5 November 2024
ا ت created group «سبک - حضرت رقیه» with members ا ت
ات
11:58
ا ت
"تو بگو عشق من میگم رقیه
میره قلبم با یه ذکر سه ساله
تو بگو دل سر برات میارم
دست ازت بردارم دیگه محاله
محشره رقیه بهترین اسم دختره رقیه
خودش یک تنه لشکره رقیه
به ماها میگن نوکر رقیه
تاج داری بانو پرچمداری بانو
تنها دلیل ذوق علمداری بانو
شاهکاری بانو با وقاری بانو
ارث از بابا بزرگته کراری بانو
12:03
من‌الذی ایتمنی یا ابا
تو نور چشمان منی یا ابا
***
پدر فدای سر نورانی‌ات
سنگ جفا که زد به پیشانی‌ات؟
***
عمه بیا گم‌شده پیدا شده
کنج خرابه شب یلدا شده
***
بس که دویدم عقب قافله
پای من از زخم شده پر آبله
12:06
# زمینه
#نریمانی

ببخش اگه نشناختمت عزیزم
حال و روزِ سرت برام عجیب بود

بوی تنور بدجوری گمراهم کرد
آخه حواسم پِیِ عطر سیب بود

چرا تنهام گذاشتی پا نداشتی بیای
یا که دیگه دوسَم نداشتی

چرا چشماتو بستی بابا چیزی بگو
تا بدونم قهری یا آشتی

با این لب‌های زخمی
با محاصن خون‌آلود و خاکی منو کشتی

زخمای سرِ تو انگار
روی قلب من نشسته
منو ببر از اینجا خیلی دلم شکسته

بابا بابا بابا...

****

می‌خوام بگم درد دلامو بابا
بگم تو این مسیر چیا کشیدم

موهام توی دستای دشمنت بود
سواره بود پیاده می‌دویدم

کف پام پره خاره
تن هیچکی تو کاروان قد من زخم نداره

همه دغدغم از اینه
دیگه جا نمونم زجرم پِیَم نیاد دوباره

آخه جسم نحیفم
دیگه تاب لگد خوردن و سیلی رو نداره

رمق نمونده تو پاهام
بس که تو صحرا دویدم
منو ببر از اینجا آخه دیگه بریدم

بابا بابا بابا...

****

کاشکی که چشمام کور می‌شد و نمی‌دید
رگای پاره‌پاره‌ی گلوتو

باز جای شُکرش باقیه وگرنه
باید به گور می‌بردم آرزوتو

دیگه از دنیا خستم
بابا کاش روسریم بود تاکه زخماتو می‌بستم

اثر تازیانه‌ست
که سرت هی میفته رو زمین، بی‌جونه دستم

یه نگاهی بهم کن
همه می‌گن شبیه مادرِ پهلو شکستم

مثل مادرِ جوونت
دارم از این دنیا میرم
منو بغل بگیر که شاید آروم بگیرم

بابا بابا بابا...
12:09
#زمینه
#حدادیان حسین

سخته بی تو زندگی
مردم از گرسنگی

به جون تو
نفس نداره دیگه روضه‌خون تو

خسته‌ام از این و اون
من به جای خونمون تو خرابه‌ام
شبا از شدت سرما نمی‌خوابم

یتیمی درد بی‌درمان یتیمی
نبودی حرمت ما رو شکستن

با چادری که بردن از رقیه
(سر عباسو روی نیزه بستن)۲

بد زدنم، نبودی چقدر زدنم
مادر تو شاهده که منو با لگد زدنم

امون از این مصیبتا
نیست غمم یکی دوتا، بی‌شماره
منو سیلی زجر آروم نمیزاره

الامان و الامان
کاش نبینی که الان ما کجائیم
میون بازار برده فروشائیم

سه غم اومد به جونم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار

میفتم وقتی که از روی ناقه
(رو نِی چشماشو می‌بنده علمدار)۲

هی زدنم، می‌دونی تا کی زدنم
گفتم نزن چوب رو لباش
تو مجلس مِی زدنم
****
حالا اومدی؟
حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی؟

حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی؟
عمو عباسو نیاوردی چرا تنها اومدی؟

حالا اومدی؟
خوابن حالا که تموم دخترای شام اومدی؟

حالا که نمی‌تونم بگم اومد بابام اومدی؟
حالا اومدی؟

قدیم کجا الآن کجا؟
عمو کجا سنان کجا؟
****
از غصه پُرم
خیلی از نبودن داداش علی اکبر دلخورم

معلومه اگه نباشه من همش سیلی می‌خورم
سیلی می‌خورم
****
تیر سه شعبه بود از گلو بزرگ‌تر
از صورت تو دست عدو بزرگ‌تر
الهی که براتون بمیره مادر

روز و شب باید که خون گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم

من برا کدومتون گریه کنم
گریه کنم، گریه کنم
****
مثه بچه مرده‌ها گریه کنید
می‌خوام از رباب و دخترش بگم

لالا عزیزم
شده مادرت بی تو تنها عزیزم
****
(بیت الغزل هر غزل ناب رقیه‌ست)۲
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه‌ست

کوتاه‌ترین راه به الله حسین است
کوتاه‌ترین راه به ارباب رقیه‌ست

حسین...
12:11
تو بگو عشق من میگم رقیه
میره قلبم با یه (ذکر سه ساله)۲

تو بگو دل، سر برات میارم
دست ازت بردارم (دیگه محاله )۲

(محشره رقیه، بهترین اسمِ دختره، رقیه)۲
خودش یه تنه لشکره، رقیه
حبل‌المتین معجره، رقیه

یا رقیه، یا زهرا ...

(تاجداری بانو، پرچمداری بانو) ۲
تنها دلیل ذوق علمداری بانو

شاهکاری بانو، باوقاری بانو
ارث از پدربزرگته، کرّاری بانو
ات
12:50
ا ت
#نوحه
#مختاری

مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا حسین عشق منی...


گریه نکن اینقده اشک غم نریز
گریه نکن خرابه رو به‌هم نریز
گریه نکن، گریه نکن

گریه نکن الان میان می‌زننت
گریه نکن نذار کبود بشه تنت
گریه نکن، گریه نکن

یکم چشاتو هم بذاری
آروم میشه زخمی که داری
انقده گریه می‌کنی که
اشک ربابو درمیاری


مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا حسین عشق منی...

می‌زدنم، عمو‌ نمی‌دونه کبوده بدنم
می‌زدنم، دندونم افتاده تو شام از دهنم

تاره چشام آروم نمی‌شم آخه بابامو می‌خوام
تاره چشام دوست ندارم پشت سرِ ناقه بیام

نفس کشیدنم عذابه رو دست من ردِّ طنابه
مگه بابا نمی‌دونی که ما رو آوردن تو خرابه


مَنِ الّذی اَیتَمَنی، بابا حسین عشق منی...
12:54
#نوحه سنگین حلقه
#واحد
#امیرعباسی

سبک: سقای کودکانم...

بابا حسین مظلوم ...

امشب به دامن من، خورشید آرمیده
یا ماه آسمان‌ها، در کلبه‌ام دمیده

بابا حسین مظلوم ...

دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست
کس روی دست دختر رأس پدر ندیده

بابا حسین مظلوم ...

از دل چراغ گیرم از اشک گل فشانم
از زلف مشک ریزم بابا زِ ره رسیده

بابا حسین مظلوم ...

از بس که چون بزرگان بار فراق بردم
در سن خردسالی سرو قدم خمیده

بابا حسین مظلوم ...