۱۴بند ترکیب بند
مدح حضرت ابولؤلؤ علیه السلام
همین که می کنم مدح تو را آغاز یا فیروز
قلم در دفترم برپا کند اعجاز یا فیروز
به دور گنبد تو دل کند پرواز یا فیروز
به روی من شود درب حریمت باز یا فیروز
کسی که زائرت گردد بهشتش می شود
تضمین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
فراز قلّه ی غیرت، عَلَم داری ابولؤلؤ
حریمت بسته و در دل حرم داری ابولؤلؤ
میان ما که نامی محترم داری ابولؤلؤ
تو شادی بخش مولایی، چه غم داری ابولؤلؤ
شدی با کار خود بر قلب زهرا و علی تسکین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
تو در جنّات کاشان،کعبه ی اهل تبرّایی
به کوری دو چشم اهل سنت،نور دلهایی
همیشه میزبان زائران عرش اعلایی
ضریحت در میان انبیا گشته تماشایی
ملائک، دور تا دور ضریحت روز و شب مسکین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
چه گویم از مقامت؟ ای دلیل ذلّت اعداء
به ضرب خنجرت، رفته به دوزخ قاتل زهرا
به عزم خود نشاندی خنده بر روی لب مولا
به پا کردی همیشه محفل شادی میان ما
میان فرشیان و عرشیان شد غیرتت تحسین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
تو رفتی یک تنه در بین اعداء، کودتا کردی
عمر را در میان هیزم دوزخ رها کردی
تو با هر ضربت خود خدمت ِآل عبا کردی
و این گونه تو زخم قلب زهرا را دوا کردی
تو از سوی خدا و اهل بیت او شدی تعیین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
تویی بنیانگذار فرحة الزّهرا، هزاران سال
تو در ماه ربیعی، شیعیان را احسن الاحوال
به لطف کشتن ثانی،تو داری بهترین اقبال
شده با خنجرت، عُمْر ِعُمَر خصم علی ابطال
برائت را تو آوردی میان سنت و آئین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
اگر که خنجرت بوده دو سر،بر تو شده زیور
تولّا یک سرش بوده تبرّا یک سر دیگر
زمان ضربه ها خواندی: منم یک نوکر حیدر
مجازاتت کنم اینجا به جرم کشتن مادر
به دستت پاک شد از روزگار آن لکّه ی ننگین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
همین که ماجرای قتل محسن را شنیدی تو
به عشق مرتضی از جان شیرینت بُریدی تو
زدی شش ضربه و شش دانگ قلب ما خریدی تو
وَ عکس گنبدت بر روی قلب ما کشیدی تو
ندای اِنْتَقِم را چون شنیدی، گفته ای آمین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
زمانی که عمر را کشتی و تحقیر شد شیطان
تو را حیدر به آغوشش گرفته با لب خندان
شدی با گوشه ای اعجاز حیدر ساکن کاشان
وَ بعد از آن شدی تو افتخار مردم ایران
لیاقت داشتی، تقدیر تو شد این چنین شیرین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
اگر که نیست بوسه بر ضریح صحن تو مقدور
اگر که جای خادم هست در درگاه تو مأمور
شده کارم طواف مرقد تو با دلی پر شور
توسّل میکنم، امّید دارم، با توأم محشور
شود مسرور با طوف حریمت هر دل غمگین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
بزودی با ظهور منتقم، صحن تو وا گردد
ضریحت بوسه گاه شیعیان مرتضی گردد
به دست حضرت روح الامین صحنت طلا گردد
حضور حضرت مهدی حریمت باصفا گردد
شود با امر حضرت ، گنبد زیبای تو زرّین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
زدی شش ضربه پس باید ضریح تو شود شش گوش
وَ عکس خنجرت هر گوشه ای ما را کند مدهوش
زمان فرحة الزّهرا شود صحن تو قرمزپوش
شود با ذکر ِلعنت بر عمر، دیوار آن منقوش
شود با پرچم قرمز، نمای گنبدت آذین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
چه زیبا می شود در مرقدت بزم عمرسوزان
تمام عرشیان هستند در صحن تو در کاشان
بخواند بر فراز منبر تو خطبه؛ مهدی جان
در این شور ملائک حضرت زهرا شود مهمان
شود گسترده پیش پای ما یک سفره ی رنگین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
دعا کن حضرت فیروز، برگردد امام ما
میان یاورانش از کرم بنویس نام ما
شود هیزم بیار معرکه، پُست و مقام ما
و این گونه شود بزم عمرسوزان به کام ما
شده ذکرم: به کلّ دشمنانت لعنت و نفرین
سلام الله علیک یا ابولؤلؤ شجاع الدین
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
https://t.me/abdolmohsen158