#حضرت_علی_اصغر_نوحه
#نوحه۱۸
خداوندا ندارم راه چاره
گلوی اصغرم شد پاره پاره
گلم در پیچ و تاب است ، دلم در اضطراب است
علی جان علی جان
.......
مگر ای حرمله از من چه دیدی
کبوتر بچه ام را سر بریدی
سه شعبه تا رها شد ، علی اصغر دو تا شد
علی جان علی جان
.......
همانها که به من نامه نوشتند
علی اصغرم را تشنه کشتند
به اشکم خنده کردند ، مرا شرمنده کردند
علی جان علی جان
.......
نهادند بر دلم این آرزو را
ببوسم من دوباره این گلو را
مگر مانده گلویی ، که باشد آرزویی
علی جان علی جان
#عبدالحسین
@raziolhossein1
سبک - علی اصغر