#حضرت_رقیه_نوحه
#نوحه۱۸
دلم میخواست شبی پیشم بیایی
نمیدانستم اما سر جدایی
سلام ای نور دیده ، سرت را کی بریده
اباالمظلوم حسین جان
....
سرم آمد عجب داغ عظیمی
یتیمی درد بی درمان یتیمی
الهی جان سپارم ، دگر بابا ندارم
اباالمظلوم حسین جان
....
همان که رأس تو بر نیزه ها زد
برای لقمهی نانی مرا زد
زِبس که دیدم آزار ، بود دستم به دیوار
اباالمظلوم حسین جان
....
نمیبیند اگر چشمان بستمم
کند کار دو چشمم را دو دستم
رخم گردیده نیلی ، امان از ضرب سیلی
اباالمظلوم حسین جان
#عبدالحسین
@raziolhossein1
سبک - رقیه