3 March 2019
ش
19:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای نامه سربه مهر مکتوم
ای مادر صبر، ام کلثوم!

ای میوه بوستان احمد
ای حاصل وصلت دو معصوم

مجهول جهانیان، چو زهرا
چون زهره، ولی به عرش،معلوم

هرچند که غافل از تو تاریخ
ما گرچه به غفلت ازتو محکوم

مانند حسین، گشته جاری
عطر تنت از حجاز تا روم

در صبر و وقار، همچو زینب
پرونده ظلم کرده مختوم

خدمت شده افتخار جبریل
وقتی تو و زینبید، مخدوم

شرمنده خطبه بلیغت
منظومه هر کلام منظوم

"" نان و نمک تو خورده مولا
درآن شب واپسین محتوم""

دیدی تو اگر چه داغ زهرا
هم غربت دفن، در شبی شوم

هم داغ برادری که بی سر
هم داغ برادری که مسموم

هم داغ برادری که بی دست
افتاده به خاک از آب، محروم

هم اکبر خود که گشته پرپر
هم قاسم خود که گشته مقسوم

اما زتو صبر گشته عاجز
زیرا تو فراتری ز مفهوم

هم ظلمت کوفه از تو نابود
هم شام سیاه، ازتو معدوم

جانم به فدای خاک پایت
ای سرو خمیده، ام کلثوم!...

#افشین_علا

@raziolhossein
19:12
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی
تمام عمر زیر سایه ی تاج سرت باشی
صدف باشی و بی اندازه فکر گوهرت باشی
خودت میخواستی تحت الشعاع خواهرت باشی
نوشتی در کتاب فاطمیون خط به خط زینب
قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب

مدینه ازحسن هم یک نفر مظلوم تر دارد
همان خواهر که از حال دل خواهر خبر دارد
فدای ام کلثومی که فرمان از پدر دارد
که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد
برای یاری زهرا، دو دم را مرتضی آورد
علی میخواست تا زینب دوتا باشد، تو را آورد

قسم بر غربت تاریخ ؛ این ترفند ممکن نیست
دروغ محضشان کافیست ؛ این پیوند ممکن نیست
علی باشد به این وصلت رضایتمند؟ ممکن نیست
به تیغ خشمگین مرتضی سوگند ؛ ممکن نیست
فلانی را بگو شهر نبی دروازه ای دارد
نمیداند مگر که هرکسی اندازه ای دارد

دراین مکتب که حفظ شان کعبه می شود لازم
تویی کعبه ، که گرد تو جوانان بنی هاشم
برادرزاده هایت از ادب پیش تو چون خادم
حجابت قامت اکبر ، رکابت زانوی قاسم
چنان عباس ، جانت از وفاداری لبالب بود
که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود

شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سر ها
سوار ناقه خواهرها ، سوار نی برادر ها
چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادر ها
چهل منزل کشیدی خار از پای کبوتر ها
گمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را
که بستی باسکینه زخم پیشانی زینب را

بمیرم ، در شلوغی های شام آنچه نباید ، شد
خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد
همینجا بود که حال عروس مادرت بد شد
نه....از دروازه ی ساعات باید زودتر رد شد
رباب آنجا که دایم آه حسرت می کشد اینجاست
و جایی که ابوفاضل خجالت می کشد اینجاست

@raziolhossein
19:12
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


به جای آن که بگوییم شعر کرب و بلاست
و سوز آه نفسگیر او‌ در آن صحراست

به جای آن که بگوییم آن چه او دیده
همان غمی است که در چشم خواهرش زیباست

به جای آن که بگوییم او‌ از این منظر
که أخت أم مصائب شده است بی همتاست

به جای آن که بگوییم پاسخ دشمن
به خطبه های به منطق نشسته ، سربالاست

و‌ یا اگر که زمین را ندا دهد که بگیر
به شام دشمن دین را ، چه جای چون و چراست

هزار سال قلم ها نوشت بر کاغذ
که همسرش نشد آن کس که دشمن مولاست

چه غم اگر که عَلَم روی دوش زینب بود
که از چهار پسر هم یکی فقط سقاست

همه فضائل او جای خود ولی کافی است
فقط همین که بفهمیم دختر زهراست


#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
19:12
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


نام تو در دلم جلا دارد
حب تو بین سینه جا دارد

الگوی صبر و مظهر ادبی
مثل بانوی ما کجا دارد

سید الاوصیاست بابایت
مادرت فخر بر نسا دارد

نه عجب اینکه حضرت مریم
سوی تو دست التجا دارد

زنده کردی تو یاد حیدر را
خطبه های تو مرحبا دارد

تو و زینب قیام ها کردید
گرچه یک دست هم صدا دارد

همسر توست زاده ی جعفر
که به تو تا ابد وفا دارد

شده مصداق خیر خلق الله
آنکه در روضه ات بکا دارد

هر کسی نوکرت شده بی بی
عاقبت رزق کربلا دارد...


مثل زهرا چقدر مظلومی
خواهر زینب ام کلثومی

نامتان، بَه ،چه لذتی دارد
بر لبانم حلاوتی دارد

نوکرت سرور است در واقع
چه مقام و شرافتی دارد

کِی بیایم برای عرض ادب؟
هرکس اینجاست نوبتی دارد..

باز ، بانو! مرا دعایم کن
تو دعایت اجابتی دارد-

-که رقیه به عمه میگوید
هر زمانی که حاجتی دارد

کاسه ام خالی است گرچه ولی
به تو قلبم ارادتی دارد

روز محشر گرفته برگ نجات
هر کسی با تو نسبتی دارد

ای تو مستجمع صفات علی
دومین زینب از بنات علی


بانوی بی شکیب عاشورا
روضه خوان غریب عاشورا

صبر تو بوده است بانو از
معجزات عجیب عاشورا

شام را کرده است کرببلا
نطق تو ای خطیب عاشورا

آخر شعر بر مشامم خورد
کمی از بوی سیب عاشورا

راست است اینکه پیش چشمانت
کشته شد عندلیب عاشورا؟!

پیش چشمان تو به نیزه شده
رأس شیب الخضیب عاشورا

گوشوار تو مانده در دست
دشمن نانجیب عاشورا

از غمت گشته ایم خانه خراب
أدرکیــنی شـریـکة الاربــاب


#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
19:13
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


خروش گریه ی او شهر را تکان می داد
و پای روضه ی او هر که بود جان می داد

میان قوم عرب یک نسب شناس کجاست
که لحن خطبه علی را فقط نشان می داد

نگاه کرد به تسبیح خواهرش زینب
که این حماسه به او قدرت بیان می داد

کلام دختر نهج البلاغه نافذ بود
و درس غیرت و مردی به کوفیان می داد

خطاب کرد: «شما تا ابد دو رو بودید
اگر خدا به شما عمر جاودان می داد

به پاس این همه مدت که دم تکان دادید
خلیفه کاش همان قدر استخوان می داد

در این معامله کوفی سفیه بود سفیه
که دین خویش نفهمیده رایگان می داد

نشسته اید سر سفره ی حرام آن قدر
که نامه های شما نیز بوی نان می داد

و رود های روان را بر آن کسی بستید
که اذن ریزش باران به آسمان می داد

به بی پناهی اهل خیام در صحرا
فقط حرارت خورشید سایبان می داد

شما به نام محمد چقدر می کشتید
خدا اگر به علی همچنان جوان می داد»

و کاش خطبه او تا همیشه جاری بود
و کاش گریه کمی بیشتر امان می داد

نوشته اند که شورش به راه می افتاد
اگر زمانه کمی بیشتر زمان می داد


#محمدمهدی_خان‌محمدی

@raziolhossein
19:13
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


كيست او؟ خواهرِ امام حسين
زينــبِ ديگرِ امام حسين

امّ كلثوم ، دخترِ حيدر
نائبِ مادرِ امام حسين

مثل زينب ز هر نظر باشد
بهترين مَظهرِ امام حسين

بعد زينب مليكه ي عشّاق
اوست در كشورِ امام حسين

بعد زينب ركاب حضرت اوست
پاي آب آورِ امام حسين

تكيه گاه رشيد او هم هست
شانه ي اكبرِ امام حسين

بغلش بوده تا سحر اصغر
در شب آخرِ امام حسين

آخر كار كرده دقْ مرگش
روضه هاي سرِ امام حسين

ديدن نيزه زار گودال و
خنجر و حنجرِ امام حسين

ديدن ساعتي كه از سُم اسب
خُرد شد پيكرِ امام حسين

چه وفاتي ؟ كه اين همه داغ است
قاتل خواهرِ امام حسين

رفت وقتي كه معجرش ، ديدند
رفت انگشترِ امام حسين

ناقه ي بي جهاز، منبر او
نيزه شد منبرِ امام حسين

پير شد در خرابه يك شبه از
---رفتن دخترِ امام حسين

غربتش جنس غربت زهراست
أُمّ كلثوم ، آه ، أُمّ بُكاست


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:13
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای زینب دوم محمّد
زهرای دگر به بیت احمد

چون خواهر خویش،هست زهرا
قرآن علی به دست زهرا

مظلومه و دختر دو مظلوم
مشهور به نام امِّ کُلثوم

ریحانهء مادر ولایت
هم سنگر خواهر ولایت

توحید زمنطق تو،پیروز
هفتادو دو داغ دیده،یک روز

عصمت زتو اعتبار دارد
زینب به تو افتخار دارد

در دُرج حیا،دُرِّ حسینی
حقّا که تفاخُر حسینی

توحید به چون تو،عشق ورزید
دشمن زِخِطابهء تو لرزید

یک آیه ز آیه های کوثر
در حنجره ات صدای کوثر

خون از سِتَم زمانه خورده
چون فاطمه تازیانه خورده

از کعب نی ات به تن نشانی
می بود مدال قهرمانی

آتش به دل عدو فِشاندی
در کوفه و شام،خطبه خواندی

ای پارهء آیه های تطهیر
ای در نَفَست،صدای تکبیر

سر تا قدمت،همه فروغ است
حوریّه و دیو؟!این دروغ است

تو دخترِ دخترِ رسولی
سر تا به قدم،همه بتولی

حیدر که بُوَد ولیّ ذوالمَن
هرگز ندهد تو را به دشمن

ای اختر آسمان عصمت
ای بانوی قهرمان عصمت

از تربیت علی است،معلوم
قدر و شرف تو،ام کلثوم

من (میثم)میثمِ شمایم
فریاد محرّم شمایم

اوصاف شماست،هست و بودم
پیوسته به جانتان،دُرودم

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


منم که شعله کشد هرم آفتاب از من
گلم، که مانده پس از کربلا گلاب از من

غریب صفحه ی تاریخ ام کلثومم
که قول صبر گرفته ابو تراب از من

منم همان که نگاهم به علقمه افتاد
گرفت تا که رقیه سراغ آب از من

خدا نخواست که رفع عطش شود گرچه
همیشه بوده دعاهای مستجاب از من

سپرده بود به من طفل تشنه ی خود را
نخواست گرچه علی را دگر رباب از من

بساط شعله ی اتش به خیمه ها افتاد
چنانکه سوخت در اتش دل کباب از من

نرفت چادرم از سر اگر که سر میرفت
فلک به یاد ندارد رود حجاب از من

برای اینکه ببندد دخیل بر دستم
هزار مرتبه منت کشد طناب از من

شبیه فاطمه ام ، مثل حیدرم ، شیرم
یزید کافر اگر میبرد حساب از من

خرابه شد ز من اباد ، کاخ کفر اما_
به خطبه های علی وار شد خراب از من

#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
19:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


رزق سحر را پای چشم تر نوشتند...
دل را فدایی ِ غم دلبر نوشتند...

درد و بلای یار را بر جان خریدن...
دیدیم که هم معنی خواهر نوشتند...

میخواستی از خواهرت زینب بگویند...
اینگونه شد از نام تو کمتر نوشتند...

ما را فدایی های زینب آفریدند...
ما را به پای نام تو نوکر نوشتند...

ای چارمین آیه به روی دست زهرا
با پنجمین حرف شما کوثر نوشتند...

کوری چشم دومی از نسل جعفر...
در سرنوشت پاک تو همسر نوشتند...

این آیه را اَلطَّیِّبین لِطَّیِباتُن...
بی شک برای دختر حیدر نوشتند...

#سید_مصطفی_عبداللهی

@raziolhossein
19:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


وقتی همه جا دور و برش زينب بود
يعنی كه  تمامِ  باورش زينب  بود

در کوفه كه خطبه خواند با صوت علی
از مستمعينِ  منبرش  زينب  بود
 
او هيبت و غيرت بنی هاشم داشت
او فاطمه بود و حيدرش زينب بود

 در طول اسارتش  مطيعِ امرِ -
 فرمانِ امام و رهبرش زينب بود

در حُجب و حیا وعصمت و صبر و وفا
مانند ِ عقیله خواهرش زينب بود
 
بر حُرمتِ نامِ "امّ کلثوم" قسم
 این آینه نام  دیگرش  زینب بود


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
19:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای دختر خیر النساء ، یا_ام_کلثوم
دُردانة شیر خدا ، یا ام کلثوم
در خُلق همچون احمدی ، در نطق حیدر
حلم حسن را بوده ای شایسته مظهر

زهرای اطهر را عزیزی ، نور عینی
پیغمبر فرهنگ عاشور حسینی
با صبر خود پیوسته یار مکتبی تو
وقت شدائد ، غمگسار زینبی تو

قلبی خدا باور ، پر از احساس داری
عزم ستم سوزی چنان عباس داری
از برتر و بالاتر از تمجید و تعریف
کج باوران تاریخ را کردند تحریف

دادند بینِ خلق این گفتار ، ترویج
که با «عمر» حیدر تو را کرده است تزویج
گیرم علی بیداد او کردی فراموش
واندر جواب خواستگاری ماند خاموش

کی عاقلی این حرف را باور نماید
دختر قبول از قاتل مادر نماید
کاورا شود یار و شریک زندگانی
با او شود همراه و سازد مهربانی

کی دختری با قاتل مادر نشیند
حتی اگر بر خاک و خاکستر نشیند
دُردانة زهرا کجا فرزند خطّاب
کی جمع می گردند با هم آتش و آب

دختی که بابش حیدر کرار باشد
زوجش عزیز جعفر طیار باشد
کفو تو شد ، ای بی قرین عون بن جعفر
آنسان که می فرمود پیش از آن پیمبر

عونی که یار دین حق در کربلا شد
در یاری فرزند پیغمبر ، فدا شد
یا ام کلثوم ، ای خطیب کوفه و شام
تا روز محشر هست مدیون تو اسلام

از خردسالی داغ روی داغ دیدی
تو آتش بیداد را در باغ دیدی
روزی به سوگ خواجة اسرا نشستی
روز دگر در ماتم زهرا نشستی

دیدی به بیت وحی آتش زد زبانه
بر مادرت زد خصم قرآن تازیانه
دیدی که دونان ، پهلوی زهرا شکستند
از کین امیرالمومنین را دست بستند

در کودکی گشتی یتیمه ، ناله کردی
گریه بر آن بانوی هجده ساله کردی
هر چند یادِ مادر دل خسته بودی
از بعد او بر مرتضی دل بسته بودی

وقتی که هجرت کرد آن مولا به کوفه
همراه دست حق نهادی پا به کوفه
یک شب که حیدر میهمان خانه ات بود
روشن ز نور روی او کاشانه ات بود

دیدی امیر عشق بازان در نماز است
گرم نیایش با خدای چاره ساز است
پس سفرة افطار را کردی مهیّا
نان و نمک با شیر بُردی بهر مولا

شاهی که اجرا امرِ او مهرِ فلک کرد
افطار خود را باز با نان و نمک کرد
آن شب ، شب قدر و شب ذکر و دعا بود
امّا پریشان خاطر شیر خدا بود

از دیده دُر بارید و اشک افشاند حیدر
«انّا الیه راجعون» می خواند حیدر
وقت سحر شد سوی مسجد شاه مردان
بشکسته شد رکن رکین کاخ ایمان

وقتی که در محراب آن مولا قدم زد
بر فرق او شمشیر دشمن از ستم زد
شمشیر زهر آلود دشمن کار شه ساخت
دست خدا را عاقبت از پای انداخت

بعد از علی دیدی غریبیّ حسن را
بی مهری اصحاب ، بر آن ممتحن را
دیدی به دست همسرش در بین منزل
مقتول کین گردید از زهر هلاهل

دیدی که جسم اطهر او پیش یاران
شد در برِ قبر پیمبر تیر باران
ای وای بر من بعد از این غمهای جانکاه
افتاد عترت را به سوی کربلا راه

وقتی در آن دشت بلا کردی اقامت
دیدی عیان با چشم خود شور قیامت
آنجا عزیز مصطفی را تشنه کشتند
آرام جان مرتضی را تشنه کشتند

شد همسر تو کشته در راه امامت
در راه دین چون باب خود کرد استقامت
از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام
با صبر خود گشتی معین یار اسلام

بر «ایزدی» بنگر که او در شور و شین است
از مرثیه خوانان دربار حسین است

#امیر_ایزدی

@raziolhossein
19:14
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

باید که تورا به برج دین کوکب گفت
باید که تو را حافظ این مکتب گفت

در قدر و جلال و عزت و فضل و شرف
باید که تورا شریکة الزینب گفت

#عبدالحسین

@raziolhossein
19:15
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


از این که دختر شیر است و خواهر شیر است
بدیهی است بیانش شبیه شمشیر است

برای شیرزن عصر خود شدن کافی ست
همین که خون علی در رگش سرازیر است

ظهور دیگری از فاطمه ست وقتی که
مقابلش همه ی فتنه ها زمین گیر است

شبیه خواهر خود بی معلم عالمه است
که خود معلم فقه و بیان و تفسیر است

نعوذ بالله اگر همنشین ناپاکی ست
کسی که آینه آیه های تطهیر است

به سربلندی او لطمه ای نخواهد زد
سلاح اهل زنا گرچه طعن و تحقیر است

اگر اسیر خطابش کنم زبانم لال
که شیر شیر بماند اگر به زنجیر است

هزار داغ به جانش نشست در یک روز
عجیب نیست اگر در جوانی اش پیر است

برای از نفس افتادنش همین کافی ست
که روبروش سری روی نیزه تصویر است

((گشاد کار دو عالم به یک اشارت اوست))
که چشم عالم و آدم به دست او خیره است

#مجتبی_خرسندی
@raziolhossein
19:15
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

آن زینب او عزیز مردم شده است
این فاطمه اش ملیکهء قم شده است...

افسوس که نام ام کلثوم فقط
مانند مزار مادرش گم شده است...

@raziolhossein
19:15
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


شش ماه در عزای تو گریانم ای حسین
شش ماه در غم تو پریشانم ای حسین

شش ماه خاطرات تو از خاطرم نرفت
شش ماه بوده ذکر لبم جانم ای حسین

شش ماه آب خوش ز گلویم فرو نرفت
از بس که فکر آن لب عطشانم ای حسین

جسمم کبود از اثر کعب نی ولی
فکر تن تو و سم اسبانم ای حسین

زنهای شام بر سر من سنگ میزدند
آخر یکی نگفت که مهمانم ای حسین

چوب و لب مطهر تو ؛کاش بسته بود
دشمن به جای دست دو چشمانم ای حسین

ای کاش می زدند در آن بزم ،خیزران
جای لب تو بر لب و دندانم ای حسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
19:15
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


بیان وصف تو در واژه ها نمیگنجد
چرا که خواهر صبری و دختر نوری
شبیه شان تو، نامت غریب و پنهان است
تو مثل سوره قدری، تو سر مستوری

تو خواستی که فقط، ذکر خواهرت باشد
میان مرثیه ها از تو گر نشانی نیست
اگر چه عالمه ای خود، ولی نشان دادی
به وقت تابش شمس، از قمر نشانی نیست

تویی مفسر خون «حسین» و اصحابش
که روضه خوان شده عالم ز فیض تفسیرت
«علی ز سفره افطار تو نمک برداشت»
که تا ابد همه عالم شود نمکگیرت

عقیله در ره روشنگری قدم برداشت
در این مسیر تو بودی هماره همگامش
اگر چه خون «حسین» آیه بصیرت شد
تو و عقیله رساندید بر سرانجامش

چگونه است که اولاد حضرت «زهرا»
گهی چو «زینب» و مثل «حسین» مظلوم اند
و گاه در اثر بی وفایی مردم
غریب مثل «حسن»، مثل «ام کلثوم» اند

تو در مدینه جدت چه روضه ای خواندی؟
که شعله بر دل و جان جهانیان زده است
مدینه قافله عشق را به خود مپذیر
چرا که جانب تو بی «حسین» آمده است

#نوید_اطاعتی
@raziolhossein
19:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


دوسالش بوده وقتي شعله با آن در، درافتاده
دوسالش بوده وقتي مادرش پشت در افتاده

دوسالش بوده امّا خوب حس كرده ست دردي را
كه از سنگيني اش مادر ميان بستر افتاده

دوسالش بوده امّا ديده وقت غسل ياس آنشب
چه بوده ماجرا ، لرزه به دست حيدر افتاده
...
و در كوفه پدر را ديده در محراب ، خون آلود
كه با فرق دوتا گشته كنار منبر افتاده

نديده تشتِ از خونِ جگر ، پُرلاله را امّا
يقيناً ديده تشتي را كه بين آن سر افتاده

گمانم،روي ناقه زير لب"وامحسنا" گفته
نگاهش تاكه بر رأس عليِّ اصغر افتاده

دليل پيري اش را از خودم پرسيدم و گفتم:
گمانم چشم او ، بالاي تل بر حنجر افتاده

صداي مادري پيچيده در گودال ، از ترس است
---اگر از دست شمر بي مروّت ، خنجرافتاده

فقط او ديده و زينب كه طيِّ آن چهل منزل
چه قدْر از پيكرِ بچّه كبوترها پر افتاده

براي كودكان هر بار كه خود را سِپر كردند
حسين از روي ني چشمش به هردو خواهر افتاده

رقيّـه راه رفته دست بر ديوار با زحمت
خدايا امّ كلثوم از چه ياد مادر افتاده ؟

و شايد قيد عمرش را زده آن لحظه كه ديده
سر بابايي از دست ضعيف دختر افتاده

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:16
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


اگر‌ که از جلواتش نقاب بر می داشت
از آن حقیقت نوری حجاب بر می داشت

بدون شک همگان را پیمبری می‌کرد
اگر‌ زمان هبوطش کتاب بر می داشت

غبار از سر سجاده اش که بر میخواست
ستاره از قدمش آفتاب بر می داشت

حسین بود سراپا، حسن ز پا تا سر
حسینی و حسنی بین قاب بر می داشت

بنا به حلم خدایی بنای گریه نداشت
که کوفه را ز همان گریه آب بر می داشت

نخست زینب و بعداً حسین مکتوم است
شرافت علویه است؛ ام‌کلثوم است

@raziolhossein
19:17
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



پرورده‌ي‌زهراست‌ از اين‌رو رشيده‌ست
درياي بي پايانِ اوصاف حميده‌ست

او زينب‌صُغري‌ست اين‌يعني‌خدا،باز
"زینت"براي شاه مردان آفريده‌ست

مانند زهرا مثل زينب چون خديجه
او افتـخارِ بانوانِ برگُـزيده‌ست

آنسان که ما زهرا تر از زینب ندیدیم
چشم فلك زینب تر از او را نديده‌ست

وقتي‌كه دِق كرده‌ست از داغ حُسينش
فرض‌است برما كه بگوييم او شهيده ست

او‌ از طفولیت شبیه خواهر خویش
ماتم‌كشيده زجردیده داغ دیده‌ست

پیری قبل از موعد او بی سبب نیست
بر شـانه از آغـاز بار غـم كشيده ست

اين سرو پابرجا اگر قدّش كماني ست
ميراث‌دارِ مادری قامت خميده ست

خاكم به سر، زخم زبان از شمر خورده
وقتي دم دروازه ي ساعت رسيده ست

خاكم به سر، از آفتاب گرم و سوزان
هم چادرش پوسيده هم رنگش پریده ست

از كعب ني بايد بپرسي چند منزل
جان يتيمان برادر را خريده ست ؟

اينكه رقيّـه تشـنه جان داد و گرسنه
در بينِ ويرانه امانش را بُريده است

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
19:18
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


غم بر دل هر پیر و جوان است امشب
ماتم زده بغض آسمان است امشب

در سوگ غریبانه‌ی «امّ‌کلثوم»
محزون، دل صاحب الزّمان است امشب

#محمدرضا_یزدی_آینه

######

آن زینب او، عزیز مردم شده است
این فاطمه‌اش، ملیکه‌ی قم شده است

افسوس! که نام «امّ‌کلثوم» فقط
مانند مزار مادرش، گم شده است

#قاسم_صرافان
#######

تا آخر خط به خاطر مکتب رفت
جانش اگر آمد از جفا بر لب، رفت

در مهر و وفا بر «امّ‌کلثوم» نگر
دنبال حسین، همره زینب رفت

#سید_محمد_رستگار

######

در راه شما هر که قدم بگذارد
پا در حرم جود و کرم بگذارد

فردا نکند شفاعت از او زهرا
در حقّ شما کسی که کم بگذارد

#سید_مجتبی_شجاع

#####

آن شب که پدر به خانه، مهمان تو بود
تو جان پدر بودی و او جان تو بود

آن کس که تمام خلق مهمان وی‌اند
آن شب به سر سفره‌ی احسان تو بود

#میثم_کریمی


@raziolhossein
19:18
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

یکی این سان، یکی این گونه باید
که شام و کوفه را رسوا نماید

ببین پیشانی زینب شکسته
بگو اخت المصائب لب گشاید

#ایوب_پرندآور

######

به حق بر فاطمه بوده است، نائب
که یک لحظه نشد در صحنه، غائب

در این عالم به غیر از «امّ‌کلثوم»
برادر را که شد اخت المصائب؟

#سید_محمد_رستگار

#######

کسی نشناختت، ‌ای دخت مظلوم!
نباشد قدر تو بر خلق، معلوم

اگر زینب بُوَد امّ المصائب
تویی اخت المصائب، «امّ‌کلثوم»!

#محمدرضا_یزدی_آینه


@raziolhossein
19:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1205, 170.3 KB
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است
توصیف شأنش فوق توضیح و بیان است
خود را دخیل رشته های چادرش كن
او عمه مظلومه صاحب‌زمان است

#محمد_حسن_بیات‌_لو
19:19
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

مثل مزار فاطمه قدرش نهان است
توصیف شأنش فوق توضیح و بیان است

خود را دخیل رشته های چادرش كن
او عمه مظلومه صاحب‌زمان است

#محمد_حسن_بیات‌_لو

@raziolhossein
19:19
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

دگر عبّاس و اکبر دارم امشب
به بر قنداق اصغر دارم امشب

نه کوفی گرد خود بینم نه شامی
دوباره شش برادر دارم امشب


#امیرحسین_کاظمی

@raziolhossein
19:19
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


ای زینب دیگر! که جگرسوخته‌ای
چو لاله ز داغ، رخ برافروخته‌ای

تو درس صبوری و فداکاری را
پیداست که از فاطمه آموخته‌ای

#منصور_دولتی

#######

هر کس به جهان تو را ثنا کرده بسی
خشنود، دل فاطمه را کرده بسی

ای دختر باوقار زهرا و علی!
در حق تو تاریخ، جفا کرده بسی

#سید_مجتبی_شجاع

########

در ماتم دردانه‌ی معصوم علی
خون می‌چکد از دیده‌ی مظلوم علی

امروز زمین، لباس غم پوشیده
از داغ غریب «امّ‌کلثوم» علی

#شبنم_فرضی‌زاده

########

هم خواهر و هم دختر معصوم تویی
مظلوم‌تر از زینب مظلوم تویی

ای شاعره‌ی حماسه‌ی عاشورا!
بانوی شرافت، «امّ‌کلثوم» تویی

#منصور_دولتی


@raziolhossein
4 March 2019
ش
00:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ندارد چون نشان دین از آغاز
نخواهد گشت هرگز محرم راز

علی با خواستگار دخترش گفت:
کبوتر با کبوتر، باز با باز

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
ش
01:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح


فهم هر کس که رسیده خاک‌سار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی‌قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک زهرا لطف کرد
مثل چشمه چشم شیعه اشک‌بار زینب است

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الّا الحسین کی دیده است
روی خونین حسین آئینه‌دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هر که می‌گوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا می‌شود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است

#جواد_حیدری

@raziolhossein
ش
01:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


هر چند درک‌ ناقص تاریخ، کافی نیست
در اینکه ‌حق با توست ‌امّا اختلافی‌ نیست

معنای اینکه عدّه‌ای حق را نمی بینند
جز گم‌ شدن در یک مسیر انحرافی نیست

باید علی‌ گفت ‌و علی‌ خواند و علی‌ فهمید
فرصت ‌برای ‌گفتن‌ حرف ‌اضافی نیست

کم ‌نقره ‌داغش ‌کن ‌ترک‌هایی ‌که‌ در کعبه ‌است
پیش ‌دهان‌ دشمن حیدر شکافی نیست

هذیان ‌نگویید، ‌ازدواج نور باظلمت
چیزی ‌بجز فکر و خیال ‌وقصّه‌ بافی نیست

بِنتُ الهُدی در بیت گمراهی؟ معاذالله!
آن وقت می گویند باورها خرافی نیست

زخمی اگر خوردید چوب کفرتان بوده
چسباندن ‌این‌وصله ‌ها راه تلافی نیست

حسن ‌ختام این غزل با تیغ در راه است
وقتی ‌برای دست بردن ‌در قوافی نیست


#سید_ابوالفضل_مبارز

@raziolhossein
01:32
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


با خطبه خود کشف حقائق کردی
با نوحه و دم طی دقایق کردی

پیوسته به یاد کربلا سوختی و
از داغ حسین عاقبت دق کردی

#علی_سلطانی

@raziolhossein
01:32
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی

ای مرهم زخم دل و غم‌خوار پدر!
هم غم‌خور مادری و هم یار پدر

در لیلۀ قدرِ آخرِ عمرِ علی
شد مهر تو، سفره‌دار افطار پدر

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
01:35
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها



قسمت این بود از همان اول
عاشقان پایِ هم کنند ایثار
یک نفر صاحبِ حرم باشد
یک نفر بی نشان، بدون مزار

یک نفر شد خدیجه خانوم و
قبر او مانده خاکی و تنها
همه هستیِ خودش را ریخت
پایِ مدفونِ گنبدِ خضرا

یک نفر نیمه هایِ شب رفت و
مانده چون گوهری میانِ صدف
یک نفر قبلگاهِ عالم شد
صاحبِ صحن و بارگاهِ نجف

یک نفر سيّدِ بنی الزّهرا
در بقیع و بدون صحن و سراست
همه عزت و شکوه ِ او
همگی نذر شاهِ کرببلاست

در میانِ دو دخترِ زهرا
یک نفر پایِ ماه، کوکب شد
امِّ کلثوم با تمامِ وجود
هستی اش نذر نامِ زینب شد

در مدینه دو داغِ سنگین دید
او عزادارِ جد و مادر بود
آن دوشنبه که مادرش افتاد
شاهدِ بی حیائیِ  در  بود

دید مادر نفس نفس میزد
دید مسمارِ نانجیب چه کرد
دید سنگینیِ لگدها با
شاخه باردارِ سیب چه کرد

دید یک زن چگونه دوره شده
دید زیرِ قلاف بازو را
دید چادر چگونه خاکی شد
کتکِ یک شکسته پهلو را

دید وقت هجوم نامَحرم
دردسرهایِ زن چه چیزی شد
عاقبت هم رسید جایی که
پیش او صحبت کنیزی شد

پا به پایِ عقیله هر منزل
بارِ ماتم کشیده این بانو
دیده بر رویِ نیزه هجده تا
یوسفِ سربریده این بانو

با تمامِ مخدراتِ حرم
سرِ بازارِ شام گیر افتاد
پایِ راسِ بریده عباس
وسط ازدحام گیر افتاد

دید سنگی ز راه ِ دور آمد
سرِ بر نیزه را تکانی داد
بارها پیشِ چشم خواهرها
همه سرها ز نیزه ها افتاد

میشنید از کنارِ راسِ حسین
هرقدم ناله هایِ زهرا را
نالة یا بُنَی می آمد
هر چهل منزل از دل صحرا

مادری قد کمان صدا میزد
تشنه لب جان سپُردی ای پسرم
بین گودال من خودم دیدم
چِقَدَر نیزه خوردی ای پسرم


#قاسم_نعمتی


@raziolhossein
01:38
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 159.1 KB
ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب
در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی
.
01:39
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


ای پشت و پناه قافله چون زینب
همراز نماز نافله، چون زینب

در شام نیفتاده‌اي از پا، بانو!
یک لحظه در این مقابله چون زینب

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
01:40
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


دلم دوباره گرفتار ام کلثوم است
که فصل رونق بازار ام کلثوم است

به روز آخر ماه جمادی الثانی
تمام شیعه عزادار ام کلثوم است

گرفته است ز حیدر مدال آقایی
کسی که خادم دربار ام کلثوم است

همیشه سفره ی شیعه اگر نمک دارد
به لطف سفره ی افطار ام کلثوم است

اگر من اهل بکائم عنایت زهراست
و سینه زن شدنم کار ام کلثوم است

قیام سرخ حسینی همیشه مدیونِ
کلام ناب و گهربار ام کلثوم است

درخت کرب و بلا پر ثمر اگر گشته
ز جانفشانی و ایثار ام کلثوم است

تمام گریه ی ما در مصیبت ارباب
نَمی ز دیده ی خونبار ام کلثوم است

یقین قلبی اَم این است حضرت عباس
ز روی نیزه نگهدار ام کلثوم است

میان مجلس نامحرمان و بزم شراب
سر بریده مددکار ام کلثوم است

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
01:42
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن
دختر دومی ِحضرت حیدر بودن

صدق الله العلی نام پدر بود و چنین
آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن
شاهد میخ، چهل مرد، لگد، در بودن

شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد
بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

جزو آموختگان وصیت نامه ی او
جزو تشییع کنان تن مادر بودن

پشت تابوت به همراه حسین و زینب
جزو آن چندنفر در شب آخر بودن

درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت
ام کلثوم...بگو زینب دیگر بودن

دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما
عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن

می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط
لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

می کند خم کمرش را به خدا درآنی
روی تل گریه کنان محو برادر بودن

چکمه ای آمد از آن سو واز این سو شد باب
در هیاهوی حرم دست به معجر بودن

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
01:43
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است
ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر
بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود
بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت
دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام
چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

ام کلثوم است یا زینب نمی‌دانم کدام!
دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

بارها این شرم بی‌اندازه او را می کشد
اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار
اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است

#مجید_تال

@raziolhossein
01:44
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


در حجب و حیا وارث زهرا هستی
در مرتبه چون زینب کبرا هستی

افسوس که بین شیعه هم مهجوری
مظلومه ترین بانوی طاها هستی

#محمود_مربوبی

@raziolhossein
01:46
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



قطره به قطره راهی دریا شدن کم نیست
نوکر شدن ، سلمان شدن ، منّا شدن کم نیست

اصلا گدایی همین بانو بزرگم کرد
با دست خالی اینقدر آقا شدن کم نیست

محض گل رویش خدا خلق عوالم کرد
تنها دلیل خلقت دنیا شدن کم نیست

علم لدن را یادگار از جد خود دارد
عالم به علم عالم معنا شدن کم نیست

اصلا از آنجایی که او زِینِ أَبِ ثانی ست
باید بگویم زینت بابا شدن کم نیست

در جان دختر حُسن مادر میکند جلوه
حانیه و حنانه و حسنا شدن کم نیست

باید که کوثرزاده را کوثر صدایش کرد
آیینه ی صدیقه ی کبری شدن کم نیست

مادر به اولادش دلش گرم است ، بی تردید
چشم و چراغ خانه ی زهرا شدن کم نیست

حوریه ای از حوریان دامن زهراست
إنسیه ی إنسیة الحورا شدن کم نیست

از برکت زانو زدن در محضرش یک عمر
ساره شدن، هاجر شدن ،حوا شدن کم نیست

مریم به هرجایی رسید از خادمی اوست
قطعا کنیز دختر مولا شدن کم نیست

در باطن او نور عصمت میشود پیدا
الگوی زهد و پاکی و تقوا شدن کم نیست

بی شک پناه حجت حق زینب کبری ست
با این مراتب زینب صغری شدن کم نیست

با یک نظر بر چهره ی ماه بنی هاشم
پی میبری تاج سر سقا شدن کم نیست

حبل المتین ام ریشه های چادر بی بی ست
مصداق ناب "عروة الوثقی"شدن کم نیست

زهرا و اولادش شفیع المذنبین هستند
از شافعان محشر فردا شدن کم نیست

مرثیه اش اشک ملائک را در آورده
مرثیه خوان عصر عاشورا شدن کم نیست

با لشگر آمد کربلا بی لشگرش کردند
یک نصف روز و این همه تنها شدن کم نیست

خارمغیلان ، ظلمت شب، سایه ی دشمن
شب تا سحر آواره ی صحرا شدن کم نیست

شش ماه بعد از واقعه روی پر و بالش
از زخم های کعب نی پیدا شدن کم نیست

موی سپید و چشم تار و زانویی خسته
در زیر بار درد و غصه تا شدن کم نیست

با یاد عصر روز عاشورا زمین خوردن
یا با عصا از بستر خود پا شدن کم نیست

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
01:47
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها
#دوبیتی


هرکس به جهان تو ثنا کرده بسی
خشنود دل فاطمه را کرده بسی

ای دختر با وقار زهرا و علی
درحق تو تاریخ جفا کرده بسی
.....

بانو همه جا نام شما عقده گشاست
مسکین تو از قید غم و غصه رهاست

در خانه سگ پری نیاید هرگز
تزویج تو با خلیفه از ریشه خطاست

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
01:48
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها


ای آینه دار پنج معصوم
در بحر عفاف در مکتوم
پرورده ی دامن ولایت
مظلومه ی خاندان مظلوم
قدر تو به ممکنات مجهول
مهر تو به کائنات معلوم
شیرازه ی شرع از تو محکم
منظومه ی عشق ازتو منظوم
تو زینب دومی علی را
نامند تو را به ''ام کلثوم''
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

آن وقت که چارساله بودی
بر صورت ماه هاله بودی
در خانه ی شیر حق به خوبی
معصوم تر از غزاله بودی
دیری نگذشت کز ستم ها
سرگرم به اشک و ناله بودی
از آن چه به خانه ی شمارفت
از داغ جگر چو لاله بودی
از قول و غزل فراتری تو
کی حد تو این مقاله بودی؟
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

تو محنت بی شماره دیدی
غم، بیشتر از ستاره دیدی
مه پاره ی دشت کربلا را
در خاک، هزار پاره دیدی
هم بردل پاره پاره اززهر
هم پیکر پاره پاره دیدی
پامال تن عزیز خود را
ازمرکب ده سواره دیدی
بردست حسین غرق درخون
قنداقه ی شیرخواره دیدی
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

تو راز عجیب کربلایی
بانوی شکیبب کربلایی
هم راز شهید نینوایی
دم ساز غریب کربلایی
برخرمن هستی ستم کار
سوزنده لهیب کربلایی
درآتش غم اگر بسوزی
باصبر، طبیب کربلایی
آن جا که خطابه کارسازاست
توفنده خطیب کربلایی
آئینه ی آفتاب و ماهی
یا سیدتی به ما نگاهی

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
👍 1
01:52
#حضرت_ام_کلثوم_سلام_الله_علیها



مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست
پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند
اینهمه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند
گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای
احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر
سیر اوصاف تو در قدرت عمان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو
گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد
مثل تو هیچکسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست
احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد
مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است
حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه؟ هیهات
نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو
لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

میشود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت؟
مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد
چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت
خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

نازپرورده ی دستان پر از مهر علی
شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دورتادور تو با هلهله جمعیت بود
بزم می، طشت طلا، جای پریشان ها نیست

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد
مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
5 March 2019
ش
18:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_ام‌_کلثوم_سلام_الله_علیها


کمتر کسی‌ست در غم من انجمن کند
از من سخن بیاورد، از من سخن کند

«دل‌های جمع را کند آشفته یاد من
راضی نمی‌شوم که کسی یاد من کند»

یاد آورم ز قاسم و عبّاس و اکبرم
چشمم نظر چو بر گل و سرو و سمن کند

غوغای کربلا، غم کوفه، حدیث شام
جان بر لبم رسانَد و خون، قلب من کند

ما را خرابه، جای شد و هیچ کس نگفت:
باید که لاله جلوه به صحن چمن کند

از بازگشتمان به مدینه کنایتی‌ست
هر کاروانِ خسته که رو در وطن کند

بار مرا اگر چه اجل بسته است و باز
خوش روبه‌رو مرا به حسین و حسن کند،

شرمندۀ محبّت زینب شوم که آه!
باید دوباره جامۀ ماتم به تن کند

وقتی کفن برای من آماده می‌شود
او باز گریه بر بدن بی‌کفن کند

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
7 March 2019
ش
00:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 55.8 KB
00:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×768, 136.0 KB
رجبـــــ آمد کہ امشبـــــ با طلوعش

دهــد مــژده "امام باقر آمد...

#ولادت_امام_محمد_باقر_علیه_السلام
00:43
#ماه_رجب
#دوبیتی

مگذار که دلخسته و دلخون باشیم
بگذار که برلطف تو مدیون باشیم

در ماه رجب آرزوی ما این است
ایکاش که ما از رجبیون باشیم

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
00:44
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح

ای ولــیّ‌الله داور، السـلام
ای سلامت از پیامبر، السلام
حجّت خلاق اکبـر، السلام
زادۀ زهـرای اطهر، السلام
-السلام ای باقـر آل‌رسـول
-چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام
وی به زین‌العابدین، ماه تمام
هفتمین معصومی و پنجم امام
مکتبت تا صبح محشر، مستدام
-تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را
-روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت
بر تو و نطـق فضیلت‌پرورت
علم آرد سجده بر خاک درت
حلم گردیده است بر دور سرت
-نسل نوری هم ز باب و هم ز مام
-خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟
تو هم از نسل حسینی، هم حسن
تو امـامت را روانـی در بـدن
ای ولایـت را چـراغ انجمـن
-علم تو، علـم خداونـد جلیل
-وحی باشد بر لبت بی‌جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما
وز تو صد دریا گهر داریم ما
بس حـدیث معتبـر داریم ما
از شما کی دست برداریم ما؟
-یابن زهرا سر برآور باز هم
-«جابر جُعفی» بپرور باز هم

یابن زهرا گر چه با بغض تمام،
حرمتت گردید پامال «هشام»،
بر تنت آزار آمد صبح و شام،
تو امامـی، تو امامی، تو امام
-نور از هر سو که خیزد، دیدنی است
-چهرۀ خورشیـد کی پوشیدنی است؟

تو خـزانِ بـاغ زهـرا دیده‌ای
تو تن بی‌سر به صحرا دیده‌ای
گـردن مجـروح بابا دیده‌ای
بر فراز نیـزه سرهـا دیده‌ای
-کاش می‌دیدم چه آمد بر سرت
-یا چه کرده کعب نی با پیکرت؟

تو چهل‌منـزل اسارت دیده‌ای
از ستمکاران جسـارت دیده‌ای
خود عزیزی و حقارت دیده‌ای
تشنگی و قتل و غارت دیده‌ای
-چارساله، کـوه ماتم برده‌ای
-مثل عمه، تازیانه خورده‌ای

شـام بـود و مجـلس شوم یزید
چشم تو چوب و لب خشکیده دید
گـه سکینه ناله از دل می‌کشید
گاه زینب جامـه بـر پیکـر درید
-چشم بر رگهای خونین دوختی
-سـوختی و سـوختی و سوختی

ای دل شیعـه چـراغ تــربتت
دیده‌هـا دریـای اشک غـربتت
سالهـا بـر دوش کـوه محنتت
روز و شب پامال می‌شد حرمتت
-ظلم دیـدی در عیـان و در خفا
-تـا شـدی مسمـوم از زهر جفا

ای به جانت از عدو رنج و عذاب
هم به طفلی، هم به پیری، هم شباب
قلبت از زهـر ستـم گردیــد آب
قبــر بـی‌زوّار تــو، در آفتــاب
-وسعت صحن تو مُلک عالم است
-لالۀ قبـر تو اشک «میثم»است

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:44
#امام_باقر_ولادت


از آسمان ترّنم باران چه دیدنیست
این بار طعم رویش گلها چشیدنیست

آمد خبر که ازطرف عرش یک پسر
بر جمع خانواده ی مولا رسیدنیست

ناز قدوم این نوه ی حضرت حسین
صدها نفرشبیه خودم سر بریدنیست

او آمد و به نام  خداوند لب گشود
تکبیر جمع عرش نشینان شنیدنیست

آرام جا میان دو دست  پدر گرفت
با ناز ناز طفلک زهرا کشیدنیست

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ  ولادتِ  ولی ُالله ِ پنجم است


نام  تو نام  حضرت  پیغمبر خدا
محو توام  تو بنده ی زیباتر خدا

هستی برای خلق جهان با علوم خود
بعد از پیام بر – تو  پیام آور خدا

یک عالمه طراوت وسرسبزی و بهار
آورده ای برای من از محضر خدا

با آنهمه روایت سبزی که ازتو هست
آسان تر است آمدن ِ بر در ِ خدا

من از کنار خانه ی تو نه - نمی روم
تا که رسانی ام تو به دور و بر خدا

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ  ولادتِ  ولیُ اللهِ  پنجم  است


ای یادگار ِ واقعه ی  کربلا  سلام
با غصه و مصیبت و غم آشنا سلام

بر آن دل شکسته ی دوران کودکیت
از ما همیشه وهمه دم هرکجا سلام

یادت نمی رود دم دروازه های شهر
با سنگ داده اند به روی شما سلام

جابر رسید و گفت که ای باقرالعلوم
بر تو رسانده است رسول خدا سلام

قبر بدون شمع و چراغ بهشت ماست
ما زائر مزار تو  هستیم با ” سلام “

مستم اگر ز باده ی یک جرعه ازخم است
جشنِ ولادت ِ ولیُ اللهِ   پنجم است


#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
00:44
#امام_باقر_ولادت


گلشن توحید، آباد امام باقر است
مرغ دل در هر نفس یاد امام باقر است
در تجلّی نور ارشاد امام باقر است
شادی اجداد و اولاد امام باقر است
مژده یاران عید میلاد امام باقر است
کعبه ی دل روح قرآن جان زین العابدین

سر زده در اوّل ماه رجب ماهی تمام
کافتابش آورد هر صبح دم عرض سلام
کنیه بوجعفر لقب یاقر محّد شد به نام
قطره ای از چشمه ی علمش علوم خاص و عام
نجل پیغمبر امام ابن امام ابن امام
رهنمای راستان و پیشوای راستین

کیست این مولود انجم را چراغ انجمن
عارف بودو نبود و واقف سرّ و علن
بحر بی پایان علم ذات حیِّ ذوالمنن
جابر آورده سلامش از رسول مؤتمن
باب او ابن الحسین و مام او بنت الحسن
جدّه اش زهرا و جدّش رحمةٌ للعالمین

روی او رذوی خدا خوی محمّد (ص) خوی او
سجده آرند آسمانی ها به خاک کوی او
از حسین و از حسن دارد ملاحت روی او
لاله های باغ جنّت مست عطر بوی او
نخل طوبی سرو رعنای کنار جوی او
طوطی آن نخل، میکاییل و جبریل امین

اختر برج حسن! خورشید سرمد زاده ای
بر علیّ بن الحسین امشب محمّد زاده ای
خود سپهر عصمت و ماه مؤیّد زاده ای
جان، نثار دامنت روح مجرّد زاده ای
احمدی دیگر برای آل احمد زاده ای
آسمان امشب نهاده پای بر چشم زمین

از خداجویان عالم بنده ی درگاه تو
ای صراط مستقیم کلّ خلقت، راه تو
وی فراتر از ثنای خلق قدر و جاه تو
آفتاب وحی روی خوب تر از ماه تو
مخزن اسرار غیب حقّ دل آگاه تو
منطقت علم الکتاب و مکتبت علم الیقین

سنگ اگر خاک تو گردد طوتیایش می کنی
مس چو اکسیر از تو خواهد کیمیایش می کنی
دست گمراهی چو گیری رهنمایش می کنی
هر کجا بیگانه بینی آشنایش می کنی
دشمن ار دشنام گوید تو دعایش می کنی
با کلامی جانفزا و با بیانی دلنشین

گاه از صوت مناجاتت ملایک در خروش
گاه اهل آسمان ها را کلامت دُرّ گوش
گه زاشگ دیده آری بحر رحمت را به جوش
گه جواب نیش دشمن را دهی پاسخ به نوش
گاه مانند کشاورزان بود بیلت به دوش
ریزدت پیوسته مروارید غلطان از جبین

ای گرفته وام خورشید جهان آرا زتو
ای عیان خُلق رسول و عصمت زهرا زتو
ای مزین کوه و دشت و دامن صحرا زتو
ای هدایت تا قیام محشر کبری زتو
ای زیارتنامه ی جانسوز عاشورا زتو
شور عاشورات پیدا در کلام آتشین

محفل قدّوسیان را از تو باشد ذکر خیر
با تو دائم اُنس دارد جنّ و اِنس و وحش و طیر
کرده ای از دامن سجّاده تا معبود سیر
مست فیضت آشنا و محو گفتار تو غیر
از تو زیبا قصّه ی ناب عزیز است و عُزیر
سینه ات دریای علم اوّلین و آخرین

تا تو را پیوسته در آغوش جان دارد بقیع
از تن پاک تو روح جاودان دارد بقیع
گر چه از خورشید گردون سایبان دارد بقیع
ناز هر شب بر چراغ آسمان دارد بقیع
سایه ی رحمت به فرق انس و جان دارد بقیع
خلق رو آرند سویش از یسار و از یمین

من کی ام مدحت سرای خاندان عصمتم
هر که هستم خاک پای خاندان عصمتم
سر خوش از جام ولای خاندان عصمتم
بلکه مرهون عطای خاندان عصمتم
«میثم» دار بلای خاندان عصمتم
بارالها هستیم را کن فداشان آمّین

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
00:44
#امام_باقر_ولادت


جلوه می بارد از جمال علی
جذبه می‌جوشد از جلال علی

همه خیراتِ آسمان و زمین
نوشِ جانِ علی و آل علی

هرچه دارد خدا به خاطر اوست
هرچه دارد خدا حلالِ علی

مرتضی را چه کار با عالم
هست عالم فقط وبال علی

ای نفسهات در خصال صدوق
ای بزرگیت از خصال علی

همه‌ی حرف توست قال نبی
همه‌ی حال توست حال علی

آمدی تا که با تو ما برسیم
ما همه میوه‌هایِ کال علی

لطف زهرا تو را به ما دادند
از کَرَمخانه‌ی عیال علی

شب شب عشق آفرین ، علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای نمازِ مطهر زهرا
سجده‌های معطر زهرا

خیره ای خیره بر مقاماتش
مثلِ قابی برابرِ زهرا

می‌وزد در هوای گیسویت
عطرِ گلهای قمصرِ زهرا

آسمانی و مژده‌ات را داد
به زمینها پیمبرِ زهرا

بی خودی نیست فاطمی هستی
پُری از نورِ کوثر زهرا

می‌زند موج در احادیثت
جلوه‌های مکرر زهرا

با شما جبرئیل نام مرا
 می‌رساند به محضر زهرا

فاطمه عاشق همین علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای طلوع علی الدوام حسن
آفتاب بلندِ بام حسن

جابر آورده‌ات سلام رسول
مادرت گفته‌ات سلام حسن

می‌رسند از تبارِ مادری‌ات
هفت معصوم بر امام حسن

حسنی زاده‌ای از آلِ حسین
ای حسینی ترین کلامِ حسن

دست تو دست مجتبای کریم
به تو زیبنده است نام حسن

به عمویت ارادتت پیداست
در بقیعی به احترام حسن

چارتا مجتبی کنارِ همید
ای تمام شما تمام حسن

هم حسن هم حسین این علی است
شب لبخند پنجمین علی است

ای محمد ترین دعای حسین
دومین احمد حرای حسین

آمدی تا به انتها برسد
امتدادی از ابتدای حسین

از پدر ارث بُرده‌ای داری
به سرِ شانه‌ات رَدای حسین

آنکه روزی "حسین منی "گفت
گفت مثلش تویی برای حسین

ای علی اکبر امام شده
اکبر بعد کربلای حسین

تو حسینیه‌ی خدا هستی
با تو ماندیم در هجای حسین

عشق دنبال آخرین علی است
شب لبخند پنجمین علی است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
00:45
#امام_باقر_ولادت


برخیز نگارا که بهار طرب آمد
عید عجم و جشن نشاط عرب آمد
از کثرت انوار یکی روز و شب آمد
پایان جمادی شد و ماه رجب آمد

ماهی که شود ملک جهان خلد مخلّد
از یمن قدوم دو علی و دو محمّد

بر اهل ولا عید مؤیّد شده امروز
در جلوه رخ داور سرمد شده امروز
لبخند، عیان بر لب احمد شده امروز
میلاد همایون محمّد شده امروز

در دامن خورشید، عیان قرص قمر شد
فخر دو جهان سیّد سجّاد پدر شد

امشب صدف بحر ولایت گهری زاد
یا دخت حسن فاطمه، زیبا پسری زاد
در خانۀ خورشید ولایت قمری زاد
یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد
این است که دو فاطمه را نور دو عین است
پور دو علی باشد و نجل حسنین است

این گوهر یکدانۀ دریای عقول است
در مکتب دین دوستیش اصل اصول است
ماه دو علی مهر دل آرای رسول است
فرزند حسین است و عزیز دو بتول است

مولای همه عبد خدواند مقام است
تا حشر امام است امام است امام است

این محور دین اختر تابندۀ علم است
در قلب زمان، نور فزاینده علم است
آرندۀ علم است و نمایندۀ علم است
گویند علم است و شکافندۀ علم است

در کنیه ابوجعفر و باقر شده نامش
پیغمبر اسلام فرستاده سلامش

دشمن به عداوت خجل از کثرت خیرش
فرقی نکند گاه کرامت خود و غیرش
جبریل امین گم شده در وادی سیرش
شیرینی جان قصه شیرین عُزیریش

علم همه یک قطره زدریای کمالش
دیوانه شود عقل به توصیف جلالش

ای گوهر شش بحر و یم هفت دُرناب
ای سائل انوار رخت مهر جهانتاب
بی مهر تو طاعات، چو نقش آمده بر آب
خاک قدم طفل دبستان تو اقطاب

فرزند پیمبر پدر هفت امامی
هم فرش مکان هستی و هم عرش مقامی

انوار دل از روی نکوتر زمه تو
جن و بشر و خیل ملائک سپه تو
جان همه خوبان جهان خاک ره تو
شد باعث بینائی جابر نگه تو

ما را زگنه نیست به جز روی سیاهی
ای چشم خداوند، کرم کن به نگاهی

از شوق تو چون مهر تو چون داغ به سینه
چشمم به بقیع است و دلم سوی مدینه
ای شمع دل پنج امین و دو امینه
ما غرق به دریای گناه و تو سفینه

غرقیم ولی چشم به احسان تو داریم
با دست تهی دست به دامان تو داریم

مهر تو ثمر گشته بسی حاصل ما را
حبّ تو صفا داده بقیع دل ما را
وصف تو همی شور دهد محفل ما را
اینگونه سرشتند از اول گل ما را

تا حشر گُل مهر تو روید زگِل ما
آوای تو پیوسته برآید زدل ما

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت
پیوسته ملک سائل زوّار بقیعت
جان و دل ما شمع شب تار بقیعت
تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

این درد فراقی که به جان است دوا کن
بر ما ز ره لطف گذرنامه عطا کن

ای بوسه گه یوسف زهرا دهن تو
نقل دهن ما همه نَقل سخن تو
جان همه قربان تو و جان و تن تو
صد شکر که (میثم) شده مرغ چمن تو

غیر از گل مهر تو به گلزار نبوید
جز مدح تو و عترت اطهار نگوید

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
00:45
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی

در حلم و وفا حسن زبانزد دارد
در جود و سخا شکوه بی حد دارد

در قامت او صلابت حیدری ست
در چهره ي خود نور محمد دارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
00:45
#امام_باقر_ولادت


روشن تر است این پسر از ماه صورتش
گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش

ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته
معلول خیره ست به دقت به علتش

ماه تمام اول ماه رجب رسید
قد قامت الصلوة به قد و به قامتش

شد اولین محمد بعد از پیامبر
آمد ز دست های علی هم نبوتش

چون آفتاب وقت طلوع و غروب خویش
عمری نشسته کوه دو زانو به خدمتش

در آفتاب ظهر، زمین سایه اش کم است
خاص است قهر حجت و عام است رحمتش

از شرق تا به غرب جهان،نه بزرگتر
قلب من و تو است حدود حکومتش

قارون اگر شود همه ی عمر چون گداست
در محضر تو هرکه بنازد به ثروتش

این سو پدربزرگ حسن آن طرف حسین
باید که غبطه خورد به شکل سیادتش

بوده علی اگرچه پسرخوانده ی نبی
گشته محمد اِبْنِ علی با ولادتش

داییش قاسم است و رقیه ست عمه اش
از این مسیر رفته به زهرا شباهتش

همبازی رقیه و دلواپس عمو
شد شرح روضه مدت عمر امامتش

در ظاهرش گرفتن مجلس برای علم
در اصل شرح روضه فقط بوده علتش


#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
00:45
#امام_باقر_ولادت


بال خود را پهن كرده بر زمين روح الامين
تا شود فرش حريم قُدسِ زين العابدين

اوّل ماه رجب دنياي ما زيباتر است
چونكه ماه ديگري پا مي گذارد بر زمين

"يامحمّد"در شروعش،"يا نبي"در آخرش
نيست بيخود شد رجب ، ماه اميرالمؤمنين

فاطمه بِنتُ الحَسن درخانه ي إبنُ الحُسين
كودكي آورده از هرحيث بي مِثل و قرين

آن چنان دارد شباهت بارسول الله كه
---مي شود او را بخوانم رَحمةٌ للعالَمين

خاك جاي خود،ببين افلاك هم روشن شده
بسكه نوراني ست اين خورشيد هستي آفرين

تا بگردند آسمانيها به گردش هفت بار
مي برند اين كعبه را با شوق تا عرش بَـرين

كوريِ چشمانِ شورِ خيلِ اصحابُ الشِّمال
روز ميلادش عجب شادند اصحابُ اليَمين

عيدي امروز ما را يا علي اكبر بده
لحظه اي كه بر تو مي گويد عمو اين نازنين

"ديدني"يعني تبسّم كردن او بر حُســين
ديدني تر، سجده ي شُكرِ امام السّاجدين

پنج تن را گِرد گهواره به چشم باطنش
در ميان حجره مي بيند امام پنجمين

هفتمين معصوم آمد،هفتمين باراست كه
دست حق بي پرده بيرون آمده از آستين

عقل عالم پيش عقل حضرتش جهل عظيم
علم خلق الله پيش دانش او شرمگين

"باقر علم نبيّين"شُهرت عامش بُوَد
اين مُحمّد هم،كريم است و حَليم است و اَمين

ظاهراً شد قاتل او زين آغشته به سَم
باطناً كُشتش غم سلطان مَقطوعُ الوَتين

اختصاصاً با رقيّه داشت دردي مشترك
او هم از پُشت شُتر افتاد با صورت زمين...


#محمد_قاسمي

@raziolhossein
1
00:46
#امام_باقر_ولادت
#امام_زمان
#دوبیتی

برما نظری اگر نمایی کافیست
ازکارم اگر گره گشایی کافیست

عیدی ولادت امام باقر
در مجلس ما اگر بیایی کافیست

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
00:46
#امام_باقر_ولادت


ماه پـر فیض رجب، ماه نبـی، ماه خداست
ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست

ماه از خــویش بریـدن بـه خـدا پیـوستن
خرم آن کس که به حق واصل و از خویش جداست

مـاه میـلاد شـریف دو محمّــد دو علـی
که پر از جلوۀ مـاه رخشان ارض و سماست

جمعــۀ اول ایــن مــاه، جمــال ازلــی
در تمـاشـای رخ حضـرت باقـر پیـداست

دوم مـاه رجـب عیـد بـزرگی دگـر است
عید میـلاد علـی‌ بـن‌ جـواد بن رضاست

سوم ماه رجـب آن دهمیـن حجت حـق
جگرش لختۀ خون از شرر زهـر جفاست

دهم ماه رجب بـا گل رخسار جـواد
موج‌زن رایحۀ عطـر ولایت بـه فضاست

بـارک‌ الله کــه در سیــزده مــاه رجـب
عید میـلاد علـی، مظهر رب الاعـلاست

کعبـه آغـوش گشـوده چـو گریبـان از هم
کــه ز قـلب حـرم‌الله، علـی عقـده‌گشاست

صـاحب‌خانـه نــدا داد کــه ای بنـت اسـد
خانـه از مـاست ولیکـن متعلـق به شماست

قـدر و جــاه تــو بـود فـوق مقــام مـریم
پسـر تـو علـی اسـت و پسـر او عیسـاست

نجل پـاک تـو امـام است بـه نجـل مریم
گرچـه او مریـم و عیسـاش پیـام‌آور ماست

این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم
این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست

نیمـۀ مــاه رجـب روز وفــات زینـب
او که دخت علی و مادر صبر است و رضاست

زینب، آن فاتـح میـدان اســارت کـه هنوز
زنـده از خطبـۀ او واقعــۀ کــرب‌و‌بـلاست

شیـردخـت علـی و فاطمـه و اخـت حسن
که حسین دگـر است و نفسش عاشوراست

بیست و پنج رجب از بهـر محبان علی
روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست

روز آزادی زندانــی زهــرای بتـول
روز قتل خلف حضـرت صـادق، موساست

گوییـا در دل تـاریـک سیــه‌چـال، هنـوز
بانـگ العفـو بلنـد از دو لب آن مـولاست

آن کـه دربـارۀ وی آمـده سـاق مرضوض
چشم‌ها گر ز غمش خـون بفشانند رواست

روز بیسـت و ششـم مـاه رجـب داغ پـدر
بـر دل و بـر جگـر سوختـۀ شیـر خداست

بـر دل ختـم رســل داغ ابـوطالـب مانـد
آن کـه ایمـانش فـوق همـۀ ایمان‌هاست

بیست و هفت رجب است عید بزرگی دیگر
عید مزمـل و مدثــر و نــور و طاهـاست

عید بعثـت کـه نبـی رخـت رسالت پوشید
به! چه عیدی که به از عید صیام و اضحاست

عید پــرواز بشــر، عیــد نــزول قــرآن
عید نابــودی بـت، عیـد تجلای خداست

بیست و هشت رجب آغاز فراقی‌ست بزرگ
که حسین‌بن‌علی عازم دشت و صحراست

کـاروان پسـر فـاطمــه هنگـام سحــر
سر به کف دارد و عازم به سوی کرب‌و‌بلاست

عــزم حــج دارد و در اول ره مـی‌بینــد
قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست

هم‌قـدم زینـب و عبـاس و علی‌اکبر
پیش رویش علی و پشت سر او زهراست

گاه بـر فـرق علـی‌اکبـر خـود می‌نگــرد
گاه می‌گرید و چشمش به دو دست سقاست

گاه در سینـه کنـد نوک سنان را احساس
گاه بیند که بریـده سـر پـاکش ز قفاست

سر به کف داشتن و تیـر گرفتـن به جگر
سپـر سنگ شـدن حـج امـام شهـداست

«میثم!»آن تربت شش‌گوشه بود در بر تو
وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست؟

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
00:46
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی

آمد به جهان گلِ امامت، باقر
شد سَروِ جنان تمام قامت باقر

نامش ز محمد است و نورش ز علی
با آمدنش کرده قیامت باقر

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
00:46
#امام_باقر_ولادت


بنام نامیِ أحد، نامه شروع میکنم
برابرِ خدای خود، باز خضوع میکنم
نماز عشق میکنم اقامه با حضورِ دل
همینکه خالصانه بر درش خشوع میکنم
نماز من ولایت است، نیاز من هدایت است
ز جان سجود میکنم، ز دل رکوع میکنم
برای درکِ جایگاهِ وصفِ باقرالعلوم
به پیشگاه آل مصطفی خضوع میکنم
من و نگاه مصطفی، من و پناه مرتضی
به فطرتِ محمدیِّ خود رجوع میکنم
نه جاهلم، نه غافلم، نه در مسیرِ باطلم
که با اصول دین حق، درکِ فروع میکنم

رسیده ام ز معرفت به محضر امام خود
که گفت باقرالعلوم، حرفی از مقام خود


منم که باقرِ علومِ سرمدم، محمدم
منم که پارۀ تن محمدم، محمدم
مراست فخر کائنات، مراست اذن ممکنات
که پرتوی ز نور پاک احمدم، محمدم
منم که ذکر دوست را به اهل عرش داده ام
من از تمام عرشیان سرآمدم، محمدم
نه غیر نور زاده ام، که آفتاب زاده ام
به نور عصمت اللَّهی مؤیّدم، محمدم
منم که داده کبریا تمام مُلک را به من
به مُلکِ هستی از همه مجردم، محمدم
برای یاری خدا قیام کرده ام به عِلم
به دین و عِلم، اولین مجدِدم، محمدم

منم که بحرِ علم و دین، ز اولین و آخرین
شکاف داده و بمن خدای گفته آفرین


همه زمین و آسمان به سایۀ ولایتم
تمسکِ همه جهان به پرچم هدایتم
بهشت از عطای من، نماز با ولای من
شد آنکه مبتلای من، رسد به او عنایتم
عزیز زین العابدینم و عزیز فاطمه
هر آنکه فاطمی شود، سزد از او حمایتم
به علم و حلم و صبرِ من، به سینۀ ستبرِ من
همه بساط ظلم شد، شکسته با درایتم
در انقلاب عِلمی ام، هزار نکته حل شده
خدائی است نهضتم، حسینی است آیتم
من از مدینه تا مدینه دیده ام غم و بلا
که هست همچو کربلا شنیدنی حکایتم

سفیر کربلا منم، اسیر نینوا منم
به قتلگاه شاهدِ شهید کربلا منم


من از شهید کربلا گرفته ام قیام را
ز خون سرخ نینوا رسانده ام پیام را
من از میان قتلگه سلام داده ام به او
و از گلوی پاره اش، شنیده ام سلام را
به چشم خویش، زیر سمِّ اسبهای کوفیان
شکسته استخوان ز سینه دیده ام امام را
تنش میان خاک و خون، سرش بروی نیزه ها
و در قتال او شریک دیده ام تمام را
پدر میان شعله بود و من کمک به عمه ام
به گوشۀ عبا خموش کرده ام خیام را
چه دردها کشیده ام، چه غصه ها چشیده ام
که دیده ام اشاره های دستِ اتهام را

من و غم اسیریِ تمام عمه های من
به شام و کوفه ام خدا گواه ناله های من

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
00:47
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح


آن مقتدا كه هستی دارد قوام از او
خورشيد و ماه نور گرفتند وام از او

آن پنجمين امام كه معصوم هفتم است
دارد حريم كعبه ی دين احترام از او

دريا شكاف علم و يقين «باقرالعلوم»
ماهی كه شرمگين شده بدر تمام از او

او باغبان علم و فضيلت شد و به جاست
آن گلشنی كه يافته فيض مدام از او

گل های باغ معرفت و بوستان علم
دارند رنگ و جلوه گری هر كدام از او

روشن چراغ دانش و بينش ز نور اوست
دارد حياتِ علم و فضیلت دوام از او

دانش به حُسن مطلع او گفت آفرين
بينش رسيده است به حُسن ختام از او

بطحا شده است باغ بهشت از ولادتش
يثرب شده است روضۀ دارالسلام از او

در گردش مدار، فروغ اميد را
منظومه های عشق گرفتند وام از او

تا رهنمای خلق شود در ره نجات
بالله گرفته بود خدا التزام از او

قولش هماره قول رسول كريم بود
شد جلوۀ حديث نبی مستدام از او

اين آفتاب عشق كه سوي دمشق رفت
گفتی گرفت روشنی روز شام از او

بزم هشام بود به شام و گمان نبود
دعوت كند به «سَبق رِمايه» هشام از او

هر چند عذر خواست ز پرتاب تير و خواست
تا حكم انصراف بگيرد امام از او

اما هشام بر سخن خود فشرد پاي
تير و كمان گرفت امام همام از او

تير و كمان گرفت و هدف را نشانه رفت
تا ضرب شست بنگرد و اهتمام از او

فضل و بزرگواری آن مظهر گذشت
راضی نشد كه خصم شود تلخ كام از او

تير نخست چون به هدف كارگر فتاد
پروانه يافتند يكايك سهام از او

می دوخت تير را به دل تير در هدف
بود از خدای نصرت و سعی تمام از او

آماج تير شد چو هدف شد بر آسمان
تجليل بی مبالغۀ خاص و عام از او

اين است رهبری كه بهر لحظه قدسيان
در عرش می برند به تقديس نام از او

همراه اوست عطر شهيدان كربلا
خيزد هنوز رايحه آن قيام از او

«جابر» سلام ختم رُسل را به او رساند
با گوش جان شنيد جواب سلام از او

از سعی او گرفته صفا، مروه و صفا
بر جای مانده حرمت بيت الحرام از او

از صد هزار بوسه‌ی خورشيد خوشتر است
خال سياه كعبه و يك استلام از او

اصحاب معرفت به ادب گرد آمدند
باشد كه بشنوند حديث و پيام از او

گوهرفشان به خدمت او طبع «حميری» است
شعر «كميت» يافته قدر و مقام از او

در ساحل غدير ولايت نشسته اند
آنان كه چون «فُضيل» گرفتند جام از او

رو تشنگی بجوی «شفق» گر اميد توست
جامی ز حوض كوثر و شرب مدام از او

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
00:47
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی

بر آل علی فزون ز انجم صلوات
بیش از نفس تمام مردم صلوات

تا شاد شود دل امام چارم
بفرست تو بر امام پنجم صلوات

#علی_سلطانی

@raziolhossein
00:47
#امام_باقر_ولادت


ﻫﻼ‌ﻝ ﻣﺎﻩ ﺭﺟﺐ! ﻧـﺎﺯ ﮐﻦ ﺑـﻪ ﻣﺎﻩ ﺗﻤﺎﻡ
ﺯ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻣـﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻼ‌ﻡ ﺳﻼ‌ﻡ

ﺳﻼ‌ﻡ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺗـﻮ ﻣﯽ‌ﺗـﺎﺑﺪ
ﻓﺮﻭﻍ ﺣﺴﻦ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺟﻤﺎﻝ ﭼﺎﺭ ﺍﻣﺎﻡ

ﻭﻻ‌ﺩﺕ ﺩﻭ ﻣﺤـﻤﺪ، ﻭﻻ‌ﺩﺕ ﺩﻭ ﻋـﻠﯽ
ﮐﺪﺍﻡ ﻣﺎﻩ، ﭼﻨﯿﻨﺶ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ؟

ﭼﻪ ﻣﺎﻩ ‌ﺭﻭﺡ‌ﻓﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺷﺐ
ﺍﻣـﺎﻡ ﭘﻨـﺠﻢ ﻣـﺎ ﺷـﺪ ﻭﻻ‌ﺩﺗﺶ ﺍﻋـﻼ‌ﻡ

ﺧـﺪﺍ ﺑﻪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﻨـﺖ ﺣﺴﻦ ﮔﻠﯽ ﺑﺨﺸـﯿﺪ
ﮐﻪ ﻋﻄﺮ ﺑﺎﻍِ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻡ

ﺍﻣـﺎﻡ ﺑﺎﻗـﺮ ﯾﻌـﻨﯽ ﻣﺤـﻤﺪ ﺩﻭﻡ
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﭘﻨﺠﻢ ﻭﺻﯽ ﺧﯿﺮﺍﻻ‌ﻧﺎﻡ

ﺍﻣـﺎﻡ ﺑﺎﻗـﺮ ﯾﻌـﻨﯽ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻗـﺮﺁﻥ
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗـﺮ ﯾـﻌﻨﯽ ﺗـﻤﺎﻣﯽ ﺍﺳﻼ‌ﻡ

ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺸﺖ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻈـﺎﻡِ ﻫﻔـﺖ ﻧﻈـﺎﻡ

ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻢ ﻭ ﻋﻤـﻞ
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﻮﻥ ﻭ ﻗﯿﺎﻡ

ﻣﮕـﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﭼـﻬﺎﺭﻡ ﻣـﺪﺩ ﮐـﻨﺪ، ﻭﺭﻧـﻪ
ﮐﻪ‌ ﺭﺍﺳﺖ ﺯﻫﺮﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺪﺡ ﺍﻭ ﮐﻨﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ؟

ﺯﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝ ﻣﻠﮏ ﻭ ﺟﻦ ﻭ ﺍﻧﺲ ﻭ ﺣﻮﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﻧﻔﺲ ﺑـﻪ ﺩﻭﺳـﺘﯽِ ﺍﻭ ﺑـﺮﺁﻭﺭﻧـﺪ ﻣـﺪﺍﻡ

ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺴﺘﺎﻧﻨﺪ ﺟﺎﻡ ﺩﺭ ﺻﻒ ﺣﺸﺮ
ﻣﯽ ﺣﻼ‌ﻝ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑـﻪ ﺍﻧﺒﯿﺎﺳﺖ ﺣﺮﺍﻡ

ﺑﻪ ﺯﺍﺋﺮﺍﻥ ﺣﺮﯾﻤﺶ ﺩﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻘﯿﻊ
ﭘـﺮ ﻣﻼ‌ﺋﮑﻪ ﮔـﺮﺩﯾـﺪﻩ ﺣﻠّﮥ ﺍﺣـﺮﺍﻡ

ﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺟﮕﺮﻡ ﺷﻌﻠﻪ ﻣﯽ‌ﮐﺸﺪ ﺳﺎﻗﯽ
ﺑﯿﺎ ﺷﺮﺍﺏ ﻣﺤﺒّﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﯾـﺰ ﺑﻪ ﮐـﺎﻡ

ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺑﻐﺾ ﻋﺪﻭﯾﺶ ﺭﻩ ﻧﺠﺎﺗﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺟـﺰ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ‌ﺍﺵ ﺩﻝ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ ﺁﺭﺍﻡ

ﻋﺠﯿﺐ نیست که ﺩﺭ ﺗﻤـﺎﻡ ﺣﺎﺩﺛﻪ‌ﻫﺎ
ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﻏﻼ‌ﻣﺶ ﺳﻤﻨﺪ ﮔﺮﺩﻭﻥ، ﺭﺍﻡ

ﺑﻪ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﮤ ﺍﻭ ﻋﺎﻟﻤﯽ «ﺯﺭﺍﺭﻩ» ﺷﻮﻧﺪ
ﺑﻪ ﯾﮏ ﻧﻈﺎﺭﮤ ﺍﻭ ﺧﻠﻖ، ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ «ﻫﺸﺎﻡ»

ﺳﺘﺎﻧﺪﻩ ‌ﺭﻭﺡ، ﺯﮔﻔﺘﺎﺭ ﺭﻭﺡ ﺑﺨﺸﺶ، ﺭﻭﺡ
ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻋﻠﻢ، ﺯﻟﺐ‌ﻫﺎﯼ ﺟﺎﻧﻔﺰﺍﯾﺶ ﮐـﺎﻡ

ﻣﮕﻮ ﺩﺭِﺣﺮﻣﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ،ﮐﻪ ﺯﻋﺮﺵ
ﭘﯽ ﺯﯾـﺎﺭﺕ ﻗﺒـﺮﺵ ﻣـﻠﮏ ﺷـﻮﻧﺪ ﺍﻋـﺰﺍﻡ

ﻧﮕﻮ ﭼـﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ، ﻣﺎﻩ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺣﺮﻣﺶ ﻧـﻮﺭ ﻣﯽ‌ﺳﺘﺎﻧﺪ ﻭﺍﻡ

ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻭﺳﺖ ﺑـﻪ ﭼﺮﺥ ﮐﻤﺎﻝ، ﺍﻭﺝ ﮐﻤﺎﻝ
ﮐﻼ‌ﻡ ﺍﻭﺳﺖ ﺑـﻪ ﮐﻞّ ﻋﻠﻮﻡ، ﺟﺎﻥ ﮐـﻼ‌ﻡ

ﭘﻨـﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺑـﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺍﻭ ﺻﻐﯿﺮ ﻭ ﮐﺒـﯿﺮ
ﺷﻔﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺯﺧﺎﮎ ﺩﺭﺵ ‌ﺧﻮﺍﺹ‌ ﻭ ﻋﻮﺍﻡ

ﻫﻨﻮﺯ ﭘـﺎﯼ ﺑـﻪ ﻣﻠﮏ ﻭﺟـﻮﺩ ﻧﻨﻬﺎﺩﻩ
ﺳﻼ‌ﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﺤﻤﺪ ﺑـﻪ ﺁﻥ ﺍﻣـﺎﻡ ﻫﻤﺎﻡ

ﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﻪ ﺧﺮﻭﺷﯿﺪ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑـﻪ ﯾﺰﯾﺪ
ﮐﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻭ «ﺷﺎﻡ»، ﺗﯿﺮﻩ‌ﺗﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﻡ

ﺑـﻪ ﺷﺎﻫﯽ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ "ﻣﯿﺜﻢ"
ﺍﮔـﺮ ﻏﻼ‌ﻡِ ﺩﺭﺵ ﺧﻮﺍﻧـﺪﺵ ﻏﻼ‌ﻡ غلام

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
00:47
#امام_باقر_ولادت


با پوزش از مقامِ تو، یا باقرالعلوم
آرم سخن به‌نام تو، یا باقرالعلوم
گفتا نَبی سلام تو، یا باقرالعلوم
وین بس به احترام تو، یا باقرالعلوم

ای نام تو محمَّد و خوی تو احمدی
ایثار دَر گهت، صلوات محمَّدی

ای روشن از جمالِ تو افلاک، چون زمین
حاکمِ به ممکناتی و، عالِم به عالَمین
مشمول رحمت تو هم‌آن باشد و هم‌این
تو پنجمین امامی و معصوم هفتمین

سیمای تو که مَطلَعُ‌الاَنوار سرمدی‌ست
آیینۀ کمال و جمال محمَّدی‌ست

ای سر نهاده خلق به طوق ارادتت
لطف و کرم سجیّت و جود است عادتت
مِهر فلک پدیدۀ نور سیادتت
ماه رجب طلیعۀ روز ولادتت

ماهی که باب لطف خدا، باز می‌شود
با سال‌روز جشنِ تو، آغاز می‌شود...

ای باغ فَرّ و دینِ نبی را تو فرودین
هم آسمان شرعی و هم آفتاب دین
زینت‌فَزای انجمن زین‌العابدین
چشم و چراغ محفل مولای ساجدین

بر دو امام ذات شریف تو مُنتسب
کَاندر ائمه نیست کسی را چنین نسب

آوازۀ عدالت و وجدان، ندای تو
پیک امیدبخش بشر شد صدای تو
در علم و دین نوابغ عالم، گدای تو
ای جدّ و مادر و پدر من، فدای تو

یک جدّ تو حسین و حسن جدّ دیگرت
خوانند سبط خویش، دو سبط پیمبرت

ای در کتاب حق به مَدیحت کلام‌ها
از ما به حضرتت صلوات و سلام‌ها
پیدا ز نسل پاک تو آمد امام‌ها
پروردگان مکتب عِلمت هشام‌ها

هر یک به علم خویش خردپرور عموم
از یُمن دانش تو، شکافندۀ علوم

ای رونق از تو منبر و محراب یافته
علم تو ذره‌های اتم را شکافته
دردا کسی به ایدۀ تو ره نیافته
از اینکه آفتاب به قبر تو تافته

خوناب غم ز دیدۀ افراد می‌رود
با اینکه ایده‌های تو بر باد می‌رود

ای معنی نماز بیا و نماز کن
روی نیاز بر در آن بی‌نیاز کن
دستی برای عرض تمنّا دراز کن
روح دعا تویی، به دعا لب تو باز کن

زانفاس خود به پیکر ایمان حیات بخش
اسلام را ز چنگ حوادث نجات بخش

من کیستم که وصل تو را آرزو کنم
زین کمترم که با تو دمی گفتگو کنم
اما دقایقی که به سوی تو رو کنم
از خاک دَرگهت طلب آبرو کنم

هر چند رو سیاه ولی من موّحدم
مدّاح اهل‌بیت، غلامت «مؤیّدم»

#سیدرضا_مؤید

@raziolhossein
00:47
#امام_باقر_مدح


اکنون به شوق حجت پنجم ز خود گمم
وآيينه دار طلعت خورشيد پنجمم

چون کشتی سپرده به توفان عنان خویش
ازموج موج جذبه ی تو در تلاطمم

آن شمع کوچکم که بیفروزی ام اگر
فخر است با چراغ قبولت به انجمم

از آفتاب بیشترم با ولای تو
آیینه ام ،فروغ تو را در تجسمم

حیران آن اسارت و آن غارتم هنوز
باریک بین فاجعه ی آن تهاجمم

آری سلام بر تو اماما! که می پرد
از لب به یاد آن چه کشیدی تبسمم

طفل چهارساله و طوفان کربلا؟
حیران این تداعی ام و آن تالمم

از آن ستم که سوخت در آن ،خاندان تو
هم بر تو عرضه می کنم اینک تظلمم

گنج مراد خویش نجستم ز هیچکس
الا تویی که مدح تو را در تکلمم

هرچند لب به خنده گشایم برابرت
ز اندوه تو نشسته به خون است مردمم

ای علم را شکافته و رفته تا به عمق
حیران آنچه یافتی از این تعلمم

آن شاعرم که از سر ایثار عاشقم
بر دوستیت و خصم تو را در تخاصمم


#حسین_منزوی

@raziolhossein
00:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
535×764, 60.5 KB
امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
00:48
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی

امشب گل سرخ باغ دین می آید
فرزندامیرمومنین می آید

تبریک که ماه برج حکمت ،باقر
درخانه ی زین العابدین می آید

@raziolhossein
00:48
#امام_باقر_ولادت


رسیده ماه رجب در سرم هوای مدینه
نوشته اند دوباره مرا گدای مدینه
گرفته است بهانه دلم برای مدینه
فدای چار امام گره گشای مدینه

کبوتر دل من تا بقیع گشته مسافر
سلام مقصد پنجم ! سلام حضرت باقر

نبود این دل ما حیدری اگر تو نبودی
نبود روزی ما نوکری اگر تو نبودی
نداشت دین خدا لشکری اگر تو نبودی
نداشت جسم تشیع سری اگر تو نبودی

بزرگ و کوچک ما زیر دین راه نجاتت
غلام حیدر و زهرا شدیم با زحماتت

تویی همان که پیمبر رسانده است سلامت
تویی که درک خلایق نمی رسد به مقامت
شبیه زینب کبری حماسه داشت کلامت
شده است منبر روضه حیات بخش ز نامت

همیشه کرده حدیث تو گرم روضه ما را
نتیجه های تلاش توایم و صادقت آقا

امام پنجم عالم ، امید پنج تنی تو
بزرگ تر ز تمام تصورات منی تو
فدای عزم بلندت ، امام بت شکنی تو
خودت بگو بنویسم حسین یا حسنی تو

تویی که وارث جمع فضائل حسنینی
امام امتی و میوه دل حسنینی

همیشه مثل حسن بود عادت تو کرامت
زبانزد است در عالم همیشه جود و عطایت
بزرگواری و دارد فقیر پیش تو حرمت
و در مرام شما نیست دین به غیر محبت

تو و کرم ، تو و بخشش ، تو و عطای فراوان
همیشه لطف تو آقا شده است شامل مهمان

تویی که حاصل عمرت همه معارف دین است
به زیر پرچمت آقا کسی که سایه نشین است
به دست او رگ خواب همه زمان و زمین است
بقیع بی حرمت هم بهشت اهل یقین است

به رغم خواسته ی منکران اصل ولایت
حرم نداشتنت هم نکرد کم ز مقامت

تو یادگار شهید غروب حادثه هایی
تو در تمامی حالات ، یاد کرببلایی
ز کودکیت تو دلتنگ سیدالشهدایی
تو داغدار امام ِ مُرَمِّلٌ بِدِمایی

چهار سالگی ات را نمی بری دمی از یاد
رقیه بین خرابه جلوی چشم تو جان داد


#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
00:48
#امام_باقر_ولادت


با وضو باید از مقامت گفت
خاتم الأنبیاء سلامت گفت

مهربانیِ بی حدی داری!
خلق و خوی محمدی داری

تا ابد علم را شکافنده
دستِ مِهر خدای بخشنده

دیدنت آرزویِ جابر هاست
شیعه مدیونِ قال باقر هاست

پندهایت فراتر از پندار
معدن العلم، مخزن الأسرار

واژه ها بر لبت زلال شدند
فاتح قله ی کمال شدند

عقل شد کودک دبستانت
پای منبر نشست حیرانت

مشق از کیمیایِ عشق بده
درس جغرافیایِ عشق بده

قلمت کی قرار می گیرد!؟
جوهر از ذوالفقار می گیرد

مکتبت اجتهاد علمی شد
کربلایت جهاد علمی شد

«کربلا» گفتم و دلت لرزید
مشک آبی مقابلت لرزید

کربلا خاطرات تلخی داشت
روضه های فرات تلخی داشت

آب را رویِ خیمه ها بستند
آب را با سروصدا بستند

تشنگی، از بهار سیرت کرد
گریه های رباب پیرت کرد

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
00:49
#امام_باقر_ولادت
#امام_باقر_مدح


به سر می‏ پرورانم من هوای حضرت باقر
به دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر

ز عشقش جان من بر لب رسیده کس نمی‏ داند
که نبوَد چاره ساز من سوای حضرت باقر

بگوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب
که باشد رخش دانش زیر پای حضرت باقر

چنان بگرفته علمش آفاق را یک سر
که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر

پیمبر گفت با جابر که خواهی دید باقر را
سلام از من رسان آنکه برای حضرت باقر

سوالاتی که از وی کرده دانشمند نصرانی
جوابش را شنید از گفته‏ های حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه
منور شد دل او از ولای حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گرگ وحشی بیابانی
به روی قله ی کوه از دعای حضرت باقر

به رستاخیز اگر خواهی نجات از گرمی محشر
برو در سایۀ ظل همای حضرت باقر

فرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور
کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر

جلال و شأن و قدر آن امام پاک بازان را
نمی‏ داند کسی غیر از خدای حضرت باقر

(رضائی) ایستاده بر در دولت سرای او
چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر

#مرحوم_سیدعبدالحسین_رضایی

@raziolhossein
00:52
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی

پسر حضرت زهراست؛گل یاسمن است
جلوهء نورخدا آینهء پنج تن است

مادرش دخت کریم و پدرش پورحسین
ای بنازم به امامی که حسین درحسن است

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
00:57
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


گل با لب مشک بو ، فرستد صلوات
از عشق ، نشانه جو ، فرستد صلوات

پیغام سلام ، داده بر آینه اش
آنکس که خدا بر او ، فرستد صلوات


#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein1
00:58
#امام_باقر_ولادت



صدای پای ملائک آید
به بیت وحی اند به رفت و آمد
رسد نسیم از بهشت سرمد
دوباره تابید روی محمد

خدا جمالش نموده ظاهر
جمال حق است امام باقر



طلوع چشمش پگاه خورشید
به ظل او شد پناه خورشید
گدای خاکش سپاه خورشید
به نور دستش نگاه خورشید

هزار موسی شده است ناظر
به نور دست امام باقر



حدیث تطهیر بود مقامش
شکافت علم از دُرِ کلامش
رسول خاتم دهد سلامش
از آن صحابی رسد پیامش

سعادتی شد برای جابر
طواف روی امام باقر



امام صادق وَلیِّ داور
چنین ز لبها فشانده گوهر
زنی نباشد ز سبط اکبر
چو جده ی من به رتبه برتر

چو آینه پاک چو آب طاهر
که هست اُمِّ امام باقر


به بازوی او نوشته تقدیر
که شیر ، شیر است اگر چه شد پیر
قلم به دستش به رقص شمشیر
فلک به امرش گر افکند تیر

به فکر خام عدوی فاجر
فکند نُه تیر امام باقر



به کل عالم ولایت از اوست
به هر زبانی حکایت از اوست
به خلق واجب اطاعت از اوست
گدایی از ما کرامت از اوست

به وصف جودش کلام قاصر
جهان گدای امام باقر

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein
01:00
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


تقدیم به مادر مکرمه آن حضرت...

بگرفت چه مادرانه آن والا زن
گهواره ی علم را به روی دامن

فرمود امام صادق : آن صدیقه
مانند ، دگر نداشت ، در آل حسن

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein1
01:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
800×557, 45.9 KB
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد
01:01
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


در باغ جهان نسیم سرمد آمد
بر غنچه ی علم فیض بی حد آمد

نوری زحسن در اوست ، نوری ز حسین
آیینه ی سبطین محمد آمد

#میثم_مؤمنی‌نژاد

@raziolhossein1
ش
14:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_ولادت



بگو به نور که ماه تمام آمده است
که صبح آمد و پایان شام آمده است
برای شیعه دوباره امام آمده است
خدای فقه و حدیث و کلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

پدر حسینی و مادر سلاله ی حسن است
اویس وار زمین در هوای او قرن است
غلام خانه ی او بودن آرزوی من است
تجسم همه ی احترام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

سراسر از برکات خدا پر است زمین
اگر که در صدف آسمان دُر است زمین
به نور اوست که گرم تبلور است زمین
دوباره رحمتی از جنس عام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

دمیده است به دنیا دم خدادادی
به هر خرابه رسیده هوای آبادی
هزار شکر خدا را که خوب استادی_
_برای این همه شاگرد خام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

چقدر در وجناتش خدا نمایان است
اسیر جذبه ی او کافر و مسلمان است
رسیده آن که امید گناهکاران است
دوباره بوی علی بر مشام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

دل از تمام جهان برده است لبخندش
فقط نه خلق که دل برده از خداوندش
به داروی گل لبخند های چون قندش
به درد های همه التیام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

رسیده است امامی که نافذ است و بصیر
نکرده حرف خدا را به رای خود تفسیر
نمی شود به کلام بنی امیه اسیر
برای مذهب شیعه قوام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

به حکم آیه ی تطهیر پاک یعنی او
که پنجمین گُهر تابناک یعنی او
برای سنجش ایمان ملاک یعنی او
ملاک حد حلال و حرام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

به علم و حلم و تمام فضائلش صلوات
به جلوه های پیمبر خصائلش صلوات
به نور چهره ی چون ماه ِ کاملش صلوات
که موعد صلوات و سلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

گروهی از سخنان خدا جدا شده اند
که در توهم خود نائب خدا شده اند
چه رازهای دروغی که برملا شده اند
که آفتاب همه روی بام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

همان که وقت جسارت حضور خواهد داشت
که در مسیر اسارت حضور خواهد داشت
زمان کشتن و غارت حضور خواهد داشت
بیا که راوی غم های شام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است

خدا کند که شب انتظار سر برسد
سپیده سر بزند ، نوبت سحر برسد
خدا کند که به زودی همین خبر برسد :
به صف شوید دم انتقام آمده است
امام مهدی علیه السلام آمده است

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
14:18
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


اسرار علوم حَیِّ سرمد آمد
آئینۀ جمع آل احمد آمد
جبریل ز عرش این خبر آورده
تبریک که دومین محمد آمد


انوار دوعین است امام باقر
سبط الحسنین است امام باقر
فرزند حسن ز مادر، اما ز پدر
دلبند حسین است امام باقر


ما ذاکرِ باقریم و هو هو زده ایم
در محضر علم و فضل زانو زده ایم
تا فاطمه ما را ز کرَم رد نکند
بر سبط حسین و حسنش رو زده ایم

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
1
ش
16:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_باقر_مدح


باطنش هر لحظه در روی محمّد ظاهر است
در امام غایب این عصر،علمش حاضر است

مادر از نسل حسن،بابایش از نسل حسین
خلقتی اینگونه در بین خلایق نادر است

هرکسی او را زیارت کرده باشد در بقیع؛
هم علی و هم حسین و هم حسن را زائر است

عقل کل های جهان فهمیده اند این راز را؛
چاره ی آنچه نمی فهمند قال الباقر است

با احادیثش دلِ آشوب من آرام شد
از تخصص های او تاثیر روی کافر است

از رقیه هرکه بیتی گفت بیتش می دهد
این قلم،این گود،بسم الله هرکس شاعر است

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
ش
17:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_باقر_ولادت

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
كه گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و أعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده
سلاطین جهان یكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او الكن، قلم از مدح او عاجز
كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

به ذرّات جهان یكسر بود او هادى و رهبر
كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

برو كسب فضیلت كن چو مردان خدا اى دل
ز بحر دانشِ بى منتهاى حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما بنزد خالق یكتا
بهر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

#ژوليده_نيشابورى


@raziolhossein
17:27
#امام_باقر_ولادت

ای پنجمین امام، یا باقرالعلوم
بر رفعتت سلام، یا باقرالعلوم

بر علم مصطفی باب تو بود باب
وآن خانه را تو بام، یا باقرالعلوم

در بزم تشنگان، از باده‌های فضل
پرگشته از تو جام، یا باقرالعلوم

با احتجاج تو، اسلام آورد
ترسا به کوه شام، یا باقرالعلوم

خود راسخون علم، تعلیم دیده‌اند
نزد تو ای امام، یا باقرالعلوم

هم حوزه‌های علم، هم حلقه‌های درس
گیرند از تو وام، یا باقرالعلوم

مهر تو از ازل، نور تو تا ابد
فیضت علی الدوام، یا باقرالعلوم

در بزم علم و دین، پیوسته می‌رود
نامت به احترام، یا باقرالعلوم

ای حضرت کریم ای فضل تو عمیم
وی رحمت تو عام، یا باقرالعلوم

قرآن ناطقی، عین الحقایقی
ما جمله تشنه کام، یا باقرالعلوم

خورشید شیعه‌ای، زهرا ودیعه‌ای
ظل تو مستدام یا باقرالعلوم

#محمدسعید_میرزایی


@raziolhossein
17:31
#امام_باقر_ولادت

هلال ماه رجب! نـاز کن بـه ماه تمام
ز یازده مـه دیگر تو را سلام سلام

سلام بر تو که در دامن تـو می‌تـابد
فروغ حسن خدا از جمال چار امام

ولادت دو محـمد، ولادت دو عـلی
کدام ماه، چنینش سعادت است و مقام؟

چه ماه ‌روح‌فزایی که درنخستین شب
امـام پنـجم مـا شـد ولادتش اعـلام

خـدا به فاطمه بنـت حسن گلی بخشـید
که عطر باغ حسینی از او رسد به مشام

امـام باقـر یعـنی محـمد دوم
امام باقر پنجم وصی خیرالانام

امـام باقـر یعـنی حقیقت قـرآن
امام باقـر یـعنی تـمامی اسلام

امام باقر یعنی بهشت هشت بهشت
امام باقر یعنی نظـام هفـت نظـام

امام باقر یعنی امام علم و عمـل
امام باقر یعنی رسول خون و قیام

مگـر امام چـهارم مـدد کـند، ورنـه
که‌ راست زهره که در مدح او کند اقدام؟

ز جان و دل ملک و جن و انس و حور اینجا
نفس بـه دوسـتی او بـرآورنـد مـدام

اگر از او نستانند جام در صف حشر
می حلال بهشتی بـه انبیاست حرام

به زائران حریمش در آفتاب بقیع
پـر ملائکه گـردیـده حلّۀ احـرام

ز تشنگی جگرم شعله می‌کشد ساقی!
بیا شراب محبّت مرا بریـز به کام

به غیر بغض عدویش ره نجاتی نیست
به جـز به دوستی‌اش دل نمی‌شود آرام

عجیب نیست اگر در تمـام حادثه‌ها
شود به امرغلامش سمند گردون، رام

به یک اشارۀ او عالمی «زراره» شوند
به یک نظارۀ او خلق، می‌شوند «هشام»

ستانده ‌روح، ز گفتار روح بخشش، روح
گرفته علم، ز لب‌های جانفزایش کـام

مگو درحرمش بسته روز و شب، که ز عرش
پی زیـارت قبـرش مـلک شـوند اعـزام

نگو چـراغ ندارد ببین که هر شب، ماه
چگونه از حرمش نـور می‌ستاند وام

کمال اوست بـه چرخ کمال، اوج کمال
کلام اوست بـه کلّ علوم، جان کـلام

پنـاه برده بـه درگاه او صغیر و کبـیر
شفا گرفته زخاک درش ‌خواص‌ و عوام

هنوز پـای بـه ملک وجـود ننهاده
سلام داده محمد بـه آن امـام همام

چهارساله خروشید آن چنان بـه یزید
که شد به دیدۀ او شام، تیره‌تر از شام

بـه شاهی دو جهان ناز می‌کند میثم
اگـر غلام درش خوانـدش غلامِ غلام


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
17:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×926, 131.9 KB
به سرم تا همیشه منّتُِ توست
فَخرِ من نوکریِ هیئتِ توست
کاش می شد که زائرت بودم
آرزویم فقط زیارتِ توست...

#لیله_الجمعه
17:52
#امام_حسین #لیله_جمعه
#شب_جمعه #شب_زیارتی

به سرم تا همیشه منّتُِ توست
فَخرِ من نوکریِ هیئتِ توست

کاش می شد که زائرت بودم
آرزویم فقط زیارتِ توست...

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
17:53
Animation
Not included, change data exporting settings to download.
716.6 KB
#شب_زیارتی
#شب_جمعه

به هر شبی که به نزد خدا فضیلت داشت
نگاه کردم و دیدم شب زیارت توست



@raziolhossein
17:54
#امام_باقر_ولادت
#دوبیتی


بر اهل ولا مژده ی سرمد آمد
بر قلب همه شادی بی حد آمد

از عرش صدای عرشیان می آید
عالم به همه علم محمد آمد

#وحید_زحمتکش_شهری

@raziolhossein
8 March 2019
ش
01:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×720, 186.2 KB
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂

هم به آدم شد مُغيث و هم به نوح آمد مُعين...
هم به عيسى گفت: كلّم،هم به موسى گفت: لَن

#صغیر_اصفهانی

ولادت حضرت باقرالعلوم سلام الله علیه مبارک
@raziolhossein

🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
ش
03:09
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
ش
03:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ر
رضیع الحسین (نوحه) 08.03.2019 03:21:42
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 47.0 KB
ش
03:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_ولادت

امشب بشیـر از جانب حی تعالی آمده
گوید که یاسینی دگر از صلب طاها آمده
یــا کوثــری از دامــن ام‌ابیهــا آمده
چـارم علـی در مجمع اولاد زهرا آمده
از نسل مصباح الهدی هادی به دنیا آمده
نور هدایت تافته هم در عرب هم در عجم


کهف التقی، بـدرالشرف، نورالهدا، ابن‌الرضا
رخ رحمه للعالمین هیبت علی مرتضی
قرآن از پـا تـا بـه سر توحید از سر تا به پا
هر دیده بر او یک حرم هر دل بر او یک سامرا
هم وجـه ذات کبریـا هـم نجل ختم‌الانبیا
آیینـۀ حسن قـدم بگـذاشت در عالـم قدم



از آیـۀ «اللهُ نور» افکنده گل سیمای او
نام دل‌آرایش علی، قلب محمّد جای او
در چشم عرش کبریـا پیداست جای پای او
دل، حج بجـا آرد ولـی در طوف سامرای او
جود و کرم، بذل و عطا، یک قطره از دریای او
عالم اگر سائل شود در پیش بذل اوست کم


چشم عطا بر درگه و چشم کرم بر دامنش
یعقوب‌هـا بینـا شوند از نفخـۀ پیراهنش
نور الهـی در دلش روح محمّـد در تنش
قرآن، کتـاب منقبت مداح ذات ذوالمنش
شیرین دعای جامعه از منطق شور افکنش
بیـن زیـارات دگـر این جامعـه گشته علم


باغ بهشت من بود صحن و سرای سامره
مرغ دلـم دائـم زنـد پـر در هـوای سامره
تا چهره بگذارم شبی بـر جای‌جای سامره
سعی و صفا و مـروه‌ام باشد صفای سامره
ای کاش یارب میشدم عمری گدای سامره
هرچند دائم خویش را بینم کنار آن حرم


ای آفتاب شهر دل روی جهـان‌آرای تو
ای گشته زیبایی خجل از طلعت زیبای تو
روی خدا را اهل دل دیدند در سیمای تو
نور خـدا می‌تابـد از سرداب سامرای تو
دُر کرامت ریختـه از لعل گوهـرزای تو
در زیر بـارِ منتت پشت فلک گردیـده خم


تو وجـه حـی داوری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو احمدی تو حیدری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
تو جسم ایمان را سری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
تو روح را بال و پـری یا‌بن‌الجواد ابن‌الرضا
از هرچه گویم برتری یابن‌الجواد ابن‌الرضا
چون می‌نگارم وصف تو در دست می‌لرزد قلم


من عبـد بی‌پا و سـرم اما سر و سرور تویی
ساحل تویی دریا تویی کشتی تویی لنگر تویی
گم‌گشتگان را تا ابد هادی تویی رهبر تویی
علم و کمال و فضل را گردون تویی محور تویی
لب‌تشنگان نـور را ساقی تویی ساغر تویی
باشد که از لطف و عطا جامی کنی بر ما کرم


تو هادی و بـا نور خود ما را هدایت می‌کنی
تو دوستـان خویش را مست ولایت می‌کنی
در گیرودار حشـر، هم از مـا حمایت می‌کنی
بر خصم خود هم بس که آقایی عنایت میکند
برما عنایت نـه! که لطف بی‌نهایت می‌کنی
ای وصف تو خیرالکلام ای لطف تو خیرالنعم


ای داده ذات حق تو را بر خلق عالم برتر
جـد امـام منتظـر! بـاب امـام عسکری!
جوشد ز تیغ مهدی‌ات نور عدالت‌گستری
از ما سراسر تیرگی از تو همه روشنگری
«میثم» کند با مدح تو پیوسته گوهر‌پروری
باشد که جوشد مدح تو از خامۀ او دم‌به‌دم

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:25
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی

بر جامعه و پیام نورش صلوات
بر هادی و بر شب حضورش صلوات

او راست نبیره ای نهان از دیده
بفرست به تعجیل ظهورش صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
03:26
#امام_هادی_ولادت

لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانۀ او بسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شده خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمۀ ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشد عبادتش

افزون ز ریگ هاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نا امید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو را نشان خدمت آل محمد است

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
03:26
#امام_هادی_ولادت


جلوه ای از جبروت آوردند
سوره ای از ملکوت آوردند

اَبری از جنس بهار و باران
به سر این بَرَهوت آوردند

به درِ خانه ی آقا یک شهر
همگی دست قنوت آوردند

به تماشای تو آدم را باز
از بهشتش به هبوط آوردند

از سرِ سفره ی زهرا امشب
محضِ لبخند تو قوت آوردند

آب و آیینه و قرآن این است
نوه یِ شاهِ خراسان این است

قبله خوب است همین در باشد
علیِ آلِ پیمبر باشد

چارمین نادِعلی را گفتند
باید این نام مکرر باشد

چار دیواری کعبه یعنی
چارسو جانب حیدر باشد

جامعه خواندم و گفتند که آن
با مفاتیح برابر باشد

بگذار از لب بامت نرویم
دل ما مثل کبوتر باشد

گیسویی دین و دلِ ما برده
خاصه وقتی که معطر باشد

آی همنامِ رضا آمده است
مغزِ بادامِ رضا آمده است

زلف تو کاش مجعد نشود
دل در این شام مُردد نشود

تو علی هستی و مانند علی
هیچکس صاحبِ مسند نشود

هست تاسامره و سردابش
حالِ ما شکر خدا بد نشود

جز نسیمی که پُر از عطر شماست
کاش از کوچه ی ما رد نشود

دلِ من رفت به کویَت گفتم
رفتِ تو کاش که آمد نشود

گره ام دستٍ تو بود و واشد
کار دستِ تو نباشد نشود

صدو ده مرتبه ممتد گفتیم
یاعلی ابن محمد گفتیم

دیدنت جامه دریدن دارد
یا که انگشت بریدن دارد

مژه ام خاکِ مسیرت را خورد
الحق این سُرمه،کشیدن دارد

ارزشش داشت پریشان باشیم
نازِ این زلف خریدن دارد

دلِ من میتپد آقا چه کنم
آهویی میلِ رمیدن دارد

ما رسیدیم و زمین اُفتادیم
بوسه از خاکِ تو چیدن دارد

آنچه گفتند در اوصافِ شما
دیدن و دیدن و دیدن دارد

علیِ عالیِ اعلیٰ هادیست
دهمین معنیِ زهرا هادیست

مثل یک آینه ام می شکنم
که تَرَک خورده ترین قلب منم

سامرایِ تو بنا شد اما
من پریشانِ امام حسنم

بعد تو وقف بقیع،کاش شود
عمر من صرفِ حرم ساختنم

حضرت هادی ما مهدی کو
من اویسم به هوایِ قرنم

گریه ام را به محرم برسان
کشته ی روضه ی یک پیرهنم

خواهری گفت که ای وای حسین
مادری گفت که ای بی کفنم

کاروان آه که آمد از راه
هرکه دارد هوسش بسم الله


#حسن_لطفی

@raziolhossein
03:27
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

امشب به سما دُرِّ هما میریزد
چون برگ خزان گناه ماه میریزد

از یمن ولادت امام هادی
رحمت ز حریم کبریا میریزد

@raziolhossein
03:27
#امام_هادی_ولادت

شمیم عطر رحمت می وزد از کوچه ها امشب
دوباره دیده شد در آینه وجه خدا امشب

میان گاهواری که ملک گهواره جنبان است
به جلوه آمده روی علیِ مرتضی امشب

بخوان چندین فراز از جامعه در نیمه ای از شب
که حال دیگری دارد مناجات و دعا امشب

چرا باید به دارو و دوا و نسخه دل بندم
چرا که نام هادی می شود درد و دوا امشب

ز یمن مقدم مولود زهرا حضرت هادی
شده آیینه بندان خانه ی ابن الرضا امشب

شبیهِ کنج ایوانِ طلا، در کنج این هجره
نشستن پای گهواره عجب دارد صفا امشب

دخیل دامن این نازدانه شهرِ پیغر
نمایان شد که فرقی نیست در شاه و گدا امشب

نه اینکه در مدینه کوچه های شهر روشن شد
چراغان می شود از نور او عرض و سما امشب

شب میلاد، ساقی پر کند جام مرا از می
چه شوری در زمین و آسمان گشته به پا امشب

شده عرش برین شهر مدینه، لیک می دانم
خبرهایی است در هر جای جایِ سامرا امشب

دمِ بابُ الجواد آنگونه خیلِ زایران دیدم
که گفتم هست این میخانه هم دارالشفا امشب



#رضا_باقریان

@raziolhossein
03:27
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

پیغام بشارت از منادی آمد
هنگامه ی شوق و شور و شادی آمد
بفرست به شکرانه پیاپی صلوات
در بیت جواد امام هادی آمد

از روز ازل زمین غلام هادی است
مرهون کرامت امام هادی است
" العبد و ما فی یده مِنْ مولاه"
یعنی سند دلم به نام هادی است


#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
03:27
#امام_هادی

در میان جامعه از آه خود با ماه گفتم
ایها الهادی النقی؛ یابن رسول الله گفتم

نامتان تا بر زبان آمد به سامرّا رسیدم
ذکرکم فی الذاکرین را در میان راه گفتم

نیمه شب از مویتان از لیلةالقدرم نوشتم
صبح شد از رویتان از فالق الإصباح گفتم

آسمان چشم هایم را کمی ابری کشیدم
زیر باران قطره قطره از شما آنگاه گفتم

خاک های صحنتان مرطوب شد مانند ساحل
رو به دریا ایستادم از غمی جانکاه گفتم

خانه ات آباد ای مرد غریب ای مرد تنها
خواستم از غربتت چیزی نگویم؛ آه گفتم

آبرو دارم ولی با شوق لبخند رضایت
از گناهان خودم بینی و بین الله گفتم

بیت هشتم بود سامرّا برایم مشهدی شد
سمت خورشید خراسان جمله ای کوتاه گفتم

گفتم از شمس الشموس و تو همان شمس الشموسی
من ندانسته شما را تو شما را ماه گفتم

آنقدَر درگیر مضمون بودم و روباه پرده
که حواسم پرت شد آن شیر را روباه گفتم

شعر هرگز دست هایم را نمی بندد برایت
من به پیش پایت ای دریاترین با آه افتم


#رضا_خورشیدی_فرد

@raziolhossein
03:27
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

هردم به دم امام هادی صلوات
هم بر کرم امام هادی صلوات

ای شیعه بیا و با ملائک بفرست
ناز قدم امام هادی صلوات


#عبدالزهرا

@raziolhossein
03:28
#امام_هادی_ولادت

باز دلم در هوايِ حضرت هادي
پرزده تا سامرايِ حضرت هادي

مي كِـشدم سمت بارگاه رفيعش
جَذْبه ي گنبدْ طلايِ حضرت هادي

پَر زده ام تا كــه آشيانه بگيــرم
گوشه ي صحن و سرايِ حضرت هادي

بارِ سفر بسته از دلم ، غمِ عالَم
در دلِ بيتُ الــولايِ حضرت هادي

جامعه را خط به خط،به چشم كشيدم
با نَفَسِ دلگُشـــايِ حضرت هادي

بلكه هدايت شَوَم ، مُدام مي اُفتم
مُلتمــسانه به پايِ حضرت هادي

چاييِ شيرينِ مُوكبِ دَمِ صحن است
دارويِ دارُ الشّـــفايِ حضرت هادي

زاده ي إبنُ الرّضاست،حضرت حق هم
---هست رضا، با رضايِ حضرت هادي

نيمه ي ذي الحجّه مي رسد،چه قشنگ است
---ذبح شَدن ، در مِــنايِ حضرت هادي

نيمه ي ماه است و بين ماه هويداست
عكــسِ رُخِ دلــرُبايِ حضرت هادي

بُرده دل از حضرت جوادُ الائمّـــه
چهره ي چون مرتضايِ حضرت هادي

اي به فداي لبــش كه غنچـه ي بوسـه
---كـــاشته بر گونه هايِ حضرت هادي

"فاطمــه" آورده گُـل براي "سمــانه"
در عــوضِ رو نــمايِ حضرت هادي

گرچه زمينش كشيده است در آغوش
مســـندِ عرش است جايِ حضرت هادي

كوريِ چشمان شورِ خصم،بلند است
---قامـتِ سبـــزِ لوايِ حضرت هادي

كاش كه "سائل"شبي كنار ضريحش
شعــر بخواند برايِ حضرت هادي


#محمد_قاسمی
@raziolhossein
03:28
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی
بر پایه اصول را بنا باید کرد
بر هادی راه اقتدا باید کرد

پیش از نجف و قدم به وادی غدیر
تعظیم به سوی سامرا باید کرد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
03:28
#امام_هادی_ولادت

دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علیّ النقیٍ الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

«مهبط الوحی و معدن الرحمه»
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

« من عصاکم فقد عصی الله »است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

«قد نشرتم شرایع الاحکام»
راه غیر از شما فریب و خطاست

«قولکم صدق ، فعلکم حقٌّ
امرکم متبع » که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

«من اتاکم نجی» ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکة السباع ، ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هرکه بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
03:29
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

گلنغمۀ شادی از منادی آمد
از سوی مدینه بانگ شادی آمد

با آمدن طنین بال جبریل
عطر نفس امام هادی آمد

#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
03:29
#امام_هادی

از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است
*
واژه هایی که نیست در شانت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان
وصف آیینه کار آیینه ست
*
امرکم رشد، ما تهی دستیم
فعلکم خیر، ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
پیش پایت فقیر و مسکین است
*
و بکم یمسک السما مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
بموالتکم...، ولای شما
اصل و فرع و تمامی دین است
*
کربلا گرچه قسمت ما شد
حسرت سامرا به دل مانده
دعوتم کن برای پابوسی...
از تو گفتن همیشه شیرین است...



#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
03:29
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

هردم دل مرده را حیاتی بفرست
از بهر جزایت حسناتی بفرست

ایام ولادت امام هادی ست
بر ماه جمالش صلواتی بفرست


#عبدالزهرا

@raziolhossein
03:33
#امام_هادی_ولادت
#امام_هادی_مدح

ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو

ای فدایّی تو اب و اُم ما
ای تو ابن الرّضای دوّم ما

همه عالم یم عنایت تو
اولیا تشنۀ ولایت تو

ای تو باب المراد اهل البیت
نور چشم جواد اهل البیت

آفتاب رخ هو القیّوم
همه ی حسن چارده معصوم

معرفت سایه ای ز قامت تو
نور، یک جلوه از کرامت تو

روی تو آیت هوالموجود
به وجود تو بسته کلّ وجود

حلم ها لاله ای ز گلشن تو
علم ها خوشه ای ز خرمن تو

روح، قربانی تن پاکت
تن، غباری به دامن خاکت

بال جبریل فرش مجلس تو
گل نرگس نثار نرگس تو

ابر بارنده فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت

چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو

نور الانوار کلّ اجدادی
سیّدی یا علیّنا الهادی

جامعه سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا

زائرین هر کجا که مهمانند
جامعه با دم تو می خوانند

کیست ابن الرّضای دوّم، تو
در امامان علیّ چارم، تو

به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام

بوی احمد دمد ز یاسمنت
از رواق مقدّس حسنت

زده بر سر هوای سامره ام
خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من
کربلای من و مدینۀ من

سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو ولیّ خدای دادگری
تو جوادالائمّه را پسری

تو ز هر وصف خوب، خوب تری
تو به یک چهره چارده قمری

تو علیّ علیّ و فاطمه ای
تو چراغ هدایت همه ای

به دعای تو سنگ گل آرد
به ولای تو ابر می بارد

هم تو گفتیّ و هم خداست گواه
من اطاکم فقد اطاع الله

تو زعیمی تو رهبری تو امام
حق بود از تو با تو در تو مدام

ذکر حق چیست ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما

بی دمت آدمی نمی ماند
به خدا عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت

من اتاکم نجی سرود سرود
به شما خاندان درود درود

شمع بزم اخوّتید شما
اهلبیت نبوّتید شما

در زمین در سپهر در افلاک
هر که شد بی شما هلاک هلاک

چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من کلامُکم نور است

به خداوندی خدا سوگند
به محمّد به انبیا سوگند

به کتاب و به مکّه و به حرم
به صفا و به مروه و زمزم

به مدینه به خاک قبر رسول
به مزاری که گم شده ز بتول

به شهیدان بدر تا امروز
به شهادت به مرگ ظالم سوز

این کلام خدای دادار است
مهرتان خلد و بغضتان نار است

روح قرآن بود بیان شما
جان «میثم» فدای جان شما

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:33
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×384, 43.4 KB
#امام_هادی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

.
03:33
#امام_هادی_مدح
#دوبیتی

دستان پلید فتنه جو رو میشد
دنیای قفس پر از هیا هو میشد

از معجزه ی نگاهت ، ای ابن رضا
شیری که درنده بود ، آهو میشد

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
03:34
#امام_هادی_ولادت
#د‌وبیتی


از خاور و باختر به نظّاره‌ی او
صف بسته ملک به گرد گهواره‌ی او

دامان سمانه، بانوی مغربیّه
شد مشرق آفتاب رخساره‌ی او

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
03:34
#امام_هادی

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علیَ النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یا علیَ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمانِ رهات یا علیَ النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا علیَ النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یا علی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علیَ النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یا علیَ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یا علیَ النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوقِ لقات یا علیَ النقی

نبُوَد به بودن تو غمم، به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به ولات برگِ برات یا علیَ النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تو را
سر خویش را بزنم به کویِ منات یا علیَ النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
03:36
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم


#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
03:38
 #امام_هادی_ولادت

دلا در خانۀ ابن الرّضا ابن الرّضا را بین
چراغ و چشم زهراغ و علیّ مرتضی را بین
ز انوار رخ ابن الرّضا روشن فضا را بین
فروغی دلنشین و دلربا و جانفزا را بین
عروس حضرت زهرا بهار شادی آورده
برای شیعیان امشب امام هادی آورده

دو چشم دل ز هم بگشا که حسن دادگر بینی
در ابناء بشر آیینۀ خیر البشر بینی
در آغوش جواد ابن الرّضا قرص قمر بینی
بیا تا نخل سر سبز ولایت را ثمر بینی
دوباره شیعه را از نور حق دل منجلی آمد
که از سوّم محمّد (ص) در جهان چارم علی آمد

فروغ حسن غیب ذات سبحانه پیدا شد
یگانه لالۀ ریحانه را ریحانه پیدا شد
همه گیرید جان بر کف رخ جانانه پیدا شد
به گرد شمع رویش یک جهان پروانه پیدا شد
زمین، در سینه خورشید خداوندت مبارک باد
جواد ابن الرّضا میلاد فرزندت مبارک باد

موحّد گشته دل با یاد بسم الله ابرویش
زبور، انجیل، قرآن را بخوان در مُصحف رویش
جواد ابن الرّضا چون شاخۀ گل می کند بویش
دل پیغمبران یکسر اسیر طُرّۀ مویش
چه خوانم مهر یا مه یا چراغ انجمش خوانم
همان بهتر که خود ابن الرّضای دوّمش خوانم

به سیرت مظهر واجب به صورت صورت امکان
به رخ و الشّمش و مو و اللّیل و دل عرش استوی الرّحمان
فیوضاتش رسد هم بر ملک پیوسته هم انسان
عبارات و کلام روح افزایش اخ القرآن
به بازار ولایت پوسف زهراست این مولود
یم دو گوهر است و دُرّ نُه دریاست این مولود

علی نام و محمّد (ص) صورت است و بوالحسن کنیت
بیانش دُرّ، دلش دریا، کفش باران، دمش رحمت
کلامش نور و مهرش دین و حبّش معنی طاعت
ولیّ خالق منّان امام عالم خلقت
امامت جاودان از او قیامت را امان از او
حقیقت را زبان از او طریقت را نشان از او

به کویش بندگی کن خواهی ار عبد خدا گردی
بخوان اوصاف او تا با پیمبر هم صدا گردی
مبادا لحظه ای در عمر خود از او جدا گردی
بکوش انسان که در خطَّ تولاّیش فدا گردی
بقا خواهی فنا در مکتب سرخ ولایت شو
جمال هادی آل محمّد (ص) بین هدایت شو

خرد را آبرو با آبرویش بستگی دارد
وجود عالم هستی به مویش بستگی دارد
حیات جاودان بر آب جویش بستگی دارد
شفای دردها بر خاک کویش بستگی دارد
وجود ما به مهر آن امامی مفتخر گردد
که شیر وحشی از آهو به گردش رام تر گردد

زهی بحری که همچون عسکری در دل گهر دارد
زهی ماهی که از خورشید رویی خوب تر دارد
به پیشانی فروغ حجّت ثانی عشر دارد
به صلب خویش مولانا امام منتظر دارد
سلام ما به ابناء و به آباء گرام او
خوشا آن کس که شد آن هادی عترت امام او

خوشا آنکو کنار تربتش اشک رجا دارد
شرار ناله، سوز سینه، حال التجا دارد
بدل حال مناجات و به لب ذکر دعا دارد
خداوندا دلم پیوسته شوق سامرا دارد
امامی گز نگاهش درد انس و جان دوا گردد
عجب نبود که «میثم» هم از او حاجت روا گردد

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:38
#امام_هادی_ولادت
#دوبیتی

یک جلوه ی دلپذیر تکرار شده است
لبخند مهی منیر تکرار شده است

بر دست محمد است انوار علی
آیینه ای از غدیر تکرار شده است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
03:39
#امام_هادی
#د‌وبیتی


وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
ش
11:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
11:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


دوباره فاصله افتاد بین ما آقا
دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه
بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من
عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت
مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات
به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن
اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن
بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار
که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال
که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را
دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا

دلم دوباره برای نجف پریشان است
برای هرم گنه سوز مرتضا آقا

"دلم برای مدینه بهانه می گیرد"
برای لطف خدایی مجتبا آقا

خدا کند که به اذن علی و مادرتان
روم دوباره شب جمعه کربلا آقا

طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر
طواف قبر علمدار باوفا آقا

گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد
نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا

#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
ش
14:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
سلام علیکم

با توجه به سوالات متعدد اعضای محترم کانال توضیحی مختصر در مورد ولادت امام هادی علیه السلام تقدیم میگردد

در باره تاريخ تولد امام هادی (علیه‌ السلام) اتفاق نظري ميان مورخان و سيره‌نويسان نيست. برخي از آنان تاريخ تولد ایشان را نيمه ذی الحجه و برخي ديگر دوم رجب و يا پنجم رجب ذكر كرده‌اند. همچنين درباره سال تولدش، برخي سال 212 و برخي ديگر سال 214 قمري را بيان نمودند.[۱]
يكي از ادله‌اي كه تولد آن حضرت را در ماه رجب مي‌داند، دعاي ناحيه مقدسه است كه در فرازي از آن آمده است: «اَلّلهُمَّ اِنّي اَسْئَلْكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ في رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَليٍّ الثّاني وَابْنِهِ عَليِّ بْنِ مُحَمّدٍ الْمُنْتَجَبِ».[۲]



1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 635؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج 3، ص 230؛ منتهي الآمال (شیخ عباس قمی)، ج 2، ص 361؛ الكافي (شیخ كلينی)، ج 1، ص 497؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي) ص 296.

2- مفاتيح الجنان، دعاي ششم ماه رجب.



@raziolhossein
9 March 2019
ش
02:14
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 47.0 KB
02:16
#امام_هادی_مدح
#د‌وبیتی

تو مرغ بلند آشیانی مولا
همنام امیر مومنانی مولا

مهدی به پدربزرگی‌ات می‌نازد
تاج سر صاحب الزمانی مولا

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
02:17
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی
ابن الرضای دوم ما أیها النقی

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی‌ست
هادی آل فاطمه یا أیها النقی

دارم "ولی"شناسی خود را ز نور تو
مولای من ولیِ خدا أیها النقی

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن
پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا
پر می‌کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده‌تر ز حاتم طائی تویی تویی
مسکین‌ترم ز هر چه گدا أیها النقی

من هر چه خواستم تو عنایت نموده‌ای
یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی‌ام همه ترویج مکتبت
جانم شود فدای تو یا أیها النقی

باید برای غربت تو بی‌امان گریست
با ناله‌های حضرت صاحب زمان گریست



شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود
دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

آن ناخن شکسته و آن کاروان‌سرا
توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

بارانی است از غم تو چشم سامرا
با دیدن تو اشک ملک بی‌اراده بود

وقتی که آسمان ز غمت سینه‌چاک شد
دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگر پاره‌پاره کرد
دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت
هر چند دل، شکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان
از آن سه‌ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه‌های چوب
وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود
چشم به خون نشسته‌اش از دست رفته بود

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
02:17
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


با کلامش شهر را اهل ولایت می‌کند
مردم گمراه را "هادی" هدایت می‌کند

هرکه وصفش را شنید از عشق او بیمار شد
عشقش از راه شنیدن هم سرایت می‌کند

شیخ عباس قمی در "منتهیُ الآمال" خود
معجزات بی شمار از او روایت می‌کند

با وجود او بهشتی بودن اصلا سخت نیست
حبِّ او را هرکسی دارد کفایت می‌کند

کاملا رد کرد اسلام بنی عباس را
"هادی" از اسلام پیغمبر حمایت می‌کند

هرچه هم دشمن اذیت کرد، او نفرین نکرد
دشمنش از صبر بسیارش شکایت می‌کند

هر بلایی هم که میبیند "علی ابن رضا"
شکر حق میگوید، احساس رضایت می‌کند

دشمنش بی احترامی کرد، آنجایی که دید
شیر دارد احترامش را رعایت می‌کند

قاتلش جان خواست از او، جان خود را نیز داد
هرکسی هرچه بخواهد او عنایت می‌کند


رفت در بزم شراب و غصه خورد و گریه کرد
اشک هایش از دل زینب حکایت می‌کند


#آرش_براری

@raziolhossein
02:17
#امام_هادی_شهادت


دلم امشب گدای سامراست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست

یا علی النقی الهادی
حرم تو بهشت قرب خداست

آسمان خاکبوس گنبد تو
کهکشان پیش پای تو برخاست

مهبط الوحی و معدن الرحمه
دل دریایی و زلال شماست

ذره با یک اشاره ات خورشید
قطره با یک نگاه تو دریاست

من عصاکم فقد عصی الله است
که مطیع شما مطیع خداست

قصه ی دوستی تان مولا
شرح و تفسیر وال من والاست

قد نشرتم شرایع الاحکام
راه غیر از شما فریب و خطاست

قولکم صدق ، فعلکم حق
امرکم متبع که حکم قضاست

بسته بر بال هر ملک آمین
نفس جاری تو عین دعاست

من اتاکم نجی ، برای همه
آن ضریح شکسته قبله نماست

مشعل جامعه کبیره ی تو
به یقین رهگشای اهل ولاست

هر فرازش کتاب معرفت است
سطر سطرش شعور و شور افزاست

و خدا در طلیعه ی خلقت
عرش خود را به نورتان آراست

برج و باروی اقتدار شما
تا قیامت بلند و پا بر جاست

بزم می ، برکه السباع ای وای
روضه هایت گریز عاشوراست

خاکبوس در تو سلطان است
هر که بیچاره ی تو شد آقاست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:17
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


اگر رزق من سامرایی نمی شد
نصیبم مقام گدایی نمی شد

اگر قابلیت نمی داشت قلبم
ز چشم کریمت عطایی نمی شد

به اذن تو سجاده را پهن کردم
لب من که وا به دعایی نمی شد

یقینا اگر مادر تو نمی خواست
دل من برایت هوایی نمی شد

اگر که ضریح تو جلوه نمی کرد
ز باغ جنان رونمایی نمی شد

شبیه جهنم جهان بود اگر که
به نور رخت روشنایی نمی شد

تو در جامعه شرح توحید دادی
که بی جامعه دل خدایی نمی شد

اگر آن زیارت نمی ماند از تو
دل عارفی کبریایی نمی شد

و هر سالکی سیر کامل نمی کرد
اگر از تو این رهگشایی نمی شد

کلیمانه مداحی خویش کردی
تو را بهتر از این ثنایی نمی شد

شما مهبط نور وحی الهید
بشر بی شما رهنمایی نمی شد

شما معدن رحمت و گنج علمید
نبودید، دنیا که جایی نمی شد

چو ویرانه می شد، لجن زار می شد
یقین غیر ظلمت سرایی نمی شد

شما باب ایمان و سر خدایید
خدا می شدید حق چو آیینه می شد

نبودید اگر که پناه خلائق
از این تنگناها رهایی، نمی شد

اگر در سقیفه خیانت نمی شد
به فرزند زهرا جفایی نمی شد

نمی شد تعارف به او جامی اصلا
در آنجا چنین ماجرایی نمی شد

خدایا چه می شد که از زهر، قلبش
جوادی نمی شد، رضایی نمی شد

به دنبال مرکب پیاده نمی رفت
اسیر مسیر بلایی نمی شد

چنین که شده زخم پاهایش، ای کاش
دگر دختری پاحنایی نمی شد

دل شب پی ناقه ای در بیابان
ز سیلی شکسته صدایی نمی شد

دگر آبروی رقیه نمی رفت
اگر احتیاجش عصایی نمی شد

ائمه اگر به شهادت رسیدند
یکی مثل آن کربلایی نمی شد

همه لااقل یک کفن داشتند و
تنی دفن با بوریایی نمی شد

دگر پیکری زیر پایی نمی ماند
سری قاری نیزه هایی نمی شد

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
02:17
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


ای کعبه ی دل کوی تو یا حضرت هادی
وی قبله ی جان روی تو یا حضرت هادی
ای چشم همه سوی تو یا حضرت هادی
ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی

آیینه اجلال نبی کیست تویی تو
چارم علی از آل نبی کیست تویی تو

تو اختر برج نبوی شمس هدایی
ماه علوی آینه ی حسن خدایی
فرمانده ی ملک قدر و جیش قضایی
آری تو علیّ ابن جواد ابن رضایی

خوبان جهان نور هدایت ز تو دارند
ارواح رسل روح ولایت ز تو دارند

تو جانی و در کالبد کلّ وجودی
تو وجه خدا آینه ی غیب و شهودی
تو نیّت و تکبیر و قیامیّ و قعودی
تو رابطه ی خلق و خداوند ودودی

از فیض تو منّت به سر خلق نهادند
با مهر تو دادند به ما آنچه که دادند

ای گوهر توحید به درج دهن تو
روییده به هر سو گل وحی از چمن تو
انوار خدا در تو و حسن حسن تو
ما جامعه داریم ز فیض سخن تو

زین جامعه دل سوی تولای تو راهی است
هر جمله آن جلوه ای از وحی الهی است

از سامره خیزد به فلک نور حقایق
دل ها به طواف حرم قدس تو شایق
مرهون تو روز و شب و ساعات و دقایق
روزی خور خوان کرمت جمله خلایق

مدح تو ندای حق و جبریل منادی
نام تو علی کنیه زیبای تو هادی

من آبرو از خاک در سامره دارم
من خاطره ها از سفر سامره دارم
من جلوۀ طور از شجر سامره دارم
من عشق دو قرص قمر سامره دارم

هر جا که روم مرغ دلم در حرم توست
چشمم به تو و لطف و عطا و کرم توست

تو حجّت حق خلق به تأیید تو بنده
توحید و نبوّت به تولاّی تو زنده
جبریل به بام تو یکی مرغ پرنده
در بین قفس رام تو شیران درنده

کردند چو بر ماه جمال تو نظاره
پروانه صفت دور تو گشتند هماره

نور تو که از صبح ازل تافته در دل
خاموش نگردد به هزاران متوکّل
هرگز نشود محو، حق از فتنه باطل
آری نرسد بار کج خصم به منزل

قرآن همه را با سخن وحی دهد پند
هر چیز بود فانی جز وجه خداوند

ای جود تو همچون یم و افلاک حبابت
آوخ که رسید از ستم خصم عذابت
گریم به تو و غصّه بی حدّ و حسابت
افسوس که بردند سوی بزم شرابت

برخیرگی خصم و به بی شرمی او اُف
خاکم به دهن جام مِی اَت کرد تعارف

تو آیه تطهیری و رجس از تو به دور است
دل جای خدا و دهنت چشمه نور است
وای از متوکّل که چه بی شرم و جسور است
مست می و مست ستم و مست غرور است

با آن شرف و عزّت و اجلال معانی
می خواست که در محفل او شعر بخوانی

خواندی دو سه بیتی که بهم ریخت سرورش
از روی سرش خورد زمین تاج غرورش
گفتی سخن از آدمی و تنگی گورش
افتاد به تن لرزه بدان قدرت و زورش

لرزید ولی در پی اظهار ندامت
می زد همه دم تیشه به طوبای امامت

فریاد که زد زهر ستم شعله به جانت
افسوس که مسموم شدی چون پدرانت
آوخ که ز تن رفت برون تاب و توانت
سوزد جگرم بر تو و غمهای نهانت

«میثم» که به دل سوز و به سر شور تو دارد
باشد که به خاک حرمت چهره گذارد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:18
#امام_هادی_شهادت


سوختم از اثر زهر و خدایا کردم
جگر سوخته را هدیه به زهرا کردم

درد بسبار به دل دارم و همدردی نیست
دردهایم همه با گریه مداوا کردم

از جفای متوکل به خدا خسته شدم
گر چه با او همه عمر مدارا کردم

گاه می برد پیاده زپی خویش مرا
سوختم شمع صفت دیده چو دریا کردم

گه شنیدم که دشنام به زهرا می داد
پسر حیدرم و صبر چو مولا کردم

آن شبی را که مرا برد سوی بزم شراب
مرگ خود را زخداوند تمنا کردم

پسر فاطمه را جام تعارف می کرد
جای او شرم من از حی تعالی کردم

دست بسته چو شدم وارد آن بزم شراب
یاد از عمه خود زینب کبری کردم

یاد آن روز که در شام خرابش بردند
بازوی بسته سوی بزم شرابش بردند

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:18
#امام_هادی_مدح
#دوبیتی


در پيروي از عشيره ات شيعه شدم
در پرتو حسن سيره ات شيعه شدم

هادیِ قلوب حق طلب ادرکني
با جامعۀ کبيره ات شيعه شدم

#سیدمحمد_میرهاشمی

@raziolhossein
02:18
#امام_هادی_شهادت


آن حجتی که در نظرش جز خدا نبود
درد دلش زیاد ولیکن دوا نبود

قلبی شکسته داشت ز زخم زبان خصم
او آشنای خلق و ورا آشنا نبود

تطهیر بود و از چه به خصمش کسی نگفت
بزم شراب جای امام هدا نبود

بسیار غم به سینه او بوده است ولی
اشکش به جز برای غم کربلا نبود

در سامرا اگرچه غریبانه کشته شد
اما دگر سرش ز تن او جدا نبود

او گرچه شد شهید ولی بعد از آن دگر
ناموس او اسیر ید اشقیا نبود

بعد از شهادتش به خدا احترام شد
جسمش به روی خاک برهنه رها نبود

اما حسین را زقفا سر بریده اند
آن حجتی که در نظرش جز خدا نبود

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:18
#امام_هادی_مدح



ای دهم حجّت خدای ودود
هادی ملک خالق معبود

آفرینش یم عنایت تو
هادیان بندۀ هدایت تو

حلم ها لاله ای ز گلشن تو
علم ها خوشه ای ز خرمن تو

منجلی در تو نور کل علوم
همه ی حسن چارده معصوم

چشم دشمن به لطف و رحمت تو
متوکّل حقیر عزّت تو

ابر بارنده فیضی از جامت
شیر درّنده در قفس رامت

جامعه سطری از عبارت تو
انبیا عاشق زیارت تو

در خراسان، مدینه، سامرّا
نجف و کاظمین و کرب و بلا

زائرین هرکجا که مهمانند
جامعه با دم تو می خوانند

ای تو ابن الرّضای دوّم ما
در امامان علیّ چارم ما

به مزار مطهّر تو سلام
به عروس و به خواهر تو سلام

زده بر سر هوای سامره ام
خاک پای گدای سامره ام

سامره آفتاب سینه ی من
کربلای من و مدینۀ من

سامره شهر نور، شهر شرف
سامره باغی از بهشت نجف

سامره در زمین بهشت اله
آسمان دو آفتاب و دو ماه

تو علیّ علیّ و فاطمه ای
تو چراغ هدایت همه ای

به دعای تو سنگ گل آرد
به ولای تو ابر می بارد

ذکر حق چیست؟ ذکر خیر شما
کیست میزان حق به غیر شما؟

بی دمت آدمی نمی ماند
به خدا عالمی نمی ماند

طایر وحی از تو دانه گرفت
در ریاض تو آشیانه گرفت

یم جود و فتوتید شما
اهلبیت نبوّتید شما

چشم دل بی چراغتان کور است
شاهد من "کلامُکم نور" است...

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:18
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح
#عید_نداریم

ای گنج معرفت به دل سامرا سلام
ابن الجواد حضرت ابن الرضا سلام

ای چون پدر مطهر و معصوم و متقی
ای آسمان علم خدا ایهاالنقی

خورشید از تشعشع نورت منوّر است
ماه فلک به یُمن حضورت منوّر است

در قول و حکم و فعل تو انصاف جاری است
باغ کرامت تو همیشه بهاری است

گنجینه های علم الهی است در دلت
حظِّ حضور می برم امشب ز محفلت

نطقت اگر نبود هدایت نداشتیم
راهی به آسمان امامت نداشتیم

با نور تو درست شده اعتقادمان
دادی طریق عرضهء حاجات یادمان

فهمانده ای به ما ادب و احترام را
طرز چگونه حرف زدن با امام را

فهمانده ای که شآن رفیع امام چیست
ظرفیت پذیرش فیض مدام چیست

لطفت اگر نبود مقرب نمی شدیم
در محضر ائمه مودّب نمی شدیم

توحید حق به نام شما آب خورده است
خضر از وجود جام شما آب خورده است

رکن خداشناسی و درهای رحمتید
فرزندهای نور و پسرهای رحمتید

جز اهل بیت بحر کرم، اصل خیر کیست؟
در این جهان بگو که چهار فصل خیر کیست؟

هر کس که باطنا" به خدا وصل می شود
با رحمت نگاه شما وصل می شود

کفر است اگر به غیر شما رو زند کسی
عشق است اگر کنار تو زانو زند کسی

ای سرو سربلند سحرهای سامرا
باز است بر گدای تو درهای سامرا

ما سائلیم و جای دگر سر نمی زنیم
جز خانه شما در دیگر نمی زنیم

ما آب و نان به دست شما صرف کرده ایم
شاهان شما، تمامی ما نیز بَرده ایم

امشب میان عشق شما سیر می کنم
از چشم پاکتان طلب خیر می کنم

ما را از آن دو چشم شریفت نگاه کن
یا هادی الائمه مرا سر به راه کن

آقا تلاش کردم و این دل ادب نشد
آماده رسیدن ماه رجب نشد

باقیِّ عمر را نگرانم چه می شود
آماده نیستم رمضانم چه می شود

آقا به قلب غمزده فیضی افاضه کن
فکری برای برکت این سال تازه کن

آغاز سال من نظری کن به حال من
بی ارزشم ولی نشوی بی خیال من

خیر مرا ندیده کسی، خیره سر شدم
در آخر خَطَم به تو محتاج تر شدم

امشب ولی به عشق هوایت رسیده ام
امشب به قصد گریه برایت رسیده ام

آقا شنیده ام که غمت بی شمار بود
دور از مدینه بودی و دل بی قرار بود

آقا چه ها که از متوکل کشیده ای
پای پیاده در دل صحرا دویده ای

خسته شدی عرق به جبینت نشسته بود
پایت برهنه، ناخن آن هم شکسته بود

گاهی تو را به بزم حرامی کشانده اند
گاهی تو را میان خرابه نشانده اند

جا داده اند بین فقیران چرا تورا؟
بردند بین حلقه شیران چرا تو را؟

شیران که در برابرتان سر گذاشتند
بی اذن تو سر از کف پا بر نداشتند

آنان که بر امام ارادت نداشتند
قاتل برای کشتن تو می گماشتند

هر چند زهر غم جگرت را کباب کرد
قلب مقدس پسرت را کباب کرد

سر را به روی پای حسن می گذاشتی
بهر خودت حنوط و کفن می گذاشتی

می سوخت پیکر تو ولی خانه ات نسوخت
در بین شعله دامن دُردانه ات نسوخت

در کربلای جدّ شما غم چکار کرد
طفلی نفس بریده از آتش فرار کرد

آن خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود
می سوخت بین آتش و در التهاب بود

امشب دلم شکسته و فریاد می زنم
با محتشم نشسته و فریاد می زنم

ای کشته فتاده به هامون حسین من
ای صد دست و پا زده در خون حسین من

ای شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه
افتاده ای به زیر سنان بین قتلگاه

جایت کم است پیکر خود را تکان نده
مادر رسیده، تشنه لب اینگونه جان نده

#مجتبی_شکریان

@raziolhossein
02:19
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

رود از راز و نیاز تو حکایت می‌کرد
نور را عمق نگاه تو هدایت می‌کرد

ماه اگر ـ ذکر به لب ـ گِرد زمین می‌چرخید
صورت ماهِ تو را داشت زیارت می‌کرد

دهمین بار هوالحق متجلی شده بود 
چارمین بار علی بود امامت می‌کرد

درد را نسخه‌ی خال تو شفا می‌ بخشید
عاشقان را دل نرم تو شفاعت می‌کرد
.
"و بِکُم عَـلَّمَنا الله"  تو می‌خواندی و ... آه!
آه از آن شهر که بی قبله عبادت می‌کرد

جامعه حرف دلت را که به خود باخته بود
"طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد"

متوکل به تماشای شرابت آورد
به دل مست تو از بس که حسادت می‌ کرد

و نفهمید که مستی اثری بود که داشت
با طلوع تو به هر ذره سرایت می‌کرد
.
"از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر"
وقتی از پنجره‌ ی شعر صدایت می‌کرد

کوه هر صبح به صبر تو سلامی می‌ داد
ماه هر شب به رخت عرض ارادت می‌کرد

ری پُر از عطر سخن‌ های تو می‌ شد وقتی
سید عارف ری، از تو روایت می‌ کرد

شاه بخشنده ! نرو ، بی تو فقیران چه کنند؟
سامرا داشت به دستان تو عادت می‌کرد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
02:19
#امام_هادی_شهادت


بی هوا درب خانه ات وا شد
عده ای نانجیب آمده اند
بین سجده، بدون عمامه
پیِ تو ای غریب آمده اند

می کِشد با دو دستِ بسته تو را
دل به تقدیر داده بودی تو
دشمنانت سوار بر مرکب
پشت مرکب پیاده بودی تو

جان فدایت که روضه خوان بودی
یادِ نور دو عین افتادی
عقب قافله زمین خوردی
یادِ بنتُ الحسین افتادی

تا رسیدی به کاخ آن ملعون
پر و بالت تمام خاکی شد
ذره ای از بها نمی افتد
گیرم اصلا امام خاکی شد

متوکل شراب آورد و...‌
بعد از آن هم کمی به تو خندید
طعنه زد لااقل بخوان شعری
شعر خواندی...وجودِ او لرزید

دل زهراییت شکست آن جا
یادت افتاده بود بزم شراب
یاد دندان و خیزران بودی
یادت افتاده بود اشک رباب

یادت آمد شراب را می ریخت
به روی زخم دیده ی جدت
چشم عباس خیره شد ناگه
سوی رأس بریده ی جدت

می چکید اشکش از نوک نیزه
همه ی های و هویم این جا بود
دختری زیر لب فقط می گفت:
کاش الآن عمویم این جا بود

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
02:19
#امام_هادی_شهادت


در آسمان سامرا پیچیده بوی من
یادِ مدینه مانده بُغضی در گلوی من

هرشب بیادِ مادرِخود جامعه خواندم
شرحِ صفاتِ مادرم شد گفتگوی من

با دستِ بسته از مدینه راه افتادم
در هرنمازم اشک شد آبِ وضوی من

با بی ادب های عرب تبعید مشگل شد
رویِ سپاهی واشده دیگر به روی من

منزل به منزل رفته ام با پیکیری سالم
بر هم نخورده با تکانِ نیزه موی من

طعمِ شبِ سردِ خرابه را چشیدم من
بازی شده در چند جا با آبروی من

شکرِ خدا ناموسِ من در پرده پنهان بود
آن شب میانِ خانه وقتِ جستجوی من

چون عمه در بزم شرابی گیر افتادم
شد مرگ آن لحظه تمام آرزوی من

بی تربیت ظرفِ شرابش را تعارف کرد
چشمان یک جمعیتی خیره به سوی من

بر خورد بر شخصیتم با آنکه مَردَم من
تصویر ِ زنها زنده شد در روبروی من

قرآن نه، شعری خواندم ومجلس عوض گردید
اصلا نخورده دست بر ترکیب روی من

شکر خدا بازی نکرده با لبم چوبی
باخیزران ضربه نخورده بر سبوی من

بر خیزران و طشت و هرچه مست لعنت
بر آنکه دندان حسین بشکست لعنت

#قاسم_نعمتى

@raziolhossein
02:19
#امام_هادی_شهادت


طایری دلخسته دور از آشیانم یاحسین
وقف تو گردیده این اشک روانم یاحسین
بسکه سوزد از غم تو قلب و جانم یاحسین
این دم آخر شده ورد زبانم یاحسین
تا نفس دارم برایت روضه خوانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین
ً

دورم از شهر و وطن نه بین صحرا مثل تو
بی کس و تنها شدم اما نه تنها مثل تو
سوزم از زهر و کشم روی زمین پا مثل تو
آب هست اما ننوشم جرعه ای تا مثل تو
بر لب آید تشنه لب این نیمه جانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین


بارها قبر تو را کردند ویران سوختم
یاد حتک حرمتت باسُم اسبان سوختم
زایرت کشتند و من چون شمع سوزان سوختم
یاد اول زائری که شد پریشان سوختم
شاهدم این گریه های بی امانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین


ناسزا گفتند بر زهرا شنیدم سوختم
مثل درب سوخته ناله کشیدم سوختم
همچو زهرا از جوانی دل بریدم سوختم
من که سیلی خوردن مادر ندیدم سوختم
تو که دیدی چه کشیدی من ندانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین



زاده پیغمبر و نیمه شب و بزم شراب
آیه تطهیر و ذکر یارب و بزم شراب
شد دوباره تازه داغ زینب و بزم شراب
یاد آن طشت زر و چوب و لب و بزم شراب
قاتلم شد روضه های عمه جانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین


آرزو می کرد جان می داد زینب وای من
در برِ نامحرمان اِستاد زینب وای من
خیزران بالا که رفت افتاد زینب وای من
چوب بر لب خورد و زد فریاد زینب وای من
کاش می بستند دست و دیدگانم یاحسین
یاحسین و یاحسین و یاحسین و یاحسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
02:20
#امام_هادی_شهادت


منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم
سالها دشمن من داد ز غم آزارم
دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم
دشمنان نیز خجالت زده از کردارم
نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد
متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد
معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد
ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد
من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد
گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد
روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم
بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم
غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم
خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم
خواست تحقیر کند دید که والا هستم
جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم
آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد
تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند
دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند
گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند
گاه در مجلس اغیار مرا آوردند
بارها در نظرم کرب و بلا آوردند
کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد
مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا
عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا
بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا
وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا
بزم مشروب کجا و حرم آل کسا
جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین
تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود
صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود
چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود
غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود
زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود
عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند
و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد
بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد
بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد
این رباب است که بوسه به سر از جان می زد
باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد
داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه
نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

#محمد_ژولیده

@raziolhossein
02:20
#امام_هادی_شهادت


رنگ صد لاله ز نسرین عذارش ریخته
صد نیستان ناله از آه نَزارش ریخته

فاطمه گر نیست بر بالین او پس از چه روی
این همه یاس پریشان در کنارش ریخته؟

یا پریده در حقیقت رنگ از روی مهش
یا دل آئینه ی آئینه دارش ریخته

تیر دیگر در کمان صیاد دنیا چون نداشت
زهر را چون طرح بر جان شکارش ریخته

خشکسالی جای دارد شهر را ویران کند
آبروی سامرا از چشم زارش ریخته

در عیادت از دلش شاید که دلها بشکند
چون دل اهل و عیال او کنارش ریخته

بس که می سوزد گمانم قالب خورشید را
از دل آتش نهاد داغدارش ریخته

شاید از کرببلا می آید و قبر حسین
ابر دلتنگی که باران بر مزارش ریخته

در کفن پیچید مانند خبر در کوچه ها
در گریز روضه خود طرحی به کارش ریخته

جای دارد تاک روید معنی از خاک درش
اشک چشم عسکری روی مزارش ریخته

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
02:20
#امام_هادی_شهادت


کس نیست در این شهر مرا یار خدایا
جز خون دل و آه شرر بار خدایا

گه گوشه زندان و گهی خان سئالیک
جایم شده جای گل و گلزار خدایا

فرزند علیم که به من ارث رسیده
مظلومیت حیدر کرار خدایا

با چاه علی درد دلش گفت ولی من
با ماه کنم درد دل اظهار خدایا

چون ماه فقط دید چه دیدم من مظلوم
از خصم در آن نیمه شب تار خدایا

بردند مرا بزم می و شرم نکردند
از فاطمه و احمد مختار خدایا

می گفت که من شعر بخوانم زبرایش
میکرد براین گفته اش اصرار خدایا

از شرم ؛نگاهم به زمین دوخته بودم
اشکم زبصر ریخت به رخسار خدایا

صحبت شده از بزم می و باز دلم سوخت
بر زینب و بر عترت اطهار خدایا

من مردم و غم نیست چها دیده ام اما
دخت علی و مجلس اغیار خدایا

زینب که ندیده است کسی سایه او را
میرفت در آن بزم به ناچار خدایا

نامحرم و زینب امان از دل عباس
خجلت زده شد باز علمدار خدایا

ای کاش نمیدید دگر عمه زارم
آن چوب جفا و لب دربار خدایا

این چوب به لب میزد و بیچاره رقیه
حق داشت زند لطمه به رخسار خدایا

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:20
#امام_هادی_شهادت


آه در سینه ام از زهر شراری برپاست
آتشی بر جگر و رویِ لبم واویلاست

سوختم سوختم آبی که نفس می سوزد
حجره ام از جگر سوخته ام کرببلاست

مادرم آمده بالین منِ چشم به راه
تا بگویم غم خود را که دلم پُر غوغاست

دستِ من بست و مرا نیمه شب از خانه کشید
بی حیایی که نمی گفت غریب و تنهاست

گاه می رفتم و گاهی به زمین می خوردم
مثل آن طفل که مبهوت دو چشم باباست

مثل آن دخترکی که نفسش بند آمد
راه می آمد و می دید سری بر نی هاست

سنگ بود و سری که ز لبش خون میریخت
خیزران بود و یتیمی که شبیه زهراست


#حسن_لطفی
@raziolhossein
02:20
#امام_هادی_شهادت


قلبمو خیلی سوزوندن بخدا
غصه رو دلم نشوندن بخدا
من پیاده دشمنم سواره بود
تو کوچه منو کشوندن بخدا
.
.

بی حیا دیگه نسوزون جگرم
چرا آخه میزنی هی شررم
سرمو اگه میخوای ببر ولی
ناسزا دیگه نگو به مادرم
.
.

چقدر به بچه هام دادن عذاب
دلم از این همه داغ شده کباب
خیلی یاد عمه زینب افتادم
وقتی بردن منو تو بزم شراب
.

زینب و بزم شراب واویلتا
زینب و شام خراب واویلتا
صحبت از کنیزی و آل علی
قلب زهرا شد کباب واویلت

بمیرم برای غمهای حسین
وسط طشت طلاس جای حسین
پیش چشمای سه ساله دخترش
خیزرون میزد به لبهای حسین
.

#عبدالزهرا
@raziolhossein
02:21
#امام_هادی_شهادت


درخانه اش غریب شدویاوری نداشت
در سینه اش بجز جگر پرپری نداشت

مظلوم مانده بود درآن شهر بی حیا
او هم امام بود ولی لشگری نداشت

میگفت آب آب و در آخرین نفس
جز ذکر یاحسین دم دیگری نداشت

درلحظه ی نفس زدن و جان سپردنش
شکرخداکنار خودش خواهری نداشت

برپیکرش نبود رد تیغ و خنجری
دیگرکسی نگاه به انگشتری نداشت

بر اهلبیت او نشد آنجا جسارتی
میرفت تشنه کام و غم معجری نداشت

بزم شراب دید ولیکن عدوی او
دیگر میان تشت طلایی سری نداشت...

#امیر_قربانیفر

@raziolhossein
02:21
#امام_هادی_مدح
#د‌وبیتی

وقتی که تمامی ملائک، مولا
از حسن تو گویند یکایک، مولا

این ذره کجا و آفتابی چون تو
«کَیفَ اَصِفُ حُسنَ ثَنائِک» مولا؟

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت
#د‌وبیتی

در شهر غریب ، از نفس افتادی
در حجره ی تنهایی خود جان دادی

مظلوم ترین غریبِ سامرّایی
جانها به فدات ، یا امام هادی

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت


آسمان را آهِ جان سوزت ز پا انداخته
مادرت را باز در هول و ولا انداخته

کاری از دستِ طبیبان بَر نمی آید غریب
در کنارِ بستر تو مرگ جا انداخته

پوستی بَر استخوان داری،به زهرا رفته ای
خونِ دل خوردن تو را از اشتها انداخته

رفته رفته حجره ات گودال سرخی میشود
زهر، لب هایِ تو را از ربنا انداخته

تشنگی بی رحم تر از نیزه ی زیرِ گلوست
تارهایِ صوتی ات را از صدا انداخته

جامِ مِی شرمنده ی اندوهِ چشمانت شده
ماجرا را گردنِ شام بلا انداخته

شام گفتم، خیزران آمد به یادم «وای وای»
گریه ها را یادِ طشتی از طلا انداخته

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت


شکست بال و پرش آسمان تکان می‌خورد
ز درد روی تنش، رنگ ارغوان می‌خورد

میان بستر خود او ز درد می‌پیچید
گره به کار اهالی آسمان می‌خورد

برای زخم عمیقش دوا افاقه نکرد
ز بس که زخم زبان او از این و آن می‌خورد

تو را خدا دگر او را به کوچه‌ها نکشید
خدا نکرده زمین گر در آن میان می‌خورد-

-جواب مادر او را چگونه می‌دادید
چه قدر خون جگر او ز دست‌تان می‌خورد

میان بستر خود تشنه روضه سر می‌داد
صدای گریه و آهش به گوش جان می‌خورد

چنان ز چوب و لب خشک و خیزران می‌خواند
که گوئیا به لبش چوب خیزران می‌خورد

شبیه جدِّ غریبش چنان به خاک افتاد
کأنَّ ضربه ز سر نیزه‌ی سنان می‌خورد

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت


خون می‌چکد ز دیده‌ی در خون‌شناورم
در بهت چشم‌های گهربار مادرم

سوز عطـش به ریشه‌ی من تیشه می‌زند
خشکیده شاخه‌های بلند صنوبرم

در انتهای مغرب رنگ کبود رفت
خورشید پر فروغ جمال منورم

از هرم زهر و معجزه‌ی لخته‌های خون
یاقوت سرخ گشته لبان مطهرم

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد
تفتیده کوره‌ای شده گرمای بسترم

با هر نفس تمام تنم تیر می‌کشد
چشم‌انتظار قطع نفس‌های آخرم

در لحظه‌های آخر عمرم هوایی‌ام
افتاده شور کرببلا باز در سرم

این آرزوی لحظه‌ی جان‌دادن من است
با ذکر«یاحسین» رود جان ز پیکرم

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت
#د‌وبیتی

امروز که زمین و آسمان می گرید
از بهر غريب سامرا می گرید

جا دارد اگر كه شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید

@raziolhossein
02:22
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


تمام اهل نظر بر تو التجا بکنند
به نام پاک نقی خاک را طلا بکنند

هنوز بردن نامت کمال بی‌ادبی است
به لفظ "حضرت آقا" تو را صدا بکنند

فرشته‌ها همه هنگام سجده حیرانند
که رو به قبله و یا رو به سامرا بکنند

چقدر روی دلت زخم کهنه بسیار است
به زهر زخم دلت را چرا دوا بکنند

دوباره یک دو نفر را به کربلا بفرست
که زیر قبه برایت کمی دعا بکنند

خدا کند که شبانه تو را دگر نبرند
ز نام مادرتان لااقل حیا بکنند

خدا کند که غریبانه دست و پا نزنی
ملائک از پرشان فرش دست و پا بکنند

دوباره از لب خشکت سلام می‌ریزد
همین‌که روی تو رو سوی کربلا بکنند...

سلام بر بدنی که سه روز بعد آن را
ز دست نیزه گرفته که بوریا بکنند...

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
02:23
#امام_هادی_شهادت
#د‌وبیتی

همین که در تنش زهر شب افتاد
امام هادی از تاب و تب افتاد

چو وارد کردنش در بزم شادی
به یاد عمه‌جانش زینب افتاد

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:23
#امام_هادی_شهادت


آن روز از کبوتر زخمی پری نبود
خورشید فاطمه که به این لاغری نبود!

شد مثل مادرش به خدا راه رفتنش
فرقی که داشت این که جوان بستری نبود

آیا دلیل غصّه‌ی او زهر بوده؟ نه
از آن شراب، دردسر بدتری نبود

یک بی‌حیا و ظرف شراب و امام بود
اما به لعل لب، لب چوب تری نبود

یک شهر دشمن از همه‌جانب ولی دگر
چشم طمع که در پی انگشتری نبود

آنجا کشنده بود که در پیش دختران
می‌زد یزید چوب،… وَ آب‌آوری نبود

ای کاش در مقابل چشمان خواهری
رأس بریده داخل طشت زری نبود

فریاد می‌کشید صدای گرفته‌ای:
بابا محاسن تو که خاکستری نبود!

وای از غروب شام غریبان که ناقه بود
امّا میان جمع، علی اکبری نبود

#علی_زمانیان

@raziolhossein
02:23
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


گرفته جان نفسم در ثنای حضرت هادی
دُر سخن بفشانم به پای حضرت هادی

نداشت طوطی جانم هنوز لانه به جسمم
که بود مرغ دلم آشنای حضرت هادی

صفا و مروه کجا و حریم یوسف زهرا
صفاست در حرم با صفای حضرت هادی

مقرّبان الهی فرشتگان بهشتی
کشند منّت و عطای حضرت هادی

زدست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم
شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی

درندگان زمین التجا برند به سویش
پرندگان هوا در هوای حضرت هادی

اگر به سامره ام اوفتد گذر سر و جان را
کنم نثار به گنبد نمای حضرت هادی

دلم که درد گناهش به اختصار کشانده
پناه برده به دار الشّفای حضرت هادی

مرا چه قدر که گردم گدای خاک نشینش
که هست خازن جنّت گدای حضرت هادی

دهد به روح لطیف ملک، صفا و طراوات
ملاحت سخن دلربای حضرت هادی

به خاک، عطر بهشتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی

به عمر، دهر مرا گر دهند عمر، نیرزد
به لحظه ای که کنم جان فدای حضرت هادی

به تیرگی نبری روی و راه خود نکنی گم
هدایت است به ظلّ لوای حضرت هادی

بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی
به ارزش سخن دلربای حضرت هادی

مرا رضایت ابن الرّضا خوش است که دانم
بود رضای خدا در رضای حضرت هادی

هزار بار به هر لحظه لعن بر متوکّل
که بود در پی جور و جفای حضرت هادی

به زور خواند به بزم شراب حجّت حق را
نکرد شرم و حیا از خدای حضرت هادی

گهی به بزم شراب و گهی به مجلس دشمن
چگونه اشک نریزم برای حضرت هادی

چو شمع، از شرر زهر، آب گشت وجودش
گرفت شعله زسر تا به پای حضرت هادی

نبود این همه بیداد و ظلم و جور پیاپی
جزای آن همه مهر و وفای حضرت هادی

چگونه اشک نریزند دوستان به عزایش
که گشته فاطمه صاحب عزای حضرت هادی

غریب و بی کس و تنها شهید گشت چو جدّش
زمین سامره شد کربلای حضرت هادی

سیاه پوش کن ای آسمان ملائک خود را
که شد خموش صدای دعای حضرت هادی

شراره سر کشد از بیت بیت تو (میثم)
توئی زبان غم و دردهای حضرت هادی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:23
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح
#عید_نداریم


هزار شُکر که بُردیم نامِ هادی را
هزار شُکر که داریم امامِ هادی را

هزار شُکر که دارد در این شبِ نوروز
لباسِ مشکیِ ما احترامِ هادی را

سلامِ ما برسانید ای کبوترها
که بشنویم علیک السلامِ هادی را

چقدر جلوه به جبریل میرسد وقتی
خطاب می کند: آقا ، غلامِ هادی را

بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست
نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست



بر آستان تو مژگانِ ما که عادت کرد
به خاک بوسی ما آسمان حسادت کرد

کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت
کسی که رفت به این روضه‌ها عبادت کرد

همینکه زائرت از جامعه زیارت خواند
سبوی خویش پُر از چشمه‌ی سعادت کرد

برای عمه سادات  در قفس رفتی
و شیر عرض اردت به این سیادت کرد*

پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند
روا بود که گریبان امام پاره کند*



تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند


شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

*اشاره به روایت داخل قفس شیرها رفتن امام‌هادی(علیه‌السلام)

*اشاره به گریبان چاک زدن امام‌حسن‌عسکری(علیه‌السلام)در فراق پدر
#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:23
#امام_هادی_شهادت


از سوز زهر نیست،اگر آب شد تنت
از خاطرات تلخ به تن،تاروپود نیست

شد حمله سمت خانه ات،اما یکی نگفت
اینگونه خانه آمدن طرز ورود نیست

بستند گرچه دست تورا نیمه های شب
اما دگر به فرق تو جای عمود نیست

اینجا کسی به جسم تو نیزه نمی زند
یا که لبت ز تیزی چوبی کبود نیست

بردند بین بزم شرابت،ولیک شکر
ناموس تو مقابل چشم یهود نیست

دادند تسلیت پسرت را ز بعد تو
دوروبرش دگر،خبر از چنگ و عود نیست

زینب به شام بر سر قبر رقیه گفت
در سینه ام ز ماتم تو غیر دود نیست

برخیز ای سه ساله ی قامت خمیده ام
آن کس که گوشواره ز گوشت ربود نیست

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
02:24
#امام_هادی_شهادت


آتش زهر اثر تا به دل و جانش کرد
باز هم یاد حسین و لب عطشانش کرد

جگرش سوخت و، از زهر ولی شکوه نکرد
منّتش داشت که بر فاطمه مهمانش کرد

خوش به حالش روی دامان پسر جان می‌داد
غم دور از وطنی گر چه پریشانش کرد

نه کسی آمد و با نیزه به پهلویش زد
نه کسی بی‌ادبی با تن بی‌جانش کرد

بدنش آب شد از زهر ولی سالم بود
نه کسی سر زتنش برد نه عریانش کرد

نه غم اهل حرم داشت به وقت رفتن
نه کسی بعد جسارت به عزیزانش کرد

پسرش گریه کنان پیرهنش پاره نمود
کی دگر کعب‌‌نی از گریه پشیمانش کرد

نیمه شب که در آن بزم شرابش بردند
یاد از بزم یزید و سر مهمانش کرد

خیزران و سر شاه شهدا واویلا
خواهرش دید چها با لب و دندانش کرد

زینبی که همه جا مثل علی صبر نمود
عاقبت چوب جفا پاره گریبانش کرد

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:24
#امام_هادی_شهادت


ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی
بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»
در آینه صبح و مسا حضرت هـادی

دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها
خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

بردند همان شب که سوی بـزم شرابت
چون از تو نکردند حیا حضرت هادی

افسوس که کشتند تـو را از ره بیـداد
بی جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادی

افسوس، به جور از حرم مادر و جدت
گشتی تو غریبانه جدا حضرت هادی

کس از غم ناگفته‌ات ای یوسف زهرا
آگاه نشد غیر خـدا حضرت هـادی

کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمی؟
ای جان جهانت بـه فدا! حضرت هادی

بزم می و خون دل و حبسِ ستم و زهر
حق تو عجب گشت ادا حضرت هادی

در ماتـم تـو ای خلف پـاک پیمبـر
شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادی

"میثم" به تو و غربت تو اشک فشاند
ای کشته بی‌جرم و خطا حضرت هادی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:24
#امام_هادی_شهادت


دارد امید که دردش به مُداوا نکشد
با چنین درد غمش کاش به فردا نکشد

زهر خورد و جگرش سوخت لبش را سوزاند
چه کند از دل اگر ناله‌ی زهرا نکشد

بار اول که در این خانه نبوده اما...
کاش می‌شد به کنارِ پسرش پا نکشد

سینه وقتی که بسوزد نَفَست می‌گیرد
نیست امید که کارش به تَقَلا نکشد

پسرش چاک گریبان زده بر بالینش
چه کند دست اگر بر سرِ بابا نکشد

ظرفِ آبی به لبش دید فقط گفت حسین
نَفَسی نیست اگر وای حسینا نکشد

کربلا آب رسید و به زمین اما ریخت
خواست نامرد که یک آه هم آقا نکشد

دست خواهر به سرش ، داشت دعایی شاید
لحظه‌ی آخرِ او کار به دعوا نکشد

ضربه‌ها اینهمه بر صورت آقا نزنید
هیچ کس نیست که یک تیغ در اینجا نکشد

شعله اُفتاده به دامانِ یتیمی اما
می‌دَود تا که کسی گیسوی او را نشکد

بیشتر می‌شود آتش اگر اینقدر دَوَد
عمه ای‌کاش که این شعله به بالا نکشد

می‌بَرد هرچه دلش خواست حرامی باشد
کاش فریاد سرِ دختر نوپا نکشد

خوب شد بود عمو بر سر نیزه تا که
حالِ این خواهرِ تنها به تماشا نکشد


#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:24
#امام_هادی_شهادت

دگر این عمر به سر آمد و وقت سفر است
مادرم فاطمه در باغ جنان منتظر است

غم دل با تو نگویم به که گویم مادر
مادر است آنکه انیس دل زار پسر است

آن زمان شوهر تو بود غریب و مظلوم
این زمان هم پسرت از همه مظلومتر است

شاهد غربت من واقعه بزم شراب
شاهد غربت و ومظلومی او میخ در است

از همان شب که در آن بزم شرابم بردند
روز و شب چشم گهر بار من از اشک تر است

پاره پاره جگرم گر چه شد از زهر ولی
قاتل جان من غمزده داغ دگر است

ناسزایی که عدو گفت به تو کشت مرا
آتش این خبر از زهر شرر بار تر است

به پسر سخت بود این خبر اما به خدا
پیش او مادر اورا بزنند سخت تر است

همه عمر پریشان عمویم حسنم
دید در کوچه چسان مادرمان در خطر است

چقدر خواهش آن بی سر و پا کرد نزن
مادرم فاطمه غش کرد نامرد نزن

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:24
#امام_هادی_شهادت

آیا که شود باز ببینم وطنم را
آرام کنم سینه ی پر از محنم را

دلتنگ مناجات سحرهای بقیعم
با مادر غمدیده بگویم سخنم را

از سوز عطش تار شده راه نگاهم
آخر چه کنم ؟ لرزش دست و بدنم را

آتش زده بر جان و دلم صوت حزینی
سخت است تماشا کنم اشک حسنم را

آن روز که در گوشه ی ویرانه نشستم
لرزاند ، غم عمه ی سادات تنم را

من کشته ی بی حرمتی بزم شرابم
با آن که نبسته لب چوبی ، دهنم را

آن روز که آمد به میان حرف کنیزی
سخت است که تفسیر نمایم سخنم را

ناموس خدا ، خیره سری ، چشم حرامی
سر بسته گذارید بلای کهنم را

در این دم آخر به خدا یاد حسینم
زیر سرم آماده نهادم کفنم را

تشییع تن سالم من کار ندارد
غارت ننموده است کسی پیرهنم را


#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:25
#امام_هادی_شهادت

علت روی زمین ریختنم معلوم است
اثر زهر به هر عضو تنم معلوم است

جگرم سوخته از زهر... تنم می سوزد
لخته های جگرم در دهنم معلوم است

چقدر درد از این شهر به خاطر دارم
از دل سوخته درد و محنم معلوم است

حق من رفتن در خان صعالیک نبود¹
در نگاهم غم هجر وطنم معلوم است

وسط سجده به کاشانه ی من ریخته اند
رد پا روی عبا و بدنم معلوم است

از همین کوچه و توهین و دو دسته بسته
روضه ی ارثیه از پنج تنم معلوم است

هتک حرمت جلوی اهل و عیالم شده ام
شرم در چهره ی هر یاسمنم معلوم است

مردک پست به من باده تعارف کرده
خجلتم در دل شعر و سخنم معلوم است

یک نفر هست کنار من و شکرش باقی است
دور بالین من اشکِ حسنم معلوم است

حسنم روضه بخوان، روضه ی جسمی عریان
من که بر روی تنم پیرهنم معلوم است

در میان کفنم تربت یک بی کفن است
غربت جد من از این کفنم معلوم است

یاد تشنه شدن و پا زدنش افتادم
تشنه ام علت پر پر زدنم معلوم است

#محمد_جواد_شیرازی


@raziolhossein
02:25
#امام_هادی_شهادت


در غربت اين شهر چون جانت فدا شد
شرمندگی از تو نصیــب سامرا شد

این خاك اگر تا حال سُرِّ مَنْ رَایٰ بود
بعد از عـروجت تا ابد دار العزا شد

بودی علی سـوّم آل علی که
در حقّ تو مثل علی خیلی جفا شد

نفرین بی پایان بر آن رذلی که از بغض
راضی به قتل دوّمين ابن الرّضا شد

یک نیمه شب از خانه بیرونت کشیدند
طوری که ماه از شرم تو قدّش دوتا شد

پای برهنه پشت مرکب می دویدی
خار از ادب پيش قدمهاي تو پا شد

بستند وقتی ریسمان را دور دستت
زهرا دوباره ناله اش واویلتا شد

شکر خدا ناموست آن شب در امان بود
با آن كه با جور عدو از تو جدا شد

امّا مدینه داستان آنگونه شد که
شرمنده ی بانوي خانه مرتضی شد

روضه چرا از جاي ديگر سر در آورد؟
با اینکه آتش از همان کوچه به پا شد

وقتی که دیدی داخل بزم شرابی
اشکت روان از غُصّه ي شام‌ بلا شد

در دست آن نامرد دیدی جام می را
تازه گریزِ روضه ات طشت طلا شد

یک جمله می گویم دگر طاقت ندارم
شايد کمی از حقّ این روضه ادا شد

آنجا كه چوب خیزران با رفت و برگشت
دُرّ از دهان شاه ما انداخت در طشت

@raziolhossein
02:25
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

سرِ ما محفلِ سودايِ عليّ النّقي است
جانِ ما نـذرِ قدمهاي عليّ النقـي است
دلِ ما غـرقِ تــمـنّايِ عـليّ النّقـي است
دين ما چيست؟ تولّاي عليّ النّقي است
ما كه از روز ازل عاشق و خاطرخواهيم
زيرِ دِيْــنِ كَـرمِ هــٰادي آل الّلهيم

از هدايتگري اش اهل هدايت شده ايم
لطف او بوده كه اينقدر"عنايت شده ايم"
خار راهش شده و صـاحبِ عزّت شده ايم
كاسـه ليسان سـر خوان ولايت شده ايم
عشق ما بر پسر فاطمه ، مادرْ زادي ست
هــرچه داريم از الطاف امام هادي ست

دل ما گُم شده در پيچ و خمِ سامرّاست
چون كبوتر شـده،جلد حرمِ سامرّاست
ســائل صحن ملائك خَدَم سامرّاست
چون گره خورده به اسمت عَلَم سامرّاست
يادِ ايــّامِ تو و خاطره ات را عشق است
خشتْ خشتِ حرم سامره ات را عشق است

نوه ي حضرت سُـلطاني و آقاي همه
پُر شــده از نـفـسِ حقِّ تو دنياي همه
با تو تضمين شـده آبادي فرداي همه
نامه داديم براي تو به امـضاي همه
كوري چشم هر آنكس كه خبيث و شقي است
مُهر آن هم "لكَ لبيّك عليَّ النّقي"است

پسر حضرت جودي و سراپايت لطف
مي چكد از عرق چهره ي زيبايت لطف
ما كه ديديم فقط از يــد طولايت لطف
گشته صادر همه ي عمر ز لبهايت لطف
جامعه با جملات تو عجب شيرين است
حرفهاي تو همه مثل رطب ، شيرين است

در غم دوري خود از حرمت مي سوزيم
سوّم ماه رجب شد ز غمت مي سوزيم
با نفسهاي تو از بــازدمت مي سوزيم
پا برهنه مرو مثل قدمت مي سوزيم
پا برهنه شدي و موي پريشان كرديم
يادِ دردانه ي سالار شهيدان كرديم

مي دواندند تورا از پي مركب اي واي
داغ ميخورد به قلب تو مُرتّب اي واي
پابرهنه ؛وسط كوچه؛ مُعذّب اي واي
چه قدر سوخت دلت از غم زينب اي واي
گـرچه در بزم شــراب متـوكّل رفــتي
شكر، زيرا به سلامت سويِ منزل رفتي

سينه ي سوخته ي سينه زنت شد پاره
جگر مادرت از سـوختنت شد پاره
از درون آه ، تمام بدنت شـده پاره
چون كشيدند تورا پيرهنت شد پاره
پيرهن چاك زدم تا حسني زار زنم
همرهت بر بدن بي كفني زار زنم

تن صد پاره ي جدّت به زمين افتاد و
وسط گودي گودال زِ زين افتاد و
از ركاب شه افلاك نگين افتاد و
شمر زد قهقهه ، در دشت طنين افتاد و
نيزه ها كشته ي خونين بدني را بردند
از تن بي سر او پيرُهني را بردند

#محمد_قاسمی

@Raziolhossein
02:25
#امام_هادی_شهادت

ای از غم تو بر جگر سنگ شراره
وی در همه ی عمر ستم دیده هماره

سنگینی اندوه تو از کوه فزون تر
غم های فراوان تو بیرون ز شماره

کی مثل تو در حبس ستم بازوی بسته
بر قبر خود از جور عدو کرده نظاره

تو آیه تطهیری و دشمن به چه جرأت
با جام می خود به سویت کرده اشاره

از هجر تو باید کمر کوه شود خم
جایی که گریبان ولایت شده پاره

تا ماه جمالت به دل خاک نهان شد
بر چهره ز چشم حسنت ریخت ستاره

سوزد جگرم بر تو که با پای پیاده
همراه عدو رفتی و او بود سواره

از تیغ زبان زخم فراوان به دلت بود
کز زهر ز پا تا به سرت سوخت دوباره

فوجی پی آزار دلت دست گشودند
قومی ز دفاع تو گرفتند کناره

«میثم» دگر از این غم جانسوز نگویی
کز نوک قلم جای سخن ریخت شراره


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
02:25
#امام_هادی_شهادت

دوستان بر من تنها زوفا گریه کنید
به غم نور دل ابن رضا گریه کنید

مادرم فاطمه امروز عزادار من است
یاری فاطمه گیرید عزا گریه کنید

به تسلی دل زار و غمین پسرم
پای تابوت به صد شور و نوا گریه کنید

حضرت هادیِ تان را به غریبی کشتند
به غریبی من امروز شما گریه کنید

پاره پاره شد از آن زهر دل پر دردم
به دل پاره ام از زهر جفا گریه کنید

زهر دادند ولی تشنه نکشتند مرا
همه بر تشنه لبِ کرببلا گریه کنید

چون شنیدید که در بزم شرابم بردند
به غم عمه مظلومه ما گریه کنید

زینب زار کجا مجلس اغیار کجا
به پریشانی ناموس خدا گریه کنید


به نگاهی که زخجلت به روی خواهر بست
سر ببریده شاه شهدا گریه کنید

یاد آن قاری قرآن که لبش پر خون شد
یاد آن چوب و لب و طشت طلا گریه کنید

جای آنانکه به هم جام تعارف کردند
جای آن قهقهه و هلهله ها گریه کنید

یاد طفلان یتیمی که کتک می خوردند
جرمشان جمله همین بود چرا گریه کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:25
#امام_هادی_مدح


"السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَة"

از تو گفتن همیشه شیرین است
درک ما از تو گرچه پایین است
می نویسم به قصد شیدایی
من فقیرم بضاعتم این است

واژه هایی که نیست در شأنت
و زبانی که الکن است هنوز
من کجا وصف خیر بی پایان؟!
وصف آیینه کار آیینه است

"امرُکُم رُشد" ... ما تهی دستیم
"فِعلُکُم خَیر" ... ما گدا هستیم
نه فقط ما که آسمان و زمین
سر راهت فقیر و مسکین است

"و بِکُّم یُمسِکُ السَّما" مولا
رزق و روزی شعر دست شماست
"بِمُوالتِکم" ... ولای شما
اصل و فرع و تمامیِ دین است

تو کریمی و عادتت احسان
چند بیتی بگویم از غمتان...؟!
نور مطلق کجا و بزم شراب
دردهایت بدونه تسکین است

باز هم روضه های تکراری
باز اشک و ناله و زاری
یاد غم های زینب افتادی
چه بگویم که روضه سنگین است

زینب و مجلس حرامی ها
زینب و طعنه های شامی ها
زینب و چوب و قاری قرآن
و لبی که دوباره خونین است...

دست بر سینه این دم آخر
با لب خشک؛ رو به کرب و بلا
"السلام علیک یا عطشان"
تشنگی ارث آل یاسین است

رحمت واسعه نگاه شماست
سامرایت بهشت دیگر ماست
دعوتم کن برای پابوسی
از تو گفتن همیشه شیرین است

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
02:27
#امام_هادی_شهادت

ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
گریه ها باز وقار بصرش را بردند

مرد تبعید نباید که بلرزد بدنش
به گمانم که ستون سفرش را بردند

کم کسی نیست، امام است ولیکن تنها
مشرکین، خیل صحابیِ درش را بردند

سامره خاک فقط داشت که ریزد به سرش
عده ای آبروی بوم و برش را بردند

جای یاری، کفنش کرد همین شهر غریب
مثل آن وقت که جدّ و پدرش را بردند

به شفاعت نظری داشت ولیکن با شرط
صوفیان جمله ی شرط و اگرش را بردند

برگ ریزان طرب بود که بر گوش خزان
خبر جرأت نقاش ترش را بردند

حیف از آن فکر بلندی که لحد جایش شد
مرد طرّاح زیارات، سرش را بردند

زینبی داشت اگر، امر به معجر می کرد
چون مقامات خُذینی جگرش را بردند

نفس آخر او نیمه برون آمده بود
که به صدّیقه، ملائک خبرش را بردند


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
02:27
#امام_هادی_شهادت


عمر تو مثل علی با بی کسی سر می شود
خط به خط شرح حالت گریه آور می شود

می برد دشمن تو را در بدترین جاهای شهر
سامرا شرمنده از روی پیمبر می شود

حمله بر بیت ولایت ، بی کسی ، بزم شراب
دشمنت لحظه به لحظه بی حیاتر می شود

زنده بودی بی حیا قبر تو را در خانه کند
چشم ها از ماجرای غربتت ، تر می شود

می روی از سامرا ، روز دوشنبه باز هم
سرشکسته پیش زهرا ، پیش حیدر می شود

می روی از سامرا روز دوشنبه باز هم
زنده یادِ کوچه و دیوار و آن در می شود

مثل جد خود حسینی ، کشته ی دور از وطن
با غمت تازه غم آقای بی سر می شود

کشته دور از وطن هستی ولی شکر خدا
یک کفن روزی این جسم مطهر می شود

تو غریبی یا حسین ؟ آیا پس از تو خواهرت
هم سفر با حرمله یا شمر کافر می شود؟

#محمدحسین_رحیمیان

@Raziolhossein
02:27
#امام_هادی_شهادت


از ضعف، گرچه تابِ تن از دست داده‌ام
در انتظار مرگ به پا ایستاده‌ام

آنقدر سوختم ز دل و ریختم سرشک
دیگر چو شمع رو به خموشی نهاده‌ام

در پیش چشم نوگلم، از سوز زهر کین
از بسکه دست و پا زدم، از پا فتاده‌ام

وای از دمی که وقت مناجات شب، عدو
از خانه می‌کشاند سوی بزم باده‌ام

من شهسوار ملک وجودم که آن لعین
خود شد سوار و برد به پای پیاده‌ام

بعد از دعای «یا من أرجو لکلّ خیر»
هر شب صلای آرزوی مرگ داده‌ام

دفنم کنید، لیک نه در آن لحد که من
هنگام کندنش به تماشا ستاده‌ام


#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
02:27
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح

شده ام بر آن که پری زنم به هوات یا علی النقی
سفری کنم و سری زنم به سرات یاعلی النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سرات آیم از این قفس
برسم به مأمن آسمان رهات یا علی النقی

هله ای قلم تو شروع کن، ز درون درآ و طلوع کن
بنویس سردر مشق های سیات یاعلی النقی

بنویس دست مِداحتم نرسد به عرش فضائلت
شود آب های جهان اگر که دوات یاعلی النقی

بنویس اوج کدام دم، برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا علی النقی

تو همان تجلّی ایزدی، که به شکل بنده درآمدی
و سروده ای غزل از زبان خدات یاعلی النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت
شده اید رب جلی ولی به صفات یاعلی النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیح نگات یاعلی النقی

منم آشنای قدیم تو، ز دیار عبدالعظیم تو
که سلام می دهمت به شوق لقات یاعلی النقی

نبود به بودن تو غمم، بخدا که حر جهنمم
که گرفته ام به ولات برگ برات یاعلی النقی

بگذار کعبه ی سامرا، قدمی طواف کنم تورا
سر خویش را بزنم به کوی منات یا علی النقی


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
02:27
#امام_هادی_شهادت


یا رب از زهر جفا سوخت زپا تا به سرم
شعله با ناله برآید همه دم از جگرم

جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه
که چه آورده جفای متوکّل به سرم

می دوانید پیاده به پی خویش مرا
گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب
گشت از شدّت غم، مرگ عیان در نظرم

خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب
شرم ننمود در آن لحظه زجدّ و پدرم

زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی
ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم

با که این ظلم بگویم که به زندان بلا
قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

هر زمان هست در این دار فنا مظلومی
حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

فخر (میثم) همه این است به فردا کامروز
هم ثنا گستر من آمده هم نوحه گرم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
02:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


در دلت لحظه‌های آخر عمر
کوهی از غصه‌ها و از غم‌هاست
چه بگویم، خودت که میدانی
زهر ارث سلاله‌ی زهراست

در روایات ما چنین نقل است:
که تو را برده‌اند بزم شراب
شکر، با تو نبوده در این بزم
نه رقیه، نه زینب و نه رباب

شکر حق، در میان مردم شهر
حرمت خانواده‌ات نشکست
طفل شش ماهه‌ات نشد پرپر
یا که شمری به سینه‌ات ننشست

ساربانی نبود و از دستت
کسی انگشتری نبرد آقا
سر تو روی نیزه‌ها که نرفت
خیزران بر لبت نخورد آقا

بی‌کفن نیستی و شکر خدا
پسرت هست تا کند کفنت
گر چه با زهر کین شهید شدی
تیر باران نشد ولی بدنت

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
02:58
#امام_هادی_شهادت



نفس نفس نفست عطر ربنا دارد
قنوت نیمه شبت ذکر آتنا دارد

به عمق معرفت واژه های جامعه ات
هجا هجا کلماتت دَم از خدا دارد

کریم، ابن کریمی و عالمی آقا
به دامن کرمت دست التجا دارد

کبوترانه پریده در آسمان شما
دلی که حسرت سرداب سامرا دارد

من از هوای گدایی درگهت مستم
گدای سامری ات میشوم ... صفا دارد

فدای نام تو یا ایها النقی، جانم
چقدر لشکر تو یار و جانفدا دارد

اگر چه دست تو را خصم بی بصیرت بست
هنوز اهل تو در بیت خویش جا دارد

هنوز غصه بزم شراب را داری
هنوز دست تو جای طناب را دارد

#وحید_محمدی

@raziolhossein
03:04
#امام_هادی_شهادت
#امام_هادی_مدح


علی الدوام‌ نمک گیر دست خوبانم
چه سرّی است در این رابطه نمیدانم

سوار کشتی شان‌ میکنند سگ راهم
کنار نوح‌ که هستم چه غم ز طوفانم

فقط به دامن آل علی دخیل شدم
اگر چه تر شده با هرگناه دامانم

سلام حضرت هادی! سلام اربابم!
بگیر دست مرا خسته ام پریشانم

به زیر دست شما تربیت شدم یک‌ عمر
همیشه نان تو بوده به زیر دندانم

بیا که‌ پوزه بمالم به پات آقا جان
مرا تو شیر حسابم‌ بکن نه انسانم

دلم‌ گرفته برایت غریب جان دادی
برای مادرتان باز روضه میخوانم

عزا عزا جگر فاطمه شرر دارد
علی شدن چقدر رنج و دردسر دارد

مصیبت است که از دوستان جدا باشی
اسیر هر شبه ی نانجیب ها باشی

دلت برای مدینه همیشه پر بزند
ولی همیشه‌ گرفتار سامرا باشی

دعای اهل و عیالت  به پادگان این است
که از جسارت سربازها رها باشی

عزیزکرده ی زهرا!نبینم آقا جان
بروی خاک بیوفتی و بی عصا باشی

تو خورده به زمین گونه ات‌ چرا خاکیست؟!
برای آنکه عزادار کربلا باشی..

دلت‌شکسته ولی بازهم سرت نشکست
قرار نیست که با سنگ آشنا باشی

قرار نیست تنت را به نیزه ها ببرند
قرار نیست که بر روی بوریا باشی

میان ناله ی تو کف نمیزند احدی
خدا نخواست که بین سرو صدا باشی

تمام اهل حرم خانه اند پشت حجاب
بفکر غارت پوشیه ها چرا باشی؟!

چه روضه ها که نهان مانده است با زینب
بزن به سینه ی خود دم بگیر یا زینب..

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
03:06
#امام_هادی_شهادت


نیمۀ شب امام رابردند
خانه و خانواده مضطرب است
نگرانِ امامِ هادی شد
سامرا بی قرار و ملتهب است

من بمیرم که پیش چشمانش
سَبِّ جدِّ گرامی اش کردند
دل هفت آسمان به درد آمد
بس که بی احترامی اش کردند

می بَرَندش بدونِ عمامه
غربت از چشمهاش معلوم است
خوب که ، در رُخش نگاه کنی
مثل جدّش علیست مظلوم است

جان به قربان آن امامی که
دستهایش به غصه زنجیر است
علتِ بردنش به بزم شراب
به گمانم به قصد تحقیر است

متوکل مقابل حضار
اندکی آمد و توقف کرد
بی حیا از شرابِ در دستش
به امام دهم تعارف کرد

خواست تا که امام هادی را
نحوهء دیگری عذاب دهد
گفت با او که شعر میخوانی
منتظر ماند تا جواب دهد

حضرتش قصد شعر خواندن کرد
کرد آغاز معجزاتِ کلام
سخنش مثل تیغ حیدر بود
محشری شد به پا زِ شعر امام

بر سرِ دشمنش خراب ، آقا
گویی آن خانۀ مجلل کرد
شعرها در مَذَمّتِ دنیا
عیش او را به غم مبدل کرد

متوکل که منقلب گردید
در خود احساس روسیاهی کرد
لااقل در میان آن مجلس
از امام آمد عذرخواهی کرد

دشمنی هم سراغ دارم که
پرچم ظلمِ بی امان برداشت
در قبال سری که قرآن خواند
بی حیا چوب خیزران برداشت

پیش زنها و بچه ها ، ملعون
پستی اش را به خلق ثابت کرد
ضربه را بر لب و دهانش زد
صوت قرآن به چوب ساکت کرد

گریه کردیم بر حسین ، ولی
حال زینب کجا و ما ؟ هیهات
ما شنیدیم و خواهرش دیده
وای بر حال عمۀ سادات

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
ش
14:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


اگر ز زهر جفا سوخت نازنین بدنت
ولیک نیزه نخورده به استخوان تنت

ندید پیکر تو زخم و ،سر بریده نشد
ز سم اسب نگشته است پاره پیرهنت

ز سوز زهر و عطش بال و پر زدی اما
ندید خواهر تو لحظه ای نفس زدنت

هزار شکر برایت کفن مهیا بود
حصیر مردم صحرا نشین نشد کفنت

عدو به مجلس می خواره ها تو را آورد
ولی به خنده نزد چوب بر لب و دهنت

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
14:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_مدح


ای قبله‌گاه اهل ولا سامرای تو
بالاترین عبادت شیعه ولای تو

هم نور داده بر همه درس هدایتت
هم رهنمای ماست سراج‌الهدایِ تو

آیینة رسول خدایی و دیده‌اند
روی خدا به روی محمّدنمای تو

بیگانه با خداست به حقّ خدا قسم
آن‌کو در این جهان نبود آشنای تو

نزدیک‌تر ز جان منی ای عزیز دل
هرچند دورم از حرم با صفای تو

وقتی قدم به برکة شیران گذاشتی
صورت گذاشت شیر درنده به پای تو

دستی ز دل برآر و دعا کن به جان ما
ای جان گرفته جانِ دعا با دعای تو

حتّی اگر به گرد حرم آورم طواف
باشد دلم به جانب صحن و سرای تو

بیمار کن مرا که شفا یابم از دمت
ای چشم صد مسیح به دارالشّفای تو

کوری، به از ندیدن روی خدا نما
لالی ، به از نگفتن مدح ثنای تو

بالاتری از این که بگویند سیدی
باشد هزار حاتم طایی گدای تو

ای از ازل به عالم و آدم امامتت
ما را گدای سامره کن از کرامتت

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
14:37
#امام_هادی_مدح


خوشا سری که شود خاک پای حضرت هادی
خوشا دلی که پرد در هوای حضرت هادی

به چشم بسته خدا را به روی باز ببیند
به دیده هر که نهد خاک پای حضرت هادی

ز قبر و برزخ و فردای محشرش نَبُود غم
کسی که زاد رهش شد ولای حضرت هادی

به سیم و زر نکند اعتنا کسی که به عالم
طلب کند نظر کیمیای حضرت هادی

به سعی بنده نیاید به دست، قرب خداوند
مگر که درک کند دل، صفای حضرت هادی

کسی که جان جهان بود، داد جان به غریبی
هزار جان مقدّس فدای حضرت هادی

ندانم این که به دوران چه‌ها رسید به جانش
ز کینۀ متوکّل، دغای حضرت هادی

به یاد بزم شراب یزید سفله فتادم
که بزم خمر شد از کینه، حضرت هادی

به یاد چوب و لبان حسین گریم و گویم
نبود چوب جفا از برای حضرت هادی

چه خیر بهتر از این «رستگار» را که ز توفیق
رسید بر در سلطان، گدای حضرت هادی


#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
10 March 2019
ش
08:24
شعر مذهبی رضیع الـحسین
جهت دسترسی به تصنیف های مذهبی (واحد،زمینه،شور و ...)
به کانال نوحه رضیع الحسین علیه السلام
بپیوندید
👇👇👇

@raziolhossein1
@raziolhossein1
@raziolhossein1
08:35
#امام_هادی_شهادت

ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
گریه ها باز وقار بصرش را بردند

مرد تبعید نباید که بلرزد بدنش
به گمانم که ستون سفرش را بردند

کم کسی نیست، امام است ولیکن تنها
مشرکین، خیل صحابیِ درش را بردند

سامره خاک فقط داشت که ریزد به سرش
عده ای آبروی بوم و برش را بردند

جای یاری، کفنش کرد همین شهر غریب
مثل آن وقت که جدّ و پدرش را بردند

به شفاعت نظری داشت ولیکن با شرط
صوفیان جمله ی شرط و اگرش را بردند

برگ ریزان طرب بود که بر گوش خزان
خبر جرأت نقاش ترش را بردند

حیف از آن فکر بلندی که لحد جایش شد
مرد طرّاح زیارات، سرش را بردند

زینبی داشت اگر، امر به معجر می کرد
چون مقامات خُذینی جگرش را بردند

نفس آخر او نیمه برون آمده بود
که به صدّیقه، ملائک خبرش را بردند

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
08:39
#امام_هادی_شهادت


تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند


شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:40
#امام_هادی_شهادت


نذر کردم بنویسم، قلمم حیران است
باز در وصف شما قافیه سرگردان است

به مفاتیح تفاُل زدم و فهمیدم
با دعا رد شدن از عقل به عشق آسان است

جامعه آمد و خواندم، دلم آرام گرفت
سخن دوست به درد دل ما درمان است

فِعْلُكُمُ خَيْر، گدا آمده و آخر سال
بده در راه خدا، عَادَتُكُمُ اِحْسَان است

قَوْلُكُمْ حُكْم، به یک لحظه به فرمان شما
شیر از پرده برون آمده و غُران است

به موالات شما رزقِ پیاپی داریم
روز و شب قسمت ما از کَرَمت باران است

أَمْرُكُمْ رُشْدٌ؛ به یک گوشه نگاهی از تو
سبز شد شاخه خشکیده که در گلدان است

چند بیتی بنویسم ز غم و رنج شما؟!
شعرم از ماتم تو بی سر و بی سامان است

دست بسته وسط بزم شرابی ... ای وای
اشک می ریزی و چشمان شما گریان است

زینب و مجلس نامحرم و یک تشت طلا
چه بگویم، که همین روضه ی بی پایان است

باز هم زهر اثر کرده و لب تشنه شدی
سامرا کرب و بلا شد، جگرت سوزان است

تشنگی آمد ودیگر چه نیازی به گریز؟!
جان به قربان شهیدی که لبش عطشان است

"سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم"
روز و شب در حرمت خیلِ گدا مهمان است

#محمد_صادق_ابراهیمی


@raziolhossein
08:44
اَلتَّوَاضُعُ أَنْ تُعْطِيَ النَّاسَ مَا تُحِبُّ أَنْ تُعْطَاهُ‏

فروتنی در آن است که با مردم چنان باشی که دوست داری با تو چنان باشند.

📗 الكافی، ‏ج۲، ص۱۲۴


جانا! به فروتنی، گر ایمان داری
یا میل به رفتار کریمان داری
با مردم روزگار خود همدل باش
آن‌گونه که انتظار از آنان داری


#محمد_جواد_غفورزاده
08:45
#امام_هادی_شهادت


نخواهد شیعه جنّت، بی‌لقای حضرت هادی
نجوید توشۀ ره جز ولای حضرت هادی

خدا بی‌مهر او از بنده‌ای راضی نخواهد شد
که باشد روضۀ رضوان، رضای حضرت هادی

ز بام آسمان‌ها هم گذشته پایۀ قدرش
که عرش حق نهاده سر به پای حضرت هادی

خدا را! شیعه امشب شور و حال دیگری دارد
که مرغ دل زند پر در هوای حضرت هادی

به یاد سامرایش شیعه را جاری است اشک غم
که باشد سامرا خود کربلای حضرت هادی

چه خون‌هایی که رفت او را به‌دل از کینۀ دشمن
که داند از غم او؟ جز خدای حضرت هادی

به بزم خود به مستی خوانَدَش خصم و نمی‌داند
که نَبوَد بزم شرب خمر، جای حضرت هادی

تن مسموم او آخر چو گل در گِل نهان گردید
بریز از دیده اشک، ای دل! برای حضرت هادی

امام عصر هم امشب عزادار است و می‌داند
امام عسکری دارد عزای حضرت هادی

بخواه ای «رستگار»! از آستان ثامن‌الاطهار
ظهور حضرت مهدی، لقای حضرت هادی


#سيدمحمدرستگار
08:50
#امام_هادی_شهادت


در غربت اين شهر چون جانت فدا شد
شرمندگی از تو نصیــب سامرا شد

این خاك اگر تا حال سُرِّ مَنْ رَایٰ بود
بعد از عـروجت تا ابد دار العزا شد

بودی علی سـوّم آل علی که
در حقّ تو مثل علی خیلی جفا شد

نفرین بی پایان بر آن رذلی که از بغض
راضی به قتل دوّمين ابن الرّضا شد

یک نیمه شب از خانه بیرونت کشیدند
طوری که ماه از شرم تو قدّش دوتا شد

پای برهنه پشت مرکب می دویدی
خار از ادب پيش قدمهاي تو پا شد

بستند وقتی ریسمان را دور دستت
زهرا دوباره ناله اش واویلتا شد

شکر خدا ناموست آن شب در امان بود
با آن كه با جور عدو از تو جدا شد

امّا مدینه داستان آنگونه شد که
شرمنده ی بانوي خانه مرتضی شد

روضه چرا از جاي ديگر سر در آورد؟
با اینکه آتش از همان کوچه به پا شد

وقتی که دیدی داخل بزم شرابی
اشکت روان از غُصّه ي شام‌ بلا شد

در دست آن نامرد دیدی جام می را
تازه گریزِ روضه ات طشت طلا شد

یک جمله می گویم دگر طاقت ندارم
شايد کمی از حقّ این روضه ادا شد

آنجا كه چوب خیزران با رفت و برگشت
دُرّ از دهان شاه ما انداخت در طشت

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
11:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_شهادت


دشمن اگر چه زهر به من داد از جفا
راحت شدم ولی ز غم و محنت و بلا

هرگز کسی نکرد مراعات حال من
شد قامتم به فصل جوانی ز غم دو تا

چون جد خویش خانه نشین بودم و دریغ
بستند هر دو دست مرا مثل مرتضی

آن شب که خصم در پی مرکب مرا کشاند
بودم به یاد کودک افتاده از نوا

آن دختری که از روی ناقه زمین فتاد
افتاد روی خاک و صدا زد عمو بیا

جای عمو به جای پدر زجر آمد و
او را به قصد کشت کتک میزد،ای خدا

بردند نیمه شب وسط مجلس شراب
آخر نگه نداشت کسی حرمت مرا

بر من لعین تعارف جام شراب کرد
کآن بی حیا نکرد،دمی از خدا حیا

آتش گرفت قلبم و پیوسته سوختم
آن بی پدر به مادر ما داد ناسزا

هر چند اینهمه به دلم غم گذاشتند
هستم به یاد غصه و غم های کربلا

با یاد لحظه ای که حرامی به قتلگاه
بر سینه ی شکسته ی جدم گذاشت پا

با آنکه بی عمامه شدم،بین ره کسی
بر گیسویم دگر نزده چنگ بی هوا

لطمه ندید جسم من اما تن حسین
از نعل اسب زیر و زبر گشت و توتیا

هم شد جدا جدا بدنش زیر سم اسب
هم شد سرش به خنجر کینه جدا جدا

با آن گلو چه کرد نگویم،فقط بدان
رگهای گردنش همه گردید جابجا

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
11:51
#امام_هادی_مدح

به درگاهی که میگیرد مسیحادم شفا آنجا
طبیبان دردها را سوق میدادند تا آنجا

سراغ ابتدا و انتهای خلقتم گشتم
که دیدم فتح با آنجا و یختم بود با آنجا

یکی پرسید میراث نبوت کو به او گفتم
سر کوی ولایت ، جمع هستند انبیا آنجا

من آن را درک کردم عطر و بوی اولیا دارد
تو هم گر خواستی با اولیا باشی بیا آنجا

کسی محزون بیآید میرود خوشحال ، از آنجا
برازنده ست این که هست سرّ من رءآ آنجا

من بیچاره باید زائر آن خانه باشم چون
که من گم کرده راهم دیده ام نور الهدی آنجا

اگر خورشید در آن شهر محو ذات ذوالنور است
سرا دارد علی بن جواد بن الرضا آنجا

علی بن محمد هم علی هم از محمد بود
به والله عطر زهرا هست و بوی مرتضی آنجا

به توحید خدا شک میکنم یا میشوم کافر
نگیرد زائری از او برات کربلا آنجا


#وحید_عظیم_پور

@raziolhossein
ش
18:47
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_هادی_مدح

ز ضریح نقره‌ی بقعه‌ات چه حلاوتی به لب آورم؟
بنواز ساز و بزن به دف که به دست و پا طرب آورم
.
شده‌ایم واله لم یَلِد، اگریم دور تو متّحد
لب خویش تر کن و گو به جِد: عجم آورم عرب آورم
.
به موالیانت از این نسق، بفشان نثار و بنه طبق
که به ماتؤخّر و ماسبق، عِنَب آورم رُطَب آورم
.
من اگرکه خوب و اگر بدم، صلوات‌ گوی و به من بِدَم!
که به روی و موی تو دم به دم، جریان روز و شب آورم
.
تو حرام من تو حلال من، تو شراب و آب زلال من
نه عجب ز حال زوال من که شراب مستحب آورم
.
منم از سرشت تو بُرده جان، به عیان ز ذروه‌ی لامکان
تو بگو که از گِل شیعیان، حسب آورم نسب آورم
.
نه مراست قوّت و جوهري، مگر آن‌دمی که به نوکری
ز تبار هادی و عسکری، کُنیَت برم، لقب آورم

#مجید_لشکری
.
@raziolhossein
11 March 2019
ش
17:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#السلامُ_عَليكَ_يا_رَبيعَ_الاَنام

بهار می رسد اما دلی غزل خوان نیست
بهار بی تو برایم کم از زمستان نیست

نمانده پنجره ای رو به صبح امیدی
بیا که جز تو امیدی به درد انسان نیست

نفس بریده ی دنیای ناجوانمردم
تو نیستی و دلم را هوای درمان نیست

هزار غم به دل روزگار هست ولی
یکی از این همه غم محض درد هجران نیست

تو ای همیشه طلوع امید تا نرسی
سیاه روزی ما را خیال پایان نیست

نفس کشیدن بی عشق مرگ تدریجی ست
هنوز زنده ام اما به پیکرم جان نیست

چه جای زندگی است این خرابه ای که در ان
گلایه از غم نان هست و حرف جانان نیست

#حسن_کردی

@raziolhossein
13 March 2019
ش
19:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 64.6 KB
19:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
680×465, 33.4 KB
نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:45
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

نام تو حلاوت است مثل صلوات
جود است و اجابت است مثل صلوات

ریزد گل نور ، از آسمان هشتم
میلاد تو برکت است مثل صلوات

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:46
#امام_جواد_ولادت


امشب این شاه خراسان سر دیگر دارد
آمده تا که از این باغ ثمر بردارد
هر که در نسل خودش با برکت تر دارد
شرفُ الشمس تر از ماه خدا، بسم الله
پسری مثل جواد بن رضا، بسم الله

هیچ کس مثل رضا شاه کرم پرور نیست
کودکی خوبتر از ابن رضا دیگر نیست
دشمنش لال شود، کوثر ما ابتر نیست
قمری کرده به دست قمری جلوه گری
چه مبارک پدری و چه مبارک پسری

آه ای شب زدگان، ماه رضا ماه همه است
پسر شاه، بوالله شهنشاه همه است
او که با سن کم خود ولی الله همه است
بین گنجینه ی زهرا نهمین دُر شده و
درک او بیشتر از حد تصور شده و

دوست از وسعت این جود و سخا مبهوت است
دشمن از سحر کلامش بخدا مبهوت است
از کرامات جواد بن رضامبهوت است
او اشاره بکند معجزه ها خواهد کرد
ماهی بحر در افلاک شنا خواهد کرد   

آمده تا که جهان پر شود از جود فقط
قطره در جوف صدف دُر شود از جود فقط
عالمی غرق تفکر شود از جود فقط
نه فقط بر من و ما جود و کرم دارد او
به امامان، بخدا جود و کرم دارد او

قدسیان، روبرویش بال و پر انداخته اند
شیرها، پیش نگاهش جگر انداخته اند
علماء، پای علومش سپر انداخته اند
علم و حلم و کرم و جود اساساً با اوست
آنچه خوبان همه دارند، تماماً با اوست

شعرا، واژه کم آمد، بنویسید جواد
جبرییل آمده باید بنویسید جواد
بعد از این جای محمد، بنویسید جواد
او علی، حضرت زهرا و حسین و حسن است
پسر شاه خراسان همه ی پنج تن است

دشمنانش، بخدا پست تر از خاشاکند
دوستانش همگی محترمند و پاکند
زائران حرم او، همه ی افلاکند
عاشقان حرمش اهل نجاتند همه
انبیاء، دور و برش در صلواتند همه

با دو مولود، دلم معتکف قنداقه است
چشم دل، دیده دو دُر در صدف قنداقه است
بوسه باران پدرها، هدف قنداقه است
یکی از نسل رضا مثل علی اکبر شد
یکی از نسل حسین است و علی اصغر شد

علی اصغر، ولی از عشق پدر شد اکبر
عمر شش ماهه ی او نوح ترینِ محشر
سپر دین خداوند شده با حنجر
از سه شعبه شده هر چند کباب این کودک
سربلندی حسین است و رباب این کودک

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
19:47
#امام_جواد_ولادت
#یا‌جواد‌الائمه‌ادرکنی
#یا‌باب‌الحوائج

در بهارم بهار جان آمد
روح الطاف بی کران آمد

یاجوادالائمه ی عالم
جلوه ی جود خاندان آمد

پسر هشتمین امام جهان
نهمین ماه آسمان آمد

از صدف گوهری علی صولت
پسری فاطمه نشان آمد

دست خالی کسی نخواهد رفت
ملجاء دلشکشتگان آمد

آمد آنکس که لاله ی زهراست
یاجواد سلاله ی زهراست

کوه درد مرا مداوا کرد
با منِ خسته دل مدارا کرد

معجزه در نگاه او جاری ست
قطره را دید و مثل دریا کرد

عمّه ای در دیار قم دارد
یاد او بود یاد زهرا کرد

کار او جز گره گشایی نیست
گره بسته را خودش وا کرد

اسم او می برد مرا مشهد
او مرا بی قرار مولا کرد

من مریدم مراد من باشد
اذن باب الجواد من باشد

در شبی که سبد سبد گل داشت
گونه هایی که عطر سنبل داشت

نام تو آمد و قلم بارید
حسّ من نیت تغزل داشت

در همان شب که دل به یاد شما
از زمین تا به آسمان پل داشت

عاشق پر زدن به بالا بود
این حصار شکسته بلبل داشت

بی نیاز از تمام عالم شد
هر کسی بر شما توسّل داشت

سرخوشم از وقوع این رخداد
حاجتم را شنید و پاسخ داد

دست مارا گرفت و بالا برد
قطره ای را به قلب دریا برد

به همانجا که خود تعلّق داشت
به همان جایگاه زیبا برد

دست مارا گرفت و ساعت هشت
کنج ایوان طلای بابا برد

او علی اکبر امام رضاست
ناله ای زد مرا به آنجا برد

که شبی نازدانه ای می گفت
پنجه ی باد معجرم را برد

با دعایش دلم حسینی شد
کربلایی و کاظمینی شد

کربلا گفتم و شدم آهِ
سینه سوزان داغ جانکاهِ

بچه هایی که رفته اند از حال
در همان غربت شبانگاهِ

یورش تیر و نیزه و خنجر
پیکر تکه تکه ی ماهِ

شب زینب که روی خاک افتاد
می توان دید بر سر راهِ

گذر چشم های خیس رباب
پاره های گلوی شش ماهه

با سه شعبه سری دریده شده
از گلو تا گلو بریده شده

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
19:47
#امام_جواد_مدح


تو بي ابتدايي و بي انتهايي
تو واضح ترين جلوه ي كـبريايي
همان علّت غائيِ خَلقِ مايي
ندانم كه هستي ! چه گويم چه هايي ؟
تو درياي جودي تو جـودِ خُــدايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

تو را مي شناسم تو خوبي تو خوبي
تو خورشيد هستي ولي بي غروبي
تو مثل رضــايي ، طبيبُ القـُلوبي
مُنادايِ من ، قبــلِ "إكشـفْ كـُروبي"
تو دست خداونــدِ مُشكل گُٰشايي
تــو بابُ المراديّ و بابُ الرّجايي

خـُدا مُنْــزِل و نعمت نازلش تو
نبي واصل و جلوه ي كاملش تو
علي مُقبِــل و وارث قابلش تو
چهل سالِ عُمرِ رضا ، حاصلش تو
جگر گوشه ي بضعةُ المصطفايي
تو باب المرادي و بابُ الرّجايي

به مولا ، رجب را مُرَجّب تو كردي
به مولا ، ادب را مؤدّب تو كردي
به مولا ، جهان را مُرَتّب تو كردي
به مولا ، دعا را مُجرّب تو كردي
تو در استجابت جواب دعايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

به ذكـر علي بين محراب ، سوگند
به شبهاي روشن ز مهتاب ، سوكند
به چشمان بيدار در خواب ، سوگند
به ربّ تو اي ربّ الاَرباب ، سوگند
خُدا كرده با خلقتت خودْنمــايي
تو بابُ المُرادي و بابُ الرّجـايي

به تهمت دهان باز كردند آسان
همان آشنايان همان ناسپاسان
كه هستند تا صبح محشر هراسان
به ازعــانِ حتّــيٰ ، قيــافه شناسان
تو شكــل عليّ بن موسي الرّضايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجـايي

تويي صاحب گيسوان مُجعّد
كه شرح جمال تو صدها مُجلّد
به قـرآنِ نازل شده بر محمّد
توسّل به تو هست امري مؤكّد
تو اولاترين حاجت دستِ مايي
تو بابُ المرداي و بابُ الرّجايي

من از جود تو صاحب شور و شينم
من از لطف تو خاكسار حسينم
به اسمت قسم تا ابد زير ديــْنم
كه مشتاق پابوسي كاظميــنم
تو مولای اين عبد بي دست و پايي
تو بابُ المرادي و بابُ الرّجايي

#محمد_قاسمی


@raziolhossein
19:47
#امام_جواد_ولادت


باز خدا پرده زرخ بر گرفت
عالم جان، جلوۀ دیگر گرفت
ملک جهان زندگی از سر گرفت
مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت

قبلۀ ارباب دعا آمده
عید جواد ابن رضا آمده


دیده گشا و رخ جانانه بین
شادی شمع و گل و پروانه بین
وجد و نشاط دل دیوانه بین
خندۀ ریحانۀ ریحانه بین

نقش تبسّم به لب مرتضاست
جلوه کنان طلعت ابن رضاست


باز به جوشش یم جود آمده
غرق در آن ملک وجد آمده
مظهر الطاف ودود آمده
مهر، به خاکش به سجود آمده

کشور جان عالم دل منجلی است
ولادت محمّد بن علی است


پرده زحسن ازلی وا شده
روی الهی متجلاّ شده
ملک جهان سینۀ سینا شده
ولادت زادۀ موسی شده

ماه بیا خاک زمین را ببوس
سرزده امشب مه شمس الشّموس


شافع میزان و معاد است این
کعبۀ دل، باب مراد است این
راهبر کلّ عباد است این
صاحب هر جود، جواد است این

آینۀ دادگر است این پسر
بر همه عالم پدر است این پسر


دل به سوی بیت ولا پر زند
روح، پی عرض دعا در زند
ماه، گر امشب به زمین سر زند
پرده به رخ تا صف محشر زند

می نهد از شرم مه روی او
رو به روی خاک سر کوی او


گلشن هستی همه خرّم شده
رشک جنان دامن عالم شده
فخر کنان دودۀ آدم شده
شاد، دل آدم و خاتم شده

بحر ولایت گهر آورده است
عروس زهرا پسر آورده است


غنچۀ ریحانه به گلشن شکفت
بلبل از او صوت اناالحق شنفت
لاله به لبخند ثنایش بگفت
مرغ شب از شوق وصالش نخفت

آمده تبریک زمعبود او
بهر رضا در شب مولود او


دیده بگشا جلوۀ سرمد ببین
آینۀ روی محمّد ببین
سلالۀ رسول امجد ببین
محمّد دوم احمد ببین

آمدی ای بر همه باب المراد
جان به فدای قدمت یا جواد


ای ثمر باغ دل بوتراب
وی زازل شیفته ات شیخ و شاب
جود تو چون لطف خدا بی حساب
سایۀ مهرت به سر آفتاب

مهر تو شد روز ازل دین من
نیست به جز حبّ تو آئین من


ای تو و من لازم و ملزوم هم
من به گدائی، تو به جود و کرم
رو به کجا از سرت کویت برم
سائلم و سائلم و سائلم

سائل افتاده زپای توام
جود و کرم کن که گدای توام


سائلم از خویش مرانی مرا
چون شود از لطف بخوانی مرا
بر سر خاکت بنشانی مرا
بر در عشقت بکشانی مرا

گو که برآرند زتن پوستم
دوستم و دوستم و دوستم


سائلم از تو دو جهان خواستم
سوز درون، درد نهان خواستم
خون جگر اشک روان خواستم
آن چه پسندی تو همان خواستم

عاشق دار غم تو (میثمم)
فارق از این عالم و آن عالمم


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19:47
#امام_جواد_ولادت


در هواى سينه سودائيم
شد كبوتر اين دل هرجائيم
يك مدينه مستى و شيدائيم
مست مست از كوثر زهرائيم
كوثر امشب غيرت دريا شده
ضامن آهو مگر بابا شده

آسمان گرديده امشب خاكبوس
مى‏تراود عطر شادى از نفوس
در اجابت غرق شد شمس الشموس
شد شكوفا جلوه ی سلطان طوس
باز شد بر روى دل باب المراد
كور چشم ابتران ، آمد جواد

اين پسر سر تا به پا پيغمبر است
اين پسر آئينه دار حيدر است
اين پسر سرّ خداى اكبر است
سلسله جنبان روز محشر است
اين پسر ملك ولايت را ولى است
در نگاه او محمد منجلى است

او كه ايثار و كرم آئين اوست
دلنوازى عادت ديرين اوست
دشت و اقيانوسها مسكين اوست
دام دلها گيسوى مشكين اوست
كهكشانها و زمين آواره‏اش
كعبه ی خيل ملك گهواره‏اش

روى ماهش معنى الله و نور
خال رويش محشر يوم النشور
مى‏برد دل يك نگاه او ز حور
چشم بد از حسن وجه الله دور
جبرئيل امشب بخواند ان يكاد
دود كرد اسپند در پاى جواد

#کمیل_کاشانی


@raziolhossein
19:48
#امام_جواد_ولادت


عشق گاهی در جدایی گاه در پیوندهاست
عشق گاهی لذت اشکی پس ازلبخندهاست
عشق گاهی یک اجابت نزد حاجتمندهاست
عشق گاهی بین باباها و تک فرزندهاست

عشق می آید که بعد از شب سحر پیدا شود
عشق گاهی می رسد تا یک نفر بابا شود

یک نفر امّا دو عالم بنده ی سلطانی اش
بنده نه ، قربانی قربانی قربانی اش
مهربانی که تمام مهربانان فانی اش
دعوتند امشب همه افلاک در مهمانی اش

با حضور انبیاء و اولیاء و ابر و باد
آدرس : مشهد ؛ حرم ؛ پشت درِ باب الجواد

عرشیان هستند در مهمان سرای حضرتی
در صف خدمت گذاری با غذای حضرتی
آب سقا خانه جام کاسه های حضرتی
بعد از آن هم شاعرانند و ردای حضرتی

جبرئیل از میهمانان میزبانی می کند
بعد دعبل میرسد اُرجوزه خوانی می کند

ای زمین از عرش بر فرش آسمانت را ببین
ای پرستوی مهاجر آشیانت را ببین
ای دل غمگین امام شادمانت را ببین
امشب ای سلطان ولیعهد جوانت را ببین

ای امام مهربان باب المرادت آمده
میوه ی قلبت دل آرامت جوادت آمده

مزد چل سال انتظار و چل شب احیای سحر
میشود طفلی که از او نیست طفلی خوب تر
سیب سرخ احمد است و باز هم داده ثمر
کوثری دیگر عطا کرده به قرآن این پسر

کوثر و یاس است جاری در رگ و در خون تو
مردمان ری فدای روی گندمگون تو

سبط موسی هستی و کار مسیحا میکنی
مثل عیسایی که در گهواره لب وا میکنی
با عصایت معجزه مانند موسی میکنی
دیده ی کور منافق را تو بینا میکنی

بر حقیری بنی عباس دامن میزنی
پور اکثم را به تیغ عِلم گردن میزنی

آن خدایی که به تقدیرم گدایی را نوشت
در مرام نام تو مشکل گشایی را نوشت
ذیل اوصاف تو در بخشش خدایی را نوشت
مهربانی علی موسی الرضایی را نوشت

در میان تیرگی ها آفتاب من شدی
تو قسم های همیشه مستجاب من شدی

چون به سائل میدهی از هرچه بهتر،بیشتر
میخورد باب المراد خانه ات در ، بیشتر
گرچه نام تو شده حاجت بر آور بیشتر
لیک حساس است بابایت به مادر بیشتر

پس قسم خوردیم بعد از تو به حق فاطمه
تا که امضا گردد امشب کربلای ما همه


#محمد_بیابانی

@raziolhossein
19:48
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی



بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات
*
بر دلخوشی ضامن آهو صلوات
جانم! بفرست باز بر او صلوات
آمد دو علی دو جلوه از پیغمبر
بر هر دل مشتاق علی گو صلوات
*
بر روی جواد، باز بهتر صلوات
بر ناز نگاه علی اصغر صلوات
این نیست صدای این همه جمعیت!
بفرست بلندتر به حیدر صلوات


#حامد_اهور

@raziolhossein
19:49
#امام_جواد_مدح


روشن تر از روز است خیلی بامرامند
وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند
الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم
وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم
پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد
این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»
فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند
این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند
وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
19:49
#حضرت_علی_اصغر


ای اهل ولا اجر شما با علی اصغر
مهمان حسینیم  بگو یا علی اصغر

این کودک شش ماهه گل باغ رباب است
پر پر شده در گلشن زهرا علی اصغر

هر کس که به گهواره ی دل جا دهد او را
او را بدهد در حرمش جا علی اصغر

ای سینه زنان دامن شش ماهه بگیرید
چون کرده به هر درد مداوا علی اصغر

طفلش مشماری که بُود باب الحوائج
پروندۀ ما را کند امضاء علی اصغر

احرام عزا بند که با ناله بگوییم
لالا پسر فاطمه لالا علی اصغر

بر مجلس یاران حسین سر زند از لطف
همراه عمو گیرد اگر پا علی اصغر


#استاد_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
19:49
#امام_جواد_ولادت


امشب شب عید است همه گل بفشانید
خود را به در بیت ولایت برسانید
از دست رضا عیدی خود را بستانید
این بیت بخوانید بخوانید بخوانید

انـوار الهی بـه فضا باد مبارک
میلاد جواد‌ بن رضا باد مبارک

ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﻛﻌﺒﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺮ ﺣﻴﺪﺭ ﺩﻳﮕﺮ
ﻳﺎ ﺍﺯ ﺣﺴﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻴﺎﻥ ﻣﻨﻈﺮ ﺩﻳﮕﺮ
ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺳﺖ ﺭﺿﺎ ﻛﻮﺛﺮ ﺩﻳﮕﺮ


ﺑﺸﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺍﻳﻦ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﮕﻮﺋﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﻠﺎﺩ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺑﺤﺮ ﺗﺠﻠّﻲ ﮔﻬﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﺎﺧﻪ ﻱ ﻃﻮﺑﻲ ﺛﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﺍﻱ ﺷﻤﺲ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻗﻤﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ
ﻣﻴﻠﺎﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﭘﺴﺮﺕ ﺑﺎﺩ ﻣﺒﺎﺭﻙ

ﺍﻳﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﻱ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﺍﺩ
ﺍﺳﺖ ﺍﻟﺤﻖ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺳﺖ

ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺯﻟﺖ ﻧﺎﻡ ﺩﻝ ﺁﺭﺍﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﻭﻱ ﺁﻳﻨﻪ ﻱ ﻃﻠﻌﺖ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺳﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺪﻭﻡ ﺗﻮ ﺳﺮﺍﭘﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ
ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪ

ﺍﺯ ﺟﻮﺩ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻓﻀﻞ ﺗﻮ ﻳﺎ ﻋﻠﻢ ﺗﻮ
ﮔﻮﻳﻢ ﻭﺯ ﺧﻠﻖ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺧﻮﻱ ﺗﻮ ﻳﺎ ﺣﻠﻢ ﺗﻮ ﮔﻮﻳﻢ


ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺯ ﺧﺪﺍﻳﺖ
ﺩﺭ ﺣﻴﺮﺗﻢ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺑﻪ ﺛﻨﺎﻳﺖ
ﮔﻮﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺖ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﺪﺭ: ﺍﻱ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎﺩ ﻓﺪﺍﻳﺖ

ﺗﻮ ﻣﺼﺤﻒ ﺯﻫﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﺭﺿﺎ ﻗﻠﺐ ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﺭﺿﺎﻳﻲ


ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﻋﻄﺎ ﻭ ﻛﺮﻡ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺧﺪﺍﻳﻲ
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻋﻘﺪﻩ ﮔﺸﺎﻳﻲ
ﺗﻮ ﺣﺞ ﻭ ﺗﻮ ﻣﻴﻘﺎﺕ ﺗﻮ ﻣﺮﻭﻩ ﺗﻮ ﺻﻔﺎﻳﻲ
ﻣﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺪﺍ ﻭ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺩ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﺮﺿﺎﻳﻲ

ﺟﻮﺩ ﻭ ﻛﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻀﺮﻉ ﺻﻔﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﺍ... ﮔﺪﺍﻳﻲ ﺩﺭﺕ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﺎﺳﺖ


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:49
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


نوری است که از جلوه ی مهتاب رسیده است
شعری است که با صد غزل ناب رسیده است
طفلی است که از دامن احباب رسیده است
جشنی است که شش ماهه ی ارباب رسیده است

این طفل که بر دست پدر رفته به خواب است
شهزاده علی اصغر ارباب و رباب است

با عشق قرین است و ندارد که قرینه
او داده "سکینه" به رباب و به سکینه
آرامش قلبی است که آورده به سینه
این بار علی زاده شده بین مدینه

لالایی خوابش فقط آوای رقیه است
میلاد علی اصغر بابای رقیه است

ای تیغ نگاه تو چنان صیقلی اصغر
تو از دل دلبر چه دلی می بری اصغر
رفتی به ابالفضل عجب خوشگلی اصغر
یک بار رقـیــه که بگـویـد عـلــی اصغر-

-بابات کند ناز به خورشید و ستاره
انگار علی فاطمه را خوانده دوباره

مثـل پدرت نور تـمـامی بـشوی تو
ازکوثر این خانه چه جامی بشوی تو
مثل عمویت مرد بنامی بشوی تو
بعد از علی اکبر چه امامی بشوی تو

میگفت پدر با پسرش آرزویش را
تا دید سپیدی به زیر گلویش را

این طفل اگر چه به یقین ماهترین است
در هاشمیون از همه دلخواه ترین است
عمر علی اصغر ز چه کوتاهترین است؟
در قرب خدا از همه لـِـلـّـه ترین است

آهسته بگویید غمش را شب میلاد
ای کاش ببینند که اصغر شده داماد

اما همـه امــید پدر نقـش بر آب است
دل کَندنِ از مثل علی، سهم رباب است
عُمر پسرش لحظه به لحظه به شتاب است
هر چند ستاره است ولی مثل شهاب است

شش ماه دگر حرف رباب است و جدایی
این طـفـل قـرار اسـت شـود کربـُبـلایی

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
19:49
#امام_جواد_ولادت


خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
پروردگار جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به حز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
👍 1
19:49
#امام_جواد_مدح

هرکس که تاج مهر تو بر سر ندارد
از سجده ی گمراهی اش سر بر ندارد

سرمایه ی عشق شما راه نجات است
 بیچاره هر کس عشق تان در سر ندارد

لازم نکرده که مرا فردا بخوانند
جنت اگر از نامتان سردر ندارد

باب الجوادی مطمئنا هست آن جا
محشر از این در هیچ بالاتر ندارد

گشتم ولی دنیای شیعه از تو آقا
مولود پر خیر و مبارک تر ندارد

کوری چشم دشمنان إبنُ الرضایی
کی گفته سلطانم علی اکبر ندارد؟

دردانه ی سلطان طوسی یا محمد
والیِ ما غیر از شما دلبر ندارد

عطری که از ذکر لبت در شهر پیچید
عود و گلاب و نافه و عنبر ندارد

در کودکی در قله های علم بودی
علم تو را عیسای پیغمبر ندارد

گشتم ولی هم ارزش خاک عبایت
در ارض و در افلاک سرتاسر ندارد

فهمیده ام از نامه ی سلطان، که عالم
کُنْیه نکوتر از اباجعفر ندارد

در کاظمینت هر کسی آمد دلش ماند
راهی بجز این راه تا آخر ندارد

"وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً ..." عیدی همین بس
عالم بجز چشم شما محور ندارد

می دوزد آخر چشم خود را بر دو دستت
مرغی که در وقت پریدن پر ندارد

محشر بفهمد جایگاهِ عصمتت را
هرکس تو را در این جهان باور ندارد

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
19:50
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


دوباره عشق دوباره حکایتی دیگر
دوباره شور دوباره قیامتی دیگر

دوباره نغمه‌یِ داوود میرسد امشب
دوباره زَمزَمه‌یِ رود میرسد امشب

دوباره از جگرِ کوه چشمه می‌جوشد
زِ کوچه‌هایِ مدینه کِرِشمه می‌جوشد

عصا به سینه‌ی دریا کشیده راهی را
زِ شوق حضرت موسیٰ دویده راهی را

مسیح آمده تا خانه‌ی مسیحایَش
کلیم سُجده کند بر قدومِ لیلایَش

خریده نوح به جانش هزار طوفان را
مگر نگاه کُنَد پیرِ مِی فروشان را

دوباره نوبتِ جام و سبو و ساغر شد
برای آمدنش انتظارها سر شد

شب است و خانه‌ی زهرا عجب تماشایی است
زمان دلبریِ دلبری مسیحایی است

از آسمان به زمین آفتاب آمده است
علیِ سوم ِعالی جناب آمده است

اگر‌چه طفل ولی نه ، پیرِ هر مست است
قسم به حضرت مولا امیرِ هر مست است

رسیده آینه دارِ امام عاشورا
رسیده حُسنِ خِتامِ قیامِ عاشورا

اگرچه غُنچه‌ی پیچیده در قُمات است این
به لعلِ کوچکِ خود چشمه‌یِ حیات است این

دو طاق حُسن دو اَبرو دو تیغ آورده
برای بوسه‌یِ بابا عقیق آورده

برایِ حضرتِ ارباب دلبری دیگر
برای قافله سالار حیدری دیگر

فقط نه در دِلِ گهواره کودکِ باباست
قسم به او که علمدارِ کوچکِ باباست

گشود گیسوی او را جهان پُر از دِل کرد
کتابِ کربُبلا را حسین کامل کرد

به رویِ دوشِ عمو همچو آبشار علیست
رسیده است بگوید که ذوالفقارِ علیست

تبسمی زد و تا کبریا به وَجد آمد
از آن دو چشمِ خدایی خدا به وَجد آمد

عجب شبی است که رویِ علیست مهتابَش
رُباب گرمِ نگاهش رقیه بی تابش

هزار مرتبه عباس عزیز جان میگفت
شبی که اکبرِ لیلا به او اذان میگفت

فرشته بال به طاقِ دو اَبرویَش میزد
گلابِ یاسِ بهشتی به گیسویَش میزد

به پیشِ دیده‌یِ زینب حسین زینب وار
گرفت بوسه زِ لبهایِ او هزاران بار

نگاه کرد به چشمش دلش هوایی شد
هوای خانه‌ی ارباب کربلایی شد

دلش حسینیه بود و سَیَنجَلی میگفت
نوایِ حَیَ عَلَی العِشق را علی میگفت

بهانه کرد دلش داغ آبها را باز
به چشمهای علی دید کربلا را باز

اگرچه تشنه ولیکن زبان ندارد حیف
به رویِ دست عزیزش توان ندارد حیف

کنارِ خیمه رباب است و چشم در راه است
تمامِ هستی مادر شبیه یک آه است

به روی دست پدر بود و بال و پَر میزد
لبان تاوَلی اش شعله بر جگر میزد

به زخمهای لبش خون تازه جاری بود
اگر غلط نکنم وقتِ نِی سواری بود

حسین دستِ غریبی به رویِ زانو زد
برای جُرعه یِ آبی به حرمله رو زد

صدایِ خنده و شور و سُرور و هِلهِله بود
بلند تر زِ همه خنده‌های حرمله بود

مسیرِ تیرِ سه شعبه به حَنجرش اُفتاد
به روی دست پدر وایِ من سَرَش اُفتاد

به خون کشید رُخَش را تمام گیسو را
که دوخت تیر سه شعبه گلو و بازو را


#حسن_لطفی


@raziolhossein
19:50
#امام_جواد_ولادت

امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟
یا کعبه گرفته است به بر حیدر دیگر؟
یا از حسنین است عیـان منظر دیگر؟
دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر

بُشری که دلِ آل محمّد همه شاد است
این مژده بگوییـد کـه میلاد جواد است

ای بحـر تجلـی گهـرت باد مبارک
ای شاخۀ طوبـا ثمـرت بـاد مبارک
ای شمس ولایت قمرت باد مبارک
میـلاد گرامـی پسـرت بـاد مبارک

این قبلۀ اربـات مـراد اسـت، مـراد است
الحق که جواد است جواد است جواد است

بــا مــاه بگوییـد چـراغ سحـر اسـت ایـن
بـا مهـر بگویید کـه از مهـر، سـر است این

طفـلش نتـوان گفت که خیرالبشر است این
جانم به فدایش پسر است این پسر است این

ما را به پسر بودن او فخر از آن است
کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است

این است کز آغـاز خداونــد ستـودش
این است که بگشود نبی لب به درودش
این است که افتاد «کرامت» به سجودش
این است که جود آمده مرهون وجودش

جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی
آرنـد به سویش همگان دست گدایی

سرتا بـه قدم حسن خداوند جلیلش
مـرآت جمـال نبـوی روی جمیلش
زوّار حـرم آدم و نوح است و خلیلش
مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش

این است که در محضر او زادۀ «اکثم»
آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم

این است همـان مخزن اسرار الهی
وابستـه بــه علـم ازل نامتناهــی
بی‌پرتو او علم سیاهی است سیاهی
دارد خبر از ابر و هـوا و یم و ماهی

کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون
گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون

'ای از ازلـت نــام دل‌آرای محمّد
'وی آینــۀ طلعـت زیبـای محمّد
'سرتا به قدوم تـو سراپـای محمّد
'بوسیده پدر روی تو را جای محمّد

از جود تـو یا فضل تو یا علم تو گویم؟
وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم؟

با این همه اوصاف خدایی ز خدایت
در حیرتم آخر چه بگویم بـه ثنایت
گوهر چه بوَد تا که بریزند بـه پایت؟
فرمـود پـدر: ای پــدرم بـاد فدایت!

تو مصحـف زهرایی و قرآن رضایی
تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی

فردوس بَرد سجده به خـاک قدم تو
رضوان شده پیوسته گـدای کـرم تو
هنگام عطا ظرف وجود است کم تو
حـجِّ حــرم الله، طـواف حــرم تـو

از ما همـه دریوزگی و عجز و گدایی
از تو همه لطف و کرم و عقده‌گشایی

بگـذار کـه سرگـرم هیاهـوی تو باشم
تا جان به لبم هست، ثناگوی تو باشم
باشد که فقط تشنه لبِ جوی تو باشم
مولا کرمی کن که سگ کوی تو باشم

آن روز که خلقت همه دامان تو گیرند
زنجیر مرا دست غلامـان تـو گیرند

تـو دسـت عطـا و کرم و لطف خدایی
تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی

تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی
مـا جملـه گدا و تـو جواد ابن رضایی

جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست
والله گـدایـی درت سلطـنت مــاست

من میثم آلودۀ بی‌دست و زبانم
در باغ بهار تو کم از برگ خزانم
مگـذار برِ بـاد بـه کـوی دگرانم
بگذار در اطراف گلت خار بمانم

من با همه گفتم که جواد است امامم
باشد که بخوانی زره لطف غلامم

#غلامرضا_سازگار


@raziolhossein
19:50
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

---
امشب از شوق بي قرارم من
آرزوى مدينه دارم من

من خزانم وليكن از امشب
غرق در عطر نوبهارم من

همه طَرْدم كنند، باز اما
به نگاهش اميدوارم من

او گل باغ بوستان حسين
گِرد اين گل، خوشم كه خارم من

از غلامى و نوكرىِ درش
صاحب جاه و اعتبارم من

اى سرآغازم و سرانجامم
چقَدَر خوب، با تو هم نامم
---
آيت داور است اين مولود
گل پيغمبر است اين مولود

اسم او هم عليست پس حتماً
هم چُنان حيدر است اين مولود

على اصغر به نام و در رُتبه
علىِ اكبر است اين مولود

پَرِ قنداقه اش شفيع همه
در صف محشر است اين مولود

چقَدَر با رقيه مأنوس است
بغلِ خواهر است اين مولود

قابَ قوسين ماست ابرويش
بوسهء زينب است بر رويش
---
اى به عالم دليل، ششماهه
اى لبت سلسبيل، ششماهه

زير پايت هميشه باشد پهن
شهپر جبرئيل، ششماهه

در نگاهت فرات و دجله كه هيچ
موج زن؛ رود نيل، ششماهه

تو بزرگ و بزرگ زاده، ولى
من به پيشت ذليل، ششماهه

هر زمان كه گره به كار افتاد
گفته ام: ألدخيل ششماهه

باب حاجات عالمينى تو
علىِ سومِ حسينى تو
---
اى به دردم دوا، على اصغر
نفست كيميا، على اصغر

هر كه دستش به دامنت باشد
گشته حاجت روا، على اصغر

شبِ ميلاد توست ذكرِ لبم
لَكَ روحى فِدا، على اصغر

آينه دار محسنِ زهرا...
...كيست غير از تو؟ يا على اصغر

هم رجب، هم زيارتىِ حسين
بده يك كربلا، على اصغر

نَبُود هم تراز و همتايت
بر روى سينهء پدر جايت
---
اى رُخَت ماهِ كامل ارباب
اى على، ميوهء دل ارباب

تو خودت نور و نور بابايت
نور در نور منزل ارباب

نام تو تا كه در ميان آمد
گشت پُر شور محفل ارباب

خنده هرجا مُسَبّب شاديست
خنده هاى تو قاتل ارباب

با چُنين حلق پاره؛ بُردن تو...
...تا به خيمه است؛ مُشكل ارباب

چه كند با گلوى پرپر تو؟!
چه كند در جوابِ مادر تو؟!
---
آه...شد از غم تو پير، رباب
از جهان بى تو گشته سير، رباب

گوش تا گوش طفل پاره شده
خورده شمشير يا كه تير!؟، رباب

تازه آغاز غصه هاست؛ كه تو
در كفِ غم شوى اسير، رباب

قاتل تو غروب عاشوراست
آب آمد؛ ولى چه دير! رباب

اصغرت زير خاك خوابيده
سينه ات گشته پُر ز شير رباب

كربلا تا به شام، خونْ دل توست
هر كجا حرمله مقابل توست

#على_اصغر_انصاريان

@raziolhossein
19:50
#امام_جواد_مدح

-
نیست فقط روز مبادا کریم
هست همه روز و شبم با کریم

یاد گرفته است که بر هیچ کس
رو نزند این دلم الا کریم

هر‌چه گره بیشترم میزند
کم شود این فاصله ها... تا کریم

خواهشِ ما جرعه‌ای از آب بود
داد ولی پهنه‌ی دریا کریم

بس که درِ بسته زدم خسته‌ام
باز نشد هیچ در امّا کریم...
-
در نزده در به رویَم باز کرد
باز همین طایفه اعجاز کرد
-
فیضِ مسیحایی‌ات عیسیٰ بَرَد
دست به دامان تو موسیٰ بَرَد

از همه دل می‌بَرد آقای ما
بیشتر از حضرت زهرا بَرَد

رویِ پَرَش لطف کن و پا گذار
رتبه‌ی جبریل به بالا بَرَد

شُکر براتِ حرم آخر رسید
ناله‌ی مجنون دل لیلا بَرَد
-
بال بده تا حرمِ کاظمین ...
با نَفَسِ وای حسینم...حسین
-
مثل همیشه دَمِ ایوان طلا
نام تو شد نامِ تو سوگندِ ما

نام تو را گفتم و باران گرفت
خیس شد از گریه‌ی ما صحن‌ها

پنجره فولاد گره باز کرد
از منِ اُفتاده به لطف شما

مثل همیشه دَمِ باب الجواد
حاجت ما بود که آقا رضا ...

... جان جوادت ببرم کاظمین
تا که بخوانیم به پایین پا ...
-
..." آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده "
-
وای اگر غصه‌ی مادر نبود
حالِ تو اینقدر مکدر نبود

مثلِ حسن شد جگرت ریز ریز
حیف که بالین تو خواهر نبود

کاش زمین آب نمی‌ریختند
حیف به جز خنده پسِ در نبود

سخت کشیدند تو را رویِ بام
وای اگر بالِ کبوتر نبود

شُکرِ خدا قسمت تو بام شد
گودی و نامحرم و خنجر نبود

خوب شد از حنجره‌ات خون نریخت
حرمله در لحظه‌ی آخر نبود

شُکرِ خدا پیشِ نگاهت زِ بام
بر سرِ نیزه سرِ اصغر نبود

شُکرِ خدا پیکرت عریان نشد
زیر سُم اسب پریشان نشد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:50
#حضرت_علی_اصغر

همينكه از رخ تو حق نقاب ميگيرد
ز خاك پاي تو قمصر گلاب ميگيرد

از آب و تاب دگر آفتاب مي افتد
تو را كه روي دو دستش رباب ميگيرد

زمين ز خواب زمستاني اش شود بيدار
همين كه چشم تو را حس خواب ميگيرد

اگر اشاره كني سمت ابر يا سقا
نقاط خشك زمين را هم آب ميگيرد

دهان يوسف از اين صحنه باز مي ماند
حسين عكس تو را تا كه قاب ميگيرد

نريخت قطره اي از خون حنجرت به زمين
چرا كه ديد زمين را عذاب ميگيرد

گرفت منصب باب الحوائجي بر دوش
جواب كرده در اينجا جواب ميگيرد

#محسن_صرامی

@raziolhossein
19:51
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

اگر دست و بالت کمی خالی است
اگر حال و روز تو بی حالی است

اگر آسمان در قفس میکشی
اگر قسمتت بی پَر و بالی است

اگر کار و بار تو پیچیده و...
اگر چند وقتی بد اقبالی است

اگر تار و پودت گره خورده است
اگر غصه‌ها نقشِ این قالی است

اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد
اگر مثل پاییز یک شالی است
-
علاجش فقط یک نفس یا علی است
خدا هست با آنکه او با علی است
-
خدا در شکوهِ جلال علیست
خدا در ظهورِ جمال علیست

خدا در نزولش علی می‌شود
خدا در مقامش کمالِ علی است

حرام خدا و حلال خدا
حرام علی و حلال علیست
-
پیمبر پس از سِیرِ معراج گفت
که ما هرچه دیدیم مال علی است
-
علی چارده مرتبه آمده
علی عین میلادِ آل علی است
-
علی گفته و غرق عین اش شدیم
همه راهیِ کاظمینش شدیم
-
مرا فارغ از قیل و قالم کنید
مرا راحت از خشکسالم کنید

محال است لب را به مِی تر کنم
مرا تشنه‌ی این محالم کنید

مرا بشکنید و بسازید باز
تَرَکهای روی سفالم کنید

فقط روی چشمان خود میکشم
از این خانه هرچه"حوالم"کنید

مرا می‌کشاند دو گنبد طلا
شب رفتنم شد حلالم کنید
-
ببینید رویای جبریل را
مبارکترین کودک ایل را
-
شلوغ است اگر آستانِ جواد
پُر از برکت است آسمان جواد

گدایی به شاهی مقابل نشست
چه ها می‌کند تکه نان جواد

پیمبر پدر با خدیجه شد و...
رضا نیز با خیزران جواد

علی‌اکبرش را ببین بعد از این
رضا می شود میهمان جواد

شبیه نماز حسین و علی است
نماز رضا با اذان جواد

فقط شانه‌ات را به دیوار نِه
فقط زیرِ لب گو به جانِ جواد
-
تو را می‌دهد تا قیامتِ مراد
گره وا کُنَد خاکِ باب الجواد
-
خدا خواست تا بی کرانش دهند
و در یک افق سه جوانش دهند

علی جان آقای کرببلاست
حسین آمده تا سه جانش دهند

فقط دوست دارد ببیند علی
فقط دوست دارد همانش دهند

علی در سه صورت تماشایی است
علی را سه جلوه نشانش دهند

علی اصغرش هم علی‌اکبر است
اگر فرصت امتحانش دهند

به صف فطرس و جبرئیل و رباب
که نوبت به نوبت تکانش دهند
-
زمین خوردها را که جان می‌دهند
به باب الحوائج نشان می‌دهند
-
اگر بارِ ما از کَرَم می‌کشد
برای پدر بارِ غم می‌کشد

رسیده بگوید اگر قد کِشَد
شبیهِ عمویش عَلَم می‌کشد

غریبی ببین تشنگی‌اش ببین
که کارِ پدر بر قسم می‌کشد

گمانم به دنبال گهواره است
کسی که به آتش حرم می‌کشد

فقط مادرش آه دنبال او
در آن راهِ پُر پیچ و خَم می‌کشد

بِبَر نامِ او را خدا بعد آن
به حجم گناهت قلم می‌کشد

رباب است یک فاصله تا حسین
چه‌ها کرده این حرمله با حسین


#حسن_لطفی


@raziolhossein
19:51
#امام_جواد_ولادت


سلام برگلِ رویش بگوبه قصدِبرات
نثار گل پسر حضرت رضا "صلوات"

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
19:51
#امام_جواد_ولادت
#مربع_ترکیب

خوشحال ازین غلامی و عرض ارادتم
همراه با ملائکه مشغول خدمتم
این لطف فاطمه است که داده لیاقتم
عبد علی و آل علی تا قیامتم

من نوکر و محب و فدائی اهل بیت
بیچاره ام بدون گدایی اهل بیت

دارم به سر هوای جگر گوشه رضا
افتاده ام به پای جگر گوشه رضا
ممنونم از عطای جگر گوشه رضا
ای جان من فدای جگر گوشه رضا

عمریست زیر دین جواد الائمه ام
محتاج کاظمین جواد الائمه ام

ای نایب امام رضا ، حضرت جواد
یابن الرئوف ! شاه وفا ! حضرت جواد
پروردگار جود و عطا ، حضرت جواد
دریاب روزگار مرا ، حضرت جواد

آقا به مهربانی تو دارم اعتقاد
هستی جواد و ابن جواد و ابالجواد

ای سومین محمد این خانه، السلام
ای سائل تو عاقل و دیوانه السلام
ای صاحب کرامت جانانه السلام
عیسی مسیحِ حضرت ریحانه السلام

تو آمدی و دشمن دین نا امید شد
بار دگر امام رضا رو سفید شد

با بودنِ تو عهد وفا سر نیامده
چیزی به جز کرم که به این در نیامده
وصفت به جز رضا ز کسی بر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده

تنها امام لایق فرزندی رضا !
وصفت کجا و ذهن گنهکار من کجا

در کودکیت پیر زمین و زمان شدی
آقا نهم ستاره این آسمان شدی
امّید آخر همه بیچارگان شدی
بالاتر از توقع ما مهربان شدی

آنانکه خاک بوسی ابن الرضا کنند
باید که خاک را به نظر کیمیا کنند

ای عادت همیشه ی تو ذره پروری
خوب و بدند بر سر کوی تو مشتری
دادی به یاد سائل خود کیمیاگری
حقا که یادگاری موسی بن جعفری

هر کس که برد نام تو حاجت روا شده
درد نگفته در حرم تو دوا شده

ای انتقام کوچه همه آرزوی تو
دل برده از امام رضا خلق و خوی تو
باید گرفت درس برائت ز کوی تو
ای غصه های فاطمه بغض گلوی تو

تو مادری تر از همه ای بعد مجتبی
خیلی عذاب داده تو را داغ کوچه ها

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:52
#امام_جواد_ولادت

.
همین که حاصل یک عمر لبخند رضا هستی
محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی

میان بهترین هایی چه تفضیلی از این برتر
که بابای علی هستی و فرزند رضا هستی

به مشهد که به جای خود دلم در کاظمینت هم
بگوید یا رضا،از بس همانند رضا هستی

قسم خوردن به نامت می دهد حاجت به قدری که؛
به محشر هم گمانم ذکر سربند رضا هستی

خدا می خواست تا معنای بخشیدن عیان گردد
جواد آمد که این معنا برای ما روان گردد

رضا که صاحب فرزند میشد آخرش ، اما ؛
خدا می خواست تا این فیض،سهم خیزران گردد

پسر گشتن از این سو و امام شیعه از آن سو
جواد آمد که این گردد،جواد آمد که آن گردد

حکایت ها فراوان است از هر لحظه ی این طفل
چنان که صد گلستان ضرب در صد بوستان گردد

علی هر چند فرزند محمد بود،این دفعه
محمد از علی آمد که فخر شیعیان گردد

دراین وادی اگر سودی ست با درویش خرسند است
تجارت جز درِ این خانه سودش هم زیان گردد

پدر با داغ فرزندش،پدر با داغ دلبندش
ولی اینجا پسر با داغ بابا امتحان گردد

شب میلاد فرزندش همین که تشنه لب باشد
گمانم خیزران هم اشک ریز خیزران گردد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
19:52
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

در ماه خدا ، طلوع کردی چون ماه
از برکت تو، شکسته شد ، پشت گناه

مانند تو دیگر به جهان (لم یولد)
لا حول ولا قوه الا بالله

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:52
#امام_جواد_مدح


تو از ازل جوادی و ما از ازل فقیر
یا ایهاالجواد تصدق علی الفقیر

حس کرده است ثروت عالم به دست اوست
وقتی گرفته است تو را در بغل فقیر

این گوشه چشم توست که اکسیر اعظم است
با یک نگاه تو به غنی شد بدل فقیر

از حداکثر همه سر بوده هر زمان
از تو رسیده است به حداقل ، فقیر

از دیگران اگر چه شنیده کرم ، ولی
دیده همیشه لطف تو را در عمل فقیر

با دست پر به خانه ی خود رفته هر زمان
با دست خالی آمده در این محل فقیر

(( دارایی کریم به منزل نمی رسد ))*
درباره ی تو ساخته ضرب المثل فقیر

از آن زمان که لطف تو را دید تا ابد
شد زندگی تلخ به کامش عسل فقیر

#مجتبی_خرسندی

* : محمد سهرابی

@raziolhossein
19:53
#امام_جواد_ولادت
 
ای ریخته نسیم تو گل های یاد را
سرمست کرده نفحه ی یاد تو باد را

افراشته ولای تو در هشت سالگی
بر بام آسمان علم دین و داد را

خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر
بوسیده آستان امام جواد(ع) را

خورشیدِ بی غروب امامت که جود او
آراسته است کوکبه ی بامداد را

جود و سخا جواز تداوم از او ستاند
تقوا از او گرفت ره امتداد را

آن سر خط سخا که به جود و کرم زده
بر لوح آسمان رقم اعتماد را

بیرنگ کرده بد دلی دشمنان او
افسانه ی سیاه دلی های «عاد» را
*
تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر
بوییم از امام نُهم عطر یاد را

وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم
عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟
*
جز آستان جود و سخایت کجا برم
این نامه ی سیاهِ گناه، این سواد را؟

بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش
بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟
*
خط امان خویش به ما ده که بشکنیم
دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را

ای آنکه هرگز از درِ جودت نرانده ای
دلدادگان خسته دلِ نامُراد را

بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود
جدت امام ساجد زین العباد را

تا روز حشر یار غریبی شوی که بست
از توشه ی ولای تو زادالمعاد را

#حسین_منزوی

@raziolhossein
19:53
#امام_جواد_مدح

زِ فهمم فراتر جوادالائمه
هزاران برابر جوادالائمه
زِ هر خوب ، بهتر جوادالائمه
زِ هر بهتری ، سر ، جوادالائمه
شَهِ ذره پرور جوادالائمه
همه دُرّ و گوهر جوادالائمه
هم اول هم آخر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

خبر دار سازید هر چه گدا را
که باید ببینند آقای ما را
ببینند در چهره اش مصطفی را
جمالِ علی ابن موسی الرضا را
ببینند اعجاز دست خدا را
ببینند سیمای مشکل گشا را
به دامانِ مادر ، جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

ارادت چه خوب است ابراز گردد
ببر نام او تا که اعجاز گردد
خوشا نوکری هایمان ساز گردد
هُویّت به این شکل احراز گردد
به نامش اگر صبح آغاز گردد
زِ کارم هزاران گره باز گردد
دعایی کند گر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

تو آن رنگ و بوی بهاری که مانده ...
زِ شمس الشموس آن نگاری که مانده
من و سینۀ بی قراری که مانده
تو و بخششِ بی شماری که مانده
به جز نوکری چیست کاری که مانده؟
به قربان این یادگاری که مانده...
زِ زهرا و حیدر ، جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

جز این خانواده به کس دل ندادم
که این خانه بوده است باب المرادم
مرا مادرم نوکری داد یادم
برای غلامیِّ این خانه زادم
به فکر زیارت اگر اوفتادم
مقیّد به رفتن زِ باب الجوادم
شفیع است محشر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

زِ ماهِ رخش نور تابیده می شد
طراوت به آفاق پاشیده می شد
اگر شاخصِ جود سنجیده می شد
شهِ کشور جود نامیده می شد
گر از بخشش و جود پرسیده می شد
همه در امامانِ ما دیده می شد
ولی بیشتر در جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

ازل تا ابد از خدایش سلامش
یَمِ علم ، می بارد از هر کلامش
زِ دست رضا ریخته مِی به جامش
صفاتش هویداست از رویِ نامش
کند ماه سجده به هر صبح و شامش
نگنجد فقط ذره ای از مقامش
به هفتاد منبر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

دگر روز آمد شبِ تار رفته
دگر خواب از چشم بیدار رفته
دلم هر کجا در پِیِ یار رفته
نه یک بار و ده بار ، صد بار رفته
جمالش گمانم به کرار رفته
و در زُهد و تقواش انگار رفته
به موسی ابن جعفر جوادالائمه
سلام خدا بر جوادالائمه

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
19:53
#امام_جواد_ولادت


به نام تو بهشتی می کنم حال جهنم را
خدا را شکر که آموختم من اسم اعظم را

بدون جلوه ات در کودکی ، باور نمی کردند
تکلم های در گهوارهٔ فرزند مریم را

نٙوٙد ساله برای طفل نُه ساله تواضع کرد
تو خٙم کردی برای دست بوسی قامت خٙم را

یکی از قاتلانت علم تو در خردسالی بود
که رسوا کردی آخر با سؤالی ابن اکثم را

حسن از حیث همسر با تو همدرد است اما او
چو زینب خواهری دارد که از دل می بٙرٙد غم را

اگر تشنه میان حجرهٔ دربسته افتادی
به یاد جد خود با اشک بنشان آتش سٙم را

**

شما رفتید و صدها سال لازم شد که بنویسند
برای هر جواب مسأله «الله أعلم» را

#سیدعلی_احمدی

@raziolhossein
19:53
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


خانه وحی شده جنت اعلا امشب
کرده مه در کف خورشید تجلا امشب
از زمین یکسره بر عرش معلا امشب
این بود ذکر خوش اهل تولا امشب
که رباب امشب، قرص قمری آورده
پدر پیر خرد را پسری آورده

غم گنه، خنده ثواب است ثواب است امشب
بخت اندوه بخواب است بخواب است امشب
در گُل دیده گلاب است امشب
غرق در وجد رباب است رباب است امشب
روح از شادی و از شوق نگنجد به تنش
بوسه گیرد زلب اصغر شیرین دهنش

اهل دل جلوه جان از نظرش بستانید
داروی درد خود از خاک درش بستانید
بوسه از روی ز مه خوبترش بستانید
عیدی از فاطمه و از پدرش بستانید
عالم از وجد و صفا جنت دیگر آمد
گل بیارید که امشب علی اصغر آمد

مهد او کعبه و چشم همگان زمزم اوست
زندگی بخش دو صد عیسی مریم دم اوست
ماه من مدح و ثنای همه عالم کم اوست
آشنای دل خوبان دو عالم غم اوست
گر به لب خنده و گر اشک فشانی دارد
با حسین بن علی راز نهانی دارد

عطر گل از نفس او به چمن می آید
بوی خون از دهنش جای لبن می آید
گه پدر را زدمش روح به تن می آید
گاه لب بسته و چشمش به سخن می‌آید
بر لبش جام بلا خوب تر از شیر آید
نگران است که کی حرمله با تیر آید

مفتخر می کند این طفل بنی الزّهرا را
نه بنی الزّهرا بلکه همه دنیا را
می برد خنده اش از شوق دل بابا را
آورد یاد پدر قصّه عاشورا را
آیه عشق به خال و خط و رویش پیداست
مرگ خونین ز سپیدی گلویش پیداست

ماه رخسار نکوتر زمهش را نگرید
بر رخ یوسف زهرا نگهش را نگرید
شرف قرب وی و بُعد رهش را نگرید
بسر دوش پدر قتلگش را نگرید
طفل را دامن مادر همه دم جا باشد
او زند بال که بر شانۀ بابا باشد

گُل رخساره او لاله علیّین است
بند قنداقه او طُره حورالعین است
پدرش بوسه زند بر لبُ ذکرش این است:
«دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است»
خاندان نبوی دست بدستش دادند
بوسه ها بود که بر نرگس مستش دادند

کیست این طفل که توحید بود مرهونش
عشق، دلداده و ایثار و وفا ممنونش
می دهد نور به خورشید رخ گلگونش
سرخ رو وجه خداوند بود از خونش
این همان است که در قلزم خون خنده کند
خنده اش حجّت حق را کُشد و زنده کند

این چه ماهی است که خورشید سرافکنده اوست
این چه طفلی است که استاد خِرد بنده اوست
این چه کشته است که جان دو جهان زنده اوست
این چه ذبحی است که خون را شرف از خنده اوست
«میثم» این کودک شیریست که پیرش گویند
پیشتازان صف عشق امیرش گویند

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:53
#امام_جواد_ولادت


امشب به شبستان ولایت قمر آمد
خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد
طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد
در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد
-میـلاد جـواد‌بـن جـوادبـن جـواد است
-این باب مراد است مراد است مراد است

خیزید که امشب شب شادی و سرور است
خیزیـد کـه میــلاد تجلیگــه نــور است
هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است
از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است
-رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب
-یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

این موهبت و لطف خداداد، مبارک
بر آل محمّـد شـب میـلاد، مبارک
این عید بود بر همه اعیاد، مبارک
میـلاد جـوادبـن‌رضا بـاد، مبارک
-جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب
-قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی
کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی
جان همگـان در قـدمش باد فدایی
جود آمـده بـر درگـه او بهـر گدایی
-در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید
-ای چشم بد از ماه رخش دور!ببینید!

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش
ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش
ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش
ای خلـق خـدا روی بیـارید بـه سویش
-این باب کرم، باب دعا، باب مراد است
-والله جواد است جواد است جواد است

ای چشم رضا محـو تماشای جمالت
جبریل، پرش سوخته در سیر کمالت
خورشید بـرد سجده به ایوان جلالت
میراث محمّد شرف و خُلق و خصالت
-بالیده رضا لحظه‌به‌لحظه به وجودت
-مشهورتر از کـل امامان شده جودت

داده است خداوند به فضل تو گواهی
در کودکی‌ات سینـه پـر از علـم الهی
دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی
مأمون که نبودش به درون غیر سیاهی
-گویی که شراری شد و یکباره برافروخت
-در آتش بغض و حسد و کینۀ خود سوخت

در سن طفولیتت ای عالِم عالَم
علم ازل و علـم ابد بود مجسم
زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم
نه زادۀ اکثم که تمام علما هم
-تـا زنگ ز آینـۀ دل‌هـا همه شوید
-قرآن به زبان تو سخن گفته و گوید

من سائل لطف و کرمت بودم و هستم
هرجا که روم در حرمت بودم و هستم
یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم
موری سـر خاک قدمت بودم و هستم
-با آن که گناهم را دانستی و دانی
-آنی ز دل خویش نراندی و نرانی

هرچنـد کـه دائم خجلم از گل رویت
سوگند بـه رویت نـروم از سـر کویت
امـروز دگـر گشتـم ریـگ تـه جویت
ای لطف و کرم عادت و احسان همه خویت
-تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی
-بر دشمن خـود هم در این خانه نبندی

من شاخۀ خـاری به گلستان شمایم
هرجا بنشینم بـه سـر خوان شمایم
یک عمر نمک‌گیـر نمکدان شمایم
از لطف شمـا نیـز ثنـاخوان شمایم
-ای چشم تـو چشم کـرم و لطف الهی
-باشد که به «میثم»کنی از لطف نگاهی

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:54
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

ای روی تو ماه شام نومیدی ما
ای مهرتو رمز عشق توحیدی ما

میلاد علی اصغر توست حسین
با دست رقیه ات بده عیدی ما

@raziolhossein
19:54
#امام_جواد_ولادت


ما تا نفس داریم از حیدر بخوانیم
از معجزات دائم این در بخوانیم
این چارده رکعت نماز عاشقی را
رکعت به رکعت تا دم آخر بخوانیم
ما را درین عالم خدا آورده تا که
بدخواه آل الله را کافر بخوانیم
دنیا و محشر در عذاب اندر عذابیم
هر بی سر و پا را اگر دلبر بخوانیم
حالا که رسوایی نصیب ابتران شد
خوب است با هم سوره کوثر بخوانیم

دنیا دوباره عطر زهرا دارد امشب
حال سیه رویان تماشا دارد امشب

امشب ببین دنیا ولیعهد رضا را
دسته گل صدیقه و خیرالنسا را
هر کس غلام خانه ابن الرضا شد
حاتم نماید گوشه ی چشمش گدا را
امکان ندارد رد شود ، هر کس قسم داد
بر جان این آقا ، علی موسی الرضا را
هر بنده ای که شد دلش ابن الرضایی
دارد همیشه پشت سر ، دست خدا را
آن قدر از میخانه ی او خیر دیدیم
آن قدر لطف او خجالت داد مارا

مردم همه دنیاش بر وفق مراد است
هر کس رفیق بی کسی هایش جواد است


ای که تو را پروردگارت داده عزت
نه ساله بودی و شدی صاحب ولایت
ای که به گهواره چو عیسی لب گشودی
عالم به قربانت ، خداوند کرامت
ای یادگار حضرت باب الحوائج !
دیدیم از تو معجزات بی نهایت
دل برده ای از دوستان و دشمنانت
مامون به آقایی تو داده شهادت
از عمر کوتاه تو مردم ، قدر یک قرن
دیدند آقایی ، وفاداری ، محبت

مثل رضا با دشمنت هم مهربانی
امّید اول ، آخر بیچارگانی


دار و ندار حضرت معصومه ای تو
آقا بهار حضرت معصومه ای تو
بعد از علی موسی الرضا در این زمانه
دلدار و یار حضرت معصومه ای تو
گردد علیِ اکبر و زینب تداعی
وقتی کنار حضرت معصومه ای تو
هم حضرت معصومه باشد بی قرارت
هم بی قرار حضرت معصومه ای تو
مانند یک قرص قمر امّید بخشه
شبهای تار حضرت معصومه ای تو

دیدیم که در صحن قم حاجت روا شد
هر کس که ذکرش یا جواد و یا رضا شد


بابا پس از اینکه به گوش تو اذان گفت
از داغ عاشورایی این دودمان گفت
از کربلا ، از تشنگی ، از سربریدن
از کوفه و بی حرمتی بر میهمان گفت
از تشنگی ، از حرمله ، از شرم عباس
از کودک شش ماهه و تیر و کمان گفت
از غصه گهواره خالی اصغر
از خون دل های رباب نیمه جان گفت
من مطئن هستم که ای آقا برایت
نه سال هر جا کرد فرصت ، آن به آن گفت :
بابا همیشه یاد جد سرجدا باش
هر روز و شب گریه کن کرببلا باش

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
19:54
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


یم عشق و وفا را گوهر آمد
سپهر سرخ خون را اختر آمد
نهال آرزوی کربلا را
به گلزار ولایت نوبر آمد
امیرالمؤمنین چشم تو روشن
ذبیحت را ذبیح دیگر آمد
بنی هاشم بنی هاشم مبارک
که میلاد علیِّ اصغر آمد
ذبیحان را ذبیح شیر خواره
شهیدان را شهید دیگر آمد
حسین بن علی را آخرین گل
که شد تقدیم حیّ داور آمد

-جهان را لاله باران کرده این گل
-خزان‌ها را بهاران کرده این گل


همای وحی طبعم این خبرداد
خدا بر شمس دین قرص قمر داد
به نجل شیر یزدان شیرخواری
ز شیران شجاعت، شیرتر داد
عروس فاطمه چشم تو روشن
که نخل آرزوهایت ثمر داد
خدا را یوسف مصر ولایت
به حُسن ماه کنعانت پسر داد
پسر نه، مُهر طومار شهادت
پسر نه، رایت فتح و ظفر داد
ببین مادر سفیدی گلویش
خبر از روز ایثار پدر داد

-از آن ساعت که چشم خویش بگشود
-نگاهش بر سر دوش پدر بود


یم ایثار را گوهر مبارک
سپهر عشق را اختر مبارک
پیام آید ز خون هر شهیدی
که میلاد علی اصغر مبارک
شب میلاد مسعود برادر
به سجّاد و علی‌اکبر مبارک
سکینه با گل لبخند گوید
پسر آورده‌ای مادر مبارک
طلوع اختر برج ولایت
بر ای آل پیغمبر مبارک
حسین بن علی چشم تو روشن
محمد فاطمه حیدر، مبارک

-شفیع محشرکبری خوش آمد
-ذبیح کوچک زهرا خوش آمد


زهی طفل و زهی قدر و جلالش
فلک مات و ملک محو کمالش
رخ نورانی‌اش ماه دو هفته
ملک در پیش رو همچون هلالش
دو دست کوچکش دست خداوند
محمد جلوه کرده در جمالش
چنان افکنده شور و حال داده
که مادر گشته محو شور و حالش
پرد بر دوش بابا چون کبوتر
کند سیرالی الله بال بالش
دهان خویش را ناشسته از شیر
بود آهنگ میدان قتالش

-جهان لبریز از هنگامۀ اوست
-سپیدیِّ گلو خون نامۀ اوست


مهی سرزد که گردون محو رویش
گلی بشکفت عالم مست بویش
پدر می‌دید در لب‌های خاموش
هزاران قصه در سرّ مگویش
نشان می‌داد کز صبح ولادت
شهادت بود عشق و آرزویش
بنازم طفل شیری را که اسلام
سرافراز است از خون گلویش
به ظاهر طفل و پیران کمالند
گدای آستان، زوّار کویش
ولادت یافت از مادر که بابا
کند با تیر قاتل روبرویش

-رود معراج تا باروی گلگون
-عروج خویش را می‌دید در خون


ز بس بودش به سر شور شهادت
تبسّم داشت بر لب از ولادت
علی بن الحسین است این کز آغاز
شهادت را نبیند جز سعادت
خدایا این کدامین طفل شیر است
که شیران را دهد درس شهادت
چگونه کودک شیریش خوانم
که بر پیر خرد دارد سیادت
شهادت را از او مهر قبولی
شهیدان را به وی عرض ارادت
نمی‌دانم بگریم یا بخندم
که امشب هر دو را دانم عبادت

-دلم آئینۀ مهر رخ اوست
-بخندم یا بگریم هر دو نیکوست


حسین بن علی گل، او گلاب است
مدینه سایه و او آفتاب است
ولادت نامه‌اش یک آسمان نور
شهادت نامه‌اش یک انقلاب است
به قربان دو چشم نیم بازش
که نه بیدار می‌باشد نه خواب است
حیاتش بسته بر تیر محبت
عروجش بر فراز دوش باب است
به شیر مادرش سوگند کاین طفل
وجودش تشنۀ اسلام ناب است
مگر تیرش کند سیراب از آب
وگرنه بحر، پیش او سراب است

-به خود گوید که من مشتاق تیرم
-اگر چه طفل شیرم طفل شیرم


من آن طفلم که لب ناشسته از شیر
سپر کردم گلوی خویش بر تیر
کتاب عشقبازی آیه آیه
به خون حنجرم گردیده تفسیر
دلم آرام و جانم در تب و تاب
لبم خاموش و فریادم جهانگیر
خدا از شیرخواری عاشقم کرد
که شستم دل ز آب و دست از تیر
چو خندیدم به پیکان در دم مرگ
ملک فریاد زد تکبیر، تکبیر
به بذل جان، علی گردید پیروز
به خون خویش اصغر کرد تطهیر

-اگر چه از نوا گردید خاموش
-زند از نخل (میثم) خون او جوش

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
19:54
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

در شان شهی که برکت افلاک است
گفت این سخن آنکه بضعه ی لولاک است

موساست جوادم ، که شکافد دریا
عیساست ، که مادرش چو مریم پاک است

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
19:54
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
540×386, 39.1 KB
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂

به یک ساعت،دو حج در می توان یافت
خوشا حال مقیمان دیارش...!

#صائب_تبریری

@raziolhossein

🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
19:55
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

چون خاکِ رهِ تو پربها، زر نبود
بی مهرِ تو روی مه منوّر نبود

در وصف تو گفت حضرت شمس شموس:
مولودی از این بابرکت‌تر نبود


#علیرضا_قاسمی

@jamalekhial
19:55
#امام_جواد_ولادت

جهان را می‌ شناسد ، لحظه ی غمگین و شادش را
از این رو سخت در آغوش می‌ گیرد جوادش را

پسر مثل پدر می ‌خندد این یعنی که از حالا
میان این دو قسمت می‌ کند دشمن عنادش را

جهان از بعد عیسی اولین‌ بار است با حیرت
درون قالب یک طفل می‌ یابد مرادش را

چه طفلی ؟ طفل معصومی که پیرِ دیر را حتی
هوایی می‌ کند از نو بسازد اعتقادش را

چه ذکری بر زبان دارد ؟ چه رازی در بیان دارد ؟
که هر عالِم به این معیار می‌ سنجد سوادش را

قدم آهسته برمی ‌دارد و پیوسته تا منزل
که راه مستقیم از او بجوید امتدادش را

به جای کاظمین امسال هم راهی شدم مشهد
نشد تا سرمه ی چشمم کنم خاک بلادش را

بهشت است این حرم از هر دری وار شود شاعر
ولی من دوست دارم بیشتر باب ‌الجوادش را


#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
19:56
#امام_جواد_ولادت

شاد شادیم مثل اقامان
فارغ از هر چه شب که دلگیر است
ماه تابان اهل بیت امد
نور از اسمان سرازیر است

بوی موی جواد می اید
جشن و خوشحالی است در مشهد
دل سلطان مملکت شاد است
جای ما خالی است در مشهد

کوری چشم فتنه ها امد
پسری از سلاله ی کوثر
طعنه بسیار پیش از این زده اند
انک شانئک، هو الابتر

خار ها دور باد از پایت
ای ز گل بهتر امام رضا
کاش داغ تورا نبیند او
ای علی اکبر امام رضا

شرط عشق است در محبت تو
شرط عشقی و بهترین حصنی
ما فقیر ولایتت هستیم
یا جواد الائمه ادرکنی

مشتهایی که بر زمین زده ای
شد گواه شجاعتت اقا
بغض داری برای غصب فدک
ای به قربان غیرتت اقا

یا جواد الائمه مرهمتی
تا نگیری ز نوکران نظرت
کیست سلطان من امام رضا
کیستم جز موالی پدرت

هر زمانی که میروم مشهد
از جوانش همیشه میخوانم
تا که اقا نظر بیندازد
پشت باب الجواد میمانم

قرص ماهت رسید یا سلطان
قرص نانی به این گدا بدهید
عیدی ما به جای خود اما
صدقه رزق کربلا بدهید

#سیدمحمدحسین_حسینی


@raziolhossein
19:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
616×616, 117.4 KB
#امام_جواد

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هر چه خواستم از او نداد نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#قاسم_نعمتی
19:56
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی

اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست
پایان هر چه خواستم از او نداد نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح
جایی به باصفائی باب المراد نیست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
19:57
#امام_جواد_مدح

شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا
عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم
چه سفره دار کریمی چه سفره ای چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم
کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟


*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
19:57
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

رسیدی بین آغوش رقیه در شعف باشی
رسیدی تا برای بوسه ی عمه هدف باشی
علی اکبر رسید و چون عقیق دست بابا شد
ولی تو آمدی در دست او دُرِّ نجف باشی
گرفتی خو تو با بوی عبای حضرت ساقی
تو باید مثل مروارید در قلب صدف باشی
علی حق است و حق هم باعلی من خوب می دانم
که تو معیار حق هستی اگر در هر طرف باشی

تویی که از پر جبریل پیراهن به تن داری
بنازم هیبتی مثل عمو جانت حسن داری

نوشته بر سر هر طاق و هر منبر، علی اصغر
تو هستی ساقی و خم و می و ساغر، علی اصغر
رقیه گوشه ای او را به روی پاش می گیرد
و می خواند که ای همبازی خواهر، علی اصغر
تویی که با نوازشهای پیغمبر صفا کردی
شدی در بند آغوش علی اکبر، علی اصغر
ربابه بوسه های پشت هم می زد به لبهایت
تو هستی آشنا با بوسه ی مادر، علی اصغر

ز رویت موج می زد هیبت مردانه ی حیدر
چه غوغا می کنی ای بچه شیر خانه ی حیدر

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد
زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد
چه رویی دلربا داری، چه گیسویی رها داری
قیامت زودتر از موعدش انگار بر پا شد
چنان باب الحوائج می شوی کز مهر و احسانت
غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد
خدا را شکر ما هم نوکر این آستان هستیم
که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

تویی که پیش پاهایت پر پروانه می ریزد
کسی بی بردن نامت ز جایش بر نمی خیزد

زمین دور سرم چرخید و شعرم را رها کردم
برای مادرت نذر عجیبی ادعا کردم
که شاید عاقبت روزی کنار این حسینیه
مکانی را به عنوان "ربابیه" بنا کردم
دلم می خواست روزی خادم صحن شما باشم
نمی دانم چرا اینگونه نذرم را ادا کردم
تویی باب الحوائج، استجابت می کنی ما را
فقط با چشم بارانی دعا کردم دعا کردم

شب عید است و ما هم نوکر آل عبا هستیم
کرامت کن که ما چشم انتظار کربلا هستیم..


#احمد_ایرانی_نسب

@raziolhossein
19:57
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 33.5 KB
#حضرت_علی_اصغر

یا رباب...

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است
شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:58
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

بانو پسرت که هدیۀ الله است
امید دل حضرت ثارالله است

شادی که شب ولادت اصغر توست
افسوس که شادیت فقط شش‌ماه است

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
19:58
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

ای دوست مراد اهلبیت آمده است
یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است

امروز تمام سائلان می گوینـــد
میــلاد جواد اهلبیت آمده است


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
19:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
708×451, 33.4 KB
#امام_جواد_ولادت

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم
میلاد جواد ابن رضا را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
19:59
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

ما راه علی و آل را میپوییم
حق را ز طریق پاکشان میجوئیم

میلاد جواد ابن رضا را امشب
تبریک به ثامن الحجج میگوییم

@raziolhossein
19:59
#حضرت_علی_اصغر_میلاد


کیست این طفل که این قدر تماشا دارد
با همین کوچکی اش هیبت مولا دارد

چه قدر رفته به حيدر بر و رويش ، جانم
چشمهايش شده مانند عمويش ، جانم

او كه آمد چه قَدَر شهر مصفّاتر شد
عرش كاشانه ي ارباب مُعلّيٰ ترشد

چشمها باز جمال ازلي را ديدند
سوّمين بار،در اين خانه علي را ديدند

چونكه آئينه ي سلطان ولايت باشد
ديدن چهره ي او نيز عبادت باشد

اي خوش آن طايفه كه از غم او دل نكنند
"قل هوالله " بخوانيد كه چشمش نزنند

مرغ عشقي ست كه بر شانه ی ثارالله است
سرِّ مَستور نهانخانه ی ثارالله است

ناز این دلبر دُردانه کشیدن دارد
طعم شيرينيِ لبهاش ، چشيدن دارد

خیره مانده به سراپای علی چشم رباب
شده روشن به تماشای علی چشم رباب

آنچه بیش از همه در دیده ی سقّا زیباست
ذوق و شوقیست که از حال سکینه پیداست

خواهرش گفت : عجب پيچش مويي دارد
مادرش گفت:عجب زيرِ گلويي دارد

علی اکبر زده گلبوسه بر او با احساس
آب و آئينه به دست آمده از راه ، عبّاس

سايه ي لطفش اگر بر سر عالم با قي ست
آفتابي ست كه در سايه ي دست ساقي ست

آب در كاسه ي دستان عمويش خورده است
نفس گرم رقيّه به گلويش خورده است

بنويسيد رباب است و غمي همواره
همه ي زندگي اوست همين مه پاره

بنویسید رُباب از جگرش گفت حسین
بااذانی که به گوش پسرش گفت حسین

وسط ذکر اذان بود که طفلش خندید
أشهدُ انّ علیّاً ولی الله شنید

گر علي اصغر او شاه جهان خواهد شد
*عالم پيــر دگر باره جوان خواهد شد*

#محمد_قاسمي

@Raziolhossein
19:59
#امام_جواد_ولادت

اي قمر شمس ولايت جواد
اي گهر بحر عنايت جواد

حجّت حق باب مراد همه
نجل علي دسته گل فاطمه

بر همه خوبان جهان سروري
محمّد (ص) استّي و علي پروري

چشم رضا از همه سو سوي تو
ماه رجب شيفته روي تو

روي دل آراي تو بدر رجب
ليله ميلاد تو قدر رجب

جود به خاک درت آرد سجود
بسته به جود تو تمام وجود

صورت تو باغ و بهار رضا
تويي همه دار و ندار رضا

حسن تو مرآت خداوند تو
بهشت بابا گل لبخند تو

بی خردان طعنه ديگر زدند
بر پدرت تهمت ابتر زدند

ولادت تو کوثري دگر بود
روشني چشم و دل پدر بود

نور شد و نور شد و نور شد
چشم همه تيره دلان کور شد

سمند علم و معرفت رام تو
گره گشاي عالمي نام تو

عطر رياحين جنان خاک تو
روح رضا در بدن پاک تو

باب تولاّي تو باب خدا
مصحف روي تو کتاب خدا

عقل نهالي ز دبستان تو
علم گلي رسته ز بستان تو

بين امامان ز عطاي زياد
تويي ملقّب به امام جواد

جز تو که حرز مادر خويش را
به قاتل پدر نمايد عطا

شبي که مأمون ستمکار مست
برد به قتل تو به شمشير دست

در دل تاريک شب اي جان پاک
کرد تن پاک تو را چاک چاک

صبح که آن بي خرد آمد به هوش
گشت سراپا همه سوز و خروش

گفت مرا قتل رضا بس نبود
کشتن نجل مرتضي بس نبود

چگونه من در نظر خاص و عام
شهره شوم به قاتل دو امام

قاصد مأمون به تحيّر شتافت
در بدن پاک تو زخمي نيافت

کرد سراپا به وجودت نظر
ديد ز گل خوب تري خوبتر

از رخ مأمون عرق شرم ريخت
زمام اقتدارش از هم گسيخت

از پي ديدار تو بشتافت باز
گفت که اي مهر سپهر حجاز

جسم تو شد به تيغ من چاک چاک
از چه کنون سالمي اي جان پاک

گفتي از دعاي زهراست اين
معجر حرز مادر ماست اين

مرا خداي داورم حفظ کرد
به يمن حرز مادرم حفظ کرد

شد خجل از کار خود آن رو سياه
گشت به پيش کرمت عذر خواه

عفو از آن جرم و خطا کرديش
خواست دعا را تو عطا کرديش

جود خداييت چه ها مي کند
پيش خطا لطف و عطا مي کند

اي به فداي تو و جودت جواد
جود وجودش ز وجودت جواد

تو دست جود خالق اکبري
جواد اهلبيت پيغمبري

بحر نمي از کرمت يا جواد
جود گداي حرمت يا جواد

روي تو شمس الشّرف اهلبيت
اي دُر ناب صدف اهلبيت

کودک نه ساله بدي کز کمال
دادي پاسخ به هزاران سؤال

زاده اکثم ز دُر افشانيت
گشت يکي طفل دبستانيت

مانده زهر قيل و زهر قال بود
گويي از آغاز کر و لال بود

لکنت نطقش به لب افتاده بود
گويي طفلي عقب افتاده بود

از کف مأمون چو رها گشت باز
ماهيکي گرفت و برگشت باز

تا ببرد ره به کمال تو بيش
ماهي را فشرد در دست خويش

گفت که اي نور دل بوالحسن
فاش بگو چيست کف دست من

پاسخ تو دوباره اعجاز کرد
پرده ز اسرار دگر باز کرد

قصّه تبخير و هوا و شکار
گشت ز دُرج سخنت آشکار

حلم ز رفتار شما حلم شد
علم ز گفتار شما علم شد

معادن حکمت حق شماييد
مساکن رحمت حق شماييد

شما همان ائمه الدّعاييد
مشاعل انوار الهداييد

جلالت خدا نشان شماست
آيه ي تطهير به شان شماست

کلامتان نور است و رحمت است
معجزه و موعظه و حکمت است

ارث نبّوت رسول از شماست
مجد و کرامت بتول از شماست

طاعت مقبول? حق شماييد
رحمت موصول? حق شماييد

شما امامان همگي جواديد
باب نجات و قبله ي مراديد

قرآن يکدم از شما جدا نيست
هر آنکه بي شماست با خدا نيست

«ميثم» را بر درتان التجاست
اميد او به مَن اتاکُم نَجاست

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20:00
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

خدا هم فقط از شما گفته است
گمانم خدا هم خدایِ شماست

گدایی برازنده‌یِ ایلِ ماست
برازنده بودن برای شماست

ندارد تفاوت کجا می‌رسی
که هر انتها ابتدای شماست

خیالم از این و از آن راحت است
گره‌هام دست دعای شماست
-
مرا پای حیدر هلاکم کنید
به عشق رضا سینه چاکم کنید
-
دلی دارم و خانه زادِ رضاست
فقط یاد دارد که یاد رضاست

کم اینجا ندیده برایش بد است
دلم مستحقِ زیادِ رضاست

فقط می‌نویسد رضا تا ابد
و شُکرِ خدا بی سوادِ رضاست

نجف ، کربلا رفتم و گفته‌اند
که راهش دهید از بلادِ رضاست

گره می‌خورد زندگی ام ولی
همین نا مُرادی مُرادِ رضاست

به خود آیم و باز بینم سرم
رویِ خاکِ بابُ الجوادِ رضاست
-
جوادش درِ بسته را باز کرد
گره‌های من را رضا باز کرد
-
خبر را مسیح از مسیحا شنید
خبر را زِ جبریل موسیٰ شنید

اگر گوشِ دل را دهی می‌توان
که از کعبه هم ذکر مولا شنید

زمین خشکسالی تَرک خورده بود
ولی ناگهان بویِ دریا شنید

دلِ انبیا بر دری می‌تپید
که از آن صدایِ شما را شنید

خدا خنده کرد و خدا جلوه کرد
شبی که رضا ذکرِ بابا شنید

تو هم مادری هستی و می‌شود
که از قلبِ تو نامِ زهرا شنید
-
فدایِ نفسهایِ بابایی‌ات
فدایِ تپش هایِ زهراییت
-
زِ تو کوچه‌ها تا معطر شدند
حسودانِ این شهر ابتر شدند

به کوریِ چشمان ناباوران
همه محوِ رویِ پیمبر شدند

عسل‌های کندویِ لبهای توست
گر این روزها شهد و شِکر شدند

برای تماشای لبخند توست
علی اکبری‌ها کبوتر شدند

کریمی  کرامت  جوادی و جود
چه خوش کُنیه‌هایت مکرر شدند

شبی که اذان گفت بابا همه
پُر از یادِ میلادِ اصغر شدند

خدا دید چشم پُر احساس تو
از آن ابتدا غرقِ مادر شدند
-
کسی را نگاهت معطل نکرد
دو دست مرا هیچ معطل نکرد
-
تو دریایی و در تماشا رُباب
تو در خوابی و غرقِ لالا رُباب

تو تا آمدی آبرو دادی اش
که خندید با تو به زهرا رُباب

شبیه حسینی و ماتِ تو اند
همه دورِ گهواره حتی رُباب

تو ذات بزرگی و جایت بلند
تو را داده بر دوشِ سقا رُباب

تبسم کن و خیمه را شاد کن
بیا زنده کن عمه را با رُباب

به دستان بابا هواست نبود
که چشمش به راه است آنجا رُباب
-
نگو مادرت را صدا می‌زدی
به دست پدر دست و پا می‌زدی


#حسن_لطفی

@Raziolhossein
20:00
#امام_جواد_ولادت
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق بادعای مستجابش
در امتحان عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره ی هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده میشد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزندخورشید
طومار غربت در جهان برچیده میشد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمانها این چنین نامیده میشد

او کیست؟آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دل سلطان طوس است


او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمانها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گرچه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده ،تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمودبابایش از او بهتر نباشد
مولود ازاو بابرکت تر نباشد


او آمد و ابن الرضایی کرد مارا
از برکت نامش خدایی کرد مارا

مشتی زخاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد مارا

دست کریم این امام ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد مارا

صوت دل آرای مناجاتش سحرها
سر مست جانان و هوایی کرد مارا

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم باصفایی کرد مارا

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد مارا

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد مارا

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
کلب امیر کاظمین ،عبدالجوادم


لبخند او آرامش جان رضاشد
یوسف شدو مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره ی او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

ابرو تکان می داد و بابا عشق میکرد
با غمزه ای جانانه جانان رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

قدش عصای پیری ِ این پیرمرد است
قد راست کرد اصل ارکان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پر مشمول احسان رضا شد

اما خدالعنت کند فامیل  بد را
که باعث قلب پریشان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پرگشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده


امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلیم کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشق ِ
ششماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند  زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم


او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین ، حنجری پاره ببیند

وقتیکه جسمش روی دستان پدر بود
آقای عالم را چه بیچاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
اورا صف ِمحشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست


#قاسم_نعمتی

@Raziolhossein
20:00
#حضرت_علی_اصغر_ولادت

ای که چون آمدی آماده ی پرواز شدی
غنچه ای بودی و چون شاخه ی گل باز شدی

در گلستان و سراپرده ی زیبایی ها
زینت و زیور باغی ز گل ناز شدی

قاصدک بودی و اما به مسیر معشوق
توسن عشق شدی رفتی و تکتاز شدی

کودکی بودی و بر جمله ی پیران طریق
رهنمای حرم و جلوه ی ایجاز شدی

در کرمخانه ی انبوه کریمان جهان
باب حاجات دو صد حاتم و ایّاز شدی

ظاهراً کوچکی اما به زمان پرواز
نه کبوتر که عقابی ، ز پی باز شدی

چون ستاره برِ خورشید تجلّی کردی
بر سر دست پدر مایه ی اعجاز شدی

گوشه چشمی به تو شد از رخ زیبای حسین
محرم راز شدی دلبر طنّاز شدی

در دل خیمه نماندی که پدر تنها بود
تا که سرباز شدی کودک جانباز شدی

رفته ای قافله ی دل ببری همراهت
یا که با محسن شش ماهه تو همراز شدی

این که جان از بدن کوچک تو بیرون رفت
نیست پایان ، به خداوند تو آغاز شدی

خون تو هدیه شد از دست حسین تا به خدا
روی دست پدر آماده ی پرواز شدی

#محمد_مبشری

@raziolhossein
20:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 69.0 KB
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#رباعی

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات
شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا
@raziolhossein
20:00
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

بر غنچه گلشن پیمبر صلوات
بر آل حسین و آل حیدر صلوات

شادی دل رباب امشب بفرست
ناز قدم علی اصغر صلوات

#عبدالزهرا
@raziolhossein
20:01
#امام_جواد_ولادت

حق سیرتی به صورت انسان رسیده است
آئینه دار جلوه ی یزدان رسیده است

وقتی پای صحبت عرش است و کبریا
آزین کنید خانه که مهمان رسیده است

از آسمان نمایش رحمت چه دیدنی است
الطاف حق چو بارش باران رسیده است

در مدحت جمال سراپا خدائیش
سر روی دست یوسف کنعان رسیده است

از بس که دلرباست مناجاتهای او
از روی شوق موسی عمران رسیده است

باب المراد گل پسر ثامن الحجج
دُردانه ی امیر خراسان رسیده است

در بین ازدحام گدا کوچه وا کنید
نور دو چشم حضرت سلطان رسیده است

ریحانه ی بهشتی شمس و الشموس شد
خورشیده زاده ای ز امامان رسیده است

بابا کُش است ناز علی اکبری او
تاج سر تمام جوانان رسیده است


@raziolhossein
20:01
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

امشب رضویون همه شادند همه
دل بر کرم رضا نهادند همه

عیدى ولادت از پدر مى‏ گیرند
خشنود ز مقدم جوادند همه

@raziolhossein
ش
23:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


روز و شب ذکر ربَّنا زیباست
چقدَر در سحر خدا زیباست

دیده زیبا شناس اگر باشد
شب معراج مصطفی زیباست

از تولّا چه نعمتی برتر
چقدر حب مرتضی زیباست

حرف ریحانة النبی که شود
سخن از ٱسوةُ النسا زیباست

از ازل فکر و ذکر ما حسن است
تا ابد وصف مجتبی زیباست

هر که خیمه نشین شود، داند
خیمۀ شاه کربلا زیباست

نه فقط ذکر پنج تن خوبست
صحبت از هر امامِ ما زیباست

به جوادالائمه که برسیم
خنده های امام رضا زیباست


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


هر دلی را خدا دهد برکت
محض ابن الرضا دهد برکت

از جوادالائمه حتی بر
هَل أتا هم خدا دهد برکت

نه فقط بهر عالم و آدم
بهر آل عبا دهد برکت

با قدمهای پر ز نور اوست
که خدا بر رضا دهد برکت

روز تکمیل دین غدیر، اما
با جواد این عطا دهد برکت

اهل جودِ جواد اینگونه است
کند انفاق تا دهد برکت

ما و عادت به آیۀ تطهیر
آیۀ إنَّما دهد برکت

از جوادالائمه حاجت خواه
او به دنیای ما دهد برکت


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


صورتش وجهِ داوری دارد
جلوه های پیمبری دارد

گر تجلی کند، دو صد یوسف
سرِ بازار، مشتری دارد

در میان ائمه، ذکر جواد
بخدا حال دیگری دارد

سرِ سجاده، وقت راز و نیاز
تا دم صبح دلبری دارد

او مددکار هر ٱلوالعزم است
به رسولان چه سروری دارد

در زمان مناظره با خصم
به زبان، تیغ حیدری دارد

چون کند احتجاج در دینش
منطق گرم کوثری دارد

هر چه گویم به وصف و قدر او
مدح او باز برتری دارد


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


دل بابا برای او بیتاب
دل مادر از این پسر شد آب

یکی یکدانۀ رضاست جواد
آمده از صدف دُرِ نایاب

نسل او نسل حضرت زهرا
کوثر دیگرِ ٱلوالباب

حیدر دیگر است بر منبر
حسن دیگر است در محراب

از جمالش بر آمده خورشید
وز نگاهش در آمده مهتاب

او علی اکبر امام رضاست
نور چشمان حضرت ارباب

گر طریق جواد میجویی
بنشین در مسیر طفل رباب

نامش از جود حق گرفته شده
کامش از کربلا چشیده تراب


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


کام او از عسل گواراتر
نفَسش از همه مسیحاتر

به یقین از تمام عالمیان
گُهر پاک اوست والاتر

مَقدمش رفع فتنۀ دوران
دشمنش از همیشه رسواتر

سائل او نگفته بهره برَد
کیست از این امام آقاتر

دمبدم یاد مادرش زهراست
چشم او روز و شب چو دریا تر

جگرِ او ز زهرِ همسر آب
غربتش از حسن معماتر

وقت جان دادنش به حجرۀ خود
از امامِ رئوف تنهاتر

هر چه گوئیم از غم و دردش
غصۀ اوست باز بالاتر


به دعای رضا فرج آمد
پسر ثامن الحجج آمد


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
14 March 2019
ش
15:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته

مي‌بارد انوار کرم از هر کرانه
شب‌هاي دلگير زمين پايان گرفته

از سوی جنت سوره‌ی ياسين رسيده
خاک مدينه عطر الرّحمان گرفته

داده خدا ماهي به خورشيد رئوفش
آري دعاي حضرت جانان گرفته

نسل امامت مي‌شود پاينده با او
از برکتش دل‌هاي شيعه جان گرفته

او می رسد جود و سخا معنا بگیرد
در قلب عالم نور و رحمت پا بگیرد

عالم همه قطره اگر دريا تو هستي
کل خلائق عبد اگر مولا تو هستي

فيض وجود توست رزق اهل دنيا
باران جود عالم بالا تو هستي

مانده‌ست ابتر کيدِ بدخواهان شيعه
روشن‌ترين تفسير أعطيناهستی

مانند کوثر چشمه‌ی جاري نوري
با اين حساب آئينه‌ی زهرا تو هستي

ای که دل از بابا ربوده خنده‌هایت
آرامش هر لحظه‌ی بابا تو هستي

ابن الرضایی، تو کريم بن کريمي
ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی

چشمان تو خورشيد هر اهل يقيني‌ست
چشمان تو جنت! نه جنت‌آفريني‌ست

با عشق تو قلبي نمي‌سوزد در آتش
در هر نگاه روشنت خلدبريني‌ست

گويا گره خورده دلم با عرش اعلي
هر رشته از مهر شما حبل‌المتيني‌ست

من روزي هر ساله‌ام را از تو دارم
چشمان من بر دست‌هاي نازنيني‌ست

جود تو دارد جلوه‌های هل اَتایی
مولا! شفيع ما به درگاه خدايي

هر شب دل من سائل باب المراد است
آنجا که حاجتمند درگاهش زياد است

آنجا که اميد و پناه آخر ماست
آنجا که اوج هر توسل «يا جواد» است

جز آستان تو پناهي که نداريم
اين استغاثه با تمام اعتقاد است

بي لطف تو از دست خواهد رفت عبدت
يک گوشه‌چشمي، سائل تو خانه‌زاد است

در مشهد خورشيد ايران هم که هستيم
دل‌هاي ما پروانه‌ی باب الجواد است

هر شب دل من در هواي کاظمين است
در حسرت يک بوسه بر قبر حسين است

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
ش
18:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات
#امام_حسین
#شب_جمعه

اصلا حواسم نیست که فرصت ندارم
خیلی برای بندگی همت ندارم

اینقدر زیر خاک خوابیده اند مردم
چشمی برای دیدن عبرت ندارم

امروز و فردا می کنم هنگام توبه
حالی برای ترک معصیّت ندارم

ارزان خودم را باختم در دار دنیا
اما حواسم نیست من قیمت ندارم

افتادم اما باز دستم را گرفتی
جایی به جز این خانه من عزت ندارم

وای از شبی که صورتم بر خاک قبر است
چیزی برای خانه ی غربت ندارم

باب نجات شیعه ی زهرا، حسین است
چشم امیدی جز به این رحمت ندارم

وقتی حسین بن علی را دوست دارم
از هیچ چیز دیگری وحشت ندارم

شب های جمعه مادری قامت خمیده
هی بوسه می گیرد ز رگ های بریده

#وحید_محمدی

@raziolhossein
18:22
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی


نگاهی کن به چشم بی‌قرارم
که بارانی‌تر از ابر بهارم

فقط یک آرزو در سینه مانده
هوای دیدن شش‌گوشه دارم

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
18:23
#مناجات


دستهای خالی ام را با کریمان کارهاست
گریه طفلانه کردن عادت سربارهاست
هرچه اینها میدهند از برکت اصرارهاست
دردمندان را بگو امشب شب بیمارهاست

یا طبیب لا طبیب له شفایم را بده
رحم کن بر من جواب گریه هایم را بده

روی خوش دادی نشانم با بد من‌ ساحتی
رو گرفتم‌ آمدم عمدا مرا نشناختی
پرده رحمت روی اعمال من انداختی
با خودم آرام گفتم زندگی را باختی

حیف از عمری که سوزاندم به پای این و آن
ریخت پای غفلتم‌ خون گریه ی صاحب زمان

دم به دم گفتم که جبران میکنم اما نشد
توبه بر درگاه منان میکنم اما نشد
گفتم این دل را گلستان میکنم اما نشد
نیمه شب گریه فراوان میکنم اما نشد

بی کس و کارم نگاهم کن الهی بالحسین
بار دیگر سربراهم کن الهی بالحسین

در رجب شوق ملاقات خدا داریم ما
شوق پابوسی شاه لافتی داریم ما
یاعلی از دست تو میل عطا داریم ما
در رغایب رغبت کرببلا داریم ما

سیر عرفانی بده عشاق را با کربلا
تا شود معراج ما راه نجف تا کربلا

ای مسمای خدا جانم‌امیرالمومنین
بنده ی خالق نما جانم امیرالمومنین
تکیه گاه مصطفی جانم‌امیرالمومنین
کعبه اصلی ما جانم امیرالمومنین

حق علی رازق علی دنیا علی محشرعلی
مظهر تام و تمام خالق اکبر علی

هرکجا حرف علی شد خیر چشم تر رسید
ماجرا از کوفه سمت کربلا یکسر رسید
از علی مرتضی تا به علی اکبر رسید
زد به میدان و همه گفتند پیغمبر رسید

سروقامت ماهرو بالانشین بالابلند
رفت وقتی از حرم شد ناله زنها بلند

سوره کوثر به میدان آیه هایش شد جدا
عین لام و یا علی اکبر هجایش شد جدا
از دهانش ناله ی بابا بیایش شد جدا
دست و پا زد دست و پا زد دست و پایش شد جدا

روی زانوی پدر رفت و ز هم وا شد سرش
یک عبا نه!صد عبا کم بود بهر پیکرش


@raziolhossein
ش
19:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی


شب جمعه است مقدر بنما یاالله
اربعین پای پیاده حرم ثارالله

سحری راه بیفتیم زایوان نجف
همگی روبه سوی صحن اباعبدالله

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
ش
19:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×926, 131.9 KB
به سرم تا همیشه منّت توست
فَخرِ من نوکریِ هیئتِ توست
کاش می شد که زائرت بودم
آرزویم فقط زیارتِ توست...

#شب_جمعه
15 March 2019
ش
00:48
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 76.8 KB
کبوترِ دلِ عُشّاق هَر شَبِ جُمعه
نِشَسته است روی گُنبدِ طَلای حُسِین
.
#رضا_رسول_زاده
.
@raziolhossein
ش
13:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
14:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


دوباره فاصله افتاد بین ما آقا
دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه
بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من
عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت
مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات
به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن
اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن
بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار
که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال
که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را
دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا

دلم دوباره برای نجف پریشان است
برای هرم گنه سوز مرتضا آقا

"دلم برای مدینه بهانه می گیرد"
برای لطف خدایی مجتبا آقا

خدا کند که به اذن علی و مادرتان
روم دوباره شب جمعه کربلا آقا

طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر
طواف قبر علمدار باوفا آقا

گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد
نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا


#ناصر_شهریاری

@raziolhossein
14:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


یوسف، کلاف اهل دعا را قبول کن
ناچیزی بضاعت ما را قبول کن

با دست خالی آمده ام ایّهاالعزیز
یاحضرت کریم، گدا را قبول کن

کاری نکرد ناله ی ما در فراق یار
پس گریه های اهل بکا را قبول کن

با اشتیاق خیمه ی سبز تو آمدیم
ما را میان خیمه، تو یارا قبول کن

همسایگان خانه ی آقای هشتمیم
در حق ما دعای رضا را قبول کن

حاجات دیگرم به کناری، ولی بیا
امضای رزق کرببلا را قبول کن

زحمت بکش سیاهی این پوشه را ببخش
آقا به من زیارت شش گوشه را ببخش

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
14:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

دل هست مبتلای تو یاصاحب الزمان
دارد به سر هوای تو یاصاحب الزمان

تا جمعه ها به خاطر تو ندبه میکنم
سرمستم از دعای تو یاصاحب الزمان

لطفی کن از کرم که بیفتد نگاه من
یکدم به جای پای تو یاصاحب الزمان

چشمم به راه مانده و گوشم به کعبه است
تا بشنوم صدای تو یاصاحب الزمان

میثم فدای عشق علی شد قبول کن
من هم شوم فدای تو یاصاحب الزمان

تو پادشاه هر دو سرایی که گشته اند
شاه و گدا، گدای تو یاصاحب الزمان

باشد دعای حضرت زهرا به روز و شب
عجل فرج برای تو یاصاحب الزمان

"عاصی" بگو که عالم امکان برای وصل
دارد کجا بهای تو یاصاحب الزمان

#داود_تيموری

@raziolhossein
14:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی
بهار می رسد اما بهار من! تو کجایی؟

چه برکتی، چه نویدی، چه سبزه ای و چه عیدی؟
به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی

مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان
محوّلانه به حالم اشاره کن به دعایی

مقدرست به فالم مدبّرانه بتابی
خوش است لیل و نهارم اگر نظر بنمایی

اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند
چنین نکو ز چه رویی؟ چنین خجسته چرایی؟

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده باشند
تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی

خودت مگر که به زهرا توسلی کنی امشب
نمی رسد گل نرگس! دعای ما که به جایی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
14:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


به سیل غم به جهان جز تو کوهساری نیست
به غیر پرچم عدل تو اعتباری نیست

هزار نرگس اگر رویَد ، ای گل نرگس
بدون گوشهٔ چشمت مرا بهاری نیست

اگر هزار بهار آید و رَوَد، از داغ
چو قلب عاشق تو باغ لاله زاری نیست

نوای بلبل رنجور خویش را بشنو
که غم فزاتر از آن، نغمۀ هَزاری نیست

ز دست رفت شکیب و قرار ایوبان
بیا بیا که دگر پای بردباری نیست

بیا که ساغر ظلم زمانه لبریز است
ز باده اش همه مست اند و هوشیاری نیست

بیا که جز تو ز امواج فتنۀ شیطان
پناهگاه و حریم و ره فراری نیست

بیا و گوشۀ چشمی به شاعرت انداز
کز اهل بیت نبی جز تو یادگاری نیست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
14:36
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


عیدی رسیده است که در آن امید نیست
صدها بهار هم برسد، بی‌تو عید نیست

تکراری و شبیه به هم، چون گذشته‌ها
امسال هم اگر تو نیایی جدید نیست

با جمعه سال آمد و با جمعه می‌رود
با این حساب آمدنت هم بعید نیست

هربار دوره می‌کنم این سال‌نامه را
جز حسرت ظهور تو در سررسید نیست

مارا ببخش اگر دلمان در سیاهی است
یا چشممان ز اشک فراقت سپید نیست

یک روز می‌رسد که تو از راه می‌رسی
آن روز قبر مادر تو ناپدید نیست

در خانه‌ای که مجلس ختم رسول بود
او را زدند... آه... که گفته شهید نیست

#محمد_بیابانی

@raziolhossein
ش
23:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات



سرسال است بیا کاسه مارا پرکن
باهمان دست خودت دست گدارا پرکن

بدحسابی مرا پای حسابم ننویس
بی حساب این دل من راز تولا پرکن

یابن زهرا سرسال است بجای عیدی
کاسه ام را فقط از گریه به زهرا پرکن

چشمه چشم مرا اول این سال جدید
 تو محبت کن و اندازه دریا پرکن

سفره بی برکت را نمک رزق بریز
سفره هارا فقط از برکت مولا پرکن

همه مشغول به عیدندومحافل خالی ست
هیئتت را پسرفاطمه باماپرکن

سال اینده بیاو همه وقت مرا
باهمین روضه و این سینه زنیها پرکن

قاب چشمان مرا لحظه نوگشتن سال
بازباگنبد و گلدسته آقا پرکن

آخرسال شدو دربدری هست هنوز
تا بسوزیم برایت جگری هست هنوز


#مهدی_نظری


@raziolhossein
16 March 2019
ش
00:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


تبریک که از بحر ولایت گهر آمد
طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد
خون شهدا را سند معتبر آمد
در مکتب ایثار، حسین دگر آمد
از بیت حسین بن علی این خبر آمد
ریحانه ی ریحانه ی خیر البشر آمد
در دامن خورشید مه تام خوش آمد
رزمنده شش ماهه ی اسلام خوش آمد

این است که در گلبن ایثار گلاب است
از شوق شهادت همه شب در تب و تاب است
این است که در بحر ولایت دُرِ ناب است
در مکتب سرخ شهدا ختم کتاب است
این است که لب تشنه ی لعل لبش آب است
این غنچه نه، یک باغ گلِ سرخ رباب است
این عاشق و دلداده و پا بست حسین است
یا سوره کوثر به سر دست حسین است

این حُسن خدائی ست خدائی ست خدائی ست
لب تشنه فدائی ست فدائی ست فدائی ست
مولود مدینه است ولی کرب و بلائی ست
این شعله ی هفتاد و دو فریاد رهائی ست
در رزمِ حسین بن علی فتح نهائی ست
هر چند که در ارض کند جلوه، سمائی ست
این غنچه ی زهراست به گلزار شهادت
این مُهر حسین است به طومار شهادت

از لحظه ی میلاد به باباست نگاهش
از صبح ازل تیر بلا چشم به راهش
بنیاد ستم سوخته از شعله ی آهش
صد قافله ی دل پنهان در زلف سیاهش
الله که یک کودک و یک خلق سپاهش
لبخند شهادت به گُل روی چو ماهش
دل برده زخورشید ولایت مه رویش
جای لب بابا به سفیدیّ گلویش

در مهد، به عشق پدر افراشته قامت
در عهد به هر زمزمه اش کرده قیامت
تعظیم، به گهواره ی او برده کرامت
از دوش پدر بر همه دلهاش اقامت
ناخورده لبن بر دل خلقیش امامت
از زخم گلو داده به اسلام سلامت
تا پای به عالم زده، تا چشم گشوده
راهیّ سفر با پسر فاطمه بوده

این ست که از لحظه ی زیبای ولادت
هم گام پدر بوده تا مرز شهادت
بر شانه ی بابا همه دم داشته عادت
خندیدن و جان باختنش بود عبادت
پیوسته به سجّاده ی خون داشت ارادت
از حنجر خشکیده به خون داد سعادت
لبخند شهادت به لب از روز الستش
دادند همه هاشمیان دست به دستش

ناخورده لبن آمده لبریز سبویش
قرآنِ سر دست پدر مصحف رویش
لب بسته، به دل موج زند سرِّ مگویش
بر دوش پدر دیده ی عبّاس به سویش
گاهی نگه یوسف زهرا به گلویش
گه شانه کشد زینب بر طرّه ی مویش
گه در بغل لاله ی لیلاست مقامش
تا حشر زخون شهدا باد سلامش

ای باب مراد همه عالم علی اصغر
ای جسم تو توحیدِ مجسّم علی اصغر
ای شمعِ دلِ عالم و آدم علی اصغر
ای فتح حسین از تو مسلّم علی اصغر
ای خون خدا را همه دم، دم علی اصغر
از توست همین حاجت «میثم» علی اصغر
کز لطف و کرم دیده به سویش بگشایی
بر او حرم گم شده ات را بنمایی

#غلامرضاسازگار


@raziolhossein
ش
01:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_مدح


ما را هرآنچه حضرت استاد ياد داد
يك گوشه چشم كودك سلطان به باد داد

جايي براي عرضه حاجت نداشتيم
ما را پناه گوشه باب الجواد داد

دستش به كم نميرود و كم نمي دهد
كم خواستيم حاجت خود را،زياد داد

بيهوده تا غروب پي كسب روزي ام
رزق مرا جواد همان بامداد داد

سلطان طوس با قسم يا ابالجواد
هر حاجتي كه پيش از اينها نداد داد

از كربلا فضليت مشهد فزون تر است
اين را جواد ياد من بي سواد داد

در چشم او چه بود كه با ياد مادرش
ابروي او به عاشق حكم جهاد داد

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:48
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


باز هم شهر نبی معدن اسرار شده
غنچه ای با برکت هدیه به گلزار شده

باز هم نام علی بر لب آقا گل کرد
باز هم حضرت ارباب پسر دار شده

روزۀ ماه رجب به که به آقا چسبید
تا سحر مست از این لحظۀ دیدار شده

غنچۀ ناز رباب است به قدری زیباست
چقدر گل که به پاس قدمش خار شده

بسکه نورانیت از چهره او می بارد
بی سبب نیست که هر آینه ای تار شده

سفرۀ حیدریونِ رجب امشب پهن است
در دهش سیزده انگار که تکرار شده

پسر حیدری یوسف زهرا آمد
آخرین حیدر ارباب به دنیا آمد

این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند
همه مستند ولی مست می کوثری اند

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی
فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

غیرت الله جهانند علی های حسین
مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند
در روایتگری دین همه شان منبری اند

علیِ اکبر و اوسط خودشان محشری اند
ولی انگار که مست علی آخری اند

علی اصغر دل این چند علی را برده
روی پیشانی او بوسۀ زینب خورده

هیبت چهره اش ازبس که به مولا رفته
با نگاهش غم و درد از دل بابا رفته

بی سبب نیست رقیه علمی آورده
چونکه بی واسطه بازوش به سقا رفته

نوه حیدر و زهراست در این شکی نیست
در ملاحت به علی اکبر لیلا رفته

اختر و ماه در آغوش هم اند آنجا که
از سردوش شه علقمه بالا رفته

چقدر پاقدم این پسر با برکت
نامۀ شخص گرفتار به امضا رفته

عمه اسفند میارد نخورد چشم علی
فکر زینب طرف محسن زهرا رفته

دل بی بی طرف باغ جنان پر می زد
جای محسن چقدر بوسه به اصغر می زد

این دو شش ماهه یکی باده یکی ساغر شد
علت مستی شیعه ز می کوثر شد

یکی از عشق فدای حرم حیدر شد
یکی از عشق فدای پدر بی سر شد

یکی از بغض و عداوت به علی٬خونین شد
یکی از بغض حسین ابن علی پر پر شد

یکی از ضربه مسمار به جانان پیوست
یکی از تیر سه پر کشته بی حنجر شد

آن یکی آیه مظلومیت زهرا شد
این یکی سوره مظلومیت حیدر شد

آن یکی آبروی دشمن حیدر را برد
این یکی کشته بی غیرتی لشگر شد

این دو شش ماهه شفیعان قیامت هستند
این دو شش ماهه دو اسباب شفاعت هستند

#مهدی_نظری

@raziolhossein
01:51
#امام_جواد_ولادت


آنکه هستی به همه هستی ما داده علیست
ما همه مست ولاییم و می و باده علیست
سر به هر جاده نهادیم ته جاده علیست
هدف خلقت ما عشق به اولاد علیست
همه شان باب حوائج همه شان باب مراد
همه شان یا که کریمند و یا اینکه جواد

آمدی تا كه نگاه پدرت تر نشود
تا كه هر بي سر و پا منكر كوثر نشود
تا فراموش كسي آيه ي وانحر نشود
نسل تو چشمه ي عشق است كه ابتر نشود
پشت در پشت همه مظهر اعطينائيد
همه هستید علی و همگي زهرائيد

آمدي و نهمين باب اجابت شده اي
پسر عاطفه و عشق و محبت شده اي
بين گهواره ي خود نور حقيقت شده اي
در همان كودكيت ركن ولايت شده اي
یک نظر کن که فلک در حرکت می آید
از قدمهای تو عطر برکت می آید

آمدی هر طپش دل شده غرق هیجان
شاه شمشادقدان خسروشیرین دهنان
که به مژگان شکنی قلب همه صف شکنان
تو عیان تر ز عیانی و چه حاجت به بیان
همه گفتند که جان در گرو جانان است
پسر حضرت سلطان خودش سلطان است

عشق همراه شما تا دم آخر زنده است
ريشه ي دين خدا از كرمت سرزنده است
نهضت سبز كريمانه ي حيدر زنده است
با شما تا به ابد نام پيمبر زنده است
چقدر نام محمد به شما مي آيد
همه گفتند وليعهد رضا مي آيد

مومن بسرکم شاهدکم غائبکم
یسلک سبیلکم یکر فی رجعتکم
و تولیت به اولکم آخرکم
ابغض الله و من عدوکم ابغضکم
یامن ارجوه دهم عاشق و مجنون توییم
پاسخ جلوه ی این الرجبیون توییم

قدبرافراشته کردی علم حکمت را
به قیامت بکشانی دم قد قامت را
به کجا سجده کنم شکر کنم نعمت را
که نگاه تو گشاید گره حاجت را
پدرانم همه گفتند از این باب مراد
ای جواد بن جواد بن جواد بن جواد

باز هم در دل من شوق حرم افتاده است
و ضريحي كه پناه دل هر دلداده است
حس صحنت به همان خوبی گوهرشاد است
هرطرف مي نگرم پنجره ي فولاد است
كرمت قابل لمست كرم سلطان است
حرمت مثل رواق حرم سلطان است

باز هم آمده ام مثل گدا محتاجم
نااميد از همه دنیا به شما محتاجم
و تصدق بده در راه خدا محتاجم
به هواي حرم كرببلا محتاجم
باز هم شوق ضريح شه بي سر دارم
باز هم دست به گهواره ي اصغر دارم

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
02:04
#امام_جواد_مدح
#دوبیتی


مهر شما در دل مجنون فتاد
خیر دو دنیا به من این فیض؛داد

سائل یک نیمه نگاهت منم
اسئلک بجودک یا جواد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
ش
07:28
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


شب میلاد تو دعا گل کرد
روی دست فرشته ها گل کرد

تا خبر دار شد جواد آمد
خنده روی لب گدا گل کرد

کوچه در کوچه شهر پیغمبر
کعبه و مروه و صفا گل کرد

تا وزید " انما یرید الله"
کوثر دوم خدا گل کرد

سال ها در قنوت حضرت عشق
اشک در شور ربنا گل کرد

به اجابت رسید نجوایش
صبر و امید در " رضا" گل کرد

آن شبیکه " سبیکه* " زاد تو را
شوق در دامن صبا گل کرد

سوره در سوره قدر و اعطینا
آیه در آیه هل اتی گل کرد

چشم تو امتداد چشمه ی نور
در زلال تو " انما" گل کرد

موسوی زاده ، بر ولایت تو
کرد اقرار تا عصا گل کرد

یا جواد الأئمه ، شعر " کمیل"
تا که شد مدحت شما گل کرد

کمیل کاشانی

------------
* ﺳﺒﯿﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩ است

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
ش
10:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


درخت عصمت در گلبن ولا بر داد
خدا به بحر ولایت یگانه گوهر داد
سپهر خون و شرف را بلند اختر داد
که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد
ستاره ای ز سپهر بلند لا آمد
ذبیح اکبر سلطان کربلا آمد

شکفته دسته گل دست داور است این طفل
به نام اصغر و در رتبه اکبر است این طفل
چراغ محفل آل پیمبر است این طفل
شریک محسن زهرای اطهر است این طفل
به حلق نازک از گل نکوترش صلوات
به سیّدالشهّدا و به اصغرش صلوات

سلام بر پدر و مادر و برادر او
سلام بر گل لبخند و باغ منظر او
سلام بر لب خشک و رخ ز خون تر او
سلام بر حرم و تربت مطهّر او
صفا به روح ببخشد زیارت تن او
که سیّدالشهّداء را است سینه مدفن او

عروس فاطمه ثاراللّهی دگر زاده
سپهر عصمت و زهد و حیا قمر زاده
رباب بر پسر فاطمه پسر زاده
مگو که آینۀ حسن دادگر زاده
به حق که فوق تصوّر این پسر است
عزیز فاطمه محو جمال این پسر است

دو چشم بستۀ او با خدا سخن گوید
لبش هماره ز آب بقا سخن گوید
دهانش از عطش ز گهواره بر ملا دارد
نیامده به جهان عزم کربلا دارد

به چشم پیر خرد رهنماست این کودک
چراغ روشن اهل ولاست این کودک
کتاب فلسفۀ کربلاست این کودک
پیام آور خون خداست این کودک
دل شکستۀ اهل ولا مدینۀ اوست
که یک مدینه ولایت درون سینۀ اوست

به خال و خطّ و جمالش نشانۀ پدر است
هوای کرب و بلاش به خانۀ پدر است
هماره مرغ دلش را بهانۀ پدر است
نگاه او ز ولادت به شانۀ پدر است
دلش هماره به سوی دگر کند پرواز
ز شوق دوست به دوش پدر کند پرواز

بیا که قفل مهمّات را کلید است این
بیا که بر همه نومیدها امید است این
بیا که بر همۀ عاصیان نوید است این
پیام آور هفتاد و دو شهید است این
سمائیان به سماوات مدح او خوانند
زمینیان همه باب الحوائجش دانند

سپهر دیپدۀ حاجت به سوی او دارد
ملک به بزم فلک گفتگوی او دارد
بهشت خرّمی از رنگ و بوی او دارد
حسین فخر به خون گلوی او دارد
به مرگ خندۀ او عشق را ثبات دهد
لبان تشنۀ او خضر را حیات دهد

حسین مفتخر از او که اوست یاور من
رباب گوید من بحر و اوست گوهر من
سکینه ناز کند کاین بود برادر من
شهید خنده بر آرد که اوست رهبر من
زهی جلال که دوش حسین سنگر اوست
ریاض وحی مزیّن ز خون حنجر اوست

به ماه عارض از مهر بهترش سوگند
به خندۀ لب توحید پرورش سوگند
به کام خشک و گلوی ز خون ترش سوگند
به زخم حنجر و روح مطهّرش سوگند
که روشن است قیامت به ماه طلعت او
بس است بر همۀ عاصیان شفاعت او

صفا به روح ز رخسار لاله گون بخشد
شراره ها به دل از آتش درون بخشد
خدا به حرمت او خلق را فزون بخشد
گلوی پارۀ او آبرو به خون بخشد
که او ز خون گلو آبرو به عالم داد
هزار بحر ز هر قطره خون به «میثم» داد


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
15:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت
#دوبیتی

آئینه ذات آمده ماشاءالله
حسن حسنات آمده ماشاءالله

فرمود رضا که همره این مولود
خیر و برکات آمده ماشاءالله

#علی_سلطانی

@raziolhossein
15:34
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

نور ازلی آمده ماشاءالله
فرزند ولی آمده ماشاءالله

در بیت حسین بن علی بار دگر
همنام علی آمده ماشاءالله

#علی_سلطانی

@raziolhossein
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_جواد_ولادت


در بغل امشب يكى قرص قمر دارد رضا
بر زبان شكر خداى دادگر دارد رضا

بارگاه زاده موسى چراغان مى‌شود     
در حريمش جشن ميلاد پسر دارد رضا

اِقتران مهر و مه گرديده امشب، يا مگر
نور چشمانش محمد را به بر دارد رضا

بر امام هشتمين حق كرده فرزندى عطا
زين پسر پيغام تبريك از پدر دارد رضا

آمد آن يكتا دُر عصمت كه بر ميلاد او
تهنيت از حضرت خيرالبشر دارد رضا

بر عقيمى آن كه بر فرزند موسى طعنه زد
گو بيا امشب ببين نور بصر دارد رضا

در كنار مهد او بنشسته بيدار و به لب
ذكر خواب از بهر طفلش تا سحر دارد رضا

ذكر خواب از بهر او مى‌گويد و گريان بود
من نمى‌دانم چرا چشمان تَر دارد رضا

گاهى از اين موهبت شاد است و گاهى دل غمين
چون كه از پايان كار او خبر دارد رضا

«خسرو» از مداحى او مى‌كند بس افتخار
گر بدين منصب مدامش مفتخر دارد رضا

#سید_محمد_خسرونژاد

@raziolhossein
ش
20:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد

بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
20:56
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 44.0 KB
شب تاریک را مهتاب آمد
قرارِ هر دل بی تاب آمد
بگو‌ تبریک بر زهرا و حیدر
که آقازاده ی ارباب آمد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
21:03
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی


هم مهر تمام هست و هم ماهِ منیر
هم حاجت شاه داده هم رزق فقیر

ای آنکه برای کربلا بی تابی
شش‌گوشه ز دست‌های شش‌ماهه بگیر


#عبدالزهرا

@raziolhossein
17 March 2019
ش
02:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت


امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین
شیرخوار اکبری را در بغل دارد حسین

هم چو گردون اختری با جلوه‌های سرمدی
هم چو دریا گوهری را در بغل دارد حسین

غرقه در امواج شادی گشته آن دریای نور
زمزمی یا کوثری را در بغل دارد حسین

جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب
دلبر هر دلبری را در بغل دارد حسین

یاد مادر می‌کند زینب چو امشب بنگرد
خود حسین اصغری را در بغل دارد حسین

خود خدای عشقبازان، این سفیر کوچکش‌

ای عجب پیغمبری را در بغل دارد حسین

پیر کنعان گو ننازد بر جمال یوسفش
یوسف زیباتری را در بغل دارد حسین

گر که از گهواره شد آغاز اعجاز مسیح
نک مسیح دیگری را در بغل دارد حسین

هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلی است
احمدی یا حیدری را در بغل دارد حسین

در رگ و شریان او جاری بود خون خدا
از فضایل مظهری را در بغل دارد حسین

عروه الوثقای عالم تاری از قنداقه اش
از شفاعت محشری را در بغل دارد حسین

تا شود گل‌های سرخ کربلا را عندلیب
مرغ قدسی پیکری را در بغل دارد حسین

این پسر مُهر شهادتنامه انصار اوست
خاتم معجزگری را در بغل دارد حسین

شاهد فردای عاشورا بود در دامنش
یا شفیع محشری را در بغل دارد حسین

عرصه گاه حق و باطل، چون شود دشت بلا
بهر آنجا داوری را در بغل دارد حسین

موج خونش، چون کند تضمین فتحی جاودان
طفل نه، سرلشکری را در بغل دارد حسین

با زبان بی زبانی راز گوی خلقت است
یاور نوآوری را در بغل دارد حسین

تشنه کامی جوشن و خون گلو شمشیر اوست
بوالعجائب یاوری را در بغل دارد حسین

آل عصمت هر یکی خود کارساز عالمند
کارساز دیگری را در بغل دارد حسین‌

ای «مؤید» هر چه خواهی نک از آن مولا بخواه
که امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
ش
11:35
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 45.9 KB
امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
ش
13:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی


امروز نشسته پای گهواره رباب
بوسیدنِ نوگلش شده کار رباب

شش ماه، دوام دارد این خوشبختی
وای از غمِ عاشورا؛ بیچاره رباب ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
18 March 2019
ش
00:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_اصغر_ولادت
#دوبیتی

بر لب فرح و دلی پر از غم داریم
از شوق کمی گریه مبهم داریم

از بوی قدم های علی فهمیدیم
شش ماهه دگر تا به محرم داریم

#وحید_محمدی

@raziolhossein
ش
00:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 189.5 KB
السلام علیک یا رضیع الحسین

سالگردی نیست این شش ماهه را
شمع را از نیمه باید بشکنیم

@raziolhossein
ش
01:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1227×1280, 108.5 KB
#امیرالمومنین_ولادت

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست
گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#محمد_علی_قاسمی
01:38
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

گفتم‌که خدایا برکاتی بفرست
گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات‌من بود حب‌علی
گفتا به جمالش صلواتی بفرست

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

#محمد_علی_قاسمی

@raziolhossein
01:39
#امیرالمؤمنین‌_مدح



تو آن ماهی که ماهی گفت بعد از دیدنت: ما_هی؟
که در ماهیتت مانده‌ست، ماهی از پیِ ماهی

نه دندان است ای کان ملاحت! کآنچه میدانم
صفی از یوسف است و برده داری بر سرِ چاهی

اگر دستی برآری میوه از عرش خدا افتد
خطا گفت آنکه گفت ای سرو! داری قدّ کوتاهی

نگاهت خطبه میخواند دو نقطه، این چه اعجاز است
بزن با پلکِ خود شرحی بر این ایجاز، گهگاهی

بحیرا سرّ مطلب را نمیداند، مسیحا دم!
که گردد ابر رحمت گر برآری بی هوا آهی

براق از برق لبخند تو می آید، تبسّم کن
نمی ماند اگر لب تر کنی تا عرش حق راهی

تو را تخت خلافت قاب قوسین است و میدانم
که دنیای دنی را پیشِ أو ادنی نمیخواهی

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
01:39
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#امیرالمؤمنین‌_مدح


شگفتا! کرامات ماهی تمام
چه ماهی؟ که خورشید صبح است و شام

چه ماهی؟ که فرزند امّ القری
چه ماهی؟ که لبخند بیت الحرام

چه ماهی؟ چه مردی؟ سلام علیه
چه مردی؟ چه ماهی؟ علیه السّلام

چه حسن شروعی است ماه رجب
چه حسن ختامی است ماه صیام

همه عمر او یک نماز است و بس
سکوتش قعود و خروشش قیام

دم از حق زده دم به دم تیغ او
اگر در مصاف است، اگر در نیام

چه ژرف است! آری؛ چه ژرف و شگرف!
کلامُ الامیرِ امیرُ الکلام

در اوصاف آن حُسن بی‌خاتمه
رسید این ترنّم به حُسن ختام

به لب دارم این نغمه را دم به دم
به سر دارم این سایه را مستدام

امیری حسینٌ و نعم الامیر
امامی علیٌ و نعم الامام

#سید_محمدجواد_شرافت

@raziolhossein
01:40
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#امیرالمؤمنین‌_مدح



یا علی گفتیم و بعد از عشق، شعر آغاز شد
طبع خاکی پاشد و آماده ی پرواز شد

جای حق در طور با موسی تکلم کرده ای
حرف زد با تو کلیم اللهی اش احراز شد

دم زدی در خاک آدم، زنده شد با اذن حق
بعدها عیسی رسید و نام آن اعجاز شد

آمدی کعبه ترک برداشت، دیوارش شکست
اختصاصی یک در ویژه برایت باز شد

هرکه دورت هست یعنی در طواف کعبه است
کعبه هستی زخم فرقت هم شکاف کعبه است

بی نگاه لطف تو دریا بیابان میشود
خم به ابرو آوری عالم پریشان میشود

جان فداهایت زیاد و شوق جان دادن زیاد
روز میلاد تو دارد عید قربان میشود

هر کجا نام علی باشد طوافش واجب است
دور هیئت های تو یک روز میدان میشود!

یا عبای توست یا چادر نمازِ فاطمه
یک یهودی بازهم دارد مسلمان میشود

هر که خاک زیر پای تو نشد ای بوتراب!
روز محشر سخت از کارش پشیمان میشود

خاک زیر پای تو عرش است نام دیگرش
خوش به حال آسمان وقتی تویی بالا سرش

آسمان تکّه حصیری ساده زیر پای توست
قاب قوسین خدا نزدیک ابروهای توست

من یقین دارم که آن بالا امیر کائنات!
آسمان هشتمی هم هست، آنجا جای توست

بر همه اشراف داری و حکومت میکنی
ماسوی یک میوه روی شاخه ی طوبای توست

آنچه که حبل المتینش خوانده در قرآن خدا
یک نخ از یک وصله، روی چادر زهرای توست

در هوایت گُر گرفتم، بیت هایم شد سپند
در هوایت مثنوی میسازم از ترکیب بند
بند بند معرکه لرزید وقتی آمدی
لشکری از هم فرو پاشید وقتی آمدی
رنگ مرهب زرد شد تا رفت بالا تیغ تو
لا فتی إلا علی لا سیف إلا تیغ تو
بدر نه، خندق نه، صفین و أحد نه، محشر است!
این صدای نعره های ذوالفقار حیدر است
تا زمین افتادنِ عمر از سرِ زین راه نیست
آنقدر هم تیغ مولا دسته اش کوتاه نیست
آمد و از ریشه کند اصل و اساس عمر را
هوهوی تیغش درید از هم لباس عمر را
وای اگر سربند حیدر خم به ابرو آورد
غیرتش کفار عالم را به زانو درآورد
شیرحق بدجور شوریده ست هنگام شکار
آخر میدان پر از اسب است، امّا بی سوار
تیغ بر کفّارِ زنده حمد و سوره خوانده است
قابض ألارواح هم یک گوشه حیران مانده است
تک سواران یک به یک افتاده اند از روی زین
این زمین رفت آسمان و آسمان آمد زمین
رکن های عرش هم دارند میلرزند و باز
هست روی دوش مولا یک علم در اهتزاز
وصف جنگش کرد ابیات مرا قدری بلند
مثنوی را میبرم کم کم سوی ترکیب بند:

گفته بودم آسمان یعنی حصیرِ زیر پات
چندصد سال است راه از ابتدا تا انتهات

چند سالی وقت برد اثبات اینکه بنده ای!
عبدی امّا گشته ای ممسوس در ذات خدات

مرده بیرون میزند از قبر سرمست و خراب
هر کجا که میتکانی خاک از روی عبات

بهتر آری میشناسی آسمان را از زمین
مثل یک تسبیح در دست تو می چرخد کُرات

آهِ زائر در حریمت، ابر رحمت میشود
اسم وادیِ نجف یک روز جنّت میشود

گنبدت بالاسرِ خورشید باشد بهتر است
این نگین آسمان در دید باشد بهتر است

مؤمنون و هل أتی و قدر و انسان جای خود
اسم مدحت سوره ی توحید باشد بهتر است

این تویی یا حق؟ محبت کن جوابم را نده
همچنان این بنده در تردید باشد بهتر است

مستم از نام تو از وقتی به دنیا آمدم
مدّت این باده در تمدید باشد بهتر است

خوش به حال آنکه این شبهاست مهمان نجف
میکُشد ما را شبی این طرح ایوان نجف

بی قرارم، عالمی را کرده عشقت بی قرار
عشق تو خورشید را هم برده بیرون از مدار

موقع برگشتنت از بین نخلستان، مرا
خاک کن زیر قدومت، پات را هم ندار

باز میخواهم کمی مستی کنم با نام تو
مثل اینکه گشته کم کم دائم الخمر این خمار:

هو علی، اوّل علی، آخر علی، ظاهر علی، باطن علی، حیدر علی، صفدر علی، سردار و سرلشکر علی، پرچم به دست جنگ ها، دست خدا، مدّاح او جبرییل و مدحش لافتی، حصن حصین، یعسوب
دین، آیات مستحکم، دلیلِ سجده بر آدم، خودِ خاتم، ولی اللّه اعظم، قطب عالم، مرد مردان، کُنه قرآن، کیست او استاد سلمان، حضرت عیسامسیحِ نسلِ عمران، ابروانش رعد، نام دیگرش طوفان،
یل میدان، امیر مومنان، شاه غدیر، آقا ولی فکر فقیر، عرشِ خدا روی حصیر، این شعر را در وصف او آورده اند آری:
"علیٌ حُبُّه جُنَّه، قسیمُ النّار و الجَنَّه، وَصی المصطفی حقّاً، امامُ الانسِ و
الجِنَّه"
و باز آورده‌اند این را، قلم مست و دلم مست و نفس مست و شده شاعر سراپا مست و قالب را شکست و بی خیالِ هرچه هست و شد در این مدحیّه گم، این شعر را نام علی کرده‌ست
خُم،اینبار میگویم به نقل از شافعی، مردم:
"لو أنَّ المرتضی أبدی محلَّه
لَصارَ النّاسُ طُرّا سُجَّدا له
و مات الشافعیُ لیسَ یدری
علیٌ ربّه أم ربُّه الله"
شعر هم دیوانه ی نامش شده، معلوم نیست
چند ساعت یاعلی گفته ست میثم روی دار
با همای رحمت این ایّام دارم عالمی
منکه سرمستم هنوز از بیت های شهریار:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را...

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
01:40
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

سرچشمه عشق با علی آمدہ است
گل کردہ بهشت تا علی آمدہ است

شد کعبه حرم خانه ی میلاد علی
کزکعبه صدای یا علی آمدہ است

@raziolhossein
01:40
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#امیرالمؤمنین‌_مدح


ماهِ علیست بهترین زمزمۀ دعا علی
ماهِ نوای بینوا، نوای بینوا علی

دلیل غافرالذُّنوب بودنِ خدا علی
تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحمَه چیست؟ ذکر یاعلی

به‌هرکجا که رو کنیم‌اوست که جلوه میکند
اولِ ابتدا علی، آخرِ انتها علی

علی نبوده غیر حق و حق نبوده غیر او
کجاست ذره‌باطلی که خو گرفته با علی؟

هرکه علی شناس شد خداشناس میشود
پریده ایم تا خدا، رسیده ایم تا علی

فقیر اسیر مرتضی، یتیم اسیر مرتضی
اسیر اسیر مرتضی، سورۀ هَلْ اتی علی

حَی عَلَی الصّلاة او، حَی عَلَی الفلاح او
اقامه و اذان ما، حیّ عَلای ما علی

گوشه ای از نگاه او " کُنْ فَیَکُون" می‌کند
زمین علی، سما علی، قَدَر علی، قضا علی

آب کجا، رود کجا، بحر کجا، علی کجا !
مِهر علی، سخا علی، جود علی، صفا علی

درآن شبی‌که مصطفی رسیده است تاخدا
تبسّم نبی علی، تکلّم خدا علی

ریشۀ جانماز او شَه‌پرِ جبرئیل شد
ببین دگر چها کند اگر کند دعا علی

ذکر علی عبادت و راه علی سعادت و
حبّ علی شفاعت و امید شیعه‌ها علی

ولادت تو بهترین زمان برای مدح تو
اگر که رخصتم دهی مدح کنم تو را علی

تو آن شبی‌که میرسی ماه به نیمه میرسد
تو ماه را تمام کن، ماهِ تمام! یاعلی

کعبه سه روز دور تو طواف کرد و کعبه شد
اگر بها گرفته آن، تو داده ای بها علی

چگونه وصف تو کند خدای تو خودت بگو
کدام جمله بهتر از جمله ی لافتی، علی؟!

امید کودک یتیم! عذاب دشمنان دین!
مفسّر کلام حق! خوف علی رجا علی!

عذاب ناکثین و قاسطین و مارقین تویی
ضربۀ ذوالفقار تو نزول صد بلا علی

میان عدل و ظلم، شمشیر تو حکم می‌کند
که تیر تو نرفته است تاکنون خطا علی

اُحُد همیشه شاهد است و بَدر داد میزند
ندای خیبر است: پهلوان جنگ ها علی

کم نشود سایۀ تو از سر ما بحقّ حق
که بوده ایم و مانده ایم بهر تو گدا علی

تویی که خاک را به یک نگاه کیمیا کنی
ابوتراب هستی و صاحب کیمیا علی

من از تو غیر تو که چیز دیگری نخواستم
کرم کن و برای خود قبول کن مرا علی


@raziolhossein
01:41
#امیرالمومنین_ولادت


روح الامین!به بام حرم رو، اذان بگو
بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو
اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو
لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو:
-کامشب شب ولادت صاحب حرم شده
-بیت الحــرم بــه مقــدم مولا حرم شده

امشب به کعبه فاطمه پروانۀ علی‌ست
دل دور کعبه گردد و دیوانۀ علی‌ست
دست خدا به کعبه روی شانۀ علی‌ست
امشب دل رسول خدا خانۀ علی‌ست
-باور کنید جان به تن کعبه آمده
-باور کنید بت‌شکـن کعبه آمده

امشب به لوح، نقشِ قلم، ذکر یا علی‌ست
آوای سنگ های حرم ذکر یا علی‌ست
بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی‌ست
امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی‌ست
-امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود
-امشب فلک ز بـال ملک فرش می‌شود

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن
مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن
عید ولایت است؛ ولی را نگاه کن
یا فاطمه جمال علی را نگاه کن
-آیینه از جمال جمیل خدا بگیر
-با چهرۀ علی ز خدا رونما بگیر

مادر!تمام هستی پیغمبر است این
از انبیا به غیر محمّد، سر است این
بر خلق آسمان و زمین رهبر است این
دستش مبند بنت اسد!حیدر است این
-ای دخـت شیــر!بهــر نبـی شیر زاده‌ای
-شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای
بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای
بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای
خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای
-نوزاد تو کز او حرم الله منجلی‌ست
-آیینـۀ تمــام نمـای خـدا، علی‌ست

نقش همیشه زندۀ لوح و قلم علی‌ست
در بین اولیا به دو عالم علم علی‌ست
تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی‌ست
سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی‌ست
-قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود
-جــز او چــه کـس معلـم جبریل می‌شود؟

روز نخست، ارض و سما گفت:یا علی
روح الامین به وقت دعا گفت:یا علی
آدم به موج درد و بلا گفت:یا علی
در جنگ‌ها رسول خدا گفت:یا علی
-در ذوالفقــار، زمزمــۀ «لافتــی علــی»ست
-بر روی هرکه می‌نگرم نقش «یاعلی»ست

ای شهریار کشور جان، یا علی مدد
ای دستگیر خلق جهان، یا علی مدد
ای رهنمای گمشدگان، یا علی مدد
ای ذکر اهل دل به زبان، یا علی مدد
-ما جـان و دل بـه مهـر تو آراستیم و بس
-روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست
شیرین‌ترین ترانۀ روحم ثنای توست
مُهر حلال زادگی من ولای توست
هرسو که رو نهم حرم با صفای توست
-از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم
-دینی به جـز ولای تو مولا نداشتم

گل بی‌نسیم مهر تو پژمرده می‌شود
دل بی‌شرار عشق تو افسرده می‌شود
نام تو با کلام خدا برده می‌شود
یاد دمت مسیحِ دلِ مرده می‌شود
-تــو کیستــی؟ امــام تمــام امـام‌ها
-بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

بی مِهر تو قبول صلات و صیام نیست
تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست
تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست
ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست
-این مذهب و عقیده و ایمان «میثم» است
-حتی بهشت، گـر تـو نباشی جهنم است


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:41
#امیرالمؤمنین‌_مدح


شوق پابوسی نجف دارم
شوق دارم اگر شعف دارم

عاشقم لیک با گناه زیاد
در ندارم ولی صدف دارم

من به لطف همین زیارت هاست
اندکی هم اگر شرف دارم

وادی ایمن است طور نجف
که به دل حس لا تخف دارم

قامتم خم شده ز بار گناه
مددی، خوف بر تلف دارم

باز هم آنچه خواستی، نشدم
بار عصیان مع الاسف دارم

ای کریمی که بخشش عادت توست
( دل سرا پرده محبت توست )


ابر رحمت نزول کن مولا
توبه ام را قبول کن مولا

#مهدی_شعبانی

@raziolhossein
01:41
#امیرالمؤمنین‌_مدح


به احترام مناجات نیمه شبهایش
خدا گذشت ز ما شیعیان رسوایش

علی اجازه نداد آبروی ما برود
چه دین ها که ندارد گدا به مولایش

چگونه حاکم کوفه نمک غذایش بود؟
چگونه پی ببرد عقل بر معمایش

علی که قامت یل های شام را خم کرد
شکست گریه اطفال قد طوبایش

طلاق داد خوشی های پوچ دنیارا
خوشی آخرتش بود حزن دنیایش

کسی که باعلی امروز خویش را گذراند
خوشا به روز قیامت خوشا به فردایش

خدا گواست به نامرد و مرد رو نزند
هرانکسی که فقط حیدراست اقایش

کریمی پسران از کریمی پدر است
چه خوب ارث گرفته حسن ز بابایش

نشاند قاتل خودرا به سفره کرمش
چه رحمتی است دراین سفره مصفایش

@raziolhossein
01:41
#امیرالمومنین_ولادت


صحرای حجاز آمده رشک ارم امشب
عالم همه گردیده محیط کرم امشب
تکبیر بگوئید حرم شد حرم امشب
بیش از همه شب گشت حرم محترم امشب
در خانه زده صاحب‌خانه قدم امشب
بت‌ها همه گشتند به تعظیم خَم امشب

در سیزده ماه رجب ماه مبارک
میلاد علی در حرم‌الله مبارک


این جان جهان است فدا باد جهانش
در قلب رسل چار کتاب است به شأنش
داده است خداوند به هر عصر نشانش
ریزد دُر توحید و نبوّت ز دهانش
پیوسته بود نام محمد به زبانش
ای کعبه در آغوش به بر گیر چو جانش

گلبوسه بزن صورت الله صمد را
تبریک بگو فاطمة بنت اسد را


ارکان حرم راست به سر شور ولایت
بت‌ها همه گشتند به توحید هدایت
زمزم به دوصد زمزمه کرده است روایت
کامشب به حرم نور علی گشته عنایت
نوری که نه مبدأ بود آن را نه نهایت
کز نور الهی کند این نور حکایت

این نور همان است که پیش از گِل آدم
تابید ز حُسن ازلی در دِل آدم


این نور فروغ بصر آدم و حوّاست
این نور همان راهبر نوح به دریاست
این نور تجلای خدا در دل سیناست
این نور عیان جلوه حق در یَد بیضاست
این نور همان معجزه فیض مسیحاست
این نور خطابی است که در طور به موساست

این نور فروغی است که درغیب نهان بود
این نور چراغی است که درعرش عیان بود


ای بحر تجلای اَزَل، این گهر تواست
ای معجزه صُنع خدا، این اثر تواست
ای روح‌الامین مرشد تو راهبر تواست
ای بیت، جمال اَحدِ دادگر تواست
ای آدم پاکیزه سرشت این پدرتواست
ای فاطمه بنت اسد این پسر تواست

بر روی دو دست تو یدالله مبارک
دیدار جمال اسدالله مبارک


آغوش گشوده است ز هم بیت‌الهش
کعبه، حرم امن خدا شد به پناهش
ارکان حرم تشنة یک نیم نگاهش
مادر شده محو شرف وعزّت و جاهش
در پاکی و در زهد، خداوند گواهش
پیغمبر اسلام بود چشم به راهش

تا بار دگر روح شریفش به تن آید
بر یاری او حیدر خیبر شکن آید


افتاده نفس در دل خلقت به شماره
از چشم سماوات روان گشته ستاره
مَه خندد و خورشید شده محو نظاره
جبریل به دیوار حرم کرده اشاره
وز شوق گریبان حرم گشته دوپاره
تا جلوه کند روی خداوند دوباره

ای اهل حرم باز حرم محترم آمد
تکبیر بگوئید علی از حرم آمد


این است که دیدندبه هرعصر عیانش
این است که پیوسته زمانهاست زمانش
این است که برترز مکانهاست مکانش
آیات خدا ریخته از دُرج دهانش
پیوسته بود نام محمد به زبانش
بگرفته به بر خواجة لولاک چو جانش

لبهاش گل انداخته از بوسة احمد
انگار که قرآن شده نازل به محمد


این است که سرتابه قدم جان رسول است
شمشیرخدا، شیرخروشان رسول است
چون خرمن گل زینت دامان رسول است
از کودکی خویش نگهبان رسول است
قدر و نبأ و فاطر و فرقان رسول است
قدرش بشناسید که قرآن رسول است

قرآن که ز آغاز به احمد شده نازل
بر قلب وی، از قلب محمد شده نازل


ای بندگی درگه تو روح سیادت
ای مهر تو امضای قبولی عبادت
خوبان جهان را به درت روی ارادت
توحید به توحید تو داده است شهادت
بی دوستی ات خلق نگردیده سعادت
از یمن قدوم تو حرم یافت ولادت

تو شیر خدایی و محمد به تو نازد
و الله قسم خالق سرمد به تو نازد


ما مهر تو با شیر گرفتیم ز مادر
بی مهر تو ما را نبود روح به پیکر
جایی که بود پای تو بر دوش پیمبر
کس را نبود گفتن مدح تو میسّر
اوصاف تو را گفته خداوند مکرّر
گیرم که ببارد ز دهان همه گوهر
با هیچ زبان گفتن مدح تو نشاید
میثم چه بگوید چه بخواند چه سراید؟

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:41
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

خورشید ز شهر مکّه چون سر می‌زد
در سینه،کبوتر دلم، پر می‌زد

وقتی به حریم کعبه رفتم، دیدم
هستی درِ خانهٔ علی، در می‌زد

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
01:42
#امیرالمومنین_ولادت


خدا می‌خواست چشمِ او فقط عین‌الیقین باشد
خدا می‌خواست دستِ او فقط حَبل‌المَتین باشد
خدا می‌خواست تیغِ او میانِ کُفر و دین باشد
خدا می‌خواست نامِ او به نامِ خود قَرین باشد

خدا خود را که مومن خواند *منظورش همین باشد
که می‌خواهد علی تنها امیرالمومنین باشد


خدا تصویری از خود را زمانی که به قاب انداخت
خدا را شُکر ما را هم به پایِ بوتراب انداخت
"صبا خاکِ وجودِ ما به آن عالیجناب" انداخت
رُطب‌های نجف وقتی دهان‌ها را به آب انداخت
ضریح غرقِ انگورش مرا شَطِ شراب انداخت

صُراحی می‌کشم وقتی  شرابش اینچنین باشد
دلم مست است تا ساقی  امیرالمومنین باشد

خدا وقتی بهشتی رویِ دامانِ نجف دارد
بهشت از دور رویایِ بیابانِ نجف دارد
چه غم دارد کسی که خُرده‌ای نانِ نجف دارد
که زهرا هم دو چشمش را به ایوانِ نجف دارد
چه کم دارد خدا وقتی که سلطان نجف دارد

خدا را می‌توان بینی اگر آئینه این باشد
خدا را شُکر مولایم امیرالمومنین باشد


به حیرت  کعبه  می‌بیند شکوهی آسمانی را
ظهورِ نقطه‌ی بسم‌الله سَبْع‌الْمَثانِى را
نبی می‌بوسدش از لب همین جامِ دهانی را
به میدان می‌رود بیند زمین خانه تکانی را
به تیغ آبدارا و به هر سو سر پَرانی را

همیشه مرکبش دُل‌دُل برای فتح زین باشد
رمیدنهای لشکر از امیرالمومنین باشد


نه تنها وقت رزمش زَهره هاشان از جگر ریزد
نه تنها وقتِ مِیدان‌داریَش کوه از کمر ریزد
که از جبریل و عزرائیل حتی کُرک و پَر ریزد
نه تنها پیشِ او صحرایی از تیغ و سپر ریزد
که از تیغ و سپرشلوارهاشان بیشتر ریزد

نمی‌اُفتیم از پا تا علی حِصنِ حَصین باشد
نمی‌اُفتیم از پا تا   امیرالمومنین باشد


اگر توفیق باشد سر به پای قنبر اندازیم
"فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
بُوَدکان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم"
که از خاکِ نجف خود را به حوضِ کوثر اندازیم

به نامش  بشکند هر سَد اگر دیوارِ چین باشد
اگر که رهبرم مولا  امیرالمومنین باشد

*آیه ۲۳ سوره مبارکه حشر

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:42
#امیرالمؤمنین_مدح


در مُلک خدا سکه به نام همه کس نیست
خورشید ولا ساکن بام همه کس نیست

جبریل سلام آور حق است برای
این مرد که محتاج سلام همه کس نیست

من فال زدم در دل دیوان خداوند
"لولا علی . . ." آمد که مقام همه کس نیست

لا سیف به جز تیغ دو پیکر که خدا گفت
زیبنده ی دستان و نیام همه کس نیست

با خطبه ی بی نقطه نشان داد به عالم
این اوج بلاغت به کلام همه کس نیست

آن روز که لات و هبل افتاد عیان شد
بر دوش نبی عرصه ی گام همه کس نیست

خوشحالم از این گردش ایام که در آن
حتی قلمم نیز غلام همه کس نیست

یک روز غدیر آمد از آن روز مبارک
مولای من است او و امام همه کس هست

#سید_حسن_رستگار

@raziolhossein
01:42
#امیرالمؤمنین_مدح

نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی
شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی
نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی

هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری
که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری
هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری
چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم¬سَری
به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی

توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیده‌ای
فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای
همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای
ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای
ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی

چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی

تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین
شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی

تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی
هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی

تو چه بنده‌ای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی 

تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک 
شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی

تویی آن¬که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی
ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی
به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی
متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی
تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی

به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان
به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان
ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان
نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان
همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی

منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم 
ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم 
به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو می زنم 
شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم 
نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی

تویی آن¬که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان
به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان
رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان
چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان
همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی

نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی
تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی
نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی
به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی
نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی

تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون
فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون
تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون
بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی

تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت
نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت
تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت
نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت
تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی

تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی
تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی
تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی
به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی
بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی 

#فواد_کرمانی

@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی


شب دست به گيسوى علي ميگيرد
خورشيد رخ از روى علي ميگيرد

انقدر زدم سنگ علي بر سينه
سنگ لحدم بوى علي ميگيرد



مانند خداي خويش بي همتا بود
روزى خور سفره اش همه دنيا بود

گويند علي به دست خيبر شكنش
انگشتر يا فاطمة الزهرا بود




اين چرخ به انگشت شما ميگردد
خاك قدمت عرش خدا ميگردد

ولله قسم خانه كعبه هر روز
دور سر ايوان طلا میگردد

#امیرحسین_الفت

@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین_مدح

گلو را تا به وصف آن شمایل، استخوان گیرد
هما در سایه‌ی اقبال آید آشیان گیرد
.
دِماغم آنچنان از خویش رنگ غیر می‌دزدد
که می‌ترسم گل از گلزار و بوی از بوستان گیرد
.
اگر بر خاک گویم قصّه‌ی خود را به هم ریزد
اگر داغ دلم را بال بخشم آسمان گیرد
.
نه زندانی‌ست حاجاتم، نه در گیرد مناجاتم
دعایم را مَلَک در آسمان یک‌درمیان گیرد
.
چُنان در گریه چشمان ترم عین الحیات آمد
که خضر از جوشش چشمم حیات جاودان گیرد
.
در این گلگشتِ امکان فقر مطلق قیمتی دارد
اگر طرحی تهی انداختی آری همان گیرد
.
به طاقِ حیرتش گر می‌تنم زین سعی خوش دارم
بهار خاطرم را کسوت رنگ خزان گیرد
.
دو بالایی از آن ساغر سبک‌سیرانه می‌جویم
که بار از دوش من بی‌منّت رطل گران گیرد
.
همان ساغر که گر دُردی از آن بر مرده افشانی
سبو در دست، دست‌افشان، علی‌گویان، زبان گیرد
.
علی گفتم، زبانم لالِ آن خلّاقِ مطلق شد
از او می‌خواهم اینک تا زبان چامه جان گیرد
.
اگر در مدح او مضمون تراشم، ذهن می‌سوزد
وگر در وصف سنگینش قلم گیرم بنان گیرد
.
ز شرم از غنچه‌بودن سیْر امکان عدم کردم
مبادا دامنش گردی از این خجلت‌عنان گیرد
.
به خود تا آمدم از خویش پرسیدم که رزّاقت
کجا از کام ذوق این طفیلی لقمه‌نان گیرد؟
.
هر آن‌کس بر سماطش می‌نشیند طرفة العينی
خجالت‌بارگی باشد که نان از این و آن گیرد
.
نوال از سفره برمی‌چینم و اندیشه‌محدودم
نمی‌دانم که از خوانش جهانی رایگان گیرد
.
تقلّای ملاقاتش به جلوت درنمی‌گنجد
محال است آن جلال محض نقشی در عیان گیرد
.
به میل قنبرش گر خیزد آهنگ مدارایی
تعجّب نیست گر دنیا و عقبا را ضِمان گیرد
.
سراغ شأن او را گر ز غیر از ذات حق جویی
چنان باشد که عمیایی نشان از بی‌نشان گیرد
.
ورای پرده‌ی حُسنش، علی گر جلوه‌ بنماید
شگفت‌آور نخواهد بود جان از انس و جان گیرد
.
علی ممسوس فی الذّات‌ست، پس حق نیز می‌شاید
مزارش را نه در خاک نجف، بل لامکان گیرد
.
عناوین جهان زیبنده‌ی خواهندگان باشد
مرا این بس‌که "جوهر' را چو کلب آستان گیرد



#مجید_لشکری


@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح


دل نمی ماند به روی دست، بادلدارها
خاصه وقتی که باشد روی لب، اصرارها

باز تحویلم گرفتند و نوشتند عاشقم
باز در آغوش یارم، تازه شد دیدارها

نیستم تا زنده ام دنبال یاری غیر او
نیستم راضی به این دیدار، این مقدارها

من فدای آنکه دستش نخلها را بار داد
آنکه رویش میدرخشد بین گندم زارها

خاک پای مرتضا هستم که با دست خدا
بخت ها را میگشاید وقت کشت و کارها

ما اگر گل کرده ایم از اشک شبهای علی است
خوبی از مانیست، از خاک قدم های علی است

مرتضا انداخته بر پای صیدش دام را
مرتضا انداخت بر جانم تب احرام را

می روم رکن یمانی سیزده شب در رجب
تا بگیرم از لب ساقی کوثر،کام را

آمده احمد بریزد هرچه دارد پای او
آمده حیدر بیارد یکصد و ده جام را

من گنهکارم، گنهکارم، گنهکارم ولی
او شفاعت میکند بافاطمه فردام را

حلقه بر در میزنم هر بار چشمانم تر است.
خاصه وقتی که صاحب خانه اسمش حیدر است.

در مقام نوکری منت،مکرر می کشم
جور عشاق علی را صد برابر می کشم

دیده زیر گیوه ی خاکی مولا جای خود
چشم زیر گیوه ی خاکی قنبر می کشم

قاب قوسین و علی را وحی میفهمد،نه من!
من در ایوان طلا عکس پیمبر می کشم

شب نشینی با خدا را دوست دارم چونکه بعد
یک سری هم خانه زهرا و حیدر می کشم

ساغر از دستم نیفتد،من خودم خواهم شکست
کوثر از دست علی باشد فقط سر می کشم

می رسد روزی مان از خیر اوقات علی
میدهد حاجات مان را احتیاجات علی

می خرد من را خدا تا هست دکاّنم نجف
خانه زاد حیدرم، هر روز مهمانم نجف

مدح حیدر روبروی کعبه شک می آورد
مینویسم قبله، اما باز میخوانم نجف

سنگ ریزه در غذای حضرتی دیدم شبی
مزه کرده از همان شب زیر دندانم نجف

تا نگیرد دست من را اعتکافم ناقص است
تا نگیرم کربلا را من که می مانم نجف

هرکسی که در نجف، دستش به دامان خداست
زیر آب ناودان، گریان شود حاجت رواست.

هرکجا حال مناجات است آنجا بهترم
هرکجا که خیمه ای برپاست،خوبم محشرم

مهر حیدر را به من دادند از روز ازل
باامین الله بابا و کسای مادرم

سنگی از در نجف دارم به دستم غالباً
ذکر یا زهرا اگر حک بوده بر انگشترم

صحن زهرا یکطرف، صحن مدینه یکطرف
باز هم این شاخه و آن شاخه دارم می پرم

رو گرفته از علی، پهلو گرفته فاطمه
روضه زهرا بماند یک شب دیگر،حرم


@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح


آیینه ی تمام نمای خدا علیست
پس جانشین بی مثل مصطفی علیست

گسترده است در همه عالم ولایتش
برجن و انس و حور و ملک مقتدا علیست

کعبه به یمن مقدم او قبله گاه شد
یعنی مسیر قبله و قبله نما علیست

در لحظه ی مواجهه با سختی و بلا
ذکر مدام روی لب انبیا علیست

وارونه کرد با سر انگشت قلعه را
با جرات و شجاعت و خیبر گشا علیست

چیزی به غیر این به خداوند ملاک نیست
مُهر حلال زادگی بچه ها علیست


#علی_علی_بیگی

@raziolhossein
01:43
#امیرالمؤمنین‌_مدح


در این خزانهٔ چشمم هنوز گوهر هست
شراب ناب رجب در بهشت ساغر هست

نمی دهم به کسی نقد را به صد نسیه
به حوض دیدهٔ من هم شراب کوثر هست

دل مرا چه زیان از کنیزکان گناه
اگر که بر در آن خواجه ای چو حیدر هست

برای این که فدای غلام او بشود
فرشته را پر و بال و برای ما سر هست

دلم خوش است که «غم بر» دلم نمی ماند
نگاه خلق اگر نیست لطف «قنبر» هست

رهین منت چشمان مستجار شدند
اگر که آبرویی بر سه رکن دیگر هست

به جز علی چه کسی باعث سرور نبی است؟
که هر کجا که علی هست کل لشکر هست

هنوز خواب به چشمان اهل خندق نیست
هنوز لرزه بر اندام اهل خیبر هست

به جز علی دلم از هر چه هست بیگانه است
هزار شکر که در دل هنوز باور هست

اگرچه در پس پرده است منفعت دارد
برای علم پیمبر هنوز هم در هست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
01:43
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی


با شوکت بی نظیرش آمد از راه
می‌آمد از آسمان و در دستش ماه

دیدی که دهان کعبه هم وا مانده
لا حول و لا قوة الا بالله

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
01:44
#امیرالمومنین_مدح


گفتیم هر زمان همه جا مرتضی علی
ذاکر شدیم ذکر تو را مرتضی علی

از مدح تو همیشه قلم شرم می کند
ای قدّ شعر پیش تو تا مرتضی علی

اخلاص و موُمنون و زمر؛حمد وکافرون
یاسین و عادیّات و سبا، مرتضی علی

تفسیر تو به دست کسی پا نداده است
شان وجود "نقطه ی با" مرتضی علی

معراج هم نبی به تماشای تو رسید
یعنی صعود کرده الی... مرتضی علی

اعجاز تو همین که چهل جا به یک زمان
دیده شدی تو چشم خدا- مرتضی علی

ما سائل صفات جلالیّه ی توایم
یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی

گفتی:"فمن یمت یرنی" پس زمان مرگ
فریاد می زنم که بیا !!! مرتضی علی

...

دراین جهان وهرچه در او هست هو بکش
می گردد‌ انعکاس صدا - مرتضی علی

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
01:44
#امیرالمومنین_مدح


به میزان گران سنجی از این بهتر نمی آید
دگر مانند حیدر آسمان گستر نمی آید

به سوی کعبه دیگر من نمازم را نمی خوانم
که زیبا قبله ای آمد و زیباتر نمی آید

نهاده نام خود بر وی علی عالی اعلی
مگر زین جلوه زیباتر ز دستش بر نمی آید؟

زمین می لرزد از گامش که در وقت رجزخوانی
صدای پلک چشمی هم ز دشمن در نمی آید

یدالله است و شیرافکن که از یک گردش چشمش
نفس در سینه می ماند و بالاتر نمی آید

نبرد از مرتضی آموز کز درس نبرد او
غزالی کمتر از عباس جنگاور نمی آید

خدایش خوانمش هرگز بشر می گویمش اما
به هر صورت حساب آرم حسابم در نمی آید

چگونه وصف او گویم چگونه مدح او خوانم
که وصفش با قلم در لوح و این دفتر نمی آید

زمین دردانه ای از دست دادی و نفهمیدی
نمی آید نمی آید دگر حیدر نمی آید

#احمد_شاکری

@raziolhossein
01:44
#امیرالمومنین_مدح


پیمبر آیا ؟که نه وصی شد ، مُحمّد آیا ؟ که نه علی شد
درون آیینه نور تابید و روحِ آیینه صیقلی شد

ازل به نور نبی است روشن ، ابد به نور علی معیّن
اَلست، یعنی سوال از انسان علی که آمد سخن بلی شد

یکی به قرآن یکی به برهان یکی به آیه یکی به نامه
که این به نهج البلاغه غم برد و آن به قرآن سینجلی شد

به باطن امر ظاهر آمد ، به وحی منزَل مفسّر آمد
نبی به آیات وحی مُرسل ، علی به نهج سخن ولی شد

کتاب و عترت نمی تواند جدایِ از یکدگر بماند
صدا زمانی صدا شد آری که از سکوت آمد و جلی شد

کجاست همت کجاست غیرت؟ غریب ماند این کتاب حکمت
چنانکه صاحب سخن به غربت ، بنا نبود این شود ولی شد

چو علم خواهی به شهر آی و کلون دروازه را بکوبان
که هرکه از در درون نیامد برون در ماند و جنگلی شد

که راه را سیدِ رضی رفت و غیرِ این راه نیست راهی
که هرکه گمراه ابوحنیفه ، که هرچه بیراهه حنبلی شد

علی شناسی نشان دین است و حرف پایان شاعر این است
علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد علی ولی شد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
01:44
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#امیرالمؤمنین‌_مدح


از عرش تا فرش خدا ، باشد به فرمان علی
از اول خلقت همه ، خوردند از نان علی

در جای جای این جهان ، کردیم هر چه جستجو
دیدیم گشته هر کسی ، یک جور حیران علی

هر کس که دارد آبرو ، دارد ارادت بر نجف
هر کس شده صاحب نفس ، دستش به دامان علی

در کعبه دنیا آمده ، آن کعبه سیار حق
او میهمان کعبه شد ، یا کعبه مهمان علی؟!

جلوه نمایی می کند ، بین تمام انبیا
پیغمبری که می شود ، گهواره جنبان علی

دارم سوال از دشمنان ، آیا نبی در سجده اش
خورده قسم بر آن سه تا ، یا اینکه بر جان علی ؟

دارم سوال از دشمنان ، آیا یکی از آن سه تا
دارد در عالم یاوری ، مانند سلمان علی؟

او خالقی که دیده را تنها عبادت می کند
پس فرق دارد با همه سبحانَ سبحانِ علی

کار که بوده جز خدا ، که جمع کرده قدرتش
میخانه ها را دور هم ، در زیر ایوان علی

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
01:44
#امیرالمؤمنین‌_مدح


به لطف خدا سائل این درم
هوای نجف آمده در سرم
تو ای ساقی با محبت بیا
بده قطره ای از مِیِ کوثرم
منم آن زمین خورده روزگار
به عشق تو دادند بال و پرم
اگر که شوم عاشق غیر تو
کند عاق مولا ،مرا مادرم
پدر مادر و جان ناقابلم
فدای تو ای خانه زاد حرم
علی یا علی یا علی بوده است
مناجات شبهای پیغمبرم

تویی معنی اسم اعظم علی
محب تو خوبانِ عالم علی


تو بودی زمانی که دنیا نبود
نشانی ز آدم وَ حوّا نبود
تو مولود کعبه نبودی اگر
مقامش که این قدر ، بالا نبود
و حسّی به نام محبت نبود
اگر که محب تو زهرا نبود
مسلمان نبود و مسلمان نمرد
کسی که دلش با تو آقا نبود
خدا این زبان را نمی آفرید
اگر یا علی ذکر لب ها نبود
تو ساقی کوثر  نبودی ،بهشت
چنین باب میل دل ما نبود

غلامی تو سرنوشت من است
تو هر جا که باشی بهشت من است


تو ماه شب تار پیغمبری
تو آگه ز اسرار پیغمبری
خدیجه است همراه و هم سنگرت
تو آن اولین یار پیغمبری
تو السابقونی ، تو سر حلقه ی
تمامی انصار پیغمبری
به کوری چشم فلان و فلان
همیشه تو غمخوار پیغمبری
حریف محمد نگردد کسی
اگر تو علمدار پیغمبری


ندیده زمانه شکستت علی
بُوَد قهرمانی به دستت علی


تو والایی و صاحب پرچمی
ولیعهد پیغمبر اکرمی
تویی اولین قاری مومنون
تو بالاتر از درک هر آدمی
ز اسمت همه معجزه دیده اند
تو ذکر لب هر مسیحا دمی
تویی چاره کل بیچارگان
به درد بدون دوا مرهمی
چه سری است پنهان به خاک نجف
رَوَد از دل زائرت هر غمی
درِ خانه تو همه راحتند
تو خاکی ترین شاه این عالمی


تو بر قاتلت هم وفا می کنی
به هر کس که آمد عطا می کنی


تو ایمان ،تو قبله ، تو قرآن من
تو سبحانَ سبحانَ سبحانِ من
تو صاحب ، تو سرور ، تو آقای من
تو دلبر ، تو مولا ، تو سلطان من
تو مشکل گشا ، مهربان ، با وفا
تو مرهم ، تو چاره ، تو درمان من
الهی نگردد  جدا یا علی
ز دامان لطف تو دستان من
چه کردند پیغمبران با همین
علی جان علی جان علی جان من
مرا زاده مادر که روزی شود
فدای سر قنبرت جان من

منم سخت، محتاج احسان تو
غلامم غلام غلامان تو


جهان بنده مصطفی و علی
نمک گیر خیر النساء و علی
بهشت است جایی که اهلش شوند
همه سر به راه خدا و علی
شنیدم که بود از ازل ارتباط
میان همه انبیا و علی
امان از کسانی که سر در گمند
میان معاویه ها و علی
الهی بگیریم ،ما رنگ و بو
ز مردان بی ادعا و علی

علی ظلم در حق ملت نکرد
به اموال مردم خیانت نکرد

علی با محبت ، علی با وفا
علی سفره دار و خدای عطا
علی خون دل های بسیار خورد
که اسلام ،حالا شده دین ما
اگر خسته از ظلم هر ظالمی
علی را بزن مثل زهرا صدا
به نام علی دل به دریا زدند
تمام شهیدان راه خدا
نوشته است تاریخ راس حسین
به جرم علی دوستی شد جدا

چه بی کس شده مثل حیدر ، حسین
زند دست و پا ، زیر خنجر ،حسین

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
01:44
#امیرالمؤمنین‌_مدح


جان را به يک اشاره مسخّر کند علي!
دل را به يک نظاره منوّر کند علي!
ايجاد گل ز شعل? آذر کند علي!
يک لحظه سير عالم اکبر کند علي!
بر کائنات جود مکرّر کند علي!

****

او را سزد به خلق اميري و رهبري
او آورد عدالت و قسط و برابري
تيغش رسد به چرخ گه رزم‌آوري
با ذوالفقار حيدري و دست داوري
يک لحظه فتح قلع? خيبر کند علي!

****

افلاک را مهار کند با نظاره‌اي
بي‌مهر او به چرخ نتابد ستاره‌اي
نبود به دهر منقبتش را شماره‌اي
ابليس را به بند کشد با اشاره‌اي
يک لحظه گر اشاره به قنبر کند علي!

****

پيغمبري نبوده بدون ارادتش
کعبه هنوز فخر کند بر ولادتش
مسجد هنوز شاهد شوق شهادتش
پروردگار فخر کند بر عبادتش
چون بندگي به خالق داور کند علي!

****

او ناخداست کشتي ليل و نهار را
فرمان دهد هماره خزان و بهار را
تقسيم کرده روز ازل خلد و نار را
نبوَد عجب که خلق خداوندگار را
با يک نگاه خويش ابوذر کند علي!

گردون به پيش تيغ علي افکند سپر
از حمله‌اش قضا و قدر مي‌کند حذر
شمشير فتح داور و شير پيامبر
روز از سران فتنه بگيرد به تيغ، سر
شب در خرابه با فقرا سرکند علي!

****

هنگام بذل دست بوَد دست داورش
گر کوهي از طلا بود و کوهي از زرش
اول نهد طلا به کف سائل درش
نبوَد عجب به دست غلام ابوذرش
اين گوي خاک را به جهان زر کند علي!

****

هر جا خدا خداست علي هم بوَد امير
خورشيد را توان کشد از آسمان به زير
از بس که بود ديو هوا در کفش اسير
حتي شکم ز نان جوين هم نکرد سير
با آنکه سنگ را در و گوهر کند علي!

در آسمان لواي امامت بپا کند
در خاک، با خدا دل شب التجا کند
در جنگ، حفظ جان رسول خدا کند
در رزم تيغ خويش به دشمن عطا کند
در مهد، پاره پيکر اژدر کند علي!


****

طاقي که تا قيام قيامت نيافت جفت
جان را هماره در ره اسلام ترک گفت
از جبرئيل نغم? «الا علي» شنفت
در ليلة المبيت به جاي رسول خفت
تا جان خود فداي پيمبر کند علي!

****

شاهي که هست و بود به دستش مسخر است
با يک فقير زندگي او برابر است
از بس که در خلافت خود عدل‌گستر است
سهم عقيل را که بر او خود برادر است
با سهم يک فقير برابر کند علي!

روزي که از خطاي همه پرده مي‌درند
روزي که خلق تشنه به صحراي محشرند
دل‌ها ز تشنگي چو شررهاي آذرند
آنان که مست جام تولّاي حيدرند
سيرابشان ز چشم? کوثر کند علي!

****

دارد ز قلب خاک حکومت بر آسمان
بر دستش اختيار مکان داده لامکان
گردد به گردش نگهش محور زمان
دست خداست با سر انگشت مي‌توان
افلاک را هماره مسخّر کند علي!

****

دين يافت از ولادت شير خدا کمال
بي‌مهر حيدر است مسلمان شدن محال
عالم به او و او به خدا دارد اتکال
در عين بندگي به خداوند ذوالجلال
اعجاز، همچو خالق داور کند علي!

آدم سرشته شد گلش از خاک پاي او
کس را چه زهره تا که بگويد ثناي او
مداح او کسي است که باشد خداي او
اکسير معرفت طلب از کيمياي او
شايد مس وجود تو را زر کند علي!

****

دنيا نديده مثل علي راست قامتي
در هر دلي بپاست ز شورش قيامتي
هر نقطه را بوَد ز ولايش علامتي
هر لحظه ريزد از سر دستش کرامتي
جود از نياز خلق، فزون‌تر کند علي!

****

دل از خيال منظر حسنش صفا گرفت
بايد از آن جمال نشان خدا گرفت
حق از نخست، عهد ولايش ز ما گرفت
روزي که تيرگي همه جا را فراگرفت
ما را شراب نور به ساغر کند علي!

روز جزا که هست همان روز سرنوشت
هرکس به حشر مي‌دروَد هر چه را که کشت
بخشنده مي‌شوند همه کرده‌هاي زشت
رويد ز شعله‌هاي جهنم گل بهشت
گر يک نگه ز دور به محشر کند علي!

****

مهر قبول توب? آدم به نام اوست
موسي به طور همسخن و همکلام اوست
از قله‌هاي وهم فراتر مقام اوست
امر قضا به حکم خدا در نظام اوست
تا در نظام خود چه مقدّر کند علي!

****

مدح علي است کار خداوند ذوالجلال
اينجا تمام عالم خلقت کرند و لال
بي‌لطف او به کس نبوَد قدرت مقال
«ميثم» چو دم زني ز ثناي علي و آل
هر دم تو را عنايت ديگر کند علي!

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:45
#امیرالمؤمنین‌_مدح


تو را تا دیده‌ام محو جمال کبریا دیدم
تو را غرق مناجات خدا، از خود رها دیدم

تو را در سجدهٔ باران و بر سجّادهٔ صحرا
به هنگام قنوت برگ‌ها، در «ربّنا» دیدم

تو در هفت آسمان سیر و سفر می‌کردی امّا من
تو را در سرزمین وحی، سرگرم دعا دیدم

کنار «حجر اسماعیل» در سرچشمهٔ زمزم
صفا و مروه را گرد تو در سعی و صفا دیدم

«تو را دیدم که می‌چرخید گرد خانه‌ات کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم در شما دیدم»

تو را در دامن مادر، تو را در دست پیغمبر
تو را مولود کعبه، قبلهٔ اهل ولا دیدم

تو را فرمان بر «یا ایها المدثر» از اول
تو را «السابقون السابقون» از ابتدا دیدم

تو را پابند پیمان الست از مطلع هستی
تو را عاشق‌ترین دلدادهٔ «قالو بلا» دیدم

تو افکندی حجاب از روی «کَرّمنا بنی‌آدم»
که سیمای تو را آیینهٔ ایزدنما دیدم

تو آدم را فراخواندی به علم «عَلَّمَ الأسماء»
تو را در کشتی نوح پیمبر ناخدا دیدم

اگر اعجاز موسایی عصا بود و ید بیضا
سرانگشت تو را پرگار تقدیر و قضا دیدم

نه تنها از تو شد عیسی مسیحادم، که از اوّل
تو را هم عهد و پیمان با تمام انبیا دیدم

سلیمان از تو حشمت یافت هنگام نگین‌بخشی
تو را روح قناعت، اسوهٔ فقر و غنا دیدم

زدی خود را به آب و آتش ای شمس جهان‌آرا
تو را پروانهٔ پیغمبر از غارحرا دیدم

به جولان‌گاه احزاب و نبرد خندق و خیبر
به دستت تیغ «لا سیف» و به شأنت «لا فتی» دیدم

به یک ضربت که در خندق زدی، در برق شمشیرت
جهانی را به لب «اَهلاً و سَهلاً مَرحَبا» دیدم

تلاوت کردی «آیات برائت» را به زیبایی
تو را خورشید بام کعبه در «اُمُ القُری» دیدم

تو را در مسجد و محراب، در میدان و بر منبر
تو را در بی‌نهایت، در کجا در ناکجا دیدم

چه می‌دیدم خدایا روز فتح مکّه با حیرت
خلیل بت‌شکن را روی دوش مصطفی دیدم

«و سُبحانَ الّذی أسری بِعَبدِه» را که می‌خواندم
تو را در لیلةُ المعراج، با بدرُالدُّجا دیدم

سراغ آیهٔ «اَلیَوم اَکملتُ لکُم» رفتم
تمام آیه را وصف علی مرتضی دیدم

شکوه و عزّت هستی! کمال عشق و سرمستی!
چه گویم من که روی دست پیغمبر چه‌ها دیدم

تو را در سایۀ باغ «اَلَم نَشرح لَکَ صَدرَک»
شکوفا یافتم، مصداق «مِصباحُ الهُدی» دیدم

گل روی تو را در «سَبِّح اسم ربَّکَ الاعلی»
تَجَسُّم کردم آری، تا جمال کبریا دیدم

تو را در سورۀ «حامیم تنزیلٌ منَ الرَّحمن»
تو را در آیهٔ تطهیر و در «قُل اِنَّما» دیدم

تو را در نون «اَلرَّحمن» و عین «عَلَّمَ القُرآن»
تو را در یای «یاسن» ترجمان طا و ها دیدم

تو را در «قُل کَفی بِاالله» در «وَالتّین وَالزَّیتون»
تو را در «لیسَ لِلانسانَ اِلّا ما سَعی» دیدم

نه تنها هست اوج رفعتت در «قاف و القرآن»
تو را در سورهٔ وَالشَّمس و طور و وَالضُّحی دیدم

تو را با چهرهٔ پوشیده و خرما و نان بر دوش
کنار زاغه‌های شهر کوفه بارها دیدم

نوازش از تو می‌دیدند فرزندان شاهد هم
تو را با گوهر اشک یتیمان آشنا دیدم

به مسکین و یتیم از بس محبّت کردی و احسان
تو را در سورهٔ انسان و متن «هل أتی» دیدم

چه می‌دیدم خدا را در سکوت محض نخلستان
تو را هر نیمه‌شب، در گریه‌های بی‌صدا دیدم

شبی که شمع بیت‌المال را خاموش می‌کردی
تو را با بی‌ریایی، خفته روی بوریا دیدم

چو راز غربت خود را به گوش چاه می‌گفتی
چو نیلوفر کشیدم قد، تو را ای ماه تا دیدم

تو را پشت در آتش زده، با زهرةُالزّهرا
صبور و مهربان، در تیرباران بلا دیدم

اگر نامردمان دست تو را بستند، آن‌ها را
اسیر پنجۀ تقدیر، در «تَبَّت یَدا» دیدم

در ایوان نجف، در کوفه، در محراب مسجد هم
شهادت‌نامهٔ «فُزتُ وَ رَبَ الکَعبه» را دیدم

پس از آن لیلة القدری، که شد شقُّ القَمَر، هرشب
تو را در جوهر خون شهیدان خدا دیدم

تو را یاری‌گر خون خدا، با عترت یاسین
تو را دلجوی یاس ارغوان، در نینوا دیدم

تو را در آسمان نیلگون ظهر عاشورا
تو را در سایه‌روشن‌های شام و کربلا دیدم

شب شام غریبان و پرستوهای سرگردان
تو را دلسوخته در شعله‌زار خیمه‌ها دیدم

اگر خورشید دشت کربلا از نوک نی سر زد
تو را در موجی از آیات تسلیم و رضا دیدم

تو را با کاروان اهل‌بیت وحی در غربت
تو را در حیرت از خورشید در تشت طلا دیدم

کسی از آستانت دست خالی برنمی‌گردد
که در آیینهٔ آیین تو مهر و وفا دیدم

#محمدجواد_غفورزاده #شفق

@raziolhossein
01:45
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی


بر کعبه ی سنگ و خشت ، جان داد آن روز
بتها ، همه را تکان تکان داد آن روز

وقتی که ، علی ز خانه بیرون آمد
دیدند خدا ، خودی نشان داد آن روز

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×840, 131.9 KB
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان
01:45
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی، چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح


از ازل مهر تو در سینه درخشید علی
گوش ما مدح کسی غیر تو نشنید علی

از هر انگشت تو دریای کرم می ریزد
کوه از برق نگاه تو بهم می ریزد

در رکوع تو گدا اوج عطا را حس کرد
دست در دست علی دست خدا را حس کرد

هر چه در حق تو گفتند و نوشتند نشد
هیچ کس مثل علی عبد خداوند نشد

سائل غمزده فهمید کجا رو بزند
نجف امد که فقط پیش تو زانو بزند

با اشارات شما چرخ جهان چرخیده
صد و ده بار زمین دور سرت گردیده

صید مهر تو شدیم و به دلت افتادیم
شهروند ابد شهر علی ابادیم

ضربان دل شیعه به علی وابسته ست
علوی بودن ما تا به ابد پیوسته است

تا ابد عطر حریمت نرود از یادم
صد و ده بوسه به انگور ضریحت دادم

به اذانی که پدر داده به گوشم سوگند
نشوم لحظه ای از مهر عزیزت دل کند

ردّی از دشمن تو وقت خطر پیدا نیست
کار حیدر به خدا کار فلانی ها نیست

دست معمار ازل نام علی را که نوشت
نقطه ضعفی به بلندای وجودش نسرشت

پدر خاکی و ما خاک نشینان تواییم
میهمانان سر سفره ایمان تو اییم

#حسن_کردی

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح



ما را همین عقیده و‌ایمان و باور است
هرکس که دشمن تو شود پست و کافر است .

جز تو چه کس به نص الهی امام شد
جز تو چه کس وصی و وزیر پیمبر است

جز تو که هست علم الهی به سینه ات
کی مدعی قول سلونی به منبر است

هرکس غلام کوی تو شد محترم شود
و آنکو جدا شود ز درت خاک بر سر است

چوب اژدها نمودن واحیای مردگان
اینها تمام کار غلام تو قنبر است

بغضت نشانه ای ز حرام زادگی بود
حبت ولی نشانه پاکی مادر است .

من بر امام خویییش خیانت نمی کنم
هرکس که شد محب تو با من برادر است

خصم علی عبادت بیهوده می کنی
زیرا بهشت جای محبین حیدر است

چون اختیار را به ولی می دهد خدا
فردا بهشت را به علی می دهد خدا

#عبدالزهرا

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


گدا گدا باز گدا آمده
از همه سو، از همه جا آمده
به خاکبوس این سرا آمده
چون به حرم شاه سخا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

او ابدیّ و ازلی بوده و
پیش خدا خودش یلی بوده و
علیّ و همنام علی بوده و
روی پر فرشته ها آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

آمده و به سینه حک می شود
به زندگی "علی" نمک می شود
کعبه از او تَرک تَرک می شود
زمزم و مروه و منا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

او علی و تاج سر امت است
روح نماز و سحر امت است
مثل محمّد پدر امت است
ترازوی روز جزا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

چشم خداوند و یَدُاللهِ حق
قدرت حقّ و اسدُاللهِ حق
ولایتش نشانه ی راهِ حق
به مومنین راهنما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

خدای عشق و بنده پرور علی
عبد خدا، خواجه ی قنبر علی
به بال انبیای حق، پَر علی
بنده ولی خدانما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

خدا علی، علی خدا لِلعجب
زادگَهَش کعبه چرا، للعجب
فاطمه کفّوَش شده یا للعجب
عقل به تسلیم و رضا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

عقل شده پای به زنجیر او
کودک ایجاد شده پیر او
مَثَل شده ضربه ی شمشیر او
یگانه ی هر دو سرا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

بر لب خود "ابوالحسن" حک کنید
در دل و فکر و جان و تن حک کنید
به نطفه ی دشمن او شک کنید
طهارت طینتِ ما آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

آمده تا درد مداوا کند
به دوستان از کرم، اعطا کند
زِ دشمنش نیز گره وا کند
به هر گره، گره گشا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

کیست علی، به یک نظر فاطمه
فیه تَجلّی و ظَهَر، فاطمه
عَلیُّنا کَیفَ بَشَر، فاطمه
فاطمه یا شیر خدا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

#امیر_عظیمی


@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح


روزگارم با غلامىِ "على" سر میشود
هر که را دیدم على را دیده نوکر میشود

بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من
چاکرى از چاکران کوى حیدر میشود

جاى آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم
حلقه اى را که ز گوش بندگى در میشود

شان او را نه قلم کافى ست نه دفتر نه فهم
شان سلمانش فقط صدجلددفتر میشود

نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست
فتح این قلعه فقط با دست حیدر میشود

یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن
این چه موجودى ست هم اول هم آخر میشود

از همینجا میشود فهمید-با مهر على-
عاقبت این عاقبتها خیر یا شر میشود

محضر "یادعلى" و محضر "نادعلى"
هر که آدم میشود ازاین دو محضر میشود

ذات فیاض “امین الله” ” امینى” پرور است
هر که شد خورشید ذاتا ذره پرور میشود

قدر زر زرگر شناسد قدر "زهرا"را"على"
علتش این است داماد پیمبر میشود

بیشتر کار برادر را برادر میکند
حق بده پس باتو پیغمبر برادر میشود

کار خیر ما کنار حب تو می ایستد
دوبرابر, سه برابر….صد برابر میشود

معجزات چشمهایت خلق صاحب معجزه ست
دلدل ات رد میشود سنگ همه زر میشود

تو میان خانه هم باشى همه ذبح تواند
تو به خیبر هم نیایى فتح خیبر میشود

هر یک از پیغمبران اول میاید محضرت
با تو بیعت میکند بعدا پیمبر میشود

دوستى از دوستان دوستان تو اگر
در جهنم هم که باشد آخرش در میشود

طفل خود را بر سر شانه نجف آورده ام
کودک است امروز, در آینده قنبر میشود

این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد
سنگ را اینجا بیندازند گوهر میشود

زان طرف سنگ نشانى هم ندارد "فاطمه"
زین طرف دارد کف صحن تو مرمر میشود

“باز با…..” نه , باز اینجا با کبوتر میپرد
شاه اینجا همنشین چند نوکر میشود

حال من چون حال بیماری است زیر دست تو
هر چه بدتر میشود انگار بهتر میشود….

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح


دلم گرفته بهانه سلام شاه نجف
كه قبله گاه دلم گشته بارگاه نجف

تمام صحن علی بوی فاطمه دارد
شميم سيب بيايد ميان راه نجف

صفای هر سحرش ، گريه بر غم زهراست
به گوش ميرسد آرام سوز و آه نجف

قدم زده دل شب در ميان نخلستان
امان ز كوفه و خون آبه های چاه نجف

قرار ما همه باب الرضا همان جايی
كه سوی شاه خراسان بُوَد نگاه نجف

قسم به نم نم اشكم پس از اذان صبح
چقدر بوی حسين ميدهد پگاه نجف

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:46
#امیرالمومنین_مدح

جبریلی و هر آینه عرش است کنارت
ماتند همه از پر معراج مدارت

ما چاره نداریم به غیر از سر تسلیم
آهو چه کند با نفس شیر شکارت

با بودن تو، بودن خورشید زیادی است
جز اینکه بگویم شده شمع مزارت

تو عرش نشینی و گهی کوفه می آیی
قربان همین سر زدن گاه گدارت

ما را به دو ابروت بمیران و پس از آن
ای شاه نداریم دگر کار به کارت

من دست به دامانم و تو دست به خیری
پس رد شو به دستم برسد گرد و غبارت

تو رب منی و همه ی ایل و تبارم
ما عبد توایم و همه ی ایل و تبارت

سنگینی این کفّه ی ما از کرم توست
با مثل تو ای دوست چه خوب است تجارت

در عشق بنا نیست که میثم شده باشم
سلمان تو هم آخرش افتاد به دارت

موسی بن ابیطالبی و دوره به دوره
از طور به سمت نجف افتاد گذارت

در طالع امسال برایم بنویسید :
یکروز نجف باشم و یکروز کنارت

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح


مشهد نجف ، مدینه نجف ، کربلا نجف
مکه نجف ، دمشق نجف ، سامرا نجف

هفت آسمان نجف شده عالم نجف شده است
زیباترین پدیده ی ارض و سما : نجف

عالم رکاب خاتم حیدر به دست اوست
اما نگین خاتم خیبر گشا نجف

گویند می نوشت امینی به الغدیر،
در ابتدای امر :«به نام خدا ؛ نجف»

گفتند بنگر این حرم و بارگاه را
دیدم عجب صفای عجیبی است با نجف

دنیا طلا شود به نجف غبطه می خورد
اینجا کجاست؟ سایه ی ایوانْ‌طلا ؛ نجف

صاحبْ‌کرامت است جهان چون نجف در اوست
صاحبْ‌کرامتی شده با مرتضی (ع) نجف

وقتی نبود هیچ ... خدا بود و اهل‌بیت (ع)
قٰالَ : ألَسْتُ رَبُّکِ ؟! قٰالَتْ : بَلیٰ (نجف)


#محمدعلی_حمیدی

@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


کعبه سنگی‌ست که آیینه سرای تو شده
حال از شش جهت انگشت نمای تو شده

پرده‌ی بیت که بر دامن او چنگ زنند
به امیدی متمسک به ولای تو شده

قامت نوح ز‌ عشقت که کمان شد تازه
حلقه‌ی درب ورودی سرای تو شده

ناز بر ناس کن ای حمد که در بسم الله
اسم‌ اعظم ز کرم نقطه‌ی بای تو شده

خوش بر احوال غلامی که شدی مولایش
خوش بر احوال خدایی که خدای تو شده

طبق لولاک، به زهرا همگی‌ مدیونیم
چون همین آینه بانی بنای تو شده

هم تو راضی به رضای دل مرضیه شدی
هم دل مرضیه راضی به رضای تو شده

آنچه رخ داده و در آتیه رخ خواهد داد
همه منقوش در ایوان طلای تو شده

در دل سنگ من افتاده هوای نجفت
مثل آن چاه که دلتنگ صدای تو شده

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح

بنا شده ست زمین و زمان به نام علی
گرفته است قوام این جهان به نام علی

‎برای اینکه مُشخّص شود عیـار دقیق
شدند خَـلق خدا ، امتحان به نام علی

‎به دفتر ازلیّت به کِلْـک قدرتِ خویــش
نوشته رب،همه کون و مکان “به نام علی”

‎همیشــه محوِ تماشای آسمان هائیم
که بوده رونقِ هفت آسمان به نام علی

‎به احترام علی بسته شد درِ دوزخ
گشوده شــد درِ باغ جَنــان به نام علی

‎نشانه ای ست برای حلال زادگیَـش.
همین که طفل گُشـاید زبان به نام علی

‎چگونه نام کسی جز علی ست بر لب او ؟
کسی که خورد چو ما آب و نان به نام علی

‎دُرست با وسطِ خــال می کند برخورد
همین که تیــر پَــرَد از کمان به نام علی

‎بگو که أشــهدُ أنّ علـی ، ولیُّ الله
گرفته چونکه هُویّت اَذان ، به نام علی

به ترس و جبر نبوده ست ، واقعاً قلبیست ارادت همه ی شیعیان به نام علی

‎سِزد ز چوبه ی دارش رُطب به بار آید
که داده میثم تمّـار ، جـان به نام علی

‎دعا کنید! که روزی وقوع خواهد یافت
ظهور حضرت صاحب زمان به نام علی

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:47
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد


@raziolhossein
01:47
#امیرالمومنین_مدح
#غزل


چه جانماز پی اعتکاف بردارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بردارد

علی حقیقت روزست و هیچ جایز نیست 
که در مقابل شب انعطاف بردارد

دو سوی این کره هر یک قلمروی دارد
نشد جدایی شان ائتلاف بردارد

شبیه خواب سحر سطحی است و زود گذر
کسی که دست از این اختلاف بردارد

دوباره مثل علی زاده می شود اما
مگر دومرتبه کعبه شکاف بردارد

اگر که حرمت مولا نبود ممکن بود
خدا ز خلق خود امر طواف بردارد

#علیرضا_دهقانیان

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی


گر ماه رجب جلوه دیگر دارد
از میمنت قدوم حیدر دارد
بر کعبه نگر که پرده امروز خدا
از چهره ی خانه زاد خود بر دارد

*

بر دست نبی چو جلوه بنمود علی
لب باز نمود ودیده بگشود علی
از سوره مؤمنون تلاوت فرمود
زیرا که امیر مؤمنان بود علی

*

از جانب حق ولی سرمد آمد
نور دل و دیدگان احمد آمد
شد سیزده رجب زالطاف خدا
داماد وپسر عم محمّد آمد

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_مدح


از ازل بر حسب ظرف توانهای همه
ریخت مهر تو خداوند به جانهای همه

جلوه ای کرد خدا نام نهادند "علی"
تا که انگشت بماند به دهانهای همه

همه ی نسل من ای دوست علی ع دوست شدند
می درخشد قمرت بین زمانهای همه

حرف جود و کرمت صحبت دیرینه شهر
نقل انگشتری ات ورد زبانهای همه

باور ما همه این است که تو حق هستی
بی خیال همه ی حدس و گمانهای همه

تو عبایت بتکاندی و در خیبر کند
شد تکانت به خدا فوق تکانهای همه

تا تو در طایفه ات اکبر واصغر داری
چه نیازیست به این خرد و کلانهای همه

گل پسرهای تو آقای جوانان بهشت
به فدای پسران تو جوان های همه

پسرت در رجزش گفت انا بن الحیدرع
به فنا رفت دگر نام و نشانهای همه

از فلانی و فلانی و فلانی بری ام
تو فقط رهبر مایی نه فلانهای همه


#اسماعیل_روستایی

@raziolhossein
01:48
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیر حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


سلام ای جوابِ سلامِ خدا
ظُهورت طلوعِ تمامِ خدا

تویی آفتابِ بلندِ زمین
تویی سایه‌یِ مُستدامِ خدا

تویی که به تعظیمِ تو امر کرد
تویی صاحبِ احترام خدا

تو نهج‌البلاغه تو قرآن تو وَحی
کلامی بگو هم کلامِ خدا

صدایت صدایش به معراج بود
حدیثَت حدیثِ مُدامِ خدا

برایِ تو کعبه جگر چاک زد
بیا مَردِ بیتُ‌الحَرام خدا
-
مرا کعبه‌ی سینه چاکم کنید
فقط پایِ حیدر هلاکم کنید
-
علی ابتدا و علی انتهاست
علی مصطفیٰ و علی مرتضیٰ ست

علی اول است و علی آخر است
علی در ظهور و علی در خَفاست

علی ظاهر است و علی باطن است
علی لااِلهَ  علی لافَتاست

علی در مَعارج علی در بُراق
علی اِنَما و علی وَالضُحیٰ ست

علی با حق است و علی بر حق است
علی کعبه است و علی در حَراست

علی نیست آن و علی نیست این
علی نه جدا و علی نه خداست
-
علی را بگو هرچه گویی کم است
که زهرا علی و علی فاطمه ست
'
اگر تیغِ تو سایه گُستر شود
همان ابتدا کارِ یکسر شود

غلط گفتم آقا ندارد نیاز
که تیغِ شما خرجِ لشگر شود

نیازی ندارد که میدان چو خاک
به یک ضربه‌یِ مالک‌اشتر شود

محال است جمعِ تمامِ سپاه
که با قنبرِ تو برابر شود

زمانِ شروعِ رجز خوانی‌ات
زمین کَر شود آسمان کَر شود

خدا دوست دارد تماشا کند
کمی ذوالفقارِ علی تَر شود
-
بِبَندَد اگر دستمالِ نَبَرد
نباشد کسی را خیالِ نَبَرد
-
به کعبه بکو رازِ تنزیل را
بگو بِشکَنَد قلبِ قندیل را

تو و مادر و مصطفی و خدا
ببین دورِ خود جمعِ فامیل را

بخوان با فِصاهَت زِ با تا به سین
زبورانه تورات و اِنجیل را

کمی گَردِ نعلینِ خود را بریز
تَفَقُد نما بالِ جبریل را

برای یتیمان کمی کار کُن
بِکَن چاهِ آب و بزن بیل را

بکش طعنه‌های زن پیر را
بِبر روزها بارِ زنبیل را
-
تویی صاحبِ پینه‌های قدیم
تویی مَرکبِ کودکان یتیم
-
نگهدار ما را برای خودت
فقط بینِ مِهمانسَرای خودت

مرا آیِنه کُن به دردی خورَم
در آغوشِ ایوان طلای خودت

برای پدر مادرم کافی است
نخی ، ریشه‌ای از عبایِ خودت

اگر پا گذارم به جا پایِ تو
مرا می‌بری تا خدایِ خودت

مرا می‌برد گوشه ای از بقیع
فقط ردِ پا ردِ پایِ خودت

سَرَت مانده بر شانه‌یِ نخل‌ها
بگو با من از ماجرایِ خودت

چرا استخوان در گلو مانده‌ای
که با روضه‌هایی مَگو مانده‌ای

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_مدح


غزلی بخوان بشوَد عیان ، که امیرِ روزجزا علیست
که حسابِ ما که عقابِ ما ، که عذابِ ما همه با علیست

نشد از غم ضُعَفا جدا ، و َ کسی که در پیِ هر گدا
برَوَد شبانه و بی صدا ، ببَرَد لباس و غذا علیست

همه رمز و راز جهان بدان ، شده در عبای علی نهان ،
شد اگر کسی یَل و پهلوان ، به یقین که از دَمِ یاعلیست

همه دم بگو بِکَ یاعلی ، که نفس علی که هواعلی
که دوا علی که شفا علی ، که دعای دفعِ بلا علیست

ز علی کسی که جدا شود ، و َاگرچه از خُلفا شود
تو بِدان که یک شَبه "لا" شود ، بخدا که نونِ "لَنا" علیست

بوَد اولین ، بوَد آخرین ، شَهِ مسلمین ، شَهِ مومنین
برو در صفاتِ خدا ببین ، نه علی خدا که خدا علیست

بروَد فراتَر از آن چه که ، نرسیده بالِ ملائکه
قَدَری که در دلِ معرکه ، درِ قلعه کنده ز جا علیست

چه صلابتی و چه شوکتی ، چه شجاعتی و چه هیبتی
به صفاومروه چه حاجتی ، به صفا قَسم که صفا علیست

نجف است و ساغَرِ تا لبه...، نجف است و مستی هرشَبه ،
نجف است و گیجی عقربه ، تب و لرزِ قبله نما علیست

وَ به لطفِ پاکی مادرم ، نشدم حرامی و از سَرم
نرود که بنده ی حیدرم ، سَنَد شرافتِ ما علیست...!

#محسن_کاویانی

@raziolhossein
01:48
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_ولادت


ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکره ی کعبه برون آمده بود

روشنا ریخت به افلاک حلولش آن روز
کعبه برخاست به اجلال نزولش آن روز

عشق او بر دل سنگی‌‌ِ حرم غالب شد
قبله مایل به علی بن ابی طالب شد

از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت
کعبه در بدرقه اش چند قدم با او رفت

قفس کعبه شکسته است دم پرواز است
برو از کعبه که آغوش محمد باز است

آینه هستی و با آینه باید باشی
خانه زادِ پسر آمنه باید باشی

همه ی غائله ها گشت فراموشِ نبی
کودکی های علی پر شد از آغوش نبی

مستی اهل سماوات دو چندان شده است
عطر گیسوی علی خورده به تن پوش نبی

تا بچیند رطب تازه ای از باغ بهشت
رفته دردانه ی کعبه به سردوش نبی

که نبی بوده فقط این همه سرمست علی
که علی بوده فقط آن همه مدهوش نبی

چشم در چشم علی ، آینه در آیینه
حرف ها می زند اینک لب خاموش نبی

دور از من مشو ای محو تماشای تو من
نگران می شوم از دور شدن های تو من

من به شوق تو سکوتم ، تو فقط حرف بزن
وحی می ریزد از آهنگ لبت ، حرف بزن

می نشینم به تماشای تو تنها ، آری
هر زمان خسته ام از مردم دنیا ، آری

بر مکافات زمین با تو دلم غالب شد
همه ی دهر اگر شعب ابی طالب شد

خوب شد آمدی ای معنی بی همتایی
بی تو هر آینه می مردم از این تنهایی

دین اسلام در آن روز که بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش حیدر بود
باعث گرمی بازار شدش حیدر بود

وحی می بارد و من دوخته ام دیده به تو
تو به اسلام ؟ نه ! اسلام گراییده به تو

در زمین دلخوش از اینم که تویی همسفرم
از رسولان دگر با تو اولوالعزم ترم

می رود قصه ی ما سوی سرانجام آرام
دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام ...

#سید_حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
01:49
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

فرمود حسین:‌ جلوۀ لم یزلی
سالار شهیدِ شاهدان ازلی

گر صد فرزند داشتم می‌خواندم
نام همه را به نامِ نامیِ «علی»

#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
01:49
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


پس از سه روز درِ کعبه ناگهان واشد
تمامِ مکه پُر از شور و شوق و غوغا شد

زِ  خانه  آمده  انگار  صاحبِ خانه
که چشم‌ها همگی غرقِ در تماشا شد

از این به بعد به خود ناز می‌کند کعبه
که زادگاه برایِ جنابِ مولا شد

رسیده شخصیتی که کسی شبیهش نیست
کسی که فخر همه مردمان دنیا شد

رسیده آنکه برای خداست بنده ولی
خدایِ عشق برایِ  تمامِ  ماها شد


زمین برای همیشه به عرش می‌نازد
از اینکه حضرت مولا به خاکِ او پا زد


علی رسید و زمین رنگ تازه پیدا کرد
خدا بهشتِ خودش را از او مصفا کرد

دلش برای جمالِ خودش چه لک زده بود
برای دیدن خود بر علی تماشا کرد

و دید روی زمین مثل و همطرازش نیست
برای خاطر او بود خلقِ زهرا کرد

خوشا به حال کسی‌که ولایتش عَلَویست
که خویش را زِ عذاب خدا مُبرّا کرد

هر آن کسی که نشد پِیرُوِ مسیرِ علی
برایِ  آخرتش  آتشی  مهیا  کرد


خدا خودش به خداییش میخورد سوگند
که خورده است خداییش بر علی پیوند


علیست معنیِ کُلِ یقین و باورها
نهایت  پَر و بالِ  همه  کبوترها

علی همانکه همیشه ست فاتح میدان
به نهروان و به خندق به بدر و خیبرها

کسی‌که هست مکانش همیشه بالا‌ها
کسی‌که جای قدمهای اوست بر سرها

کسی‌که مستیِ‌مان از دَمِ مسیحایش
که لب به لب شده از تمام ساغرها

کسی‌که بود مقام بزرگِ شیعه گی اش
همیشه  آرزویِ  قلبیِ  پیمبرها


پیمبران همه‌جا گرم ذکر هو بودند
برای نام  "علی" دائم الوضو بودند
 

نوشتن از تو که درحدّ این قلم‌ها نیست
سرودن از تو  توان  سرایش ما نیست

من از قبیله‌ی عشاقم و جنون پیشه
کنار مردم عادی برای من جا نیست

شبیه  گیسویِ  در بادِ  تو  پریشانم
همیشه کار من از بودن تو حیرانیست

تجلّیات خدا در تو هست... یعنی که
تویی که خلقت ما را دو دستِ تو بانیست

گدایی از تو همان پادشاهی دنیاست
غلامی تو قسم بر خدا که سلطانیست


علی امام من است ومنم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام  "علی"


تو در سپاه پیمبر سَری و سرداری
تویی که دین خدا را نموده‌ای یاری

مقابل تو اگر لشکری به صف باشند
تو در دلت جگرِ روبرو شدن داری

تویی همانکه نداری شبیه و مانندی
به وقت مدحِ تو واژه به واژه تکراری

تو بهترین بشر و برترین مسلمانی
به روی دست پیمبر تو اولین قاری


و بوسه برلب قاری زدن همین خوب است
که گفته است جواب تلاوتش چوب است


#محمد_حسن_بیات_لو


@raziolhossein
1
01:49
#امیرالمومنین_مدح


به نام آن کسی که خاک را افلاک کرده است
همان که کعبه پیش او گریبان چاک کرده است
زمین را از همه لات و هبل ها پاک کرده است
هزاران " عمرو بن عبدود " را خاک کرده است

شجاعت پیش مولایم علی معنا ندارد
همانندش کسی دیگر در این دنیا ندارد

چرا که کعبه را دور سر او  آفریدند
برای وضع  حمل مادر  او  آفریدند
و ناموس خدا را همسر او آفریدند
مرا هم خاک پای قنبر  او  آفریدند

و بی شک روی لبهای خدا هم " یا علی " هست
علی حق بوده و حق هم همیشه با علی هست

ندارد درد دنیا ، درد مردم بوده دردش
هزاران مثل حاتم هم گدای دور گردش
ببندد روی پیشانی اگر سربند زردش
خدا تکبیر می گوید به هنگام نبردش

علی در هر نبردی جنگ را فرجام داده است
و  تیغش  کار عزرائیل را انجام  داده است

برای ضربه اش در جنگ او وسواس دارد
غضب دارد ولیکن بیشتر احساس دارد
رحیم الناس هست و او کریم الناس دارد
و  شاگردی شبیه حضرت عباس  دارد

علی دریای بی پایان صبر و کوه درد است
رجزهای  لب  عباس  هنگام  نبرد  است

اگرچه بخشش و جود علی بسیار بوده است
ولی  در هر  نبردی  او  یل  قهار بوده است
برای عده ای که قصدشان انکار بوده است
قسیم الجنه گاهی هم قسیم النار بوده است

به خاطر دارد او محتاج در هر خانه ای را
و  شاید  پیرمرد  کور در  ویرانه ای  را

فقط شمشیر نه...در دست هایش بوی نان داشت
همیشه روی دوشش بقچه ای از آسمان داشت
شبیه کوه اما در  دلش   آتشفشان   داشت
علی در چشم خار و در گلویش استخوان داشت

فقط او می تواند اینچنین مظلوم باشد
خلیفه باشد و در محکمه محکوم باشد

فقط او میتواند کار چندان ساده ای نیست
شیبه  او  امیر  اینچنین  افتاده ای  نیست
برایش فتح خیبر کار فوق العاده ای نیست
به جز زهرا برایش دلبر و دلداده ای نیست

علی انگیزه ی خلق زمین و آسمان است
علی زیباترین مضمون برای شاعران است


#ابراهیم_زمانی

@raziolhossein
01:49
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

این سیزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب كرم است

حاجی! به طواف كعبه آرام برو
چون سید اوصیا درون حرم است

#ولی_الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
01:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×750, 164.0 KB
#یاعلی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی

.
01:50
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست

در وصف علی بس، که بوَد دست خدا
در وصف خدا بس، که علی بندۀ اوست

#شیخ_بهایی

@raziolhossein
01:51
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


ساقی شبیه ساقی کوثر نیامده
جز او کسی به جای پیمبر نیامده
جز او برای فاطمه همسر نیامده
از کعبه جز علی احدی در نیامده

یعنی کسی به پاکی حیدر نیامده

هر کس غلام فاطمه شد در پناه اوست
شاهی که عرش دوش نبی جایگاه اوست
در معرکه سلاح نبردش نگاه اوست
این گیسوی سیاه که تنها سپاه اوست

بر شانه اش سیاهی لشکر نیامده

اولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرند
قرآن ناطقند، شفیعان محشرند
شاهان روزگار غلامان قنبرند
خدّام عرش گوش به فرمان حیدرند

دور و برش که قحطی نوکر نیامده

ابروش وقت جنگ کم از ذوالفقار نیست
دنیا به جنگش آمده و بی‌قرار نیست
در مکتبش ضعیف‌کشی افتخــار نیست
کرار که در مبارزه اهل فرار نیست

این کارها به فاتح خیبر نیامده

هرگز نمی‌شود علم عشق سرنگون
عشقش کشیده‌است دلم را به خاک ‌و خون
پایان کار عاشق او چیست جز جنون؟
او گرد خاک پای علی شد که تا کنون

سردار مثل مالک اشتر نیامده

گرچه نبی نبود، وصی نبی که بود
مسند نشین بی‌بدل این اریکه بود
مردی که همسرش به ملائک ملیکه بود
باید خدا شوی که بفهمی علی که بود

کاری که از بنی‌بشری بر نیامده

در حال احتضار ولی فکر قاتل است
مولای ما نمونه انسان کامل است
بی مهر او تمام عبادات باطل است
آدم بدون عشق علی مشتی از گل است

حیف از دلی که در بر دلبر نیامده

دشمن هم از عنایت تو بی‌نصیب نیست
در کشور تو هیچ غریبی غریب نیست
بیچاره‌ای که در دل زارش شکیب نیست
با اینکه فکر آیه «أمّن یجیب» نیست

از بارگاه لطف تو مضطر نیامده

بر راه کفر سد زده دیوار تیغ تو
اصلاً هدایت است فقط کار تیغ تو
هو، حق، علی مدد، همه اذکار تیغ تو
دیدیم هر که رفت به دیدار تیغ تو

با سر فرار کرده... ولی سر نیامده

استاد در فنون نبردی ابوتراب
فــــرمانروای کشور دردی ابوتراب
حتی به مور ظـلم نکردی ابوتراب
گفتم هزار مرتبه مردی ابوتراب

با تو هزار مرد برابر نیامده

شد در غم تو چشم هزاران یتیم تر
بعد از تو می‌شوند یتــــیمان یتیم تر
من از ازل اسیر تو ام یا قدیم تر
ای خانواده‌ات همه از هم کریم تر

از سفره‌ی تو پر برکت تر نیامده


#حامدتجری

@raziolhossein
01:51
#امیرالمؤمنین‌_مدح

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر يعنى که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا يعنى که ما و قنبرش

در مقام آخريت بود ، ديدند اولش
در مقام اوليت بود ، ديدند آخرش

خاک را گل ميکند گل را خلائق ميکند
نيست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

با على يکتاپرستم, ورنه ميخواهم چکار
آن خدايى را که اين آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود
سائلی که دست خالى ميرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را ميدهد
با همان يک مرتبه بخشيدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت ميشود
واى اگر خورشيد را روزى براند از درش

مرتضى يعنى قسيم النار والجنة , ولى
هست معيارش در اين تقسيم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است
تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتي به خاك پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
.
.
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

#علی_اکبر_لطیفیان


*بیت از #جوادحیدری*

@raziolhossein
01:52
#امیرالمومنین_مدح


وجه تو وجه خالق یکتاست یاعلی
دست تو دست حی تعالاست یاعلی

روی خدا که دیده نگردد به دیده ها
در روی حق نمای تو‌ پیداست یاعلی

زیبایی ورودی جنت به نام توست
الحق چقدر نام‌تو زیباست یاعلی

ای جان عالمی به ید با کفایتت
شرط قبولی عمل ما ولایتت

دین خدا بدون تو‌ کامل نمی شود
قرآن بدون مهر تو‌ نازل نمی شود

خیرالعمل محبت تو مهر فاطمه است
بیچاره آنکه کسی است که قائل نمی شود

بی انتهاست رحمت ذات خدا ولی
بر منکر ولای تو‌ شامل نمی شود

لوح عمل بنام تو مُهر است یاعلی
دین بدون مِهر تو‌ کفر است یاعلی

یزدان هماره مدح تورا در کتاب کرد
ذات حکیم علیِ حکیمت خطاب کرد

نام خدا علیست زبس دوست داردت
نام تورا ز نام خودش انتخاب کرد

کردم دعا به روز ازل حیدری شوم
شادم خدا دعای مرا مستجاب کرد

هر صبح و شام ورد لبم بی حد و عدد
من کلب آستان توام یاعلی مدد

دل زنده می شود ز کلام تو یاعلی
عالم به پا بود به دوام تو یاعلی

بال و پرش بسوزد اگر در خیال خود
جبریل پر زند به مقام تو یاعلی

زیباست لحظه ای که تمامی انبیا
صف میکشند بهر سلام تو یاعلی

محشر محیط سلطنت توست یاعلی
باغ بهشت مرحمت توست یاعلی

یزدان وجود را به تو تحکیم می کند
قرآن به هر ورق ز تو‌ تکریم می کند

هر روز جبرئیل امین بهر کسب فیض
بر گنبد طلای تو‌ تعظیم می کند

حق حکیم گردش لیل و‌ نهار را
با گردش نگاه تو تعظیم می کند

ای رزق کائنات ز لطف مدام تو
تو‌ پادشاه عالمی و من غلام تو

شکر خدا که مهر تو دست مرا گرفت
عشق تو‌گنج و‌ در دل ویرانه جا گرفت

روزیکه که گفت حق «الستُ بربکم»
اقرار بر وجود تو از انبیا گرفت

وقتی که پا به خانه کعبه گذاشتی
حرمت ز مقدمت‌ حرم‌کبریا گرفت

ای عشق تو حقیقت حی علی الصلاح
ای پیرویت معنی حی علی الفلاح

روزم بدون نام علی سر نمی شود
قلبی که با علی است مکدر نم شود

کوثر از آن خوش است که ساقیش حیدر است
کوثر بدون ساقی کوثر نمی شود

رزق تمام عالم هستی به یمن اوست
بی اذن او‌ که رزق مقدر نمی شود

هستی ما هم از کرم مرتضی علیست
آرام جان ما حرم مرتضی علیست

رخسار مرتضی که پدیدار میشود
خورشید در زوال خود انکار می شود

خورشید بوسه گر نزند بر جبین او
از تیره گی مثال شب تار می شود

رغبت به پادشاهی عالمی نمی کند
هرکس غلام حیدر کرار می شود

آب و‌ گلم خدا بسرشته است یاعلی
بر روی لوح سینه نوشته است یاعلی

اسلام با نبرد علی آبرو گرفت
دین خدا به نام علی رنگ و بو گرفت

تا اینکه بر زبان ببرم ذکر یاعلی
باید ز آب کوثر و ‌زمزم وضو‌ گرفت

روز جزا علیست که ساقی کوثر است
خوشبخت آن کسی که ز دستش سبو گرفت

بنشین براه و منتظر یک نگاه باش
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش


بی حب او بهشت مهیا نمی شود
بی مهر او‌ قلوب مصفا نمی شود

روز ازل دٙرِ دل خود بسته ام به غیر
این در به روی غیر علی وا نمی شود

گویند اگر تمامی ذرات یاعلی
یک یاعلیِ حضرت زهرا نمی شود

در هر تپش صدای نفس های ما علیست
ای دل غمین مباش که مولای ما علیست

شام و سحر به‌ دست علی بوسه می زند
شمس و قمر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی که استلام حجر می کند علی
حتی حجر به دست علی بوسه می‌زند

وقتی به ذوالفقار زند بر دل سپاه
تیغ ظفر به دست علی بوسه می‌زند

سهم‌ طعام خود به یتیم و اسیر داد
اندر رکوع خاتم خود بر فقیر داد

این مرد کیست در دل اشرار آمده
در کف گرفته تیغ شرربار آمده

از بهر حفظ جان پیمبر به امر حق
حیدر به قلب لشکر کفار آمده

هرکس که دید تیغ علی را به نعره گفت
باید گریخت حیدر کرار آمده

این دست حیدر است که اعجاز می کند
در آسمان سر است که پرواز می کند

#خادم

@raziolhossein
01:52
#امیرالمومنین_مدح


ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست
در کوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست
تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد
بر خاک نوشتند علی درّ نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی
احسنت چه معماری انگشت‌نمایی

تاریخ ندیده به خود این‌گونه بنایی
دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی

هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد
در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد
در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد

هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد
از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم
ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟
گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟

از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟
هیچ است علی پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بت‌خانه بهانه‌ست
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان‌ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر
در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه‌ا‌‌ت از کل عبادات فراتر
با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست
یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ‌ها بکشانی هنرت را
آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را

رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را
صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل
وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل

#مجید_تال

@raziolhossein
01:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 169.3 KB
#امیرالمومنین_ولادت

یافاطمه جان دلم گدای در توست
عالم همه محو طلعت حیدر توست
عیدی مرا نجف مقدر فرما
امشب که شب ولادت شوهر توست

#عبدالزهرا

.
01:53
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

یافاطمه جان دلم گدای در توست
عالم همه محو طلعت حیدر توست

عیدی مرا نجف مقدر فرما
امشب که شب ولادت شوهر توست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
01:53
#امیرالمومنین_مدح


کعبه خلوت گه اسرار فراوان علی ست
بیت حق جلوگر از عارض رخشان علی ست

در جهان مرد عمل باش علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه میزان علی ست

دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علی ست

ای ابوبکر مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علی ست

کشتن مَرحب و بگرفتن درب خیبر
خاطرات خوش دیباچۀ دوران علی ست

دور شو ای پسر عبدود از دیدۀ او
که شجاعان عرب پشۀ میدان علی ست

این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علی ست

گر چه «خوشزاد» ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزه خوره سفرۀ احسان علی ست

#سیدحسن_خوشزاد

@raziolhossein
01:53
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
تیغ بالای سر فتنه و شر یعنی تو
سوره ی فتح و سلیمان ظفر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو

دوستداران تو با عرش برابر هستند
سینه چاکان تو با کعبه برادر هستند

شعر در وصف تو ای شاه سرودم،امروز
واژه در مدح تو از عرش ربودم امروز
می شوی ذکر مناجات و درودم امروز
من به کعبه بخدا سجده نمودم امروز

قبله در ماه رجب سمت تو آقا آمد
کعبه ای بود در این کعبه به دنیا آمد

صدف کعبه در این لحظه پر از دُر شده بود
خانه از عرش نشینان خدا پر شده بود
فاطمه بنت اسد غرق تحیر شده بود
درک میلاد تو بیرون ز تصور شده بود

دو سه روزی که شده کعبه ز عطرت لبریز
معتکف بود حرم با تو شد ایام البیض

برکت رفته از آن خوان که در آن نیست نمک
فکر کردم که در این واژه چه چیزیست “نمک”
صد و ده بار علی و صدو ده چیست، نمک
نان این سفره حسینش شده، کافیست نمک

نمکین عشق علی شد ابدی و ازلی
برکت سفره ی شیعه است حسین بن علی

کیست این، معرکه دار همه ی جولان ها؟
کیست این، پیر و امیر همه ی ایمان ها؟
کیست این، خطبه ی کولاک همه توفان ها؟
کیست این اُسّ و اساس همه ی بنیان ها؟

مست شو با لب خورشید، لب ماه بگو
أشهد انّ علیّاً ولی الله بگو

ناگهان پرده برانداخته حق می بینی
مست از خانه برون تاخته حق، می بینی
نرد عشقی به خودش باخته حق، می بینی
چهره را مثل علی ساخته حق، می بینی

چه شرابی است که کعبه شده میخانه ی او
این علی کیست که زهرا شده پروانه ی او

یا علی ای که خودت هم هدفی، هم راهی
بنده ی حقی و در بندگی خود شاهی
کهکشان هستی و خورشید ترینی، ماهی
آیه ی «أنفسنا»، نفس رسول اللهی

این تو بودی که به بت های تهی «لا» گفتی
نیمه شب، وقت خطر، جای پیمبر خفتی

ای پیمبر تو بگو مرد خطر کیست، علی
وسط معرکه ها شیرجگر کیست، علی
قاتل عبدود و دافع شر کیست، علی
یار غارند همه، سینه سپر کیست، علی

باید ای شیعه به خصمش برسانی لعنت
بر فلانی و فلانی و فلانی لعنت

صاحب تیغ دو لب، لب به سخن باز کن و
خطبه بی نقطه بخوان، با سخن اعجاز کن و
زمزم کعبه، شبی زمزمه ای ساز کن و
تا ثریای خودت فاطمه پرواز کن و

بگو ای شعر تو یک مصرع دیگر داری
آینه دار تو زهراست، برابر داری

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
01:53
#امیرالمومنین_مدح

✅ مخمسی تضمینی با تضمین از غزل علی اکبر لطیفیان


بسم حق... بسم محمد... بسم سلطان نجف
سینه ام آتش گرفت از داغ هجران نجف
تشنه ام من تشنه ی خورشید تابان نجف
"گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می ‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف"


مرتضی انداخت با یاری زهرا سفره ای
بین صحرا، بین دریا، در ثریا سفره ای
پهن شد در عرش، نزد حق تعالی سفره ای
"سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف"


تشنه ایم و دست از کوزه کشیدن کار ماست
صبح تا شب سختی روزه کشیدن کار ماست
از طعام دیگران پوزه کشیدن کار ماست
"دور تا دور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف"


بی ولای مرتضی نیت نکردم هیچ وقت
جز برای مرتضی خدمت نکردم هیچ وقت
در نجف احساس غم... غربت... نکردم هیچ وقت
"آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف"


می شود ذکر قنوتش یا علی و فاطمه
منتهای حاجتش تنها علی و فاطمه
کار دارد در دو عالم با علی و فاطمه
"نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف"


در قنوتم، در میان ربنا اغفرلنا
دیده ام افتاد بر انگشترم بین دعا
زیر لب با چشم تر خواندم همین یک بیت را
"به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف"


در دو عالم عبد دربار بتول و حیدریم
سالیانی هست سربار بتول و حیدریم
شاکر الطاف بسیار بتول و حیدریم
"ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف"


هستی الله در هست حسین است و علی
خلقت عالم همه پست حسین است و علی
هر دل آزاده ای مست حسین است و علی
"رزق آب ‌و نان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آبِ کربلا... نانِ نجف"


از نفس هایم دوباره آه دارد می رسد
وقت دیدار گدا و شاه دارد می رسد
بوی عطر سیب ثارالله دارد می رسد
"نیمه ی ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف"

#محمد_جواد_شیرازی


@raziolhossein
1
01:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 101.3 KB
#امیرالمومنین_مدح


مولای زمین‌و‌آسمان یاور ماست
چشم‌همه‌انبیاء به‌پیغمبر ماست
از گرمی روزحشر مارا غم‌نیست
تاسایه‌ مرتضی‌علی بر سر ماست

#لوحی_اصفهانی

.
01:54
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


مولای زمین‌و‌آسمان یاور ماست
چشم‌همه‌انبیاء به‌پیغمبر ماست

از گرمی روزحشر مارا غم‌نیست
تاسایه‌ مرتضی‌علی بر سر ماست

#لوحی_اصفهانی

@raziolhossein
01:54
#امیرالمومنین_مدح


کسی که جام سعادت به دست آدم داد
به قدر ظرفیت هر کسی از این غم داد

چگونه آنکه ندارد به دل غم حیدر
شود به او نسب دودمان آدم داد

خدا ز چهره دنیاییش نقاب انداخت
میان کعبه علی را نشان عالم داد

هدف علیست، نبی با روایت لولاک
به منکران وصی اش جواب محکم داد

غدیر واقعه بی نظیر تاریخ است
که حق ولایت خود را به شخص اعلم داد

اگر بهشت وصال علی نبود چرا
خدا به منکر او وعده ی جهنم داد

چگونه رد کند از در گرسنه را هیهات!
کسی که لقمه خود را به قاتلش هم داد

کلاغ را چه به عشق علی، ولی چه کنم
جلای صحن طلاییش کار دستم داد

#علی_اکبر_نازک_کار

@raziolhossein
01:54
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

در مخزن لايموت دردانه علي است
در كون و مكان امير فرزانه علي است

در كعبه ظهور كرد تا بر همه كس
معلوم شود كه صاحب خانه علي است

#صغیر_اصفهانی


@raziolhossein
01:54
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


از روزگار قسمت اگر این خرابی است
شُکرِ خدا که تُربتِ ما بوترابی است

از بس علی علی زِ لبم چکه می‌کند
یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است

خورشید نیز نام علی نقش سینه است
روزم که هیچ هر شبِ من آفتابی است

یک ذره از محبتِ مولا قیامت است
آری حسابِ عاشقِ او بی حسابی است
-
جُز رو به مرتضی دلِ ما رو نمی‌زند
تا مرتضی ست مَرد که زانو نمی‌زند
-
بر قُدسیان به جلوه‌ی قِدیس می‌شود
قدوسیان به سجده که تقدیس می‌شود

معراج رفت و دید پیمبر که قبله کیست
تنها جمالِ اوست که تندیس می‌شود

با هر پیمبری به جمالی ظهور کرد
نوح و شعیب و موسی و جِرجیس می‌شود

میدان نیامده همه‌ی عَمروعاص ها
در می‌روند و دامنشان خیس می‌شود
-
شوریده‌ایم و شیعه‌ی آن شیر پروریم
ما کعبه ایم پایِ علی سینه می‌دریم
-
نقشِ تو را زدند در آن خانه بیشتر
تا کعبه شد شبیه به بُت‌خانه بیشتر

بارِ خماریِ نفسِ ما از این به بعد
اُفتاده است گردن پیمانه بیشتر

حق میدهی که کافر زنجیری‌ات شویم
جمع است گِردِ زلفِ تو دیوانه بیشتر

زهرا اگر نگاه کند بر دو دستِ ما
پُر می‌شود زِ هدیه‌یِ شاهانه بیشتر
-
خُم را شکسته‌ایم به سر ، غرقِ باده‌ایم
تا هست عُمر رو به علی ایستاده‌ایم
-
با تو شروع می‌کنم امشب طواف را
افطار می‌کنم به مِی‌ات اعتکاف را

از بس شکافِ کعبه مرا مستِ خویش کرد
هفتاد بار چرخ دَهَم آن مطاف را

دارد خدا جلوسِ تو را نقش میزند
بگذار رویِ دامنِ سبزت غلاف را

پایین بیا زِ پیشِ خدا تا که بنگری
جبریل گُم نموده سرِ این کلاف را
-
ایوانِ توست تا به ابد آرزوی چشم
جانم بخواه نعره زنم اِی به روی چشم
-
تکیه بزن به هیبت پروردگاری‌ات
هو می‌کشم زِ طَنطنه‌یِ ذوالفقاری‌ات

تو ایستاده و ملک‌الموت می‌شود
در گیر و دارِ معرکه ، بازِ شکاری‌ات

حتیٰ خدا سروده برایت قصیده‌ای
مدحی برای لحظه‌ی دُل دُل سواری‌ات

عباس هم به پشت سرت مشق می‌کند
تقلیدِ ضربه‌های زمین کوبِ کاری‌ات
-
زینب چه داشت؟جز نفس مرتضی علی
زینب که بود؟سایه‌ی شیر خدا علی
-
ما را برای خانه‌ی خود پادری ببین
تکه مذاب کوره‌ی آن زرگری ببین

ما را که در غبار مدینه نشسته‌ایم
مانند یازده پسرت مادری ببین

دارند صحن فاطمه را کار می‌کنند
جایی برای رفتگری نوکری ببین

وقت رکوع گِرد شما بال می‌زنیم
ما را برایِ بردن انگشتری ببین

شُکرش که زیرِ دِینِ علی پیر می‌شویم
عمریست با حسینِ علی پیر می‌شویم


#حسن_لطفی


@raziolhossein
01:54
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

گفتم كه علي،گفت بگو سِرُّ الله
گفتم كه علي،گفت بگو عين الله

گفتم كه به وصفش چه بگويم گفتا
لا حول و لا قوه إلّا بالله

@raziolhossein
01:55
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


کیست که در محدحش از ، شعر کمر بشکند
کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند
کیست که بازار او  بزم شکر بشکند
لحظه‌ی تحویل اوست دور قمر بشکند
هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند
آمده خاک نجف قیمتِ زر بشکند

حرف غزل را مزن ، بحر مطنطن بخوان
جان رجز را بکش ، شعر مدون بخوان
مدح علی را فقط از لب دشمن بخوان
حیرت مردان ببین وصف تهمتن بخوان
مرکب طفلش بگو  مردِ یَل افکن بخوان
شاه به کوی گداش تاج به سر بشکند

بر در حیدرِ بکوب یکسره هِی در بکوب
بر روی این آستان عشق کن و سر بکوب
حلقه‌ی این در بگیر مثل پیمبر  بکوب
نام علی را به دل با قلم زر بکوب
بر روی دُر نجف ، حضرت حیدر بکوب
فاطمه گفته است تا چشم نظر بشکند

ضربه‌ی شمشیر کیست بر تن بسیارها
چرخش تیغِ دو دَم  کرده تلنبارها
وقت فرار است وای ، آمده کرارها
لشکری از عمرو عاص لشکر سرداها
رفت و بجا مانده است از همه شلوارها
زیر قدمهای او کوه و کمر بشکند

آی جماعت نظر بر درخیبر کنید
ضرب یدالله را خورده و از بر کنید
ضربه‌ی عباس را چند برابر کنید
یا‌که همه خویش را بنده‌ی قنبر کنید
یا‌که همه در روید مقنعه بر سر کنید
قبل رجز خوانی‌اش هرچه سپر بشکند

از ازل آوازه‌اش از همه دوران گذشت
بر لب نوح آمد و نوح زِ طوفان گذشت
گفت علی یوسف و از شب زندان گذشت
کرد توسل به او محنت کنعان گذشت
جان پیمبر شد و آمد و از جان گذشت
دوش نبی رفت تا ، بت  به تبر بشکند

گاه نشسته است با میثم خرما فروش
گاه شده چاه کَن برزگری سخت کوش
گاه کشد نیمه شب بارِ یتیمان به دوش
بارِ زنی می‌کشد طعنه‌ی او هم به گوش
این که فقط با نمک نان جوین کرده نوش
فاطمه از گریه‌اش وقت سحر بشکند

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:55
#امیرالمومنین_مدح

باید کــــه شـــُرب‌خَمر را تصـــدیق مے‌کرد
یا حُــــکم این تحـــــــریم را تعلیق مےکرد

ایمان اهل فقه طور دیگری بود
قـــرآن اگر رسما از او تبــــــلیغ مےکرد؟!

ایـــن «لافتیٰ الّا علی» مَعنے‌ش این است:
در جنـــگ‌ها او را خــــدا تشــــویق مےکرد

ابــــزار رزم‌ش بیشتـــر اَخم دو ابروست...
یک‌درصــــد از پیــــکار را با تیـــــغ مےکرد

جـــمع سپـــاه مُتَّــــــحد را ذوالفـــقارش...
در کــــم‌تر از یک‌ثــــــــــانیه تفریق مےکرد

#علی_کاوند

@raziolhossein
1
01:55
#امیرالمؤمنین‌_ولادت


به گریه فاطمه ای در مقابل کعبه ست
شبیه موج خروشان به ساحل کعبه ست

رواست اینکه بگیرند حاجت از این زن
کسی که داشت علی را معادل کعبه ست

ندا رسید به مریم اگر که خارج شو
برای فاطمه فرمان به داخل کعبه ست

پس از سه روز و سه شب چونکه وضع حمل نمود
علی ست حاصل او یاکه حاصل کعبه ست

برای کعبه فضیلت شود که بنویسم
پس از سه روز و سه شب کعبه در دل کعبه ست

دل شکسته می آید به کار پیش خدا
فقط شکاف یمانی مکمل کعبه ست

ببین شکافته هرسال از همان نقطه
که دوری از علی اش اصل مشکل کعبه ست

خراب گشت به عشق علی و مجنون شد
دراین خصوص جنون از فضایل کعبه ست

رواست اینکه بگردد به دور او دنیا
که خاک پای علی مایه ی گل کعبه ست

به خاک،کعبه اگر شکل ناقص علی است
به روی عرش، علی شکل کامل کعبه ست

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
01:55
#امیرالمومنین_مدح


اگر بیرون کند از بیشه‌ی تمکین خود سر را
به لرزش آورد ارکان أرض و چرخ أخضر را

به ظاهر، تا بلی گفتیم، نفس از پرده بیرون شد
پسندیدم علی را تا پسندیدم پیمبر را

مراعات نظیر ذوالفقار از موج کوثر کن
میاور با فرات و نیل یکجا تیغ حیدر را

اگر نازک کند روز قیامت پشت پلک خویش
نمی‌بیند بهشت آن روز حتی روی قنبر را

ز فیضش لال، خط نامه را بر کور می خواند
ز لطفش کور دارد رهنمایی مردم کر را

کتابی هست اگر، شرحی است بر آن متن گیسویت
خدا بهر تماشای تو میزان کرد محشر را

غبار رحمتی شد باده بر آسمان پیچید
به شعله‌ی یادش گرفتم دامن تر را

بدان بازو کدامین طعمه را پاس ادب دارم
که جاه باز بستی از کرم بال کبوتر را

شرافت داشت دست بولهب بر پلّه‌ی شأنش
مشرّف گر نمی‌فرمود با پادوش منبر را

فقیهان را به زین اسب کرسی شجاعت داشت
اگر می‌بست هنگام قتال آن شیر نر، سر را

ز قدرت می‌کِشد از نیستی ها کرّه‌ی هستی
مقدر می‌کند بر نیستی امر مقدر را

حدیث روی آتشناک تو با خاک زایل نیست
به دوشم می‌کشم بعد از وفاتم نیز ساغر را

ز چین تا روم اگر دیبای خوبان موج خیز افتد
نخواهم داد از کف دامن اولاد حیدر را

عیالات خدا را تهمت همسنگی از کفر است
مبندی بر زنانش غیر زهرا شأن همسر را


#محمد_سهرابی

@raziolhossein
01:56
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

جز حب علی نیست نجاتی دیگر
جز خندهٔ او نیست براتی دیگر

تا شاد شود قلب محمد صلوات
بر حیدر و زهرا صلواتی دیگر


#سید_علی_احمدی


@raziolhossein
01:56
#امیرالمومنین_مدح


مواجب می‌برد خورشید از انوار ایوانش
فلک نان می‌خورد از سفره ی احسان سلمانش

نرفته دست خالی از درش حتی یهودی هم
به هر کس می رسم نَقلی‌ست از لطف فراوانش

پناه آوردم از آتش به زیر سایه ی حیدر
که می‌بارد تمام لحظه های سال بارانش

کدامین حیدر کرار فرزند ابوطالب
که شأن خاندانش گفته حق در آل عمرانش

شهنشاهی که ممسوس است در ذات الوهیت
نگیرم عیب بر قومی که می‌خوانند یزدانش

به شأن ذوالفقارش عرشیان لاسیف می‌خوانند
برادر هست با صدیقه آن شمشیر برانش

رسیدی تا به ایوان نجف تعظیم کن کانجا
به چشم خویش دیدم من خدا را ظل ایوانش

به روز حشر خندان است آن شاعر که مصراعی
به مدح شاه مردان مرتضی دارد به دیوانش

پناه آوردگان کشتی شاه شهیدانیم
همان کشتی که در دستان اصغر هست سکانش

#ابراهیم_روزبهانی


@raziolhossein
01:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

ایمان قدحی زلال از جام علی‌ست
بر شانۀ آسمان رد گام علی‌ست

پروندۀ مؤمنان چو تابنده شود
بر تارک آن تلألؤ نام علی‌ست

#حسین_ابراهیمی

@raziolhossein
01:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح


شیر جنگاور بنت اسدی یا حیدر
مظهر روی خدای صمدی یا حیدر
همه ی عرش خدا را بلدی یا حیدر
همه جا ذکر لبانم مددی یا حیدر

می کند نام قشنگت به خدا دلبری ام
از طفولیت خود تا به کنون حیدری ام


نفسی دارم اگر از کرمت دارم و بس
میل بوسیدن خاک قدمت دارم و بس
در سرم شوق طواف حرمت دارم و بس
در دل خود بخدا درد و غمت دارم و بس

دل که شد جای علی قیمت زر میگیرد
مرده با ذکر ”علی” جان دگر میگیرد


ازتوگفتن بخدا کار کمی نیست که نیست
خطّی از مدح تو حد قلمی نیست که نیست
پیش توحاتم طایی رقمی نیست که نیست
سرکوی توسخن از اِرمی نیست که نیست

این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هرکجا نام علی هست همانجاست بهشت


آسمان پای قدم های تو سر خم کرده
و زمین زیر قدومت چه قدر دم کرده
دشت را سرخی رگ هات جهنم کرده
هیبت تو به خدا روی همه کم کرده

رقص تیغ دو سر تو چه تماشا دارد
ملک الموت اگر جان بدهد جا دارد


به تو و گرمی بازار تو ماشاءالله
به وفاداری و ایثار تو ماشاءالله
به غلامان فداکار تو ماشاءالله
هیچ کس نیست جلودار تو ماشاءالله

فن شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟
که به یک ضربه زمین رابه زمان دوخته ای


مرد میدان نبرد و یل بی باک علی
باعث رونق هستی گل افلاک علی
ثمر رزق حلال و نطفه ی پاک علی
طبق فرمایش خالق پدر خاک علی

ای همه هستی وآرامشم ای جانم علی
در شب اول قبرم به تو مهمانم علی

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
01:57
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

امشب به لبم همین ترانه ست، علی !!!
مقصود تویی ، کعبه بهانه ست، علی !!!

این بیت ، ز مستجار ، فریاد زند ...
خانه منم و صاحب خانه ست ، علی ...

#رضا_قاسمی

@raziolhossein
01:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح


ذاتِ خداوند تعالي كه اكبر است
ذاتي نمود خلق كه نفس پيمبر است

خود خويش را عبد خدا نامد و خداي :
او را علي بخوانده كه انسان برتر است

اري : آبٓرمرد تمام مصاف ها
اري : بزرگ ايه ي خلاق داور است

چشم خدا و وجه خداوند و دست او
ممسوس ذاتِ حضرت حق : نورِ انور است

البته رب نبوده ، ولي زين كه بگذريم
از هر چه گفته اي و بگوييم برتر است

حلال مشكلاتِ همه ماسوا عليست
بي شك علي حاكم در روز محشر است

تنديس كاملِي ز جميع كمال هاست
فاروق اعظم است وصديق داور است

فرض است بر خطيب كه در خطبه هاي خويش
از مرتضي دم بزند تا ميسر است

سرلوحه ي صحيفت اعمال مهر اوست
در تحت باي بسلمه اغاز دفتر است

تكميل دين و شرع و اذان با ولايت است
بحث از غدير وظيفه ي تبليغ و منبر است

ميرم اگر براي علي : زنده ميشوم
تيغش اگر به سر بزنم ذكر : حيدر است

جان گر ببازمي به رهش برد با من است
سر گر دهم بجاست كه سر بهر سرور است

حامد تمام عمر فقط ذاكر علي است
گر شاعر است ، يا ساحراست يا سخنور است

#حامد_رضا_معاونیان

@raziolhossein
01:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح


صدا آری صدا جان جهان را زیر و رو می‌کرد
پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو می‌کرد

نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه
صدایی که شب معراج با او گفتگو می‌کرد

نمی‌دانم چرا اما پیمبر بعد معراجش
عبای مرتضی را بیشتر از پیش بو می‌کرد

خدا آن شب سخن می‌گفت با صوت یداللهی
خدا پیش محمد دست خود را داشت رو می‌کرد

خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع
علی در مسجد حنانه کفشش را رفو می‌کرد

نفهمیدیم مولا را نفهمیدیم بعد از جنگ
علی شمشیر را با اشک‌هایش شست و شو می‌کرد

اگر او یازده تن را به جای خود نمی‌آورد
چگونه با نبود او زمین یک عمر خو می‌کرد

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
01:58
#امیرالمؤمنین‌_مدح


گاهی میان راه عقب را نگاه کن
خیر کثیرِ حضرت رب را نگاه کن

بی خود نبوده که شب و روزت علی شده
از لطف فاطمه است سبب را نگاه کن

هرگز پیِ فلان و فلان زاده ها نرو
در راه عشق، اصل و نسب را نگاه کن

از برکت زراعت حیدر چنین شده
شیرینی میان رطب را نگاه کن

هرجا که رد شده است بهشتی بپا شده
خاک نجف وجب به وجب را نگاه کن

سوگند میخورم که به چشمش طلا کند
در زیر پاش ظرف حلب را نگاه کن

از من نپرس این همه سائل برای چیست؟!
کیسه به دوشِ نیمه ی شب را نگاه کن

تا که طبیب شد، همه بیمار او شدند
خیل گدای پشت مطب را نگاه کن

در جنگ تن به تن که همه خوف کرده اند
تنها امیرِ داوطلب را نگاه کن

عمربن عبدود سر خود را به باد داد
بنشین و رزم شیر عرب را نگاه کن

نَفسُ الرَّسول بودن او جای خود سپس...
"زوج البتول" گشت... "لقب" را نگاه کن

نذر نگاه او صدقه، سر عطا نما
یعنی طریق ام وهب را نگاه کن

زهرا اجازه داد... محب علی شدیم
خیر کثیرِ حضرت رب را نگاه کن

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
01:58
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

هرچند بود باب هدایت قرآن
بی مهرعلی نیست سعادت قرآن

ده سال دگرشود محمدمبعوث
امروز علی کند تلاوت قرآن

#مصطفی_نظری_طهرانی

@raziolhossein
01:58
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی

فرمانروای این دل من تا علی بود
ذکر لبم هماره مدد یا علی بود

از آن شده ست خانه حق زادگاه او
چون مرتضی ست با حق و حق با علی بود

#علی_سلطانی

@raziolhossein
01:59
#امیرالمؤمنین‌_مدح


غلام حلقه به گوشم ، جز این لقب هم هست؟
من از تبار غدیرم ، جز این نسب هم هست؟

مگر مریض شوم تا عیادتم آید
بهای روز وصالش به غیر تب هم هست؟

به بوسه های هدر رفته دل نمی بندد
لبم شنیده که خال کنار لب هم هست

هر آن چه غیر علی هست شد حرام و دگر
نگو که واجب و مکروه و مستحب هم هست

فقط نه مونس زهراست ، عقل مبهوت است
انیس آه و دل چاه و‌ ماه شب هم هست

ز ذوالفقار فقط خون نه ، اشک هم جاری است
چنان که مرحمت یار در غضب هم هست

به کفرِ دشمن او دین من قوی تر شد
که گاه بی ادبی موجب ادب هم هست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
02:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
392×455, 39.1 KB
ای‌ خوانده تورا به‌چشم تر طفل یتیم
ای #مهر تو، دلگرمی هر #طفل یتیم
دلتنگ توییم یا #علی، هر شب و روز
آن‌ گونه که در #روز_پدر ؛ طفل یتیم

#میلاد_عرفان_پور

.
02:01
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

ای‌ خوانده تورا به‌چشم تر طفل یتیم
ای #مهر تو، دلگرمی هر #طفل یتیم

دلتنگ توییم یا #علی، هر شب و روز
آن‌ گونه که در #روز_پدر ؛ طفل یتیم

#میلاد_عرفان_پور

@raziolhossein
02:01
#امیرالمؤمنین‌_مدح


به اذن فاطمه رام ابوتراب شدم
به حکم عشق غلام ابوتراب شدم
دوباره تشنه ی جام ابوتراب شدم
منی که مست به نام ابوتراب شدم

دلم خوش است به این که دو چشم تر دارم
عجیب حال و هوای نجف به سر دارم

چگونه پست از آن کوه آبرو گوید؟!
چگونه تشنه از آن صاحب سبو گوید؟!
کجاست طبع بلندی که مدح او گوید؟!
همیشه شاعر او جای شعر "هو" گوید

علی است عالی اعلی، علی است حق و یقین
علی است باطن قرآن، علی است باطن دین

خریده روز ازل، حق به شوق نازش را
به دست، بافته مرضیه جانمازش را
نبی شنیده رجزهای چاره سازش را
کمیل بود و علی بود و هر فرازش را

شبیه شمع در این ظلمت جهان افروخت
مرام بنده شدن را به شیعیان آموخت

علی است آن که حقیقت برای ایمان شد
برای یافتن راه راست، میزان شد
به عرش، صوتِ خداوندی اش نمایان شد
نشست روی زمین، مرکب یتیمان شد

اسیر کرده دلم را طلوعِ احسانش
خوشا به حال گدای رکوعِ احسانش

یگانه حامی احمد علی است بی تردید
برای حفظ نبی با وقار می جنگید
به دور مرکب او مثل شیر می چرخید
میان بستر خیرالبشر، علی خوابید

وفای آن که پُر از زخمِ تیر شد پیداست
تمام حرف از آن غزوه ی اُحد پیداست

علی است آن که ندیده کسی فرارش را
چشیده است درِ قلعه اقتدارش را
خدا ستوده خودش تیغ ذوالفقارش را
نخواست ذره ای از مال روزگارش را

میان چاه غریبانه سر فرو کرده
عبای کهنه و نعلین خود رفو کرده

نوای حضرت حق در دم و خروش علی است
همیشه کعبه ی رحمن سیاهپوش علی است
صدای فاطمه اش تا ابد به گوش علی است
شبانه کیسه ی خرما به روی دوش علی است

برای او به خدا این جهان پشیزی نیست
کنار شأن علی، ردّ شمس چیزی نیست

همان که در همه ی جنگ هاش غالب شد
همان که مِهر و ولایش به خلق واجب شد
همان که در همه جا مظهر العجائب شد
کنار فاطمه خانه نشین یثرب شد

به قتل فاطمه حق نبی ادا کردند
چقدر خون به دل پاک مرتضی کردند

به جز علی به کسی دل نبسته ام اصلا
به نور او دل ظلمانی ام شده روشن
خدا... محبت او را دمی نگیر از من
کنار من برسانش به لحظه ی مردن

کنار خوان کریمان پُر التماسم کن
به لعن دشمن زهرا، علی شناسم کن

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
02:01
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


با رحمت و لطفِ خویش درگیرم کن
از باده ی نابِ ازلی سیرم کن

یاربّ قَسَمَت به نامِ حیدر دادم
با عشق و محبتِ علی پیرم کن...

#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
ش
04:38
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی
از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند
دار ما خرما فروشان حلقه ی موی علی

مانده‌ ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق
بس که سلمان ها ، مسلمان کرد با بوی علی

گر می‌ اندیشی نماز و روزه‌ ات را می‌ خرند
ای برادر ! این تو و این هم ترازوی علی

بیشتر از برق دَم‌ های دو سوی ذوالفقار
دوستان را کشته خَم‌ های دو ابروی علی

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری
یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی
ما و خاک کوی قنبر ، قنبر و روی علی

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
04:39
#امیرالمومنین_مدح


ای هست من ز هست تو یامرتضی علی
دست خداست دست تو یا مرتضی علی

چشم كسی ندیده به هنگام کارزار
یك بار هم شكست تو یا مرتضی علی

اوج تمام بال و پر هر پرنده ای
باشد همیشه پست تو یا مرتضی علی

بیچاره دشمنت که به تیغت دو نیم شد
به به؛به ضرب شصت تو یا مرتضی علی

مشكل گشای خلقی و حل میشود فقط
كار همه به دست تو یا مرتضی علی

ساقی كوثری و دو دستت پیاله است
هستم خراب و مست تو یا مرتضی علی

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
04:49
#امیرالمومنین_ولادت


ماه مولا شد حدیث طیر را با ما بخوان
در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان
در توسل شبّر و شبّیر را با ما بخوان
«یا مَن أرجوهُ لكلِّ خیر» را با ما بخوان
با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی
هم‌چنان بنت اسد بر درگه یزدان درآی

دانه اشكی چنان آیینه صافت می‌كند
سوز آهی محرم بزم عفافت می‌كند
رو به مسجد كن ببین رحمت طوافت كند
ذات حق دعوت برای اعتكافت می‌كند
معتكف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود
اعتكاف هیچ كس چون مادر مولا نبود

مادری كاو را ببخشد عالیِ اعلی علی
پیش كعبه كس نداند حال او الّا علی
می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی
اعتكافش در حریم كعبه باشد با علی
چون سر آمد اعتكافش، عشق شد هم‌دوش او
تا برآمد آفتابی بود در آغوش او

ای حرم در باز كن جانانه را در بر بگیر
تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر
چون صدف این گوهر یك‌دانه را در بر بگیر
خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر
در ز دیوار حرم وا كن، به مردم در ببند
خود كمر در خدمت این كودك و مادر ببند

ای حرم غسل زیارت كن جمالش را ببین
چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین
خط بكش بر روی بت‌ها و خط و خالش را ببین
بر سر دست رسول‌الله مقالش را ببین
كز زبور و مصحف و تورات ای جان جهان
هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان

چون به رخسار پیمبر چشم حیدر باز شد
از نگاهش عقده‌ی غم به پیمبر باز شد
شهر علم مصطفی را بر جهان در باز شد
حجت داور لبش با نام داور باز شد
ای حریم كعبه! بشنو این ندای دلنشین
آیه‌های مؤمنون را از امیرالمؤمنین

اختیارش با خدا و عالمش در اختیار
مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار
جُرج جُرداق مسیحی گفت در هر روزگار
كاش می‌شد یك علی وین ویژگی‌ها آشكار
این نخواهدشد ولی از مكتب ایثار او
كاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او


#سید_رضا_موید

@raziolhossein
04:54
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح


به طوف کعبه زنی پاک و محترم آمد
میان سینه ی او شعله های غم آمد
دخیل بست به دامان صاحب خانه
به سوی رکن یمانی دو سه قدم آمد
صدا زد ای که مرا میهمان خود کردی
بگیر روی مرا ، لحظه ی کرم آمد
همین که دل نگران شد خدا اجابت کرد
صدای اُدخُلی از داخل حرم آمد
قدم نهاد به عرشی ترین مکان و سپس
شکاف سینه ی بیت العتیق هم آمد
میان خانه چه ها شد کسی نمی داند
فقط سلام ملک بود دم به دم آمد
سکوت خلق شکست و پس از گذشت سه روز
زمان جلوه نمایی دلبرم آمد
میان صورت او هر چه نور منجلی است
همین بس است ز مدحش که نام او علی است

ز داغی لب ساقی خرابمان کردند
میان کوزه چهل شب شرابمان کردند
محک زدند به ناز نگار این دل را
برای ناز کشی انتخابمان کردند
قرار شد که دم مرگ روی او بینیم
به شوق وصل ، همه ی عمر عذابمان کردند
دعا شدیم و سحرها میان نخلستان
به سجده های علی مستجابمان کردند
ابوتراب کرم کرد و بین این همه خلق
مقابل قدم او ترابمان کردند
چو ذره ایم در این وادی و به نام علی
بلند مرتبه چون آفتابمان کردند
همیشه بیشتر از احتیاجمان دادند
همیشه با کرم خویش آبمان کردند
بداند عالم امکان که ما علی داریم
چه غم ز فتنه ی ایام تا علی داریم

میان بزم خراباتیان قراری نیست
به باده نوش که برهان عقل کاری نیست
تمام دلخوشی ما محبت علی است
ز هیچ کس به جز آقا امید یاری نیست
کلیمِ طور نشین شاهد کلام من است
به پیشگاه علی سجده اختیاری نیست
قبولی همه اعمال با ولای علیست
به هر چه طاعت بی حُبش اعتباری نیست
حرام باشد اگر رو به غیر او بزنیم
کریم تر ز علی هیچ سفره داری نیست
تمام نسل علی یذهبٌ مِن الـرَّجسند
به شأن و عزت این خاندان تباری نیست
مقابل حرمش آسمان کُند تعظیم
به جز مقابل او جای خاکساری نیست
علی تجلی سبحان ربی الاعلاست
ثواب بردن نامش تبسم زهراست

ببین که هر چه پس پرده بود افشا شد
دلیل خلقت کون و مکان هویدا شد
برای این که کسی شک نیاورد بعداً
شکاف کعبه نیامد به هم معما شد
دعا کنید که امشب خدا خریدار است
دعا کنید که درهای آسمان وا شد
علی ست آن که جهان تحت اختیارش بود
ولی به زُهد و وَرَع بی نیاز دنیا شد
علی ست آن که زمان عروج هر سحرش
تمام عرض و سماوات پیش او پا شد
علی ست آن که به معراج پشت پرده نشست
انیس و هم نفس مصطفی در آنجا شد
علی ست آن که نشان تَـعبُّد محض است
فقط مقابل معبود قامتش تا شد
علی ست آن که به هر رقص ذوالفقار او
گره ز ابروی احمد به حمله ای وا شد
نرفته از درِ این خانه نا امید کسی
امور خانه ی این مرد دست زهرا شد
ز راه آمده حیدر ، همه قیام کنید
نهاده دست به سینه به او سلام کنید

دلم گرفته بهانه سلام شاه نجف
که قبله گاه دلم گشته بارگاه نجف
تمام صحن علی بوی فاطمه دارد
شمیم سیب بیاید میان راه نجف
صفای هر سحرش ، گریه بر غم زهراست
به گوش می رسد آرام سوز و آه نجف
قدم زده دل شب در میان نخلستان
امان ز کوفه و خون آبه های چاه نجف
قرار ما همه باب الرضا همان جایی
که سوی شاه خراسان بُوَد نگاه نجف
قسم به نم نم اشکم پس از اذان صبح
چقدر بوی حسین می دهد پگاه نجف
شب زیارتی شاه کربلا باشد
دلم هوایی آن صحن با صفا باشد

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
04:57
#امیرالمومنین_مدح


مستجیرٌ بکم... سلام آقا، ناجی انبیا علی جانم
مهبط الوحی، معدن الرحمه، یا أخَ المصطفیٰ علی جانم

مستم و حالت طرب دارم، میل بوسیدن عنب دارم
لائذٌ عائذٌ... به لب دارم، أنتَ کهفُ الوریٰ علی جانم

با دلی پر گناه آمده ام، باز هم رو سیاه آمده ام
به امید پناه آمده ام، مَن أتٰکُم نَجیٰ علی جانم

عصمة المؤمنین امین الله، شاه اهل یقین امین الله
آبروی همین امین الله، آبروی دعا علی جانم

مدح تو بر لسان جبریل است، بین تورات بین انجیل است
بین قرآن سخن به تفصیل است از تو یا مرتضی علی جانم

گرچه آلوده ام ولی گفتم، در نجف بی معطلی گفتم
صد و ده بار یاعلی گفتم، ذکر مشکل گشا علی جانم

جلوه‌ی پنج تن شما هستی، ولی الله من شما هستی
اولین بت شکن شما هستی، قاتلُ الأشقیا علی جانم

ای نمایانگر مسیر از چاه، بی تو هر بنده می شود گمراه
نقطه ی تحت باء بسم الله، زوج خیرالنسا علی جانم

شاکرم در دلم تو را دارم، بین آب و گلم تو را دارم
گرچه من سائلم تو را دارم، همنشین گدا علی جانم

لالم از گفتن ثنای شما، پدر و مادرم فدای شما
هر چه دارم همه برای شما، لَكَ روحی فِدا علی جانم

هادیِ راه، سر به راهم کن، تو فقط لحظه ای نگاهم کن
برده‌ات می‌شوم سیاهم کن، همدم برده ها علی جانم

به قلم میخورم قسم، به کتاب... سائلت را نمی کنی تو جواب
تَرْزُقُ مَنْ تَشَا بِغَیْرِ حِساب، تَرْزُقُ مَنْ تَشا علی جانم

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein1
05:02
#امیرالمومنین_مدح



کسی دکان نگشوده‌ست بی‌جواز علی
که رزق هیچ کسی نیست بی‌نیاز علی

خدا به داد ترازوی عادلان برسد
اگر حساب بسنجند با تراز علی

جهان سوال بزرگی‌ست، کشف خواهد شد
اگر که چاه بگوید چه بود راز علی

گره به کار خود انداختی طناب! چرا؟
چه خواستی که نداده‌ست دست باز علی

بپرس از آنکه دو دستی غلاف را چسبید
چه دیده از دو دم تیغ یکه‌تاز علی

به کوفه نیست امیدی که مسجدش نشکست
نماز هیچ کسی را به جز نماز علی

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
ش
06:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 51.3 KB
ش
20:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح



از پیمبر یا خدا درباره ی حیدر بپرس
یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس

گل به خوبی می شناسد باغبان خویش را
وصف ساقی نجف را از می کوثر بپرس

معنی مرد خدا را نیمه شب از نخل ها
معنی شیر خدارا روز از لشکر بپرس

هیچ دیواری نمی شد مانع راه علی
از شکاف کعبه و دروازه ی خیبر بپرس

در دل تاریخ آوای((سلونی))زنده است
مشکلات سخت را از صاحب منبر بپرس

نه !فرار از جنگ هرگز درمرام شیر نیست
قصه را از بدر یا احزاب یا خیبر بپرس

گاه برترمی شود یک نوکر از صد پادشاه
این تناقض علتی دارد که از قنبر بپرس

در جهنم با علی یا در بهشت بی علی؟
شوق آتش را از ابراهیم پیغمبر بپرس

جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟
ما نمی فهمیم این را از علی اکبر بپرس

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
ش
20:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_ولادت
#امیرالمومنین_مدح
#شقشقیه


کعبه بالا زده دامن لب دریای علی
عالمی غرق تحیر شده در یای علی

شاه ما قامت کوتاه ندارد مردم!
عرش شد سایه نشین قد و بالای علی

شب معراج رسول دو سرا شاهد بود
که نشسته ست خدا هم به تماشای علی

ذات او و علی اکبر شده ممسوس خدا
این هم از معجزه ی اسم و مسمای علی

لب او جز به دعا باز نگردد، بگذار
تیر هم دست توسل بزند پای علی

آن زمانی که ملک یاد ندارد چه زمان
برنمی‌داشت سر از سجده امیر دو جهان

آن زمانی که ندارد احدی هیچ به یاد
پدر خاک به آب و گل آدم جان داد

خلق شد روح از آهنگ دم و بازدمش
آفریدند جهان را ز غبار قدمش

در حدیث آمده گر راه به جایی برده‌ست
جبرئیل ملک از میوه ی باغش خورده‌ست

آن زمانی که نه سلمان، نه کس دیگر بود
اولین شیعه ی مولا خود پیغمبر بود

نیست کار من و ما وصف خداوند بیان
قل هو الله احد، سوره ی توحید بخوان

رفت بر منبر نور آن که کلامش نور است
ولی افسوس که این شهر کر است و کور است

مرد میدان ز سکوت لب شمشیرش گفت
شقشقیه شد و از بغض گلوگیرش گفت

گفت سِیلی ست که از من جریان یافت کمال
منم آن قله که هیچش نرسد بال خیال

به فلانی و فلانی چه خلافت کردن؟
این ردا نیست برازنده ی کس غیر از من

استخوانی به گلو دارم و خاری در چشم
صبر کردم همه ی عمر و فرو خوردم خشم

گفت و گفت و دلش انگار که آرام نداشت
شرح این قصه ی جانسوز سرانجام نداشت

آه از این خطبه که آتش زده جانم را...آه
ابن عباس! علی سوخت، از این بیش مخواه

بیش از این نیست مجالی که به رنجش پرداخت
اف به دنیا که علی را که علی را نشناخت

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
ش
23:05
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح
#دوبیتی


چون ذات علی، ولیّ حق، مظهر هوست
گر نام ورا خدا علی خواند نکوست
در خانه‌ی حق، علی به دنیا آمد
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#ریاضی_یزدی
🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹

دریاست علیّ و جمله هستی چون جوست
مغز است همه علیّ و عالم همه پوست
در کعبه اگر علی به دنیا آمد
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#حسین_آزادگان_واصل
🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹

تا حبّ علی مرا بُوَد در رگ و پوست
رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست
جز نام علی، لب به سخن وا نکنم
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#محمدعلی_مردانی
🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹

گفتم به خرد: ای که تو را رأی نکوست!
آثار خداست در علی یا هُوَ هوست؟
گفتا به خدا! که او خدا نیست ولی
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"
#پرتو_اصفهانی (ظاهرا")
🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹


@raziolhossein
23:05
#امیرالمومنین_مدح



نفس نفیس مصطفی یا علی 
کعبه گرفت از تو صفا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

تو در زمین و آسمان رهبری 
عقده گشای دل پیغمبری 
تو شهر علم نبوی را دری 
پشت نبی روی خدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

یاد تو ذکر لب خاموش من 
مدح تو هنگام سخن نوش من 
لحمک لحمی است دُر گوش من 
از لب ختم الانبیا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

وجه خداوند تعالی تویی 
غیر نبی بر همه اولا تویی 
شیر خدا علی اعلا تویی 
یار نبی در همه جا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای حرم از مقدم تو محترم 
مادر تو زاده تو را در حرم 
مکه ز میلاد تو رشگ ارم 
جان جهانت به فدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

ما زترابیم و تویی بو تراب 
ما همگان ذره و تو آفتاب 
آیه ی مدح تو بود در کتاب 
نص صریح انما یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

بعد نبی حضرت خیرالانام 
فاطمه را کیست بجز تو امام 
ای بتو از قادر منان سلام 
تویی تویی تو مقتدا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

گاه سخن نوش محمد تویی 
یار و هم آغوش محمد تویی 
بت شکن دوش محمد تویی 
به بیت ذات کبریا یا علی 

یا علی و یا علی و یا علی 

با که نبی همدم و همراز بود؟ 
بیت که بر بیت خدا باز بود؟ 
دین زنبرد که سر افراز بود؟ 
نبی که را گفته ثنا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

کی به احد جان نبی را خرید؟ 
کی به احد جز تو نود زخم دید؟ 
بدر به شمشیر که فتح آفرید؟ 
جز تو که بد شیر خدا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

جز تو خدا را که ید و عین بود؟ 
مهر که غیر از تو بما دین بود؟ 
بازوی کی، بازوی ثقلین بود؟ 
در صف پیکار و غزا یا علی؟ 

یا علی و یا علی و یا علی 

ای که خرد گشته بوصف تو گم 
آیه اکملت لکم دینکم 
مدح چه کس بوده به صحرای خم؟ 
از تو نمی شوم جدا یا علی 


یاعلی و یاعلی و یاعلی

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
23:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×816, 101.0 KB
تیغ از سر خود غلاف برداشته است
شب پرده ی اعتکاف برداشته است

در پوست خود بدان نمی گنجیده است
این خانه اگر شکاف برداشته است...

#سعید_بیابانکی

.
23:07
#امیرالمومنین_ولادت
#دوبیتی


تیغ از سر خود غلاف برداشته است
شب پرده ی اعتکاف برداشته است

در پوست خود بدان نمی گنجیده است
این خانه اگر شکاف برداشته است...

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
23:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 278.8 KB
#امام_زمان_مناجات

دلم را به لطف نگاهت رفو کن
دعایی بر احوال بی آبرو کن
تو را جان جدت علی یابن زهرا
در این ماه غفران مرا زیر و رو کن

.
23:08
#امام_زمان_مناجات
#ماه_رجب

دلم را به لطف نگاهت رفو کن
دعایی بر احوال بی آبرو کن

تو را جان جدت علی یابن زهرا
در این ماه غفران مرا زیر و رو کن

@raziolhossein
23:08
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1148×1280, 203.4 KB
بی سبب نیست که درقلب همه جا داری
«آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
بی سبب نیست که آرام و قرار همه‌ای
پدر خاکی و آرام دل فاطمه‌ای

#قاسم_صرافان

.
23:09
#امیرالمومنین_مدح


کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان خودش شتاب کند
کسی که روی علی ذره ای حساب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند
علی فقط که علی نیست، چارده نور است
از او جدا شدن از هفت پشت ما دور است

برای دایره ی شاعران بی تکرار
شده ست خطبه ی بی نقطه، نقطه ی پرگار
در اولین خم زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار
خیال وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشق علی را نخورده مست شدند

علی، علی ست و زهرا شناسنامه ی اوست
شروع او حسن است و حسین ادامه ی اوست
صفات خاص ملایک صفات عامه ی اوست
من از خودم که نمی گویم، این چکامه ی اوست
برای او و خدا، دل، شریک قایل نیست
میان عاشق و معشوق،هیچ حایل نیست

که گفته روی زمین قرن هاست گم شده ایم؟
نه! ما مجاور کوی صد و دهم شده ایم
مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مبلغ جریان غدیر خم شده ایم
غدیر از نظر شیعه عید الاعیاد است
خدا ولایت خود را به شیعیان داده ست

به هر که عاشق او شد اسیر می گویند
به دست های علی دستگیر می گویند
و اهل عرش، علی را امیر می گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می گویند
جماعت این دو سه خط را ولی نمی فهمند
که چیزی از درجات علی نمی فهمند

علی که بود؟ نه می دانم و نه می دانی
محب او چه عرب باشد و چه ایرانی
چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی
جواب می شنود از علی: سلام علیک
اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک

به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز
نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز
دهان کعبه از این کارهای او شده باز
که در نهایت ایجاز می کند اعجاز؟
به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است
برای او در خیبر به تار مو بند است

اگر که دشمن او تیغ را غلاف کند
علی که جنگ ندارد، چرا مصاف کند؟
عمر به خوبی او باید اعتراف کند؟!!
رواست کعبه نجف را اگر طواف کند
کجا شبیه به نهج البلاغه آمده است؟
کتاب های جهان را کسی ورق زده است؟

ستاره ای ست برای خودش ابوریحان
ولی کنار علی می شود ابوحیران
که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟!
هزار بار بخوان از شروع تا پایان
قسم به نقطه ی زیرین باء بسم الله
علی ست معنی قرآن، سخن کنم کوتاه

ستاره روزنی از وصله ی عبای علی ست
روایت است سماوات زیر پای علی ست
به عرش رفته محمد، پی خدای علی ست
به نقل قول، صدای خدا صدای علی ست
قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه
چه "یاعلی" بنویسم چه "فی امان الله"

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
1
23:09
#امیرالمومنین_مدح


هر دل که جدا از تو شود دل شدنی نیست
ایمان به جز از راه تو حاصل شدنی نیست

عقلی که گره خورد به عشق تو یقینأ
از سنگ غم حادثه زایل شدنی نیست

هر قدر عبادت شده از اول خلقت
با ضربت تیغ تو معادل شدنی نیست

با ایه اکملت لکم گفت خداوند
دین جز به تولای تو کامل شدنی نیست

ما رو به تجلای شما اهل نمازیم
این قبله به هر سو متمایل شدنی نیست

بی مهر تو ما را چه نمازی چه طوافی؟
بی مهر تو یک رکعت قابل؟...شدنی نیست

ای ابر خطا پوش کرم کن که در این شهر
رحمت به جز از چشم تو نازل شدنی نیست

#حسن_کردی

@raziolhossein
23:09
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
600×723, 58.6 KB
#جاااانم_علی🌷🌷

دائم به سرم فکر علی نیست که هست
هرشب به لبم ذکر علی نیست که هست

دیگر چه سعادتی بود بهتر از این
در سینه ی من مِهر علی نیست که هست

.
23:10
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


دائم به سرم فکر علی نیست که هست
هرشب به لبم ذکر علی نیست که هست

دیگر چه سعادتی بود بهتر از این
در سینه ی من مِهر علی نیست که هست

@raziolhossein
23:10
#امیرالمومنین_مدح



ز الف اول امام از بعد پیغمبر علی است
آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است

ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق
بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است

ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه
تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است

ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم
ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است

ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال
جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است

ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق
حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است

خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار
خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است

د داماد نبی دست خدا دارای دین
داعی ایجاد موجودات از داور علی است

ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار
ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است

ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن
رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است

ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین
زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است

س سعید و سید و سرور سلونی انتساب
سرّ لا رطب و لا یابس سَر و سرور علی است

ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف
شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است

ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم
صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است

ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر
ضاربی کز ضربش المضروب لایُخبر علی است

ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب
طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است

ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام
ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است

ع عین ‌الله و علی جاه و علّام الغیوب
عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است

غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین
غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است

ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم
فارِس میدان مردی فاتح خیبر علی است

ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار
قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است

ک کنز علم ما کان و علوم ما یکون
کاشف سرّ و علن از اکبر و اصغر علی است

ل لطفش شامل احوال کل ما خلق
لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است

م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور
مصحف و انجیل را مصداق و المصدر علی است

ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال
نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است

و واجب منزلت ممکن نما والا گهر
واقف از ما وقع و از ما وقع یک سر علی است

هـ هو الهادی المضلین فی الصراط المستقیم
هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است

ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او
یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

آدم و نوح سلیمان و خلیل بی‌خلل
موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی
مِی علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری «صغیر»
یاور خلق جهانی گر تو را یاور علی است

#صغیر_اصفهانی

@raziolhossein
23:10
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

شهرنبوی غیرتودوازه ندارد
مانندعلی هیچکس آوازه ندارد

گفتم به فلک اجردم نادعلی چیست
گفتاکه ثوابی است که اندازه ندارد

#محمد_خرم_فر

@raziolhossein
19 March 2019
ش
21:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×852, 133.3 KB
🏳 ولادت امیرالمومنین علیه السلام

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیرِ حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#یا_علی
#میلاد_حسنی

.
21:58
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

قدم زد در حرم روح مناجات
علی آن بی نظیرِ حق مراعات

به خاک افتاده اند اصنام کعبه
"که التوحیدُ اِسقاطُ الاِضافات"

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
20 March 2019
ش
02:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح



باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است
مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا
قدری به من خسته بهایی بده مولا

آن چیست که در حج و طواف است...؟نشانه است
«مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است»

تکفیر نما عقربه ی قبله نمارا
چون اوست که سمت تو نشان داده خدا را

احمد(ص) به خدا غیر علی(ع) یار نمی خواست
پیغمبر ما همسفر غار نمی خواست

رفتند به بیراهه و خوردند به بن بست
«تا بوده علی(ع) بوده و تا هست علی(ع) هست»

بر اسب سوار است قیامت شده بر پا
دشمن به فرار است ازین حالت مول
ا
شمشیر کشیده است که لشگر بگشاید
باید برود یک تنه خیبر بگشاید

«یا قادر» و «یا قاهر» و «یا فاتح» و «یا هو»
این جرأت و این هیبت و این قدرت بازو...

مخصوص علی(ع) هست علی(ع) شیر خداوند
آن یکه جوانمرد به تعبیر خداوند...

...از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد
«با خشم علی(ع) هرکه در افتاد ور افتاد»

احمد(ص) زند آیا نفسی غیر علی(ع)...؟نه
بالا برود دست کسی غیر علی(ع)...؟ته

«من کنتُ» که بر حیدر کرار (ع)رسیده است
حقّ است و سرانجام به حقدار رسیده است

#مجید_تال

@raziolhossein
02:21
#امیرالمومنین_مدح


شب عاشقانگی است و من شده ام گدای تو یاعلی
به امید آن که صدای من برسد به اهل سما علی
چه کنم اگر که در آن میان نرسد صدا به صدا علی؟
تو که‌ای که نام بلند تو به خدا رسانده مرا علی؟

به خدا که با تو رسیده ام به زلال ذات خدا علی

تو که‌ای که فراتری از مکان و چنین گذشته‌ای از زمان؟
تو که‌ای که از تقید تن، زده پل به مرکز بی کران؟
تو همان که در تو به حیرتم، تو همان که إنس و فرشتگان
تو همان که درک اهل جهان شده در صفات تو ناتوان

تو همان که قبله‌ی اهل دل، تو همان که قبله نما علی

نه عجب که درّ نجف شود قطرات اشک زلال تو
ظلمات بود و تو آمدی، «کَشَفَ الدّجی» به جمال تو
تو محمدی و به این سبب «بَلَغَ العُلی» به کمال تو
حسنی و حسین و فاطمه، «حَسُنَت جمیع خصال» تو

صلوات بر تو و آل تو، همه وقت، در همه جا علی

تو چگونه آمده‌ای بگو که نه حاضری و نه غایبی؟!
چه بگویم از جلوات تو، تو که جلوه گاه عجایبی ...

تو ابوتراب و ابوالیمی و طلوع کل مطالبی
پدر مکرّم زینبی و شریک هرچه مصائبی

برسان مرا به جوار خود، پس از آن به کرب‌و‌بلا علی


نفسی اگر نظر نکنی به گدای بی سر و پا علی

چه خوش است در تصور من که تو «نون» بین «لـنـا» شوی
چه خوش است ای شه لافتی که شکوه نقطه با شوی
تو رسیده ای به وصال حق که امیر هر دو سرا شوی
همه ترس من بود از همین که خدا نکرده خدا شوی

شده ذکر هر شب قدر من «بِکَ یاعلی بِکَ یا علی»

نه فرشته‌ای و نه آدمی، تو فقط تجلّی ایزدی
تو نگین حلقه‌ی انبیا و شکوه حضرت سرمدی
چه در آسمان و چه در زمین تو سرآمدی، تو زبانزدی
تو عزیز خانه‌ی فاطمه، تو عزیز جان محمدی

و تویی که وقت مباهله شده شرح «أنفسنا» علی

که علیست «یَحکُمُ ما یُرید»، علیست «یُثبِت ما یشاء»
که علیست کُنه سوره «روم» و علیست معنی «هَل أتی»
که علیست «مُنتَهِیُ الهِمَم»، که علیست سایه‌ی ماسوا
که علیست سعی به سوی حق و علیست مروه‌ی با صفا

نشود قبول حج کسی به خدا بدون ولا علی

به خدا به اذن خدا فقط ابدی شدی، ازلی شدی
و به کام مردم میکده می ناب لم یزلی شدی
ملکوت نابِ غزل شد و تو در آن عجب غزلی شدی
خبری رسید و در آن خبر تو فقط امیر و علی شدی


بنشین دوباره رجز بخوان که زمان کف زدن آمده
در قلعه‌ای که تو کنده ای ز هراس در سخن آمده
بروید از سر راه او که امیر بت شکن آمده
چه بد است عاقبت کسی که به جنگ تن به تن آمده

به سپاهیان و یلان بگو بدهند آب طلا علی

اسداللها، اذن اللها، به شب بلند عبادتت
به کدام رتبه رسیده ای که خداست شاهد رتبتت
به نجف رسیده مسافری که رسد به فیض زیارتت
به عنایتت به کرامتت به محبتت به شفاعتت

تو بگو به غیر حریم تو به کجا رود به کجا علی؟


#احمد_علوی

@raziolhossein
02:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 186.2 KB
دسـت مــرا گــرفتـید، تا یـادتـان بمانم!
از روی خاک بُردید، تا اوج آسمانم!

گویند: امامِ هر عصر، بابای مهربان است...
#روز_پـدر_مبـارک، بـــــابــــاے مـهــربانم!

@raziolhossein
02:23
#امیرالمومنین_ولادت
#امام_زمان
#دوبیتی


دسـت مــرا گــرفتـید، تا یـادتـان بمانم!
از روی خاک بُردید، تا اوج آسمانم!

گویند: امامِ هر عصر، بابای مهربان است...
#روز_پـدر_مبـارک، بـــــابــــاے مـهــربانم!

@raziolhossein
02:24
#امیرالمومنین_مدح



ذات خداوند را مظهر اسما علی است
مظهر اسما علی آیت عظما علی است

مظهر داور علی است نفس پیمبر علی است
باب حسین و حسن شوهر زهرا علی است

گفت رسول خدا به امر پروردگار
به هر که مولا منم امیر و مولا علی است

تمام علم کتاب به باء بسم الله است
به نقطه با قسم که نقطه با علی است

هادی خضرنبی در دل صحراست او
ناجی نوح نبی به موج دریا علی است

در کف موسی عصا اگر که شد اژدها
آنکه کند بی عصا معجز موسی علی است

مرده اگر زنده شد از نفس عیسوی
آنکه دم جانفزا داد به عیسی علی است

هستی هستی همه زهست پیغمبر است
هستی او فاطمه هستی زهرا علی است

بین همه راه ها صراطه مستقیم
بین همه شاه ها شاه دو دنیا علی است

شانه ختم رسل جای ید الله بود
آنکه برآن جای دست نهاد پا را علی است

موسی حتی به طور روی خدارا ندید
کسی که در طور دل دید خدا را علی است

گفت نبی من و تو دو باب این امتیم
شیعه به خود ناز کن که بر تو بابا علی است

نه ذکر عالم همه نه نغمه فاطمه
ذکر خود مرتضی به هر غمی یا علی است

نبی در اوج کمال به قاب قوسین رفت
کسی که همراه او بود در آنجا علی است

آنکه در عین خضوع بین نماز و رکوع
خاتم شاهنشهی داد گدا را علی ست

بهشت باشد حسین قسیم و قاسم علی
کوثر زهرا بود ساقی و سقا علی است

با همه بار گنه چه غم به روز حساب
که اندر آن گیر و دار حساب ما با علی است

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:24
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

قلب دریا را نظر برساحل است
هرکه گُم کرده علی را،جاهل است

صدهزاران روزه و حج و نماز
هرسه اش بی حُبِّ حیدر،باطل است

@raziolhossein
02:24
#امیرالمومنین_مدح


و بدانید که تا زنده ام و جان دارم
به خدای علی و فاطمه ایمان دارم

#شیعه ی_رافضی ام از سه نفر‌ بیزارم
کور خواندید که دست از سرشان بردارم

علوی ام،سر ناموس خدا حساسم
من مُرید پسر حضرت حق،عباسم

لب به آبشخور کفتار نخواهد زد شیر
آب خوردم فقط از چشمه ی جوشان غدیر!

از خدا خواسته ام اهل #برائت باشم
نه که با عامّه دنبال رفاقت باشم

مانده حرف پدرم تا به ابد در گوشم
غیرتم را به دو مثقال طلا نفروشم

سایه اش تا به ابد از سر من کم نشود
گردنم پیش کسی غیر #علی خم نشود

بهتر آن است سخن وصف مخاطب باشد
شعر من درد دل مادر زینب باشد

پشت کردی به #سقیفه که بگویی حق کیست
حق علی باشد و رفتار علی جز‌ حق نیست

خطبه خواندی به همه درس شهامت دادی
امر کردی به خودت اذن شهادت دادی

ای همه دل خوشی زندگی ام لبخندت
مادرم! کاش که من هم بشوم فرزندت

رو سیاهم ولی از حُب‌ِّ علی شعله ورم
تو قبولم کنی از قید خودم می‌ گذرم

عاقبت تکیه به شمشیر پدر خواهم داد
و به خونخواهی پهلوی تو سر خواهم داد

#شایان_مصلح

@raziolhossein
02:25
#اميرالمؤمنين_مدح


هر كس تو را نداشت لياقت نداشته ست
هر كس نشد فدات ، سعادت نداشته ست

در چشم اهل معرفت از خار كمتر است
هر كس كه رنگ و بوي ولايت نداشته ست

فيـــضي نبــرده از بركـاتِ محبّتــت
از دشمنت ، دلي كه برائت نداشته ست

بي امتحان مِهر علي ، يك تن از رُسُل
بر دوش خويش مُهر نبوّت نداشته ست

جايي كه تو نمونه ي انسان كاملي
گوساله ، حقّ غصب خلافت نداشته ست

بي نام تو نواي اذان بدتر از غِـــناست
در كشوري كه شيعه حكومت نداشته ست

در آستان بيت گِلين ات نوشــته اند
اين شاه ، تاج و تخت و عمارت نداشته ست

مردي در اين جهان به ابالفضل تان قسم
اندازه ي تو رحم و مروّت نداشته ست

آواي "لافتيٰ"ست كه پيچيده هر طرف
يعني كسي به جز تو فتوّت نداشته ست

از طرز ضربه هاي تو فهميده ايم كه
دستي شبيه دست تو قدرت نداشته ست

تنها ، به قلب كفر زدن كار حيدر است
اينگونه ، هيچ كس دل و جرأت نداشته ست

سرها چه مي شود كه چنين پَرت مي شوند؟
گر ضربه هات سرعت و شدّت نداشته ست

سـرتاسـر نقــاط جهان را گرفته اي
نامي به قدر نام تو بركت نداشته ست

تنهـــا ، به بارگاه سليماني شماست
جايي كه مور ، حسّ حقارت نداشته ست

بيچاره آن كسي ست كه برگشته از نجف
بيچاره تر كسي ست كه رُخصت نداشته ست

شب هاي جمعه ، جز نجف و كربلا، خدا
جايي به سر هواي زيارت نداشته ست

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
02:25
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی



بر معرفت علی کسی را ره نیست
هر کور دلی محرم این درگه نیست

سربسته بگویمت: علی سِرِّ خداست
از سر خدا به جز خدا آگه نیست


#مرحوم_سید_مصطفی_آرنگ

شادی روح شاعر اهلبیت سید مصطفی آرنگ صلواتی هدیه نمائید
@raziolhossein
02:26
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

بیهوده نگرد ! کیمیا ذکر علی ست
آن معجزه ی گرانبها ذکر علی ست

با دیدنِ ایوان نجف فهمیدم
دارویِ تمام دردها ذکر علی ست

#وحید_قاسمی
@raziolhossein
02:26
#امیرالمومنین_مدح


تمام عالم امکان در اختیار علیست
کُرات و حرکتشان نیز در مدار علیست

به تیر غمزه کند گبر را ز اهل بهشت
خوشا به حال هرآنکه دلش شکار علیست

نماز خوانم اگر من به عشق جنت نیست
اگر که عاشق حق گشته ام ز کار علیست

به «مَنْ یَمُتْ یَرَنی» میخورم قسم قلبم
برای لحظه دیدار بیقرار علیست

حقیقتاً که «خدا» نام اصلی اش باشد
وَ نامهای دگر اسم مستعار علیست

در این زمانه کسی گر بپای او مانَد
به روز حشر یقین دان که همجوار علیست

قلم گر از تو نویسد مذاب خواهد شد
فضائل تو هزاران کتاب خواهد شد

شراب خواری ما اینچنین رقم خورده است
پیاله گوش و کلامت شراب خواهد شد

به روز حشر که رد میشود همه اعمال
فقط محبت حیدر ثواب خواهد شد

ستون عرش خدا هم به لرزه در آید
به وقت رزم چو پا در رکاب خواهد شد

اگر دوباره بیاید کسی چو پیغمبر
مگر دوباره کسی بوتراب خواهد شد؟

اگر که خادم این در شدم یقین دارم
غلام کوی تو عالیجناب خواهد شد

"به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و" آفتاب خواهد شد

#مهدی_ستارزاده

@raziolhossein
02:27
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

از نام علی خوشتر و زیباتر نیست
والله که دشمنش به جز کافر نیست

در آتش دوزخت بسوزان یارب
هر دل که در آن محبت حیدر نیست


#عبدالزهرا
@raziolhossein
02:27
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


نبی تکیه کلامش یا علی بود
همیشه التیامش یا علی بود

خدا هم در شب معراج با او
سلام و والسلامش یا علی بود

#حسن_کردی

@raziolhossein
02:27
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

اَبرو بکشد، تُهی کنم قالب وبس
شاهی ست،گداییِ چنین صاحب وبس

در بین تمامِ خوب رویانِ جهان
عشقست"علیّ بن ابیطالب" و بس

@raziolhossein
02:27
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی


ای دل به هوای حضرت صاحب باش
دلداده ی یار از نظر غایب باش

هر وقت دلت گرفت رو کن به نجف
دلخوش به علی ابن ابی طالب باش
****

توحید، ولایت علی می باشد
اسلام، محبت علی می باشد

سرمایه ی عاقبت بخیری خواهی
در سایه ی خدمت علی می باشد‌


#سیدمحمد_ميرهاشمی

@raziolhossein
02:28
#امیرالمومنین_مدح
#دوبیتی

نیست دین غیر حبّ و بغض،رفیق!
هان!ولایت به جز برائت نیست

یا علی یا خلیفۂ غاصب
وحدتی بین نور و ظلمت نیست...

#حسین_نادری
@raziolhossein
02:31
#امیرالمؤمنین‌_ولادت
#دوبیتی

چون ذات علی، ولیّ حق، مظهر هوست
گر نام ورا خدا علی خواند نکوست

در خانه‌ء حق، علی به دنیا آمد
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"

#ریاضی_یزدی

@raziolhossein
02:32
#امیرالمؤمنین_مدح
#دوبیتی

تا حبّ علی مرا بُوَد در رگ و پوست
رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست

جز نام علی، لب به سخن وا نکنم
"از کوزه همان برون تراود که در اوست"

#محمدعلی_مردانی

@raziolhossein
02:33
#امیرالمؤمنین_مدح


ای افتخار حل و حرم ،یاعلی مدد
ای جشمه زلال کرم، یاعلی مدد

آمدبرون زجنت وشدتوبه اش قبول
آدم که گفت دم همه دم، یا علی مدد

وقتی خلیل هیبت بتخانه را شکست
فریادزد قدم به قدم، یا علی مدد

مثل تودریتیم نوازی کسی نشد
در گردش زمانه علم، یاعلی مدد

درجام جان منتظران فرج ببین
غم ریخته است برسرغم، یاعلی مدد

مارا ولایت تو کندعاقبت به خیر
ای درکف تو لوح وقلم، یاعلی مدد

خواهم ز فیض بندگی آستان تو
محتاج دیگران نشوم، یاعلی مدد

ای آنکه درگرفتن حق تو پشت در
یاس کبود خورده قسم، یاعلی مدد

ای لطف تو زیادترازحد قبول کن
ازما همین ارادت کم، یاعلی مدد

#محمدجواد_غفورزاده #شفق


@raziolhossein
02:35
#امیرالمؤمنین_مدح


موحد دو دلبر نمی بیند اصلا
دو قبله... دو منبر... نمی بیند اصلا

هر آن کس که مست امیر عرب شد
کم از خیر مادر نمی بیند اصلا

کسی که دلش از محبت، حرم شد
دلش را مکدر نمی بیند اصلا

مشامی که بوی نجف را چشیده
صفایی به قمصر نمی بیند اصلا

دلم در نجف مانده و منزلی را
از این خانه بهتر نمی بیند اصلا

کسی که نگاهش به ایوان بیافتد
خودش را که دیگر نمی بیند اصلا

به چشم خدابینِ سلمان یقینا
علی را اباذر نمی بیند اصلا

زمین احد شاهد است این که احمد
از او با وفاتر نمی بیند اصلا

به جز مرتضی فاتح دیگری را
به خود باب خیبر نمی بیند اصلا

اگرچه فلان و فلانی گریزند
کسی پشت حیدر نمی بیند اصلا

ملائک تماشاگر یک جوان مرد
علی ضربه می زد، خدا کیف می کرد

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
02:41
#امیرالمؤمنین_مدح


فیض بیداری وقت سحرم دست علییست
ای خدا شکر! که برروی سرم دست علیست

عزتش مال خودش بود به من هم بخشید
آبرویی که به آن مفتخرم دست علیست

یاعلی گفت و عرق ریخت مرا نوکر کرد
برکت نان حلال پدرم دست علیست

خوب و بد نانخور اوییم بلا استثنا
به کسی کار نداریم کرم دست علیست

ذکر یا فاطمه در روز قیامت دارم..
چون صراطی که ازآن میگذرم دست علیست

روی اعلامیه ام ناد علی بنویسید
کار تلقین تن محتضرم دست علی ست

کربلایم ز علی و نجف من ز حسین
سفرم دست حسین و سفرم دست علی ست

در نجف تولیت صحن و حرم دست حسین
کربلا تولیت صحن و حرم دست علیست

جلوی چشم ترش فاطمه را میکشتند..
بخدا علت چشمان ترم "دست علیست"

#سید_پوریا_هاشمی

@raziolhossein
ش
14:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
06:10, 2.9 MB
#امیرالمومنین_مدح


یاعلی نام تو بردم نه همی ماند و نه غمی بابی انت و امی

#شعرخوانی...
#شهریار

@raziolhossein
21 March 2019
ش
00:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#سال_جدید
#دوبیتی


امسال پر از خیر برای همه باشد
عجل فرجش بر لب ما زمزمه باشد

ای کاش ببینیم که سال نود و هشت
سال فرج منتقم فاطمه باشد

#مهدی_ستارزاده

@raziolhossein
00:20
#امام_زمان_مناجات
#سال_جدید
#دوبیتی

امید ذکرِ تعجیلم کجایی؟!
دلیلِ حُسنِ تعلیلم کجایی؟!

بهار و عیدِ من بی تو چه سرد است
صفای سال-تحویلم کجایی؟!

#م_عاطفی

@raziolhossein
00:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1234, 211.0 KB
عمریست شکوه و اقتدارش پیداست
پیوسته مرام و اعتبارش پیداست
نوروز سرِ سفره ی مولا هستیم
"سالی که نکوست از بهارش پیداست"

#محسن_زعفرانیه

.
00:22
#امیرالمؤمنین‌
#سال_جدید
#دوبیتی

عمریست شکوه و اقتدارش پیداست
پیوسته مرام و اعتبارش پیداست

نوروز سرِ سفره ی مولا هستیم
"سالی که نکوست از بهارش پیداست"

#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
00:24
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌺, 84.1 KB
00:25
#امام_زمان_مناجات
#سال_جدید
#دوبیتی


تو هر زمان که بیایی، بهار خواهد بود
مجالِ شادیِ بی اختیار خواهد بود

چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار:
یکی ظهور امام و یکی شروع بهار...




🌹السلام علی ربیع الأنام🌹

@raziolhossein
ش
02:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 54.0 KB
02:39
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی


بــر اشـک جگـرگـداز زینب صلوات
بر صبر حماسه ساز زینب صلوات

فــرمـود حسین در نمـازم کن یاد
بـر ذکـر شـب و نماز زینب صلوات

@raziolhossein
 
02:40
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح


ای پیام آور خون شهدا یا زینب
با پیامت همه جا کرب و بلا یا زینب

ای نماز شب تو برده دل از چار امام
ای همه فاطمه هنگام دعا یا زینب

خطبۀ تو، سخن خون خدا بر سر نی
یک پیام است ولی با دو صدا یا زینب

چه بیارم چه بگویم چه بخوانم به ثنات
که خدا زینت اَب خوانده تو را یا زینب

اگر از اشک شود ملک جهان دریائی
نشود حق تو یک قطره ادا یا زینب

تا قیامت همه مردان جهان می گیرند
از تو درس شرف و صبر و رضا یا زینب

گوهر اشک تو و خون حسین ابن علی
هر دو بخشید به اسلام بقا یا زینب

سر آن سرّ خدا گرچه جدا از تن شد
نگهش از تو نگردید جدا یا زینب

از قفا چشم تو در مقتل و پیش نگهت
شد جدا رأس حسینت ز قفا یا زینب

از تو زیبنده بود ذکر تقبّل منّا
بر سر نعش امام شهدا یا زینب

مظهر صبر خدا خواست دهد جان از دست
تو شدی از دل او عقده گشا یا زینب

سعی تو با سر خونین برادر رفتن
مروه گودال و صفا طشت طلا یا زینب

در دل محمل خود چون دل خورشید بسوز
که هلالت شده انگشت نما یا زینب

خطبه هایت همه یادآور زهرای بتول
سخنانت چو علی روح فزا یا زینب

پور مرجانه به تو خنده زد و گفت: گرفت
قلبم از قتل حسین تو شفا یا زینب

آن ستم پیشه پی پاسخ دندان شکنت
شادی اش گشت مبدّل به عزا یا زینب

دختر وحی کجا كوچه و بازار کجا؟
آیت نور کجا شام کجا یا زینب

از تو زیبد که بکوبی به دهان دشمن
مشت، با غرّش "یابن الطلّقا" یا زینب

پیش چشم تو به لب های عزیز زهرا
به خدا، چوب زدن نیست روا یا زینب

جز تو کی خوانده نماز شب خود بنشسته
دل شب گوشۀ ویرانه سرا یا زینب

ماه روی تو چو از جور فلک نیلی شد
روی خورشید نشد تیره چرا یا زینب

خصم بر اشک تو خندید ولی بر سرِ نی
گریه کردند برایت شهدا یا زینب...

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
02:40
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح


کعبه بی نام ونشان میمانداگرزینب نبود
بی امان دارالامان میمانداگرزینب نبود

گرچه دادندانبیاهریک نشان ازکربلا
کربلاهم بی نشان میمانداگرزینب نبود

مکتب سرخ تشیع کزغدیرآغاز شد
تاابدبی پاسبان میمانداگرزینب نبود

مکتب قرآن که ازخون شهیدان جان گرفت
بی تحرّک هم چنان میمانداگرزینب نبود

مجری احکام قرآن اوبُوَدباصبرخویش
دین حق بی حکمران میمانداگرزینب نبود

کرداسلام حسینی از یزیدی را جدا
حق وباطل توأمان میمانداگرزینب نبود

درشناسای مسیرحق وباطل فکرها
بی گمان اندرگمان میمانداگرزینب نبود

شدگلستان کربلاازلاله های احمدی
وین گلستان درخزان میمانداگرزینب نبود

شعله عالم فروزنهضت سرخ حسین
زیرخاکسترنهان میمانداگرزینب نبود

ناله مظلومی لب تشنگان دشت خون
درگلوگاه زمان میمانداگرزینب نبود

فارسان صحنه هیهات منّا الذّله را
داغ ناکامی به جان میمانداگرزینب نبود

ای«مؤید»هرچه هست اززینب وایثاراوست
جان هستی ناتوان میمانداگرزینب نبود

#سید_رضا_موید

@raziolhossein
02:41
#حضرت_زینب_شهادت


بر خشك ريگ هاى زمين خوابگاه داشت
شهزاده اى كه سلطنت و بارگاه داشت

ان يوسفى كه بر سر بازار رفته بود
چون مرتضى چه خاطره هايى ز چاه داشت

موى سپيد و رخت سيه داشت چون حسين
بختش سپيد بود، غلامى سياه داشت

معصوم تَر از اين؟ كه به مركب پس از حسين
يك تن نگفت خواهر زارش گناه داشت

يا سنگ هاى كوفى و يا حرف شاميان
زينب پس از حسين كماكان دو راه داشت

ان بيرقى كه شه به علمدار داده بود
تا زنده بود حضرت زينب نگاه داشت

دنيا نديده ست و دنيا نداشته ست
ان خواهر شكسته دلى را كه شاه داشت

در نصفه روز لشكريانش تباه شد
يادش بخير اين كه زمانى سپاه داشت

زينب پس از حسين دگر بى پناه شد
تا بود ليك دين محمد پناه داشت

#پيمان_طالبى

@raziolhossein
02:41
#حضرت_زینب_شهادت


خون دل خورد از غم تو خواهرت يك سال ونيم
سوختم با گريه هاي مادرت يك سال ونيم

جمله را سربسته ميگويم برادر برده است
خواب را از چشم زينب حنجرت يك سال ونيم

هر كجا روضه گرفتم با همه گفتم حسين
كار آن ده اسب را با پيكرت يك سال ونيم

ناله هاي ام ليلا بقرارم كرده است
او گرفت از من سراغ اكبرت يك سال ونيم

روز عاشورا برايم يك طرف اين يك طرف
آتشم زد نبش قبر اصغرت يك سال ونيم

داده زجرم روضه هايت يك به يك،بين همه
بارها مردم براي دخترت يك سال ونيم

هست در گوشم صداي ضربه هاي خيزران
خواب ديدم صحنه ي تشت و سرت يك سال ونيم

#محسن_صرامی

@raziolhossein
02:41
#حضرت_زینب_شهادت

پس ازتوآب اگرخوردم ازاین چشمان ترخوردم
گلی هستم که از هر شش جهت به خار برخوردم

برای دلخوشی دختران نیمه جانت بود
دراین یکسال واندی لقمه نانی هم اگر خوردم

چه کارى برمى آمد از برادر مرده اى چون من
فقط زانو بغل کردم , فقط خون جگر خوردم

منی که سایه ام را مردم کوچه نمی دیدند
منی که شش برادر داشتم, حالانظرخوردم

به نان کوچه و خرمای مردم لب نزد زینب
میان کوفه هر چه خوردم از دست پدرخوردم

نمی دانم تو می بینی که جایی را نمی بینم؟
غروبی داشتم میرفتم از خانه به درخوردم

شب شام غریبانت از این خیمه‌ به آن خیمه
برای هر یتیمی که سپرگشتم سپرخوردم

دليل تازيانه خوردن ما گريه ما بود
ز طفلان بيشتر گريان شدم پس بيشتر خوردم

من پرده نشين را محمل بى پرده اى دادند
به هر جا که گذر کردم چقدر از رهگذر خورد

تو و پيراهن پاره , من و اين چادر پاره
تو سنگ از صد نفر خوردى, من از صدها نفر خوردم

ببين اين روزها پيراهنم هم رنگ عوض کرده
فقط گرما نخورده بودم آنهم آنقدر خوردم

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
02:44
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح


کیست زینب همیشه بی همتا
نورِ مستورِ عالمِ بالا

کیست زینب نفس نفس حیدر
کیست زینب تپش تپش زهرا

کیست زینب حسینِ پرده نشین
کیست زینب حسن به زیرِ کسا

کیست زینب کسی چه می داند؟
غیر آن پنج آفتاب هدی

کیست زینب تلاطم عباس
کیست زینب تموّج دریا

ذوالفقار علی میان نیام
اوجِ نهج البلاغه ای شیوا

کیست زینب فراتر از مریم
روشنی بخشِ هاجر و حوّا

کیست زینب حجابِ جلوه ی غیب
صبر اعظم ، صلابت عظما

قلمم بشکند چه می گویم
من و اوصافِ زینب کبری؟

من چه گویم که گفت اربابم
حضرت عشق ، التماس دعا

السلام ای شکوه نام حسین
دومین فاطمه، تمامِ حسین

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:45
#حضرت_زینب_شهادت


تو بیا بر سرم ای دلبر و دلدار حسین
شدم آشفته چو گیسوی تو ای یار حسین

پیرهن کهنه ی تو زخم دلم را نو کرد
پیش چشمم،شده غمهای تو تکرار حسین

کی رود از نظرم،منظره ی کرب وبلا
بی حیاتر شد عدو بعد علمدار،حسین

به همان زلف که در پنجه ی قاتل افتاد
خواهرت هست به موی تو گرفتار حسین

نیزه را در بدن زخمی تو می چرخاند
آنکه چرخاند مرا بر سر بازار حسین

سر من زخمی سنگ از در و دیوار شده
مثل مادر،که سرش خورد به دیوار حسین

یاد داری که مرا بزم ضیافت بردند
مانده بودم چکنم در بر انظار حسین

شائق عمری است که سنگ تو به سینه زده است
به امیدی که شود لایق دیدار حسین

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
02:45
#حضرت_زینب_شهادت


ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

ورق ورق شده بودی ، نرفته از یادم
چگونه جمع نمودم تو را برادر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#محبتی_خرسندی

@raziolhossein
02:48
#امام_حسین_مناجات


شهرت ماست، محبان اباعبدالله
ریزه خواریم سر خوان اباعبدالله

نظر فاطمه از روز ازل بر ما بود
نام ما بوده به دیوان اباعبدالله

اشک ما از کرم زینب او تامین است
تا که هستیم پریشان اباعبدالله

"یاعلی"گفتم و دیدم که علی گفت؛"حسین"
پدرش رفته به قربان اباعبدالله

قلم عفو کشیدند به پرونده ی ما
تا نشستیم به ایوان اباعبدالله

دین ما را نبی آورد و حسین ابقاء کرد
زیر دینیم و مسلمان اباعبدالله

مرگ حق است، ولی در دل میدان خوب است
کاش باشم ز شهیدان اباعبدالله

مادرم لقمه ی نانی که سر سفره گذاشت
همه خوردیم به احسان اباعبدالله

جرعه آب خنکی خوردم و گفتم با اشک
به فدای لب عطشان اباعبدالله

رفته بودم سر بازار لباسی بخرم
یادم آمد تن عریان اباعبدالله

علت سوختن چوب در آتش این است؛
چوبها خورده به دندان اباعبدالله...

آه از شام غریبان که به صحرا افتاد
شعله بر دامن طفلان اباعبدالله

#رضا_رسول‌زاده

@raziolhossein
02:48
#مناجات
#امام_حسین

خواب بودم، در میانِ خواب دستم را گرفت
وقت غفلت "حضرت توّاب" دستم را گرفت

قبلِ توبه کردنم دل را به سوی خود کشید
من نگفتم که مرا دریاب، دستم را گرفت!

سر به زیر و دل شکسته، از همه رانده شدم
دید تنهایم خودش بی تاب دستم را گرفت

روز... نه... می خواست شرمنده نباشم پیش خلق
صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت

معصیت کردم... قساوت در دلم آمد ولی
اشک، این سرمایه ی نایاب دستم را گرفت

وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت
آبرویم را خرید ارباب... دستم را گرفت

گفتنِ یک بار ذکر دلربای "یاحسین"
بیشتر از سجده در محراب دستم را گرفت

تشنه بودم، بالب تشنه به سویم آمد و...
... قبل از آنی که بگویم آب دستم را گرفت

روضه خوان بالای منبر از سر بر نیزه خواند
روضه ی خورشید عالم تاب دستم را گرفت

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


هردم به آخرین سخنت گریه میکنم
یاد غروب و زخم تنت گریه میکنم

یکدم بیا ببین که فتادم زپا حسین
دائم به غصه ومحنت گریه میکنم

پیراهنت به سینه گرفتم بیا ببین
بر خون روی پیرهنت گریه میکنم

یادم نمی رود که چه دیدم به قتلگاه
با یاد دست و پا زدنت گریه میکنم

در زیر آفتابم و یاد تن توأم
از طرز زیر و رو شدنت گریه میکنم

شد بوریا کفن به تن نعل خورده ات
هر لحظه من،بر آن کفنت گریه میکنم

کی میرود،زخاطر من مجلس شراب
بر چوب دشمن و دهنت گریه میکنم

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_مدح

هركسي در وادي زينب قدم برداشته ست
جاي شكّي نيست كه رخصت ز حيدر داشته ست

در شُكوه ، آئينه ي گردان خديجه بوده است
فاطمه در خانه ي خود هرچه دختر داشته ست

تالي اُمّ نبي را خوانده ايم اُمّ ولي
مرتضي در خانه دختر نه كه مادر داشته ست

مَحض گَشتن دور او بوده ست ، جبريل امين
---گر به قدر وسعت افلاك شهپر داشته ست

كلّ خواهرهاي عالم را "برادر دوست" كرد
آن همه مِهري كه زينب با برادر داشته ست

ظاهراً ارباب ما مدفون به ارض كربلاست
باطناً شش گوشه اي در قلب خواهر داشته ست

از صداي حيدري اش كه صداي ذات هوست
"أُسٍْكُتُوا" بازار شهر كوفه را برداشته ست

فتح شام از فتح خيبر هيچ چيزي كم نداشت
يك تفاوت داشته ، قلعه فقط در داشته ست

خطبه هايش را اگر چه چون پدر ايراد كرد
سطرْ سطرش بي گُمان بوي پيمبر داشته ست

بانويي كه پيش مرگ گيسويش عبّاس شد
بر سرش در باد و طوفان نيز معجر داشته ست

پيري اش ، قد كمانش ، حاكي از اين مطلب است
شاه را ديده كه حنجر زير خنجر داشته ست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

کی گفته که زینب ز گروه شهدا نیست؟
کی گفته پس از واقعۀ کرب و بلا زیست؟

یک روز، سرِ نی، سرِ هجده مهِ خود را
با چشم خودش دید؛ مگر کشته شدن چیست؟

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


به مدینه خبرِ سوختنش را نبَرید
آه در سایه بیایید تنش را نبرید
پیشِ او نامِ حسین و حسنش را نبرید
از روی سینه‌یِ او پیرهنش را نبرید
بگذارید که راحت بدهد جان زینب

هرچه کردند نسوزد دَمِ آخر که نشد
یا کمی کم بشود گریه‌یِ خواهر که نشد
یا به عباس نگوید غمِ معجر که نشد
یا نخواند نَفَسی روضه‌یِ حنجر که نشد
چه پریشان شده امروز ، پریشان زینب

بی نَفس مانده و بالایِ سرش نیست کسی
رو به قبله شده و دور و برش نیست کسی
تا بگیرند زیرِ بال و پَرش نیست کسی
یا بگیرند خبر از جگرش نیست کسی
زیرِ لب داشت حسینیم سَنَ قوربان زینب

یادش اُفتاد خودش دید پرش را بُردند
دیر آمد سرِ گودال سرش را بُردند
با سرِ نیزه‌یِ سرخی پسرش را بُردند
زودتر از زن و بچه خبرش را بُردند
میدَودَ در وسطِ خیمه‌ی سوزان زینب

یک طرف داشت سنان باز سنان را میزد
یک طرف حرمله هم پیر و جوان را میزد
همه‌ی قافله را  دخترکان را میزد
جای شلاق به تن چوبِ کمان را میزد
تک و تنها شده با جمعِ یتیمان زینب

چه کند ، مادری از طفل نشان میخواهد
کودکِ بی رَمَقی تکه‌یِ نان میخواهد
دختری آمده از عمه توان میخواهد
 راه رفتن به رویِ آبله جان میخواهد
میرود تا برسد گوشه‌ی ویران زینب...


#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


خواهری همچو من ای کاش که مضطر نشود
یا چو من هیچ زنی بی کس و یاور نشود

قامتم خم شده و موی سرم گشته سپید
چه کنم داغ غمت باور خواهر نشود

از همان روز که گفتی جگرم می سوزد
روزهایم همه بی گریه دگر سر نشود

روز و شب گریه کنم بر تو ولی میدانم
گریه هیچ کسی گریه مادر نشود

گاه با ام بنین گریم و گه با لیلا
حال این مام جوان مرده که بهتر نشود

بیشتر از همه سوزد دل من بهر رباب
یک دم آرام ز داغ علی اصغر نشود

خواهری همچو من غمزده ای کاش دگر
رو به رو با تن عریان برادر نشود

تن صد چاک تو را دیدم و با خود گفتم
جای یک بوسه برای تو میسر نشود

پسر مادر من خیز زجا تا که مگر
خواهرت همسفر شمر ستمگر نشود

کاش من گوشه گودال به جایت بودم
تا تنت زخمی صد نیزه و خنجر نشود

#عبدالحسین

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


کنج حیاط خانه ی خود بین بسترش
بانو رسیده بود به ساعات آخرش

خیره به گوشه ای شده بود و یکی یکی
رد می شدند خاطره ها از برابرش

گرمایِ آه از جگرش شعله می کشید
می سوخت آسمان ز نفسهای آخرش

از چشمهای بی رمقش می گرفت اشک
با یادگارِ کهنه ی صـدْچاک دلبرش

هر روز ؛ روضه داشت حسینیّه ی دلش
این مدّتی که بود بدون برادرش

یک سال و نیم بود، خوشی را نبود راه
در آستانِ عرشیِ قلبِ مطهّرش

یک سال و نیم بر عطش آن کویر سُرخ
دریای اشک بود دو تا دیده ی ترش
یک سال و نیم بود که خونابه می چکید
گاه از کنار روسری اش ؛ گاه از پرش

یک سال و نیم بود که زینب خمیده بود
یعنی که بیشتر شده بود عین مادرش

یک سال و نیم غیر کبودی و زخم و درد
نگذاشت مرهمی رویِ اعضای پیکرش

وقت سفر چقدر غریبانه پر کشید
مثل حسین ، قافله سالار بی سرش

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_مدح


بانوی عشق ، صبر و حیا وامدار توست
باغ بهشت ، زنده به بوی بهار توست

زین ابی و زهره ی زهرای اطهری
منظومه ی زمین و زمان در مدار توست

معلوم شد ز خنده ی روز ولادتت
عشق حسین فاطمه دار و ندار توست

«ترویج دین به خون گلوی حسین شد»
تکمیل دین به گیسوی آشفته کار توست

فریاد تو تداعی شمشیر حیدر است
در شام و کوفه خاطره ی اقتدار توست

فتوای عشق بود که پیشانی ات شکست
در پیش دوست این سند افتخار توست

یک نصف روز باغ تو پژمرد از عطش
هر لاله جلوه ای ز دل داغدار توست

پر میکشید روح تو و همسرت شنید
نام حسین لحظه ی آخر شعار توست

در مدح تو کلام کمیل است نارسا
ناقابل است شعر من اما نثار توست

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


دریای دردهای دلش بی کرانه بود
از کودکی به تیر مصیبت نشانه بود

از لحظه ای که چشم به چشم حسین دوخت
زینب حدیث زندگی اش عاشقانه بود

هر جا حسین رفت چنان سایه بی قرار
منزل به منزل از پی مولا روانه بود

انسان ولی فرشته تر از هر فرشته ای
دلخسته از جفای زمین و زمانه بود

آوار شد حماسه ی او بر سر یزید
هر چند کوه غصه و داغش به شانه بود

در خطبه اش حقیقت اسلام جلوه کرد
ویران گر بنای فریب و فسانه بود

آن روز در هیاهوی بازار شام شوم
در ازدحام مطرب و چنگ و چغانه بود

از مادر شهیده ی خود ارث برده بود
جسمش کبود از اثر تازیانه بود

شعر " کمیل" قابل خاتون صبر نیست
تنها برای عرض ارادت بهانه بود

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_مدح


ساكنان نُه فلك حيران ز كار زينب است
در سما فوج ملائك با شعار زينب است

اي سليمان از چه مينازي به جاه و حشمتت
صد هزاران چون سليمان ريزه خوار زينب است

نهضت سرخ حسيني پايدار از نام اوست
سكۀ صبر و متانت با عيار زينب است

عزت دخت علي بين، همت زينب نگر
سيّد سجاد در هر جا كنار زينب است

داد قرباني دو كودك در مناي كربلا
احسن احسن فاطمه آموزگار زينب است

زن بدين لحن و بلاغت زن بدان شرم و حيا
فتح شام و كوفه هر دو شاهكار زينب است

لحظه اي در شام بر غاصبگران فرصت نداد
انهدام كاخ ظلم از اقتدار زينب است

زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوي
بر ستمكاران شدن تسليم عار زينب است

گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او
در عوض روح حسين شمع مزار زينب است

كربلا خواهي اگر از زينب كبري بگير
چون كليد كربلا در اختيار زينب است

نوحه خواني گر كني (خوشزاد) تقوي پيشه كن
نوحه خواني در حقيقت يادگار زينب است

#سيدحسن_خوشزاد


@raziolhossein
1
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


یا که بیا تا زندگی از سر بگیرم
یا با تماشای سر تو پر بگیرم
خواهم تو را بار دگر در بر بگیرم
یک بوسه از آن نازنین حنجر بگیرم
بعد از تو گشته خون جگر بیچاره زینب


ای کهنه پیراهن تو دیدی بی پناهش
همراه او کردی سفر تاقتلگاهش
اخر چرا گشتی رفیق نیمه راهش
رفتی نگفتی گر کند عریان نگاهش
جان میدهد با یک نظر بیچاره زینب


ای آفتاب از تو گله دارم سر او
دیدی پر از زخم است از پاتا سر او
تو از چه تابیدی دگر بر پیکر او
آتش زدی بر قلب زار خواهراو
قلبم زجسمش پاره تر بیچاره زینب


ای آب الهی خون شوی همچون دل ما
آواره گردی تا ابد صحرا به صحرا
بودند دیو و دد همه سیراب اما
در پیش مهر مادرش فرزند زهرا
از تشنگی زد بال و پر بیچاره زینب


هر گز کسی چون من تن بی سر ندیده
بیش از ستاره زخم بر پیکر ندیده
بر گرد یک تن آن همه لشکر ندیده
با چشم خود خنجر روی حنجر ندیده
زدم دو دست خود به سر بیچاره زینب


تنهایی ات در بین آن صحرا مرا کشت
سوز صدایت بین دشمنها مرا کشت
آن جسم مانده زیر دست و پا مرا کشت
بانگ غریب مادر زهرا مرا کشت
از مادرت بیچاره تر بیچاره زینب


چون تو کسی بی یار وبی یاور نگشته
پنهان به زیر نیزه و خنجر نگشته
در پیش چشم خواهرش بی سر نگشته
گفتی که بر گردم به خیمه بر نگشته
راست به نی شد جلوه گر بیچاره زینب


این نا مسلمانان چه بی اندازه پستند
گفتم که بعد از کشتنت از پا نشستند
تازه به اسب خویش نعل تازه بستند
چون استخوان سینه ات قلبم شکستند
کشتند مرا آن ده نفر بیچاره زینب


یک دم غروب کربلا یادم نرفته
سر ها به روی نیزه ها یادم نرفته
آتش میان خیمه ها یادم نرفته
سیلی و روی بچه ها یادم نرفته
چون خیمه بودم شعله ور بیچاره زینب


میسوخت همچون خیمه هایت قلب زارم
گفتم که باطفلان به صحرا سر گذارم
دیدم میان خیمه یک بیمار دارم
اما چسان اورا زخیمه در بیارم
افتادم اندر دردسر بیچاره زینب


از روز تو شام غریبان سخت تر شد
داغ یتیمان از جوانان سخت تر شد
از نیزه ها خار مغیلان سخت تر شد
آزاد شد آب و حسین جان سخت تر شد
حال رباب بی پسر بیچاره زینب


بین همه غمهایمان وای از اسیری
خون گریه کن ای آسمان وای از اسیری
زینب کجا نامحرمان وای از اسیری.
بازوی بسته بی امان وای از اسیری
با شمر دون شد همسفر بیچاره زینب


خون شد دلم از غصه و ماتم بماند
بازار و کوچه های شام غم بماند
دخت علی و چشم نامحرم بماند
رفتم میان بزم می آن هم بماند
چوب جفا و طشت زر بیچاره زینب



#عبدالحسین

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

بی تو ببین کبوتر بی بال میشوم
ازگریه ی زیاد چه بد حال میشوم

تا پلک مینهم به روی هم حسین من
گویا دوباره وارد "گودال" میشوم

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


در آسمان دیده شبم پر ستاره است
چشمم به راه مانده و محو نظاره است

یکدم بیا ببین که شدم دیدنی حسین
مانند دخترت سخنم با اشاره است

ای یادگار فاطمه،یکدم بیا ببین
گوشم چو گوش فاطمه،بی گوشواره است

ای قبله ام بیا و ببین رو به قبله ام
ازداغهای تو نفسم در شماره است

یادم نمی رود که تورا بی هوا زدند
زین صحنه آتشی به دل سنگ خاره است

دیدم سرت بریده شد و دست وپا زدی
همچون گلوی تو جگرم پاره پاره است

دیدم به قتلگه به زمین پای میکشی
از این غمت به سینه ی زینب شراره است

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


کاش اشکم آب غسل پیکرت گردیده بود
یا نقاب خون تو روی مرا پوشیده بود

هر کجا را جد من بوسید شمشیرش زدند
کاش جایی از تن من هم کمی بوسیده بود

از ندای غربت تو اکبرت صدپاره شد
کاش دیگر اصغر آن فریاد را نشنیده بود

کاش پیش از آن که طفلش را به بابا بسپرد
مادرش شش ماهه و ضرب لگد را دیده بود

من که می دانم چرا افتان و خیزان آمدی
بعدِ سقا کاش بدخواهت به من خندیده بود

در همان وقتی که شوری در حرم افتاده بود
کُنجِ خیمه کاش آن شیرین زبان خوابیده بود

کاش دستی که به گُل هایت نوازش ها رساند
خارها را ٬ لااقل از کربلا ٬ برچیده بود

روزیِ او وامدار دست هایش بود ٬ کاش
آن که سجاده کشید از زیرِ پا ٬ فهمیده بود

کاش پیش از آن که بگذارد سرت را در تنور
معجر من را به دور گیسویت پیچیده بود

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
02:48
#حضرت_زینب_شهادت


کیست زینب آسمان در مَحضَرَش اُفتاده است
پیشِ او خورشید با خاکسترش اُفتاده است

شام چیزی نیست تا ویران کُنَد با خطبه‌اش
بالِ عزرائیل پایِ شَهپَرَش اُفتاده است
 
چادرش را می‌تکاند می‌تکاند کوفه را
کیست زینب کوفه  یادِ حیدرش اُفتاده است

می‌کَنَد از جا زمینِ شام را با کاخ‌ها
راهِ مولا باز هم بر خیبَرَش اُفتاده است

 کیست زینب لحظه‌هایی که علی در رزم بود
ذوالفقار اینَک به دستِ دخترش اُفتاده است

قبل از آنیکه یزید از پیشِ خانم پا شود
دید یِکجا سقفِ ظلمش بر سرش اُفتاده است

مرتضیٰ بر دستمالِ زردِ خود میزد گِره
یا که زینب دو گره بر معجرش اُفتاده است

هرکجا می رفت چشمی سویِ او جرات نکرد
بر سرِ او سایه‌یِ آب آورش اُفتاده است

کارِ او پیغمبریِ کربلا تا شام بود
بیرقِ عباس دوشِ خواهرش اُفتاده است

یادِ ایامی که شد سایه برادر با سرش
ظهر در گرمایِ سوزان بسترش اُفتاده است

داشت بر سینه لباسی را که مادر داده بود
یادِ مادر یادِ روزِ آخرش اُفتاده است
 
رو به قبله بستر است و رو به دَر چشمانِ او
باز اشکی سرخ از چشمِ تَرَش اُفتاده است

بادِ گرمی می‌وزید و بویِ سیبی می‌رسید
دید از تَل آنطرف‌تَر پیکرش اُفتاده است

وای دستِ حرمله گهواره‌ای پاشیده بود
آه دستِ ساربان انگشترش اُفتاده است
 
محملش را دید وقتی می‌رود از کربلا
می‌رود با دختری که زیوَرَش اُفتاده است

می‌شنید از مَحمِلی لالاییِ گرمِ رُباب
حق بده چشمانِ او بر اصغرش اُفتاده است

خُطبه‌اش را گیسویِ از نِی رهایی قطع کرد
ردِ خونی رویِ چوبِ منبرش اُفتاده است
 
چشم را بالا گرفت اما برادر را ندید
تاب خورده نیزه و حتماً سرش اُفتاده است

زیر دست و پا نگاهی کرد دنبالِ حسین
دید سَر این سو و آن سو مادرش اُفتاده است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:51
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
748×746, 120.5 KB
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

قضا به کرب و بلا چون کشید زینب را
قَدَر به قیمت هستی خرید زینب را

نگو چرا ز حسینش جدا نمیگردید
خدا برای حسین آفرید زینب را...

@raziolhossein
02:51
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

قضا به کرب و بلا چون کشید زینب را
قَدَر به قیمت هستی خرید زینب را

نگو چرا ز حسینش جدا نمیگردید
خدا برای حسین آفرید زینب را...

@raziolhossein
02:52
#حضرت_زینب_شهادت


خیزران آمد و بر مهبط یارب زده شد
تازیانه عوض گفتن یا اَب زده شد

اُسکتوا ضربه شد و بر دهن دشمن خورد
مثل آن ضربه که یک روز به مِرحب زده شد

روز و شب زینب کبری به اسیری چون رفت
روز از روز بدش آمد و شب،شب زده شد

جای لیلا و رباب و همه‌ی اهل حرم
دم به دم عمه ی سادات مرتب زده شد

صاف بود آینه اش آه ولی در کوفه
سنگ بر آینه از جنس مُحدَّب زده شد

شد کبودی اثراتش دوبرابر زیرا؛
ضربه ها بیشترش در وسط شب زده شد

زینب آن لحظه به پا خاست و از پا افتاد
خیزران چونکه به پاخاست و بر لب زده شد

آسمان بار غم روضه ی سر را نکشید
قرعه ی فال به نام منِ زینب زده شد

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
02:52
#حضرت_زینب_شهادت

اندازه ي تو هيچ كسي غم نديده است
داغي كه ديده اي تو مُحرّم نديده است
نسل بشر كه هيچ مَلَك هم نديده است
با اينكه درد و داغ،دلت كم نديده است

جز حمد كردگار دمي بر لب تو نيست
جز يا حسين زمزمه ي هر شب تو نيست

در قتلگاه پير شدي خاك بر سرم
از جان خويش سير شدي خاك بر سرم
گفتند كه اسير شدي ، خاك بر سرم
با شمر هم مسير شدي خاك بر سرم

خاكم به سر كه همسفر اشقيا شدي
از يادگار مادرت آخر جدا شـدي

شد مثل مادر تو نصيب تو سوختن
بستند هر دوست تو را چون ابوالحسن
نه يوسفي براي تو ماند و نه پيرُهن
گفتي دم وداع به سالار بي كفن

"چون چاره نيست مي روم و مي گذارمت"
"اي پاره پاره تن به خدا مي سپارمت"


#محمد_قاسمی

@raziolhossein
02:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1244×1280, 215.5 KB
#جانم‌زینب

حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند
قدسیان ناله برآند که "جانم زینب

@raziolhossein
02:52
#حضرت_زینب_شهادت


کسی محبت خود یا که برملا نکند
و یا به طعنه و دشنام اعتنا نکند

تمام شهر ز احوال من خبر دارند
قرار نیست دلی بشکند صدا نکند

به زنده ماندن شمع و عروج پروانه
که آشنای کسی ترک آشنا نکند

فراق بعد تو با هیچ عاشقی دیگر
چنان‌که با دل من کرده است تا نکند

به روی شانۀ هر کس جنازه‌ای بردند،
نشد که خواهر تو یاد بوریا نکند

قسم به دست امامت که خواهرت آن شب
محال بود برای تو جان فدا نکند...

به زیر تابش خورشید بستری دارم
چگونه یار به محبوب اقتدا نکند

به پشت‌گرمی پیراهن تو می‌میرم
کسی ز سینه‌ام این هدیه را جدا نکند

#حسین_رستمی

@raziolhossein
02:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1089×1080, 66.0 KB
#حضرت_زینب_شهادت


چو روی خاک، رویش را نهادند
به یاد عصر عاشورا فتادند

هنوز از قبر می‌آمد نوایی:
«اگر کشتند چرا آبت ندادند»...


@raziolhossein
02:53
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

چو روی خاک، رویش را نهادند
به یاد عصر عاشورا فتادند

هنوز از قبر می‌آمد نوایی:
«اگر کشتند چرا آبت ندادند»...

@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب__شهادت


اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است
بالاسرش رُباب سرش را گرفته است

در فکرِ آب مانده و سایه نمی‌رود
در آفتاب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتابِ شام کباب است رویِ او
حالا شبیهِ روی رُباب است رویِ او

حالا کنارِ او که رُباب است بچه نیست
حالا که کوزه‌ها پُر آب است بچه نیست

این لحظه‌های آخر و او رو به کربلاست
او رو به قبله است بگو رو به کربلاست

عباس تا که بود کسی سایه‌اش ندید
سی سال قامتش زن همسایه‌اش ندید

عباس را که داشت به محمل حجاب بود
گهواره‌ای کنارِ عروسش رُباب بود

عباس اگر که بود در آتش نمی‌دوید
با دختری کبود در آتش نمی‌دوید

خانم به نیزه زلف پریشان ندیده بود
بر رویِ ناقه محملِ عُریان ندیده بود

افسوس سایه‌ها سرِ خواهر نیامدند
از شش برادرش یکی از در نیامدند

یادش نرفته بغضِ پریشانی‌اش شکست
سر را که دید گوشه‌ی پیشانی‌اش شکست

یادش نرفته نوبتِ تزئینِ شهر بود
خانم سه روز معطل آذینِ شهر بود

اینجا شراب پُر شده در کاسه‌ها چرا
اینجا پُر است از همه رقاصه‌ها چرا

ای کاش سر به طشتِ طلایش نمی‌رسید
این ضربه‌هایِ چوب صدایش نمی‌رسید

در پیشِ عمه دخترکی ناتوان شکست
آنقدر زد که آخر سر خیزران شکست

اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است
تنهاشده رُباب ، سرش را گرفته است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب_شهادت



آخر ماجراست این بستر
پلکهایش دوباره سنگین شد
زیر لب باز یا حسینی گفت
سفره ی بی کسیش رنگین شد

دختر نام آشنای علی
در سکوتی غریب جان میداد
داشت معنای تشنه مردن را
به لب خشک خود نشان میداد

بارِ یک سال و نیم دوری را
بر زمین میگذاشت از دوشش
دم آخر رسید و میپیچید
ناله های حسین در گوشش

ناله های حسینِ بی کفنش
که از اول کنار زینب بود
آن حسینی که چرخش چشمش
گردش روزگار زینب بود

دست کم هم ندارد از گودال
بسترش زیر تابش خورشید
تا برادر نیاید استقبال
خنده اش را کسی نخواهد دید

چشم او گر به عشق افتد باز
از گلویش سوال خواهد کرد
بعد این گریه ها نمیدانم
ساربان را حلال خواهد کرد؟؟

پیش خود دوره میکند هر دم
لحظه های وداع اخر را
تا قیامت نمیبرد از یاد
شمر را ، سینه ی برادر را

خلأ زخم های آتی را
کندی حرکت زمان پر کرد
جای خالی آب را آن دم
نیزه ی آخر سنان پر کرد

وسط شعله ها هراسان شد
با علیکن بالفرارِ علی
پای درد امام باقی ماند
مثل زهرا که در کنار علی

همه جا پا به پای سرها رفت
از حسینش جدا نشد زینب
پای عشقش کمر اگر خم کرد
لیک حرفش دو تا نشد زینب

دست او داد امام عاشورا
پرچم و هست و آبرویش را
کوفه از یاد خود نخواهد برد
تا ابد بانگ اُسْکُتوا یش را

کوفه را هم قُرُق نمود آخر
با همان دست بسته اش زینب
به همه درس سرفرازی داد
با جبین شکسته اش زینب

آنکه دارد به حیطه ی جبرش
حکم امروز و اذن فردا هم
به غریبی او شهادت داد
زنگ ناقوس آن کلیسا هم

شام یادش نبود  انگاری
شیشه ی قلب او ترک داد
اینکه با دست بسته می آید
نقش در خلقت فلک دارد

وقت بازار رفتنش یک شهر
به تماشا نشست قافله را
با اسیری کنار می آمد
ولی آن نیش خند حرمله را...

ولی آن نیشخند حرمله که
موی سجاد را سپیدش کرد
عاقبت پای عشق، ماندن او
راهی مجلس یزیدش کرد

در کش و قوس خیزران با تشت
سری از عرصه ی شراب گذشت
ناگهان تا که واژگون شد تشت
آب هم از سر رباب گذشت

آخر قصه از خرابه گذشت
که گریبان صبر او چاک است
فارغ از غیر‌گوشه ی این شهر
کودکی های فاطمه خاک است



#حسین_واعظی


@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب_شهادت


هر کس که بر تو جامه و جوشن گذاشته
پس معجری برای رخ من گذاشته

هر کس گذاشته به تنت جای بوسه ای
بر نازدانه هم سرِ سوزن گذاشته

با فرض این که از جگرت دست می کشد
آتش به دختران تو دامن گذاشته

با دَه زبان گرفته زبان خواهرت ، ببین
انگار در کنار تو سوسن گذاشته

گفتم که سیر این دم آخر ببینمت
اشکم ولی مگر ره دیدن گذاشته؟

معجر برای جسم تو خواهم ولی مگر
مرهم برای زخم تو دشمن گذاشته؟

تو غرق خاک و خونی و خورشید هم گرفت
پس دشت را چه این همه روشن گذاشته؟

راضی شدم که بوسه زَنَم حنجر تو را
اما مگر سنان رگ گردن گذاشته؟

گیرم بخواهم این بدنت را کفن کنم
این نعل های تازه مگر تن گذاشته؟


#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب__شهادت


یک سال و نیم می شود اینگونه مضطرم
یک سال و نیم منتظرم ... چشم بر دَرم

یک سال و نیم روز و شبم غرقِ غم گذشت
حالا ببین که بی رمقم ... بین بسترم

یادم نمیرود که تو ماندی به روی خاک
من ماندم و اسارت و بی تابی حرم

وقت غروب بود ... رسیدم به قتلگاه
دیدم به خون نشسته تن تو برادرم

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم
آیا تویی برادرِ من... نیست باورم"

از کربلا به شام به پیش نگاه من
رأسِ تو بود از روی نی سایه سرم

مانده برای خواهرِ تو از تو یادگار
پیراهنی که بافت برای تو مادرم

حالا بیا که باز دلم تنگ روی توست
با گریه بر تو می گذرد روز آخرم...


#محمد_صادق_ابراهیمی


@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب_شهادت

من زینبم که زخمی بغض و بهانه ام
مضمون سرخ یک غزل عاشقانه ام
من روضه خوان حمله ی صدتازیانه ام
پروانه ام که سوخته ام کنج خانه ام
دستان درد آرزویم رابه بادداد
یک آه سرد آرزویم رابه باد داد


پاییز شدهو
ای بهاری که داشتم
بربادرفت دارو نداری که داشتم
ماندندکربلاکس و کاری که داشتم
پرپرشدند ایل و تباری که داشتم
دستان روزگار مرا بی حسین کرد
من را اسیر داغ شه عالمین کرد


من بودم و عزای بیابان کربلا
بچه یتی
م های پریشان کربلا
برروی نیزه ها سر عطشان کربلا
خون میگذشت از سرایوان کربلا
بایادزخمهای تنش گریه میکنم
هرشب برای پیرهنش گریه میکنم


یادم نمیرودکه دل از غصه ها گرفت
شلاقهایشان به تنم بی هواگرفت
د
یدم که چکمه ای به روی سینه پاگرفت
یک خنجرشکسته حسین مرا گرفت
دیدم سرش جداشدو باور نداشتم
جای حسین کاش که من سرنداشتم


حالاعزای زخم تنت قاتلم شده
کابوس دست و پازدنت قاتلم شده
بانیزه پشت و رو شدنت قاتلم شده
خون لخته های پیرهنت قاتلم شده
یادم نرفته خاطره ی گوشواره را
گودال و ازدهام و تنی پاره پاره را


بعداز وداع بود که روزم سیاه شد
عباسمان که رفت حرم بی پناه شد
باتازیانه ها بدنم راه راه شد
بامن هرآنچه شد وسط قتلگاه شد
بااینکه روزگار به غارت مراسپرد
دست کسی ولی به پر معجرم نخورد


ازهم گسست بعدتو شیرازه ام حسین
انگار داغدار غمی تازه ام حسین
من درغمت شریک و هم اندازه ام حسین
مجروح سنگ خورده ی دروازه ام حسین
میرفت بع
دغربت صحرای کربلا
نیمی ز من به ناقه و نیمی به نیزه ها

#مسعود_اصلانی

@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب

خطبه ی حضرت زینب سلام الله علیها در شام


دمید گرد و غبار سپاهیان سحر
گرفت قلعه ی شب را طلیعه ی لشکر

در ازدحام فلک برق فجر پیدا شد
رها شدند از آن تیرگی هزار اختر

سپیده سر زد و با دست مهربانی خویش
کشید پرده ای از نور روی قرص قمر

به دوش کوه بر آمد ملیکه ی مشرق
طلوع کرد و جهان را گرفت سر تا سر

به شکر فتح خودش بر سر زمین پاشید
بدون هیچ دریغی هزار سکّه ی زر

چه خلقتی است؟ شگفتا! چه آیه ای؟ عظمی!
به فتح صبح قسم خورده خالق اکبر

قسم به صبح که خورشید شام زینب بود
بزرگوار، شکوه آفرین، بلند نظر

به هوش باش که برخاست محکمات علی
بلند شد که قیامش به پا کند محشر

بلند شد، سخنش را نشاند بر کرسی
نیاز نیست که باشد خطیب بر منبر

بلند شد، همه بت ها به لرزه افتادند
مگر که رفت علی روی دوش پیغمبر؟

کلام موجز او واژه واژه پر اعجاز
به گوش می رسد آیات سوره ی کوثر

شبیه بود به تسبیح رشته ی سخنش
به جای لفظ به هم وصل کرده درُ و گهر

مگر که روح الامین سوره ی قیامت خواند
که کاخ ظلم شد از این کلام زیر و زبر

خطاب کرد: «اَنا بِنتُ قامِعِ الکَفَرة
وَرِثتُ حُجبَ الکوثَر وَ مَنطِقَ الحیدر

منم همان که جگر گوشه نبيّ خداست
تویی نواده ی آن زن که می درید جگر

رسیده کار به جایی که هم کلام تو اَم
منی که همسخنم نیست از ملک کمتر

کنیز های تو در کاخ ها نشسته به تخت
عزیز های پیمبر اسیر کوه و کمر

اسیر در غل و زنجیر کودکان یتیم؟
ندای روح الامین می رسد: فَلا تَقهر!»

به پای خطبه ی غرّاءِ ذوالفقاری او
سپاه شب زده انداخت بی اراده سپر

هنوز می رسد از شام برق خورشیدش
اگر مسافر صبحی، ببند بار سفر!

مرکّب و قلم و کاغذ و مضامین سرخ
رسانده نامه ی خون را کبوتری بی سر

من الغریب می آید، نمانده وقت خضاب
حبیب های حرم را خبر کنید، خبر!

مدافعان حرم بوده ایم نسل به نسل
رسیده قبضه ی شمشیر از پدر به پسر

اگر چه سر بدهد، قصّه اش به سر نرسد
که شیعه حبّ علی را گرفته از مادر

چه می شود که علی جان به ما سری بزنی
شهید چشم تو باشیم لحظه ی آخر

حکایت من و عشق تو همچنان باقی ست
اگر چه باز به پایان رسید این دفتر

#محمد_مهدی_خانمحمدی


@raziolhossein
02:54
#حضرت_زینب_شهادت
#غزال

هم سر نداری

هم جای سالم بر روی پیکر نداری

خواهر بمیرد

ای شاه بی لشگر چرا لشگر نداری

پس کو اباالفضل

از چه غریب افتاده ای ، یاور نداری

جسمت پر از زخم

بر روی حنجر جز رد خنجر نداری

کی باورم بود

صورت نهی بر روی خاک و بر نداری

از حال و روزت

پیداست که بالا سرت مادر نداری

پیراهنت رفت

دیگر چرا انگشت و انگشتر نداری

خشکیده لبهات

آخر مگر ای تشنه آب آور نداری

جز سیلی شمر

دست نوازش بر سر دختر نداری

#علی_سلطانی

@raziolhossein
02:54
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

سوگند به هر کلام زینب، یارب
بر ذکر علی الدوام زینب، یارب

از کار فرج گره گشایی فرما
امشب تو به احترام زینب، یارب


#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
960×1280, 370.5 KB
#یا_زینب

مردم امروز اگر سمت گلستان رفتید
یاد هفتاد و دو تا لاله زینب باشید

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت


كوچه به كوچه پايِ سرت سنگ خورده ام
پاي سرت، به جايِ سرت سنگ خورده ام

يحــيايِ سر بريده ، شبيــه سرِ علي
آخـــر شكست كـوفه سر از دخترِ علي

آنان كه بي ملاحظه بر پيــكرت زدنــد
با كعب نيزه بر بدن خواهــرت زدنـــد

شرمنده از توأم كه به سينه نمي زنم
بستـند هر دو دسـت مَـرا دورِ گَـــردنم

دورم نشانده ام ، حرمي دل شكسته را
اين بچّه هاي گوشه ي زندان نشسته را

زندان كــوفه بعد تو دارُ العَـزاي ماست
شلاّق ، قوت غالب اين روزهاي ماست

از گريه هام ، كوفه تلاطم گرفته است
زينب براي تو شب هفتم گرفته است

اي تشنه لب ، برايِ تو آتش گرفته ام
در مجلس عزايِ تو آتش گرفته ام

پُر كرده كوفه را دَمِ واويـلتـاي من
گفــتم رباب روضه بخواند به جاي من

تشديد كرده درد مرا ، حال انزواش
از فرط گريه جوهره رفته ست از صداش

جاي صدايِ او همگي ضجّه مي زنيم
از ماجـــرايِ او همگي ضجّه مي زنيم

يك جمله گفت و خواهرت از شرم آب شد
با روضه اش دل همه ي ما كباب شد

گفت از وداع هاي تو ، من سوختم حسين
بيش از همه براي تو ، من سوختم حسين

اندوه تشــنه رفتن تو قاتل من است
داغِ گُـــرسنه رفتن تو قاتل من است

#محمدقاسمي

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

من در حرمت اشاره ها را دیدم
مرگ همه ی ستاره ها را دیدم

از اسب همینکه بر زمین افتادی
وا کردن گوشواره ها را دیدم

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت


ای زینب ای که بی‌تو حقیقت زبان نداشت
خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت

آگاه بود عشق که بی‌تو غریب بود
اقرار داشت صبر، که بی‌تو توان نداشت

در پهن‌دشت حادثه با وسعت زمان
دنیا، سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت

یک روز بود و این همه داغ، ای امام صبر
پیغمبری به سختی تو امتحان نداشت

گر پای صبر و همّت تو در میان نبود
اسلام جز به گوشهٔ عزلت مکان نداشت...

روزی به زیر سایهٔ پیغمبر خدای
روزی به جز سر شهدا سایه‌بان نداشت؟

محمل درست در وسط نیزه‌دارها
یک ذرّه رحم در دل خود ساربان نداشت

زینب اگر نبود، شجاعت یتیم بود
زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت

زینب اگر نبود، وفا سرشکسته بود
زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت

زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود
آزادی این چنین شرف جاودان نداشت

«میثم» هماره تا که به لب داشت صحبتی
حرفی به‌جز مناقب این خاندان نداشت

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

از غربت زینب دل من بی تاب است
ازغصه ی اوست دیده ام پر آب است

امشب شده ام اگر غمین زینب
از لطف دعای حضرت ارباب است

#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_مدح


کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیه ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبه ممسوسة فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنين اش زینب است

واقعا زن نیست این ، آموزگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

.
خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زينب حسن زينب پیمبر زينب است
حيدر كرار لحن آتشين اش زينب است

مستجير بيرق عباس گرچه شد حسين
پرچم صاحب لوا حبل المتين اش زينب است

آنكه بين ازدحام چشم هاي خيره سر
رو گرفت از دشمنان با آستينش زينب است

گرچه در بزم عبيدالله او پايين نشست
صبح محشر بانوي بالانشين اش زينب است


#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

آن روز حسین یک‌صدا، زینب بود
آیینهٔ غیرت خدا، زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب
آن روز تمام کربلا زینب بود

#جلیل_صفربیگی

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت


داری دوباره در دل ما غم می آوری
ُبغضی پر از غریبی و ماتم می آوری

حالا که بزم روضه بنام تو زینب است
حال و هوای ماه محرم می آوری

دلداده ی حسینی و با عشق خود به او
اصلاً تویی که عشق مُجسم می آوری

تو دخت مرتضایی و با تیغ خطبه ات
پیوسته لرزه بر همه عالم می آوری

ارث از علی گرفته و طوفان غیرتی
در موج هر بلا تو مگر کم می آوری؟

اما هلال غرق به خون با دلت چه کرد
در پیش او دو دیده ی زمزم می آوری

بی خود نبود بعد غم دلبرت حسین
دستی به زانو و کمر خم می آوری

#مرتضی_شاهمندی

@raziolhossein
02:57
#امام_حسین_مناجات


عالم همه محضر اباعبدالله
ریزه خور مادر اباعبدالله

عقبا همه پابست حسین بن علی
دنیاست مسخر اباعبدالله

والله که خلقت تمام عالم
شد از صدقه سر اباعبدالله

افتاد به جسم آفرینش لرزه
از خطبه خواهر اباعبدالله

دیدند علی اکبرش را گفتند
این است پیمبر اباعبدالله

دارد سه پسر به نام بابا اما
اکبر شده حیدر اباعبدالله

هرشاه سگی به خانه خود دارد
مائیم سگ در اباعبدالله

بر سنگ مزارم بنویسید چنین
من نوکر نوکر اباعبدالله

مدیون تو عالمین اباعبدالله
آقای منی حسین اباعبدالله


#عبدالزهرا


@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت


حسین بود و تو بودی، تو خواهری کردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی

غریب تا که نمانَد حسینِ بی‌عبّاس
به جای خواهری آنجا برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین
چه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردی

تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی

پس از حسین، چه بر تو گذشت؟ وارث درد!
به خون نشستی و در خون شناوری کردی

به روی نیزه سرِ آفتاب را دیدی
ولی شکست نخوردی و سروری کردی

چه زخم‌ها که نزد خطبه‌ات به خفّاشان
زبان گشودی و روشن سخنوری کردی

زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود
سخن درست بگویم، تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان
یگانه قاصد امّت! پیمبری کردی

بدل به آینه شد خاک کربلا با تو
تو کیمیاگری و کیمیاگری کردی

من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟
تو ای بزرگ! خودت ذرّه‌پروری کردی


#مرتضی_امیری_اسفندقه

@raziolhossein
02:57
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


ببین از داغ تو خیلی شكستم
شكستم كه چنین از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسی كه هستم

*

به یادت در نوای آب آبم
چنان تو زیر تیغ آفتابم

تو راحت خفته ای در خانه ی قبر
ولی من از غمت خانه خرابم

*

لباس تو در آغوشم برادر
صدایت مانده در گوشم برادر

تو ماندی بی كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر

*
سراسر نیزه میبینم به خوابم
سر و سرنیزه میبینم به خوابم

همین كه پلك بر هم می گذارم
تو را بر نیزه میبینم به خوابم
*

دلم هر روز سوی نیزه میرفت
كه خونت در گلوی نیزه میرفت

چه می شد مثل سرهای شهیدان
سر من هم به روی نیزه میرفت

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
02:58
#حضرت_زینب_شهادت


روز و شب اندر عزایت گریه کردم یاحسین
تا که شد جانم فدایت گریه کردم یاحسین

خود تو گفتی گریه باشد مرهم زخم تنم
مرهمی بر زخمهایت گریه کردم یاحسین

من که در هر جا نیابت داشتم از مادرت
جای زهرا از برایت گریه کردم یاحسین

پیکرم چون شمع شد آب و دو چشمم خشک شد
بسکه یاد کربلایت گریه کردم یاحسین

با دلی پر غصه ات کشتند و من تا وقت مرگ
بر تو بر غصه هایت گریه کردم یاحسین

تو به روی نیزه میرفتی شتابان کو به کو
من به ناقه در قفایت گریه کردم یاحسین

در خرابه پابه پای دختر دردانه ات
بر سر از تن جدایت گریه کردم یاحسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
02:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1066, 357.6 KB
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی


ای کاش که در خدمت زینب باشیم
گریان غم و محنت زینب باشیم

یکشب حرم رقیه جان باشیم و...
یکشب حرم حضرت زینب باشیم

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:58
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی


ای کاش که در خدمت زینب باشیم
گریان غم و محنت زینب باشیم

یکشب حرم رقیه جان باشیم و...
یکشب حرم حضرت زینب باشیم

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:58
#امام_حسین_مناجات


با ناله در عزای حسین گریه میکنیم
در بین روضه های حسین گریه می کنیم

فردا خدا گواست که گریان نمیشویم
امروز اگر برای حسین گریه می کنیم

در قتلگاه شیعه خود را دعا نمود
داریم از دعای حسین گریه می کنیم

پروردگار گر شده صاحب عزای او
ما همره خدای حسین گریه می کنیم

تا آخرین نفس همگی عهد کرده ایم
یافاطمه! برای حسین گریه می کنیم

اصغر گلو بریده و اکبر جدا جداست
از داغ بچه های حسین گریه می کنیم

بر جسم پایمال و سر پاک و اطهرِ
ببریده از قفای حسین گریه می کنیم

لب تشنه ناله زد جگرم سوخت از عطش
با آه و ناله های حسین گریه می کنیم

از دوری حرم دل مارا قرار نیست
با داغ کربلای حسین گریه می کنیم

دیدم به خواب ما همه داریم دور هم
در صحن باصفای حسین گریه می کنیم

#عبدالزهرا

@raziolhossein
02:58
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت


ای هم سفر! که با سر پاکت سفر کنم
خون گریم و بر این سر خونین، نظر کنم

قرآن ناطقم! به سرم سایه کرده ای
تا در پناه سایه ی قرآن سفر کنم

خواهم سرت ز نیزه بگیرم، به بر نهم
لیک از دراز دستی دشمن، حذر کنم

شب تیره است و راه مخوف، ای هلال من!
با نور روی تو، شب خود را سحر کنم

مبهوت، دخترت شده از دیدن سرت
گاهی نظر به دختر و گاهی به سر کنم

با من گر، ای حسین! نگویی سخن، مگو
چون صبر بیش تر ز غمِ بیش تر کنم

با دختر صغیره ی خود کن تکلمی
کز بهر آن سه ساله، گمان خطر کنم

رنگین شده است، موی تو از خون عارضت
من هم خضاب، موی خود از خون سر کنم

شعری به اشک و آه، «موید» سرود و من
امضا بر این مقاله ز خون جگر کنم

#سیدرضاموید

@raziolhossein
02:59
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت


محشر نزول کرده قیامت به پا کند
فکری بحالِ مردمِ بی دست و پا کند

اصلا ًخدا نخواست که زینب بیاورد
انگار خواست صبر خودش را بنا کند

هفت آسمان به زیرِ پَرش خاک میخورد
یک لحظه با اراده اگر بال وا کند

بیرون زِ حجره اش برود بی نقاب اگر...
خورشید آسمان و زمین را رها کند

در خواب هم به فکرِ گدای مدینه است
تا سهمِ قرصِ نانِ خودش را عطا کند

مشکلگشایِ حضرتِ معصوم زینب است
کافیست در نماز شبش ، ربنّا کند

یعنی همان که قبله ی حاجاتِ عالم است
میخواست تا که خواهرش او را دعا کند

اینکه سه روز بی وجناتِ حسین شد
نزدیک بود تا نفسش را فدا کند

زینب عقیله ، عالمه ی بی معلمه ...
خونش حلال هر که جز او ادّعا کند

مبهوتِ درکِ پایه ی ایمانی اش همه
انگشت میگزند ز حیرانی اش همه

از هر چه مرد ، یک سر و گردن اگر سر است
این ماده شیرِ شیرِ خداوند ، حیدر است

تنها امام زاده ی این خانواده که...
سرچشمه ی معارفش از جای دیگر است

بهتر به نقلِ قولِ حسن ، اکتفا کنیم
تفسیر کردنش چِقَدَر حیرت آور است

مبعوث شد که گریه مسلمانمان کند..‌.
در کسوت ِ زن است ولیکن پیمبر است

ناباورانه بود شبِ خواستگاری اش
بالا نشینِ مسندِ دربارِ باور است

با شرطِ ضمنِ عقدِ خودش ازدواج کرد
هر جا حسین رفت کنارِ برادر است

باید که از قداستِ پوشیه اش نوشت
وقتی خدا محافظِ این سطحِ معجر است

اثبات میکند خبر شام و کوفه اش
با مِلّتی ز کُفر حضورش برابر است

جانها فدای خطبه ی "یا اشبحُ الرِّجال..."
بالله قسم که درخورِ الله ُاکبر است

از نای دل نوای علی میرسد بگوش
یا للعجب صدای علی میرسد بگوش

#حبیب_نیازی

@raziolhossein
02:59
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت

در آسمان فراقت، هلال را دیدم
نمردم و سرِ نیزه، هلال را دیدم

منی که روی تو را بی بهانه می دیدم
به صد بهانه فراق و ملال را دیدم

صدای قاری من از تنور می آمد
چه شد که بر سر نی این محال را دیدم

دلم ز رأس تو جویای شام هجران شد
ز عطر یاس، جواب سؤال را دیدم

بدون شرح و بیان، وصف حال تو گویاست
به زخم ابروی تو شرح حال را دیدم

اگر چه گیسوی خاکستری کبابم کرد
ز جلوه ی تو شکوه و جلال را دیدم

به من چو از سر نیزه نظاره می کردی
نگاه ملتمس خردسال را دیدم

تمام داغ و فراق تو داشت زیبایی
چرا که در رخ تو ذوالجلال را دیدم

مرا به مجلس ابن زیاد سنجیدی
ز هیبتم به رخت وصف حال را دیدم

چنان غم تو به ایراد خطبه ام وا داشت
که خود صلابت یک سرو دال را دیدم

منم معلّم تفسیر سوره ی مریم
که پاره پاره کتاب زلال را دیدم

ببین که دست خدا با سپاه کوفه چه کرد
در این سپاه شکست و زوال را دیدم


#محمود_ژولیده

@raziolhossein
02:59
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


این لحظه بدونِ سایه ات جانکاه است
باز آ و بگو که فاصله کوتاه است

هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است
کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

*

بر سینه یِ خود پیرهن ات را دارم
بد جور هوای دیدنت را دارم

وا کن گره یِ مُشتِ مرا تا بینی
با خویش عقیقِ یمنت را دارم

*
#حسن_لطفی

@raziolhossein
02:59
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1244×1280, 215.5 KB
#جانم‌زینب

حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند
قدسیان ناله برآند که "جانم زینب

@raziolhossein
02:59
#حضرت_زینب_شهادت


این مدتی که می گذرد در عزای تو
روزی نبوده اشک نریزم بپای تو

با یاد آخرین شب پیش تو بودنم
یک شب نبوده روضه نگیرم برای تو

یکسال و نیم شمع شدم سوختم حسین
یک سال و نیم آب شدم در ازای تو

ای کاش لحظه ای که رسد جان من به لب
بودم کنار قبر تو در کربلای تو

ای کاش لحظه ای که می آیی به دیدنم
از تن سرم بریده شود پیش پای تو

جان می دهم به بستر مرگم در آفتاب
مثل تن به خاک بیابان رهای تو

بر روی سینه پیرهنت را گرفته ام
تا اینکه باز زنده شود ماجرای تو

گودال بود و ولوله ی نیزه دارها
گم بود بین هلهله هاشان صدای تو

گودال بود و پیرهن و نعل اسب ها
ای کاش بود خواهرت آنجا به جای تو

چیزی برای ما ز تو باقی نذاشتند
تقسیم شد عمامه و خود ردای تو

من بودم و نظاره ی تاراج خیمه ها
در دست باد روسری بچه های تو

عباس چون نبود به سیلی سپرده شد
بوسه زدن به دخترک بینوای تو

جز آن شبی که دور شدم از تو در سفر
تو روی نیزه بودی و من پا به پای تو

بر دامنم نیامدی آن شب دگر گذشت
اما حسین، کنج تنور است جای تو؟

یادم نرفته سنگ لب پشت بام بود
پاداش هر کسی که بپا کرد عزای تو

یادم نرفته وقت تلاوت نمودنت
شد خنده ها جواب صدای رسای تو

ما را مدام خارجی آنجا صدا زدند
ای غیرت خدا همه عالم فدای تو

تا رفع اتهام کنی از حریم خویش
با آیه های سرخ بر آمد ندای تو

اما یزید حرف تو را زود قطع کرد
با خیزران مقابل طشت طلای تو

#علی_صالحی

@raziolhossein
02:59
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

جا دارد اگر فلک کنون گریه کند
با زخم دل و سوز درون گریه کند

تو زینبی و مهدی زهرا شب و روز
از بهر اسارت تو خون گریه کند



در کرببلا به دردها درمان داد
جان داد ولی جان به ره جانان داد

بر برگ گل لاله نوشتند به خون
از هجر حسین، زینب آخر جان داد

#سيدهاشم_وفايی

@raziolhossein
03:00
#حضرت_زینب_شهادت


لحظه ها لحظه های آخر بود
آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده ای تر بود

چقدر سینه اش مکدر بود

دستش رو به قبله تا کرده
روی خود را به کربلا کرده
مجلس روضه را بپا کرده
باز هم یاد درد ها کرده

یاد باغ گلی که پرپر بود

پلکهایش کمی تکان دارد
رعشه ای بین بازوان دارد
پوست نیروی استخوان دارد
یادگاری ز خیزران دارد

چشم از صبح خیره بر در بود

تا علی اکبرش اذان ندهد
سروِ قدش تا نشان ندهد
تا علمدار سایبان ندهد
تا حسینش ندیده جان ندهد

انتظارش چه گریه آور بود

زیر این آفتاب می سوزد
تنش از التهاب میسوزد
یاد عباس و آب میسوزد
مثل روی رباب میسوزد

یاد لبهای خشک اصغر بود

میزند شعله مرثیه خوانیش
زنده ماندن شده پشیمانیش
مانده زخمی به روی پیشانیش
آه از روز کوچه گردانیش

چقدر در مدینه بهتر بود

سه برادر گرفته هر سورا
و علی هم گرفته بازو را
دور تا دور قد بانو را
تا نبینند چادر او را

آه از آن دم که پیش اکبر بود

ناگهان یک سپاه خندیدند
بر زنی بی پناه خندیدند
او که شد تکیه گاه خدیدند
مردمی با نگاه خندیدند

بعد از آن نوبت برادر بود

آن همه ازدهام یادش هست
جمع کوفیُ شام یادش هست
چشمهای حرام یادش هست
حال و روز امام یادش هست

چشمها روی چند دختر بود

یک طرف دختری که رفته از حال
یک طرف تل خاک در گودال
زیر پای جماعتی خوشحال
یک تن افتاده تا شود پامال

باز دعوا میان لشکر بود

جان او تا ز صدر زین افتاد
خیمه ای شعله ور زمین افتاد
نقش یک ضربه بر جبین افتاد
گیسویی دست آن و این افتاد

حرمله هم کمی جلوتر بود

یک نفر گوئیا سر آورده
زیر یک شال خنجر آورده
عرق شمر را در آورده

وای سر روی دست مادر بود


#حسن_لطفی

@raziolhossein
03:00
#حضرت_زینب_شهادت


پسر فاطمه من خواهر نالان توام
کشته بی سر من بی سر و سامان توام

سوز هجران تو چون شمع سحر آبم کرد
شکر این هجر به سر آمد و مهمان توام

از همان لحظه که گفتی جگر میسوزد
تا دم مرگ به فکر لب عطشان توام

لب من خشک به یاد لب خشکت اما
در غم چوب یزید و لب و دندان توام

گو به خورشید بتابد به روی پیکر من
که جگر سوخته پیکر عریان توام

تو در آن طشت اگر گریه برایم کردی
به تلافی همان اشک تو گریان توام

باد موی تو به نی این سو و آن سو می برد
مو سفید از غم آن موی پریشان توام


#عبدالحسین

@raziolhossein
03:00
#حضرت_زینب_شهادت



زینبم یار آشنای توام
جای مانده ز کربلای توام

شعله سر می کشد ز ناله ی من
من عزادار نینوای توام

تشنه لب لحظه های آخر عمر
یاد سقای با وفای توام

بسترم زیر تابش خورشید
روضه خوان یاد بوریای توام

یاد گل های پرپر باغ و
بدن زیر دست و پای توام

وای از آن دم که حنجر تو شکست
یاد آن آخرین صدای توام

یاد راس تو روی نیزه و آن
پیکر بر زمین رهای توام

زخم خورده ز وقت وا شدن
پای دشمن به خیمه های توام

دم آخر بیا به بالینم
که دوباره رخ تو را بینم


#رضارسول_زاده

@raziolhossein
03:00
#حضرت_زینب_شهادت


یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده‌های دشمن تو گریه کردم

هرشب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته

آخر مرا با غصّه‌ی ایّام بردند
با خاطرات سیلی و دشنام بردند
بین همان شهری که بزم عام بردند
این آخر عمری مرا در شام بردند

پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند

گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کن
کمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کن
این آخر عمری مرا رو به وطن کن
من را میان کهنه پیراهن کفن کن

با قاسم و عباسم و اکبر بیائید
من را بسوی کربلا تشییع نمائید

حالا دگر بال و پری دارم، ندارم
در آتشت خاکستری دارم، ندارم
من سایه‌ی بالاسری دارم، ندارم
چیزی به جز چشم تری دارم، ندارم

آنقدر بین کوچه‌ها بال و پرم سوخت
آنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت

باور نخواهی کرد با اغیار رفتم
با چادر پاره سر بازار رفتم
خیلی میان کوچه‌ها دشوار رفتم
با ناسزای تند نیزه‌دار رفتم

یادم نرفته دست بر پهلو گرفتم
از دشمنان تو چگونه رو گرفتم

یادم نرفته دور تو جنجال کردند
جمعیتی را وارد گودال کردند
آن ده سواری که تو را پامال کردند
دیدم تنت را زنده‌زنده چال کردند

یادم نرفته دست و پا گم کرده بودم
در گوشه‌ی مقتل تو را گم کرده بودم


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
03:00
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال و نیم بعد تو سالار تشنه لب
زینب به آب لب نزده یار تشنه لب

یک سال و نیم بعد تو سوخت جان زینبت
شانه نخورده موی پریشان زینبت

یک سال و نیم گریه برای تو کرده ام
با عالمی که غرق عزای تو کرده ام

یک سال و نیم ناله زدم ای حسین من
یاد قدیم ناله زدم ای حسین من

یک سال و نیم خنده به زینب شده حرام
جز نام دوست نشنود از من کسی کلام

یک سال و نیم روضه گودال خوانده ام
از دست و پای زخمی اطفال خوانده ام

یک سال و نیم یاد گلوی تو بوده ام
وقت نماز محو وضوی تو بوده ام

یک سال و نیم یاد لبت از دلم نرفت
یاد نماز نیمه شبت از دلم نرفت

یک سال و نیم بعد تو سینه زدم حسین
آتش به جان اهل مدینه زدم حسین

یک سال و نیم بعد تو فریاد می زدم
در مسجدالنبی ز دلم داد می زدم

یک سال و نیم با پدر خسته گفته ام
از محمل برهنه و کف بسته گفته ام

یک سال و نیم با حسن از کوچه گفته ام
یک کوچه نه از غم صد کوچه گفته ام

یک سال و نیم نیمه شب بهر مادرت
گفتم حکایت سم اسبان و پیکرت

یک سال و نیم بعد تو خوابم نبرده است
زینب طعام سیر پس از تو نخورده است

یک سال و نیم زینب تو بود و زمزمه
خجلت ز روی مادر سردار علقمه

یک سال و نیم ناله ام البنین حسین
می زد مرا کنار بقیع بر زمین حسین

یک سال و نیم پیرهنت اشک من گرفت
شیب الخضیب اشک تنت از من گرفت

یک سال ونیم فکر سرت روی نیزه ها
یک لحظه ام نکرد برادر مرا رها

یک سال و نیم یاد سرت در میان تشت
از قلب پاره پاره خواهر جدا نگشت

یک سال و نیم زینب تو بود و اضطراب
یک خاطره است کشته مرا مجلس شراب


@raziolhossein
03:01
#حضرت_زینب_شهادت

جان و دلم فدای تو ای دلبرم ، حسین
دیگر رسیده است دم آخرم حسین

من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا
دیدار من بیا ، پسر مادرم حسین

چیزی نماند از تو بجز کهنه پیرهن
این یادگار توست کنون در برم حسین

یک سال و نیم رفته ز عمر و نمی شود
درد نبودنت بخدا باورم حسین

یک سال و نیم مثل رباب تو می زدم
بر صورتم ، ز داغ علی اصغرم حسین

پیچیده است وقت اذان توی گوش من
" الله اکبر " علی اکبرم حسین

یادم نمی رود که صدای تو قطع شد
افتاد دلهره به میان حرم حسین

بالای تل دویدم و دیدم که ، می خوری...
...شمشیر و نیزه ، پیش دو چشم ترم حسین

غارت شروع شد همه در خیمه ریختند
بردند گوشوار من و زیورم حسین

چهره کبود بود شب غارت حرم
هر دختری که بود به دور و برم حسین

در کربلا زدند به پیشانی تو سنگ
در شام سنگ خورد همه پیکرم حسین

هر چه گذشت بین محل یهودیان
با خود به زیر خاک سیه می برم حسین ...

#رضارسول_زاده

@raziolhossein
03:01
#حضرت_زینب_شهادت


اي طبيب دل غمديده ي غم پرور من
نظري كن به تن خسته ي در بستر من

آنچنان آتش هجران تو سوزاند مرا
كه بجا مانده فقط بعد تو خاكستر من

پيش از آني كه اجل بر سر من سايه زند
تو بيا بار دگر سايه فكن بر سر من

ياد داري بدنت در يم خون بوسيدم
به تلافي همان بوسه بيا در بر من

نه فقط بر لب من نام تو جاري است حسين
بخدا ذكر تو گويد همه ي پيكر من


@raziolhossein
03:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1090, 128.4 KB
طبق فتوای تو در عشق نمازی ست خمیده
سجده در دین تو بوسه است به رگهای بریده
پشت در، فرق پدر، تشت و جگر، دلبر بی سر
چار نوبت شده ای در گذر عمر، شهیده

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
03:01
#حضرت_زینب_شهادت


به روی دل، غم و داغ تو را گذاشته ام
به روی شانه ی خود كربلا گذاشته ام

برای آنكه مرا غُصه ی تو پیر كند
به روی كُلِّ جوانیم پا گذاشته ام

برای آنكه بگویم هنوز فكر توام
ببین كه پیرهنت را كجا گذاشته ام

شكسته تر شده این دل، دل بدون حسین
شكسته تر شده هر چه دوا گذاشته ام

اگر بناست ببینی مرا بیا گودال
که خویش را لب گودال جا گذاشته ام

هنوز خون گلوی تو رنگ موی من است
گمان مبر كه به مویم حنا گذاشته ام

نشد اگر چه تنت را كفن كنم اما
هنوز هم كفنت را سوا گذاشته ام

#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
03:01
#حضرت_زینب_مدح

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"
دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

روز جزا بـهانـۀ شیعه بـرای عـفو
خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را
"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:01
#حضرت_زینب_مدح

سرّ نِی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب‌تشنگان
در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی‌ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‌ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی‌لگام
در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود


#قادر_طهماسبی

@raziolhossein
03:02
#امام_زمان_مناجات
#حضرت_زینب_اسارت

با غصه های آل عبا گریه می کنی
در اوج روضه های عزا گریه می کنی

ما با گناه اشک تو را در می آوریم
از سوز بی وفایی ما گریه می کنی

ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما
می آیی و بدون صدا گریه می کنی

«گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه»
در مشهد امام رضا گریه می کنی

بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا
بر داغ سید الشهدا گریه می کنی

این روزها به حال دل زینب اسیر
در ماجرای شام بلا گریه می کنی

بر رأس های رفته به بالای نیزه ها
با خیزران و طشت طلا گریه می کنی

حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است
با غصه های آل عبا گریه می کنی


#وحید_محمدی

@raziolhossein
03:02
#حضرت_زینب_مدح


شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است

راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم "یازینب"است

چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما "رأیت الا جمیلا" زینب است

هاله ای از نوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دور از تماشازینب است

آنکه ازحجب و حیا وپاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش را زینب است

خم به ابرویش نیاورده است درطوفان درد
آنکه صبر از دست او افتاد از پازینب است

آنکه باآن خطبه ی غراّی خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوازینب است

حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است

آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از رو ماند برجازینب است


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
03:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1085, 69.9 KB
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️

به‌زینب هرزمان این‌چرخ ظلم تازه‌ای‌ دارد
فلک انصاف کن آخر ستم اندازه ای‌دارد

#یاحسین_آجرک_الله

@raziolhossein
03:02
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_اسارت


با دست بسته است ولی دست بسته نیست
زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

زینب اسیر نیست دو عالم اسیر اوست
او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست

رنج سفر، خطر، غم بازار، چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست


#مجید_تال

@raziolhossein
03:02
#امام_حسین_مناجات
#حضرت_زینب_اسارت
#نییزه


ای ذکر نام تو نمک روضه ها حسین
شکر خدا که با تو شدم آشنا حسین

سردرب خانه تو نوشتند از ازل
آقا شد هر کسی که شد اینجا گدا حسین

آلوده تر زمن نبود بر درت ولی
آقاتری از اینکه برانی مرا حسین

((لطفی که که کرده ای پدر ومادرم نکرد))
ای مهربانترین کسم ای با وفا حسین

زهرا اجازه داد که من نوکرت شدم
ورنه عزیز من، تو کجا من کجا حسین

گریه کن توام،بدم، اما شنیده ام
زهرا کند به گریه کنانت دعا حسین

فردا که هیچ کس به کسی نیست ،مادرت
خود میکند گریه کنت را سوا حسین

آقا تو را به دست جدای برادرت
دستم مکن زدامن لطفت جدا حسین

یک عمر من به روضه تو آمدم، تو هم
یک دم به شام اول قبرم بیا حسین
.........
زینب چو دید راس تو را روی نیزه ها
از سوز سینه ناله زد و گفت یاحسین....

موی تو بی وضو نزده شانه مادرم
کی راس تو زده به روی نیزه ها حسین

خاکم به سر بگو زچه خاکستری شدی
دیشب مگر که بوده سرت در کجا حسین


#عبدالحسین

@raziolhossein
03:02
#حضرت_زینب_مدح

به شیعه ابرو داده وجود زینب کبری
یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری

اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا بگذاشت
نماد پنج تن را در وجود زینب کبری

نه تنها زینت باباست بلکه زینت دنیاست
علی پیداست در حین شهود زینب کبری

پس از چشمان مادر_ان همیشه محرم حیدر_
غم از رخسار بابا می زدوده زینب کبری

حسین از یاد ها می رفت و پرچم ها زمین می خورد
نبود از عشق ردی در نبود زینب کبری

کسی که هستی اش را داد تا که معجرش باشد
نمی داند قلم حد و حدود زینب کبری

شهادت خواستگاه کربلا بود و حسین اما
اسارت شد عروج بی فرود زینب کبری

اسارت رفت اما معنی اش ذلت نمی باشد
اسارت را خدا کرده صعود زینب کبری

چه محکم ما رایت الا جمیلا ضربه زد انجا
به گوش دشمن کور و حسود زینب کبری

چنان کوهی که از طوفان نیاید خم بر ابرویش
حرم را تکیه گاه امن بوده زینب کبری

طنین خطبه اش را کوفه فهمیده است یعنی چه
هراسان شد دل شام از ورود زینب کبری

به اشک شرم می شوید به نی خورشید چشمش را
ببیند هر زمان چشم کبود زینب کبری

#حسن_کردی

@raziolhossein
03:02
#حضرت_زینب_مدح

نطقى كه كوفه شير زن كربلا نمود
مكر و فساد دشمن دين برملا نمود

ثابت نمود منزلت خاندان خويش
مشت يزيد و زادۀ مرجانه وا نمود

دادِ سخن بِداد در آن جمع آن چنان
با خطبه ‏اش قيامتى آنجا بپا نمود

با آن دل شكسته و اندوه بيكران
بر عهده آنچه داشت رسالت ادا نمود

در آن محيط وحشت و خوف او بدون بيم
ذمّ يزيديان به بيان رسا نمود

از غدر و مكر مردم كوفه نمود ياد
تحذيرشان زكردۀ زشت و خطا نمود

گفت و نمود خلق خطا كرده سر بزير
در حسرت و تأسف از آن كرده ها نمود

هم داد بيمشان ز مكافات اين جهان
هم يادشان قيامت و روز جزا نمود

يك شهر پر ز ضّجه و يك دشت صيحه شد
دخت على چو قِصّۀ پر غُصّه وا نمود

او با كلام خود همه را كرد منقلب
روز سرورِ خصم، شب غم فزا نمود

زينب سخن نگفته همه گرم عيش و نوش
با آنچه گفت يكسره غرق عزا نمود

تا ساكتش كنند سر انور حسين
آورد نيزه دار و بر آن بينوا نمود

افتاد آفتاب جمالش به محملش
خواهر ز ديدنش سخن خود رها نمود

از غصّه سر به چوبۀ محمل زد و شكست
گلگون ز خون خويش ز سر تا به پا نمود

بس كن (على) كه زينب كبرى در اين ميان
با آنچه كرد پرچم دين را بپا نمود


#آیت_الله_حاج_اقا_علی_صافی

@raziolhossein
03:03
#حضرت_زینب_مدح



هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است
غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود
شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا
کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی
ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش
حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا
مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین
او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود
پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری
شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام
لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق
چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن
دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
03:03
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_مصیبت


آیه ی رحمت خدا زینب
مظهر عصمت خدا زینب
زینت زینت خدا زینب
پرچم عزت خدا زینب
چهره ات طلعت خدا زینب
سوره ی عفت خدا زینب

اختر آسمان طف زینب
ماده شیر شه نجف زینب

به علی ناز دختری بانو
عرش حق را تو زیوری بانو
مثل ماهی ، منوری بانو
گل زهرای اطهری بانو
زآن چه گویم تو برتری بانو
همه جا با برادری بانو

آن قدر که دلاوری زینب
به گمانم تو حیدری زینب

علم کربلا به دست تو بود
هم قدر هم قضا به دست تو بود
کتب انبیا به دست تو بود
تیغ شیر خدا به دست تو بود
از ازل قلب ما به دست تو بود
دل اهل کسا به دست تو بود

وارث جمع پنج تن زینب
مرد مردان به ظرف زن ، زینب

واژه ی صبر با تو با معناست
دل تو دل نه مثل یک دریاست
احترامت همیشه پا برجاست
پرچم تو الی الابد بالاست
منش تو پیام حجب و حیاست
چونکه آموزگار تو زهراست

جلوه ی ناب فاطمه زینب
عالمه بی معلمه زینب

تو چراغ هدایتی خانم
آفتاب عنایتی خانم
ز خداوند آیتی خانم
در کرم بی نهایتی خانم
خطبه خوان ولایتی خانم
کربلا را روایتی خانم

امتداد قیام یا زینب
واجب الاحترام یا زینب

مانده ام من پیمبرت خوانم !
یا که زهرای اطهرت خوانم ؟
بهتر آن است حیدرت خوانم
یا ابالفضل دیگرت خوانم
رخصتی ده ز دلبرت خوانم
روضه ای از برادرت خوانم

گویم از یار بی سرت زینب
داغ های مکررت زینب


یاد داری چها گذشت آن روز ؟
چه به کرب و بلا گذشت آن روز
چه به خون خدا گذشت آن روز
از تنش اسبها گذشت آن روز
از گلو نیزه ها گذشت آن روز
دم مغرب بلا گذشت آن روز

شد حسین تو هم فدا زینب
شد سرش از قفا جدا زینب

تا کشیدی تو آه خندیدند
تا شدی بی پناه خندیدند
دور تو یک سپاه خندیدند
آن همه روسیاه خندیدند
به تو در بین راه خندیدند
تیره دلها به ماه خندیدند

به خدا تا اسیر شد زینب
یک شبه پیر پیر شد زینب

تن صد چاک اکبرت دیدی
نعش قاسم برابرت دیدی
روی نیلی خواهرت دیدی
سر نی راس اصغرت دیدی
دو گل یاس پرپرت دیدی
غرق در خون برادرت دیدی

از روی تل چه دیده ای زینب ؟
چه مصائب که دیده ای زینب !

باغ در هجمه ی خزان دیدی
پشت هم داغ بیکران دیدی
از زمین دیدی از زمان دیدی
زیر پا طفل نیمه جان دیدی
کوفه رفتی ز دوستان دیدی
شام رفتی ز دشمنان دیدی

کاش می ریخت آسمان زینب
وای از آن چوب خیزران زینب

آه از این بغض و دیده ی تر تو
آه از این حال گریه آور تو
مانده در آفتاب پیکر تو
کهنه پیراهنی است در بر تو
در همین لحظه های آخر تو
آمده پیش تو برادر تو

آمده شاه بی کفن زینب
به رگش باز بوسه زن ، زینب ...

#رضا_رسول_زاده


@raziolhossein
03:03
Video file
Not included, change data exporting settings to download.
00:01, 59.4 KB
آه یا زینب

در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب زینب

گفتم به فلک دلت به احوال که سوخت
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب

@raziolhossein
03:03
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

در برج ولایت است کوکب زینب
علّامه نارفته به مکتب زینب

گفتم به فلک دلت به احوال که سوخت
بی‌پرده دو بار گفت زینب زینب

@raziolhossein
03:04
#حضرت_زینب_مدح


روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است
مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است

زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر
در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است

دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست
هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است

دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد
نـقش بهشت، جای کف پای زینب است

نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن
بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است

در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود
پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است

گـر در خرابــه خُفـت، نکاهـد مقـام او
چون سینۀرسولِ خدا جای زینب است

جبـرانِ جـای خــالی، زهرا کنـد علی
او را نظاره تا که به سیمای زینب است

بگشـوده دست، بهـر قنـوت نمـاز شب
نام حسین بـر روی لب‌های زینب است

خــون حسیــن یافــت بقـا از خطابـه‌اش
دیــن سرفــرازِ همـت والای زینـب است

!شب‌های بی‌حسین که ذکرش بوَد حسین
شب‌هـای قـدر و لیلۀ احیـای زینب است

رأس حسین: طــور تجـلا بـه نــوک نی
بــازار کوفـه: سینـۀ سینـای زینب است

"یک بوسه مثـل بوسۀ پرمهـر فاطمه
بــر حنجــر بریـده، تمنـای زینب است

چــون جــای تازیانــه بــر انــدام مــادرش
آثــار کعــب نیــزه بــه اعضـای زینب است

وقتــی کنــار طشـت طــلا ایستــاده است
چشـم حسیـن بــر قــد و بالای زینب است

دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ
در شــام و کوفــه بهــر تســلای زینب است


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:04
#حضرت_زینب_مدح


دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه هم‌چون ابر، خسته
ز دست صبر زینب، صبر، خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین موج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه‌ی صوت علی بود

چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن!

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زینب
علیّ دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی این‌گونه عاشق
زنی، پیغمبر قرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیمبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر!

#قیصر_امین_پور

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_شهادت


من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم
چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم

ای باغ که داری تو بسی گل به گلستان
این خرمن گل را به تو بخشیدم و رفتم

در کرببلا زینت آغوش نبی را
آوردم و غلطیده‌به‌خون دیدم و رفتم

ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم
آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم

یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت
چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم

چون همره ما هست سر غرقه‌به‌خونت
من یاد لب تشنه‌ی تو بودم و رفتم

بگسست اگر دشمن دون، ریشه‌ی دین را
با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم

بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود
من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم

#ربائی

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_مدح


ادا هرگز نخواهد کرد شعری حق مطلب را
همان بهتر بدوزد شاعرش در مدح او لب را

کجا من میتوانم مدح او گویم اگر عباس
به غیرت پاک میکرده است جای پای زینب را

نخواهم گفت از رنج اسیری یا غم معجر
سزاوار است شان حضرتش شعر مودب را

اگر زینب عنان گیر است حتی سید الاحرار
به رسم عشق پیش او نخواهد راند مرکب را

پرستاری به جز زینب ندارد حضرت سجاد
که در آغوش گرم او تحمل میکند تب را

ندارد شام با خود قدرت خاموشی او را
که خورشید است و بی تردید روشن میکند شب را

به جز زهرا و زینب در توان کیست در زنها
که وادارد به تحسین شکوه خویشتن رب را

قدش خم شد بلی اما مصیبت ها دلیلش نیست
قدش خم شد که بردارد ز روی خاک مذهب را

#سیدمحمدحسین_حسینی

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_شهادت


بود آخرین لحظه عمر من
الاشام غم با تو گویم سخن

چه خوش بود آیین غمخواریت
ز آل علی میهمان داریت

دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید

خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها

خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها

خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا

خداحافظ ای قصه بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی

خداحافظ ای اشک جمّازه ها
خداحافظ ای زیب دروازه ها

خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها

خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین

خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها

خداحافظ ای ناقة بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز

خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا

خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر

خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده

همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب

همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند

همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک

همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند

همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت

همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود

همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم

همین جا به ما خصم دشنام داد
حسین مرا خارجی نام داد

همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده

همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست

همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب

دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت

الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن

که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد

خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بود قاتلش

مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_شهادت
#حضرت_زینب_مدح
ْ

آمدم سوی غمکده خانم !
که عزای تو آمده خانم !
اذن سینه زدن بده خانم!
جبل الصبر ! سیده خانم !

کوه ایمانی و یقین زینب!


خواهر غصه ! مادر غم ها !
رونوشت صلابت زهرا
ای شکوهت همیشه پابرجا
السلام علیک یا حلما

خانمی مؤمن و متین زینب!


معجزه به وضوح میکردی
هر نفس کار نوح میکردی
با دمت قبض روح میکردی
خوب فتح الفتوح میکردی

اسدالله چندمین زینب !


تو معلم ندیده استادی
پی تفسیر عدل و بیدادی
دو جوان در مسیر حق دادی
آه ، بانو به زحمت افتادی

درد داری درد دین زینب !


از لبت دائما گوهر میریخت
از دل خطبه ات جگر میریخت
با خروش تو کرک و پر میریخت
رنگ از چهره ی خطر میریخت

زن ندیدم من اینچنین زینب!


عزت و آبروی مکتب من
اسم پاکت نشسته بر لب من
مدح تو نغمه ی مرتب من
شصت و نه بار ذکر هر شب من

فقط إیاک نستعین زینب !


هاشمی زاده زینت بابا
در مسیر ولایت بابا
وارث درد و غربت بابا
عمه جان به روایت بابا...

بهترینی تو بهترین زینب !


راه تو راه سرخ عاشوراست
اخت الارباب پرچمت بالاست
عمه جان از خطابه ات پیداست
کربلا در نگاه تو زیباست

به نگاهت صد آفرین زینب!


تا ابد هست نوکرت محتاج
به دعای مکررت محتاج
به نگاه برادرت محتاج
و به الطاف مادرت محتاج

أنا مسکین و مستکین زینب !


رنگ و بویی ببخش محفل را
باخبر کن دوباره مقبل را
تا روایت کند مقاتل را
جان زهرا بیا و این دل را

کربلا کن ، فقط همین زینب !


درد ها را به جان خریدی ، آه
دم دروازه تا رسیدی -آه-
طعنه از این و آن شنیدی ، آه
خیری از زندگی ندیدی ، آه

با مصیبت شدی عجین زینب!


عاقبت شام میهمان شده ای
سر بازار نیمه جان شده ای
دل پریشان و قد کمان شده ای
همه دیدند ناتوان شده ای

بچه ها از غمت غمین زینب!


ای بزرگ عشیره افتادی
در بلایی کبیره افتادی
در شبی سرد و تیره افتادی
پیش چشمان خیره افتادی

با لگدهای سهمگین زینب !


روضه را بغض در صدایت گفت
تاول روی دست و پایت گفت
ورم زیر چشم هایت گفت
دختر شام ناسزایت گفت

گریه ی شهر را ببین زینب !


همه ی عمر موکنان خواندی
گریه کردی و بی امان خواندی
از یهودی بد دهان خواندی
از سر و تشت و خیزران خواندی

مرثیه هایت آتشین زینب !


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_شهادت


وقتی که همسفر شده با نیزه ها سرت
دیگر ندیده روز خوشی چشم خواهرت

تو جای من ..نمیشکنی سر به سوز عشق
وقتی سر شکسته ببینی برابرت؟

ای ماه یک شبه که به ”خون“ کرده ای "خسوف"
حداقل بگو تو کلامی به دخترت

دختت ندیده غیر 'ستم' ، 'خیـر' دیگری
اصلا نپرس از او که کجا رفته زیورت..

حتی”نماز“ کرده ˝مواسات˝ با سرم
وقتی شکسته است نماز مسافرت

از بغضشان به فاطمه این یک عمل بس است
بر میخ نیزه رفت سرت پیش مادرت

پر خاک و خون شدی چقدر سنگ خورده ای
بر نِی تشرفات زیاد است محضرت..

با صورتی کبود ،و تنی بس کبودتر
دارم چقدر وَجه شباهت به مادرت..

دیگر نمانده بر تن من جای سالمی...
زینب چشید طعم جراحات پیکرت

بازار بود و زینب و تیر نگاه ها...
ای کاش مانده بود علمدار لشگرت..

#عبدالزهرا_هاشمیان

@raziolhossein
03:05
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


ما همه نوکر دربار حسین و زینب
نسل در نسل بدهکار حسین و زینب
همه پشت سر انصار حسین و زینب
الگوی ماست علمدار حسین و زینب
نام ما سینه زن طایفه ای بی همتاست
کربلا، زینبیه ، کعبه و میخانه ی ماست

ما که هستیم سیه پوش عزای زینب
کاش یک روز بمیریم به پای زینب
روز و شب عادت ما گریه برای زینب
هر چه شادی است در عالم به فدای زینب
ما عزادار ولی تا به ابد دلشادیم
در غم عمه سادات جوانی دادیم

وای از آن روز که شد بی کس و یاور زینب
ماند تنها وسط آن همه لشکر زینب
لب گودال ، غریبی ، تن بی سر ، زینب
خیره بر پیکر زخمی برادر زینب
زیر لب فاطمه یا فاطمه با خود می خواند
آن همه نیزه و شمشیر تنش را لرزاند

غم او گفتنش حتی به اشاره سخت است
ماجرای بدنی غرق ستاره سخت است
به خدا بوسه زدن بر رگ پاره سخت است
سخن از مرکب ده مرد سواره سخت است
داشت می سوخت همه ارض و سما واویلا
یک زن و این همه اندوه و بلا واویلا

روز و شب داشت ازین رسم زمانه گله ها
دختر فاطمه شد همسفر حرمله ها
وای از خواندن روضه وسط هلهله ها
آه ، بی حرمتی کعب نی و سلسله ها
وای از آتش اشرار که سوزاند پرش
وسط کوچه و بازار شکستند سرش

وای از خون دل و اشک مدام و زینب
وای از آن همه سنگ لب بام و زینب
خیزران ، تشت طلا ، بزم حرام و زینب
وای از قصه ویرانه ی شام و زینب
دردها دارد و نشنیده کسی فریادش
تا ابد داغ رقیه نرود از یادش

دم رفتن چه قدر غم به دلش جا دارد
قامتی خم شده چون حضرت زهرا دارد
گله پشت گله از مردم دنیا دارد
به بغل پیرهن کهنه آقا دارد
وقت مهمان شدنش پیش حسین و حسن است
گفت لبیک حسین چشم ازین دنیا بست

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
03:06
#حضرت_زینب_شهادت

با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم
بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم

این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین
بس با زبان حال خودم گریه می‌کنم

حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین
گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم

می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟
بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم

گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم
بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم

من آن کبوترم که ز شلاق ها هنوز
هر شب ز درد بال خودم گریه می‌کنم

ای بهترین برادر دنیا برای تو
تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
03:06
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

بانوی عشق حضرت زينب
بی كران‌ست رحمت زينب

همه عالم به دست من باشد
می كشم باز منت زينب

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
03:06
#حضرت_زینب_شهادت


روز وشب از غم تو اشک فشانم چه کنم
روح من پر زده ،ای روح و روانم چه کنم

کوه صبرم ولی از غصه تو آب شدم
کربلا برده همه تاب و توانم چه کنم

من گل گلشن زهرا و علی بودم لیک
دست بیداد چنین کرده خزانم چه کنم

داغ عباس و علی اکبر و قاسم یک سو
از غم کودک شش ماهه ندانم چه کنم

از همان لحظه که گفتی جگرم می سوزد
گشته پیوسته دگر آه و فغانم چه کنم

تا قیامت خجل از مادر خود فاطمه ام
نشد آخر به لبت آب رسانم چه کنم

کاش می شد که به یاد بدن عریانت
زیر این تابش خورشید بمانم چه کنم

نگهت از ته گودال مرا کشت حسین
از نگاه تو هنوزم نگرانم چه کنم

کاش می شد به سر خاک تو مانند رباب
بهر تو روضه گودال بخوانم چه کنم

بین غمهای دلم هیچ کجا شام نشد
رقص پای سر تو برده امانم چه کنم

داغ زهرای سه ساله به خدا پیرم کرد
شاهدم گشته همین قد کمانم چه کنم

سر تو ، طشت طلا، چوب جفا، بزم شراب
این همه داغ نشسته است به جانم چه کنم

یک زن و این همه غم، چشم فلک حیران است
چه کنم مادر غمهای جهانم چه کنم

بهرم آماده کن امشب کفن ، ای بی کفنم
که دگر رهسپر باغ جنانم چه کنم

#علی_سلطانی

@raziolhossein
03:06
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1269, 47.2 KB
شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بس که داغ سنگین است

#ابراهیم_روزبهانی
@raziolhossein
03:06
#حضرت_زینب_شهادت


تا آخرین نفس که توانی در این تن است
داغت امانتی است که همراه با من است

رفتی و داغ دامن من را رها نکرد
یاد تو در دل من و اشکم به دامن است

چون شمع ذره ذره دلم آب شد ولی
در من هنوز شعله ی امید روشن است

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است
دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد
یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

سنگ از مصیبت تو دلش آب می شود
دل های دشمنان تو از جنس آهن است

مویی که شانه بود به آن دست فاطمه
دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است

رفتی و بین این همه نامرد و بی حیا
یک مرد هم نبود بگوید مزن زن است

#هادی_ملک_پور


@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

سر ِ تورا به رویِ نيزه آشيان دادند
مرا به مجلس نامحرمان مكان دادند

جماعتي كه نمک خورده یِ علی بودند
به خواهرت سر ِ بازار ِ كوفه نان دادند

#سعيد_خرازی

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت


در گیر و دار قائله زینب اگر نبود
شلاق بود و سلسله زینب اگر نبود

میداد زجر٬ زجر دو چندان رقیه را
آن شب میان قافله زینب اگر نبود

ما بین کربلا و همین روضه های ما
تا حشر بود فاصله زینب اگر نبود

بین صبور های جهان در کتاب ها
یک واژه بود حوصله٬ زینب اگر نبود

ذخرالحسین بود برای مسیر شام
در قصه ی مباهله زینب اگر نبود

از شام تا به کوفه از این بیشتر یقین
پا می گرفت آبله زینب اگر نبود

قطعا پیام کرببلا جاودان نبود
یک پای این معادله زینب اگر نبود

صبر سکینه نیز به سر می رسید زود
در کوچه ها محصل زینب اگر نبود

کشتی شکست خورده ی طوفان طعنه بود
در شام و کوفه ساحل زینب اگر نبود

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
سر پیراهن تو جنگ بوده

الهی خواهرت زینب بمیرد
که انگشتر به دستت تنگ بوده

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_مدح

هركسي در وادي زينب قدم برداشته ست
جاي شكّي نيست كه رخصت ز حيدر داشته ست

در شُكوه ، آئينه ي گردان خديجه بوده است
فاطمه در خانه ي خود هرچه دختر داشته ست

تالي اُمّ نبي را خوانده ايم اُمّ ولي
مرتضي در خانه دختر نه كه مادر داشته ست

مَحض گَشتن دور او بوده ست ، جبريل امين
---گر به قدر وسعت افلاك شهپر داشته ست

كلّ خواهرهاي عالم را "برادر دوست" كرد
آن همه مِهري كه زينب با برادر داشته ست

ظاهراً ارباب ما مدفون به ارض كربلاست
باطناً شش گوشه اي در قلب خواهر داشته ست

از صداي حيدري اش كه صداي ذات هوست
"أُسٍْكُتُوا" بازار شهر كوفه را برداشته ست

فتح شام از فتح خيبر هيچ چيزي كم نداشت
يك تفاوت داشته ، قلعه فقط در داشته ست

خطبه هايش را اگر چه چون پدر ايراد كرد
سطرْ سطرش بي گُمان بوي پيمبر داشته ست

بانويي كه پيش مرگ گيسويش عبّاس شد
بر سرش در باد و طوفان نيز معجر داشته ست

پيري اش ، قد كمانش ، حاكي از اين مطلب است
شاه را ديده كه حنجر زير خنجر داشته ست

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

این لحظه بدونِ سایه‌ات جانکاه است
باز آ و بگو که فاصله کوتاه است

هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است
کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت


نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

تو زیر خنجرش بودی و محکوم تماشا من
گلوی زیر خنجر از تو دست و پا زدن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

(ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق)
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن  از من

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
03:07
#حضرت_زینب_شهادت

ببین زمانه چه آورده است بر سر من
نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست
نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود
تمام دشت پر از لاله های پر پر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو
چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا
همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری
هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز
سری به نیزه بلند است در برابر من

#مجتبی_خرسندی


@raziolhossein
03:08
#حضرت_زینب_شهادت


تمام عمر برای تو یا اخالمظلوم
گریستم به عزای تو یا اخالمظلوم

چرا به خواهر مظلومه ات سری نزنی
فدای مهر و وفای تو یا اخالمظلوم

بیا در این دم آخر کنار بستر من
که سر نهم به پای تو یا اخالمظلوم

قدم کمانی و موی سرم سپید شده
زداغ کرببلای تو یا اخالمظلوم

هر آنچه سعی نمودم نشد فراموشم
نوای واعطشای تو یا اخالمظلوم

شکسته باد دو دستی که پیش دیده من
برید سر زقفای تو یا اخالمظلوم

مگر نه اینکه تو قرآن به نیزه میخواندی
شد از چه سنگ جزای تو یا اخالمظلوم

#عبدالحسین

@raziolhossein
03:08
#حضرت_زینب_مدح
#دوبیتی

کائنات افتاده‌ی دام علی است
خضر، خود لب‌تشنه‌ی جام علی است

نام مولا زینت عرش است اگر
نام زینب، زینت نام علی است

@raziolhossein
03:08
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

تمام دشت به حالم نظاره ميكردند
به يكدگر پيِ غارت اشاره ميكردند

برای ِ بردنِ يك گوشواره ی ناچيز
حراميان به خدا گوش پاره ميكردند

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
03:08
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی

بعد از تو دگر ز زندگی سیر شدم
از غصه دوریت زمینگیر شدم

از داغ سر بریده ات بر نیزه
از بس که گریستم دگر پیر شدم

#علی_سلطانی


@raziolhossein
03:08
#حضرت_زینب_مدح
#تک_بیتی

هر چند نام نیک فراوان شنیده ایم
نامی به باشکوهی زینب ندیده ایم

#قاسم_صرافان

@raziolhossein
ش
17:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


از غم دوری ات ای یار به هم ریخته ام
ای مرا دلبر و دلدار به هم ریخته ام

کاش این لحظه ی آخر به کنارم آیی
بی تو ای شمع شب تار به هم ریخته ام

این به هم ریختنم گشت شروع از کوچه
مادرم خورد به دیوار به هم ریخته ام

بعد پرپر شدنت ای گل زهرا و علی
آتش افتاد به گلزار به هم ریخته ام

زخم پهلوت مرا یاد مدینه انداخت
من از آن نیزه و مسمار به هم ریخته ام

تو به گودال و سه ساله به خرابه،من هم
از شلوغی سر بازار به هم ریخته ام

بود برگرد نوامیس خدا نامحرم
آه از دیده ی انظار به هم ریخته ام


#محمود_اسدی_شایق

@raziolhossein
17:58
#حضرت_زینب_شهادت


سايه اي مانده فقط بعد تو از خواهر تو
من فقط مانده ام و داغ تن بي سر تو

كهنه پيراهني از توست فقط مونس من
يادگاري كه دهد عطر تو و مادر تو

تو خميدي پس از عباس ولي باور كن
كمرم صاف نشد بعد علي اكبر تو

مردم و زنده شدم،پير شدم،افتادم
چشمم افتاد همينكه به سر اصغر تو

لشگري دور و بر قتلگه ات حلقه زدند
ديدم آن روز،كه پاشيده شده پيكر تو

جاي تسبيح پس از نافله ام ميگفتم
حيف از انگشت تو و حيف از انگشتر تو

تو شدي پير پس از داغ علي اكبر و من
شده ام پير پس از پر زدن دختر تو

اين خداحافظي آغاز سلام است،سلام
باز هم ميرسد امروز به تو خواهر تو

#محسن_صرامی

@raziolhossein
ش
18:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


عزیز کرده ی زهرا ز بعد سوختنت
دگر به حالت سوسو ست،شمع انجمنت

بیا ببین که نفسهای آخرم شده است
به بر گرفته ام،ای یار کهنه پیرهنت

دلم شبیه تنت گشته پاره پاره حسین
مدام پیش رویم تازه هست هر محنت

نرفته است ز یادم که روی تل دیدم
به دست شمر لعین گیسوی شکن شکنت

چو نیزه خورد به حلقوم تو زمین خوردم
هنوز مانده به یادم نفس نفس زدنت

هنوز مانده برای من این سوال حسین
چگونه تیر فرو رفته بود در دهنت

نرفته است ز یادم چگونه مرکبها
به پیش چشم تر من به خاک دوختنت

مرا کنار تنت می زدند و می بردند
نشد که جمع کنم از میان جمع تنت

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
19:20
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال و نیم می شود اینگونه مضطرم
یک سال و نیم منتظرم ... چشم بر دَرم

یک سال و نیم روز و شبم غرقِ غم گذشت
حالا ببین که بی رمقم ... بین بسترم

یادم نمیرود که تو ماندی به روی خاک
من ماندم و اسارت و بی تابی حرم

وقت غروب بود ... رسیدم به قتلگاه
دیدم به خون نشسته تن تو برادرم

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم
آیا تویی برادرِ من... نیست باورم"

از کربلا به شام به پیش نگاه من
از روی نیزه بود سرت، سایه ی سرم

مانده برای خواهرِ تو از تو یادگار
پیراهنی که بافت برای تو مادرم

حالا بیا که باز دلم تنگ روی توست
با گریه بر تو می گذرد روز آخرم...


#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
19:22
#حضرت_زینب_شهادت


نام زینب می‌برم شعرم پریشان می‌شود
نام زینب می‌برم این ابر باران می‌شود

نامِ زینب بردم و دریا مودب ایستاد
باز اقیانوس نا آرام  طوفان می‌شود

چادرش قدری بتابد آب می‌گردد زمین
روزها در سایه‌اش خورشید پنهان می‌شود

در دعا می‌ایستد محراب حیرت می‌کند
از مناجات شبش سلمان مسلمان می‌شود

در مدینه سالها زهرا صدایش می‌کنند
وقت تفسیرش خود جبریل دربان می‌شود

خم نشد زانوی عباسش بجز در پای او
تا به محمل می‌رود اکبر شُتربان می‌شود

یک قدم خانم بیاید کوفه می‌پیچد بهم
یک قدم بی‌بی بکوبد شام ویران می‌شود

واژه‌هایش خطبه شد نهج البلاغه جمع شد
خطبه نه تیغ علی انگار عریان می‌شود

کیست این؟زهرا علی؟شایدحسن شاید حسین
حق بده آئینه از این اوج حیران می‌شود

***

بادهایِ کربلا خاکسترش را پس دهید
نیزه‌داران سایبانِ بسترش را پس دهید

لحظه‌های آخرش چشمش به این درخُشک شد
تیرهایِ حرمله آب آورش را پس دهید

خوب شد پیراهنی دارد گذارد بر دلش
گفت از بس یادگار مادرش را پس دهید

آه خیلی پیش او جایِ رقیه خالی است
می‌شود ای شامیان نیلوفرش را پس دهید

پیشِ او می‌گفت دختر_مرد شامی می‌زدش
لااقل انگشترش انگشترش را پس دهید

این طرف او داد می‌زد آن طرف  با او رباب
نیزه‌های بی مُروت حنجرش را پس دهید

آفتاب و نیزه و سنگ است... چیزی مانده است؟
کاشکی می‌شد بگوید اصغرش را پس دهید

ساعتی در دستتان اُفتاد دندانش شکست
خیزران در دستها  دیگر سرش را پس دهید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
20:01
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


شبی دراز شبی خالی از سپیده منم
طلوع تلخ غروبی به خون تپیده منم

پی نظاره‌ات ای یوسف سرا پا حسن
کسی که دست و دل از خویشتن بریده منم

خوشا به حال تو ای سرو رسته بر سر نی
نگاه کن منم این بید قد خمیده منم

کسی که از همه سو زخم تیغ دیده تویی
کسی که از همه زخم زبان شنیده منم

اگر به کوره‌ی داغ تو سوختم خوش باش
غمت مباد که شمشیر آبدیده منم

فتاده آتش غم بر دوازده بندم
غزل تویی و سرآغاز این قصیده منم

خوشا به حال تو این ره به پای می‌پویی
کسی که این همه ره را به سر دویده منم


#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
22 March 2019
ش
02:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت


یک سال می شود که تو هم پر کشیده‌ای
من هم به سوگ پر زدن تو نشسته‌ام
شاید به جا نیاوری‌ام آشنای من
می‌بینی از فراق تو خیلی شکسته‌ام

چون آفتاب بر لب بامم که مثل تو
مانده به زیر صورت خورشید پیکرم
ای تشنه لب به یاد ترک‌های لعل تو
لب تشنه مانده‌ام به نفس های آخرم

بی تو تمام باغ تو رنگ خزان گرفت
بی تو پری برای پریدن نمانده بود
صحرای داغ، پای برهنه، لباس خشک
نایی دگر برای دویدن نمانده بود

چندی ست رفته قوت دیدن ز دیده‌ام 
بنگر به راه رفتن خواهر که دیدنی ست
دارم هنوز بر تنم از آن مسافرت
یک باغ پر بنفشه برادر که دیدنی ست 

دل پاره پاره از همهٴ طعنه‌هایشان
پایم هنوز آبله دار از شتاب ها
جا خوش نموده بر بدنم جای سلسله
ردی ست بر تمام تنم از طناب ها 

پیراهنی که خون تو آغشته اش بود
هرگز نَشُسته‌ام نرود عطر و بوی تو
دارم هنوز با خودم از کوچه‌های شام
سنگی که خورد بر سر نیزه به روی تو

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
02:11
#حضرت_زینب_شهادت



زینبم نائبة الزهرایم
مادرم گفته که بی همتایم
بشنوید ارض و سما! آوایم
این حسینی که بُوَد، آقایم ...
... تا که دیده به روی من وا کرد
مهر خود را به دل من جا کرد

کوثر حضرت کوثر هستم
زین اَب هستم و زیور هستم
زیور فاتح خیبر هستم
خطبه ام گفت: که حیدر هستم
همه دیدند هنر دارم من
مثل عباس، جگر دارم من

ذوالفقار سخنم برّان است
یکی از لشکر من طوفان است
دشمن از «مردی» من حیران است
بی سبب نیست که سرگردان است...
... دیده هر بار، حریف همه ام
پروش یافته ی فاطمه ام

ای برادر! به دلم غم دارم
دل سوزان و قدی خم دارم
دم آخر شده ماتم دارم
خاطراتی ز محرّم دارم
لرزش دستم اگر جلوه نماست
همه اش زیر سر عاشوراست

همه جا پای به پایت بودم
دائماً زیر لوایت بودم
مثل یک کوه برایت بودم
شاهد کرب و بلایت بودم
من که بازیچه ی تقدیر شدم
از غم تو به خدا پیر شدم

روضه ی باز شنیدن سخت است
بار بر دوش کشیدن سخت است
تلخی آه چشیدن سخت است
سوی گودال دویدن سخت است
دیدم آن جا که چه غوغا کرده
بی حیا، کار خودش را کرده

حنجری سوخته شد بعد از آن ...
جگری سوخته شد بعد از آن ...
مادری سوخته شد بعد از آن ...
معجری سوخته شد بعد از آن ...
زیر و رو شد بدنت با نیزه
تا که شد در تن تو تا نیزه

وای از آن سفر شام، حسین!
وای از آن ملأ عام، حسین !
وای از طعنه و دشنام، حسین !
وای از سنگ لب بام، حسین !
آن دیاری که پر از بیداد است
شام نه، کشور کُفر آباد است

ذرّه ای رحم در آن ناس نبود
بینشان عاطفه بشناس نبود
حرفی از غیرت و احساس نبود
کاش آن جا سر عبّاس نبود ...
... تا نبیند سر بی معجر را
پای پر آبله ی خواهر را

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
02:13
#حضرت_زینب_شهادت



مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب!
روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب!

چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است
گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراوان است

بین بستر که روضه میخوانی، وسط گریه میروی از حال
وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال

رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است
درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است

خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد
گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد

حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست
دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست

نیزه ای میخ را به یاد انداخت، ناله ی مادر تو درآمد
آن قدر سعی کرد خواهر تا، نیزه از پیکر تو در آمد

ازتو سر ولی زخواهرتو ،پیش چشمت غرور میبردند
دل من را که خوب سوزاندند، سر تو تا تنور می بردند

#محسن_حنیفی

@raziolhossein
02:16
#حضرت_زینب_شهادت


هنگامه وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمه آخرم شده

چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده

از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده

موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده

من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده

از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده

داغیِ بوسه از لب تو مانده بر لبم
خون گلوی تو نفس حنجرم شده

من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین!
این چند ماهه جان تو درد سرم شده

می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده

من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سر تا به پا تمام تنم پر ورم شده

دشمن همین که پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیه مادرم شده

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
02:18
#حضرت_زینب_شهادت



زمین کربلا و ... وای زینب
نوای نینوا و .... وای زینب

سر هجده بنی هاشم ز کینه
به روی نیزه ها و وای زینب

اباالفضل رشید و مشک بی آب
دو دست از تن جدا و وای زینب

رباب از داغ طفل شیر خوارش
شده صاحب عزا و وای زینب

سکینه نوحه خوانِ داغ بابا
رقیه در کجا و وای زینب

به زیر بوته ای از شدت ترس
دو کودک شد فدا و وای زینب

سر پاک حسینش نور عینش
جدا شد از قفا و وای زینب

تن صد پاره بر روی زمین و
کفن شد بوریا و وای زینب

هجوم دشمنان بی مروت
به سوی خیمه ها و وای زینب

اسیری و غم بی معجری و
عدوی بی حیا و وای زینب

#سیدمجتبی_شجاع

@raziolhossein
02:21
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


همه رفتند و من جا ماندم اي دوست
ز بخت بد به دنيا ماندم اي دوست

چرا رفتي مرا با خود نبردي
ببين بعد از تو تنها ماندم اي دوست
........

ببين از داغ تو خيلي شكستم
شكستم كه چنين از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسي كه هستم
........

به يادت در نواي آب آبم
چنان تو زير تيغ آفتابم

تو راحت خفته اي در خانه ي قبر
ولي من از غمت خانه خرابم
.........

لباس تو در آغوشم برادر
صدايت مانده در گوشم برادر

تو ماندي بي كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر
..........
ببين در ديده سوي ديدنم نيست
توان دادن جان در تنم نيست

چنان آبم نموده آتش تو
گمانم جسم در پيراهنم نيست
........

من وكابوس شمشير و تن تو
تماشاي به غارت رفتن تو

تو را سر نيزه ها بردند و مانده
براي من فقط پيراهن تو
.......

سراسر نيزه ميبينم به خوابم
سر و سرنيزه ميبينم به خوابم

همين كه پلك بر هم مي گذارم
تو را بر نيزه ميبينم به خوابم


#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
ش
03:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت



از غمت قلب پر از شعله ورم می سوزد
باغبانا بنگر برگ و برم می سوزد

آخرین لحظه عمر من غمخوار رسید
نظری کن که جهان در نظرم می سوزد

ای برادر به تو اینقدر بگویم که بدان
از غم دوری تو بال و پرم می سوزد

از همان روز دهم گریه امانم ندهد
سبب این است اگر،چشم ترم می سوزد

نرود از نظرم آب طلب کردن تو
هر شب و روز به یادت جگرم می سوزد

خاطرم هست هنوز آتش سوزان و غروب
دیدم از ظلم حرامی که حرم می سوزد

یاد آن روز که با چکمه به من می زد شمر
مثل مادر شده ام من،کمرم می سوزد

بس که در شام ز هر سو به سرم سنگ زدند
با تو سر بسته بگویم که سرم می سوزد

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
ش
10:00
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من
درود باد به ابنا و جدّ اطهر من

منم پیمبر خون خدای عزوجلّ
که وحی می دمد از نطق روح پرور من

مرا به تربیت حیدری کنار حسن
برای کرب و بلا پرورید مادر من

تنم سپر، سخنم ذوالفقار خشم علی
مصاف، بدر و احد، کوفه، شام، خیبر من

هماره بر گل روی عزیز زهرا بود
نگاه اول من تا نگاه آخر من

ز آفتاب قیامت اثر نمی ماند
اگر به حشر فتد سایه ای ز معجر من

منم پیمبر ثارالله و چهل معراج
به پیشباز بلا ثبت شد به دفتر من

کسی که بوسه به دستش زدی رسول خدا
نهاد بوسه به پیشانی منوّر من

نگاه نافذ بابا به صورتم میگفت
به حق که فاطمه دوم است دختر من

شب ولادتم آغوش خود گشود ز هم
به بر گرفت مرا همچو جان، برادر من

قسم به خون شهیدان، پیام خون خدا
رسد به گوش همه نسل ها ز حنجر من

حسین داشت بسی پاس احترام مرا
نمی نشست علمدار او به محضر من

جلال و عزت و عزم و ثبات و صبر و رضا
کنند خم سر تعظیم در برابر من

اگر چه حج من از مکه شد شروع ولی
سفر به کرب و بلا گشت حج برتر من

حسین کعبه شد و کربلا و کوفه و شام
شد این سفر عرفات و منا و مشعر من

ز دست رفتم و یکدم ز پای ننشستم
هماره محمل من گشته بود سنگر من

زمام ناقه من بود اگر به دست عدو
سر حسین، سر نیزه گشت رهبر من

سرم شکست ولی سرفراز برگشتم
اگرچه ریخت ز هر بام، سنگ بر سر من

خدا گواست ندیدم به غیر زیبایی
زهی عقیده و ایمان و عشق و باور من

می بهشت شد، از جام دیده ام جوشید
هر آنچه ریخت عدو خون دل به ساغر من

قدم قدم همه آب حیات جاری بود
به کام خشک شهیدان ز دیدة تر من

سخن ز فاطمه گوید به موج حادثه ها
نماز و چادر خاکی و ماه منظر من

چنان به خطبه گشودم زبان به بزم یزید
که لال شد ز سخن، دشمن ستمگر من

نمود کاخ ستم را خطابه ام ویران
اگر چه دامن ویرانه گشت بستر من

عجیب نیست اگر رأس یوسف زهرا
ز نوک نیزه بیاید چو روح در بر من

رواست مهر بسوزد ز آتش نفسم
که داغ ها همه در دل شدند آذر من

اگر چه آتش داغ حسین آبم کرد
به دادگاه قیامت خداست داور من

به جای چادر خاکی، ز طیّ ره گردید
غبار، مقنعة گیسوی معطر من

جمیل بود به حق خدا جمیل جمیل
بلا و داغ دل و غصّة مکرر من

نه شام و کوفه و کرب و بلا، قسم به خدا
زمانه تا گذرد عالم است محشر من

پس از شهادت عباس و اکبر و قاسم:
همین زنان اسیرند خیل لشکر من

به بیت بیت بلند قصیده ات "میثم"
بگیر حاجت خود را هماره از درِ من

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
ش
17:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_مدح
#حضرت_زینب_شهادت


ای آن‌که نیست غیر خدا خون‌بهای تو!
خونِ سرشکستهٔ من رونمای تو

«زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست»
سر خَم نکرده پیش کسی جز خدای تو

قرآن بخوان اگرچه تو را سنگ می‌زنند
دین خدا نفس بکشد با صدای تو

زینب نفس نمی‌کشد‌ ای نفس مطمئن
یک لحظه در هوای کسی جز هوای تو

تو سربلند بر سرِ نیزه بخوان، بدان
زینب هم ایستاده بمیرد برای تو

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
17:39
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
23 March 2019
ش
00:49
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_زینب_شهادت
#دوبیتی


امروز شبیه مادرت می گردم
دنبال تن مختصرت می گردم

جسم تو که پیدا بشود از فردا
در کوفه به دنبال سرت می گردم

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
ش
01:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات


مگر نه فصل بهار آمده، بهار کجاست
بهار ماست گل روي يار، يار کجاست

دل پياده ام از پا فتاد و رفت ز دست
نديدم عاقبت، آن يار تک سوار کجاست

زمانه در دل شب هاي تيره حبس شده
مهي که مي دمد از قلب شام تار کجاست

نوشته افضل اعمال انتظار فرج
زهي حديث، ولي مرد انتظار کجاست

به بي قراري دل هاي بي قرار قسم
قرار اين همه دل هاي بي قرار کجاست

يگانه ساقي لب تشنگان جام وصال
شفاي زخم جگرهاي داغدار کجاست

به برگ برگ شقايق نوشته اين مصراع
که باغبان گلستان روزگار کجاست

مگر که چهره گذارم به پاي زائر او
خداي من حرم ابن مهزيار کجاست

اميد گمشدة اهل بيت، رخ بگشا
بگو که مادر سادات را مزار کجاست

خزان گرفته تمام وجود ميثم را
گلي که عالمي از او شود بهار کجاست

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
25 March 2019
ش
03:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
778×1280, 146.1 KB
عید ماخنده شوق لب زهرا و علی است
روز آتش زدن آن دو نفر عید من است

@raziolhossein
28 March 2019
ش
16:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 77.8 KB
ای شور تو در دلم دمادم ارباب
یک گوشه نگاه تو مرادم ارباب
من تازه گرفتار غم تو نشدم
از کودکیم دل به تو دادم ارباب

#امام_حسین_مناجات
#عبدالزهرا
.
.
16:42
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی


ای شور تو در دلم دمادم ارباب
یک گوشه نگاه تو مرادم ارباب

من تازه گرفتار غم تو نشدم
از کودکیم دل به تو دادم ارباب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
16:44
#امام_حسین_مناجات


سیّد و سالار و سرور؛ دوستت دارم حسین
حاصل آیاتِ کوثر؛ دوستت دارم حسین

ای نگاهت عید، ای تفسیرِ حوّل حالنا
أحسنُ الأحوالِ نوکر؛ دوستت دارم حسین

میزنم فریاد روزی زیر ایوان نجف
عشقِ زهرا جانِ حیدر؛ دوستت دارم حسین

خالصانه، بی ریا، با جان و دل، بی حدّ و مرز
تا ابد یک جورِ دیگر دوستت دارم حسین

نیستم دلخوش به اعمالم امیدم لطف توست
سرپناهِ روز محشر؛ دوستت دارم حسین

حضرت آدم به خاک افتاد و حین توبه اش
گفت با احوالِ مضطر؛ دوستت دارم حسین

میرسد بر گوش ِ دل از جانب پروردگار
زینت دوش پیمبر؛ دوستت دارم حسین

زینب از کنجِ گلویت بوسه ای برداشت و...
گفت در لحظات آخر دوستت دارم حسین


#م_عاطفی

@raziolhossein
16:45
#امام_حسین_مناجات
#دوبیتی

هر کس که زیر بیرق تو پا گرفته است
جا در کنار حضرت زهرا گرفته است

اصلا غم شلوغی محشر نمی‌خوریم
زهرا برای گریه‌کنان جا گرفته است

@raziolhossein
16:45
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
#دوبیتی


نگاهی کن به چشم بی‌قرارم
که بارانی‌تر از ابر بهارم

فقط یک آرزو در سینه مانده
هوای دیدن شش‌گوشه دارم

#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
16:50
#امام_حسین_مناجات


پیراهن سیاه تو دارم به تن، حسین
روحی دمیده در تنم این پیرهن، حسین

با اشک و روضه شیر به من داده مادرم
تربت گذاشته پدرم در دهن، حسین

قلبی شکسته، دیده تر، سینه ای کبود
دارم نشان عشق تو را در بدن، حسین

از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است
پس حک کنید بر لحدم عشق من، حسین

وقتی کنار جسم کفن پوشم آمدید
گریه کنید و ندبه که ای بی کفن، حسین

خورده گره به نام شما انتظار ما
عجل علی ظهورک یابن الحسن، حسین

#حسین_خدایار

@raziolhossein
ش
17:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
757×504, 91.8 KB
#شب_جمعه

خدا کند که بمیرم به بارگاه نجف
کنند جسم مرا دفن بین راه نجف

چو می‌رود شب جمعه علی به کرببلا
رسد به سنگ مزارم پای شاه نجف

@raziolhossein
ش
18:52
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×667, 186.5 KB
#صلی‌الله‌علیک‌یااباعبدالله
#وعلی‌اخیک‌اباالفضل‌العباس


شدم حیران اباالفضل و اباعبدالله
بین ایوان اباالفضل و اباعبدالله

دو برادر دو حرم ، ماه یکی شاه یکی
ای به قربان اباالفضل و اباعبدالله

.
18:53
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه


شدم حیران اباالفضل و اباعبدالله
بین ایوان اباالفضل و اباعبدالله

دو برادر دو حرم ، ماه یکی شاه یکی
ای به قربان اباالفضل و اباعبدالله


@raziolhossein
29 March 2019
ش
13:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
30 March 2019
ش
01:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 58.8 KB
01:11
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
😭, 62.1 KB
01:12
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🖤, 53.3 KB
01:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 144.5 KB
یا موسی بن جعفر

بر روی دریا تخته پاره هست اما
بر روی تخته هیچکس دریا ندیده

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
01:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×936, 80.8 KB
عالم گدای خوان تو‌موسی بن جعفر
ایران بُوَد ایران تو موسی بن جعفر
این کشور ما سالیان سال گشته
مدیون فرزندان تو موسی بن جعفر

#عبدالزهرا

@raziolhossein
ش
01:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
225×225, 22.3 KB
#امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر
#دوبیتی

گریان پسرت ابوالحسن شد آخر
معصومه دلش پر از محن شد آخر

با آنکه مصیبت شما جانسوز است...
اما بدنت غسل و کفن شد آخر

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
01:52
#امام_کاظم_شهادت
#امام_کاظم_مناجات
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

موسایی و صد جلوه به هر طور کنی
هر جا گذری، حکایت از نور کنی
تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند
ما را نکند ز درگهت دور کنی

#سید_محمد_رستگار

@raziolhossein
01:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1080, 186.0 KB
زیرعلم امام کاظم بودن
غرق کرم امام کاظم بودن

خوب است ولی عجب صفایی دارد
یکشب حرم امام کاظم بودن

#سید_مجتبی_شجاع
31 March 2019
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
19:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
512×512, 27.5 KB
طبیبان برایش کفن مینویسند
مریضی که موسی بن جعفر ندارد

#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
1 April 2019
ش
17:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🏴, 29.1 KB
17:44
#۲۶ #رجب #سالروز #وفات #حضرت #ابوطالب
علیه السلام پدر مولا امیرالمومنین علیه السلام
17:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
750×742, 71.0 KB
17:45
#حضرت_ابوطالب
#دوبیتی

آن کس که عدو به تهمتش راغب بود...
بر اهل سقیفه کینه اش غالب بود...

یک جُرم فقط داشت و آن هم این که
بابای علی بن ابی طالب بود

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
17:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 181.4 KB
یا ابوعلی...


هرکس که به ایمان تو ایمان دارد
اورا به جزا شرر نمی آزارد
زد طعنه ی کفر بر تو خصمت؛ آری
"کافر همه را به کیش خود پندارد"

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:47
#حضرت_ابوطالب
#دوبیتی

هرکس که به ایمان تو ایمان دارد
اورا به جزا شرر نمی آزارد

زد طعنه ی کفر بر تو خصمت؛ آری
"کافر همه را به کیش خود پندارد"

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 167.8 KB
#حضرت_ابوطالب_علیه_السلام

ای باب علی! تو ز آفرینش به سری
زیرا که تو را بُوَد بدینسان پسری
بر جمله‌ی ماسوا علی هست پدر
حیران تو هستم که علی را پدری

#اشراق_آصفی

@raziolhossein
17:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×672, 100.9 KB
#حضرت_ابوطالب
#دوبیتی

حضرت صادق سخنش جا لب است
درصفت وشأن أبوطالب است

کفه ایمان ودیانتش بر
کفه ایمان همه غالب است

@raziolhossein
2 April 2019
ش
12:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌺, 36.8 KB
12:51
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌺, 54.3 KB
12:52
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌺, 44.8 KB
ش
13:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1197×1200, 238.4 KB
تا داشته‌ام فقط تو را داشته‌ام
با نام تو قد و قامت افراشته‌ام
بوی صلوات می‌دهد دستانم
از بس که گل محمدی کاشته‌ام

#سعید_بیابانکی

.
ش
19:10
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1035×1280, 182.6 KB
#شب_زیارتی_امیرالمومنین

بود قبله ام کوی حیدر نجف
مرا از بهشت است خوش‌تر نجف
چو نور علی و پیمبر یکی است
نبی را زیارت کنم در نجف

💐💐💐💐
3 April 2019
ش
16:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×472, 84.8 KB
🍃تٰازِه میخوٰاسْت دِلَم سَرخوشِ مَبعَثْ گَردَدْ

خَبَر آمَدْ کِه حُسـَینِ ابنِ عَلی رٰاهی شُد..

@raziolhossein
16:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1038×904, 63.6 KB
عباس از مقابلش امشب تکان نخورد
طوری عنان گرفت که مرکب تکان نخورد
با احتیاط خواهر خود را سوار کرد
طوری که آب در دل زینب تکان نخورد

#حیدر_توکل

@raziolhossein
16:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 60.7 KB
#امام_حسین
#خروج_از_مدینه

کاش افتد به دلش خواهر خود را نبرد
یا اگر برد دگر دختر خود را نبرد
چند روزی است خدایا که پسردار شده
یا رب ای کاش علی اصغر خود را نبرد


@raziolhossein
16:47
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
788×788, 99.1 KB
صَلّی الله عَلیکَ یا اباعبدالله ...
عید مبعث شد و باز این دل من بی‌تاب است
آری انگار «شروع» «سفر» «ارباب» است

#محمد_مهدی_نسترن

@raziolhossein
16:49
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×472, 84.8 KB
16:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×709, 129.3 KB
چه کنم؟ دست خودم نیست ؛دلم بی تاب است
وقت آوارگی قافله ارباب است

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
460×243, 9.8 KB
#و_بدأت_حكاية_زينب

در سینه غمی غریب و جانکاه افتاد
غلطید ستاره بر رخ ماه افتاد
آماده شوید گریه کن های حسین
ارباب به سمت کربلا راه افتاد

#عبدالزهرا

@raziolhossein
17:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
389×731, 61.6 KB
سفرت بی خطر مسافر عشق
دست حق باد یار و یاور تو
سایه ات هیچ وقت کم نشود
از سر کاروان و خواهر تو
#سید_پوریا_هاشمی

📜۲۸ رجب المرجب-حرکت کاروان امام حسین(ع) از مدینه به مکه
17:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
648×456, 53.9 KB
#حرکت_امام_حسین_از_مدینه

این سفر بى حساب غم دارد
دل از این رو بسى الم دارد
می کشد این کلام عالم را
کاروانت رقیه هم دارد

#عرفان_ابوالحسنی

@raziolhossein
5 April 2019
ش
14:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
14:34
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 32.0 KB
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

ای ناله به جایی نرسیدن تا کی؟
وز باغ حضور، گل نچیدن تا کی؟

آه ای گل سرخِ مانده در خیمۀ سبز
دیدن همه را، تو را ندیدن تا کی؟

#محمدجواد_غفورزاده
6 April 2019
ش
04:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 55.5 KB
04:07
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 150.1 KB
#امام_حسین_ولادت

خورشید شب فاطمه بالا آمد
شکل دگر علی و زهرا آمد
مشتاق زیارت حسن بود، حسین
این بود که شش ماهه به دنیا آمد


#علی_اکبر_لطیفیان
04:10
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 80.1 KB
با گفتن یک بار حسین جان گنهم ریخت
قبل از رمضان سوم شعبان گنهم ریخت...

🌹ولادت با سر سعادت مولانا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام مبارکباد🌹
@raziolhossein
04:11
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
764×458, 82.4 KB
در روز‌اول فطرس‌و در روز آخرحُر
سرتاسر عمرش تماماً دستگیری‌بود


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
04:12
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×597, 305.8 KB
تا دین خداوند پی نصرت توست
عالم همه مدیون تو و خلقت توست

از عرش، خداوند جهان می فرمود:
برخیز حسین موقع بعثت توست

#سید_مهدی_وزیری
04:13
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
608×608, 64.2 KB
حسین جان...

تا بال وپر عشق به جانم دادند
در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه ‏ی اهل ولا
در گاه حسین را نشانم دادند

.
7 April 2019
ش
00:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 57.2 KB
00:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
481×720, 72.7 KB
هرچند از دستش «علم» افتاد اما
در آسمانها تا ابد اسمش«علم»شد

#میلاد_حسنی

🌹ولادت سراسر نور قمرالعشیره
حضرت اباالفضل العباس
علیه السلام مبارکباد🌹

@raziolhossein
00:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1075×1280, 155.6 KB
.

این بادیه پر نور اگر میگردد
نوریست که از علقمه بر میگردد
دیروز قمر دور زمین میگردید
امروز زمین دور قمر میگردد

#حضرت_عباس_ولادت
ش
01:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1149, 242.9 KB
#امام_حسین_ولادت

شعبان شد و در پیکرمان جان آمد
در سوم ماه، آیتِ قرآن آمد

بفرست به حیدر و به زهرا صلوات
چون سید و سالار شهیدان آمد
01:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×726, 139.6 KB
#امام_حسین_ولادت

بر شیعه سه تا نور دو عین آمده اند
مهر و مَه و شمسِ حرمين آمده اند

در اول شعبان به سه ختم صلوات
سجاد و اباالفضل و حسین آمده اند
01:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
300×210, 16.9 KB
#حضرت_اباالفضل_ولادت


لب تشنه ی تو همیشه دریای فرات
نام تو به هر درد و بلا حرز نجات

حیدر صفتی و غیرت اللهی تو
ای شیر علی به روی ماهت صلوات
ش
01:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 314.6 KB
از فطرس ملک به همه پر شکسته ها
حَیّ علی کرامت گهواره ی حسین

#میلاد_حسنی
01:37
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی


این ماهِ دمیده کیست؟ ثارالله است
آن ماه چهارمین ، ولی الله است

این هم قمر منیر طاها ، عباس
پس ماه محمد بن عبدالله است

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
01:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1065, 188.3 KB
نزول رحمت شعبان و موسم میلاد
سه غنچه ی صلواتم یکی یکی گل داد

در آسمان ولایت سه نور پیدا شد
حسین آمد و عباس آمد و سجّاد

#اسماعیل_شبرنگ
01:37
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_اباالفضل_ولادت
#دوبیتی

نزول رحمت شعبان و موسم میلاد
سه غنچه ی صلواتم یکی یکی گل داد

در آسمان ولایت سه نور پیدا شد
حسین آمد و عباس آمد و سجّاد

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
01:40
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×679, 163.5 KB
#امام_حسین_ولادت

امشب به کف دل در نایاب آمد
میلاد حسین فخر احباب آمد

گویید به نوکران دربار حسین
خیزید و ادب کنید ارباب آمد

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
01:41
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
853×1280, 359.8 KB
#امام_حسین_مدح

قدرش برتر ز ممكنات است حسین
قبرش اندر بر فرات است حسین

می‌گويم و از عهده برون می‌آيم
بالله! سفینة النّجاة است حسین

#يوسف_رحمانيان_عماد

@raziolhossein
01:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
762×1024, 91.3 KB
#امام_حسین_ولادت

هر کس به ره حسین بشْتافته است
آقایی عالمین را یافته است

در خلق، حسین بن علی بی‌همتاست
این تافته را خدا جدا بافته است

#سید_روح‌الله_موید

@raziolhossein
01:42
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1116, 235.8 KB
#دوبیتی_صلوات

بر جان علی ولی سرمد صلوات
بر فاطمه نور چشم احمد صلوات

بر حضرت سجاد وعلمدار حسین
بر نور دو دیده محمد صلوات
01:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 274.9 KB
#یاحامل‌اللواالحسین

ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد
علمدار خوش آمد
سقای حسین سید و سالار خوش آمد
علمدار خوش آمد

.
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
13:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×467, 84.8 KB
#امام_حسین

پیش رخ تو ماه هویدا نشود
بی چاره کسی که بر تو شیدا نشود

از نوکر بد هم که بپرسی گوید
ارباب به خوبی تو پیدا نشود
13:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 298.9 KB
ای آنکه ز موهبات دستت مستم
من چشم براه لطف دستت هستم
حاشا که به سینه ام خورَد دست رَدی
تا هست دخیل هر دو دستت دستم

#علی_مشهوری

@raziolhossein
13:04
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×872, 132.7 KB
یکی‌از قدیمی‌ترین‌ تصاویر ‌موجود از ایوان حرم حضرت عباس علیه السلام.

بیش از 120 سال قبل

@raziolhossein
8 April 2019
ش
01:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 52.4 KB
01:39
#امام_سجاد_ولادت
#دوبیتی

تاجِ نبوی نگینش آمد از راه
مولای اَمین، اَمینش آمد از راه

بفرست به خاتم النبیین صلوات
چون زینت عابدینش آمد از راه

@raziolhossein
01:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1024×1280, 249.7 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

جمال حق ز رویش منجلی بود
علیِ دومِ بیت الولی بود
در این خانه اگر صدتا پسر بود
علی بود و علی بود و علی بود
.
01:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
400×316, 23.0 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

بر سجده سجاد و به احمد صلوات
بر نور دو دیده محمد صلوات

او زینت عابدان اهل البیت است
بر زینت عاشقان سرمد صلوات
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1251, 331.5 KB
#یاعلی‌ابن‌الحسین

شکر خدا که هم‌وطن مادر توایم
01:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
852×1280, 364.6 KB
«اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلي بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعابِدينَ الَّذىِ اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَجَعَلْتَ مِنْهُ اَئِمَّةَ الْهُدىَ الَّذينَ يَهدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ …»
01:53
‼️فراخوان چهارمین محفل شعر ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها 💐
.
🔹 موضوع : حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
🔹قالب اشعار: کلاسیک ، تصنیف
(به همراه تقدیر از آثار برگزیده)
.
🔹مهلت ارسال: 10 اردیبهشت
🔹نحوه ارسال اشعار :

- ارسال از طریق پیامک، واتساپ، تلگرام به شماره زیر :
09191600950

⚠️نکته :

-آثار ارسالی نباید در دوره‌های قبلی ارسال شده باشد.
- آثار ارسالی در مجموعه ای به چاپ خواهند رسید.
.
🔹 زمان و مکان برگزاری : سه شنبه 24 اردیبهشت (شب وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها)
.
✅ قم المقدسه - پارکینگ شرقی حرم ، بیت الزهراء سلام الله علیها

@Beyt_alzzahra
ش
13:32
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
893×1280, 73.0 KB
#امام_حسین_ولادت
#امام_سجاد_ولادت
#حضرت_اباالفضل_ولادت


بر شیر خدا ونسل شیرش صلوات
بر فاطمه و پورِ دلیرش صلوات
میلاد حسین و علی و عباس است
بر شاه و ولیعهد و وزیرش صلوات

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
ش
18:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1280, 150.8 KB
حق برگ برات میفرستد امشب
کشتی نجات میفرستد امشب
فطرس دم گهواره ی ثار الله‌است
دارد صلوات میفرستد امشب

@raziolhossein
11 April 2019
ش
19:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
226×223, 9.9 KB
امشب همه جا لطف خدا ریخته است
میلاد حسین رحمت انگیخته است

در این #شب_جمعه در حریم ارباب
گلخنده و اشک با هم آمیخته است

#سید_رضا_موید_خراسانی
12 April 2019
ش
15:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
19:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
‼️فراخوان چهارمین محفل شعر ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها 💐
.
🔹 موضوع : حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها
🔹قالب اشعار: کلاسیک ، تصنیف
(به همراه تقدیر از آثار برگزیده)
.
🔹مهلت ارسال: 10 اردیبهشت
🔹نحوه ارسال اشعار :

- ارسال از طریق پیامک، واتساپ، تلگرام به شماره زیر :
09191600950

⚠️نکته :

-آثار ارسالی نباید در دوره‌های قبلی ارسال شده باشد.
- آثار ارسالی در مجموعه ای به چاپ خواهند رسید.
.
🔹 زمان و مکان برگزاری : سه شنبه 24 اردیبهشت (شب وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها)
.
✅ قم المقدسه - پارکینگ شرقی حرم ، بیت الزهراء سلام الله علیها

@Beyt_alzzahra
13 April 2019
ش
23:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 35.4 KB
23:12
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

لبخند شعف بر لب ثارالله است
خورشید گرفته در بغل یا ماه است


این طفل علی ابن حسین ابن علی است
یا اینکه محمد ابن عبدالله است

#عبدالحسین

@raziolhossein
23:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1064×1280, 230.4 KB
"جـاءَ نورُ اشبه النّاس بِخَیـر الاولیـاء"
گوییا پیغمبر از غار حرا برگشته است

#فاضل_نظری

@raziolhossein
23:17
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 135.8 KB
این شعر ، سرود عالم بالا شد
تبریک ، حسین بن علی بابا شد
همنام علی ، شبه محمد یعنی
میلاد علی اکبر لیلا شد

#محمود_ژولیده
23:23
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1058×1280, 294.5 KB
پایین قدم‌های حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر قبطه خورٙد بر تو عمویت

#علی_اکبر_لطفیان

@raziolhossein
23:37
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
#حضرت_علی_اکبر_ولادت
#دوبیتی

از عرش صدای یاعلی می آید
اینگار که مرتضی علی می آید

با دیدن رخسار علی اکبر
گفتند که مصطفی علی می آید


.
23:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×439, 88.6 KB
خدا هر چه پسر بر او بیارد
"حسین" اسم "علی" را میگذارد
الهی کور باشه چشم دشمن
حسین اسم "علی" را دوست دارد

🌹ولادت سرار نور
و با سعادات مولانا
حضرت علی اکبر علیه السلام
مبارکباد🌹
23:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×490, 65.4 KB
یا ابوعلی

امشب همه های و هو علی می گوید
لبهای حسین گو علی می گوید
با آمدن علی اکبر ،دیگر
زینب به حسین ابوعلی می گوید

.
14 April 2019
ش
00:07
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1266, 270.5 KB
جهان را شور دیگر در سر آمد
فلک را امشب از غیب اختر آمد
بگو تبریک بر آل پیمبر
که میلاد علی اکبر آمد

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
18 April 2019
ش
19:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 53.9 KB
#شب_جمعه

یاد تو به جان ودل من چیره شده ست
روزم ز فراق حرمت تیره شده ست

دیگر هوس دیدن جنت نکند
چشمی که به سمت گنبدت خیره شده ست

#ع‌رجبی
19:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
700×465, 65.3 KB
#امام_حسین

روزیکه گل آدم و حوا بسرشتند
بر نام حسین بن علی گریه نوشتند

فرمود نبی در صفت گریه کنانش
والله که این طائفه از اهل بهشتند

.
19:36
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×720, 88.4 KB
شب بود و هوای کربلا عالی بود
در مصرع قبل جای ما خالی بود

#اللهم_ارزقنا_زیارة_الحسین
#منرابهحرمببرفدایتگردم

@raziolhossein
ش
20:03
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
895×1280, 216.2 KB
هوای کرببلا دارد این دلم، آخر
شب زیارت مخصوص سیدالشهداست

#اللهم_ارزقنا

@Raziolhossein
19 April 2019
ش
02:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی

اى كاش دلم فرش عبورت گردد
یك روز شرفیاب حضورت گردد

تاریخ ولادتت شود زیباتر
این جمعه اگر عید ظهورت گردد

#محسن_زعفرانیه

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
02:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_ولادت
#دوبیتی

چه حالی با خودش آورد باران
در این عصر نه چندان سرد باران

خبر دادند او می آید ... از او
چه استقبال گرمی کرد باران....

#سعید_بیابانکی

@raziolhossein
02:46
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×588, 87.7 KB
یامهدی

برخیز که منجی جهان می آید
آن حجّت حق، امید جان می آید
شد دامن نرگس از گلستان حَسَن      
گل ریز، که صاحب الزمان می آید

#مشفق_کاشانی
.
02:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1279, 155.7 KB
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
تمام هستی زهرا، نصیب نرجس شد

🌹🌹ولادت با سعادت حضرت ولی عصر، حجت بن الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»
به شیعیان و منتظرین حضرتش مبارکباد🌹🌹

@raziolhossein
02:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
540×753, 60.4 KB
بیا که جان به لب آمد،فراق ما را کشت
ببین سلاح نداریم غیر چشم امید !

#شایان_مصلح

@raziolhossein
02:58
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×600, 30.0 KB
حق‌را به بزرگی‌حجج بایدخواند
یااینکه‌ به صاحب‌مهج بایدخواند
تا منتقم حسین آید از راه
عجل لولیک الفرج باید خواند

#عبدالزهرا
03:01
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1020, 117.2 KB
از تو هوس نگاه دارد دل من
چشمی به در و به راه دارد دل من

تا کی به فراق تو صبوری؟...برگرد
آقا ...بخدا گناه دارد دل من

#سید_مجتبی_شجاع

@raziolhossein
03:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×820, 116.8 KB
یا صاحب الزمان

برای آنکه به راه تـو مانده است نگاهش
غروب جمعه و عصر سه‌شنبه فرق ندارد

#سید_مصطفی_فهری

@raziolhossein
03:15
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
350×350, 32.8 KB
#دوبیتی_صلوات

هنگام سرور کائنات است امشب
اوقات گرفت برات است امشب

بفرست مدام بر محمد صلوات
زیرا که بهار صلوات است امشب
03:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 49.5 KB
.
"آقا بیا" های مـــرا امشب روا کــــن
آقا بیــــا درد دو عالـــم را دوا کــن
در این شب جمعه به یُمنِ نیمه شعبان
رزقِ همه چشم انتظاران کربــلا کــن

#سید_حسین_میرعمادی
.
03:20
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
03:21
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه

عالم به غم نشسته و در آرزوي تست
دنيا در آستانة ديدار روي تست

كم كم ظهورِ دورِ تو نزديك مي شود
اين فصل غم بهارِ رسيدن به كوي تست

آقا به قبر مخفيِ زهرا قسم بيا
دلهاي خسته همدمِ بغض گلوي تست

دستان زينب است به سوي خدا بلند
اي چشم شيعه چشم رقيه به سوي تست

اي جان فداي حال دعا و تَضَرّعت
بازآ كه شيعه دربدر كو به كوي تست

اين دردها كه بي تو سرِ شيعه آمده
تنها نه از وقاحت و بغض عدوي تست

شايد كه از گناه ، بلا مي رسد بما
شايد هميشه نامة ما روبروي تست

من بارها ز آبرويت خرج كرده ام
شيعه كسي است كه سبب آبروي تست

من با دلِ تو فاصله را كم نكرده ام
مَحروم تا به كي دلم از گفتگوي تست

آماده مي كنم دل خود را براي تو
خوش آن دلي كه بسته به يك تار موي تست

مشتاق ديدنِ پسر فاطمه كسي است
كز هر غمي كه ديد پيِ جستجوي تست

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
03:21
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


گریهء عاشقان بی اثر نیست
مهدی از حال ما بی خبر نیست

بی تجلاّی خورشید رویش
روشنی در نگاه بشر نیست

او به جز شیعه یاری ندارد
شیعه را غیر خون جگر نیست

ای بسا شب که رفت و سحر شد
شام هجران ما را سحر نیست

شیعه باشد جدا از امامش
مثل طفلی که او را پدر نیست

در دل تنگ چشم انتظاران
جز غمِ مهدی منتظر نیست

یابن زهرا کجایی که بی تو
روزی از روز ما تیره تر نیست

تربت مادرت را نشان ده
قبر مادر نهان از پسر نیست


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
03:21
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1029×1280, 164.4 KB
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج …

از داغ غمـت کمـر خمیده‌ست ،بیا
یکبار دگر «جمعه» رسیده‌ست ،بیا
ای بـا خبـر از راز دل بیمـارم
تا عمر به آخر نرسیده‌ست ،بیا

.
03:21
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
#دوبیتی

از داغ غمـت کمـر خمیده‌ست ،بیا
یکبار دگر «جمعه» رسیده‌ست ،بیا

ای بـا خبـر از راز دل بیمـارم
تا عمر به آخر نرسیده‌ست ،بیا

@raziolhossein
03:22
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه


هر کوچه و هر خانه‌ای از عطر، چو باغی‌ست
در سینهٔ هر اهل دل و دلشده داغی‌ست
آویخته بر سر درِ هر خانه چراغی‌ست
بر هر لبی از موعد و موعود، سراغی‌ست

از شوق، همه رو به سوی میکده دارند
یاری ز سفر، سوی وطن آمده دارند

کی یار سفر کردهٔ ما از سفر آید
بعد از شبِ دیجورِ محبان، سحر آید
از باب صفا، قبلهٔ ما کی به در آید
بی‌بال و پران را پر و بالی دگر آید

کی پرده گشاید ز رخ آن روی گشاده
کز رخ کند از اسب، دو صد شاه، پیاده

ای عطر بهشت از رخ تو ای گل نرگس
ای روشنی محفل و ای رونق مجلس
ای راز غمت درس مدرّس به مدارس
تو منعم کل هستی و ما فرقهٔ مفلِس

جز تو، به زمان نیست کسی مصلح و صاحب
یا مهدیِ بِن عسکری ای حاضر غائب!

تو در پی خود، قافله در قافله داری
در سلسلهٔ زلف، دو صد سلسله داری
با آن‌که خود از منتظرانت گله داری
سوگند به آن اشک که در نافله داری

با یک نگه خود مس ما را تو طلا کن
آن چشم که روی تو ببیند تو عطا کن

ای گمشدهٔ مردم عالم به کجایی؟
کی از مه رخسارهٔ خود پرده گشایی؟
ما ریزه‌خوریم و تو ولی‌نعمت مایی
هر جمعه همه چشم به راهیم بیایی

یک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامد
بیش از ده و یک قرن شد، آن جمعه نیامد...

بشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ما
کس نیست در این قافله، وامانده‌تر از ما
ما بی‌خبریم از تو و تو باخبر از ما
ما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ما

ما شب‌زده‌ایم و تو همان صبح سپیدی
تنها تو پناهی، تو نویدی، تو امیدی

عشق ابدی و ازلی با تو بیاید
شادی ز جهان رفته، ولی با تو بیاید
آرامش بین‌المللی با تو بیاید
ای عِدلِ علی! عَدلِ علی با تو بیاید

عمری‌ست که در بوتهٔ عشقت به‌گدازیم
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم

هرچند که ما بهره‌ور از فیض حضوریم
داریم حضور تو و مشتاق ظهوریم
نزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریم
با دیدهٔ آلوده چه بینیم؟ که کوریم

در کوه و بیابان ز چه رو دربدری تو؟
هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو...

#علی_انسانی


@raziolhossein
ش
03:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 19.04.2019 03:21:38
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
💗, 62.5 KB
ش
22:42
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان
#دوبیتی

برهم زده ایم بی تو هر عهدی را
تفسیر کن آیه های "مَن یَهدی" را

مانند مدینة النبی میسازیم
با آمدنت مدینةُ المهدی را

#ع_رجبی

@raziolhossein
20 April 2019
ش
04:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1090×1280, 168.6 KB
#نیمه_شعبان

از عـصـر قـدیم با تو عهدی دارم
وز نام شما به کام شهدی دارم
ایــام ولادتــت امـــام حـــاضـــر
بـر لب شب و روز ذکر مهدی دارم

#مهدی_صفی_یاری

.
23 April 2019
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
ش
شعر مذهبی رضیع الـحسین 04.05.2018 21:38:20
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
❤, 67.2 KB
ش
01:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

درقاب سحرجلوه مهتاب مبارک
پیداشدن گوهرنایاب مبارک

برعرش خداسوره کوثربنویسید
میلادعزیزدل ارباب مبارک

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
01:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#بحر_طویل

سحری روشن و عاشق/سحری غرقِ شقایق/سحری چاک گریبان و/شبی خیره و حیران/همه آفاق گل افشان
و زر افشان و چراغان و غزل خوان/همه لبریز زِ آوازِ هَزاران

دشت ها غرق ترنّم/پُرِ گلهای تبسم/زِ مِیِ نوش ترین خُم/به ترانه/به تلاطم
سحری ریخته از بامِ فلک دامنی از ماه/به هر راه/به هر کوچه شبانگاه/چه نوری است/چه طوری است/در این خاک/چه هنگامه‌ی شوری است

که در حلقه‌ی گیسوی ستاره/زمان/ لحظه‌ی احساس/زمین تکّه‌ی الماس/پُر از عطرِ گلِ یاس ترین یاس
شگفتا از این بزم/از این فرش/از این عرش تر از عرش/اگر هوش رمیده/وَ گر عقل پریده/وَ گر دل برمیده/زِ طربخانه‌ی سینه/پِیِ دلهای دگر تا به مدینه/به نگین شب رؤیایی هر دیده‌ی بی خواب/شب بارش مهتاب/دَرِ خانه‌ی ارباب/چه نوری است/چه شوری است/چه طوری است/در این خانه چه هنگامه‌ی شوری است

ببین قبله نما را/که گم کرده خودش را و مِنا را و صفا را/وَ زِ سر تا به قدم غرق نیاز است و دو دستش که دراز است/ بدین خانه که در هاله‌ی راز است
در این بزمِ معطر/در این مستی یکسر/چه بی تاب/چه مجنون/چه شیدا/شده لیلا/شده اکبر

چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی هست/همین شب/که شد از عشق لبالب/وَ گُلِ خنده شکوفاست به رخساره‌ی زینب/و خدا دانَد از آن چشم تماشایی بیدار/وَز آن قامت سرشار زِ دلدار/وَز آن چهره‌ی یوسف کُشِ بی تاب/علمدار/چه طوفان شده بر پا به دلش/در دَمِ دیدار/در این شامِ بهاری/نه صبری نه قراری/پُر از لحظه شماری/چه مشتاق/چه بی خویش/قدم میزند و منتظرِ عطر دل انگیز و دل افروز گل ناز حسین است/چه شعری است/چه نوری است/چه طوری است/چه هنگامه ی شوری است

چه شد باز/که در باز شد و لحظه‌ی اعجاز شد و محشری آغاز شد و دید که در حُله‌ای از برگ گل یاس/و پیچیده به قُنداقه‌ای از شهپر جبریل امین/در آغوش حسین بن علی/یاس ترین/ناز ترین جلوه که دیده است/به چشمی که ندیده است به جز روی حسینش

دو چشمش گُل دریاست/چه شیوا و ثریاست/دل آراست/تماشایی و بابایی و تنهاست/وَ ناگاه ابوالفضل رو کرد به انبوه فرشته و فرمود : اَلا باغ ملائک/وَ ای فوجِ فرشته/که دگر دور و برِ غنچه‌ام این گونه مگردید مریزید گُل از شوق مرقصید/مبادا که به بال و پر خود ناز کنیدش/که شاید رُخَش آزرده شود/از نفَسِ گرم و پَرِ نرم/که این گُل بُوَد حساس‌تر از معنیِ احساس/و آئینه‌تر از آینه در بوسه‌ی یک آه/و ای آه/از این آینه دوری/وَ مبادا که عبوری/کُنی از گرد رُخِ یاس‌تر از یاس

و ای شبنم شیرین مَنِشین/بر سرِ گلبرگی از این غنچه/که ترسم که کبودش کند این بار که با توست چنین/
خدایا چه گُل است این/که شیرینِ دل است این/در این چهره بگو کیست/بگو این مَثَلِ کیست/همه محو/همه مات/همه واله و حیرانِ ابوالفضل/
که زینب به نَمِ اشکی و با سینه‌ی پُر آه و دلی سخت غمین/گفت چنین/با پسرِ اُمِ بنین/ای پسر فاطمه عباس ببین/دخترکِ نازِ حسین بن علی نَه/که همان گوهر مفقود و همان مادر رنجور/که می‌بود حدیثِ فدک و غصبِ فدک/زخمِ دلِ حضرت زهرا و نمک/همانی که به هر صبح و به هر شام/فقط صحبت او بود/همان خانه/همان شعله/همان دود/همان است که باز آمده امروز.....


 #حسن_لطفی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


بهار ، رویشِ او را به صحنِ گلها خواند
نسیم ، آمدنش را به گوشِ دریا خواند
 
شبی که آمد و گُل شد  سپیده می‌بارید
فرشته بر قدمِ نو رسيده می‌بارید

طلوعِ طلعتِ او را بنفشه آذین بست
هزار دستِ شقایق هزار نسرین بست

سحر ستاره‌ی گُل را به باغها پاشید
زمین غبارِ رَهَش را به آسمان بخشید
 
هزار خرمنِ خوش رنگِ خوشه‌یِ خورشید
هزار دامنِ گُل از هزار یاسِ سفید

چه دلنشین و شگفت و چه ناز و زیبا گفت
شبی که غنچه‌یِ لب را گشود و بابا گفت

طراوتِ نَفَسش جان به باغبان می‌داد
تبسمش به خداوندِ عشق ، جان می‌داد
 
گرفت تنگ در آغوش و بوسه اَفشاندش
چو جانِ رفته زِ تَن رویِ سینه خواباندش

دوباره آتشِ شوقش زِ دل زبانه گرفت
شکُفت خنده‌ی ارباب و این ترانه گرفت

بگو دوباره قرارم ... بگو بگو بابا
ستاره‌یِ شبِ تارم ... بگو بگو بابا

چه عاشقانه به گوشِ سما ثریا گفت
دل از حسین ربود و دوباره بابا گفت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


یک جلوه کرد نور منور درست شد
نورش تلالو کرد ، که گوهر درست شد
از گرد و خاک مقدم او زر درست شد
بهر ثناش این همه منبر درست شد
محبوبه ای به هیبت حیدر درست شد

یا ذوالجلال رکن جلال آفریده ای
اعجوبه ی وقار و کمال آفریده ای
او را فقط برای سه سال آفریده ای
یعنی برای کار محال آفریده ای
پیغمبری ز نسل پیمبر درست شد

سر می دهند پای تو ایل و تبار ما
وفق مراد می شود این روزگار ما
کر شد دو گوش عالم و آدم ز جار ما
افتاده دست دختر ارباب کار ما
او لطف کرد و مشکل نوکر درست شد

یک یا رقیه گفته ام و جان گرفته ام
آشفته حال بودم و سامان گرفته ام
از دست این کریمه خودم نان گرفته ام
نذر سه ساله سفره ی احسان گرفته ام
نذرم قبول حاجتم آخر درست شد


مریم کجا و حضرت لیلای پنج تن
در تو حلول کرده سراپای پنج تن
هستی چکیده ای تو ز سیمای پنج تن
تکیه زدی تو یکتنه بر جای پنج تن
قدیسه ای به دامن کوثر درست شد

تا روز حشر قبله ی حاجات میشوی
تو سربلند عرصه ی شامات میشوی
همپای زینب عمه ی سادات میشوی
والله نور ارض و سماوات میشوی
شاهد مثال قصه هم اختر درست شد

حورای کربلایی و زهرای دیگری
بنت الحسین ، ام ابیهای دیگری
جای تو نیست روی زمین ، جای دیگری
باید قدم زنی تو به دنیای دیگری
صرفا برایت عالم دیگر درست شد

ای جان فدای سوریه ، قربان کربلا
ما هم شدیم جمله مسلمان کربلا
خون شد دهان دیده ی مهمان کربلا
آتش زدند خیمه ی سلطان کربلا
از خیمه های سوخته معجر درست شد

با تازیانه دور و بر تو یکی یکی
خون کرده اند بر جگر تو یکی یکی
وقتی که ریخت بال و پر تو یکی یکی
گشته سپید موی سر تو یکی یکی
ای وای من مدینه ی دیگر درست شد

بال شکسته قصد پریدن نداشته
دنبال پای خسته ، دویدن نداشته
ظالم نفس نفس که ، بریدن نداشته
موی یتیم ، زجر ! کشیدن نداشته
درد سر است آمدنت... شر درست شد

#علیرضا_وفایی #خیال


@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه

هروقت نشسته س سر شانه ی عباس
تقدیم شده منصب شاهی به رقیه

هر جا سخن از راه رسیدن به خدا شد
داده دل ما زود گواهی به رقیه

هرکس که امیدش شده از کل جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه

وا شد گره از مشکل ما تا که شب قدر
ده مرتبه گفتیم : الهی به رقیه

مدیون حسینیم که داده دل ما را
گاهی به علی اصغر و گاهی به رقیه

تا روز ابد در دل ما کینه ی شام است
وقتی که ندادند پناهی به رقیه

هر جا به زمین خورده در آن شب ، سر عباس
انداخته از نیزه نگاهی به رقیه ...

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح
#دوبیتی

آنروز که احرام تمتع می بست
برشانه ی عرشیه ی عباس نشست

با آنکه سه سال بیشتر جلوه نکرد
گفتند که فاطمه است دیدند که هست

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح
#دوبیتی


خاك قدم رقیه باشی عشق است
زیر علم رقیه باشی عشق است

با مهدی صاحب الزمان از ره لطف
یك شب حرم رقیه باشی عشق است



هر جا سخن از رقیه جان می آید
صوت صلوات عرشیان می آید

در مجلس این سه‌ساله من معتقدم
عطر خوش صاحب الزمان می آید



امشب كرم رقیه را می بینیم
خیر قدم رقیه را می بینیم

این حرف تمام عاشقان است حسین
پس كی حرم رقیه را می بینیم



در محفل عشقتان ادب آوردم
غم از دلتان برده طرب آوردم

یادت نرود یك صلواتی بفرست
تا نام رقیه رابه لب آوردم

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


ای رونق فصل بهار أُمِّ إِسحاق
ای دلخوشی روزگار أُمِّ إِسحاق
تو فرق داری با همه ، از دار دنیا
تنها تویی دار و ندار أُمِّ إِسحاق
تو به حیات مادر خود جلوه دادی
ای روشنی شام تار أُمِّ إِسحاق
گویا خدیجه فاطمه آورده از نو
بالا گرفته کار و بار أُمِّ إِسحاق
امشب ملائک به تماشایت نشستند
امشب که هستی در کنار أُمِّ إِسحاق
در چشمهای تو نجابت خانه کرده
ای سوگلی باوقار أُمِّ إِسحاق
دختر به خوبی تو این دنیا ندارد
غمخوار بابا ! خانه دار أُمِّ إِسحاق
نورٌ علی نورٌ علی نوری یقینا
خورشید زاده ! شاهکار أُمِّ إِسحاق
بی شک به دنبال کمالات است اگر که
بوسه به دستت زد هماره أُمِّ إِسحاق
در دامنش خاتون محشر پروریده
صدها درود حق نثار أُمِّ إِسحاق
کل میکشم امشب به یمن مقدم تو
کف میزنم به افتخار أُمِّ إِسحاق


عطر خوش قنداقه ات می آید از راه
با یاد تو مستم تَوَکَّلتُ عَلَی الله


خورشید روی بام دنیای حسینی
فرزانه ای و ماه شب های حسینی
باباست محو حُسن سیمای تو بانو
یا اینکه تو گرم تماشای حسینی
سر تا به پا آیینه ی مادربزرگی
هانیه ، حسنا ، زهره ، زهرای حسینی
ای أَشبَهُ النّاسِ به زهرا بین فامیل
محبوبه ی محجوب و زیبای حسینی
إِنسیه ای اما شبیه به فرشته
باید صدایت کرد "حورای حسینی"
با مادری هایی که کردی میتوان گفت
در کودکی أم أبیهای حسینی
عالم فدای طرز بابا گفتن تو
شیرین زبان! یک عمر رؤیای حسینی
دل میبرد چادر نمازت از ملائك
مأموم شبهای مصلای حسینی
تو عصمت اللهی شبیه عمه هایت
پیداست در خوی تو تقوای حسینی
بابا از این لحظه دو تا غمخوار دارد
تو زینب کبری نه صغرای حسینی
حبل المتین از ریشه های چادر توست
تو گرمی بازار فردای حسینی


ای آبرو بر خلق داده ! خیر مقدم
ارباب زاده ! شاهزاده ! خیرمقدم


روحی لطیف آکنده از احساس داری
قلبی پر از مهر و دلی حساس داری
سیب دو نیم فاطمه هستی و حتما
در هر نفس هایت شمیم یاس داری
جز حق برای هیچ کس کاری نکردی
مانند زهرا مادرت اخلاص داری
لطف زیاد تو به بابا رفته انگار
بنده نوازی و نگاهی خاص داری
گرم است پشت تو به کوه انگار بانو
تا تکیه ای بر شانه ی عباس داری
ما رعیتی ساده در این دربار هستیم
خاتون ! نگاهی به عوام الناس داری ؟
جودِ حسن ، مهرِ علی ، احسانِ زهرا
در تو نهفته ، بی گمان "میراث داری"


آيینه دار نور ناب پنج تن تو
زهرا ، حسین و مرتضی ، احمد ، حسن تو


از عزم جزم ات دشمن احساس خطر کرد
گوش فلک را هم رجزهای تو کر کرد
آنقدر ای بانو بزرگی که برایت
هجده سر بر روی نی سینه سپر کرد
محکم قدم برداشتی عالم به هم ریخت
پس همنشینی با عمو در تو اثر کرد
شمشیر دشمن پیش تو از کار افتاد
با شیوه ی تدبیر تو کلی ضرر کرد
با ناله ات طوری به مسجد حمله بردی
گویا دوباره فاطمه چادر به سر کرد ...
با همت ات چیزی نماند از آل فتنه
هشیاری تو شام را زیر و زبر کرد
تاریخ بعد از این نخواهد دید قطعا
کاری که خشمت با بساط زور و زر کرد
تا حرمله را از نفس انداخت آهت
نفرین تو شمر و سنان را دربه در کرد
تو مغز بادام امیر لافتایی
آوازه ات امروز عالم را خبر کرد


با گرد و خاک چادرت محشر به پا شد
کرببلا با همت تو کربلا شد

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
01:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
537×720, 112.5 KB
پیوندِ گل و چمن مبارک باشد
این عید به مرد و زن مبارک باشد

ارباب! پدر شدن گوارایت باد
عباس! عمو شدن مبارک باشد

🌷ناز قدم نازدانه سیدالشهدا #حضرت_رقیه خاتون صلوات🌷

@Raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی


پیوندِ گل و چمن مبارک باشد
این عید به مرد و زن مبارک باشد

ارباب! پدر شدن گوارایت باد
عباس! عمو شدن مبارک باشد


@Raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


حِـسّي از عشـق فـراتر متولّد شده است
نــور در قـالب اَخــتر متولد شده است

جبرئيل آيه ي تطهير نخواند عجب است
ماه بانـــوي مُـطهّر متولّد شده است

گفت ارباب پس از بوسه زدن بر دهنش
طـفـل نَه ، قنـدِ مكــرّر متولّد شده است

فاطمه آمده از سلســله ي فاطمــيون
كوثر از تيره ي كوثر متولّد شده است

مي شود از حَرَكات و سَكَناتش فهميد
عشق عــبّاسِ دلاور متولّد شده است

آخرين"فاطمه سادات"حسين آباد است
اينكه در خانه ي دلبـر متولّد شده است

بي سبب نيست اكر حيدريون سرمستند
نوه ي حضرت حيــدر متولّد شده است

دخترِ زينت دوش نبي آمد ، يعني
زينت دوش بــرادر متولّد شده است

عطر مادر شده از هر نفسش ، اِستشمام
گرچه در كِسْوت خواهر متولّد شده است

أمّ إسحاق تو رفتي ولي از دامانت
غنچه اي ناز و مُعطّر متولّد شده است

توأمان است غم و شاديِ امروزِ حسين
همسرش رفته و دختر متولّد شده است

تا كه آماده ي جُـنباندن گهـواره شود
زودتر از علي اصغر متولّد شده است

كوچ او مثل پرستوست ، غريبانه و تلخ
گر چه مانند كبــوتر متولّد شده است

بعداً از "أَيتمني"گفــتن او مي فهميـــم
خِبره ي روضه ي منبر متولّد شده است

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

بیت الغزل هر غزل ناب رقیه ست
خورشید علی اصغر و مهتاب رقیه ست

نزدیک ترین راه به الله حسین است
نزدیک ترین راه به ارباب رقیه ست

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


آنجا که شور عشق نباشد کمال نیست
آنجا که گریه هست صحبت مجال نیست
آنجا که هجر نیست امید وصال نیست
در پیش ما مقام ، به سن و به سال نیست

اینجا سه ساله حجت حق بر بزرگ هاست
ارث نواده ، عصمت مادربزرگ هاست

آیینه ی مقابل زهراست صورتش
خیلی کشیده است به زینب نجابتش
اسلام را کشیده به دوش رسالتش
حوریه های عرش نشینند کلفتش

مانده دخیل چادر او مریم از نخست
محتاج یک دمش شده عیسی هم از نخست

برده حجاب درس حیا از حجاب او
خورشید رو گرفته ز شرم نقاب او
دارد هزار شرح سه جلد کتاب او
چشمان عالمی ست سوی انقلاب او

گرچه اسیر سلسله ها شد اسیر نیست
کوچه به کوچه رفت ولی سر به زیر نیست

پای برهنه پایه ی تکفیر را شکست
بت های شام و کوفه از این ردپا شکست
با دست بسته اش کمر فتنه ها شکست
کاخ یزید را شب موعود تا شکست

آمد خلیل و از برکاتش اثر گرفت
از قطره های اشک دو چشمش تبر گرفت

مجنون ترین شده است که لیلاترین شود
ویران نشین شده است که بالا نشین شود
او آمده است قبله ی این سرزمین شود
جا دارد اینکه مالک یوم الدین شود

در شام با وصیت بابا سفیره شد
از بس که در صغیره شدن هم کبیره شد

تکیه به عمه کرده است و فانی زینب است
یعنی عصای قد کمانی زینب است
تصویری از وقار جهانی زینب است
پا منبری مرثیه خوانی زینب است

هرگز ندیده است کسی این شکوه را
بالا گرفت پرچم فتح الفتوح را

تقدیر او شده است پر از در به در شدن
از طعنه ها شکسته شدن خون جگر شدن
با پلک زخم چشم به راه پدر شدن
با یک تبر ز روضه ی بابا خبر شدن

وقت عبور حس خطرداشتن بد است
در ازدحام درد کمر داشتن بد است

دارد دوباره گردن او تیر میکشد...
این درد را ز حلقه ی زنجیر میکشد
از کعب نی مصیبت شمشیر میکشد
صد روضه از مدینه به تصویر میکشد

رفته است چادر سر او بر سری به زور
از او گرفته مقنعه را لشگری به زور

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


عرش از نورِ خدا غرقِ طَلاطُم شُده بود
بَسکه می‌ریخت گُل از عرش زمین گُم شده بود
 
باز هنگامه‌یِ یک جلوه تَبَسُم شده بود
وقتِ رقصیدنِ دل وقتِ ترنُم شده بود

شب از آن شب همه شب مثلِ شقايق شده است
مثلِ مجنون شده یعنی که شب عاشق شده است
 -

چه شکوهی که خدا نیز تماشا میکرد
بال در بالِ فرشته پَرِ خود وا میکرد

جلوه بر چشمِ علی اُمِ اَبیها میکرد
یا حسین ابنِ علی بود که غوغا میکرد

مثل خورشید دل از آنهمه کوکب می بُرد
زینبی آمده بود و دِلِ زینب می بُرد
-

لاله شوریده‌یِ هر لحظه‌ی دیدارش بود
ماه آواره و شب گرد و گرفتارش بود

مِهر همسایه‌یِ دیوار به دیوارش بود
خوشبحالِ دلش عباس علمدارش بود

چشم وا کرد و خدا گفت چه رویی دارد
چه ظهوری چه شکوهی چه عمویی دارد
-

موج برخاست و با زمزمه از دریا گفت
باد پیچیده و از آن شبِ نا پیدا گفت

آنشبی که مَلَک از آمدنِ لیلا گفت
خبرِ آمدنِ لیلیِ لیلا را گفت

اولین آینه‌یِ جاریِ کوثر آمد
دومین فاطمه‌یِ خانه‌ی حیدر آمد
-

آسمان از قدمش تا که شکوفا می‌شد
عشق شیرازه‌ی هر واژه‌ی دنیا می‌شد

هر سحرگاه که گلبرگ گُلَش وا می‌شد
عالم از یاس‌ترین عطر مسیحا می‌شد

باغبان با همه آغوش پذیرایَش بود
لحظه‌ی آمدنِ اُمِ اَبیهایش بود
-

کیست این جلوه مگر عصمتِ کبریٰ دارد
کیست این یاس که صد باغِ تماشا دارد

کیست این چشمه که در دامنه دریا دارد
به سرِ سینه یِ اَربابِ همه جا دارد

تا که یکبار به چشمانِ پدر بابا گفت
تا نَفَس داشت حسین ابن علی زهرا گفت
-

نظری کُن که سَری زیرِ قدمها داری
بینِ منظومه‌ی خورشیدیِ دل جا داری

زیرِ پا وسعتِ شش گوشه‌ی دنیا داری
که سرِ دوشِ علمدارِ علی جا داری

مثل فطرس شده آنکس که گدایَت شده است
دلِ ما در به درِ کرب و بلایت شده است
-

حیف از آن یاس که یک روزه بَرو بارَش سوخت
دامنش دور زِ چشمانِ علمدارش سوخت

پایِ پُر آبله‌اش با تنِ تبدارش سوخت
از سرِ ناقه زمین خورد و دلِ زارش سوخت

چشم وا کرد و به نیزه سرِ بابا را دید
از همان فاصله‌یِ دور لبش را بوسید

#حسن_لطفی

@razoolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت

به روى پر جبرئيل آرميده
همانكه دلم را به مستى كشيده
فرشته بيا در زمين بار ديگر
ببين كودكى هاى زهرا رسيده
عجب سيب سرخ قشنگى خداوند
براى خود سيب سرخ آفريده
گمان مى كنم اينكه مانند زهرا
فداها ابوها ز بابا شنيده
همانكه به پاكى بود شهره آمد
به دامان خورشيدمان زهره آمد

پدر، عاشق بوى پيراهنش بود
و گرم طواف ضريح تنش بود
ميان همه خانواده يكى هم
هميشه خراب عمو گفتنش بود
سحرها سرش روى دامان بابا
شبى هم پدر بر روى دامنش بود
شبى كه رد ريسمان هاى اين راه
به جامانده بر بازو و گردنش بود
همان شب كه از گريه او بى رمق شد
و يك مرتبه روبرو با طبق شد

سلام آنكه بى تو دلم وا نمى شد
كوير زمين مثل دريا نمى شد
اگركه نمى آمدى تا هميشه
كسى مثل تو شكل زهرا نمى شد
به غير از تو و عمه زانوى سقا
براى كس ديگرى تا نمى شد
تو در كربلا تشنه،بى آب بابا
ولى آب هم بود بابا نمى شد
چه شد در ميان بيابان بماند
چه بهتر كه اين راز پنهان بماند

مسيح از نگاه تو درمان گرفته
به يمن تو درشهر باران گرفته
براى سفر تا خدا بار ديگر
نخ چادرت را سليمان گرفته
نگاه شما مى برد سمت دريا
كسى را كه راه بيابان گرفته
تو مانند زهرا تو بانوى آبى
تو هم بازى طفل ناز ربابى

شبى كه بهارنگاهت خزان شد
زمان وداع تو با كاروان شد
زمين خوردى از ناقه،دربرهه اى كم
تمام تنت پاره اى استخوان شد
تو ديدى كه قران برنيزه رفته
ورق در ورق خيزران خيزران شد
تو ديدى كه بر نيزه مى رفت بابا
و انگشترش قسمت ساربان شد
خلاصه ترك خورد بغض گلويت
پدر آمد اما بدون عمويت

#علی_زمانیان

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت

نسیمی آمد و درهای آسمان وا شد
در آسمان مدینه ستاره پیدا شد
همینکه غنچه‌ی یاسی دگر شکوفا شد
خبر رسید دوباره حسین بابا شد
سحر شد و شرف‌الشمسی از سما آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

عروس فاطمه این بار دختر آورده
برای حضرت صدیقه کوثر آورده
چه کوثری، چه بگویم چه گوهر آورده
برای حضرت ارباب، نوبر آورده
دهید مژده که نوری ز کبریا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

لباس پولکیِ این بنفشه الماس است
و عطر و بوی تنش از عصاره ی یاس است
شبیه فاطمه این نازدانه حساس است
و در شگفتی‌اش این بس، عموش عباس است
بشیری آمد و گفتا گل خدا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

به روی دست اباالفضل تا تبسم کرد
فرات، از هیجان در خودش تلاطم کرد
کبوتری به مناره شد و ترنم کرد
فرشته دور و برش، دست و پای خود گم کرد
حسین را گلی از باغ هل‌اتی آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

کشیده پای لبش قطره قطره دریا را
اسیر خویش نموده وجود سقا را
نوشته‌اند به پایش نگاه زهرا را
و زنده کرد به یک یاحسین، دنیا را
برای تهنیت از عرش، مرتضی آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

نگینِ شمسیِ انگشتر علمدار است
کنار حضرت ارباب، گرم اذکار است
علیِ اکبر لیلا بر او گرفتار است
جمال حضرت زهرا در او پدیدار است
ستاره‌ی شب تاریک نینوا آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

چه قدر غنچه‌ی لبهای او عسل دارد
گرفته شاخه‌ای از یاس و در بغل دارد
که گفته دختر ارباب ما بدل دارد ؟
به زیر هر قدمش کوهی از زُهَل دارد
کسی به شکل بشر با فرشته‌ها آمد
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

کلام و حرف خدا بوده ذکر آغازش
همیشه و همه جا بوده عمه هم‌رازش
حسین، از دل و جان می‌خرد به دل نازش
به روی دوش ابالفضل اوج پروازش
بهشت گفت، بهشت من از کجا آمد؟
رقیه دختر سلطان کربلا آمد

#رضا_باقریان

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

در چهرهء خود هیبت زهرا دارد
بر دوش ابالفضل علی جا دارد

با این که سه ساله است مانند عمو
در دادن حاجت ید طولا دارد

#مهدی__مقیمی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

این طفل سرور قلب ثارالله است
آیینه فاطمه سلام الله است

وقتی که در آغوش حسین است انگار....
زهرا به روی دست رسول الله است

#عبدالحسین

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


دلم از عشق در به در شده است
شب تنهايي ام سحر شده است
مي پرم تا مدينه بي پروا
نوبت اين شكسته پر شده است
شعله هاي قديمي يك عشق
در وجودم چه بيشتر شده است
خبر آمد كه آمده از راه
آنكه بر عشق برگ و بر شده است
ملكي ميدهد ندا كه حسين
مژده اين بار هم پدر شده است
صحن خشك دو چشمم امشب از
قدم نو رسيده تر شده است
دختري كه قرار سينه ي ماست
حرمش مكه و مدينه ي ماست
دل ما و دل صنوبري ات
سر ما و سرير سروري ات
با دو دستت بيا هواييم كن
آرزويم شده كبوتري ات
پري خانه ي امام حسين
دست ما و عطاي كوثري ات
زلف ما از ازل گره خورده
به سر گوشه اي ز روسري ات
به در خانه ات گدا هستم
شده شغلم هميشه نوكري ات
چِقَدَر شكل فاطمه هستي
به فداي نگاه مادري ات
آسمان پاي مقدمت پا شد
با قدومت مدينه غوغا شد
هر دو چشمت هميشه شيداتر
هر يكي از يكيست درياتر
كسي مانند تو نيامده است
مثل خالق هميشه يكتاتر
اوج فهمت فراتر از درك است
از عروج خيال بالاتر
از تو گفتن چه كار دشواريست
واژه در واژه ات معماتر
بوده ارباب صاحب فرزند
تو رسيدي شده است باباتر
تو رسيدي و با وجودت شد
خانه اش از بهشت زيباتر
از زبانت پدر شنيدني است
چقدر ناز تو خريدني است
چشم خود را همين كه وا كردي
همه جا را پر از صفا كردي
با همين سن كوچكت كار
حضرت خضر و نوح را كردي
غير تو پرده دار عشق نبود
سر عشق را تو بر ملا كردي
با حضورت دل از همه بردي
همه را مست و مبتلا كردي
جاي گريه حسين ميگفتي
بعد از آن عمه را صدا كردي
لحظه اي بعد روي دوش عمو
تو خودت را چه خوب جا كردي
نذر تو يك سبد شكوفه و ياس
شده هم بازي ات عمو عباس
رونق بزم عرشيان شده اي
حسرت اهل آسمان شده اي
در زلال نگاه اين دنيا
رود جاري و بيكران شده اي
بانوي من درست مي بينم ؟
چه شده اين همه كمان شده اي ؟
كاش مي مُردم و نمي ديدم
هدف سنگ شاميان شده اي
سر بازار خنده مي كردند
خسته از دست اين و آن شده اي
كنج ويرانه پر زدي رفتي
بوسه بر زخم سر زدي رفتي


#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی


درکوچه ی خاندان تردد باشد
از فوج ملائک ؛ آمد و شد باشد

امروز گل از گل حسینی بشکفت
در خانه ی او جشن تولد باشد

_____

آن روی چوماه را تماشا می کرد
صد غنچه ی تنگ دل؛ شکوفا می کرد

خورشید ؛ رخی چو ماه را می بوسید
با بوسه واشک ؛ یاد زهرا می کرد

______

آمد که حسین ؛ غم فراموش کند
جادر بروروی دوش وآغوش کند

گیریم که در جشن بیاید مولود
کو؟ آن نفسی که شمع ؛ خاموش کند

_____

امشب به چمن گلی شکوفا دارم
این طفل؛ رقیه نیست زهردارم

گر مانم واو کنار من خواهم گفت
من همچو نبی ام ابیها دارم
____

درچشم حسین ؛ازهمه کس ناز تر است
از سرو؛ نهال او سرافراز تر است

بستنداگر چه دست اورااما
دستش به کرم ؛ ازهمه کس باز تر است
____

تکبیر؛ ز کعبه با اذان خواهد گفت
تبریک؛ زمین وآسمان خواهد گفت

لب های ندیده خنده ؛ خواهد خندید
مهدی به رقیه ؛ عمه جان خواهد گفت

#علی_انسانی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت


مثل شکوفه رایحه‌ای دِلفریب داشت*
گُلبرگهای روشنِ او بویِ سیب داشت

چون روز چشمه‌ی دریای نور بود
گُل بود اگر گُلِ زهرای نور بود

یاسی سپید در شبِ عاشق شکفته بود
یاسی که در حریر شقایق شکفته بود

آرام زیر بارش مهتاب خنده کرد
آری به رویِ حضرتِ ارباب خنده کرد

اما نسیم جرئت بوییدنش نداشت
حتی فرشته رخصت بوسیدنش نداشت

تنها نه خیره چشم سماوات مانده بود
چشم حسین بر رخِ گُل مات مانده بود

جانی دوباره با نَفَسش باغبان گرفت
از شوق از طراوتِ رویش زبان گرفت

زینب بیا و اوجِ عنایات را ببین
در این قمات مادرِ سادات را ببین

روح بلند عشق به محراب کوچک است
انگار عکس فاطمه در قاب کوچک است

آئینه‌ی تمامِ تمنای من رسید
دختر نگو که اُمِ‌اَبیهایِ من رسید

گرچه دل از تمامیِ آلِ عبا گرفت
آخر به رویِ شانه‌ی عباس جا گرفت

اما هزار حیف خزان شد بهارِ عشق
بگذشت چون نسیمِ سحر روزگارِ عشق

دُردانه‌ای که شبنمِ گُل نوش کرده بود
او را عمو به دوش قلم دوش کرده بود

در گوشه‌ای خرابه نشین گشت ای دریغ
با تازیانه نقشِ زمین گشت ای دریغ

ویرانه پُر زِ بویِ طعام و شراب بود
خیلی گرسنه بود و یتیمانه خواب بود

بابا برای او گُل و پروانه می‌کشید
بر گیسوان گُل زده‌اش شانه می‌کشید

اما زِ خوابِ ناز پرید و پدر نداشت
زلفی برای شانه کشیدن به سر نداشت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح

نیست قدر تار مو در این دو تمثال اختلاف
فاطمه بوده ولی با پانزده سال اختلاف

ماه شعبان رفت بر دوش عمو، افتاده است
بعد از آن در بحث استهلال تا حال اختلاف

نام او نور و حضورش در خرابه قطعی است
آفتاب است و ندارد این به دنبال اختلاف
 
در مقاتل، هم رقیه آمده هم فاطمه
اوست هر دو، من ندیدم بین اقوال اختلاف

آمد و رفت و... فقط این بین روی سنّ او
با تمامی نظرها داشت غسّال اختلاف

زیر چشمش...داغ را اهل لغت فهمیده اند
بعد از آن افتاد در معنای گودال اختلاف

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_ولادت

ﺭﺥ ﻣﻮﻟﻮﺩ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺭﺥ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ ﺳﻮﺭﻩ ﯼ ﮐﻮﺛﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ

ﺧﺎﻧﻪ ﻏﻮﻏﺎ ﺷﺪﻩ ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ

ﺯﯾﻨﺐ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺑﺮ ﻟﺒﺶ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﻥ ﻋﻠﯽ ﺩﺭ ﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺟﻠﻮﻩ ﯼ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ
ﭘﺪﺭﺵ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺰﻧﺪ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ

ﻣﺤﺸﺮﯼ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﭘﺎ، ﺑﺎﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺩﺍﺭﯼ
ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﺩﺍﺭﯼ

ﺁﻣﺪﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﮔﻞ ﺍﮐﺒﺮ ﺑﺎﺷﯽ
ﻧﻔﺴﯽ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﻫﻤﺒﺎﺯﯼ ﺍﺻﻐﺮ ﺑﺎﺷﯽ

ﺑﺎﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻋﺸﻖ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﺎﺷﻒ ﺍﻟﮑﺮﺏ ﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ

ﺯﺍﺋﺮﯼ ﺁﻣﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺍﻭ ﻣﺴﯿﺤﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ

ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻭﺭﺩ
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻧﺬﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁورد

یاد ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺳﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺍﻭﻝ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﺕ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﺕ کردند

#مجید_تال

@raziolhossein
01:43
#حضرت_رقیه_مدح

نجابت،اصالت،شرافت رقيّه
يگانه ست از حيث عفّت رقيّه
عزيزه ست در اوج عزّت رقيّه
جليله ست و دارد جلالت رقيّه
بُــوَد رحمتِ بي نهايت رقيّه

لب او عسل نوش عبّاس و اكبر
دلش مست و مدهوش عبّاس و اكبر
مَقَـرّش در آغوش عبّاس و اكبر
از آن شد قلمـدوش عبّاس و اكبر
كه باشـد هُـماي سعـادت رقيّه

از او نُـور دارد فَلَـق در حقيقت
طُفيلش بُوَد ماخَلَق در حقيقت
به تن داده ذكرش رَمَق در حقيقت
كجا مي رويد اهل حق ؟ در حقيقت
---به طفلي ست پير طريقت رقيّه

مُوقّر ، مُكرّم ، مُعظّم ، مؤدّب
به درگاه ذات الهـي ، مُقرّب
نديدم كنارش كسي را مُعذّب
روي دامنِ امّ كلثــوم و زينب
نشسته ست بر تخت عصمت رقيّه

چه زيباست از بند دنيا بريدن
به سرعت به پابوسي او رسيدن
در اطراف آن ماه گُنبد پريدن
نداريم دلشوره ي نه شنيدن
اگر هست صاحبْ كرامت رقيّه؟

دعا مي كنم مُبتلاي تو باشم
فقير تو و بينواي تو باشم
پريشان حال و هواي تو باشم
فقط كلب صحن و سراي تو باشم
دعا از من ، از تو اجابت رقيّه

چه كرده دَمِ كاري ات در خرابه!
كه مانده غم جاري ات در خرابه
به سوز عزاداري ات در خرابه
به لطف فداكاري ات در خرابه
بقـا يافت نسلِ امامت رقيّه

به آن ضعف زانو به آن زخم بازو
به آن قامت خم به آن درد پهلو
به آن روي نيلي به آن چشم كم سو
تو مستور در نور بودي از اين رو
نشـد روسريِ تو غارت رقيّه

غمت بي شماره شبت بي ستاره
دو گوش تو زخمي و بي گوشواره
تو را پير كرده غم شيرخواره
پس از ديدن آن لب پاره پاره
ندارد دگر خواب راحت رقيّه

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
01:43
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
683×683, 136.1 KB
گفتند اصلاً نیستی
گفتم که ای جانم حسین
با دختری که نیست هم
دارد قیامت می کند...

#رقیه_بنت_الحسین
#دختر_ارباب
ش
13:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_مدح


عجز اگر آید به دیدارم جوابش می‌کنم
کاخ اگر کوه احد باشد خرابش می‌کنم

پرده های قصر افتاد از طنین ناله ام
کفر اگر در پرده باشد بی‌نقابش می‌کنم

مدح باب علم طاها گر چه اینجا باب نیست
در میان شامیان امروز بابش می‌کنم

یک رساله از کراماتم اگر در دست نیست
می نویسم بعدها صدها کتابش می‌کنم

دارم از بابا بزرگ خویش ارث روشنی
در شعاعم ذره باشد آفتابش می‌کنم

از خدایم اذن دارم زیر سقف گنبدم
هر دعایی را بخواهم مستجابش می‌کنم

آنکه حتی یک النگو در ضریح انداخته
با خدا در روز محشر بی‌حسابش می‌کنم

سفره دار روضه‌ی بابا منم، با دست خویش
گندمی گر نذر گردد آسیابش می‌کنم

زنده باشم بعد از این ای عمه جان گهواره‌ای
عاقبت می‌سازم و نذر ربابش می‌کنم

آستین پاره ای دارم خدا را شاکرم
بر سرم در پیش نامحرم حجابش می‌کنم

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
13:51
#حضرت_رقیه_ولادت


منم و آسمان زیبایی
کهکشانی پر از تماشایی

منم و روح های روحانی
صاحبان دَم مسیحایی

منم و خانواده ای که خدا
خلقشان کرده است رویایی

منم قبله گاه عشقي كه
مي كشاند مرا به رسوايي

من غلام قبیله ای هستم
که غلامیش باشد آقایی

پسرانِ قبیله مادری اند
دختران عشيره بابايي

دختراني اگر چه لیلايند
همه مجنونِ عشق زهرایند


چه كنم ظرف قطره دريا نیست
لفظ من هيچ اهل معنا نيست

آسمان چهارم عيسي
گرچه بالاست عرش اعلا نیست

هر كه عاشق شده است مجنون است
هرکه معشوقه هست لیلا نیست

حرف كوثر كه در ميان آيد
آب زمزم دگر گوارا نيست

گرچه از نسل مرتضي اما
هرکسی که شبیه زهرانیست

ای شکوهِ مثالی زهرا
چون تو کس نیست تالی زهرا


پدرت باز شوق دختر داشت
در سر خود هوای کوثر داشت

سخت دلتنگ روی زهرا بود
دلی عاشق چنان کبوتر داشت

در قنوتی تمام بارانی
تاکه سر را برآسمان بر داشت

تو رسیدی و بعد از آن بابا
در کنارش دوباره مادر داشت

يك نگاهي به سوي تو از شوق
یک نگاهي به سوي خواهر داشت

که رسیده است مادر سادات
خواهرم نذر مقدمش صلوات


تا خدا سایه گستر دنیاست
سایه ی تو همیشه برسر ماست

مثل قرآن نزول تو تنها
از عنایات عالم بالاست

چشمه اي از کرامتت خورشید
قطره ای ازمحبتت دریاست

مادر تو طلیعه ي نور است
پدر تو امام عاشوراست

طعم شيرين صبح و شام پدر
از لبانت شنیدن باباست

روز اول تورا خدای حسین
آفریده فقط برای حسین


پلکهایت اگر شده سنگین
خوش بخواب ای حقیقت شیرین

چشم خود را ببند و در رویا
خواب مادربزرگ خود را بین

بر پر قوي دست عمه بخواب
روي زانوي كوه غم بنشين

بی تو شیرین زبانِ خانه عشق
بی نمک هست سفره ي رنگین

بی تو در سفره ازگلوی عمو
نرود هیچ لقمه اي پایین

ما اسير و فقير و مسكينيم
بر سر سفره تو بنشينيم


ای همه عشق حضرت باری
شب ز نیمه گذشته بیداری

کاروان میرود بخواب آرام
که در آغوش ِعمه جا داری

تاکه دوش عموست لازم نیست
پاي خود را به خاك بگذاری

ترس دارم خدای نا کرده
به گل پای تو رود خاری

یاکه آیینه ی رخ زهرا
به تو سنگی رساند آزاري

روزگاريست تشنه آبي
به گمانم گرسنه مي خوابي



#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
ش
14:13
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


خورده گره به مویش دلهای خانواده
تعبیر شد به خوبی رویای خانواده

در این سه سال آخر باور کنید عوض شد
با بودنِ رقیه دنیای خانواده

یکباره زیر و رو شد دنیای آل هاشم
وقتی که شد رقیه زهرای خانواده

زینب حسین عباس ، اکبر رباب قاسم
مجنون زیاد دارد لیلای خانواده

می شد رقیه هر روز شیرین تر از گذشته
پر شور تر از امروز ، فردای خانواده

دستش ز دست بابا هرگز جدا نمی شد
دختر دلش بُود با ، بابای خانواده

یک آسمان ، دو تا ماه ، این که عجب ندارد
او را بغل گرفته سقای خانواده

بس که شبیهِ زهراست حق داشت باشد این طفل
دُردانۀ حسین و یکتای خانواده

هر جای بارگاهش یک قطعه از بهشت است
طفلی که بود روزی ، گرمای خانواده

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
ش
20:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت


داشت آن روز زمین قصه ای از سر می خواند
قصه ی دیگری از یاس معطـر می خواند
رخ مولود چـنان بـا رخ مـادر می خواند  
که پدر زیر لبی سوره ی کوثر می خواند  

خانه غوغا شده، انگار زمان برگشته
نکند حضرت زهرا به جهان برگشته

نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است
عرض تبریک به ارباب برای همه است
زینب آیینه به کف بر لبش این زمزمه است
به خدا خون علی در رگ این فاطمه است

دختری که نفسش جلوه ی زهرا دارد
پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد

تو که بالای سرت نور امامت داری   
جزء این طایفه ای دست کرامت داری
محشری گشته به پا باز قیامت داری
چون که بر دوش ابالفضل اقامت داری

وقت پرواز تو افلاک به هم می ریزد
تا می آیی به زمین خاک به هم می ریزد

آمدی نازترین یاس معطر باشی     
در دل خسته ی ما عاطفه پرور باشی 
آمدی چند بهاری گل اکبر باشی   
نفسی هم شده همبازی اصغر باشی

باز لبخند بزن عشق خریدار تو است
کاشف الکرب اباالفضل شدن کار تو است

تو که در دلبری از ما مثَل بابایی         
اسم بابا که می آری غزل بابایی     
چشم بد دور چه شیرین بغل بابایی  
ساده، شیرین و صمیمی عسل بابایی

دم به دم می وزد از هر نفست بوی بهشت
دختر حضرت اربابی و بانوی بهشت...

#مجید_تال

@raziolhossein
20:17
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح


صاحب عطای‌خانه‌ی ارباب آمده است
زیباترین ترانه‌ی مهتاب آمده است
از بحر معرفت گوهر ناب آمده است
گویا مسبّب همه اسباب آمده است

چون او به مثل فاطمه چشمی ندیده است
زهراترین ستاره‌ی صبح سپیده است

در سایه سار او همه عالم مقیم شد
نوزاده‌ خانواده‌ی ذبح عظیم شد
با دست کوچکش به دو عالم کریم شد
گویا که فاطمه به شباهت دو نیم شد

زهرا در این میانه ظهوری دوباره کرد
زینب به روی ثانی مادر نظاره کرد

عاشقترین شقایق باغ ولا رسید
هنگامه‌ی ولادت مهر وفا رسید
گویاترین لسان به قالوا بلی رسید
زهراترین نشانه‌ی کرببلا رسید

لحن نوای گریه‌ی او لحن دیگر است
وقتی جدا ز دست علمدار و اکبر است

ای شانه بلند ابوالفضل جای تو
ای عرش کبریا به تمنای پای تو
شاهان عالمند همه چون گدای تو
مرغ دلم نشسته به صحن و سرای تو

آب و گلم به عشق شما تا سرشته شد
در لوحه‌ی نگاه تو نامم نوشته شد

من کمترین کجا و تو بالاترین کجا
لیلا کجا و جلوه‌ی لیلاترین کجا
بی تن کجا و یک تن نازکترین کجا
ناقه کجا و محمل حوراترین کجا

ای آسمان حسن، ز نور امامتی
درپیش خصم، کوه وقار و شهامتی

با زانوان خسته چرا راه میروی
از پشت نیزه‌ها ز پی ماه میروی
درددانه حسینی، دل آگاه میروی
ای لاله‌ی سه ساله چه دلخواه میروی

با رفتنت چنان دل ما آب میشود
عمه کنار جسم تو بیتاب میشود

دلبسته‌ی نگاه غریبانه‌ی توام
من جرعه نوش ساغر و پیمانه‌ی توام
من سائل و گدایِ درِ خانه‌ی توام
من روضه خوان خلوت ویرانه‌ی توام

یاسی، شقایقی، به مَثَل باغ لاله‌ایی
باب الحوائج همه‌ایی گر سه ساله ایی

بال و پرت شکسته، سرت درد میکند
از کعب نی هنوز کمرت درد میکند
گفتی به عمه چشم ترت درد میکند
از دوری پدر جگرت درد میکند

چشمان نیمه باز ترا باز بسته اند
در مجلس یزید حرمتتان را شکسته‌اند


#مرتضی_محمودپور

@raziolhossein
ش
23:34
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 88.4 KB
#حضرت_رقیه_ولادت

عطرش که رسید از همه هوش گرفت
گلبوسه حسین از سر و روش گرفت
گویا که نبی فاطمه را کرد بغل
اکبر چو رقیه را در آغوش گرفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
24 April 2019
ش
01:12
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

عطرش که رسید از همه هوش گرفت
گلبوسه حسین از سر و روش گرفت

گویا که نبی فاطمه را کرد بغل
اکبر چو رقیه را در آغوش گرفت

#عبدالزهرا

@raziolhossein
01:19
#حضرت_رقیه_ولاوت


رسیده است به دل های مرده جان بدهد
رسیده است کمی عشق یادمان بدهد
نفس بریده ی نفسیم و امده ما را
هوای تازه ای در اخرالزمان بدهد
چه دختری که به حظ حضور کوتاهش
جهان خسته و درمانده را تکان بدهد
ستاره ای که در افاق ناامیدی ها
محبتش به همه راه را نشان بدهد
در افتاب سیاه قیامت کبری
به هر که دلشده اش بوده سایه بان بدهد
نسیم زلف دل انگیز روضه اش کافی ست
به ما که نقش زمینیم اسمان بدهد
کسی که مثل ابالفضل کاشف الکرب است
رسیده است ز غم ها به ما امان بدهد

رقیه است که دردانه ی حسین شده ست
دوباره فاطمه ی خانه ی حسین شده ست


بهار می رسد از ناز راه رفتن او
گل عفاف شکوفد ز عطر دامن او
حجاب نور شده نقش چشم فاطمی اش
حریر سبز بهشتی نشسته بر تن او
هزار پنجره امید وا شود در دل
به هر طلوع نگاه همیشه روشن او
نگاه بان دمشق است پرچم حرمش
بهشت کوچک دنیا شده ست مدفن او
چه دلرباست کلام رقیه جان حسین
و دلربا تر از ان شد پدر شنیدن او
گلی که نیست به دنیا شبیه و مانندش
دل هزار چو من هست خار گلشن او
کسی که منکر نام رقیه جان شده است
بگو رود به جهنم که هست مدفن او

بهشت منتظر خنده های این دختر
حسین ریخت جهان را به پای این دختر


ز بس به فاطمه او مو به مو شباهت داشت
ملک به خاک قدم های او ارادت داشت
سه سال داشت ولی جاودانه شد تا حشر
چقدر عمر کم این سه ساله برکت داشت
بزرگی از شب میلاد پا رکابش بود
بزرگ زادگی از نوع با اصالت داشت
ستاره ای که در اندازه های خورشید است
شبیه ماه بنی هاشمی سیادت داشت
کسی که شانه ی عباس بوده معراجش
عجیب نیست دل شیر داشت،غیرت داشت
شکار خنده ی او با علیِ اکبر بود
ز بس که خنده ی این نازدانه قیمت داشت
حسین دیده به برق نگاه خواهر خود
عقیله سخت به این کودکش عنایت داشت

به شهرت حسنات جهانی اش سوگند
کسی نگشته به بخشندگی به او مانند


جمال قدسی او افتاب سیار است
صدای گریه ی او ذولفقار کرار است
چقدر طفل مسیحی دخیل بسته به اشک
چقدر دور ضریحش دل گرفتار است
شفا وزیده به جای نسیم از صحنش
ضریح کوچک او تکیه گاه بیمار است
ز هر چه ناز جهان بود بی نیاز شدم
ز بس رقیه به گریه کنش وفادار است
ز بعد کرببلا قد خمیده ابله پا
حدیث زندگی اش روضه روضه غمبار است
کسی که پرده نشین عفاف زینب بود
اسیر چشم حرامی کوچه بازار است
مسیر کوفه و شام و تمام چل منزل
خراب زخم شکاف سر علمدار است

چه بار ها که سر او به جاده می افتاد
عمو به پیش رقیه چه ساده می افتاد


#حسن_کردی

@raziolhossein
01:20
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
820×1230, 243.5 KB
•|یابنت‌الحسین|•

میان نُه فلک و هفت‌تخت و ارض و سما
دَخیـل کـُـنـج ضریـح "رقیـه خاتـونم" …

@raziolhossein
ش
06:55
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#دوبیتی

خورشید ز پشت ابر بیرون آمد
در جلوه دوباره ماه گردون آمد

با دسته گل برو به پابوس حسین
تبریک بگو رقیه خاتون آمد

#عبدالحسین

@raziolhossein
25 April 2019
ش
21:11
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات

در سینه مان حسینیه هایی مکرم است
هر شب برای روضه ات آقا محرم است

ما پای شعر محتشمت سینه زن شدیم
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

سر های ما چه قابل اگر بشکند حسین
"سر های قدسیان همه بر زانوی غم است"

این رستخیز سینه زدن هاست کز زمین 
"بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"

هر دیده ای که گریه کند در غمت حسین
یک چشم او مطابق صد چشمه زمزم است

با یاد لحظه ای که علم خورده بر زمین
ما گریه می کنیم به هر جا که پرچم است

بی خود نمی دهند به کسی اشک ، این ثواب
مخصوص دیده ای است که با دوست محرم است

هر گوشه ای به داغ تو مشغول و بازهم
عالم برای روضه ی داغ شما کم است

ما را چه ارزشی است، به این چند قطره اشک
جایی که روضه خوان عزای تو آدم است

#رضا_رحمامی_آرانی

@raziolhossein
1
21:18
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
868×1055, 210.2 KB
یاحسین

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی....
هوای یک شب جمعه کنار پایین پا

.
26 April 2019
ش
14:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
14:55
#امام_زمان_مناجات


ای قلب داغ دیدهٔ عالم بیا بیا
صاحب عزای ماه محرم بیا بیا

خیمه به خیمه،روضه شدم‌ در فراق تو
ای همنشین گریه ی نم‌نم بیا بیا

اشک فراق،شور شعور آفرین بود
شیرین شود ز فیض تو زمزم بیا بیا

شد شامل دعای تو هر کس به روضه ها
بهر فرج دعا کند هر دم بیا بیا

در خیمه ای که روضه عباس شد به پا
من با امید قول تو ماندم بیا بیا

ما نوکریم،خوب و‌ بد از هم سوا نکن
ما را ببر به علقمه درهم بیا بیا

افتاد سرو علقمه و گفت یا اخا
نه مشک مانده است و نه پرچم بیا بیا

گر مشک تیر خورده صدا زد نرو نرو
اما گرفته است حرم،دم بیا بیا

چشم و دو دست و فرق سرش،وای مادرم
طوبای من گسسته شد از هم بیا بیا

#سعید_نسیمی

@raziolhossein
ش
19:26
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_رقیه_ولادت
#حضرت_رقیه_مدح

عمریست روز و شب پِیِ این دودمانیم
محتاج اولاد علی شاه جهانیم
در حلقه سر مستی دیوانگانیم
از فتنه های این زمانه در امانیم

اصلا مگر داریم ازین بهتر حواله
ما را سپرده حق به خاتون سه ساله

ای نور چشم حضرت سقا رقیه
آرام جان زینب کبری رقیه
عشق رباب و ام لیلا یا رقیه
جانانه و دردانه بابا رقیه

ای شاهکار خلقت ای زهرای ثانی
تو افتخار سرور آزادگانی

ای کار اسم اعظمت مشکل گشایی
خُلقا و خَلقا حضرت خیرالنسایی
چیزی ندیدیم از تو غیر از باوفایی
با تو کدامین شغل بهتر از گدایی

ای روضه تو شاهراه استجابت
لطف تو را دیدیم قبل از عرض حاجت

عمر کم تو شیعه را بیدار کرده
از هر چه ظالم در جهان بیزاز کرده
کار تمام دشمنان را زار کرده
لعنت به هر کس که تو را انکار کرده

هرگز نشد نور حسینی تو خاموش
اصلا نگردد نام نامی ات فراموش

ما نوکرت آبا و اجدادی رقیه
ما زیر دینت در غم و شادی رقیه
هستیم مجنونت ز نوزادی رقیه
تو گریه کردن یاد ما دادی رقیه

ای بیت الاحزان تو در ویرانه شام
اشکت قیامت کرده در تاریخ اسلام

با اینکه دارد گریه شرح ماجرایت
با اینکه گشتی پیرتر از عمه هایت
با اینکه جان نگذاشت کعب نی برایت
اما عزیزت کرد تا محشر خدایت

تو کیستی ای از زبان من فراتر
آمد ولی الله ، دیدار تو با سر


#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
27 April 2019
ش
19:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


همیشه در میان شادی و غم دوستت دارم
چه شعبان‌المعظم، چه محرّم دوستت دارم

دلم با عشق، خویشاوندی دیرینه‌ای دارد
از آغاز جهان، از عهد آدم دوستت دارم

وضوی گریه می‌گیرم در استغفار و می‌ریزم
به پایت جان که ای جانان دمادم دوستت دارم

برای این دل بیچاره همدم، عاشقت هستم
برای زخم‌های سینه مرهم، دوستت دارم

نگو از چشم من افتاده‌ای من چشم در راهم
که از تو بشنوم یک‌بار من هم دوستت دارم

خودم را بین آغوش تو می‌بینم شبیه حُر
که با اشک خودش می‌گفت نم‌نم دوستت دارم

در این دنیا نبردی آبرویم را در آن دنیا
چه خواهی کرد؟! من در هر دو عالم دوستت دارم

مرا حتی اگر در آتش خشمت بسوزانی
زنم فریاد در بین جهنّم دوستت دارم

دل دلواپسی دارم، دلی از غصه‌ها سرشار
ولی «یا کاشف الهَم کاشف الغم» دوستت دارم

فراز آخر شعر است و یک اقرار بی‌پایان
مرا بسیار می‌خواهی و من کم دوستت دارم

#رضا_خورشیدی‌فرد

@raziolhossein
3 May 2019
ش
11:23
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
12 May 2019
ش
02:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_مدح


سلام بـرنـورجمـال کبـریا
سلام برجلــوهٔ انـوارهُدیٰ
سلام بـــرادامــهٔ آل عبــٰا
سلام برآیهٔ تسلیــم‌ورضـا
سلام برتجلی‌عشق وصفا
آقـازاده ی امـــام مجتبیٰ
آنکه‌رجزمیخواندباصوت‌جلی
اِنّیٖ اَنَاالقــٰاسِمْ مِن نَسلِ عَلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام برقاسم وبرسیـادتش
سلام برقاسم وبر نِجـابتش
سلام برقاسم وبرشجاعتش
سلام برقاسم وبر اصالتش
سلام برقاسم و نورِرٰایتش
به رٰایَتَش نوشته،دستِ‌ازلی
اِنّیٖ اَنَاالقـاسـم،مِن نَسلِ‌عَلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای نفست روح‌وریحان حسن
روشنیِ چشـــمِ گـریان حسن
جان حسینی وجـانـان حسن
وصفِ تــو آیات قـرآن حسن
یوسفِ بِـین فـرزنـدان حسن
جاریه‌ازدستت احسان‌حسن
تـوپســرشیــری،یاشیــریَلی؟
اِنّی اَنَا القاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شیرجوان،نوه ی شیرکردگار
ندیده مانندت ،چشم روزگار
به کربلا زحسن مانده یادگار
پدرکنـد به وجـود تـوافتخار
زدی به معرکه با تیغ ذوالفقار
همهمــهٔ لشگـــر بانگ الفــرار
رجز بخوان پسروالی الولی...
اِنّی اَنَا القاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای پسـرشاهِ عـالی دَرَجات
ای نوهٔ‌حیدر،حیدری‌صفات
وارث حُسنیّ‌و،جمعِ حسنات
ای همه جایارِ،کشتی‌نجات
ازلب ثارالله برتو صلــوات
علی‌ِّاکبــرگفت‌جانم بفدات
بگو که مَنْ‌مِثلیٖ،یامَنْ‌مَثَلی؟
اِنّی‌اَنَاالقاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زدی به لشگری‌چنان تیراجل
به ضربه‌های‌بی‌نظیروبی‌بَدَل
اَزْرَقِ شامیُّ وپسرهاهمه یَل
تکرارشدواقعه ی جنگ جمل
بنازم این جُملهٔ بی مِثل ومَثَل
اَلمُوتْ عِندیٖ اَحلیٰ مِنَ العسل
طوفان کردی بااین ذکر جلی
اِنّی اَنَا القاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نورسیمای،قاسم اَلسَّلام
به روی زیبای،قاسم‌اَلسَّلام
به قــدّوبالای،قاسم اَلسَّلام
به‌چشم‌شهلای،قاسم‌اَلسَّلام
به عزم والای،قاسم اَلسَّلام
به رزم غوغای،قاسم‌اَلسَّلام
ای جانم،چه‌ شاهزاده،چه‌یلی
اِنّی اَنَا القاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ـ‌ـ‌ـ‌ــــ‌ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من نــوه‌ی پیمبـَـــرِمُـؤتمنم
عـزیـزکرده‌ی حسین‌وحسنم
خـون ابـوتـراب جاری‌‌به‌ تنم
نعره‌ی یازهرا،گشته جوشنم
آمده‌ام صولت خصم بشکنم
گــردن یل های عــرب‌ رابزنم
ازرقِ شامی...؛تـوکه حدِّاَقَلی
اِنّی اَنَا القـاسم مِنْ نَسلِ عَلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#خادم

@raziolhossein
13 May 2019
ش
01:04
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_قاسم_ولادت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جبــریل درخانه ی خیرالنسا
دسته گل آورده زعرش خدا
خبـــربـده بـه سائل بی نــوا
پــدرشــده کـــــریم آل عبــا
ولیمــه می‌دهد همـه شهررا
جـودوکـرم چنین کنداقتضا
نــورعلی نــورعلی نــور،یا...
بــروی دستهــای ، شیـرخدا
دوباره مجتبی رسیــده آیا؟
ماهِ مدینه تاسحر می شود
مَحــو دراین شمـایل دلـربا
آقــا زاده آمـــده، مـــرحبـــا
یاقاسم بن الحسن المجتبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نــورخدای ذوالمنــن راببین
سبط رســول مؤتمن راببین
به روی دست حسن بن علی
آینـــه ی حُسنِ حسن راببین
به سیــدشبــاب اهل بهشت
تبسّــــــــمِ پدرشـدن راببین
شبنمِ‌اشکِ شوقِ‌چشمانِ‌‌اَبر
به‌ روی برگِ یاسمن راببین
به گوش‌اواذان بگویاحسین
ولــذّت عمـــوشـدن را ببین
امام مجتبی به خنده گوید
زینب جان دوباره من راببین
سخت،دلِ پـدرشــده مبتلا
یاقٰاسِم بنِ الحَسَنِ الْمُجتَبیٰ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به حُسنِ‌رحمــانی‌قاسم،سلام
به نــور پیشــانی قاسم،سلام
نوررخش‌حسرت‌خورشیدوماه
به وجـه نـــورانی قاسم،سلام
قلبش،بیتُ الحَسَنِ‌ والحُسَین
به قلــب ربـّــٰانی قاسم،سلام
حُسنش،حُسنِ‌ حَسَنِ بن علی
به حُسنِ یزدانیِ قاسم،سلام
عَلَم گرفت روزطَف‌روی‌دوش
به عَلَـم گَـردانی قاسم،سلام
اِنْ تُنْـکِـرونیٖ فَاَنَابنُ‌الْحَـسَن
به رزم طـوفانی قاسم،سلام
سلام ای جلــوه ی بی انتها
یاقاسم بن ‌الحسن المجتبی
ــــ‌ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌
لطف توچون پدرتمـام،قاسم
مرحمتت عَلَی‌الـــدوام،قاسم
جـودبه ارث بردی وکـــرامت
مِنْ آبـائِکَ الکِـــــــــرام،قاسم
ماه صیــام حُسنِ مَطْلـــعِ تو
مُحـــرَّمت حُسنِ خِتام،قاسم
حریم توست مسجدالحرامم
قسـم به مسجدالحرام،قاسم
حضــرت عباس علیـه‌السلام
کنـــدبه پـای توقیـــام،قاسم
هرشب‌جمعه‌حجت‌بن‌الحسن
دهـد به تـربتت سلام،قاسم
چـه کــرده‌ای بادل آل عبـــا؟
یاقاسِــم بنِ الحسنِ المُجتبیٰ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای‌همه‌عالم‌زتودرهای‌وهو
وارث‌حُسنِ‌حَسَنی‌موبه‌مو
نقاب‌بردارزصورت‌که ماه
دارد ،دیــــدنِ تــورا آرزو
خشنـودمیشود زدیدار تو
بنشین پیش پدرت روبرو
بزن به قلب‌لشگردشمن و
اِنّیٖ اَنَالقــاسمِ جانانه گو
رزم تو رزم حسن بن‌علی
دشمن از تیـغ تو بی آبرو
ای به فنارفته ز شمشیرتو
ازرق شامی و پسرهای او
ای نوه ی حضرت خیبرگشا
یاقاسِم بنِ الحسنِ المُجتبیٰ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دل توگشت مبتلای حسین
درسرتوحال‌وهوای حسین
وگشتـه ای نیـابتـاً ازحسن
هم سفــرکــرببـلای حسین
چقدرگریه کردی ازغصه‌ی
غریبی و سوزصدای‌حسین
بی زره ازحرم وداع کردی‌و
پشت سرتوگریه های ‌حسین
مروکه نوعروس گریان‌توست
ببین که افتـاده به پای‌حسین
این قدردست‌وپانزن،خودت‌را
بگذاریک لحظه به جای‌حسین
پانکش از درد به روی زمین
سخت‌است‌این‌صحنه‌برای‌حسین
چـادرنــوعــروس آتش گرفت
همینکه‌سوخت‌خیمه‌های‌حسین
ســر تورفت بـرروی نیـــزه ها
یاقـاسِـــمِ بنِ الحسنِ‌المُجتَبیٰ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#خادم
15 May 2019
ش
02:21
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
970×969, 68.6 KB
سرداری دنیاوعقبا با خدیجه‌ست
آنکه‌شفاعت‌میکند‌ازماخدیجه‌ست
کوری چشمان دو فرزند سقیفه
درعالم‌ام‌المومنین‌تنها‌خدیجه‌ست

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
02:22
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×896, 45.0 KB
🏴السلامُ‌علیکِ یاخدیجة‌الکبری🏴

خون گریه می کنند ملائک گمان کنم
زهرا به خانه روضه مادر گرفته است

@raziolhossein
17 May 2019
ش
23:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


گدا هرآنچه به درگاهِ تو گناه کند
دوباره چَشمِ کریمَت به او نِگاه کند

به چَشمِ رَحمت و لُطفَت ندیده می گیری
هرآنچه بنده ی بیچاره اِشتباه کند

فرار کرده ام، امّا پَناه آوردم
به آنکه رَحم به عاصیِ بی پناه کند

چقدر دور شدم از تو! دورتر مَپَسَند
که آنکه دور شد از تو فقط گناه کند

قَسَم به عِزّتِ تو خورده است این شِیطان
که گوشه گوشه ی قَلبِ مَرا سیاه کند

به وعده های بهشت آنکه سَر به راه نَشُد
جهنَّمِ تو مُهیّاست، سر به راه کند

گناهکار، علی را نداشت هیچ نداشت
که حَشر واسِطه اش پیشِ دادخواه کند

مُحَبَّتِ شَهِ مَردان تَرازِ ایمان است
که حُکم، حَق به همان روزِ دادگاه کند

خُدا کند که مَرا هم دُعا کُند مولا
دَمِ سَحر که سَرَش را دَرونِ چاه کند

دلِ بدونِ حُسِینِ بنِ فاطمه، دل نیست
جهنَّم است، خدایَش مگر نگاه کند

دَر آستانِ حُسینی هَرآنکه پیر نشُد
به هر کُجاست جوانیِّ خود تَباه کند

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
23:47
#مناجات


رو سیاه آمدم و دربه درم پاکم کن
با نگاهی به دو چشمان ترم پاکم کن

دارم اقرار به لب عبد خطاکار هستم
دست خود را بکش آقا به سرم پاکم کن

ناخوش احوالم از این عهد شکستن هایم
توبه ام توبه نشد بی ثمرم پاکم کن

بس که رفتم پِیِ دنیا و هوس بازیها
بنده ی نفس شدم در خطرم پاکم کن

ترس دارم که دگر فرصت من کم باشد
در همین ماه بیا شاهِ کرم پاکم کن

مثل آن حر شهیدی که نگاهش کردی
جان بی بیِ دو عالم بخرم پاکم کن

چاره ی کار من اصلا حرم ارباب است
یک شب جمعه مرا کنج حرم پاکم کن

#روح_الله_پیدایی

@raziolhossein
18 May 2019
ش
01:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_مدح


دارد از جایی بشارت های پنهان می دهد
بیشترنهج البلاغه بوی قرآن می دهد

عروة الوثقی است " بسم الله الرحمن الرحیم"
هرچه کم داری بخواه از او ، به قرآن می دهد

این اگر "جناتُ تجری تحتها الانهار" نیست
پس چرا یک جرعه از آن مرده را جان می دهد

چشم می بندم میان بارش رحمانی اش
سطر سطر آیه هایش بوی باران می دهد

بعد قرآنش خدا با " هذهِ عَذبٌ فرات"
جامی از این می چشاند جامی از آن می دهد

این همان ذکر است یعنی " نحنُ نزّلنا علی"
تا کتاب الله ناطق را به انسان می دهد

گوش کن فریاد اوصیکم بتقوی الله را
درد ها را با همین یک نسخه درمان می دهد

آخرت جای خودش مردم، ولی هر حکمتش
کار دنیای شما را نیز سامان می دهد

مالک اشتر علی را خوب می فهمد نه ما
او که با سر پای فرمان علی جان می دهد

مکتب عشق است و شاگردیّ یک درس علی
منصب سلمان منّا را به سلمان می دهد

جرج جرداق مسیحی هم حواری علی است
این مسیحی با علی بوی مسلمان می دهد

با امیران کلامم ! هرکه اینجا هر چه گفت
مثل شمعی روبروی طور جولان می دهد

#عباس_شاه_زیدی


@raziolhossein
ش
04:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


چنان شدم زگناهان بی حساب خجل
که گشته ام دگر از توبه و ثواب خجل

خدا گر است که با این کتاب اعمالم
هم از خدا خجل استم هم از کتاب خجل

چنان حجاب کشیدی به کثرت گهنم
که گشته ام زتو و پرده حجاب خجل

گذشت عمر عزیز و هنوز در خوابم
که هم زعمر شدم خسته هم زخواب خجل

به گِرد سفره رحمت گرسنه سر کردم
زکام خشگ شدم در کنار آب خجل

چگونه روی به محشر کنم که وقت سئوال
هم از سکوت ملولم هم از جواب خجل

دل خزان زدۀ من بود به فصل بهار
هم ازبهار، هم ازگل، هم ازگلاب، خجل

خود از ترابم و از کثرت گناه شدم
هم از تراب خجل هم زبوتراب خجل

هزار شکر که در سایه علی هستم
که بوده از کرمش ماه و آفتاب خجل

خدا کند نکشد کس حساب از «میثم»
که گشته ام زگناهان بی حساب خجل

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
19 May 2019
ش
03:37
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
993×993, 172.2 KB
قبله امروز به گهواره او مایل شد
آیه اول کوثر به علی نازل شد

#مجید_تال

@raziolhossein
03:38
#امام_حسن_ولادت


مرا مثل یک اَبرِ حیران کشیدند
مرا مثلِ رودی خروشان کشیدند

خدا آفرید و خدا عاشقم کرد
مرا مثل زُلفی پریشان کشیدند

کمی خاکِ تربت کمی آبِ زمزم
گِلم ساختند و پس از آن کشیدند

مرا جان که دادند قلبم علی گفت
مرا در نجف پایِ ایوان کشیدند

علی گفتم و لطف زهرا همانجا
مرا هم گدایِ حسن جان کشیدند
-
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
-

خدا گفت امشب خدا ، یا حسن جان
که غوغا نموده خدا با حسن جان

مدینه بیا بشنوی تا خودِ صبح
فقط از علی : جانِ بابا حسن جان

ندیده است این خانه شیرین تر از این
پس از این شد افطارِ زهرا حسن جان

پس از این مدینه شلوغ است و بن‌بست
به هرجا که می‌آید آقا حسن جان

جمل از دَم خیمه تا شور او دید
فقط زیر لب گفت مولا حسن جان
-
سلامِ من امشب سلامِ حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است
-

تو آورده‌ای در زمین آسمان را
تو آورده‌ای درکران بی کران را

پیمبر نشان میدهد جلوه‌ات را
ببینید آقای مُلک جنان را

تو میدان بیایی حضور تو کافی است
که دَرهم بدوزی زمین و زمان را

تو و طاویه ؛ مرتضی هست و دُلدُل
چه‌ها میکنی تا بگیری کمان را

پدر اذن داد و پسر تیغ میزد
زدی بر زمین فتنه‌ی بی امان را
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امام حسین است
-

کسی بارِ اُفتاده را بر ندارد
بجز تو که چون تو پیمبر ندارد

اگر ما برایت حرم هم بسازیم
به جانت قسم این حرم در ندارد

زیاد است اینجا هر آنچه بخواهیم
که معنی در این خانه کمتر ندارد

به یک گام پشتت حسین است و گوید
کسی چون حسینت برادر ندارد

و چندین قدم هم پس از او اباالفضل
که از سینه دستان خود بر ندارد
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امام حسین است
-

کَرَم در کَرمَ در کَرَم دارد آقا
گدا و گدا هر قدم دارد آقا

چه میشد بگویم به سمت مدینه
پیاده رَوی تاحرم دارد آقا

چه میشد ببینیم زیر رواقش
برای خودش محتشم دارد آقا

از این صحن تا صحن ام‌البنینش
دو صف خادم محترم دارد آقا

از آن صحن تاصحنِ زهرا هم آنجا
پُر از گریه کن پشت هم دارد آقا
-
سلام من امشب سلام حسین است
به زهرا قسم این امامِ حسین است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
03:38
#امام_حسن_مدح
#دوبیتی

بر شعر زلال شاه بیتی تو حسن
اکسیر قریحه ی کمیتی تو حسن

از بارگهت کسی نگردد مأیوس
والله کریم اهل بیتی تو حسن

#ولی‌الله_کلامی_زنجانی

@raziolhossein
03:38
#امام_حسن_ولادت


چنان که هر زنی صدیقه ی اطهر نمی گردد
یقینا هرکسی هم سبط پیغمبر نمی گردد

دوباره سوره کوثر به احمد میشود نازل
کسی که مجتبایش میدهند ابتر نمی گردد

شمیم اش هر سحر هوش از سر اهل محل برده
حریف عطر و بویش نافه و عنبر نمی گردد

ولایش کیمیا هست و خودش از کیمیاگرهاست
مس جانم بدون مهر پاکش زر نمی گردد

کریم بن کریم است و وجودش روح کرّمنا
کسی از محضر او دست خالی برنمی گردد

هر آن که با نگاه مهربان او مسلمان شد
بمیرد هم برای لحظه ای کافر نمی گردد

ندارد گنبدی تا جلد بام او شوم اما
پری که وا نشد سوی بقیع اش پر نمی گردد

اگر طعم طواف مرقد او را چشد حاجی
قسم بر کعبه دور کعبه هم دیگر نمی گردد

کسی که هدیه بر او میکند باران چشمش را
یقینا کور فردا وارد محشر نمی گردد

خبر دارد شریک اش قاتل جانش شود لکن
دلش راضی به ترک خانه و همسر نمی گردد

سکوت و درد و داغ و صبر و عمری خون دل خوردن...
به آسانی کسی که محرم مادر نمی گردد

صدای در که می آید دوباره حال آقایم
میان کوچه بدتر میشود بهتر نمی گردد



#علیرضا_خاکساری


@raziolhossein
03:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×844, 167.2 KB
بر جاه و‌جلالش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست
میلاد کریم اهلبیت است امشب
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
03:39
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

بر جاه و‌جلالش صلواتی بفرست
بر جمله خصالش صلواتی بفرست

میلاد کریم اهلبیت است امشب
بر ماه جمالش صلواتی بفرست

#عبدالزهرا

@raziolhossein
03:39
#امام_حسن_مدح


هر آنچه ناشدني هست با حسن بشود
دَمي كه حضرت مُشكل گُشا حسن بشود

به حُسنِ خُلق شود بین مردمان مَشهور
كسي كه بارِ لبش ذكر"یا حَسن"بشود

اسير حُسن كس دیگري نخواهد شد
كسي كه دلبرش از ابتدا حسن بشود

ببه دست قدرت خود چونكه قصد خلق كند
ممسلم است كه صنع خُدا حسن بشود

هزار سبط دگر هم به مصطفي بدهند
همیشه ، رابع اهل کسا ، حسن بشود

عزیزكرده ي خيرُ النساست ، پس باد
عزیز حضـرت خيرُ الـوَرا حسن بشود

به جز همان كه ابالحجت است،در عالم
-ندیده ايم كه جز مجتبیٰ ، حسن بشود !

أخُ الكريم و إمام الكریم و إبن کریم-
-قسم به ذوالكرم ،آقاي ما حسن بشود

(به سينه ي احدي دست رد نـخواهم زد)*
رواست صاحب اين ادّعا حسن بشود

گداي لقمه ي ناني شدن ، شرافت ماست
شبي كه باني اين سفره ها حسن بشود

شبي دقيق نظر كرده ايم و فهميديم
حسين نيز پس از حذف"يا"حسن بشود

ميان اين همه دلداده ي حسين،خوشيم
-به اينكه صاحب دلهاي ما حسن بشود

گريز هرچه كه روضه ست كربلاست ولي
گريز روضه ي كرب و بلا حسن بشود
.
كه نوجوان يتيــمي بناسـت آخر كار
ميان خون بزند دست و پا، حسن بشود

#محمد_قاسمي

"به سينه ي احدي دست رد نخواهي زد"

@raziolhossein
03:39
#امام_حسن_مدح


شود به اذن تو دریا ، سراب هم حتی
شود به نام تو موجی ، حباب هم حتی

کریم نیست کسی پیش سفره ات هرچند
به نام او بدهند آب و تاب هم حتی

نشسته ام سر راهت مگر که یک لحظه
تو را نگاه کنم با نقاب هم حتی

همین که از تو بخواهیم باز شیرین است
اگر دعا نشود مستجاب هم حتی

تمامِ خلق رهین شکوه عزت توست
اگر شوی تو به ذلت خطاب هم حتی

به بغض تو شده کافر ، اگرچه او به رسول
به زور داده شود انتساب هم حتی

فقط به پای مزار تو بوده که آمیخت
به اشک غم ، نفس اضطراب هم حتی

**

خدا کند پسری مادرش زمین نخورد
خدا کند که نبیند به خواب هم حتی

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
03:39
#امام_حسن_ولادت

به هم رسانده خداوند علی و زهرا را
نشان دهد به همه لؤلؤ دو دریا را

شمایلت نمکین تر ز یوسف است، آقا
تو تشنه می کنی از عشق خود زلیخا را

و کافران همه ایمان می آورند به تو
اگر نشان بدهی آن جمال زیبا را

زمان توان گذشتن ندارد از پیشت
چراکه بند میاری همه گذر ها را

فدای آن لب شیرین فقط تو لب تر کن
که سبز می کنی از نخل خشک خرما را

من عاشق حسنم، دین و عشق من حسن است
تمام ذکر من امشب حسن حسن حسن است

مبارزی که به دستان تو اسیر شود
عزیز می شود و عاقبت امیر شود

کریم هستی و با احترام میبخشی
نمی شود که گدا پیش تو حقیر شود

همیشه دست گدا را سریع پر کردی
ندیده است کسی بخشش تو دیر شود

کرامت تو همان دفعه نخست بس است
گدا دوباره محال است که فقیر شود

غذا بدون تو اصلا به ما نمی چسبد
بیا خودت سر سفره فقیر سیر شود

به امر تو شده داماد سیدالشهدا
که قاسم تو به پای حسین پیر شود

بیا دعا کن و ماهم به پاش پیر شویم
به لطف تو در این خانه کاش پیر شویم

نمیشود بشناسیم ما غلام تورا
چگونه درک کند عقل ما مقام تورا

مگر چه کرده ای آقا که جای "یا رزاق"
صدا زدند فقیران شهر نام تورا

تمام وقت کنارت حسین ساکت بود
برای اینکه فقط بشنود کلام تورا

کسی که صلح تو را جاهلانه "سازش" خواند
نخوانده معنی تاریخی قیام تورا

کسی که گفت تو ترسیدی و نجنگیدی
ندیده ضربت شمشیر در نیام تورا

غریب شهر! همه کینه از علی دارند
نمی دهند اگر پاسخ سلام تورا

تو بودی به علی لعن کرد بر منبر
نگه نداشت معاویه احترام تورا

بدون شک دم آخر حسین گفت به تو
غریب فاطمه میگیرم انتقام تورا

چه کرد زهر تمام تن تو در تب سوخت
چه دید داخل آن طشت قلب زینب سوخت


#آرش_براری

@raziolhossein
03:40
#امام_حسن_مدح


گرچه تو همچون ما گدایی مبتدی داری
اما به ماها باز لطف بی حدی داری

باید حسن جان، یک کرمخانه بنا سازند
در هر کجایی که تو رفت و آمدی داری

هم وارث صبر امیرالمؤمنین هستی
هم در شجاعت تو نشان احمدی داری

آدم به نور حسن تو مرد عبادت شد
یعنی که هرجا نامت آید معبدی داری

رعشه به اندامت به هنگام نماز افتد
باران اشکی نیمه شب در مسجدی داری

یاد غریبی تو دیشب خواب می دیدم
دیدم که مانند حسینت گنبدی داری

آقا شما هم در مدینه گوشه ی بستر
هم کنج کوچه مقتلی و مشهدی داری

روی زمین تو گوشواره دیده ای یکروز
درکوچه هایی گوش پاره دیده ای یکروز

#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
03:40
#امام_حسن_مدح


به نام آنکه تو را داده است نام حسن
درود احسن الارباب من سلام حسن

سلام بر برکات سپید سایه‌ی تو
که نور داده به خورشید مستدام حسن

سلام بر درجات زبرجدت که از او
عقیق دست سلیمان گرفته وام حسن

عجیب نیست اگر خال هاشمی‌ات را
شبانه روز کند کعبه استلام حسن

فدای قامت بنده نواز تو که نماز
به احترام قدت می‌کند قیام حسن

قبول نیست سجودی که پاش مُهر تو نیست
رکوع بی تو رکوعی‌ست نا تمام حسن

به اتفاق برادر به حشر گر برسی
به جذبه خیره شود چشم خاص و عام حسن

پیمبران متحیر به خویش می گویند
بود کدام حسین و بود کدام حسن؟

به خشت خشت ستون های عرش رب کریم
نوشته با قلم حسن، یا امام حسن

شکست شیشه‌ی خون دل شما روزی
به دست سوده‌ی الماس های شام حسن

صلات ظهر، چه تشییع بی نظیری شد
به لطف بدرقه‌ی تیرها ز بام حسن

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
03:40
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

امروز که میلاد سعید حسن است
دلشاد بتول و احمد و بوالحسن است

گر دست به دست می برندش چه عجب
کاول گلِ نوشکفته ی این چمن است

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
03:40
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت



امشب ز لب ماه خدا خنده بر آمد
کز خانه خورشید ولایت قمر آمد
یا از دل دریا نبوت گهر آمد
یا مهر فروزنده ببام سحر آمد
پیغمبر و زهرا و علی را پسر آمد
در ماه خدا ماه خدا جلوه گر آمد

هم آینه حسن خداوند جمالش
هم خلق و خصال نبوی خلق و خصالش
هم پیر خرد آمده مبهوت جلالش
هم عقل ملک آمده حیران کمالش
هم مفتخر از او شده پیغمبر و آلش
هم او ز نبی و ز علی مفتخر آمد

در گلشن دین باغ گل یاسمنش بین
در لعل لب بسته عقیق یمنش بین
شادابی جان را ز گلستان تنش بین
آیات خدا در لب شکر شکنش بین
آیینه شو و حسن حسن در حسنش بین
گوئی به جهان باز رسول دگر آمد

ای ختم رسل بوسه بزن بر سر و رویش
ای شیر خدا عطر جنان جوی ز بویش
ای عصمت حق شانه بزن شانه به مویش
ای مهر ، ستان وام ز رخسار نکویش
ای ماه ببر سجده به خاک سر کویش
رشگ ملک است این که به شکل بشر آمد

در شب نفس صبحدمِ عید ببینید
در ماه خدا صورت خورشید ببینید
روئی که نبی دید و علی دید ببینید
حسنی که ورا فاطمه بوسید ببینید
رخسار خداوند درخشید ببینید
کز وصف من و مدح شما خوبتر آمد

با طلعت او ماه خریدار ندارد
مهر است کم از ذره و مقدار ندارد
بی یار بود هر که چو او یار ندارد
بر دشمن او نخل عمل بار ندارد
گر بار دهد بار جز نار ندارد
مهرش ثمر جنت و بغضش شرر آمد

ای حسن حسن در حسنت حسن خدایی
ای صورت زیبایی هستیت فدایی
عالم به سر کوی تو مشغول گدایی
با مهر تو جان کرده ز تن میل جدایی
از آینۀ دل تو کنی زنگ زدائی
شادی شب میلاد تو باز از سفر آمد

ای باغ گل یاسمن آل محمد
ای قرص مه انجمن آل محمد
اوصاف تو روح سخن آل محمد
گفتار تو نقل دهن آل محمد
ای حسن خدا ای حسن آل محمد
روح تو در آینه حق جلوه گر آمد

لطف تو خدایی و گدای تو کرامت
در سایه سرو قدت افتاده قیامت
دل آمده و جسته به کوی تو اقامت
نازد به تو توحید و کند فخر امامت
از صبر تو دین نبوی یافت سلامت
با صلح تو از راه سپاه ظفر آمد

نور ابد و جلوۀ حسن ازل از تو است
مقبولی طاعات و جزای عمل از تو است
تو طوری و انوار خدا مشتعل از تو است
رسوایی و نابودی خصم دغل از تو است
پیروزی اسلام به جنگ جمل از تو است
حقا که علی چون تو پسر را پدر آمد

ای صحن بقیع تو چراغ ره انجم
وی مهر رخت بوسه گه جد و اب و ام
بر فاطمه مانند نبی کرده تکلم
اول پسر شیر خدا حجت دوم
در پاسخ دشنام به لبهات تبسم
از خلق تو گلزار صفا بارور آمد

تو شمع شب تار بقیع دل مایی
هر جا که کنی جلوه ، گل محفل مایی
گر بحر بلا موج زند ساحل مایی
وز نخل عمل بار دهد حاصل مایی
ما خواب و تو مهمان دل غافل مایی
ویرانۀ دل از تو بهشت دگر آمد

جبرئیل شراب از لب شیرین تو نوشد
کوثر به همه وسعتش از فیض تو جوشد
بی چاره کسی کز کرمت چشم بپوشد
دریاست دلی کز غم عشق تو خروشد
هر کس به کسی فخر و مباهات فروشد
"میثم" به تولای شما مفتخر آمد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
03:41
#امام_حسن_ولادت


این حرف ها حرف دل یک یا کریم است
غصه نخور ای دل خدای ما کریم است

از سفرۀ خالی خود بیمی ندارد
هرکس که ذکرش لا اله الّا کریم است

هرگز دری را در پی روزی نکوبیم
روزی ما از روز اول با کریم است

آن که خدا ما را گدای او نوشته
یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است

امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود، آقا کریم است


#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
03:41
#امام_حسن_مدح


از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم
عطر بقیع می وزد از باغ دفترم

شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه
از گندم مزار شما ساده بگذرم

مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند
مثل همیشه در صف این خانه آخرم

نقش است بر کتیبه خلقت هو الکریم
ثبت است بر جریده عالم هو الکرم

من خواب دیده ام پس از آبادی بقیع
نذر ضریح توست النگوی مادرم

آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم
حالا خودم کلون قدیمی این درم

گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم
گفتی که این شما و سرای برادرم

این ها دو واژه اند که با هم غریبه اند
بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم



#میلاد_حسنی

@raziolhossein
03:41
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

این گل که به جلوه چون عقيق یمنی است
عطرش علوی باشد و حُسنش، حسنی استح

هم شکل نبی است، هم شبيه زهراست
این سوره گمان کنم که مکی - مدنی است!

#عباس_احمدی

@raziolhossein
03:41
#امام_حسن_ولادت

کبوتریم و پی دانه ی امام حسن
رسیده ایم در خانه ی امام حسن

تمام مردم این شهر ، شهرت ما را
شناختند به دیوانه ی امام حسن

عجیب نیست اگر می شوند دشمن و دوست
اسیر لطف کریمانه ی امام حسن

اگر تمام جهان میهمان او باشند
هنوز جا دارد خانه ی امام حسن

نمیرویم سراغ کسی به غیر از او
که رزق ماست به پیمانه ی امام حسن

دل شکسته ی ما آنقدر طوافش کرد
لقب گرفت به پروانه ی امام حسن

فقیر بوده ولی پادشاه می گردد
به هرکه می رسد عیدانه ی امام حسن

به نام قاسمیون مفتخر شدیم و شدیم
غلام قاسم دردانه ی امام حسن

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
ش
04:36
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


تمام شهر را امشب خبر كن يار می‏آيد
شب دل را به شيدايى سحر كن يار می‏ايد
لباس آبرومندى به بر كن يار میايد
ز هر چه غير او صرف نظر كن يار مى‏آيد
نمی‏پرسى كه يارم كيست ؟ ماه انجمن باشد
تجلى تمام حُسن در وجه حَسن باشد


كسى از غم نمى‏گويد حديث شادمانى كن
مهيا خويش را از بهر جشنى آسمانى كن
تو اى پير خرد امشب جوانى كن جوانى كن
بهار آرزو شد گلفشانى نغمه خوانى كن
كه در باغ ولايت غنچه‏اى زيبا شكوفا شد
امير المومنين از يمن اين مولود ، بابا شد


صداى كودكى در كوچه توحيد پيچيده
به صحن و مسجد و محراب عطر عيد پيچيده
طنين شوق در گلنغمه ی اميد پيچيده
كه زنجير يقين بر گردن ترديد پيچيده
حضور مجلس انس است و خيل قدسيان مسرور
نه تنها قدسيان بلكه زمين و آسمان مسرور


مدينه شهر نور امشب صفا دارد صفا دارد
خوشا حال كسى كه تا سحر حال دعا دارد
اجابت مى كند حق هر كه بر او التجا دارد
به دامن كودكى چون قرص مه خيرالنسا دارد
مه مهمانى حق نيمه شد ماه تمام آمد
كريم اهل بيت مصطفى دوم امام آمد


درخت آرزوهاى على امشب ثمر داده
خدا از فيض بى پايان به او يك گلپسر داده
بهار حسن او باغ ولا را برگ و بر داده
شب دلخستگان را مژده صبح سحر داده
ببين در چهره ی او جلوه ی فياض سرمد را
تماشا كن به رخسار حَسن حُسن محمّد را


حسن آمد كه حسنش از ملائك دلربا باشد
حسن آمد كه از كار همه مشكل گشا باشد
حسن آمد كه راضى از دل و جان بر قضا باشد
حسن آمد كه صلحش پرچم كرببلا باشد
دميده در تن هستى خدا روح سخا امشب
ز دست جود او گلبوسه گيرد مصطفى امشب


كرامت خاكسار درگه والامقام او
سخاوت وامدار بزم فيض خاص و عام او
حسن خويش حسن رويش خدا بگذاشت نام او
ملائك صف كشيده از پى عرض سلام او
عزيز مصر دين را يوسف گلپيرهن آمد
حسن آمد حسن آمد حسن آمد حسن آمد


شكوه صبر در آئينه ی رخسار او پيدا
صداقت میشود در جوهر گفتار او معنا
كمال او جمال او مثال حيدر و زهرا
بنى آدم تماشا مى‏كند تفسير كرّمنا
نبى عصمت على صولت خدا را بهترين بنده
كه شد از مشرق جانش فروغ حلم تابنده

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
04:36
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح


این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بي انتهائي اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

هر کس که می رسد سر اطعام می برند
فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز
اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدائی اند

سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم
همسایه قدیمی این خانواده ایم

دست مرا بگير كه عاشق ترم كني
سلمان خانواده ي پيغمبرم كني

من در قنوت نيمه شبت دور ميزنم
شايد مرا بگيري و انگشترم كني

آن شاخه ي گلم كه به دست تو داده اند
تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كني

من آمدم كه بين سحرهاي اشتياق
بال مرا بگيري و خرج حرم كني

بال و پر شكسته به دردم نميخورد
انگار بهتر است كه خاكسترم كني

روزي آب و سفره ي نان مني حسن
ماهِ مباركِ رمضان مني حسن

آنكس كه پيش پاي شما خم نميشود
در خانه ي فرشته هم آدم نميشود

آقاي من بدون توسل به نام تو
حالي براي توبه فراهم نميشود

دست مرا بگير و به سمت خدا ببر
چيزي كه از بزرگيتان كم نميشود

آرامش تو باعث طوفان كربلاست
بي صلح تو قيام مُحَرم نميشود

هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو
مؤمن نميشود ، به جهنّم نميشود

تا كربلا رسيد صداي سكوت تو
اين قيل و قال ها به فداي سكوت تو

اي ياكريم خسته چه كردند با پرت
اين زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت

از لحظه اي كه رنگ نگاهت كبود شد
رنگي دگر نرفته مناجات خواهرت

با اينكه اي غريب ، تو بودي امام شهر
اما كسي نخواند نمازي به پيكرت

تابوت را نشانه گرفتند به تيرها
آن هم كجا به پيش دو چشم برادرت

دلهاي ما به ياد تو اي بي حرمترين
پر ميزند به سمت بقيع مطهرت

تا كِي لبم به خاك بقيعت نميرسد
بر آستان پاكِ رفيعت نميرسد


#علی_اکبر_لطیفیان

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_ولادت


خانه وحی که عطر گل مریم دارد
جلوه های علوی جذبه خاتم دارد
خانه وحی اگرچه درِ عالم دارد
کلبه ای هست که یک قبله نما کم دارد

سفره هر سحرش بال ملک میخواهد
سفره حضرت زهراست نمک میخواهد

جلوه ای کرد خدا باز در این خانه و بعد
باز شد پنجره با دست کریمانه و بعد
خانه پر شد ز گل و لاله و پروانه و بعد
چشم ها مات شد از خنده دردانه و بعد

گوئیا روح علی باز به تن آمده است
باز اسفند بریزید حسن آمده است

چشم وا کردی و دل رفت ز دل هایی که
در تماشای تو بودند تماشایی که
همه مجنون شده از دیدن لیلایی که
برده دل از علی و حضرت زهرایی که

با نگاهش به همه عرض و سما عیدی داد
نه فقط مادر سادات خدا عیدی داد

یکی از کوچه نشینان تو دنیا شده است
یکی از کاسه به دستان تو موسی شده است
آنکه از جام تو نوشیده مسیحا شده است
آنکه روی تو ندیده است زلیخا شده است

یوسفان گرم تماشای شما مست شدند
کوچه ها وقت عبورت همه بن بست شدند

آنکه سودا زده ات نیست که آدم نشود
آنکه سر باخته ات نیست که محرم نشود
نشود آنکه اسیر تو مکرم نشود
نشود هرکه گدایت به جهنم... نشود

که خدا بیرق خود را لب بامت زده است
هرچه در ملک خودش بود به نامت زده است


#حسن_لطفی

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_مدح

مانده بودم بدهم دل به علی یا به حسن
دیدم اصلا گره خورده دل مولا به حسن

شانه اش خالق کوه است تعجب نکنید
تکیه داده است اگر حضرت زهرا به حسن

با علی محکمم و با حسن آرام ، ببین
کوه دل را به علی داده و دریا به حسن

وصف او کردم و در مصر صبا را گفتند
بدهد نامه ای از سوی زلیخا به حسن

مثل قرآن که قسم خورده به روی خورشید
منهم از شوق قسم می خورم اما به حسن

ذکر من هر سحر این است : الهی به حسین
دم افطار خرابم که خدایا به حسن

شیعیان حسن از کفر تبرّی جُستند
بیش از آنقدر که جستند تولّا به حسن

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_ولادت

من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم

هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید

با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست

زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم

ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد

آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم

همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی

بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن

نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی

صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی

چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است

قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد

خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند

مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد

جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری

لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو


#سیدحسین_میرعمادی

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_مدح

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است
که موی تیره و روی سفید با حسن است

مبین ز نسل حسن هیچ کس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را حسن است

به کفر گفت که دست حسن دوایی نیست
درست گفت برادر، خود دوا حسن است

حسین می شنوم هر چه یاحسن گویم
دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است

حسین نَهی به قاسم دهد حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه شیر خدا اباحسن است

#معنی_زنجانی

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_مدح

بر لب هر عاشقی گل کرده امشب یا حسن
می شوم عبد خدا ماه مبارک با حسن

ما اگر عبد حسینیم و گدای زینبیم
بر خود زینب قسم کرده جدا ما را حسن

رزق آب و نان من دائم ازین خانه رسید
نیستم مدیون دربار کسی الا حسن

تا که جان دارم میان تن دم از او می زنم
شافع عقبی حسن ...مولا حسن... آقا حسن

ذکر یاسبّوح و قدوسم شده یا مجتبی
می روم سجده به عشق اینکه گویم یا حسن

کوری چشم زنی که قاتل پیغمبر است
مینویسم روی قلبم "سیدی مولا حسن"

ای که در شهر مدینه شهره گشتی بر کرم
یک نظر بر این گدا کن ماه دل آرا حسن

نیمه ی ماه است و دستم خالی و رویم سیاه
حقّ زهرا مادرت اُنظُر الیّ یاحسن

#مهدی_علی_قاسمی

@raziolhossein
04:37
#امام_حسن_ولادت

باید بچشد گرمیِ طوفانِ نجف را
هرکس که ندارد تبِ سلطان نجف را

ما را نه فقط بر سرِ این سفره نشاندند
خورده است نبی هم کفی از نان نجف را

بخشید خدا اولِ این ماهِ مبارک
پیش از همه‌ی خلق مسلمان نجف را

می‌خواست ببینیم کریمیِ علی را
رو کرد خداوند حسن جانِ نجف را

یک روز بیاییم و بسازیم مدینه
بالای سرِ فاطمه ایوانِ نجف را

دیدیم همه سروری آلِ علی را
اول پسرِ مادریِ آل علی را

جبریل شدم مثلِ کبوتر شدم امشب
ای شوق ببین یک کَسِ دیگر شدم امشب

نامت به لبم آمد و چسبید لبانم
انگار پُر از قندِ مُکرر شدم امشب

من از جبروت و جلواتِ تو شنیدم
ای عشق به من حق بده کافر شدم امشب

پیراهنم از عطرِ گلابت شده لبریز
از لطفِ شما لاله‌ی قمصر شدم امشب

آقا به ضریحی که نداری پَرِ من خورد
پیشِ تو عجب نیست اگر زر شدم امشب

باید که ببینند علی را حسنش را
نقش شرف الشمس عقیق یمنش را

آئینه بگیرید پیمبر شدنش را
از روز ازل حضرتِ حیدر شدنش را

باید که عقیقه بکند فاطمه امشب
شیرینیِ این لحظه‌یِ مادر شدنش را

یوسف سرِ این کوچه دویده است ولی باز
میدید در آن غُلغُله آخر شدنش را

چشمی که حسد داشت به ذُریه‌ی زهرا
با رویِ حسن دید خود اَبتر شدنش را

بین‌الحرمین اند ملائک همه امشب
تبریک بگویند برادر شدنش را

تنها نه دل ما که دو عالم حسنیه است
هر دو حرم کرببلا هم حسنیه است

باید که علی چند پسر داشته باشد
تا اینکه مدینه سه قمر داشته باشد

مانند نبی کیست که در بینِ دو عالم
از فاطمه‌ی خود دو جگر داشته باشد

باید که پسر دار شوی تا که بفهمی
شیرینیِ باغی که ثمر داشته باشد

هرکس که از این ایل بُوَد موقع رزمش
در پنجه‌یِ خود تیغِ دو سر داشته باشد

باید که پس از نامِ علی ذکرِ حسن داشت
تا تیغِ اباالفضل اثر داشته باشد

آن چشم که دیدت چقدر مست شد آقا
یک شهر پُر از کوچه‌ی بن بست شد آقا

خورشید چرا نیمه‌ی شب بر سرِ بام است
گو ماه نیاید که مرا ماه تمام است

آن کَس که در این خانه غلام است امیر است
آن کَس که امیر است بر این خانه غلام است

"در مذهبِ ما باده حلال است ولیکن
بی رویِ تو ای سَروِ گُل اندام حرام است"

با اینهمه حُسنی که شده جمع در اینجا
حیران شده‌ام قبله کدام است کدام است

هرکس که جمل بود و تو را دید نوشته است
سوگند که صُلحِ تو قیام است قیام است

لایوم....بگو تا بگدازیم برایت
ای کاش حسینیه بسازیم برایت

#حسن_لطفی

@raziolhossein
04:38
#امام_حسن_ولادت

چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن
مادر افکند مرا در یم احسان حسن
روزی از دست علی خوردم و از خوان حسن
از همان روز شدم بی سر و سامان حسن

بر جبینم بنویسید مسلمان حسن

دل خود را سر هر بام ، هوایی نکنم
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنم
رو به هر قبله و هر قبله نمایی نکنم
پیش هر سفره که پهن است گدایی نکنم

نان هر سفره حرام است به جز نان حسن

چه مقامی و چه نامی ، چه مرامی دارد
چقدر لطف به بیمار جذامی دارد
خنده در پاسخ آن سائل شامی دارد
وه که ارباب دو عالم چه امامی دارد

همه اینها غزلی هست به دیوان حسن

آنکه نامش شده احلی من عسل کیست ؟ حسن
آنکه بخشندگی اش گشته مثل کیست ؟ حسن
معنی حی علی خیر العمل کیست ؟ حسن
مرد نام آور پیکار جمل کیست ؟ حسن

شتر سرخ زمین خورد ز طوفان حسن

ارث مظلومیت از غربت بابا دارد
قد خم ، سینه ی خون ، دیده ی دریا دارد
جگری سوخته از زخم زبان ها دارد
گر بگوییم غریب الغربا ، جا دارد

خون شد از یاد غمش قلب محبان حسن

زهر آمد به سراغش، جگرش ریخت به هم
بس که پیچیده به خود ، موی سرش ریخت به هم
زینبش آمد و چشمان ترش ریخت به هم
همه ی خاطره ها در نظرش ریخت به هم

دل پریشان شده از موی پریشان حسن

چقدر سخت گذشته است به او در کوچه
چه مراعات نظیریست ، حسن ، در ، کوچه
باز هم خاطره ی گریه و مادر ، کوچه
قاتل جان حسن می شود آخر کوچه

کوچه عمریست که آورده به لب جان حسن

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد
وای بر من ، زد و بر صورت گل ، جا افتاد
ناگهان روی زمین حضرت زهرا افتاد
خواست تا پا بشود ، باز هم امّا افتاد

شعله ی آه کشد سینه ی سوزان حسن

#رضا_تاجیک

@raziolhossein
04:39
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1000×1000, 131.8 KB
باید که به روی غصه دَر، بست امشب
یک یاسمنی به یاس پیوست امشب
ای خیل گدایان همه آماده شوید
میلاد کریم اهلبیت است امشب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
04:39
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

باید که به روی غصه دَر، بست امشب
یک یاسمنی به یاس پیوست امشب

ای خیل گدایان همه آماده شوید
میلاد کریم اهلبیت است امشب

#عبدالزهرا

@raziolhossein
04:39
#امام_حسن_ولادت
#مسمط


جود خداوندی‌َاست در کف جودش
شعشعه‌ی کبریاست ضوء وجودش
عرصه‌ی لاهوت شمّه‌ای ز حدودش
هست حدودش ثُغور حیّ ودودش
آنکه ودود از میان خلق ستودش
.
طبق تفاسیر نصّ سوره‌ی رحمان
او و حسین‌اند شرح لؤلؤ و مرجان
خیمه و خرگاه اوست عالم امکان
روح صلات از وی‌ست فرض به انسان
در دل این خیمه قائم‌ست عمودش
.
شبّر آل علی، حسن شده نامش
او که کلام خداست ضبط به کامش
دشمن و یارند ریزه‌خوار طعامش
جن و ملک مانده‌اند محو قیامش
خیل بنی‌آدم‌اند مات سجودش
.
إن ذُکٍرَ الخَیرُ کانَ أوّلُ ذِکرًا
دفتر تقدیر را نموده مدوّن
او که نظامش نظام اقوم و احسن
اوست که تجرید کرده از همه روزن
او که به معراج رفته گاهِ قعودش
.
رحمت و رحم‌ست در سرائر اسمش
نور خدا جلوه کرده قسم به قسمش
ورد ثبوتیّه است حرز طلسمش
آنکه برافکنده تیر جور به جسمش
باد خدنگ خدا به چشم حسودش
.
بقعه ندارد اگرچه فرش مزارش
بال ملک بوده‌است آینه‌دارش
گشت عطا در سه دفعه دار و ندارش
پود زمان بوده‌است بسته به تارش
تار زمین تاب خورده در دل پودش
.
هرکه ز مینای صبر قَلَّ و دَل خورد
قطره‌‌‌شکیبی از او به روز ازل خورد
قاسم او از عموی خویش عسل خورد
قفل اگر بر جدال اهل جمل خورد
هان! حسن بن علی‌ست آن‌که گشودش
.
قوس صعودش نه تنزُّل دمد از آن
دست کشد جزء را و کُل دمد از آن
جلوه‌ کند گر به خار گل دمد از آن
عین دعا هست و تبدُّل دمد از آن
در همه عالم ببین ظهور و نمودش
.
سفره‌ی او خاص و عام داشت نه واللّه
بیم خواص و عوام داشت نه واللّه
نهی ز اهل جذام داشت نه واللّه
زخم دلش التیام داشت نه واللّه
او که غریب‌ست در میان جنودش
.
پیرزن تیرزنی رفت و نفهمید
این بدنی را که به تیرش شده تقیید
هست از آیات نور و سوره‌ی توحید
می‌رود از این دنی به عالم تجرید
روح مجرد شده‌ست و نیست قیودش؟
.
#مجید_لشکری

@raziolhossein
04:42
#امام_حسن_ولادت

از حُسنِ نبیِّ دو جهان،محشری آمد
آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد

ماهِ رمضان،عطر امامِ حسن آورد
با آمدنش،رایحه ی قمصری آمد

همچون پدر و مادرِ خود،یکسره نور است
قرصِ قمرِ "فاطمی" و "حیدری" آمد

عالم،همه "ماتِ" "رخِِ" زیبای حسن شد
در "عرصه" ی "آن"،یوسف زیباتری آمد

بخشید همه ملکِ سلیمانیِ خود را
در دستِ کریمش اگر انگشتری آمد

بخشنده ترینست...بگویید به حاتم:
 بابِ کَرَم و جود و سخاپروری آمد

#ع_دهقانی

@raziolhossein
04:42
#امام_حسن_ولادت

حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است
در تن عاطفه ام، باز توان آمده است

به! چه فرخنده شبی و چه مبارک سحری!
که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است

چه نشستی که درِ میکده ها باز شده
آی مستان خدا! پیر مغان آمده است

بی نصیبم مگذارید ز جام کوثر
حال که صحبت مستی به میان آمده است

روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید
نمکِ سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و بزم خدا کامل گشت
سوره قدر شب پانزدهم نازل گشت

فصل تنهایی زهرا و علی سر شده است
شب این شهر چنان روز منور شده است

زودتر از همه مژده به پیمبر دادند
نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است

نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت
رطب سفره افطار پیمبر شده است

طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار
میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است

سفره ماه مبارک، برکت دارد، لیک
با قدم های شما با برکت تر شده است

چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده اند
بر در خانۀ ارباب کریم آمده اند

پادشاهیِ تو و من نیز همان مسکینی
که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی

قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم
سحری هم به کنار دل من بنشینی

مستجاب است دعای من آلوده اگر
پای هر برگ دعا از تو بود، آمینی

به صف مشتریانت نظر اندازی، گر
ته صف یوسف دل باخته را می بینی

کوه کن می شوم از شوق شکر خندهٔ تو
آب افتاده دهانم چه قدَر شیرینی!

ای که بر خیل جوانان بهشت آقایی
اولین سید آل علی و زهرایی

حسنی، چون که از احسان خدا بودی تو
میوۀ عرشیِ پیغمبر ما بودی تو

لقب سبزترین نور برازندۀ توست
قد یک عرش پر از عشق و صفا بودی تو

چند باری همه دارایی خود بخشیدی
از ازل در کرم، انگشت نما بودی تو

شبی افطار بیا خانه ی ما مهمان باش
چون که همسفرۀ بزم فقرا بودی تو

اهل این خاک نبودی و نگفتی آخر
مرد خاکی زمین اهل کجا بودی تو؟

ماورای همه افکار نگاه تو بُود
آخر عرش خدا، اول راه تو بود

گاه سوگند خدا گشتی و انجیر شدی
گاه با آیۀ طفلین تو تفسیر شدی

گاه با صلح زدی در دل دشمن، تنها
گاه در جنگ جمل دست به شمشیر شدی

زانو از غم به بغل گیری و سر بر زانو
به گمانم دگر از زندگیت سیر شدی

آه، آقای غریبم چه به روزت آمد
چه شد آخر که تو در کودکیت پیر شدی؟

قاب شد در نگهت چهره یاس نیلی
زده چشمان تو را برق شدید سیلی

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
04:43
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

امروز که میلاد سعید حسن است
دلشاد بتول و احمد و بوالحسن است

گر دست به دست می برندش چه عجب
کاول گلِ نوشکفته ی این چمن است

#سیدرضاموید

@raziolhossein
04:44
#امام_حسن_ولادت


ادب كنـيم و به خيرُ الوَرا سلام كنيم
پس از نبي به شه لافتيٰ سلام كنيم
بيا به حضـرت خيرُالنّسا سلام كنيم
به ماهِ نيــمه ي ماهِ خُـدا سلام كنيم

(سلام حضرت دلبر، سلام قرص قـمر)
سـلام عُصاره ي نـابِ مُحمّد و حيدر

ســلام اي ثـمـرِ كوثـرِ خُـداي علي
سـلام اي جَـلَـواتِ خـدانماي علي
سلام ، پاسخِ شيـرينِ ربّـناي علي
تو آمدي به زمين تا كه پا به پاي علي

به دادِ اين همه بيچاره ي گدا برسي
شبيه يك پـدر مهـربان به ما برسي

چه قدر فاطمه خوشحال شد از آمدنت
مدينه ي كعبه ي آمال شــد از آمدنت
دعا چه قــدْر سبكـبال شـد از آمدنـت
سپيدْبخت و خوش اقبال شد از آمدنت

پُر از تب تو و مستيِ بي حساب شديم
نه اربعين، شب نيمه ، شرابِ ناب شديم

خوش آمدي به زمين،با دَمِ پيمبري ات
خوش آمدي به زمين،با وقارِ مادري ات
خوش آمدي به زمين،با شُكوه حيدري ات
شبِ ظُـهور تو ، ماييم و ذرّه پروري ات

نشسته ايم همه با تو هم سُخـن هستيم
دم سحر شـده و مستِ "ياحسن" هستيم

چه قدر طعم لب سُرخ تو چشيدني است
چه قدر نازِ مليحانه ات كشيدني است
جمال ماه تو اي حُسن محض ديدني است
به نقد جان گران عشق تو خريدني است

سُخن به وصف تو هرگز به انتها نرسـد
(به حُسنِ خُلق و وفا كس به يار ما نرسد)

چه قدر در رمضان،گفتن از تو مي چسبد
چه قدر وقت اذان ، گفتن از تو مي چسبد
چه قدر با هيجان گفتن از تو مي چسبد
و در قُصـورِ جنان، گفتن از تو مي چسبد

چرا كه گفته نـبي : سيّـد الشّـبابي تو
كه چـشـمْ روشنيِ مُـوْقفِ حسابي تو

از آفتابِ جهـانْ تاب ، آفتاب تري
تو از تمـام قبيله ، نـبي مآب تري
تو صاحب كرم و لطف بي حساب تري
تو از همه ، به جلالت ابوتراب تري

اگر تو جلوه كُني آن چنان كه مي بايد
خـروش (يا حَسن) از هر كنـاره مي آيد

تـبسّم تو ، تمـنّاي هر چه آيينه سـت
تويي طبيبِ دل هر كسي كه غمگين است
صـداي گـرم تو تسكين دردِ سنگين است
فداي لهجه ي قرآني ات كه شيرين است

عجيب نيست كه در كوچه راه بندان است
حسن نشسته و مشغول ختم قرآن است

طلب كنم ز خُدا رزقِ خود"به نامِ حَسن"
كه سُفره ي دوجهان است بارِ عامِ حسن
چرا به سجده نيفتم به احترامِ حسن ؟
(حسن امام من است و منم غلامِِ حَسن)

كريم آل مُحمّد ، به روز رسـتـاخيز
(به جُز ولاي توأم نيست هيچ دستاويز)

خيال مي كنم امشب كه او حـرم دارد
مُضيف دارد و صحن و ضريح هم دارد
در آسـتانه ي خـود ، خـادم عَجَـم دارد
كنار نـام حُـسـين ، اسمِ او عَـلَم دارد

خيال مي كنم امشب مدينه آزاد است
بقيع چون حرم شاه طوس ، آباد است

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
04:44
#امام_حسن_ولادت


تو آمدی و نفس داده ای سحر به هوا
تو خنده کردی و هی ریختی شِکر به هوا

که بی تو زندگی هیچ کس نمی گیرد
چه قدر رفته ای آقا از این نظر به هوا

زمین به عشق تو خارج شد از مدار،نگو
برای دیدن تو خاک گشته سر به هوا

به جای ماه بگیرند اگر بیندازد
تورا ز شوق رسیدن شبی پدر به هوا

به ذهن هیچ گدایی نماند منّت تو
نمانده چونکه ز بال و پری اثر به هوا

رسید قصه به آن جا که سرخ شد خاک و؛
کشید آتش زرد دری شرر به هوا

چه قدر زود پُر از دود بود یک کوچه
بدون آن که کند یک نفر نظر به هوا

شبیه بیشتر روزها در آن جا هم
چه خوب بود اگر خورده بود در به هوا

بلند گشت ولی پایشان برای دری
و رفت سرزده دست چهل نفر به هوا

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
04:44
#امام_حسن_ولادت


همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است

اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است

به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است

عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است

مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است

سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است

هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است

کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است

اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است

دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است

دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است...


#قاسم_اسدی

@raziolhossein
04:44
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
718×717, 79.8 KB
تابیدن انوار جلی دیدن داشت
روئیدن حسن ازلی دیدن داشت

آن لحظه که فاطمه به طفلش خندید
لبخند محمد و علی دیدن داشت
04:44
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی


تابیدن انوار جلی دیدن داشت
روئیدن حسن ازلی دیدن داشت

آن لحظه که فاطمه به طفلش خندید
لبخند محمد و علی دیدن داشت

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
04:45
#امام_حسن_ولادت



بسم رب النور ، من هستم مسلمان حسن
بوده از روز ازل دستم به دامان حسن
آمدم اصلا در این دنیا به فرمان حسن
عالمی دارم در اینجا با گدایان حسن
شکر حق که مثل اربابم دلم با مجتباست
تا قیامت بر لبم ، یا مجتبی یا مجتباست

ای خوشا آن دم که ذکر لب حسن جان می شود
پیش چشمم جنت الاعلی نمایان می شود
در دل ویرانه قلبم گلستان می شود
درد های گفته و نا گفته درمان می شود
هر که با این اسم زیبا عشق بازی می کند
روز محشر پیش مردم ، سرفرازی می کند

دل حسن ، دلبر حسن ، عالی حسن ، اعلا حسن
قبله عباس و عشق زینب کبری حسن
تا ابد بانی کل مهربانی ها حسن
لافتی الا علی و لا کریم الا حسن
هیچ هم گیرد ز سائل بی نهایت می دهد
مهربانی را ببین ناگفته حاجت می دهد

ای تمامی وجود حضرت خیرالنسا
زینت دوش نبی و زینت عرش خدا
چهره تو مصطفی در مصطفی در مصطفی
بند می آیند هنگام عبورت کوچه ها

در جمالت جمع گشته ، کل زیبایی حسن
یوسفی ، ماهی ، نه بالاتر از اینهایی حسن

تو همان هستی که بی منت سخاوت می کنی
آسمانی ، آسمانی هم عنایت می کنی
دم به دم بر عالم و آدم محبت می کنی
فاطمه خندان شود وقتی کرامت می کنی

دم به دم لطف فراوانت به خوب و بد رسید
مهربانی تو را خوب و بد عالم چشید

ای که آقازاده و آقا و آقا پروری
مانده ام که مصطفی یا فاطمه یا حیدری
تا قیامت از زمین و از زمان دل می بری
با وفایی ، مهربانی ، بی نظیری ، محشری
یا معز المومنین دست الهی یار توست
نایب حیدر شدن تنها در عالم کار توست

ای خدای هیبت و خشم و جلال و اقتدار
حاصل عمرِ جنابِ حیدر ِدُلدُل سوار
کینه توزان جمل را قدرت تو کرده خار
یا علی گفتی و شد لشکر تماما تار و مار
شیر حیدر ، ای حماسه آفرین عالمین
کیستی تو که علمدار سپاهت شد حسین

سیدی کن گوشه چشمی ، من گدای قاسمم
هر چه هم بد باشم آقا ، خاک پای قاسمم
نوکر حلقه به گوشم ، بی نوای قاسمم
من به زیر منت ِ کوه وفای قاسمم

آی ابر با کرامت ، رحم کن بر این کویر
عشق آقازاده ات را از دلم هرگز نگیر

ای که از مظلومیت ماهی دریا گریه کرد
بر مزار مخفی تو چشم زهرا گریه کرد
پیر شد از بس حسینت بر تو آقا گریه کرد
یاد داغ کودکیَت عرش اعلا گریه کرد

کوچه تنگ مدینه موسفیدت کرده است
آه در خانه زنت ؛ آقا شهیدت کرده است

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
1
04:46
#امام_حسن_ولادت


یک سرو، ولی سرو هزاران چمن است این
یک ماه، ولی ماه هزار انجمن است این
یک نور، ولی نور همه پنج‌تن است این
یک روح، ولی روح علی در بدن است این
زیبارخ و شورافکن و شیرین‌دهن است این
ای ماه خدا چشم تو روشن حسن است این
-این خلق عظیم است عظیم است عظیم است
-فرزند کریم است کریم است کریم است

گل‌بوسۀ احمد، گل بستان جمالش
قرآن، ورقی از صُحُفِ خُلق و خصالش
پیغمبر و زهرا و علی، محو جمالش
شیری که به او فاطمه داده است، حلالش
بالاتر از اوهام همه، اوج کمالش
جاری ز کف او کرمِ احمد و آلش
-این محشر کبراست بیایید ببینید
-این یوسف زهراست بیایید ببینید

خورشید، دمیده به شب تار مدینه
گردیده چراغ دل بیدار مدینه
روییده گل وحی ز دیوار مدینه
خیل ملک آیند به دیدار مدینه
ارواح رسولان شده زوار مدینه
گردیده فلک غرق در انوار مدینه
-تابد به سرِ دست محمّد، قمر امشب
-تبریک بگویید!علی شد پدر امشب

ای صبح الهی!اثرت باد مبارک
ای بحر نبوت!گهرت باد مبارک
ای باغ ولایت!ثمرت باد مبارک
ای ماه خدایی!اثرت باد مبارک
ای شمسۀ عصمت!قمرت باد مبارک
میلاد گرامی پسرت باد مبارک
-ای حُسن فروشان!حسن آمد حسن آمد
-با آمدنش جان محمّد به تن آمد

این است که در پاسخ دشنام، دعا کرد
این است که از دشمن بی‌شرم، حیا کرد
این است که پیوسته جفا دید و وفا کرد
این است که از خلق، ستم دید و دعا کرد
در صبر، همان کار علی- شیرخدا- کرد
در صلح، همان معجزۀ کرب‌وبلا کرد
-گر جنگ کند، صلح، حرام است حرام است
-ور صلح کند، حکم قیام است قیام است

از صلح حسن، دین خدا یافت سلامت
این صلح، قیامی‌ست به معنای قیامت
با آنکه همانند علی داشت شهامت
هر ظلم که دید آن خلف پاک امامت
تا حفظ شود دین خدا کرد کرامت
چون کوه برافراشت به هر حادثه قامت
-با آنکه غریب وطن و غرق مِحن بود
-پیروزترین رهبر تاریخ، حسن بود

او مَحکمۀ مُحکمۀ صبر و رضا داشت
با صبر و رضا پرچم توحید بپا داشت
در صلح و قیامش به زبان حکم خدا داشت
پیوسته ولایت به همه ارض و سما داشت
ده سال، امامت به امام شهدا داشت
در حنجرۀ سوخته این طرفه ندا داشت:
-من کیستم؟ احیاگر قانون خدایم
-بنیادگر واقعۀ کرب‌وبلایم

من وارث شمشیر علی، رهبر صبرم
من ذات خدا را به خدا مظهر صبرم
من روح شکیبایی در پیکر صبرم
من وارث صبر پدر و مادر صبرم
من صاحب فتح و ظفرِ لشکر صبرم
من حیدر شمشیر و پیام‌آور صبرم
-این صبر، همان صبر خدای ازلی بود
-تفسیر کلام الله و شمشیر علی بود

با آنکه بوَد بازوی من بازوی حیدر
با آنکه مرا دست خدایی‌ست به پیکر
این صبر بوَد سخت‌تر از غزوۀ خیبر
این صبر بوَد یک اُحد و خندق دیگر
این صبر بوَد نهضتِ ثاراللهِ اکبر
سوگند به اسلام و به قرآن و پیمبر
-ما بیم ز بیداد معاویّه نداریم
-حاشا که ستمگر را راحت بگذاریم

ما نخل ولاییم و شهادت ثمر ماست
بر جان عدو هر نفس ما شرر ماست
چون تیر برآید جگر ما سپر ماست
در بحر بلا موج خطر همسفر ماست
پیکار جمل نیز گواهِ دگر ماست
هرگز نهراسیم، که حیدر پدر ماست
-بازوی علی حیدر خیبر شکنم من
-«میثم،»حسنم من حسنم من حسنم من

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
04:46
#امام_حسن_ولادت


امشب قرارِحضرت زهرا رسیده است
چشم و چراغِ خانه ی مولا رسیده است

امشب که عرش دورِ زمین چرخ می زند
گویا مدارِ عالمِ بالا رسیده است

جاماندگان رحمت حق را خبر دهید
امشب نجات بخش دو دنیا رسیده است

از یمن مقدمش صدقه می دهد نبی
خیل گدا به شوق تمنا رسیده است

کوچه به کوچه پر شده عطر حضور او
جبریل هم برای تماشا رسیده است

شب های بی کسی و غریبی سحر شده
زهرا شدست مادر و حیدر پدر شده

ناچیز را عطای تو بسیار می کند
مدهوش را نگاهِ تو هشیار می کند

عیسی اگر که با دمِ خود زنده می کند
ذکرِ حسن گرفته و تکرار می کند

هرکس که آشنای تو شد سال های سال
بر لطف و بر وفای تو اقرار می کند

در شهر با وجود تو سائل نمانده است
یک شهر پای سفره ات افطار می کند

در خواب غفلتیم و اسیر هوای نفس
ما را نگاه لطف تو بیدار می کند

شکرِ خدا که شهره ی این انجمن شدیم
دیوانگانِ کوی حسین و حسن شدیم...

تا لحظه ی نبردِ تو تصویر می شود
حال و هوای رزم نفسگیر می شود

یک ضربه می زنی دو نفر پرت می شوند
"انگار ضربه های تو تکثیر می شود"

فرمانده ی سپاه علی هستی و نفاق
با دستِ حیدری تو تحقیر می شود

از میمنه به میسره تا می زنی قدم
کلِ سپاه کفر زمین گیر می شود

وقتی جمل به دور خودش چرخ می زند
ذکر لب ملائکه تکبیر می شود

ای وای بر کسی که به خشمت شود دچار
از برق تیغ تیز تو لایمکن الفرار ...

دشمن هم از کرامتِ تو بی نصیب نیست
لطف و عطا ز سبطِ پیمبر عجیب نیست

بیمار عشقم و همه جا جار می زنم
جز تو کسی به دردِ دلِ من طبیب نیست

نامت گره گشوده ز کار تمام خلق
ذکرِ حسن که کمتر از امن یجیب نیست

این کوچه بند آمده وقت عبور تو
در حسن و در کمال برایت رقیب نیست

ای آنکه غصّه های تو از حد گذشته است
چون تو کسی میان امامان غریب نیست

تو رازدار قصّه ی پُر دردِ کوچه ای
پشت و پناه فاطمه ای مردِ کوچه ای

دست مرا بگیر امام کریم ها
ماییم خانه زادِ شما از قدیم ها

عطرِ کرامت تو رسیده به هرکجا
عمری شدیم در به در این شمیم ها

حاتم نشسته بر سر کوی گداییت
چشمِ انتظار دیدن رویت کلیم ها

کنجِ بقیع بین تمام کبوتران
قدری محل گذار به ما یاکریم ها

حتی نوادگانِ تو صاحب حرم شدند
یحیی و زید و حضرت عبدالعظیم ها

باید برای تو حرمی دست و پا کنیم
صحنی به نامِ حضرت زهرا بنا کنیم

#محمد_صادق_ابراهیمی

@raziolhossein
04:47
#امام_حسن_مدح


شعرِ من واژه ی من لُبِّ کلامم حسن است
شب سلامم حسن و صبح سلامم حسن است

با حسن زنده و با عشق حسن خواهم مُرد
حُسنِ مطلع حسن و حُسنِ ختامم حسن است

هرکسی زنده به عشق است نمیرد هرگز
زنده ی عشق منم ، رمزِ دوامم حسن است

مثلِ رودم که حسن ذکرِ قعود است مرا
مثل کوهم که شب و روز قیامم حسن است

پدرم هرچه مرا نام نهاده است گذشت
من از این لحظه از این ثانیه نامم حسن است

سرِ من سبز ، زبان سرخ ، سرم هم برود
أیُهاالناس بدانید ; امامم حسن است

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
04:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
719×1080, 148.3 KB
#امام_حسن_ولادت

بدر فلک آل عبا را نگرید
در ماه خدا، ماه خدا را نگرید

چون غنچه به روی دست زهرای بتول
لبخند امام مجتبی را نگرید

.
04:48
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی


بدر فلک آل عبا را نگرید
در ماه خدا، ماه خدا را نگرید

چون غنچه به روی دست زهرای بتول
لبخند امام مجتبی را نگرید

#صفرعلی_احمدی_افغانی

@raziolhossein
04:48
#امام_حسن_مدح



مرغ دل آوای چمن می زند/
چنگ توسّل به حسن می زند.

باز که هنگامۀ بشکفتن است/
با گل روی تو سخن گفتن است.

گل که بگفتم تو ز گل بهتری/
چون گل گلخانۀ پیغمبری.

غنچه ز لبخند تو وا می شود/
خاک ز لطف تو طلا می شود.

ماه بگویم به تو یا آفتاب/
ای پسر با ادب بوتراب.

یا حسن از حُسن ، تو مستحسنی/
فاطمه می گفت که روح منی.

ای ز همه خوبتران خوبتر/
پیش خدا از همه محبوبتر.

پیر خرابات معانی توئی/
حجّت حق ، حیدر ثانی توئی.

خضر لب عطشان می ساغرت/
دهر طفیل پدر و مادرت.

نسخه چو سقراط نویسد خطاست/
نسخۀ تو عافیت است و شفاست.

ناصیه ات مطلع الانوار عشق/
سینۀ تو مخزن الاسرار عشق.

خال سیاهت حجر الاسود است/
بوسه گه قبله و نُه گنبد است.

شیعه که دیوانه و مفتون توست/
ای پسر فاطمه ممنون توست.

فاطمه را نور دو عینی حسن/
محرم اسرار حسینی حسن.

نام تو ما را دو جهان آبروست/
مرحمتی کن که بقیع آرزوست.

گوشۀ چشمی تو به خوشزاد کن/
این دل محنت زده را شاد کن.

#مرحوم_سید_حسن_خوشزاد

@raziolhossein
04:50
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی


امشب که فرشتگان سخن می گویند
گویا سخن از زبان من می گویند

ذکر لبشان شنیدنی تر شده است
در ارض و سما حسن حسن می گویند
*
خاک قدمش شمیم جنت دارد
در هر نفسش عطر اجابت دارد

اعجاز محمدی ست در چشمانش
از بس که به جد خود شباهت دارد
 *
ای زمزمه صبح و نسیم ادرکنی
آئینه رحمان و رحیم ادرکنی

ای در کرم و سخاوت و آقایی
بی خاتمه ، ایها الکریم ادرکنی
*
مانند علی لحن فصیحی داری
در چهره خود نور ملیحی داری

آقا حرم الله شده دلهامان
در هر دل بی تاب ضریحی داری

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
04:50
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×525, 52.3 KB
آمد چو به نیمه ماه پرفیض صیام
شد طلعت مجتبی عیان چون مه تام

با روی حسن، خوی حسن جلوه نمود
فرزند ابوالحسن، امام ابن امام

.
04:50
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی


آمد چو به نیمه ماه پرفیض صیام
شد طلعت مجتبی عیان چون مه تام

با روی حسن، خوی حسن جلوه نمود
فرزند ابوالحسن، امام ابن امام


@raziolhossein
04:53
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح


امیــن وحی حامل خبرشده
که باغ وحی مُثْمِرِ ثَـمَر شده

باغ فدک نتیجه داده است،یا
نخل هدایت است،بار وَرشده؟

زنسل بُوالبَشَــررسیده بشـری
که فخــرِ آدمِ اَبوالبَشــر شده

طلوع‌کرده نورِ«یٰارَحیٖم»،یا...
مظهر«یٰاکَریم»جلوه گرشده؟

ملائکی که درمـدینـــه آمـدنـد
شمارشان زعرش بیشترشده!

زبس فرشتـــه آمده درآستان
تمام خانه غرقِ بال و پرشده

دهیدمژده حضرت خدیجه را
شب فراغ فاطمــه سحـرشده

خبــررسیده از مدینــةُ النَّبــی
حضرت مرتضی علی پدرشده

ولیمه می دهد علی مدینـه را
تمام شهــر،پُر ازاین خبــرشده

برای گهــــواره جُنبــــانیِ او
چقـَــدْر ازدحام بیشتــــرشده

به صف شــدنـد انبیــا و اولیــا
عَلی‌َالحساب‌جبریٖل مُفتَخَرشده

پسرنگو،نه،قرص ماه آمده
ای جانم، حسن زِ راه آمده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عطاشده به بیت«هَلْ اَتیٰ»قمر
طلـوع کرده درزمین چرا قمر؟

اینکه روی‌دست‌علی‌وفاطمه است
مـــاهِ شب چهــارده است یا قمر؟

شــده است‌ درنیمــهٔ ماه رمضان
مُتــولِّــددراین حَــــرَم سَـــرا،قمر


به‌خاک آمده است بهرکسب فیض
بوســــه زنـد به خـاک یـار مـا،قمر

هرشب‌غبطه‌می‌خورد درآسمان
به صــورت امـامِ مجتبـیٰ، قمر

خدا چه کرده با پسـرهای‌علی
بدون استثنـاء،چهــره ها قمر

ای قمـــرشهـــرمــدینــه یاحســن
خیره شده به چهـره ی شمـا قمر

ویا که چشــــم آسمــانیـــان ،ترا
گرفتـــــه انـــد اشتبـــــاه باقمر!

قافیــه ای بهتــرازاین نداشتـم
ورنه شمـا کجـا،شمـاکجـا،قمر؟

چه‌شوکتی‌گرفته شمس‌ازشما
چه عـزتی گـرفتـه ازشمـا،قمر

شب ولادت تو،ماهِ فاطمـــه
شدتَحتُ الشعاع ای بَسا،قمر


قمـــر شده محوشمایل شما
به سجده افتاده مقابل شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نور خدا در ظلمـات می رسد
مَظهَرِ اَسماءوصفات می رسد

زآسمان به سمت خانه ی علی
بانگ سلام و صلوات می رسد

به یُمــنِ مقــدم امـــام مجتبیٰ
به عاصیان برگ برات می رسد

قربانی کند علی به لحظه ای...
که دست فاطمه قمات می رسد

مَشی ومرام وخُلق وخوی نبوی
به فاطمه واین ذَواٰت می رسد

چونکه فقط ارث پیمبــــرخدا...
به طَیِّـبـیــن‌وطَیِّبـــاٰت می رسد

به دست این نوزاد،بر خلق خدا
اینهمــه خیــر و برکات می رسد

میـان گهــواره ز گـوشـه ی لبش
به کام خِضْر،آب حیات می رسد

به دست بابَـرْکت‌وبا کــرامتش
به ماسِــویٰ مُقَــدَّرات می رسد

فقیـرهای شهــر را خبـر دهید
که سُفره دارِ کائنات می رسد

ای که گره به کارت افتاده بیا
بی منّت ،گره گشات می رسد

درد دلت را به امــام حســن بگو
بگو،به گوش او صدات می رسد

سَجیّه‌اش‌کرم،وَجودَش‌عادت‌است
به این کریم رو زدن کرامت است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مظهررحمان و رحیم امام حسن
نور تو خلـق را زعیم امام حسن

اَنتَ ولــــیُّ الله ، وَبنُ وَلِیِّـــــــهْ
اَنتَ صراطِ مُستقیم امام حسن

وجود ذی جود شماست معنیِ
آیهٔ«نور»*و«حاٰومیم»*امام حسن

هنــوزمن نبــودم و بـوده دلـــم
به خانه ی شمامقیم امام حسن

شکـرخدا که داشتم به سینه ام
مِهــرتـوازعهـدِقــدیم امام حسن

اَنَاســائِل،اَنَامِسکیـنْ،اَنَا الفَقیــر
انت کریمِ بنِ کریمْ،امـام حسن

دشمـنِ تو اسیــرحُسنِ خُلـــقِ تو
ای نوه ی خُلقِ عَظیم امام حسن

عطـــربقیع می بَرَدسمتِ بهشت
سَحَر، پَر وبالِ نسیـم امام حسن

ای دل مـؤمنیــن پُـر از محبتـت
ای طپش قلب سَلیم امام حسن

ای متــوسل شده بـرعصـــای تو
نگاهِ موســای کلیـــم امام حسن

دست خــدا نوشتــه بر دَرِبهشت
مُضیفِ سیِّـدُالکــریم امام حسن

منــــم گدای خوان بی کـران تو
گــــدای دستهــای مهـــــربان تو
ـــــــــــــــــــــــــ
*۱-اشاره به آیه۳۵سوره نور
اللهُ نُورُ السَّمٰوات‌ِوَالارض،
مَثَلُ نُورِهٖ کَمِشْکٰوة.....

*۲«حاء میم»آیه‌اول‌سوره‌زخرف،
درتفاسیرآمده،اشاره به دو اسم
«حمید ومجید»الهی است....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعدعلی تویی شجاع بی‌بدل
اسدُاللهِ حیـــــدری مِنَ الاَزَل

به خلقت‌ تو افتخارمی‌کند
ذات خدای متعال،عَزَّوَجَل

«خَیرُالعَمَلْ» یعنی«بِرُّفاطِمَة»
ای پسرِ«حَیَّ علیٰ خَیرِالعَمَلْ»

قضـا،قَـدَر،قلـم دراختیـــارتو
تسلیمت همه وســائل و عِلَلْ

دربدن تو خون زهـراست،حسن
به قلب لشگـربـرو شیـرِ بی مَثَل

یابن الکَــــرّار بگـــــو علی مدد
برو‌که‌ضرب‌دست‌ِتوست‌راهِ‌حَلّ

ای نَفَسِ عایشه حبس‌از رَجَزَت
ای دَمِ ذوالفقــاری ات تیـرِ اَجَل

ذلیل کن به ضرب تیغ،شوکتِ
ابلیسِ شتــرســوارِ این محل

چه می کنی پسر قَتّالُ العرب؟
فــرار می کنـد عـدوچهـارنَعلْ!

نقاب رابـزن کنــار ای جـوان
قابض الارواحی یاشیرِجَمل؟

پدرت شیرو پسرانت همه شیر
یَلِ میــدانی،پســرانت همه یَلْ

توجای خودداری،قاسم توگفت
اَلْمُوتْ عِندیٖ«اَحلیٰ‌مِنَ‌العَسَـل»

ای نَفَسِ سینه ی والیَ الولی
شیرِ نَرِ حضرت
04:53
مرتضی علی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاایهــاالاَمیــــر،سیدالکریم
یـاقَمَـــرَالمُنیـــر،سیدالکریم

توکعبـه‌ای‌،تورُکنی‌تومُستَجار
من به تومُستَجیر،سیدالکریم

اَنتَ کَریمٌ مِنْ اُولاٰدِ الْکِـــراٰم
اَناَ عَبدٌ حَقیـــــر،سیدالکریم

کدام خانه جای داده غیـــرتو
به این همه فقیر،سیدالکریم؟

نــداردو نـــدارد و نداشتـــه
کرامتت نــذیـــر ، سیدالکریم

نگاه کن به این گدای بینـوا
دست مرابگیـــرسیدالکریم

ببین گرفتـار صدات می زند
به ذکــر یامُجیـر،سیدالکریم

منم همان خستهٔ درمانده،منم
گـدای ســربـه زیـر،سیدالکریم

زپشت در عطا نکن،ببینم آن...
صـــورتِ دلپــذیـر،سیدالکریم

مگرنه‌هَل‌اَتی‌ٰاست درشأن شما؟
مگـــرنه ما فقیــــر؟سیدالکریم

امشب هم تصدقی به اینهمه
مسکین و اسیــر،سیدالکریم

ببین گرفتاریم یا امام حسن
فقط ترا داریم یا امام حسن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به سائل احسانِ مُدام می کنی
مرحمتِ علیَ الــدَّوام می کنی

غلام رانشــانده ای کنــارخـود
چه احترامی به غلام می کنی

هرکه به خانه ی تومیهمان شود
به حق که جود را تمام می کنی

دم درایستــــــادی ویکی یکی
به میهمان خود سلام می کنی

فدات شَم،که پیش پای فقــرا...
وَ دل شکسته ها قیـام می کنی


سه بار کلِّ زندگی فــروختــه...
خرج اُمورِخاص وعام می کنی

این همه ناسزات گفت شامی و...
این همه باز احتــــرام می کنی!

تو با موالیان خود چه میکنی؟
وقتی به دشمن،اکرام می کنی!

مرد جزامی شده میهمــان تو
چه درد ها که التیام می کنی

سگ گرسنه دیدی ونشسته ای
با او ، تقسیــمِ طعــام می کنی

به من نگاه کن سگ گرسنه ام
غریبه نیستم، دعام می کنی؟

فدای چشم های مهربان تو
به یک نگاه مبتلام می کنی

دلــم شـده تنگ بقیــع یاحسن
بهــرزیـارتت صِــــدام میکنی؟

ای به دلم حبیب،یا امام حسن
سیــدنـاالغـــریب،یاامام حسن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چقدْرغربت...چقدَرخون جگر
چقدْرمـأنوسی بااشگ بَصَـــر

چقدْرتنهــایی،ای مـردِ غریب
چقدْرمیسوزی شب تابه‌سحر

چقدْردرد می کِشی از خودی و
چقدْردرخـانـه غــریبی،چقَدَر؟!

چقدْر غُصــه ی نگفتـه داری و
چقدْرصحنــه هـای تلـخ درنظر

چقدْرسخت،ناسزاشنیدن و...
به کوچه دیدن مغیره سخت تر

چقدْرگریه میکنی به یاد آن...
لحظه‌که مادرت افتادپشتِ‌ در

چقدْرگریه میکنی‌به‌روضه ی
ولستُ اَدریٖ خَبَرَالمِسمار،سر...

...گذاشتی به روی شانهٔ حسین
ضجـــه زدی مــادر مــادر مــادر

مـــادرم ازنفس فتـاده چه کنم؟
کــوچه پُـرازحرامیـان خیــره‌سر

تو دیده ای در ازدحام مادرت
افتاد زیر دست و پای رهگذر

هزارشُکـــر کربلا نبــودی و
دوربرادرت ندیدی چه خبر

به گــوش آیدازکنـارقتلـگاه
صـدای نـالـه ی غریبِ مادر

به روی تَل زینب آه می کشد
حرامیان چند نفربه یک نفر؟

ندیده ای خنجر علیٰ نَهْرِالحسین
وَالشّمرُ جالسٌ عَلیٰ صَدرِالحسین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#خادم

@raziolhossein
05:03
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی


ميلاد حسن خسرو دين است امشب
شادي و سرور مؤمنين است امشب

از يمن قدوم مجتبي طاعت ما
مقبول خداوند مبين است امشب

@raziolhossein
05:03
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1255×1280, 164.5 KB
🌹🌹🌹🌹💐💐💐💐

در روزه اگر مرد و زن افطار کنند
با آب، رطب یا لبن افطار کنند
امشب علی و فاطمه و پیغمبر
با بوسه ز روی حسن افطار کنند

#جواد_هاشمی

@raziolhossein
ش
05:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

در روزه اگر مرد و زن افطار کنند
با آب، رطب یا لبن افطار کنند

امشب علی و فاطمه و پیغمبر
با بوسه ز روی حسن افطار کنند

#جواد_هاشمی

@raziolhossein
05:32
#امام_حسن_ولادت


من آفریده شدم تا شوم گدای کریم
عبادتم شده افتادنِ به پای کریم
همیشه داشت محبت به ظرف خالی من
همیشه شامل حالم شده وفای کریم
نوشته اند مرا خاک پای آل علی
همیشه بر لب آیات هل اتای کریم
شنیده ام که تمام فرشتگان خدا
زدند بوسه به دست گره گشای کریم
چه نعمتی، چه عطایی ، چه خوب توفیقی
سپرده اند مرا دست مجتبای کریم

چه افتخار بزرگی نوشته اند مرا
فداییِ سر فرزند اول زهرا

منم کسی که فقط زیر منت حسن است
تمام زندگی ام از عنایت حسن است
به من خدای دو عالم چه ثروتی داده است
تمام دار و ندارم محبت حسن است
هزار شکر خدا را ، که کار و بار من
گداییِ کرمِ بی نهایتِ حسن است
هزار شکر شدم من غلام اربابی
که گفته اند مطیع ولایت حسن است
شنیده ام رفع الله رایت العباس
ولی روی سر عباس رایت حسن است

حسن امام و حسن اول و حسن آخر
حسن قیامت کبری ، حسن ، خود ِ حیدر

چه دست های کریمی ، چه لطف بسیاری
بگو به جای حسن ، قبله وفاداری
رسیده وقت تلافی آن همه ایثار
خدا به شاه نجف داد عجب علمداری
فرای روزی آن بنده ای که ذکر لبش
حسن حسن شده در شادی و گرفتاری
بدان که ختمِ به خیر است آخر ، عاقبتت
اگر میان دلت ، حب مجتبی داری
شبیه فاطمه دارد هوای دشمن و دوست
همیشه چشمه ی الطاف او بُوَد جاری

رسیده بر همگان بخشش و عنایت او
سه بار خرج خدا شد تمام ثروت او


پیمبران همه هستند بی قرار حسن
فراتر است ز ادراک اعتبار حسن
حساب دشمن او با حسین و عباس است
جهنمی است کسی که نبود یار حسن
شبیه کعبه شده قبله گاه این عالم
دلی که هست همیشه در اختیار حسن
میان عرش، ملقب شده به مرغ بهشت
کبوتری که نشسته است در جوار حسن
خدا کند که فدای سرش شوم روزی
خدا کند که بیاید سرم به کار حسن

نوشته اند مرا بنده ی مرام حسن
غلام همت آنم که شد غلام حسن

دوباره در دل من زنده گشته یاد بقیع
چه گریه ها که در آورده بی اراده بقیع
شب ولادت آقا کسی کنارش نیست
دوباره گشت بلند، آه از نهاد بقیع
گذشت عمر من و چار امام بی حرمند
همه غمم شده در هر امامزاده بقیع
میان صحن عتیق رضا زدم فریاد
امام غائب عالم ! برس به داد بقیع
به گل نشستن آل سعود دیدنی است
زمان آمدن قبله ی مراد بقیع

بقیع می زند از دل صدا ، بیا آقا
قسم به بی کسی مجتبی ، بیا آقا

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
05:35
#امام_حسن_ولادت


ای سائلی که آمدی دِرهم بگیری
از دست این خانه مبادا کم بگیری

در روز میلادش اگر کیّس نباشی
یک عمر باید بعد از آن ماتم بگیری

باران الطاف کریم اهل بیت است
هوشیار باش از این کرَم، نم نم بگیری

عیسی‌دم ِ ذریّه‌ی پیغمبر آمد
باید به یمنش غنچه‌ی مریم بگیری

حالا به یادش گوشه‌ی این چشم باید
جایی برای قطره‌ا‌ی شبنم بگیری...

ای کاش روزی هم دلت، ای غم بگیرد!
حیف است این آقا، تو را همدم بگیرد

حیدر اگر سر در میان چاه می برد
فرزند زهرا تشت را محرم بگیرد

فرقی ندارد! عهد با هرکس ببندد
دستی که سمتش می رود محکم بگیرد

آنقدر آقا و کریم و مهربان است
ترسم که دست دشمنش را هم بگیرد


#سید_مسعود_طباطبائی

@raziolhossein
05:42
#امام_حسن_ولادت


آسمان می خواهم و حس خوش پرواز را
بال و پر می خواهم و دستی کبوترساز را
همسفر میخواهم و یک فرصت آغاز را
تا خدای نیمه این ماه راهی باز را
 
جلوه ای امشب زمین را عرش اعلی می کند
راه دنیا را به سمت آسمان وا می کند
 
نه فقط جبریل دارد می زند بر کوس نور
بلکه می کوبد مسیح از شوق بر ناقوس نور
حاصل پیوند اقیانوس و اقیانوس نور
می شود نوری که بر پایش زند گلبوسه نور
 
معنی نور علی نور است این خورشید عشق
کز رخش در بیت زهرا و علی تابیده عشق
 
عشق پیغمبر عزیز فاطمه جان علیست
او که خود میراث دار خان احسان علبست
خنده هایش جلوه ی لب های خندان علیست
هرکه امشب آمده افطار مهمان علیست
 
صور دارد می دهد مولا تمام شهر را
با نمک های تو شیرین کرده کام شهر را
 
می رسی و چشمه چشمه جود جاری می کنی
فصل های سائلانت را بهاری می کنی
تو خدا را نیز در این ماه یاری می کنی
چون که مهمانی او را سفره داری می کنی
 
ای دعای هر نمازم یا علی و یا عظیم
خوش به حال اهل بیتی که تو را دارد کریم
 
چشم های مهربانت عشق را فریاد کرد
چون دل چندین جذامی را شدیدا شاد کرد
در ازای شاخه ای گل یک کنیز آزاد کرد
هر زمانی ذهنم از لطفت به آن سگ یاد کرد
 
با خودم گفتم مرا هم آسمانی می کند
با کسی مانند من هم مهربانی می کند
 
آن سلامی که پس از تو در زیارت لازم است
یک سلامی نذر عبداله و نذر قاسم است
با ولای تو یقین دارم که دینم سالم است
بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
 
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
در صراط مستقیمت هیچ کس گمراه نیست
 
آخر شعرم رسید و باز نیت می کنم
چشم را می بندم و قصد زیارت می کنم
می رسم پیشت ولی احساس غربت می کنم
با کبوترهای خاکی تو صحبت می کنم
 
در خیال این خاک را با صحن ها پر می کنم
بر مزار تو ضریحی را تصور می کنم


#محمد_علی_بيابانی

@raziolhossein
05:46
شدی کریم که سائل تورا صدا بزند
بجای این‌ که قدم با بخیل‌ ها بزند

کلیم طور تو هرکس نشد امام کریم
نمی شود برود حرف با خدا بزند

امام؛ زاده شدی و امامزاده شدی
که بندگیِ تورا حق به نام ما بزند

به چشم عارف و عامی همان حسن باشد
کرم به جای تو خود را اگرکه جا بزند

مُسلّم‌است‌که‌ از خلق پُشتِ‌پا نخورد
کسی‌که‌بر همه‌غیر از تو پُشتِ‌پا بزند

خُدای؛ نگذرد از آنکه خنجر مسموم
به پای حضرتت از عمد؛بی هوا بزند

شریک‌جُرمِ جنایات جبت و طاغوت است
زنی که تیر به تابوت مجتبی بزند

کفن برای تو خون گریه می‌کند که فقط
گریز ؛ روضه‌ی دفنت به کربلا بزند

کسی نگفت نباید به محتضر با غیظ
عصازنان اگر آمد کسی عصا بزند

میان‌آن‌همه شمشیر و تیر و نیزه و سنگ
چه قدر سخت قرار است دست‌وپا بزند

#محمد_قاسمی

@raziolhossein
ش
06:08
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح


یوسف اهل کسا ماه شب تار علیست
تا قیامت همه جا گرمیِ بازار علیست

مثل پروانه علی دورِ حسن می گردید
به گمانم که حسن نقطۀ پرگار علیست

همه در قائلۀ جنگ جمل فهمیدند
برق شمشیر حسن قدرت پیکار علیست

هم علی تا به ابد حیدر کرارِ خداست
هم حسن تا به ابد حیدر کرارِ علیست

مثل عباس که گردیده علمدار حسین
این حسن بود که در جنگ علمدار علیست

بوسه از لعلِ لبش وقت غروبِ رمضان
سرِ سفره ، رطبِ لحظۀ افطار علیست


@raziolhossein
ش
06:30
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


امشب ای ماه الهی آفتاب آورده ای
اختران تابان ز برج بوتراب آورده ای
گلبن سبز ولایت را گلاب آورده ای
یا که از بحر نبوّت دُرّ ناب آورده ای
شادی و وجد و سرور بی حساب آورده ای
پای تا سر احمد ختمی مآب آورده ای
کوثر طاها دلت روشن تبارک زاده ای
این مبارک ماه را ماه مبارک زاده ای


ملک هستی غرق در انوار پا تا سر شده
جلوه گر در ماه حقّ ماهی خدا منظر شده
روشن از خورشید حسنش چشم پیغمبر شده
پای تا سر غرق شادی و شعف حیدر شده
بر همه معلوم سرّ سورۀ کوثر شده
یا محمّد یا محمّد دخترت مادر شده
عزّت و مجد و جلال کبریایی را ببین
در گل روی حسن حُسن خدایی را ببین


می توان دیدن جمال غیب را در این جمال
می توان خواندن چو ذات بی مثالش بی مثال
صاحبان عقل مات این جمال و این جلال
عارفان دهر محو این صفات و این کمال
کبریا وجه و علی آیین و احمد خطّ و خال
کرده بیت وحی را یکباره غرق شور و حال
گاه حیدر داردش چون کعبۀ جان در بغل
گه محمّد گیردش مانند قرآن در بغل


حُسن ها بر گرد شمع عارضش پروانه ای
خلدها از بوستان طلعتش ریحانه ای
حلم ها در پیش حلم حضرتش افسانه ای
قدسیان در آستان قدس او بیگانه ای
اختران هر یک به بحر رحمتش دُر دانه ای
آسمان از کوثر احسان او پیمانه ای
ماه کنعان ولایت یوسف زهراست این
اوّلین فرزند حیدر دوّمین مولاست این


دامن ماه صیام امشب دهد بوی حسن
آسمان ها سجده آوردند در کوی حسن
مهر، خود را کرده گم در پرتو روی حسن
ماه، زیبایی گرفت از حسن دلجوی حسن
سوره ی و اللّیل، خود را بسته بر موی حسن
آیۀ والشّمس، گردیده ثناگوی حسن
ابر لطف و رحمتش بر خلق بارد بیشتر
آنچه خوبان سر به سر دارند بیشتر


این کریم اهلبیت این مظهر لطف خداست
این امام دوّم این اوّل عزیز مصطفاست
این فروغ سوّم این چارم نفر ز اهل کساست
این گرامی وارث صبر علّی مرتضاست
این به صلحش فُلک سرگردانم دین را ناخداست
این صراط الله اعظم این امام مجتباست
هم سپهری ها زعیم اهلبیتش خوانده اند
هم زمینی ها کریم اهلبیتش خوانده اند


روح اهل خلد و ریحان بهشت است این پسر
بلکه طاووس گلستان بهشت است این پسر
سرو خوشرفتار بستان بهشت است این پسر
جان آل الله و جانان بهشت است این پسر
آفتاب صبح ایوان بهشت است این پسر
سیّد جمع جوانان بهشت است این پسر
ای تمام شیعیان این است مولای شما
ای جوانان بهشت این است آقای شما


سرّ دشمن بر ملا گردید با صبر حسن
جاودان دین خدا گردید با صبر حسن
حق ز باطل جدا گردید با صبر حسن
هستی دشمن فنا گردید با صبر حسن
نهضت عترت به پا گردید با صبر حسن
کربلا کرب و بلا گردید با صبر حسن
دین اسیر انزوا می شد اگر صلحش نبود
دست دشمن باز وا می شد اگر صلحش نبود


ای خط و خالت همه آیت در آیت یا حسن
ای سپهر وحی را شمس ولایت یا حسن
ای کلامت خلق را نور هدایت یا حسن
ای خروشان بحر موّاج عنایت یا حسن
ای یم جود، ای کریم بینهایت یاحسن
ای جهانت جمله در ظّل حمایت یا حسن
یا بن زهرا من نمی گویم ثنا گوی توام
تو کریم عالمی من سائل ثنا کوی توام


سینه های سوخته شمع شب تار تواند
طایران سدره صبح و شام زوّار تواند
عرشیان در عرش اعلا هم گرفتار تواند
آسمان ها غرق در دریای انوار تواند
ماه رویان ذرّه ای از مهر رخسار تواند
شهر یاران برده های کوه و بازار تواند
مهر تو هم بحر ما، هم فلک ما، هم نوح ماست
تربت بی زائرت بیت الحرام روح ماست


تو ز وصف عرشیان و فرشیان بالاتری
نو نبی را جان شیرین تو خدا را مظهری
تو کتاب الله روی سینۀ پیغمبری
تو علّی مرتضایی نو بتول اطهری
تو امام مجتبی چشم و چراغ حیدری
تو کریم عترتی تو دست لطف داوری
جود سائل، عفو مرهون و کرم مهمان تو است
چشم «میثم» در دو دنیا بر تو و احسان تو است

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
20 May 2019
ش
01:25
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


مادر شده ای اهل جهان مادر دنیا
از شوق ببین سبز شده ساغر دنیا
این شاه کرم کیست که از عرش گذشت و
آمد به زمین تا که شود سرور دنیا
گفتند به ماه رمضان ، ماه مبارک
بگذاشت قدم تا که حسن بر سر دنیا
ای اهل جهان دوره یوسف به سر آمد
ماه علی و فاطمه شد دلبر دنیا
هم شادتر از شاد شده ، هم متحیر
انگار ظهورش نشده باور دنیا
تبریک به عشاق که بدجور فرو رفت
در لاک حسادت زن فتنه گر دنیا

یک بار ِ دگر رفت ز رو دشمن ابتر
امشب که خدا داد ولیعهد به حیدر

من از کرم حضرت زهرا حسنی ام
هر روز کنم شکر خدا را حسنی ام
انگار که پاداش حسینی شدن این است
مانند علی اکبر و سقا حسنی ام
او با کرمش داد به من جان دوباره
تا هست نفس مردم دنیا حسنی ام
دیدم همه ی ناشدنی ها شدنی شد
غم نیست میان دل من تا حسنی ام
اصلا به دلم نیست غم و غصه فردا
حتما شده خوشبختی ام امضا حسنی ام
یک عمر گناهم حسنه گشت همین که
گفتم به مناجات : خدایا  حسنی ام !

آقا نبری آبرویم را به قیامت
گفتم به همه مردم دنیا حسنی ام

یک عمر عطا و کرمت داد نجاتم
ای شاه قدم رنجه نما وقت حیاتم


از هرچه که آید به خیالم سری آقا
از هر چه که آرم به زبان بهتری آقا
هر کس به تو دل داد در این دوره زمانه
هرگز نشود بسته به رویش دری آقا
سادات همه مادری هستند ولیکن
اندازه تو نیست کسی مادری آقا
بر دوش حسینت بدرخشد عَلَم تو
داری چه علمدار و عجب لشکری آقا
در پاسخ دشنام فقط لطف نمودی
والله ِ که آئینه پیغمبری آقا
کوچک تر از آنم که تو را مدح نمایم
تو معجزه ای ، بی بدلی ، محشری آقا

باید که تو را مدح کند حضرت حیدر
خوب است دهد قیمت زر را خود زرگر

لرزید ز پا تا به سر ِ لشکر کفار
هر وقت بنا شد که بگردی تو علمدار
در جنگ جمل بود که ماندند خلایق
هستی تو حسن یا که علی حیدر کرار
همراه ابالفضل و حسینت که بیایی
کار سپه کفر شود زار تر از زار
از بی کسیت غم نخور ای مرد حماسه
کس نیست حریف تو چه بی یار ، چه با یار
عالم به علی نازد و مولا با ابالفضل
چون یاد گرفته ز حسن شیوه پیکار
افسوس که گفتیم کم از قدرت بازوت
از ما بگذر جان حسین ، حضرت سردار

وقتی چنین گشته پر آوازه سکوتت
دیگر چه کند خشم و جلال و جبروتت

قربان تو و قصه جانسوز غم تو
حتی به غم و غصه رسیده کرم تو
حالا که دل سنگ شده آب ز داغت
من آمده ام تا که شوم محتشم تو
ای حیدر بی چاه ، چه آمد به سرت که
گشته است چهل سال سکوت هم و غم تو
مربوط به آن نعره سیلی است به کوچه
این آه ، به لب داشتن ِ دم به دم تو
گردد ز همه سینه زنان پیر تر از چه
هر کس که شود سینه زن پا علم تو
ما سوختگانیم مُردّد که بمیریم
از غصه بی یاری تو یا حرم تو

هر چند شدی کشته تو در خانه ات آقا
لبریز به کوچه شده پیمانه ات آقا

#محمد_حسین_رحیمیان


@raziolhossein
ش
04:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_مدح


بیهوده گشته‌ایم نظیرش ادیب نیست
حتی خطیب زبده کنارش خطیب نیست

لقمان نبود و لقمه دهان گدا گذاشت
بیمار اوست عالم اگر چه طبیب نیست

حتی غلام او به کرم شهره بوده است
حتی سگ از محبت او بی‌نصیب نیست

تاریخ را ورق‌به‌ورق خوانده‌ام ولی
از بس کریم بوده برایش رقیب نیست

هر کس که در محله او پا گذاشته است
شاید غریبه آمده امّا غریب نیست

گرد و غبار دامن سبط پیمبریم
ما را گر از عبا نتکاند عجیب نیست

گریه کنم برای حسن یا برادرش؟
قبرالتّریب دارد و خدّالتّریب نیست

#جعفر_حیدری

@raziolhossein
04:52
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

اى ليلۀ، قدْر آيتى از مويت
باشد كه فتد به دست ما، گيسويت

از يُمن طلوع ماه روى تو حَسن!
شد ماه خدا دو نيمه ابرويت

#سید_رضا_مؤید

@raziolhossein
05:04
#امام_حسن_ولادت
#امام_حسن_مدح


سبط اکبر! به پیمبر چه شباهت داری
نکند آمده ای قصد نبوت داری؟

بی سبب نیست که بر سجده می افتی هرشب
به روی شانه ی خود بار امامت داری

دست ما را تو گرفتی و رساندی به خدا
قمر چارمی و نور هدایت داری

عرض حاجت به کریمان سبب رشد گداست
ور نه آقا تو به این عرضه چه حاجت داری؟

قبل از آنی که بخواهیم به ما بخشیدی
صد برابر ز کریمان تو کرامت داری

حرف یک عمر بزرگیست نه یک بار و دو بار
سالیانیست به این سروری عادت داری

سروران مثل تو "ارباب" ندیدند حسن!
همه ماندند، چه لطفی به گدایت داری!

سور میلاد تو سی شب همه مان مهمانیم
چقدر پیش خدا ارزش و عزت داری

وجناتت سکناتت حرکاتت علوی
سهم ارث از پدرت، نور ولایت داری

تو که شاگرد علی بودی و هم رزم حسین
در همه فوت و فن رزم مهارت داری

با سرِ نیزه ی صلحت به دل کفر زدی
سپرِ صبر، و شمشیر شجاعت داری

ترس محشر به دلم راه ندارد آقا
چون تو از مادر خود اذن شفاعت داری

#داوود_رحیمی

@raziolhossein
05:07
#امام_حسن_مدح


ای چارطاق عرش خدا خیمۀ غمت
وی کهکشان ستاره ای از خاک مقدمت

قدوسیان تراوش انفاس قدسی ات
فرمانده گی ارض و سماء رتبۀ کمت

هفت آسمان به گرد مزار تو در طواف
آمد پدید نه فلک از فیض یک دمت

لاهوتیان دریده گریبان روضه ات
آید صدای فاطمه از بزم ماتمت

صدها هزار حاتم طائی نشسته اند
کاسه بدست، سائل دینار و درهمت

جانا حساب چشم تو از دیگران جداست
زمزم کجا و قطره ای از اشک نم غمت

یا سید الکریم سیادت غلام توست
ارثیه ایست هدیه ز جد مکرمت

ای امتداد مرتبت مرتضی حسن!
کرده خدا به شاه شهیدان مقدمت

آتش گرفته ای وسط کوچۀ فدک
شد فاطمیه اول ماه محرمت

صلح تو شد زمینۀ تصویر نینوا
کرببلاست سینه زن پای پرچمت

من بینوای عشق توام سیدالغریب
دردی بریز دردل من جان قاسمت

#مجتبی_روشن_روان #حامد_اهور

@raziolhossein
05:10
#امام_حسن_مدح


نشنیده است از او احدی از قدیم، نه
در پاسخ فقیر و اسیر و یتیم، نه

فرزند اصل جاذبه و دافعه است او
نیمی برای خلق بلی هست و نیم نه

هربار رفته گرم پذیرای او شده
نشنیده است از سر زلفش نسیم نه

با ابروان خویش گره باز می کند
حتی اگر به چشم بگوید کریم نه

قهر کریم نیز به معنای آری است
معناش می شود بله در این حریم نه

ما را حواله کرده به دست برادرش
ما را نگاه کرده ولی مستقیم نه

هرکس عطا نکرد مهم نیست پیش ما
سخت است از کریم ولی بشنویم نه

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
05:17
#امام_حسن_ولادت


ای که از جانب معشوق نظر می طلبی
تو که از عشق علی، شاه نجف، جان به لبی
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
با «حسن» گفتنم از نار نجاتم دادند

با حسن، ماه خدا عطر کرامات گرفت
رمضانم به خودش رنگ مناجات گرفت
مادرش هم لقب مادر سادات گرفت
پسر فاطمه و باب نجات است حسن
هم دعا هست حسن، هم صلوات است حسن

اولین ماحصل وصل دو دریا حسن است
نوه ی ارشد پیغمبر طاها حسن است
پسر شیر خدا، زاده ی زهرا حسن
نسب اندر نسبش وصل به نور ثقلین
عشق زهرا و علی، زینب کبری و حسین

این حسن کیست که کرسی فلک منبر اوست
روزی خلق خداوند به زیر پر اوست
دست رزاق، همان دست کرم پرور اوست
او برای کرم عبدالَله و قاسم دارد
ابر جود است و سرِ شیعه ی خود می بارد

او که از لقمه ی خود بر فقرا بخشیده
بارها ثروت خود را به گدا بخشیده
ناسزا گفت به او خصم خدا، بخشیده
پس خدایش چقدر جرم و خطا می بخشد
شیعیان را - به حسن – روز جزا می بخشد

ما گداییم، دخیلان درِ خانه ی شاه
صاحب خانه – حسن- یوسف و ما چشم براه
کوچه بند آمده از حُسن جمالش والله
کور بادا ز رخش چشم همه شیطان ها
لَعَنَ اللهُ علی آل أبی سفیان ها

اسم مولام همانند عسل شیرین است
ذکر او حیّ علی خیرالعمل، شیرین است
یاد جنگ آوری اش روز جمل، شیرین است
در جمل تا پسر شیر خدا «یاهو» زد
فتنه تسلیم شد و روبروی اش زانو زد

کوثر جان من اینست "حسن هرچه که گفت"
حرف قرآن من اینست"حسن هرچه که گفت"
دین و ایمان من اینست"حسن هرچه که گفت"
بنویسید حسن مکتب و آیین من است
حسنی مذهبم و حبّ حسن دین من است

او نیازی نه به یار و نه به لشگر دارد
تا که سردار چو عباس دلاور دارد
یک حسین بن علی، ماه برادر دارد
غربت او، به خدا اندکیِ یاور نیست
نه؛ غریبی حسن از طرف همسر نیست

غربت اینست: که با ضرب لگد در افتاد
کوچه ای ... نقشه ی صیاد... کبوتر افتاد
مادری بود حسن، دید که مادر افتاد
آه ... ای مرد ستگر برو از کوچه ی ما
مادرم را نزن آخر... برو از کوچه ی ما

#امیر_عظیمی

@raziolhossein
05:19
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

برخیز که ماه انجمن پیدا شد
سیمای امام مُمتَحَن پیدا شد

در ماه خدا تجلی حُسن خُدا
در صورت و سیرت حَسَن پیدا شد

#قاسم_رسا

@raziolhossein
05:20
#مناجات


کنار سفره ی احسان گرفت دست مرا
به آیه آیه ی قرآن گرفت دست مرا

گرفته بود دلم سخت در حصار خودم
دوباره در دل زندان گرفت دست مرا

اسیر چاه هوس بودم و دچار گناه
میان حیله ی شیطان گرفت دست مرا

از آسمان که فرو ریخت ربنای دلم
به زیر بارش باران گرفت دست مرا

رسید نیمه ی ماه و وزید عطر بهشت
میان ذکر حسن جان گرفت دست مرا

شکست بغض گناهم کنار صحن عتیق
که لطف شاه خراسان گرفت دست مرا

و نیمه های سحر بود آن شبی که خدا
شبیه کودک گریان گرفت دست مرا

#سیدحجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
05:27
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

امشب که ز شادی شده سرشار علی
در آینه دیده روی دادار علی

چیده ست گلِ بوسه ز لب های حسن
یعنی به رُطب نموده افطار علی

#سید_محمد_رستگار


@raziolhossein
05:39
#امام_حسن_ولادت
#دوبیتی

بر نامِ کریمِ آلِ طاها صلوات
یکبار نه ده بار نه ، صدها صلوات

غم رفت و فراق رفت و بی تابی رفت
آمد پسر ارشد زهرا ، صلوات

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
ش
17:57
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن


قوّت بال و پرم، یا حسن بن علی
با تو شدم محترم، یا حسن بن علی

باز هم از جانِبت آمده یک یاکریم-
پَر زده دور و برم، یا حسن بن علی

خورده به کارم گره، ذکر لبانم شده
مثل پدر-مادرم، یا حسن بن علی

رزقِ سجودِ مرا بیشتر از پیش کن
از همه سائل ترم، یا حسن بن علی

کاش به روی سرم دست تو را حس کنم
در نفس ِ آخرم، یا حسن بن علی

زمزمۂ برزَخم یا علي موسی الرضا
زمزمۂ محشرم، یا حسن بن علی

تا بپذیرد مرا محض ِ غلامی؛ حسین...
نام تو را میبرم، یا حسن بن علی

این بدِ بی آبرو کنج خیالات خود
ساخت برایت حرم، یا حسن بن علی

حک شده روی نگین شرف الشّمس ِ من
حضرتِ صاحب کرم، یا حسن بن علی!

#م_عاطفی

@raziolhossein
18:01
#امام_حسن_مدح


کسی که باادب و باوقار می بخشد
فقط به خاطر پرودگار می بخشد

کریم فکر حساب و کتاب بخشش نیست
به رسم اهل کرم بی شمار می بخشد

به اسم و رسم توجه نمی کند هرگز
به آشنا و غریب دیار می بخشد

برای اینکه شود حفظ آبروی گدا
بدون منّت و بی ننگ و عار می بخشد

تمام زندگی من فدای مردی که
تمام زندگی اش را سه بار می بخشد

مقابل بدی و طعنه پاسخش خنده است
سکوت کرده و آیینه وار می بخشد

به این دلیل غلام حسن خودش آقاست
که گل همیشه به خار اعتبار می بخشد

ازآن که عادتش احسان، سجیه اش کرم است
عجیب نیست که بی اختیار می بخشد

چرا که او پسر ارشد همان مردی ست
که بین معرکه ی کارزار می بخشد

که بین معرکه ی کارزار از سر لطف
به دشمن سر خود ذوالفقار می بخشد

بجز علی که به هنگام جنگ بخشیده است
کدام شیر به وقت شکار می بخشد؟

همیشه موقع بخشش که می شود این مرد
به رسم فاطمه اول به "جار" می بخشد

برادرش هم از او ارث برده بخشش را
اگر به راه خدا شیرخوار می بخشد

نمی دهم به دو عالم غلامی او را
گرفتم اینکه به من اختیار می بخشد

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein
21 May 2019
ش
04:22
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسن_ولادت


رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن
مه نیمه اختر کوچک و مه نو هلال تو یا حسن

یم علم و حکمت و معرفت نمی از کمال تو یا حسن
دل دشمنان تو را برد نبوی خصال تو یا حسن

صفحات و متن کتاب حق رخ و خطّ و خال تو یا حسن
به خدا رسیده ز بندگی طیران بال تو یا حسن

تو چراغ بزم وصال حق تو بهار خلد مخلّدی
تو خدای حسن و ملاحتی تو یگانه عبد مؤیّدی

تو به جسم، جان کتاب حق تو به روح، روح مجرّدی
تو کمال کلّ کمال ها تو جمال خالق سرمدی

تو علی تو فاطمه تو حسن تو حسین یا که محمّدی
که عیان جلالت پنج تن بود از جلال تو یا حسن

تو محیط عالم حکمتی تو مه سپهر امامتی
تو زمامدار مشیّتی تو امام صببر و شهامتی

تو مه سپهر ولایتی تو تمام جود و کرامتی
تو خدای را رخ و جلوه ای تو رسول را قد و قامتی

تو پناه خلق دو عالمی تو شفیع روز قیامتی
نه عجب که عفو کند خدا، همه را به خال تو یا حسن

نه عجب که فخر کند خدا، به مَلَک ز شوق عبادتت
نه عجب که غنچه به صبحدم، شکفد به عرض ارادتت

همه انبیا شده معترف به جلال و مجد و سیادتت
زطلوع صبح خجسته تر، شب جانفزای ولادتت

من و لطف وجود و عطای تو، که کَرَم بود همه عادتت
به عطا و حلم و کرم کسی، نبود مثال تو یا حسن

به تمام دین خدا قسم، که تمام دین خدا تویی
به بهشت و ارض و سما قسم، که بهشت و ارض و سما تویی

به مقام و سعی و صفا قسم، که مقام و سعی و صفا تویی
به قیام و صبر و روح و رضا قسم، که قیام و صبرو رضا تویی

به دعا و روح دعا قسم که دعا و روح دعا تویی
شده اقتدار ستمگران، همه پایمال تو یا حسن

ولی خدا ثمر نبی، گهر علی دُرّ فاطمه
نگهت مسیح و مسیح جان، نفست شفای دل همه

دهن تو چشمۀ معرفت، سخن تو آیت محکمه
همه را به عشق تو های و هوی، همه را به ذکر تو زمزمه

به محبّت تو مرا بود، ز شرار نار چه واهمه
که بهشت لطف خدا شده، دلم از خصال تو یا حسن

تو سجود من تو رکوع من، تو سلام من تو نماز من
تو مطاف من تو طواف من، تو عراق من تو حجاز من

تو شرار سوز و گداز من، تو بهار گلبن راز من
تو سرور من تو نوای من چه به سوز من چه به ساز من

نبود قسم به ولایتت، به گل بهشت نیاز من
اگرم به دست، جوانه ای رسد از نهال تو یا حسن

هله ای تکلّم قدسیان، شب و روز نُقل روایتت
صفحات مصحف جان پر از، سُوَر لطیف حکایتت

به محبّتت به مودّتت، به کرامتت به عنایتت
که بود نگاه توسّلم، به چراغ راه هدایتت

به خدا قسم خجلم ز تو، که به ادّعای ولایتت
به زبان محّب تو بوده ام، به عمل ملال تو یا حسن

منم آنکه با همه زشتیم، سر خود به خاک تو سوده ام
چو دو چشم خویش گشوده ام، به محبّت تو گشوده ام

دل خلق را به فضائل و به مناقب تو ربوده ام
به علی قسم به نبی قسم، به خدا محبّ تو بوده ام

به ولای تو به ثنای تو، غزل و قصیده سروده ام
ز تو گفته ام ز تو خوانده ام به زبان حال تو یا حسن

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
22 May 2019
ش
18:02
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1255×1280, 164.5 KB
🌹🌹🌹🌹💐💐💐💐

در روزه اگر مرد و زن افطار کنند
با آب، رطب یا لبن افطار کنند
امشب علی و فاطمه و پیغمبر
با بوسه ز روی حسن افطار کنند

#جواد_هاشمی

@raziolhossein
18:02
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#برائت
#هفدهم_ماه_رمضان


منوش از خُمِستان غیر آن سبو را
که لب تر کند، خشک دارد گلو را
.
تو در ظلمت و اوست در روشنایی
چه نسبت به شب می‌دهی ماه‌رو را؟
.
بلاهت رها کن! بلاغت به پا کن!
بجوی ای سراسیمه‌گو نکته جو را
.
چه امّید بستی به راهی به جز او
مخوان از سر جهل «لا تقنَطوا» را
.
جنابت نمی‌يابد این‌سان طهارت
بهل ای تن‌آسوده این شست‌وشو را
.
وضویی که بی حبّ حیدر بسازی
به اسراف نسبت دهند آن وضو را
.
حذر کن! که با شیر نسبت مبندی
به تمثیل خود کودک نق‌نقو را
.
کجا جمع گردد دلم با کسی که
ندانست فرق پدر با عمو را
.
🔴نخواهم من آن مادری را که در دل
تــــــحمّل نکرده‌ست راز مـــــــــگو را
.
همان زن که با فتــــــــنه‌ی گاه‌گاهش
نــبی جای خود، رنج داده‌ست شو را
.
همان زن که با مادر ما خــــــدیجــــه
ز نـــــسبت فقـــط داشت نام هوو را
.
تو پیمانه‌ای را که نامش غدیرست
اگر ریـــــختی، ریـــــختی آبرو را
.
کجا می‌دهم در قبال سوی اللّٰه
ایا دست تقدیر! یک لحظه او را
.
همان او که از تخت و تاج کیایی
گُزین می‌کند گیوه‌ی پررفو را
.
علی، آنکه در شام معراج، یزدان
به لحنش بنا می‌نهد گفت‌وگو را
.
علی، آنکه از جان به ایتام کوشد
علی، آنکه در دل شناسد عدو را
.
خدا را که ما را بخواند موالی
که در دل نمیرانَد او آرزو را
.
بنوشند بی او حَمیمًا جَحیما
بنوشیم با او شرابًا طهورا
.
مرا «جوهرِ» اعتقادی‌ست ثابت
رقم می‌زنم نکته‌ی مو به مو را

#مجید_لشگری

@raziolhossein
18:02
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#برائت
#هفدهم_ماه_رمضان

علیست محور حق تا که با علی بد کرد
مرا مراتب ایمان او مردد کرد

به خویش گفتم او همسر پیمبر ماست
که سب و لعنت و نفرین او نباید کرد

کدام زن چه زنی احترام و حرمت که؟
زنی که خون به دل حضرت محمد کرد؟

زنی که با پدرش بعد قتل پیغمبر
تمام مردم را در سقیفه مرتد کرد؟

زنی که مثل زن نوح بی لیاقت بود
زنی که مثل زن لوط ظلم بی حد کرد

جمل،شتر که زمین خورد زیر لب گفتم
خدا به خیر کند با حسن چه خواهد کرد!

مدینه...تیر و تابوت....کینه ای شتری
و در ادامه ی این شعر گریه باید کرد...

#شایان_مصلح

@raziolhossein
18:02
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#برائت
#هفدهم_ماه_رمضان


زنی که نامِ علی بود آتشِ جگرش
به من مگوی که او مادر است و من پسرش!

ز همسریّ پیمبر چه افتخار آن را
که بود نزد پیمبر، نفوذیِ پدرش؟

خدا که خار کنارِ گل آفریده به باغ
عجیب نیست که این شد زنِ پیامبرش

از او ستاند مدالش، علی که نفسِ نبی‌است
اگر به فرض، نبی کرده بود مفتخرش

به غیرِ موکبِ او در قفای مرکب او
شتر که دید هزاران مریدِ گاو و خرش؟!

به حکم «حربک حربی» که مصطفی فرمود
جمل، بود اُحُد و اوست هندِ فتنه‌گرش

اگر شهادتِ کفرش ز من قبولت نیست
بخوان به سورۀ تحریم و نصّ معتبرش

بر او، به حکمِ خدا، حدّ قذف واجب بود
حواله کرد نبی با امامِ منتظرش

قبولیِ عمل انبیا به حبّ علیست
از آن ضعیفه چه گویی و فضل و کرّ و فرش؟!

اگر «علیٌّ خیر البشر» فرو خواندی
دگر ز یاد مبر «من أبی فقد کفر»ش

کسی که زخم زبان زد به مادرم زهرا
ـ تو و عقیدۀ تو ـ من نمی‌شوم پسرش

#فقیر_تهرانی

@raziolhossein
18:02
#هفدهم_ماه_رمضان
#حدیث
#هفدهم_ماه_رمضات

⚖مجازاتی که به تاخیر افتاد...




☑️ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ: أَمَا لَوْ قَامَ قَائِمُنَا لَقَدْ رُدَّتْ إِلَيْهِ الْحُمَيْرَاءُ حَتَّى يَجْلِدَهَا الْحَدَّ وَ حَتَّى يَنْتَقِمَ لِابْنَةِ مُحَمَّدٍ فَاطِمَةَ مِنْهَا. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ لِمَ يَجْلِدُهَا الْحَدَّ؟ قَالَ: لِفِرْيَتِهَا عَلَى أُمِّ إِبْرَاهِيمَ. قُلْتُ: فَكَيْفَ أَخَّرَهُ اللَّهُ لِلْقَائِمِ؟ فَقَالَ: لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً رَحْمَةً وَ بَعَثَ الْقَائِمَ نَقِمَةً.




🔸راوی می‌گوید:
امام باقر علیه السلام فرمود: زمانی که قائمِ ما به پا خیزد، #عایشه را به نزدش می‌آورند تا حد بر او جاری کرده و انتقام دختر پیامبر فاطمه زهرا (علیهماالسلام) را از او بستاند.

عرض کردم: فدایت شوم، برای چه بر او حد جاری کند؟

فرمود: برای نسبت ناروایی که به بانو ماریه همسر پیامبر (علیهماالسلام) داد.

عرض کردم: پس چرا اجرای حد، تا آن زمان به تأخیر می‌افتد؟

فرمود: زیرا خداوند، پیامبر را جلوه‌گاهِ رحمت قرار داد و حضرت مهدی را شمشیرِ #انتقام! [یعنی بر حسب حکمت الاهی، بناست کیفرها توسط امام عصر صورت گیرد، نه پیامبر _صلوات الله علیهما_].


📚علل الشرائع ج2 ص 580 - بحارالانوار ج22 ص242

@raziolhossein
18:02
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
480×480, 58.9 KB
چه می گویند در پاسخ ، هواداران آن دینی
که خال المؤمنینش کُشته أُم المؤمنینش را


#سید_علی_احمدی

@Raziolhossein
18:02
#امیرالمومنین_مدح


بشنوید ای عاشقان احمد روایت میکند
هر که میگوید علی دارد عبادت میکند

یا علی ، شد بر تو نازل روح همراه ملک
مطلع فجر  از جبین تو روایت میکند

لیله ی قدر است افضل از هزاران ماه اگر
قدر ، از زهرای تو کسب فضیلت میکند

پاک میگردد دو گوشی کز ثنایت بشنود
پاک میگردد زبانی کز تو صحبت میکند

گر که خلقت جمع گردد بر تولایت ، خدا
شعله های نار را   سرد و سلامت  میکند

دوستش دارد خدا و دوستش دارد رسول
هر که بر آل تو ابراز محبت میکند

خیر هر کس را که میخواهد خداوند علیم
دوستی ی تو به قلب او عنایت میکند

آیه ی اکملت بر دوش نبی تکلیف بود
دین به تایید تو تکمیل رسالت میکند

سه هزار و سه ملک بر تو سلام آورده اند
در شبی که مشک آب تو سقایت میکند

می شود فهمید که از بعد "منذر" ، "هاد" کیست
هر کس آیات برائت را قرائت میکند

نان و خرما روی دوش و سنگ بستن بر شکم
بین خلق و خود ، علی اینگونه قسمت میکند

طشت رسوایی ی باطل از سر بام اوفتاد
چون علی در مسجد کوفه قضاوت میکند

هر قدم یک حج و در برگشت دو حج میشود
آن مثال کعبه را هر کس زیارت میکند

تا نجف را دید آدم روی خاکش سجده کرد
در بهشت آمد دوباره شکر نعمت میکند

در عزایش قامت محراب ها از غم خمید
در رثایش منبر از ناله قیات میکند

همچو خورشیدی شفق گون گشت در مغرب نهان
آنکه با ایمای او خورشید رجعت میکند

نوحه خوانش جبرییل است و میان آسمان
نوحه از ویرانی ی رکن هدایت میکند

ای مسلمانان به مسجد حرمت قرآن شکست
گریه ها ختم رسل بر این مصیبت میکند

بر روی سجاده اش گلبرگ های لاله ریخت
مسجد از خون خدا کسب طهارت میکند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
18:02
#امیر_المومنین_مدح


ای روشنای شمس و قمر یاعلی مدد
معنای رمز و راز سحر یاعلی مدد

ای آیه آیه مصحف جانبخش عاشقی
وَالْعَصر و هَلْ اَتیٰ و زُمَر یاعلی مدد

مدیون توست دین حق از لَیلَةُ الْمَبیت
ای جان به عشق کرده سپر یاعلی مدد

دربین درد و رنج و بلا جمله انبیاء
آوایشان نفر به نفر یاعلی مدد

آدم به رَبَّنا و ظَلَمْنایِ توبه گفت
نام تو ای فلاحِ بشر یاعلی مدد

نوح نبی برای رهایی ز موج غم
می خوانده این دعای ظفر یاعلی مدد

یونس به بطن ماهی از بعد رَبَّنا
گفته فَنَجِّنا زخطر یاعلی مدد

ذکر خلیل حضرت حق بین بُتکده
بوده به ضربه های تَبَر یاعلی مدد

تسبیح صبح و شام ملائک علی علی است
آوای نَبض اَهل نظر،یاعلی مدد

راه گریز من بود آندم که هر کسی
آوا نماید اَیْنَ مَفَرّ ،یاعلی مدد

هرکس قضایی و قَدَری را بود،ولی
ما را تویی قضا و قدَر یاعلی مدد

#مجتبی_تاجیک

@raziolhossein
23 May 2019
ش
04:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 38.2 KB
04:16
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
😞, 99.8 KB
04:16
Sticker
Not included, change data exporting settings to download.
🌹, 38.2 KB
شعر مذهبی رضیع الـحسین pinned this message
ش
04:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المومنین_مدح


ای روشنای شمس و قمر یاعلی مدد
معنای رمز و راز سحر یاعلی مدد

ای آیه آیه مصحف جانبخش عاشقی
وَالْعَصر و هَلْ اَتیٰ و زُمَر یاعلی مدد

مدیون توست دین حق از لَیلَةُ الْمَبیت
ای جان به عشق کرده سپر یاعلی مدد

دربین درد و رنج و بلا جمله انبیاء
آوایشان نفر به نفر یاعلی مدد

آدم به رَبَّنا و ظَلَمْنایِ توبه گفت
نام تو ای فلاحِ بشر یاعلی مدد

نوح نبی برای رهایی ز موج غم
می خوانده این دعای ظفر یاعلی مدد

یونس به بطن ماهی از بعد رَبَّنا
گفته فَنَجِّنا زخطر یاعلی مدد

ذکر خلیل حضرت حق بین بُتکده
بوده به ضربه های تَبَر یاعلی مدد

تسبیح صبح و شام ملائک علی علی است
آوای نَبض اَهل نظر،یاعلی مدد

راه گریز من بود آندم که هر کسی
آوا نماید اَیْنَ مَفَرّ ،یاعلی مدد

هرکس قضایی و قَدَری را بود،ولی
ما را تویی قضا و قدَر یاعلی مدد

#مجتبی_تاجیک

@raziolhossein
04:17
#امیرالمومنین_مدح


بشنوید ای عاشقان احمد روایت میکند
هر که میگوید علی دارد عبادت میکند

یا علی ، شد بر تو نازل روح همراه ملک
مطلع فجر  از جبین تو روایت میکند

لیله ی قدر است افضل از هزاران ماه اگر
قدر ، از زهرای تو کسب فضیلت میکند

پاک میگردد دو گوشی کز ثنایت بشنود
پاک میگردد زبانی کز تو صحبت میکند

گر که خلقت جمع گردد بر تولایت ، خدا
شعله های نار را   سرد و سلامت  میکند

دوستش دارد خدا و دوستش دارد رسول
هر که بر آل تو ابراز محبت میکند

خیر هر کس را که میخواهد خداوند علیم
دوستی ی تو به قلب او عنایت میکند

آیه ی اکملت بر دوش نبی تکلیف بود
دین به تایید تو تکمیل رسالت میکند

سه هزار و سه ملک بر تو سلام آورده اند
در شبی که مشک آب تو سقایت میکند

می شود فهمید که از بعد "منذر" ، "هاد" کیست
هر کس آیات برائت را قرائت میکند

نان و خرما روی دوش و سنگ بستن بر شکم
بین خلق و خود ، علی اینگونه قسمت میکند

طشت رسوایی ی باطل از سر بام اوفتاد
چون علی در مسجد کوفه قضاوت میکند

هر قدم یک حج و در برگشت دو حج میشود
آن مثال کعبه را هر کس زیارت میکند

تا نجف را دید آدم روی خاکش سجده کرد
در بهشت آمد دوباره شکر نعمت میکند

در عزایش قامت محراب ها از غم خمید
در رثایش منبر از ناله قیات میکند

همچو خورشیدی شفق گون گشت در مغرب نهان
آنکه با ایمای او خورشید رجعت میکند

نوحه خوانش جبرییل است و میان آسمان
نوحه از ویرانی ی رکن هدایت میکند

ای مسلمانان به مسجد حرمت قرآن شکست
گریه ها ختم رسل بر این مصیبت میکند

بر روی سجاده اش گلبرگ های لاله ریخت
مسجد از خون خدا کسب طهارت میکند

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
04:17
#امیر_المومنین_مدح


ای روشنای شمس و قمر یاعلی مدد
معنای رمز و راز سحر یاعلی مدد

ای آیه آیه مصحف جانبخش عاشقی
وَالْعَصر و هَلْ اَتیٰ و زُمَر یاعلی مدد

مدیون توست دین حق از لَیلَةُ الْمَبیت
ای جان به عشق کرده سپر یاعلی مدد

دربین درد و رنج و بلا جمله انبیاء
آوایشان نفر به نفر یاعلی مدد

آدم به رَبَّنا و ظَلَمْنایِ توبه گفت
نام تو ای فلاحِ بشر یاعلی مدد

نوح نبی برای رهایی ز موج غم
می خوانده این دعای ظفر یاعلی مدد

یونس به بطن ماهی از بعد رَبَّنا
گفته فَنَجِّنا زخطر یاعلی مدد

ذکر خلیل حضرت حق بین بُتکده
بوده به ضربه های تَبَر یاعلی مدد

تسبیح صبح و شام ملائک علی علی است
آوای نَبض اَهل نظر،یاعلی مدد

راه گریز من بود آندم که هر کسی
آوا نماید اَیْنَ مَفَرّ ،یاعلی مدد

هرکس قضایی و قَدَری را بود،ولی
ما را تویی قضا و قدَر یاعلی مدد

#مجتبی_تاجیک

@raziolhossein
04:17
#مناجات
#شبهای_قدر

امشب ای خالق یکتا همه را می بخشی
در شب قدر،خدایا همه را می بخشی

ای کریمی که همه ریزه خورخوان توأند
سفره ات هست مهیّا همه را می بخشی

گر چه ما غرق گناهیم ولی از سر لطف
می کنی باز مدارا همه را می بخشی

به علی،احمد و زهرا،به حسین و به حسن
تو،به این حُرمت اَسما همه را می بخشی

مِهر و کینه دو پر و بال عروج دل ماست
به تولّی و تبرّی همه را می بخشی

شیعه ی حیدر و آتش ،چقدَر بی معناست
مطمئنّم که به مولا همه را می بخشی

دست خالی نرود هیچ کسی از این جا
تو در این لیله ی احیا همه را می بخشی

آن قدر لطف و عنایت به همه داری که
نه فقط اهل دعا را همه را می بخشی

یک نفر گر که دعایش به اجابت برسد
شک ندارم که تو یکجا همه را می بخشی

به خدایی تو سوگند که در وقت سحر
وسط گریه و نجوا همه را می بخشی

پر توبه بده تا سوی تو پرواز کنم
تا ببینم که چه زیبا همه را می بخشی

من زمین خورده ام امّا نه شبیه عبّاس
به زمین خوردن سقّا همه را می بخشی

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
04:17
#امیرالمؤمنین‌_مدح

ای هست من زهست تو یامرتضی علی
دست خداست دست تو یا مرتضی علی

چشم كسی ندیده به هنگامِ کارزار
یكدفعه هم شكست تو یا مرتضی علی

اوج تمام بال و پر هر پرنده ای
باشد همیشه پست تو یا مرتضی علی

بیچاره دشمنت که به تیغت دو نیم شد
به به؛به ضرب شصت تو یامرتضی علی

مشكل گشای خلقی و حل میشود فقط
كار همه به دست تو یا مرتضی علی

ساقی كوثری و دو دستت پیاله است
هستم خراب و مست تو یا مرتضی علی

#محمد_حسن_بیات_لو

@raziolhossein
04:17
#امیرالمومنین_مدح

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست
این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است
به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او
پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است
بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد
که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است
تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند
دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست

#محمدحسین_صفاریان

@raziolhossein
04:21
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


این چشم ها به راه تو بیدارمانده است
چشم انتظارت ازدم افطارمانده است

برخیز و کوله بارمحبت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیارمانده است

با توچه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانندفاطمه تنت ازکارمانده است

آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است

آرام ترنفس بکش آرام تربگو
چندین نفس به لحظه دیدارمانده است

ازآن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوزبر در و دیوار مانده است

سی سال رفته است ولی جای آن طناب
بر روی دست و گردنت انگارمانده است

می دانی ای شکسته سرآل هاشمی
تاریخ زنده درپی تکرارمانده است

ازبغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدارمانده است

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
04:21
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود
فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او
صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد
زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون
عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویی که بهر گمشدگان شمع راه بود

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
04:21
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود
شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن نبود

با وضو آمد به قصد لیله الفرقت، علی!
ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود

مسجد کوفه کجا، پشت در کوچه کجا
ضربت کاری که خوردی، یا علی! آن ضربه بود

دور محرابت نمی‌بیند ملائک را مگر؟
با چه رویی دارد این شمشیر می‌آید فرود

کینه‌ای از ذوالفقارت داشت گویی در دلش
تا چنین فرق تو را وا کرد شمشیرِ حسود

رسم شد شق القمر کردن میان کوفیان
از همین شمشیر درس آموخت عاشورا، عمود

در وداعت با حسین اشک تو جاری می‌شود
دیده‌ای گویا از اینجا خیمه‌ها را بین دود

بین فرزندانی اما این حسینت را غریب
می‌کشندش با لبان تشنه در بین دو رود

با یتیمان آمدم پشت سرای زینبت
شیر آوردم پدر جان! دیر آوردم، چه سود؟


#قاسم_صرافان

@raziolhossein
04:23
#امیرالمومنین_شهادت


اگرچه زخم به فرقش سه روز منزل داشت
علی جراحت سر را همیشه در دل داشت

نه پنج سال خلافت، که پیش از آن هم نیز
دلی به سینه چنان مرغ نیم بسمل داشت

دمی که آینهٔ آب چاه را می‌دید
هزار حنجره فریاد در مقابل داشت

بلند دست کریمش ز دیده پنهان بود
چو بوته‌ای که در آغوش خاک حاصل داشت

به نخل عاطفه اش دست هیچ کس نرسید
به ذره چون دل خورشید، مِهر کامل داشت

اگر شبانه به اطعام سائلان می‌رفت
-به جان فاطمه- شرم از نگاه سائل داشت

پس از شهادت زهرا، علی ز عمق وجود
همیشه در دل خود انتظار قاتل داشت

#غلامرضا_شکوهی

@raziolhossein
04:26
#امیرالمومنین_شهادت
#امیرالمومنین_مدح

زمین ز حیرت به جست‌وجویت، زمان به سر می‌دود به سویت
تو آسمانی که در نمازی، گرفته بارانی از وضویت

شکوه نام تو مستی آرد، عدم‌نشان را به هستی آرد
نگاه تو مِی پرستی آرد، چه باده‌ای بوده در سبویت؟

فقط دو چشم تو شاهد تو، چگونه گویم محامد تو؟
چو قبلۀ ماست مولِد تو، به سجده رفتیم سوی کویت

به عرش اعلا رسیده بودی، از آسمان ماه چیده بودی
مگر چه در چاه دیده بودی؟ که محرم است او به گفت‌وگویت

ز چشم‌پوشی به غصبِ حقّت، به چشم تو مانده خارِ عزلت
و لب فروبستن از شکایت، چو استخوانی‌ست در گلویت

چو کشتی تن رود به ساحل، مسافر جان رسد به منزل
نشسته پشت سر تو قاتل، ملائک استاده روبه‌رویت

تو با که امشب قرار داری؟ که باز این‌قدر بی‌قراری
تو مست یاری و تیغ کاری، چه شانه‌ای می‌کشد به مویت!

رسیده زهرا به تاج نوری، گشوده آغوش با صبوری
تمام شد روزگار دوری، رسیدی امشب به آرزویت

#محمود_کسبی

@raziolhossein
04:26
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر

سفره دار خدا امام زمان
دگر امشب بیا امام زمان

شب قدر است هر کجا هستی
التماسِ دعا امام زمان

منکه امشب به یادِ تو هستم
یاد کن پس مرا امام زمان

دست بر دامنت اگر نرنم
بروم پس کجا؟ امام زمان

آمدم آشتی دهی من را
باخودت، با خدا امام زمان

کاش قرآن به سر بگیرم من
یک شبِ قدر با امام زمان

جای دوری نمی رود که کنی
گوشه چشمی به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزای علی
با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقدیرِ من بیا بنویس
یک سفر کربلا امام زمان

#علی_صالحی
.

@raziolhossein
04:30
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


دو دیده از غم یارم پر از ستاره کنم
هوای فاطمه کرده دلم چه چاره کنم

بیا به تیغ خود ای خصم دون سرم بشکن
که بعد فاطمه از عمر خویش سیرم من

اگر چه می شکند قلب زار دختر من
بیا که دیده به راهم نشسته همسر من

بیا ببین که چنان مرغ پر شکسته شدم
زبی وفایی این اهل کوفه خسته شدم

بیا که داغ دلم را به جز تو خاتمه نیست
بیا بیا که به مسجد دوباره فاطمه نیست

ببا که فکر جوان مردنش علی را کشت
بیا که یاد کتک خوردنش علی را کشت

زخاطرم نرود قصه در و دیوار
بیا که قصه سیلی دهد مرا آزار

اگر چه تیغ تو لرزه به ماسوا انداخت
غلاف تیغ مغیره مرا زپا انداخت

به تازیانه نگویم دگر چها کردند
زدند و فاطمه ام را زمن جدا کردند

بیا بیا که دگر من غریب و تنهایم
تمام عمر عزادار داغ زهرایم


#عبدالحسین

@raziolhossein
04:30
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


با کوله‌بار نان، شبِ آخر قیام کرد
مردی که هرچه داشت به کف وقف عام کرد

یک در میان جواب سلامش نمی‌رسید
آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید
او باز هم مقابل‌شان احترام کرد

از غربتش به قول خودش بس، که روزگار
با مرتضی معاویه را هم کلام کرد

بر دوش اوست چرخش دنیا ولی بر آن
طفلی نشست و حس نشستن به بام کرد

بعد از نماز نافله‌ی شب بلند شد
سمت مدینه فاطمه‌اش را سلام کرد

با این سلام روضه‌ی آخر شروع شد
با خاک‌های چادر زهرا تمام کرد

غمگین‌ترین امیر! الهی که بشکند
دستی که خنده را به لب تو حرام کرد

هفت‌آسمان به جوش و خروش آمده مرو
آن را علی به گوشه‌ای از چشم رام کرد

جای صلات ماذنه با صوت مرتضی
حی علی العزای علی را پیام کرد

بیدار کرد قاتل خود را که حاضرم…
با شوق خویش خون خودش را به جام کرد

تا ضربه خورد عالم و آدم به سر زدند
در عرش و فرش گریه، خواص و عوام کرد

تا ضربه خورد خنده به لب‌های او نشست
گویا به زهر تیغ, عسل را به کام کرد

دستی به روی دوش حسن تا به خانه‌اش
هر کوچه را به خون سرش سرخ فام کرد

درخانه زینب است رهایم دگر کنید
آری رعایت دل او را امام کرد

زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس
روی جبین دختر خود استلام کرد

آری رعایت دل زینب سفارش است
وای از دمی که بنت علی رو به شام کرد

آن دختری که سایه‌ی او هم ندیدنی است
چشمان بد به دور و برش ازدحام کرد

یک بی‌حیا که دید کنیزی نمی‌برد
از آل مرتضی طلب یک غلام کرد

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
04:30
#مناجات
#شبهای_قدر  

بگذار تا بميرم در اين شب الهی 
ورنه دوباره آرم رو روی روسياهی 

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه 
چندان كه باز گردم گيرم ره تباهی

چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما 
دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهی 

گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان 
بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهی 

ای كاش تا توانم بر عهد خود بمانم 
شرمنده‏ ام ز مهدی وز درگهت الهی 

تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم 
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهی 

من بندگی نكردم با خويش خدعه كردم 
ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی 

با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم 
دانم كه در به رويم وا مي‏كنی به آهی 

ای نازنين نگارا تغيير ده قضا را 
گر تو نمي‏پسندی تقدير كن نگاهی 

دل را تو مي‏كشانی بر عرش مي‏كشانی 
بال ملک كنی پهن از مهر روسياهی 

دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر 
بی عجب و بی تكبّر از راه خيمه گاهی 

امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر 
جان حسين و زينب بر ما بده پناهی

آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب 
از ما مگير او را جان حسن الهی 

در اين شب جدايی در كوی آشنايی 
هستم چنان گدايی در كوی پادشاهی

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
04:31
#امیرالمؤمنین‌_مدح

مي گذرد روز و شب ، زندگي ام با علي
بندة يا هو شدم ، بندة مولا علي
عرش خدا كرده است ، شهر نجف یا علي
فاضل و افضل علي ، علي والا علي
جان علي فاطمه ، هستي زهرا علي
*
بندة بنده نواز ، خاكي بالا نشين
وصلة نعلين او ، نقطة ثقلِ زمين
مالك روز جزا ، حاكم في يوم دين
موقع طوفان كه شد ، گفت خدا اينچنين
نوح ! پريشان نباش ، زود بگو يا علي
*
دست گدا خالي و ، دست كريمان طلاست
بر سر خوان علي ، روزي مهمان طلاست
در نجف مرتضي ، قطرة باران طلاست
شكر خدا بر سرم ، ساية ايوانْ طلاست
عزت امروز علي ، عزت فردا علي
*
ساقي كوثر علي ، نَفْسِ پيمبر علي
زينت نبر علي ، فاتح خيبر علي
از همه بهتر علي ، ظاهر و مظهر علي
يا علي حيدر علي ، يا علي حيدر علي
شيعة حيدر بگو ، يكصد و ده تا علي
*
چشم علي روشن است ، تا قمرش فاطمه است
شكر خدا مي كند ، دور و برش فاطمه است
پشت نكرده به جنگ ، پشت سرش فاطمه است
كِيْ به زمين مي خورد ، تا سپرش فاطمه است
فاطمه وقتي كه رفت ، شد تك و تنها علي

@raziolhossein
04:31
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

تا بر آن روح دعا، تیغ ز بیداد آمد
«حالتی رفت که محراب به فریاد آمد»

خانۀ دین الهی همه ویران گردید
خرمن شرع نبی یکسره بر باد آمد

طی شد ایّام گرفتاری و بی‌همنفسی
آخر آن طایر قدس از قفس آزاد آمد

دیدگانش به در و منتظر فاطمه بود
تا در آن اوج غریبیش به امداد آمد

گفت سی سال غمش خوردم و آخر دم مرگ
تا کند یار، دل غم‌ زده‌ام شاد، آمد

آنکه با رفتن خویش، از نفس انداخت مرا
بار دیگر چو علی از نفس افتاد، آمد

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
04:32
#امیرالمومنین_شهادت

غروب میشود امروز از همان سحرش
جهان به غصه نشسته است در غم پدرش...

غمی به چهره ی مرغان شهر پیدا بود
که راه بسته و گردیده اند دور و برش..

گذاشته ست برای یتیم های عرب
به ارث چاه و همه نخل های پر ثمرش

نه تیغ دشمن و نه زخم سر عذابش داد
ز داغ فاطمه خم گشته این چنین کمرش...

علی که خسته ترین فرد روزگار شده.
قسم به صاحب کعبه که رستگار شده...

علی همان که جدا کرد کفر و ایمان را
علی که یک تنه معنی شده ست قرآن را...

اگرچه کار رسالت به دست احمد بود...
ولی بدان که علی شیعه کرده سلمان را...

علی همان که شبانه، به کوچه ها، گمنام
به روی دوش کشیده است نان طفلان را

علی همان که میان رکوع بخشنده است
همان علی که دهد اذن باد و باران را

علی که عزم سفر کرد آسمان غم داشت
زمین چقدر مروت به روی خود کم داشت...

شجاع بوده و یا فاطمه شعارش بود...
غریب بوده و زهرا یگانه یارش بود...

میان غربت کوچه درآن همه آشوب
حسن تمام امیدش به ذولفقارش بود

به شعله ها نظری کرد و بر تن زهرا
که سوخت پشت در و صبر بی قرارش بود...
گره زدند اگر دستهای صبرش را
سپر برای علی سینه ی نگارش بود...

میان بستر و زخمی که بر سرش دارد.....
چه قدر درد ز پهلوی همسرش دارد...

علی به بستر و ثانیه ها که دیر شدند
ببین حسین و حسن را چقدر پیر شدند...

علی و اشک یتیمان کوفه، آنهایی
که از طعام علی عاشقانه سیر شدند....

علی که رفت حسن ماند و دین پیغمبر
اگرچه چند نفر ظاهرا امیر شدند...

اگرچه هیچ اسدالله غیر حیدر نیست
سگان کوفه ببین بعد او چه شیر شدند..

علی که رفت کلام خدا به گریه نشست...
کسا ، مباهله و هل اتی به گریه نشست...

#مهدی_رضایی_آدریانی

@raziolhossein
04:32
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1080×1094, 100.3 KB
◼◼◼◼◼◼◼◼◼

ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا
ای خندۀ غنچه ای که نشکفت بیا
دیوار و در کوفه زبان شد که مرو
امّا چه کنم فاطمه می گفت بیا

#علی_انسانی

@raziolhossein
04:32
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

ای خواب به چشمی که نمی خفت بیا
ای خندۀ غنچه ای که نشکفت بیا

دیوار و در کوفه زبان شد که مرو
امّا چه کنم فاطمه می گفت بیا

#علی_انسانی

@raziolhossein
04:32
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


به اشک دیده چو گفتم اذان آخر را
شنید کوفه خداحافظی حیدر را

زبسکه خسته از این مردمم، ندارم من
به غیر مرگ به دل آرزوی دیگر را

دگر نبود نیازی به تیغ تو ،دشمن
که داغ فاطمه می کشت آخر حیدر را

حسین من ،حسنم ای همه عزیزانم
دوباره زنده نمایید یاد مادر را

به یاد مادرتان مادری که سیلی خورد
به خانه باز مهیا کنید بستر را

به پای خود بگذارید سوی خانه روم
نخواهم اینکه ببینم سرشک دختر را

خدا کند که در این شهر زینبم دیگر
به روی نیزه نبیند سر برادر را


#عبدالحسین

@raziolhossein
04:33
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#دوبیتی



اى تیغ همیشه بى خبر مى آیى
یك روز به شكل میخ در مى آیى
امروز تو شمشیرى و فردا قطعا
درقالب یك تیر سه پر مى آیى

*

یك مرتبه كم شتاب باشى خوب است
با قاعده با حساب باشى خوب است
فكر دل فاطمه نبودى اما
فكر جگر رباب باشى خوب است

*

اى تیغ همین قَدَر نمى فهمى نه
فرق پدر و پسر نمى فهمى نه
آن روز چه قدر گریه كردم گفتم
زن آمده پشت در،نمى فهمى نه؟

***

ماندم كه چرا تو با غضب مى رفتى
این گونه سوى شاه عرب مى رفتى
آن روز كه میخ بودى اما اى كاش
از پشت در خانه عقب مى رفتى

#علی_زمانیان

@raziolhossein
04:33
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

شام آخر بود و بودم میهمان دخترم
با همه گفتم که این باشد اذان آخرم

کردم از خون سرم موی سپیدم را خضاب
خواستم تا که روم این گونه نزد داورم

تا گذارد مرهمی بر روی زخمم ای خدا
کاش زهرا بود امشب در کنار بسترم

کاش زهرا بود در مسجد که نگذارد عدو
بشکند با تیغ زهرآلوده اش فرق سرم

یک نفر بر فرق من شمشیر زد زهرا ندید
وای بر من زآنچه دیدم بادو چشمان ترم

من که دیدم روز تنهایی چهل نامرد پست
راه را بستند در کوچه به تنها یاورم

قنفذ از سویی ،مغیره می زد از سوی دگر
تا میان کوچه ها نقش زمین شد در برم

او کتک می خورد و می زد لطمه بر رخ زینبم
او پدر می گفت و زینب ناله می زد مادرم

تا نفس دارم همین باشد دعایم زیر لب
بشکند دستی که سیلی زد به روی همسرم


#عبدالحسین

@raziolhossein
04:38
#امیرالمؤمنین‌_شهادت
#شب_نوزدهم

خوب شد تیغ تو بشکافت سرم را دشمن
هم تو بر آرزوی خویش رسیدی هم من

آمدی دیر چرا چشم براهت بودم
از همان شب که تن فاطمه‌ام گشت کفن

شادی‌ام بود همان دم که توام تیغ زدی
عمر من بود سراسر همه اندوه و محن

ریختی خون کسی را به روی خاک زمین
که دوا ریخت تو را روزِ مریضی به دهن

در همان لحظه که شمشیر تو بالا میرفت
نشنیدی به جنان فاطمه میگفت نزن

رنگت از بیم پریده است چرا میلرزی؟
تا منم زنده تو هستی به پناهم اِیمَن

گر تو با دوست خود دشمنیت بود مدام
دوستی کرده همه عمر علی با دشمن

میفرستم به برت سهم غذای خود را
میکنم بر تو سفارش به حسین و به حسن

مسجد و منبر و ویرانه و چاه و صحرا
هر کجا بود سخن بود ز مظلومی من

مسجد کوفه خموش است چراغش (میثم)
کو علی تا که کند بیت خدا را روشن

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
04:38
#امیرالمومنین_شهادت

ردّ خونابه ی شق القمری می بیند
بر جبین پدر از خون اثری می بیند

دختری غمزده همراه برادرهایش
بین بستر پدر خون جگری میبیند

چشم در چشم برادر که میندازد، آه ...
بین چشمان ترش، چشم تری می بیند

پدرش را به خدا می سپرد وقتی که
به تن او رمق مختصری می بیند

با سراسیمگی از صبر سخن میگوید
این زن صابره وقتی شرری میبیند
...
"سالها میگذرد حادثه ها می آید"
ناگهان بر سر یک نیزه سری می بیند

حرص سوغات میفتد به دل یک لشکر
دختران را وسط دردسری می بیند

نه برادر به برش مانده نه مادر نه پدر
پشت هر داغ، غم بیشتری می بیند
...
مادری میرسد از عرش و میان گودال
تن غارت شده ای از پسری میبیند ...

#سجاد_شاکری

@raziolhossein
04:39
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


ﻋﻠﯽ از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد
ﺧﺒﺮ زﺧﻢ ﺳﺮش ورد زﺑﺎن ﻫﺎ اﻓﺘﺎد

آﺳﻤﺎن ﻫﺎ ﻟﺮزﯾﺪ
ﻧﺎﮔﻬﺎن وﻟﻮﻟﻪ در ﻋﺮش ﻣﻌﻠﯽ اﻓﺘﺎد

روﺿﻪ ای ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ
مصطفی در وسط ﺻﺤﻦ ﻣﺼﻠﯽ اﻓﺘﺎد

ﺗﺎ زﻣﯿﻦ ﺧﻮرد ﻋﻠﯽ
ﮐﻨﺞ ﻣﺤﺮاب دﮔﺮ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا اﻓﺘﺎد

ﯾﺎدی از فاطمه ﮐﺮد
غرق خون ﺑﺮ روی ﺳﺠﺎده ﺳﺮش ﺗﺎ اﻓﺘﺎد

ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪ
ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎن ﺗﺮ زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ زﺧﻢ زﺑﺎن
ﺑﺎر دﯾﮕﺮ ﺷﺮری در دل آﻗﺎ اﻓﺘﺎد

ﻫﻤﮕﯽ دﻟﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻣﺤﻨﯽ در دل ﻣﺮﻏﺎﺑﯽ درﯾﺎ اﻓﺘﺎد

ﺑﺴﺘﺮی ﭘﻬﻦ ﮐﻪ ﺷﺪ
ﯾﺎد ﺑﺎغ ﮔﻞ اﻧﺴﯿه ی ﺤﻮرا اﻓﺘﺎد

ﻧﻪ ﻓﻘﻂ در ﮐﻮﻓﻪ
ﮐﺮﺑﻼ ﻫﻢ ﻋﻠﯽ دﯾﮕﺮی از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد

إﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ آﻣﺪ
ﺣﯿﺪری در دل دشمن تک و تنها اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ ﺿﺮب ﻋﻤﻮد
ارﺑﺎ ارﺑﺎ ﭘﺴﺮی در دل ﺻﺤﺮا اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ ﻓﺮق دو ﻧﯿﻢ
از سر زﯾﻦ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ اﮐﺒﺮ ﻟﯿﻼ اﻓﺘﺎد

پدر از راه رسید
ﺗﺎ ﺑﻪ زاﻧﻮ ﺑﮕﺬارد ﺳﺮش اﻣﺎ اﻓﺘاد

ساعتی بعد از آن
سر طفلی به روی شانه ی بابا افتاد

روضه در لفافه ست
سیب سرخی بغل حضرت مولا افتاد

ﻋﺎﺷﻘﯽ دردﺳﺮ اﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻧﺎم ﻋﻠﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻄﺮﻫﺎ اﻓﺘﺎد


#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
04:40
#امیرالمومنین_شهادت
#دودمه

جبریل امین گشته در افلاک عزادار
(علی حیدر کرار)

از خون علی چشم ملائک شده خونبار
(علی حیدر کرار)

___
از خنده ی قاتل شده جان همه بر لب
(امان از دل زینب)
گه یاد پدر گریه کند گه در و دیوار
(علی حیدر کرار)
___

از باغ جنان نوحه کنان زمزمه آید
(بوی فاطمه آید)
با پهلوی بشکسته نماید ز تو دیدار
(علی حیدر کرار)

___

یک عمر علی سوخت نهان در دل شبها
(به یاد غم زهرا)
ای چاه تویی محرم آن آه شرر بار
(علی حیدر کرار)


#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
04:41
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


هزار سال اگر اعتکاف بردارد
نیامده است دل از اختلاف بردارد

به مسجد آمد و شمشیر در عبا پنهان
نداشت وقت که حتی غلاف بردارد

برای یوسف شبهای قدر تیغ آورد
نیامده است که با خود کلاف بردارد

مگر بگیرد از او انتقام در محراب
که حیدر است و نمی شد مصاف بردارد

علی شناس نبودند با وجود علی
بنا نبود که دین انحراف بردارد

علی است اینکه به محراب ایستاده به عشق
سزاست قبله بیاید طواف بردارد

علی است اینکه حریفش نمی شود هرگز
تمام کفر اگر ائتلاف بردارد

شکافت کعبه برای علی همین کافی است
ز کینه فرق علی هم شکاف بردارد

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
04:41
#امیرالمومنین_شهادت

فغان كه عارفِ مردُم پسند را كُشتند
پناه و ملجأ هر دردمند را كُشتند

علی عدالتِ مَحض است از چه رو؟اين قوم
چنين عدالت بی چون و چند را كُشتند

يقين كه دشمن مستضعفند، اگرنه چرا؟
اُميد و ياور هر مُستمند را كُشتند

گرفته كامِ يتيمان كوفه را تلخی
به كامشان زِ چه رو؟شهد و قند را كُشتند

به كوفه ،بيوه زنان هم اسيرِ سيلِ غمند
كه اَبلهانِ زمان سيل بند را كُشتند

كسی كه بود كلامش ،كلام و پند خدا
نه شخصِ پند دهنده،كه پند را كُشتند

چرا تبسُّمِ اَيتام ،بَر نتابيدند؟
زِ كينه بَر لبشان نوشخند را كُشتند

به كوفه حيدر دُل دُل سوار را كُشتند
علی،يگانه ی دهر و ديار را كُشتند

كسی كه بود وجودش حقيقت تاريخ
اميرِ قافله ی حق شعار را كُشتند

علی عدالتِ محضِ درونِ تاریخ است
چرا عدالتِ کامل عیار را کُشتند ؟

خدای من زِ چه؟شب سيرَتان به ماهِ صيام
به سجده عارفِ شب زنده دار را كُشتند

عجيب بدعت نحسی گذاشتند آن قوم
نخست امام ز هشت و چهار را كُشتند

 #جعفری_زاویه

@raziolhossein
04:41
#امیرالمومنین_مدح


.
وقتی که هدف نیست کمان فایده اش چیست؟
بی نام علی هر دو جهان فایده اش چیست؟

جز گفتن سی تا به علیٍ سه شب قدر
سی روزه ی ماه رمضان فایده اش چیست؟

جز این که بگویند علی هست امامت
بر مرده ی در قبر،تکان فایده اش چیست؟

یک عمر اگر رفت به هر کار،هدر رفت
حیدر که در آن نیست زمان فایده اش چیست؟

اصلا چه وضویی چه نمازی چه خدایی؟
بی ذکر علی کُل اذان فایده اش چیست؟

گر نام علی را نَبَرَد لحظه به لحظه
بگذار شود بسته دهان،فایده اش چیست؟

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
04:41
#امیرالمومنین_شهادت


سلام ما به علی و نماز آخراو
به حال راز و نیاز و به دیدۀ تر او

سلام ما به علی و به عدل و ایمانش
سلام ما به رخ غرق خون و منبراو

سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد
سلام ما به رخ غرق خون اطهراو

سلام ما به پریشانی حسین وحسن
سلام ما به دل پُر زآه دختراو

سلام ما به نفس های نفس پیغمبر
سلام ما به فروغ نگاه آخر او

سلام ما به غمی کز مدینه دارد او
سلام ما به ملاقات او و همسراو

چوخاک اوست سزای ابوذر ومقداد
فتاده است «وفائی» به خاک قنبراو


#سیدهاشم_وفایی

@raziolhossein
04:45
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
901×1280, 41.8 KB
جز قاتل شقیّ تو ای شیر کردگار
کافر کسی ندید که شق القمر کند


#تهدمت_والله
04:47
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

نوحه افلاکیان ، وای علی کشته شد
ذکر سماواتیان ، وای علی کشته شد

کوفه شده کربلا ، پیر و جوان در نوا
دادرس بی کسان ، وای علی کشته شد

فاطمه خونین جگر ، جن و ملک نوحه گر
یگانه مرد جهان ، وای علی کشته شد

حسین گریه کنان ، زینب مویه کنان
حسن به آه و فغان ، وای علی کشته شد

علی امام الهدی ، علی ولی خدا
میر همه مومنان ، وای علی کشته شد

علی است خید الامیر ، علی سراج المنیر
امام انس ، و جان ، وای علی کشته شد

قلب پیمبر شکست ، رکن هدایت گسست
قسیم نار و جنان ، وای علی کشته شد

گر به دلی غصه دار ، رفت از این روزگار
غربت او شد عیان ، وای علی کشته شد

دلش پر از درد بود ، غصه یک مرد بود
غصه یک پهلوان ، وای علی کشته شد

آن یل خیبر شکن ، بسته به دستش رسن
میان کوچه روان ، وای علی کشته شد

اهل مدینه بدند ، فاطمه اش را زدند
کوچه و نامحرمان ، وای علی کشته شد

#علی_سلطانی

@raziolhossein
04:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×854, 313.8 KB
تا که شمشیر به پیشانی مهتاب نشست
دخترش دست به پیشانی و بی تاب نشست

تا که گفتند شگفتا چه علی را به نماز؟!
عرق شرم به پیشانی محراب نشست

#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
04:48
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×854, 280.5 KB
در چشم تو اشک حلقه بسته ست علي
شمشير به فرق تو نشسته ست علي

در كوفه سر تو را شكستند ولي
در كوچه غرور تو شكسته ست علي

#محسن_عربخالقی

@raziolhossein
04:48
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


رسید وضعِ مُقَدّر ، تَهَدَّمَت وَالله
رسید وقت مُقَرّر ، تَهَدَّمَت وَالله

صدای صیهه ای از آسمان به گوش رسید:
شکست سجده ی حیدر ، تَهَدَّمَت وَالله

تمام عرش به هم ریخت از نوای علی
شکافت فرق مطهّر ، تَهَدَّمَت وَالله

ز ضربِ خارجیِ بی حیا به وقت سجود
به ضربِ کینه و خنجر ، تَهَدَّمَت وَالله

گرفت خاتمه « سُبحانَ رَبّیَ الاَعلَی »
به « فُزتُ » گشت مُغَیّر ، تَهَدَّمَت وَالله

نمازِ صبحِ خودش را تمام کرد امام
به حال زخمی و مُضطر ، تَهَدَّمَت وَالله

محاسنش به دمش‌شدخضاب در‌محراب
وَلیّ حضرت داور ، تَهَدَّمَت وَالله

یگانه زاده ی کعبه ، یگانه قبله ی دهر
یگانه جان پیمبر ، تَهَدَّمَت وَالله

شبیه فاطمه اُفتاد روز های پسین
علی به بالش و بستر ، تَهَدَّمَت وَالله

کنارِ بستر او شاهزادگانش سخت...
...کنند گریه چو مادر ، تَهَدَّمَت وَالله

امان ز هِق هِقِ زینب ، امان ز کُلثومش
امان ز ناله ی دختر ، تَهَدَّمَت وَالله

ندا رسید :«علی کشته شد» ،زمان لرزید
ندا رسید سراسر : " تَهَدَّمَت وَالله"

مهی دو شقّه فِتادست در برِ زینب
سری شبیه به اختر ، تَهَدَّمَت وَالله

گذشت و قصّه ی موج بلارسید به طَف
دوباره روضه ی یک سر ، تَهَدَّمَت وَالله

سری به نیزه بلند است در برِ زینب
سرِ عزیزْ برادر ، تَهَدَّمَت وَالله

#محمدعلی_نوری

@raziolhossein
04:49
#شبهای_قدر
#دوبیتی

لیلةالقدر مقدر بنما یا الله
اربعین پای پیاده حرم ثارلله

سحری راه بیفتیم ز ایوان نجف
همگی رو بسوی صحن اباعبدلله

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
04:50
#مناجات_با_خدا


تو پادشاهی و من مستمند دربارم
مگر تو رحم کنی بر دو چشم خون‌بارم

مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست
هنوز نعره برآرم که دوستت دارم...

ردای عفو، برازندۀ بزرگی توست
وگرنه من به عذاب تو هم سزاوارم

امید من به خطاپوشی تو آنقدر است
که در شمار نیاید گناه بسیارم

تو را به فضل تو می‌خوانم و امیدم هست
اگر به قدر تمام جهان خطاکارم ...

#سجاد_سامانی

@raziolhossein
04:50
#امیرالمؤمنین_شهادت
#شب_نوزدهم


خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد
 چون شمع سوخته نور پراکند و آب شد
 
از خون او به دامن محراب، نقش بست
 بر این شهید، ظلم و ستم بی‌حساب شد
 
شمشیر، گریه کرد به زخم سر علی
 حتی به غربتش جگر خون کباب شد
 
محراب! ناله از دل خونین کشید و گفت:
 یا فاطمه! دعای علی مستجاب شد
 
مویی که شد سفید زهجران فاطمه
 جرمش مگر چه بود که از خون خضاب شد؟
 
هرکس گرفت سهم خود از دست روزگار
 سهم تراب، خون سر بوتراب شد
 
فرق علی دو‌تا شد و جبریل صیحه زد
 ای وای! چار رکن هدایت خراب شد
 
هر پادشه ستم به رعیت کند ولی
 پیوسته بر علی ز رعیت عذاب شد
 
هم شیر حق برای شهادت شتاب داشت
 هم خصم بهر کشتن او در شتاب شد
 
«میثم!» سرشک دیده و خون‌جگر کم است
 بــر رهبــری کـه پیـر به فصل شباب شد

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
04:50
#امیرالمومنین_شهادت
#امیرالمومنین_مدح


در آستانش شمس می آید به استقبال
ماه و زمین و زهره و ناهید در دنبال

سردرگریبانند ارباب قلم, آری
 تاریخ حق دارد اگر باشد پریشان حال

تا ابتدای جاده ی قدرش نخواهد رفت
هر قدر باشد ذهن جولان دیده و سیال

گر کعبه شد کعبه  به روی او تبسم کرد

عشق یدالله است شرط صحت اعمال

هر کس هواخواه علی باشد فرود آید
بر دامگاه شانه ی او طایر اقبال

جهل عرب راز ولایت را ز خاطر  برد
زنده به گور اسلام را دیدیم چندین سال

می گفت جا دارد اگر جان بسپرد اسلام
وقتی درآوردند از پای زنی خلخال

نقشی نمی بست آه بر آیینه ی عدلش
تنها شنید  آه دلش را شمع بیت المال

فرق زبیر و مالک است افتادگی در عشق
در فتنه می گردد سره از ناسره غربال

برگشت تیغ صبر مالک در نیام آرام
راهی نبود از خشم او تا خیمه ی دجال

دار مکافات است دنیا بی علی مردم!
خرما فروش کوفه را این بود استدلال

در پنجه اش حق بود چونان موم و می فرمود:
انظر الی ما قال ، لا تنظر الی من قال

در وصف او بهتر که خاموشی بگیرد عقل
شاید خدا باشد چه می گویم زبانم لال

فزت و رب الکعبه ، تسلیما لامرک بود
فرقی ندارد  سجده در محراب یا گودال


#سید_جواد_میرصفی

@raziolhossein
04:52
#امیرالمومنین_شهادت


با ناله های غربت حیدر غریبه نیست
با ردّ خون در دل بستر غریبه نیست

هی سوخت پا به پای حسن مثل قبل ها
اینگونه درد در دلش آخر غریبه نیست

دنبال مرهم سرباباست روزها
با زخم های کهنه ی یک سر غریبه نیست

حالا یتیم ها همه جمعند پشت در
با ازدحام پشت سر در غریبه نیست

مانند مادرم سر تو زخم خورده است
این ضربه با عشیره ی مادر غریبه نیست

روزی به روی نیزه سری سنگ می خورد
با زخم های نیزه و خنجر غریبه نیست

عباس من خود تو بگو دور خواهرت
این چشم های مات به خواهر غریبه نیست


#احمد_شاکری

@raziolhossein
ش
06:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمؤمنین_مدح


شکاف آیا دلیلش چیست وقتی خانه در دارد
کسی باید که از این راز کعبه پرده بردارد

به دنبال چه می‌گردند گرد کعبه حاجی‌ها؟
به غیر از آن شکاف حیدری چیزی مگر دارد؟

بیا و سنگ حیدر را بزن بر سینه ای حاجی
که از خشت و گل  این خانه لطفی بیشتر دارد

بیا! هرکس علی را دیده باشد کعبه را دیده
شکافی بر تن کعبه است که مولا به سر دارد

لباس کعبه را هر سال گیرم نو کنند اما
لباس نو به زخم کهنه‌ی او کی اثر دارد؟

دهان کعبه را بایست هم با نقره می‌بستند
که از اسرار صاحبخانه و مهمان خبر دارد

من از جهل عرب حیران که شق‌الکعبه را دیده
و از پیغمبر خود خواهش شق‌القمر دارد

علی را این و آن نون لنا خواندند و فهمیدم
چرا مولا همیشه با خودش  تیغ دوسر دارد

#محمدحسین_ملکیان

@raziolhossein
06:06
#امیرالمؤمنین_مدح



درد هر جا بُـوَد دوا هم هست
خوف در سينه ي رجا هم هست

من مريض توأم ، طبيبِ هـمه
اين مريضي خودش شِفا هم هست

نوكرانـت به چشم من شاهـند
گرچه در كوي تو گدا هم هست

متنِ اذن دخول ، مي گويد:
حرمت خانه ي خُدا هم هست

در جوار تو اي تمـامـيِ خِـير
لذّتي بهـتر از صفا هم هست

چونكه در ملك توست قيمتي است
گرچه ايوان پُر از طلا هم هست

به گُلاب گُـلِ بهشت قـسم
گرچه اسم تو غـم زُدا هم هست

(فَاسْـتَعِد لِلبلا)به ما گفته ست
كه كـنـار ولا ، بلا هم هـست

با وجودي كه وقفِ دار بلاست
سرِ ما گَـردِ خاكِ پا هم هست

از سكوتِ ابوذرت پيــداست
عاشقِ بي سر و صدا هم هست

آنچه گفـته (فؤاد كرماني)
وقت مدح تو حرف ما هم هست

عَجِزَ الوَاصِفوُنَ عَنْ صِفَتِك
ما عَــرَفـناكَ حَـقّ مَعْـرِفتِــك

اي كه حُبّ تو اصـل اسلام است
كار دين بي تو بي سر انجام است

از در خانه ي تو تا----ملكـوت
اين مسافت به قدر يك گام است

چه كسي جُز تو اي سَلوني گو
عالم است و عليم و عَـلّام است ؟

تا كه داريم خَـتمِ ناد علي
كي نيازي به ختمِ اَنعام است ؟

پـسـرت گفـته :(نَحْـنُ ذِكْـرُ الله)
كـه به ياد خُدا دل ، آرام است

هر كـسي پات را نبوسيده
بايد اينگونه گفت : ناكام است

فائـزون را اگر تويي سـاقيِ
دسـت ما دور گردنِ جام است

مـردِ راهِ تو در وفايِ به عهد
مثل سلمان هميشه خوشنام است

جامه ي نوكريت بـر تنِ ما
جلوه اش چون لباسِ احرام است

ليلةُ القَـدر با تو خُورده گِرِه
كه نوشـتند خيرُ الأيّام است

آن قدر(ذُوالجـَلال)هستي كه
در پس نام تو (وَالإكْـرام)است

گاه يك بيت ظاهراً كُـهـنه
در دلش صدهزار پيغام است

عَجِزَ الوَاصِفوُنَ عَنْ صِفَتِك
ما عَــرَفـناكَ حَـقّ مَعْـرِفتِــك

همه جا را تو در نظر داري
از نهــانِ همه خـبر داري

از يَـدُ الّلهي تو معلوم است
دست در خـلقتِ بشر داري

عُمرِ خلقت تمام خواهد شد
اگر از صُنع ، دست بـرداري

همه، اي عشق در هواي توأند..
تو هـواي كه را به سر داري؟

گيرم اصلاً همه كريم شوند
در كـرم بـاز بيشتر داري

همه ي ثروت خـدايي تو
كِي نيازي به سيم و زَر داري؟

چه كسي هست كه حذر نكند؟
از تو كه اين قَدَر جگر داري

شاهدِ من هزار ركعت توست
كه چقدر اُنس با سحر داري

چاه از سوزِ آه گرم تو سوخت
نكند بر جگـر شرر داري ؟

مي كِشي پاي خويش را بر خاك
نكـند نـيّت سـفر داري ؟

بابِ عـلمِ نبي و بـابُ الله
تو دلي پُـر ز دست در داري

هر چه داري ، پـيامبر دارد
هر چه دارد پيامبر ، داري

عَجِزَ الوَاصِفوُنَ عَنْ صِفَتِك
ما عَــرَفـناكَ حَـقّ مَعْـرِفتِــك

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
06:07
#امیرالمومنین_شهادت


بگذرانم با چه حالی این شب دلگیر را؟
اشک من لبریز کرده کاسه های شیر را

مینشینم پشت در، چشم انتظارم پا شوی
با خودم ثانیه ها را میشمارم پا شوی

پشت در وقتی زیادی مینشینی مثل من
تازه وقتی گریه دارد میکند پیشت حسن

تا کجاها میروی با این صدا جان علی؟
یاد یک کوچه نمی افتی تو را جان علی؟

مینشینم پشت در، این در چه کرده با دلت
من یقین دارم همین "در" بوده اصلا قاتلت

آه...سی سال است قلبت را زده داغی شکاف
جای این شمشیر بدتر نیست از جای غلاف

خارِ در چشم است این، اما تحمل میکنی
آه، سی سال است قنفذ را تحمل میکنی

من بمیرم که کسی مانند تو تنها نشد
راستی پیدا شد آخر گوشواره یا نشد؟

#مسعود_یوسف_پور

@raziolhossein
06:08
#امیرالمومنین_شهادت

زینب و اشکی که می ریزد برای بی کسی
در قنوت خود گرفته ربّنای بی کسی

کوفه امشب شاهد مظلومیت های علی ست
سال ها خونین جگر شد در عزای بی کسی

مرتضی ع سی سال بعد از فاطمه س غربت کشید
بود پشت ردّ پایش ردّ پای بی کسی

لیله ی قدر علی ع دیدار روی فاطمه ست
خواست تا پایان بگیرد روزهای بی کسی

لب به روضه می گشاید زخم ها دارد به دل
از حسین ع و از تمام ماجرای بی کسی

با یتیمان یک به یک اتمام حجت می کند
می شود زینب س همینجا همصدای بی کسی

آه اینجا دخترم را سنگباران می کنند
تا که بر می گردد از کرببلای بی کسی

قوتم را می برد چشمان بی حال حسین
غرق باران می شوم با یاد گودال حسین

#اسماعیل_شبرنگ

@raziolhossein
06:08
#امیرالمؤمنین‌_مدح


سخت بي معناست،بي معنا عبادت بي علي
پس نصيب كس نمي گردد شهادت بي علي

فرق چنداني ندارد در قباحت با زنا
هر كه ميخواند نمازي با جماعت بي علي

آنكه با بغض علي مرده جهنم جاي اوست
پيش حق كي ميشود مشمول رحمت بي علي

بايد از باب علي شد وارد راز و نياز
پس دعا هرگز نخواهد شد اجابت بي علي

حب او ايمان،خدا را شكر من هستم محب
دين ندارد ذره اي ولله قيمت بي علي

هست آنجا كه علي باشد بهشت عاشقان
فرق با دوزخ ندارد باغ جنت بي علي

از علي بايد براتي در امان از نار داشت
رد نگردد از صراط آدم سلامت بي علي

در روايت ديدم از معصوم حتي انبياء
روز محشر كارشان افتد به زحمت بي علي

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
06:09
#امیرالمومنین_شهادت


از چه شده خونین سرت زینب بمیرد
رفته حسن زیر پَرت زینب بمیرد

شد روضه های این سحر چون فاطمیه
خون ریخته دور ُو بَرت زینب بمیرد

بی معرفتها را ببین باتو چه کردند؟
مظلوم خانه دخترت زینب بمیرد

نان و نمک خورها نمکدان را شکستند
رفته رمَق از پیکرت زینب بمیرد

دیگر نگو از کوفه و کرب وبلا و...
جسم نگار بی سرت زینب بمیرد

گفتی تواز عصر غم و کردی سفارش
گفتی عزیزم ...معجرت ...زینب بمیرد

با روضه ات بیچاره کردی دخترت را
ندبه بخوان با کوثرت زینب بمیرد

#حسین_ایمانی

@raziolhossein
06:13
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
900×900, 106.1 KB
نشد هرگز به دنیا نرم آن مولا دلِ قُرصش
به روغن رو نداد آخر لبِ خشکیده ی نانش

#محمد_سهرابی

@raziolhossein
06:14
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر


آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
از دوری تو پاره گریبان شدن بس است

کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست
یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است

یعقوب دیده ام چه قَدَر منتظر شود؟
یعنی مقیم کلبه ی احزان شدن بس است

گریه ،فراق ،گریه ،فراق ،این چه رسمی است؟!
دیگر بس است این همه گریان شدن بس است

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین
دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است

تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟!
تا کی اسیر لذّت عصیان شدن؟! بس است

خسته شدم از این همه بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است

سرگرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است

یک لحظه هم اجازه ندادی ببینمت
گفتی برو که دست به دامان شدن بس است

باشد قبول می روم امّا دعای تو
در حقّ من برای مسلمان شدن بس است

دست مرا بگیر که عبدی فراری ام
دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است

اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا
دل مردگی و این همه ویران شدن بس است

آقا بیا به حقّ شکاف سر علی
از داغ هجرت آتش سوزان شدن بس است

#محمد_فردوسی

@raziolhossein
06:14
#امیرالمومنین_شهادت


زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم

السلام وعلیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم

مستی ام را بیا دوچندان کن
جام می پشت جام می خواهم

گاه گاهی کمی جنون دارم
من جنونی مدام می خواهم

تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم

لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم

در نجف سینه بی قرار از عشق
گفت لایمکن الفرار از عشق

وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود

کوفه لبریز از مصیبت بود
باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب (س)
پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد
در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا
در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو
زخم ،مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار
در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت
فرق خورشید خون فشان شده بود

در نجف سینه بیقرار از عشق
گفت "لا یمکن الفرار" از عشق

#حمیدرضا_برقعی

@raziolhossein
06:14
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


او که از غصه‌ی ایتام دو چشم تر داشت
آخرین کیسه‌ی نان و رطبش را برداشت

و به هر خانه که جا داشت یتیمی، در زد
به مسلمان و مسیحی و یهودی سر زد

لب ایتام پر از ذکر پدر جان شده بود
باز هم مرکب بازی یتیمان شده بود

سخنش بوی خداحافظی آخر داشت
شوق دیدار رخ فاطمه را در سر داشت

با دل غمزده لبخند به دنیا زد و رفت
حیف شد... مثل نسیم سحری آمد و رفت

بگذر از چشم تر و بغض گلوگیر علی
بگذر از قصه‌ی نان و نمک و شیر علی

گرچه ارکان هدی گشته دگرگون امشب *
بگذر از غصه‌ی محراب پر از خون امشب

بگذر از تیزی تیغ و غم شقّ القمرش
بگذر از روضه‌ی آلوده به زهر و اثرش

آه... این تیغ که از زهر سراسر تر بود
دردش از درد لگد بر تنِ در کمتر بود

گرچه یک عمر علی داغ به دل داشت،‌ ولی
بگذر از داغ کتک خوردن ناموس علی

روضه‌ی فاطمه خود عالم دیگر دارد
مجلس ما به دل امشب غم دیگر دارد

ناله اش خون به دل اهل جهان خواهد کرد
اگر از کوفه بپرسید بیان خواهد کرد

او یکی بود و برایش بدلی نیست که نیست
ای یتیمان! پدری مثل علی نیست که نیست

او که صد لشکر کفر از سخنش می‌لرزید
آه... با آه یتیمی بدنش می‌لرزید

آری از دید ِ علی بچه نوازش دارد
زندگی وقف یتیمان شود ارزش دارد

او که بوده غم ایتام جهان تاب و تبش
زنده ماندند یتیمان همه از نان شبش

کاش در شام یتیمان خودش را می‌دید
نوه‌ی فاطمه و جان خودش را می‌دید

در نبودش، عوض ِدادن ِ مرهم به یتیم
شد عبادت زدن سیلی محکم به یتیم!

دختری که وسط هلهله ها جا خورده
سیلی سرخ، سپیدی رخش را برده

کاش می‌دید علی، دسته گلش پرپر شد
دختری در وسط معرکه بی‌یاور شد

پدرش رفت... عمو رفت... برادر هم رفت
تا که تنهاتر و تنهاتر و تنهاتر شد

دست سنگین کسی آمد و بر صورت خورد
گوشواره سبب گریه‌ی انگشتر شد

صحبت از بردن و غارت شدنش نیست، ولی
دل ما شعله ور از سوختن معجر شد


#حامد_تجری

@raziolhossein
06:15
#امام_حسین_مدح


عشق معناست ولی عشق تو پر معنا تر
شور غوغاست ولی شور غمت غوغا تر

چشم با اشک به دامان محبت زیباست
اشک زیباست ولی در حرمت زیبا تر

کعبه مشتاق طواف است به شش گوشه تو
کعبه بالاست و شش گوشه تو بالاتر

عرش یک گوشه ی بین الحرمین است‌لذا
عرش‌اعلی‌ست و بین الحرمین اعلی تر

جان از آن تازه جوانی که ز خونش بنوشت
مرگ در کام من از شهد عسل احلی تر

به خداوند که هیهات، نخواهد آمد
علمی از علم ساقی تو بالاتر

و بعید است ببیند به خودش چشم فرات
از هلال کمر تو کمری را تا تر

دست تقدیر تو را غربت بی همتا کرد
و نشد ظهر دهم از تو کسی تنها تر

خواهرت گفت که در بین همه بعد از من
نیست از دختر تو هیچکسی زهرا تر

#وحید_محمدی

@raziolhossein
06:15
#چهارده_معصوم
#مناجات_با_خدا

یارب بحق احمد مختار العفو
بر خون فرق حیدر کرار العفو

یارب بحق ناله زهرای اطهر
در شعله ها بین در و دیوار العفو

یارب به حق مجتبی و غربت او
یارب بحق آن دل غم دار العفو

یارب بحق تشنه ای کز شدت ضعف
میدید رنگ آسمان را تار العفو

یارب بحق دیده ای که دائما بود
در ماتم کرببلا نمدار العفو

یارب بحق باقر و ظلمی که دیده است
در شام از آن قوم بد کردار العفو

یارب بحق صادق آنکه مثل زهرا
بر خانه اش آتش زده اغیار العفو

یارب به آن زندانیِ بغداد که داشت
دشنام و سیلی موقع افطار العفو

یارب به مولانا رضا کز شدت زهر
بر خویش می پیچید بی غمخوار العفو

یارب به مولایی که مظلومانه جان داد
در حجره ی دربسته محنت بار العفو

یارب به هادی آنکه او را مثل زینب
در بزم مِیْ  بردند با اجبار العفو

یا رب بحق عسکری و سامرایش
گرد گناه از قلب ما بردار العفو

یارب بحق مهدی و اشک مدامش
بر گریه ی زینب سر بازار العفو

درپیش تو ای آنکه ستّارالعیوبی
بر کَرده هایم میکنم اقرار العفو


#سید_روح_الله_مؤيد

@raziolhossein
06:15
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین
دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین

بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو
تا که از ضَرب علی با سرش اُفتاد زمین

به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت
دید از ضربه‌یِ در همسرش اُفتاد زمین

کَس نفهمید که عباس چگونه آمد
بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین

خواست تا خانه‌یِ زینب رویِ پا راه رَوَد
دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین

دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را
دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین

چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید
چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین

ذوالجناح آه ببین نیزه‌ای او به سویش
از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین

دید پایین قدمهاش سَنان می‌خندید
دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین

#حسن_لطفی
@raziolhossein
06:15
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

مهمانِ دختر است علی ، جز نمک نخورد
یک ظرف شیر بود ولی جز نمک نخورد

دختر به گریه گفت که مهمانِ من مرو
شالش گرفت حلقه‌ی در : جانِ من مرو

پیشِ یتیمها پدری سر به زیر رفت
این بارِ آخر است که با ظرف شیر رفت

مسجد رسید روضه‌ی خود را به پا کُنَد
مسجد رسید قاتل خود را صدا کند

تا ضربه خورد بُغضِ پریشانی‌اش شکست
تا ضربه خورد صفحه‌ی پیشانی‌اش شکست

جبریل پیشِ ضربه‌ی او شهپرش گرفت
از بس شدید بود که زهرا سرش گرفت

اُفتاده است بر رویِ سجاده پیکرش
اُفتاده مثلِ فاطمه‌اش وای با سرش

محراب غرق آتش و سیلی و دود شد
سر ضربه خورد گوشه‌ی چشمش کبود شد

خَم شد گمان کنم که به دیوار خورده است
شاید به پهلویش نوکِ مسمار خورده است

خون می‌چکید از سر و روی و محاسنش
زهرا رسیده بود ، در آغوش محسنش

رویِ عبای سرخ ولی خانه میرود
چشم انتظار دارد علی خانه میرود

آهسته گفت آه عبا را رها کنید
زینب دَمِ در است مرا رویِ پا کنید

ماندم حسن که زیر بغلهاش را گرفت
یا باز چشم زینب کبراش را گرفت

اینبار شُکر حق که زینب عبا ندید
اینبار شکر حق که او بوریا ندید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
06:21
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

میان قبله محراب ناله ها کردم
به هرقنوت برای همه دعا کردم

برای اینکه به وصل حبیبه ام برسم
به قلب سوخته هر شب خداخدا کردم

گرفته مسجد کوفه شمیم تو زهرا
ببین چه محشری از عاشقی به پا کردم

میان گودی محراب تا زمین خوردم
عجیب یاد تو و داغ کوچه را کردم

تو بر زمین که فتادی مرا صدا کردی
ببین به صورت خونین تورا صدا کردم

عزیز من به تو گفتم که بی تو می میرم
ببین به عهد چهل ساله ام وفا کردم

دلم زبس نگران نگاه زینب بود
دوشانه حسینین خودم رها کردم

محارمند کنون دور دخترم اما
اشاره جانب گودال کربلا کردم

تمام شاخه گلانش به نیزه چیده شود
به پیش دیده زینب گلو بریده شود

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
06:21
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#دودمه


آن غلافی که به کوچه بازوی زهرا شکست
واومصیبت زین عزا

تیغ آن محراب کوفه فرق حیدر را شکست
واومصیبت زین عزا

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
06:22
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم
در آسمانی نگاهت پر بگیرم

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق
دست شما را جای قرآن سر بگیرم

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب
با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

ای کاش پایم واشود در خیمه اش تا
یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند
پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

ای کاش می شد تا برای سجده از تو
مهری زخاک تربت مادر بگیرم

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم
ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید
ای کاش ها را کاش ازاین در بگیرم

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
06:22
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


عجیب خسته ز غمهای بی شمار شدم
عجیب ، سیر از این خاک و این دیار شدم

همیشه منتظر این دقیقه ها بودم
که تیغ ، بر سر من خورد و رستگار شدم

ز خونِ سر که به نعلین می چکد پیداست
که من مسافرِ سمتِ دیارِ یار شدم

عجیب منتظرم میل فاطمه دارم
عجیب دل زده از دست روزگار شدم

سرم به حال دلم خون ز دیده می بارد
برای فاطمه ام سخت بی قرار شدم

امیدِ دیدن زهرا جوانه زد در من
اگر چه رنگ خزانم پُر از بهار شدم

تمام غصۀ من زینب است و قصۀ او
به یاد معجر زینب به غم دچار شدم

امان ز مردم کوفه من از همین حالا
برای کوفۀ زینب جریحه دار شدم

سرِ شکافته ام را زِ یاد برده ام و
به یاد کوچه و بازار سوگوار شدم

#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
06:22
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


خوب کردی که سرِ سفره نمک هم داری
چون که زخم دلم امشب به نمک داشت نیاز

همسر من که زمین از نفسش بر پا بود
به مناجات شبش حور و ملک داشت نیاز

با خودش بود و به کار احدی کار نداشت
مهربان بود و به سوداش ، فلک داشت نیاز

خلق شد عالم هستی به وجود زهرا
به دعاهاش ، سما تا به سمک داشت نیاز

پشت در رفت حمایت کند از من ورنه
یک چنین فاطمه ای کِی به فدک داشت نیاز

یک زن و کودکِ بی تاب ، میان کوچه
کِی به بی حرمتی و فحش و کتک داشت نیاز

جای حیدر کمک از فضه گرفت و بر خاست
پشت در سقط جنین شد به کمک داشت نیاز

با نسیمی رُخِ گلبرگِ گُلم لَک می شد
تو بگو برگ گل یاس به چَک داشت نیاز ؟؟!!
**
.. حرمله ...! تا ز عطش جان ندهد طفل رباب
چند قطره فقط از آب خنک داشت نیاز


#مهدی_مقیمی

@raziolhossein
06:22
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


دوش بر فرق تو شمشیر فرود آمده بود
سنگ بر آینۀ اصل وجود آمده بود

شب تودیع تو از جوش ملک غوغا شد
وحی نازل شده و روح فرود آمده بود

به تمنّای حضور تو ز بام ملکوت
پیک قدسی به سلام و به درود آمده بود

آن شب از سرخی خون تو شفق رنگین شد
فجر حیرت زده با روی کبود آمده بود

جان ما بودی و بدرود جهان می گفتی
آن شب قدر که مسجد به سجود آمده بود

به امید کرمی پیک اجل این همه راه
به گدائی به در خانۀ جود آمده بود

ای گره خورده حیات دو جهان با نفَسَت
مرگ آن شب به سراغ تو چه زود آمده بود

غمت این بود که در خانۀ بی فاطمه باز
محشر تازه ای آن شب به وجود آمده بود

می شنید از گل لب های تو الله الله
شاهد غیب که از بزم شهود آمده بود

ای نماد حرم عشق و محبّت، نجفت
از تو شعر شفق آن جا به نمود آمده بود


#محمدجواد_غفورزاده

@raziolhossein
06:22
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


به دامان خدا سر داشت کعبه
به سینه داغ همسر داشت کعبه

به تیغ نامسلمانی دوباره
شب تاری ترک برداشت کعبه

#میلاد_حسنی

@raziolhossein
06:22
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

وجودم نخل از غم بارور بود
تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران ميوه دادم
همانا پاسخم نيش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر
به ديدار اجل مشتاقتر بود

اگر چه شاخههايم را شکستند
به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باک از تيغ زهرآلود دشمن
علي يک عمر در کام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من
که بس کاريترِ اين زخم سر بود

به جان فاطمه آنکه مرا کشت
نه تيغ ابن ملجم، ميخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگير
هزاران نيش خارم در بصر بود

به هر آهم هزاران زخم فرياد
به هر زخمم هزارن نيشتر بود

تو اي قاتل مرا کشتي نگفتي
علي يک عمر غمخوار بشر بود

زدي شمشير بر فرق امامي
که حتي مهربانتر از پدر بود

به اشک و خون دل بنويس "ميثم"
علي از فاطمه مظلومتر بود

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
ش
06:46
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


آمدی خانه ام دلم خوش شد
آفتاب یگانۀ زینب
چقدر خوب شد سری زده ای
دم افطار خانۀ زینب

باز امشب دوباره مثل قدیم
با هم از هر دری سخنی گفتیم
دخترانه تو را بغل کردم
پدری دختری سخن گفتیم

گفتی امشب دگر به شمع سحر
پر پروانۀ تو نزدیک است
از برای وصال فاطمه ام
دخترم خانۀ تو نزدیک است

حرف رفتن زدی دلم خون شد
طاقتم را محک بزن ، باشد
شیر را پس بزن نمک بردار
روی زخمم نمک بزن باشد..

گریه ات بی قرار زهرا کرد..
آسمان و ستاره هایش را
شب آخر چقدر می بویی
تکه ی گوشواره هایش را

خاطرات مدینه تازه شدند
میخ در که گرفت به شالت
یاد آن کوچۀ شلوغی که
مادرم می دوید دنبالت

.... مادرم می دوید، می افتاد
دور او را سر و صدا برداشت
از تو دستش جدا نمی شد که
قنفذ اما قلاف را برداشت

رفتی و آمدی چه آمدنی
حق بده غم مرا عذاب کند
چه کسی اینچنین دلش آمد
صورتت را به خون خضاب کند

پیش من بی رمق به خاک نَیُفت
ای پدر خاک بر سرم پاشو
گوشۀ خانه دق کنم خوب است؟
اسداللهِ مادرم پاشو

زخم فرق تو هم نمی آید
مجتبی هر قدر که می بندد
تا می آیم بلند گریه کنم
ابن ملجم بلند میخندد

صبرم از دست می رود بی تو
پس برای دلم نیایش کن
واجب الاحترامیِ من را
تو به این کوفیان سفارش کن

این طرف نزد خود حسن دارم
آن طرف هم حسین پیش من است
گریۀ من برای بی کسی
قتلگاه و شهید بی کفن است

#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
06:46
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه‌ی خرما می‌بُرد
روز می‌آمد و از سینه نفسها می‌بُرد
كیست این مَرد كه تا تیغ به بالا می‌بُرد
رزم را با مدد از حضرت زهرا می‌بُرد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این
اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این


كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد
از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد
از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد
کار او بود که اسلام ثمر در آورد

یاعلی روز و شب و شمس و قمر می‌گویند
ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می‌گویند


آه همسفره‌ی کور دل ویرانه کجاست
نان پز خانه‌ی این جمع یتیمانه کجاست 
مرکب بازیِ این طفل در این خانه کجاست
شانه‌ی بارکش و دستِ کریمانه کجاست

پیرزن پیش تنور است که آقایم کو
کودکی چشم به راه است که بابایم کو


گرچه از ضربه‌ی شمشیر سرش ریخت بهم
زهر کاری شد و با سر جگرش ریخت بهم
تا علی ریخت بهم دور و برش ریخت بهم
دید چشمان طبیب و  پسرش ریخت بهم

آه در آتش غم حاصل زینب را ریخت
سر تکان داد طبیب و دل زینب را ریخت


سوخت از حرف طبیب از خبرش عباسَش
می‌زند روی سرش هِی به سرش عباسَش
روضه خوانش حَسنش نوحه گرش عباسَش
قلبِ او هست حسین و جگرش عباسَش

وقت روضه شد و عباس به زانو اُفتاد
رفت از حال علی  درد به پهلو اُفتاد


وای از امروز حسن گوشه‌ی بستر اُفتاد
باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر اُفتاد
خواهر اُفتاد زمین تا كه برادر اُفتاد
یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر اُفتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است
ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بد دردی است


قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد میزد
تازه می‌كرد نفس را و مجدد میزد
وای از دستِ مغیره چقدر بد میزد
جای هركس كه در آن روز نمیزد میزد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می‌كرد
زینبش را به اباالفضل سفارش می‌كرد


زینم آه ببینی غمِ حنجرها را
می‌کشی روی جگر داغ برادرها را
بعد از آن جمع کنی پاره‌ی پیكرها را
میزنی چند گره معجرِ دخترها را

میزنی داد به گودال حرامی نزنید
تیغ كوفی و سر نیزه‌ی شامی نزنید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
06:49
#امیرالمومنین_شهادت


شمشیرِ زهر خورده به سر تکیه داده است
برعکس گشته خیر به شر تکیه داده است

گاهی شود هویت جنگل صنوبری
آن هم حساب کن به تبر تکیه داده است

از پنج تن چهار تنش هم به مرتضی
عالم اگر به پنج نفر تکیه داده است

این ماه ماه منشق شب های کوفه است
ماهی که ظاهراً به سحر تکیه داده است

عباس زیر بازوی او را گرفته است
این دفعه کهکشان به قمر تکیه داده است

گفتم که رفتنی است همان دم که دیدمش؛
می آید و پدر به پسر تکیه داده است

زینب سی و سه سال پس از داستان میخ
چون مادرش نشسته به در تکیه داده است

زخمی به نام فاطمه سر ریز می شود
زخمی که سال ها به جگر تکیه داده است

#مهدی_رحیمی_زمستان

@raziolhossein
06:51
#امیرالمومنین_مدح


کسی دکان نگشوده ست بی جواز علی
که رزق هیچ کسی نیست بی نیاز علی

خدا به داد ترازوی عادلان برسد
اگر حساب بسنجند با تراز علی

جهان سوال بزرگی ست، کشف خواهد شد
اگر که چاه بگوید چه بود راز علی

گره به کار خود انداختی طناب! چرا؟
چه خواستی که نداده ست دست باز علی

بپرس از آنکه دو دستی غلاف را چسبید
چه دیده از دو دم تیغ یکه تاز علی

به کوفه نیست امیدی که مسجدش نشکست
نماز هیچ کسی را به جز نماز علی


#محمد_حسین_ملکیان

@raziolhossein
ش
07:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#دوبیتی

یک شمع برای بال پروانه بس است
یک طعنه برای زخم جانانه بس است

ای تیغ،چه حاجت بشکافی سر را
سی سال نگاه بر در خانه بس است...

#مجتبی_فلاح_نیا

@raziolhossein
07:30
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


آن شب غمش لرزه به ارکان فلک می زد
فزت و رب الکعبه آتش بر ملک می زد

کعبه شب میلادش از یک سو ترک برداشت
این بار انگار از هزاران سو ترک می زد

گویا برای زخم های کهنه اش می خواست
عمری اگر هر شب فقط لب بر نمک می زد

گویا برایش نخلها هم گریه می کردند
با چاه نخلستان اگر حرف از فدک می زد

بر قاتلان همسرش هر روز بر می خورد
آری خدا اینگونه صبرش را محک می زد

آری علی را در میان کوچه ها کشتند
روزی که قنفذ داشت زهرا را کتک می زد

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
07:33
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


آن شب دوباره رفت پشت در به هم ريخت
باروضه هاي حضرت مادر به هم ريخت

آيات كوثر را فراوان خواند آن شب
از اول شب ساقي كوثر به هم ريخت

قلابه ي در چنگ زد بر دامن او
با ياد ميخ در يل خيبر به هم ريخت

محراب را آماده ي معراج خود ديد
با ديدن اشك علي منبر به هم ريخت

جوري به فرق مرتضي شمشير زد كه
با ضربه ي سنگين ظالم سر به هم ريخت

آه از نهاد جبرئيل آنجا در آمد
اركان هستي در غم حيدر به هم ريخت

از ناله ي فزت و رب الكعبه ي او
عرش خدا همراه پيغمبر به هم ريخت

با آنكه حيدر گفت دستم را نگيريد
با ديدن رنگ رخ اش دختر به هم ريخت

اي واي برحال دل طفل سه ساله
باديدن رگ هاي آن حنجر به هم ريخت

#محسن_صرامی

@raziolhossein
07:43
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

رکعت اول، نمازش با سلامت ختم شد
رکعت دوم، رکوعش تا قیامت ختم شد

شد عمودِ آهنین، سهم سرِ شیر خدا
در سحر شد منهدم یکباره، أرکانُ الهُدی

با وجودی که هنوز از هر قضاوت زود بود
من نمیدانم چگویم، تیغ زهرآلود بود

تا حسن آید به مسجد، کار از کارش گذشت
تیغ از پشتِ سرش، تا پشتِ رخسارش گذشت

زیر یک بازوی بابا را حسن محکم گرفت
زیر یک بازوی مولا را حسین کم کم گرفت

باز هم تکرار شد، آنکه عصای مادر است...
با حسینش مجتبی، حالا عصای حیدر است

وای بر حال دل زینب که مهمانش رسید
مرتضی با حال و احوال پریشانش رسید

جان زینب بر لب آمد، تا پدر برگشت باز
قابضُ الأرواح آمد، دیده تر برگشت باز

گفت دستانم رها سازید، زینب مضطر است
او به یاد روزهای واپسینِ مادر است

دخترم تاقت ندارد، رحم بر حالش کنید
کربلا در پیش دارد، فکرِ احوالش کنید

بعد از این سرها ببیند روی نِی، از تن جدا
خونِ من بر چهره بیند، بر گلو خون خدا

آید آن روزی که میبیند، میان اشک و آه
میزند در خون حسینش، دست و پا در قتلگاه

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
07:43
#مناجات
#دوبیتی


از بس که ‌ر‌ئو‌ف و ‌مهر‌بانی یا ‌ر‌ب
تو ملجأ هر پیر و جوانی یا رب

هرگز نشنیده ‌ا‌م گنه ‌کاری را
از خانه‌ی ر‌حمتت برانی یار‌ب

.....

نومید نمی‌شویم یک آن از ‌تو
دیدیم ‌مگر ‌به ‌غیرِ ‌ا‌حسان از تو؟

جر‌م و ‌گنه و ‌خطا و ‌عصیان از ما
جود و کر‌م و عطا و ‌غفران از تو

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
07:45
#مناجات
#دوبیتی

از شرم گناه خسته حالی دارم
پر سوخته ام شکسته بالی دارم

پُرسی تو اگر ز من، چه داری گویم
چیزی که ندارم ، دست خالی دارم

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
ش
09:06
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


وصال فاطمه یک عمر بود خواب و خیالش
دهید مژده اش اکنون، که میرسد به وصالش

به یاد یار غریبش مدام خون جگر خورد
گذشت در غم او، روز و هفته و مه و سالش

اگرچه رفته برون سالها ز شهر مدینه
هنوز خاطره هایش نمیرود ز خیالش

از آن زمان که شکستند استخوان هما را
فتاده است چو پروانه شعله در پر و بالش

گریست عمری و یک تن نگشت یاورش افسوس
کنون که او شده خندان، کنند گریه به حالش

رخش چو قرص قمر داشت جلوه در دل محراب
که تیغ خصم ستمگر شکافت تا به هلالش

طبیب دید حسن گرمِ «یارب» است و به سردی
بگفت: وایِ دلِ او و آرزوی محالش!

نهاد ماهِ فروخفته پا به خانۀ خورشید
ستاره بار شد از شوق، آفتابِ جمالش

همیشه داشت سؤالی ز روگرفتنِ زهرا
نگیرد امشب الهی، علی، جواب سؤالش

سعادت دو جهانت گر آرزوست، فقیرا
مدار دست ز دامان لطف حیدر و آلش

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
09:08
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
#دوبیتی

ای تیغ مرا لبالب از یارب کُن
ای تیغ بیا و راحتم امشب کُن
بشتاب و سرِ مرا شکاف اما باز
رحمی به دلِ سوخته ی زینب کُن


ای تیغ زمان زمانه‌ی نیرنگ است
بشکاف سَرَم که سینه‌ام خون رنگ است
یکبار نشد که سیر رویَش بینم
بشتاب دلم برایِ محسن تنگ است


ای تیغ پَرِ پر زدنش را بزنند
آن مرغ که قیدِ ماندنش را بزنند
ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد
مردی که به پیشِ او زنش را بزنند


امروز نه آن دَم علی از پا اُفتاد
تا خانمِ من زیرِ قدم‌ها اُفتاد
یک شهر برای بُردنم رد میشد
از رویِ دری که رویِ زهرا اُفتاد


ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز
او خورد زمین و من بُریدم آن روز
از پهلویِ میخ کوبِ زهرا آن روز
با دستِ خودم میخ کشیدم آن روز

#حسن_لطفی

@raziolhossein
09:08
#امیر_المومنین_شهادت
#شب_نوزدهم
۰

گره گشای دو عالم گره به ابرو داشت
تمام عمر پس از فاطمه غم او داشت

شبانه روز علی بود و گریه خون بود
تمام عمر عزای شکسته پهلو داشت

گره ز ابروی مولا فقط شبی وا شد
که تیغ، بین دو ابروی او تکاپو داشت

ندای قد قتل از آسمان کوفه رسید
زمین کوفه زمین لرزه و هیاهو داشت

تمام کینه دشمن به فرق مولا خورد
ولی هنوز علی با خودش دو بازو داشت

و تا حسین و حسن بازوی علی بودند
به کوفه دختر زهرا امان ز هر سو داشت

امان ز بی کسی و بی برادری روزی
که کوفه قصد جسارت به معجر او داشت

تقاص خطبه کوفه به شام اجرا شد
اگر چه قافله هشتاد و چند بانو داشت

مغیره های جدید و غلافهای قدیم
و دست دختر زهرا هنوز نیرو داشت

پیام خطبه شامش به کاخ دشمن گفت:
علی شهید عدالت، زبان حق گو داشت

همینکه رأس حسین از علی تلاوت کرد
شدید بر دهنش خیزران اصابت کرد

#محمود_ژولیده

@raziolhossein
09:08
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


ناله كن اى دل به عزاى على
گريه كن اى ديده براى على

كعبه ز كف داده چو مولود خويش
گشته سيه پوش عزاى على

عمر على عمرۀ مقبوله بود
هر قدمش سعى و صفاى على

ديدۀ زمزم كه پر از اشگ شد
ياد كند، زمزمه‏هاى على

تيغ شهادت سر او را شكافت
كوفه بُوَد، كوه مناى على

عالم امكان شده پر غلغله
چون شده خاموش صداى على

نيست هم آغوش صبا بعد از اين
پيك ظفر بخش لواى على

منبر و محراب كشد انتظار
تا كه زند بوسه به پاى على

ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعاى على

آه كه محروم شد امشب دگر
چشم يتميان ز لقاى على

مانده تهى سفرۀ بيچارگان
منتظر نان و غذاى على

واى امير دو سرا كشته شد
خانۀ غم گشته، سراى على

پيش حسين و حسن و زينبين
خون چكد از فرق هماى على

خواهی اگر ملك دو عالم حسان
از دل و جان باش گداى على

#حبیب_الله_چایچیان

@raziolhossein
ش
17:33
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_حسین_مناجات


قطره ای گمشده ام در دل دریای حسین
چشم ِ دل می طلبم محض ِ تماشای حسین

هر که را خواسته باشد به جنون می کِشَدَش
سخت دیوانه کننده ست مداوای حسین

کوه هم از کرَمش تاب نیاورد و نوشت؛
بر عقیق یمنی نام دلارایِ حسین

خانهٔ بختِ من از لطف خدا شد هیئت
تا که خوشبخت شوم، پیر شوم ‌پایِ حسین

از گناهان من آگاه ولی راهم داد
مانده ام در کرم و سبکِ مُدارای حسین

میزبان گرچه خدا، لحظهٔ افطار بگیر؛
حاجت از مشک و علَم! از خودِ سقّای حسین

در مناجاتِ ابوحمزه تداعی شده است
سجدهٔ نیمه شب و غربتِ نجوای حسین

میدهد جان به تنِ مرده به یک پلک زدن
طفل شش ماهه؛ همان حضرتِ عیسای حسین

روزه واجب شده تا روضه مجسّم بشود
یاد سوزِ عطش و خشکی لبهای حسین

#م_عاطفی

@raziolhossein
24 May 2019
ش
09:18
شعر مذهبی رضیع الـحسین
. بسم‌الله الرحمن الرحیم

هذا_یوم_الجمعه
و هو یومک المتوقع فیه ظهورک

دعای سلامتی حضرت فراموش نشود

اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن
ِ
صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِه في هذِهِ

السَّاعَة وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْنا حَتّى تُسْكِنَهُ

اَرْضَكَ طَوْعاً ًوَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا
.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج
۵صلوات به حضرت زهرا و حضرت خدیجه
هدیه بفرمایید

🌷اللهم‌صل‌علی‌محمد‌و‌آل‌محمد‌و‌عجل‌فرجهم 🌷

🌴اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🌴
ش
22:53
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم

همین که تیغ بَر سر  بر جبین خورد
میانِ خانه‌اش زینب زمین خورد

نه  تیغ اینقدر‌ها زوری ندارد
غلط گفتم که میخی آتشین خورد

- - -

علی را عاقبت از پا درآورد
که با خود تیغ یادِ مادر آورد

چنان زد تیغ هم نالید از درد
چنان زد دادِ زهرا را درآورد

- - -

سرِسفره دلِ دختر تَرَک خورد
فقط سه لقمه امشب با نمک خورد

علی امشب هوایِ روضه‌ها داشت
فقط میگفت بودم او کتک خورد

- - -

همان‌هایی که بانو را شکستند
خدایا بِینِ اَبرو را شکستند

چنان زد فاطمه اُفتاد از پا
گمانم باز پهلو را شکستند
-------

حسن با داغِ خود درگیرتر شد
 تمامِ مسجد از شمشیر تر شد

علی اُفتاد رویِ دامنِ او
حسن پیر است حالا پیرتر شد

- - -

نه مرحم نه دوا آورده بودند
فقط آه و نوا آورده بودند

فقط یک ضربه خورده بود اما
برای او عبا آورده بودند

- - -

زمین اُفتاد و می‌نالید بابا
که هر گوشه علی می‌دید بابا

عبا آورده بودند و کمش بود
علی را روی هم میچید بابا

- - -

صدا زد آتشِ دل را نشانید
مرا بر شانه‌های خود کشانید

جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر درِ خیمه رسانید

#حسن_لطفی

@raziolhossein
22:53
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_نوزدهم


شدم راحت الا ای تیغ امشب
ز درد وغصه ها بودم لبالب

میان سینه ی من بود دردی
که تو امشب مرا آسوده کردی

زبعد سالها از جور اعدا
شدم آماده ی دیدار زهرا

مرا راحت ز دنیا کردی امشب
گره از کار من وا کردی امشب

به چشم پر ز خون کردم تماشا
که یارم پشت در افتاد ازپا

الا ای تیغ تو آنجا ندیدی
تو زخم دست زهرا را ندیدی

تو بر داغ دلم هر دم فزودی
تو آنجا در غلاف کینه بودی

گلم را دیدم آنجا با غم ودرد
که قنفذ بین کوچه پرپرش کرد

از آن ترسم که روزی بین گودال
زنی ضربه،به جسم بی پروبال

رسد تیری اگر بر پیکر او
توجا وامیکنی در هر پر او

بگو شائق تو با سوز دل و جان
که همچون قدر،قدرم ماند پنهان

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
25 May 2019
ش
03:29
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت

فـرقم شکست،غربـت حیدرتمام شد
عُمـــرِ پُـر از مصیبـت حیدر تمام شد

فرقم شکست خون دلم‌ریخت‌ازسرم
شبها و اشگ حسرت حیدر تمام شد

دردِ نگفتـه دردل حیدرهنــوزهست
باچاه کــوفه صحبت حیدرتمام‌شد

طفلِ یتیـــمِ‌چشـم‌به رَه راخبـردهید
دستِ پـــرازمحبـّـــت حیدرتمام شد

ویران نشین کــوفه علی راصـدا نزن
شرمنده ام که فرصت حیدرتمام‌ شد

ای نخل آب خــورده زچشــم ابوتراب
اشــگِ پُــر از حکــایتِ حیدر تمام شد

محـراب کـوفـه دیده به راه علی نباش
اشگ و دعــا و خلـــوتِ حیدرتمام شد

ازآن شبی که فاطمه ام زیرخاک رفت
واللّــــه ، خواب راحت حیدرتمام شد

سی سال‌من‌گریستـم از هِجرِ فاطمه
این هِجــر باشهــادت حیدرتمام شد

سی سال یادسینه بشکسته‌سوختم
این عُمــــر ،باخجالتِ حیدرتمام شد

وقتی زدندفاطمـه رابین کوچه ها
ازآن به بعد حرمت حیدرتمام شد
ـــــــ
آنجا زمـان غـربت حیدرشروع شد
بایک لگد مصیبت حیدرشروع شد

سیلی زدند فاطمه راپیش چشم‌من
درکوچه اشگ غیرت حیدرشروع‌شد

میریخت‌خون‌زسینه‌ٔزهرابه پشت‌در
سقط‌جنین وحیرت حیدرشروع‌شد

آسیب دیدصورت وسرازفشار در
بادردِ سر ‌، حمایت حیدرشروع شد

درپیش چشم خلق،زمین خوردفاطمه
یعنی که هتک حرمت حیدرشروع‌شد

احــرام بستـــه فاطمـــه،لبیـک یاعلی
احــرامِ او به نیت حیــــــدرشروع‌شد

#خادم

@raziolhossein1
26 May 2019
ش
01:56
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت

رویت هماره در نظر ماست یا علی
زخمت جراحت جگر ماست یا علی

خونی که ریخت بر روی سجّاده ات زخاک
اشک همیشه در بصر ماست یا علی

ما امّتیم و تو پدرِ کلّ امّتی
داغ تو ماتم پدر ماست یا علی

ما را زطینت تو خدا آفریده است
زخم سر تو زخم سر ماست یا علی

چون نخل قد خمیده کشیدیم سر به جیب
خرما نه، خون دل، ثمر ماست یا علی

این اشگها که در دل شب بر تو ریختیم
تنها ستارۀ سحر ماست یا علی

حتّی اگر به وادی جنّت سفر کنیم
زخم دل تو همسفر ماست یا علی

چاهی که ناله های تو را ضبط کرده است
این سینه های پر شرر ماست یا علی

تابوت تو است تا صف محشر به دوش ما
دریای اشک، چشم ترِ ماست یا علی

این افتخار بس که بگویند اهلبیت
"میثم" مقیم خاک در ماست یا علی


@raziolhossein1
ش
16:44
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت


گه سخن گفت به کلثوم و حسین و زینب
گاه آهسته سخن گفت به گوش حسنش

حسنم مرد جزامی همه شب منتظر است
تاکنی دور ز دل غصه و درد و محَنش

هر یتیمی که نظر کردی و نانش دادی
از ره لطف تو بگذار غذا در دهنش

حسنم ایندم آخر بگو از یاس علی
بگو امروز تو از لحظه ی پرپر زدنش

حرفی از کوچه نگفتی به من،امروز بگو
دیدی آنروز کتک خوردن و سیلی زدنش

نیستی گرچه تو در کرب و بلا،غصه نخور
دو گل ناز تو هستند میان چمنش

قاسمت زیر سم اسب لگد کوب شود
می شود هم قد و هم قامت عباس تنش

استخوانهای یتیم تو شود نرم حسن
می شود زیر و زبَر از سُم مرکب بدنش

شائق این را برسان برهمه عالم،که علی
اصل دین است و خدایی است تمام سخنش

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
16:46
#امیرالمومنین_شهادت


دخترم اشک مریز و بنشین در بر من
لختی آرام که باشد نفس آخر من

بعد سی سال به سر آمده هجر من و یار
عطر زهراست که پیچیده به دور و بر من

خوب شد زخم سرم را ز تو پنهان کردم
تاب این صحنه نداری که ببینی سر من

صبر کن گریه مکن غصه و غم در راه است
دیدی اینجا تو فقط خون به روی بستر من

وای از کرب و بلا تنگی گودال و حسین
حرف گودال شد و سوخت همه پیکر من

آن زمانی که حسینم به زمین می افتد
سعی کن روی بلندی نروی دختر من

روبرویت بدنش روی زمین می غلتد
بود در خواب همین صحنه به چشم تر من

شائق،از شعر تو زهرا نه فقط سوخت دلش
سوخت در عرش دل هم پدر و مادر من

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت
#عامیانه


عاميانه اي براي اميرالمؤمنين عليه السّلام
از زبان يتيمهاي كوفه

رو لباي ما يتيما بعد از اين
حتّي يه ثانيه لبخند نمياد
كاش ميشد خون ماهارَم بريزن
حالا كه خون سرش بند نمياد
---------------------------
اي خدا كاشكي طبيب شهرمون
كاري واسه اين جراحــت بكنه
كاش نگه به پسر بزرگترش
بگــيد آقاتــون وصيّت بكنه
----------------------------
دره خونه ش ميشينيم گريه كنون
كاسه هاي شير توي دستامونه
به حسن با گريه ميگيم آقاجون
شنيديم ، شير دواي بابامونه !!!
-----------------------------
باچشاي غرق اشك و خون حسين
ميگه بسّه بچه ها ديگه پـاشين
انگاري كه با نگاش به ما ميگه
كاشكي بَعدَنم همينجوري باشين
-----------------------------
امّا...
بعضي از همين يتيما كه حالا
به نشستن دم اين خونه خُـوشن
واسه چند تا قطره آب تو كربلا
بچّه ي شيرخوارشونـم ميكُشن

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_مدح

ای آبروی هر دو جهان يا علی مدد
فرياد ذوالفقار زمان يا علی مدد

ای لنگر سفينه ی آدم و هستی اش
ای ناخدای كشتی جان يا علی مدد

رو بر خدا و چشم به مهر تو بسته ايم
ای ناجیِ قيامت مان يا علی مدد

مولای من آقای من امام من علی ست
سلطان شيعيان جهان يا علی مدد

حق را به نام نامیِّ تو سكّه می زنند
ای والی بهشت جنان يا علی مدد

لغزيده پای امت اگر در سراب خويش
ما را به عافيت برسان يا علی مدد

پيوند اشتياق تو در سينه های ما
آقا كرانه تا به كران يا علی مدد

هر كس شود فدايی علی مقدس است
شيرخدای روز عيان يا علی مدد

ما را به لحظه های عبور از صراط دوست
ياری كنی به قفل دهان يا علی مدد

هر آرزو به مقصد و منزل نمی رسد
الا به ذكر " ياعلی " به زبان يا علی مدد

ای ساقی پياله ی كوثر به حق عشق
ادركنی ای اميد كسان ؛ يا علی مدد

آوای يا علیِ تو ميراث همدلی
ای آبروی اهل اذان يا علی مدد

#حامد_فروغی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت

هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی
چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی

چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق‌شناس
ماند در آیینه سیمای درخشان علی

از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟
یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی

گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت
همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی

چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق
آبرویش مایه دارد از نمکدان علی

از دهانی بر دهانی می‌رود چون بوی گل
قصهٔ از گوش‌های خَلْق پنهانِ علی

در میان آید اگر پای عدالت می‌نهد
داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی

پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد
چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی

کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را
با هزاران خون دل، پرورده دامان علی

در کویر خاک، باغ لاله پوش کربلا
هست چشم انداز سبزی از گلستان علی

کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد
هست یعنی کعبه هم از سینه چاکان علی!

نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق
تا نشانی باشد از زخم نمایان علی

ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست
عودسان هر چند عمری سوختی جان علی

نالهٔ مجروح دارد ساز غم، امشب مگر
خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟

داده بود انگشتری را بر گدای دیگری
داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی

در میان تنگ‌دستی‌ها، شهادت مرده بود
گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی

کی شهادت با علی یک‌دم جدایی داشته‌ست؟
بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی!

با شهادت از رگ گردن علی نزدیک‌تر
او در این حسرت که بیند روی تابان علی

نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»!
تا بگویم ای سر و جانم به قربان علی

#قادر_طهماسبی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_مدح


ای که توحید از وجودت یافته تمثال ها
در نبوت احمدی و ، در امامت آل ها

نور تو دیدند، چون خورشید، حتی کورها
مدح تو خواندند، چون آیات، حتی لال ها

در فصاحت پیش تو صف بسته قدهای الف
در بلاغت نزد تو خم گشته قد دال ها

کن تلاوت (ما لها) را تا زمین بشناسدت
معنی (انسان) تویی در سوره ی (زلزال)ها

جامه ی جنگ تو بی پشت است و در وقت نبرد
هیچ کس چون تو نکرد از مرگ استقبال ها

سنگ بستن بر شکم سهم تو گشته از جهان
داغ شد دست عقیل از سهم بیت المال ها

جامه های پر بها تر را به قنبر داده ای
تا وجود اطهرت ، عریان شد از آمال ها

در نمازت تیر از پای تو بیرون میکشند
در نمازت تیغ بر فرقت زند دجال ها

تو به سجده رفتی و شمشیر پشتت سجده رفت
رب کعبه رستگارت دید در آن حال ها

گفتی از غیرت اگر مردی بمیرد عیب نیست
وقتی از پای زنی غارت شود خلخال ها

غیرت اللهی و حق داند که بر تو چه گذشت
از غلاف تیغ و... از رنگ کبود بال ها

ای که بخشیدی به سائل خاتم خود را ببین
کربلا تکرار شد این قصه در گودال ها

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


شبي هم اين دل ما انتخاب خواهد شد
براي خلوت اُنست خطاب خواهد شد

مكش زخيمه دلها عمود مِهرت را
كه آسمان به سرما خراب خواهد شد

كسي كه مهر علي در قنوت او جاري است
دعاي نيمه شبش مستجاب خواهد شد

ميان مردم صاحب نظر اگر برود
غلام در گهت عاليجناب خواهد شد

كوير را نفس قنبرت كند دريا
سراب نام تو نشنيده آب خواهد شد

به قدر فهم كمم هم اگر كه بنويسم
فضايل تو هزاران كتاب خواهد شد

چه ديده بود پيمبر كه گفت در اين ماه
محاسن تو به خونت خضاب خواهد شد

جواب خلقت خلقي و از بد دنياست
كه زخم فرق سر تو جواب خواهد شد

امام اول دنيا پس از شهادت تو
امام كشتن اين قوم باب خواهد شد

يكي به سوده الماس پاره پاره جگر
یکی ز فرط عطش دل كباب خواهد شد

پس از تو كار به جايي رسد در اين دنيا
كه صيد حرمله طفل رباب خواهد شد


#محسن_عرب_خالقی


@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


شب بود و می رفتند حیدر را بشویند
آئینه ی الله اکبر را بشویند

از آسمان آمد کمک ،تنها نمی شد
تا پیکر ساقی کوثر را بشویند

باور نمی کردند ، آیا این علی بود ?
یعنی چگونه روح باور را بشویند

بر مغتسل خوابیده بود آرام و مظلوم
تا بچه ها زخم مکرر را بشویند

پیشانی اش دارد عجب زخم عمیقی
باید کمی آرام تر سر را بشویند

زخم فدک ، داغ مدینه تازه شد وای
انگار می رفتند مادر را بشویند

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت

به چاه می رود آن کس که رفت از بیراه
علی است راه و شبم را علی است آری ماه

به چاه گفت و غمش را به سینه ی او ریخت
علی نداشت مگر یار دیگری جز چاه

علی نه گریه نه افسوس ، یار می خواهد
ندید از من و امثال ما به غیر از آه

چه بی حیاست کسی که بگوید از حیدر
ولی دروغ ببندد به حضرتش گهگاه

بگو که روزه ی باطل گرفته مردی که
دروغ بسته به قول علی ولی اللّه

بگو به هر که نفهمیده بیعت او را
غدیر را بشناسد به عادَ مَن عاداه

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت
#بستر_بیماری


کنار من ، صدف دیده پر گهر نکنید
به پیش چشم یتیمان ، پدر پدر نکنید

توان دیدن اشک یتیم در من نیست
نثار خرمن جان علی ، شرر نکنید

اگر چه قاتل من کرده سخت بی ‌مهری
به چشم خشم ، به مهمان من نظر نکنید

اگر چه بال و پرکودکان کوفه شکست
شما چو مرغ ، سر خود به زیر پر نکنید

از آن خرابه که شب ‌ها گذرگه من بود
بدون سفره ی خرما و نان گذر نکنید

به پیرمرد جذامی سلام من ببرید
ولی ز مرگ من او را شما خبر نکنید

#علی_انسانی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت

کوفیان بهر علی امشب عزاداری کنید
تا سحر با زینبم از دیده خون جاری کنید

بر غریبی علی با کودکان بی پدر
در کنار سفره های بی غذا زاری کنید

تا که بودم کس نشد از مهر یار من ولی
در عزای من یتیمان مرا یاری کنید

هر چه بود از من گذشت ای کوفیان بی وفا
بعد از من با حسین من وفاداری کنید

وای اگر بر خیمه های او ببندید آب را
وای اگر با تیغ و نیزه میهمانداری کنید

زین همه شیری که آوردید از بهر علی
جرعه ای بهر علی اصغر نگهداری کنید

یاد ایامی که زینب بود عزیز شهرتان
سنگ بر فرقش نریزید آبرو داری کنید

دیدن فرق سر خونین من او را بس است
تا نبیند او سری بر نیزه ها کاری کنید

#عبدالحسین

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت

كوفه امشب چه ساكت و سرد است
كوفه امشب چقدر پُر درد است

كوفه امشب نميرود در خواب
كوفه گرچه عجيب نامرد است

چشمهایِ يتيمها پُر خون
سرِ راهِ امير شبگرد است

كاسه‌ها خالی است از شير و
چهره از فرطِ گريه‌ها زرد است

آه مادر ، غريبه امشب نيست
نانِ ما را پدر نياورد است

نذر دارم كه خونجگر نشوم
من يتيمم يتيم تر نشوم


پيرمردی كه می‌رسید اينجا
مو سپيدی كه در دلِ شبها

رویِ دوشش هميشه زخمی بود
ردّی از بارِ كيسه‌ی خُرما

در كنار تنور نان می‌پخت
خنده‌اش می‌ربود غمها را

جایِ بازیِ ما به دامنِ او
پهلوان بود بود مَركبِ ما

آه مادر بگو كجا رفته؟
آه بابا دلم گرفته بيا


چهره‌اش بينِ خانه ديدن داشت
حرفهایِ دلش شنيدن داشت

گفت زخمی به زخمها نزنید
یا نمک رویِ زخم ما نزنید

گفت با ما كه طعنه‌ها نزنيد
دستِ رد بر من و خدا نزنيد

گريه می‌كرد و زيرِ لب ميگفت
كه نمك رویِ زخمِ ما نزنيد

روزگاری يتيم اگر ديديد
خنده بر اشک بی صدا نزنيد

پيشِ چشمانِ دختری كوچك
سنگها را به نيزه‌ها نزنيد

سرِ زنجير را به هر طرف نكشيد
عمه‌اش را به ناسزا نزنيد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


رنگ از رخت پریده و رنگم پریده است
در بین بستری و دل من رمیده است

بابا چقدر چهره ی زرد تو آشناست
چشمت چه قدر غصه ی هجران کشیده است

فکر منی پدر که به کوفه چه می کشم ؟
روزی که می رسم و قد من خمیده است

دلشوره ی حسین تو را هم گرفته است ؟
چون نوبت فراق تو با او رسیده است

وقت غروب همره مادر تو هم بیا
وقتی که شمر تا دم مقتل دویده است


#محمد_مبشری

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کنند
دست های پینه دارش استراحت می کنند

نخل ها از غربت و بغض گلو راحت شدند
مردم از دستِ عدالت های او راحت شدند

ای خوارج، بهترین فرصت برای دشمنی ست
شمع بیت المال را روشن کنید، او رفتنی ست

درد را با گریه های بی صدا آزار داد
با لباس نخ نمایش، کوفه را آزار داد

مهربانی نگاهش حیف مشگل ساز بود!
روی مسکین ها درِ دارالخلافه باز بود

دشمنانش درلباسِ دوست بسیارند و او
بندگان کیسه های سرخ دینارند و او

ساده گی سفره اش خاری به چشم شهر بود
مرتضی با زرق و برق زندگی شان قهر بود

نیمه شب ها کوچه ها را عطرآگین می کند
درعوض، درحقِ او هر خانه نفرین می کند

حرص اهل مکر، از بنده نوازیِ علی ست
داستان بچه هاشان بی نمازی علی ست

گام در راهِ فلانی و فلان برداشتند
از اذان ها نام او را مغرضان برداشتند

جرم سنگینی ست، بر لب خنده را برجسته کرد
چاه ها دیدند مولا خستگی را خسته کرد

جُرم سنگینی ست، تیغ ذوالفقاری داشتن
زخم ها از بدر و خیبر یادگاری داشتن

جُرم سنگینی ست،از غم کوله باری داشتن
مثل پیغمبر عبایِ وصله داری داشتن

جُرم سنگینی ست، بر تقدیر حق راضی شدن
با یتیمان روزهای گرم همبازی شدن

جُرم سنگینی ست، جای زر، مقدر خواستن
در دو دنیا خیرخواهیِ برادر خواستن

جُرم سنگینی ست، در دل عشق زهرا داشتن
سال ها در سینه داغ کهنه ای را داشتن

هیچ طوفانی حریف عزم سکانش نبود
تیغ تیز ابن ملجم قاتل جانش نبود

پشت در، آیینه اش را سنگ غافلگیر کرد
زخم بازویی، امیرالمومنین را پیرکرد

مرگ سی سال است بر او، خنجر از رو می کشد
هر چه مولا می کشد، از درد پهلو می کشد

#وحید_قاسمی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد
سالیانی‌ست که در دل غم زهرا دارد

روضهٔ فاطمه یک روضهٔ معمولی نیست
شرح دوران غريبی‌ست که مولا دارد

شرح قومی‌ست که در موعد ياری امام
جای لبيک، فقط شايد و اما دارد

قصهٔ‌ مردم بیعت‌شکن است این روضه
خون اگر گريه کند چشم زمان، جا دارد

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟
آه با چاه خدایا! چه سخن‌ها دارد

بعد يک عمر غم خانه‌نشينی، حالا
غم بدعهدی دنیا طلبان را دارد

این یکی در طلب بردن بیت المال است
آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است
این طرف فتنهٔ جهل است که غوغا دارد

بی‌وفایی کمر کوه وفا را خم کرد
داغ‌ها بر جگر از مردم دنیا دارد

می‌رود با غم سی سال غریبی اما
جگری شعله‌ور از قصهٔ‌ فردا دارد

آه کوفه‌ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه
نیزه‌ای در وسط شهر تماشا دارد

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


جبریل در این سمت بستر اشک می ریزد
آن سمت بستر هم پیمبر اشک می ریزد

زهرا نبود امشب کنار بچه های خود
ام البنین پس جای مادر اشک می ریزد

داغ پدر خیلی برای دختران سخت است
پس بیشتر از هرکه دختر اشک می ریزد

ميخواست تا بابا نبیند اشک هایش را
پس دخترش در زیر معجر اشک می ریزد

اشکی که دخترهاش میریزند جای خود
اما حسن یکجور دیگر اشک می ریزد

چشم دو عالم اشک ریزان حسین است و...
چشم حسین از داغ حیدر اشک می ریزد

سقای دشت کربلا مثل حسین امشب
در ماتم ساقی کوثر اشک می ریزد

قنبر بجای نوکران امشب کنارش هست
پس جای ما هم چشم قنبر اشک می ریزد

از عرش سیل اشک در عالم سرازیر است
بهر علی عالم سراسر اشک می ریزد

چشمی که گریان علی و بچه هایش نیست
از روی حسرت روز محشر اشک می ریزد

#آرش_براری

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت


خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند
به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند 

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند


#سید_حجت_بحرالعلومی


@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

شب شد و بین کوچه ها پرنده پر نمی زند
کسی به غیر بی کسی حلقه به در نمی زند

تو رفتی آه غمت به آتشم کشیده است
در دل من روضه تو به جز شرر نمی زند

بعد تو گریه میشود روزی دخترت پدر
به شام گریه های من سپیده سر نمی زند

خفته یتیم کوفه در کوچۀ انتظار تو
نمی خورد نان و به جز حرف پدر نمی زند

ز اشک هر شب تو هر درخت کوفه سبز بود
بدون تو شکوفه ای به برگ بر نمی زند

تو رفتی و پس از تو ای سوخته دل آه کسی
شعله به چاه کوفه از آتش در نمی زند

تو رفتی و اهالی خرابه ها گریستند
که بعد از این کسی دگر خرابه سر نمی زند

#موسی_علیمرادی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


ای یادگار مادر مظلومه دخترم
دخت بلا کشیده من روح پیکرم

اینقدر پیش دیده من دیده تر مکن
گریه به روی خونی و فرق پدر مکن

اینقدر با دو چشم ترت آتشم مزن
با ناله پدر پدرت آتشم مزن

لطمه به رخ مزن دگر آه و نوا بس است
داغ کبودی رخ زهرا مرا بس است

تو پیش از این مصیبت بسیار دیده ای
تو ماجرای سینه و مسمار دیده ای

فرق شکسته دیده ای و گریه می کنی
بر نی سر بریده ببینی چه می کنی

قدری به خاطر دل بابا صبور باش
فکر سر بریده و خاک تنور باش

حالا عزیز کوفه حقیرت نمی کنند
عباس تا که هست اسیرت نمی کنند

#عبدالحسین

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم


فـرق مــرا تــو طــاقـت دیــدن نداشتـی
هجده سـر بـریـده ببینـی چـه می کنی

اینجـا همه بـه گریه ى تـو گریه می کنند
خنده به اشک دیده ببینی چه می کنی

خون ریزد از شکاف سرم خون جگر شدى
جسمى بخون تپیده ببینى چـه مـی کنى

تو یکسره به چشم پدر بوسـه مـی زنـى
تـیـرى درون دیـده ببینـى چـه مـی کنـى

وقتـى کــه می رسد ز شریعه، حسین را
بـا قـامتـى خمیـده ببینـى چـه مـی کنـى

طفـلان در بـــه در بـــه بیـــابـــان کـــربـلا
چون آهوى رمیـده ببینـى چـه مـی کنى

یک ضربـه زد بـه فـرق سـرم راحتـم نمـود
تـو قتـل صبـر، دیـده؟، ببینى چه می کنى

مـن پیـکرم بـه غیـر سـرم لطمـه ایى ندید
جسمی گلـو بریـده ببینی چه می کنی ...

#سعید_خرازی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_مدح

خدا مرا ز ولای علی جدا نکند
من و خیال جدایی از او؟ خدا نکند

به آنچه در حق من می‌کند خوشم اما
خدا کند که دلم را ز خود جدا نکند

کسی که جانب بیگانه را نگه دارد
نمی‌شود که نگاهی به آشنا نکند

به خانه زادی او کعبه می‌کند اقرار
دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟

کسی ز کار دلی عقده وا نخواهد کرد
اگر اشاره به دست گره‌گشا نکند

سزد به حضرت او منصب ید اللّهی
که غیر او گره از کار خلق وا نکند

مرا حواله به لعل لب مسیح مده
که جز نگاه تو درد مرا دوا نکند

خدا کند که قَدَر اَندر این لیالی قَدْر
مرا به هجر تو این قَدْر مبتلا نکند

چه لذتی است ندانم به زخم شمشیرت
که کشتۀ تو دمی فکر خونبها نکند

#محمدعلی_مجاهدی

@raziolhossein
16:51
#امیرالمومنین_شهادت


شکسته بالی و با دخترت سخن گفتی
کمی ز غربت خود را برای من گفتی

چقدر طعنه شنیدی چقدر دم نزدی
چقدر حرف خدا را به مرد و زن گفتی

چقدر حرف دلت را به چاه میبردی
چقدر درد و دلت را به خویشتن گفتی

دم غروب سلامی به همسرت دادی
گمان کنم که به زهرا ز آمدن گفتی

دلت گرفت پدر یاد مادر افتادی
ز شعله های در و از لگد زدن گفتی

یتیم ها که برای تو شیر آوردند
ز بی وفایی این کوفیان به من گفتی

تو از شلوغی و ترس از ربودن اطفال
ز سنگ خوردن و سختی رد شدن گفتی

برايم از غم بزم حراميان اي واي
برايم از غم معجر نداشتن گفتی

سحر به رسم سفارش کنار عباست
فقط حسین حسین و حسن حسن گفتی

نوشت بر کفنت جوشنی حسین غریب
تو از وصیت زهرا و پیرهن گفتی

ز کشتن نوه هایت ز کشتن پسرت
ز قتلگاه و بدن های بی کفن گفتی


#محمدجواد_پرچمی

@raziolhossein
16:52
کار از دعای جوشن و قرآن گذشته است

تنها امید و راه نجاتم فقط حسین


#سید_علی_احمدی

@raziolhossein
16:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×853, 72.9 KB
یاحسین.......

امشب که رِزق و روزی ما می خورد رقم
آقا نیُفتد از قلمت #کربلای ما ...

#لیله_القدر
#لیله_الجمعه

.
16:52
#شبهای_قدر
#دوبیتی

لیلةالقدر مقدر بنما یا الله
اربعین پای پیاده حرم ثارلله

سحری راه بیفتیم ز ایوان نجف
همگی رو بسوی صحن اباعبدلله

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:52
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
720×480, 106.4 KB
#شبهای_قدر
#دوبیتی

لیلةالقدر مقدر بنما یا الله
اربعین پای پیاده حرم ثارلله

سحری راه بیفتیم ز ایوان نجف
همگی رو بسوی صحن اباعبدلله

#قاسم_نعمتی
16:52
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت
#دوبیتی

در کوفه نبود مرد الّا حیدر
یار همه بود و بود تنها حیدر

تا بود نشد ولی پس از کرببلا
از کوفه گرفت مزد خود را حیدر

#محسن_ناصحی

@raziolhossein
16:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
511×479, 77.6 KB
#یاعلی

كم كم شِنَوَم فاطمه جان بوي تورا
در پرده ي خون مينگرم روي تو را

از ضربه ي تيغ بر سرم حس كردم
در پشت در آن ضربه ي پهلوی تو را

.
16:53
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

كم كم شِنَوَم فاطمه جان بوي تورا
در پرده ي خون مينگرم روي تو را

از ضربه ي تيغ بر سرم حس كردم
در پشت در آن ضربه ي پهلوی تو را

@raziolhossein
16:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×818, 181.4 KB
همه با کاسه‌ی شیر آمده بودند امشب
غیرِ عباس که با کاسه‌ی آب آمده بود

#سعید_صاحب_علم

@raziolhossein
16:53
#حضرت_زهرا
#دوبیتی
🔸صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا🔸

اسرارِ تو در صفات و اسما مخفی ست
مانند خدا، که آشکارا مخفی ست

باید که ندانیم کجا مرقد توست
وقتی شب قدر، بین شب ها مخفی ست

#محمد_مهدی_خانمحمدی

@raziolhossein
16:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 21.2 KB
#یاعلی

هنگام فلق که آن شبِ غاسق رفت
خونین به هوای یارِ خود، عاشق رفت
تقدیر چنین بود که اندر شب قدر
قرآنِ خموش آمد و ناطق رفت...


#قیصر_امین‌پور
16:53
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

هنگام فلق که آن شبِ غاسق رفت
خونین به هوای یارِ خود، عاشق رفت

تقدیر چنین بود که اندر شب قدر
قرآنِ خموش آمد و ناطق رفت...


#قیصر_امین‌پور

@raziolhossein
16:53
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر
#دوبیتی

جز با تو امید مغفرت ممکن نیست
وز غیر تو کسب معرفت ممکن نیست

گفتند که عافیت بخواهم #شب_قدر
جز با فرج تو عافیت ممکن نیست

@raziolhossein
16:53
#امیرالمومنین
#شبهای_قدر
#دوبیتی

قرآن شده نازل، بستانید آن را
هر قدر توانید، بخوانید آن را

بر سر بنهید و "بعلیّ" گویید
آمد شب قدر، قدر دانید آن را

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
16:53
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×1133, 255.3 KB
#ای‌جان

خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست
هر کس که خاک پای علی نیست مرد نیست

یک شب میان صحن نجف داد می‌زدم
گشتم نبود بهتر از این‌جا نگرد نیست

#مجید_تال
16:53
#امیرالمؤمنین‌_مدح
#دوبیتی

خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست
هر کس که خاک پای علی نیست مرد نیست

یک شب میان صحن نجف داد می‌زدم
گشتم نبود بهتر از این‌جا نگرد نیست

#مجید_تال

@raziolhossein
16:54
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

اسماء خدا را به صفاتش دادند
از جلوه فاطمه به ذاتش دادند

دلتنگ رخ فاطمه اش بود علی
وقت سحر از غصه نجاتش دادند

#محمد_رسولی

@raziolhossein
16:55
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

آن مظهر مهر ازلی را بردند
در نیمه ی شب نور جلی را بردند

تشییع جنازه اش تماشایی بود
بر دوش فرشتگان علی را بردند

#کمیل_کاشانی

@raziolhossein
16:55
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

امشب که نمک به زخم دین بگذارند
آتش به پرِ روح الامین بگذارند

نان آور هرشبی، نیامد امشب
طفلان سرِ بی شام زمین بگذارند

#علی_انسانی

@raziolhossein
16:55
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_بیست_و_یکم
#دودمه

درد پنهان علی امشب مداوامیشود
ناله برپا میشود

بارخی غرق به خون مهمان زهرا میشود
ناله برپا میشود

#قاسم_نعمتی

@raziolhossein
16:55
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
500×469, 29.5 KB
آی خدا.....

شک ندارم که خطاکارم و بد، آه ولی
بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلیٍّ بِعَلی …

#محسن_کاویانی
16:56
#امیرالمومنین_مدح


ای ز ازل وجود تو، بدون انتها علی
آینه ی محمدی ، آیت کبریا علی

علم بود کبوتر ، بام (سلونی ) شما
یقین ، چو طفل مکتب (لو کشف الغطا) علی

تویی که در شبی شگفت ، از سر شام تا سحر
در همه جای بوده ای ، با همه کس سوا علی

نه در سرای دخترت ، بر سر سفره ی خدا
خدا گواست از تو شد ، حق نمک ادا علی

پیمبری که پای او ، به قاب قوس می رسد
به شانه ی بلند او ، نهاده ای تو پا علی

سوره ی توبه شاهدت ، که عصمت تو از خداست
شریک اسم اعظمی ، نقطه ی تحت با علی

کمال تو جلالت ، سید مرسلین شده
جمال تو عبادت ، سیده النسا علی

نماز تو نشانه ی ، دیدن آفریدگار
رکوع توست شاهد ، زکات بر گدا علی

ببار رحمت خدا ، جهان گرسنه مانده است
(و یطعمون ) باز کن ، سفره ی هل اتی علی

شکافت فرق کعبه و ولادتی دوباره شد
فزت و رب کعبه را ، بخوان هماره یا علی

مرد که گریه میکند ، یقین دلش شکسته است
گریه مکن دلاور ، حدیث لا فتی علی

خلوت چاه محرم ، روضه ی نا تمام توست
شمع وجود تو پر از ، گریه ی بی صدا علی

بگو که بیت وحی را ، چرا ز کینه سوختند؟
بگو که سوخت کوثرت ، میان شعله ها علی

قسم به چشمهای تو ، میان کوچه دیده اند
که صبر بسته دست تو ...که صبر تا کجا؟ علی

#میثم_مومنی_نژاد

@raziolhossein
16:56
‍ ‍ #امیرالمومنین_شهادت


آن حاکمی که یاد فقیران کشورش
ناخفته سیر، یک شب از آن خشک نان، یکیست

شاهی که داشت شوق یتیمی، رعیتش
تا باشدش چو او پدری مهربان، یکیست

آن محور ثبات عوالم که در عزاش
رفت از قرار، ارض و سما هردوان، یکیست

آن مایۀ فراغت جانها که در غمش
از ساکنان چرخ برآمد فغان، یکیست

آن اسوۀ فتوت و رادی که میکند
با قاتلش معاملۀ میهمان، یکیست...

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
16:56
#امیرالمومنین_شهادت


شبی که آینه‌ام را به دستِ خاک سپردم
هزار بار شکستم، هزار مرتبه مردم

دو دست از سر حسرت به هم زدم که چگونه
به دست خود گل خود را چنین به خاک سپردم؟!

شد اشک غربت و گل کرد روی خاک مزارش
هر آن چه داغ که دیدم، هر آن چه غصه که خوردم

شب آمدم که بگریم تمام درد دلم را
سحر به غربت خانه، جز اشک و آه نبردم

بدون فاطمه سخت است زندگی که پس از او
برای آمدنِ روزِ مرگ، لحظه شمردم


#سیدمحمدجواد_شرافت

@raziolhossein
16:56
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم

خون تو می چکد از عمق شکاف سر تو
خون دل میخورد امشب به خدا دختر تو

گر چه با پارچه ای زخم سرت را بستم
می کند آب مرا سرخی پلک تر تو

تو نفس میکشی و من زنفس می افتم
حق بده جان بدهم پای همین بستر تو

چادر خاکی مادر به سر انداخته ام
که شده شمع وجودم همه خاکستر تو

استخوان درگلویت خار به چشمت مانده
از همان روز که افتاد زمین همسر تو

هیبت حیدری تو همه را می لرزاند
ولی حالا چه قدر زرد شده پیکر تو

جان من آه مکش که جگرم می سوزد
صحبتی کن به فدای سخن آخر تو

دم آخر به حسینت چه وصیت کردی؟
گفتی با گریه : فدای بدن پرپر تو

ماجرا چیست که اینگونه به من میگویی
دخترم چشم طمع هست برآن معجر تو

#محمدحسن_بیاتلو

@raziolhossein
16:56
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

گفتم به چاه ای دل شب محرم علی
امشب مباش منتظر مقدم علی

هر شب صدای غربت او بود و گوش تو
امشب توئی و زمزمۀ ماتم علی

مسجد خموش مانده و گلدسته ها غریب
محراب کوفه شسته شده از دم علی

یک لحظه تیغ آمد و یک دم تمام شد
عمر علی و درد علی و غم علی

یک عمر بود محرم دل ها ولی نبود
جز نخل های کوفه کسی همدم علی

کعبه به کوفه رو کن و حج وصال بین
محراب خون گرفته شده زمزم علی

هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت
عالم نیافت یک خبر از عالم علی

دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود
در التیام زخم درون، مرهم علی


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#بیست_و_یکم

كوفه امشب چه ساكت و سرد است
كوفه امشب چقدر پُر درد است

كوفه امشب نميرود در خواب
كوفه گرچه عجيب نامرد است

چشمهايِ يتيمها پُر خون
سر راهِ امير شبگرد است

كاسه ها خالي است از شير و
چهره از فرط گريه ها زرد است

آه مادر ، غريب، امشب عليست
نانِ ما را پدر نياورده ست

نذر دارم كه بي پدر نشوم
من يتيمم يتيم تر نشوم

پيرمردي كه ميرسد اينجا
مو سفيدي كه در دلِ شبها

روي دوشش هميشه زخمي بود
ردّي از بار ِ كيسه ي خرما

در كنار تنور نان ميپخت
خنده اش ميزُدود غمها را

جاي بازيِ ما به دامن او
پهلواني كه بود مركب ما

آه مادر بگو كجا رفته؟
آي بابا دلم گرفته بيا

چهره اش بين خانه ديدن داشت
حرفهاي دلش شنيدن داشت

گفت با ما كه طعنه ها نزنيد
دستِ رد بر من و خدا نزنيد

گريه ميكرد و زير لب ميگفت
كه نمك روي زخم ما نزنيد

روزگاري يتيم اگر ديديد
خنده بر داغدارها نزنيد

پيش چشمان دختري كوچك
سنگها را به نيزه ها نزنيد

سر ِ زنجير را به هر طرف نكشيد
عمه اش را به ناسزا نزنيد

از سر بامهايتان آن روز
شعله بر معجر حيا نزنيد

گر نوازش نميكنيد او را
چنگ از پشت، بي هوا نزنيد

خواهشي دارم اين دم آخر
طفل را زير دست و پا نزنيد

#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان

باز داغِ سینه بی اندازه شد
بارِ دیگر کُهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بامِ كوفه تار شد
باز دردی آشنا تكرار شد

گرچه شب بود و فلك در خواب بود
سینه‌هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصلِ زخم‌ها آغاز گشت
نیمه‌شب آرام دَربی باز گشت

می‌چکد خون از دلی افروخته
باز شد در مثل دربِ سوخته

رختِ مشكی را به تن پوشید و رفت
سنگِ غُسلی را حسن بوسید و رفت

گریه‌ای بر سینه خنجر میزند
باز هم عباس بر سر میزند

چشمِ زینب در قَفا مبهوت بود
بر سرِ دوشِ دو تَن تابـوت بـود

می‌كِشد آه از جگر از بی كسی
می‌رود تابوتی از دِلواپسی

روضه هایش مانده اما در گلو
می‌رود بابایِ زینب پیشِ رو

بسكه زد خود را ، نوایَش زخم شد
چشم‌ها و گونه‌هایش زخم شد

با دلی پُر خون و زار و آتشین
ناله زد بر شانه‌ی ام‌البنین

دردِ تشییعِ جنازه دیدنیست
رویِ سنگی خونِ تازه دیدنیست

#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمؤمنین‌_شهادت
زبان حال حضرت زینب سلام الله

در دلم آتشی از داغِ تو برپا شده است
بيشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لَخته‌خون بسته ببين چادرِ مادر امشب
قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شيرِ تو نوشيده به من ميخندد
يعنی ای كوفه نشين نوبتِ بابا شده است

باز يك گوشه حسن گرم زبان ميگيرد
باز اين خانه پُر از روضه‌یِ زهرا شده است

ديدم آن روز در آن كوچه‌یِ باريك چه شد
ديدم آن روز كه يك مُشت مُهَيّا شده است
 
وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد
آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است

#حسن_لطفی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت


شب وصل است و رسیده است ز ره دلدارش
"فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش"

شب گذشته‌است یتیمان علی جمع کنید
بستری را که گرفته‌است شفا بیمارش

بعد سی سال دعایش به اجابت برسید
جان برون آمده با ناله آتشبارش*

بی‌زبان خواست یکی محرم راز و، چو نیافت
در دل شب به دل چاه سپرد اسرارش

آخر این با که توان گفت که یک مرد غیور
نتوانست حمایت کند از دلدارش

عوض هر سخنی گفت بیا فضه بیا
کار من نیست... تو بگشای گره از کارش
.....

زیر لب زمزمه‌ای دارد اگر گوش کنید
چیست؟ نجوای دلی غمزده با غمخوارش:

آمدم کوفه نبینم دگر آن منزل را
که تو فریاد زدی بین در و دیوارش

حال با پای خودت آمده‌ای ای گل من
چه گلی؟!... لاله‌صفت داغ به دو رخسارش

دیده بر روی پیمبر به چه رو باز کنم؟
فاطمه بود امانت، من امانتدارش

اینک ای کوفه علی نیز امانت به تو داد
هان مبادا بکشانی به سر بازارش...



_____________

* نَفسِی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةٌ
یا لَیتَهَا خَرَجَت مَعَ الزَّفَرَاتِ‏

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
16:57
#مناجات



سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن
باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم
یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

بر در این خانه من بهر امیدی آمدم
پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

دست خالی آمدم، با دست خالی می روم
یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن

پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن
خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن

جان آقای خراسان، جان سلطان غریب
هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن

من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین
جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن

بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین
گریه کن های غم کرببلا را عفو کن

جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر
حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن

#وحید_محمدی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#بستر

دلت هوای اجل کرده نیمه جانی تو
در انتظار و هوایی آسمانی تو

بیا بگیر ز اسم خودت مدد ، برخیز
هنوز هم که هنوز است ، پهلوانی تو

امان ازین همه غربت به تازگی مَردم
شده است باورشان که نمازخوانی تو

چه قدر دل نگرانی برای قاتل خود
فدای این همه لطفت ، چه مهربانی تو

گرفته صبر مرا ، رنگ چهره زردت
بهار من چه شده زخمی ِ خزانی تو

دوباره فاطمه یا فاطمه است روی لبت
به یاد محسن و مادر چه بی امانی تو

سر شکسته نکرده است رو به قبله تو را
شهید روضه زهرای قد کمانی تو

شبیه مادرمان فاطمه دم رفتن
برای پیکر صد پاره روضه خوانی تو

امان از آن سر بر نیزه ، وای از گودال
امان ز کوفه و زینب ، اگر نمانی تو

#محمدحسین_رحیمیان

@raziolhossein
16:57
#امیرالمؤمنین‌_مدح

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر يعنى که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا يعنى که ما و قنبرش

در مقام آخريت بود ، ديدند اولش
در مقام اوليت بود ، ديدند آخرش

خاک را گل ميکند گل را خلائق ميکند
نيست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

با على يکتاپرستم, ورنه ميخواهم چکار
آن خدايى را که اين آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود
سائلی که دست خالى ميرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را ميدهد
با همان يک مرتبه بخشيدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت ميشود
واى اگر خورشيد را روزى براند از درش

مرتضى يعنى قسيم النار والجنة , ولى
هست معيارش در اين تقسيم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است
تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتي به خاك پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
.
.
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

#علی_اکبر_لطیفیان


*بیت از #جوادحیدری*

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم
وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم
دیگر خجل نباش تو از روی مادرم
فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

از پشت در دوباره تو را می زند صدا
تا که به دست تو بدهد محسن تو را

سی سال در نبودن مادر شکسته ای
پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای
در کوفه های درد مکرر شکسته ای
از مردم و نبودن باور شکسته ای

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر
این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود
یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود
یادت که هست محسن خود را ندیده بود
یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد
موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد
تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد
مرهم برای این دل پرپر بیاورد
تا خار را ز دیده ی تو در بیاورد

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده
حالا که استخوان زگلویت در آمده

بابا بگو به مادرم از غصه های من
از کوفه های بعد تو و ماجرای من
از بی حسین گشتن من از عزای من
از کوفه گردی من و از کربلای من

بابا بگو که زینب خود را دعا کند
بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد
گریه برای گودی یک قتلگاه کرد
پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد
نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

وشمر جالسٌ ... نفس مادرم گرفت
سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

#رحمان_نوازی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#بعدازشهادت

چيزي شبيه رايحه اي مي وزيد و رفت
شب ها به شانه، نان و رطب مي كشيد ورفت

افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار كوثر خود آرميد و رفت

زهرا همان علي و علي نيز فاطمه است
شكر خدا فراق به پايان رسيد و رفت ...

مردي كه شاهد صدمات مدينه بود
يك روز مرد ... و در سحري شد شهيد رفت

گرچه كنار بسترش از مردها پُر است
اما دريغ، محسن خود را نديد و ... رفت

غير از علي به عالم امكان مدار نيست
خلقت بدون اسم علي استوار نيست


#یاسر_حوتی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_مدح


نه در نجف، زیارت حیدر به من رسید
بر تخت عرش، دیدن داور به من رسید

تاج جلال، خلعت عزّت، شُکوه عشق
از فیض خاک‌بوسی این در به من رسید

در ازدحام آن همه زائر، عجیب بود
یک بوسه از ضریح مطهّر به من رسید

گر دیگران به حَبّه‌ی انگور سرخوشند
مستی ز حُبّ ساقی کوثر به من رسید

افسوس می‌خورم که چرا خاک می‌خورند
نهج البلاغه‌ها که مکرّر به من رسید

تنها نشد نصیب من از نام تو نمک
شکر خدا! ز عشق تو شکّر به من رسید

رحمت به شاعری که ز دریای شعر او
این بیت دل‌پسند چو گوهر به من رسید

《منّت خدای را که سخن‌های آب‌دار
صائب! ز فیض ساقی کوثر به من رسید》

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت


در بستر افتاده
تنهاترین تنها بدون یاور افتاده

پیش کبوترها
در کنج آشیانه بی بال و پر افتاده

آه از دل زینب
بار مصیبت روی دوش دختر افتاده

با گریه می شوید
خون لخته هایی را که روی معجر افتاده

شمشیر می داند
عمق شکافی را که در فرق سر افتاده

در کاسه های شیر
اشک یتیم شهر در پشت در،افتاده

آمد صدای `در”
انگار حیدر باز یاد همسر افتاده

یاد چهل نامرد
یاد گلی که بین دیوار و در افتاده

یاس نبی بود و
در چنگ شعله مثل یک نیلوفر افتاده

تقصیر مسمار است
زخمی که بین دنده های مادر افتاده

قنفذ،نزن نامرد...
بس کن،نمی بینی؟عبای حیدر افتاده

#بردیا_محمدی

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان

ای چشم ها به صورت مولا نظر کنید
جاری به زخم خود همه خون جگر کنید

زینب! حسن! حسین! علی چشم خویش بست
بر آن غریب، جامه ی ماتم به بر کنید

ریزید همچو اشک به خاک ای ستارگان
سخت است بی علی شب خود را سحر کنید

بیرون شهر کوفه در آن کوچه ی خموش
آن کودک خرابه نشین را خبر کنید

ای جنّ و انس و حور و ملک ای تمام خلق
تا روز حشر خاک یتیمی به سر کنید

شیر خدا نیاز ندارد دگر به شیر
اشک عزا روانه بر او از بصر کنید

امشب به جای آنکه بر او شیر آورید
خون جگر نثار، به زخم پدر کنید

از قصّه ی خرابه ی شام آورید یاد
یک شب گر از خرابه ی کوفه گذر کنید

هنگام شب جنازه ی او را چو می بَرید
در سینه داغ فاطمه را تازه تر کنید

ای ناله های نیمه شب هر شب علی
آتش شوید و بر جگر ما اثر کنید

از بس گناه کرده ام افتادم از نظر
ای خاندان وحی به «میثم» نظر کنید

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
16:57
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان


مسجد، خموش و شهر پر از اشک بی ‌صداست
‌ای چاه خون گرفته کوفه علی کجاست؟

ای نخل‌ها که سر به گریبان کشیده ‌اید
امشب شب غریبی و تنهایی شماست

دل‌ ها تمام،خیمه آتش گرفته ‌اند
صحرای کوفه شام غریبان کربلاست

امشب علی به باغ جنان پیش فاطمه است
اما دل شکسته او در خرابه‌ هاست

سجاده بی‌ امام و زمین‌ لاله ‌گون ز خون
مسجد غریب مانده و محراب،بی‌ دعاست

باید گلاب ریخت پس از دفن،روی قبر
امشب گلاب قبر علی اشک مجتباست

تو از برای خلق جهان سوختی علی!
اما هزار حیف که دنیا تو را نخواست

ای چاه کوفه اشک علی را چه می‌ کنی
دانی چقدر قیمت این در پر بهاست؟

باید به گریه گفت: علی حامی بشر
باید به خون نوشت: علی کشته خداست

هر لحظه در عزای علی تا قیام حشر
«میثم» هزار بار اگر جان دهد رواست

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
17:00
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
1280×865, 166.7 KB
.

دلم خونست و چشمانم پرآب است
تمام سینه ام از غم کباب است

ببین زینب به روی دست هایم
هنوزم رد سرخی طناب است

#محمدحسن_بیات_لو
17:00
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

دلم خونست و چشمانم پرآب است
تمام سینه ام از غم کباب است

ببین زینب به روی دست هایم
هنوزم رد سرخی طناب است

#محمدحسن_بیات_لو

@raziolhossein
17:01
#مناجات
#شبهای_قدر
#دوبیتی

گفتند به من بیا؛خدا می بخشد
امشب شب عفو است خطا می بخشد

ده مرتبه(بالحسین)گفتن ؛ یعنی
بی واسطه جُرم بنده را می بخشد

------------------------------------

دَرهم بِخَرَد یا که سوا عفو کند
جُز قاتل زهرا همه را عفو کند

یابن الحسن از خطای من چشم بپوش
باید تو ببخشی که خدا عفو کند

------------------------------------

بی حال شدم حال دعا میخواهم
باران برسان؛ خُدا هوا میخواهم

ای آبروی"مُحرّم"من ای "اشک"
امشب فقط‌‌از خدا تورا میخواهم

#محمد_قاسمي

@raziolhossein
17:01
#امیرالمومنین_شهادت


به خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را
شنیدم نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

نظر بر دیدۀ گریان مادر کردم و دیدم
که می شوید به اشک دیده زخم شوهر خود را

امامی مهربان بودی که کردی در شب قتلت
به آب و دانۀ مرغان سفارش دختر خود را

به یاد غربت مادر فتادم پای تابوتت
چو دیدم گریه های بی صدای خواهر خود را

ملاقات خدا رفتن عذار لاله گون خواهد
از آن شستی به خون، در سجده روی انور خود را

ز تو پوشید دائم روی سیلی خورده را مادر
تو هم امشب نشان او مده زخم سر خود را

به گلزار جنان محسن در آغوشت چو بنشیند
ببوس از جانب من روی تنها یاور خود را

تو پیشانی سپر کردی به شمشیر عدو، من هم
نهم با کام عطشان زیر خنجر حنجر خود را

بود در خاطرم زخم جبینت خاصه آن ساعت
که گیرم در بغل نعش علی اکبر خود را

غذای آخر تو شیر بود و یاد من آمد
که باید پیش تیر از شیر گیرم اصغر خود را

زبان طبع (میثم) را به محفل ها دُر افشان کن
که ریزد بر قدوم خاندانت گوهر خود را

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_مدح
#امیرالمومنین_شهادت


نديده غير خدا اول زمانش را
نرفته غير نبي اوج آسمانش را

سري نمانده كه از وصف او نرفته ز هوش
نمانده گوش كه نشنيده داستانش را

به خاك بوسي اين خانه دلخوشيم،از ما
خدا كند كه نگيرند آستانش را

به آن دهان كه متاعي به جز علي دارد
بگو كه تخته كند تا ابد دكانش را

پيمبران اولوالعزم شيعه اش هستند
چرا كه اجر عظيمي ست پيروانش را

اگر رسول نگويد علي ولي الله
خدا نمي شنود لحظه اي اذانش را

كسي كه در وسط كارزار پيغمبر
هزار مرتبه پس داده امتحانش را

كسي كه كَند در قلعه را به دست اما
به زور زانوي خود خرد كرد نانش را

نه استخوان گلويش،نه خار در چشمش
فراق يار جوانش بريد امانش را

به جز علي چه كسي نيمه شب تك و تنها
به دست خويش كفن كرده است جانش را

شكست پهلوي مادر،شكست فرق پدر
خدا به خير كند چوب خيزرانش را

#محسن_عرب_خالقی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


یک جهان داغ غریبی به دلم ریخته است
قامت حیدر کرار بهم ریخته است

داغ یک عمر غریبی قد او تا کرده
ضربه ی تیغ دگر کار خودش را کرده

ای که سی سال غم و خاطره مهمانت بود
استخوان در گلو و خار به چشمانت بود

ناله ات را به جز از چاه نفهمید کسی
جز مغیره به تو یک لحظه نخندید کسی

گرچه صبر من و صبر حسنت بسیار است
خنده ی قاتل تو داغ تر از مسمار است

""""
پسرانت همه دور و بر تو مدهوشند
چشم بر چشم تو دارند و سراپا گوشند

خوب در گوش حسینت دم و نجوا داری
صحبت از کرببلا و غم فردا داری

"""""""""

پسرم داغ عطش کرببلا می بینی
داغ هفتاد و دو سردار خدا می بینی

در دل معرکه ی سرخ تن اکبر را
اربأ اربا وسط دشت رها می بینی

تیر بی شرم سه شعبه،گلوی ناز علی
خنده ی حرمله در اوج بلا می بینی

کمرت می شکند از غم عباس،حسین
دست و مشک و علمش را که جدا می بینی

اخرین لحظه تو مجروح درون گودال
نیزه و سنگ و سنان چوب و عصا می بینی

ناگهان سینه ی بی تاب که سنگین گردید
شمر با خنجر کُندش...همه را می بینی

#حسن_کردی
@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


بغض کرده چشمهایم از نگاهت بیشتر
غربتت امشب شده هی سد راهم بیشتر

بوی مادر می دهد امشب تمام خانه ام
چادرم سجاده ام شال سیاهم بیشتر

می شود امشب بمانی پیش چشم دخترت
باشی از امشب پدر پشت وپناهم بیشتر

کوفه از اول سر ناسازگاری می زند
می شود آخر همین جا قتله گاهم بیشتر

راستی با بغچه ی مادر چه کاری داشتی
یا که من می ترسم و در اشتباهم بیشتر

بغض های مجتبی آخر بهم می ریزدم
اشک چشمان حسینت آه آهم بیشتر

#احمد_شاکری

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_مدح


چه گویم از کرم و بخشش و سخای علی
که هست حاتم طایی خودش گدای علی

پی شناخت حیدر مباش ای عالِم!
"علی شناس" کسی نیست جز خدای علی

قسم به حق ز خدا ما نمی شویم جدا
اگر چو گَرد بچسبیم بر عبای علی

منی که پای کسی کج نمی کنم گردن
همیشه خم شده ام تا کمر به پای علی

که گفته است که من آدمِ علی هستم؟
مرا بس است که باشم سگِ سرای علی

عدو! امید به اسلام خود نداشته باش
که نیست دین نبی هیچ! بی ولای علی

اگر نبود، "فلانی" هلاک میشد، هان!*
که بسته زندگیِ خصم هم به رایِ علی

به کفر میرسد آن دین که باورش بشود
علی جدای خدا و خدا جدای علی...

#حسین_نادری

*لولا علیّ لهلک عُمَر
@raziolhossein
17:02
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است
یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا
قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت
عمرم اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم
محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با
یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش
آقا که راضی از دل نوکر شود بس است

#محمدعلی_بیابانی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان


از على بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد
مسجد کوفه پُر از جمعیت و مولا نیامد

نخل هاى کوفه مى گریند و مى گویند با هم
آنکه بود از اشک چشمش ‍ آبیار ما نیامد

پیر نابیناى مسکینى چنین مى گفت امشب
اى خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم
آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد

دامن مادر گرفته گوشه ى ویرانه طفلى
گوید اى مادر بگو امشب چرا بابا نیامد

با صدای پای او لب های مامی گشته خندان
چشم ما گریان شد و از او صدای پا نیامد

چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم
رازدارِ در میان جامعه تنها نیامد

نام مولا گشته میثم شمع جمع درد مندان
گرچه شب بگذشت و آن ماه جهان آرا نیامد

رفته امشب جانب عُقبا که زهرا را ببیند
زین سبب آن شهریار کشور جان ها نیامد

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_مدح


مواجب می برد خورشید از انوار ایوانش
فلک نان می خورد از سفره احسان سلمانش

نرفته دست خالی از درش حتی یهودی هم
به هرکس می رسم نقلی است از لطف فراوانش

پناه آوردم از آتش به زیر سایه ی حیدر
که می بارد تمام لحظه های سال بارانش

کدامین حیدر کرار فرزند ابوطالب
که شان خاندانش گفته حق در آل عمرانش

شهنشاهی که ممسوس است در ذات الوهیت
نگیرم عیب بر قومی که می خوانند یزدانش

رسیدی تا به ایوان نجف تعظیم کن کانجا
به چشم خویش دیدم من خدا را ظل ایوانش

به روز حشر خندان است آن شاعر که مصراعی
به مدح شاه مردان مرتضی دارد به دیوانش

پناه آوردگان کشتی شاه شهیدانیم
همان کشتی که در دستان اصغر هست سکانش

#ابراهیم_روزبهانی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر
حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی‌سال
انگار شده چندبرابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه...
آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین
شرمنده نمانده‌ست ز همسر شب آخر

با اشک غریبانۀ خود گفت سخن‌ها
از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر

از کرب‌و‌بلا گفت و حکایات غریبش
از داغ برادر به برادر، شب آخر

گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا
پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


امشب ابوتراب نهان درتراب شد
گلهای اشک دیده ی زینب گلاب شد

مویی که شد سفید زهجران فاطمه
آخرزتیغ کینه به خونش خضاب شد

سی سال مرگ خود زخدا خواست بعداو
آخردعای هرشبه اش مستجاب شد

سی سال تا مغیره وقنفذ بکوچه دید
دیوار کوچه برسر حیدر خراب شد

سی سال طعنه از کس وناکس شنیدورفت
ماندم چرا سلام علی بی جواب شد

سی سال استخوان به گلو آب خوش نخورد
آتش گرفت چاه و دل سنگ آب شد

آتش گرفت ازشرر سینه ای که سوخت
سی سال شمع سوخته ای شد، مذاب شد

سی سال غم گذشت و بدست اجل ببین
باز از دو دست فاتح خیبر طناب شد

بعداز غریب کشتن تو وای کوفیان
بهر غریب کشتنشان فتح باب شد

رفت وخدا به داد دل زینبش رسد
سی سال بعد دخترش اینجا کباب شد

وقتی به کوفه دید سرنی سر حسین
آه ازدمی که وارد بزم شراب شد

این غم کجا بریم که درشهر تو علی
سی سال بعد خارجی زاده خطاب شد

خرما ونان تصدق طفلان تو دهند
آقا جواب خوبی ولطفت عتاب شد

کشتند هرچه داشت حسینت علی ببین
کل حساب بی کسی تو حساب شد

(ازآب هم مضایقه کردند کوفیان )
دریا به پیش دیده ی سقا سراب شد

ماندم دوباره آخراین شعرازچه رو
قافیه ختم ناله ی (بس کن رباب) شد


#علی_پاکدامن

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


دشمنان تو در این شهر زیادند علی
چقدر داغ به قلب تو نهادند علی

مزد خوبی تو را تا بدهند منتظرِ....
مقدم قافله‌ی زین العبادند علی

سنگ در دست گرفتند به زینب بزنند
مرد و زن بر در دروازه ستادند علی

آن یتیمان که تو نان شب‌شان می دادی
نان و خرما به یتیمان تو دادند علی

دختران تو که امروز عزیز شهرند
دست بسته به برِ ابن‌زیاد اند علی

این همه بهر شما کاسه شیر آوردند
جرعه ای آب به شش ماهه ندادند علی

#عبدالحسین

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان


عالم و آدم کند گریه برای علی
حیف که در خاک رفت قد رسای علی

نخل بوَد منتظر چاه بوَد بی‌قرار
حیف که خاموش شد صوت دعای علی

گریه کند صبح و شام اشک فشانَد مدام
تا که عدالت زند بوسه به پای علی

زندگی بی‌علی سخت‌تر از مردن است
کاش که ما می‌شدیم کشته به جای علی

دامن محرابِ خون گشته بر او قتلگاه
مسجد کوفه شده کرب و بلای علی

تیغ به دشمن دهد، بذل به قاتل کند
گر ببرد کودکی شیر برای علی

مسجدیان یک طرف جمله گشایید صف
تا که یتیمان نهند سر به سرای علی

پیر فقیری زند بر سر و بر سینه‌اش
طفل یتیمی شده نوحه سرای علی

بذل و عنایت ببین لطف و کرامت ببین
قسمت قاتل شده سهم غذای علی

می‌دمد از سنگ‌ها نالۀ «یا سیدی»
می‌چکد از نخل‌ها اشک عزای علی

ثروت هر کس همان مال و منالش بوَد
هستی «میثم» بوَد مهر و ولای علی

#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


دوباره پای غریبی به خانه ام واشد
دوباره اشک یتیمان کوفه دریا شد
دوباره بستری از غصه قسمت ما شد
دوباره خاطره ی تلخ کوچه احیا شد
میان بستر خون داشت دست و پا می زد
همیشه محسن و زهراش را صدا می زد

صدای ناله ی مادر به گوش می آمد
تمام غیرت زینب به جوش می آمد
چگونه خون سرش از گلوش می آمد
غم جدایی از این گفت و گوش می آمد
بمان دوباره عزیزم فقط پناهم باش
میان کوفه ی نامرد تکیه گاهم باش

بگو عزیز دل من مدینه یادت هست
هجوم و حمله و بن بست کینه یادت هست
مغیره بود و تو در این زمینه یادت هست
هجوم میخ در و زخم سینه یادت هست
بلند شو که دوباره دلم زمین نخورد
دوباره طعنه و لبخند آن و این نخورد

بلند شو پدرم بین خانه راه برو
بمان کنارم و با این بهانه راه برو
برا یتیم نوازی شبانه راه برو
دلم گرفته ز دست زمانه راه برو
بلند شو که حسن بین خانه دق نکند
دوباره از غم زخم زمانه دق نکند

بمان کنارم از این سیل آه می ترسم
میان کوفه تک و بی پناه می ترسم
من از غریبی و شهر گناه می ترسم
میان این همه زخم نگاه می ترسم
مخواه تا که اسیر شبی سیاه شوم
مخواه تا که در این شهر بی پناه شوم

خدا کند که تو باشی دلم تکان نخورد
دوباره زخم ز چشمان این و آن نخورد
هجوم غصه به دامان اهل مان نخورد
لب حسینت از این چوب خیزران نخورد
شنیدم از لب مادر ز روضه ی گودال
شنیدم از تن زخمی میان خون پامال

شنیده ام که حسینم غریب می ماند
تمام کرب و بلا بوی سیب می ماند
میان ناله ی غربت عجیب می ماند
برای من فقط امن یجیب می ماند
"سری به نیزه بلند است در برابر من
خدا کند که نباشد سر برادر من"


#احمد_شاکری

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


باز داغِ سینه بی اندازه شد
بارِ دیگر کُهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بامِ كوفه تار شد
باز دردی آشنا تكرار شد

گرچه شب بود و فلک در خواب بود
سینه‌هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصلِ زخم‌ها آغاز گشت
نیمه‌شب آرام دَربی باز گشت

میچکد خون از دلی افروخته
باز شد در مثلِ دربِ سوخته

رختِ مشكی را به تن پوشید و رفت
سنگِ غُسلی را حسن بوسید و رفت

گریه‌ای بر سینه خنجر میزند
باز هم عباس بر سر میزند

چشمِ زینب در قَفا مبهوت بود
بر سرِ دوشِ دو تَن تابوت بود

می‌كِشد آه از جگر از بی كسی
می‌رود تابوتی از دِلواپسی

روضه‌هایش مانده اما در گلو
می‌رود بابایِ زینب پیشِ رو

بسكه زد خود را ، نوایَش زخم شد
چشم‌ها و گونه‌هایش زخم شد

با دلی پُر خون و زار و آتشین
ناله زد بر شانه‌ی ام‌البنین

دردِ تشییعِ جنازه دیدنیست
رویِ سنگی خونِ تازه دیدنیست

#حسن_لطفی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_مدح



علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است

شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی

قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک

اشکباری که چو شمع بیدار
می‌فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

ناشناسی که به تاریکی شب
می‌برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب بُرقَع پوش
می‌کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سر جَلی
نشد افشا که علی بود علی

شاهبازی که به بال و پر راز
می‌کند در ابدیت پرواز

عشقبازی که هم آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه‌ی در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زینب‌اش دست به دامان که مرو

شال می‌بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می‌کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت مُنشَق

می‌زند پس لب او کاسه‌ی شیر
می‌کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست؟

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

در جهانی همه شور و همه شر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر

#شهریار

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


چه درهم کرده قاتل مصحف قرآن زینب را
به خانه برده اند از سوی مسجد جان زینب را

همه با چشم گریان می روند از خانه ی مولا
چه می فهمد کسی حال دل ویران زینب را

تمام دختران بابایی اند و خوب می فهمند
چگونه این غم عظمی شکست ارکان زینب را

دل بی رحمِ شهر کوفه بنگر خوب، شاهد باش
که این داغ و بلا هم کم نکرد ایمان زینب را

اگر خواهی ببینی روح زهرایی زینب را
ببین پای ولی، قربانیِ طفلان زینب را

الهی بگذرد این غصه و یک لحظه هم دیگر
نبیند شهر کوفه دیده ی گریان زینب را

الهی این برادرها همیشه محضرش باشند
کسی خاکی نبیند لحظه ای دامان زینب را

الهی تا نبیند آسمان کربلا بر نی
سرِ از تن جدای دلبر عطشان زینب را

#محمد_جواد_شیرازی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمومنین_شهادت


ای نخل آب خورده زچشم تر علی
دیشب تو بودی و نگه آخر علی

امشب بریز اشک که در خانۀ خدا
محراب شسته بخون سر علی

از زهر خند قاتل و نومیدی طبیب
پیداست شرح داغ دل دختر علی

امشب به خنده قاتل مولا گشوده لب
فردا به گریه جمع شود بستر علی

آئینه دار غربت زهراست زان سبب
باید شبانه دفن شود پیکر علی

مولا خموش و مسجد و محراب هم خموش
خیزد صدای یا علی از منبر علی

کو آن یتیم خسته که شب در خرابه بود
چون کودک عزیز علی در بر علی

ای چاه غم گرفته، تو هم بی علی شدی
محروم گشتی از دم جان پرور علی

این بود مزد آن همه مهر و وفا که گشت
گلگون زخون، جمال خدا منظر علی

میثم کسی به فرق علی تیغ زد که زد
سیلی به روی فاطمه در محضر علی


#غلامرضا_سازگار

@raziolhossein
17:02
#مناجات


در کوچه ی لیلاست که جان ها نمی ارزد
آزردگی از زخم زبان ها نمی ارزد
.
هم صحبت موسی شدی؛ هم دم چوپان
کی گفته مناجات شبان ها نمی ارزد
.
وقتی که نباشد دل تو با دل مهمان
تکریم و بفرما و بمان ها نمی ارزد
.
یا رب اگر این اشک سحر زود نبخشد
بی خوابی و این آه و فغان ها نمی ارزد
.
ما را ضرر این است که این بار بماند
درهم نخری سود و زیان ها نمی ارزد
.
در قحط خریدار چه کسبی چه متاعی؟
بی مشتری اجناس دکان ها نمی ارزد
.
باید که مرا کعبه به مقصود رساند
بی وصل که این سنگ نشان ها نمی ارزد
.
بخشید نگاهت همه را اول این ماه
پس دلهره ی دل نگران ها نمی ارزد
.
این چرب زبان بودن ما از سر عشق است
از ترس که این گونه بيان ها نمی ارزد
.
وقتی که جوارح همگی روزه نباشند
این بستن لب ها و دهان ها نمی ارزد
.
گر یاد محرم نکنم با لب تشنه
لب تشنگی این رمضان ها نمی ارزد
.
خوب است که همراه دعا روضه بخوانم
بی نام حسین اشک روان ها نمی ارزد
.
با روضه ی گودال دل فاطمه خون شد
وقتی که به همراه سری شمر برون شد.


#محمد_جواد_پرچمی

@raziolhossein
17:02
#امیرالمؤمنین_شهادت


دریا شدی و در غم دریا گریستی
هر شب به یاد ماتم زهرا گریستی

سی سال زندگی تو اینگونه طی شده
یا غصه خوردی از غم او یا گریستی

سی سال بعد فاطمه کم نیست یاعلی
سی سال بعد فاطمه تنها گریستی

نهج البلاغه شرح نمی خواست بیش از این
گفتی و گفتی آخرش اما گریستی

آن اشکهای ریخته در نجف شدند
آب روان شدند همه تا گریستی

بوسه زدی به دست علمدار کربلا
شاید که از خجالت سقا گریستی

مرهم نداشت طاقت زخم سر تو را
اما تو در مصیبت سرها گریستی

گفتی تمام واقعه ها را که عاقبت
زینب اسیر می شود_اینجا گریستی_

از گریه تو عرش خدا گریه می کند...


#حسین_صیامی

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد
وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه
حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

رفتی برای زینب تو خستگی ماند
دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

خونت نوشته گوشه محراب مسجد
این کوه طور عاشقی موسی ندارد

دنیا پدر جان تا خود روز قیامت
مانند تو گریه کن زهرا ندارد

رفتی و از این شهر بردی مهربانی
کوفه برای ماندن ما جا ندارد

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت
در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

فکری به حال روزگار دخترت کند
در روزهایی که حرم سقا ندارد

#محمد_حسین_رحیمیان

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام
نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام

می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود
خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی
غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام

میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت
تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام

من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ
سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام

بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند
نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام

بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم
تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام

دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم
تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام

خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما
آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام

گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است
کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام

من خودم معجر رسان دختران حیدرم
کور خواهد شد نخواهد دید دشمن، خواری ام

#جواد_حیدری

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد 
یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد 

دیشب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود 
امن یجیب ورد لبان زینبت بود 

دیشب ملائک هم گریبان می دریدند
فزت و رب الکعبه ات را می شنیدند 

بر دوش من بگذار بار محنتت را 
دیدم به چشم خود تمام غربتت را 

هر شب سراغ چاه رفتی گریه کردی 
یا بین کوچه راه رفتی گریه کردی 

میدانم از هجران مادر پیر گشتی 
اما مگر از زندگانی سیر گشتی؟

فکری به حال کاسه های شیر کردی ؟
فکری به حال کوفه ی دلگیر کردی؟

بابا مرو مانوس غم ها میشوم من 
با رفتنت تنهای تنها میشوم من 

رحمی کن آخر بر یتیمان پریشان 
جان حسن قدری تحمل کن پدرجان 

بادختر خود کمتر از این سربه سر کن 
از رفتنت بابا بیا صرف نظر کن 

با این وصیت ها نده دیگر عذابم 
جان حسین دیگر نکن خانه خرابم 

ام المصائب هستم و ام البکایم 
تو هم شبیه مادرم گفتی برایم 

بر روی چشم هستم هوادار حسینت 
هستم همیشه مونس و یار حسینت 

بابا خیالت جمع هستم تکیه گاهش 
هستم شریک درد و داغ و سوز و آهش 

دیگر نگو از خاطرات همسر خود 
از خلعت و بقچه نگو با دختر خود 

بس کن پدرجان چون دگر طاقت ندارم 
باشد-کفن در زیر پایت می گذارم 

حرف از کفن گفتی و دلشوره گرفتم 
از پیرهن گفتی و دلشوره گرفتم 

گفتی حسین و کربلا ای داد بی داد 
گفتی حسین و بوریا ای داد بی داد

بابا حسین من کفن دارد ندارد 
حتی کفن نه پیرهن دارد ندارد

#علیرضا_خاکساری

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


ای خدا داغ غم ام ابیها سخت است
بعد از او زندگی با مردم دنیا سخت است

آنقدر سخت گذشته است به من این سی سال
گر فتد مرگم از امروز به فردا سخت است

خون سر ریخت ولی خون دلم را چه کنم
با دل خون شده یک عمر مدارا سخت است

گر بپرسید از این موی سفیدم گویم
که تماشای کتک خودن زهرا سخت است

مرد باشی و ببینی که فتاده به زمین
همسرت در بر نامرد صفتها سخت است

دخترم را دمی از بستر من دور کنید
دیدن اشک غم زینب کبری سخت است

اوج این واقعه را دختر من میداند
دیدن خون به سر و صورت بابا سخت است

سر دختر به روی زانوی بابا چه خوش است
سر بابا بغل دخترش اما سخت است

دست بسته ز روی ناقه بیفتی به زمین
گم شوی نیمه شب در دل صحرا سخت است

#عبدالحسین_میرزایی

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


آن قدَر ضعف گرفته همه ی پیکر را
نتوانم که کنم باز دو چشم تر را

ای حسینم دم آخر بنشین در برمن
با تو خواهم که بگویم سخن آخر را

اهل کوفه به علی اکبر تو حسّاسند
قصدشان است بگیرند زتو اکبر را

سرمن هست به دامان تو امّا پسرم
تو روی خاک گذاری دم آخر سر را

می رسد بهر تماشای تو وقتی زینب
دورکن از وسط هلهله ها خواهر را

بال و پر کنده شوی بسمل من،مرکبها
می کشانند روی خاک،گل پرپر را

خواهی ار لطف الهی بشود شامل تو
شائقا بوسه بزن دست پدر مادر را

#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


ای زینبم نمانده رمق در تنم ولی
در کربلا کنار تن او چه می کنی

یک زخم را تحمل دیدن نداشتی
بینی به قتلگه بدن او چه می کنی

عمامه ام نشسته به خون،میروی ز حال
بینی اگر تو پیرهن او چه می کنی

لرزید دست و پای من از ضعف دخترم
در وقت دست و پا زدن او چه می کنی

اشکم برای غربت مظلوم کربلاست
هنگام زیرو رو شدن او چه می کنی

اینجا به حال من همگی گریه می کنید
خنده کنند بر سخن او چه می کنی


#محمود_اسدی_شائق

@raziolhossein
17:07
#امیرالمومنین_شهادت


آن شب غمش لرزه به ارکان فلک می زد
فزت و رب الکعبه آتش بر ملک می زد

کعبه شب میلادش از یک سو ترک برداشت
این بار انگار از هزاران سو ترک می زد

گویا برای زخم های کهنه اش می خواست
عمری اگر هر شب فقط لب بر نمک می زد

گویا برایش نخلها هم گریه می کردند
با چاه نخلستان اگر حرف از فدک می زد

بر قاتلان همسرش هر روز بر می خورد
آری خدا اینگونه صبرش را محک می زد

آری علی را در میان کوچه ها کشتند
روزی که قنفذ داشت زهرا را کتک می زد

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
ش
19:27
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت


به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد
نشسته دخترِ تو دادِ بیداد
چه سازم با دلِ خود وای ای وای
چه سازم با سرِ تو دادِ بیداد

یتیمی گفت  مادر مرکبم کو
فقیری گفت که شمعِ شبم کو
دوچشمانت چرا تار است امشب
مرا کشتی نگو که  زینبم کو

طبیب آمد سرش را هِی تکان داد
مرا دستِ بلایی بی امان داد
طبیب امشب چه در گوشِ حسن گفت؟
زمین خورد و کفنها را نشان داد

زمانِ سوختن‌ها مانده باقی
غمِ عریان بدنها مانده باقی
به من حق میدهی حالا بسوزم
دوتا از این کفنها مانده باقی

نگاهم را به این رفتن بدوزم
لباسِ مجلسِ شیون بدوزم
خیالم نیست راحت با حسینم
نشستم چند پیراهن بدوزم

مرا با دردهای کوفه مگذار
که با نامردهای کوفه مگذار
مرا حتی تو با شاگردهایم
و با ولگردهای کوفه مگذار

#حسن_لطفی

@raziolhossein
19:27
#امیرالمومنین_شهادت

چرا امشب به بستر جان نداری
ندارم هیچ باور... جان نداری
سَرَت برشانه‌ات می‌اُفتد ای وای
بمیرم مثلِ مادر جان نداری


بخوان روضه که خون شد حاصلِ تو
که خون می‌جوشد از درد و دلِ تو
شبیه قاتلانِ مادرم باز
به من خندید بابا  قاتلِ تو

بخوان روضه عصایش را شکستند
غرورِ مجتبایش را شکستند
بخوان ای سر شکسته نیم روزی
زدند و هفت جایش را شکستند

دو دستش رویِ سینه با ادب رفت
تو گفتی فاطمه با تاب و تب رفت
همینکه نامِ زهرا را شنید او
سرش پایین به سمت در عقب رفت

به او گفتی امانِ زینبم باش
بمان عباس  جانِ زینبم باش
اگر حتی به رویِ نیزه رفتی
به نیزه سایبانِ زینبم باش

کنارش باش کمتر غم ببیند
که با تو دردها را کم ببیند
سپردم بر تو؛ حتی سایه‌اش را
مبادا چشمِ نامحرم ببیند


دلم قرص است غم همسایه‌اش نیست
که عباسِ مرا همپایه‌اش نیست
مرا او سایبان می‌گردد اما
سرِ کج روی نیزه سایه‌اش نیست

مرا گفتی به شهپر می‌سپاری
به دستِ شش برادر می‌سپاری
ولی دست چه کس در شام و کوفه
مرا با چند دختر می‌سپاری


#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
19:51
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت


خوشحال از اینکه عاقبت حاجت روا می شد
با هر قدم برداشتن از غم رها می شد

دستش به دوش ماه و دوش آفتابش بود
این بار دوم بود محتاج عصا می شد

چه حاجتی بالاتر از دیدار زهرا داشت
آری چه توفیقی نصیب مرتضی می شد

دست یداللهی او هر وقت می لرزید
گویا ستون عرش اعلی جابجا می شد

لحظه به لحظه چشمهایش تار تر می دید
با خواب تازه چشمهایش آشنا می شد

تنها برای خاطر زینب نمی افتاد
مانند روز دفن زهرا بود تا می شد

خیلی سفارش کرد بر عباس زینب را
دِینی که مولا داشت بر گردن ادا می شد

مانند روز آخر زهرا وصیت کرد
از کربلا می گفت و حجره کربلا می شد

طفلان دعا کردند شاید او شفا گیرد
این بار اول بود در کوچه دعا می شد

مردی که تا دیشب به ناحق غرق تهمت بود
امشب میان کوچه ها بابا صدا می شد

از بسترش گویا شمیم یاس می آمد
هر چند دیر امشب ولی حاجت روا می شد

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
19:52
#امیرالمومنین_شهادت

گفته ام زینب ببوسد حنجرت را بی گمان
زیر خنجر بوسه خواهر به دردت می خورد

کربلا چون می روی با خود عبایم را ببر
وقت برگرداندن اکبر به دردت می خورد

بی سبب مادر به زینب کهنه پیراهن نداد
بی کفن ،پیراهن مادر به دردت می خورد

در رکوع عشق در گودال هم انفاق کن
پس نگین سرخ پیغمبر به دردت می خورد

زینبم همراه خود تو چند تا معجر ببر
در هجوم سنگها معجر به دردت می خورد

دخترم تو پا به پای من مریز اشک روان
روزگاری این دو چشم تر به دردت می خورد

#مهدی_محمدی

@raziolhossein
ش
20:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
622×1280, 49.1 KB
ای مرد فرشته بی حضورت میمرد
نام تو رسول بی وضو کی میبرد

آن تیغ که پیشانی ماه تو شکافت
ای کاش به فرق شیعیانت میخورد

#حیدر_توکلی

@raziolhossein
ش
21:17
شعر مذهبی رضیع الـحسین
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
640×640, 35.7 KB
درون دیده دارم خار از آن روز
شدم از زندگی بیزار از آن روز

حسن جان، مُردم و با من نگفتی
چرا شد چشم مادر، تار از آن روز؟!


#واعلیاه
.
21:17
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی

درون دیده دارم خار از آن روز
شدم از زندگی بیزار از آن روز

حسن جان، مُردم و با من نگفتی
چرا شد چشم مادر، تار از آن روز؟!


#واعلیاه
@raziolhossein
27 May 2019
ش
07:31
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


ای رهنمای گم شدگان! اِهْدِنَا الصِّراط
وی نور چشم راهروان! اِهْدِنَا الصِّراط

در دوزخ هوا و هوس مانده‌ایم زار
گم کرده‌ایم راه جنان اِهْدِنَا الصِّراط

بگذشت عمر در لَعَب و لهو و بی‌خودی
شاید تدارکی بتوان اِهْدِنَا الصِّراط

ره دور و وقت دیر و شب تار و صد خطر
مرکب ضعیف و جاده نهان اِهْدِنَا الصِّراط...

رفتند اهل دل همه با کاروان جان
ما مانده‌ایم بی‌دل و جان اِهْدِنَا الصِّراط

گم گشت «فیض» و راه به جایی نمی‌برد
ای رهنمای گمشدگان اِهْدِنَا الصِّراط


#فیض_کاشانی

@raziolhossein1
07:32
#مناجات


خيز، اى بندۀ محروم و گنهکار! بيا
يک شب اى خفتۀ غفلت‌زده! بيدار بيا

بس شب و روز که در زير لَحَد خواهى خفت
دَم غنيمت بشمار امشب و بيدار بيا

شب فيض است و درِ توبه و رحمت باز است
خيز، اى عبد پشيمان و خطاکار بيا

پردۀ شب که بُوَد آيت ستّارىِ من
دور از ديدۀ مردم، به شب تار بيا

اين تويى، بندۀ آلوده و شرمندۀ من
اين منم، خالق بخشندۀ ستّار، بيا

مگشا دست نيازت به عطاى دگران
دل به من بسته و بگسسته ز اغيار بيا

فرصت از دست مده، مى‌گذرد اين لحظات
منشين غافل و بى‌حاصل و بی‌کار، بيا


#حبیب_الله_چایچیان

@raziolhossein
07:34
#مناجات

حمد سزاوارِ آن خدای توانا
کآمده حمدش ورای مُدرِک دانا

موجد و از نسبت وجود، مقدّس
کائن و از وصف کائنات مبرّا...

نقطۀ هستی فناست پیش وجودش
نکتۀ إلّا به نزد مرتَبتش لا...

طَیرِ خِرَد کی پرد به ساحت عزّش؟
عقل بسوزد اگر گذر کند آن‌جا

زآن متعالی بُوَد که در احدیّت
خلق ثنایش کنند واحد و یکتا...

خلق چه تسبیح او کنند چه تنزیه
هست صفاتش ز هر دو اشرف و اعلا...

رحمت عامش فزون ز عالم توصیف
نعمت خاصش برون ز عرصۀ إحصا...

جلوۀ حق است کز نهایت اشراق
در همه اشیا بروز کرده به اسما...

گر بگشایی درون قطرۀ قلزم
ور بشکافی بطونِ ذرۀ خارا

قطره، درونش بحور نامتناهی‌ست
ذره، بطونش شموس لایتناها

عقل در آیات قدرتش متحیر
همچو در آثار شمس دیدۀ حربا

پرتوی از علم اوست عالم ایجاد
آیتی از فعل اوست نشئۀ انشا

علم بسیطش، بساط کون و مکان را
باغ نظر آفریده بهر تماشا...

بی‌قلم و لوح نقش لوح و قلم کرد
بی‌مدد خلق، خلق عرش معلّا

شمس و قمر را در این رواق مطبّق
چهرۀ تابنده داد و طلعت رخشا...

وه که چه نیکو کشیده کلک بدیعش
نقش معانی به لوح صورت زیبا...

خلق چه دانند کآسمان و زمین را
قدرت یزدان چگونه داشته برپا

در پسِ این پرده حکمت است که یزدان
ساخت جهان را ورای فکرت دانا

زآن‌که خدای اجل لِأجلِ عبادت
روز نخست آفرید آدم و حوا...

شرط عبودیّت آن‌که در ره معبود
محو شود عبد را وجود، سراپا

عقل و دل و روح و جسم و دیده و سمعش
مات شود در صفات خالق یکتا

بنده همان بِهْ که عجز خویش بداند
پا ننهد از مقام عجز به بالا...

بهر عبودیّت آمد از عدم آدم
قدرت دادار از او مدار تمنّا...

وحی به موسی شد از خدای، که خود را
آینه کن در مقام بندگی ما

پاک کن از لوح دل کدورت اغیار
روی به دیوار ما کن آینه‌آسا

انسان باید وجودش آینه گردد
تا که در او گردد آفتاب، هویدا

آینه خود، عین آفتاب نباشد
گر چه بُوَد زآفتاب حاکی و گویا


@raziolhossein
07:36
#مناجات

یا ازلیَّ الظُّهور، یا ابدیَّ الخفا
نورُک فوقَ النَّظر، حُسنُکَ فوقَ الثَّنا

نور تو بینش‌گداز، حسن تو دانش‌گسل
فکر تو اندیشه‌کاه، کُنه تو حیرت‌فزا

بر درت اندیشه را شحنۀ غیرت زند
لطمۀ حیرت به روی، سیلی جهل از قفا

شاهد عرفان توست از همه کس بی‌نیاز
گو همه دل‌ها بسوز، گو همه جان‌ها برآ

نکتۀ توحید تو آن‌چه پسند آیدت
عقل نگیرد فرو، کشف نیابد فرا

علم تو آن‌جا که شد پرده‌نشین بُطون
نیست مطالب درست، نیست دلایل رسا

دانش و بینش به هم، یک به یک آمیخته
ابجد عشق تو را هست نخستین هجا

سطر بقا را تویی اول و آخر ولی
اولِ بی‌ابتدا، آخرِ بی‌انتها

خواسته عدلت به نور نظم جهان وجود
داده به خورشید و مه ملک صباح و مسا

هر گلی از گلشنت یافته رنگی دگر
خندۀ گل زعفران، گریۀ خونین حنا

پیش بزرگی تو خُرد، بزرگان همه
چرخ به راه تو خاک، شاه به کویت گدا

ما همه امّیدوار، جود تو امّیدبخش
ما همه حاجت‌طلب، لطف تو حاجت‌روا

از همه آزاده‌ام تا به توام پای‌بند
وز همه بیگانه‌ام تا به توام آشنا

دور فکن از دلم وز دل من دور به
هرچه نه‌شوق و شعف،هرچه نه‌عشق و ولا

صید محبت منم، آرزویم بس همین
کز خَم فتراک شوق باز نگردم رها

گر ز تو آید غمی بر دل غم‌پرورم
موی به مویم کشد زمزمۀ مرحبا

در شب تاریک غم کرده به درماندگی
خاک‌نشینان جُرم بر کرمت اتّکا

آن‌که تو افراختی بر سر اقبال او
چتر سعادت کشد سایۀ بال هما

داشت سلیمان به خود نام تو نقش نگین
ورنه چه بندد پری آصِفِ بِن برخیا

ای که به هر جا ظهور کرده به نام دگر
هم عربی را اله، هم عجمی را خدا

سجده به هر سو برم، قبله تویی غیر نه
کعبۀ بطحا یکی‌ست با حرم ایلیا

گم‌ره کوی تو را حرف جبین: قَدْ هَلَک
سالک راه تو را نقش نگین: قَدْ نَجَی

نام مسلمانی‌ام از وَرَقت دور باد
تن به حرم معتکف، دل به صنم مبتلا

عاجز و درمانده‌ام، بر دل من می‌کند
نفس ستم بر ستم، حرص جفا بر جفا

بر دل افسرده‌ام حیف که کردم چنین
مشعل قدّوسیان کشتۀ باد هوا

برمن و برحال من وای کزاین نفس‌شوم
می‌رودم ناروا، می‌سزدم ناسزا

داعیۀ این و آن از دل من دور کن
نیست جز این ملتمس،نیست جز این‌مدَّعا

مفتقرم مفتقر، برده به تو افتقار
ملتجی‌ام ملتجی، کرده به تو التجا

تا مگر از نور تو بدر شوم بر سپهر
می‌طلبم از جهان همچو هلال انزوا

تشنۀ فیض توام ابر عنایت ببار
دجلۀ بغداد کن بادیۀ کربلا

از تو کتابی به ماست علم نبوت در او
فاتحۀ آن صفی، خاتمه‌اش مصطفی

جنبش پرگار صنع شد ز ازل تا ابد
زین دو فراهم رسید دایرۀ انبیا

نور تو پست و بلند کرده احاطت همه
خواه به کوه اُحد، خواه به غار حرا

خرمن اصحاب شید چون نشود سوخته
برق‌زنان ذوالفقار در کمر مرتضی

از نظر ما گذشت وز بصر ما نهفت
بس‌که بلندی گرفت کوکبۀ اصطفا

خاتمۀ کار من هم به هدایت رسان
چون تو خود آموختی فاتحۀ إهدنا

بر سر آنم دگر کز سر بیچارگی
ناله‌کنان درد دل ختم کنم بر دعا

من که و حرف دعا کز ادبم دور باد
علمُک فی کلِّ حال مُشتَملٌ حسبُنا

#فیض_کاشانی

@raziolhossein
07:38
#مناجات

دو دستم خالي، از خون ديده‌ام پر
به سويت آمدم دلخون‌تر از حر
گنه‌کار آمده «يا غافرَ الذَنب»
پشيمان آمده «يا کاشفَ الضُّر»

#یوسف_رحیمی

@raziolhossein
07:40
#مناجات

از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ یا الله!
شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ یا الله!
گفتند "پذیرایی" و مهمان داری
من پشت درم؛ اَاَدخلُ یا الله!

#جواد_هاشمی_تربت

@raziolhossein
07:46
#امام_زمان_مناجات_شب_قدر

دوباره اشك غم از گونه‌ام سرازير است
امام حيِّ من! احياي بي تو دلگير است

دوباره ليلۀ قدر آمد و گمان دارم
مقدّر است نيايي؛ فراق تقدير است

كسي ورق نزند خاطرات هجران را
كتاب بي كسي‌ام بي نياز تفسير است

مبين كه دست تمنّا به آسمان دارم
هنوز پاي دل من به خاك، زنجير است

گرسنه آمده‌ام پاي سفرۀ سحرت
كه ديده و دلم از شام بي‌كسي سير است

رواست تا كه فدايت كنم جواني را
ز فرط معصيت افسوس كه دلم پير است

براي اين شب جمعه مرا به كوفه ببر
چرا كه كرب و بلا در نجف زمين‌گير است

دليل مرگ علي نيست ضربۀ شمير
چرا كه قاتل مولا غلاف شمشير است

#محمد_علی_بیابانی

@raziolhossein
ش
08:50
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_بیست_و_یکم
#دوبیتی

به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد
نشسته دخترِ تو دادِ بیداد
چه سازم با دلِ خود وای ای وای
چه سازم با سرِ تو دادِ بیداد

یتیمی گفت  مادر مرکبم کو
فقیری گفت که شمعِ شبم کو
دوچشمانت چرا تار است امشب
مرا کشتی نگو که  زینبم کو

طبیب آمد سرش را هِی تکان داد
مرا دستِ بلایی بی امان داد
طبیب امشب چه در گوشِ حسن گفت؟
زمین خورد و کفنها را نشان داد

زمانِ سوختن‌ها مانده باقی
غمِ عریان بدنها مانده باقی
به من حق میدهی حالا بسوزم
دوتا از این کفنها مانده باقی

نگاهم را به این رفتن بدوزم
لباسِ مجلسِ شیون بدوزم
خیالم نیست راحت با حسینم
نشستم چند پیراهن بدوزم

مرا با دردهای کوفه مگذار
که با نامردهای کوفه مگذار
مرا حتی تو با شاگردهایم
و با ولگردهای کوفه مگذار

#حسن_لطفی

@raziolhossein
08:51
#امیرالمومنین_شهادت
#شب_بیست_و_یکم
#دوبیتی

چرا امشب به بستر جان نداری
ندارم هیچ باور... جان نداری
سَرَت برشانه‌ات می‌اُفتد ای وای
بمیرم مثلِ مادر جان نداری


بخوان روضه که خون شد حاصلِ تو
که خون می‌جوشد از درد و دلِ تو
شبیه قاتلانِ مادرم باز
به من خندید بابا  قاتلِ تو

بخوان روضه عصایش را شکستند
غرورِ مجتبایش را شکستند
بخوان ای سر شکسته نیم روزی
زدند و هفت جایش را شکستند

دو دستش رویِ سینه با ادب رفت
تو گفتی فاطمه با تاب و تب رفت
همینکه نامِ زهرا را شنید او
سرش پایین به سمت در عقب رفت

به او گفتی امانِ زینبم باش
بمان عباس  جانِ زینبم باش
اگر حتی به رویِ نیزه رفتی
به نیزه سایبانِ زینبم باش

کنارش باش کمتر غم ببیند
که با تو دردها را کم ببیند
سپردم بر تو؛ حتی سایه‌اش را
مبادا چشمِ نامحرم ببیند

دلم خون است همپایه ندارد
بجز عباس همسایه ندارد
مرا او سایبان می‌گردد اما
سرِ بشکسته که سایه ندارد

مرا گفتی به شهپر می‌سپاری
به دستِ شش برادر می‌سپاری
ولی دست چه کس در شام و کوفه
مرا با چند دختر می‌سپاری

#حسن_لطفی

@raziolhossein
ش
11:15
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#حضرت_علی_شهادت

اینقدر در بَرم ای دختر من گریه نکن
با پدر حرف بزن جای سخن گریه نکن

نوحه میخوانی و بر سینه و سر میکوبی
زینبم، نوحه بخوان ، سینه بزن ، گریه نکن

دست حق باد نگهدار برادرهایت
تا حسین است و ابالفضل و حسن گریه نکن

صبر کن واقعه کرب و بلا در پیش است
گریه بر بی کفنان کن به کفن گریه نکن

گرچه ابروی مرا تیغ جدا کرد ز هم
سر دوتا هست ولی هست بدن گریه نکن

گرچه پاتا به سرم غرقه به خون می بینی
ولی صدپاره نگردید بدن گریه نکن

#حیدر_‌توکلی

@raziolhossein
ش
17:43
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#شام_غریبان

خانه با رفتنت این بار به هم ریخته است
شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است
 
پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو
سحر و روزه و افطار به هم ریخته است
 
هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش:
دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است
 
بستر خالی تو گوشۀ این خانه پدر
علتی شد که پرستار به هم ریخته است
 
بودنت مایه آرامش و آسایش بود
حال با رفتن تو کار به هم ریخته است
 
حَسَن غم‌زده را بیشتر از زخم سرت
قصۀ سینه و مسمار به هم ریخته است...
 
حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین
چون که با گفتنش هر بار به هم ریخته است...
 
صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی
از همان لحظه علمدار به هم ریخته است...
 
گفته‌ای کوفه می‌آرند مرا طوری که
همۀ کوچه و بازار به هم ریخته است...


#مهدی_نظری

@raziolhossein
17:48
#امیرالمومنین_شهادت


تنها دلت نبود كه شوق شفا نداشت
حتي طبيب هم به شفايت رضا نداشت

حق ميدهم كه ديده بدوزي به راه مرگ
دنياي بعد فاطمه ديگر صفا نداشت

باباي مهربان تمام يتيم ها
بعد از تو سفره هاي يتيمان غذا نداشت

زخم سرت اگر كه دوا داشت باز هم
زخم عميق قلب تو هرگز دوا نداشت

طوري فراق فاطمه قد تو را شكست
سي سال خونجگر شدنت هم صدا نداشت

همراه تو فقط حسنينند اي غريب
بي شك مدينه غربت دفن تو را نداشت

كوفه پس از تو باز هم اهل وفا نشد
هرچند اين ديار از اول وفا نداشت

با بغض بر حسين تو شمشير مي زدند
حتي براي بوسه اي آن جسم جا نداشت

#محمد_علي_بياباني

@raziolhossein
28 May 2019
ش
16:45
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#مناجات


بر عفو بی‌حسابت این نکته‌ام گواه است
گفتی که یأس از من بالاترین گناه است

من غرق در گناهم مسکین و رو سیاهم
تنها تویی پناهم «لا تَقنَطُوا» گواه است

هرگز نمی‌پسندی در بر رویم ببندی
آخر کجا گریزد عبدی که بی‌پناه است

در دیده اشک سُرخم بر چهره رنگ زردم
مویم شده سفید و پرونده‌ام سیاه است

بازآمدم به سویت برگشته‌ام به کویت
این بندۀ فراری محتاج یک نگاه است

من عهد خود شکستم من راه خویش بستم
ور نه به جانب تو هر سو هزار راه است

یک جمله با تو گفتن ذکر هزار سال است
یک لحظه بی‌تو بودن یک‌عمر اشتباه است

یک یا اِلهی اَلْعَفو جبرانِ جُرمِ یک عمر
یک شام قدر با تو بِهْ از هزار ماه است

#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
16:56
#امام_حسین_مناجات

.
شُهرتِ ماست، مُحبّانِ اباعبدالله
ریزه خواریم سَرِ خوانِ اباعبدالله
.
نظرِ فاطمه از روزِ اَزَل بر ما بود
نامِ ما بوده به دیوانِ اباعبدالله
.
اشکِ ما از کَرمِ زینبِ او تامین است
تا که هستیم پریشانِ اباعبدالله
.
"یاعَلی" گفتم و دیدم که علی گفت؛ "حُسین"
پدرش رفته به قربانِ اباعبدالله
.
قَلمِ عَفو کِشیدند به پَرونده ی ما
تا نِشَستیم به اِیوانِ اباعبدالله
.
دینِ ما را نَبی آوَرد و حُسین اِبقاء کرد
زیر دِینیم و مسلمانِ اباعبدالله

مادرم لُقمه ی نانی که سَرِ سُفره گذاشت
همه خوردیم به اِحسانِ اباعبدالله
.
جُرعه آبِ خُنَکی خوردم و گُفتَم با اَشک
به فَدای لَبِ عَطشانِ اباعبدالله
.
رفته بودم سَرِ بازار لِباسی بِخَرَم
یادم آمَد تَنِ عُریانِ اباعبدالله
.
عِلَّتِ سوختنِ چوب دَر آتش این است؛
چوبها خورده به دَندانِ اباعبدالله
.
آه از شامِ غریبان، که به صَحرا اُفتاد
شُعله بَر دامَنِ طِفلانِ اباعبدالله
.
#رضا_رسول_زاده

@raziolhossein
16:58
#امیرالمومنین_شهادت


خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند
به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند 

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند 

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند

#سید_حجت_بحرالعلومی

@raziolhossein
ش
17:54
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امام_زمان_مناجات
#شبهای_قدر
#دوبیتی

جز با تو امید مغفرت ممکن نیست
وز غیر تو کسب معرفت ممکن نیست

گفتند که عافیت بخواهم شب قدر
جز با 《فرج》 تو عافیت ممکن نیست

#علیرضا_قاسمی

@raziolhossein
17:56
#امیرالمومنین_شهادت


ای نخل‌های کوفه! امام شما چه شد؟
آن اشک و شور و گریه و حال و دعا چه شد؟

محراب کوفه! سرخی دامان تو ز چیست؟
سجادۀ علی! علی مرتضی چه شد؟

هم صحبت غریب تو ای چاه کوفه کو؟
فریادهای آن دل درد آشنا چه شد؟

ای صحنه‌های بدر و احد کو امیرتان؟
ای ذوالفقار، بازوی شیرخدا چه شد؟

ای کوچه‌های شهر مدینه خبر دهید
صاحب عزای حضرت خیرالنسا چه شد؟

ای کودک یتیم که خالی است سفره‌ات
آورد آنکه بهر تو هر شب غذا چه شد؟

ای بام کوفه بانگ اذان علی کجاست؟
آن صوت دلنشین و صدای رسا چه شد؟

پیر مریض! یار غریبی که نیمه شب
می‌ریخت در دهان تو هر شب دوا چه شد؟

ای کوفه آن امیر غریبی که سال‌ها
دیده است از رعیتش آزارها چه شد؟

"میثم" بخوان ز سوز جگر روضۀ علی
با ما بگو به آن شه ارض و سما چه شد؟


#غلامرضاسازگار

@raziolhossein
17:57
#امیرالمومنین_شهادت


بیابان نجف را غم گرفته 
درآنجا فاطمه ماتم گرفته

کجابردند علی را مخفیانه 
غریبانه غریبانه شبانه

یتیمان نیمه شب بابا کجارفت 
برمرد جهان تنها کجارفت

دوباره داغ زینب گشته تازه 
که شب از خانه شدبیرون جنازه

چگونه تا قیامت دل بخندد
که زینب گرید وقاتل بخندد

بشررا رهنما حق را ولی کو 
بپرسید از حسن قبر علی کو

نه تنها دل هوای تربتت کرد
کفن خون گریه بهر غربتت کرد

@raziolhossein
ش
18:39
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#شبهای_قدر
#دوبیتی

بیا از آفتاب امشب بخوانیم
بیا از آب آب امشب بخوانیم

پَرِ قنداقه را باهم بگیریم
بیا "بس کن رباب" امشب بخوانیم

#حسن_لطفی

@raziolhossein
18:39
#مناجات
#شبهای_قدر

دل خود را زفروغ تو ضیا بخشیدم
سینه ی خویش زیاد تو جلا بخشیدم

بنده ای راکه پُراز غفلت وعصیان گشته
می شود باز بگویی که بیا بخشیدم

گفتی ای بنده که درسایه ی قرآن منی
شب احیا ست تو را حال بُکا بخشیدم

گریه کردم من و با زمزمه ی یا الله
به گلستان دل خویش صفا بخشیدم

به محمّد به محمّددل من می لرزید
درد خودرا به همین نام دوا بخشیدم

به حق فاطمه برسوره ی قدر و شب قدر
که زقدرش به دلم قدروبها بخشیدم

درجواب به علیٍ به علیٍ به علی
کاش گویی که گناهان تو را بخشیدم

تاکه گفتم به درخانه ی تو بالحسنٍ
مژده آمد که تو را صبرو رضا بخشیدم

به همان ذبح عظیمی که به مقتل می گفت
هرچه را داشته در راه خدا بخشیدم

به تو گفتم به حسین ٍ به حسینٍ ،گفتی
من تو را تذکره ی کرب وبلا بخشیدم

به علی بن حسینت شب احیا تو بگو
که تو را حال مناجات ودعا بخشیدم

وسط حال شب قدر رسیدم به بقیع
دل به منظومه ای از شمس ضحی بخشیدم

کاظمینی شدم و درحرم دوگل یاس
ازهمان باغ به دل عطر وفا بخشیدم

به رئوفی که بود مظهرتسلیم و رضا
مژده بفرست تو را من به رضا بخشیدم

به علی بن محمّد به حسن بن علی
که بگو توشه برایت به جزا بخشیدم

به حق حجت موعود تو را می خوانم
شب عفو است بگو من همه را بخشیدم

کاش از عرش «وفایی» برسد آوایی
من شمارا همه بی چون وچرا بخشیدم

#سید_هاشم_وفایی

@raziolhossein
29 May 2019
ش
23:16
شعر مذهبی رضیع الـحسین
#امیرالمومنین_شهادت
#دوبیتی
#هزاروچهارصدمین سال شهادت حضرت امیر صلوات‌الله‌علیه

حلقه است زمین و او نگین است هنوز
صد چشم زمان، سوی زمین است هنوز

زآن فاجعه گر چه چارده قرن گذشت
‌والله! علی خانه‌نشین است هنوز

#علی_انسانی

@raziolhossein
23:16
Photo
Not included, change data exporting settings to download.
595×431, 19.0 KB
23:16
#امیرالمؤمنین‌_مدح

وا نشد جبریل اگر سمت نجف بال و پرش
بهتر آنکه بر زمین جاری شود خاکسترش

خوش به حال آن کبوتر بچه ای که تا سحر
میپرد از صحن ایوانش به صحن دیگرش

داستان سنگ و زر يعنى که ما و فضه اش
قصه شاه و گدا يعنى که ما و قنبرش

در مقام آخريت بود ، ديدند اولش
در مقام اوليت بود ، ديدند آخرش

خاک را گل ميکند گل را خلائق ميکند
نيست هرکه خلق مولا خاک عالم برسرش

با على يکتاپرستم, ورنه ميخواهم چکار
آن خدايى را که اين آقا نباشد مظهرش

آرزوى مرگ کردن چاره ى کارش بود
سائلی که دست خالى ميرود از محضرش

چهارده قرن است دارد رزق ما را ميدهد
با همان يک مرتبه بخشيدن انگشترش

آه...ظلمت آه...ظلمت آه..ظلمت ميشود
واى اگر خورشيد را روزى براند از درش

مرتضى يعنى قسيم النار والجنة , ولى
هست معيارش در اين تقسيم حب همسرش

تازه کعبه آبرویی یافت و قیمت گرفت
همچنانی که صدف قیمت گرفت از گوهرش

از در کعبه نرفت و بر در کعبه نرفت
چونکه باید بعد ازین کعبه بیاید بر درش

خاک یا خاکسترش کن مصحفی را که درآن
آیه ی"الیوم اکملت"نباشد محورش

*مبعث ختم رسل ترویج حب حیدر است
تا دهد نشر ولایت حق کند پیغمبرش*

به خودش كه جای خود ، حتي به خاك پاش هم
هر کسی شک میکند شک میکنم به مادرش

کور دلها احمقند ، احمق چه میفهمد علی
جان احمد بود که خوابید بین بسترش
.
.
جز علی و فاطمه دیگر ندیده روزگار
اینقدر شرمنده باشد همسری از همسرش

#علی_اکبر_لطیفیان


*بیت از #جوادحیدری*

@raziolhossein
23:16
#مناجات



سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کن
باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم
یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

بر در این خانه من بهر امیدی آمدم
پس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن

دست خالی آمدم، با دست خالی می روم
یا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کن

پیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کن
خوب و بد، در هم بخر، ای یار، ما را عفو کن

جان آقای خراسان، جان سلطان غریب
هم وطن های علی، موسی الرضا را عفو کن

من گنهکار و تویی غفار، یا رب الحسین
جان اربابم بیا این بنده ها را عفو کن

بوده ام این روزها مصداق فابک للحسین
گریه کن های غم کرببلا را عفو کن

جان آن که دست و پا می زد به زیر تیغ و تیر
حُرّ توبه کرده ی بی ادعا را عفو کن

#وحید_محمدی

@raziolhossein
23:19
#امیرالمومنین


به کوی رحمتِ حیدر مقیم یعنی ما
گدای شاه نجف از قدیم یعنی ما

فقیر محض شدن اوج لذت دل ماست
کریم... اوست، فقیر کریم یعنی ما

تمام خاک نجف، نعمت است سرتاسر
همیشه سائلِ دارُالنّعیم یعنی ما

نوای یاعلی و یا عظیم یعنی او
دخیلِ یا علی و یا عظیم یعنی ما

دل شکسته‌ی ما تا که ظرف مِهر علیست
خطاب آیه ی "قلبٍ سَلیم" یعنی ما(۱)

علی است شاه عظیمی که مانده در بستر
سیاه پوشِ به پشت حریم یعنی ما

از آن زمان که شکستند فرقِ حیدر را
دل شکسته و قلب دو نیم یعنی ما

ازین به بعد نجویید خنده ی ما را
شبیه کودک کوفه یتیم یعنی ما

#محمد_جواد_شیرازی


۱. یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۸ و ۸۹ شعراء)

@raziolhossein
23:21
#امیرالمومنین_مدح


اگر چه مدح تو پیچیده در معانی نیست
ولی سرودن تو شان هر زبانی نیست

تمام خلق خدا ریزه خوار خوان تواند
ولی هنوز سر سفره ی تو نانی نیست

عجیب نیست که غیر از بلا به تو نرسید
زمین که بستر مردان آسمانی نیست

هزار و یک شب اگر لیله المبیت شوند
کسی بجز تو محیای جان فشانی نیست

به این سوال فقط ((عَمر))می دهد پاسخ
که وقت معرکه غیر از تو پهلوانی نیست

هر آن طرف که تو باشی ((فثم وجه الله))
که جز مسیر تو سمت خدا نشانی نیست

به ((من یمت یرنی)) تو دلخوشم زیرا
که پاسخ ((ارنی)) غیر ((لن ترانی)) نیست

#مجتبی_خرسندی

@raziolhossein