبو هی میکشید، این اسب عصبانی بشه، هی این سم اسب روی بدن قاسم کشیده میشد...

من نمیگم مقتل میگه:
بدن علی اکبر رو مقتل میگه اربا اربا یعنی تیکه تیکه شد.

اما وقتی به قاسم میرسه مقتل اصلا نمیگه تیکه تیکه شد، بدن جراحات کثیری نداشت.

بابا مقتل داره میگه:
والقاسم و لیس القاسم
تراب، ممزوج، بدم القاسم

یه مشت خاک از بدن قاسم باقی موند....

این قدر ابی عبدالله داد زد:
قاسمم قاسمم قاسمم
ر
19:48
روضه - قاسم بن الحسن
چشمی که بسته ای به رخم وا نمی شود
یعنی عمو برای تو بابا نمی شود

ای مهربان خیمه، حرم را نگاه کن
عمه حریف گریه ی زنها نمی شود

تا جان نداده مادرت از جا بلند شو
زخم جگر به گریه مداوا نمی شود

باید مرا به سمت حرم با خودت بری
من خواستم که پا شوم اما نمی شود

باور نمی کنم چه به روزت رسیده است
اینقدر تکه سنگ که یکجا نمی شود

تقصیر استخوان سر راه مانده است
راه نفس گمان نکنم، وا نمی شود

این نعل های تازه چه کردند با تنت
عضوی که از تو گمشده پیدا نمی شود

بی تو عمو اسیر تماشا شده ببین
قدت شبیه قامت سقا شده ببین

مثل دلم تمام تنت زیر و رو شده
دشتی از آه شعله زنت زیر و رو شده

پیراهنی که بر بدنت بود کنده اند
پیراهنی که شد کفنت زیر و رو شده

از بس که اسب بر بدنت تاخت با سوار
حتی مسیر آمدنت زیر و رو شده

با من بگو به دست که افتاده کاکلت
این طور موی پر شکنت زیر و رو شده

از بس که سنگ بر سر و پای تو ریخته
از بس که نیزه روی تنت زیر و رو شده

انگار جای فاصله ها پر نمی شود
از بس تمامی بدنت زیر و رو شده
11 December 2025
ا
19:27
اشعار عبدالمحسن
بر بضعه ی مصطفی هزاران صلوات
بر کفو علی، کوثر قرآن صلوات
شد معنی دین بغض عدوی فاطمه
بر مادر امت مسلمان صلوات

بر مقدم ریحانه ی طاها صلوات
بر نور جنان، امّ ابیها صلوات
شد فاطمه، سرّ هستی کلّ جهان
بر علت خلقت دو دنیا صلوات

بر فاطمه ،صدّیقه ی اطهر صلوات
بر عابده ی آل پیمبر صلوات
او آمده تا یار ولایت بشود
بر یاور و جانفدای حیدر صلوات

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
?
19:30
👹 اشعار غدیرالثانی 👹
🌺با سبک: با تعصبم.مهدی رعنایی🌺

🌺🌺🌺🌺

صاحب الزّمان، یک نظر کن به نوکرت
ما ظهور میخوایم، روز میلاد مادرت

خیمتو از لطف.... بده نشون ما
تا بیایم با گل .... خدمتت آقا

صاحب الزّمان، تهنیت آقا...

🎈🎈🎈🎈

یابن فاطمه، مزار مادرت کجاس
یک زیارتش، آرزوی دلای ماس

کی با تو میشیم .... زائر مادر
توی صحن او ..... تو میری منبر

صاحب الزّمان، تهنیت آقا...

🎈🎈🎈🎈

منتقم بیا، درد ما رو که میدونی
خصم مادرو ، دیگه باید بسوزونی

مادرت میگه..... مهدی موعود
دشمنانم رو..... کن دیگه نابود

صاحب الزّمان، العجل آقا...

🎈🎈🎈🎈

لعنت خدا، به منکرین عصمتش
اهل دوزخند، با تکذیب شهادتش

مرهمی بگذار..... بر دل زهرا
با مجازات   ِ..... این حرامی ها

صاحب الزّمان، العجل آقا...

🎈🎈🎈🎈

چه نیازیه، با دشمنا مناظره
زانیه کجا ، درک مقام طاهره

ای سلیمانی.... خادم شیطان
خیلی بی شرمی ..... خوک اردستان

لعن بی پایان، بر سلیمانی...

🎈🎈🎈🎈

چی میخواد بگه،  فردوسی پور بی حیا
غیر ممکنه، جمع ما با حرامیا

مثل شمسایی.... حامی غدیر
دستتو حالا..... روی دست بگیر

لعن حق به هر، دشمن غدیر...

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
ات
19:35
ا ت
shabe eide.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
03:48, 1.7 MB
🌺سرود ابوبکر کشون🌺

🌺🌺🌺🌺

شب عیده دلامون شاده
می کنن جهنمو آماده
آخه می گن خبیثِ اول
توی بسترش دمر افتاده

چه گل بارونه
لبا خندونه
قناری داره برائتی می خونه

بیا شادی کن
رفیقُم یارُم
به عشق زهرا بیا بگو مستونه


لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🎈🎈🎈🎈

توی قعر سقر افتاده
اونکه با فاطمه در افتاده
بگو تبریک به مولا حیدر
دشمن فاطمه ور افتاده

بوی بارونه
خدا میدونه
همه می میرن ولی علی می مونه
به عشق زهرا(س)
به عشق حیدر
به کوری دشمنش بگو مردونه

لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🎈🎈🎈🎈

خاک کاشان بیشه ی شیرانی
صاحب دو گوهر تابانی
یکی فیروز کاشانی شد
یکی دیگه حامد کاشانی

خبر آوُردن
تو قعر دوزخ
راه افتاده یک پروژه ی عمرانی
دارن میسازن
کنار ثانی
یه جای تازه برای اردستانی

لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
ا
19:38
اشعار ابولؤلؤ
یا مولاتی یا فاطمة الزهراء أغیثیني

#مربع_ترکیب
#برائت #تبری
#ابوبکرکشون


سلام بر نور عیان فاطمه
سلام بر سِرّ نهان فاطمه
سلامِ ما به خاندان فاطمه
چنگ بزن به ریسمان فاطمه

امان بگیر در امان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


همیشه در مسیر حق و نور باش
شیعه ی با برائت و غیور باش
ز دشمنان فاطمه به دور باش
تا فرج منتقمش صبور باش

ظهور، جلوه ی جهان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


شیعه در این مسامحه نمی کند
با عُمری مصالحه نمی کند
فرار از اوج بُحبوحه نمی کند
از وحدت، مرابحه نمی کند

کج نرویم از جریان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


فاطمه فرموده به اصل ظُلمات:
لَأدعُوَنّ الله في کُلِّ صَلاتْ
ابن ابی قحافه ای پست صفات
لعنتِ تو کنم تمام لحظات

لعن بوَد ورد زبان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه



لعن بگو از صلوات برتر است
لعن بگو نجات بخشِ محشر است
لعن بگو توصیه ی پیمبر است
لعن بگو در آن رضای مادر است

رضای حق بسته به جان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


شیعه ی اثنی عشری است مکتبم
شکر خدا به رافضی ملقبم
برائت از ضروریات مذهبم
لعن عُمر دمی نیفتد از لبم

منم سگی در آستان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


طبق احادیث و نصوص معتبر
می رسد از راه امام منتظَر
به دار می کشد تن آن دو نفر
آتشِشان میزند از سوز جگر

تقاصِ قامتِ کمانِ فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه

https://t.me/montaghememohsen
ا
19:40
اشعار ابولؤلؤ
ابوبکر پیرمرد خرفت 😁

🔻فَقَالَ عُمَرُ عَجَباً لِلنَّاسِ کَیفَ وَلَّوکَ اُمُورَهُم وَ اَنتَ شَیخُ قَد خَرِفتَ

♦️عمر به ابوبکر گفت: تعجب میکنم از مردم چگونه امورشان را به تو سپرده اند!! درحالی که تو پیر خرفتی بیش نیستی!

علل الشرائع جلد 1 صفحه 187
مرآة العقول جلد 5 صفحه 323
رياض الأبرار جلد 1 صفحه 68
بيت الأحزان صفحه 173
الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء جلد 8 صفحه 148
بحارالانوار جلد 43 صفحه 204
ا
19:41
اشعار ابولؤلؤ
با لعن ابوبکر، گنه می شویم
لبخند امام عصر را می جویم
با جامه قرمز برائت هر دم
عجّل لولیک الفرج می گویم

✍ابولؤلؤ
https://t.me/asharekelasicebaraat
ات
19:42
ا ت
*بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است
بالای آستانِ نجف نام فاطمه است*

*حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است
سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است*

*این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست
هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است*

*فهمیده‌ام که روزیِ این شهر دست کیست
دیدم به هر دُکانِ نجف نامِ فاطمه است*

*جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است
ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است*

*ما را علی به فاطمه‌اش هدیه داده است
بر برگه‌ی امانِ نجف نام فاطمه است *
- -
*سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است
انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است*

حسن لطفی

@marsiyeeh
?
20:48
👹 اشعار غدیرالثانی 👹
🌺با سبک: با تعصبم.مهدی رعنایی🌺

🌺🌺🌺🌺

صاحب الزّمان، یک نظر کن به نوکرت
ما ظهور میخوایم، روز میلاد مادرت

خیمتو از لطف.... بده نشون ما
تا بیایم با گل .... خدمتت آقا

صاحب الزّمان، تهنیت آقا...

🎈🎈🎈🎈

یابن فاطمه، مزار مادرت کجاس
یک زیارتش، آرزوی دلای ماس

کی با تو میشیم .... زائر مادر
توی صحن او ..... تو میری منبر

صاحب الزّمان، تهنیت آقا...

🎈🎈🎈🎈

منتقم بیا، درد ما رو که میدونی
خصم مادرو ، دیگه باید بسوزونی

مادرت میگه..... مهدی موعود
دشمنانم رو..... کن دیگه نابود

صاحب الزّمان، العجل آقا...

🎈🎈🎈🎈

لعنت خدا، به منکرین عصمتش
اهل دوزخند، با تکذیب شهادتش

مرهمی بگذار..... بر دل زهرا
با مجازات   ِ..... این حرامی ها

صاحب الزّمان، العجل آقا...

🎈🎈🎈🎈

چه نیازیه، با دشمنا مناظره
زانیه کجا ، درک مقام طاهره

ای سلیمانی.... خادم شیطان
خیلی بی شرمی ..... خوک اردستان

لعن بی پایان، بر سلیمانی...

🎈🎈🎈🎈

چی میخواد بگه،  فردوسی پور بی حیا
غیر ممکنه، جمع ما با حرامیا

مثل شمسایی.... حامی غدیر
دستتو حالا..... روی دست بگیر

لعن حق به هر، دشمن غدیر...

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
ات
20:48
ا ت
shabe eide.mp3
Not included, change data exporting settings to download.
03:48, 1.7 MB
🌺سرود ابوبکر کشون🌺

🌺🌺🌺🌺

شب عیده دلامون شاده
می کنن جهنمو آماده
آخه می گن خبیثِ اول
توی بسترش دمر افتاده

چه گل بارونه
لبا خندونه
قناری داره برائتی می خونه

بیا شادی کن
رفیقُم یارُم
به عشق زهرا بیا بگو مستونه


لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🎈🎈🎈🎈

توی قعر سقر افتاده
اونکه با فاطمه در افتاده
بگو تبریک به مولا حیدر
دشمن فاطمه ور افتاده

بوی بارونه
خدا میدونه
همه می میرن ولی علی می مونه
به عشق زهرا(س)
به عشق حیدر
به کوری دشمنش بگو مردونه

لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🎈🎈🎈🎈

خاک کاشان بیشه ی شیرانی
صاحب دو گوهر تابانی
یکی فیروز کاشانی شد
یکی دیگه حامد کاشانی

خبر آوُردن
تو قعر دوزخ
راه افتاده یک پروژه ی عمرانی
دارن میسازن
کنار ثانی
یه جای تازه برای اردستانی

لعن الله ابابکر و عمر
و عثمان و عمر ثم یزید کره خر

🌺🌺🌺🌺

@ashare_omar_koshoon
ا
20:49
اشعار ابولؤلؤ
ابوبکر و پیروانش = فرعون و فرعونیان

عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَثَلُ أَبِی بَکْرٍ وَ شِیعَتِهِ مَثَلُ فِرْعَوْنَ وَ شِیعَتِهِ، وَ مَثَلُ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ شِیعَتِهِ مَثَلُ مُوسَی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ وَ شِیعَتِهِ.

♦️فضیل بن عثمان رسان از امام باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند: مثل ابی بکر و شیعیانش (پیروانش) مثل فرعون و شیعیانش و مثل علی علیه السلام و شیعیانش مثل موسی علیه السلام و شیعیانش است.

تقریب المعارف/ص۲۴۸
ا
20:49
اشعار ابولؤلؤ
دل من غصه نخور شیعه که دلگیر نمیشه
عاشق حیدر وزهرا که دلش پیر نمیشه
بشه بنزین سه هزار شیعه ی مرتضی علی
دلش از لعن ابوبکر لعین سیر نمیشه
جوونای دم بخت و عروسای بی جهاز
اگه خوب کف بزنن عروسیشون دیر نمیشه
اونی که خونه میخوادباید قشنگ کِل بکشه
توی این شبا کسی توبند تقدیر نمیشه
هرکسی بچه میخواد بیاد وسط قرش بده
حاجتا با لعن بوبکر دیگه زنجیر نمیشه
اگه لبخند بزنه مادرسادات بهمون
همه مشکلاتمون حل میشه تکثیر نمیشه
بیا ازعمق وجود لعن ابوبکر بخونیم
تا نخواهی به تنت لباس کشمیر نمیشه
هرکسی که این وسط بیاد میونداری کنه
مطمئنم دیگه در گیر بواسیر نمیشه
توی این روزا همه درگیر قسط و قرض شد
اون که خوب لعن میکنه که دیگه درگیر نمیشه
پاکت شاعرو مداح و اگر چرب نکنی
توی این گرونیا یک کیلو انجیر نمیشه

https://t.me/montaghememohsen
12 December 2025
ا
21:21
اشعار عبدالمحسن
بر بضعه ی مصطفی هزاران صلوات
بر کفو علی، کوثر قرآن صلوات
شد معنی دین بغض عدوی فاطمه
بر مادر امت مسلمان صلوات

بر مقدم ریحانه ی طاها صلوات
بر نور جنان، امّ ابیها صلوات
شد فاطمه، سرّ هستی کلّ جهان
بر علت خلقت دو دنیا صلوات

بر فاطمه ،صدّیقه ی اطهر صلوات
بر عابده ی آل پیمبر صلوات
او آمده تا یار ولایت بشود
بر یاور و جانفدای حیدر صلوات

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ات
21:21
ا ت
*بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است
بالای آستانِ نجف نام فاطمه است*

*حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است
سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است*

*این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست
هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است*

*فهمیده‌ام که روزیِ این شهر دست کیست
دیدم به هر دُکانِ نجف نامِ فاطمه است*

*جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است
ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است*

*ما را علی به فاطمه‌اش هدیه داده است
بر برگه‌ی امانِ نجف نام فاطمه است *
- -
*سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است
انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است*

حسن لطفی

@marsiyeeh
ا
21:21
اشعار ابولؤلؤ
یا مولاتی یا فاطمة الزهراء أغیثیني

#مربع_ترکیب
#برائت #تبری
#ابوبکرکشون


سلام بر نور عیان فاطمه
سلام بر سِرّ نهان فاطمه
سلامِ ما به خاندان فاطمه
چنگ بزن به ریسمان فاطمه

امان بگیر در امان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


همیشه در مسیر حق و نور باش
شیعه ی با برائت و غیور باش
ز دشمنان فاطمه به دور باش
تا فرج منتقمش صبور باش

ظهور، جلوه ی جهان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


شیعه در این مسامحه نمی کند
با عُمری مصالحه نمی کند
فرار از اوج بُحبوحه نمی کند
از وحدت، مرابحه نمی کند

کج نرویم از جریان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


فاطمه فرموده به اصل ظُلمات:
لَأدعُوَنّ الله في کُلِّ صَلاتْ
ابن ابی قحافه ای پست صفات
لعنتِ تو کنم تمام لحظات

لعن بوَد ورد زبان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه



لعن بگو از صلوات برتر است
لعن بگو نجات بخشِ محشر است
لعن بگو توصیه ی پیمبر است
لعن بگو در آن رضای مادر است

رضای حق بسته به جان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


شیعه ی اثنی عشری است مکتبم
شکر خدا به رافضی ملقبم
برائت از ضروریات مذهبم
لعن عُمر دمی نیفتد از لبم

منم سگی در آستان فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه


طبق احادیث و نصوص معتبر
می رسد از راه امام منتظَر
به دار می کشد تن آن دو نفر
آتشِشان میزند از سوز جگر

تقاصِ قامتِ کمانِ فاطمه
لعنت حق به دشمنان فاطمه

https://t.me/montaghememohsen
13 December 2025
ا
19:31
اشعار ابولؤلؤ
#متکا😂😂😂😂😂

هر چند که پیر بوده و فرسوده
خونش شده با شراب، هی آلوده

اما نشده دلیل مرگش اینها
گفتند مسبّبش مُتَکّا بوده

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
19:31
#قاتل_و_مقتول😝

آمد چه بلایی سر ِ اهل سنّت
رفته به درک، رهبرشان با ذلّت

با قتل ابوبکر، عمر حاکم شد
بر قاتل و مقتول دوتایی لعنت

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
19:31
شعرمهدوی برائتی
باموضوع:به درک رفتن ابوبکر حرامزاده

لبخند بزن ای همه عالم به فدایت
با شادی تو شاد شود قلب گدایت
در محفل ما جای تو خالیست کجایی
بنگر که دوباره دل ما کرده هوایت
یک لحظه بیا و بنِشین بر روی منبر
تا آن که گذارم سر خود را کف پایت
باید تو بیایی که همین محفل بی روح
با نور تو روشن شود ای ماه ولایت
ما طاقت درد تو نداریم، الهی
بر جان عدویت برسد درد و بلایت
این است فقط حاجت ما بین محافل
بر جنّت لبهای تو لبخند رضایت
با لعن ابوبکر، دعاییست به دلها
دیگر برسد درد فراقت به نهایت
دیگر بشود آرزوی شیعه محقّق
نابود شود آن که نشسته ست به جایت
ای منتقم فاطمه، این عید مبارک
رفته به درک، بانی هر شر و جنایت
ما منتظر سوختنش وقت ظهوریم
باشیم همه یار تو از لطف و عطایت
ای کاش که با لعن ابوبکر حرامی
امضا بشود، بودنمان تحت لوایت
ای کاش بیایی که بگیریم کنارت
یک بزم برائت  ِپر از شور برایت
با دیدن روی تو شود ذوق؛ شکوفا
اشعار تماماً بشود مدح و ثنایت
باید که دعا بهر ظهورت بنمایی
حالا که ظهورت شده محتاج دعایت

✍ابولؤلؤ

https://t.me/montaghememohsen
ات
21:03
ا ت
روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه

آنکه خاک جانمازش را پرستش مى کنند
اولیا الله عالم، کیست الا فاطمه

انبیا از برکت دستاس او نان می خورند
رزق و روزى می دهد به اهل بالا فاطمه

ظاهراً فرموده اند ام الائمه فاطمه
باطناً فهمانده اند ام ابیها فاطمه

جلوه ای شد لیله ی القدر رسول الله او
جلوه ای شد لیله ی المحیای مولا فاطمه

بچه هایش حجت الله اند اما گفته اند
آشکارا حجت الله علینا فاطمه

سیزده معصوم هریک نورى از زهراست پس
مى شود سرجمع این ها چهارده تا فاطمه

فاطمه حق و علی حق و مع الحق آینه است
چه علی اندر على چه فاطمه با فاطمه

حک شده بر روی گردنبند زهرا یاعلی
حک شده بر ذوالفقار مرتضی یا فاطمه

بسکه حیدر فاطمه است و بسکه زهرا حیدر است
در نجف چیزى نمیبینیم الا فاطمه

شادی روح خدیجه، کوری چشم همه
سروری دارد به زنهای دو دنیا فاطمه

با هر اسمی که بخوانی در نهایت مادر است
راضیه حنانه ی الحوراء، زهرا فاطمه

مادری بالاتر از این مهربانی بیش از این؟
میرسد محشر به داد شیعه صدجا فاطمه
21:03
گر نگاهی به ما کند زهرا
درد ها را دوا کند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش
کآنچه خواهی عطا کند زهرا
16 December 2025
ر
18:48
روضه - ابالفضل العباس
چرا ای غرق خون! از خاک صحرا بر نمی خیزی؟
حسین آمد به بالینت تو از جا بر نمی خیزی؟

نمـاز ظـهر را با هم ادا کردیم در مَقتل
بُود وقت نماز عصر، آیا بر نمی خیزی؟

خیام کودکان خالی از آب است و پر از افغان
چرا سقای من! از پیش دریا بر نمی خیزی؟

عدو از چار سو، آهنگ یَغمای حرم دارد
چرا آخر برای دفع اعدا بر نمی خیزی؟

منـم تنها و تن های عزیزانم به خون غلتان
چرا بر یاری فرزند زهرا بر نمی خیزی؟

شکست از مرگ تو پُشتم، برادر! داغ تو کُشتم
که می دانم دگر از خاک صحرا بر نمی خیزی

به دستم تکیه کن، برخیز با من در برِ زهرا
چو می بینم زبی دستی است کز جا بر نمی خیزی
ر
18:54
روضه - ابالفضل العباس
این قدر این بدن جدا جدا و قطعه قطعه است، آقا نتونستن بدن رو به خیمه ها بیارن- یه وقت ببینن آقا ابی عبدالله اومدن عمود خیمه ابالفضل رو روی زمین گذاشتن- یعنی آی مردم بی برادر شدم- بی عباس شدم- بی سقا شدم.

دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد
آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت
بیا برگرد خیمه - ای علمدارم
منو تنها نگذار - ای سپهدارم
ات
18:54
ا ت
ابی عبدالله چجوری خودش رو رسوند کنار بدن عباس نمیدونم- اما میگن هی روی زمین می افتاد و بلند میشد….

فلَما أتاه- رئاهُ صريعاََ - فَبَكا
و قال الحسين الآن انكسَرَ ظَهري و قلَّت حيلتي.
وقتی آمد-وقتی دید برادر اینجوری افتاده-شروع کرد گریه کردن-
هی ناله میزنه الان پشتم شكست و چاره ام اندك شد .

چرا؟مگه چی دیده آقا که اینجوری گریه میکنه؟

وَ قَطَعوا یَدَیهِ و رِجلَیه
دید برادر دست در بدن نداره…
نه فقط دست، پاهای عباس رو هم قلم کردن- تیر به سینه مبارک خورده... عمود آهن به سرخورده….. دید از اون قد رشید چیزی نمونده...

تا پیکرت را جمع کردم، قد یک گهواره شد
زیر خورشید عراق، این قد و بالا سوخته
پاشو برگردیم خیمه، قبل آنکه بشنوی
در میان شعله ها، گیسوی زنها سوخته
تو نباشی، دخترانم را اراذل میزنند
صورت هر دختری در بین دعوا سوخته
18:54
این قدر این بدن جدا جدا و قطعه قطعه است، آقا نتونستن بدن رو به خیمه ها بیارن- یه وقت ببینن آقا ابی عبدالله اومدن عمود خیمه ابالفضل رو روی زمین گذاشتن- یعنی آی مردم بی برادر شدم- بی عباس شدم- بی سقا شدم.

دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد
آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت
بیا برگرد خیمه - ای علمدارم
منو تنها نگذار - ای سپهدارم
18:55
دامن کشان رفتی دلم زیرو رو شد
چشم حرامی با حرم روبرو شد

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم

آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت

شرمنده‌ی رباب نباش، فدای سرت
این‌قَده فکر آب نباش، فدای سرت


مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگن پشت حسین هستی

مردونگی کن پاشو میدونی که بی رحمن
دور و بر خیمه دارن از صبح میگردن

پاشو نذار هر بی حیایی
به اشک ناموسم بخنده

پاشو نذار هر کی بیاد و
دست رقیه رو ببنده

«ای وای علمدارم اباالفضل»
20 December 2025
ات
18:25
ا ت
کانال سبک شعرباب الحرم – https://t.me/babolharam
Not included, change data exporting settings to download.
02:10, 2.5 MB
#امام_زمان_واحد
#مناجات_محرمی


قرار دل بی‌شکبیم سلام
امام زمان غریبم سلام
میدونم‌صدامو داری‌میشنوی
حبیبم سلام

سلامم به غمهای بی انتهات
به‌خون‌گریه‌های‌ رَوون‌ از چشات
تو مظلوم‌تری از حسین شهید
بمیرم برات

پریشون‌حال و غمگینی
پای روضه‌ که می‌شینی
ماها می‌شنویم امّا تو
مُصیبت‌هارو می‌بینی

‌کِی میشه گمشده‌ی خیمه‌نشینم؟
بین این گریه‌کُنا تورو ببینم؟
قدّ یک لحظه کنار تو بشینم

یاصاحب‌الزمان ادرکنی
_
نمیذاری که حَبط‌شِه اعمال من
تو دلواپسی واسه احوال من
رسیده چقدر خیر تو دائماً
به امثال من

تو داری هوای دل زار مو
جلو می‌بری با دُعات کارمو
تو‌ نورانی کردی با یادت خودت
شب تارمو

دوسِت دارم بی اندازه
غمت دنیـامو می‌سازه
بَدم امّا خاطر جمعم
که آغوشت واسم بازه

چه عذابی بدتر از ندیدن تو؟
یعنی میشه دیگه با رسیدن تو؟
طِی بشه دربدری کشیدن تو...
یاصاحب‌الزمان ادرکنی

#محمد_قاسمی
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
ات
19:35
ا ت
حضرت #رباب صلوات الله و سلامه علیها
حضرت #علی_الاصغر صلوات الله و سلامه علیه
#علی_اصغر

ای ابر رحمت بر سرم باران بباران
بنگر دو چشمان ترم باران بباران

ای ابر این غنچه دگر نایی ندارد
پژمرده شد نیلوفرم باران بباران

دیگر ندارم شیری و قحطی آب است
بر لعل خشک اصغرم باران بباران

گشتم خیم را و ندیدم قطره آبی
آبی نمانده در حرم باران بباران

دیدی که سقا بر لب دریا شهید شد
دیدی چه خاکی شد سرم باران بباران

بر روی دستم طفلکم دارد تلذی
ای ابر من هم مادرم باران ببارن

بنگر لبانش می خورد بر هم هماره
سوزد به حالش جگرم باران بباران

می لرزد او از تشنگی ای ابر رحمی
لرزد ز حالش پیکرم باران بباران

ای ابر بی تابست و من در اضطرابم
بگرفتم او را ببرم باران بباران

بگذار تا از تشنگی مادر بمیرد
اما نمیرد پسرم باران بباران

از حال اصغر می چکد اشک سکینه
با گریه های دخترم باران بباران

📆 : ۴ جمادی الاول ١٤٤٢

https://t.me/abasalehalmahdi59
19:36
—-

تا بچه روی دست ابی عبدالله یه تکونی خورد و جون داد
ابی عبدالله عبا رو روی اصغر کشیدن ...

روی این دستم تنش
بر روی آن دستم سرش
آه، بفرستم خدا
نعشش را برای مادرش

مقتل حالات ابی عبدالله رو اینجوری توصیف کرده:
امام در یک بهت و‌شوکی بودن که داشت جان از بدن آقا خارج می شد تا اینکه منادی از آسمان صدا زد:

دَعهُ يا حُسَينُ؛ فَإِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِي الجَنَّةِ.😭
رهاش کن حسین، تو بهشت سیرابش میکنن.

مقتل میگه اگه این منادی صدا نمیزد، چه بسا ابی عبدالله از شدت مصیبت جون میداد وسط میدون.

خدا نکنه مردی شرمنده یه زن و بچه اش بشه.
یه وقت دیدن ابی عبدالله عبا رو روی علی کشیدن، یه قدم سمت خیمه میرن، یه قدم برمیگردن.

بلند مرتبه شاهی به دفن شهزاده
میان خیمه و میدان، به حیرت افتاده

میخوام تو هم امشب هم ناله بشی با من
ناله بزنی همراه مادرش رباب

دَم خیمه مادرت افتاد
توی خیمه خواهرت افتاد
رو دست بابا گُلِ مادر
سرت از پشت سرت افتاد

«علی لای لای- ای علی لای لای»
ر
20:43
رضیع الحسین (نوحه)
#حضرت_ام_کلثوم_زمزمه


از کودکی رنج   بسیار دیدم
من مادرم را در پس دیوار دیدم
دورو بر گُل   صد خار دیدم
مجروح او را از نوک مسمار دیدم
من با زینب
توو کوچه با برادرا دویدیم
صدای مادرمونو شنیدیم
بابامونو کشیدن،آه کشیدیم

در کربلا غم   دیدم مکرّر
چی بگم از غروب عاشورا برادر
هر داغ دیدم   صبور بودم
جای تو کاش زیر سم ستور بودم
دیدم ای وای
یه عده ای رفتن به سوی گودال
شد تن تو توو اون شلوغی پامال
رفتن یه عده ای سراغ خلخال

با دیده‌ی تر   دیدم برادر
موندی به زیر دست و پا صد پاره پیکر
دیدم شکسته آیینه‌ی تو
دیدم با مرکب اومدن روسینه‌ی تو
ای وای داداش
حرامیا به سوی تو دویدن
اشکای ام کلثومت رو دیدن
خندیدن و سر تورو بریدن

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein1
ات
20:43
ا ت
از آقا امام سجاد سوال کردن آقا شما کربلا بودی لحظه ی وداع و گودی قتلگاه دیدین  کوفه دیدین شام بلا دیدین
کجای این سفر از همه بر شما سخت تر گذشت

سه مرتبه فرمودند.
الشام الشام الشام ،


عرضه کرد چرا آقا دلتون از دست شامیا خونه؟
فرمود در شهر شام به ما زخم زبان میزدند...


بی بی ام کلثوم آمدن پیش آن حرامزاده شمر لعنت الله علیه
بهش فرمودند:
شما هرچی میتونستید ما رو اذیت کردین
میخوای مارو وارد شهر کنی از یه دروازه ای وارد کن که جمعیتش کمتر باشه

این نامرد هم لج کرد
سوال کرد کدام دروازه جمعیتش بیشتر آمده, گفتن دروازه ساعات
گفت اهل بیت رو از دروازه ساعات وارد شهر شام کنین

اف بر این دنیا
کار به جایی رسیده دختر امیرالمومنین دختر حضرت زهرا باید وارد بشه
مردم هلهله کنن کف بزنن بخندن شادی کنن
ر
20:45
روضه - حضرت زینب و اسارت
دم دروازه ساعات خدا رحم كند
به دلِ عمة سادات خدا رحم كند

محملم پرده ندارد مددي يا ستّار
حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند

چشم من تار شده، يا تو به هم ريخته‌اي
گريه‌دار است ملاقات خدا رحم كند

كو علمدار حرم؟ آبرويم در خطر است
وسط اين همه الوات خدا رحم كند

سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند
رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند

به همان خنجر كُندي كه تو را زَجْرَت داد
مي كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند

سرت از نيزه زمين خورد دلم ريخت حسين
زير پا رفتي؟ به لبهات خدا رحم كند

نيزه نيزه شده از بس گلويِ پارة تو
گُم شدي بين جراحات خدا رحم كند

به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجي زده اند
تا نميرم ز بليّات خدا رحم كند

چشم يك شهر به دنبال كنيز است حسين
تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند

چانه مي زد سَرِ گهواره يكي پيش رباب
بهر تسكين مصيبات خدا رحم كند

شاعر: قاسم نعمتی
27 December 2025
ات
16:42
ا ت
اشعار محمل
اشعار حضرت ام البنين (س)

ای به بنین تو درود همه
فاطمه یا "فاطمه یا فاطمه

باغ گل یاس سلام علیک
مادر عباس سلام علیک

ای همه از خود سفرت تاحسین
اذن دخول حرمت یاحسین

سایه نشین حرم آفتاب
غرق شده در کرم آفتاب

فاطمه دوم حیدر شدی
مادر یک ماه و سه اختر شدی

طوبی، طوبی لک زین احترام
دختر زهرا به تو گوید سلام

قدر تو گوی شرف از ناس برد
ارث ادب را ز تو عباس برد

جز تو که بر شیرخدا شیر زاد؟
جز تو که بر شیر علی شیر داد

!جز تو که در کرب و بلای حسین
چار پسر کرده فدای!حسین

چار پسر دادی و زین افتخار
شد حرم چار امامت مزار

پاسخ آن وفا و احساس تو
فاطمه شد مادر عباس تو

چار پسر داشتی ای جان پاک
رفت غریبانه تنت زیر خاک

لیک جوانان عرب ره سپر
در پی تابوت تو همچون پسر

بر لبشان ناله یا فاطمه
اشک فشاندند برایت همه

دیده اوتاد برایت گریست
سیدسجّاد برایت گریست

نیست عجب اینکه به ترفیع تو
فاطمه آید پی تشییع تو

به غیرت و وفا و احساس تو
به خون پیشانی عباس تو

ناله جانسوز تو در گوش ماست
چوبه ی تابوت تو بر دوش ماست

باز هم آی ماه شهادت فروز
مراسم دفن تو می بود روز

بر در بیت تو شرارت نشد
بر گل روی تو جسارت نشد

ضربه به بازوت نزد هیچکس
لگد به پهلوت نزد هیچکس

کاش شود جاری اشک همه
"از حرمت تا حرم فاطمه

«میثم» آلوده دل سوخته
چشم به سوی حرمت دوخته

ذکر دل اوست به هر صبح شام
تا که دهد بر تو مکرر سلام

باغ گل یاس سلام علیک
مادر عباس سلام علیک
16:42
من فدایی سر موی امیرالمؤمنینم
غیر زهرا را ندیدم در وجود آتشینم

خاک پایم سرمه ی چشم تمام عارفان و
لیک خود خاک کف پای امیرالمؤمنینم

دست بر دامان من دارد هر آن کو مانده در ره
من دخیل چادر بانوی روز واپسینم

هر گرفتاری برایم روضه می گیرد ولی من
روضه خوان خانه ی مولای افلاک برینم

خدمت درگاه من گر آرزوی اهل دل شد
خود کنیز نوگلان پاک ختم المرسلینم

در مصائب نی فقط سنگ صبور اهل دردم
در شداید محرم راز امام المتّقینم

«مَن أراد الله...» باید راه آل الله پوید
در مسیر عشق اهل البیت نهج السالکینم

در دو عالم مرتضی باشد امام الصالحین و
در دو عالم مادر شمس عمادالصالحینم

با همان دستی که در حشر است اسباب شفاعت
من سهیم بخشش جرم تمام مجرمینم

اختر اقبال خود را جست وجو می کردم اکنون
کهکشان بخت و اقبال خودم را خوشه چینم

کس نرفته ناامید از خانه ی باب الحوائج
منتهای آرزوی دست های سائلینم

خواب دیدم ماه و اختر ریخت بر دامانم آخر
گشت تعبیر همان رؤیا که امروز این چنینم

من رعیت بودم و سلطان عالم با عنایت
انتخابم کرد و زان پس ساکن کاخ گِلینم

از همان دم کآمدم در خانه ی زهرا به خدمت
رشک اهل آسمانم، غبطه ی اهل زمینم

گریه کردم پابه پای زینب اما پاک کردم
اشک او با معجر خود، اشک خود با آستینم

من کجا و مادری کردن برای آل عصمت
عذر خدمت دارم و از روی زهرا شرمگینم

دادی از آن مزد عشقم را به پای شیر یزدان
کودکی را که برای نوکری شد جانشینم

چهره اش چون ماه کامل، چشم هایش عین ساحل
کودکی حیدرشمایل، گفت مولا آفرینم

یاوه گویان بعد از آن گفتند بر اولاد زهرا
نیست آن مهر و وفاداری و عشق اولینم

هست در یاد من از این شهر، بی مهری به مولا
نیست از اهل مدینه انتظاری بیش از اینم

قد کشید عباس با شیر من و نان ولایت
نان خوشبویی که خورد از دست شاهنشاه دینم

در حضور پاک اربابان خود آموخت این که
من دوزانو باادب پایین سفره می نشینم

خرده نانِ مانده از آن سفره را دادم به عالم
عالمی حاجت گرفت از سفره ی امّ البنینم

دور آل الله گرداندم گل رعنای خود را
تا بگویم که فدایی هم منم هم مه جبینم

بود لالایی طفل کوچکم نام حسین و
یاعلی بود آیه ی فاللهُ خیرُ الحافظینم

با اباالفضلم دل آل علی را شاد کردم
من که خیرالشاکرین از لطف خیرالوارثینم

هر زمان دلگیر بود از غم حسینم گفت مادر
اول صبح آمدم عباس را اول ببینم

سایه سارانم یکایک از سرم رفتند و تنها
زینب و کلثوم من ماند و حسین نازنینم

تا علیِ اکبر و قاسم به من گفتند مادر
در دلم گفتم که اکنون واقعاً امّ البنینم

کاروان جان من راهی دشت کربلا شد
فتم عباسم تو هستی آبروی آخرینم

می روی با سید و مولای خود هرجا که او رفت
وقت برگشتن تو را بی سید و مولا نبینم

وای از آن روزی که در یثرب خبر دادند ما را
از به خاک افتادن فرزند مقطوع الیمینم

گفتم عباسم فدای زینبم شد شکر لله
من عزادار شه مظلوم مقطوع الوتینم

تا ابد در پیش فرزندان زهرا سربه زیرم
کشته من را مشک خالی، نی عمود آهنینم
ش
16:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_البنین_سلام_الله_علیها
#سفره_ام‌البنین

باز آن بهترین سفره انداخت
آسمان در زمین سفره انداخت
دست ام البنین سفره انداخت
پس بیا و بگو یا ابالفضل

باز آن نازنین برکت آورد
همسر شاه دین برکت آورد
دست ام البنین برکت آورد
خرج این سفره ها با ابالفضل

خلق بر سفره اش صف کشیده
مثل این سفره را کس ندیده
دستپختی که مولا چشیده
گفته مولای ما یا ابالفضل

با همان زخم کاری ابالفضل
آمده محض یاری ابالفضل
تا کند سفره داری ابالفضل
ای خدا کیست آیا ابالفضل

با همان دست‌های بریده
سمت هر روضه ای قد کشیده
آمده با شهید و شهیده
کرده سفره مهیا ابالفضل

نان این سفره آورده زهرا
پس نمک زد بر این سفره زهرا
می دهد دستتان آب، سقا
می‌شود باز سقا ابالفضل

صاحب سفره ام‌البنین است
خرجش از دخل سلطان دین است
میوه از باغ زیتون و تین است
می دهد سهم ما را ابالفضل

تشنه‌لب‌تر بگو یا ابالفضل
درد داری بگو با ابالفضل
حاجتت را بگو تا ابالفضل‌‌...
چونکه اینجاست دریا ابالفضل


#ایوب_پرندآور

@raziolhossein
ات
16:52
ا ت
نخِ چادُرت دلبری میکنه
تو رو فاطمه یاوری میکنه
واسه بچه هاش مادری کَردیُ
برا بچه هات مادری میکنه
چقدر مثل زهرا شده شوکتت
چقدر مثل زهرا شده غیرتت
ان شاءالله نشه دست و بازوت کبود
ان شاءالله که نیلی نشه صورتت
ان شاءالله که آتیش نیاد سویِ تو
نشینه غلافی رو بازویِ تو
بمونی همیشه کنارِ علی
نره میخِ در تویِ پهلویِ تو
الهی نبینی غمِ حیدر رو
نبینی غمِ ساقیِ کوثر رو
نداره دلی خوش زدیوار و در
امیری که کنده دَرِ خیبر رو
می ترسم بخونم برات روضه من
فقط اینه دیگه دعام دائماً
ان شاءالله توی کوچه عباسِ تو
نبینه چیزایی که دیده حسن
2 January 2026
ا
06:57
اشعار عبدالمحسن
مناجات انتظار
خاص ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام

#روز_پدر😭😭😭😭

روز پدر شده، پدر شیعیان کجاست؟
از چه غریب، بین بیابان  ِذی طُواست؟
در شهر ما به دور پدرها شلوغی است
اما به بی کسی، پدر شیعه مبتلاست
با دسته گل به دیدن بابای خود رویم
امّا میان خار، گل باغ هل أتاست
از خانه و دیار خودش دور مانده است
یارب چرا ولیّ تو از حقّ خود جداست
جشن ولادتی که بدونش گرفته ایم
بی روح و سرد، از غم صد فتنه و بلاست
آخر چگونه مجلس شادی به پا کنیم
وقتی همیشه در دل مولای ما عزاست
شیعه بیا برای ظهورش دعا کنیم
زیرا کلید قفل فرج دست مرتضاست
یا مرتضی دعای پدر رد نمی شود
بنگر ظهور مهدی تو،چاره اش دعاست
بر زخم لاعلاج  ِفرج،مرهمی گذار
وقتی دوای منتقمت نسخه ی شماست
فکری برای قلب حسین غریب کن
تنها فرج، قرار  ِ دل شاه کربلاست
فکری برای زینب و بازار شام کن
در انتظار منتقمش بین کوچه هاست
در مجلس شراب عدو لطمه می زند
پیش یزید، ناله ی او: منتقم بیاست

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ا
06:58
اشعار عبدالمحسن
با درد نوشتم....
روز ولادت حضرت علی اصغر علیه السلام

ای خدا در محفل جشنیم یا بزم عزا !!
بر ظهور منتقم، کی می شوی دیگر رضا
تا نیاید حضرت مهدی دل ما شاد نیست
دلخوشی ها رفته و شادی در این اعیاد نیست
این تبسّم های اجباری به لب هامان بس است
گریه باید کرد وقتی شاه عالم، بی کس است
ما به زیر سقف خانه، خیمه ی او بین دشت
شیعه ی پرمدّعا از چه به دنبالش نگشت
صاحب مجلس چرا بین بیابان مانده است
قلب او را داغ های روز و شب سوزانده است
تا به کی مظلوم زهرا عیدها دارد عزا
روضه می خواند همین اعیاد هم صبح و مساء
ای خدا بر شادی ارباب، سوگندت دهم
ای خدا بر روضه های آب، سوگندت دهم
دیگر آقای غریب و خائف و دلخسته را
کن دگر از غربت کوه و بیابانها رها
می شود امروز گویا زائر کربوبلا
باز می بیند سه شعبه و گلوی پاره را
یک پدر در بین میدان و حرم شرمنده است
پاسخ آه نفس گیرش، صدای خنده است
مادری در خیمه مانده چشم بر راه پسر
وای از وقتی که از زخم گلو آید خبر
ای خدا سوگند بر آه جگرسوز رباب
بر گلی که تشنه پرپر شد کنار نهر آب
ای خدا سوگند بر شرم امام کربلا
غربت آقای مظلومم رسان بر انتها
ای خدا دیگر ظهور حجّتت امضا نما
تا بگیرد انتقام از قاتلین کربلا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ات
07:25
ا ت
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ فِى أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللّٰهِ فِى خَلْقِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِى يَهْتَدِى بِهِ الْمُهْتَدُونَ، وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِفُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِىُّ النَّاصِحُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَةَ النَّجاةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ، عَجَّلَ اللّٰهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَظُهُورِ الْأَمْرِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ، أَنَا مَوْلاكَ عَارِفٌ بِأُولَاكَ وَأُخْرَاكَ، أَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ تَعَالَىٰ بِكَ وَبِآلِ بَيْتِكَ، وَأَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَظُهُورَ الْحَقِّ عَلَىٰ يَدَيْكَ؛
وَأَسْأَلُ اللّٰهَ أَنْ يُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ يَجْعَلَنِى مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَالتَّابِعِينَ وَالنَّاصِرِينَ لَكَ عَلَىٰ أَعْدائِكَ، وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِى جُمْلَةِ أَوْلِيَائِكَ . يَا مَوْلاىَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آلِ بَيْتِكَ، هٰذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ، وَالْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ يَدَيْكَ، وَقَتْلُ الْكافِرِينَ بِسَيْفِكَ، وَأَنَا يَا مَوْلاىَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَجَارُكَ، وَأَنْتَ يَا مَوْلاىَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ، وَمَأْمُورٌ بِالضِّيافَةِ وَالْإِجَارَةِ، فَأَضِفْنِى وَأَجِرْنِى صَلَوَاتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ.
ر
07:25
روضه - حضرت زهرا
وای من و وای من و وای من
میخ درو سینه ی زهرای من وای من
در وسط کوچه تو را میزدند
کاش به جای تو مرا می زدند
ات
07:25
ا ت
جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی

جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی
این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی

نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی
فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی

عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی
لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی

ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی
ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی

ای مه تو در نزد علی، نتوانی از خود دم زنی
زیرا ز انوار علی گشته وجودت مُنجلی

ای دل بیاموز از علی، رسم وفاداری، ولی
نتوان شدن چون او، یَلی در روزگاران دَنی

نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی
آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی

پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی
داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی
ات
19:48
ا ت
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
13:50, 16.3 MB
19:48
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
06:21, 7.4 MB
3 January 2026
ش
19:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


به پهلوانی و غیرت زبانزد است علی
به حکمت و به عدالت سرآمد است علی

غریق ساحل نهج‌البلاغه می‌داند
که در کلام چه دریای بی‌حد است علی

علی خدا نه ولی جلوه‌ی تمام خداست
گواه روشن آن نور ممتد است علی

عجیب معجزه‌ای، یک شب و چهل منزل
چگونه این همه در رفت و آمد است علی؟

به حکم محکم قرآن ولایتش بر خلق
به دلبخواه بشر نیست، باید است علی

خدا برای شهادت کنار خویش نشاند
ببین که در چه مقام و چه مسند است علی

نخوانده‌اید یَدُاللهَ فَوقَ اَیدیهِم؟
در آستین خدای احد ید است علی

ربوده گوی ثواب از عبادت ثقلین
به روز خندق اگر ضربتی زده‌ست علی

فقط نه در حرم و مسجد است امیر و امام
عزیز دیر و کلیسا و معبد است علی

عجیب نیست اگر بغض اوست در دل بعض
بله، به زعم معاویه‌ها بد است علی

کبوترانه به او فکر می‌کنم گاهی
که شعبه‌ی نجفش صحن مشهد است علی

«میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست»
به جان فاطمه جان محمد است علی

#علی_سلیمیان

@raziolhossein
ش
19:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


کسی که قاب کرده چهره اش را حق به سیمایش
عبادت می کند هر روز سلمان با تماشایش

کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود می شد
که می شد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش

علی "ممسوس فی ذات "است ، ما که جای خود داریم
هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش

هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه
یقین دارم نمی آید برون از کعبه همتایش

یقینا زائرش معراج رفته نه حرم وقتی
شکوه عرش را دیده به ایوان مطلایش

کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد
نه آن را که "اقیلونی" نمی افتد ز لبهایش

خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را
خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش

خدا را شکر بابایم علی و مادرم زهراست
بگردد دشمن بابای من دنبال بابایش


#اسماعیل_شمس

@raziolhossein
ش
19:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت


علی که جان جهان را خدا به او بخشید
فقط علی ست که او را خدا علی نامید

دوباره خانه ی خشت و گلیِ کعبه پس از
ظهور نور رفیع علی حرم گردید

شکاف کعبه گواهی ست، وقت میلادش
خدا به روی گل مادر علی، خندید

حرم که حرمت خود را به "مستجارش" یافت
به قاب روی علی صاحب خودش را دید

سه روز، نور علی کعبه را مزیّن کرد
شده است کعبه پس از آن سه روزه اش جاوید

چگونه لرزه نیافتد به خیبر از نامش
که قلب کعبه به پای ولادتش لرزید

نه شرق و غرب جهان که عوالم ملکوت
به یک اشارت پلک "امیر" می چرخید

فقط نه وقت فتوحات، وقت صوم و ذکات
خدا به خلقت حیدر به دست خود بالید

رسول در شب معراج لیلة الاسری
به جز صدای علی از خدای خود نشنید

به نور زهره ی زهرای او قسم،خورشید
بدون اذن علی بر کسی نمی تابید


#حسن_کردی

@raziolhossein
ات
20:08
ا ت
نفس نفیس مصطفی یا علی
کعبه گرفت از تو صفا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

تو در زمین و آسمان رهبری
عقده گشای دل پیغمبری

تو شهر علم نبوی را دری
پشت نبی روی خدا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

یاد تو ذکر لب خاموش من
مدح تو هنگام سخن نوش من

لحمک لحمی است دُر گوش من
از لب ختم الانبیا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

وجه خداوند تعالی تویی
غیر نبی بر همه اولا تویی

شیر خدا علی اعلا تویی
یار نبی در همه جا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

ای حرم از مقدم تو محترم
مادر تو زاده تو را در حرم

مکه ز میلاد تو رشگ ارم
جان جهانت به فدا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

ما زترابیم و تویی بو تراب
ما همگان ذره و تو آفتاب

آیه ی مدح تو بود در کتاب
نص صریح انما یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

بعد نبی حضرت خیرالانام
فاطمه را کیست بجز تو امام

ای بتو از قادر منان سلام
تویی تویی تو مقتدا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

گاه سخن نوش محمد تویی
یار و هم آغوش محمد تویی

بت شکن دوش محمد تویی
به بیت ذات کبریا یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

با که نبی همدم و همراز بود؟
بیت که بر بیت خدا باز بود؟

دین زنبرد که سر افراز بود؟
نبی که را گفته ثنا یا علی؟

یا علی و یا علی و یا علی

کی به احد جان نبی را خرید؟
کی به احد جز تو نود زخم دید؟

بدر به شمشیر که فتح آفرید؟
جز تو که بد شیر خدا یا علی؟

یا علی و یا علی و یا علی

جز تو خدا را که ید و عین بود؟
مهر که غیر از تو بما دین بود؟

بازوی کی، بازوی ثقلین بود؟
در صف پیکار و غزا یا علی؟

یا علی و یا علی و یا علی

ای که خرد گشته بوصف تو گم
آیه اکملت لکم دینکم

مدح چه کس بوده به صحرای خم؟
از تو نمی شوم جدا یا علی
20:09
جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی

جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی
این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی

نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی
فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی

عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی
لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی

ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی
ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی

ای مه تو در نزد علی، نتوانی از خود دم زنی
زیرا ز انوار علی گشته وجودت مُنجلی

ای دل بیاموز از علی، رسم وفاداری، ولی
نتوان شدن چون او، یَلی در روزگاران دَنی

نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی
آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی

پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی
داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی
20:12
دیوانه ی آنم که وفایی دارد
آن یار که چشم دلربایی دارد
این ذکر مرا همیشه دیوانه کند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
هر قلب به سینه قبله گاهی دارد
هر قبله برای خود خدایی دارد
اما زدرون کعبه فرمود خدا
ایوان نجف عجب صفایی دارد
حاجی به حرم حال و هوایی دارد
در وقت طواف ربّنایی دارد
بر گرد حرم مهدی زهرا گوید
ایوان نجف عجب صفایی دارد
ای کعبه به خود مبال از روی شرف
جایت بنشین که هرکه جایی دارد
الحق که ملائکه چنین می گویند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصّه چه شاهی چه گدایی دارد
من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد
22 January 2026
ات
23:24
ا ت
#مناجات_مهدوی_حضرت_زینب_علیهاالسلام1

السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

روایت استفاده شده در شعر:
شیخ محمد باقر بیرجندى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود چنین نقل كرد:
در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر علیه السلام را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم، چرا این گونه ناراحت و گریان هستید؟
فرمودند: امروز روز شهادت عمه‌ام حضرت زینب علیهاالسلام است. از آن روزى كه عمه‌ام زینب علیهاالسلام شهادت كرده، تا كنون، هر سال در روز شهادت او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب علیهاالسلام را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.

برگرد ای مسیح نفس های فاطمه
به انتها رسیده دگر طاقت همه
بنگر نصیب شیعه شده درد لاعلاج
آقا به یک نگاه شما دارد احتیاج
تنها نگاه حیدری ات شد شفای ما
تنها شده ظهور تو درمان ما بیا
ای حق مدار ِ دار مکافات، العجل
بر انتقام ِ عمّه ی سادات، العجل
ای روضه خوان که از نظر شیعه غائبی
صاحب عزای حضرت امّ المَصائبی
هستی میان خطبه ی دردآشنای عرش
هستی مواظب دل ِ اهل عزای عرش
آرام‌ میکنی دل تب دار عرش را
اما خودت همیشه شدی دائم البکاء
در طول سال صبح و مساء گریه می کنی
بر دردهای شام بلا گریه می کنی
از لحظه ای که عمّه گرفتار شام شد
خنده به روی لعل لب تو حرام شد
گویا که رفته روبه رویت بین شامیان
در بین رقص و هلهله های حرامیان
گویی مقابل تو سرش سنگ خورده است
او را عدو میانه ی بازار برده است
در مجلس شراب ،دلت رفته روز وشب
دیدی شبیه عمّه شکافی به روی لب
وقت نزول چوب به روی لب حسین
لطمه زنی به روی لبت مثل زینبین
آقا به حق عمّه ی قامت کمان بیا
از داغ روی داغ، گلش شد خزان بیا

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
23 January 2026
ا
06:11
اشعار عبدالمحسن
برای روز جمعه

اللهم عجل لولیک الفرج

تبریک! که جدّ تو به دنیا آمد
حاجات کسی نمی شود دیگر رد

هم جمعه و هم روز ولادت، ای کاش
امروز، ظهور تو محقّق گردد

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ا
06:12
اشعار عبدالمحسن
اللهم عجل لولیک الفرج

دل را همه دم به کربلا راهی کن
با نوکری منتقمش شاهی کن

خواهی که حسین از تو راضی باشد
در روز ولادتش، فرج خواهی کن

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)

https://t.me/abdolmohsen158
ا
06:14
اشعار عبدالمحسن
#کشتی_نجات
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

ای عشق تو به سینه ی ما آتشین حسین
ای کشتی نجات همه مؤمنین حسین
بر فرشم و به اشک غمت می روم به عرش
یک تار موت بر همه حبل المتین حسین
حرف از حساب روز قیامت نمی زنم
وقتی که صاحبی به بهشت برین حسین
در زیر سایه ی علمت در امانم و
شد خیمه ی عزای تو حِصن حَصین حسین
فردای حشر با مدد یک اشاره ات
پرونده ی من است به دست یمین حسین
اسلام ماست تا به ابد زیر دِین تو
زیرا تمام هست تو شد خرج دین حسین
زینت برای دوش نبی، از چه خورده ای
با ضرب بغض دست سنان بر زمین حسین
شد گیسوان خواهر تو روی تل سپید
با ضربه های خنجر شمر لعین حسین
آخر چرا مقابل چشمان زینبین
شد سینه ات شکسته ی ده نعل کین حسین
بودی گریز روضه ی چل منزل همه
با آن شکاف مانده به روی جبین حسین

ای کاش رهسپار حریمت شویم ما
با یک علم پیاده همین اربعین حسین

✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158
ات
12:25
ا ت
امشب دلم به شور و شینه
راهی بین الحرمینه
گاهی دلم پیش ابالفضل
گاهی دلم پیش حسینه
ش
23:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح


دلم مدیون چشماته اباالفضل
لبم مهمون دریاته اباالفضل

یل بالاقد ام البنینی
که عباس اسم زیباته اباالفضل

دل زهرا ،دل زینب، عزیزم
اسیر قد و بالاته اباالفضل

به تو گفتن عمو جونم عموجون
تموم عشق ساداته اباالفضل

تو سرو قد کشیده تا خدایی
سرم افتاده در پاته اباالفضل

شفا بارونه دستای تو امروز
شفاعت کار فرداته اباالفضل

فراته؟ پرچمه ؟ یا تیغ حیدر؟
حسین حیرون دستاته اباالفضل

توی ویرونه ها خوابه رقیه
هنوزم گرم رویاته اباالفضل

#سیدفرید_احمدی

@raziolhossein
ش
23:19
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_اباالفضل_مدح



ای در شجاعت مثلِ حیدر؛ یا أباالفضل
آیینهٔ ساقیِ کوثر؛ یا أباالفضل

ای مشکِ تو رؤیایِ دریایِ خروشان
آقاترین سقّایِ برتر؛ یا أباالفضل

دُرّ ادب شخصیَتَت را داده جلوه
ای بر رکابِ شیعه گوهر؛ یا أباالفضل

باب الحوائج هستی و با ذکرِ نامت
آرام شد هر قلبِ مضطر؛ یا أباالفضل

ای تشنهٔ عشقِ به فرزندانِ زهرا
فرمانپذیرِ امرِ مادر؛ یا أباالفضل

أم البنین میگفت: آقایت حسین است
این را بدان تا روز محشر؛ یا أباالفضل

روز مبادایِ حسینم زود بگذر-
از دست و چشم و بلکه از سر؛ یا أباالفضل

نانِ علی باشد حلالت جانِ مادر
جان را فدایش کن سراسر؛ یا أباالفضل

باید سپر باشی برای خیمه... باید-
باشی علَمدارِ دلاور؛ یا أباالفضل

مادر! حواست بیشتر باشد به زینب
خیلی محبّت کن به خواهر؛ یا أباالفضل

بر چادرش تقدیم کن هر روز، بوسه
ای حافظِ ناموس و معجر؛ یا أباالفضل

من آرزو دارم شوَد هر لحظه جانت
قربانِ این خواهر- برادر؛ یا أباالفضل



#م_عاطفی

@raziolhossein
24 January 2026
ات
18:00
ا ت
مولود خانواده ی زهرا خوش آمدی !
قدری محل بده به گدایانِ غربتی

قنداقه ی تو را به تبرک به عرش برد
«دَعْهُ حسین» میشنوم از مسافتی

گهواره ی تورا ملک آمد تکان دهد
گهواره ی رضیعِ تو گردید غارتی

حُله تن تو کرد خدا نه حصیر خشک
وای از غروب سیزدهم ، چه مصیبتی

آغوش گرم فاطمه ، امروز نوش جان
فردا به رمل های روان ، بی حمایتی

از یک طرف سنان و ز یک سمت حرمله
افتاده اند بر سرت این قوم نوبتی

آخر شنیده ام که برهنه رها شدی
عالم بمیرد از غم این داغ لعنتی

اینها نمیکشند خجالت ز روی تو 
با اینکه بود بچه ی زهرا خجالتی
18:05
#حضرت_اباالفضل_مدح


زبانزد همه خوبان عالمی عباس
اگر غلط نکنم اسم اعظمی عباس

برای شاه شهیدان تو کاشف الکربی
که مانع محن و رافع غمی عباس

سرت گرفته به زانو به کربلا زهرا
که پیش او تو یکی بس مکرمی عباس

نظر به صورت ناموس کبریا کردی
قسم به عصمت زهرا که محرمی عباس

به رتبه ی تو شهیدان تمام غبطه خورند
چرا که تاج شهیدان عالمی عباس

کسی ندید برای حسین پشت و پناه
که از تو شیر خدا ساخت ضیغمی عباس

اگر هلال محرم به نیمه کامل شد
تو ماه کامل ماه محرمی عباس

اگر که مرده بود زنده میشود بی شک
نفس به صورت هر کس که میدمی عباس

تمام اهل حرم چشم شان به دست تو بود
که ساقی همه از نهر علقمی عباس

عجیب نیست امید حرم شدی زیرا
تو قرص ماه در آن روز مظلمی عباس

به زیر آنهمه باری که روی دوش تو بود
به ابروان تو نیاورده ای خمی عباس

ایا منادی انی احامی عن دینی
که در رکاب امامت مصممی عباس
😭😭😭😭
خدا قلم کند آن دست بی مروت را
که زد به دست تو شمشیر محکمی عباس

به روضه ی شهدا بعد سیدالشهدا
تو در مقام مصیبت مقدمی عباس

نگفته بود که پشتم شکست اما گفت
حسین دید چو بی دست و پرچمی عباس

همینکه رفت و حرم بی تو شاه دین برگشت
نشست بر دل زینب چه ماتمی عباس

از آنچه بر سرت آمد خدا خبر دارد
هنوز راز مگوی محرمی عباس

ز قبر کوچک تو با کسی نگفت حسین
هنوز راز مگوی محرمی عباس

خدا به نام تو کم عزتی نبخشیده است
چه میشود که ببخشی به ما کمی عباس

مسیح هر چه سرود از تو کم سروده هنوز
که در تمام فضائل مسلمی عباس

ازین دو چشم که دارم چه طرف بربندم
که من بمردم و رویت ندیدمی عباس

#مرتضی_جام_آبادی #یتیم
5 February 2026
ت
11:29
توسل - امام زمان
نور چشم همه، لاله‌ی فاطمه
می‌شود بر لبم نام تو زمزمه

همه جا بروم به بهانه‌ی تو...
که مگر برسم در خانه‌ی تو

چشم من مانده به رَهَت مولا
تشنه‌ام بر نِگهت مولا

یا اباصالح مددی...

ای گل زهرا مددی مولا
یا اباصالح مددی مولا


دل به دامت اسیر، ای به عالم امیر
بین رَه مانده‌ایم دست ما را بگیر

همه جا دنبال تو می‌گردم
که تویی درمان همه دردم

یا اباصالح مددی...

بالای تخت یوسف کنعان نوشته بود
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی‌شود
ت
11:30
توسل - امام زمان
ای که تویی آرام دلم
تشنه ی لطفت آب و گلم
نرگس نرجس به کجایی به کجایی ... ۲
من زفراقت همچو نیم
تو چو بهاری من چو دیم
تا به کجا از تو جدایی،تو جدایی
نرگس نرجس به کجایی به کجایی
ای روی تو ماهم ، من دیده به راهم ... ۲
بر سر راه تو نشستم که بیایی ۲
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ...
جلوه نما تا که نمردم ز جدایی
بر سر راهت بنشستم که بیایی
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ... ۲
بر سر راهت بنشستم که بیایی ...
ای که مسیحایی نفسی
من که ندارم جز تو کسی
من به تو مشغول وتو مشغول که هستی؟
ای که به اشک و زمزمه ای
قتلگهی یا علقمه ای ؟!!
یا که درآن گوشه ی شش گوشه نشستی؟۲
من ز پا نشستم ، من دل به تو بستم
یوسف زهرا سر بازار تو هستم
ای لاله ی خوشبو ، ای سلسله گیسو
من به خدا عاشق دیدار تو هستم ۲
شیعه ی مهجور تو منم ...
وصله ی ناجور تو منم ... ۲
غرق بلایم من و هستی تو سفینه
ای که امید ما همه ای
ای که عزیز فاطمه ای
دیده به راه تو بود شهر مدینه
ای ماه یگانه ، تو آگهی یا نه ...
مادرت افتاده به پشت در خانه ... ۲
ای تو آرزویم ، من با تو بگویم
شعله آتش زده از خانه زبانه ... ۲
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ... ۲
برسر راه تونشستم که بیایی ...
ت
11:32
توسل - امام زمان
ای که تویی آرام دلم
تشنه ی لطفت آب و گلم
نرگس نرجس به کجایی به کجایی ... ۲
من زفراقت همچو نیم
تو چو بهاری من چو دیم
تا به کجا از تو جدایی،تو جدایی
نرگس نرجس به کجایی به کجایی
ای روی تو ماهم ، من دیده به راهم ... ۲
بر سر راه تو نشستم که بیایی ۲
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ...
جلوه نما تا که نمردم ز جدایی
بر سر راهت بنشستم که بیایی
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ... ۲
بر سر راهت بنشستم که بیایی ...
ای که مسیحایی نفسی
من که ندارم جز تو کسی
من به تو مشغول وتو مشغول که هستی؟
ای که به اشک و زمزمه ای
قتلگهی یا علقمه ای ؟!!
یا که درآن گوشه ی شش گوشه نشستی؟۲
من ز پا نشستم ، من دل به تو بستم
یوسف زهرا سر بازار تو هستم
ای لاله ی خوشبو ، ای سلسله گیسو
من به خدا عاشق دیدار تو هستم ۲
شیعه ی مهجور تو منم ...
وصله ی ناجور تو منم ... ۲
غرق بلایم من و هستی تو سفینه
ای که امید ما همه ای
ای که عزیز فاطمه ای
دیده به راه تو بود شهر مدینه
ای ماه یگانه ، تو آگهی یا نه ...
مادرت افتاده به پشت در خانه ... ۲
ای تو آرزویم ، من با تو بگویم
شعله آتش زده از خانه زبانه ... ۲
ای یوسف زهرا ... ای گمشده ما ... ۲
برسر راه تونشستم که بیایی ...
ت
11:35
توسل - امام زمان
قسم به سینۀ مجروح مادرت زهرا
تو بر ظهـور دعـای فـرج بخـوان مولا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
شــرار دود ز بیــت علــی رود بــالا
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که علی
"بــود هنــوز عـذادار مـادرت زهرا
تو بر ظهور دعای فرج بخـوان که هنوز
علی است مثل تو مظلوم و بیکس و تنها
تو بر ظهور دعـای فرج بخـوان که کند
همیشه مــادر پهلـو شکسته بـر تو دعا
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسن
بـه زیـر ضـرب لگـد دیـد مـادر خـود را
!تو بر ظهور دعای فرج بخوان که حسین
فتــاد پشـت در خانــه، مـادرش از پـا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که هنوز
صدای نالۀ محسن رسد به عرش خدا
تو بر ظهور دعای فرج بخوان که به نی
!بوَد هنـوز سـر پـاک سیدالشهدا
ر
11:47
روضه - علی اکبر
روضه علی اکبر
آپدیت محرم ۱۴۴۷

سوی لشکر می روی جان پدر آهسته تر
پیش چشمم ره برو نور بصر آهسته تر


اومد مقابل بابا، سر پایین، بابا جان!
اجازه به من میدی برم میدان؟
حرف علی تموم نشده بود، فرمود: علی جان! برو..
همچین که علی اومد بره میدان،
یه وقت دیدن ابی عبدالله صدا زد: علی! صبر کن،
همه گفتن: حتما میخواد ممانعت کنه بگه نرو میدان،
  حسین! حرفش رو عوض میکنه...

صدا زد: علی جان! قبل از رفتنت بابا چند قدم جلو من راه برو میخوام قد و بالات رو ببینم...*

سوی لشکر می روی جان پدر آهسته تر
پیش چشمم ره برو نور بصر آهسته تر

می روی قدم قدم بر سوی میدان نبرد
می زنی بر قلب بابایت شرر آهسته تر

یا ابا عبدالله!
خدا نیاره یه بابا زمین خوردن بچه اش رو ببینه،
خدا نیاره یه بابا صورت بچه اش رو زخمی ببینه،
خدا نیاره یه بابایی کتک خوردن بچه اش رو ببینه...

علی اکبر رفت میدان،
همه گفتن پیغمبر اومده،
شبیه ترین فرد خَلقاً و خُلقاً و مَنطقاً به رسول خدا بود،

جنگ نمایانی کرد، بعضیا گفتن تشنه اش شد، برگشت یه نگاه به بابا کرد دید بابا از خودش تشنه تره.

اینقدر خواهرها براش گریه کردن.
هی ناله میزنن:
ارحم غربتنا
به غربت ما رحم کن علی….

اما نالۀ اهل خیمه بلند شد
میدونی کدوم ساعت؟
اون ساعتی که  صدای علی از میدان بلند شد
-علیک منی السلام یا اباعبدالله-
حسین دست رو سر گذاشت..‌
صدای تکبیر بلند شد....

فلک دیدی چه خاکی بر سرم شد
علی اکبر ؛ علیِ اصغرم شد
برایش کوچه واکردند ای وای
چقدر اکبر شبیه مادرم شد

یکی نیزه به پهلوش زد، یکی شمشیر به فرقش زد، اما نتونستن یه کاری کنن از اسب واژگون بشه،
آخر با عمود آهنین به فرق علی اکبر...

این اسب اسبی است که میدونه سوارش چقدر ماهره، تربیت شده است،
اونایی که سوار کارن میدونن دستش رو انداخت دور گردن اسب،
یعنی اینکه دیگه توان ندارم، من رو برگردون سمت خیمه،
خونِ سر علی جلو چشم اسب رو گرفت،
عوض این که سمت خیمه ها بره رفت وسط دلِ دشمن،
حسین یه وقت دید شمشیرا بالا میاد.

فقطعواه بالسیوف اربا اربا -

همچین که با عجله دوید از خیمه گاه تا قتلگاهِ علی، ابی عبدالله سواره اومد زینب پیاده - اما زینب سریعتر رسید سر نعش علی
آخه نرسیده به بدن علی از اسب روی زمین افتاد، هی زمین میخوره، بلند میشه، آخر با سر زانو خودشو رسوند به بدن علی…

رسید حسین
چجوری تا جسم علی دوید حسین
اون آخرا خودش رو میکشید حسین
فقط خدا میدونه که چی دید حسین

سرش یه جا
دونه دونه اعضای پیکرش یه جا
جدا شد از هم تَنِ پَرپَرش یه جا
جمع نمیشه علی اکبرش یه جا


وقتی که رسید بالا سر علی
دید علی داره پاهاش رو روی زمین میکشه،
ارباب منو شما به هفت مرتبه داد زد : وَلَدی! ولدی علی!

چشمِ من تار شده یا که تو کوچک شده‌ای؟
علی‌اکبر! علی‌اصغر شده‌ای در نَظَرم

بغلت می‌کنم و از بغلم می‌ریزی
آه بابا چه کنم با تو و این دردِسَرَم؟

با چنین ریخت و پاشی که شده ممکن نیست
که تو را یک نفری تا دَمِ خِیمه بِبَرم

آخر سر دلش طاقت نیاورد صورتش رو گذاشت رو صورت علی…

سپه کوفه و شام استاده
به تماشای شه و شهزاده
شه روی نعش علی افتاده
همه گفتن حسین جان داده

همچین که صورتش رو گذاشت رو صورت علی، هی میگفت:
بابا! بابا بلند شو ببین دارن به من میخندن،

بر لبانِ حرمله دیدم تَبَسُّم آمده
اوّلین بار است زینب بِینِ مردم آمده

علی جان خیز از جا آبرویم را بخر
عمه را از بین نامحرم ببر

لحظاتی هم نگذشت ذکر ابی عبدالله این شد:
……
جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خانه رسانید
خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم
6 February 2026
ات
20:49
ا ت
حجت الاسلام اوجی – حلت بفنائک
Not included, change data exporting settings to download.
1:40:58, 28.9 MB
مقام حلت بفنائک اصحاب امام حسین علیه السلام
#سخنرانی #حجت_الاسلام_شیخ_اسماعیل_اوجی
شب 30 صفر 47

☑️ @alolah
20:50
حجت الاسلام اوجی – تسلیم و ورع
Not included, change data exporting settings to download.
1:25:46, 24.6 MB
تسلیم مطلق در برابر امام و و‌رع دو خصوصیت دیگر اصحاب امام حسین علیه السلام
#سخنرانی #حجت_الاسلام_شیخ_اسماعیل_اوجی
شب 29 صفر 47

☑️ @alolah
20:50
حجت الاسلام اوجی – حب الدنیا
Not included, change data exporting settings to download.
1:27:09, 25.0 MB
تفاوت میان اصحاب امام حسن علیه السلام با اصحاب سیدالشهداء علیه السلام
#سخنرانی #حجت_الاسلام_شیخ_اسماعیل_اوجی
شب 28 صفر 47

☑️ @alolah
20:50
حجت الاسلام اوجی – استقامت در یاری امام
Not included, change data exporting settings to download.
1:26:57, 24.9 MB
اتصال و ارتباط با امام و استقامت و پایداری بر آن
#سخنرانی #حجت_الاسلام_شیخ_اسماعیل_اوجی
شب 27 صفر 47

☑️ @alolah
20:50
حجت الاسلام اوجی – معرفت امام
Not included, change data exporting settings to download.
1:12:43, 20.8 MB
مهمترین ویژگی اصحاب سیدالشهداء علیه السلام
#سخنرانی #حجت_الاسلام_شیخ_اسماعیل_اوجی
شب 26 صفر 47

☑️ @alolah
7 February 2026
ات
18:38
ا ت
من حَرَم لازمَم دلم تنگ است
روزگارم ببین به‌هم خورده

تو عراقی و من هم ایرانم
سرنوشت این‌چنین رَقَم خورده

من برای روضه‌ات چشمانِ‌تَر می‌آورم
از نفس می‌افتم و خونِ جگر می‌آروم

در میانِ گریه قلبم را به آتش می‌کشم
آه را با اشک‌های شعله‌وَر می‌آورم

هست جُرمَم مَعصیَّت، مُجرِم زیاده‌خواه نیست
شَرم‌سارم حاجتم را مُختَصر می‌آورم

من به جُز تو هیچ‌کس را که ندارم یاحسین
بی‌پَناهم روبه دَرگاهت اگر، می‌آورم


****
به سَرَت سنگ خورده در کوفه
چادرت چنگ خورده در کوفه

دختری زیرِ دست و پاها مُرد
زیوَرَت را کسی به غارت بُرد

پُشتِ دروازه‌های در شام و
تُهمَت و اِفتِرا و دُشنام و

دستِ سنگینِ آن حَرامی‌ها
رفته‌ای کوچه‌ی یهودی‌ها

قُوَّتِ قلبِ خواهرت بودی
همه‌جا با برادرت بودی

سَرپناهی به دخترانِ حَرَم
تکیه‌گاهی به مادرانِ حَرَم

رفته‌ای پابه‌پای زینب، تو
شاهدِ گریه‌های زینب، تو
****
روز و شب به فکرِ گودالی
یادِ تیغ و سَنان و خَلخالی
18:39
سلام آقا، که الآن رو به روتونم
من اینجام و زیارت‌نامه می‌خونم
حسین جانم
بزار سایه‌ات همیشه رو سرم باشه
قرار ما شب جمعه حرم باشه
حسین جانم
18:43
آشفته ام کربلا
گفتن خونه ات گفتم کربلا
دست و پامو که گم میکنم
رو خاکت میفتم کربلا
پژمردم کربلا
خیلی غصه خوردم کربلا
هر کی حرفاشو یه جایی زد
من حرفامو بردم کربلا

گریونم کربلا
من بی تو محزونم کربلا
اینجا حس غربت میکنم
بر میگردم خونه ام کربلا
میمیرم کربلا
بعدش پر میگیرم کربلا
مردم میمیرن میرن بهشت
من میمیرم میرم کربلا
ات
19:58
ا ت
  
اشعار محمل
اشعار اهل بیت علیه السلام


سرخوش آن عیدی که آن بانی نور
از کنار کعبه بنماید ظهور

قلب ها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ "انالمهدی" زند

تا همه عالم صدایش بشنوند
انس و جن با هم صدایش بشنوند

هر صدایی در جهان گردد خموش
هیچ آوایی نمی آید به گوش

یاورانش گرد رخ گردند جمع
همچنان پروانه ها بر گرد شمع

ذوالفقار حیدری در مشت او
خاتم توحید در انگشت او

پرچم ثاراللهی گیرد به دوش
یا لثارات الحسینش دُر گوش

مکه مست عطرو مست بوی او
کعبه می گردد به دور کوی او

چاه زمزم را بود این زمزمه
مرحبا لبیک یابن الفاطمه

با قدوم آن عزیز مصطفی
هم صفا هم مروه می گردد صفا

گرچه در کوفه اقامت می کند
بر همه عالم امامت می کند

خاک ذلت،گور ظالم می شود
قسط و عدل و داد حاکم می شود

ای تمام آرزوی اهل بیت
وی ظهورت گفتگوی اهل بیت

ای امام عدل و داد و انتقام
آخرین شمشیر قرآن در نیام

ای ضمیر خلق در آیینه ات
وی همه فریادها در سینه ات

ای تو را بر کل خلقت رهبری
مهدی موعود یابن العسگری

چند ما را در فراقت سوختن
وز شرار دل چراغ افروختن

بی تو خون دل فشاندن تا به کی
صبح جمعه ندبه خواندن تا به کی

چند ذکر اولیا و انبیا
ناله مهدی بیا مهدی بیا

ای مسیح آدمیت خنده کن
آدمیت را دوباره زنده کن

نسل آدم خویش را از یاد برد
پرده حجب و حیا را باد برد

آفتاب ای آفتاب ای آفتاب
تیرگی ها کشت امت را،بتاب

شیعه را در بی کسی چون تو کس است
ای امید شیعه خون دل بس است

شیعه با تو داده از آغاز دست
می کشد بار بلا را هر چه هست

شیعه از روزی که حیدر شد امیر
با تو بیعت کرد در خم غدیر

شیعه نوری ازتجلای شماست
شیعه برقی از تولای شماست

شیعه راهش بوده راه فاطمه
هرگز از سیلی ندارد واهمه

شیعه پیمان بسته زوال با علی
نیست حرفی بر لبش جز یا علی

شیعه مثل شمع در تاب و تب است
شیعه فریاد حسین و زینب است

شیعه بین خارها یاس است و بس
شیعه راهش راه عباس است و بس




1389/5/4
   
10 February 2026
ات
16:51
ا ت
آشفته ام کربلا
گفتن خونه ات گفتم کربلا
دست و پامو که گم میکنم
رو خاکت میفتم کربلا
پژمردم کربلا
خیلی غصه خوردم کربلا
هر کی حرفاشو یه جایی زد
من حرفامو بردم کربلا

گریونم کربلا
من بی تو محزونم کربلا
اینجا حس غربت میکنم
بر میگردم خونه ام کربلا
میمیرم کربلا
بعدش پر میگیرم کربلا
مردم میمیرن میرن بهشت
من میمیرم میرم کربلا
12 February 2026
ات
23:54
ا ت
تولدت مبارک  امسال شدی سه ساله
رقیه بنت کوثر غنچه یاس و لاله
 
پاشو شمعارو فوت کن
رقیه‌‌ عزیزم
 
نقل ونبات آوردن
تا رو سرت بریزن
 
تولدت مبارک 
شیرین زبون بابا
تولدت مبارک 
آروم جون بابا
23:55
هر کس به کسی داده دل و ما به رقیه
دلخوش شده‌ ایم از همه دنیا به رقیه
.
هرجا گره افتاد به کارم پدرم گفت
یا رو به اباالفضل بزن یا به رقیه
.
شد آینه‌ ی حضرت زهرا و رسیده‌ ست
ارثیه از او أم أبیها به رقیه
.
از بس که گرفتند شفا از حرم او
باید که بگویند مسیحا به رقیه
.
تا اینکه گره وا شود از کار خلایق
باید که قسم داد خدا را به رقیه
.
مانند رکابی که دلش بند نگین است
دلبسته شده شانه‌ ی سقا به رقیه
.
او جان خودش را سر عشقش به پدر داد
دلدادگی اصلا شده معنا به رقیه
.
با دلهره شد صبح ، شبش بین خرابه
آشفته شده بعد عمو خواب رقیه
یک شهر تماشاگر اشکش شده بودند
حاشا که کسی داد تسلّی به رقیه
د
23:58
درگاه اشعار ناب آیینے و مقاتل
بابا مرا “خولی” به قصد کُشت میزد/

این “حرمله” بر صورتم با مُشت میزد/

یک بار بین دو حرامی گیر کردم… /

“زجر” از جلو میزد “سنان” از پُشت میزد…

 

( از بس لگد زد “شمر” پهلویم شکسته…

از ضرب سنگین کنج ابرویم شکسته)

 

از دست سنگین دستها دستم کبود است/

مُشت عدو سنگین تر از ضرب عمود است/
بابا اگر کرده وَرَم زیرِ دو چشمم/

این یادگارِ مَردُم آل یهود است/

 

( بابا هر آنکس که رسید از رَه مرا زد…

از پشت من را یک یهودی بی هوا زد )

 

آیینه ی لبهای خندانم شکسته/

خیلی دلِ زار و پریشانم شکسته/

پهلو شکسته, پا شکسته, سر شکسته/

مانند دندان تو دندانم شکسته/
بر صورتم جای ردِ انگشت افتاد…

دندان شیری اَم به ضرب مُشت افتاد )

 

مانند زهرا مادرت قامت کمانم/

در سومین سالِ بهارم در خزانم/

دختر لطیف و استخوانش هم لطیف است/

له شد به زیر دست و پاها استخوانم/

 

( قهر است گویا با لبانم خنده هایم…

از بس کُتَک خوردم شکسته دنده هایم)

 

من دختر شاهم ولی رفتم اسارت/


بعد از تو خیلی شد به من بابا جسارت/

هم گوشواره، هم النگو، هم گُلِ سر
( بر صورتم جای ردِ انگشت افتاد…

دندان شیری اَم به ضرب مُشت افتاد )

 

مانند زهرا مادرت قامت کمانم/

در سومین سالِ بهارم در خزانم/

دختر لطیف و استخوانش هم لطیف است/

له شد به زیر دست و پاها استخوانم/

 

( قهر است گویا با لبانم خنده هایم…

از بس کُتَک خوردم شکسته دنده هایم)

 

من دختر شاهم ولی رفتم اسارت/
بعد از تو خیلی شد به من بابا جسارت/

هم گوشواره، هم النگو، هم گُلِ سر/
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢
لطفا با لینک نشر و کپی شود
@shersabkmaghtal
💧💧💧💧💧💧💧💧
عضویت در گروهای شعرو سبک واتساپ⏬⏬⏬⏬
09217947330
09394616918
🔹🔹🔹🔹🔹🔹
درگاه جامع اشعار ایینی و مقاتل
Mohammadi_abdolreza
ارتباط با مدیر
@shersabkmaghtal
💦💦💦💦💦💦💦💦
ر
23:58
روضه - حضرت رقیه
هر جا که به پرچمش نگاه تو افتاد، حرم رقیه است
تنها حرمی که روضه خون نمیخواد، حرم رقیه است


👈 اومدم زیارتت با گریه با زاری
تو هنوزم وسط بازاری
خیلی روضه ی نگفته داری
وای

👈 سلام خانوم
ایتها الصدیقه الشهیده
ای نوه ی مادر قد خمیده
گنبدتم مثل موهات سفیده


هر جا که به پرچمش نگاه تو افتاد، حرم‌ رقیه است
تنها حرمی‌ که روضه خون نمیخواد، حرم‌ رقیه است

صورت زائرت اینجا خیسه، بارونه
در و دیوار حرم میخونه
دختر شاه کجا ویرونه
وای

سلام خانوم
شرمندتم تو روضه هات نمردم
ولی برات همیشه غصه خوردم
ای بی کفن برات کفن آوردم

هر جا که به پرچمش نگاه تو افتاد، حرم‌ رقیه است
تنها حرمی‌ که روضه خون نمیخواد، حرم‌‌ رقیه است

شنیدم که اربعین جا موندی، دلگیرم
من به جای تو زیارت میرم
یا رقیه میگم و میمیرم
وای

بسوز ای دل
جونی نمونده به تن رقیه
آتیش گرفته دامن رقیه
تفریحشونه زدن رقیه
همین جا بود
تو بغل رباب سیلی خوردی
حتی میون خواب، سیلی خوردی
تو مجلس شراب، سیلی خوردی

هر جا که به پرچمش نگاه تو افتاد، حرم‌ رقیه است
تنها حرمی‌ که روضه خون نمیخواد، حرم‌ رقیه است
13 February 2026
ات
00:01
ا ت
از هرچی پست بدم میاد
از مرد مست بدم میاد

از اونی که سر تورو
رو نیزه بست بدم میاد

بابایی مثل تو زخم ابروی من
زیر ناخن زجر جامونده موی من

من بازیچه شدم اصلا داری خبر
با مشت دندونای شیریم افتاد

شد چشمام تار منو زدن
روزی صدبار منو زدن

واسه خنده آدم بدا
توی بازار منو زدن

حسین بابا، بابا، بابا، بابا
ا
00:03
اشعار "المهدی طاووس اهل الجنة"
حضرت #اباصالح_المهدی صلوات الله و سلامه علیه

عجب کاری شده آقا در این دنیا بدون تو
به هر جا می روم تنها در این دنیا بدون تو

بهارم شد خزانی و خزانم شد زمستانی
بهاران گشته بی معنا در این دنیا بدون تو

چه شد آقا گمت کردم میان جمع و هر خلوت
چه می آید سرم حالا در این دنیا بدون تو

به دشت و سبزه و گلزار دلم غمگین هجرانت
شدم سرگشته ات هر جا در این دنیا بدون تو

چو طفلی که سفر رفته پدر جانش در این دنیا
منم سر در گمت مولا در این دنیا بدون تو

📆 : ۲۲ #شعبان ١٤٤٧
ات
09:04
ا ت
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
03:25, 4.0 MB
14 February 2026
ات
23:17
ا ت
هر کس به کسی داده دل و ما به رقیه
دلخوش شده‌ ایم از همه دنیا به رقیه
.
هرجا گره افتاد به کارم پدرم گفت
یا رو به اباالفضل بزن یا به رقیه
.
شد آینه‌ ی حضرت زهرا و رسیده‌ ست
ارثیه از او أم أبیها به رقیه
.
از بس که گرفتند شفا از حرم او
باید که بگویند مسیحا به رقیه
.
تا اینکه گره وا شود از کار خلایق
باید که قسم داد خدا را به رقیه
.
مانند رکابی که دلش بند نگین است
دلبسته شده شانه‌ ی سقا به رقیه
.
او جان خودش را سر عشقش به پدر داد
دلدادگی اصلا شده معنا به رقیه
.
با دلهره شد صبح ، شبش بین خرابه
آشفته شده بعد عمو خواب رقیه
یک شهر تماشاگر اشکش شده بودند
حاشا که کسی داد تسلّی به رقیه
23:17
از هرچی پست بدم میاد
از مرد مست بدم میاد

از اونی که سر تورو
رو نیزه بست بدم میاد

بابایی مثل تو زخم ابروی من
زیر ناخن زجر جامونده موی من

من بازیچه شدم اصلا داری خبر
با مشت دندونای شیریم افتاد

شد چشمام تار منو زدن
روزی صدبار منو زدن

واسه خنده آدم بدا
توی بازار منو زدن

حسین بابا، بابا، بابا، بابا
23:17
Voice message
Not included, change data exporting settings to download.
00:05, 118.7 KB
21 February 2026
ر
18:45
روضه - حضرت زهرا
الهي مادرم زهرا جوان است
چرا پس قامتش همچون كمان است؟
چرا از زندگاني سير گشته؟
چرا در نوجواني پير گشته
چرا يك دست بر پهلو گرفته؟
چرا از كودكانش رو گرفته؟
چرا از ديدگان گوهر فشاند؟
نمازش را چرا بنشسته خواند؟
نمي دانم براي چيست يارب؟
كه صورت مي كند پنهان ز زينب؟
نمي دانم چه رخ داده خدايا
كه مي گيرد به پهلو دست خود را
ر
18:45
روضه - حضرت زهرا
یک نفس میکشی و
جان مرا می گیری
طلب مرگ نکن
زود شفا می گیری
ر
18:46
روضه
ناحله الجسم یعنی !
نحیف و دلشکسته میری .
جوونی اما مادر پیری .
بهونه ی سفر میگیری .......😭

امشب شب یتیمی ماست من آروم آروم میخونم توهم آروم آروم زیر لب بگو وای مادرم وای مادرم .........

باکیه العین یعنی .بارون غصه ها میباره
چشای مادر ما تاره .دیگه علی شده بیچاره .......😭

مردم مدینه هی گفتید به زهرا یاشب گریه کن یاروز گریه کن از امشب دیگه راحت شدید دیگه صدای زهرای مرضیه نمیااااد دیگه صدای مادر نمیاد .........😭

منهدت الرکن یعنی، توون برات نمونده بانو
کی قلبتو سوزونده بانو، کی بالتو شکونده بانو

معصبه الراس یعنی .بستی سری رو که پر درده .
رنگ رخ تو مادر زرده .تو کوچه کی جسارت کرده .....😭

قربونت برم مادر روزای آخر همش از بابام علی رو میگرفتی مگه چه اتفاقی افتاد مادر تو کوچه های مدینه .......
جوری لگد خوردی که .نمیتونی بلند شی از جات.....
آخ مادرم همش دست به دیوار میگرفتی😭
مادر مادر مادر .........


جوری لگد خوردی که.نمیتونی بلند شی از جات .
جای غلافِ رو بازوهات.
داری میری کنار بابات......😭

مادر داری زینبت رو تنها میگذاری مادر شرمنده ام مادر توکوچه‌های مدینه دیدم دارن میزنن تورو مادر مادر مادر نتونستم کاری کنم مادر مادر مادر .......

هیچکسی ای وای من .نگفت تو کوچه به اون کافر .
نزن زنو جلوی شوهر .
بمیره زینبت ای مادر ...😭
وااای مادرم واااای مادرم 2
بمیرم برات مادر 😭......

من ایستاده بودم .دیدم که مادرم را .دشمن
گهی به کوچه .گهی به خانه میزد .....😭
الهی بشکنه اون دستی که به تو سیلی زد ...
الهی بشکند دست مغیره که بین کوچها بی مادرم کرد ......
ر
18:46
روضه - حضرت زهرا
گر نگاهی به ما کند زهرا
درد ها را دوا کند زهرا

بر دل و جان ما صفا بخشد
گر نگاهی به ما کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش
کآنچه خواهی عطا کند زهرا

خاصه امشب که از تَجلی خویش
دهر را پُر ضیاء کند زهرا

می تپد قلب احمد از شادی
چشم حق بین چو وا کند زهرا

بضعه مصصطفی بود، آری
جلوه چون مصطفی کند زهرا

خانه ی وحی را ز رخسارش
رشک غار حرا کند زهرا

نه عجیب گر به شأن او گویند
خاک را کیمیا کند زهرا

این مقام کنیز او باشد
تا دگر خود چها کند زهرا

از کمال عبادت و طاعت
حکم بر ما سوی کن زهرا

چهره پوشد زمرد نا بینا
تا بدین حد حیا کند زهرا

در طرفداری از خدا و رسول
به علی اقتدا کند زهرا

جان خود را و محسن خود را
درره دین فدا کند زهرا

روز محشر که از شفاعت خویش
حشر دیگر به پا کند زهرا

همچو مرغی که دانه برچیند
دوستان را جدا کند زهرا

چون بگیرد قماط اصغر را
حشر را کربلا کند زهرا

همچنان کز برای همسایه
نیمه شبها دعا کند زهرا

چه شود با دعای خود از ما
ذات حق را رضا کند زهرا

چه شود گر ز رحمت بسیار
حاجن ما روا کند زهرا

چه شود گر بر مؤید هم
نظری از وفا کند زهرا
ات
19:25
ا ت
دیوانه ی آنم که وفایی دارد
آن یار که چشم دلربایی دارد
این ذکر مرا همیشه دیوانه کند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
هر قلب به سینه قبله گاهی دارد
هر قبله برای خود خدایی دارد
اما زدرون کعبه فرمود خدا
ایوان نجف عجب صفایی دارد
حاجی به حرم حال و هوایی دارد
در وقت طواف ربّنایی دارد
بر گرد حرم مهدی زهرا گوید
ایوان نجف عجب صفایی دارد
ای کعبه به خود مبال از روی شرف
جایت بنشین که هرکه جایی دارد
الحق که ملائکه چنین می گویند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصّه چه شاهی چه گدایی دارد
من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد


لطفاً جهت نشر بهتر اشعار آِیینی نام منبع را ذکر کنید ممنون hadisevasl.blog.ir
ات
21:47
ا ت
کمی از غسل زیر پیرهن ماند
کمی از خون خشک بر بدن ماند

کفن را در بغل بگرفت و بو کرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند
21:47
پرپر شدن گلم به چشمم دیدم
من ناله ی او ز پشت در بشنیدم

در نیمه ی شب سینه ی مجروحش را
با چشم خودم به نور مه می دیدم

در پیش حسین و حسن و زینب او
با دست خودم کفن بر او پیچیدم

چون خواستم او را به دل خاک نهم
دستان پیمبر خدا را دیدم

گفتا بده من علی، گل پر پر من
از خجلت روی او به خود لرزیدم

کی کرده چنین چو من، که در نیمه ی شب
من بهر گلم خودم لحد می چیدم
24 February 2026
ات
20:18
ا ت
ند ۱
غریبونه تر ، ندیدم من از آه تو مادرم
شدم خون جگر ، من از آه جانکاه تو مادرم
عزیز دلم ، غمای تو شد بی امون مادرم
عزیز دلم ، بمون در کتارن بمون مادرم

( مرو مادرم ، مرو مادرم - مادرم مادرم ۲ ) ۲

بند ۲

شب مکه که ، بدون تو ماهی نداره نرو 
آخه دخترت ، می دونی گناهی نداره نرو
برای غمت ، کنار بابام نوحه سر می کنم
برا ماتمت ، لباس عزامو به تن می کنم

( مرو مادرم ، مرو مادرم - مادرم مادرم ۲ ) ۲

بند ۳

اگه تو بِری، غریب تر میشه بی تو بابای من
اگه تو بِری ، چه بیشتر میشه بی تو غم های من 
اگه تو بِری ، منم بعد تو سوز سینه دارم 
اگه توبِری ، عجب ماجرایی مدینه دارم 

( مرو مادرم ، مرو مادرم - مادرم مادرم ۲ ) ۲
20:18
عزیز کرده‌ی شاهنشه مدینه سلام
بزرگ زاده ای و من غلام ابن غلام

میان سلسله اولاد حضرت زهرا
تویی که قاسمی و با ابالحسن همنام

مورخان ننوشتند روز میلادت
شب ششم به تو منصوب گشته در ایام

کسی که از تو طلب کرده رزق کرببلا
قسم به حضرت نجمه نمیشود ناکام

شفا گرفت به نام تو دردهای دلم
شدی همیشه برایم "مسکن الآلام"

تو نان سفره‌ی دو سفره دار را خوردی
شبیه بارش باران عنایت تو مدام

تو که مفسر اَهلیٰ مِنَ العسل هستی
کمی به ما بچشان یاکریم ازاین جام

بدون شک به تو آن لحظه وحی نازل شد
ز جبرئیل مقرب گرفته ای الهام

حسین تا بغلت کرد گفت آه حسن
ز سینه‌ی تو کند بوی دلبر استشمام

تمام اهل حرم در پی تو گریانند
چه محشری تو به پا کرده ای میان خیام

به وقت رفتن اگر قامت تو کوته بود
به روی خاک شدی قد کشیده مثل امام

همه به حال پریشان نجمه خندیدند
نگاه او به سرت بود کربلا تا شام
20:18
پشتِ این خانه پُر از خِیلِ بنی آدم شد
یکی از قاطبه ی کلِّ ملائک ، کم شد
حاتم آمد به دَرِ خانه ، تماماً خَم شد
بندِ قنداقه به دستانِ عمو محکم شد

نان و خرما و کمی شیر… عسل هم آمد
اوّلین گل پسرِ شیرِ جَمَل هم آمد

عمه اش سوره ی توحید بخواند به بَرَش
همه گفتند چه زیباست ، شبیهِ پدرش
جبرییل آمده و بال زَنَد دورِ سَرَش
طیّبَ اللّه به این طایفه و گُل پسرش

آب و آیینه بیارید ، حسن بابا شد
قاسمش نورِ دلِ فاطمه ی زهرا شد

پدرش سفره ی افطار فراهم کرده
مادرش دلبر و دلدار فراهم کرده
شیشه های عسل انگار فراهم کرده
در جهان رحمتِ بسیار فراهم کرده

جانِ عالم به فدای پسرِ شاهِ کَرَم
کاش یک لحظه گذارد قدمش روی سَرَم

او ذخیره است ، برای سفرِ کرب و بلا
میخرد با همه جانش خطرِ کرب و بلا
نام او شد بخدا «خون جگرِ کرب و بلا»
تازه دامادِ پُر از دردسرِ کرب و بلا

او حسن زاده ترین یاورِ ارباب شود
در بیابان ، بدنش گوهرِ نایاب شود

دست و پا میزند و نامِ عمو روی لبش
گرد و خاکی است ، به دنبالِ هیاهوی لبش
نیزه ای آمد و انگار رَوَد سوی لبش
بوی خونِ حَسَنی میدهد این بوی لبش

همه جا غرقِ عسل شد ز تَنِ خونیِ او
سینه بر سینه و پاهاش… به دنبالِ عمو